امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با سلام و تشکر از زحمات شما

یه سوال ، چرا قطره چکانی تاپیک میزارین ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
6 hours قبل , 951 گفت:

با سلام و تشکر از زحمات شما

یه سوال ، چرا قطره چکانی تاپیک میزارین ؟

سلام دلیل زمان بردن در تجمیع منابع فرصت کمی دارم برای اماده کردن همه مطلب دوست عزیز 

ویرایش شده در توسط karmania20152015
  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نگاهی به صحنه نبرد میان پدافند هوایی صرب ها و ائتلاف ناتو

در قسمت های قبل در چند پست نگاهی به تاکتیک های صورت گرفته از جانب صربها برای مقابله و ناامن سازی اسمان برای نیروی هوایی دشمن وهمچنین حفظ همزمان توان برای فعالیت در بازه زمانی طولانی تری صورت پذیرفت.در این قسمت سعی به بررسی صحنه نبرد و انچه که پدافند صرب ها از خود به نمایش گذاشتند خواهد شد.همانطور که اشاره شد توان پدافندی صربها ترکیبی از سامانه های میانبرد ساخت شوروی همچون سام-2 و سام-3  .سام-6 بوده است( البته بعضی از منابع از فعال بودن سامانه اس-200 به صورت محدود در اطراف بلگراد خبر میدادند چیزی که هیچگاه تایید نشد) و همچنین تعدا نسبتا زیادی سامانه کوتاه برد و توپ های ضد هوایی ارتفاع پایین اسمان را برای صرب ها پوشش میدادند.این ترکیب تا پایان نبرد نتوانست تلفات زیادی از طرف مقابل بگیرد با وجود اجرای اتشی به میزان تقریبی 665 بار که از سوی سامانه های دفاع هوایی صرب صورت پذیرفت 2 فروند پرنده سرنشین دار دشمن سرنگون شد( تعداد زیادی پهباد سرنگون شد) البته قطعا همانطور که در قسمت های قبل اشاره شد حضور  دائمی و اجرای تاکتیک های مناسب از سوی صربها باعث کاهش عملیات های موفق ناتو بر علیه نیروهای صرب و همچنین افزایش هزینه های انها نیز شده بود.

fry-map-ad.gif

دایره بزرگ مناطق تحت پوشش سام-5 یا اس 200 رانمایش میدهد البته حضور  وفعالیت ان هیچگاه تایید نشد همچنین حضور حداقل 3 باتری سام-6 در کوزوو به رنگ زرد نمایش داده شده است.

تاکتیک صربها در این نبرد بر پایه حفظ سامانه های ثابت خود در خاک یوگسلاوی و اعزام سامانه های کوتاه برد و همچنین سامانه متحرک میان برد سام-6 به خاک کوزوو به عنوان صحنه اصلی نبرد استوار بود.از تعداد 22 رادار Straight Flush سامانه سام-6 صربها تنها 3 رادار توسط ناتو نابود شد که با توجه به گستردگی امکانات طرف مقابل و کوچک بودن وسعت صحنه نبرد در جایی همچون کوزوو این عملکرد نمایش مناسبی برای فرار از  شکارچیان سرسختی چونTornado ECR و F-16CJ ناتو به نظر می اید.اصلی ترین سامانه صربها برای دفاع از یوگسلاوی سامانه سام-3 بود صربها در یک ارتقا این سامانه را مجهزبه مسافت یاب لیزری و  یک سامانه تصویرساز حرارتی کرده بودند.صربها از 14 باتری عملیاتی از سام-3 در  این نبرد بهره بردند که شاید شکار معروف یک فروند F-117A رادار گریز و اسیب زدن به یک فروند دیگر از مهمترین اتفاقات تاریخ فعالیت این سامانه باشند.با این حال صربها 80 درصد از سامانه های سام-3 خود را در این جنگ از دست دادند.همچنین صربها 3 باتری سام-2 را به صورت عملیاتی در این جنگ استفاده میکرند که دو سوم از ان در این جنگ از بین رفت.

Serbian_poster__Sorry_we_didn_t_know_it_

تصویری جالب از پروپاگاندا صربها در ساقط کردن F-117A

قدرت تحرک سامانه و بقاپذیری  ان در نبرد

از مهمترین نکات این نبرد اهمیت متحرک بودن سامانه های پدافندی در بقا و ماندگاری انها میباشد اگر به نمودار  زیر نگاه بکنیم این امر استنتاج میشود با اینکه حجم بسیار بالایی از اجرای اتش پدافند سام های صرب برعهده سامانه سام-6 بوده است (477 اجرای اتش) و علاوه بر ان این سامانه حضور مستقیم در کوزوو و صحنه نبرد نیز داشته است امادر مقایسه با سام-3 و دیگر سامانه ها تعداد بسیار کمتری از ان منهدم شده است.

ice_screenshot_20190330-145654.jpeg

نمودار سهم سامانه های مختلف صرب در اجرای اتش برعلیه نیروی هوایی ناتو و سهم بالای سام-6 در این امر

همچنین جالب است بدانید بیشترین تهاجم ضد راداری  ناتو  بر علیه سامانه سام-6 بوده است از مجموع 743 موشک ضد رادار AGM-88 HARM  شلیک شده توسط ناتو بر علیه سامانه های راداری صرب ها بیش از نیمی از انها به سوی سامانه های سام-6 شلیک شده بودند ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که سامانه سام-6 از کمترین حفاظت درمقابل موشک های ضد رادار در مقایسه با دیگر سامانه ها مانند سام-3 برخوردار است حتی با وجود چنین شرایطی تحرک پذیری باعث بقا مناسب ان در صحنه نبرد شده بود.

ice_screenshot_20190330-151453.jpeg

در این نمودار  سهم هر یک از سامانه های پدافندی صرب از موشک های ضد رادار شلیک شده توسط ناتو بر علیه انها دیده میشود

 

درس هایی که باید اموخت

در پایان اگرچه صربها کوزوو را ترک کردند و بسیاری از زیر ساخت های غیر نظامی  انها نابود شد اما  در طرف مقابل حضور بیش از 1000 پرنده از طرف ناتو در این نبرد هزینه های بسیاری در سرویس و تعمیرات بر روی دست انان گذاشت همچنین صرب ها تا پایان جنگ هنوز هم بخش بزرگی از نیروی های  خود را خصوصا در بخش نیروی زمینی به صورت عملیاتی حفظ کرده بودند.این جنگ در زمینه پدافند هوایی درس های گرانبهایی به کشورهای مختلف اموخت کشورهای مختلف مانند بلاروس روسیه وچین سامانه های مختلف شناسایی را تولید و عرضه کردند همچنین نگاه به سامانه های پسیو بسیار پر رنگ تر از قبل شد.دفاع هوایی متحرک به اصل اساسی در پدافند هوایی تبدیل شد وحتی در کشورهای کمتر توسعه یافته هم تاکید زیادی بر ان میشود.

S-125-T-55-TEL-Cuba-Aminov-2S.jpg

ارتقا سامانه های سام -2 وسام-3 کوبایی به سامانه های کاملا متحرک

 

 

 

 

ویرایش شده در توسط karmania20152015
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دیروز و درخلال بازید رئیس جمهور صربستان آلکساندر ووچیچ از پایگاه سوم پدافند هوایی این کشور و در حین مراسم تحویل 6 سامانه پدافند هوایی پانتسیر -اس 1 به ارتش این کشور مقامات و فرماندهان نظامی صرب یک قطعه از بدنه هواپیما رادارگریز امریکایی اف-117 که توسط ارتش این کشور در سال 1999 منهدم شده بود به عنوان یادگاری به وی اهدا کردند.

 

95380065_2715314598687296_66746061884804

95321116_2715314642020625_44785650833408

ویرایش شده در توسط karmania20152015
  • Like 1
  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      یک مبتدی هسته ای، مسئله ای به بهانه 0.1 کیلوتن به منتهی 10 مگاتن
      مقدمه
      یک تیتر متناقض نما برای برانگیختن سوال در این مورد که یک تازه کار هسته ای چگونه باید شروع کند، در برنامه خود به چند کیلوتن قدرت نیاز دارد؟
      اینکه در یک برنامه هسته ای در مراحل ابتدایی از اینکه از چه بمبی و چه هدف گذاری در تهیه ذخایر هسته ای میبایست بهره مند بود، تعاریف مشخصی وجود ندارد، جز 3 تز معروف که برای تولید هر سلاحی بکار میروند؛ "تولید برای زمان استفاده" و تز دیگر "تولید بر اساس مقابله با دیگری" و "تولید برای مکان استفاده یا هدف"، راهکار نظام مند دیگری وجود ندارد.  مشخص نیست چه موقع این 3 روش حدود خود و حدود نیاز هر کشوری با برنامه هسته ای را مرتفع میکنند.
      تولید بر اساس مقابله با دیگری حتی در تعداد بسیار کم نیز توجیه کافی دارد. و کافی است که رقیب بداند در تهاجم هسته ای خویش با پاسخ هسته ای مبهمی از نظر ابعاد و تعداد، روبرو خواهد شد و یا اینکه میبایست دست کم یک ضربه اتمی متقابل به انتخاب حریف را تحمل کند. ضربه ای که در هر شرایطی با هر مقداری دردناک خواهد بود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای فقط بدرد کشورهایی میخورد که نمیخواهند زیر ترس و حسرت هسته ای باقی بمانند، متوانند برنامه خود را بخوبی پنهان نگاه دارند، و قصد ندارند حجم ذخایر هسته ای خود را افزایش داده و یا ابعاد استفاده را از نظر زمان و مکان پیچیده سازند، آنها همچین سلاح هسته ای را بعنوان یک راهبرد اجرایی فراتر از امر موازنه در نظر نگرفته اند.
       تولید بر اساس زمان استفاده یک امر منحصر به فرد است، مثلا تعدادی بمب موجود باشد که اگر لازم شد روزی مثلا در آخرالزمان استفاده شود! این راهکار نیز هم از نظر اجرایی مبهم است و هم منتهی به یک حد نهایی بی معنی یعنی روز مبادای غیرممکن آن کشور منوط میشود، چنین برنامه ای نبودش بهتر از بودن آن است.
      تولید بر اساس راهکار مکان استفاده نیز از نظر عددی دچار ابهام میشود. اگر دو کشور چین و هند یکدیگر را از این نظر مورد سنجش قرار دهند و برای هر هدفی که مورد نیاز اقدام هسته ای می بیننند، سلاح هسته ای با توان مشخصی بسازند، تعداد اهداف زیاد خواهد بود و هم اینکه مسائل بسیاری نظیر شیوه نگهداری، میزان لازم، استراتژی انتخاب و شلیک و ... پدید میآورند، ممکن بمب هایی که بر اساس مکان استفاده طراحی میشوند، به نحوی محدود شوند که هیچ وقت ارزش بهره گیری نیابند. مثلا بمبی به اندازه پایتخت یک کشور تدارک دیده شود،  بزرگ در حد 5 مگاتن، و چون پدافند دشمن موثر است، تعداد متناسبی در برابر آن ساخته شود، مواد هسته ای فراوانی همراه با پیچیدگی ای نگهداری تدارک دیده شود، ولی هیچ گاه ارزشی فراتر نیابند و دو کشور بعدا با صلح هزینه گزافی به امور نظامی خود تحمیل کنند. مانند ذخایر عظیم شوروی و آمریکا که عملا بعد از جنگ سرد بلا معنی باقی مانده اند.
      راهکار دیگری که اشاره نشد، میتواند تولید صرفا تحقیقاتی باشد، به نظر میرسد سالها دو کشور آمریکا و شوروی آزمایش های اتمی را با این اهداف انجام داده اند و چنین اهدافی امروزه دیگر به معنای سابق کاربردی به نظر نمیرسد. علوم مربوط بهانفجار هسته ای به شکل وسیعی تحصیل شده اند،  فقط آن لبه پیشرو در کاهش ابعاد، کاهش عوارض و افزایش توان مورد تحقیق است که امری علمی به نظر میرسد تا نظامی و عمدتا وابسته به محاسبات کامپیوتری، شبیه سازی و تست های غیراتمی است.
      یک سطح راهکنشی نظامی
      مسیرهای ارزیابی شده توسط افراد، و نهادهای مختلف نظامی وحتی غیر نظامی در برسی گزینه های ماشه هسته ای، نمایشگر تنش زایی فزاینده هستند. استفاده از تسلیحات متعارف قدرت مند در صورت کارآمد نبودن به سمت استفاده از تسلیحات هسته ای بسیار سبک و سپس به سمت حل گره های نظامی که با بمباران متعارف و سبک هسته ای حل نمیشوند، و سپس پاسخ قویتر به حریفی که ضربه هسته ای را ارسال کرده با سلاح هسته ای قویتر تمایل دارند.
       مثلا یک استفاده سبک از سلاح هسته ای در زدن یک بتلگروپ با قدرتی معادل 0.5 کیلوتن تی ان تی، ممکن است پاسخی برابر با 5 و یا 15 کیلوتن از سوی رقیب دارنده سلاح هسته ای در موقعیتی مشابه ایجاد کند، و این فتح بابی باشد برای تنش زایی به مسیر استفاده های بزرگتر، 200 کیلوتن به یک مگاتن و یک مگاتن به  سرهای جنگی خوشه ای هسته ای و بیشتر.
      اقیانوس بعنوان بستر آزاد استفاده از تسلیحات اتمی
      آثار استفاده از تسلیحات هسته ای در سطح دریا بسیار متفاوت از استفاده در خشکی است.روسیه، چین، آمریکا هر یک ناوگان دریایی بسیار عظیمی دارند، و میتوانند با یک ضربه هسته ای تمام آنچه دشمنشان در برابرشان قرار داده است را در دریا منهدم کنند، ناوها به درون اوقیانوس غرق میشوند و آثار رادیواکتیو نیز بسیار کم و شاید محو میشود، آب دریا یکی از بهترین جاذب های تشعشعات رادیو اکتیو است و اگر از بمب های هیدروژنی استفاده شود، بدلیل مصرف شدن حجم بالایی از خرج اورانیوم یا پلوتونیومی، آثار تهاجم هسته ای بسیار کمتر خواهد بود. ولیکن هر استفاده از سلاح هسته ای در سطح خشکی مصائب بی پایانی بجای خواهد گذاشت. با وجود سیستم حمل و نقل جدید، یه انفجار هسته ای قوی که شهری را آلوده کند حتی از طریق حمل و نقل بار و یا حتی مسافرت افراد نیز میتواند آلودگی خود را منتقل کند، انتقال از مسیر هوا جای خود دارد. به محاسبه ای استفاده از یک بمب 1مگاتنی علیه فردو که باعث از بین رفتن مواد هسته ای شود، ممکن است آثار رادیواکتیو آن حتی در مرز و هند و چین مشاهده شود.
      بنابراین با وجود کاهش عقلایی استفاده از تسلیحات اتمی در سطح خشکی، همچنان استفاده از این تسلیحات در سطح دریا توجیه پذیر است. بخصوص برای همه کشورهایی که تحت تاثیر سیاست ناوگان جنگی دشمنان خود قرار گرفته اند. یک سلاح هسته ای سبک میتوانند پایان دهنده بسیار توجیه پذیر برای آغاز جنگی از سوی دریا باشد، اما پاسخ آن چه میتواند باشد؟!
      -          ادامه استفاده از تسلیحات سبک؟
      -          ماندن بر پایه اصول اخلاقی همزمان با پاسخی بسیار قویتر بصورت متعارف؟
      -          دادن پاسخ برابر و انتظار بی خیال شدن حریف؟
      -          دادن پاسخی بسیار قوی؟
      -          تسلیم شدن و ندادن هیچ پاسخی؟
      جنگ احتمالات خود را دارد، بعید است کشوری مثل آمریکا 3 ناو هواپیمابر خود را در اثر یک انفجار هسته ای در سطح دریا در یک تهاجم احتمالی در تنگه تایوان از سوی چین، منهدم شده ببیند، و از اقدام متقابلی قدرتمند تر و وسیع تر بهره نگیرد، سایر پاسخ ها مبتنی بر شیوه جنگ بازی و یا احتمالا بعدی هستند، اما چه کسی قادر است بدرستی پیش بینی کند؟ انتخاب استفاده از تسلیحات اتمی به هوش مصنوعی و مدلهای پیش بینی مبتنی بر روانسنجی رهبران واگذار خواهد شد؟!
      با این وجود آنچه مشخص است این کیلوتن نیست که تایین میکند، اقدام بعدی بمب اتمی استراتژیک بشد، یا ماشین روز قیامت، در مثال بالا آمریکا د برابر پایتخت چین را با چندمگاتن هدف قرارداده و البته پاسخ مشابهی هم دریافت کند! این موارد در کتاب کاهن و دیگران بخوبی بحث شده اند. اما استفاده اولیه از این تسلیحات یک انتخاب مبتن بر دوئل هسته ای هستند، استفاده کننده قطعا با سطحی از پیروزی روبرو خواهد شد که میبایست عواقب آن را بپذیرد.
       
       
      تست دریایی راکت ASROC   با قدرت 10 کیلوتن 1962میلادی 
      تصویر از Hans M. Kristensen برگرفته شده از fas.org/
       
      انتخاب مقادیر جذاب
      مقادیر زیر 1 کیلوتن جذابیت های بسیاری دارند.
      -          نخست اینکه سطح پاسخ هسته ای را بسیار محدود نگاه میدارند.
      -          دریافت کننده پاسخ هسته ای میداند که اگر وارد مقادیر بیشتر شود در واقع خسارت بعدی خود را ممکن است بیشتر کند و در هم سطح از پاسخ باقی میماند.
      احتمال استفاده از یک سلاح هسته ای تاکتیکی در این ابعاد بسیار زیاد است، بخصوص ابعاد تنبیهی  و یا تاکتیکی آن بشدت از نظر نظامی قابل قبول است.
      -          از طرفی دشواری های تولیدی آن بیشتر است اما مواد رادیواکتیو کمتری نیاز دارد، و کشورهایی با حجم تولید اورانیوم پایین و تکنولوژی های سطح پایین تر براحتی میتوانند انتظارات هسته ای خود را بدین شکل برآورده سازند
      -          رهگیری انفجارات و آزمایشات در این حد مقداری دشوار است و کشورهای با وسع کم هممیتوانند چنین تسلیحاتی را بیازمایند. بخصوص در سطح دریا
      -          امکان تولید انبوه و استفاده انبوه از آنان وجود دارد.
      -          برای کشورهایی که دارای ابهام هسته ای یا برنامه اقدام سریع هسته ای شرایط بحران دارند، بسادگی دستیافتنی هستند.
      -          در صورت استفاده از این تسلیحات در خشکی، یک بمب یک کیلوتن، همان اثری را دارد که یک بمب 10 کیلوتن خواهد داشت، این بمب ها به هر جا اصابت کنند، آنجا تا مدتها بلااستفاده خواهد ماند.
      در مثال دریا
      با توجه به موارد فوق میتوان ارزیابی کرد که بمب کم توان هسته ای اما در تعداد مناسب بسیار از نظر راهبردی کارگشا تر است تا بمب های با توان بالا. اما شعاع انهدام این بمب ها آنچنان ابعاد کافی ندارد که بتوان با یک بمب در یک فاصله امن از پدافند دریایی کار را تمام شده دید. بلکه انفجار حتما میبایست در مجاور ناو و در محدوده حداکثر 500 متری اتفاق بی افتد. بنابراین چنین تسلیحاتی میبایست کارآمدی خود را به گونه های راهبردی تضمین کنند. بدین منظور در اقدام راهکنشی 6 کلاهک هسته ای 0.5 کیلوتنی میبایست کنار 3 کلاهک پیشگام 300 کیلوتنی به فاصله 10 کیلومتری و یا یک بمب 1 مگاتنی به فاصله 20 کیلومتری شلیک شوند.
      3 انفجار 300 کیلوتن در فاصله ای خارج دسترس پدافند ناوگان دشمن، میتوانند شوکی تولید کنند که  راهگشای 6 انفجار 0.5 کیلوتنی باشند و این شرایط امکان انهدام یک ناوگان سه فروندی از ناوهای هواپیمابر دشمن فرضی را فراهم آورد. بنابراین بدیهی است که از منظر تولید تسلیحات اتمی، تعداد بیشتری بمب کوچک و یا کم اثر تولید شود، سپس از بمب های قویتر در تعداد کمتر بهره جست.

       
      مسیری که باید طی شود
      واقعا نمیدانیم اگر بخواهیم برنامه نظامی هسته ای داشته باشیم، از کجا شروع کنیم و کجا تمام کنیم. چه سناریویی برای زمان و مکان استفاده انتخاب کنیم، چه نقاطی چه میزان قدرت تخریب هسته ای لازم دارند. چقدر سلاح داشتن بازدارندگی را تامین میکند، تسلیحات حامل سلاح هسته ای یک مسئلله هستند، پدافند هسته ای مسئله ای دیگری، تحقیقات هسته ای همینطور. اما یک روند  منطقی برای همه تازه کارهای هسته ای الزاما میبایست طی شود؛
      -          نخست یک بمب تحقیقاتی.
      -          سپس کوچک سازی و بزرگ سازی قدرت انفجار.
      -          در ادامه کاستن از عوارض انفجارو ایجاد انفجار بهینه.
      -           در میانه راه طراحی های مناسب با تسلیحات حامل. کروز، بالستیک، بمب افکن، اژدر و ...
      -          و در پایان راه تولید، تازه آغاز دوره بی پایان نگهداری پر هزینه و پیچیده تسلیحات هسته ای برای استفاده در زمان ها و مکان ها و برد های مختلف.
      با توجه به مثال بالا یک تازه کار هسته ای، برای مدیریت هزینه و مدیریت زمان و مکان دستیابی به سلاح هسته، یا دستیابی به قابلیت فرار هسته ای طرح و برنامه دقیقی داشته باشد.
      مشکل ذخیره اولیه
      هیچ حجمی از ذخایر هسته ای اولیه نمیتواند بازدارندگی لازم را ایجاد کند، بخصوص در زمانی که دشمن خاصی وجود داشته باشد که بتواند میزان پیشرفت، تعداد کلاهک و مکان های تولید را بدقت شناسایی کرده و در ابتدای راه آنرا از کار بی اندازد. وجود چند کلاهک محدود نه تنها بازدارنده نیست، بلکه مسبب آغاز تهاجم، تغییر مسیر به تهاجم هسته ای و در نهایت شکست خوردن دارنده تازه کار است.
      بنابراین یک تازه کار هسته ای 4 راه دارد:
      1.       پنهانکاری؛ برنامه خود را تا رسیدن به ظرفیت مطلوب بازدارنده، از نظر عددی و توانی پنهان نگاه دارد.
      2.       سیاست؛ از ابزارهای سیاسی برای ممانعت از اقدام علیه برنامه هسته ای خود بهره جوید.
      3.       توان نظامی متعارف؛ بقدری در حوزه تسلیحات متعارف و سرعت رسیدن به حد مطلوب موثر عمل کند که فرصت اقدام از دشمن گرفته شود.
      4.       گروگان گیری؛ هسته ای. تهدید استفاده از نخستین سلاح های ساخته شده علیه نزدیک ترین شهر یا پایتخت دشمن.
      تقریبا بسیاری از کشورهای دارنده سلاح هسته ای پس از آمریکا بصورت ترکیبی هر 4 راه فوق را تا آنجا که توانسته اند همزمان پیگیری کرده اند. اسراییل از گزینه های 1 و 2 و 4 بخوبی بهره جسته است. هند و پاکستان، از هر 4 گزینه بهره جسته اند، همینطور کره شمالی که نتوانست برنامه هسته ای خود را پنهان کند و از ابزار سیاسی کافی برای چانه زنی بهره مند نبود توانست بخوبی از گزینه سوم و چهارم بهره گیری کند. آنها ابتدا به توان متعارف موشکی و توپخانه ای بلند برد بسیار وسیعی دست یافتند، که متعاقبا از تهاجم علیه تاسیسات هسته ای خود ممانعت کافی به عمل می آورد، سپس بعد از توسعه متعارف، پایتخت و شهرهای کره جنوبی که دیگر در برابر تهاجم موشکی انبوه راه برای مقابله نداشتند را گروگان گرفتند، به نحوی که حتی استقرار سامانه پدافند موشکی تاد نیز عملا مثمر ثمر به نظر نمی رسید. کشورهایی مثل لیبی و عراق نتوانستند از هیچ از یک 4 گزینه فوق بهره مند شوند، عراق که برنامه هسته ای خود را شروع کرد بلافاصه با تهاجم اسراییل مواجه شد و از آنجا توان نظامی متعارف کافی نداشت، از طرفی نتوانست از ابزارهای سیاسی و دیگر گزینه ها بهره گیری کند شکست را پذیرفت و به یک انتقام گیری سطحی از اسراییل اکتفا نمود. ایران نیز آگاهانه بدونه انتخاب هیچ یک از مسیر های فوق برنامه نظامی هسته  ای را در حد دانش آن محدود و سپس رها ساخت.

      مسیریابی چگونگی توسعه و کاهش تنش هسته ای
      نتیجه گیری
      یک تازه کار هسته ای میبایست، به دست کم یکصد کلاهک هسته ای با قابلیت ارسال از طرق مختلف دست پیدا کند. و این تعداد با فهم از راهبرد زمان و مکان استفاده پس از دستیابی پنهانی به ذخایر اولیه قابل تنظیم از نظر تقسیم مواد هسته ای و قدرت مورد نیاز در تعداد لازم خواهد بود. با این وجود دستیابی پنهانی به این حجم از کلاهک هسته ای که قابل نصب بر روی موشک باشد در زمانی کوتاه امری ناممکن به نظر میرسد.
      یک معادله؛ اگر 10 بمب یک مگاتنی وجود داشته باشند، آنها ماشین روز قیامت یک کشور اتمی با برنامه محدود هستند، و اگر 30 کلاهک 300 کیلوتنی به آن اضافه کنیم، توان هسته آن کشور به سطح راهبردی ارتقا پیدا میکند، و اگر حدود 70 تا 100 کلاهک از زیر یک تا حداکثر 5 کیلوتن وجود داشته باشد برنامه تاکتیکی آن تقریبا کامل شده است. به موازنه راهبردی، و توان تاکتیکی مناسب نیز دست پیدا کرده. اما به محض شروع اولین آزمایش با آنچنان حجمه سیاسی، اقتصادی و تلاش های نظامی مواجه میشود که ممکن است شانس دستیابی کامل به برنامه فوق را از دست بدهد. بنابراین در 4 گزینه فوق؛
      - پنهانکاری محدودیت عملیاتی بالایی دارد،
      - گروگانگیری نیز عواقب سیاسی و اخلاقی وسیعی دارد،
      - ظرفیت بازدارنده متعارف نیز هزینه های بسیار بالایی در برخواهد داشت،
      و نمیتوان این ظرفیت را با وجود برنامه هسته ای آشکار یا حتی پنهان تا حد یک قدرت جهانی شدن بسرعت و با هزینه های کم ارتقا داد، بنابراین "سرعت" در دستیابی به حجم بالای مواد هسته ای برای دستیابی به ظرفیت مناسب تولید بمب مهمترین و قابل ملاحظه ترین فاکتور دستیابی به سلاح هسته ای است. و این برنامه به محض آشکار شدن یک گزینه در برابر مخالفان آن برنامه میگذارد، ممانعت پیش از آنکه دور شود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای نه تنها در عمل ناکارا به نظر میرسد بلکه موجبات تهاجم را نیز فراهم می آورد. و در برابر یک اقدام زودهنگام علیه برنامه هسته ای کشور تازه کار، وی باید با تمام توان برای سقوط اخلاقی و زدن ضربت متقابل با هر روشی، منجمله بمب های کثیف، شیمیایی، میکروبی و ... آماده باشد.
      مسیر زمانی دستیابی به بازدارندگی هسته ای:
       
       
      وضعیت پیش روی یک مبتدی هسته ای
       
      تهیه شده برای میلیتاری worior@military.ir
      استفاده از مطلب و ایده ها تنها با درج آدرس سایت مجاز است
    • توسط blender
      شخصی که تمامی دعوا ها سر او بود! خانم تیموشنکو پس از آزادی از حبس، در میدان اصلی تظاهرات حاضر و برای طرفدران خود سخنرانی کرد.
       

    • توسط FLANKER
      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385294.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385295.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385335.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385333.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385300.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385309.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385302.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385304.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385306.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385307.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385334.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385336.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385337.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385338.jpg
    • توسط NIX
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      گراد ، تگرگ روسی
       

       
       
       
      گراد یک سامانه پرتابگر چندگانه خودکششی 122 میلیمتری است که در اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شده است ، این سامانه و راکت M-210F برای نخستین بار در سالهای آغازین دهه 1960 توسعه یافته و نخستین کاربرد رزمی آن در مارس 1969 در طول درگیری مرز چین و شوروی بود
      BM مخفف Boyevaya Mashina به معنی ماشین جنگی است و نام مستعار گراد Grad در روسی به معنی تگرگ می باشد
       
      سامانه موشک انداز BM 21  در سال 1963 در ارتش شوروی برای جایگزینی سامانه قدیمی BM 14  بکار گیری شد ، نقش پایه ای سامانه BM 21  برای پشتیبانی نیرو های زمینی با سرکوب فوری مواضع شلیک موشک های ضد تانک ، توپخانه ها ، خمپاره انداز ها ، از میان بردن نقاط مقاومت دشمن در منطقه نبرد بود
       
      نام مستعار روسی "تگرگ" نام مناسبی برای سامانه تسلیحاتی است که می تواند تا 40 راکت 122 میلی متری را در حدود 20 ثانیه در بردهای گوناگون پرتاب کند. گراد یک سامانه تتسلیحاتی دقیق نیست و برای رساندن مهمات خود به جای هدف نقطه ای ، برای یورش به یک منطقه طراحی شده است ، در برد 20 کیلومتری ، زمانی که 40 موشک پرتاب می شود، منطقه اصابت تا 600 متر در 600 متر گسترش می یابد (36 هکتار).
       

       
       
      از زمان معرفی سامانه BM 21 در دهه 60 این راکت انداز  های 122 میلیمتری در همه مناطق درگیری در سراسر حهان حاضر بوده اند . سادگی این سامانه بهمراه ارائه توان آتشباری عظیم از یک سکوی متحرک و نسبتا سبک منجر به پذیرش سریع و گسترده آن شده است..این سامانه تسلیحاتی به شکل گسترده ای کپی شده است و اکنون گونه های گسترده ای از نسخه ها و مشتقات آن را می توان در فهرست موجودی بیش از 50 نیروی مسلح در سراسر دنیا میتوان مشاهده کرد
       
      از آنجایی که BM-21 یک طراحی نسبتا قدیمی است که  اواخر دهه 1950 توسعه یافت ،بنابر این  برخی از این گونه‌های کپی شده ویژگی‌ های تسلیحات تازه تری را به آن افزوده اند ، مانند سیستم ‌های کنترل آتش پیشرفته و ویژگی‌های آیرودینامیکی پیشرفته‌تر برای خود موشک‌ها [در موارد پیشرفته تر موشک های هدایت شونده. م].
       
       
      پرتابگر اولیه یک شاسی کامیون Ural-375D 6×6 بود. در سال 1976، خودروی پرتابگر Ural-375D با کامیون جدیدتر و قدرتمندتر Ural-4320 6×6 جایگزین شد. هر BM-21 توسط یک کامیون 9k450  با 60 موشک اضافی پشتیبانی می شود. نصب شدن بر روی کامیون های 6×6 به BM-21 تحرک قابل توجهی می دهد که به ویژه پس از شلیک، زمانی که پرتابگرها باید به سرعت جابجا شده تا از آتش سامانه های ضد توپخانه ای دشمن در امان باشند. عملیات شلیک و جابجایی رفتار معمول در راکت انداز های چندگانه خودکششی است
       
       
      کامیون پشتیبان سامانه گراد
       
      راکت یا موشک
      راکت یا موشک به مهماتی گفته می شود که توسط یک موتور به حرکت در می آید. موتور موشک / راکت در ساده‌ ترین گونه از لوله‌ ای تشکیل شده است که در آن سوخت می‌ سوزد و در یک انتهای آن دهانه‌ ای دارد. گازهای خارج شده باعث ایجاد واکنشی برابر و مخالف در انتهای بسته لوله شده و پرتابه را به جلو می راند . رانش با هدایت گازهای به سرعت در حال انبساط از سوخت موشک در حال سوختن از طریق یک یا چند نازل (ونتوری/ ونچوری) ایجاد می شود.
       

       
      نمایش اثر ونتوری
       
       راکت های 122 میلی متری برای BM-21 دارای هفت ونتوری در پشت موتور موشک هستند. در حالی که موتورهای موشک می‌توانند حاوی سوخت مایع یا جامد باشند، سامانه های BM-21 موشک ‌هایی را با موتورهایی که فقط دارای سوخت جامد هستند شلیک می‌کنند. بر خلاف موشک ، یک راکت هدایت نشده مسیر خود را در هنگام پرواز تنظیم نمی کند تا به هدف اصابت کند. به این ترتیب، هنگامی که BM-21 یک راکت را شلیک میکند هیچ راهی برای تغییر مسیر آن وجود ندارد.
       
      راکت ها
      راکت ها به منظور دستیابی به پایداری آیرودینامیکی ، از باله یا چرخش محوری استفاده می کنند ، راکت های سامانه گراد ترکیب هر دو این روش ها را بکار می برد. روش اولیه برای ایجاد پایداری آیرودینامیکی از طریق استفاده از چهار بالک در بخش پشتی است . هنگامی که راکت پرتاب می شود، شروع به چرخش با سرعت نسبتا کندی می کند. باله‌های فنری که در بخش پشتی دور راکت پیچیده شده اند و با یک بند نازک در جای خود نگه داشته شده اند که هنگام پرتاب می‌سوزد. همانطور که قسمت پشتی موشک از لوله پرتاب خارج می شود، فنرها باله ها را باز کرده و راکت را در پرواز تثبیت می کنند.
       
       
      انواع راکت های سامانه گراد
       
      راکت 9M22
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               64  کیلوگرم
      سرجنگی         18.4 کیلوگرم
      طول              2870 میلیمتر
      تعداد ترکش     1640 تکه
      برد                5 تا 20.4 کیلومتر
       
      راکت 9M22M
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               46  کیلوگرم
      سرجنگی         18.4 کیلوگرم
      طول              1930 میلیمتر
      تعداد ترکش     1640 تکه
      برد                2 تا 10.8 کیلومتر
       
      راکت 9M22U
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               66.6  کیلوگرم
      سرجنگی         18.4 کیلوگرم
      طول              2870 میلیمتر
      تعداد ترکش     1640 تکه
      برد                5 تا 20.1 کیلومتر
       
      راکت 9M28F
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               56.5  کیلوگرم
      سرجنگی         21 کیلوگرم
      طول              2270 میلیمتر
      تعداد ترکش     1000  تکه
      برد                تا 15 کیلومتر
       
      راکت 9M53F
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               70   کیلوگرم
      سرجنگی         26  کیلوگرم
      طول              3037 میلیمتر
      تعداد ترکش     2450  تکه
      برد                5 تا 20.5 کیلومتر
       
      راکت 9M521
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               66  کیلوگرم
      سرجنگی         21 کیلوگرم
      طول              2840  میلیمتر
      تعداد ترکش     1000  تکه
      برد                تا 40  کیلومتر
       
      راکت 9M522
      کالیبر              122  میلیمتر
      وزن               70  کیلوگرم
      سرجنگی         25  کیلوگرم
      طول              3037 میلیمتر
      تعداد ترکش     1800  تکه
      برد                تا 37.5  کیلومتر
       
       
       
      گراد در نقش موشک
       
      با توجه به گستره کاربران راکت انداز های گراد شرکت های دفاعی در صدد بهبود عملکرد این سامانه بر آمده اند که شرکت ترکیه ای راکستان و همینطور صنایع دولتی رافائل دو شیوه گوناگون را برای افزایش دقت این سامانه به کار برده اند
       

       
      راکت (موشک) ساخت راکستان با سامانه هدایتی GPS / INS
       
      شرکت راکستان یک راکت هدایت شونده به سامانه هدایت ماهواره ای به همراه سامانه هدایت داخلی توسعه داده است که با استفاده از امواج ماهواره های جی پی اس دایره خطای برابر 30 متر (ادعایی)  دارد
       

       
      کیت Epik
       
      شرکت رافائل کیت EPIK را برای راکت های سامانه گراد توسعه داده است (Electro-Optical Precision Integration Kit)) که بر پایه هدایت داخلی  INS و پردازشگر تصویری کار میکند ، تصویر هدف که توسط سامانه های دیگر (هلیکوپتر / هواپیما / پهپاد / نیرو های پیاده) برداشت شده است روی سامانه هدایت داخلی بارگیری شده و در زمان پرواز پویشگر فعال دماغه راکت با مقایسه تصویر ذخیره شده اقدام به جانمایی و شیرجه بر روی هدف تعیین شده می نماید ، از آنجایی که EPIK با جی پی اس در ارتباط نیست امکان جم و اخلال بر روی آن نیز وجود ندارد. شرکت سازنده دقت اصابت کمتر از 3 متر را برای این کیت هدایتی اعلام کرده است
       
      با هدایت پذیر شدن راکت های سامانه گراد سامانه های Fire Finder امکان محاسبه الگوی پروازی پرتابه برای اجرای عملیات سرکوب را تا حد بسیار زیادی از دست خواهند داد
       
       
       
       
       

       
       
      سامانه راکت چند گانه خودکششی
       
      سازنده    اتحاد جماهیر شوروی
      سال ورود به خدمت   1963 میلادی
      تعداد خدمه    6 نفر
       
      گونه های سامانه گراد

       
      BM 21 V
      نسخه هوابرد با 12 تیوب بر روی کامیون گاز 66B 
       

       
      GRAD 1
      نسخه سبکتر سامانه گراد با 36 تیوب بر روی کامیون زیل 131
       

       
      9K132 Grad-P
      گراد پی لانچر تکی راکت 122 میلیمتری
       

       
        A-215 Grad-M
      نسخه دریایی سامانه گراد
       

       
      9K59 Prima
      پریما نسخه بهبود یافته گراد با 50 تیوب
       

       
      Grad-K
      نسخه تازه تر گراد بر روی کامیون کاماز 5350
       

       
      Tornado G
      راکت انداز بهبود یافته گراد بر روی کامیون اورال 4320
       
       
       
      پیوند 1
      پیوند 2
      پیوند 3
      پیوند 4
      پیوند 5
    • توسط seyedmohammad
      بسمه تعالی
       182
       

       
      خلاصه سیاستی: بررسی نیاز به پدافند هسته ای 
       
       
      مقدمه: اصطلاح پدافند هسته ای گاه به معنی دفاع از سایت های هسته ای به کارمی رود. گاهی نیز به طور خاص در مورد کسانی که در پروژه هایی چون آماد و یا پروژه های مشابه احتمالی درگیر بوده اند به کار می رود تا بر ماهیت دفاعی کار ایشان تاکید شود.* گاهی نیز به معنی استفاده از نیروی هسته ای برای مقاصد پدافندی است. خلاصه ی سیاستی زیر در پی بررسی این موضوع است. 
       
      ***
       
      اصلی ترین تهدید نظامی علیه ایران در سال های پس از انقلاب آمریکا، اسرائیل و برخی کشور های منطقه بوده و هستند. این کشور ها همواره به توان نظامی و حجم تهدیدات خود علیه نظام ایران افزوده اند و اخیرا جسورانه دست به اقدامات خصمانه ی تمام عیار می زنند. اگرچه ایران به لحاظ وسعت، توپوگرافی و نیز توان نظامی قابل توجهی که داراست هدف فوق العاده دشواری برای اشغال زمینی است، اما در عین حال در برابر حملات هوایی خصوصا در مورد زیر ساخت های حیاتی که در نوار ساحلی جنوبی قرار دارند، ضعف های قابل توجهی دارد. در عین حال رزم هواپایه همان نقطه ی قوتی ست که دشمنان ایران خصوصا آمریکا به شدت بر روی آن سرمایه گذاری کرده اند. به همین جهت انبوهی از پایگاه های هوایی را در اطراف مرز های ایران تاسیس کرده اند و بعضی کشور های منطقه نیز خاک و پایگاه های هوایی خود را در اختیار آنان قرار داده اند.
       این البته امری نیست که از دید سران و نظامیان دور مانده باشد. اصلی ترین استراتژی ایران در هنگام درگرفتن یک جنگ تمام عیار با آمریکا یا ائتلافی به رهبری آمریکا علیه ایران نابودی سریع این پایگاه ها قبل از آن است که بتوانند نقش مثمر ثمری در طی آن جنگ ایفا کنند. در حالی که نیروی هوایی ایران به لحاظ کمی و کیفی دارای ضعف های عمده است و توان اجرای چنین ماموریتی را خصوصا در برابر قوای هوایی کشور های متخاصم ندارد، عمده تلاش ها و سرمایه گذاری های ایران در طی چند دهه گذشته بر روی موشک های بالستیک برای نابودی این پایگاه ها و حتی ناو های هواپیمابر به عنوان پایگاه های هوایی متحرک، و دیگر اهداف نظامی استراتژیک دشمن متمرکز شده است. در واقع در برابر قدرت هوایی حریف دکترین نظامی ایران بر پایه استراتژی انکار (A2AD) و به طورخاص انکار هوا بنا شده است.
      البته با توجه به وسعت، تعدد و حفاظت شده بودن این پایگاه های هوایی در مورد کفایت و عملکرد توان موشکی متعارف ایران مباحثی از جمله لزوم استفاده از تسلیحات اتمی مطرح شده است که پیش تر به طور مفصل در بسته سیاستی راهبردی  از سوی اندیشکده ممتن تهیه شده است و مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.
      اما تمامی این استراتژی ها و تاکتیک ها در بعد آفندی مطرح می شود . برنامه ریزی برای یک جنگ تمام عیار نیازمند داشتن راهکارهای پدافندی مناسب نیز می باشد.
      ظهور تسلیحات دوربرد و هدایت شونده یکی از مهمترین عناصر متمایز کننده کارزار های موج دومی و موج سومی است. در طی 3 دهه گذشته مثال های متعددی از عمل کرد و تاثیر گذاری این تسلیحات بر سرنوشت جنگ ها و تمدن ها می توان بر شمرد که عمدتا از جنگ اول خلیج فارس (طوفان صحرا) شروع و با به امروز ادامه و تکامل یافته است. ، سرعت رشد و تکامل این استراتژی و جنگ افزار های مربوطه، میزان اثر گذاری آنها در میادین نبرد، توان دشمنان در بکار گیری گسترده و دامنه دار چنین تسلیحاتی –از جهت مالی، لجستیکی و فناوری- اهمیت و خطر این دست تهدیدات را غیر قابل کتمان ساخته است.
      در یک طبقه بندی کلی بر حسب تعریف راه حل، این تهدیدات را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
       
      ·        تهدیدات کروز، هوا سرشی و شبه بالستیک با سرعت های ساب سونیک و حداکثر 3 ماخ
      ·        تهدیدات هوا سرشی، شبیه بالستیک و بالستیک با سرعت های بیش از 3 ماخ و هایپرسونیک
       
      در این راستا در مورد دسته اول تهدیدات معتقد به اهمیت فراوان سامانه های بردکوتاه خصوصا در مقابله با تهدیدات نو ظهور و حملات انبوه توسط تسلیحات دور ایستا و لزوم برخورداری این سامانه ها از استاندارد ها و قابلیت های سطح  بالا هستیم تا نه تنها بقای خود در میدان رزم را حفظ کنند، بلکه ضامن بقای تاسیسات حیاتی برای کشور باشند که بعضا دهه ها عمر و دهه ها میلیارد دلار هزینه صرف ساخت آنها شده و نابودی آنها می تواند ضربات جبران ناپذیر بر پیکره ی ایران عزیز وارد آرد. به رغم پهنه ی وسیع جغرافیایی برخی از مهم ترین و استراتژیک ترین تاسیسات کشور در نقاط مرزی (جنوب) واقع هستند نه در "عمق استراتژیک" کشور، در واقع همیشه و در همه موارد داشتن پهنه ی جغرافیایی وسیع فراهم آورنده ی عمق استراتژیک لازم در همه سطوح نیست. حمله به این تاسیسات نه تنها نیاز به عملیات های پر ریسک عمقی ندارد، بلکه در مواردی مانند تاسیسات پارس جنوبی عدم رعایت اصول پدافند غیر عامل این تاسیسات را به شدت آسیب پذیر ساخته است.
      در مورد دسته دوم تهدیدات سامانه های پدافندی مورد نیاز است که بتواند در محدوده های ارتفاعی مختلف با اهداف بسیار پر سرعت درگیر شود. انواع سامانه های ضد بالستیک در این دسته بندی قرار می گیرند. کار در مورد ساخت این سامانه ها در دنیا از دهه 60 میلادی و ایام جنگ سرد شروع شده و تا به امروز ادامه یافته اند. آمریکا، اسرائیل و روسیه (شوروی سابق) سه قدرت نظامی هستند که بیشترین سرمایه گذاری ها را در این حوزه انجام داده اند که البته به لحاظ سطح فناوری و تعدد سامانه ها آمریکا با اختلاف زیاد از سایرین پیش است. در کشور ما نیز در سال های اخیر با تحویل گرفتن سامانه پدافندی اس-300 و نیز ساخت سامانه باور-372 توان بسیار محدودی در این حوزه پدافندی ایجاد شده که البته برای رویارویی در یک سناریوی جنگی مطلقا کافی نمی باشد و توجه و سرمایه بیشتری در این حوزه مورد نیاز است.
      اما همانند بخش آفندی که در مورد مفید و یا حتی ضروری بودن قدرت آتش اتمی مباحثی از سوی کارشناسان مطرح شده در بخش پدافندی نیز نظراتی از سوی تعدادی از کارشناسان نظامی مطرح شده است که درخور توجه است.
      در مورد تهدیدات دسته اول سابقه توسعه تسلیحات اتمی برای اجرای عملیات پدافندی در علیه اهدافی که می توان آنها را در این دسته قرارداد وجود دارد، از راکت های غیر هدایت شونده هوا به هوای اتمی، تا موشک های پدافندی دوربرد اتمی همچون سامانه اس-200 در نسخه اصلی (نسخه های صادراتی این سامانه فاقد کلاهک اتمی می باشند). نکته اما اینجاست که شکل و نحوه عملکرد تهدیدات جدید به گونه ای است که این راه حل ها را می توان کاملا منسوخ بر شمرد. حملات امروزه نه توسط اسکادران های انبوه و متراکم جنگنده ها و نه توسط فورمیشنی از بمب افکن های استراتژیک همچون بی-52 برای اجرای عملیات بمباران فرشی، صورت می گیرد. حملات دورایستای امروزی که عمدتا توسط موشک های کروز و هوا سرشی هواپایه صورت می گیرد هرچند به صورت انبوه صورت می گیرد اما عموما از مسیرهای متفاوت و در ارتفاع پست انجام می شود و حتی برخی از این تسلیحات همچون  JASSM  این قابلیت را دارند تا محدوده هدف را دور زده و از پشت سر به سمت آنها حمله ور شوند. پرواز در ارتفاع پست معضل دیگری ست که بکارگیری تسلیحات پدافندی با کلاهک اتمی را بسیار خسارت بار می کند. در مورد بکارگیری تسلیحات اتمی پدافندی در بردهای بسیار دور، برای مثال در سناریویی گروهی از بمب افکن های آمریکایی از پایگاه دیگوگارسیا برخاسته و در محدوده دریای عرب ده ها فروند موشک کروز AGM-158ER را روانه خاک ایران می کنند، در چنین سناریویی در میانه مسیر علاوه بر آنکه مساله مسیرهای پروازی غیر متراکم و متعدد وجود دارد، نکته دیگر آن است که به فرض به قدر کافی دور بردن برد پدافند به نحوی که به یک مبدا حمله به قدر کافی همگرا و متراکم برسیم، در اینجا درواقع شکل دیگری از سناریوی انکار هوا را مطرح کرده ایم، به شکلی که انهدام خود پایگاه دیگوگارسیا که مبدا خیزش بمب افکن های آمریکایی به سمت ایران است، عملی تر، به صرفه تر و با پیچیدگی های فنی و عملیاتی به مراتب کمتری همراه خواهد بود.
       
      ولی در مورد تهدیدات بالستیک و هایپر سونیک از آنجایی که سرعت و ارتفاع پروازی این دسته از تهدیدات عموما زیاد است و سرعت واکنش نسبت به آنها محدود، و نیز سر نسل های متاخر توان مانور دهی این تسلیحات افزایش قابل توجهی داشته، نابودی این تهدیدات نیازمند در اختیار داشتن سامانه های پدافندی با سرعت و دقت بسیار زیاد است به نحوی که بتوانند تخریب لازم را نسبت به هدف اعمال کنند.
       
       

       
       
      نسل اول این سامانه ها که در آمریکا و شوروی سابق توسعه یافتند به جهت ضعف در رسیدن به دقت لازم و توان اعمال تخریب مناسب از کلاهک های اتمی بهره می برند تا با شعاع نابودی[1] و قدرت زیاد از انهدام تهدید اطمینان حاصل کنند. به عنوان نمونه می توان از موشک های ضد بالستیک آمریکایی اسپارتان ویژه درگیری با هدف در ارتفاع بلند با کلاهک اتمی به قدرت 5 کیلوتن و موشک اسپرینت ویژه درگیری در ارتفاع کمتر با کلاهک اتمی با قدرت 1 کیلوتن نام برد که هر دو جزئی از سمانه ضد بالستیک سیف گارد بودند. در روسیه امروزی که میراث دار شوروی سابق است تحول عمده ای نسبت به حوزه جنگ سرد نسبت به تهدیدات بالستیک دوربرد رخ نداده و دفاع ضد بالستیک مسکو کماکان بر عهده سامانه های برجای مانده از دوره جنگ سرد است که عملکردی مشابه موشک اسپراینت دارند و از کلاهک اتمی بهره می برند. در مورد آمریکا اما این کشور با توسعه انبوهی از فناوری های جدید و گران قیمت از موشک های غول پیکر با کلاهک اتمی فاصله گرفته و به سمت استفاده از فناوری هایی چون برخورد مستقیم[2] و سرباره کشنده[3] پیش رفته و آنها را جهت بکار گیری در زمین و دریا و محدوده ارتفاع عملکردی مختلف توسعه داده است. لازم به ذکر است که این سامانه ها هنوز در برابر حملات انبوه در حد یک سناریوی آخر الزمانی خصوصا در مورد موشک های قاره پیما محدودیت هایی را در برابر خود دارند هرچند پیشرفت های عمده و چشم گیری خصوصا در دهه های اخیر رخ داده و توسعه و سرمایه گذاری های بیشتر در دست اقدام است. فناوری Hit to kill و نیز Kill vehicle در بین تمامی کشور های جهان تنها در اختیار آمریکا بوده و رژیم اسرائیل نیز با انتقال فناوری از آمریکا تنها به شکل محدودی از این سطح فناوری ها برخوردار است و دیگر کشورها از اروپای غربی گرفته تا روسیه و چین، چه به لحاظ سطح فناوری چه به لحاظ منابع مالی مورد نیاز برای حرکت در مسیر به دست آوردن چنین فناوری هایی با مشکل رو به رو هستند و فاصله بسیار زیادی با آمریکا در این حوزه دارند. با توجه به این موارد ساخت یک سامانه ضد بالستیک، خصوصا ضد قاره پیما که ابزار عمده اعمال قدرت اتمی دشمنان است که به جای آنکه درگیر فناوری های بسیار پیچیده و گران قیمت همچون Kill vehicle بشود، از کلاهک اتمی در محدوده چند کیلوتن بهره ببرد می تواند راه حلی معقول تر و در دسترس تر باشد.
       
       
      والحمدلله رب العالمین
        *در مورد شهید فخری زاده این عبارت مرتبا تکرار شد. 
      [1] Kill radius
      [2] Hit to kill
      [3] Kill vehicle
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.