bidar

VIP
  • تعداد محتوا

    82
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    2

bidar آخرین امتیاز شما در روز 7 تیر

bidar شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

395 نشان افتخار

11 دنبال کنندگان

درباره bidar

  • رتبه حساب کاربری
    سرجوخه

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

2,618 نمایش های پروفایل
  1. bidar

    موتور موشک

    هوالحکیم خیلی جاها میبینیم یا میشنویم که میگن دلیل اصلی استفاده از موتور دو پالسه تو موشک های هوا به هوا صرفا اینه که موشک تو فاز نهایی و نزدیک هدف دوباره روشن بشه تا بتونه هدف رو دنبال کنه و انرژی جنبشی کافی داشته باشه این حرف درسته ولی بحث خیلی جالب تر از این نکته ساده است داستان از این قراره که اگه ما بیایم تمام سوخت موشک رو همون اول کار مصرف کنیم موشک یهو به یه سرعت و شتاب بسیار بالایی میرسه که واقعا تو اون لحظه بهش نیازی نداریم شاید اولش فکر کنیم این سرعت و شتاب بالا برای افزایش برد خوبه اما به چه قیمتی به این قیمت که داریم سوخت رو هدر میدیم تا با هوای فشرده بجنگیم دلیل فیزیکی این قضیه برمیگرده به معادله مقاومت هوا یا همون نیروی درگ تو این رابطه سرعت موشک که همون وی هست به توان دو رسیده این یعنی اگه ما سرعت موشک رو دو برابر کنیم مقاومت هوا چهار برابر میشه و اگه سرعت سه برابر بشه مقاومت هوا نه برابر میشه حالا فرض کنید یه موتور تک پالسه کل سوخت رو همون اول میسوزونه تا موشک رو مثلا به ۵ ماخ برسونه تو این سرعت بالا موشک عملا داره به یه سد محکم از هوا برخورد میکنه و بخش عظیمی از انرژی و سوخت ما فقط داره صرف غلبه بر این مقاومت وحشتناک میشه به جای اینکه صرف طی کردن مسیر بشه اما تو موتور دو پالسه ما میایم خیلی هوشمندانه تر عمل میکنیم پالس اول رو میسوزونیم تا موشک به یه سرعت معقول برسه که تو اون سرعت نیروی درگ خیلی کمتره چون عدد کوچکتری به توان دو رسیده موشک مسیر طولانی تری رو با اتلاف انرژی خیلی کم طی میکنه و میتونه در میانه مسیر هم این انرژی رو حفظ کنه در پایان مسیر و وقتی که سرعت به خاطر جاذبه و اصطکاک افت کرد پالس دوم رو روشن میکنیم برای دنبال کردن هدف با این کار ما اون انرژی رو که قرار بود همون اول کار الکی برای غلبه بر مقاومت هوا هدر بره ذخیره کردیم و ازش برای افزایش برد واقعی و مانورپذیری آخر مسیر استفاده کردیم موشک جدید چینی PL-16 با «موتور پالس متغیر» که تصویر مشخصات آن در یک جلسه بریفینگ نمایش داده شده و افزایش برد ۵۰ درصدی نسبت PL-15 دارد بحث جایی شیرین میشه که ما میرسیم به کشور خودمون و قابلیت هاش T این که ما در موشک بالستیک هم انچنان باز نیاز نداریم سرعت بالا باشه و برد برای ما مهم تره پس میتونیم با دو پالسه کردن برد رو افزایش بدیم برای نمونه موشک بالستیک هواپرتاب آرمان که ۸۶ کیلومتر برد داره در حالت زمین به زمین T حالا بیاید حساب کنیم در حالت هوا به زمین اگر این موشک از روی سوخو ۲۲ شلیک بشه چقد برد داره مشخصات موشک آرمان در دو حالت اپتیکی و پایه که نسخه پایه ۸۶ کیلومتر برد و نسخه اپتیکی ۶۰ کیلومتر برد داره. این کاهش برد به دلیل بهم خوردن ایرودیناک با اپتیکی کردن دماغه است جنگنده سوخو ۲۲ میتونه در عملیات ها تو ارتفاع بالا مثلا حدود ۱۲ کیلومتری از سطح زمین و با سرعت نزدیک به ۱ ماخ پرواز کنه T وقتی موشک آرمان در این ارتفاع و با این سرعت اولیه از جنگنده رها میشه دیگه نیازی نداره اون انرژی عظیم رو برای کنده شدن از زمین و غلبه بر غلظت شدید هوای ارتفاع پایین هدر بده T در واقع موشک از همون لحظه شلیک یک انرژی پتانسیل عالی به خاطر ارتفاع ۱۲ کیلومتری و یک انرژی جنبشی اولیه به خاطر سرعت جنگنده داره . بر اساس قوانین پرتابه ها وقتی موشک بالستیک به صورت هواپرتاب شلیک میشه بردش حداقل دو الی دو و نیم برابر میشه یعنی آرمان ۸۶ کیلومتری در حالت هواپرتاب به راحتی میتونه به برد ۱۷۰ تا ۲۱۵ کیلومتر برسه ، سپس بحث جایی جالب تر میشه که ما بیاییم بگیم نسخه دو پالسه آرمان چقد برد خواهد داشت موشک آرمان و سوخو-۲۲ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران اگر ما بیاییم موتور دو پالسه روی آرمان نصب کنیم راندمان پروازی فوق العاده بهتر میشه پالس اول موشک رو تو همون ارتفاع بالا به سرعت مطلوب میرسونه و چون درگ هوا تو اون ارتفاع کمه انرژی هدر نمیره و موشک مسافت زیادی رو طی میکنه این مدیریت هوشمندانه انرژی میتونه حداقل ۲۰ الی ۳۰ درصد دیگه به برد نهایی اضافه کنه یعنی برد آرمان دو پالسه هواپرتاب میتونه به راحتی از مرز ۲۵۰ کیلومتر عبور کنه و تبدیل به یک دست بلند و دورایستا بشه دقیق تر بخوام بگم بین بازه ۲۰۵ حداقل و حداکثر ۲۸۰ کیلومتر برد خواهد داشت نکته بسیار مهم و استراتژیک دیگه در مورد دو پالسه کردن آرمان اینه که باعث میشه همراه با افزایش برد خیلی راحت تر از سد پدافند دشمن عبور کنه موشک های بالستیک تک پالسه در فاز نهایی پرواز موتور روشن ندارن و فقط دارن سقوط میکنن در نتیجه سرعتشون به خاطر اصطکاک هوا افت میکنه و مسیرشون برای رادار پدافند تا حد زیادی قابل پیش بینیه اما وقتی موشک آرمان دو پالسه باشه پالس دوم میتونه در فاز نهایی و نزدیک به هدف روشن بشه این یعنی موشک یهو جون دوباره میگیره سرعتش به شدت میره بالا و انرژی کافی برای انجام مانورهای فرار میده...
  2. تحلیل وضعیت: آیا تنوع تسلیحاتی پاشنه آشیل ایران خواهد بود؟ در ماه‌های گذشته بارها خبر انتقال تجهیزات نظامی بر اساس پروازهایی که از روسیه، بلاروس یا اخیرا چین انجام شده را شنیده‌ایم. اگر بخواهیم بر اساس اولویت احتمال دهیم، این محموله‌ها به ترتیب شامل تجهیزات جنگ الکترونیک، خودروهای زرهی ضدکمین (MRAP)، بالگرد رزمی، سامانه‌های پدافندی و در نهایت هواگردهای نظامی است. در نگاه اول، این تنوع احتمالی در حیطه پدافند و هواگردهای نظامی (ترکیبی از شرق و غربِ شرق!) به نظر می‌رسد ناهماهنگی در ارتباط و عدم شبکه شدن را در پی داشته باشد. تصور رایج این است که یک «جزیره» روسی نمی‌تواند با یک «جزیره» چینی صحبت کند. اما در باطن ماجرا متفاوت است و این ناهماهنگی بسیار کمتر از تصورات ماست؛ در واقع شاید اصلاً وجود نداشته باشد. فرض کنیم ایران رادارهای پیشرفته برای اس-۳۰۰ خریده و حتی سامانه‌های اس-۴۰۰ دریافت کرده است (که با توجه به اینکه اس-۳۰۰ های ایرانیِ ارتقا یافته اشتراکات زیادی با اس-۴۰۰ دارند، دور از ذهن نیست). در کنار این، احتمالا سوخو-۳۵ و تجهیزات جنگ الکترونیک روسی هم وارد شده‌اند. از سوی دیگر، ایران از چین پدافند HQ-9 و با احتمال بسیار کمتر جنگنده‌هایی مثل J-20 یا J-10 را دریافت کرده است. حتی سناریوی گشت‌زنی آواکس‌های چینی یا پاکستانی در آسمان خود پاکستان یا در آسمان امن‌ترِ شمال‌غرب برای پشتیبانی از شبکه پدافندی ایران را می‌توان مطرح کرد سوال اصلی اینجاست: این «آش شله‌قلمکار» تسلیحاتی چطور یکپارچه می‌شود؟ پاسخ در اسناد علمی و میدانی خودِ چین نهفته است. چین سال‌هاست که مشکل «اتصال شبکه‌های ناهمگون» را حل کرده و این ادعا نیست، بلکه فکت مهندسی است: ۱. سند دانشگاهی: حل معمای «لینک‌های ناهمگون» این موضوع در محافل علمی چین کاملاً تئوریزه و عملیاتی شده است. در ژورنال‌های معتبر مهندسی نظامی چین نظیر Journal of Command and Control یا نشریات تخصصی دانشگاه هوانوردی و فضانوردی نانجینگ، مقالات متعددی با کلیدواژه "Heterogeneous Tactical Data Link" منتشر شده است. محتوای این مقالات دقیقاً توضیح می‌دهد که چگونه می‌توان یک «نودِ مترجم» (Gateway Node) ساخت. این نود، دیتای فرمت A (استاندارد روسی/قدیمی) را دریافت می‌کند، عملیات «کپسول‌زدایی» (De-capsulate) را انجام می‌دهد و آن را به فرمت B (استاندارد مدرن ارتش چین یا JSIDL) تبدیل می‌کند. این یعنی راهکارهای مهندسی برای حل مشکل ناوگان ترکیبی چین (سوخوهای روسی + جنگنده‌های بومی) سال‌هاست که روی میز مهندسان چینی است. ۲. تکنولوژی SDR: رادیویی که زبان یاد می‌گیرد واقعیت فنی حتی از مقالات هم جذاب‌تر است. آواکس‌های مدرن چینی (سری KJ-500 و KJ-600) مجهز به سیستم‌های ارتباطی SDR (Software Defined Radio) هستند. در رادیوهای قدیمی، تغییر فرکانس نیازمند تغییر سخت‌افزار بود، اما در SDR، این «نرم‌افزار» است که موج و پروتکل را تعیین می‌کند. چین زمانی که ۲۴ فروند سوخو-۳۵ از روسیه خرید، کدهای دیتالینک S-108 را دریافت نکرد ( احتمالا روسیه مایل به افشای آن نبود). اما نباید برای مهندسین چینی سخت باشد با دسترسی فیزیکی به جنگنده، سیگنال‌های خروجی سوخو را آنالیز کنند و الگوی آن را در نرم‌افزارِ رادیوی آواکس‌هایشان تعریف کنند. نتیجه؟ آواکس چینی با یک آپدیت نرم‌افزاری، می‌تواند زبان سوخوی روسی را بفهمد. ۳. شواهد میدانی: رزمایش «کلاه طلایی» اگر به گزارش‌های تصویری شبکه نظامی چین (CCTV-7) از رزمایش‌های هوایی سنگین مثل «کلاه طلایی» (Golden Helmet) دقت کنیم، بارها دسته‌های پروازی ترکیبی دیده شده‌اند: یک آواکس KJ-500 در مرکز، اسکورت شده توسط دو فروند J-20 چینی و دو فروند Su-35 یا Su-30MKK روسی. در جنگ مدرن، سرعت درگیری آنقدر بالاست که خلبان نمی‌تواند با «رادیوی صوتی» (Voice Comms) مختصات دقیق هدف را بگیرد و دیتا باید دیجیتال منتقل شود. اگر آواکس نتواند با سوخوها لینک شود، این آرایش پروازی در رزمایش عملاً نمایشی و بی‌معنی خواهد بود. وجود این آرایش، خود اثبات‌کننده وجود لینک دیجیتال فعال بین پلتفرم‌های روسی و چینی است. ۴. راهکار میانبر: پادهای رابط حتی اگر فرض کنیم دستکاری نرم‌افزاری رادار انجام نشده باشد، منابع غربی مثل Jane's Defence به راهکار ساده‌تری اشاره کرده‌اند: «پاد مترجم» (Interface Pod). این پادها که زیر بال جنگنده (مثلاً سوخو-۳۵) نصب می‌شوند، نقش یک مترجم همراه را بازی می‌کنند؛ دیتا را از جنگنده می‌گیرند، به زبان لینک چینی (JSIDL) ترجمه کرده و به شبکه یکپارچه پدافند ارسال می‌کنند. نتیجه‌گیری: بنابراین، تنوع تجهیزاتی که در ایران می‌بینیم، نه تنها نشانه ناهماهنگی نیست، بلکه اگر تکنولوژی «گیت‌وی» چینی به همراه این تجهیزات منتقل شده باشد (که منطقاً باید شده باشد)، ایران به یک شبکه پدافندی چندلایه و هیبریدی دست یافته است که در آن رادار چینی هدف را می‌بیند، آواکس دیتای آن را پردازش می‌کند و موشک از لانچر روسی یا جنگنده سوخو شلیک می‌شود؛ بدون آنکه اپراتور لحظه‌ای درگیر تفاوت زبان سیستم‌ها شود. در نهایت نباید از یاد ببریم چین سال‌هاست کاربر تجهیزات روسی است، از اس-۳۰۰ و اس-۴۰۰ تا تور و سامانه‌های جنگ الکترونیک، همچنین در نیروهوایی نیز انواع هواگرد روسی را در خدمت دارد. پ.ن: نیروی هوایی روسیه عمدتاً از لینک‌های داده سری TKS و S-108 استفاده می‌کند که پروتکل‌های سخت‌افزاری و بسته‌بندی خاص خود را دارند، در حالی که ارتش چین بر پایه سیستم مدرن JSIDL (لینک داده یکپارچه مشترک) عمل می‌کند که ساختاری نرم‌افزاری و شبکه‌محور دارد. سیستم JSIDL چین از نظر معماری شباهت زیادی به Link-16 ناتو دارد (استفاده از روش TDMA و جهش فرکانسی برای ضدجنگ‌الکترونیک بودن)، اما چون دهه‌ها دیرتر طراحی شده، از «پهنای باند» بسیار وسیع‌تری برخوردار است که امکان انتقال ویدیو و تصاویر راداری با کیفیت بالا را می‌دهد، چیزی که در لینک-۱۶ کلاسیک محدود است. مهم‌ترین ویژگی JSIDL «اشتراک کامل» آن است؛ این پروتکل برخلاف سیستم‌های قدیمی روسی که جزیره‌ای بودند، به صورت «میان‌رسته‌ای» (Joint Service) طراحی شده، به طوری که اکنون ناوشکن‌های تایپ ۰۵۵ (نیروی دریایی)، جنگنده‌های J-20 (نیروی هوایی) و واحدهای موشکی زمین‌پا (نیروی زمینی) همگی روی یک شبکه واحد و امن قفل شده و تصویر تاکتیکی یکسانی را می‌بینند.
  3. فراتر از کلیشه‌ها: چرا حضور J-20 یا هر هواگرد دیگر نظامی در ایران یک سناریوی محتمل است؟ هنری کیسینجر، استراتژیست بزرگ قرن معاصر، همواره برای حل معماهای پیچیده یک متد طلایی داشت: «جستجو در تاریخ». او معتقد بود برای یافتن استراتژی آینده، باید مصادیق گذشته را شخم زد؛ زیرا وقتی الگویی در تاریخ تکرار شده، تکرار دوباره‌ی آن نه‌تنها عجیب نیست، بلکه محتمل است. کسانی که انتقال جنگنده نسل پنجم J-20 چین به ایران را «غیرممکن» می‌دانند، تاریخ را نادیده می‌گیرند. اگر به سابقه تعاملات نظامی قدرت‌های بزرگ نگاه کنیم، می‌بینیم که انتقال برترین تکنولوژی روز به متحدان استراتژیک، بارها اتفاق افتاده است: * اف-۱۴ تامکت (آمریکا به ایران): در دهه ۷۰ میلادی، آمریکا پیچیده‌ترین و محرمانه‌ترین جنگنده‌ی برتری هوایی خود (که حتی نیروی دریایی خودش هم تازه تحویل گرفته بود) را به ایران داد تا جلوی فاکسبت‌های شوروی بایستد. * میگ-۲۵ (شوروی به کشورهای عربی): شوروی سریع‌ترین جنگنده رهگیر جهان را در حالی که غرب هنوز در شوک توانایی‌های آن بود، به الجزایر و سوریه و عراق صادر کرد. حتی فراتر از تحویل آهن‌آلات، تاریخ نشان داده که قدرت‌ها گاهی خودشان مستقیماً وارد میدان می‌شوند: * جنگ کره (خلبانان شوروی): خلبانان روس با لباس و هویت چینی یا کره‌ای، سوار بر میگ-۱۵ شدند و مستقیماً با آمریکایی‌ها جنگیدند. * جنگ اصطکاک (شوروی در مصر): در اوج درگیری مصر و اسرائیل، شوروی نه تنها سامانه موشکی، بلکه اسکادران‌های کامل جنگنده با خلبانان روس را برای دفاع از آسمان مصر فرستاد. افسانه «آبروریزی تکنولوژیک» عده‌ای استدلال می‌کنند که چین می‌ترسد جنگنده‌اش ساقط شود و آبرویش برود. بیایید صادق باشیم؛ در دنیای واقعی جنگ، این حرف‌ها خریدار ندارد. در چند سال اخیر، «شرف» و اعتبار بسیاری از تجهیزات پرمدعا به باد رفته است. مگر ندیدیم تانک‌های لئوپارد آلمانی و آبرامز آمریکایی—که نماد شکست‌ناپذیری بودند—چگونه در اوکراین در آتش سوختند؟ به همان نسبت، اعتبار تجهیزات روسیه هم بار ها خدشه دار شد. اما نتیجه چه شد؟ آیا مشتریان غرب و شرق قراردادها را فسخ کردند؟ خیر. کشورهای اقماری غرب همچنان همان تانک‌ها را می‌خرند و متحدان روسیه همچنان مشتری مسکو هستند؛ چون گزینه‌ی دیگری در بازار نیست. مثال جنگنده «رافال» فرانسه نیز گواه همین ماجراست؛ حوادث و سقوط‌ها هرگز باعث نشدند که صف مشتریانش خالی شود. جنگ، ویترین لوکس‌فروشی نیست؛ در نهایت خون و انفجار تعیین‌کننده است، نه پرستیژ رسانه‌ای. پایان رمانتیسم پسا-شوروی ما دیگر در دنیای اتوکشیده‌ی سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۰ زندگی نمی‌کنیم. آن دوران «پسا شوروی» که همه چیز با دیپلماسی و لبخند حل می‌شد، تمام شده است. در نظم نوین جهانی، جایی برای تفکرات رمانتیک یا نگرانی‌های نمادین باقی نمانده. وقتی بقا مطرح باشد، معادلات تغییر می‌کند. مدیریت ریسک: الگوی تامکت حتی اگر فرض کنیم چین نگران لو رفتن تکنولوژی است، راه‌حل‌های عملیاتی وجود دارد: * استراتژی دفاعی (لایه داخلی): نیازی نیست این جنگنده‌ها (مثل اف-۱۴های ایران در زمان جنگ) از مرز خارج شوند. آن‌ها می‌توانند در عمق خاک ایران و در مرکز کشور به عنوان لایه نهایی پدافند هوایی پرواز کنند، جایی که خطر سقوط در خاک دشمن صفر است. * نسخه‌های صادراتی: چین ظرفیت فنی این را دارد که معماری الکترونیک و اویونیک جنگنده را تغییر دهد. نسخه‌ای که به ایران می‌رسد می‌تواند از نظر حساسیت تکنولوژیک، متفاوت از نسخه‌ی ارتش آزادی‌بخش خلق چین باشد. * معادله‌ی حیاتی ژئوپلیتیک: این مهم‌ترین نکته است. برای پکن، خطر لو رفتن جزئیات فنی یک جنگنده، در برابر خطر «خفه شدن ژئوپلیتیک» هیچ است. اگر ایران سقوط کند یا از دایره متحدان چین حذف شود، چین در گوشه رینگ گیر می‌افتد و آن وقت داشتن ۵۰۰ فروند J-20 هم نمی‌تواند آن‌ها را از محاصره نجات دهد. چین امروز ترجیح می‌دهد ریسک تکنولوژیک را بپذیرد تا اینکه بازوی استراتژیک خود در خاورمیانه را از دست بدهد. و فراموش نکنیم، این منطق فقط مختص نیروی هوایی نیست؛ این الگوی جدیدی است که می‌تواند در تمام ابعاد نظامی گسترش یابد.
  4. بازندگان و برندگان کریدور زنگزور به روایت اعداد/ ۱۰۰ میلیارد دلار در جیب نظم آمریکایی منطقه ⚫️ فوربز نوشت: کریدور زنگزور تا سال ۲۰۲۷، سالانه ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار ارزش تجاری برای شرکای آن ایجاد می‌کند. ⚫️این مسیر صادرات باکو را بیش از ۷۰۰ میلیون دلار افزایش می‌دهد و حجم انتقال گاز باکو به اروپا از کریدور گاز جنوبی را از ۱۲ به ۲۰ میلیارد مترمکعب می‌رساند. ⚫️ایران با خطر از دست دادن ۲۰ تا ۳۰ درصد نقش ترانزیتی خود روبه‌روست و منافع ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری چین در جاده ابریشم جدید نیز به خطر می‌افتد. ⚫️روسیه نیز ممکن است ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار درآمد و ۱۰ تا ۱۵ درصد از اهرم خود بر بازار انرژی اروپا را از دست بدهد. ⚫️ترکیه می‌تواند با دسترسی مستقیم به کشورهای ترک‌زبان، سالانه ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار درآمد ترانزیتی کسب کند. ⚫️برای اروپا، این کریدور می‌تواند تا ۲۰۳۰، ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار صرفه‌جویی در هزینه انرژی ایجاد کند.
  5. دکتر کاظمی در گفتگو با برنامه ثریا شبکه یک سیما: • ایجاد «کریدورهای قره سو و نخجوان» برای کاهش کاهش مسیر ترانزیتی ایران به ایروان ضرورت دارد. • بزرگراه در حال احداث تبریز – بازرگان می تواند با چهل کیلومتر از طریق کریدور قره سو به استان آرارات ارمنستان وصل شود و فاصله مرز ایران به ایروان را از ۴۰۰ کیلومتر به کمتر از۵۰ کیلومتر کاهش می دهد. • وضعیت حقوقی نخجوان و قره سو در طول تاریخ پس از ترکمنچای، چالش برانگیز و پرفراز و نشیب بوده است. • کریدور ارس؛ ساختار دروغ سنج برای ارزیابی اهداف حامیان کریدور جعلی زنگزور است. • نقطه ثقل محاسبه باکو و آنکارا، برای ایجاد کریدور جعلی زنگزور، تحرکات شبکه نفوذ در ایران است. • در رویه بین المللی، برای هیچ منطقه برون گانی در جهان، کریدور وجود ندارد؛ وضعیت مناطق برون گان کالینینگراد، واروخ و آلاسکا موید این موضوع است. • شناسایی حقوقی جمهوری آذربایجان و ارمنستان از سوی ایران، بدون کریدور می باشد. • از چهار رهنمود مورد تاکید مقام معظم رهبری، دو مورد (امنیت اقلیت ارمنی و عدم استقرار تکفیریها) صریحا توسط باکو در جنگ های دوم و سوم قراباغ نقض شده است. • جمهوری آذربایجان برای اتصال مواصلاتی به نخجوان می تواند از خط آهن باکو – آقستافا – ایروان به نخجوان استفاده کند. • کریدور جعلی زنگزور با تهی کردن ظرفیت های ژئوپلیتیکی ایران در حوزه انتقال انرژی به نخجوان، ارمنستان و ترکیه؛ روی سفره مردم ایران بویژه در شمالغرب تاثیر منفی می گذارد و اثرات تحریم را بیشتر می کند. • ماهیت اصلی کریدور جعلی زنگزور (دالان تورانی ناتو) مواصلاتی نیست؛ با توافق ایروان و باکو بر سر این کریدور جعلی، عضویت جمهوری آذربایجان و ارمنستان در ناتو بسرعت نهایی خواهد شد . • ناتو به دنبال غافلگیر کردن ایران ، روسیه و چین در دوسوی کاسپین می باشد. • جمهوری آذربایجان با هزینه صدها میلیون دلار یک کشور لابی ساز در جهان است. شبکه نفوذ این کشور به عنوان بخشی از شبکه نفوذ انگلیس، در سه دهه گذشته موجب اغفال تهران در چهار پرونده شیعه ستیزی، ایران زدایی، جنگ دوم قراباغ و نفوذ رژیم صهیونی در جمهوری آذربایجان شده و اکنون نیز روند فریب کشور در خصوص کریدور جعلی زنگزور را دنبال می کنند. • تبیین در خصوص تحولات قفقاز ضرورت دارد و ماشین صدور بخشنامه های سانسور و سکوت در خصوص جمهوری آذربایجان و قفقاز باید متوقف شود. • پکن با واکنش منفی به کریدور جعلی زنگزور، این طرح را دالان قومی و توطئه ای برای کانالیزه کردن خطوط ارتباطی چین به مسیرهای مورد کنترل ناتو می داند. • بخش نظامی و هوایی کریدور جعلی زنگزرو و دالان داود در جریان جنگ تحمیلی دوازده روزه علیه ایران توسط رژیم اسرائیل رونمایی شد. • جمهوری آذربایجان به پایگاه منطقه ای صهیونیسم تبدیل شده است و شواهد فراوانی در استفاده رژیم صهیونی از ظرفیت زمین و هوای جمهوری آذربایجان برای حملات نظامی به ایران وجود دارد؛ انکار این موضوع مصیبت بار خواهد بود. • باصطلاح «جهان تُرک و تورانی» مورد نظر نظم آنگلوساکسونی قرار است به عنوان عقبه و پشتیبان رژیم صهیونی ایفای نقش کند. • دالان شمال – جنوب در مسیر ایران به روسیه دارای چهار مسیر ریلی آسیای مرکزی، دریایی کاسپین، جمهوری آذربایجان و ارمنستان است؛ صرف تمرکز به مسیر باکو اشتباه است؛ حتی در صورت افتتاح خط آهن رشت – آستارا ، خط آهن جمهوری آذربایجان به دلیل ظرفیت بسیار اندک نیاز به بازسازی دارد که باکو در خصوص آن اقدامی نکرده است . فایل ویدئویی برنامه ثریا را در اینجا دریافت یا تماشا کنید : https://ahmadkazemi.com/?p=9974
  6. ارزیابی امکان‌سنجی فنی: تغییر کاربری موشک پدافندی صیاد-۴/۴بی برای نقش‌های تهاجم سطحی این گزارش تحلیلی، با ساختاری سه‌بخشی، به بررسی جامع این امکان‌سنجی می‌پردازد: ۱. ارزیابی فنی تبدیل موشک صیاد-۴بی برای مأموریت‌های ضدکشتی، ضدرادار و حمله به اهداف باارزش (HVT). ۲. تحلیل قابلیت بقا و عبور این موشک تبدیل‌شده از سد سامانه‌های پدافندی پیشرفته نظیر پاتریوت PAC-3 MSE و فلاخن داوود. ۳. محاسبه فیزیک‌محور حداکثر برد بالقوه این موشک در حالت سطح به سطح. 1.امکان‌سنجی تبدیل به موشک بالستیک ضدکشتی (ASBM) هدف قرار دادن یک کشتی جنگی با موشک بالستیک، یک مسئله فیزیکی منحصربه‌فرد است. برخلاف یک هدف ثابت زمینی، کشتی یک «هدف متحرک و غیرهمکار» است که نیازمند ردیابی مداوم و به‌روزرسانی‌های هدایتی در فاز نهایی می‌باشد. چالش اصلی، توسعه یک جستجوگر است که بتواند هدف را در پس‌زمینه کلاتر دریا (بازتاب‌های راداری از سطح آب) شناسایی و قفل کند و همزمان در برابر حرارت و ارتعاشات شدید ناشی از ورود مجدد هایپرسونیک به جو، مقاومت نماید. 1.1. اصلاحات مورد نیاز بسته هدایتی: تغییر اصلی، جایگزینی جستجوگر راداری ضدهوایی با یک جستجوگر تخصصی فاز نهایی خواهد بود. محتمل‌ترین گزینه‌ها بر اساس برنامه‌های موجود در ایران، یک جستجوگر تصویرساز فروسرخ (IIR) یا یک جستجوگر رادار فعال موج میلی‌متری است. این جستجوگر جدید باید با سامانه ناوبری اینرسی (INS) و کامپیوتر پرواز موشک یکپارچه شود. سابقه افزودن جستجوگر اپتیکی/فروسرخ به دماغه موشک‌های SA-2 تبدیل‌شده در یمن و توسعه چنین جستجوگرهایی برای موشک بالستیک ضدکشتی خلیج فارس نشان می‌دهد که این یک مسیر توسعه شناخته‌شده برای ایران است. پروفایل پرواز: نرم‌افزار هدایت موشک باید به طور کامل بازنویسی شود. به جای یک مسیر اوج‌گیرنده برای رهگیری هدف هوایی، موشک باید یک مسیر شبه‌بالستیک را طی کند. این پروفایل احتمالاً شامل یک شیرجه نهایی با زاویه تند و عمودی خواهد بود تا انرژی جنبشی در لحظه برخورد به حداکثر برسد و زمان واکنش سامانه‌های دفاع نزدیک کشتی مانند فالانکس (Phalanx CIWS) به حداقل کاهش یابد. قابلیت TVC موشک برای اجرای این مانور نهایی شدید، حیاتی خواهد بود. کلاهک جنگی: کلاهک استاندارد ۱۸۰ تا ۱۹۶ کیلوگرمی انفجاری-ترکشی که برای ایجاد ابری از ترکش جهت آسیب به هواگردها طراحی شده، برای انهدام یک کشتی جنگی کارایی مطلوبی ندارد. این کلاهک به احتمال زیاد با یک کلاهک انفجاری یکپارچه یا نیمه‌زره‌شکاف جایگزین خواهد شد تا آسیب فاجعه‌باری به سازه فوقانی و بدنه کشتی وارد کند. 1.2. سابقه دکترین و فنی این تغییر کاربری یک ایده نظری نیست، بلکه امتداد منطقی دکترین نظامی ایران محسوب می‌شود. توسعه موشک بالستیک ضدکشتی خلیج فارس بر پایه موشک تاکتیکی فاتح-۱۱۰ توسط تیم شهید طهرانی مقدم، نشان‌دهنده سطح بالایی از دانش سازمانی در این حوزه تخصصی است. علاوه بر این، تبدیل موفقیت‌آمیز (هرچند با فناوری پایین‌تر) موشک‌های پدافندی SA-2 به موشک‌های ضدکشتی توسط انصارالله یمن، یک نمونه عملی و اثبات مفهوم میدانی را ارائه می‌دهد. گمانه‌زنی‌های عمومی توسط تحلیلگران دفاعی ایران در مورد همین تبدیل (صیاد-۴ به ضدکشتی) نیز نشان می‌دهد که این موضوع به طور فعال در محافل دفاعی این کشور مورد بحث و بررسی قرار دارد. یک موشک صیاد-۴بی تبدیل‌شده به ضدکشتی، صرفاً یک موشک جدید نخواهد بود؛ بلکه نماینده یک کلاس نوین از تهدید است که می‌تواند معماری‌های دفاعی دریایی موجود را تا حدی منسوخ کند. سامانه‌های دفاعی پیشرفته کنونی مانند ایجیس با موشک‌های SM-2/SM-6 و فالانکس، برای مقابله با دو تهدید اصلی لایه‌بندی شده‌اند: موشک‌های کروز دریاگذر (sea-skimming) با سرعت فروصوت یا فراصوت، و موشک‌های بالستیک غیرمانورپذیر. یک صیاد-۴بی ضدکشتی در هیچ‌کدام از این دسته‌ها به طور کامل قرار نمی‌گیرد. این موشک از زاویه بسیار بالا (مانند یک موشک بالستیک) اما با سرعت هایپرسونیک (تا ۸ ماخ) و با قابلیت اجرای مانورهای سنگین در فاز نهایی (به لطف TVC) حمله خواهد کرد. این ترکیب از سرعت فوق‌العاده و مانورپذیری غیرقابل پیش‌بینی می‌تواند به طور بالقوه از «راه‌حل کنترل آتش» یک سامانه دفاعی پیشی بگیرد. این وضعیت یک «شکاف قابلیتی» ایجاد می‌کند که سامانه‌های فعلی ممکن است برای پر کردن آن طراحی نشده باشند و دکترین دفاعی گروه‌های رزمی ناو هواپیمابر را به چالش می‌کشد. 2.امکان‌سنجی تبدیل به موشک ضدرادار (ARM) 2.1. الزامات و چالش‌های فنی مأموریت این نوع موشک، سرکوب پدافند هوایی دشمن (SEAD) است. هدف، نابودی «چشمان» شبکه پدافندی—یعنی رادارهای جستجو و کنترل آتش—است. چالش اصلی، تعقیب منبع انتشاری است که می‌تواند برای گریز از شناسایی، خاموش شده یا فرکانس خود را به سرعت تغییر دهد. 2.۲. اصلاحات مورد نیاز یکپارچه‌سازی جستجوگر: اصلاح اصلی، نصب یک جستجوگر غیرفعال تعقیب‌کننده امواج راداری (Passive Radiation Homing - PRH) است. این جستجوگر در واقع یک گیرنده رادیویی حساس است که بر روی باندهای فرکانسی مورد استفاده توسط رادارهای کلیدی دشمن (مانند باند C برای پاتریوت یا باند S برای فلاخن داوود) تنظیم شده است. منطق هدایت (INS/LOAL): برای مقابله با تاکتیک خاموش کردن رادار، یک موشک ضدرادار مدرن باید دارای سیستم هدایت پیشرفته‌ای باشد. این سیستم نیازمند یک سامانه ناوبری اینرسی (INS) برای پرواز به سمت آخرین موقعیت شناخته‌شده هدف و قابلیت «قفل پس از پرتاب» (Lock-On After Launch - LOAL) است. در این حالت، موشک به سمت منطقه کلی تهدید شلیک می‌شود و جستجوگر آن در میانه مسیر، هدف را شناسایی و روی آن قفل می‌کند. ایران دقیقاً همین قابلیت را برای موشک بالستیک ضدرادار خود، هرمز-۱، ادعا کرده است. 2.۳. سابقه و امکان‌پذیری ایران یکی از معدود کشورها، و شاید تنها کشوری باشد که یک موشک بالستیک ضدرادار عملیاتی به نام هرمز-۱ را توسعه داده است. این برنامه که در رزمایش‌ها یک رادار شبیه‌سازی‌شده تاد (THAAD) را هدف قرار داد، ثابت می‌کند که ایران قبلاً چالش‌های فنی اساسی مربوط به ترکیب یک جستجوگر غیرفعال RF با یک بدنه موشک بالستیک را حل کرده است. تبدیل صیاد-۴بی یک گام تکاملی منطقی خواهد بود که سرعت و مانورپذیری بسیار بیشتری نسبت به هرمز-۱ ارائه می‌دهد و در نتیجه بقاپذیری آن را به شدت افزایش می‌دهد. این تغییر کاربری یک جابجایی دکترین را نمایندگی می‌کند. این اقدام یک سامانه دفاعی (پرتابگر باور-۳۷۳) را به ابزاری برای عملیات تهاجمی و پیش‌دستانه SEAD تبدیل می‌کند. یک آتشبار از این موشک‌ها می‌تواند در لحظات اولیه یک درگیری برای ایجاد شکاف در شبکه پدافند هوایی دشمن به کار گرفته شود و راه را برای موج‌های بعدی حملات با موشک‌های کندتر یا پهپادها هموار سازد. این تاکتیک، خودِ آتشبار پدافندی را به یک دارایی SEAD تبدیل می‌کند؛ یک رویکرد بسیار نامتقارن و غیرمنتظره. 3.تحلیل بقاپذیری: صیاد-۴بی در برابر رهگیرها دوئل کینماتیکی: این بخش، هسته اصلی تحلیل است. یک موشک صیاد-۴بی تبدیل‌شده با سرعتی تا ۸ ماخ به هدف خود نزدیک می‌شود. هر دو رهگیر PAC-3 MSE و استانر، رهگیرهای هایپرسونیکی هستند که قادر به رسیدن به این سرعت می‌باشند. بنابراین، عامل تعیین‌کننده صرفاً سرعت خام نیست، بلکه مانورپذیری در فاز نهایی است. سؤال این است: آیا صیاد-۴بی با استفاده از TVC خود می‌تواند یک اصلاح مسیر نهایی را اجرا کند که شتاب G مورد نیاز برای رهگیری را فراتر از محدودیت‌های فیزیکی یا آیرودینامیکی رهگیر قرار دهد؟ شکل‌دهی به مسیر به عنوان کمک‌کننده نفوذ: یک صیاد-۴بی تبدیل‌شده می‌تواند از مسیرهای پروازی غیراستاندارد استفاده کند. یک «مسیر پست» (depressed trajectory) زمان پرواز و در نتیجه زمان هشدار راداری را کاهش می‌دهد. در مقابل، یک «مسیر اوج‌گیرنده» (lofted trajectory) می‌تواند برای نزدیک شدن به هدف از یک زاویه بسیار تند و تقریباً عمودی استفاده شود که به طور بالقوه می‌تواند از «نقاط کور» مخروط پوشش رادار پدافندی بهره‌برداری کند. نتیجه‌گیری تحلیل: نفوذ به این سامانه‌های دفاعی به شدت دشوار است، اما غیرممکن نیست. ترکیب سرعت هایپرسونیک و مانورهای سنگین نهایی با قابلیت TVC در موشک صیاد-۴بی، یک «تهدید پیچیده» را ایجاد می‌کند که مرزهای پوشش درگیری هر دو سامانه PAC-3 MSE و فلاخن داوود را به چالش می‌کشد. بقاپذیری آن پایین خواهد بود، اما احتمالاً غیرصفر است، به‌ویژه اگر به صورت شلیک انبوه (salvo) برای اشباع پدافند به کار گرفته شود. گزارش‌ها از عملکرد ناموفق فلاخن داوود تحت حملات اشباعی نشان می‌دهد که این یک تاکتیک قابل اتکا است. 4.محاسبه حداکثر برد مؤثر سطح به سطح 4.۱. چارچوب روش‌شناختی باید تأکید کرد که محاسبه دقیق برد بدون دسترسی به داده‌های طبقه‌بندی‌شده امکان‌پذیر نیست. با این حال، می‌توان با استفاده از اصول اولیه علم موشکی و تحلیل مقایسه‌ای به یک تخمین قوی دست یافت. روش‌شناسی به کار رفته به شرح زیر است: ۱. تخمین کسر جرمی پیشران بر اساس جرم کل موشک (۲۰۵۰ کیلوگرم) و جرم تخمینی غیرپیشران (بدنه، هدایت، کلاهک ۱۸۰ کیلوگرمی). ۲. تخمین ضربه ویژه (I_{sp}) پیشران سوخت جامد مرکب آن، با استفاده از استانداردهای صنعتی برای راکت‌های نظامی مدرن. ۳. اعمال معادله موشکی تسیولکوفسکی برای محاسبه کل تغییر سرعت (\Delta V) که موشک قادر به دستیابی به آن است. ۴. مدل‌سازی یک مسیر بالستیک با انرژی بهینه (حداقل سوخت) برای تبدیل این \Delta V به حداکثر برد زمینی نظری، با در نظر گرفتن گرانش زمین. 4.۲. تحلیل مقایسه‌ای و راستی‌آزمایی محاسبه نظری با عملکرد دیگر موشک‌های سوخت جامد ایرانی مقایسه خواهد شد. به عنوان مثال، موشک ذوالفقار دارای برد اعلامی ۷۰۰ کیلومتر است. موشک صیاد-۴بی از نظر فیزیکی بزرگتر است و احتمالاً موتور با عملکرد بالاتری دارد. این مقایسه به اعتبارسنجی تخمین محاسبه‌شده کمک می‌کند. ایده مطرح‌شده در برخی تحلیل‌ها مبنی بر «تبدیل ارتفاع به برد» ، پایه مفهومی این بخش را تشکیل می‌دهد. 4.۳. محاسبه برد و عوامل تأثیرگذار یک تحلیل اولیه نشان می‌دهد که تبدیل سقف پرواز ۳۲ تا ۴۰ کیلومتری ضدهوایی به یک مسیر تهاجم زمینی، منجر به افزایش چشمگیری نسبت به برد شیب‌دار ۳۰۰ کیلومتری آن در نقش پدافندی خواهد شد. محاسبه (به صورت ساده‌شده): فرض جرم کل (M_0): ۲۰۵۰ کیلوگرم. فرض جرم غیر سوخت (کلاهک + هدایت + بدنه): حدود ۴۵۰ کیلوگرم. جرم پیشران (M_p): 2050 - 450 = 1600 کیلوگرم. کسر جرمی (M_p / M_0): 1600 / 2050 \approx 0.78. جرم نهایی (M_f): ۴۵۰ کیلوگرم. نسبت جرمی (R = M_0 / M_f): 2050 / 450 \approx 4.55. فرض ضربه ویژه (I_{sp}) محافظه‌کارانه برای سوخت جامد مدرن: حدود ۲۶۰ ثانیه. معادله موشکی تسیولکوفسکی: \Delta V = I_{sp} \times g_0 \times \ln(R) تخمین نهایی و نتیجه‌گیری: محاسبه خام عددی بسیار بالا را نشان می‌دهد. این عدد باید با در نظر گرفتن عوامل دنیای واقعی تعدیل شود. موشک برای اجرای مانورهای نهایی به ذخیره انرژی قابل توجهی نیاز دارد و مسیر بهینه ۴۵ درجه به ندرت در عمل استفاده می‌شود، زیرا یک مسیر پست‌تر و سریع‌تر بقاپذیری بیشتری دارد اما از نظر برد کارآمدی کمتری دارد. با در نظر گرفتن این عوامل، یک تخمین محافظه‌کارانه‌تر و محدودتر، برد این موشک را در بازه ۶۰۰ تا ۹۰۰ کیلومتر قرار می‌دهد. این برد، آن را به طور قطع در رده موشک‌های بالستیک میان‌برد (MRBM) طبقه‌بندی می‌کند. یک موشک صیاد-۴بی تبدیل‌شده، صرفاً یک سلاح جدید و عجیب نخواهد بود؛ بلکه یک شکاف عملیاتی مشخص در قابلیت‌های تهاجمی ایران را پر می‌کند. زرادخانه موشکی ایران شامل موشک‌های سوخت جامد کوتاه‌برد (خانواده فاتح تا ۵۰۰ کیلومتر) و موشک‌های دوربردتر با سوخت مایع/جامد (قدر، سجیل، +۱۲۰۰ کیلومتر) است. برد محاسبه‌شده برای صیاد-۴بی (۶۰۰-۹۰۰ کیلومتر) آن را دقیقاً در شکاف بین موشک‌های فاتح-۳۱۳/ذوالفقار و موشک سجیل قرار می‌دهد. این امر یک سلاح بسیار متحرک، سوخت جامد، هایپرسونیک و مانورپذیر را برای هدف قرار دادن اهداف کلیدی منطقه‌ای (مانند پایگاه‌ها در خلیج فارس و بخش‌هایی از اسرائیل) با درجه بقاپذیری بسیار بالاتر از موشک‌های قدیمی مبتنی بر اسکاد یا غیرمانورپذیر فراهم می‌کند. نتیجه‌گیری و پیامدهای راهبردی خلاصه یافته‌ها: این گزارش به نتایج کلیدی زیر دست یافت: تبدیل موشک صیاد-۴بی برای هر سه نقش (ضدکشتی، ضدرادار، و حمله به اهداف باارزش) از نظر فنی امکان‌پذیر است. این امکان‌پذیری به دلیل بدنه با عملکرد بالا و به طور حیاتی، سیستم کنترل تغییر بردار رانش (TVC) از پیش موجود در آن است. در حالی که نفوذ به پدافندهای تراز اول مانند پاتریوت PAC-3 MSE و فلاخن داوود بسیار چالش‌برانگیز است، ترکیب سرعت و مانورپذیری این موشک به آن احتمال موفقیت غیرصفر می‌دهد، به‌ویژه در صورت استفاده به صورت انبوه برای اشباع پدافند. در صورت تغییر کاربری برای حمله سطحی، این موشک می‌تواند به برد تاکتیکی قابل توجهی، احتمالاً بین ۶۰۰ تا ۹۰۰ کیلومتر، دست یابد که آن را به یک دارایی جدید در کلاس موشک‌های بالستیک میان‌برد تبدیل می‌کند. پیامدهای راهبردی: تبدیل موفقیت‌آمیز و عملیاتی‌سازی صیاد-۴بی، یک قابلیت تهاجمی چندمنظوره، بقاپذیر و قدرتمند جدید را برای ایران فراهم می‌کند. این اقدام با بهره‌گیری از یک خط تولید «دفاعی» موجود، یک سلاح راهبردی «تهاجمی» ایجاد می‌کند که اصول نبرد نامتقارن را تجسم بخشیده و می‌تواند توازن نظامی در خاورمیانه را تغییر دهد. این سلاح تهدیدی معتبر و جدید برای دارایی‌های دریایی و زمینی باارزش ایجاد می‌کند و دشمنان را مجبور به سرمایه‌گذاری در نسل بعدی پدافندهایی خواهد کرد که به طور خاص برای مقابله با تهدیدهای پرسرعت و مانورپذیر طراحی شده‌اند. پ.ن1: این ایده از آنجایی خلق شده که نیازمند موشک پرسرعت و مانور پذیر جهت هدف قراردادن اهداف نزدیک علی الخصوص پایگاه‌های آمریکا در منطقه بودیم، همچنین متحدین منطقه‌ای در نزدیک اسرائیل نیز با موشک های فاتح جهت هدف قراردادن رژیم صهیونیستی دچار مشکل بودند پ.ن2: متن توسط هوش مصنوعی تولید شده است و همچنین به این نکته که آیا در سرعت بالای 5 ماخ آیا توان استفاده از اپتیک توسط موشک برای هدف قراردادن کشتی وجود دارد یا نه اشاره نشده است، همچنین به دلیل ایجاد پلاسما آیا سیکر موشک می‌تواند امواج راداری را دریافت کند، باز با این حال موشک با کم کردن سرعت اما با افزایش مانور میتواند بهتر از موشک های زمین به زمین نظیر فاتح 110 از سامانه‌های پدافندی عبور کند. فایل منبع و به همراه توضیحات تکمیلی: https://biaupload.com/do.php?filename=org-809969c281b41.pdf
  7. ادعا میشه که هیچ پیشنهادی برای خرید سوخو۳۵ به روسیه داده نشده بود و صرفا چیزهایی که شنیدیم ارزو های مقامات بوده...به نظرم ابدا بعید نیست، مخصوصا این که از سمت مقامات روسی هم چیزی نشنیدیم https://www.aparat.com/v/jyms0n5
  8. https://aparat.com/v/bri6uiz صحبت های جنجالی دو سال پیش آقای حقیقت پور نائب رئیس وقت کمیسیون امنیت ملی مجلس در مورد حملات پهپاد اسرائیلی به حشدالشعبی در عراق از خاک باکو همچنین در مورد ماجرای ورود پهپاد اسرائیلی به ایران و عذرخواهی رسمی باکو نیز توضیح داده شد
  9. به نام خدا دادگاه عالی اونتاریو طی حکمی اعلام کرد خطوط هوایی بین‌المللی اوکراین از نظر قانونی مسئول پرداخت غرامت کامل به خانواده‌هایی است که عزیزانشان را در سقوط پرواز PS۷۵۲ در ایران از دست داده‌اند. قاضی جاسمین اکبرعلی در رای خود اعلام کرد که سهل‌انگاری هواپیمایی بین‌المللی اوکراین (UIA) ناشی از این واقعیت است که ایران، ساعاتی پیش از عزیمت پرواز ۷۵۲، حملات موشکی را علیه نیروهای آمریکایی در عراق انجام داده بود و در حالت آماده‌باش برای مقابله با حمله متقابل قرار داشت. این حکم پس از یک محاکمه ۱۸ روزه در تورنتو که در ژانویه ۲۰۲۴ به پایان رسید، صادر شد.
  10. چین یک هواپیمای رادارگریز جدید طراحی کرده است که از پلاسما استفاده می کند. «اگر نمی خواهید شکل جت جنگنده خود را تغییر دهید، هوای اطراف آن را تغییر دهید!» ◼️محققان چینی از جمله تان چانگ گزارش می دهند که آنها در حال عبور از گلوگاه های این فناوری هستند و راه حلی برای این فناوری دارند که ممکن است به زودی در هواپیماهای نظامی اعمال شود. همانطور که توسط South China Morning Post گزارش شده است ، چانگ ادعا کرده است که دو رویکرد با موفقیت آزمایش شده است. ◼️اولی استفاده از مواد رادیواکتیو در مکان های خاصی از جنگنده است، این مواد با متلاشی شدن، هوا را یونیزه می کند و پلاسما در اطراف آن ایجاد می کند. راه دیگر استفاده از برق برای یونیزه کردن هوای اطراف جنگنده است، این طرح برای ایجاد پلاسما در اطراف کل هواپیما در نظر گرفته نشده است، بلکه فقط در قسمت های خاصی است که آن را از بین می برد. ▪️این تیم ادعا می‌کند که این رویکردها امکان تطبیق آن‌ها با بسیاری از طراحی‌های هواپیما را فراهم می‌کند و نیازی به سازه‌های عجیب و غریب هواپیماهای رادارگریز سنتی مانند F-22 Raptor یا B-2 Spirit ندارند. شکل‌دهی ویژه برای کاهش سطح مقطع راداری اغلب دارای اشکالات آیرودینامیکی بزرگی است. پلاسما می تواند راه حلی برای این موضوع باشد. ▪️همچنین اعتقاد بر این است که پنهان کاری پلاسما در موشک های روسی 3M22 Zircon (SS-N-33) و Kh-47M2 Kinzhal استفاده شده است.
  11. https://aparat.com/v/7ESX0 RVV-MD ⬛ (ویدیو نسخه قبلی)
  12. مقامات صنایع دفاعی روسیه پیشنهاد کرده اند که با ادغام موشک هوا به هوای کوتاه برد RVV-MD2 با جنگنده نسل پنجم Su-75 Checkmate موافقت شود. مسکو آن را به عنوان یک جنگنده نسل پنجم مقرون به صرفه به کشورهای در حال توسعه عرضه می کند. ویژگی‌های هدایت و مانور RVV-MD2 از بسیاری جهات منحصربه‌فرد و پیشگام ارزیابی شده‌اند که در موشک‌های برد بصری کنونی غربی (WVR) وجود ندارد. در نمایشگاه دفاع جهانی که اخیراً در عربستان سعودی به پایان رسیده است، مقامات تکرار کردند که جت رادارگریز سبک وزن تک موتوره را می توان به شدت سفارشی کرد تا انواع موشک ها و تجهیزات الکترونیکی را بر اساس نیاز یک کشور تطبیق دهد. الکساندر میخیف، مدیرعامل Rosoboronexport، ضمن صحبت در زمینه فرصت‌های بالقوه صادراتی Su-75 Checkmate، گفت: شرکای خارجی می‌خواهند به طور مشترک جنگنده سبک چکمیت نسل پنجم را با روسیه توسعه دهند و در مورد امکان ادغام اویونیک و تسلیحات بحث کردند.» موشک RVV-MD2 مجهز به سیستم هدایت ترکیبی است که شامل هدایت اینرسی به اضافه یک جستجوگر مادون قرمز دو کاناله چند عنصری با افزایش مقاومت در برابر تداخل، به علاوه یک کانال دریافت تصحیح رادیویی است. این موشک به طور مستقل می تواند مختصات خود را در فضا بدون توجه به عوامل خارجی تعیین کند. منطقه اسکن سیکر آشیانه یابی در نیمکره جلو 180 درجه است که امکان ردیابی تمام مانورهای فرار هواپیمای دشمن را فراهم می کند. موشک RVV-MD2 مجهز به موتور سوخت جامد تک مرحله ای و تک حالته با اسپویلرهای کنترل گازدینامیک است که به موشک اجازه می دهد مانورهای جی بالا را در منطقه عملیاتی انجام دهد. وزن این موشک 117 کیلوگرم، سرجنگی 8 کیلوگرم، حداکثر برد پرواز تا 50 کیلومتر و حداکثر مانور قابل تحمل 12 جی است و قابل حمل در غلاف داخلی جنگنده‌های نسل پنجم را دارد. همچنین روس‌ها موشک هوا به هوای دیگری برای استفاده در چکمیت میتوانند پیشنهاد کنند. نسخه ارتقا یافته موشک هوا به هوای کوتاه برد با نام RVV-M2 که ارتقا این موشک جهت فائق آمدن بر تداخل الکترونیکی است ، ارتقای دیگر این است که این موشک می تواند با هواپیماهای غیر روسی سازگار شود. موشک ارتقا یافته RVV-M2 به طول 3.1 متر دارای قطر 170 میلی متری و طول بال آن حدود 430 میلی متر است. می تواند اهدافی را که با سرعت 2500 کیلومتر در ساعت در فاصله بین 20 متر تا 20 کیلومتر پرواز می کنند، مورد اصابت قرار دهد. https://www.defensemirror.com/uploads//news/big/6_1692017832.jpg
  13. https://uploadkon.ir/uploads/937209_24Akbar.mp3 لینک فایل صوتی اکبر ترکان در مورد توسعه سواحل
  14. ویدیو ۲۵ مهر هدف قرار دادن مرکاوا توسط حزب الله https://aparat.com/v/wekIz
  15. ویدیو جدید هدف قرارگرفتن مرکاوا مارک ۳ توسط حزب الله لبنان https://aparat.com/v/vrBYR