پرش به


مطالب دارای بیشترین رای


#502706 سلاح هجومی مصاف

ارسال شده توسط Salem در 20 اكتبر 2016 - 11:07

بسم الله الرحمن الرحیم
 

سلاح مصاف / MASAF

DSC_0035.JPG

 

 

با سلام خدمت تمامی اساتید و دوستان میلیتاریست 
توی نمایشگاه ایپاس 2016 ، سلاح کاربین جدیدی رونمایی شد توسط غرفه ی وزارت دفاع که نظر من رو به شدت به خودش جلب کرد و به محض دیدنش تنها چیزی که به ذهنم اومد اسم و تصویر HK 416 بود.

با توجه به صحبت هایی طولانی که با سر طراح سلاح داشتیم ، خوشبختانه این امکان برای تیم میلیتاری فراهم شد تا از نزدیک به صورت دقیق نگاهی به اسلحه بندازیم.
نکات خوبی در مورد سلاح توسط طراح عزیز و بسیار با سواد مصاف بیان شد که در ادامه به همراه تصاویر و نظر شخصی خودم در اختیار شما دوستان قرار میدم.

 

 

پلتفرم

thumb_DSC_0057_28229.JPG

اسلحه ی مصاف بر اساس پلتفرم AR و کالیبر 45*5.56 طراحی شده

پلتفرم AR به دلیل طراحی اصولی و ارگونومیک کاربری بسیار راحتی رو برای سربازان  به ارمغان میاره ، اما به دلیل ضعف ذاتی خودش یعنی بقاع پذیری پایین و ضعف در مقابل عوامل خارجی و استفاده از سیستم فشار مستقیم گاز ( تزریق مستقیم گاز به درون رسیور و کثیف کاری بیش از حد ) از این نظر نتیجه ی خوبی رو از خودش در شرایط عملی و جنگی به نمایش نگذاشت. در سلاح تک 224 این ویژگی منفی شناسایی شد و با توجه به تجارب کمپانی آلمانی HK در استفاده از پیستون کورس کوتاه در پلتفرم AR و کاربردی بودن این سیستم در شرایط مختلف که اکثر ضعف های وارده به این پلتفرم رو جبران کرده ، تیم طراحی مصاف نیز به این نتیجه رسید تا از سیستم مشابه در سلاح مصاف استفاده کنه ، در نتیجه این سلاح بر پایه مکانیزم پیستون کورس کوتاه گاز طراحی و ساخته شد . البته پیستون نمونه ایرانی تفاوت هایی در ظاهر با نمونه ی آلمانی داره.

رسیور پایینی سلاح بدون تغییر نسبت به نمونه ی قبلی خودش ( تک 224 ) در سلاح مصاف نیز مورد استفاده قرار گرفته که شامل ناظم برگه ی آتش سه وظعیتی ( ضامن ، تک تیر ، رگبار ) و forward assist ای با شکل و شمال اولیه و همچنین گارد ماشه ی صاف هست اما رسیور بالایی در قسمت ریل همانند HK 416 دچار افزایش ارتفاع شده.

همچنین یکی از ویژگی های خیلی خوب این سلاح استفاده از گلنگدن ambidextrous ( قابل استفاده توسط هر دو دست ) هست که عمل مسلح کردن رو خیلی راحت تر کرده.

 

سایت نشانه روی 

thumb_DSC_0059.JPG

سلاح از سایت نشانه روی جداشونده/تاشونده استفاده می کنه که به نظر کیفیت مناسبی داشت و در صورت وارد شدن ضربات جزئی ، دقت خودش رو از دست نمیداد.
 

قنداق

thumb_mSf.png

مصاف از یک قنداق تلسکوپی با ظاهر شبیه به قنداق سلاح M4 بهرمند هست که متاسفانه در این نمونه قسمت پلیمری به خوبی به تیوب چفت نشده بود و اصطلاحا لق میزد اما با این حال از وزن کم و راحتی خیلی بالایی برخوردار بود. 

همچنین قنداق از یک cheek riser ( بالشتک قابل تنظیم برای گونه ) برخوردار بود که به صورت دستی به قنداق پیچ شده بود .
با توجه به صحبت هایی که با طراح داشتیم ، نمونه ی مورد استفاده ی ما بیشتر برای نشان دادن در نمایشگاه در نظر گرفته شده بود و قبل از این تست هایی رو پشت سر گذاشته بود که به همین دلیل قنداق ظاهر خسته ای داشت ... و این اطمینانُ داد که در نمونه های دیگه قنداق دارای چنین ضعف هایی نیست.

 

قبضه

thumb_qbDh.png

 

مشخصا مصاف از قبضه ی استاندارد و با ظاهری شبیه به قبضه ی M16/M4 با تغییرات بسیار جزئی به دلیل تولید داخل بودن استفاده می کنه که طبق تجربه ی شخصی خوش دستی رو برای سلاح فراهم کرده ، البته این نکته رو ذکر کنم که در مواقعی که سلاح رو با یک دست میگرفتم قسمت آخر گارد ماشه که با قبضه در تماس هست هست کمی انگشتم رو اذیت می کرد ... البته ممکنه به خاطر اشتباه شخصی خودم در قبضه کردن قبضه بوده باشه !
 

خشاب 

thumb_DSC_0063.JPG

 

استفاده از خشاب استاندارد استانگ در مصاف که متاسفانه بقاپذیری پایینی داره ...  نمونه ی ایرانی هم کمی متفاوت هست در قطعات که میتونین مشاهده کنین

تستی هم که در ریلیز خشاب انجام دادم متاسفانه خشاب دچار رها سازی آزاد نشد ! کاری که براش طراحی شده
یعنی با فشار دادن ضامن بدونی دخالت دست دوم خشاب از رسیور خارج شه و به زمین بیوفته 

دلیلی هم که طراح آوردن نو بودن خشاب بود که به گفته ی ایشون سطح اصطحکاک رو افزایش میداد که بنده قبول ندارم این حرفُ ... کما این که خشاب های مورد استفاده توسط ارتش آمریکا یا مردم هم علی رقم نو بودن قابلیت رها سازی آزاد رو دارن ، پس این موضوع بر میگرده به کیفیت خشاب یا تنگ بودن رسیور

 

خشاب مربوط به مصاف 

thumb_photo_2016-10-20_22-07-17.jpgthumb_photo_2016-10-20_22-07-09.jpg

خشاب های مربوط به کشور ها و کمپانی های خارجی

thumb_P1100930-1024x684.jpg thumb_5-e1366078702964.jpg thumb_IMG_0094_copy.jpg

 

 

روپوش لوله

thumb_DSC_0062.JPG thumb_DSC_0065.JPG

 

بالاخره در ایران شاهد طراحی کاملا کاربردی و استاندارد روپوش بودیم 

روپوش آلمینیومی با کیفیت این سلاح که از سیستم quad rail بهره میبره قابلیت شخصی سازی فراوانی داره و کاربر میتونه با جدا سازی ریل های ساعت 3 و 9 ( چپ و راست ) اونا رو به دلخواه در نقاط مختلف روپوش که در نظر گرفته شده متصل کنه .همچنین روپوش طوری طراحی شده تا کاملا با ریل رسیور بالایی سلاح مچ بشه و یک ریل سراسری رو برای سلاح به ارمغان بیاره ... این روپوش به وسیله ی دو پیچ به barrel nut متصل و در جای خودش قرص و محکم میشه ...

 

لوله

thumb_DSC_0061.JPG

 

لوله ی سلاح از نوع hammer forged کروم اندود بوده و استاندارد Mil-Spec را دارا می باشد ( قند توی دلم آب شد  :mrgreen: ) ، طول لوله 14.5 اینچه که در دهانه ی خودش پذیرای یک شعله پوش نوع vortex هست ، همچنین لوله قابلیت نصب انواع و اقسام muzzle device ها رو دارا میباشه و مشکلی از بابت استفاده از شعله پوش ، ترمز دهانه و... نداره

طبق صحبت ها ، تا تست 8000 گلوله رو این لوله پشت سر گذاشته و همچنان دقت مناسب خودش رو حفظ کرده ( شخصا اعتقاد دارم تا 10000 شلیک رو با کمی افت دقت و باز شدن گروپ پشت سر بزاره کاملا کیفیت راضی کننده ای رو دارا هست )
لازم به ذکر هست طول لوله ی مختلف برای سلاح در نظر گرفته شده و لوله به راحتی قابل تعویض هست ...
barrel nut ایی که ( پیچ چفت کننده ی لوله ) براش در نظر گرفتن این قابلیت رو داره که خیلی سریع لوله رو از بدنه جدا کنه و اونقدری محکم بسته بشه که به راحتی باز یا شل نشه
در ضمن نوعی دیگه از لوله هم برای این اسلحه در نظر گرفته شده که از نوع شیار دار هست و سطح تماس لوله با هوا رو افزایش میده و قابلیت خنک شوندگی بالاتری داره  
در مجموع سلاح از لوله با ویژگی های خوبی بهرمند هست

 

thumb_photo_2016-10-20_22-07-40.jpg thumb_photo_2016-10-20_22-07-29.jpg

 

 

باز بست کردن و مشاهده ی درون سلاح ( متاسفانه هیچ فیلم و عکسی از این قسمت گرفته نشده )
در همون حالی که طراح سلاح داشتن توضیحاتی رو بیان می کرد کمی دچار کنجکاوی شدم و اسلحه رو باز کردم تا قطعات داخلیُ بررسی کنم ، به راحتی با فشار دادن پین از سمت چپ میتونین اونُ از سمت راست خارج کنین تا سلاح باز شه
بولت کریِر و بولت اصلی هیچگونه خوردگی یا دفرمگی ای نداشتن و فقط دچار کمی رنگ پریدگی به دلیل سایش شدن که کاملا طبیعیه . همچنین بولت کریر دچار تغییر برای پذیرفتن پیستون کورس کوتاه شده بود .
سیستم چکاننده و چکش یا چخماق هم ظاهر خوبی داشت ، جان لوله کاملا سالم بود اما کثیف 

کنجکاوی من به همینجا خلاصه نشد و بعد از بستن سلاح ، به سراغ باز کردن پیستون هم رفتم ، پیستون به راحتی با فشار دادن ضامن و چرخاندن ساعت گرد از جای خودش در میاد و میتونین اونُ تمیز یا در صورت نیاز تعویض کنین 
 

صحبت آخر
اسلحه ی مصاف واقعا کار تمیزی بود توسط وزارت دفاع ، جا داره از سر طراح و تیمش کمال تشکر و قدر دانی رو به عمل بیاریم و خسته نباشید بگیم بهشون  :rose: 
جوابگوی تمامی نیاز های یک نیروی ویژه هست ، و قابلیت تبدیل شدن به یک سلاح سازمانی برای کل نیروهای مسلح رو داره 
طبق گفته ی سر طراح ، در حال توسعه دادن کالیبر 51*7.62 برای این سلاح مثل HK 417 هستن که ان شاء الله تا سال دیگه کارش تموم میشه 
ستاد کل نیرو های مسلح اعلام نیاز کرده بود برای همچین سلاحی و به احتمال خیلی زیاد طی بازه ی زمانی 10 ساله قراره کاملا جایگزین بشه 

 

فیلم مربوط به اولین کار کردنم با اسلحه

 

http://www.aparat.com/v/bAXaf

 

ویدیو کامل تر در مورد عملکرد سلاح 

 

http://www.aparat.com/v/3TEjK

 

 

تصاویر بیشتر و ویدیو کامل در پست بعدی قرار داده میشه

 

این تاپیک به صورت اختصاصی برای میلیتاری می باشد

نویسنده : محمد سالم اسرمی

تیم بازدید کننده : Salem , Senaps , VenomSnake , 7mmt , yazdan1 , Stuka , shahabe3 , siavash75 , reza_2250


  • 156


#447134 مارهای سمی شبه جزیره (بررسی نیروی زمینی عربستان)

ارسال شده توسط mehran55 در 10 آوریل 2015 - 12:25

بنام خداوند بخشنده مهربان

 

normal_Saudi_Arabian_Army.jpg

 

همونطور که دوستان و یاران عزیز مطلع هستند، پیش از این و به اتفاق هم،  تجهیزات و تسلیحات " نیروی هوائی عراق " و " نیروی دریائی پاکستان " را مرور کردیم.

 

با توجه به عنایت و استقبال دوستان از اون دو تاپیک تصمیم گرفتم تا این بار و در قالب این تاپیک به اتفاق دوستان نگاهی گذرا بیاندازیم  به ساختار، تجهیزات و سلاح های مورد استفاده در " نیروی زمینی عربستان سعودی "

 

مقدمه :

این روزها و پس از سپری شدن چند هفته از آغاز تهاجم ارتش سعودی به خاک یمن، احتمال تهدید و حمله زمینی سعودی ها به کشور یمن، همچنان بعنوان یکی از گزینه های محتمل این درگیری مطرح می شود.

به همین دلیل پس از مشورت با دوستان، تصمیم گرفتم تا توان زمینی ارتش سعودی را به دوستان عزیز معرفی کنم. شاید که این شناخت در ترسیم بهتر صحنه نبردهای آینده خاورمیانه راهگشا باشد.

 

آشنائی مختصری با نیروی زمینی سعودی:

normal_Royal_Saudi_Land_Force_Logo.png

یکی از مهمترین بخش های حفظ حاکمیت عربستان سعودی ،  نیروی زمینی سلطنتی عربستان نامیده می شود که شاخه ای از نیروهای مسلح این کشور می باشد. بر طبق برآورد کارشناسان ؛ کل نیروهای فعال در این بخش از ارتش سعودی،  تقریبا 75 هزار نفر تخمین زده می شوند.

 

 

ساختار ارتش سعودی:

normal_Saudi_Arabia_soldiers_army_002.jp

 

نیروی زمینی سعودی ها، عموما توسط تفنگداران دریائی ایالات متحده آموزش می بینند.

هسته مرکزی و قدرتمند ارتش سعودی؛ متشکل از 3 تیپ زرهی، 5 تیپ پیاده مکانیزه، 3 تیپ مکانیزه سبک اسلحه (این اصطلاح رو از جناب MR9 ارجمند قرض گرفتم  :winking: ) و یک تیپ هوابرد می باشد.

این ارتش همچنین دارای پنج گردان مستقل توپخانه است.

اگر چه یگان های پرنده (هوانیروز- پهپاد) و موشکی و ... دارای ساختاری مستقل هستند؛ ولی کاملا هماهنگ با این نیرو عمل میکنند.

البته اینها مستقل از گارد ملی و گارد سلطنتی سعودی می باشند که در مواقع بحران می توانند به کمک این نیرو بیایند.

 

توضیحات بیشتر و کامل تر رو به تدریج و توی تاپیک خدمت دوستان عرض میکنم.

 

و بعنوان حسن ختام این بخش تصاویر بخشی از تسلیحات مورد استفاده ارتش عربستان ؛

در ادامه سلاح های این ارتش بطور کاملتری به دوستان عزیز معرفی میشوند.

normal_Steyr_AUG_A3.jpg

normal_browning_m2.jpg

normal_FGM-148_Javelin.JPEG

normal_M1_Abrams.jpeg

normal_Tpz_Fuchs_01.jpg

normal_mo-120-rt-f1.jpg

normal_m270_mlrs~0.jpg

normal_Ah-64.jpg

normal_scout_kit2.jpg

normal_DF-3-IRBM-TEL-Elevated-2S.jpg

 

ادامه دارد ...

 

------------

پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند.

پ.ن 2 : در بخش بعدی به معرفی تعدادی از سلاح های سبک مورد استفاده در ارتش سعودی میپردازیم.

 

 

------------------------------

ترجمه و گردآوری : مهران 55

مالکیت معنوی : بازنشر مطالب این تاپیک فقط با ذکر Military.ir به عنوان منبع مجاز است.

منابع : ویکیپدیا ، میلیتاری و ...


  • 155


#367379 وقتی بمب اتمی تست کردیم ...

ارسال شده توسط Commandant در 24 فوریه 2014 - 10:57

تصویر


از زمان ترینیتی (اولین انفجار اتمی توسط بشر ، 1945) حدود دو هزار تست هسته ای صورت گرفته است . بیشتر این تست ها در دهه های 60 و 70 میلادی انجام شد. زمانی که این تکنولوژی نوپا بود ، تعداد تست ها خیلی زیاد و گاهی اوقات شگفت انگیز بود ، این تست ها منجر به توسعه ی سلاح های جدید تر و مهلک تر شد . از اوایل دهه ی 90 میلادی ، تلاش هایی برای محدود کردن تست های اتمی صورت گرفت که منجر به ایجاد یک ضرب العجل توسط ایالات متحده و یک پیمان ممنوعیت تست اتمی توسط سازمان ملل متحد گردید. در نتیجه ، اگرچه تست ها متوقف نشدند ولی تعدادشان بسیار کاهش یافت.

به تدریج سوالاتی مطرح می شود ، که چه کسی این مهندسین کارکشته و باتجربه که نزدیک سن بازنشستگی هستند را کنترل خواهد کرد ؟

در این جا تصاویری از نقاط عطف تست های اتمی و تست های معروف در 30 سال آغازین این دانش گرد آوری شده است .


تصویر


آزمایشی که در 25 ماه می 1953 توسط ارتش امریکا در صحرای نوادا انجام شد. یک توپ اتوماتیک M65 با کالیبر 280 م م گلوله ای اتمی به فاصله ی 10 کیلومتری شلیک کرد که در ارتفاع حدودا 170 متری از سطح زمین یک انفجار به قدرت 15 کیلو نیوتن شکل گرفت .


تصویر


سیم کشی محفظه ی بمب ترینیتی . در زمانی که این عکس گرفته شد دستگاه در حال آماده شدن برای انفجار بود ، انفجاری که در شانزدهم جولای 1945 رخ داد.

تصویر


نیمرخی از رابرت اوپنهایمر ، در حالی که نظاره گر آخرین مونتاژ گجت های ترینیتی در محل انفجار بود .


تصویر


جامبو ، محفظه ی 200 تنی فولادی که برای بازیافت ترینیتی طراحی و ساخته شد تا در صورتی که فرایند زنجیره ای کامل نشد و انفجار صورت نگرفت ، پلوتونیوم ریکاوری شده و در محیط پخش نشود. اما در نهایت از جامبو استفاده نشد ، بلکه آن را در محل انفجار (Ground Zero) به عنوان شاهدی بر انفجار قرار دادند تا اثر انفجار را بر آن مشاهده کنند .

تصویر


کره ی آتشین ناشی از انفجار ترینیتی در لحظه ی 25 صدم ثانیه پس از انفجار

تصویر


عکسی دور تر ، از انفجار ترینیتی ، پس از چند ثانیه

تصویر


اولین قارچ آتشین اتمی دنیا ، 9 ثانیه پس از انفجار ترینیتی

تصویر


پنجمین انفجار اتمی دنیا ، بعد از دو تست و دو بمبی که بر روی ناگازاکی و هیروشیما انداخته شد ، 25 جولای 1946 ، شاهدین در طی عملیات تقاطع بیکر (Crossroads Baker) ناظر انفجاری در جزیره آتول هستند


تصویر


ستون عظیمی از آب دریا به آسمان برخاسته است . اولین انفجار اتمی در زیر دریا ، ساحل آتول ، 25 جولای 1946

تصویر


قارچ عظیمی از ابر برخاسته از جزیره ی مارشال ، در پی یک تست اتمی . نقاط سیاه کشتی هایی هستند که در نزدیکی محل انفجار قرار داده شدند تا اثر انفجار اتمی بر روی یک ناوگان دریایی بررسی شود.


تصویر


16 نوامبر 1952 ، یک بمب افکن B-36H یک بمب اتمی با قدرت 500 کیلوتن را بر قسمت شمالی جزیره ی رونیت رها می کند ، بخشی از عملیات پیچک .

تصویر


عملیات گلخانه ، بهار 1951 ، انفجار 4 بمب اتمی ، 225 کیلوتن


تصویر


1952 ، عکس یک میلی ثانیه بعد از شروع انفجار اتمی ، بمب در ارتفاع 300 فوتی از سطح زمین قرار داشت

تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


عملیات آستانه ی در ، تست شبیه سازی اثر انفجار بر خانه ها و اقامتگاه ها ، 15 مارس 1953
خانه ی شاهد در یک و نیم مایلی محفظه ی انفجار که در 170 متری سطح زمین منفجر شد قرار داشت

تصویر


30 آگوست 1957 ، انفجار یک بالون حاوی بمب اتم در ارتفاع 250 متری از سطح زمین ، صحرای نوادا


تصویر


انفجار بمب هیدروژنی ، 20 می 1956

تصویر


برافروختگی حاصل یونیزاسیون ابرآتشین ، عملیات دیابلو

تصویر


نور حاصل از انفجار سرجنگی اتمی یک موشک هوا به هوا که همانند خورشید در آسمان می درخشد ، 7:30 صبح 19 جولای 1957 ، پایگاه هوایی اسپرینگ ، 30 مایلی محل انفجار ، یک هواپیمای اسکورپیون از همان نوعی که موشک را شلیک کرده در تصویر دیده می شود

تصویر


تصویر


ناظرین ناتو ، انفجار بولتزمن ، 28 می 1957

تصویر


سقوط بالون نیروی دریایی ایالات متحده در پنج مایلی نقطه ی انفجار بر اثر موج حاصله از انفجار بمب اتمی ، 7 آگوست 1957 ، بالون فاقد سرنشین بود و برای بررسی آثار انفجار استفاده شده بود

تصویر


ناظرین در حال مشاهده ی تست اتمسفری یک بمب اتمی حرارتی در اقیانوس آرام طی عملیات هاردترک ، 1958

تصویر


نمایی از تست آرکانزاس ، بخشی از عملیات دومینیک ، شامل یک سری بیش از 100 انفجار اتمی در نوادا که در سال 1962 صورت گرفت

تصویر


تست آزتک ، انفجاری دیگر از عملیات دومینیک


تصویر


تست یسو (yeso) ، یکی دیگر از انفجار های عملیات دومینیک



تصویر


انفجار بمب 400 کیلوتنی در اتمسفر ، ارتفاع 30 کیلومتری اقیانوس آرام ، اکتبر 1962


تصویر


حفره ی حاصله از انفجار یک بمب 100 کیلوتنی در عمق 210 متری صحرای آلوویوم ، باعث پرتاب شدن 12 میلیون تن خاک و سنگ به هوا شد ، حفره 110 متر عمق و 450 متر قطر دارد ، 6 جولای 1962

تصویر


تصویر


تست های اتمی فرانسه در Mururoa ، 1971

تصویر


شهر بازمانده ، ساخته شده در 5 کیلومتری محل انفجار یک بمب 29 کیلوتنی ، تست سیب 2 ، 1955

http://cdn.theatlant...14_00530011.gif


خانه ای که در 1200 متری نقطه ی انفجار قرار داشت ، 2.3 ثانیه بعد از انفجار ، 17 مارچ 1953


مترجم : آرمان مجدی (Commandant)

تمامی حقوق متعلق به وبسایت میلیتاری می باشد ، هر گونه کپی برداری بدون ذکر نام منبع ممنوع

copyright@Military.ir


  • 147


#303630 ذوالفقار 3 نسل جدید : بررسی احتمالات و قطعیات

ارسال شده توسط Goebbels در 11 مارس 2013 - 01:35

یکی دیگر از مهمات قابل استفاده در تانک ذوالفقار گلوله شدیدالانفجار ترکش شونده مدل 30F22 است . این گلوله از 3.4 کیلوگرم خرج انفجاری از نوع تی ان تی برخوردار بوده و با سرعت خروج از دهانه 850 متر بر ثانیه برد شلیکی در حدود 9400 متر دارد. از جمله مهات قابل استفاده توسط توپ 125 میلیمتری تانک ذوالفقار ، موشک هدایت شونده تندر است که به منظور مقابله با اهداف ثابت یا متحرک ، اهداف مجهز به زره واکنشگر و همچنین اهداف پروازی در ارتفاع پایین در شب و روز به کار میرود. این موشک که نمونه ایرانی موشک روسی 9M119 Svir است از هدایت لیزری نیمه خودکار فرمان به خط دید بهره میبرد. در این روش هدایتی در انتهای موشک آشکار ساز های لیزری نصب شده است که موشک با استفاده از آن ها پرتو لیزری تابیده شده از پرتابگر را دریافت کرده و حرکت خود را در مرکز پرتو لیزر حفظ میکند. در این نوع از هدایت اپراتور میبایست هدف را تا زمان اصابت موشک دنبال کرده و پرتو لیزری را بر روی آن نگه دارد. موشک تندر با وزن 17.2 کیلوگرم مجهز به سر جنگی دو مرحله ای (Tandem) است که حداکثر نفوذی معادل با 700 میلیمتر را برای آن فراهم میکند. این موشک با سرعت خروج از دهانه 370 متر بر ثانیه بردی از 100 الی 4000 متر دارد. لازم به ذکر است که به کارگیری این موشک توسط تانک ذوالفقار به تعبیه پرتو افکن لیزری هدایتگر آن در سایت توپچی بستگی دارد.

تصویر


مهمات شدیدالانفجار ضد تانک 3BK18M


تصویر


موشک تندر


نکته ای که در مورد مهمات تانک ذوالفقار باید مد نظر قرار بگیرد اثر گذاری آن ها است. امروزه تانکی همچون M1A2 SEP در برابر تهدیدات گلوله های انرژی شیمیایی 1050 (سینه تانک) الی 1620 (جلوی برجک) میلیمتر و در برابر تهدیدات گلوله های انرژی جنبشی 560 (سینه تانک) الی 960 (جلوی برجک) میلیمتر مقاومت زرهی دارد که این میزان از مقاومت زرهی تمامی مهمات مورد استفاده در ذوالفقار را در مقابله با بخش های مورد اشاره از تانک آبرامز بی اثر میکند. اما یکی از بخش های جلویی تانک آبرامز که از آسیب پذیری قابل توجهی برخوردار است و شانس مقابله رو در رو با آن را فراهم میکند فاصله بین برجک و سینه تانک است که حلقه برجک (turret ring) در آن قرار گرفته است. البته حلقه برجک از جمله نقاط با دستیابی دشوار و احتمال اصابت پایین است که برای هدف قرار دادن آن سیستم کنترل آتش بسیار دقیقی نیاز است. هدف قرار دادن بخش حلقه برجک در یک مقابله رو در رو خواهد بود که بعید به نظر میرسد مسئولان ما چنین نقشی را برای ذوالفقار 3 در نظر داشته باشند. از زره بخش های جلویی تانک آبرامز که بگذریم به زره جانبی این تانک میرسیم. در مورد این بخش از زره آبرامز گزارشاتی همراه با بزرگنمایی وجود دارد 1. از دفع تهدید ناشی از اصابت گلوله های ضد زره ثاقب M892A1 به بخش های جلویی و ایضا جانبی تانک M1A1 حتی از فواصل نزدیک صحبت به میان آمده است.


تصویر


تصویر


حفاظت زرهی جانبی و جلویی تانک M1A1HA


تصویر


محدوده حلقه برجک تانک آبرامز


بد نیست بدانیم که گلوله M829A1 معروف به گلوله نقره ای در حدود 570 میلیمتر نفوذ از فاصله 2000 متری دارد و زره جانبی آبرامز میبایست یک چنین نفوذی را مانع شود. این در حالی است که مقاومت زرهی سینه تانک (بخش جلویی شاسی) و بخش جلویی برجک تانکی همچون M1A1HA در برابر تهدیدات گلوله های انرژی جنبشی به ترتیب در حدود 590 و 680 میلیمتر است. این بدان معنی است که زره بخش جانبی برجک یا حتی شاسی تانک آبرامز می بایست مقاومتی در حد زره سینه تانک و بسیار نزدیک به بخش جلویی برجک آن داشته باشد و این در حالی است که زره جانبی تانک های مدرن امروزی به نسبت زره بخش های جلویی از حجم و مقاومت به مراتب کمتری برخوردار هستند. در اینجا یا باید به قدرت نفوذ گلوله های M829A1 شک کنیم و یا به گزارشاتی که در مورد اصابت های جانبی به تانک ابرامز با گلوله های خودی موجود است! تخمین هایی که از مقاومت زره جانبی تانک آبرامز در برابر گلوله های انرژی جنبشی (KE ) زده شده است ، 250 میلیمتر در مدل M1A1HA و 360 الی 400 میلیمتر در مدل M1A2 SEP است. البته تانک M1A2 با پکیج ارتقای تاسک 2 نیز موجود است که بخش های جانبی برجک آن به زره ARAT 2 مجهز است و مقاومت آن در برابر گلوله های انرژی جنبشی بیش از 400 میلیمتر خواهد بود. با توجه به موارد عنوان شده یکی از نقاط نفوذ پذیر زره تانک آبرامز برای مهمات ثاقب تانک ذوالفقار با نفوذ 450 الی 470 میلیمتر ، بخش های جانبی برجک آن میتواند باشد. البته دسترسی به نقاط جانبی آبرامز به همین راحتی ها برای ذوالفقار میسر نمیشود و نیازمند به کارگیری استراتژی مناسبی است که علاوه بر اصل غافلگیری ، شرایط بسیار دیگری نیز در آن لحاظ شده باشد. علاوه بر مطالب فوق ، احتمالی که در مورد مهمات ذوالفقار میتوان مطرح کرد دستیابی به مهمات ثاقب ساخت چین است که دارای شکافنده ای از جنس آلیاژ سنگین تنگستن با نفوذی در حدود 600 میلیمتر هستند. در صورت دستیابی به این مهمات امکان مقابله رو در رو و شکافتن زره سینه تانکی همچون M1A2 برای تانک ذوالفقار فراهم خواهد بود.

تصویر


حفاظت بخش های مختلف برجک تانک M1A2 SEP در برابر اصابت گلوله های انرژی جنبشی


علاوه بر توپ 125 میلیمتری ، سه قبضه تیربار نیز به عنوان سلاح ثانویه بر روی برجک ذوالفقار نصب شده اند که تیربار ام ژ – 3 کالیبر 7.62 میلیمتری نصب شده بر دریچه توپچی ، تیربار دشکا کالیبر 12.7 میلیمتری نصب شده بر دریچه فرمانده و تیربار دشکا هم محور با توپ را شامل میشود. نکته ای که در مورد تسلیحات ثانویه تانک ذوالفقار 3 نسل جدید وجود دارد این است که تیربار هم محور داخلی در این تانک دیده نمیشود و به جای آن تیربار هم محور در بالای برجک نصب شده است. از مجوعه سه قبضه تیربار ، دو قبضه امکان کنترل از داخل را دارند که تیربار هم محور و تیربار فرمانده را شامل میشود.


تصویر


سیستم الکترواپتیکالی که به عنوان سایت توپچی بر روی برجک تانک ذوالفقار دیده میشود تاییدی بر به کارگیری سیستم کنترل آتش EFCS-3-55 در این تانک است. این سیستم کنترل آتش ساخت اسلونی از دهه هفتاد به ایران وارد شده و در ارتقای تانک های تایپ 59 ، تی 55/54 به تایپ 72 زد و سفیر 74 به کار گرفته شده است . ایران این سیستم را از سال 1383 با نام KAT-72 در داخل تولید میکند. سیستم کنترل آتش KAT-72 دارای سایتی مجهز به کانال دید در روز با بزرگنمایی 10 برابر و میدان دید 6 درجه و کانال دید در شب مجهز به سیستم تشدید کننده تصویر غیر فعال نسل دوم با بزرگنمایی 7.5 برابر و میدان دید 7 درجه و مسافت یاب لیزری با برد 9999 متر و دقت 7-+ متر با قابلیت مسافت یابی دو هدف به صورت همزمان است. لازم به ذکر است که برای هدفگیری دقیق بخش حلقه برجک تانکی همچون آبرامز (که احتمال آن پیشتر مطرح شد) ، کانال های نظارتی سایت سیستم کنترل آتش KAT-72 به قابلیت بزرگنمایی بیش از 10 برابر نیاز دارند.


تصویر


اجزای سیستم کنترل آتش EFCS-3-55


تصویر


سایت توپچی سیستم کنترل آتش EFCS-3-55 بر روی تانک سفیر 74


قابلیت های سیستم کنترل آتش KAT-72 عبارتند از : احتمال بالای اصابت به هدف در شلیک اول (بالای 80 درصد) و زمان واکنش بسیار پایین ، تثبیت و تنظیم موقعیت توپ بر روی هدف به صورت خودکار و دستی ، قابلیت مقابله با اهداف در حالت های متحرک – متحرک ، متحرک – ثابت ، ثابت- متحرک و ثابت – ثابت برای هدف و تانک ، قابلیت یکپارچه سازی با سیستم بارگذار خودکار ، ورود خودکار یا دستی پارامترهای هواشناسی و بالستیک به محاسبات کامپیوتر ، سایت تثبیت شده با خط دید مستقل از حرکت تانک ، قابلیت برنامه ریزی برای کار با 7 نوع مهمات مختلف ، برخورداری از قابلیت firing gate . دروازه آتش یا firing gate قابلیتی است که در آن سیستم کنترل آتش به صورت خودکار زمانی اجازه اجرای آتش را به توپچی میدهد که توپ در حالت تثبیت کامل باشد تا به این صورت امکان شلیک به سمت هدف با حداکثر دقت فراهم شود . سیستم کنترل آتش KAT-72 دارای سنسور های مختلفی است که هر کدام اطلاعات خاصی را برای پردازش به کامپیوتر بالستیک منتقل میکنند. این سنسور ها عبارتند از : سنسور زاویه توپ ، سنسور هواشناسی (سرعت باد ، فشار و دمای هوا)، سنسور گردش و پیمایش برجک و سنسور دمای خرج . سیستم کنترل آتش نصب شده بر روی ذوالفقار 3 به نسبت سیستم کنترل آتش تانک تی 72 دارای برتری هایی از جمله دقت آتش بالاتر است. همانطور که در کلیپ به نمایش در آمده از اجرای آتش توسط تانک ذوالفقار دیده میشود این تانک هدف خود را در دو حالت متحرک – ثابت در برد 1200 متر و ثابت- ثابت در برد 2200 متر برای تانک و هدف با دقت مورد اصابت قرار میدهد.

تصویر


سایت توپچی سیستم کنترل آتش EFCS-3-55 بر روی تانک تی 72 زد


اما آنچه که دقیقا مشخص نیست میزان دقت آتش تانک ذوالفقار در حالت متحرک – متحرک برای تانک و هدف است. این قابلیت برای مقابله احتمالی با زرهی سبک دشمن که از تحرک بالایی نیز برخوردار است اهمیت دارد. علاوه بر سایت توپچی به نظر میرسد که سایت نظارتی جدیدی نیز بر دریچه فرمانده نصب شده است. با توجه به موقعیت قرار گیری آن و با توجه به این نکته که برای تجهیزات نصب شده بر روی دریچه فرمانده امکان گردش وجود دارد احتمالی که مطرح میشود این است که سایت دید وسیع فرمانده موسوم به سایت پانورامیک بر روی ذوالفقار نصب شده است و در حقیقت بهینه سازی مورد اشاره مسئولین در مورد سیستم کنترل آتش تانک ذوالفقار 3 ، اضافه شدن سایت پانورامیک فرمانده میتواند باشد. با توجه به تیربار قرار گرفته در کنار آن احتمالا این سایت پانورامیک به کانال کنترل آتش تیربار نیز مجهز است. چنانچه احتمال مطرح شده به قطعیت برسد ، سایت دید وسیع فرمانده امکان افزودن قابلیت مهمی به تانک ذوالفقار را ایجاد میکند که قابلیتی تحت عنوان Hunter Killer است. این قابلیت که در تانک های مدرن غربی نظیر آبرامز نیز وجود دارد به فرمانده امکان میدهد که در هنگام مقابله توپچی با یک هدف ، اهداف دیگری را به صورت مستقل با استفاده از سایت دید وسیع خود جستجو و کشف کند و به محض مقابله با هدف اول ، کنترل برجک را با استفاده از قابلیت سلب اختیار از توپچی گرفته و آن را به سمت هدف از پیش مشخص شده بگرداند و پس از آن مقابله با هدف را به توپچی محول کرده و خود مجددا به جستجوی اهداف دیگر بپردازد. علاوه بر این در هنگامی که توپچی بر روی هدفی قفل کرده و قصد مقابله با آن را دارد اما هدف با اولویت بالاتری توسط فرمانده کشف و تعیین شده است ، این امکان وجود دارد که فرمانده کنترل برجک را از توپچی گرفته و با استفاده از سیستم نظارتی خود هدف با اولویت بالاتر را هدفگیری نماید تا با آن مقابله شود. البته محل قرارگیری این سایت احتمالی هر چند دید 360 درجه ای بدون مانعی را برای آن فراهم میکند ولی با توجه به ارتفاع قرار گیری (سه متر از سطح زمین) امکان هدف قرار گرفتن آن را نیز بالا می برد. اما اجزای نظارتی که در تانک ذوالفقار3 نسل جدید دیده نمیشوند (شاید به دلیل نصب نامناسب پوشش اختفای حرارتی) پریسکوپ های راننده ، توپچی و فرمانده هستند که به عنوان اجزای نظارتی پایه ای محسوب میشوند. لازم به ذکر است که پریسکوپ های دید درشب شباویز 1 و 2 مجهز به تشدید کننده تصویر نسل دوم به منظور نصب برای راننده تانک ذوالفقار موجود هستند.


تصویر


سایت توپچی در کنار سایت پانورامیک احتمالی


تصویر


سایت پانورامیک احتمالی


با توجه به نحوه قرار گرفتن خروجی سیستم خنک کننده و همچنین اگزوزهای پیشرانه ، دو احتمال در مورد پیشرانه نصب شده بر تانک ذوالفقار 3 مطرح است 1- ساخت مدل بهبود یافته ای از پیشرانه دیزلی AV1790 (نمونه 750 اسب بخاری مورد استفاده در تانک ام 60) با توان 1000 اسب بخار 2- استفاده از پیشرانه های دیزلی تخت (باکسر) سری 6TD ساخت اوکراین که این پیشرانه ها در چندین مدل مختلف با توان هایی از 1000 الی 1800 اسب بخار موجود هستند. از میان خانواده پیشرانه های 6TD مدل های 1000 اسب بخاری 6TD-1 و 1200 اسب بخاری 6TD-2 برای نصب بر روی ذوالفقار 3 گزینه های مناسبی محسوب میشوند. مزیت این پیشرانه ها امکان یکپارچه سازی آن ها با اجزای سیستم انتقال قدرت تحت یک بسته قدرت (Power pack) است. بسته قدرت امکان تعویض سریع (در حدود 1 ساعت) و آسان مجموعه تولید و انتقال قدرت تانک را فراهم میکند و قابلیت بقای آن را افزایش میدهد . نصب پیشرانه 1000 اسب بخاری بر روی تانک ذوالفقار با وزنی در حدود 50 تن ، نسبت قدرت به وزنی (Power/weight) در حدود 20 اسب بخار بر تن و سرعتی در حدود 60 کیلومتر بر ساعت خواهد داشت. ذوالفقار 3 دارای هفت محور است که مجموعه ای از چرخ های جاده مجهز به روکش لاستیکی که مشابه چرخ های جاده تانک ام 60 هستند بر آن ها نصب شده اند. سیستم تعلیق تانک نیز ترکیبی از سیستم تعلیق میله پیچشی (torsion bar) برای تمامی محور ها و ضربه گیر های هیدرولیکی برای برخی از محور ها (از جمله دو محور جلویی) است. شنی نصب شده بر روی تانک ذوالفقار 3 نیز از نوع شنی های مجهز به کفشک لاستیکی است. تعداد غلطک های پشتبان شنی تانک نیز در حدود چهار عدد درهر سمت تخمین زده میشود.


تصویر


محل قرارگیری خروجی سیستم خنک کننده و اگزوز ها و همچنین پیشرانه (در صورت نصب پیشرانه تخت سری 6TD)


تصویر


پیشرانه 6TD-1


تصویر


پیشرانه 6TD-2


تصویر


بسته قدرت مجهز به پیشرانه 6TD-2



تصویر


شنی مجهز به کفشک لاستیکی


با توجه به ضرورت کاهش اثرات گرمایی تانک برای مقابله با تهدید موشک های حرارت یاب ضد تانک ، تانک ذوالفقار با پوشش اختفای حرارتی چند طیفی (Multi-Spectral) پوشانده شده است که قسمت هایی از لوله توپ تا بخش های عقبی شاسی را پوشش میدهد. اما نقطه ضعف این پوشش اختفای حرارتی ، عدم پوشش مناسب چرخ های جاده تانک است. چرخ های جاده به عنوان بخش های حرکتی تولید گرما میکنند و چنانچه به درستی پوشش داده نشوند موجبات کاهش چشمگیر سطح اختفای حرارتی جانبی تانک را فراهم میکنند. البته پوشش اختفای حرارتی به صورت نمونه بر روی تانک ذوالفقار 3 نسل جدید نصب شده است و امکان این که در صورت ورود این تانک به فاز تولید ، پوشش اختفای حرارتی با سطح پوشش کامل تری بر روی آن نصب شود که بخش چرخ های جاده را نیز در بر بگیرد نیز وجود دارد. علاوه بر پوشش اختفای حرارتی از جمله تجهیزاتی که برای مقابله با موشک های هدایت حرارتی کاربرد دارد اخلالگر حرارتی است که نمونه داخلی آن با ميدان ديد 50- تا 25+ درجه عمودی و 40- تا 40+ درجه افقی و عمر کار 2000 ساعت به ساخت رسیده و تاکنون بر روی تانک صمصام (ارتقای ام 60) و تانک تی 72 اس نیز نصب شده است و امکان نصب آن بر روی تانک ذوالفقار 3 نیز وجود دارد. تجهیزات دیگری که بر روی ذوالفقار 3 نصب شده است و یا امکان نصب دارد پرتابگرهای نارنجک های دودزا و هشداردهنده غیر فعال لیزری است.

تصویر


عدم پوشش کامل چرخ های جاده توسط پوشش اختفای حرارتی در تانک ذوالفقار 3 نسل جدید


تصویر


پوشش کامل چرخ های جاده توسط پوشش اختفای حرارتی در تانک مرکاوا مارک 4


تصویر


پوشش های اختفای حرارتی متنوع تولید داخل


تصویر


اخلالگر حرارتی نصب شده بر تانک تی 72 اس


تصویر


تانک صمصام مجهز به اخلالگر حرارتی


پرتابگر های نصب شده در دو طرف برجک تانک ذوالفقار مشابه پرتابگرهای مدل M250 نصب شده بر روی تانک آبرامز است که در مجموع دارای 12 تیوب پرتاب نارنجک های دودزا هستند که برای ایجاد پوشش دود در اطراف تانک مورد استفاده قرار میگرند. هشدار دهنده غیر فعال لیزری با پوشش 360 درجه ای نیز که در داخل به ساخت رسیده است دارای آشکار سازهایی است که پرتو لیزر تابیده شده از سیستم های مسافت یاب لیزری و سیستم های هدایتگر موشک های ضد تانک هدایت لیزری را آشکارساخته و خدمه را از تهدید و جهت آن آگاه میکند تا با استفاده از نارنجک های دودزا نسبت به ایجاد پوشش دود در جهت تهدید و شکستن قفل لیزری اقدام شود. علاوه بر تجهیزات اشاره شده ، تانک ذوالفقار 3 نسل جدید میبایست به سیستم اطفاء حریق خودکار و سیستم حفاظتی ش م ر نیز مجهز باشد.


تصویر


تصویر


پرتابگر نارنجک های دودزای تانک ذوالفقار 3 به شباهت این پرتابگر با پرتابگر M250 نصب شده بر تانک آبرامز دقت کنید


تصویر


برد و زاویه پوشش پرتابگر های M250 نصب شده بر تانک آبرامز


تصویر


هشدار دهنده غیر فعال لیزری ساخت داخل


در آخر ذوالفقار3 هرچند از نظر ویژگی ها همپای تانک های مدرن غربی نباشد اما تانکی است که قابلیت های بهتری نسبت به تانک های موجود ارائه میدهد و میتوان آن را در یک موضع دفاعی در کنار ضد زره پیاده برای مقابله غافلگیرانه با تانک های غربی و تحمیل تلفات به آن ها و یا فراهم کردن پوشش آتش موثر و دقیق برای نیرو های پیاده به کار گرفت. همچنین بستر مناسبی است تا با استفاده از توانمندی های داخلی هر چه بیشتر بهبود یافته و فاصله ما را با زرهی سنگین غربی کاهش دهد.

پی نوشت :

1- M1 Abrams بخش زره (Armor)



منابع :


1


2


3



نویسنده : سینا نوریخانی


با تشکر از : MOHAMMAD ، SHAHABESAGEB ، Sorena_Noshad ، Morteza313 گرامی که بنده رو در تهیه مقاله یاری دادند



هر گونه برداشت از این مطلب صرفا با ذکر نام سایت میلیتاری به عنوان منبع مجاز است


  • 146


#466713 بررسی عملکرد Su-25 فراگ فوت در جنگ افغانستان

ارسال شده توسط Sorena_Noshad در 04 سپتامبر 2015 - 02:40

به نام خدا

 

بررسی عملکرد Su-25 فراگ فوت در جنگ افغانستان: بخش نخست

 

1~12.jpg

 

جنگ با مجاهدان افغان در کوهستان های این کشور برای نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی تجربه جدیدی بود ؛ نیرویی که بر مبنای جنگیدن و پیشروی در اروپا آموزش و تجهیز شده بود باید در یک جنگ چریکی بر علیه گروهی بدون ساختار رزمی کلاسیک در بین کوه های سر به فلک کشیده می جنگید.نیروی هوایی شوروی برای پشتیبانی از نیروهای زمینی به جنگنده بمب افکن های مافوق صوت MiG-27 فلاگر و Su-17 فیتر مجهز بود که نه برای مانور دادن در میان کوه ها ساخته شده بودند و نه سیستم های ناوبری و تهاجمی آنها مناسب هدف قراردان اهداف زمینی کوچک بود.نتایج به دست آمده حکایت از عملکرد بسیار ضعیف این هواپیماها داشت.در اینجا همه توجهات به سوی یک جنگنده معطوف شد: سوخوی Su-25 مقلب به فراگ فوت ؛ جنگنده ای چابک ، محکم با میزان تسلیحات قابل حمل بالا که در تست های انجام شده نتایج خیلی خوبی کسب کرده بود.

در فوریه 1981 (بهمن 1359) و بلافاصله پس از پایان ارزیابی نیروی هوایی  ، اولین یگان Su-25 به نام تیپ 80 ام هوایی در پایگاه هوایی سیتال چای که در ساحل دریای کاسپین و در 65 کیلومتری باکو - پایتخت جمهوری آذربایجان فعلی - قرار داشت تشکیل شد.این پایگاه هر چند به صورت تصادفی برای میزبانی اولین یگان فراگ فوت انتخاب شد اما مزیتی که داشت آن بود که تاسیسات مونتاژ این هواپیما در تفلیس - پایتخت گرجستان - در مجاورت آن قرار داشت و این به آن معنا بود که  هر مشکل فنی غیر منتظره ای - که برای هر هواپیمای تازه ساختی پیش می آید - می توانست با سرعت بالایی رفع شود.همزمان با ساخت اولین سری از هواپیماها ، خلبانان و پرسنل فنی آموزش تئوری خود را در پایگاه هوایی لیپسک در غرب روسیه و به دلیل آماده نبودن مدل دو سرنشینه فراگ فوت ، پروازهای آموزشی خود را با بمب افکن  Su-17UM انجام داد که مشخصاً برای خلبانان جنگنده ای که قرار بود خاطره ایلیوشن Il-2 را در یادها زنده کند اصلاً ایده آل نبود.

 

3~9.jpg

 

فراگ فوت در استتار پر کلاغی ؛ سالهای اول ورود به خدمت - ترکمنستان

 

به هر ترتیب ، در 19 ژوئیه 1981 (28 تیر 1360) ، تیپ 200 ام هوایی به عنوان اولین یگان Su-25 وارد پایگاه هوایی شیندند در جنوب افغانستان شد.این پایگاه که توسط یگان های موتوریزه و هوابرد ارتش سرخ و تیپ 21 ام پیاده از دولت افغانستان حفاظت می شد و وظیفه داشت تا در عملیاتی به کد Romb-1 اولین یگانی باشد که از فراگ فوت در شرایط جنگی استفاده می کند.چند روز بعد ، یک افسر ارشد به نام سرلشکر خاخالف از بخش بازرسی نیروی هوایی با یک پیام محرمانه به پایگاه آمد ؛ فرمانده نیروی هوایی ارتش شوروی خواهان محک زدن Su-25 بود.جواب تیپ شکاری جالب بود: علاوه بر بمباران اهداف مختلف در کوهستان ها ، بمباران چندین شهر و روستای افغانستان.برای مثال در درگیری برای به دست گرفتن کنترل شهر هرات که تبدیل به پایگاه اصلی مجاهدین در غرب افغانستان شده بود و فقط 120 کیلومتر با پایگاه مادر Su-25 ها فاصله داشت ، فراگ فوت ها چندین قلعه حاوی سلاح و مهمات را منهدم کردند.اما مشکل خلبانان صرفا عملیات در کوه های پر پیچ و خم نبود بلکه طبیعت بی رحم افغانستان هم از موانع جدی بود ؛ مثلاً همیشه زمانی که هواپیما با افزایش ارتفاع تا حدود 5 هزار پایی سعی در شناسایی مسیر و اهداف داشت لایه ضخیمی از گرد و خاک مانع دید میشد یا در تابستان دمای هوا تا 50 درجه بالای صفر افزایش پیدا می کرد و گرد و خاک نیز باعث ساییدگی و فرسودگی زودرس پره های کمپرسور موتورهای هواپیما می شد.

 

4~8.jpg

 

شیرجه بر روی هدف و شلیک راکت در کوه های افغانستان از دید گان کمرای Su-25
 

در سپتامبر 1981 (شهریور 1360) ، درگیری ها در جنوب افغانستان و در نزدیکی شهر قندهار - دومین شهر بزرگ افغانستان - شدت گرفت.در این زمان مسئولیت تیپ 200 ام ، تامین پوشش هوایی راه ها و کاروان های در حال عبور از آن در نزدیکی این شهر بود.در کوه های سر به فلک کشیده قندهار که به پاکستان متصل می شد ، مجاهدین افغان در تعداد زیادی قلعه مستقر بودند که قدمت برخی از آنها به دوره اشغال این کشور توسط انگلستان - 1838 تا 1919 - بر می گشت.هواپیمای Su-25 به لطف مساحت بال بزرگ و موتورهای قدرتمند می توانست با 8 تیر بمب سقوط آزاد FAB-500 در مسیری حدود 1200 متر از باند کنده شود.این در حالی بود که دیگر هواپیمای تاکتیکی نیروی هوایی مثل Su-17M فیتر تنها با دو بمب از این نوع و مخازن سوخت می توانست به سختی در اواخر باند از زمین کنده شود.علاوه بر آن ، فراگ فوت در سرعت های پایین مانورپذیری بالایی داشت و شعاع گردش کم آن باعث می شد پس از شناسایی یک هدف ، بدون از دست دادن دید خلبان نسبت به دشمن بر سر هدف گردش کرده و در چندین دور آنها را بمباران کند که این مسئله کیفیت انجام هر سورتی پرواز را به طرز قابل توجهی افزایش می داد.

 

5~6.jpg

 

یک فروند Su-25 مسلح به 4 غلاف راکت انداز S-8 ، دو راکت S-24 و دو موشک حرارتی R-60 آفید

 

در اکتبر 1981 (مهر 1360) ، چندین تلاش خلبانان تیپ 200 ام برای هدف قرار دادن یک موضع توپ ضد هوایی مجاهدین که در لابه به لای سنگ ها در انتهای یک رودخانه نصب شده بود با شیرجه زدن از بالا روی آن شکست خورد.اما یک خلبان موفق شد با پرواز در ارتفاع پایین و مانور دادن از بین دیوارهای سنگچین کنار رودخانه خود را به هدف رسانده و پس از انهدام آن با انجام مانورهای شدید و گرفتن ارتفاع از منطقه دور شود.در جنگ افغانستان تقریباً از همه تسلیحات قابل حمل توسط فراگ فوت بسته به نوع و موقعیت هدف استفاده شد.بمب های 100 و 250 کیلوگرمی به همراه غلاف راکت انداز UB-32-57 که 32 راکت 57 میلی متری S-5M و S-5MO بیشترین استفاده را بر علیه اهداف در مناطق تقریباً مسطح داشتند ؛ معمولاً در چنین آرایشی خلبانان بر روی هدف گردش می کردند و دو تا سه بار با بمب و راکت آنها را بمباران می کردند.اما این ترکیب مشکلاتی هم داشت.برای مثال هنگامی که هواپیما با 4 غلاف راکت انداز UB-32-57 بارگذاری و عملیات " دایو بمبینگ " را اجرا می کرد به دلیل فشار سازه ای زیادی که به جنگنده وارد شده بود به خوبی قابل هدایت نبود و میل به کاهش ارتفاع و سرعت داشت.این راکت ها به تدریج با راکت های قدرتمند تر و 80 میلی متری S-8M ، S-8BM و S-8DM جایگزین شدند.

 

66.jpg  77.jpg

 

راست: بمب ترموباریک ODAB -500P | چپ: راکت 240 میلی متری S-24

 

از دیگر بمب های پر مصرف می توان به بمب ترموباریک ODAB-500P اشاره کرد که قدرت تخریبی آن سه برابر بمب های معمولی با سرجنگی شدیدالانفجار / ترکش شونده بود و معمولاً با ترکیب 6 تیر از این بمب و دو بمب دودزا DAB-500 استفاده می شد.در میان این بمب ها و راکت های غیر هدایت شونده ، راکت های قدرتمند 240 میلی متری S-24 که با سرجنگی شدیدالانفجار و ترکش شونده خود طیف وسیعی از اهداف را پوشش می دادند دارای دقت قابل توجهی بودند ؛ به گونه ای که در صورت پرتاب یک راکت از ارتفاع 2 هزار متری میزان خطای آن دایره ای به قطر فقط 7 یا 8 متر بود که با توجه به سرجنگی 120 کیلوگرمی آن اهمیتی نداشت.از توپ 30 میلی متری GSh-30-2 هم بیشتر بر علیه توپ های ضد هوایی و خودروهای تاکتیکال استفاده می شد.در دفترچه راهنمای این توپ به خلبانان توصیه شده از شلیک ممتد با آن خودداری کنند ؛ چون با شلیک یک ثانیه آن 50 گلوله 30 میلی متری ضد زره / شدیدالانفجار به سمت هدف روانه می شود که برای نابودی آن کافی است.اما خلبانان معمولاً این دستورالعمل را نادیده گرفته و سعی داشتند با شلیک های ممتد هدف را به کلی محو کنند.سایت هدفگیری کامپیوتری ASP-17BTs-8 فراگ فوت عملکرد بسیار مناسبی در هدایت آتش توپ ، راکت و بمب ها به سوی اهداف در مناطق مسطح داشت اما در صورت آن که هدف در مناطق کوهستانی بود با توجه به تغییرات ناگهانی ارتفاع و پیچیدگی های سطح زمین قادر به محاسبه دقیق نبود و خلبانان مجبور بودند بیشتر از آن به عنوان یک سیستم موازی در کنار دید چشمی و مهارت پروازی خود استفاده کنند.

 

8~1.jpg

 

بخش های نزدیک به کاکپیت فراگ فوت در مقابل گلوله های 23 میلی متری مقاوم است

 
در این جنگ ، استحکام بدنه و قدرت بقای فراگ فوت در میادین نبرد ثابت شد.در بسیاری موارد پس از برگشت هواپیما به پایگاه مبداً و چک کردن بدنه توسط پرسنل فنی ، اثرات اصابت چندین گلوله شلیک شده از توپ های ضد هوایی در نزدیکی کاکپیت دیده می شد که موفق به نفوذ به زره بدنه نشده بودند.با این وجود این گلوله ها در مواردی توانستند باعث از دست رفتن هیدرولیک ، آسیب دیدن سطوح کنترلی و موتورها شوند که بیشتر هواپیماهای آسیب دیده توانستند به پایگاه برگردند.گروهی از مهندسان ارشد از صنایع هوایی تفلیس و سوخوی در تیپ 200 ام مستقر بودند و بر تمامی عملیات ها نظارت داشتند.در طی 15 ماهی که از حضور این تیپ میگذشت با وجود انجام بیش از 2 هزار سورتی پرواز ، تنها یک مورد سقوط در حین عملیات برای هواپیماهای Su-25 رخ داد.در دسامبر 1981 (آذر 1360) ، اولین فراگ فوت به خلبانی سروان دیکوف سقوط کرد و خلبانش کشته شد.در مورد این سقوط دو فرضیه وجود دارد: 1- خلبان با سرعتی بیش از حد مجاز به صورت اینورت روی هدف شیرجه زده و نتوانسته هواپیما را کنترل کند 2- آرایش نامتوازن بمب ها باعث ورود هواپیما به یک سلسله چرخش دور محور طولی خود شده و خلبان نتوانسته هواپیما را به کنترل در بیاورد و یا موقعیتی برای ایجکت کردن پیدا کند و به صخره ها برخورد کرده است.

در دیگر سقوطی که رخ داد، خدمه فنی فراموش کرده بودند باتری های هیدرولیک جنگنده را شارژ کنند.خلبان بلافاصله پس از برخواستن متوجه شد که چرخ ها بسته نمی شوند.هواپیمای سنگین پر از سوخت و مهمات با سرعت نچندان بالای تیکاف نمی توانست نیروی پسا (Drag) ناشی از باز بودن چرخ ها را تحمل کند، موتورها استال کردند و نزدیک بود که هواپیما بر سر نیروهای هوابرد مستقر در اطراف پایگاه سقوط کند که خلبان با مهارت خود آن را کمی دور کرده و ایجکت کرد.

 

9~2.jpg

 

از عوارض فرود با سرعت و زاویه غیر مجاز؛ هواپیمایی که در 4 اکتبر 1988 (12 مهر 1367) در بگرام کابل سانحه داد

 

میزان قابل توجهی از آسیب دیدگی های Su-25 به دلیل استفاده از تکنیک " فرود سریع " بود.از آنجا که هر لحظه امکان هدف گیری هواپیما توسط موشک های دوش پرتاب وجود داشت ، خلبان باید با حداقل سوخت ، متمایل کردن دماغه به سمت زمین بیش از زاویه مجاز و به نوعی شیرجه زدن به سمت باند و بدون استفاده از ترمز هوایی (Air brakes) و فلپ ها (Flaps) اقدام به نشستن می کرد که در بسیاری موارد باعث ترکیدن تایرها و حتی شکستن ارابه فرود می شد.برای مثال در 4 اکتبر 1988 (12 مهر 1367) ، یک Su-25 که در حال نشستن در فرودگاه بگرام کابل بود به دلیل سرعت و زاویه فرود زیاد بلافاصله پس از لمس باند هر سه ارابه فرود شکسته ، دماغه به سطح باند برخورد کرده و هواپیما سینه مال و در بین انبوهی از جرقه های حاصل از اصطکاک بدنه با سطح باند پیش رفته و در انتهای باند متوقف شد.از جمله مشکلاتی که خلبانان فراگ فوت برای آن ذکر کرده اند ترمزهای هوایی ضعیف آن است که در حالت شیرجه علاوه بر آن که نمی تواند سرعت هواپیما را کم کند باعث کاهش پایداری آن نیز می شود.علاوه بر آن ، خلبانان از عملکرد سیستم جهت یاب خودکار ARK-15 و سیستم ناوبری رادیویی RSBN-6S نیز ناراضی بوده و آنها را غیر قابل اعتماد اعلام کرده بودند.اما پرسنل فنی هم مشکلات کمی نداشتند.برای مثال برای بارگذاری فشنگ های توپ 30 میلیمتری نیاز بود تا دو نفر خدمه به مدت چهل دقیقه نوار تغذیه آن را که در بالای سر آنها قرار می گرفت پر کنند ؛ یا به دلیل مجهز نبودن نیروی هوایی به کشنده های سبک حمل مهمات پرسنل مجبور بودند گاری های حامل بمب ها و راکت ها را به صورت دستی به سوی هواپیما بکشند.در پاییز 1982 ، تیمی از سوخوی طی یک عملیات با کد رمز " اکزامن " مسئول بررسی و رفع این نواقص  شد تا در تولید فراگ فوت های بعد لحاظ شود.

 

10~2.jpg

 

در نبود خودروهای کشنده ، پرسنل فنی باید زحمت حمل مهمات را بکشند

 

از 19 ژوئیه  1981 (28 تیر 1360) تا پایان اکتبر 1982 (آبان 1361) ، اسکادران 200 ام حدوداً 2 هزار سورتی پرواز پشتیبانی نزدیک ، بمباران مواضع مجاهدین افغان ، اسکورت کاروان های موتوریزه ارتش سرخ و حفاظت از هلیکوپترها انجام داده بود و پس از پایان عملیات اکزامن خلبانان و پرسنل فنی آن با یک اسکادران از پایگاه هوایی سیتال چای جایگزین شدند.در این زمان هواپیمای Su-25 به دلیل رنگ سیاهش در بین مردم و پرسنل نیروی هوایی به کلاغ معروف شده بود که البته بعدها نقاشی کلاغ هم بر روی بدنه تعدادی از آنها کشیده شد.در همان مراحل اولیه جنگ ، ارتش شوروی متوجه شد که پشتیبانی نیروی هوایی از نیروهای زمینی محدود و کم است ، بنابراین تصمیم گرفت تا تعداد یگان های فراگ فوت را افزایش دهد.یک سال پس از ورود اسکادران 200 ام به جای یک اسکادران جایگزین تصمیم بر تشکیل یک تیپ هوایی گرفته شد.به همین منظور ، پرسنل و هواپیماها از دو تیپ 80 ام مستقر در پایگاه سیتا چای آذربایجان و تیپ 90 ام مستقر در آرتسیز اوکراین به افغانستان اعزام شدند و تیپ 378 ام متشکل از 3 اسکادران را به فرماندهی سرهنگ دوم باکوشف تشکیل دادند ؛ دو اسکادران این تیپ در پایگاه بگرام کابل و دیگری در قندهار مستقر شدند.این اولین بار بود که چنین تیپ هوایی قدرتمندی در خارج از مرزهای اتحاد جماهیر شوروی تشکیل می شد.فرماندهی هوایی شوروی در افغانستان علاوه بر تقویت دیگر هواپیماهای موجود ، هر چند مدت محل استقرار یگان های مختلف را تغییر میداد و در این تغییرات بعضاً هواپیماهای Su-25 از پایگاه مادر خود - بگرام - خارج و در فرودگاه های مزار شریف و قندوز در شمال افغانستان که در واقع زمین های خاکی مسطح شده بودند مستقر می شدند ؛ زمین های خاکی این پایگاه ها توسط صد ها تن ورقه فلزی PSP پوشانده و یک باند موقت برای هواپیماها ساخته شده بود.

 

ادامه دارد..

 

 

فقط برای میلیتاری


  • 136


#412958 تحلیل و پیگیری تحولات عراق

ارسال شده توسط Stuka در 06 اكتبر 2014 - 03:45

اینم عکس غیر فتوشاپی برخلاف قبلی ها! از حاج قاسم عزیز در میان نیروهای کرد، صد در صد تایید شده حالشو ببرید.

 

بکوب مثبت رو که مثبت داره خدایی!

 

hajghasem.jpeg


  • 133


#492252 بررسی موردی عملیات‌ نیروهای متحد ما در جنگ سوریه

ارسال شده توسط senaps در 18 آوریل 2016 - 01:18

بسم الله الرحمن رحیم

لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم

sf_00.jpg

سلام

پهپاد ها و سامانه‌های نظارتی حقیقتا جریان و نتیجه‌ جنگ‌ها رو دارند تغییر میدهند. هزینه‌ بسیار پایین، بدون خطر از دست رفتن پرسنل، دید مستقیم و زنده بر صحنه نبرد فقط بخشی از مزایای انهاست.

من در مورد سازمان رزم و نیروهای مسلح کشور خودمون و مشخصا تاریخچه انها اطلاع چندانی ندارم، با این حال به یاد دارم که در تلویزیون مستندی پخش شد که یکی از عوامل نیروی پهپادی سپاه، ادعا میکرد که در جریان جنگ هشت ساله با عراق، اونها از کش لباس زیر برای به پرواز در اوردن پهپاد‌ها (بخشی از مکانیزم) استفاده میکردند. البته من اسم اون مستند رو برای رفرنس دادن به خاطر ندارم.

بر خلاف چیزی که شاید به نظر برسه، امروز نمی‌خوام در مورد پهپاد‌های ایران یا چیزی شبیه به اون حرف بزنم. من نه از نیروی هوایی سر در می‌اورم، نه دریایی و نه موشکی و نه زمینی! تنها چیزی که در مباحث نظامی من از ان سر در می‌اورم، خود عملیات است. نحوه اجرای ان، افراد حاضر در عملیات، تکنیک‌های انها و تکنیک‌های استفاده از تسلیحات. من حتی در شناسایی خیلی از تسلیحات نیروهای پیاده هم عاجز هستم ولی خوب، تکنیک‌های مورد استفاده را به خوبی می‌فهمم.

می‌خواهم، دو کلیپ از عملیات نیروهای مقاومت بر علیه تروریست‌ها در حلب در منطقه‌ای با بافت نسبتا یکسان با فاصله حدود ۵-۶ ماه یا شاید بیشتر/کمتر رو مورد بررسی قرار بدهم و ببینم چه چیزهایی از اون زمان تا به امروز تغییر کرده و ایا ما درس گرفتیم از اشتباهات و نقاط قوتمون یا نه.

 

مقدمه:

کلیپ اول، با اسم عقب نشینی نیروهای فاطمیون از روستایی که به تازگی ازاد کردند پخش شد.[1] این کلیپ که بسیاری از ما دنبال کنندگان تحولات نظامی را ناراحت می‌کرد، دارای برخی نکات ناراحت کننده بود که اتفاقا واکنش‌های زیادی هم از طرف دوستان در پی داشت. همانند عقب‌نشینی چندین نفر از نیروها با پای پیاده و نبود حتی یک ماشین یا خودروی زرهی جهت پشتیبانی یا حد‌اقل سریع‌تر کردن پروسه عقب نشینی و رسیدن به نقطه امن. البته این پایان کار و مشکلات و مسائل نیست. اصل قضیه فیلم‌برداری تروریست‌ها با پهپاد(کواد‌کوپتر) اونم با کیفیت مناسب، به صورت زنده و زیر نظر داشتن دقیق نیروها، خودش شک و تردید های بسیار جدی ایجاد میکرد در توانمندی سلسله مراتب فرماندهی اون عملیات در برنامه ریزی درست عملیات.

اگر دقت کرده باشید، تعداد سرگرد و سرهنگ و سرتیپ شهید شده در سوریه، بسیار بالاست(در زمان شهادت این درجه رو داشتن نه بعد از شهادت و ارتقا درجه). همیشه با خودمون از جاسوس ها صحبت می‌کردیم و مثال می‌زدیم که مگر حاج رضوان رو چطوری زدن؟ همین عوامل ارتش و استخبارات سوریه بودن که لوش دادن دیگه. حالا هم همین افراد خائن و ستون پنجم دشمن هستن که دارن ما رو لو میدن. با این حال، پخش این کلیپ به ما نشون میده که تروریست ها به سادگی میتونن موقعیت نیروهای مارو و محل تجمع اونها رو نظارت کنن و در صورت شناسایی خودروی فرماندهان( لندکروز!) اونها رو میزنن. این مدل اجرای عملیات توسط تروریست‌ها، سبک و سطح جدید از اجرای عملیات  و شناسایی و اجرای کمین هستش. اونها دقیقا میدونن که ما با چه استعدادی، از کدوم‌محور داریم میایم و در حین عملیات نیروهامون در کجاها مستقر میشن!

خوب، بار اولی بود که چنین تصاویر تکان‌دهنده‌ای منتشر می‌شد و غافلگیر شدیم که واقعا تروریست ها هم از پهپاد استفاده میکنن برا نظارت. خوب میشه قبول کرد! ولی اگر برای بار دوم از همون جا نیش بخوریم، راستش نمی‌دونم چی باید گفت! ادم وقتی فکر میکنه مستشاران نظامی ما در سوریه همون‌هایی هستن که ۵ سال تمام ده‌ها و صدها تانک و نفربر و خودروشون رو با موشک‌های ضد زره زدن، تا تازه به فکر بدل زدن و مقابله افتادن! ۵ سال تمام، صدها نفر جونشون رو از دست دادن تا بالاخره مستشاران! نظامی ما متوجه بشن باید برای این مشکل راه‌حل پیدا کنن... تن ادم از این می‌لرزه که نکنه بخواد ۵ سال دیگه طول بکشه تا برای نظارت پهپادی تروریست ها راه‌حلی پیدا بشه؟

کلیپ دوم بعد از مدت‌ها پیروزی و پیشروی و عملیات های قدرتمندانه و همراه با پیروزی متحدین عقب نشیین نیروها از شهر العیس در غرب الحاضر و جنوب شهر حلب رو نشون میده. مسئله اینجاست که اینبار تفاوت ها بسیار زیادن. اگرچه تفاوت ها اونقدر که باید زیاد نیستن، ولی باز هم هر تحلیل‌گری خوشحال میشه از این که قدری پیشرفت حاصل شده. مشخصه کلیپ‌ دوم این هست که حجم بسیار بالایی از نیروهای مقاومت که ارتش ایران(نیروهای تکاور و اب‌دیده ارتش) هم جزوشون هست رو داره به چالش میکشه در مقابل این پهپاد و عملکردی نمیشه گفت کاملا خوب یا عالی، ولی مناسب رو شاهد هستیم.

 

البته در کلیپ دوم هم چیزی به اسم ماشین برای کل نیروها نیست و اندازه کلیپ قبلی نیرو با پای پیاده حرکت میکنه و میره سمت الحاضر.

خوب، بیاین بررسی رو شروع کنیم:

 

کلیپ اول، روستای تل‌باجر، فاطمیون:

خوب، به نظر می‌رسه که اکثر نیروهای فاطمیون بدون اشنایی قبلی با اسلحه و مسائل نظامی، با یه اموزش ۱۰-۱۵ روزه خیلی جزئی شامل اموزش کار با انواع تسلیحات، به منطقه اعزام میشن. قطعا نمیشه انتظار داشت افرادی که شاید تا ۲ ماه پیش هیچ اشنایی با اسلحه نداشتن، بتونن خیلی عالی عملیات کنن با این حال، این نیروها میتونن تل‌باجر در جنوب حلب رو وارد بشن و شاید حتی تصرف هم بکنن. اما پهپاد دشمن حاضر و ناظره و اتش توپخونه‌اش هم سنگین؛ راهی جز عقب نشینی نیست.

 

thumb_sf_01.jpg

 

در این تصویر، بمباران شدید قابل مشاهده‌است. ۴ انفجار داخل کادر و یکی دیگه در گوشه بالا سمت راست و دو انفجار که از سمت راست از کادر خارج شدن! یک برخورد راکت که البته منجر به انفجار نمی‌شه. مجموعا ۸ انفجار در حدود ۱۵ ثانیه از کلیپ، میتونه به خوبی وضعیت رو نشون بده.

خروج از روستا، بر اساس همون تصویر بالا از لاین سمت راست صورت میگیره(گوشه بالا سمت راست تصویر)، بنابراین به نظر میرسه که اگر بمباران سنگینه، ولی نیروها از محل بمباران دور هستن، با این حال قطعا با این وضعیت بیشتر از این نمیشده روستا رو نگه داشت و عقب نشینی فکر عقلانیی بوده.

نیروها صرفا زیر اتیش توپخانه عقب نشینی میکنن و راه رفتن ارام اونها(قدم زدن در عمل) نشون میده احتمالا نیروهای تروریستی وارد روستا نشدند یا نزدیک نیستند و ترس از گیر افتادن وجود نداره.

نیروها، در دو دسته حدودا ۱۲ نفره از روستا خارج میشن که گروه اول، بخشیش پشت خاکریز منتظره تا گروه دوم برسن و بخشیش(۳-۴ نفر) به راه افتادن و دارن بیرون میرن.

 

thumb_sf_02.jpg

 

خوب، اینکه ماشینی برای عقب نشینی نیست، اینکه سلاح سنگینی نیست، اینکه حمایتی در کار نیست به جای خود! ولی چند قرص کنار دستتون بذارید و بیاین کمی بررسی کنیم:

 

thumb_sf_03.jpg

 

ابتدا از نیمه سمت چپ شروع میکنیم! لباس وودلند دیجیتال، کاملا مشکی به نظر میرسه، با این حال در این شرایط ممکنه مناسب باشه در هر بافتی از زمین منطقه. در حقیقت، موقعی که نیرو وارد چمن میشه، فقط حرکت کردنش هست که باعث میشه ببینیدش و اگر دراز بکشه و تکون نخوره کاملا مستتر میشه. بر روی زمین خاکی و قرمز رنگ هم به خوبی استتار میکنه و باز هم در صورت رعایت اصول، به خوبی میتونه پنهان بشه. زمین به رنگ خاکی خوب، کمی حرف و حدیث میتونه داشته باشه با این حال، میشه گفت لباس وودلند دیجیتال که به کرات تن نیروهای فاطمیون دیده شده، به خوبی در این منطقه جواب میده و لباس مناسبی میتونه براورد بشه.

با این حال، دو عزیز دیگه‌ای که پشت سر نیروی فاطمیون دارن حرکت میکنن انگار ACU تنشون هست. این لباس در تصاویر پهپادی بر روی زمین خاکی رنگ، استتار بسیار مناسبی از خودش نشون میده ولی روی چمن‌ها و زمین قرمز رنگ ظاهرا حرف زیادی برای گفتن نداره، این دو نیرو، احتمالا پرسنل پاسدار همراه نیروهای فاطمیون باشند(احتمالا رو بخونید یه بار دیگه!). با این حال، نکته بسیار مهمی وجود داره؛ نفر دوم، یه چیز قهوه‌ای یا خاکستری رنگ روی لباسش داره که با قطعیت میشه گفت جلیقه تاکتیکال هست. نیروی جلویی به نظر میرسه که فاقد جلیقه هست. از کوله  تاکتیکال هم که به طور کلی خبری نیست. نیروی فاطمیون هم انگار حتی جلیقه هم نداره! شاید هم جلیقه‌های همرنگ یا قهوه‌ای رنگ برای وودلند دیجیتال دارن که معلوم نیست روی لباس. اگر اینجوریه باید تبریک گفت بهشون که استفاده از جلیقه‌های کرم رنگ، روی لباس وودلند دیجیتال رو بیخیال شدن.

چند ثانیه بعد، پهپاد کمی جلوی تر ۴ نفر رو نشون میده! شما هم مثل من با دیدنش سرتون درد گرفت؟؟ کاور قرمز؟ کاور قرمز؟ کاور قرمز، تو میدون جنگ؟ دوستمون احتمالا فیلم‌بردار همراه گروهان عمل‌کننده هست. من سعی میکنم حتی نگاه هم نکنم ولی فقط یه بار دیگه به دوستان سپاه عرض میکنم، کاور قرمز؟ میدون جنگ؟

جلیقه کرم‌رنگ رو باز می‌بینیم و حضور داره. لباس‌های ناهماهنگ و پخش که خوب، در موردش صحبت نمی‌کنیم.

این کلیپ چیز بخصوصی نداره و مسائل قابل بررسی همون چند نکته بودن!

 

کلیپ دوم، العیس، نیروهای مقاومت میکس:

این کلیپ واقعا من رو همزمان خوشحال و ناراحت میکنه؛ لباس‌های نسبتا یک‌شکل و دور بودن تصاویر که قابلیت تشخیص البسه رو میگیره، با این حال رفتار نیروها میتونه اونها رو برای ما کاملا مشخص بکنه از هم.

از همون شروع کلیپ، شما امیدوار میشید!

 

thumb_sf_04.jpg

 

اسموک! یه نارنجک دودزا حالا به هر دلیل که استفاده شده(دلایل مختلفی میشه براش گفت واقعا)، ادم رو امیدوار میکنه. بلاک کردن دید دشمن(در صورت حضورش در شهر که احتمالش پایینه البته) و صد البته بلاک کردن دید اسنایپر‌ها، توپخونه و امثالهم که بخش بزرگ رو می‌پوشونه، و صد البته می‌بینیم که کور کننده مناسب دید پهپاد تروریست‌ها که در مقابلش هیچ شانسی ندارن! مگر کم کردن ارتفاع که اونموقع میتونن با سنگ بندازن پهپاد رو و موقعیت دشمن رو ازش بیرون بکشن.

 

thumb_sf_05.jpg

 

در این تصویر ماهواره‌ای، با دیدن مسجد، میتونیم بفهمیم که پهپاد تروریست ها داره از شرق شهر به غرب میره، محل احتمالی پهپاد رو با مستطیل مشخص کردم. مسجد و زمین خالی کنارش، در دایره روبریی مستطیل کاملا مشخص هست. تقاطعی که در اون از نارنجک دود‌زا استفاده شده هم مشخص هستش. همونجوری که می‌بینید، حتی پهپاد که داره از بالا نگاه میکنه هم دیدش به پشت کور شده، بنابراین نیروهای تروریست‌ها هیچ شانسی برای دیدن منطقه ندارن و مگر اتش کور، کاردیگه‌ای ازاونها بر نمیاد. شهر با دو تقاطع وصل میشه به جاده اصلی به حاضر، نیروهای عمل‌کننده به خوبی تقاطع دوم رو که بعد از یه پیچ هست رو با دود مصنوعی پوشش دادن تا دید مناسبی برای کل نیروهای عمل کننده در محل تقاطع اول و دست دادن با نیروهای خودی ایجاد بشه و فضا هم امن باشه.

قبل از اینکه خیلی دور بشیم، نمی‌دونم در کلیپ متوجه اون دو نفر شدین؟!!

 

thumb_sf_06.jpg

 

موقعیت این دو نفر رو هم براتون مشخص کردم. خیلی جالبه. از پشت میان، احتمالا نیروهای دیده بان هستن، یکی جلو و دیگری در پشت حرکت میکنه، سرعت حرکت هم بالاست. اینکه تقریبا از شمال غرب دارن به سمت غرب فرار میکنن، دو تا احتمال داره. یا حضورشون برای هر منظوری در ارتفاعات بلند در شمال شهر، یا حضور در محوطه بزرگ که اتفاقا تنها ساختمان چند طبقه شهر به نظر میرسه که با توجه محوطه وسیع و ساختار صنعتی مانندش، دید بسیار عالیی برای دیدبانی و حتی اجرای پشتیبانی میده.

بر اساس عکس چهار، یه نکته بسیار زیبای دیگه هم می‌بینیم. درست تقاطع محل دست دادن نیروها، یه دود سیاه داره بلند میشه. با توجه به تعدد نیروها و پخش بودنشون در مناطق مختلف شهر و همچنین بزرگ‌بودن شهر، داشتن چند مسیر خروجی و کوره راه برای رفتن به الحاضر، طبیعی هست و نیروها حین عقب نشینی ممکنه به خیابون اشتباه برای عقب نشینی برسونن خودشون رو، که در شرایط عملیاتی به شدت هدر دهنده زمان هست. فقط امیدوارم زاپاس وانت‌‌ها نباشه که دارن اتیش میزنن. در ادامه کلیپ، عین روز روشنه که نیروها از همه طرف دارن به سمت همون تقاطع محل دست دادن میرن. بنابراین به نظر میرسه که کار خودش رو کاملا خوب انجام داده این اتیش زدن تایر(یا هر روش دیگه‌ای که استفاده شده!)

 

thumb_sf_07.jpg

 

به محض خارج شدن پهپاد از کمند دود مصنوعی، بدترین صحنه‌ای که یه نظامی میتونه ببینه رو شاهد میشیم.

تکنیکال و راننده‌اش بعد از سوار کردن چند‌نفر، شروع میکنه به گرفتن تست درگ و با سرعت وحشتناک از صحنه فرار میکنه! ملت خودشون رو می‌رسونن و بدون هماهنگی می‌پرن سوار وانت‌های بعدی میشن و بازم گاز! از هیچ ساختاری خبری نیست. هر کسی تونست سوار میشه!! مثلا یکی از وانت‌ها یه ده متر میره، یه نفر می‌پره جلوش وانت ترمز میکنه، طرف سوار میشه، وانت یه بیست متر میره یکی دیگه میپره جلوش! اونم سوار میکنن و بعدش گاز... (نترسید! خدا رو شکر کسی زیر گرفته نشد در این لحظات)...

بی‌نظمی و تلاش برای خروج هرچه سریعتر از منطقه، واقعا ناراحت کنندس.

خوب، حالا برسیم به نقاشی های من روی عکس! از سمت چپ شروع میکنیم:

یه خونه، با یه دیش ماهواره روی ساختمون. توی عکس‌های ماهواره‌ای که برای کمتر از ۲-۳ ماه پیشه(۲۰۱۶ زده گوگل ولی مشخص نیست چه ماهی)، و با توجه به اینکه منطقه دست ما بوده، مشخصا اون ماهواره هم گیرنده‌ اتاق فرماندهی و کنترل یا چیزی مثل اون هستش. البته خبری از تجهیزات مخابراتی روی ساختمون یا اطرافش نیست. با این حال اون دیش تو این وضعیت اضافه شده دلایل مشخصی پشت خودش میتونه داشته باشه.

یه نفربر شایدم تانک جلوی ساختمون وایساده، البته قطعا برا نگهبانی از ساختمون نیست! با این حال، تلاش این نفربر/تانک برای در امان موندن از خطرات احتمالی جالبه.

مستطیل دوم، مسیر ورود و خروج یه سری نیرو رو نشون میده. ابتدا یک نفر نیرو تا وسط می‌دوه و جلوی ساختمون توقف میکنه، بعد بقیه نیروها پشت سرش خودشون رو بهش میرسونن. دوباره نیروی اول میدوه و خودش رو به دیوار حیاط میرسونه، بعد باقی نیروها بهش میرسن و نهایتا خروج نیروها رو از محوطه و کلا منطقه می‌بینیم. نکته جالب در خصوص این نیروها با این عملکرد حرفه‌ای! اینه که مستقیم حرکت میکنن به سمت خروج از روستا با پای پیاده و مشخصا امید ندارن که توی این وضعیت، فرصت بشه تا سوار وانت بشن :neutral: مستطیل بعدی، باز محلی هستش که یه عده دیگه از نیروها، ازش برای خروج استفاده میکنن. بازم با همون فرم.

خوب، اینجا یه مسئله ایجاد میشه.اگر از خیابون اصلی میرفتن، ممکن بود در زمان عبور از خیابون، توسط اسنایپر هدف قرار بگیرن. ممکن بود خمپاره بخوره نزدیکشون و فضای باز قاتلشون بشه. این نیروها، از داخل محوطه و فضاهای نسبتا بسته استفاده میکنن تا هم کمتر در معرض دید باشن، هم در صورت برخورد خمپاره‌ای چیزی، اینها کمترین اسیب پذیری رو داشته باشن. ضمن اینکه طول کلیپ چندین بار برخورد راکت و یا احتمالا خمپاره و امثالهم رو می‌بینیم.

دایره کوچیک رو من اسمش رو گذاشتم نقطه دست دادن! یه سنگر کوچیک که برخی نیروها پشتش هستن و همونجا هم می‌مونن تا زمان خروج کامل نیروها(شاید جاشون رو عوض بکنن البته که ما نمی‌بینیم) برخی نیروهای سمت چپ(شمال شهر) و راست(جنوب شهر) هم خودشون رو به این نقطه میرسونن و تعیین تکلیف میشن.

محل سوختن و ایجاد دود سیاه هم نیازی به مشخص کردن نداشت و کاملا قابل تشخیص هست. جای بسیار خوبی هم تعبیه شده.

در سمت راست، یک مسیر برای خروج رو نشون دادم که بر اساس اون، انتظار میره الگوی خروج از شهر یا حرکت که توسط نیروهای شمال شهر اجرا شده بود رو اینجا هم ببینیم. من مسیر رو کاملا مشخص کردم. ولی کسی این مسیر رو طی نمی‌کنه! همه از بیرون و کنار تانک( کاملا در فضای باز) حرکت میکنن و توی کلیپ، یه انفجار می‌بینیم که بیاید با هم خدا روشکر کنیم که ترکشی نداشت ظاهرا چون اگر میداشت، بیش از ۲۰ نفر نیرو رو میتونست قیچی بکنه.

 

 

thumb_sf_08.jpg

 

در ادامه کلیپ(چند ثانیه بعدش) کاملا می‌بینیم افرادی که از خیابون اصلی که توش دودزا استفاده شده بود سعی میکنن خارج بشن و افرادی که در کنار همون خیابون و از طریق حیاط خونه ها و امن خارج میشن از شهر و همون مسیر رو طی میکنن. کاملا مشخصه که با دو اموزش کاملا جدا طرفیم!! یکی داره ذاتی از بین خونه ها و مکان‌های بسته و امن حرکت میکنه و دیگری برا خودش با خیال راحت تو خیابون اصلی شهر قدم میزنه و از جاده رد میشه و میره سمت دیگش!

بیاید همین قضیه حرکت در شهر و تخلیه رو تا اخر بریم بعد باز بر می‌گردیم سر نکات دیگه!

در اینجا، برخی از دوستان رو مشاهده می‌فرمایید که دارن با خیال راحت از خارج شهر (غرب) قدم میزنن جایی که برخورد خمپاره در هر فاصله‌ای میتونه ترکشش شدیدا ایجاد مشکل بکنه. گروه دیگه‌ای از عزیزان رو هم مشاهده می‌فرمایید که به نظر میرسه از سمت شرقی شهر خودشون رو به اینجا رسوندن! ولی خبری از ماشین نیست که باهاش فرار بکنن و کاملا هم خسته شدن :neutral:  اون دو نفر در داخل حیاط خونه که به نظر یه نفر میاد، یکی تیره و دیگری احتمالا ACU تنشه که فقط توی فیلم دیده میشه! قشنگ توی حیاط و جایی که به وضوح میشه از اونور شهر دیدشون وایسادن و دارن بحث و تبادل نظر میکنن در مورد مسئله‌ای... پشت اون سنگر یا بانکر کوچولو هم نیروها باز در حال جمع شدن برای اتخاذ تصمیمات مناسب هستن.

 

thumb_sf_09.jpg

 

پهپاد داره می‌چرخه و عجیب ترین صحنه اتفاق می‌افته. به نظر می‌رسه دو نفر تو حیاط خونه ماهواره‌ دار که گفتم، تو تصاویر ماهواره‌ای دیشی نداره و احتمالا برا نیروهای ما هستش و ساختمون فرماندهی یا چیزی مثل اون باشه،‌وایسادن. فاصله بینشون قدری زیاده و ثابت وایسادن. داری تلاش میکنی که مطمئن بشی اونا ادم بودن یا نه که ساختمون مربوطه به طور کامل نابود میشه! فیلمو بر میگردونی که ببینی چی شد و می‌بینی که بله. ساختمون مربوطه کاملا حرفه‌ای تخریب شد! دوباره فیلم رو بر میگردونی و اون دو نفر رو نگاه میکنی، انفجار و تخریب ساختمون و اون دو نفر بالاخره حرکت میکنن به سمت بالا برای خروج از محوطه احتمالا! فاصله کمتر از ۱۵ متره. ما با یه تخریب کاملا حرفه‌ای و نابود سازی کامل و مطمئن ساختمون مربوطه طرف هستیم.ریلکس بودن اون دو نیرو به ما نشون میده که کارشون رو خیلی خوب بلدن این عزیزان.

 

فیلم از نظر زمانی پس و پیش‌زیاد داره. مثلا صحنه پایانی که پهپاد داره به سمت شمال غرب میره تا از شهر خارج بشه، ساختمون دارای دیش، همچنان سالمه. با این حال، فیلم درست در چند ثانیه مونده به جایی که من خیلی دوست داشتم ببینم قطع میشه.اگر یکی دو ثانیه دیگه فیلم ادامه داشت، میتونستیم دید کاملی به محوطه‌ای داشته باشیم که اون دو افسر ازش خارج شدن در ابتدای فیلم و به یه سری سوال جواب بدیم! مثلا ، ایا جایی رو تخریب هم کردن یا نه فقط دیدبان بودن؟

همچنین در شروع فیلم، تصویر وقتی قطع میشه که نمیشه محل بهپرواز در اوردن پهپاد رو به درستی تشخیص داد! با این حال کاملا مشخصا که با توجه به زمین قرمز رنگ در شرق شهر، فقط حیاط خونه ها باقی می‌مونه. شاید برای هدایت کواد‌کوپتر نیاز به انتن یا تجهیزاتی مثل اون باشه که در صورت داشتن دید از بالا بر روی شهر، به سادگی میشد محل رو کشف کرد.

با بررسی سایه ها نکته‌ دیگه ای به ذهن من می‌رسه! موقع رها شدن پهپاد و پروازش، ما یه سایه کامل داریم به سمت غرب، احتمالا قبل از ظهر و حدود ساعت ۱۰ به بعد هستش. توی کل فیلم، ما دیگه سایه‌ای نمی‌بینم و انگار هوا ابری شده. با این حال، در برخی صحنه ها میشه سایه درخت‌ها رو تشخیص داد که نشون میده احتمالا ساعت هنوز قبل از ظهر یا خیلی نزدیک به اون هست. مثلا ساعت ۱۱.۳۰ ظهر به بعد ولی قبل از ۱۲. با تمام اینها، به نظرم میرسه که این فیلم برای حدود یک ساعت از عملیات هستش و به طور کلی قبل از عملیات کردن تروریست‌ها. اونها پهپاد رو برای شناسایی استحکامات و نیروها می‌فرسن و بعدش خودشون عمل میکنن که خوب، متوجه میشن نیروهای ما دارن شهر رو خالی میکنن. اینجا سوال پیش میاد که چطوری امکان داره در جریان این عملیات چند نفر منجمله پیکر چند شهید به جا بمونه؟

 

البسه:

خوب، از ترویرست ها شروع کنیم که فیلم با اونها شروع میشه! :). چه بخوایم چه نخوایم، انتخاب استتار مناسب توسط تروریست‌ها رو واقعا باید بهشون تبریک گفت! طرح استتار یکسان فکر میکنم MTP کاملا جوابگو هست انگار و ما به سرعت می‌بینیم که در ارتفاع شاید ۴-۵ متری، اگر نیرو دراز می‌کشید و کلاه استتاری مناسب داشت واقعا قابل تشخیص نمی‌بود.

اگر چه لباس برخی نیروها و کلا هیکلشون مشکی تر هست نسبت به بقیه، احتمالا این عزیزان روی لباس وودلند دیجیتال جلیقه مشکی پوشیدن. باقی نیروها که خاکی به نظر میرسن یا لااقل مشکی نیستن، احتمالا همون وودلند دیجیتال دارن ولی بدون جلیقه.

لباس‌های کرم هم که چند بار توی کلیپ در بخش های مختلف دیده میشه.

 

خوب، چه چیزهایی عوض شده بود؟

  • علامت گذاری نقطه خروج

  • استفاده از نارنجک دود‌زا برای بلوک کردن دید دشمن

  • تخریب ساختمون‌هایی که برای کاربری های خاص مورد استفاده قرار گرفتن

  • قایم شدن نفر‌برها و تانک‌ها در پشت دیوار ها و شلیک احتمالا از پشت اونها(خود وجود اونها خوشحال کننده بود!)

 

احتمالات:

بر اساس فیلم، شهر رو باید به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرد. در نیمه شمالی شهر، به طور کلی کمتر از ۱۵ نفر نیرو می‌بینیم. این نیروها به صورت ستونی و منظم حرکت میکنن، از بین ساختمون‌ها و مکان‌های بسته و با احتیاط میکنن و سرعت حرکتشون هم بالاست. یعنی یا کاملا وایسادن، یا در حال دویدن هستن. دیدن این نیروها در حال حرکت حس لذت‌بخشی هستش برای من. به نظر میرسه این نیروها، به اتاق فرماندهی(ساختمان دیش‌دار) دسترسی دارن، دیدبان دارن، نیروی تخریب دارن، و از ناکجااباد کاملا مرموز و سریع جلوی دید میان و عقب نشینی میکنن. همه کاملا کارشون مشخصه. تیم دو نفره دیده‌بانی با هم هستن، تیم تخریب با هم هستن، تیم ۴-۵ نفره ساختمون اول و تیم ۴-۵ نفره ساختمون دوم هر تیم به صورت جداگانه ولی کاملا منظم با هم، حرکت میکنن. الگوی حرکتی یکسان بین اونها ستودنیه و قطعا حاصل سالها زحمت و تمرین هست. ادم احساس میکنه همون یک گروه چند نفره هست که باز داره بر میگرده و همون استایل حرکت رو در بخش دیگه‌ای از نیمه شمالی العیس تمرین میکنه.

در مقابل تمام این خوبی‌ها، نیمه جنوبی شهر رو داریم، به سادگی می‌تونید در هر لحظه گروه‌های ۱۵-۲۰ نفره رو در حال قدم زدن در فضای باز به صورت گله‌ای و بدون هیچ نظمی بشمرید. شاید یه جورایی پیاده روی این نیروها در فضای باز رو بتونید استایل ستونی حرکت بنامید، ولی خیلی افراد دو و سه نفره کنار هم هستن و قدم میزنن و احتمالا با هم در خصوص عملیات صحبت میکنن. نیروها به طور کلی فاقد سازماندهی هستن! برای مثال، دسته‌ای ۱۰-۱۲ نفره، چند نفرشون سوار یه وانت میشن، چند نفر سوار یه وانت دیگه و باقی پیاده ادامه مسیر میدن! وضعیت سوار شدن این نیروها کاملا میتونه به ما بگه که هیچ‌کس نفهمید کی سوار شد و کی پیاده اومد و شاید کی جا مونده باشه. همونجور که عرض کردم، تفاوت نظم بسیار مهمه.

در جنوب شهر به طور کلی شما شاید بتونید تا ۵۰ نفر رو بشمرید که در طول فیلم از اونجا خارج میشن.

اگر شهر رو همچنان دو نیم بدونیم، به نظر می‌رسه ۱۵ نفر نیروی منظم اعتماد بنفس کافی داشتن تا کاری رو بکنن که در نیمه دیگه شهر، چیزی حدود ۵۰ نفر(حداقل) داره انجامش میده.

نتیجه گیری:

به نظر میرسه استفاده از تعداد زیادی از گروه‌های مختلف، با سطوح مختلف اموزش باعث ایجاد مشکل شده. نیروهای حرفه‌ای در کنار نیروهای غیر حرفه‌ای و نااشنا، تفاوت زیادی ایجاد کرده. برخی نیروها به نظر میرسه باید یه نفر همراهشون باشه مدام و بهشون بگه فلان کار رو بکنید. یه سری نکات امنیتی خیلی ریز هست که رعایت کردنشون واقعا کمک میکنه. برخی نیروها از قبل پیاده راه افتاده بودن، در صورتی که بهتر بود ماشین‌ها می‌موندن تا اخرین گروه رو سوار بکنن و گروه‌هایی که اول رسیده بودن پیاده برن!( ایده‌عال قطعا اینه که همه سوار ماشین بشن! ولی حالا که قراره یه عده پیاده برن! بهتر نیست اخرین گروهی که از شرق شهر به غربش راه رفته و تازه رسیده (احتمالا یکساعت در شهر راه رفته تا رسیده) سوار ماشین بشن؟)

بهتره مسئله حرکت بین ساختمون‌ها و فضای باز اموزش داده بشه. یه خمپاره توی ۲۰ متری، در کثری از ثانیه سیف‌الله شیشانی یکی از رهبران کاریزماتیک چچن ها در سوریه رو به کشتن داد. بهتره ما هم این نکات رو رعایت کنیم.

در کلیپ های دو سه سال پیش می‌دیدیم که چچن ها از داخل ساختمونها رد میشن در جنگ شهری، این مسئله رو به نظر میرسه هنوز ما رعایت نمی‌کنیم. البته قبلا حزب‌الله رو دیدیم که این مسئله رو رعایت میکرده.

 

لینک ویدیو عملیات العیس در اپارات

 

برگرفته از Senaps فقط برای انجمن‌های میلیتاری

هرگونه بهره برداری از این مطلب بدون ذکر نام نویسنده و انجمن‌های میلیتاری ممنوع است


پ.ن تقریبا دو ساعت تمام وقت گذاشتم تا ادبیات مطلب رو اصلاح کنم، به محض زدن دگمه ارسال یادم افتاد از متن کپی نگرفتم و بعد با صفحه ارور همیشگی مواجه شدم:(

متاسفانه دگمه اخرین ذخیره خودکار منو به زمان پیست کردن مطلب اصلی بر گردوند :(


  • 131


#493738 تحلیل و پیگیری تحولات سوریه - بخش دوم ( از July 2015 )

ارسال شده توسط edvardoali در 07 مه 2016 - 11:38

بنده دیشب یاد برادر شما بودم. برای سلامتی ایشون و بقیه رزمنده ها به خیلی ها سپردم صلوات بفرستن و سوره بخونن...
دوستان دعا خیلی مهمه. سر نماز دعاشون کنید...

ممنون داداش. مثل اینکه تقدیر ایشون اين بود که شهید بشن.

شهادت گوارای وجودت حسین جان.لیاقتش رو داشتی.

هر چند که یکی بود مثل همه. نه مثل تو فيلم ها!

ایشالله که بتونیم ادامه دهنده راه این شهدای عزیز باشیم.

واقعا ! نه تو حرف ! و بتونیم انرژی و استعدادمون رو در راه تشیع وقف کنیم!

حیف الان خیلی خستم و بي حوصله!

اما هر چیزی که دلیل شهادت این عزیزان بوده!

مطمن باشید که برای تشیع خون به منزله آب حیات هست!

همون طور که انقلاب اسلامی ما ثمره خون شهداي کربلاست!

خون این عزیزان زمينه ساز انقلاب جهاني امام مهدی باشه!

که این بدست نمیاد بجز کار و تلاش و ایمان!
  • 130


#484177 SLAM موشکی از جهنم

ارسال شده توسط Stuka در 11 ژانویه 2016 - 02:25

thumb_Besmellah_14.png

 

 

 

 

SLAM موشکی از جهنم

 

 

 

slam0_28129.jpg

 

موشک مافوق صوت SLAM مخفف (Supersonic Low Altitude Missile) موشکی کروز

ساخت امریکا و با قابلیت پرواز در ارتفاع پایین برای مخفی شدن از دید رادار های دشمن و با پیشرانه هسته ای بود

که قادر به حمل تا ۲۶ بمب هیدروژنی میبود که در واقع موشک به یک بمب افکن خودکار

تبدیل میشد.

 

پروژه در سال ۱۹۵۵ آغاز گردید و در سال ۱۹۶۴ ملغی شد. دلیل ملغی شدن پروژه پیشرفت موشک های

بالستیک قاره پیما و همچنین بروزتر شدن رادارهای زمینی بود که پنهان شدن موشک

از رادارها را با پرواز درارتفاع پایین مشکل میساخت.

پروژه با وجود تست های موفق هرگز به مرحله عملیاتی بودن نرسید تا در سال ۱۹۶۴ کنار گذاشته شد.

نکته ای که باعث اهمیت این پروژه میگردید استفاده از پیشرانه هسته ای برای موشک بود

که کاملا طرحی انقلابی حتی تا امروز بشمار می اید.

 

 

 

slam0_28429.jpg

 

 

 

موشک SLAM یک سلاح روز نابودی به تمام معنا بود.

موشک به یک موتور رم جت با پیشرانه هسته ای مجهز بود. موشک نخست توسط بوسترهای

سوخت جامد عادی شلیک میشد و بعد از رسیدن به سرعت مورد نیاز برای

بکار افتادن موتور رم جت، راکتور کوچکی که در موتور نصب گردیده بود بکار می افتاد و موشک را

در مسیر خود به پیش میراند. استفاده از راکتور هسته ای موشک را قادر میساخت تا برای چند ماه

با سرعت مافوق و در ارتفاع پایین و بدور از چشم رادارهای دشمن بروی قلمروی دشمن به پرواز ادامه دهد.

موشک قادر بود تا مسافتی در حدود  ۱۸۲ هزار کیلومتر را با کمک پیرانه هسته ای خود بپیماید.

 

 

 

slam0_28329.jpg

 

موشک قادر به حمل ۱۶ تا ۲۶  بمب هیدروژنی بود که آنرا قادر میساخت تا  اهداف از پیش مشخص شده

را در خاک دشمن نابود سازد. موشک در زمان رسیدن به بالای هدف یکی از ۲۶ بمب هیدروژنی خود

را بروی اهداف پرتاب میکرد. شبح مرگ میتوانست تا ماهها به پرواز و حمله به اهداف

بر فراز خاک دشمن را  ادامه دهد. خطر موشک تنها محدود به  ۲۶ بمب هیدروژنی ای که حمل میکرد نمیشد.

 

راهی برای فرار وجود ندارد سرنوشت محتوم خویش را بپذیرد!

 

موشک SLAM یک سلاح جهنمی و مخوف ترین سلاحی بود که بشر طراحی تا به امروز طراحی کرده است!

حتی اگر شما از انفجار ۲۶ بمب هیدروژنی که موشک حمل میکرد در ۲۶ هدف مختلف

جان سالم بدر میبردید، این فرشته مرگ باز هم گزینه های جالبی برای پایان زندگی شما ارایه میداد.

راکتور موشک به دلیل نیاز به سبک و کوچک بودن بدون صفحه های محافظ در برابر تشعشع ناشی از کار راکتور ساخته شده بود

و از آنجایی که موشک در ارتفاع پایین و حدود ۳۰۰ متر از سطح زمین پرواز میکرد، تشعشع 

گاما و نوترون راکتور، کسانی را که در زیر مسیر پرواز موشک قرار داشتند رو در طول مسیر پرواز از بین میبرد!

همچنین خروجی هوای موشک که آلوده به مواد رادیو اکتیو بود تهدید جدی بر ضد افراد دشمن بود

که در مسیر پرواز موشک قرار داشتند! هفته ها پرواز این موشک نه چندان کوچک مافوق صوت در ارتفاع پایین

به دلیل شکاندن مدام دیوار صوتی موجب آسیب های شدید در شهر های مسیر پرواز میگردید.

 

شدت شوک ناشی از پرواز مافوق صوت پرنده ای در این ابعاد و با سرعت ۴ ماخ و در ارتفاع ۳۰۰ متری

موجب آسیب شدید به افراد و ساختمان هایی میشد که در زیر مسیر پرواز قرار داشتند.

اگر آنقدر خوش اقبال بودید که از انفجار ۲۶ بمب هیدروژنی و تشعشع و صدای پرنده جان سالم بدر ببرید، این فرشته

مرگ خستگی ناپذیر بعد از هفته ها پرواز به مانند یک لاشخور که منتظر مرگ شکارهای خود است

با تمام شدن سوخت هسته ای خود در نهایت سقوط میکند و شما میتوانید بعد از چند هفته جهنمی

نفسی راحت بکشید، اما این تمام قدرت شیطانی این موشک نبود!! فرشته مرگ حتی در مرگ خود نیز

برای شما گزینه مرگ دیگری را در نظر گرفته بود! با افت قدرت راکتور موشک در چند ماه، موشک

در نهایت سرنگون میشد که از قبل قابل برنامه ریزی برای سرنگونی بروی شهرها و مراکز تجمع دشمن بود.

در صورت سقوط، محدوده سقوط کاملا به مواد رادیو اکتیو حاصل از خرد شدن راکتور تا مساحت بالایی آلوده میشد

و بدین گونه پرنده مرگ حتی در پس از مرگ خود نیز از دشمن تلفات میگرفت.

 

موشک SLAM در حقیقت ۳۰ گزینه برای چگونه مردن را در پیش روی شما میگذاشت که با خیال راحت

میتوانید یکی از آنها را انتخاب کنید!

 

در واقع شلیک یه فروند از موشک جهنمی برای نابودی دشمن کافی و حتی بیش تر از کافی بود.

همه اینها موشک SLAM را به ترسناک ترین سلاح طراحی شده توسط بشر تبدیل میساخت.

 

 

 

موشک SLAM از اولین موشک های کروز تماما خودکار بود. فناوری راداری ترکام برای شناخت و

جهت یابی موشک از روی عوارض زمین آنرا به موشکی دقیق و قابل اطمینان تبدیل ساخته بود.

 

 

 

شمای کلی موشک SLAM

SLAM11.jpg

 

slam0_28829.jpg

 

 

 

 

پیشرانه

 

موشک بر اساس پیشرانه رم جت طراحی شده بود. موتور رم جت گونه ای از موتور جت میباشد

که هیچ قطعه متحرکی ندارد. برخلاف موتور های جت معمولی، رم جت قادر به کار از سرعت صفر نیست.

بلکه نخست باید به کمک موتور جانبی یا بوستر راکتی سوخت جامد پرنده به سرعتی در

حدود چند صد کیلومتر در ساعت برسد تا فشار هوای جلوی موشک به حد کافی برای روشن شدن موتور رم جت برسد.

در چنین سرعتی هوای از ورودی موتور وارد شده و بخاطر شکل خاص ورودی هوا فشرده شده

و با سوخت ترکیب میگردد و گازهای داغ با فشار از نازل موتور خارج میگردد.

موتور رم جت قادر به دستیابی به سرعت بالاتر از سرعت صوت براحتی میباشد.

 

موشک توسط ۴ کانارد متحرک که در جلوی موشک نصب شده بودند مسیر خود را کنترل میکرد.

 

 

 

 

 

 

 

نمای کلی یک موتور رم جت با پیشرانه شیمیایی. هوا از ورودی موتور وارد و سپس فشرده و

با سوخت ترکیب میگردد و گازهای داغ از نازل موشک خارج میگردند.

SLAM12.jpg

 

 

 

 

 

پروژه پلوتون

 

slam0_28529.jpg

 

در سال ۱۹۵۷ تلاش های برای ساخت موتور رم جت برای موشک SLAM که بجای سوخت فسیلی از

سوخت هسته ای استفاده کند تحت نام پروژه پلوتن Project Pluto آغاز گردید و

آزمایشگاه Lawrence Radiation Laboratory آنرا پی گیری نمود. هدف ساخت موتور رم جت

با پیشرانه هسته ای بود. در این موتور به مانند رم جت های معمولی هوا از جلوی موتور وارد میگشت

و پس از فشرده شدن توسط گرمای حاصل از شکافت اورانیوم در راکتور به دمای هزاران درجه میرسید

و گازهای داغ با فشار از نازل موتور خارج میگشت و بدین گونه نیروی محرکه تامین میگردید.

موشک در نهایت قادر به دستیابی به سرعت ۴.۲ ماخ بود.

 

 

شمای کلی موتور رم جت موشک

slam0_28129.png

 

ساخت موتور با پیشرانه هسته ای ایده ای کاملا جدید بود که نیاز به مواد و طراحی کاملا انقلابی داشت

که تا ان زمان سابقه نداشت. به  منظور تحمل حرارت بالای راکتور میبایست سرامیک های جدید ساخته میشد.

راکتور از صدها قطعه سوخت اتمی که به صورت سرامیک در آمده بودند و تقریبا در اندازه یک مداد ساخته شده بود

تشکیل میشد. بدین منظور قراردادی برای ساخت ۵۰۰ هزار میله سوختی با کمپانی

Coors Porcelain Company بسته شد.

 

 

مشخصات راکتور از این قرار بود:

 

قطر کلی 145.41 سانتی متر.

ارتفاع کلی 163.16 سانتی متر.

قطر هسته راکتور 119.98 سانتی متر.

ارتفاع راکتور 128.778 سانتی متر.

توان نهایی راکتور: ۶۰۰ مگا وات.

 

راکتور در کل حاوی حدود ۶۰ کیلوگرم سوخت از نوع اورانیوم بود.

 

سلول های سوختی راکتور از نوعی سرامیک ویژه (refractory ceramic) از جنس اکسید برلیوم

ساخته شده بود که در دمای بالا استقامت خود را حفظ مینمود. علاوه بر اکسید برلیوم این سرامیک حاوی

اکسید اورانیم به عنوان سوخت راکتور و همچنین مقداری کمی اکسید زیرکونیوم برای افزایش مقاومت سلول های سوختی بود.

سلول های سوختی به صورت استوانه های شش وجهی تو خالی با طول 10.16 و قطر بیرونی ۷ میلیمتر بودند.

قطر کانال تو خالی داخل هر سلول حدود ۵ میلیمتر بود. توخالی بودن سلول ها و کانال داخل ان به منظور

عبور هوای ورودی موتور و گرم کردن آن بود.

 

در مجموع هسته راکتور از 465,000 سلول سوختی تشکیل میشد که این سلول های قرار گیری در کنار هم ۲۷۰۰ کانال

عبور هوا را تشکیل میدادند. راکتور در هنگام کار به دمایی حدود ۱۲۷۷ درجه سانتی گراد میرسید

و هوای ورودی تا این دما گرم میشد.

 

 

 

هسته مرکزی راکتور موشک با سلول های سوختی سرامیکی.

slam0_28629.jpg

 

به دلیل نیاز به سوار شدن راکتور بروی پرنده میبایست از وزن آن کاسته میشد در نتیجه راکتور

فاقد پوشش های بتنی و سربی معمول در راکتور های معمولی بود. طبق محاسبات میزان نوترون ها آزاد شده

از شکافت در راکتور در دماغه موشک چیزی حدود 7×1014  نوترون برای

هر سانتی متر مربع از فضا بود. همچنین میزان تابش اشعه گاما بالا بود. میزان بالای تابش نوترونی

و گاما در کار دستگاهای الکترونیک حساس ناوبری موشک ایجاد اشکال مینمود که بدین منظور مدارات الکترونیکی

موشک در برابر تابش مقاوم سازی (radiation hardening) گردیدند.

 

مشخصات کلی موشک SLAM

طول: ۲۶ متر.

قطر: ۱.۵ متر.

وزن: ۲۷۵۴۰ کیلوگرم.

سقت پروازی:۱۰۷۰۰ متر.

برد:

در ارتفاع ۳۰۰ متری ۲۱ هزار کیلومتر.

در ارتفاع ۹۰۰۰ متری ۱۸۲ هزار کیلومتر.

سرعت: ۴ ماخ.

تسلیحات: قادر به مسلح شدن به  ۲۶ بمب هیدروژنی.

 

 

 

 

در تاریخ ۱۴ می ۱۹۶۱ نخستین موتور هسته ای رم جت جهان با نام "Tory-IIA" که بروی یک واگن

راه آهن سوار شده بود در Nevada Test Site برای چند ثانیه برای نخستین بار شروع بکار کرد. ۳

سال بعد موتور ارتقا یافته با نام "Tory-IIC" برای ۵ دقیقه با تمام قدرت آزمایش گردید و

توانست به توان ۵۱۳ مگاوات و تراست ۳۵ هزار پوند دست یابد.

 

 

موتور Tory II-C

slam0_28229.jpg

 

موتور Tory II-A

slam0_281029.jpg

 

 

 

تست ها با موفقیت کامل همراه بود. درست زمانی که بنظر میرسید پروژه آماده عملیاتی شدن هست

در سال ۱۹۶۴ پنتاگون پروژه را ملغی اعلام کرد. دلایل پنتاگون برای لغو این پروژه عبارت بود از

نخست ایده ساخت چنین سلاح مخربی بسیار خطرناک و تحریک آمیز بود. تحریک آمیز و خطرناک از ان جهت

که در صورت ساخت، شوروی نیز دست به ساخت سلاحی مشابهی بزند. با توجه به قدرت ویرانگر این سلاح

و اینکه در ان زمان دفاع خاصی در برابر آن وجود نداشت، ساخت چنین سلاحی از طرف شوروی کار

رو بر خود امریکا نیز سخت میکرد.

 

 دوم اینکه با توجه به پیشرفت در زمینه فناوری بالستیک. کلاهک های اتمی موشک های بالستیک

راه حال آسانتر و کم خطرتری از از یک موشک با پیشرانه هسته ای ارائه میدادند.

در نهایت پروژه در تاریخ ۱ جولای ۱۹۶۴ به بایگانی فرستاده شد.

 

 

 

کلیپی از نحوه کار موشک

 

http://www.aparat.com/v/CESDs

 

 

 

از یوتوب:

https://www.youtube.com/watch?v=w_SCuPId8KA

منابع

۱، ۲، ۳

۴

 

کپی با ذکر منبع: سایت میلیتاری

 

اشتوکا


  • 122


#352729 تصاویری از رزمایش اخیر نیروی زمینی + آزمایش تسلیحات جدید

ارسال شده توسط Goebbels در 12 دسامبر 2013 - 03:32

به نام خداوند جان و خرد


با سلام خدمت دوستان


(یکبار دیگر مجبور به تحمل گوبلز هستید متاسفانه!)


در ابتدا از تصاویر آزمایش تسلیحات جدید شروع میکنم :


اگر دوستان به خاطر داشته باشند چندی پیش نمونه ارتقا یافته ای از تانک ام 60 مجهز به سیستم کنترل آتش EFCS3 (یحتمل نمونه ایرانی) رونمایی شد. تصاویر زیر از اجرای اتش و اصابت به هدف در حال حرکت است :


تصویر


تصویر


تصویر


در تصویر زیر اجرای اتش در حرکت تانک ذوالفقار 3 نسل جدید و اصابت دقیق گلوله به هدف را مشاهده میکنید. نکته ای که در یکی از تصاویر وجود دارد مشاهده واضح پریسکوپ های دریچه فرمانده است که تا چندی پیش تصور میشد ذوالفقار فاقد آن است.


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر زیر از سیستم بارگذار خودکار خمپاره است :


تصویر


تصویر


نفربر ام 113 مجهز به جایگاه تسلیحاتی کنترل از راه دور


تصویر


تست حرکتی خودروی تاکتیکی نینوا


تصویر


تصویر


تصویر


پرتاب مین در حال حرکت توسط سیستم مین پخش کن نصب شده بر خودروی نینوا


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر


تصویر



ادامه دارد.....................


هرگونه برداشت صرفا با ذکر نام سایت میلیتاری مجاز است.


  • 122


#447372 Kurganets ؛ ورود روسیه به عرصه پلتفرم های چند منظوره و مشترک شنی دار با کاربر...

ارسال شده توسط Goebbels در 11 آوریل 2015 - 11:56

به نام خدا

 

با سلام

 

otvaga2004_kurganec_parad_02.jpg

 

دوستداران عرصه زرهی امسال چشم به رژه پیش رو در روز پیروزی در میدان سرخ دوخته اند ، جایی که گفته می شود روسیه معادلات عرصه زرهی را تغییر خواهد داد و پس از سالها دوری از گذشته درخشان و عقب افتادگی از رقبای غربی ، توان زرهی خود را به جهت کیفی با ارائه پلتفرم های نسل جدید زرهی بازیابی خواهد کرد ، پلتفرم هایی چند منظوره و مشترک!

 

در این نوشتار همانگونه که از عنوان آن پیداست به بررسی نسل جدید خودرو های زرهی شنی دار روسیه با نام Kurganets پرداخته میشود. اما پیش از انجام این بررسی ، خالی از لطف نیست اگر نگاهی به موضوعاتی همچون پلتفرم های چند منظوره زرهی ، تاریخچه آن ها و حرکت روسیه به سمت توسعه و ساخت چنین پلتفرم هایی داشته باشیم. پیش از دهه هشتاد میلادی ، پلتفرم های زرهی معمولا با توجه به قابلیت ها و تجهیزات نصب شده ، در یک کاربری مشخص به کار گرفته میشدند و با توجه به آن ، نام گذاری خاصی بر روی آن ها صورت میگیرفت همچون ، خودروی رزمی پیاده نظام ، نفربر زرهی ، تانک و .......... . البته در برخی پلتفرم ها همچون نفربرهای زرهی معمولا تغییراتی در سطح محدود نیز اعمال شده و مدل های جنبی از این خودرو ها همچون مدل فرماندهی یا خودروی مخابراتی نیز به ساخت میرسید اما این کاربری ها علاوه بر محدودیت در ماهیت پلتفرم زرهی تغییری ایجاد نمیکردند ، نفربر زرهی فرماندهی همچنان در چهارچوب و نقش یک نفربر باقی میماند با این تفاوت که به تجهیزات فرماندهی مجهز میشد.

 

از دهه هشتاد میلادی تا امروز تعریف دیگری از خودروهای رزمی زرهی مطرح شده و طرح های مختلفی براساس آن به توسعه و ساخت رسیده است. در این تعریف یا مفهوم ، خودروی زرهی به گونه ای طراحی و ساخته میشود که قابلیت نصب تجهیزات و تسلیحات متنوع و به کارگیری در نقش های کاملا متفاوت را داشته باشد به نحوی که بتوان نمونه های مختلف ساخته شده براساس یک پلتفرم را به صورت جداگانه دسته بندی کرد (در قالب نفربر ، خودروی رزمی و .......). اساس یک چنین پلتفرم هایی ، یک شاسی مشترک با طراحی و سیستم های پایه ای (پیشرانه ، جعبه دنده ، تعلیق و ........) مشابه است که برحسب نیاز ، ماژول های رزمی و تجهیزات مختلف (برای کاربری های مختلف) بر روی آن نصب میگردد و خودرویی با تعاریف مشخص را میسازد.

 

مهمترین مزیت این دست خودرو ها (یا پلتفرم ها) کاهش هزینه و سهولت در نگهداری و پشتیبانی است ، این مسئله از تشابه در طراحی و سیستم های پایه ای مورد استفاده ناشی میشود و البته برای استراتژی کمیت روسی  (یا کمیت شرقی) نیز یک مزیت مهم خواهد بود و این امکان را به کشورهایی نظیر روسیه خواهد داد که پلتفرم چند منظوره را در مدل های مختلف و در تعداد بالا به تولید برسانند بدون آنکه در مورد مسائل نگهداری و پشتیبانی از آن نگرانی خاصی داشته باشند. اصلی که در طراحی و ساخت این دست خودروها مد نظر قرار دارد ماژولاریتی و قابلیت تطبیق است تا امکان نصب سیستم های مختلف در عین وجود مشترکات ( طراحی ، سیستم های رانشی مشابه و امثالهم) فراهم باشد.

 

و اما به کارگیری پلتفرم های چند منظوره در روسیه :

 

این کشور از دهه پنجاه و شصت میلادی (دوران اتحاد جماهیر شوروی) پلتفرم BTR را در دو نوع شنی دار و پس از آن چرخ دار ارائه کرد. خودروهای BTR-60/70/80/82 و در نهایت BTR-90 در طی چند دهه توسط این کشور (بعد از فروپاشی شوروی توسط روسیه) به تولید رسیدند. فرم و کلیت طراحی نفربر های سری بی تی آر روسی در طول چند دهه گذشته تقریبا یکسان بوده و با این تفاوت که مدل های مختلف دارای بهینه سازی هایی نسبت به اسلاف خود هستند. روس ها براساس مدل های مختلف پلتفرم بی تی آر ، خودروهای زرهی متفاوتی را در نقش های مختلف ارائه داده اند همچون خودروی فرماندهی ، شناسایی ، حامل خمپاره انداز و ............  .با وجود اینکه پلتفرم بی تی آر در چندین مدل و نقش مختلف به ساخت رسیده اما در جایگاه یک پلتفرم چند منظوره تمام عیار با کاربری های گسترده ، دارای محدودیت هایی است که از طراحی آن ناشی میشود.

 

خانواده BTR (از مدل 60 به بعد)

 

thumb_BTR-60PB_DA-ST-89-06597.jpg thumb_BTR-702C_museum2C_Togliatti-2.JPG thumb_BTR-82A.jpg thumb_Ukrainian_BTR-80_in_Tendra2C_2010.

 

البته روس ها در طول سال های گذشته تلاش هایی جهت رفع این محدودیت ها و ساخت نمونه های جدید داشته اند که یکی از اخرین نمونه های آن نفربر BTR-90M مجهز به برجکی مشابه خودروی رزمی BMP-3 (مجهز به توپ 100 میلیمتری ، توپ 30 میلیمتری و ........) بود که البته صرفا در حد یک نمونه آزمایشی باقی ماند. محدودیت هایی همچون تحرک باعث میگردد که پلتفرم BTR برای کاربری هایی نظیر خودروی پشتیبان آتش (FSV) مجهز به برجک های سنگین با سلاح هایی با کالیبر بالا (همچون 105 یا بالاتر) گزینه مناسبی نباشد.  پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ،  فدراسیون روسیه مهمترین و بزرگترین وارث تکنولوژی و تجهیزات زرهی آن بود (و پس از آن کشور اوکراین).

 

BTR-90M

 

thumb_BTR-90M.jpg

 

روس ها در حدود 50 سال به دنبال توسعه پلتفرم BTR بودند حال آنکه در نیروهای مسلح فدراسیون روسیه با توجه به گذشت زمان ، تغییر الزامات نبرد و برنامه های به روزرسانی ، پلتفرم BTR دیگر پاسخگو نبود. تبعا برای روس ها با بیش از نیم قرن کار بر روی یک پلتفرم ، آسان نبود که پلتفرم جدیدی را با تعاریف و قابلیت هایی کاملا جدید ارائه کنند در نتیجه اولین گزینه ارتقای پلتفرم BTR و ساخت نمونه ای جدید بود که در نهایت در قالب ارتقای برخی مدل ها و نصب ماژول های رزمی جدید همچون BTR-90 دنبال شد و در آخر نیز به نتیجه قابل توجه و تغییر دهنده ای ختم نگردید. در بخش پلتفرم های شنی دار نیز روس ها بیش از آنکه به دنبال ساخت و توسعه یک پلتفرم چند منظوره و مشترک باشند ، پلتفرم های متنوع و متعددی را توسعه دادند از قبیل BMP  ، MT-LB  و ........ . البته پلتفرم های ذکر شده در مدل های مختلف با کاربری های متفاوتی نیز بعضا تولید گردید (همچون مدل فرماندهی ، ارتباطی ، شناسایی و  .......) اما در پایان ، کاربری های قابل دستیابی و ایجاد بر روی این پلتفرم ها به مراتب محدود تر از پلتفرم های چند منظوره نسل جدید بود.

 

MT-LB

 

thumb_MTLB_-miehistonkuljetusajoneuvo.jp

 

سری BMP

 

thumb_BMP-3_0024_copy.jpg thumb_BMP-2_military_parade_rehearsal.jp thumb_Bmp-1-DMSC9112086_JPG~0.jpg

 

این محدودیت با توجه به الزامات جدید مد نظر ( همچون نصب ماژول های رزمی متنوع و دارای تسلیحات سنگین) همچنان روس ها را به ساخت پلتفرمی جدید وادار میساخت. در نهایت این عامل خارجی بود که راه گشای روس ها در این مسئله شد. در یک دهه گذشته روسیه در زمینه برخی طرح های مرتبط با زرهی (سیستم های نظارتی نسل جدید) با صنایع فرانسوی (همچون تالس و ...) همکاری هایی را شکل داد که حاصل آن نصب تجهیزات به روز و نسل جدید نظارتی ساخت فرانسه بر روی ادوات روسی بود. اما این برای روس ها کافی به نظر نمیرسید چرا که فرانسه از جمله کشورهای صاحب سبک زرهی در غرب بود و میتوانست روسیه را با زرهی غربی و مفاهیم نوین و به روز به کار رفته در آن هر چه بیشتر آشنا سازد. با توجه به این مسئله ، همکاری هایی جهت ساخت یک پلتفرم مشترک با کشور فرانسه براساس خودروی Nexter VBCI آغاز شد که حاصل آن ساخت خودروی زرهی اتم (ATOM ) بود.

 

ATOM

 

thumb_new-vehicle~0.jpg thumb_new-vehicle-side.jpg

 

در این همکاری روس ها به یک پلتفرم ماژولار به سبک غربی دست یافتند که امکان نصب تجهیزات مختلف (برجک های نیمه سنگین و سنگین با تسلیحات کالیبر بالا) و به کارگیری در کاربری های مختلف بدون کاهش قابل توجه سطح قابلیت ها (از جمله تحرک) را داشت و این مهمترین تجربه برای روس ها در جهت  عبور از پلتفرم منسوخ BTR و حرکت در جهت ساخت خودروهای نسل جدید چند منظوره چرخ دار و شنی دار بود. روس ها به عنوان صاحبان سبک در عرصه زرهی ، در بخش توسعه و به کارگیری خودروهای چند منظوره با کاربری های گسترده در حدود چند دهه از رقیب سنتی خود امریکا عقب بودند. از دهه هشتاد میلادی سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده (US Marine Corps) به دنبال یک خودروی زرهی سبک وزن به منظور افزایش تحرک یگان های رزمی موتوریزه خود بود.

 

سپاه تفنگداران به دنبال خودرویی بود که از پلتفرم مناسب و قابل توسعه ای برخوردار باشد و چنین پلتفرمی را در خودروی زرهی آبی/خاکی   MOWAG Piranha I  با پیکربندی 8×8 ساخت سوئیس یافت. بدین منظور شرکت جنرال موتورز کانادا نمونه ای از خودروی سوئیسی ذکر شده را برای سپاه تفنگداران ایالات متحده به تولید رساند که این خودرو به اختصار LAV-25  یا خودروی زرهی سبک وزن نامیده شد. پس از انتخاب پلتفرمی سوئیسی و ساخت نمونه ای برگرفته از آن توسط جنرال موتورز کانادا ، توسعه پلتفرم با نصب سیستم ها و تسلیحات مختلف به شرکت های آمریکایی واگذار شد که حاصل آن ساخت چندین نمونه با کاربری های مختلف از خودروی LAV-25 مختص سپاه تفنگداران دریایی بود. ساخت LAV-25 در زمانی بود که روس ها همچنان به دنبال توسعه پلتفرم BTR بودند.

 

LAV-25

thumb_lav_25_l4~0.jpg

 

علاوه بر این چین نیز که از بزرگترین خریداران محصولات نظامی روسیه محسوب میشود با ارائه خانواده خودروهای تایپ 07 (بعد ها ZBL09 موسوم به پلنگ برفی) در این عرصه از روسیه پیشی گرفته است. البته اقبال به خودروهای چند منظوره و اصطلاحا ماژولار زرهی مختص کشورهای ابر قدرت نظامی نظیر امریکا ، روسیه نیست. خودروی ماژولار پیشرفته (اختصارا AMV) از صنایع پاتریا یک نمونه قابل توجه در این زمینه است. خودرویی که تاکنون با 1600 سفارش و لیسانس تولید از کشور های مختلف در سال های اخیر به خوبی اقبال به مفاهیمی همچون خودروی زرهی ماژولار و چند منظوره را در میان کشورهای مختلف با سطوح متفاوتی از توان و الزامات نظامی نشان میدهد. نمونه لهستانی و تحت لیسانس AMV با نام Rosomak تاکنون در چندین مدل مختلف و متنوع از جمله خودروی پشتیبان آتش ، نفربر زرهی ، خودروی رزمی پیاده نظام ، حامل خمپاره انداز و ....... به ساخت رسیده است.

 


استرایکرهای چینی : خانواده خودرو های زرهی چرخ دار 8×8 ارتش آزادی بخش خلق

نفربر زرهی Rosomak ساخت لهستان

 

AMV

 

thumb_Patria_AMV_Karlovac_2009_5.jpg

 

به روسیه باز گردیم ، خودروی Atom که با همکاری فرانسه ساخته شد پلتفرم مناسبی را برای روس ها فراهم آورد ، اما پروژه این خودرو بنا بر دلایلی عمدتا سیاسی پس از چندی متوقف شد در نتیجه روس ها پروژهایی مستقل جهت ساخت خودروهای زرهی چند منظوره را کلید زدند که در نهایت به طراحی و ساخت چندین پلتفرم چند منظوره و مشترک از هر دو نوع چرخ دار و شنی دار منجر شد ، البته در این میان با وجود طراحی و ساخت داخلی ، نباید از تاثیر تجربه حاصل شده در همکاری با طرف فرانسوی در پروژهAtom  چشم پوشی کرد.

 

با ارائه نه تنها یک پلتفرم بلکه چند پلتفرم ، حال روس ها نه تنها عقب ماندگی خود در این زمینه را جبران کرده بودند بلکه در زمینه پلتفرم های شنی دار چند منظوره نیز گوی سبقت را از رقبای غربی می ربودند. این پلتفرم ها عبارت بودند از پلتفرم  Kurganets (در کلاس شنی دار 25 تن) ، پلتفرم Bumerang (در کلاس چرخ دار 10 الی 25 تن) ، پلتفرم شنی دار BTR-MD (در بخش تامین نیاز نیروهای هوابرد) و پلتفرم  Armata (در کلاس شنی دار حدود 50 تن) . پلتفرم های مورد اشاره روسیه را قادر میسازد تا خودروهایی در کاربری های گسترده همچون آمبولانس زرهی ، نفربر (APC)، خودروی رزمی پیاده نظام  (IFV)، خودروی رزمی سواره نظام (CFV) ، خودروی پشتیبان آتش (FSV)، حامل سامانه پدافندی ، حامل موشک ضد تانک ، حامل خمپاره انداز  و خودروی بازیابی (ARV) ، خودروی فرماندهی (در سطح یگان های مختلف) ، خودروی ارتباط و مخابرات و  ........ را درعین حفظ قابلیت های مورد نظر (در بحث تحرک ، حمل و انتقال و .........) به ساخت برساند. بنابر اعلام وزارت دفاع روسیه ، نیروی زمینی ارتش این کشور برنامه نوسازی 70 درصد از تجهیزات زرهی خود از طریق جایگزینی با ادوات جدید را  تا سال 2020 در دست اقدام دارد که در این برنامه خودرو هایی نظیر Kurganets و Bumerang جایگاهی ویژه دارند.

 

 خانواده BTR-MD

 

thumb_91805976adb409400588a1650daffd4a.j

 

در این میان ذکر این نکته ضروری است که با توجه به برخی مسائل و مشکلات به خصوص در زمینه اقتصادی (مسائلی همچون افت قیمت نفت و ....) ممکن است روس ها به برنامه های خود در این زمینه آنچنان که برنامه ریزی کرده اند دست نیابند و ما شاهد برنامه های نوسازی محدودتری در بخش زمینی ارتش روسیه باشیم. نکته دیگر این است که در صورت تحقق برنامه های اعلامی و جایگزینی خودروهای زرهی موجود با پلتفرم های چند منظوره مورد اشاره ، ارتش روسیه اولین ارتشی در جهان خواهد بود که دارایی های زرهی خود را تحت چند پلتفرم مشترک در می آورد که در اینصورت به میزان قابل توجهی از هزینه ها و مشکلات پشتیبانی و نگهداری آن نیز کاسته میشود. البته ایالات متحده نیز از سال 2003 الی 2009 برنامه مشابهی جهت ایجاد پلتفرم چند منظوره مشترک با نام سیستم های رزمی آینده (Future Combat Systems) را دنبال کرد که در نهایت به دلیل برخی مشکلات (عمدتا مالی) لغو گردید و اکنون به صورتی تغییر یافته در قالب پروژه دیگری (BCT Modernization) دنبال میشود که تاکنون زمان بندی مشخص و رسمی برای ارائه محصولاتش اعلام نشده و ممکن است همچون پروژه پیشین در نهایت لغو گردیده و به محصول یا محصولاتی عملیاتی ختم نشود.

 

سیستم های رزمی آینده (Future Combat Systems)

 

 پلتفرم Kurganets توسط صنایع ماشین سازی Kurgan روسیه ارائه شده و براساس اطلاعاتی که تا کنون منتشر شده است در چندین مدل مختلف با کاربری گوناگون توسعه داده خواهد شد. یکی از مدل های این پلتفرم ، خودروی رزمی پیاده نظام Kurganets-25 است که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد البته اطلاعاتی که ارائه میشوند بعضا و در مواردی تایید رسمی نداشته و براساس اعلام و تحلیل منابع غیر رسمی هستند در نتیجه امکان تغییر آن ها وجود دارد. خودروی رزمی پیاده نظام Kurganets-25 برای اولین بار در بخش اختصاصی و غیر عمومی نمایشگاه دفاعی RAE 2013 روسیه در نیژنی تاگیل که با حضور رهبران سیاسی و نظامی روسیه برگزار شد ، رونمایی گردید.

 

ساخت پیش نمونه Kurganets 

 

thumb_d0bad183d180d0b3d0b0d0bd-konveer-k

 

 طرح گرافیکی از Kurganets-25

 

thumb_0_1188e8_f97514df_orig~0.jpg thumb_0_1167dd_a3bb1ca4_orig.jpg thumb_0_116ec1_2e53e254_orig.jpg

 

در بررسی این خودروی رزمی به چند بخش پرداخته میشود که عبارتند از :

 

تسلیحات و سیستم کنترل آتش

 این خودروی رزمی به یک برجک دو نفره (two-man turret) با سیستم محرک الکتریکی مجهز خواهد بود که به صورت مایل به عقب بدنه بر روی شاسی قرار میگیرد. برجک دارای چند نوع سلاح با کاربری های متفاوت است که عبارتند از : توپ 30 میلیمتری خودکار 2A42  (مورد استفاده در BMP-2) از محصولات دفتر طراحی KBP با سرعت دهانه 960 متر بر ثانیه و نرخ آتش 200 تا حداکثر 800 گلوله بر دقیقه ، تیربار 7.62 مدل PKT به صورت هم محور (coaxial) توپ و نصب شده در سمت راست آن ، دو پرتابگر موشک هدایت شونده چند منظوره Kornet-EM هر کدام با دو پرتابگر در طرفین برجک. توپ 30 میلیمتری 2A42 سلاحی چند منظوره است که بسته به مهمات مورد استفاده جهت مقابله با ادوات زرهی سبک ، پیاده نظام و استحکامات سطح پایین مورد استفاده قرار میگیرد.

 

تیربار هم محور نیز جهت مقابله با پیاده نظام و خودروهای غیر زرهی به کار میرود. اما یکی از مهمترین بخش های تسلیحاتی این خودروی رزمی ، سیستم موشکی هدایت شونده Kornet-EM است. این سامانه نسل جدیدی سامانه موشکی ضد زره کورنت و از محصولات دفتر طراحی KBP است که جهت مقابله با تانک های نسل جدید ، ادوات زرهی مجهز به زره واکنشگر انفجاری ، سنگرها و استحکامات و درگیری با اهداف پروازی کم سرعت در ارتفاع پست (از جمله بالگرد ها و هواگرد های بدون سرنشین) در طول شب و روز ، در شرایط آب و هوایی نامساعد و در بردی بلند طراحی و ساخته شده. این سامانه نسبت به سلف خود دارای برتری هایی است که عبارتند از :

  • قابلیت مقابله با اهداف در حالت خودکار با استفاده از سیستم رهگیری خودکار هدف (automatic target tracker) و در نتیجه کاهش بار کاری خدمه ، حذف خطای عامل انسانی ، افزایش احتمال انهدام اهداف و ایجاد قابلیت شلیک کن فراموش کن (fire and forget)
  • افزایش دو برابر برد از حدود 5500 متر به 10000 متر و بهبود پنج برابری دقت در هدایت
  • امکان شلیک تمامی موشک های خانواده کورنت (موشک های سیستم پیشین)
  • برخورداری از سه نوع موشک برای مقابله با اهداف مختلف (نوع  شدیدالانفجارضد تانک (HEAT) با برد 8 کیلومتر و سر جنگی دو مرحله ای (Tandem) با نفوذ 1100 الی 1300 میلیمتر ، دو نوع موشک شدیدالانفجار با سرهای جنگی از نوع هوا سوختی (ترموباریک) با قدرت انفجاری برابر با 7 الی 10 کیلوگرم تی ان تی و با برد 8 الی 10 کیلومتر
  • امکان شلیک و هدایت همزمان دو موشک به سمت هدف از طریق یک پرتابگر به منظور حصول اطمینان از انهدام کامل هدف و ایضا مقابله با ادوات مجهز به سامانه حفاظت فعال (APS)

اما قابلیت کلیدی که سامانه موشکی ضد تانک Kornet-EM برای خدمه خودرو فراهم میکند ، قابلیت شلیک کن ، فراموش کن است که از طریق سیستم رهگیری خودکار هدف فراهم شده و با وجود این قابلیت خدمه امکان مقابله همزمان با دو هدف از طریق موشک هدایت شونده و ایضا دیگر تسلیحات نصب شده بر خوردرو را خواهند داشت که نرخ مقابله خودرو با اهداف را افزایش میدهد و تاثیر قابل توجهی در توان رزمی خودرو خواهد داشت.

 

ماژول رزمی Kurganets-25

 

thumb_cmjaC.jpg thumb_Kurganets-25_armoured_infantry_fig

 

یکی از مهمترین اجزای نصب شده بر برجک خودرو مجموعه کنترل سلاح و آتش آن است. این سیستم از نوع کامپیوتری چند منظوره (با قابلیت هدایت و کنترل اتش توپ ، تیربار و موشک های هدایت شونده) بوده و مجهز به دو مجموعه مستقل نظارت و هدفگیری است. مجموعه های نظارت و هدفگیری نیز از نوع چندکاناله بوده و از سیستم تصویربرداری تلویزیونی ، تصویر برداری حرارتی (احتمالا نسل سوم با قابلیت کشف و شناسایی در برد بالا) ، مسافت یاب لیزری و کانال هدایت لیزری جهت سامانه موشکی هدایت شونده برخوردار هستند. یکی از قابلیت های مهم و تاثیر گذار سیستم کنترل آتش نصب شده بر این خودروی رزمی ، دوکاناله بودن مجموعه نظارت و کنترل آن است که امکان هدفیابی و مقابله مستقل را برای توپچی و فرمانده به صورت همزمان فراهم میکند.

 

طراحی و حفاظت

این خودرو از شاسی معمول پلتفرم  Kurganets بهره میبرد که از جهات ابعاد به شاسی خودروی رزمی  نزدیک است . این شاسی از صفحات سبک زرهی (فولادی یا آلیاژی از آلومینیوم) ساخته شده و سطحی از حفاظت را به صورت پایه ای (بدون نیاز به نصب زره افزودنی) ارائه میدهد. مهمترین نکته در طراحی این خودرو قابلیت تطبیقش با تجهیزات مختلف و ایضا وجود قابلیت نصب زره به صورت ماژولار (قابل نصب و جداسازی) است که امکان افزودن صفحات و افزایش سطح حفاظت (در صورت لزوم و در حد لازم) را فراهم می آورد. سطح حفاظت پایه ای و همه جانبه این خودرو میبایست در حدود مقاومت در برابر اصابت گلوله های کالیبر پایین و ترکش مهمات توپخانه باشد که با زره افزودنی قابل افزایش است. یکی از نکاتی که در بحث حفاظت این خودرو به آن توجهی ویژه شده ، حفاظت جانبی شاسی است به نحوی که در طرح های منتشر شده از این خودرو ، صفحات ماژولار جانبی به صورت سرتاسری و با پوشش تقریبا کامل بکناره شاسی (به جز نقاط روی چرخ های جاده) قابل رویت هستند.

 

thumb_Kurganets-25_armoured_infantry_fig

 

این صفحات به احتمال زیاد از نوع زره های ترکیبی (کامپوزیتی) خواهند بود تا سطح مقاومت مناسبی را برای بخش جانبی شاسی رقم بزنند. این مسئله نقطه برتری حفاظتی طرح  Kurganets بر طرحی هایی همچون سری BMP است.  در سری BMP (به خصوص مدل های دوم و سوم)  مسئله اصلی  ایجاد سطوح حفاظتی کامل در بخش جلویی خودرو است و بخش های جانبی ، عقبی و فوقانی خودرو از زره به مراتب کمتری برخوردارند. این ضعف در  خودرو های BMP-2/3 با تعریف بسته های ارتقای حفاظت و نسبت آن ها بر روی خودرو رفع میشود اما در طرحی همچون Kurganets به وضوح برای بخش های جانبی خودرو نیز به صورت پایه ای میزان قابل توجهی از حفاظت در نظر گرفته شده است.

 

 Kurganets در تمرینات پیش از رژه

 

thumb_1990648_original.jpg thumb_SBCw5E6_6yU.jpg

 

در طراحی این خودرو ، جایگاه راننده در سمت چپ بخش جلویی ، محفظه پیشرانه در سمت راست بخش جلویی (بر خلاف BMP-3 که پیشرانه در عقب خودرو قرار داشت و نزدیک به BMP-2 که دارای پیشرانه ای در بخش جلییی است) و محفظه نیروها (با ظرفیت 7 الی 8 نفر) نیز در بخش عقب خودرو واقع شده است. جهت سهولت دسترسی و ورود و خروج به محفظه نیرو ها ، یک رمپ با محرک الکتریکی در نظر گرفته شده است. علاوه بر رمپ جهت ورود و خروج خدمه و ایضا نیرو ها ، در بخش فوقانی بدنه خودرو سه الی چهار دریچه تعبیه شده که هر کدام از آن ها دارای بلوک نظارتی مستقل (شامل پریسکوپ  نظارت در روز و ایضا نظارت در شب) هستند.

 

در کنار حفاظت زرهی ، خودروی رزمی Kurganets-25 از جنبه حفاظتی دیگری نیز برخوردار است که سیستم حفاظت فعال Drozd-2  (از محصولات دفتر طراحی) را شامل میشود. این سیستم در حقیقت نمونه توسعه یافته و جدیدی از سامانه Drozd-1 است. سامانه Drozd-1 نخستین سیستم حفاظت فعال روسی است که به صورت عملیاتی در افغانستان (در تهاجم شوروی) مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج مطلوبی از مقابله با تهدید پرتابه های ضد تانک از خود برجای گذاشت. این سامانه شامل مجموعه راداری برای کشف و رهگیری پرتابه ایی با سرعت 70 الی 700 متر برثانیه ، سیستم پردازش مرکزی اطلاعات و تعدادی پرتابگر جهت شلیک پرتابه های 107 میلیمتری دفاعی به سمت تهدید است. این سامانه دارای مشکلاتی از قبیل پوشش محدود ناحیه جلوی تانک (صرفا 60 درجه) و نبود سیستم هشدار دهنده موثر جهت اخطار به پیاده نظام اطراف تانک در زمان فعال سازی سیستم در نتیجه ایجاد تلفات انسانی است. جهت رفع این سیستم ها سامانه اصلاح شده ای با نام Drozd-2 نیز توسعه داده شد که از سیستم هشدار دهنده و قابلیت پوشش 120 درجه ای ناحیه جلویی (و 360 درجه به صورت کلی) برخوردار است.

 

تصویری از لحظات پایانی مقابله پرتاب دفاعی سامانه حفاظت فعال Drozd-2

 

thumb_10911432_1627292307498689_41217768

 

علاوه بر این سیستم جدید ، قابلیت مقابله با پرتابه هایی با سرعت بیشتر (تا سرعت 1200 متر بر ثانیه) را دارد. سوالی  که در این میان مطرح میشود این است که آیا این سیستم به صورت پایه ای و پیش فرض بر روی خودرو نصب خواهد شد و یا به عنوان یک گزینه و به صورت انتخابی مطرح خواهد بود. روس ها پیش از این نیز سیستم حفاظت فعال Arena-E جهت نصب بر روی خودروهای رزمی پیاده نظام به صورت انتخابی ارائه داده بودند.

 

تحرک

خودروی زرهی Kurganets-25 با طولی در حدود 7 متر (مشابه BMP-3) دارای هفت محور است که در مقایسه با خودروی BMP-3 شش محوری ، افزایش یک محور تنها به دلیل افزایش وزن (از 18.7 تن BMP-3 به 25  تن Kurganets) ، تقسیم و تحمل بهتر وزن در محورها به نظر می رسد. پیشرانه این خودرو بسته به منابع مختلف (که به صورت غیر رسمی اطلاعاتی منتشر کرده اند یا تحلیل هایی ارائه داده اند) حداکثر در حدود 500 الی 800 اسب بخار خواهد بود که برای یک خودروی زرهی در کلاس 25 تن ، نسبت قدرت به وزنی در حدود 32 اسب بخار بر تن (با وجود پیشرانه 800 اسب بخاری) را فراهم میکند که بیانگر تحرک قابل توجه خودرو است.

 

سرعت این خودرو در حدود 80 الی 85 کیلومتر بر ساعت تخمین زده میشود. خودروی Kurganets-25 از سیستم تعلیق میله پیچشی (torsion bar) بهره خواهد برد که در کنار سادگی و مقاومت و دوام بالا ، سطح تنش وارده به خودرو در زمان حرکت در زمین های ناهموار را به میزان قابل قبولی کاهش میدهد. مشابه یک چنین سیستم تعلیقی در تانک های روسی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. این خودروی رزمی از نوع کاملا آبی/خاکی بوده و از روش شناوری در سطح آب و حرکت با استفاده از دو جت آبی (که در بخش عقبی بدنه نصب شده اند) استفاده میکند. حداکثر سرعت این خودرو در داخل آب در حدود 10 کیلومتر بر ساعت تخمین زده میشود (که مشابه BMP-3 خواهد بود)

 

لوازم و تجهیزات

تجهیزات و لوازمی که در این خودرو به صورت الزامی یا احتمالی نصب خواهند شد عبارتند از : سیستم خودکار اطفاء حریق ، سیستم حفاظت ش. م. ر ، سیستم ناوبری ماهواره ای و .........................

 

 

با توجه به دستیابی به یک پلتفرم چند منظوره ( یا یک شاسی با قابلیت تطبیق بالا) ، میتوان خودروهای متفاوتی از سری Kurganets انتظار داشت که خودروی پشتیبان آتش (FSV) و یا تانک سبک از جمله آن ها است. این خودرو ها از طریق نصب یک برجک کوچک (یا نیمه برجک) مجهز به تسلیحات کالیبر بالا همچون توپ 105 و 125 میلیمتری (و ایضا سلاح های ثانویه همچون تیربار هم محور) بر روی پلتفرم Kurganets ساخته میشوند.

 

ویژگی هایی که میتوان برای چنین خودروهایی در نظر گرفت شامل برخورداری از سیستم بارگذار خودکار ، سیستم کنترل آتش نسل جدید دو کاناله (برای نظارت و هدفگیری مستقل فرمانده و توپچی) و ......... است که البته روس ها جهت ساختش مشکل تکنولوژیکی ندارند. این خودرو ها سه خدمه خواهند داشت که راننده ، توپچی و فرمانده هستند. به طور کلی روسیه با استفاده از پلتفرم Kurganets و نصب برجک هایی با سلاح های کالیبر بالا و قابلیت پشتیبانی مستقیم آتش، امکان ساخت ادواتی با کاربری مشابه سیستم توپخانه ای سیار (MGS) ایالات متحده را خواهد داشت. (البته نمونه مشابه شنی دار)

 

thumb_kurganec004800-.jpg

 

یکی از مدل هایی که براساس پلتفرم Kurganets قابل ساخت است ، سیستم خمپاره انداز خودکششی (self-propelled mortar system) است. روسیه پیشتر سیستم هایی نظیر 2S31 Vena ، 2S9 Nona-S و 2S23 Nona-SVK را براساس پلتفرم های شنی دار و چرخ دار (BTR و BMP) ارائه داده میتوان انتظار داشت که خودروی بعدی براساس پلتفرم Kurganets ساخته شود. این مدل احتمالا همچون اسلاف خود از خمپاره انداز 120 میلیمتری بهره خواهد برد و  از جهت سیستم کنترل آتش نیز به جدیدترین سیستم خمپاره انداز خودکششی روسی 2S31 Vena شباهت خواهد داشت. البته ممکن است از سیستم های پیشرفته تری نیز برخوردار باشد. نرخ اتش احتمالی این سیستم در حدود 8 الی 10 گلوله و با برد تخمینی آن  7 الی 13 کیلومتر است.

 

thumb_otvaga2004_bam_10.jpg thumb_otvaga2004_bam_18.jpg thumb_otvaga2004_bam_00.jpg

 

مدل دیگر خودروی کورگانتس مجهز به توپ 57 میلیمتری است که وظیفه پشتیبانی آتش از پیاده نظام را برعهده خواهد داشت؛ و می تواند آتش خودکار انواع گلوله های 57 میلیمتری را با دقت فراهم کند. انواعی گلوله های این توپ شامل ضد زره، ترکشزا، شدیدالانفجار و ........... ماژول رزمی «پترل» در این خودرو شامل توپ خودکار 57 میلیمتری BM-57  و سیستم کنترل آتش مدرن دیجیتال می شود. علاوه بر این بر روی برجک سیستم چندکاناله پانورامیک نصب خواهد بود.گفته می شود نسخه مجهز به توپ 57 میلیمتری برای یگان های زرهی نیروی دریایی توسعه داده می شود.

 

thumb_0_110e1f_36fe6e2c_orig.jpg thumb_0_110e21_8805240_orig~0.jpg thumb_0_110e25_3b3f8727_orig.jpg thumb_0_110e20_f451df1e_orig.jpg

 

 

 

منابع :

 

1

2

3

4

5

6

7

8

 

 

نویسندگان و مترجمین : سید پژمان امین مدنی (Lord-Soldier) و سینا نوریخانی

 

هرگونه برداشت از این مطلب صرفا با ذکر نام وبسایت میلیتاری به عنوان منبع مجاز است


  • 121


#354080 صابرین، یگان ویژه‌ی همه‌ کاره‌ی سپاه...

ارسال شده توسط senaps در 17 دسامبر 2013 - 09:13

بسم الله الرحمن رحیم
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم

تصویر


سلام...
احتمالا شما هم مثل من، اواسط سال 91 یا اگر خوش‌شانس بوده باشین، سال 90 با صابرین اشنا شدین...
از صابرین فقط داستانی از عملیات سنگینشون و عکس‌هایی از نیروهای به شهادت رسیده در دسترس بود و بس...
پخش شدن اون عکس‌ها، اسم صابرین رو به سر زبان ها انداخت و همه صبح تا شب حرفشون همونا بود... یه سری مقاله‌ی کلی هم در خصوصشون اومد تو کار و وبلاگ‌هایی که عکس هایی از شهدا رو کار میکردن...
اما هیچوقت نفهمیدیم یگان‌ویژه‌ی صابرین چی هست، نیروهاش چیکاره‌ان و چه اموزش هایی می‌بینن و کجاها میشه انتظار داشت دیده بشن...همیشه سایه‌ی سنگین حفاظت رو سر این یگان بود و هیچکس هیچ چیز بخصوصی از اون بلد نبود.. همه چیز تنها مطالبی در خصوص شهادت طلبی و شجاعت و امادگی و اعتقاد به ولایت و از این صحبتا بود...(مهم ترینش رو هم با عنوان شکار پژاک توسط صابرین) میشه پیدا کرد!...
در این مقاله، میخوام بر اساس برخی تصاویر، قدری احتمال بدم و استفاده بکنم و نتیجه گیری بکنم که ممکنه درست باشه یا غلط...

خوب، چیزایی که قبلا در خصوص یگان میدونیم، شامل اینا هستش:
این یگان، کاملا عملیاتی و برای عملیات‌های ویژه هستش و کاملا هم مجهز!

تصویر

این یگان، مدت‌ها در بلوچستان و کردستان فعال بوده و هست...!
با توجه به شهادت برخی نیروها بر اثر صانحه هوایی(پاراگلایدر)، این نیروها احتمالا هوابرد هستن(چتر باز هستن)...!

تصویرتصویر

با توجه به شهادت برخی نیروها در اثر سرما در کردستان، احتمالا در 0 مرزی و به صورت یگان های واکنش سریع یا کمک به مرزبانی و از این دست عملیات ها شرکت میکنن...!

خوب، همه‌ی اینها به کنار، یه سری تصاویر دیشب دیدم که قدری اطلاعاتم در خصوص این نیروها رو افزایش داد...
این عکس، قبلا در اینترنت پخش شده بود و راستش با دیدنش، من صرفا فکر میکردم که نیروها کنار اب بودن و تنی به اب رسوندن یا اب بازی کردن یا برا خودشون شنا کردن و از این حرفا...

تصویر

اما سری بعدی تصاویری که دیدم، کاملا من رو به یقین رسوند که نیروهای صابرین، دوره‌ی غواصی و عملیات در دریا رو هم می‌بینن... قطعا قطعا قطعا همه میدونن که غواصی خودش به خودی خود چیز خاصی نیست و اجرای عملیات در زیر اب مد نظر هستش! مثل مثلا تخریب در دریا...بمب گذاری و چه میدونم خراب کردن کشتی ها و ناو‌های دشمن...

تصویر


تصویرتصویر


در دو عکس بالا، کاملا مشخصه که نیروهای زیادی در محل هستن برای دیدن دوره‌ی عملیات در سطح اب و زیر اب...این مدل قایق ها هم من اطلاعی ازشون ندارم... کاش دوستانی که مطلب رو میخونن بگنن که ایا این قایق‌های بادی، برتری خاصی به قایق های از سایر جنس ها(چوبی یا هر جنسی که ازش ساخته میشن!) دارن یا نه...
دوره‌ی غواصی واقعا سخته... توی کتاب خاطرات نیوی سیل کریس کایل، من خوندم که نوشته بود بدترین دوره، همون دوره‌ی غواصی و عملیات در زیر اب بوده چرا که فشار زیادی رو به نیرو وارد میکنه و نیازمندی های زیادی هم داره و کلا دوستان اگر استخر رفته باشن، میدونن حرکت در زیر اب بسیار سخت هستش چه برسه به عملیات کردن...!!!

مسئله‌ی بعدی، بحث هوابرد یا چتر باز بودن نیروها هستش که باز یه دوره‌ی خیلی پر ابوهت و جالب هستش و میتونه نیرو رو خیلی قدرتمند تر بکنه... اینکه نیروها از اسمون رو سر دشمن خراب بشن میتونه قدرت تاکتیکی اونها رو بسیار بالا تر ببره... به هر صورت، در عکس‌های بالاتر نشون دادیم که صابرین، دوره‌ی پرواز با پاراگلایدر رو داره و دو عکسی که گذاشتیم و شهدایی که بر اثر سانحه‌ی هوایی(پاراگلایدر) به شهادت رسیدن، خودش گویای همه‌ی مسائل میباشه... اما برای کسانی که ممکنه مشکوک باشن به چتر باز بودن نیروهای صابرین، این عکس گویاست!:

تصویر

البته اینجا بحثی پیش میاد و اون این هستش که در مصاحبه‌ای که با فرمانده‌ی یگان واکنش سریع 55 هوابرد شیراز، میگه تمام تجهیزات چتربازی نیروها در داخل تولید میشه، اما در این عکس، یگان ویژه‌ی سپاه که شاید بشه گفت همه چیزش حتی تجهیزاتش و کیفیتشون هم نسبت به بقیه‌ی یگان های کشور ویژه هستش، شهید صفری تبار رو به یه سیستم چترنجات قدیمی مجهز کرده... البته من تو عمرم چتر نجات از نزدیک ندیدم، ولی جنس این کیف ها، دقیقا مثل جنس کوله های زمان جنگ میباشه و بسیار قدیمی که جای تعجب رو داره...

بحث بعدی، بحث لباس های ضد شورش هستش... البته من مطمئن هستم که قبلا یه عکس از شهدای صابرین به صورت لباس شخصی در ماجراهای فتنه 88 داشتم، ولی هرچی گشتم پیدا نشد که نشد!! اما مشخصا، مطمئن بودم که نیروها، اموزش ضد شورش هم می‌بینن که یه سری عکس تمیز و خوب از شهدا پیدا کردم که شک ها رو برطرف میکنه:

تصویر


تصاویر بیشتری از شهدا با لباس ضد شورش هم در دسترس میباشه:

تصویرتصویر

تصویر


جعفر خان در حال هدایت نیروهای ضدشورش یگان(کلا نیروی مخصوص بودن یعنی همین!! شما همزمان همه چی هستش خلاصه...) به نظر میرسه دارن در مقابل انمی تیم تمرین میکنن و حرکت جعفرخان به نظر میرسه که داره میگه خوب حالا شماها بیاین جلو! :)...( این انمی تیم خیلی باحاله! چون همیشه کتک میخوری... :()
تصویر، مربوط به یکی از شهدای صابرین میباشه ولی متاسفانه بنده اسم ایشون رو نمی‌دونم و البته شهادت ایشون هم برا اون عملیات جاسوسان نیست... مهم اینه که ایشون جزو یگان ویژه‌ی صابرین هستن...(نه صابرین استان ها) به هر حال...
گاهی می‌شنویم که مثلا بسیجی های نگهبان یا گارد فلان مسجد، درگیر شدن با یه انتحاری و طرف مجبور شد خودش رو بیرون مسجد منفجر کنه و بسیجی رو به شهادت میرسونه(خبر واقعی و مال سال پیش ولی تاریخ دقیق یادم نمیاد...)...
اخبار شبیه به این هم بسیار زیاده...
تصویر زیر، یکی از نیروهای صابرین با لباس عادی بسیج! در یک ایست و بازرسی رو نشون میده... حالا دوستانی که اهل سیستان و بلوچستان هستن شاید بتونن تایید بکنن که اینجا برا سیستان و بلوچستان هست یا نه! ولی به نظرم اینکه نیروهای این یگان در مثلا ایام محرم، به چنین شکلی استفاده بشن، هم سطح امنیت رو به شدت بالا میبره و هم تجربه‌ی نیروها رو بالا میبره و ایده‌ی بسیار هوشمندانه و جالبی هستش...

تصویر



دوره‌های بیابون و زندگی در شرایط سخت، خوب جزو دوره‌های بد هستش!... یعنی کلی اذیت میشی... ولی وقتی توی یگان مجهزی مثل صابرین باشی، شاید بودن توی منطقه‌ی عملیاتی شرق کشور و بیابون هاش، زیاد هم بد نباشه(البته اگر قرار نباشه که با دوستان تروریست درگیر باشی! :) )...

تصویر

توی اینترنت، تصویری از شهید پرورش هم در دسترس هستش که البته اون تصاویر ویدیو میباشه و شهید رو در حال روندن یکی از این موتور یا هرچیزی که اسمشون هست نشون میده... نکته‌ی خیلی جالب، استفاده‌ی شدید نیروهای امریکایی(نیروهای ویژه مثل سیل ها یا گرین برت ها و ...) در افغانستان از این دست تجهیزات برای حمل و نقل سریع و سبک میباشه...که باز هم سندی دیگر هستش بر مجهز بودن این یگان! البته شاید سایر یگان ها هم از این موتور ها داشته باشن، ولی خوب، صابرین اینا رو داره، کلی چیزای دیگه هم داره!!....

حالا، من به شهید امید پور علاقه‌ی زیادی دارم... به نظرم ادم باحالی بوده...اینم یه تصویر از ایشون در حال راپل کردن!...

تصویر


این تصویر هم، شهید زلفی رو در حال تمرین با شبیه‌ساز؟(این شبیه ساز به نظر میاد حالا اگر جاولین یا هر وسیله‌ی دیگه‌ی واقعی هستش که دیگه هیچی!! طبق معمول بذارید به حساب بیسوادی بنده...) نشون میده:

تصویر


می‌بینید که یگان ویژه‌ی صابرین، اموزش عملیات در هوا، زمین، و دریا رو می‌بینه و بدون تفاوت نسبت به وضعیت اب و هوا توی هر شرایطی از گرم گرفته تا سرد، از بیابون های خشک گرفته تا کوه‌های سر به فلک کشیده‌ی غرب و با 6-7 متر ارتفاع برف، روز و شب، و در هر زمانی از سال در حال عملیات کردن و دفاع از کشور میباشه....
واقعا دمشون گرم...
اما جالب ترین قسمت، بحث جعفر خان هستش که می‌بینیم کلیه‌ی امور به عهده‌ی خودشون بوده... کلا نشون میده چقدر علم و سواد نظامی بالایی داشتن برای اجرای عملیات های مختلف ...

توجه: اگر اطلاعاتی دارید که حفاظتی هستش، لطفا مطرح نکنین!
اگر فیلمی دارید که کسی تا حالا ندیده، لطفا توی هارد خودتون نگهش دارید!(مگر اینکه قبلا توی اینترنت پخش شده)...
اگر عکسی دارید که قبلا دیده نشده و تجهیزاتی که ازش خبر نداریم داخلش هست یا نیروهایی که تا حالا دیده نشدن و زنده و در فعال در یگان، لطفا پیش خودتون نگهش دارید مگر اینکه قبلا پخش شده! :)...
با تشکر از شما...

منبع
  • 121


#369262 سلاطین خلیج پارس

ارسال شده توسط Commandant در 11 مارس 2014 - 09:46

تصویر


تصویر



هیچ کس نمی تواند اهمیت خلیج پارس را زیر سوال ببرد. چرا که خلیج پارس قلب صادرات نفت جهان است و اقتصاد کشورهای زیادی به امنیت آن وابسته است. هرگونه مناقشه در منطقه ممکن است صنعت نفت را تحت تاثیر قرار دهد و باعث افزایش قیمت ها شود. تمامی کشورهای حاشیه ی خلیج پارس به خوبی به این مساله آگاه هستند ، علی الخصوص بعد از تجربه ی جنگ نفتکش ها در طول جنگ ایران-عراق .

قبل از وقوع انقلاب اسلامی در ایران که باعث تغییرات فراوان در خاورمیانه شد ، شاه ایران درک کرده بود که یک اقتصاد قدرتمند به دنبال یک امنیت منطقه ای بوجود می آید. به همین دلیل دکترین نظامی وی منجر به تقویت نیروهای مسلح ایران در خلیج پارس شد ، ایرانی که توسط ایالات متحده ، به عنوان یک متحد مهم در منطقه ی خلیج ، حمایت می شد.

سابقه

تاسیس شاخه ی هوادریای ایران در تاریخ به سال 1968 باز می گردد. در ابتدا تمرکز این شاخه بر در اختیار داشتن هاورکرافت ها معطوف بود. به هرحال ، در اواخر سال 1968 تعدادی از دانشجویان افسری نیروی دریایی ایران برای آموختن دروس آموزشی – رزمی بالگردهای 206 Bell و 205 به ایتالیا فرستاده شدند. همچنین به مدت حدود 10 ماه ، آن ها با بالگردهای Bell 47G مجهز به تجهیزات شناور ماندن روی آب که از شرکت هلیکوپتری ایران به عاریت گرفته شده بودند مشغول به پرواز بودند. در نیمه ی دوم سال 1969 ، تحویل اولین بالگرد ها شروع شد ، تحویل در قالب 4 فروند بل آگوستا AB-205A-1 و 12 فروند AB-206B انجام شد.

تصویر

هاورکرافت ها نخستین شاکله های هوادریای ایران بودند ، نوامبر 1971


در سال 1978 ، هوادریای ایران 4 پایگاه هوایی یا به اصطلاح فرودگاه بالگرد (heliport) در اختیار داشت : پایگاه هاورکرافت های خسرو آباد ، پایگاه دریایی جزیره ی خارک ، فرودگاه بالگرد بوشهر و فرودگاه بالگرد بندرعباس. حالا 4 فروند فوکر F-27-400M مخصوص حمل نیرو ، 3 فروند Rockwell Commander 690 ، تعداد 6 فروند سیکورسکی RH-53D استالیون ، 14 فروند اگوستا-سیکورسکی ASH-3D ، تعداد 17 فروند اگوستا-بل AB-212 و 6 فروند AB-206B در اختیار نیرو قرار داشت.

تصویر

212 های هوادریا


12 فروند RH-53D دیگر سفارش داده شده بود در حالی که 4 فروند ASH-3D و 2 فروند AB-212 و 4 فروند داسوفالکون 20E در انتظار تحویل گرفته شدن بودند. نیروی دریایی برنامه ی بزرگی برای تاسیس یک پایگاه جدید در چابهار به منظور افزایش نفوذ قدرت ایران در اقیانوس هند داشت. به همین دلیل ، اسکادران P-3F های نیروی هوایی در آستانه ی تحویل داده شدن به هوادریا بودند و قرار بود که 12 فروند دیگر هم برای ملحق شدن به این 6 فروند P-3F به ایران تحویل داده شوند.

قرار بود که تا سال 1984 سه اسکادران جدید شامل 20 فروند SH-3D و 20 فروند AB-212 و 18 فروند RH-53D در چابهار تشکیل شود. اما قبل از این که این برنامه ی بلند پروازانه کامل شود ، با وقوع انقلاب اسلامی همه ی برنامه ها لغو شد.

تصویر


شرکت پشتیبانی و بازسازی بالگردی ایران (IHSRC) ، که توسط شرکت بل تکسترون در ایران تاسیس شده بود ، مسئول نگهداری ، تامین قطعات و انبارسازی بخش های مورد نیاز برای تمامی بالگردهای ایران اعم از نظامی و غیر نظامی بود. شرکت اگوستا ، زیرساخت های بسیار عظیمی برای اورهال بالگردها در داخل ایران فراهم کرده بود که در منطقه ی خاورمیانه بی همتا بود ، قرار بود که RH-53D در سال 1983 اورهال شوند ، در حالی که این کار برای SH-3D ها می بایست در ایتالیا انجام می شد.

تصویر

استالیون شاهنشاهی


هوادریا در جنگ

جنگ ایران – عراق با تهاجم عراق در 22 سپتامبر 1980 آغاز شد. در آن زمان هوادریای ارتش ایران ، که دیگر هوادریای ارتش جمهوری اسلامی ایران نامیده می شد (IRINA) ، تعداد 6 فروند RH-53D در اختیار داشت که تنها سه فروند آن عملیاتی بودند ، بعلاوه ی 14 فروند SH-3D که 5 فروند آن در حال اورهال بودند ، 3 فروند توانایی پرواز داشتند که تنها یکی از آن ها قادر به انجام ماموریت بود. داستان مشابهی هم در مورد AB-212 ها وجود داشت ، از مجموع 15 فروند تنها 6 فروند عملیاتی بودند.


تصویر


در ماه های آتی ، این اعداد از این هم کمتر شدند ، در ژانویه ی 1981 ، بالگردهای تحت اختیار نیرو تنها شامل 2 فروند SH-3D ، یک فروند AS-61 که از نیروی هوایی گرفته شده بود ، 2 فروند AB-212 و 2 فروند RH-53D بود. در سال 1981 ، IHSRC اورهال 4 فروند AB-212 را به اتمام رساند و یک RH-53D دیگر را در ماه اکتبر برای اورهال تحویل گرفت. در ماه مه 1981 ، ایتالیا 4 فروند ASH-3D که بعد از اورهال به سیستم موشکی ضدکشی MK2 Sistel Sea Killer و رادارهای قدرتمند سری SMA/APS مجهز شده بودند را از توقیف خارج کرد و به ایران تحویل داد. البته محموله ی بالگرد ها بدون موشک های خریداری شده تحویل داده شد. بالگرد ها که در سال 1978 به ایتالیا فرستاده شده بودند ، در سال 1981 به ایران برگشتند. هوادریای جمهوری اسلامی ایران از 8 فروند ASH-3D و 4 فروند AB-212 اورهال شده و 2 فروند RH-53D تا آخر جنگ ، استفاده کرد.

هوادریای جمهوری اسلامی ایران در دوران بعد از جنگ

یک آتش بس ، هشت سال بعد در 20 آگوست 1988 ، جنگ را به اتمام رساند. هوادریای جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ 6 بالگرد و تعداد زیادی از خدمه ی خود را از دست داد ، ناوگان باقی مانده نیز در وضعیت نامساعدی به سر می برد. تعداد بالگرد های غیر عملیاتی بیشتر از تعداد بالگرد های عملیاتی بود و هیچ کدام از بالگردهای علمیاتی نیز آمادگی انجام ماموریت های نظامی نداشتند. شرکت IHSRC کار بر روی اورهال برای بازگرداندن تعداد زیادی بالگرد زمین گیر به خط پرواز را آغاز کرد ، ASH-3D ها و AB-212 ها که در انبارهایش در انتظار اورهال بودند. اما تهیه ی قطعات یدکی بسیار سخت تر از قبل شده بود. این مشکل حتی دامن گیر ناوگان RH-53D ها نیز شده بود ، ناوگانی که تنها یک بالگرد عملیاتی داشت.

تصویر

راست به چپ : کبری - سی کینگ - شینوک


بنا به مسائیل مالی و نبود قطعات یدکی ، هوادریا تصمیم گرفت تعدادی از بالگرد ها را از خدمت خارج کند. 6 فروند ASH-3D که در ابتدا تحویل گرفته شده بودند به همراه 3 فروند RH-53D به منظور تامین قطعات یدکی سایر بالگرد ها از خدمت خارج شدند.

بعد از انقلاب اسلامی ، مسئولیت تعمیر و نگهداری فالکون های 20E وAero Commander ها و ناوگان بال ثابت F-27 های نیروی دریایی بر دوش صنایع هواپیمایی ایران (IACI) قرار داده شد. با توجه به کمبود بودجه و تبعات کوچک سازی ناوگان هوادریایی جمهوری اسلامی ایران ، Aero Commander ها از سال 1991 تا 1996 و فالکون های 20E از سال 1991 تا 1998 از خدمت خارج شدند.

اسکادران های بال ثابت

خطوط هوایی سهند ، که توسط نیروی دریایی در سال 1990 تاسیس شده بود ، از 3 فروند فوکر 27 باقی مانده برای حمل و نقل روتین مسافرین بین تهران و بندرعباس استفاده می کرد. اورهال ناوگان فوکر ها به طور منظم توسط IACI در تهران انجام می شد. معمولا همیشه دو فروند آماده ی پرواز و یکی در حال اورهال بود.

در مارس 2009 ، آشیانه ی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران (برای هواپیماها و بالگردهای VIP دولت ایران) یکی از فالکون های 20E زمین گیر (با شماره سریال c/n 3462803-5) را تحویل گرفت. به کمک مرکز تعمیر موتور جت ایرلاین ایران آسمان این فالکون نوسازی شد ، در اکتبر 2010 به خط پرواز برگشت و بلافاصله عملیاتی شد و توسط خلبان های نیروی هوایی به منظور پروازهای VIP دولتی مورد استفاده قرار می گرفت.

اما در نهایت ، فرمانده ی نیروی دریایی ارتش درخواست کرد که این هواپیما به خدمت در نیروی دریایی برگردد. یک بار دیگر این فالکون در سال 2013 کاملا عملیاتی شد. استاد معلم های فالکون 20 نیروی هوایی مسئول آموزش خلبان های این نوع هواپیما در نیروی دریایی هستند. اولین تمرین touch & go در نیمه ی اول اکتبر انجام شد. سکان عمودی هواپیما به رنگ سفید نقاشی شده است و عنوان " I.R.I.NAVY " بر بدنه ی هواپیما خودنمایی می کند.

در طول رزمایش ولایت 91 نیروی دریایی جمهوری اسلامی در دسامبر 2012 ، دو فروند فوکر 27 از پایگاه بندرعباس به پرواز درآمدند. تمارین نظامی یا رزمایش های اخیر نیروی دریایی ایران بارها شاهد پرواز فوکرهای 27 از نزدیکی کشتی های جنگی ایالات متحده و تصویربرداری تبلیغاتی که از رسانه های دولتی ایران پخش شده است ، بوده است.

تصویر

F-27 گشت دریایی


اورهال فوکر 27 به شماره سریال 2601-5 (c/n 10512) در مارس 2012 شروع شد و یک سال بعد به پایان رسید. این پرنده چک های اورهال خود را در 12 مارس 2013 به انجام رساند و چند روز بعد به نیروی دریایی تحویل داده شد. یک فروند فوکر 27 دیگر به شماره سریال 2602-5 (c/n 10510) در تابستان 2013 وارد اورهال شد. این هواپیما از سال 2001 زمین گیر شده بود و از آن به عنوان منبع قطعات یدکی برای هواپیماهای عملیاتی استفاده می شد.

تصویر

F-27 ترابری


در اکتبر 2013 ، نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران یکی از فوکرهای 27 خود را به منظور آمادگی برای برنامه ی همکاری و پاسخ برای آلودگی نفتی (OPRC) جدا کرد ، یک OPRC بزرگ بر روی فوکر 2604-5 (c/n 10509) نوشته شد و این هواپیما در تمرین مربوط به آمادگی آلودگی نفتی در نوشهر شرکت کرد.

تصویر


تصویر

دو بازوی نظامی دریایی ایران (ارتش و سپاه پاسداران) با به کار گیری از 50 هواگرد ، بزرگترین هوادریای خاورمیانه را ایجاد کرده اند.


تصویر


تصویر


نریان های دریا (ُSea Stallions)

با توجه به تحریم های ایالات متحده ناوگان کوچک 6 فروندی RH-53D ها بیشتر از سایر بالگردهای ارتش ایران تحت تاثیر کمبود قطعات یدکی قرار گرفته اند. یک واسطه ی سنگاپوری دسته های قطعات یدکی را از سال 2006 تا 2008 برای ایران تامین کرد که به کامل شدن اورهال یک RH-53D به شماره سریال 2704-9 (BuNo 160102) در فوریه ی 2009 توسط IHSRC ، بعد از دو سال و نیم کار ، کمک کرد. این بالگرد از سال 1991 زمین گیر شده بود. این بالگرد در مارس 2009 به نیروی دریایی تحویل داده شد و در رژه ی روز ارتش در اوریل همان سال شرکت کرد. در آگوست 2009 ، دو فروند دیگر RH-53D برای اورهال از بوشهر به تهران اعزام شدند ، در حالی که یکی دیگر از استالیون ها به شماره سریال 2702-9 (BuNo 160100) هم در تهران درحال اورهال بود.


تصویر


استالیون 2704-9 در رزمایش ولایت 90 در دسامبر 2011 با حمل کردن تکاوران دریایی از پایگاه جاسک شرکت کرد. در طول تابستان 2012 ، اورهال 2702-9 توسط IHSRC کامل شد و این بالگرد به منطقه ی چهارم دریایی در دریای کاسپین تحویل داده شد. با آماده شدن دو فروند دیگر از استالیون ها در مارس 2014 پس از اورهال توسط IHSRC ناوگان آن ها افزایش ظرفیت خواهد داشت. همچین نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران برنامه ای برای به خدمت بازگرداندن یک فروند استالیون سابق نیروی دریایی ایالات متحده به خدمت را در سال جاری در دستور کار دارد. این بالگرد در عملیات پنجه ی عقاب که سرنوشت شومی داشت شرکت کرده بود و در دهه ی 80 به جهت استفاده از قطعات یدکی برای سرپا نگه داشتن سایرین آن را دمونتاژ کرده بودند و پس از آن در پایگاه بالگردی بندرعباس انبار شده بود.

سلاطین خلیج

در طول چند سال اخیر ، تعداد ASH-3D های عملیاتی در مقایسه با ناوگان دهه ی 90 دو برابر شده است. در کنار آماده به خدمت نگه داشتن و نوسازی ناوگان موجود ، IHSRC سالیانه یک فروند از ASH-3D های زمین گیر شده را نیز به خط پروازی بر می گرداند. این فرایند از سال 2007 شروع شد ، زمانی که تصمیم گرفته شد Sea King با شماره سریال 2307-8 مدرنیزه و دوباره عملیاتی بشود. این بالگرد از سال 1981 در انبار IHSRC قرار داشت ، 2307-8 یک بالگرد بی همتاست ، از آن جایی که این بالگرد در سال 1973 با یک کابین VIP و با دو پنجره ی عریض به ایران تحویل داده شد. بازسازی در آوریل 2010 کامل شد و یک سال بعد در زمایش ولایت 90 شرکت کرد. در طول سال های 2011 و 2012 3 فروند Sea King دیگر بازسازی شدند و بعد از 10 تا 25 سال خاک خوردن در انبارها توسط IHSRC به خط پروازی برگشتند. در سوم اوریل 2012 ، 3 فروند Sea King دیگر از انبارهای بندرعباس توسط مسیرزمینی به تهران منتقل شدند تا تحت فرایند مشابه قرار بگیرند. بازسازی یکی از آن ها (2301-8) در مارس 2013 تمام شد. در رزمایش ولایت 91 در سال 2012 ، تعداد 6 فروند Sea King از پایگاه هوادریای بندرعباس در چندین ماموریت جست و جو و نجات (SAR) و ماموریت های ضد سطحی شرکت کردند.

تصویر


در سال 1998 شرکت IHSRC اقدام به بهینه سازی موشک های FL-6 ضد کشتی (یک نوع موشک چینی ساخته شده بر پایه ی Sea Killer) جهت استفاده توسط 4 فروند Sea King کرد ، یکی از Sea King ها که بعد ها در سال 2003 حادثه داشت به عنوان بستر آزمایشی انتخاب شد (به شماره سریال 2317-8) ، بر روی این بالگرد لانچرهای Sea Killer نصب شد و تغییراتی در جهت سازگاری رادار آن با موشک ها بر آن اعمال شد. در طول اولین آزمایش جنگی بر فراز خلیج پارس ، موشک نقص فنی پیدا کرد و با تغییر مسیر به سمت بالگرد دیگری که در محل حضور داشت تغییر مسیر داد ، خوشبختانه قبل از این که موشک به بالگرد برخورد کند سوخت آن تمام شد. پروژه ادامه پیدا کرد و در نهایت صنایع دفاعی در سال 2001 چندین موشک بهینه سازی شده ی FL-6 به نیروی دریایی تحویل داد. در بین سال های 1999 تا 2001 تعداد 295 تیر موشک FL-6 تحت نام فجر دریا در صنایع بابایی وابسته به وزارت دفاع مونتاژ شد.

تصویر


نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران ، دو آشیانه برای AS-61A-4 ها داشت که توسط مقامات ایرانی قبل از وقوع انقلاب اسلامی جهت پرواز های VIP مورد استفاده قرار می گرفتند. آن ها را می توان به کمک APU های نصب شده و پنجره های بزرگ در قسمت کابین مسافرین شناسایی کرد. این بالگرد ها در سال 1980 به منظور تقویت اسکادران ضد زیرسطحی بندرعباس به نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران تحویل داده شدند. این بالگردها در حال حاضر در خدمت نیستند و در IHSRC در انتظار قطعات یدکی برای نوسازی به سر می برند.

تصویر

یکی از AS-61A های هوادریا


نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران همواره یکی از Sea King های تحت اختیار خود را در منطقه ی چهارم دریایی در دریای کاسپین مستقر می کند. معمولا این Sea King در پایگاه هوایی کوچکی در فرودگاه بین المللی سردار جنگل رشت استفرار دارد.

تصویر

تیم SAR ; Search and Rescue (جست وجو و نجات)



تصویر


قدرت ضد سطحی بالگردی ایران توسط بالگردهای ASH-3D به نمایش گذاشته می شود ، با این وجود ، هوادریای نیروی دریایی دیگر ایران ، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، هم می تواند قدرت خود را در زمینه ی ضد سطحی در خلیج به نمایش بگذارد. 5 فروند میل Mi-171SH که در پایگاه بندرعباس استقرار دارند توانایی شلیک موشک های C-802 را دارند و در سال های اخیر با موفقیت اهداف دریایی کاذب را مورد اصابت قرار داده اند. جهت پرواز در تمام شرایط جوی در هر ساعتی از شبانه روز ، شرکت هوانوردی پارس (MRO) رادارهای جوی و کلاه های دید در شب برای خلبانان را در سال 2005 فراهم نمود. نیروی دریایی سپاه پاسداران اولین بالگرد شاهد 285 خود را که قادر به شلیک موشک C-701 است که توسط رادار کوچک نصب شده در دماغه ی آن عمل می کند را در سال 2012 تحویل گرفت. نیروی دریایی سپاه پاسداران همچنین از یک بالگرد شاهد 278 و یک AB206B جهت آموزش خلبانان و اهداف دیدبانی استفاده می کند.


تصویر



212 های دوقلو در بوشهر

AB-212 ها همچنان نقش برجسته ای در ناوگان هوادریای جمهوری اسلامی ایران ایفا می کنند. پایگاه مادر آن ها فرودگاه بالگرد بوشهر است ، جایی که تحت فرماندهی پایگاه دوم دریایی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. تهیه ی قطعات یدکی برای این ناوگان به نسبت سایر بالگرد ها آسان تر است. برنامه ی کوچک سازی ناوگان پروازی نیروی دریایی در سال 1990 شامل این ناوگان نشد ، به جهت در دسترس بودن قطعات یدکی و قیمت های تعمیر و نگهداری پایین این بالگرد.


تصویر

پایگاه هوادریای بوشهر


بعد از جنگ ، رادارهای جست و جوی MM/APS-705 به دلیل عملکرد ضعیف آن ها از روی AB-212 ها باز شد. در اوایل دهه ی 90 نیروی دریا سایت اوپتیکی XM58 نصب شده بر روی سقف آن ها را هم پیاده کرد. ماموریت اصلی این اسکادران حمل و نقل سبک و جست و جو نجات است و وظیفه ی کمکی در زمان جنگ به عنوان بالگرد های تهاجمی و ضد کشتی را هم بر عهده دارند.

تصویر


در سال های اخیر ناوگان AB-212 ها به روز رسانی هایی در بخش اویونیک داشته اند ، شامل یک نمایشگر چندمنظوره ی نصب شده بر کنترل پنل ، رادیوهای جدید U/VHF ساخت صنایع الکترونیک ایران و همچنین بر روی همگی آن ها ماژول های ناوبری GPS نصب شده است.

AB-212 ها در رزمایش های ولایت هم نقش فعالی داشته اند. در سال 2005 در موارد فراوانی نیروی دریایی AB-212 های خود را به شرکت های نفتی فراساحلی برای جابه جایی خدمه ی سکوهای نفتی در خلیج پارس اجاره داده است.

تصویر

هلیپد سکوی نفتی


همچنین اخیرا آن ها در ماموریت های علیه دزدان دریایی در خلیج عدن شرکت داشته اند و بارها از ناو خارک به پرواز درآمده اند.

اگرچه پایگاه اصلی آن ها بوشهر است ولی معمولا می توان یکی از آن ها را در بندرعباس و یکی دو تا از آن ها را هم در رشت پیدا کرد.
اورهال کامل یک AB-212 نیروی دریایی با چک های اورهال آن در طی زمان حداکثر 18 ماه توسط IHSRC انجام می شود.
در 23 جولای 2008 ، خلبان یکی از AB-212 ها به شماره سریال 2402-6 (c/n 5510) بعد از چند ثانیه از به پرواز در آمدن متوجه نقص فنی در سیستم هیدرولیک شد و مجبور به فرود اضطراری در باند فرودگاه بوشهر شد. بالگرد حامل 10 مسافر بود ولی با وجود لندینگ شدید هیچ کدام از مسافرین صدمه ندیدند ، اگرچه تیغه های روتور و بوم دم بالگرد شکست. در سال 2009 بدنه ی بالگرد برای نوسازی به تهران فرستاده شد. بعد از یک سال کار ، بالگرد آماده ی تست پروازی شد.بعد از ادامه پیدا کردن تست ها تا مارس 2011 و مشاهده ی چندین شکستگی در بدنه ، بالگرد دوباره از هم باز شد و بعد از ساختن چنیدن بخش از بدنه و جایگزینی آن ها با بخش ها آسیب دیده ، تست ها دوباره در سال 2012 انجام شدند. 2402-6 سرانجام در اوریل 2012 به نیروی دریایی تحویل داده شد و در تابستان 2012 به منطقه ی چهارم دریایی فرستاد شد.


منبع : مجله ی Combat Aircraft.، نسخه ی مارس 2014
نوشته ی بابک تقوایی


ترجمه : آرمان مجدی (Commandant)

کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع


copyright © Military.ir


  • 119


#286191 شکار پهپاد متجاوز آمریکایی توسط سپاه در منطقه خلیج فارس

ارسال شده توسط m_h8807 در 04 دسامبر 2012 - 03:11

پــهنای خلیجمان پر از صیاد است
قلاب به دست، روز وشب آماده است

از جــمله شــکارهای تفــریحی آن

این خرمگس معرکه‌اش «پـــهپاد» است!


تصویر


اگه حال کردی بزن لایکو

icon_cheesygrin


  • 118


#501364 سلاح های ایرانی از دیدگاه یک میلیتاریست

ارسال شده توسط Salem در 29 سپتامبر 2016 - 08:12

بسم الله الرحمان الرحیم

 

4395641479.jpg

با سلام خدمت تمامی دوستان و میلیتاریست های عزیز ، احتمالا ازعنوان تاپیک کمی تعجب کرده باشین ، قصد دارم توی همین تاپیک با توجه به معلومات اندک خودم یه نیم نگاهی به این سلاح ها داشته باشم و نقدشون کنم ...


همونطور که میدونین یه چند سالی هست که سلاح هایی به ظاهر ساخت داخل رونمایی شده که به موجب اون بحث های زیادی در داخل همین میلیتاری شکل گرفته 
سلاحی هایی مثل نبی (سیاوش) ، فاتح و فجر 35
اسلحه ی نبی محل بحث ما نیست ، به خاطر این که تنها یک یا دو تصویر بی کیفیت ازش اومد بیرون و فاقد اطلاعات تکمیلی ازش هستیم ، اما در مورد دو سلاح دیگه میشه با توجه به تصاویر کنکاش هایی درش کرد و به نقدشون پرداخت که در ادامه خدمت شما عرض می کنم ...

 

 

قسمت اول : فاتح

 

13930706192022994_PhotoL.jpg

خب با یک سلاحی بر پایه کالیبر 5.56 سر کار داریم که شباهت عجیبی به ACR داره که با نگاه اول هر کسی رومجذوب خودش می کنه ، اما با کمی دقت متوجه میشیم که در قسمت های مختلف تفاوت های بارزی با نمونه ی آمریکایی داره 
فاتح به ظاهر از یک لوله ی 16 اینچی (heavy barrel hammer forged) بهره میبره که شباهت زیادی به لوله ی اسلحه M4 داره
این لوله اگه از همون کیفیت لوله ی فجر 224 که خودش یه سلاح مونتاژ چینی هست برخوردار باشه باید بگم نظر خوبی نسبت بهش ندارم ، چین خودش توی متالوژی مشکل داره و کیفیت تمامی محصولاتش زیر سواله چه برسه به محصولات تولید شده تحت لیسانسش در ایران !
کیفیت لوله زمانی مشخص میشه که اسلحه دو یا سه تا خشاب بی وقفه تیر زده باشه و حرارت لوله زیاد شده باشه ، اونوقته که مشخص میشه گروپ سلاح وا میشه یا نه ...
که البته هممون میدونیم سلاح های ایرانی یمین یسار میزنن در حالت عادی ، چه برسه به این که تحت فشار قرار بگیرن ، این موضوع مستقیما به کیفیت مهمات هم بستگی داره که الحمد الله اون هم تعطیله ! بگذریم ، این لوله در دهانه ی خودش مجهز به یک شعله پوش A2 مربوط به پلتفرم AR هست و عملکرد راضی کننده ای داره ...

lwlh.png

 

با گذر از لوله دومین چیزی که جلب توجه می کنه پیستون گاز کورس کوتاه سلاح هست که برای صنایع جنگ افزار سازی "ما" یک پیشرفت عجیب محسوب میشه ، چون واقعا شخصا انتظار همچین چیزی رو نداشتم ... احتمالا اکثر شما دیگه از مزایای این سیستم اطلاع دارین که چقدر سیستم تمیزی هست و برای یک سلاح هجومی میتونه موثر باشه 
سیستمی که تمامی گاز حاصل از شلیک رو به خارج از اسلحه انتقال میده و هیچ کثیفی به داخل رسیور اسلحه وارد نمیکنه و یا این که این سیستم بر خلاف پیستون سلاحی مثل AK47 به حمال گلنگدن وصل نیست و باعث برهم خوردن بالانس اسلحه به هنگام شلیک و یا افزایش لگد نمیشه ... و حتی به هنگام استفاده از خفه کن بهتر از سیستم پیستون کلاش و فشار مستقیم گاز AR عمل می کنه ... هر چند خفه کنی هم در کار نیست برای ما ، ولی خب میگیم که مثلا ، آره یه همچین مزایایی هم توی خودش داره فاتح

thumb_ck9jfru88mb1f2wwmmbx5B15D.jpg

 

برسیم به روپوش لوله یا handguard 
با توجه به تصویر به نظر یه روپوش آلمینیومی  میاد که فاقد هر گونه ارگنومی لازم برای سلاحی در این سطح هست ... 
اولا که جنس فلزی روپوش باعث میشه که خیلی سریع حرارت لوله رو انتقال بده  و باعث سوختگی دست تیرانداز بشه 

دوما ، ما دیدیم توی تمامی سلاح های جدید از هَند گارد فلزی استفاده بشه ، منتهی مهندسین خارجی میان ریل هم روش تعبیه می کنن که قابلیت نصب عایق حرارتی یا هیت شیلد داشته باشه 
این شیلد ها هم از ریل محافظت می کنه ، هم از دست تیرانداز و هم باعث افزایش خوش دستی و کنترل بهتر سلاح میشه .
روزنه های تعبیه شده روی روپوش برای تبادل هوا جهت خنک سازی لوله اصلا مناسب نیست و لوله ی تهویه مناسبی نداره که همین باعث گرم شدن بیشتر و بیشتر لوله به هنگام شلیک شده و زمان خنک شدنش رو هم افزایش میده ... 

thumb_5igas0fsx9ur6c9mnjwp5B15D.jpg

thumb_XMAG608BLK_-2.jpg

از روپوش لوله بگذریم ، یه چیزی که خیلی داره آزارم میده سایت نشانه روی تاشونده سلاح هست ...
به تصویر نگاه کنین !!

 

syt_nshnh_rwy.png

"واقعا ؟؟؟ سایت نشانه روی پلاستیکی یا اصلا پلیمری تاشونده برای ایران ؟؟؟ اونم با کیفیت A دابِل پلاس ایرانی ؟؟؟؟ " 
حالا اگه ساخت داخل باشه ... 

توی خود آمریکا هم با این سایت ها و کیفیت پایینشون که با کوچکترین ضربه دچار شکستگی میشن مشکل دارن ( ببینین کیفیت قطعات و تجهیزات توی آمریکا کلا بالاست ، منتهی ببین اینا چی هستن که صدای اونا هم در اومده )
اصلا کاری به این که تا شونده هست و موقع استفاده از تجهیزات اپتیک و رد دات خیلی مفید واقع میشن ندارم ، دارم در مورد کشوری مثل ایران صحبت می کنم که بی دقتی و سهل انگار به هنگام استفاده از سلاح بیداد می کنه ، نگهداری نادرست از سلاح هم هست ...
استفاده از این سایت های نشانه روی در صورتی فلزی بودن هم عقلانی نیست برای ما ... پیشنهاد یک سایت نشانه روی فلزی ثابت رو برای این سلاح به طراحانش میدم 
درسته ریل پیکاتینی سراسری قسمت بالای سلاح رو در بر گرفته ولی دلیل نمیشه از سایت هدفگیری جدا شونده و تاشونده استفاده بشه ، حالا کاری به این ندارم که تجهیزات اپتیک مناسب هم موجود نیست برای استفاده روی همین سلاح ... 
حداقل از روسیه یاد بگیرین که در جدیدترین سلاح هجومی خودش هنوز هم از سایت نشانه روی آهنی استفاده می کنه که مگسک همچنان ثابته ، سرما و گرما و شرایط جوی توی ایران پلاستیک نمیشناسه !
بگذریم

thumb_s36pm61f09jjqkr0zigk5B15D.jpg
 

از قسمت بالای اسلحه می خوام مستقیما بیام پایین و به خشاب گیر بدم 
خشاب 20 تایی و 30 تایی استانگ که بقاپذیری پایینش در مقابل عوامل خارجی مثل خاک ، آب ، گل و... معرف حضورتون هست ، اگر هم نیست میتونین توی یوتیوب تست Torture

این نوع خشاب رو نگاه کنین ... و باز هم استفاده ی این خشاب برای کشوری مثل ایران مطرح میشه !
همچنین ذاتا در مقابل ضربه ضعف داره و در صورت معیوب شدن به راحتی باعث عدم تغذیه مناسب سلاح ، دابل فید یا گیر کردن سلاح میشه
رسیور خشاب یا دهانه خشاب خور هم که به نظر تفاوت چندانی با AR 15 نداره ، در بروز رسانی های جدید رسیور پایینی AR که در تاپیک شاه سلاح ها پیش تر به معرفیشون پرداختم ، دهانه خشاب خور باز تر طراحی شده تا هم خشاب گذاری راحت تر انجام بشه و هم خشاب های مختلفی مثل P-MAG و... به راحتی قابل استفاده باشه 
این باز بودن بیشتر مزیت دیگه ای که داره اینه که برای مثال در مقابل گل مقاومت بیشتری نشون میده و در صورت آلوده شده باعث گیر کردن خشاب یا حداقل سختی خشاب گذاری نمیشه ، در صورتی که در فاتح این مزیت در نظر گرفته نشده و دهانه خشاب خور اصطلاحا تنگه ..!!
ضامن رها کننده خشاب هم مشابه پلتفرم AR هست که از قضا باز هم به شدت در مقابل عوامل خارجی به خصوص سرما و یخ زدی حساس هست ، شرایطی رو در نظر بگیرین که نیروی ویژه ی مثل نوهد در مناطق برفی و سرد در حال اجرای عملیات باشه و به دلیل نفوذ کمی آب به درون ضامن و یخ زدگی عملکرد سلاح کاملا مختل بشه !! ...
ترجیح میدادم به جای ضامن به سبک AR از ضامن به سبک پلتفرم کلاش استفاده میشد که علی رقم از دست دادن ارگنومی بقاپذیری خیلی بالایی در چنین مواردی از خودش نشون میده ...
هر چند تکنیک های خشاب گذاری و استاندارد های آموزشیمون در حدی نیست که از حداکثر قابلیت این سبک ضامن رها سازی استفاده کنه و عملا چیزی به اسم تاکتیکال ریلود ، ادمین ریلود ، فست ریلود نداریم ...

برسیم به قبضه ، قبضه خوبه و کاریش نداریم 

ماشه سلاح هم مثل ماشه ی AR بسیار خوش ساخت هست و گارد مناسبی داره که در صورت استفاده از دستکش های زمستانی دسترسی به ماشه بدون مشکل صورت میگیره

برگه ناظم آتش ... اینم دقیقا مثل سایت هدفگیری آزارم میده

brgh_nZm.png

 

"واقعا ؟؟؟؟ جفت دست طراحیش کردین ؟؟ دو سمت تعبیه اش کردین ؟؟ ... "
ببینین ، اکثر سرباز ها راست دست هستن و طبق اصول طراحی پلتفرم AR ، سلکتور در سمت چپ قرار میگیره که با شست دست به راحتی قابل کنترل باشه ...
حالا در بروز رسانی های جدید در هر دو سمت تعبیه شدن و اصطلاحا 
ambidextrous یا دسترسی با جفت دست طراحی میشن 
اما مشکل کجاست ؟
مشکل اونجایی هست که سلکتور سمت راست طول کمتری داره تا به هنگام خارج کردن از ضامن با انگشت اشاره که روی گارد یا روی ماشه هست برخورد نکنه !

اما میبینیم که توی فاتح کوچکترین توجهی به این موضوع نشده که هیچ حتی بلندتر هم طراحی شده 

تصاویر مربوط به همین مشکل در اسلحه ی ACR 

thumb_slkhtwr_1.png thumb_slkhtwr_2.png

جعبه ی چکاننده و چکش ( چخماق) به احتمال خیلی بالا تفاوتی با نمونه ی مورد استفاده AR همچنین CQ نباید داشته باشه 
محل قرار گیری گلنگدن هم مناسبه و قابلیت نصب در هر دو سمت رو داره ولی باز هم ترجیح میدادم جلوتر و بالای روپوش لوله قرار میگرفت مثل آخرین ورژن ACR 
کاری به رسیور بالایی سلاح و چیزی که داخلش هست ندارم تا وقتی که عکسی از داخل سلاح بیرون نیاد ( احتمال این که از بولت AR با آلات متحرک تغییر یافته سر کار داشته باشیم بالاست ) ... اما محل خروج پوکه ابعاد مناسبی داره و همچنین برآمدگی جهت تغییر دادن مسیر پوکه برای عدم برخورد با صورت تیرانداز براش تعبیه شده . اینُ هم اضافه کنم که مثل پلتفرم AR ، فاتح دارای ضامن قفل و رها سازی بولت هم هست.


رسیدیم به دُم سلاح ، پوست کندم تقریبا 
قنداق
در نمونه ی اولیه فاتح که به نمایش در اومد قنداق ظاهری نزدیک تر به قنداق ACR داشت ولی در نمونه ی بعدی ترجیح داده شده با قنداق پلتفرم AR تعویض بشه 
به هر حال هر دو قنداق طراحی مناسب داشتن ، دارن  و مثبت ارزیابی میشن اگر که از کیفیت مناسبی برخوردار باشن 

thumb_qczck8csstk620s4qrse5B15D.jpg
قضاوت نهایی رو میزارم به عهده ی خودتون ، اما واقعا می خوایم سلاح بسازیم یا ظاهر سازی کنیم ؟ 

 

13930706192025879_PhotoL.jpg

 

ادامه دارد ...
فقط برای میلیتاری 


  • 116


#453963 بررسی و تحلیل گردان امام حسین(ع)

ارسال شده توسط senaps در 04 ژوئن 2015 - 03:00

بسم الله الرحمن رحیم
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم

ImamHussainBri_00.jpg

 

تصاویر رژه های حماسی گردان‌های عاشورا همچنان در ذهن ها هست، اما واقعیت این بود که این گردان ها اموزش های خیلی کلی داشتن و نهایت امادگیشون، طی رزمایش ها بود...

بعد از سال ۸۸-۸۹، نیاز به اموزش نیروهای حرفه‌ای تر بیش از پیش احساس شد و این مسئله، منجر شد به تشکیل گردان‌های امام حسین(ع) و امام علی(ع). همچنین گردان‌های واکنش سریع بیت‌المقدس هم برای اعضای پایگاه‌ها تشکیل شد که این گردان‌ها با اینکه مد نظر ما نیستن، اما در خصوصشون صحبت خواهیم کرد.

از اخر شروع میکنیم که زودتر تکلیف مطلب معلوم بشه!

 

گردان های عاشورا:

ImamHussainBri_01.jpg

این گردان‌ها، خیلی وقت پیش تشکیل شدن و همه‌ی اقشار رو در خودشون جمع میکنن... پیر و جوون، بزرگ و کوچیک همه اسلحه به دست برن عملیات بکنن. اما با تشکیل گردان های تخصصی، به نظر میرسه در برخی استان ها کنار گذاشته شدن و در برخی استان ها به عنوان یگان ویژه‌ی بسیج ازشون استفاده میشه و اموزش های بسیار عالی و تجهیزات رویایی در اختیارشون قرار میگیره!

به هر حال در سپاه حق و اب گل دارن این عزیزان و میگیم که نوش جونشون باشه! :)

حقیقتا نه خودم و نه دوستام توی این گردان نبودن! و دوست هم ندارم بهش بپردازم چون زیاد بهش پرداخته نمیشه...

 

گردان های الزهرا:

گردان های خواهران همیشه در صحنه. تقریبا همه جا می‌بینیمشون... عموم کارهای تدارکاتی( اشپزی و درمان مجروحان و امثالهم) به عهده‌ی این عزیزان هستش در میدان نبرد...

حالا بقیه‌ی شهرها رو نمی‌دونم، ولی تو ایلام ما همیشه وسط رزمایش های گردان بیت‌المقدس از موضعم فرار میکنم که برم نان ساجی پخت خواهران رو بگیرم(نان ساجی نون کردی معنی نمیشه به نظرم چون اقوام دیگه مثل لر‌ها هم دارن؟)

البته توان رزمی هم دارن و با کلاش و اینها اموزش می‌بینن! خانومهای پاسدار زیادی هم داریم، ولی مشخصا بیشترین کاربریشون هم در پشت جبهه‌ها و پشتیبانی و تدارکات هستش.

 

 

گردان های بیت المقدس:

ImamHussainBri_02.jpg

خوب، این گردان‌ها بر خلاف اسمشون قرار نیست برن با اسرائيل درگیر بشن... سازمان‌دهی این گردان ها در داخل پایگاه‌های بسیج بیشتر برای دفاع در هر محله هستش. فعالیت عمومی مدنظر اینه که در صورت اعزام نیروهای کادر و غیره از شهر، برای کمک به تامین امنیت و انجام کارهای عمومی از این گردان ها بشه استفاده کرد.

هر ساله، طی رزمایشی که برگذار میشه، این نیروها طی اردویی ۲ روزه چند مورد اموزش های کلی می‌بینن که بسته به استان و شهرستانشون سطح این اموزش ها متفاوته.( تاریخ برگذاری این رزمایش در هر استان متفاوت است اما معمولا به ترتیب و پشت سر هم برگذار میشن)

در کل، اموزش سلاح سازمانی سپاه(اسلحه‌ی کلاش که معمولا نمونه های AKM در ایران دست بسیجی ها میرسه)، استتار، کمین و امثالهم به صورت کلی کار میشن. شخصا فکر میکنم این مدل امزوش ها بیشتر برای فرماندهان و توان کار کردن و سازماندهی حجم بالای نیرو باشه. همچنین تمرین تکنیک های مختلف نظامی مثل اتش و حرکت، حرکت پس از اجرای اتش ادوات و همراه با اجرای اتش ادوات و امثالهم هم پای ثابت تمرین های این گردان‌ها و نیروها هستن.

تقریبا اکثر کارهای این واحد ها توسط حوزه های بسیج و پایگاه‌ها صورت میگیره و حلقه‌ی اصلی نیروهای هر پایگاه در ساختار کلی یه دسته حساب میشن. مثلا، نیروهای هر دسته خودشون چادرهای مورد نیاز خودشون رو باید برقرار کنن، بحث پشتیبانی (تامین مواد خوراکی و ...) توسط حوزه صورت میگیره ولی سایر موارد نظیر تقسیم مواد غذایی و اسلحه و ساایر موارد توسط خود نیروها صورت میگیره. همچنین در طول شب، نیروها با مسائلی همچون نگهبانی و ایست و بازرسی در مراکز نظامی اشنا میشن و در طول یکی دو ساعتی که به عنوان دژبان عمل میکنن، کنترل کلیه‌ی ورود و خروج ها به عهده‌ی اونهاست و همچنین نگهبانی از قسمتی که نیروهای اون حوزه درش قرار دارند.(البته شیوه‌ی کار بسته به هر استان متفاوت است)

 

thumb_ImamHussainBri_03.jpg

 

تسلیحات این گردان، عموما کلاش و تیربار PK هستش. عموما ار‌پی‌جی و دوشکا هم استفاده میشه که البته برای خود کادر‌ها( نیروهای قراردادی حوزه که همراه گردان هستن) هستش و تمرین و استفاده و به کارگیری توسط همین افراد صورت میگیره.

نهایتا، بسته به امکانات هر ناحیه‌ و حوزه امکانات متفاوته...

در بیرون از فضای رزمایش، در اسفند یا فروردین ماه هر سال، یک میدان تیر برگذار میشه، که نیروها توانایی تیراندازیشون مورد بررسی قرار میگیره.

البته تمرین ها با اسلحه‌ی کلاش و برای سیبلی در فاصله‌ی ۱۰۰ متری و با شلیک ۳ تیر قلق و ۵-۸ تیر امتیاز دار هستش.

باشگاه‌های بدنسازی و دفاع شخصی رایگان هم برای نیروها برقرار هست که به نیروها کمک میکنه از لحاظ توانایی خودشون رو ارتفا بدن. همچنین برخی استان‌ها، در طول شب رزمایش پیاده روی در شب و انفجار بمب‌فوگاز و تیراندازی در شب هم جزو برنامه های رزمایش بوده.

ساختار به این شکل هست که هر پایگاه یه سری نیروی اصلی واحد عملیات داره که دسته‌ی واکنش سریع هستن، کل نیروهای پایگاه( نیروهای عضو گردان البته!) تشکیل گروهان میدن... بنابراین هر حوزه، ۴-۵ گروهان حالا بیشتر یا کمتر زیر نظر داره و هر حوزه خودش صاحب یه گردانه؟ سپاه ناحیه‌، چند حوزه‌ی بسیج رو در زیر مجموعه‌ی خودش داره و اینجوری، میشه گفت که هر شهرستان یا استان، دارای چند گردان بیت‌المقدس هست.

از نکات جالب اینه که زمان شروع به کار برای رزمایش( اماده سازی وسایل و انتقالشون و اطلاع به نیروها و اماده سازیشون) حداکثر ۳ روز طول میکشه. و هر سپاه ناحیه، طی ۳ روز چیزی حدود ۴۰۰۰نیروی گردان بیت‌المقدس رو برای رزمایش در شهرستان خودش میاره.

لباس نیروهای این گردان، به صورت کلی لباس وودلند دیجیتال و کوله‌ی کرم‌رنگ و جلیقه‌ی تاکتیکال( جیب خشاب) هست که البته جیب خشاب فقط گاهی شامل لباس نیروها میشه... نکته‌ی بسیار مهمی که هست، اینه که این گردان‌ها دقیقا مثل نیروهای دفاع وطنی و حشد الشعبی و امثالهم هستن!! یعنی ممکنه یه دفعه یه بابایی با فلکترون دزرت! یا مثلا ۶ رنگ شکلاتی و یا و امثالهم ببینید!! کلا هر کی هر چی عشقش کشید!! برخی پاسدار ها با لباس پاسداری، برخی با لباس محلی(اگر سپاه برا اون منطقه لباس بومی داشته باشه! مثل لباس بلوچی، عربی یا کردی! با رنگ های استتار مختلف و ....) هم ببینید! انواع نیروها با انواع تجهیزات هم دیده میشن!

thumb_ImamHussainBri_04.jpg

 

اموزش های این گردان، در برخی استان ها توسط مربیان گردان‌های امام حسین همان استان صورت میگیرد. اموزش های ضد شورش و مبارزه با اتش و امثالهم نیز در برنامه‌های اموزشی گنجانده شده است.

اگر بخوایم برای گردان‌های بیت‌المقدس جمع بندی داشته باشیم، میشه گفت که بیشتر برای پشتیبانی و به عنوان مرحله‌ی اخر مورد استفاده قرار میگیرن و کاربری عملیاتی چندانی ندارن! هرچند استفاده‌ی مناسب و به جا از اینها قطعا نتایج خوبی رو در بر خواهد داشت. این نیروها، با کمیت بسیار بالای خودشون که جمعیتشون به چند ده هزار نفر در هر استان میرسه، میتونن در بحث دفاع از کوی و برزن کاملا خوب به کار گرفته بشن و به عنوان نیروهایی در داخل شهر برای برقراری امنیت کار کنن. همچنین کاربری های عمومی خوبی هم دارن! مثلا همین دیروز من و بچه‌های عضو دسته‌ی واکنش سریع گردان‌های حوزه‌ی بسیجمون، برای خاموش کردن اتیش در کوه‌های نزدیک به مقر تیپ امیرالامونین سپاه، اعزام شدیم و کار هم موفقیت امیز بود!

 

 

 

 

 

 

گردان های امنیتی امام علی (ع):

ImamHussainBri_05.jpg

 

این گردانها، بعد از تجارب به دست اومده در درگیری های شهری، تشکیل شدن و بیشتر نیروی ضد شورش و کنترل تجماعت هستن. اموزش هایی نظیر دفاع شخصی، بدنسازی و رزمایش های حفظ انسجام برای این گردان برقراره. بر خلاف گردان‌های بیت‌المقدس این گردان کاملا تخصصیه و به خودروهای ضد شورش، موتور های سنگین، لباس ضدشورش و سپر ضدشورش تجهیز هست. بر اساس رژه‌های برگذار شده توسط سپاه، نیروها دارای جلیقه‌ی ضد ضربه، کلاهخود و باتون( تونفا) هم هستن. این گردان‌ها دارای اموزش های منظم ماهانه هستن و در این برنامه‌ها، تکنیک های جدید مقابله با شورش و کنترل تجمعات و امثالهم توسط این نیروها تمرین میشه.

همچنین این نیروها در زمان های مختلف توسط سپاه به کارگیری میشن. مثلا در زمان برگذاری نمایش های از جنگ(که در برخی استان ها توسط سپاه انجام میشه) یا نمایشگاه‌های بهاره و امثالهم، برای حفظ امنیت از نیروهای این گردان‌ها استفاده میشه.

تمرین تیراندازی و عملیات های عمومی نظامی، جنگ‌روانی و... هم در این گردان‌ها اجرا میشه و به قطع میشه گفت که در کنار یگان‌های ضد‌شورش نیروی انتظامی، با قدرت و توانایی بسیار بالایی میتونن انجام وظیفه کنن و در زمان لازم، برای کنترل وضعیت امنیتی شهرها به کار گیری بشن.

گردان‌های امنیتی امام‌علی(ع) زیر نظر سپاه های ناحیه‌ی هر شهرستان هستن و بنابراین هر شهر گردان امنیتی خودش رو داره که بومی همون شهر هستن و در کنترل تجمعات و درگیری های اون شهر، به خوبی میتونن استفاده بشن.

لباس نیروهای این گردان،‌ در برخی استان ها وودلند و در برخی دیگه وودلند دیجیتال هستش و همچنین در برخی استان‌‌ها، لباس های معروف به سوسماری!( زانوبند وساق‌بند و ارنج‌بند و...) هم تحویل نیروها میشه. اما استاندارد تجهیزات، سپر، کلاهخود، جلیقه‌ی ضد ضربه، تونفا، شوکر، اسپری فلفل و برای فرماندهان دسته‌ها باتون برقی و تپانچه تحویل میشه.

این گردان رو مورد بررسی بیشتر قرار نمیدیم. اما در یک جمع‌بندی سریع فقط میتونم بگم که با توجه به تعدد این گردان‌ها که حدود ۱۰۰ گردان در سراسر کشور سازماندهی شده، در زمان بحران در کشور، به خوبی میشه از این نیروها برای برقراری امنیت و جلوگیری از شورش و یا تخریب اموال عمومی استفاده کرد. همچنین این نیروها هم در برقراری ایست و بازرسی و امثالهم اموزش های مناسبی دارن و حتی در برخی مناطق دوره‌هایی نظیر رهایی گروگان و راپل و غیره هم دیدن که توان عملیاتی این نیروها رو در سطح نیروهای ضد شورش و نیروی ویژه‌ی ناجا بالا میبره...

همچنین اولویت استخدام مناسبی برای مشاغلی همچون نگهبان و حراست ادارات دارن که البته الزامی نیست، ولی اگر مثلا حراست اداره‌ای استخدام داشته باشه، شما با مدارکی که از این گردان دریافت میکنید( دفاع شخصی و ...) گزینه‌ی مناسبی برای استخدام خواهید بود!

 

گردان های امام حسین (ع):

ImamHussainBri_06.jpg

 

نور چشمی سپاه در بسیج، شبهه نظامیان گردان‌های امام حسین هستن. اموزش و تخصص این نیروها به شکلی هست که خیلی ها معتقدن برای جذب در سپاه برای درجه‌داری، بهتره عضو این گردان ها باشه شخص. با پرداخت پول بابت حضور در برنامه‌های مختلف این گردان، نیروها از حالت اماتور و غیر حرفه‌ای به نیروهای رزرو سپاه برای مواقع بحران تبدیل شدن!

ساختار سازمانی گردان، به طور کلی به چند رسته‌ی پدافند، ادوات، پیاده و...! :) تقسیم بندی میشه و هر رسته اموزش های تخصصی مربوط به خودش رو میبینه و مستقیما زیر نظر تیپ نیروی زمینی استان هستن و نه سپاه ناحیه‌ی شهرستان.

لباس و تجهیزات:

thumb_ImamHussainBri_07.jpg

 

گردان‌های امام حسین در ابتدا لباس های سه رنگ دزرت امریکایی داشتن که بسیار هم زیبا بود. همراه با کاپشن و ...، اما در حال حاضر، وودلند دیجیتال بهشون تحویل شده. جلیقه‌های تاکتیکال و کوله کرم‌رنگ ، کلاه که میگن کامپوزیتی هست! ماسک ضد گاز تجهیزات کلی تحویل شده به نیروهای این گردان هستش که البته همونطور که گفتم، بسته به هر شهر، ممکنه تفاوت داشته باشه.

البته گاهی نیروها رو با دوربین های دید در شب و تجهیزات پیشرفته‌ی میدان نبرد دیدیم ولی در خصوص اون موارد به صورت موردی بحث خواهیم کرد.

 

thumb_ImamHussainBri_08.png

 

نیروی زمینی سپاه، نیروهایی به استعداد تیپ در هر استان داره که سپاه های نواحی و نهایتا این گردان‌ها رو در زیر مجموعه‌ی خودش داره سال قبل شروع کرد به جذب تعداد بسیار زیادی از نیروهای این گردان‌ها و تعدادی از اونها رو تحت عنوان بسیج ویژه( پاسدار با قرارداد ۵ ساله یا سرباز حرفه‌ای سپاه) جذب کرد، برخی دیگه همچنان در ساختار بسیج، اما در تیپ سازماندهی شدن و نیروهای دیگه همچنان در گردان‌ها باقی موندن!

بنابراین کاملا مشخصه که نیروها به سرعت میتونن برای جنگ و عملیات های گسترده‌ی نظامی اماده و بکارگیری بشن.اموزش ها و توانایی ها همه برقراره و صرفا اماده‌سازی کلی هست که در کمتر از یکماه و حتی کمتر قابل انجامه تا نیروها برای شرکت در عملیات واقعی اماده بشن.

سپاه، عاشق چشم و ابروی تویوتا (به قول دوستان ما تیوتا!) هستش و هایلوکس، لندکروز در مدل های مختلف به تعداد بسیار بالا مورد استفاده‌ی گردان هستش. راستش توی رژه های گردان گاهی جیپ سفیر هم دیدم، ولی چون اینها همیشه با نیروی زمینی رژه میرن نمیشه دقیقا جداشون کرد که مال خود گردان‌هست اونها(جیپ سفیر با MRLs یا اسلحه‌ی 106 و...).

 

thumb_ImamHussainBri_09.jpg

 

SPG، اسلحه‌ی ۱۰۶، ار‌پی‌جی، دوشکا، تیربار PK، کلاش، نارنجک!، دراگانوف SVD، توپ ۲۳ میلیمتری ضد هوایی(ZU 23)، اسنایپر سنگین کالیبر ۵۰، خمپاره‌های ۶۰ و ۸۰ میلیمتری تنها تسلیحاتی هست که به صورت عمومی و اجباری در سراسر کشور در اختیار این گردان‌هاست و نیروها کار با این تسلیحات رو یاد میگیرن! در برخی مناطق حتی به کار گیری توپ‌های هویتزر ۱۵۰ میلی‌متری و امثالهم نیز دیده شده است.

 

 

 

اموزش:

ImamHussainBri_11.jpg

 

برنامه‌های کاملا منظم ماهانه در سطح بالا این گردانها رو واقعا در سطح بالاتری نسبت به سایر نیروها قرار میده. این گردانها با اموزش های کارت سبز یا ۴۵ روزه شناخته میشن که شرط ورود به گردان‌های امام حسین هم هست. برای کسانی که نمی‌دونن، دوره‌ی ۴۵ روزه (دقیقا ۴۵ روز نیست بسته به شهرتون!) همون دوره‌ی اموزشی ۳ ماهه هستش که با گرفتن کارت سبز، موقع خدمت دیگه نیاز نیست که شما اموزشی برید و ۲ ماه از خدمتتون کسر میشه!

دوره های کوهستان، جنگل، بیابون، راپل، صعود و فرود از صخره، رزم در شب، دفاع شخصی در سطح بالا و گاهی حتی ادغام شده در کلاسهای اموزشی گردان‌های امام علی(ع)، کمین و استتار، ش‌م‌ر و امثالهم هم تنها بخشی از اموزش های این گردان‌هاست. البته برخی از این اموزش‌ها ممکنه در سراسر کشور نباشه. برای مثال به نظر میرسه که در برخی استان های جنوبی، دوره‌ی غواصی برای نیروها برگذار میشه و در برخی شهرهای شمالی دوره‌ی جنگل!

 

thumb_ImamHussainBri_12.jpgthumb_ImamHussainBri_13.jpg

 

میدان تیرهای منظم و شلیک های بسیار زیاد با اسلحه‌های مختلف، الزام نیروها به داشتن اتیکت(در برخی مراکز) هم از دیگر دلایل اثبات گر سطح بالاتر این نیروها نسبت به سایر گردان‌های رزمی کشور(بسیج) هستش.

حتی اگر در سطح احتمال، اموزش معروف ۱۰ روزه‌ی فاطمیون و زینبیون (به ترتیب نیروهای افغان و پاکستانی مبارز در سوریه) رو بخوایم برابر با اموزش این نیروها بدونیم، و بررسی فعالیت های مناسب این گردان‌ها در جنگ سوریه، دلیل دیگری بر سطح بالای نیروهای این گردان‌هاست.

حتی میشه حشد الشعبی عراق و توان رزمیشون در مقایسه با ارتش عراق که چند سال توسط امریکا اموزش دیده در عملیات های عراق رو مقایسه کرد با نیروهای این گردان‌ها! و به این نتیجه رسید که قطعا گردان‌های امام حسین اگر از این نیروها امادگی بیشتری نداشته باشن، از اونها پایین‌تر نیستن.

 

thumb_ImamHussainBri_14.jpg

thumb_ImamHussainBri_15.jpgthumb_ImamHussainBri_16.jpg

تمرین عملیات SPIE توسط نیروهای گردان امام حسین( ورود و خروج به مناطق مختلف با بالگرد)

 

البته مطلقا و مشخصا، سطح اموزش و سطح کاربری هر گردان، با توجه به شهر و استان مربوطه و همچنین میزان جدیت مربیان و افسران مسئول گردان، متفاوت هستش.

ضمن اینکه در برخی استان‌ها، اساسا ما گردان های منتخب رو داریم که همون یگان‌ویژه‌ی گردان امام حسین هستن! که اموزش های خیلی سطح بالاتر و تجهیزات بسیار بهتر رو براشون می‌بینیم.

 

thumb_ImamHussainBri_17.jpg

اتاق گاز، نیروها با ماسک ضد گاز در معرض گاز اشک‌اور قرار میگیرن و باید بتونن سریعا ماسک‌گذاری کنن.

 

کاربری گردان امام حسین؟

در بحث کاربری، میشه گفت این نیروها با توجه به تعداد بالا و تجربه‌ی اموزش چند ساله، میتونن در کنار نیروهای کادر و برای رزم به صورت گسترده استفاده بشن. این نیروها با تعداد بالا و اموزش کافی شهر رو به کنترل در میارن و سریعا شهر رو به نیروهای گردان‌های بیت‌المقدس و امثالهم میسپرن.

کاربری نیروهای گردان‌های زینبیون و فاطمیون و حشد الشعبی در سوریه و عراق، و دسته بندی گردان‌های بیت‌المقدس در سطح این گردان ها، به ما این اجازه رو میده که سطح و توان رزمی گردان‌های امام حسین رو بالاتر از ارتش های! کشورهایی مثل عراق و سوریه و حتی شاید ارتش کشور خودمون و مثلا افغانستان حتی بگذاریم.

 

البته این گردان‌ها بسیجی محور هستن، در برخی استان ها و شهرستان ها، به خاطر ماهیت بسیج و بسیجی، سمت گرفتن در رسته‌هایی که مستقیما با بسیجی کار میکنه بیشتر تنبیه و تبعیدی سخت برای پرسنل سپاه هستش!! مثلا شخصی با ریش سفید بازیچه‌ی چندصد بسیجی جوون بیست و چند ساله میشه! :)

در برخی شهرها، این گردان‌ها کاملا جدی گرفته شدن و اموزش های همونطور که گفتم، کاملا تخصصی می‌بینن.

مثلا، برخی دوستان رو در خصوص استفاده از ماسک ضد گاز اموزش داده بودن، و بعد در سالن مربوطه گاز اشک‌اور ول کرده بودن در حجم زیاد به داخل سالن که نیروها باید سریعا ماسک‌ها رو برقرار میکردن رو صورتشون که اونهایی که تونستن، هیچیشون نشد و اونهایی که نتونستن تا زمان بیرون اومدن پدر صاحب چشمشون در اومد!!؟)(خاطره‌ای از یکی از دوستان!)

 

کار با توپخانه:

در گردان بیت‌المقدس، تکنیکی که هر سال انجام میشه، رسوندن نیروها به محل درگیری و پشت خاکریز هاست( از طرق مختلف مثل حرکت در اختفا، حرکت دشتبانی یا اتش و حرکت و...). سپس اتش گسترده‌ی ادوات و حمله ی نیروها...

مشخصااین تکنیک که به صورت گسترده و فشرده بارها و بارها توسط این گردان‌ها تمرین میشه، تضمین گر سطح بالاتر از تمرین عملیاتی و رزمی برای نیروهای گردان‌های امام حسین هست. البته از رزمایش های این گردان‌ها تصاویر چندانی بیرون نمیاد ولی قطعا SPG و اسلحه‌ی ۱۰۶ و خمپاره‌های ۶۰ و ۸۰ در سازمان رزم این گردان هستن و نیروهای بسیجی عضو گردان با این سلاح ها شلیک میکنن و کار با اونها رو یاد میگیرن. با توجه به اینکه برای این مسئله رسته‌ی تخصصی وجود داره، قطعا توان کار خوبی هم ایجاد شده در نیروها... چون همونطور که گفته شد، هر ماه نیروها طی برنامه‌ای کار با این سیستم ها رو به تمرین میذارن.

یکی از دوستان خاطره تعریف میکرد که مختصاتی رو بهمون دادن و قرار شد خمپاره رو راه بندازیم و علم کنیم که دیگه مثلا شلیک کنیم باهاش! خلاصه اینا هم خمپاره رو برقرار میکنن و مربی میاد چک میکنه و میگه عزیزم اینو اگر باهاش شلیک کنیم، خود شهر ایلام رو میزنه!!!! ) و اینجوری بود که رفیقمون در اولین بکارگیری سلاح مربوطه، ضایع شد و ابروی جمعی رو به باد فنا داد!...

همونجور که قبلا گفتم، گردان‌های امام حسین زیر مجموعه‌ی نیروی زمینی هستن و بنابراین میشه خیلی راحت انتظار داشت که ادوات و توپخونه‌ی سبک سپاه کاملا در عملیات های این گردان‌ها میتونه مورد استفاده قرار بگیره...

 

اسنایپرها:

thumb_ImamHussainBri_18.jpg

 

چه اسم قشنگی! ) راستش از این خبرا نیست... یه دراگانوف میدن دست نیروها و بر اساس اموزش ها، اینها باید سیبل زنی بکنن... همچنین دیگر اسلحه‌ی موجود اسلحه‌ی کالیبر 12.7 میلیمتر هستش که به خوبی تولید عمومی شده( احتمالا از این اسلحه بیشتر از کلاش تولید کردن رفقامون! ) که به کار گیری میشن در این گردان‌ها... البته اینکه سطح نیروها به چه صورته، گفته ها متغییره. برخی میگن همه شلیک میکنن و امتیاز بندی میشه، برخی میگن یه عده سلاحشون ایناست و همیشه با همینا تمرین میکنن و تعداد شلیکشون هم بالاست تا کامل مسلط بشن... مشخصا بسته به هر استان و شهر و گردان، وضعیت ها فرق میکنه! اما بیشتر بحث بر تخصصی بودن هست و اینکه هر شخص سلاح خودش رو داره و باهاش تمرین میکنه مدام

در هر دو حالت خبر خوبیه!... اینکه نیروها همه اشنا باشن خوبه و در نهایت چون امتیاز بندی صورت میگیره، در صورت لزوم میشه نیروهای با امتیاز بالا رو به کارگیری کرد. ضمن اینکه اموزش ها برای همه بوده...

اما چون خبر داشتم از یکی از دوستان که به خاطر مسخره کردن فرمانده‌ی گردان بیرونش کردن از گردان( اموزش باز و بست کلاش بهش داده بودن در صورتی که طرف سلاحش توی گردان دراگانوف بوده! ) به ادم این ایده رو میده که شاید افراد سلاح تخصصی دارن.

 

ImamHussainBri_10.jpg

 

جمع بندی؟

در کل، شخصا گردان‌های امام حسین رو بدون در نظر گرفتن واحد های زرهی و مکانیزه، جزو قوی ترین های منطقه میدونم! مثلا ارتش های کشورهای عربی اگر زرهیشون رو ازشون بگیری، فکر نمیکنم در حد نیروهای این گردان‌ها توان انجام کار داشته باشن...

با این حال، نیروهای منطقه همه زرهی دارن و مجهز هستن! بنابراین شاید باید گفت که به نظر، با بالابردن اموزش و استفاده از فرمانده‌ی خوب، مخصوصا فرمانده‌ای که تجربه ی عراق و چه بهتر اگر سوریه رو داشته باشه، میشه خیلی کارهای خوبی با این گردان‌ها انجام داد و صد البته با کمی مجهز تر کردن کل پرسنل نظامی کشور و منجمله عوامل گردان‌های امام حسین(ع).

شاید بهتر باشه فرماندهان این گردان‌ها، در جریان فعالیت های نیروها در عراق قرار بگیرن و با تکنیک های بکارگیری و... بیشتر و بیشتر اشنا بشن تا در صروت لزوم، بتونن از نیروهاشون به نحو احسن استفاده بکنن....

این نیروها، بر خلاف نیروهای کادر که شاید از سر بیکاری رفته باشن به سپاه یا برای بخور بخور رفته باشن، واقعا از سر علاقه رفتن و می‌مونن که این عالیه و باعث میشه پتانسیل کارهای بهتر رو داشته باشن...

 

Senaps


  • 116


#486406 " حمله به قرارگاه شیطان "

ارسال شده توسط MR9 در 05 فوریه 2016 - 05:45

Besmellah_13.png

 

 

 

9h17olser5zi7aq4t0nz~0.jpg

 

 

موقعیت قرارگاه مرکزی منافقین :

 

در 90 کیلومتری شمال بغداد ،پس از عبور از شهر "الخالص" به "قرارگاه  اشرف" خواهید رسید.این پادگان با وسعت6 در 8کیلومتر مربع تا سال 1365 هجری شمسی تحت عنوان "معسگر الخالص الخاص" محل استقرار یکی از تیپ های گارد ریاست جمهوری صدام حسین بود.این پادگان از شمال به انبارهای بزرگ مهمات و تسلیحات و یک روستای کوچک عراقی،از شرق به یک فرودگاه متروکه،از جنوب شرق به روستای "شیخ شنیف" ، از جنوب به یک مرکز مرغداری و از غرب به جاده بغداد- کرکوک محدود شده است."اشرف بزرگ" 12*10 کیلومتر مربع است  که پادگان اشرف و زمین های اطراف آن را شامل می شود.

 

27822.jpg

 

 

riryuo.jpg

پس از اخراج مسعود رجوی به عراق و ملاقات او با صدام حسین ، این پادگان بطور کامل تحویل گروهک منافقین  شد و  آنها پایگاه های خود در سلیمانیه و کرکوک را جمع آوری کرده و از سال 1366 هجری شمسی تحت عنوان به اصطلاح "ارتش آزادیبخش ملی " در این محل تجمع کنند.

در کیلومتر 90 جاده قدیم بغداد-کرکوک انشعابی از قسمت شرقی، شما را به درب اصلی پادگان اشرف هدایت خواهد کرد.شمال و جنوب این جاده آسفالته و فرعی محل استقرار 2 گردان ارتش صدام حسین ،گروهان رادار،گروهان موشکی پدافند هوایی و مقر سازمان استخبارات صدام حسین است که در نزدیکی ورود به پادگان قرار دارد.از سال 1365 شمسی تا زمان سرنگونی صدام  حسین ،نقش این نیروها پدافند هوایی،حفاظت بیرونی و کنترل ورود و خروج به پادگان اشرف بود .

 

 

79993.jpg

 

مرصاد ، کمینگاه منافقین 

ببرها وارد می شوند :

 

اگر چه نیروی های مسلح جمهوری اسلامی ایران ( ارتش  جمهوری اسلامی ایران ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  ، بسیج و..)  در جریان عملیات مرصاد ، شکست سنگینی بر پیکره گروهک منافقین وارد آورد ، بازماندگان فرقه رجوی ، مجدداً نیروی های باقی مانده خود را در قرارگاه های  متعدد خود در عراق ، جمع آوری و با حمایت رژیم بعثی ، فعالیتهای خود را از سر گرفتند . اما بدنبال شکست مفتضحانه رژیم بعثی حاکم بر بغداد در مقابل تهاجم گسترده نیروهای ائتلاف به منظور بازپس گیری کویت در ماه مارس 1991 و بغرنج شدن وضعیت در این کشور که همراه با بروز تشنجات و حرکتهای مسلحانه در شمال و جنوب آن گردید ، باعث شد تا گروهک منافقین  با یک بن بست غیر قابل تصور مواجه گردد .

 

 

11547.jpg

 

به همین دلیل ، تروریستهای مسلح این گروهک ، دست به تحرکات جدیدی در داخل خاک ایران زده و در یکم آوریل 1991 ، با استفاده از شرایط حاد منطقه ، یکسری اقدامات مسلحانه تروریستی  در غرب ایران ، بویژه ارتفاعات استان کرمانشاه  را رقم زدند که موجبات به شهادت رسیدن صدها نفر از شهروندان کرد ساکن در این منطقه را فراهم آورد .

بنابراین در پاسخ به شرارتهای این گروهک تروریستی ، در بامداد روز 5 آوریل ، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  با استفاده از 9 فروند جنگنده- بمب افکن F-4E ، جمعی پایگاه سوم شکاری (TFB-3)  یک ضربت اساسی را به پادگان اشرف که قرار گاه مرکزی این گروهک بشمار می رفت ، وارد آورد که درعمق 80 کیلومتری داخل خاک عراق و در 28 کیلومتری شمال شهر  خالص  قرار داشت . 5 دقیقه بعد از این حمله ، 9 فروند جنگنده- بمب افکن F-5E جمعی پایگاه چهارم شکاری (TFB-4) بقیه تاسیسات این قرار گاه را با مهمات سنگین مورد حمله قرار دادند که براساس اطلاعات منتشر شده ، تلفات گسترده ای را موجب گردید .

 

1~87.jpg

 

با این حال ، در جریان این حمله غافلگیرانه  ، خدمه یکی از فانتوم های شرکت کننده ( سریال 6688-3) موفق به اجرای صحیح مانور POP-UP نگردید و هر دوخدمه مجبور به اجکت شده و توسط شبه نظامیان مستقر در منطقه  بازداشت و بسرعت به دولت عراق تحویل داده شدند

 

 

 

bb.jpg

 

 

 

201112521641562469028956251.jpg

 

 

بقایای فانتوم ساقط شده نیروی هوایی به سریال 6688-3

 

 

در شمال عراق ، دولت ترکیه که سالهاست در حال جنگ غیر رسمی با شورشیان حزب کارگران کرد که به شکل محرمانه از حمایتهای اطلاعاتی و تسلیحاتی دولت وقت عراق بهره می برد ، قرار داشت ، به منظور سرکوب این شورشیان ، چندین عملیات رزمی را در امتداد مرز با ایران ، طراحی و اجرا نمود .

 

 

post-19311-0-36841900-1386082666.jpg

 

در جریان این عملیات رزمی ، فانتوم های  نیروی هوایی ترکیه بارها و بارها حریم هوایی ایران را مورد تجاوز قرار داده و نقض نمودند و در این سو ، در موارد متعددی  ، رادار مراقبت منطقه ، هشدارهای لازم را به ترکها ارسال نمود ولی علی الظاهر نیروی هوایی ایران هرگز عملیات رهگیری را اجرا ننمود . این مساله  را می توان بدین دلیل تشریح نمود که  تایگرهای مستقر در پایگاه دوم شکاری ،اگر چه بسیار سریع تر از فانتوم های ترک بودند اما بدلیل اینکه  تیم های ضربتی نیروی هوایی ترکیه توسط جنگنده های F-16C این نیرو  اسکورت می شدند ، حضور تایگر عملاً بی اثر بشمار می رفت . به همین علت ، فرماندهی وقت نیروی هوایی ایران تصمیم گرفت تا سازمان رزم پایگاه دوم شکاری را با اعزام جنگنده های MIG-29 که به تازگی از اتحاد شوروی تحویل گرفته شده بودند ، تقویت نماید .

 

 

post-19311-0-87325600-1386538218.jpg

 

اعزام فالکروم های تهرانی  ، اگر چه در ابتدا به شکل موقت به این پایگاه مامور شده بودند ، اما با تغییر شرایط ، این استقرار به شکل دائمی در آمد و اسکادران 22 تاکتیکی نیروی هوایی (TFS-22) با حضور میگ های روسی تشکیل گردید و از آن سو ، تمامی  تایگرهای موجود در این پایگاه (F-5E) به اسکادارن 21 تاکتیکی (TFS-21) انتقال یافتند .

 

با فروکش کردن آتش جنگ در آسیای جنوب غربی ، شرایط تقریباً به حالت عادی بازگشت ، اما این آرامش زیاد بطول نیانجامید ، چرا که در سال 1994 ، گروهگ منافقین مجدداً با اعزام تیم های ترورویستی بداخل کشور ، به شکل منظم دست به تخریب ، ترور مردم عادی و شماری از مقامات ارشد نظامی و غیر نظامی  زدند .

 

 

66216_orig.jpg

 

سپهبد شهید صیاد شیرازی 

 

 

د رنتیجه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، مجدداً ماموریت یافت تا حملات هوایی خود را علیه قرارگاه مرکزی این گروهک در داخل خاک عراق ، از سر بگیرد .

این ماموریت کمتر شناخته شده ، توسط یکفروند جنگنده- بمب افکن F-5F و سه فروند جنگنده – بمب افکن F-5E جمعی پایگاه دوم شکاری در 9 نوامبر 1994 اجرا گردید . در این حمله جمعاً 16 تیر مهمات هوا به زمین مارک-82 به روی هدف حمل شد و پرنده های رزمی با موفقیت کامل و بدون خسارت جانبی ، ماموریت خود را به انجام رساندند .

 

 

3~56.jpg

 

اما بدلیل اینکه این حمله غافلگیرانه  در داخل محدوده موسوم به منطقه پرواز ممنوع (NO FLY ZONE) شمال عراق که توسط ایالات متحده و بریتانیا حفاظت می گردید ، انجام شد ، به محض اطلاع از وقوع این حمله ، 20 فروند جنگنده  متحدین شامل  جنگنده – بمب افکن های F-16  و F-15 نیروی هوایی ایالات متحده به منظور رهگیری این دسته پروازی از پایگاه های خود واقع در خاک ترکیه به پرواز در آمدند که با توجه به پایان ماموریت دسته رزمی نیروی هوایی ایران ، برخوردی میان این دو پیش نیامد . 

 

2~86.jpg

 

 

پی نوشت :

 

1- پلان های رزمی ارائه شده در این تاپیک در سطح وب وجود ندارد و توسط مترجم طراحی شده است 

2-  در این انجمن ، بیشتز از حماسه های گردان های تامکت و فانتوم گفته شده ، باشد که  این تاپیک گوشه ای از حماسه های تایگرهای مظلوم نیروی هوایی که تلفات قابل توجهی را هم در جنگ تحمیلی متحمل شده است ، بیان نماید .

 

 

 

منبع : با اندکی تصرف ، IRANIAN TIGERS AT WAR  BY BABAK TAGHVAEE

 

 

 

این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ،

بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود . 

در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .

 

:rose: مترجم : MR9       :rose:


  • 114


#303626 ذوالفقار 3 نسل جدید : بررسی احتمالات و قطعیات

ارسال شده توسط Goebbels در 11 مارس 2013 - 01:11

به نام خدا


با سلام خدمت دوستان



تصویر


در سال های دهه هفتاد جهاد خودکفایی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از تانکی رونمایی کرد که آن را ذوالفقار ایران می خواند. نسل اول حرف چندانی برای گفتن نداشت اما برای شروع مناسب به نظر میرسید.نسل دوم آن نیز مدتی بعد پدیدار شد ، تا آن که چند سال پیش بود که ذوالفقار 3 به صورت مداوم در رژه های 29 فروردین و 31 شهریور به نمایش در آمد. از همان ابتدا به دلیل آنکه هیچ صبحتی از آن به میان نیامده بود، طبق معمول بحث های مفصل و بعضا غیر منصفانه ای در مورد این تانک ارائه شد. در این بین بودند برخی که این تانک را قدرتمند تر از آبرامز و لئوپارد می دانستند و برخی هم کم تر از تی 72 یا حتی ماکتی برای نمایش و فریب. در هر حال چندی پیش به مناسبت دهه فجر پس از گذشت در حدود بیست سال از ساخت نسل اول ، نسل جدید تانک ذوالفقار ایران رونمایی شد و با پخش تصاویر حرکت و شلیک موفقیت آمیزخود بسیاری از شبهات را از بین برد و ایضا به وجود آورد! مقاله زیر سعی در بررسی نسل جدید این تانک دارد و تلاش شده تا جایی که می شود منصفانه و بدون بزرگ و کوچک نمایی به بررسی و تحلیل آن بپردازد.

تصویر


طراحی ذوالفقار ترکیبی از طراحی غربی با شرقی است. از نظر طراحی سطوح مختلف شاسی و برجک ، ذوالفقار شباهت بسیاری به تانک آبرامز امریکایی دارد به گونه ای که همچون آبرامز از برجکی با طراحی چند ضلعی و کشیده بهره میبرد اما از نظر طراحی فضای داخلی برجک و نحوه قرارگیری جایگاه های توپچی و فرمانده مشابه تانک تی 72 روسی است به طوری که جایگاه فرمانده در سمت راست برجک و جایگاه توپچی در سمت چپ برجک قرار گرفته است. با توجه به اندازه گیری حدودی ابعاد تانک ذوالفقار 3 با استفاده از نرم افزار Digimizer ، این تانک ارتفاعی در حدود 2.65 متر(از زمین تا لبه برجک) ، طولی در حدود 8 متر (بدون احتساب طول لوله توپ) و عرضی در حدود 3.6 متر دارد. وزن این تانک نیز در حدود 50 تن تخمین زده میشود که از این نظر سنگین تر از تی 72 و سبک تر از آبرامز خواهد بود. در مورد زره تانک ذوالفقار 3 تنها موردی که مسئولان بدان اشاره داشته اند استفاده از زره ساندویچی (چند لایه ای) بوده است که طراحی چند ضلعی با سطوح صاف برجک به منظور رفع مشکل شکل دهی این نوع از زره میتواند اثباتی بر این گفته باشد.

تصویر


تصویر


تصویر


ابعاد حدودی تانک ذوالفقار



تصویر


محل قرارگیری جایگاه های خدمه و سایر بخش های داخلی برجک


با توجه به مشخص شدن نوع زره تانک ذوالفقار ما میتوانیم احتمالاتی را در زمینه ترکیب این زره مطرح کنیم. تانک ذوالفقار نیز همچون تانک های مدرن که از زره چند لایه کامپوزیتی برخوردارند دارای زرهی متشکل از دو بخش پوسته و هسته است. بخش پوسته از فولاد و بخش هسته از ترکیبی از صفحات فولادی ، سرامیکی ، پلیمری و سایر مواد مقاوم در دسترس و قابل تولید ساخته شده است. ایران از جمله تولید کنندگان عمده فولاد است پس در تامین این ماده مشکلی وجود ندارد ، صفحات سرامیکی و پلیمری (از نوع پلی اتیلن) نیز به منظور استفاده در جلیقه های ضد گلوله و ساخت زره سبک برای برخی از خودرو های نظامی توسط صنایع وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو های مسلح ساخته میشوند. به جز زره کامپوزیتی ، زره دیگری که میتوان برای تانک ذوالفقار در نظر گرفت زره واکنشگر انفجاری (ERA) است. به عنوان مثال زره واکنشگری همچون کنتاکت 5 روسی که ساخت آن برای ایران کار دشواری نیست میتواند حفاظتی در حدود 600 میلیمتر در برابر پرتابه های انرژی شیمیایی و 250 میلیمتر در برابر پرتابه های انرژی جنبشی به تانک اضافه کند که میزان قابل توجهی است.


تصویر


فاصله بیش از حد بخش جلویی برجک با سینه شاسی تانک ذوالفقار ، حلقه برجک (turret ring) آن را بیش از حد در معرض تهدید قرار میدهد. البته این فاصله در تانک های دیگر همچون آبرامز نیز وجود دارد منتهی در ذوالفقار این فاصله بیش از حد به نظر میرسد


تصویر


تصویر


نفربر ام 113 مجهز به زره سرامیکی


تصویر



همانطور که پیشتر نیز گمانه زنی شده بود و هم اینک با تصاویر پخش شده درستی این گمانه زنی ها اثبات شده است تانک ذوالفقار 3 از توپ 2A46M که در تانک تی 72 نیز به کار رفته است ، بهره میبرد. این توپ 125 میلیمتری دو محور تثبیت (dual-axis stabilised) با طول لوله 6 متر و وزن 2.5 تن از نوع بدون خان و مجهز به فشار شکن بوده و توسط صنایع وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو های مسلح تحت نام HM50 در داخل تولید میگردد. با استفاده از این توپ و تثبیت کننده آن ، به نظر میرسد که ذوالفقار زاویه عمودی اجرای آتشی از 6- الی 14+ درجه خواهد داشت! نرخ آتش این تانک نیز حداکثر 8 گلوله بر دقیقه خواهد بود و قابلیت شلیک پرتابه های ضد زره تثبیت شده با کفشک (APFSDS) ، گلوله های شدیدالانفجار ضد تانک (HEAT) ، شدیدالانفجار ترکش شونده (HEF) و موشک های هدایت لیزری قابل شلیک از توپ را خواهد داشت. توپ 125 میلیمتری تانک ذوالفقار به بارگذار خودکاری (Auto Loader) مشابه بارگذار خودکار تانک تی 72 مجهز شده است. این موضوع از شباهت اجزای بارگذار ذوالفقار با بارگذار تی 72 قابل اثبات است. این بارگذار از نوع چرخ فلکی (Carousel) است که ظرفیت نگهداری 22 گلوله از انواع مختلف را دارد و مدت زمان بارگذاری آن برای گلوله های معمول 6.5 ثانیه و برای موشک های ضد تانک هدایت شونده 8 ثانیه است. این بارگذار دارای یک مجموعه گردان است که 22 عدد از تیوب ها نگهدارنده پرتابه ها (projectile) و کاست های حامل خرج های پرتاب (propellant) را به صورت جداگانه و بروی هم (تیوب پرتابه در پایین و کاست خرج بر روی آن) نگهداری میکند.

تصویر


نمایی از توپ 125 میلیمتری تانک ذوالفقار


تصویر


نمایی از انتهای خزانه توپ نصب شده در تانک ذوالفقار که بخش های مشابه آن با توپ 2A46M مشخص شده اند


مجموعه گردان بارگذار (چرخ فلک) در داخل شاسی قرار گرفته و توسط یک سینی فولادی از محفظه خدمه جدا میشود. برای بارگذاری در ابتدا نوع گلوله مشخص شده و با گردش چرخ فلک ، تیوب و کاست حامل پرتابه و خرج مورد نظر در مقابل یک بالابر قرار میگیرند و توسط آن به سمت بالا و مقابل مخزن توپ (Chamber) منتقل میشوند. مرحله بعدی بارگذاری پرتابه و پس از آن خرج پرتاب به مخزن توپ است که توسط یک بازو انجام می شود. مزیت به کارگیری بارگذار خودکار در تانک ذوالفقار ، در حذف وظیفه بارگذاری توسط خدمه و کاهش تعداد خدمه تانک به سه نفر است اما بارگذار ذوالفقار در کنار مزیت کاهش خدمه مشکلاتی و معایبی نیز دارد. یکی از معایب این بارگذار زاویه بارگذاری خاص و محدود آن است به صورتی که بارگذاری توسط بارگذار خودکار زمانی میسر خواهد بود که توپ در زاویه 3 درجه نسبت به افق قرار گرفته باشد و این عمل پس از هر شلیک و در هنگام بارگذاری مجدد باید تکرار شود. عیب دیگر این بارگذار خودکار در مشکلات حفاظتی است که ایجاد میکند. هر چند چرخ فلک بارگذار در قسمت فوقانی دارای سینی فولادی است که آن را از بخش خدمه جدا میکند اما این سینی حفاظت ناچیزی دارد.

تصویر


تصویر


تصویر


مقایسه اجزای بارگذار تانک ذوالفقار با اجزای بارگذار نصب شده در تانک تی 72


تصویر


نمایی از سینی فولادی بارگذار خودکار


تیوب های حامل مهمات بارگذار نیز فاقد هر گونه حفاظت جانبی هستند و در مجموع تنها حفاظت از جانب زره شاسی تامین میگردد. چنانچه حفاظت سطوح تحتانی و جانبی شاسی به خوبی در نظر گرفته نشود و تهدید ناشی از مین ، بمب های کنار جاده ای و پرتابه های انرژی شیمیایی و یا جنبشی به شاسی وارد شود ، آتش گرفتن و انفجار خرج ها و پرتابه ها و انهدام کامل تانک و کشته شدن خدمه را باعث میشود. امید است که متخصصین ما با علم به این ضعف حفاظتی مهم ، نسبت به برطرف کردن آن با افزودن سطوح حفاظت زرهی جانبی و تحتانی تانک ذوالفقار اقدام کرده باشند. مورد بعدی محل نگهداری مهمات ذخیره در تانک ذوالفقار است که در حدود 18 الی 20 گلوله میتواند باشد . با توجه به طراحی کشیده برجک ذوالفقار که مشابه تانک آبرامز آمریکایی است میتوان انتظار داشت که نگهداری مهمات ذخیره در بخش عقبی برجک صورت گیرد. در این صورت میتوان خرج ها و پرتابه ها را در محفظه یا محفظه هایی ایزوله قرار داد که از محفظه خدمه جدا باشند و با تعبیه چند دریچه در بالای برجک در صورت آتش گرفتن و انفجار احتمالی خرج ها ، موج و آتش حاصل از این انفجار را به بیرون از برجک انتقال داد تا اثرات انفجار وارد محفظه خدمه نشود. از جهت نگهداری مهمات ذخیره و مباحث حفاظتی آن ، تانک ذوالفقار نسبت به تی 72 برتری دارد و این برتری به نحوه طراحی تانک ذوالفقار و ابعاد و فضاهای برجک آن بر میگردد.

تصویر


بارگذار خودکار تانک تی 72 و اجزای مختلف آن


تصویر


تیوب و کاست بارگذار


تصویر


بخش های نیازمند به افزایش حفاظت در شاسی تانک ذوالفقار


تصویر


تصویر


محل احتمالی نگهداری مهمات ذخیره در برجک تانک ذوالفقار


تصویر


تصویر


بلایی که به دلیل حفاظت نامناسب مهمات بر سر تانک تی 72 می آید


از جمله مهمات قابل استفاده در تانک ذوالفقار 3 گلوله های انرژی جنبشی (KE) یا پرتابه های ضد زره تثبیت شده با کفشک (APFSDS) است که در ایران با نام مهمات ضد زره ثاقب (نفوذگر) شناخته میشوند. دو نمونه روسی از این مهمات در ایران به تولید میرسد که گلوله های 3VBM-9 و 3VBM-17 را شامل میشود. گلوله 3VBM-9 از پرتابه 3BM-22 بهره میبرد که این پرتابه با سرعت خروح از دهانه 1760 متر بر ثانیه دارای شکافنده ای با هسته ای از جنس کاربید تنگستن (WC) است و در برد 2000 متر توان نفوذ به 380 میلیمتر زره را دارد. گلوله 3VBM-17 نیز که با نام Mango شناخته میشود و دارای پرتابه 3BM-42 است که این پرتابه از یک بخش بالستیک/ شکافنده درقسمت سر ، یک قسمت ضربه گیر/ شکافنده ثانویه در میانه بدنه و دو بخش شکافنده از جنس آلیاژهای سنگین تنگستن (WHA) در انتها برخوردار است. بدنه این پرتابه از آلیاژی با نقطه ذوب پایین ساخته شده تا بخش های شکافنده بدون هیچ مانعی و با کمترین میزان کاهش انرژی به مسیر خود و نفوذ در زره ادامه دهند. گلوله Mango از کفشک های جدید ازجنس آلیاژ V-96Ts1 آلومینیوم برخوردار است. سرعت خروج از دهانه این گلوله 1715 متر بر ثانیه بوده و در فاصله 2000 متری نفوذی در حدود 450 الی 470 میلیمتر خواهد داشت. یکی دیگر از مهمات مورد استفاده گلوله شدیدالانفجار ضد تانک مدل 3BK18M است که از نوع گلوله های انرژی شیمیایی (CE) بوده و از خرج گود و 1.63 کیلوگرم مواد منفجره برخوردار است. این گلوله با حداکثر برد 4000 متر و سرعت خروج از دهانه 905 متر بر ثانیه نفوذی برابر 550 میلیمتر در زره همگن نورد شده (RHA) با زاویه 60 درجه خواهد داشت.

تصویر


گلوله ثاقب 3VBM-9 مجهز به پرتابه 3BM-22


تصویر


تولید پرتابه های 3BM-42 مهمات ثاقب 3VBM-17 در ایران


تصویر


مهمات شدیدالانفجار ترکش شونده 30F22


  • 114


#497295 نفربر8x8 جدید برای نزاجا

ارسال شده توسط Crash در 20 ژوئیه 2016 - 08:52

Besmellah_37.png

 

1~10.jpg

 

در تاریخ 4 مهر سال 1394 در حاشیه ی تحویل دستاوردهای دفاعی به نزاجا، تصویر دو خودروی زرهی ناشناخته اما باظاهری آشنا  به طور غیر رسمی توسط خبرگزاری ها، منتشر شد. یکی از این خودروها یک نفربر 8x8 جدید است که ظاهری بسیار شبیه به نفربرهای قدیمی بی تی ار -60  که در اختیار نزاجا است، دارد.

 

با توجه به تغییر سطح و ماهیت تهدیدات نبردهای امروزی، استراتژی های متفاوتی برای بکارگیری نفربر های بروز و مدرن پیش روی نیروهای مسلح از جمله نزاجا قرار دارد. طراحی و توسعه یک پلتفرم جدید با کاربری های گسترده با توجه به نیازها و الزامات نزاجا و یا بروزرسانی و ارتقای خودروهای زرهی قدیمی از جمله نفربرها. ساخت یک پلتفرم مدرن و جدید یک چالش اساسی برای نزاجا محسوب می شود. نبود تکنولوژی ساخت و هزینه های سرسام آور نزاجا را از ارائه پلتفرم جدید دور می کند. در نتیجه نزاجا به سمت ارتقا خودرو های زرهی قدیم تمایل دارد. البته ادوات نظامی قدیمی را تا حدی می توان در برابر تهدیدات جدید ارتقا داد و بهبود بخشید با این وجود، نباید از طراحی و توسعه یک پلتفرم جدید با کاربری های گسترده با توجه به نیازها و الزامات نزاجا غافل بود.

 

نزاجا در طول چند سال اخیر تلاش هایی را برای ارئه طرح های بروزرسانی بی تی ار-60  داشته و در همین راستا نمونه های اولیه محصولات خود را به نمایش عموم در آورده است. از جمله اقدامات نزاجا برای ارتقای نفربر بی تی ار-60 می توان به نصب یک توپ 23 میلیمتری سداد با قابلیت کنترل از راه دور  بر روی بی تی ار -60 اشاره کرد. تنها تفاوت این سری از نفربر های بی تی ار -60 مجهز بودن یه توپ 23 میلیمتری است و از نظر حفاظت و تحرک تفاوتی با مدل پایه ی خود ندارد. ضمن اینکه این مدل، از سیستم های کنترل آتش از جمله سیستم های شناسایی و هدف گیری روز/شب و سیستم های نظارتی پیشرفته به منظور دقت در اجرای آتش بی بهره بوده و قابلیت پایینی در انجام ماموریت های محوله دارد .

 

طرح دیگر نزاجا نصب توپ 90 میلیمتری بروی شاسی بی تی ار-60 با نام طرح اقارب بود. با تمام نقص ها و کاستی های فراوان موجود در  طرح اقارب نقطه ی مورد توجه و عطف این طرح در مقایسه با طرح بی تی ار -60 مجهز به توپ 23 میلیمتری، تغییر فرم بدنه این نفربر قدیمی بود. که می توان نتیجه گرفت نزاجا  خیلی دیر متوجه شده است که یکی از مولفه های جدی برای بروزرسانی بی تی ار -60 تغییر فرم بدنه این نفربر به منظور دیدار با الزامات و شرایط نبرد کنونی می باشد. در نتیجه می توان گفت نفربر جدید ناشناس در حقیقت نفربر بی تی ار -60 با فرم بدنه ی جدید است.

thumb_2~1.png  thumb_3~7.jpg

نفربر بی تی ار -60 ارتش ایران مسلح به توپ 23 میلیمتری

thumb_4~6.jpg

خودرو زرهی اقارب 

thumb_5~9.jpg thumb_6~6.jpg

نمونه ای از بروزرسانی بی تی ار-60 پی بی در روسیه - در این نسخه نفربر مجهز به یک برجک رزمی جدید مسلح به توپ اتوماتیک 30 میلیمتری 2А42 است.

thumb_7~5.jpg

نسخه جدیدتر بروزرسانی بی تی ار-60 پی بی مجهز به رمپ عقبی برای ورود خروج خدمه –طراحی شده توسط شرکت روسی Muromteplovoz OJSC

thumb_8_6.png thumb_8.png

طرح کشور الجزایر برای بروزرسانی نفربرهای بی تی ار-60 و تبدیل آنها به خودرو های ضد زره مجهز به موشک های ضد زره کورنت- نکته قابل توجه در طرح کشور الجزایر ایجاد یک رمپ کناری در این نفربر است.

 

 در نگاه اول نفربر جدید ایرانی بسیار شبیه به بی تی ار -90 محصول سال 1994 کشور روسیه است. هر دو نفربر مجهز به یک توپ 30 میلیمتری هستند. اگر بخش جلویی بدنه نسخه ایرانی را با بی تی ار -90 مقایسه کنیم این مطلب روشن می شود که نفربر ایرانی از نظر فرم بدنه تفاوت های قابل ملاحظه ای با نمونه روسی دارد .حتی از نظر محل قرار گیری برجک بروی بدنه نیز دو طرح با یکدیگر متفاوت هستند. در طرح ایرانی برجک بسیار جلو و نزدیک به بخش راننده قرار دارد در صورتی که در بی تی ار -90 برجک فاصله ی محسوسی  با بخش راننده دارد. اگر طرح ایرانی را با دو طرح بی تی ار -60 و بی تی ار -80 مقایسه کنیم باز هم تفاوت هایی از نظر فرم بدنه مشاهده  می شود. پس می توان این گونه استدلال کرد که نیرو های نزاجا طرحی نسبتا جدید ارائه داده اند. با توجه به اینکه نفربر جدید ایرانی از روی نفربر بی تی ار -60 تکامل پیدا کرده است. به نظر می رسد ابعاد این نفربر نزدیک به نفربرهای بی تی ار -60 ، 70 و 80 باشد و از بی تی ار -90 ابعاد کوچکتری داشته باشد. در طرح ایرانی دستگیره ها و میله هایی که بر روی بدنه برای سوار شدن پیاده نظام که در خانواده ی خودرو های زرهی بی تی ار موجود است حذف شده است. بر همین اساس نزاجا نشان داده است به تکنیک قدیمی تانک دیزانت اعتقادی ندارد پس این بخش ها از روی نفربر حذف شده است. با توجه به تصویر به نظر می رسد  پورت های آتش که در بخش جلویی بدنه قرار می گرفتند  نیز حذف شده اند. نکته ی دیگری که از روی تصاویر قابل توجه می باشد، رمپ کناری بدنه است. از مقایسه این رمپ با سری های 60 ، 80 و 90 بی تی ار متوجه خواهیم شد که این رمپ تفاوت بسیاری با نمونه بی تی ار -90 دارد. اما با در نظر گرفتن این مورد که دریچه ی کناری در نفربر بی تی ار-60 در سری  80 تبدیل یه یک رمپ کناری برای ورود و خروج خدمه شده است . مهندسین نزاجا نیز با الهام از تکامل رمپ کناری در نفربر های سری بی تی ار این بخش را مطایق با نفربر های سری 80 ساخته اند. البته رمپ کناری به دلیل کمبود فضا برای ورود و خروج سربازان نقطه ی ضعف اصلی نفربر های سری بی تی ار است که در میدان نبرد برای سرنشینان این نفربر مشکل بسیاری  ایجاد خواهد کرد. مهندسین نزاجا می توانستند با تغییری در بخش پیشرانه یک رمپ عقبی مناسب برای نفربر طراحی کنند و یا در صورت نیاز به توانایی شناوری این نفربر می شد از واتر جت بهره گرفت همانند واتر جت های بی تی ار – 90 . البته ساخت و طراحی پیشرانه ی جدید و واتر جت به طور قطع هزینه های ساخت این نفربر را افزایش خواهد داد ولی با توجه به ضعف های نمونه های قبلی توجه و اصلاح این موارد باید در دستور کار قرار بگیرد. ضمنا تا زمانی که تصویری از پشت بدنه نمایش داده نشود نمی توان گفت که این نفربر فاقد رمپ عقبی است ولی با توجه به وجود رمپ کناری بسیار بعید است که یک رمپ عقبی در کار باشد.

thumb_9~4.jpg

(1) نفربر بی تی ار -90 – (2) نفربر جدید نزاجا

باتوجه به خطوط رنگی مشخص است که فرم بدنه تفاوت های قابل توجه ای دارد

thumb_10~4.jpg

(1) بی تی ار -60- (2) نفربر جدید نزاجا – (3) بی تی ار -80

خطوط رنگی نشان می دهند فرم بدنه با این نفربرهای روسی نیز متفاوت است.

thumb_11~3.jpg

مقایسه رمپ کناری نفربر جدید ایرانی(2) با رمپ کناری نفربر بی تی ار-90(1) ، نفربر بی تی ار-80 (4) و دریپچه کناری بی تی ار- 60 (3)

thumb_12~6.jpg

رمپ کناری بی تی ار -80 برای سربازان بسیار کوچک و نامناسب است.

thumb_12_5.JPG

مقایسه ابعاد بی تی ار-90 و80 – به نظر میرسد ابعاد نفربر جدید ایرانی به ابعاد نفربر بی تی ار -80 نزدیک باشد.

thumb_13~4.jpg thumb_14~3.jpg thumb_15.JPG

حذف میله ها، دریچه ها و پورت های آتش در نفربر جدید ایرانی که در سری بی تی ار وجود دارد.

thumb_16~3.jpg

اجرای تکنیک تانک دیزانت با کمک نفربرهای بی تی ار – برای اجرای این تکنیک نیاز به میله های متصل به بدنه نفربرهای بی تی ار است.

thumb_17~3.jpg

واترجت  های نفربر بی تی ار-90

thumb_18~2.jpg

نفربر بی تی ار-4 ساخت اوکراین مجهز به واتر جت و رمپ عقبی

 

در بحث فرم جدید بدنه همان طور که قبلا اشاره شد می توان مشاهده کرد که برجک بی ام پی -2 بسیار نزدیک به جایگاه راننده قرار دارد همچنین به خاطر زاویه ی بدنه و حذف پریسکوپ های  کناری فرمانده، موقعیت قرار گیری پریسکوپ های راننده و فرمانده نفربر ایرانی متفاوت با نمونه ی بی تی ار 60 باشد.

در بخش زره و حفاظت به طورکلی نفربر های سری بی تی ار از نظر حفاظت مشکلات اساسی دارند نه فقط بدنه این نفربر ها حفاظت کمی دارند بلکه بخش زیرین آنها نیز در مقابل مین ها و یا بمب های کنار جاده ای مقاومت چندانی ندارد. با توجه به طراحی دوباره ی بدنه و تصاویر ناواضح از بنر کنار نفربر جدید می توان امیدوار بود که شاید برای این نفربر، یک زره کامپوزیتی جدید ساخته شده باشد. البته حتی در صورت فرض نصب زره جدید بر روی این نفربر برای امنیت بیشتر خدمه می توان از زره های قفسی که روش معمول برای حفاظت نفربر های سری بی تی ار است استفاده کرد و یا در یک روش غیر معمول تر از زره های واکنشی بهره گرفت. دریچه های جلویی که برای فرمانده و راننده که به نظر می رسد هنوز در نفربر ایرانی موجود است از بخش های  بسیار آسیب پذیر بوده و پاشنه ی اشیل این نفربر ها به حساب می آیند تقویت این بخش امری حیاتی برای خدمه نفربر به حساب می آید.

thumb_19~0.jpg

نیروهای ارتش اوکراین برای ارتقا حفاظت نفربر بی تی ار-80 در حال نصب زره قفسی بر روی بدنه ( به زره های زنجیری در زیر بدنه دقت کنید) – ارتقا نفربرهای بی تی ار با کمک زره های قفسی در جنگ اوکرابن بسیار مرسوم بود.

thumb_20~2.jpg

نصب زره های واکنشی بر روی بدنه نفربر بی تی ار-80

thumb_21~2.jpg

طرح بروز رسانی جدید روس ها برای نفربر بی تی ار-80 مخصوص جنگ شهری – یکی از ویژگی های این نفربر تقویت دریچه جلویی راننده و فرمانده نفربر است.

 

با توجه به این امر که نفربر جدید ایرانی از نظر تسلیحات شباهت بسیاری با نفربر بی تی ار – 90 دارد می توان برای بهبود عملکرد این نفربر از برجک بی تی ار -90 الهام گرفت. عموم نفربر های بی تی ار -90 محهز به لانچر موشک های ضد زره هستند. این لانچر ها به دو صورت بروی برجک بی تی ار -90 جای می گیرند . در یک مدل لانچر  تکی بر روی سقف برجک سوار می شود همانند لانچرهای  نفربر هوابرد بی ام دی -2 ، در نوع دیگر لانچر های نفربر بی تی ار -90 به صورت دو لانچر دو تایی در اطراف برجک نصب می شود .این نوع آرایش به خاطر ظرفیت  بیشتر موشک ضدزره بر روی ادوات زرهی مختلفی همچون برجک بی ام پی -2 نصب شده است. البته باز هم نصب چنین لانچر هایی ممکن است هزینه کلی پروژه را افزایش بدهد چون علاوه بر نصب لانچر ها باید تغیراتی در برجک  نیز اعمال شود در نتیجه ممکن است با هدف گذاری نزاجا برای ساخت ارزان یک نفربر جدید در تضاد باشد. ولی برای ارتقای قابلیت های رزمی این نفربرها قبول این هزینه ها و انجام این دست بهبودها را نمی توان نادیده گرفت.

در بحث کنترل آتش به نظر می رسد نزاجا ، از سیستم جدیدی استفاده نکرده است و همان سیستم کنترل آتش قدیمی موجود در بی ام پی-2 را بر روی این نفربر سوار کرده است. اما به عنوان مثال روس ها در نمونه ی بی تی ار-90 از سیستم کنترل آتش قدرتمندای استفاده می کنند که این اجازه را می دهد تا اهدافی را در 4 کیلومتری و در شرایط جوی و محیطی مختلف با دقت بالا مورد هدف قرار دهند. در این صورت باید فکری جدی برای بهبود سیستم کنترل آتش این نفربر شود، در غیر این صورت در میدان نبرد با شرایط خاص اثر بخشی مورد انتظار را نخواهد داشت.

 

thumb_22~2.jpg

بی تی ار-90 مجهز به 2 لانچر موشک ضد زره کورنت

thumb_23~3.jpg

بی تی ار-90 مجهز به لانچر تکی موشک ضد زره کورنت

 

مسائل مهم دیگری همچون سیستم های نظارتی برای فعالیت در شب/روز و شرایط نامساعد جوی برای خدمه ، بخش پیشرانه، سیستم های تهویه ، صندلی های سرنشینان و... تا وقتی که این نفربر جدید به طور رسمی رونمایی و اطلاعات آن رسانه ای بشود مجهول باقی خواهند ماند.

 

نویسنده : Crash

نقل با ذکر نام میلیتاری و نویسنده بلامانع است

 

با  تشکر از aboshaban


  • 112


#494752 کانتاینر؛ رادار روسی فرا افق و مدرن

ارسال شده توسط mehran55 در 21 مه 2016 - 03:32

بنام خداوند بخشنده مهربان

 

29B6 Container

کانتینر ، راداری ماورای افق و فوق مدرن

 

normal_container-image01.jpg

 

گفتار نخست:

دوستان عزیز میلیتاریست ، یکی از دستاوردهای بسیار مهم روسیه (در دوران پس از فروپاشی شوروی) را به سرانجام رسیدن پروژه های مرتبط با دفاع هوائی این کشور دانست.

 

فروپاشی شوروی ، جدا شدن متحدین سابق (نظیر اوکراین) و پیوستن برخی از این کشورها به ناتو و ... ؛ منجر به جابجائی گسترده در خطوط دفاعی این کشور گردید.

همین جابجائی مرزهای دفاعی ، ضرورت توسعه تکنولوژی های مرتبط با دفاع هوائی - فضائی را برای روسیه دو چندان نمود.

 

در این تاپیک بر آن شدیم تا با یکی از مدرن ترین سیستم های راداری جمهوری فدراتیو روسیه در این حوزه بیشتر آشنا شویم.

 

 

29B6 Container Radar

نسل جدید رادارهای ماورای افق

 

normal_container-image02.jpg

 

رادار کانتاینر ، نشانگر نسل جدیدی از رادارهای آنسوی افق نگر روسیه است که امکان نظارت (مانیتورینگ) فعالیت های دشمن را در فضاهای بسیار دوردست مهیا می کند.

 

نظارت بر فعالیت های مرتبط با موشکهای بالستیک آمریکا ومتحدین اش در ناتو ، یکی از دغدغه های همیشگی روس ها بوده است. دغدغه ای که با ورود رادار های کانتاینر ، آسودگی خیال بیشتری را برای روس ها به ارمغان آورده است.

 

نخستین رادار که ( عموما با کد 29B6 معرفی می شود ) در منطقه "کوویلکینو" جمهوری خودمختار "موردوویا" فدراسیون روسیه در دسامبر 2013 میلادی ، مستقر و عملیاتی گردید. ( این جمهوری در شمال کشور قزاقستان و در دریای کاسپین واقع شده است. ) 

 

normal_Mordovia_in_Russia.png

جمهوری خودمختار موردوویا روسیه

 

رادار دوم در مناطق شرق دور روسیه در حال ساخت و استقرار می باشد که می بایست مطابق با برنامه ریزی های صورت گرفته در سال 2018  مورد بهره برداری عملیاتی قرار بگیرد.

 

 

آشنائی بیشتر با این رادار :

این رادار داری توانائی بسیار بالائی در رصد و مانیتورینگ فضای هوائی کشور روسیه تا ارتفاع 100 کیلومتر و تا شعاع 3000 کیلومتر می باشد.

 

normal_29B6.png

شعاع پوشش 3000 کیلومتری این رادار

 

رادار کانتینر توسط دفتر تحقیقاتی NPK NIIDAR مسکو طراحی شده و توسعه یافته است. این دفتر پیش از این رادار بسیار قدرتمند Voronezh-DM

را نیز توسعه داده است.

طراح ارشد این پروژه "والنتین استره لکین" (Valentin Strelkin) از چهره های سرشناس پروژه های راداری روسیه است.

قیمت هر سیستم راداری کانتاینر حدودا 10 میلیارد روبل روسیه ( تقریبا 150 میلیون دلار) می باشد.

 

این رادار شامل دو آنتن مجزا می باشد : فرستنده و گیرنده

 

normal_container-image04.jpg

 

آرایه گیرنده این رادار شامل 144 آنتن نصب شده بر روی دکل هائی به ارتفاع 34 متر می باشد.

 

آرایه (صف بندی) گیرنده این رادار ، خود از سه بخش تشکیل شده است :

بخش داخلی که به دلیل فاصله 7 متری مابین دکل ها ، 900 متر عرض دارد و دو بخش بیرونی که عرض هر یک 200 متر بوده و فاصله دکل ها در این بخش 14 متر است.

عرض کلی آرایه رادار ، 1300 متر است.

 

normal_container-image03.jpg

 

آرایه فرستنده این رادار هم شامل 36 دکل مختلف و متفاوت است که در عرض 440 متر گسترده شده اند.

 

نکته جالب توجه این است که سیگنال های این رادار توسط برخی از اپراتورهای آماتور رادیوئی در فرکانس 9.2-19.745 مگا هرتز تشخیص داده شده است.

 

ضربان تکرار آن 50 پالس در هر ثانیه است و پهنای باند این رادار حدودا ، 14 کیلوهرتز می باشد.

 

صدای این رادار هم بسیار شبیه به رادار Duga-3 روسی است که با نام مستعار دارکوب روسی شناخته می شود.

 

normal_29B6_Radar.jpg

 

 

ادامه دارد ...

 

پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند.

 

پ.ن 2 : ان شاء الله اگر گرفتاری های زندگی اجازه بدهد ، در آینده ای نه چندان دور ، دو رادار دیگر را هم (که جایشان در بین تاپیک های انجمن خالی مانده) را خدمت دوستان معرفی میکنم.

 

 

------------------------------------------------------

کپی رایت : با توجه به این که این مطلب برای نخستین بار به زبان فارسی ( و صرفا برای این انجمن )ترجمه گردیده ، ذکر مطالب این تاپیک فقط با بکار بردن military.ir به عنوان منبع مجاز می باشد.

 

مترجم : مهران (mehran55)

 

منبع این پست : Container Radar


  • 112