امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

اون گودال کار یک انفجار نیست...صرفا یک ضربه محکمه

از یه کلاهک 750 کیلویی چه انتظاری دارید

http://8pic.ir/viewer.php?file=hg9z86qsyvfpb7vm0emm.png

 

یه نفر اونطرف چاله ایستاده ، می شه ابعاد را حدس زد و مشخصات چاله را با ابعاد چاله های ناشی از انفجار بمبهای چند هزار پوندی مقایسه کرد .

ویرایش :

به راحتی ارتفاع چاله را می شه بیش از 2 متر برآورد کرد .

ویرایش شده در توسط warjo
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

گفته شده بردش۱۷۰۰کیلومتره پس چطور دوربرد اعلام شده فکر کنم میانبرده

این 1700 را رویترز گفته همزمان یه سایت اسراییلی هم گفته 2700 یه سایت خارجی دیگه هم دیدم زده2000 !! حالا اگه اینو وزارت دفاع ایران ساخته که بردی اعلام نکرده! این رسانه ها هم معلوم نیست این عددا رو از کجاشون در میارن!!!

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلامو تبریک به خاطر این رونمایی و سپاس از تمام دستندر کاران پروژهای دفاعی کشور بخصوص بخش موشکی سپاه و وزارت دفاع

واقعن موشک وحشت ناکیه فاصله دوربین اول از محل انفجار 3770 متره حدودن بعد قدرت انفجارو اونم از نوع بدون مواد منفجره یا مواد منجره کم رو آدم میبینه icon_eek بعد اگه یه تن مواد منفجره شدیدالانفجار بهش اظافه کنیم دیگه  :skull: حالا اگه 5 تا موشک با هم به یه نقطه هم زمان شلیک بشن  :silly:  :silly:  :silly:  :silly:  :silly:

ویرایش شده در توسط ldmdff
  • Upvote 4
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تمام این موارد خوب اما یک حلقه مفقوده برای کار نظامی ما وجود داره اونم یک سیستم مکان یاب ماهواره ای بومی هست با پوشش منطقه ای (نه کل زمین) اگه این کار بتونیم تا 10 سال اینده انجام بدیم در تمام موارد نظامی یک جهش بزرگ میشه صورت داد وگرنه افزایش دقت بدون هدایت ماهوارهای در برد بلند خیلی سخت هست

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

تخمین وزن کلاهک به نظرمن یک تن میرسد

برد هم تخمین من سه هزار کیلومتر است

سلام عذر میخوام چرا فکر میکنید 3000هزار کیلومتر برد داره؟زیاد نیست؟اگه باشه اولین موشکمونه با این برد دیگه؟یعنی اکثر نقاط اروپا؟؟؟؟

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نکته ای که قابل توجه، البته به نظر بنده ممکنه اشتباه کنم، طول شعله موشک در ابتدای پرتاب نسبت به موشک های سری شهاب و قدر بیشتر هست.... یعنی طول شعله در شهاب ها نسبت به طول بدنه مشوک خیلی کمتر بود ولی در عماد حدودا بیشتر از نصف طول بدنه موشک هست... البته باز هم میگم ممکنه اشتباه از ینده باشه...

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اولین بار که پرتاب موشک اسکندر رو دیدم مهمترین تفاوتی که داشت شتاب بلند شدنش بود خیلی سبک تر  و سریع تر حرکت می کرد این موشک هم نسبت به پدرانش سبکتر و سریعتر بلند شد از زمین انگار نوع سوختش فرق می کرد 

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

برعکس

من فکر می کنم شاهد یک انفجار واقعی هستیم .

 

میشه دلیلتون رو بفرمایید؟

 

 

 

طول شعله موشک در ابتدای پرتاب نسبت به موشک های سری شهاب و قدر بیشتر هست...

 

به نظر من هم همینطور اومد.

 

------------------------------

 

یه نفر زحمت بکشه زمان سوزش موتور رو از توی فیلم با کرنومتر موبایلش محاسبه کنه و اینجا بذاره تا بردشو بهتون بگم.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام به دوستان

نظر شخصی من اینه احتمالا سر جنگی موتور داره با قابلیت تغییر بردار رانش برای مرحله خارج از جو. برای مرحله داخل جو هم فکر میکنم از اون بالک ها استفاده میکنه. به نظر این یه ارتقا روی موشک های سری شهاب هست برای مانور تو مرحله ترمینال و همچنین افزایش دقت. جالب اینه با دوربین از روی زمین قابل دیدن بود تا مرحله جدایش. حالا سوال مهم اینه، آیا این دستاورد جدیده؟ یا صرفا یه دستاوردیه که از حالت محرمانه خارج شده؟

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

جالب اینجاست که وزیر دفاع خبر از تولید انبوه موشکی میده که *** سال هست وارد خدمت شده !!!  big_grin

 

چقدر بانمک هستن اینا  :straight:

  • Upvote 7
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

 

یه نفر زحمت بکشه زمان سوزش موتور رو از توی فیلم با کرنومتر موبایلش محاسبه کنه و اینجا بذاره تا بردشو بهتون بگم.

 

قبلا کشیده شده :)

 

 

خوب با توجه به ویدئوی منتشر شده توسط فارس فرضیه جداشونده بودن کلاهک تایید میشه !  زمان سوزش مرحله یک حدودا 160 ثانیه بود 

 

 

 

 

 

 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سوخت جامد برای این هست که بتونیم از تعداد زیاد موشکی که از نوع شهاب و قدر تولید شده استفاده بهینه کنیم

 

توی کلاهک رو هم مواد منفجره نمیزارن و از مواد دیگه ای... استفاده می کنند تا بتونند اطلاعات دقیق بدست بیارن

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نه چیزی که از برخورد کلاهک می بینیم فقط حاصل انرژی جنبشی اون بود و مواد منفجره همراه نداشت , هم وزن اون از مواد دیگه ای پر می کنند ,  که این مورد رو تو خیلی تست های دیگه هم دیده بودیم 

گه یا بدون مواد انفجاری تست می شدند یا مقدار خیلی کمی از ظرفیتشون با این موارد پر میشد .

به فیلم دقت کنید لحظاتی بعد از برخورد  موج انفجار به وضوح دوربین رو تکون میده

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

 

 

زمان سوزش مرحله یک حدودا 160 ثانیه بود 

 

پس مدت سوزش مشابه شهاب 3 هست، لذا همون برد 1600 تا 1900 کیلومتر قریب به واقع باید باشه.

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      یک مبتدی هسته ای، مسئله ای به بهانه 0.1 کیلوتن به منتهی 10 مگاتن
      مقدمه
      یک تیتر متناقض نما برای برانگیختن سوال در این مورد که یک تازه کار هسته ای چگونه باید شروع کند، در برنامه خود به چند کیلوتن قدرت نیاز دارد؟
      اینکه در یک برنامه هسته ای در مراحل ابتدایی از اینکه از چه بمبی و چه هدف گذاری در تهیه ذخایر هسته ای میبایست بهره مند بود، تعاریف مشخصی وجود ندارد، جز 3 تز معروف که برای تولید هر سلاحی بکار میروند؛ "تولید برای زمان استفاده" و تز دیگر "تولید بر اساس مقابله با دیگری" و "تولید برای مکان استفاده یا هدف"، راهکار نظام مند دیگری وجود ندارد.  مشخص نیست چه موقع این 3 روش حدود خود و حدود نیاز هر کشوری با برنامه هسته ای را مرتفع میکنند.
      تولید بر اساس مقابله با دیگری حتی در تعداد بسیار کم نیز توجیه کافی دارد. و کافی است که رقیب بداند در تهاجم هسته ای خویش با پاسخ هسته ای مبهمی از نظر ابعاد و تعداد، روبرو خواهد شد و یا اینکه میبایست دست کم یک ضربه اتمی متقابل به انتخاب حریف را تحمل کند. ضربه ای که در هر شرایطی با هر مقداری دردناک خواهد بود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای فقط بدرد کشورهایی میخورد که نمیخواهند زیر ترس و حسرت هسته ای باقی بمانند، متوانند برنامه خود را بخوبی پنهان نگاه دارند، و قصد ندارند حجم ذخایر هسته ای خود را افزایش داده و یا ابعاد استفاده را از نظر زمان و مکان پیچیده سازند، آنها همچین سلاح هسته ای را بعنوان یک راهبرد اجرایی فراتر از امر موازنه در نظر نگرفته اند.
       تولید بر اساس زمان استفاده یک امر منحصر به فرد است، مثلا تعدادی بمب موجود باشد که اگر لازم شد روزی مثلا در آخرالزمان استفاده شود! این راهکار نیز هم از نظر اجرایی مبهم است و هم منتهی به یک حد نهایی بی معنی یعنی روز مبادای غیرممکن آن کشور منوط میشود، چنین برنامه ای نبودش بهتر از بودن آن است.
      تولید بر اساس راهکار مکان استفاده نیز از نظر عددی دچار ابهام میشود. اگر دو کشور چین و هند یکدیگر را از این نظر مورد سنجش قرار دهند و برای هر هدفی که مورد نیاز اقدام هسته ای می بیننند، سلاح هسته ای با توان مشخصی بسازند، تعداد اهداف زیاد خواهد بود و هم اینکه مسائل بسیاری نظیر شیوه نگهداری، میزان لازم، استراتژی انتخاب و شلیک و ... پدید میآورند، ممکن بمب هایی که بر اساس مکان استفاده طراحی میشوند، به نحوی محدود شوند که هیچ وقت ارزش بهره گیری نیابند. مثلا بمبی به اندازه پایتخت یک کشور تدارک دیده شود،  بزرگ در حد 5 مگاتن، و چون پدافند دشمن موثر است، تعداد متناسبی در برابر آن ساخته شود، مواد هسته ای فراوانی همراه با پیچیدگی ای نگهداری تدارک دیده شود، ولی هیچ گاه ارزشی فراتر نیابند و دو کشور بعدا با صلح هزینه گزافی به امور نظامی خود تحمیل کنند. مانند ذخایر عظیم شوروی و آمریکا که عملا بعد از جنگ سرد بلا معنی باقی مانده اند.
      راهکار دیگری که اشاره نشد، میتواند تولید صرفا تحقیقاتی باشد، به نظر میرسد سالها دو کشور آمریکا و شوروی آزمایش های اتمی را با این اهداف انجام داده اند و چنین اهدافی امروزه دیگر به معنای سابق کاربردی به نظر نمیرسد. علوم مربوط بهانفجار هسته ای به شکل وسیعی تحصیل شده اند،  فقط آن لبه پیشرو در کاهش ابعاد، کاهش عوارض و افزایش توان مورد تحقیق است که امری علمی به نظر میرسد تا نظامی و عمدتا وابسته به محاسبات کامپیوتری، شبیه سازی و تست های غیراتمی است.
      یک سطح راهکنشی نظامی
      مسیرهای ارزیابی شده توسط افراد، و نهادهای مختلف نظامی وحتی غیر نظامی در برسی گزینه های ماشه هسته ای، نمایشگر تنش زایی فزاینده هستند. استفاده از تسلیحات متعارف قدرت مند در صورت کارآمد نبودن به سمت استفاده از تسلیحات هسته ای بسیار سبک و سپس به سمت حل گره های نظامی که با بمباران متعارف و سبک هسته ای حل نمیشوند، و سپس پاسخ قویتر به حریفی که ضربه هسته ای را ارسال کرده با سلاح هسته ای قویتر تمایل دارند.
       مثلا یک استفاده سبک از سلاح هسته ای در زدن یک بتلگروپ با قدرتی معادل 0.5 کیلوتن تی ان تی، ممکن است پاسخی برابر با 5 و یا 15 کیلوتن از سوی رقیب دارنده سلاح هسته ای در موقعیتی مشابه ایجاد کند، و این فتح بابی باشد برای تنش زایی به مسیر استفاده های بزرگتر، 200 کیلوتن به یک مگاتن و یک مگاتن به  سرهای جنگی خوشه ای هسته ای و بیشتر.
      اقیانوس بعنوان بستر آزاد استفاده از تسلیحات اتمی
      آثار استفاده از تسلیحات هسته ای در سطح دریا بسیار متفاوت از استفاده در خشکی است.روسیه، چین، آمریکا هر یک ناوگان دریایی بسیار عظیمی دارند، و میتوانند با یک ضربه هسته ای تمام آنچه دشمنشان در برابرشان قرار داده است را در دریا منهدم کنند، ناوها به درون اوقیانوس غرق میشوند و آثار رادیواکتیو نیز بسیار کم و شاید محو میشود، آب دریا یکی از بهترین جاذب های تشعشعات رادیو اکتیو است و اگر از بمب های هیدروژنی استفاده شود، بدلیل مصرف شدن حجم بالایی از خرج اورانیوم یا پلوتونیومی، آثار تهاجم هسته ای بسیار کمتر خواهد بود. ولیکن هر استفاده از سلاح هسته ای در سطح خشکی مصائب بی پایانی بجای خواهد گذاشت. با وجود سیستم حمل و نقل جدید، یه انفجار هسته ای قوی که شهری را آلوده کند حتی از طریق حمل و نقل بار و یا حتی مسافرت افراد نیز میتواند آلودگی خود را منتقل کند، انتقال از مسیر هوا جای خود دارد. به محاسبه ای استفاده از یک بمب 1مگاتنی علیه فردو که باعث از بین رفتن مواد هسته ای شود، ممکن است آثار رادیواکتیو آن حتی در مرز و هند و چین مشاهده شود.
      بنابراین با وجود کاهش عقلایی استفاده از تسلیحات اتمی در سطح خشکی، همچنان استفاده از این تسلیحات در سطح دریا توجیه پذیر است. بخصوص برای همه کشورهایی که تحت تاثیر سیاست ناوگان جنگی دشمنان خود قرار گرفته اند. یک سلاح هسته ای سبک میتوانند پایان دهنده بسیار توجیه پذیر برای آغاز جنگی از سوی دریا باشد، اما پاسخ آن چه میتواند باشد؟!
      -          ادامه استفاده از تسلیحات سبک؟
      -          ماندن بر پایه اصول اخلاقی همزمان با پاسخی بسیار قویتر بصورت متعارف؟
      -          دادن پاسخ برابر و انتظار بی خیال شدن حریف؟
      -          دادن پاسخی بسیار قوی؟
      -          تسلیم شدن و ندادن هیچ پاسخی؟
      جنگ احتمالات خود را دارد، بعید است کشوری مثل آمریکا 3 ناو هواپیمابر خود را در اثر یک انفجار هسته ای در سطح دریا در یک تهاجم احتمالی در تنگه تایوان از سوی چین، منهدم شده ببیند، و از اقدام متقابلی قدرتمند تر و وسیع تر بهره نگیرد، سایر پاسخ ها مبتنی بر شیوه جنگ بازی و یا احتمالا بعدی هستند، اما چه کسی قادر است بدرستی پیش بینی کند؟ انتخاب استفاده از تسلیحات اتمی به هوش مصنوعی و مدلهای پیش بینی مبتنی بر روانسنجی رهبران واگذار خواهد شد؟!
      با این وجود آنچه مشخص است این کیلوتن نیست که تایین میکند، اقدام بعدی بمب اتمی استراتژیک بشد، یا ماشین روز قیامت، در مثال بالا آمریکا د برابر پایتخت چین را با چندمگاتن هدف قرارداده و البته پاسخ مشابهی هم دریافت کند! این موارد در کتاب کاهن و دیگران بخوبی بحث شده اند. اما استفاده اولیه از این تسلیحات یک انتخاب مبتن بر دوئل هسته ای هستند، استفاده کننده قطعا با سطحی از پیروزی روبرو خواهد شد که میبایست عواقب آن را بپذیرد.
       
       
      تست دریایی راکت ASROC   با قدرت 10 کیلوتن 1962میلادی 
      تصویر از Hans M. Kristensen برگرفته شده از fas.org/
       
      انتخاب مقادیر جذاب
      مقادیر زیر 1 کیلوتن جذابیت های بسیاری دارند.
      -          نخست اینکه سطح پاسخ هسته ای را بسیار محدود نگاه میدارند.
      -          دریافت کننده پاسخ هسته ای میداند که اگر وارد مقادیر بیشتر شود در واقع خسارت بعدی خود را ممکن است بیشتر کند و در هم سطح از پاسخ باقی میماند.
      احتمال استفاده از یک سلاح هسته ای تاکتیکی در این ابعاد بسیار زیاد است، بخصوص ابعاد تنبیهی  و یا تاکتیکی آن بشدت از نظر نظامی قابل قبول است.
      -          از طرفی دشواری های تولیدی آن بیشتر است اما مواد رادیواکتیو کمتری نیاز دارد، و کشورهایی با حجم تولید اورانیوم پایین و تکنولوژی های سطح پایین تر براحتی میتوانند انتظارات هسته ای خود را بدین شکل برآورده سازند
      -          رهگیری انفجارات و آزمایشات در این حد مقداری دشوار است و کشورهای با وسع کم هممیتوانند چنین تسلیحاتی را بیازمایند. بخصوص در سطح دریا
      -          امکان تولید انبوه و استفاده انبوه از آنان وجود دارد.
      -          برای کشورهایی که دارای ابهام هسته ای یا برنامه اقدام سریع هسته ای شرایط بحران دارند، بسادگی دستیافتنی هستند.
      -          در صورت استفاده از این تسلیحات در خشکی، یک بمب یک کیلوتن، همان اثری را دارد که یک بمب 10 کیلوتن خواهد داشت، این بمب ها به هر جا اصابت کنند، آنجا تا مدتها بلااستفاده خواهد ماند.
      در مثال دریا
      با توجه به موارد فوق میتوان ارزیابی کرد که بمب کم توان هسته ای اما در تعداد مناسب بسیار از نظر راهبردی کارگشا تر است تا بمب های با توان بالا. اما شعاع انهدام این بمب ها آنچنان ابعاد کافی ندارد که بتوان با یک بمب در یک فاصله امن از پدافند دریایی کار را تمام شده دید. بلکه انفجار حتما میبایست در مجاور ناو و در محدوده حداکثر 500 متری اتفاق بی افتد. بنابراین چنین تسلیحاتی میبایست کارآمدی خود را به گونه های راهبردی تضمین کنند. بدین منظور در اقدام راهکنشی 6 کلاهک هسته ای 0.5 کیلوتنی میبایست کنار 3 کلاهک پیشگام 300 کیلوتنی به فاصله 10 کیلومتری و یا یک بمب 1 مگاتنی به فاصله 20 کیلومتری شلیک شوند.
      3 انفجار 300 کیلوتن در فاصله ای خارج دسترس پدافند ناوگان دشمن، میتوانند شوکی تولید کنند که  راهگشای 6 انفجار 0.5 کیلوتنی باشند و این شرایط امکان انهدام یک ناوگان سه فروندی از ناوهای هواپیمابر دشمن فرضی را فراهم آورد. بنابراین بدیهی است که از منظر تولید تسلیحات اتمی، تعداد بیشتری بمب کوچک و یا کم اثر تولید شود، سپس از بمب های قویتر در تعداد کمتر بهره جست.

       
      مسیری که باید طی شود
      واقعا نمیدانیم اگر بخواهیم برنامه نظامی هسته ای داشته باشیم، از کجا شروع کنیم و کجا تمام کنیم. چه سناریویی برای زمان و مکان استفاده انتخاب کنیم، چه نقاطی چه میزان قدرت تخریب هسته ای لازم دارند. چقدر سلاح داشتن بازدارندگی را تامین میکند، تسلیحات حامل سلاح هسته ای یک مسئلله هستند، پدافند هسته ای مسئله ای دیگری، تحقیقات هسته ای همینطور. اما یک روند  منطقی برای همه تازه کارهای هسته ای الزاما میبایست طی شود؛
      -          نخست یک بمب تحقیقاتی.
      -          سپس کوچک سازی و بزرگ سازی قدرت انفجار.
      -          در ادامه کاستن از عوارض انفجارو ایجاد انفجار بهینه.
      -           در میانه راه طراحی های مناسب با تسلیحات حامل. کروز، بالستیک، بمب افکن، اژدر و ...
      -          و در پایان راه تولید، تازه آغاز دوره بی پایان نگهداری پر هزینه و پیچیده تسلیحات هسته ای برای استفاده در زمان ها و مکان ها و برد های مختلف.
      با توجه به مثال بالا یک تازه کار هسته ای، برای مدیریت هزینه و مدیریت زمان و مکان دستیابی به سلاح هسته، یا دستیابی به قابلیت فرار هسته ای طرح و برنامه دقیقی داشته باشد.
      مشکل ذخیره اولیه
      هیچ حجمی از ذخایر هسته ای اولیه نمیتواند بازدارندگی لازم را ایجاد کند، بخصوص در زمانی که دشمن خاصی وجود داشته باشد که بتواند میزان پیشرفت، تعداد کلاهک و مکان های تولید را بدقت شناسایی کرده و در ابتدای راه آنرا از کار بی اندازد. وجود چند کلاهک محدود نه تنها بازدارنده نیست، بلکه مسبب آغاز تهاجم، تغییر مسیر به تهاجم هسته ای و در نهایت شکست خوردن دارنده تازه کار است.
      بنابراین یک تازه کار هسته ای 4 راه دارد:
      1.       پنهانکاری؛ برنامه خود را تا رسیدن به ظرفیت مطلوب بازدارنده، از نظر عددی و توانی پنهان نگاه دارد.
      2.       سیاست؛ از ابزارهای سیاسی برای ممانعت از اقدام علیه برنامه هسته ای خود بهره جوید.
      3.       توان نظامی متعارف؛ بقدری در حوزه تسلیحات متعارف و سرعت رسیدن به حد مطلوب موثر عمل کند که فرصت اقدام از دشمن گرفته شود.
      4.       گروگان گیری؛ هسته ای. تهدید استفاده از نخستین سلاح های ساخته شده علیه نزدیک ترین شهر یا پایتخت دشمن.
      تقریبا بسیاری از کشورهای دارنده سلاح هسته ای پس از آمریکا بصورت ترکیبی هر 4 راه فوق را تا آنجا که توانسته اند همزمان پیگیری کرده اند. اسراییل از گزینه های 1 و 2 و 4 بخوبی بهره جسته است. هند و پاکستان، از هر 4 گزینه بهره جسته اند، همینطور کره شمالی که نتوانست برنامه هسته ای خود را پنهان کند و از ابزار سیاسی کافی برای چانه زنی بهره مند نبود توانست بخوبی از گزینه سوم و چهارم بهره گیری کند. آنها ابتدا به توان متعارف موشکی و توپخانه ای بلند برد بسیار وسیعی دست یافتند، که متعاقبا از تهاجم علیه تاسیسات هسته ای خود ممانعت کافی به عمل می آورد، سپس بعد از توسعه متعارف، پایتخت و شهرهای کره جنوبی که دیگر در برابر تهاجم موشکی انبوه راه برای مقابله نداشتند را گروگان گرفتند، به نحوی که حتی استقرار سامانه پدافند موشکی تاد نیز عملا مثمر ثمر به نظر نمی رسید. کشورهایی مثل لیبی و عراق نتوانستند از هیچ از یک 4 گزینه فوق بهره مند شوند، عراق که برنامه هسته ای خود را شروع کرد بلافاصه با تهاجم اسراییل مواجه شد و از آنجا توان نظامی متعارف کافی نداشت، از طرفی نتوانست از ابزارهای سیاسی و دیگر گزینه ها بهره گیری کند شکست را پذیرفت و به یک انتقام گیری سطحی از اسراییل اکتفا نمود. ایران نیز آگاهانه بدونه انتخاب هیچ یک از مسیر های فوق برنامه نظامی هسته  ای را در حد دانش آن محدود و سپس رها ساخت.

      مسیریابی چگونگی توسعه و کاهش تنش هسته ای
      نتیجه گیری
      یک تازه کار هسته ای میبایست، به دست کم یکصد کلاهک هسته ای با قابلیت ارسال از طرق مختلف دست پیدا کند. و این تعداد با فهم از راهبرد زمان و مکان استفاده پس از دستیابی پنهانی به ذخایر اولیه قابل تنظیم از نظر تقسیم مواد هسته ای و قدرت مورد نیاز در تعداد لازم خواهد بود. با این وجود دستیابی پنهانی به این حجم از کلاهک هسته ای که قابل نصب بر روی موشک باشد در زمانی کوتاه امری ناممکن به نظر میرسد.
      یک معادله؛ اگر 10 بمب یک مگاتنی وجود داشته باشند، آنها ماشین روز قیامت یک کشور اتمی با برنامه محدود هستند، و اگر 30 کلاهک 300 کیلوتنی به آن اضافه کنیم، توان هسته آن کشور به سطح راهبردی ارتقا پیدا میکند، و اگر حدود 70 تا 100 کلاهک از زیر یک تا حداکثر 5 کیلوتن وجود داشته باشد برنامه تاکتیکی آن تقریبا کامل شده است. به موازنه راهبردی، و توان تاکتیکی مناسب نیز دست پیدا کرده. اما به محض شروع اولین آزمایش با آنچنان حجمه سیاسی، اقتصادی و تلاش های نظامی مواجه میشود که ممکن است شانس دستیابی کامل به برنامه فوق را از دست بدهد. بنابراین در 4 گزینه فوق؛
      - پنهانکاری محدودیت عملیاتی بالایی دارد،
      - گروگانگیری نیز عواقب سیاسی و اخلاقی وسیعی دارد،
      - ظرفیت بازدارنده متعارف نیز هزینه های بسیار بالایی در برخواهد داشت،
      و نمیتوان این ظرفیت را با وجود برنامه هسته ای آشکار یا حتی پنهان تا حد یک قدرت جهانی شدن بسرعت و با هزینه های کم ارتقا داد، بنابراین "سرعت" در دستیابی به حجم بالای مواد هسته ای برای دستیابی به ظرفیت مناسب تولید بمب مهمترین و قابل ملاحظه ترین فاکتور دستیابی به سلاح هسته ای است. و این برنامه به محض آشکار شدن یک گزینه در برابر مخالفان آن برنامه میگذارد، ممانعت پیش از آنکه دور شود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای نه تنها در عمل ناکارا به نظر میرسد بلکه موجبات تهاجم را نیز فراهم می آورد. و در برابر یک اقدام زودهنگام علیه برنامه هسته ای کشور تازه کار، وی باید با تمام توان برای سقوط اخلاقی و زدن ضربت متقابل با هر روشی، منجمله بمب های کثیف، شیمیایی، میکروبی و ... آماده باشد.
      مسیر زمانی دستیابی به بازدارندگی هسته ای:
       
       
      وضعیت پیش روی یک مبتدی هسته ای
       
      تهیه شده برای میلیتاری worior@military.ir
      استفاده از مطلب و ایده ها تنها با درج آدرس سایت مجاز است
    • توسط FLANKER
      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385294.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385295.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385335.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385333.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385300.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385309.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385302.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385304.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385306.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385307.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385334.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385336.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385337.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385338.jpg
    • توسط NIX
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      گراد ، تگرگ روسی
       

       
       
       
      گراد یک سامانه پرتابگر چندگانه خودکششی 122 میلیمتری است که در اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شده است ، این سامانه و راکت M-210F برای نخستین بار در سالهای آغازین دهه 1960 توسعه یافته و نخستین کاربرد رزمی آن در مارس 1969 در طول درگیری مرز چین و شوروی بود
      BM مخفف Boyevaya Mashina به معنی ماشین جنگی است و نام مستعار گراد Grad در روسی به معنی تگرگ می باشد
       
      سامانه موشک انداز BM 21  در سال 1963 در ارتش شوروی برای جایگزینی سامانه قدیمی BM 14  بکار گیری شد ، نقش پایه ای سامانه BM 21  برای پشتیبانی نیرو های زمینی با سرکوب فوری مواضع شلیک موشک های ضد تانک ، توپخانه ها ، خمپاره انداز ها ، از میان بردن نقاط مقاومت دشمن در منطقه نبرد بود
       
      نام مستعار روسی "تگرگ" نام مناسبی برای سامانه تسلیحاتی است که می تواند تا 40 راکت 122 میلی متری را در حدود 20 ثانیه در بردهای گوناگون پرتاب کند. گراد یک سامانه تتسلیحاتی دقیق نیست و برای رساندن مهمات خود به جای هدف نقطه ای ، برای یورش به یک منطقه طراحی شده است ، در برد 20 کیلومتری ، زمانی که 40 موشک پرتاب می شود، منطقه اصابت تا 600 متر در 600 متر گسترش می یابد (36 هکتار).
       

       
       
      از زمان معرفی سامانه BM 21 در دهه 60 این راکت انداز  های 122 میلیمتری در همه مناطق درگیری در سراسر حهان حاضر بوده اند . سادگی این سامانه بهمراه ارائه توان آتشباری عظیم از یک سکوی متحرک و نسبتا سبک منجر به پذیرش سریع و گسترده آن شده است..این سامانه تسلیحاتی به شکل گسترده ای کپی شده است و اکنون گونه های گسترده ای از نسخه ها و مشتقات آن را می توان در فهرست موجودی بیش از 50 نیروی مسلح در سراسر دنیا میتوان مشاهده کرد
       
      از آنجایی که BM-21 یک طراحی نسبتا قدیمی است که  اواخر دهه 1950 توسعه یافت ،بنابر این  برخی از این گونه‌های کپی شده ویژگی‌ های تسلیحات تازه تری را به آن افزوده اند ، مانند سیستم ‌های کنترل آتش پیشرفته و ویژگی‌های آیرودینامیکی پیشرفته‌تر برای خود موشک‌ها [در موارد پیشرفته تر موشک های هدایت شونده. م].
       
       
      پرتابگر اولیه یک شاسی کامیون Ural-375D 6×6 بود. در سال 1976، خودروی پرتابگر Ural-375D با کامیون جدیدتر و قدرتمندتر Ural-4320 6×6 جایگزین شد. هر BM-21 توسط یک کامیون 9k450  با 60 موشک اضافی پشتیبانی می شود. نصب شدن بر روی کامیون های 6×6 به BM-21 تحرک قابل توجهی می دهد که به ویژه پس از شلیک، زمانی که پرتابگرها باید به سرعت جابجا شده تا از آتش سامانه های ضد توپخانه ای دشمن در امان باشند. عملیات شلیک و جابجایی رفتار معمول در راکت انداز های چندگانه خودکششی است
       
       
      کامیون پشتیبان سامانه گراد
       
      راکت یا موشک
      راکت یا موشک به مهماتی گفته می شود که توسط یک موتور به حرکت در می آید. موتور موشک / راکت در ساده‌ ترین گونه از لوله‌ ای تشکیل شده است که در آن سوخت می‌ سوزد و در یک انتهای آن دهانه‌ ای دارد. گازهای خارج شده باعث ایجاد واکنشی برابر و مخالف در انتهای بسته لوله شده و پرتابه را به جلو می راند . رانش با هدایت گازهای به سرعت در حال انبساط از سوخت موشک در حال سوختن از طریق یک یا چند نازل (ونتوری/ ونچوری) ایجاد می شود.
       

       
      نمایش اثر ونتوری
       
       راکت های 122 میلی متری برای BM-21 دارای هفت ونتوری در پشت موتور موشک هستند. در حالی که موتورهای موشک می‌توانند حاوی سوخت مایع یا جامد باشند، سامانه های BM-21 موشک ‌هایی را با موتورهایی که فقط دارای سوخت جامد هستند شلیک می‌کنند. بر خلاف موشک ، یک راکت هدایت نشده مسیر خود را در هنگام پرواز تنظیم نمی کند تا به هدف اصابت کند. به این ترتیب، هنگامی که BM-21 یک راکت را شلیک میکند هیچ راهی برای تغییر مسیر آن وجود ندارد.
       
      راکت ها
      راکت ها به منظور دستیابی به پایداری آیرودینامیکی ، از باله یا چرخش محوری استفاده می کنند ، راکت های سامانه گراد ترکیب هر دو این روش ها را بکار می برد. روش اولیه برای ایجاد پایداری آیرودینامیکی از طریق استفاده از چهار بالک در بخش پشتی است . هنگامی که راکت پرتاب می شود، شروع به چرخش با سرعت نسبتا کندی می کند. باله‌های فنری که در بخش پشتی دور راکت پیچیده شده اند و با یک بند نازک در جای خود نگه داشته شده اند که هنگام پرتاب می‌سوزد. همانطور که قسمت پشتی موشک از لوله پرتاب خارج می شود، فنرها باله ها را باز کرده و راکت را در پرواز تثبیت می کنند.
       
       
      انواع راکت های سامانه گراد
       
      راکت 9M22
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               64  کیلوگرم
      سرجنگی         18.4 کیلوگرم
      طول              2870 میلیمتر
      تعداد ترکش     1640 تکه
      برد                5 تا 20.4 کیلومتر
       
      راکت 9M22M
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               46  کیلوگرم
      سرجنگی         18.4 کیلوگرم
      طول              1930 میلیمتر
      تعداد ترکش     1640 تکه
      برد                2 تا 10.8 کیلومتر
       
      راکت 9M22U
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               66.6  کیلوگرم
      سرجنگی         18.4 کیلوگرم
      طول              2870 میلیمتر
      تعداد ترکش     1640 تکه
      برد                5 تا 20.1 کیلومتر
       
      راکت 9M28F
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               56.5  کیلوگرم
      سرجنگی         21 کیلوگرم
      طول              2270 میلیمتر
      تعداد ترکش     1000  تکه
      برد                تا 15 کیلومتر
       
      راکت 9M53F
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               70   کیلوگرم
      سرجنگی         26  کیلوگرم
      طول              3037 میلیمتر
      تعداد ترکش     2450  تکه
      برد                5 تا 20.5 کیلومتر
       
      راکت 9M521
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               66  کیلوگرم
      سرجنگی         21 کیلوگرم
      طول              2840  میلیمتر
      تعداد ترکش     1000  تکه
      برد                تا 40  کیلومتر
       
      راکت 9M522
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               70  کیلوگرم
      سرجنگی         25  کیلوگرم
      طول              3037 میلیمتر
      تعداد ترکش     1800  تکه
      برد                تا 37.5  کیلومتر
       
       
       
      گراد در نقش موشک
       
      با توجه به گستره کاربران راکت انداز های گراد شرکت های دفاعی در صدد بهبود عملکرد این سامانه بر آمده اند که شرکت ترکیه ای راکستان و همینطور صنایع دولتی رافائل دو شیوه گوناگون را برای افزایش دقت این سامانه به کار برده اند
       

       
      راکت (موشک) ساخت راکستان با سامانه هدایتی GPS / INS
       
      شرکت راکستان یک راکت هدایت شونده به سامانه هدایت ماهواره ای به همراه سامانه هدایت داخلی توسعه داده است که با استفاده از امواج ماهواره های جی پی اس دایره خطای برابر 30 متر (ادعایی)  دارد
       

       
      کیت Epik
       
      شرکت رافائل کیت EPIK را برای راکت های سامانه گراد توسعه داده است (Electro-Optical Precision Integration Kit)) که بر پایه هدایت داخلی  INS و پردازشگر تصویری کار میکند ، تصویر هدف که توسط سامانه های دیگر (هلیکوپتر / هواپیما / پهپاد / نیرو های پیاده) برداشت شده است روی سامانه هدایت داخلی بارگیری شده و در زمان پرواز پویشگر فعال دماغه راکت با مقایسه تصویر ذخیره شده اقدام به جانمایی و شیرجه بر روی هدف تعیین شده می نماید ، از آنجایی که EPIK با جی پی اس در ارتباط نیست امکان جم و اخلال بر روی آن نیز وجود ندارد. شرکت سازنده دقت اصابت کمتر از 3 متر را برای این کیت هدایتی اعلام کرده است
       
      با هدایت پذیر شدن راکت های سامانه گراد سامانه های Fire Finder امکان محاسبه الگوی پروازی پرتابه برای اجرای عملیات سرکوب را تا حد بسیار زیادی از دست خواهند داد
       
       
       
       
       

       
       
      سامانه راکت چند گانه خودکششی
       
      سازنده    اتحاد جماهیر شوروی
      سال ورود به خدمت   1963 میلادی
      تعداد خدمه    6 نفر
       
      گونه های سامانه گراد

       
      BM 21 V
      نسخه هوابرد با 12 تیوب بر روی کامیون گاز 66B 
       

       
      GRAD 1
      نسخه سبکتر سامانه گراد با 36 تیوب بر روی کامیون زیل 131
       

       
      9K132 Grad-P
      گراد پی لانچر تکی راکت 122 میلیمتری
       

       
        A-215 Grad-M
      نسخه دریایی سامانه گراد
       

       
      9K59 Prima
      پریما نسخه بهبود یافته گراد با 50 تیوب
       

       
      Grad-K
      نسخه تازه تر گراد بر روی کامیون کاماز 5350
       

       
      Tornado G
      راکت انداز بهبود یافته گراد بر روی کامیون اورال 4320
       
       
       
      پیوند 1
      پیوند 2
      پیوند 3
      پیوند 4
      پیوند 5
    • توسط MR9
      فکور90 ، در اصل ، یک پروژه داخلی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (IRIAF)  بشمار می رفت که تاریخ آغاز آن به اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم ( 2000 میلادی ) برمی گردد . به اعتقاد برخی ، در آن زمان هیچ  موشک هوا به هوای عملیاتی AIM-54A فونیکس در فهرست موجودی نیرو وجود نداشت ، در نتیجه  متخصصان نیروی هوایی پیشنهاد دادند  تا قطعات و اجزاء فونیکس ها را با قطعات موشکهای تغییر یافته هاوک ( پروژه سجیل ) بهبود دهند و موشکهای موجود را بحالت عملیاتی بازگردانند .
      با کلید خوردن این پروژه ، به شکل همزمان نیروی هوایی یک قرارداد همکاری را با صنایع شهید بابایی وابسته به وزارت دفاع و پشتبانی نیرو های مسلح با هدف بازگرداندن چند تیر موشک فونیکس بحالت عملیاتی در یک بازه زمانی یکساله (2007-2006) به امضاء رساندند  و برای اطمینان از صحت کار ، چند کارشناس بازنشسته فنی نیروی هوایی ارتش نیز به این پروژه پیوسته و این ایده دنبال شد.
      براساس گزارشهای تایید نشده ، در اوایل کار ، موشکهای از رده خارج فونیکس با استفاده از جستجوگر موشک MIM-23B دوباره عملیاتی شدند . با این حال ، در سالهای بعد (2009-2008) ، زمانی که صنایع شهید بابایی ، یک نسخه بهبود یافته از موشک پدافند هوایی MIM-23B را با رادار و اویونیک جدید برای نیروی هوایی توسعه داد ، این ایده برای کارشناسان بوجود آمد که تمامی موشکهای فونیکس باقی مانده را با اویونیک جدید و رادار موشک شلمچه ، ( نسخه بهبود یافته MIM-23B) به حالت عملیاتی درآورند .
      این موشک با موفقیت کامل مابین سالهای 2009 تا 2010 آزمایش شد ، اما علی الظاهر  در خط تولید انبوه قرار نگرفت . نسخه جدید سجیل / شلمچه  با جستجوگر و اویونیک پیشرفته با شناسه سجیل هوابرد برای تجهیز تامکتهای نیروی هوایی ، فانتوم ومیراژهای اف-یک در حال توسعه است .
      پی نوشت : 
      این تحلیل ، صرفاً یک نظر بشمار می رود و نه تایید و نه رد می گردد . با این حال امیدواریم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، بیش از پیش ، از قابلیتهای تدافعی ، تهاجمی برخوردار گردد . 
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.