<?xml version="1.0"?>
<rss version="2.0"><channel><title>  &#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x646;&#x638;&#x627;&#x645;&#x6CC; &#x62E;&#x627;&#x631;&#x62C;&#x6CC; &#x645;&#x648;&#x636;&#x648;&#x639; &#x622;&#x62E;&#x631; </title><link>http://www.military.ir/forums/forum/154-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C/</link><description>  &#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x646;&#x638;&#x627;&#x645;&#x6CC; &#x62E;&#x627;&#x631;&#x62C;&#x6CC; &#x645;&#x648;&#x636;&#x648;&#x639; &#x622;&#x62E;&#x631; </description><language>fa</language><item><title>&#x67E;&#x646;&#x62C;&#x647; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x62E;&#x631;&#x62F; &#x634;&#x62F;&#x647; &#x639;&#x642;&#x627;&#x628; &#x62F;&#x631; &#x6A9;&#x648;&#x6CC;&#x631; (&#x628;&#x627;&#x632;&#x62E;&#x648;&#x627;&#x646;&#x6CC; &#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x637;&#x628;&#x633;)</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30238-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B9%D9%82%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D8%A8%D8%B3/</link><description><![CDATA[
<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:18px;"><span style="color:#008000;">بنام خداوند بخشنده مهربان</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست ، در ادامه تاپیک های بررسی عملیات های نظامی و پس از مروری بر <a href="http://www.military.ir/forums/topic/30168-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C/" rel=""><span style="color:#ff0000;">عملیات تمرکز</span></a> ، اینبار به سراغ یکی از معروفترین عملیات های نظامی آمریکا در ایران می رویم تا ضمن بررسی اجمالی این عملیات به برخی از شبهه های مطرح شده در خصوص این عملیات هم بپردازیم.
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#990033;"><span style="font-size:20px;">چنگال عقاب</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_resized_872177_551.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);">
	<span style="color:#336600;"><span style="font-size:16px;">مقدمه - </span></span><span style="color:#3300cc;">عملیات چنگال عقاب</span> (Operation Eagle Claw) ، عملیاتی بود که طبق فرمان رئیس جمهور وقت آمریکا ؛ جیمی کارتر ، و <span style="color:#cc6600;">با نیت رهائی کارمندان سفارت آمریکا در تهران</span> طرح ریزی شده بود. این کارمندان ( که از این به بعد با لفظ عمومی دیپلمات های آمریکائی از آنها نام می بریم ) پس از تصرف سفارتخانه آمریکا در تهران ، توسط گروهی از دانشجویان که با عنوان دانشجویان پیرو خط امام شناخته می شدند ، به گروگان گرفته شده بودند.
</p>

<p style="color:#282828;">
	این اقدام یعنی گروگانگیری<span style="color:#cc0000;"> کارکنان آمریکائی</span> حاضر در سفارت آمریکا در تهران - ( که برخی از آنها دیپلمات های آمریکائی بودند و برخی دیگر از پرسنل نظامی نیروی دریائی و همچنین نیروهای دفتر تهران سازمان سیا ) یکی از پرحاشیه ترین اقدامات صورت پذیرفته پس از انقلاب می باشد که <span style="color:#003366;">موافقان و مخالفان بسیاری داشته است که هر یک از منظر خود به آن پرداخته اند</span>.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_20502_251.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_34443_600_800.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	متأثر از پر حاشیه بودن این اقدام ، عملیات رهائی گروگان ها ( که به شکست انجامید) هم بسیار پر حاشیه شده و <span style="color:#16a085;">حرف و حدیث های بسیاری در خصوص آن مطرح گردیده است</span>. لذا بر آن شدیم که این عملیات را از منظر چندین منبع مختلف ( و گاها متضاد) بررسی کنیم تا شاید بتوان تحلیل نسبتا جامعی در خصوص این عملیات ، پدید آورد. لذا <span style="color:#d35400;">اگر گاها در طول تاپیک با نظرات گاها متضادی روبرو می شویم </span>، بخاطر دیدگاه های نویسندگان مختلف است که نظرات متفاوتی ارائه نموده اند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="408.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/408.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#cc0033;"><span style="font-size:16px;">تذکر بسیار مهم -</span></span> مدتی بود که منابع مختلف را برای ایجاد این تاپیک فراهم کرده بودم. اما <span style="color:#660099;">یک نگرانی بزرگ</span> باعث تأخیر در ارسال این تاپیک شده بود. نگرانی بنده این بود که این موضوع ، پتانسیل زیادی برای بحث های سیاسی و به بیراهه رفتن تاپیک دارد.
</p>

<p style="color:#282828;">
	لذا <span style="color:#ff0000;">از دوستان عاجزانه خواهش میکنم </span>که <span style="color:#0000ff;">از پرداختن به حاشیه ها در این تاپیک خودداری کنند</span> تا بتوانیم به اتفاق هم عملیات پنجه عقاب را <span style="color:#669900;">صرفا از بعد میلیتاریستی و نظامی بررسی کنیم</span> و از انحراف و خدای نکرده قفل شدن تاپیک جلوگیری کنیم.
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:24px;"><span style="color:#000099;">عملیات چنگال عقاب</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:16px;"><span style="color:#003300;">(</span><span style="color:#ff6600;">بخش اول :</span><span style="color:#003300;"> بحران گروگان گیری)</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_231440_493.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;">جستار گشائی -</span></span> تنها 3 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 ، یعنی در صبح روز 25 بهمن ماه 1357 ، اعضا و <span style="color:#0033cc;">چریک های یک گروه مسلح مارکسیست</span> ( احتمالا سازمان موسوم به چریک های فدائی خلق - م) به سفارت آمریکا در تهران یورش بردند و پس از زد و خورد و تبادل گلوله و گاز اشک آور با تفنگداران دریائی محافظ سفارت آمریکا و <span style="color:#339966;">پس از تهدید به آتش زدن سفارت و کشتن کارکنان محبوس شده در آن</span> ، درگیری خاتمه یافت و همگی کارکنان سفارت تسلیم شدند. اما <span style="color:#990000;">با امتناع رهبر انقلاب ایران ، آیت الله روح الله خمینی ، در حمایت از این اقدام</span> ، وزیر خارجه دولت موقت <span style="color:#ff33cc;">با پشتیبانی نیروهای کمیته های انقلاب اسلامی</span> ، به سفارت وارد شدند و پس از درگیری با چریک های مارکسیست ، آنان را وادار به ترک سفارت نمودند و کارکنان زندانی سفارت آمریکا را آزاد نمایند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="images112233.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/images112233.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#990033;"><span style="font-size:10px;">حمله چریک های چپ گرا به سفارت آمریکا در بهمن 57</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	مدتی بعد یعنی در تاریخ 13 آبان 1358 ، با حمله گروهی از دانشجویان دانشگاه های تهران ( که بعدها با عنوان دانشجویان پیرو خط امام نامیده شدند) به سفارت آمریکا در تهران و به گروگان گرفته شدن 66 دیپلمات آمریکائی ، مجددا این واقعه تکرار گردید. اما این بار و <span style="color:#0000cc;">با توجه به اتفاقات به وقوع پیوسته در خاک آمریکا</span> ، رهبر انقلاب ، این حرکت دانشجویان را تائید نمودند و از این واقعه با عنوان انقلاب دوم یاد کردند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Iran_hostage_crisis_-_Iraninan_students_comes_up_U_S__embassy_in_Tehran.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_20506_375.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	برخی تحلیل گران آمریکائی <span style="color:#990066;">دو عامل مهم را دلیل حمایت نظام ایران از این اقدام بر می شمارند</span>. دلیل اول ، <span style="color:#009900;">تصویب قطعنامه ای در اردیبهشت 1358 در سنای آمریکا بود</span> که اعدام مقامات حکومت سابق ایران توسط انقلابیون را محکوم می نمود.( پیش نویس این قطعنامه توسط دو سناتور نزدیک به شاه سابق ایران تهیه شده بود.) دانشجویان ، جریانات مکتبی ( حزب الله ) و همچنین جریانات چپ گرا در آن زمان متفق القول <span style="color:#0033cc;">این اقدام آمریکا را دخالت در امور داخلی ایران دانسته</span> و آنرا محکوم کردند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_20527_248.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	و <span style="color:#ff0000;">اما عامل دوم ، سرنوشت شاه سابق ایران بود.</span> دولت کارتر ( تحت تأثیر و فشارهای ایجاد شده توسط <span style="color:#333399;">برژینسکی مشاور امنیت ملی دولت</span> ) و <span style="color:#006633;">علی رغم مخالفت صریح وزارت خارجه آمریکا</span> ، با ورود شاه سابق ایران به کشور آمریکا موافقت نمود. پذیرش شاه و سفر وی به آمریکا ، <span style="color:#ff0000;">موجب یادآوری خاطرات تلخ کودتای آمریکائی 28 مرداد</span> و بازگرداندن مجدد شاه ایران به عرصه سلطنت گردید. دانشجویان مسلمان که <span style="color:#006600;">از نقش سفارت آمریکا در عملیات آژاکس و کودتای 28 مرداد بخوبی آگاهی داشتند</span> ، تصمیم گرفتند تا ضمن اشغال سفارت آمریکا ، هم لانه جاسوسی و کودتای آمریکا را تصرف کنند و <span style="color:#0000cc;">مانع وقوع کودتا و یا توطئه ای مجدد</span> بر علیه انقلاب مردمی بشوند و هم از بازتاب بین المللی این کار ، <span style="color:#6633ff;">فرصتی برای ابراز انزجار از پذیرش شاه در آمریکا</span> برای خود خلق کنند .
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_13940813_0331320.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#990033;"><span style="font-size:10px;">خواهر مری ( معصومه ابتکار) در حال مصاحبه با خبرنگاران خارجی</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_5592.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:10px;">کودتای آمریکائی 28 مرداد که توسط سفارت آمریکا در تهران هدایت شد</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	سرانجام بحران گروگان گیری در 30 دی ماه 1359 ، <span style="color:#003366;">با پذیرش قرارداد الجزایر از سوی دولت های ایران و آمریکا پایان یافت</span> و 52 دیپلمات باقی مانده آزاد شده و به آمریکا بازگشتند. ( 14 دیپلمات زن و سیاه پوست پیش از آن توسط دانشجویان و بخاطر نشان دادن حسن نیت آزاد شده بودند)
</p>

<p style="color:#282828;">
	در خلال این بحران و <span style="color:#006600;">ضمن برگزاری مذاکرات دیپلماتیک بین دو کشور</span> ، رئیس جمهور وقت آمریکا ، جیمی کارتر ، <span style="color:#2980b9;">دستور طراحی یک عملیات نظامی برای رهائی 52 گروگان آمریکائی را صادر نمود</span>.
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="font-size:14px;"><span style="color:#cc0000;">عملیاتی که موضوع این تاپیک می باشد.</span></span> <img alt=":winking:" data-emoticon="" src="http://www.military.ir/forums/uploads/emoticons/12_winking.gif" title=":winking:" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	خوب با این مقدمه نسبتا طولانی به سراغ بحث اصلی تاپیک یعنی عملیات چنگال عقاب می رویم.
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:20px;">عملیات چنگال عقاب</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:16px;"><span style="color:#0000cc;">(Operation Eagle Claw)</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_120731-D-LN615-001.JPG" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#cc0033;">شناخت فرودگاه طبس :</span> طبس شهر کوچکی در شمال شرقی یزد و غرب بیرجند است. این شهر دارای یک فرودگاه خاکی موقت است که سال ها قبل از انقلاب و به هنگام وقوع زلزله طبس ، <span style="color:#336600;">توسط نیروی هوائی ایران و برای کمک به زلزله زدگان</span> ساخته شد.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_1978_Tabas_earthquake-Aerial_View.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#990033;"><span style="font-size:10px;">شهر طبس پس از زلزله</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	نیروی هوائی با ایجاد یک سیستم ارتباطی ، بین فرودگاه مذکور و مرکز عملیات نیروی هوائی ، روزانه بوسیله 10 الی 12 فروند هواپیمای C-130 ، <span style="color:#003399;">نیازمندی های داروئی و غذائی زلزله زدگان</span> را به فرودگاه مزبور حمل و در مراجعت ، مجروحین را به بیمارستان های تهران و سایر شهرستان ها تخلیه می نمود.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_zlzlh-Tbs-1357-2.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	پس از خاتمه عملیات کمک رسانی ، چون اداره هواپیمائی کشوری نیاز به این فرودگاه نداشت و از طرفی مسئولیت حفاظت فرودگاه را قبول نکرد ؛ <span style="color:#cc0000;">نیروی هوائی با ایجاد چند کانال در فواصل مختلف</span> باند پروازی را غیر قابل استفاده نمود. ولی طرحی وجود داشت تا در صورت نیاز ، مجددا آن را عملیاتی و قابل استفاده نماید.
</p>

<p style="color:#282828;">
	فرودگاه مزبور در زلزله بعدی که مقارن با دوران انقلاب بود ، <span style="color:#669900;">مجددا عملیاتی گردید</span>. ولی از اینکه آنرا مجددا غیر عملیاتی کرده باشند اطلاعی در دست نیست و ظاهرا این بار فرودگاه همان طور ، به حال خود رها شده است.
</p>

<p style="color:#282828;">
	این که چرا نام طبس و آن فرودگاه موقت ، بر سر زبان ها افتاد ؛ به علت سانحه ای است که پرنده های نظامی آمریکائی ، در <span style="color:#003333;">عملیات نافرجام برای نجات گروگان های آمریکائی</span> ، دچار آن شدند و هشت نظامی آمریکائی و یک ایرانی که سمت مترجم را داشت ، جان خود را از دست دادند و کشته شدند.
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:22px;">ادامه دارد ...</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:left;">
	<span style="color:#336633;">منابع مورد استفاده در انتهای تاپیک معرفی می شوند.</span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	=====================================================
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="font-size:14px;"><span style="color:#16a085;">پ.ن 1 </span><span style="color:#e67e22;">: </span></span><span>دوستانی که پسندیدند </span><span><span style="color:#ff0000;">مثبت</span> را فراموش نکنند. </span><img alt=":winking:" data-emoticon="" src="http://www.military.ir/forums/uploads/emoticons/default_winking.gif" title=":winking:" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#f39c12;"><span style="font-size:14px;">پ.ن 2 :</span></span> بخاطر کثرت منابع مورد بررسی ؛ حجم بالائی از دیتا و اطلاعات گرداوردی شده است که پرداختن به همه آنها در یک پست میسر نیست. لذا از صبر و تحملی که دوستان عزیز به خرج میدهند تا مطالب دنباله دار تاپیک به سرانجام برسد. پیشاپیش سپاسگذارم.
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">30238</guid><pubDate>Sat, 02 Feb 2019 23:16:45 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62E;&#x648;&#x646; &#x648; &#x646;&#x641;&#x62A; ... &#x62D;&#x645;&#x644;&#x647; &#x628;&#x647; &#x622;&#x631;&#x627;&#x645;&#x6A9;&#x648;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30556-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%81%D8%AA-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%A9%D9%88/</link><description><![CDATA[<p style="text-align: center;">
	<span style="font-size:16px;"><span style="color:#16a085;">بسم الله الرحمن الرحیم </span></span>
</p>

<p style="text-align: center;">
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<span style="font-size:16px;"><span style="color:#c0392b;">منفک شده از تاپیک تحولات یمن </span></span>
</p>

<p style="text-align: center;">
	<span style="color:#c0392b;"><span style="font-size:16px;">1399/11/09</span></span>
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<span style="color:#8e44ad;">تاپیکهای مرتبط با محوریت حمله به آرامکو </span>
</p>

<p style="text-align: center;">
	<a href="http://www.military.ir/forums/topic/30335-uav-kent-20-concept-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C/" rel=""> <span style="color:#2980b9;">UAV kent 2.0 concept: عملیات تن ماهی</span> </a>
</p>

<p style="text-align: center;">
	<a href="http://www.military.ir/forums/topic/30338-%D8%B3%D9%BE%D8%B1-%D8%B5%D8%AD%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF%DB%8C/" rel=""><span style="color:#16a085;">سپر صحرا : بررسی شبکه دفاع هوایی ارتش عربستان سعودی </span></a>
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	 منابع یمنی : شلیک موشک قاهر1 به شرکت نفت آرامکو در جیزان عربستان
</p>

<p style="text-align: center;">
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<img alt="CWzpsl6UAAA0bg6.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10218/CWzpsl6UAAA0bg6.jpg">
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	<a class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10218/CWzpsluUkAEDJ0u.jpg" rel="external nofollow"><img alt="thumb_CWzpsluUkAEDJ0u.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10218/thumb_CWzpsluUkAEDJ0u.jpg"></a>
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">30556</guid><pubDate>Tue, 22 Dec 2015 09:52:27 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x633;&#x642;&#x648;&#x637; - &#x62D;&#x645;&#x644;&#x647; &#x628;&#x647; &#x698;&#x627;&#x67E;&#x646;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30416-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86/</link><description><![CDATA[
<p>
	 
</p>

<p style="text-align:center;">
	<img alt="Besmellah_34.png" class="ipsImage" height="76" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10248/Besmellah_34.png" width="300">
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align:center;">
	<span style="font-size:16px;"><span style="color:#e74c3c;">عملیات سقوط (زوال)</span></span>
</p>

<p style="text-align:center;">
	 
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	عملیات سقوط عملیات پیشنهادی متفقین کمی قبل از پایان جنگ دوم جهانی  برای حمله به مجموعه جزایر ژاپن در شرق آسیا بود. با این حال ، عملیاتِ طرح ریزی شده در پی حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی، اعلان جنگ شوروی و حمله به منچوری لغو شد. این عملیات دو بخش داشت .
</p>

<p>
	<span style="color:#e74c3c;">عملیات المپیک و عملیات تاج :</span>
</p>

<p>
	بر همین اساس ، عملیات المپیک در نوامبر ۱۹۴۵ برای تسخیر یک سوم از جنوبی ترین جزایر کیوشو و جزیره تازه تسخیر شده اوکیناوا- و استفاده از این جزایر برای مراحل بعدی عملیات برنامه ریزی شده بود. عملیات تاج نیز قرار بود در اوایل سال ۱۹۴۶ برای حمله به دشت کانتو که در نزدیکی توکیو و روی جزیره اصلی هانشو قرار داشت، اجرا شود. پایگاه های هوایی که در کیوشو قرار داشتند و قرار بود در عملیات المپیک تسخیر شوند ، پشتیانی هوایی نزدیک را برای عملیات تاج فراهم می کردند.این عملیات در صورت اجرا بزرگترین عملیات آبی خاکی در تاریخ را رقم می زد.
</p>

<p>
	ماهیت زمین عملیات نیز به گونه ای بود که عملیات دفاعی را برای ارتش  ژاپن آسان می کرد، چرا که می توانستند به دقت نقشه های متفقین را پیش بینی کرده و نقشه های دفاعی خودشان را اجرا کنند که در قالب عملیات کاتسوگوتبیین شده بود  . ژاپنی ها یک دفاع همه جانبه ، البته با تعداد کمی نیروی ذخیره باقی مانده برای عملیات های دفاعی احتمالی دیگر را طراحی کردند .پیش بینی ها برای تلفات متفاوت بود، اما تماما تعداد بالایی را عنوان می کرد. بسته به اینکه ژاپنی ها چقدر در برابر دشمن مقاومت کنند، تخمین ها برای متفقین تا میلیون ها کشته را نشان می داد.
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<img alt="Operation_Downfall_-_Map.jpg" class="ipsImage" height="750" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10389/Operation_Downfall_-_Map.jpg" style="width: 600px; height: auto;" width="975">
</p>

<p style="text-align: center;">
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<span style="color:#e74c3c;">شمای کلی از عملیات سقوط</span>
</p>

<p style="text-align: center;">
	 
</p>

<p>
	<span style="color:#e74c3c;">طرح ریزی</span>
</p>

<p>
	مسئولیت طرح ریزی عملیات سقوط به فرماندهان آمریکایی یعنی دریادار﻿ چستر نیمیتز، ژنرال داگلاس مک آرتور و ستاد مشترک ارتش یعنی دریادار ارنست کینگ و ویلیام لهی و ژنرال جورج مارشال و هپ آرنولد(بعدا فرماندهی نیروی هوایی شد)  سپرده شد. چون مک آرتور در آن زمان برای ترفیع درجه مد نظر بود ( به یک ژنرال شش ستاره) ، بنابراین در بین این کمیته برای مرجعیت عملیات انتخاب شد. هر چند که در پایان ج ج ۲ درخواست ترفیع او هنوز در سطح بحث های غیر رسمی قرار داشت.
</p>

<p>
	آن موقع توسعه بمب اتم به شکل کاملا محرمانه ای دنبال می شد، طوری که معاون رئیس جمهور (هری ترومن) تا زمانی که به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، از آن اطلاع نداشت و معدود افسرانی از خبر داشتند. بنابراین طرح ریزی این عملیات بدون در نظر گرفتن وجود چنین پروژه ای انجام شد. وقتی توسعه بمب تمام شد، ژنرال مارشال فکر می کرد در صورت ساخت تعداد کافی از آن بتوان برای پشتیبانی حمله از این بمب ها استفاده کرد. از سویی دیگر ، در خلال نبرد اقیانوس آرام متفقین نتوانستند روی یک نفر به عنوان فرمانده میدان نبرد توافق کنند. مثلا تا سال ۱۹۴۵ چستر نیمیتز فرمانده میدان را در منطقه اقیانوس آرام بر عهده داشت، داگلاس مک آرتور مقام فرماندهی عالی در منطقه جنوب غربی اقیانوس آرام و دریادار لویس مونباتان فرماندهی عالی در منطقه جنوب شرقی اقیانوس آرام را بر عهده داشتند. اما برای اجرای این عملیات لازم بود تا یک فرمانده واحد انتخاب شود. رقابت بین قوای نظامی برای انتخاب این فرد جدی بود (نیروی دریایی نیمیتز و نیروی زمینی مک آرتور را پیشنهاد می کردند)  تا جایی که می توانست اجرای نقشه را تهدید کند. سرانجام نیروی دریایی از پیشنهاد خودش عقب نشینی کرد و مک آرتور برای فرماندهی واحد(در صورت ایجاب شرایط البته!) انتخاب شد.
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<img alt="commanders.jpg" class="ipsImage" height="601" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10389/commanders.jpg" style="width: 500px; height: auto;" width="688">
</p>

<p style="text-align: center;">
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<span style="color:#e74c3c;">بالا از راست: دریادار نیمیتز، ژنرال داگلاس﻿ مک آرتور، دریادار ارنست کینگ﻿</span>
</p>

<p style="text-align: center;">
	<span style="color:#e74c3c;">پایین از راست: ژنرال ویلیام لهی، ژنرال جورج مارشال، ژنرال هپ آرنولد﻿</span>
</p>

<p>
	<span style="color:#e74c3c;">ملاحظات اولیه :</span>
</p>

<p>
	دو ملاحظه عمده که در طرح ریزی ها باید لحاظ می شد زمان و تلفات احتمالی بود. یعنی اینکه چطور ژاپن را در کوتاه ترین مدت و با کمترین تلفات وادار به تسلیم کنند. عطف به کنفرانس کوبک در سال ۱۹۴۳ یک کمیته طرح ریزی مشترک آمریکایی-بریتانیایی نقشه ای طراحی کردند(نقشه ای برای شکست ژاپن) که طبق آن طرفین خواهان حمله به ژاپن تا سال ۱۹۴۷-۴۸ نبودند. رئیس ستاد مشترک آمریکا عقیده داشت که طولانی کردن جنگ تا این حد برای روحیه ملی مردم خطرناک است. در مقابل در کوبک شورای مشترک فرماندهان باور داشتند که ژاپن نهایتا تا یک سال بعد از تسلیم آلمان ناچار به تسلیم خواهد شد.
</p>

<p>
	نیروی دریایی آمریکا اصرار بر محاصره و استفاده از قدرت هوایی برای وادار کردن ژاپن به تسلیم داشت. آنها درخواست عملیات هایی برای گرفتن پایگاه های هوایی در نزدیکی شانگهای چین و کره داشتند،‌ که توان عملیات مرحله ای و رو به جلورا برای بمباران ژاپن و نهایتا به تسلیم کشاندن آن ها می داد. نیروی زمینی از آن طرف حرف دیگری می زد. آن ها اعتقاد داشتند که این کار می تواند جنگ را تا حد نامحدودی به طول بکشاند و بی دلیل هزینه جانی را زیاد کند، بنابراین به یک حمله احتیاج داریم. نیروی زمینی از یک عملیات می گفت که در طی آن یک نیروی در مقیاس بزرگ مستقیما در مقابل سرزمین ژاپن ایجاد شود، آن هم بدون انجام هیچ یک از عملیات های جانبی که نیروی دریایی در مورد آن حرف می زد. در نهایتا حرف نیروی زمینی به کرسی نشست.
</p>

<p>
	در حقیقت جغرافیای ژاپن این نوع عملیات را بر آن ها تحمیل کرد: فاصله زیاد از خشکی های دیگر و کم بودن ساحل مناسب برای عملیات پیاده سازی نیرو در ساحل. تنها کیوشو (جنوبی ترین جزیره ژاپن)  و سواحل دشت کانتو (منتهای جنوب غرب و غرب توکیو) اهدافی واقع بینانه برای حمله بودند. متفقین تصمیم گرفتند یک حمله دو مرحله ای را اجرا کنند. ابتدا عملیات المپیک برای حمله به کیوشواجرا می شد. سپس پایگاه های هوایی در آنجا ایجاد می شد تا پوششی برای عملیات تاج و حمله به ناحیه توکیو ایجاد شود.
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<img alt="quebec_conference.jpg" class="ipsImage" height="430" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10389/quebec_conference.jpg" width="589">
</p>

<p style="text-align: center;">
	 
</p>

<p style="background-color:#ffffff; color:#353c41; font-size:14px; text-align:center">
	<span style="color:#e74c3c;"><span style="font-size:14px;">تصویری از کنفرانس اول کوبک، از راست چرچیل، روزولت، کینگ (نخست وزیر کانادا)</span></span>
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	<span style="color:#e74c3c;">فرضیات حمله :</span>
</p>

<p>
	جغرافیای ژاپن چیز شناخته ای شده ای بود. بنابراین طرح ریزان ارتش آمریکا دنبال تخمین میزان نیروهای مدافع بودند. بر اساس اطلاعات موجود از عوامل اطلاعاتی که در اوایل سال ۱۹۴۵ ارتباط پیدا کرده بودند فرضیات ارتش شامل این موارد می شد:
</p>

<p>
	1-در این عملیات فقط نیروهای منظم ارتش حضور نخواهند داشت بلکه حضور متعصبانه مردم داوطلب هم اتفاق خواهد افتاد.
</p>

<p>
	2-در آغاز عملیات المپیک نیروهای دشمن در شکل ۳ لشکر در کیوشوی جنوبی و ۳ لشکر در کیوشوی شمالی ظاهر خواهند شد.
</p>

<p>
	3- نیروهایی که برای عملیات کیوشو در نظر گرفته می شوند از ۸ الی ۱۰ لشکر بیشتر نخواهند بود و این سطح از آمادگی به سرعت حاصل خواهد شد.
</p>

<p>
	4- در آغاز عملیات تاج حدود ۲۱ لشکر دشمن شامل لشکرهای پشتیبانی در هانشو حضور خواهند داشت و ۱۴ لشکر از این تعداد احتمالا در دشت کانتو به کار گرفته شوند.
</p>

<p>
	دشمن احتمالا نیروی هوایی مستقر در زمین را برای مصون ماندن از حملات به سوی سرزمین های اصلی آسیایی اش عقب بکشد. تحت چنین شرایطی دشمن احتمالا بتواند ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ جنگنده در این ناحیه گردآوری کند و این نیروها می توانند با استفاده از دشت های ژاپن به عنوان نقطه میانی، علیه زمین های کیوشو عملیات کنند.
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<img alt="truman-nov174CK.jpg" class="ipsImage" height="750" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10389/truman-nov174CK.jpg" style="width: 200px; height: auto;" width="750">
</p>

<p style="text-align: center;">
	 
</p>

<div data-controller="core.front.core.lightboxedImages" data-role="commentContent" style="background-color:#ffffff; color:#353c41; font-size:14px; text-align:start">
	<p style="text-align:center">
		<span style="color:#e74c3c;"><span style="font-size:14px;">هری ترومن</span></span>
	</p>
</div>

<div style="background-color:#ffffff; color:#353c41; font-size:13px; text-align:start">
	<ul data-role="commentControls" style="padding:0px">
		<li data-ipsquote-editor="messenger_comment" data-ipsquote-target="#comment-260343" style="vertical-align:middle">
			<span style="color:#e74c3c;"><span style="font-size:14px;"><button data-action="multiQuoteComment" data-ipsquote-multiquote="" data-ipstooltip="" data-mqid="mq260343" style="border-radius:3px; border:1px solid rgba(0, 0, 0, 0.03); color:#333333; font-size:12px; padding:0px 6px; text-align:center; vertical-align:middle" title="نقل قول چندگانه"></button></span></span>
		</li>
	</ul>
</div>

<p>
	 
</p>

<p>
	<span style="color:#e74c3c;">عملیات المپیک :</span>
</p>

<p>
	حمله به کیوشو، در قالب عملیات المپیک قرار بود در روزی که به آن روز ایکس اطلاق می شد (که برای ۱ نوامبر ۱۹۴۵ برنامه ریزی شده بود) شروع شود. ناوگان دریایی متفقین به بزرگترین اندازه خود رسیده بود. : شامل ۴۲ ناو هواپیمابر، ۲۴ ناو و ۴۰۰ ناوشکن و اسکورت. ۱۴ لشکر معادل (۱۳ لشکر ) از آمریکا قرار بود در پهلوگیری اولیه مشارکت کنند. با استفاده از سرپل اوکیناوا به عنوان نقطه میانی، عملیات می توانست قسمت جنوبی کیوشو را تسخیر کند. این منطقه خودش بعدا به عنوان نقطه میانی بعدی برای حمله به هانشو در عملیات تاج، مورد استفاده قرار می گرفت.
</p>

<p>
	طرح عملیات المپیک شامل یک طرح فریب هم بود که به عنوان عملیات پاستل نامگذاری شد. هدف این عملیات این بود که ژاپنی ها را متقاعد کند که فرماندهین متفقین از حمله به شکل مستقیم صرف نظر کرده و قصد دارند تا با دور زدن، ژاپن را بمباران کنند. این کار مستلزم تسخیر پایگاه هایی در فرمز ( تایوان )  در امتداد ساحل چین و و در دریای زرد بود.
</p>

<p>
	پشتیبانی تاکتیکی هوایی بر عهده نیروهای هفتم پنجم و سیزدهم هوایی بود. آن های مسئول حمله به فرودگاه ها و شریان های حمل و نقل هوایی در کیوشو و هانشو جنوبی و به دست آوردن و حفظ برتری هوایی در سواحل بودند. وظیفه بمباران استراتژیک بر عهده نیروهای ويژه نیروی هوایی آمریکا در اقیانوس آرام ( سازمان تشکیل دهنده نیروهای هشتم و بیستم هوایی)  و نیروهای بریتانیایی گذاشته شد. این واحدها باید در طول عملیات تاج هم فعال می ماندند. واحد بیستم باید نقشش را به عنوان نیروی اصلی بمباران استراتژیک برای متفقین و در طی عملیاتی که از فرودگاه های جزایر ماریانا علیه جزای ژاپن اجرا می شد، حفظ می کرد. پس از پایان جنگ در اروپا در می ۱۹۴۵ طرح هایی برای انتقال برخی بمب افکن های سنگین واحد هشتم به پایگاه هایی در اوکیناوا به منظور مشارکت در بمباران های استرتژیک با مشارکت واحد بیستم ریخته شده بود. واحد هشتم قرار بود که بمب افکن های B-17و B-24خودشان را به نوع B-29ارتقا دهند ( این واحد اولین B-29خودش را در آگوست ۱۹۴۵ دریافت کرد). قبل از حمله اصلی، جزایر تانگاشیما، یوکوشیما و مجموعه جزایر کوشیجیما که دور از ساحل ژاپن بود باید گرفته می شد)  حمله به اوکیناوا ارزش برقراری لنگرگاه هایی در دسترس را برای کشتی هایی که نیازی به پهلوگیری ندارند یا آسیب دیده اند، ثابت کرد،
</p>

<p style="text-align: center;">
	<img alt="Operation_Olympic.jpg" class="ipsImage" height="750" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10389/Operation_Olympic.jpg" style="width: 300px; height: auto;" width="530">
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="background-color:#ffffff; color:#353c41; font-size:14px; text-align:center">
	<span style="font-size:14px;"><span style="color:#e74c3c;">عملیات المپیک که برای حمله به جنوب ژاپن طراحی شده بود.</span></span>
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	کیوشو توسط نیروی ششم ایالات متحده از سه نقطه مورد حمله قرار می گرفت: میازاکی، آریاک و کوشیکینو. اگر روی نقشه کیوشو یک ساعت بکشیم این نقاط به ترتیب و تقریبا روی ساعت های ۴، ۵ و ۷ قرار می گیرند. ۳۵ نقطه پهلوگیری به نام شرکت های اتومبیل سازی نامگذاری شدند: آستین، بویک، کادیلاک تا نقاط آخر با نام های استاتز، وینستون و زفیر. با تخصیص یک لشکر به هر پهلوگاه طرح ریزان این حمله باور داشتند که آمریکایی ها با نسبت سه به یک بر ژاپنی ها برتری نفری دارند. در ابتدای ۱۹۴۵ میازاکی تقریبا بی دفاع بود و از آریاک این همسایه نزدیک هاربور شدیدا دفاع می شد.
</p>

<p>
	ابدا قرار بر این نبود که تمامی جزیره کیوشو تسخیر شود(. فقط یک سوم جنوبی کافی بود همانطور که در تصویر با خط چین نشان داده شده) این منطقه ناحیه باارزشی به عنوان منطقه میانی برای استفاده در عملیات تاج به متفقین می داد.
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	<span style="color:#e74c3c;">عملیات تاج:</span>
</p>

<p>
	عملیات تاج، عملیات حمله به هانشو در ناحیه دشت کانتو در جنوب پایتخت، قرار بود در روزYشروع شود،‌ که به شکل آزمایشی ۱ مارس ۱۹۴۶ برای آن انتخاب شده بود. عملیات تاج با درگیر کردن ۴۰ لشکر در مرحله پیاده سازی نیروها و مراحل بعد از آن، از عملیات المپیک هم گسترده تر بود.)برای مقایسه در عملیات بزرگ حمله به نورماندی ۱۲ لشکر در مراحل اولیه وجود داشت  ( در مرحله شروع، ارتش یکم به ساحل کوجوکوری در شبه جزیره بوسو و بعد ارتش هشتم به هیراتسوکا در خلیج ساگامی حمله می کردند. سپس بیش از ۱۲ لشکر از ارتش دهم و نیروهای مشترک المنافع بریتانیا در آنجا پیاده می شدند. این نیروها سپس به سمت داخل کشور و به سمت شمال می رفتند تا در توکیو به یکدیگر ملحق شوند.
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align: center;">
	<img alt="Operation_Coronet.jpg" class="ipsImage" height="750" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10389/Operation_Coronet.jpg" style="width: 300px; height: auto;" width="529">
</p>

<p style="text-align: center;">
	 
</p>

<p style="background-color:#ffffff; color:#353c41; font-size:14px; text-align:center">
	<span style="color:#e74c3c;"><span style="font-size:14px;">هدف از عملیات تاج تسخیر توکیو بود.</span></span>
</p>

<p>
	 
</p>

<p>
	<span style="color:#e74c3c;">بازنگری در طراحی عملیات :</span>
</p>

<p>
	در المپیک قرار بر این بود که ازمنابع از قبل موجود در منطقه اقیانوس آرام شامل ناوگان دریایی بریتانیا در این منطقه، یک سازمان مشترک المنافع که از حداقل هیجده ناو هواپیما بر (تشکیل دهنده ۲۵ درصد از توان هوایی متفقین) و چهار کشتی جنگی هم استفاده شود.
</p>

<p>
	نیروهای ببر یک واحد بمب افکن سنگین دوربرد متشکل از نیروهای مشترک المنافع: یعنی واحدهایی از نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا ، نیروی هوایی سلطنتی استرالیا ، نیروی هوایی سلطنتی کانادا و نیوزلند و فرماندهی بمب افکن نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا باشد . در ۱۹۴۴ طرح های اولیه شامل تشکیل نیرویی متشکل از ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ هواگرد شامل واحدهای سوخت گیری هوایی بود. این مقدار بعدا به ۲۲ اسکادران و در زمان پایان جنگ به ۱۰ اسکادران تقلیل یافت: بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ فروند از بمب افکن لانکستر و لینکلن که برای عملیات در خارج از پایگاه های اوکیناوا در نظر گرفته شده بودند. در نیروهای ببر نیروهای زبده اسکادران ۶۱۷ هم که به "سد شکنان" شهرت داشتند، بودند که برای عملیات بمباران ویژه به کار گرفته می شدند.
</p>

<p>
	در ابتدا طرح ریزان آمریکایی عملیات تصمیم نداشتند از نیروهای زمینی از نیروهای غیر آمریکایی استفاده کنند. اگر در هر مرحله ای از عملیات المپیک نیازی به تقویت نیرو بود، آن ها از نیروهایی که برای عملیات تاج در نظر گرفته شده بود استفاده می کردند؛ چرا که نیروی بزرگی برای آن از نیروهای منطقه جنوب غرب اقیانوس آرام ، منطقه چین، هند، برمه و واحد فرماندهی اروپا و نیروهای دیگر تشکیل شده بود. این شامل نیروهای پیشگام در اروپا مثل واحد یکم نیروی زمینی آمریکا (شامل ۱۵ لشکر)  و واحد هشتم نیروی هوایی می شد. اما شرایط برای تشکیل این نیروها پیچیده شد. چرا که با اتمام جنگ، نیروهای داوطلب میدان را ترک کردند و با نیروهایی با تجربه بالا جایگزین شدند. این موضوع اثربخشی این نیروها را در جنگ کمتر می کرد. دولت استرالیا درخواست مشارکت نیروی زمینی استرالیا را در موج اول حملات کرده بود که مطابق گفته های جان ری اسکیتسِ تاریخ نویس این درخواست توسط فرماندهان آمریکایی رد شد. حتی درخواست برای عملیات تاج هم در مراحل اولیه طراحی رد شد. فرماندهان پیاده سازی هیچ نیرویی از نیروهای مشترک المنافع یا نیرویی از کشورهای متفقین را در کانتو مد نظر نداشتند. تمامی طرح های اولیه بیانگر این بودند که نیروهای حمله کننده، نیروهای بعدی و نیروهای ذخیره تماما باید از نیروهای آمریکایی باشند.
</p>

<p>
	در اواسط ۱۹۴۵، زمانی که طرح عملیات تاج بازبینی می شد،‌ بنا به گفته اسکیتس بسیاری از دیگر کشورهای متفق پیشنهاد مشارکت زمینی دادند و بحث هایی هم بین فرماندهان و مسئولین سیاسی حول ابعاد،‌ماموریت، تجهیزات و پشتیبانی شکل گرفت. پیرو این مذاکرات قرار بر این شد که در عملیات تاج نیروهای مشترک المنافعی متشکل از لشکرهایی از نیروی زمینی کشورهای استرالیا، بریتانیا و کانادا هم مشارکت داشته باشند. این کشورها به همراه دیگر کشورهای مشترک المنافع نیروهای جایگزین هم ارائه می کردند. به هر حال، مک آرتور از مشارکت ارتش هندی ها جلوگیری کرد. دلیل آن تفاوت زبان، تشکیلات، ترکیب، تجیهیزات، آموزش و اصول بود. او همچنین توصیه کرد که نیروها مطابق با نیروهای آمریکایی سازماندهی شوند، تجهیزات و آماد آمریکایی باشد و ۶ ماه قبل از عملیات در آمریکا آموزش ببینند. این پیشنهادات البته مورد قبول واقع شد. دولت بریتانیا پیشنهاد کرد که نیروهای زمینی مشترک المنافع توسط سپهبد سر چارلز کیتلی، (نیروی دریایی مربوطه توسط سر ویلیام تنان  ) فرماندهی شده و چون
</p>

<p>
	.چون نیروی هوایی این نیروها اکثرا از ارتش استرالیا تشکیل شده بود) نیروی هوایی نیروهای مشترک المنافع توسط یک استرالیایی رهبری شود. دولت استرالیا درخواست انتصاب یک افسر بدون هیچ تجربه ای در نبرد ژاپن ، مثل کیتلی و سپهبد لسلی مورزهد که هدایتگر رشته عملیات های گینه نو و بورنئو بود، کرد. در هر صورت قبل از اینکه این موارد به سرانجام برسد جنگ تمام شد.
</p>

<p>
	 
</p>

<p style="text-align:center;">
	<img alt="3-12-2020_9-41-33_PM.jpg" class="ipsImage" height="363" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/3-12-2020_9-41-33_PM.jpg" width="738">
</p>

<p style="text-align:center;">
	 
</p>

<p style="text-align:center;">
	 
</p>

<p>
	پی نوشت <span><span>:</span></span>
</p>

<p>
	<span><span>ادامه دارد ..............</span></span>
</p>

<p>
	 
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">30416</guid><pubDate>Thu, 12 Mar 2020 18:07:45 +0000</pubDate></item><item><title><![CDATA[نبرد غولها و نیمچه غولها ، راند نخست &#34; آسال اوتار&#34;]]></title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29664-%25d9%2586%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25af-%25d8%25ba%25d9%2588%25d9%2584%25d9%2587%25d8%25a7-%25d9%2588-%25d9%2586%25db%258c%25d9%2585%25da%2586%25d9%2587-%25d8%25ba%25d9%2588%25d9%2584%25d9%2587%25d8%25a7-%25d8%258c-%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25af-%25d9%2586%25d8%25ae%25d8%25b3%25d8%25aa-%25d8%25a2%25d8%25b3%25d8%25a7%25d9%2584-%25d8%25a7%25d9%2588%25d8%25aa%25d8%25a7%25d8%25b1/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10248/Besmellah_13.png" alt="Besmellah_13.png"></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:18px;">نبرد غولها و نیمچه غولها ، راند نخست " </span></span></span><span style="color:#0000ff;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:18px;">آسال اوتار</span></span></span><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:18px;">"&nbsp;</span></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نبرد آسال اوتار( در زبان پنجابی یا هندی ، به معنای نبرد قطعی یا پاسخ دندان شکن ) ، که بطور همزمان با نبرد فیلورا بوقوع پیوست ، درحقیقت ، دومین نبرد زرهی گسترده میان هند و پاکستان در جنگ 1965&nbsp; بشمار می رود . این نبرد که دریک محدوده زمانی 48 ساعته (8 تا10 سپتامبر 1965) میان دوطرف رخ داد ، زمانی آغاز شد که یگانهای ارتش پاکستان شامل واحدهای پیاده – زرهی مرزهای بین المللی را نقض کرده ، وارد خاک هند شدند و شهر مرزی "خم کاران " را درعمق 5 کیلومتری خاک هند ، به تصرف در آوردند .&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/00~2.jpg" alt="00~2.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">موقعیت "</span></span></span><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">خم کاران</span></span></span><span style="color:#0000ff;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">" ، در عمق 5 کیلومتری خاک هند&nbsp;</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">متقابلا" ، واحدهای&nbsp; ارتش هند که در منطقه حضور داشتند ، با هدف سد کردن پیشروی واحدهای پاکستانی بداخل خاک هند ، دست به یک ضد حمله شدید علیه یگانهای مهاجم زده که پس از 3 روز جنگ شدید ، موفق شدند تا پیشروی &nbsp;نیروهای پاکستانی را در نزدیکی آسال اوتار متوقف &nbsp;نمایند &nbsp;.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;به اعتقاد کارشناسان نظامی ، دوعامل بسیار مهم ، یعنی اتخاذ استراتژی مناسب و پس از آن به کار گیری تاکتیکهای برتر و انعطاف پذیر ، موجب گردید تا واحدهای ارتش هند با موفقیت ، اهداف مد نظر خود را محقق نمایند . &nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/0000~0.jpg" alt="0000~0.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در ارتباط با این دو مفهوم ، <span style="color:#ff0000;">دکتر فیلیپ تاول</span> (مورخ نظامی ) ، براین اعتقاد است که &nbsp;مقاومت اولیه واحدهای موجود ارتش هند در خم کاران ، در زمان حمله ارتش پاکستان ، یکی از نقاط عطف&nbsp; جنگ و شاید کلید اصلی موفقیت فرماندهان هندی برای سنگین نمودن کفه جنگ بسود خود ، بشمار می آمد . پیتر ویلسون نیز معتقد است که شکست سنگین ارتش پاکستان در نبرد آسال اوتار یکی از دردناکترین و در عین حال بزرگترین شکست این ارتش در جنگ 1965 بشمار می رود وفرماندهان پاکستانی ، هنوز از یاد آوری این شکست ، خودداری می کنند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/000~2.jpg" alt="000~2.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">موقعیت وقوع نبرد : تارن تاران صاحیب (پنجاب، هند )</span></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یگان های رزمی مورداستفاده طرفین درگیر در جریان نبرد آسال آوتار</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>آغاز مخاصمه :</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 8 سپتامبر 1965، یگان های تکور ارتش پاکستان ، متشکل از لشکر یکم زرهی و لشکر یازدهم پیاده ، با عبور از مرزهای بین المللی ، شهر خم کاران ، که نزدیک ترین شهر مهم به مرز بشمار می آمد را تصرف نمودند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Indian_Centurion_Mk7.png" alt="Indian_Centurion_Mk7.png"></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سنتوریون مارک7 نیروی زمینی ارتش هند در نبرد با پاکستان&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در چنین شرایطی ، افسر مسئول منطقه (<span>GOC</span>) که در آن زمان ، فرمانده لشکر چهارم کوهستانی ارتش هند ( سر لشکر گورباکش سینگ ) مسئولیت آن رابر عهده داشت ، بلافاصله دستور داد تا واحدهای باقی مانده دست به یک عقب نشینی تاکتیکی زده و کمی عقب تر ، یک&nbsp; خط دفاعی را که نقطه کانونی آن ، موقعیت آسال اوتار محسوب می شد ، ایجاد نمایند .&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/M47M_Paki.png" alt="M47M_Paki.png"></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ام-47 نیروی زمینی ارتش پاکستان در نبرد با ارتش هند&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با فرارسیدن تاریکی شب ، فرمانده منطقه به یگانهای مهندسی – رزمی دستور داد تا با هدایت آب رودخانه ، تمامی مزارع نیشکر موجود در منطقه را به زیر آب برده و طبیعتا" اجرای این دستور موجب می شد تا کل منطقه نبرد به زیر آب رفته و تبدیل به یک باتلاق بزرگ گردد و در نتیجه &nbsp;، زمانی که واحدهای لشکر یکم زرهی پاکستان که در آن زمان به تانکهای ام-47 و ام-48 مجهز بودند ، با پیشروی بسمت خطوط دفاعی هندی ها ،وارد &nbsp;باتلاق های حاصل از رها سازی حجم زیادی از آب می شدند که موجب فرورفتن بسیاری از تانکها و در نهایت موجبات کند شدن و توقف پیشروی پاکستانی ها را فراهم می آورد .&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/1~81.jpg" alt="1~81.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یکدستگاه تانک ام-48 ارتش پاکستان در نبرد آسال اوتار</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ادامه دارد .....</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پی نوشت :</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">1- انشا.... چهارنبرد زرهی هند و پاکستان مورد بررسی قرار خواهد گرفت .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">2- پلان رزمی ارائه شده در این تاپیک در سطح وب وجود ندارد و صرفاً برداشت مترجم از سازمان رزم طرفین نبرد است .&nbsp;</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><b>این مجموعه با صرف زمان ترجمه &nbsp;شده است ،</b></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:center;"><b>بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (</b><span style="color:rgb(0,0,205);"><b>MILITARY.IR</b></span><b>) خواهد بود .&nbsp;</b></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:center;"><b>در غیر اینصورت ، برداشت کننده &nbsp;، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .</b></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:center;"><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"> :rose:</span></strong><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;</span></strong><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مترجم :</span></strong><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;<span style="color:rgb(255,0,0);">MR9 &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; :rose:</span></span></strong></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29664</guid><pubDate>Fri, 01 Jan 2016 08:08:14 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62F;&#x641;&#x627;&#x639; &#x622;&#x62E;&#x631;&#x60C; &#x62F;&#x627;&#x633;&#x62A;&#x627;&#x646; &#x648;&#x627;&#x642;&#x639;&#x6CC; &#x627;&#x645;&#x627; &#x628;&#x627;&#x648;&#x631;&#x646;&#x6A9;&#x631;&#x62F;&#x646;&#x6CC; &#x62D;&#x645;&#x644;&#x647; &#x62A;&#x646;&#x647;&#x627; &#x62A;&#x627;&#x646;&#x6A9; &#x628;&#x62C;&#x627; &#x645;&#x627;&#x646;&#x62F;&#x647; &#x627;&#x632; &#x634;&#x648;&#x631;&#x648;&#x6CC; &#x62F;&#x631; &#x645;&#x6CC;&#x646;&#x633;&#x6A9; &#x62A;&#x62D;&#x62A; &#x627;&#x634;&#x63A;&#x627;&#x644; &#x646;&#x627;&#x632;&#x6CC;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30403-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%A8%D8%AC%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B3%DA%A9-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D8%A7%D8%B4%D8%BA%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C/</link><description><![CDATA[
<h1 style="text-align: center;">
	<span style="font-size:11px;">بسمه تعالی</span>
</h1>

<p style="text-align: center;">
	<span style="font-size:20px;"><strong>دفاع آخر، داستان واقعی اما باورنکردنی حمله تنها تانک بجا مانده از شوروی در مینسک تحت اشغال نازی</strong></span>
</p>

<h1 style="text-align: center;">
	<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4"><span style="font-weight:400;">خبرنگار نظامی ،آلکساندر خارولنکو، به گذشته می نگرد، زمانی که یک تانک متوسط تی-28 روسی به تنهایی تصمیم گرفت که جلوی پیشروی نازی ها را در مینسک بگیرد.</span></font></span>
</h1>

<div style="text-align:justify;">
	<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4"><span style="font-weight:400;">روز ملی تانک سوارها در سال 1946 توسط ارش سرخ مسکو به عنوان قدردانی از نیروهای زرهی و مکانیزه در نبرد میهنی تعطیل رسمی شد. در سالگرد این روز خارولنکو مقاله ای درباره ی یکی از قهرمانهای زرهی در طی جنگ نوشت، کسی که یک تنه در برابر حمله ی سراسری تانکهای نازی در مینسک در جولای 1941 ایستادگی کرد.</span></font></span>
</div>

<div>
	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><b><font size="4">امروز روز دوازدهم از آغاز جنگ است.</font></b></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">در ابتدای جولای 1941 یک دستگاه تانک تی-28 به فرماندهی سرگروهبان دمیتری مالکو در حال عقب نشینی با یک ستون مکانیزه در نزدیک برزینو (90 کیلومتری شرق مینسک که پس از جنگ به اشغال درآمد) بود که مورد حمله ی هواپیماهای نازی قرار می گیرد. موتور تانک آسیب می بیند. مالکو خودش از مکانیکی سررشته داشت و دست به کار می شود تا موتور را تعمیر کند اما از ستون خود عقب می افتد. مالکو و خدمه اش به جای اینکه به دنبال ستون خود بگردند تصمیم می گیرند تا به سمت غرب چرخش کنند و با آلمانها در مینسک روبرو شوند. آنها از یک انبار متروکه مهمات برمی دارند و به سمت پایتخت بلوروس به ر اه می افتند.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">نیروهای زرهی گودریان قبلا به شرق مینسک نفوذ کرده بودند و حرکت تی-28 تنها به سمت مینسک توجه آنها را به خود جلب نکرد.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		 
	</p>

	<table border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" style="background-color:#ffffff; color:#000666; font-size:12px; text-align:start" width="100%">
		<tbody>
			<tr>
				<td colspan="6" style="padding:3px 10px">
					<p style="text-align: center;">
						<tt><img alt="zl8gp.jpg" class="ipsImage" height="750" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10110/zl8gp.jpg" width="538"></tt>
					</p>

					<p>
						 
					</p>
				</td>
			</tr>
			<tr>
				<td style="padding:3px 10px">
					 
				</td>
			</tr>
		</tbody>
	</table>

	<p style="text-align:center;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">تی-28 یکی از اولین تانکهای متوسط تاریخ که در سال 1932 ساخته شد.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4"><b>صف شکنی آتشین</b></font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">مالکو و همراهانش در حالیکه به سمت غرب می رفتند در 40 کیلومتری مینسک و در کنار پل رودخانه سویسلاخ به یک ستون از موتور سیکلتهای نظامی آلمانی برخورد کردند. آنها به میان ستون زدند و شروع کردند تا با توپ و 4 قبضه مسلسل تانک به نیروهای دشمن شلیک کنند. پس از آن، آنها دو دستگاه کامیون، یک دستگاه نفربر زرهی نیم شنی و یک دوجین از سربازان آلمانی را در برابر یک کارخانه ی مشروب سازی از بین بردند. </font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">آنها به سمت شهر پیشروی کردند و در خیابان های شهر هرجا که به سربازی برخورد می کردند وی را به گلوله می بستند. آنها در طی حمله ی خود به مینسک در حدود 10 دستگاه تانک یا خودروی زرهی، 14 دستگاه کامیون و 3 قبضه توپ را نابود کردند. تلفات آلمانی ها به 360 نفر سرباز و افسر می رسید.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">قبل از اینکه فرماندهان آلمانی بفهمند که چه اتفاقی افتاده است، خدمه ی تی-28 به سمت مرکز شهر حرکت کردند و به تیراندازی خود ادامه دادند تا مهماتشان تمام شد. یک قبضه توپ ضد تانک آلمانی به تانک روسی شلیک کرد اما زره جلویی تانک ضربه ی گلوله را گرفت و با توپ آلمانی با آتش متقابل منهدم شد.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">تی-28 به سمت بیرون شهر حرکت کرد اما با شلیک توپهای دشمن از پهلو آسیب دید و آتش گرفت. خدمه ی آن سعی کردند تا از تانک در حال سوختن فرار کنند.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4"><b>سرنوشت خدمه</b></font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">راننده ی تانک سرگرد واسچکین از دهلیز فرمانده فرار کرد و قبل از اینکه توسط نازی ها مورد اصابت قرار بگیرد سعی کرد تا با هفتیر خود به آنها شلیک کند. دو خدمه ی دیگر نیز در تبادل آتش با دشمن کشته شدند. نیکولای پادن اسیر شد و 4 سال در اردوگاه اسارت ماند. او پس از جنگ آزاد شد و به ارتش پیوست اما در سال 1946 از خدمت معاف شد. فئودور نائوموف سعی کرد پنهان شود. او به پارتیزانهای بلوروس پیوست و در سال 1943 زخمی شد.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		 
	</p>

	<p style="text-align: center;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><img alt="4585243955420132f07d7f228f0dedbe-soviet-" class="ipsImage" height="494" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10110/4585243955420132f07d7f228f0dedbe-soviet-army-military-tank.jpg" width="584"></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">مالکو سعی کرد تا به مینسک فرار کند و خود را به نیروهای روس برساند. او به عنوان فرمانده ی تانک تا آخر جنگ به نبرد خود ادامه داد و 16 بار تانکش مورد اصابت قرار گرفت. زمانی که جنگ تمام شد مالکو به فرماندهی یک گروهان تانک رسیده بود. او در آزادی مینسک شرکت داشت و وقتی که وارد شهر شد توانست لاشه ی سوخته ی تانکش را در خیابانهای شهر شناسایی کند.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">در بهار 1945 نیروهای ضداطلاعات آمریکایی سرگرد رودولف هال را در اطارف روهر دستگیر کردند. او به آمریکایی ها گفت که در تابستان 1941 تقریبا تمامی گروهانش را در حمله ی غافلگیرکننده ی یک دستگاه تی-28 روسی در مینسک از دست داده است. آمریکایی ها بازجویی های او را به روسها دادند اما هیچ کس داستان مالکو و سرگرد هال را باور نمی کرد. تنها در سال 1966 نیکولای پادن این داستان را تأیید کرد و در نتیجه مالکو به مدال درجه ی جنگ میهنی دست یافت.</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		 
	</p>

	<p style="text-align: center;">
		<img alt="ceprsgcxeae4biz.jpg" class="ipsImage" height="497" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10110/ceprsgcxeae4biz.jpg" width="400">
	</p>

	<p style="text-align:center;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">مالکو</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><span style="font-size:large;">تی-28 یکی از بهترین تانکهای روسی در مراحل ابتدایی جنگ بود. زره آن از روبرو به 80 میلیمتر و از پهلو و کنار به 40 میلیمتر می رسید. پیکربندی غیرعادی چند برجک یک قبضه توپ 76 میلیمتری و 4 قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری را شامل می شد. توپ اصلی می توانست در فاصله ی هزار متری به زرهی به قطر 50 میلیمتر نفوذ کند. موتور آن با توان 500 اسب بخار می توانست به تانک سرعتی برابر با 40 کیلومتر بر ساعت بدهد. تی-28 می توانست به سادگی از خندقها، خاکریزها و دیگر موانع عبور کند. بیسیم تی-28 اجازه می داد تا شعاع 60 کیلومتر ارتباط تانک با نیروهای خودی برقرار بماند. خدمه ی تانک تی-28 به صورت استاندارد 6 نفر بودند. زمانی که جنگ آغاز شد ارتش سرخ در حدود 250 دستگاه تی-28 عملیاتی در اختیار داشت. آخرین نبردی که تی-28 ها در آن شرکت کردند در سال 1944 اتفاق افتاد.</span></span>
	</p>

	<p style="text-align: center;">
		<img alt="direct.jpg" class="ipsImage" height="364" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10110/direct.jpg" width="584">
	</p>

	<p style="text-align:center;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">رژه ی تانکهای تی-28 در میدان سرخ مسکو در هفتم نوامبر 1939</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4"><b>ترجمه و تلخیص</b></font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">رضا کیانی موحد</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><font size="4">منبع</font></span>
	</p>

	<p style="text-align:justify;">
		<span style="font-family:Tahoma, Geneva, sans-serif;"><a href="http://wars-and-history.mihanblog.com/post/1783" rel="external nofollow">http://wars-and-history.mihanblog.com/post/1783</a></span>
	</p>
</div>
]]></description><guid isPermaLink="false">30403</guid><pubDate>Sat, 15 Feb 2020 18:20:08 +0000</pubDate></item><item><title>&#x646;&#x6CC;&#x6A9;&#x648;&#x644;&#x627;&#x6CC; &#x641;&#x6CC;&#x62F;&#x631;&#x648;&#x648;&#x6CC;&#x686; &#x648;&#x627;&#x62A;&#x648;&#x62A;&#x6CC;&#x646;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30395-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%88%DB%8C%DA%86-%D9%88%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%86/</link><description><![CDATA[
<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img alt="Vatutin.jpg" height="231" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/ea/Vatutin.jpg/300px-Vatutin.jpg" srcset="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/ea/Vatutin.jpg/450px-Vatutin.jpg 1.5x, //upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/ea/Vatutin.jpg/600px-Vatutin.jpg 2x" width="300"></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><b><span lang="ar-sa" xml:lang="ar-sa">قبل از جنگ</span></b></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="ar-sa" xml:lang="ar-sa">نیکولای فیدروویچ واتوتین در دهکده ای در نزدیکی بلگورود اوبلاست امروزی و در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. او در سال 1920 به ارتش سرخ ملحق و وارد جنگ با پارتیزانهای اوکراینی شد. یک سال بعد او به حزب کمونیست پیوست. در سال 1926 واتوتین به آکادمی نظامی فرونژه رفت و تا یک دهه به مطالعه ی نظامی گری پرداخت. با آغاز <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Great_Purge" rel="external nofollow">تصفیه ی بزرگ استالینی</a> در سال 1937 و کنار گذاشته شدن بسیاری از فرماندهان ارتش سرخ، راه برای پیشرفت  واتوتین بازشد و او به فرماندهی ستاد منطقه ی نظامی کیف منصوب شد. واتوتین فعالیتهای نظامی خود را با فعالیتهای سیاسی اش به خوبی در هم آمیخته بود.</span></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa">در روز 23 آگوست سال 1939 با امضای <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Molotov-Ribbentrop_Pact" rel="external nofollow">معاهده ی مخفی مولوتوف- ریبن تروپ</a> بین روسیه ی کمونیستی و آلمان نازی این دو قدرت تصمیم گرفتند تا اروپای شرقی و مرکزی را بین خود تقسیم کنند. پس از <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Invasion_of_Poland_%281939%29" rel="external nofollow">حمله ی آلمان به لهستان</a> استالین تصمیم گرفت که از <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Soviet_invasion_of_Poland" rel="external nofollow">شرق وارد لهستان</a> شود و در نتیجه واتوتین در میان برنامه ریزان اشغال لهستان قرارگرفت. او در طی عملیات اشغال لهستان به عنوان رئیس ستاد گروه ارتش جنوب خدمت می کرد.</span></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img alt="File:Ribbentrop-Molotov.svg" height="566" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/4c/Ribbentrop-Molotov.svg/800px-Ribbentrop-Molotov.svg.png" srcset="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/4c/Ribbentrop-Molotov.svg/1200px-Ribbentrop-Molotov.svg.png 1.5x, //upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/4/4c/Ribbentrop-Molotov.svg/1600px-Ribbentrop-Molotov.svg.png 2x" width="800"></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" style="color: rgb(255, 0, 0);" xml:lang="fa">تقسیم لهستان بین آلمان هیتلری و روسیه ی شوروی</span></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa">واتوتین در مرحله ی بعدی تقسیم اروپا در سال 1940 و تحت فرمان گئورگی ژوکوف ،فرمانده ی معروف ارتش سرخ، <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Soviet_occupation_of_Bessarabia_and_Northern_Bukovina#Soviet-Romanian_relations_during_the_interwar_period" rel="external nofollow">بسارابیا را از رومانی</a> گرفت. به عنوان پاداش برای این عملیات بدون خون ریزی واتوتین به درجه ی سپهبدی ارتقاء یافت و به ستاد کل ارتش سرخ راه یافت. به هرحال مشکل اصلی واتوتین این بود که تجربیات رزمی اندکی داشت و دانش وی درباره ی عملیات رزمی و استراتژی بیشتر نظری بود تا عملی. </span></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img align="bottom" alt="471px-Romania_wwII-de.svg.png" border="0" hspace="0" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/27/Romania_wwII-de.svg/471px-Romania_wwII-de.svg.png" vspace="0"></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" style="color: rgb(255, 0, 0);" xml:lang="fa">تقسیم رومانی بین آلمان و شوروی بر اساس عهدنامه مولوتوف-ریبن تروپ</span></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><b><span lang="fa" xml:lang="fa">عملیات بارباروسا</span></b></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa">اما ماه عسل بین احزاب نازی  و کمونیست چندان هم دیرپا نبود و دست آخر هیتلر به خاطر عدم اطمینان به استالین تصمیم گرفت که در حمله به دشمن پیش دستی کند. این چنین بود که عملیات بارباروسا در روز 22 ژوئن 1941 کلید خورد. در روز 30ام ژوئن 1941 واتوتین به ریاست ستاد جبهه<em> ی شمال غربی تحت فرمان کوزنتسوف منصوب شد. او در این سمت توانست توانایی هایش را بهتر از قبل نمایش دهد. واتوتین شخصیت خاصی داشت و عمدتا در پی این نبود که موفقیتهایش به رخ بالادستی ها بکشد بلکه بیشتر تمایل داشت تا زیردستان با کفایتش را تشخیص داده و آنها را در سلسله مراتب نظامی بالابکشد. خصوصیت اخلاقی دیگر او بی پروائی اش بود. زمانی که در ابتدای جنگ بیشتر افسران عالیرتبه ی ارتش سرخ واحدهایشان از هم گسیخته بود و میل به دفاع داشتند او به دنبال فرصتی برای عملیات تهاجمی می گشت.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>جبهه ی شمال غربی وظیفه ی حفاظت از لنینگراد را برعهده داشت و از 3 ارتش تشکیل شده بود. این جبهه توسط گروه ارتش</em><a href="http://wars-and-history.mihanblog.com/post/1079#_edn2" rel="external nofollow" title=""><span dir="ltr"><span style="line-height: 115%;"><em>[ii]</em></span></span></a><em> شمال ورماخت و لشکرهای پانزر پیشتاز فون مانشتاین تهدید می شد. واتوتین فرماندهی مدافعین روسی در جنوب نوگورود را برعهده گرفت و آنها را برای تهاجم آماده کرد. او سعی کرد تا یکی از واحدهای بزرگ آلمانی را محاصره کند. ضدحمله ی واتوتین مانشتاین را غافلگیرکرد و او را وادار کرد تا مواضع دفاعی بگیرد. گروه ارتش شمال ناچار شد تا تجدید سازمان کند تا بتواند جلوی تهاجم واتوتین را بگیرد. در اثر ضدحمله ی واتوتین ورماخت فرصت حمله در تابستان را از دست داد در حالیکه روسها فرصت پیدا کردند تا خطوط دفاعی اطراف لنینگراد را بیشتر تقویت کنند. همین ناکامی ورماخت در تصرف لنینگراد یکی از مشکلات کلیدی استراتژی آلمانها در مرحله ی اول جنگ شد و آنها را از برنامه های زمان بندی شده شان عقب انداخت. از سوی دیگر، نتایج عملی آنی ضدحمله ی واتوتین کمتر راضی کننده بود. او ظرفیت نیروهایش را بیشتر از حد برآورد و در نتیجه اهداف جاه طلبانه ای برای آنها تعیین کرد، درحالیکه هماهنگی بین نیروهای روسی و هدایت آنها در طی عملیات بسیار ضعیف بود. به علاوه او زمین سخت منطقه را ،که دفاع آلمانها را تسهیل کرده بود، در برنامه ریزی خود برای حمله به حساب نیاورده بود. بی کفایتی افسران زیردستش ،که بازماندگان بی خاصیت تصفیه ی بزرگ بودند، مشکلات واتوتین را بیش از بیش ساخته بود. تنها استثناء در میان آنها حمله ی درخشان یک سرهنگ گمنام به نام ایوان چرنیاخوفسکی ،فرمانده ی لشکر 28ام زرهی، بود. بعدتر علائق مشترک این دو فرمانده را به دوستانی نزدیک تبدیل کرد.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img alt="vatutin-attack.png" src="http://wars-and-history.persiangig.com/map/ww2/eastern%20front/vatutin-attack.png"><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" style="color: rgb(255, 0, 0);" xml:lang="fa"><em>عملیات بارباروسا-ضدحمله ی نیمه تمام واتوتین با فلش آبی نشان داده شده است.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:right;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><b><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>نبرد مسکو</em></span></b><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>در طی </em><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Winter_Campaign_of_1941%E2%80%9342" rel="external nofollow"><em>تهاجم زمستانی روسها در سال 1942</em></a><em> و </em><span style="color:#FF0000;"><em>نبرد مسکو</em></span><em> نیروهای واتوتین برای اولین بار از آغاز جنگ نزدیک  بود که 2 سپاه آلمانی را محاصره کنند و به دام اندازند. ارتشهای آلمانی و روسی استعدادی یکسان داشتند. در طی نبرد، واتوتین از تاکتیکهای ابتکاری بهره می گرفت در حالیکه پاسخ آلمانها مبتنی بر تاکتیکهای متعارف بود. ارتش سرخ ،عمدتا به خاطر ضعف نیروی هوایی، قادر به شکستن دفاع آلمانها نبود. </em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><em>  </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>در آوریل 1942 واتوتین توانست در نهایت رخنه ای در خطوط آلمانها ایجاد کند. ورماخت از فرار نیروهایش از حلقه ی محاصره نتیجه ای اشتباه برداشت کرد: نیروهای تحت محاصره می توانند با توسل به پشتیبانی هوایی دربرابر محاصره ی روسها مقاومت کنند تا نیروهای کمکی از راه برسند. این نتیجه گیری غلط بعدتر منجر به فاجعه ی استالینگراد گردید.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p>
	<span style="font-size:14px;"><em>  </em></span>
</p>

<div style="font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><em>  </em></span>

	<hr align="left" size="1" style="height:4px;" width="33%">
	<span style="font-size:14px;"> <em> </em></span>

	<div>
		<p dir="rtl" style="text-align:right;">
			<span style="font-size:14px;"><em>  </em></span>
		</p>
	</div>
	<span style="font-size:14px;"> <em> </em></span>

	<div>
		<span style="font-size:14px;"><em>  </em></span>
	</div>
	<span style="font-size:14px;"> <em> </em></span>
</div>

<div>
	<span style="font-size:14px;"><em>  </em></span>
</div>

<p dir="rtl" style="text-align:right;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><b><span lang="ar-sa" xml:lang="ar-sa"><em>ورونژه و استالینگراد</em></span></b><em> </em></span>
</p>

<p align="center" style="margin-bottom:.0001pt;text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img alt="Vatutin_nf.jpg" height="300" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/18/Vatutin_nf.jpg" style="font-family:tahoma;" width="198"><span dir="rtl" lang="fa" xml:lang="fa"><em> </em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="margin-bottom:.0001pt;text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="ar-sa" style="color: rgb(255, 0, 0);" xml:lang="ar-sa"><em>تصویر رسمی از واتوتین</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="ar-sa" xml:lang="ar-sa"><em>از ابتدای ماه می تا جولای 1942 واتوتین به صورت موقت به ریاست ستادکل ارتش سرخ رسید. در طی </em><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Case_Blue" rel="external nofollow"><em>عملیات بلو</em></a><em> ورماخت به سمت ورونژه هجوم آورد. آنها قصد داشتند با نفوذ در ورونژه از پشت جبهه ی جنوبی و جبهه ی جنوب غربی ،به فرماندهی واتوتین، در بیایند. </em></span><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>در روز اول جولای استالین واتوتین را به عنوان فرمانده ی عالی مسئول جبهه ی بریانسک ،جبهه ی ورونژه ی بعدی، منصوب کرد.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img alt="File:Eastern Front 1942-05 to 1942-11.png" height="600" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/dd/Eastern_Front_1942-05_to_1942-11.png/782px-Eastern_Front_1942-05_to_1942-11.png" srcset="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/d/dd/Eastern_Front_1942-05_to_1942-11.png/1173px-Eastern_Front_1942-05_to_1942-11.png 1.5x, //upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/d/dd/Eastern_Front_1942-05_to_1942-11.png 2x" width="782"><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" style="color: rgb(255, 0, 0);" xml:lang="fa"><em>عملیات بلو تهاجم آلمان به سمت قفقاز</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>در طی تهاجم ورماخت به سمت استالینگراد واتوتین دوباره با چرنیاخوفسکی ،اینبار به عنوان فرمانده ی سپاه 18 ام زرهی، برخورد کرد. زمانی که نیروهای چرنیاخوفسکی با قطار وارد کارزار شدند آلمانها در شرف شکستن خطوط دفاعی روسها بودند. او یکی از تیپهایش را از قطار پیاده کرد و بدون اینکه منتظر بقیه ی نیروهایش بماند با همان تیپ به قلب آلمانها زد و آنها را عقب راند. با این پیروزی واتوتین از استالین در خواست کرد تا چرنیاخوفسکی را به فرماندهی ارتش 60 ام بگمارد. استالین به خاطر سن کم چرنیاخوفسکی با درخواست واتوتین مخالفت کرد اما در نهایت واتوتین او را قانع کرد که این پست را به چرنیاخوفسکی بدهد.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>اگرچه در نهایت ورماخت ورونژه را از دست روسها خارج کرد اما نتوانست جبهه ی تحت فرمان واتوتین را بشکافد. پس از آن، آلمانها نقشه ی اولیه ی خود را رها کردند و به سمت استالینگراد چرخیدند. </em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em> </em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>در روز 22 اکتبر واتوتین جبهه ی ورونژه را واگذار کرد و به فرماندهی جبهه ی تازه تأسیس جنوب غرب برگزیده شد و در نبرد استالینگراد نقشی حساس برعهده گرفت. </em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><em>  </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img alt="File:Map Battle of Stalingrad-en.svg" height="600" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/cd/Map_Battle_of_Stalingrad-en.svg/564px-Map_Battle_of_Stalingrad-en.svg.png" srcset="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/cd/Map_Battle_of_Stalingrad-en.svg/846px-Map_Battle_of_Stalingrad-en.svg.png 1.5x, //upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/cd/Map_Battle_of_Stalingrad-en.svg/1128px-Map_Battle_of_Stalingrad-en.svg.png 2x" width="564"><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><em>  </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em> </em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>پس از </em><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Uranus" rel="external nofollow"><em>کامل شدن حلقه ی محاصره بر گرد ارتش ششم و به دام افتادن آنها در استالینگراد</em></a><em> هیتلر تصمیم گرفت با یک حمله ی برق آسا حلقه ی محاصره را شکافته و ارتش فون پاولوس را نجات دهد. گروه ارتش دون</em><a href="http://mihanblog.com/blog/post/new#_edn3" rel="external nofollow" title=""><span dir="ltr"><span style="line-height: 115%;"><em>[iii]</em></span></span></a><em> تحت فرمان فون مانشتاین برای اجرای این </em><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Winter_Storm" rel="external nofollow"><em>حمله</em></a><em> انتخاب شد ولی نیروهای تحت امر واتوتین در نهایت عملیات نجات ارتش ششم توسط مانشتاین را ناکام گذاشتند. </em><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Little_Saturn" rel="external nofollow"><em>در دسامبر 1942 نیروهای تحت فرمان او در جهت کامل کردن محاصره ی ارتش ششم فون پاولوس در استالینگراد دو سوم نیروهای ارتش هشتم ایتالیا را در شمال استالنیگراد از بین بردند.</em></a><em> مانشتاین هیچ گاه نتوانست با فون پاولوس دست به دست بدهد. اندکی بعد استالینگراد سقوط کرد و باقیمانده ی ارتش ششم به اسارت روسها درآمدند.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em> </em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:right;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><b><span lang="ar-sa" xml:lang="ar-sa"><em>خارکوف و کورسک</em></span></b><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>در ژانویه 1943 </em><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Gallop" rel="external nofollow"><em>جبهه ی جنوب غرب تحت فرمان واتوتین آلمانها را از شرق اوکراین عقب زد</em></a><em>. با تکیه بر این موفقیت ژنرال فیلیپ گولیکوف ،فرمانده ی جبهه ی ورونژ، توانست شهر خارکوف را آزادکند. </em><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Star" rel="external nofollow"><em>گولیکوف نیروهایش را بیش از حد باز کرد و با استفاده از تمامی نیروهای در دسترس به تغییرات استراتژیک توجهی نشان نداد.</em></a><em> حملات روسها سبب شد تا استعداد نیروهایشان کاهش بیابد و حتی نفرات بعضی از لشکرهای پیاده ی روس به 1500 نفر کاهش بیابد. از سوی دیگر عدم هماهنگی بین واحدهای روسی باعث شد که بین آنها شکافهایی ایجاد شود. این شکافها به خوبی توسط فون مانشتاین رصد شد و در نتیجه او در فوریه 1943 با استفاده از نیروهایی که از قفقاز رها شده بودند یک </em><a href="http://mihanblog.com/blog/post/en.wikipedia.org/wiki/Third_Battle_of_Kharkov" rel="external nofollow"><em>حمله ی غافلگیرکننده</em></a><em> را در جنوب خارکوف سازماندهی کرد. او با 70 هزار نفر نیروی تحت فرمانش به قلب نیروهای روسی ،شامل جبهه های ورونژ، بریانسک، جنوب غرب و مرکز با استعدادی 5 برابر نیروهایش، زد. مانشتاین طلایه داران گولیکوف را در خارکوف محاصره کرد و شهر را از دست روسها خارج کرد. شاهکار درخشان فون مانشتیان سبب شد ارتش سرخ 90 هزار نفر کشته و زخمی برجای بگذارد. چند روز پس از سقوط خارکوف مانشتاین توانست شهر بلگورود را نیز از دست روسها خارج کند. استالین گولیکوف را از فرماندهی عزل کرد اما افتضاح واتوتین را نادیده گرفت و او را به درجه ی ارتشبدی ارتقاء داد.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img alt="battle_3kharkov4.jpg" src="http://wars-and-history.persiangig.com/map/ww2/eastern%20front/battle_3kharkov4.jpg"><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" style="color: rgb(255, 0, 0);" xml:lang="fa"><em>شاهکار مانشتاین، نبرد سوم خارکوف</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>در روز 28 مارس 1943 واتوتین فرماندهی جبهه ی ورونژ را برعهده گرفت و برای نبرد کورسک آماده شد. حمله ی آلمانها به صورت گاز انبری با دو بازو طراحی شده بود که از جنوب و شمال کورسک می گذشتند و قرار بود تا با شکافتن جبهه ی ورونژ و جبهه ی مرکزی (تحت فرمان روکوسوفسکی) نیروهای روسی را در اطراف شهر کورسک به دام اندازد. چند روزی نگذشته بود که این نبرد به صورت بزرگترین نبرد تانکها در طول تاریخ درآمد.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>واتوتین در این نبرد فرماندهی 6 ارتش و چند واحد مستقل را بر عهده داشت و در برابر 3 سپاه از ارتش چهارم هوت و 1 سپاه از ارتش کمپفت صف آرایی کرده بود. چنگال جنوبی ورماخت با مقاومت سرسختانه ی واتوتین روبروشد.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>در این نبرد او توانست حملات آلمان را پس زده و بلافاصله به تهاجم بپردازد. در روز سوم جولای و پس از فرونشستن حملات آلمانها </em><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Belgorod-Khar%27kov_Offensive_Operation#Launch_of_the_offensive" rel="external nofollow"><em>بلافاصله واتوتین از لاک دفاعی خارج شد</em></a><em> و با سرعت نفوذ عمیقی را در شکاف بین ارتش چهارم پانزر و گروه ارتش کمپف ایجادکرد. در نتیجه ی این عملیات کنترل شهرهای بلگورود و خارکوف دوباره به دست روسها افتاد.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><img alt="Battle_of_Kursk%2C_southern_sectorV2.png" src="http://wars-and-history.persiangig.com/map/ww2/eastern%20front/Battle_of_Kursk%2C_southern_sectorV2.png"><em> </em></span>
</p>

<p align="center" dir="rtl" style="text-align:center;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" style="color: rgb(255, 0, 0);" xml:lang="fa"><em>ضدحمله ی واتوتین پس از بزرگترین نبرد زرهی تاریخ در پروخورووکا(پیکانهای قرمز رنگ)</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><b><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>کیف و محاصره ی کورسان</em></span></b><em> </em></span>
</p>

<p>
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>تاکنون واتوتین در اشتیاق بازپسگیری کیف بود. او نیروهایش را جمع کرد و با یک حمله ی غافلگیرکننده به مانشتاین توانست در روز 6 نوامبر 1943 کیف را آزاد کند. او به صورتی عمیق در مواضع آلمانها نفوذ کرد. هنگامی که واتوتین نیروهایش را بیش از حد بازکرد مانشتاین با ضدحمله ی سپاه پانزر 68 ام واکنش نشان داد. در نبرد رادومیشل (6-15 نوامبر) و ملنی پاکت (16-23 دسامبر) مانشتاین با موفقیت زمینهای از دست داده را بازپس گرفت و تلفات زیادی را بر ارتش سرخ وارد کرد. در ماه ژانویه 1944 نیروهای تحت فرمان واتوتین به همراه جبهه ی دوم اکراین ،تحت فرمان کونف، یک عملیات محاصره ای را در کورسان انجام دادند. اگرچه واتوتین دیرتر وارد نبرد شد و ارتش 6 ام زرهی او تازه تأسیس بود اما توانست به غافلگیری دست پیداکند و تانکهایش توانستند در عمق خطوط دفاعی آلمان رخنه کنند. در روز سوم فوریه تانکهای واتوتین با طلایه داران کونف دست به دست هم دادند و 56000 سرباز آلمانی را در محاصره گرفتند. 2 هفته بعد مقاومت آلمانها در هم شکسته شد و بسیاری از سربازان آلمانی اسیرشده یا فرار کردند.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:right;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><b><span lang="ar-sa" xml:lang="ar-sa"><em>مرگ</em></span></b><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="ar-sa" xml:lang="ar-sa"><em>در روز 28 فوریه 1944 واتوتین واحدهایش را برای حمله به اسلاووتا آماده می کرد که توسط پارتیزانهای اوکراینی مورد حمله قرارگرفت</em></span><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>. 6 هفته بعد واتوتین در بیمارستانی در کیف از پای درآمد. شاید اگر واتوتین تا آخر جنگ زنده مانده بود فرصت این را پیدا می کرد که در رژه ی پیروزی ارتش سرخ در کنار مارشال ژوکوف اسب براند.</em></span><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:right;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><b><span lang="ar-sa" xml:lang="ar-sa"><em>میراث</em></span></b><em> </em></span>
</p>

<p dir="rtl" style="text-align:justify;line-height:normal;font-family:'times new roman', times, serif;">
	<span style="font-size:14px;"><span lang="fa" xml:lang="fa"><em>واتوتین بر دیدگاه های ارتش سرخ در زمینه های طراحی، عملیات و تاکتیک تأثیری شگرف گذاشت. مورخان غربی سالها پس از پایان جنگ سرد او را به عنوان یکی از خلاق ترین فرماندهان جنگ جهانی دوم به رسمیت شناختند.</em></span><em> </em></span>
</p>

<div>
	<p dir="rtl" style="text-align:right;">
		<span style="font-size:14px;"><em><em>- جبهه معادل روسی یک گروه ارتش در ورماخت است و به طور متوسط شامل 3 تا 4 ارتش می باشد و بین 400 هزار تا یک میلیون نفر استعداد دارد.</em></em><em><em> </em></em></span>
	</p>
</div>

<div>
	<p dir="rtl" style="text-align:right;">
		<span style="font-size:14px;"><a href="http://wars-and-history.mihanblog.com/post/1079#_ednref2" rel="external nofollow" title=""><span dir="ltr"><span style="line-height: 115%;"><em><em>[ii]</em></em></span></span></a><span dir="ltr"><em><em> </em></em></span><em><em>- در زمان آغاز عملیات بارباروسا ورماخت دارای 3 گروه ارتش شمالی، مرکزی و جنوبی بود. گروه ارتش شمالی به سمت جمهوری های بالتیک و نهایتا لنینگراد حرکت می کرد. گروه ارتش مرکزی در پی اشغال مسکو بود و گروه ارتش جنوبی به سمت قفقاز و چاه های نفت باکو هدف گیری شده بود.</em></em><em><em> </em></em></span>
	</p>
</div>

<div>
	<p dir="rtl" style="text-align:right;">
		<span style="font-size:14px;"><a href="http://wars-and-history.mihanblog.com/post/1079#_ednref3" rel="external nofollow" title=""><span dir="ltr"><span style="line-height: 115%;"><em><em>[iii]</em></em></span></span></a><span dir="ltr"><em><em> </em></em></span><em><em>- به استعداد  حدود 50 هزار نفر و 250 دستگاه تانک</em></em><em><em> </em></em></span>
	</p>
</div>
]]></description><guid isPermaLink="false">30395</guid><pubDate>Thu, 30 Jan 2020 04:46:39 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62F;&#x627;&#x646;&#x634;&#x646;&#x627;&#x645;&#x647; &#x631;&#x632;&#x645; &#x633;&#x627;&#x6CC;&#x628;&#x631;&#x6CC;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30352-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%B2%D9%85-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C/</link><description><![CDATA[
<p style="text-align:center;">
	<img alt="Besmellah_13.png" class="ipsImage" height="125" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10248/Besmellah_13.png" width="300">
</p>

<p>
	<span>با سلام</span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>با هدف مشارکت کاربران عزیز در تولید محتوای علمی انجمن میلیتاری ، طی مشورت با مجموعه مدیران انجمن ، تصمیم بر این گرفته شد تا تاپیک های 5 گانه (هوایی ، دریایی ، زمینی ، فضایی ، جنگ در قاب دوربین و رزم سایبری) به شکل جدید ، مجدداً راه اندازی گردد .</span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>با این وصف ، همه کاربران با نصب العین قرار دادن قوانین ذیل ، میتوانند در این تاپیک مشارکت نمایند<span> </span></span>:
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>1- کلیه قوانین انجمن در مورد این تاپیک مصداق پیدا می کند .</span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>2- هر پست ، می بایست حداقل با استفاده از یک پاراگراف 2 خطی و حداکثر در 5 خط ، تصویر ارائه شده را تشریح کند . (در صورت ارسال تصویر بدون شرح ،پست بلافاصله مخفی خواهد شد) ( نکته : بر تصویر بدون شرح ، فایده ای مترتب نیست ، چرا که هدف اصلی تاپیک ، ارائه مطالبی است که در کوتاه مدت قابلیت تبدیل شدن به تاپیک را نداشته  و ارسال آن بصورت یک موضوع مستقل ، زمان بر خواهد بود ) </span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>3- تصاویر ارسالی می بایست در گالری انجمن ، بارگذاری گردد ( در صورت دراختیار نداشتن اکانت گالری ، کاربر موظف هست ، تصاویر را بصورت لینک ارسال نماید تا توسط مدیر مربوطه منتقل شود )</span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>4- حداکثر تعداد تصاویر ارسالی ، 5 عدد ( یکی بصورت سایز نرمال و 4 تصویر دیگر در سایز کوچک ) خواهد بود . ( با هدف جلوگیری از سنگین شدن صفحات ) </span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>5- تصاویر مربوط به تجهیزات نظامی ( زمینی ، هوایی ، دریایی ، فضایی ) می بایست در گالری مربوط به خود ارسال گردد . در نتیجه کاربران عزیز از ارسال تصاویر صفحه پرکن ، خودداری نمایند .</span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>6- این تاپیک با هدف شناسایی موضوعات جذاب به منظور تبدیل شدن به یک موضوع مستقل ایجاد شده است ، در نتیجه کاربران عزیز از ارائه تصاویر به اصطلاح سرگرم کننده (FUN) بشدت خودداری فرمایند </span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>7- در صورت وجود نقص یا اشتباه و یا حتی سئوال در خصوص مطالب ارائه شده ، کاربران عزیز از برهم زدن نظم و روال تاپیک بشدت خودداری نموده و نظرات خود را در خصوص مطالب ، در استاتوس یا PM پیگیری نمایند . </span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>8- شرح تصاویر می بایست به زبان پارسی ارائه گردد .</span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>9- حتی الامکان از قراردادن تصاویر ومطالب تکراری خودداری گردد . </span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>10- مطالب و تصاویر کپی شده از سایر منابع در وب ، به هیچ  عنوان پذیرفته نمی شود ( به استثنای مطالبی که مربوط به  تاریخ نیروهای مسلح ایران است ) </span>
</p>

<p style="background-color:#ffffff;color:#353c41;font-size:14px;">
	<span>11- همه پست ها می بایست با فونت تاهوما و شماره 14 ( برای تیتر مطلب شماره 18 )  ارائه گردند.</span>
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">30352</guid><pubDate>Tue, 30 Oct 2018 16:34:28 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62C;&#x646;&#x6AF; &#x633;&#x6CC; &#x648; &#x633;&#x647; &#x631;&#x648;&#x632;&#x647; 2006 ... &#x622;&#x63A;&#x627;&#x632;&#x6CC; &#x628;&#x631; &#x67E;&#x627;&#x6CC;&#x627;&#x646;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/19237-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-2006-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86/</link><description><![CDATA[
<p>
	[align=justify]<strong class="bbc">حكومت اسرائيل از مازاد بودجه سال قبل براي تأمين مالي جنگ در شمال استفاده خواهد كرد و درصورتي كه جنگ فقط به مدت يك ماه ادامه پيدا كند، دولت در بودجه 2007 مجبور نخواهد بود رديف بودجه براي جنگ اختصاص دهد. در ماه ژوئيه ميزان كسر بودجه به 300 ميليون شيكل رسيد...!!! </strong><br>
	<br>
	<br>
	در كنفرانس مطبوعاتي برگزارشده در قدس به تاريخ اول آگوست سال 2006 ميلادي(نوزدهمين روز جنگ) پيامدها و ضررهاي سنگين اقتصادي كه اسرائيل پس از جنگ با لبنان متحمل مي شود،مورد بررسي قرار گرفت.<br>
	رئيس بانك مركزي اسرائيل "ستانلي فيشر" بيان كرد كه ضررهاي مستقيمي كه به فعاليت هاي اقتصادي وارد شده به ازاي هر هفته جنگ بين 750 ميليون و يك ميليارد و هشتاد ميليون شيكل*(1) مي باشد. وي در همين حال به اين نكته اشاره مي كند كه در صورت ادامه يافتن جنگ به مدت يك ماه توليد ناخالص ملي دچار زياني خواهد شد كه ميزان آن بين هفت تا نه دهم ميزان توليد خواهد بود كه اين مقدار معادل 4/2تا 5/4 ميليارد شيكل خواهد بود. در را بطه با گزارش بانك مركزي اسرائيل در خصوص ميزان تورم در نيمه اول سال 2006 كه به تاريخ 2 آگوست 2006 منتشر شد رئيس بانك مركزي اسرائيل گفت : جنگ در شمال تأثير منفي بر فعاليت اقتصادي از بعد عرضه و تقاضا خواهد داشت. همچنين نرخ تورم در آينده نزديك افزايش خواهد يافت.(هاآرتس:3 آگوست 2006"موطي باسوك" و "تسفي زرحيا").<br>
	اسرائيل در طول جنگ دوم لبنان(33روزه) زيان هاي اقتصادي سنگيني را متحمل شد كه اين خسارت ها در زمينه هاي مختلف اقتصادي از جمله بورس، سرمايه گذاري ها، گردشگري، صنايع، بازرگاني، صادرات و واردات متجلي گرديد. علاوه بر اين از پيامدهاي اين جنگ در بودجه 2007 نيز مشاهده مي شود. در اينجا زيان هاي اسرائيل در عرصه هاي مختلف اقتصادي بر اساس مطبوعات بزرگ اسرائيل يعني "هاآرتس"، "معاريف"، "يديعوت آحرونوت" و "هاتسوفيه"، را مورد بررسي قرار مي دهيم:<br>
	<br>
	<strong class="bbc">1*.رشد اقتصادي:</strong><br>
	پس از آنكه اقتصاد اسرائيل دوران رشد و خروج از ركود سال 2004 را پشت سر مي گذاشت، جنگ با لبنان اين تحول در اقتصاد اسرائيل را متوقف كرد. به گزارش روزنامه "هاتسوفيه" در تاريخ 14/7/2006 و بر اساس بيانيه هاي منتشر شده از سوي دفتر مركزي آمار ، در دوره پيش از جنگ (آوريل-ژوئن) بخش هاي مختلف اقتصاد اسرائيل شاهد رشد بودند. به طوريكه در اين دوره حجم صادرات صنعتي 19.5% ، توليدات صنعتي 7.9% و بازرگاني و خدمات 9.45% رشد داشتند. همچنين اسكان در هتل هاي گردشگري به ميزان 19.5% افزايش داشت. در همين رابطه روزنامه هاتسوفيه در تاريخ 17/8/2006 به نقل از دفتر مركزي آمار مي نويسد كه رشد توليد ناخالص ملي پيش از شروع جنگ در 12ژوئيه 2006 5.1% بوده و اين رشد تا نيمه اول سال 2006 ادامه مي يابد. اما در دوره مشابه سال 2006 اين رشد 6.1% بوده است. اين رشد در سه ماهه دوم اين سال بسيار بيشتر بود به طوريكه اين ميزان به 6.2% رسيد در حاليكه در سه ماهه اول سال 2005 اين رشد5.9% به ثبت رسيده است. در سه ماهه آخر سال 2005 نيز اين ميزان 5.6% ثبت شده است. همچنانكه بخش كار شاهد رشد خوبي بود. به طوريكه توليد بخش كار در نيمه اول سال 2006 به ميزان 7.4% افزايش يافت و در نيمه دوم اين سال به ميزان 6.6% باقي ماند. همين امر در نيمه دوم سال 2005 به ميزان 7.6% ثبت گرديده است. همچنين دفتر مركزي آمار اطلاعات مهمي در رابطه با بالارفتن سطح معيشتي كه بيانگر هزينه هاي فردي مي باشد، ارائه نمود. به طوريكه بر اساس اين اظهارات هزينه هاي يك فرد در نيمه اول سال 2006 3.6% افزايش يافت درحاليكه در نيمه دوم سال2005 1.5% و در نيمه اول همين سال 2% افزايش داشته است. از سوي ديگر يك هفته پس از برقراري آتش بس ايكونوميست پيش بيني هاي خود از رشد اقتصادي اسرائيل را منتشر ساخت(معاريف20/8/2006 يوسي جرينشتاين و ديويد ليفكين)، اين پيش بيني ها خوش بينانه نبود به طوريكه كارشناسان اقتصادي اين مجله پيش بيني كردند كه رشد اقتصادي اسرائيل تا ميزان 4.5% در سال 2006 كاهش يابد و در سال 2007 اين ميزان به دليل زيان هاي ناشي از جنگ كه بر فعاليت هاي بازرگاني تحميل گرديده، به 3.6% برسد. اين پيش بيني ها نسبت به پيش بيني هاي رسمي كه در آستانه جنگ اعلام شد بسيار كمتر بود. چود در اين موضع گيري هاي رسمي، پيش بيني رشد 5.3% در سال 2006 و 4.1% در سال 2007 شده بود و به احتمال قوي وزارت دارايي نيز پيش بيني خود را تنها نزديك به 4% اعلام كرده بود؛<br>
	<br>
	<strong class="bbc">2*.گردشگري</strong><br>
	روزنامه هاتسوفيه در تاريخ 14/7/2006 اعلام كرد كه به دليل شرايط امنيتي، در منطقه شمال بيشترين موارد لغو رزرو هتل ها به ثبت رسيده است. تورهاي مكان هاي مختلف گردشگري در شمال نيز به ميزان 100% كاهش يافته است. درحاليكه پيش از جنگ به دليل تعطيلات دانشجويان و مرخصي كارمندان گردشگري داخلي بيشترين ميزان را به خود اختصاص داده بود. يديعوت آحارونوت(تاني گولدشتاين26/7/2006) از توقف فعاليت در هتل هاي "نهاريا " خبر داد. البته فقط روزنامه نگاران و گزارشگران براي پوشش رويدادها در اين هتلها فعاليت مي كردند. اين وضعيت به گونه اي بود كه به گفته باشگاه گردشگري الجليل ، زيان هاي حوزه گردشگري در شمال(هتل ها، مراكز تفريحي و توريستي) تا تاريخ 26/7/2006 به ميزان 65 ميليون شيكل بود. احرنوت در تاريخ 16/8/2006 بر اساس اعلام دفتر مركزي آمار و بخش آمار و اطلاعات وزارت گردشگري به اين حقيقت اشاره مي كند كه گردشگري در دوره بين ژانويه تا ژوئيه 2006 بيشترين ميانگين را به خود اختصاص داده بود. به طوريكه 1212500 گردشگر وارد اسرائيل شدند و نسبت به دوره مشابه سال گذشته 13درصد افزايش داشته است. بر اساس اين بررسي ها گردشگري در هفته اول جنگ 33 روزه به دليل لغو رزرو هتل ها 36 ميليون شيكل و در هفته دوم 27زيان ديد. علت اين امر اين بود كه هتل ها و مراكز گردشگري در هفته اول براي پذيرش گردشگران و تورهاي گردشگري آمادگي كامل داشتند. اما لغو رزرو ها از قبل پيش بيني شده بود. به همين ترتيب زيان هاي ماهيانه بخش گردشگري نزديك به 123ميليون شيكل برآورد مي شود. شركت اطلاعات تجاري "دان آندبردستريت" پيش بيني مي كند كه ميانگين زيان ناشي از جنگ در مناطق تفريحي 40% از درآمد سالانه باشد. پيش بيني مي شد در صورت ادامه جنگ در ماه آگوست، اين مراكز تفريحي به تنهايي 116 ميليون شيكل زيان ببينند. همچنين از اطلاعات تهيه شده دراين شركت آشكار مي شود كه منطقه شمال به تنهايي به واسطه گردشگري روستايي نزديك به 290 ميليون شيكل يعني نزديك 80% از درآمد حاصل از اين بخش را تأمين مي كند. جمع درآمد حاصل از اين صنعت به 360 ميليون شيكل مي رسد.<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*3.كشاورزي:</strong><br>
	روزنامه "هاتسوفيه" 14/7/2006 مي نويسد كه فعاليت كشاورزي در اراضي واقع ميان شمال نهاريا در الجليل غربي تا "روش بينا" در قسمت بالاي الجليل به طور كامل متوقف گشته است. بر اساس برآوردهاي سازمان هاي كشاورزي پيش بيني مي شود كشاورزان در منطقه يادشده نزديك به دهها ميليون شيكل زيان ببينند. مدير كل اتحاديه كشاورزان، جيورا سيلع، مي گويد: "ميوه هاي تابستاني در اوج دوره برداشت قرار دارند اما در همين حال فعاليت هاي كشاورزي به طور كامل متوقف گشته است. در صورتيكه اين وضعيت امنيتي بي ثبات ادامه يابد و امكان كاشت نشا هاي جديد وجود نداشته باشد، اين ضرر ها به محصولات فصل آتي برداشت نيز وارد خواهد آمد." همچنين رئيس بخش اقتصاد جنبش موشافوت، ايتسيك كوهن، نسبت به وخامت اوضاع حاكم بر بخش مرغداري ها هشدار مي دهد :"مرغداران در شمال به دليل ضررهاي وارده به علوفه طيور، از وارد آمدن خسارت هاي جبران ناپذير به اين بخش بيمناك مي باشند. " . در همين راستا سايت نيوز ويرست كلاس 9/8/2006 اعلام مي كند كه آتش جنگ نزديك به 750 هزار درخت از درخت هاي بلوط، صنوبر، سرو، بنه و ديگر درختچه ها را در شمال از بين برده است. صندوق تأسيسي اسرائيل اعلام كرده كه ضرر مستقيم ناشي از سوختن درخت ها نزديك به 36 ميليون شيكل، و هزينه جبران اين ضرر و اصلاح زيرساخت جنگل نزديك به 60ميليون شيكل برآورد مي گردد. بدين ترتيب اسرائيل سرمايه اي بزرگ از چوب را از دست داد و با تخريب اين منطقه جنگلي زيان هاي سنگيني را متحمل گرديد. اين در حاليست كه روزنامه هاتسوفيه در تاريخ 16/8/2006 از اعلام آمار زيان هاي ناشي از آتش سوزي در جنگل ها از زمان شروع جنگ در لبنان از سوي صندوق تأسيسي اسرائيل خبر داده بود و در آن به سوختن نزديك به دوازده هكتار از جنگل هاي طبيعي و 40 هكتار از چراگاه ها به دليل اصابت موشك هاي كاتيوشا اشاره شده و هزينه لازم براي بازسازي اين مناطق و جبران خسارت ها نزديك به 200 ميليون شيكل نه 60 ميليون(به ادعاي سايت نيوز وايرست كلاس) برآورد شده است. همچنين اين جنگ به بخش كشاورزي ضررهاي غير مستقيم نيز وارد آورد. معاريف(عوفرا بارون21/8/2006) يادآوري مي كند كه مسئولان وزارت خارجه حجم زيان هاي غير مستقيم ناشي از جنگ به بخش كشاورزي را در هفته اول جنگ در شمال نزديك به 300 ميليون شيكل اعلام كرده اند. اين علاوه بر خسارت هاي مستقيمي است كه ميزان آن بين ده تا 15 ميليون شيكل برآورد شده است. زيان هاي غير مستقيم زيان هايي هستند كه از ممنوع بودن ورود به مزارع و مراقبت از محصولات ، همچنين توقف فعاليت كشاورزان و توقف برداشت ميوه و محصولات زراعي ناشي مي شوند. نيز از ديگر ضررهاي غير مستقيم جنگ عدم سم پاشي محصولاتي بود كه در آينده دچار آسيب خواهند شد.<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*4.صنايع:</strong><br>
	هاتسوفيه در تاريخ 14/7/2006 مي نويسد : در طول جنگ فعاليت در نهاريا و كريات شمونه، به طور كامل متوقف گرديد. از تحقيق انجام شده از سوي اتحاديه صنعتگران آشكار مي شود كه 260 كارخانه در شمال به دليل اصابت موشك هاي كاتيوشا به طور كامل به حالت تعطيلي درآمدند كه ضررهاي مالي فراواني بر آنها تحميل گرديد. اين زيان ها در روز اول از بيست تا 50 ميليون شيكل برآورد گرديد. اين برآورد زيان هاي مادي مستقيم كارخانه ها به دليل اصابت موشك ها و نيز ضررهاي غير مستقيم ناشي از عدم انعقاد قراردادهاي آتي را در بر نمي گيرد. در گفتگويي كه روزنامه معاريف با اوريئيل ليفين، رئيس اتحاديه اتاق هاي بازرگاني به تاريخ 13/8/2006 منتشر ساخت، اين مقام مسئول پيش بيني مي كند كه نزديك به ده هزار كارخانه در شمال به طول كامل منحل شوند. اين كارخانه ها به دليل مشكلات نقدينگي از ذخاير لازم نيز بهره مند نيستند. چراكه در طول يك ماه كامل هزينه هاي جاري اين كارخانه ها هيچ گونه درآمدي به دنبال نداشته است. هاتسوفيه در تاريخ 16/8/2006 اظهارات شرجا بروش، ريئس اتحاديه صنعتگران اسرائيل پس از برقراري آتش بس را منتشر ساخت و به نقل از وي نوشت: در طول جنگ 33 روزه لبنان زيان هاي وارده به طرح هاي صنعتي در حيفا و شمال به 4.6 ميليارد شيكل رسيده است. درحاليكه زيان هاي فوري ناشي از توليد در سطح تمامي بخش هاي اقتصادي نزديك به 1.9% يعني معادل 11.5 ميليارد شيكل اعلام شده بود.<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*5.بورس و بازار مالي: </strong><br>
	روزنامه معاريف در مقاله اي با عنوان "بورس در سايه حملات حزب الله" (13/7/2006) به كاهش شاخص تل آويو 25 به ميزان 4.25% يعني رسيدن بورس به سطح 748.84 سهم اشاره مي كند. همچنين شاخص تل آويو 100 نيز به ميزان 4.13% كاهش داشت و به سطح 763.31 سهم رسيد و شاخص فنآوري "تل تك 15" نيز 2.02% ارزش خود را از دست داد و به سطح 330.10 سهم رسيد. معاريف در تاريخ 14/7/2006 در مقاله اي تحت عنوان "شمال شعله ور است و سرمايه گذاران از تل آويو فرار مي كنند" اظهار داشت شاخص "معوف" نيز در دو روز اول شروع جنگ به ميزان 8.27% كاهش يافت و به سطح 748.84 رسيد و موجب گرديد سرمايه گذاران در فروش سهام خود شتاب كنند. در صدر اين سرمايه گذاران رئيس ستاد كل ارتش اسرائيل بود كه سهام خود را در روز چهارم از آغاز جنگ به فروش گذاشت. همين امر نيز موجب گرديد افكار عمومي را عليه خود بشوراند و در حال حاضر تحقيق در مورد اين مسأله ادامه دارد. درحاليكه پيش از اين در ماه مه يعني دو ماه پيش از شروع جنگ انبوه سرمايه گذاران براي خريد سهام در شاخص معوف به بازار بورس سرازير شدند. به طوريكه سطح اين شاخص در آن زمان به 900 سهم رسيد. بر اساس گزارش روزنامه هاتسوفيه 18/8/2006 قيمت ها در بوس به طور تدريجي به ميانگين طبيعي خود رسيد. به طوريكه همزمان با افزايش قيمت ها در بورس نيويورك آخرين هفته از تاريخ توزيع قيمت ها در بورس تل آويو ، افزايش يافت. اين گزارش در سه ماهه دوم سال 2006 منتشر گرديد. در پرتو آتش بس شاخص تل آويو 25 به ميزان 1.85% افزايش يافت و به سطح 838.55 سهم رسيد. و شاخص تل تك 15 نيز به ميزان 1.33% يعني تا سطح 346.68 % افزايش يافت. پس از موج افزايش قيمت ها شاهد كاهش اندك قيمت ها هستيم. بر اساس گزارش روزنامه يديعوت آحارونوت (22/8/2006) در قيمت ها كاهش رخ داد به طوريكه بورس تل آويو با كاهش قيمت ها بسته شد و شاخص معوف به ميزان .39% كاهش يافت و به سطح 812..55 رسيد. شاخص تل آويو 100نيز به ميزان .47% كاهش داشت و به سطح 350.09 رسيد. اين مسأله تنها به كاهش قيمت ها خلاصه نمي شود. بلكه جنگ در شمال موجب گرديد كل گردش سهام و مبادلات متأثر از اين جنگ گردد. به طوريكه با كاهش تقاضا براي سهام داخلي، سرمايه گذاران كه سهام خود را فروخته بودند و نيز بانك ها به مبادله ارز روي آوردند تا جاييكه سبد ارز به ميزان 1.32% افزايش يافت و به ارزش 5.0803 شيكل رسيد. روزنامه هاتسوفيه (16/7/2006) از افزايش 55 صدم درصدي قيمت دلار در برابر شيكل خبر داد به طوريكه در دو روز اول جنگ به 4.521 شيكل رسيد و ميزان افزايش آن 2.7درصد اعلام گرديد. اين قيمت بار ديگر كاهش يافت تا در سطح 4.366 ثابت ماند. (معاريف18/8/2006).<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*6.بازرگاني</strong><br>
	روزنامه "هاتسوفيه"(15/8/2006) به نقل از دفتر مركزي آمار اعلام كرد كه كسري بازرگاني در ژوئيه به 0.9 رسيد و ميزان واردات كالا به 3.8 و صادرات به 2.9 ميليارد دلار رسيد. در هفت ماهه اول سال 2006 حجم واردات كالا به 26.8 ميليارد دلار و صادرات به 22.5 ميليارد دلار رسيد. كسري بازرگاني در اين بازه زماني به طور متوسط ماهيانه 616ميليون دلار و به طور ساليانه 7.4 ميليارد دلار رسيد (اين ميزان در سال 2008 7.8 ميليارد دلار بود.). ميزان كسري بازرگاني(بدون هزينه كشتي ها و هواپيماها، الماس و سوخت) در ماههاي ژانويه-ژوئيه 2006 به 0.8 ميليارد دلار رسيد كه در مدت مشابه سال 2005 به ميزان 1.5 ميليارد دلار ثبت گرديده بود.<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*7.واردات و صادرات</strong><br>
	روزنامه يديعوت آحارونوت(2/8/2006) مي نويسد كه سازمان ماليات اسرائيل اعلام كرده جنگ موجب كاهش واردات كالاهاي با عمر بالا گرديده به طوريكه در ماه ژوئيه با كاهش 21درصدي واردات يخچال ،5درصدي ماشين لباسشويي، 29درصدي ماشين ظرفشويي،و 52درصدي دستگاه ويدئو مواجه مي باشيم. نيز ارزش واردات سيگار در ژوئيه افزايش و به ده ميليون دلار رسيد كه به نسبت مدت مشابه سال قبل 6.7 % افزايش ميزان واردات مشاهده مي شود. شايان توجه است كه ميزان كمي سيگار وارد شده در سال 2006 ، 17درصد بالاتر از سال گذشته مي باشد. اين نشانه واردات سيگارهاي ارزانتر و به تبع آن كاهش درآمد دولت از ماليات و عوارض دريافت شده از واردات سيگار و به طور خاص نشانگر كاهش درآمد دولت از ماليات و عوارض واردات كالا مي باشد. از سوي ديگر افزايش مصرف سيگار در اين دوره بيانگر روحيات و فشارهاي روحي فراوان، تنش و دغدغه زياد ميان عموم اسرائيلي ها مي باشد. از سوي ديگر روزنامه يديعوت احرونوت(2/8/2006) به مسأله كند بودن روند صادرات و مشكل شدن اين امر در بنادر و انبار كارخانه ها اشاره مي كند كه دليل اين امر را شرايط جنگ بر مي شمرد. به طوريكه در آنجا كالاهايي خاص براي صادرات آماده مي شوند و ارزش آنها دهها ميليون دلار مي باشد.<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*8.ميزان پرداخت ها: </strong><br>
	بر اساس تحقيقي كه از سوي نشريه "يديعوت احرونوت" در تاريخ (1/8/2006) منتشر شده ، به تأثير جنگ بر ميزان پرداختي هاي اسرائيل اشاره شده است. به طوريكه مدير كل گروه سرمايه گذاري BDI تهيلا يناي، مي گويد جنگ در شمال اسرائيل نقش خود را ايفا كرد. وي با اشاره به اجراي لايحه چارچوب اعتبار از آغاز ژوئيه و در دوره سازگاري با وضع جديد كه در مقياس هاي مختلف اثر منفي از خود برجاي گذاشت، اظهار مي كند كه در ماههاي آينده پيامدهاي جنگ در شمال را در مقياس هايي مشاهده خواهيم كرد كه بيانگر پايين بودن سطح مصونيت اقتصاد اسرائيل نيز مي باشد. مسئولان گروه BDI معتقدند كه به دليل توقف فعاليت در شمال ممكن است ميانگين تعداد روزهاي "اعتبار" در اقتصاد ، در ماههاي آينده به شكل قابل توجهي افزايش يابد. اين امر مي تواند بسياري از شركت ها و كارخانه ها را با بحران هاي شديد نقدينگي مواجه نمايد.<br>
	همچنين اعضاي اين گروه سرمايه گذاري معتقدند بخش هاي خدمات، گردشگري و توليد زراعي در ماههاي آينده به شدت از اين وضعيت تأثير خواهد پذيرفت اما در مقابل حوزه ساخت و ساز و معاملات رونق گرفته و وضعيت آنان بهتر خواهد شد.<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*9.بخش حمل و نقل</strong><br>
	روزنامه هاآرتس (حايي بيئور به تاريخ3/8/2006) مي نويسد شركت حمل و نقل همگاني اسرائيل "ايجيد" از شروع جنگ دچار زيان هاي سنگيني در حوزه درآمدها گرديده كه اين ميزان از 15ميليون شيكل فراتر مي رود. علت اين امر كاهش چشمگير شمار مسافران در منطقه شمال مي باشد.<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*10.شركت ها و بخش كار: </strong><br>
	سايه جنگ بر شركت هاي صادرات و وارداتي نيز افتاد و موجب تحمل زيان هاي هنگفتي در اين ماه گرديد. از جمله شركت "ترديان كيشر"، كه در زمينه تجهيزات و سيستم هاي ارتباطي نظامي و دستگاههاي بيسيم غير نظامي فعاليت مي كند و به گفته يديعوت آحارونوت(آفي شاؤول به تاريخ 1/8/2006) در سه ماهه دوم 2006 سود خالص اين شركت 10.9 ميليون دلار اعلام گرديد، اين شركت با كاهش 11درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل روبرو گرديد. همچنين حجم فروش شركت در همين سه ماهه دوم سال 2006 به ميزان 1.1درصد كاهش داشته و به 63.3 ميليون دلار رسيده است. مسئولان اظهار مي كنند كه علت اين كاهش تأخير در قرارداد بازرگانان و نمايندگان تجاري خارجي به ويژه اروپايي ها مي باشد كه اين امر از پيامدهاي وقوع جنگ مي باشد. اين مسئولان بيان مي كنند كه "نمايندگان تجار، ؟؟تجهيز شدن به توليدات اين شركت را به تأخير مي اندازند و اين امر در دوره پيش رو، بر قراردادها تأثير منفي خواهد گذاشت به طوريكه ارزش معاملات تا پايان ژوئن سال جاري نزديك به 307 ميليون دلار رسيد. از اين ميان 72درصد معاملات از خارج و نزديك به 38% از معاملات انجام شده در نيمه ژوئيه بايد قبل از پايان سال 2006 اجرا شوند." طبق آنچه هاآرتس (به قلم اورا كوهن1/8/2006) نقل مي كند، شركت اسرائيلي "يسكر" كه اخيراً بازرگان مشهور امريكايي" وارين باوت" به 4 ميليارد دلار آنرا خريداري كرده، در روزهاي اخير در انجام تعهدات صادراتي خود بر اساس برنامه زماني مشخص شده،با مشكلاتي مواجه شده است. اين درحاليست كه كار در كارخانه هاي اين شركت در الجليل به مدت سه روز تعطيل شد اما نمايندگان تجار خارجي پيش بيني مي كنند قراردادها در موعد معين انجام شوند. در صورتيكه جنگ ادامه پيدا كند اين شركت در عمل به قراردادهاي منعقد شده با شركت هاي خارجي با مشكل مواجه خواهد شد و در نتيجه آن بايد غرامت و جريمه هاي مالي سنگيني بپردازد. همچنين بسياري از شركت ها بسته شده و به دليل جنگ فعاليت خود را متوقف ساخته اند كه اين امر آنان را در معرض رويارويي با زيان هاي مستقيم و غيرمستقيم هنگفتي قرار خواهد داد. از سوي ديگر روزنامه معاريف(به قلم عوفرا بارون-20/8/2006) يادآوري مي كند كه بيشتر از يك چهارم شركت ها با خطر تعطيلي مواجه مي باشند. بر اساس برآوردي كه شركت D&amp;B پيرامون خطراتي كه پس از پايان جنگ در شمال متوجه اقتصاد اسرائيل مي گردد، انجام داده ميزان كارهايي كه در تمامي فعاليت هاي اقتصادي با خطر تعطيلي روبرو مي باشند، به ميزان 3% افزايش داشته است. اين ميزان در عرصه كارها و پروژه ها در ژوئيه 23% بود كه در آگوست به 26% رسيده است. همچنين اين شركت پيش بيني مي كند كه در صورت عدم اقدام سريع مكانيسم كار در سازمان هاي جايگزين، وضعيت وخيم تر خواهد گشت. كارشناسان اقتصادي بيشتر بر اين باورند كه ميزان كارها و پروژه ها در بخش كشاورزي كه با خطر تعطيلي روبروست ، در بخش هاي شمالي اسرائيل در حال حاضر به 36% رسيده است به طوريكه بيش از نيمي از اين پروژه ها و كارها در شمال واقع گرديده اند. همچنين بخش گردشگري و مراكز تفريحي در طول اين جنگ به شدت آسيب ديدند و ميزان كارهايي كه با خطر تعطيلي مواجه مي باشند به 35%مي رسد.<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*11.بودجه:</strong><br>
	روزنامه يديعوت احرونوت (تاني گلدشتاين به تاريخ2/8/2006) بر اساس برآوردهاي كارشناسان اداره حسابرسي عمومي وزارت دارايي اسرائيل، مي نويسد دولت اسرائيل پيش از جنگ و در بازه زماني بين ماههاي ژانويه تا ژوئيه 2006 مازاد بودجه به ميزان 4.4 ميليارد شيكل را به ثبت رسانده است. اما در دوره مشابه سال گذشته 1.5 ميليارد شيكل بوده است. به گفته اين روزنامه رئيس بانك مركزي اسرائيل پيش بيني مي كند كه حكومت اسرائيل از مازاد بودجه سال قبل براي تأمين مالي جنگ در شمال استفاده خواهد كرد و درصورتي كه جنگ فقط به مدت يك ماه ادامه پيدا كند، دولت در بودجه 2007 مجبور نخواهد بود رديف بودجه براي جنگ اختصاص دهد. در ماه ژوئيه ميزان كسر بودجه به 300 ميليون شيكل رسيد...!!! همچنانكه هزينه هاي دولت از آغاز سال جاري 118 ميليارد شيكل بوده است هزينه هاي بخش هاي حكومت نسبت به سال گذشته به ميزان 2.5% بالاتر بوده است كه اين ميزان هزينه كمتر از پيش بيني مسئولان وزارت دارايي مي باشد. در ماه ژوئيه هزينه ها نسبت به دوره ماههاي آوريل تا ژوئن، به شدت افزايش يافت و به ميزان 2.2 ميليارد شيكل رسيد. درآمدهاي دولت از ماليات از آغاز سال تاكنون به 105.2 ميليارد شيكل مي رسد و نسبت به مدت مشابه سال گذشته 10.9% افزايش داشته است. اما اين درحاليست كه درآمد دولت از ماليات تنها در ماه ژوئيه به 15.1 ميليارد شيكل رسيده است. اين علاوه بر 1.5 ميليارد شيكل كمك امنيتي امريكا به اسرائيل مي باشد. اين جنگ ويژگيهاي بودجه را به هم ريخته است. پس از اينكه فضاي غالب از كاهش بودجه وزارت دفاع در برابر افزايش بودجه ديگر وزارت خانه ها سخن مي گفت، روزنامه يديعوت احرونوت(به قلم عيدو افراتي به تاريخ1/8/2006) منتشر ساخت كه وزارت دارايي در اول آگوست از تحويل 400 ميليون شيكل به وزارت دفاع براي تأمين هزينه هاي جنگ در شمال پرداخت كرده است. هزينه هاي جنگ تا اين تاريخ روزانه 100 ميليون شيكل برآورد شده است. اين ميزان علاوه بر ميلياردها شيكلي است كه به متضررين از جنگ به عنوان غرامت پرداخت شده است. شايان ذكر است اين هزينه ها از بودجه دولت آتي پرداخت خواهد شد و به اين ترتيب لغو و يا توقف عمل به تعهدات داده شده به احزاب ائتلافي در پيش از شروع جنگ صورت مي گيرد. همچنين پيش بيني مي شود بودجه وزارت دفاع نيز كه در سال 2006 به 46.1ميليارد شيكل رسيده بود، باز در معادله اي جديد افزايش يابد. هاآرتس (13/8/2006) مي گويد :بر اساس برآوردهاي منابع رسمي در اسرائيل، زيان هاي فراگير جنگ تا به امروز به 23ميليارد شيكل رسيده است. تأثر مستقيم جنگ بر بودجه 12 ميليارد شيكل بود(هفت ميليارد هزينه هاي دستگاههاي امنيتي و 5 ميليارد شيكل براي پوشش دادن خسارت هاي مستقيم و غير مستقيم ناشي از جنگ). وزارت دارايي معتقد است كه اين جنگ دست كم موجب فقدان 1.5درصدي حجم توليدات يعني معادل نزديك به 9 ميليارد شيكل شده است. (از اين جمله فقدان دو ميليارد شيكل از درآمدهاي مالياتي مي باشد). همچنين دولت دو ميليارد شيكل را به عنوان كمك هاي اضطراري به مقامات محلي در شمال و خدمات اورژانس تحويل خواهد داد.<br>
	پس از پرداختن به پيامدهاي جنگ بر اقتصاد اسرائيل و زيان هاي سنگيني كه بر اسرائيل وارد گرديده است، اين سؤال بار ديگر مطرح مي شود: دستاورد اسرائيل از جنگ چه بود؟ آيا آنگونه كه دولت اولمرت -بيرتس مدعي بودند، اهداف اسرائيل در جنگ محقق گرديد؟ يا اينكه دستاوردهاي دولت هاي قبلي را نيز به باد داد؟ آيا اسرائيل بار ديگر بدون محاسبه زيان هاي احتمالي ناشي از يك جنگ، وارد ماجراجويي هاي نظامي خواهد شد؟<br>
	<br>
	<strong class="bbc">*(1):"شيكل" واحد پول رژيم صهيونيستي مي باشد. </strong><br>
	<br>
	تهيه و ترجمه:خبرگزاري فارس [/align]
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">19237</guid><pubDate>Sun, 24 Aug 2008 07:56:51 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x62A;&#x645;&#x631;&#x6A9;&#x632; (&#x633;&#x6CC;&#x644;&#x6CC; &#x633;&#x62E;&#x62A; &#x635;&#x647;&#x6CC;&#x648;&#x646;&#x6CC;&#x633;&#x62A; &#x647;&#x627; &#x628;&#x647; &#x627;&#x631;&#x62A;&#x634; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x639;&#x631;&#x628;&#x6CC;)</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30168-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C/</link><description><![CDATA[
<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:18px;"><span style="color:#008000;">بنام خداوند بخشنده مهربان</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست ، در تاپیک بررسی نیروی هوائی اسرائیل ، به عملیات فوکوس یا تمرکز که منجر به نابودی نیروهای هوائی کشورهای عربی در خلال جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل شد ، اشاره ای گذار داشتیم.
</p>

<p style="color:#282828;">
	با توجه به ضرورت بررسی دقیق تر این عملیات ، تصمیم گرفتم که مطالب گفته شده در اون پست رو تکمیل کنم و در قالب یک تاپیک جدید خدمت دوستان خودم ارائه بدهم. امیدوارم که مورد پسند عزیزان واقع بشه. 
</p>

<p style="color:#282828;">
	امیدوارم که سایر دوستان هم ، هرگونه اطلاعات تکمیلی که در خصوص این عملیات دارند رو در ادامه همین مطلب ارائه بدهند که بتونیم نمای جامع تری از این عملیات رو در اختیار داشته باشیم.
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Sinai-Airstrike-3.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(39,42,52);text-align:center;">
	<span style="font-size:24px;">عملیات تمرکز-1346</span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:18px;"><span style="color:#ff0000;">(Operation Focus-1967)</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_egyptian-aircraft-were-destroyed-by-the-israeli-air-force-during-the-six-day-war-MR7697.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">عملیات تمرکز</span> (به عبری: <span style="color:#222222;">מבצע מוקד :</span><span style="color:#e67e22;"> </span><i style="color:#222222;"><span style="color:#e67e22;">Mivtza Moked</span>) در واقع به منزله  افتتاحیه و سرآغاز حملات هوائی اسرائیل در<span style="color:#33cc33;"> ابتدای نبرد 6 روزه</span> این رژیم در برابر اعراب در سال 1967 میلادی می باشد.</i>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<i style="color:#222222;">گاهی از اوقات (در برخی از تاریخ نگاری های نظامی) این عملیات<span style="color:#003300;"> </span><span style="color:#339900;">"ضربه هوائی سینا</span><span style="color:#003300;">"</span> یا <span style="color:#2980b9;">"حمله هوائی سینا"</span> (Sinai Air Strike) هم نامیده می شود.</i>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Sinai-Airstrike-9.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<i style="color:#222222;">در ساعت 7:45 صبح روز 5 ژوئن 1967 ، نیروی هوائی اسرائیل ؛ به رهبری <span style="font-size:16px;"><span style="color:#16a085;">ژنرال "مرخای هود"</span></span> <span style="color:#ff0066;">(Mordechai Hod)</span> ، حمله عظیمی را ترتیب داد که <span style="color:#8e44ad;">بخش اعظم نیروی هوائی مصر</span> را <span style="color:#e67e22;">بر روی زمین</span> نابود کرد.</i>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<i style="color:#222222;">تا ظهر همان روز ،نزدیک به 450 فروند هواپیما ،از نیروهای هوائی "مصر" ، "اردن" و "سوریه" نابود شدند.</i>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Gen__Mordechai_Hod.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:10px;">ژنرال هوائی مرخای هود</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<i style="color:#222222;">همچنین نیروی هوائی اسرائیل ، در  از کار انداختن و <span style="color:#0066ff;">غیرفعال کردن 18 فرودگاه مصر</span> بسیار موفق عمل نمود ، بطوریکه مانع از عملیات نیروی هوائی مصر در خلال این جنگ گردید.</i>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Sinai_Strike.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	<i style="color:#222222;">این عملیات ، تا به امروز ، همچنان یکی از موفق ترین عملیات های هوائی در <span style="color:#0066cc;">تاریخ هوانوردی نظامی</span> محسوب می گردد.</i>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Hatzerim_Mirage__in_6_Day.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:10px;"><span style="color:#e74c3c;">میراژ IAF با سابقه شکار 13 هواپیما در جنگ 6 روزه</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span><span style="color:#ff0000;">خلاصه عملیات</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	در سه موج اصلی عملیات (و چندین موج کوچکتر در روزهای بعد این عملیات) <span style="color:#6666cc;">مجموعا 452 فروند هواپیما</span> (که بیشتر آنها بر روی زمین بودند) نابود شدند. این امر موجب شد تا نیروی هوائی اسرائیل (IAF) تقریبا کنترل کامل آسمانها را داشته باشد و <span style="color:#e74c3c;">بتواند به طور موثر ، نیروهای زمینی IDF را پشتیبانی کند</span>.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_1018316866.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	در واقع دلیل اصلی که نیروی هوائی اسرائیل این موفقیت خیره کننده را بدست آورد ، <span style="color:#000099;">تمرکز ویژه بر تخریب اولیه باند</span> ، بوسیله یک نوع سلاح جدید بود.
</p>

<p style="color:#282828;">
	اسرائیل برای این حمله ، از راکت هائی بهره جست که از <span style="color:#006633;">کلاهک ضد باند</span> <span style="color:#990066;">(anti-runway warhead)</span> بهره می گرفتند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Anti-runway_penetration_bomb.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/Anti-runway_penetration_bomb.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	اسرائیل در این حمله ، از نمونه های نخستین پروژه <span style="color:#cc0000;">"سلاح ضد باند"</span> که <span style="color:#006699;">بطور مشترک توسط فرانسه و اسرائیل</span> در حال اجراء بود ، بهره گرفت. این راکت ها با رها شدن بر روی هدف ، مستقیما به باند فرودگاه ها ضربه زده و حمله میکردند.
</p>

<p style="color:#282828;">
	این راکت ها بجای حفره های معمولی که بمب های عادی ایجاد میکنند ، یک حفره کوچک بر سطح باند ایجاد میکند ، البته در زیر این حفره <span style="color:#cc00cc;">یک فروچاله بزرگ</span> ایجاد میشود که همین فرو چاله باعث می شود که ترمیم باند <span style="color:#ff6633;">به سادگی گذشته</span> <span style="color:#16a085;">(پر کردن حفره با خاک و سیمان و ...)</span> <span style="color:#ff6633;">صورت نپذیرد</span> و برای ترمیم حفره ایجاد شده ، نیاز است که ابتدا بخش عمده ای از سطح باند برداشته شود و پس از پر کردن فرو چاله ، مجددا سطح باند ترمیم شود.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Anti_runway_penetration_bomb.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	هنگامی که باند فرودگاه غیر فعال شد ، عملا تمامی هواپیماهای فرودگاه بصورت <span style="color:#ff0000;">اهداف قابل دسترسی و سهل الوصول</span> در می آمدند ؛ بدین ترتیب نیروی هوائی اسرائیل توانست در حملات بعدی ، با شکار هواپیماهای زمینگیر شده بر روی باند ، برتری مطلق هوائی را در عملیات خود در جنگ شش روزه بدست بیاورد.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="War_224dda_5689355.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/War_224dda_5689355.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:20px;"><span style="color:#e74c3c;">گاهشمار عملیات</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);">
	<span style="color:#000099;">عملیات موکد (Operation Moked)</span> در ساعت 7:45 دقیقه صبح به وقت اسرائیل ( یا 8:45 صبح به وقت مصر ) ، آغاز شد.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_BBC_1967_Focus.gif" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Operation_focus_map_1967.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#c0392b;">تقریبا</span> همه هواپیماهای جنگی اسرائیل ( 196 فروند به نقل از ویکی پدیا و 244 فروند به نقل از منابع IAF ) ملزم به حضور در این حمله هوائی شدند.
</p>

<p style="color:#282828;">
	تنها 12 فروند جنگنده اسرائیلی برای گشت زنی و حفاظت هوائی از آسمان اسرائیل ، در خاک این کشور باقی ماندند و در این حمله شرکت نکردند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Air_Plan_IAF_in_Focus.png" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:10px;">فهرست هواپیماهای اسرائیل در عملیات تمرکز</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	در زمان این حمله ،<span style="color:#33cc00;"> زیر ساخت های دفاعی مصر</span> <span style="color:#660066;">بسیار فقیر بودند</span> و هنوز هیچیک از فرودگاه های این کشور به <span style="color:#e74c3c;">پناهگاه های مقاوم هواپیما</span> (shelters) مجهز نشده بودند تا در صورت وقوع یک حمله هوائی از جنگنده های مصری حفاظت نمایند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Air_strike_By_Six_Day_War.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/Air_strike_By_Six_Day_War.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	جنگنده های اسرائیلی پس از برخواستن ، ابتدا به سمت مدیترانه پرواز کردند و پس از مدتی پرواز بر فراز مدیترانه ، به سمت مصر چرخش نمودند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_000_P35DU-e1496446646362.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	در همین حال مصری ها ، با <span style="color:#e74c3c;">خاموش کردن تمام سیستم های دفاع هوائی خودشان</span> ، مانع از دفاع موثر از آسمان هوائی خود در برابر تهاجم صهیونیست ها شدند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="sa-2_Egyptian_in_the_six_day_war.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/sa-2_Egyptian_in_the_six_day_war.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	مقامات پدافندی مصری نگران بودند که مبادا برخی از نیروها سهوا ( یا برخی شورشی های درون ارتش بصورت عمدا ) هواپیمای <span style="color:#2980b9;">فیلدمارشال عامر</span> ( و ژنرال 3 ستاره سید قویم محمود که همراه او بود ) را بزنند. در واقع ظاهرا <span style="color:#ff0000;">مسیر حرکت جنگنده های اسرائیلی با مسیر بازگشت ژنرال عامر</span> از صحرای سینا ، در یک راستا قرار داشته و مصری ها بخاطر پرهیز از شلیک اتفاقی به هواپیمای وزیر دفاع 5 ستاره خود ، تمام سیستم های پدافندی خود را خاموش کرده بودند.<span style="font-size:11px;"><span style="color:#2980b9;"> ( کاملا شبیه اتفاقی که برای آنتونف روسی در تهاجم چند روز پیش به سوریه اتفاق افتاد)</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Abdel_Hakim_Amer_in_sanaa.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:10px;">فیلد مارشال عامر</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	اما نکته مهم ماجرا این بود که هواپیماهای اسرائیلی در ارتفاعی بسیار پائین پرواز می کردند . یعنی در واقع <span style="color:#336600;">بسیار پائینتر</span> از <span style="color:#ff6633;">پائین ترین نقطه ای</span> که پدافند SA-2 مصری می توانست هواپیمائی را شناسائی و شکار کند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Dassault_Mirage_IIICJ.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	در موج اول حمله ، اسرائیل به 11 پایگاه هوائی حمله کرد و تعداد زیادی از هواپیماهای نیروی هوائی مصر را بر روی زمین و <span style="color:#0000cc;">پیش از آنکه بتوانند از زمین برخیزند</span> ، منهدم نمود.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_download~1.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	سپس هواپیماهای اسرائیلی ، به اسرائیل بازگشتند و <span style="color:#0000cc;">مجددا سوختگیری ، مسلح (quick-turned) و آماده تهاجم شدند</span>. در واقع این فرآیند quick-turned برای <span style="color:#33cc00;">تمام هواپیماهای عبری</span> <span style="color:#990033;">فقط</span> 7 دقیقه و 30 ثانیه بطول انجامید.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_operation-focus-1.jpeg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	در موج دوم ، اسرائیلی ها ، به 14 پایگاه هوائی حمله کردند و با <span style="color:#ff00cc;">تلفات بسیار جزئی</span> <span style="color:#2980b9;"><span style="font-size:12px;">(نسبت به حجم هواپیماهای درگیر این حمله) </span></span>مواجه شدند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Israeli_Jet_Bombing_Egyptian_air_force.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	آنها پس از بازگشت ، مجددا "سریعا بارگیری و تجهیز  ( quick-turned ) شدند و برای <span style="color:#339999;">موج سوم حمله</span> آماده شدند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="operation-focus-2.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/operation-focus-2.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	در واقع <span style="color:#006600;">امواج چندگانه "عملیات تمرکز"</span> ، برای نیروی هوائی اسرائیل ؛ یک موفقیت کامل بود. <span style="color:#ff0000;">در مدت زمان تقریبا 3 ساعته</span> این عملیات ، نیروی هوائی مصر و نزدیک به 500 هواپیمای رزمی آن نابود شدند . این در حالی بود که تنها تلفات جزئی به نیروی هوائی اسرائیل وارد آمد.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Downed_Mirage_IAF_in_6_Day_War.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	پس از حمله هوائی گسترده به مصر ، نیروهای هوائی <span style="color:#0000cc;">"اردن"</span> ، <span style="color:#ff0000;">"سوریه"</span> و <span style="color:#006600;">"عراق"</span> ، به تلافی این عملیات به اسرائیل حمله کردند. اما <span style="color:#6600cc;">عمده این حملات غیرموثر</span> و گاها به سمت اهداف غیر نظامی بود.
</p>

<p style="color:#282828;">
	در حالی که سایر کشورهای عربی در حال حمله غیرموثر به اسرائیل بودند ، بخشی از نیروی هوائی اسرائیل ، خود را برای موج سوم حمله به مصر آماده می کردند. سایر هواپیماهای IAF هم برای <span style="color:#ff9966;">پشتیبانی هوائی از نیروی زمینی این ارتش</span> ، در برابر  نیروهای زمینی ارتش های عربی اعزام شدند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_six-days-war-1967-2017.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	تا پایان <span style="color:#ff0000;">روز اول</span> جنگ 6 روزه ، صهیونیستها ، در خاک اسرائیل ، بیشتر سرزمین مصر ، ارتفاعات جولان ، کرانه باختری رود اردن و تمامی صحرای سینا ، دارای برتری هوائی بودند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_5_June_1967_Arab-Israel_war.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span><span style="color:#2980b9;">ششم الی دهم ژوئن 1967</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	در <span style="color:#ff0000;">روز دوم جنگ</span> ( 6 ژوئن) هواپیماهای رزمی IAF ، بطور گسترده ، <span style="color:#ff0000;">در برابر نیروهای زمینی</span> مصری ، اردنی ، سوریه ای و عراقی مورد استفاده قرار گرفت.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Syrian-tanks-captured-by-the-Israeli28Six-Day-War29.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	در <span style="color:#0000ff;">روز سوم جنگ</span> (7 ژوئن) ، IAF ، صدها دستگاه از وسائل نقلیه زرهی و غیر زرهی مصری را در صحرای سینا نابود کردند. این کاروان نظامی قصد داشتند که از طریق باریکه سینا ، به سمت مصر عقب نشینی کنند. همچنین هزاران نفر از سربازان مصری نیز در صحرای سینا و باریکه سینا <span style="color:#993333;">به دام افتادند و امکان عقب نشینی را از دست دادند</span>.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Sinai-Airstrike-6.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_The_six_Day_War_28The_Times29.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	در <span style="color:#336600;">پایان سومین روز</span> ، <span style="color:#993300;">نیروی هوائی اردن</span> ،بخش عمده ای از 34 فروند  هواپیماهای خود را از دست داد و عملا ارتش اردن دیگر درگیر جنگ نبود (<span style="color:#0066ff;">از صحنه جنگ حذف شد</span>)
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Sinai-Airstrike-2.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	در روز ششم و در واقع آخرین روز (10 ژوئن) ، نیروی هوائی سوریه ، حدود 100 هواپیمای جنگی خود را از دست داد (نابود شده + آسیب دیده ) و جنگ عملا تمام شد.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Six_Days_War~0.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	در طی جنگ شش روزه ، نیروی هوائی اسرائیل ، با <span style="color:#ff0000;">حدود 200 فروند هواپیمای جنگی</span> که در اختیار داشت ، به مقابله با ائتلافی برخواست که <span style="color:#666600;">بیش از 600 فروند جنگنده</span> در اختیار داشتند. در خلال این جنگ ، IAF ، قریب به 452 فروند از هواپیماهای ائتلاف عربی را نابود کرد که از این مقدار <span style="color:#3498db;">79 فروند آن در نبرد هوائی</span> صورت پذیرفت ، در حالی که خود 46 فروند هواپیما را از دست داد.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_6day_war.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	در خلال این جنگ 24 خلبان اسرائیلی و صدها خلبان عرب کشته شدند.
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:20px;"><span style="color:#e74c3c;">تعداد هواپیماهای منهدم شده به تفکیک کشور</span></span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Tow_Russian_Mig_destroyed_By_Israel_in_six_Day_war.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#0033ff;">مصر : 348 فروند</span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0033;">سوریه : 61 فروند </span> 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#009900;">اردن :  29 فروند</span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#6633cc;">عراق : 23 فروند</span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#993300;">لبنان : 1 فروند</span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#66cc00;">اسرائیل : 46 فروند</span> ( 19 فروند در عملیات تمرکز و بقیه در نبرد هوائی و یا حین پشتیبانی زمینی ساقط شدند)
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:18px;"><span style="color:#2980b9;">تعداد هواپیماهای منهدم شده به تفکیک نوع هواپیما</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#8e44ad;">جنگنده ها -</span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">MIG-21 Fishbed</span> : مجموعا 148 فروند ( 104 فروند مصر ، 32 فروند سوریه ، 12 فروند عراق )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/Mig-21~0.jpg" alt="Mig-21~0.jpg" />
</p>
<iframe data-embedcontent="" frameborder="0" src="http://www.military.ir/forums/topic/1939-%25d9%2585%25d9%258a%25da%25af-21-%25d9%25be%25d9%258a%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%25af%25d9%2583-%25d8%25b2%25d8%25b4%25d8%25aa/?do=embed"></iframe>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">MIG-19 Farmer</span> : مجموعا 29 فروند ( همگی از مصر )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_MiG19_Egypt.jpg" />
</p>
<iframe data-embedcontent="" frameborder="0" src="http://www.military.ir/forums/topic/2907-%25d9%2585%25d8%25b4%25d8%25ae%25d8%25b5%25d8%25a7%25d8%25aa-mig-19/?do=embed"></iframe>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">MIG-17 Fresco :</span> مجموعا 112 فروند ( 94 فروند مصر ، 16 فروند سوریه ، 2 فروند عراق )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/Siryan_Mig-17.jpg" alt="Siryan_Mig-17.jpg" />
</p>
<iframe data-embedcontent="" frameborder="0" src="http://www.military.ir/forums/topic/2909-%25d9%2585%25d8%25b4%25d8%25ae%25d8%25b5%25d8%25a7%25d8%25aa-mig-17/?do=embed"></iframe>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">Sukhoi Su-7 Fitter</span> : مجموعا 14 فروند ( همگی از مصر )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Egyptian_Su-7.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Sukhoi_Su-7" rel="external nofollow">https://en.wikipedia.org/wiki/Sukhoi_Su-7</a>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">Hawker Hunter</span>  : مجموعا 27 فروند ( 21 فروند اردن ، 5 فروند عراق ، 1 فروند لبنان )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/iraqian_Hawker_Hunter.jpg" alt="iraqian_Hawker_Hunter.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Hawker_Hunter" rel="external nofollow">https://en.wikipedia.org/wiki/Hawker_Hunter</a>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#d35400;">بمب افکن ها -</span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">Tupolev Tu-16 Badger</span> : مجموعا 31 فروند ( 30 فروند مصر ، 1 فروند عراق )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_egyptian_tu-16.jpg" />
</p>
<iframe data-embedcontent="" frameborder="0" src="http://www.military.ir/forums/topic/8785-%25d8%25a8%25d9%2585%25d8%25a8-%25d8%25a7%25d9%2581%25da%25a9%25d9%2586-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25aa%25da%2598%25db%258c%25da%25a9-tu-16-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25ac%25d8%25b1/?do=embed"></iframe>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">Ilushin IL-28 Beagle</span> : مجموعا 31 فروند ( 27 فروند مصر ، 2 فروند سوریه ، 2 فروند عراق )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/egyptian_il-28.jpg" alt="egyptian_il-28.jpg" />
</p>
<iframe data-embedcontent="" frameborder="0" src="http://www.military.ir/forums/topic/8909-%25d8%25a7%25d9%258a%25d9%2584%25d9%258a%25d9%2588%25d8%25b4%25d9%258a%25d9%2586-28-%25d8%25b3%25da%25af-%25d9%25be%25d8%25b1%25d9%2586%25d8%25af%25d9%2587-%25d8%25a7%25d8%25b1%25d8%25aa%25d8%25b4-%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25ae/?do=embed"></iframe>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#cc0066;">هواپیماهای ترابری -</span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">Ilushin-14 Crate</span> : مجموعا 32 فروند ( 30 فروند مصر ، 2 فروند سوریه )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_egyptian_il-14.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Ilyushin_Il-14" rel="external nofollow">https://en.wikipedia.org/wiki/Ilyushin_Il-14</a>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">Antonov An-12 Cub</span> : مجموعا 8 فروند ( همگی از مصر )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_egyptian_An-12.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Antonov_An-12" rel="external nofollow">https://en.wikipedia.org/wiki/Antonov_An-12</a>
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#006600;">هلی کوپترهای ترابری  - </span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">Mil Mi-6 Hook</span> : مجموعا 10 فروند ( 8 فروند مصر ، 2 فروند سوریه )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Mil_mi-6_egyptian.jpg" />
</p>
<iframe data-embedcontent="" frameborder="0" src="http://www.military.ir/forums/topic/8031-%25d8%25a2%25d8%25b4%25d9%2586%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25a8%25d8%25a7-%25d9%2587%25d9%2584%25db%258c%25da%25a9%25d9%2588%25d9%25be%25d8%25aa%25d8%25b1-%25d9%2585%25db%258c%25d9%2584-6-mi-6/?do=embed"></iframe>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff0000;">Mil Mi-4 Hound</span> : مجموعا 6 فروند ( 2 فروند مصر ، 4 فروند سوریه )
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="Click to view full size image" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/normal_Mil_MI-4.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Mil_Mi-4" rel="external nofollow">https://en.wikipedia.org/wiki/Mil_Mi-4</a>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="font-size:20px;"><span style="color:#9b59b6;"> "امواج چندگانه حمله" </span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#cc0000;">1. موج اول حمله ( ساعت 7:45 صبح ) :</span> در قالب 101 عملیات هوائی که توسط حدود 200 جنگنده اسرائیلی صورت پذیرفت ، 11 فرودگاه ، 197 هواپیمای مصری  و 8 ایستگاه رادار نابود شدند. در مقابل 5 خلبان IAF کشته و 5 خلبان دیگر به اسارت درآمدند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="images_six_day_war-2.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/images_six_day_war-2.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#c0392b;">2. موج دوم حمله ( ساعت 9:30 صبح ) :</span> 164 عملیات پروازی صهاینه ، منجر به نابودی 16 فرودگاه و 107 هواپیمای مصری دیگر گردید. در حین این عملیات <span style="color:#ff0000;">دو هواپیمای سوری</span> هم در نبرد هوائی ( داگ فایت) سرنگون شدند.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="images_6_Day_war.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/images_6_Day_war.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	 
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#660033;">3. موج سوم حمله ( ساعت 12:15 ظهر ) :</span> 85 پرواز به مصر ، 48 پرواز به اردن ، 67 حمله به سوریه و 1 حمله به پایگاه H3 عراق صورت پذیرفت.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="images_6_day_war-5.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/images_6_day_war-5.jpg" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#ff3300;">4. امواج بعدی حمله ( بعداز ظهر و عصر )</span> : دو حمله دیگر به مجموعه H3 عراق و چند حمله تکمیلی هم به فرودگاه های مصری صورت پذیرفت.
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<img alt="images_six_day_war-6.jpg" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10296/images_six_day_war-6.jpg" />
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	 
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#f39c12;"><span style="font-size:22px;">" پایان "</span></span>
</p>

<p style="color:#282828;">
	====================================================================================================================================
</p>

<p style="color:#282828;">
	                              <span style="color:#9b59b6;">مترجم :</span> <span style="color:#16a085;">mehran55</span>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:left;">
	منبع : <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Focus" rel="external nofollow">https://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Focus</a>
</p>

<p style="color:rgb(40,40,40);text-align:center;">
	<span style="color:#0000ff;">مالکیت معنوی :</span> بازنشر مطالب این تاپیک فقط با ذکر <span style="color:#ff0000;"><span>Military.ir</span></span> به عنوان منبع مجاز است.
</p>

<p style="color:#282828;">
	======================================================================================================================================
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="font-size:14px;"><span style="color:#16a085;">پ.ن 1 </span><span style="color:#e67e22;">: </span></span><span>دوستانی که پسندیدند </span><span><span style="color:#ff0000;">مثبت</span> را فراموش نکنند. </span><img alt=":winking:" data-emoticon="" src="http://www.military.ir/forums/uploads/emoticons/default_winking.gif" title=":winking:" />
</p>

<p style="color:#282828;">
	<span style="color:#f39c12;"><span style="font-size:14px;">پ.ن 2 :</span></span> در ادامه و اگر عمری باقی بود اطلاعات و تصاویر دیگری از این عملیات را در اختیار دوستان قرار خواهیم داد .
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">30168</guid><pubDate>Sat, 22 Sep 2018 22:52:14 +0000</pubDate></item><item><title>&#x646;&#x627;&#x6AF;&#x641;&#x62A;&#x647; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x627;&#x646;&#x647;&#x62F;&#x627;&#x645; &#x628;&#x6CC;&#x634; &#x627;&#x632;&#x6F8;&#x6F5;&#x6F0;&#x6F0; &#x647;&#x648;&#x627;&#x67E;&#x6CC;&#x645;&#x627; &#x648; &#x647;&#x644;&#x6CC;&#x6A9;&#x648;&#x67E;&#x62A;&#x631; &#x62C;&#x646;&#x6AF;&#x6CC; &#x622;&#x645;&#x631;&#x6CC;&#x6A9;&#x627;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30106-%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2%DB%B8%DB%B5%DB%B0%DB%B0-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D9%84%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%BE%D8%AA%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7/</link><description><![CDATA[
<p>
	<span style="font-size:20px;"><strong>بسم الله الرحمن الرحیم</strong></span>
</p>

<p>
	<tt><img alt="1~5.jpg" class="ipsImage" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10313/1~5.jpg" /></tt>
</p>

<table border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%"><tbody><tr><td colspan="6">
				 
			</td>
		</tr><tr><td>
				<p>
					<span style="color:#c0392b;"><span style="font-size:10px;"><span>در اکثریت قریب به اتفاق گزارش هایی که تاکنون در مورد جنگ ویتنام منتشر شده، شامل معروف‌ترین مستندهای شبکه های تلویزیونی جهان، ردپایی از آمار واقعی تلفات یگان های هوایی آمریکا وجود ندارد </span></span></span>
				</p>

				<p>
					 
				</p>

				<p>
					در جریان جنگ ویتنام، به طور مشخص از ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳، حداقل۸۵۰۰ هواپیما و هلیکوپتر ایالات متحده نابود شدند، آماری که به زحمت ممکن است بتوان اثری از آن را در گزارش‌های رسانه ها پیدا کرد.
				</p>

				<p>
					بی‌مناسبت نیست یادآوری شود در جریان اشغال افغانستان از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹، شوروی در مجموع ۴۵۱ هواپیما و هلیکوپتر را بر اثر عوامل مختلف -از سوانح طبیعی گرفته تا اصابت موشک استینگر- از دست داد، و تلفات آمریکایی ها در جریان حمله آمریکا و متحدانش به عراق در ۱۹۹۱ -عملیات موسوم به "آزادسازی کویت"- ۵۴ هواپیما و هلیکوپتر بود. البته ازآنجا که مجاهدین افغانستان بر خلاف ویتنام شمالی ارتش کلاسیک نداشتند، و نیز با توجه به دوره بسیار کوتاه تر جنگ ۱۹۹۱ عراق، طبیعتا این دو نبرد را نمی توان با جنگ ویتنام مقایسه کرد و آمار آنها، تنها برای داشتن تصویری کلی از تلفات هوایی دیگر جنگ های معاصر مفید خواهد بود.
				</p>

				<p>
					شاید با توجه به همین تصویر کلی باشد که در اکثریت قریب به اتفاق گزارش هایی که تاکنون در مورد جنگ ویتنام منتشر شده، شامل معروف‌ترین مستندهای شبکه های تلویزیونی جهان، ذکری از مجموع تلفات یگان های هوایی آمریکا وجود ندارد.
				</p>

				<p>
					رسانه های ایرانی نیز از این قاعده جهانی مستثنی نبوده اند. به عنوان -تنها- یک نمونه، می توان به "پرونده ویژه" کاملی اشاره کرد که زمانی خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، تحت عنوان "فرار بزرگ/طولانی‌ترین جنگ آمریکا" در مورد ویتنام منتشر کرد، اما در بخشی از آن آمده بود که در این جنگ "نیروی هوایی ارتش آمریکا ۷۵ فروند از جنگنده‌های خود را از دست داد."
				</p>

				<p>
					 
				</p>

				<p>
					<tt><img alt="2~5.jpg" class="ipsImage" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10313/2~5.jpg" /></tt>
				</p>

				<p>
					<span style="color:#e74c3c;"><span style="font-size:10px;"><span>تفاوت گزارش رسانه ها با آمار واقعی تلفات آمریکا، در رسانه های ایرانی نیز مشهود است، تا جایی که مثلا خبرگزاری تسنیم، تلفات چند هزار فروندی نیروی هوایی آمریکا در ویتنام را ۷۵ فروند گزارش کرده است (عکس لاشه یک ب-۵۲)</span></span></span>
				</p>

				<h2>
					سالگرد عملیات هوایی بزرگ آمریکا
				</h2>

				<p>
					۴۵ سال پیش، در چنین روزهایی، ایالات متحده آمریکا در میانه عملیات "خط شکن ۲" علیه ویتنام شمالی بود. خط شکن ۲، که از ۱۸ تا ۲۹ دسامبر ۱۹۷۲ (۲۷ آذر تا ۸ دی ۱۳۵۱) به طول انجامید، بزرگترین عملیات بمب افکن‌های سنگین آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم بود و در جریان آن، از جمله ۱۵ بمب افکن استراتژیک ب-۵۲ سقوط کردند.
				</p>

				<p>
					این تعداد، شامل تقریبا نیمی از مجموع تلفات ب-۵۲ های آمریکایی در طول جنگ ویتنام می شد، بمب افکن های عظیم الجثه و بلندپروازی که در زمان ورودشان به خدمت، تصور می شد زدن آنها از روی زمین تقریبا محال است.
				</p>

				<p>
					در کتاب "جنگجوی جنگ سرد بوئینگ: قلعه استراتژیک ب-۵۲"، نوشته رابرت دُر و لیندزی پیکاک (۱۹۹۵) مجموع ب-۵۲ های سقوط کرده در زمان جنگ ویتنام ۳۱ فروند (۱۸ فروند در نتیجه اصابت موشک ویتنامی ها و ۱۳ فروند بر اثر سانحه) ذکر شده است. همین آمار، در کتاب "دروغ های کوچک کثیف" نوشته جیمز دانینگن (۲۰۰۰) هم ذکر شده است.
				</p>

				<p>
					برای درک اهمیت این رقم کافی است توجه شود که در جریان عملیات ایالات متحده و متحدانش در عراق در سال ۱۹۹۱، که به نابودی ارتش قدرتمند عراق منتهی شد، میگ ها و موشک های ضدهوایی عراقی -که سه سال بعد از پایان جنگ با ایران در بهترین وضعیت قرار داشتند- موفق نشدند هیچ یک از ب-۵۲ های آمریکایی را هدف قرار دهند، و تنها یکی از این بمب افکن ها در هنگام بازگشتن از عملیات به پایگاه خود، بر اثر نقص فنی در اقیانوس هند سقوط کرد.
				</p>

				<p>
					 
				</p>

				<p>
					<tt><img alt="3~5.jpg" class="ipsImage" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10313/3~5.jpg" /></tt>
				</p>

				<p>
					<span style="font-size:10px;"><span><span style="color:#e74c3c;">با احتساب تلفات ویتنام جنوبی که متحد واشنگتن بود، مجموع کل تلفات یگان هوایی آمریکا و متحدانش در جریان جنگ ویتنام از ۱۱ هزار فروند تجاوز می کند (عکس موشک زمین به هوای ویتنام شمالی)</span> </span></span>
				</p>

				<h2>
					مجموع تلفات واحدهای هوایی آمریکا
				</h2>

				<p>
					تلفات هواپیماهای آمریکایی در دسامبر ۱۹۷۲، در چارچوب تلفات کلی یگان های هوایی ایالات متحده در طول جنگ ویتنام قابل فهم است.
				</p>

				<p>
					گزارش اکتبر ۱۹۷۳ "اداره اطلاعات عملیاتی" وزارت دفاع ایالات متحده، تعداد کل تلفات هواپیماها و هلیکوپترهای آمریکایی در جنگ ویتنام را در فاصله سال های ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳، معادل ۸۵۸۸ فروند - به تفکیک ۳۷۱۹ هواپیما و ۴۸۶۹ هلیکوپتر- محاسبه کرده.
				</p>

				<p>
					کتاب "نبرد برای خروج: سال های پایانی جنگ آمریکا در ویتنام، ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۳" نوشته رابرت استافی (۲۰۰۸)، همین آمار را به تفکیک تلفات ناشی از درگیری با ویتنامی ها -اعم از تلفات اصابت توپ ضدهوایی، موشک سام و میگ- و تلفات ناشی از سوانح طبقه بندی کرده است.
				</p>

				<p>
					در برخی منابع آمریکایی، آمار تلفات ایالات متحده بیش از اینها ذکر شده است. به عنوان نمونه، سایت "انجمن خلبانان هلیکوپتر در ویتنام"، که اطلاعات مربوط یه خلبانان هلیکوپترهای آمریکایی حاضر در جنگ ویتنام را جمع آوری می کند، تعداد کل هلیکوپترهای آمریکایی از بین رفته در جریان جنگ ویتنام را ۵۰۸۶ فروند ذکر کرده است. آماری که با توجه به آن، تعداد کل هواپیماها و هلیکوپترهای نابود شده آمریکا در زمان جنگ ویتنام به ۸۸۰۵ فروند می‌رسد.
				</p>

				<p>
					مطابق جداول آماری ارائه شده در کتاب "ویتنام در آمار نظامی: تاریخ جنگ های هندوچین از ۱۷۷۲ تا ۱۹۹۱" نوشته مایکل کلادفلتر (۱۹۹۵)، از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۳، ایالات متحده مجموعا ۷۸۱۰ هواپیما و هلیکوپتر خود را در ویتنام شمالی و ویتنام جنوبی از دست داده است. این آمار، شامل هلیکوپترها و هواپیماهای پرتعداد آمریکایی که در جریان جنگ ویتنام در خاک لائوس و کامبوج سقوط کرده اند نمی شود. در نتیجه این رقم، که با آمار ۸۵۸۸ فروندی ذکر شده در گزارش اکتبر ۱۹۷۳ وزارت دفاع ایالات متحده در مورد تلفات یگان هوایی ایالات متحده در جنگ ویتنام همخوانی دارد.
				</p>

				<p>
					مجموعه این آمار، البته فقط در مورد تلفات ایالات متحده است و شامل متحدان آن - به ویژه ویتنام جنوبی- نمی شود.
				</p>

				<p>
					در جریان جنگ ویتنام، ارتش ویتنام جنوبی نیز حدود ۲۵۰۰ هواپیما و هلیکوپتر عمدتا آمریکایی خود را از دست داد. تلفاتی که با افزودن آمار آن به آمار تلفات ایالات متحده، مجموع کل تلفات یگان هوایی آمریکا و متحدانش در جریان جنگ از ۱۱ هزار فروند تجاوز می کند.
				</p>

				<p>
					در مقابل، ارتش ویتنام شمالی که به همراهی چریک های کمونیست جنوب ویتنام -ویت کنگ ها- در حال جنگ با آمریکا بود، بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هواپیما و هلیکوپتر را از دست داد. ویتنام شمالی نیروی هوایی کوچکی داشت و برای هدف قرار دادن هواپیماهای آمریکایی، بیش از هرچیز به پدافند ضدهوایی به‌شدت کارآمد خود متکی بود.
				</p>

				<p>
					 
				</p>

				<p>
					<tt><img alt="4~4.jpg" class="ipsImage" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10313/4~4.jpg" /></tt>
				</p>

				<p>
					<span style="color:#e74c3c;"><span style="font-size:10px;"><span>آمریکا به اندازه حدود ۴۲۰ بمب اتم هیروشیما روی ویتنام بمب ریخت (عکس خلبان اسیر آمریکایی) </span></span></span>
				</p>

				<h2>
					پیچیدگی استخراج آمار تلفات
				</h2>

				<p>
					مقام های دولتی ایالات متحده، در زمان جنگ ویتنام و پس از آن، تمایل چندانی به برجسته شدن آمار هواپیماها و هلیکوپترهایی که از دست داده بودند نداشته‌اند و به همین نسبت، دسترسی رسانه ها به این آمار هم آسان نبوده است.
				</p>

				<p>
					اما بخشی دیگر از انعکاس ناچیز تلفات یگان های هوایی آمریکا در این جنگ، به دشواری استخراج آمار و اطلاعات مرتبط با این تلفات مربوط است. درواقع، حتی در جداول آماری معتبر آمریکایی در این ارتباط هم، که بعضا بعد از سال‌ها از طبقه بندی محرمانه خارج شده اند، پیچیدگی های عجیبی به چشم می خورند که محققان و روزنامه نگاران را به‌شدت به اشتباه می‌اندازند.
				</p>

				<p>
					پیش از هر چیز، اگر یک پژوهشگر دنبال آمار "تلفات نیروی هوایی آمریکا در ویتنام" بگردد و آمار درست را هم پیدا کند، تنها به بخشی از تلفات هواپیماها و هلیکوپترهای ایالات متحده در جنگ دست یافته است. چرا که در آمار نیروهای مسلح ایالات متحده، معمولا آمار مربوط به تلفات "نیروی هوایی"، "نیروی دریایی"، "تفنگداران دریایی" و "نیروی زمینی" در جداول جداگانه ذکر شده اند و بنابراین، آمار تلفات نیروی هوایی تنها بخشی از تصویر کلی را تشکیل می دهد. لازم به ذکر است که ارتش ایالات متحده، از پنج نیروی زمینی و هوایی و دریایی، تفنگداران دریایی و گارد ساحلی تشکیل شده است.
				</p>

				<p>
					گذشته از همه اینها، بخشی از تلفات هوایی ایالات متحده در جنگ ویتنام، اساسا به ارتش این کشور ارتباط ندارند و به سیا مربوط هستند. چرا که در طول جنگ ویتنام، برخی از آژانس های "غیرنظامی" از قبیل شرکت هواپیمایی "ایرآمریکا" -که برای سیا کار می کرد- هم درگیر عملیات بودند و هواپیماهایشان هدف قرار می گرفت؛ که پیدا کردن آمار دقیق تلفات آنها، تقریبا غیرممکن است.
				</p>

				<p>
					دومین پیچیدگی استخراج آمار صحیح تلفات ایالات متحده، ناشی از این واقعیت است که تعداد هواپیماها و هلیکوپترهای از بین رفته در "ویتنام"، به معنی تعداد تلفات "جنگ ویتنام" نیست.
				</p>

				<p>
					در حقیقت، تمام هلیکوپترها و به ویژه هواپیماهای آمریکایی سقوط کرده در زمان جنگ، در ویتنام -شمالی یا جنوبی- از بین نرفته اند و بخشی از آنها در کشورهای هم مرز ویتنام یعنی کامبوج و لائوس نابود شده اند که تعداد آنها، در جداول مربوط به تلفات آمریکا در خاک ویتنام ذکر نشده است. از آنجا که ویتنامی ها از خاک لائوس و کامبوج برای حمله به نیروهای دشمن و انتقال تجهیزات به ویتنام جنوبی استفاده می کردند، خاک آن دو کشور صحنه عملیات بی شمار هوایی آمریکایی ها و طبیعتا، محل سقوط بسیاری از هواپیماهای آنها بود.
				</p>

				<p>
					سومین عاملی که - البته در ابعادی کوچکتر - باعث پیچیدگی دستیابی به آمار کامل تلفات هواپیماها و هلیکوپترهای آمریکایی می شود، آن است که همه تلفات ایالات متحده بر اثر هدف قرار گرفتن از سوی ویتنامی ها ایجاد نشده و بخشی از آنها، در نتیجه سوانح از بین رفته اند.
				</p>

				<p>
					سوانحی که وقوع آنها، به ویژه با توجه به انجام چند میلیون ماموریت هوایی در طول جنگ ویتنام، اجتناب ناپذیر بوده است.
				</p>

				<p>
					 
				</p>

				<p>
					<tt><img alt="5~4.jpg" class="ipsImage" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10313/5~4.jpg" /></tt>
				</p>

				<p>
					<span style="color:#e74c3c;"><span style="font-size:10px;"><span>آمار تلفات نیروی هوایی آمریکا، کل خسارات واحدهای هوایی آن را نشان نمی دهد؛ چون این کشور معمولا آمار تلفات هواپیماها و هلیکوپترهای"نیروی هوایی"، "نیروی دریایی"، "تفنگداران دریایی" و "نیروی زمینی" خود را به طور جداگانه منتشر کرده </span></span></span>
				</p>

				<h2>
					حجم عملیات هوایی آمریکا در ویتنام
				</h2>

				<p>
					در طول جنگ ویتنام، تنها نیروی هوایی آمریکا حدود ۵،۲ میلیون نوبت پرواز انجام داد که حدود ۲،۲ برابر رقم مشابه در جنگ جهانی دوم بود.
				</p>

				<p>
					وزن بمب هایی که هواپیماهای آمریکا در طول جنگ بر روی نیروها و مناطق مسکونی ویتنام ریختند، حدود دو برابر کل بمب هایی بود که متفقین در جنگ جهانی دوم در اروپا، آسیا و اقیانوسیه مورد استفاده قرار دادند.
				</p>

				<p>
					به طور مشخص، درطول جنگ ویتنام آمریکایی ها ۶۷۰۰ هزار تن بمب بر روی ویتنام شمالی و جنوبی و مناطق مرزی کشورهای همجوار ریختند که معادل حدود ۴۲۰ بمب اتم، از نوع به کار رفته در هیروشیما بود.
				</p>

				<p>
					این در حالی است که متفقین در طول جنگ جهانی دوم -با احتساب بمب های اتمی هیروشیما و ناکازاکی- حدود ۳۴۰۰ هزار تن بمب بر روی مناطق مختلف اروپا، آسیا و اقیانوسیه ریختند.
				</p>

				<p>
					این حجم بالا از عملیات هوایی آمریکا در جنگ ویتنام، علیه کشوری صورت گرفت که دو بخش شمالی و جنوبی آن، مجموعا ۳۳۰ هزار کیلومتر مربع - یک پنجم مساحت ایران- وسعت داشتند.
				</p>

				<p>
					اغلب تصاویر منتشر شده از جنگ ویتنام در جریان و پس از پایان این جنگ، تصویر نوعی جنگ چریکی میان ویتنامی های کمونیست و نیروهای آمریکایی و متحدانشان را به نمایش می گذارند. تصویری که در بسیاری از مخاطبان، این برداشت را ایجاد می کند که شکست آمریکا در ویتنام، اتفاقی از جنس شکست سایر قدرت ها در جنگ زمینی با گروه های چریکی بوده است.
				</p>

				<p>
					این در حالی است که ایالات متحده نه تنها با چریک های ویت کنگ، که با ارتش منظم ویتنام شمالی و سلاح های سنگین آن هم درگیر بود که به تلفات گسترده و از جمله سرنگونی هزاران هواپیما و هلیکوپتر آمریکایی منجر شد.
				</p>

				<p>
					واقعیتی که بی تردید، با تصویر ارائه شده از این جنگ - به ویژه در هالیوود- کاملا متفاوت است.
				</p>

				<p>
					منبع : حسین باستانی
				</p>

				<p>
					----------------------------------------------------------------------------------------------------
				</p>

				<p>
					نکته اول اینکه آمریکایی خوب بلدند از شکست هاشون پیروزی بسازن اگر به زور اسلحه نشد با زور هالیوود اینکارو میکنند
				</p>

				<p>
					همینکه طرف موشک خورده به فرودگاه عربستان و توی هواپیما میگه ما زدیمش و اخرشم مشخص میشه موشک را نزدن مشخص کننده باقی چیزهاست
				</p>

				<p>
					نکته دوم اینکه توی این مدت درمورد اینکه موشک های ایرانی کارائی ندارند و از پس سپر موشکی عربستان برنمیاند بحث زیاد شد فقط برام سئوال پیش اومده که اگراین سیستم موشکی ما اینقدر ناکارامده چطور غربیها تلاش مضاعفی برای محدود کردن همین چیزهای بی خاصیت دارند؟
				</p>

				<p>
					آمریکایی این هنر رو ظاهرا دارند که بما بقبولانند که مرغ های همسایه غازه ولی ازاین خبرا نیست در هرصورت
				</p>
			</td>
		</tr></tbody></table>]]></description><guid isPermaLink="false">30106</guid><pubDate>Sun, 24 Dec 2017 12:46:44 +0000</pubDate></item><item><title>&#x627;&#x633;&#x646;&#x627;&#x62F; &#x645;&#x62D;&#x631;&#x645;&#x627;&#x646;&#x647; &#x646;&#x638;&#x627;&#x645;&#x6CC; CIA &#x6A9;&#x647; &#x627;&#x632; &#x637;&#x628;&#x642;&#x647; &#x628;&#x646;&#x62F;&#x6CC; &#x645;&#x62D;&#x631;&#x645;&#x627;&#x646;&#x647; &#x62E;&#x627;&#x631;&#x62C; &#x634;&#x62F;&#x647; &#x627;&#x646;&#x62F;.</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/30021-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2586%25d8%25a7%25d8%25af-%25d9%2585%25d8%25ad%25d8%25b1%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587-%25d9%2586%25d8%25b8%25d8%25a7%25d9%2585%25db%258c-cia-%25da%25a9%25d9%2587-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25b7%25d8%25a8%25d9%2582%25d9%2587-%25d8%25a8%25d9%2586%25d8%25af%25db%258c-%25d9%2585%25d8%25ad%25d8%25b1%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587-%25d8%25ae%25d8%25a7%25d8%25b1/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10329/Besmellah_21.png" alt="Besmellah_21.png"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#008000;">لا حول ولا قوه الا بالله العی العظیم&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اسناد محرمانه نظامی <span>CIA</span> که از طبقه بندی خارج شده اند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10329/FBI-top-secret2-600x450.gif" alt="FBI-top-secret2-600x450.gif"></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">تاریخیچه ای سری</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">انواع اسرار و اسناد محرمانه نظامی و دولتی ترسناک، سرگم کننده و گاهی &nbsp;کاملا مزخرف وجود دارند، اما اغلب انها&nbsp; توجه ما را به خود جلب کرده و حس کنجکاوی ما را بر می انگیزند. از پروژه سری نیروی هوایی ایلات متحده برای ساخت یک بشقاب پرنده مافوق صوت تا یک برنامه تحقیقاتی معروف جنگ جهانی دوم که به ساخت اولین بمب اتمی منجر شد. این شما و این اسرار نظامی سازمان <span>CIA</span> که از طبقه بندی سری خارج شده است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">پروژه 1794</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در اواخر سال 2012، نیروی هوایی ایالات متحده گنجینه ای از&nbsp; اسنادی که از طبقه بندی خارج شده بود را منتشر کرد که شامل گزارشاتی از یک برنامه سری برای ساخت نوعی بشقاب پرنده بود تا بمب افکن های اتحاد جماهیر شوروی را سرنگون کند. این پروژه جاه طلبانه که به "<span style="color:#FF0000;">پروژه 1794</span>" نام گرفت، در اوایل دهه 1950 اغاز شد، و طی ان گروهی از مهندسان مامور ساخت پرنده دیسک شکلی شدند که بتواند در ارتفاعات بالا با سرعت مافوق صوت پرواز کند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این اطلاعات نشان می دهند که برنامه این بود تا این پرنده بتواند به حداکثر سرعت 4 ماخ (4برابر سرت صوت) رسیده و بتواند به ارتفاع 100.000فوتی (30.480 متری) برسد. هزینه تخمین زده شده این پروژه چیزی در حدود 3 میلیون &nbsp;دلار بود که با حساب نرخ امروز دلار &nbsp;&nbsp;بیش از 26 میلیون دلار براورد می شود.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">پروژه کرم یخی</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در دهه 1960، امریکا کار بر روی یک ماموریت سری برای ساخت یک سری از <span style="color:#00b050;">سایت های پرتاب موشک های بالستیک هسته ای متحرک </span>را با نام " <span><span style="color:#7030a0;">Greenland ice sheet</span></span>" اغاز کرد. هدف از این پروژه این بود تا موشک های میان بردی را نزدیک خاک شوروی مستقر کرده تا بتوان اهدافی را درون خاک شوروی مورد هدف قرار داد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اسم رمز این پروژه کرم یخی <span>iceworm project</span> بود، اما برای ازمایش امکان ان، ارتش یک پروژه ی تحقیقاتی جعلی به نام "<span><span style="color:#7030a0;">Camp Century</span></span>" را در دهه 1960 غاز کرد. در قالب این عنوان، مهندسان شبکه ای از تونل ها و ساختمان های زیرزمینی از جمله یک اشپزخانه، ازمایشگاه ها، اتاق های پشتیبانی، یک مرکز ارتباطی و &nbsp;یک کارخانه برق هسته ای را ساختند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">وجود این پایگاه از دولت دانمارک مخفی ماند و برای چندین سال به فعالیت خود ادامه داد. در سال 1966 بعد از انکه یخ های متحرک شرایط نامساعدی برای پروژه به وجود اورد، ادامه ان لغو شد. امروز، بقایای نابود شده پروژه کرم یخی زیر یخ های قطب مدفون شده است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">پروژه </span><span><span style="font-size:14pt;">MK-ULTRA</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در طول جنگ سرد، <span>CIA</span> پروژه <span>MK-ULTRA</span> ، یک برنامه تحقیقاتی غیر قانونی سری برای بررسی پتانسیل سیستم های کنترل ذهن را اغاز کرد. متصدیان برنامه تاثیرات هیپنوتیزم، عوامل و داروهای بیلوژیکی همچون <span>LSD</span> و باربیتورات ها (داروهای خواب اور) را بر عوامل انسانی بررسی می کردند. برخی تاریخدانان معتقدند که هدف از این برنامه این بود تا یک <span style="color:#7030a0;">سیستم کنترل ذهن&nbsp; </span>را که می توانست ذهن ادم کشان بالقوه را کنترل کرده و به ان برنامه دهد را طراحی کند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سال 1973، رئیس <span>CIA</span> ریچارد هلمز دستور داد تا تمامی اسناد مربوط به پروژه &nbsp;<span>MK-ULTRA</span> نابود شود، اما تحقیقی رسمی از برنامه چندین سال بعد از ان صورت گرفت. این پروژه پایه ای برای بسیاری از فیلم های سینمایی همچون "<span>The Manchurian Candidate</span>" و&nbsp; "<span>The Men Who Stare at Goats</span> " شد.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">منطقه 51</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">تقریبا هیچ منطقه ای در دنیا نتواسته است همانند منطقه 51 توجه تئوری های توطئه و علاقه به اشیاء پرنده (<span>UFO</span>) را به خود جلب کند، منطقه ای کویری و دور افتاده که نزدیک گروم لیک در ایالت نوادا و در 143 کیلومتری شهر لاس وگاس واقع شده است. پنهان کاری بسیار زیاد محیط اطراف پایگاه تخیل مردم منطقه را برانگیخته است و در نتیجه منطقه 51 به پدیده های غیر طبیعی همچون نظریه هایی که صحبت از بازدید بیگانه ها از این منطقه بود، ارتباط پیدا کرده است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در جولای 2013، برای اولین بار اسناد محرمانه از طبقه بندی خارج شده <span>CIA</span> وجود منطقه 51 را تصدیق و تایید کرد که این منطقه فوق محرمانه برای ازمایش طیف گسترده ای از هواپیماهای جاسوسی همچون هواپیمای شناسایی معروف &nbsp;&nbsp;<span>U-2</span> مورد استفاده قرار گرفته است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">پروژه </span><span><span style="font-size:14pt;">Grudge</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در حالی که منطقه 51 یک پایگاه فوق سری برای بررسی موجودات فضایی نبود، نیوری هوایی ایالات متحده وجود بشقاب پرنده ها را بررسی می کرد. پروژه <span>Grudge</span> برنامه کوتاهی بود که در سال 1949 اغاز شد تا اشیای پرنده ناشناس را بررسی کند. این ماموریت به دنبال برنامه ای از پیش شروع شده با نام پروژه نشانه (<span>Project Sign</span>) اغاز شد که گزارشی را در اوایل سال 1949 منشتر کرده بود &nbsp;و اشاره به این کرد که <span>UFO</span> ها پرنده های واقعی به نظر می رسند، اما اطلاعات کافی برای منشا انها وجود ندارد.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منتقدین &nbsp;<span>Grudge</span> اعلام کردند که هدف از این پروژه تنها روشن کردن گزارشات <span>UFO</span> ها بود و تحقیق واقعی اندکی صورت گرفته بود. ادوارد جی راپلت (<span>Edward J. Ruppelt</span>)-سرهنگ نیروی هوایی امریکا و مدیر پروژه گراج در کتاب خود در این مورد &nbsp;می نویسد: " بررسی اسناد و فایل های مربوط به اشیای پرنده کار خیلی زیادی نمی برد تا ببینیم که&nbsp; روش های استاندارد اطلاعاتی در پروژه گراج رعایت نشده بود. همه چیز بر این فرض بررسی شده بود که اشیای پرنده وجود نداشتند. مهم نیست چه می بینید یا می شنوید، ان را باور نکنید".</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">پروژه گیره کاغذ</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سپتامبر&nbsp; 1946، رئیس جمهور امریکا هری ترومن دستور اغاز پروژه گیره کاغذ را صادر کرد، پروژه ای که هدف ان به دام انداختن و دستگیری دانشمندان المان نازی در جنگ جهانی دوم بود. مقامات دفتر <span style="color:#FF0000;">خدمات استراتژیک </span>(<span><span style="color:#7030a0;">Office of Strategic Services</span></span>)- سلف سازمان <span>CIA</span> – دانشمندان المانی را در امریکا به خدمت گرفتند تا در اقدامات بعد از جنگ به انها کمک کنند، علاوه بر این،&nbsp; با این کار&nbsp; امریکایی ها مطمئن می شدند که این&nbsp; دانش با ارزش به دست شوروی نمی افتاد.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">معروف ترین فرد در پروژه گیره کاغذ، "<span style="color:#7030a0;">ورنر واون براون</span>" بود، فردی که بعد ها تبدیل به مغز متفکر پروژه فرود اپولو بر روی ماه سازمان ناسا &nbsp;شد.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">عملیات </span><span><span style="font-size:14pt;">Northwoods</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">روابط پرتنش بین امریکا و کوبا در طول جنگ سرد باعث شد تا <span>CIA</span> دست به طرح های باورنکردنی بزند تا نظام کاسترو را سرنگون کند. طبق نظر کارشناسان، &nbsp;در حالی که هدف اغلب این عملیات های پنهان، کشتن شخص فیدل کاسترو بود، هدف&nbsp; دیگر عملیات ها شروع جنگی تمام عیار بین امریکا و کوبا بود.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سال 1998، اژانس امنیت ملی امریکا (<span>NSA</span>)-یک سازمان غیر دولتی که اطلاعاتی را که طبق قانون ازادی اطلاعات در دسترس مردم قرار می گیرد را منتشر می کند-اسنادی از طبقه بندی خارج شده مرتبط با پروژه نورس وودز را منتشر کرد. طبق اسناد منتشر شده از سوی <span>NSA</span> ، هدف از این برنامه ارتکاب خشونت بر علیه شهروندان کوبایی و امریکایی بود تا بعد از ان تقصیر را بر گردن دولت کوبا بیندازند. طبق این اسناد، این اعمال، که شامل حملات تروریسیتی ساختگی در شهر های امریکا، ربودن هواپیماها و غرق کردن قایق های مهاجرین کوبایی در راه امریکا می شد بود، و بعد از ان برای موجه جلوه دادن جنگ با کوبا&nbsp; مورد استفاده قرار می گرفت.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طبق گزارشات جدید، دولت کندی متوجه حماقت این پروژه شد و انجام ان را لغو کرد.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">پروژه منهتن</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یکی از مشهورترین برنامه های تحقیقاتی مخفی در&nbsp; امریکا پروژه منتهتن است،&nbsp; که در نهایت منجر&nbsp; به &nbsp;تولید اولین بمب اتمی در دنیا شد. این پروژه در سال 1939 اغاز شد، و همان طور که فیزیک دانان پتانسیل تسلیحاتی اتم ها را بررسی می کردند سری نگه داشته شد. از سال 1942 تا 1946، ژنرال "لزلی گراوز" از بخش&nbsp; مهندسی&nbsp; نیروی زمینی امریکا سرپرستی پروژه منتهتن را بر عهده گرفت.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اولین بمب هسته ای دنیا در 16 جولای 1945 در پایگاه هوایی الاموگوردو در ساعت 5.30 صبح منفجر شد. این انفجار ابر قارچی ایجاد کرد 40.000 فوت (12.200 متر) به هوا برخاست و قدرت انفجاری ان&nbsp; بیش از قدرت 15.000 تن <span>TNT</span> بود.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یک ماه بعد از این ازمایش، در واپسین دقایق جنگ جهانی دوم، دو بمب اتمی بر روی شهر های &nbsp;هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن فرود امد. تا امروز، بمباران این دو شهر، تنها مورد استفاده از تسلیحات هسته ای در جنگ بوده است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">عملیات </span><span><span style="font-size:14pt;">Gladio</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در طول جنگ سرد، پیمان اتلانتیک شمالی-<span>NATO</span>- برنامه ای را&nbsp; برای "امن" نگه داشتن اروپا در حمله شوروی توسعه داد. طبق اسناد منتشر شده، هدف&nbsp; این عملیات که با نام عملیات <span>Gladio</span> شناخته می شد، تشکیل ارتش هایی سری یا سازمان هایی مخفی در بسیاری از کشورهای عضو پیمان ناتو&nbsp; همچون ایتالیا، بلژیک و فرانسه بود.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ماموریت این ارتش های مخفی ساده بود: امادگی برای اشغال کشور توسط شوروی و مقاومت مسلحانه در برابر ان در زمانی که اشغال محقق می شد. در برخی کشورها، امادگی برای حمله شوروی شامل خرابکاری و ذخیره سازی (و گرداوری) مهمات می شد.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این ارتش های مخفی تنها از چشم شوروی پنهان نگاه داشته نمی شدند. گاهی اوقات مقامات بلندپایه رسمی دولتی &nbsp;کشورها نیز از وجود چنین ارتش هایی در کشور خودشان&nbsp; با اطلاع نبودند. رئیس جمهور ایتالیا "جولیو اندروتی" اطلاعات مربوط به وجود ارتش سری ایتالیا در دهه 1990 (موسوم به <span>Gladio</span>) را علنی و افشا کرد و اولین رهبر &nbsp;در &nbsp;کشورهای عضو ناتو بود که وجود این نیروها را تایید کرد.&nbsp; اطلاعات مربوط به&nbsp; این ارتش ها در وب سایت" <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.theblackvault.com/'><span>http://www.theblackvault.com</span></a> /" در دسترس عموم قرار گرفته است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">کشتار دست جمعی روستای مای لای (</span><span><span style="font-size:14pt;">My Lai</span></span><span style="font-size:14pt;">)</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در مارس سال 1968، سربازان امریکایی ها صد ها نفر مردم از &nbsp;غیر نظامی را در دهکده مای لای در ویتنام جنوبی&nbsp; به قتل رساندند که طبق گزارشات اسناد منتشر شده، حداقل 300 زن ،بچه و افراد سالخورده شاملاین جنایت می شدند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مقامات ارتش موفق شدند تا برای یک سال قبل از انکه خبرنگار اسوشیتد پرس (<span>AP</span>) این وحشی گری را در نوامبر 1969 به توجه مردم امریکا برساند، بر&nbsp; ان سرپوش بگذارند. طبق گزارشات خبری، یک تحقیق رسمی در مورد واقعه روستای مای لای در مارس سال 1970 انجام شد. این تحقیق 14 افسر نیروی زمینی ارتش امریکا را متهم کرد اما تمامی این افسران به جز یک نفر از انها از اتهمات مبرا شدند. اطلاعات مربوط به تحقیق در مورد این واقعه در کتابخوانه کنگره در دسترس عموم است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به دنبال قتل عام روستای مای لای، پنتاگون یک گروه کاری با نام "<span style="color:#FF0000;">گروه کاری جرائم جنگی ویتنام</span>" تشکیل داد، که رویداد های مشابه روستای مای لای را بررسی می کرد. این گروه بیش از 9.000 صفحه اسناد مشابه کشتار روستای مای لای جمع اوری کرد که حاوی جرائمی بود که توسط سربازان ارتش امریکا در جنگ ویتنام انجام داده شده بود، می شد &nbsp;و بسیاری از انها در دهه 1990 از طبقه بندی سری خارج شد. اسناد مربوط به این گروه و دیگر اسناد مربوط به جرائم&nbsp; جنگی&nbsp; ویتنام از طریق <span style="color:#FF0000;">ارشیو ملی امریکا </span>&nbsp;(<span><a data-ipb='nomediaparse' href='https://www.archives.gov/research/alic/reference/military/vietnam-war.html'>https://www.archives.gov/research/alic/reference/military/vietnam-war.html</a></span> ) قابل دسترسی است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">عملیات </span><span><span style="font-size:14pt;">Washtub</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در طول جنگ سرد ارتش های مخفی در خود امریکا نیز وجود داشتند. در سال 2014، اسناد خارج شده از طبقه بندی سری توسط نیروی هوایی ایالات متحده و <span>FBI</span> از برنامه ای سرب برای یک "<span style="color:#00b050;">سازمان اطلاعاتی سری و&nbsp; عملیات فرار و گریز در الاسکا</span>" &nbsp;در سال 1950پرده برداشت .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اسم رمز این عملیات واشتاب بود و هدف ان اموزش ساکنان عادی الاسکا با اسم رمز های مختلف و تکنیک های جاسوسی از دشمن برای زمانی بود که شوروی به الاسکا حمله می کرد بود. &nbsp;در حالی که چنین تهاجمی هرگز اتفاق نیفتاد، 89 مامور برای این منظور اموزش دیده بودند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">اولگ پنکوسکی (</span><span><span style="font-size:14pt;">Oleg Penkovsky</span></span><span style="font-size:14pt;">)</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اولگ پنکوسکی یک افسر بلند پایه سازمان اطلاعات نظامی شوروی بود که در طول جنگ سرد&nbsp; به عنوان جاسوس برای ایلات متحده و بریتانیا کار می کرد. شهرت وی به خاطر نقشی که در بحران موشکی کوبا در سال 1962 داشت بود، پنکوسکی اطلاعاتی ارزشمندی از جزئیات مربوط به قابلیت های موشک های شوروی که در کوبا مستقر شده بودند را در اختیار امریکایی ها گذاشت. در نهایت وی توسط همکاران اطلاعاتی شوروی خودش شناسایی ، به خیانت به کشورش متهم و در سال 1963 اعدام شد. با این وجود افرادی هستند که اعتقاد دارند پنکوسکی &nbsp;تنها طعمه بوده و اطلاعاتی غلط در مورد قابلیت های نظامی شوروی را به ماموران اطلاعاتی امریکا داده است. این افراد به اسناد منتشر شده اشاره می کنند که نشان می دهد اطلاعات جاسوسی که توسط پنکوسکی جمع اوری شده حکایت از وفاداری وی به شوروی داشته &nbsp;است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">گربه های شنود کننده (</span><span><span style="font-size:14pt;">Acoustic</span></span><span style="font-size:14pt;">)</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">گزارشی از سال 1967 نشان می دهد که <span>CIA</span> میلیون ها دلار صرف اموزش گربه هایی کرد تا از شوروی جاسوسی کنند. بله درست خواندید، گربه های که جاسوسی کنند. اسم رمز این عملیات "اکوستیک کیتی" بود، و طی ان تجهیزات جاسوسی الکترونیکی در بدن گربه ها پیوند زده شده و کار می گذاشته شد و به انها اموزش داده می شد تا از رقیبان بی خبر جنگ سرد استراق سمع کنند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اگر باور ندارید که این برنامه احمقانه وجود داشته است ، می توانید اطلاعات بیشتر را در گزارشات منتشر شده در ارشیو اژانس امنیت ملی را مطالعه کنید. (<a data-ipb='nomediaparse' href='http://nsarchive.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB54/st27.pdf'><span>http://nsarchive.gwu.edu/NSAEBB/NSAEBB54/st27.pdf</span></a>)</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">بمب گمشده گرینلند</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سال 1968، یک بمب افکن &nbsp;<span>B-52</span> امریکایی در مسیر خود و در یک ماموریت محرمانه که &nbsp;چهار بمب هیدروژنی را حمل می کرد، نزدیک پایگاه هوایی &nbsp;<span>Thule</span> گرینلند دچار سانحه شد. پس از سانحه، مقامات امریکای و دانمارک پروژه ای را اغاز کردند تا بقایای رادیواکتیو در این سانحه را پاکسازی کرده و تکه های پراکنده بمب های هسته ای را جمع اوری کنند. با این وجود تا چند سال بعد از این حادثه، مطبوعات امریکا و دانمارک می پرسیدند که ایا دقیقا محل سقوط این بمب ها شناسایی شده است یا خیر.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سال 2008، <span>BBC</span> مقاله ای را بر اساس اسناد از طبقه بندی خارج شده در مورد این حادثه&nbsp; منتشر کرد و اظهار داشت که یکی از چهار بمب هیدروژنی این حادثه هرگز&nbsp; در&nbsp; محل سقوط پیدا نشد. این اظهارات از سوی یک منبع خبری موثق (؟؟!!؟؟) باعث شد تا نخست وزیر دانمارک دستور بررسی اسنادی را که <span>BBC</span> در مقاله خود به ان استناد کرده بود را صادر کند. این تحقیق که از سوی محقق دانمارکی &nbsp;<span>Svend Aage Christensen</span> صورت گرفت، نشان داد که اظهارات <span>BBC</span> بر اساس اطلاعاتی که به تازگی از طبقه بندی خارج شده نبوده است (این اظهارات از اطلاعاتی که قبلا از حالت سری خارج شده بود استخراج شده بودند) و&nbsp; طبق&nbsp; ارشیو اسناد ملی، هر چهار بمب طی سقوط سال 1968 نابود شدند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">پروژه افق</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">قبل از انکه <span>NASA</span> اولین فضانورد را در سال 1969 به فضا بفرستد، حداقل دو سازمان نظامی امریکا برنامه هایی برای ایجاد پایگاه نظامی استراتژیک در ماه را تهیه کردند. در سال 1959، ارتش امریکا پیشنهاد ایجاد <span style="color:#FF0000;">پایگاه نظامی&nbsp; سرنشین دار </span>در ماه را ارائه کرد. طبق اسناد منتشر شده،&nbsp; این پیشنهاد که توسط رئیس بخش تحقیق و توسعه ارتش ارائه شده بود، به عنوان <span style="color:#0070c0;">پروژه افق </span>(<span>Project Horizon</span>) نام گرفت و هدف ان این بود تا &nbsp;از منافع بالقوه ایالات متحده بر روی ماه محافظت کند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پروژه ی دیگری در همین مورد که توسط نیروی هوایی امریکا توسعه پیدا کرد، به دنبال ایجاد <span style="color:#0070c0;">سیستم بمباران کره زمین از ماه </span>بود که مشخص شد نیازمند شرایط و ملزومات خاص نظامی است. تحقیق دیگری که توسط نیروی هوایی در سال 1959 انجام شد به دنبال استقرار یک سلاح هسته ای بر روی کره ماه بود. این تحقیق در ابتدا&nbsp; توسط <span>Leonard Reiffel</span> و بعد از ان فیزیکدانی از انستیتو تکنولوژی ایلینویز رهبری شد و&nbsp; اخترفیزیکدان &nbsp;<span>Carl Sagan</span> نیز در ان شرکت داشت. در مصاحبه ای با نیو یورک تایمز در سال 2010، ریفل اعلام کرد که: " نیت اصلی این پروژه تحت تاثیر قرار دادن دنیا نسبت به قدرت ایالات متحده بود".</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">منطقه &nbsp;ماپیمی </span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یکی از اسناد منتشر شده می تواند کمک کنند تا برخی افسانه های &nbsp;محلی در مورد مناطق توریستی عجیب مکزیکو روشن شود. <span style="color:#FF0000;">منطقه خاموش ماپیمی </span>یک بیابان کوچک در دورانگو مکزیک است که طبق افسانه های محلی امواج رادیویی در این منطقه منتقل نمی شوند. این منطقه&nbsp; اغلب با مثلث برمودا مقایسه می شود و گردشگرانی که به دنبال ماجراجویی های فرا طبیعی هستند بسیار به این منطقه سفر می کنند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اما دلیل اصلی که ماپیمی مکان جالبی است نه به&nbsp; بیگانه ها و نه به&nbsp; انرژی فرا طبیعی مرتبط است بلکه مرتبط با یک اشتباه بزرگ نیری هوایی ایالات متحده است. در سال 1970، یک &nbsp;فضاپیمای &nbsp;&nbsp;<span>V-123-D</span> دو شیشه کوچک کوبالت 57 (یک ایزوتوپ رادیواکتیو که گاهی در ساخت <span style="color:#FF0000;">بمب های</span><span><span style="color:#FF0000;"> salted </span></span>–<span style="color:#00b050;">یک بمب هسته ای که بدین منظور طراحی شده تا به عنوان یک سلاح&nbsp; رادیولوژیکی عمل کند و مواد رادیواکتیو در منطقه مورد نظر پخش کند تا ان را غیر قابل سکونت کند</span> -کاربرد دارد) را حمل می کرد در بیابان دورانگو دچار حادثه شد. &nbsp;طبق اسناد منتشر شده ، قرار بود تا این فضاپیما در نیو مکزیکو فرود اید. احتمالا شایعات محلی به خاطر برخورد این فضاپیما در این ناحیه به وجود امده اند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#FF0000;"><span style="font-size:14pt;">پرواز ایران &nbsp;655&nbsp;</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#0070c0;">در سال 1988، بیک کشتی جنگی امریکایی در خلیج فارس به&nbsp; یک هواپیمای غیر نظامی ایرانی&nbsp; که در راه دوبی بود شلیک کرد و تمامی 290 مسافر ان کشته شدند. طبق اسناد منتشر شده،&nbsp; قبل از شلیک موشک که منجر به سقوط هواپیما شد، پرسنل کشتی اشتباها این هواپیما را به عنوان یک جنگنده ایرانی شناسایی کرده بودند. </span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#0070c0;">در سال 1996 امریکا با ایران به توافق رسید و پذیرفت تا غرامتی 1.8 میلیون دلاری به خانواده قربانیان این حادثه پرداخت کند. با این وجود </span><span style="color:#FF0000;">دولت امریکا هرگز عذرخواهی نکرد</span><span style="color:#0070c0;">. در سال 1988 پنتاگون تحقیقی رسمی در مورد این حادقه را اغاز کرد (که اکنون از طبقه بندی خارج شده) و اشتباهی در فرایند شلیک پرسنل به سمت پرواز 655 پیدا نکرد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#0070c0;">با این وجود، بعد از&nbsp; تحقیقات وزارت دفاع، چندین روزنامه به </span><span style="color:#FF0000;">اختلافات و تناقضاتی بین گزارش رسمی </span><span style="color:#0070c0;">(وزارت دفاع) و انچه که اتفاق افتاده بود اشاره کردند.&nbsp; به عنوان نمونه، گفته شده بود که این پرواز </span><span style="color:#00b050;">از مسیر اصلی خود منحرف شده بود </span><span style="color:#0070c0;">اما بعدا مشخص شد که این مطلب درست نبوده است. گزارش اشاره داشت که در زمان وقوع حادثه و شلیک موشک، کشتی امریکایی در اب های بین المللی حضور داشته، در حالی که &nbsp;در حقیقت کشتی &nbsp;در </span><span style="color:#00b050;">اب های ایران حضور داشته </span><span style="color:#0070c0;">و </span><span style="color:#7030a0;">مشغول عملیات بوده </span><span style="color:#0070c0;">است.</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">ربودن لونیک</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برخی اوقات مطالعه اسناد از طبقه بندی خارج شده همانند تماشای یکی از صحنه های فیلم های جیمز باند است. این مسئله&nbsp; در باره این سند صدق می کند که به عنوان "<span style="color:#00b050;">ربودن لونیک</span>" (<span>kidnapping the Lunik</span>) نام گرفته است. این سند داستان عملیات <span>CIA</span> برای "قرض" گرفتن یکی از ماهواره های شوروی تنها برای یک شب را روایت می کند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این ربایش در اوایل دهه 1960 در اوج رقابت فضایی شوروی و امریکا&nbsp; اتفاق افتاد. برای مشخص شدن اینکه ایا شوروی در حال بردن این مسابقه است یا نه، انها یک نمایشگاه بین المللی از ماهواره های لونیک خود-<span style="color:#7030a0;">اولین فضاپیماهایی که&nbsp; توانسته بودند به اطراف ماه برسند</span>- برگزار کردند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این سند نشان می دهد که در یکی از شب ها، ماموران مخفی&nbsp; <span>CIA</span> توانستند راننده کامیونی را که مامور انتقال ماهواره از شهر ها&nbsp; بود را راضی کنند تا در یکی از هتل های نزدیک استراحت کند و ماهواره را در ماشین انها بگذارد. قبل از گزاشتن ماهواره درون کامیون،&nbsp; مامورین <span>CIA</span> مدارپیمای ماهواره را "قرض گرفته" و از اجزای ان عکس برداری کردند. <span style="color:#0070c0;">اسناد نشان می دهند که&nbsp; هیچ رد و نشانی نبود تا روس ها متوجه شوند در ان شب مرگبار چه رخ داده بود</span>.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">کشتی </span><span><span style="font-size:14pt;">USS</span></span><span style="font-size:14pt;"> لیبرتی</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سال 1967، در طی جنگ شش روزه (درگیری بین اسرائیل و کشورهای عرب همسایه)، هواپیماهای اسرائیلی به کشتی <span>USS Liberty</span> که در حال جمع اوری اطلاعات محرمانه برای اژانس امنیت ملی امریکا (<span>NSA</span>) بود حمله کردند. در این حمله <span style="color:#00b050;">34 امرکیایی </span>کشته شدند و بش از <span style="color:#FF0000;">171 نفر دیگر نیز زخمی </span>شدند. اما ایا این حمله عمدی بود؟</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طبق گزارش <span>NSA</span> بسیاری بر این عقیده اند که هدف&nbsp; اسرائیل از حمله به این کشتی جاسوسی، جلوگیری از&nbsp; درز اطلاعات محرمانه در مورد نبردهای پیش رو بود. اما بررسی رسمی توسط مقامات امریکایی و اسرائیلی نتیجه گیری کرد که این حمله عمدی نبود و خلبانان تایید کردند که به باور انها &nbsp;<span>USS</span> لیبرتی کشتی دشمن بوده است. این سند موقعیت اژانس را در مورد این موضوع بحث بر انگیز توضیح می دهد.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">هواپیماهای نظارتی </span><span><span style="font-size:14pt;">FBI</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سال 2015، خبرگزاری اسوشیتد پرس خبری فوری مبنی بر برنامه نظارتی <span>FBI</span> پخش کرد که در ان از هواپیماهای کوچک برای جاسوسی از مظنونین بر روی زمین&nbsp; استفاده می شد. هواپیماها متعلق به شرکت هایی بودند که اصلا وجود خارجی نداشتند و&nbsp; دوربین و&nbsp; &nbsp;تکنولوژی نظارتی تلفن همراه &nbsp;حمل می کردند. وقتی اسوشیتد پرس در جون 2015 گزارش خود را منتشر کرد، این هواپیماها در 30 شهر امریکا در 11 ایالت در یک دوره 30 روزه مشاهده شده بودند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در حالی که <span>FBI</span> به اسوشیتد پرس گفت که برنامه نظارت هوایی سری نیستند، جزئیاتی که این هواپیماها گرداوری کرده اند به شدت در اسناد منتشر شده <span style="color:#FF0000;">سانسور شده شده بودند</span>. علاوه بر این گزارش نشان می دهد که <span>FBI</span> بدون حکم قضایی این هواپیماها را به پرواز دراورده است. یکی از&nbsp; اسنادی که از ارشیو امنیت ملی به دست امده،&nbsp; اسم و ادرس کمپانی های دروغی (وخیالی) که این هواپیما ها را به پرواز دراورده را نشان می دهد. کارشناس و تاریخدان <span>NSA</span> "متیو ام" لیستی از هواپیماهایی که در این بخش هوایی <span>FBI</span> مورد استفاده قرار گرفته است را تهیه کرده است.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">عملیات چهار راه ها</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در جولای 2016، ارشیو امنیت املی، اسناد، فیلم ها و تصاویر از طبقه بندی خارج شده ای را منتشر کرد که ازمایشات بمب های هسته ای در <span>Bikini Atoll</span> (جزیره مرجانی حلقوی غیر مسکونی متعلق به جزایر مارشال در اقیانوس ارام) در سال 1946 را نشان می داد. این ازمایشات اولین انفجارهای اتمی بعد از بمباران ژاپن در طول جنگ جهانی دوم در اگوست 1945 بود.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">درحالی که عامه مردم تنها در مورد ازمایشات اطلاعاتی در دست دارند، اسناد منتشر شده تاثیر این ازمایشات را بر روی مردم این جزیره ها- که مجبور به نقل مکان کردن از این منطقه شدند- &nbsp;را روشن تر کرده است. این اسناد اعتراضاتی را که توسط دانشمندان و مقامات نظامی قبل از بمباران ها ایجاد شد <span style="color:#FF0000;">و&nbsp; دلایل منطقی </span>که برخلاف این اعتراضات تصمیم به ادامه برنامه &nbsp;گرفته شد را نیز &nbsp;نشان می دهد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14pt;">دکتر ژیواگو </span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در دوران جنگ سرد، <span>CIA</span> در پخش کتاب "دکتر ژیواگو" در شوروی نقش داشت. این کتاب که توسط نویسنده روس <span>Boris Pasternak</span> نوشته شده بود توسط مقامات روس توقیف شده بود، زیرا <span style="color:#00b050;">نگاهی روشنفکرانه به انقلاب بلشویکی</span> و قهرمان ان داشت.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">امریکایی ها به ظرفیت تبلیغاتی کتاب نگاه می کردند و طبق اسناد منتشر شده در سال 2014، &nbsp;<span>CIA</span> با متحدان سازمان &nbsp;اطلاعاتی هلندی خود همکاری کرد تا 1.000 کپی از این کتاب را به سرزمین های شوروی برساند. این کتاب در بین بازدیدکنندگان نمایشگاه بین المللی سال 1958 &nbsp;در&nbsp;&nbsp; بروکسل&nbsp;&nbsp;&nbsp; با کمک واتیکان پخش شد.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این کتاب بی نام و نشان و بدون ارم خود با کاغذ های قهوه ای، راه خود را به سمت شوروی پیدا کرد و &nbsp;مقامات <span>CIA</span> امیدوار بودند تا احساسات و عقاید <span style="color:#00b050;">ضد کمونیستی </span>ر ابین شهروندان ناراضی &nbsp;برانگیزد. <span>CIA</span> کتاب های ممنوعه دیگری همچون " <span><span style="color:#FF0000;">"Pnin</span></span>اثر ولادمیر نابوکو&nbsp; و&nbsp; &nbsp;<span style="color:#FF0000;">چهره مرد هنرمند در جوانی &nbsp;</span>" <span>A Portrait of the Artist as a Young Man</span> " اثر جیمز جویس را نیز قاچاقی وارد شوروی کرد. &nbsp;</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مترجم: محمد رجبعلی</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منبع: <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.livescience.com/40172-declassified-military-cia-secrets.html'><span>http://www.livescience.com/40172-declassified-military-cia-secrets.html</span></a></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#00b050;">استفاده با ذکر منبع بلا مانع است</span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">شادی ارواح طیبه امام ، شهدا ، شهدای مدافع حرم (<span style="color:#FF0000;">شهدای اتش نشان</span>)</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سلامتی و پیروزی رزمندگان جبهه مقاومت</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سلامتی و تعجیل در فرج اقا ، مولا و سرورمون ،</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;مهدی قائم (عج)</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">و سلامتی نائب بر حق ایشان</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">امام خامنه ای</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پنج صلوات محمدی عنایت کنید</span></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">30021</guid><pubDate>Mon, 30 Jan 2017 17:56:05 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62C;&#x646;&#x6AF; &#x6A9;&#x627;&#x631;&#x6AF;&#x6CC;&#x644; &#x62C;&#x62F;&#x627;&#x644; &#x628;&#x631; &#x641;&#x631;&#x627;&#x632; &#x642;&#x644;&#x647; &#x647;&#x627;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29995-%25d8%25ac%25d9%2586%25da%25af-%25da%25a9%25d8%25a7%25d8%25b1%25da%25af%25db%258c%25d9%2584-%25d8%25ac%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2584-%25d8%25a8%25d8%25b1-%25d9%2581%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d9%2582%25d9%2584%25d9%2587-%25d9%2587%25d8%25a7/</link><description><![CDATA[<div style="text-align:center;"><span style="color:#800000;"><strong><span style="font-size:18px;">بسم الله الرحمن الرحیم&nbsp;</span></strong></span></div>
<div>&nbsp;</div>
<div>ناحیه لاداخ و کارگیل بخشی از شمال منطقه کشمیر می باشد که از نظر مذهبی و نژادی دارای تنوع زیادی است. این منطقه متشکل از جمعیت شیعیان دوازده امامی در شهر کارگیل و بعضی از نواحی روستایی و همچنین قسمتی از جمعیت بودایی در شهر له (Leh) می باشد که ادیان و نژادهای مختلف دیگری نیز در این بین قرار دارند. زمین این قسمت از کوه های بلند و به هم فشرده ای تشکیل شده است. دمای هوا در زمستان های این منطقه تا منفی 48 درجه نیز می رسد. شهر کارگیل در 205 کیلومتری شهر سرینگر مرکز ایالت جامو و کشمیر هند قرار دارد و تنها به وسیله ی یک راه ارتباطی به نام بزرگراه ملی شماره یک (NH1) با سرینگر (مرکز ایالت جامو و کشمیر) در ارتباط است. این راه ارتباطی که در نهایت به له می رود در زمستان اغلب به علت برف سنگین و سرمای شدید هوا قطع می شود.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Kargil_town2C_India_panorama.jpg" alt="Kargil_town2C_India_panorama.jpg"></div>
<div style="text-align:center;">شهر کارگیل و کوه های اطراف آن</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>در سال 1999 دو کشور هند و پاکستان بر سر منطقه کارگیل و نواحی اطراف آن به جنگ پرداختند. این جنگ که شروع کننده آن پاکستان بود از 3 فاز اصلی تشکیل می شد. در مرحله اول نفوذ نیروهای پاکستانی به قسمت هایی از مناطق تحت کنترل هند در کشمیر و اشغال آنها از سوی پاکستانی ها و استقرار در مواضع حساس آن اتفاق افتاد که این امر منجر به تسلط دید و آتش بر روی قسمتی از بزرگراه NH1 شد. در مرحله بعد هندی ها متوجه نفوذ نیروهای پاکستانی شدند و نیروهایی را برای مقابله با آنها تشکیل دادند. در مرحله پایانی نبردهای سنگینی بین هندی ها و پاکستانی ها روی داد که منجر به تصرف دوباره بیشتر قلمرو از دست رفته شد. در مرحله آخر پاکستانی ها تحت فشارهای بین المللی مجبور به عقب نشینی از مناطق باقیمانده شدند.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Fig1-490.jpg" alt="Fig1-490.jpg"></div>
<div style="text-align:center;">نقشه منطقه کشمیر و شهر کارگیل و جاده ارتباطی</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>بعد از نبرد 1971 بین هند و پاکستان تا مدت ها به جز تبادل آتش های مرزی که بین این دو کشور اتفاق می افتاد هیچ حادثه جدی در بین نبود. در همین مدت جدایی خواهان کشمیری با پشتیبانی پاکستان در قسمت های تحت کنترل هند فعالیت داشتند. با دست یابی هند به سلاح هسته ای در سال 1974 پاکستان تمام تلاش خود را برای مجهز شدن به این سلاح و عقب نماندن از رقیب به کار بست. سرانجام در سال 1998 پاکستان نیز اقدام به آزمایش سلاح هسته ای کرد و هر دو کشور به سلاح هسته ای مجهز شدند. این اقدامات به شدت تنش ها را در سراسر شبهه قاره هند افزایش داد. در تلاش برای کاهش تنش ها، دو کشور با &nbsp;امضای اعلامیه لاهور در فوریه 1999 قول اتخاذ یک راه حل مسالمت آمیز را برای بحران کشمیر دادند.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/0689.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_0689.jpg" alt="thumb_0689.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">مواضع نیروهای هندی در ارتفاعات کشمیر در سرمای منجمد کننده</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>در طول زمستان همین سال بعضی از عناصر مسلح پاکستانی به صورت مخفیانه به همراه گروه های شبه نظامی کشمیری معروف به مجاهدین به قسمت تحت کنترل هند نفوذ کردند. این نفوذ و تهاجم بعدی آن با نام عملیات بدر شناخته شد. هدف این نفوذ قطع ارتباط بین منطقه کشمیر و لاداخ بود که با این کار نیروهای هندی مجبور به خروج از منطقه سیاچن می شدند. بدین وسیله هندی ها مجبور می شدند برای حل و فصل منطقه مرزی کشمیر به گفتگو بپردازند. پاکستانی ها نیز اعتقاد داشتند که هرگونه تنش در این ناحیه باعث می شود مسئله کشمیر به عنوان یک مناقشه بین المللی عنوان شود و این موضوع به ایجاد یک راه حل سریعتر در این منطقه کمک کند. این موضوع همچنین به ایجاد روحیه، در بین جدایی خواهان این منطقه کمک می کرد.</div>
<div>در طول فصل زمستان به علت سرمای شدید و کوه های پوشیده از برف کشمیر، نیروهای هندی و پاکستانی بر اساس رویه معمول از بعضی از پست های منطقه مرزی و نواحی بد آب و هوا در سمت خودشان تخلیه می شدند که همین کار راه را برای نفوذ نیروهای مهاجم از کوره راه ها باز می کرد. با بهتر شدن وضعیت هوا پست های خط مقدم بار دیگر به کار می افتادند و گشت زنی های مرزی دوباره برقرار می شدند.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/krg3.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_krg3.jpg" alt="thumb_krg3.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">نقشه منطقه و شرح حوادث روی داده تا شروع درگیری های اصلی</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>با رسیدن فوریه 1999 ارتش پاکستان پست های خود را در منطقه مرزی دوباره به خدمت گرفت و همچنین اقدام به ارسال نیرو به منطقه تحت کنترل هند کرد. نیروهایی به استعداد 4 تا هفت گردان از نیروهای کماندویی پیاده نظام منطقه شمالی پاکستان اقدام به نفوذ در منطقه هندی کردند. طبق برخی گزارش ها این نیروهای توسط شبه نظامیان کشمیری و همچنین افغانی های متحد پاکستان حمایت می شدند. این نیروها به سرعت در نواحی مختلف منطقه و در مواضع استراتژیک مستقر شدند و نفوذ خود در منطقه را گسترش دادند.</div>
<div>در ابتدا بنابر دلایلی این حمله از نظر هندی ها دور ماند: گشتی های هندی ها در این منطقه برقرار نشده بودند و تبادل اتش بین هندی ها و پاکستانی ها در این منطقه نیز باعث پوشش نفوذی ها شد. ولی در هفته دوم ماه می در پی یک کمین بر سر راه گشتی هندی که توسط یک چوپان به آنها اطلاع داده شد، هندی ها متوجه نفوذ در منطقه خود شدند. در ابتدا آنها تصور می کردند که نفوذی ها تنها استقلال طلبان کشمیر هستند و ادعا کردند که به سرعت و تنها در چند روز آنها را نابود خواهند کرد ولی در پی مستندات بعدی و تفاوت &nbsp;تاکتیک نفوذی ها با کشمیری های استقلال طلب باعث شد که هندی ها متوجه شوند طرح حمله بسیار وسیع تر از آنچه بوده است که انها در ابتدا تصور می کردند. مساحت کلی اشغال شده توسط پاکستانی ها در حدود 130 تا 200 کیلومتر مربع تخمین زده می شد.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Kargil-War-1999-Pakistani-position-on-Point-5353-overlooking-Indian-National-Highway-NH-1D-Kargil-Conflict-1999.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Kargil-War-1999-Pakistani-position-on-Point-5353-overlooking-Indian-National-Highway-NH-1D-Kargil-Conflict-1999.jpg" alt="thumb_Kargil-War-1999-Pakistani-position"></a></div>
<div style="text-align:center;">جاده ارتباطی هندی ها از دید پاکستانی ها</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>دولت هند با بسیج 200 هزار سرباز هندی تحت عملیات ویجی به این اقدام پاسخ داد. با این حال به علت ماهیت زمین نبرد واحدهایی در استعداد لشکر و سپاه نمی توانستند در این منطقه تشکیل شوند و تنها واحدهایی به استعداد هنگ یا گردان توان عملیات در این منطقه را داشتند. در نهایت دو لشکر از ارتش هند به تعداد 20 هزار نفر &nbsp;به همراه چندین هزار نفر از شبه نظامیان هندی همراه با نیروی هوایی در منطقه نبرد متمرکز شدند. استعداد کلی نیروهای هندی که برای نبرد کارگیل اعزام می شدند به 30 هزار نفر می رسید. در طرف مقابل استعداد نیروهای نفوذ کننده به همراه واحد های لجستیکی و پشتیبانی در حداکثر مقدار خود به 5000 نفر می رسید. این نیروها توسط نیروهای مستقر در کشمیر پاکستان به وسیله آتش توپخانه پشتیبانی می شدند. نیروی هوایی هند همزمان با نیروی زمینی عملیات سیفد ساگار را در پشتیبانی از بسیج نیروهای هندی و تهاجم آنها انجام داد ولی به علت شرایط آب و هوایی و ارتفاعات زیاد منطقه تاثیر حملات هوایی محدود شده بود.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/maxresdefault~0.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_maxresdefault~0.jpg" alt="thumb_maxresdefault~0.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/2_mos_072615082824-1.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_2_mos_072615082824-1.jpg" alt="thumb_2_mos_072615082824-1.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/hqdefault_28429.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_hqdefault_28429.jpg" alt="thumb_hqdefault_28429.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">نیروهای پاکستانی و مجاهدین کشمیری در حال تصرف و نفوذ به مواضع هندی ها</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>در همین اثنا نیروی دریایی هند نیز در حال آماده شدن برای بستن و بلوکه کردن بنادر پاکستان و به خصوص بندر کراچی به منظور قطع ارتباط لجستیک پاکستان با خارج می شد. ناوگان های دریایی غربی و شرقی هندوستان با پیوستن به هم در شمال دریای عرب شروع به پیشروی به سمت بنادر پاکستانی و تهدید به قطع خطوط تجاری آنها کردند. این امر به شدت خطوط انتقال نفت و تجارت پاکستانی ها تهدید می کرد. بعدها نواز شریف اعتراف نمود که در آن زمان اگر درگیری همه جانبه ای بین دو کشور در می گرفت پاکستان تنها برای شش روز ذخیره استراتژیک نفت در اختیار داشت.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/hqdefault_28129.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_hqdefault_28129.jpg" alt="thumb_hqdefault_28129.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">بزرگراه ملی شماره 1 هند</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>زمین منطقه کشمیر پوشیده از کوه های با ارتفاع بالا بود و به همین علت، حتی بهترین راه ها مانند بزرگراه ملی شماره 1 (NH1D) که از له به سرینگر کشیده شده بود نیز تنها یک باند رفت و یک باند برگشت داشت. زمین خشن منطقه و جاده های باریک باعث ترافیک شدید شده بود و ارتفاع زیاد بر قابلیت حمل بار هوایی تاثیر گذاشته بود. به همین دلیل کنترل بزرگراه NH1D که قسمت هایی از آن زیر آتش پاکستانی ها قرار داشت یک اولویت فوری برای هندی ها بود. نیروهای پاکستانی از پست های دیدبانی شان، یک دید واضح نسبت به بزرگراه داشتند و بدین وسیله آتش غیر مستقیم توپخانه بر روی بزرگراه تلفات و خسارات زیادی بر هندی ها وارد آورد. این یک مشکل بزرگ برای ارتش هند به شمار می آمد چراکه &nbsp;این راه مهمترین راه تدارکاتی و لجستیکی برای آنها بود. گلوله باران این راه شریانی، خطوط ارتباطی شهر له را تهدید می کرد ولی با این حال یک راه جایگزین طولانی تر و دشوارتر به له وجود داشت که از هیماچال پرادش می گذشت.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/k43.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_k43.jpg" alt="thumb_k43.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/kargil28.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_kargil28.jpg" alt="thumb_kargil28.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/kargil1999_shelling.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_kargil1999_shelling.jpg" alt="thumb_kargil1999_shelling.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/0231.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_0231.jpg" alt="thumb_0231.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">کاروان های تدارکاتی هندی در حال عبور از منطقه صعب العبور زیر آتش دشمن</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>نیروهای نفوذی پاکستانی ضمن مجهز بودن به سلاح های سبک و نارنجک اندازها همچنین به خمپاره انداز، توپخانه و سلاح های ضد هوایی نیز مجهز بودند. پست های زیادی نیز مین گذاری شده بودند به طوری که بعد ها هندی ها بیش از هشت هزار مین ضد نفر را در منطقه پیدا کردند. شناسایی منطقه توسط پاکستانی ها به وسیله پرنده های بدون سرنشین و رادارهای جستجوی آتش AN/TPQ-36 که به وسیله آمریکایی ها برای ارتش پاکستان فراهم شده بود انجام می شد. حملات اولیه هندی ها بر بلندی های مشرف بر بزرگراه به خصوص در اطراف شهر کارگیل متمرکز شده بود. بیشتر پست های پاکستانی ها در مجاور بزرگراه قرار داشتند و به همین دلیل با پاکسازی هر پست علاوه تصرف سرزمین بیشتر امنیت بزرگراه نیز بیشتر تامین می شد. تصرف پست ها و پاکسازی و حفظ امنیت بزرگراه در تمام طول جنگ ادامه داشت.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/kargil_artyshelling_NH1.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_kargil_artyshelling_NH1.jpg" alt="thumb_kargil_artyshelling_NH1.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/kargil4.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_kargil4.jpg" alt="thumb_kargil4.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/kargil14.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_kargil14.jpg" alt="thumb_kargil14.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/indianpost-hit-27jun99.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_indianpost-hit-27jun99.jpg" alt="thumb_indianpost-hit-27jun99.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">توپخانه پاکستانی ها در حال گلوله باران مواضع و بزرگراه مواصلاتی هندی ها</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>ارتش هند در ابتدا اقدام به تصرف مواضعی نمود که در محدوده نزدیک بزرگراه قرار داشتند. به موجب این تصمیم، ارتفاعات تایگرهیل و استحکامات تولودینگ در دراس (Dras) که بر روی راه سرینگر به له اشراف دید داشتند هدف حمله قرار گرفتند. همچنین به بخش باتالیک توتوک که به منطقه سیاچن دسترسی داشت نیز حمله شد. بعضی از ارتفاعات که از نظر استراتژیک برای پاکستانی ها اهمیت زیادی داشتند شامل نقطه 4590 و 5353 بودند که اولی نزدیک ترین نقطه ای بود که به بزرگراه دید داشت و دومی بلندترین ارتفاع منطقه دراس بود که به پاکستانی ها اجازه می داد بر روی بزرگراه به راحتی اشراف داشته باشند. بازپس گیری ارتفاع 4590 توسط نیروهای هندی در 14 ژوئن موفقیت قابل توجهی برای آنها بود ولی آنها برای تصرف این نقطه بهای سنگینی پرداختند و بیشترین تلفات کل جنگ را در این منطقه دادند. با اینکه بیشتر پست های پاکستانی ها در اطراف بزرگراه تا اواسط ژوئن پاکسازی شده بود ولی بعضی از قسمت های بزرگراه تا پایان جنگ در دید و تیررس توپخانه قرار داشت.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/k23.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_k23.jpg" alt="thumb_k23.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/k27.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_k27.jpg" alt="thumb_k27.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/k52.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_k52.jpg" alt="thumb_k52.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/kargil.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_kargil.jpg" alt="thumb_kargil.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">توپخانه هندی ها در حال گلوله باران مواضع پاکستانی ها</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>به محض اینکه نیروهای هندی کنترل بلندی های مشرف بر بزرگراه را به دست می گرفتند با تغییر مسیر خود نیروهای مهاجم را به پشت خطوط مرزی عقب می راندند. در میان همه نبردها، نبرد در تولولینگ به آهستگی به سمت مطلوب طرف هندی پیش می رفت. نیروهای پاکستانی در تولولینگ توسط مبارزان کشمیری تقویت شده بودند. در بعضی از پست ها نیز مقاومت شدیدی توسط پاکستانی ها صورت پذیرفت به طوری که در ارتقاع تایگرهیل (نقطه 5140) درگیری های خونینی بین دو طرف درگرفت و تلفات سنگینی به دو طرف وارد شد. در آخرین مرحله درگیری در این بلندی با کشته شدن 10 نیروی پاکستانی در مقابل 5 سرباز هندی این بلندی به تصرف نیروهای هندی درآمد. آخرین نبردها در نوک قله این بلندی به درگیری تن به تن نیز رسیده بود.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/k2.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_k2.jpg" alt="thumb_k2.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/k30.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_k30.jpg" alt="thumb_k30.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Indian_soldiers_in_Batalik_during_the_Kargil_War.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Indian_soldiers_in_Batalik_during_the_Kargil_War.jpg" alt="thumb_Indian_soldiers_in_Batalik_during_"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/jawans-batalik.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_jawans-batalik.jpg" alt="thumb_jawans-batalik.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">نیروهای هندی در حال بازپس گیری ارتفاعات</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>همینطور که عملیات پاکسازی پست ها در حال انجام بود در حدود 250 قبضه از توپ های مستقیم و منحنی زن نیز در اختیار نیروهای هندی قرار گرفت. در این میان هویتزر میدانی بوفورس FH-77B نقش حیاتی و موثری را بازی می کرد و تیراندازان هندی حداکثر استفاده را از آن به عمل آوردند.&nbsp;</div>
<div>در حالی که به علت شرایط زمین حملات هوایی با راکت و بمب های غیر هدایت شونده با تاثیر گذاری کم در حال انجام بود به تدریج نیروی هوایی هند از هوایپماهای فرانسوی میراژ 2000 خود به همراه بمب های هدایت لیزری برای هدف قرار دادن پناهگاه های مستحکم پاکستانی ها استفاده کرد. در طی این بمباران ها نیروی هوایی هند یک فروند میگ 27 را به علت از دست رفتن موتور و یک فروند میگ 21 را به دلیل آتش ضد هوایی پاکستانی ها از دست داد. همچنین یک فروند هلیکوپتر Mi-8 هندی به همراه 4 خدمه بر اثر آتش استینگرهای پاکستانی سرنگون شد.&nbsp;</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Pic3-490.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Pic3-490.jpg" alt="thumb_Pic3-490.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Pic5-490.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Pic5-490.jpg" alt="thumb_Pic5-490.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/25war10.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_25war10.jpg" alt="thumb_25war10.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/f-16-kargil_650x400_51468927298.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_f-16-kargil_650x400_51468927298.jpg" alt="thumb_f-16-kargil_650x400_51468927298.jp"></a></div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Fig4-490.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Fig4-490.jpg" alt="thumb_Fig4-490.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">نیروی هوایی هند در نبرد کارگیل</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/kargilvictory.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_kargilvictory.jpg" alt="thumb_kargilvictory.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">بقایای یک میگ 21 هندی که توسط پاکستانی ها سرنگون شد</div>
<div>&nbsp;</div>
<div>در بسیاری از نقاط حساس نه آتش توپخانه و نه بمباران هوایی نمی توانست برای تسخیر پست هایی که پاکستانی ها در آنها موضع داشتند مفید واقع شود. ارتش هند تعدادی از تک تهاجمی مستقیم را به سمت مواضع پاکستانی ها انجام داد که بسیار آهسته پیش می رفت. این نبردها گاهی در بلندی هایی به ارتفاع 5500 متر اتفاق می افتاد و به علت دید عالی پاکستانی ها، پیشروی هندی ها باید در طول شب اتفاق می افتاد که سرمای هوای تا منفی 15 درجه زیر صفر نیز می رسید و احتمال انجماد افراد وجود داشت. بر اساس تاکتیک های نظامی هندی ها می بایست اقدام به محاصره نیروهای پاکستانی مستقر در کوهها می کردند که این خود مستلزم آن بود که نیرهای هندی با عبور از خط مرزی در آن سوی مرز با قطع خطوط لجستیک پاکستانی ها اقدام به محاصره آنها نمایند. اما این کار چندان خوشایند هندی ها نبود و آنها از گسترش دامنه جنگ وحشت داشتند.</div>
<div>دو ماه بعد از شروع نبردها نیروهای هندی به آهستگی بیشتر مکان های استقرار نفوذی ها را بازپس گرفتند. تا این زمان در حدود 75 تا 80 درصد از منطقه توسط هندی ها پاکسازی شده بود.</div>
<div>به دنبال این اتفاقات، پاکستان برای فروکش کردن درگیری به طور تدریجی از آمریکا به منظوز میانجی گری درخواست کمک کرد. در آن زمان به علت تجهیز پاکستان (همانند هند) به سلاح اتمی هر دو طرف از گسترش درگیری و همه جانبه شدن آن واهمه داشتند. در نهایت پس از موافقت پاکستان با بیرون کشیدن نیروهای خود به سمت منطقه تحت کنترلش، آمریکا موافقت کرد تا به عنوان واسطه بین دو کشور عمل کند. نواز شریف به طور رسمی در تاریخ 4 جولای 1999 موافقت خود را با خروج نیروهای پاکستانی اعلام نمود. با وجود خروج بیشتر نیروهای پاکستانی هنوز تعدادی از نیرهای ارتش و مبارزان کشمیری در بعضی از ارتفاعات مقاومت می کردند. در نهایت ارتش هند در آخرین هفته جولای حمله نهایی خود را انجام داد و منطقه را پاکسازی کرد وآخرین نیروهای پاکستانی نیز از منطقه خارج شدند و نبرد در 26 جولای پایان یافت.</div>
<div>سرلشکر شاهد عزیز که بعدها به عنوان رئیس ISI نیز انتخاب شد در سال 2013 عنوان کرد که در واقع مجاهدین در این نفوذ نقش اساسی نداشتند و بیشتر سربازان پاکستانی در این پوشش به جنگ کارگیل رفتند.</div>
<div>به عقیده یکی از فرماندهان اصلی میدانی ارتش هند به نام ژنرال ود پراکاش مالک و تعدادی از محققان نظامی، ایجاد خطوط تدارکات و لجستیک برای این جنگ از مدت ها پیشتر اغاز شده بود. حتی گمان می رود که این نقشه از زمان نخست وزیران پیشین پاکستان نیز اتخاذ شده بود ولی به دلیل ترس از ایجاد یک جنگ همگانی با هند هیچگاه اجرا نشد. با این حال نواز شریف نخست وزیر وقت پاکستان بعدها ادعا کرد که وی نیز از نقشه حمله آگاه نبوده است و تنها بعد از تماس تلفنی اتال بیهاری واجپایی نخست وزیر هند با وی، او از وضعیت آگاهی بافته است. او ادعا کرد پرویز مشرف فرماندهی وقت ارتش پاکستان که از سال 1998 به این سمت منصوب شده بود به همراه تعدادی از ژنرال های ارتش نقشه این عملیات را طرح کرده بودند. با این حال مشرف نیز اظهار داشت که نواز شریف تنها 15 روز بعد از سفر واجپایی به لاهور برای مذاکرات صلح از طرح حمله اگاه شده است.</div>
<div>بر طبق برخی گزارش ها در طی این درگیری رژیم اسرائیل با رساندن تجهیزات توپخانه ای و مهمات و بمب های هدایت لیزی، هواپیماهای بدون سرنشین و در نهایت تصاویر ماهواره ای در کنار هند و در برابر پاکستان قرار داشت.</div>
<div>پاکستانی ها در این نبرد در حدود 400 نفر کشته و 660 نفر زخمی و 8 اسیر داشتند که در مقابل آنها هندی ها حدودا 500 کشته، 1360 مجروح و یک اسیر داشتند و دو هواپیما و یک بالگرد آنها نیز سقوط کرد. در پایان جنگ هردو طرف درگیر به قهرمانانشان مدال های افتخار اهدا کردند.</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Ns_3592_21780_9727952.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Ns_3592_21780_9727952.jpg" alt="thumb_Ns_3592_21780_9727952.jpg"></a></div>
<div style="text-align:center;">ارتشبد پرویز مشرف فرمانده وقت ارتش پاکستان به همراه نواز شریف نخست وزیر این کشور</div>
<div style="text-align:center;">&nbsp;</div>
<div>علت های زیادی برای شروع جنگی که هیچ یک از مقامات پاکستانی مسئولیت آغاز و دادن فرمان حمله آن را بر عهده نگرفته اند بیان می شود. اگرچه پاکستان از شروع کردن آتش جنگ هیچ دستاورد سیاسی بدست نیاورد و نتوانست قسمتی از منطقه مورد تهاجم را در اشغال خود نگه داشته باشد ولی در درگیری &nbsp;نظامی توانست خسارت و تلفات نسبتا بیشتری بر هندی ها وارد سازد و در نهایت نیز به آسانی نیز مناطق اشغالی را به هندی ها بازپس نداد. یک سال بعد از آن حادثه ارتشبد پرویز مشرف فرمانده ارتش پاکستان با کودتای نظامی حکومت نواز شریف را ساقط نمود و خود عهده دار این پست شد.</div>
<div>منابع:</div>
<div>&nbsp;</div>
<div style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='https://en.wikipedia.org/wiki/Kargil_War'>https://en.wikipedia.org/wiki/Kargil_War</a></div>
<div style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://carnegieendowment.org/2012/09/20/airpower-at-18-000-indian-air-force-in-kargil-war-pub-49421'>http://carnegieendowment.org/2012/09/20/airpower-at-18-000-indian-air-force-in-kargil-war-pub-49421</a></div>
<div style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.pakistanarmy.biz.tc/kargilwar.html'>http://www.pakistanarmy.biz.tc/kargilwar.html</a></div>
<div style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='https://zuhayer.wordpress.com/2010/02/13/kargil-war-1999'>https://zuhayer.wordpress.com/2010/02/13/kargil-war-1999</a></div>
<div style="text-align:left;">&nbsp;</div>
<div style="text-align:center;">با تشکر از جناب <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/user/15596-mehran55/'><span style="color:#0000ff;">Mehran55</span></a> بابت پیشنهاد این موضوع</div>
<div style="text-align:center;"><strong><span style="color:#ff0000;">تقدیم به شهدای گمنام اسلام</span></strong></div>
<div style="text-align:center;"><strong>تمامی حقوق متعلق به <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/user/12324-deserthawk/'><span style="color:#0000ff;">نویسنده و مترجم</span></a> و <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/'><span style="color:#0000ff;">وبسایت میلیتاری</span></a> می باشد</strong></div>
<div style="text-align:left;">&nbsp;</div>
<div>&nbsp;</div>
]]></description><guid isPermaLink="false">29995</guid><pubDate>Wed, 23 Nov 2016 12:27:05 +0000</pubDate></item><item><title>&#x646;&#x628;&#x631;&#x62F; &#x63A;&#x648;&#x644;&#x647;&#x627; &#x648; &#x646;&#x6CC;&#x645;&#x686;&#x647; &#x63A;&#x648;&#x644;&#x647;&#x627; " &#x631;&#x627;&#x646;&#x62F; &#x62F;&#x648;&#x645; &#x60C; &#x641;&#x6CC;&#x644;&#x648;&#x631;&#x627; "</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29931-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%BA%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85%DA%86%D9%87-%D8%BA%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%88%D8%B1%D8%A7/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10248/Besmellah_34.png" alt="Besmellah_34.png"></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در جریان جنگ هند و پاکستان به سال <span style="color:#0000ff;">1965 </span>، حداقل دو نبرد زرهی در مقیاس وسیع رخ داد ، که نبرد فیلورا ، نخستین مصاف زرهی میان دو کشور در منطقه <span style="color:#ff0000;">سیالکوت </span>بشمار می آید وعلاوه برآن ، با یک فاصله زمانی اندک با نبرد"آسال اوتار " بوقوع پیوست .&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/1~109.jpg" alt="1~109.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">موقعیت مکانی وقوع نبرد فیلورا</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>شروع نبرد :</strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در <span style="color:#800000;">10 سپتامبر 1965</span> ، واحدهای ارتش هند دست به اجرای یک تک گسترده علیه خطوط دفاعی ارتش پاکستان زدند تا منطقه فوق را از کنترل این کشور خارج کنند . در جریان این عملیات ،&nbsp; یگانهای عمل کننده هندی ، به استعداد رزمی 1 لشکر زرهی ( شامل 4 هنگ تانک ) به این منطقه یورش بردند ، اما &nbsp;این تهاجم با مقاومت شدید و غیر منتظره مدافعان پاکستانی ، بویژه <span style="color:#0000ff;">لشکر ششم زرهی</span> این کشور روبرو گردید .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با این وجود ، شدت حملات واحدهای زرهی هندی به اندازه ای بود که سرفرماندهی ارتش پاکستان به پشتیبانی هوایی نیاز پیدا نمود ، اما بدلیل مهارت پایین خلبانان پاکستانی در اجرای ماموریت های پشتیبانی نزدیک (<span style="color:#ff0000;"><strong><span>CAS</span></strong></span>) ، ستون های زرهی ، پشتیبانی و پیاده ارتش هند ، تلفات کمی را متحمل شده و بر خلاف انتظارات ، به پیشروی خود ادامه دادند . از سویی دیگر ، پیش بینی&nbsp; فرماندهان هندی مبنی بر پیشروی سریع&nbsp; نیز محقق نشد ، چرا که مقاومت ارتش پاکستان ، برای 48 ساعت دیگر هم ادامه یافت و وفقط زمانی که تلفات این واحدها افزایش یافته و بالتبع ، توان رزمی آنها کاهش یافت ، دست به یک عقب نشینی تاکتیکی به سمت " <span style="color:#008000;">چاویندا </span>" زدند . در جریان این زد و خوردها ، ارتش هند مدعی شد که 67 دستگاه تانک پاکستانی را منهدم نموده است &nbsp;.</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/2~101.jpg" alt="2~101.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;">تو رفتگی شاکارگاره ، روستای فیلورا ، بهاگوال</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;">یگان های رزمی و سازمان رزم &nbsp;مورداستفاده طرفین درگیر در جریان نبرد فیلورا</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#ff0000;">سرگرد سابق</span> (<span style="color:#0000ff;">بازنشسته </span>) ارتش پاکستان و مورخ نظامی ، <span style="color:#0000ff;">آ.چ. امین</span> ، علل شکست ارتش پاکستان در نبرد فیلورا را بدینگونه تشریح می نماید :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">"<span style="color:#0000ff;"> ........ ، در نخستین ساعات آغاز حملات ارتش هند ، به یگانهای مستقر در منطقه ، یعنی لشکر ششم زرهی ، یگان دهم سواره نظام ، یگان چهاردهم گارد مرزی ، دستور داده شد تا در ساعت 30/11 صبح روز 11 سپتامبر 1965 ، از سمت راست محور "بهاگوال- بهچرشاه" ، به واحدهای ارتش هند که از محور " لیبه – چاهر" دست به پیشروی زده بودند ، حمله نموده و سد راه پیشروی آنان شوند .</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#0000ff;">هدف اصلی این ضدحمله گسترده ، از میان بردن و یا کاهش فشار حملات ارتش هند بر روی یگان یازدهم سواره نظام که در آن زمان سرعت پیشروی هندی ها را در محور فوق کم نموده بودند ، بشمار می آمد . بنابراین ، با آغاز این پاتک ، هنگ شانزدهم سواره نظام ، جمعی لشکر ششم زرهی ، تمام توان رزمی خود را برای اجرای این ماموریت ، وارد صحنه عملیات رزمی نمود ، اما بدلایل مختلف ، از جمله شدت حملات ارتش هند و در کنار آن ، حساسیت منطقه نبرد برای دو&nbsp; طرف ، این یگان متحمل تلفات زیادی شد و اگر چه تا آخرین لحظات ، موفق شده بود تا تعدادزیادی از تانک های ارتش هند را از کار انداخته یا منهدم نماید ، اما متقابلا" ، سازمان رزم واحد فوق از هم پاشیده شد ، بسیاری از تجهیزات و امکاناتش را از دست داد و مجبور به عقب نشینی گردید و علاوه بر آن موفق نشد تا فشار ارتش هند بر روی واحدهای یگان یازدهم سواره نظام راکاهش دهد .&nbsp; در نتیجه ، با شدت یافتن فشار حملات هندی ها ، سرانجام در ساعت 30/15 دقیقه 11 سپتامبر 1965 ، موقعیت فیلورا سقوط نمود و به تصرف ارتش هند در آمد</span> "</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/thumb_3~69.jpg" alt="thumb_3~69.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با این وصف ، افسران ، درجه داران و سربازان یگان یازدهم &nbsp;سواره نظام با تمام توان خود مبارزه کرده بودند ، تا جایی که حتی پس از گذشت 24 ساعت از تصرف این موقعیت ، تانک های جدا افتاده پاکستانی ، به مقاومت خود ادامه می دادند ، اما در نهایت ،باقی مانده این واحد با کاهش توان رزمی ، بسرعت&nbsp; عقب نشینی نموده و ارتش پاکستان نیز &nbsp;با از دست دادن یک هنگ کامل زرهی ، بطور کامل از این موقعیت عقب نشست.&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/4~51.jpg" alt="4~51.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;">یکدستگاه تانک ام-47 ارتش پاکستان که به غنیمت ارتش هند در آمده است</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سرگرد " <span style="color:#ff0000;">امین </span>" بر این اعتقاد است که علیرغم اینکه فرماندهی ارتش هند ، با هوشمندی ، واحدهای تحت امر خود را گسترش داد ، نیروهایش راکه با کیفیت بالایی آموزش دیده بودند، بخوبی فرماندهی نمود ، اما هندی نتوانستند از فرصت استراتژیک بدست آمده&nbsp; در جریان تصرف فیلورا به درستی استفاده نموده و با قبول قطعنامه ، عملا" به جنگ پایان دادند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این در حالی بود که &nbsp;شرایط به گونه ای پیش رفته بود که هندی ها قادر بودند تا با <span style="color:#ff0000;">جایگزینی تلفات و ترمیم تلفات واحدهای تک ور</span> و <span style="color:#0000ff;">اصلاح طرح های نظامی در رده" تیپ – لشکر"</span> و همچنین ایجاد یک زمان بندی دقیق ، با آسودگی هرچه تمامتر ، به واحدهای در حال عقب نشینی پاکستانی حمله نموده و منطقه را بطورکامل پاکسازی و به سود خود تثبیت نمایند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/1965-war-pakistan24.jpg" alt="1965-war-pakistan24.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اما به هر ترتیب ، نبرد میان دو طرف در <span style="color:#ff0000;">12 سپتامبر 1965 </span>، با یک پیروزی قاطع و تعیین کننده برای ارتش هند به پایان رسید و فرماندهی ارتش پاکستان با بهره گیری از غفلت فرماندهان هندی ، توانست با هدف استقرار در یک موقعیت دفاعی مناسب ، به چاویندا عقب نشینی نموده و تجدید قوا نمایند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با این وجود ، سیر جنگ بسود ارتش پاکستان نبود ، چرا که 24 ساعت قبل نیز ، ارتش هند پیروزی با ارزش دیگری را&nbsp; در " <span style="color:#0000ff;">آسال اوتار</span>" بدست آورده و تک گسترده ارتش پاکستان به " <span style="color:#0000ff;">خم کاران</span>" را با موفقیت هرچه تمام تر دفع نموده بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/qmpl5fmcwwjf2cmdroi8.jpg" alt="qmpl5fmcwwjf2cmdroi8.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">فرماندهان ارتش هند که اینک در اوج موفقیت قرار داشتند ، به مانند همه جنگهای پیش از این ، دچار خطای راهبردی شده ، توان دفاعی ارتش پاکستان را نادیده گرفته و بدون پیش بینی های لازم ، دست به پیشروی بداخل خاک پاکستان زدند . در نتیجه ، اینک نوبت فرماندهان پاکستانی بود که ضرب شصتی نشان دهند و این رویداد در نبرد "چاویندا" بوقوع پیوست .&nbsp; <span style="color:#0000ff;">ارتش هند ، سرمست از پیروزی ها خود ، ناگهان با مقاومت دور از انتظار ارتش پاکستان روبرو شده و متوقف گردید .</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با پایان یافتن این نبرد و پس از چند روزجنگ فرسایشی ، سرانجام در 22 سپتامبر 1965، با امضای موافقنامه آتش بس ، عملیات نظامی در تمامی جبهه ها متوقف گشت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">تلفات :</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">هند : </span></span></span><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">14 دستگاه سنتوریون </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#0000ff;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پاکستان : </span></span></span><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">66 دستگاه تانک منهدم شده که 31 دستگاه آن تایید گردید .&nbsp;</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منابع :&nbsp;</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">1-&nbsp;<a data-ipb='nomediaparse' href='https://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Phillora'>Battle_of_Phillora</a></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">2- وبگاه ارتش هند&nbsp;</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پی نوشت :&nbsp;</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">1- برای اطلاعات بیشتر &nbsp;:&nbsp;<a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/topic/29664-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%BA%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85%DA%86%D9%87-%D8%BA%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7-%D8%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D8%AA%D8%A7%D8%B1/'><span style="color:#ff0000;">نبرد غولها و نیمچه غولها ، راند نخست ، آسال اوتار</span></a></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">2- براین عقیده بودم و هستم که حضور عزیزانی نظیر جناب گوبلز و جناب سیاوش می توانست بر غنای این مطلب بیافزاید، چرا که پیشنهاد &nbsp;مطلب ، از سوی جناب گوبلز صورت گرفته بود .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">3- &nbsp;پلان رزمی ارائه شده در این تاپیک در سطح وب وجود ندارد و صرفاً برداشت مترجم از سازمان رزم طرفین نبرد است .&nbsp;</span></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29931</guid><pubDate>Mon, 12 Sep 2016 08:22:03 +0000</pubDate></item><item><title><![CDATA[حمله به &#34; تان هوا &#34; - نخستین ماموریت موفق مهمات هوشمند]]></title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28423-%25d8%25ad%25d9%2585%25d9%2584%25d9%2587-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25aa%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%2587%25d9%2588%25d8%25a7-%25d9%2586%25d8%25ae%25d8%25b3%25d8%25aa%25db%258c%25d9%2586-%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25b1%25db%258c%25d8%25aa-%25d9%2585%25d9%2588%25d9%2581%25d9%2582-%25d9%2585%25d9%2587%25d9%2585%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d9%2587%25d9%2588%25d8%25b4%25d9%2585/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#FF0000;"><span style="font-size:18pt;">بسم الله الرحمن الرحیم </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در تاریخ جنگهای هوایی ، یکی از مشکل ترین و در عین حال مهم ترین اهداف برای نابودی ، حمله به اهداف سخت محافظت شده ای نظیر پل ها بشمار می آید . با این حال ، همانند سایر اهداف نظامی ، یافتن یک پل از روی زمین ،بسیار ساده می باشد . بدین معنی که برای شناسایی محل یک پل&nbsp; ، صرفا" می بایست رودخانه ، جاده یا خط آهنی که با آن برخورد دارد را دنبال نمود تا آن را پیدا نمود. با این حال از دید نظامی ، اهمیت نابود کردن پل ها در جریان یک جنگ آنقدر اهمیت دارد که تخریب یک پل در سر راه یگانهای در حال پیشروی یا عقب نشینی نیروی زمینی به راحتی می تواند وضعیت نبرد را دگرگون سازد . </span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با این وجود در گذشته اغلب یافتن یک پل برای یگانهای نیروی زمینی جهت حمله به آن ساده ترین قسمت ان بحساب می آمد ، ولی برای خلبان یک جنگنده -بمب افکن در ارتفاع 6000 متری ، حتی در شرایط دید خوب ، پل ها بصورت یک خط نازک دیده می شوند . از سویی دیگر سازه پل ها معمولا"&nbsp; از مستحکم ترین مواد موجود ساخته شده اند و برای انهدام صد درصدی آنها به مواد منفجره قوی نیازخواهد بود . </span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">بطور خلاصه تاریخچه حمله به پلها از جنگ جهانی دوم شروع شده و آخرین آن نیزبه جنگ اول خلیج فارس و تهاجم ایالات متحده به عراق در سال 2003 برمی گردد . اما یکی از مهمترین و جالب توجه ترین این حملات که در حقیقت نخستین ماموریت مشترک موفق میان فانتوم های نیروی هوایی ایالات متحده مسلح به مهمات هوشمند نسل نخست و بمب افکن های کورسیر نیروی دریایی مسلح به مهمات متعارف بشمارمی آید ، حمله به پل مشهور " تان هوا" در ویتنام شمالی می باشد . </span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;">موقعیت مکانی :</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;پل تان هوا ، پلی است بر روی رودخانهٔ&nbsp; سونگ ما که در ۴/۸ کیلومتری شمال شرقی شهر تان هوا ، مرکزاستان تان هوا در ویتنام&nbsp; قرار دارد. ویتنامی‌ها آن را پل <em>هامرنگ</em> به معنی <em>آروارهٔ اژدها</em> می‌نامند. این پل با بیش از 1.5 کیلومتر طول و 19 دهانه عریض ،تنها راه ارتباطی راه آهن بندر هایفونگ با پایتخت ویتنام شمالی (هانوی ) بشمار می رفت و به همین دلیل یک هدف استراتژیک برای ارتش ایالات متحده بشمار می رفت . </span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Thanh_Hoa_bridge_Vietnam_1972.jpg" alt="Thanh_Hoa_bridge_Vietnam_1972.jpg"></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پل تان هوا -1972</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Cau_Ham_Rong_28cropped29.jpg" alt="Cau_Ham_Rong_28cropped29.jpg"></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پل تان هوا - ژوئن 2012</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#0000cd;"><span style="font-size:18px;">عملیات تندر غلتان (</span></span><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;">ROLLING THUNDER</span></span><span style="color:#0000cd;"><span style="font-size:18px;">) :</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با آغاز عملیات رولینگ تاندر&nbsp; که عملیاتی برای بمباران هدف‌های راهبردی در ویتنام شمالی بود، در مارس ۱۹۶۵ تصمیم گرفته شد که در سیستم ریلی ویتنام شمالی اختلال ایجاد شود و پل تان هوا نیز جزء این هدف‌ها بود. ویتنامی‌ها که به اهمیت این پل پی برده بودند شبکهٔ&nbsp; پدافند هوایی&nbsp; کارآمدی را که شامل ۵ هنگ پدافند هوایی بود در منطقه مستقر نمودند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/9999.jpg" alt="9999.jpg"></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">موقعیت دو شهر (هانوی پایتخت ویتنام شمالی ) و (بندر هایفونگ ) که در دهه 70 میلادی توسط پل تان هواو بواسطه&nbsp; یک راه ریلی به هم متصل می شدند</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#0000cd;"><span style="font-size:18px;">نخستین حمله به </span></span><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;">تان هوا</span></span><span style="color:#0000cd;"><span style="font-size:18px;"> :</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نام رمز نخستین و بزرگترین حمله به پل ALFA-9 بود. این حمله که توسط تکخال&nbsp; جنگ کره ، سرهنگ&nbsp; رابینسون ریسنر&nbsp; رهبر ی می گردید، شامل ۷۹ هواپیما بود که این ۷۹ هواپیما عبارت بودند از ۴۶ فروند اف-۱۰۵ به عنوان حمله کنندگان اصلی و ۲۱ فروند اف-۱۰۰ برای اجرای ماموریت سرکوب پدافند هوایی ویتنام شمالی&nbsp; و 14فروند اف-۱۰۰ برای اجرای ماموریت MIG CAP و دو فروند RF-101 برای ارزیابی آسیب‌های وارده و نهایتا" ده تانکر&nbsp; KC-135 که عمدتا" برای سوخت رسانی به پرنده های شرکت کننده در عملیات&nbsp; مورد استفاده قرار می گرفتند .برای اجرای این حمله نیز از پایگاه های موجود در ویتنام جنوبی و تایلند بعنوان مبدا" اجرای عملیات فوق استفاده می گردید. پلان پروازی بدین قرار بود که چهار فروند اف-۱۰۵ می بایست از دو پایگاه هوایی تایلند به نام‌های <em>کورات</em> و <em>تاخلی</em> باید برخاسته&nbsp; و بر فراز دلتای مکونگ&nbsp; سوختگیری می‌کردند و با عبور از لائوس به سوی جنوب پل تان هوآ پرواز می‌کردند. بمب افکن‌ها باید پرواز خود را به سوی شرق ادامه می‌دادند تا به خلیج تونکین&nbsp; برسند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/F100_Supersabre_481st_TFS_Tan_Son_Nhut.jpg" alt="F100_Supersabre_481st_TFS_Tan_Son_Nhut.j"></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">جنگنده - بمب افکن F-100</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/RF-101_15_Phu_Cat.jpg" alt="RF-101_15_Phu_Cat.jpg">`</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پرنده شناسایی RF-101</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عملیات در تاریخ سوم آوریل ۱۹۶۵ آغاز شد. ۱۶ فروند اف-۱۰۵ هر کدام یک جفت موشک AGM-12 زیر بال‌های خود حمل می‌کردند. این نخستین باری بود که یک موشک هدایت دقیق که با امواج رادیویی و جوی استیک کنترل می‌شد به کار گرفته می‌شد. سروان <em>بیل مایرهولت</em> مشاهده کرد که موشک به سرعت به سوی پل روانه شد و ظاهراً برخورد خوبی به هدف داشت، ولی هنگامی که دود حاصل از انفجار از فضای اطراف پل پاک شد، معلوم شد که هیچ خسارت قابل مشاهده‌ای به پل وارد نیامده. سر جنگی ۱۱۰ کیلوگرمی موشک ، این سازهٔ غول آسا را فقط نیم سوز کرده بود. خدمه پروازی نیز همواره با دلخوری و به کنایه می‌گفتند که تاثیر موشک بولپاپ روی آروارهٔ اژدها مانند تاثیر گلولهٔ ساچمه‌ای بر روی تانک شرمن است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سایر پرنده های اف-۱۰۵های دیگر هر کدام سه تن&nbsp; مواد منفجره&nbsp; در قالب بمب‌های ۳۴۰ کیلوگرمی حمل می‌کردند که میزان آن بیشتر از مواد منفجره‌ای بود که بمب افکن های B-17 در جنگ جهانی دوم بر روی برلین فرو ریختند.نخستین سری از بمب‌ها به خاطر باد جنوب غربی نیرومندی که وزیدن گرفته بود از مسیر منحرف شد. لیدر دستهٔ آخرین پرواز سروان کارلایل اسمیتی هریس بود. دستهٔ پروازی او موفق شد که جاده و روساخت پل را مورد اصابت قرار دهد. مجموعاً ۳۲ موشک بولپاپ و ۱۲۰۰ بمب به سوی پل پرتاب شد، ولی پل فرو نیفتاد و فقط آسیب‌های جزئی دید و رفت‌وآمد از روی پل فقط برای چند ساعت متوقف شد. این تنها نتیجهٔ این یورش به پل بود که به بهای سرنگونی یک فروند اف-۱۰۰ با خلبانی ستوان جرج اسمیت که وظیفه بمباران آتشبار ضدهوایی دشمن را به عهده داشت و یک فروند آراف-۱۰۱ که وظیفهٔ ارزیابی آسیب‌های وارده را بر عهده داشت گردید.پرنده اف-۱۰۵ ریسنر نیز که&nbsp; با آتش زمینی ویتنامی‌ها مورد اصابت واقع شده بود شده بود، علیرغم&nbsp; وجود دود در کابین ، پس از اتمام حمله به سلامت به پایگاه هوایی دانانگ بازگشت.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/13~0.jpg" alt="13~0.jpg"></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">جنگنده -رهگیر MIG-17 PF</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برای مقابله با حملهٔ آمریکایی، نیروی هوایی ویتنام چهار فروند MIG-17 PF را در ساعت ۹:۴۷ دقیقه از پایگاه هوایی نویبای به پرواز درآوردند. نقشه این بود که دو فروند نخست نقش طعمه را ایفا کرده وبه محض جلب شدن هواپیماهای آمریکایی به این دو طعمه ، دو فروند باقی مانده ، اقدام به سرنگونی پرنده های مهاجم نمایند . با این حال ، دو فروند دوم هنگامی که لیدر آنها خلبان&nbsp; <em>فام نگوک لین</em> متوجه شد که رهگیرهای F-8 E جمعی ناو هواپیمابر یو اس اس هنکاک ، پوشش عملیات را به عهده دارند نتوانستند وارد منطقه شده&nbsp; و در حقیقت ماموریت آنها با شکست مواجه گردید . اما خلبان&nbsp; <em>فام نگوک لین </em>ناگهان با یک پرنده آمریکایی مواجه گردید و از ارتفاع تقریباً ۱۰۰۰ پایی شیرجه رفت و در ارتفاع ۷۰۰ پایی آغاز به شلیک کرد. دوربین اسلحهٔ او شعله ور شدن یک اف-۸ را نشان داد و او سرنگون شدن اف-۸ را گزارش کرد.اما بر خلاف گزارش های ارتش ویتنام شمالی و بر اساس&nbsp; گزارش نیروی دریایی آمریکا ، همهٔ F-8 ها از عملیات بازگشتند، ولی یکی از آنها به خلبانی ستوان اسپنسر تامس ، آنقدر آسیب دیده بود که مجبور شد به دانانگ تغییر مسیر بدهد و هنگام فرود از بین رفت. این پیروزی لن نه تنها نخستین پیروزی هوایی میگ-۱۷های نیروی نیروی هوایی خلق ویتنام بود، بلکه نخستین پیروزی هوایی در جنگ ویتنام نیز بود. نیروی دریایی آمریکا همچنین سرنگونی یک فروندA-4اسکای هاوک به خلبانی ستوان ودن در رویارویی با آتشبار پدآفند هوایی ویتنام را در جریان تهاجم فوق تایید نمود. </span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#0000cd;"><span style="font-size:18px;">عملیات </span></span><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;">ماه کارولینا</span></span><span style="color:#0000cd;"><span style="font-size:18px;"> :</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در ماه مه ۱۹۶۶ ، یک حملهٔ مبتکرانه به وسیلهٔ نیروی هوایی آمریکا در قالب عملیاتی به نام عملیات ماه کارولینا برای نابودی پل فوق طرح ریزی گردید . در این نقشه یک سلاح جدید مورد استفاده قرار گرفت ، که این سلاح در حقیقت&nbsp; یک مین مغناطیسی بزرگ بود که می بایست بر روی رودخانه انداخته شود تا این که به زیر پل رسیده و پس از رسیدن به هدف ، حسگرهای مغناطیسی مین‌ها آنها را منفجر کرده تا پل را برای همیشه ویران کند. اما تنها هواپیمایی که به اندازه کافی بزرگ بود تا بتواند این مین‌ها را حمل کند هواپمای ترابری هرکولس بود،بنابراین تصمیم گرفته شد تاعملیات در شب انجام شود تا احتمال مورد اصابت قرار گرفتن پرنده&nbsp; کمتر شود.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/carolina-moon-drop.jpg" alt="carolina-moon-drop.jpg"></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طرح مفهومی از مین های مغناطیسی مورد استفاده در عملیات ماه کارولینا</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در شبانگاه ۳۰ مه نخستین سی-۱۳۰، پنج مین را پرتاب کرد. بعدها یکی ازاسرای&nbsp; ویتنامی اعتراف نمود که ۴ تا از ۵ مین زیر پل منفجر شدند، ولی نتوانستند آسیب جدی به پل وارد کنند. ولی آمریکایی‌ها که این موضوع را نمی‌دانستند با پروازهای شناسایی روی پل دریافتند که پل هنوز پابرجا است. بنابراین یک حمله مجدد با خدمه متفاوت برنامه ریزی گردید. این حمله دوم فاجعه بار بود. سی-۱۳۰ مورد اصابت قرار گرفت و سرنگون شد و همهٔ کروی آن کشته شدند. فانتومی که برای عملیات ایذایی و منحرف کردن توجه ویتنامی‌ها در آن حوالی در حال انجام عملیات بود نیز سرنگون شده و خدمه آن ناپدید شدند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برنامه ریزان نظامی نیروی هوایی ایالات متحده در ابتدا گمان می نمودند که رمز اصلی موفقیت آنها ، اجرای صحیح عنصر غافلگیری است ، بنابراین در 11 اوت 1967، با رعایت سخت گیرانه حفاظت اطلاعات ، 36 فروند جنگنده اف-105 بصورت شیرجه ای به پل مذکور حمله نمودند . هر هواپیما دو بمب 1360 کیلویی را پرتاب کرده و در نتیجه&nbsp; سه دهنه پل فرور یخت و تمامی هواپیماها به سلامت بازگشتند ولی ویتنامی ها تا ماه اوت همان سال بسرعت پل را تعمیر کرده و مورد استفاده قرار دادند . </span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 21 اکتبر 1968 ، مجددا" یک حمله هوایی دیگر توسط 21 فروند تاندرچیف علیه تان هوا صورت گرفت ، اما در کمتر از یک ماه پل مذکور دوباره قابل استفاده گردید . در دسامبر همان سال دو حمله سنگین که بر رویهم بیش از 50 سورتی پرواز می گردید ، علیه این هدف صورت گرفت که منجر به انهدام 5 دهنه آن شد . در این سری حملات ، بیش از 17 فروند هواپیمای آمریکایی ساقط شدند ولی پس از مدتی پل بازسازی و قابل بهره برداری گردید .</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;<span style="font-size:11pt;">اما&nbsp; این پل یک هدف دائمی برای ارتش آمریکا بشمار می آمدوطیف متنوعی از انواع مختلف هواپیماها شامل&nbsp; A-3 اسکای واریور ،A-4 اسکای هاوک ، A-6 اینترودر، فانتوم ها&nbsp; و کروسیدرها در حمله به این پل شرکت داشتند و تسلیحات متنوعی نیز برای نابودی این پل&nbsp; نظیر موشکهای هوا به زمین AGM-62 بکار گرفته شد ،ولی هیچکدام دقت و نیروی لازم برای نابودی دائم پل نداشتند. هر زمانی که رفت‌وآمد روی پل مختل می‌شد ویتنامی‌ها به سرعت خسارات وارده را ترمیم می‌کردند و ارتش ایالات متحده نیز مجبور می گردید تا برای نابودی این پل ، مجددا" به آن حمله نماید . </span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:11pt;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Hai_Duong_bridge_bombing_1972.jpg" alt="Hai_Duong_bridge_bombing_1972.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Thanh_Hoa_Bridge.jpg" alt="Thanh_Hoa_Bridge.jpg"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;">حمله نهایی :</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در طول چهار سال بعد ، یعنی تا سال 1972، پل فوق به حال خود رها گردید ، اما با شدت یافتن مجدد درگیری ها ،این هدف بار دیگر بعنوان یک اولویت راهبردی در صدر ماموریتهای نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده قرار گرفت . </span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:11pt;">اما این بار به لطف پیشرفت های فناورانه ، بویژه ظهور مهمات هوشمند نسل نخست ، وقایع به گونه ای متفاوت پیش رفت . در تاریخ ۲۷ آوریل 1972، 16 فروند فانتوم از وینگ هشتم تاکتیکی با استفاده از نسل نخست بمب های سقوط آزاد هوشمند و با اجرای یک شیرجه ملایم ، حملاتی را بر روی پل مزبور اجرا نمودند. چهار فروند هواپیمای پیشرو ، هر کدام به دو تیر بمب هدایت الکترو اپتیکی (EOGB)&nbsp;&nbsp; به وزن 907 کیلوگرم&nbsp; و 12 فروند هواپیمای بعدی نیز هریک به دو بمب هدایت لیزری (LGB) به وزن 908 کیلوگرم حمل می نمودند و در کنار آنها ، یک فانتوم نیز در هر جفت به یک غلاف نشانه گذار لیزری پیونایف (PAVE KNIFE) مجهز می بود</span> .</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/AVQ-10-Pave-Knife-F-4E-S.jpg" alt="AVQ-10-Pave-Knife-F-4E-S.jpg">Y</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">غلاف هدایت لیزری AVQ-10 PAVE KNIFE</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/agm-62.jpg" alt="agm-62.jpg"></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مهمات AGM-62 WALLEYE</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/bridge.jpg" alt="bridge.jpg"></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">لحظاتی پس از اصابت مهمات لیزری به پل تان هوا ، شدت خسارت به خوبی قابل مشاهده است .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با وجود چنین تجهیزاتی ، نیروی هوایی ایالات متحده برای نخستین بار در تاریخ استفاده از مهمات هوشمند ، موفق شد تا در یک حمله ، بخش بزرگی از پل را منهدم نماید ، بطوریکه دیگر امکان بازسازی آن وجود نداشت . در این حمله ، بمب های لیزری بهتر عمل نمودند و با چندین اصابت مستقیم ، به یکی ازدهانه ها آسیب زدند که موجب فرو ریختن آن گردید . برای تکمیل نابودی پل حملهٔ دومی در تاریخ ۱۳ مه برنامه ریزی شد. در حملهٔ دوم ۱۴، فانتوم مسلح به&nbsp; مهمات ۹۱۰ کیلوگرمی&nbsp; لیزری شرکت داشتند. فانتوم‌ها پایهٔ مرکزی پل را هدف قرار دادند. این بار نیز حمله موفقیت آمیز بود و پل کاملاً بلا استفاده شد، ولی فرماندهی نیروی هوایی&nbsp; هنوز راضی نشده بود و دستور آخرین حمله را صادر کرد. آخرین حمله در تاریخ ۶ اکتبر1972 انجام شد. این بار چهار فروندA-7&nbsp; نیروی دریایی از ناوهواپیمابر USS AMERICA برخاستند. دو فروند از ای-۷ها که مسلح به مهمات ۹۱۰ کیلوگرمی وال آی و دو فروند دیگر مسلح به بمب‌های چندمنظورهٔ MK-84 بودند ، در یک حملهٔ همزمان پایهٔ غربی مورد اصابت قرار داده و آن را&nbsp; به دو نیم کردند . پس از این حمله پل تان هوا به عنوان یک هدف کاملاً نابود شده در نظر گرفته شد و از فهرست هدف‌ها حذف گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منابع :</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">1- ویکی پدیا </span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">2- صنایع هوایی ، سال سیزدهم - شهریور 1382- شماره 147</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">3-THE TALL OF TWO BRIDGE </span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">4- F-105 TUNDERCHIFE - SCHIFER MILITARY HISTORY </span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">5-&nbsp; تاکتیکهای سرکوب پدافند هوایی (SEAD) - نیروی هوایی ایالات متحده ، 1995 ( ترجمه شده توسط اینجانب&nbsp; 1391)(منتشر نشده )</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">6-AIR POWER AND THE 1972 SPRING INVASION</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">7-OPERATION LINEBACKER II</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;">تمام حقوق متعلق به میلیتاری است </span></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;"> :rose:<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;"> :rose:<span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;"> </span></span></span></span></span></span>در صورت برداشت ، بلحاظ </span></span><span style="color:#0000cd;"><span style="font-size:18px;">عرفی </span></span><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;">و </span></span><span style="color:#0000cd;"><span style="font-size:18px;">شرعی </span></span><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:18px;">، ذکر منبع الزامی است </span></span> :rose: :rose:</span></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28423</guid><pubDate>Sat, 06 Sep 2014 15:17:16 +0000</pubDate></item><item><title>&#x646;&#x628;&#x631;&#x62F; &#x627;&#x633;&#x645;&#x627;&#x639;&#x6CC;&#x644;&#x6CC;&#x647;&#x60C; &#x634;&#x6A9;&#x633;&#x62A; &#x647;&#x627; &#x648; &#x67E;&#x6CC;&#x631;&#x648;&#x632;&#x6CC; &#x647;&#x627;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29572-%25d9%2586%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25af-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2585%25d8%25a7%25d8%25b9%25db%258c%25d9%2584%25db%258c%25d9%2587%25d8%258c-%25d8%25b4%25da%25a9%25d8%25b3%25d8%25aa-%25d9%2587%25d8%25a7-%25d9%2588-%25d9%25be%25db%258c%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25b2%25db%258c-%25d9%2587%25d8%25a7/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-size:18px;"><strong>بسم الله الرحمن الرحیم</strong></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>نبرد اسماعیلیه به درگیری هایی گفته می شود که در طول آخرین مراحل جنگ یوم کیپور از تاریخ 18 تا 22 اکتبر 1973 بین ارتش اسرائیل و ارتش مصر در جنوب شهر اسماعیلیه اتفاق افتاد. این نبرد در ادامه یک عملیات بزرگتر ارتش اسرائیل با نام عملیات ابیری-لو (Operation Abiray-Lev) انجام شد. در طی این عملیات قرار بود شهر اسماعیلیه محاصره ویا تصرف شود و خطوط تدارکاتی و لجستیکی ارتش دوم مصر در کرانه شرقی کانال سوئز قطع شود. برای پیشبرد این کار، عملیات ارتش اسرائیل از سمت غرب دریاچه المره (Great Bitter Lake) انجام شد. در مقابل آن نیروهای چترباز و کماندوهای الصاعقه مصری قرار داشتند که قرار بود جلوی نیروهای اسرائیلی را بگیرند. با انجام یک عملیات تاخیری آنها موفق شدند تلفات زیادی از نیروهای زرهی اسرائیلی بگیرند و سرانجام تا 22 اکتبر به پشت کانال اسماعیلیه عقب نشینی کردند. تا قبل از رسیدن دستور آتش بس نیروهای اسرائیلی باز هم سعی کردند که شهر اسماعیلیه را تصرف کنند که در این کار موفق نبودند. مصری ها یک پیروزی تاکیتیکی و استراتژیک را در دفاع از اسماعیلیه بدست آوردند و مانع از محاصره نیروهای ارتش دوم و قطع خطوط تدارکاتی آنها شدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Egyptian_Army_Leaders_in_6th_Oct_1973_War.jpg" alt="Egyptian_Army_Leaders_in_6th_Oct_1973_Wa"></p>
<p style="text-align:center;">فرماندهی مرکزی نیروهای مصری در قاهره در روز 6 اکتبر</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
در ششم اکتبر 1973 مصر عملیات بدر را به اجرا در آورد که منجر به شروع جنگ یوم کیپور شد. با پیشروی ارتش های دوم و سوم مصر در کرانه شرقی کانال سوئز، اسرائیل در صدد اجرای ضد حمله ای بر علیه نیروهای مصری بر آمد. در 14 اکتبر به دستور مستقیم انورسادات و برخلاف میل فرماندهان ارشد مصری نیروهای ارتش این کشور با خارج شدن از زیر چتر پدافندی موشک های سام، اقدام به انجام حمله و نفوذ به عمق صحرای سینا نمودند و متعاقب آن هواپیماهای اسرائیلی نیروهای مصری پیشرو را به شدت سرکوب کردند. در پی این اقدام ابتکار عمل از دست نیروهای مصری خارج شد و اسرائیلی ها بلافاصله عملیات ابیری-لو را برای گذر از کانال سوئز در میانه ارتش های دوم و سوم مصر در منطقه ای موسوم به دفرسوار که نیروی چندانی قرار نداشت انجام دادند. اسرائیلی ها نیز با پایین تخمین زدن مقاومت مصری ها در نبرد برای ایجاد کریدوری امن جهت عبور از کانال دچار اشتباه شدند و با سختی و تحمل تلفات و خسارات بالایی در نبردی موسوم به نبرد مزرعه چینی ها روبرو شدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/40.jpg" alt="40.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;نمونه ای از تلفات اسرائیلی ها در نبرد موسوم به مزرعه چینی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بعد از چندین روز نبرد سخت بالاخره آنها توانستند در 16 اکتبر دو تیپ زرهی را در ناحیه شمالی دریاچه المره استقرار دهند. در روزهای بعد سه لشکر زرهی دیگر نیز به نیروهای اسرائیلی در این ناحیه پیوست. دو لشکر زرهی به سمت جنوب و شهر سوئز حمله کردند و لشکر زرهی 143 به فرماندهی ژنرال آریل شارون به همراه دو تیپ زرهی دیگر به سمت شهر اسماعیلیه رهسپار شدند. هدف آنها قطع خطوط تدارکاتی به سه لشکر ارتش مصر متعلق به ارتش سوم در کرانه شرقی کانال سوئز و تصرف شهر اسماعیلیه بود. قسمت دیگری از نیروهای اسرائیلی نیز به سمت جنوب و شهر سوئز به راه افتادند تا به شهر سوئز و عقبه ارتش سوم مصر حمله کنند.<a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/topic/29292-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%A6%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DB%8C%D9%88%D9%85-%DA%A9%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1/'><strong>(</strong><span style="color:#0000ff;"><strong> در این قسمت مطالعه کنید</strong></span></a>)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/3.jpg" alt="3.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">نیروهای زرهی اسرائیلی در حال عبور از کانال سوئز</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
در کرانه غربی کانال مصری ها بلندی هایی به ارتفاع 30 متر ساخته بودند که با استفاده از آنها در ابتدای جنگ به سمت کرانه مقابل به طور مستقیم تیراندازی می کردند. پنج عدد از این بلندی ها در فاصله بین جنوب دریاچه المره و کانال اسماعیلیه وجود داشت. همچنین منطقه کرانه غربی پر از زمین های کشاورزی و باغهای انبه و پرتقال بود بطوری که اسرائیلی ها به آن منطقه جنگ می گفتند. در آن منطقه کانال های آب شیرین فراوانی جهت آبیاری مزارع و باغات قرار داشت. یکی از بزرگترین این کانال ها کانال اسماعیلیه در جنوب شهر بود که از رود نیل به دریاچه تمساح کشیده شده بود. پل های روی این کانال نیز با عبور اسرائیلی ها به کرانه غربی بمب گذاری شده بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Abdel_Menem_Khalil.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Abdel_Menem_Khalil.jpg" alt="thumb_Abdel_Menem_Khalil.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">ژنرال عبدالمنعم خلیل فرمانده ارتش دوم مصر</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
تیپ 182 چترباز شامل گردان های 81، 85 و 89ام تحت فرماندهی سرهنگ اسماعیل عزمی مسئول دفاع از ناحیه جنوب شهر اسماعیلیه در مقابل اسرائیلی ها بود. در 17 اکتبر عزمی توسط ژنرال عبدالمنعم خلیل فرمانده ارتش دوم در مورد نقاط دفاعی و استحکامات بلند کرانه غربی توجیه شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Ismail_Azmy.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Ismail_Azmy.jpg" alt="thumb_Ismail_Azmy.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">سرهنگ اسماعیل عزمی فرمانده تیپ 182 چترباز ارتش مصر</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
گردان 85 ام چترباز به فرماندهی سرهنگ عاطف منصف به تازگی در یک ضد حمله بر علیه اسرائیلی ها در دفرسوار شرکت کرده بود. با وجود موفقیت اولیه این ضد حمله ولی در نهایت نیروهای مصری در آن شکست خوردند و به عقب رانده شدند. این گردان در این وضعیت در تاریخ 18 اکتبر از حدود 100 نفر تلفات، زخمی و مفقودی رنج می برد و برای همین به منظور بازآرایی به مقر خود مراجعت کرده بود. تنها نیروهای مصری در این ناحیه به جز این تیپ چترباز، کماندوهای گردان 73 ام از گروه 129 ام الصاعقه بودند. این گروه نیز در درگیری های سنگینی در نواحی سرابائوم و دفرسوار و در نزدیکی پایگاه نظامی ابوسلطان شرکت کرده بود. در اواخر روز 17 اکتبر دو گروهان از نیروهای گردان 73 برای باز آرایی و دفاع از جنوب اسماعیلیه به سمت شمال برگشتند.<br>
در طرف مقابل نیز نیروهای تحت فرماندهی آریل شارون شامل دو تیپ زرهی به فرماندهی سرهنگ حیم ارز و سرهنگ آمنون رشف با رسیدن تیپ 243 چترباز به فرماندهی سرهنگ دنی مت تقویت شدند و در این وضعیت در مقابل خود انتظار مقاومت چندانی را نداشتند. با آنکه نیروهای ارز و مت با مقاومت چندانی روبرو نشده بودند ولی نیروهای سرهنگ آمنون رشف از نبردهای مزرعه چینی دچار خسارت زیادی شده بودند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/map2~0.jpg" alt="map2~0.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">عبور اولین نیروهای شارون از کانال و مسیر پیش رو تا اسماعیلیه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
صبح روز 18 اکتبر چتربازهای اسرائیلی اولین فشارها را به سمت شمال وارد کردند. شارون بدون آن که دستور حمله به این جهت رسیده باشد، به نیروهای زرهی نیز فرمان حمله داد. یک گردان اسرائیلی با پیشتازی یک گروهان چترباز سوار بر خودروهای نیمه شنی به سمت سرابائوم حرکت کرد. مواضع این روستا ابتدا توسط نیروهای گردان 73 ام الصاعقه تصرف شده بود و بعد از اندکی توسط یک جوخه کمکی تقویت شد. با نزدیک شدن اسرائیلی ها به روستا، آتش مصری ها به سمت آنها شروع شد ولی فرمانده اسرائیلی تصمیم گرفت به حرکت خود به صورت مستقیم به سمت روستا ادامه دهد. با ورود نیروهای مهاجم به روستا، آنها با مقاومت شدیدی مواجه شدند و نیمه شنی فرماندهی هدف قرار گرفت. پانزده نفر از جمله فرمانده گروهان سروان اسا کادمونی تصمیم گرفتند تا در یکی از خانه های اطراف پناه بگیرند. به مدت سه ساعت نیروهای اسرائیلی در آن خانه محاصره شدند و با سلاح های مختلف به سمت آنها شلیک می شد. بقیه چتربازان به همراه نیروهای زرهی سعی می کردند تا خود را به این گروه برسانند و مصری ها را پس بزنند پیش از ان که اسرائیلی ها کشته یا تسلیم شوند. 11 نفر از چتربازان در آن حمله کشته شدند و 27 نفر دیگر زخمی شدند. با رسیدن نیروهای کمکی سرانجام نیروهای محاصره شده نجات یافتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/97da3c39c33bd030d736c07b41423c5a.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_97da3c39c33bd030d736c07b41423c5a.jpg" alt="thumb_97da3c39c33bd030d736c07b41423c5a.j"></a></p>
<p style="text-align:center;">ژنرال آریل شارون در کنار ژنرال موشه دایان</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
یکی دیگر از گردان های الصاعقه در حال اشغال مواضع در شمال ناحیه ابوسلطان بود. با وجود رسیدن دستور عقب نشینی در شب 17 اکتبر، مصری ها به دلیل شدت درگیری و آتش زیاد قادر به عقب نشینی به مواضع جدید نشدند. در همین هنگام مصری ها اجرای آتش توپخانه را بر روی منطقه آغاز کردند که شامل مواضع الصاعقه نیز می شد همین امر باعث ایجاد تلفات خودی در میان نیروهای مصری شد. صبح زود بعد از فروکش کردن آتش توپخانه، نیروهای اسرائیلی به مواضع مصری ها حمله کردند و درگیری شدیدی همراه با نبرد تن به تن بین انها در گرفت. هردوطرف تلفات زیادی را متحمل شدند. ولی الصاعقه همچنان مواضع خود را نگه داشت. بعد از فرار رسیدن شب هر دو گروهان به مواضع جدید عقب نشینی کردند. گردان 73 ام تلفاتی در حدود 85 نفر را تحمل می کرد که از آن تعداد 11 نفر افسر بودند. این گردان بعد از عقب نشینی برای بازآرایی و سازماندهی دوباره و جبران درگیری های روز 18 اکتبر از ادامه نبرد کنار گذاشته شد.<br>
صبح همین روز چتربازان عزمی به سمت اهدافشان در سمت جنوب حرکت کردند و به مواضع دفاعی خود رسیدند. گردان 89 ام نیز به اشغال پنج نقطه بلندی بین جبل مریم و ایستگاه پمپاژ پرداخت. اشتباه فرمانده آن بود که نیروهایش را به جای متمرکز کردن در بلندی های جنوبی، به طور مساوی در بین همه نقاط پراکنده کرده بود. به هر حال از روی برج مستقر در ناحیه ایستگاه پمپاژ چتربازان می توانستند به وضوح پل موقت اسرائیلی ها بر روی ناحیه دفرسوار را مشاهده کنند و آتش توپخانه را به طور مستقیم بر روی آن پل هدایت کنند. نیروهای توپخانه ارتش دوم توانستند تا آخر جنگ بر روی پل به طور سنگینی به اجرای آتش بپردازند و تلفات زیادی از اسرائیلی ها بگیرند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/417px-Soldier_Ismailiya.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_417px-Soldier_Ismailiya.jpg" alt="thumb_417px-Soldier_Ismailiya.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">چترباز اسرائیلی در 36 کیلومتری جنوب شهر اسماعیلیه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
دقت آتش توپخانه مصری ها، اسرائیلی ها را هوشیار کرد و آنها با حمله زرهی به استحکامات برج ایستگاه پمپاژ آن را محاصره کردند. فرمانده گردان مصری به جای تمرکز دوباره نیروها برای ضد حمله به اسرائیلی ها تنها از نیروهای مخصوص همان قسمت برای ضد حمله استفاده کرد که با این عمل ضد حمله به علت برتری نیروهای اسرائیلی به شکست انجامید. در همین حال گردان 81 ام نیز خود را به سرابائوم رسانید و در آنجا مواضع دفاعی خود را بر روی یک تپه در جنوب ایستگاه راه آهن بنا کرد که اسرائیلی ها آن تپه را ارخا می نامیدند. در این نقطه تنها همین دو گردان چترباز بین لشکر شارون و کانال اسماعیلیه قرار داشتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/isaf2.jpg" alt="isaf2.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/africa2xb5.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_africa2xb5.jpg" alt="thumb_africa2xb5.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/isparat.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_isparat.jpg" alt="thumb_isparat.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">نیروهای زرهی و چترباز اسرائیلی تحت فرمان شارون در کرانه غربی کانال سوئز</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
بعد از ظهر 18 اکتبر سعد الدین شاذلی رئیس ستاد مشترک ارتش مصر به درخواست انورسادات به مرکز فرماندهی ارتش دوم مصر در اسماعیلیه رفت. شاذلی به دنبال ارزیابی وضعیت بود و سعی داشت با همکاری عبدالمنعم خلیل فرمانده ارتش دوم یک نقشه برای مقابله با پیشروی نیروهای اسرائیلی طراحی کند. آنها با بازگرداندن تیپ 15 زرهی از شرق کانال به سمت غربی به عنوان رزرو موافق بودند. همچنین آنها تصمیم داشتند با حرکت دادن ارتش دوم مستقر در شرق کانال به سمت جنوب با نابود کردن کریدور اسرائیلی ها و حداقل با کوتاه و باریک کردن آن اسرائیلی ها را تحت فشار قرار دهند. تیپ عزمی نیز در همین حال باید به دفاع خود در جنوب اسماعیلیه ادامه می داد و واحد های الصاعقه جدیدی نیز به بقیه اضافه می شد. شاذلی همچنین یک مشکل عمده موجب نگرانی را حل کرد. تیپ عزمی تقریبا از وجود سلاح های ضد تانک بی بهره بود ولی به دستور شاذلی با برگرداندن مخفیانه مقداری از سلاح های ضد تانک از جمله موشک های هدایت شونده AT-3 Sagger&nbsp; (مالیوتکا) و راکت های RPG-7 از کرانه شرقی و رساندن آن به دست نیروهای مدافع اسماعیلیه آنها را به این گونه سلاح ها مجهز کرد. شاذلی و خلیل این تصمیم را به صورت مخفیانه ای گرفتند و با سرپیچی از دستور مستقیم از انورسادات و وزیر دفاع او احمد اسماعیل مبنی بر عقب نکشاندن هرگونه سرباز و تجهیزات و سلاح از کرانه شرقی ریسک بزرگی را به جان خریدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/5db664881af6cf65ae999f576c78b60e.jpg" alt="5db664881af6cf65ae999f576c78b60e.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">نیروهای پیاده مصری مجهز به سلاح های ضد تانک</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
در 19 اکتبر تیپ زرهی آمنون رشف با عبور کامل از کانال سوئز به نیروهای شارون ملحق شد. در این زمان بود که به طور رسمی نیروهای این جبهه اجازه حمله به مناطق شمالی را یافتند. در همین میان گردان 85 ام بازسازی خود را کامل کرد و دوباره به اسماعیلیه تحت فرماندهی سرهنگ عزمی برگشت. گردان 73 گروه 129 ام الصاعقه برای بازسازی به ابوسوویر در شمال اسماعیلیه عقب نشینی کرد و فرمانده آن نیز اهداف جدید که دفاع از پل بالایی کانال اسماعیلیه و بزرگراه صحرایی مهم بین قاهره و اسماعیلیه بود را برای نیروها مشخص کرد.<br>
شارون بار دیگر به مت دستور داد که به سمت سرابائوم در شمال که چتربازان گردان 81ام مواضع دفاعی داشتند، فشار وارد کند. این حمله نیز شکست خورد و شارون این بار رشف را برای یاری جناح چپ مت به کمک او فرستاد. با استفاده از یک گردان شامل سی تانک به همراه افراد پیاده-مکانیزه رشف از قابلیت مانور بالاتر خود برای حمله به مواضع مصری ها استفاده کرد. یک درگیری سنگین و با فاصله نزدیک بین نیروها رخ داد و دو طرف نیروهای کمکی زیادی را به آن موقعیت فرستادند. سرانجام در بعد از ظهر آن روز چتربازان مصری گزارش دادند که مواضع دفاعی آنها دچار رخنه شده است و اندکی بعد آنها بعد از منفجر کردن پل های روی کانال از مواضع خود عقب نشستند. بعد از ورود اسرائیلی ها به تپه ارخا، آنها فهمیدند که این تپه مکان شنود رادیویی مصریان بوده است و با سقوط آن نیروهای مصری با فرمان عزمی به پشت کانال عقب نشستند. نیروهای گردان 89ام نیز با فرمان عزمی از برج سرابائوم عقب نشتند و در برج توسکان مستقر شدند. خط دفاع جدید تنها 12 کیلومتر از شهر اسماعیلیه فاصله داشت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/COMMANDOES-1_zps2bb4d1a8.jpg" alt="COMMANDOES-1_zps2bb4d1a8.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">کماندوهای الصاعقه در حال رژه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
در زمان همین اتفاقات، فرماندهی مرکزی مصری ها در قاهره دو گردان از گروه 139ام الصاعقه را برای عملیاتی به سمت اسماعیلیه فرستادند. اهدافی که فرماندهی مرکزی به ریاست انور سادات و احمد اسماعیل این نیروها را بدان فرستاده بودند نابودی نیروهای اسرائیلی تا ناحیه دفر سوار و نابودی پل های آنها روی کانال سوئز بود. یک تیم از غواصان نیز برای پایان این کار و نابودی پل ها همراه آنها شدند. این گروه نیز هیچ خودروی زرهی و سلاح سنگینی به همراه نداشت و تنها خودروهای حامل آنها کامیون های سنگین بودند. فرماندهی مرکزی مستقر در قاهره ارتش دوم را در هیچ یک از طرح های خود شرکت نداده بود و ستاد ارتش دوم حتی تا صبح 19 اکتبر که گروه به سمت اسماعیلیه به راه افتاده بود از نقشه آنها خبر نداشت. به محض مطلع شدن ارتش دوم، خلیل دستور داد تا پلیس نظامی خودروهای گروه 139ام را متوقف کند و فرمانده آنها با نام سرهنگ اسامه ابراهیم را به ستاد فرماندهی ارتش دوم در اسماعیلیه بفرستد. با رسیدن ابراهیم، او به ملاقات خلیل و شاذلی رفت. هر دو از شنیدن اهداف مشخص شده برای ابراهیم شوکه شدند چون اهداف مشخص شده برای گروه غیر قابل دسترس بودند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/465px-Osama_Ibrahim.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_465px-Osama_Ibrahim.jpg" alt="thumb_465px-Osama_Ibrahim.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">سرهنگ اسامه ابراهیم فرمانده گروه 139ام الصاعقه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>خلیل دستور لغو تمامی عملیات را به ابراهیم صادر کرد و گروه او را تحت فرمان ارتش دوم قرار داد. ابراهیم به سرعت تغییر فرمان را به فرماندهی مرکزی در قاهره اطلاع داد و آنها نیز پاسخ او را دادند: ابراهیم باید به ماموریتی که از ابتدا برای آن فرستاده شده بود برود.<br>
&nbsp;</p>
<p>ادامه دارد...</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29572</guid><pubDate>Tue, 03 Nov 2015 13:38:31 +0000</pubDate></item><item><title><![CDATA[عملیات عنتبه،نجات گروگانهای اسرائیلی در اوگاندا&#33;]]></title><link>http://www.military.ir/forums/topic/25239-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25b9%25d9%2586%25d8%25aa%25d8%25a8%25d9%2587%25d8%258c%25d9%2586%25d8%25ac%25d8%25a7%25d8%25aa-%25da%25af%25d8%25b1%25d9%2588%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25a6%25db%258c%25d9%2584%25db%258c-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d9%2588%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2586/</link><description><![CDATA[[center][size=6][color=#006400]بسم الله الرحمن الرحیم[/color][/size][/center]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center][size=4]سرگرد لوییس ویلیامز[/size][/center]<br />
[center][size=4]مترجم رضاکیانی موحد[/size][/center]<br />
<br />
[center][b][i][size=4]&quot;فرض اصلی در کار ما این بود که در بهترین وضعیت آمادگی قرار بگیریم، بنابراین هنگامی که روز عمل فرارسید آگاهیم از اینکه آنچه که در توان داریم انجام خواهیم داد[/size][/i][/b][b][i][size=4].&quot;[/size][/i][/b][/center]<br />
[left][size=3][i]سرهنگ دوم جوناتان نتانیاهو ،کشته شده در عملیات عنتبه[/i][/size][/left]<br />
<br />
<br />
[b][size=4]نام عنتبه و عملیات عنتبه در تقویم مبارزه با تروریسم جایگاه ویژه ای دارد. برای مردم اسرائیل،و بسیاری دیگر، این عملیات اعلامیه ای بود مبنی بر اینکه جهان آزاد تسیلم تهدیدها و اخاذی تروریستی نخواهد شد. مهم نیست که چقدر غیرممکن به نظر برسد اما همواره راه های دیگری یافته خواهند شد. این مقاله تقدیم کسانی می شود که به آفریقا پرواز کردند و برگشتند و صدها نفر که با طرح ریزی و آماده سازی هایشان امکان موفقیت را فراهم کردند و قلبهایی که به دنبال فرماندهانشان راهی عنتبه شدند. [/size][/b]<br />
<br />
<br />
[size=4]در ساعت 6:45 صبح روز 27ژوئن 1976 پرواز شماره 763 خطوط هوایی سنگاپور در فرودگاه آتن بر زمین نشست تا مسیر خود را به سمت بحرین ادامه دهد. از 5 مسافری که از هواپیما پیاده شدند 4 نفر به سمت محوطه ی ترانزیت رفتند تا سوار پرواز 139 خطوط هوایی ایرفرانس به سمت پاریس شوند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 8:59 همان روز کاپیتان میشل باکوس ،خلبان پرواز 139 ایرفرانس، از فرودگاه بن گوریون پرواز کرد تا از پس از توقف در آتن، مسیرش را به سوی پاریس ادامه دهد.[/size]<br />
[size=4]هنگامی که ایرباس فرانسوی در حال نشستن در فرودگاه آتن بود 58 مسافر  منتظر آن شروع به درآوردن پاسپورتها و دیگر کارهای معمول اینگونه پروازها کردند. هیچ کس در کنار دستگاه فلزیاب ورودی سالن مسافران نبود و پلیسی که پشت دستگاه بود توجهی به مانیتور روبرویش نداشت. در صف انتظار سوار شدن به اتوبوسی که مسافران را به پرواز 139 می برد یک زن 25 ساله با پاسپورت کشور اکوادر به نام اورتگا و یک پسر جوان بلوند با پاسپورت پرویی با نام آ.گارسیا حضور داشتند. کمی عقب تر از این دو نفر دو مرد جوان تر با مدارک بحرینی و کویتی قرار داشتند.[/size]<br />
[size=4]ایرباس فرانسوی در ساعت 11:30 مسافران آتنی خود را در فرودگاه پیاده کرد و 58 مسافر جدید به مقصد پاریس را در خود جای داد.[/size]<br />
[size=4]در ساعت12:20 هواپیما در آسمان و در حال اوج گیری تا ارتفاع 31هزار پایی بود. خدمه ی پرواز مشغول آماده کردن نهار برای 246 مسافر خود بودند. 8 دقیقه بعد از برخواستن از زمین اورتگا و گارسیا و 2 همراه عربشان بلند شدند. زن جوان صندلی درجه یک خود را ترک کرد و نزدیک در کابین خلبان ، در قسمت توریستی، ایستاد. جوانها با تفنگهایشان در حال حرکت بودند. مرد بلوند با یک تپانچه در دست و نارنجکی در دست دیگر وارد کابین خلبان شد.[/size]<br />
[size=4]در زمانی که تروریستها کنترل پرواز 139 را در دست می گرفتند برج کنترل فرودگاه بن گورین و مراقبت پرواز فرانسه تماس رادیویی خود را با کاپیتان باکوس از دست دادند. خبر هواپیماربایی به نخست وزیر، وزیر راه و وزیر دفاع ،که همگی در تعطیلات هفتگی خود به سر می بردند، داده شد.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 13:27 مرکز عملیات ارتش اسرائیل آماده ی بررسی نقشه هایی شد که از قبل برای مواقع اضطراری تهیه دیده بودند. فرماندهی مرکزی ارتش اسرائیل یک پست فرماندهی در فرودگاه بن گوریون ایجاد کرد و به واحدهای نظامی مورد نیازش آماده باش داد.[/size]<br />
[size=4]کمی پس از ساعت 14:00 پرواز 139 برج مراقبت فرودگاه بنغازی در لیبی را صدا کرد و تقاضا کرد که برای یک پرواز 4 ساعته سوخت کافی دریافت کند. آنها درخواست کردند  که مسئولان محلی [b]جبهه مردمی آزادی بخش فلسطین[/b] در فرودگاه حاضر باشند.[/size]<br />
[size=4]اکنون مقصد بعدی هواپیماربایان مشخص شده بود ولی هر چیز دیگری در زیر سایه یی از احتمالات قرار داشت. در ساعت 14:58 هواپیما در فرودگاه بنغازی بر زمین نشست و به یک باند پرواز دور افتاده هدایت شد. هیچ کس اجازه نیافت که از هواپیما پیاده شود مگر یک زن حامله که در میان مسافران بود. این زن که در راه بازگشت به خانه ی مادرش در منچستر بود چند ساعتی را در فرودگاه بنغازی منتظر ماند و توسط یک هواپیمای دیگر به انگلیس فرستاده شد.[/size]<br />
[size=4]همزمان، در اورشلیم، اسحاق رابین ،نخست وزیر وقت اسرائیل، یادداشتی برای اعضای امنیتی کابینه فرستاد تا در دفتر او جمع شوند. این تیم کوچک عبارت بودند از وزیر دفاع ،شیمون پرز، وزیر امور خارجه ،آلون، وزیر راه ،یعقوبی، وزیر دادگستری ،زادوک، و وزیر مشاور ،جلیلی. جلسه در ساعت 16:05 آغاز شد و چند راهکار به سرعت بررسی شد. آلون با وزیر امور خارجه فرانسه تماس گرفت و از دولت این کشور درخواست کرد تا هر کاری که می تواند برای آزادی مسافران انجام دهد. یعقوبی به سراغ سازمانهای بین المللی هوانوری رفت و همان درخواست را ارائه کرد. ؟؟؟ با اصحاب جرائد و خانواده ی گروگانها در ارتباط قرارگرفت. تمام واحدهای امنیتی اسرائیل در حالت آماده باش قرار گرفتند.[/size]<br />
[size=4]پس از انتظاری طولانی در بنغازی ، ارباس سوختگیری کرد و در ساعت 21:50 دقیقه فرودگاه را ترک کرد.[/size]<br />
[size=4]در فرودگاه بن گورین، معلوم شد که 77 نفر با ملیت اسرائیلی در هواپیما هستند و رئیس ستاد ارتش اسرائیل ،مردخای گور ملقب به موتا، به شیمون پرز تلفن کرد تا به فرودگاه بیاید. به تدریج آشکار شد که هواپیما با سوختی که دارد می تواند تنها 2500 مایل را بپیماید و به سمت جنوب حرکت می کند. با این وجود تمام اقدامات امنیتی بر روی میز قرار گرفت.[/size]<br />
[size=4]پرواز 139 ایرفرانس درحالیکه فقط برای چند دقیقه پرواز سوخت داشت در ساعت 3:15 روز 28 ژوئن به وقت محلی در فرودگاه عنتبه در اوگاندا بر زمین نشست. واحدهایی که در فرودگاه بن گورین جمع شده بودند به پایگاهشان بازگردانده شدند و پست فرماندهی نیز جمع آوری شد. هر چیزی که از آن پس قرار بود اتفاق بیافتد دیگر از آماده سازی های فرودگاه بن گوریون بی نیاز بود.[/size]<br />
<br />
[b][size=4]دوشنبه 28 ژوئن[/size][/b]<br />
[size=4]روز دوشنبه روز سوالات بی جواب بود.  آیا عنتبه آخرین مقصد هواپیماربایان بود یا تنها جایی برای سوختگیری مجدد پرواز 139؟ آیا دولت اوگاندا تنها یک میزبان اجباری بود یا در قضیه هواپیماربایی دست داشت؟ دیکتاتور این کشور ،عیدی امین، تا مارس 1972 دوست اسرائیلی ها بود. اما در این زمان درخواست او برای دریافت یک اسکادران فانتوم برای بمباران خاک کنیا و تانزانیا توسط دولت اسرائیل رد شد. عیدی امین کینه ی اسرائیلی ها را به دل گرفت و تمام اسرائیلیهایی که در کشورش کار می کردند اخراج کرد.[/size]<br />
[size=4]در فرودگاه عنتبه اوضاع روشن تر بود. در سپیده دم، گروگانها می توانستند از پنجره ی هواپیما علاوه بر سربازان اوگاندایی چند تروریست دیگر را در کنار باند پرواز ببیند. عیدی امین خودش نیز در فرودگاه حاضر شد و خوش بینی در میان مسافران پدید آمد. اما در میانه ی روز گروگانها در حالی به یک ساختمان ترمینال قدیمی فرودگاه منتقل شدند که سربازان اوگاندایی تفنگهایشان را به سمت آنها نشانه گرفته بودند. بعد از ظهر دوشنبه امین از آنها بازدید کرد و به سخنرانی در حمایت از جبهه ی خلق برای آزادی فلسطین پرداخت.[/size]<br />
[size=4]با وجود عدم قطعیت، بعضی از گامها در اسرائیل برداشته شد. با دولت فرانسه تماس گرفته شد و این کشور مسئولیت سلامت مسافران و تلاشهای دیپلماتیک برای رهایی آنها را برگردن گرفت. وزیر راه ،یعقوبی، رسانه ها را در جریان گذاشت که حق ندارند نام گروگانها را فاش کنند چرا که ممکن است شانس اندکی باشد که بعضی از آنها توسط تروریستها به عنوان شهروند اسرائیل شناخته نشده باشند. سانسور نظامی آنها را مجبور کرد تا از هر گونه اشاره ی ناخواسته یی که بتواند به هواپیماربایان [در شناسایی ملیت مسافران] کمک کند خودداری کنند.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/1.jpg[/img][/center]<br />
<br />
[center]کوتی آدام[/center]<br />
<br />
<br />
<br />
[size=4]وزیر دفاع شیمون پرز به معاونینش گفت که اگر امین به هواپیماربایان کمک کند سابقه ی خطرناکی ایجاد می شود. تا به آن روز هیچ هواپیماربایی از کمک مستقیم یک رئیس جمهور، ارتش یا دولت برخوردار نشده بود. در این صورت هیچ هواپیمایی در آسمان آفریقا در امان نبود. بنابراین حیاتی بود که بدانند در عنتبه واقعا چه اتفاقی روی داده است.[/size]<br />
[size=4]ارتش اسرائیل هنوز هیچ تصمیمی نگرفته بود. با این وجود ستادمشترک عملیات مختلط شروع کرد به سوال پرسیدن از مسائلی که در این موارد عادی بودند. در مورد فاصله مشکلی وجود نداشت. تا زمان قطع رابطه ی دو کشور هرکولس های اسرائیلی پروازهای ثابتی برای پشتیبانی نظامیان اسرائیلی در اوگاندا داشتند. اما نیروی هوایی نیاز داشت تا در برابر هر احتمالی، تغییراتی که در باند فرود یا دیگر تأسیسات فرودگاه بوجود آمده اند و هر سلاح ضدهوایی که در فرودگاه یا نزدیک آن نصب شده است را بداند. در ضمن، نیاز بود هر اطلاعاتی درباره ی چراغهای باند پرواز، رادار و دیگر جزئیات رسیدن به یک فرودگاه بین المللی در اختیارشان باشد.[/size]<br />
[size=4]در انتهای روز بزرگترین سوال بدون پاسخ مانده بود: هواپیماربایان برای آزاد کردن گروگانهایشان چه درخواستی داشتند؟[/size]<br />
<br />
<br />
[b][size=4]سه شنبه 29 ژوئن[/size][/b]<br />
[size=4]در سپیده دم روز سه شنبه تنها اطلاعات جدید [ به دست آمده] یک توضیح خلاصه درباره ی هواپیماربایان بود که توسط ژنرال رحاوام زیوی در لندن تهیه شده بود. زیوی ، مشاور نخست وزیر در امور ضدتروریستی، زمانی که هواپیماربایی انجام شد در اروپا بود و از او درخواست شد تا برای همکاری با دولت فرانسه و کمک به جمع آوری اطلاعات در آنجا بماند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 8:30 اسحاق رابین با کمیته ی امور خارجه و امنیت کنشت (پارلمان اسرائیل) دیدار کرد و آخرین اطلاعاتی را که داشت و اقدامات دولت را به آنها گزارش کرد. اندکی بعد رابین در یک جلسه ی خصوصی با مناخیم بگین ،رهبر حزب مخالف، شرکت کرد. در انتهای این ملاقات رابین به بگین قول داد که او را در جریان همه ی تغییرات قرار دهد.[/size]<br />
[size=4]یک جلسه ی کابینه برای ساعت 5 بعد از ظهر برنامه ریزی شده بود. در اوایل بعد از ظهر رابین از رییس ستاد ارتش ،گور، خواست تا در جلسه شرکت کند. یک سری تمرینات نظامی معمولی در سینا جریان داشت و زمانی که درخواست رابین به گور رسید که او در کابین هلیکوپتر در حال حرکت به سمت صحرای سینا بود. گور قبل از بالارفتن از تپه های اورشلیم جانشین خود ژنرال آویگدور بن گال را فراخواند و به او گفت که &quot;درباره ی مسئله ی عنتبه فکر کند&quot;. نیروی هوایی و افسران عملیات مختلط ،که از چند روز قبل شروع به &quot;فکر کردن&quot; کرده بودند، حالا بیشتر درگیر می شدند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 5 بعد از ظهر جلسه ی کابینه با سوال مستقیم از ژنرال گور شروع شد: آیا ارتش پیشنهادی برای چگونگی رهایی گروگانها دارد؟ ژنرال جواب داد که هنوز برای پاسخ به این سوال خیلی زود است اما راه حلهایی وجود دارند. حمله چقدر طول می کشید؟ درباره ی تاکتیکهای مورد امکان بحث شد اما گفتگو توسط شیمون پرز قطع شد که اعتقاد داشت نه زمان مناسب بحثهای فنی است و نه مکان مناسب.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
 <br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/2.jpg[/img][/center]<br />
[center]ماکتی از ترمینال قدیمی فرودگاه عنتبه[/center]<br />
<br />
<br />
[size=4]چند دقیقه قبل از آغاز جلسه، وزرای امور خارجه و دفاع از پاریس بازگشتند و یک لیست اولیه از تروریستهایی که در زندانهای اسرائیل، فرانسه، آلمان، سوئیس و کنیا بودند و هواپیماربایان درخواست آزادی شان را کرده بودند با خود آوردند. اکنون  قیمت آزادی گروگانها معلوم شده بود ولی سخت بود که مسئول حقیقی [این اقدام] معلوم شود. به وزرا خلاصه ی اطلاعاتی که توسط سرپرست سرویسهای اطلاعاتی تهیه شده بود داده شد.[/size]<br />
[size=4]رابین کمی مانده به جلسه اعلام کرد که جلسه ی بعدی کابینه فردا صبح ساعت یازدهم برگزار خواهدشد.[/size]<br />
[size=4]در ابتدای شب، ارتباطی دیگری بین سفارت اسرائیل در پاریس و وزارت امور خارجه برقرار شد. اطلاعات فنی درباره ی رهایی گروگانها و یک ضرب العجل داده شد برای ساعت 14:00 روز اول جولای به وقت اسرائیل به وزارت امور خارجه رسید. اگر تقاضای هواپیماربایان تا آن زمان برآورده نمی شد آنها هواپیما را به همراه مسافرانش منفجر می کردند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 21:00 یک گروه کوچک از فرماندهان ارتش روبروی پرز و گور نشسته بودند در حالیکه هر یک طرح خامی در دست داشتند. کوتی آدام ،که از این پس هماهنگ کننده و نیروی پیش راننده ی طرح بود، به صورت خلاصه درباره راهکارهای محتمل صحبت کرد وپس از آن سرلشکر بنی پلد ،فرمانده ی نیروی هوایی، ارزیابی خود را از تدارکات مورد نیاز ارائه کرد. پلد ،کسی که در 36 ساعت گذشته افرادش درباره ی موضوع کار کرده بودند، تمام مشکلات را توضیح داد و سپس استعداد نیروی مورد نیاز را بیان کرد:&quot;1200 نفر با تجهیزات کامل اگر شما بخواهید می توانند بدون توقف تا هدف برده شوند. برای تصمیم گیری درباره عملیات زود است اما نیروی هوایی واضح و آشکار می گوید که می تواند این کار را انجام دهد.&quot;[/size]<br />
[size=4]بدون اینکه اسرائیلی ها در تل آویو خبردار بشوند سربازان اوگاندایی از محل نگهداری گروگانها در ترمینال قدیمی تا سالن کناری دری درست کردند و با تخته یک [/size][size=4]T[/size][size=4] در ورودی آن ایجاد کردند.[/size]<br />
[size=4]گروگانها دلگرم از این بودند که فضای بیشتری برایشان فراهم شده تا از به هم فشردگی خلاص شوند. اما در هنگام غروب ویلفرید بوسه ، جوان هواپیماربای بلوند، ظاهر شد و اعلام کرد که فهرستی از اسامی را می خواند و کسانی که اسمشان خوانده شده باید از طریق در باز شده به اتاق مجاور بروند. با وجود اطمینان خاطر او به جمع که این لیست بر اساس ملیت افراد تهیه نشده آشکار بود که او تنها اسامی اسرائیلی ها و یهودها را می خواند. کلمه ی آلمانی &quot;[/size][size=4]Selektion[/size][size=4]&quot; که در گوشه و کنار شنیده می شد یاد آور دکتر جوزف منیگله در اردوگاه آشویتس بود که مرگ و زندگی افراد در دستان او نهاده شده بود.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/3.png[/img][/center]<br />
[center]دان شمرون[/center]<br />
<br />
 <br />
[size=4]در اواخر غروب ، و تا شب، یک افسر نیروی هوایی اسرائیل در حال تلفن زدن به افسران بلند پایه ی این نیرو ، چه در حال خدمت و چه بازنشسته، بود که قبلا در اوگاندا خدمت کرده بودند. به تمامی آنها یک پیغام داده شد: &quot;به واحد ستاد کل سرویس اطلاعاتی در ساعت یک صبح گزارش دهید.&quot; از جای دیگری در ستادکل چنین تلفنهایی به افسرانی که دارای رابطه ی شخصی با عیدی امین بودند زده شد تا نخست وزیر را در ساعت 8 صبح ملاقات کنند.( فرمانده اسکاداران سرهنگ دوم اس از وسط یک پارتی در حیفا فراخوانده شد) افسران نیروی زمینی که برای عملیات زمینی به آنها نیاز بود نیز دعوت شدند.[/size]<br />
<br />
<br />
[b][size=4]چهارشنبه 30 ژوئن[/size][/b]<br />
[size=4]ایهود باراک ، سرپرست سازمان اطلاعاتی ارتش، دو ملاقات در ساعات اولیه ی صبح چهارشنبه داشت. در ساعت 1 صبح او افسران عالی رتبه ی نیروی هوایی ،که برای مأموریت به اوگاندا رفته بودند، به حضور پذیرفت تا هر اطلاعاتی که درباره فرودگاه عنتبه یا دیگر فرودگاه های اوگاندا داشتند، اطلاعات درباره ی نیروی هوایی اوگاندا و هر چیزی دیگری که به ذهنشان می رسید را رو کنند. در ساعت 4:00 باراک با طراحان نقشه ی نجات ملاقات کرد. طرح هایی مطرح شد اما هیچکدام چندان بررسی نشدند. در حقیقت، هر دو جلسه بیشتر نگران فهرست کردن نقاط خاکستری اطلاعات مورد نیاز و گرد آوری چک لیست منابع محتمل بود. در میان افسرانی که در جلسه حاضر بودند موکی ، یک سرگرد جوان نیروی چترباز، وظیفه یافت تا تمام احتمالات برای تسخیر ترمینال قدیمی و کشتن تروریستها را بررسی کند.[/size]<br />
[size=4]جلسه ی عجیب تر در دفتر شیمون پرز برقرار بود که در آنجا وزیر دفاع در حال خالی کردن مغز اندک افسران اسرائیلی بود که دارای رابطه ی دوستانه ای با عیدی امین بودند. پرز ،به آهستگی ولی با اطمینان، یک پرونده از وضعیت روحی-روانی دیکتاتور اوگاندا ،شامل جزئیاتی درباره ی علاقه ی او به دریافت جایزه ی صلح نوبل و ظاهرشدن مادرش در رویاهایش برای اخطار دادن به او در برابر خطرات یهودیت، جمع آوری کرد. به عنوان برآیند مستقیم این جلسه، یک سرهنگ بازنشسته به نام بورکا بارلو به اتاق کناری فراخوانده شد در حالیکه یک تماس بین المللی به کامپلا صورت می گرفت. او در مذاکره با عیدی امین و تا چند روز بعد وظیفه داشت بر روی حس خودبزرگ بینی امین کار کند و با استفاده از روابط شخصی که قبلا با او برقرارکرده بود هر ذره اطلاعات به درد بخور را [/size][size=4]بیرون بکشد و تا می تواند زمان بخرد. پرز با یک گوشی دیگر به مذاکره ی این دو گوش می داد و یادداشت برمی داشت.[/size]<br />
[size=4]تمام اعضای هیئت دولت در ساعت 11 در اتاق کابینه در محل کنشت جمع شدند. تنها گزارش جدید این بود که فرانسه و آلمان غربی از آزاد کردن تروریستها از زندانهایشان خودداری کرده اند. فرانسوی ها به صورت محرمانه اظهار کردند که مدیریت بحران را توسط اسرائیلی ها می پذیرند. توافق کابینه ،آنگونه که توسط رابین جمع بندی شد، بر این بود که هنوز برای تصمیم گیری زوداست ؛ کابینه باید اواخر همان روز یا اوایل صبح روز بعد و تنها چند ساعت قبل از رسیدن به پایان زمان اولتیماتوم تروریستها جلسه ای برگذار می کرد.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/4~0.jpg[/img][/center]<br />
[center]بنی پلد[/center]<br />
<br />
<br />
[size=4]در سرفرماندهی نیروی هوایی ژنرال پلد و افسرانش پازل اطلاعاتی که داشتند کنار هم می چیدند تا به یک تصویر واضح دست پیداکنند. بیشترین نگرانی پلد پشتیبانی برای رسیدن به عنتبه نبود بلکه او بیشتر نگران احتمال شلیک یک هواپیمای ناشناس به هواپیماهای اسرائیلی بود. او قبلا نتیجه گرفته بود که از کشف شدن توسط رادارها در مسیر ترسی به خود راه ندهد. حتی اگر هواپیماها بر روی صفحه ی رادار یک کشور متخاصم ظاهر می شدند احتمال کمی داشت که آنها باور کنند هواپیماهای اسرائیل در چنان فاصله ی دوری از پایگاه های شان پرواز می کنند.[/size]<br />
[size=4]در عنتبه 47 مسافر غیر اسرائیلی منتظر سوار شدن به یک هواپیمای نیروی هوایی فرانسه بودند. کاپیتان باکوس و خدمه اش از ترک عنتبه خودداری کردند. آنها سرسختانه خواستار آن بودند که تا آخرین لحظه در کنار مسافرانشان باقی بمانند. یک راهبه ی فرانسوی نیز تصمیم گرفته بود تا جایش را به یک گروگان دیگر بدهد و خود در عنتبه بماند اما سربازان به اعتراض های او توجه نکردند و او را به زور سوار کردند.[/size]<br />
[size=4]در طی بعد از ظهر، دو افسر اسرائیلی از مانورهایی که در جنوب برقرار بود بازگشتند تا هرچه سریع تر به ستاد مشترک گزارش بدهند. یکی از آنها سرتیپ دان شمرون ،فرمانده ی چترباز، بود که برای یک جلسه ی توجیهی توسط سرلشکر کوتی آدام در ساعت 15:30 فراخوانده شده بود. نفر دوم سرهنگ دوم جاناتان نتانیاهو ،ملقب به یونی، بود که قرار بود جانشینش ،موکی،  یک تصویر کلی از وضعیت به او ارائه دهد. هیچکدام از این دو نفر از فعالیتهای دیوانه واری که در یک حلقه ی درونی تر در جریان بود آگاهی نداشتند. البته آنها در این وضعیت تنها نبودند، الزامات امنیتی سبب شده بود تا بسیاری از ژنرالهای ستاد کل ارتش درباره ی راهکارهای ممکن در تاریکی نگه داشته شوند.[/size]<br />
[size=4]آن روز غروب سر همه شلوغ بود. در ساعت 21:00 دان شمرون در دفترش تشکیل جلسه داد. دو ساعت قبل اسحاق رابین سرویراستار روزنامه های اسرائیل را ملاقات کرد تا با آنها درباره ی اولتیماتوم تروریستها و تلاشهای دیپلماتیک صورت گرفته صحبت کند و اصرار کرد که داستان همچنان در لفافه باقی بماند. پس از آن رابین مستقیما  به یک جلسه با گروه کوچکی از اعضای کابینه رفت و فرآیند پرسش و پاسخ ادامه پیداکرد: آیا ما یک راهکار نظامی در دست داریم؟ رییس ستاد کل خلاصه کرد: هنوز نه&#33; پس از شنیدن گزارش وزیر امور خارجه، پرز راهکارهایی را که ارتش بررسی کرده بود مطالعه کرد اما این راهکارها هنوز هم از ضعف بعضی نکات اطلاعاتی رنج می بردند. افراد حاضر در جلسه باید دوباره جمع می شدند تا قبل از تشکیل کابینه در ساعت 2 بامداد برای تصمیم گیری درباره ی اولتیماتوم حرفهایشان را یک کاسه کنند.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/5.jpg[/img][/center]<br />
[center]آخرین عکسی که از سرهنگ نتانیاهو گرفته شده است. این عکس تنها چند ساعت قبل از آغاز عملیات صاعقه گرفته شد.[/center]<br />
<br />
<br />
[size=4]در فرودگاه اورلی پاریس، وزیر امور خارجه ی فرانسه به  مسافری که از عنتبه بازگشته بودند خوش آمد گفت. تعدادی از مردان آنها را احاطه کردند و با احتیاط نام و محل سکونتشان را می پرسیدند. در اواخر شب و درحالیکه آنها با خانواده هایشان جشن گرفته بودند در خانه هایشان زده شد و سوال و جواب شروع شد: تعداد تروریستها چند نفر بود؟ چه جور سلاحی حمل می کردند؟ چه لباسی پوشیده بودند؟ گروگانها را در کجا مستقر کرده بودند؟ چند سرباز اوگاندایی در حال مراقبت از ساختمانها بودند؟ رفتار سربازها چگونه بود؟ با وجود اینکه دیر وقت بود و خستگی بر مسافران چیره شده بود هیچ یک از مصاحبه کنندگان دست خالی بازنگشتند.[/size]<br />
[size=4]همزمان ، در تل آویو، وزیر دفاع ،پرز، در کنار دفترش نشسته بود و به کوتی آدام، بنی پلد و فرمانده واحد اطلاعاتی ارتش شلومو گازیت و معاونانشان گوش می داد. 3 نقشه ی احتمالی وجود داشت: یک تهاجم هوابرد در دریاچه ی ویکتوریا و رسیدن به عنتبه با استفاده از قایقهای لاستیکی، عبور از دریاچه از طریق خاک کنیا و با استفاده از قایقهای اجاره ای، قرضی یا حتی دزدی و دست آخر فرود مستقیم در فرودگاه عنتبه به همراه یک تهاجم غافلگیرکننده و فراری دادن گروگانها با هواپیما. هر دو راه حل اول به این بستگی داشت که پس از رهایی گروگانها به کمک عیدی امین یا میانجیگری سازمان ملل گروگانها از خاک اوگاندا خارج شوند. این دو طرح با واضح شدن وضعیت در اوگاندا کنار گذاشته شد؛ هم به دلایل نظامی و هم به این دلیل که اطلاعات جمع شده از گروگانهای آزادشده تأیید می کرد که خود امین یک شریک فعال در گروگان گیری بوده است. در این زمان، مشکل کمبود اطلاعات هنوز حل نشده باقی مانده بود اما عقربه های ساعت همچنان به گردش شوم خود ادامه می دادند.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
[b][size=4]پنج شنبه اول جولای 1976[/size][/b]<br />
<br />
[size=4]در ساعات اولیه ی صبح در جلسه ی واحد اطلاعاتی ارتش معلوم شد که تأسیسات فرودگاه عنتبه ،از جمله ترمینال قدیمی، توسط یک پیمانکار اسرائیلی ساخته شده است. در ساعت 8:00 ،هنگامی که ساعت کار شرکتها در تل آویو آغازمی شد، افسران جوانی با لباس شخصی به آژانسهای مسافرتی و دفاتر خطوط هوایی مراجعه کردند تا درباره پروازهایی که به مقصد شرق آفریقا انجام می شد پرس و جو کنند. گروه دیگری به دفتر مرکزی یکی از بزگترین مقاطعه کاران ساختمانی اسرائیل رفتند تا نقشه های فرودگاه عنتبه ،و مهمتر از همه ساختمان ترمینال قدیمی فرودگاه، را قرض کنند.[/size]<br />
[size=4]شیمون پرز در دفترش مشغول مطالعه ی متن پیاده شده ی مکالمه ی تلفنی شب گذشته ی عیدی امین با دوست قدیمی اش ژنرال بارلو بود و حافظه اش را جستجو می کرد تا اطلاعاتی درباره ی رهبر اوگاندا و شاید اطلاعاتی که از زبانش بیرون پریده باشد را بیابد. پرز ،بر پایه ی آخرین ملاقات با افسران ستادکل، متقاعدشده بود که چاره ای جز عملیات نظامی وجود ندارد و تنها گذشت زمان است که قطعات پازل را کامل می کند. وی مطمئن بود که معامله با تروریستها راهی نیست که یک کشور مقتدر انتخاب می کند. در ساعت 7:45 ،هنگامی که اعضای اصلی کابینه جمع شدند، پرز بر عقیده اش پافشاری کرد اما ساعت روی دیوار ،که در انتهای جلسه ساعت 8:40 را نشان می داد، بر ضد او بود.[/size]<br />
[size=4]هنگامی که تمام اعضای کابینه در ساعت 9:00 گرد هم آمدند، فکرشان بیشتر متوجه زمان باقی مانده از اولتیماتوم بود. اما قطعنامه ای که حاضر شده بود بسیار جدی بود و جایی برای بحث باقی نمی گذاشت. پس از شنیدن نظرات همه اسحاق رابین از همکارانش عذرخواهی کرد و برای یک جلسه ی توجیهی برای اعضای کمیته ی روابط عمومی و کمیته ی امنیتی کنشت محل کابینه را ترک کرد. او پیش نویس قطعنامه ی دولت را مبنی برای مذاکره جهت آزادی گروگانها خواند و خواستار نظر افراد حاضر در جلسه شد. او به این مطلب که وزیر دفاع و بعضی دیگر از اعضای کابینه به مذاکره رای داده اند تا بتوانند زمان بیشتری بخرند اشاره نکرد. پس از یک استراحت کوتاه، که توسط رهبر مخالفان جهت مشاوره درخواست شد، نخست وزیر از پشتیبانی کمیته های کنشت مطمئن شد.[/size]<br />
[size=4]رابین با بازگشت به جلسه ی کابینه خواستار رای گیری شد. به جای اینکه هر فرد رای مثبت یا منفی بدهد می توانست جهت جلوگیری از قبول مسئولیت رای ممتنع بدهد. به اتفاق آرا تصمیم به مذاکره گرفته شد ولی در متن صورت جلسه نوشته شد که شیمون پرز و شلومو هیلل ،وزیر پلیس، این تصمیم را تاکتیکی جهت خریدن زمان ذکر کرده اند. عقال آلون یک تلفن فوری به سفیر فرانسه زد و از اوی خواست تا وزیر امور خارجه ش کشور مطبوعش را بلافاصله در جریان تصمیم کابینه ی اسرائیل بگذارد. تا زمان منقضی شدن اولتیماتوم تنها 19 دقیقه مانده بود.[/size]<br />
[size=4]پاسخ به سرعت رسید. امین به بارلو گفت که تروریستها در ساعت 2 بامداد به وقت اسرائیل اطلاعیه ای را توسط رادیوی اوگاندا منتشر خواهند کرد. او چیز بیشتری نگفت. تروریستها مدت زمان اولتیماتوم را تا ساعت 14:00 روز یکشنبه چهارم جولای اضافه کردند و این مسئله ای بود که قبلا امین در ملاقات با گروگانها در ترمینال قدیمی به آنها اعلام کرده بود.[/size]<br />
[size=4]تنشی که در ساعات اولیه ی صبح آن روز وجو داشت و آسودگی خاطر ناشی از این تعویق، شرایط اندک متفاوتی را برای ارتش اسرائیل در بعد از ظهر آن روز ایجاد کرد. تیمهای زمینی و هوایی به پیشرفتهایی رسیده بودند و اکنون آنچه که نیاز داشتند و تقاضا می کردند اطلاعات بود. هنوز یک نقطه ی سیاه در اطلاعات آنها وجود داشت: تغییراتی که از چهار سال پیش در باندفرود، راه ها و دیگر تأسیسات فرودگاه عنتبه ایجاد شده بودند.[/size]<br />
[size=4]به هرحال، این دلگرمی وجود داشت که برای ایجاد یک تصویر به روز هر تلاشی و به هر نحوی صورت می گیرد. هر چه که بود نقشه های تأسیسات فرودگاه های بین المللی کاملا محرمانه نبود.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 10:00 ،در حالیکه اعضای دولت در حال سر و کله زدن با هم بودند، فرمانده ی چتربازان ،سرتیپ دان شمرون، طرح مقدماتی خود را برای سرلشکر آدام توضیح داد. در ساعت 15:15 گروهی از افسران ارشد در دفتر شیمون پرز جمع شدند تا به گزارش وزیر درباره ی تصمیم به مذاکره گوش فرادهند. اما این تمام مطلب نبود. پرز آنها را تحریک کرد تا بحثی درباره ی احتمال موفقیت یک عملیات نظامی ،هر چند که در ظاهر مخالف تصمیم سیاسی کابینه بود، داشته باشند. با وجود جو عمومی محتاطانه ای که حاکم بود، بنی پلد و کوتی آدام درباره ی راهکار نظامی خوش بین بودند. 45 دقیقا بعد، سرلشکر آدام به صورت رسمی به شمرون دستور داد تا جزئیات عملیات نجات را تنظیم کند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 17:00 دان شمرون و افرادش با یک تلاش مشترک با طراحان نیروی هوایی درگیر بودند و در ساعت 18:30 یک طرح با جزئیات بیشتر برای شیمون پرز حاضر شد که بر اساس آن وزیر دفاع با آماده سازی های مورد نیاز عملیات موافقت کرد. دان شمرون فرمانده ی عملیات زمینی شد.[/size]<br />
[size=4]در طی ساعات غروب حلقه ی افراد درگیر در طرح نجات گسترده تر شد. سرهنگ دوم نتانیاهو دوباره از جنوب فراخوانده شد تا در یک جلسه ی شبانگاهی آخرین اطلاعات درباره ی راهکارهای مختلف حمله به ترمینال قدیمی به وی داده شود. آنها در ساعت 3 بامداد به جلسه خاتمه دادند تا نتانیاهو اندکی بخوابد و موکی ،جانشینش، اسناد مورد نیاز را مرتب کرده و فهرستی از تجهیزات مورد نیاز افراد را تهیه کند. یک پزشک نظامی به مرکز ارتباطات و الکترونیک فراخوانده شد تا توجیه شود و سپس فرستاده شد تا کارهایش را رتق و فتق کند. در سرفرماندهی نیروی هوایی فهرست خلبانها و خدمه ی هواپیماها بیرون کشیده شد، بعضی از آنها از افسران ذخیره ی ارتش بودند. مهمترین ضابطه برای انتخاب افراد تجربه ی آنها در پروازهای دوربرد به آفریقا بود. سرتیپ شمرون ستادش را برای انتخاب سربازان برپاکرد تا آنها را از 3 واحد مختلف و بی سروصدا به پایگاهی در مرکز اسرائیل ببرد. واحدهایی که برای انتخاب نفرات درنظر گرفته شده بودند عبارت بودند از واحد چترباز نتانیاهو، یک واحد چترباز دیگر و تیپ پیاده ی جولانی. تیپ جولانی مدتها به صورت سنتی داوطلب انجام عملیاتهایی می شد که تمام واحدهای ارتش اسرائیل از قبول آنها خودداری می کردند. در سالهای پس از جنگ یوم کیپور، این تیپ توانایی قابل توجه خود را در خودکفایی نشان داده و اکنون به عنوان یک واحد نخبه شناخته می شد. انتخاب آن برای عملیات عنتبه شناسایی وضعیت جدید این واحد در ارتش اسرائیل بود. در همین حال، دستورات صریحی درباره ی سکوت رادیویی داده شد. هر اشاره ای در مکالمات تلفنی به آنچه که در جریان بود ممنوع شد.[/size]<br />
[size=4]در طی شب، کوتی آدام دستور داد تا یک مدل از ترمینال قدیمی بر اساس نقشه ها و عکسهای موجود در پایگاهی که نتانیاهو و افرادش در آن مستقر بودند و در ابعاد واقعی ساخت شود. آنها باید تمریناتشان را با استفاده از مدل واقعی و با کمک هرکولسهایی که در کنار آن پارک شده بودند انجام می دادند. تقریبا پس از آن بود که از مرکز کامپیوتر درخواست شد تا یک نام رمز برای عملیات انتخاب کند. پس از رد شدن چند گزینه ی اول شمرون با نام رمز[b] عملیات صاعقه[/b] موافقت کرد.[/size]<br />
[size=4]همزمان، 101 نفر دیگر از گروگانهای غیر اسرائیلی وارد پاریس شدند. این امر بر دو نکته دلالت داشت: تعداد افراد کمتری برای نجات داده شدن در عنتبه باقی مانده بود، و از سوی دیگر، اطمینان از اینکه تروریستها فقط اسرائیلی ها و یهودی ها را نگه داشته بودند این تردید را ایجاد کرد که شاید آنها در مذاکراتشان چندان هم صادق نباشند. به هر صورت، تروریستها قبلا از طریق سفیر سومالی در اوگاندا به صورت محرمانه به اطلاع فرانسوی ها رسانده بودند که علاقه ای به مذاکره ندارند مگر اینکه تمام تقاضاهایشان برآورده شود. احتمال داده می شد که طولانی تر شدن اولتیماتوم به این علت بوده است که از شرمساری عیدی امین در جلسه ی اتحادیه ی آفریقا ،که در آخر همان هفته برگزار می شد، جلوگیری کنند.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
[b][size=4]جمعه دوم جولای[/size][/b]<br />
<br />
[size=4]در بحث با دیگر ژنرالهای ارتش رییس ستاد متشرک هنوز قانع نشده بود که اجرای آنی نقشه ی نجات امکان پذیر است. به هرحال، او با نقشه به صورت ضمنی موافقت کرد تا اینکه جزئیات بیشتری از نقشه ها در مانورها پیاده شوند. بنابراین، هنگامی که خورشید روز جمعه سرزد، تمام آمادگی سازی های عملیاتی ،که هنوز تصویب نشده بودند، آماده شده بودند. کمی پس از نیمه شب، دان شمرون ملاقات کوتاهی با نخست وزیر داشت اما هنوز باید صبر می کرد و منتظر پیش آمدها می ماند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 8:00 برای افسران واحدهایی که برای عملیات صاعقه انتخاب شده بودند یک جلسه برگذار شد. نیم ساعت بعد در حالیکه هرکولسهایی که قرار بود در تمرینهای عملیات نجات شرکت کنند در پایگاه بر زمین می نشستند، اعضای نیروی هوایی جزئیات نقشه ی خود را برای ژنرال موتا گور توضیح می دادند. قرار بود که خلبانها در فاصله ی بین نشست و برخواست دو هواپیمای تجاری بر زمین بنشینند. از بدشانسی آنها بود اگر برج مراقبت چراغهای باند فرود را برای مدتی کوتاه خاموش می کرد. به هر صورت، عنتبه در چند روز آینده به عنوان فرودگاه کشیک برای فروداضطراری هواپیماها در شرق آفریقا در می آمد. رییس ستادکل درباره ی خطرات فرود در تاریکی نگران بود و موافقت کرد تا خودش با سرهنگ اس ،خلبان فرمانده ی عملیات، یک پرواز تمرینی شبانه انجام دهد تا ثابت شود که هرکولسها بدون چراغ باند هم می توانند به صورت ایمن فرود بیایند. در آن زمان فرض بر این بود که هواپیما باید از همان تأسیسات سوختگیری عنتبه سوخت دریافت کند و فرودگاه نایروبی در کنیا را به عنوان جایگزین احتمالی درنظر گرفته بودند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 10:00 یونی نتانیاهو، موکی و افسرانش شروع کردند به یافتن راه های حمله به ترمینال قدیمی در حالیکه واحدهای دیگر وظایفی چون تأمین بقیه ی محوطه ی فرودگاه، ترمینال جدید، برج کنترل و تأسیسات سوختگیری را تمرین می کردند.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/1~0.jpg[/img][/center]<br />
<br />
[center][font=georgia,times new roman,times,serif][size=3][color=#FF0000]هرکولس اسرائیلی آماده ی عملیات[/color][/size][/font][/center]<br />
<br />
<br />
<br />
[size=4]در جائی دیگر خدمه ی زمینی هواپیماها به سختی کار می کردند تا 7 فروند هواپیما را برای عملیات نجات آماده کنند: 4 فروند هرکولس(بعضی پیشنهاد کردند که تعداد هرکولسها بیشتر شود اما موکی به شدت در برابر آنها ایستاد و با اعزام یک نیروی بزرگ مخالفت کرد)، یک فروند هرکولس دیگر به عنوان ذخیره و 2 فروند بوئینگ 707 که قرار نبود در فرودگاه عنتبه بر زمین بنشینند.  ستاد سرتیپ دان میشل در سپاه پزشکی ارتش اسرائیل تجهیزات لازم برای برای تبدیل یکی از 707 ها به &quot;بیمارستان پرنده&quot; را بر روی آن نصب می کردند. همزمان سرتیپ عزرائیل زامیر ،فرمانده ستاد ارتباطات، به همراه افرادش در حال نصب تجهیزات مخابراتی بر روی 707 دیگر بودند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 12:00 فرماندهان واحدها جزئیات برنامه شان را برای تأیید توسط دان شمرون آماده کردند. دو ساعت بعد یونی نتانیاهو افسرانش را برای یک توجیه نهایی قبل از مانور بر روی مدل ترمینال قدیمی جمع کرد. درباره اینکه چگونه به بیشترین میزان غافلگیری برسند نگرانی هایی وجود داشت: تیم حمله باید فاصله تا ترمینال قدیمی را پوشش می داد تا هرکولسها به اندازه ی کافی به ساختمانی که تروریستها و سربازان اوگاندایی در آن گوش به زنگ بودند نزدیک شوند. ناگهان ایده ی درخشانی به ذهن موکی خطور کرد. او گوشی تلفن را قاپید و به افسری که در تل آویو گوشی را برداشت گفت که باید فورا یک دستگاه لیموزین مرسدس بنز برایشان آماده کند. هنگامی که گوشی را گذاشت به حاضران توضیح داد که تمام افسران ارشد اوگاندایی ، از جمله شخص عیدی امین، همیشه با مرسدس های سیاه رنگ به این طرف و آن طرف می روند. یک لیموزین ،که توسط یک لندروور اسکورت شود، آنقدرها برای تروریستها شک برانگیز نبود تا وقتی که دیگر کار از کار بگذرد.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/2~0.jpg[/img][/center]<br />
<br />
[center][font=times new roman,times,serif][size=3][color=#FF0000]مرسدس سیاه رنگی که در عملیات عنتبه به کاربرده شد[/color][/size][/font][/center]<br />
<br />
<br />
[size=4]در ساعت 17:00 افراد منتخب نیروی هوایی برای یک جلسه ی توجیهی درباره ی پرواز کوری که قرار بود انجام دهند جمع شدند. بلافاصله پس از این جلسه، سرهنگ اس در کابین یکی از هرکولسها نشست و سرلشکر پلد و سپهبد گور را در کنار خود نشاند. موتا گور قبلا به خلبانها گفته بود که میان جایی که آنها به مأموریت فرستاده می شوند تفاوتی وجود ندارد. آنها وظیفه داشتند که مسافرانشان را سالم به مقصد برسانند. سرهنگ اس اکنون باید به موتا ثابت می کرد که آنها می توانند در صورت لزوم یک فرود کور را انجام دهند. هواپیما برخواست و به سمت فرودگاه اوفیر در جنوب سینا پروازکرد. در آنجا آنها در یک باند فرود تاریک فرود آمدند اما از آنجا که یکبار فرود برای رؤسایشان کافی نبود، سرهنگ اس دوباره پرواز کرد و مجددا فرود آمد. در حال فرود در اوفیر هواپیما چند صد متری خارج از مسیر بود اما زمان کافی برای تصحیح مسیر بود و فرود مجدد رضایت آمیز از کار درآمد. نیروی هوایی توانایی خودش را نشان ثابت کرد.[/size]<br />
[size=4]همزمان، چتربازان یونی بارها و بارها تمرین کردند تا به سمت ماکت ترمینال هجوم ببرند و تروریست ها را ناکار کنند درحالیکه فرمانده شان در یک دیدگاه ایستاده بود و مجبورشان می کرد زمان را بشکنند تا این که از کارشان راضی شد. یک دستگاه مرسدس لیموزین از راه رسید ،آن را از یک فروشنده ی ماشین قرض کرده بودند، اما اسباب وحشت موکی شد؛ مرسدس سفید رنگ بود&#33; بی خیال&#33; این مشکل را بعدا سرفرصت حل می کردند.[/size]<br />
[size=4]در ساعت 22:45 پس از اینکه سرهنگ اس مسافرانش را از اوفیر بازگرداند، چتربازان یکبار دیگر مانورشان را تکرار کردند. اینبار هرکولس را هم وارد بازی کردند و فرماندهان ستاد کل به نظاره ایستادند.[/size]<br />
<br />
<br />
[b][size=4]شنبه سوم جولای[/size][/b]<br />
[size=4]در ساعت یک بامداد شنبه موتا گور به شیمون پرز تلفن کرد و گفت که مردانش آماده اند و عملیات باید آغازشود. اخباری که رسیده بود اطمینان بخش نبود: سفارت اسرائیل در پاریس گزارش می داد که در بعد دیپلماتیک نه پیشرفتی وجود نداشت و نه تمایلی به پیشرفت. دست کم کورسویی از امید وجود داشت.[/size]<br />
[size=4]در طی شب مکانیکهای نیروی زمینی بر روی موتور مرسدس پیر کارکردند. هنگامی که کارشان به پایان رسید دو سرباز شروع کردند به سیاه کردن بدنه ی لیموزین. یونی و موکی آخرین ساعات تاریکی را صرف بازخوانی مجدد تمام جزئیات و پاسخ به سوالات احتمالی کردند. سرفرماندهی نیروی هوایی پیش نویس جزئیات طرح و دستورات را تمام کرد و در ساعت 5:00 آن را به اسکادران حمل و نقل ابلاغ کرد. جلسه ی توجیه خدمه ی هواپیماها در ساعت 8:45 برگذار می شد. کمی پس از طلوع خورشید، چتربازان تجهیزاتشان را برداشتند و در یک جاده ی صحرایی در نزدیک فرودگاه راندند تا به جایی رسیدند که خدمه ی زمینی منتظر بودند تا خودروهای آنها را در خفا در بدنه ی هواپیماها جابدهند. در کنار باند پرواز دکترها و پرستاران دان میشل برای آخرین بار تجهیزاتشان را چک می کردند و آنها را سوار بیمارستان پرنده می کردند. سپاه پزشکی به صورتی بی سر و صدا و بدون هیچ توضیحی دکترهای ذخیره اش را فراخوانده بود.[/size]<br />
[size=4]در اسرائیل یک صبح آفتابی آغاز شده بود و گرفتاری عنتبه با یک شنبه ی لذت بخش دنبال می شد. نشانه ای از پیشرفت در مذاکرات آزادی گروگانها دیده نمی شد و در حقیقت به نظر می رسید که تروریستها قصد دارند تا اسرائیل را با حقارت تسلیم به زانو درآورند. اسرائیلی ها ،از طریق فرانسه، اصرار می کردند که عملیات مبادله باید در یک محل بی طرف ،ترجیحا پاریس، انجام شود اما تروریستها پاسخ منفی دادند. اطمینان اندکی وجود داشت که مبادله ی تروریستهای زندانی جان 105 مرد، زن و بچه را در فرودگاه عنتبه نجات دهد.[/size]<br />
[size=4]اندکی از ساعت 11:00 گذشته بود که تعدادی از وزرای مهم کابینه برای آخرین بار در دفتر نخست وزیر در تل آویو گرد هم آمدند. آنها در سکوت به جزئیاتی که ژنرال گور برایشان تشریح می کرد گوش فرادادند. این طرح کاملا غافلگیرکننده نبود چرا که شیمون پرز قبلا به 3 نفر از وزرا گفته بود که یک عملیات نظامی در جریان است. شاید برای حفظ حس جاذبه ی جمع اسحاق رابین خطرات عملیات و گرفتاری های شکست آن را گوش زد کرد. نشست با سوال موتا گور تمام شد: کی حرکت می کنیم؟ جواب این بود: کمی پس از یک بعد از ظهر به وقت اسرائیل.[/size]<br />
[size=4]بیشتر وزرایی که برای جلسه ی اصلی کابینه ،بلافاصله پس از جلسه ی سرّی قبلی، جمع شدند منتظر تنها یک دستور کار بودند: موافقت با تقاضاهای هواپیماربایان قبل از پایان مهلت فردا. با وجود تقدس شنبه تمام اعضای کابینه حاضر بودند. یکی از وزاری خشکه مقدس ،که در اورشلیم زندگی می کرد، از طرف یعقوبی پیام محرمانه ای دریافت کرد که از بردن خانواده اش به تل آویو در پایان هفته افسوس نخورد.[/size]<br />
[size=4]فضای افسرده و چهره های در هم رفته سبب شد تا هنگامی که رییس ستاد مشترک شروع به پهن کردن نقشه ها و عکسهای عملیات بر روی میز کرد و شروع کرد تا عملیات نجات را تشریح کند چشمها از تحیر گشاد شوند. هنگامی که ژنرال گور حرف می زد، درهای سنگین 5 فروند هرکولس بسته می شدند، و هواپیماها حرکت به سمت باند پرواز را آغاز می کردند. در ساعت 13:20 هواپیماها در آسمان بودند و به سمت فرودگاه اوفیر می رفتند. مسیر عملیات ،به خاطر زمان بندی و فاصله، از دورترین نقطه در جنوب عبور می کرد. کریدورهای عادی پرواز، هواپیماها را قبل از چرخش به جنوب به سمت غرب، سواحل تل آویو، هدایت می کردند. راهی نداشت تا تعداد زیادی هواپیما در یک روز شنبه از این منطقه ی پر ازدحام بدون جلب توجه عبور کنند. بنابراین هر یک از 5 فروند هواپیما ناچار بودند تا مسیر مختلفی را در در پیش بگیرند. بر فراز صحاری نجف و سینا یک جریان بالارونده ی هوا پرواز را سخت کرد. به سربازانی که در هواپیماها بودند قرص های استفراغ داده شد اما وضعیت هوا آنچنان خراب بود که قدم گذاشتن بر روی زمین در فرودگاه اوفیر تبدیل به بزرگترین آرزوی آنان شد.[/size]<br />
[size=4]در جلسه ی کابینه در تل آویو موتا گور سخنرانی اش را به پایان برد و نوبت به سوال و جواب وزرا رسید. اکنون فرصت اندکی باقی مانده بود اما کوششی در راه توقف عملیات صورت نگرفت: تصمیمی که گرفته شده بود برای حکومت اسرائیل مهمتر از این حرفها بود. در اوفیر 4 فروند هواپیمای غول پیکر که تا خرخره بارگیری شده بودند (هر هواپیما در حدود 10 تن بیش از ظرفیتش بارگیری شده بود) سلانه سلانه به سمت انتهای باند پرواز می رفتند و از تمام طول باند برای اینکه بتوانند از زمین کنده شوند استفاده می کردند. یکی از چتربازان که نتوانسته بود از حال تهوع خارج شود و خلبان ناامید هواپیمای ذخیره در کناره باند ایستاده بودند و پرواز آنها را می نگریستند. وضعیت جوی نامساعد و جهت باد هواپیماها را مجبور کرد تا در جهت شمال از باند بلند شوند و بعد به آهستگی بچرخند، هر بار 5 درجه، تا در جهت جنوب قرار بگیرند. آنها قسمتی از این مسیر چرخش را بر فراز آسمان سعودی انجام دادند. اسحاق رابین یادداشتی را به سمت میز شیمون پرز سراند که پیشنهاد می کرد هواپیماها به راه خود بروند: آنها می توانستند هر وقت که بخواهند آنها را بازگردانند. رابین از نیشخند پرز فهمید که عملیات صاعقه قبلا شروع شده است. رابین یک جمع بندی کلی کرد و تقاضای رای گیرکرد. همه متفق القول بودند: ارتش باید وارد عمل شود.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center]<br />
  [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/3~0.jpg[/img]  [/center]<br />
<br />
[center]  [font=times new roman,times,serif][size=3][color=#FF0000]مسیر رفت (سیاه)و برگشت (قهوهه ای) از   اسرائیل  به عنتبه [/color][/size][/font]  [/center]<br />
<br />
<br />
[size=4]در کابین هرکولسها ،که اکنون به خلیج سوئز رسیده بودند، خلبانها در زیر فشار رادارهای شناسایی دشمن در حال مطالعه ی عکسهای هوایی فرودگاه عنتبه بودند که توسط یک عکاس آماتور از فراز دریاچه ی ویکتوریا در فضای کنیا برداشته شده بود و قبل از پرواز به دستشان رسیده بود. آنها سوالاتشان را برای آخر کار نگه داشتند. در داخل هواپیماها سربازان تیم های حمله، دکترها و پرستارهایی که قرار بود با آنها فرود بیابند، در کنار خودروهایشان نشسته بودند و سعی می کردند که چرتی بزنند. بعضی از افسران دوباره نقشه ها و دستوراتشان را مرور می کردند تا مطمئن شوند که تمام جزئیات را به خاطر سپرده اند.[/size]<br />
[size=4]اسحاق رابین و شیمون پرز برای چند ساعت به خانه رفتند و سعی کردند تا قبل از رویارو شدن با شب طولانی که در پیش رو داشتند اندکی بیاسایند. پرز منتظر چند مهمان برای نهار بود و راهی وجود نداشت تا بدون اینکه شک آنها را برانگیزد آنها را از سر بازکند. رابین چند دقیقه قبل از اینکه دفترش را ترک کند با فرانسه تلفنی صحبت کرد و سعی کرد تا برای تأخیر در مذاکرات بهانه ی معقولی ذکر کند چرا که قادر نبود تا ژنرال زیوی را در پاریس از عملیات در پیش رو آگاه کند.[/size]<br />
[size=4]در پشت میز ناهارخوری در خانه ی پرز یک گفتگو درباره ی بحران عنتبه در جریان بود. به امید اینکه مسیر گفتگو عوض شود نخست وزیر از مهمان عالی رتبه ی آمریکایی خود روی برگرداند و به سمت ناشر یکی از روزنامه های تل آویو ،که از جناح کبوترها بود، بازگشت و از او پرسید که اگر او مسئول این جریان بود چه می کرد. پرز در انتظار یک مشاجره ی تند درباره ی تسلیم بی قید و شرط در برابر تروریستها بود اما وقتی که ناشر جواب داد که:&quot; ارتش را اعزام کنید.&quot; شوکه شد. خوشبختانه ژنرال قاضیت ،فرمانده ی واحد اطلاعاتی ارتش، به یاری پرز شتافت و توضیح داد که چنین اقدامی چقدر غیرممکن است.[/size]<br />
[size=4]موتا گور ،که تمام ساعاتی که می توانست با خانواده اش گذارنده بود، به دفترش بازگشت تا با اعضای ستادمشترک دیدارکند. ژنرالها ،مانند اعضای کابینه در همان صبح، متقاعد شده بودند که باید منتظر شنیدن جزئیات برنامه ی مبادله باشند و از غیبت کوتی آدام شگفت زده شده بودند تا اینکه گور شروع به صحبت کرد.[/size]<br />
[size=4]با چرخش به سمت غرب، هرکولسها بر فراز اتیوپی وارد آفریقا شدند. هوا طوفانی بود و خلبانها را مجبور کرد تا به سمت شمال و نزدیک مرز سودان بروند. به هرحال، آنها نمی ترسیدند که شناسایی شوند. اولا که بعید بود که هیچ اپراتور راداری بتواند هواپیماهای آنها را به عنوان هواپیماهای اسرائیلی شناسایی کند و دوما طوفان در رادارها اختلال ایجاد می کرد. در هنگام نزدیک شدن به دریاچه ی ویکتوریا آنها با ستونی از ابرهای طوفانی مواجه شدند که تا 40 هزار پایی از سطح زمین ارتفاع داشتند. زمانی برای دور زدن آنها وجود نداشت و راهی هم نبود تا بر فراز آنها پرواز کنند؛ پس هرکولسها با سر به درون ابرها شیرجه زدند. شرایط آنقدر بد بود که پنجره های کابین با جرقه های الکتریکی آبی رنگ پوشیده شده بودند.[/size]<br />
<br />
[size=4]سرهنگ اس هواپیمایش را در مسیر نگه داشت. او 86 سرباز و فرماندهانشان و افراد پست فرماندهی دان شمرون را به همراه خودروها و تجهیزاتشان حمل می کرد و قرار بود بر اساس یک جدول زمانی دقیق آنها را روی زمین پیاده کند. خلبانهای دیگر چاره ای نداشتند جز اینکه چند دقیقه ای بیشتر را در آسمان طوفانی باقی بمانند.[/size]<br />
[size=4]اسحاق رابین و بعضی دیگر از اعضای کابینه در دفتر شیمون پرز به وی ملحق شدند و با اعصابی تحریک شده منتشر شنیدن علامتی از بیسیمی که در دفتر بود شدند. کمی قبل از ساعت 23:00 آنها صدای کوتی آدام را شنیدند:&quot;اردن&quot;. این علامت تأیید می کرد که هرکولسها به دریاچه ی ویکتوریا رسیده اند.[/size]<br />
[size=4]سرهنگ اس مسیرش را به سمت جنوب ادامه داد و ناگهان از سمت جنوب به سمت باند اصلی فرودگاه عنتبه چرخید. در این فاصله او می توانست چراغهای روشن باند فرود را ببیند. در محفظه ی بار هرکولس افراد نتانیاهو سوار مرسدس و لندرورها می شدند، موتور ماشینها را روشن کرده بودند و خدمه ی هرکولس آماده بودند تا کابلهای مهارکننده ی آنها را بازکنند. در ساعت 23:01 و تنها 30 ثانیه بعد از زمان برنامه ریزی شده سرهنگ اس چرخهای هواپیمایش را با باند فرود آشناکرد. در پشتی هرکولس از قبل بازشده بود و قبل از اینکه هرکولس توقف کند ماشینها بر روی زمین بودند. تعدادی از چتربازها قبلا از هواپیما با چتر بیرون پریده بودند تا چند فرستنده ی رادیویی در نزدیک چراغهای باند فرود نصب کنند تا اگر برج کنترل چراغها را خاموش کرد از آنها برای فرود آمدن هواپیماها استفاده کنند. سرهنگ اس برای بار دوم بیسیم هواپیمایش را به کار انداخت:&quot; من در شوشانا هستم.&quot;[/size]<br />
[size=4]مرسدس و اسکورتهایش با سرعت هرچه بیشتر به سمت ترمینال قدیمی راندند و وانمود کردند که یک افسر ارشد در حال نزدیک شدن است. در جلوی ساختمان دو سرباز اوگاندایی روبروی خودروها قرار گرفتند، سلاح هایشان را بالا گرفتند و فرمان توقف دادند. نه فرصتی برای بحث بود و نه زمانی برای انتخاب. اولین شلیک از مرسدس و توسط یک تپانچه انجام شد. یکی از سربازان اوگاندایی بر زمین افتاد و دیگری به سمت برج کنترل ترمینال قدیمی دوید. سربازی که بر زمین افتاده بود کورمال کورمال به دنبال سلاحش می گشت. یکی از چتربازان با یک رگبار کارش را تمام کرد. موکی و افرادش از ماشین بیرون پریدند و 40 متر دویدند تا به راهروی جلویی ساختمان رسیدند. ورودی اولی قفل بود و چتربازان بدون توقف به سمت در دوم حرکت کردند.[/size]<br />
[size=4]پس از جر و بحث با یونی، موکی تصمیم گرفت تا یکی از قوانین اصلی ارتش را زیرپا بگذارد. همیشه افسران رده پایین اولین موج حمله را برعهده داشتند اما موکی احساس می کرد که مهم است که در این مورد ،که تغییراتی در نقشه آنها را مجبور به گرفتن تصمیمات جدید می گرفت، جلوتر از زیردستانش حرکت کند. با پخش گاز اشک آور در طول راهرو او زیر آتش یک سرباز اوگاندایی قرار گرفت. موکی پاسخ تیراندازی او را داد و او را کشت. یکی از  تروریستها از در اصلی ترمینال قدیمی خارج شد تا علت سر و صداها را دریابد. او به سرعت از همان راهی که آمده بود بازگشت.[/size]<br />
[size=4]موکی فهمید که خشابش ته کشیده است. طبق دستورالعمل های نظامی او باید کنار می ایستاد و اجازه می داد که شخص دیگری جلوبرود. اما او دوباره از قانون تخطی کرد و تصمیم گرفت که در حال دویدن خشاب تفنگش را عوض کند. افسر جوانی که پشت او بود وضعیت را دریافت و به کنار او آمد. هر دوی آنها و یکی از چتربازان همزمان به ورودی رسیدند؛ عمنون، افسرجوان، در سمت چپ، موکی در مرکز و چترباز در سمت راست. تروریستی که به بیرون سرک کشیده بود اکنون در سمت چپ در ایستاده بود. عمنون شلیک کرد و موکی او را دنبال کرد. در وسط سالن یکی از تروریستها بر پایش ایستاد و به سمت گروگانهایی که به صورت نامنظم در اطرافش بر زمین بودند و سعی می کردند که بخوابند آتش کرد. موکی با دو شلیک کار او را ساخت. در سمت راست چهارمین تروریست سعی کرد با رگبارش جلوی مهاجمین را بگیرد اما گلوله های او خیلی بالا بود. یکی از پنجره ها خردشد و بارانی از شیشه در سالن پخش شد. چترباز او را نشانه گرفت و شلیک کرد. در همین زمان، عمنون دختر تروریست را در سمت چپ در ورودی شناسایی کرد و شلیک کرد. در پشت سر آنها یک بلندگوی دستی به زبانهای عبری و انگلیسی صدا می زد:&quot;ارتش اسرائیل، روی زمین بخوابید&#33;&quot; از روی یکی از تشکها مرد جوانی به سمت 3 مرد مسلحی که در آستانه ی در ایستاده بودند هجوم برد و با یک رگبار بر زمین خوابید. افراد موکی از میان سالن گذشتند و از راهرویی که به سمت دستشویی پشتی می رفت حرکت کردند اما دیگر مقاومتی در کار نبود.[/size]<br />
[size=4]در همین زمان تیم دوم از میان در دوم به سمت سالنی که محل استراحت تروریستها بود هجوم بردند. دو نفر با لباس شخصی به آرامی به سمت آنها گام برمی داشتند. با فرض اینکه ممکن است آنها دو نفر از گروگانها باشند چتربازان تیراندازی نکردند. ناگهان یکی از آنها دستش را بالا برد و نارنجکی به سوی چتربازان انداخت. چتربازان به روی زمین شیرجه زدند. یک رگبار مسلسل دستی کار دشمنانشان را ساخت. نارنجک بدون وارد آوردن تلفاتی منفجر شد. تیم سوم ،که سوار بر لندرورها بودند، در سکوت به سمت سربازان اوگاندایی رفتند که در کنار پنجره های طبقه ی بالای ترمینال بودند. در میان پله ها آنها با دو سرباز روبرو شدند که یکی از آنها به سرعت دست به سلاحش برد. چتربازان هر دو سرباز را کشتند.[/size]<br />
[size=4]درحالیکه چتربازان سالن را محاصره کرده بودند از گروگانهای حیرت زده می خواستند که آرام بمانند و از زخمی ها مراقبت می کردند. موکی به بیرون سالن فراخوانده شد. در آنجا او دکتری را دید که بالای سر یونی نتانیاهو زانو زده بود. یونی در بیرون ساختمان مانده بود تا بر کار هر 3 گروه حمله نظارت بیشتری داشته باشد که یک گلوله از بالای برج مراقبت قدیمی به پشت او اصابت کرد. در حالیکه چتربازان تیراندازی را از بالا خاموش می کردند یونی زیر سایه بان یکی از راهروها کشیده شد.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
[center]<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/4~1.jpg[/img][/center]<br />
<br />
[center][font=georgia,times new roman,times,serif][size=3][color=#FF0000]تاسیسات و باندهای پرواز فرودگاه عنبته[/color][/size][/font][/center]<br />
<br />
<br />
[size=4]تهاجم به ترمینال قدیمی در عرض 3 دقیقه پس از فرود اولین هرکولس به آخر رسید. حال پس از این موفقیت سریع، 3 گروهان دیگر در عنتبه فرود آمدند. در ساعت 23:08 تمام اعضای گروه حمله بر روی زمین بودند. پس از فرود آمدن سومین هرکولس چراغهای باند فرود خاموش شدند اما اشکالی ایجاد نشد چرا که فرستنده های رادیویی کار خود را انجام می دادند. با یک زمانبندی دقیق نفربرهای زرهی زوزه کشان از در عقبی دومین هرکولس پیاده شدند تا در پشت و جلوی ترمینال قدیمی موضع بگیرند در حالیکه چتربازان اولین و سومین هرکولس در تمام ورودی های فرودگاه، ترمینال جدید و برج مراقبت مستقر می شدند. کنترل برج برای خروج ایمن گروگانها و گروه نجات حیاتی بود. در یک زد و خورد در ترمینال جدید ، سرگروهبان هرشکو سورین، مجروح شد. چهارمین هرکولس در کنار ترمینال قدیمی با موتورهای روشن ایستاد تا گروگانها را سوار کند. یک تیم از تکنسینهای نیروی هوایی قبلا به سختی پمپهای سوخت غول پیکر را ،که یک روز قبل توسط یکی از افراد سررشته داری با عجله سفارش داده شده بود، پیاده می کردند تا بنزین گرانبهای عیدی امین را به درون هرکولسها تلنبه کنند. این کار بیش از یک ساعت طول می کشید.[/size]<br />
[size=4]در دفتر پرتردد پرز در تل آویو کوتی آدام رمز &quot;همه چیز روبه راه است&quot; را برای کم کردن تنش ادا کرد. موتا گور تصمیم گرفت تا با دان شمرون مستقیما تماس بگیرد اما وضعیت تنها کمی روشن تر شد:&quot;همه چیز درست است&#33; من الان سرم شلوغ است&#33;&quot;[/size]<br />
[size=4]بیمارستان پرنده در ساعت 22:25 در فرودگاه نایروبی بر زمین نشست. اکنون ژنرال پلد می توانست به سرهنگ اس بگوید که می توانند در نایروبی سوختگیری کنند. چون نمی توانستند شمرون را بلافاصله به پای بیسیم بخوانند و سربازان اوگاندایی به صورت پراکنده در حال تیراندازی به این طرف و آن طرف بودند، سرهنگ اس در حالیکه موتورهای هواپیمایش روشن بود و به خاطر سوخت درون مخزانش آسیب پذیر بود تصمیم گرفت از گزینه ی جدیدی که اکنون فراهم شده بود استفاده کند.[/size]<br />
[size=4]موکی از پشت بیسیم به شمرون گزارش کرد که ساختمان و اطرافش تأمین شده اند و به او اطلاع داد که یونی به شدت زخمی شده است. از آنجا که آنها از زمان بندی جلو بودند، نیازی نبود که بیشتر از این آنجا منتظر بمانند. ممکن بود که اوگاندایی ها نیروی کمکی به فرودگاه بفرستند و از طرفی شمرون اکنون فهمیده بود که می توانند در نایروبی سوختگیری کنند. به هرکولس چهارم دستور داده شد تا به ترمینال قدیمی نزدیک تر شود. چتربازان از درخروجی ترمینال تا در عقب هواپیما دو دیواره ی انسانی ساختند تا گروگانهای گیج و حیران در شب گم نشوند یا اشتباهی به سمت موتورهای هواپیما نروند. همانطور که گروگانها از ساختمان بیرون برده می شدند بزرگترهای فامیل را در کنار در هواپیما نگه می داشتند و از آنها می خواستند که تمام افراد خانواده شان را حاضر غایب کنند. کاپیتان باکوس نیز درخواست کرد تا افراد &quot;خانواده اش&quot; ،خدمه ی پرواز 139، را به همان صورت حاضر غایب کند. در پشت سر آنان ترمینال قدیمی خالی شده بود و تنها جنازه ی 6 تروریست بر روی زمین به جای مانده بود که یکی از آنها یک دختر جوان اروپایی و دیگری یک آلمانی بلوند بودند.[/size]<br />
[size=4]هفت دقیقه طول کشید تا گروگانها سوار هواپیما شدند. در حالیکه 2200 مایل برای این لحظه طی شده بود تمام افراد مرده و زنده ،ازجمله یونی، را سوار کردند. چتربازان برای آخرین بار درون ساختمان را جستجو کردند و سپس به خدمه دستور دادند تا در هواپیما را ببندند و پرواز کنند. در ساعت 23:52 هرکولس در هوا بود و به سمت نایروبی می رفت در حالیکه دکترها در حال معالجه ی 7 نفر گروگانی بودند که زخمی شده بودند و خدمه در حال پخش کردن ورقه های آلومینیوم بودند تا به عنوان پتوی موقت بکار برده شوند. هوا سرد بود و گروگانها هنوز در شوک ناشی از تغییر سرنوشت شان بسر می بردند. آنها به صورت مبهمی دریافتند که دو تن از گروگانها جان باخته اند و یک پیرزن را پشت سر جای گذاشته اند. این پیرزن دورا بلاخ نام داشت و به بیمارستانی در کامپالا برده شد و بعدتر به دستور امین کشته شد.[/size]<br />
[size=4]در انتهای دیگر فرودگاه یک گروه از چتربازان 7 فروند میگ اوگاندایی را به مسلسل بسته بودند. دستور انهدام هواپیماها از بوئینگ کوتی آدام صادرشد. قرار نبود که هیچ یک از خلبانهای اوگاندایی فرصت تعقیب هرکولسها را پیداکنند.[/size]<br />
[size=4]چتربازان دوباره تجهیزات و خودروهایشان را بارهواپیما کردند. وظیفه ی آنها تمام شده بود و همگی آنها در ساعت 00:12 در آسمان بودند. پشت سر آنها فرماندهانشان وظایفشان را تکمیل می کردند و مراقب بودند تا چیزی را پشت سر برجای نگذارند. تنها چیزی که در فرودگاه عنتبه باقی مانده پمپهای سوختگیری بود که بزرگتر از آن بود که دوباره به درون هرکولسها برده شوند. ابتدا می خواستند که ماشینها را به عنوان هدیه برای عیدی امین باقی بگذارند اما یکی از سربازان یکی از خلبانها را راضی کرد تا آنها را سوار کند. در ساعت 00:40 آخرین عضو گروه حمله عنتبه را ترک کرد. 30 دقیقه بعد دومین بوئینگ و اولین هرکولس در فرودگاه نایروبی بر زمین نشستند و به سمت جایگاه سوختگیری فرودگاه حرکت کردند.[/size]<br />
[size=4]خلبانان از تصمیمی که اسحاق رابین در صبح روز جمعه گرفته بود بی خبر بودند؛ مقامات کنیا در جریان پرواز آنها گذاشته نشده بودند. اولین دلیل این تصمیم امنیت عملیات بود و دومین دلیل این بود که نمی خواستند کنیایی ها ،که خودشان به اندازه ی کافی با عیدی امین مشکل داشتند، دستپاچه بشوند. بدون هیچ سر و صدایی تانکرها به سمت جایگاه سوختگیری رفتند درحالیکه خدمه ی زمینی فرودگاه ،همانند یک پرواز معمولی تجاری، کاغذهای تحویل سوخت را به خلبانها می دادند تا امضا کنند. هیچ سوالی پرسیده نشد و هیچ توضیحی هم داده نشد. سرگروهبان هرشکو ،که به سختی زخمی شده بود به بیمارستان پرنده منتقل شد. دو نفر از گروگانها به مراقبت جدی تری نیاز داشتند و توسط یک آمبولانس به نایروبی منتقل شدند. در انتها یکی از آنها مرد. در ساعت 2:04 بامداد روز یکشنبه، باقیمانده ی مسافران و خدمه ی پرواز 139 ایرفرانس قسمت انتهایی سفر خود را به سمت خانه آغازکردند.[/size]<br />
[size=4]ساعتها پس از نیمه شب سخنگوی وزارت دفاع به خدمتکاری به خواب رفته در تل آویو تلفن زد. بستگان گروگانها یک کمیته برای فشار به حکومت تشکیل داده بودند و این کمیته رئیسی انتخاب کرده بود که در انتهای هفته با رابین، پرز، یعقوبی و هر کس دیگری که احتمال داشت به حرفهایش گوش دهد ملاقات کرده بود. در این زمان رئیس کمیته در حال شنیدن بود ولی مدتی طول کشید تا اخبار جدید خواب را از سر او بدر کنند.[/size]<br />
[size=4]پرواز به سمت خانه طولانی، ساده و بدون هیچ اتفاقی ،بغیر از یک تکان منحوس، بود&#33; در ساعت 3:00 یکی از خلبانها داشت با دکمه ی تنظیم موج رادیوی هواپیمایش ور می رفت تا کمی موزیک گوش کند که شنید اسرائیلی ها گروگانهایشان را نجات داده اند. او از اینکه می دید قبل از رسیدن هواپیماها به اسرائیل خبر را فاش کرده اند تعجب کرد. او نمی توانست بفهمد که خبرگزاری فرانسه در کامپالا داستانی درباره ی سر و صدای تیراندازی در عنتبه را مخابره کرده و این خبر در صدر اخبار رادیوی فرانسه و بی.بی.سی قرارگرفته است.[/size]<br />
[size=4]کسی در هواپیماها حوصله ی جشن گرفتن نداشت. گروگانها به خاطر سرما دور هم جمع شده بودند و فهمیده بودند که نجات آنها به قیمت جان یک سرباز تمام شده است. آنها از اینکه نجات پیداکرده بودند سپاسگزار بودند اما کسی حوصله ی پیوستن به آهنگی که توسط یک نفر زمزمه می شد نداشت. هنوز برای هضم رویدادهایی که از سر گذرانده بودند و رهایی از کابوس عنتبه نیاز به گذشت زمان داشتند. در هواپیمای سرهنگ اس چتربازان هر یک نوحه ای سر داده بودند. با وجود تلاشهای پزشکان یونی مرده بود. عملیات بعدها به خاطر بزرگداشت او به نام &quot;عملیات جوناتان&quot; نامیده شد.[/size]<br />
[size=4]در اوایل صبح روز یکشنبه چهارم جولای 1976 ،همزمان با جشن دویستمین سالگرد استقلال آمریکا، هرکولسها به ایلات ،در جنوب سینا، رسیدند. خدمه ی خسته ی آنها از دیدن مردمی که در خیابانها برایشان دست تکان می دادند حیرت زده شده بودند. رهبر دسته ی پروازی در فرودگاهی در مرکز اسرائیل بر زمین نشست. به گروگانها غذا داده شد و این فرصت را پیداکردند تا زخمهایشان را مرهمی بگذارند. مجروحان به بیمارستان فرستاده شدند و روانشناسان بقیه ی آنها را دوره کردند تا کمکهای لازم را به گروگانها عرضه کنند.[/size]<br />
<br />
<br />
<br />
[center]<br />
	 [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/5~0.jpg[/img]			  [/center]<br />
<br />
[center]  جشن شادی	[/center]<br />
<br />
<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10253/6.jpg[/img][/center]<br />
<br />
<br />
<br />
[size=4]در یک گوشه ی دیگر از همان فرودگاه چتربازان تجهیزاتشان را از هواپیماها تخلیه می کردند. آنها باید به پایگاه خود بازمی گشتند در حالیکه به سختی از شور و هیجانی که به خاطر آنچه که آنها انجام دادند اسرائیل و جهان آزاد را فراگرفته بود آگاه بودند.[/size]<br />
[size=4]ظهر نشده یک فروند هرکولس نیروی هوایی بر روی باند فرودگاه بین المللی بن گورین بر زمین نشست، متوقف شد و درهای آن گشوده شد تا مردان، زنان و کودکانی که نجات یافته بودند خود را در آغوش بستگانشان بیاندازند. امتحان به آخر رسیده بود.[/size]<br />
<br />
<br />
 <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/rose.gif' class='bbc_emoticon' alt=':rose:' /> <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/rose.gif' class='bbc_emoticon' alt=':rose:' /> <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/rose.gif' class='bbc_emoticon' alt=':rose:' /><br />
<br />
[url="http://wars-and-history.mihanblog.com/post/569"]منبع[/url]]]></description><guid isPermaLink="false">25239</guid><pubDate>Thu, 01 Aug 2013 21:45:13 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62D;&#x645;&#x644;&#x647; &#x645;&#x648;&#x634;&#x6A9;&#x6CC; &#x627;&#x633;&#x6A9;&#x627;&#x62F; &#x60C; 22 &#x627;&#x6A9;&#x62A;&#x628;&#x631; 1973</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29059-%25d8%25ad%25d9%2585%25d9%2584%25d9%2587-%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25b4%25da%25a9%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b3%25da%25a9%25d8%25a7%25d8%25af-%25d8%258c-22-%25d8%25a7%25da%25a9%25d8%25aa%25d8%25a8%25d8%25b1-1973/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="font-size:16pt;">حمله موشکی اسکاد ، 22 اکتبر 1973</span></strong></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/1~34.jpg" alt="1~34.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پرتابگر موشک اسکاد</span></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="font-size:12pt;">بخشی از جنگ یوم کیپور </span></strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="font-size:12pt;">نوع حمله : حمله موشکی بالستیک </span></strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="font-size:12pt;">مکان حمله : سرپل ارتش اسرائیل در دورسویر ، مصر </span></strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="font-size:12pt;">هدف : نیروهای ارتش اسرائیل </span></strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="font-size:12pt;">انجام دهنده : ارتش مصر </span></strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="font-size:12pt;">تلفات : 7 سرباز اسرائیلی کشته شدند</span></strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حمله موشکی اسکاد 22 اکتبر ، که در میانه جنگ یوم کیپور در سال 1973 میلادی انجام شد ، نخستین استفاده عملیاتی از موشک اسکاد در جهان به شمار می رود . به نظر می رسید&nbsp; نیروهای مصری سه فروند موشک اسکاد به سوی اهداف اسرائیلی شلیک کردند . یک موشک به سمت شهر العریش در اشغال اسرائیل&nbsp; شلیک شد و هدف دو موشک دیگر سرپل نیروهای اسرائیلی در طرف غربی کانال سوئز ، نزدیک دورسویر بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/2~31.jpg" alt="2~31.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);">دلتای نیل ، به موقعیت پورت سعید ، دمیاط ، اسماعیلیه و العریش توجه کنید </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>پیش زمینه </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یکی از درس هایی که مصر در جنگ شش روزه آموخت نیاز به سلاح های دوربرد برای هدف قراردادن عمق خاک اسرائیل بود . چنین سلاحی باید قابلیت مانورهای تهاجمی اسرائیل را کاهش می داد و به عنوان یک بازدارنده عمل می کرد . در پاسخ به این نیاز ، مصر خود را به سه نوع سلاح مجهز کرد :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">1 – بمب افکن های سنگین با قابلیت هدف قراردادن عمق خاک اسرائیل </span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">2 -&nbsp; موشک های کروزی که قادر به خنثی کردن دفاع ضد موشکی اسرائیل بودند </span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">3 – موشک های سطح به سطح دوربرد ، با قابلیت شلیک از داخل خاک مصر و تحت حفاظت شبکه پدافند هوایی این کشور </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">شوروی سابق از تجهیز مصر به قابلیت حملات عمقی هراس داشت ، امری که به تنش میان دو کشور انجامید . سرانجام اتحاد شوروی با تحویل موشک های کروز هواپرتاب <span>KSR-2</span> ، بمب افکن های توپولف – 16 باجر ( به جای توپولف - 22 مورد تقاضای مصری ها ) ، و یک لشکر از موشک های اسکاد به مصر موافقت کرد . موساد از ژوئن 1973 از تحویل موشک های اسکاد به مصر اطلاع یافته بود . موشک ها در 24 آگوست وارد خاک مصر شدند .آموزش نیروهای مصری برای به کارگیری این سیستم ها نیز توسط مستشاران شوروی آغاز شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Tu-16K-16-Egyptian-AF-3S.jpg" alt="Tu-16K-16-Egyptian-AF-3S.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);">توپولف -16 مصری مجهز به دو فروند KSR-2</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">لشکر موشکی در اختیار مصر شامل 10 پرتابگر موشک اسکاد بود و سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل &nbsp;( آمان ) تخمین زده بود که آموزش نیروی انسانی لازم برای عملیات با این سلاح&nbsp; 11 تا 12 ماه طول خواهد کشید ، بنابراین در بهترین وضعیت مصر در سه ماهه اول سال 1974 &nbsp;قادر به استفاده از آن خواهد بود . با این حال ، استفاده محدود از اسکاد برای مصر در اکتبر 1973 نیز میسر بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">کیسیون آگنارات ( کمیته ای که بعدا برای بررسی دلایل ناکامی اسرائیل در پیش بینی دقیق و آمادگی در برابر نیروهای مهاجم در جنگ یوم کیپور تشکیل شد ) بعدها موشک های اسکاد را به عنوان عاملی که می توانست توازن قوا را در جنگ برهم بزند معرفی کرد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آمان پیش بینی کرد مصر تا زمانی که قادر به استفاده از اسکادهایش نباشد با اسرائیل وارد جنگ نخواهد شد ، زیرا اسکادها تنها سلاح مصری ها بود که قدرت نیروی هوایی اسرائیل را تحت الشعاع قرار می داد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>حمله </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;دستگاه اطلاعات اسرائیل اطلاعاتی مبنی بر عملیات شناسایی تیم های نظامی شوروی در روزهای 12 و 13 اکتبر &nbsp;به منظور یافتن مکان مناسب برای شلیک موشک های بالستیک در مناطق پورت سعید ، اسماعیلیه و دمیاط دریافت کرد . براوردهای اطلاعاتی نشان می داد اسکادهای مصری قادر به هدف قرار دادن اهدافی مانند نتانیا ، و حتی حیفا در عمق خاک اسرائیل هستند . پروازهای شناسایی در منطقه به منظور یافتن پرتابگرهای اسکاد آغاز شد&nbsp; و سیمچا دینیتز ، سفیر اسرائیل در ایالات متحده در مورد موشک های شوروی به هنری کیسینجر ، وزیر امور خارجه آمریکا اطلاع داد تا او نیز موضوع را با همتای خود در اتحاد شوروی در میان بگذارد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در شب منتهی به 15 اکتبر ، نیروهای اسرائیلی با عبور از کانال سوئز و رسیدن به طرف غربی آن ایجاد سرپل هایی برای هجوم به عمق خاک مصر را آغاز کردند . روز بعد ، انور سادات رئیس جمهور مصر تهدید کرد در صورت حمله به عمق خاک مصر با حملات موشکی بالستیک پاسخ خواهد داد . در نتیجه موشه دایان ، وزیر دفاع اسرائیل تصمیم گرفت از حمله به اهداف اقتصادی مصر اجتناب کند&nbsp; ، امری که در روزهای قبل بر آن پافشاری می کرد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در روز 20 اکتبر ، موشه دایان و دیوید العازر ، رئیس ستاد ارتش اسرائیل حمله به شهرهای پورت سعید و پورت فواد را در نظر گرفتند . در حین بحث ، موضوع موشک های اسکاد به عنوان پاسخ احتمالی مصر مورد بررسی قرار گرفت . یگان های موشکی مصری در اطراف پورت سعید چندین بار هدف حملات هوایی قرار گرفتند . مصری ها ادعا می کنند حملات هوایی گسترده اسرائیل به پورت سعید در آن زمان به این سبب بود که در صورت وجود پرتابگرهای اسکاد در این منطقه ، تمام شهرهای مهم اسرائیل در تیررس اسکادها قرار می گرفتند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/4~21.jpg" alt="4~21.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;">دیوید العازر ، رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 21 اکتبر مصری ها ناامید از روند جنگ یک باتری از موشک های اسکاد را که پیشتر در بخش شرقی دلتای نیل مستقر بود ( جایی که تل آویو در تیررس قرار داشت ) به موقعیتی با فاصله ای اندک از کانال سوئز منتقل کردند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 22 اکتبر&nbsp; شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه 338 خواهان اجرای آتش بس فوری در ساعت 19 همان روز شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طبق گفته ویکتور آیسرالیان ، مقام بلندپایه وزارت خارجه اتحاد شوروی ، لشکر موشک های اسکاد به طور کامل در کنترل و تحت عملیات مستشاران شوروی بود . رهبران مصر و مستشاران شوروی از این که جنگ بدون استفاده موثر از موشک های اسکاد در حال پایانی ناگوار بود بسیار سرخورده بودند . در نتیجه ، در ساعات پایانی منتهی به آتش بس ، سفیر شوروی در مصر سعی کرد با وزیر خارجه کشورش تماس بگیرد و خواهان صدور اجازه شلیک موشک های اسکاد به سمت اهداف اسرائیلی شود . سفیر موفق به تماس نشد و به وزیر دفاع شوروی روی آورد که سرانجام وی با این کار موافقت کرد . در آخرین دقایق منتهی به آتش بس&nbsp; تیم های متخصص شوروی بدون اطلاع یا تایید مصری ها سه فروند موشک اسکاد به سوی اهداف اسرائیلی شلیک کردند . هر موشک حامل 2 تن مواد منفجره بود . یکی از موشک ها به العریش ، جایی که تدارکات ارسالی ایالات متحده به اسرائیلی ها می رسید برخورد کرد . دو موشک دیگر به سوی دورسویر ، سرپل قوای اسرائیلی در طرف شرقی کانال سوئز شلیک شدند . یکی از موشک ها با انفجار در میان تجمع کامیون های تدارکاتی اسرائیلی منجر به کشته شدن 7 نفر از سربازان تیپ 401 ام از لشکر 600 ام ارتش اسرائیل شد . برخورد موشک اسکاد حفره ای به قطر 15 متر و عمق 4 متر ایجاد کرد . سادات بعدها در خاطراتش ادعا کرد فرمان حمله به سرپل نیروهای اسرائیلی را شخصا صادر کرده است : " می خواستم اسرائیل بداند ما چنین سلاح هایی در اختیار داریم و بعدها در جنگ از آن ها استفاده خواهیم کرد " .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/5~17.jpg" alt="5~17.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);">انور سادات</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>نتیجه </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اسرائیلی ها که از وجود موشک های اسکاد مصری باخبر بودند در طول جنگ از حملات هوایی به اهداف استراتژیک مصری در عمق خاک آن کشور خودداری کردند . سخنان الی زیرا ، رئیس اطلاعات نظامی اسرائیل طی مشورت با ستاد مشترک ارتش اسرائیل برای برآورد وضعیت در روز 9 اکتبر اثر مهمی در اتخاذ این تصمیم داشت . با در نظر گرفتن حملات هوایی گسترده اسرائیل به اهداف مصری در عمق خاک این کشور در دوره جنگ فرسایشی ( 1970-1967 ) به اهمیت این موضوع پی برده می شود . این حملات خسارات شدیدی به قدرت نظامی مصر وارد آورده بود و با ناچار کردن بخش بزرگی از نیروهای نظامی و پدافندی مصر به عقب نشینی به عمق خاک این کشور ، از توان تهاجمی &nbsp;آنان می کاست . در همین حال و در جبهه سوریه ، نیروی هوایی اسرائیل طی جنگ یوم کیپور &nbsp;حملات سنگینی به&nbsp; عمق خاک این کشور انجام داد و توان رزمی این کشور و حتی زندگی عادی شهروندانش &nbsp;را مختل کرد . نیروگاه های بزرگ ، مخازن سوخت ، پل ها و جاده های اصلی کشور سوریه زیر آتش اسرائیل بودند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منبع : <a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/October_22_Scud_missile_attack'>http://en.wikipedia.org/wiki/October_22_Scud_missile_attack</a></span></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29059</guid><pubDate>Sun, 15 Feb 2015 08:31:44 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x62E;&#x634;&#x645; &#x62E;&#x62F;&#x627;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29759-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25ae%25d8%25b4%25d9%2585-%25d8%25ae%25d8%25af%25d8%25a7/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:right;">عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان گرامی.</p>
<p style="text-align:right;">مدت ها بود که قصد ایجاد تاپیکی درخصوص عملیات خشم خدا (Operation Wrath of God) ایجاد نمایم. عملیاتی که آغاز رسمی و بی شرمانه ی تروریسم دولتی توسط رژیم اشغالگر قدس بود. عملیاتی که متشکل از سلسله ترورهای رهبران، فعالان و حتی چهره های ادبی و هنری اثرگذار فلسطینی و عمدتاً در اروپا بود. عملیاتی که در پاسخ به واقعه ی المپیک مونیخ طرح ریزی و به اجرا رسید.</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">قبلاً درخصوص واقعه ی مونیخ و نقش سپتامبر سیاه به تفصیل در تاپیک <a  class="bbc_url" href="http://www.military.ir/forums/topic/29531-%D8%B3%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1/">سپتامبر سیاه و فرجام ترور</a> مطالبی عرض شده بود و بطور خلاصه به عملیات خشم خدا نیز اشاره شده بود.</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">در این تاپیک، به عملیات مذکور به تفصیل و با جزئیاتی بیشتر پرداخته خواهد شد و امید است که مورد توجه دوستان قرار گیرد.</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">حین مطالعه ی منابع مختلف، به این نتیجه رسیدم که مطلب انگلیسی زبان مندرج مربوط به این عملیات در ویکی پدیا، تقریباً کامل به نظر می رسد. پس تصمیم گرفتم برای اولین بار، به جای نگارش مستقل تاپیک، به ترجمه ی این متن پرداخته و مواردی که نیاز بود را به متن اضافه نمایم (که این موارد با رنگ قرمز رنگ مشخص شده اند.).</p>
<p style="text-align:right;">مطالبی که در زیر آمده است، عمدتاً تجمیعی از منابع مختلف بوده است که طی مطالعات مستقل، صحت اکثر آن ها به اثبات حقیر رسیده است. لکن از نقدها و نظرات ارزشمند تمامی دوستان بزرگوار جهت تصحیح و تکمیل این مطلب، استقبال می گردد.</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">در پایان باید عرض شود که از آنجا که این متن، در ساعات استراحت و بیکاری و در محل کار ترجمه شده است و از امکانات اولیه نظیر فرهنگ لغت مناسب نیز برخوردار نبوده ام و بعلت مشغله، امکان و در حقیقت فرصت بازنگری متن را نداشته ام، پیشاپیش از بابت مشکلات عدیده ی ترجمه عذرخواهی می کنم. هرچند بخشی از آن، بعلت سنگین و ثقیل بودن متن و الزام بنده به وفادار بودن به متن تا حد امکان بوده است و بدیهی است درصورت نگارش مستقل، متنی دیگر تقدیم حضور دوستان می شد.</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">سخن کوتاه نموده و مجدداً از دوستان عزیز. تقاضا می شود با مطالعه ی دقیق متن، حقیر را در امر اصلاح و بهبود تاپیک یاری نمایند.</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">=====================================================</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#008000;"><span style="font-size:18px;">عملیات خشم خدا</span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عملیات «خشم خدا» که با نام «عملیات سرنیزه» نیز شهرت دارد، عملیاتی پنهانی بود که توسط موساد هدایت می شد و به منظور ترور اشخاصی بود که مضنون به مشارکت در کشتار مونیخ بودند. ماجرایی که در آن 11 عضو تیم المپیک اسرائیل کشته شدند. هدف عملیات، اعضاء موثر گروه های میلیشیای مسلح سپتامبر سیاه (<span>Black September</span>) و سازمان آزادیبخش فلسطین – ساف (<span>Palestine Liberation Organization – PLO</span>) بود. با اجازه مستقیم از نخست وزیر وقت اسرائیل، <strong>گلدا میر</strong> (<span>Golda Meir</span>) در پاییز 1972، عملیات آغاز و بیش از 12 سال ادامه یافت.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/golda_meir.jpg" alt="golda_meir.jpg">&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Dayan.jpg" alt="Dayan.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">گلدا مایر؛ نخست وزیر و موشه دایان؛ وزیر دفاع وقت اسرائیل</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-size:18px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">تاریخچه</span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">دو روز پس اتز کشتار مونیخ در المپیک تابستانی 1972، ده پایگاه آموزشی <span>PLO</span> در سوریه و لبنان هدف قرار گرفت. نخست وزیر <strong>گلدا میر</strong> کمیته ی <span>X</span> را تشکیل داد؛ گروهی کوچک از مسئولین دولتی که به منظور بررسی نحوه ی پاسخگویی اسرائیل به این عملیات شکل گرفته و در رأس آن، <strong>گلدا میر</strong> و <strong>موشه دایان</strong> (<span>Moshe Dayan</span>) وزیر دفاع وقت اسرائیل حضور داشتند. وی همچنین ژنرال <strong>آهارون یاریو</strong> (<span>Aharon Yariv</span>) را به عنوان مشاور ضد تروریسم خود منسوب نمود. وی، به همراه رئیس وقت موساد <strong>زوی زمیر</strong> (<span>Zvi Zamir</span>)، نقش اصلی را در هدایت عملیات بعهده داشتند. کمیته به این نتیجه رسید که برای ایجاد بازدارندگی آتی انجام وقایع خشونت آمیز علیه اسرائیل، می بایست کسانی را که در کشتار مونیخ دست داشته و یا از آن حمایت نموده اند را، به سبکی که در خاطره ها باقی بماند، ترور نمایند. بدلیل فشار افکار عمومی اسرائیل و افسران عالیرتبه اطلاعات، میر مایل نبود که مسئولیت آغاز عملیات وسیع ترور را بعهده بگیرد. اما وقتی سه مجاهد زنده مانده از کشتار مونیخ چند ماه پس از قائله، در ازای تقاضای هواپیما ربایانی که یک هواپیمای لوفت هانزای آلمان غربی را ربودند، توسط این کشور آزاد شدند، تمامی شک و تردیدها و بی میلی های میر برای آغاز این عملیات از بین رفت. اولین دستور کمیته برای نیروهای اطلاعاتی، تهیه لیست ترور از تمام کسانی بود که در واقعه ی مونیخ دست داشتند. این امر به کمک اعضای موثر <span>PLO</span> که برای موساد کار می کردند، و اطلاعاتی که از سوی سرویس های اطلاعاتی اروپایی دوست تهیه گردید، به انجام رسید. اگرچه محتویات تمام لیست ناشناخته باقی ماند، اما گزارش ها حاکی از 20 الی 35 شخص برای ترور بود؛ ترکیبی از اعضای <span>PLO</span> و سپتامبر سیاه. هنگامی که تهیه ی لیست پایان یافت، موساد مسئول مکان یابی اشخاص مذکور در لیست و ترور ایشان گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Yariv.jpg" alt="Yariv.jpg">&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/zamir1.jpg" alt="zamir1.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">آهارون یاریو (سمت جپ)؛ مشاور ضد تروریسم گلدا مایر و زوی زمیر (سمت راست)، رئیس وقت موساد</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">بحران در برنامه ریزی، ایده ی «انکار قابل باور» بود که می بایست اثبات هرگونه ارتباط مستقیم بین تروریست ها و اسرائیل را ممکن سازد. بعلاوه، عملیات بطور کل می بایست موجب وحشت گروه های شبه نظامی فلسطینی شود. طبق گفته ی دیوید کیم چی (<span>David Kimche</span>)، قائم مقام اسبق موساد، "هدف عملیات نه تنها گرفتن انتقام، که در اصل ترساندن آن ها (فلسطینی ها) بود. ما می خواستیم آن ها را واداریم همواره از روی شانه به عقب نگاه کنند (در فکر این باشند که در حال تعقیب هستند) و احساس کنند که ما به دنبال آن ها هستیم. و پس از آن، ما نیازی نداشته باشیم که کارها را با شلیک به آن ها در خیابان انجام دهیم. به این آسانی. منصفانه.".</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ظاهراً کسی که تیم ها را بوجود آورد و هدایت کرد، <strong>میخائیل هاراری</strong> (<span>Michael Harari</span>)، مأمور موساد<span style="color:#ff0000;"> ]که در برخی منابع، وی را مأمور 007 اسرائیل نامیده اند.[</span> بود، اگر چه برخی ممکن است همیشه تحت مسئولیت دولت نبودند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Michael_Harari.jpeg" alt="Michael_Harari.jpeg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">میخائیل (مایکل) هاراری؛ فرمانده اصلی عملیات خشم خدا</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سیمون ریو (<span>Simon</span> ریو)، نویسنده توضیح می دهد که تیم موساد - که نام جوخه های ترور از حروف الفبای عبری برداشت شده بود – متشکل بود از : </span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">... پانزده نفر که در پنج جوخه تقسیم شده بودند : "<span>Aleph</span>"، دو قاتل آموزش دیده، "<span>Bet</span>"، دو محافظ که می بایست سایه <span>Aleph</span> باشند (مراقب آن ها باشند)، دو مأمور ک می بایست پوششی برای سایر اعضای گروه را فراهم آورند از طریق اجاره هتل ها، آپارتمان ها، ماشین ها و ...، "<span>Ayin</span>"، که شامل شش الی هشت مأمور بودند که ستون فقرات عملیات را شکل می دادند، اهداف را تعقیب می کردند و راه فرار را برای جوخه های <span>Aleph</span> و <span>Bet</span> فراهم می کردند؛ و "<span>Qoph</span>"، دور مأمور که متخصص در ارتباطات بودند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این، مشابه توصیف مأمور سابق موساد کاتسا، <strong>ویکتور آستروفسکی</strong> (<span>Victor Ostrovsky</span>)، از تیم ترور موساد، <strong>کیدون</strong> (<span>Kidon</span>) بود. در حقیقت، آستروفسکی در کتاب خود می گوید نیروهای کیدون بودند که ترورها را انجام می دادند. این امر از سوی گوردن توماس (<span>Gordon Thomas</span>) نویسنده نیز مورد تأیید قرار گرفت که به خلاصه گزارشاتی دسترسی داشت که توسط هشت عضو کیدون و 80 عضو تیم پشتیبانی که در ترورها دخیل بودند به ثبت رسیده است.</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">گزارش دیگری توسط هارون جی. کلین (<span>Aaron J. Klein</span>) نویسنده می گوید این تیم ها در حقیقت بخشی از واحدهایی بودند که با عنوان «قصیریه» (<span>Caesarea</span>) نامیده می شدند، که تحت نام جدید کیدون در اواسط دهه هفتاد سازماندهی شدند. از قضا هاراری فرماندهی سه تیم قیصیریه که هر کدام 12 عضو داشت را بعهده داشت. آن ها به جوخه های پشتیبانی، تعقیب و مراقبت و ترور تقسیم شده بودند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یکی از تیم های پنهانی موساد پس از واقعه ی لیل همر (<span>Lillehammer</span>) نروژ (که در ادامه بدان اشاره خواهیم داشت) شناسایی شدند. شش عضو تیم ترور موساد توسط دولت نروژ بازداشت شدند و هاراری نیز به اسرائیل گریخت. بلافاصله پس از آن مجله تایم در مقاله ای، از 15 عضو تیم ترور موساد یاد کرد که این مشابه تعاریفی بود که در بالا بدان اشاره گردید.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اما ادعای متفاوتی در کتاب «انتقام» (<span>Vengeance</span>) مطرح گردیده است. جایی که نویسنده براساس منابع خود اظهار داشته است که موساد یک گروه پنج نفره از نیروهای آموزش دیده اطلاعاتی تشکیل داده بود که تحت هدایت وی (منبع نویسنده) در اروپا فعالیت می کرد. کتاب همچنین عنوان می دارد که فعالیت تیم، خارج از کنترل و هدایت دولتمردان بود و تنها رابط آن ها، هاراری بود.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">چند ساعت قبل از هر ترور، خانواده ی هر یک از قربانیان گل هایی را دریافت می داشتند که حاوی یک پیام تسلیت و اظهار همدردی بود : «یک یادبود <span style="color:#ff0000;"><span>]</span>که بدانید<span>[</span></span> ما فراموش نمی کنیم یا نمی بخشیم!».</span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>]</span> البته به نظر می رسد مقصود نویسنده، «پس از ترور» بوده است. ولی امری که مسلم است این است که این دسته گل ها و پیام ها ارسال می گردید. <span>[</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:18px;"><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#FF0000;">عملیات ها</span></span></strong></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="color:rgb(112,48,160);">1988-1972</span></strong></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اولین ترور در روز 16 اکتبر 1972 رخ داد. وقتی که <strong>وائل زعیتر</strong> (Wael Zwaiter) فلسطینی در رم کشته شد <span>]</span>به شهادت رسید<span>[</span>. مأمور موساد در انتظار بازگشت وی از نهار بود، و دوازده بار به وی شلیک کرد. پس از شلیک، آن ها به «خانه امن» (<span>Safe House</span>) منتقل شدند. در آن زمان زعیتر نماینده <span>PLO</span> در ایتالیا بود، و در حالی که اسرائیل ادعا می کرد وی یکی از اعضاء سپتامبر سیاه بوده و در طرح ناموفق حمله به یکی از خطوط هواپیمایی ال آل دخالت داشته بود، اعضای <span>PLO</span> هرگونه ارتباط با آن را انکار کرده بودند. ابو إیاد، معاون <span>PLO</span> <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>صلاح مصباح خلف ملقب به ابو إیاد که در سال 1991 در تونس، به قتل رسید. شایع است که دستور ترور وی را شخص صدام حسین، رئیس جمهور وقت عراق صادر کرده بود.<span>]</span></span>، عنوان کرده بود که زعیتر بطور جدی مخالف تروریسم بود.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Wael-Zwaiter.jpg" alt="Wael-Zwaiter.jpg">&nbsp;&nbsp; <img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Wael_Zwaiter_2.JPG" alt="Wael_Zwaiter_2.JPG"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">جسد وائل زعیتر. وی 12 مرتبه هدف گلوله قرار گرفت تا پیامی واضح از سوی دولت اسرائیل به فلسطینیان ارسال شود</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">دومین هدف موساد، <strong>محمود همشاری</strong> (Mahmoud Hamshari)، نماینده ی <span>PLO</span> در فرانسه بود. اسرائیل معتقد بود که وی رهبر سپتامبر سیاه در فرانسه است. موساد با استفاده از یک مأمور در پوشش یک خبرنگار ایتالیایی، وی را فریفتند تا آپارتمان خود را در پاریس ترک نماید تا تیم بمب گذار بتواند بدان نفوذ نموده و بمبی را زیر میز تلفن وی نصب نمایند. در روز هشتم دسامبر 1972، مأمور در پوشش خبرنگار به آپارتمان وی تلفن کرد و درخواست صحبت با همشاری را نمود. به محض اینکه همشاری پشت خط قرار گرفت، مأمور به دیگر اعضای تیم خبر داده و ایشان بمب را منفجر نمودند. همشاری جراحت مرگباری برداشت، اما بلافاصله نمرد. وی آنقدر زنده ماند تا شرح ماوقع را برای کارآگاهان پاریسی تعریف نماید. چند هفته بعد، محمود همشاری در بیمارستان درگذشت <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>به شهادت رسید<span>]</span></span> . وی در مصاحبه ای که روز پس از بحران گروگان گیری انجام داده بود، گفته بود که وی نگرانی ای از بابت جان خود ندارد، اما طعنه به شیطان نیز نمی زند. این ترور، اولین ترور از سری ترورهای موساد بود که در فرانسه اتفاق افتاد. تروری دیگر در لندن رخ داد و یک فعال فلسطینی در ساعت شلوغی، به زیر اتوبوس انداخته شد.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در شب 24 ژانویه 1973، <strong>حسین البشیر</strong> (اردنی - Hossein Al-Bashir)، نماینده ی فتح در قبرس، چراغ اتاق خود را در هتل المپیک شهر نیکوزیا خاموش نمود. لحظاتی بعد، بمب قدرتمندی که زیر تخت خواب وی جاسازی شده بود منفجر شد که به کشته شدن وی و نابود شدن اتاق انجامید. اسرائیل معتقد بود که وی، رهبر سپتامبر سیاه در قبرس بود. نظریه ای دیگر برای ترور وی حاکی از این بود که وی بعلت ارتباطات نزدیک با کا گ ب به قتل رسید.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در ششم آوریل 1973، <strong>باسل الخبیسی</strong> (Basil Al-Kobbaisi)، پروفسور حقوق دانشگاه امریکایی بیروت (<span>American University of Beirut</span>)، بعلت ظن اسرائیل در دست داشتن وی در تهیه و پشتیبانی لجستیکی تسلیحاتی سپتامبر سیاه و نقش داشتن در سایر نقشه های فلسطینی ها، در پاریس و در حال بازگشت به منزل برای ناهار، ترور شد. به مانند ترور قبلی (ترور وائل زعیتر)، توسط دو تن از مأمورین موساد و با دوازده گلوله کشته شد<span style="color:#ff0000;"> <span>[</span>به شهادت رسید<span>].</span></span>.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سه هدف نشان گذاری شده در لیست موساد، مجتمعی بشدت محافظت شده در لبنان زندگی می کردند که فراتر از دستیابی روش های قبلی ترور بود. به منظور ترور آن ها، عملیات چشمه جوانان (<span>Operation Spring of Youth</span>) اجرا شد که عملیاتی فرعی از مجموعه ی بزرگتر عملیات «خشم خدا» بود. در شب نهم آوریل 1973، کماندوهای <strong>سایرت متکل</strong> (<span>Sayeret Metkal</span>) <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>نیروهای ویژه <span>IDF</span> که معادل <span>SAS</span> انگلستان هستند.<span>]</span></span> ، <strong>شایتت 13</strong> (<span>Shayetet 13</span>) <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>نیروهای ویژه دریایی اسرائیل که معادل <span>Navy SEALS</span> امریکا و <span>SBS</span> انگلستان هستند.<span>]</span> </span>و <strong>سایرت زانهانیم</strong> (<span>Sayeret Tzanhanim</span>) <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>چتربازان نیروی زمینی اسرائیل – فرماندهی مرکزی</span><span>]</span> در ساحل لبنان و از قایق های تندروی که از ناوگان دریایی اسرائیل به حرکت درآمده بودند پیاده شدند. کماندوها با مأمورین موساد ملاقات کردند و ایشان توسط ماشین هایی که روز قبل اجاره شده بودند، به مقصد رسیدند و در پایان عملیات نیز ایشان را خارج نمودند. کماندوها مانند شهروندان عادی تغییر قیافه و لباس داده و برخی از آن ها لباس زنانه پوشیدند <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>فرمانده این عملیات، ایهود باراک، نخست وزیر اسبق اسرائیل بود<span>]</span></span>. در بیروت، آن ها به محافظان مجتمع حمله کرده و <strong>محمود یوسف النجار</strong> (Muhammad Youssef al-Najjar -&nbsp; ملقب به ابو یوسف – رهبر عملیاتی سپتامبر سیاه)، <strong>کمال عدوان</strong> (Kamal Adwan - یکی از فرماندهان عملیاتی در <span>PLO</span>) و <strong>کمال ناصر</strong> (Kamal Nasser - سخنگو و عضو کمیته ی اجرایی <span>PLO</span>) کشته شدند <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>به شهادت رسیدند.<span>]</span></span>. </span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Abu_Yusuf.JPG" alt="Abu_Yusuf.JPG">&nbsp;&nbsp; <img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/kamal_nassir.jpg" alt="kamal_nassir.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">جسد بی جان ابو یوسف (سمت راست) و منزل تخریب شده ی کمال ناصر (سمت راست)</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Youth.jpg" alt="Youth.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حین عملیات، دو افسر پلیس لبنانی، یک شهروند ایتالیایی و همسر نجار نیز کشته شدند. یک کماندوی اسرائیلی نیز زخمی شد. چتربازان سایرت زانهانیم به یک مجتمع که به عنوان دفتر مرکزی جبهه خلق برای آزادی فلسطین (<span>Popular Front for the Liberation of Palestine</span>) مورد استفاده قرار می گرفت حمله نمودند. آن ها با مقاومتی سنگین مواجه شده و دو سرباز خود را از دست دادند، اما موفق به نابودی مقر شدند. کماندوهای دریایی شایتت 13 و چتربازان همچنین به کارخانه تولید تسلیحات و مخازن سوختی <span>PLO</span> حمله نمودند. بین 12 تا 100 نفر <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>بسته به منابع مختلف<span>]</span></span> از اعضای <span>PLO</span> و <span>PFLP</span> <span style="color:#ff0000;"><span>[</span>جبهه خلق برای آزادی فلسطین<span>]</span></span> در این حملات کشته شدند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به دنبال این عملیات، سه حمله ی تروریستی دیگر نیز صورت پذیرفت. در روز 11 آوریل <strong>زعید موچاسی</strong> که پس از ترور حسین البشیر در قبرس جایگزین وی شده بود، توسط بمبی که در اتاق وی در هتل آتن جا</span></p><br /><p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سازی شده بود به</span><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"> قتل رسید <span style="color:#ff0000;">[به شهادت رسید.]</span>.&nbsp; دو عضو پایین رتبه سپتامبر سیاه، <strong>عبدالحمید شیبی</strong> و <strong>عبدالهادی نکا</strong> نیز در ماشین خود در رم مورد حمله قرار گرفته و مجروح شدند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مأمورین موساد همچنین شروع به تعقیب <strong>محمد بودیا </strong>(Mohammad Boudia)، مسئول الجزایری الاصل عملیات های سپتامبر سیاه در فرانسه <span style="color:#ff0000;">[وی در حقیقت عضو PFLP بود.]</span> نمودند. کسی که مشهور به تغییر قیافه و البته زن بازی بود. در 28 ژوئن 1973، بودیا در پاریس بوسیله بمب بسیار قدرتمندی که زیر صندلی ماشین خود تعبیه شده بود، کشته شد.<span style="color:#ff0000;">[به شهادت رسید.]. [لازم به ذکر است که وی از مبارزان برجسته ی آزادی الجزایر بود و در نبردهای چریکی و برنامه ریزی ها تبحر خاصی داشت و پس از مرگ وی، </span><span style="color:#800080;"><strong>کارلوس شغال</strong></span><span style="color:#ff0000;">، تروریست معروف جای وی را گرفت.]</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Mohammad_Budia.jpg" alt="Mohammad_Budia.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در روز 15 دسامبر 1979، دو فلسطینی، <strong>علی سالم احمد</strong> و <strong>ابراهیم عبدالعزیز</strong>، در قبرس کشته شدند <span style="color:#ff0000;">[به شهادت رسیدند]</span>. طبق اظهارات پلیس، هر دو توسط سلاح های مجهز به صدا خفه کن و از فاصله ای بسیار نزدیک مورد اصابت قرار گرفتند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 17 ژوئن 1982، دو عضو ارشد <span>PLO</span> در ایتالیا طی حملات جداگانه به قتل رسیدند <span style="color:#ff0000;">[به شهادت رسیدند.]</span>. <strong>نزیه مایر</strong>، مسئول دفتر رم <span>PLO</span> در بیرون از منزل مورد شلیک گلوله قرار گرفت و کشته شد. <strong>کمال حسین</strong>، معاون مسئول دفتر <span>PLO</span> در رم نیز توسط بمبی که در عقب صندلی خودروی وی تعبیه شده بود به قتل رسید<span style="color:#ff0000;"> [به شهادت رسید]</span>؛ تنها کمتر از هفت ساعت پس از آنکه وی به خانه ی مایر مراجعه کرده و پلیس را در امر تحقیقات از ترور وی یاری نموده بود.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در روز 23&nbsp; جولای 1982،<strong> فدل دانی</strong>، جانشین مسئول دفتر <span>PLO</span> در پاریس، توسط بمبی که در خودرو وی جاسازی شده بود کشته شد <span>[</span>به شهادت رسید.<span>]</span>. در روز 21 آگوست 1983، عضو <span>PLO</span> <strong>مأمون مریش</strong> در خودروی خود در آتن توسط دو مأمور موتورسوار موساد هدف رگبار گلوله قرار گرفت و کشته شد <span style="color:#ff0000;">[به شهادت رسید.]</span>.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در روز دهم ژوئن 1986، <strong>خالد احمد نضال</strong>، دبیر کل یکی از شاخه های <span>PLO</span>، <span>DFLP</span> (جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین) در بیرون از هتلی در آتن، ترور شد <span style="color:#ff0000;">[به شهادت رسید.]</span>. نضال چهار بار از ناحیه ی سر مورد هدف قرار گرفته بود. در روز 21 اکتبر 1986، منذر ابو غزاله، عضو ارشد <span>PLO</span> و عضو شورای ملی فلسطین، توسط بمبی که در ماشین وی تعبیه شده بود، در آتن به قتل رسید.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">همچنین در روز 14 فوریه 1988، طی انفجار خودروی بمب گذاری شده در لیماسول قبرس، <strong>ابو الحسن قسیم</strong> و <strong>حمدی عدوان</strong> فلسطینی کشته <span style="color:#ff0000;">[شهید]</span> و <strong>مروان کنافمی</strong> مجروح شدند.</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><strong>پایان قسمت اول</strong></span></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29759</guid><pubDate>Sat, 13 Feb 2016 19:48:36 +0000</pubDate></item><item><title>Karbala raid&#x60C; &#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A;&#x6CC; &#x62C;&#x633;&#x648;&#x631;&#x627;&#x646;&#x647; &#x639;&#x644;&#x6CC;&#x647; &#x646;&#x6CC;&#x631;&#x648;&#x647;&#x627;&#x6CC; &#x627;&#x645;&#x631;&#x6CC;&#x6A9;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x62F;&#x631; &#x6A9;&#x631;&#x628;&#x644;&#x627;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29777-karbala-raid%25d8%258c-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa%25db%258c-%25d8%25ac%25d8%25b3%25d9%2588%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587-%25d8%25b9%25d9%2584%25db%258c%25d9%2587-%25d9%2586%25db%258c%25d8%25b1%25d9%2588%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b1%25db%258c%25da%25a9%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25af%25d8%25b1-%25da%25a9%25d8%25b1/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-size:18px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:rgb(0,128,0);"><strong>بسم الله الرحمن رحیم</strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:18px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:rgb(0,128,0);"><strong>لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم</strong></span></span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مقدمه :</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">شاید از یک نگاه ، یکی از نابهنجاترین رخدادهایی که ممکن است&nbsp; رخ دهد ، وقوع جنگ داخلی ، حضور&nbsp; یگانهای نظامی بیگانه در خاک یک کشور است&nbsp; که مشخصاً عدم امنیت لازم را برای مردم کشور مزبور و حتی دیپلماتهای کشورهای دیگر&nbsp; فراهم می نماید .</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با اشغال عراق در سال 2003 ، این رخداد&nbsp; برای این کشور بوقوع پیوست و نتیجه آن ، هزاران هزار کشته و معلول و مفقود بشمار می آمد . با این حال ، عدم امنیت در خاک کشور فوق الذکر، دامن دیپلماتهای خارجی را نیز گرفت و حمله ناگهانی نظامیان آمریکایی به مرکز دیپلماتیک ایران در اربیل ، مقدمه ای شد برای حوادث بعدی .</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حمله‌ی یگانهای ارتش ایالات متحده به کنسول ایران در اربیل:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سابقه این &nbsp;رویداد &nbsp;به حادثه&nbsp; رخ داده شده به تاریخ &nbsp;۱۱&nbsp;ژانویه‌ی&nbsp;۲۰۰۷&nbsp;بر میگردد که در طی آن ، ارتش امریکا به یک مرکز دیپلماتیک ایران که قرار بود به کنسول &nbsp;گری تبدیل شود ، حمله کرده &nbsp;و دو دیپلمات ارشد و پنج دیپلمات دیگر را بازداشت &nbsp;نمود . توضیح اینکه ایالات متحده ادعا می نمود که از این مرکز این بود بعنوان محلی برای فعالیتهای غیر دیپلماتیک استفاده می شود ، اما ایران و مسئولان اقلیم کردستان این مسئله را بشدت رد نموده و این اشخاص را دیپلمات معرفی میکرد.&nbsp;با این وصف ، دو سال بعد ، یعنی در&nbsp;۹&nbsp;ژولای&nbsp;۲۰۰۹&nbsp;ایالات متحده ، &nbsp;این پنج دیپلمات زندانی را ازاد کرد.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">روند حمله:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به گفته‌ی مسئولین ایرانی حاضر در صحنه ، . حمله بین ساعت &nbsp;&nbsp;۳تا&nbsp;۵&nbsp;صبح صورت گرفت و نیروهای امریکایی با استفاده از 5 فروند بالگرد بر بام ساختمان مرکز در اربیل فرود امده و پس از خلع سلاح نگهبانان ، &nbsp;وارد ساختمان شدند،&nbsp;۵&nbsp;نفر را بازداشت &nbsp;کرده و تجهیزات را نیز با خود بردند. و مسئولین محلی(کرد) اعلام کردند که رایانه &nbsp;ها و اسناد نیز توسط نیروهای امریکایی مصادره شدند&nbsp;.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در گزارشی که بعدها &nbsp;توسط مسعود بارزانی نیز تایید شد، نیروهای امریکایی براین ادعا بودند که &nbsp;در جریان این حمله قصد داشتند دو مقام بلندپایه ایرانی &nbsp;را که در ان زمان در جریان یک بازدید برای افزایش همکاری های امنیتی در منطقه در عراق حضور داشته &nbsp;و با جلال طالبانی نیز دیدار کرده بودند ، &nbsp;بازداشت &nbsp;نمایند .</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به گفته مسعود بارزانی ، این مقامات بلندپایه &nbsp;به اینجا امدند و ازادانه هم به اینجا امدند. دیدارهای انها با رئیس جمهور( جلال طالبانی) و من( مسعود بارزانی) در شبکه های خبری نیز اعلام شد. امریکایی ها هم امدند تا این افراد را دستگیر کنند و نه &nbsp;انهایی که در ان دفتر نمایندگی دیپلماتیک ایران در اربیل حضور داشتند &nbsp;. به اعتقاد وی ، آمریکایی ها ، در مکان &nbsp;نامناسب&nbsp; و در موقعیت زمانی &nbsp;بدی دست به عملیات زده بودند . علاوه برآن ، &nbsp;اعلام شد که نیروهای امریکایی تلاش کرده بودند تا &nbsp;افرادی را در فرودگاه اربیل نیز بازداشت &nbsp;کنند، &nbsp;اما با عکس العمل نیروهای حاضر در فرودگاه مواجه شدند که اجازه‌ی این کار را نداده بودند. هوشیار زیباری، وزیر امور خارجه وقت عراق نیز ادعا داشت&nbsp; ، بین نیروهای امریکایی و کرد که یک درگیری در شرف رخ دادن بود ، اما &nbsp;در اخرین لحظات از یک قتل عام جلوگیری شد.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نکته اینجاست که حمله فوق &nbsp;در زمانی صورت گرفت که جرج بوش بطور همزمان، &nbsp;در حال سخنرانی برای مردم ایالات متحده بود براین اعتقاد قرار داشت &nbsp;که عناصری از همسایه شرقی عراق ، &nbsp;برای گروه‌هایی که بر علیه امریکا میجنگند سلاح و مهمات ارسال &nbsp;می کنند&nbsp;.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">وضعیت دفتر دیپلماتیک ایران :</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این دفتر در اربیل از سال&nbsp;۱۹۹۲&nbsp;فعال بوده است و به گفته‌ی هوشیار زیباری، کارمندان این دفتر به صورت قانونی فعالیت میکردند و دفتر در حال طی مراحل اداری برای تبدیل شدن به کنسولگری بوده است. اما برای دریافت &nbsp;مجوز حمایت و حفاظت دیپلماتیک مراحل اداری خود را طی می نمود&nbsp;.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اما به گفته‌ی مسئولین ایرانی ، بر اساس توافقات گذشته ، وضعیت این دفتر به کنسولگری تغییر &nbsp;وضعیت داده شده ، تا جایی که &nbsp;اسناد و رسمی نیز بین دو کشور تبادل شده بود.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مسئولین اقلیم کردستان نیز براین اعتقاد بودند که اقدامات کنسولی، همانند دادن ویزا ، در این دفتر از سال&nbsp;۱۹۹۲&nbsp;صورت میگرفته است و با اشخاص این دفتر به مانند دیپلمات های رسمی رفتار می شده است&nbsp;.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اما ، سخن گوی وقت وزارت کشور ایالات متحده ،"شین مک‌کومرک"&nbsp;براین ادعا بود &nbsp;که افراد بازداشت شده دیپلمات نبودند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">تبعات حمله به کنسولگری :</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مسعود بارزانی دستگیری مسئولین ایرانی را محکوم و ازادی سریع انها را خواستار شد. دولت کردستان نیزاعلام کرد که از نقشه‌ی امریکا برای حمله به این دفتر اطلاع نداشته و هدف عملیات را نمی‌دانسته است. پس از بازداشت، نیروهای امریکایی ، دیپلماتهای ایرانی را &nbsp;به منطقه‌ی ایکاوا که محل حضور نمایندگان کشورها و سازمان های خارجی است بردند. نیروهای محلی کردستان عراق &nbsp;نیز اعلام کردند که سه خودروی امریکایی را محاصره و متوقف کرده‌اند تا از اقدامات بعدی انها جلوگیری کنند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">محمد علی حسینی ،سخنگوی وقت وزارت امور خارجه‌ی ایران، در مصاحبه‌ای با یک رادیوی دولتی گفت که با توجه به اینکه حضور کارمندان ایرانی در اربیل قانونی بوده، حمله بر خلاف قوانین بین المللی است و براین اعتقاد پای می فشرد که &nbsp;این اعمال توسط نیروهای ائتلاف، برای فشار به ایران و ایجاد اختلاف بین عراق و همسایگانش صورت می گیرد .</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در بُعد سیاسی ، در تهران،ایران سفرای عراق و سویس( حافظ منافع امریکا در ایران) را احضار کرد.دبیرکل سازمان ملل نیز ، این حادثه را مسئله‌ای بین دو کشور خواند! و یک سخنگوی سازمان ملل گفت که :” ما این مسئله را به خود این کشورها سپردیم تا مشکل را بین خودشان حل کنند. نهایتا بستگی به شورای امنیت دارد تا تعیین کنند که قطعنامه ها به چه صورت در خصوص این پرونده اعمال میشوند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عکس العمل :</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به اعتقاد برخی کارشناسان ، &nbsp;افزایش درگیری های دیپلماتیک بین دو طرف، درنهایت &nbsp;منجر به دستگیری&nbsp;۱۵&nbsp;افسر نیروی دریایی سلطنتی &nbsp;که دو ماه بعد از این اتفاق رخ داد، گردید.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به گفته‌ی &nbsp;رابین رایت &nbsp;،روزنامه نگار &nbsp;امریکایی ، دستگیری&nbsp;۱۵&nbsp;افسر نیروی دریایی انگلیس در خلیج فارس با دستگیری&nbsp;۵&nbsp;ایرانی مرتبط بشمار می رفت . این دستگیری که سه روز پس از آغاز سال جدید شمسی &nbsp;صورت گرفت، روزی که دولت ایران اعلام کرده بود که می بایست &nbsp;در این روز دیپلمات ها ازاد شوند، اما در این خصوص هیچ اتفاقی رخ نداد .</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به ادعای طرف آمریکایی ، &nbsp;۵&nbsp;نفر بازداشت &nbsp;ایرانی بازداشت شده، احتمالا جمعی بخشی از نیروهای مسلح غیر منظم ایران بوده &nbsp;و نیروهایی که افسران انگلیسی را بازداشت نموده اند ، عوامل نیروی دریایی یکی از دونیروی مسلح منظم ایران &nbsp;بوده اند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">۱۲&nbsp;روز بعدو با ازادی ملوانان انگلیسی به نظر میرسد که ایران توجهش را به جایی دیگر متمرکز کرده ، اما &nbsp;یک ماه بعد، پنج ایرانی- امریکایی با اتهامات امنیتی بازداشت و روانه زندان شدند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در بازداشت:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">براساس قانون عراق،عناصری&nbsp; که با عنوان خرابکار(شبه نظامی) بازداشت &nbsp;میشوند، باید در دادگاه های عمومی و غیر نظامی محاکمه شوند. این افراد صرفا&nbsp;۱۴&nbsp;روز در بازداشت می‌ماندند و پس از ان می بایست &nbsp;به دادگاه معرفی شوند &nbsp;که البته این قانون چندان اجرا نمیشد. با این حال، عراق معتقد بود که این افراد به خرابکار ها و مبارزین کمک نمی‌کنند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در&nbsp;۲۰۰۸، سه نفر از&nbsp;۵&nbsp;نفر ایرانی در زندانی در کمپ زندانیان امریکا در عراق نگهداری میشدند. به گفته‌ی وزارت دفاع امریکا این افراد تحت بازجویی بودند و با توجه به اینکه یک تهدید امنیتی در عراق محسوب می شدند ، برنامه‌ای برای ازاد کردن انها وجود نداشت&nbsp;.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با این حال ، در مارس ،2008 صلیب سرخ با انها دیدار کرد و وضعیت انها را خوب وسلامت اعلام کرد هرچند که خانواده‌های این افراد این گزارش ها را قبول نداشتند و نگران بودند که این افراد برای اعترافات دروغین مورد شکنجه قرار گرفته باشند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آزادی&nbsp;:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در&nbsp;۹&nbsp;نوامبر&nbsp;۲۰۰۷، امریکا دو نفر از بازداشت شدگان را پس از&nbsp;۳۰۵&nbsp;روز همراه با&nbsp;۷&nbsp;شهروند ایرانی دیگر ازاد کرد. این&nbsp;۷&nbsp;نفر دیگر از قسمت های دیگر عراق دستگیر شده بودند و بین&nbsp;۳&nbsp;ماه تا&nbsp;۳&nbsp;سال در بازداشت بودند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حمله به مرکز فرماندهی کربلا:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حمله‌ به مرکز فرماندهی کربلا، تهاجم غافلگیرانه ای بشمار می آمد که در&nbsp;۲۰&nbsp;ژانویه‌ی&nbsp;۲۰۰۷&nbsp;توسط نیروهای عناصر شبه نظامی ، بر ضد قرارگاه مشترک امنیتی واقع در فرماندهی پلیس عراق صورت گرفت. این تهاجم غافلگیرانه ، که&nbsp;۵&nbsp;کشته و&nbsp;۳&nbsp;زخمی امریکایی بر جای گذاشت، جسورانه ترین و پیچیده‌ترین عملیات در طول 4 سال از آغاز اشغال عراق &nbsp;لقب گرفت و یکی از معدود دفعاتی است که شبه نظامیان ا، توانسته اند تا نیروهای امریکایی را به اسارت ببرند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پیش زمینه:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">از زمان تهاجم ارتش امریکا در سال 2003 به عراق، استان کربلا، به مانند سایر استان های عراق ، خشونت و درگیری های متعددی را تجربه کرده اندکه نظیر &nbsp;بغداد و الانباررخ نداده بود . این استان اگر چه هرچند مرکز بسیاری حملات بشمار می رفت ، اما بدلیل ماهیت مذهبی آن ، بمباران ها و جنگ‌های سنگین شهری به مانند فلوجه، موصول رمادی و نجف را تجربه ننموده بود . البته در این میان حوادث نابهنجاری &nbsp;نظیر &nbsp;قتل عام عاشورا در سال&nbsp;۲۰۰۴&nbsp;که منجر به کشته شدن بیش از 150 نفر شد(توسط نیروهای القاعده و شورشیان ) نیز بوقوع پیوست . بدین ترتیب تا قبل از&nbsp;۲۰&nbsp;ژانویه، تنها&nbsp;۳۳&nbsp;نیروی ائتلاف در استان کربلا کشته شدند که حدود&nbsp;۱&nbsp;درصد از کل نیروهای مستقر را شامل می شد&nbsp;.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">روند حمله:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حمله توسط&nbsp;۹&nbsp;تا&nbsp;۱۲&nbsp;شبه نظامی که ملبس به یونیفرم نیروهای ارتش ایالات متحده بوده و سواربر دو جی‌ام‌سی سوبوربان مشکی(همانند خودروهای نظامی امریکا)، و مسلح به تسلیحات &nbsp;امریکایی ،صورت گرفت. البته این گفته ها توسط نیروهای امریکایی رد شده است. به گفته‌ی یک مسئول عراقی، شبه نظامیان توسط یک شخص با موهای بلوند ، هدایت می شدند &nbsp;و حمله نیز در زمانی صورت گرفت که نیروهای امریکایی در حال اماده سازی برای ترک محل بودند. براساس گزارشات منتشر شده ،&nbsp; حمله در زمانی صورت گرفت که در حدود&nbsp;۳۰&nbsp;نیروی امریکایی در ساختمان حضور داشتند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">بعد از عبور از &nbsp;حدود &nbsp;مقر&nbsp;۳&nbsp;ایست و بازرسی که توسط نیروهای عراقی برقرار شده بود، شبه نظامیان ،5 خودروهای خود مقابل ساختمان &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;Provisional Joint Coordination Center&nbsp;یا&nbsp;&nbsp;(مرکز هماهنگی مشترک استان کربلا ) موقف نمودند&nbsp;.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سپس به دو گروه تقسیم شدند. گروه نخست &nbsp;در مقابل و گروه دوم پشت ساختمان مستقر شده و به شکل ناگهانی در &nbsp;ابتدا از دو بمب دست‌ساز برای از بین بردن دو خودروی پارک شده در بیرون استفاده کردند. سپس با استفاده از نارنجک ،دو نظامی &nbsp;حاضر در اتاقی که به عنوان سربازخانه یا استراحتگاه مورد استفاده قرار میگرفت را از کار انداختند .</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;به محض گیر افتادن سربازان عادی ، دو افسر امریکایی ، ستوان یکم جیکوب نوئل فریتز و سروان برایان اسکات فریمن را بازداشت کردند. همچنین براثر تیراندازی های مکرر ،دو سرباز دیگر را در یک هاموی در ورودی مرکز بیرون کشیده و به اسارت در آوردند. بر &nbsp;اثر انفجار نارنجک یک سرباز کشته و سه نفر دیگر به شدت زخمی شده و سه خودروی امریکایی نیز اسیب دیدند. از انجایی که شبه نظامیان &nbsp;فقط امریکایی ها را هدف گرفته بودند، هیچ افسر یا سرباز عراقی در جریان این حمله اسیب ندید.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نهایتا در ساعت&nbsp;۱۸۰۰، شبه نظامیان مهاجم ، حمله را پایان دادند و با اسرای خود ، ساختمان را به سمت استان&nbsp; شرقی،&nbsp;"استان بابل&nbsp;"ترک نمودند . کمی پس از عبور از رود فرات، مهاجمان &nbsp;که اینک ، توسط بالگردها تعقیب میشدند،&nbsp;۴&nbsp;گروگان موجود ار بلافاصله هدف آتش قرار داده &nbsp;و لباس‌ها ، خودروها ، تسلیحات &nbsp;و تجهیزات رها کردند. بعدها&nbsp;۳&nbsp;سرباز آمریکایی در حالی که آثار زخم های ناشی از شلیکهای مستقیم در سینه شان دیده می شد ،توسط پلیس عراق در" بو‌الوان&nbsp;" (روستایی نزدیک به محویل) پیدا شدند. براساس شواهد ، آنها قبلاً به شکل صحرایی و با عجله اعدام شده بودند ، چرا که &nbsp;دوتای انها در حالی که با دستبند به هم متصل بودند در پشت یکی از&nbsp;SUV&nbsp;ها و دیگری بر روی زمین پیدا شده &nbsp;و اگر چه چهارمی با وجود اصابت &nbsp;گلوله به &nbsp;سرش، زنده مانده بوداما قبل از اعزام به بیمارستان در میانه مسیر کشته شد .</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در همان روز ، ارتش امریکا اعلام نمود که&nbsp;۵&nbsp;نظامی نز در حین دفع حمله کشته شدند، اما گزارش های تکمیلی شامل جزئیات حمله و گروگان گرفته شدن&nbsp;۴&nbsp;سرباز، تا یک هفته‌ی بعد اعلام نشدند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با این حال ، چهار نفر متهم به دست داشتن در عملیات در&nbsp;۲۲&nbsp;ژانویه توسط نیروهای امریکایی و عراقی دستگیر شدند و مغز متفکر عملیات،"اظهر الدومایی"&nbsp;بعدها در&nbsp;۱۸&nbsp;می توسط نیروهای امریکای کشته شد.</span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/karbala_raid_01.jpg'><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_karbala_raid_01.jpg" alt="thumb_karbala_raid_01.jpg"></a></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;تایم لاین حمله:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">&nbsp;ساعت 1300 بعدازظهر، نیروی عراقی با لباس عجیب بنفش رنگ وارد میشود. ظاهرا این نیروها &nbsp;محافظ فرمانده‌ی ارشد پلیس بغداد هستند که جهت بحث در خصوص تامین امنیت دهه‌عاشورا امده، به این مقر مراجعه نموده بودند&nbsp;.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ساعت 0515 بعد از ظهر، سروان &nbsp;برایان فریمن و ستوان جیکوب فریز در اتاقشان در طبقه اول ساختمان مرکز مشترک(JCC)&nbsp;دیده می‌شوند. این اخرین باریست که انها را کسی زنده می‌بیند!</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ساعت 0545 بعد‌از‌ظهر، فرمانده‌ ایست‌و‌بازرسی عراقی در بیرون ساختمان مرکز،‌ در خصوص&nbsp;۸&nbsp;شورلوت سوبوربان با سرنشینان مسلح که لوله سلاح هایشان &nbsp;از شیشه‌هایشان بیرون است به فرماندهی حاضر در داخل ساختمان بی‌سیم میزند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ساعت 0600،&nbsp;۷&nbsp;تا از خودرو ها به اولین گیت محوطه می‌رسند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">افرادی که در خودرو ها هستند، لباس و اسلحه‌های امریکایی دارند و به زبان انگلیسی به نیروهای عراقی دستور می‌دهند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">افراد از خودرو‌ها به بیرون امده و نیروهای گیت(ایست‌وبازرسی) را خلع سلاح میکنند. گیت دوم نیز به همین صورت خلع سلاح شده تحت کنترل قرار میگیرد.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ساعت 0605 چهار تا شش تا خودرو ، وارد محوطه می‌شوند. عده‌ای از سربازان عراقی بازداشت شده و باقی انها فرار میکنند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">۵&nbsp;نفر از خودروی اول با سرباز شاول فالتر و جاناتان چیسیم در هامویشان صحبت‌میکنند . ظاهراً اعتماد به این گروه ناشناس آنقدر بالاست که &nbsp;فالتر از خودرو پیاده می‌شود تا بیشتر صحبت کند!</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">چند ثانیه‌بعد،&nbsp; باقی افراد نیز رد می‌شوند و اخرین نفر بر‌میگردد و با تپانچه‌اش به پشت سر فالتر شلیک میکند!</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیرویی دیگر به چیسیم شلیک میکند. هردوی انها زنده‌می‌مانند و توسط حمله کنندگان به اسارت گرفته می‌شوند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">0605&nbsp;بعد از ظهر، حمله کنندگان وارد ساختمان مرکز می‌شوند، مستقیم وارد دومین در از سمت راست، اتاق مخابرات می‌شوند.&nbsp;۵&nbsp;سرباز داخل اتاق‌اند که یکی از انها سعی میکند مانع ورود شود.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یکی از حمله کنندگان لوله اسلحه را بین در قرار می‌دهد تا با اهرم کردنش در را باز کند، چند تیر هم شلیک میکند و یک نارنجک دستی کوچک ( ظاهراً فلاش بنگ ) به داخل اتاق پرتاب میکند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سرباز جاناتان میلیکان خودش را روی نارنجک می‌اندازد و با انفجار ان، جانش را از دست می‌دهد. سایر سربازان حاضر در اتاق، همچنان مقاومت میکنند تا حمله کنندگان وارد اتاق نشوند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اتاق کناری شامل فریمن و فریتز مورد حمله قرار گرفته و انها به گروگان گرفته شده اند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">0610&nbsp;تا 0630 حمله کنندگان دو هاموی پارک شده را در حین خروج از ساختمان منفجر میکنند</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیروهای نظامی حاضر در اطراف ساختمان، با خیال اینکه به انها حمله شده صورتبندی دفاعی می‌گیرند. نیرویی که لباس بنفش پوشیده‌بود، نارنجک یا بمب‌دست‌سازی را به سمت انها پرتاب میکند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حمله کنندگان بین دود و گرد و خاک فرار نموده و پس از خروج از موقعیت ، بیشتر انها به سمت شهر حیلاه در شرق فرار میکنند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ارتباطات مرکزی، شامل خط تلفن امن بین کربلا و حیلاه از کار افتاده است. نهایتا نیروهای امریکایی از طریق تلفن ماهواره‌ای شرایط را اطلاع می‌دهند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">فرار:</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">0730&nbsp;بعد‌از‌ظهر:&nbsp;۵&nbsp;خودروی شاسی بلند با سرعت بسیار بالا از ایست و بازرسی شمالی ماهاویل عبور می‌کنند</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">0800&nbsp;بعد‌از‌ظهر: پلیس عراق، در پایان یک راه بن‌بست&nbsp;۵&nbsp;خودروی شاسی‌بلند را پیدا میکند. یکی از خودروها بمبگذاری شده، پس انها عقب می‌کشند و بررسی بیشتر را به عهده‌ی امریکایی میگذارند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">0837&nbsp;تیم واکنش سریع شهر حیلاه، ارتش عراق و نیروهای اطلاعاتی به خودروهای رها شده می‌رسند. بمب ها را خنثی می‌کنند و دو افسر امریکایی دستبند خورده به هم را پیدا میکنند.</span></span></p>
<p style="color:rgb(40,40,40);font-family:tahoma, helvetica, arial, sans-serif;text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">فریمن تنها کسی‌است که جان سالم به در برده... او را به بیمارستان می‌رسانند ولی در انجا جانش را از دست می‌دهد.</span></span></p>
<p><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>چه کسانی کشته شدند:</strong></span></span></p>
<p><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:rgb(40,40,40);text-align:right;">تعداد دقیق کشته ها در دسترس نیست! اما این&nbsp;</span><span style="color:rgb(40,40,40);text-align:right;">۵</span><span style="color:rgb(40,40,40);text-align:right;">&nbsp;</span><span style="color:rgb(40,40,40);text-align:right;">نفر قطعا کشته شده‌اند:</span></span></span></p>
<div>&nbsp;</div>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/karbala_raid_freeman.jpg" alt="karbala_raid_freeman.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">کاپتان برایان فریمن، ۳۱ ساله. گردان ۴۱ ام کمک های مردمی، ویتهال اوهایو</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/karbala_raid_fritz.jpg" alt="karbala_raid_fritz.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">لوتنت جیکوب فریتز، ۲۵ ساله. گردان دوم، دسته ۳۷۷ ام چترباز ادوات، فورت ریچاردسون الاسکا.</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/karbala_raid_falter.jpg" alt="karbala_raid_falter.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سرباز سوم شاون فالتر۲۵ ساله. گردان دوم دسته ۲۷۷ام چتر باز ادوات، فورت ریچاردسون.</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/karbala_raid_chisim.jpg" alt="karbala_raid_chisim.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اسپشلیست(سرباز دوم محترمانه خودمون تقریبا!) جاناتن چیسیم، ۲۲ ساله. گردان دوم دسته ۲۷۷ام چتر باز ادوات، فورت ریچاردسون.</span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/karbala_raid_millican.jpg" alt="karbala_raid_millican.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سرباز سوم جاناتان میلیکان، ۲۰ ساله. گردان دوم دسته ۲۷۷ام چتر باز ادوات، فورت ریچاردسون. مدال نقره برای شجاعت دریافت کرد. او جان ۴ سرباز دیگر در اتاق مخابرات را نجات داد.</span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>منابع</strong>:</span></span></p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><a data-ipb='nomediaparse' href='https://en.wikipedia.org/wiki/Karbala_provincial_headquarters_raid'>ویکی‌پدیا</a></span></span></p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">گزارش ارتش امریکا از تلفات</span></span></p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">anchorage daily news archive photos</span></span></p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">mcclatchy newspapers</span></span></p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">U.S army investigation</span></span></p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;">&nbsp;</p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>ترجمه و اماده سازی</strong>: <a data-ipb='nomediaparse' href='http://senaps.blog.ir/post/75/karbala-raid%D8%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7'>Senaps</a></span></span></p>
<p style="color:rgb(0,0,0);font-family:Tahoma, Verdana, 'Times New Roman', serif;font-size:12px;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>ویرایش و اماده سازی جهت میلیتاری</strong>: MR9</span></span></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29777</guid><pubDate>Wed, 02 Mar 2016 12:51:27 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x642;&#x644;&#x639;&#x647; &#x62C;&#x646;&#x6AF;&#x6CC;&#x60C; &#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A;&#x6CC; &#x6A9;&#x647; &#x62F;&#x631; &#x627;&#x648;&#x646;&#x60C; &#x646;&#x6CC;&#x631;&#x648;&#x647;&#x627;&#x6CC; &#x648;&#x6CC;&#x698;&#x647; &#x62E;&#x648;&#x62F; &#x632;&#x646;&#x6CC; &#x6A9;&#x631;&#x62F;&#x646;&#x62F;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/25612-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d9%2582%25d9%2584%25d8%25b9%25d9%2587-%25d8%25ac%25d9%2586%25da%25af%25db%258c%25d8%258c-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d9%2588%25d9%2586%25d8%258c-%25d9%2586%25db%258c%25d8%25b1%25d9%2588%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%2588%25db%258c%25da%2598/</link><description><![CDATA[[center][color=#006400][b]بسم الله الرحمن رحیم<br />
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم[/b][/color][/center]<br />
<br />
سلام....<br />
تاپیک قبلیی که من زدم و ترکوند، تاپیک کشته شدن امریکایی های نیوی سیل در عملیات بالهای سرخ بود که طی یک روز، 600 بازدید داشت و وحشتناک ازش استقبال شد(از لحاظ بیننده&#33;)....<br />
انتظار ندارم که این یکی مثل اون بشه، ولی این یکی حتی از اون هم باحال تره&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' /> پس امیدوارم مخاطبان تاپیک خوششون بیاد...<br />
<br />
-----------------------<br />
جنگ تقریبا داشت تموم میشد و اکثر نیروهای طالبان، گیر افتاده بودن از هم پاشیده بودن و سازماندهی اولیه‌شون نابود شده بود... دیگه از طالبان چیزی جز دسته های چندین و چند نفره تا چندصد نفره که در کوه ها قایم شده بودن چیزی نمونده بود...<br />
روز 25 دسمبر 2001، یه عده‌ی 400 نفره‌ی طالب ها، تصمیم به تسلیم شدن گرفتن... البته تسلیم به نیروهای ائتلاف شمالی افغانستان که توسط ژنرال عبدالرشید دوستم اداره میشد...<br />
پس از چند ساعت مذاکره با سران این گروه 400 نفره، همه اسلحه هاشون روتحویل دادن و بدون اینکه بدونن ماجرا چیه، رفتن خونشون....(ولشون کردن برن&#33;) ولی یه عده‌ی 150-200 نفره‌ی این افراد، سوار کامیون هایی شدن و به محلی عجیب غریب برده شدن...<br />
<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/afgh22.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_afgh22.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][size=2]فرماندهان طالب که از نیروهاشون میخوان به خاطر قران، و به اسم قران اسلحه‌هاشون رو تحویل بدن&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' />[/size][/center]<br />
<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/tali5.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_tali5.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][size=2]یکی از طالب های تسلیم شده که هنوز خبر نداره تسلیم شدن و فکر میکنه برای انجام یه عملیات دیگه اومده اینجا&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' />[/size][/center]<br />
<br />
قلعه جنگی، قلعه‌ای بود که ژنرال دوستم برای خودش انتخاب کرده بود... یه سازه‌ي خارق‌العاده با دو ساختمون اصلی در دو طرف، و یه جاده‌ی 160 متری که این دو ساختمون در مقابل هم رو وصل میکرد و البته، این قلعه، از وسط توسط دیواری قطع میشد که درست در کنار جاده‌ی داخلی باز میشد و دو ساختمون انبار اسلحه ها و خوابگاه در اونجا بودن... تنها در قلعه در سمت شرقی بود و دیوار های اطراف به شدت بلند (حدود 3 متر)... ساختمون سفید رنگ، دفتر فرماندهی ژنرال و ساختمون صورتی رنگ، یه ساختمون برای نیروهای کادر با یه بانکر قوی در زیرش بود برای محافظت از حملات توپخانه‌ای و بمباران ها...<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/dostam.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_dostam.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/qalq2.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_qalq2.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/qala.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_qala.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
<br />
<br />
طالب هایی که به قلعه جنگی اورده شدن، در یک چیز مشترک بودن: خارجی بودن&#33;&#33;&#33; اره... ژنرال دوستم، کل افغانی های عضو طالبان رو خلع سلاح کرده، به خونش فرستاد و خارجی های عضو طالبان رو پیش خود نگه داشت.... در لحظه‌ی خروج نیروهای طالب از کامیون ها، یکی از اونا با نارنجکی که تحویل نداده بود، خودکشی میکنه و یه افسر ائتلاف شمالی افغانستان رو هم میکشه...<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/tali2.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_tali2.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
<br />
نیرو های طالب به ساختمون صورتی رنگ برده شده، بعد از اون اسلحه هاشون هم به انبار اسلحه برده میشه....<br />
طالب ها که هنوز نمی‌دونن داستان چیه ولی صدای تنها ماشین وارد شده به قلعه رو می‌شنون...<br />
دو افسر اطلاعاتی عملیاتی امریکایی به نام‌های مایک اسپایک و افسر دیو&#33; (agent dave) وارد میشن...<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/tysandspan.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_tysandspan.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][size=2]افسر دیو سمت چپ و مایک اسپایک سمت راست&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' />[/size][/center]<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/tali2.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_tali2.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/tali1.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_tali1.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
<br />
<br />
صندوق ماشین، پره از تسلیحات و پولی که CIA‌به ژنرال دوستم داده در مقابل تحویل دادن طالب های خارجی... CIA میخواد با بازجویی از این افراد، در خصوص القائده و بن‌لادن اطلاعاتی پیدا بکنه...<br />
اما پس از چند ساعت بازجویی از نیروهای طالب، کسی حرفی نمی‌زنه...<br />
مایک اسپایک یه لاغر مردنی با قیافه‌ی ضایع&#33; رو بهش مشکوک میشه و میبرتش برا بازجویی که متوجه لهجه‌ی امریکایی طرف میشه&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' /><br />
یعنی میشه یه امریکایی هم با طالبان باشه؟<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/tali3.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_tali3.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][size=2]اسپایک در حال بازجویی یارو امریکایی&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' />[/size][/center]<br />
<br />
<br />
در حال بازجویی از اون بابا که جیک هم نمیزنه و چیزی بروز نمیده، سر و صدا و فریاد به پا میشه که باعث میشه سایر طالب‌هایی که هنوز از ساختمون صورتی رنگ برا بازجویی بیرون اورده نشدن، قاطی بکنن و نارنجک‌هایی که قایم کردن رو بکشن بیرون&#33;&#33; بعضی هاشون حتی کلاشینکفشون رو هم قایم کرده، با خودشون اوردن...<br />
بوووووووووووووووم..........<br />
نارنجک اول منفجر میشه، در سلول مربوطه متلاشی شده، 10-20 نفر میریزن بیرون که سریعا باقی در های بانکر رو باز کرده و با درگیر شدن با نگهبان‌ها، اسلحه هاشون رو میگیرن...<br />
حمله‌ی این افراد به بیرون و قیچی کردن نگهبان های افغانی ائتلاف اونقدر سریع اتفاق می‌افته که مایک اسپایک و مامور دیو، خودشون رو تنها می‌بینن....<br />
<br />
روایت ها مختلفه&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' /><br />
بعضی ها میگن مایک اسپایک گلنگدن کلاشش رو کشید و تا اخرین گلوله رو حروم طالب ها کرد و بعد اسلحه‌ي کمریش رو کشید و تا اخرین گلوله‌ی اون رو هم شلیک کرد و باهاش طالب کشت و بعدش چاقوش رو کشید و تن به تن جنگید تا چند نفری کشتنش، بعضی ها هم میگن ایجنت دیو اونی بود که کلاشینکف کشید و به گلوله بست و بعد اسلحه‌ی کمریش رو هم تو بدن طالب ها خالی کرد....<br />
به هر صورت، در اینکه کی با کلاش طالب ها رو قیچی کرد شک ها بسیاره، اما هر دو افسر، تمام گلوه‌های اسلحه‌های کمریشون رو شلیک کردن...<br />
وسط درگیری و نزدیک شدن طالب ها به دو افسر امریکایی و در گرفتن جنگ تن به تن، مامور دیو فرار میکنه&#33; و مایک اسپایک که بازجو و شکنجه گر بوده&#33; و ملت ازش دل پری داشتن، زیر دست و پا می‌مونه و اینجوری، میشه اولین امریکایی کشته شده...<br />
<br />
مامور دیو به سرعت خودش رو به ساختمون سفید میرسونه(160 متر دویدن) و وارد میشه.... این جریان فرار او، توسط دوربین خبرنگار المانی که اتفاقی خبرنگار بازی در اورده بود دیروز و با طالب‌ها اومده بود به قلعه ثبت شده... (کلیپش رو هم میذارم&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' /><br />
خبرنگار المانی از دیو می‌پرسه که ماجرا چیه و چی شده و اینا و در نهایت، متوجه میشه که عمو دیو اسلحه داره، اما گلوله نداره&#33;&#33; همچنین متوجه میشن که رفقای طالب، راهشون به اسلحه خونه رو هم پیدا کردن و تا تونستن، کلاش، نارنجک(عشقشون&#33;) خمپاره انداز&#33; و ار‌پی‌جی7&#33;&#33; پیدا کردن...<br />
تنها ماشین قلعه منفجر میشه و همه گیر افتادن....<br />
<br />
عمو دیو در حال فرار، واسیل مخابراتیش رو بعضی هاش رو جا گذاشته، بعضی هاش که همراهش بودن خراب شدن و دستگاه‌هایی که تو ساختمون سفید بودن به درد نمی‌خورن...&#33;&#33;&#33;<br />
<br />
خبرنگار المانی تلفن ماهواره‌ایش رو میده به دیو تا تماس بگیره و پشتیبانی بگیره....<br />
دیو در تماسش، تاکید میکنه که به هیچ عنوان حمله هوایی صورت نگیره&#33; چون این پایین معلوم نیست کی به کیه...<br />
<br />
نیروهای افغانی ائتلاف شمالی، با طالب ها درگیرن تا اینکه واحد اول SAS میرسه...<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sas1.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_sas1.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sas2.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_sas2.JPG[/IMG][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/sas3.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_sas3.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
<br />
جونور هایی که در بدو ورود، یه هدف یاب لیزری کار گذاشته، گرای اسلحه خونه رو میدن و تیربار به دست شروع میکنن هر موجود جنبده در تیررس رو کشتن&#33;&#33;...<br />
تلفات واقعا وحشتناکه و SAS ها بیشتر نیروهای ائتلاف رو کشتن تا طالب ها رو که اصولا هنوز جرات رد شدن از دیوار وسط رو ندارن&#33;&#33;...<br />
<br />
بووووووووووووووووم...........<br />
این انفجار، انفجار بمب JDAM لانچ شده(یا انداخته شده&#33;) از هورنت امریکایی هستش که زمین خاکی رو زده&#33;&#33;&#33;&#33; بمب اشتباهی خورده به زمین و نه اسلحه خونه.... تلفات وحشتناکن بازم&#33;&#33;...<br />
کلی ادمایی که اونجا بودن، شامل خود امریکایی انگلیسی ها زخمی و کشته شدن&#33;...<br />
<br />
خیلی سریع، نیروهای ویژه‌ی امریکایی و انگلیسی بیشتری به محل میرسن ولی فقط برخیشون(امریکایی ها) فرصت ورود پیدا میکنن....<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/ame1.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_ame1.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/ame2.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_ame2.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/ame3.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_ame3.JPG[/IMG][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/ame4.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_ame4.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][size=2]نیروهای امریکایی از پنجم هوابرد(احتمالا&#33;) که به محل اومدن، چندین بار از خبرنگار های المانی میخوان که دوربین رو خاموش کنن ولی با پاسخ اینجا امریکا نیست و شما حق ندارید به ما بگید چیکار کنیم مواجه میشن&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' />[/size][/center]<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/ame5.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_ame5.JPG[/IMG][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/ame6.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_ame6.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][size=2]مامور دیو و فرمانده گروه اعزامی در حال صحبت با یکی از افغان های ائتلاف شمالی برای دادن مشخصات قلعه جهت انجام حمله&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' />[/size][/center]<br />
<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/ame7.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_ame7.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
[center][b]ماشین های مروبط به امریکای های اعزام شده به محل&#33; همینجوری که می‌بینید، با خودروی نظامی و سنگین نیومدن و با یه سری مینی بوس معمولی اومدن و خودشون هم هیچ جلیقه‌ی ضد گلوله‌ای ندارن&#33;[/b][/center]<br />
<br />
<br />
شب، حملات توپخانه‌ای بدون هدف در قلعه، برای ثابت نگه داشتن وضعیت و جلوگیری از حرکت طالب ها تا صبح ادامه پیدا میکنه...<br />
<br />
صبح، امریکایی ها  خودشون رو می‌رسونن...<br />
تن.... ناینر..... فایو....فور.....دلتا.....زیرو...<br />
بمبی سنگین با هدف ساختمون سفید، پایگاه اصلی طالب ها که کلی توش مریض دارن شلیک میشه و همه قایم میشن که یه اتیش بازی خفن ببینن....<br />
<br />
این بومه اصلا نمی‌گنجه ها&#33;&#33; یعنی واقعا نمی‌گنجه&#33;&#33;...<br />
<br />
همه همینجوری دارن هم رو نیگا میکنن&#33; البته نیروهایی که بیرون هستن.... چند لحظه‌ی بعد بیسیم با صدای بریده بریده اعلام میکنه:<br />
man down man down....<br />
JDAM دوم، دقیقا خورده رو سر امریکایی ها...<br />
ائتلافی ها، امریکایی ها و انگلیسی ها پخش زمین شدن... همه شل و پل و داغون.....<br />
طالب ها که چند روزیه دارن میجنگن و نخوابیدن و اب و غذا هم نداشتن، اماده‌ي اخرین حمله‌ي خودشون میشن...<br />
حمله‌ای سنگین و غافلگیر کننده.... همه‌ی نیروهای نظامی حواسشون به تلفات وحشتناک بمبارانه...<br />
دیو دوباره تماس رادیویی برقرار میکنه...<br />
یو وانا فایت؟ یو تینک یو کن پوش عه فاکینگ باتن اند وار ایز اور؟ یو هو تو کام داون، اند کیل ئم وان بای وان... یو هو تو لوک ات دیر ایز ئن کیل ئم...&#33;<br />
تو میخوای بجنگی؟ فک کردی میتونه یه دگمه‌لعنتی رو فشار بدی و جنگ تموم بشه؟ تو باید بیای تو میدون و اونا رو یکی یکی بکشی، باید تو چششون نیگا کنی و بکشیشون...<br />
<br />
پیغام مامور دیو به همه‌ی نیروهای اطراف و فرمانده‌اش، واضح و مشخصه.... باید روبرو بجنگیم....<br />
<br />
اما هیچ چیز اونجوری که تو میخوای نیست&#33; هست؟؟؟<br />
طالب ها حمله میکنن..... اونقدر سریع و قاطع و خشن حمله میکنن که ائتلافی ها فرار میکنن... حمله‌ی طالب ها به سمتیه که خبرنگار ها اونجان و ائتلافی ها ونه SAS های تیربار به دست که تقریبا بدون وقفه در حال قتل عام جنبنده های خودی و غیر خودی بودن&#33;&#33;&#33;&#33; (ادم حس میکنه انگار اونا فک کردن همه دشمن هستن و باید هرکی رو می‌بینن بکشن&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' />)<br />
<br />
ائتلافی ها فرار میکنن و خبرنگار ها رو تنها میذارن....<br />
دو خبرنگار، دو فیلمبردار، و طالب هایی عصبانی و از جان گذشته که دارن تو زمین باز می‌دون که با خودشون چند نفر رو بکشن&#33;&#33;&#33;<br />
مشخصا خبرنگار ها جیمز باند نیستن و اونا هم شروع میکنن به فرار به سمتی دیگه که در جنگل، یه لشکر قیچی شده رو پیدا میکنن&#33;&#33;.... ظاهرا از اثرات بمباران توپخانه‌ای دیشب و الطاف حضرات SAS، وسط جنگل نزدیک به 30-40 نفر که معلوم نیست کین کشته شدن... بدون ایجاد تغییری از اونجا فرار میکنن....<br />
[center][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/afgh1.JPG][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10228/thumb_afgh1.JPG[/IMG][/url][/center]<br />
<br />
طالب ها کار به جایی نمی‌برن و در نهایت، وقتی کاملا توسط نیروهای ویژه محاصره میشن (نیروی ویژه‌ی امریکایی که یگانش مشخص نیست&#33; ولی احتملا پنجم هوابرد باشن&#33;(دلایلش رو بعدا میگم تو قسمت بحث تاپیک&#33;) تسلیم میشن...<br />
امریکایی های عصبانی، همه رو بدون خلع سلاح میبرن تو ساختمون سفید و اب رو روشون باز میکنن.... اب تا گردن طالب ها بالا میاد و در رو می‌بندن و میرن...&#33;&#33;&#33;&#33;<br />
حدود 300 افغانی کشته شدن، چندین افسر امریکایی و انگلیسی به شدت زخمی شدن...<br />
طالب ها با اسلحه‌های خیس، نارنجک های خراب شده و مهمات بی‌کاربرد، خسته و گشنه و تا گردن توی ابی که داره یخ میزنه، یکی پس از دیگری مقاومتشون تمام میشه و در اب 1.5 متری غرق میشن...<br />
<br />
تا اینکه بعد از 72 ساعت اطلاعات خواسته شده رو فریاد میزنن و بعد، امریکایی ها میارنشون بیرون....<br />
<br />
یکیشون حالا دیگه بلبل شده.... دیو اون رو میشناسه.... همون یارو امریکاییه.... این همونه که سر بازجوییش این درگیری ها شروع شد&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' />...<br />
این بچه، اهل امریکاست و کالیفرنیا...<br />
در تنها صحبت‌هایی که باهاش همون لحظات خبرنگار المانی باهاش میکنه، میگه همه‌ي ما، هممون میدونستیم که اخرش قراره چی بشه ولی بازم اینکارو کردیم&#33; (بیشتر بحثش همین درگیری قلعه جنگی بودش&#33;)...<br />
در حالی این بابا به گذروندن 20 سال در زندان فدرال در کلیفرنیا محکوم شده که بقیه‌ی رفقاش، همه در گوانتانامو هستن...<br />
<br />
دوستان برای گالریم مشکلی پیش اومده، تا چند لحظه‌ی دیگه عکس‌ها و ویدیو ها اپلود شده در اختیارتون قرار خواهد گرفت.... شرمنده<br />
<br />
[url="http://www.aparat.com/v/uE9it"]ویدیو اول[/url]| [url="http://www.aparat.com/v/nNazG"]ویدیو دوم[/url]&#33;<br />
منابع:<br />
[url="http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Qala-i-Jangi"]ویکی‌پدیا[/url]| منابع جنگی| [url="http://en.wikipedia.org/wiki/Johnny_Micheal_Spann"]مایک اسپن[/url]]]></description><guid isPermaLink="false">25612</guid><pubDate>Fri, 30 Aug 2013 11:12:53 +0000</pubDate></item><item><title>&#x633;&#x67E;&#x62A;&#x627;&#x645;&#x628;&#x631; &#x633;&#x6CC;&#x627;&#x647; &#x648; &#x641;&#x631;&#x62C;&#x627;&#x645; &#x62A;&#x631;&#x648;&#x631;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29531-%25d8%25b3%25d9%25be%25d8%25aa%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25a8%25d8%25b1-%25d8%25b3%25db%258c%25d8%25a7%25d9%2587-%25d9%2588-%25d9%2581%25d8%25b1%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2585-%25d8%25aa%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25b1/</link><description><![CDATA[<p><span style="color:#4b0082;">عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان عزیز و گرامی.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color:#4b0082;">مقاله ای که تقدیم حضورتان می گردد، درخصوص گروه سپتامبر سیاه و اثری بود که مهمترین عملیات این گروه در جهان و حتی در صفوف مجاهدین، پدید آورد.</span></p>
<p><span style="color:#4b0082;">امری که نتیجه ی آن برای نخستین بار، مفهومی را پدید آورد به تروریسم دولتی.</span></p>
<p><span style="color:#4b0082;">هرچند از بدو بشریت، ترور یکی از ابزارهای حذف مخالفین توسط حکومت ها بوده اند، اما هیچ گاه دولت ها بصورت رسمی از این امر حمایت نمی کردند و این ارتباط نیز پنهانی شکل می گرفت.</span></p>
<p><span style="color:#4b0082;">اما در پاسخ به عملیات مونیخ، دولت اسرائیل تصمیم گرفت رسماً جوخه های تروری ار شکل داده و سازماندهی کرده و پاسخ تروریسم را با تروریسم (به معنی واقعی کلمه) بدهند.</span></p>
<p><span style="color:#4b0082;">پاسخی که شاید بار دیگر، بر ناکامی «کاربرد تروریسم برای رسیدن اهداف»، مهر صحت نهاد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color:#4b0082;">مقاله در دو قسمت حضورتان ارسال می گردد.</span></p>
<p><span style="color:#4b0082;">بخش اول، از پیدایش بلک سپتامبر (سپتامبر سیاه) تا عملیات این گروه در دهکده المپیک در مونیخ بوده و عملکرد گروه فلسطینی را تشریح می کند.</span></p>
<p><span style="color:#4b0082;">بخش دوم، به واکنش اسرائیل نسبت به این ماجرا می پردازد و عواقب آن را مورد بررسی قرار می دهد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color:#4b0082;">اصل مقاله در سال 2006 نوشته شده است و اگر امروز قرار بود آن را می نوشتم، شاید به گونه ای دیگر متن به تحریر و ویرایش درمی آمد.</span></p>
<p><span style="color:#4b0082;">پس پیشاپیش از بابت هرگونه نقیصه و ضعف، از خوانندگان محترم عذرخواهی می کنم و امیدوارم که با عنوان کردن این اشتباهات (چه جمله بندی و چه اطلاعات مندرج در متن)، در اصلاح این مقاله حقیر را یاری فرمایید.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>================================================================</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color:#ff0000;"><strong>چگونه‌ فاجعه‌ي سپتامبر سياه رخ داد؟</strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>از زماني كه اسرائيل، قسمت عمده‌اي از فلسطين را در اختيار گرفت، ساير كشورهاي منطقه، خواسته یا ناخواسته پذيراي مهاجرين و آوارگان فلسطيني شدند. البته اكثر اين كشورها از اين قضيه ناراضي بودند اما وقتي كه آريل شارون كه در آن زمان فرمانده يكي از گردان‌هاي نظامي اسرائيل بود، كشتاري 5.000 نفري را در مصر برجاي گذاشت و مخالفين اين امر را ساكت نمود و زهر چشمي از ساير مخالفين گرفت، موقتاً اين نارضايتي‌ها خاموش شد.</p>
<p>پس از جنگ سوم اعراب و اسرائیل (موسوم به جنگ شش روزه‌) در سال 1967، تعداد آوارگان فلسطيني در اردن و لبنان زيادتر شد و بخش قابل توجهی از خاك اردن به اشغال اسرائيل نیز درآمد. حال اردن و اسرائيل با يك پل به نام «آلبني» از هم جدا بودند. ملك حسين، پادشاه اردن، با هزاران فلسطيني بي‌خانمان روبرو شد و قدرت فلسطيني‌ها روز به روز زيادتر مي‌شد. سازمان آزاديبخش فلسطين و رزمندگان فلسطيني جبهه‌ي آزاديبخش، جرج حبش و احمد جبريل برخلاف كشورهاي عربي دست از مبارزه براي كسب حقوق خود برنداشتند، بلكه پيكار به شكل نبردهای چریکی درآمد. فلسطيني‌ها با هواپيما ربايي و حمله‌ي چریکي به مواضع اسرائيلي‌ها، آن‌ها را به ستوه آورده بودند. قدرت پناهندگان فلسطيني مقيم اردن بيشتر از ساير فلسطيني‌هاي مقيم ساير كشورهاي عربي بود. در پی افزایش تنش های سیاسی و نظامی و مهمتر از آن تضادهای قدرت در اردن، ملك حسين براي تحكيم پايه‌هاي سلطنت خويش (و يا به گفته‌ي برخي محافل سياسي، زير فشار دولت اسرائيل!) از ابتداي ژوئن 1970، حمله به فدائيان فلسطيني را شروع كرد و در 28 سپتامبر، نبرد بين ارتش اردن كه بيشتر نفرات آن از بدوئن‌ها (Bedouin) بودند و فلسطينيان آواره كه سلاح سنگيني در اختيار نداشتند به اوج رسيد.</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/319947_111.jpg" alt="319947_111.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;"><span><span>حسين <em>بن طلال</em> بن عبدالله بن <em>حسين</em> الهاشمي معروف به ملک حسین - پادشاه وقت اردن</span></span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ارتش اردن، اردوگاه‌هاي فلسطيني را محاصره كرد و تانك‌ها روي مردم آتش گشودند. طي دو روز بيش از 5.000 فلسطيني كشته و 11.000 نفر نيز مجروح شدند. ياسر عرفات كه در آن زمان رهبري سازمان آزاديبخش فلسطين را عهده‌دار بود، اين عمل ارتش اردن را «نژادكشي» ناميد و از جمال عبدالناصر (رئيس‌جمهور فقيد مصر) خواست كه از ملك حسين بخواهد به كشتار فلسطيني‌ها پايان دهد.<br>
عبدالناصر، ملك حسين را به قاهره فراخواند و طي مذاكرات مفصلي كه رهبر مصر با ياسر عرفات و ملك حسين كرد، موافقت هر دو را در پايان‌دادن به اين برادركشي به دست آورد. تا مدت‌ها ياسر عرفات از تماس با ملك‌ حسين خودداري مي‌كرد. سرانجام با وساطت برخي از رهبران جهان عرب، هر دو با هم آشتي كردند و ياسر عرفات به اردن سفر كرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/6468.jpg" alt="6468.jpg"></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پس از سپتامبر سياه، عرفات اعضاي سازمان آزاديبخش فلسطين را به لبنان منتقل كرد و گروه الفتح در آنجا تشكيل گرديد. اما فلسطيني‌‌ها هرگز اين روز (كه به نام «سپتامبر سياه» مشهور شد) را فراموش نكردند. در آن روزها، ميليون‌ها فلسطيني آواره، عزادار شدند و در اردوگاه‌هاي فلسطيني‌ها در كشورهاي عربي، پرچم سياه افراشته شد. از همين فلسطينيان داغدار، يك گروه مبارز جديد تشكيل شد و نامي كه اين گروه براي خود انتخاب كرد، «سپتامبر سياه» بود تا اولاً اين روز فراموش نشود و ثانياً جهانيان بدانند كه جنايت سپتامبر سياه چه تبعاتي خواهد داشت. در ظاهر نیز این گروه، خود را وفادار به فتح اعلام می داشت. ولی در عمل، تندروی های آن بسیار بیشتر از گروه فتح بود. ياسر عرفات نيز از اين گروه حمايت كرد. اما وقتي كه مشاهده كرد سپتامبر سياه در حال رشد سريع و يافتن قدرتي بسيار بيشتر از فتح است، سعي در تضعيف اين گروه كرد و تقريباً آن را متلاشي نمود. از اعضاي مهم اين گروه، مي‌توان به ابو داود، محمد داعود، علي حسن سلامه و ابو يوسف اشاره نمود. اكثر اعضاي مهم و اوليه اين گروه توسط تیم های ترور و تروریسم دولتی اسرائيل به شهادت رسيدند.<br><br>
&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color:#ff0000;">عمليات سپتامبر سياه در المپيك مونيخ</span></strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در روز پنجم سپتامبر سال 1972 و در ساعت پنج صبح، هشت مبارز فلسطيني عضو گروه سپتامبر سياه، با نام‌هاي «لطيف عفيف (عيسي)، يوسف انزال‌ (توني)، عفيف احمد حميد (پائولو)، خالد جواد (صالح)، احمد جيك‌ثا (ابو هلا)، محمد صفادي (بدران)، ادنان الغشي (دناوي) و جمال الغشي (سمير)» به كمپ ورزشكاران اسرائيلي در دهكده‌ي المپيك مونيخ رفته و آن‌جا را اشغال مي‌كنند. در اين عمليات، يازده نفر از ورزشكاران اسرائيلي با نام‌هاي «يوسف گاتفراند (داور 40 ساله‌ي وزنه‌برداري)، موشه وينبرگ (مربي 33 ساله‌ي كشتي)، يوسف رومانو (وزنه‌بردار سنگین وزن 32 ساله)، ديويد برگر (وزنه‌بردار 28 ساله‌ي آمريكايي‌الاصل)، الياس هالفين (کشتی گیر 24 ساله)، آميتزور شاپيرا (مربي 40 ساله‌ي دو ميداني)، كهات شوور (مربي تيراندازي 53 ساله)، مارك اسليوين (كشتي‌گير 18 ساله)، آندره اسپيترز (مربي 27 ساله‌ي شمشيربازي)، زئير فريدمن (وزنه بردار سبک وزن 28 ساله) و ياكوب اشپرينگر (داور 51 ساله‌ي وزنه‌برداري)» به دست مبارزان گرفتار شده كه دو نفر از آن‌ها (وينبرگ و رومانو) پس از حمله به گروگان‌گيرها و مصدوم‌كردن بعضي از آن‌ها، كشته مي‌شوند. پليس آلمان كه به هيچ‌وجه آمادگي وقوع چنين حادثه‌اي را نداشت، يگان‌هايي از پليس را به آنجا گسيل داشت. مأمورين عمليات كه مبدل به لباس‌هاي گرمكن ورزشي (مانند ساير ورزشكاران دهكده) بودند، در حال پي‌ريزي يك حمله‌ي غافلگيرانه بودند كه تلويزيون، اين صحنه را مستقيماً پخش كرد. همين امر باعث شد كه گروگان‌گيران نيز متوجه قضيه شده و تهديد به قتل دو گروگان كنند. بنابراين عمليات متوقف شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/url3.jpg" alt="url3.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">کماندوهای آلمانی با لباس ورزشکاران المپیک در ساختمان های مجاور</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>فلسطينيان تنها يك درخواست داشتند : «234 زنداني فلسطيني و عرب در بند رژيم اشغالگر، از طرف دولتمردان اسرائيلي آزاد گردد تا گروگان‌ها صدمه‌اي نبينند». اما گلدا ماير، نخست‌وزير وقت اسرائيل بدون كوچكترين ترديدي و با قاطعيت ابراز داشت : «هيچ معامله‌اي صورت نخواهد گرفت!!!» و به اين ترتيب، عملاً سند قتل اين ورزشكاران را امضاء نمود.</p>
<p>اكنون دولت آلمان با يك بحران مواجه بود و ممكن بود اين واقعه به بهم خوردن المپيك منجر شود. بنابراين تصميم به مذاكره با فلسطينيان گرفت. ابتدا رئيس پليس مونيخ و رئيس تيم المپيك مصر با گروگان‌گيران وارد مذاكره شدند و به آن‌ها پيشنهاد مقدار نامحدودي پول و جايگزيني برخي مقام‌هاي بلندپايه‌ي آلماني با ورزشكاران اسرائيلي را مطرح كردند كه مورد قبول واقع نشد. پس از آن‌ها، سفراي تونس و ليبي نيز به مذاكره با گروگان‌گيران پرداختند كه از آن نيز حاصلي به دست نيامد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/1a1a1a12aa395.jpg" alt="1a1a1a12aa395.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">اتاق محل نگهداری گروگان ها. آثار درگیری و حتی گلوله بر روی دیوار مشهود است.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پس از گذشت نيمي از روز، فلسطيني‌ها كه از تحقق‌ خواسته‌هايشان (با توجه به پافشاري بي‌مورد گلدا ماير) نااميد شده بودند، درخواست انتقال گروگان‌ها را به مصر نمودند. پليس آلمان هم كه علاقه داشت اين مسئله در كشور ديگري ختم گردد، با اين پيشنهاد موافقت نمود و دو هلي‌كوپتر در اختيارشان قرار داد و قرار شد كه اين دو هلي‌كوپتر در فرودگاه بين‌المللي Rein پياده كرده و از آن‌جا با يك فروند هواپيماي بوئينگ 727، آلمان را ترك كنند. از طرف دیگر و تحت فشار مقامات اسرائیلی، طرح يك حمله‌ي غافلگيرانه ريخته شد. عده‌اي تك‌تيرانداز در بالاي برج موضع گرفته و در انتظار گروگان‌گيران نشستند. عده‌اي ديگر نيز در لباس خدمه‌ي هواپيما آماده‌ي عمليات شدند. ولي در آخرين دقايق پيش از فرود هلي‌كوپترها، خدمه از هواپيما خارج شدند. چرا كه بيم آن مي‌رفت كه تعداد گروگان‌ها افزايش پيدا كرده و اوضاع بسيار سخت‌تر گردد.</p>
<p>سرانجام هلي‌كوپترها در ساعت 10:30 شب فرود آمده و دو نفر به حراست از خلبان‌هاي هلي‌كوپتر گماشته شده و دو نفر ديگر نيز به سراغ بوئينگ رفتند. اما در عين ناباوري ديدند كه خبري از خلبان‌ها نيست. آن‌ها فهميدند كه اين يك تله بوده. ولي ديگر خيلي دير شده بود. بلافاصله پروژكتورهاي فرودگاه روشن شده و تك‌تيراندازها آتش گشودند. در ابتداي امر مراقبين خلبانان هلی کوپترها كشته شده و خلبان‌ها گريختند. پس از آن مبارزين فلسطيني به سمت تك‌تيراندازها آتش گشودند كه يك نفر از آن‌ها در اين تيراندازي‌ها كشته شد. مبارزين با مشاهده ی اوضاع، تصميم به كشتار گروگان‌ها گرفتند. به اين ترتيب لطيف به سراغ هلي‌كوپتر اول رفت و با خالي‌كردن يك خشاب بر روي آن‌ها، «اسپرينگر، هالفين و فريدمن» را كشت و برگر نيز از ناحيه‌ي زانو زخمي شد. سپس يك نارنجك به درون هلي‌كوپتر انداخت و هلي‌كوپتر با صداي مهيبي منفجر شد. از آن طرف هم ادنان الغشي، به سراغ پنج گروگان ديگر رفته و هر پنج نفر را كشت. پس از آن گروگان‌گيران گريختند و يك درگيري پراكنده بين آن‌ها و پليس بوجود آمد كه در نهايت تنها سه نفر از آن‌ها، زنده به دست پليس آلمان دستگير شده و سايرين كشته شدند.</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/Untitled-1.jpg" alt="Untitled-1.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">تصویر سمت راست : هلی کوپترهای منتقل کننده ی گروگان ها و گروگان گیران. هلی کوپتر اول منهدم گردید.&nbsp; تصویر سمت چپ : فرودگاه راین و مکان درگیری ها.</span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">تک تیراندازها روی پشت بام ساختمان در تصویر موضع گرفته بودند و اشراف کاملی بر صحنه ی حادثه داشتند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اجساد اسرائيلي‌ها به كشورشان و اجساد مبارزين فلسطيني (عفيف، نزال، ثا، حميد و جواد) نيز به ليبي تحويل داده شد. پس از آن، اسرائيل دست به تهاجم وسيعي به كمپ‌هاي فلسطينيان زد و آموزشگاه‌هاي فلسطينيان را بمباران كرد كه در اين حملات دويست نفر به شهادت رسيدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10058/8602872445_5ab1bd2a5f_b.jpg" alt="8602872445_5ab1bd2a5f_b.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;">قربانیان واقعه المپیک مونیخ. فرد درون مستطیل آبی، آنتون فیلگرباور، پلیس آلمانی است که در جریان درگیری ها در فرودگاه کشته می شود.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در بيست و نهم اكتبر، يك فروند هواپيماي مسافربري لوفت‌هانزا توسط سپتامبر سياه ربوده شد و از دولت آلمان، درخواست آزادي سه مبارز دستگير شده را داشتند. اين‌بار دولت آلمان بلافاصله پذيرفت و اين معاوضه را انجام داد و بدين ترتيب صفادي و الغشي‌ها (جمال و ادنان) نيز آزاد گشتند و به ليبي رفتند. گلدا ماير به شدت به دولت آلمان اعتراض كرد، اما آلمان اعلام كرد تمايلي ندارد كه كشورش محلي براي تسويه‌حساب گروه‌ها با يكديگر باشد. بدين ترتيب، پرونده‌ي اين واقعه از سوي دولت‌ها بسته شد؛ همه‌ي دولت‌ها به جز اسرائيل!<br>
&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color:#ff0000;">پایان قسمت اول</span></strong></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29531</guid><pubDate>Fri, 16 Oct 2015 19:48:44 +0000</pubDate></item><item><title>&#x642;&#x62A;&#x644; &#x639;&#x627;&#x645; &#x627;&#x641;&#x633;&#x631;&#x627;&#x646; &#x67E;&#x644;&#x6CC;&#x633; &#x633;&#x631;&#x6CC; &#x644;&#x627;&#x646;&#x6A9;&#x627; &#x60C; 1990</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29202-%25d9%2582%25d8%25aa%25d9%2584-%25d8%25b9%25d8%25a7%25d9%2585-%25d8%25a7%25d9%2581%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%25be%25d9%2584%25db%258c%25d8%25b3-%25d8%25b3%25d8%25b1%25db%258c-%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2586%25da%25a9%25d8%25a7-%25d8%258c-1990/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-size:18px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:24px;">قتل عام افسران پلیس سری لانکا ، 1990 </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مکان : استان شرقی ، سری لانکا </span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">زمان وقوع : 11 ژوئن 1990 </span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">هدف :&nbsp; افسران غیرمسلح پلیس سری لانکا </span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نوع حمله : کشتار مسلحانه </span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سلاح های استفاده شده : سلاح &nbsp;گرم &nbsp;</span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">تلفات : 600 تا 774 نفر کشته </span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">انجام دهنده :&nbsp; ببرهای آزادی بخش تامیل &nbsp;(<span>LTTE</span>)</span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/800px-Flag_of_Tamil_Eelam_svg.png" alt="800px-Flag_of_Tamil_Eelam_svg.png"></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پرچم ببرهای تامیل </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">کشتار سال 1990 افسران پلیس سری لانکا ، یک قتل عام دسته جمعی بود که در 11 ژوئن آن سال صورت گرفت . اعضای سازمان ببرهای آزادی بخش تامیل ، یک سازمان جدایی طلب تامیل ، متهم هستند در این واقعه بیش از 600 تن از افسران غیرمسلح پلیس سری لانکا را &nbsp;در استان شرقی این کشور کشته اند . برخی منابع تلفات این حادثه را 774 تن دانسته اند .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-size:18px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پیش زمینه </span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مداخله هند </span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طبق پیمان امضا شده میان هند و سری لانکا ، نیروی حافظ صلح هندی در جولای 1987 وارد سری لانکا شد . این حضور در میان افکار عمومی و سیاست مداران سری لانکایی هوادار چندانی نداشت . در ژانویه 1989 ، رییس جمهور راناسینغه پرماداسا به قدرت رسید . دولت او ابتدا مذاکره با ببرهای تامیل را در پیش گرفت که عملیات نظامی خونینی را در شرق و شمال کشور به راه انداخته بود . پرماداسا نیز موافق حضور هندی ها در خاک سری لانکا نبود . در ژوئن 1989&nbsp; یک توافق آتش بس با <span>LTTE</span> امضا شد . پرماداسا که سعی داشت رهبران ببرها را تحت نفوذ خود بگیرد مقادیر فروانی سلاح به آن ها تحویل داد تا با نیروی حافظ صلح هندی بجنگند . اما در پایان سال 1989 و تحت فشار افکار عمومی ، پرماداسا از هندی خواست نیروهایشان را برگردانند و نگه دارند . نخست وزیر هند ، ویشواناث پراتاپ سینگ ، نپذیرفت و نیروهایش را از سری لانکا خارج کرد .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">شکست مذاکرات صلح </span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در همین حال ، هیئت مذاکره دولت سری لانکا به رهبری وزیر امور خارجه ،&nbsp; عبدالقادر شاه الحمید ، با <span>LTTE</span> وارد مذاکره شد . هر چند گفتگوها در مراحل اولیه موفق بودند ، روی مسائل کلیدی مانند انحلال شورای استانی شمال شرقی و تصحیح بند ششم قانون اساسی کشور توافقی حاصل&nbsp; نشد . مذاکره کننده و استراتژیست اصلی ببرهای تامیل ، آنتون بالاسینغام ، دولت را تهدید کرد و این مذاکرات را آخرین شانس آن برای جلوگیری از وقوع دوباره جنگ دانست . وضعیت پس از درخواست وزیر دفاع سری لانکا ، رانجان ویجراتنه از ببرها&nbsp; برای کنار گذاشتن سلاح هایشان وخیم تر شد . رهبر ببرها ، ولوپیلای پرابهاکاران&nbsp; این درخواست را رد کرد و خصومت ها بالا گرفت .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Velupillai_Prabhakaran.jpg" alt="Velupillai_Prabhakaran.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:rgb(0,128,0);">ولوپیلای پرابهاکاران ، رهبر ببرهای تامیل </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">وقایع هم زمان </span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طی این دوره حضور ارتش سری لانکا به پادگان ها محدود شد و برای شکست نخوردن مذاکرات علیه ببرها اقدامی صورت نگرفت . اما در اواخر می 1990 تنش ها بیشتر شد . ارتش دریافت <span>LTTE </span>&nbsp;طی این دوره پناهگاه و سنگرهای فراوانی ایجاد کرده و در اطراف پادگان های دولتی مواضع دفاعی برپا کرده است . وزارت دفاع اما ، ارتش را ناچار به سکوت کرد .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حادثه ثاندیکولام </span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 7 ژوئن 1990 یک خودرو حامل نیروهای دولتی که از واوونیا به سوی مولای تیوو در حرمت بود توسط ببرهای تامیل هدف قرار گرفت . یک سرباز کشته و 9 نفر زخمی شدند . وزارت دفاعی پاسخی نداد .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حادثه خیاط مسلمان </span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 10 ژوئن 1990&nbsp; پلیس ناحیه باتیکالوئا یک جوان مسلمان را که با یک زن سینهالی در وضعیت نامناسبی دیده شده بود دستگیر کرد . پلیس نمی دانست این جوان با ببرهای تامیل در ارتباط است . در ساعت 9:30 شب اعضای سازمان ببرهای تامیل وارد پاسگاه پلیس شدند و از پلیس خواستند جوان را آزاد کند . پلیس تقاضا را رد کرد و گفت او در بیمارستان شهر بستری است . ببرها این پاسخ را باور نکردند و دو تن از اعضای پلیس را ربودند .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-size:18px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">قتل عام </span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در ساعت 6 صبح روز 11 ژوئن 1990 چریک های تامیل پاسگاه باتیکولوئا را محاصره کرده و 3 پلیس دیگر را نیز ربودند . یک ساعت بعد 250 نفر از اعضای مسلح سازمان ببرهای تامیل وارد شهر شدند و همه اعضای پلیس را بازداشت کردند . پلیس های سینهالی نژاد و خانواده هایشان به فرودگاه فرستاده شدند . افسران پلیس تامیل نژاد و خانواده هایشان به کلیسای مریم قدیس برده شدند . فرمانده پلیس شهر و 4 پلیس دیگر دستگیر شدند . طی غارت پاسگاه ها ، 45 میلیون واحد از پول سری لانکا ، طلا و جواهرات ، 109 قبضه تفنگ <span>T56</span> ، 77 قبضه تفنگ <span>T84</span> ، 28 قبضه مسلسل سبک ، 29 قبضه مسلسل خودکار ،56 مسلسل دستی ، 78 قبضه تفنگ مدل 303&nbsp; و 78 قبضه تفنگ <span>SAR80</span> هم به دست ببرها افتاد . </span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ب</span><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برهای تامیل به همه پاسگاه های پلیس در استان شرقی اخطار کردند باید تا ساعت 2:30 بعد از ظهر همان روز تخلیه شوند یا منتظر عواقب انجام ندادن این کار باشند . بازرس کل منطقه ، ارنست پررا نیز از پلیس خواست این درخواست را &nbsp;به منظور جلب حمایت رییس جمهور بپذرد . افسران پلیس نیز به امید ترک منطقه با سلامتی و آزادی از اسارت ببرها این درخواست را پذیرفتند . </span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سپس افسران سینهالی به اردوگاه ها و پادگان های ارتش و نیروی هوایی فرستاده شدند ، اما افسران تامیل به مدرسه ها انتقال یافتند . تا این زمان ببرها 899 نفر از اعضای پلیس را ربوده بودند که از این میان 125 تن موفق به فرار شدند . اسرا به جنگل های وینایاگاپورام و ترینکومالی برده شدند . پس از انتقال ، ببرهای تامیل افسران پلیس را به صف کردند و همه را از پشت به رگبار بستند . بین 600 تا 774 نفر کشته شدند . </span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">همه افسران چنین سرنوشتی نداشتند . ایوان بوتجو که فرمانده پاسگاه کالمونای بود تسلیم نشد و از ساعت 3 تا 6 بعد از ظهر با ببرهای تامیل جنگید . بتوجو می گفت ( اگر هم کشته نشوم شکنجه خواهم شد ) و درخواست حمایت هوایی و توپخانه ای کرد که پذیرفته نشد . در ساعت 5:20 بعد از ظهر مقامات بالاتر از او خواستند تسلیم شود . سربازانی که تسلیم شدند همه کشته شدند .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در کالمونای کاروان ارتش هم هدف حمله قرار گرفت و 10 سرباز کشته شدند . از کشته ها ،324 نفر مسلمان و سینهالی و بقیه تامیل بودند .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/640px-Women_at_war.jpg" alt="640px-Women_at_war.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:#008000;">رژه زنان مسلح عضو سازمان ببرهای تامیل </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پیامدها </span></strong></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">تلاش های شاه الحمید برای آزادی اسیران فایده ای نداشت . این کشتار به آتش بس میان دو طرف پایان داد . در 18 ژوئن 1990&nbsp; وزیر دفاع در پارلمان سری لانکا اعلام کرد&nbsp; فقط به جنگ تمام عیار می اندیشد . دومین جنگ داخلی سری لانکا شروع شد . در اثر تخلیه های قبلی ، مناطق فراوانی به دست ببرها افتاده بود . راه ارتباطی دولت به شبه جزیره جافنا قطع شده بود و ببرهای تامیل کنترل بخش اعظم مناطق شمال و شرق کشور را در دست داشتند . پیش از این ، ببرهای تامیل توان جنگ متعارف چندانی نداشتند . طی جنگ داخلی اول ببرهای تامیل بیشتر یک نیروی چریک بودند تا متعارف .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در حین کشتار ، اعضای هیئت مذاکره کننده تامیل&nbsp; ، یک متخصص مخابرات و دو رهبر نظامی ، که د هتل هیلتون کولومبو بودند بازداشت و به پادگان نظامی کالوتارا منتقل شدند . آن ها چند روز بعد آزاد و تحویل ببرها داده شدند . در کتاب سرلشکر ساراث موناسینغه ، ( نسخه ی یک سرباز ) ، آمده است که متخصص مخابرات مذکور از پرابهاکاران چنین پیامی دریافت کرده است : (( هر چه که اتفاق بیفتد ، یادتان باشد پولی را که به شما پیشنهاد شده با خودتان بیاورید )) .</span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/380px-Sri_Lanka_-_Ethnicity_2012.png" alt="380px-Sri_Lanka_-_Ethnicity_2012.png"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:rgb(0,128,0);">وضعیت پراکندگی قومی در سری لانکا&nbsp; : بنفش سینهالی ، قرمز تامیل سری لانکایی ، زرد تامیل هندی ، سبز مسلمانان ، سفید مناطق بدون وجود اکثریت قاطع یک قوم</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منبع :</span> <a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/1990_massacre_of_Sri_Lankan_Police_officers'>http://en.wikipedia.org/wiki/1990_massacre_of_Sri_Lankan_Police_officers</a></p>]]></description><guid isPermaLink="false">29202</guid><pubDate>Mon, 13 Apr 2015 06:12:20 +0000</pubDate></item><item><title>&#x633;&#x627;&#x62E;&#x62A;&#x645;&#x627;&#x646; &#x67E;&#x627;&#x648;&#x644;&#x648;&#x641;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29266-%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25ae%25d8%25aa%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%25be%25d8%25a7%25d9%2588%25d9%2584%25d9%2588%25d9%2581/</link><description><![CDATA[<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">جنگ جهانی دومی جنگی بود تمام عیار که سرنوشت جهان امروز را با کنار هم چیدن کشورها رقم زد.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یکی از نبردهایی که در این جنگ به وقوع پیوست, نبرد استالینگراد در حمله ی المان به شوروی بود.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این نبرد حماسه های بسیار زیادی برای گفتن دارد. یکی از این حماسه هایی که در این جنگ به وقوع پیوست, دفاع از ساختمانی بود که امروزه با نام ساختامن پاولوف یا pavlov's house شناخته میشود.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ابتدا نگاهی کوتاه به فرمانده ی جوخه ای 25 نفره که از این ساختمان در طی شصت روز در مقابل الماانها دفاع کردند, بپردازیم.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یاکوف پائولوف, متولد چهارم اکتبر سال 1917 و وفات بیست و نهم سپتامبر 1981, یک سرباز ارتش سرخ شوروی بود که در تاریخ بیست و هفتم سپتامبر 1942 به مقام قهرمان اتحاد جمهوری شوروی, نائل امد. مدال عنوان قهرمان اتحاد جمهوری شوروی بالاترین مقامی بود که در شوروی وجود داشت که به قهرمانان به صورت یک مدال اهدا میشد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یاکوف پائولوف</span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/1~39.jpg" alt="1~39.jpg"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اما حماسه ای که ایشان در نبرد استالینگراد رقم زد, چه بود؟</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 27 سپتامبر سال <span style="color:#ff0000;">1942 </span>جوخه ی تحت فرمان یاکوف پائولوف موفق شد یک ساختمان مسکونی چهارطبقه که به وسیله ی المانها تسخیر شده بود را بازپس گیرد و سپس از این ساختمان در برابر حملات ادامه دار ارتش المان نازی, تا دو ماه بعد که قوای شوروی رسیدند و محاصره شکسته شد, دفاع کنند. این ساختمان و حماسه ی دفاع از ان با نام ساختمان پاولوف در تاریخ نقش بست. به خاطر نقش قابل توجه یاکوف پائولوف در این نبرد, او نائل به دریافت&nbsp; مدال عنوان قهرمان اتحاد جمهوری شوروی و مدال نشان لنین و مدال نشان انقلاب اکتبر و دو مدال نشان ستاره ی سرخ و چندین مدال دیگر شد. پس از جنگ نیز به حزب کمونیست پیوست. او سه بار به عنوان معاون شورای عالی جمهوری سوسیالیستی فدراتیو شوروی انتخاب شد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اما ماجرای این نبرد و دفاع از این ساختمان چه بود؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ماجرای ساختمان پاولوف در طی محاصره ی استالینگراد به وسیله ی المانها در تاریخ بین 27 سپتامبر تا 25 نوامبر سال 1942 اتفاق افتاد.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این ساختمان که معروف به ساختمان پاولوف هست, یک ساختمان چهار طبقه در مرکز استالینگراد و عمود بر رودخانه ی ولگا بود و مشرف بر روی میدان نهم ژانویه و یک میدان بزرگ معروف به یکشنبه ی خونین بود.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سپتامبر سال 1942 این ساختمان به وسیله ی نیروهای المانی مورد هجوم قرار گرفت و یک جوخه از سپاه سیزدهم ارتش شوروی دستوری مبنی بر دفاع از این ساختمان دریافت کرد. این جوخه به وسیله ی گروهبان یاکوف پاولوف هدایت میشد, یک افسر غیر رسمی که در ان زمان بر اثر کشته و زخمی شدن تمام افسران کادر (ترجمه ی خودم) , هدایت جوخه را به دست گرفته بود.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منظور من از افسر غیر رسمی این هست که به خاطر کشته شدن یا زخمی شدن افسر این خوجه, اقای یاکوف موقتا هدایت این جوخه رو به دست گرفته بود.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">وجه تمایز و نقطه قوت استراتژیکی این ساختمان این بود که با این ساختمان میشد از یک بخش کلیدی و مهم باریکه ی ولگا دفاع کرد. نقطه قوت تاکتیکی ساختمان نیز به خاطر موقعیت ان بر روی یک خیابان متقاطع بود که به مدافعان یک خط دید یک کیلومتر به طرف شمال جنوب و غرب میداد. پس از چند روز, که نیروهای کمکی و پشتیبانی رسیدند, افراد یاکوف استعداد تحت فرمان جوخه را تا 25 سرباز افزایش دادند و مدافعان را با مسلسل, راکتهای ضد تانک و خمپاره مجهز کردند.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برای اجرا کردن فرمان شماره 227 استالین, با نام "not one step back" گروهبان یاکوف پاولوف دستوری مبنی بر استقرار شدن در ساختمان و دفاع از ان تا اخرین گلوله و اخرین سرباز, دریافت کرد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برای اجرای این دستور, یاکوف دستور داد تا اطراف ساختمان چهار لایه از سیم خاردار و میدان مین بسازند و بر روی هر پنجره ی مشرف به میدان, یک مسلسل مستقر کنند.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در اقدامات اولیه ی دفاعی ,&nbsp; یاکوف متوجه شد که تفنگ ضد تانکهای ptrs-41 که بر روی سقف نصب کرده بودند, برای استفاده در کمین غیر منتظره ی تانکهای المانی, زمانی که تانکها به داخل برد دفاعی ساختمان وارد میشدند, موثر است. با این روش, سقف برجکهای نازک تانکها, در معرض اتش تنفگهای ضد تانک از طرف بالا قرار میگرفتند, و تانکها قادر نبودند برای جواب دادن, اسلحه های خود را به قدر کافی به طرف بالا ببرند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برای ارتباطات داخلی بهتر, نیروهای یاکوف, دیوارهای زیرزمین ساختمان و سقف بالایی را تخریب کرده بودند و سیم ارتباطی را به طرف خارج از ساختمان به محل استقرار نیروهای شوروی, حفر کرده بودند. تجهیزات پشتیبانی نیز به وسیله ی خندقها ویا قایقها, با وجودی که المانها به وسیله ی حمله ی هوایی المانها مواجه میشدند, به این طرف رودخانه می امدند, حمل میشدند. با این حال غذا و مخصوصا اب, برای مدت کوتاهی کفایت میکرد.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به خاطر نبود تخت خواب, سربازها سعی میکردند بر روی پشم شیشه های مخصوص ایزوله کردن لوله ها که ترکیده بودد, بخوابند و این مزید بر اتشهای کور المانها شده بود که سعی میکردند مقاومت انها را بشکنند.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">المانها چند بار در روز به ساختمان حمله میکردند. هر دفعه, پیاده نظام المانها و یا تانکهای المانی, سعی میکردن که از میدان عبور کنند و به ساختمان نزدیک بشوند, اما نیروهای یاکوف, انها&nbsp; را به وسیله ی اتشهای مسلسلها و شلیک تنفگهای ضد تانک از زیرزمین, پنجره ها و سقف, متوقف میکرد.</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به همین ترتیب, مدافعان, و همچنین مردم غیر نظامی شوروی که در تمام مدت در زیرزمینها زندگی میکردند, از این نبرد سخت که بین 27 سپتامب رتا 25 نوامبر در جریان بود و&nbsp; سپس به وسیله ی حمله ی گسترده ی شوروی باری از مدافعان برداشته شد, به دور نگهداشته شده بودند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ساختمان پس از نبرد..</span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/2~38.jpg" alt="2~38.jpg"></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/3.jpeg" alt="3.jpeg"></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ساختمان پاولوف, تبدیل به یک سمبل برای این مقاومت فوق العاده ی نیروهای روسی در طی نبرد استالینگراد شد, که در نهایت پس از ماه ها تلفات گسترده در دو طرف, منجر به پیروزی قاطع برای شوروی گشت.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ژنارل واسیلی چوکوف ( <span style="color:#ff0000;">واسیلی چویکوف</span> ) , ژنرال فرمانده ی نیروهای شوروی در استالینگراد سپس جوکی با این مضمون گفت: المانها نیروهای بسیار بیشتری را برای تصرف ساختمان پاولوف از دست دادند تا نیروهایی که برای تصرف پاریس از دست دادند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ساختمان پاولوف بعد از نبرد بازسازی شد همچنان تا به امروز به عنوان ساختمان مسکونی استفاده میشود. یک بنای یادبودی نیز برای به یاد داشتن نبرد در قسمت شرقی رودخانه ی ولگا, نیز بر روی ساختمان نصب شده است.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ساختمان در نمای امروزی..</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/4~25.jpg" alt="4~25.jpg"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/5~19.jpg" alt="5~19.jpg"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منبع:</span></p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/Pavlov%27s_House'>http://en.wikipedia.org/wiki/Pavlov%27s_House</a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این مطلب تنها برای میلیتاری نوشته شده است.. استفاده با ذکر مطلب بلامانع میباشد.</span></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29266</guid><pubDate>Mon, 01 Jun 2015 23:18:15 +0000</pubDate></item><item><title>&#x631;&#x632;&#x645;&#x627;&#x6CC;&#x634; &#x686;&#x627;&#x644;&#x634; &#x647;&#x632;&#x627;&#x631;&#x647; 2002 &#x648; &#x628;&#x647; &#x6A9;&#x627;&#x631; &#x6AF;&#x6CC;&#x631;&#x6CC; &#x627;&#x633;&#x62A;&#x631;&#x627;&#x62A;&#x698;&#x6CC; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x646;&#x627;&#x645;&#x62A;&#x642;&#x627;&#x631;&#x646;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28594-%D8%B1%D8%B2%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87-2002-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B1%D9%86/</link><description><![CDATA[
<p>
	شاید مهم‌ترین اتفاقی که باعث شد آمریکایی‌ها نسبت به قایق‌های تندروی سپاه حساس بشوند رزمایش <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Millennium_Challenge_2002" rel="external nofollow">Millennium Challenge 2002</a> باشه. این رزمایش که قبل از حمله‌ی آمریکا به عراق انجام شده بود، توانایی تاکتیک‌های نامتقارن ایران (شامل قایق‌های تندرو، موشک‌های ساحل به دریا و هوا به دریا، قایق‌های پر از مواد منفجره به علاوه‌ی زیردریایی‌های کوچک و بی‌سرنشین و مین‌های دریایی که در این رزمایش ظاهراً استفاده نشد) در مقابله با ناوگان آمریکا در خلیج فارس را تا حدودی ثابت کرد. شواهد زیادی موجود است مبنی بر این که نیروهای نظامی آمریکا از قبل از آن رزمایش و به خصوص پس از آن این تهدید را جدی گرفته‌اند و با جدیت برای کشف راه‌های مقابله با آن تلاش می‌کنند. در این زمینه مقالات زیادی پس از این رزمایش نوشته شده که من تلاش می‌کنم در این تاپیک آن‌ها را گردآوری و ترجمه کنم. ظاهراً تا به حال لااقل در میلیتاری مطلب کاملی درباره‌ی این رزمایش - که با هزینه‌ی ۲۵۰ میلیون دلاریش ظاهراً بزرگ‌ترین رزمایش تاریخ از این نوع بوده - نوشته نشده.<br>
	<br>
	اول توضیح ویکی‌پدیا را برای این رزمایش ترجمه می‌کنم:<br>
	«چالش هزاره‌ی ۲۰۰۲ یک رزمایش مهم (احتمالاً بزرگ‌ترین رزمایش از نوع خود در تاریخ) بود که توسط نیروهای مسلح آمریکا در میانه‌ی سال ۲۰۰۲ اجرا شد. این تمرین که از ۲۴ جولای تا ۱۵ آگوست اجرا شد و ۲۵۰ میلیون دلار هزینه داشت، شامل هم تمرین‌های واقعی و هم شبیه‌سازی‌های کامپیوتری بود. این رزمایش قرار بود آزمایشی از «تحول» آینده‌ی نیروی نظامی آمریکا باشد - گذاری به سمت فناوری‌های جدید که جنگ شبکه‌محور را ممکن می‌سازد و جنگ‌افزار و تاکتیک‌های قدرتمندتری فراهم می‌کند. دو طرف جنگ شبیه‌سازی شده آمریکا، تحت عنوان «آبی» و یک دشمن ناشناس در خاورمیانه، تحت عنوان «قرمز» بودند.<br>
	<strong>اجرای تمرین</strong><br>
	قرمز که توسط سپهبد بازنشسته‌ی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا ژنرال پل ک. ون رایپر فرماندهی می‌شد، از روش‌های قدیمی برای فرار کردن از شبکه‌ی نظارتی الکترونیکی پیشرفته‌ی آبی استفاده کرد. ون رایپر از پیک‌های موتوری برای انتقال دستورات به نیروهای خط مقدم و علائم نوری به سبک جنگ جهانی دوم برای ارسال هواپیماها بدون استفاده از ارتباطات رادیویی استفاده کرد.<br>
	قرمز یک اولتیماتوم از آبی دریافت کرد که در واقع یک سند تسلیم بود و خواستار پاسخ در ۲۴ ساعت شده بود. با هشیار شدن نسبت به قصد آبی، قرمز در روز دوم رزمایش یک ناوگان از قایق‌های کوچک را به کار گرفت تا مکان ناوگان آبی را مشخص کند. در یک حمله‌ی پیشگیرانه، قرمز حجم عظیمی از موشک‌های کروز را شلیک کرد که حسگرهای الکترونیکی آبی توانایی پاسخگویی به آن‌ها را نداشتند و ۱۶ کشتی جنگی را غرق کرد. این‌ها شامل یک ناو هواپیمابر، ده رزمناو (Cruiser) و پنج تا از شش وسیله‌ی آبی-خاکی بودند. یک پیروزی معادل در جنگی واقعی باعث مرگ بیش از بیست هزار پرسنل نیروی دریایی آمریکا می‌شد. پس از مدت کوتاهی از حملات موشک‌های کروز، بخش قابل توجه دیگری از ناوگان آبی توسط ناوگانی از قایق‌های کوچک قرمز که حملات متعارف و نیز حملات انتحاری انجام دادند و آبی نتوانست به آن خوبی که انتظار می‌رفت آن‌ها را شناسایی کند، «غرق» شد.<br>
	در این نقطه، تمرین متوقف شد و کشتی‌های آبی مجدداً «زنده شدند» و قوانین نبرد تغییر داده شد. ژنرال پیتر پیس بعداً برای توجیه این کار گفت: «تو من را در روز اول می‌کشی و من در ۱۳ روز بعدی همانجا می‌نشینم بدون این که کاری انجام دهم، یا مرا به زندگی برمی‌گردانی و می‌توانی برای ۱۳ روز دیگر تجربه کسب کنی. کدام روش بهتر است؟» پس از ریست شدن، به دو طرف دستور داده شد تا برنامه‌های عمل از پیش تعیین شده‌ای را اجرا کنند. این باعث شد برخی مدعی از پیش طراحی شده بودن تمرین و «تلف شدن ۲۵۰ میلیون دلار» شوند. به خاطر نگرانی ژنرال ون رایپر نسبت به این موضوع، وی در میانه‌ی رزمایش از سمت خویش استعفا داد. ون رایپر بعداً نگرانی خود را از این که هدف رزمایش تغییر کرده بود تا دکترین موجود و تصور شکست‌ناپذیری را در نیروهای نظامی آمریکا تقویت کند به جای این که به عنوان یک تمرین آموزشی از آن استفاده شود، ابراز کرد. او در مستند «The Perfect War» ساخته شده توسط شبکه‌های بی‌بی‌سی و دیسکاوری گفت که آنچه وی در رزمایش چالش هزاره مشاهده کرد یادآور همان دیدگاهی بود که وزارت دفاع آمریکا زیرنظر رابرت مک‌نامارا قبل و در طول جنگ ویتنام ابراز می‌کرد، یعنی این که نیروهای نظامی آمریکا قابل شکست دادن نبودند.»<br>
	<br>
	<hr><br>
	<br>
	اولین مورد مقاله‌ای است که در ۲۰ مارس سال ۲۰۰۳ (درست در روز آغاز حمله‌ی آمریکا به عراق) توسط روزنامه‌ی سن‌فرانسیسکو کرونیکل منتشر شده بود.<br>
	<a href="http://www.sfgate.com/cgi-bin/article.cgi?f=/c/a/2003/03/20/MN265390.DTL" ipsnoembed="false" rel="external nofollow">http://www.sfgate.com/cgi-bin/article.cgi?f=/c/a/2003/03/20/MN265390.DTL</a><br>
	ترجمه از من:<br>
	<br>
	<strong>رزمایش خطری را برای نیروی دریایی آشکار کرد</strong><br>
	ولی عراق سلاح‌هایی را که برای غرق کردن ۱۶ تا از ناوگان ۱۳۰تایی آمریکا به کار گرفته شد ندارد<br>
	<br>
	همچنان که ۱۳۰ ناو آمریکا و متحدانش در خلیج فارس تردد می‌کنند، شکست بهت‌آوری که در یک رزمایش اخیر روی این ناوگان تحمیل شد یک سؤال هشیارکننده را به ذهن می‌آورد: آمریکا در خلیج فارس با اقتدار تردد می‌کند یا منتظر ضربه دیدن است؟<br>
	<br>
	پاسخ این سؤال، براساس ادعای سپهبد بازنشسته‌ی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا ژنرال پل ون رایپر، این است که الان این طور نیست. اما او به آینده هم امیدی ندارد.<br>
	<br>
	ون رایپر در رزمایشی که در آگوست ۲۰۰۲ تحت عنوان چالش هزاره انجام شد، نقش یک فرمانده دشمن را بازی کرد. این رزمایش که کمتر درباره‌ی آن صحبت شده، براساس یک سناریوی به طرز ترسناکی آشنا طراحی شده بود: یک ناوگان به راهبری آمریکا وارد خلیج فارس شده است تا دیکتاتور یک کشور یاغی را برکنار کند. اما قبل از این که وقت اولتیماتوم آمریکا به اتمام برسد، نیروهای شبیه‌سازی شده‌ی ون رایپر با موشک‌های بالستیک صحنه‌ی نبرد (Theater Ballistic Missile که به موشک‌های بین برد ۳۰۰ تا ۳۵۰۰ کیلومتری گفته می‌شود)، دسته‌های بزرگی از قایق‌های تندروی کوچک تهاجمی و موشک‌های کروز ضدکشتی به کشتی‌های آمریکا حمله کردند.<br>
	<br>
	در زمانی که غبار مجازی فرو نشسته بود، شبیخون ون رایپر ۱۶ کشتی آمریکا را غرق کرده و به بسیاری دیگر آسیب شده بود، که این را تبدیل به بدترین شکست دریایی آمریکا پس از پرل هاربر می‌کرد.<br>
	<br>
	پنتاگون از رزمایش‌ها و شبیه‌سازی‌های کامپیوتری پیچیده از صحنه‌ی نبرد استفاده می‌کند تا از نابودی تجهیرات و آسیب دیدن نفرات جلوگیری کند.<br>
	<br>
	با این که ترسناک به نظر می‌رسد، دشواری شبیه‌سازی شده‌ی به وجود آمده توسط ون رایپر احتمالاً نماینده‌ی آنچه صدام حسین در اختیار دارد نیست، به خصوص به خاطر این که صدام چنین سلاح‌هایی در اختیار ندارد.<br>
	<br>
	اما همسایه‌ی وی، ایران - که رزمایش ظاهراً علیه آن هدف‌گذاری شده بود - یک نیروی هوایی قوی و نیروی دریایی مسلح شده با موشک‌های چینی در اختیار دارد.<br>
	<br>
	ون رایپر می‌گوید: «این، احتمال این را که صدام چنین (حمله‌ی غافلگیرانه‌ای) انجام دهد رد نمی‌کند، ولی حمله‌ی وی نمی‌تواند از حد یک تشنج موضعی بیشتر باشد.»<br>
	<br>
	با این وجود، متخصصان دفاعی می‌گویند رزمایش چالش هزاره روی آنچه که خیلی‌ها «زخم باز نیروی دریایی آمریکا» می‌خوانند نمک پاشید: ناوگروه‌های متشکل از ناو هواپیمابر هرچند ارباب آب‌های آزاد محسوب می‌شوند، در محل‌هایی مثل خلیج فارس که کشتی‌ها مجبورند در آب‌های نزدیک به ساحل عمل کنند می‌توانند یک سیبل آسان برای حمله باشند.<br>
	<br>
	باب ورک، یک متخصص نیروی دریایی در مرکز ارزیابی‌های راهبردی و بودجه‌ای، یک اتاق فکر مستقر در واشنگتن که با برنامه‌ریزان نظامی دولت بوش در ارتباط نزدیک است، می‌گوید: «نیروی دریایی بسیار در این باره نگران است، و این در طرح‌های آن برای گسترش قابل توجه ناوگان به وضوح آشکار است.»<br>
	<br>
	ورک می‌گوید مقامات مهم مانند فرمانده عملیات دریایی، آدمیرال ورن کلارک، گفته بودند که نیروی دریایی امیدوار است تا ۷۰ کشتی به ناوگان فعلی متشکل از ۳۰۵ کشتی خود اضافه کند. ۸۰٪ از این کشتی‌های جدید یک کلاس کاملاً جدید از کشتی‌ها تحت عنوان کشتی رزمی ساحلی (LCS) خواهند بود که یک کشتی بسیار تندروی کوچک و با سلاح‌های کم است که می‌تواند با سرعت تا ۵۰ نات حرکت کند. ولی این کشتی‌ها که فعلاً در مرحله‌ی طراحی‌اند، سال‌ها تا واقعیت فاصله دارند.<br>
	<br>
	حمله‌ی تروریستی اکتبر ۲۰۰۰ علیه ناوشکن آمریکایی Cole نشان داد که حتی قایق‌های بادی چگونه می‌توانند برای از کار انداختن کشتی‌ها و کشتن ملوان‌ها به کار روند.<br>
	<br>
	این توانایی برای برآشفته کردن، یا حتی شکست نیروی دریایی آمریکا از نگاه برنامه‌ریزان نظامی سایر کشورها دور نمانده است. به عنوان مثال، یک مقاله در مجله‌ی Scientific American تحت عنوان «جنگیدن جنگ‌های آینده» از یک افسر بازنشسته‌ی هندی نقل می‌کند که کشورهای کوچک می‌توانند با هدف قرار دادن کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا، با «ماجراجویی کوته‌بینانه»ی آمریکا مقابله کنند.<br>
	<br>
	افسر بازنشسته‌ی هندی، و.ک. نیر گفته است: «امکان از دست دادن یک یا چند ناو هواپیمابر یک ریسک از نظر خسارات اقتصادی و تلفات انسانی کاملاً غیر قابل قبول برای آمریکا خواهد بود.»<br>
	<br>
	با این که حتی شکاکان عراق را برای آسیب زدن به نیروی دریایی آمریکا در این زمان بیش از حد ضعیف می‌دانند، ژنرالی که آن ضربه‌ی غافلگیرکننده را به ناوگان در آن شبیه‌سازی زد، نگران است که اخطار چالش هزاره ممکن است نادیده گرفته شود.<br>
	<br>
	<hr><br>
	<br>
	دومین مورد مقاله‌ای است از نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۸، که پس از جنجال آمریکا مبنی بر تهدید شدن از سوی چند قایق تندرو سپاه نوشته شده بود.<br>
	<a href="http://www.nytimes.com/2008/01/12/washington/12navy.html" ipsnoembed="false" rel="external nofollow">http://www.nytimes.com/2008/01/12/washington/12navy.html</a><br>
	ترجمه از من:<br>
	<br>
	<strong>مواجهه با ایران یادآور شومی از رزمایش سال ۲۰۰۲ بود</strong><br>
	<br>
	در روزهای پس از مواجهه با پنج قایق گشتی ایرانی در تنگه‌ی هرمز، فرماندهان آمریکایی تأیید کردند که مشغول مطالعه‌ی درس‌های فراگرفته از یک شبیه‌سازی شوک‌آور که در آگوست سال ۲۰۰۲ انجام شده بود، بوده‌اند. در آن رزمایش، ناوگان تیم آبی، که نماینده‌ی آمریکا بود، ۱۶ ناو جنگی مهم - شامل یک ناو هواپیمابر، چند رزمناو و وسایل آبی-خاکی - را پس از غرق شدن در ژرفای خلیج فارس بر اثر حمله‌ای از دست داد که شامل تاکتیک‌های هجوم دسته‌جمعی توسط قایق‌های تندروی دشمن بود.<br>
	<br>
	سپهبد پل ون ک. رایپر، افسر بازنشسته‌ی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا که در رزمایش به عنوان فرمانده‌ی تیم قرمز (نماینده‌ی نیروهای نظامی یک کشور نام برده نشده در خلیج فارس) نقش‌آفرینی کرد، می‌گوید: «تعداد فراوان آن‌ها بر توانایی ذهنی و الکترونیکی ناوگروه تیم آبی برای مقابله با آن‌ها غلبه کرد. <strong>کل قضیه در ۵، یا شاید ۱۰ دقیقه تمام شد</strong>.»<br>
	<br>
	اگر حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به عموم مردم اثبات کرد که تروریست‌ها چگونه می‌توانند هواپیماهای مسافربری را به موشک‌های کروز پر از گروگان تبدیل کنند، در این صورت رزمایش «چالش هزاره‌ی ۲۰۰۲» برای ژنرال رایپر اخطاری بود به نیروهای مسلح آمریکا مبنی بر این که چگونه یک دشمن می‌تواند تفکر نامتقارن مشابهی را در نبردهای دریایی به کار بگیرد.<br>
	<br>
	ژنرال ون رایپر می‌گوید او در آن زمان ناراحتی خود را از این که درس‌های مهم پیروزی شبیه‌سازی‌شده‌اش در نیروهای نظامی آمریکا به اندازه‌ی کافی پذیرفته نشده بود، ابراز کرده بود. ولی سایر افسران عالی‌رتبه می‌گویند که آن رزمایش و تحلیل‌ها و تمرین‌های بعدی کمک کردند تا روی تهدید قایق‌های کوچک و سریع ایران تمرکز شود، و به فرماندهان کمک کردند تا برای مواجهه‌ی هفته‌ی پیش آماده شوند.<br>
	<br>
	آدمیرال مایک مولن رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا جمعه به خبرنگاران گفت: «از نظر راهبردی روشن است که نیروهای نظامی ایران به کدام سمت رفته‌اند. در سال‌هایی که این جابه‌جایی راهبردی به سمت قایق‌های کوچک و تندروی آن‌ها رخ داده است، ما کاملاً روی آن تمرکز کرده‌ایم.»<br>
	<br>
	در آن شبیه‌سازی، ژنرال ون رایپر موج‌های پیاپی از قایق‌های تندروی نسبتاً ارزان‌قیمت فرستاد تا به ناوگان گران‌قیمت‌تر و پیشرفته‌تری که به خلیج فارس نزدیک می‌شد حمله کنند. نیروهای متشکل از قایق‌های کوچک وی با مسلسل و راکت حمله کردند، و موشک‌های شلیک شده از زمین و هوا نیز به آن‌ها کمک می‌کرد. برخی از آن قایق‌های کوچک از مواد منفجره پر شده بودند تا در حملات انتحاری در کنار ناوهای آمریکایی منفجر شوند. بن‌مایه‌ی این تاکتیک در عمل هفته‌ی گذشته به کار گرفته شد، هرچند در مقیاسی بسیار کوچک‌تر و بدون این که آتشی رد و بدل شده باشد.<br>
	<br>
	براساس ادعای مقامات پنتاگون و نیروی دریایی آمریکا، پنج قایق گشتی کوچک متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به سمت یک ناوگروه متشکل از سه کشتی نیروی دریایی آمریکا یورش بردند، و حین یک نیم ساعت ملتهب، در اطراف و بین یک ناوشکن، رزمناو و فریگیت مانور دادند. مکان این مواجهه محل تلاقی تنگه‌ی باریک هرمز با آب‌های باز خلیج فارس بود، دقیقاً همان باریکه‌ای که توسط ژنرال ون رایپر برای حمله‌ی وی انتخاب شده بود.<br>
	<br>
	در مواجهه‌ی یکشنبه‌ی گذشته، فرمانده یکی از ناوهای جنگی آمریکا یک مسلسل M240 را که می‌تواند ۱۰ گلوله‌ی ضد زره در دقیقه شلیک کند، آماده و روی یک قایق ایرانی که به کمتر از ۱۸۰ متری کشتی آمریکایی رسیده بود، هدف‌گیری کرد. ولی ایرانی‌ها قبل از صدور فرمان شلیک عقب‌نشینی کردند.<br>
	<br>
	در شبیه‌سازی مذکور که توسط فرماندهی ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا ترتیب داده شده بود، چنین اتفاقی نیفتاد. پیروزی نیرویی که براساس یک کشور خلیج فارس (ترکیبی از ایران و عراق) مدل شده بود، حامیان رزمایش را از آن که بزرگ‌ترین تمرین نظامی تا آن زمان بود و ۱۳۵۰۰ نفر نظامی و غیرنظامی در ۹ دور نبرد در مناطق تمرینی در آن مشارکت داشتند و دو برابر آن تعداد نیز شبیه‌سازی کامپیوتری برای شبیه‌سازی حالت‌های مختلف نبرد انجام شد، متحیر کرد.<br>
	<br>
	حمله‌ی ژنرال ون رایپر از هر کاری که ممکن بود قایق‌های تندروی ایرانی هفته‌ی قبل انجام دهند بسیار پیچیده‌تر بود. طرح کلی رزمایش سال ۲۰۰۲ در آن زمان در رسانه‌ها گزارش شده بود، ولی در مصاحبه‌هایی که از اتفاق هفته‌ی پیش به این سو ژنرال ون رایپر و سایر افسران انجام داده‌اند جزئیات بیشتری از آن شبیه‌سازی مشخص شده است.<br>
	<br>
	در آن رزمایش، تعداد زیادی قایق تندرو و کشتی‌های بزرگ‌تر، برای چند روز ناوگان تیم آبی را [پیش از حمله] تعقیب و تهدید می‌کردند. پدافند تیم آبی همچنین با موشک‌های کروزی مواجه شد که به طور همزمان از زمین و از هوا توسط جنگنده‌ها شلیک شدند، و همچنین با دسته‌ی زنبورمانندی از قایق‌های تندرو که با مسلسل‌های سنگین و راکت‌ها شلیک می‌کردند، و به ناوها می‌چسبیدند تا مواد منفجره‌ی خود را منفجر کنند.<br>
	<br>
	وقتی که تیم قرمز بخش بزرگی از ناوگان آبی را علی‌رغم شلیک توپ‌ها و موشک‌های ناوگان آبی غرق کرد، نشان داد که یک روش ارزان‌قیمت چگونه می‌تواند یک ناوگان بسیار گران‌قیمت را شکست دهد. پس از این که نیروی آبی غرق می‌شد، دستور آغاز مجدد رزمایش داده می‌شد تا این که تیم آبی موفق شد پیروز شود.<br>
	<br>
	در یک مصاحبه‌ی تلفنی، ژنرال ون رایپر به یاد می‌آورد که ایده‌ی حمله‌ی دسته‌ای زنبورمانند از مطالعات سپاه تفنگداران دریایی روی طبیعت گرفته شده بود، که در آن حشرات و حیوانات - از کولونی مورچه‌های ریز گرفته تا دسته‌های گرگ - به صورت گروهی حرکت می‌کنند تا یک طعمه‌ی بزرگ‌تر را شکست دهند.<br>
	<br>
	او می‌گوید: «ربطی به اندازه یا قابلیت‌های هر واحد ندارد، بلکه به این ربط دارد که شما تعداد زیادی داشته باشید و در مدت زمان کوتاهی، از جهت‌های مختلفی حمله کنید.»<br>
	<br>
	با این که واشنگتن و تهران همچنان سر جزئیات مواجهه اختلاف دارند، مقامات آمریکایی می‌گویند که ایرانی‌ها ممکن است به دنبال یک برخورد خشونت‌آمیز در زمانی که پرزیدنت بوش قرار بود به منطقه سفر کند، بوده باشند. یا این که ممکن است آن‌ها به دنبال آزمایش عکس‌العمل آمریکایی‌ها بوده باشند. با این وجود اصلاً معلوم نیست دستور این مواجهه از سوی مقامات عالی‌رتبه در تهران صادر شده باشد.<br>
	<br>
	مقامات پنتاگون جمعه گفتند در ماه گذشته دو مواجهه با قایق‌های کوچک ایرانی رخ داده است. در یکی از آن‌ها یک کشتی نیروی دریایی شلیک‌های اخطار انجام داد و در دیگری یک سوت اخطار به صدا درآمد. هر دو مواجهه پس از این که ایرانی‌ها برگشتند بدون صدمه‌ای پایان یافت.<br>
	<br>
	با این وجود، ملوانان آمریکایی یادشان نرفته است که چگونه یک قایق کوچک که بین کشتی‌ها و قایق‌های سوخت‌گیری و حمل زباله در بندری در یمن پنهان شده بود، در کنار ناوشکن USS Cole در اکتبر ۲۰۰۰ منفجر شد و ۱۷ آمریکایی را کشت و ناو را از کار انداخت.
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28594</guid><pubDate>Thu, 29 Sep 2011 16:18:28 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x622;&#x628;&#x62F;&#x632;&#x62F;&#x6A9; 1982</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/26787-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D8%A8%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DA%A9-1982/</link><description><![CDATA[
<p>
	تاریخ: 9 ژوئن 1982<br>
	محل:دره بقاع؛ لبنان<br>
	نتیجه: پیروزی قاطع اسرائیل<br>
	<br>
	<br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p>متخاصمین</p></div>
<p><br>
	<br>
	<span style="color:#008000">اسرائیل</span><br><span style="color:#008000">
	فرماندهان</span><br><span style="color:#008000">
	دیود ایوری؛فرمانده نیروی هوایی اسرائیل</span><br><span style="color:#008000">
	استعداد رزمی</span><br><span style="color:#008000">
	90 فروند جنگنده</span><br><span style="color:#008000">
	دست کم1اسکادران پهپاد</span><br><span style="color:#008000">
	1 فروند بوئینگ707</span><br><span style="color:#008000">
	دست کم یک فروند آواکس ئی-2سی</span><br><span style="color:#008000">
	تلفات</span><br><span style="color:#008000">
	بدون تلفات </span><br>
	<br>
	<span style="color:#0000ff">سوریه</span><br><span style="color:#0000ff">
	فرماندهان</span><br><span style="color:#0000ff">
	مصطفی طلاس؛وزیر دفاع</span><br><span style="color:#0000ff">
	استعداد رزمی</span><br><span style="color:#0000ff">
	100 فروند جنگنده</span><br><span style="color:#0000ff">
	19 آتشبار سام</span><br><span style="color:#0000ff">
	تلفات</span><br><span style="color:#0000ff">
	82 فروند هواپیما و تمامی سایتهای موشک سام </span><br>
	<br>
	<br>
	در طی تجاوز نظامی اسرائیل به لبنان در سال 1982، نیروی هوایی این کشور تصمیم گرفت تا موشکهای سام سوری را ،که در دره بقاع موضع گرفته بودند، از سر راه خود بردارد. عملیاتی که صورت گرفت به صورت خیره کننده ای موفقیت آمیز بود. برای اولین بار در تاریخ جنگهای مدرن یک نیروی هوایی غربی توانسته بود تمامی شبکه ضد هوایی ساخت روسیه را نابود کند. به علاوه، نیروی هوایی سوریه تعداد زیادی از پرنده هایش را در طی این عملیات از دست داد.<br>
	<br>
	<span style="color:#ff0000">پیش زمینه؛ شکست در جنگ یوم کیپور</span><br>
	<br>
	ارتش مصر برای زمینه سازی تهاجم به خط دفاع بارلو و بازپسگیری صحرای سینا با یك تهدید کاملا جدی مواجه بود؛ نیروی هوایی قدرتمند اسرائیل. نیروی هوایی اسرائیل در طی جنگ 6 روزه با ضربه سنگینی که به اعراب وارد کرد سبب شد تا اسرائیل در یک هجوم برق آسا به پیروزی برسد. مصری ها می دانستند که اگر ابتکار عمل را از دست نیروی هوایی اسرائیل خارج نکنند دوباره مجبور به تحمل ضربه ای دیگر خواهند بود. بنابر این، آنها در فاصله بین سالهای 1967 تا 1973 بر روی تقویت شبکه دفاع هوایی خود سرمایه گذاری هنگفتی کردند و زمانی که شیپور جنگ نواخته شد نیروی دفاع هوایی مصر 20 سایت متحرک سام-6، 70 سایت سام-2، 65 سایت سام-3، 3000 تیر موشک دوش پرتاب سام-7 و بیش از 2500 قبضه توپ ضدهوایی را در خدمت داشت. همین شبکه ضدهوایی در روز اول جنگ ضربه سختی به نیروی هوایی اسرائیل وارد کردند و 50 فروند هواپیمای اسرائیل را ساقط کردند. ضعف پشتیبانی هوایی سبب شد تا مصری ها به سرعت در مواضع دفاعی اسرائیل نفوذ کنند تا خط نفوذناپذیر بارلو در بهت و حیرت جهانیان در عرض چند روز سقوط کند. عزر وایزمن ،فرمانده سابق ارتش اسرائیل، در روز 14 اکتبر گفت:"بال جنگنده ها توسط موشکهای سام چیده شد."<br>
	درسی که نیروی هوایی اسرائیل از این شکست گرفت آن بود که برای هر عملیات نظامی در آینده باید ابتدا تهدید موشکهای سام را برطرف کند. صنایع نظامی اسرائیل دست بکار شدند تا با همکاری ارتش این کشور راهکاری برای سرکوب دفاع هوایی اعراب بیابند.<br>
	در روز 28 می 1980 اسرائیلی ها توانستند دو سایت سام-9 ارتش لبنان را در نزدیک صیدا با موشکهای هدایت شونده هدف قراردهند. رسانه های اسرائیلی با خوشحالی این حمله را خط پایانی بر توفق سامها اعلام کردند اما فرمانده نیروی هوایی اسرائیل ،دیوید ایوری، این نتیجه گیری را زودباورانه خواند و ادعا کرد که سام-9 از نظر فنی برتری خاصی نسبت به نسلهای قبل از خود ندارد. نخست وزیر وقت اسرائیل ،مناخیم بگین، اعلام کرد که اسرائیل می تواند در عرض 2 ساعت تمام موشکهای سام دشمن را از کار بیاندازد ولی ایوری از تأیید این ادعا سرباززد.<br>
	<br>
	<span style="color:#ff0000">بحران موشکی</span><br>
	در روز 28 آوریل 1981 جنگنده های اف-16 اسرائیلی دو فروند هلیکوپتر سوری را بر فراز لبنان ساقط کردند. سوریه پاسخ این حرکت اسرائیل را با مستقر کردن موشکهای سام در دره بقاع لبنان داد. موشکها سام به خودی خود تهدید جدیدی نبودند. سوریه قبلا هم در مرز لبنان-اسرائیل چند آتشبار سام برپا کرده بود. اما این بار مسئله پیچیده تر شده بود. از یکسو توانایی بازدارندگی اسرائیل با این موشکهای سام جدید زیر سوال رفته بود و از سوی دیگر یک حمله به لبنان ممکن بود که به رویارویی نظامی با سوریه ختم شود. اسرائیلی ها تصمیم گرفتند با یک حمله پیشگیرانه به استقبال سوریه بروند ولی بدشدن وضعیت هوا در روز حمله ،30 آوریل، آنها را منصرف کرد. زمانی که هوا بهتر شد اولویت نیروی هوایی اسرائیل عوض شده بود؛ حمله به رآکتور هسته ای عراق. فشار آمریکا نیز سبب شد تا اسرائیل برنامه حمله به سایتهای موشکی سوریه در بقاع را موقتا کنار گذارد. تهاجم پیشگیرانه به سایتهای سوری عملیات "آبدزدک" نام گرفت و به بایگانی سپرده شد.<br>
	<br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/File:Syrian_SAM.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/01~7.jpg" class="ipsImage" alt="01~7.jpg"></a></p></div>
<p><br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p>یک سایت موشکی سوریه واقع در دره بقاع لبنان</p></div>
<p><br>
	<br>
	در روز 14 دسامبر کنشت قانونی را تصویب کرد که بلندی های جولان را ضمیمه خاک اسرائیل می کرد. حافظ اسد در واکنش تصمیم به اقدام نظامی گرفت اما حقیقت این بود که نیروهای نظامی او در شرایط آرمانی برای جنگ نبودند. 6 روز بعد کابینه اسرائیل به دعوت شارون ،وزیر دفاع، و رافائل ایتان ،رئیس ستاد مشترک، گرد هم آمدند تا برای حمله به لبنان برنامه ریزی کنند. بگین با این تصمیم موافق بود اما دیگراعضای کابینه با طرح حمله به لبنان مخالفت کردند و بگین این طرح را از دستور خارج کرد.<br>
	<br>
	.<br>
	<span style="color:#ff0000">آمادی سازی</span><br>
	در روز 8 ژوئن 1982 و در حالیکه سربازان اسرائیلی به سوی جزین پیشروی می کردند، بگین قسمتی از نطق خود در کنشت را خطاب به سوری ها بیان کرد و آنها را از دخالت در جنگ لبنان بازداشت. "یکبار دیگر می گویم که ما علاقه ای به جنگ با سوریه نداریم. من از همین جا به پرزیدنت اسد اعلام می کنم که به سربازانش بگوید کاری به کار سربازان اسرائیلی نداشته باشند تا برای آنها اتفاق بدی نیافتد. ما امیدواریم برخوردی با ارتش سوریه نداشته باشیم. اگر به 40 کیلومتری مرز برسیم عملیات نظامی پایان می یابد. من مستقیما به رئیس جمهور سوریه پیام می دهم. او می داند که چگونه به قرارها احترام بگذارد. او با ما یك قرارداد آتش بس امضا کرد و به آن وفادار بود. او جلوی حرکات تروریستی را گرفت. اگر او به این آتش بس در هم لبنان عمل کند هیچ یك از سربازان سوری آسیب نخواهند دید."<br>
	<br>
	همان شب شارون به اعضای ستاد فرماندهی شمال گفت: "ما مطمئن هستیم که در برابر سوریه قرارخواهیم گرفت" و استدلال کرد که بهتر است عمیق تر در لبنان نفوذ کنند. در ساعت 11 شب اسرائیلی ها وارد عین زحله شدند و ناچار شدند برای بازکردن راهشان با یك لشکر زرهی سوریه ،که در آنجا موضع گرفته بود، وارد جنگ شوند. یکوتیل آدام ،رئیس وقت موساد، از این نگران بود که کابینه در جریان کلی جنگ و اهداف آن قرارنگرفته باشد. به هرحال، شارون به امیر دروری ،فرمانده ستاد شمال، فرمان داد تا وارد دره بقاع شود. همزمان ، ایوری فهمید که پهپادهای اسرائیلی رد 6 پرتابگر متحرک سام-6 دیگر را گرفته اند که از جولان به سمت بقاع حرکت می کنند. اسرائیلی ها این حرکت را یک حرکت دفاعی برای دفاع از دمشق ارزیابی کردند ، ونه تلافی حمله اسرائیل به لبنان، و همین تحلیل سبب شد تا ایوری تشویق شود تا هرچه زودتر به سایتهای موشکی سوریه حمله کند. ظاهرا سوریه موشکهایش را به نحوی آرایش داده بود تا بیشتر جلوی حرکت احتمالی اسرائیل به سمت دمشق را سدکنند تا نفوذ اسرائیل به سمت بیروت را.<br>
	<br>
	فردای آن روز، شارون در جلسه کابینه بیان کرد که سوریه لشکر سوم زرهی خود را به سمت جنوب حرکت داده است. دروری مخالف حمله به سوریها بود و آن را حرکتی غیرضروری تشخیص می داد. ایتان موضعی دوپهلو داشت و ادعا می کرد که باید با یك حمله محدود به سوریها به آنها پیام داد که بیشتر از این دخالت نکنند. وزیر مخابرات ، مردخای زیپوری، ادعاکرد که شارون از نقشه اولیه عملیات ،پیشروی 40 کیلومتری به داخل خاک لبنان، تجاوز کرده است. شارون گفت که 40 کیلومتر را از شمالی ترین نقطه اسرائیل در متولا اندازه گیری کرده و سایتهای موشکی سوریه را تهدیدی بر علیه نیروهای اسرائیل در عین زحله اعلام کرد. یوسف بورگ ،وزیر کشور، اشاره کرد که بر خلاف خواست کابینه درگیری با سوریها قریب الوقوع است و حمله به سایتهای موشکی سوریه به یک جنگ سراسری با سوریه ختم خواهدشد. شارون به فشاری که سربازان را در جبهه آسیب پذیر کرده بود تأکید کرد. بگین رو به رئیس ستاد ایوری ،آموس امیر، کرد و از وی پرسید در صورت حمله تلفات اسرائیل چقدر خواهد بود؟ امیر جواب داد: "من نمی توانم بدون تلفات بودن در این عملیات را تضمین کنم اما تلفاتمان خیلی کم خواهد بود". عملیات آبدزدک دوباره در دستور کار قرارگرفت.<br>
	<br>
	<span style="color:#ff0000">نبرد</span><br>
	صبح روز نهم ژوئن هواپیماهای اسرائیل در آسمان لبنان در سه سطح جداگانه پرواز می کردند. کفیرها و اسکای هاوک ها در طول خط ساحلی از صیدا به بیروت عملیات پشتیبانی هوایی نزدیک انجام می دادند و به مواضع سازمان آزادی بخش فلسطین یورش می بردند. در ارتفاع 10000 پایی تعدادی جنگنده حلقه زده بودند و منتظر فرمان بودند. بالاتر از همه آواکس های ئی-2سی ساخت آمریکا کنترل فضای منطقه را در دست داشتند و فعالیتها را هماهنگ می کردند. قرار بود که اولین حمله هوایی به رادارهای سوری ،که در بالای کوه باروخ نصب شده بودند، انجام شود. سایتهای موشکی سوریه ترکیبی از موشکهای سام-2، سام-3 و سام-6 بودند.<br>
	<br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/File:Grumman_E-2C_Hawkeye.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/02~8.jpg" class="ipsImage" alt="02~8.jpg"></a></p></div>
<p><br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p>آواکس ئی-2سی ملقب به "چشم شاهین"</p></div>
<p><br>
	<br>
	در ساعت 10 صبح به ایوری چراغ سبز داده شد اما او حمله را تا ساعت 2 بعد از ظهر به تأخیر انداخت. در ساعت 1:30 ایتان به ایوری فرمان حمله داد و هواپیماهای اسرائیلی به هوا برخواستند. اولین موج حمله از 96 فروند اف-15 و اف-16 و موج دوم ،که باید در ساعت 3:50 به موشکهای سام حمله می کرد، از 92 فروند هواپیما تشکیل شده بود. زمانی که حمله شروع شد سوریه به هواپیماهایش ،که در حال گشت بودند، دستور داد تا به پایگاه هایشان برگشته و فرود بیایند. فرماندهان نیروی هوایی سوریه گمان می کردند که اسرائیل جنگنده هایش را به یک عملیات گسترده آتش به دلخواه فرستاده است و هر هواگردی را سرنگون می کند. آنها توانایی سایتهای موشکی شان را آنقدر بالا می دانستند که گمان می کردند تنها با اتکا به موشکهای سام می توانند جلوی پیشروی جنگنده های اسرائیلی را بگیرند و به جنگنده هایش نیازی ندارند.<br>
	<br>
	هواپیماهای اسرائیلی برای اختلال در رادارهای سوری از غلافهای جنگ الکترونیکی استفاده می کردند. سرفرماندهی ارتش اسرائیل در تل آویو برای ایوری یک تصویر همزمان از وضعیت نبرد فراهم کرده بود. آواکسها تمام اطلاعاتشان از صحنه را به سرفرماندهی ارسال می کردند. یک اسکادارن پهپاد شناسایی تادیران ماستیف دست کم دو پرنده در حال پرواز داشتند که اطلاعات موقعیت موشکهای سام را گزارش می کردند. یک ارتباط دو طرفه صوتی بین ایوری و خلبانها به او اجازه می داد تا نبرد را شخصا هدایت کند.<br>
	<br>
	اولین حرکت اسرائیل پرواز ماستیف ها بود که سبب می شد سام های سوری مجبور شوند رادارهای خود را روشن کنند. سوریها باور کردند که توسط تعداد زیادی هواپیما مورد حمله قرارگرفته اند. زمانی که ماستیف ها توسط رادارهای سوری رهگیری شدند سیگنالهای ارسال شده توسط آنها به پهپادهای اسکات ،که خارج از برد موشکهای سام پرواز می کردند، رله می شد و از آنجا سیگنالها به آواکسها مخابره می شدند. این اطلاعات توسط ئی-2سی و یک فروند بوئینگ707 مجهز به تجهیزات جنگ الکترونیک تجزیه و تحلیل می شد. پس از اینکه سایتهای موشکی سوری پهپادها را نشانه می گرفتند اف-15ها و اف-16 ها باید امنیت آسمان نبرد را تأمین می کردند تا فانتوم های اسرائیلی بتوانند با موشکهای ضدتشعشع آ.جی.ام-78 و آ.جی.ام-45 به سایتهای موشکی سوریه حمله کنند. سوریها گزارش کردند که 57 تیر موشک سام-6 را بدون حتی یک شکار موفق شلیک کردند.<br>
	<br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/File:IAI-Scout-hatzerim-1.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/03~7.jpg" class="ipsImage" alt="03~7.jpg"></a></p></div>
<p><br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p>پهپاد اسکات</p></div>
<p><br>
	<br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/04~6.jpg" class="ipsImage" alt="04~6.jpg"></p></div>
<p><br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p>پهپاد ماستیف</p></div>
<p><br>
	<br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/File:AntiSAMStrike.png" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/05.png" class="ipsImage" alt="05.png"></a></p></div>
<p><br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p>فانتوم های اسرائیلی که در عملیات آبدزدک شرکت کردند به این نشان مزین شدند.</p></div>
<p><br>
	<br>
	<br>
	<br>
	بعدها ایتان گفت:" من از دید عملیاتی می توانم بگویم که سالها قبل ازاین عملیات ما از پهپادهای کوچک استفاده می کردیم و مواضع موشکی سوریه را شناسایی کرده بودیم. همچنین ما به برتری الکترونیکی دست یافته بودیم که می توانستیم رادارهای سوری را کور کنیم یا از کار بیاندازیم. ما آنها را بی اثر کردیم تا ایمنی پروازهایمان را تأمین کنیم." حقیقت این است که اسرائیل ماکتی از سایتهای سوری در صحرای نقب ساخته بود و خلبانهای اسرائیلی عملیات آبدزدک را بارها در آن منطقه شبیه سازی کرده بودند.<br>
	<br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10266/06~5.jpg" class="ipsImage" alt="06~5.jpg"></p></div>
<p><br>
	</p>
<div style="text-align:center"><p>اف-16 اسرائیلی که 7پیروزی هوایی در برابر جنگنده های سوری داشته است.</p></div>
<p><br>
	<br>
	سوریه حمله اسرائیل را با به پرواز در آوردن 100 فروند جنگنده پاسخ گفت. اولین هواپیماهای سوری که به دفاع برخواستند تعدادی میگ-21، میگ-23 و سوخو-20 بودند. این هواپیماها برای جنگیدن به اطلاعات پایگاه های زمینی وابسته بودند. رهگیرهای سوری از موج وی.اچ.اف استفاده می کردند و امیدوار بودند تا ارتباطشان را با پستهای فرماندهی خود از دست ندهند. دستگاه های جنگ الکترونیک اسرائیل ارتباطات میگهای سوری را از پستهای کنترل زمینی قطع و آنها را در برابر حملات اف-15 ها و اف-16 های اسرائیلی ،که توسط آواکس هدایت می شدند، آسیب پذیرکردند.<br>
	<br>
	اسرائیل قبلا پهپادهایش را بر فراز 3 فرودگاه اصلی نیروی هوایی سوریه مستقر کرده بود و آنها زمان و موقعیت برخواستن جنگنده های سوری را گزارش می کردند. این اطلاعات به آواکسهای اسرائیلی می رسید. اسرائیلی ها می دانستند که دستگاه های اخطاردهنده نصب شده بر روی میگها فقط حمله از پشت و جلو را اعلام می کنند و اگر موشکی از پهلو،پایین یا بالا به آنها شلیک شود خلبان میگ اخطاری دریافت نمی کند. آواکسها جنگنده های اسرائیلی را به موقعیتی هدایت کردند که آنها بتوانند از پهلو به میگهایی که از روی باند برمی خواستند حمله کنند. چون دستگاه های مخابراتی پستهای کنترل زمینی توسط اسرائیلی ها مختل شده بود آنها نمی توانستند به خلبانهایشان هیچ اخطاری بدهند. ایتان درباره پاسخ سوریه به عملیات آبدزدک گفت:" اولین واکنش سوریه در پاسخ به حمله به سایتهای موشکی به پرواز درآوردن هواپیماهای اسکرمبل بود... هر هواپیمایی که از یك خط فرضی عبور کرد و به سمت نیروهای ما به پرواز درآمد ساقط شد. این خط فرضی برد موشکهای سام داخل خاک سوریه بود. آنها هرچه که توانستند انجام دادند و بعد سرجایشان نشستند."<br>
	با آغازشب، سوریه 29 جنگنده و 17 سایت موشکی اش را از دست داده بود. اسرائیل هیچ تلفاتی نداشت. در ساعت 4 بعد از ظهر اسرائیل عملیاتش را متوقف کرد.<br>
	<br>
	<span style="color:#ff0000">پس از نبرد</span><br>
	<br>
	همان شب نیروی زمینی اسرائیل تیپ 47 زرهی سوریه را در بعلبلک شکست داد و فردا صبح نیز 6 سایت موشکی دیگر را نابودکرد. 2 سایت از روز قبل باقی مانده بود و 4 سایت دیگر همان شب توسط سوریه به داخل دره بقاع وارد شده بودند. مصطفی طلاس ،وزیر دفاع وقت سوریه، به حافظ اسد گفت که "جنگنده های سوریه منسوخ و موشکهای ضدهوای اش بلااستفاده هستند و بدون پوشش هوایی امکان جنگ زمینی هم وجود ندارد."<br>
	<br>
	شارون بعدها گفت:"اگر ما با پیشروی سوریه مدارا می کردیم 600 دستگاه تانک آنها تحت پوشش موشکهای ضدهوایی قرار می گرفتند و موشکهای سوری هواپیماهای ما را شکار می کردند. چاره ای دیگر جز نابودی موشکهای سام سوری نداشتیم." او این عملیات را نقطه عطف جنگ دانست.<br>
	<br>
	در روز چهارشنبه اسد طلاس را به مسکو فرستاد تا یک چتر موشکی کامل از روسها بگیرد. روسها با درخواست سوریه مخالفت کردند اما تعداد زیادی تجهیزات جنگی در فرودگاه هایشان جمع کردند تا به سوریه بفرستند. آنها مارشال پاول استپانویچ کوتاخوف را به سوریه فرستادند تا ببیند که بر سر سامهای سوریه چه آمده است. روسها می ترسیدند که ناتو از همین روش برای حمله به سایتهای موشکی شرق اروپا استفاده کند. در روز نهم ژوئن اسد با فیلیپ حبیب ،میانجی دولت آمریکا، ملاقات کرد و پیشنهادات او را رد کرد. او گفت که برای رسیدن به آتش بس اول باید اسرائیل نیروهایش را کاملا از لبنان خارج کند. رونالد ریگان شخصا به بگین و اسد تلفن کرد تا توافق آنها را برای یک آتش بس در ساعت 6 صبح روز دهم ژوئن جلب کند. تا ظهر جمعه ،که آتش بس برقرار شد، اسرائیل توانسته بود 82 فروند جنگنده سوری را بدون تلفات در رزم هوایی ساقط کند. یک سال بعد آمریکا سپهبد جان چین ،رئیس برنامه ریز و عملیات ستادمشترک، را به اسرائیل فرستاد تا درسهای عملیات آبدزدک را فرابگیرد.<br>
	<br>
	در سال 1991 ایوری یک ژنرال چک را ملاقات کرد که در سال 1982 مأمور به خدمت در مسکو بوده است. او به ایوری یادآوری کرد که این عملیات به روسها ثابت کرد که تکنولوژی غربی از تکنولوژی آنها خیلی برتر است و از نظر او ضربه ای که در بقاع وارد شد انگیزه ای در جهت اصلاحات گورباچف شد.<br>
	<br>
	رضاکیانی موحد<br>
	<a href="http://wars-and-history.mihanblog.com/post/666" rel="external nofollow">منبع</a><br>
	<br>
	<br>
	<br>
	<span style="color:#008080"><span style="font-size:10px">--------------------------</span></span><br>
	<span style="color:#008080"><span style="font-size:10px">با تشکّر، تاپیک منتقل شد</span></span><br>
	<span style="color:#008080"><span style="font-size:10px">PersianKing</span></span>
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">26787</guid><pubDate>Fri, 10 Jan 2014 13:43:43 +0000</pubDate></item><item><title>&#x646;&#x628;&#x631;&#x62F; &#x6A9;&#x6CC;&#x62A;&#x648; &#x6A9;&#x648;&#x627;&#x646;&#x627;&#x648;&#x627;&#x644;&#x647;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29190-%25d9%2586%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25af-%25da%25a9%25db%258c%25d8%25aa%25d9%2588-%25da%25a9%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2588%25d8%25a7%25d9%2584%25d9%2587/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:24px;">نبرد کیتو کواناواله</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>بخشی از جنگ داخلی آنگولا و جنگ مرزی آفریقای جنوبی </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>زمان وقوع : سپتامبر 1987 تا مارس 1988</strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>مکان وقوع : کیتو کواناواله ، آنگولا </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>نتیجه : پیشروی نیروهای مسلح آزادی بخش آنگولا </strong>&nbsp;<strong>موسوم به &nbsp;</strong><strong><span>FAPLA</span></strong><strong> ( جناح مسلح جنبش خلقی آزادی بخش آنگولا ، </strong><strong><span>&nbsp;MPLA </span></strong><strong>) متوقف شد ، برقراری توازن نظامی </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>طرف های درگیر :</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>اتحادیه ملی برای استقلال کامل آنگولا ( یونیتا ، </strong><strong><span>UNITA</span></strong><strong> )</strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>نیروهای دفاعی آفریقای جنوبی </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>جنبش خلقی آزادی بخش آنگولا &nbsp;</strong><strong><span>(MPLA)</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>کوبا </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>ارتش آزادی بخش خلق نامیبیا </strong><strong><span>&nbsp;(PLAN)</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>کنگره ملی آفریقا </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>فرماندهان و رهبران :</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span>UNITA</span></strong></span></span><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>و آفریقای جنوبی : سرهنگ دئون فریرا&nbsp; ( ارتش آفریقای جنوبی )</strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span>MPLA</span></strong></span></span><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>و متحدان : ژنرال لئوپولدو سینتراس فریاس ( ارتش کوبا ) </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>توان رزمی :</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span>UNITA</span></strong><strong> و آفریقای جنوبی &nbsp;: &nbsp;11 تا 12 هزار نفر به صورت مشترک ، احتمالا 3 تا 4 هزار نفر از آفریقای جنوبی و 8 هزار نفر از </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span>UNITA</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span>MPLA</span></strong><strong> و متحدان &nbsp;: &nbsp;</strong><strong><span>11500</span></strong><strong> نفر به صورت مشترک ، احتمالا 1500 نفر کوبایی و 10 هزار نفر از </strong><strong><span>FAPLA</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>تلفات و خسارات :</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span>UNITA </span></strong><strong>&nbsp;و آفریقای جنوبی :&nbsp; آفریقای جنوبی به صورت رسمی 31 نفر ، </strong><strong><span>UNITA</span></strong><strong> حدود 3 هزار نفر </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span>MPLA</span></strong><strong> و متحدان &nbsp;: 4785 نفر کشته </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نبرد کیتو کواناواله در سال های&nbsp; 1988/1987 بخش مهمی از جنگ داخلی آنگولا&nbsp; ( 1975 تا 2002 ) بود . بین روزهای 9 سپتامبر و 7 اکتبر 1987 ، نیروهای مسلح آزادی بخش آنگولا <span>&nbsp;(FAPLA)</span>در تلاش برای نابود کردن چریک های گروه موسوم به &nbsp;اتحادیه ملی برای استقلال کامل آنگولا <span>(UNITA)</span> از راه کیتو کواناواله به سوی جنوب شرقی آنگولا و منطقه ماوینگا پیشروی کردند . نیروهای دفاعی آفریقای جنوبی که هدف اصلی شان حفاظت از <span>UNITA</span> به منظور جلوگیری از حملات چریک های نامیبیایی به مناطق مرزی آفریقای جنوبی بود بار دیگر در حمایت از <span>UNITA</span> وارد درگیری شدند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نبرد کیتوکواناواله که بیش از 6 ماه طول کشید بزرگترین نبردی به شمار می رود که از دوران جنگ جهانی دوم به بعد در خاک آفریقا درگرفته است .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پیشروی قوای مشترک&nbsp; <span>FAPLA</span> / کوبایی برای نابودی <span>UNITA</span> دچار تلفات سنگین شده و متوقف شد . توجه <span>FAPLA</span> و کوبایی ها این بار به متوجه غرب شد و آفریقای جنوبی ناچار شد بخش عمده ای از نیروهای مسلحش را به آن سو منتقل&nbsp; کند . مذاکرات سیاسی نیز شروع شد . هر دو طرف مدعی پیروزی در این نبرد بودند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/map_angola_sm.jpg" alt="map_angola_sm.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;">موقعیت کیتو کواناواله در آنگولا </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>پیش زمینه </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">جنگ داخلی آنگولا در دوران منازعه جنگ سرد میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد . هر دو ابرقدرت از طریق جنگ نیابتی سعی داشتند نتیجه جنگ را به سود خود شکل دهند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">بین سال های 1961 تا 1974 ، سه گروه مسلح آنگولایی بر ضد پرتغال و برای استقلال آنگولا در حال جنگ بودند : <span>MPLA</span> و جناح مسلحش <span>FAPLA</span> به رهبری آگوستینو نتو&nbsp; که مورد حمایت شوروی بود ، جبهه ملی آزادی بخش آنگولا <span>&nbsp;(FNLA)</span> به رهبری هولدن روبرتو که از طرف موبوتو سه سه سکو &nbsp;، رهبر زئیر حمایت می شد&nbsp; ، و <span>&nbsp;UNITA</span> به رهبری جوناس ساویمبی ، یک مائوییست سابق که از <span>FNLA</span> جدا شد و بعدها مورد حمایت آژانس اطلاعات مرکزی ایالات متحده <span>(CIA)</span> و آفریقای جنوبی قرار گرفت .</span></span></p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Jonas_Savimbi.jpg" alt="Jonas_Savimbi.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;">جوناس ساویمبی ، رهبر وقت UNITA</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/320px-East_Bloc_military_advisors_in_Angola.JPEG" alt="320px-East_Bloc_military_advisors_in_Ang"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);">مشاوران نظامی بلوک شرق در آنگولا ، 1983</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پس از ( انقلاب گل میخک ) در پرتغال در آوریل سال 1974 ، دولت جدید انقلابی پرتغال تصمیم گرفت حاکمیت پرتغال بر مستعمرات آفریقایی اش از جمله آنگولا را رها کند . در پیمان آلوور میان پرتغال و سه گروه مسلح آنگولایی استقلال آنگولا به رسمیت شناخته شد . طی مفاد این پیمان یک دولت انتقالی تشکیل گردید ، انتخابات برای پایان سال برنامه ریزی شد و روز 11 نوامبر 1975 روز استقلال آنگولا تعیین شد . مدت کوتاهی پس از &nbsp;تشکیل دولت انتقالی در 31 ژانویه 1975 ، جنگ و درگیری میان گروه های آنگولایی شروع شد و هر یک از آن ها کنترل مناطق نفوذ سنتی خود را تا میانه سال 1975 به دست گرفتند :<span> MPLA</span> پایتخت و مناطق مرکزی آنگولا را در دست داشت ، <span>FNLA</span> در شمال و <span>UNITA</span> در جنوب قدرت غالب بودند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FNLA</span> در دهه 1970 از هم پاشید و منازعه قدرت میان <span>MPLA</span> مورد حمایت شوروی و <span>UNITA</span> ی مورد پشتیبانی ایالات متحده و آفریقای جنوبی شدت گرفت . دولت <span>MPLA</span> و چریک های چپ گرای نامیبیایی&nbsp; از طرف کوبا و شوروی و برخی کشورهای بلوک شرق حمایت می شدند و <span>UNITA</span> نیز تدارکات خود را از غرب و به طور عمده ایالات متحده و آفریقای حنوبی دریافت می کرد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">کوبایی ها پس از حمایت از <span>MPLA</span> در دهه 1970 احساس کردند تا زمانی که اوضاع در آنگولا به سود <span>MPLA</span> آرامش یابد لازم است در این کشور حضور نظامی داشته باشند . شوروی و دیگر کشورهای بلوک شرق جناح مسلح <span>MPLA</span> یا همان <span>FAPLA</span> را با ارسال سلاح ، مستشاران نظامی و خدمه فنی متخصص پشتیبانی می کردند . <span>UNITA</span> نیز با حمایت ایالات متحده و آفریقای جنوبی به تهدیدی علیه <span>MPLA</span> بدل شده بود . <span>UNITA</span> نیز کمک های قابل توجهی دریافت می کرد ، از جمله موشک های <span>FIM-92</span> استینگر که برتری هوایی&nbsp; <span>&nbsp;&nbsp;FAPLA</span>را به طور جدی به چالش می کشید . &nbsp;نیروهای مسلح آفریقای جنوبی نیز بارها با عبور از مرز و گذشتن از آفریقای جنوب غربی ( نامیبیای امروزی ) به طور مستقیم به <span>UNITA</span> یاری می رساندند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با وجود الغای حاکمیت آفریقای جنوبی بر نامیبیا توسط مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1966 ، آفریقای جنوبی هم چنان بر حاکمیت خود بر این منطقه ادامه داد . سال 1966 آغاز جنگ مسلحانه توسط چریک های نامیبیایی و آفریقای جنوبی بر ضد حاکمیت آپارتایدی آفریقای جنوبی بود . پس از استقلال آنگولا در 1975&nbsp; چریک های نامیبیایی با کسب حمایت <span>MPLA</span> ضمن استفاده از پایگاه هایی در جنوب آنگولا حملات خود بر ضد نیروهای آفریقای جنوبی را شدت بخشیدند . هدف اصلی آفریقای جنوبی در حمایت از <span>UNITA</span> نیز کنترل مرز جنوبی آنگولا و تضعیف تحرکات چریک های نامیبیایی بود . استراتژی نظامی آفریقای جنوبی بر مداخله پیش دستانه و جنگ ضد انقلابی استوار بود . پس از انجام ( عملیات درختچه ) در آگوست 1981 توسط آفریقای جنوبی ، و تصرف موقت بیش از 50 هزار کیلومتر مربع از استان کونن ، <span>UNITA&nbsp; </span>&nbsp;&nbsp;در ژانویه 1982 کنترل اداری این منطقه را به صورت موثر در دست گرفت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>عملیات ( اکتبر دوستانه )</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به دلیل عملیات چریکی و ستیزه جویی <span>UNITA</span> ، دولت مرکزی هیچ گاه نتوانست بر سراسر کشور اعمال حاکمیت کند . <span>UNITA</span> کنترل بخش جنوب شرقی آنگولا را در دست داشت .&nbsp; هر گاه حاکمیت <span>UNITA</span> بر این منطقه تهدید می شد ، نیروهای آفریقای جنوبی وارد عمل می شدند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در سال 1987 و به عنوان بخشی از عملیات دولت آنگولا بر ضد <span>UNITA</span> به منظور بازپس گیری منطقه جنوب شرقی کشور ، ارتش آنگولا&nbsp; عملیات ( اکتبر دوستانه ) را برای بیرون راندن <span>UNITA</span> از شهرهای ماوینگا (&nbsp; یک پایگاه نظامی سابق پرتغالی ) و جامبا در نزدیکی جاده کاپریوی آغاز کرد . همانند عملیات های عمده قبلی ، طرح ریزی عملیات و فرماندهی عالی واحدهای بزرگ به عهده افسران و مستشاران شوروی سابق بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سرلشکر ریابچنکو فرماندهی کل قوای آنگولایی حاضر در عملیات را بر عهده داشت . نیروهای کوبایی در این عملیات نقش پشتیبانی را بر عهده داشتند . تجهیزات <span>FAPLA</span> در این عملیات شامل <span>150 </span>&nbsp;دستگاه تانک <span>T-55</span> و تعدادی بالگرد تهاجمی&nbsp;&nbsp; &nbsp;<span>Mi-24</span> هیند می شد . افسران شوروی هشدار کوبایی ها را که انجام چنین عملیاتی منجر به دخالت آفریقای جنوبی می شود ، نادیده گرفتند . بنابر تصمیم فرماندهی ، عملیات از کیتو کواناواله آغاز می شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی که از تمرکز شدید نیروهای دولت آنگولا آگاه شده بود به <span>UNITA</span> هشدار داد . عملیات در مراحل اولیه موفقیت آمیز بود و کنترل بخش هایی از قلمرو <span>UNITA</span> به دست نیروهای دولتی افتاد . دولت آفریقای جنوبی دریافت که <span>UNITA</span> قادر به پایداری در برابر این حمله نیست . در 15 ژوئن مقامات افریقای جنوبی تصمیم به مداخله گرفتند . در 4 اگوست 1987 ارتش آفریقای جنوبی عملیات ( مدول کننده ) را به منظور جلوگیری از پیشروی نیروهای آنگولایی به سوی ماوینگا و شکست <span>UNITA</span> آغاز کرد . گردان 61 ام مکانیزه ارتش آفریقای جنوبی از پایگاه خود در شهر مرزی روندو حرکت کرده و از مرز آنگولا گذشت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>اهداف و نتایج </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نبرد کیتو کواناواله &nbsp;بخشی از طرح دولت آنگولا برای نابودی <span>UNITA</span> &nbsp;، پیروزی در جنگ داخلی و &nbsp;تسلط بر سراسر کشور بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">هدف استراتژیک دولت آفریقای جنوبی جلوگیری از بهره گیری چریک های نامیبیایی از پایگاه های جنوب آنگولا برای حمله به منطقه جنوب غربی آفریقا ( نامیبیای کنونی ) &nbsp;بود . با دخالت ارتش آفریقای جنوبی حمله دولت آنگولا و متحدان شوروی و کوبایی اش با وارد شدن تلفات سنگین متوقف شد . هدف نیروهای آفریقای جنوبی محقق شد . از این به بعد <span>FAPLA</span> و کوبایی ها بر حفاظت از شهر کیتو کواناواله و دفاع از مرزهای غربی آن متمرکز شدند . دولت آفریقای جنوبی اصرار داشت تلفاتش تا حد ممکن اندک باشد و به همین دلیل برای تصرف شهر تلاشی نکرد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با وجود شکست در تصرف ماوینگا و جامبا ، دولت آنگولا و کوبایی ها ادعا کردند در نبرد پیروز شده اند . نلسون ماندلا طی یک سخنرانی خطاب به مردم کوبا در سفرش به آن کشور در سال 1991 ، نبرد کیتو کواناواله را یک ( گام مهم در مسیر آزادسازی قاره آفریقا و کشور آفریقای جنوبی از شر آپارتاید ) عنوان کرد . دیدگاه ماندلا بر اساس عقب نشینی ارتش آفریقای جنوبی از آنگولا در سال های بعد و استقلال کامل آنگولا استوار بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">هدف استراتژیک <span>UNITA</span> باقی ماندن ، و نه تسلط بر سراسر کشور بود . <span>UNITA</span> هنوز هم در جامعه آنگولا حضور دارد و در انتخابات های برگزار شده شرکت کرده است ، اما تا کنون در پارلمان آنگولا موفق به کسب اکثریت نشده است .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>نبرد </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">این نبرد که با عنوان ( نبرد رودخانه لومبا ) هم شناخته می شود در نزدیکی شهر کیتو کواناواله در جنوب آنگولا در گرفت . نیروی دفاعی آفریقای جنوبی آن را به چهار مرحله تقسیم کرد :</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">1-&nbsp; ( عملیات مدول کننده )&nbsp; : هدف این بخش از عملیات متوقف کردن پیشروی <span>FAPLA</span> به طرف پایگاه های <span>UNITA</span> در ماوینگا و جامبا بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">2- ( عملیات بشکه ساز ) : هدف از عملیات تحمیل هر چه بیشتر تلفات به نیروهای در حال عقب نشینی <span>FAPLA</span> بود تا احتمال وقوع حملات بعدی کاهش یابد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">3- ( عملیات بسته بند ) :&nbsp; به منظور عقب راندن قوای <span>FAPLA</span> به غرب کیتو کواناواله و ایجاد امنیت برای نیروهای <span>UNITA</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">4 – &nbsp;( عملیات جا به جایی ) :&nbsp; به منظور کم کردن احتمال حملات بعدی به <span>UNITA</span> و بازگشت بخش عمده نیروهای آفریقای جنوبی </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>عملیات ( مدول کننده ) </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 4 آگوست 1987 ارتش آفریقای جنوبی عملیات مدول کننده را شروع کرد تا پیشروی <span>FAPLA</span> به سمت ماوینگا متوقف شده و از شکست <span>UNITA</span> جلوگیری شود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در همان ماه تیپ های 16 و 21 پیاده سبک و تیپ های 47 زرهی و 59 مکانیزه &nbsp;<span>FAPLA</span> ، که شامل 6 هزار سرباز و 80 دستگاه تانک به همراه توپخانه و ادوات پشتیبانی می شدند از کیتو کواناواله حرکت کردند تا از رودخانه لومبا بگذرند . پایگاه هوایی منونگو که در برگیرنده تعدادی جنگنده <span>MiG-23</span> می شد وظیفه پشتیبانی هوایی از این نیروها را بر عهده داشت . چهار تیپ دیگر به منظور دفاع از کیتو کواناواله و مناطق اطراف آن در منطقه باقی ماندند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیروهای <span>UNITA</span> &nbsp;که در عملیات درگیر بودند شامل گردان های 3ام و 5 ام منظم ، 13 ام نیمه منظم&nbsp; و 275 ام نیروی ویژه می شدند . هزار نفر از نیروهای دفاعی آفریقای جنوبی به همراه توپخانه و ادوات زرهی از این نیروها پشتیبانی می کردند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 28 آگوست نیروهای <span>FAPLA</span> به شعبه های شمالی رودخانه لومبا &nbsp;در نزدیکی ماوینگا رسیدند و با نیروهای آفریقای جنوبی درگیر شدند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طی درگیری های شدیدی که در روزهای مابین 9 سپتامبر تا 7 اکتبر رخ داد <span>UNITA</span> و نیروهای آفریقای جنوبی به هدف اولیه شان که ممانعت از عبور قوای <span>FAPLA</span> از رودخانه بود رسیدند . شوروی مستشاران خود را عقب کشید و <span>FAPLA</span> را بدون فرماندهی عالی رها کرد . نیروهای آنگولایی دچار بی نظمی شده و فرار کردند . <span>FAPLA</span> متحمل تلفات سنگینی شد ، همه چهار تیپ درگیر شده در عملیات حدود 60 تا 70% از توان رزمی خود را از دست دادند . طی نبرد ، 1059 نفر از نیروهای <span>FAPLA</span> کشته و 2118 نفر زخمی شدند ، 61 دستگاه تانک ،83 دستگاه خودرو زرهی و 20 پرتابگر راکت نیز از دست رفت . تلفات نیروهای دفاعی آفریقای جنوبی 17 کشته و 41 زخمی به علاوه 5 دستگاه خودرو زرهی بود . نیروهای آفریقای جنوبی هم چنین موفق شدند تعدادی از یکی از پیشرفته ترین سیستم های پدافند هوایی آن زمان ، <span>SA-8</span> ساخت شوروی را به غنیمت بگیرند . این اولین باری بود که سیستم <span>SA-8</span> در دسترس غرب قرار گرفته بود . ارتش آنگولا طی مسیری 190 کیلومتری به سوی کیتو کواناواله عقب نشینی کرد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/fapa_sa_8_captured_by_sadf.jpg" alt="fapa_sa_8_captured_by_sadf.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);">یکی از SA-8 های غنیمت گرفته شده </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">چستر کروکر ، مشاور ویژه دولت رونالد ریگان در امور آفریقا ، در این باره چنین گفت : ( در یکی از خونین ترین نبردهای دوره جنگ داخلی ، یک نیروی مرکب از 8 هزار جنگجوی <span>UNITA</span> و 4 هزار سرباز آفریقای جنوبی ، نه تنها یک تیپ <span>FAPLA</span> را به طور کامل نابود کرد بلکه یک نیروی 18 هزار نفری آن را در یک حمله سه مرحله ای به شدت تضعیف کرد . خسارات <span>FAPLA</span> حدود 4 هزار نفر کشته و زخمی بود . با عقب نشینی بی نظم <span>FAPLA</span> مقادیر فراوانی از تجهیزات ساخت شوروی نابود شد یا به دست نیروهای آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> افتاد . عملیات نظامی سال 1987 یک شکست تحقیرآمیز برای سلاح های ساخت شوروی و استراتژی های نظامی شوروی بود ... تا نیمه ماه نوامبر ، نیروهای <span>UNITA</span> / آفریقای جنوبی فرودگاه کیتو کواناواله را نابود کرده بودند و هزاران نفر از نیروهای <span>FAPLA</span> را ناچار کرده بودند به داخل مواضع دفاعی شهر پناه ببرند ...) .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 29 سپتامبر&nbsp; نیروهای <span>UNITA</span> و آفریقای جنوبی که اکنون دست بالا را در نبرد داشتند یک ضد حمله را به منظور تحمیل تلفات هر چه شدیدتر به <span>FAPLA</span> و بازداشتن آن از شروع عملیات های جدید در سال بعد شروع کردند . محدودیت هایی که رهبران آفریفای جنوبی بر نیروهای نظامیشان اعمال می کردند سبک تر شد و ارتش افریقای جنوبی برای اولین بار در درگیری ها از تانک استفاده کرد . گردان 4 ام پیاده ارتش آفریقای جنوبی نیز وارد عملیات شد تا استعداد نیروهای شرکت کننده در عملیات از طرف آفریقای جنوبی به 3 هزار نفر برسد ، رقمی که تا آن زمان سابقه نداشت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در این مرحله از عملیات نیروهای آفریقای جنوبی با آتش توپخانه سنگین و پشتیبانی هوایی حمایت می شدند . فرودگاه کیتو کواناواله به صورت گسترده ای بمباران شد و کوبایی ها مجبور شدند هواپیماهایشان را از آن خارج کرده و به منونگو منتقل کنند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">تاکتیک های ارتش آفریقای جنوبی تا حد زیادی از تاکتیک های به کار گرفته شده توسط فرمانده آلمانی ، اروین رومل در جنگ جهانی دوم و پیروزی او بر بریتانیایی ها در غزاله تاثیر گرفته بودند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 9 نوامبر نیروهای آفریقای جنوبی به تیپ 16ام <span>FAPLA</span> حمله کردند . تانک ها ، خودروهای زرهی و قوای پیاده با پشتیبانی هوایی و توپخانه در این درگیری شرکت داشتند . تیپ 16 ام شکست خورد و با بی نظمی و در عرض رودخانه عقب نشینی کرد . نبرد در نیمه روز و پس از ته کشیدن مهمات نیروهای آفریقای جنوبی که در تعقیب قوای <span>FAPLA</span> بودند پایان یافت . 10 تانک آنگولایی منهدم شده و 3 دستگاه نیز به دست نیروهای آفریقای جنوبی افتاد . 75 سرباز آنگولایی کشته شدند و بخش اعظم توپخانه شان نیز منهدم شد یا به دست دشمن افتاد . تلفات ارتش آفریقای جنوبی 7 کشته ، 9 زخمی ، یک خودرو زرهی منهدم شده ، یک خودرو زرهی آسیب دیده و یک تانک آسیب دیده بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حمله بعدی در 11 نوامبر بار دیگر تیپ 16 ام را هدف قرار داد . نیروهای آنگولایی بار دیگر با گذشتن از رودخانه از نابودی کامل فرار کردند ، اما این بار 14 تانک و 394 سرباز را از دست دادند . تلفات طرف مقابل نیز به &nbsp;5 کشته و 19 زخمی ، دو خودرو زرهی منهدم شده و یک تانک آسیب دیده رسید . کاپیتان پتروس ون زیل و ستوان ویلرز ووسلو از گردان 32 ام ارتش آفریقای جنوبی به سبب تعمیر یک تانک آسیب دیده زیر آتش دشمن و عبور از یک میدان مین و نجات یک سرباز زخمی در این درگیری مفتخر به دریافت نشان افتخار کشورشان شدند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">تیپ 21 ام <span>FAPLA</span> با عبور از رودخانه عقب نشست و مورد تعقیب قرار گرفت . در 17 نوامبر این تیپ دوباره وارد درگیری شد و تلفاتی مشتمل بر 131 کشته ، 9 تانک و 300 دستگاه انواع خودرو دیگر متحمل شد . از ارتش آفریقای جنوبی نیز 4 &nbsp;نفر کشته و 19 نفر زخمی شدند و 4 دستگاه خودرو زرهی از دست رفت . حمله نهایی در 25 نوامبر با برخورد به یک بوته زار انبوه متوقف شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عملیات مدول کننده به هدف خود که توقف پیشروی <span>FAPLA</span> و تحمیل تلفات سنگین به آن بود دست یافت .</span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/Ratel90mm2.PNG" alt="Ratel90mm2.PNG"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">خودروی زرهی راتل -90 آفریقای جنوبی ، توپ کالیبر بالای این خودرو به آن توان درگیری با تانک های آنگولایی و کوبایی را می داد </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>عملیات ( بشکه ساز )</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با رسیدن ماه نوامبر ، ارتش آفریقای جنوبی بازمانده واحدهای <span>FAPLA</span> را در شرق رودخانه کیتو به دام انداخته بود و در شرف منهدم کردن کامل آنان بود . نیروهای تیپ 59 ام پیاده نظام موتوریزه و تیپ های 21 ام و 25 پیاده نظام سبک <span>FAPLA</span> که روحیه خود را به شدت باخته بودند در مواضعشان در تومپو و شرق رودخانه کیتو به طرز موثری به دام افتاده بودند . توپخانه و نیروی هوایی آفریقای جنوبی پل روی رودخانه و حریم هوایی منطقه را در کنترل و در معرض آتش خود داشتند و چریک های <span>UNITA</span> نیز راه منتهی به منونگو را مین گذاری کرده و در طول آن در کمین نشسته بودند . نیروهای <span>FAPLA</span> که قدرت زرهی و توپخانه چندانی برایشان نمانده بود در معرض انهدام کامل بودند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 15 نوامبر دولت آنگولا از کوبایی ها درخواست کمک فوری کرد . در دید فیدل کاسترو ، یک پیروزی برای آفریقای جنوبی نه تنها به معنی تصرف کیتو و نابودی بهترین واحدهای ارتش آنگولا ، بلکه پایان استقلال آنگولا نیز می بود . کاسترو بلافاصله 15 هزار نفر از نیروهای نخبه و مقادیر فراوانی تجهیزات به آنگولا اعزام کرد . نخستین گروه از نیروهای کمکی کوبایی شامل 160 تا 200 نفر از تکنیسین ها ، مستشاران ، افسران و نیروهای ویژه &nbsp;در 5 دسامبر با بالگرد به کیتو رسیدند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ژنرال آرنالدو اوخوا&nbsp; ، کهنه سرباز کوبایی درگیری های سال 1976 آنگولا&nbsp; و نبردهای زرهی اتیوپی به مقام فرماندهی کل نیروهای آنگولایی و کوبایی منصوب شد . اوخوا و کاسترو در مورد نحوه اداره جنگ در آنگولا اختلاف داشتند . این اختلافات تاثیر خود را بر درگیری ها گذاشته بود و دخالت های کاسترو در طرح های نظامی برای کوبایی ها هزینه های جانی و مالی فراوانی در بر داشت . با پایان حضور کوبا در آنگولا ، اوخوا دستگیر ، محاکمه و به اتهام خیانت تیرباران شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">ژنرال سینتراس فریاس به فرماندهی نیروهای مستقر در کیتو کواناواله گماشته شد . اولویت کوبایی ها حفظ امنیت این شهر بود ، اما با رسیدن نیروهای کمکی آن ها سعی کردند با گشودن جبهه جدیدی در غرب و لوبانگو محاصره شهر را بشکنند و به حضور 8 ساله نیروهای آفریقای جنوبی در لوبانگو پایان دهند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 25 نوامبر شورای امنیت سازمان ملل عقب نشینی بی قید و شرط نیروهای ارتش آفریقای جنوبی از آنگولا تا 10 دسامبر را خواستار شد اما تهدید یا تحریمی علیه این کشور اعمال نشد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیروهای تازه نفس آفریقای جنوبی وارد عملیات شدند ، اما شمار کلی نیروها به 2 هزار سرباز و 24 دستگاه تانک برای ادامه عملیات کاهش یافت . نیروهای تازه وارد ابتدا باید خود را با وضعیت محیطی و آب و هوایی سازگار می کردند . هدف نیروهای آفریقای جنوبی انهدام نیروهای دشمن در شرق رودخانه و عقب راندن آنان به آن سوی رودخانه و تحمیل تلفات به دشمن و دادن حداقل تلفات بود . گذرگاه های عبوری از رودخانه استحکام بندی شده و به <span>UNITA</span> تحویل داده می شد و قوای خودی باید به سرعت آنگولا را ترک کرده و به خاک آفریقای جنوبی برمی گشت . دستور عملیات شامل حمله به شهر کیتو نبود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حملات هوایی و توپخانه ای در 2 ژانویه 1988 آغاز شد و حمله نیروهای پباده <span>UNITA</span> شکست خورد . در 3 ژانویه نیروی هوایی آفریقای جنوبی پل مهم روی رودخانه کیتو را با به کارگیری مهمات هوشمند منهدم کرد . کوبایی ها یک پل چوبی موقت روی رودخانه ساختند و در نزدیکی آن نمادی با عنوان ( یا سرزمین پدری یا مرگ ) ساختند . برجک تانک های از کار افتاده نیز به عنوان توپخانه ثابت روی پایه هایی نصب شد تا از مواضع خودی دفاع شود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیروهای گردان 32 ام ارتش آفریقای جنوبی و سایر واحدها طی چند هفته با حمله به کاروان های عبوری ، چند صد دستگاه تانک و انواع خودرو دیگر را منهدم کردند . در 13 ژانویه ارتش افریقای جنوبی با حمایت توپخانه و نیروی هوایی به تیپ 21 ام <span>FAPLA</span> حمله کرد . ظرف دو روز نیروهای این تیپ از مواضعشان عقب رانده شدند و 7 تانک منهدم شد و 5 تانک نیز به غنیمت مهاجمان درآمد ، تعدای خودروی زرهی منهدم یا تصرف شد و 150 نفر از نیروهای این تیپ کشته شدند . 4 عضو <span>UNITA</span> کشته و 18 نفر زخمی شدند ، یک سرباز ارتش آفریقای جنوبی نیز زخمی شد و یک خودرو زرهی آسیب دید . اما ارتش آفریقای جنوبی بازهم به دلیل کمبود مهمات و تدارکات نتوانست از این برتری بهره مناسبی بگیرد . مواضع تصرف شده به <span>UNITA</span> تحویل داده شد اما با ضدحمله <span>FAPLA</span> از دست رفت . یک ستون بزرگ کوبایی / <span>FAPLA</span> &nbsp;که از منونگو اعزام شده بود در راه کیتو کواناواله بود ، اما به سبب بارش های فصلی و نیاز به پاکسازی میدان های میدان ایجاد شده توسط <span>UNITA</span> و حفاظت در برابر کمین های احتمالی سرعت اندکی داشت . آن ها برای شرکت در این دور از درگیری ها به موقع به کیتو نرسیدند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/saaf_mf_1s_at_oshakati_ab_in_1985.jpg" alt="saaf_mf_1s_at_oshakati_ab_in_1985.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;">میراژهای F-1 آفریقای جنوبی</span></span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حمله بعدی در 14 فوریه و برای تصرف مواضع تیپ 59 ام <span>FAPLA</span> و مواضع &nbsp;تیپ 21 ام بود که <span>UNITA</span> از دست داده بود . این حمله با ضد حمله تانک های کوبایی مواجه شد&nbsp; . هر دو تیپ مذکور ناچار به عقب نشینی شدند . <span>FAPLA</span> حدود 500 نفر و کوبایی ها 32 نفر از افرادشان را به همراه 15 تانک و 11 دستگاه خودرو زرهی از دست دادند . چهار سرباز آفریقای جنوبی نیز کشته و 11 نفر زخمی شدند و تعدادی خودرو زرهی نیز آسیب دید . نیروهای <span>FAPLA</span> به مثلث رودخانه تومپو عقب نشستند . این منطقه موضع دفاعی مناسبی بود و در پناه میدان های مین قرار داشت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طی یک درگیری در 19 فوریه مواضع <span>FAPLA</span> بار دیگر هدف قرار گرفتند&nbsp; و تیپ 59 ام با عبور از رودخانه عقب نشست . دو خودرو زرهی آفریقای جنوبی نیز در میدان مین گرفتار شده و آسیب دیدند . در روزهای بعد حملات کوبایی ها به مواضع نیروهای آفریقای جنوبی شدت گرفت . حمله بعدی ارتش آفریقای جنوبی برای تصرف سرپل قوای <span>FAPLA</span> نیز به میدان مین برخورد کرد و متوقف شد . در این درگیری ها 172 نیروی <span>FAPLA</span> و 10 سرباز کوبایی کشته شدند و 6 دستگاه تانک منهدم شد . 4 سرباز آفریقای جنوبی نیز کشته و 10 نفر زخمی شدند و چند خودرو زرهی صدمه دید . در هر حال سرپل <span>FAPLA</span> تصرف نشد و هدف راندن نیروهای <span>FAPLA</span> و کوبایی ها به آن سوی رودخانه محقق نشد . عملیات بشکه ساز به همین دلیل پایان یافت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/FAPLA_tank2.jpg" alt="FAPLA_tank2.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);">T-55 آنگولایی ها و کوبایی ها ، تعدادی از این تانک ها در درگیری با اولیفانت های Mk-1A آفریقای جنوبی در روز 14 فوریه 1988 شرکت داشتند </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>عملیات( بسته بند) </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیروها و تجهیزات جدید ارتش آفریقای جنوبی از جمله تیپ 82 ام زرهی وارد میدان شدند و در 23 مارس تلاش جدیدی برای راندن <span>FAPLA</span> به آن سوی رودخانه شروع شد . بار دیگر دردسر میدان های مین شروع شد . هر چند ارتش آفریقای جنوبی تلفاتی نداشت ، نیروهای <span>UNITA</span> متحمل تلفات سنگینی شدند . آتش توپخانه و حملات هوایی <span>FAPLA</span> و کوبایی ها هم شدت گرفت و عملیات متوقف شد . چند تانک ارتش آفریقای جنوبی در میدان های مین رها شد و به دست کوبایی ها افتاد . این برای کاسترو یک پیروزی تبلیغاتی بود . ارتش آفریقای جنوبی خسته شده بود و فرماندهانش معتقد بودند نابودی قوای نه چندان بزرگ پناه گرفته در شرق رودخانه ارزش تلفات سنگین دادن را ندارد . هدف حفاظت از <span>UNITA</span> برآورده شده بود و عملیات بسته بند پایان یافت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>عملیات ( جابه جایی</strong> <strong>) </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">یک بخش کوچک از ارتش آفریقای جنوبی برای تحت فشار نگه داشتن <span>FAPLA</span> در ناحیه تومپو نگه داشته شد تا آنگولایی ها و کوبایی ها حس کنند هنوز نیروی عمده ای در منطقه باقی مانده است و از پیشروی بر ضد <span>UNITA</span> منصرف شوند . کیتو کواناواله و فرودگاهش تا ماه ها بعد به وسیله هویتزرهای دوربرد <span>G-5</span> که بردی بین 30 تا 40 کیلومتر داشت گلوله باران می شدند . این روند تا پایان ماه اگوست و بازگشت کامل نیروهای آفریقای جنوبی به خاک کشورشان ادامه داشت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/620px-G-5Rear.jpg" alt="620px-G-5Rear.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;">هویتزر G-5</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">حجم نیروهای کوبایی مستقر در آنگولا افزایش یافت و به 55 هزار نفر رسید . 40 هزار تن از این نیروها در جنوب آنگولا مستقر بودند . نیروی هوایی سالخورده آفریقای جنوبی که به دلیل تحریم تسلیحاتی بین المللی از سال 1977 از دریافت تجهیزات جدید محروم شده بود در برابر ورود تجهیزات پیشرفته پدافند هوایی و جنگنده های جدید روسی تضعیف شد و دیگر نمی توانست برتری هوایی سال های قبل را فراهم کند ، برتری که برای پیروزی در نبردهای زمینی نقش حیاتی داشت . فرودگاه کیتو تعمیر شد ، اما به سبب آتش توپخانه و هوایی آفریقای جنوبی برای عملیات هواگردهای بال ثابت امن نبود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/fapa_daa_sa-3.jpg" alt="fapa_daa_sa-3.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);">پدافند SA-3 مستقر در آنگولا که به تهدیدی جدی برای نیروی هوایی آفریقای جنوبی تبدیل شد</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>تسلیحات </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیروهای دفاعی آفریقای جنوبی از ترکیبی از تجهیزات بریتانیایی ، فرانسوی ، اسرائیلی ، &nbsp;بومی و غنیمتی ساخت شوروی استفاده می کردند . نیروهای <span>UNITA</span> نیز از تجهیزات آفریقای جنوبی و غنیمتی از قوای دولتی بهره می بردند . ایالات متحده &nbsp;چریک های <span>UNITA</span> را به موشک های پدافند هوایی استینگر مجهز کرده بود . آفریقای جنوبی به وسیله قطعنامه شماره 418 شورای امنیت سازمان ملل مورد تحریم تسلیحاتی قرار گرفته بود و از دریافت تجهیزات مدرن از جمله جنگنده های جدید محروم بود . کوبایی ها و <span>FAPLA</span> با تسلیحات ساخت شوروی مسلح می شدند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>تسلیحات مورد استفاده طرف های درگیر :</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">خودورهای زرهی رزمی :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA&nbsp; </span></span></span><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">/کوبا : &nbsp;&nbsp;&nbsp; <span>T-34-85, T-54B, T-55, T-62, PT-76, SU-100 </span>&nbsp;، توپخانه خودکششی موجود نبود </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> :&nbsp; تانک اولیفانت ( سنتوریون ارتقایافته در آفریقای جنوبی ) ، راتل ، الاند <span>MK-7</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نفربر و خودروهای زرهی :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA </span></span></span><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"> /کوبا : &nbsp;&nbsp;&nbsp; <span>BTR-40, BTR-152, BTR-50, BTR-60PB, BRDM-2, BMP-1 , &nbsp;MT-LB</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> : &nbsp;بافل ، کاسپیر </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">توپخانه :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA </span>&nbsp;/کوبا &nbsp;: &nbsp;زیس -2 (57 میلی متری ) ، زیس - 3 (76 میلی متری ) ، <span>D-44</span> (85 میلی متری) ، <span>D-30</span> (122 میلی متری) ، <span>ML-20</span> (152 میلی متری) ، <span>M-46</span> (130 میلی متری) ،پرتابگرهای راکت <span>BM-14</span> و <span>BM-21</span> گراد </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> : &nbsp;هویتزر <span>G-5</span> ، توپ خودکششی <span>G-6</span> ، پرتابگر راکت 127 میلی متری والکیری ، توپ 25 پوندی <span>QF-25</span> اوردنانس </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">هواپیماهای رزمی :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA</span></span></span><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"> /کوبا &nbsp;: &nbsp;<span>MiG-23ML</span> ،<span>MiG-23BN</span> ، <span>MiG-21bis</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> : &nbsp;داسو میراژ <span>F-1 </span>&nbsp;، بلک برن بوکانیر ، داسو میراژ 3 ، بمب افکن کانبرا ، ایمپالا </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">هواپیماهای حمل و نقل و باری : </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA </span>&nbsp;/کوبا &nbsp;: &nbsp;<span>An-26</span> ، <span>An-22</span> ، <span>An-12</span> ، <span>Il-76</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> <span>:</span> &nbsp;هرکولس<span> C-130B</span> و <span>C-160</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">بالگردها :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA </span>&nbsp;/کوبا &nbsp;: &nbsp;<span>Mi-8</span> ،<span>Mi-17</span> &nbsp;،<span> Mi-24/35</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> :&nbsp; سوپر فرلون ،<span> SA-330</span> پوما ، وستلند وسپ ، آلوئت 3 ، اوریکس </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پدافند هوایی : </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA </span>&nbsp;/کوبا &nbsp;: <span>2K12Kub</span> (سام - 6 ) ،<span>9K33 </span>&nbsp;اوزا (سام - 8 ) ، <span>S-125</span> پچورا (سام – 3 ) ،<span>S-75</span> دوینا (سام - 2 ) ،&nbsp;&nbsp; &nbsp;<span>ZSU-23-4</span> شیلکا ، <span>ZU-23</span> ، استرلا 2 ام ، استرلا 3 ، استرلا 10 (سام - 13 ) &nbsp;، ایگلا (سام - 18) ،<span> ZPU-4</span> ، <span>ZPU-2</span> ، <span>ZGU-1</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> &nbsp;: کاکتوس ( کروتال فرانسوی ) ، تایگرکت ، بوفورس 40 میلی متری ، توپ های 20 میلی متری متحرکی یستروارک ، <span>FIM-92</span> استینگر </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">سلاح های پیاده نظام و ضد زره :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA </span>&nbsp;/کوبا &nbsp;: <span>AK-47 </span>&nbsp;، <span>AKM</span> ،<span>AKMS</span> ،<span> RPK</span> ،<span> RPD</span> ،<span> PK</span> ،<span>PKM</span> ،<span>DShK</span> ،<span>DShkM</span> ،<span>KPV</span> ،<span>KPVT</span> ،<span> 9K11</span> مالیوتکا ،<span> RPG-7</span> ، &nbsp;توپ بدون پس زنی <span>B-10</span> ، توپ بدون پس زنی<span> B-11</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> : &nbsp;<span>G-3</span> ،<span>R-1</span> ،<span>R-4</span> ،<span> FN MAG</span> ، براونینگ <span>&nbsp;M-2</span> ، توپ بدون پس زنی <span>M-40</span> ، <span>RPG-7</span> ،<span> ENTAC</span> ، موشک های ضد تانک میلان و <span>ZT-3</span> اینگو </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">موشک های هوا به هوا :</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span>FAPLA </span>&nbsp;/کوبا &nbsp;: <span>K-13</span> ، <span>R-60 </span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">آفریقای جنوبی و <span>UNITA</span> : ماترا <span>530 </span>&nbsp;، ماترا مجیک <span>&nbsp;R550</span></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>نتیجه </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پیش از و طی نبرد کیتو کواناواله ، مذاکرات پیشنهاد شده توسط ایالات متحده برای حذف نیروهای خارجی از صحنه جنگ در آنگولا در جریان بود . این گفتگوها استقلال نامیبیا را نیز در نظر داشت . با پایان این نبرد مذاکرات از سر گرفته شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در حین درگیری در اطراف کیتو ، نیروهای کوبایی ، آنگولایی و چریک های نامیبیایی به فرماندهی ژنرال سینتراس فریاس ، جبهه دومی را در غرب و منطقه لوبانگو با مشارکت 40 هزار نیروی کوبایی و 30 هزار سرباز آنگولایی گشودند . جنگنده بمب افکن های <span>MiG-23</span> در این عملیات شرکت داشتند . درگیری هایی که در نزدیکی کالوکو و در ماه مارس 1988 شروع شد در سه ماه بعدی ادامه داشت . این روند باعث آغاز عملیات های موسوم به ( هیجان / هیلتی ) و ( جا به جایی ) شد و در شهرهای دونگوئنا ، خانگونگو ، تچیپا و چند شهر دیگر عملیات های نظامی به وقوع پیوست . نبردهای جنوب غربی با بمباران سد کالوکو توسط &nbsp;<span>MiG-23</span> های کوبایی و مرگ 8 سرباز آفریقا جنوبی ، آخرین تلفات این کشور در بحران آنگولا پایان یافت . پیش از این حمله هوایی یک نبرد سنگین زمینی با شرکت سه ستون آنگولایی / کوبایی در کالوکو درگرفته بود و طی آن ارتش آفریقای جنوبی توانست با تحمیل تلفاتی 300 نفره پیش روی دشمن را متوقف کند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/fapa_daa_mig-23ml_c477_row.jpg" alt="fapa_daa_mig-23ml_c477_row.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:rgb(255,0,0);">MiG-23 های مستقر در آنگولا </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">کوبایی ها مدعی کشتن 20 نیروی دشمن بودند ، اما پیشروی خود را متوقف کردند . در 8 ژوئن 1988 دولت آفریقای جنوبی 140 هزارسرباز ذخیره خود را فراخواند ، اما با ادامه مذاکرات و کاهش تنش ها این فرمان لغو شد . آفریقای جنوبی می دانست ادامه رویارویی با کوبایی ها تنش ها را بیشتر کرده و بر دامنه بحران خواهد افزود . از طرف دیگر کوبایی ها هم از تلفات سنگینی که داده بودند احساس ناخوشایندی داشتند و نگران انتقام گیری آفریقای جنوبی بودند ، که هرگز پیش نیامد . با عقب نشینی ارتش آفریقای جنوبی به نامیبیا در 27 ژوئن خصومت ها کاهش یافت و در 22 آگوست 1988 یک پیمان صلح رسمی امضا شد . پیمان صلح دیگری با وساطت چستر کروکر ، مشاور دولت ایالات متحده در امور آفریقا در 22 دسامبر 1988 در نیویورک امضا شد و به عقب نشینی کامل نیروهای خارجی از آنگولا و استقلال نامیبیا انجامید .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منبع :</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Cuito_Cuanavale'>http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_Cuito_Cuanavale</a></span></span></p>]]></description><guid isPermaLink="false">29190</guid><pubDate>Wed, 08 Apr 2015 13:02:13 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x627;&#x641;&#x634;&#x627;&#x631;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29142-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d9%2581%25d8%25b4%25d8%25a7%25d8%25b1/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong><span style="font-size:24px;">عملیات افشار</span></strong></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(0,128,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>مکان : کابل ، محله افشار </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(0,128,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>زمان : 11 - 10 &nbsp;فوریه &nbsp;1993 </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(0,128,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>هدف : مقرهای فرماندهی حزب وحدت ، انستیتوی علوم اجتماعی کابل&nbsp; و عبدالعلی مزاری ، رهبر حزب وحدت اسلامی ، که در اتحاد با گلبدین حکمتیار&nbsp; از محله افشار اقدام به گلوله باران مناطق پرجمعیت شمال کابل می کرد</strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(0,128,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>تلفات : حدود 70 نفر کشته در درگیری های خیابانی ، 700&nbsp; تا 750 نفر ناپدید&nbsp; ( توسط نیروهای حزب اتحاد اسلامی عبدالرسول سیاف ربوده شدند )</strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(0,128,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>مجریان عملیات : حزب اتحاد اسلامی ( عبدالرسول سیاف ) ، دولت اسلامی افغانستان </strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(0,128,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>انگیزه عملیات : پایان دادن به بمباران کابل از طرف حزب وحدت اسلامی مستقر در افشار ، تصرف مقرهای فرماندهی سیاسی و نظامی حزب وحدت و دستگیری عبدالعلی مزاری</strong></span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/640px-Kabul_during_civial_war_of_fundamentalists_1993-2.jpg" alt="640px-Kabul_during_civial_war_of_fundame"></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">خرابه های کابل در جریان جنگ داخلی دهه 1990</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عملیات افشار عملیاتی نظامی بود که با مشارکت نیروهای دولت اسلامی افغانستان به ریاست برهان الدین ربانی و تحت نظارت احمدشاه مسعود و با همراهی نیروهای حزب اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرسول سیاف انجام شد . هدف عملیات انهدام نیروهای حزب اسلامی تحت رهبری گلبدین حکمتیار و حزب وحدت اسلامی عبدالعلی مزاری بود که در محله پرجمعیت افشار&nbsp; در غرب کابل مستقر بودند . نیروهای حزب وحدت &nbsp;با حمایت ایران و نیروهای حزب اسلامی مورد حمایت پاکستان از محله افشار اقدام به گلوله باران مناطق شمال کابل می کردند که منجر به مرگ هزاران نفر شد . نیروهای دولت اسلامی افغانستان به منظور پایان آتش باری ، تصرف پایگاه های حزب وحدت و بازگرداندن تمامی کابل به منطقه اقتدار دولت&nbsp; به افشار حمله کردند . حزب اتحاد اسلامی نیز در این زمان با دولت ربانی در ائتلاف بود .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/60471_157662790919787_7437351_n.jpg" alt="60471_157662790919787_7437351_n.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عبدالعلی مزاری</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عملیات به یک نبرد شهری و سپس یک قتل عام تبدیل شد . حزب اتحاد اسلامی سیاف &nbsp;عملیات را به ( قصابی مکرر ) شیعیان هزاره ساکن در افشار &nbsp;تبدیل کرد . طبق گزارش ها نیروهای سیاف که مورد حمایت عربستان سعودی بود&nbsp; افشار را صحنه تجاوز ، کشتار و سوزاندن منازل مسکونی قرار دادند . هر دو حزب وحدت و اتحاد پیشتر نیز در فرایند ربودن سیستماتیک غیرنظامیان ( طرف مقابل ) شرکت داشتند و حزب اتحاد این فرایند را در افشار نیز تکرار کرد . سوای فرماندهان حزب اتحاد ، دو نفر از نه فرمانده دولت اسلامی در افشار نیز مظنون به شرکت در اقدامات ضد بشری در عملیات هستند ( انور دانگر که بعدها به طالبان پیوست و ملا عزت ) . گزارش های دیگری &nbsp;شامل غارت منازل ، دستگیری بیش از 700 نفر از عوامل ایرانی ( پاسداران ) که از حزب وحدت پشتیبانی می کردند و گلوله باران غیرمسئولانه افشار توسط نیروهای سیاف نیز در مورد عملیات افشار مخابره شد . در یک مورد غیرنظامیان فراری در خیابان های افشار توسط نیروهای مهاجم به رگبار بسته شدند . گزارش هایی نیز در مورد تلاش فرماندهان حزب جمعیت اسلامی ( حزب احمدشاه مسعود ) برای پایان دادن به تجاوزات و جنایات وجود دارد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در روز دوم عملیات ، احمدشاه مسعود که در آن زمان وزیر دفاع دولت اسلامی افغانستان بود فرمانی برای توقف فوری اقدامات غیرمسئولانه صادر کرد ، اما غارت و نابودی منازل مسکونی در این روز هم ادامه یافت . مسعود برای اطمینان یافتن از امنیت ساکنان افشار یک فرمانده شیعه مذهب را برای ادامه عملیات مامور کرد . سپس فرمان عقب نشینی بخش اعظم &nbsp;نیروها صادر شد و از سیاف نیز درخواست شد عقب نشینی کند . دولت اسلامی با همکاری غیرنظامیان و حزب وحدت ( دشمن آن زمان دولت اسلامی ) کمیسیونی برای بررسی جنایات صورت گرفته در افشار تشکیل داد . کمیسیون با پرداخت مبالغی توانست 80 تا 200 نفر از افرادی را که در بازداشت حزب اتحاد بودند را آزاد کند . اما حدود 700 تا 750 نفر دیگر هیچ گاه بازنگشتند : احتمالا کشته شدند یا در اسارت جان باختند . کمیسیون هم چنین دریافت که زنان بسیاری هم ربوده شده اند اما خیلی از&nbsp; خانواده ها از این موضوع اطلاعی به دست نمی دهند .</span></span><br>
&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عبدالرسول سیاف با داشتن مصونیت کامل هم اکنون نیز عضو مجلس ملی افغانستان است . </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/60bdlrb_rswl_syf.jpg" alt="60bdlrb_rswl_syf.jpg"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="color:rgb(255,0,0);"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عبدالرسول سیاف</span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>پیش زمینه و اهداف </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در 26 آوریل 1992 رهبران مجاهدین با امضای پیمان صلح و تقسیم قدرت در پیشاور پاکستان موافقت کردند . طی این دوره وحدت سرزمینی افغانستان تحت عنوان ( دولت اسلامی افغانستان )&nbsp; مورد پذیرش قرار گرفت و سازمان سیاسی افغانستان پس از سقوط حکومت نجیب الله مورد بحث قرار گرفت . برهان الدین ربانی به عنوان رییس جمهور قانونی افغانستان&nbsp; و احمدشاه مسعود به عنوان وزیر دفاع معین شدند . سوای حزب اسلامی گلبدین حکمتیار که تا حد زیادی تحت نفوذ پاکستان بود بقیه گروه های سیاسی در سال 1993 مشروعیت دولت ربانی را پذیرفته بودند . حکمتیار در پاسخ طی سال 1992 کابل را با ده ها هزار راکت مورد حمله قرار داد . گفته می شود حکمتیار پیشنهاد پست نخست وزیری را نپذیرفت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">پس از چند سری وساطت توسط احمدشاه مسعود که ابتدا موفق بود و سپس شکست خورد ، جنگ بی رحمانه ای میان نیروهای حزب اتحاد اسلامی سیاف ( مورد حمایت عربستان سعودی ) &nbsp;و حزب وحدت اسلامی عبدالعلی مزاری ( مورد حمایت ایران ) درگرفت . طبق اسناد دیدبان حقوق بشر تعداد زیادی از عوامل ایرانی &nbsp;به حزب وحدت یاری می رساندند . ایران سعی داشت با به حداکثر رساندن قدرت نظامی حزب وحدت در دولت افغانستان &nbsp;نفوذ داشته باشد . عوامل شخصی و دولتی عربستانی نیز در مورد سیاف و حزب اتحاد اسلامی موضع مشابهی داشتند . آتش بس هایی که نمایندگان مسعود ، ربانی ، مجددی و مسئولان کمیته&nbsp; بین المللی صلیب سرخ برقرار می کردند بیش از چند روز دوام نداشت . در دسامبر 1992 عبدالعلی مزاری با حکمتیار متحد شد . این اتحاد موجب شد حملات راکتی و گلوله باران کابل توسط حکمتیار شدت بیشتری پیدا کند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">به گفته دیدبان حقوق بشر از این پس ( گلوله ها و راکت ها همه جا فرود می آمد ) .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برنامه عدالت افغانستان&nbsp; اهداف عملیات افشار را چنین بیان می کند : ( در این عملیات دو هدف تاکتیکی دنبال می شد . نخست ، مسعود قصد داشت با تصرف مقرهای فرماندهی سیاسی و نظامی حزب وحدت عبدالعلی مزاری را دستگیر کند . دوم این که با متصل کردن مناطق تحت کنترل نیروهای سیاف در غرب کابل با مناطق مرکزی تحت کنترل جمعیت اسلامی ، تسلط دولت بر کابل بیشتر می شد . با توجه به وضعیت سیاسی و نظامی کابل در آن زمان ، تصویر واضحی از دلایل حمله دولت اسلامی افغانستان به افشار به دست می آید ) .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">احمدشاه مسعود با کشتاری که در عملیات رخ داد مخالف بود . خبرنگار آسوشیتدپرس و اکونومیست که در آن هنگام در کابل حضور داشت&nbsp; چنین گزارش داده است :</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">(وقتی میلیشیاهای هزاره مورد حمایت ایران که در پاکسازی های قومی درگیر بودند با حکمتیار متحد شدند و گلوله باران سایر مناطق کابل را آغاز کردند ، مسعود به مشاورانش گفت عقب راندن آن ها از مواضعشان این خطر را به دنبال دارد&nbsp; که سیاف علیه هزاره ها دست به جنایت بزند . از طرف دیگر اگر چنین کاری صورت نمی گرفت &nbsp;حملات راکتی&nbsp; و گلوله باران میلیشیاهای هزاره&nbsp; باعث می شد هزاران نفر دیگر از ساکنان کابل کشته شوند ) .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>ترتیب زمانی وقایع </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>آماده سازی</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طبق گزارش دیدبان حقوق بشر ( منابع معتبر و حاضر در صحنه ) ای که با اعضای شورای نظر&nbsp; ( سازمان سیاسی نظامی تحت نظارت احمدشاه مسعود ) و دولت ربانی در تماس بودند &nbsp;عملیات نظامی بر ضد حزب وحدت توسط اعضای بلندپایه دولت اسلامی افغانستان طرح ریزی و تایید شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">طبق گزارش های برنامه عدالت افغانستان هر چند فرماندهان منفرد قابل شناسایی نیستند ، فرماندهان تیپ ها و گردان ها &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; می توانند شناخته شوند . از جمعیت اسلامی&nbsp; فرماندهانی مانند محمدقاسم فهیم ، انور دانگر ، ملا عزت ، محمد اسحاق پاشیری ، حاجی بهلول پنجشیری ، بابا جلندار ، خنجر آخوند پنجشیری ، مصدق لالای و باز محمد احمدی بدخشانی در افشار نقش داشتند . از اتحاد اسلامی حاجی شیر علم ابراهیمی ، امیر انور اوریاخالی ، زلمای توفان ، دکتر عبدالله ، جگلان نعیم ، ملا تاج محمد ، عبدالله شاه ، خنجر ، عبدالمنان دیوانه ، امان الله کوچی ، شیرین ، مشتاق لالای و ملا کچکول قابل شناسایی هستند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در فوریه 1993 مسعود با تعدادی از فرماندهان ناراضی حزب وحدت تماس پنهانی برقرار کرد و آن ها هم به مسعود وعده دادند ضمن همکاری مانع از بروز درگیری های طولانی شوند و در دستگیری مزاری و کابینه اش به او یاری برسانند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>عملیات </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیروهای تحت فرمان محمد قاسم فهیم ، مسئول عملیات های ویژه حزب جمعیت با تعدادی از فرماندهان شیعه تماس گرفتند و از همکاری آن ها مطمئن شدند . این امر موجب شد توپخانه دولتی در موضع مناسب قرار بگیرد و یک توپ 23 میلی متری ZU-23 &nbsp;و 30 نفر از نیروهادر تپه علی آباد مستقر شوند . از این جا می شد سیلوی مرکزی ، افشار ، کرت سه ، کرت چهار و کرت سخی را هدف قرار داد . نیروهای متحد با دولت گلوله باران مناطق اطراف افشار را آغاز کردند . در ساعت 4 صبح روز 11 فوریه حرکت عمومی نیروها آغاز شد . نیروهای دولتی و متحدانشان از بادام باغ به تپه رادار که بخشی از افشار بود رسیدند . </span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">برنامه عدالت افغانستان وقایع را چنین شرح می دهد&nbsp; : ( یک واحد بزرگ مرکب از نیروهای جمعیت و اتحاد از طرف غرب به سوی افشار پیشروی کرد . نزدیک ترین نقطه خط مقدم تا هدف اصلی عملیات پلی تکنیک کابل بود . یک واحد دیگر از نیروهای جمعیت به پیشروی خود از راه مسیر اصلی افشار ، از کرت پروان و هتل بین المللی به طرف انستیتوی علوم اجتماعی ، ادامه داد &nbsp;و از راه شرق وارد افشار شد . سایر نیروهای دولتی از بخش غربی کابل پیشروی نکردند و با وجود داشتن نیروی کافی تنها به آتش باری ادامه دادند&nbsp; ) .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/fahim_s_Ozier_Muhammad_New_York_Times_2050081722-29184.jpg" alt="fahim_s_Ozier_Muhammad_New_York_Times_20"></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><span style="color:rgb(255,0,0);">محمد قاسم فهیم </span></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">بر اساس اسناد همین منبع ، در ساعت 13 ظهر خط دفاعی حزب وحدت متلاشی شد و مزاری و فرماندهانش به همراه قوای باقیمانده شان سعی کردند از مهلکه بگریزند . در ساع 14 انستیتوی علوم اجتماعی به دست نیروهای دولتی افتاد&nbsp; و خوشحال مینا و افشار هم تصرف شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مزاری خط دفاعی بعدی اش را&nbsp; در نزدیکی سیلوی مرکزی و کرت سخی در حاشیه خوشحال مینا ایجاد کرد تا هم چنان بر بخش عمده غرب کابل تسلط داشته باشد . بسایری از ساکنان افشار پس از این به منطقه تایمانی کابل گریختند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">اهداف عملیات تا حد زیادی محقق شد . مقرهای حزب وحدت و بسیاری از مواضع آن تصرف شد . گلوله باران کابل دیگر به آسانی قبل نبود و ادامه آن برای حزب وحدت تقریبا ناممکن شد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>جنایت علیه غیرنظامیان </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در جریان و پس از انجام عملیات تجاوزات فراوانی گزارش شد . بخش اعظم گزارش ها از مصاحبه هایی که برنامه عدالت افغانستان و دیدبان حقوق بشر انجام دادند تهیه شده است . بیشتر جنایات پس از پایان عملیات نظامی و شروع ایجاد پست های بازرسی و جستجوی خانه به خانه صورت گرفت . </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">هر چند بخشی از این اقدامات را نیروهای دولت اسلامی افغانستان انجام دادند ، اسناد موجود نشان می دهد مسئول بخش اعظم جنایات صورت گرفته در افشار حزب اتحاد اسلامی عبدالرسول سیاف بوده است . نیروهای سیاف تحت فرماندهی مستقیم او نقش مهمی در عملیات بازی کردند . نیروی نظامی حزب اتحاد جذب وزارت دفاع نشده بود . شخص سیاف از طریق ارتباطات رادیویی با فرماندهانش در افشار ، فرماندهی عمومی نیروهای حزب اتحاد را بر عهده داشت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">نیروهای حزب اتحاد سربازان حزب وحدت و غیرنظامیان را پس از دستگیری اعدام می کردند . مردان در این نوع اعدام ها هدف اصلی بودند . تعداد دیگری از بازداشت شده ها به مقر سیاف در پغمان برده شدند و مجبور به ایجاد سنگر و قبر برای کشته ها شدند . کسانی که بعدها نجات یافتند شهادت دادند اجساد افراد شکنجه و مثله شده را به چشم خود دیده اند . تجاوز به زنان نیز به صورت گسترده ای گزارش شد . فیلم هایی از اجساد مثله شده زنان و کودکان در خیابان های افشار موجود است . دیدبان حقوق بشر گزارش داد است که حدود 70 تا 80 نفر در درگیری های خیابانی کشته شدند و 700 تا 750 نفر نیز ناپدید شدند . بین 80 تا 200 نفر بعدها با پرداخت مبالغی به فرماندهان حزب اتحاد آزاد شدند .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>بحث و مجادله </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">جان جنینگز ، خبرنگار آسوشیتدپرس که طی عملیات در میان نیروهای مسعود حضور داشت در مورد اتهامات مربوط به کشتار سیستماتیک در افشار پاسخ های مفصلی ارئه داد . جنینگز این احتمال را که تعدادی از نیروهای دولتی به دلیل کینه ای که از نیروهای حزب وحدت ( به سبب جنایات آن ها در حق ساکنان کابل در ماه های قبل ) داشته اند بازداشتی ها را اعدام میدانی کرده باشند رد نکرد . </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">جنینگز هم چنین روایت کرده است خود وارد ساختمانی شده است که در آن نیروهای حزب وحدت اسیران غیرهزاره را در آن با سیم به هم بسته و سپس اعدام کرده بودند . پیش از این که نیروهای حزب وحدت بتوانند اجساد را بسوزانند پیشروی نیروهای مسعود آنان را وادار به فرار کرده بود . بر طبق همین روایت نیروهای مسعود&nbsp; در اوج نبرد سعی داشتند غیرنظامیان زخمی هزاره را از معرکه خارج و به درمانگاه برسانند . </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">با وجود این روایات و&nbsp; در نظر گرفتن این که در نظر دیدبان حقوق بشر &nbsp;جنینگز منبع معتبری است&nbsp; ، دیدگاه سایر منابع دیده بان حقوق بشر در مورد واقعه افشار با دیدگاه جنینگز در تضاد است .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>برگزاری نشست توسط مسعود برای حفظ امنیت غیرنظامیان </strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">مسعود که طبق گفته برخی منابع در جمع های خصوصی سیاف را به سبب نقشش در کشتار غیرنظامیان به باد ناسزا گرفته بود در روز دوم عملیات طی جلسه ای در هتل بین المللی کابل برای بحث در مورد حفظ امنیت غیرنظامیان مناطق تصرف شده ترتیب داد . در این جلسه فرمان توقف فوری غارت و آزار غیرنظامیان صادر شد . بخش اعظم نیروها عقب کشیده شدند و تنها پادگان کوچکی برای تسلط بر افشار باقی گذاشته شد . مسعود هم چنین حسین انوری ، فرمانده شیعه مذهب را مسئول تامین امنیت ساکنان افشار قرار داد .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;"><strong>پیمان اسلام آباد ( مارس 1993 )</strong></span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">عملیات افشار و خشونت های عمده دیگر&nbsp; با امضای پیمان اسلام آباد میان دولت اسلامی افغانستان از یک سو و حکمتیار و متحدانش از سوی دیگر&nbsp; پایان یافت . مفاد پیمان در اواخر فوریه مورد توافق قرار گرفت و پیمان در 7 مارس امضا شد . پس از چند هفته آرامش نسبی ، حکمتیار پست نخست وزیری در دولت ربانی را پذیرفت .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">در متن پیمان آمده بود : ( در توافق برای پایان تخاصم مسلحانه ، درک ضرورت ایجاد یک دولت اسلامی با شرکت طیف های گسترده و حضور نمایندگان تمامی اقشار مردم مسلمان افغانستان به منظور پیشبرد روند سیاسی در جوی همراه با صلح&nbsp; ، هماهنگی و ثبات ، همه گروه های مشارکت کننده بر این موارد&nbsp; متفقند &nbsp;: &nbsp;تشکیل دولت در فرایندی 18 ماهه با ریاست آقای برهان الدین ربانی و نخست وزیری مهندس گلبدین حکمتیار . قدرت قانونی رییس جمهور و نخست وزیر &nbsp;و کابینه&nbsp; در این توافق معین شده است ، کابینه توسط نخست وزیر و در همکاری با رییس جمهور و رهبران مجاهدین ظرف دو هفته پس از امضای این پیمان معرفی می شود . یک آتش بس فوری برقرار می شود&nbsp; و پس از تشکیل کابینه تمامی تخاصمات پایان خواهد یافت ...) .</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">روی گاتمن ، برنده جایزه پولیتزر و عضو انستیتوی صلح ایالات متحده&nbsp; در کتاب ( ما چطور ماجرا را از کف دادیم : اسامه بن لادن ، طالبان ، و دزدیده شدن افغانستان ) در این مورد چنین نوشته است : ( حکمتیار نخست وزیر شده بود ، اما پس از برگزاری یک جلسه کابینه از ترس این که توسط کابلی هایی که شهرشان توسط او ویران شده بود به قتل برسد هیچ گاه به کابل برنگشت . حتی همراهان نزدیک او هم خجالت زده شده بودند . قطب الدین هلال ، سخنگوی حکمتیار هنوز در شهر حضور داشت که شهر دوباره آماج راکت های حکمتیار قرار گرفت . هلال به مسعود چنین گفت : ما هنوز در شهریم و او ما را راکت باران می کند . باید برویم ، کاری نمی توان کرد ) .</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-size:14px;"><span style="font-family:tahoma, geneva, sans-serif;">منبع : </span></span></p>
<p style="text-align:right;"><br><a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/Afshar_Operation'>http://en.wikipedia.org/wiki/Afshar_Operation</a></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29142</guid><pubDate>Tue, 10 Mar 2015 15:25:13 +0000</pubDate></item><item><title>&#x634;&#x648;&#x631;&#x634; &#x633;&#x627;&#x644; 1992 &#x62F;&#x631; &#x644;&#x633; &#x622;&#x646;&#x62C;&#x644;&#x633;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/29002-%25d8%25b4%25d9%2588%25d8%25b1%25d8%25b4-%25d8%25b3%25d8%25a7%25d9%2584-1992-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d9%2584%25d8%25b3-%25d8%25a2%25d9%2586%25d8%25ac%25d9%2584%25d8%25b3/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000ff;"><strong>بسم الله الرحمن الرحیم</strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>شورش سال 1992 در لس آنجلس مجموعه ای از حوادث شامل شورش، غارت و اختلالات مدنی بود که در شهر لس آنجلس واقع در ایالت کالیفرنیا در آوریل و می1992 به وقوع پیوست.<br>
این حوادث به دنبال آزادی افسران پلیسی که در یک حادثه وحشیانه حضور داشتند اتفاق افتاد. این حادثه بزرگترین شورشی بود که از زمان شورش های سال 1863 نیویورک در ایالات متحده به وقوع پیوسته بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/rodney-king.jpg" alt="rodney-king.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">رودنی کینگ پس از ضرب و جرح</span></p>
<p>
شورش ابتدا از جنوب لس آنجلس شروع شد و سپس در مدت شش روز در بسیاری از نقاط شهر لس آنجلس ادامه یافت. حوادث از 29 آوریل و بعد از رای دادگاه در برائت 4 افسر پلیس لس آنجلس برای استفاده از نیروی تهاجمی و حمله آغاز شد. افسران سفید پوست، بطوری که در یک نوار ویدئویی نشان داده شده بود در حال ضرب و شتم رودنی کینگ به علت سرعت زیاد رانندگی بودند. هزاران نفر از مردم به علت شورش پس از اعلام حکم از ناحیه مرکزی لس آنجلس خارج شدند. بسیاری از اقلیت های نژادی مقیم لس آنجلس مانند اسپانیولی ها و سیاه پوستان در این شورش شرکت داشتند. البته بیشتر کره ای ها در مقابل شورشیان قرار گرفتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/enhanced-buzz-18491-1335710707-2.jpg" alt="enhanced-buzz-18491-1335710707-2.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">حامیان آشوب در لس آنجلس</span></p>
<p>
غارت، تجاوز، آتش سوزی و قتل های گسترده ای در طول این شورش اتفاق افتاد و تخمین زده&nbsp; می شود که بیش از یک میلیارد دلار آسیب به اموال مردم زده شده باشد. زمانی که پلیس محلی از خاتمه دادن به این حادثه باز ماند، نیروهای لشکر هفتم پیاده نظام گارد ملی و لشکر اول تفنگداران دریایی ایالات متحده برای خاتمه دادن به این ماجرا تحت عملیات گاردن پلات وارد عمل شدند. بعد از فرونشاندن شورش ها تغییرات محسوسی برای افزایش اقلیت ها و سایر اقدامات جانبی در پلیس لس آنجلس صورت گرفت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/LA-Riot-003.jpg" alt="LA-Riot-003.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">نیروهای نظامی ایالات متحده در شهر لس آنجلس</span></p>
<p>
در 3 مارس 1991 رودنی کینگ به همراه دو مسافر در حال تردد در آزاد راه فوت هیل در نزدیکی لس آنجلس بودند. گشت بزرگراه کالیفرنیا سعی در ایجاد یک مانع ترافیکی کرد. یک تعقیب پر سرعت برای متوقف کردن کینگ صورت گرفت و زمانی که خودروی آنها متوقف شد ماموران پلیس درصدد بازداشت کینگ بر آمدند. بعد از اینکه دو مسافر خودروی کینگ به خودروی گشت پلیس برده شدند پنج مامور سفید پوست پلیس در ابتدا با شوکر الکتریکی به رودنی کینگ حمله کردند و سپس با مشت و لگد و به وسیله باتوم های PR-24 بر سر و روی کینگ ضربه زدند. پلیس ها ادعا کردند که کینگ با مصرف PCP حالت تهاجمی به خود گرفته بود ولی فیلم حادثه نشان می داد که کینگ در هنگام ضرب و جرح در روی زمین دراز کشیده بود و افسران پلیس هیچ تلاشی برای سیلی زدن به او برای هوشیاریش نکرده اند.<br>
تست بعدی برای مصرف PCP نیز منفی اعلام شد. این حادثه توسط دوربین شهروندی به نام جرج هالیدی از داخل آپارتمانش که در آن نزدیکی بود ضبط شد. طول مدت این فیلم 10 دقیقه بود. تا زمانی که مورد در دادگاه حاضر شود هیچ کلیپی از این فیلم به بیرون درز نکرده بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/0429-riots01.jpg" alt="0429-riots01.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">گوشه ای از فیلمی که در آن رودنی کینگ توسط ماموران پلیس مورد حمله واقع می شود</span></p>
<p>
تصاویر کینگ در حالی که روی زمین دراز کشیده بود و توسط پلیس کتک می خورد در مرکز توجهات رسانه ها و فعالان حقوقی لس آنجلس و ایالات متحده قرار گرفت. پوشش خبری در دو هفته اول حادثه گسترده بسیار گسترده بود و روزنامه های ایالات متحده مطالب بسیاری را در رابطه با این مورد نوشتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/article-2160616-13A862F3000005DC-922_634x286.jpg" alt="article-2160616-13A862F3000005DC-922_634"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">چهار افسر پلیس متهم به کتک زدن رودنی کینگ</span></p>
<p>
در ادامه دادگاه ناحیه لس آنجلس اقدام به بازداشت 4 افسر پلیس شامل یک گروهبان به جرم حمله و استفاده از نیروی تهاجمی کرد. هیئت جوری دادگاه شامل 9 نفر سفید پوست، یک نفر دورگه، یک نفر لاتین و یک مورد آسیایی بود. دادستان یک سیاه پوست بود. در 29 آوریل دادگاه رای نهایی خود را اعلام کرد. اتهام حمله از هر 4 افسر پلیس برداشته شد و در مورد استفاده از شدت عمل نیز 3 نفر از 4 نفر تبرئه شدند. در دو ثانیه اول ویدئو نشانه هایی از فرار متهم دیده می شد در حالی که در 1 دقیقه و 19 ثانیه از بقیه ویدئو افسران پلیس در حال ضرب و شتم متهم بودند. با اعلام نظر رای دادگاه به صورت علنی جرقه های شورش زده شد.<br>
در حدود 3600 مورد آتش سوزی در 1100 ساختمان اتفاق افتاد. غارت گسترده اماکن نیز اتفاق افتاد. مغازه های متعلق به کره ای ها و سایر آسیایی ها به طور گسترده ای مورد تهاجم قرار گرفت. بسیاری از آشوب ها در ناحیه مرکزی واقع در جنوب لس آنجلس اتفاق افتاد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/article-2160616-13A81F01000005DC-321_634x401.jpg" alt="article-2160616-13A81F01000005DC-321_634"></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/riots28.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_riots28.jpg" alt="thumb_riots28.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/riots27.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_riots27.jpg" alt="thumb_riots27.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/article-0-12C99E25000005DC-766_634x405.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_article-0-12C99E25000005DC-766_634x405.jpg" alt="thumb_article-0-12C99E25000005DC-766_634"></a></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">اینجا بغداد یا موگادیشو نیست، اینجا لس آنجلس است</span></p>
<p>
روز اول (چهارشنبه&nbsp; 29 آوریل 1992)<br>
تبرئه 4 مامور پلیس لس آنجلس در ساعت 3:15 عصر به وقت محلی اعلام شد. در ساعت 3:45 جمعیتی بالغ بر 300 نفر در مقابل دادگاه لس آنجلس در اعتراض به رای دادگاه به تظاهرات پرداختند. مابین ساعت های 5و 6 عصر دو گروه از افسران پلیس به فرماندهی ستوان مایکل مولین به مواجهه با جمعیت رو به گسترش در تقاطع&nbsp; فلورانس و نرماندی پرداختند.</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Florence_and_Normandie.jpg" alt="Florence_and_Normandie.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">تقاطع فلورانس و نرماندی که اولین جرقه های شورش در آنجا زده شد</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به علت تعداد زیاد جمعیت، افسران پلیس پراکنده شدند. در 6:30 گروه دیگری از مردم با حرکت های متفاوتی در مرکز فرماندهی پلیس لس آنجلس در پارکر سنتر جمع شدند و 15 دقیقه بعد از آن جمعیت مقابل فلورانس و نرماندی شروع به غارت اموال و حمله به خودرو ها و مردم کردند. در حدود 6:45 رجینالد الیور دنی که یک راننده کامیون سفید پوست بود و در ترافیک گیر کرده بود توسط عده ای سیاه پوست معترض از خودرواش بیرون کشیده شد و توسط جمعیت عصبانی به شدت مضروب شد و این صحنه توسط توسط هلیکوپتر بخش اخبار تلویزیون ضبط و پخش شد. هر چه بیشتر از شروع ماجرا می گذشت معلوم می شد که پلیس محوطه را ترک کرده است. نمایش ضرب و جرح راننده سفید پوست که تلویزیون بطور مستقیم باعث شد که جوانی سیاه پوست به نام بابی گرین به کمک مرد راننده بشتابد و او را به بیمارستان برساند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/23google_large2.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_23google_large2.jpg" alt="thumb_23google_large2.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">تصویر برخورد سیاه پوستان با افراد سفید پوست </span></p>
<p>
روز دوم (پنج شنبه 30 آوریل)<br>
اگرچه این روز نسبتا ساکت شروع شد ولی در اواسط صبح روز دوم خشونت بطور گسترده ای پراکنده شد و آتش سوزی ها و غارت گسترده در لس آنجلس به وقوع پیوست. کره ای-آمریکایی ها که می دیدند نیروهای پلیس محل زندگی آنها را ترک کرده اند خود شروع به تشکیل تیم ها مسلح برای دفاع از مایملک خود کردند. تیراندازی های این منطقه بطور مستقیم از تلویزیون پخش می شد بطوری که در یک صحنه مغازه داران کره ای مسلح به کارابین های M1 ، شاتگان و سلاح های کمری در حال تیر اندازی به سمت آشوب طلبان بودند. واحدهای سازماندهی شده استقرار قانون در نیمه روز تشکیل شدند. این واحدها توسط نیروهای پلیس پشتیبانی می شدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/1-29-14_riots_2.jpg" alt="1-29-14_riots_2.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/1-29-14_riots_6.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_1-29-14_riots_6.jpg" alt="thumb_1-29-14_riots_6.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">کره ای آمریکایی ها در حال برخورد مسلحانه با آشوب گران</span></p>
<p>
نیروهای تقویتی گشت بزرگراه کالیفرنیا به وسیله هواپیمای خود را به شهر رساندند و تام بردلی شهردار لس آنجلس منع رفت و آمد شبانه را در ساعت 12:15 دقیقه اعلام کرد. رئیس جمهور جرج هربرت واکر بوش بر علیه شورش به سخنرانی پرداخت و اعلام کرد که سایر نیروهای اعمال قانون و حدود 2000 سرباز هر چه سریعتر فرخوانده شدند ولی به علت کمبود تجهیزات مناسب، مهمات و آموزش تا 24 قادر به اعزام نیستند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/1335481139943_cached.jpg" alt="1335481139943_cached.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">غارت گسترده اماکن عمومی و خصوصی</span></p>
<p>
روز سوم (جمعه 1 می 1992)<br>
روز سوم همراه شد با تصاویری از رودنی کینگ در یک کنفرانس خبری فی البداهه که در آن می گفت: مردم من فقط می خواهم بگویم آیا ما می توانیم ادامه دهیم؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/1101920511_400.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_1101920511_400.jpg" alt="thumb_1101920511_400.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">سخنان رودنی کینگ بر روی جلد مجله تایم</span></p>
<p>
آن صبح در 1 بامداد پت ویلسون فرماندار کالیفرنیا درخواست کمک فدرال کرد ولی این کمک تا شنبه آماده نبود که در آن وقت غارت و شورش تحت کنترل در آمده بود. لشکر 40ام پیاده شامل 4000 نفر در حال رفتن به سمت شهر بود و در نهایت 10000 سرباز گارد ملی به حالت آماده باش در آمدند. به علاوه در حدود 1700 نیز برای حمایت از پولیس محلی و ساختمان های فدرال از سازمان های مختلف اعمال قانون در کشور به سمت شهر حرکت کردند. به محظ آنکه تاریکی برطرف شد ناحیه اصلی شورش دچار قطعی برق شد. در غروب جمعه جرج بوش درباره ترور های تصادفی و بی قانونی با شهردار و فرماندار منطقه صحبت کرده بود و کمک فدرال را برای مسئولان مجاز خواند. او به نیاز فوری به نظم دوباره اشاره کرد و هشدار داد که برخورد وحشیانه شورشیان قابل چشم پوشی نخواهد بود و برای برخورد با آن از هرگونه نیروی لازم استفاده خواهد شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/riots21.jpg" alt="riots21.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">کاروان تفنگداران دریایی ایالات متحده که از کمپ پندلتون به سمت لس آنجلس می روند</span></p>
<p>
در این حال برنامه های سرگرمی و ورزشی نیز به تاخیر افتادند و یا کنسل شدند. بازی های بسکنبال، اسب دوانی و بسیاری دیگر سرگرمی ها کنسل شدند و خدمات اتوبوس رانی در نقاط بحران زده متوقف شد.<br>
روز چهارم (شنبه 2 می 1992)<br>
در روز چهارم 2000 نیرو از لشکر 7 پیاده به همراه 1500 نیروی تفنگدار دریایی از لشکر اول تفنگداران دریایی برای تقویت نیروهای گارد ملی کالیفرنیا در محل مستقر شدند. این استقرار نیرو در پارک هانتینگتون در حدود 24 ساعت طول کشید. مقدار نهایی نیروهای نظامی ایالات متحده که برای کمک به نیروهای پلیس آمده بودند تا این روز به 13500 نیرو رسید. در حالی که بیشتر خشونت ها تحت کنترل در آمده بود 30000 نفر از مردم عادی به تظاهرات صلح اقدام کردند. همچنین در این روز وزارت دادگستری ایالات متحده درخواست تحقیقات فدرال برای مضروب شدن رودنی کینگ را اعلام کرد.<br>
روز پنجم (یکشنبه 3 می 1992)<br>
این روز با آرامی آغاز شد و شهردار بردلی به عموم اطمینان داد که بحران کمتر و بیشتر در حال کنترل است. در یک حادثه نیروی گارد ملی به سمت یک موتورسیکلت سوار که سعی در فرار از موانع را داشت شلیک کرد و او را کشت.<br>
روز ششم (دوشنبه 4 می 1992)<br>
با اینکه شهردار بردلی اعلام کرد که شورش پایان یافته است ولی بعضی از اقدامات خشونت بار و مجرمانه تا چند روز ادامه داشت. در این روز بانک ها مدارس و سایر مشاغل دوباره آغاز به کار کردند. نیروهای فدرال تا 9 می باقی ماندند و بعد از آن اندک اندک به پادگان ها برگشتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/jammas_hussain20120428012645090.jpg" alt="jammas_hussain20120428012645090.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/ANG40InfantryDivisionLosAngelesRiot1992.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_ANG40InfantryDivisionLosAngelesRiot1992.jpg" alt="thumb_ANG40InfantryDivisionLosAngelesRio"></a></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">گشت نظامی در خیابان های شهر لس آنجلس</span></p>
<p>
عواقب بعدی<br>
به دنبال این شورش ها دادگاه فدرال برای محاکمه دوباره ماموران تبرئه شده تشکیل شد و دو تن از ماموران محکوم شدند. همه متهمان و یکی از ماموران که متهم نیز نشده بود از نیروی پلیس اخراج شدند. به رودنی کینگ نیز برای صدمات وارده مبلغ 3.8 میلیون دلار غرامت پرداخته شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/1-29-14_riots_5.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_1-29-14_riots_5.jpg" alt="thumb_1-29-14_riots_5.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">ناحیه های درگیر در لس آنجلس و محل های خسارت کره ای ها</span></p>
<p>
این آشوب منجر به مرگ دست کم 58 نفر از شهروندان لس آنجلس شد و بیش از 2000 نفر نیز زخمی شدند. میزان دقیق دستگیریهای اولیه با توجه حجم حادثه بسیار بالا بود و عدد دقیقی مشخص نیست ولی بعد از مدتی بعضی از آنها آزاد شدند. تا هفته ها بعد از شورش 11000 نفر همچنان در بازداشت به سر می بردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/riots23.jpg" alt="riots23.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#0000cd;">جمعی از بازداشت شدگان حوادث لس آنجلس</span></p>
<p>
در حدود 3767 خانه در آتش سوزانده و بیش از 1 میلیارد دلار به اموال مردمی آسیب زده شد.<br>
محله کره ای ها (به علت درگیری آنها و شورشیان) و بخش جنوبی لس آنجلس بیشترین خسارت را دید و بعد از شورش بیشترین بازسازی ها مربوط این این نقاط بود.<br>
&nbsp;</p>
<p>تصاویر دیگری از این واقعه در ادامه می آید</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/un25titled.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_un25titled.jpg" alt="thumb_un25titled.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/riots11.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_riots11.jpg" alt="thumb_riots11.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/parking_lot_before.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_parking_lot_before.jpg" alt="thumb_parking_lot_before.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/m2noympd.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_m2noympd.jpg" alt="thumb_m2noympd.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/kixh9snc.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_kixh9snc.jpg" alt="thumb_kixh9snc.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/gty_la_riots_red_store_looting_mn_thg_120423_wmain.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_gty_la_riots_red_store_looting_mn_thg_120423_wmain.jpg" alt="thumb_gty_la_riots_red_store_looting_mn_"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/gty_la_riots_burnt_car__looting_ss_thg_120423_ssh.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_gty_la_riots_burnt_car__looting_ss_thg_120423_ssh.jpg" alt="thumb_gty_la_riots_burnt_car__looting_ss"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/riots26.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_riots26.jpg" alt="thumb_riots26.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/article-2135510-12C6C9DA000005DC-556_634x421.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_article-2135510-12C6C9DA000005DC-556_634x421.jpg" alt="thumb_article-2135510-12C6C9DA000005DC-5"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/abc_archive_NTBB7607A_wg.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_abc_archive_NTBB7607A_wg.jpg" alt="thumb_abc_archive_NTBB7607A_wg.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/1-29-14_riots_8.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_1-29-14_riots_8.jpg" alt="thumb_1-29-14_riots_8.jpg"></a><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/1-29-14_riots_7.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_1-29-14_riots_7.jpg" alt="thumb_1-29-14_riots_7.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>مراجع:</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.globalsecurity.org/military/ops/jtf-la.htm'>http://www.globalsecurity.org/military/ops/jtf-la.htm</a><br>
<a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/1992_Los_Angeles_riots'>http://en.wikipedia.org/wiki/1992_Los_Angeles_riots</a><br>
<a data-ipb='nomediaparse' href='https://placesjournal.org/article/20-years-later-legacies-of-the-los-angeles-riots/'>https://placesjournal.org/article/20-years-later-legacies-of-the-los-angeles-riots/</a><br>
<a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.dailymail.co.uk/news/article-2136927/Los-Angeles-race-riots-Pictures-LA-changed-20-years.html'>http://www.dailymail.co.uk/news/article-2136927/Los-Angeles-race-riots-Pictures-LA-changed-20-years.html</a><br>
&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">تمامی حقوق به <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/user/12324-deserthawk/'><span style="color:#0000ff;">نویسنده و مترجم</span></a> و <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/'><span style="color:#0000ff;">وبسایت میلیتاری</span></a> میباشد</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">29002</guid><pubDate>Tue, 27 Jan 2015 20:05:41 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x633;&#x627;&#x62D;&#x644; &#x639;&#x627;&#x62C; (Operation Ivory Coast) &#x628;&#x631;&#x627;&#x6CC; &#x646;&#x62C;&#x627;&#x62A; &#x627;&#x633;&#x6CC;&#x631;&#x627;&#x646; &#x62C;&#x646;&#x6AF;&#x6CC; &#x622;&#x645;&#x631;&#x6CC;&#x6A9;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x627;&#x632; &#x632;&#x646;&#x62F;&#x627;&#x646; &#x633;&#x648;&#x646; &#x62A;&#x627;&#x6CC; &#x648;&#x6CC;&#x62A;&#x646;&#x627;&#x645; &#x634;&#x645;&#x627;&#x644;&#x6CC;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28808-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25ad%25d9%2584-%25d8%25b9%25d8%25a7%25d8%25ac-operation-ivory-coast-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25a7%25db%258c-%25d9%2586%25d8%25ac%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d8%25b3%25db%258c%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586-%25d8%25ac%25d9%2586%25da%25af%25db%258c-%25d8%25a2%25d9%2585%25d8%25b1%25db%258c%25da%25a9/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><strong>بسم الله الرحمن الرحیم</strong></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>عملیات ساحل عاج (Operation Ivory Coast) نام ماموریت نجاتی بود که توسط نیروهای عملیات ویژه و سایر عناصر ارتش ایالات متحده در ویتنام شمالی در طول جنگ ویتنام انجام شد. این اولین عملیات مشترکی بود که در تاریخ ایالات متحده تحت فرماندهی رئیس ستاد مشترک ارتش انجام شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/SonTayPrisonCamp.jpg" alt="SonTayPrisonCamp.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">زندان سون تای محل نگهداری فرضی اسیران آمریکایی</p>
<p>
در 21 نوامبر 1970 یک نیروی مشترک شامل ارتش ایالات متحده و نیروی هوایی به فرماندهی ژنرال نیروی هوایی&nbsp; LeRoy J. Manor و سرهنگ ارتشی به نام&nbsp; Arthur D. "Bull" Simons با پیاده کردن 56 سرباز نیروهای ویژه ارتش توسط هلیکوپتر در کمپ زندانیان جنگی سون تای (Son Tay) در 37 کیلومتری غرب هانوی واقع در شمال ویتنام قصد آزاد کردن زندانیان&nbsp; جنگی خود را داشتند. هدف این ماموریت آزادسازی 61 اسیر جنگی که گمان می رفت در این کمپ مستقر شده باشند بود در حالی که در مکانی در نزدیکی کمپ زندانیان پادگانی از نیروهای ویتنامی با حدود 12000 سرباز وجود داشت. نیروهای ویژه شرکت کننده در عملیات از آموزش های بسیار خوبی برخوردار بودند و تمریناتی را نیز برای این ماموریت در پایگاه هوایی اگلین در فلوریدا انجام داده بودند. جمع آوری اطلاعات و داده ها از 25 می تا 20 نوامبر 1970 ادامه یافت.<br>
با وجود دست نیافتن به هدف اصلی، حمله با موفقیت بسیار بالایی انجام پذیرفت و ماموریت با 2 نفر تلفات و از دست رفتن 2 هواپیما پایان یافت. شکست اطلاعاتی این عملیات ریچارد نیکسون را مجبور به ایجاد تحول در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده کرد.</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/map.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_map.jpg" alt="thumb_map.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">تصویر هوایی از زندان به همراه مکان های اطراف آن</p>
<p>
فرضیه یک عملیات نجات در ویتنام شمالی از 9 می 1970 آغاز شد. یک واحد اطلاعاتی نیروی هوایی از طریق آنالیز تصاویر منطقه ای دریافت که یک مجتمع در نزدیکی شهر سون تای وجود دارد که گمان می رود از اواخر 1968 به عنوان کمپ اسرای جنگی از آن استفاده شده باشد. در آن زمان گمان می رفت که در این کمپ 55 اسیر آمریکایی که دست کم 6 نفر از آنها نیاز فوری به فرار داشتند قرار داشته باشند. بعد از اعتبار بخشی به این یافته ها ژنرال جیمز آلن معاون فرماندهی سیاست و برنامه ها در نیروی هوایی با ژنرال دونالد بلک برن که مسئول امور ضد شورش و عملیات های ویژه ارتش بود دیدار کرد. بلک برن مسئول مستقیم ستاد مشترک ارتش و همچنین اولین فرمانده گروه مشاهده و مطالعه نیروهای ویژه در ویتنام بود.<br>
بلک برن به سرعت با ژنرال ارله ویلر مسئول عملیات های ستاد مشترک ملاقات کرد و توصیه کرد که یک عملیات نجات برای اسیران زندان سون تای اجرا شود. برای مطالعه قابلیت اجرای حمله ویلر به یک گروه 15 نفره تحت کد حلقه قطبی دستور داد که در 10 ژوئن با هم جلسه بگذارند. یکی از اعضای این جلسه افسری بود که مستقیما به عنوان خلبان هلی کوپتر در عملیات شرکت کرد. گروه مطالعه بعد از بررسی همه اطلاعات رسیده بیان کرد که در سون تای 61 اسیر جنگی وجود دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/barbara-sontay.jpg" alt="barbara-sontay.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">زندان سون تای از نمای نزدیک</p>
<p>
هنگامی که توصیه بلک برن برای اینکه خودش مستقیما فرماندهی ماموریت را بر عهده داشته باشد پذیرفته نشد او از سرهنگ آرتور سیمونز درخواست کرد که فرماندهی نیروهای ارتشی را بر عهده بگیرد.<br>
پایگاه هوایی اگلین به عنوان مکان آموزش مشترک برای نیروهای شرکت کننده انتخاب شد. انتخاب نیروهای وِیژه بر عهده فرماندهانشان گذاشته شد تا انتخاب ها تنها بر اساس درجه و دسته خدمتی نباشد و مهارت و توانایی خدمتی در جنوب شرق آسیا مورد لحاظ قرار گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/US_Army_Special_Forces_Airborne_patch.jpg" alt="US_Army_Special_Forces_Airborne_patch.jp"></p>
<p style="text-align:center;">آرم نیروهای ویژه هوابرد ارتش ایالات متحده</p>
<p>
دومین مرحله از عملیات ساحل عاج هنگامی آغاز شد که فرمانده جدید ستاد مشترک، آدمیرال توماس مورر، منور را به عنوان فرمانده و سیمونز را به عنوان معاون وی برای&nbsp; ماموریت انتخاب کرد. منور یک گروه 27 نفره را که 11 عضو قبلی در آن حضور داشتند برای مطالعات اولیه در پایگاه هوایی اگلین جمع کرد. سیمونز نیز 103 نفر را از میان 500 داوطلب که عمدتا از نیروهای وِیژه گروه نیروهای ویژه ششم و هفتم مستقر در فورت براگ بودند انتخاب کرد. برنامه ریزان نیروی هوایی نیز فرماندهان اصلی را برای این امر انتخاب کردند که آنها نیز خدمه هوایی لازم را جمع آوری کردند. خدمه هلیکوپتر و هواپیمای A-1 Skyraider در این پایگاه تمرینات مشترک را برای هماهنگی بیشتر انجام دادند. خدمه هواپیماهای&nbsp; C-130E(I) Combat Talon نیز از آلمان و کارولینای شمالی فرا خوانده شدند. 219 نفر از گروه وظیفه مورد آموزش قرار گفتند و تحت عنوان گروه وظیفه احتمالی مشترک (JCTG) به تمرین پرداختند. برنامه ریزان پارامترهایی را برای حمله در نظر گرفتند که عبارت بودند از اینکه حمله در شب در حالی که هوا صاف باشد و ماه به صورت قرص ناقص در نقطه ای به فاصله 35 درجه از خط افق قرار داشته باشد انجام شود تا بتوان پرواز بی نقصی را در ارتفاع پایین و با وضوع دید بالا داشت. دو زمان مشخص برای اینکه بتوان چنین پارامترهایی را بتوان لحاظ نمود پیدا شد که اولی در 18-25 اکتبر و دومی در 18-25 نوامبر بودند. خدمه نیروی هوایی برای بیش از هزار ساعت در جنوب آلاباما ، جرجیا و فلوریدا با فرمیشن های غیر مشابه به پرواز پرداختند و با هلیکوپترهای UH-1H و HH-3E در شب و ارتفاع پایین به پرواز پرداختند و به کسب تجربه در زمینه ناوبری با دید مقابل به وسیله نور مادون قرمز (FLIR) اقدام کردند که تا پیش از این عملیات هنوز در کمبت تالون ها استفاده نشده بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_15.jpg" alt="stclair_sontay_then_15.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_11.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_stclair_sontay_then_11.jpg" alt="thumb_stclair_sontay_then_11.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_10.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_stclair_sontay_then_10.jpg" alt="thumb_stclair_sontay_then_10.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_7.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_stclair_sontay_then_7.jpg" alt="thumb_stclair_sontay_then_7.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_3.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_stclair_sontay_then_3.jpg" alt="thumb_stclair_sontay_then_3.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_2.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_stclair_sontay_then_2.jpg" alt="thumb_stclair_sontay_then_2.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Son_Tay_Raider.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Son_Tay_Raider.jpg" alt="thumb_Son_Tay_Raider.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">تمرینات نیروهای ویژه در روز وشب با ماکت در پایگاه هوایی اگلین فلوریدا</p>
<p>
آموزش نیروهای مخصوص از 9 سپتامبر آغاز شد و تا 17 سپتامبر تمرینات شبانه و تمرینات مشترک با خدمه هوایی نیز به آن افزوده شد که شامل 6 تمرین در روز و 3 تمرین در شب بود. تا 6 اکتبر در حدود 170 بار تمرین که همه یا بخشی از ماموریت را شامل می شد با ماکت ها انجام شده بود که بسیاری از آنها با گلوله واقعی اجرا می شد. در آن تاریخ اولین تمرین در مقیاس کامل با استفاده از هلیکوپترهای UH-1H به عنوان هلیکوپتر تهاجمی در شب اجرا شد که در آن هواگردها به مدت حدود 5 ساعت در حدود 1106 کیلومتر را پرواز کردند و در آن زمان ماموریت ، سرعت و ارتفاع تغییر می کرد و حتی نقشه های ماموریت نیز تغییر می کرد. 31 بار نیز تمرین فرود در ماکت منطقه با استفاده از هلیکوپترهای HH-3E انجام شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_8.jpg" alt="stclair_sontay_then_8.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">تیم حمله بلوبوی که مسئول پیدا کردن زندانیان بود</p>
<p>
قرار شد نیروهای ویژه به سه جوخه تقسیم شوند. یک گروه 14 نفره تهاجمی با نام رمز بلوبوی که باید به سمت کمپ اصلی نگهداری زندانیان حرکت می کردند، یک گروه پشتیبانی 22 نفره با نام رمز گرین لیف که باید از تیم حمله پشتیبانی سریع فراهم می کردند و یک تیم امنیتی 20 نفره با نام ردواین برای محافظت از محوطه زندان در مقابل نیروهای ویتنامی و ایجاد پشتیبانی از دو تیم تشکیل شدند. 56 فرد نیروهای مخصوص به شدت مسلح بودند و با خود اسلحه های CAR-15 ، M-16 ، راکت اندازهای M79 ، شاتگان و تیربار M60 حمل می کردند. آنها همچنین مجهز به مین های کلیمور، خرج های انفجاری، نارنجک های دستی، بیسیم، سیم بر، دیلم، اره برقی، طناب، چراغ قوه و سایر تجهیزات مورد نیاز بودند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Sontayraiders.jpg" alt="Sontayraiders.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">فرمیشن هلیکوپترها به همراه کمیت تالون همراه</p>
<p>
116 هواپیما شامل 59 هواپیما از نیروی دریایی و 57 فروند از نیروی هوایی در ماموریت شرکت داشتند که 28 فروند از آنها در عملیات مشارکت مستقیم داشتند. دو هواپیمای C-130E(I) Combat Talon که بطور موقت با تجهیزات FLIR مجهز شده بودند در ماموریت شرکت داشتند. یکی از آنها به عنوان رهبر فرمیشن هلیکوپترها (Cherry01) و دیگری برای اسکورت فرمیشن تهاجمی A-1 ها (Cherry02) انتخاب شده بود. به علت سرعت های کروز مختلف بین هلیکوپترها و هواپیماهای بال ثابت ، نیروها در فرمیشن ها و مسیرهای جدا پرواز می کردند و هواپیماهای بال ثابت با ایجاد تاخیر در پروازشان و حرکت های زیگزاگ در مسیر سرعتشان را متعادل می کردند. &nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/TKST_040_USAF_helicopters_training_for_Son_Tay_raid_1970.jpg" alt="TKST_040_USAF_helicopters_training_for_S"></p>
<p style="text-align:center;">فرمیشن هواگردها در مسیر نفوذ به ویتنام شمالی</p>
<p>
وظیفه کمبت تالون ها ناوبری نیروهای نجات، فرماندهی هوایی و درگیری با اهداف بود. HH-53C ها وظیفه پشتیبانی تیم ها و خروج زندانیان را داشتند. HH-3E برای انتقال تیم تهاجمی ، اسکای ریدر ها برای پشتیبانی هوایی نزدیک، فانتوم ها برای گشت زنی برای مقابله با هواپیماهای دشمن و F-105G Wild Weasel ها برای سرکوب پدافند زمین به هوای دشمن در نظر گرفته شدند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/HH-3E_DaNang_37ARRS_1968.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_HH-3E_DaNang_37ARRS_1968.jpg" alt="thumb_HH-3E_DaNang_37ARRS_1968.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">هلیکوپتر HH-3E که در عملیات حامل تیم بلوبوی بود</p>
<p>
در 24 سپتامبر منور تاریخ عملیات در اکتبر را به وزیر دفاع ملوین لیرد پیشنهاد کرد ولی در کاخ سفید کسینجر تاریخ ماموریت را به دلیل اینکه نیکسون در واشنگتن حضور ندارد و نمی تواند برای تایید ماموریت جزییات ماموریت را مطلع شود از تاریخ مشخص شده اکتبر به تاخیر انداخت. این تاخیر می توانست محرمانه بودن ماموریت را به خطر اندازد ولی همچنین می توانست آموزش های بیشتری را به همراه داشته باشد و تجهیزات دید در شب جدید نیز می توانست به ماموریت اضافه شود و شناسایی زندان نیز کامل تر شود.<br>
بین 10 تا 18 نوامبر تیم JCTG به پایگاه تاخی در تایلند رفتند و کمبت تالون ها نیز تا 14 نوامبر در این پایگاه حاضر شدند. در روزهای آینده تجهیزات تیم JCTG نیز به همراه هلیکوپترهای UH-1 از اگلین به تایلند منتقل شدند. در 18 نوامبر نیکسون با انجام ماموریت موافقت کرد.<br>
بعد از جمع شدن نیروها و تجهیزات همه منتظر اعلام گروه اول هواشناسی مستقر در پایگاه هوایی تان سون نات در ویتنام بودند تا هوای مناسب برای ماموریت پیش بیاید. در 18 نوامبر طوفان پستی فیلیپین را در نوردید و به سمت هانوی به پیش رفت. گروه هواشناسی به علت طوفان پستی آب و هوای بدی را برای خلیج تونکین در 21 نوامبر پیش بینی کرد که از پشتیبانی ناو هواپیمابر از گروه ممانعت می کرد. حضور جبهه هوای سرد نیز در منطقه پیش بینی می شد که بیان می کرد شرایط در ناحیه هدف در 20 نوامبر تقریبا خوب خواهد بود و امکان ناوبری از روی لائوس برای پرواز در ارتفاع پایین هواگردهای نفوذی وجود دارد. یک پرواز شناسایی در بعد از ظهر 20 نوامبر که توسط یک RF-4C انجام شد و یکی از سرنشینانش یک متخصص هواشناسی بود نیز این پیش بینی را تایید کرد. به همین دلیل منور تصمیم گرفت که ماموریت را 24 ساعت زودتر شروع کند تا اینکه آن را 5 روز به تاخیر بیاندازد.<br>
او در 15:56 به وقت محلی 20 نوامبر فرمان ابتدایی آغاز عملیات را صادر کرد. به دنبال بریفینگ کوتاهی ، منور و کارکنانش به سمت دا نانگ که مقر مرکز کنترل هوایی تاکتیکی نیروی هوایی بود پرواز کردند. سایر خدمه شرکت کننده در ماموریت نیز به سمت مقر هواپیماهایشان حرکت کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_14.jpg" alt="stclair_sontay_then_14.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">نیروهای ویژه آماده پرواز با هلیکوپتر</p>
<p>
در ساعت 10 نیمه شب 20 نوامبر 1970 هواپیماها از 5 پایگاه هوایی در تایلند و یک پایگاه هوایی در ویتنام جنوبی برخواستند. کمبت تالونی که فرمیشن A-1 ها را اسکورت می کرد از فرودگاه تاخلی در 22:25 دقیقه بلند شد و کمبت تالون دوم نیم ساعت بعد از آن به علت اخلال در یکی از موتورها پرواز کرد. در ساعت 23:07 هواپیماهای HC-130P برای سوختگیری منطقه ای به همراه هلیکوپترها از اودورن بلند شدند. اندکی بعد از نیمه شب اسکای ریدرها از پایگاه هوایی ناخون فانوم تایلند به هوا برخواستند. هلیکوپترها در شمال لائوس با توده ابرهای ضخیمی برخورد کردند و برای سوختگیری هوایی به ارتفاع 7 هزار پایی رفتند. مسیر پرواز یک کریدور پروازی به عرض 10 کیلومتر بود. ناوبرهای کمبت تالون وظیفه داشتند که فرمیشن را در مرکز کریدور نگه دارند.<br>
سرعت لازم برای فرمیشن ها برای هلیکوپترها 105 نات (194 کیلومتر بر ساعت) و برای اسکای ریدرها 145 نات (269 کیلومتر بر ساعت) بود که توسط کمبت تالون ها تنظیم می شد. حالت نزدیک به زمین در رادار&nbsp; AN/APQ-115 TF/TA ناوبری کمبت تالون ها تنها تغییرات ارتفاع را در بیشترین سرعت تا 160 نات محاسبه می کرد که خارج از پارامترهای مشخص شده برای ماموریت بود و محدوده نزدیک به زمین در جنگل به راحتی قابل شناسایی نبود. همه این مشکلات با استفاده از پاد خارجی FLIR نصب شده بر روی کمبت تالون ها که می توانست رودها و دریاچه ها را به راحتی تشخیص دهد حل شد.<br>
فرمیشن با استفاده از ناهمواری های کوهها به جنوب غربی ویتنام شمالی نزدیک می شد و خود را از دید رادارهای آنها مخفی می کرد. در همین حال هواپیماهای نیروی دریایی در ساعت 1:00 صبح 21 نوامبر با بر خواستن از ناوهای هواپیمابر اوریسکانی و رنجر اقدام به پرواز کردند که بزرگترین عملیات شبانه هوایی در طول جنگ ویتنام بود. در ساعت 1:52 دوازده A-7 Corsair و A-6 Intruder در سه مسیر وارد آسمان ویتنام شمالی شدند و اقدام به شبیه سازی یک حمله را کردند. در خلیج تونکین 24 فروند هواپیمای دیگر اقدام به پشتیبانی و حفاظت کردند.&nbsp; عملیات با اشباع کامل رادارهای ویتنام شمالی ادامه یافت.</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/A-7E_VA-113_CVA-61.JPG"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_A-7E_VA-113_CVA-61.JPG" alt="thumb_A-7E_VA-113_CVA-61.JPG"></a></p>
<p style="text-align:center;">هواپیمای A-7 در عرشه ناو هواپیمابر رنجر</p>
<p>
فرمیشن برای مدت 13 دقیقه ناخواسته در معرض رادارهای پیش اخطار موجود در ناسان در شمال ویتنام قرار گرفت ولی به دلیل حملات ایزایی و انحرافی موقعیت فرمیشن در امان ماند. تیم نجات وارد دره رد ریور در ارتفاع 150 متری شد تا بتواند دید خوبی نسبت به منطقه بدست بیاورد. فرمیشن هلیکوپترها به نقطه ابتدایی مورد نظر رسید در حالی که اسکای ریدرها همانطور که برنامه ریزی شده بود تنها 2 دقیقه قبل از آنها قرار داشتند. تیم تهاجمی موجود در هلیکوپتر HH-3E برای فرود خود را آماده کرد. به همراه او بقیه تیم های تهاجمی نیز اقدام به فرود کردند.<br>
در ساعت 2:18 کمبت تالون اول با نام Cherry 01 فرمان حمله را با رمز آلفا آلفا آلفا به همه هواپیماها ابلاغ کرد. سپس ارتفاع خود را به 150 متری رسانید و اقدام به پرتاب دو بمب صوتی در جنوب و جنوب شرقی سون تای نمود. سپس هلیکوپتر HH-3 با سلاح مینی گان خود اقدام به شلیک به برج های نگهبانی نمود. چری وان سپس با موفقیت دو نشانه گذار زمینی ناپالم&nbsp; را به عنوان مرجعی برای هواپیماهای A-1 پرتاب کرد و آنگاه منطقه هدف را به مقصد آسمان لائوس ترک کرد تا بتواند با هدایتگرهای تعیین جهت UHF به هدایت سایر هواگردها بپردازد.<br>
هلیکوپترهای تهاجمی با بادهای شدید مواجه شدند که باعث شد فرمیشن آنها 140 متر مانده به سمت راست مسیر در نظر گرفته شده برای آنها شکسته شود. برای مدتی آنها به سمت یک ساختمان اشتباه راه افتادند ولی پس از مدتی راه خود را تصحیح کردند. هلیکوپتر HH-3E که حامل تیم بلوبوی بود نیز به اشتباه در مکان دیگری فرود آمد و مشاهده کرد که محوطه مورد انتظار کوچکتر از مقدار مورد نیاز است. در آن وقت تیم بلوبوی همانطور که قبلا تمرین کرده بودند از همه دریچه های هلیکوپتر شروع به شلیک کردند. خلبان پس از آنکه متوجه اشتباه خود شد هلیکوپتر را بلند کرد و به سمت نقطه اصلی پیش رفت. به غیر از این اشتباه پیش آمده، درختانی که بیش از اندازه پیش بینی شده بلندتر بوند باعث شد هلیکوپتر در محوطه زندان با زمین برخورد کند. با اینکه یکی از نیروها که مسئول تیربار کنار در بود از هلیکوپتر سقوط کرد ولی تنها تلفات این حادثه مهندس پرواز هلیکوپتر بود که زانویش شکسته شده بود. کاپیتان ارتشی ریچارد میدوس از یک بلندگوی دستی برای اعلام حضور خود به اسیران مورد انتظار استفاده کرد. در همین حال تیم حمله که به چهار گروه تقسیم شده بود با یک یورش خونین و سریع محافظین زندان را کشتند و آنگاه به جستجو در 5 بلوک زندان به دنبال اسیران گشتند. در 2:19 تیم گرین لیف که هلیکوپتر اولی را در حال فرود دیده بودند در جنوب منطقه و باز هم در مکانی اشتباه پیاده شدند که در واقع آن مکان سربازخانه زندان بود. بلافاصله به آنها اخطار داده شد و تیم پشتیبانی با سلاح های سبک و نارنجک به مدت 8 دقیقه به درگیری با مدافعان پرداختند. هواپیماهای A-1 نیز تیم گرین لیف را با استفاده از بمب های فسفر سفید که بر روی آنجا می ریختند پشتیبانی کردند. تیم گرین لیف دوباره سوار هلیکوپتر خود شد و به مکان صحیح فرود خود برگشت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Wreckage_of_HH-3_Banana_1.JPG" alt="Wreckage_of_HH-3_Banana_1.JPG"></p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/HH-3_Banana_1_in_Son_Tay_camp.JPG"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_HH-3_Banana_1_in_Son_Tay_camp.JPG" alt="thumb_HH-3_Banana_1_in_Son_Tay_camp.JPG"></a></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">بقایای هلیکوپتر HH-3E که در هنگام فرود با زمین برخورد کرد</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>خلبان HH-53 دومی که اشتباه ناوبری در هلیکوپترهای قبلی را دیده بود با یک چرخش سریع به سمت زندان رفت. او وقتی که هلیکوپتر تیم تهاجمی را خالی دید نقشه گرین را به اجرا در آورد که در این نقشه تیم گرین لیف قادر به ادامه کار نبود. تیم ردواین در بیرون محوطه زندان سون تای پیاده شدند و به سرعت نقشه ای که برای آن آموزش دیده بودند را به اجرا گذاشتند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_then_9.jpg" alt="stclair_sontay_then_9.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">طرح گرافیکی از خروج نیروهای ویژه برای حمله</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>کمبت تالون دوم که در غرب بلک ریور در حال گشت بود به محض شنیدن درخواست کمک از تیم های زمینی با ایجاد اغتشاش در ارتباطات رادیویی نیروهای ویتنامی یک خط رادیویی امن را با پست مرکزی فرماندهی در دانانگ ایجاد کرد.<br>
بعد از یک جستجوی سرتاسری تیم بلوبوی فهمید که هیچ اسیر جنگی در زندان وجود ندارد. به پست فرماندهی با کد رمز این خبر داده شد. در همین حال تیم های تخریب یک دکل برق رسانی را نابود کردند و این کار منجر به قطع شدن برق غرب ناحیه سون تای شد که زندان نیز در آن منطقه قرار داشت. به اسکای ریدرها دستور داده شد که به سمت کاروان خودروهایی که به سمت زندان در حال حرکت بودند حمله کنند. قبل از اینکه کاروان به نزدیکی زندان برسد تیم ردواین با ایجاد آتش به وسیله راکت های ضد تانک M72 بر روی کاروان، آن را متوقف کرد. &nbsp;<br>
در 2:28 اپراتورهای جنگ الکترونیک کمبت تالون شماره دو دریافتند که رادارهای کنترل آتش فن سانگ سیستم SAM-2 متعلق به ویتنام شمالی در حال فعال شدن است. شلیک موشک های سام به سمت تیم نجات از 2:35 آغاز شد و 36 موشک به سمت تیم هواگردها پرتاب شد. یکی از F-105 های وایلد ویزل بر اثر انفجار موشک در نزدیکی آن دچار صدمه شد و به پایگاه برگشت. جایگزین او نیز 6 دقیقه بعد از آن به علت موشک به شدت دچار صدمه شد. 20 موشک سام نیز به سمت هواپیماهای بلند شده از ناوهای هواپیمابر شلیک شد که همه به خطا رفتند. دو هواپیمای MiG-21 که در پایگاه هوایی پوک ین در حالت آلرت بودند با اینکه چندین بار از آنها درخواست شلیک شد هرگز اجازه شلیک پیدا نکردند.</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/Equipment_left_behind_by_Son_Tay_raiders.JPG"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_Equipment_left_behind_by_Son_Tay_raiders.JPG" alt="thumb_Equipment_left_behind_by_Son_Tay_r"></a></p>
<p style="text-align:center;">تجهیزات باقیمانده از نیروهای آمریکایی در عملیات</p>
<p>
هلیکوپترها در ساعت 2:48 آماده سوارکردن تیم ها شدند. حمله تنها 27 دقیقه طول کشیده بود که در برنامه ریزی حدود 30 دقیقه وقت برای آن پیش بینی شده بود. تنها یکی از نیروهای تیم ردواین بر اثر تیراندازی دشمن زخمی شده بود. یکی از هلیکوپترها به اشتباه یکی از هواپیماهای پشتیبانی را میگ فرض کرد که هواپیمای KC-135 به آنها اطمینان داد که هیچ میگی در منطقه حضور ندارد. فرمیشن حمله در ساعت 3:15 از ویتنام شمالی خارج شد و در 4:28 به پایگاه مادر رسید. خدمه F-105 صدمه دیده مجبور به خارج شدن از هواپیما در فضای لائوس شدند و هواپیمای آنها بعد از برخورد با زمین آتش گرفت. سرنشینان هواپیمای سقوط کرده توسط هلیکوپترهای نجات که در حال برگشت بودند نجات یافتند.</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/ManorNixon.jpg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/thumb_ManorNixon.jpg" alt="thumb_ManorNixon.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;">فرماندهان عملیات در دیدار ریچارد نیکسون</p>
<p>
این ماموریت با اینکه از نظر فنی بسیار خوب انجام شده بود ولی از نظر اطلاعاتی یک شکست اطلاعاتی برای ایالات متحده بود که این امر منجر به تغییراتی در دستگاه های اطلاعاتی آن شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/patch.jpg" alt="patch.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">پچ حمله به زندان سون تای</p>
<p>
به اعضای تیم های شرکت کننده در حمله مدال های مختلفی از جمله مدال اقدام قهرمانانه داده شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10297/stclair_sontay_now_5.jpg" alt="stclair_sontay_now_5.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">محوطه زندان سون تای در سال 1998<br>
&nbsp;</p>
<p>منابع</p>
<p style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Ivory_Coast'>http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Ivory_Coast</a></p>
<p style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.modernforces.com/veteran_pat_st_clair.htm'>http://www.modernforces.com/veteran_pat_st_clair.htm</a></p>
<p style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://blog.refactortactical.com/the-son-tay-raid-operation-kingpin/'>http://blog.refactortactical.com/the-son-tay-raid-operation-kingpin/</a></p>
<p style="text-align:left;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">با تشکر از دوست عزیز و گرامی جناب <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/user/199-rezakiani/'><span style="color:#0000ff;">RezaKiani </span></a>بابت پیشنهاد این موضوع</p>
<p style="text-align:center;">همه حقوق متعلق به <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/user/12324-deserthawk/'><span style="color:#0000ff;">نویسنده و مترجم</span></a> و <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/'><span style="color:#0000ff;">وبسایت میلیتاری</span></a> می باشد</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28808</guid><pubDate>Mon, 08 Dec 2014 12:43:22 +0000</pubDate></item><item><title>&#x628;&#x631;&#x627;&#x648;&#x648; &#x62A;&#x648; &#x632;&#x6CC;&#x631;&#x648; (Bravo Two Zero) &#x633;&#x631;&#x6AF;&#x630;&#x634;&#x62A; &#x62A;&#x6CC;&#x645; &#x6AF;&#x634;&#x62A;&#x6CC; SAS &#x62F;&#x631; &#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x637;&#x648;&#x641;&#x627;&#x646; &#x635;&#x62D;&#x631;&#x627;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28774-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2588%25d9%2588-%25d8%25aa%25d9%2588-%25d8%25b2%25db%258c%25d8%25b1%25d9%2588-bravo-two-zero-%25d8%25b3%25d8%25b1%25da%25af%25d8%25b0%25d8%25b4%25d8%25aa-%25d8%25aa%25db%258c%25d9%2585-%25da%25af%25d8%25b4%25d8%25aa%25db%258c-sas-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25b7%25d9%2588%25d9%2581%25d8%25a7/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><strong>بسم الله الرحمن الرحیم</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>براوو تو زیرو (Bravo Two Zero) علامت مخابراتی بود که 8 نفر از نیروهای SAS ارتش بریتانیا مستقر عراق در زمان عملیات طوفان صحرا در ژانویه 1991 از آن استفاده می کردند. مطابق با گفته های یکی از اعضای این گشت وظایف آنها شامل جمع آوری اطلاعات، پیدا کردن یک موقعیت پوششی مناسب و ایجاد یک پست دیدبانی بر راه اصلی تدارکات عراقی ها بین بغداد و شمال غربی عراق بود در حالی که نفر دیگری از این گروه ماموریت آنها را نابود سازی لانچرهای موشک اسکاد عراقی&nbsp; در یک مسیر 250 کیلومتری اعلام کرد.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/1~16.jpg" alt="1~16.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
اعضای SAS بر روی خودروی لندروور 110</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>این گشت موضوع چندین کتاب بود. بعضی مانند&nbsp; Bravo Two Zero (1993) وThe One That Got Away (1995)&nbsp; نوشته اعضای تیم گشت بودند و بعضی مانند Eye of the Storm (2000) اثر پیتر رتکلیف فرمانده هنگ SAS نوشته سایرین بودند.<br><br>
در ژانویه 1991 در مقدمه حمله زمینی نیروهای ائتلاف به عراق اسکادران 22ام&nbsp; نیروهای SAS در یک پایگاه عملیاتی در عربستان سعودی مستقر شدند. این اسکادران شامل تعدادی از تیم های نفوذ در عمق دشمن بودند که در گشت های 8 نفره تقسیم بندی شده بودند. سه تیم از این اسکادران به نام های براوو وان زیرو ، براوو تو زیرو و براوو تری زیرو نام داشتند.<br><br>
اعضای گروه براوو تو زیرو شامل افراد زیر بودند:<br><br>
گروهبان استیون بیلی میچل با نام مستعار اندی مک نب فرمانده تیم<br><br>
گروهبان وینسنت دیوید فیلیپس<br><br>
سرجوخه کریس گئوردی رایان با نام مستعار کولین آرمسترانگ<br><br>
سرجوخه رابرت دیگر پرینگ<br><br>
سرباز رابرت گسپر کنسیگلیو<br><br>
سرباز جان لگس لین<br><br>
سرباز مالکوم گراهام مک گون<br><br>
سرباز مایک کیوی کوبورن</p>
<p style="text-align:center;"><br><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/2~17.jpg" alt="2~17.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
اعضای تیم براوو تو زیرو قبل از اعزام به داخل عراق( افراد با صورت معلوم کشته شدند)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در شب 22 ژانویه گشت براوو تو زیرو به همراه خودرو های لندرور 110 توسط هلیکوپترهای شینوک نیروی هوایی سلطنتی وارد آسمان عراق شدند.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/3~12.jpg" alt="3~12.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
هلیکوپترهای شینوک آماده برای انتقال تیم SAS به داخل خاک عراق</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>بنابر یک تصمیم بد آنها تصمیم گرفتند که از خودروها استفاده نکنند. بر طبق گفته های میچل تیم حدود 12 کیلومتر را در شب اول برای رسیدن به مکان پست دیدبانی پیاده رفت. ولی بقیه رقم های متفاوتی را ذکر کرده اند.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/4~10.jpg" alt="4~10.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
استیون میچل فرمانده تیم</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>هم رایان و هم میچل بیان کردند که وزن بالای تجهیزاتشان آنها را مجبور کرد که به سختی به مکان پست دیدبانی برسند و تجهیزات اضافی را در نوبت های چهار نفره جابجا کنند. بدین گونه که با خالی قدم زدن 4 نفر دوم چهار نفر اول تجهیزات را حمل می کردند و برعکس. بعد از مدتی که از رسیدن آنها به خاک عراق می گذشت لین فهمید که آنها در برقراری تماس با مرکز دچار مشکل شدند و نمی توانند با رادیوی بیسیم&nbsp; تماس برقرار کنند. رتکلیف بعدها میچل را به عنوان رهبر دسته مقصر خرابی رادیو دانست چون وظیفه او بود که از سالم بودن رادیو مطمئن شود.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/5~7.jpg" alt="5~7.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
بیسیم PRC319 مجهز به رمز کننده پیام در اختیار SAS</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>در بعد از ظهر 24 ژانویه گشت با یک گله گوسفند و یک چوپان مواجه شد. از ترس اینکه گروه به خطر بیافتد آنها تصمیم گرفتند که عقب نشینی کنند و تجهیزات اضافی را رها کنند. همین که آنها آماده برگشتن شدند صدایی شنیدند که به سمت آنها نزدیک می شد و شبیه به تانک بود. آنها موقعیت دفاعی گرفتند و راکت های لاو خود را مسلح کردند و آماده شدند که او نزدیک تر بیاید. بعد از نزدیک تر شدن آنها فهمیدند که آن شی یک بولدوزر بود که با دیدن آنها راه خود را عوض کرده بود. با فهم این مطلب که آنها الان به یقین در معرض خطر قرار دارند سریع از موقعیت خود خارج شدند. اندکی بعد یک درگیری بین آنها و نیروهای عراقی در گرفت. هنوز مشخص نشده است که نیروهای عراقی از چوپان موضوع را فهمیده اند یا از راننده بولدوزر. روایت های افراد در مورد این تیر اندازی فرق دارد بعضی ها حتی از حضور یک نفربر زرهی و تیربار دوشکای عراقی در تیر اندازی خبر داده اند. رایان تخمین زد که در حدود 70 تیر در این تیراندازی شلیک کرده باشد.<br><br>
دستورالعمل استاندارد عملیاتی بریتانیا در این چنین مواقعی که حالت اضطراری پیش می آید و تماس رادیویی وجود ندارد این است که تیم گشتی باید به مکان اولیه نفوذ برگردد و در آنجا منتظر هلیکوپتری که هر 24 ساعت یک بار می آید باشد. این نقشه با موقعیت یابی ناصحیح مکان فرود اولیه همراه شد. گروه به نقطه بلند شدن اضطراری رسید ولی از هلیکوپتر هیچ خبری نشد. رتکلیف بعدها اعلام کرد که این اتفاق به دلیل بیماری خلبان بود که بعد از برگشت از ماموریت کناره رفته بود. به دلیل خرابی رادیوی اضطراری که تنها به آنها امکان ارسال پبام می داد و هیچ پیامی را دریافت نمی کرد آنها نفهمیدند که در حالی که در تلاش برای ارتباط با مرکز بودند یکی از خلبانان آمریکایی صدای آنها را شنیده بود. خلبان جت از مشکل آنها آگاه شد ولی نمی توانست آنها را جابجا کند. سورتی های پروازی زیادی به آخرین مکان شناخته شده آنها و مسیر احتمالیشان فرستاده شد تا بتوان مکان آنها را مشخص کرد و به نجات آنها پرداخت.<br><br>
دستورالعمل استاندار عملیاتی بیان می کند که قبل از نفوذ هر تیمی به پشت خطوط دشمن یک مسیر خروجی باید برنامه ریزی شود که اعضای گشت بدانند در صورتی که از هم جدا شدند و یا مشکلی افتاد به کجا بروند. نقشه های اولیه تیم گشتی بیان می کرد که یک مسیر خروجی در سمت جنوب به سمت عربستان سعودی وجود دارد. مطابق با گزارشات روزانه SAS در آن موقع در 24 ژانویه یک پیام از فرستنده علامت دهی تاکتیکی (TACBE) تیم گشت دریافت شد. این فرض منطقی بود که آنها در حال حرکت به سمت جنوب هستند. ولی در حقیقت تیم گشت در حال حرکت به سمت شمال غربی و مرزهای سوریه بود. کوبورن در این باره اعلام کرد که در موقع طرح ریزی حمله سوریه با حرکت به سمت مرزهایشان موافق بود و دستور فرماندهان نیز همین بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/6~6.jpg" alt="6~6.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
بیسیم تاکتیکی TACBE در اختیار تیم</p>
<p>مطابق گفته های رتکلیف تغییر نقشه همه تلاش های نیروهای ائتلاف را برای پیدا کردن مکان آنها و نجاتشان خنثی کرد. میچل همچنین به علت خودداری از بکار گرفتن خودروها در ماموریت مورد سرزنش گروه قرار گرفت چرا که می توانست برای خارج شدنشان بسیار بکارشان بیاید. یک تیم مشابه نیز که ماموریتشان انجام شده بود با خودروهای لندرورشان محل را ترک کرده بودند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/7~6.jpg" alt="7~6.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
لندروور 110 مورد استفاده تیم های SAS</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>در شب 24 ژانویه در حالی که میچل تلاش می کرد با چراع تاکتیکی با یکی از هواپیماهای ائتلاف تماس بگیرد تیم گشت بطور اشتباهی به دو گروه تقسیم شد و از هم جدا شد.در حالی که بقیه منتظر پاسخی از چراغ تاکتیکی بودند فیلیپس، رایان و مک گون به مسیرشان در دل تاریکی ادامه دادند. هیچ کدام از دو گروه از دستورالعمل های استاندارد قرار ملاقات که آن را آموزش دیده بودند پیروی نکردند و هر دو بطور مستقل به سمت مرزهای سوریه به راه افتادند.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/8~4.jpg" alt="8~4.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
اسلحه M-16 به همراه نارنجک انداز M203</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>بعد از جدایی فیلیپس، رایان و مک گون مجهز به تفنگ های M16 به همراه نارنجک انداز های M203 بودند و تپانچه برونینگ نیز همراهشان بود. همچنین یک فرستنده علامت دهی تاکتیکی و دوربین دید در شب نیز به همراه داشتند. میچل، پرینگ، لین، کونسیگلو و کوبورن نیز مجهز به سلاح های ذکر شده به همراه تیربار مینیمی و GPS بودند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/9~4.jpg" alt="9~4.jpg"><br>
تیربار مینیمی Minimi</p>
<p>در عصر 25 ژانویه رایان ، مک گون و فیلیپس محلی که در طول روز در آن بودند را ترک کرده و به سمت شمال حرکت کردند. فیلیپس که از سرما زدگی (Hypothermia) رنج می برد قادر به حمل اسلحه خود نبود و آن را به مک گون داد. همیطور که ادامه می دادند شرایط فیلیپس بدتر می شد و سرانجام به نقطه ای رسید که رنگ دستانش همرنگ دستکشش سیاه شد و شروع به فریاد زدن های بلند کرد. سرانجام فیلیپس تماسش را با دو نفر دیگر هم گروهش از دست داد و اندکی بعد درگذشت. رایان و مک گون 20 دقیقه به دنبال فیلیپس گشتند و سپس تصمیم گرفتند بدون او به راهشان ادامه دهند. سرجوخه وینس فیلیپس بعد از 19 سال خدمت در ارتش و 8 سال خدمت در SAS در 36 سالگی از سرمازدگی درگذشت.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/10~2.jpg" alt="10~2.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
'گروهبان وینسنت فیلیپس بر اثر سرمازدگی جان باخت</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>در میانه روز 26 ژانویه رایان و مک گون با یک چوپان بز که به دنبال بزش می دوید مواجه شدند. مک گون تصمیم گرفت که همراه پیرمرد به دنبال یک خودرو برود ولی رایان تصمیم گرفت همانجا بماند و منتظر باشد. مگ گون به همراه چوپان 4 ساعت قدم زد تا اینکه با یک خودروی تویوتا لندکروزر مواجه شد. پیرمرد به سمت خودرو دوید و مک گون که دید او در حال فرار است او را به قتل&nbsp; رساند. خودرو توسط چند مرد مسلح هدایت می شد و مک گون که مهمات اضافی را فراموش کرده بود توسط آنها دستگیر شد.<br><br>
در طول عصر 26 ژانویه گروه میچل در حالی که کونسیگلیو وانمود به زخمی شدن می کرد و کنار جاده ایستاده بود در پی ربودن یک خودرو بودند. آنها یک تاکسی را ربودند و آن را تا محل یک ایست و بازرسی رساندند. در مورد سرنشینان تاکسی صحبت های اعضای گروه متناقض است. بعضی به آزاد کردن همه اذعان کرده اند و گروهی گفته اند که راننده آنها را تا ایست و بازرسی رسانده است.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/11~2.jpg" alt="11~2.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
سرباز کونسیگلیو در اثر تیراندازی کشته شد</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>در صبح 27 ژانویه بین آنها و سربازان و مردم عادی درگیری رخ داد. کونسیگلو تیر خورد و کشته شد. لین با شنا کردن در رود فرات دچار سرما زدگی شد و او نیز جان باخت.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/12~1.jpg" alt="12~1.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
سرباز جان لین در هنگام شنا در رود فرات جان باخت</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>سایر اعضای گروه نیز به تبادل آتش با سربازان پرداختند که کوبورن در این تبادل آتش زخمی شد و سایر افراد نیز سرانجام دستگیر شدند.<br><br>
میچل ادعا کرد که اعضای دستگیر شده بارها شکنجه و بازجویی شدند ولی مک گون ادعاهایی مانند کشیدن دندان و سوزاندن با اجاق را منکر شد و تاکید کرد که بازجویی انجام شده بدون اعمال فیزیکی ملموس و مشهود بوده است. تصاویر خبرنگاران از لحظه آزادی آنها شامل هیچ جراحت ملموسی نبود و صلیب سرخ نیز آنها را در یک وضعیت خوب توصیف کرد.<br><br>
&nbsp;آنها قبل از آزادی در ابوغریب زندانی بودند و بعد از آتش بس آزاد شدند.<br><br>
برای اقدامات میچل در طول عملیات برای وی مدال اقدام برجسته (لیاقت) (Diatinguished Conduct Medal) در نظر گرفته شد در حالی که برای آرمسترانگ و دو نفر دیگر از اعضای گشت مدال نظامی تعلق گرفت.</p>
<p style="text-align:center;"><br><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/13~2.jpg" alt="13~2.jpg"></p>
<p style="text-align:center;"><br>
میچل برنده جایزه</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">رایان طولانی ترین فرار تاریخ SAS را با حدود 290 کیلومتر رقم زد که بیشتر از فرار جک سیلیتو از صحرا در سال 1942 بود.</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://upload7.ir/imgs/2014-11/79735017219862255242.jpg'><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10284/14~1.jpg" alt="14~1.jpg"></a></p>
<p style="text-align:center;"><br>
کریس رایان رکورد طولانی ترین فرار SAS را در اختیار دارد</p>
<p>منابع</p>
<p style="text-align:left;"><br><a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/Bravo_Two_Zero'>http://en.wikipedia.org/wiki/Bravo_Two_Zero</a><br><br>
Damien Lewis, Zero Six Bravo, 60 Special Forces. 100000 Enemy. The Explosive True Story, Quercus Publishing Plc 2013<br><br>
ANDY MCNAB, Bravo Two Zero, BANTAM PRESS,1993</p>
<p style="text-align:center;"><br>
تمامی حقوق متعلق به <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/user/12324-deserthawk/'><span style="color:#0000ff;">نویسنده و مترجم</span></a> و <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/'><span style="color:#0000ff;">وبسایت میلیتاری</span></a> می باشد.</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p><span style="color:#ff0000;">ضمن تشکر&nbsp; از دوست عزیز جناب DESERTHAWK&nbsp; ، تصاویر و تاپیک منتقل شد // MR9</span></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28774</guid><pubDate>Thu, 27 Nov 2014 17:30:57 +0000</pubDate></item><item><title>&#x642;&#x62A;&#x644; &#x639;&#x627;&#x645; &#x6AF;&#x631;&#x6CC;&#x646; &#x628;&#x631;&#x62A; &#x647;&#x627;&#x60C; &#x646;&#x62A;&#x6CC;&#x62C;&#x647;&#x200C;&#x6CC; &#x62E;&#x648;&#x62F; &#x632;&#x646;&#x6CC; &#x627;&#x645;&#x631;&#x6CC;&#x6A9;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x647;&#x627; &#x62F;&#x631; &#x627;&#x641;&#x63A;&#x627;&#x646;&#x633;&#x62A;&#x627;&#x646;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/25172-%25d9%2582%25d8%25aa%25d9%2584-%25d8%25b9%25d8%25a7%25d9%2585-%25da%25af%25d8%25b1%25db%258c%25d9%2586-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25aa-%25d9%2587%25d8%25a7%25d8%258c-%25d9%2586%25d8%25aa%25db%258c%25d8%25ac%25d9%2587%25e2%2580%258c%25db%258c-%25d8%25ae%25d9%2588%25d8%25af-%25d8%25b2%25d9%2586%25db%258c-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b1%25db%258c%25da%25a9%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d9%2587%25d8%25a7/</link><description><![CDATA[[center][color=#006400][b]بسم الله الرحمن رحیم<br />
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم[/b][/color][/center]<br />
<br />
سلام....<br />
داشتم عکس های نیروهای عملیات ویژه رو تو سایت های مختلف دنبال میکردم..... یه عکس از یه سری نیروی ویژه دورو بر کرزی هستش که تو اینترنت پخشه و خیلی خیلی معروف... داشتم فکر میکردم که این عکس داستانش چیه؟ اینا کین دور و برش و ماجراشون چیه؟ الان کجان؟ چرا دور کرزی رو گرفتن؟ این عکس اصلا مال کجاس و خلاصه این دست حرفا...<br />
وانگهی، با کلی سرچ و جست‌و جو، تونستم حتی یه کتاب در موردش هم پیدا بکنم&#33;&#33;&#33;&#33;...<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/amerine_7.jpg[/img][/center]<br />
-------------------------<br />
بعد از اینکه هواپیماها خوردن به برج های دوقولو توی امریکا و مسائل به حالت فست فوروارد رفتن تا حمله‌ی امریکایی ها به افغانستان، شروع جنگ رو خیلی ها فکر میکنن که با هزاران نیروی اعزامی بوده...<br />
در حالی که به نظر میرسه که امریکا صرفا با اعزام نیروهای عملیات‌ ویژه‌ی خودش به مناطق مهم، جنگ رو شروع کرده و بقیه صرفا برا پشتیبانی اونجا رفتن...<br />
<br />
یکی از گروه های کوچیک حاضر، یه تیم 11 نفره‌ی از تیم اول یگان ODA 574  معروف به گرین برت ها(کلاه سبز ها) هستش... که خودشون 11 نفره و با پشتیبانی 24/7 هوایی وارد میشن...<br />
وظیفه‌ی تیم 11 نفره‌ی گرین برت ها، حمایت و حفاظت از حامد کرزی هست که  حالا دیگه دیپلماسیش جواب نداده و جنگ شروع شده و اون باید به فکر نجات کشورش از خرابی بیشتر باشه... کرزی از پاکستان وارد شده و به سمت یکی از شهرهای استان اورزغان&#33;؟ به اسم ترین کوت رفت...<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/01l.jpg[/img][/center]<br />
ترین کوت، از یک طرف قلب طالبان بود و بیشترین رهبران و روسای طالبان در این شهر و استان بودند، و از طرفی کرزی نیز در بین مردم انجا احترام و مقبولیت خاصی داشت...<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/07l.jpg[/img][/center]<br />
حامد کرزی، به همراه صدها نفر از نیروهای گریلا در انجا مستقر شده و  نیروهای گرین برت، شروع به اموزش نیروهای مردمی در این شهر کردند اما پس از چند روز، انها متوجه حمله‌ی نیروهای طالبان شدند. در حقیقت، طالبان دمدمای غروب در یک کاروان بزرگ داشت به سمت شهر می‌امد و با اینکه کرزی و گرین برت ها از مردم شهر خواستند که بیرون نرن و درگیر نشن، مردم بیرون رفتن و خواستن که درگیری ایجاد بکنن....<br />
اما بعد از اینکه کاروان بزرگ طالب‌ها رو دیدن ترسیدن و عقب نشینی کردن اما توجه طالب‌ها رو به خودشون جلب کرده بودن...<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/04l.jpg[/img][/center]<br />
گرین برت ها مجبور به درخواست پشتیبانی هوایی میشن و منطقه رو علامت گذاری میکنن... چند لحظه‌‌ی بعد، نیروی هوایی با انداختن بمب های سقوط ازاد، بدنه‌‌ی اصلی کاروان راه در هم می‌کوبد اما برخی از نیروهای باقی مانده، به سمت شهر به حمله ور می‌شوند...<br />
گرین برت ها به شهر عقب نشینی میکنند و در انجا درگیری را ادامه می‌دهند و هلیکوپتر های پشتیبانی نیز مدام به تیراندازی می‌پردازند.... مردم هم که از ترس در خونه هاشون قایم شده بودن، دوباره بر میگردن و به کلاه سبز ها کمک میکنن، کلاه سبز ها اونا رو سازماندهی میکنن که در قسمت های مختلف ورودی شهر مقاومت بکنن با این وجود، طالب ها موفق به ورود به شهر میشن... درگیری تا صبح روز بعد ادامه پیدا میکنه و بالاخره گرین برت ها موفق میشن که حتی یه محاصره رو هم اجرا بکنن روی نیروهای طالب که فرماندهان اصلی بودن...<br />
با دستگیر کردن این فرماندهان و این بدنه‌ی اصلی از طالب ها، احتمالا جنگ خیلی سریع به پایان میرسه.... طالب ها زیر اتیش سنگین و محاصره، مجبور به تسلیم میشن.... واقعیت اینه که گرین برت ها، با وجود تعداد کم اما نیروهای اموزش دیده و اماده ای هستن&#33;....<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/05l.jpg[/img][/center]<br />
افتخاری بزرگ در حال شکل گرفتنه... جنگی که هنوز شروع نشده، داره تموم میشه.... این وسط، نیروهای پشتیبانی(هلیکوپتر ها&#33;) با خودشون فکر میکنن که بهتره از این کیک بزرگ لقمه‌ای برا خودشون و برا معروفیت بردارن... بهتره که نقش اونها در عملیات پررنگ تر بشه... نقطه‌ی اصلی نیروهای طالب رو علامت گذاری میکنن برای پشتیبانی سنگین هوایی&#33;....<br />
چند لحظه‌ی بعد، حامد کرزی و ده‌ها گریلای افغان و 11 کوماندوی کلاه‌سبز ارتش امریکا، در کمال ناباوری میبینن که یه بمب سنگین 2000lb  رو سرشون منفجر میشه... نیروهای افغان همه کشته میشن، خود حامد کرزی اسیب می‌بینه و به شدت زخمی میشه.... 3 نفر از نیروهای گرین برت کشته میشه و 7 نفر دیگه به شدت زخمی میشن...  بدون استثنا این 7 نفر قسمت هایی از اعضای بدنشون رو از دست میدن... برای مثال یکی از افسر‌ها دست چپش رو به کلی از دست میده <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' /><br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/06l.jpg[/img][/center]<br />
اتفاقی که می‌تونست به یک جشن و افتخار ملی تبدیل بشه، سریعا تبدیل به یک فاجعه‌ی عظیم میشه... عملیاتی که در حقیقت، بزرگترین خود زنی یا فرندلی فایر تاریخ ارتش امریکا لقب گرفته...<br />
<br />
در این خصوص، تا سال 2006 هیچ کسی هیچ حرفی نزد... خیلی ها حتی خبر نداشتن که چنین اتفاقی افتاده تا اینکه رادیو‌ی هلندی با یکی از افسران به جا مونده( فرمانده‌ی گروه کلاه سبز ها) که در اون روزها، به درجه‌ی سرگردی(سرگرد امرین) رسیده بود در یک برنامه‌ی رادیویی ماجرای این اتفاق رو بازگو کرد....<br />
همچنین به تازگی در این خصوص کتابی نیز به چاپ رسیده که فروش خوبی رو پشت سر گذاشته....<br />
نام کتاب برای علاقمندان : the only thing worth dying for<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/09l.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_09l.jpg[/img][/url][/center]<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/11l.jpg[/img][/center]<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/12l.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_12l.jpg[/img][/url][/center]<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/13l.jpg[/img][/center]<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/14l.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_14l.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/15l.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_15l.jpg[/img][/url][/center]<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/08l.jpg[/img][/center]<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/16l.jpg[/img][/center]<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/10l.jpg[/img][/center]<br />
منابع:<br />
[url="http://www.martinfrost.ws/htmlfiles/nov2006/tarin_kowt.html"]۱[/url] | [url="http://www.pbs.org/wgbh/pages/frontline/shows/campaign/interviews/fox.html"]۲[/url] | [url="http://www.jerzeedevil.com/forums/showthread.php/72760-Special-Forces-A-Team-ODA574-amp-the-true-US-Afghanistan-war-book"]۳[/url] | [url="https://www.facebook.com/pages/The-only-thing-worth-dying-for/143634362365873"]۴[/url]<br />
عکس‌ها : [url="http://www.onlythingworthdyingfor.com/photos.php"]۱[/url]| گوگل&#33;<br />
[color=#ff0000][b]فقط برای میلیتاری&#33;[/b][/color]<br />
[b]	 [/b]]]></description><guid isPermaLink="false">25172</guid><pubDate>Fri, 26 Jul 2013 15:57:40 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x631;&#x647;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x633;&#x631;&#x628;&#x627;&#x632; &#x627;&#x633;&#x631;&#x627;&#x626;&#x6CC;&#x644;&#x6CC; &#x646;&#x686;&#x634;&#x648;&#x646; &#x648;&#x627;&#x686;&#x633;&#x645;&#x646; &#x648; &#x6CC;&#x6A9; &#x627;&#x641;&#x62A;&#x636;&#x627;&#x62D; &#x6A9;&#x627;&#x645;&#x644;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28680-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25b1%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a8%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25a7%25d8%25a6%25db%258c%25d9%2584%25db%258c-%25d9%2586%25da%2586%25d8%25b4%25d9%2588%25d9%2586-%25d9%2588%25d8%25a7%25da%2586%25d8%25b3%25d9%2585%25d9%2586-%25d9%2588-%25db%258c%25da%25a9-%25d8%25a7%25d9%2581/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;">بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">گروهبان نچشون موردخای واچسمن (</span></span><span style="font-size:14px;">Nachshon Mordechai Wachsman</span><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">) متولد 1975 یک سرباز اسرائیلی بود که در 8 اکتبر 1994 توسط اعضای گروه حماس ربوده شد و برای مدت 6 روز اسیر این گروه باقی ماند. </span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">او یک شهروند دوگانه آمریکایی و اسرائیلی بود که در قدس بزرگ شده بود. او فرزند سوم از یک خانواده 9 نفره بود. واچسمن برای واحد کماندویی مخصوص تیپ گولانی داوطلب شده بود و در حال انجام خدمت در آن بود.</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/1~9.jpg" alt="1~9.jpg"></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">گروهبان نچشون واچسمن سرباز تیپ گولانی</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">در طول مدت مرخصی در خانه او برای انجام یک دوره آموزشی یک روزه در شمال فلسطین اشغالی فرا خوانده شد و شب یکشنبه بعد از عید شبات آماده عزیمت به محل خدمت خود شد. سپس برای عزیمت به آنجا در کنار بزرگراه اصلی منتظر سوار شدن به اتوبوس یا سواری بین راهی شد که عملی عادی برای سربازان اسرائیلی در قدس است.</span></span></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://upload7.ir/imgs/2014-10/05354946887575490700.jpg'>[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/2~6.jpg]<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/thumb_2~6.jpg" alt="thumb_2~6.jpg">[/url]</a></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">سوار شدن به خودروهای شخصی امری عادی در قدس است</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">ماموران اطلاعاتی بعدا گزارش دادند که واچسمن وارد یک خودرو شخصی شد که در آن شبه نظامیان حماس در لباس های یهودی قرار داشتند. محمد ضیف بعدها بیان کرد که او فرمانده عملیات برای ربایش واچسمن بوده است.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">در 11 اکتبر 1994 یک نوار ویدئویی پخش شد که در آن واچسمن در حالی که دست ها و پاهایش بسته بود روی صندلی قرار داشت. همچنین یک مرد در حالی که صورتش را با چفیه بسته بود در حال نشان دادن کارت شناسایی واچسمن بود. </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://upload7.ir/imgs/2014-10/35073561187701341775.png'><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/3.png" alt="3.png"></a></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">نوار ویدئویی که در آن واچسمن نشان داده شد</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">سپس واچسمن شروع به حرف زدن کرد: من توسط گروه حماس ربوده شده ام. تقاضای آنها آزادی شیخ احمد یاسین و 200 نفر دیگر از زندان های اسرائیل است. اگر تقاضای آنها برآورده نشود آنها مرا در ساعت 8 شب جمعه اعدام خواهند کرد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">در همین حین نیروهای امنیتی اسرائیل جهاد یرمور راننده خودرویی که واچسمن با آن ربوده شده بود را دستگیر کردند. در بازجویی از یرمور آنها فهمیدند که واچسمن در روستای بئر نبله که در کنترل اسرائیلی ها بود و تنها 10 دقیقه از خانه واچسمن در منطقه راموت در همسایگی قدس قرار داشت نگهداری می شود. اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل دستور یک عملیات نجات را صادر کرد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">در جمعه 14 اکتبر اسحاق رابین، شیمون پرز و یاسر عرفات که کاندیدای جایزه صلح نوبل بودند در مورد این حادثه مورد سوال خبرنگاران قرار گرفتند. اسحاق رابین در جواب گفت که فرآیند صلح ممکن است شامل ریسک هایی حساب شده نیز باشد. عرفات نیز قول داد همه تلاش خود را برای سالم برگرداندن واچسمن به کار گیرد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://upload7.ir/imgs/2014-10/31316074302769996472.jpg'>[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/4~5.jpg]<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/thumb_4~5.jpg" alt="thumb_4~5.jpg">[/url]</a></span></span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">تیم کماندویی سایرت متکال که برای عملیات انتخاب شده بود</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">در ساعت 8 شب که مهلت مقرر در حال اتمام بود عملیات نجات توسط واحد کماندویی سایرت متکال انجام شد. این طور تصور شد که واچسمن در پشت یک در آهنی قرار دارد ولی در حقیقت آن در یک در فولادی ضخیم بود. آنها در انتخاب مقدار مواد لازم برای ورود به داخل خانه اشتباه کردند و در باز نشد. با شنیدن صدای انفجار عنصر غافلگیری از بین رفت. به محض اینکه تیم برای ورود به داخل خانه تلاش کرد آتش سنگینی نیز از سوی گروگان گیران به سمت آنها روانه شد. سردسته تیم نجات&nbsp; به نام نیر پوراز (</span></span><span style="font-size:14px;">Nir Poraz</span><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">) در درگیری کشته شد و 10 نفر از سربازان اسرائیلی زخمی شدند. </span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/5~4.jpg" alt="5~4.jpg"></p>
<p style="text-align:center;">نیر پوراز فرمانده تیم اصلی که در درگیری کشته شد</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">تیم اصلی به همراه تیم پشتیبان به سمت 3 گروگان گیر شروع به تیراندازی کردند که در نتیجه گروگان گیران کشته شدند. سپس تیم وارد اتاقی که گروگان در آن قرار داشت شد ولی پس از ورود مشاهده شد که واچسمن توسط گروگان گیران اعدام شده است.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14px;">جهاد یرمور محاکمه و به جرم مشارکت در قتل واچسمن به زندان محکوم شد ولی در سال 2011 به همراه تعداد زیادی از زندانیان دیگر با گیلعاد شالیت معاوضه و آزاد شد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">منابع</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://books.google.com/books?id=y9wmjijOQc8C&amp;pg=PA219&amp;lpg=PA219&amp;dq=Nachshon+Wachsman+Sayeret+Matkal&amp;source=bl&amp;ots=YhklJ-SJYk&amp;sig=POxTuLiYm3WxVCyFDVZDiQJcVEQ&amp;hl=en&amp;sa=X&amp;ei=Y75QVLirMaG_ygP95YDwCw&amp;ved=0CEIQ6AEwBA#v=onepage&amp;q=Nachshon%20Wachsman%20Sayeret%20Matkal&amp;f=false'>Mayn Katz, Song of Spies,&nbsp; p 218-219</a></p>
<p style="text-align:left;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/Kidnapping_and_murder_of_Nachshon_Wachsman'>http://en.wikipedia.org/wiki/Kidnapping_and_murder_of_Nachshon_Wachsman</a></p>
<p style="text-align:left;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">همه حقوق متعلق به <a data-ipb='nomediaparse' href='http://www.military.ir/forums/user/12324-deserthawk/'>گردآورنده</a> و www.military.ir است</p>
<p>لطفا فقط از نظر نظامی به موضوع نگاه کنید.</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28680</guid><pubDate>Wed, 29 Oct 2014 12:24:03 +0000</pubDate></item><item><title>&#x641;&#x631;&#x648;&#x62F;&#x6AF;&#x627;&#x647; &#x637;&#x628;&#x642;&#x647;&#x60C; &#x645;&#x642;&#x627;&#x648;&#x645;&#x62A; &#x6A9;&#x631;&#x62F;...(&#x628;&#x631;&#x631;&#x633;&#x6CC; &#x642;&#x62F;&#x631;&#x62A; &#x639;&#x645;&#x644; &#x646;&#x6CC;&#x631;&#x648;&#x6CC; &#x647;&#x648;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x628;&#x631; &#x639;&#x644;&#x6CC;&#x647; &#x62A;&#x631;&#x648;&#x631;&#x6CC;&#x633;&#x62A; &#x647;&#x627;)</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28356-%25d9%2581%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25af%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2587-%25d8%25b7%25d8%25a8%25d9%2582%25d9%2587%25d8%258c-%25d9%2585%25d9%2582%25d8%25a7%25d9%2588%25d9%2585%25d8%25aa-%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25af%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25b1%25d8%25b3%25db%258c-%25d9%2582%25d8%25af%25d8%25b1%25d8%25aa-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584-%25d9%2586%25db%258c%25d8%25b1%25d9%2588%25db%258c-%25d9%2587/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:center;"><span style="color:#006400;"><strong>بسم الله الرحمن رحیم<br>
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم</strong></span></p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/tbg_Resust_02.jpeg" alt="tbg_Resust_02.jpeg"></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p>بعد از چند سری حملات سنگین تروریست های داعش، فرودگاه طبقه در شمال سوریه همچنان مقاومت میکند. طبقه چهارمین پایگاه نظامیی بود که توسط داعش مورد حمله برق اسا قرار گرفت.</p>
<p>همچون تیپ ۹۳، این پایگاه نیز زیر حمله‌ی راکت لانچر های غنیمتی از گردان ۱۲۱ و تیپ ۹۳ بود، هرچند تصرف گردانهای ۱۲۱ و ۹۷ و تیپ ۹۳ به سادگی اتفاق افتاد، عناصر داعش به تله‌‌ی پیش‌بینی شده توسط نیروهای طبقه افتادند. نتیجتا، داعش تنها تعدادی ساختمان و یک سلاح ضد هوایی به دست اورد...</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><a  class="bbc_url" href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/tbg_Resust_01.jpeg"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_tbg_Resust_01.jpeg" alt="thumb_tbg_Resust_01.jpeg"></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مشکل کار عناصر داعش، در اسمان بود! هرچند به نظر میرسید که داعش حداقل بر روی زمین غیر قابل شکست‌است، اما به دلیل شکافی که در توانایی های دفاع هوایی اونها وجود داره، باعث شده که ارتش سوریه بتونه به خوبی با استفاده از نیروی هوایی به اجرای اتش بر علیه اونها بپردازه و حتی توانست نیروی کمکی و تجهیزات هم به طبقه منتقل بکنه که حکایت از امکان ایجاد برتری بر داعش، با کمک نیروی هوایی داره...</p>
<p>نیروی هوایی، نه تنها در دفاع از پایگاه کمک کرد، که حتی توانست حملاتی را نیز بر علیه داعش به اجرا بگذارد. البته حمله‌ی اولیه‌ی داعش توسط میدان های مین دفع شده و سپس سرکوب نیروها با اجرای اتش بر روی این عناصر ادامه پیدا کرد. نیروهای داعش توی فضای باز و بدون سرپناه بودند که اونها رو به سیبل تیراندازی جنگنده های سوری تبدیل کرد. میگ ۲۱ های این پایگاه نیز در باند پروازی ۳ کیلومتری فرودگاه کاملا عملیاتی بودند و توانستند به اجرای عملیات بپردازند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/tbg_Resust_03.png]<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_tbg_Resust_03.png" alt="thumb_tbg_Resust_03.png">[/url]</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>همچنین خودرو ها و تجهیزات موتوریزه‌ی داعش نیر برای اولین بار به بالگرد های غزال SA-342 سوریه کاربرد پیدا کردند و&nbsp; این بالگرد که تنها به راکت های ضد تانک با سنسور های گرمایاب میباشند، پرواز هایی برای سرکوب خودرو های داعش داشتند. به نظر میرسد که این هلیکوپتر و موشک های ضد تانکش، کاربرد خوبی در بیابان های طبقه پیدا کرده اند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/tbg_Resust_04.png]<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_tbg_Resust_04.png" alt="thumb_tbg_Resust_04.png">[/url]</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/tbg_Resust_05.png]<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_tbg_Resust_05.png" alt="thumb_tbg_Resust_05.png">[/url]</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>و البته همراهی این بالگرد ها توسط بالگرد های سنگین تر میل ۲۵ که به راکت های غیر هدایت شونده و بمب های رها شونده مجهز بودند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/tbg_Resust_06.png]<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_tbg_Resust_06.png" alt="thumb_tbg_Resust_06.png">[/url]</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>من همیشه معتقد بودم که نیروهای داعش، تا زمانی که به تسلیحات ضد هوایی مجهز نشدن، کوچیکترین شانسی برای جنگیدن با تجهیزات هوایی ندارن و تجهیزاتی که از هوا اونها رو میزنه، میتونه هر محلی رو به قتل‌گاه عناصر داعش تبدیل بکنه....</p>
<p>پایگاه(فرودگاه) طبقه، محل بسیار محمی برای داعش هستش. سقوط این پایگاه، ورود عمیق تر داعش به سوریه رو راحت تر میکنه و صد البته بعد از این پایگاه، کسی بین داعش و تصرف فرودگاه تدمور و بعدش فرودگاه TF که ناوگان سوخو ۲۴ های سوریه در اون هستن قرار نمی‌گیره.</p>
<p>بر اساس اخبار، طبقه ۱۲ اسکادران و البته یک اسکادران شناخته نشده‌ی شامل جنگنده های Mig21bi و Mig21MF هستش. همچنین تعدادی میل ۷/۱۸ که بشکه‌های انفجاری را استفاده میکنند و صد البته محل ارسال نیروی کمکی و تجهیزات با پایگاه های اطراف هم هست. این فرودگاه ۸ بانکر انبارهای اسلحه و مهمات، چهار سایت ضد هوایی شامل ۲۴ اسلحه ضد هوایی و&nbsp; ۵ رادار هستش. این رادار ها، شمال سوریه را از نظر هوایی کنترل میکنند و در صورت از بین رفتنشون، سوریه به طور کامل کنترل هوایی بر اسمان شمال کشور رو از دست میده و نمیتونه تحرکات هوایی رو زیر نظر بگیره.</p>
<p>بنابراین، تجهیزات و امکانات موجود در این پایگاه، از همه نظر به درد داعش میخورن مخصوصا تجهیزات ضد هوایی که شدیدا داعش به اونها نیاز داره.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/tbg_Resust_07.png]<img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_tbg_Resust_07.png" alt="thumb_tbg_Resust_07.png">[/url]</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>تلفات سنگین و نزدیک به ۱۰۰۰ نفره‌ی داعش برای تصرف این پایگاه، بزرگ‌ترین نقطه ضعف داعش که نبود تجهیزات کافی بر علیه تجهیزات پروازی هستش رو بیش از پیش نشون میده و نقش پر رنگ نیروی هوایی در سرکوب تروریست ها رو... با این حال، من فکر نمی‌کنم این دست تجهیزات برای داعش لااقل در عراق که بزرگ‌ترین محل تجهیز این گروه هستش در دسترس باشه، ولی باید دید در خود سوریه چه تجهیزاتی با قابلیت استفاده بر علیه اهداف پروازی وجود داره و برای اونها هرچه سریعتر برنامه ریزی بشه...</p>
<p>مشخصا سیستم های پدافندی مثل سام که فکر میکنم سوریه اونها رو داره...</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a data-ipb='nomediaparse' href='http://senaps.blog.ir/post/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF'>Senaps</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>لطفا بعد از خارج شدن از اسکرول، منتقل بشه...</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28356</guid><pubDate>Sun, 24 Aug 2014 09:13:11 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62D;&#x645;&#x644;&#x647; &#x628;&#x647; &#x633;&#x631;&#x641;&#x631;&#x645;&#x627;&#x646;&#x62F;&#x647;&#x6CC; &#x627;&#x633;&#x62A;&#x627;&#x646; &#x6A9;&#x631;&#x628;&#x644;&#x627; &#x648; &#x631;&#x628;&#x648;&#x62F;&#x646; &#x646;&#x6CC;&#x631;&#x648;&#x647;&#x627;&#x6CC; &#x622;&#x645;&#x631;&#x6CC;&#x6A9;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x62F;&#x631; &#x633;&#x627;&#x644; 2007</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28370-%25d8%25ad%25d9%2585%25d9%2584%25d9%2587-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25b3%25d8%25b1%25d9%2581%25d8%25b1%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25af%25d9%2587%25db%258c-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25aa%25d8%25a7%25d9%2586-%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25a8%25d9%2584%25d8%25a7-%25d9%2588-%25d8%25b1%25d8%25a8%25d9%2588%25d8%25af%25d9%2586-%25d9%2586%25db%258c%25d8%25b1%25d9%2588%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a2/</link><description><![CDATA[<p style="text-align:right;">بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><em><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">در واقع من این موضوع و شرح حال اون رو رد یا تایید نمی کنم ولی اگر به جزئیات عملیات دقت بشه چیزای زیادی میشه ازش فهمید</span></span></em>.</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">حمله به سرفرماندهی استان کربلا یک عملیات نفوذی بود که در 20 ژانویه سال 2007 توسط کماندوهای شورشی با مشارکت احتمالی ایرانی ها بر ضد مقر مشترک نیروهای آمریکایی و &nbsp;فرماندهی پلیس عراق انجام شد. این حمله که به دنبال آن 5 سرباز آمریکایی کشته و سه نفر دیگر زخمی شدند، به عنوان برجسته ترین و پیچیده ترین حمله از چهار سال جنگ قبل از آن بود و همچنین به عنوان قابل توجه ترین اقدام در میان اقدامات نادری بود که در آن شورشیان سعی در اسیر کردن سربازان امریکایی کردند.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">پس زمینه</span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">از زمان حمله به عراق در سال 2003 استان کربلا شدت درگیری هایی را که سایر نقاط مانند بغداد و استان الانبار داشتند را نداشت. اگرچه کربلا مکان بسیاری از حمله ها بود ولی بطور گسترده ای خالی از هرگونه بمب گذاری هایی بود که در بغداد اتفاق می افتاد و یا جنگ های شهری سنگینی که در فلوجه ، موصل، نجف ، رمادی و سایر نقاط اتفاق می افتاد در آنجا کمتر در جریان بود. تنها دو استثناء قابل توجه وجود داشت. قتل عام عاشورا در مارس 2004 و قیام جیش مهدی به رهبری مقتدی صدر در جنوب عراق این موارد استثنائات بودند. قبل از حمله 20 ژانویه تنها 33 نفر از نیروهای ائتلاف در استان کربلا کشته شده بودند که تنها 1 درصد از تلفات نیروهای ائتلاف در کل عراق بود.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">حمله</span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">حمله توسط 9 تا 12 نفر انجام شد که به شکل تیم های امنیتی آمریکایی بودند و توسط خودروهای </span></span><span><span style="font-family:'times new roman', serif;"><span style="font-size:14pt;">GMC Suburban</span></span></span><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;"> که توسط نیروهای امنیتی ایالات متحده استفاده می شدند، سفر می کردند. این افراد همچنین سلاح های آمریکایی به همراه داشتند ، لباس نظامی آمریکایی پوشیده بودند و به زبان انگلیسی صحبت می کردند. مطابق با گفته های یک افسر عراقی تیم عملیاتی توسط یک مرد با موهای بور هدایت می شد. حمله زمانی اتفاق افتاد که نیروهای نظامی آمریکایی آماده شده بودند که مقر را ترک کنند. در حدود 30 سرباز آمریکایی در آن زمان در مقر بودند.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">بعد از عبور از 3 نقطه ایست و بازرسی که توسط نیروهای امنیتی عراقی کنترل می شد در حدود ساعت 17:45 تیم عملیاتی خودروهایشان را که حداقل شامل 5 </span></span><span><span style="font-family:'times new roman', serif;"><span style="font-size:14pt;">SUV</span></span></span><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;"> بود در نزدیکی ساختمان مرکز هماهنگی مشترک استانداری پارک کردند. گروه حمله به محض رسیدن به دو دسته تقسیم شدند و تعدادی با خودروهایشان در پشت ساختمان اصلی و عده ای دیگر در روبروی ساختمان اصلی مستقر شدند. کماندوها در ابتدا با استفاده از مواد منفجره دست ساز دو خودروی امنیتی بیرون را آتش زدند. سپس در تلاش برای خلع سلاح دو افسر با استفاده از نارنجک های ترکش زا وارد ساختمان شدند. آنگاه آنها با استفاده از نارنجک و سلاح های کوچک به یک اتاق که آمریکایی ها به عنوان سربازخانه استفاده می کردند یورش بردند. به محض اینکه سربازان داخل اتاق تسلیم شدند آنها برای دستگیری دو سرباز به نام های ستوان جاکوب نوئل فریتز و کاپیتان بریان اسکات فریمن پیش رفتند. آنها دو سرباز دیگر به نام های فالتر و چیسم را نیز در ورودی مقر از یک هامووی زره پوش پیاده کردند. یک سرباز به نام میلیکان در انفجار نارنجک در سربازخانه کشته شد و سه نفر دیگر زخمی شدند. سه هامووی آمریکایی توسط انفجار از بین رفت. هیچ پلیس یا سرباز عراقی در حمله زخمی نشد و کماندوها بطور دقیق آمریکایی ها را هدف می دادند.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">در حوالی ساعت 6 عصر عملیات تیم به اتمام رسید و آنها مقر را به همراه زندانیانشان ترک کردند و به سمت استان همسایه یعنی بابل در سمت شرق به راه افتادند. بعد از مدت کوتاهی بعد از عبور از رود فرات کماندوها که توسط هلیکوپترهای آمریکایی دنبال می شدند 4 زندانی خود را کشتند و به همراه خودروها تجهیزات و یک تفنگ رها کردند. سه سرباز بعدا توسط پلیس عراق به همراه گلوله هایی در سینه شان در مکانی به نام ابو الوان نزدیک مهوالی پیدا شدند. سه نفر از آنها مرده پیدا شدند و نفر چهارم با زخمی مرگ آور به یک بیمارستان در آن نزدیکی برده شد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">4 مظنون به شرکت در حمله در 22 ژانویه توسط نیروهای آمریکایی و نیروهای پلیس عراق بازداشت شدند. ازهر الدولیمی به عنوان مغز متفکر عملیات در 18 می توسط نیروهای آمریکایی کشته شد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">ظن شرکت ایران در حمله</span></span></strong></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">مطابق با گفته های دو افسر که اسمی از آنها برده نشده است ، پنتاگون احتمال اینکه این حمله توسط ایرانی ها پشتیبانی شده باشد را بررسی کرده است. در یک سخنرانی در 31 ژانویه 2007 نخست وزیر عراق نوری المالکی بیان کرد که ایران حمله به نیروهای ائتلاف در عراق را پشتیبانی می کند و بعضی از عراقی ها بیان کرده اند که این حمله توسط سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تلافی ربودن 5 ایرانی از کنسولگری ایران در اربیل توسط نیروهای آمریکایی در 11 ژانویه انجام شده است.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">در پاسخ به این گمانه زنی ها حسن کاظمی قمی سفیر وقت ایران در عراق مدارک آمریکایی ها برای اثبات مشارکت ایران در حمله به نیروهای آمریکایی را مسخره عنوان کرد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">رزونامه نگار بیل روگیو بیان کرد که حمله کنندگان ممکن بود تمایل داشته باشند که آمریکایی های ربوده شده را به ایران انتقال دهند.</span></span></p>
<p style="text-align:right;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">در جولای 2007 ارتش ایالات متحده بیان کرد که اطلاعاتی که از یک عضو ارشد حزب الله به نام موسی دقدوق که توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شده بود رابطه بین سپاه قدس و حمله کربلا را بیان می کند. دقدوق به عنوان رابط بین سپاه قدس و گروه های شیعه ای که حمله را انجام دادند کار می کرد. بر طبق گفته های ایالات متحده دقدوق گفت که گروه شیعه نمی توانست این عملیات پیچیده را بدون پشتیبانی و هدایت سپاه قدس انجام دهد.</span></span></p>
<p style="text-align:right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:right;"><a data-ipb='nomediaparse' href='http://en.wikipedia.org/wiki/Karbala_provincial_headquarters_raid'><span style="color:#ff0000;"><span style="font-family:'b nazanin';"><span style="font-size:14pt;">منبع</span></span></span></a></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28370</guid><pubDate>Wed, 27 Aug 2014 20:04:41 +0000</pubDate></item><item><title>&#x636;&#x631;&#x628; &#x639;&#x636;&#x628;&#x60C; &#x636;&#x631;&#x628;&#x647;&#x200C;&#x6CC; &#x6A9;&#x627;&#x631;&#x6CC; &#x627;&#x631;&#x62A;&#x634; &#x67E;&#x627;&#x6A9;&#x633;&#x62A;&#x627;&#x646; &#x628;&#x647; &#x62A;&#x631;&#x648;&#x631;&#x6CC;&#x633;&#x62A; &#x647;&#x627;...</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28106-%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%B9%D8%B6%D8%A8%D8%8C-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7/</link><description><![CDATA[
<p style="text-align:center;">
	بسم الله الرحمن رحیم<br />
	لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم<br />
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_00.jpg" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_00.jpg</a>
</p>

<p>
	سلام...<br />
	توی یک ماه گذشته، کل برنامه هام با عملیات های داعش در عراق، کاملا به هم ریخت!! حتی نتونستم درست درس بخونم واسه امتحانات پایان ترم( البته! بازی های المان عزیز و ایران هم باید بهش اضافه بشه!)<br />
	<br />
	به هر صورت، در روزهایی که خیلی از بچه های میلیتاری و خود من، شب و روز با نگرانی تحولات وحشتناک و عجیب و غریب عراق رو دنبال میکردیم و تقریبا عادی شده بود که تا بیرون می‌رفتیم و بر میگشتیم، به ازای هر ساعت چند تا شهر و روستا به دست داعش افتاده بود، و بعد از فروکش کردن تب داعش تحولات کردستان عراق و بعد جنگ غزه و فوتبال و والیبال به مواردی که هر روز پیگیری میکردیم اضافه شده بود و ما فرصت نداشتیم که دنیا رو درست رصد کنیم از نظر تحولات نظامی، پاکستانی ها عملیاتی بسیار غرور انگیز رو اجرا کردن که به عنوان یه همسایه، میشه گفت لااقل اون قسمت قرار نیست تا چند سال شورشی صورت بگیره و یه مشت تروریست که هیچ پرچم و مسئولیتی ندارن کشور رو به دست بگیرن! <img alt=":)" src="http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/" />))<br />
	<br />
	توی این تاپیک که متاسفانه خیلی سریع داره جمع میشه، ابتدا سعی میکنم که این یک ماهی که عقب موندیم رو خیلی سریع جبران بکنم و به امروز برسیم و بعد، اخبار رو از امروز به بعد دنبال میکنیم....<br />
	 
</p>

<p style="text-align:center;">
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_01.jpg" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_01.jpg</a>
</p>

<p style="text-align:center;">
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/use" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/use</a>rpics/10262/thumb_WarinPakistan_01.jpg]<br />
	 
</p>

<p>
	شخصا تا حالا نمی‌دونستم کشوری مثل پاکستان این همه گروه تروریستی هست که بر علیهش میجنگن!! و چه جالب میشه که ما هم از این تحولات و این گروه ها خبر دار بشیم! شاید این اواخر در خصوص ربوده شدن مرزبان هامون یا کلا تروریست هایی که از پاکستان علیهمون عملیات میکنن خبرهایی موازی باشه که ما ازش خبر نداریم! <img alt=":)" src="http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/" />))<br />
	<br />
	پر چونگی رو کنار میذارم و سریع میرم سراغ خود تاپیک...<br />
	<br />
	----------------------------------------------------------------<br />
	----------------------------------------------------------------<br />
	<br />
	<br />
	۸ ژون امسال، یعنی تقریبا یک ماه پیش، ۱۰ انتحاری با کلی اسلحه و نارنجک و راکت‌انداز دستی به فرودگاه جیناح در پاکستان حمله میکنن و نهایتا، عملیاتشون منجر به کشته و زخمی شدن حدود ۵۰ نفر میشه.<br />
	خیلی سریع، تحریک طالبان افغانستان( بیاین برای ساده تر شدن، از این به بعد بهشون بگیم طالب ها!) و حرکت اسلامی ازبکستان( چنین گروهی وجود خارجی داشته؟ یعنی میدونیم که اینا به سوریه اومدن! ولی فک میکردم جهادی داوطلب بودن نه تروریست <img alt=":neutral:" src="http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/" /> ) خیلی سریع و مفتخرانه مسئولیت حملات رو به عهده گرفتن!
</p>

<p>
	( در این خصوص، <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/2014_Jinnah_International_Airport_attack" rel="external nofollow">http://en.wikipedia.org/wiki/2014_Jinnah_International_Airport_attack</a> رو بخونین برای اطلاعات بیشتر)<br />
	<br />
	پر واضحه که حکومت پاکستان به هیچ عنوان با این حرکت حال نکرده بود، و سریعا دست به عملیات نظامی بزرگی به تلافی این عملیات زد.<br />
	اونها اعلام کردن که بر اثر این عملیات، تمامی تروریست ها و شبه‌نظامی ها و حامیان اونها رو از کشور بیرون میندازن( امیدوارم به سمت کشور ما نندازن!)...در این شاید بزرگ‌ترین عملیات نظامی، نزدیک به ۴۰ هزار نیروی پاکستانی شرکت کردن که عموما از نیروی زمینی پاکستان بودن.<br />
	البته قبلا نیروی هوایی پاکستان هم چشمه‌هایی از توانایی های ارتش رو به رخ تروریست ها کشیده بود.<br />
	<br />
	<br />
	اسم عملیات، گویای اهدافش هست. ضرب عضب به معنای ضربه‌ای کاری و تمام کننده به تروریست هاست و صد البته عضب اسم شمشیر پیامبر اسلام(ص) در جنگ احد هم هست.<br />
	<br />
	گروه های تروریستی هدف این عملیات، گروه های طالبان، حرکت اسلامی ازبکستان، القائده، لشکر جهنگوی( در خصوصش بعدا توضیح میدم!)، حرکت ترکستان شرقی ( <img alt=":neutral:" src="http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/" /> )، و گروه حقانی هستن. (راستش غیر از طالبان، از وجود بقیه خبر نداشتم من به شخصه <img alt=":neutral:" src="http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/" /> )<br />
	<br />
	از نیروهای مرزی افغانستان خواسته شد که مرزها را ببندند و با واحد های زرهی، نیروهای پیاده و نیروی هوایی، در شهرهای میرالی و میرانشاه پایگاه‌های نظامی برای فرماندهی و اجرای عملیات راه‌اندازی شدند.<br />
	در مهم ترین مباحث، وزیر امور خارجه پاکستان گفت که از هیچ کشور یا گروهی درخواست کمک ندارد و این مسئله را ارتش پاکستان به تنهایی میتواند حل بکند.[/color]<br />
	با این حال البته، دولت های امریکا و امارات متحده عربی هر کدوم مبلغ ۲۰ میلیون دلار به پاکستان برای اجرای عملیات کمک کرده‌اند و البته پهپاد های امریکایی نیز طبق معمول همیشه عملیات هایی را اجرا کرده اند.<br />
	<br />
	<br />
	وقایع اتفاقیه:<br />
	 
</p>

<p style="text-align:center;">
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_05.jpg" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_05.jpg</a>
</p>

<p style="text-align:center;">
	<a href="http://gallery.military.ir/album" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/album</a>s/userpics/10262/thumb_WarinPakistan_05.jpg
</p>

<p style="text-align:center;">
	<br />
	 
</p>

<p>
	۱۵ ژون:<br />
	عملیات در فاز اول، با حملات نیروی هوایی به مخفیگاه‌ها، مراکز اموزشی و و زیرساخت های انها(کارگاه‌های بمب سازی و انبار های اسلحه و مهمات و...) اغاز شد.<br />
	<br />
	در شب اول عملیات، ۸ مخفیگاه و چند انبار مهمات مورد حمله قرار گرفت. در این حملات، بیشتر افرادی که مسئول حمله به فرودگاه کراچی بودند مورد هدف قرار گرفتند که در موفق ترین این حملات، ۱۴۰ نفر که عموما ازبک بودند، و فرمانده‌ی انها به اسم ابو عبد رحمان المانی مورد هدف قرار گرفتند. (رحمان المانی؟؟ المانی؟ لعنت به این اروپایی ها <img alt=":neutral:" src="http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/" /> )<br />
	<br />
	<strong>پاکسازی دو شهر میرالی و میرانشاه به صورت کامل</strong> و بستن کامل مرزهای وزیرستان و انتقال تجهیزات مورد نیاز برای <strong>راه اندازی دو پایگاه نظامی</strong> در این شهر صورت گرفت.<br />
	<br />
	محل هایی برای تسلیم شدن تروریست ها در نظر گرفته شد. بنابراین، تروریست هایی که میخواستند تسلیم شوند به این محل ها مراجعه میکردند.<br />
	 
</p>

<p>
	نظارت هوایی ۲۴ ساعته راه‌اندازی شد[/color][/b] و از نیروهای مرزی افغان خواسته شد که در شناسایی و یا از بین بردن تروریست ها و محل های اختفای انها در افغانستان کمک کنند و همچنین مرز را ببندند و عناصری که قصد عبور از مرز را دارند را حذف کنند( بکشند!).<br />
	<br />
	<br />
	۱۶ ژون:<br />
	۶ پناه‌گاه در شاهول مورد هدف قرار گرفتند و همچنین ۲۷ نفر از تروریست ها نیز در این حملات که توسط دو جنگنده صورت گرفت به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	بر اثر انفجار بمب کنار جاده ای (IED) یک خودروی گشتی پاکستان در مرز با افغانستان منهدم شد که طی ان، ۶ سرباز پاکستانی نیز کشته شدند.<br />
	<br />
	<span style="color:#ff0000;">در درگیری اسنایپر های نیروی مخصوص ارتش</span>، ۳ تروریست که قصد کار گذاری بمب کنار جاده‌ای در نزدیکی میرانشاه را داشتند، به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	درگیری بین تروریست های در حال فراره از میرالی، ۷ تروریست کشته و ۳ سرباز زخمی شدند.<br />
	<br />
	در یک درگیری دیگر، ۷ تروریست و ۲ سرباز کشته شدند.<br />
	<br />
	<br />
	۱۷ ژون:<br />
	در حمله‌ی هوایی به ۶ پناه‌گاه در شمال وزیرستان، ۲۵ تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	در درگیری در اطراف میرانشاه، ۳ تروریست کشته و ۱ سرباز زخمی شدند.<br />
	<br />
	۴۰ درصد از مردم این قسمت از وزیرستان شمالی از شهرهای محل سکونت خود تخلیه شدند. عملیات تخلیه، ۳ روز طول کشید.<br />
	<br />
	<br />
	۱۹ ژون:<br />
	<br />
	در ارتفاعات زرتنگی، توسط یک هلیکوپتر اپاچی حدود ۱۵ تروریست در طی شب به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	۸ ازبک تروریست که میخواستند در جاده‌ی میرانشاه به میرالی بمب کنار جاده‌ای کار بگذارند، توسط اسنایپر های نظارتی ارتش به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	تخلیه‌ی شهر های غولام و میرانشاه اغاز شد. ایست و بازرسی هایی برای بازرسی کلی، و دادن غذا و دارو به مردم ایجاد شد.<br />
	<br />
	۴۰۰ خانواده‌ی افغان، از طریق مرز شمالی شهر غولام، به افغانستان رفتند که این تخلیه تحت نظارت و همیاری نیروهای پاکستانی صورت گرفت.<br />
	<br />
	<br />
	۲۰ ژون:<br />
	<br />
	۳ پناه‌گاه در قطاب‌خل توسط هلیکوپتر اپاچی منهدم شد که ۱۸ تروریست طی این حملات که با پشتیبانی واحد های توپخانه صورت گرفتند به هلاکت رسیدند. حجم زیادی از مهمات و اسلحه نیز تخریب شد.<br />
	<br />
	تروریست ها ۶ تلاش برای فرار از مناطق محاصره شده داشتند که با شکست همراه بود و همچنین ۳ شهروند که مدارک شناسایی همراه نداشتند نیز دستگیر شدند.<br />
	<br />
	۲۴ نفر دیگر نیز که در تلاش بودند برای فرار از مناطق محاصره شده‌ی اطراف میرانشاه و میرالی نیز در جریان عملیات های مختلفی دستگیر شدند.<br />
	<br />
	شهر بانو نیز توسط ارتش تخلیه شد تا جمعیت مردم تخلیه شده از منطقه، به ۲۰۰ هزار نفر برسد<br />
	<br />
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_02.jpg" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_02.jpg</a>
</p>

<p>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_WarinPakistan_02.jpg%5D" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_WarinPakistan_02.jpg]</a><br />
	<br />
	<br />
	۲۱ ‌ژون :<br />
	<br />
	در مناطق غیر مسکونی شهر خیبر در شمال وزیرستان، ۳۰ تروریست کشته شدند. همچنین گفته شده که ۲ پناه گاه در مرز افغانستان و پاکستان در شهر خیبر را نیز منهدم کردند که ۱۰ تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	۲۰ تروریست دیگر نیز در جریان انهدام ۳ پناه گاه در شهر هاسو خل به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۲۲ ژون:<br />
	<br />
	۱۸ تروریست در حملات هوایی به ۸ پناه‌گاه در اطراف شهر میرالی به هلاکت رسیدند. همچنین در اطراف این پناه‌گاه ها چند تونل نیز کشف گردید.<br />
	<br />
	۱۰ تروریست که در تلاش برای فرار از محاصره بودند نیز به هلاکت رسیدند. که در این درگیری ها، ۲ سرباز پاکستانی نیز کشته شدند.<br />
	<br />
	برای کمک به مردم بی خانمان، در شهر بانو یک بیمارستان صحرایی ایجاد شد<br />
	<br />
	تخلیه‌ی مردم به شهر بانو کامل گردید و حدود ۴۵۰ هزار نفر تخلیه شدند مجموعا.( به هر کدام، مدارک شناسایی تعلق میگرفت که قابل شناسایی باشند.)<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۲۴ ژون:<br />
	<br />
	در حملات جنگنده ها در مطنقه‌ی میر‌علی، ۲۷ تروریست به هلاکت رسیده و ۱۱ پناه‌گاه و مقدار زیادی مهمات و اسلحه تخریب شدند.<br />
	<br />
	در منطقه‌ی خیبر، ۲۰ تروریست توسط جنگنده ها به هلاکت رسیدند. ۱۲ پناه‌گاه نیز نابود شدند.<br />
	<br />
	یک خودروی انتحاری که قصد نزدیک شدن به یک ایست و بازرسی را داشت، در صد متری این ایست و بازرسی شناسایی و مورد هدف قرار گرفت که در نتیجه‌ی انفجار ان، ۲ سرباز و شهروند زخمی شدند.<br />
	<br />
	<br />
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_03.jpg" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_03.jpg</a>
</p>

<p>
	<img alt="thumb_WarinPakistan_03.jpg" class="ipsImage" height="84" src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_WarinPakistan_03.jpg" width="140" /><br />
	<br />
	<br />
	۲۵ ژون:<br />
	<br />
	جنگنده ها در منطقه‌ی میر‌ علی، ۵ پناه گاه را مورد هدف قرار داد که بر اثر ان، ۱۱ تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	۱۲ تروریست تسلیم ارتش شدند.<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۲۶ ژون:<br />
	<br />
	فاز دوم عملیات، با هدف وارد کردن نیروهای پیاده اغاز شد. همچنین دور کردن ۴۵۰ هزار نفر تخلیه شده از مناطق خطرناک به صورت کامل پایان یافت.<br />
	<br />
	۷ تروریست دیگر خود را تسلیم ارتش نمودند.<br />
	<br />
	<br />
	۲۷ ژون:<br />
	<br />
	جنگنده های ارتش، ۶ پناه‌گاه تروریست ها را مورد هدف قرار دادند که طی ان، ۱۱ تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	فرمانده‌ی طالبان، به اسم عمر در جریان عملیاتی شبانه به هلاکت رسید.<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۲۸ ژون:<br />
	<br />
	با همکاری توپخانه و تانک ها، یک مرکز تجمع تروریست ها مورد هدف قرار گرفت که ۷ تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	یکی از فرمانده‌های نظامی تروریست ها(القائده) در حال فرار شناسایی و دستگیر شد. بازجویی ها نشان میدهد که او متخصص بمب‌گذاری، ساخت بمب‌های کنار جاده‌ای و انتحاری بوده است.<br />
	<br />
	۳ تروریست که قصد فرار از طریق رودخانه‌ی میناولی را داشتند، شناسایی و دستگیر شدند.<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۲۹ ژون:<br />
	<br />
	در عملیاتی که جنگنده های ارتش، پناه‌گاه های تروریست ها در میرالی را مورد هدف قرار دادند، ۱۶ تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	۷ پناه گاه و انبار مواد منفجره نیز توسط جنگنده های ارتش منهدم شدند.<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۳۰‌ ژون:<br />
	<br />
	عملیات زمینی در میرانشاه و اطراف ان اغاز شد و عملیات جست‌و جو توسط نیروهای مخصوص و سرباز ها به اجرا گذاشته شد که طی ان، ۱۵ تروریست به هلاکت رسیدند. ۳ سرباز نیز زخمی شدند و همچنین تعدادی تونل و انبار بمب های کنار جاده‌ای اماده و کارگاه های ساخت بمب‌ کنار جاده‌ای کشف شد.<br />
	<br />
	<span style="color:#ff0000;">از اغاز عملیات، ۳۷۶ تروریست به هلاکت رسیدند، ۱۹ تروریست تسلیم شدند، ۶۱ پناه‌گاه تخریب شدند و گفته شده که ۱۷ سرباز نیز کشته شدند.</span>( امار رسمی نتایج فاز اول عملیات)<br />
	<br />
	 
</p>

<p>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_04.jpg" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_04.jpg</a>
</p>

<p>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_WarinPakistan_04.jpg" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/thumb_WarinPakistan_04.jpg</a><br />
	<br />
	۱ ژولای:<br />
	<br />
	در جریان عملیات زمینی، یک کارگاه ساخت مین شناسایی شد. ۲۲۵ سیلدنر، ۷۰۰ لوله پر از مواد انفجاری و ۱۵۰ مین در حال ساخت کشف شدند.<br />
	<br />
	در جریان یک کمین اجرا شده توسط تروریست ها، ۲ سرباز کشته و یکی زخمی شدند.[/color]<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۲ ژولای:<br />
	<br />
	توسط اپاچی های ارتش، ۱۰ تروریست در منطقه خار ورسک به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	در جریان حمله هوایی، ۳ پناه گاه تروریست ها تخریب گشت<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۳ ژولای:<br />
	<br />
	جسد ۳ تروریست که به نظر میرسد توسط نیروهای پلیس محلی به هلاکت رسیده بودند پیدا شد<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۴ ژولای:<br />
	<br />
	یک سرباز پاکستانی در جریان پاکسازی یک ساختمان، بر اثر انفجار بمب کشته شد.<br />
	<br />
	یک سرباز دیگر که در حال استراحت بود، جان خود را از دست داد( معلوم نیست ظاهرا چرا! <img alt=":)" src="http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/" /> )<br />
	<br />
	<br />
	۵ ژولای:<br />
	<br />
	حملات هوایی به شهر میرانشاه، روستای بویا، منجر به تخریب ۵ مخفی گاه تروریست ها و چند غار و انبار تسلیحات شد. در جریان این حملات نیز تعدادی تروریست که اکثرا ازبک بودند، به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	یک سرباز ارتش در اثر انفجار بمب کنار جاده‌ای کشته شد<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	۶ ژولای:<br />
	<br />
	۱۵۰ نفر از عناصر طالبان، ریش و سر خود را تراشیدند و قصد فرار داشتند که توسط ارتش شناسایی و بازداشت شدند.<br />
	<br />
	<br />
	۸ ژولای: در اثر حملات هوایی، ۷ تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	۹ ژولای: ۱۱ تروریست کشته شدند و ۸۰ درصد از شهر میرانشاه پاکسازی شد.<br />
	<br />
	۱۱ ژولای: یکی از فرماندهان ارشد طالبان به نام ادنان رشید و یک فرمانده‌ی کلیدی القائده به نام (مفتی) زوبیر مروات و دو بادیگاردش در حال فرار شناسایی و دستگیر شدند.<br />
	<br />
	مفتی دستگیر شده، برادر سخنگنوی القائده‌ی پاکستان و افغانستان است.<br />
	<br />
	<br />
	۱۲ ژولای:<br />
	<br />
	پس حملات راکتی تروریست ها به یکی از ایست و بازرسی های ارتش، نیروی هوایی عملیاتی اجرا کرد که منجر به هلاکت ۱۳ تروریست و ۷ پناه‌گاه شد.<br />
	<br />
	۳ تروریست در شهر بویا به هلاکت رسیدند و ۲ بمب‌گذار انتحاری نیز شناسایی شدند که خود را منفجر کردند.( در حال فرار، محاصره میشن و خودشون رو منفجر میکنن بدون اینکه به کسی اسیب بزنن)<br />
	<br />
	در جریان عملیات نیروی هوایی در میرانشاه، ۱۸ تروریست به هلاکت رسیدند. همچنین ۶ پناهگاه تروریست ها تخریب شد که منجر به کشته شدن ۱۳ تروریست ازبک دیگر شد.<br />
	<br />
	در جریان حمله‌ی توپخانه‌ای به ۲ پناه‌گاه تروریست ها، ۵ تروریست دیگر نیز به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	<br />
	۱۳ ژولای: در جریان حمله هوایی به ۵ مخفیگاه، چند تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	۱۴ ژولای: پس از پایان یافتن عملیات در میرانشاه و پاکسازی کامل ان، نیروهای پایگاه میرالی و شهرهای اطرافش را مورد هدف قرار دادند که ۶ تروریست را به هلاکت رساندند.<br />
	<br />
	۱۴ ژولای اعلام شد که ۴۵۱ تروریست کشته، ۸۸ پناه‌گاه تخریب و ۲۶ سرباز نیز کشته شده‌اند<br />
	<br />
	همچنین در اواخر همین روز، ۱۱ تروریست به هلاکت رسیده و در جریان درگیری، ۲ سرباز زخمی و ۵ سرباز کشته شدند.<br />
	<br />
	<br />
	۱۶ ژولای: در جریان بمباران منطقه‌ی شاوال، ۲۵ تروریست به هلاکت رسیدند.<br />
	<br />
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_06.jpg" rel="external nofollow">http://gallery.military.ir/albums/userpics/10262/WarinPakistan_06.jpg</a><br />
	<br />
	منبع مطالب، <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Zarb-e-Azb" rel="external nofollow">http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Zarb-e-Azb</a><br />
	<br />
	فقط برای میلیتاری
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28106</guid><pubDate>Sat, 19 Jul 2014 11:32:52 +0000</pubDate></item><item><title>&#x633;&#x642;&#x648;&#x637;  &#x67E;&#x631;&#x648;&#x627;&#x632; &#x634;&#x645;&#x627;&#x631;&#x647; 114 &#x62E;&#x637;&#x648;&#x637; &#x647;&#x648;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x639;&#x631;&#x628;&#x6CC; &#x644;&#x6CC;&#x628;&#x6CC; &#x62A;&#x648;&#x633;&#x637; &#x631;&#x698;&#x6CC;&#x645; &#x635;&#x647;&#x6CC;&#x648;&#x646;&#x6CC;&#x633;&#x62A;&#x6CC; &#x62F;&#x631; &#x633;&#x627;&#x644; 1973</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/28068-%25d8%25b3%25d9%2582%25d9%2588%25d8%25b7-%25d9%25be%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d8%25b4%25d9%2585%25d8%25a7%25d8%25b1%25d9%2587-114-%25d8%25ae%25d8%25b7%25d9%2588%25d8%25b7-%25d9%2587%25d9%2588%25d8%25a7%25db%258c%25db%258c-%25d8%25b9%25d8%25b1%25d8%25a8%25db%258c-%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a8%25db%258c-%25d8%25aa%25d9%2588%25d8%25b3%25d8%25b7-%25d8%25b1%25da%2598%25db%258c%25d9%2585/</link><description><![CDATA[<p  class="bbc_center">بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p  class="bbc_center">&nbsp;</p>
<p  class="bbc_center"><strong>سقوط پرواز شماره 114 خطوط هوایی عربی لیبی توسط رژیم صهیونیستی در سال 1973</strong></p>
<p><strong>مقدمه </strong><br>
پرواز 114 خطوط هوایی عربی لیبی (LN114) یک برنامه منظم پروازی از طرابلس به قاهره از طریق بنغازی بود. یک هواپیما از این خط در سال 1973 توسط جت های جنگنده اسرائیلی سرنگون شد.<br>
در ساعت 10:30 21 فوریه 1973 هوواپیمای بوئینگ 727-224 طرابلس را ترک کرد و به علت شرایط بد آب و هوایی و از کار افتادن تجهیزات در حدود ساعت 13:44 (1:44 به وقت محلی) در شمال مصر گم شد. این هواپیما بعد از مدتی وارد حریم هوایی شبه جزیره سینا که در اشغال اسرائیل بود شد و بعد از زمانی توسط دو فروند F-4 Phantom اسرائیلی رهگیری و بعد از خود داری از همکاری با آنها سقوط کرد. از 113 نفر افراد حاضر 5 نفر شامل کمک خلبان نجات پیدا کردند.<br>
&nbsp;</p>
<p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/727-f4-3.jpg" alt="727-f4-3.jpg"></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>شرح واقعه</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>
خط هوایی 114 که به هواپیمای بوئینگ 727-224 با کد رجیستر 5A-DAH مجهز بود در مسیر بین المللی مسافربری طرابلس – بنغازی – قاهره در حال سرویس دهی بود. این هواپیما حامل 9 خدمه بود. خلبان فرمانده 42 ساله هواپیما با نام Jacques Bourges به همراه 4 خدمه دیگرفرانسوی بودند. همه خدمه تحت قراردادی بین ایر فرانس و هواپیمایی لیبی قرار داشتند. بعد از یک توقف کوتاه در بنغازی در شرق لیبی هواپیما مسیر را با 113 نفر به سمت قاهره ادامه داد.<br>
همینطور که هواپیما به سمت شمال مصر می رفت یک طوفان شن عظیم در زیر خدمه را مجبور به اعتماد کامل به وسایل جهت یابی کرد. بعد زمانی کوتاه حدود 13:44 خلبان به شک افتاد که او به علت خرابی قطب نما در جهت یابی اشتباه کرده است : او نمی توانست برج کنترل ترافیک هوایی را پیدا کند و نمی توانست مکان فعلی هواپیما را با قطعیت بگوید. او نگرانیش را به برج کنترل هوایی قاهره گزارش نداد. در عوض در ساعت 13:52 او اجازه فرود را از قاهره دریافت کرد. تحت فشار یک باد قوی هواپیما به سمت شرق کشیده شد و بر فراز کانال سوئز به پرواز در آمد. صحرای سینا ( در شرق کانال) در جنگ شش روزه سال 1967 به اشغال اسرائیلی ها در آمده بود. نیروهای نظامی رژیم صهیونیست (IDF) در آماده باش کامل بودند و اسرائیل در آن زمان در حالت جنگی با مصر قرار داشت. با این حال این مشکوک بود که چرا هیچ موشک مصری به هواپیما شلیک نشد و هیچ میگی نیز برای رهگیری هواپیما اسکرمبل نکرده بود. همچنین هواپیما در حال نزدیک شدن به فضای محرمانه بالای نیروگاه هسته ای دیمونا بود. جایی که اسرائیل در حال تولید سلاح های هسته ای بود و در باره آن مراکز بسیار حساس بود.<br>
در ساعت 13:54 پرواز 114 وارد فضای بالای صحرای سینا در ازتفاع 20000 پایی (6100 متری) بود. دو دقیقه بعد دو هواپیمای فانتوم نیروی هوایی اسرائیل برای رهگیری هواپیمای مسافربری اسکرمبل شدند. خلبانان جنگنده های اسرائیلی سعی در ارتباط دیداری با خدمه هواپیما کردند و تلاش کردند با دست هایشان با آنان ارتباط برقرار کنند. با تغییر بال ها و شلیک تیر اخطار قصد در بردن هواپیما به پایگاه هوایی رفیدیم (Rephidim Air Base) کردند. پاسخ خدمه 727 بصورت انکار و رد درخواست تفسیر شد. 727 برگشت به سمت غرب و خلبانان اسرائیلی این را به منزله فرار تفسیر کردند.<br>
خلبانان فنتوم با توپ 20 میلیمتری شروع به شلیک کردند. شلیک ها سطوح کنترلی و سیستم های هیدرولیک و ساختار بال های هواپیما را نابود کردند. پرواز 114 در حالی که سعی در فرود اضطراری می کرد در محوطه ای پوشیده از دانه های شن سقوط کرد. به دنبال یک انفجار در ارابه فرود سمت راست در حین برخورد 108 نفر از 113 نفر کشته شدند.<br><strong>اتفاقات بعدی</strong><br>
کمک خلبان نجات پیدا کرد و بعدا گفت که خدمه پرواز می دانستند که جت های اسرائیلی می خواهند که آنها را وادار به فرود کنند اما رابطه بین اسرائیل و لیبی آنها را مجبور به تصمیمی برخلاف این دستور کرد. بر خلاف گفتار کمک خلبان دولت لیبی بیان کرد که حمله بدون هیچ اخطاری اتفاق افتاد. نیروی هوایی اسرائیل ادعا کرد که پرواز 114 یک تهدید امنیتی بود و این ممکن بود بک پرواز شناسایی بر فراز منطقه بوده باشد.<br>
دولت اسرائیل همچنین اعلام کرد که هواپیما با دستور شخصی رئیس ستاد مشترک دیوید الازر (David Elazar) سرنگون شد. ولی در کتاب راه نیرنگ استروفسکی برخلاف نظر دولت اسرائیل ادعا می کند که فرمانده نیروی هوایی در دسترس نبود و تصمیم توسط یک کاپیتان گرفته شد. سازمان ملل هیچ عکس العملی در برابر اسرائیل نشان نداد. 30 کشور عضو سازمان هواپیمایی غیر نظامی (CAO) از اسرائیل به خاطر حمله انتقاد کردند. وزیر دفاع اسرائیل موشه دایان این را یک اشتباه در داوری نامید و اسرائیل به خانواده قربانیان غرامت پرداخت کرد.</p>
<br><br><br><p  class="bbc_center"><a  class="bbc_url" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Libyan_Arab_Airlines_Flight_114"><span style="color:#ff0000;">منبع</span></a></p>
]]></description><guid isPermaLink="false">28068</guid><pubDate>Mon, 14 Jul 2014 19:31:57 +0000</pubDate></item><item><title>&#x628;&#x627;&#x644;&#x647;&#x627;&#x6CC; &#x633;&#x631;&#x62E;&#x60C; &#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A;&#x6CC; &#x6A9;&#x647; &#x62F;&#x631; &#x627;&#x646; &#x646;&#x6CC;&#x648;&#x6CC; &#x633;&#x6CC;&#x644;&#x632; &#x647;&#x627; &#x628;&#x647; &#x62E;&#x627;&#x6A9; &#x648; &#x62E;&#x648;&#x646; &#x6A9;&#x634;&#x6CC;&#x62F;&#x647; &#x634;&#x62F;&#x646;&#x62F;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/25031-%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2584%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25b3%25d8%25b1%25d8%25ae%25d8%258c-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d9%2586-%25d9%2586%25db%258c%25d9%2588%25db%258c-%25d8%25b3%25db%258c%25d9%2584%25d8%25b2-%25d9%2587%25d8%25a7-%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25ae%25d8%25a7%25da%25a9-%25d9%2588/</link><description><![CDATA[[center][color=#006400][b]بسم الله الرحمن رحیم<br />
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم[/b][/color][/center]<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/wd0y.jpg[/img][/center]<br />
<br />
اواخر ژون تا اواسط ژولای 2005، در 20 کیلومتری غرب اسد‌اباد مرکز استان کونار، در کوهستان‌های سوتالو سار (Sawtalo Sar)، گروهی مشترک از نیوی سیلز ها و 160ام عملیات های ویژه‌ی ارتش امریکا عملیاتی را برای مبارزه و از بین بردن گروه‌های شبه نظامی منطقه و تامین امنیت منطقه برای انتخابات پارلمانی که در سپتامبر همان سال برگذار میشد، اعزام شدند.<br />
یکی از گروه‌های شبه نظامی، گروه شخصی به نام احمد شاه بود که یک گروه کوچک را راه‌اندازی کرده بود، که با توجه به اینکه گروهی کوچک، ولی فعال و با نفوذ در منطقه بود، به یکی از اهداف اصلی عملیات بالهای سرخ تبدیل شده بود.<br />
عملیات متشکل بود از نیروهای گروهان دوم (2/3 نیروها) و گروهان سوم(1/3 نیروها)  از هنگ سوم(سوم تکاور)، نیروهای ویژه‌ی عملیاتی(Special operation force) ، تعدادی از نیروهای ویژه‌ی نیوی سیلز، نیروهای ویژه‌ی هوابرد 160ام عملیات ویژه.<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/4chr.jpg[/img][/center]<br />
<br />
<br />
4 نفر از نیروهای نیوی سیلز، به منظور زیر نظر گرفتن احمد شاه و افرادش استفاده شدند که  تنها چند لحظه پس از پیاده شدن از هلیکوپتر چینوک ، از نیروهای احمد شاه کمین خوردند و 3 نفر از 4 نفر به هلاکت رسیدند&#33;( جناب فتح فکر کنم یکبار در تاپیکی فرمودن که هر کی کمین خورد، مرد یا یه همچین چیزی&#33;&#33;&#33;&#33;)، که به سرعت هلیکوپتری دیگر برای کمک به این نیروها در منطقه اعزام شد که بوسیله‌ی RPG7 شلیک شده از طرف نیروهای احمد شاه، سقوط کرد که باعث شد 8 نیروی ویژه‌ی نیوی سیلز و 8 نفر نیروی عملیات ویژه‌ی دیگر به هلاکت برسند&#33; اینجا بود که عملیات، بالهای سرخ ۲ نام گرفت و تلاش‌ها برای برگرداندن پیکر کشته ها و نجات تنها نیروی نیوی سیلز باقی مانده( ۴ نفر جاسوس اول که رفتن و کمین خوردن و یکیشون زنده موند&#33;) اغاز شد که در نهایت و پس از ۳ هفته، توانستند اجساد و مارکوس لوترل را برگردانند.<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/gowl.jpg[/img]<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/i987.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_i987.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/murplt18.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_murplt18.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/rxdd.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_rxdd.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
در این شرایط، عملیات نسبتا موفق شده بود و احمد شاه مجبور به فرار به پاکستان شد اما در انجا نیروهای بیشتری را جمع کرد و با توجه به سابقه‌ی کشتار سابق، و منهدم کردن هلیکوپتر امریکایی، با روحیه‌ي قوی تر و خطرناک تر برگشت و چند هفته‌ی بعد، در عملیاتی دیگر به شدت مجروح شد که البته باز هم توانست به پاکستان بگریزد.<br />
<br />
در نتیجه‌ی این عملیات خون‌بار، امریکایی ها 12 نیروی نیوی سیلز و 8 نفر نیروی ویژه‌ی دیگر را از دست دادند، یک هلیکوپتر چینوک انها سقوط کرد و خدمه‌ی ان شامل 2 نفر، با همراهی 2 نفر خدمه‌ی یک هلیکوپتر بلک هاوک و ۲ نفر خدمه‌ی هلیکوپتر اپاچی (مجموعه ۶ نفر) به هلاکت رسیدند (26)....<br />
تعداد نفرات احمد شاه، بر اساس امار مختلف بین 8-10 تا 70 نفر تخمین زده شده است که حدودا 35 نفر از انها به هلاکت رسیدند(احتمالا و عدد دقیقی برای ان موجود نیست)...<br />
<br />
<br />
[b]جمع اوری اطلاعات:[/b]<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/fjwj.jpg[/img][/center]<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/4fsk.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_4fsk.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
گروهان های دوم و سوم به محض رسیدن به افغانستان، جمع اوری اطلاعات و مهندسی رزمی خود را اغاز نمودند، سرگرد مک‌مانیز فرمانده‌ی گروهان‌های دوم و سوم،  عملیات را در 5 فاز و با فرماندهی سرهنگ توماس<br />
وود طراح ریزی نمودند. در همین حین، افسر اطلاعاتی گروهان دوم، اسکات وسترفیلد شروع به جمع اوری اطلاعات در خصوص احمد شاه نمود  که البته اطلاعات او صرفا در حد یک عکس بود تا اینکه یکی دیگر از نیروها،  پس از یک گشت زنی پیاده و صحبت با مردم محلی، اطلاعاتی کلی تری راجع‌به احمد شاه بدست اورد.<br />
[b]اطلاعات بدست امده از احمد شاه در صحبت با مردم شامل  [/b]نام کامل، محل تولد، دوستان، تعداد نفرات، معاونش و اهداف احتمالی اش بود (پس حواسمون باشه&#33;&#33;&#33;&#33;&#33;&#33; طرف با بدست اوردن این چهار قلم اطلاعات، کارش رو شروع کرده&#33;&#33;&#33;&#33;) و همچنین چند افسر دیگر نیز توانستند از مردم، عکس های بیشتری از احمد شاه بگیرند.( عکس از فرماندهان و نیروها چی؟&#33; ممنوع&#33;&#33;)<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/adbj.jpg[/img][/center]<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/6xz3.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_6xz3.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
ادامه‌ی بررسی ها و صحبت با مردم و غیره، مشخص کرد که احمد شاه از یک پایگاه کوچک بیرون یکی از روستا ها برای مدیریت برنامه هایش استفاده میکند که روی کوهستان های سوتالو سار در 20 کیلومتری غرب اسد‌اباد قرار دارد.<br />
پس از این، با استفاده از یک پهپاد، وسترفیلد (همون افسر اطلاعاتی که داشت اطلاعات جمع میکرد&#33;) با استفاده از یک پهپاد توانست تصاویری هم از این مکان بدست اورد که شامل اطلاعاتی در خصوص بمب های کنار جاده‌ای IED و محل ساخت انها و محل های احتمالی قرار گرفتن انها بود. همچنین انها 4 محل دیگر را نیز شناسایی کردند که احتمال میدادند شاه ممکن است از انها استفاده نماید.<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/71b1.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_71b1.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/murplt34.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_murplt34.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/67dp.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_67dp.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
جالب است که وسترفیلد برای شناسایی این 4 محل دیگر نیز از اطلاعات مردمی و برای شناسایی انها از تصوایر پهپاد ها استفاده کرد.<br />
وسترفیلد متوجه شد که شاه و نفراتش، مسئول 11 عملیات علیه نیروهای امریکایی، کروات و دولت افغانستان و ده‌ها بمبگذاری IED هستند،<br />
<br />
[b]طرح کلی عملیات:[/b]<br />
همونطوری که عرض شد، عملیات در 5 مرحله برنامه ریزی شده بود که :<br />
فاز اول: تیم نیوی سیلز، به مراقبت و دید زنی بپردازند و ساختمان ها و محل‌های مورد استفاده را شناسایی کنند و احمد‌شاه را شناسایی کرده، نیروهای ضرب( نیروهایی که عملیات بکنن و برن بکشنش&#33;)  رو به سمتشون هدایت، و پشتیبانی بکنن...<br />
فاز دوم: یک تیم از سیلز ها پس از مرین ها از هلیکوپتر چینوک پیاده شده،  احمد شاه و افرادش را بازداشت یا بکشند.<br />
فاز سوم:  نیروهای گروهان های دوم و سوم، همراه با نیروهای ارتش افغانستان روستا ها و مناطق اطراف را در زیر نظر بگیرند تا حامیان دیگر این گروه را شناسایی و در صورت لزوم از بین ببرند.<br />
فاز چهارم: نیروها وضعیت رو استیبل کنن و به مردم کمک های پزشکی و غذایی برسونن و خلاصه کمکشون کنن....<br />
فاز پنجم:  خروج نیروها و در صورت نیاز و تحرکات دشمن، مرین ها در منطقه تا نهایتا یک ماه بمانند( عجب پیش‌بینی هایی کرده بودن نامردا&#33;)...<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/6mdv.jpg[/img][/center]<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/bs20ma.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_bs20ma.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/gdf1.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_gdf1.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/hpuo.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_hpuo.jpg[/img][/url][/center]<br />
[center][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/murplt10.jpg[/IMG][/center]<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/6nvp.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_6nvp.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/cixi.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_cixi.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/863u.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_863u.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
[center][b]اجرای عملیات:[/b]<br />
پس از پیاده شدن تیم نظارت و اطلاعات نیوی سیلز (4 نفر) به سرعت کمین خوردن و باعث قطع شدن ارتباطشون شد که این مسئله کل طرح‌ریزی های عملیات رو به هم زد و باعث شد همه‌ی توجه ها به پیدا کردن جای نیروها و کمک به اونها و خارج کردنشون از منطقه معطوف شد.<br />
سریعا گروهی از نیروهای نیوی سیلز، 160 ام و ... تیمی رو جمع کردند برای اعزام و اجرای عملیات واکنش سریع ولی فرمان اجرای این عملیات که باید توسط مرکز عملیات های ویژه صادر میشد، چند ساعت طول کشید( طول نکشید&#33; ملت رو منتظر گذاشتن تا تصمیم بگیرن در حقیقت).<br />
نهایتا، فرمان صادر شد و 2 هعلیکوپتر چینوک، دو هلیکوپتر بلک هاوک و دو هلیکوپتر اپاچی سریعا به منطقه اعزام شدند.<br />
هلیکوپتر های چینوک جلو رفتن و در محل، شاهد درگیری سنگینی بودند و به قول معروف، از زمین و زمان گلوله خوردن&#33;<br />
یکی از هلیکوپتر ها شروع کرد به اماده شدن برای پیاده کردن نیروها که یکی از افراد احمد شاه با یک راکت ار‌پی‌جی هلیکوپتر رو میزنه و باعث میشه که هلیکوپتر سقوط بکنه که تمام 8 نفر نیوی سیلز،‌ 8 نفر نیروی ویژه‌، هر دو فرمانده‌ی تیپ 160ام&#33; و خدمه کشته شدند.<br />
<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/etxv.jpg[/img][/center]<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/p3a8.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_p3a8.jpg[/img][/url]		  [url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/5x9e.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_5x9e.jpg[/img][/url][/center]<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/kmm3.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_kmm3.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
کنترل وضعیت از دست خارج شده بود و هیچ ارتباط رادیویی یا تصویری با تیم اطلاعاتی 4 نفره وجود نداشت.<br />
<br />
یک طوفان شدید به راه افتاد و باعث شد که هلیکوپتر های باقی مانده سریعا به پایگاه برگردند و یک گروه جستجوی بزرگ به راه بندازن... 16 جنازه‌ی کشته شده در سقوط هلیکوپتر پیدا شدند( صبح روز بعد) و پس از جست‌و جوهای بسیار، بدن سه افسر سیلز هم پیدا شد و خود ارک لوترل هم 700 متر بالاتر از محل کمین، در خانه‌ی یک روستایی که به وی کمک کرده بود پیدا شد (وضعیت وخیم)<br />
[center]<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/o5ix.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_o5ix.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
<br />
[b]مرگ احمد شاه:[/b]<br />
در جریان جست‌و جوی دستپاچه‌ی امریکایی ها برای جنازه‌های افرادشان، احمد شاه و نفراتش منطقه رو ترک کردن و در پاکستان به جمع کردن نیروهای تازه نفس پرداختند و پس از چند هفته، دوباره به افغانستان برگشتند که یک عملیات خونبار دیگر را رقم زد.<br />
احمد شاه، چند هفته‌ی بعد(چند هفته بعد از عملیات دوم) در پاکستان و در درگیری با نیروهای امنیتی این کشور به هلاکت رسید....<br />
<br />
[center]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/0pw2.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_0pw2.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/qjst.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_qjst.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/v0mc.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_v0mc.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/4ux9.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_4ux9.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/i1hu.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_i1hu.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/qqk8.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_qqk8.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/qi9q.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_qi9q.jpg[/img][/url]<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/r8ur.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_r8ur.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/wuv1.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_wuv1.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/aa0j.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_aa0j.jpg[/img][/url]<br />
 [/center]<br />
<br />
<br />
[b][url="http://en.wikipedia.org/wiki/Operation_Red_Wings"][color=#ff0000]منبع:[/color][/url][/b]<br />
[color=#ff0000]جمع اوری عکس‌ها، از خودم بوده&#33;<br />
کپی رایت برای میلیتاری دات ای‌ار میباشه و کپی از مطلب تنها با ذکر نام سایت و گرداورنده (Senaps) مجاز است...[/color]<br />
----------------<br />
من خودم باید بگم کف کردم واقعا&#33;&#33;&#33;&#33; شما فک کن&#33; 20 نفر نیروی ویژه و یه هلیکوپتر در مقابل 25-30 نفر تلفات مقابل&#33;&#33;&#33;&#33; یعنی جنگ کلاش و استراتژی در مقابل نیروهای تا بن دندان مسلح و پر رو&#33; <img src='http://www.military.ir/forums/public/style_emoticons/<#EMO_DIR#>/smile.png' class='bbc_emoticon' alt=':)' /><br />
[center][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/mrnu.jpg[/IMG][/center]<br />
با این عکس گریه کردم.... نه برا  این عامریکایی ها، که برا اینکه من رو یاد یه عکسی انداخت که حالم رو گرفت... (هردوی اینها کشته شدن&#33; )]]></description><guid isPermaLink="false">25031</guid><pubDate>Fri, 12 Jul 2013 11:56:04 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x642;&#x631;&#x642;&#x6CC;: &#x636;&#x631;&#x628; &#x634;&#x635;&#x62A; &#x646;&#x6CC;&#x631;&#x648;&#x6CC; &#x647;&#x648;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x641;&#x631;&#x627;&#x646;&#x633;&#x647; &#x628;&#x647; &#x633;&#x631;&#x647;&#x646;&#x6AF; &#x642;&#x630;&#x627;&#x641;&#x6CC;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/27910-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D9%82%DB%8C-%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%B4%D8%B5%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%82%D8%B0%D8%A7%D9%81%DB%8C/</link><description><![CDATA[
<p>
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><strong>به نام خدا</strong></span></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><strong>عملیات قرقی: ضرب شصت نیروی هوایی فرانسه به سرهنگ قذافی</strong></span></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/missiles-air-05-Sepecat-Jaguar.jpg" class="ipsImage" alt="missiles-air-05-Sepecat-Jaguar.jpg" />ا</p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><span style="font-size:12px;">بار اصلی این عملیات بر دوش جنگنده های جگوار نیروی هوایی فرانسه بود</span></span></p></div>
<p><br />
	<br />
	<span style="color:#000000;">در سپتامبر 1984 ، طی یک توافق بین میتران رئیس جمهور فرانسه و معمر قذافی رهبر لیبی کشور چاد به دو منطقه جنوبی و شمالی تقسیم شد.در این تقسیم بندی شمال حوزه نفوذ لیبی و نیروهای مخالف تحت حمایت آن و جنوب فرانسه و دولت چاد معین شد و قرار بود در طی یک مدت زمان مشخص هر دو کشور نیروهای خود را از چاد خارج کنند.این پیمان توسط فرانسوی ها اجرا و تمامی نیروهای ارتش فرانسه از چاد خارج شدند اما ارتش لیبی تنها نیروهای خود را به 5 هزار نفر کاهش داد.در فوریه 1986 ، به دستور قذافی نیروهای اپوزیسیون شمال از مرزهای تعیین شده در معاهده گذشتند و وارد جنگ با نیروهای دولت چاد در جنوب شدند.برای فرانسه به عنوان کشوری که قاره آفریقا را اصلی ترین حوزه نفوذ خود می دانست این حمله و شکستن عهدنامه قابل تحمل نبود ؛ ارتش فرانسه تدارک عملیاتی با نام " Epervier " یا " قرقی " را فوراً آغاز کرد.</span><br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><strong>آغاز عملیات</strong></p></div>
<p><br />
	<br />
	پیش از آغاز عملیات سرهنگ قذافی مشغول ایجاد یک پایگاه هوایی بزرگ در شمال چاد به نام " Ouadi Doum " با باند پروازی به طول 3,800 متر به همرا تسلیح شورشیان تحت حمایت خود به تجهیزات و تسلیحات مدرن بود.این پایگاه هوایی توسط یک گردان موشک های ضد هوایی سام-6 و توپ های شلیکا حفاظت می شد.نیروی هوایی لیبی از نیروهای شورشی که بالغ بر سه تیپ می شدند از راه هوا به وسیله هواپیماهای توربوپراپ سبک مستراشمیت SF.260 به عنوان پشتیبانی نزدیک و هلیکوپترهای Ch-47C شینوک به منظور جابجایی نیرو و تجهیزات حمایت می کرد.نیروی هوایی فرانسه اعزام 1,400 سرباز خارجی (ارتش فرانسه یک نیروی بزرگ از جنگجویان خارجی در اختیار دارد) و تجهیزات به وسیله هواپیماهای C-160 ترانسال را به انجامنا پایتخت چاد در جنوب این کشور شروع کرد اما نیروهای شورشی که بالغ بر سه تیپ نیرو بودند و از سه نقطه شمال در حال پیشروی بودند نیاز به یک شوک روانی و قطع پشتیبانی هوایی داشتند.پایگاه هوایی ساخته شده در شمال چاد تنها پایگاه نیروی هوایی لیبی بود که بمب افکن های متوسط لیبی از آنجا توانایی هدف قرار دادن انجامنا را داشتند.<br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/24.jpg" class="ipsImage" alt="24.jpg" /></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><span style="font-size:12px;">رمپ پایگاه ؛ دو فروند مستراشمیت SF.260 و یک میل Mi-25 هایند در انتهای رمپ پارک شده اند</span></span></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/10_001.jpg" class="ipsImage" alt="10_001.jpg" /></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><span style="font-size:12px;">یک فروند جگوار فرانسوی مجهز به بمب های ضد باند BAP.100</span></span></p></div>
<p><br />
	<br />
	<span style="color:#000000;">بدین منظور 12 فروند جگوار ، 8 فروند میراژ F.1C-200 ، دو فروند تانکر سوخت رسان C-135FR از پایگاه بنگویی در جمهوری آفریقای مرکزی برای بمباران پایگاه هوایی " Quadi Doum " بلند شدند.هشت فروند از جگوارها به بمب های خوشه ای ضد باند BAP.100 و 4 فروند دیگر به بمب های 250 پوندی سقوط آزاد مجهز بودند که البته یک فروند به علت نقص فنی نتوانست در عملیات شرکت کند.میراژها نیز وظیفه پشتیبانی هوایی از جگوارها را در مقابل جنگنده های لیبیایی بر عهده داشتند.میزان غافلگیری لیبی از این عملیات آنچنان بالا بود که سیستم های دفاع هوایی محافظ پایگاه پیش از آن که فرصت شلیک را پیدا کنند به وسیله جگوارهای مجهز به بمب های 250 پوندی مهندم شدند ؛ در ادامه 8 فروند جگوار بمب های ضد باند را بر باند 3,800 متر پایگاه فرو ریخته و آن را برای چندین روز غیر عملیاتی کردند که هدف عملیات نیز همین بود چون ترمیم باند کار چندان مشکلی نیست.</span><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/11.jpg" class="ipsImage" alt="11.jpg" /></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><span style="font-size:12px;">تصاویر گرفته شده از دوربین جگوار نشان میدهد که بخش قابل توجهی از بمب های ضد باند به خطا رفته است</span></span></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/21.jpg" class="ipsImage" alt="21.jpg" /></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><span style="font-size:12px;">لانچر سام-6 ارتش لیبی غافلگیر شده در چنگ جگوار فرانسوی</span></span></p></div>
<p><br />
	<br />
	اما ارتش لیبی یک روز بعد به خود آمد و با یک فروند توپولف Tu-22B که ابتدا در مسیر هواپیماهای مسافربری پرواز می کرد بعد از آن که خود را به نزدیکی انجامنا رساند با سرعتی معادل یک ماخ و ارتفاعی 5 هزار متری 3 تیر بمب سنگین را بر فرودگاه این شهر که نیروهای فرانسوی در آن مستقر بودند فرو ریخت.با وجود ارتفاع زیاد و سرعت بالای این بمب افکن ، باند پرواز به شدت آسیب دید (به گونه ای که سه روز غیر عملیاتی شد) و یک خزشراه نیز تخریب شد.فرانسه با درخواست فوری از ارتش ایالات متحده یک فروند هواپیمای ترابری غول پیکر C-5 را اجاره کرده و یک واحد موشک ضد هوایی MIM-23B هاوک و کروتال را به فرودگاه انجامنا منتقل کرد.علاوه بر آن دو فروند جگوار و یک تانکر C-135FR به صورت دائمی در فرودگاه مستقر شدند.<br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10225/blinder_02.jpg" class="ipsImage" alt="blinder_02.jpg" /></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><span style="font-size:12px;">یک فروند توپولف Tu-22B نیروی هوایی عربی لیبی ؛ عکس توسط فانتوم نیروی دریایی آمریکا گرفته شده است</span></span></p></div>
<p><br />
	<br />
	<span style="color:#000000;">پس از این حمله فرانسه نه تنها فرودگاه انجامنا را تعمیر کرد بلکه اعلام کرد 10 میلیون دلار را برای آموزش و تجهیز ارتش چاد اختصاص خواهد داد.اولین رویارویی ارتش چاد (جنوبی) و اپوزیسیون تحت حمایت لیبی در سوم مارس رخ داد و در آن ارتش چاد با پشتیبانی هلیکوپترهای فرانسوی موفق به شکست حمله اپوزیسیون و عقب راندن آنها شد.همزمان تنش بین لیبی و ایالات متحده بالا گرفت و نبرد خلیج سرت توسط آمریکایی ها بر علیه لیبی آغاز شد و به همین دلیل تمرکز قذافی از چاد به مدیترانه منتقل شد و درگیری ها متوقف شد و فرانسه توانست موقتاً مناطق حوزه نفوذ خود را از تعرض مصون نگاه دارد تا زمانی که با ضد حمله نیروهای تحت حمایت لیبی " جنگ تویوتاها " آغاز شد.</span><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><a href="http://www.acig.info/CMS/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=227&amp;Itemid=47" rel="external nofollow"><span style="color:#000000;">منبع</span></a></p></div>
<p><br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#000000;"><strong>فقط برای میلیتاری</strong></span></p></div>
<p>
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">27910</guid><pubDate>Tue, 24 Jun 2014 10:05:41 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x627;&#x646;&#x641;&#x627;&#x644;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/27484-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2581%25d8%25a7%25d9%2584/</link><description><![CDATA[در مقدمه تاپیک عرض کنم که این تاپیک کامل نیست و برای کامل شدن نوشته شده است تا با یاری دوستان یک مجموعه کامل از این جنایت برای نت فارسی فراهم کنیم<br />
نام این عملیات از قران کریم گرفته شده است و انفال اشاره به دارایی و سرزمین هایی دارد که از کفار در جنگ بدون خونریزی بدست مسلمین می رسد.<br />
خود عملیان انفال از سال های 87 تا 88 شروع شد .عمليات انفال در ابتداي سال 88 از مرز گرميان (يکي از مناطق کردستان در عراق) آغاز شد و مناطق کرکوک، کفري، کلار، چمچمال، دوکان، سه دار، کوي و... را طي کرد تا به منطقه بادينان رسيد. اما انفال هشت مرحله بود. مرحله اول از اين مرز که گفتم آغاز شد و مرحله هشتم هم در منطقه بادينان خاتمه پيدا کرد. اين عمليات به صورت کاملاً آشکار انجام شد و حکومت به صورت رسمي نام انفال را روي آن گذاشت که نتيجه آن کشتار 182هزار کودک و زن و مرد کرد در 100 روز بود. منابع حقوق بشری تعداد کشته را بین 50 تا 100 هزار نفر می دانند.بارزان ها یکی از طوایفی بودند که به صورت مستقیم مورد انفال قرار گرفتند.<br />
از ابتدای سال 79 حملات سازمان یافته علیه کرد ها شکل گرفت . فیلی ها کرد های شیعه ایی بودند که از موصل تا بغداد سکونت داشتند و بیشتر قربانی شیعه بودن خود شدن تا کرد بودن. اموال انها مصادره گردید .اعدام ها اغاز شدند و کوچ های اجباری انجام شد.<br />
در طول عملیات 3000 روستا تخریب گشت . در حدود 750 دختر به سایر کشور های عربی فروخته شد. اردوگاه های کار اجباری در کلار و چمچال شکل گرفت. سازمان ملل اعلام کرد که در طول عملیات از سلاح هایی شیمیایی استفاده شده است. مناطق کشاورزی تخریب شده است و برای عملیات از لفظ پاکسازی نژادی استفاده کرد .<br />
مجری عملیات علی حسن المجید پسز عموی صدام بود که در سال 2010 اعدام شد.سازمان مجاهدین خلق ایران نیز در این نسل کشی دست داشت.<br />
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%84<br />
http://www.cloob.com/u/kamo66/38052304<br />
http://www.ammariyon.ir/fa/news/26468/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%A1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF<br />
http://www.kurdpress.com/Fa/NSite/FullStory/News/?Id=48191#Title=%0A%09%09%09%09%09%09%09%09%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84%20%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%84%20%DA%A9%D9%8F%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82%0A%09%09%09%09%09%09%09]]></description><guid isPermaLink="false">27484</guid><pubDate>Mon, 28 Apr 2014 14:09:12 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x647;&#x627;&#x6CC; &#x63A;&#x627;&#x641;&#x644;&#x6AF;&#x6CC;&#x631; &#x6A9;&#x646;&#x646;&#x62F;&#x647; &#x6CC; &#x646;&#x6CC;&#x631;&#x648;&#x6CC; &#x647;&#x648;&#x627;&#x6CC;&#x6CC; &#x627;&#x633;&#x631;&#x627;&#x626;&#x6CC;&#x644; - &#x642;&#x633;&#x645;&#x62A; &#x627;&#x648;&#x644;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/27410-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%A7%D9%81%D9%84%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84/</link><description><![CDATA[
<p>
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/061.jpg" class="ipsImage" alt="061.jpg" /></p></div>
<p><br />
	<br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/Ts-map.gif" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/thumb_Ts-map.gif" class="ipsImage" alt="thumb_Ts-map.gif" /></a></p></div>
<p><br />
	<br />
	<span style="color:#800000;"><strong>پیشگفتار</strong></span><br />
	<br />
	این عملیات بزرگ که در تاریخ ۱ اکتبر ۱۹۸۵ انجام گرفت ، طولانی‌ترین مسیر یک عملیات هوایی برای جنگنده‌های اسرائیلی به مسافت ۲۳۰۰ کیلومتر بود . این عملیات به ‌وسیله 10 فروند جنگنده ( در بعضی منابع تعداد 16 فروند جنگنده ذکر شده ، اما نیروی هوایی اسرائیل تعداد 10 فروند را اذعان کرده اما درباره نوع جنگنده ها نیز منابع متعدد است ، همانند ویکی پدیا که گفته : 8 فروند اف 15 و 8 فروند اف 16 که ایگل ها اسکورت کننده فالکون ها بودند ، اما نیروی هوایی اسرائیل اذعان داشته که تمامی جنگنده ها از نوع اف 15 بوده است و دو فروند از آنها در نقش اسکورت کننده در فرمیشن پروازی حضور داشتند ! ) انجام شد .<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#b22222;"><span style="font-size:18px;"><strong><strong><span style="font-family:'times new roman', times, serif;">عملیات " Wooden Le</span></strong></strong></span></span><span style="color:#b22222;"><span style="font-size:18px;"><strong><span style="font-family:'times new roman', times, serif;">g</span></strong></span></span> <strong><span style="font-family:'times new roman', times, serif;"><span style="color:#B22222;"><span style="font-size:18px;">"</span></span></span></strong></p></div>
<p><br />
	<br />
	<span style="font-size:14px;">در اواخر تابستان سال 1985، موجی از حملات فلسطینی ها زندگی اسرائیلی ها را بر هم زد . در 25 سپتامبر همین سال ، سه فلسطینی توانستند سه نفر از توریست های اسرائیلی را که به همراه قایق تفریحی خود در سواحل قبرس لنگر انداخته بودند ، به قتل برسانند ! مسئولیت این حمله را واحد 17 سازمان آزادی بخش فلسطین " ساف " ( به انگلیسی : PLO ) بر عهده گرفت . در همان روز جلسه ایی تشکیل گردید که به موجب آن دولت اسرائیل تصمیم گرفت حمله ای تلافی جویانه علیه این تشکیلات که در تونس واقع شده بود ، انجام دهد . هدف اسرائیلی ها از انجام چنین حمله ایی در واقع به دو دلیل انجام گرفت ، اول اینکه انتقام کشته شدن سه تن از شهروندان اسرائیل گرفته شود و دوم اینکه این حمله شامل این پیام بود : " هیچ جای دنیا برای کسانی که قصد انجام حملات این چنینی را برعلیه اسرائیل دارند امن نخواهد بود ." و یا به تعبیری دیگر از قول اسرائیلی ها : " هیچ جایی ضد آتش نیست . "</span><br />
	<br />
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/3_282329.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/thumb_3_282329.jpg" class="ipsImage" alt="thumb_3_282329.jpg" /></a><br />
	<br />
	اصالت این ماموریت بر این اساس بود که چندین واحد مختلف مشترکا این عملیات را به سرانجام برسانند . اما با این حال عاقلانه ترین کار استفاده از نیروی هوایی به عنوان کم خطرترین و سریع ترین راه برای اجرای عملیات بود . در این برهه از زمان فرماندهی نیروی هوایی اسرائیل را ژنرال Amos Lapidot برعهده داشت که علاوه بر شرح مسیر پرواز برای کابینه دولت ، به این نکته اذعان داشت که این عملیات باید کاملا غافلگیر کننده باشد که یکی از عناصر اصلی این موضوع خاموش نگاه داشتن رادار جنگنده های شرکت کننده در این عملیات بود ! ماموریت پیش رو در آن زمان توسط شیمون پرز که سمت نخست وزیری اسرائیل را بر عهده داشت ، حمایت گردید که این امر حمایت اعضای کابینه را نیز به همراه آورد . پس از تایید ماموریت حال نوبت به انتخاب هواپیما شده بود که با گزینه هایی که نیروی هوایی در پیش رو داشت ، طبیعتا جنگنده اف 15 برگزیده شد چرا که قابلیت های فنی آن به اثبات رسیده و در خور توجه بود و از طرفی برای ماموریت در فواصل دور واجد شرایط و ایضا دارای قابلیت سوخت گیری هوایی بود . ده فروند جنگنده در غالب دو دسته ، فرمیشن پروازی را برای این ماموریت تشکیل می دادند ، بدین صورت که دو فروند به عنوان اسکورت کننده در بالای دسته پرواز کرده و 8 فروند باقی به صورت دسته های 4 تایی پرواز کنند . چون هدف پیش رو در یک منطقه پرجمعیت واقع شده بود نیاز به دقت فراوان داشت آن هم به دولیل ، اولا هدف با دقت هرچه تمام تر منهدم شود و دوم اینکه آمار تلفات غیر نظامی به حداقل برسد که از این رو دقیق ترین و پیشرفته ترین سلاح های آن زمان نیروی هوایی ، بر روی هواپیماها نصب گردید . ( البته آنطور که اسرائیلی ها اذعان کرده اند ، اجتناب از تلفات غیر نظامیان در صدر اولویت های این عملیات بود !!!!! )<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><em>تعداد کثیری ازخلبانان خواستار شرکت در این حمله بودند که از جمله آنان می توان به سرتیپ Giora که به عنوان فرمانده پایگاه هوایی </em><em><a href="http://www.military.ir/forums/topic/27369-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86/#entry372027" rel=""><span style="color:#000080;"> Tel-Nof</span></a></em><em> خدمت میکرد اشاره نمود ولی خواسته ی او مورد تایید فرماندهان بالا دستی </em><em>واقع نشد ، اما با این حساب در این عملیات از زبده ترین خلبانان نیروی هوایی اسرائیل استفاده شد . </em></p></div>
<p><br />
	<br />
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/Israel_Air_Force_F-15I_Squadron_133~1.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/thumb_Israel_Air_Force_F-15I_Squadron_133~1.jpg" class="ipsImage" alt="thumb_Israel_Air_Force_F-15I_Squadron_13" /></a><br />
	<br />
	دوشنبه ، اول اکتبر 1985 روزی بود که برای آغاز این عملیات در نظر گرفته شد . طبق گفته صهیونیست ها ، دلیل انتخاب این روز کاهش تلفات غیر نظامی بود چرا که روز قبل تعطیلات آخر هفته بود و به دلیل حضور گردشگران در ساحل ، اجرای عملیات امکان افزایش تلفات غیر نظامیان را بیشتر میکرد ! به هر حال ، بار دیگر خلبانان برای آخرین بار با حضور رئیس ستاد کل ؛ مورد بریفینگ ( یا توجیه ) قرار گرفتند . در توجیحات ذکر گردیده بود که ماموریت در صورتی لغو خواهد شد که هدف از یک مکان غیر نظامی قابل تفکیک نباشد ! یکی از نکات جالب و یا بعضا خنده دار که توسط یکی از خلبان اذعان شده این بود که : تاکنون نمایشگر ناوبری هوپیماهای ما چنین رقم بالایی را ندیده بودند ! البته حق با آنان بود چرا که این عملیات با برد 1280 مایل بزرگترین ماموریت در تاریخ " IAF " بود که نیروی هوایی قصد انجام آن را داشت . پس از پرواز، جنگنده ها شروع به بدست آوردن ارتفاعی کردند که هواپیماهای غیر نظامی اجازه دست یافتن به آن را نداشتند و همچنین نکته حائز اهمیت این بود که مسیر پرواز طوری طراحی شود که در محدوده برد راداری کشورهای مصر و لیبی واقع نشود ! ایضا برای حفظ خفاکاری ؛ جنگنده ها رادار خود را خاموش کردند تا مورد توجه جنگنده های گشتی نیروی دریایی ایالات متحده که در دریای مدیترانه بطور مرتب گشت میزدند قرار نگیرند . " تنش افزایش خواهد یافت اگر در هوا دیده میشدیم " این جمله از سرهنگ دوم Michael نقل شده که در این عملیات شرکت یافت . همچنین طی صحبت هایی که داشته اعلام کرده بود : علاوه بر اینکه همه خلبانان نگران این بودند که هدف پیدا نشود و یا چگونه ماموریت با موفقیت انجام شود ، از دغدغه های اصلی آنان این بود که در میانه راه مجبور به پرواز انفرادی شوند در صورتی که حق برقراری ارتباط رادیویی را نداشتند و این خود مشکلی بزرگ بود ولی با این حساب در صورت اتفاق افتادن این موضوع باید بر روی هدف متمرکز می ماندند ! در همان ابتدای کار نیز فرمانده نیروی هوایی Amos Lapidot به این نکته اشاره داشت که مشکلات فنی مشکل اصلی این عملیات است و دفاع هوایی تونس خطر جدی محسوب نمی گردد .<br />
	<br />
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/Dargot_28062011_707_Refueling.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/thumb_Dargot_28062011_707_Refueling.jpg" class="ipsImage" alt="thumb_Dargot_28062011_707_Refueling.jpg" /></a><br />
	<br />
	پس از طی مسافتی جنگنده ها با سوخت رسان 707 ملاقت کرده و سوخت گیری انجام دادند که این سوخت گیری دورترین بنزین گیری تاریخ IAF را رقم زد . همچنین چندین فروند هلیکوپتر نیز از روی عرشه یک شناور نیروی دریایی اسرائیل در نزدیک جزیرهمالت جهت نجات جان خلبانان جنگنده‏های ساقط شده احتمالی در دسترس بودند اما نیازی به وجودشان پیش نیامد . بالاخره در ساعت 11 فرمیشن پروازی به نزدیکی سواحل تونس رسید ، خلیج با اَبر پوشیده شده بود ولی منطقه هدف کاملا به وضوح قابل رویت بود . گروه پروازی ابتدا به هدف مورد نظر که در جنوب قرار داشت یورش برد و پس از آن با وزیدن باد شمال ، دود به سمت جنوب برده شد و در مرحله ی دوم حمله ، جنگنده ها به قسمت شمالی هدف حمله کردند .<br />
	<br />
	" با حرکت سریع آدرنالین در بدن ، احساس عجله سرتا سر وجودتان را فرا خواهد گرفت " ، این گفته از سرهنگ دوم Michael در مورد حس و حالش به هنگام آماده شدن برای حمله به سمت هدف بوده است و در گفته های دیگرش در مورد این عملیات اذعان داشته : کل مأموریت بستگی به این چند فاکتور در عرض چند ثانیه دارد : تصمیم گیری - برنامه ریزی - شناسایی اهداف - پرتاب بمب به سمت هدف ، که همه اینها هنگام برنامه ریزی لحاظ شده بود . حمله با دقت انجام گرفت و بمب ها توانستند منجر به تخریب دفتر رئیس ساف ، محل اقامت واحد 17 ، کشته شدن 65 الی 70 نفر و زخمی شدن 70 تن دیگر از اعضای ساف شوند . " پس از اوج گیری من توانستم هدف را بینم که در میان آتش شعله ور گشته و میزان زیادی دود از آنجا برخواسته بود که با آنچه من بعد ها در تلویزیون مشاهده کردم متفاوت بود . در مسیر بازگشت سه ساعت خود به خانه ، رادیو BBC خبر این حمله را اعلام کرده بود ، با اینکه خبر اعلام شده بود و هواپیماها هنوز در آسمان دریای مدیترانه بودند هیچ کس اقدام به رهگیری جنگنده ها نکرد ! " ( سرهنگ مایکل ) .<br />
	<br />
	<br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10231/url~14.jpg" class="ipsImage" alt="url~14.jpg" /></p></div>
<p><br />
	</p>
<div style="text-align:center;"><p><span style="color:#800000;">انهدام مقر ساف در تونس </span></p></div>
<p><br />
	<br />
	<br />
	این حمله عواقب نظامی و سیاسی گسترده ای در تونس به همراه داشت : رابطه میان ساف و تونس تیره گردید و این سازمان ( PLO ) مجبور شد برای احداث پایگاه جدید خود به جستجوی کشوری دیگر برود و پس از این حمله بعضی از کشورها بدلیل ترس از حمله اسرائیل ( همانند حمله به تونس ) درخواست ساف را برای ایجاد پایگاه جدید رد کردند . در کل عملیات پای چوبین با موفقیت نسبی همراه بود زیرا با وجود موفقیت نظامی در منهدم کردن مرکز سازمان آزادی ‌بخش فلسطین و خسارات وارده به آن ، یاسر عرفات و دستیاران ارشدش در آن هنگام در ساختمان حضور نداشتند و زنده ماندند. پس از آن تونس یک شکایت نامه رسمی را در سازمان ملل علیه اسرائیل تنظیم کرد و این حمله اسرائیل را محکوم کرده و خواستار قطعنامه 573 شد که در آن اسرائیل باید از انجام چنین عملیاتی در آینده خودداری کند . این اولین محکومیت پس از حمله اسرائیل به راکتور هسته ای عراق بود .<br />
	<br />
	</p>
<div style="text-align:center;">
<br />
	**********************************************</div>
<p></p>
<br />
	
]]></description><guid isPermaLink="false">27410</guid><pubDate>Tue, 15 Apr 2014 18:27:38 +0000</pubDate></item><item><title>&#x645;&#x627;&#x645;&#x648;&#x631;&#x6CC;&#x62A; SAD &#x62F;&#x631; &#x639;&#x631;&#x627;&#x642; &#x642;&#x628;&#x644; &#x627;&#x632; &#x644;&#x634;&#x6A9;&#x631; &#x6A9;&#x634;&#x6CC; &#x627;&#x645;&#x631;&#x6CC;&#x6A9;&#x627; .</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/27399-%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2585%25d9%2588%25d8%25b1%25db%258c%25d8%25aa-sad-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25b9%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2582-%25d9%2582%25d8%25a8%25d9%2584-%25d8%25a7%25d8%25b2-%25d9%2584%25d8%25b4%25da%25a9%25d8%25b1-%25da%25a9%25d8%25b4%25db%258c-%25d8%25a7%25d9%2585%25d8%25b1%25db%258c%25da%25a9%25d8%25a7/</link><description><![CDATA[در ابتدا برای اشنایی با SAD که مخصتر شده ی Special activities division هست به تاپیک زیر مراجعه کنید.<br />
[b]	[url="http://www.military.ir/forums/topic/26393-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7/page__hl__%22%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF+%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C+%22"][size=5]واحد فعالیتهای ویژه . واحدی در درون سیا[/size][/url][/b]<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
یکی از عملیاتهایی که این واحد انجام داد عملیات قبل از تهاجم امریکا به عراق بود.<br />
<br />
شبه نظامیان تیم SAD قبل از تهاجم سال 2003 وارد عراق شده بودند. هنگامی که این تیم در فضای جنگی را برای رسیدن نیروهای بعدی ارتش امریکا اماده میکردند. پس از ان تیم SAD با نیروهای ویژه ی ارتش امریکا ترکیب شدند. تیم جدید NILE نامیده میشد که مخفف North Iraq Liaison Element  میباشد.<br />
این تیم پیشمرگه های کرد را در شمال عراق در ادامه ی تهاجمهای بعدی امریکا , سازماندهی کرد.<br />
این تیم مشترک در عملیات چکش وایکینگ باهم ترکیب شدند . هدف از این عملیات مقابله و شکست گروههای انصار السلام و دیگر گروههای اسلامی متحد القاعده بود که چندین جنگجوی طالبان که در جنگهای سخت حضور داشتند که پس از سقوط طالبان در افغانستان به انها پیوسته بودند . این نبرد یا عملیات که برای کنترل شمال شرق عراق شروع شده بود و یکی از شدیدترین نبردهای نیروهای ویژه پس از جنگ ویتنام بود. این عملیات جنگی برای کل سرزمینی بود که به طور کامل توسط انصارالاسلام اشغال شده بود که قبل از تهاجم سال 2003 رخ داد.<br />
<br />
اگر این نبرد انطور که موفقیت امیز بود, نمیبود, این احتمال وجود داشت که نیروهای دشمن در هنگام حمله به ارتش عراق در عقب نیروهای امریکایی و نیروهای سکولار کرد وجود داشته باشد.<br />
طرف امریکا شامل افسرهای شبه نظامی SAD/SOG  گروه دهم نیروهای ویژه ی ارتش میشد. در این عملیات نظامی گروه دهم نیروهای ویژه  مدالهای مختلفی همچون شجات  دریافت کردند وافسرهای شبه نظامی SAD/S مدالهایی همچون  Intelligence Star را دریافت کردند.<br />
این نبرد یک حمله ی مستقیم و با پیروزی بر حریفات بود. این نبرد  منجر به کشته شدن تعداد زیادی از شبه نظامیان القاعده و اسلامگرا و کشف یک ازمایشگاه شیمیایی با نشانه های مواد سمی و سلاح های شیمیایی در شهر sargat شد. تیم عملیاتی در این نبرد کارتهای شناسایی خارجی , ویزاهای مختلف و پاسپورتهای مختلف در لباسهای بر تن دشمنان پیدا کردند. این اسناد نشان میداد که انها از طیف گسترده ای از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا از جمله یمن , سودان, عربستان سعودی, قطر , عمان, تونس , مراکش و ایران امده بودند.<br />
<br />
سَرگات (sargat) همچنین تنها تاسیساتی بود که در ان نشانه هایی از سلاح های شیمیایی در جنگ عراق کشف شد. دیگر حمله های علیه ژنرالهای کلیدی صدام حسین موفقیت امیز بود و به طور قابل توجهی قابلیت فرماندهی برای واکنش علیه تهاجم نیروهای امریکایی را تخریب کرده بود.<br />
همچنین افسرهای عملیاتی SAD/SOG در متقاعد کردن افسران کلیدی ارتش عراق برای تسلیم کردن واحدهای خود  و حمله نکردن به نیروهای حمله کننده به عراق , بسیار موفقیت امیز بود.<br />
<br />
در یک سرخط خبری  در سال 2004 با نام A firefight in the mountains (یک درگیری در کوهها ) نویسنده اورده بود:<br />
چکش وایکینگ باید در حافظه ی تاریخ نیروهای ویژه ثبت شود, یک نبرد که با پای پیاده انجام شد, زیر اتش مداوم دشمنی که در کوهها جای خوش کرده بودند, و به همراه کمترین پشتیبانی توپخانه ای و هوایی.<br />
تیمهای SAD/SOG همچنین دست عملیاتهای شناسایی پر خطر پشت خط عراق برای شناسایی رهبران ارشد پیکارجویان به عنوان هدف , انجام دادند. این ماموریتها منجر به سوء قصدهای اولیه بر علیه رئیس جمهور عراق صدام حسین و ژنرالهای کلیدی اش شد. اگرچه حمله ی هوایی اولیه علیه صدام حسین برای قتل دیکتاتور ناموفق بود, اما این عملیات به طور موثری به قابلیت فرماندهی و کنترل نیروهای او پایان داد.<br />
<br />
ترکیه به عنوان عضوی از ناتو از دادن اجازه برای استفاده  از قلمروی خود را برای حمله ی هنگ چهارم پیاده نظام امریکا به عراق, خودداری کرد. در نتیجه تیمهای SAD/SOG  و تیمهای مشترک نیروهای ویژه ی ارتش امریکا و پیشمرگه های کرد و تیپ هوابرد 173 (صد و هفتاد و سوم) تمام نیروها در سمت شمال مقابل ارتش عراق طی حمله بودند. تلاشهای انها باعث باقی ماندن 13 لشکر از نیروهای ارتش عراقی برای مقابله با نیروهای کرد شد تا با نیروهای ائتلافی که از جنوب می امدند اجازه ی یکجا شدن نمیداد. ترکیب نیروهای ویژه ی امریکا و نیروهای کرد منجر به شکست ارتش عراق شد. چهار نفر از اعضای تیم SAD/SOG مدال نادر intelligence star را به خاطر سجاعت فوق العاده شان دریافت کردند.<br />
<br />
<br />
عکسی از روستای biyara که پایگاه انصار الاسلام طی سالهای 2001 و 2003 بود.<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10264/Biyara.jpg[/img]<br />
دیگر ماموریتی که تیمهای SAD/SOG در ان حضور داشتن عملیات منجر به دستگیری صدام حسین بود. عملیات سَحَر سرخ یا Red Dawn عملیاتی بود که در نهایت منجر به دستگیری صدام حسین دیکتاتور عراق شد.این عملیات توسط نیروهای دلتا متعلق به JSOC و تیمهای SAD/SOG طرح ریزی و انجام شده بود. این تیم ترکیبی که از نیروهای دلتا و تیمهای SAD/SOG تشکیل شده بود با نام Task Force 121 شناخته میشود.<br />
JSOC به معنای [size=4][font=Mangal]فرماندهی مشترک عملیات ویژه  [/font]و خلاصه شده ی [b]Joint Special Operations Command[/b][/size] میباشد.<br />
عملیات سَحَر سرخ در نهایت شامل ششصد سرباز از تیپ یکم از لشکر چهارم پیاده میشد. نیروهای عملیات ویژه نیز احتمالا حدود چهل نفر میشدند. بخش عمده ای از تبلیغات و اعتباری که در این دستگیری به دست امد نسیب لشکر چهارم پیاده شد, اما در حقیقت سازمان سیا و JSOC این نیروها را به جلو بردند.<br />
&quot;Task Force 121 در حقیقت انهایی بودند که صدام حسین را از ان سوراخ بیرون کشیدند.&quot; این گفته را Robert Andrews معاون دستیار وزیر دفاع پیشین برای انجام عملیات ویژه و نبرد با شدت کم , گفته بود. &quot;انها نمیتوانند دیگر این نقش را انکار کنند.&quot;<br />
<br />
لحظه ی پیدا کردن صدام حسین<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10264/saddam-hussein.jpg[/img]<br />
<br />
جایی که صدام در ان شکار شد<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10264/w.jpg[/img]<br />
<br />
مخفی گاه زیرزمینی صدام<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10264/house.jpg[/img]<br />
<br />
<br />
واحدهای شبه نظامی سیا تا سال 2007 به هم تیمی با نیروهای  JSOC در عراق ادامه دادند. این ترکیب باعث ایجاد یک نیروی کُشنده با اعتبار زیاد شده بود که تاثیر عمده  و موفقیت امیزی  در افزایش  نیروهای امریکایی در عراق که به The Surge معروف است, در عراق داشت. انها این نتایج را با کشتن و دستگیری بسیاری از رهبران کلیدی القاعده در عراق به دست اوردند.<br />
در یکی از برنامه های مصاحبه ی شصت دقیقه ای شبکه ی CBS یک خبرنگار برنده ی جایزه ی پولیتزر به نام Bob Woodward ,  یک قابلیت عملیاتهای ویژه ای را توصیف کرد که این پیروزی ها را میسر میکرد. این قابلیت به وسیله ی تیمهای مشترک سیا  و JSOC  رشد کرده است.<br />
چند تن از مقامات ارشد ایالات متحده اظهار داشته اند که &quot;تلاشهای مشترک JSOC و واحدهای شبه نظامی سازمان سیا مهمترین عامل شکست القاعده در عراق بود&quot;.<br />
<br />
<br />
در بیست و ششم اوکتبر سال 2008 SAD/SOG  و JSOC عملیاتی را با هدف هدف قرار دادن &quot;شبکه ی لجستکی جنگجویان خارجی&quot; در سوریه انجام دادند. یک منبع امریکایی به شبکه ی CBS گفت که رهبر جنگجویان خارجی یک افسر القاعده , هدف اصلی در حمله ی مرزی یکشنبه بود. او گفت که این حمله موفقیت امیز بود اما نگفت که ایا افسر القاعده کشته شده است یا خیر.<br />
فاکس نیوز بعدا گزارش داد که ابو قادیه , هماهنگ کننده ی عملیاتی ارشد القاعده در سوریه در این حمله کشته شده است. نیویورک تایمز گزارش داد که در جریان حمله ی نیروهای امریکایی چند مرد مسلح با تهدید بالقوه کشته شدند.<br />
<br />
<br />
<br />
کپی تمام مطالبی که در این پست و پستهای اینده در این بخش ایجاد خواهد شد بدونه ذکر نام منبع [size=5][color=#FF0000]military.ir[/color][/size]   و[size=5] [color=#ff0000]hassanmirani[/color][/size][color=#ff0000] [/color]خلاف قانو ن بوده و در صورت مشاهده بر اساس حق خلق اثر مورد پیگرد قرار خواهد گرفت.]]></description><guid isPermaLink="false">27399</guid><pubDate>Tue, 15 Apr 2014 02:08:11 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x633;&#x6CC;&#x645;&#x648;&#x645;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/26957-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d8%25b3%25db%258c%25d9%2585%25d9%2588%25d9%2585/</link><description><![CDATA[[font=tahoma,geneva,sans-serif][size=4]در سال 1990 سازمانهای اطلاعاتی اروپا با درخواست عجیبی از سوی سازمان سیا مواجه شدند. 6 نفر از عوامل سازمانهای سیا و دیا ،که برای زیرنظر گرفتن حرکات نظامی عراق قبل از آغاز جنگ به این کشور رفته بودند، در عراق گیر افتاده بودند و آمریکایی ها برای نجات آنها به کمک نیاز داشتند. سازمانهای اطلاعاتی روسیه، بریتانیا و فرانسه از کمک به آمریکایی ها سرباز زدند ولی لهستانی ها حاضر به همکاری با آمریکایی ها شدند. این عملیات خطرناک [b]عملیات سیموم[/b] نام گرفت.[/size]<br />
[size=4]لهستان به دلیل پروژه های عمرانی که در عراق داشت می توانست تعدادی از عوامل اطلاعاتی خود را در پوشش کارگر ساختمانی وارد عراق کند. یکی از جاسوسان کهنه کار لهستانی به نام گروموسلاو شمپینسکی به دستور وزارت داخله ی لهستان در رأس این عملیات قرارگرفت. شمپینسکی خود قبلا در آمریکا به جاسوسی برای سرویس اطلاعاتی لهستان پرداخته بود و در چند کشور غربی عملیاتهای اطلاعاتی بر علیه سرویسهاس اطلاعاتی غرب انجام داده بود. خط اصلی نقشه ی شمپینسکی این بود که با جاسوسهای آمریکایی ارتباط برقرار کرده و به آنها پاسپورتهای لهستانی بدهد تا بتواند آنها را به همراه کارگران روسی و لهستانی از عراق خارج کند.[/size]<br />
[size=4]جاسوسان آمریکایی در کویت و بغداد به مدت چند هفته پنهان شده بودند. عراقی ها به روابط آمریکایی ها و لهستانی ها مظنون شده بودند و این مسئله اجرای عملیات را سخت تر کرده بود. جاسوسان آمریکایی در یک کارگاه ساختمانی ،که در دست لهستانی ها بود، جمع شدند و به آنها پاسپورت لهستانی داده شد. آنها را سوار اتوبوس کردند تا از مرزهای زمینی عراق خارج شوند اما از بخت بد آمریکایی ها یکی از افسران عراقی در پاسگاه مرزی به زبان لهستانی آشنا بود. هنگامی که اتوبوس به مرز رسید او از یکی از جاسوسان آمریکایی به زبان لهستانی چیزی پرسید. جاسوس آمریکایی یک کلمه لهستانی نمی دانست و وانمود کرد که مست است. با وجود این برخورد، اتوبوس بدون حادثه ای از مرز عراق گذشت و وارد خاک ترکیه شد. مأموران لهستانی نه تنها خود آمریکایی ها را از عراق خارج کردند بلکه توانستند تعداد زیادی نقشه از تأسیسات نظامی و نقاط حساس بغداد را به همراه خود بیاورند.[/size]<br />
[size=4]دولت آمریکا به پاس همکاری لهستان در نجات جان جاسوسانش 16.5 میلیارد بدهی لهستان را بخشید. در دو عملیات دیگر لهستانی ها توانستند 15 خارجی دیگر را از چنگ صدام نجات دهند. درباره ی این عملیات فیلمی توسط کارگردان لهستانی وادیسلاو پاسکوسکی ساخته شده است.[/size]<br />
[size=4]منبع[/size]<br />
[url="http://wars-and-history.mihanblog.com/post/681"]http://wars-and-hist...og.com/post/681[/url][/font]]]></description><guid isPermaLink="false">26957</guid><pubDate>Sun, 02 Feb 2014 04:31:13 +0000</pubDate></item><item><title>&#x631;&#x648;&#x633;&#x6CC;&#x647;&#x60C;&#x6CC;&#x6A9; &#x62F;&#x6CC;&#x6A9;&#x62A;&#x627;&#x62A;&#x648;&#x631;&#x6CC; &#x628;&#x631;&#x641;&#x6CC;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/24992-%25d8%25b1%25d9%2588%25d8%25b3%25db%258c%25d9%2587%25d8%258c%25db%258c%25da%25a9-%25d8%25af%25db%258c%25da%25a9%25d8%25aa%25d8%25a7%25d8%25aa%25d9%2588%25d8%25b1%25db%258c-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d9%2581%25db%258c/</link><description><![CDATA[[size=5][font=arial,helvetica,sans-serif]قسمت اول:جنایت های روسیه،کشتار مردم بیگناه روسیه به دست سازمان امنیت ملی روسیه در تئاتر دوبروفكا،مدرسه بسلان و فرودگاه دومودیه دووا<br />
<br />
بحران گروگان‌گیری در تئاتر مسکو که هم‌چنین با نام محاصره شمال شرق شناخته می‌شود،واقعه‌ای است که تئاتر دوبروفكا مسکو توسط 40 تا 50 نفر شبه نظامیان چچن در اکتبر 2002 تصرف شد.به گفته روس ها این کار توسط جنبش اسلام گراهای جدایی طلب در چچن انجام شد.آن‌ها توانستند 850 نفر که 75 نفر از آنها تبعه های آمريكا، آلمان ، انگليس ، اوكراين ، هلند و تعدادی كشور ديگر بودند را گروگان بگیرند و خواسته آن‌ها استقلال چچن از روسیه و پایان دومین جنگ چچن بود.رهبری این شبه نظامیان برعهده مووسار بارایف بود.بعد از دو و نیم روز گروگانگیری،نیروهای ویژه روسیه،اسپتناز،پس از محاصره سالن تئاتر با رهاسازی گازی ناشناخته به سیستم تهویه تئاتر باعث شدند که افراد داخل تئاتر از هوش بروند.در پایان همه حمله‌کنندگان توسط نیروهای روسی و گاز سمی و 130 نفر از گروگان‌ها(که 9 تن آن‌ها خارجی بودند) به خاطر گاز سمی کشته شدند.البته تعداد کمی از شبه نظامیان هنگام پرتاب گاز سمی توسط سربازان روس تسلیم شدند.فیزیک‌دانان در روسیه استفاده از این گاز را محکوم کردند،چون این گاز باعث شد که خیلی از افراد گروگان گرفته شده نتوانند به زندگی خود ادامه دهند.طی برخی از گزارش‌ها استفاده برخی گروگان‌ها از داروی نالوکسان آن‌ها را از مرگ نجات داده‌است.<br />
<br />
جان بی دانلپ از اعضای ارشد بنیاد هوور در آمریكا كتابی در نقد و بررسی سیاست ها و مبانی عمل دولت روسیه در مقابله با تروریسم منتشر كرده است. كتاب با عنوان «بحران های گروگانگیری در تئاتر دوبروفكا و مدرسه بسلان» در 127 صفحه و در اشتوتگارت آلمان انتشار یافته است.<br />
<br />
اندكی كمتر از دو سال بعد از آن در ماه سپتامبر سال 2004 تروریست ها این بار به مدرسه شماره یک شهر بسلان در ایالت اوستیای شمالی واقع در جنوب روسیه حمله بردند و صدها دانش آموز را گروگان گرفتند. این دو رویداد از دهشتناک ترین حوادث تروریستی در تاریخ معاصر روسیه به شمار آمده و بررسی آن می تواند مبین استراتژی كرملین در قبال تروریسم باشد.<br />
<br />
مسئله مهمتری كه موجب پریشانی خاطر است آن است كه پاره ای عناصر و مقامات بلند پایه روسی در درون تشكیلات دولت روسیه،كه مشخصا منظور از آن دستگاه ها و عناصر امنیتی است،در واقع در وقوع رویدادهای تروریستی دخیل و دارای نقش هستند.<br />
<br />
موضوع نقش داشتن مقامات رسمی نخستین بار در سپتامبر سال 1999 درست سه سال قبل از وقوع گروگانگیری تئاتر دوبروفكا به میان آمد.در آن زمان رشته انفجارهایی در آپارتمان های مسكونی موجب كشته شدن بیش از 300 نفر از مردم غیرنظامی و بیگناه شد. مقامات دولتی روسیه شورشیان چچن را مسئول انفجارها خواندند و با بهره برداری از خشم عمومی زمینه را طوری چیدند كه بتوانند با حمله به چچنستان دومین جنگ را در آن سرزمین برپا سازند.اما مسائل عجیب و غریبی كه در اطراف واقعه خنثی شدن یک بمب پیش از انفجار در ساختمانی در شهر ریازان مطرح شد موجب انجام تحقیقاتی شد و در نتیجه آن مشخص شد كه دست،FSB(سازمان امنیت ملی روسیه)در سه انفجار پیشتر از آن در كار بوده است و ماهیت FSB را آشکار ساخت.<br />
FSB پذیرفت كه بمب را در ریازان كار گذاشته اما مدعی شد كه بمب ضعیفی بوده و این كار در چارچوب عملیات تمرینی صورت گرفته بوده است.دولت روسیه از پس جمع و جور كردن اقداماتی برآمد كه به منظور تحقیقات در انفجارهای سال 1999 از سوی پارلمان به جریان افتاده بود. عاملان آن انفجارها اصلا شناسایی و دستگیر نشدند. اما در پی آن سرگئی كووالف فعال حقوق بشر و نماینده دومای روسیه دست به تشكیل كمیته ای غیررسمی برای تحقیق در این ماجرا زد. اما سرگئی یوشچنكو معاون آن كمیته كه او نیز عضو دوما بود در آوریل 2003 كشته شد، یكی دیگر از اعضای كمیته به طرزی مشكوک درگذشت و وكیلی كه مشاور كمیته بود دستگیر شد و به این ترتیب دامنه كار این كمیته تحقیق جمع شد. آنچه در اطراف حادثه گروگانگیری در تئاتر دوبروفكای مسكو جریان یافت شباهت های زیادی با انفجارهای تروریستی سال 1999 روسیه دارد. به عبارت روشن تر مدارک مستندی دال بر دخالت داشتن برخی عناصر دستگاه امنیتی روسیه در طراحی این حمله تروریستی موجود است.نخست آن كه مقامات رسمی روسیه نتوانستند علت این امر را روشن سازند كه تعداد قابلی از تروریست های شناخته شده چچنی،كه بعضی از آنها هم تا اندک زمانی پیش از آن حادثه در حبس پلیس بوده اند،چگونه توانسته اند در مسكو بی آنكه توجهی را به خود جلب كنند گرد هم آیند و فعالیت هایی پنهانی را به مدت چندین ماه به اجرا درآورند.یكی از مقامات پیشین FSB كه درجه سرهنگ دومی داشته گفته است كه مقامات دولتی روسیه از فعالیت های این گروه از تروریست های چچنی كاملا اطلاع داشته اما هیچ واكنشی نسبت به آن نشان نمی دادند.<br />
<br />
FSB در حادثه تئاتر دوبروفكا نیز همانند سال 1999 سرنخ های دقیقی برای زمینه سازی حمله و گروگانگیری در دست داشت. دولت روسیه در ماه های پیش از آن گروگانگیری تحت فشار شدیدی بود تا با جناح میانه روی جدایی خواهان چچنستان به رهبری رییس جمهوری پیشین آن سرزمین اصلان مسخدوف از طریق گفت وگو به مصالحه دست یابد. <br />
عامه مردم روسیه نشانه هایی دال بر خستگی از جنگ چچن را نشان می دادند. اما این تنها نشانه ها نبود.از گفت وگوهایی كه در سطوح عالیه با پیگیری كمیته آمریكایی صلح چچن ترتیب یافته و بین میانه روهای چچن و سیاستمداران روسی برگزار می شد نیز نشانه های موفقیت مشاهده می شد. مقامات ارشد پلیس و ارتش در دولت پوتین سرسختانه با ادامه گفت وگوهای صلح با جدایی خواهان چچنی و پایان دادن به جنگی كه سرچشمه ترفیع درجه و منافع مالی بی حساب برایشان به حساب می آمد مخالف بودند. در آن سو شورشیان تندرو چچنی كه رهبر آنان فرد بدنامی چون شامیل باسایف بود نیز چنین دیدگاهی داشتند. باسایف بارها هرگونه توافق بین مقامات دولتی روسیه با مسخدوف را مردود اعلام كرده بود.<br />
<br />
در اینجا برخی آگاهان صورت مسئله را به این ترتیب نقل می كنند كه اعضای FSB اقدام به تهیه پروژه مشتركی به اتفاق تندروهای گروگانگیر چچنی كرده اند. بدان معنا كه FSB با ترتیب دادن اقدامات خشونت بار زمینه را برای بن بست گفت وگوهای صلح فراهم كرده و با این روش از سوی دیگر كاری كردند كه مناقشه چچن،جنگ با تروریست های عضو القاعده وانمود شده و ضمنا اعتبار و منزلت مسخدوف نیز ساقط شود. نتیجه حاصله از طراحی پروژه مشترک در ساعت 9 صبح 22 اكتبر سال 2002 با هجوم چهل تروریست به تئاتر دوبروفكا در مسكو نمودار شد.تروریست ها 850 نفر را در داخل تئاتر گروگان گرفتند.گروگانگیران برای آن كه بتوانند حمایت مسلمانان دنیا را متوجه خود سازند وانمود كردند كه تعدادی از آنان عرب هستند.در حالی كه همگی به غیر از احتمالا یک تن، از اهالی چچنستان بودند.آنها تابلوهایی داشتند كه بر آن شعارهایی به زبان عربی نوشته شده بود.زنان همراه آنها حجاب سیاه رنگ داشتند.<br />
در ویدیو های که به دست شبکه تلویزیونی الجزیره رسیده بود يک زن سياه پوش نقاب دار با فريادهای پی در پی ضمن تهديد به قتل تمام گروگان ها، اعلام كرد: ما تمام كفار را در همه جا به قتل خواهيم رساند و مرگ برای ما اهميتی ندارد. پس از اظهارات اين زن گروگان گير چچنی بلافاصله يک پسر جوان از اين گروه كه وی نيز نقاب بر صورت كشيده بود گفت : ما به دستور فرماندهان نظامی در چچن به پايتخت اعزام شده ايم و تا عقب نشينی كامل ارتش روسيه از جمهوری چچن به مبارزات خود ادامه مي دهيم . <br />
<br />
به گزارش خبرگزاری رويتر، مدت زمانی پس از آغاز گروگانگيری،مبارزان چچن بيست كودک و تعدادی از مسلمان های حاضر در سالن نمايش را آزاد كردند. برنارد والرو سخنگوی وقت وزارت خارجه فرانسه گفت ، سه نفر فرانسوی ، يک زن و دو كودک توسط گروگانگيرها آزاد شده اند.<br />
آنها همچنين به يک پزشک اجازه ورود به ساختمان را دادند. آنها مقداری غذا و دارو برای گروگان ها بردند. هم چنين پنجشنبه شب مبارزان چچن هفت نفر را آزاد كردند و در صبح روز جمعه نيز هشت كودک شش تا دوازده ساله را آزاد نمودند.اين خبرگزاری می افزايد حوالی ساعت 9 صبح روز پنجشنبه به وقت مسكو، صدای انفجار شديدی از محل سالن نمايش شنيده شد. اما هيچ جزيياتی در مورد اين انفجار داده نشده است.رسانه های روسی،با نظارت انحصاری كرملین بر آنها،با درشت نمایی همان مضامین و دیدگاه های عربی و اسلامی مهاجمان به تئاتر در روز 24 اكتبر، روز بعد از آغاز حمله، گزارش دادند كه پوتین گروگانگیری در مسكو را یكی از حلقه های زنجیر تروریسم بین المللی و هم ردیف با دیگر اقدامات تروریستی می بیند كه در اندونزی و فیلیپین رخ داده است.حمله به تئاتر مسكو و گروگانگیری با برنامه گسترده ای به اجرا درآمده و توانسته بود حلقه ای شود كه انتهای آن به شبكه رسوای القاعده وصل می شد.دلیل چندانی در دست نبود كه بتوان پای مسخدوف را به این گروگانگیری كشید.<br />
مسخدوف خود نیز بلافاصله پس از حادثه از طریق سخنگویش احمد زاكایف آن را محكوم كرده و خواهان یافتن راه حل مسالمت آمیز برای آن شد.اما دستگاه رهبری روسیه برنامه تبلیغاتی وسیعی به راه انداخت كه هجومی و وافی به مقصود بوده و طی آن توانست به عامه مردم بقبولاند كه دستور حمله به تئاتر از جانب مسخدوف صادر شده و بنابراین نمی توان او را نماینده مشروع مقاومت چچنستان شناخت. كرملین با این روش و با بی اعتبار كردن مسخدوف قطع گفت وگوهای صلح با او درباره آینده چچنستان را موجه جلوه داد.<br />
<br />
تروریست های مهاجم به تئاتر در جریان مذاكراتی كه با نمایندگان اعزامی دوما و روزنامه نگاران به عمل آوردند، عقب نشینی ارتش روسیه از چچنستان را شرط آزاد كردن گروگان ها اعلام كردند. این شرط از نظر كرملین البته قابل قبول نبود اما نقطه ای برای گشایش باب گفت وگوها شد كه تروریست ها هم سخت بدان علاقه مند بودند و چون اعلام شد كه نماینده ولادیمیر پوتین در تاریخ 26 اكتبر به ملاقات آنان خواهد شتافت و هرگاه به صورت مسالمت آمیز رفتار كنند هیچ تهدیدی متوجه آنان نخواهد بود تروریست ها واكنش مثبتی نشان دادند.اما آنگونه كه پیداست كرملین اصلا قصد اعزام نماینده به تئاتر دوبروفكا را نداشت. تا روز 25 اكتبر فرا برسد نقشه حمله به تئاتر از هر جهت آماده و مهیا شده بود. سران كرملین بعد از پایان غائله ادعا كردند كه تروریست ها با مبادرت به اعدام دو تن از گروگان ها موجب شدند كه نقشه حمله به تئاتر از سوی ماموران پلیس به ناچار و زودتر از موعد به اجرا گذاشته شود اما گزارش شاهدان عینی حاكی است كه تروریست ها ابدا كسی را نكشتند.آنها همچنین برخلاف ادعای مقامات رسمی آن اندازه مواد منفجره با خود نداشتند كه تئاتر را منفجر سازند و FSB نیز این نكته را خوب می دانست.<br />
<br />
در نخستین ساعات روز 26 اكتبر ماموران ویژه FSB،اسپتناز ها،برای آنكه راه تصرف تئاتر که تانک های ارتش روسیه آن را محاصره کرده بودند را هموار سازند مبادرت به ارسال گازی سمی و فوق العاده موثر به درون تئاتر از طریق دستگاه های تهویه مطبوع آن كردند. نزدیك به 130 نفر از گروگان ها همراه با بیشتر تروریست ها در نتیجه تماس با آن گاز جان خود را از دست دادند.آن عده از تروریست ها که زنده ماندند،یعنی مهره های سوخته ای که FSB از آنها استفاده کرده بود و دیگر نیازی به آنها نداشت هم به ضرب گلوله ماموران ویژه از پای درآمدند<br />
با این حال کارشناسان دیوان اروپایی حقوق بشر در سال 2011 استفاده از ترکیبات کشنده و سمی را در این گاز تایید کردند و در نتیجه دیوان، روسیه را محکوم به پرداخت غرامت به گروگان ها و خانواده قربانیان کرد.چنانچه تجهیزات كافی فوریت های پزشكی در محل مستقر می شد از مرگ عده قابلی از گروگان ها پیشگیری می شد.كار به صورتی بود كه گروه پزشكی مستقر در محل حتی نوع گازی كه به درون تئاتر فرستاده شده بود را نمی شناختند. واكنش پوتین رییس جمهوری روسیه به این فاجعه ننگین برگزار كردن ضیافت ویژه ای در كرملین برای ماموران ویژه FSB بود كه در این برنامه شركت داشتند.او در آن ضیافت كه روز پس از فاجعه برپا شد از شجاعت و كارآزمودگی ماموران FSB تجلیل به عمل آورد،در حالی که نقشه آنها 130 غیرنظامی بیگناه را به کام مرگ فرستاده بود.<br />
<br />
دولت روسیه می گوید که تمام واقعیت را گفته است اما بر اساس آمار یک موسسه نظرسنجی تنها 9 درصد از روس ها باور دارند که دولتشان حقیقت این ماجرا را بر ملا کرده و 91 درصد معتقدند که دولت دروغ میگوید و دست FSB در این ماجرا بوده است.<br />
<br />
<br />
بحران گروگانگیری سپتامبر 2004 كه منجر به كشته شدن 330 نفر از معلمان،کودکان و والدین آنها گردید نیز یک واقعه خونین دیگر است.186 نفر از 330 کشته از كودکان مدرسه ای بودند و تكرار تلخ فاجعه تئاتر دوبروفكا بود و بی اعتنایی دولتمردان روسیه به زندگی افراد و فقدان احساس پاسخگویی به افكار عمومی در آنها را دوباره به منصه اثبات رساند.در این رویداد نیز مقامات روس دیدگان خود را روی نشانه های واضح وقوع رویدادی تروریستی بستند. بیشتر تروریست ها یعنی عده ای بین 30 تا 40 نفر در خلال هفته های پیش از آن حمله،به اتفاق یكدیگر در لابه لای جنگل در جمهوری اینگوش واقع در مجاورت محل حادثه به سر می بردند.<br />
<br />
جمهوری اینگوش از زمان وقوع حمله خونین شورشیان چچن در ژوئن 2004 به آن جمهوری در حالت آماده باش كامل قرار داشت،اما این راز سر به مهری است كه پلیس اینگوش به چه علت به حضور این افراد در جنگل پی نبرد.نام یكی از تروریست ها، ولادیمیر خودوف، به اتهام تجاوز، قتل و ارتكاب اعمال تروریستی در فهرست افراد تحت تعقیب پلیس قرار داشت و این در حالی بود كه این شخص سراسر فصل تابستان سال 2004 را آزادانه و علنا در روستای زادگاهش در اوستیای شمالی گذرانده و دستگیر هم نشده بود. رهبر گروه، فردی اینگوشی ملقب به &quot;سرهنگ&quot; جانی مخوفی بود كه مسئولان امر او را خوب می شناختند اما او نیز توانسته بود به مدت دو سال از چنگال آنان در امان بماند.تا آنجا كه معلوم شد چندین نفر از دیگر اعضای این دسته تروریستی به علت ارتكاب خشونت های جنایی زندانی بوده اند. اما همه آنها پیش از حادثه از زندان آزاد شده بودند. به گفته یكی از روزنامه نگاران روسی &quot;جانوران وحشی از درون قفس های خود یكسره به سراغ مدرسه بسلان آمدند. درهای قفس ها را هم قضات دادگاه ها، مسئولان پلیس و دستگاه امنیتی FSB به روی آنها گشودند.&quot;<br />
<br />
چنانكه روایت شده تروریست ها پیش از مبادرت به حمله ترتیباتی اتخاذ كرده بودند تا مقادیری سلاح را در درون مدرسه شماره یک شهر بسلان پنهان سازند. از طرفی دو مامور پلیس كه مطابق معمول حفاظت از مدرسه در روز بازگشایی آن را بر عهده داشتند به بهانه ای ناموجه به ماموریت دیگری اعزام شده بودند.همچنین به گفته شاهدانی که زنده ماندند یكی از تروریست ها در برابر گروگان ها فریاد زده بود كه &quot;پلیس شما را به 20 هزار دلار فروخته است&quot; و این نشان می دهد كه ماموران پلیس آلوده به رشوه گیری شده بودند.در مصاحبه‌ای که با یکی از گروگان‌گیران دستگیر انجام شد،وی اعتراف کرد که در این حادثه به سوی کسی شلیک نکرده و تاکید می‌کرد که نمی‌خواسته در این گروگان‌گیری جان خود را از دست بدهد.<br />
<br />
حمله انتحاری به محل بار مسافران فرودگاه دوموديه دووا در زمان ریاست جمهموری دیمیتری مدودف و کشته شدن 36 نفر و حمله انتحاری به مترو مسکو و کشته شدن 40 نفر نیز از دیگر اقدام های تروریستی مشابه بر علیه مردم روسیه میباشد و ضعف ها و جنایت های FSB و راهبردهای تمرکزگرای کرملين را مرکز توجه قرار میدهد.در آن زمان مسکو کماکان اعلام کرد که با قاطعيت با عوامل حادثه برخورد میکند و به زودی آنها را شناسايی و زير مشت آهنين له خواهد کرد.چيزي که مردم روسيه از آن وحشت دارند به عدم شناسايی يا مجازات اين گروه‌ها مربوط نمیشود.آنها از ناتوانی دستگاه‌های اطلاعاتی و امنيتی کشورشان از پيشگيری حوادث مشابه و واکنش‌های بعدی تروريست‌ها و دست داشتن FSB در اقدام های مشابه میترسند.کرملين هم از اين ترس آگاهی دارد.<br />
<br />
<br />
به راستی سرزمین بزرگانی چون چخوف،تورگنیف،تولستوی،داستایوفسکی،آیاکوفسکی،<br />
بولگاکف و مشاهر بزرگ دیگر و دانشمندانی چون مندلیف زیر چکمه دیکتاتور هاست.<br />
<br />
<br />
نگاره بالا متعلق به گروگاگیری در تئاتر دوبروفكا و بقیه نگاره ها عکس هایی دردناک از کشتار در مدرسه بسلان میباشند.[/font][/size]<br />
<br />
[color=#333333][font=&#39;lucida grande&#39;, tahoma, verdana, arial, sans-serif][size=2][right]منبع : صفحه اسلحه برتر در ف س وک[/right][/size][/font][/color]]]></description><guid isPermaLink="false">24992</guid><pubDate>Sat, 06 Jul 2013 17:04:33 +0000</pubDate></item><item><title>&#x646;&#x628;&#x631;&#x62F; &#x631;&#x645;&#x627;&#x62F;&#x6CC;....</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/25385-%25d9%2586%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25af-%25d8%25b1%25d9%2585%25d8%25a7%25d8%25af%25db%258c/</link><description><![CDATA[[center][color=#006400][b]بسم الله الرحمن رحیم<br />
لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم[/b][/color][/center]<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/Shattered_Building_Ramadi.JPG[/img][/center]<br />
سلام...<br />
رمادی، شهری به شدت ویژه در جنگ عراق با امریکا هستش... جایی که بارها و بارها نیروی های ویژه‌ی نیوی سیل امریکایی رو به خودش دید&#33; ده‌ها کشته‌ی نیوی سیل در این منطقه، اون رو به جایی تبدیل کرد که بسیاری نیوی سیل‌ها، خاطرات جنگشون رو درباره‌ی این شهر تعریف میکنن...&#33;&#33;&#33;<br />
این تاپیک، یه جورایی پیش نیازه... راستش اصلا دوست نداشتم این تاپیک رو کار بکنم و الانم دوست ندارم&#33; ولی همونطوری که تو خط اول توضیح دادم، این تاپیک قراره به دوستان یک بریف&#33; کلی از رمادی و علل متعدد اعزام نیوی سیل ها بده... بنابراین وقتی توی تاپیک های مختلف، کشته‌ها نیوی سیل در این شهر یا کلا نیوی سیل های معروف رو معرفی میکنم و میگم یکی از جنگ‌هایی که توش شرکت کرده، جنگ رمادی بوده دیگه می‌دونین که ماجرا چیه&#33;&#33;... و همچنین میتونین تصور کنین که طرف از تو چه جهنمی جون سالم به در برده... وقتی براتون میگم که چطوری زن‌ها و بچه‌ها رو کشتن، بعد از خوندن این تاپیک ایده‌ی بهتری از مسئله خواهید داشت...<br />
<br />
---------------------<br />
در سال 2004،  بعد از فلوجه این شهر رمادی بود که عین اهن‌ربا شورشی ها رو جذب میکرد به خودش و مشخصا تبدیل به یه هدف زیبا و بزرگ برای نیرو های ائتلافش کرده بود... تو همون سال 2004، یه روز شورشی ها تصمیم گرفتن که مسیر های ارتباطی به بغداد رو ببندن و به نیروهای ائتلاف اعلام بکنن که بیاین با ما بجنگین&#33;&#33;&#33;<br />
گردان دوم از 4ام‌تکاور(مرین&#33;) از لس انجلس به رمادی فرستاده شد تا کار در این شهر رو شروع بکنه...<br />
نیروها، بارها و بارها عملیات‌هایی موسوم به IO (عملیات های اطلاعاتی information operation) رو به اجرا گذاشتن و در پوشش نیروهای مختلف از سفیر و کنسول گرفته تا صلح‌بان و پلیس&#33;&#33;&#33; سعی میکردن که مردم رو در شهر با خودشون همراه بکنن و صد البته کاملا هم میدونستن که اتیش زیر خاکستره این شهر و هر لحظه ممکنه درگیری وحشتناکی رخ بده، واسه همینم همیشه اماده‌ی رزم بودن و این مسئله باعث شد که در طول مدت چند ماهه، صرفا چند تا زخمی کوچیک بدن و البته طرف مقابل هم جز بمب های IED و کمین های کوچیک و تقریبا بی‌اثر، کار خاصی نکرد...<br />
[center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/Marine_Man_and_Boy_Ramadi.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_Marine_Man_and_Boy_Ramadi.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/Lt_Markam_and_Kids.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_Lt_Markam_and_Kids.jpg[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/Iraqi_Man_Hugging_Soldier_Ramadi.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_Iraqi_Man_Hugging_Soldier_Ramadi.JPG[/img][/url][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/Donna_Carter_and_Iraqi_Girl_1.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_Donna_Carter_and_Iraqi_Girl_1.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
<br />
6ام اوریل، یه کمین سنگین از طرف شورشی ها به یک جوخه، 3 نفر رو زخمی و تقریبا بقیه رو همه رو زخمی کرد. درخواست کمک هم چندان به کار نیومد چون همونطور که گفته شد، مرین ها اکثرا درگیر فلوجه بودن و نه پشتیبانی هوایی و نه پشتیبانی توپخونه وجود نداشت و صرفا چند گروهان کوچیک از مرین ها بودن که میتونستن برا پشتیبانی خودشون رو برسونن...<br />
<br />
نیروهای پشتیبان در حد یه جوخه رسیدن و به پیشروی پرداختن ولی هیچکس امار درستی از تعداد شورشی ها نداشت... گروه‌های مختلف نیروهای جوخه‌ی اولیه‌ی کمین خورده هم ارتباطشون قطع شده بود...<br />
جوخه‌ی جدید که جوخه‌ی خلیج اسمش بود، حتی از اشپز های پایگاه هم استفاده کرده بود تا کل نیروها بتونن درگیر باشن و  در نهایت، دستور داده شد به کلیه‌ی نیروهای دو جوخه‌ی درگیر که فشار بیارن و شورشی ها رو از بین ببرن که درگیری به شب کشیده شد...<br />
شب اول، مرین ها با استفاده از تجهیزات دید در شب، موفقیت های بسیار عالیی داشتن و پیشروی خوبی هم داشتن ولی روزهای بعد، شورشی ها متوجه شدن که شبونه هیچ کاری نمی‌تونن بکنن و 4 روز بعدی جنگ رو فقط روزانه درگیر میشدن&#33;<br />
[center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict28.jpg[/img][/center]<br />
<br />
[center]این درگیری، شاید اصلی ترین و تنها&#33; درگیری مهم امریکایی ها در سال 2004 بود که رخ داد که نیروهایش در ان پشتیبانی هوایی و توپخانه‌ای هم نداشتن.<br />
در نهایت، در این درگیری، حدود 12 امریکایی کشته و بیش از  40 نفر زخمی شدن و در طرف مقابل هم حدود 600 نفر شورشی کشته شدن...<br />
<br />
البته، داستان این تاپیک، در این خصوص نیست...<br />
این سال و این درگیری، برای همیشه تو ذهن‌های نیروهای امریکایی موند و باعث شد دو شهر فلوجه و رمادی جزو مناطق خطرناک از نظر اونها باشن که کنترلشون نیاز به نیروهای بسیار خبره تر داره&#33;&#33;&#33;&#33;...<br />
<br />
دوسال بعد از این روزهای سخت و خشن، در سال 2006، از ژون تا نوامبر و به مدت 5 ماه برای امن کردن مجدد رمادی امریکایی ها در حال جنگ با شورشی ها بودن...<br />
اینبار، با هوشمندی کامل، نیوی سیل‌ها برای اجرای عملیات های سریع و دقیق، و صد البته مشخصا پشتیبانی( این مسئله‌ی پشتیبانی انشاالله خودش یه تاپیک مفصل داره که براتون میذارم و احتمالا لذت بخش هم خواهد بود&#33;)...<br />
در این عملیات، علاوه بر مرین ها و سرباز های عادی امریکایی، نیروهای نیوی سیل و نیروهای ارتش جدید عراق هم حظور داشتن.<br />
<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict34.jpg[/img][/center]<br />
<br />
<br />
در اوایل ژون 2006، گروهان نبرد یکم از یکم‌ مکانیزه‌ی امریکا و تعدادی از گروهان دوم نبرد  از تل‌افار و کویت برای امن کردن در رمادی فرستاده شدند. مردم رو ترس از حمله‌ای دیگر به سبک جنگ فلوجه برداشته بود. به همین منظور، فرماندهان تصمیم گرفتند که بدون تانک، توپخانه و پشتیبانی هوایی و به ارامی عملیات رو جلو ببرن.<br />
نیروهای امریکایی هم‌زمان در بیرون از شهر به بمبارن و تخریب خطوط پشتیبانی شورشی ها می‌پرداخت و همچنین نیروهایش در خیابان‌ها بلندگو به دست به مردم در خصوص جنگ و احتمالات و خطرات اون هشدار میدادن. هدف این بود که پشتیبانی شورشی ها رو قطع بکنن و همچنین تعداد زیادی پست‌های نگهبانی جدید تو سطح شهر راه انداختن تا با مردم عادی و ریش‌سفید های محلات رمادی ارتباط مناسب برقرار بکنن...<br />
در چند درگیری کوچک، 2 سرباز امریکایی کشته شدن...<br />
<br />
عملیات، موفقیت هایی را در پی داشت اما ان نتیجه‌ای که امریکایی ها مد نظرداشتند اتفاق نیوفتاد. به زودی، امریکایی ها درگیر یک جنگ سنگین خیابانی با شورشی های مسلح شدند. گاهی اوقات، تا 100 نفر شورشی طی یک حمله‌ی بزن در رو به یک پست نگهبانی حمله میکردند.<br />
هدف اصلی حملات، گرفتن ساختمان مرکزی فرمانداری رمادی بود که مرین های امریکایی از ان حفاظت میکردند، حجم و تعدد حملات انقدر بالا رفت که انها مجبور شدند تا چند خیابان به اطراف رو کاملا منهدم کرده، و طرح ساختن یک پارک در اون رو اجرا بکنن...<br />
بمب‌های کنار جاده‌ای و کمین ها تقریبا هربار که مرین ها بیرون می‌رفتن صورت می‌گرفت و همچنین خطر تک‌تیرانداز ها نیز بالا و بالاتر می‌رفت. همچنین چندین حمله‌ی انتحاری نیز صورت گرفت.یک اسنایپر، از بیمارستان عمومی رمادی چند مرین رو به هلاکت رسوند تا اینکه توسط نیروهای ضد اسنایپری به هلاکت رسید.<br />
[center]<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict21.jpg[/img][/center]<br />
<br />
[center]<br />
داستان بیمارستان عمومی رمادی داستان جالبیه...<br />
عراقی ها، هر وقت نیرویی زخمی میشد، اون رو به بیمارستان عمومی می‌فرستادن، یه روز وقتی درگیری ها بالا گرفته بود و مرین ها تصمیم گرفتن شهر رو تا کنار بیمارستان عمومی تصرف و امن بکنن و بعد از عملیاتی وارد بیمارستان شدن، دیدن که نیروهای القائده از این بیمارستان 250 تخت خوابی برای درمان بیماران و زخمی های خود استفاده میکردن و علاوه بر اون، نیروهای ارتش عراق که به اونجا اعزام شده بودن رو هم سر بریده بودن&#33;&#33;&#33;&#33;<br />
انفجاری در داخل بیمارستان، به نیروهای امریکایی نشون داد که کارشون با این بیمارستان هنوز تموم نشده، اونا بعد از اینکه توی یکی از دفاتر پزشکان این بیمارستان، تعداد بسیار زیادی چاشنی و مواد منفجره پیدا کردن، کل بیمارستان رو بازرسی و چک کردن که باز هم مقادیر بسیار زیادی  مواد منفجره پیدا کردن.<br />
<br />
در 21 اگست، شورشی ها یک شیخ سنی رو که مردم رو برای عضویت در پلیس عراق تشویق میکرد به قتل رسونده و بدنش رو پنهون کردن که این مسسله باعث شد که 40 شیخ از مناطق مختلف استان ال‌انبار جنبشی تحت عنوان بیداری انبار رو راه بندازن بعد از این حرکت و خیزش عمومی، و ایجاد درگیری های خیابانی این افراد با شورشی ها، به گفته‌ی منابع ارتش امریکا، حملات علیه نیروهای اونها حدود 50 درصد کاهش پیدا کرد.<br />
<br />
این عملیات و جنگ‌های چریکی در خیابون هاش، تبدیل به یه کابوس وحشتناک برای نیروهای امریکایی شد...<br />
در این عملیات، بیش از 7500 سرباز امریکایی و عراقی در مقابل شورشی ها جنگیدن که در نهایت و پس از چند ماه جنگ سخت و چریکی، تنها 70 درصد شهر رمادی پاکسازی شد و در مقابل، حدود 80 نفر امریکایی کشته و بیش از 200 نفر زخمی شدن. همچنین 30 سرباز و افسر پلیس عراقی نیز کشته شدن و در مقابل، تقریبا 750 شورشی نیز به هلاکت رسید.<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict24.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict24.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict79.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict79.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict76.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict76.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict75.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict75.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict72.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict72.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict43.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict43.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict20.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict20.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict16.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict16.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict12.jpg[/img]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/pict9.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_pict9.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/Landslide_of_Rubble_Ramadi.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_Landslide_of_Rubble_Ramadi.JPG[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/End_of_Street_Rubble_Ramadi.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_End_of_Street_Rubble_Ramadi.jpg[/img][/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/Battle_of_Ramadi.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10250/thumb_Battle_of_Ramadi.jpg[/img][/url][/center]<br />
<br />
[center]<br />
 [/center]]]></description><guid isPermaLink="false">25385</guid><pubDate>Sat, 10 Aug 2013 16:40:10 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x64A;&#x627;&#x62A; &#x645;&#x648;&#x646;&#x64A;&#x62E;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/4398-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25d9%258a%25d8%25a7%25d8%25aa-%25d9%2585%25d9%2588%25d9%2586%25d9%258a%25d8%25ae/</link><description><![CDATA[خبرگزاري فارس: عمليات گروگان گيري ورزشكاران اعزامي از سوي رژيم صهيونيستي به المپيك 1972 مونيخ را بزرگترين حركت سازمان فلسطيني «سپتامبر سياه» به شمار مي آورند. «ابو اياد» از رهبران «ساف» كه گفته مي شود از طراحان و رهبران پشت پرده اين عمليات بوده است شرح مفصلي از اين ماجرا نوشته است. آن چه مي خوانيد بخش دوم اين مطلب است. <br />
   <br />
 <br />
سلاح‏ها روز 25 اوت يعني ده روز قبل از آغاز بازي‏هاي المپيك به مقصد مي‏رسد. چمدان‏هاي زوج مزبور در بن به رزمندگان ديگري سپرده شده و در عوض، چمدان‏هاي مشابه اما خالي ديگري دريافت مي‏شود. سلاح‏ها - از جمله مسلسل‏ها و خمپاره‏هاي دستي - در صندوق‏هاي امانات راه‏آهن مونيخ گذاشته مي‏شوند تا بعداً اعضاي گروه كماندويي، هر كدام با كليد مخصوص و در ساعات مختلف، كمي قبل از ورود به محوطه بازي‏هاي المپيك، به سراغ آن‌ها بروند. <br />
[روز پنجم سپتامبر سال 1972] "مسلّحه" و "چه" با استفاده از دو بليت ورودي كه دوست «مسلّحه» موفق شده بود به دست آورد، پيشاپيش آن‌ها از در اصلي وارد محوطه مي‏شوند. شش نفر ديگر بايد از نرده‏هاي دو متري دهكدة المپيك بالا رفته، وارد آن شوند. با مردي كه قرار مي‏شود براي بردن آن‌ها به آن‌جا برود و در پاي نرده‏ها كمك كند تا از آن بالا روند، قرار ملاقات گذاشته مي‏شود. كمي قبل از رسيدن آن‌ها به پاي نرده‏ها، جوان رزمنده‏اي به محل مذكور رفته است تا مأموران امنيتي آلماني محافظ آن‌جا را با صحبت، سرگرم كند. به اين ترتيب حواس محافظان پرت شده و افراد گروه عملياتي موفق مي‏شوند به سرعت از نرده‏ها بالا بروند. چند ساعت بعد، مرد راهنما و جوان رزمنده با هواپيما آلمان را ترك مي‏كنند. ساختماني كه ورزشكاران اسراييلي در آن اقامت دارند، پنجاه متر از نرده‏ها فاصله دارد. افراد گروه دستور اكيد داشتند كه غير از مورد دفاع از خود، متوسل به خون‌ريزي نشوند، اما با مقاومت خشونت‏آميز دو نفر از مربيان گروه ورزشي اسراييل روبه‏رو شده و در دعوايي كه رخ مي‏دهد، هر دو را مي‏كشند. با 9 ورزشكاري كه به گروگان گرفته مي‏شوند به خوبي رفتار مي‏شود تا آن‌جا كه قوّت قلب يافته، آرامش خود را باز مي‏يابند. مسلّحه و خصوصاً "چه" به آن‏ها تذكر مي‏دهند كه با زندانيان فلسطيني، معاوضه خواهند شد. طي بيست و يك ساعت كه ساختمان از طرف پليس آلمان در محاصره بود، صحبت‏هاي طولاني و دوستانه‏اي بين فداييان و اسرايشان رد و بدل مي‏شود. اين اسرا 18 تا 30 ساله‏اند و آن‌چنان كه مطبوعات جهان گزارش دادند، غالباً مهاجران جديدي هستند كه از آمريكا، روسيه، روماني، هلند و ليبي به اسراييل رفته بودند. تعدادي از آن‌ها جزء كادرهاي ذخيرة ارتش اسراييل هستند. فداييان به آن‌ها توضيح مي‏دهند كه با بي‏عدالتي كامل جاي فلسطيني‏ها در المپيك به آن‌ها داده شده است. در حالي كه به همان عنوان كه آفريقاي جنوبي و رودِزيا از شركت در بازي‏هاي جهاني محروم شده‏اند، اسراييل نيز بايد از اين بازي‏ها اخراج شود. <br />
مسلّحه به ورزشكاران اسراييلي اطمينان مي‏دهد كه نه تنها فلسطيني‏ها هيچ‏گونه احساسات خصمانه‏اي نسبت به يهود ندارند، بلكه حتي نسبت به اسراييلي‏ها، كه خود آن‌ها نيز به نوع ديگري قرباني ماجراجويي صهيونيست‏ها شده‏اند، احساسات خصمانه‏اي ندارند. <br />
مذاكرات ميان مسؤولان آلماني كه به عنوان ميانجي بين فداييان و اسراييل عمل مي‏كردند، همچنان كه پيش‏بيني مي‏شد، مشكل از آب درآمد. لجاجت خانم "گلدا ماير" كه در آن هنگام در رأس دولت صهيونيستي اسراييل قرار داشت - از آن‌جا كه هيچ‏گونه علاقه‏اي به نجات جان گروگان‏ها نشان نمي‏داد - بيش‌تر غيرطبيعي به نظر مي‏رسد. چريك‏ها كه دستور دارند جان گروگان‏هاي خود را به خطر نياندازند، به اميد پيدا شدن راه‏حلي براي توافق، ساعت به ساعت موعد اجراي ضرب‏الاجل را به تعويق مي‏اندازند. آن‌ها از پيش مي‏دانستند كه موفق به آزاد نمودن دويست زنداني مزبور نخواهند شد. به اين جهت عملاً آماده‏اند تا 9 گروگان خود را در برابر پنجاه، بيست و حتي نه زنداني فلسطيني معاوضه نمايند. ولي با حيرت كامل مشاهده مي‏كنند كه نه تنها مذاكره‏كنندگان اسراييلي - آلماني هيچ پيشنهاد متقابلي به آن‌ها نمي‏دهند، بلكه با پيشنهاد پرداخت هر مقدار پول كه بخواهند، (يعني يك فقره چك سفيد امضا) و تضمين سلامت عبور شش انقلابي فلسطين در برابر آزادي گروگان‏ها، مي‏خواهند با آن‌ها همچون دزدان فرومايه معامله كنند! <br />
در لحظه‏اي كه مذاكرات به بن‏بست خطرناكي مي‏رسد، از طرف سفير يك كشور عرب پيشنهادي براي يك توافق سري به مسلّحه مي‏رسد، از اين قرار كه: گروگان‏هاي اسراييلي با داوطلبان آلماني معاوضه شده، فدائيان، داوطلبان آلماني را با خود به يك كشور عرب ببرند تا پس از گذشت دو يا حداكثر سه ماه، اسراييل بدون سر و صدا پنجاه زنداني فلسطيني را آزاد كند، در ضمن چند دولت نيرومند، اجراي تعهدات دولت يهود را تضمين خواهند كرد. پيشنهاد وسوسه‏انگيزي است. اين پيشنهاد مي‏تواند هم فلسطيني‏ها را راضي كند و هم آبروي رهبران صهيونيست را محفوظ بدارد. مسلّحه كه رزمنده‏اي است تابع مقررات سازماني، تصميم مي‏گيرد اين پيشنهاد را كه مقامات مافوق او در طرح عملياتي پيش‏بيني نكرده بودند، براي كسب دستور در اختيار آن‌ها قرار دهد. در چنين مواردي مسلّحه بايد از شخصي با نام مستعار "طلال" كه شماره تلفنش در تونس، قبل از آغاز عمليات در اختيار وي گذاشته شده بود، كسب دستور كند. از بخت بد، از آن‌جا كه طلال اطّلاع نداشته كه قبل از ورود به تونس بايد از سفارت تونس در كشور ديگري تقاضاي رواديد كند، به هنگام ورود به تونس، در فرودگاه معطّل مي‏شود. از قضا طلال واقعي، كه دوست طلال قلابي است و نزد پدرش "فرحان شبيلات" سفير سابق اردن در تونس كه به علت طرفداري از جنبش مقاومت، معزول و مقيم تونس شده بود، زندگي مي‏كند، بدون آن‌كه از ورود عن‌قريب دوستش - طلال قلابي - مطلع باشد، گوشي تلفن را برمي‏دارد. گيجي و سردرگمي عجيبي مكالمة تلفني طرفين را در برمي‏گيرد. از يك طرف طلال پسر سفير نمي‏تواند درك كند به چه علت از مونيخ به وي تلفن مي‏شود و مطالب نامفهومي با وي در ميان گذاشته مي‏شود، خصوصاً كه حتي نمي‏داند دوست فلسطيني‏اش، برحسب ضرورت نام مستعار طلال را بر روي خود گذاشته است، و از طرف ديگر مسلّحه با طلال ديگري برخورد كرده كه آن طلالي كه او مي‏شناسد نيست و به كلي از رمزي كه براي شروع مكالمه انتخاب شده بود بي‏خبر است. رهبر گروه كماندويي از آن‌جا كه مي‏داند خط تلفني كه از طرف مقامات آلماني در اختيار وي قرار داده شده، تحت كنترل است، به همين قناعت مي‏كند كه بگويد، يك ساعت ديگر مجدداً تلفن خواهد كرد. دومين بار هم كه تلفن مي‏زند، طلال قلابي هنوز به منزل سفير نرسيده است. مسلّحه ديگر اصرار نمي‏كند و به طراحان طرح توافق مي‌گويد، پيشنهاد آن‌ها را رد مي‏كند. <br />
من نمي‏توانم بگويم كه آيا اين طرح از طرف اسراييل پذيرفته مي‏شد يا نه اما بر حسب آنچه كه طلال قلابي به من گفت، اين طرح از طرف "سپتامبر سياه" به عنوان يك راه‏حل شرافتمندانه خروج از بن‏بست پذيرفته مي‏شد. چه كسي مي‏داند؟ شايد اگر اين همه دير به منزل آقاي شبيلات - سفير معزول - نرسيده بود و يا چنانچه تلاش‏هاي بعدي‏اش براي تماس تلفني با مسلّحه به نتيجه رسيده بود، از فاجعه جلوگيري شده و افراد گروه و گروگان‏هايشان امروز زنده و سالم بودند! <br />
به هر صورت سفير آلمان فدرال در تونس با در دست داشتن نوار مكالمات تلفني، شديداً بر ضد دولت تونس اعتراض كرد و خواهان آن شد كه رهبران "سپتامبر سياه" كه در تونس به سر مي‏برند، تحويل مقامات آلماني شوند. بالاخره پس از مذاكرات طولاني توافق مي‏شود كه موضوع افشا نشود. با اين وجود آقاي شبيلات سفير سابق اردن كه از پناهندگي سياسي برخوردار بود، به همراه تمامي افراد خانواده‏اش، از تونس اخراج شد. <br />
و اما «مسلّحه» با سنگربندي در موضع دفاعي، مطابق آنچه در طرح پيش‏بيني شده بود، مأموريت خود را ادامه مي‏دهد و در برابر سرسختي اسراييل، در آخرين لحظه پيشنهاد مي‏كند تا به اتفاق گروگان‏هايشان به قاهره بروند. اين راه‏حل آخر هم از آن جهت پيش‏بيني شده بود تا بدون لطمه زدن به حيثيت "سپتامبر سياه" يك‏بار ديگر از كشتار گروگان‏ها پيش‏گيري شود. [به زعم طراحان عمليات] مصر هرگز تحمل نمي‏كرد كه سيادتش بر سرزمين خود خدشه‏دار شود. ورزشكاران اسراييلي به عنوان اتباع يك رژيم متخاصم [توسط مصر] نگه‌‌داري شده و تنها در صورتي كه مقامات صهيونيست با معاوضة آن‌ها موافقت مي‏كردند، آزاد مي‏شدند. به عبارت ديگر سرنوشت آن‌ها در بدترين حالت ممكن، بدتر از سرنوشت مبارزان فلسطيني محبوس در زندان‏هاي دولت يهود نمي‏شد. با اين حال "ويلي برانت"، صدراعظم آلمان كه در هواي به دست آوردن چيزهاي بيش‌تري بود، به رييس شوراي دولتي (نخست‏وزير) مصر، آقاي "عزيز صدقي" تلفن و وي را از آخرين پيشنهاد مسلّحه مطلع كرد و از وي خواست به محض رسيدن ورزشكاران اسراييلي و فدائيان فلسطيني به مصر با خلع سلاح كردن فدائيان، ورزشكاران اسراييلي را آزاد و اخراج كند. البته عزيز صدقي كه كلمه به كلمه مذاكراتش با ويلي برانت را برايم نقل كرد، پيشنهاد او را رد مي‏كند و به وي تذكر مي‏دهد براي دولت مصر خفت‏آور است كه بدين‏گونه از اعتماد فدائيان نسبت به خود سوء استفاده كند. <br />
اين‌كه آيا رييس جمهور آلمان به هنگام انجام اين مذاكرات از همكاري مستقيم مقامات آلمان غربي با دواير اسراييلي براي تهية طرح كشتار فدائيان مطلع بود يا خير، من اطلاعي ندارم. در هر صورت قبل از آن‌كه تصميم گرفته شود كه در فرودگاه نظامي "فورشتفلد بروك" كه گروه كماندويي و گروگان‏ها مي‏بايست با يك هواپيماي شركت هواپيمايي "لوفت‏هانزا" از آن‌جا به قصد قاهره پرواز كنند، عليه آن‌ها كمين كنند، طرح‏هاي متعددي تهيه شده بود. <br />
در اين‌جا ديگر از سرانجام فاجعه‏آميز اين داستان كه بر اثر تزوير و نيرنگ دولت آلمان به وقوع پيوست، همگان به خوبي اطلاع دارند. دولت آلمان به تيراندازان ماهر خود دستور مي‏دهد به افراد گروه كماندويي تيراندازي كرده و به اين ترتيب با نقض تعهد خود، به توافق به دست آمده خيانت مي‏كند. "مسلّحه" و "چه" كه از بازرسي هواپيماي لوفت‌هانزا فارغ شده بودند و براي رفتن به سمت هلي‌كوپتري كه گروگان‏ها در آن منتظر بودند، اول از همه مورد اصابت گلوله‏ها واقع مي‏شوند و قبل از آن‌كه غرق به خون از پا در آيند، با شهامت به تيراندازي پاسخ مي‏دهند. آن‌ها در حال احتضار به سوي يكديگر خزيده و قبل از آن‌كه آخرين نفس از سينه‏هايشان برآيد، با يكديگر دست مي‏دهند. سومين رزمنده نيز كه در حال پاسداري بود، بر زمين مي‏غلتد. پس از شهادت اين سه عضو اصلي گروه و پايان تيراندازي‏ها، تازه آن‏ وقت است كه هليكوپترها منفجر مي‏شوند. دو نفر فدايي كه هر يك، در يكي از هليكوپترها مراقبت از ورزشكاران اسراييلي را به عهده داشتند، فقط هنگامي كه مشاهده كردند هيچ‏گونه اميدي وجود ندارد، حاضر شدند خود و گروگان‏ها را در جا نابود كنند. در اين ميان سه فدايي آخر، فقط مجروح شده و زنداني مي‏شوند. شهادت قهرمانان مونيخ در مجموع بي‏نتيجه نبود. هرچند آن‌گونه كه اميدوار بودند موفق به آزاد نمودن بعضي از رفقايشان از زندان‏هاي اسراييل نشدند، اما به دو هدف ديگر عمليات دست يافتند؛ اول: افكار عمومي جهان از بركت اين قرباني‏ها و به مدد دستگاه خبري مستقر در المپيك، از فاجعة فلسطين آگاه شدند؛ دوم: خلق فلسطين، حضور خود را به يك اجتماع بين‏المللي كه قصد داشتند آن‌ها را از شركت در آن محروم نمايند، تحميل كرد." <br />
"ابواياد" دربارة سرنوشت سه فلسطيني جان به در برده از "عمليات مونيخ" چنين آورده است: <br />
"مقامات آلماني تحت تأثير احساس مجرميت يا احتمالاً بر اثر بزدلي، در پي پيدا كردن راه‏حلي براي خلاص شدن از دست فداييان دستگير شده برمي‏آيند. نزديك به دو ماه بعد، در 29 اكتبر سال 1973، هنگامي كه يك گروه كماندويي فلسطيني، يك هواپيماي بوئينگ شركت "لوفت‏هانزا" را، كه از بيروت به فرانكفورت پرواز مي‏كرد، به زاگرب [كرواسي] مي‏برد، اين فرصت به مقامات آلماني داده مي‏شود. گروه مزبور خواستار آزادي سه رزمندة باقي مانده از گروه مونيخ شده و بلافاصله با اين درخواست موافقت شد. اين سه نفر اكنون مجدداً در صف سربازان گمنام صفوف مقاومت فلسطين قرار دارند." <br />
اجساد پنج عضو كشته شدة "سپتامبر سياه" در جريان "عمليات مونيخ" چند روز بعد از ختم ماجرا به "ليبي" حمل شد و در آن جا طي مراسمي باشكوه و با حضور هزاران نفر تشييع و به خاك سپرده شد. آخرين وصاياي اين پنج فلسطيني چندي بعد توسط "آژانس خبرگزاري فلسطين" در دمشق منتشر شد. آنان از تمام ورزشكاران جهان عذرخواهي كرده و نوشته بودند: "[...] ولي ما مي‌خواهيم آنان [ورزشكاران جهان] حضور مردمي را احساس كنند كه كشورشان 24 سال است در اشغال قرار دارد و شرف و عزت آنان پايمال شده است[...] ضرري ندارد اگر جوانان جهان چند ساعتي تراژدي زندگي اين مردم را لمس كنند[...] پس بگذاريد كه بازي‌ها چند ساعتي متوقف شوند[...]" فدائيان فلسطيني در بخش ديگري از وصاياي خود، ملت فلسطين را مخاطب قرار داده و آورده‌اند: "[...] سلاح‌هايتان را علي‌رغم مشكلات و دسايسي كه مبارزة ما را از هر سو احاطه كرده است زمين نگذاريد. ما نبايد تنها در حرف قوي باشيم بلكه قوت ما بايد در حيطة عمل، خود را نشان دهد[...] ما مي‌خواهيم رسم مردن در راه وطن را به جوانان بياموزيم[...] وقتي يك تن از ميان ما شهيد مي‌شود، هزاران تن ديگر جاي او را پر مي‌كنند<br />
 <br />
<img src='http://media.farsnews.com//Media/8704/ImageNews/870401/46_870401_L600.jpg' alt='تصویر' class='bbc_img' /><img src='http://media.farsnews.com//Media/8704/ImageNews/870401/48_870401_L600.jpg' alt='تصویر' class='bbc_img' />]]></description><guid isPermaLink="false">4398</guid><pubDate>Sat, 21 Jun 2008 14:37:26 +0000</pubDate></item><item><title>&#x634;&#x6A9;&#x633;&#x62A; &#x62D;&#x645;&#x644;&#x647; &#x646;&#x638;&#x627;&#x645;&#x6CC; &#x622;&#x645;&#x631;&#x6CC;&#x6A9;&#x627; &#x62F;&#x631; &#x637;&#x628;&#x633;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/24596-%25d8%25b4%25da%25a9%25d8%25b3%25d8%25aa-%25d8%25ad%25d9%2585%25d9%2584%25d9%2587-%25d9%2586%25d8%25b8%25d8%25a7%25d9%2585%25db%258c-%25d8%25a2%25d9%2585%25d8%25b1%25db%258c%25da%25a9%25d8%25a7-%25d8%25af%25d8%25b1-%25d8%25b7%25d8%25a8%25d8%25b3/</link><description><![CDATA[[center][size=7]بسم الله الرحمن الرحیم[/size][/center]<br />
<br />
<br />
<br />
[center][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10145/28816403.jpg[/IMG][/center]<br />
[size=4][font=Tahoma]بیابان طبس، راوی معجزه ای در قرن حاضر است. این بیابان که در شمال شرقی مرکز استان یزد قرار دارد، مصداقی برای سوره فیل است که دانه های ریز شن، بر نیرومندترین سپاه عصر حاضر چیره شد و آنان را که از پیشرفته ترین وسایل و تجهیزات بهره می بردند، به ذلت کشانید. دولت امریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی و نفوذ دوباره در ایران، پس از جریان گروگان گیری لانه جاسوسی، کماندوهای خود را در صحرای طبس پیاده کرد تا با آزادسازی گروگان ها و بمباران نقاط حساس ایران از جمله جماران و کشتن رهبران انقلاب، حکومت اسلامی را نابود کنند. در این مقاله، به بررسی این رویداد تاریخی می پردازیم.[/font]<br />
[b]	[font=Tahoma]خاطره ای سترگ[/font][/b]<br />
<br />
[font=Tahoma]بیابان طبس، بهترین راوی معجزه ای است که دل تاریخ را به لرزه درآورد. تفسیر آیه «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَاللّه وَاللّه ُ خَیْرُ الْماکِرینَ» را باید از کویر تفتیده طبس پرسید. بیابان خشک طبس، تبلور کمین گاه الهی شد برای گرگ های در کمین نشست های که راوی سیاه مرگ بودند. طبس برای مردم ایران فراتر از نام بیابانی در دوردست های کویر است. طبس یک خاطره است؛ خاطره ای از محافظت الهی از سرزمین و مردمی که نمی توانند زور و زورگویان را تحمل کنند. شاید از همین روست که خاطره پنجم اردی بهشت سال 1359، برای مردم ایران فراموش نشدنی و به یاد ماندنی است؛ روزی که یکی از پیچیده ترین عملیات های نظامی امریکا با شکست روبه رو شد.[/font]<br />
[b]	 [/b]<br />
<br />
[b]	[font=Tahoma]طبس؛ واقعه ای عبرت انگیز[/font][/b]<br />
<br />
[font=Tahoma]عبرت گرفتن از تاریخ که در قرآن به آن سفارش شده، ضروری است. تاریخ، عرصه پیروزی حق بر باطل است و قرآن کریم، هدف از بیان سرگذشت پیشینیان را این می داند که در مورد نتایج آنها اندیشه شود. ازاین رو، رویداد طبس می تواند عظمت الهی و امدادهای غیبی را برای مردم آشکار کند. ماجرای طبس، یکی از رسواترین توطئه های امریکا بر ضد انقلاب اسلامی است. بدون شک، ماجرایی که در طبس روی داد، یکی از معجزه های بزرگ قرن بیستم به شمار می آید؛ زیرا شیطان بزرگ با تمامی توان و بهره گیری از دقیق ترین و پیچیده ترین امکانات نظامی و با تدارک همه جانبه و هماهنگی همه عوامل داخلی و خارجی به ایران آمده بود.[/font]<br />
[b]    [/b][/size][IMG]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10145/150307-24320128129.jpg[/IMG]<br />
<br />
[size=4][b]	[font=Tahoma]مصداقی برای سوره فیل[/font][/b]<br />
<br />
[font=Tahoma]آنچه در طبس گذشت، مصداقی دیگر برای سوره فیل بود و پنجم اردی بهشت سال 1359، یوم الفیل دیگری و کارتر، مظهر استکبار جهانی و ابرهه ای دیگر. آنچه در این ماجرا گذشت، رویدادی ساده، زودگذر و فراموش شونده نبود، بلکه نمادی ماندگار برای همیشه تاریخ است. راستی اگر خداوند به انقلاب اسلامی، رهبر و مردم ایران عنایت ویژه ای نداشت، این تهاجم گسترده که از ماه ها قبل تدارک دیده شده و به میزان قابل توجهی برای آن نیرو و دقت صرف شده بود، به این سادگی و با توفانی از شن خنثی نمی شد. در این صورت، چه کسی توانایی آن را داشت که از اجرای این نقشه شوم و گسترده جلوگیری کند؟[/font]<br />
[b]	[font=Tahoma]انگیزه های تجاوز[/font][/b]<br />
<br />
[font=Tahoma]از همان آغاز تسخیر لانه جاسوسی امریکا به دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، دولت ایالات متحده به فعالیت بسیار گسترده سیاسی و نظامی دست زد. امریکا با اعزام ناوگان نظامی خود به خلیج فارس، وانمود کرد که هر لحظه آماده حمله به ایران است. البته هنگامی که از حل بحران گروگان گیری از راه سیاسی و خط و نشان کشیدن نظامی ناامید گردید، به فکر اجرای طرح نجات گروگان ها و در کنار آن، براندازی نظام جمهوری اسلامی افتاد. حربه محاصره اقتصادی هم که چندی قبل از این واقعه آزموده شده بود، نتیجه مثبتی به بار نیاورد. ازاین رو، طرح حمله کماندویی به ایران و به قتل رسانیدن رهبران اصلی انقلاب مطرح شد تا با هشدار دادن به همه ملت های آزادی خواه، جهانیان را در برابر قدرت عملیات نظامی امریکا به شگفتی وادارد.[/font]<br />
[b]	[font=Tahoma]استفاده از اوضاع ناآرام داخلی[/font][/b]<br />
<br />
[font=Tahoma]برای واکاوی علت حضور کماندوهای امریکایی در کویری ترین صحرای ایران، باید به تأثیر به شدت منفی ماجرای اشغال سفارت امریکا و گروگان گرفتن کارکنان این سفارت در سال 58 و اوضاع وخیمی که کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا در انتخابات ریاست جمهوری به آن دچار شده بود، توجه کرد. ناتوانی دولت کارتر در پایان دادن به ماجرای گروگان گیری، موجب شد تا او تمام راه ها را برای باز گرداندن گروگان ها و بالا بردن بخت خود برای پیروزی در انتخابات در نظر بگیرد. آنچه امریکایی ها را به پیروزی و موفقیت نقشه شان امیدوار می کرد، اوضاع ناآرام داخلی ایران به دلیل درگیری های پس از انقلاب و آشوب و بحران های ناشی از این موضوع بود. ضمن آنکه آتش افروزی های رژیم بعث عراق در مرزهای خود با ایران و غائله کردستان نیز مزید بر علت شده بود تا امریکایی ها خود را برنده انجام عملیات کماندویی نیروهای دلتا فورس بدانند.[/font]<br />
[b]	[font=Tahoma]اهداف این تهاجم[/font][/b]<br />
<br />
[font=Tahoma]از سوی تمام خبرگزاری های جهان این خبر مخابره شد که نیروهای کماندویی امریکایی با تجهیزات کامل نظامی برای نجات گروگان های لانه جاسوسی به سوی تهران رهسپار شدند، ولی به دلیل اشکال در برنامه در کویر ایران متوقف گردیدند و افراد باقی مانده فرار کردند. ساده اندیشی است اگر تصور کنیم آنان صرفا برای نجات 52 گروگان، آن همه هواپیما، بالگرد، سلاح و مهمات را به ایران منتقل کرده بودند. آنان می خواستند مراکز مهمی چون منزل حضرت امام خمینی رحمه الله ، مراکز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مدرسه فیضیه، مقر ریاست جمهوی، نخست وزیری، ستاد کمیته مرکزی و انبارهای مهمات ارتش را بمباران کنند. همچنین شخصیت های مهم مملکتی را از بین ببرند و حکومتی سوسیال ـ دموکرات به سبک امریکایی و به ریاست شاپور بختیار به روی کار آورند.[/font]<br />
[b]	[font=Tahoma]نقش عوامل داخلی[/font][/b]<br />
<br />
[font=Tahoma]در عملیات طبس، عده ای از مزدوران داخلی امریکا نیز با آنها همکاری می کردند. سازمان سیا برای انجام مأموریت نجات گروگان ها، از کمک برخی از عوامل نفوذی در ایران استفاده می کرد. اسنادی که بعدا فاش شد، نقش بنی صدر را در رأس این نیروها روشن ساخت. چند روز پیش از تجاوز طبس، از سوی فرماندهان نظامی که بنی صدر آنها را به کار گماشته بود، یعنی تیمسار شادمهر رئیس وقت ستاد مشترک و تیمسار باقری فرمانده وقت نیروی هوایی، به پایگاه یکم شکاری دستور داده شد توپ های ضدهوایی 23 میلی متری که حریم حفاظتی فرودگاه مهرآباد و خود پایگاه را تأمین می کرد، جمع آوری شود. همین کار در پایگاه های دیگر مانند شیراز و ایستگاه رادار مشهد نیز انجام شده بود.[/font]<br />
[b]	[font=Tahoma]امریکا پس از شکست در طبس[/font][/b]<br />
<br />
[font=Tahoma]شکست بدون جنگ در ایران، برای کشوری که همواره بر اقتدار و توانایی نظامی و اطلاعاتی خود می بالید، قابل تحمل نبود. به همین دلیل، در روز اول خرداد 1359، امریکا و بازار مشترک اروپا، ایران را تحریم اقتصادی کردند؛ اقدامی که با مسدود کردن دارایی های ایران در 14 تیر 1359 ادامه یافت. یک هفته بعد و در 21 تیر، کودتای نوژه، کشف و یک روز قبل از اجرا خنثی شد.[/font][/size]<br />
<br />
<br />
تصاویر:<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4628"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4628[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4627"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4627[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4632"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4632[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4631"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4631[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4630"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4630[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4635"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4635[/url]<br />
<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4634"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4634[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4633"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4633[/url]<br />
<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4638"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4638[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4637"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4637[/url]<br />
<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4636"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4636[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4626"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4626[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4624"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4624[/url]<br />
<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=image&amp;format=raw&amp;type=orig&amp;id=4629"]http://gallery.sajed...pe=orig&amp;id=4629[/url]<br />
<br />
<br />
<br />
منابع:<br />
[url="http://gallery.sajed.ir/index.php?view=category&amp;catid=256"]ساجد[/url]<br />
[url="http://m-farhangi.iut.ac.ir/edare/pages/page67.html"]اداره کل امور فرهنگی دانشگاه اصفهان[/url]]]></description><guid isPermaLink="false">24596</guid><pubDate>Thu, 25 Apr 2013 11:11:10 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62D;&#x645;&#x644;&#x647; &#x628;&#x647; &#x644;&#x6CC;&#x628;&#x631;&#x62A;&#x6CC;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/22891-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C/</link><description><![CDATA[<p>
	از حمله 45 سال قبل اسرائیل به ناو آمریکا چه می دانید؟ دلایل این حمله چه بود؟ چرا آمریکا 45 سال در مورد این حمله سکوت کرد و اسرائیل نیز آن را تنها یک اشتباه خواند؟<br>
	در روز چهارم از جنگ شش روزه، کشتی جاسوسی "یو اس اس لیبرتی" به آرامی در حال حرکت در آب‌های بین‌المللی، در 14 مایلی شبه جزیره سینا بود. نیروهای مسلح اسرائیل نیز به سرعت در حال پیشروی در صحرای سینا در جستجوی یگان های ارتش مصر بودند که عقب‌نشینی کرده بود.<br>
	"لیبرتی"، که در زمان جنگ جهانی دوم کشتی باری بود، به دست آژانس فوق سری امنیت ملی آمریکا به یک کشتی جاسوسی تبدیل و به پیشرفته‌ترین تجهیزات الکترونیکی شنود، رهگیری و ارسال امواج مجهز شده بود. این کشتی دارای آنتن‌ها و "گوش‌های" الکترونیک متعددی، از جمله TRSSCOMMبود، سیستمی که پیام‌های رهگیری‌شده را از طریق ارسال جریانی از مایکروویوها با استفاده ماه به عنوان واسط و رله، به واشنگتن می‌فرستاد.<br>
	<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/223246_640.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_223246_640.jpg" class="ipsImage" alt="thumb_223246_640.jpg"></a><br>
	کشتی یو اس اس لیبرتی<br>
	لیبرتی برای نظارت بر ارتباطات کشورهای در حال جنگ در سومین جنگ اعراب و اسرائیل به سرعت به سینا فرستاده شده بود. در ساعت 8 صبح، 8 ژوئن 1967، هشت هواپیمای جاسوسی اسرائیلی بر فراز لیبرتی، که پرچم آمریکا در ابعاد بزرگی بر روی آن در اهتزاز بود، به پرواز درآمدند. در ساعت 14 چندین جنگنده-بمب‌افکن میستر و میراژ 3 با ارتفاع کم به دفعات با موشک، ناپالم (بمب های آتش زا) و توپ به این ناو آمریکایی حمله کردند. این حملات هوایی 20 دقیقه به طول انجامید و بر آنتن‌های الکترونیکی و دیش‌های کشتی متمرکز بودند. لیبری آتش گرفت و به یک سو واژگون شد. 34 تن از خدمه کشته شدند و حدود 170 نفر نیز، از جمله کاپیتان کشتی، فرمانده ویلیام مک‌گوناگل، به شدت زخمی شدند.<br>
	در ساعت 14 و 24 دقیقه، سه قایق اژدر به کشتی حمله کردند و لیبرتی را با گلوله های 20 و 40 میلیمتری به آتش کشیدند. در ساععت 14 و 31 دقیقه یک اژدر اسرائیلی به وسط کشتی، دقیقاً همان جایی که سیستم‌های جاسوسی ارسال امواج تعبیه شده بود اصابت کرد. در اثر این اقدام 25 آمریکایی دیگر نیز کشته شدند. تعدادی از مجروحان نیز بر اثر شدت جراحات طی ماه های بعد از حمله کشته شدند.<br>
	ناوچه‌های توپدار اسرائیل دور تا دور لیبرتی را محاصره کردند و شروع به تیراندازی به خدمه کردند. در ساعت 15 و 15 دقیقه به خدمه فرمان تخلیه کشتی صادر شد. ناوهای جنگی اسرائیل شروع به تیراندازی به قایق‌های نجات مملوء از جمعیت کردند و دو قایق را غرق نمودند. درست وقتی دریانوردان آمریکایی داشتند قتل عام می‌شدند، فرمان لغو مأموریت نجات توسط ناو هواپیمابر ناوگان ششم ایالات متحده به طرز مرموزی از سوی کاخ سفید صادر شد.<br>
	ساعتی پس از این حمله، ناوها و هواپیماهای جنگی اسرائیل بازگشتند. فرمانده مک‌گوناگل فرمان مقابله با مهاجمان و دفع حمله را صادر کرد. اما اسرائیلی که بیم رویارویی با ناوگان ششم ایالات متحده را داشتند محل را ترک کردند.<br>
	<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/223239_559.png" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_223239_559.png" class="ipsImage" alt="thumb_223239_559.png"></a><br>
	بالگرد نیروی دریایی آمریکا در حال فرود بر روی کشتی لیبرتی پس از اتمام حمله اسرائیل<br>
	در اثر این حمله اسرائیل، 43 دریانورد آمریکایی کشته شدند و 171 نفر از 297 خدمه کشتی زخمی شدند. این بالاترین میزان تلفات خدمه دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم بود.<br>
	کمتر از یک ساعت پس از حمله، اسرائیل به واشنگتن اعلام کرد که نیروهایش "خطایی مصیبت‌‌بار" مرتکب شدند. بعدها، اسرائیل ادعا کرد که لیبرتی را با کشتی مصری "القصیر" اشتباه گرفتند. حال آن که هیچ شباهتی میان این دو کشتی وجود نداشت. کشتی مصری مخصوص حمل 2 هزار تن بار و کشتی لیبری مخصوص حمل 10 هزار تن بار بود. نام لیبرتی به وضوح روی بدنه آن نوشته شده بود و نیز دارای یک پرچم آمریکا با اندازه‌های استاندارد 5 در 8 فوتی بود. وزیر خارجه آمریکا، دین راسک، و رئیس ستاد ارتش، دریاسالار توماس مور، تأکید داشتند که این حمله عمدی بوده و هدف از آن غرق کردن لیبرتی بوده است. این موضوع در سه گزارش سیا نیز تصدیق شد. در یکی از این گزارش‌ها ادعا می‌شود که فرمان این حمله را خود وزیر دفاع اسرائیل، موشه دایان، صادر کرده بوده است.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/default~0.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_default~0.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_default~0.jpeg"></a><br>
	موشه دایان با وجود اطلاع از ماهیت آمریکایی لیبرتی، دستور حمله به آن را صادر کرد<br>
	برخلاف موارد مشابه، یعنی حمله کره شمالی به کشتی جاسوسی "پوئبلو"، حمله سهوی عراق به "یو اس اس استارک"، بمباران "یو اس اس کول" در عدن و تصادف هوایی آمریکا با چین که آمریکا، حمله به لیبرتی فوراً از سوی رئیس جمهور وقت لیندون جانسون و وزیر دفاع رابرت مک نامارا به سرعت خاموش شد.<br>
	کاخ سفید و کنگره بی‌درنگ توجیه اسرائیل را پذیرفتند و موضوع را به حال خود رها کردند. اسرائیل بعدها خسارتی معادل 6 میلیون دلار به آمریکا پرداخت. بنا بر گزارش‌ها، دو خلبان اسرائیلی که حاضر به حمله به لیبرتی نشده بودند به 18 سال حبس محکوم شدند.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/223242_132.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_223242_132.jpg" class="ipsImage" alt="thumb_223242_132.jpg"></a><br>
	محل برخورد اژدر زیردریایی اسرائیل به بدنه کشتی لیبرتی<br>
	این کشتی که مجهز به پیشرفته‌ترین فناوری اطلاعاتی ارسال امواج بود 40 میلیون دلار قیمت داشت، اما در اثر این حمله 821 سوراخ در آن ایجاد شد و به قدری آسیب دید که دیگر برای مأموریت‌های عملیاتی قابل استفاده نبود و در سال 1970 اوراق آن به قیمت یکصد هزار دلار فروخته شد.<br>
	اطلاعات زیر به تأیید اسرائیل رسیده است:<br>
	الف. USS Liberty یک کشتی آمریکایی بود. در نتیجه، در جنگ بین اسرائیل و همسایگان عربش در ژوئن 1967 بی‌طرف بود.<br>
	ب. در تاریخ 8 ژوئن 1967 کشتی لیبرتی در تمام مدت در منطقه آب‌های آزاد بود.<br>
	ج. نیروهای اسرائیلی پیش از حمله مرگبارشان به لیبرتی از ملیت آن اطمینان حاصل نکردند.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/def0ault.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_def0ault.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_def0ault.jpeg"></a><br>
	علامت GTR-5 و پرچم آمریکا به وضوع قابل تشخیص بود<br>
	حدود ساعت 6 صبح 8 ژوئن 1967، یک هواپیمای شناسایی ناوگان اسرائیلی گزارش داد که "نوعی کشتی باری نیروی دریایی آمریکا" را درست خارج از شبکه پدافند راداری ساحلی اسرائیل با علامت "GTR-5" بر روی بدنه‌اش مشاهده کرده است. این گزارش بلافاصله هم به پایگاه نیروی دریایی اسرائیل و هم به ریاست اطلاعات نیروی دریایی اسرائیل فرستاده شد.<br>
	در تمام این مدت پیش از حمله، هواپیمای شناسایی اسرائیل تقریباً هشت بار به طور منظم به موقعیت لیبرتی می‌رفت، اطراف آن پرواز می‌کرد و به پایگاهشان در اسرائیل بازمی‌گشت.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/defa5ult.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_defa5ult.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_defa5ult.jpeg"></a><br>
	اجساد قربانیان بر روی عرشه لیبرتی<br>
	جزئیات این اتفاق هم در اسرائیل و هم در آمریکا مسکوت ماند. اسرائیل همواره ادعا می‌کند که لیبرتی را با یک کشتی مصری اشتباه گرفته و تصور می‌کردند کشتی در حال بمباران نیروهای اسرائیلی در حال جنگ در سینا بوده و خلبانانش هیچ کدام متوجه پرچم آمریکا نشدند. و دولت آمریکا نیز با این که تمامی شواهد موجود علیه این ادعا بود، بی‌هیچ سروصدایی این توجیه را پذیرفت. هیچ کشتی‌ای در تاریخ آمریکا تا کنون به اشتباه این قدر خسارت ندیده بود. با این حال دولت آمریکا در تمام مدت سعی کرد شدت این حمله را کم جلوه دهد و برای این که این ماجرا را تحت کنترل خود نگاه دارند اقدام به سانسور خبری کردند.<br>
	بنا بر نسخه‌ای که مقامات دولتی از این ماجرا ارائه دادند، لیبرتی تنها سه بار و آن هم از فاصله بسیار دور توسط هواپیماهای اسرائیل شناسایی شده بود. به مردم آمریکا گفته شد که حمله هوایی تنها 5 دقیقه به طول انجامید و تنها یک اژدر به کشتی حمله کرد و بلافاصله دولت اسرائیل عذرخواهی کرد و پیشنهاد کمک داد.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/223236_912.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_223236_912.jpg" class="ipsImage" alt="thumb_223236_912.jpg"></a><br>
	خروج اجساد کشته شدگان در حمله به لیبرتی - 34 آمریکایی در این حمله کشته شدند<br>
	اما منتقدان همواره ادعا کرده‌اند که این حمله از پیش برنامه‌ریزی‌شده بوده و حقیقت سانسور شده است. در گزارش کمیسیون مستقل بررسی این پرونده در سال 2003 گفته شده است که حمله به لیبرتی "تنها حادثه دریایی جدی است که هرگز از سوی کنگره مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است."<br>
	دروغ هایی که به مردم آمریکا گفته شد<br>
	"گري برومت"، افسر 21 ساله آمریکایی در تاریخ 8 ژوئن آن سال در عرشه ناو «USS Liberty» خدمت مي‌كرد. برومت مي‌گويد: «من امروز نسبت به زمان وقوع حادثه، ابهامات بيشتري دارم، چراكه امروز واقعيات بيشتري را از آن دريافته‌ام؛ اشتباهات زيادي انجام و دروغ‌هاي زيادي به مردم آمريكا گفته شده و آنان واقعيت حادثه را نمي‌دانند».<br>
	دریاسالار توماس مورر ، رئیس پیشین عملیات دریایی ایالات متحده، در این باره می‌گوید: "من هرگز باور نکردم که مورد کشتی لیبرتی موردی از شناسایی اشتباه است. حرف احمقانه‌ای است. اسرائیل به خوبی می‌دانست این کشتی آمریکایی است... اگر کسی قادر به تشخیص لیبرتی نباشد، قادر به تشخیص کاخ سفید از بنای یادبود واشنگتن نیز نیست."<br>
	<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/dgfefault.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_dgfefault.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_dgfefault.jpeg"></a><br>
	دریاسالار توماس مورر:<br>
	اگر کسی قادر به تشخیص لیبرتی نباشد، قادر به تشخیص کاخ سفید از بنای یادبود واشنگتن نیز نیست<br>
	اسرائیل هیچ گاه توضیح نداد که چگونه به فرکانس‌هایی که کشتی ارسال می‌کرد دست یافته بود، و این که چرا این فرکانس ها را مسدود کردند (فرکانس‌های مصری کاملاً متفاوت بودند). آن‌ها هرگز توضیح ندادند که چرا هواپیماهایشان بی‌نام و نشان بود و این که چرا هیچ توجهی به پرچم آمریکا نکردند.<br>
	پس از حمله، خدمه کشتی، موتور و تجهیزات رادیویی لیبرتی را تعمیر کردند و کشتی آرام آرام به سمت مالت رفت. آن‌چه بیش از همه سبب رنجش نجات‌یافتگان شده بود، سرپوش گذاشتن بر این موضوع از سوی دولت خودشان بود. به گفته یکی از این بازماندگان، جان هرانکووسکی، وقتی به جزیره مالت رسیدند خدمه را به چند گروه کوچک تقسیم کردند و مورد بازجویی قرار دادند. دریاسالار "ایساک کید" به خدمه هشدار داد که درباره این اتفاق با هیچ کسی هیچ حرفی نزنند. او گفت که این موضوع محرمانه است و "شما هرگز، هرگز درباره این موضوع با هیچ کس، حتی همسرانتان، نباید حرف بزنید. در غیر این صورت محاکمه می‌شوید و باید تا آخر عمر در زندان بمانید- و یا حتی بدتر از آن."<br>
	هیچ یک از مقامات علاقه‌ای به انجام تحقیقات دقیق درمورد علت مشکلات ارتباطی کشتی در طول حمله اسرائیل از خود نشان نداد. تمامی آثار حمله بر روی کشتی- از جمله 820 سوراخ موشک و توپ- تعمیر شد و رویش را نیز رنگ زدند. خدمه را نیز یا به خانه فرستادند و یا به مأموریت دیگری اعزام کردند، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/223244_810.jpg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_223244_810.jpg" class="ipsImage" alt="thumb_223244_810.jpg"></a><br>
	<br>
	اسرائیل پس از مدتی طولانی 3.5 میلیون دلار برای جبران خسارات مالی به خانواده‌های کشته‌شدگان و 3.5 میلیون دلار نیز به مجروحان داد، که البته بسیاری از آن‌ها حاضر به پذیرش این پول نشدند. در سال 1982 نیز، پس از آن که سناتور آدلای استیونسون تهدید کرد که تحقیقاتی را در این زمینه شروع خواهد کرد، اسرائیل ناگهان 6 میلیون دلار بابت خسارت کشتی و برای بستن پرونده یو اس اس لیبرتی پرداخت کرد. این اقدام به طور مؤثری جلوی تحقیقات سناتو استیونسون را گرفت و ماجرای این حمله خیلی زود به فراموشی سپرده شد. یا دستکم کنگره و کاخ سفید آن را فراموش کردند.<br>
	اما بازماندگان آن حادثه را فراموش نکرده بودند. در سال 1980 کتابی با عنوان حمله به لیبرتی منتشر شد و بازماندگان نیز کم کم شروع به اطلاع‌رسانی درباره این موضوع کردند تا به هم‌وطنانشان بگویند که واقعاً چه بر سر هم‌قطارانشان آمده است. در همین مدت، اسرائیل نیز چهار گزارش از این حادثه منتشر کرد که با حقایقی که بازماندگان برملا کردند در تضاد کامل بود.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/dtyefault.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_dtyefault.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_dtyefault.jpeg"></a><br>
	تیتر یکی از روزنامه های آمریکا: "4 کشته در حمله اژدر اسرائیل به کشتی آمریکا"<br>
	رسانه های آمریکا بنابر توافق مقامات بلندپایه این کشور، سعی در کم اهمیت جلوه دادن این حادثه داشتند<br>
	بازماندگان این حادثه پس از انتقال به آمریکا ابتدا از سوی سازمان اطلاعات نیروی دریای و سازمان سیا تحت بازجویی های متعدد قرار گرفتند و به همه آن ها دستور داده شد در مورد این حادثه سکوت کنند و هیچ صحبتی درباره آنچه رخ داده است منتشر نشود. این سکوت تا سال ها ادامه داشت اما به تدریج شاهدان و بازماندگان این حادثه شروع به انتشار مشاهداتشان و شرح وقایع این حادثه کردند. یکی از مهم ترین افشاگری های بازماندگان لیبرتی، تفاوت روایت رسمی دولت آمریکا از حمله به لیبرتی با واقعیت بود. نکته قابل توجه نیز پوشش خبری رسانه ها بر اساس نسخه رسمی این حادثه بود که همگی آن را حمله ای کوتاه مدت و با تلفتی ناچیز مخابره کردند که اسرائیل نیز به سرعت متوجه اشتباه نیروهای خود شده و درصدد جبران بر آمده است.<br>
	اما انتشار خاطرات و صحبت های بازماندگان حادثه همگی گویای این مطلب بود که این حمله با آگاهی کامل و تمام توان و با هدف نابودی لیبرتی و تمام خدمه آن بود. پس از حادثه لیبرتی، نظامیان بازمانده هریک به مأموریت در کشتی های دیگری اعزام شدند تا با تحت نظر بودن و گرفتن فرصت از آن ها، صحبتی در مورد لیبرتی مطرح نشود.<br>
	در سال 1975 هفته نامه "اسپات لایت" شروع به انتشار برخی حقایق این حادثه برگرفته از اظهارات شاهدان آن کرد.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/defaytult.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_defaytult.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_defaytult.jpeg"></a><br>
	<br>
	مجروحان حمله به کشتی لیبرتی در قسمت پایین کشتی تحت مراقبت قرار گرفتند<br>
	براساس این اظهارات، در مرحله اول حمله، آنتن ها و تجهیزات راداری کشتی هدف قرار گرفت و پرچم آمریکا نیز منهدم شد. کارکنان کشتی به سرعت پرچم دیگری را با هدف نشان دادن هویت آمریکایی لیبرتی جایگزین می کنند. اما هدف اسرائیل نابودی کامل کشتی با علم به آمریکایی بودن آن بود. پس از آن جنگنده ها و شناورهای اسرائیلی عرشه کشتی را با گلوله های آتش زا به آتش کشیدند که بسیاری از خدمه کشتی از جمله فرمانده لیبرتی کشته و بسیاری دیگر دچار سوختگی های بسیار شدید شدند. سپس قایق های مجهز به تیربار، مجروحان را نیز به گلوله بستند. نوع عملیات نمایانگر هدف اسرائیل بود؛ هیچ یک از سرنشینان کشتی نباید جان سالم به در می بردند.<br>
	اقدام خصمانه اسرائیل و انفعال آمریکا<br>
	اقدام اسرائیل در حمله به کشتی لیبرتی آمریکا از مصادیق آشکار "اقدام خصمانه" یک کشور علیه شهروندان و منافع کشور دیگر است. این اقدام نه تنها جنایت جنگی علیه 294 سرنشین کشتی، بلکه ورود آشکار به جنگ با دولت آمریکا بود که طبیعتا طبق قوانین بین المللی و منشور ملل متحد و قوانین داخلی آمریکا، پاسخ حمله به لیبرتی، حمله نظامی متقابل آمریکا به مواضع این رژیم بود.<br>
	مقامات اسرائیل پس از این حمله، تقصیر را آشکارا بر گردن آمریکا انداختند و ژنرال "ئیفتاح اسپکتور" خلبان اولین جنگنده میراژ مهاجم به لیبرتی، صریحا اعلام کرد: " تا آنجا که من می دانم، در وهله اول این اشتباه از سوی کشتی لیبرتی بود که در آن منطقه حضور داشت."<br>
	<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/deftyault.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_deftyault.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_deftyault.jpeg"></a><br>
	محل برخورد یکی از اژدرهای اسرائیلی به کشتی لیبتری<br>
	اما دروغ های صهیونیست ها به اینجا ختم نمی شود. بر خلاف ادعای اسرائیل، بعدها مشخص شد اپراتورهای سیستم های شنود آمریکا مستقر در اسپانیا، لبنان، جزیره کرت یونان، آلمان و ویتنام، مکالمات خلبان های اسرائیلی را که کشتی آمریکایی را شناسایی و دستور حمله را صادر کرده اند شنیده و ضبط شده است. این مکالمات را "دوایت پورتر" سفیر وقت آمریکا در لبنان که به این مکالمات دسترسی داشت، تأیید کرده است.<br>
	نکته جالب تر، اظهار نظر ژنرال "ست منتیز" - ژنرال حاضر در اتاق فرمان عملیات در تل آویو - است. ژنرال مینتز می گوید:" تمام افراد حاضر در اتاق بدون هیچ تردیدی مطمئن بودند که این کشتی لیبرتی آمریکاست. نظرات بسیاری در مورده نحوه شناسایی و پرچم بزرگ نصب شده بر روی لیبرتی مطرح شد، اما هیچ کس کوچکترین بحثی در مورد آمریکایی نبودن این کشتی مطرح نکرد. ژنرال "موشه دایان" علیرغم اطلاع از این موضوع، دستور حمله را صادر کرد."<br>
	سرپوش آمریکا بر حمله اسرائیل<br>
	پس از دروغ های اسرائیل، آمریکا نیز عملکردی بسیار سوال برانگیز و مذموم از خود برجای گذاشت.<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/defaytyult.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_defaytyult.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_defaytyult.jpeg"></a><br>
	رابرت مک نامارا وزیر دفاع و لیندون جانسون رئیس جمهور آمریکا توافق کردند علت حادثه "اشتباه در شناسایی" اعلام شود<br>
	در سال 1976 گزارش سری کنگره به این نتیجه رسیده بود که حمله به کشتی لیبرتی کاملا عمدی وآگاهانه بوده است. علاوه براین، گزارش یک کمیته مستقل تحقیق، اقدام اسرائیل را "اقدامی خصمانه" اعلام کرد. کاپیتان "وارد بوستون"، مسئول تحقیق این کمیته، 35 سال پس از این حادثه از امضای تفاهم نامه میان لیندون جانسون رئیس جمهور و رابرت مک نامارا وزیر دفاع وقت آمریکا خبر داد. براساس این سوگند، قرار براین شد نتیجه گزارش نیروی دریایی بدینگونه طراحی شود که "این حمله با وجود تمام اسناد و شواهد موجود - و دال بر عمدی بودن حمله - بدلیل اشتباه در شناسایی رخ داده است."<br>
	دلایل حمله اسرائیل به لیبرتی<br>
	پرونده حمله به لیبرتی با اعلام "اشتباه در شناسایی" از سوی اسرائیل و تایید و پذیرش آن از سوی آمریکا و مسکوت ماندن واقعه تا به امروز، بسته شد. اما انگیزه اسرائیل از انجام این حمله بر ضد متحد و حامی شماره یک خود چه بود؟<br>
	به گفته پروفسور ریچارد دکمجیان، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، اسرائیل در آن زمان تصمیم داشته برخلاف آتش بس سازمان ملل، ارتفاعات جولان را اشغال کند و به همین دلیل نمی‌خواسته آمریکا از این نقشه بویی ببرد. اسرائیلی‌ها همچنین علاقه‌ای نداشتند زمانی که مشغول قتل عام اسرای مصری بودند، زندانیانی که مجبورشان کرده بودند قبرشان را با دست خودشان بکنند و سپس در العریش تیرباران شدند، شاهدی داشته باشند. اسرائیل این ادعای کشتار دسته‌جمعی اسرای مصری را به شدت رد کرده است و می‌گوید کشته‌شدگان 250 مبارز مسلح فلسطینی بودند که در حین عملیات کشته شدند.<br>
	یکی دیگر از منتقدان، پیتر هونام، خبرنگار انگلیسی، در کتاب خود "عملیات سیانور" "Operation Cyanide" می‌نویسد که مجموعه‌ای از عوامل سری میان دولت‌های آمریکا و اسرائیل منجر به این حمله شد. هدف از حمله غرق کردن لیبرتی و کشتار تمام مسافران کشتی بوده است، اما با شناور ماندن لیبرتی بر روی آب این نقشه عملی نشد.<br>
	به اعتقاد هونام، عناصر مخفي در دولت‌هاي آمريكا و اسرائيل براي بمباران كشتي تباني کرده بودند تا حمله را به مصر و ابرقدرت متحد آن؛ يعني شوروي نسبت دهند تا به اين ترتيب، انتقام سختي ترتيب دهند كه منجر به پيروزي اسرائيل شود.<br>
	هونام مي‌گويد: «حمله به ناو ليبرتي، دست‌كم از يك سال پيش از آن برنامه‌ريزي شده بود. ليبرتي به موقعيت بسيار پيچيده‌اي فرستاده شد كه به نظر من، موقعيتي بود كه بتوان به آن حمله كرد».<br>
	هونام ادامه مي‌دهد: هدف اصلي، غرق كشتي و از بين بردن همه خدمه بود، اما ليبرتي غرق نشد و این طرح نيز در نهایت لغو شد.<br>
	<br>
	<a href="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/defytyault.jpeg" rel="external nofollow"><img src="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10246/thumb_defytyault.jpeg" class="ipsImage" alt="thumb_defytyault.jpeg"></a><br>
	محل اصابت موشک های اسرائیل به تاسیسات ماهواره ای لیبرتی<br>
	متهم کردن مصر و وارد کردن آمریکا به جنگ<br>
	در وهله اول اسرائیل در حمله به لیبرتی این هدف را داشت که لیبرتی را بدون باقی گذاشتن حتی یک بازمانده نابود کرده و بدون برجای گذاشتن ردپایی از خود، مصر را به انجام این حمله متهم کند و بدین ترتیب آمریکا را به نفع خود وارد جنگ شش روزه کند. مشابه این سناریو و ردپای اسرائیل را می توان در حادثه 11 سپتامبر نیز مشاهده کرد.<br>
	افشای ماموریت لیبرتی در جلوگیری از حمله اسرائیل به سوریه<br>
	انگیزه دیگر، تعهد "آوراهام هارمون" سفیر اسرائیل در آمریکا به لیندون جانسون مبنی بر عدم حمله اسرائیل به سوریه بود. اما بر خلاف این تعهد نیروهای اسرائیل در کرانه باختری و بلندی های جولان مستقر شده و آماده حمله بودند. آمریکا بیم این را داشت که با حمله اسرائیل به سوریه، شوروی به نفع سوریه وارد جنگ شده و موازنه قدرت در منطقه به سود شوروی تغییر کند و به همین دلیل لیبرتی مأموریت داشت تا با اشراف اطلاعاتی به تحرکات نیروهای اسرائیل، در صورت لزوم از وقوع این درگیری - اسرائیل و سوریه - جلوگیری کند.<br>
	تحت الشعاع قرار گرفتن جنایت جنگی اسرائیل<br>
	انگیزه احتمالی سوم نیز سرپوش گذاشتن بر یکی از جنایت های رژیم صهیونیستی بود. در زمان حمله به لیبرتی، نیروهای ارتش اسرائیل به فرماندهی آریل شارون، مشغول قتل عام هزاران نفر از اسرای جنگی مصر و فلسطین بودند و اجساد آن ها را نیز در صحرای سینا دفن می کردند. فرماندهان ارتش اسرائیل سال ها بعد به این جنایت خود اعتراف کردند.<br>
	حمله به لیبرتی از یک سو توجه به این قتل عام را منحرف می کرد و از سوی دیگر امکان رهگیری امواج رادیویی و علنی شدن اقدام جنایتکارانه اسرائیل در قتل عام اسرای مصری و فلسطینی توسط لیبرتی را از بین می برد. بنابر گزارش های تایید نشده، ناو چهل ميليون دلاري لیبرتی، در حال استراق سمع و جاسوسي درباره كشتار زندانيان مصري جنگ توسط اسرائيلي‌ها بوده است.<br>
	در نهایت پرونده لیبرتی، بدون انجام تحقیقی بی طرفانه و رسیدگی به دلایل واقعی حمله، بازخواست و مجازات عاملین آن با ابهامات و سوالات بدون پاسخ بسیاری، بسته می شود تا مهر تایید دیگری بر ادعای اداره آمریکا به دست صهیونیست ها و سیطره اسرائیل بر ارکان قدرت در این کشور زده شود.<br>
	<a href="http://www.mashreghnews.ir/fa/news/154492/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%B3" rel="external nofollow">http://www.mashreghn...کایی-لیبرتی-عکس</a>
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">22891</guid><pubDate>Sat, 20 Oct 2012 08:36:52 +0000</pubDate></item><item><title>&#x62A;&#x627;&#x67E;&#x6CC;&#x6A9; &#x62C;&#x627;&#x645;&#x639; &#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x627;&#x64F;&#x67E;&#x631;&#x627;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/2853-%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%8F%D9%BE%D8%B1%D8%A7/</link><description><![CDATA[<p>
	«اگر ما، تاسیسات هسته‏ای عراق را نابود نكرده بوديم، آنها موفق مي‎‏شدند اوّلين بمب اتمي خود را بر روي يكي از شهرهاي ايران آزمايش كنند.»<br>
	<br>
	ازر وايزمن (رئيس جمهور پيشين اسرائيل - نقل از كتاب دقيقتان فوق بغداد)<br>
	<br>
	<br>
	<br>
	خیلی جالبه حتما بخونید در این آدرس .....&gt;<br>
	<br>
	<br>
	<br>
	<span style="color: blue">مطلب رو تو همین تاپیک قرار بدید.<br>
	SAEID</span>
</p>
]]></description><guid isPermaLink="false">2853</guid><pubDate>Sat, 16 Feb 2008 13:20:22 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x6CC;&#x62E;&#x686;&#x627;&#x644; &#x634;&#x6A9;&#x646;&#x646;&#x62F;&#x647;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/10434-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25db%258c%25d8%25ae%25da%2586%25d8%25a7%25d9%2584-%25d8%25b4%25da%25a9%25d9%2586%25d9%2586%25d8%25af%25d9%2587/</link><description><![CDATA[یخچال شکننده (به انگلیسی: Operation Eager Glacier ) در زمان عملیاتهای ایالات متحده در خلیج فارس صورت گرفت ٫ از جمله عملیات اراده جدی (به انگلیسی: Operation Earnest Will) ٫ اسکورت نفتکشهای با مالکیت کویتی توسط نیروی دریای آمریکا ٫ و عملیات فرصت برجسته (به انگلیسی: Operation Prime Chance)٫ عملیات سری برای جلوگیری از حمله نیروهای ایرانی به کشتیهای تجاری ٫ عملیات آخوندک ٫(به انگلیسی: Operation Praying Mantis) عملیات تلافی جویانه پس از برخورد ناوچه موشک انداز ساموئل بی رابرتز (به انگلیسی: USS Samuel B. Roberts) با مین ایرانی.<br />
<br />
یخچال شکننده عملیات فوق محرمانه ایالات متحده برای جاسوسی از ایران بوسیله هواپیما در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸ بود٫ اطلاعات به دست آمده بصورت قسمتی از داد و ستد سرویس مخفی ارتش ایالات متحده و عراق در جریان جنگ ایران و عراق در آمد.<br />
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/0/03/DN-SD-04-13416.jpgنمونه‌ای از هواپیمای آواکس(به انگلیسی: AWACS ) ارتش آمریکا<br />
<br />
در ۲۲ جولای ۱۹۹۲ ٫ رئیس سابق ستاد مشترک (به انگلیسی: Joint chiefs of staff) ٫ آدمیرال جی . کرو (به انگلیسی: Admiral william j.crowe) در کمیته مرکزی نیروهای مسلح آمریکا (به انگلیسی: House Services committee) در مورد اتهام اینکه پنتاگون شواهد مربوط به سرنگونی هواپیمای پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر توسط ناو وینسنز (به انگلیسی: USS Vincennes ) را مخفی کرده, ابتدا مخفی کاری در این زمینه را انکار کرد و بطور خلاصه به عملیات یخچال شکننده و بقیه تلاشهای ایالات متحده برای در اختیار قرار دادن اطلاعات جاسوسی به عراق صحبت کرد . او در این زمینه گفت : مقامات رسمی پنتاگون جلسه‌ای با کمیته مربوط به کنگره در مورد عملیات یخچال شکننده در ۵٫۶ و ۱۳ ام اوت ۱۹۸۷ داشته اند ٫ او همچنین افزود: تصادفا ٫ به نظر من ٫ این داد و ستد بطور خاص برای ما سود آور نبود.<br />
http://fa.wikipedia.org/wiki/عملیات_یخچال_شکننده]]></description><guid isPermaLink="false">10434</guid><pubDate>Wed, 31 Mar 2010 21:54:50 +0000</pubDate></item><item><title>&#x639;&#x645;&#x644;&#x6CC;&#x627;&#x62A; &#x6A9;&#x645;&#x627;&#x646;&#x6AF;&#x6CC;&#x631; &#x686;&#x627;&#x628;&#x6A9;</title><link>http://www.military.ir/forums/topic/10433-%25d8%25b9%25d9%2585%25d9%2584%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25aa-%25da%25a9%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2586%25da%25af%25db%258c%25d8%25b1-%25da%2586%25d8%25a7%25d8%25a8%25da%25a9/</link><description><![CDATA[کمانگیر چابک (به انگلیسی: Operation Nimble Archer ) نام عملیاتی که از سوی نیروی دریایی آمریکا در تاریخ ۱۹ اوت ۱۹۸۷ برضد دو سکوی نفتی ایران در خلیج فارس انجام شد. این حمله در پاسخ به حمله نیروهای ایران در ۱۶ اوت به کشتی کویتی تعویض پرچم شده، با پرچم آمریکا، به نام سی آیل سیتی (به انگلیسی: MV Sea Isle City) بود که با یک فروند موشک کرم ابریشم انجام گرفته بود.<br />
<br />
کمانگیر چابک قسمتی از عملیات اراده جدی بود که تلاشی برای اسکورت کشتی‌های کویتی از حمله نیروهای ایرانی در جریان جنگ ایران و عراق بود.<br />
<br />
سکوها به وسیله نیروهای ایرانی به عنوان ستاد فرماندهی و کنترل مورد استفاده قرار می‌گرفت که بوسیله چهار کشتی جنگی ٫ هول (به انگلیسی: USS Hoel ) ٫لفتویچ (به انگلیسی: USS Leftwich ) ٫ کید (به انگلیسی: USS Kidd ) و جان یانگ (به انگلیسی: USS John Young )به توپ بسته شد.<br />
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/3/38/Operation_Nimble_Archer_DN-SC-88-01042.jpg<br />
سکوی نفتی ایرانی در حال سوختن پس از به توپ بسته شدن توسط کشتی‌های آمریکایی<br />
<br />
در ۶ نوامبر ۲۰۰۳ میلادی دیوان دادگستری بین‌المللی حکم داد که اقدام صورت گرفته بر علیه سکوهای نفتی ایرانی در ۱۹ اوت ۱۹۸۷ (عملیات کمانگیر چابک) و ۱۸ آوریل ۱۹۸۷ (عملیات آخوندک) نمی‌تواند به عنوان اقدام الزامی در جهت موارد حفاظت از امنیت لاینفک ایالات متحده مورد بحث قرار گیرد، همچنین دادگاه حکم داد که : ... نمی‌تواند همچنین تابع نظر جمهوری اسلامی ایران باشد که اقدامات فوق باعث نقض التزام ایالات متحده طبق بند ایکس از پاراگراف ۱، در پیمان دوستی بین دو کشور می‌شود، مربوط به آزادی مبادلات تجاری در قلمرو مشترک بین دو کشور و بنابر این نتیجتاً ادعای متقابل جمهوری اسلامی ایران نیز نمی‌تواند در این زمینه بررسی شود.<br />
http://fa.wikipedia.org/wiki/عملیات_کمانگیر_چابک]]></description><guid isPermaLink="false">10433</guid><pubDate>Wed, 31 Mar 2010 21:48:29 +0000</pubDate></item></channel></rss>
