امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

2d8f.jpg

موشک ضد زره صاعقه 2

دوستان امیدوارم تکراری نباشد من جستجو کردم چیزی پیدا نکردم.
موشک ضد زره صاعقه 2 بهینه سازی شده ی موشک ضد زره دراگون امریکایی است که توسط مهندسین و متخصصین صنایع دفاع مهندسی معکوس و بهینه شده است و توسط نیروی زمینی ارتش مورد استفاده قرار می گیرد.این موشک از نظر برد بهینه سازی شده است به طوری که برد نهایی دراگون امریکایی 500 متر است ولی برد موشک صاعقه 1000 تا 1090 متر بهینه شده است,همچنین سر جنگیه ان سنگین تر و نافذتر شده است.در اصل باید گفت این موشک مهندسی معکوس شده موشک سوپر دراگون است که اوایل دهه ی 90 بهینه شده بود.

توضیحی مختصر در باره ی دراگون امریکایی
این موشک ضد تانک هدایت شونده توسط کمپانی مک دانل داگلاس در امریکا ساخته شده است.سیستم هدایت موشک شامل سیستم دید در شب و سیستم گرما یاب که بر روی لانچر پرتاب نصب شده . همچنین این لانچر مجهز به یک دو پایه و یک باتری میباشد.این موشک قابل شلیک توسط یک نفر است و هدایت ان سیمی است.در دهه ی 90 سوپر دراگون 1 ساخته شد و پس از ان سوپر دراگون 2 که نسبت به نمونه ی اولیه خیلی کارامدتر و توانایی بیشتری دارد.

dragon_01ghgh.jpg
دراگون امریکایی
normal_dragon_01.jpg
دراگون امریکایی
normal_Dragon_03.jpg

spike-360
Hans

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قدرت نفوذ در زره زیادی دارد بطوریکه به سطح تاوهای نیروی زمینی رسیده! icon_eek

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در مورد دراگون تاپیک داریم ولی در مورد صاعقه نه
دستت درد نکنه !
این صاعقه م سلاح بسیار عالی است هر چند که اون رو با تسلیحات جدید مثل جاولین جایگزین کردند ولی در کل هیچ فرقی نمیکنه چون بسیار اثر گذار و بدرد بخوره حالا کسی قیمت نوع ایرانیش رو میدونه !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سعید جان این موشک داره توسط نیروی زمینی ارتش مورد استفاده قرار می گیره. من شنیدم خیلی هم طرفدار داره. فکر کنم وقتی مورد استفاده قرار می گیره یعنی تولید انبوه شده.قیمتشم برم ببینم می تونم به دست بیارم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلاح خوب و كارامدي هست . ولي تجربه شخصيم اين بود كه در جنگ موشكهاي هدايت شونده ( مخصوصا سيمي ) هيچ كاربردي نداشت. اين نوع موشكها نياز به تمرينات زياد با سيميلاتور ( بخاطر گروني موشك ) و پرتاب در مانورها رو داره.
هدف گيري واقعا مشكله بخصوص اينكه وقتي هدف هم متحرك باشه. محاسبه و كنترل پرتاب كننده و هدايت موشك نياز به سالها اموزش داره.
گزينه خانواده ارپي جي ها و اصلاح اون بخاطر هزينه كمتر مناسبتره. :|
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یه سوال برام پیش اومد اونهم اینکه اون فرورفتگیهای روی بدنه برای چیه خواستن جلوی جریان خاصی از ایرودینامیک رو بگیرن یا چیز دیگه ایه کسی میدونه ! :|

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خوشبختانه متخصصین ما وقتی می خوان کاری بکنند واقعا گل می کارند . :|


به نظر من بعضی وقت ها مهندسی معکوس یک وسیله بهتر از خود وسیله ی اولیه است .


سلاح بسیار خوبی هست . به نظر بسیار مؤثر می یاد و مهمتر از همه اینه که حملش توسط افراد بسیار اسان هست .

دوستان توجه کنید که اگر صاعقه 2 بهتر از دراگون هست دیگه اسمش مهندسی معکوس نمی شه . اسمش یک وسیله بومی می شه .

تقریبا می شه گفت در امر نیروی زمینی 99 درصد خودکفا هستیم . شما در نظر بگیرید تمام تجهیزات نیروی زمینی رو خودمون تولید می کنیم . انواع نفربر ، تانک ، توپ ، توپ خودکششی ، موشک های ضد زره ، موشک های زمین به زمین و انواع راکت ها ، مین و انواع تسلیحات انفرادی و ...

اینجا جای داره تا از تمام زحمات متخصصین تشکر کنیم . icon_wink

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
توی اون عکس عجب آتشی پشت فرد دیده میشه فکر کنم از آرپی جی بسیار بیشتر و خطرناکتر باشه باید یه فکری برای سردتر و بی خطر کردن این آتش کرد کسی نظری راه حلی نداره !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
worior عزيز


كاملا درست می گی . ولی اساسا کار زیادی نمی شه کرد . حداقلش هم اینه که خیلی کم بشه اتشش رو کمی کمتر کرد ولی در این صورت خیلی چیز های دیگه کمتر می شه . اگر بردش رو کمتر کنیم ممکنه اتش پشتش کمتر بشه ولی بهتره افراد رو خوب اموزش بدیم .

در هشت سال دفاع مقدس هم ما شهیدانی داشتیم که پشت ار پی جی زن رفتند و بعد از شلیک به دلیل اینکه در پشت سر ار پی جی زن بودن به دیار باقی ......

باید اموزش رو درست کنیم . اگر خوب اموزش بدیم و همچنین اطمینان حاصل کنیم که همه ی افراد به خوبی می دونند ک هنباید پشت این سلام برن مشکلی نیست . نیازی زیادی هم به کم کردن اتش نیست به غیر از مواقع ضروری . برای مثال اگر بخوایم در شب یک جنگ چریکی راه بندازیم با وجود چنین اتش عظیمی دشمن خیلی راحت به منطقه ما پی می بره . که البته در جنگ های امروزی دوربین هایی اومده که وقتی شما حتی نفس می کشی گرمای نفست رو حس می کنند و فوری موقعیتت رو به دشمن می گن :|

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
کرکس جان ممنونم که منظور من رو درک کردی این آتش واقعا مهیب و خطرناک فکر کنم حتی شلیک کننده اگر در جای بسته باشه آسیب ببینه پشت این سلاح یک شعله پوش قرار دارد که تاثیر این آتش رو کم میکنه اما هنوز هم باید راه حلی پیدا کرد چرا که باز هم خیلی خطر ناکه .
کم کردن تاثیر آتش باید بعد خروج آتش اتفاق بیفته تا روی توان موشک اثر نگذارد .
به این فکر بودم که در انتهای لانچر مسدوده کنندهای نصب شود تا شعله را به دو جهت بالا و پایین هدایت کند و تاثیر آتش نسبت عقب کم شود اما فشار حاصل از پرتاب آنقدر زیاد است که ممکن است لانچر از جای بکند و به پرتاب کننده اسیب شدیدی وارد کند .
راهی مناسبی به نظرم رسیده است آنهم مشابه روشی که برای دوش پرتاب میثاق یا استینگر و اریکس استفاده میشود ! یعنی یک لانچ کوتاه و با انرژی کم با استفاده از مسدود کردن ته لانچر و کپسول هوای فشرده کوچکی که با مقداری باروت حجم آن بشدت افزایش مییابد و باعث میشود تا کپسول ترکیده و موشک به بیرون پرت شود مقدار که انرژی تولید شده بسیار کاهش میابد و آتشی هم تولید نمیشود در این لحظه پس از خروج موشک از لانچر و فاصله گرفتن از پرتابگر موتور موشک روشن میشود تا نه آسیبی به پرتاب کننده و نه به باقی افراد پشت پرتاب گر برساند !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واریور طرحت باحاله ولی دردسرش زیاد!!!پول هم زیاد می خواد.ولی در کل طرح خوبیه و اگه عملی بشه جون چندین نفر رو نجات داد.یکی از مهم ترین اشکالاتش نبود دقت هست که البته قابل حل هست.اون یکی اشکال هم کپسوله که اگه کار نکنه ملت بدبخت می شن. :| و این که ممکنه کپسول بر اثر عواملی بد کار کنه.کلا اینکه روش کار کن.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خوب دیگه همه چیز با آزمایش و تحقیق حل میشه مسئله نگه داشتن فشار هوا در یک محفظه و ترکوندن اون با مقدار کمی باروت چیز ساده ای به نظر میاد اما وقتی توی انبارنگهداشتی 10 سال بعد درش آوردی میبینی که تمام هوا خالی شده یا باروتش عمل نمیکنه و ....
راه های حل کردن این مشکل زیادن ولی بهترین راه همینیه که به نظرم رسیده فقط باید شارژر هوای کپسول هم براش درست کنیم !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]سلاح خوب و كارامدي هست . ولي تجربه شخصيم اين بود كه در جنگ موشكهاي هدايت شونده ( مخصوصا سيمي ) هيچ كاربردي نداشت. اين نوع موشكها نياز به تمرينات زياد با سيميلاتور ( بخاطر گروني موشك ) و پرتاب در مانورها رو داره.
هدف گيري واقعا مشكله بخصوص اينكه وقتي هدف هم متحرك باشه. محاسبه و كنترل پرتاب كننده و هدايت موشك نياز به سالها اموزش داره.
گزينه خانواده ارپي جي ها و اصلاح اون بخاطر هزينه كمتر مناسبتره. :|[/quote]

پرتاب موشکهای هدایت شونده نیاز به افراد آموزش دیده و متخصص داره. الان هم زمان قدیم نیست که با تانکهای دهه 50 روسی طرف باشی و با سلاح ضعیف و غیر دقیق و از رده خارجی مثل آر پی جی بشه آنها را منهدم کرد. دقیقا مثل این می مونه که بخواهی با تیر کمان به جنگ تفنگچی بری! شما به برد سلاح و قدرت نفوذ اون هم توجه بفرمایید. در فاصله نزدیک تانک دشمن شما رو زنده نمی ذاره تا بخواهید با آر پی جی شلیک کنید آنهم با هزار سلام و صلوات که آیا بخوره یا نه. خود پرتاب سلاح قدیمی مثل آر پی جی هم نیاز به آموزش داره.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر از هانس عزیز بابت این پست مفید و همچنین دوستانی که در این بحث شرکت کردن.

موشک صاعقه 2 بر اساس دراگون آمریکایی هست
اگر سری به تالارهای گفتگوی فرنگی زبان بزنید متوجه میشید که نظر چندان خوبی بر روی این سلاح وجود نداره و تقریبا همه جا جایگزین شدن این موشک توسط جاولین رو یه تحول بسیار بزرگ و مثبت میدونن
در مورد نکات منفی این سلاح (دراگون) میشه به سرعت و برد کم صدای زیاد که در کل به شناسایی شدن مکان پرتابگر می انجامه اشاره کرد.
همچنین به قدرت کم سر جنگی که این سلاح رو در مقابل زره پوشهای جدید کم اثر میکنه میشه اشاره کرد.

به هر حال با توجه به این مسائل ایران راه سختی در دگرگونی این سلاح و کارآمد کردن اون در پیش داشته.

و این کاملا در جهت مخالف موشک طوفان هست که ریشه در تاو داره
بطوریکه موشک تاو خوشنام و اکثرا به توانایی های اون معترفن و همچنان در ارتشهای قدرتمند جهان از جمله آمریکا عملیاتیه و تا اونجا که من شنیدم حالا حالا ها هم عملیاتی خواهد بود.
میشه حدث زد که انجام دگرگونی و بالا بردن توانایی تاو خیلی ساده تر از دراگون باشه

به هر حال آرزوی موفقیت برای متخصصان ایران دارم

[quote]این صاعقه ما اگر اشتباه نکنم از انرژی جنبشی هم بهره میبره و سلاح بسیار عالی است هر چند که اون رو با تسلیحات جدید مثل جاولین جایگزین کردند ولی در کل هیچ فرقی نمیکنه چون بسیار اثر گذار و بدرد بخوره حالا کسی قیمت نوع ایرانیش رو میدونه ![/quote]

یک مشکلی که برای جاولین و کلا سلاحهای شلیک و فراموش کن نام میبرن هزینه بالای اوناس.
بطوریکه گاهی قیمت موشک شلیک شده از هدف بیشتره و اونم اگر اشتباه نکنم به علت سیستم های راداری پیچیده و پیشرفته توناس.
به هر حال این جایگزینی با هزینه و مشکلات زیادی همراه بوده.

بنظر میرسه سیستمهای هدایت سیمی هنوز هم جایگاه مناسبی در تولید ضد تانکها دارن و با گسترش سیستمهای جدیدتر و پیشرفته تر هنوز جایگاه خودشون رو از دست ندادن.
دوستان در این باره چه نظری دارن؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
worior,
البته در جنگ چنین آتشی عادی است و نیروهای اطراف شلیک کننده باید هوشیار باشند. نمیشه که کلا سوسول بازی کرد و هزینه ها رو الکی افزایش داد وقتی نیروها میتونن با چند متر دور شدن از مصدومیت فرار کنند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      یک مبتدی هسته ای، مسئله ای به بهانه 0.1 کیلوتن به منتهی 10 مگاتن
      مقدمه
      یک تیتر متناقض نما برای برانگیختن سوال در این مورد که یک تازه کار هسته ای چگونه باید شروع کند، در برنامه خود به چند کیلوتن قدرت نیاز دارد؟
      اینکه در یک برنامه هسته ای در مراحل ابتدایی از اینکه از چه بمبی و چه هدف گذاری در تهیه ذخایر هسته ای میبایست بهره مند بود، تعاریف مشخصی وجود ندارد، جز 3 تز معروف که برای تولید هر سلاحی بکار میروند؛ "تولید برای زمان استفاده" و تز دیگر "تولید بر اساس مقابله با دیگری" و "تولید برای مکان استفاده یا هدف"، راهکار نظام مند دیگری وجود ندارد.  مشخص نیست چه موقع این 3 روش حدود خود و حدود نیاز هر کشوری با برنامه هسته ای را مرتفع میکنند.
      تولید بر اساس مقابله با دیگری حتی در تعداد بسیار کم نیز توجیه کافی دارد. و کافی است که رقیب بداند در تهاجم هسته ای خویش با پاسخ هسته ای مبهمی از نظر ابعاد و تعداد، روبرو خواهد شد و یا اینکه میبایست دست کم یک ضربه اتمی متقابل به انتخاب حریف را تحمل کند. ضربه ای که در هر شرایطی با هر مقداری دردناک خواهد بود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای فقط بدرد کشورهایی میخورد که نمیخواهند زیر ترس و حسرت هسته ای باقی بمانند، متوانند برنامه خود را بخوبی پنهان نگاه دارند، و قصد ندارند حجم ذخایر هسته ای خود را افزایش داده و یا ابعاد استفاده را از نظر زمان و مکان پیچیده سازند، آنها همچین سلاح هسته ای را بعنوان یک راهبرد اجرایی فراتر از امر موازنه در نظر نگرفته اند.
       تولید بر اساس زمان استفاده یک امر منحصر به فرد است، مثلا تعدادی بمب موجود باشد که اگر لازم شد روزی مثلا در آخرالزمان استفاده شود! این راهکار نیز هم از نظر اجرایی مبهم است و هم منتهی به یک حد نهایی بی معنی یعنی روز مبادای غیرممکن آن کشور منوط میشود، چنین برنامه ای نبودش بهتر از بودن آن است.
      تولید بر اساس راهکار مکان استفاده نیز از نظر عددی دچار ابهام میشود. اگر دو کشور چین و هند یکدیگر را از این نظر مورد سنجش قرار دهند و برای هر هدفی که مورد نیاز اقدام هسته ای می بیننند، سلاح هسته ای با توان مشخصی بسازند، تعداد اهداف زیاد خواهد بود و هم اینکه مسائل بسیاری نظیر شیوه نگهداری، میزان لازم، استراتژی انتخاب و شلیک و ... پدید میآورند، ممکن بمب هایی که بر اساس مکان استفاده طراحی میشوند، به نحوی محدود شوند که هیچ وقت ارزش بهره گیری نیابند. مثلا بمبی به اندازه پایتخت یک کشور تدارک دیده شود،  بزرگ در حد 5 مگاتن، و چون پدافند دشمن موثر است، تعداد متناسبی در برابر آن ساخته شود، مواد هسته ای فراوانی همراه با پیچیدگی ای نگهداری تدارک دیده شود، ولی هیچ گاه ارزشی فراتر نیابند و دو کشور بعدا با صلح هزینه گزافی به امور نظامی خود تحمیل کنند. مانند ذخایر عظیم شوروی و آمریکا که عملا بعد از جنگ سرد بلا معنی باقی مانده اند.
      راهکار دیگری که اشاره نشد، میتواند تولید صرفا تحقیقاتی باشد، به نظر میرسد سالها دو کشور آمریکا و شوروی آزمایش های اتمی را با این اهداف انجام داده اند و چنین اهدافی امروزه دیگر به معنای سابق کاربردی به نظر نمیرسد. علوم مربوط بهانفجار هسته ای به شکل وسیعی تحصیل شده اند،  فقط آن لبه پیشرو در کاهش ابعاد، کاهش عوارض و افزایش توان مورد تحقیق است که امری علمی به نظر میرسد تا نظامی و عمدتا وابسته به محاسبات کامپیوتری، شبیه سازی و تست های غیراتمی است.
      یک سطح راهکنشی نظامی
      مسیرهای ارزیابی شده توسط افراد، و نهادهای مختلف نظامی وحتی غیر نظامی در برسی گزینه های ماشه هسته ای، نمایشگر تنش زایی فزاینده هستند. استفاده از تسلیحات متعارف قدرت مند در صورت کارآمد نبودن به سمت استفاده از تسلیحات هسته ای بسیار سبک و سپس به سمت حل گره های نظامی که با بمباران متعارف و سبک هسته ای حل نمیشوند، و سپس پاسخ قویتر به حریفی که ضربه هسته ای را ارسال کرده با سلاح هسته ای قویتر تمایل دارند.
       مثلا یک استفاده سبک از سلاح هسته ای در زدن یک بتلگروپ با قدرتی معادل 0.5 کیلوتن تی ان تی، ممکن است پاسخی برابر با 5 و یا 15 کیلوتن از سوی رقیب دارنده سلاح هسته ای در موقعیتی مشابه ایجاد کند، و این فتح بابی باشد برای تنش زایی به مسیر استفاده های بزرگتر، 200 کیلوتن به یک مگاتن و یک مگاتن به  سرهای جنگی خوشه ای هسته ای و بیشتر.
      اقیانوس بعنوان بستر آزاد استفاده از تسلیحات اتمی
      آثار استفاده از تسلیحات هسته ای در سطح دریا بسیار متفاوت از استفاده در خشکی است.روسیه، چین، آمریکا هر یک ناوگان دریایی بسیار عظیمی دارند، و میتوانند با یک ضربه هسته ای تمام آنچه دشمنشان در برابرشان قرار داده است را در دریا منهدم کنند، ناوها به درون اوقیانوس غرق میشوند و آثار رادیواکتیو نیز بسیار کم و شاید محو میشود، آب دریا یکی از بهترین جاذب های تشعشعات رادیو اکتیو است و اگر از بمب های هیدروژنی استفاده شود، بدلیل مصرف شدن حجم بالایی از خرج اورانیوم یا پلوتونیومی، آثار تهاجم هسته ای بسیار کمتر خواهد بود. ولیکن هر استفاده از سلاح هسته ای در سطح خشکی مصائب بی پایانی بجای خواهد گذاشت. با وجود سیستم حمل و نقل جدید، یه انفجار هسته ای قوی که شهری را آلوده کند حتی از طریق حمل و نقل بار و یا حتی مسافرت افراد نیز میتواند آلودگی خود را منتقل کند، انتقال از مسیر هوا جای خود دارد. به محاسبه ای استفاده از یک بمب 1مگاتنی علیه فردو که باعث از بین رفتن مواد هسته ای شود، ممکن است آثار رادیواکتیو آن حتی در مرز و هند و چین مشاهده شود.
      بنابراین با وجود کاهش عقلایی استفاده از تسلیحات اتمی در سطح خشکی، همچنان استفاده از این تسلیحات در سطح دریا توجیه پذیر است. بخصوص برای همه کشورهایی که تحت تاثیر سیاست ناوگان جنگی دشمنان خود قرار گرفته اند. یک سلاح هسته ای سبک میتوانند پایان دهنده بسیار توجیه پذیر برای آغاز جنگی از سوی دریا باشد، اما پاسخ آن چه میتواند باشد؟!
      -          ادامه استفاده از تسلیحات سبک؟
      -          ماندن بر پایه اصول اخلاقی همزمان با پاسخی بسیار قویتر بصورت متعارف؟
      -          دادن پاسخ برابر و انتظار بی خیال شدن حریف؟
      -          دادن پاسخی بسیار قوی؟
      -          تسلیم شدن و ندادن هیچ پاسخی؟
      جنگ احتمالات خود را دارد، بعید است کشوری مثل آمریکا 3 ناو هواپیمابر خود را در اثر یک انفجار هسته ای در سطح دریا در یک تهاجم احتمالی در تنگه تایوان از سوی چین، منهدم شده ببیند، و از اقدام متقابلی قدرتمند تر و وسیع تر بهره نگیرد، سایر پاسخ ها مبتنی بر شیوه جنگ بازی و یا احتمالا بعدی هستند، اما چه کسی قادر است بدرستی پیش بینی کند؟ انتخاب استفاده از تسلیحات اتمی به هوش مصنوعی و مدلهای پیش بینی مبتنی بر روانسنجی رهبران واگذار خواهد شد؟!
      با این وجود آنچه مشخص است این کیلوتن نیست که تایین میکند، اقدام بعدی بمب اتمی استراتژیک بشد، یا ماشین روز قیامت، در مثال بالا آمریکا د برابر پایتخت چین را با چندمگاتن هدف قرارداده و البته پاسخ مشابهی هم دریافت کند! این موارد در کتاب کاهن و دیگران بخوبی بحث شده اند. اما استفاده اولیه از این تسلیحات یک انتخاب مبتن بر دوئل هسته ای هستند، استفاده کننده قطعا با سطحی از پیروزی روبرو خواهد شد که میبایست عواقب آن را بپذیرد.
       
       
      تست دریایی راکت ASROC   با قدرت 10 کیلوتن 1962میلادی 
      تصویر از Hans M. Kristensen برگرفته شده از fas.org/
       
      انتخاب مقادیر جذاب
      مقادیر زیر 1 کیلوتن جذابیت های بسیاری دارند.
      -          نخست اینکه سطح پاسخ هسته ای را بسیار محدود نگاه میدارند.
      -          دریافت کننده پاسخ هسته ای میداند که اگر وارد مقادیر بیشتر شود در واقع خسارت بعدی خود را ممکن است بیشتر کند و در هم سطح از پاسخ باقی میماند.
      احتمال استفاده از یک سلاح هسته ای تاکتیکی در این ابعاد بسیار زیاد است، بخصوص ابعاد تنبیهی  و یا تاکتیکی آن بشدت از نظر نظامی قابل قبول است.
      -          از طرفی دشواری های تولیدی آن بیشتر است اما مواد رادیواکتیو کمتری نیاز دارد، و کشورهایی با حجم تولید اورانیوم پایین و تکنولوژی های سطح پایین تر براحتی میتوانند انتظارات هسته ای خود را بدین شکل برآورده سازند
      -          رهگیری انفجارات و آزمایشات در این حد مقداری دشوار است و کشورهای با وسع کم هممیتوانند چنین تسلیحاتی را بیازمایند. بخصوص در سطح دریا
      -          امکان تولید انبوه و استفاده انبوه از آنان وجود دارد.
      -          برای کشورهایی که دارای ابهام هسته ای یا برنامه اقدام سریع هسته ای شرایط بحران دارند، بسادگی دستیافتنی هستند.
      -          در صورت استفاده از این تسلیحات در خشکی، یک بمب یک کیلوتن، همان اثری را دارد که یک بمب 10 کیلوتن خواهد داشت، این بمب ها به هر جا اصابت کنند، آنجا تا مدتها بلااستفاده خواهد ماند.
      در مثال دریا
      با توجه به موارد فوق میتوان ارزیابی کرد که بمب کم توان هسته ای اما در تعداد مناسب بسیار از نظر راهبردی کارگشا تر است تا بمب های با توان بالا. اما شعاع انهدام این بمب ها آنچنان ابعاد کافی ندارد که بتوان با یک بمب در یک فاصله امن از پدافند دریایی کار را تمام شده دید. بلکه انفجار حتما میبایست در مجاور ناو و در محدوده حداکثر 500 متری اتفاق بی افتد. بنابراین چنین تسلیحاتی میبایست کارآمدی خود را به گونه های راهبردی تضمین کنند. بدین منظور در اقدام راهکنشی 6 کلاهک هسته ای 0.5 کیلوتنی میبایست کنار 3 کلاهک پیشگام 300 کیلوتنی به فاصله 10 کیلومتری و یا یک بمب 1 مگاتنی به فاصله 20 کیلومتری شلیک شوند.
      3 انفجار 300 کیلوتن در فاصله ای خارج دسترس پدافند ناوگان دشمن، میتوانند شوکی تولید کنند که  راهگشای 6 انفجار 0.5 کیلوتنی باشند و این شرایط امکان انهدام یک ناوگان سه فروندی از ناوهای هواپیمابر دشمن فرضی را فراهم آورد. بنابراین بدیهی است که از منظر تولید تسلیحات اتمی، تعداد بیشتری بمب کوچک و یا کم اثر تولید شود، سپس از بمب های قویتر در تعداد کمتر بهره جست.

       
      مسیری که باید طی شود
      واقعا نمیدانیم اگر بخواهیم برنامه نظامی هسته ای داشته باشیم، از کجا شروع کنیم و کجا تمام کنیم. چه سناریویی برای زمان و مکان استفاده انتخاب کنیم، چه نقاطی چه میزان قدرت تخریب هسته ای لازم دارند. چقدر سلاح داشتن بازدارندگی را تامین میکند، تسلیحات حامل سلاح هسته ای یک مسئلله هستند، پدافند هسته ای مسئله ای دیگری، تحقیقات هسته ای همینطور. اما یک روند  منطقی برای همه تازه کارهای هسته ای الزاما میبایست طی شود؛
      -          نخست یک بمب تحقیقاتی.
      -          سپس کوچک سازی و بزرگ سازی قدرت انفجار.
      -          در ادامه کاستن از عوارض انفجارو ایجاد انفجار بهینه.
      -           در میانه راه طراحی های مناسب با تسلیحات حامل. کروز، بالستیک، بمب افکن، اژدر و ...
      -          و در پایان راه تولید، تازه آغاز دوره بی پایان نگهداری پر هزینه و پیچیده تسلیحات هسته ای برای استفاده در زمان ها و مکان ها و برد های مختلف.
      با توجه به مثال بالا یک تازه کار هسته ای، برای مدیریت هزینه و مدیریت زمان و مکان دستیابی به سلاح هسته، یا دستیابی به قابلیت فرار هسته ای طرح و برنامه دقیقی داشته باشد.
      مشکل ذخیره اولیه
      هیچ حجمی از ذخایر هسته ای اولیه نمیتواند بازدارندگی لازم را ایجاد کند، بخصوص در زمانی که دشمن خاصی وجود داشته باشد که بتواند میزان پیشرفت، تعداد کلاهک و مکان های تولید را بدقت شناسایی کرده و در ابتدای راه آنرا از کار بی اندازد. وجود چند کلاهک محدود نه تنها بازدارنده نیست، بلکه مسبب آغاز تهاجم، تغییر مسیر به تهاجم هسته ای و در نهایت شکست خوردن دارنده تازه کار است.
      بنابراین یک تازه کار هسته ای 4 راه دارد:
      1.       پنهانکاری؛ برنامه خود را تا رسیدن به ظرفیت مطلوب بازدارنده، از نظر عددی و توانی پنهان نگاه دارد.
      2.       سیاست؛ از ابزارهای سیاسی برای ممانعت از اقدام علیه برنامه هسته ای خود بهره جوید.
      3.       توان نظامی متعارف؛ بقدری در حوزه تسلیحات متعارف و سرعت رسیدن به حد مطلوب موثر عمل کند که فرصت اقدام از دشمن گرفته شود.
      4.       گروگان گیری؛ هسته ای. تهدید استفاده از نخستین سلاح های ساخته شده علیه نزدیک ترین شهر یا پایتخت دشمن.
      تقریبا بسیاری از کشورهای دارنده سلاح هسته ای پس از آمریکا بصورت ترکیبی هر 4 راه فوق را تا آنجا که توانسته اند همزمان پیگیری کرده اند. اسراییل از گزینه های 1 و 2 و 4 بخوبی بهره جسته است. هند و پاکستان، از هر 4 گزینه بهره جسته اند، همینطور کره شمالی که نتوانست برنامه هسته ای خود را پنهان کند و از ابزار سیاسی کافی برای چانه زنی بهره مند نبود توانست بخوبی از گزینه سوم و چهارم بهره گیری کند. آنها ابتدا به توان متعارف موشکی و توپخانه ای بلند برد بسیار وسیعی دست یافتند، که متعاقبا از تهاجم علیه تاسیسات هسته ای خود ممانعت کافی به عمل می آورد، سپس بعد از توسعه متعارف، پایتخت و شهرهای کره جنوبی که دیگر در برابر تهاجم موشکی انبوه راه برای مقابله نداشتند را گروگان گرفتند، به نحوی که حتی استقرار سامانه پدافند موشکی تاد نیز عملا مثمر ثمر به نظر نمی رسید. کشورهایی مثل لیبی و عراق نتوانستند از هیچ از یک 4 گزینه فوق بهره مند شوند، عراق که برنامه هسته ای خود را شروع کرد بلافاصه با تهاجم اسراییل مواجه شد و از آنجا توان نظامی متعارف کافی نداشت، از طرفی نتوانست از ابزارهای سیاسی و دیگر گزینه ها بهره گیری کند شکست را پذیرفت و به یک انتقام گیری سطحی از اسراییل اکتفا نمود. ایران نیز آگاهانه بدونه انتخاب هیچ یک از مسیر های فوق برنامه نظامی هسته  ای را در حد دانش آن محدود و سپس رها ساخت.

      مسیریابی چگونگی توسعه و کاهش تنش هسته ای
      نتیجه گیری
      یک تازه کار هسته ای میبایست، به دست کم یکصد کلاهک هسته ای با قابلیت ارسال از طرق مختلف دست پیدا کند. و این تعداد با فهم از راهبرد زمان و مکان استفاده پس از دستیابی پنهانی به ذخایر اولیه قابل تنظیم از نظر تقسیم مواد هسته ای و قدرت مورد نیاز در تعداد لازم خواهد بود. با این وجود دستیابی پنهانی به این حجم از کلاهک هسته ای که قابل نصب بر روی موشک باشد در زمانی کوتاه امری ناممکن به نظر میرسد.
      یک معادله؛ اگر 10 بمب یک مگاتنی وجود داشته باشند، آنها ماشین روز قیامت یک کشور اتمی با برنامه محدود هستند، و اگر 30 کلاهک 300 کیلوتنی به آن اضافه کنیم، توان هسته آن کشور به سطح راهبردی ارتقا پیدا میکند، و اگر حدود 70 تا 100 کلاهک از زیر یک تا حداکثر 5 کیلوتن وجود داشته باشد برنامه تاکتیکی آن تقریبا کامل شده است. به موازنه راهبردی، و توان تاکتیکی مناسب نیز دست پیدا کرده. اما به محض شروع اولین آزمایش با آنچنان حجمه سیاسی، اقتصادی و تلاش های نظامی مواجه میشود که ممکن است شانس دستیابی کامل به برنامه فوق را از دست بدهد. بنابراین در 4 گزینه فوق؛
      - پنهانکاری محدودیت عملیاتی بالایی دارد،
      - گروگانگیری نیز عواقب سیاسی و اخلاقی وسیعی دارد،
      - ظرفیت بازدارنده متعارف نیز هزینه های بسیار بالایی در برخواهد داشت،
      و نمیتوان این ظرفیت را با وجود برنامه هسته ای آشکار یا حتی پنهان تا حد یک قدرت جهانی شدن بسرعت و با هزینه های کم ارتقا داد، بنابراین "سرعت" در دستیابی به حجم بالای مواد هسته ای برای دستیابی به ظرفیت مناسب تولید بمب مهمترین و قابل ملاحظه ترین فاکتور دستیابی به سلاح هسته ای است. و این برنامه به محض آشکار شدن یک گزینه در برابر مخالفان آن برنامه میگذارد، ممانعت پیش از آنکه دور شود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای نه تنها در عمل ناکارا به نظر میرسد بلکه موجبات تهاجم را نیز فراهم می آورد. و در برابر یک اقدام زودهنگام علیه برنامه هسته ای کشور تازه کار، وی باید با تمام توان برای سقوط اخلاقی و زدن ضربت متقابل با هر روشی، منجمله بمب های کثیف، شیمیایی، میکروبی و ... آماده باشد.
      مسیر زمانی دستیابی به بازدارندگی هسته ای:
       
       
      وضعیت پیش روی یک مبتدی هسته ای
       
      تهیه شده برای میلیتاری worior@military.ir
      استفاده از مطلب و ایده ها تنها با درج آدرس سایت مجاز است
    • توسط FLANKER
      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385294.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385295.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385335.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385333.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385300.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385309.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385302.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385304.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385306.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385307.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385334.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385336.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385337.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385338.jpg
    • توسط GHIAM
      با استفاده از طول استند موشک فاتح، تونستم ابعاد موشک فتح را به دست بیاورم. موشک فتح دارای طول 6.5 متر و قطر 40 سانتیمتر است. این موشک نسبت به فاتح110 حدودا 2.30متر کوتاهتر و 20 سانتیمتر قطر کمتری دارد.  
      هیچ گونه اطلاعاتی از جنس موتور و جنس بدنه موشک وجود ندارد. اما احتمالا فتح موشکی با وزن 800-900 کیلوگرم، برد  200 - 300 کیلومتر و سرجنگی 150-200 کیلوگرمی باشد. به نظر میر‌سد سپاه قرار است این موشک را جایگزین نسخه های اولیه فاتح 110 کند. هرچند سرجنگی سبکتری نسبت به فاتح دارد برای زدن اهداف نرم از جمله زیرساخت‌های نفتی، مراکز صنعتی، اهداف غیرمقاوم نظامی و ... بسیار موثر است. 
      با توجه به ابعاد و وزن موشک فتح، می‌توان 4 تیره از این موشک را مانند فجر 5 از روی حامل IVECO پرتاب کرد.  
       

       
       

       

       
       
       
    • توسط mehdipersian
      شناور شهید باقری به بالگرد، موشک و پهپاد مجهز خواهد شد 
      فرمانده نیروی دریایی سپاه:

      شناور شهید باقری که در آینده ساخت آن به اتمام می‌رسد، علاوه بر داشتن یک ناوگروه در داخل خود، باند پرواز هم دارد که پهپاد می‌تواند از روی آن حرکت کرده و به پرواز درآید و در بازگشت هم می‌تواند بر روی آن بنشیند.
      شناور شهید باقری با ۲۴۰ متر طول و ۲۱ متر ارتفاع، مجهز به بالگرد، موشک و پهپاد است.
      این شناور به گونه‌ای در حال ساخت است که از روی عرشه آن حدود ۶۰ پهپاد می‌تواند پرواز کند و بنشیند.
      وستانیوز
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.