امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

1 hour قبل , MR9 گفت:

این که ادبیات این پاسخ یک مقداری سخت هست ، بر می گردد به اولین پست شما در تاپیک که علیرغم ارادت قبلی به جنابعالی ، شأنیت مطلب  و وقت و زحمتی که برای آن رفته را در نظر نگرفتید

 

ظاهرا این قصه سر دراز دارد..... من وقت و زحمت ترجمه این مطلب رو اصلا زیر سوال نبردم... خود مطلب ترجمه شده رو هم زیر سوال نبردم.... این که در این اوضاع سختی که همه داریم کسی وقت و انرژی بذاره و یه مطلب دست اول رو ترجمه بکنه برای آگاهی دیگران در جای خودش بسیار هم جای تقدیر داره.... ولی این که من بیام و به جای بی طرف ارائه کردن یه مطلبی ذهن خواننده رو از قبل بایاس بکنم به دور از اخلاق حرفه ای است.... اون هم وقتی که بایاس کردن ذهن مخاطب نه بر اساس استدلال و برهان بلکه بر اساس فلسفه بافی و شعارسازی باشه.... .. شأنیت مطلب ایجاب می کرد که من مترجم مطالب خودم رو در یه تاپیک دیگر یا در ادامه ی مطلب به عنوان یه پست جداگاه به خواننده ارائه می دادم.... اگر منطقی در اون مقدمه ی مذکور بود حتما از چشم این حقیر دور نمی ماند و شأنیت ش هم سر جای خودش مربوط بود...برای رفع  شبهه هم می شه به آرای بقیه دوستان مراجعه کنید.... بپرسید در اون مقدمه ی مذکور  چقدر استدلال دیده شده؟ 

درباره ذهن مهندسی حق با شماست... اصلا اصول مهندسی ایجاب میکنه که شما مسائل رو با مدل کردن حل بکنید و مدل کردن یعنی زدن از خیلی  پارامترها و چسبیدن به بعضی از انها.... این هست که به قول رضا مارمولک به تعداد مهندسین دنیا مدل وجود داره برای حل کردن یه مسئله..... ایکاش به جای تحلیل وضعیت ذهن علیل این حقیر مطلبی رو که نوشتم تعلیل و تحلیل میکردید و ذهن و ذهنیت رو می ذاشتید برای روانشناسان و روانکاوان.... 

به هرحال ذهن من الان سالها است که از این نوع دید مهندسی صرف فاصله گرفته.... همون طور که اشاره کردم الان تاریخ حرف اول و آخر رو میزنه در ذهنیت بنده.... هر مفهومی در طبقه بندی ذهن من میره و دنبال  شواهد تاریخی مشابه خودش می گرده و به همین صورت هم تحلیل میشه... حالا درست و غلط ش رو نمی دونم.... شاید روش کار ذهن من ایراد داشته باشه اما برای این که بحث روشن تر بشه از مثال خود شما کمک می گیرم:

سیاستمدران و نظامیان آمریکایی در سال 59 برای نجات گروگان هاشون به عنوان یه قدرت جهانی از اون سر دنیا پاشدن اومدن این سر دنیا تا به قول شما به ریش ما بخندند... حال موفق شدند یا خیر ش رو میذاریم کنار.... وقتی احمد متوسلیان توی لبنان گرفتار فالانژها شد این قدرت منطقه ای (که شما اون رو قدرت مرکزی منطقه هم می دونید) چه کرد؟ برای نجاتش گروه ویژه فرستاد؟ اصلا اون موقع سیاستمداران و نظامیان ایرانی جرأت همچنین عملیاتی رو داشتند؟ اگر داشتند چرا عملیات نکردند؟ اگر نداشتند چرا من باید ایران رو قدرت مرکزی در خاورمیانه حساب کنم؟

شاید بعضیا بگن اون موقع  قدرت مند نبودیم... 16 سال بعد در روز روز ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ نیروهای طالبان یا وابسته به طالبان در مزار شریف وارد کنسولگری ایران شدند و هر کسی رو که دیدند به گلوله بستند.... عکس العمل ایران به عنوان قدرت مرکزی خاورمیانه  دقیقا چی بود؟ قاتلین کجا هستند؟ قصاص شدند؟ آیا ایران اگر جاشون رو بدونه می تونه همون کاری رو بکنه که آمریکا درباره بن لادن کرد؟ اگر می تونه چرا نمی کنه؟ اگر نمیتونه  پس این دیگه چه جور قدرت منطقه ای هستش؟

روز 12 دی 94 شیخ نمر در عربستان اعدام شد.... به حق یا ناحقش کاری نداریم.... ایران به عنوان قدرت مرکزی منطقه  مخالف صریح و صددرصد این حکم بود....چتربازهای سپاه رو همون طور که وارد تانکر انگلیسی شدند فرستادیم و نجاتش  دادیم؟ جلوی اعدام ش رو گرفتیم... این قدرت رو داشتیم که  در تصمیم سازی سعودی ها مداخله و اونها رو عقب بروونیم..... به جاش چیکار کردیم؟ .... کنسول گریشون رو با خاک یکسان کردیم؟

خلاصه که تمام سوالاتی رو که من در این  پست مطرح کردم مسائل کاملا عینی هست.... حالا کسی هست که بیادش و عینی جواب بده؟ و به ذهن این حقیر کاری دنداشته باشه.... 14-15 سوال کردم با ذکر نمونه هر کدوم رو جداگانه جواب بدید تا ما ی بی سواد ساده اندیش ساده انگار هم بالاخره آفتاب حقیقت برامون روشن بشه... به خدا ثواب داره

 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
14 minutes قبل , RezaKiani گفت:

 

ظاهرا این قصه سر دراز دارد..

 

شعار سازی نیست ، دارک دیدن وضعیت هست ما با آن مشکل داریم ، شاید در سایر صفحات مجازی این دیدگاه خیلی مطلوب باشد  ولی اینجا تا حد امکان باید از این مساله پرهیز کرد ، ضمن اینکه اگر ما به گفته حضرتعالی ، جزء بازیگران موثر نیستیم ، این همه فشار برای چه چیزی هست ؟؟ نفرمایید که حریف از سر تفنن و سرگرمی ، به ساختار سیاسی فعلی ، فشار می آورد .

ضمن اینکه همون طور که عرض شد ، دهها عامل برای بررسی وضعیت قدرت یکساختار سیاسی وجود دارد که قابلیت تبدیل شده به عدد و رقم را ندارد ... شما قصد دارید این را از محاسبه حذف بفرمایید که قطعا و بلاشک شدنی نیست.

 

9-30-2020_1-20-43_PM.jpg

 

پی نوشت :

1- می شود روی مصداق ها ساعت ها صحبت کرد ، قطعا برداشتها و تحلیل ها متفاوت هست ، چون مبنای تحلیل تفاوت دارد.

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
38 minutes قبل , RezaKiani گفت:

 

ظاهرا این قصه سر دراز دارد..... من وقت و زحمت ترجمه این مطلب رو اصلا زیر سوال نبردم... خود مطلب ترجمه شده رو هم زیر سوال نبردم.... این که در این اوضاع سختی که همه داریم کسی وقت و انرژی بذاره و یه مطلب دست اول رو ترجمه بکنه برای آگاهی دیگران در جای خودش بسیار هم جای تقدیر داره.... ولی این که من بیام و به جای بی طرف ارائه کردن یه مطلبی ذهن خواننده رو از قبل بایاس بکنم به دور از اخلاق حرفه ای است.... اون هم وقتی که بایاس کردن ذهن مخاطب نه بر اساس استدلال و برهان بلکه بر اساس فلسفه بافی و شعارسازی باشه.... .. شأنیت مطلب ایجاب می کرد که من مترجم مطالب خودم رو در یه تاپیک دیگر یا در ادامه ی مطلب به عنوان یه پست جداگاه به خواننده ارائه می دادم.... اگر منطقی در اون مقدمه ی مذکور بود حتما از چشم این حقیر دور نمی ماند و شأنیت ش هم سر جای خودش مربوط بود...برای رفع  شبهه هم می شه به آرای بقیه دوستان مراجعه کنید.... بپرسید در اون مقدمه ی مذکور  چقدر استدلال دیده شده؟ 

درباره ذهن مهندسی حق با شماست... اصلا اصول مهندسی ایجاب میکنه که شما مسائل رو با مدل کردن حل بکنید و مدل کردن یعنی زدن از خیلی  پارامترها و چسبیدن به بعضی از انها.... این هست که به قول رضا مارمولک به تعداد مهندسین دنیا مدل وجود داره برای حل کردن یه مسئله..... ایکاش به جای تحلیل وضعیت ذهن علیل این حقیر مطلبی رو که نوشتم تعلیل و تحلیل میکردید و ذهن و ذهنیت رو می ذاشتید برای روانشناسان و روانکاوان.... 

به هرحال ذهن من الان سالها است که از این نوع دید مهندسی صرف فاصله گرفته.... همون طور که اشاره کردم الان تاریخ حرف اول و آخر رو میزنه در ذهنیت بنده.... هر مفهومی در طبقه بندی ذهن من میره و دنبال  شواهد تاریخی مشابه خودش می گرده و به همین صورت هم تحلیل میشه... حالا درست و غلط ش رو نمی دونم.... شاید روش کار ذهن من ایراد داشته باشه اما برای این که بحث روشن تر بشه از مثال خود شما کمک می گیرم:

سیاستمدران و نظامیان آمریکایی در سال 59 برای نجات گروگان هاشون به عنوان یه قدرت جهانی از اون سر دنیا پاشدن اومدن این سر دنیا تا به قول شما به ریش ما بخندند... حال موفق شدند یا خیر ش رو میذاریم کنار.... وقتی احمد متوسلیان توی لبنان گرفتار فالانژها شد این قدرت منطقه ای (که شما اون رو قدرت مرکزی منطقه هم می دونید) چه کرد؟ برای نجاتش گروه ویژه فرستاد؟ اصلا اون موقع سیاستمداران و نظامیان ایرانی جرأت همچنین عملیاتی رو داشتند؟ اگر داشتند چرا عملیات نکردند؟ اگر نداشتند چرا من باید ایران رو قدرت مرکزی در خاورمیانه حساب کنم؟

شاید بعضیا بگن اون موقع  قدرت مند نبودیم... 16 سال بعد در روز روز ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ نیروهای طالبان یا وابسته به طالبان در مزار شریف وارد کنسولگری ایران شدند و هر کسی رو که دیدند به گلوله بستند.... عکس العمل ایران به عنوان قدرت مرکزی خاورمیانه  دقیقا چی بود؟ قاتلین کجا هستند؟ قصاص شدند؟ آیا ایران اگر جاشون رو بدونه می تونه همون کاری رو بکنه که آمریکا درباره بن لادن کرد؟ اگر می تونه چرا نمی کنه؟ اگر نمیتونه  پس این دیگه چه جور قدرت منطقه ای هستش؟

روز 12 دی 94 شیخ نمر در عربستان اعدام شد.... به حق یا ناحقش کاری نداریم.... ایران به عنوان قدرت مرکزی منطقه  مخالف صریح و صددرصد این حکم بود....چتربازهای سپاه رو همون طور که وارد تانکر انگلیسی شدند فرستادیم و نجاتش  دادیم؟ جلوی اعدام ش رو گرفتیم... این قدرت رو داشتیم که  در تصمیم سازی سعودی ها مداخله و اونها رو عقب بروونیم..... به جاش چیکار کردیم؟ .... کنسول گریشون رو با خاک یکسان کردیم؟

خلاصه که تمام سوالاتی رو که من در این  پست مطرح کردم مسائل کاملا عینی هست.... حالا کسی هست که بیادش و عینی جواب بده؟ و به ذهن این حقیر کاری دنداشته باشه.... 14-15 سوال کردم با ذکر نمونه هر کدوم رو جداگانه جواب بدید تا ما ی بی سواد ساده اندیش ساده انگار هم بالاخره آفتاب حقیقت برامون روشن بشه... به خدا ثواب داره

 

با سلام خدمت همه دوستان گرامی

عرض پوزش خدمت همه بزرگواران بابت پابرهنه دویدن وسط بحث شیرین و پرکشش و آموزنده عزیزان . یک نکته و عرضم تمام . به این مسئله دقت کنید که گاهی وقتها توان هست و به دلیل شرایط صلاح در عمل نیست . در بحث افغانستان و طالبان و هجوم به کنسولگری مزار شریف حتما به یاد دارید که چند لشکر   با استعداد کامل نظامی در لب مرز افغانستان مستقر شده و آماده عملیات ضد طالبان بودند و این نظر رهبر انقلاب بود که ورود به افغانستان و درگیری با طالبان را منتفی کرد .

https://www.khabaronline.ir/news/1284825/چرا-ایران-از-حمله-به-افغانستان-در-دوره-دولت-اصلاحات-منصرف-شد

https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سایت-خوان-62/3155321-نامه-مهم-رهبری-که-مانع-حمله-نظامی-شد

بزرگتر از شوروی به عنوان ابر قدرت نداریم وارد افغانستان شد و زمینه فروپاشی آن فراهم شد . آمریکا هم وارد عراق و افغانستان شد و به قول ترامپ هفت هزار میلیارد دلار خرج کرد آخرش هم هواپیمایش چراغ خاموش باید وارد حریم هوایی این کشورها شود .

همه چیز را قدرت نبینیم . هنوز بعد از این همه سال پشت پرده ماجرای حاج احمد متوسلیان و همراهانش فاش نشده . همان هایی که 256 نیروی آمریکایی و 52 نیروی فرانسوی را در بیروت کشتند و پای آمریکا و فرانسه را از بیروت تحت اشغال صهیونیستها بریدند همان روزها بودند و اتفاقا گروگانهایی مهم از آمریکایی ها گرفتند که ماجرای ایران کنترا و مک فارلین سر آنها پدید آمد .

مسئله اشغال سفارت انگلیس در روزی که مجلس ایران طرح کاهش سطح روابط با انگلیس بخاطر دخالت در قضایای سال 88 را تصویب کرد و همچنین کنسولگری عربستان در مشهد که عربستان را از فشار جامعه جهانی رها کرد و در موضع طلبکار قرار داد مثل خیلی از مسائل دیگر زوایای پنهانی دارد که هنوز فاش نشده و قضاوت صحیحی در مورد آنها نمی توان داشت . 

 

 

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

مجموعه افاضات یک نوچه دست نشانده

9hj2_noche.jpg

 

سلام

همانگونه که در پیام خصوصی خدمتتان عرض شد قدرت حکومت ها به سطوح ملی ، منطقه ای ، فرامنطقه ای ، جهانی و در همان قسمت جهانی هژمون تقسیم می شود که هر کدام از این سطوح می توانند واجد دسته بندی های مختلف باشند و باز همانگونه که برای شما مثال آوردم حکومت کشوری مانند افغانستان حتی دارای قدرت ملی نیست و ما هم در ابتدای انقلاب و بنا بر دلایلی که بسیاری از آنها را همگی ما نسبت به آنها آگاهی داریم قابلیت اعمال قدرت ملی در سطح کاملش را نداشتیم (در بازه زمانی کوتاهی) .

از طرفی اینگونه مسائل و بسیاری از مسائل دیگر قابلیت کمی سازی ندارند و دقیقا وقتی شما از درک این موضوع عاجز هستید به شما می گوییم که ذهن نابالغ دارید .

اجازه دهید مثالی بزنم ، کودکی را فرض کنید که به فهم شمارش یک و دو رسیده است و وقتی از او سوال می شود که مادرش را چقدر دوست دارد می گوید دو تا !! هنگامی که درکش از کمیت گسترش می یابد 10 تا ، 100 تا و ... . و در این میان وقتی کمیت فاصله را درک می کند دست هایش را گشوده و می گوید اینقدر ، یا از اینجا تا آنجا و ... . این مساله به دلیل نابالغ بودن ذهن آن کودک در زمینه دوست داشتن است ، اما وقتی در این زمینه ذهنش به بلوغ کافی رسید دیگر اینگونه بیان برایش معنا ندارد .

حالا از شما می پرسم شما چقدر مادر بزرگوارتان را دوست دارید ؟ فقط جان شما غیر از بیان کمی راه دیگری وجود ندارد !!

 

اما فارق از این مثال مبتنی بر جدول زیر ، مفاهیم و مسائل هر چقدر به سمت سطح استراتژیک و بدون ساختار پیش می رود از قابلیت کمی سازی آن کاسته می شود و به جایی خواهیم رسید که دیگر این امکان برای ما به دلیل وجود متغیر های بسیار و اطلاعات کم و شرایط ناپایدار از بین خواهد رفت .

 

DecisionLevel.jpg

 

البته به همین دلایل است که فهم شما حتی از مفاهیم علوم انسانی سطحی می باشد و می آیید ضریب جینی را که کاربرد آن در یکی از مدل های اقتصاد کلان است (اقتصاد کلان محاسباتی) که تقریبا درسلسله مراتب مفاهیم و دانش اقتصاد در وسط هرم قرار می گیرد و برای ایجاد نقشه های راه در یک طرح کلان اقتصادی کاربرد دارد را به کلیت ماجرا تعمیم می دهید (البته بنده در زمینه اقتصاد مطالعه تخصصی ندارم).  

و به دلیل همین مساله است که دیگران را نادان ، متوهم ، خودشیفته و ... می دانید :

 

بر 6 مهر 1399 در 18:33 , RezaKiani گفت:

الف یا این ملت منطقه نمی دونند چیه

ب یا این ملت بازیگر نمی دونند چیه

ج یا این مردم توهم زده ان

د یا این مردم خودشیفته ن 

ه ترکیبی از عوامل بالا

 

اما در مورد کشور خودمان جمله ای را از یکی از مقالات اندیشکده بروکینز که سال گذشته ترجمه و در انجمن قرار دادم را می آورم :

نقل قول

فشارهای اقتصادی نمی تواند ابزارهای خطرناک ترین خط مشی های سیاسی ایران از جمله جمعیت پر جنب و جوش و تحصیلکرده ، منابع اقتصادی متنوع و میراث عظیم تاریخی از رهبری منطقه ‌ای ، که به وسیله آنها جمهوری اسلامی می تواند نقش مهمی ، برای شکل دادن به آینده خاورمیانه داشته باشد را از این کشور سلب نماید .

و این همان چیزی است که شما نمی بینید و یا نمی خواهید ببینید .

 

یک مساله دیگر درباره قدرت منطقه ای اینکه ما برآیند مجموعه ای از عوامل را در نظر می گیریم که هر کدام می توانند شدت و ضعف داشته باشند (که استاد گرامی جناب MR9 زحمت بیان آن را کشیدند - اوستای بنده) .

این را داشته باشید و در کنار آن چند روز پیش مطلبی در بروزرسانی با عنوان ثبات هژمونیک قرار داده شد که برای روشن شدن بعضی از موارد ، بخشی از آن را در اینجا قرار می دهم :

قدرت برتر یا هژمون به وسیله عواملی باید پول خود را مبنا قرار داده ، با وضع قوانین و ساختار های مختلف دیگران را کنترل کرده و برای حفظ آن وضعیت به یکسری از کشور ها ، مخصوصا قدرت های درجه 2 سودهایی برساند .

 

شما پرسیدید که :

نقل قول

اگر شهروندان ایران پول مملکت رو چپو کنند و بروند کشورهای منطقه آیا دولت ایران توانایی اون رو داره که باتوسل به راهکارهای مشروع بین المللی (یعنی شکایت به اینترپل) و نه آدم دزدی و روشهایی که اسرائیلها ابداع کردند اونها رو به حوزه ی قضایی جمهوری اسلامی برگردونه؟

 

اول اینکه راهکارهای مشروع همان ساختار های کنترلی قدرت های جهانی هستند که اتفاقا هر چقدر ما بیشتر بتوانیم خودمان را از زیر یوغ آنها خارج کنیم و بعد آنها را به نفع خودمان تغییر دهیم نشان از قدرت بالاتر ما هستند . ثانیا وقتی راهکار به قول شما مشروع ، نا مشروع می شود و از دزد حمایت می کند باید آن را به نحوی کنار گذاشت . حالا شما چرا طرفدار راهکار نامشروع هستید دیگر به ما مربوط نیست !؟

 

در کل سوال هایی پرسیدید ، لطف کنید از ابتدا آنها را دوباره بپرسید ، البته با این پیشفرض که در ابتدا قدرت هایی که مانع ما می شوند را به صورت کمی مشخص کرده ، عوامل ایجاد آن ها و میزان تاثیر پاهای قدرت های اختاپوسی جهانی را به صورت کمی از آنها کم نمایید و بعد در اینجا قرار دهید ، آنگاه به دیده منت بنده جواب شما را خواهم داد .  

 

پ ن .  امیدوارم تمامی دوستان به این بحث ها تنها به چشم مجادلات علمی بنگرند و آنها را فراتر از آن نبرند .

 

 

  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام مجدد خدمت عزیزان حاضر در بحث

اول سری به صحرای کربلا بزنیم:

2500 سال قبل اگر از ارسطو می پرسیدی که چرا سیب از درخت می افته روی زمین ؟ بهتون جواب می داد چون جایگاه طبیعی سیب زمین هست و هر چیزی رو وقتی که ولش کنی به سمت جایگاه طبیعی خودش حرکت می کنه تا اونجا از حرکت بایسته. اگر می پرسیدی  چرا دود می ره هوامی گفت چون جایگاه طبیعی دود کره ی آتش هست و دود حرکت می کنه به سمت جایگاه طبیعی خودش...

اگر می پرسیدی جایگاه طبیعی چیه و چرا جایگاه طبیعی سیب زمینه و جایگاه طبیعی دود آسمون؟ بهتون جواب می داد: ما کلا 4 کره داریم: خاک مرکز کائنات رو اشغال کرده چون سنگین ترین عنصر هست و کره ی خاکی رو شکل داده. روی اون آب که سنگینی کمتری داره جمع شده و کره ی آب رو شکل داده( به همین دلیل هست که وقتی لفظ قلم حرف می زنیم به کره ی زمین می گیم کره ی خاکی... درسته از نظر مساحت بیشتر سطح زمین رو آب پوشونده ولی از نظر حجم بیشتر کره ی زمین رو خاک تشکیل داده) بعدش کره ی هوا هست که سبک تر از آب و خاک هست و روی اونها قرار میگیره و بعدشم کره ی آتش هست که بالاتر از اون سه تاست و بعدشم که فلک قمر هست که ماه توش قرار گرفته. سیب چون اصلش از جنس خاک هست وقتی می افته برمیگرده به سمت کره ی خاک تا در جایگاه طبیعی خودش قرار بگیره.....دود هم چون اصلش از جنس آتش هست وقتی مانعی درکار نباشه حرکت می کنه به سمت جایگاه طبیعی خودش یعنی کره آتش

بعد اگر ازش می پرسیدی بین دو تا وزنه ی سنگین و سبک اگر از یه ارتفاع یکسان و همزمان ول بشن کدومش زودتر میادش زمین؟ جواب می داد: وزنه ی سنگین تر... چون خاک بیشتری درش موجود هست و میل بیشتری داره تا به جایگاه طبیعی خودش برگرده و به همین دلیل سریعتر سقوط می کنه.... ارسطو هیچ وقت حاضر نشد آستین هاش رو بالا بزنه و بره بالای ی یه ساختمون بلند و این حرفاش رو امتحان کنه... به جاش نشست و برای حرفاش فرضیه بافی کرد و فلسفه بافی کرد و آسمون ریسمون به هم بافت و در حدود 2000 سال همه ی طرفدارانش هم به همون راهی رفتند که حضرت استاد رفته بود.... حدود 500 سال قبل یه آدم پاچه ورمالیده ای به نام گالیله گفت من میرم آستین بالا میزنم و دو تا وزنه سنگین و سبک رو از بالای برج پیزا میندازم پایین تا ببین استاد حرفش چقدر درسته؟ اگر گالیله هم مثله ارسطو نشسته بود و فلسفه بافی کرده بود و شعر از خودش درآورده بود در باب سقوط اجسام احتمالا بنده ی حقیر به جای اینکه پشت کامپیوتر بشینم و تایپ کنم داشتم الان یا توی بیابون بیل می زدم تا توی طویله خر قشو می کردم.

در باب اینکه قدرت چی هست و چه مولفه هایی داره و مال ایران چقدر هست و مال بقیه چقدر هست هم دو تا راه حل وجود داره..... یا می تونیم کتابهای خارجی و ایرانی و گزارشهای فلان اندیشکده و فلان گزارشگر و فلان تحلیل گر رو بخونیم و بعدش بشینیم آسمون ریسمون ببافیم و فلسفه دربکنیم و خودمون رو در اوج ابرها ببینیم.... می تونیم هم مثل گالیله آستین بالا بزنیم و قدرتمون رو امتحان بکنیم تا ببینیم که یه من ماست اصولا چقدر از توش کره در میاد....

من هر چقدر که سوال می کنم ظاهرا به در بسته می خورم.... از حضراتی که ایران رو یه قدرت تاثیر گذار منطقه ای می دونند فقط یه سوال می کنم و بحث از نظر من دیگه بسته شده است. فقط لطف کنید و همین یکی رو جواب بدهید: سیاست خارجی ایران در زمینه ی تأمین امنیت خلیج فارس که بارها و بارها توسط تریبونهای مختلف نظام اعلام شده این هست: امنیت خلیج فارس باید توسط نیروهای منطقه ای تأمین بشه و نیروهای فرامنطقه ای حق ندارند که به بهانه ی حفظ امنیت کشتی هاشون رو به خلیج فارس بفرستند... با فرض اینکه یه مورد اضطراری پیش بیاد آیا ایران می تونه یه ایست بازرسی بذاره توی دهنه ی خلیج فارس و جلوی ورود کشتی های نظامی غرب رو به داخل خلیج فارس بگیره؟ آیا توانش رو داره؟ آیا پشتیبانی کشورهای منطقه رو داره؟ آیا می تونه برای پیش برد سیاست خودش یه ائتلاف از کشورهای منطقه رو تشکیل بده و اونها رو در جهت اهداف سیاست خارجی خودش نگهداره؟ اگر حوصله کردید و خواستید جواب بدید فقط خواهشا چارت و الگو و ماتریس و اینها برامون پست نکنید... من بیسواد بلد نیستم بخونم.... من فقط بلدم مثل گالیله مسائل رو تحلیل بکنم.....

ویرایش شده در توسط RezaKiani
  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
23 minutes قبل , RezaKiani گفت:

 

 اگر حوصله کردید و خواستید جواب بدید فقط خواهشا چارت و الگو و ماتریس و اینها برامون پست نکنید.

 

بسم ا...

 

اختیار دارید ،با توجه به پست اول شما در تاپیک و براساس مندرجات وبلاگ شخصی شما ، ظاهرا آموزه زندگی در ایران را به شکل تبیین فرمودید . ما در میلیتاری فقط بلدیم روی مستندات و در چهارچوب ان چیزی که به ما یاد دادند صحبت کنیم  . میلیتاری که شما از گذشته های دور می شناختید ، یک مقداری تغییر کرده ....

https://wars-and-history.blogsky.com/

نقل قول

خواهی که شوی زینت بزم همه اشخاص  ....رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز

 

البته مخاطب همه پستهای این تاپیک را دیده و خودش قضاوت می کند ...

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
13 minutes قبل , RezaKiani گفت:

با سلام مجدد خدمت عزیزان حاضر در بحث

اول سری به صحرای کربلا بزنیم:

من فقط بلدم مثل گالیله مسائل رو تحلیل بکنم.....

 

گالیله علمه

گالیله گفت که خورشید پشتش به ما نیست در همین حد، اونقدری ازش علم به ما نرسیده که بزاریم وسط و به نتیجه ای برسیم،..

و ارسطو فلسفه.

موفقیت در نبرد، نه علمه و نه فلسفه. بلکه مقداری دانش نهادینه شده هست؛

 

- موفقیت فنی/اقتصادی: محصول تصمیم گیری عقلایی ست.

- موفقیت  نمادین: محصول همنوایی یا همسازی با ارزشهای اجتماعی ست.
- موفقیت در بقا: پیروی از تقاضای اجتماعی و پاسخ به نیاز محیط هست(شکل گیری حمایت محیط)

 

اینا هم حرفهای من نیست، حرفهای کاگران دانشی هست به اسم ریچارد اسکات و فیلیپ سلزنیک با درجه پروفسوری...

 

- تو دین ما هم که موفقیت کلا معانی دیگری داره، و مسائل آخر و عاقبت رو روز قیامت و ... است.


 

البته هیچ کدوم از اون بالایی ها معنی نمیده که ما کلا داریم چکار میکنیم، بلکه عینکی رو زمین برمیداریم و باهاش اونچیزی که میبینیم ترسیم میکنیم، در همین حد هستن. بقول خودم تئوری شابلونه روی کاغذ سفید...

 

 

  • Like 2
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, MR9 گفت:

البته مخاطب همه پستهای این تاپیک را دیده و خودش قضاوت می کند

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد... البته من صبر می کنم تا مخاطبین من و شما نه الان بلکه سیصد سال بعد  قضاوت کنند درباره ی قدرت ایران....

  • Like 2
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
20 minutes قبل , RezaKiani گفت:

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد... البته من صبر می کنم تا مخاطبین من و شما نه الان بلکه سیصد سال بعد  قضاوت کنند درباره ی قدرت ایران....

 

خوب ، صبر ما زیاد هست ، آنقدر زیاد که  این مساله را درک می کنیم که قدرت سازی ، یک مفهوم زمان بر هست ، بخصوص وقتی که سعی دارید مستقل باشید . البته همانطور که عرض شد ، ذهن های مهندسی اگر یکسری الزامات و فاکتورها را وارد تحلیل های خودشون نفرمایند ، همچنان متصلب ارزیابی میشوند .

 

پی نوشت :

1- حداقل بنده ، متن خلاصه ترجمه شده  کتاب هنر جنگ سان زی از جنابعالی و همچنین متن تشریحی آن از دانشکده دافوس آجا را مطالعه کردم و اطلاع دارم که تعریف زمین بازی و گیر انداختن مخاطب در یکسری سئوالات  که پاسخ به آن نیازمند اطلاعاتی فراتر از دسترسی اطلاعاتی بنده و شما دارد ، به چه صورتی انجام می گیرد . البته ارادت ما به شما همچنان باقی هست .

2- اگر در 300 سال آینده ( بطور دقیق دهم مهر سال  1699 خورشیدی ) زنده بودیم ، حتمادر خدمت شما هستیم .

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
29 minutes قبل , MR9 گفت:

حداقل بنده ، متن خلاصه ترجمه شده  کتاب هنر جنگ سان زی از جنابعالی و همچنین متن تشریحی آن از دانشکده دافوس آجا را مطالعه کردم و اطلاع دارم که تعریف زمین بازی و گیر انداختن مخاطب در یکسری سئوالات  که پاسخ به آن نیازمند اطلاعاتی فراتر از دسترسی اطلاعاتی بنده و شما دارد ، به چه صورتی انجام می گیرد . البته ارادت ما به شما همچنان باقی هست .

 

سلام علیکم 

بهتر است هر چیز و هر کسی را در جایگاه خودش ببینیم نه بالاتر و نه ... . 

خدمت ایشان که عرض شد برآیند تاثیر قدرت های جهانی را از منازعات منطقه ای کم بفرمایند ، بعد ما در خدمت ایشان خواهیم بود و درباره قدرت منطقه ای صحبت خواهیم کرد . البته مساله دیگر هم این است که ذهن های سطح تکنیکی یا همان ذهن های مهندسی که شما می فرمایید ، قادر به درک سیال بودن اینگونه مفاهیم نیستند . 

در ضمن ما  جواب سوال های ایشان را ندادیم ، ایشان چرا جواب سوال های ما را نمی دهند . البته خدا را شکر که ایشان به بی سوادی خودشان اقرار فرمودند و راه حل پیش پایشان هم مطالعه عمیق تر است و دقیقا به دلیل همین بی سوادی است که رو به مجادله آوره اند و نه مباحثه !

:rose:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12 minutes قبل , HRA گفت:

سلام علیکم .بهتر است هر چیز و هر کسی را در جایگاه خودش ببینیم نه بالاتر و نه ... .

:rose:

سلام علیکم و رحمت ا...

ایشون اتفاقا" یکی از دوستان مطلع و دانشمند انجمن هستند و همون طوری که در پست قبلی هم عرض شد ، خدمت ایشون ارادت هم داریم زیاد ، بسیاری از موارد را هم از ایشون یادگرفتیم و بارها هم در بروزرسانی و سایر موقعیتها که حرف از  تاریخ نظامی بود ، ایشون را یاد آوردیم . ولی نوع نگاه و تحلیل ما در زمینه مورد نظر ، با اختلاف زیادی از هم قرار دارد ، همون طور که در برخی از مسائل و موارد با جنابعالی یا سایر دوستان تفاوت نظر داریم ، ولی انتظار این بود که برخلاف شیوه نگارش ایشون در سایر موقعیتها در فضای مجازی ، به جای قرار گرفتن در موقعیت سئوال کننده ، نقد  خودشون را در مورد مساله مورد اختلاف بیان کنند . تاپیک هم  بازهست برای همین کار . اگر از همون ابتدا به جای خطاب قرار دادن نویسنده و مترجم ( در قالب استفاده از واژه ملت ) و دادن لقبهای آنچنانی ، نقد را با استدلال می نوشتند ، اصولا کار به اینجا نمی رسید . روند کاری بنده هم در این چند سال این بود و هست ( تا روزی که در میلیتاری حضور داشته باشم )  که از تبدیل شده انجمن به محلی برای متوهم خطاب کردن افراد ، جلوگیری بشود و دراین زمینه هم تعارفی وجود ندارد.

  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

من ازبرادر بزرگوار MR9 در خواست می کنم که یه پرانتز باز کنم و یه توصیه ای به دوست عزیزمون HRA داشته باشم که مستقیما به بحث مربوط نیست ولی جاش فکر کنم که همین جا باشه... بعد اگر عمری بود دوباره برگردیم به سرجای اولمون

4 hours قبل , HRA گفت:

البته خدا را شکر که ایشان به بی سوادی خودشان اقرار فرمودند و راه حل پیش پایشان هم مطالعه عمیق تر است و دقیقا به دلیل همین بی سوادی است که رو به مجادله آوره اند و نه مباحثه !

 

 ببین برادر!

اولا که تشکر می کنم که مطلبی رو که زحمت کشیدید و در نامه خصوصی ارسال کردید رو به درخواست من به تاپیک آوردید تا دیگر عزیزان هم استفاده کنند و اگر کسی نظری داشت بگه.

دوما که شما و ما باید توجه داشته باشید که که سطح شعور و درک و کشش هر کسی با دیگران فرق داره.... من به ضعف تئوریک خودم اعتراف می کنم و ادعایی هم ندارم که تئوریسیون هستم... سوالی پیش اومده بود و از دوستان طرف بحث خواستار ارائه استدلال و برهان شدم.... جوابهایی رو هم گرفتم که هر چقدر فکر کردم نفهمیدم چی دارن میگن.... سطح سواد من همین قدر بود برادر... حالا چیکار کنم؟ برم 4000 صفحه کتاب بخونم مشکل حل میشه؟ اگر قرار باشه 4000 صفحه کتاب بخونم تا جواب یه سوال رو بگیرم اصلا اینجا دارم چرا وقت تلف می کنم؟ شما چرا وقت می ذارید و جواب می دهید؟ خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید که پیامبری را به سوی قومی نفرستادیم مگر به زبان همان قوم.... بد نیست که ما هم به زبان مخاطب صحبت کنیم... اگر می بینیم طرف مطلب رو نمیگیره سطح مطلب رو انقدر بیاریم پایین تا بفهمه...

من هم مستقیما گفتم که این جور استدلال شما و دیگران رو نمی گیریم. مثلا اینجا:

بر 8 مهر 1399 در 14:09 , RezaKiani گفت:

چون همون طور که ذکر کردید بنده ساده دل و ساده اندیش هستم و اصولا تا مثال نزنیدچیزی حالی م نمیشه

و هم با سولاتی که مطرح کردم به صورت غیرمستقیم گفتم که سطح کشش و درک من بیش از این نیست . من این 14-15 تا سوال رو مطرح نکردم که شما و بقیه حاضران در بحث رو محکوم کنم یا محاکمه کنم یا استیضاح کنم یا حقوق سر برجتون رو قطع کنم... اصلا مگر شما سیاستگذار و استراتژیست نظام بودید که الان بخواهید پاسخ گو باشید... من فقط خواستم نشون بدم که با طرح این سوالات و جواب دادن به اونها هم میشه مسئله رو تبیین کرد....

متاسفانه شما هنوز هم با کلمات و اصطلاحات قلمبه سلمبه پاسخگو هستید نگاه کنید:

4 hours قبل , HRA گفت:

خدمت ایشان که عرض شد برآیند تاثیر قدرت های جهانی را از منازعات منطقه ای کم بفرمایند ، بعد ما در خدمت ایشان خواهیم بود

به خدا من اگر بفهمم که تاثیر قدرتهای جهانی رو چه جوری باید از منازعات منطقه ای کم بکنم... من فقط یه جور کم کردن بلد هستم اون رو فقط با عدد و رقم انجام می دم.... حالا شما بهش میگی ذهن مهندسی... بگو برادر... الان من چیکار کنم؟ خودم رو بکشم خوبه؟ خیالت راحت میشه؟

یا مثلا این جمله از فرمایشات برادر warrior

بر 8 مهر 1399 در 05:16 , worior گفت:

از دو پیش فرض فوق به این نتیجه میرسیم:

که دو نیرو یکی  از سمت تهران و یکی از سمت مردم منطقه به یک نقطه مرجع در حال سوق دادن یکدیگر هستند.

محل تلاقی این دو نیرو در نقطه مرجع معادلات راهبردی جهان اسلام که روایت کلان منطقه است خواهد بود.

به جان خودم اگر من بفهمم که این مرجع معادلات راهبردی جهان اسلام اصلا یعنی چی؟

خلاصه اینکه  اگر شما همین یه جمله رو طوری گفتی که ما بفهمیم که دمت هم گرم... اگر هم که مرغت یه پا داره بازهم دمت گرم....

سوما این رو هم اضافه کنم که با تمام حرفهای بالا دلیل نمیشه که کسانی که مثل شما فکر می کنند و یا مثل شما تحلیل می کنند همیشه بیان و مطالب سطح پایین رو بیان کنند.... نخیر... شما هم باید به موقعش و برای مخاطبانی که سطح سواد و شعورشون بالاتر از بنده هست مطالبی تهیه کنید و این فرصت رو به دیگران هم بدهید که از نظرات شما در سطحی دیگر و بالاتر آگاه بشوند.... چه اشکالی داره؟

الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ....

4 hours قبل , HRA گفت:

دقیقا به دلیل همین بی سوادی است که رو به مجادله آوره اند و نه مباحثه

راستش من نه خیلی اهل مجادله هستم و نه مباحثه.... در این مورد خاص هم ترجیحم این هست که به فرمایش قران در موضع استماع بایستم تا شاید کسی اومد و دست ما رو هم گرفت...

با تشکر از شما و بقیه دوستان

  • Like 2
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
11 hours قبل , RezaKiani گفت:

به جان خودم اگر من بفهمم که این مرجع معادلات راهبردی جهان اسلام اصلا یعنی چی؟

 

نقطه مرجع. 

البته این رو در پاسخ به استاد گفتم و مربوط به درک ایشون از جغرافیای سیاسی جهان اسلام هست. 

11 hours قبل , RezaKiani گفت:

سوما این رو هم اضافه کنم که با تمام حرفهای بالا دلیل نمیشه که کسانی که مثل شما فکر می کنند و یا مثل شما تحلیل می کنند همیشه بیان و مطالب سطح پایین رو بیان کنند.... نخیر... شما هم باید به موقعش و برای مخاطبانی که سطح سواد و شعورشون بالاتر از بنده هست مطالبی تهیه کنید و این فرصت رو به دیگران هم بدهید که از نظرات شما در سطحی دیگر و بالاتر آگاه بشوند.... چه اشکالی داره؟

 

چشم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بسم ا...

 

تحلیل جالبی از مدیر مرکز ایران در دانشگاه تل آویو   ---- سئوال این هست ، دانشگاه های نظامی و غیر نظامی ما ، دپارتمان اسراییل شناسی دارند ؟؟!!!!!!!!!!

 

https://aparat.com/v/tFhDk

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

موضوع اینه که اگر کسی در دانشگاه های ما از توانایی اسراییل بگه و‌ مثلا خطر کلاهک‌های اتمی و ‌زیردریایی های دلفین رو گوشزد کنه، چه اتفاقی ممکنه برای اون شخص بیافته؟!

بله اگه شما بیاید و‌ بگید اسراییل نابود شدنیه ازتون تقدیر هم شاید بشه!

اینجا خیلی وقته حقیقت های تلخ خریداری نداره و ‌این ترسناکه!

  • Like 1
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      یک مبتدی هسته ای، مسئله ای به بهانه 0.1 کیلوتن به منتهی 10 مگاتن
      مقدمه
      یک تیتر متناقض نما برای برانگیختن سوال در این مورد که یک تازه کار هسته ای چگونه باید شروع کند، در برنامه خود به چند کیلوتن قدرت نیاز دارد؟
      اینکه در یک برنامه هسته ای در مراحل ابتدایی از اینکه از چه بمبی و چه هدف گذاری در تهیه ذخایر هسته ای میبایست بهره مند بود، تعاریف مشخصی وجود ندارد، جز 3 تز معروف که برای تولید هر سلاحی بکار میروند؛ "تولید برای زمان استفاده" و تز دیگر "تولید بر اساس مقابله با دیگری" و "تولید برای مکان استفاده یا هدف"، راهکار نظام مند دیگری وجود ندارد.  مشخص نیست چه موقع این 3 روش حدود خود و حدود نیاز هر کشوری با برنامه هسته ای را مرتفع میکنند.
      تولید بر اساس مقابله با دیگری حتی در تعداد بسیار کم نیز توجیه کافی دارد. و کافی است که رقیب بداند در تهاجم هسته ای خویش با پاسخ هسته ای مبهمی از نظر ابعاد و تعداد، روبرو خواهد شد و یا اینکه میبایست دست کم یک ضربه اتمی متقابل به انتخاب حریف را تحمل کند. ضربه ای که در هر شرایطی با هر مقداری دردناک خواهد بود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای فقط بدرد کشورهایی میخورد که نمیخواهند زیر ترس و حسرت هسته ای باقی بمانند، متوانند برنامه خود را بخوبی پنهان نگاه دارند، و قصد ندارند حجم ذخایر هسته ای خود را افزایش داده و یا ابعاد استفاده را از نظر زمان و مکان پیچیده سازند، آنها همچین سلاح هسته ای را بعنوان یک راهبرد اجرایی فراتر از امر موازنه در نظر نگرفته اند.
       تولید بر اساس زمان استفاده یک امر منحصر به فرد است، مثلا تعدادی بمب موجود باشد که اگر لازم شد روزی مثلا در آخرالزمان استفاده شود! این راهکار نیز هم از نظر اجرایی مبهم است و هم منتهی به یک حد نهایی بی معنی یعنی روز مبادای غیرممکن آن کشور منوط میشود، چنین برنامه ای نبودش بهتر از بودن آن است.
      تولید بر اساس راهکار مکان استفاده نیز از نظر عددی دچار ابهام میشود. اگر دو کشور چین و هند یکدیگر را از این نظر مورد سنجش قرار دهند و برای هر هدفی که مورد نیاز اقدام هسته ای می بیننند، سلاح هسته ای با توان مشخصی بسازند، تعداد اهداف زیاد خواهد بود و هم اینکه مسائل بسیاری نظیر شیوه نگهداری، میزان لازم، استراتژی انتخاب و شلیک و ... پدید میآورند، ممکن بمب هایی که بر اساس مکان استفاده طراحی میشوند، به نحوی محدود شوند که هیچ وقت ارزش بهره گیری نیابند. مثلا بمبی به اندازه پایتخت یک کشور تدارک دیده شود،  بزرگ در حد 5 مگاتن، و چون پدافند دشمن موثر است، تعداد متناسبی در برابر آن ساخته شود، مواد هسته ای فراوانی همراه با پیچیدگی ای نگهداری تدارک دیده شود، ولی هیچ گاه ارزشی فراتر نیابند و دو کشور بعدا با صلح هزینه گزافی به امور نظامی خود تحمیل کنند. مانند ذخایر عظیم شوروی و آمریکا که عملا بعد از جنگ سرد بلا معنی باقی مانده اند.
      راهکار دیگری که اشاره نشد، میتواند تولید صرفا تحقیقاتی باشد، به نظر میرسد سالها دو کشور آمریکا و شوروی آزمایش های اتمی را با این اهداف انجام داده اند و چنین اهدافی امروزه دیگر به معنای سابق کاربردی به نظر نمیرسد. علوم مربوط بهانفجار هسته ای به شکل وسیعی تحصیل شده اند،  فقط آن لبه پیشرو در کاهش ابعاد، کاهش عوارض و افزایش توان مورد تحقیق است که امری علمی به نظر میرسد تا نظامی و عمدتا وابسته به محاسبات کامپیوتری، شبیه سازی و تست های غیراتمی است.
      یک سطح راهکنشی نظامی
      مسیرهای ارزیابی شده توسط افراد، و نهادهای مختلف نظامی وحتی غیر نظامی در برسی گزینه های ماشه هسته ای، نمایشگر تنش زایی فزاینده هستند. استفاده از تسلیحات متعارف قدرت مند در صورت کارآمد نبودن به سمت استفاده از تسلیحات هسته ای بسیار سبک و سپس به سمت حل گره های نظامی که با بمباران متعارف و سبک هسته ای حل نمیشوند، و سپس پاسخ قویتر به حریفی که ضربه هسته ای را ارسال کرده با سلاح هسته ای قویتر تمایل دارند.
       مثلا یک استفاده سبک از سلاح هسته ای در زدن یک بتلگروپ با قدرتی معادل 0.5 کیلوتن تی ان تی، ممکن است پاسخی برابر با 5 و یا 15 کیلوتن از سوی رقیب دارنده سلاح هسته ای در موقعیتی مشابه ایجاد کند، و این فتح بابی باشد برای تنش زایی به مسیر استفاده های بزرگتر، 200 کیلوتن به یک مگاتن و یک مگاتن به  سرهای جنگی خوشه ای هسته ای و بیشتر.
      اقیانوس بعنوان بستر آزاد استفاده از تسلیحات اتمی
      آثار استفاده از تسلیحات هسته ای در سطح دریا بسیار متفاوت از استفاده در خشکی است.روسیه، چین، آمریکا هر یک ناوگان دریایی بسیار عظیمی دارند، و میتوانند با یک ضربه هسته ای تمام آنچه دشمنشان در برابرشان قرار داده است را در دریا منهدم کنند، ناوها به درون اوقیانوس غرق میشوند و آثار رادیواکتیو نیز بسیار کم و شاید محو میشود، آب دریا یکی از بهترین جاذب های تشعشعات رادیو اکتیو است و اگر از بمب های هیدروژنی استفاده شود، بدلیل مصرف شدن حجم بالایی از خرج اورانیوم یا پلوتونیومی، آثار تهاجم هسته ای بسیار کمتر خواهد بود. ولیکن هر استفاده از سلاح هسته ای در سطح خشکی مصائب بی پایانی بجای خواهد گذاشت. با وجود سیستم حمل و نقل جدید، یه انفجار هسته ای قوی که شهری را آلوده کند حتی از طریق حمل و نقل بار و یا حتی مسافرت افراد نیز میتواند آلودگی خود را منتقل کند، انتقال از مسیر هوا جای خود دارد. به محاسبه ای استفاده از یک بمب 1مگاتنی علیه فردو که باعث از بین رفتن مواد هسته ای شود، ممکن است آثار رادیواکتیو آن حتی در مرز و هند و چین مشاهده شود.
      بنابراین با وجود کاهش عقلایی استفاده از تسلیحات اتمی در سطح خشکی، همچنان استفاده از این تسلیحات در سطح دریا توجیه پذیر است. بخصوص برای همه کشورهایی که تحت تاثیر سیاست ناوگان جنگی دشمنان خود قرار گرفته اند. یک سلاح هسته ای سبک میتوانند پایان دهنده بسیار توجیه پذیر برای آغاز جنگی از سوی دریا باشد، اما پاسخ آن چه میتواند باشد؟!
      -          ادامه استفاده از تسلیحات سبک؟
      -          ماندن بر پایه اصول اخلاقی همزمان با پاسخی بسیار قویتر بصورت متعارف؟
      -          دادن پاسخ برابر و انتظار بی خیال شدن حریف؟
      -          دادن پاسخی بسیار قوی؟
      -          تسلیم شدن و ندادن هیچ پاسخی؟
      جنگ احتمالات خود را دارد، بعید است کشوری مثل آمریکا 3 ناو هواپیمابر خود را در اثر یک انفجار هسته ای در سطح دریا در یک تهاجم احتمالی در تنگه تایوان از سوی چین، منهدم شده ببیند، و از اقدام متقابلی قدرتمند تر و وسیع تر بهره نگیرد، سایر پاسخ ها مبتنی بر شیوه جنگ بازی و یا احتمالا بعدی هستند، اما چه کسی قادر است بدرستی پیش بینی کند؟ انتخاب استفاده از تسلیحات اتمی به هوش مصنوعی و مدلهای پیش بینی مبتنی بر روانسنجی رهبران واگذار خواهد شد؟!
      با این وجود آنچه مشخص است این کیلوتن نیست که تایین میکند، اقدام بعدی بمب اتمی استراتژیک بشد، یا ماشین روز قیامت، در مثال بالا آمریکا د برابر پایتخت چین را با چندمگاتن هدف قرارداده و البته پاسخ مشابهی هم دریافت کند! این موارد در کتاب کاهن و دیگران بخوبی بحث شده اند. اما استفاده اولیه از این تسلیحات یک انتخاب مبتن بر دوئل هسته ای هستند، استفاده کننده قطعا با سطحی از پیروزی روبرو خواهد شد که میبایست عواقب آن را بپذیرد.
       
       
      تست دریایی راکت ASROC   با قدرت 10 کیلوتن 1962میلادی 
      تصویر از Hans M. Kristensen برگرفته شده از fas.org/
       
      انتخاب مقادیر جذاب
      مقادیر زیر 1 کیلوتن جذابیت های بسیاری دارند.
      -          نخست اینکه سطح پاسخ هسته ای را بسیار محدود نگاه میدارند.
      -          دریافت کننده پاسخ هسته ای میداند که اگر وارد مقادیر بیشتر شود در واقع خسارت بعدی خود را ممکن است بیشتر کند و در هم سطح از پاسخ باقی میماند.
      احتمال استفاده از یک سلاح هسته ای تاکتیکی در این ابعاد بسیار زیاد است، بخصوص ابعاد تنبیهی  و یا تاکتیکی آن بشدت از نظر نظامی قابل قبول است.
      -          از طرفی دشواری های تولیدی آن بیشتر است اما مواد رادیواکتیو کمتری نیاز دارد، و کشورهایی با حجم تولید اورانیوم پایین و تکنولوژی های سطح پایین تر براحتی میتوانند انتظارات هسته ای خود را بدین شکل برآورده سازند
      -          رهگیری انفجارات و آزمایشات در این حد مقداری دشوار است و کشورهای با وسع کم هممیتوانند چنین تسلیحاتی را بیازمایند. بخصوص در سطح دریا
      -          امکان تولید انبوه و استفاده انبوه از آنان وجود دارد.
      -          برای کشورهایی که دارای ابهام هسته ای یا برنامه اقدام سریع هسته ای شرایط بحران دارند، بسادگی دستیافتنی هستند.
      -          در صورت استفاده از این تسلیحات در خشکی، یک بمب یک کیلوتن، همان اثری را دارد که یک بمب 10 کیلوتن خواهد داشت، این بمب ها به هر جا اصابت کنند، آنجا تا مدتها بلااستفاده خواهد ماند.
      در مثال دریا
      با توجه به موارد فوق میتوان ارزیابی کرد که بمب کم توان هسته ای اما در تعداد مناسب بسیار از نظر راهبردی کارگشا تر است تا بمب های با توان بالا. اما شعاع انهدام این بمب ها آنچنان ابعاد کافی ندارد که بتوان با یک بمب در یک فاصله امن از پدافند دریایی کار را تمام شده دید. بلکه انفجار حتما میبایست در مجاور ناو و در محدوده حداکثر 500 متری اتفاق بی افتد. بنابراین چنین تسلیحاتی میبایست کارآمدی خود را به گونه های راهبردی تضمین کنند. بدین منظور در اقدام راهکنشی 6 کلاهک هسته ای 0.5 کیلوتنی میبایست کنار 3 کلاهک پیشگام 300 کیلوتنی به فاصله 10 کیلومتری و یا یک بمب 1 مگاتنی به فاصله 20 کیلومتری شلیک شوند.
      3 انفجار 300 کیلوتن در فاصله ای خارج دسترس پدافند ناوگان دشمن، میتوانند شوکی تولید کنند که  راهگشای 6 انفجار 0.5 کیلوتنی باشند و این شرایط امکان انهدام یک ناوگان سه فروندی از ناوهای هواپیمابر دشمن فرضی را فراهم آورد. بنابراین بدیهی است که از منظر تولید تسلیحات اتمی، تعداد بیشتری بمب کوچک و یا کم اثر تولید شود، سپس از بمب های قویتر در تعداد کمتر بهره جست.

       
      مسیری که باید طی شود
      واقعا نمیدانیم اگر بخواهیم برنامه نظامی هسته ای داشته باشیم، از کجا شروع کنیم و کجا تمام کنیم. چه سناریویی برای زمان و مکان استفاده انتخاب کنیم، چه نقاطی چه میزان قدرت تخریب هسته ای لازم دارند. چقدر سلاح داشتن بازدارندگی را تامین میکند، تسلیحات حامل سلاح هسته ای یک مسئلله هستند، پدافند هسته ای مسئله ای دیگری، تحقیقات هسته ای همینطور. اما یک روند  منطقی برای همه تازه کارهای هسته ای الزاما میبایست طی شود؛
      -          نخست یک بمب تحقیقاتی.
      -          سپس کوچک سازی و بزرگ سازی قدرت انفجار.
      -          در ادامه کاستن از عوارض انفجارو ایجاد انفجار بهینه.
      -           در میانه راه طراحی های مناسب با تسلیحات حامل. کروز، بالستیک، بمب افکن، اژدر و ...
      -          و در پایان راه تولید، تازه آغاز دوره بی پایان نگهداری پر هزینه و پیچیده تسلیحات هسته ای برای استفاده در زمان ها و مکان ها و برد های مختلف.
      با توجه به مثال بالا یک تازه کار هسته ای، برای مدیریت هزینه و مدیریت زمان و مکان دستیابی به سلاح هسته، یا دستیابی به قابلیت فرار هسته ای طرح و برنامه دقیقی داشته باشد.
      مشکل ذخیره اولیه
      هیچ حجمی از ذخایر هسته ای اولیه نمیتواند بازدارندگی لازم را ایجاد کند، بخصوص در زمانی که دشمن خاصی وجود داشته باشد که بتواند میزان پیشرفت، تعداد کلاهک و مکان های تولید را بدقت شناسایی کرده و در ابتدای راه آنرا از کار بی اندازد. وجود چند کلاهک محدود نه تنها بازدارنده نیست، بلکه مسبب آغاز تهاجم، تغییر مسیر به تهاجم هسته ای و در نهایت شکست خوردن دارنده تازه کار است.
      بنابراین یک تازه کار هسته ای 4 راه دارد:
      1.       پنهانکاری؛ برنامه خود را تا رسیدن به ظرفیت مطلوب بازدارنده، از نظر عددی و توانی پنهان نگاه دارد.
      2.       سیاست؛ از ابزارهای سیاسی برای ممانعت از اقدام علیه برنامه هسته ای خود بهره جوید.
      3.       توان نظامی متعارف؛ بقدری در حوزه تسلیحات متعارف و سرعت رسیدن به حد مطلوب موثر عمل کند که فرصت اقدام از دشمن گرفته شود.
      4.       گروگان گیری؛ هسته ای. تهدید استفاده از نخستین سلاح های ساخته شده علیه نزدیک ترین شهر یا پایتخت دشمن.
      تقریبا بسیاری از کشورهای دارنده سلاح هسته ای پس از آمریکا بصورت ترکیبی هر 4 راه فوق را تا آنجا که توانسته اند همزمان پیگیری کرده اند. اسراییل از گزینه های 1 و 2 و 4 بخوبی بهره جسته است. هند و پاکستان، از هر 4 گزینه بهره جسته اند، همینطور کره شمالی که نتوانست برنامه هسته ای خود را پنهان کند و از ابزار سیاسی کافی برای چانه زنی بهره مند نبود توانست بخوبی از گزینه سوم و چهارم بهره گیری کند. آنها ابتدا به توان متعارف موشکی و توپخانه ای بلند برد بسیار وسیعی دست یافتند، که متعاقبا از تهاجم علیه تاسیسات هسته ای خود ممانعت کافی به عمل می آورد، سپس بعد از توسعه متعارف، پایتخت و شهرهای کره جنوبی که دیگر در برابر تهاجم موشکی انبوه راه برای مقابله نداشتند را گروگان گرفتند، به نحوی که حتی استقرار سامانه پدافند موشکی تاد نیز عملا مثمر ثمر به نظر نمی رسید. کشورهایی مثل لیبی و عراق نتوانستند از هیچ از یک 4 گزینه فوق بهره مند شوند، عراق که برنامه هسته ای خود را شروع کرد بلافاصه با تهاجم اسراییل مواجه شد و از آنجا توان نظامی متعارف کافی نداشت، از طرفی نتوانست از ابزارهای سیاسی و دیگر گزینه ها بهره گیری کند شکست را پذیرفت و به یک انتقام گیری سطحی از اسراییل اکتفا نمود. ایران نیز آگاهانه بدونه انتخاب هیچ یک از مسیر های فوق برنامه نظامی هسته  ای را در حد دانش آن محدود و سپس رها ساخت.

      مسیریابی چگونگی توسعه و کاهش تنش هسته ای
      نتیجه گیری
      یک تازه کار هسته ای میبایست، به دست کم یکصد کلاهک هسته ای با قابلیت ارسال از طرق مختلف دست پیدا کند. و این تعداد با فهم از راهبرد زمان و مکان استفاده پس از دستیابی پنهانی به ذخایر اولیه قابل تنظیم از نظر تقسیم مواد هسته ای و قدرت مورد نیاز در تعداد لازم خواهد بود. با این وجود دستیابی پنهانی به این حجم از کلاهک هسته ای که قابل نصب بر روی موشک باشد در زمانی کوتاه امری ناممکن به نظر میرسد.
      یک معادله؛ اگر 10 بمب یک مگاتنی وجود داشته باشند، آنها ماشین روز قیامت یک کشور اتمی با برنامه محدود هستند، و اگر 30 کلاهک 300 کیلوتنی به آن اضافه کنیم، توان هسته آن کشور به سطح راهبردی ارتقا پیدا میکند، و اگر حدود 70 تا 100 کلاهک از زیر یک تا حداکثر 5 کیلوتن وجود داشته باشد برنامه تاکتیکی آن تقریبا کامل شده است. به موازنه راهبردی، و توان تاکتیکی مناسب نیز دست پیدا کرده. اما به محض شروع اولین آزمایش با آنچنان حجمه سیاسی، اقتصادی و تلاش های نظامی مواجه میشود که ممکن است شانس دستیابی کامل به برنامه فوق را از دست بدهد. بنابراین در 4 گزینه فوق؛
      - پنهانکاری محدودیت عملیاتی بالایی دارد،
      - گروگانگیری نیز عواقب سیاسی و اخلاقی وسیعی دارد،
      - ظرفیت بازدارنده متعارف نیز هزینه های بسیار بالایی در برخواهد داشت،
      و نمیتوان این ظرفیت را با وجود برنامه هسته ای آشکار یا حتی پنهان تا حد یک قدرت جهانی شدن بسرعت و با هزینه های کم ارتقا داد، بنابراین "سرعت" در دستیابی به حجم بالای مواد هسته ای برای دستیابی به ظرفیت مناسب تولید بمب مهمترین و قابل ملاحظه ترین فاکتور دستیابی به سلاح هسته ای است. و این برنامه به محض آشکار شدن یک گزینه در برابر مخالفان آن برنامه میگذارد، ممانعت پیش از آنکه دور شود.
      بنابراین سیاست ابهام هسته ای نه تنها در عمل ناکارا به نظر میرسد بلکه موجبات تهاجم را نیز فراهم می آورد. و در برابر یک اقدام زودهنگام علیه برنامه هسته ای کشور تازه کار، وی باید با تمام توان برای سقوط اخلاقی و زدن ضربت متقابل با هر روشی، منجمله بمب های کثیف، شیمیایی، میکروبی و ... آماده باشد.
      مسیر زمانی دستیابی به بازدارندگی هسته ای:
       
       
      وضعیت پیش روی یک مبتدی هسته ای
       
      تهیه شده برای میلیتاری worior@military.ir
      استفاده از مطلب و ایده ها تنها با درج آدرس سایت مجاز است
    • توسط FLANKER
      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385294.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385295.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385335.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385333.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385300.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385309.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385302.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385304.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385306.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385307.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385334.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385336.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385337.jpg

      http://www.farsnews.net/plarg.php?nn=M385338.jpg
    • توسط GHIAM
      با استفاده از طول استند موشک فاتح، تونستم ابعاد موشک فتح را به دست بیاورم. موشک فتح دارای طول 6.5 متر و قطر 40 سانتیمتر است. این موشک نسبت به فاتح110 حدودا 2.30متر کوتاهتر و 20 سانتیمتر قطر کمتری دارد.  
      هیچ گونه اطلاعاتی از جنس موتور و جنس بدنه موشک وجود ندارد. اما احتمالا فتح موشکی با وزن 800-900 کیلوگرم، برد  200 - 300 کیلومتر و سرجنگی 150-200 کیلوگرمی باشد. به نظر میر‌سد سپاه قرار است این موشک را جایگزین نسخه های اولیه فاتح 110 کند. هرچند سرجنگی سبکتری نسبت به فاتح دارد برای زدن اهداف نرم از جمله زیرساخت‌های نفتی، مراکز صنعتی، اهداف غیرمقاوم نظامی و ... بسیار موثر است. 
      با توجه به ابعاد و وزن موشک فتح، می‌توان 4 تیره از این موشک را مانند فجر 5 از روی حامل IVECO پرتاب کرد.  
       

       
       

       

       
       
       
    • توسط mehdipersian
      شناور شهید باقری به بالگرد، موشک و پهپاد مجهز خواهد شد 
      فرمانده نیروی دریایی سپاه:

      شناور شهید باقری که در آینده ساخت آن به اتمام می‌رسد، علاوه بر داشتن یک ناوگروه در داخل خود، باند پرواز هم دارد که پهپاد می‌تواند از روی آن حرکت کرده و به پرواز درآید و در بازگشت هم می‌تواند بر روی آن بنشیند.
      شناور شهید باقری با ۲۴۰ متر طول و ۲۱ متر ارتفاع، مجهز به بالگرد، موشک و پهپاد است.
      این شناور به گونه‌ای در حال ساخت است که از روی عرشه آن حدود ۶۰ پهپاد می‌تواند پرواز کند و بنشیند.
      وستانیوز
       
    • توسط mehdipersian
      مرداد گذشته، یک ماهواره سنجش از دور ساخت روسیه برای ایران از پایگاه فضایی بایکونور پرتاب شد و انتظار می‌رود سه ماهواره دیگر نیز در سال‌های آینده به فضا پرتاب شوند. همچنین شواهد قانع‌کننده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد یک شرکت روسی در حال ساخت یک ماهواره ارتباطی برای ایران است که در سال 2024 در مدار زمین ثابت قرار می‌گیرد.
       
      ماهواره ی خیام:

       
       
      مرداد 1394، ایران با دو شرکت روسی در مورد پرتاب ماهواره سنجش از دور ساخت روسیه که توسط ایران اداره می شود، به توافق اولیه دست یافت. ماهواره ایرانی در 18 مرداد 1401 به وسیله ی شرکت روس کاسموس به فضا پرتاب شد. 
       
      مشخصات فنی ماهواره:

      مشخصات فنی ماهواره توسط روسیه و ایران اعلام نشده است ولی می توان از یک حق اختراع منتشر شده توسط شرکت NPK Barl در مرداد 1401 اطلاعات جدیدی بدست آورد. این طرح یک ماهواره سنجش از دور با وضوح بالا را توصیف می کند که دقیقاً شبیه خیام است. دارای یک گذرگاه شش ضلعی و چهار پنل خورشیدی است که با زاویه 45 درجه نسبت به محور طولی ماهواره به سمت پایین امتداد دارند. 
       
      محموله یک تلسکوپ کورش(Korsch) با پنج عنصر نوری است. تلسکوپ کورش یک تلسکوپ آناستیگمات سه آینه ای فشرده است که میدان دید وسیعی را ارائه می دهد. این تلسکوپ تصویربرداری را در یک کانال پانکروماتیک و چهار کانال چند طیفی (نزدیک مادون قرمز، قرمز، سبز و آبی) ارائه می دهد. سه پیکربندی ممکن برای تلسکوپ ارائه شده است که همگی با نسبت کانونی f/11.53 (نسبت کانونی تقسیم فاصله کانونی بر دیافراگم است)میباشند. مقادیر سه پیکربندی عبارتند از:
       
      دهانه / فاصله کانونی
      0.535 متر6.17 متر
      0.75 متر8.65 متر
      1.1 متر12.68 متر
       
      در اولین پیکربندی که در شکل زیر نشان داده شده است، وزن تلسکوپ 125 کیلوگرم و طول آن 1.8 متر است.
       

       
      دو پیکربندی دیگر منجر به گذرگاه طولانی‌تر می‌شود، اما نیازی به تغییر در جعبه‌های الکترونیکی محموله و آرایه‌های پیکسل CCD ایجاد نمیکند. این تلسکوپ از یک آرایه کانونی کروی و نه مسطح برای کمک به جلوگیری از لکه دار شدن تصاویر استفاده می کند. یک آرایه اسکن الکترونیکی داده‌ها را در باند X با سرعت‌های 480 مگابیت تا 1.5 گیگابیت بر ثانیه به زمین ارسال می‌کند (نرخ بالاتری نسبت به گزارش NPK Barl در فوریه 2021 ).
       
      سازنده محموله نوری مشخص نیست، اما برخلاف تخصص این شرکت در سیستم های زمینی می تواند خود NPK Barl باشد. طی نمایشگاهی در سال 2019، این شرکت تلسکوپ سنجش از دور را به نمایش گذاشت که انتظار می‌رفت ظرف دو سال آینده به فضا پرواز کند. گزارش شده است که وزن آن تنها 46 کیلوگرم است و همچنین کوچکتر از نمونه ثبت اختراع به نظر می رسد، اما تنها ماهواره میزبان ممکنی که در حال حاضر برای آن قابل شناسایی است، خیام است. احتمالاً تنها یک بخش از تلسکوپ به نمایش گذاشته شده است. 

       
      در یکی از نقشه‌های همراه با حق ثبت اختراع(پتنت) ، ماهواره در بالای طبقه فرگات در داخل محفظه محموله موشک سایوز-2-1a قرار دارد (که نشان می‌دهد پرتاب اولیه به وسیله ی این ماهواره بر به جای سایوز-2-1b سنگین تر بود).
       
       اگرچه پتنت‌ها به ندرت به پروژه‌هایی اشاره می‌کنند که به آن‌ها مربوط می‌شود، اما در اینجا ماهواره در واقع متعلق به پروژه 505 نشان داده شده است. همانطور که در نقاشی زیر مشاهده می‌شود، ماهواره‌ها به اندازه‌ای کوچک هستند که سه عدد از آنها در داخل دماغه قرار گیرند.
       
       
       
      کاربرد خیام:
       
      به طور رسمی، خیام تنها کاربردهای غیرنظامی در زمینه هایی مانند کشاورزی، مدیریت منابع طبیعی و نظارت بر محیط زیست خواهد داشت. مدت کوتاهی پس از پرتاب، رئیس سازمان فضایی ایران مدعی شد خیام به دلیل اندازه کوچکش نمی تواند به عنوان یک ماهواره جاسوسی استفاده شود. با این حال، وضوح زمینی گزارش شده آن (0.73 متر) برای انجام کارهای شناسایی ارزشمند کافی است. 
       
      مرکز کنترل ماموریت خیام:
       

       
       
      به گزارش اخبار ایران، مرکز کنترل ماموریت خیام در مرکز فضایی ماهدشت که تقریباً در 60 کیلومتری غرب تهران و نرسیده به شهر کرج قرار دارد. این مرکز در اوایل دهه 1970 برای دریافت اطلاعات از ماهواره های سنجش از دور خارجی تأسیس شد که اولین آنها ماهواره های لندست ایالات متحده بود. همانطور که در تصاویر Google Earth مشاهده می شود، ساخت یک ساختمان جدید در این سایت حدود آوریل 2020 آغاز شد و اکنون کامل شده است. احتمالاً در گزارش تلویزیون ایران که پس از پرتاب خیام از مرکز کنترل مأموریت پخش شد، دو آنتن سهموی در شمال شرقی ساختمان جدید دیده می‌شود.
       

       
      همکاری های روسی/ایرانی بعدی:
       
      خیام پیش بینی می شود حداقل پنج سال فعالیت داشته باشد و قرار است در سال های آینده ماهواره های بیشتری نیز به آن ملحق شوند. پس از پرتاب، حسن سالاریه اعلام کرد که ایران سه ماهواره دیگر از همین نوع را سفارش داده است و افزود: اولین ماهواره در مجموع 40 میلیون دلار هزینه داشته است.
       
      به نظر می رسد که همکاری فضایی بین روسیه و ایران اکنون فراتر از حوزه سنجش از دور است. در هفته‌های اخیر شواهدی به دست آمده است که روسیه در حال ساخت یک ماهواره ارتباطی زمین‌ایستا برای ایران با نام اکواتور (به روسی به معنای «استوا») است. این نام برای اولین بار در سال 2020 در بیوگرافی مختصری از متخصص ISS Reshetnev، تولید کننده پیشرو روسیه در ماهواره های ارتباطی مستقر در نزدیکی کراسنویارسک در سیبری ظاهر شد. در کنار آن بسیاری دیگر از پروژه ها نیز به آن اشاره شد که این شخص در آن مشارکت داشته است و جزئیات بیشتری ارائه نشده است.
       

       
      ایران در نهایت قصد دارد ماهواره‌های ارتباطی زمین‌ایستا را با استفاده از پرتاب‌کننده‌های بومی پرتاب کند، اما به‌نظر نمی‌رسد ماهواره‌هایی که در آینده قابل پیش‌بینی به فضا پرتاب می‌شوند، قادر به قرار دادن محموله با این ویژگی در این نوع مدار باشند. بنابراین، این کشور احتمالاً برای پر کردن جای خالی باقیمانده نیز به روسیه متکی خواهد بود. اگر معامله‌های دیگری در این زمینه هنوز وجود داشته باشد، پشت درهای بسته انجام شده است. 
       
      ________________________________________
      تلخیص و ترجمه از mehdi persian برای میلیتاری
      ________________________________________
      منبع:
      https://www.thespacereview.com/article/4475/1
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.