hamed_713

Members
  • تعداد محتوا

    1,575
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های hamed_713

  1. فارخور نام پایگاه نیروی هوایی هند در کشور تاجیکستان است! این پایگاه در 130 کیلومتری جنوب شرقی شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان قرار دارد. این تنها پایگاه نیروی هوایی هند در خارج از این کشور است که تنها دو کیلومتر از مرز بین افغانستان و تاجیکستان فاصله دارد. عهدنامه بین هند و تاجیکستان برای احداث پایگاه در این کشور در سال 2003 امضائ شد و در سال 2004 به تصویب رسید. این پیمان یعنی حضور دائمی نیروهای نظامی هندی در تاجیکستان برای دفع هرگونه تهدید احتمالی خارجی و تامین امنیت کشور به تصویب رسیده است.کار بر روی احداث پایگاه بلافاصله اغاز گردید و اکنون پایگاه در حالت امادگی کامل به سرمیبرد واز اوایل سال 2007 کاملا قابل استفاده است. جزئیاتی از ساخت پایگاه در دسترس نیست اما گمان میرود که مصالح نظامی هندی از اسیای مرکزی تامین شده باشند.تقریبا 70 درصد جنگ افزار های هندی از روسیه و اتحاد جماهیر شوروی پیشین بدست امده است. بر طبق اخبار گوناگون گمان میرود که پس از تکمیل بنا پایگاه میزبان 12 الی 14 فروند جنگنده بمب افکن میگ 29 خواهد بود پایگاه فارخور عمق و برد بیشتری را در اختیار نیروهای نظامی هند فرار میدهد که برای انان موجب ایفای نقش بیشتری در اسیای جنوبی و ظهور ملموسی از حرکت هند برای برجسته سازی قدرت خود در اسیای مرکزی است هدف سیاسیی که در سال 2003-2004 رسما اعلام کرده اند دلائل پنهانی تاسیس این پایگاه میتواند رقابت هند و پاکستان بر روی شبه قاره باشد پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان نگرانی شدید خود از این مساله را به مقامات تاجیکستان ابراز داشت در حقیقت هواپیماهای هندی میتوانند در عرض چند دقیقه خود را به پاکستان برسانند! پایگاه فارخور یکی از نمونه های بارز از تلاش هندی ها برای ارتقای ثبات در افغانستان و بالا بردن توان دهلی نو در فراهم اوردن نفت چه از اسیای جنوبی و چه از اسیای مرکزی است. هند بطور معلوم محدود شدن نقش خود به ناحیه سوق الجیشی جنوب اسیا را نخواهد پذیرفت برنامه هند برای برجسته سازی قدرت خود در اسیای مرکزی تنها برای مصارف نظامی نیست بلکه دسترسی به منابع انرژی اسیای مرکزی برای هند امری حیاتی به شمار میرود. دهلی نو به دنبال دسترسی به نفت و گاز قزاقستان وانجام پروژه های ملیونی مثل خط لوله ایران-افغانستان-پاکستان-هند و دیگری پیوستن ترکمنستان افغانستان پاکستان وهند. هرکدام از این خط لوله ها یا هر دوی اینها میتواند در دستیابی هند به منابع انرژی تاثیر مهم و قابل اطمینانی داشته باشند به شرطی که روابط دوستانه بین هند و پاکستان تقویت گردد هند خواهان توسعه شبکه ی قدرت جدیدی در اسیاست که ایالات اسیا را با ان به مبدائیت شبه قاره یکی میکند این نظریه ای است که از سوی ایالات متحده در گذشته بشدت حمایت شده است. هنگامی که هند از شبکه ای جدید در اسیای مرکزی برای بالا بردن نمودار جامع اقتصادی خود بهره جوید واشنگتن این پروژه را راهی برای مقابله با نفوذ اقتصادی و سیاسی چین در اسیای مرکزی میبیند منبع: نوشته شده توسط محمد- مجله هوايي
  2. اولین و شاید تنها سیستم عملیاتی حفاظت فعال دنیا ، سامانه حفاظت فعال 1030M Drozd ساخت کمپانی KBP روسیه باشد که برای اولین بار در سال 1983 بر روی سری تانکهای میدان نبرد اصلی T-55ad نصب شد .این سامانه خودکار قادر به نابودی موشکهای هدایت شونده ضد تانک و راکتهایی که با سرعت 70 تا 700 متر در ثانیه به سمت تانک میایند ، میباشد .دروزد از هشت راکت ضد تانک 107mm بهره میبرد که به وسیله یک جفت از سنسورهای رادار موج میلیمتری که بر روی دو طرف برجک و به صورت رو به جلو کار گذاشته شده است ، شلیک میشود . این ترکیب بندی باعث شده است که دروزد ، همواره و تحت هر شرایطی از قسمت جلوی برجک و تانک محافظت کامل نماید . راکتها از یک فیوز تاخیری که در فاصله ایمن از تانک منفجر میشوند بهره میبرد . هر کدام از رادار ها ، همزمان یک کمان چهل درجه ای از منطقه رو به رو و با ارتفاع -6+20 را پوشش میدهند . راکت ها میتوانند با اتکا بر رادار خود ، در هر جهتی که برجک قرار گرفته باشد نقش پیش اخطار ، نشانه گیری و رهگیری را ایفا کرده و به سمت هدف شلیک کنند . وزن کلی سیستم دروزد ، شامل دو پرتاب کننده راکت چهارتایی که هر کدام از چهار خرج انفجار قوی تکه تکه شونده ( ترکشی ) به وزن 19 کیلو گرم استفاده میکنند ، به کمتر از 1000kg میرسد . برای ایجاد پوشش 120 درجه ای ، سامانه دروزد -2 با پنج لانچر دو لول و سنسور و رادارهایی که در محل های مختلف نصب میشوند پیشنهاد گردیده است . در حال حاضر این سامانه برای نمونه ی ارتقا یافته تانک T80uعرضه شده است . همچنین پیشنهاد شده است که در پروژه عقاب سیاه از این سسیستم استفاده شود .
  3. تاكنون دو كشور (نامشخص) آسيايي قصد خود را براي خريد سيستم ضد راكت 'گنبد آهنين' اعلام داشته اند. سيستم ضد راكت گنبد آسمان جهت مقابله با راكت هاي توپخانه اي كوتاه برد طراحي شده است. اين در حالي است كه آمريكا نيز از علاقمندي خود براي بكارگيري احتمالي اين سيستم در افغانستان پرده برداشته است. در اوايل ماه جاري ، Rafael ،‌آزمايش موفقيت آميزي از سيستم گنبد آهنين داشته كه در طي آن مهماتي از انواع مختلف شليك شدند و طي آن سيستم گنبد آهنين موفق به انهدام راكتهاي شليك شده شد و از انهدام راكت هائي كه در 'خط سير خطر' نبودند صرف نظر كرد. [align=center] Both images © Rafael[/align] سيستم گنبد آهنين همچنين توانائي مقابله با مهمات توپخانه اي و انهدام سر جنگي هدف خارج از منطقه دفاعي را داراست. اين سيستم جهت محافظت از تهديدات صورت گرفته از سوي نوار غزه و لبنان و جلوگيري از خسارات جانبي طراحي شده و شامل رادار رهگيري، واحد كنترل سلاح و مديريت نبرد و يك واحد شليك موشك ميباشد. هر كلاهك جنگي اين سيستم قادر است تا راكت هاي شليك شده را تا 70 كيلومتري منهدم نمايد. نيروي هوائي اسرائيل تا اواسط سال جديد اولين واحد سيستم گنبد آهنين را دريافت خواهد كرد. ژانويه 2010فلايت اينترنشنال شهرياراز سنترال كلابز
  4. [align=center] KM Ekranoplan [/align] Ekranoplan ، يكي از غير متعارفترين ، بزرگترين و يكي از شاهكارهاي صنايع هوائي اتحاد جماهير شوروي بود. اين قايق پرنده عظيم الچثه ،‌مانند يك هواپيما عمل ميكند ولي فرق اساسي آن در اين است كه اساس حركت آن بر اساس اثر متقابل زمين است. اين نوع وسائل پرنده در ارتفاع كمي از سطح آب قادر به پرواز هستند و بر اثر دميده شدن هوا به زير بالها ، بالشتكي از هوا بين بالها و سطح (زمين- دريا) ايجاد شده كه باعث حركتي بدون مشكل ميشود. بر اساس اندازه اين نوع وسايل پرنده (Ground effect vehicles يا GEV) ارتفاع آنها بر فراز زمينهاي مسطح، يخها و آبها فرق ميكند. اكرانوپلان توسط طراح مشهور شوروي روستيسلاو الكسيف طراحي شد. در خلال جنگ سرد، اكرانوپلان بارها در درياي خزر ديده شد. يك غول بزرگ و سريع. نام هيولاي درياي خزر توسط سرويسهاي جاسوسي آمريكا روي آن گذاشته شد. در ميانه دهه 1960، در اوج جنگ سرد، عكسهاي شناسائي (جاسوسي) آمريكا وجود هواپيمائي با ابعاد غول آسا (100 متر)را در آبهاي درياي خزر شناسائي كردند. اين هيولاي عظيم داراي 540 تن حداكثر وزن برخاست،‌ قادر به حركت با سرعت 400 كيلومتر بر ساعت،‌با بالهايي چهار گوش و به طرز باورنكردني كوتاه بود. از ديگر قابليتهاي آن ميتوان به پرواز در نزديكي سطح (بين 1 تا 4 متر)،‌ذخيره كردن انرژي و پرواز در زير ديد رادار ها اشاره كرد. نامي كه روسها براي اين مدل از اكرانوپلان گذاشتند KM كه مخفف korabl-maket بود. [align=center] Orlyonok A-90 [/align] نيروي رانش اكرانوپلان KM از هشت موتور بزرگ Dobryin VD-7 توربوجت مستقر در جلوي بدنه و پشت كابين خلبان تامين ميشود كه با دميدن هوا به زير بالها باعث ايجاد بالشتكي از هوا گرديده و در نتيجه هواپيما را از روي سطح آب بلند ميكند. يكبار كه اكرانوپلان به اندازه كافي سرعت گرفت تا از سطح آب بلند شود ديگر با سطح آب تماسي نخواهد داشت. وظيفه اكرانوپلان حمل و نقل نظامي اساسا در درياي خزر و سياه با سرعت بالا و زير ديد رادارها بود. در خلال توسعه طرح KM، الكسيف شروع با آغاز پروژه اي با نام A-90 "Orlyonok" كه قابليت حمل و نقل نظامي با ابعادي كوچكتر (58 متر طول، 140 تن وزن ) بود را كرد. A-90 داراي دو موتور توربوجت در جلوي بدنه و يك موتور توربوپراپ در انتهاي دم است كه قادر ميسازد تا با سرعتي معادل 400 كيلومتر بر ساعت در 1500 كيلومتر و در ارتفاعي بين 5 تا 10 متر به ماموريت بپردازد. اولين پرواز A-90 در سال 1972 بود. حدود 120 فروند A-90 در ابتدا براي ورود به خدمت برنامه ريزي شده بود اما بعدها به 30 فروند براي ناوگان درياي سياه و بالتيك كاهش پيدا كرد. توسعه اكرانوپلانها توسط وزير دفاع شوروي ، ديميتري يوستينوف حمايت ميشد ، اما پس از مرگ مارشال يوستينوف در سال 1985، جانشين او، مارشال سوكولوف حمايت مالي از طرح را متوقف نمود. فقط 3 فروند اكرانوپلان از نوع A-90 ساخته شد. اكرانوپلان KM در سال 1980 بر اثر اشتباه خلبان سقوط كرد. كوششها براي به سطح آب آوردن آن به علت وزن و ابعاد بسيار بزرگ آن ناكام ماند. پس از سقوط اتحاد جماهير شوروي، اكرانوپلانها در كارخانه كشتي سازي ولگا ساخته شدند (مدلهاي مختلف و تجاري). [align=center] Lun Ekranoplan به همراه لانچرهاي شش تائي موشك[/align] اكرانوپلان داراي مدلهاي مختلفي است از جمله آن، مدل اكرانوپلان كلاس Lun ميباشد كه مدليست كاملا نظامي و يكي از جالبترين و موفقيت اميزترين طرحهاي اكرانوپلان به حساب ميامد. Lun در سال 1987 پروازهاي آزمايشي خود را در درياي خزر (برخي گزارشها در درياي سياه)شروع كرد. Lun مشابه طرح KM بود اما داراي ابعادي كوچكتر (73 متر) و با قابليت حمله با سرعت زياد بوسيله 6 فروند موشك كروز ضد كشتي SS-N-22 Sunburn بر عليه شناورهاي آمريكائي بود. هرچند كه شرايط دشوار اقتصادي براي روسها مانع از آن شد كه نمونه دومي از Lun ساخته شود. 8 موتور توربوجت Motorostroitel NK-37 ، قادر به نيروي كششي معادل kn 127.4 (هركدام) براي Lun بودند. در تاريخ 12-07-2007, دو فروند اكرانوپلان توسط Google Earth در كاسپيسك مشاهده شد. [align=center] عكسي استثنائي از پرتاب موشك توسط Lun. به فاصله اكرانوپلان با سطح آب دقت كنيد[/align] حتي در حال حاضر نيز كشورهائي چون امريكا،‌چين، انگليس، آلمان،‌استراليا در حال تحقيقات بر روي چنين هواپيماهائي هستند. مشخصات كلاس Lun خدمه: بين 6 تا 9 نفر طول: 73.8 متر فاصله دو نوك بال: 44 متر ارتفاع: 19.2 متر وزن خالي: 286 تن وزن بارگيري شده: 350 تن حداكثر سرعت: 450 كيلومتر بر ساعت تسليحات: شش فروند موشك ضد كشتي SS-N-22 Sunburn يك قبضه توپ PI-23 . بيست و سه ميليمتري آويونيك: رادار جستجو گر پايداري 5 روز نيروي الكتريكي: دو توربين گازي 200kw [align=center] Lun در 3 وضعيت[/align] [align=center] مدل توسعه داده شده KM-08[/align] [align=center] طرح بوئينگ معروف به پليكان[/align] منبع:سنترال كلاب نويسنده : Shahryar نكته:اين مطلب براي اولين بار است كه به فارسي ترجمه شده و منبع آن معتبر است.
  5. [align=center][/align] Patch به معني وصله يا تكه مي باشد كه در اصطلاح به تكه پارچه اي گفته مي شود كه بر روي لباس پليس ها, آتش نشان ها, امداد گران نظامي ها و در كل بر روي لباسهاي فرم قرار مي گيرد و اطلاعات خاصي از قبيل پگان خدمتي ,محل خدمت , نوع انجام وظيفه و ... را نشان ميدهد. در نيروي هوايي خلبانها پچ ها را بر روي بازوي راست لباس پرواز يا به قسمت چپ سينه وصل مي نمايند . پچ هاي خلبانان به اين خاطر مورد استفاده قرار مي گيرد كه اولا باعث بالا رفتن روحيه خلبان مي شود و در ضمن زماني كه تعدادي از خلبانها در مكاني هستند مشخص شود كه هر خلباني با چه پرنده اي مي پرد. پچ ها ي خلبانها معمولا اطلاعاتي مانند زير را به نمايش مي گذارند : 1. در دوران آموزش پرواز ,سال انجام دوره را مشخص مي كند. به عنوان مثال 7505 نمايانگر دوره پنجم در سال 75 مي باشد. 2. نام پايگاه محل خدمت . به عنوان مثال پايگاه هوايي شيراز 3. نوع هواپيمايي كه خلبان با آن پرواز مي كند. مثلا فانتوم 4. نام گردان پروازي را نمايش مي دهد . در اين قسمت توجه شما را به تعدادي پچ زيبا جلب مي كنم . لازم به ذكر است كه بدانيد : چون خلبانان ايراني كه در آمريكا دوره مي ديد ند , بعد از امريكايي ها از لحاظ نفرات بيشترين بودند و خوب به علت خوش ذوقي ايرانيان ,تعدادي از پچ ها توسط خلبانان ايراني تهيه مي شد كه از نوشته ها و اشكال ايراني بي نصيب نمي ماندند.... [align=center] [/align] منبع
  6. در آزمایش صورت گرفته توسط ' اسکادران 658 سیستمهای هوانوردی ' - اولین پرتاب بمب هدایت ماهواره ای توسط MQ-9 Reaper در May 13 در کالیفرنیا صورت پذیرفت. در آخرین آزمون 4 بمب همزمان پرتاب شدند که 3 بمب مجهز به سیستم هدایت ماهواره ای و بمب چهارم مجهز به سیستم هدایت لیزری بود. هر 3 بمب هدایت GPS و هدایت لیزری با دقت اهداف خود را مورد هدف قرار دادند. بمبهای هدایت لیزری و 500 پاوندی GBU-49 بسیار شبیه به بمبهای GBU-12 هستند ولی همچنین مجهز به یک کیت آنبورد GPS میباشند. بمبهای GBU-49 جنگنده ها را قادر میسازد تا در هرگونه شرایط جوی بمبهای خود را بدون نیاز به سیستم نشانه گذار لیزری پرتاب کنند. 19 می 2008 نیروی هوائی آمریکا http://www.***/viewtopic.php?t=43271&highlight= - Shahryar [align=center] [/align]
  7. پهباد هوشمند Hermes 900 براي پرواز در تمامي شرايط آب و هوايي طراحي و ساخته شده است.اين پهباد در تاريخ June 2007 به نمايش گذاشته شد و در سال 2008 به پرواز در آمد. Hermes 900 از سيستم جديد ناوبري و داده پردازي استفاده مي كندو از طريق ديتا لينك ماهواره اي قابل كنترل و ارتباط است و توانايي ارسال تصاوير انلاين را دارد.پهباد اسراييلي هرمس 900 به يك دوربين بسيار قدرتمند الكترو اپتيك مجهز بوده و توانايي تشخيص مسير و اصلاح ماموريت خود را بر اساس تهاجمات احتمالي را دارا مي باشد. موتور اين پرنده ساخت شركت روتاكس بوده و با قدرت 115 اسب بخار مداومت پرواز تا 40 ساعت را دارد و در واقع مداومت بالاي پرواز از اهداف اصلي طراحي و ساخت اين پهباد بوده و آن را كاملا متمايز مي كند. ديگر سيستمهاي قابل حمل توسط اين پرنده مي توان از سيستم عكس برداري و نقشه برداري از عوارض زمين - مسافت ياب و تعيين اهداف ليزري - دستگاههاي جنگ الكترونيك ELINT و رادار SAR/GMTS نام برد.پوزه يا دماغه اين پهباد طوري طراحي شده كه قابليت استفاده از چندين سنسور مختلف را داشته باشد و بطور هماهنك با بدنه اصلي عمل كند. مشخصات اصلي: تيپ: پهباد تاكتيكي سنگين دوربرد كشور سازنده : اسراييل توليد كننده: البيت سيستمز (‌‌ Elbit Systems ) مشتريان : ارتش اسراييل و كانادا موتور : روتاكس 914 ( Rotax 914 ) قدرت : 115 اسب بخار ( 86 kW ) طول: 8.3 متر طول دو بال: 15 متر بار مفيد: 300 كيلوگرم وزن برخاست: 970 كيلو گرم حداكثر سرعت : 120 kts سرعت كروز : 56 kts سقف پرواز : 33000 ft مداومت پرواز : 40 ساعت [/align] hamed_713 هرگونه كپي برداري از اين مطلب با ذكر نام نويسنده و سايت ميليتاري مجاز است.
  8. چشمان شاهین ، شاهکاری از کمپانی بل Eagle Eye - TR918 ظاهر یک هواپیمای معمولی و مرسوم با پروانه های متحرک(بصورت چرخشی) در انتهای هربال را دارد که به آن اجازه پرواز و مانور در جهات مختلف بالا و پائین و پرواز به صورت شناور را می دهد. شرکت بل با بهره گیری از توانمندیهای هوایی مدل ساخته شده هلیکوپتر V22 در تونل باد و با استفاده از قطعات یدکی آن ازجمله موتور،محور رانش ، جعبه دنده و ... اقدام به ساخت Eagle Eye با رتورهای چرخشی و قابل گردش نمود . پس از ساخت نمونه اولیه و انجام تستهای پروازی به صورت معلق این پهباد ، دولت و پیمانکاران جهت اامه تستها در سه ماهه سوم سال 1993 اقدام نمودند.آزمایشهای پروازی در فازهای دیگر پرواز بسیار موفق بودند و Eagle Eye ضمن انجام پرواز به شیوه هلیکوپتر توانست با روش انتقال ، به حالت پروازی هواپیما به پرواز خود ادامه دهد و 35 حالت پروازی را در مدت 15 ساعت پرواز با موفقیت به انجام رساند . فن آوری بکار رفته در Eagle Eye آن را قادر خواهد ساخت تا در بدترین شرایط (آب و هوایی و رزمی) بدون باند پروازی و یا دستگاه فلاخن(جهت پرتاب اولیه) به عملیات ISR(Intelligence, Surveillance and Reconnaissance) ( کسب اطلاعات ، نظارت و شناسایی) به صورت نا محدود بپردازد.در واقع این بالگرد لحظاتی بعد از takeoff قادر است به سرعت مناسب جهت دسترسی به منطقه عملیاتی دست یابد و به انجام وظایف محوله خود بپردازد. این بالگرد بدون سرنشین می تواند در شرایطی بر اساس زمین یا براساس دریا انعطاف نشان داده و به ارتش و کاربران خود اجازه می دهد بدون به خطر انداختن جان سربازان دید وسیعی از قلمرو دشمن بدست آورند. بالگرد Eagle Eye با توجه به اینکه به فضای کمی برای جابه جایی نیاز دارد و علاوه بر آن با کاهش نیروی انسانی،هزینه کم و اپراتور اتوماتیک ، ساختار مناسبی از UAV ها را به نمایش می گذارد ضمن آنکه بسیار قابل اعتماد است و به آسانی حمل و جابه جا می شود و کار کردن با آن بسیار راحت است.و این بسیار عالیست. [align=center] Eagle Eye با توجه به فضای حمل و وزن مناسب و نیرو و توان کافی ضمن حمل تجهیزات وسنسورهای الکترونیکی و اپتیکال در عملیات شناسایی و نظارت می تواند بوسترهای کشنده مانند موشکهای هوا به سطح ضد استحکامات و ... را با دقت هدفگیری بالا حمل و شلیک نماید. در یک جمله این پهباد با توجه به نشست و برخاست عمودی(ورتیکال) و فن آوریهای بکار رفته در جهت تغییر عملکرد پروازی از بالگرد به هواپیما بسیار انعطاف پذیر و کارآمد بوده و می تواند نیازهای آینده بازار پهبادهای عمودپرواز را مرتفع کند . مشخصات: سازنده : Bell Helicopter - Textron, Texas تیپ : عمودپرواز با روتور چرخشی طول : 5.46 متر ارتفاع : 1.73 متر طول بالها : 4.63 متر وزن برخاست : 1020 کیلوگرم وزن خالی : 590 کیلوگرم وزن سوخت : 340 کیلوگرم وزن تجهیزات : 190 کیلوگرم سرعت : Max 200+, Cruise 0-200 ارتفاع پروازی : 6,100 متر مداومت پروازی : 8 ساعت شعاع عملیاتی : 200 کیلومتر موتور : Allison 250-C20 GT 420 shp نوع سوخت : Heavy.JP ارابه فرود : جمع شدنی/چرخدار کششی سیستم کنترل پرواز : اتوماتیک وضعیت موجود : در حال گسترش Take Off/Landing : VTOL/STOL AV Data Link(s) : S-Band/UHF (TCDL future) بار قابل حمل شامل : FLIR - EO/IR - SAR سربلند و پيروز باشيد. نويسنده : hamed_713 توجه : كپي برداري از اين مطلب با ذكر منبع(سايت ميليتاري) و نام نويسنده مجاز است. بيست و يكم اسفندماه سال هزار و سيصد و هشتاد و هفت
  9. Taranis نام بزرگترين وسيله يا همان هواپيماي بدون سرنشين جهان است كه طرح نهايي آن آماده شده و به زودي ساخت آن نيز آغاز خواهد شد. ساخت اين هواپيماي فوق مدرن با تفاوت هايي در مقايسه با سبك و سياق هواپيماهاي مشابه فعلي در حالي آغاز خواهد شد كه طراحي هواپيماهاي فعلي عمدتا با تمركز اصلي بر دنبال كردن اهدافي نظير ارتقاي توانايي هاي شناسايي و تجسس صورت گرفته است اما فناوري هاي به كاررفته در Taranis عمدتا با هدف مورد هدف قرار دادن و شركت در حملات پيچيده مورد استفاده قرار گرفته اند. Taranis نام بزرگترين وسيله يا همان هواپيماي بدون سرنشين جهان است كه طرح نهايي آن آماده شده و به زودي ساخت آن نيز آغاز خواهد شد. ساخت اين هواپيماي فوق مدرن با تفاوت هايي در مقايسه با سبك و سياق هواپيماهاي مشابه فعلي در حالي آغاز خواهد شد كه طراحي هواپيماهاي فعلي عمدتا با تمركز اصلي بر دنبال كردن اهدافي نظير ارتقاي توانايي هاي شناسايي و تجسس صورت گرفته است اما فناوري هاي به كاررفته در Taranis عمدتا با هدف مورد هدف قرار دادن و شركت در حملات پيچيده مورد استفاده قرار گرفته اند. در حالي كه اين هواپيما فعلا براي سرعت و تجسس در آسمان ها طراحي شده است ، اما Taranis قادر خواهد بود تا حجم قابل توجهي از مهمات رابرفراز طيف وسيعي از هدف هاي شناسايي شده فروريزد. هم چنين اين هواپيما قادر است تا به واسطه برخورداري از سيستم هاي هوشمند ، در واقع مواجه با سيستم هاي پروازي سرنشين دار و مهاجم و ساير هواپيماهاي بدون سرنشين در عمليات هاي برد عميق ، به دفاع از خود بپردازد. Taranis از جهات گوناگون يك استثناست . اين هواپيماي فوق مدرن در حالي كه با سيستم هاي جنگي دشمن در حال نبرد است ، به صورت مستقل و خودكارمي تواند فرود آمده ، از زمين برخاسته و حتي مسير پروازي خود را در آسمان به هنگام شناسايي محيط هاي گسترده رديابي كند. اين هواپيما حتي مي تواند بر اساس تصميم گيري هاي خودكاري كه صورت مي دهد ، به شناسايي و هدف قراردادن محيط هاي مختلف پرداخته و درادامه از سيستم هاي حسگري خود براي انتقال تصاوير گرفته شده به اپراتور و تاييد اهداف استفاده كند. هرگاه اين هواپيما مجوز پرواز بگيرد، آن گاه است كه به صورت خودكار عمل كرده و پس ازمورد حمله قراردادن اهداف مورد نظرش به آشيانه باز مي گردد. كريس آلام مدير پروژه Taranis در سيستم هاي انگليس گفت : ما دراين هواپيما تمامي سيستم هاي تصميم گيري خودكار را گرد هم آورده ايم و اكنون تمامي قطعات كليدي و مورد نياز براي كدگذاري و آزمايش آماده هستند. قرار است كه فرايند ساخت اين هواپيما تا پيش از پايان سال 2007 آغاز شده و پيش بيني مي شود كه آزمايش هاي زميني آن نيز در اوايل سال 2009 انجام شود. آسمان انگليس در سال 2010 شاهد نخستين پرواز آزمايشي آن خواهد بود.
  10. شايد وسيعترين كاربرد هواپيماهاي بدون سرنشين در جهان براي مأموريتهاي مختلف عملياتي توسط رژيم اشغالگر قدس انجام شده باشد. تعقيب مبارزان لبناني و فلسطيني،‌ هدف­يابي و هدايت بمب­هاي ليزري، جنگ الكترونيك و انجام شنود و ساير كاربردهاي نظامي در داخل و خارج منطقه با استفاده از چندين نوع هواپيماي بدون سرنشين ساخته شده توسط اين رژيم، از مواردي است كه تا كنون گزارش شده است. اين رژيم در سال 1973 از هواپيماهاي بدون سرنشين به عنوان سكوي مراقبت و شناسايي در جبهه­هاي مصر و سوريه استفاده كرده است. در سال 1982، بكارگيري وسيع اين پرنده‌ها در دره بقاء لبنان، عمليات هوايي موفقيت­آميزي را بدنبال داشت. در اين عمليات پرنده‌هاي كوچك اسکات و ماستيف مراقبت و شناسايي فرودگاه­هاي سوري، سايت­هاي موشكي و تحركات سواره نظام را به عهده داشتند.اسرائيل از هواپيماهاي مدل حامل دوربين در جريان جنگ فرسايشي سال 1968 تا 1970 استفاده کرد و سيستمهاي پيشرفته‌تري را به تدريج تکميل کرد. با وجود اين تنها از اواخر دهه 70 به بعد بود که وزارت دفاع اين رژيم شروع به تخصيص بودجه قابل توجّهي براي برنامه‌هاي هواپيماهاي بدون سرنشين کوچک نمود. اين سيستمها شامل دوربين‌هاي ويديويي با عدسي‌هاي تله فتو براي کار بر روي يک هواپبماي کوچک بود که بازتاب راداري و بصري کوچکي نيز داشت. تا سال 1981 ارتش رژيم اشغالگر پرنده‌هاي کوچک ماستيف ساخت تاديران و اسکات يا زاهاوان (در عبري به معناي عقاب) ساختِ شرکت صنايع هوايي رژيم صهيونيستي را آزمايش کرد. اين نمونه‌ها به طور مرتّب در تهاجم سال 1982 به لبنان به کار گرفته شدند و در جريان اين جنگ به تکامل رسيدند. اسکات و ماستيف سيستم‌هاي بسيار پيشرفته‌اي مي‌باشند که هر کدام در حدود 39 کيلوگرم محموله حمل مي‌کنند. اين پرنده‌ها قادرند به عنوان هواپيماهاي ساده در شرايط تاکتيکي و در امور نظامي پايين و نزديک به واحدهاي زميني اطّلاعات مورد نياز را در اسرع وقت فراهم نمايند. اين پرنده‌هاي بدون سرنشين حدود 50 کيلوگرم وزن داشتند و داراي 3 تا 4 ساعت مداومت پرواز بودند. از لحاظ هواپيماهاي بدون سرنشين رزمگاهي، اسرائيل از باتجربه‌ترين و موفقترين ارتشهاست و اين سامانه يک عنصر ضروري از زرادخانه نيروي هوايي اين رژيم محسوب مي شود. امّا به علت آنکه تصاوير ويديويي اين پرنده‌ها چندان واضح نبود، امکان استفاده اطلاعاتي از آنها وجود نداشت. آنها بيشتر به عنوان مکملي براي فانتوم‌هاي شناسايي عکسبرداري، براي آخرين بازديدها و نظارت‌ها قبل از عمليات بمباران هوايي و يا پياده شدن نيروهاي کماندويي در محلهايي بودند که حتي قبلاٌَ توسط فانتوم‌ها عکسبرداري شده بودند. از شاهکارهاي صنعت پرنده‌هاي بدون سرنشين اسرائيل، پرنده Hermes 450 ساخت Silver Arrow مي‌باشد که مأموريت آن ايجاد توانايي شناسايي و مداومت پروازي بالا (20 تا 24 ساعت) همراه با به کارگيري دوربين‌هايي با وضوح زياد است. به طور كلي هواپيماهاي بدون‌سرنشين ساخت اسرائيل از آغاز تاكنون عبارتند از: در ادامه به صورت اجمالي نگاهي به مشهورترين پهپادهاي اسرائيلي كه هم اكنون نيز توسط اين رژيم مورد استفاده قرار مي‌گيرد،‌ داشته‌ايم. مستيف مستيف اولين پهپاد كوچك كاملا اسرائيلي است. از اين پهپاد دو مدل آزمايشي شماره 1 و شماره 2 ساخته شد و در نهايت مستيف 3 به مرحله توليد رسيد. كار توسعه مستيف را ابتدا شركت تاديران عهده‌دار بود تا آنكه در سال 1984 فعاليتهاي پهپادي اين شركت به IAI واگذار شد. مستيف از پهپاد اسكات كوچكتر است و قادر به از پيش برنامه‌ريزي شدن نيست اما ساخت آن باعث حصول يك دهه تجربه ارزشمند براي IAI شد. اين پهپاد امكان برخاستن از روي چرخ و يا پرتاب از روي منجيق هيدروليكي را داراست و به كمك كابل بازداشتي يا چرخ نيز فروي مي‌آيد. مستيف با يك موتور پيستوني دو سيلندر،‌ مي‌تواند دوربين تلويزيوني،‌ECM/ESM و FLIR را با خود حمل كند.اين پهپاد از سال 1982 در خدمت نيروهاي دفاعي اسرائيل بوده و در سال 1984 نيز به ايالات متحده فرستاده شد. اسكات پهپاد تاكتيكي چندمنظوره اسكات توسط شركت صنايع هوافضاي اسرائيل طراحي و ساخته شد. اين پهپاد كوچك و با ارزش ، با ابعاد كمي بزرگتر و قابليتهاي بهتري از مستيف، از حدود سال 1982 در خدمت نيروي نظامي اسرائيل بوده است. در آن زمان،‌ اين پهپاد در اجراي ماموريتهايش بر فراز دره بقاع لبنان،‌ موفقيتهاي زيادي كسب كرد. ماموريت‌هاي اسكات شامل شناسايي و جستجو در مناطق جنگي،‌ كنترل ميدان نبرد و تخريب هدف مي‌باشد. اسكات علاوه بر خدمت در ارتش و نيروي هوايي اسرائيل، به سنگاپور، ‌آفريقاي جنوبي، سوئيس و سريلانكا نيز فرستاده شده است. اسكات از روي منجيق با سكوي هيدروليكي نصب شده برروي كاميون پرتاب شده و امكان برخاستن استاندارد از روي چرخ را نيز داراست. امكان انتقال از حالت كنترل اپراتوري به حالت پيش‌برنامه‌ريزي شده و برعكس،‌ اين امكان را براي فرمانده عمليات اسكات فراهم مي‌كند كه در بيشتر مدت زمان اجراي ماموريت، به جز در موارد پيش‌بيني شده‌ي تغيير ارتفاع يا تغيير مسير پرواز،‌ در سكوت راديويي باقي بماند. اين پهپاد داراي يك موتور پيستوني دو سيلندر بوده و قابليت حمل دوربين تلويزيوني روزبين،‌ FLIR،‌ بردياب و نشانگر هدف ليزري را نيز دارا مي‌باشد. پايونير صنايع هوافضاي اسرائيل، پهپاد پايونير را با الهام از اسكات ساخت و در سال 1986 تقاضاي خريد آن را از جانب ايالات متحده دريافت كرد. اين پهپاد يك دوربين تلويزيوني با دستگاه جلونگر مادون قرمز را در بخش زيرين بدنه خود حمل مي‌كند و امكان حمل بارهاي جنگ الكترونيك، FLIR، EW/ECM،‌ تقويت‌كننده ارتباطات، بردياب و نشانگر هدف ليزري را نيز داراست.نيروي دريايي و تفنگداران آمريكا از اين سيستم استفاده كرده‌اند و 48 فروند آن را در طي عمليات طوفان صحرا و قبل از آن بكار بردند. اين پهپادها در 500 نوبت پرواز عمليات مربوطه، 1700 ساعت ماموريت انجام دادند. پايونير علاوه بر ماموريتهاي معمولي‌تر مانند مراقبت و شناسايي هدف،‌ ماموريتهاي جنبي ديگري مثل شكار مين و شناسايي مسير براي هليكوپترهاي آپاچي را هم انجام داده است. پايونير توان برخاستن از روي چرخ،‌ منجيق بادي و راكت بالابرنده را دارد. فرود آن نيز بر روي چرخ با كابل بازداشتي و يا از طريق تور روي عرشه كشتي انجام مي‌شود. ‌هدايت اين پهپاد به صورت از پيش‌برنامه‌ريزي شده و كنترل اپراتوري انجام مي‌گيرد. سرچر سرچر يك پهپاد شناسايي،‌ مراقبت و پردازش هدف است كه جانشين اسكات و مستيف، و پهپاد نسل سومي محسوب مي‌شود و نسبت به آنها مداومت پروازي و امكان بقاي بهتري دارد. اين پهپاد در اواخر سال 1989 توسط IAI ساخته شده و در نمايشگاه هوافضاي آسيا به نمايش گذاشته شد. اولين پيش‌نمونه‌هاي اين پهپاد در اوايل سال 1990 عرضه گرديد و تحويل اولين فروند آن به نيروهاي دفاعي اسرائيل نيز در سال 1992 انجام گرفت.سرچر مي‌تواند انواع مختلف بار از جمله دوربين تلويزيوني، FLIR، بردياب و هدف‌ياب ليزري با كانال انتقال همزمان اطلاعات را حمل كند. اين پهپاد داراي يك مود داخلي "بازگشت به خانه" است كه در صورت خرابي كانال فرمان مثلا در اثر ايجاد اغتشاش راديويي دشمن، ‌مي‌تواند آن را به مقر بازگرداند. پي‌بردن به اهميت استفاده از بردياب و هدف‌ياب ليزري نيز تجربه مهمي بود كه IAI و ساير سازندگان پهپاد در دوران جنگ خليج كسب كردند.سرچر هم مانند پايونير توان برخاستن از روي چرخ،‌ منجيق بادي و راكت بالابرنده را دارد و فرود آن نيز بر روي چرخ و يا با كابل بازداشتي انجام مي‌گيرد.سرچر 2 نيز پس از انجام اصلاحاتي بر روي نمونه اوليه سرچر به بازار عرضه شد.كاربران اين پهپاد علاوه برنيروهاي دفاعي اسرائيل، ‌هند،‌سنگاپور،‌ تايوان، ‌تايلند و سريلانكا بوده‌اند. هانتر پهپاد هانتر بزرگترين پهپاد IAI و جزئي از يك سيستم پردازش هدف و مراقبت در دريا و ميدان نبرد است. اين پهپاد به دو موتور، يكي رانشي و ديگري كششي مجهز است كه اين تدبير اميد بقاي آن را افزايش مي‌دهد.هانتر در 30 سپتامبر 1990 براي نخستين بار به پرواز درآمد. اين پهپاد مدل كوتاه‌بردتر پهپاد ايمپكت ساخت IAI است اما مداومت پروازي بيشتري دارد. بيشتر حسگرهاي هانتر بر روي يك برجك گردان جمع‌شونده در زير بدنه قرار گرفته است. جايگاه ديگري هم براي بار اضافي مانند دستگاه‌هاي اختلال الكترونيك يا تقويت كننده ارتباطات وجود دارد.اين پهپاد داراي دو موتور پيستوني دوار تله‌داين كانتيننتال GR-18 بوده و از روي چرخها و يا راكت بالابر بلند مي‌شود. دليله دليله يك آماج پرنده با طرحي الهام گرفته از پهپاد چوكر نورثروپ‌ است. اين پهپاد فريب‌دهنده ‌در سال 1988 توسط شركت IMI ساخته شد.دليله كه از روي زمين و يا هر هواپيماي رزمي پرتاب مي‌شود، با سيستم ناوبري جهاني جهت‌يابي كرده و پس از پرتاب هدايت كاملا مستقلي دارد.دليله مي‌تواند در يك ماموريت تهاجمي،‌ آتش دشمن را به تصور يك هواپيماي واقعي به سوي خود جلب كرده و يا رادار دشمن را با پخش ذرات آلومينيومي مغشوش كند.اين پهپاد داراي يك موتور توربوجت نوئل‌پني NPT 151-4 بوده و غير قابل بازيافت است و همچنان در نيروي هوايي اسرائيل مورد استفاده قرار مي‌گيرد. منبع:آويا اسدي
  11. ایالات متحده از یک هواپیمای بدون سرنشین استیلث در افغانستان استفاده می کند.این واقعیت نشان می دهد که این کشور در حال تقویت سیستم نظارتی در افغانستان و جنوب آسیا و نیز ، تداوم توسعه و ساخت سیستم های جدید استیلث به عنوان حلقه ارتباطی با نسل بعدی بمب افکن این کشور است. این هواپیمای مرموز که زمانی با عنوان «جانور قندهار» شناخته می شد و اکنون از سوی نیروی هوایی ایالات متحده (RQ-170 Sentinel) نامیده می شود، ساخت شعبه اسکناک ورکس (Skunk Works) شرکت لاکهید مارتین است.این هواپیما حداقل از سال 2007 در پایگاه هوایی قندهار مستقر بوده و دستکم دو بار در آن سال از آن عکس برداری شد.Sentinel از آشیانه هواپیماهای بدون سرنشین Predator و Reaper استفاده می کند.همانند این دو هواپیما ، Sentinel یک هواپیمای هدایت شونده از دور است که به اسکادران 30 اکتشافی وابسته است.ستاد این اسکادران در مرکز آزمایشات پروازی تونوپاه (Tonopah) در شمال غربی ایالات نودا قرار دارد. RQ-170 Sentinel یک هواپیمای بال پرنده بدون دم است . همانطور که اشاره شد توسط شعبه توسعه برنامه های پیشرفته (اسکانک ورکس) شرکت لاکهید مارتین طراحی شده.این هواپیما دارای یک موتور و بالی با لبه حمله مستقیم است.تخمین اندازه اندازه هواپیما از تصاویر منتشره دشوار است؛ ولی بر طبق یک گزارش ، پهنای بال آن – همانند هواپیمای ریپر- در حدود 66 فوت (20 متر) است.با توجه به ضخامت زیاد بال – بدنه ، می توان حدس زد که وزن و نیروی موتور این هواپیما بیش از هواپیمای پیشین اکتشافی بدون سرنشین ساخت لاکهید مارتین با نام RQ-3 دارک استار (RQ-3 dark star) است.دارک استار دارای یک موتور توربوفن «اف جی -44» ، (FJ-44) ساخت شرکت ویلیامز با نیروی رانش 1900 پوند (861 کیلوگرم معادل 8.44 کیلونیوتن) و حداکثر وزن 8500 پوند (3855 کیلوگرم) بود. با توجه به برخی ویژگیهای RQ-170 Sentinel می توان حدس زد که این هواپیما یک طرح نسبتاً استیلث است ؛ بدون تأکید فوق العاده هواپیمای دارک استار و ایکس- 47 بی به سطح مقطع راداری (RCS) بسیار کم.به نظر می رسد که لبه های حمله این هواپیما تیز نیستند-که معمولاً برای اجتناب از بازتاب های راداری ضروری تلقی می شود-و نیز دریچه های ارابه های فرود بجای اینکه با خطوط لبه حمله منطبق باشند، چهارگوش هستند و دارای لبه های زیگزاگ نیز نمی باشند. Sentinel در حال شروع عملیات در افغانستان به علاوه،اگزوز موتور بجای اینکه همانند طرح های کلاسیک استیلث در بالای بال قرار داشته باشد، در انتهای بدنه است و توسط بال، از امواج راداری محافظت نمی شود..نوک بالها نیز ظاهراً بجای استفاده از خطوط مستقیم، دارای انحنا هستند در نتیجه می توان حدس زد که سنتینل با هدف اجتناب از استفاده های بسیار سری ، طراحی و ساخته شده است.سقوط RQ-170 به عنوان یک هواپیمای بدون سرنشین یک موتوره از لحاظ آماری بسیار محتمل است.هواپیمای بدون سرنشین فوق العاده استیلث – نظیر هواپیمای کوارتز(Quartz) ، طرح مشترک لاکهید و بوئینگ که هرگز ساخته نشد و هواپیمای دارک استار که در ابتدا اثباتگر تکنولوژی آن بود – همواره به این دلیل که نمی توان به دلیل خطر افشای تکنولوژی بسیار سری ، آنها را در عملیات مورد استفاده قرارداد ،همیشه مورد انتقاد بوده اند. رنگ خاکستری متوسط این هواپیما نیز اشاراتی به مقدورات پروازی آن دارد.در ارتفاع بسیار زیاد(بیش از 60 هزار فوت معادل 18 کیلومتر) ، رنگ بسیار تیره بهترین پوشش بصری را حتی در روشنایی روز فراهم می کند.زیرا نور بسیار کمی در پس زمینه وجود که آنهم به دلیل رطوبت و ذرات غبار در ارتفاعات پایین تر پراکنده می شود.در نتیجه RQ-170 ، یک هواپیمای ارتفاع متوسط است که احتمال نمی رود در ارتفاع بیش از 50 هزار فوت(15 کیلومتر) پرواز کند.این ارتفاع پروازی ، در ضمن امکان استفاده از موتور های جت تجاری تولیدی را ساده تر می کند.پیش از این گزارش شده بود که شرکت جنرال الکتریک سرگرم فعالیت بر روی نمونه طبقه بندی شده ای از موتور TF-34 است که ظاهراً با نیازهای RQ-170 منطبق است . تصویری از موتور TF-34 مورد استفاده در هواپیمای A-10 محفظه های بسیار بزرگ با شکل غیرعادی بر روی بال ، در دوطرف این هواپیما به چشم می خورد.درحالی برخی از منابع ادعا می کنند که آنها جایگاه آنتن ارتباط ماهواره ای و یا محفظه حسگرهای ویژه هستند ؛ ولی با بررسی دقیق تر آنها ، این احتمال وجود دارد که آنها فقط محفظه چرخ های هواپیما باشند که به سادگی مستقیماً به سمت بالا و درون بال جمع می شوند. به موجب یادداشتی که توسط نیروی هوایی ایالات متحده تهیه شده، به خدمت گیری RQ-170 در راستای خواسته وزیر دفاع این کشور برای افزایش پشتیبانی اکتشافی،نظارتی ،جاسوسی یگانهای رزمی در افغانستان و نیز به گفته رئیس ستاد نیروی هوایی این کشور برای افزایش اتکای نیروی هوایی ایالات متحده به هواپیماهای بدون سرنشین است. شماره گذاری RQ-170 از لحاظ حروف صحیح ولی از لحاظ عددی ، خارج از ترتیب است که نشان دهنده تلاش برای جلوگیری از حدس زدن در مورد وجود برنامه است.از لحاظ فنی ، حروف (RQ) اشاره به هواپیمای بدون سرنشین غیرمسلح دارد؛در حالی که حروف (MQ) به معنای هواپیمای بدون سرنشین مسلح است.اشاره یادداشت فوق الذکر نیروی هوایی مبنی بر پشتیبانی از نیروهای رزمی خط مقدم زمانی با ویژگی های قابل مشاهده طراحی این هواپیما ترکیب شود که شامل استیلث محدود (شامل لبه حمله ضخیم و طرح ساده اگزوز موتور) نشان می دهد که سنتینل یک هواپیمای تاکتیکی در جنبه های عملیاتی و نه یک طرح برای جاسوسی استراتژیک است. در هر حال، با طرح کم پیدایی محدود ، این هواپیما می تواند برای پرواز در طول مرز با کشورهای همسایه افغانستان و نگاهی به درون این کشورها برای جمع آوی اطلاعات مفید در مورد آزمایشات موشکی،هسته ای،دورسنجی و جاسوسی الکترونیک قابل استفاده باشد. ساير تصاوير : لينكهاي مرتبط : RQ-3/ DarkStar پهبادي در قلب تاريكي " چهار پای قندهار" ، پرنده جاسوسی آمریکا از ایران!! منبع : دوماهنامه هواپیما شماره 6 تهيه شده توسط hamed_713
  12. برای حرکت یک هواپیما به جلو یک نیروی جلوبرنده بنام "تراست" باید توسط یک پیشران تولید شود. بیشتر هواپیماهای جنگنده ی مدرن از یک پس سوز در موتور خود(چه توربوجت و چه توربوفن با ضریب گذرگاهی پایین ) استفاده میکنند. طبق قانون طبیعت، هواپیماهای جنگنده برای پرواز در سرعتی بالاتر از سرعت صوت (supersonic)، مجبورند به یک نیروی drag یا همان نیروی پسا که در جهت مخالف حرکت است، غلبه کنند. در طول کل پرواز از ابتدا تا انتها پای این نیرو در کار است ولی در سرعت صوت این نیرو تغییرهایی دارد. در سرعت صوت این نیرو با شتابی افزایش پیدا کرده و مانع از افزایش بیشتر سرعت هواپیما میشود. پس برای غلبه بر این نیرو به نیروی تراست بیشتری احتیاج است. یک راه ساده برای بالابردن تراست به میزان قابل توجه، اضافه کردن یک پس سوز به هسته ی توربوجت است. در یک توربوجت اساسا مقداری از انرژی گازهای محترق و خروجی برای چرخاندن توربین یا توربینها مورد استفاده قرار میگیرد. در واقع پس سوز برای بالا بردن نیروی تراست تولیدی، از طریق تزریق سوخت به این گازهای محترق استفاده میکند. در شکل بنیادی توربوجت پس سوزدار شما متوجه خواهید شد که بخش نازل کمی طویل شده و حلقه هایی از نگه دارنده ی شعله با رنگ نارنجی را در کنار نازل خواهید دید. در پس سوزها وقتی بخش پس سوز روشن است، سوخت اضافی از میان حلقه ها به گازهای محترق اگزوز تزریق میشود. سوخت میسوزد و با افزایش حرارت و انبساط، تراست بیشتری را تولید مینماید ولی این سوخت با بازدهی که سوخت در محفظه ی احتراق میسوزد، نمیسوزد. شما تراست بیشتری با یک پس سوز خواهید داشت ولی مقدار خیلی بیشتری سوخت خواهید سوزاند. نکته ی دیگر اینکه هنگامیکه پس سوز خاموش است کارایی موتور، به همان میزان کارایی ثابت توربوجت است. در تصویر زیر نمونه ی یک پس سوز دست ساز را میبینید که سوخت پاش و حلقه ی نگه دارنده ی شعله به وضوح دیده میشود. [align=center][/align] گازهایی که به قسمت پس سوز میرسند هنوز مقدار زیادی اکسیژن مصرف نشده دارند. بطور میانگین چیزی در حدود 25 درصد از اکسیژن هوای مورد استفاده ی موتور، در محفظه ی احتراق به مصرف میرسد. پس اگر به مقدار اکسیژن باقیمانده (تقریبا 75 درصد) مقداری سوخت اضافه شود توانایی احتراق آنرا را دارد که نتیجه ی آن بالاتر رفتن حرارت و افزایش سرعت گازهای اگزوز و در نهایت افزایش تراست خواهد بود. بیشتر پس سوزها در حدود 50 درصد نیروی تراست را، افزایش میدهند. قابل توجه است، پس سوز فقط در مدت زمان محدودی قابل استفاده است چون هیچ فلزی توان تحمل دماهای بسیار بالا را ندارد. به همین خاطر فقط در زمان برخاستن هواپیما از زمین یا در هنگام گذر از دیوار صوتی یا در هنگام صعود به بالا با زاویه ی زیاد و یا سایر حالت های ویژه مورد استفاده قرار میگیرد. البته میتوان این مدت محدود را افزایش داد و حتی آنرا دائمی کرد. برای این منظور میتوان با یک خنک کاری ویژه ی مداوم یا گاه به گاه آنرا متعادل نگاه داشت. یک راه برای افزایش زمان استفاده از پس سوز این است که دیواره ی انتهایی موتور را دو جداره کنیم و یک انشعاب از هوای کمپرس شده را که از خنک کننده (دستگاهی است برای جذب گرمای هوا به میزان بالا) عبور کرده، از آن میگذرانیم که باعث کاهش پیشرفت حرارت دیواره ی موتور به میزان زیادی میشود و در نهایت این هوا به گازهای داخلی و داغ ملحق میشود. امروزه در بیشتر موتورهای توربوجت مختص جنگنده ها این فناوری وجود دارد. راه دیگر استفاده از گازهای خنک کننده ی قوی است که به میزان خیلی خیلی زیادی دمای موتور را کاهش میدهند، اما به هر حال این روش و روشهای دیگر معایب زیادی دارند و گذشته از معایب هزینه ی بسیار بالایی نیز دارند. [align=center][/align] منبع:http://jet.blogfa.com/cat-10.aspx
  13. بسمه تعالی ناو هواپيمابر "شارل دو گل" تنها ناو هواپيمابر نبروي دريائي فرانسه ميباشد. اين ناو مجهز و مدرن ، اولين ناو اتمي فرانسه و اولين ناو هواپيمابر اتمي است كه در خارج از ايالات متحده ساخته شده. اين ناو يادبود افتخار آميز فرانسويها براي ژنرال دوگل است . به همراه داشتن :: رافائل-ام / E-2C Hawkeye / سيستمهاي الكترونيكي بسيار پيشرفته و موشكهاي آستر قدرت تهاجمي فوق العاده اي به شارل دو گل بخشيده كه تاكنون در نيروي دريائي فرانسه مشاهده نشده. رافائل بر فراز ناو هواپيمابر USS John C. Stennis رافائل (شماره 9) روي ناو هواپيمابر شارل دوگل شارل دو گل دومين ناو هواپيمابر بزرگ (خارج از آمريكا) بعد از آدميرال كوزنتسف روسي ، و قويترين در اروپا حداقل تا زمان ساخته شدن نسل جديد ناوهاي هواپيمابر محصول مشترك فرانسه و انگليس است. شارل دوگل از همان سيستم كاتاپولتي كه در ناوهواپيمابر " Nimitz class " نصب شده استفاده ميكند. :CATOBAR مخفف Catapult Assisted Take Off But Arrested Recovery.فقط سه كشور از سيستم CATOBAR استفاده ميكنند كه عبارتند از: آمريكا در كلاس نيميتز/ USS INTERPRISE/ USS KITTY HAWK- فرانسه در شارل دو گل و برزيل در NAeL São Paulo. F-14D در USS John C. Stennis شارل دوگل در سال 2001 جانشين ناوهواپيمابر قديمي فرانسه "فوشه" شد. ناوهاي هواپيمابر فوشه و كلمانسو به ترتيب در سالهاي 1961 و 1963 ساخته شدند و نيار به جانشيني براي آنها در اواسط دهه 70 احساس شد. ليست كامل ناوهاي هواپيمابر فرانسه: 1- Béarn: از سال 1927 تا 1948 2- كلمانسو: از سال 1961 تا 1997 3- فوشه: از سال 1963 تا 2000 4- شارل دو گل: 2001-(اتمي) شارل دو گل به همراه USS ENTERPRISE بخشي از مهمترين مشخصات ناو 40.600 تني شارل دوگل و مقايسه ان با ناو هواپيمابر 102.000تنيNimitz (داخل پرانتز): طول: 261.5 متر (317 متر) پهنا: 64.36 متر (40.8 متر) ابخور: 9.43 متر (11.9 متر) نيروي محركه: K15 Pressurised Water Reactor × 2 PWR 150 MW هركدام 4 × Diesel-electric 2 × shafts سرعت: 27 نات (30نات) برد: نامحدود حداكثر ماندگاري در دريا(غذا): 45 روز ظرفيت: 800 كوماندو و 800تن مهمات سيستمهاي الكترونيكي: ردياب ARBR 21 // سيستم جنگ الكتونيك ARBG2// ARBG2// 4 × Sagaie decoys launcher SLAT (Système de lutte anti-torpille) torpedo countermeasures رادار جستجوي هوائي سه بعدي DRBJ 11 B tridimensional رادار جستجوي هوائي DRBV 26D رادار جستجوي هوائي ارتفاع پائين DRBV 15C تسليحات: 8×4 واحد لانچرهاي سيلور حامل موشكهاي سطح به هواي MBDA Aster 15 6×2 واحد لانچرهاي سادرال حامل موشكهاي بردكوتاه Mistral 8 × Giat 20F2 20 mm cannons مجموعه هاي پروازي 40 فروند شامل: (نيميتز 90 فروند) -- رافائل -- اتاندارد -- E-2C Hawkeye --هليكوپترهاي SA365 اتاندارد در آشيانه شارل دوگل E2C به همراه رافائل SA365 پل فرماندهي 20 mm modèle F2 gun لانچرهاي سيلور موشكهاي برد كوتاه ضد هواپيما و ضد موشك آستر موشكهاي بردكوتاه ميسترال
  14. ارتش آمریکا همراه با آژانس سپر ضد موشکی و کمپانی Lockheed Martin با موفقیت مجموعه ضد موشکی THAAD (Terminal High Altitude Area Defense) را آزمایش نموده و کلاهک جدایی شونده از موشک شتاب دهنده ای را رهگیری کرد. آنطور که در گزارش آژانس سپر ضد موشکی آمریکا گفته می شود آزمایش مذکور در میدان تیر اقیانوس آرام در منطقه جزایر هاوایی روز 25 ژوئن بعد از ساعت 16 به وقت محلی انجام شده است. تولید موشکی که شبیه موشک بالستیکی بوده و از هواپیمای C-17 نیروی هوایی آمریکا شلیک شد. تقریبا شش دقیقه بعد از آن از سکوی سیار THAAD موشک ضد موشکی پرتاب شد که هدف مذکور را در لایه های اتمسفری منهدم نمود. در جریان این آزمایش که حداکثر به شرایط واقعی نزدیک شده بود امتحان توان موشک رهگیر در زمینه رهیابی و انهدام موشک دشمن صورت گرفت و در کنار آن ارزیابی تاثیر پرتاب موشک رهگیر بر سکوی سیار نیز بررسی شد. این آزمایش پنجمین آزمایش از این سری محسوب می شود. ماه گذشته ارتش آمریکا اولین هنگ THAAD را در پایگاه "فورت بلیس" ایالت تگزاس در جهت آموزش نیروها تشکیل داد. قرار است که این مجموعه ها از سال آینده به حالت کشیک نظامی در آیند. مجموعه سیار THAAD برای رهگیری موشک های بالستیکی برد کوتاه و متوسط در بخش های نهایی و یا اتمسفری مسیر حرکت موشک بالستیک در نظر گرفته شده است. این مجموعه از یک ایستگاه راداری، سیستم هدایت، سکوی پرتاب و موشک های رهگیر تشکیل شده است. نووستي
  15. با حضور رئيس‌جمهور؛ رژه 31 شهريورماه نيروهاي مسلح آغاز شد خبرگزاري فارس: يگان‌هاي محمول و پياده نيروهاي مسلح كشورمان رژه بزرگ خود را به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس آغاز كردند. [align=center][/align] به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، رژه 31 شهريورماه با شركت مقامات عاليرتبه كشوري و لشكري از دقايقي پيش در جوار حرم مطهر امام (ره) و ساير مراكز استانها با حضور انواع تجهيزات دفاع زميني، دريايي و هو هوايي شامل تانك‌ها و نفربرها، موشك هاي بالستيك، شناورها و ادوات دريايي و ساير تجهيزات انفرادي آغاز شده و قرار است رئيس‌جمهور كشورمان در آن سخنراني كند. حضور بسيجيان با لباس اقشار مختلف همچون كردها، بلوچ ها و عشاير خوزستان، شركت نيروهاي چهارگانه ارتش و نمايش بخشي از توانمندي هاي پدافندي و راداري ايران، از ويژگي هاي مهم رژه امروز سه‌شنبه در تهران است. جمع زيادي از مردم نيز با رساندن خود به حرم امام (ره)، به طور زنده شاهد اين نمايش باشكوه هستند. قرار است در صورت مساعد بودن هوا، رژه بزرگ جنگنده- بمب افكن هاي نيروي هوايي ارتش نيز در اين مراسم به اجرا گذاشته شود كه قطعيت آن تا دقايقي ديگر مشخص خواهد شد.
  16. در سال 1995 شرکت لاکهیدمارتین و شرکت بوئینگ جزئیات طراحی و ساخت UAV خیلی محرمانه را با نام Dark Star منتشر کردند . DarkStar با قابلیت پرواز در ارتفاع بالا ، حداقل سطح دید و حداکثر بقا و مداومت پروازی طراحی شد.این پهباد اولین پرواز خود را در تاریخ 29 مارس 1996 و در پایگاه هوایی ادواردز انجام داد و سیستم پروازی منحصر به فرد خود را با موفقیت آزمایش نمود.این سیستم قادر بود بدون دخالت عوامل انسانی و کاملا مستقل به انجام عملیات بپردازد. از جمله نظامهای طراحی در DarkStar شناسایی بسیار دقیق در دفاع از مناطق کم و با استفاده از ویژگیهای خاص آن منطقه است که در چارچوب ساختار کنونی قدرت نظامی،نظارت هوایی،ارتباطات،کامپیوتر و تجهیزات اطلاعاتی و جاسوسی عمل خواهد کرد. این پهباد قابلیت نشستن و بلند شدن از روی ناو را داراست و می تواندفضای 500 کیلومتری مابین این ناوها را پوشش اطلاعاتی دهد.این پهباد قادر است در ارتفاع یک متری تا 19800 متری پرواز کند و بدون دخالت عوامل انسانی و فقط با استفاده از کامپیوتر پیشرفته و حسگرهای خود به انجام عملیات پرداخته و به پایگاه خود بازگردد. و در طول مدت زمان عملیات با استفاده از پیوند دیجیتالی اطلاعات خود را به طور مستقیم به ایستگاه زمینی یا ماهواره انتقال دهد و فرماندهان را به سرعت در جریان وقایع مورد نظر قرار دهد. مشخصات : طول : 4.57 متر طول بال هاى هواپيما : 21.03 متر بلندى(ارتفاع) : 1.52 متر وزن : max 3900 kg سرعت : 460 km/h سقف پرواز: 19800 متر پيشرانه (موتور):Williams F129 turbofan; 8.45 kN نويسنده : hamed_713 استفاده از اين مطلب با درج منبع (سايت ميليتاري ) و نام نويسنده مانعي ندارد.
  17. آنتونوف-71 Madcap خدمه: 6 نفر (4 اپراتور ـ2 خلبان) طول بدنه: 23.5 متر فاصله دو نوك بال: 31.9 متر ارتفاع: 9.2 متر موتورها: 2 موتور D-436K توربوفن + يك موتور توربوجت RD-38A كمكي به هنگام برخاستن حداكثر سرعت: 650 كيلومتر بر ساعت حداكثر ارتفاع: 10800 متر هواپيماي هشدار دهنده زود هنگام (AEW) آنتونوف-71 Madcap ، مدل تغيير يافته آنتونوف-72 براي خدمت بر روي ناو هواپيمابر آدميرال كوزنتسف(تفليس) بود. از جمله تغييرات An-71 نسبت به An-72، افزايش حدود 6 متر به طول بال و سكان عمودي با زاويه خميدگي رو به جلو و نصب رادار هشدار دهنده زود هنگان هوابرد روي آن، موتورهاي توربوفن قدرتمندتر و نصب يك موتور توربوجت درزير بدنه جهت كمك به هنگام برخاستن را ميتوان ذكر كرد. روي هم رفته سه فروند از آواكس An-71 قبل از كنار گذاشته شدن آن به نفع پروژه آواكس دو موتوره توربوپراپ ياك-44 توليد گرديد (كه خود پروژه ياك-44 در سال 1993 كنسل اعلام شد). به علت اينكه هواپيماهاي هشدار دهنده ميتوانند تصوير بزرگي از منطقه نبرد را در اختيار فرماندهان قرار بدهند، لذا طراحان و سازندگان هواپيماها در چند كشور شروع به طراحي و ساخت هواپيماهاي هشدار دهنده زود هنگام هوائي AWACS كه آنتن رادار بزرگي را بر روي بدنه خود حمل ميكردند نمودند كه نمونه بارز آن AWACS محصول امريكا ميباشد. نيروي دريائي امريكا طرح نمونه كوچكتري از AWACS نيروي هوائي امريكا را توسعه داد كه حاصل آن E-2 Hawkeye ساخت گرومن شد كه قابليت نشست و برخاست از روي ناوهاي هواپيمابر را دارا بود. [align=center] آنتونوف-71 "Madcap"[/align] پشت ديوارهاي آهنين (اصطلاحي كه براي اتحاد جماهيري شوروي به كار برده ميشد)، طراحان شوروي بيكار نبودند و با ساخت آواكس Tu-126 كه بدنه آن برگرفته از Tu-95 Bear بود به رقابت با همتاي غربي خود برخاستند. اما Tu-126 در تقابل با رقيب NATO خود از رادار و مقدورات الكترونيكي پائينتري برخوردار بود. در سال 1982 وزارت دفاع ،‌ صنايع هوائي، صنايع الكترونيك و صنايع ارتباطي شوروي برنامه تحقيق و توسعه اي را جهت پايه ريزي پلتفورم يك هواپيماي تاكتيكي از نوع آواكس بنا نهادند. نيازهائي كه بايد در اين طرح به آن پاسخ داده ميشد عبارت بودند از ساخت آواكسي با: قابليت مداومت پرواز بين 4.5 تا 5 ساعت قابليت شناسائي اهداف متعدد در برد دور شامل تعقيب اهداف زميني تعقيب همزمان 120 هدف قابليت Data-Link با جنگندهاي حال حاظر و در دست ساخت قابليت Data-Link با مراكز فرماندهي زميني قابليت عمل در هر شرايط جوي ، در هر نقطه از دنيا ، در هر ساعت از شبانه روز قابليت عمليات به طور مستقل در دور افتاده ترين فرودگاهها طراحي رادار به NPO 'Vega' در مسكو واگذار گرديد. طرحهاي زيادي در مورد تركيب بندي ديش رادار و موقعيت قرار گيري آن روي بدنه ( جلو يا عقب بودن ان) ارائه شد. همچنين انتخاب پلتفورم هواپيما جهت حمل رادار بايد يا از بين مدلهاي An-32, An-12, An-72 يا طراحي اختصاصي صورت ميگرفت. در سه ماهه آخر سال 1983 ، نتيجه تمامي تحقيقات و بررسيها جمع بندي گرديد و تصميم نهائي گرفته شد: نصب ديش آنتن بر روي پلت فورم آنتونوف-72 [align=center] ديش رادار آنتونوف-71[/align] آنتونوف-72 داراي بهترين گنجايش و بهترين ابعاد و مناسب براي فرود و برخاست از باندهاي كوتاه و ناآماده در فرودگاههائي كه از امكانات زيادي برخوردار نبودند بود. دو مدل متفاوت در نحوه قرار استقرار ديش رادار ساخته شدند، يك مدل داراي پايلونهاي ويژه بر روي بدنه و مدل ديگر با قابليت نصب رادار بر بالاي سكان عمودي. نتيجه آناليزها ، حالت دوم را كارامدتر نشان ميداد اگرچه ميبايست طراحي سكان عمودي An-72 تغيير پيدا ميكرد. سكان عمودي جديد با زاويه خميدگي رو به جلو ، ضخيمتر و وتر بزرگتر. An-71 به موتورهاي پرقدرت D-436K مجهز گرديد اما هنوز نياز به موتور كمكي براي تسهيل در هنگام Takeoff احساس ميشد، كه با نصب يك موتور توربوجت RD-36A در زير بدنه اين مشكل مرتفع گرديد. [align=center] ماكت Yak-44 با امكان جمع شدن بالها . به شباهت زياد ان با E-2 دقت كنيد[/align] نياز موازي كه در خلال سالهاي 1982و83 براي داشتن يك هواپيماي آواكس قابل استفاده بر روي ناوهاي هواپيمابر بروز كرد منجر به تصميم گيري در مورد ساخت نوع درياپايه An-71 گرديد، اما پس از بررسيها روسها به اين نتيجه رسيدند كه نياز به يك هواپيماي هشدار دهنده زودهنگام تخصصي بر گرفته از مدل آمريكائي (E-2 Hawkeye ) دارند. اين طرح جديد ياك-44 ايي بود. اولين نمونه از An-71 ، اولين پرواز خود را در سال 1985 در كيف با موفقيت به انجام رساند و تا آخر سال 1985 75 بار پرواز كرد و در مجموع 117 ساعت پرواز داشت. سومين نمونه از An-71 در 19 فوريه 1986 از خط توليد خارج گرديد . تا سال 1990 كه كل پروژه كنسل شد، اولين مدل از An-71 ششصد و پنجاه ساعت پرواز و سومين نمونه 380 ساعت پرواز داشتند. [align=center] Tu-126 Moss[/align] منابع: warfare.ru fas.org نويسنده:Shahryar از سنترال كلابز
  18. فرمانده لشگر10سید الشهدا(ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) شاید مهم نباشدکه حاج علی در چه سالی متولد شد. محل تولدش هم زیاد مهم نیست. اما ماجرا مهم است. روستایی از توابع تهران به نام اشرف آباد یا اسلام آباد. کاظم رستگار هم در همان محل متولد و بزرگ شد. باز هم مهم نیست که حاج علی در کودکی چه می کرد، در کدام مدرسه درس می خواند، کلاس قرآن می رفت و یا نمی رفت، بچه محجوبی بود یا نبود. البته خیلی هم شر و آتش به پاکن تشریف داشت. از همان ابتدای شیر خوارگی انقلابی بود یا نبود و. ..از کودکی او تنها برای من یک خاطره مهم است. آن را هم برای شما از قول پدرش نقل می کنم: یک روز دیدم علی با محمد رضا دعوا می کند. محمد رضا برگشت علی را تهدید کرد و گفت: اگر کوتاه نیایی به بابا می گویم در مدرسه چکار می کنی. من با شنیدن این حرف کمی ترسیدم، اما آن موقع به روی خود نیاوردم. آنها کلاس دوم و سوم ابتدایی بودند و با اوضاعی که آن روزها داشت، حسابی هوایشان را داشتم. محمد را مدتی بعد کشیدم کنار و گفتم بابا، علی رضا در مدرسه چکار می کند؟ محمد گفت: بابا نمی دانی با پول توجیبی که بهش می دهی چه می کند؟ من ترسم بیشتر شد و حسابی مضطرب شدم، خوب بابا بگو با آن پول چه می کند؟ جواب داد: دفتر و مداد می خرد و می دهد به بچه هایی که خانواده شان فقیر هستند. حاج علی دیپلمش را که گرفت، رفت سربازی. نمی دانم آیا اهمیتی دارد بگویم که او سرباز گارد شاهنشاهی بود یا نه؟ به هر حال همان روز ها که امام گفت سرباز ها از پادگان ها فرار کنند، حاج علی هم از پادگان زد بیرون. نکاتی مثل اینکه در ایام اوج گیری انقلاب حاج علی چه می کرد و در روزهای 12 الی 22 بهمن کجا بود، مهم نیست. حاج علی هم مثل جوان های هم سن خودش توی خیابانها با تفنگ های غنیمتی از پادگانها سنگر گرفته بود، بالاخره هم انقلاب پیروز شد و...راستی اگر از کسانی که یادشان هست بپرسید، خواهند گفت که نصیری، رئیس ساواک زمانی که در دادگاه انقلاب محاکمه می شد، سرش پانسمان شده بود. جالب است که بدانید که شکستن سر نصیری کار کسی نبود جز حاج علی. حاج علی زد به سرش که در آزمون ورودی دانشگاه شرکت کند، نتیجه اش شد دانشگاه پزشکی تبریز، اما همان موقع سپاه تشکیل شد و حاج علی بدون اینکه به احدی خبر قبولی اش را بدهد، رفت و همان دوره اول سپاه اسم نوشت. خوب تازه، از اینجا به بعدش مهم می شود. حاج علی از آن تیپ آدم های زود جوش بود که به سرعت عده ای از هم سن و سالهایش را دور خودش جمع می کند. شخصیتش جوری بود که سریع توی دلها جا باز می کرد و یک عده دوست و رفیق صمیمی گردش را می گرفتند، البته این خصلت اکثر بچه هایی است که در دوره اول سپاه، جذب شدند و بعد ها اکثریت قریب به اتفاقشان به شهادت رسیدند. این ویژگی اخلاقی حاج علی و اینکه آموزش نظامی را پیش از انقلاب در گارد شاهنشاهی دیده بود، باعث شد فرماندهی یک گروهان را در پادگان ولی عصر بر عهده بگیرد، بعد هم شد فرمانده گردان 6 پادگان ولی عصر و... حاج علی بنیان گذار لشگر 10 نیروی مخصوص سید الشهدا (ع) است. در این ادعا شکی نیست، هنوز 2 – 3 نفری که همراهش اولین چارت لشگر را طراحی کرده اند زنده هستند، اولین پلاک های لشگر را برای این چند نفر زدند. پس نتیجه می گیریم شهید محسن وزوایی که غالبا گفته می شود بنیان گذار لشگر 10 ایشان است، چون مدتها قبل از تشکیل لشگر در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید، در این کار نقشی نداشته است. به علی رضا موحد دانش از فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بدینوسیله جنابعالی بسمت فرماندهی تیپ سید الشهدا (ع) منصوب می شوید، امید است در سایه امام زمان (عج) و با رهبری امام امت خمینی کبیر و با رعایت تشکیلات و مقررات و ضوابط سپاه و نیز سلسله مراتب فرماندهی، بتوانید در راه خدمت به اسلام و مسلمین موفق باشید. فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محسن رضایی. متن نامه شماره 3553/ 10/ 2 ط مورخ 23/ 6/ 1361 که اولین حکم فرماندهی تیپ می باشد را آوردیم چون مهم بود، حد اقل به نظر من. در ایام اشغال خرمشهر توسط ارتش عراق، حاج علی با چند نفر از رفقایش از غرب آمدند کمک جهان آرا. خیلی کارها کردند. اما از همه مهم تر رد شدنشان از کارون و رفتن به منطقه اشغالی بود که سه روز هم آنجا ماندند. فیلم بلمی به سوی ساحل را باید دیده باشید. جریان همان سه روز است، البته تنها کسی که از آن گروه 2- 3 نفر زنده مانده است یعنی حسین لطفی می گوید تا به حال داستان آن چند روز را برای هیچ کس تعریف نکرده است و جای تعجب است که برادر ملاقلی پور سیر وقایع را که از حقیقت ماجرا دور است از چه کسی شنیده است. راستی ما سراغ حاج حسین رفتیم، او برای ما هم جریان آن سه روز را تعریف نکرد. هر چه اصرار کردم فایده ای نکرد، اما من هم دست برادر نیستم، یکی از همین روزها دوباره یقه حاج حسین را می گیرم و. . دست راست حاج علی در بازی دراز قطع شد. داستان قطع شدن دستش را از زبان خودش برایتان نوشته ام، اینکه بعد از قطع شدن دستش، او را چه کرده شنیدنی است، مهم هم هست، پس آن را هم در بند بعدی برایتان می نویسم. و اما مطلب آخر، حاج علی دستی را که از زیر آرنج قطع شده بود با بند کفش بسته و داخل جیبش گذاشت، تا زمانی که از خونریزی رنگش سفید نشده بود کسی متوجه دست او نشد، خلاصه با زور و کلک حاجی را راضی کردند برود عقب، او هم رفت. وقتی به بیمارستان رسید و با کمال خونسردی جلوی یکی از دکتر ها را هم گرفت و دست قطع شده اش را روی میز گذاشت و گفت: دکتر جون، این دست قلم شده مال منه؛ ببین اگه می تونی یه کاریش بکن. دکتر با دیدن دست داغون و متلاشی حاج علی یک دفعه پشت میز کارش از حال رفت. دور و بر حاج علی حرف و حدیث زیاد است. خیلی از این حرف ها آنقدر بی پایه و اساس است که حتی نمی شود به آنها خندید ولی خیلی شان هم راست است و قابل تامل. اما هیچکدام از این گفته ها و ناگفته ها خدشه ای به شخصیت بزرگ این علمدار لشگر سید الشهدا (ع) وارد نمی کند. حاج علی به زعم نگارنده این سطور یکی از اسطوره های ماندگار انقلاب اسلامی است. در این شکی ندارم. شاید هم جزو آن سیصد و سیزده تن باشد. حالا هر کس هر چه می خواهد بگوید.
  19. طرح كانسپت اوليه پروژه نیاز به تخلیه مجروحان از منطقه جنگی در طول جنگ 33 روزه در لبنان زمانی که نیروی هوایی ارتش اسرائیل از هلیکوپتر برای انجام ماموریت های تخلیه مجروحان زیر آتش سنگین حزب ا... استفاده می کرد ،به مشکلی حاد برای ارتش رژیم صهیونیستی تبدیل شد.و این روند باعث پیگیری واجرای طرحی از پرنده های بدون سرنشین برای انتقال مجرحین از صحنه نبرد شد. هم اکنون اسرائیل در حال حرکت به سمت تخلیه پزشکی مجروحان توسط پرندگان بدون سرنشین از میدان نبرد است به همین سبب پس از 2 سال کار مداوم پیش نمونه پهباد فن مجرایی میول ساخت اوربان ایروناتکیز از خط مونتاژ این شرکت به یک باند پروازی در مرکز اراضی اشغالی رژیم صهیونیستی منتقل شد.این انتقال برای نخستین بار ، مقارن با روز یکم ژوئیه به منظور پهباد میول جهت آغاز پروازهای ایستایی آزمایشی انجام شد. یکی مقامات شرکت اربان ایروناتیکز در این باره گفته:میول پس از تکمیل آزمایشهای سنگین زمینی هم اکنون آماده انجام پروازهای ایستا در آسمان است.این پهباد که برای رساندن تدارکات از قبیل آذوقه ، مهمات و دزگر ملزومات سربازان طراحی شده ، دارای بیشنه وزن برخاست 1,088 کیلوگرم است که 274 کیلوگرم آن را بار مفید قابل حمل توسط میول تشکیل می دهد. این پهپاد که توانایی انجام پرواز به صورت مستقل را دارد ، با توجه به اندازه محموله و کیفیت مأموریتش ، دارای مداومت پروازی 2 الی 4 ساعت است.میول با بیشینه سرعت 185 کیلومتر بر ساعت توانایی رسیدن به سقف پروازی 12000 پا را برای خود محفوظ نگاه داشته است.و قادر است در هر پرواز دو سرباز مجروح به همراه سوخت لازم برای پرواز تا 2 ساعت را حمل نماید. [/img][/center] میول در کنار بار تدارکاتی برای سربازان ، پهپادی توانا در امر تخلیه مجروح به حساب می آید. بدنه پهپاد مزبور که از مواد ترکیبی ساخته شده است و 9/5 متر طول و 15/2 متر عرض دارد.از فناوریهای جدید به کار رفته در میول ، تعبیه یک پروانه 5 پره از مواد ترکیبی با قطر 8/1 متر است که برای حرکت متغیر حول محور عرضی پهباد مورد استفاده قرار می گیرد. از تجهیزات قابل ملاحظه این پهپاد سیستم MLSTAT است.سیستم MLSTAT این امکان را فراهم می کند که با استفاده از تجهیزات کنترل راه دور ضمن آگاهی از وضعیت بیمار ، درمان اضطراری از راه دور را برای آن اعمال نمود. ساخت این پهپاد خبر خوشی به سربازان در صحنه نبرد است زیرا در صورت هر گونه جراحت به سرعت به اماکن درمانی و بیمارستانی در پشت جبهه منتقل می شوند.و این باعث کاهش قابل ملاحظه تلفات جانی در نبردهای آینده خواهد شد. توضیح : رژیم اشغالگر قدس طی سالها مطالعه و سرمایه گذاری در صنایع هوافضا بخصوص در ساخت انواع پرنده های بدون سرنشین گامهای مهمی را در این راه طی نموده است.یکی از اهداف معرفی این تجهیزات ، شناخت توان رزمی دشمن و بررسی آنها به منظور افزایش اطلاعات خودم و دوستان عزیزم در سایت میلیتاریست.امید که مفید واقع شود. تصاويري از خط توليد و مراحل آزمايش ميول : تهيه و تنظيم : hamed_713[/center]
  20. [align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/279.jpg[/img][/align] [b]هرگاه در هر سطح مقطع دو بعدی که با جریان هوا در یک امتداد قرار گرفته و یک تغییر کلی در جریان هوای اطراف سطح آیرودینامیکی با بیشترین ضریب برا (CLmax) پیش آید به طوریکه لایه مرزی از سطح بالایی ، سطح آیرودینامیکی جدا و برآ به طور قابل ملاحظه ای کاهش یابد سطح آیرودینامیکی دچار واماندگی می شود.بالهای متداول به طور عادی در زاویه حمله حدود 16 تا 18 درجه که در هر سرعتی بسته به شتاب وارده می تواند به دست آید، دچار واماندگی می شوند. شکل مقطع بال می تواند روی رفتار بال در نزدیکی حالت واماندگی تأثیر داشته باشد.در بعضی مواقع واماندگی بسیار سریع اتفاق می افتد و کاهش برآ چشمگیر است اما در بعضی مقاطع طراحی شده بال ، رسیدن به واماندگی به تدریج پیش می آید و افت برآ کمتر می باشد. [/b] [align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/angleOfAttack.jpg[/img][/align] [b]ویژگیهای طرح مقطع بال که روی رفتار آن در نزدیکی واماندگی تأثیر دارند عبارتند از : شعاع انحنای لبه حمله بال نسبت وتر بال به ضخامت آن تحدب،به ویژه در نزدیکی لبه حمله بال بنابراین هر بال که با ویژگیهای خاص خود طراحی شده ، در زاویه حمله مشخصی ضریب برآ آن به بیشترین میزان (CLmax) می رسد و دچار واماندگی می گردد. لازم به توضیح است که چند عامل وجود دارد که روی سرعت واماندگی یک هواپیما تأثیر می گذارند.این عوامل عبارتند از : وزن هواپبما : بدین صورت که هرچه وزن بیشتر شود سرعت واماندگی نیز زیاد می گردد. Vs2/Vs1=√(Ws2/Ws1) (Vs = stall speed of the aircraft in straight, level flight) [/b] [b]محل گرانیگاه هواپیما : هرچه گرانیگاه هواپیما رو به جلو رود سرعت واماندگی بیشتر می شود. آشفتگی هوا : برف و یخ جمع شده روی بال ؛ سرعت واماندگی را زیاد می کنند. در هواپيماها اولين علائم توسط دستگاه هشدار دهنده اعلام واماندگي (بوق Stall) و يا لرزش هاي مختصر مشخص ميشود. پس از وقوع واماندگي بايد با بالا دادن تدريجي و آرام Brake ها باعث كاهش تدريجي زاويه حمله شده و جريان هواي روي بال را به حال اول برگردانيم تا سرعت بال در هوا افزايش يابد. خلبان چنانچه در یک شرایط خارج از کنترل از ارتفاع 1500 متر پایین تر آمد باید Eject کند. [/b] [align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/Lesson3Figure01.gif[/img] [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/Lesson3Figure02.gif[/img][/align] منبع تصاویر: دانش آموز خلبان (راد ماشادو) [b]نویسنده : hamed_713[/b]
  21. [align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/ethanol_web.jpg[/img][/align] آیزنهاور ، رئیس جمهوری آمریکا اصطلاح مجتمع صنعتی نظامی را برای توصیف پیوستگی نزدیک توسعه نظامی و اقتصادی در زمینه جنگهای امروزین به کار برد.او در ابتدا این اصطلاح را به منظور کمک به پیشرفت کاربرد منظم علم و تکنولوژی در تولید نظامی ابداع کرد.اما بعدها ، به وجود آمدن چنین ارتباطی را خطرناک دانست،بیمناک از اینکه مجتمع نظامی – صنعتی به آنچنان قدرتی دست یافته است که تصمیم های مهم موثر در زندگی اجتماعی و اقتصادی در خارج از قلمرو سیاسی گرفته می شوند. بسیاری از ناظران بعدی استدلال کرده اند که در نتیجه جنگ سرد ( دشمنی میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی که به افزایش تسلیحات در هردو سو در دهه های 1950 تا 1990 انجامید)،مجتمع نظامی- صنعتی به ویژه در ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی برجسته گردیده است. [b]تعريف مجتمع‌ نظامي – صنعتي [/b] مجتمع‌ نظامي – صنعتي (Military-Industrial Complex) يك تعريف لغوي دارد و يك تعريف سياسي كه به نوعي برگرفته از تعريف لغوي است. اصطلاح «مجتمع» در ديكشنري از لغت [Complex] گرفته شده است مثل Judi complex (مجتمع قضايي). لغت «complex» يك معناي لغوي دارد كه تعبير به گروه‌ها و مجموعه‌ها مي‌شود و يك معناي مهم ديگري هم دارد كه در روانشناسي از آن به «گره‌ها و عقده‌هاي» رواني ترجمه شده است معناي اصطلاحي آن در علوم سياسي به نوعي برگرفته از همين معناست. در واقع MIC يك ائتلاف نهادينه ميان پيمان كاران دفاعي(صنعت)، نظاميان(پنتاگون) و حكومت(كنگره -قوه مجريه) به شمار ميرود كه به عنوان كارتلي بر ضد منافع عمومي و صرفا با اگيزه سوددهي (PROFITEERING) فعاليت ميكند. در چنين سيستمي از يك سو نظاميان براي فراهم كردن احتياجات نظامي ودفاعي خود به صنعت وابسته هستند واز سوي ديگر صنعت دفاعي نيز براي استمرار درامد خود به حكومت وابسته است. [align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/31082_f520.jpg[/img][/align] مفهوم مجتمع نظامی-صنعتی اغلب به شیوه مبهمی به کار برده شده است و میزان قدرت و نفوذ آن بر جریان تصمیم گیری به جای آنکه مستقیماً مشخص شود ، تلویحاً بیان گردیده است.اما اگر گفته شود که چنین نظامی حاکم بر یک اقتصاد امروزی است ، به طور ضمنی به دو شرط اشاره می شود: 1-این که حوزه های وسیع فعالیت اقتصادی برای رونق خود به تولید نظامی وابسته اند 2-که در نتیجه این امر(1) افرادی که در مقامهای حکومتی قرار دارند خود را ناچار می بینند که به خواستهای صنعتی رهبران نظامی و سازندگان نسلیحات تن در دهند. [b]حال چرا رئيس جمهور آيزنهاور پيرامون توطئه مجتمع‌ نظامي – صنعتي نگران شده بود؟ [/b] عملا دو دليل قابل ذكر است: اول اينكه آيزنهاور در كنترل سيستم‌هاي پرهزينه نظامي عاجز و ناتوان شده بود او در وهله اول قول داده بود كه حدود 3 ميليارد دلار در بودجه دفاعي با حذف سيستم‌هايي كه در نياز فوري نيستند، صرفه‌جويي كند و در وهله دوم توانست صرفه جويي‌هاي عظيمي را صرفا با كوتاه سازي طرح B52 بدست آورد. دراين ميان او مشاهده كرد كه هزينه‌هاي گزافي در طرح‌هاي نظامي جا به جا مي‌شود لذا او هزينه‌هايي را يافت كه توسط سرويس‌هاي يونيفرم حمايت مي‌شدند. دوم اينكه: آيزنهاور به اين نتيجه رسيد كه در پروژه‌هاي نظامي، نظاميان نيمي از نقش را ياري مي رسانندو نيم ديگر را بخش صنعت هدايت مي‌كند و سياسيون عملا نقشي ندارند. ادامه دارد... نويسنده:hamed_713 منبع:سايت ميليتاري
  22. "آنسات" به هلی کوپتر آموزشی نیروی هوایی روسیه مبدل خواهد شد ژنرال "ویکتور ایوانوف" رییس اداره نیروی هوایی نظامی ارتش روسیه روز سه شنبه به خبرنگاران گفت که "آنسات" بعد از پایان آزمایشات دولتی مشترک و بهره برداری تجربی در نیروها تا سال 2010 به هلیکوپتر اصلی آموزشی نیروی هوایی کشور مبدل خواهد شد. وی یادآوری نمود که این تصمیم در سال 2001 توسط مسئولین وقت وزارت دفاع اتخاذ شده بود. ژنرال ایوانوف گفت: آزمایش "آنسات" برای آنکه به صورت نمونه آموزشی در آید، به مدت یک و نیم تا دو سال طول خواهد کشید. طی این مدت باید آن را تکمیل کرد. وی توضیح داد که در حال حاضر خلبانان مدرسه عالی خلبانی "سیرزانسک" از هلی کوپترهای "می-2" بعنوان هلی کوپتر آموزشی استفاده می کنند. وی گفت: نیروی هوایی برای آموزش خلبانی در ابتدا به 25-30 فروند "آنسات" نیاز دارد. بعد از آن این میزان افزایش داده خواهد شد. هلی کوپتر سبک چند منظوره "آنسات" با توان حمل 1-1,3 تن، حداکثر وزن پروازی 3,3 تن و حمل تا 9 سرنشین در دفتر طراحی کمپانی "KVZ" با همراهی دیگر سازمان های و موسساتی که در امور تجهیزات هوایی مشغول هستند، ساخته شده است. اولین پرواز "آنسات" در ماه اوت سال 1999 انجام شد. "آنسات" بر خلاف نمونه های مشابه غربی خود دارای دو موتور است که به مراتب ضریب اطمینان و امنیت آن را بالا می برد. نووستی
  23. حسن باقری(افشردی) قائم مقام فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در باور هیچ کس نمی گنجید یک دانشجوی 25 ساله رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران، با تاسیس واحد اطلاعات و عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، واحدی که بعدها نبض دفاع مقدس هشت ساله مردم ایران را به دست گرفت، مسیر جنگ را عوض کند. راهبرد شهید باقری مبنی بر ورود نیروهای مردمی به صحنه جنگ و ادغام ارتش و این نیروها در اولین عملیات بزرگ ایران معجزه کرد.ارتش عراق که تا آن روز چهار عملیات ایران را دفع کرده بود و غیر قابل شکست نشان می داد، در این عملیات کیلومترها از خاک ایران عقب نشینی کرد. در عملیات بعدی که طریق القدس نام داشت، ایران با استفاده از این راهبرد،شکست سختی به ارتش عراق وارد کرد.در این عملیات فقط 15000 افسر و سرباز عراقی به اسارت ایران در آمدند. وقتی در نهم اردیبهشت سال 1361 شمسی فرماندهان جنگ 40 هزار نیروی جنگی را برای بازستانی خرمشهر از عراق آماده رزم کردند، صاحب نظران نظامی دنیا هیچگاه فکر نمی کردند با مدیریت و فرماندهی ایرانی، این عملیات بزرگ با موفقیت به پایان برسد. راهبرد شهید باقری در این عملیات به اوج خود رسید و ایران با قدرت نمایی خیره کننده در طول یک نبرد 23 روزه، خرمشهر را از عراق بازپس گرفت، 16000 از نیروهای دشمن را کشت و 19000 نفر را اسیر کرد. حالا حسن باقری یا حسن افشردی با ارائه ایده های راه گشا و طراحی عملیات ماهرانه و... به عنوان معاون فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برگزیده شده بود. او در زمستان سال 1361 وقتی در جبهه فکه مشغول شناسایی منطقه دشمن و آماده سازی عملیات بعدی بود، در سنگر دیده بان مورد اصابت گلوله خمپاره عراقی ها قرار گرفت و شهید شد. او درآن روز 27 سال داشت و جمله معروفی که از او به یادگار مانده است، این است (( باید به خود جرات داد، ما می توانیم)) همزمان با گسترش انقلاب اسلامی و فرمان حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگانها، خدمت سرباز را رها کرد و به موج خروشان و توفنده امت حزب‌الله پیوست و به صورت تمام وقت در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی به فعالیت پرداخت. به هنگام تشریف فرمایی حضرت امام خمینی(ره) به میهن اسلامی، در فعالیتهای کمیته استقبال شرکت چشمگیری داشت و به دلیل برخورداری از آموزش نظامی، به همراه سایر اعضای خانواده و دوستانش در تصرف کلانتری 14 و پادگان ولی‌عصر(عج) «عشرت آباد سابق» در تهران نقش بارزی داشت. تا خرداد 1358، در کمیته انقلاب اسلامی و برخی نهادهای دیگر فعالیت داشت و با انتشار روزنامه جمهوری اسلامی، همکاری فعال خود را با این روزنامه در زمینه‌های مختلف آغاز کرد. در این مدت بنا به دعوت سازمان آمل، از طرف روزنامه به عنوان خبرنگار، سفر 15 روزه‌ای به لبنان و اردن انجام داد که طی این سفر، گزارش تحلیلی جامعی از اوضاع نابسامان مسلین در آن منطقه تهیه کرد. در خردادماه سال 1358 موفق به اخذ دیپلم ادبی شد. سپس در امتحان وررودی دانشگاه شرکت کرد و با رتبه صد و چهارم در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول گردید. او در مدت حضور در محیط دانشگاه، نقش فعال و موثری در مقابله با توطئه‌های ضدانقلاب و گروهکها داشت. شهید باقری اوایل سال 1359 به عضویت سپاه در آمد. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شد و در زمینه شناسایی و مقابله با گروهکهای منحرف و وابسته، فعالیت خود را استمرار بخشید و در این واحد بود که نام مستعار «حسن باقری» برای ایشان در نظر گرفته شد. تهاجم دشمن بعثی به مرزهای کشور اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، نقطه عطفی در زندگی شهید باقری بود. با احساس تکلیف در دفاع از اسلام و میهن اسلامی بلافاصله پس از شروع جنگ – در روز اول مهرماه سال 1359 – به همراه عده‌ای از برادران پاسدار راهی جبهه‌های جنوب شد و تا آخرین لحظه حیات، در این سنگر باقی مانده و در بسیاری از صحنه‌های پیروز دفاع مقدس حضور فعال و تعیین کننده داشت. عمده عناوین فعالیتهای وی در صحنه رزم با دشمن عبارتند از: تاسیس و راه‌اندازی واحد اطلاعات و عملیات رزمی شهید باقری از ابتدای ورودش به منطقه جنوب (اهواز) در پایگاه منتظران شهادت (گلف) به منظور دستیابی به اطلاعات مناسب از موقعیت دشمن، به جمع‌آوری نقشه‌ها و پیاده کردن وضعیت مناطق عملیاتی روی آنها، اقدام کرد و شخصاً به همراه عناصر اطلاعاتی، جهت کسب اطلاع دقیق از دشمن، به شناسایی محورها و نقاط مورد نظر می‌پرداخت و در برخی از موارد نیز تا عقبه نیروهای دشمن برای ارزیابی توان و استعداد آنها، با چالاکی و شجاعت بی‌نظیری پیش می‌رفت. فعالیتهای مثبت او در این زمینه با سازماندهی عناصر اطلاعاتی و برگزاری آموزش مختصری برای آنها، منجر به راه‌اندازی واحد اطلاعات عملیات در ستاد عملیات جنوب (گلف) گردید. واحدهای اطلاعات عملیات پس از گذشت حدود 3 ماه از شروع جنگ، در تمامی محورهای جنوب (از آبادان تا دزفول) با قدرت تمام مستقر شدند و نسبت به شناسایی و تعیین وضعیت دشمن و ارسال گزارش آن اقدام کردند. با این تلاش، اطلاعات چشم فرماندهی در میدان جنگ شد و یکی از ضعفهای بزرگ – نداشتن اطلاع از وضعیت دشمن – برطرف گردید. شهید باقری علاوه برا ارائه اطلاعات، توان و استعداد ذاتی بالایی در تحلیل اطلاعات دشمن داشت و اغلب حرکات احتمالی دشمن در آینده را پیش‌بینی می‌نمود و حتی به زمان و مکان آن هم اشاره می‌کرد. از آن جمله پیش‌بینی وی در دی ماه سال 1359 مبن بر حکت دشمن جهت الحاق محور شمال – جنوب منطقه سوسنگرد برای ارتباط جفیر و بستان بود. که دشمن در کمتر از یک هفته با نصب پلهای نظامی متعدد و تلاش گسترده این کار را انجام داد. (البته این منطقه بعدها با عنایات الهی در عملیات طریق‌القدس ارائه گردید.) از اقدامات بسیار موثر شهید باقری که در این دوره پایه‌ریزی شد، بایگانی اسناد جنگ، ترجمه اسناد و بخش شنود بی‌سیمهای دشمن بود.از دیگر فعالیتهای وی طراحی گردانهای رزمی و تعیین ترکیب سازمان نفرات و تجهیزات و ادوات رزمی و واحدهای پشتیبانی از رزم بود. معاونت ستاد عملیات جنوب شهید باقری به دلیل لیاقت، شجاعت و شهامتی که داشت در دی ماه سال 1359 به عنوان یکی از معاونین ستاد عملیات جنوب انتخاب شد و در شکست محاصره سوسنگرد، فرماندهی عملیات امام مهدی(عج)، فتح، ارتفاعات الله‌اکبر و دهلاویه نقش به‌سزایی داشت و همه این نبردها در شرایطی اجرا می‌شد که عملیات منظم نیروهای خودی با مشکل مواجه شده بود و اغلب بدون نتیجه می‌ماند، همه تلاش شهید باقری و برادران سپاه این بود که ثابت کنند می‌توان دشمن را شکست داد. با برکناری بنی‌صدر و با توجه به شرایط سیاسی آن زمان، در اجرای عملیات فرماندهی کل قوا شرکت داشت و پس از مجروح شدن سردار رحیم صفوی هدایت عملیات را به عهده گرفت و دراین عملیات به عنوان فرماندهی لایق و کاردان شناخته شد. - فرماندهی محور دارخوین درعملیات ثامن‌الائمه(ع) شهید باقری که فرماندهی محور دارخوین را به عهده داشت، در عملیات شکست حصر آبادان در طرح‌ریزی، سازماندهی و کسب اخبار و اطلاعات دشمن نقش موثری داشت. معاونت فرماندهی عملیات طریق‌القدس در عملیات طریق‌القدس که برای اولین بار قرارگاه مشترک بین سپاه و ارتش تشکیل گردید، شهید باقری به عنوان معاونت فرماندهی کل سپاه در قرارگاه فرماندهی عملیات مشترک حضور یافت و در شناسایی محورها و تحلیل و پیش‌بینی حرکتهای دشمن و پی‌گیری مسائل رزمی نقش مهمی را ایفا نمود. شهید باقری دراجرای مرحله اول این عملیات سه شبانه روز بیدار بود و در آماده‌سازی مرحله دوم عملیات، به دلیل خستگی مفرط، شب هنگام طی تصادفی بشدت مصدوم شد و به بیمارستان منتقل گردید. برادر شهید در این مورد می‌گوید: در بیمارستان در لحظاتی که معلوم نبود زنده می‌ماند یا خیر و با اینکه به سختی سخن می‌گفت می‌پرسید: پل سابله کارش به کجا کشید؟ بشدت به فکر عملیات و نگران آن بود. با اینکه یک ماه دستور استراحت مطلق پزشکی به او داده بودند، پس از یک هفته، بیمارستان را ترک کرد و به ستاد عملیات جنوب بازگشت و با وجود آثار جراحت و سردرد شدید، به فعالیت خود ادامه می‌داد. پس از عملیات موفق طریق‌القدس، دشمن بعثی دست به یک حمله در تنگه چزابه زد، شهید باقری با وجود ضعف جسمی، تلاش زیادی برای تثبیت این نقطع استراتژیک و مهم به عمل آورد و با استقامت عجیبی چندین شب متوالی و بدون لحظه‌ای استراحت، به هدایت عملیات پرداخت و حتی دریک مرحله، به عنوان فرمانده گردان وارد عمل شد و تپه‌ای را که 400 نفر از نیروهای دشمن روی آن مستقر بود و بر نیروهای خودی تسلط داشت به تصرف درآورد. - فرماندهی قرارگاه نصر در عملیات فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان 1 – فتح‌المبین: قبل از شروع عملیات، شهید باقری با تجزیه و تحلیل اطلاعات واصله، تمام واحدهای اطلاعاتی را در راستای اهداف این عملیات توجیه و وظایف هر یک را مشخص کرد. با توجه به وسعت منطقه عملیات، چهار قرارگاه برای کنترل و هدایت عملیات مشخص گردید. جناح شمالی منطقه، حساسترین محور عملیات بود. به دلیل این اهمیت و حساسیت، شهید باقری به عنوان فرمانده قرارگاه نصر (قرارگاه مشترک ارتش و سپاه) در این جناح انتخاب گردید. ضمن اینکه در قرارگاه مرکزی کربلا نیز در کنار فرماندهی کل عملیات (سردار محسن رضایی) به عنوان مشاور عملیات و مسئول اطلاعات، فعالیت بسیار موثری داشت. در مرحله اول عملیات فتح‌المبین، قرارگاه نصر با موفقیت کامل به اهداف خود رسید و در مرحله دوم عملیات، با اصرار و تاکید شهید باقری تصرف ارتفاعات رادار (ابوصلبی‌خات) از محور قرارگاه نصر انجام پذیرفت که پس از موفقیت و استقرار نیروهای خودی، دلیل اصرار شهید باقری کشف گردید. 2 – بیت‌المقدس بلافاصله پس از عملیات فتح‌المبین آماده‌سازی عملیات بیت‌المقدس آغاز گردید. شهید باقری ضمن تلاش برای هماهنگی واحدهای اطلاعاتی در طرح‌ریزی عملیات نیز حضور داشت و می‌گفت: لزومی ندارد ما مستقیماً وارد شهر خرمشهر شویم، بلکه باید دشمن را دور بزنیم و عقبه او را ببندیم تا شهر خود به خود سقوط کند. با اینکه نظرات دیگری هم برای چگونگی آزادی خرمشهر وجود داشت، اهمیت و تاکید او پس از فتح خرمشهر آشکار شد. در این عملیات شهید باقری به عنوان فرماندهی قرارگاه نصر، در اجرای عملیات نقش موثری را ایفا کرد. از هدفهای عمده این قرارگاه، خرمشهر و تامین مرز شلمچه و شرق بصره بود. پس از دو مرحله عملیات موفقیت‌آمیز، در مرحله سوم عملیات، قرارگاه نصر با محاصره دشمن در ناحیه شلمچه، مزدوران بعثی را مستاصل و مضمحل کرد و شهر خرمشهر نیز آزاد گردید. 3 – رمضان پس از عملیات بسیار موفق بیت‌المقدس، طرح‌ریزی و آماده‌سازی عملیات رمضان آغاز گردید. در این عملیات شهید باقری همچنان در مسئولیت قرارگاه نصر حضور داشت. در مرحله اول عملیات رمضان این قرارگاه نقض عمل کننده نداشت و به عنوان قرارگاه احتیاط پیش‌بینی شده بود، ولی با روحیاتی که شهید باقری داشت ضمن حضور در قرارگاه فتح و همکاری جدی و فعال با فرماندهی آن، در مراحل بعدی عملیات رمضان به علت پاتکهای بسیار شدید و سنگین دشمن بعثی، قرارگاه نصر نقش بسیار موثری در دفع آنها و حفظ مواضع خودی داشت تا جایی که شهید باقری جهت کنترل دقیقتر و تقویت روحیه رزمندگان، مقر تاکتیکی قرارگاه نصر را پشت خاکریزهای خط مقدم مستقر کرد و تا تثبیت شرایط، در همانجا حضور داشت. فرماندهی قرارگاه کربلا و جانشین فرماندهی کل در قرارگاههای جنوب پس از عملیات رمضان، شهید باقری از طرف فرماندهی کل سپاه به سمت فرماندهی قرارگاه کربلا و جانشین فرماندهی کل در قرارگاههای جنوب منصوب گردید. در شرایطی که طرح‌ریزی عملیات از منطقه جنوب به جبهه غرب منتقل شده بود، همزمان با اجرای عملیات مسلم‌بن عقیل(ع)، شهید باقری در قرارگاه کربلا با شناسایی و پی‌گیری مستمر، عملیات محرم را طرح‌ریزی کرد و با کسب موافقت، نسبت به اجرای آن وارد عمل شد. با توجه به کسب تجربیات و نتایج حاصله از موفقیتهای رزمی و نظامی، ساختار سازمان رزمی سپاه شکل گرفت و بر اثر لیاقت و شایستگی قابل توجه و در خور تحسین شهید باقری، ایشان به عنوان جانشین فرماندهی یگان زمینی سپاه منصوب گردید ویژگیهای برجسته شهید اتکال شهید باقری به خداوند تبارک و تعالی بسیار بالا بود و در سایه این توکل، اطمینان و استقامت عجیب وی بخوبی مشهود بود و در سخت‌ترین شرایط و حساسترین موقعیتها ضمن حفظ صبر و آرامش و خونسردی، با تدبیر عمل می‌کرد. او عشق و علاقه عجیبی به اهل بیت(ع) و آقا امام زمان(عج) و امام خمینی(ره) داشت. شهید باقری بی‌ریا و بی‌تکلف در مصائب امام حسین(ع) می‌گریست و علاقه فراوان و مستمر به مطالعه کتاب ارشاد شیخ مفید و مقتلهای حادثه کربلا داشت. استعداد و خلاقیت شهید باقری با توجه به کمی سن و تجربه وی، بسیار قابل توجه و مورد تحسین بود. یکی از برادران رده بالای سپاه (و با سابقه در جنگ) چنین می‌گوید: با اینکه من دو سال از او بزرگتر بودم ولی به جرات می‌توانم بگویم افکار او دو سال از من بالاتر بود. شهید باقری همواره با هوشمندی و ذکاوت خویش شرایط رزمی و عملیاتی را پیش‌بینی و تحلیل می‌کرد و در کنار آن با قدرت بالای فکری، راههای کار و طرح‌ریزی عملیاتی خود را ارائه می‌نمود و بدون هراس از مشکلات، به فعالیت و تلاش در این زمینه می‌پرداخت. هرگز نسبت به دشمن اظهار عجز و ناتوانی نداشت، بلکه همواره نسبت بهبرتری نیروهای خودی بردشمن با اطمینان صحبت می‌کرد. قاطعیت و قدرت تصمیم‌گیری شهید باقری به عنوان یک فرمانده لایق و موفق چشمگیر بود و در مراحل بحرانی و شرایط سخت با جرات کامل ضمن حفظ آرامش و خونسردی، نظر لازم و موثر را ارائه و در این باره تصمیم‌گیری می‌کرد. یکی از فرماندهان نظامی ارتش که با وی همکاری مشترک داشت می‌گوید: در مرحله‌ای از عملیات بیت‌المقدس یکی از یگانها در شرایط سختی در مقابل پاتک دشمن قرار گرفته بود که فرمانده آن واحد در تماس اعلام کرد در صورت مقاومت، احتمالاً تلفات بیشتری خواهیم داشت. شهید باقری در پاسخ گفت: در مقابل دشمن باید مقاومت کنید و مسئولیت تلفات را هممن به گردن می‌گیرم. کادرسازی و تربیت نیرو از خصوصیات بسیار بارز شهید باقری بود. اهتمام زیادی به رشد و ارتقای همراهان و همکاران خود داشت. در تربیت کادرهای واحد اطلاعات و عملیات بسیار پرتلاش بود و در این زمینه آموزشهای نظری و عملی را توام می‌کرد. بیش از سه دوره آموزش فشرده 30 تا 40 نفره برگزار کرد که بعدها این برادران در واحد اطلاعات – عملیات تیپها مسئولیتهای مهمی را عهده‌دار شدند. توجه به هماهنگی و وحدت نیروهای رزمی از دیگر خصوصیات این شهید بزرگوار بود که تجلی آن در هدایت عملیات – خصوصاً عملیات مشترک ارتش و سپاه (در قرارگاه مشترک نصر) – مورد تایید فرماندهان ارتش بود و آنها تحت تاثیر خصوصیات اخلاقی و عمل این شهید قرار می‌گرفتند، بخصوص در مقطعی که ایشان به عنوان نماینده سپاه در شورای عالی دفاع شرکت می‌کرد. شجاعت و شهامت شهید باقری بسیار بالا و قابل توجه بود. او با توجه به اینکه یک مسئول رده بالای نظامی بود، ولی همراه عناصر اطلاعاتی در شناسایی‌ها شرکت می‌کرد. در صحنه‌های رزم و در خطوط مقدم جبهه و در بعضی از موارد نیز در پشت خط دشمن حضور می‌یافت و حتی در هدایت گروهانها و گردانهای رزمی مستقیماً وارد عمل می‌شد. این شهامت در کلام وگفتار وی نیز تاثیر داشت. با تواضع، آنچه را صحیح می‌دانست بیان می‌کرد و از نظرات خود دفاع می‌نمود. از قدرت بیان و استدلال برخوردار بود و همواره مخاطب خود را تحت تاثیر قرار داده و به تحسین وا می‌داشت. تواضع و فوتنی شهید باقری – با داشتن مسئولیتهای مهم و اساسی در جنگ – بسیار محسوس بود و هرگز تحت تاثیر القاب و عناوین مسئولیتی قرار نمی‌گرفت. رفتار مهربان او با همه (خصوصاً زیردستان) به گوه‌ای بود که علاقه متقابل نسبت به وی را در آنان ایجاد می‌کرد. تا مدتها همسرش نمی‌دانست که او در جبهه مسئولیت دارد و فرمانده است، در پاسخ به این سئوال که در جبهه چه می‌کند، می‌گفت: من سقای بچه‌های بسیجی‌ام. نحوه شهادت پس از عملیات رمضان در شهریور ماه 1361 که مقارن با ایام حج بود، در پاسخ به پیشنهاد یکی از دوستانش جهت عزیمت به سفر حج گفته بود: هنوز که کار جنگ تمام نشده و دشمن بعثی در خاک ماست، بروم به خدا چه بگویم؟ وقتی می‌روم که حرفی برای گفتن داشته باشم. چند ماه پس از این صحبت در نهم بهمن ماه 1361 در طلیعه ایام مبارک دهه فجر در حالی که تعدادی از همرزمان و همسنگرانش به دیدار حضرت امام خمینی(ره) شتافته بودند، او برای شناسایی و آماده‌سازی عملیات والفجر مقدماتی به همراه تعدادی از برادران سپاه در خطوط مقدم چنانه (منطقه فکه) در سنگر دیده‌بانی مورد هدف گلوله خمپاره دشمن بعثی قرار گرفت و همراه همسنگرانش شهیدان مجید بقایی، رضوانی و ... به لقاءالله شتافت. آخرین کلامی که از این شهید بزرگوار شنیده شد پس از ذکر شهادتین، نام مبارک امام شهیدان، حسین(ع) بود. شهید باقری در همه مدت حضورش در جبهه‌های جنگ تنها یکبار، آن هم به مدت پنج روز برای ازدواج، از جنگ جدا شد و به جهت عشق به حضرت امام زمان(عج) نام نرگس را برای تنها فرزندش برگزید.
  24. Herti اولين بار در نمايشگاه هوافضاي دبي در سال اكتبر سال 2007 به پرواز درآمد. اين هواپيما يكي ديگر از محصولات شركت BAE Systems محسوب مي شود. این پهپاد اولین پهپاد کاملا خودکار جهان به شمار می‌رود که با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته است به اصلاح ماموریت خود می‌پردازد.اين پهباد قابليت حل مهمات را براي حمله به اهداف زميني داراست و براي تجسس تحت هرگونه شرایط جوی - گشت و نظارت طراحی شده است. برخي از تجهيزات قابل حمل توسط اين پهباد كه به ميزان 150 كيلوگرم مي باشد عبارتند از : 1- دوربين پيشرفته كيفيت بالا با عملكرد دوراني 2- سنسور infrared 3- دستگاه موقيت ياب GPS 4- سه عدد دوربين ثابت كه در جهات مختلف مستقرند . 5- رادار پيشرفته از نوع K-band با طول موج میلیمتری 6- سيستم هاي نقشه برداري از عوارض زمين 7- سيستم انتخاب اهداف مشخص اتوماتيك 8- سنسور تبديل سيگنالهاي ارتباطي به صورت رمز برخي مشخصات اين پهباد: - طول بالها : 8 متر - مدت زمان پرواز : 20 ساعت - وزن : 750 كيلوگرم - جنگ افزار : دارابودن 4 جايگاه حمل مهمات hamed_713
  25. [align=center][/align] این پهپاد توانایی نشست و برخاست عمودی را دارد و یک پهپاد تاکتیکی بحساب می آید.ماموریت این پرنده شناسایی در دریا و خشکی است.CL-327 سومین پرنده از این نوع بوده و انواع قبلی آن CL-89 و CL-289 توسط نیروهای دریایی فرانسه و آلمان مورد استفاده قرار گرفت . این پرنده در شرایط نامساعد جوی مورد آزمایش قرار گرفته و تواناییهای خود را در این شرایط نیز نشان داده است. [align=center][/align] با افزودن این پهپاد به شناوری که توانایی حمل بالگردها را ندارد می توان از مزایای آن در خصوص رفع کمبود ناشی از فقدان بالگرد در شناور موردنظر استفاده نمود.اين پهباد قابليت پرواز مداوم به مدت شش و نيم ساعت را داراست.وزن آن حدود 105 كيلوگرم و برد عملياتي آن تا 180 كيلومتر مي باشد. مشخصات فني : موتور آن از نوع :1 Williams International WTS-125 turboshaft 125 shp flat rated at 100 shp ارتفاع:6 ft 0 in 1.84 m قطر روتور:13 ft 1 in 4.00 m وزن برخاست:770 lbs. 350 kg وزن خالي(بدون بار و سوخت):(no payload, no fuel) 330 lbs. 150 kg ميزان بار قابل حمل:220 lbs. 100 kg حداكثر زمان مدوامت عمليات:6.25 hours زمان رسيدن به هدف در 100 كيلو متري:4.75 hours حداكثر سرعت:157 km/h / 85 kts آهنگ صعود:7.6 m/sec / 1,500 ft/min سقف ارتفاع صعود:5,500 m / 18,000 ft تجهيزات و سنسورها: Combined EO/IR Communications relay (رله هاي ارتباطي) Active ESM payload ( سيستم ESM -اخلالگر الكترونيكي-فعال) Synthetic Aperture Radar (SAR) كانال هاي ارتباطي Primary (C-Band), Directional, Omni-directional Back-up (L-Band), Omni-directional, used for launch & recovery Automatic flight patterns تجهيزات هدايت و ناوبري: Autonomous flight Reversionary modes Waypoint navigation Automatic target tracking تجهيزات تصوير برداري: Geo-location Target location error <60 m (GPS accuracy dependent) Freeze, pan, rotate images Automatic target tracking [align=center] [/align] hamed_713