-
تعداد محتوا
1,113 -
عضوشده
-
آخرین بازدید
-
Days Won
99
mehran55 آخرین امتیاز شما در روز 22 آبان 1404
mehran55 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!
اعتبار در انجمن
20,956 نشان بصیرت
درباره mehran55

-
رتبه حساب کاربری
ستوان دوم
Profile Information
-
Gender
Male
آخرین بازدید کنندگان پروفایل
-
با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. نگاهی به سومین جنگ داخلی سودان (بخش نخست) مقدمه: اکنون که در حال مطالعه دوباره این تاپیک هستیم ، دقیقا دو سال و هفت ماه (یعنی 31 ماه) از شروع دور سوم جنگ های داخلی سودان میگذرد. جنگی که فقط یکی از عواقب سوء و تبعات آن، نسل کشی الفاشر [شهری در دارفور جنوبی] است که این روزها اخبارش رو میشنویم. دلیل آغاز این جنگ (این طور اعلام شده که) به دلیل رقابت دو ژنرال بر سر قدرت است. اما اگر بررسی دقیقتری صورت بپذیرید، دلائل مهمتر و اصلی تری دیده خواهد شد. به همین دلیل ما در این پست و پست بعدی سعی میکنیم که ریشه های تاریخی این بحث رو مورد بررسی دقیق تر قرار بدهیم. سودان استعمار زده پرچم فرمانداری کل بریتانیائی سودان سودان هم یکی از انبوه کشورهائی بوده که استعمار را تجربه کرده است. نخست توسط عثمانی ها و سپس توسط انگلیسی ها. تا پیش از دوران استعمار، سیستم حکومتی سودان غیر متمرکز بود. یعنی یک دولت مرکزی واحد وجود نداشت. شاکله حکومت در این سرزمین، عمدتاً به صورت حکومت های قبیله ای و سلطنت های غیر متمرکز منطقه ای بود (مشابه الگوی ملوک الطوایفی در تاریخ ایران) . اما در دوران دوم استعمار، انگلیسی ها در این سرزمین یک دولت مرکزی را شکل دادند که با آن سیستم قبیله ای و منطقه ای پیشین فرق داشت و هدف اصلی این دولت متمرکز هم کسب «کنترل کامل سیاسی» برکل منطقه بود تا از طریق این تسلط و سیطره راحت تر بتوانند منابع کشور را استعمار و مردم سودان را استثمار نمایند. در این دولت مرکزی (درست مانند دولت های فعلی) یک نظام سلسله مراتبی وجود داشت که بالاترین مقام و نفر اول این سیستم یک فرماندار کل [فرماندار بریتانیائی] بود و رده های پائینتر و زیر مجموعه های این سیستم ، باز هم همه بریتانیائی بودند. در واقع بریتانیائی ها با این سیستم آمدند و قدرت را از رهبران قبیله ای و منطقه ای گرفتند و به دولت مرکزی منتقل کردند. اما انگلیسی ها ؛ برای اینکه بتوانند مردم و منابع آن منطقه رو کنترل کنند ، رهبران قبایل را حذف نمی کردند بلکه آنها را هم وارد همین سیستم دولت مدرن می کردند. منتها در سطوح خیلی پائینتر. جائی که دیگر خیلی اختیاری نداشتند و می بایست که تابع سلسله فرمان بریتانیائی می بودند. بدین شکل هم قدرت را از رهبران گرفتند و هم آنها را تبدیل به ابزار کردند. ابزاری به عنوان واسطه بین دولت مرکزی و مردم تا بدین شکل از قدرت و نفوذ رهبران محلی هم استفاده نمایند. میراث شوم استعمار اما نکته عجیب این بود که بریتانیائی ها برای این کار بیشتر از رهبران قبایل شمال و مرکز سودان [یعنی آنهائی که عرب و مسلمان بودند] استفاده می کردند و چندان به سمت رهبران قبایل جنوب سودان (قبایل آفریقائی و غیر عرب) نمی رفتند. به همین دلیل هم بود که اگر در دوران استعمار ، منطقه ای توسط انگلیسی ها توسعه نسبی داشته یا زیر ساختی آنجا شکل گرفته (مثلا مدرسه ای یا دانشگاهی ساخته شده) همه اینها برای شمالی ها بوده و نه جنوبی ها. نکته جالب دیگر این بود که ارتش رسمی این مستعمره نشین هم تماماً و یک دست از اعراب مسلمان همین مناطق شمالی و مرکزی سودان بود. پس یعنی هم در ساختار بوروکراسی دولت و هم در ساختار ارتش این کشور، این عرب های مسلمان بودند که جایگاه پیدا می کردند و از همین جا پایه های تبعیض و شکاف اجتماعی بین شمالی ها و جنوبی ها، بین عرب هاو غیر عرب ها، بین مسلمان ها و غیر مسلمان ها و ... در سودان شکل می گیرد. این شکاف ها باعث شد که ارتش به اصطلاح ملی [پس از استقلال سودان در سال 1956 م] ، به جای آنکه نهادی ملی و متحد کننده و متضمن امنیت همه مردم سودان (فارغ از هر قوم و مذهب) باشد، به ابزاری برای حفظ قدرت گروه حاکم و سرکوب مناطق و اقوام دیگر تبدیل شود و همین ساختار نابرابر و غیر ملی، زمینه ساز بی اعتمادی، رقابت، جنگ ها و شورش ها، و نارضایتی های داخلی و درگیری های زیادی در تاریخ سودان شد و این بلا به عنوان میراث دوران استعمار ، همچنان در سودان باقی است. هر جنگ و هر کشتار و هرج و مرجی که امروز در سودان می بینیم یا اخبارش را می شنویم ، بذر آن به همین شکل در دوران استعمار کاشته شد. استقلال و جنگ داخلی اول بر افراشته شدن پرچم ملی سودان برای نخستین بار پس از اعلام استقلال سرانجام سودان در سال 1956 اعلام استقلال می کند. ولیکن پروسه استقلال از چند سال قبل از این تاریخ شروع شده بود و تدریجا همان رهبران رده پائین عرب شمالی که در نظام سلسله مراتب اداری زمان استعمار پائین ترین رده مدیریتی کشور و زیردست و دون پایه بودند ، به تدریج داشتند بیشتر کرسی های مجلس و سمت های مهم سیاسی دولت مستعمره نشین را در اختیار می گرفتند و نقش جنوبی های غیر عرب در این ساختار جدید همچنان بسیار کم رنگ بود. سیاست های شمالی هائی که در قدرت بودند هم بیشتر بر مبنای تبعیض بین عرب و غیر عرب، عربی سازی کشور، سرکوب سیاسی غیر عرب ها، و در کل بهره کشی یا استثمار مردم ساکن مناطق غیر عرب و غیر مسلمان استوار بود. در واقع جنوبی ها می دیدند که شاید کشورشان از دست استعمار و استثمار انگلیسی ها رها شده باشد، اما در اصل این بار گیر خودی ها افتاده اند. شورشهای سال 1955 و جنگ داخلی اول و دوم سودان در اصل حاصل همین سیاست های تبعیض آمیز بود. کودک - سربازهای سودان جنوبی در نخستین جنگ داخلی این کشور (1963-1972) بعد از این شورش ها، تنش بین دولت مرکزی و مناطق جنوبی کم کم زیاد شده و از سال 1963 تبدیل به جنگ داخلی شد. گروه های شورشی جنوب برای مقابله با تبعبض و سرکوب دولت مرکزی و گرفتن خودمختاری برای جنوب می جنگیدند. این جنگ تقریبا 10 سال طول کشید و تماماً بحران انسانی بود. در نهایت با توافق صلح در 1972 ، جنگ داخلی اول تمام شد و جنوب سودان یک خودمختاری نسبی بدست آورد. ولی این «توافق» برای سودان، صلح پایدار به ارمغان نیاورد. زیرا خیلی از ریشه های «بحران سابق» یا «جنگ سابق» هنوز پابرجا بود. که همین ریشه ها زمینه را برای جنگ داخلی دوم مهیا کردند. جنگ داخلی دوم جنگ داخلی دوم سودان هم از سال 1983 (یعنی 11 سال پس از پایان جنگ داخلی اول) شروع شد و تا سال 2005 ادامه پیدا کرد. این جنگ 22 ساله یکی از طولانی ترین و خونبارترین جنگ های داخلی آفریقا به شمار می رود. شروع جنگ هم به این دلیل بود که دولت مرکزی سعی داشت عربی سازی و اسلامی سازی را در کل کشور اجرا کند و خودمختاری جنوب رو که با توافق صلح 1972 به دست آمده بود را لغو نماید. در این جنگ حدود 2 میلیون نفر کشته و بیش از 4 میلیون نفر آواره شدند. خیلی از این مرگ ها به دلیل گرسنگی، بیماری و شرایط بد زندگی بود که اتفاق می افتاد. در نهایت در سال 2005 یک توافق صلح دوباره امضاء شد که به جنوب سودان خودمختاری بیشتری می داد. طبق این توافق ، قرار شد که بعد از 6 سال برای تعیین تکلیف مناطق جنوبی یک رفراندم برگزار بشود. سرانجام در سال 2011 میلادی ، با «برگزاری رفراندوم» اکثریت مردم جنوب سودان به جدائی رای دادند و کشور سودان جنوبی رسما مستقل و تشکیل شد. استقلالی که نتیجه دهه ها به حاشیه رفتن، تبعیض، اختلاف های مذهبی و قومی، رقابت بر سر منابع، سرکوب و عاجز بودن دولت مرکزی در ایجاد یک نظام عادلانه برای همه مردم بود. میراث ارتش سودان ارتش سودان از همان سالهای ابتدائی استقلال همواره در سیاست دخالت می کرد. بطوریکه بین سالهای 1956 تا سال 1989 (یعنی ظرف 33 سال)، حداقل 20 کودتا یا تلاش برای کودتا توسط ارتشی ها انجام شد. به همین دلیل ، در سودان پس از استقلال ، اکثرا حکومت های نظامی حاکم بودند. هر کسی هم که کودتا می کرد وعده می داد که ما به این کشور آشوب زده، ثبات و وحدت ملی را برمی گردانیم. اما بیشتر این دولت های حاصل کودتا همان روند سابق را ادامه می دادند. دوباره نفر بعدی با کودتا می آمد و همان راه قبلی را ادامه می داد. و بعد کودتای بعدی و کودتای بعدی. عمر البشیر رهبر نظامی کودتای 1989/ بدون حمایت اخوان المسلمین کودتا موفق نمیشد ولی آخرین کودتا فرق داشت. شخصی به نام «عمرالبشیر» در سال 1989 میلادی با یک گروه از افسران میان رده ارتش و با حمایت «جبهه اسلامی ملی» کودتا کردند و دولت غیرنظامی صادق المهدی سرنگون شد.[شبیه به ماجرای کودتای رضاخان و سید ضیاء در سال 1299 شمسی] در دهه اول حکومت عمرالبشیر، سیاست ها و قوانین سفت و سخت دینی اجرا میشد. مثل سخت گیری در مورد ارتداد، حجاب اجباری برای مسلمانان و غیر مسلمانان، حذف غیر عرب ها و غیر مسلمان ها از تمامی پست های دولتی و امثالهم. اتحاد بشیر و ترابی باعث شد که اسلامگراها ، هم در ارتش و هم در دستگاه دولت، نفوذ زیادی پیدا کنند. اما به دلیل رقابت بر سر قدرت ، سرانجام در سال 1999 ، حسن الترابی از قدرت کنار گذاشته و زندانی شد و بدین شکل با کاسته شدن از نفوذ جبهه اسلامی ملی ، بشیر تبدیل به دیکتاتور و قدرت مطلقه کشور می شود. عمر البشیر (نفر سمت راست) و حسن الترابی - رهبران نظامی و سیاسی کودتای 1989 با اینکه بعد از حذف الترابی ، بعضی از سیاست های اسلام گرایانه مقداری تعدیل می شود و رژیم بیشتر به سمت تمرکز بر بقای «عمر البشیر» و اقتدار شخصی وی و نظامی گری رفت، اما به دلیل نفوذ اسلام گرایان (خصوصا اخوان المسلمین) در جامعه سودان، قوانین شریعت به طور کامل لغو نشد. حکومت همچنان ماهیت دینی خودش را «در ظاهر» حفظ کرد. یعنی حکومت بشیر در باطن دیگر مثل گذشته ایدئولوژیک و آرمانی نبود ، اما همچنان برای مشروعیت گرفتن و جلب نظر بخش های اسلامگرای جامعه ، از دین استفاده می کرد. جنگ در دارفور در همین دوران است که در کنار جنگ داخلی دوم ، جنگ دارفور هم در جائی دیگر از کشور شروع میشود که به عنوان یکی از فاجعه بارترین درگیری های قاره آفریقا شناخته میشود. مردم دارفور احساس می کردند که به دلیل تبعیض دولت، منطقه آنها گرفتار بی عدالتی و محرومیت است و نسبت به باقی مناطق سودان (منهای جنوب سودان) از نظر اقتصادی و خدمات توسعه پیدا نکرده است. یعنی شرایط دارفور (غرب و جنوب غرب سودان) با شرایط جنوب سودان یکی بود. تبعیض در آنجا هم حاکم بود. دولت توجهی به این مناطق نداشت و توسعه پیدا نمی کردند. گروه های شورشی مثل «ارتش آزادی بخش سودان» و «جنبش عدالت و برابری» ، با شعار مقابله با تبعیض و توسعه نیافتگی علیه دولت مرکزی قیام کردند. دولت سودان هم در واکنش ، علاوه بر ارتش ، از شبه نظامیان عرب به اسم جَنجاوید*، برای سرکوب شورشیان استفاده میکند. بیشتر اعضای این گروه هم از مردان جوان قبایل عرب دارفور (قبایل دامدار عرب) بودند که دولت عمرالبشیر حمایت شان کرده و مسلح شان کرده بود. جنگجویان جنجوید ، عموما از جوانان عرب دامدار (اباله/شتربان) تشکیل شده بودند جَنجاویدها از سال 2003 به عنوان «نیروی ضد شورش» علیه «قبیله های غیر عرب دارفور» فعالیت داشتند و در طول این سالهایِ سرکوب به «پاک سازی قومی»، «قتل عام»، «تجاوز» و «آتش زدن روستاها» مشغول بودند و مسبب اصلی نسل کشی و آوارگی مردم دارفور شناخته می شوند. عمر البشیر به دلیل نقشش در جنایات دارفور از طرف دادگاه کیفری بین المللی (i.c.c) ؛ به نسل کشی و جنایت علیه بشریت متهم شد. همین اتهامات باعث شد که سودان بیشتر منزوی بشود و فشارهای بین المللی بر دولت و مردم سودان (خصوصا مناطق بحران زده ای مثل دارفور) تشدید شود. ادامه دارد ... * : جَنْجَوید یا جَنجاوید: در زبان محاوره ای عرب های سودان به مفهوم «سپاهیان» است. در مورد ریشه لغوی این عبارت گفته شده که معرب شده و مشتق شده از کلمه جنگ آور فارسی است/ گروهی دیگر هم Janjaweed را همان «جان جاوید» فارسی می دانند. [به دلیل نفوذ اندیشه های شیعی اسماعیلی فاطمیان و خصوصاً پس از روی کار آمدن سلسله ایرانی تبار رستمیان در شمال شرقی آفریقا ، برخی واژه های فارسی وارد ادبیات مردم این منطقه شده است. نویسنده : mehran55 پ.ن 1 : این پست و پست بعدی صرفا برای military.ir تهیه شده است و هرگونه نقل قول یا اقتباس با ذکر military.ir به عنوان منبع بلامانع است. پ.ن 2 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
-
مشهورترین نقل قول های نظامی و سیاسی مشهورترین نقل قول های نظامی و سیاسی
mehran55 پاسخ داد به zeus تاپیک در جنگ آوران
با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز پیکار قانون زندگی است این پیکار است که نامش زندگی است. آنچه لازم است توانائی است نه نیکی ، غرور است نه تواضع ، تدبیر است و نه نوع دوستی . از دریافتن اینکه پیکار قانون زندگی است خوشحال باش. پیشه خود را در خطر قرار بده. همواره در خطر بِزی [زندگی کن] . آنچه که مرد را دارای احساس و اراده قدرت می کند ، خوب بدان. فردریش ویلهلم نیچه / اراده معطوف به قدرت پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. پ.ن 2 : اندیشه های نیچه نقش بنیادینی در شکل گیری تفکر غرب امروزی به عنوان یک بنیان تمدنی دارد. پس آشنائی با اندیشه ها و تفکرات نیچه ، ما را با آنچه که در سر سیاستمدار غربی می گذرد بیشتر آشنا می کند.- 398 پاسخ ها
-
- 13
-
-
-
با سلامی دوباره خدمت دوستان عزیز میلیتاریست. توی این چند روز به کرات دیدم که برخی از دوستان نفس «حضور ابتدائی ما در سوریه» رو اشتباه می دونستند و برخی دیگر از «حضور تا آخرین ثانیه ما» دفاع می کردند. مناسب دیدم که من هم نظر خودم رو اینجا بیان کنم. (البته این یک نظر شخصی است و هیچ الزامی هم نداره که حتما نظر من درست باشه) اما قبل از بیان نظر خودم ترجیح میدهم که یک بار دیگه داستان ایران و سوریه رو از یک مقدار قبل تر به اتفاق هم مرور کنیم : ایران و سوریه ، از انجام تا فرجام (بخش اول) در سال ۲۰۱۱ محمد بوعزیزی دست فروش تحصیل کرده تونسی چیزی جز دکه سبزی فروشی و آبرویش نداشت تا با آن ها برای خانواده فقیر خود کسب درآمد کند. پلیس تونس که به اخذ رشوه و فساد بین مردم آن کشور شهرت داشت، دکه او را مصادره کرد و یک خانم پلیس در ملاعام به بوعزیزی سیلی زد. بوعزیزی که دیگر چیزی برای باختن نداشت، به نشانه اعتراض خود را به آتش می کشد. اما حکایت اعتراضات و نا آرامی ها در سوریه شکل دیگری داشت. مردم سوریه در اعتراض به بازداشت چند نوجوان سوری در شهر درعا که بر در و دیوارهای مدرسه خود بر علیه نظام حاکم بر سوریه شعار نوشته بودند به خیابان می ریزند. نظام حاکم بر سوریه نیز با خشونت به اعتراضاتی که گسترده می شد پاسخ داد اما این امر قادر به سرکوب اعتراضات نشد. رئیس جمهور سوریه، بشار اسد، در همان سال وعده اصلاحات داد و قول داد که تعلیق قانون اساسی را (که عمری نزدیک به چهار دهه داشت) لغو کند و حکومتی طبق قانون تشکیل دهد. اما این امر دیرهنگام نیز از اعتراضات گسترده مردم سوریه نکاست. سرانجام و پس از کمتر از یک سال اعتراضات مسالمت آمیز و مبارزه مسلحانه علیه رژیم اسد، این کشور را غرق در هرج و مرجی بی سابقه کرد. کودکانی در شهر درعا بر روی دیوار نوشتند که : نوبت شما رسید دکتر همین دیوار نوشته به ظاهر ساده ، نقطه شروع درگیری های سوریه بود. اما داستان سلفیت، نفرت از شیعه و درنتیجه جهاد در سوریه داستان جدیدی نیست. عمر مدرن این جریان شاید به دومین دهه از قرن بیستم بازگردد. در آن برهه «بازگشت به اسلام» یکی از راهکارهای کلان مقابله با استعمار و پس رفت در کشورهای عربی به شمار می رفت. ولو این که این ایده در قرن نوزدهم و با نگاهی اصلاح گرا و نه دگماتیک و تطهیرگرا، توسط افرادی چون سیدجمال الدین اسدآبادی و محمد عبدو مطرح شده بود، اخوان المسلمین در دهه ۲۰ میلادی پرچم دار راه حل «بازگشت به اسلام» به شمار می رفتند. با وجود این یکی از اشکالات پروژه اسلام سیاسی اخوان که همواره درها را برای رادیکالیزه شدن اعضای خود و درنتیجه ورود آنها از اسلام سیاسی اخوان به سلفیت و جهادگرایی بازمی گذاشت، مشخص نکردن مرزها بین ایدئولوژی اخوان و جهادگرایی به معنی سلفی آن بود. یکی دیگر از این افراد محمد رشید رضا است که به موسس اخوان المسلمین در سوریه نیز معروف است. رشید رضا مراحل مختلفی را در سیر روشنفکری اسلامی خود طی کرد. او در ابتدا معتقد به بازگشت به اسلام و هم زیستی با مدرنیته بود. ایده هایی که او را بیشتر به جمال الدین اسدآبادی، محمد عبدو و یا حتی اخوان المسلمین نزدیک میکرد. او هم چنین ایده معروف بازگشت به «مدل خلفای راشدین» را برای تطبیق صحیح ترین نوع خلافت تبیین کرد. که این دیگری او را به سلفیت نزدیک میکند. مرحله آخر زندگی روشنفکری او نماد حل شدن کامل در سلفیت است، چرا که تا قبل از وفاتش در سال ۱۹۳۵ با عزیمت به عربستان، دولت وهابی آن قلمرو را نمونه ای از خلافتی دانست که همواره از شکل گیری آن صحبت می کرد. رشیدرضا ، بنیان گذار اخوان المسلمین سوریه از این رو، دو میراث به جا مانده، یکی از رشید رضا و دیگری از محب الدین الخطیب، در دهه ۲۰ ، مهمترین مصادر سلفی علیه شیعیان برای نسل های بعدی سلفی در سوریه قلمداد می شوند. الخطیب نویسنده «راهنمای بنیان مذهب اثنی عشری» است که در این کتاب با استفاده از شیوه های ابن تیمیه سعی در اثبات مسلمان نبودن شیعیان کرده است. اوج درگیری اخوان المسلمین سوریه با رژیم اسد در نیمه دوم دهه هفتاد و نیمه نخست دهه هشتاد میلادی متجلی می شود. در این درگیری خونین و مسلحانه هر دو گروه بی رحمانه علیه یکدیگر جنگیدند. سرانجام رژیم حافظ الاسد، با ویرانی کامل شهر حما که چند هزار جنگجوی اخوان در آن پناه گرفته بودند، توانست غائله را در سال ۱۹۸۲ پایان دهد. خانواده اسد علوی تبار بوده و علویان اقلیتی ده درصدی در کنار دیگر اقلیت های سوریه به شمار می روند. یکی از تاکتیک های اخوان المسلمین سوریه در رویارویی با رژیم اسد، تکفیر رژیم او و دیگر علویان سوریه بود. ناگفته واضح است که اخوان برای توجیه این امر به دکترین سلفی نیاز داشته و از قضا از این دکترین نیز به خوبی استفاده کرده و آن را به عنوان جزئی از ایدئولوژی خود به کار بردند. موضوع تشیع و یا در اصل تکفیر شیعیان پس از انقلاب ۱۳۵۷ (۱۹۷۹ م) در ایران و هم پیمانی امام خمینی با حافظ اسد در دستور کار اخوان المسلمین سوریه قرار می گیرد. در ابتدای انقلاب ۵۷ ، سعید حوا، از رهبران اخوان المسلمین سوریه، با مکاتبه با امام خمینی سعی می کند تا حمایت او را کسب کند. اما آیت الله خمینی در نهایت امر با شیعیان لبنان (که تحت حمایت جمهوری اسلامی، حزب الله لبنان را در سال ۱۹۸۲ تاسیس میکنند) و حافظ الاسد، همپیمان می شود. تصویری از ویرانه های شهر حماه پس از درگیری اخوان المسلمین سوریه با ارتش سوریه (1982) پس از آن که حاج امین الحسینی، مفتی بیت المقدس، فتاوی تکفیری ابن تیمیه علیه علویان را کنار زده و طی فتوایی بر مسلمان بودن علویان در سال ۱۹۳۶ صحه گذاشت، علمای علوی نیز مذهب خود را شاخه ای از مذهب تشیع معرفی کردند. از آن پس علمای علوی برای آشنایی با مذهب تشیع به نجف تردد کرده و در آن جا مشغول به تحصیل می شوند. در سال ۱۹۷۲ و ۷۳ آیت الله حسن مهدی شیرازی و آیت الله سید موسی صدر به ترتیب طی فتواهایی جداگانه علویان را شاخه ای از مذهب تشیع اعلام میکنند. این فتواها با ریاست جمهوری حافظ الاسد در سوریه و تلاش او برای نامشروع ساختن ادعاهای اخوان المسلمین نسبت به تکفیر علویان همراه است. از این رو بسیاری انگیزه همسویی علویان و شیعیان (جمهوری اسلامی و حزب الله از یک سو و رژیم اسد از سویی دیگر) را بیشتر سیاسی میدانند تا اشتراکات مذهبی. ادامه دارد ... پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند پ.ن2 : ممکنه که این بحث های تاریخی دوستان رو خسته بکنه. اما اگر صبر داشته باشید؛ به اتفاق ، به جاهای جالبی خواهیم رسید.
- 139 پاسخ ها
-
- 23
-
-
-
با سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست. این پست رو با توجه به اقدام همین چند دقیقه پیش اسرائیل جهت ترور سید صادق مقاومت ، سید حسن نصرالله ارسال می کنم. ان شاء الله که توطئه ترور محقق نشده باشه. اما فارغ از نتیجه این ترور که موفق بوده یا نه ؛ توجه شما رو به جمله شهید محمد جهان آرا جلب می کنم : پ.ن : پیش از این دو بار دیگه هم این جمله رو به صورت یک پست مشابه در دو تاپیک دیگر ارسال کرده ام. اولین بار بعد از شهادت تعدادی از نیروهای سپاه در کمین پژاک در کردستان که دوستان شدیدا از وضعیت امنیت در کردستان ناامید شده بودند. دومین بار پس از فتح حلب به دست مسلحین تروریست مخالف بشار اسد که دوستان کار سوریه و بشار اسد رو تمام شده می دانستند. پس به دلیل ارسال پست با مضمون تکراری از دوستان و مدیران انجمن عذرخواهی میکنم. .
- 879 پاسخ ها
-
- 14
-
-
-
تاپیک جامع وزارت اطلاعات تاپیک جامع وزارت اطلاعات
mehran55 پاسخ داد به ali_64 تاپیک در مباحث جامع نظامی
با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. مقدمه - ترور اسماعیل هنیه در قلب پایتخت ایران در امنیتی ترین روز پایتخت ، نشانه ای از بروز یک ضعف آشکار در عملکرد نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور داشت. ضعفی که در بعد اطلاعاتی نتوانسته بود اقدام جسورانه دشمن در قلب پایتخت ایران را پیش بینی کند و در بعد امنیتی نتوانسته بود از جان یکی از میهمانان کشور در قلب پایتخت مراقبت کافی را به عمل آورد. نگاهی به وقایع دو دهه اخیر ، ما را با موارد مشابهی در داخل و خارج کشور روبرو می کند که به ما گوشزد می کند که ترور اسماعیل هنیه در تهران ، تنها یک اتفاق موردی و منحصر به فرد نیست. از ترور دانشمندان هسته ای و سردار محسن فخری زاده (معاون وزیر دفاع ایران) در تهران تا برخی انفجارها و خرابکاری ها در تأسیسات هسته ای و صنایع نظامی کشور ، فهرست مفصلی از این حوادث مشابه را پیش روی ما قرار می دهد. این وقایع در کنار برخی ناکارآمدی ها در عملیات های برون مرزی (نظیر اتفاق تلخ تایلند) ما را در برابر این پرسش اساسی قرار می دهد که آیا جامعه اطلاعاتی کشور متناسب با تهدیدات هزاره جدید ، از بروز رسانی های شایسته و کارا ، بهره گرفته است؟ و اگر پاسخ به این پرسش منفی است ، آیا می توان با ارائه پیشنهاداتی ؛ به بروز رسانی سیستم اطلاعاتی/امنیتی کشور کمک نمود؟ برای یافتن پاسخ های مناسب برای این پرسش ها در وهله اول می بایست نگاهی به اجزای جامعه اطلاعاتی کشور انداخت و سپس با رابطه اندام وار (ارگانیک) بین این دستگاه های متعدد بیشتر آشنا شد. جامعه اطلاعاتی ایران (نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور) در این پست به صورت کاملا گذرا و فهرست وار به حدود 30 دستگاه و نهاد اطلاعاتی و امنیتی کشور نگاهی می اندازیم 1- دفتر سیاست گذاری و نظارت راهبردی حفاظت و اطلاعات فرماندهی کل قوا : این دفتر قبلا «دفتر عمومی حفاظت اطلاعات فرماندهی کل قوا» نامیده میشد. 2- وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران (به اختصار واجا) : این دستگاه در هر دو حوزه اطلاعاتی و امنیتی در هر دو حوزه درون و بیرون کشور فعالیت می نماید. 3- سازمان اطلاعات خارجی ایران (به اختصار ساخا) : سازمان اطلاعات خارجی ایران با نام کامل سازمان اطلاعات ، امنیت خارجی و نهضتها ؛ پیش از این با عنوان معاونت اطلاعات خارجی وزارت اطلاعات شناخته میشد که بر اساس ضرورت تفکیک فعالیت های درون مرزی و برون مرزی واجا ، بصورت یک سازمان مستقل اما همچنان زیر مجموعه وزارت اطلاعات تأسیس شد. 4- سازمان حراست کل کشور : سازمان حراست کل کشور از سازمان های وابسته به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران و زیر نظر مستقیم وزیر اطلاعات است و وظایف آن شامل انجام امور مربوط به حفاظت «اسناد، ساختمانها و پرسنل» در کلیه وزارتخانه ها، موسسات و شرکت های دولتی، نهادهای انقلاب اسلامی، شهرداریها ، بانک ها و کلیه سازمان هایی که شمول حکم بر آنها مستلزم ذکر نام است ، می باشد. 5- مرکز اطلاعات مالی کشور : مرکز اطلاعات مالی ، مرکزی ملی و زیر مجموعه وزارت امور اقتصاد و دارائی می باشد که مسئولیت دریافت ، تجزیه و تحلیل گزارشات تراکنشهای مشکوک و سایر اطلاعات مربوط به پولشوئی، جرائم منشاء مرتبط و تأمین مالی تروریسم و ارسال نتایج به دست آمده به مراجع ذیصلاح را برعهده دارد. 6- قرارگاه دفاع سایبری سازمان انرژی اتمی : این قرارگاه پس از حمله ویروس استاکس نت به مراکز سایبری سازمان انرژی اتمی تشکیل شده است. 7- سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (به اختصار ساحفاودجا) : سازمانی است مستقل و متمرکز در تابعیت فرماندهی کل قوا و وابسته به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (ودجا) که وظیفه دارد وزارت دفاع را در جهت پیشبرد اهداف و مأموریت های محوله از هر لحاظ صیانت نماید. 8- مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه (به اختصار حفا قوه) : این دستگاه در هر دو حوزه اطلاعاتی و امنیتی منحصرا در داخل کشور (و عمدتا در حوزه فعالیت دستگاه قضائی کشور) فعالیت می نماید. اخیرا توسط تعدادی از نمایندگان در مجلس شورای اسلامی ، طرحی برای تبدیل این مرکز به سازمان پیشنهاد شده است. 9- معاونت امور راهبردی و اشراف کلی ستادکل نیروهای مسلح : 10- معاونت اطلاعات و عملیات ستادکل نیروهای مسلح : 11- معاونت اطلاعات و امنیت ستادکل نیروهای مسلح : 12- سازمان حفاظت اطلاعات ستادکل نیروهای مسلح : 13- قرارگاه سایبری و تهدیدات نوین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء : سخنرانی و نشست معاون اول وقت ریاست جمهوری در بین کارکنان سازمان اطلاعات خارجی 14- سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به اختصار ساس) : این دستگاه در هر دو حوزه اطلاعاتی و امنیتی در هر دو حوزه درون و بیرون کشور فعالیت می نماید. 15- سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به اختصار ساحفاسا) : این نهاد یکی از نهادهای امنیتی سپاه پاسداران است که وظایفی چون مقابله با جاسوسی در داخل سپاه ، جلوگیری از نفوذ عناصر نامطلوب و جریانات ناهمسو به درون سپاه ، جلوگیری از راه یافتن اطلاعات محرمانه به خارج سپاه و نظارت اطلاعاتی و امنیتی بر فرماندهان و پرسنل سپاه را بر عهده دارد. 16- فرماندهی امنیت سایبری سپاه : این فرماندهی که در میان مردم بیشتر با عنوان پیشین خود یعنی «مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سایبری سپاه» شناخته شده و عمده شهرت آن بواسطه سایت گرداب می باشد ؛ ازنهادهای زیر مجموعه سازمان اطلاعات سپاه است که در سال 1386 تأسیس شد. هدف از ایجاد این مرکز برخورد با تحرکات سازمان یافته داخلی و بین المللی و سوء استفاده از بستر اینترنت و سایر سامانه های ارتباطی جهت انجام اقدامات تروریستی، جاسوسی اینترنتی، پولشوئی و تهاجمات فرهنگی و هتک حرمت و توهین به مقدسات دین اسلام و ارزش های انقلاب اسلامی می باشد. 17- سپاه حفاظت انصار المهدی : این مجموعه امنیتی یکی از زیرمجموعه های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که در زمینه حفاظت فیزیکی از شخصیتها و مسئولان نظام جمهوری اسلامی فعالیت می کند. این یگان در سال 1358 با نام «سپاه حفاظت انصارالامام» تشکیل شد. در سال 1368 در پی جدا شدن سپاه حفاظت ولی امر از این یگان ، سپاه انصارالمهدی تشکیل شد. 18- سپاه حفاظت ولی امر : این سپاه یگان ویژه ای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که وظیفه حفاظت فیزیکی از رهبر انقلاب ، خانواده ایشان و مجموعه بیت رهبری را بر عهده دارد. 19- سپاه امنیت پرواز و حفاظت فرودگاه های کشور : سپاه حفاظت هواپیمائی یکی از یگان های امنیتی تابعه سپاه پاسداران است که وظیفه تأمین امنیت پروازها و فرودگاه های کشور را بر عهده دارد. با توجه به موفقیت های فراوان این واحد ، از این یگان اصطلاحا با عنوان «گارد آهنین سپاه» هم یاد میشود. 20- سپاه حفاظت و امنیت هسته ای : سپاه هسته ای پس از حادثه نطنز که به دلیل ناهماهنگی بین لایه های امنیت ایران رخ داد ، تشکیل شده است. 21- قرارگاه ثارالله : این نهاد ، قرارگاه مدیریت بحران امننیتی سپاه پاسداران در تهران است که تحت امر فرماندهی کل سپاه فعالیت می کند و وظیفه آن مدیریت امنیت پایتخت و دیگر شهرهای استان تهران است. در صورت بروز بحران به تشخیص شورایعالی امنیت ملی (شعام) فرماندهی انتظامی ، تمامی وزارتخانه های دولت ، همچنین یگان های سپاه و بسیج تهران تحت کنترل عملیاتی این قرارگاه قرار می گیرند. 22- سازمان حفاظت اطلاعات ارتش جمهوری اسلامی ایران (به اختصار ساحفاجا) : سازمانی است مستقل و متمرکز در تابعیت فرماندهی کل قوا و وابسته به ارتش جمهوری اسلامی ایران (آجا) که وظیفه دارد ارتش جمهوری اسلامی را در جهت پیشبرد اهداف و مأموریتهای محوله از هر لجاظ صیانت نماید. از این یگان پیشتر با نام های «رکن 2» و «ضد اطلاعات» ارتش هم یاد میشد. 23- معاونت اطلاعات ارتش جمهوری اسلامی ایران : 24- فرماندهی اطلاعات و شناسائی الکترونیک کشور (به اختصار فاشا) : فرماندهی اطلاعات و شناسائی الکترونیکی به عنوان سازمان مسئول جمع آوری و پردازش اطلاعات سیگنالی کشور با امکانات محدودی (با استعداد دو گردان اطلاعات سیگنالی و اطلاعات تصویری) در اوایل دهه 50 شمسی در نهاجا تأسیس شد و به دلیل اهمیت زیاد آن برنامه مفصلی در جهت گسترش آن تدارک دیده شد. در نتیجه در سال 1354 طرح IBEX بین وزارت جنگ سابق ایران و چندین شرکت پیمانکار آمریکائی با اعتبار بالغ بر چند میلیارد دلار منعقد گردید. هواپیماهای «خفاش» ، «صدف» ، «سپهر» و «سایه» نهاجا تحت مدیریت فاشا فعالیت می نمایند. 25- سازمان حفاظت اطلاعات فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران /فراجا (به اختصار ساحفافراجا) : سازمانی اطلاعاتی و امنیتی زیر مجموعه فرمانهی کل قوا و وابسته به فراجا است که وظیفه نظارت و کنترل اطلاعاتی، ارتباطاتی و اسنادی فراجا را بر عهده دارد. 26- پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فراجا (به اختصار پاوا) : در آذر ماه سال 1400 ، پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فراجا به دو مجموعه سازمان اطلاعات فراجا (سافا) و پلیس امنیت عمومی تقسیم شد. 27- سازمان اطلاعات فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (به اختصار سافا) : سازمانی اطلاعاتی زیر نظر فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ایت که در سال 1400 با تغییر ساختار سازمانی نیروی انتظامی تشکیل شد و وظیفه پشتیبانی اطلاعاتی فرماندهی انتظامی و برقراری پوشش اطلاعاتی کارآمد درحیطه مرزهای کشور را بر عهده دارد. 28- پلیس امنیت عمومی فراجا : نظارت بر اماکن عمومی ، جمع آوری اراذل و اوباش سطح یک ، کشف سلاح های جنگی و غیر مجاز ، کنترل اتباع خارجی، صدور و کنترل گذرنامه در پایانه های مرزی و فرودگاه های بین المللی ، حفاظت از امکن دیپلماتیک ، حفظ امنیت عمومی کشور بخشی از وظایف پلیس امنیت عمومی فراجا می باشد. همچنین «پلیس مهاجرت و گذرنامه» ، «پلیس دیپلماتیک» ، «پلیس نظارت بر اماکن عمومی» و نیز مجموعه «یگانهای امنیت اخلاقی» (معروف به گشت ارشاد) زیر مجموعه پلیس امنیت عمومی هستند. 29- پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات فراجا (به اختصار پلیس فتا) : این واحد با نام مختصر پلیس فتا و مشهور به پلیس سایبری ایران ، یک واحد امنیتی تخصصی فراجا است که وظیفه آن مبارزه با کلاهبرداری اینترنتی (فیشینگ) ، هک و نفوذ و جرائم سازمان یافته رایانه ای می باشد. 30- پلیس امنیت اقتصادی فراجا : این واحد پیشتر به عنوان داره مبارزه با جرائم اقتصادی و مبارزه با قاچاق کالا و ارز ، زیر مجموعه پلیس آگاهی فعالیت می کرد که در فروردین 1398 به عنوان یک پلیس جدید و مستقل تشکیل و راه اندازی شد. ادامه دارد ... پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .- 94 پاسخ ها
-
- 24
-
-
-
زندگی نامه و خاطرات خلبانان ارتش جمهوری اسلامی ایران
mehran55 پاسخ داد به sina12152000 تاپیک در جنگ تحمیلی
با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. عزاهائی است که صاحب واقعیش هیچ وقت پیدا نمی شود !!! یک خلبان بود که کل پایگاه ششم شکاری بوشهر را ، بی ریخت نشان می داد وقتی از عملیات برمیگشت. از کابین اف-فور (F-4) پیاده میشد با آستین های تا آرنج تا خورده ، رو شانه باند سلانه سلانه می رفت خانه اش. از روی تیپ او ، ما دلمان امن بود که جنگ را می بریم. من شش سالم بود و تا بیایم بفهمم برای بچه ها خوب نیست ، تا جائی که قلب یک دختر بچه شش ساله جا می دهد ، عاشقش شدم. یک روز ، سرِ دو راهی که به خانه اش می رفت ، پا کج کرد سمت من و رسید بالای بساط نقاشیم. چمباتمه نشست و گفت تولدت کی است؟ اولین بار توی عمرم بود که صداش رو میشنیدم. گفتم : نمی دونم. گفت : هر وقت تولدت باشه یه جعبه 36 تائی رنگ می آرم برات. گفتم : 36 تا ؟ زیاده ! گفت : آخه تو نقاشی ات خیلی خوبه ... و رفت. منظورم این نیست که به خانه رفت. نه ... آن طور هولناکی که به یکباره انسان چرخه حیات را می گذارد و می رود ؛ رفت. برای من تمام قشنگی نیروی هوائی بود و دیگر نیامد. من جلوی خونه اش رُومبیده (*) بودم . زانوهام باز نمی شد . عزائی که اون بیرون ارتش برپا کرده بود ، جلوی عزای توی تن من ؛ قرتی بازی بیش نیست. فقط چرا کسی نمی آمد به من تسلیت بگوید؟ عزاهائی است که صاحب واقعیش هیچ وقت پیدا نمی شود. دست روی کول یکی می زنیم ... سَرِ یکی دیگه رو می بوسیم ... دلِ یکی دیگه رُمبیده ... بندِ سینه یکی دیگه پُوکیده (**) ... بخشی از داستان کوتاه «دیگر چاپ نمی شود» (*) : رُمبیده : یا رومبیده واژه ای است جنوبی و بوشهری . به معنای فرو ریخته ،آوار شده ، خانه ای که سقفش رو سر ساکنین خراب شده. (**) : پُکیده : یا پوکیده واژه ای است بوشهری . به معنای منهدم شده ، متلاشی شده ، تکه تکه شده ، ویران شده. پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .- 5 پاسخ ها
-
- 13
-
-
-
تاپیک جامع بررسی بدون سرنشین های عبری تاپیک جامع بررسی بدون سرنشین های عبری
mehran55 پاسخ داد به amiramar تاپیک در بی سرنشین ها
با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست بررسی پهپادهای رژیم صهیونیستی رو به اتفاق هم ادامه میدهیم : پلنگ IAI Panther پلنگ (panther) : یک بی سرنشین تیلت روتور (tilt-rotor) شناسائی و غیر مسلح است که توسط شرکت هوافضای اسرائیلی Israel Aerospace Industries برای انجام وظایف متعددی نظیر شناسائی ، دیده بانی توپخانه ، هدف گذاری ، مراقبت و رهگیری اهداف زمینی طراحی و ساخته شده است. پهپاد پانتر (پلنگ) از یک سیستم نیرو محرکه روتور چرخان که توسط IAI ثبت شده و برای استفاده تاکتیکی طراحی گردیده استفاده می کند و امکان برخاستن و فرود بدون باند را در مکان های ناآماده فراهم می کند. این بی سرنشین از سه موتور الکتریکی «فوق العاده بی صدا» استفاده می کند که دو تای آنها روتور شیب دار هستند و سومی قابلیت شناور شدن، برخاستن و فرود آمدن عمودی را برای این پهپاد فراهم می کند. یک سیستم کنترل پرواز خودکار ، انتقال بین موقعیت های مختلف روتورها را کنترل می کند. در این تصویر سه موتور (دو روتور چرخان و یک موتور پایدار ساز در عقب) به وضوح دیده میشوند پلنگ از یک ایستگاه کنترل دو نفره کنترل می شود، یکی برای کنترل هواپیما و نظارت بر ماموریت های تاکتیکی، و دیگری به عنوان مدیر ایستگاه. این دو از کنسول های یکسان استفاده می کنند، در حالی که برخاست و فرود به طور خودکار انجام می شود. پلنگ با وزن تقریبی 65 کیلوگرم دارای شعاع عملیاتی بیش از 60 کیلومتر است و می تواند تقریباً شش ساعت در ارتفاع 10000 فوتی (3000 متری) پرسه بزند. محموله اصلی آن حسگر الکترواپتیکال/مادون قرمز «Mini-POP IAI» است. علاوه بر آن این بی سرنشین از یک دوربین تثبیت شده بسیار دقیق ، فاصله یاب لیزری و نشانه گذار لیزری هم بهره مند است. نسخه کوچکتر پهپاد پانتر (Mini-Panther) نسخه کوچکتر پلنگ ، یعنی مینی پانتر (Mini-Panther) نیز موجود است که با وزن 12 کیلوگرم (26 پوند) ، قادر به پرسه زدن برای حدود دو ساعت است. در اکتبر 2015، IAI از یک نسخه Panther با یک پیشرانه هیبریدی به نام FE-Panther رونمایی کرد. این هواپیمای بی سرنشین از ترکیب موتورهای احتراقی و الکتریکی بهره مند شده است که وزن آن را تنها به 67 کیلوگرم (148 پوند) افزایش می دهد در حالی که با همان 6 کیلوگرم (13 پوند) استقامت را تا 33 درصد افزایش می دهد. موتورهای الکتریکی برای برخاستن عمودی، فرود، و شناور بهینه هستند، در حالی که موتور احتراقی برای پیمایش کروز استفاده می شود. تاکنون ارتش رژیم صهیونیستی تنها کاربر این پهپاد است. اما شرکت IAI یادداشت تفاهمی با شرکت کره جنوبی Hankuk Carbon امضا نموده که نسخه بهینه شده ای از FE-Panther (جدیدترین نسخه پهپاد پانتر) را ارائه دهد تا برای برآورده کردن الزامات این کشور برای یک پهپاد VTOL جامه عمل بپوشاند. یعنی پهپادی که بتواند مستقل از باند در زمین های کوهستانی کره عمل نماید. جدیدترین نسخه پهپاد پانتر (FE-Panther) منبع ادامه دارد... ------------- پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : انشاءالله اگر عمری باقی بود ، در پست های آینده به سایر پهپادهای اسرائیلی خواهیم پرداخت. .- 22 پاسخ ها
-
- 15
-
-
-
حادثه ساقط شدن بویینگ-737 اوکراینی ، درسی تلخ برای آینده حادثه ساقط شدن بویینگ-737 اوکراینی ، درسی تلخ برای آینده
mehran55 پاسخ داد به MR9 تاپیک در فناوری هوایی
سلام رضا جان. این جمله مربوط به پاراگراف اول کتاب «هجدهم برومر لوئی بناپارت» نوشته کارل مارکس است. * : لوئی بناپارت ، برادرزاده ناپلئون بناپارت ، امپراتور بزرگ فرانسه است. در عبارات اخیر ، مارکس به وقایع تاریخیِ گذشته اشاره می کند. کودتای ناپلئون بناپارت بر ضد هیئت مدیره ، در نهم نوامبر 1799 صورت گرفت که برابر با هجدهم برومر سال هشتم در تقویم انقلابی فرانسه بود. بنابراین مارکس کودتای 2 دسامبر 1851 لوئی بناپارات را لنگه دوم هجدهم برومر ناپلئون بناپارت می نامد.- 377 پاسخ ها
-
- 5
-
-
-
- اوکراین
- تور ام -یک
-
(و 4 بیشتر)
برچسب گذاشته شده توسط
-
تاپیک تحولات اوکراین ( موقت ) تاپیک تحولات اوکراین تا اوت 2025
mehran55 پاسخ داد به blender تاپیک در اخبار تحلیلی
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز میلیتاریست روسها از دهه 90 همچین سلاحی رو ساخته اند: شات گان اتوماتیک Saiga-12 https://en.wikipedia.org/wiki/Saiga-12 -
تاپیک جامع بررسی بدون سرنشین های عبری تاپیک جامع بررسی بدون سرنشین های عبری
mehran55 پاسخ داد به amiramar تاپیک در بی سرنشین ها
با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست ادامه بررسی پهپادهای رژیم صهیونیستی رو به اتفاق هم ادامه میدهیم : رنجر RUAG Ranger رنجر یا محیط بان (RANGER) : یک پهپاد تاکتیکی (TUAV) است که به عنوان یک سرمایه گذاری مشترک سوئیس و اسرائیل ، بین شرکت هوافضای سوئیس RUAG Aviation و شرکت هوافضای اسرائیلی Israel Aerospace Industries ساخته شده است. طراحی و برخی از فناوری آن بر اساس سیستم پهپاد Scout ساخته شده توسط صنایع هوافضای اسرائیل است. پهپاد رنجر از یک پرتابگر هیدرولیک فشرده برای برخاستن استفاده می کند. یک سیستم فرود مبتنی بر لغزش (مشابه چوب اسکی) ؛ پهپاد را قادر می سازد تقریباً در هر مکانی فرود بیاید، روی چمن یا روی باندهای بتنی، روی برف یا یخ. با توجه به بار ماژولار، این سیستم می تواند برای طیف گسترده ای از ماموریت های غیرنظامی و نظامی سازگار شود.طبق گفته سازنده، RANGER تنها سیستم پهپاد تاکتیکی است که در سراسر جهان مجوز پرواز در حریم هوایی غیرنظامی و همچنین بر فراز مناطق پرجمعیت را دارد. نمونه اولیه اکنون در موزه فلیگر فلاب در دوبندورف است. اپراتورها کنسرسیوم پس از اتمام موفقیت آمیز تمرینات نظامی که توسط نیروهای مسلح سوئیس انجام شد، اولین سیستم رنجر را در ژوئن 1999 به نیروی هوایی سوئیس تحویل داد. سیستم RANGER با نام ADS-95 در نیروی هوایی سوئیس در خدمت بود. RANGER های نیروی هوایی علاوه بر مأموریت های نظامی ، توسط پلیس سوئیس برای ماموریت های شناسایی، جستجو و نجات استفاده می شود. 15 فروند ADS-95 نیروی هوائی تا سال 2019 با شش فروند Elbit Hermes 900 جایگزین گردیدند. آخرین پرواز ADS-95 نیروی هوایی سوئیس (D-124) در 27 نوامبر 2017 بود. RANGER همچنین در خدمت نیروهای دفاعی فنلاند (FDF) است. برخی اطلاعات پایه ای این پهپاد با توجه به عدم استقبال بازار از نسخه غیرمسلح ، نسخه مسلح این پهپاد صرفا در حد یک طرح باقی ماند نوع: پهپاد تاکتیکی طول: 4.61 متر (15.13 فوت) ارتفاع: 1،13 (3.71 فوت) طول بالها: 5.71 متر (18.73 فوت) حداکثر وزن برخاست: 285 کیلوگرم (628 پوند) بار: 45 کیلوگرم (99 پوند) نوع موتور: 2 سیلندر 2 زمانه حداکثر سرعت: 240 کیلومتر در ساعت سقف پرواز : تا 18000 فوت برد: تا 180 کیلومتر (110 مایل) استقامت: تا 9 ساعت منبع ادامه دارد... ------------- پ.ن 1 : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : انشاءالله اگر عمری باقی بود ، در پست های آینده به سایر پهپادهای اسرائیلی خواهیم پرداخت. .- 22 پاسخ ها
-
- 21
-
-
-
با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. با تشکر از توجه و لطف شما. والا خود من هم در مورد این عدد 100 تانک شک دارم. تو کتاب منبع نوشته یک هنگ با 100 تانک. بعید میدونم هنگ های زرهی تو دوران پهلوی اول 100 تا تانک داشته باشه ، اما برای رعایت امانت داری عین جمله کتاب رو نقل کردم. بله بندر باسعیدو تو جزیره قشم منظورم بود. به روی چشم سعی میکنم در مورد درگیری نیروی دریائی ایران و متفقین و کشتار افسران و ناوی های نیروی دریائی توی جنوب و شمال هم مطلب مهیا کنم و خدمت دوستان ارائه بدهم. با تشکر از محبت شما ان شاء الله در پست دیگری که مجدداً به نیروی دریائی رضاخان می پردازیم ، منظور نویسنده کتاب تاریخ ارتش ایران رو مفصلتر توضیح می دهم. فقط همین مقدار بسنده کنم که منظور نویسنده ساخت کشتی ها از صفر نبود بلکه برای اقداماتی سطحی نظیر رنگ کردن و رنگ تراشی هم کشتی ها را به خارج از کشور اعزام می کردند. رضاخان ، عشایر و نظام وظیفه اجباری (تأثیر اقدامات مخرب رضاخان بر ساختار ایلیاتی ایران) جستارگشائی: رضاخان در دوران سلطنت خود تلاش کرد تمام نیرو و توان کشور را در راستای تحکیم قدرت خود بهکار گیرد و در این راه از سرکوب هر صدای مخالفی ابایی نداشت. براین اساس یکی از نیروهایی که رضاخان همواره در زمان حکومت خود سعی میکرد حتی به قیمت لطمه به اقتصاد کشور، آنها را سرکوب کند، عشایر بودند. رضاخان با بهکارگیری انواع و اقسام سیاستهای مختلف سعی میکرد قدرت اقتصادی و اجتماعی عشایر را سرکوب کند و خطرات احتمالی ناشی از آنها را از بین ببرد. در همین راستا یکی از سیاستهایی که او در این زمینه اتخاذ کرد سربازگیری از عشایر به بهانه تصویب نظام اجباری در کشور بود. در این نوشتار درصدد هستیم به بررسی این مسئله بپردازیم که این سیاست رضاخان چگونه به اجرا درآمد و چه تأثیراتی بر عشایر گذاشت. نظام وظیفه یا به اصطلاح عوام «اجباری» تصویری منحصر به فرد از یکی از اولین دوره های سربازگیری اجباری قانون خدمت نظام اجباری مشتمل بر ۳۲ ماده، در ۱۶ خرداد ۱۳۰۴ به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بهموجب ماده اول آن، کلیه اتباع ذکور ایران، اعم از نفوس شهری و روستایی و ایلات و افراد ساکن خارج از کشور، از ابتدای ۲۱ سالگی موظف به خدمت سربازی بودند و مدت خدمت نیز دو سال بود. بهاینترتیب، همه افراد مذکر بدون توجه به منطقه یا ایل آنان موظف به انجام خدمت سربازی شدند. اجرای نظام اجباری نیازمند آمار دقیقی از افراد کشور بود و به همین علت، ابتدا اداره ای به نام اداره کل احصائیه و سجل احوال تشکیل شد و برای تعیین تعداد جمعیت کشور و ثبت احوال آنان نیز قانونی به تصویب مجلس شورای ملی رسید. با تصویب قانون خدمت اجباری، دایره سربازگیری و نظام اجباری نیز در سازمان قشون تأسیس شد. این دایره در سال ۱۳۰۵ به اداره نظاموظیفه تغییر نام یافت و در سال ۱۳۰۷ با عنوان اداره نظاموظیفه عمومی معرفی شد. (دولت مدرن،ارتش ملی و نظام وظیفه ، ص 108) در همین زمان عشایر از تلاشهای حکومت برای خلع سلاح و تخته قاپو کردن خود خشمگین و از مالیاتهای روزافزونی که مجبور به پرداخت آن میشدند، برآشفته بودند. رسیدن کمیسیونها و مأموران سربازگیری و سرشماری و ثبت احوال، که مقدمه سربازگیری بود، بر نارضایتی عشایر افزود. همین مسئله سبب شد در دیماه 1307، یک درگیری جدی در کردستان بین عشایر و حکومت ایجاد شود؛ پس از آن، در تابستان 1308 در استان فارس بین دولت و عشایر درگیری رخ داد. در این استان ابتدا قشقاییها و سپس خمسهها نسبت به سیاست جدید دولت اعتراض کردند و ایل بختیاری هم اندکی بعد اعتراض خود را آغاز کرد. (رضاشاه و شکل گیری ایران نوین ، ص 293) شورشیان اعلام کردند که باید خدمت نظام سربازی اجباری لغو و سرشماری ایالات هم متوقف شود. همین مسئله سبب شد دولت تا 1310 در اجرای سیاست سربازی اجباری احتیاط بیشتری اتخاذ کند. بااینحال از این سال به بعد و با توجه به آغاز اقدامات گسترده برای تخته قاپو کردن عشایر، سیاست سربازگیری اجباری از آنها با شدت بیشتری به مرحله اجرا درآمد. همین مسئله سبب شد مأموران ارتش به بخشهای مختلف عشایری یا مناطقی که عشایر در آنجا بهاجبار سکنا داده شده بودند، اعزام شوند و افراد جوان را به خدمت سربازی اعزام کنند. بدیهی بود که در برابر هرگونه مقاومتی بهشدت برخورد میشد. (رضاشاه و شکل گیری ایران نوین ، ص 295-297) در این زمان فرمانداران نظامی به مناطق ایلی فرستاده میشدند و از افراد ایل سرباز وظیفه میخواستند، کسانی که مقاومت میکردند، جریمه میشدند و به زندان میافتادند. حتی در برخی مواقع اعدام هم میشدند. دستاویز این قبیل اعمال این بود که افراد ایل از قانون سرپیچی کردهاند. این قبیل سیاستها تأثیر متفاوتی بر مردم ایلات گذاشت، اما باید گفت تأثیر درمجموع مخرب و خانمانبرانداز بود. طبیعتا در این زمان مقاومتهایی در برابر این سیاست پهلوی وجود داشت، اما مبارزه با منابع روزافزون نظامی، اقتصادی و اداری پهلوی روزبهروز دشوار میشد یا در شرایط نابرابرتری صورت میگرفت. (مقاومت شکننده ، ص 348) در کارت های نظام وظیفه قدیم به جای نام و نام خانوادگی ، مشخصات ظاهری فرد نوشته میشد جدیت دولت در سرکوب اعتراضها را از گزارشی میتوان بهخوبی درک کرد که میگوید در سال 1311، دولت 150 نفر را تیرباران کرد. این شورشها همگی دور از هم و پراکنده بودند و بهشدت سرکوب میشدند. کارایی سرکوب آنچنان بود که دیگر بعد از مدتی کسی یا گروهی یا ایلی سودای شورش را در سرنمیپروراند. (مقاومت شکننده ، ص 375) در سالهای اولیه سربازگیری، بعضی از سربازان بدون اطلاع خانواده خود از سربازی فرار میکردند. مأموران برای بازداشت آنها به ایل آنها میرفتند و خانواده آنها را تحت فشار قرار میدادند. مسئله فرار مشمولان وظیفه، بهویژه مشمولان ایلاتی، به دلایل فرهنگی و اجتماعی و نیز به دلیل ناهماهنگی نظاموظیفه اجباری با زندگی و معیشت آنها، بهقدری در سالهای حکومت رضاخان و پس از آن رواج داشت که حتی برخی از نویسندگان به این مسئله، بهعنوان یک موضوع داستانی توجه نشان دادند و بر اساس آن داستانهایی نوشتند که نمونه بارز آن را میتوان در داستان «گاوارهبان» دید. (شکل گیری نظام وظیفه در پیوند با پروژه ملت سازی حکومتی ، ص 143) برخی از مأمورانی که به بهانه کنترل عشایر و سربازگیری به میان آنها میرفتند از انجام هرگونه ظلم و ستم نسبت به این قشر ابایی نداشتند؛ برای مثال در ایل بویراحمد، یکی از نظامیان به نام «یاور اکرم» (که مدت اندکی در میان عشایر حضور داشت) «اسبی داشت که معتاد خوردن "جوجهکباب" شده بود و در هر نقطهای که این مأمور نظامی اقامت میگزید، مردم محل موظف به تهیه خوراک اسب او (جوجهکباب) بودند. این نظامی مغرور که با مهماننوازی بویراحمدیها روبهرو شده بود و اسبش نیز با "جوجهکباب" تیمار میشد، بیشرمی را به اوج رسانیده با دیده بد به زنها نگاه میکرد. "میر غلام" جنگجویی از ایل بویراحمد، که در یک "آبادی" ناظر این برخوردها بود با چند گلوله به زندگی سرگرد پایان داد. (بازتاب سیاست های عشایری رضاشاه در اشعار و سروده های بومی بویراحمد ، ص 174) نظامی دیگری مأمور حوزه ایلات ممسنی، نیز ستمگرانه به هر کاری دست میزد و از تعدی و تجاوز و هتک حیثیت مردم منطقه فروگذار نبود. سرانجام، پسازآنکه آوازه مظالم و مفاسد وی، همهگیر شد، میر غلام (همان جنگجوی مشهور) در حوزه ممسنی راه بر او بست و وی را به قتل رسانید». (بازتاب سیاست های عشایری رضاشاه در اشعار و سروده های بومی بویراحمد ، ص64) رضاخان تلاش میکرد با اجرای سیاست اسکان اجباری عشایر و سربازگیری از آنها ساختار اجتماعی و اقتصادی ایلات را تخریب کند. او با حذف شیوه ییلاق و قشلاق و با از بین بردم دامهای عشایر حیات اقتصادی آنها را به خطر انداخت. از سوی دیگر با ارسال جوانان آنها به سربازی، در عمل نیروی کار آنها را تقلیل و معیشت عشایر را به دلیل کمبود نیروی کار مؤثر در فشار قرار داد. در این زمان دولت تصور میکرد که میتواند با فرستادن عشایر به سربازی، آنها را از مردان جوان جنگجو خالی و بیشازپیش زمینه تسلط خود بر آنها را فراهم کند. در این زمان همه این سیاستها با حمایت انگلستان همراه بود؛ چرا که این دولت تصور میکرد با سرکوب ایلات راه برای غارت بهتر منابع نفتی ایران بیشتر فراهم میشود. (نگرشی بر تاریخ نوین ایران ، ص 175) فرجام سخن: رضاخان درصدد بود تا یک دولت دیکتاتورمنشانه و متکیبهخود در ایران تشکیل دهد؛ به همین دلیل، وجود ایلات و عشایر را ناسازگار با سیاست خود میدانست؛ بنابراین سعی کرد تمام پایگاههای اقتصادی ـ اجتماعی آنان را از بین ببرد. رضاخان در ابتدا شروع به خلع سلاح و سپس یکجانشینی عشایر کرد. با اینحال او که از قدرت ایلات میترسید، تلاش کرد با سربازگیری از عشایر و بیرون بردن نیروهای جوان از روستاها امکان شورشهای بالقوه از آنها را بگیرد. هرچند اتخاذ این سیاست سبب شده بود رضاخان بتواند بر ایلات مسلط شود؛ بااینحال کاهش نیروهای جوانان و کارآمد در بین ایلات تأثیر منفی بر محصولات تولیدی آنها گذاشت؛ بهطوریکه بعد از چند سال از اجرای سیاستهای رضاخان در حوزه ایلات شاهد کاهش شدید محصولات دامی در کشور بودیم. در تمام مدتی که رضاخان در حال سرکوب عشایر بود، دولت انگلیس و کمپانی نفتی دستنشانده این کشور از اقدامات رضاخان در سرکوب عشایر حمایت می کردند؛ چراکه میدیدند دیکتاتور ایران با این کار دارد آخرین سنگرهای مقاومت در برابر استعمار پیر را که در سالهای گذشته همواره جلوی زیادیخواهی آنها ایستاده بودند از بین میبرد. -------------------------------------------------- منابع : «دولت مدرن،ارتش ملی و نظام وظیفه» ، وحید سینائی ، پژوهش سیاست نظری، شماره 7 ، زمستان 1388 و بهار 1389 رضاشاه و شکل گیری ایران نوین ، استفان کرونین ، ترجمه مرتضی ثاقب فر ، تهران ، انتشاران جامی ، 1383 مقاومت شکننده ، جان فوران ، ترجمه احمد تدین ، تهران ، موسسه خدمات فرهنگی رسا ، 1388 «شکل گیری نظام وظیفه در پیوند با پروژه ملت سازی حکومتی»، محمد نیازی و وحید شالچی، جامعه پژوهی فرهنگی ، ش 2 ، 1392 بازتاب سیاست های عشایری رضاشاه در اشعار و سروده های بومی بویراحمد ، کشواد سیاه پور ، مطالعات تاریخی ، شماره 8 ، 1384 نگرشی بر تاریخ نوین ایران ، جوزف ام آپتون ، ترجمه یعقوب آژند ، تهران ، لنتشارات نیلوفر ، 1359 =========================================== پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند پ.ن 2 : انشاء الله و اگر عمری باقی بود ، در پست های بعدی، به سایر وجوه و جنبه های ارتش رضا خانی خواهیم پرداخت. .
- 84 پاسخ ها
-
- 12
-
-
-
با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز «موتورسواران جنگ های نامنظم» خیلی از کارشناسان معتقدند جنگ هشت ساله ایران و عراق مهم ترین جنگ قرن بیستم است. احتمالاً ابعاد فرهنگی و مردمی ، دلیل اهمیت این جنگ باشد. دفاع مردمی یعنی که مردم عادی و غیر نظامی یک سرزمین یک شبه همه سرباز وطن شوند، کار و بار خودشان را تعطیل کنند و راهی معرکه نبرد با دشمن مهاجم بشوند. «موتورسواران ستاد جنگهای نامنظم» مردان جوانی که موتورسیکلتهای خاصی داشتند و از آنها برای تفریح یا ورزش موتورسواری استفاده میکردند و با ابتکار و دعوت دکتر چمران عضو ستاد جنگهای نامنظم شدند تا با موتورهایشان در برابر ارتش تا بن دندان مسلح عراق هنرنمایی کنند و جان خودشان را به خطر بیاندازند. موتور سوار چمران : https://www.aparat.com/v/yUIGz فیلم مستند «خاطرات موتورسیکلت» : https://www.aparat.com/v/VwxEW پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
- 408 پاسخ ها
-
- 19
-
-
-
با سلامی گرم و دوباره به دوستان میلیتاریست عزیز کرانه ذهن (HUGIN Edge) UGIN Edge: نسل نوین AUV کلاس با اندازه متوسط HUGIN Edge با ارائه دوام و قابلیت اطمینان استثنایی، پیکربندی شده برای سهولت استقرار از همه پلتفرمها و ارائه حسگرهای پیشرفته و عملکرد ناوبری پیشرو در کلاس خود ، جدیدترین عضو از خانواده AUVهای HUGIN است. طراحی جدید ترکیبی از عناصر رویکرد مونوکوک کربن HUGIN است که با موفقیت در 20 سال گذشته همراه با مدلسازی هیدرودینامیکی گسترده برای اصلاح شکل بدنه کم کش استفاده شده است. HUGIN Edge به عنوان یک وسیله نقلیه نسل بعدی (که به طور خاص برای پاسخگویی به چالش های عملکرد و کارایی تعیین شده توسط دنیای مدرن طراحی شده است) متمایز است. نمای از روبرو و از پشت سر زیردریائی های بی سرنشین HUGIN Edge HUGIN Edge شامل ویژگی ها و قابلیت های جدید قابل توجهی است. این ویژگیها شامل طراحی نوآورانه سونار آیندهنگر است که قابلیتهای سنجش سه بعدی را برای برنامهریزی اصلاح مسیر بهینه شده و اجتناب از برخورد جهتدار همراه با روش سنتی اسکن رو به جلو ارائه میکند. برای ایجاد قابلیت همکاری بیشتر، این وسیله نقلیه به جدیدترین رابط های باز برای ادغام با ابزارهای برنامه ریزی و مدیریت ماموریت شخص ثالث مجهز شده است. همچنین ابزارهای جدیدی وجود دارند که به طور خاص برای بهینه سازی نتایج برای هر استقرار طراحی شده اند. ابزارهای برنامه ریزی ماموریت مبتنی بر هدف و اجرای ماموریت محور اصلی این موارد هستند. قابلیتهای برنامهریزی ماموریت، رابط برنامهریزی ماموریت سطح بالاتری را فراهم میکند، که نیاز به دانش تخصصی و ورودی کمتری توسط اپراتور دارد. اهداف ماموریت ممکن است شامل چگالی صدا، یا احتمال تشخیص باشد که AUV را قادر میسازد تا نقاط بین راه، پارامترهای عملیاتی و پیکربندی حسگر را محاسبه کند. اجرای تطبیقی در ماموریت به HUGIN Edge اجازه میدهد تا چندین تصمیم را به طور مستقل اتخاذ کند و به طور مداوم در طول اجرای ماموریت برنامهریزی مجدد کند زیرا اطلاعات بیشتری در مورد محیط اطراف توسط حسگرها جمعآوری میشود. این قابلیتهای پردازش Edge در ماموریت است که باعث ایجاد تغییرات گام در عملکرد و کارایی برای همه عملیات میشود. HUGIN Edge با طول کمتر از 4 متر ، وزن تقریباً 300 کیلوگرمی دارد. این دستگاه با جدیدترین فناوری باتری بسته بندی شده (پکیج شده) مجهز شده است تا بیش از 24 ساعت در عمق 1000 متری کار کند. چیدمان کلی شامل نسل بعدی سونار دیافراگم مصنوعی KONGSBERG، یک پژواک با فرکانس بالا و یک دوربین قابل تعویض یا پروفیل رو به پایین است. این پیکربندی برای پوشش بیشتر الزامات بررسی ژئوفیزیکی و همچنین اقدامات مقابله با مین، ارزیابی سریع محیطی، جستجو و بازیابی، و همچنین بررسی زیرساخت های حیاتی ملی طراحی شده است. HUGIN Edge از ابتدا برای استفاده در وسایل نقلیه سطحی بدون خدمه (USVs)، کشتی های سطحی کوچک و از ساحل (هدایت از راه دور) طراحی شده است. این طرح حول محور راهاندازی و بازیابی خودکار کونگسبرگ (LAR) با شارژ باتری از طریق نیروی القایی ایجاد شده است که عملیاتهای فرا افق واقعی را فراهم میکند. این قابلیت انسان را از میدان عملیات حذف می کند، نظارت از دور را برای به حداقل رساندن ریسک عملیاتی، به حداکثر رساندن ایمنی و ارائه کمترین ردپای کربن امکان پذیر می کند. زیر دریائی بی سرنشین HUGIN Edge جوانترین و کوچکترین عضو خانواده زیردریائی های HUGIN ریچارد میلز، معاون فروش رباتیک دریایی در KM گفت: «از اولین غواصی HUGIN (به عنوان اولین فرزند این خانواده) در 7 مارس 1993، این وسیله به موفقترین وسیله نقلیه تجاری خودران زیرآبی که تا کنون ساخته شده است، تبدیل شده است. در گذر زمان، شکل سازه تغییر کرده است، از یک طراحی صاف کم کشش به شکل بدنه استوانه ای سنتی تر که بر مدولار بودن و ارائه یک پیکربندی انعطاف پذیر متمرکز شده است. در چند سال گذشته، ما HUGIN Superior را با کارایی بالا ارائه کردهایم، اوج قابلیتهای بررسی در وسایل نقلیه خودمختار و HUGIN Endurance که برد عملیاتی را تا 2200 کیلومتر در یک شیرجه افزایش میدهد. [Superior و Endurance دو محصول دیگر از خانواده زیردریائی های بی سرنشین HUGIN می باشند] HUGIN Edge با استفاده از معماری مشترک و رابط کاربری که قابلیت همکاری همه سیستمهای HUGIN را ممکن میسازد، به فلسفه طراحی اصلی ما باز میگردد. راندمان هیدرودینامیکی با یکپارچگی حسگر بهینه ترکیب شده است تا بهترین قابلیت ها را در هر دو عرصه ارائه دهد: کارایی و بهره وری. محموله ها برای همه سناریوها HUGIN Edge مجهز به سونار اسکن جانبی یا سونار دیافراگم مصنوعی نسل بعدی (قابل ارتقا) برای تصاویر با وضوح فوق العاده بالا و عمق سنجی است. این ترکیب بالاترین پوشش منطقه و عملکرد را از هر AUV در این کلاس ارائه می دهد. با یک اکوی با فرکانس بالا و چند پرتوی، عمق سنجی تمیز، بدون تداخل، با نوار وسیع را به همراه یک مغناطیس سنج برای نقشه برداری دقیق مغناطیسی ارائه می دهد. یک Payload Bay انعطاف پذیر گزینه های قابل تعویض را در راه حل های دوربین رنگی کم نور (از جمله نور strobe) یا پروفیل های زیر پایین که امکان ردیابی و طبقه بندی یا کارهای زمین شناسی را فراهم می کند را فعال می کند. قابلیت اصلاح مسیر خودکار بی سرنشین های خانواده HUGIN در مواجه با موانع یا خطرات شایان ذکر است که نیروی دریائی ابتالیا از اولین مشتریان نظامی HUGIN Edge است که این وسیله را برای استفاده در استراتژی دریائی آینده خود سفارش داده است. منبع پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .
- 64 پاسخ ها
-
- 20
-
-
-
صنعت دفاعی و مدیریت منابع مدیریت منابع و نیروها در صنایع نظامی
mehran55 پاسخ داد به arminheidari تاپیک در دکترین و استراتژی
با سلامی گرم و دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست. جولان جوانمرد؛ در اولین برخورد با این اسم به نظر می آید با کتابی درباره جوانمردی یک پهلوان یا قهرمان مواجهیم. ولی نویسنده در مقدمه کتاب اشاره می کند که کتاب درباره جوانمردی احمد خالدی یکی از مدیران میانی و ارشد جمهوری اسلامی است. از همینجا نوع نگاه نویسنده به سوژه و تلفیق آن با مفهوم جوانمردی جالب به نظر می آید. کتاب در دوبخش کلی دوران مدیریت، با عنوان یک مدیر، و زندگی خانوادگی و دوستانه احمد خالدی با عنوان یک شریک، یک رفیق خاطرات شفاهی او را روایت می کند. با وجود راویان متعدد، که بیش از 40 نفر اند، خاطرات با دقت و سلیقه مناسب کنار هم چیده شده اند و قلم نویسنده هم در پردازش روایتها کتاب را روان و خوش خوان کرده است. از دیگر ویژگی های کتاب تنوع گرایش سیاسی راویان است. هرچند وزنه اصولگرایان در میان راویان بیشتر است ولی اصلاح طلبان و چپها هم حضور پررنگ و مهمی دارند. مثلا علی آیت اللهی که از عناصر جبهه مشارکت سابق است، از دوستان نزدیک خالدی است. این مساله باعث شده احمد خالدی از زوایای مختلف مورد دقت و بررسی قرار گیرد و مخاطب با یک روایت یک طرفه مواجه نباشد. جولان جوانمرد جولان جوانمرد، تاریخ شفاهی مرحوم احمد خالدی به روایت دوستان و خانواده اش است. احمد خالدی متولد سال 1334 در شهر یزد است. دوران دانشجویی او مصادف است با آغاز مبارزات انقلابیون علیه حکومت پهلوی. خالدی در رشته مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت تحصیل کرده و همراه با سایر مبارزین مسلمان آن زمان وارد جریانات انقلابی می شود. کتاب پس از روایت این دوره از زندگی احمد خالدی به مسئولیتهای او پس از انقلاب اسلامی می پردازد. ابتدا مدت کوتاهی در رادیو بوده و سپس به کمیته های انقلاب اسلامی می رود. از آنجا همراه با مرحوم مهدوی کنی به دانشگاه امام صادق رفته و به عنوان مدیر آموزشی دانشگاه سنگ بنای دانشگاه را از هیچ برپا می کند. در این دوره علاوه بر روایت اقدامات آموزشی که برای تاسیس یک دانشگاه لازم است، خاطراتی از مواجهه خالدی با انواع امکانات و رانتها و تسهیلات ویژه ای که به او پیشنهاد می شده نیز روایت می شود. از آنجایی که دانشگاه امام صادق محل رجوع مسئولین نظام و فرزندانشان بوده، توقعات زیادی از خالدی به عنوان مدیر آموزشی دانشگاه مطرح بوده که همگی با دست رد خالدی مواجه شده است. در یکی از خاطرات این مقطع می خوانیم: «آقای خالدی در برابر سفارشهای خارج از قانونِ بزرگان و مسئولان نظام برای ورود فرزندانشان به دانشگاه، به شدت می ایستاد. فکر میکنم سال 63 بود. آقای منتظری آن زمان عضو هیئت مؤسس دانشگاه امام صادق و قائم مقام رهبری بود. پسر آقای منتظری در کنکور شرکت کرد؛ ولی نمره لازم را به دست نیاورد. پدرش به حاج آقا مهدوی گفته بود: «اگه می شه اغماضی کنین تا احمد قبول بشه.» آقای مهدوی ارجاع داد به آقای خالدی و او هم بررسی کرد و دید فاصله اش خیلی زیاد است و حتی حدنصابِ نمره پایه ای را هم که بشود برای مصاحبه دعوتش کنند نیاورده. خالدی قبول نکرد و به آقای مهدوی گفت: «ایشون ردّه.»» به نظر می رسد از همین دوران دانشگاه امام صادق است که کم کم نام خالدی به عنوان مدیری غیرقابل نفوذ و قانون گرا شناخته می شود. مقطع بعدی، ورود احمد خالدی به وزارت صنعت است. جایی که در سمت مسئول دفتر و مدیرکل حوزه وزارتی وزیر صنعت وقت، محمدرضا نعمت زاده، نقش آفرینی می کند. در این دوره ابتکارات خالدی به عنوان یک مسئول دفتر به چشم می آید و در خاطر همکارانش جای گرفته است. بعد از مدت حدود 2 سال به وزارت بازرگانی می رود. شاید بتوان گفت این دوره، مهمترین دوره زندگی مدیریتی خالدی است. اینجا هم ابتدا مدیرکل حوزه وزارتی است ولی بعد از بروز بحران ارزی و تورمی در دولت دوم مرحوم هاشمی رفسنجانی رئیس سازمان نظارت و بازرسی بر قیمت کالا و خدمات می شود. از لحظه تاسیس یک سازمان تا مدیریت و گسترش آن و پیگیری و رسیدن به اهداف تاسیس اش در این فصل در قالب خاطراتی از دوستان و همکاران احمد خالدی روایت می شود. درواقع سبک مدیریتی خالدی در زمینه های مختلف از جذب و گزینش نیرو تا پرورش نیروی انسانی و نظارت بر نیروها و ارگانها و مقابله با رانت و فساد و فشارهای بیرونی و … همگی در این فصل با جزئیات مرور می شود. خالدی در این مقطع با دانه درشتها و نهادهای امنیتی پرقدرت درگیر می شود که شرح خاطرات آن در کتاب خواندنی است. ماجرای خروج خالدی از این سازمان و مشاغل قبلی و بعدی اش، به طورکلی در کتاب سربسته اشاره شده است. به نظر می رسد باتوجه به روحیه فسادستیزی و عدم کوتاه آمدن خالدی در برابر هرگونه فشار و لابی و تهدید منجر به خروج او از سازمانها می شده است. یکی دیگر از مقاطع مهم کتاب، مدیریت احمد خالدی در موسسه سروش است. موسسه ای که وابسته به سازمان صداوسیما و به نوعی تبدیل به یک حیات خلوت شده بود. در بخشی از این فصل تحت عنوان «وقتی سیب سرخ سروش تمام شد»، می خوانیم: «سروش یک ویرانه به تمام معنا بود. دکتر خیلی کار داشت. من قبل از او آمدم و دقیق می دانستم چه خبر است. به بهانه خصوصی سازیِ سیستمِ توزیعِ سروش، معاونت بازرگانی را حذف، عده ای از نیروهایش را تعدیل و یک شرکت تعاونی خصولتی تأسیس کردند. به نام «شرکت تعاونی کارکنان سروش ». برخی از مدیران سروش هم استعفا دادند و رفتند به این شرکت. این شرکت تعاونی آرم سروش را یدک می کشید و در ساختمان سروش مستقر بود؛ ولی اصلا دولتی نبود. این شرکت باید کفالت توزیع کتاب های سروش را عهده دار می شد؛ اما چون آدم کاردانی بالاسر قضیه نداشت، تبدیل شدند به یکسری آدمهای کلاهبردار….» شرح این کلاهبرداری ها و اقدامات خالدی در برابر آنها و سروسامان دادن به موسسه سروش به طور مفصل در خاطرات راویان کتاب آمده است. بعد از سروش، در مقطع دولت اول محمود احمدی نژاد به عنوان گزینه پیشنهادی وزارت بازرگانی مطرح می شود ولی با لابی برخی نمایندگان در مجلس از لیست وزرا حذف شده و وزیر بعدی او را به عنوان مشاور ارشد خود برمی گزیند! چند سال پس از این ماجرا، خالدی وارد یکی دیگر از مقاطع مهم مدیریتی خود یعنی معاون اقتصادی دبیر شورای عالی امنیت ملی می شود. دوره ای که همزمان با تحریم های سخت آمریکا علیه ایران است. بُعد جوانگرایی، کار کارشناسی، پیگیری فولادین خالدی در این دوره بیش از پیش بروز می کند. هرچند به دلیل مسائل امنیتی به نظر می رسد برخی خاطرات در این فصل اصلاح و تعدیل شده باشد ولی ناگفته های مهمی از دور زدن و مقابله با تحریمها دارد. آخرین فصل از بخش زندگی مدیریتی خالدی به دوران وزارت نفت برمیگردد. زمانی که خالدی معاون بین الملل وزیر نفت است. در این دوره علاوه بر خاطراتی از ویژگی های مدیریتی و مقابله با تحریم نفت، داستانی جالب از خالدی جریان دارد که مربوط می شود به مسئول دفترش یعنی فاطمه مشایخی. این داستان به ویژگی اهمیت و تکریم نیروی انسانی در نگاه خالدی می پردازد که مشایخی آن را به خوبی روایت کرده است. بخش دوم کتاب خاطراتی از زندگی خانوادگی و دوستانه خالدی است. در این بخش خاطرات مهم و جذابی از رفتار خالدی با همسر و فرزندانش روایت می شود. با وجود مشغله زیاد خالدی، اینکه چگونه با خانواده تعامل می کرده و در تربیت فرزندانش نقش ایفا می کرده جای سوال دارد. نویسنده در این بخش سعی کرده به این پرسش پاسخ دهد و ابعاد زندگی یک مدیر ارشد در جمهوری اسلامی را از این جهت روشن کند. قسمت پایانی کتاب خاطرات محفل دوستانه ای است که هر هفته بین خالدی و جمعی از رفقایش از دهه 60 تا سال 96 که به رحمت خدا رفت، برپا بود. در این بخش نیز ویژگی های دیگری از خالدی که در دوره همی های دوستانه بیشتر بروز دارد و دیده می شود روایت شده است. در بخشی از کتاب که تصویری از روحیه جوانمردی دکتر احمد خالدی به نمایش می گذارد می خوانیم: «طبع بلندی داشت. وقتی می رفت خرید، سعی می کرد چیزی که برای خانه اش می خرد به نسبت ضعیف باشد. می گفت: «این کارگری که اینجا داره کار می کنه، این مغازه داری که به هر حال این میوه رو آورده، ا گه من این میوه های ضعیفش رو ازش نخرم، شب باید بریزه دور. من اینها رو میخرم. سالم هاش رو بچه ها می خورن. لکدارها رو هم خودم میخورم.» هرچند در فضای وب و اینترنت چندان مطلب و تصویری از خالدی یافت نمی شود ولی انتهای هربخش، تصاویر و اسناد قابل توجهی از خالدی گویاسازی و برای اولین بار منتشر شده است. پ.ن : دوستانی که پسندیدند مثبت را فراموش نکنند. .- 211 پاسخ ها
-
- 15
-
-
-
دانشنامه نیروی زمینی دانشنامه نیروی زمینی
mehran55 پاسخ داد به crazy-doctor تاپیک در دانشنامه نیروی زمینی
با سلامی دوباره به دوستان عزیز میلیتاریست توپخانه خودکششی اسکندر ( Aleksander S-PAS ) سامانه اسکندر (یا الکساندر) یک سیستم تسلیحات توپخانه خودکششی 155 میلی متری جدید است که توسط شرکت سازنده محصولات دفاعی صربستان Yugoimport SDPR طراحی و توسعه یافته است. سامانه توپخانه در حال حاضر تحت آزمایشات شلیک و ارزیابی فنی است. پیکربندی طراحی الکساندر ، اپراتورها را قادر می سازد تا آن را به راحتی با هواپیمای نظامی یا خطوط ریلی ، به مکان های ماموریت اعزام کنند. سیستم تسلیحاتی اسکندر بر پایه یک شاسی چرخدار 8×8 کاماز تقویت شده است. ساختار کابین کج و متمایل به جلو کامیون دارای یک در دو سمت است. کابین زره پوش سه خدمه را در خود جای داده و دارای یک شیشه جلوی بزرگ است که دید واضحی از اطراف ارائه می دهد. در قسمت عقب خودرو یک ماژول اسلحه 155 میلی متری و یک سیستم بارگیری تمام اتوماتیک در پشت اسلحه اصلی ادغام شده است. ماژول سلاح می تواند انواع مهمات «استاندارد» و «ویژه» کالیبر 155 میلی متری ناتو را شلیک کند. طول، ارتفاع و عرض این سلاح به ترتیب 11.4 متر، 3.85 متر و 2.6 متر است. فاصله آن از سطح زمین 385 میلی متر است. ماژول سلاح می تواند پرتابه های کالیبر 155 میلی متری/52 میلی متری را تا حداکثر برد 25 کیلومتر شلیک کند. قابلیت شلیک متناوب و همزمان چند دور (MRSI) این سلاح، آن را قادر می سازد تا چهار پرتابه متناوب را در زوایای گوناگون شلیک کند. حداکثر سرعت شلیک سیستم تسلیحاتی شش گلوله در دقیقه است. الکساندر می تواند استحکامات دشمن را در حداکثر برد شلیک 32.5 کیلومتر با مهمات استاندارد نابود کند. حداکثر برد شلیک را می توان تا 52 کیلومتر با استفاده از سیستم های توپخانه پیشرفته مانند پرتابه های توپخانه 155 میلی متری HE ERFB RA/BB بسیار دور برد (VLAP) افزایش داد. این خودرو همچنین دارای چهار محور هیدرولیک است که شلیک در هر دو جهت را تضمین می کند و آن را به یک سلاح توپخانه منحصر به فرد تبدیل می کند. سامانه توپخانه الکساندر مجهز به کانتینر ذخیره سازی است که می تواند 12 گلوله مهمات اضافی را در خود جای دهد. سیستم بارگیری خودکار اسلحه را با مهمات موجود در محفظه ذخیره سازی مجدداً پر می کند. موتور و تحرک وسیله نقلیه 8×8 سیستم توپخانه از یک موتور دیزلی سوپرشارژ 400 اسب بخار نیرو می گیرد. این وسیله نقلیه می تواند با حداکثر سرعت جاده ای 90 کیلومتر در ساعت حرکت کند و حداکثر برد 500 کیلومتر را طی کند. این آتشبار می تواند از ترانشه هایی به عرض 1600 میلی متر عبور کند و همچنین می تواند از موانع آبی با عمق 1100 میلی متر عبور کند. منبع پ.ن : دوستانی که پسندیدند ، مثبت را فراموش نکنند. .- 181 پاسخ ها
-
- 23
-
-
