951

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    2,628
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    100

951 آخرین امتیاز شما در روز 4 اسفند 1404

951 شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

14,958 نشان معرفت

5 دنبال کنندگان

درباره 951

  • رتبه حساب کاربری
    سرهنگ

Profile Information

  • Gender
    Not Telling

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

6,062 نمایش های پروفایل
  1. سلام برادر . بنظرتون چیکار میشد کرد ؟! آیا در کشور ما اصلا صنایع خصوصی با این سطح از فناوری وجود داشت که بخوایم بدیم به شرکت خصوصی اینکارو‌ انحام بده ؟ با شرایط کشور ما راهی بغیر از سرمایه گذاری دولتی و ارگانی نظامی برای اینکار وجود نداره . این فناوری اول باید توسط دولت یا حکومت به یه سطح از بلوغ برسه و سرریزش بیاد توی بخش غیر نظامی تا اونجا شکوفا بشه .
  2. سلام من نمیدونم این سیاست ارزان سازی در نیروهای مسلح ما تا کجا قراره پیش بره ! مثلا همین سامانه مجید وقتی روی یه شاسی تجاری جاده ای نصب بشه ، کلا قابلیت استقرار در مناطق بیراهه و صعب العبور رو از دست میده و اتفاقا کشف و انهدامش راحت تر میشه و متقابلا قابلیت کمین خودش رو هم تا حد ریادی از دست میده !
  3. سلام احتمالا با کشتی ببرن ، مثل کشورای دیگه ( فرانسه هم میبره از اقیانوس رد میکنه و در گویان پرتاب میکنه ! )
  4. سلام این اپلیکیشن استراوا (و مشابه اون) از همون موقع که رواج پیدا کرد ، مشخص بود که برای جمع‌آوری اطلاعات داره ارش استفاده میشه . علاوه بر ثبت مسیر پیمایی بصورت خودکار ، ترغیب کاربر به ثبت موقعیتها و اشتراک‌ گذاشتنشون در این اپلیکیشن برای دیگران ( در واقع برای طراح اپلیکشن ) یک‌ منبع عالی برای جمع آوری دیتابیس و تبدیلش به بیگ دیتا بوجود آورد . متاسفانه استفاده ی گسترده ازین اپلیکیشن بین دوندگان و کوهنوردان ایرانی هم ، دیتای عظیمی برای ضربه زدن به کشورمون فراهم کرده .
  5. سلام ، اگه یادتون باشه ازین شلترهای بتنی پیش ساخته در عین الاسد هم بود که سربازهای امریکایی توشون پناه گرفته بودن و بقول خودشون ضربه مغزی شدن
  6. سلام . در رابطه با تکمیل مطلب فوق ، در بهداری رزمی یه اصطلاح وجود داره که میگه : مجروح «آن استریل» زنده ، بهتر از «استریل» مرده ست ! هر مجروحی رو در صحنه ، به هر روش ممکن ، فقط باید زخمشو‌ بست و به عقبه انتقال داد ، در واقع بهترین کمک بهش همین میتونه باشه .
  7. سلام ، از نظر ایستایی ، اون تیرهای کاشته شده در زمین بدون اون دستکها ، با توجه به وزن تورها اصلا قابلیت پایداری لازم رو ندارند و یجورای مجبور به اینکار هستند . نیروی کششی که تورها در هنگام وزش باد بروی تیرها اعمال میکنند میتونه از وزن خود تورها بیشتر باشه .
  8. ویدیوی طبقه بندی شده از پروژه سری موشکی ایران موشک ظفر ـ۶۶ اوایل دهه هفتاد با گسترش حضور نظامی آمریکا در منطقه, برد موشک‌های ایرانی همچنان محدود بود. از طرفی نیروی دریایی سپاه نیز ابتدای مسیر قرار داشت. در غیاب فناوری موشک‌های کروز, ایده جسورانه‌ای از سمت شهید طهرانی مقدم مطرح شد که ظفر-66 نام گرفت. هدف این طرح پرتاب موشک‌های بالستیک از روی شناور بود تا با استفاده از ترافیک دریایی، فاصله تا هدف کاهش یابد و پایگاه‌های فرامنطقه‌ای زیر ضرب موشک‌های ایرانی باشند. از ملزومات این طرح ساخت استابلایزر جهت ثابت نگه داشتن موشک در امواج دریا و مکانیسم نقشه برداری در فضای معلق بود. با فراهم شدن مقدمات مورد نیاز و اعمال برخی تغییرات روی شناوری از پیش حاضر شده، تست موشک ظفر در سال 1375 انجام شد. تست موشک ظفر در موعد مقرر از بندر امیرآباد در شمال انجام شد. در این تست یک فروند موشک شهاب 2 در یک شناور 3500 تنی قرار گرفته و به سمت منطقه هدف در کویر سمنان شلیک شد. تصاویر تست این موشک که به تازگی از طبقه بندی شده را می‌بینید. لینک ویدئو : منبع
  9. سلام . حدود ده سال پیش یکسری ازینا در سایت حسن آباد اتوبان قم ـ تهران مستقر بودن روی یه تپه که از توی جاده براحتی مشخص بود . اونجور که یادمه یه دسته ی پنح شش تایی در یه ردیف کنار هم با فاصله چیده شده بودن تا دیواره آتش ایجاد کنن .
  10. برنو : سلطان تفنگ‌های گلنگدنی، از چک‌اسلواکی تا نماد غیرت زاگرس‌نشینان تفنگ برنو (vz. ۲۴) یکی از ماندگارترین سلاح‌های سبک تاریخ معاصر ایران است که نه‌تنها در ارتش رضاشاهی به عنوان تفنگ سازمانی انتخاب شد، بلکه پس از تحولات دهه ۱۳۲۰ شمسی به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ و هویت اقوام و عشایر ایران بدل گردید. به بهانه حماسه آفرینی عشایر غیور در تجاوزات دشمن آمریکایی صهیونی به وطن، مروری خواهیم داشت به تاریخچه و مشخصات تفنگ برنو . برنو در واقع تفنگ vz. ۲۴ است که پس از جنگ جهانی اول (۱۹۲۴ تا ۱۹۴۲) توسط شرکت Zbrojovka Brno در چکسلواکی (جمهوری چک امروزی) طراحی و تولید شد. برنو بر پایه طرح معروف آلمانی Mauser Gewehr 98 ساخته شد که یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین طرح‌های تفنگ گلنگدنی (bolt-action) در تاریخ سلاح‌های گرم است که توسط پل ماوزر (Peter Paul Mauser) طراحی شد و در سال ۱۸۹۸ به عنوان تفنگ سازمانی ارتش امپراتوری آلمان (آلمان قیصری) پذیرفته شد. این طرح پایه و اساس بسیاری از تفنگ‌های نظامی و شکارچی جهان در قرن بیستم از جمله تفنگ برنو vz.24 شد. در واقع برنو نسخه‌ای بهبودیافته آن طرح بود با لوله کوتاه‌تر (۵۹۰ میلی‌متر) برای افزایش خوش‌دستی بدون افت قابل توجه دقت در برد‌های جنگی. واژه «vz» مخفف «vzor» (مدل) چکی است و ۲۴ به سال ورود به خدمت ارتش چکسلواکی اشاره دارد. نام «برنو» در ایران از شهر برنو (محل کارخانه اصلی) گرفته شد. مرور مشخصات فنی : نوع: گلنگدنی (bolt-action) کالیبر: ۷٫۹۲×۵۷ میلی‌متر ماوزر ظرفیت: ۵ فشنگ (مجله داخلی) وزن: ۴٫۲ کیلوگرم (مدل استاندارد)؛ ۳٫۳۵ کیلوگرم (مدل کوتاه vz.۳۳) طول: ۱۱۰ سانتی‌متر (لوله ۶۰ سانتی‌متر) سرعت دهانه: حدود ۸۳۰ متر بر ثانیه برد مؤثر: دید تا ۲۰۰۰ متر؛ برد عملی جنگی/شکار حدود ۳۰۰۰ متر ویژگی‌ها: قنداق چوب گردو، سرنیزه ۳۰ سانتی‌متری، دقت بالا و خوش‌دستی استثنایی. مدل‌های کوتاه (کوتاه) و بلند در ایران تولید شد. نکته مهم اینکه برخلاف تصور برخی، برنو آلمانی نیست. سفارش عمده ایران پیش از اشغال چکسلواکی توسط آلمان نازی (۱۹۳۹) تحویل داده شد و تولید آن عمدتاً چکی بود.حتی در دوره اشغال، برخی تولیدات تحت نظارت آلمان (G۲۴ (t)) ادامه یافت، اما نسخه‌های اولیه و اصلی ایرانی از چک‌اسلواکی وارد شدند. برنو‌های باقی‌مانده در دست عشایر نیز عمدتاً از همین واردات پیش و حین دهه ۱۳۲۰ شمسی هستند (نه صرفاً واردات مستقیم آلمان بین دو جنگ، هرچند برخی ماوزر‌های آلمانی نیز در منطقه گردش داشتند). ورود به ایران: سفارشات ۱۳۰۸-۱۳۰۹ شمسی ایران یکی از مشتریان عمده vz. ۲۴ بود. در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸ شمسی) حدود ۳۰ هزار قبضه (ابتدا از انبار ارتش چک) سفارش داده شد و تحویل آغاز گردید. سفارشات بعدی (شامل مدل‌های بلند vz.۹۸/۲۹) نیز پیگیری شد. رضا شاه پس از آزمایش‌های طولانی مدل‌های مختلف (ماوزر آلمانی، نوغان روسی و انفیلد انگلیسی)، در هفتم بهمن ۱۳۰۹ (۲۷ ژانویه ۱۹۳۰) vz. ۲۴ را به عنوان تفنگ رسمی ارتش ایران انتخاب کرد. ستاد ارتش در ۱۳۱۳ به آن «نمره قبولی» داد. این انتخاب به دلیل دقت بالا، خوش‌دستی و سازگاری با شرایط جغرافیایی ایران بود. تولید داخلی و گسترش در ارتش از دهه ۱۹۴۰ (با کمک تکنسین‌های چک)، ایران کارخانه تولید برنو (با لوله کوتاه‌تر) را در نزدیکی دوشان‌تپه تهران (کارخانه تسلیحات) راه‌اندازی کرد. این سلاح تا دهه ۱۹۵۰-۱۹۶۰ mainstay ارتش بود تا آنکه با M۱ آمریکایی جایگزین شد. شهریور ۱۳۲۰: انتقال به دست عشایر و اقوام پس از حمله متفقین و سرنگونی رضا شاه (۱۳۲۰)، ارتش ایران عملاً منحل شد و بسیاری از برنو‌ها به دست مردم محلی، به‌ویژه عشایر افتاد. این سلاح سریعاً به نماد قدرت و دفاع در ایلات بختیاری، قشقایی، لر، بهمئی و دیگر عشایر زاگرس‌نشین تبدیل شد. عشایر ایران، تنها گروه مسلح غیررسمی در تاریخ معاصر کشور، این تفنگ را نه فقط برای شکار و دفاع، بلکه به عنوان بخشی از هویت فرهنگی و اقتدار سنتی خود حفظ کردند. برنو پیش از ایران: دست عرب‌ها و عراق پیش از ورود گسترده به ایران، نسخه‌های مشابه ماوزر-برنو در دست قبایل عرب منطقه (از جمله در عراق و خوزستان) گردش داشت. شیخ خزعل (حاکم محمره/خرمشهر) و نیروهایش نیز از سلاح‌های مدرن اروپایی (شامل مدل‌های ماوزر-مانند) بهره می‌بردند، هرچند برنو‌های دقیق vz. ۲۴ عمدتاً پس از ۱۹۲۴ رواج یافتند. این سلاح بعد‌ها در عراق نیز محبوب شد؛ صدام حسین همیشه مراسم باشکوه خود را با شلیک یک برنو (اغلب یک‌دستی) آغاز می‌کرد و حتی تفنگ برنوی شخصی‌اش نماد آغاز جنگ تحمیلی شناخته می‌شود. بررسی تأثیر فرهنگی و آیکونیک برنو فراتر از یک سلاح جنگی، به «سرمایه نمادین» عشایر تبدیل شد. تحقیقات دانشگاهی، مانند مقاله «تفنگ برنو؛ سرمایه نمادین ایل بهمئی» نشان می‌دهد که این تفنگ در ایل بهمئی (و به طور گسترده‌تر در بختیاری‌ها، قشقایی‌ها و لرها) نماد شجاعت، غیرت، منزلت اجتماعی و هویت اقوامی است. در ادبیات شفاهی و شعر محلی، برنو حضوری پررنگ دارد؛ مثلاً شعر حماسی معروف عشایری که با این بیت آغاز می‌شود: «طگن چیلات البرنو و الهاون ثار» یعنی : برنو غرید و هاون برای انتقام به کار افتاد. این عبارت برای توصیف لحظه‌ای استفاده می‌شود که صدای تیراندازی برنو (به عنوان سلاح سبک و دقیق) و غرش هاون (سلاح سنگین‌تر) بلند می‌شود و انتقام یا دفاع آغاز می‌گردد. در واقع، بیت نشان‌دهنده قدرت، غیرت و آغاز یک درگیری حماسی است؛ جایی که برنو به عنوان تفنگ نمادین عشایر، همراه با هاون، صدای جنگ و خون‌خواهی را به تصویر می‌کشد. مردان ایل، برنو را با زنان بلندقد و زیبا مقایسه می‌کردند و در مراسم عروسی، عزاداری، تیراندازی سنتی و حتی دفاع از میهن (از جمله در ۸ سال دفاع مقدس) از آن استفاده می‌کردند. عشایر تنها گروهی بودند که خارج از ساختار رسمی نظامی، این سلاح را به عنوان میراث فرهنگی حفظ کردند و آن را به ابزاری برای اتحاد و قدرت‌نمایی تبدیل نمودند. حتی این روزها، اگر خلبان آمریکایی توسط عشایر کهگیلویه و بویراحمد، تیر برنو بخورد، بعد از هشتاد و یک سال، یک برنو تولید دوران حزب نازی (یا چک تحت اشغال) قربانی آمریکایی گرفته است که نمادی از دوام افسانه‌ای این سلاح است! میراث امروز: شکار، تیراندازی و هویت ملی امروز برنو همچنان در دست عشایر برای شکار، مسابقات تیراندازی و حفظ سنت‌های فرهنگی استفاده می‌شود. این سلاح نه تنها نماد ایستادگی در برابر بیگانگان (از انقلاب مشروطه تا دفاع مقدس) بوده، بلکه پیوند عمیقی با اقوام ایرانی ایجاد کرده است. عشایر با تکیه بر برنو، هویت خود را در برابر تغییرات مدرن حفظ کرده‌اند. برنو داستان یک سلاح ساده نیست؛ روایت مقاومت، فرهنگ و هویت یک ملت است. از کارخانه‌های برنو در چک تا قله‌های زاگرس، این تفنگ همچنان «سلطان» تفنگ‌های گلنگدنی ایران باقی مانده است. لینک مقاله : منبع
  11. چشم‌هایی که غول آسمان را بلعیدند؛ سامانه پدافندی مادون قرمز و ( فرابنفش ) اپتیکی ایران در جنگ رمضان جنگ همیشه با صدا شناخته می‌شد؛ با غرش موتور، با قفل رادار، با آژیر و انفجار. اما این‌بار، یک‌جای کار بی‌صدا جلو رفت. نه موجی در کار بود، نه اخطاری که روی نمایشگر خلبان چشمک بزند. فقط یک نگاه بود؛ سرد، دقیق و پیوسته. همان نگاهی که حالا گفته می‌شود در دل همین درگیری‌ها، حداقل پنج جنگنده دشمن از جمله جنگنده F-۱۵E آمریکایی را دیده، تعقیب کرده و در لحظه‌ای که دیگر راهی نمانده، به زمین دوخته است. ماجرا از جایی جدی شد که طرف مقابل با اطمینان وارد میدان شد. سال‌ها تمرین، ده‌ها رزمایش، و یک اعتماد قدیمی به برتری تکنولوژیک. این تصور که اگر جنگ الکترونیک فعال شود، اگر رادار‌ها کور شوند، اگر شبکه‌ها مختل شوند، عملاً آسمان باز است. همین ذهنیت بود که باعث شد پرنده‌های سنگین و گران‌قیمت، با خیال نسبتاً راحت وارد محدوده‌ای شوند که فکر می‌کردند همه‌چیزش را می‌شناسند. اما زمین بازی عوض شده بود. ایران از سال‌ها قبل آرام و بی‌سروصدا روی یک مسیر دیگر کار کرده بود. مسیری که نه به موج وابسته بود، نه به سیگنال. مسیری که اساسش «دیدن» بود، نه «فرستادن». سیستم‌های اپتیکی و مادون قرمز، همان چیزی که حالا در ادبیات نظامی به‌عنوان EO/IR شناخته می‌شود، کم‌کم از یک ابزار مکمل تبدیل شدند به یک ستون اصلی. ستون اصلی یک پدافند که قرار نبود خودش را فریاد بزند. این سیستم‌ها ساده به‌نظر می‌آیند، اما در واقع پیچیده‌تر از چیزی هستند که دیده می‌شود. ما با یک دوربین طرف نیستیم؛ با یک شبکه طرفیم. شبکه‌ای از سنسور‌ها که هرکدام در یک نقطه نشسته‌اند؛ روی ارتفاعات، روی خودرو‌های متحرک، در کنار سامانه‌های موشکی، حتی در نقاطی که از بیرون هیچ نشانی از یک سامانه پدافندی ندارند. این سنسور‌ها نه موج می‌فرستند، نه قابل کشف‌اند. فقط نگاه می‌کنند؛ به گرما، به اختلاف دما، به رد موتور‌هایی که حتی پیشرفته‌ترین جنگنده‌ها هم نمی‌توانند پنهانش کنند. جنگنده رادارگریز باشد یا نباشد، یک حقیقت را نمی‌تواند تغییر دهد؛ وقتی موتور روشن است، وقتی در حال پرواز است، گرما تولید می‌کند. همین گرما تبدیل می‌شود به یک امضا. امضایی که در شب، در ارتفاع بالا، در شرایطی که چشم انسانی هیچ‌چیز نمی‌بیند، برای این سنسور‌ها مثل یک چراغ روشن است. اما دیدن، فقط شروع کار است. نقطه‌ای که این شبکه را خطرناک می‌کند، جایی است که اطلاعات زنده می‌شود. هر سنسور فقط یک چشم نیست؛ یک گره در یک شبکه بزرگ‌تر است. داده‌ای که در غرب کشور ثبت می‌شود، در همان لحظه می‌تواند روی کنسول یک سامانه در مرکز یا شرق ظاهر شود. این یعنی هدف، حتی اگر مسیرش را تغییر دهد، حتی اگر سرعتش را بالا ببرد، از دست نمی‌رود. داده‌ها مدام به‌روزرسانی می‌شوند. هدف حرکت می‌کند، تصویر هم حرکت می‌کند. این همان جایی است که لینک داده خودش را نشان می‌دهد؛ یک اتصال زنده، بدون وقفه، بدون تأخیر محسوس. چیزی شبیه یک سیستم عصبی که پیام را از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل می‌کند. این یعنی تصمیم‌گیری دیگر وابسته به یک نقطه نیست. اگر یک سامانه درگیر باشد، سامانه دیگر می‌تواند وارد عمل شود. اگر یک مسیر بسته شود، مسیر دیگر باز است. در میدان واقعی، این یعنی شکار از چند زاویه، بدون این‌که شکار بفهمد. در همین درگیری‌های اخیر، نشانه‌های این تغییر کاملاً واضح بود. پرنده‌هایی که با اتکا به سیستم‌های جنگ الکترونیک وارد شده بودند، با چیزی روبه‌رو شدند که برایش آماده نشده بودند. نه اخطاری از سمت رادار می‌آمد، نه نشانه‌ای از قفل شدن. همه‌چیز عادی به‌نظر می‌رسید، تا لحظه‌ای که دیگر برای واکنش دیر شده بود. گزارش‌هایی که حالا در حال دست‌به‌دست شدن است، از یک عدد مهم حرف می‌زند؛ حداقل پنج جنگنده دشمن که در همین فضا کشف و هدف قرار گرفته‌اند. در بین آنها، نام F-۱۵E هم آمده؛ جنگنده‌ای که ستون عملیات‌های تهاجمی آمریکا محسوب می‌شود. این یعنی ماجرا فقط یک برخورد ساده نبوده، با اهدافی طرف بوده‌ایم که برای عبور از پدافند طراحی شده‌اند. اما وقتی مسیر کشف عوض شود، تمام آن طراحی‌ها زیر سؤال می‌رود. خلبانی که وارد منطقه می‌شود، انتظار دارد اگر دیده شد، هشدار بگیرد. سیستم‌های هشداردهنده برای همین ساخته شده‌اند. اما وقتی کشف از مسیر اپتیکی و حرارتی انجام شود، این هشدار‌ها عملاً بی‌اثر می‌شوند. این یعنی خلبان ممکن است تا لحظه آخر نداند که در تیررس قرار گرفته؛ و در جنگ هوایی، همین چند ثانیه، تفاوت بین بازگشت و سقوط است. در یکی از روایت‌هایی که از میدان بیرون آمده، گفته می‌شود یکی از همین پرنده‌ها در ارتفاع بالا در حال عبور بوده که توسط چند سنسور به‌صورت همزمان دیده می‌شود. مسیرش ثبت می‌شود، سرعتش تحلیل می‌شود و در یک نقطه مشخص، داده به سامانه درگیر منتقل می‌شود. همه‌چیز در سکوت جلو می‌رود. نه اخلالی در کار است، نه درگیری الکترونیکی. فقط یک تصمیم و بعد، شلیک. چند لحظه بعد، آسمان تغییر می‌کند. این‌که دقیقاً چه بر سر خلبان‌ها آمده، هنوز در هاله‌ای از ابهام است، اما همان چیزی که از زمین دیده شده، کافی است تا بفهمیم ماجرا چقدر جدی بوده. تیم‌های جست‌و‌جو، نیرو‌های محلی، حتی بسیج مردمی و عشایر در برخی مناطق وارد عمل شده‌اند. جست‌و‌جو برای یافتن سرنشینان، برای جمع‌آوری قطعات، برای بستن کامل پرونده هر برخورد. این یعنی ماجرا فقط در آسمان تمام نشده؛ روی زمین هم ادامه دارد. * * * نکته مهم اینجاست که این شبکه، یک سیستم وارداتی نیست. این‌طور نیست که یک پکیج آماده خریده شده باشد و حالا استفاده شود. این یک کار بومی است؛ ساخته شده بر اساس نیاز، بر اساس تجربه، بر اساس درکی که از نوع تهدید وجود داشته. همین بومی بودن، یعنی انعطاف. یعنی اگر دشمن روشش را عوض کند، این سیستم هم می‌تواند خودش را تطبیق دهد. در کنار این، ترکیب این سیستم با سایر لایه‌های پدافندی، یک تصویر کامل‌تر می‌سازد. این‌جا فقط یک سنسور یا یک موشک نیست؛ یک ساختار چندلایه است که هر بخشش، بخش دیگر را پوشش می‌دهد. اگر رادار تحت فشار باشد، این چشم‌ها هستند که میدان را نگه می‌دارند. اگر ارتباطی قطع شود، مسیر‌های دیگر هنوز باز است. در چنین شرایطی، طرف مقابل با یک معادله سخت روبه‌رو می‌شود. این‌که نه‌تنها باید با سامانه‌های شناخته‌شده بجنگد، بلکه باید با چیزی درگیر شود که کامل نمی‌بیندش. این همان نقطه‌ای است که برتری ذهنی شروع می‌شود. وقتی ندانی دقیقاً از کجا دیده می‌شوی، هر حرکتت با تردید همراه می‌شود. اینجا دیگر فقط بحث یک سامانه نیست؛ بحث یک نگاه است. نگاهی که سال‌ها زمان برده تا ساخته شود، آزموده شود و حالا، در میدان واقعی، خودش را نشان بدهد. نگاهی که شاید مهم‌ترین ویژگی‌اش این است که دیده نمی‌شود، اما همه‌چیز را می‌بیند. لینک مقاله : منبع
  12. چرا خلبان مهم است؟ دلیل اهمیت یک خلبان جنگنده و آنچه یک ارتش را بسیج می کند برای نجات حتی یک خلبان جنگنده و در واقع آنچه یک خلبان جنگنده را از دیگر نیروهای هوایی ممتاز و متمایز میکند، در اطلاعات خاص و جامعی است که این خلبانان دارند. اما یک خلبان جنگنده دقیقا چه چیزهای می‌داند؟ _ تعداد جنگنده‌های عملیاتی یگانش _پایگاه‌های اصلی و رزرو برای عملیات _تعداد خلبانان یگانش _کریدورهای هوایی ورودشان به کشور _نحوه‌ی عملکرد رادار جنگنده‌اش در برابر جنگنده‌های خودی _عملکرد سیستم جنگ الکترونیک جنگنده‌اش _عملکرد سیستم هشداردهنده‌ی راداری و حرارتی جنگنده‌اش _عملکرد سیستم شناسایی پدافندهای زمینی _برد واقعی جنگنده‌اش در حالت لود با بمب‌ها و موشک‌های مختلف _مانورپذیری جنگنده‌اش در تمرین با جنگنده‌های دیگر _مشخصات فنی موشک‌های هوابه‌هوای جنگنده _عملکرد سیستم نقشه‌برداری جنگنده _مشخصات فنی موشک‌های کروز و بالستیک و بمب‌های دورایستا _عملکرد جنگنده و مهمات آن در شرایط جنگ الکترونیک _سرعت و برد و مداومت پرواز جنگنده در حالت سوپرکروز _سرعت پردازش سیستم عامل کامپیوتر جنگنده _شرایط واماندگی موتور _عملکرد جنگنده در شرایط مختلف آب و هوایی _برد کشف جنگنده در رادارهای زمینی و هوایی خودشان _کدهای محرمانه‌ی ارتباط با هواپیماهای سوخت‌رسان، پیش اخطار، شنود الکترونیک _فرکانس‌های رادیویی دریافت و ارسال داده از و به پهپادها _عمر عملیاتی قطعات مختلف و دوره‌های اورهال جنگنده _دستورالعمل‌های پروازی در عملیات‌های تهاجمی، سرکوب پدافند، نبرد هوایی، دفاع هوایی، پشتیبانی نزدیک، اسکورت، گشت، شناسایی و... و بسیاری اطلاعات دیگر... اسارت یک خلبان می‌تواند حتی روند جنگ را تغییر دهد. برای همین است که دشمن حاضر می‌شود چندین بالگرد و جنگنده و هواپیمای ترابری و دهها سرباز را به خطر بیاندازد تا از اسارت یک خلبان جلوگیری کند. لینک خبر : منبع
  13. تصاویر کماندوهای ایران آماده شکار سربازان آمریکا دایه دایه وقت جنگه تصاویر کماندوهای ایران در نیروهای زمینی و دریایی ارتش و سپاه پاسداران که آماده شکار سربازان اشغالگر آمریکایی هستند را با ریمیکس دایه دایه وقت جنگه می‌بینید و می‌شنوید. لینک ویدئو : منبع
  14. مستند دیدنی ققنوس درباره پشت پرده صنعت موشکی ایران مستند دیدنی ققنوس درباره نقش بی بدیل سردار شهید حاجی زاده در پشت پرده صنعت موشکی ایران و مسیری که طی کرد تا به این نقطه رسید را می‌بینید. لینک ویدئو : منبع