Davood

Members
  • تعداد محتوا

    250
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های Davood

  1. Davood

    جنگنده سوخو-57 پکفا Su-57

    [align=center][/align] شرکت سامسونگ در سال 1992 تکمیل هواپیمای آموزش پیشرفته KTX-2 را آغاز نمود.شرکت لاکهید مارتین نیز از جمله شرکای این برنامه می باشد و وظیفه تامین الکترونیک پروازی,سامانه کنترل پرواز و بالهای هواپیما را بر عهده دارد.این برنامه به طور رسمی در سال 1997 آغاز شد و نخستین پیش نمونه آن در سال 2002 پرواز کرد.دو نمونه از این هواپیما در دست تکمیل می باشد نمونه آموزشی T-50 و نمونه آموزشی جنگنده پیشرو A-50 هر دوی این نمونه ها دارای توانایی حمل جنگ افزار می باشند.T/A-50 از یک دستگاه موتور جنرال الکترونیک F404-GE-402 با رانش 17700 پاوند نیرو می گیرد.تولید 172 فروند از این هواپیما برای دوره 2006 تا 2015 بیش بینی شده است. ویژگی اصلی T-50 عبارتند از:طول کلی 13/1 متر,دهنه بال 9/5 متر,وزن خالی 6355 متر کیلوگرم,سقف پرواز خدماتی 55000 پا,پیشینه وزن برخاست 13485 کیلوگرم,پیشینه برد 1850 کیلومتر و بیشینه سرعت 1/5 ماخ.
  2. Davood

    جنگنده سوخو-57 پکفا Su-57

    چه جالب کره جنوبی هم یک هواپیما با این اسم دارد البته نوع آموزشی! T-50 Golden Eagle Jet Trainer and Light Attack Aircraft, South Korea
  3. [align=center]طراحي و ساخت سلاح‏هاي ويژه شكار ماهواره از راه‌هاي مختلفي دنبال شد.[/align] [align=center][/align] اولين تلاش‏ها در اين زمينه، با شليك موشك‌هاي هواپرتاب توسط ايالات متحده و اتحاد شوروي در دهه 50ميلادي انجام شدند و از آن پس، پيشنهادات عجيب و متفاوتي براي اين كار ارائه شدند. پرتاب موشك از طريق هواپيما، اولين كوشش در اين راه محسوب مي‏شد كه تكنولوژي به كار رفته در آن، بسيار ابتدايي و شناخته شده بود. اولين حركت‌هاي عملي ايالات متحده در اين زمينه به سال 1959 بر مي‌گردد و نتايج بسيار نااميد‌كننده‌اي داشت. اولين كوشش در پرتاب موشك، پس از طي مسافت 6هزار متر از دست رفت و به دليل بروز برخي مشكلات، اين پروژه در سال1963 متوقف شد. همزمان، پروژه نيروي دريايي ايالات متحده نيز در اين زمينه، متوقف شد. البته برخي برنامه‏هاي كوچك تا اوايل دهه70 پيگيري شدند. اتحاد جماهير شوروي نيز برنامه مشابهي را به سال1967 آغاز كرده بود و در حقيقت، اولين موشك ضدماهواره ساخت شوروي، در سال1976 طراحي و ساخته شده بود. اما نيش دردناكي كه از اين موفقيت شوروي، گريبان ايالات متحده را گرفته بود، باعث شد نيروي هوايي ايالات متحده، برنامه ساخت موشك ضدماهواره‏اي خود را دوباره پيگيري كند. از سال 1977، كنسرسيومي ‌متشكل از چند شركت هوافضايي ايالات متحده كه Vought ناميده مي‏شدند، يك موشك ضدماهواره طراحي كردند كه قادر بود به ماهواره‏هايي مستقر در «ارتفاع پايين اتمسفر زمين» (Low Earth orbit يا LEO) حمله كند. اين موشك سه مرحله‏اي، از يك جنگنده‌ F-15 كه با زاويه حمله بالا در حال صعود بود، شليك مي‎شد. در اين موشك، يك سيستم هدف‏ياب كوچك جهت جستجو و انهدام اهداف متحرك در فضا نصب شده بود. اين سيستم ردياب، به نام MHV (Miniature Homing Vehicle) شناخته مي‏شد. اولين پرتاب آزمايشي موشك ضدماهواره‌ ساخت ايالات متحده، به سال 1983 انجام پذيرفت. اولين پرتاب موفقيت‏آميز اين موشك، به تاريخ 13 سپتامبر 1985، منجر به انهدام ماهواره پي-78 (SolWind) متعلق به ايالات متحده شد. برنامه 437 و دومينيك1 استفاده از انفجارات هسته‏اي پرقدرت در ارتفاعات بسيار بالا جهت انهدام ماهواره‏ها، پس از انجام اولين آزمايشات سيستم‏هاي ضدماهواره معمول در دهه 60 مورد توجه قرار گرفتند. مابين سالهاي 1962 تا 1963، تعداد 105 آزمايش هسته‏اي در اقيانوس آرام و صحراي نوادا توسط ايالات متحده انجام شد. اين آزمايشات در اقيانوس آرام به نام دومينيك‌1 (Dominic I) و در نوادا به نام دومينيك‌2‌ (Dominic II) نامگذاري شدند. اغلب اين آزمايشات، به شكل رهاسازي بمب‏هاي اتمي‌ سقوط آزاد از بمب‏افكن‎‏هاي B-52 انجام پذيرفتند. يكي از آزمايشات انجام شده، حمل كلاهك اتمي‌ به ارتفاعي بالا در فضا و انفجار كلاهك در آسمان بود كه توسط موشكي به نام ثور (Thor) انجام شد. اين پروژه پس از مدت كوتاهي به سبب مشكلات فني متوقف شد. ظاهراً ايالات متحده آمريكا علاوه بر پروژه ۴۳۷، درصدد تكميل پروژه ديگري به نام سنت (Saint) نيز بوده است. اين پروژه آن گونه كه در يك دايره‌المعارف علوم فضايي مربوط به سال ۱۹۶۳ آمده بود، عبارت بود از ماهواره‌هايي كه مي‌توانستند به منظور بازرسي يا رهگيري ماهواره‌هاي ديگر، در فضا به كار روند. از پروژه «سنت» اطلاع بيشتري در دست نيست، ولي احتمالاً مي‌توان گفت كه اين پروژه در همان طرح‌هاي اوليه متوقف مانده باشد، زيرا در غير اين صورت در تاريخچه‌هاي مربوط به ماهواره‌كش‌ها حتماً از آن نامي‌به ميان مي‌آمد. به دنبال اين اقدامات آمريكا، اتحاد جماهير شوروي (روسيه كنوني) در اوايل نوامبر سال ۱۹۶۴ اولين سفينه با قابليت مانور فراوان خود (كه اساس سفينه‌هاي شكاري امروز آن كشور را تشكيل مي‌دهد) به نام پوليوت-۱ (۱-Polyot) را به فضا پرتاب كرد كه در مداري به فاصله ۲۱۳*۸۹۳ كيلومتر از سطح زمين قرار گرفت (در دو عدد فوق، كوچك‌تر نمايش‌دهنده حداقل فاصله مداري سفينه با زمين و بزرگتر نشان‌دهنده حداكثر فاصله مداري سفينه با زمين است). در پي پرتاب موفقيت‌آميز پوليوت- ۱ روس‌ها پوليوت-۲ را در ۱۲آوريل ۱۹۶۴ در مداري با پارامتر ۳۱۱×۱۲۳ كيلومتر قرار دادند كه اين سفينه در نخستين روزش در مدار، تكنيك‌هاي جالبي را در ارتباط با قابليت مانور سفينه‌هاي فضايي به نمايش گذاشت، ولي سپس از كار افتاد و سرانجام در ۸ آگوست ۱۹۶۶ از بين رفت. برنامه 437 دومين برنامه آزمايشي ساخت سلاح‏هاي ضدماهواره‏اي محسوب مي‎‏شد. برنامه توليد سلاح ضدماهواره در ايالات متحده از اوائل دهه60 ميلادي آغاز شد. برنامه 437، به دنبال يك سري انفجارات هسته‏اي در آسمان، توسط رابرت مك‏نامارا، وزير دفاع ايالات متحده، به تاريخ 20 نوامبر 1962 مورد تصويب قرار گرفت. پروژه نايك كار تجهيز موشك نايك زيوس به كلاهك اتمي، تحت لواي پروژه‎‏اي به نام Nike توسط ارتش آمريكا انجام شد. اين پروژه به سال 1945 توسط آزمايشگاه‌هاي بل جهت توسعه و ايجاد خطوط پرتابي موشك‌هاي ضدهواپيما پيشنهاد شد. اين پروژه، در نهايت به سال 1953، منجر به توليد اولين سيستم موشكي ضدهواپيما موسوم به نايك آژاكس براي آمريكا شد و سپس جهت ساخت موشك ضدماهواره اتمي ‌به كار گرفته شد. موشك جديد كه با كد رمز شناخته Mudflap مي‎شد، در نهايت DM-15S ناميده شد. يك موشك از اين نوع، در جزيره مرجاني كوآژالين از توابع جزاير مارشال، استقرار يافت. اين موشك تا سال1966 كه پروژه به دليل شروع ساخت موشك ضدماهواره Thor خاتمه داده شد، در آن جزيره مستقر بود. قرارداد ايجاد محدوديت در امور فضايي اما با انعقاد معاهده موسوم به فضاي بيروني (Outer Space Treaty) به سال 1967، استفاده از سلاح هسته‏اي در فضا، ممنوع شد. طبق اين قرارداد كه به تاريخ 27 ژانويه 1967، مقرراتي در جهت ايجاد محدوديت براي امور اكتشاف، فعاليت و استفاده از فضا بين دول اتحاد شوروي، ايالات متحده و پادشاهي بريتانيا به امضا رسيد و از تاريخ 10 اكتبر 1967 ضمانت اجرايي يافت. در آن سالها، طرح‏هاي ديگري نظير موشك‌هاي سرنشين‏دار و بدون سرنشين جهت هدفگيري ماهواره‏ها پيشنهاد شدند. نوع سرنشين‏دار، يك وسيله فضايي بود كه در نقطه‌اي از پيش تعيين شده با ماهواره مورد نظر، ملاقات مي‏‎كرد و سرنشين آن، ماهواره را تصرف كرده يا آن را از كار مي‏انداخت. اما مكانيزم خودانفجاري ماهواره‏هاي نظامي، استفاده از طرح‏هاي سرنشين‏دار و سلاح‏هاي موسوم به Stand-off را منتفي ساخت. در آن زمان، طرح‌های دیگری نیز در قالب موشک‌های بی‌سرنشین ضد ماهواره نظیر ارسال ماهواره‌هایی موسوم به کامیکازه (kamikaze) یا خودکشی کننده و یا مین‌های فضایی نیز به عنوان شکارچیان ماهواره‌ای که تنها یک بار در فضا قابل استفاده بودند، مطرح شدند (یعنی پس از انفجار، از بین می‌رفتند). سيستم بمباران مداري در ادامه بررسي مربوط به تاريخچه ماهواره‌كش‌ها به سال ۱۹۶۶ مي‌رسيم كه بار ديگر شوروي سيستم تسليحات جديدي به نام «سيستم بمباران‌مداري- Fractional orbit Bombardmant» را به مدت ۲ سال آزمايش كرد. در اين آزمايش شوروي توانست تكنيكي را نشان بدهد كه براساس آن به جاي پرتاب يك كلاهك هسته‌اي در مسير سنتي بالستيكي (به شكل منحني)، شيئي به وزن ۴۵۰۰ كيلوگرم مي‌توانست به مدار پايين در زمين فرستاده شود. در آنجا اين شيء هنگامي ‌كه نيمي ‌از يك دور گردش مداري خود را به پايان برده بود، از راكت حامل جدا مي‌شد، سپس از طريق يك مسير صاف و در حالي كه بر پشت پرده‌هاي رادار آمريكا و اروپا ظاهر مي‌شد، به اتمسفر زمين برمي‌گشت. در پي آزمايش سيستم بمباران مداري توسط شوروي، اين كشور از سال ۱۹۶۸ نخستين آزمايش ماهواره‌كش‌هاي خود را به سبك كنوني آغاز كرد. در اولين آزمايش بدين گونه، شوروي در ۲۰ اكتبر ۱۹۶۸، كاسموس ۲۴۹ را به رهگيري كاسموس ۲۴۸ كه روز قبل به فضا پرتاب شده بود، فرستاد كه كاسموس ۲۴۹ با فاصله اندكي از كنار ۲۴۸ عبور كرد و منفجر شد (دو ماهواره فوق كاسموس ۲۴۹ ماهواره شكاري و كاسموس ۲۴۸ ماهواره هدف بودند). در تمامي‌گزارش‌هايي كه در زمينه تاريخچه فعاليت‌هاي شوروي درباره ماهواره‌كش‌ها آمده، همگي متفق‌العقيده‌اند كه نخستين آزمايش عمل در فضا را اين كشور با كاسموس۲۴۸ هدف و ۲۴۹ رهگير شكاري انجام داده است. اما بسياري از آنها گرچه در اين موضوع شكي ندارند، ولي معتقدند شوروي با پرتاب كاسموس ۱۸۵ در ۲۷ اكتبر ۱۹۶۷ تلاش‌هايي را در اين باره آغاز كرد، ولي هنوز اعتباري به چنين گفته‌هايي نيست. آزمايش شوروي در زمينه سلاح‌هاي ماهواره‌كش تا سال۱۹۷۱ دنبال شد و در دسامبر اين سال به سبب حساسيت گفت‌وگوهاي سالت-۱ روس‌ها ادامه اين آزمايش‌ها را متوقف كردند تا اينكه از فوريه ۱۹۷۶ دور دوم آزمايش ماهواره‌كش‌ها با پرتاب كاسموس ۸۰۳ از سرگرفته شد. سرانجام اتحاد جماهير شوروي در ۱۸ آوريل۱۹۸۰ جديدترين آزمايش ماهواره‌كش‌هاي خود را با سفينه شكاري كاسموس۱۱۷۴ و ماهواره هدف فضايي كاسموس ۱۱۷۱ انجام داد. در سري آزمايشات عملي، روس‌ها ۱۰ بار موفق و ۷ بار ناكام ماندند. ۱ - مدار سفينه شكاري: رهگير دايره‌اي است تا بتواند كاملاً از نزديك با مدار سفينه هدف تطبيق كند. در اين حالت سفينه رهگير فقط يك عبور با سرعت كم از كنار سفينه هدف انجام مي‌دهد كه اين مي‌تواند در حكم بازرسي و اكتشاف باشد. ۲ - سفينه شكاري: رهگير با سرعت زياد از كنار سفينه هدف عبور مي‌كند و اين زماني انجام مي‌شود كه سفينه هدف در پايين‌ترين نقطه مداري از يك مدار بيضوي شكل باشد. ۳ - ماهواره شكاري: رهگير با فاصله نزديكي از كنار هدف عبور مي‌كند و اين زماني انجام مي‌شود كه ماهواره شكاري در بالاترين نقطه مداري از يك مدار بيضوي شكل است. ۴ - در چهارمين حالت و مسير، انجام عمليات نابودي ماهواره‌اي به اين شكل انجام مي‌شود كه دو سفينه شكاري- رهگير و هدف به گونه‌اي كه قصد پهلوگيري در كنار يكديگر دارند به هم نزديك مي‌شوند و در اين هنگام است كه سفينه شكاري منفجر مي‌شود. اين روش را مي‌توان چيزي شبيه به پرواز سفينه سرنشين‌دار جميني با سفينه بدون سرنشين آجنا در سال۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ دانست. به اعتقاد آگاهان امور فضايي نظامي، تمامي‌آزمايش‌هاي ماهواره‌كش روسيه در مدارهايي به ميل ۶۲ تا ۶۶ درجه و با فاصله ۴۵۰ الي ۵۶۰ كيلومتري زمين انجام شده است. IS : طرح روس‌ها برای شکار ماهواره اتحاد شوروی، به سمت استفاده از طرح ماهواره کامیکازه کننده روی آورد، زیرا ساده‌تر بود و از اجزاي ارزان قیمتی تشکیل یافته بود. طرح روس‌ها IS ه(Istrebitel Sputnikov) نام گرفت که به معنی «شکارچی ماهواره» یا Interceptor of satellites بود. کار طراحی این ضدماهواره در اتحاد شوروی، در اوايل دهه 60 کلید خورده بود و اولین آزمایشات پروازی این موشک به سال 1968 انجام شدند. اما ادامه کار روی این پروژه به دلیل امضای قرارداد «سالت یک» (SALT I) به سال 1972 متوقف گشت؛ اما سیستم در روی زمین همچنان کار شد و با آزمایش نمونه‌های جدیدی گسترش یافت تا آنکه در حدود سال1982، طرح، احتمالاً به دلیل پیش پا افتاده بودن، کنار گذاشته شد. دلیل کنارگذاشتن این طرح، سیستم‌های جدیدتر و پیشرفته‌تر موشک‌های ضدماهواره بود که در آن زمان عملی شده بودند یا عملی شدنشان در حال تحقیق و بررسی و نقل مجالس بود. ترا-3 (Terra-3) اتحاد شوروی در طول سالهای دهه 70 به بعد، تعداد زیادی پایگاه زمینی ساطع‌کننده اشعه لیزر موسوم به Terra-3 را جهت از کار انداختن ماهواره‌ها به کار انداخته بود؛ در نتیجه تصاویر تهیه شده به وسیله ماهواره‌های جاسوسی ایالات متحده در طول سالهای دهه70 و 80 میلادی، همگی سفید ظاهر می‌شدند؛ اما در سال 2006، چینی‌ها، مظنون اصلی سفید کردن تصاویر ماهواره‌های جاسوسی آمریکا به شمار می‌رفتند. Terra-3 يك مركز آزمايشي بود كه در پايگاه فضايي مخصوص موشك‌هاي ضدبالستيك شوروي به نام ساري شاگان (Sary Shagan) واقع در قزاقستان قرار داشت. سلاح‌هاي ليزري گفته مي‌شود هر دو كشور آمريكا و روسيه تحقيقات گسترده‌اي را در مورد انواع سلاح‌هاي ليزري و ديگر تسليحات پرتوي دنبال مي‌كنند. خبرهايي كه در اين مورد تاكنون انتشار يافته است، غالباً ضد و نقيض بوده و در پاره‌اي از موارد هم از جانب مقامات رسمي ‌بسيار اغراق‌آميز توصيف مي‌شود، گرچه در بسياري اوقات آنها به كل منكر وجود چنين سلاح‌هايي مي‌شوند. به هر حال واقعيت را مي‌توان چنين پنداشت كه بدون شك برنامه‌هايي براي تكميل انواع سلاح‌هاي پرتوي در هر دو كشور آمريكا و روسيه در حال اجراست، ولي شايد نه به آن حد كه هيچ يك از آنها توانسته باشند چنان سلاحي را وارد عمل كنند. منابع اطلاعاتي غرب اظهار عقيده مي‌كنند كه روسيه فعاليت‌هاي مربوط به سلاح‌هاي ليزري خود را از حدود ۳ دهه پيش آغاز كرده است، به طوري كه هم اكنون در اين راه جلوتر از آمريكا گام برمي‌دارد. سلاح‌هاي پرتوي ذره‌اي سلاح‌هاي پرتوي ذره‌اي، ذرات اتمي‌ الكترون، پروتون و نوترون و... با سرعت‌هايي نزديك به سرعت نور از خود پرتاب مي‌كنند و به اين وسيله با متمركز كردن انرژي و اثرات حرارتي مي‌توان هدف‌ها را به كلي از بين برد. در اين زمينه روسيه بر خلاف آمريكا اكثر تلاش خود را روي پرتوهاي ذره‌اي باردار متمركز كرده است. پرتوهايي كه تاكنون روسيه به استفاده از آنها علاقه نشان داده است بيشتر الكترون و در درجه بعدي پروتون بوده است. بايد توجه داشت سلاح‌هاي پرتوي روسيه در اين مرحله، خطرشان بيشتر مورد توجه ماهواره‌هاي جاسوسي عكاسي آمريكا موسوم به بيگ‌برد است كه غالباً در مدارهايي با ارتفاع پايين قرار داده مي‌شوند. بيشتر ديگر ماهواره‌هاي جاسوسي آمريكا در ارتفاعات بالا، استقرار مي‌يابند كه طبعاً آسيب‌پذيري كمتري متوجه آنهاست. در يكي ديگر از طرح‌هاي روسيه براي سلاح‌هاي ضدماهواره، چنين در نظر است كه تكنيكي براي نابودي ماهواره‌ها به وجود آيد كه بتواند در مدتي بسيار كوتاه و خيلي سريع، يك سلاح ماهواره‌كش را در روي زمين از آشيانه به سكوي پرتاب آورد و آن را به سوي هدف نشانه‌گيري كند. در نظر داشته باشيد كه بسياري از اين مطالب براي 3سال پيش است و اغلب كشورها اسرار نظامي ‌و طبقه‌بندي شده خود را يا فاش نمي‌كنند و يا پس از 30سال گزارشات مختصري از آنها را در اختيار عموم قرار مي‌دهند. با تمام اين اوصاف شما فكر مي‌كنيد هم اكنون چه آزمايشات و تحقيقاتي براي ساخت تسليحات فضايي در حال انجام است؟ فضاي هزاره سوم همزمان با سير تكاملي تحقيقات فضايي در آمريكا و روسيه (شوروي سابق)، نويسندگان و فيلمسازان بسياري در عالم تخيل، داستان‌هاي گوناگوني از جنگ‌هاي فضايي را روي كاغذ و يا بر پرده سينما به نمايش درآوردند. اكثر اين داستان‌ها از جنگ بين فضانوردان زميني و كيهان‌نورداني از سياراتي خارج از منظومه شمسي حكايت داشت و كمتر كسي به نبرد ميان سفينه‌هاي فضايي آمريكا و شوروي در مدار زمين، توجه مي‌كرد. اما اينك در حالي كه در نخستين دهه از شروع هزاره سوم هستيم، نبرد فضايي آنچنان كه ملاحظه خواهيم كرد، از افسانه به صورت واقعيت درآمده و تحقيقات به منظور تكميل انواع سيستم‌هاي ضدماهواره‌اي به سرعت ادامه دارد. ايالات متحده آمريكا و روسيه (اتحاد جماهير شوروی سابق) دو كشوری هستند كه رقابت بسيار جدی‌ای در ساخت تجهيزات نظامي ‌با هم داشته و همچنان دوش به دوش هم در حال حركت هستند. حتي در زمان جنگ سرد نيز اگر آمريكا هواپيمای بمب‌افكنی مانند Lancer)B1-icon_biggrin می‌ساخت، كمتر از چند ماه بعد خبر ساخت بمب‌افكن توپولف (Tu-160) را خبرگزاری‌های روسيه (شوروی) اعلام می‌كردند. يا اگر روسيه موشك بالستيكی را آزمايش می‌كرد، مدتی نگذشته كه خبر ساخت سپر موشكی قوی آمريكا به گوش می‌رسد و اين رقابت (به‌رغم افت اندك قدرت هوايی روسيه پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی) در تمامی‌ عرصه‌های هوايی مانند ساخت ماهواره، موشك، شاتل و... ادامه داشته و دارد. اگر روزي نبردي در فضا ميان آمريكا و روسيه به وقوع بپيوندد، احتمالاً آمريكا بيشتر از روسيه زيان خواهد ديد. به اين دليل كه كيفيت ماهواره‌هاي نظامي‌ آمريكا، بالاتر و دوامشان بيشتر و قيمت‌شان زيادتر از ماهواره‌هاي مشابه روسي است (كه خود به خود باعث مي‌شود تا روس‌ها تعداد پرتاب‌هايشان بيشتر باشد). از اين‌رو در چنين جنگي، روسيه چنانچه ماهواره‌اي را از دست بدهد، مي‌تواند به آساني ماهواره ديگري را جانشين آن كند، در حالي كه چندان هم زيان نصيبش نشده است، ولي آمريكا در ازاي هر ماهواره‌اي كه از دست بدهد، به اين آساني نمي‌تواند ماهواره ديگري را جانشين آن كند. البته آگاهان فضايي عقيده دارند كه در عصر كنوني، ماهواره‌هاي چيني به دليل ارتفاع پايين به نسبت ماهواره‌هاي آمريكا و روسيه كه در مدارهاي بلند قرار دارند، بسيار در دسترس و قابل انهدام‌تر هستند.
  4. [align=center][/align] به جرات می توان گفت هیچ یک از انواع موشک های حال حاضر به اندازه ی موشک های زمین به هوای اتحاد جماهیر شوروی سابق سابقه ی تاریخی نداشته است.می توان گفت دلیل چنین تمرکزی در عرصه فعالیت های موشکی آن هم در اوایل جنگ سرد تقابل در برابر ناوگان بمبم افکن های آمریکایی بوده است.نخستین نتیجه ی این فعالیت ها,سرنگونی هواپیما تجسسی U-2 آمریکایی بود که بر فراز روسیه و کوبا در حال پرواز بود.بدین ترتیب بسیاری از حوادث که تا به آن روز برای روس ها نگرانی هایی به دنبال داشت خاتمه یافت.نسل جدیدی از این موشک ها در جنگ 1973 با وارد نمودن خسارت سنگین به ناوگان هوایی رژیم اشگالغر قدس نمایش خارق العاده ای از خود به جای گذاشتند.تا به ان روز موشک های مذکور تنها ابزار دفاعی بسیاری از کشورها در برابر بمب افکن های آمریکایی بود موشک دوش پرتاب ضد هوایی نیز از دیگر دست آوردهای روسی بود که در اختیار این کشورها قرار می گرفت. تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مشوک روسی تنها با عناوین اختصاص یافته از سیستم نظامی غرب شناخته می شدند.بعد از 1990 عناوین اصلی و جزییات فنی این موشک ها فاش شد.هیچ عجیب نبود که از این پس تعداد زیادی از موشک هایی که هرگز به تولید انبوه نرسیده بوند و همچنان برای غرب ناشناخته مانده بود به تدریج معرفی گردد.در این میان پروژه های متعددی به چشم می خورد که تا نمونه سازی پیش رفته است و در نهایت کنار گذشاته شده بود.طرح های بسیار زیادی برای تقابل با موشک های Bomarc آمریکایی و Bloodhound انگلیسی شکل گرفته بود. در دنیای جنگ سرد عمده ی فعالیت های موشکی شوروی سابق تحت نظر شخصی دنبال می شد که تنها با عنوان سر طراح از او یاد می گردید.نام این مهندس مشهور و در عین حال گمنام تنها بعد از فروپاشی فاش شد.((سرگیی کارالیف)) روسی را می توان رقیب سرسخت فون براون آلمانی تبار دانست که به موازات هم پروژه های موشکی بزرگی را به ترتیب در شوروی و آمریکا رهبری کردند.کارالیف نخستین تست موشک های زمین به هوا را قبل از جنگ جهانی دوم انجام داد اما با حبس او ادامه ی فعالیت هایش در این حوزه متوقف شد.در طول جنگ ارتش سرخ روسیه استفاده از موشک های کاتیوشا را به عنوان دژ موشکی ضد هوایی تجربه کرد. بعد از پیروزی در اروپا استالین دستور تولید موشک های زمین به هوای آلمانی را صادر نمود.بدین ترتیب تیم های تحت رهبری سینیش چیکوف,راشکف و کستین تشکیل شد.در این حال ایساف دیگر طراح سرشناس روسی تیم توسعه تکلولژی موتور سوخت مایع را بر پایه ی میانی به ارمغان رسیده از محصولات آلمانی هدایت می کرد.با گذشت چهار سال که موشک ها در حال گذراندن تست پرواز بودند مشخص شد که آلمان ها هنوز مشکل هدایت و کنترل را حل نکرده بودند.در نهایت بنا به دستور استالین رییس پلیس مخفی Beria مامور شد شکل دفاعی روسیه را در مقابل بمب افکن های آمریکایی حل کند.پسر Beria در یکی از دفاتر طراحی موشکی که توسط شخصی به نام Kuksenko اداره می شد کار می کرد.Beria بدعت گذاری جالبی نمود و مهندسین زندانی روس و آلمانی تبار را به خدمت گرفت.دفتر طراحی KB-1 سامانه دفاعی موشکی S-25 را در زمان مقرر تحویل داد.در سال 1953 با انجام تست های این سامانه خطوط تولید آن در اطراف مسکو فعال شد.این نخستین موشک روسی بود که در غرب به نام SA-1 Guild نام گذاری گردید.پس از مرگ استالین توسعه موشک های زمین به هوا بیشتر بر پایه ی تجارب مهندسین روس و استاندارهای بومی روسیه دنبال شد.ککسنکو و پسر Beria از پست های خود بر کنار شدند و دفتر طراحی رقیب آنها مامور طراحی نسل بعدی سامانه های دفاع هوایی شد. طراحی و توسعه اغلب موشک هایی که در نیروی هوایی مورد استفاده قرار می گرفت بیش از 50 سال توسط شرکتی که به وسیله Pavel Dmitrivich Grushin تاسیس شد صورت می گرفت.تا مرگ گروشین در 29 نوامبر 1993 این شرکت معروف به Fakel MKB بیش از 16 نوع موشک زمین به هوا 0 ساختار بهینه شده از این دست سامانه ها تولید نمود و به بیش از 50 کشور جهان صادر کرد.اضافه بر این تشکیلات بسیاری از دفاتر طراحی موشکی در حوزه های یاد شده فعالیت می کردند.در این جا تنها به ذکر نام برخی از این مراکز طراحی بسنده می کنیم:Efremov,Tikhomorov,Lyapin,Lavochkin,Lyulev ماهنامه هوا و فضا
  5. لیزر هواپایه سامانه سلاح لیزر هواپایه (Air Borne Laser) که با همکاری کمپانی بزرگ نورثروب گرومن,لاکهید مارتین و بویینگ در دست طراحی و ساخت است در واقع یک لیزر اکسیژنی شیمیایی کلاس مگاوات است که با سرعت نور منتشر می شود و برای هدف قرار دادن موشک های بالستیک در فاز بوست (مرحله دوم پرواز موشک بالستیک) مورد استفاده قرار می گیرد قرار است این لیزر بر روی هواپیمای B-747-400 نصب شود.
  6. با سپاس از مطلب شما این بالگرد در نیروی زمینی ارتش امریکا در حال بازنشسته شدن است و بالگرد ARH-70 جایگزین آن می شود. Bell ARH-70
  7. GOLDEN-CROWN با سپاس از خبر راستش بخواین من چند وقت پیش با یک خلبان میگ 29 صحبت می کردم که در زمان جنگ خلبان سی 130 بود البته ایشان از دوستان ما بودند وقتی در مورد میگ 31 و سوخو 30 از ایشان پرسیدم گفت نه دروغ ایشان فقط می گفت ایران سوخو 27 خریده البته در بازدید از مقام معظم رهبری از دانشگاه ستاری فرمانده نیروی هوایی این خبر تایید کرد که در سال 2000 در حدود 25 فروند سوخو 27 خریداری شده!
  8. ما باید همکاری بیشتری با کره شمالی داشته باشیم باید در صنایع موشکی آن قدر قوی شویم که اگر کشوری قصد ماجراجویی داشت همچون ابابیل بر سر آن موشک بریزیم! آمریکا تا سال 2015 در تیررس ایران! هراس پنتاگون از افزایش برد موشکی ایران افزایش همکاری موشکی ایران و کره! مقابله با تهدید ایران در آلاسکا! موشک‌های ایران به آمریکا نمی‌رسند! آیا برنامه فضایی ایران نظامی است؟
  9. Davood

    "اخبار برتر نظامی "

    تا بود می گفتند هواپیماها B-2 آورده لهستان تا به ایران حمله کنه حالا هم قرقیزستان
  10. متوجه منظور شما نشدم لطف کنید واضح تر سخن بگویید! این هم عکس خلبان منهدم کننده MIG-25 عراقی
  11. شاید رویایی پرواز به اندازه ی تخیل انسان قدمت داشته باشد رویایی که لئوناردو داوینچی را بر آن داشت تا طرح هایی را ترسیم کند که بعدها از روی آن اولین هلیکوپترهای طراحی و ساخته شود رویایی که در سال 1903 به یاری برادران رایت به تحقق پیوست و آنها توانستند اولین هواپیما را به پرواز در آورند و اکنون که بیش از 100 سال از آن زمان می گذرد ده ها مدل هواپیما,هلیکوپتر و سایر وسایل پرنده وجود دارد که افق های آسمان را در می نورد و در زمینه های نظامی,ترابری,پشتیبانی و موارد دیگر فعالیت کنند.در این میان هلیکوپتر به عنوان وسیله ای که برای برخاستن و نشستن به فضای وسیعی نیاز ندارد و می توان از آن در حمل و نقل سربازان و اسلحه به خطوط مقدم جبهه و آتش پشتیبانی بخصوص در زمین های ناهموار استفاده کرد در جنگ های زمینی نقش تعیین کننده ای دارد تا جایی که امروزه نیروی زمینی ارتش های کشورهای بزرگ د نیا دارای لشکر هوایی هلیکوپتر هستند. بی شک برای به حرکت در آوردن این وسیله پرنده نیاز به خلبان هایی ماهر و کار آمد است افرادی که دوره ها و آموزش های تخصصی را گذرانده و آمادگی علمی,روحی و جسمی لازم را برای به پرواز در آمدن یک هلیکوپتر به دست آورده اند. به همین منظور از سال 1378 تا کنون هر ساله دانشگاه افسری امام علی (ع) وابسته به نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران,در رشته علوم فنون هوانوردی-گرایش خلبانی هلیکوپتر دانشجو پذیرفته است. سرهنگ شهسواری,رییس دانشکده خلبانی دانشکده خلبانی دانشگاه افسری امام علی (ع) در معرفی این رشته می گوید:در سال های آغازین تاریخ پرواز تصور می شد که خلبان یک هواپیما یا هلیکوپتر فردی است که فرمان را در دست می گیرد و می تواند آن را هدایت کند ولی امروز با پیشرفت تکنولوژی خلبان یک کار تجربی نیست بلکه یک علم است و یک خلبان باید با آیرودینامیک,فیزیک,ریاضی,مکانیک واستاتیک آشنا باشد تا بتواند مسوولیت یک سفر هوایی بدون خطر را بر عهده گیرد. سرهنگ مختاری فر,معاون آموزشی دانشکده آموزشی دانشکده افسری امام علی (ع) نیز در اهمیت این رشته می گوید:با توجه به گسترش علوم و فنون هوایی در 50 سال اخیر کارکرد هلیکوپتر در ابعاد مختلف نظامی از جمله اجرای آتش و پشتیبانی و جابجایی سریع نیروها و تجهیزات در مناطق رزم توجه ارتش کشورهای مختلف از جمله ایران قرار گرفته است. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کادر خلبانی یگان های مختلف هوانیروز از میان فارغ التحصیلان دانشکده افسری آن زمان گزینش شده و این افراد برای آموزش دوره ی خلبانی به خارج از ایران اعزام می شدند و در نتیجه دانشجوی این رشته پس از 7 سال تحصیل,کارایی لازم را به عنوان یک خلبان به دست می آورد.پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل تحریم اقتصادی و شروع جنگ تحمیلی ضرورت تربیت خلبان های مورد نیاز ارتش جمهوری اسلامی در کمترین زمان ممکن و با تکیه بر توانمندی های نیروی داخلی مورد تاکید قرار گرفت و این خود زمینه ساز ایجاد رشته علوم فنون هوانوردی در گرایش مختلف از جمله گرایش خلبانی هلیکوپتر می شد. وی همچنین درباره علت ارائه این رشته از سوی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران می گوید:نیروی هوایی و دریایی ارتش چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح در بخش های خاصی ایفای نقش می کنند اما نیروی زمینی بویژه در هنگام جنگ باید وجب به وجب کشور را زیر نظر داشته باشد و در صورت لزوم با دشمن درگیر شود.در این میان هلیکوپتر برای پشتیبانی نیروهای رزمی یک وسیله ضروری است تا هم برای پشتیبانی آتش و هم جابجایی نیرو و تجهیزات مورد استفاده قرار گیرد.در واقع بر خلاف نیروی هوایی و نیروی دریایی که برای تکمیل کار و وظایفشان از هلیکوپتر استفاده می کنند استفاده از این وسیله در هنگام جنگ جزء ماموریت نیروی زمینی است.در هنگام صلح نیز در همه کشورها هر گاه حادثه ای رخ دهد نیروی زمینی اولین نیرویی است که در مکان حادثه دیده حضور پیدا می کند و کمک های اولیه,مواد غذایی,وسایل گرمایش یا سرمایش و سایر موارد مورد نیاز را به افراد حادثه دیده می رساند از همین رو تربیت خلبان هلیکوپتر جزو وظایف نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی است. سایر مراکز,ارگان ها و سازمان ها مانند هلال احمر,نیروی انتظامی,نیروی دریایی و ... نیز که گاه برای تکمیل کادر خود نیاز به تربیت خلبان نظامی یا غیر نظامی هلیکوپتر دارند پس از اخذ مجوز از طریق آزمون سراسری اقدام به جذب دانشجو می کنند اما آموزش این دسته از دانشجویان را به ما واگذار خواهند کرد. توانمندی های و ویژگی های لازم برای موفقیت در رشته علوم و فنون هوانوردی-گرایش خلبانی هلیکوپتر فعالیت های هوانوردی به علت ماهیت مخاطره آمیزشان حساسیت بالایی دارند در نتیجه دانشجویانی که داوطلب رشته خلبانی هلیکوپتر هستند باید علاوه بر موفقیت در آزمون سراسری و کسب رتبه ی علمی لازم,از سلامت کامل جسمی و روانی,هوش و استعداد تحصیلی بالا و توانایی فراگیری زبان انگلیسی در سطح مطلوب برخوردار باشند. سرهنگ مختاری فرد در همین زمینه افزود:یک دانشجوی خلبانی باید از توانایی های بسیاری برخوردار باشد.برای مثال یک خلبان باید فردی باهوش باشد زیرا برای یک خلبان هنگام پرواز گاه موارد پیش بینی نشده ای اتفاق می افتد که باید در زمان کوتاه,واکنش سریع و مناسبی را نسبت به آن نشان دهد.این واکنش مناسب اصولا از کسانی انتظار می رود که ضریب هوشی بالایی دارند.همچنین تسلط به زبان انگلیسی در این رشته اهمیت بسیاری دارد برای اینکه عمده دانشجویان این رشته پس از دوره مقدماتی به زبان انگلیسی است. البته ما برای دانشجویان این رشته کلاس زبان انگلیسی برگزار می کنیم اما دانشجو نیز باید توانایی یادگیری زبان انگلیسی را داشته باشند.برای مثال باید دید چشمانشان باشد و کوررنگی نداشته باشند و دارای ناراحتی قلبی یا بیماری های خاص نباشند. یکی دیگر از مراحل گزینش دانشجوی این رشته گزینش روحی و روانی است یعنی از داوطلب یک مجموعه از تست های خاص روانشناسی گرفته می شود تا مشخص شود که آیا آمادگی فکری لازم را برای این کار دارد و آیا روحیه اش با شرایط خاص و برابر با آیین نامه های مربوط عمل کند یعنی باید یک مجموعه از قوانین و محدودیت ها را بپذیرد.همچنین در مسیر خدمت یک نظامی موارد زیادی پیش می آید که فرد بایستی از خواسته ها و ضرورت های زندگی زندگی خویش بگذرد و مصالح سازمان را بر مصالح فردی خود ترجیح دهد و در نهایت شغل خلبانی نیاز به ویژگی های خاصی از جمله شهامت و شجاعت دارد.یکی دیگر از مراحل گزینش دانشجوی این رشته بررسی صلاحیت های مکتبی,عقیدتی و امنیتی اوست اینکه آیا دانشجوی این رشته معتقد به جمهوری اسلامی هست و آیا صلاحیت این را دارد که در ارتش جمهوری اسلامی به عنوان یک سازمان امنیتی فعالیت کند یا خیر. تابعیت جمهوری اسلامی ایران,نداشتن سابقه تابعیت بیگانه و ایرانیالاصل بودن,متدین به دین و اسلام و اعتقاد و التزام عملی به ولایت فقیه,ایمان به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران و آمادگی فداکاری در راه تحقق اهداف آن,عدم اشتهار به فساد اخلاق و عدم اعتیاد به مواد مخدر,عدم محکومیت به محرومیت از خدمات دولتی و عدم سابقه عضویت یا وابستگی به احزاب و گروه های سیاسی,از جمله شرایط لازم برای داوطلبان ورود به رشته خلبانی نیز تنها از میان داوطلبان مرد مسلمان گروه آزمایشی علوم ریاضی و فیزیک و تجربی دانشجو می پذیرد. فرصت های شغلی موجود برای فارغ التحصیل علوم و فنون هوانوردی-گرایش خلبانی هلیکوپتر یکی از مهمترین دغدغه های هر جوانی پیدا کردن موقعیت شغلی مناسب است.این مساله حتی برای قشر تحصیل کرده جامعه نیز مطرح است.از همین رو ورود به رشته ای که آینده شغلی تضمین شده باشد از اهمیت بسیاری برخوردار است.رشته علوم فنون هوانوردی- گرایش خلبانی هلیکوپتر یکی از همین رشته ها است زیرا دانشجویان ان با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل می شوند و به استخدام ارتش جمهوری اسلامی ایران در می آیند و با گذراندن دوره های حین خدمت بترتیب سلسله مراتب فرماندهی را طی می کنند. علاوه بر کارکرد وسیع این رشته در سازمان های نیروهای مسلح در زمان جنگ و صلح نیاز روزافزون سایر سازمان های برای مثال,شرکت نفت,هلال احمر,وزارت نیرو و بسیاری از وزارتخانه های دیگر از خلبان های بازنشسته ارتش برای فعالیت در سازمان های مرتبط استفاده می کنند. هفته نامه پیک سنجش مورخ 17 بهمن ماه 1384
  12. Davood

    EP-3E AIRIESS II

    نیم نگاهی به هواپیمای تجسسی EP-3E AIRIESS II http://www.fas.org/irp/program/collect/ep3_1.jpg کشورهای جهان همواره به دنبال این هستند که نسبت به آنچه در کشورهای دیگر می گذرد آگاه شوند.لذا برای رسیدن به این هدف دست به یک سری فعالیت های تجسسی که کاملا مخفیانه انجام می شوند می زنند. EP-3E AIRIESS II نوعی هواپیما تجسسی بسیار دقیق است که در اینجا به معرفی آن و همچنین نحوه جمع آوری اطلاعات توسط آن می پردازیم: این هواپیما تجسسی شبیه به یک جارو برقی عمل می کند به این مفهوم که کلیه ارتباطات الکترونیکی شامل مکالمات تلفتی پست های الکترونیکی رله ها کشتی به ساحل فکس و ارتباطات ماهواره ای را کشف و در خود ظبط و ثبت می کند.وظیفه اصلی این هواپیما پرواز در مناطق مورد نظر جهت تجسس کسب اطلاعات و پردازش آن و در نهایت ارسال اطلاعات پردازش شده جهت فرماندهان نظامی ارتش آمریکا می باشد. این هواپیما مجهز به جدیدترین سیستم های تجسسی است.بسیاری از سیستم های به کار رفته در این هواپیما به صورت طبقه بندی و محرمانه است اما یک سری اطلاعات کلی در این خصوص در دست است.از جمله اینکه این هواپیما مجهز به سنسور گیرنده و آنتن دیسی است که همگی وظیفه دریافت علائم و سیگنال های الکترونیکی را بر عهده دارند.در این هواپیما دو اتاقک تعبیه گردیده که یکی در بالا و دیگری در پایین آن قرار دارد.همچنین این هواپیما مجهز به یک آنتن راداری AN/APX-134 و یک محافظ آنتن رادار هواپیما RADOME است.رادوم شبیه پوسته گنبدی شکل است که می تواند فرکانس های رادیویی را بدون هیچ محدودیت یا مانع دریافت نماید. در دهه 1990 نیروی دریایی آمریکا 12 فروند از هواپیما p-3Cs ساخت شرکت لاکهید مارتین را به هواپیماهای EP-3E AIRIESS II تبدیل کرد.هدف از این کار این بود که این هواپیماها جایگزین هواپیماهی AIRIESS که در اواخر دهه 60 و اوائل دهه 70 ساخته شده بودند گردند.در سال 1996 ارتش آمریکا به بهسازی EP-3Es و اخرین هواپیما نیز در سال 1997 تحویل شد.نیروهای ناتو در عملیات های پشتیبانی و شناسایی خود در بوسنی و نیروهای ستاد مشترک ارتش آمریکا در کره جنوبی هواپیمای EP-3Es را به کار گرفته اند. این هواپیما دارای 4 موتور توربوپروپ T-56-A14 است که هر یک قدرتی معادل 4900 اسب بخار تولید کرده و هواپیما را با سرعتی معادل تقریبا 555 کیلومتر به جلو می رانند.چهار ملخ 4 پره قدرت موتور را به نیروی رانش تبدیل می کنند.این هواپما 5 سوخت چهار مخزن بال و یک مخزن یدکی دارد.مخزن یدکی آن از نوع مخزن تیغه ای است که در قسمت زیرین بدنه هواپیما قرار دارد.این هواپیما غیر مسلح 24 نفر ظرفیت دارد که عبارتند از: 3 نفر خلبان.1 نفر مهندس پرواز(بقیه هم اپراتور تکنسین و مکانیک هستند.)این هواپیما دارای 19 جایگاه خدمه و 24 نفر ظرفیت دارد. مشخصات هواپیمای تجسسی EP-3E AIRIESS II طول بال ها:36/30 متر طول هواپیما:28/32 متر ارتفاع:42/1 متر مدت زمان پرواز:12 ساعت(4828 کیلومتر) حداکثر سرعت:648 کیلومتر در ساعت تعداد موتور:4 عدد از نوع توربوپروپ ALISON T56-A14 تعداد خدمه:24 نفر قیمت:36 میلیون دلار
  13. Davood

    AGM-65 Maverick

    AGM-65 ماوریک یک موشک هدایت شونده تاکتیکی هوا به سطح است که برای ماموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی حملات ضربتی در عمق خاک دشمن و بازدارندگی دفاعی طراحی شده است.این موشک دارای توانایی دورایستایی و احتمال بالای اصابت به انواع هدف های تاکتیکی از جمله تجهیزات زرهی پدافند هوایی کشتی ها تجهیزات حمل و نقل و امکانات ذخیره سوخت می باشد.ماوریک در عملیات طوفان صحرا مورد استفاده قرار گرفت و بنابر اظهارات نیروی هوایی ایالت متحده به 85 در ضد از هدف ها اصابت کرد.ماوریک دارای یک بدنه استوانه ای و همچنین یک دماغه شیشه ای گرد برای تصویر برداری الکترواپتیکی یا دماغه سولفات روی برای عکسبرداری فروسرخ می باشد.همچنین دارای بالهای مثلثی شکل با وتر بلند و سطوح کنترل دم که تا نزدیک لبه فرار و هواپیما حمل کننده آن پیش رفته است می باشد.سر جنگی موشک نیز در بخش مرکزی بدنه قرار دارد.دارای دو نوع سرجنگی می باشد یک نوع آن قیفی شکل است که با یک فیوز تماسی در دماغه منفجر می شود و دیگری یک سرجنگی سنگین با وزن فیوز تاخیری نفوذ است که به وسیله انرژی جنبشی خود پیش از انفجار به داخل هدف نفوذ می کند.نوع دوم در مقابل هدفهای بزرگ و سخت بسیار کارامد است.سامانه پیشرانه این موشک از نوع راکت سوخت جامد که در پشت سرجنگی قرار دارد. A-10 F-15E F-16 از جمله هواپیماهایی هستند که موشکهای ماوریک را حمل می کنند.از آنجا که هر هواپیما می تواند 6 موشک را حمل کند معمولا در خوشه های سه تایی زیر بال خلبان می تواند در یک ماموریت چندین هدف را نشانه بگیرد.موشک همچنین توانایی شلیک کن فرار کن دارد که خلبان را قادر می سازد پس از شلیک موشک فورا محل ترک کند یا در همان هنگامی که موشک اولی به سوی هدف حرکت می کند به سمت هدف دیگر حمله نماید.ماوریک می تواند در ارتفاعات بالا به اهدافی بر روی زمین شلیک کند و برد آن در ارتفاع چند هزار پایی تا 13 ناتیکال مایل می باشد. انواع مختلف موشک ماوریک عبارتند از: نمونه دارای هدایت الکترواپتیکی/تلویزیونی(Aو:D نمونه دارای تصویر ساز فروسرخ(G F D) یا هدایت تلویزیونی(E) نیروی هوایی ایالت متحده موشک ماوریک را تکمیل نمود و نیروی دریایی این کشور نیز نمونه فروسرخ و هدایت لیزری آن را به خدمت گرفت. نمونه دارای هدایت الکترواپتیکی/تلویزیونی(Aو:D نمونه دارای تصویر ساز فروسرخ(G F D) یا هدایت تلویزیونی(E) نیروی هوایی ایالت متحده موشک ماوریک را تکمیل نمود و نیروی دریایی این کشور نیز نمونه فروسرخ و هدایت لیزری آن را به خدمت گرفت. [align=center][/align] سرجنگی نمونه های مختلف موشک ماوریک عبارتند از: ماوریک A:دارای سامانه هدایت تلویزیونی/الکترواپتیکی است.پس از این که پوشش حفاظتی به طور خودکار از روی دماغه موشک کنار می رود و مدار ویدیویی فعال می شود تصاویر به وسیله سامانه هدایت روی یک صفحه تلویزیونی در کابین نمایان می شود.خلبان هدف را انتخاب می کند نشانه گذار را بر روی آن قفل کرده و سپس موشک را پرتاب نماید. ماوریک B:شبیه نمونه A است ولی سامانه هدایت تلویزیونی آن دارای توانایی بزرگ نمایی است و خلبان را قادر به یافتن هدف های دورتر و کوچکتر می نماید. ماوریک D:دارای سامانه تصویربرداری هدایت فروسرخ است و بسیار شبیه نمونه های BوA عمل می کند اما تصویر بردار فروسرخ محدودیتهایی همچون لزوم تصویربرداری در روز و محدودیتهای جوی سامانه های دیگر را ندارد.ماوریک D می تواند گرما تولید شده توسط هدف را ردیابی نموده و نمایش تصویری از هدف را در تاریکی هوای غبار آلود یا شرایط نا مشاعد جوی ممکن سازد. ماوریک E:این نمونه توسط هواپیماها سپاه تفنگداران دریایی ایالت متحده برای حمله به تاسیسات زمینی مستحکم تجهیزات زرهی و مبارزان سطحی به کار می رود.جستجوگر موشک از طریق اتصال با زمین یا نشانه گذاری لیزری هوابرد یک محدوده 7 مایلی در عرض و 10 مایلی جلو را جستجو می کند.در این صورت سرجنگی منفجر نمی شود و پرواز موشک عملا بی اثر می گردد. ماوریک F:هدف گیری فروسرخ که توسط نیروی دریایی ایالت متحده مورد استفاده قرار می گیرد و به جای سرجنگی 125 پاوندی(75 کیلوگرمی) در نمونه های مورد استفاده نیروی هوایی سپاه تفنگداران دریایی ایالت متحده از یک سرجنگی 300 پاوندی(136 کیلوگرمی) استفاده می شود که دارای سامانه هدایت فروسرخ بهینه شده برای ردیابی کشتی ها می باشد. ماوریک G:دارای سامانه هدایت یکسانی همانند نوع D می باشد با چند تغییر نرم افزاری برای ردیابی هدفهای بزرگتر می باشد.مهمترین تفاوتهای نمونه G سرجنگی نفوذی سنگین است در حالی که نمونه های ماوریک A B D دارای سرجنگی با چاشنی شکل داده شده هستند.نیروی هوایی ایالت متحده نخستین موشک ماوریک AGM-65A را در اوت 1972 به خدمت گرفت و در مجموع 25750 موشک ماوریک B و A توسط این نیرو خریداری شد.نیروی هوایی ایالت متحده نخستین AGM-65D های را در اکتبر 1983 به کار گرفت و توانایی عملیاتی اولیه فوریه 1986 حاصل شد.تحویل AGM-65G های عملیاتی در 1989 صورت پذیرفت. [align=center][/align] این موشک در سال 1991 توسط هواپیماهای F-16 و A-10 به منظور حمله به هدفهای زرهی در خلیج فارس عملیات طوفان صحرا مورد استفاده قرار گرفت که نقش بسیار مهمی را در تخریب ارتش عراق ایفا نمود. ماوریک K:چندی بعد نیروی هوایی ایالت متحده و ری تیان به اتفاق برنامه پیچیده ای را به منظور ارتقای هدایت الکترواپتیکی موشکهای هوا به زمین AGM-65 ماوریک با استفاده مجدد از سخت افزار ماوریک های قدیمی به انجام رساندند.این برنامه ارتقا جهت عمر خدماتی AGM-65 تا زمان به پایان نرسیدن عمر جستجوگر CCD آن انجام می شود.مزایای عملیاتی این طرح شامل اصمینان پذیری بیشتر قابلیت عملکرد در سطوح نوری پایین می باشد. نیروی هوایی ایالت متحده برای خرید حدود 2500 فروند موشک برنامه ریزی نمود.اما به علت عدم تامین بودجه موفق به انجام آن نشد و در نتیجه شمار موشکهای مدنظر خود را تا حدود 1200 فروند کاهش داد.همچنین ری تیان پیشنهاد یک تغییر در برنامه را ارایه کرد که در آن به منظور کاهش هزینه های توسعه ای ماوریک ها قدیمی استفاده می شد.این توافق دو جانبه ایجاب می کرد که ری تیان موشکهای قدیمی و بخش کنترل و هدایت آنها را از نیروی هوایی خریداری نماید. همچنین ری تیان در چارچوب این برنامه مجبور خواهد بود و بخش هدایت وکنترل 5300 فروند موشک AGM-56G را که نیروی هوایی ایالت متحده پس از جنگ خلیج فارس در سال 1991 خریداری کرده بود دوباره بخرد.CCD با قسمت مرکزی عقب بدنه موشکها که قبلا جستجوگر فروسرخ در آن نصب شده بود یکی شد و موشک جدید AGM-65K نام گرفت. نیروی هوایی ایالت متحده ابتدا قصد داشت با ارتقای CCD در AGM-65B نمونه AGM-65H را تولید کند.موشک های اولیه یک سرجنگی 125 پاوندی داشتند اما با اجرای برنامه تغییر AGM-56 ها سرجنگی قدرتمند 3000 پاوندی بر روی آن نصب گردید و عنوان AGM-65K به آنها اختصاص یافت.ری تیان قطعات جستجوگر فروسرخ که برای CCD مورد نیاز نیستند را به مشتریان خارجی خواهد فروخت اگر چه بعضی از جستجوگرهای فروسرخ می بایست دوباره ساخته شوند اما باز هم به کارگیری مجدد بعضی ها از سخت افزارها هزینه کلی تولید جستجوگرها را کاهش خواهد داد. در چارچوب دومین قسمت برنامه ری تیان حدود 1000 تا 7000 فروند AGM-65A خریداری و در انبارها سرد نگهداری خواهند شد.این کار ضروری بود زیرا شرکت تهیه کننده بدنه ماوریک ری تیان دیگر به تولید آنها نمی پردازد اما هنوز هم سفارشهای خارجی برای موشکهای جدید دریافت می شود. پس از تحلیلهای جزیی و باز کردن اجزای 6 موشک معلوم شد که انبارهای سرد دارای کارایی مطلوب مورد نظر ری تیان هستند.داخل خارج موشکها پوشش ضد خوردگی دارند.اما در ماوریک جدید فقط قسمت بیرونی پوشش داده شده بود.ری تیان موشکها را جدا نموده و اجزایی را که از نظر نظامی حساسیت داشتند از قبیل سرجنگی به دولت برگرداند. AGM-65 ماوریک یکی از پرکاربردترین موشکهای هوا به سطح است که استفاده از آن در نیروی هوایی بیشتر کشورهای جهان و تقریبا برای تمامی جنگنده ها غربی به چشم می خورد.این موشک اکنون با گذشت 33 سال از به کارگیری نخستین نمونه آن همچنان در حال سپری کردن مراحل ارتقا و بهسازی می باشد تا در قرن جدید بتواند همچون گذشته نقش مهمی در درگیریها هوا به زمین ایفا نماید. [align=center][/align] مشخصات عمومی ماموریت:انهدام اهداف زمینی از قبیل تانک کشتی و ... شرکت سازنده:ری تیان موتور:یک موتور جتTX-481 سرعت:1150km/h برد در ارتفاع بالا:27km برد در ارتفاع پایین:13km انواع مدلها:AGM-65A/B AGM-65D AGM-65G AGM-65E AGM-65F قطر:305mm پهنای بال:710mm قیمت:160,000 ماهنامه صنايع هوايي
  14. سعید من این عکس داشتم ولی تا حالا به آن غلاف دقت نکرده بودم درود بر متخصصان ایرانی این دو تا تصویر هم از طرف من
  15. Davood

    G-36 شاهکار آلمان

    پس از لغو پروژه ی G11((هکلرکوخ)) در پایان جنگ سرد سه گزینه بعنوان سلاح سازمانی ارتش آلمان مطرح شد.اول در ادامه دادن به استفاده از سلاح قدیمی G3 دوم استفاده از هزاران قبضه کلاشینکف AK-47 موجود در انبارها باقیمانده از ارتش آلمان شرقی(بعد از اتحاد دو آلمان) و در نهایت طراحی و ساخت یک سلاح مدرن و جدید که گزینه اخیر پس از بحث و تبادل نظرهای بسیار مورد قبول واقع شده و کمپانی معظم((هکلرکوخ))مسئول ساخت این سلاح گردید. قابل ذکر است که تفنگ تفنگ تهاجمی سلاح اصلی سرباز پیاده نظام است.علی رغم پیچدگی فوق العاده میدان های نبرد الکترونیکی امروز هنوز پیروزی در جنگ با طرفی است که سربازان تفنگ بدست خود را جهت اشغال کردن و گرفتن زمین به جلو می فرستد. برای انجام چنین عملی سربازان پیاده نظام به سلاحی نیاز دارند که قابل اعتماد بوده وزن کمی داشته حساس به نوع مهمات مورد استفاده نبوده شرایط سخت محیطی را بخوبی تحمل کرده به سادگی قابل تعمیر نگهداری و سرویس کردن و از دقت و برد قابل قبولی برخوردار بوده و در نهایت کار کردن با آن(فاکتورهای ارگونومی لوازم جانبی مونتاژ و سایت هدفگیری) آسان و بدون مشکل باشد.این چنین مشخصاتی پیش فرض فلسفه ساخت تفنگ تهاجمی سازمانی ارتش آلمان G36(GEWEHR 36 را تشکیل می دهند. G36 در سال 1990 از پروژه HK-50 ارتش آلمان(BUNDESWEHR) بوجود آمد که شامل یک سری سلاح در کلاس های متفاوت با مشخصات یکسان بوده.G36 پیش از اینکه یک طرح انقلابی باشد در نتیجه تکامل طرح های دیگر بوجود آمده است و با وجود اینکه حداکثر تکلولوژی روز در آن مورد استفاده قرار گرفته در واقع تکلولژی فوق العاده ای در آن به چشم نمی خورد. ناگفته نماند هسته مرکزی G36 با اندکی تغییرات در ایالات متحده تبدیل به دو سلاح XM-8 و مدول انرژی جنبشی XM-29 شده است که این نشان از بی عیب و نقص بودن طرح G36 دارد. مشخصات فنی G36 گلنگدن و مکانیزم گاز G36 بسیار شبیه به AR-18 بوده که البته نسبت به آن مورد بهینه سازی و اصلاح قرار گرفته است.در نتیجه ی این پیشرفت نسبی در یک تست بعد از شلیک هزار تیر در بررسی هایی که به عمل آمد هنوز هم مکانیزم کاملا تمیز بود.تمیز کردن اسلحه نیز به سادگی با یک پرس نرم و حلال رقیق و سپس با روغن کاری انجام می گیرد. G36 سلاحی با مکانیزم گازی است که قفل گلنگدن آن چرخشی از نوع استونر(یوجین استونر طراح M16) است.این مکانیزم یک سنت شکنی از طرف((هکلرکوخ))محسوب می شود که تاکنون در سلاح های بزرگ حود از سیستم قفل تاخیری مکشی استفاده می کرده است. تمام سیستم های متحرک سلاح اعم از گلنگدن و حامل گلنگدن فنرها و قطعات رابط کوچک از پلیمرهای تقویت شده با فیبرکربن ساخته شده اند که این موجب کاهش وزن و سادگی در نگهداری همچنین افزایش قابلیت اطمینان شده است. G36K مدل کارابین این سلاح بوده که تنها تفاوت آن با مدل اصلی در لوله و محافظ دست کوتاه شده آن است.همچنین MG36 مدلی به عنوان تیربار مورد استفاده قرار می گیردد دارای لوله قوی تر و دو پایه و همچنین خشاب کاسه ای با ظرفیت 100 تیر است.G36C نیز به گونه ای طراحی شده با لوله ی کوتاه تر برای استفاده یگان نیروهای مخصوص است که به تعبیری حتی از آن به عنوان یک SMG با کالیبر بزرگ نیز می توان نام برد. G36 پایه از یک خشاب 30 تیر با جنس شفاف تغذیه می شود که در کنار دارای گیره هایی برای متصل کردن دو یا سه خشاب جهت سرعت عمل در تعویض آن است.ناگفته نماند این سلاح به صورت مدولی ساخته شده است و با ابزار ساده ای می توان حتی در مناطق درگیری آنرا تبدیل به گونه ی دیگری از G36 کرد. در اهرم انتخاب آتش سلاح حالت های ضامن تک تیر شلیک دو تیر یا سه تیره و مسلسل تعبیه شده است و حالت فقط تک تیر برای کاربران غیر نظامی و پلیس در حال ساخت است. G36 ارتش آلمان مجهز به دوربین چشمی با بزرگنمایی 5/3 برابر بوده که به صورت استاندارد دارای یک سایت نشانه گذاری نقطه قرمز تابشی نیز است.سایت چشمی از 200 تا 800 متر علامتگذاری شده و از قسمت بغل دارای بخشی است که در نشانه گیری اهدافی با سرعت 15 کیلومتر بر ساعت در مسافت 200 متری از هر دو طرف چپ و راست پیشگامی ایجاد می کند. نقطه تداخل خطوط عمودی و افقی نیز روی سایت نشانه گذاری در هدف گیری از مسافت 0 تا 200 متری به کار می روند.البته ناگفته نماند که بیشتر درگیری ها در جنگ های کنونی در مناطق شهری در فواصل 15 تا 200 متری انجام می گیرند. یکی از مشکلاتی که در G36K وجود دارد ماشه ی سنگین آن بوده که حتی در صورت سقوط سلاح از ارتفاع 2 متری نیز عمل نکرده و شلیک نمی کند.همچنان که گفته شد با توجه به ماهیت جنگ های مدرن شهری این سلاح بعنوان یک تفنگ تهاجمی دقیق برای ساقط کردن اهداف در فواصل بیش از 500 متر طراحی نشده است البته در صورت استفاده از دوپایه و بند حتی در فواصل بیش از 500 متر نیز می توان شلیک های دقیقی انجام داد. بزرگترین مشکلی که حداقل در گونه های اولیه G36 مشاهده شد گرم کردن محافظ دست زیر لوله در تیراندازی ادامه دار و مسلسل بود که مهندسان((هکلرکوخ)) با طراحی یک شیلد عایق این مشکل را نیز برطرف کردند. قابل ذکر است این سلاح از فشنگ های استاندارد ناتوی کالیبر 45*5.5 میلیمتری استفاده کرده و سرعت علمی تیراندازی آن 750 تیر در دقیقه است.طول این سلاح 998 میلیمتر است و در حالت قنداق تاشد به بغل 758 میلیمتر است. در دو مدل دیگر یعنی مدل کارابین G36K این اعداد به 860 و 615 و در مدل مخصوص نیروهای ویژه G36C این اعداد به 720 و 500 کاهش می یابد.جالب توجه است که سرنیزه این سلاح بر گرفته از کلاشینکف AK-47 وده که احتمالا به دلیل استفاده از استوک های موجود در انبار تسلیحات ارتش آلمان است. این سلاح در گونه پایه فقط 3/3 کیلوگرم وزن دارد و از هر نظر یک سلاح ایده آل برای سربازان پیاده نظام محسوب می شود. ماهنامه نوآور
  16. دوست من تكنولوژي F5 و F4 مربوط به دهه هاي گذشته است و توليد حدود 500 فروند از اين جنگنده ها به صرفه و معقول به نظر نميرسد :D فکر نکنم ایران اینقدر احمق باشه که دیگه از این روسهای نامرد اس300 وتور که قیمتاشون رو ده برابر کردن بخره. :D قبول دارم f-4 دیگه قدیمی شده ولی f-4 ما بهینه شده رادار APQ-120 به f-4 ایران این قابلیت را می دهد تا تسلیحات زیر را حمل کنند. 1*20mm Vulcan AIM-7E R-73E (AA-11) PL-7 AIM-9P Kh-58 (AS-11) Zoobins Qadar C-802K (tested an not in service) AGM-65 LGBs Mk80 family bombs BL-77 cluster bombs (not sure of name) و مدرنيزه شدن كاكپيت آن با نمايشگرهاي ديجيتالي ---------- فکر کنم بدانید موشک های هوا به سطح Kh-58 و C-802K چه موشک های خطرناکی هستند. ما در حال حاضر از پدافند خوبی برخوردار نیستیم دو لانچر s-300 اصلا کافی نیست با پدافند فعلی هم مانند هاوک و سام 6 هم نمی شود در مقابل هواپیماهای پیشرفته و پنهانکار کاری کرد و تعدا 29 تا tor m1 هم کفاف کشوری به بزرگی ایران را نمی دهد پس تنها راه حل خرید s-300 و tor m1 به تعداد بیشتر هست حتی اگر گران باشد.
  17. دوستان F-14 ایران می تواند 4 موشک فینیکس با دو موشک هاوک به جای اسپارو و دو موشک سایدویندر حمل کنند , برد هاوک در هوا در حدود 60 کیلومتر اما با تغییراتی که بر روی آن دادند تا 90 کیلومتر هم قابلیت دارد. یک چیز دیگه قبل از ما اسراییل هم این پروژه را روي f-4 امتحان کرده بود ولی با شکست مواجه شد :D
  18. دوست من امام خميني گفت:شرق غرب دشمن ماست. اگر بخواهیم به کسی متکی باشی یا با کسی شریک شویم مشکلاتی پیش می آید مثلا روسیه که نیروگاه بوشهر را به حال خود رها کرده همین روسیه از هواپیماها و هلیکوپترهای خود پشتیبانی نمی کند که خوشبختانه ایران توانست در شرکت پنها خودش پشتیبانی کامل از این هلیکوپتر بکند حتی من از یک خلبان MIG-29 شنیدم گفت ما به موشک هایی که روسیه اعم از آلامو داده هنوز اعتماد نداریم بهترین راه این هست خودمان یک طرح ملی داشته باشیم مثل همین صاعقه و به هیچ کشوری احتیاج نداشته باشیم.
  19. قبول صاعقه از روي f-5 کپی شده ولی تفاوت هایی داره. 1.رادرا جدید که قابلیت حمل موشک های اسپارو و بمب های هدایت لیزری و موشک های هوا به زمین احتمالا ماوریک را به آن می دهد. (احتمالا رادرا ساخت شرکت صا ایران) 2.سکان عمودی v شکل که باعث مانور پذیری هواپیما می شود. 3.سوختگیری هوایی بدلیل اینکه f-4 ایران از پشت سوختگیری می کنند و ممکن است از آن کپی شده باشد (فقط یک احتمال) 4.احتمالا مدرنیزه شدن کاکپیت هواپیما با دستگاهای دیجیتالی ----------- در کل یک افتخار بزرگ برای کشور محسوب می شود به امید گام های بزرگتر در عرصه صنعت هوانوردی ایران
  20. Davood

    MGM-29 Sergeant

    موشک سرجنت در سال 1961 به وسیله شرکت اسپری رند ساخته شد و در سال 1962 به نیروی زمینی ارتش آمریکا تحویل گردید و جایگزین نمودن آن به جای موش کورپال در نیروی زمینی آمریکا و اروپای غربی تا سال 1963 به طول انجامید.در سال 1972 با طراحی و ساخت موشک جدید MGM-52 لانس به تدریج موشک سرجنت جای خود را به موشک جدید داد و در سال 1077 موشک MGM-29 از خدمت کنار گذاشته شد. طراحی موشک SRBM در سال 1953 آغز شد.توسعه ی موشک بالستیک سرجنت به در خواست نیروی زمینی ارتش آمریکا و به منظور جایگزینی هسته ای در خصوص موشک سطح به سطح SSMA-17 انجام پذیرفت.در طراحی موشک سرجنت مقرر گردید مواردی مانند قابلیت حمل مناسب تر و همچنین امکان قابلیت حمل هوایی در مقایسه با کورپورال در نظر گرفته شود.اینکه موشک مذکور طی چند دقیق توسط شش خدمه آماده ی پرتاب گردد از جمله پارامترهای دیگر مورد در خواست نیروی زمینی آمریکا در طراحی و توسعه موشک جدید بود.تاسال 1955 بررسی های انجام شده نشان دادند که استفاده از سرجنگی هسته ای برای توسعه موشک جدید عملی خواهد بود.در اواخر سال 1957 میزان تسلیحات هسته ای آمریکا فوق العاده کاهش یافت و در واقع مسیر تصمیم گیری برای توسعه یک سرجنگی جدید برای این موشک باز گردید بنابراین سرجنگی جدید W-52 در سال 1961 وارد خدمت شد. موشک SRBM سرجنت از نظر عملکرد شبیه به راکت های انست جان آمریکا و فراگ 7 روسی بود با این تفاوت که این موشک سرجنت از نوع هدایت شونده و دارای موتور سوخت جامد باست موشک سرجنت دارای یک بدنه تمام فلزی استوانه ای و چهار بالک ثابت صلیبی شکل در انتهای بدنه است. طول موشک سرجنت 51/10 متر و قطر بدنه 79/0 متر و فاصله بین دو نوک بالک ها در حدود 78/1 متر و وزن آن در لحظه پرتاب 4580 کیلوگرم است.سیستم هدایت و کنترل موشک مذکور از نوع اینرسی و توسط شرکت اسپری تویلد شده بود. شایان ذکر است لبه فرار بالک ها متحرک بوده و به قسمت ثابت بالک لولا شده بودند که در اینجا تغییر جهت با تکیه پیشرانش موتور بسیار موثرند.پیشرانه موشک از نوع سوخت جامد M-53 است که دارای 22700 کیلوگرم با وزنی معادل 3200 کیلوگرم است. سرجنگی موشک MGM-29 از نوع شدید الانفجار معمولی و یا هسته ای است که با توجه به نیازهای عملیاتی قابل استفاده خواهد بود. در نهایت سرجنگی هسته ای W-52 با بازدهی 60 کیلوتن و وزن حدود 500 کیلوگرم برای موشک سرجنت در نظر گرفته شد.موشک سرجنت با زاویه 75 درجه پرتاب می گردد و حداکثر برد آن 135 کیلومتر برد و حداقل برد آن 40 کیلوگرم است.
  21. دوستان تصوير زير را ببينيد در بعضي از سايت ها گفتند اين سوراخ براي سوختگيري هوايي است نظر شما جيست؟
  22. Davood

    MGM-29 Sergeant

    بله به كوري چشم دشمنان اسلام و ايران ما در عرصه نظامي پيشرفت هاي بسازيي داشتيم مخصوصا در مورد موشك هاي بالستيك كه خانواده سري موشك هاي شهاب روز به روز داريم افزايش مي دهيم طبق اخبار شهاب 4 هم امتحان شده البته ايران مي گويد براي فرستادن ماهواره ولي خوب احتمالا اينطور نيست. شهاب 4 هم می آید
  23. خدا شكر كه ايران اين سيستم خريده. عكسي از Tor-M1 ایران http://irgcaf.persiangig.com/image/tor-m1.jpg
  24. Davood

    موشك هاي خانواده سام

    البته فراموش نکنیم که با همین سام 2 عراق یک اف 15 آمریکا ساقط کرد البته نمیدونم چطوری ولی میگن غافلگیر می کرد که دیگر راهی برای خلبان نمی ماند.