HRA

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    249
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    8

تمامی ارسال های HRA

  1. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ مقدمه ای بر جنگ های هیبریدی – تئوری ، تاریخچه و حال بخش اول واژه جنگ هیبریدی به طور گسترده ای در جامعه امنیتی بین‌الملل در پی الحاق کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴ مورد بحث قرار گرفت و همچنان یک منبع نگرانی برای ناظران سیاست کنونی روسیه می باشد (م . البته این مساله برای جامعه امنیتی غرب صادق است زیرا آنها پیش از ماجرای کریمه از جنگ هیبریدی استفاده کرده بودند اما هنگامی که روسیه از این مدل جنگ استفاده نمود زنگ خطری جدی برای آنها به صدا درآمد) . ردیابی سیر تحول این مفهوم در طول دو دهه اخیر مفید است ، زیرا درک مشترک این مورد برای بررسی اقدامات متقابل احتمالی ناتو در برابر جنگ هیبریدی حیاتی است. بر طبق تحقیقات ما، اولین بار که این اصطلاح در یک متن عمومی در دسترس عموم قرار گرفت ، در پایان نامه کارشناسی ارشد لتونی رابرت واکر یکی از اعضای سپاه تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده در سال 1998 بود . واکر به بحث توانایی عملیاتی نیروی دریایی به عنوان یک نیروی هیبریدی برای یک جنگ هیبریدی اشاره کرده بود . او می گوید : جنگ هیبریدی چیزی است که مابین شکاف جنگ های نیروهای ویژه و متعارف قرار دارد . این تعریف اولیه جنگ های هیبریدی به یک نقطه ی داخلی بهره وری می پردازد : بهترین استفاده از منابع کمیاب نظامی از طریق ترکیبی از نیروهای متعارف و غیر متعارف به دست می آید (م . امروزه آمریکایی ها برای این تعریف از عبارت Compound Warfare استفاده می کننئ که من از آن به عنوان جنگ ترکیبی یاد می نمایم) . در سال ۲۰۰۲، یکی دیگر از دانش جویان با نام سرگرد ویلیان نیمث از این عبارت در پایان‌ نامه خود برای بحث در مورد راه‌ های مقابله با اقدامات خصمانه آنچه او جوامع مختلط و هیبریدی می‌ نامید، در یک مطالعه موردی در مورد جنبش جدایی طلب چچن مورد استفاده قرار داد . نیمث نه تنها ارتباط بین نهاده های نظامی و غیرنظامی را بررسی کرد ، بلکه چگونگی ترکیبی از رویکردهای سنتی و مدرن و فعالیت‌های مدنی و جنگی برای ایجاد یک نیروی هیبریدی موثر را بیان نمود . وی ادعا کرد که که جنگ هیبریدی به طور فزاینده‌ای رایج خواهد شد و این اصل را مبنا قرار داد که نقاط قوت جنگ های هیبریدی در هنگام استفاده از تاکتیک های چریکی توسط نیروهای به شدت سازمان یافته و از نظر تکنولوژیکی پیشرفته در زمان های تقابل های دشوار کمک کننده هستند . به عبارت دیگر، هنگامی که یک ارتش مدرن با یک نیروی هیبریدی کوچک ‌تر روبرو می‌شود، نیروی متعارف مجبور خواهد بود در دکترین های خود تجدید نظر کند و رویه‌های عملیاتی خود را تطبیق دهد تا بتواند آسیب ‌پذیری‌های حیاتی دشمن هیبریدی را شناسایی و از آن ها بهره ‌برداری کند. این سازگاری، نیروهای مدرن را قادر خواهد ساخت تا مرکز ثقل حریف را مورد حمله قرار دهند و بنابراین آزادی حرکت، ظرفیت و اراده آن ها برای مبارزه را کاهش دهند . اما آوازه مفهوم جنگ هیبریدی به وسیله مقاله ‌ای که در سال ۲۰۰۵ توسط جیمز ماتیس و فرانک هافمن در مجله موسسه نیروی دریایی ایالات ‌متحده منتشر شد افزایش یافت . این دو نویسنده توجه خود را به این حقیقت جلب کردند که برتری نظامی متعارف و تکنولوژیکی ایالات‌ متحده می‌تواند نه تنها توسط کشورهای دیگر بلکه توسط بازیگران و مخالفان غیر دولتی کمتر بهره مند ، از طریق استفاده ترکیبی از فناوری‌ های پیشرفته به چالش کشیده شود. کشورهایی که دارای نیروهای متعارف پیشرفته هستند احتمالا با رویه ها و تاکتیک های نامنظم مواجه می شوند که نشان دهنده یک مزیت است : دشمنان ، ظرفیت و تکنیک‌ ها و توانایی‌ های پایین خود را از طریق استفاده از تروریسم ، شورش و تاکتیک‌های چریکی جبران می‌ کنند . این تهدیدات به احتمال زیاد ، توسط تشکل‌ های شبه ‌نظامی که براساس پیشینه های قومی و سندیکاهای تبه کاری سازمان یافته ، تشکیل شده اند ، از طریق حملات سایبری علیه زیرساخت ‌های ضروری نظامی و غیرنظامی مانند شبکه ‌های سیاسی ، مالی و ارتباطی انجام خواهد شد . هافمن در مقاله خود در سال 2007 با عنوان منازعات در قرن 21: ظهور جنگ های هیبریدی ، از نمونه های تاریخی برای کشف مفهوم جنگ های هیبریدی استفاده کرد . هافمن ، جنگ های هیبریدی را به عنوان طیف وسیعی از حالت های مختلف جنگ از جمله قابلیت های متعارف ، سازمان دهی و تاکتیک های نامنظم ، اعمال تروریستی از جمله خشونت و اجبار و نابهنجاری های جنایی تعریف نمود . هافمن سپس این تعریف را درباره چندین مورد تاریخی از جمله شورشیان ایرلند در سال های 1919 و 1920 ، مجاهدین افغان در دهه 1980، شورشیان چچن در دهه 1990 و حزب الله لبنان در جنگ سال 2006 با اسرائیل مورد بررسی قرار داد . آنگاه هافمن مدعی می شود ، حزب‌الله نمونه ‌ای از یک نیروی هیبریدی مدرن است ، زیرا بر ترکیبی از ابزارهای نظامی و غیر نظامی تکیه دارد و هدف خود را از طریق تحرکات استراتژیک سازمان دهی شده و با سلول‌ های غیر متمرکز که از تاکتیک‌های انطباقی مختلف استفاده می‌کنند، بدست می آورد . در سال‌های بعد از انتشار مقاله هافمن ، دپارتمان دفاعی آمریکا (وزارت دفاع) و اداره پاسخگویی دولتی (GAO) عبارت جنگ هیبریدی را مورد ارزیابی قرار دادند تا روش‌های مورد استفاده دشمنان آمریکا و نیروهای متحد در عراق و افغانستان را بهتر توصیف کنند . در گزارشی که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد ، به نظر آن‌ها نیازی به تعریف رسمی جنگ هیبریدی به عنوان یک زیرمجموعه منحصربفرد از اصطلاحات جنگ (مانند جنگ بیولوژیک ، جنگ‌های نامنظم ، یا جنگ زمینی) نبود و وزارت دفاع آمریکا و GAO از مقامات و دانشگاهیان خواستند که جنگ هیبریدی را به عنوان یک زیر مجموعه برای جنگ معرفی نکنند ، اما این بی تفاوتی در سال ۲۰۱۴ با الحاق کریمه به روسیه به پایان خود رسید . صرفا برای میلیتاری - بن پایه : Introduction: The Theory, History, and Current State of Hybrid Warfare - CTX Magazine Volume 6, No 4 2016 پی نوشت 1 – مطلب ارائه شده دیدگاه جامعه امنیتی غرب به مفهوم جنگ هیبریدی می باشد . انشاالله در آینده این مفهوم را از دیدگاه روس ها هم بررسی خواهم نمود تا دوستان با نظریات مختلف در این موضوع آشنا شوند . پی نوشت 2 – اگر خدا بخواهد قصد دارم تا در سال جاری با ارائه مقالات متفاوتی در باب موضوع جنگ هیبریدی ، انجمن میلیتاری را به عنوان مرجعی برای این مفهوم قرار دهم . در این راه از تمامی اساتید و کاربران فرهیخته انجمن استدعا دارم که با ارائه نظرات و انتقادات و بیان اشتباهات ، بنده را یاری داده و حرکت در این مسیر را تسهیل نمایند . پی نوشت 3 - فکر کنم در انجمن جای خالی بررسی بنیادین و جامع حزب الله لبنان و نقش نیروهای مسلح ایران در سازمان دهی آن به عنوان یکی از نقاط درخشان تفکر ایرانی - لبنانی و شیعی بسیار خالی باشد . امیدوارم روزی این بی توجهی توسط دوستان پایان بپذیرد . انشاالله ادامه خواهد داشت ...
  2. مقدمه ای بر جنگ های هیبریدی – تئوری ، تاریخچه و حال نیروهای عملیات ویژه - جمع بندی و پیشنهادات پیشینه ، تهدیدات جاری و پیشنهاداتی برای استفاده موثر تر از نیروهای عملیات ویژه در سال ۲۰۱۴ ، جهان شاهد آن بود که روسیه کریمه را در ظاهر با سهولت به خاک خود الحاق کرد و در این مسیر از تکنیک ‌های پیشرفته تری نسبت به آنچه که مسکو چند سال پیش در گرجستان استفاده کرده بود بهره‌ برداری نمود . این کار با قرار دادن عوامل روسیه در موقعیت‌های کلیدی در موسسه هایی مانند Ukraine’s SBU (معادل اداره تحقیقات فدرال ایالات ‌متحده) انجام شد . هنگامی که روسیه متوجه شد که زمان شروع تصرف کریمه است ، این کار را با یک حمله سایبری به اوکراین مشابه با عملیات خود در برابر گرجستان آغاز نمود . با این حال، این بار روسیه از این حمله با جنگ الکترونیک پشتیبانی کرد که باعث شد تا مقامات کریمه ارتباط خود را با کی یف از دست بدهند و در نتیجه توانایی کی یف برای تامین موثر فرماندهی و کنترل در طول بحران تضعیف شد . هنگامی که نیروهای روسیه وارد کریمه شدند ، هیچ نشانه ‌ای بر روی لباس های خود نداشته و همچنین درک فراتری از سربازان عادی روس در مورد اینکه چه اتفاقی در حال وقوع است داشتند (م – نیروهای آموزش دیده ای بودند که می دانستند در این شرایط باید چگونه عمل کنند). سردرگمی در بین ساکنان کریمه ایجاد شد و این سردرگمی پس از آن توسط رسانه‌ های روسی و کانال ‌های رسمی تشدید گشت تا حدی که همه آن‌ها این تهاجم را یک قیام محلی ‌نامیدند . لازم به ذکر است که به دلیل تلفیق تکنیک های متعارف و نامنظم روسیه ، توانایی این کشور برای ایجاد سردرگمی و اقدام سریع ، باعث شد کریمه بدون خونریزی در اختیار روسیه قرار بگیرد . این اقدام دقیقا بعد از آغاز یک جنگ تا حدی کاملا غیر متعارف در حمایت از جنبش جدایی طلب شرق اوکراین صورت گرفت (م . برای جلب توجه اوکراین نسبت به شرق کشور و کم شدن تمرکزش بر روی کریمه ) . حال سوال این است که چرا متحدان ناتو نتوانستند پاسخ مؤثر به اشکال جدید تجاوز روسیه که در بخش اول شرح داده شد را ایجاد کنند ؟ لئو بلانکن Leo Blanken پیشنهاد می‌کند که پاسخ این سوال ممکن است در فرضیات به ارث برده شده و عادت‌ های ریشه ای تفکر باقی مانده از جنگ سرد باشد. در حرکت از چرایی به چگونگی (م - حرکت به سمت تدوین دکترین) اسپن برگ ناتسن Espen Berg-Knutsen معتقد است که در برابر تهاجم هیبریدی نیروهای عملیات ویژه می‌توانند نقش کلیدی در دفاع از کشورهای کوچک با تشکیل هسته واحد های چند تخصصی multidisciplinary که تلاش‌های مشترک مقابله با هجوم را هماهنگ می ‌کنند، داشته باشند . سندر فابیان Sándor Fábián پیشنهاد می‌کند که به منظور موثر عمل کردن در برابر استراتژی‌ها و تاکتیک‌های هیبریدی ، کشورهای متحد باید در نظر داشته باشند که نیروهای نظامی خود را از حوزه جنگ ‌های سنتی به سمت جنگ‌های نا منظم و غیر متعارف حرکت دهند . فابیان استدلال می‌کند که بهترین راه مبارزه با یک نیروی هیبریدی ، تبدیل شدن به یک نیروی هیبریدی است ، تلاشی جامع در دولت که پلیس ، ارتش و بخش‌ های دیگر امنیت ملی را ترکیب می‌کند . پایان
  3. تکنولوژی های اصلی مورد استفاده در جنگ افزار های سایبری در دهه آینده امروزه در جنگ سایبری یک مسابقه تسلیحاتی ایجاد شده است . با ظهور اشکال جدیدی از حمله ، اقدامات متقابل جدیدی در حال توسعه است و سپس از آن ‌ها نیز اجتناب می‌شود و به همین ترتیب این چرخه ادامه پیدا می کند . با این وجود ، سه قطعه اصلی در فناوری های جدید وجود دارند که احتمالا در دهه آتی توسعه جنگ افزار های سایبری را به خود اختصاص خواهند داد . یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی هوش مصنوعی در حال حاضر در طیف گسترده‌ ای از شرایط پیاده سازی شده‌ و امروزه احتمالا دولت‌ ها هم از آن در سلاح های سایبری خود استفاده می کنند . ذخیره سازی ابری ذخیره ‌سازی ابری در زمان جنگ سایبری ، هم دارای مزیت است و هم ریسک خود را دارد . از یک سو، ذخیره‌ سازی توزیع ‌شده می‌تواند اطلاعات حیاتی را آسان ‌تر در معرض سرقت قرار دهد زیرا یک مهاجم تنها نیاز دارد تا یک دستگاه ضعیف را شناسایی کند و یک سیستم را به خطر بیاندازد . از طرف دیگر ، با رمزنگاری صحیح ، ذخیره ‌سازی ابری می‌تواند در واقع امنیت بیشتری نسبت به درایوهای فیزیکی داشته باشد . بلاک چین بلاک چین به احتمال زیاد در سال‌های آینده انقلابی در جنگ های سایبری ایجاد خواهد کرد . این تکنولوژی با ارائه یک روش ایمن برای به اشتراک گذاری اطلاعات کلیدی بین کاربران متعدد ، این قابلیت را ارائه می دهد تا از داده‌ها در مقابل رایج‌ ترین انواع حملات سایبری محافظت شود . از سوی دیگر به نظر می رسد زمان زیادی طول نخواهد کشید تا این تکنولوژی هم به خطر بیفتد . صرفاً برای میلیتاری / بن پایه : TECH TIMES
  4. توسعه ناوگان دریای خزر روسیه تا هنگامیکه که فدراسیون روسیه موشک‌های کروز را از طریق ناوگان دریای خزر خود بر علیه اهدافی در سوریه در اکتبر ۲۰۱۵ پرتاب نکرده بود تعداد کمی درغرب توجه ای به این ناوگان ازناوگان کشتی‌ های جنگی روسیه می کردند و اغلب آن را یک نیروی کاملا دفاعی ساحلی می دیدند . اما در سه سال پس از آن، واحد نیروی دریایی روسیه - ناوگان دریایی نظامی - به طور چشمگیری توانایی‌ ها و نقش خود را در تفکر مسکو گسترش داده‌ است و این روند احتمالا با قرارگرفتن دریا سالار نیکولای یومنوف فرمانده پیشین ناوگان دریای خزر روسیه به عنوان فرمانده جدید نیروی دریایی روسیه VMF افزایش خواهد یافت . در این راستا ، دریا سالار سرگئی پینچوک فرمانده فعلی ناوگان دریای خزر روسیه ، اخیرا اعلام کرده که برای اولین بار، نیروی تحت امر وی شامل هواپیماهای نظامی آبی‌ خاکی و بالگرد می‌شود . دریاسالار پینچوک خاطر نشان کرد که ما در حال تشکیل یک اسکادران هوایی هستیم که در Kaspiysk مستقر خواهد شد و متشکل هواپیماهای Be-200 و بالگرد های Mi-12PB خواهد بود که به ناوگان دریای‌ خزر روسیه توانایی بیشتری برای انجام عملیات‌های جستجو و نجات و ارائه خدمات درمانی را می‌ دهد . تا اینجای سخنان پینچوک قطعا درست است. اما وجود این قابلیت به ناوگان محلی روسیه اجازه می‌دهد تا قدرت موثرتری را به دست آورد ، به خصوص در حال حاضر که این نیرو نه تنها در آستاراخان که به صورت سنتی ناوگان شوروی در آن واقع شده بود بلکه درداغستان ، به مراتب پایین تر از ساحل غربی دریایی و نزدیک به آذربایجان ، ایران و ترکمنستان قرار گرفته است . در حقیقت مجموعه ‌ای از گام‌ هایی که دولت روسیه در طول یک سال گذشته برداشته در طول یک ماه قبل در طی تمرینات نظامی روسیه به تنهایی قویا نشان می‌دهد که مسکو قصد دارد از توانایی جدید خود به صورت تهاجمی تری استفاده کند . در میان مهم ‌ترین پیشرفت‌ ها در بهار امسال ، این ناوگان کوچک اکنون در حال ساخت خانه ‌های جدید برای نیروی دریایی بسیار بزرگ ‌تر خود است. آموزش و عملیات آن نه تنها با منطقه نظامی جنوبی ، که دریای ‌خزر بخشی از آن است ، بلکه با ناحیه فدرال جنوبی که بر بخشی از روسیه در مجاورت قفقاز شمالی نظارت می‌کند، یکپارچه شده ‌است . آموزش و عملیات ناوگان در مقایسه با یک سال پیش به شدت افزایش‌ یافته و این فعالیت ‌ها توسط تلویزیون مسکو پوشش داده شده ‌اند، موضوعی که می تواند پیامی را ارسال ‌کند و در نهایت - و شاید مهم ‌ترین تغییرات برای ناوگان دریای ‌خزراین است که در گذشته اغلب از مانورهای نظامی روسیه و جشن‌های روز پیروزی خارج می‌ شد اما در ماه گذشته در هر دو نقش برجسته ای داشته است . قطعا این مورد وجود دارد که ناوگان دریای خزر روسیه در حال حاضر ظرفیت آتش بیشتر و ظرفیت‌های زمینی - دریایی بیشتری نسبت به نیروهای دریایی دیگر کشورهای ساحلی خزر دارد. این فقط یک نیروی عملیات جستجو و نجات نیست که فرمانده آن می‌خواهد مردم آن را باور کنند . ناوگان دریای‌ خزر به طور فزاینده‌ ای یک نیروی نظامی است که باید به حساب آید، به خصوص اگر درگیری در اوکراین ادامه یابد یا اختلاف بین ایران و ایالات ‌متحده از جنگ لفظی به چیزی فراتر افزایش یابد . ترجمه و تلخیص صرفاً برای میلیتاری / بن پایه : Jamestown
  5. مقدمه ای بر جنگ های هیبریدی – تئوری ، تاریخچه و حال نیروهای عملیات ویژه در جنگ هیبریدی نیروهای عملیات ویژه در جنگ هیبریدی  افسانه ‌ها و تصورات غلط زیادی در مورد نیروهای عملیات ویژه وجود دارد. تعریفی که عموما برای SOF (Special Operations Forces) مورد توافق است در دکترین ناتو AJP-3.5 به این شکل آمده‌ است : عملیات‌ ویژه فعالیت‌ های نظامی است که توسط نیروهای برگزیده مجهز ، سازمان ‌یافته و آموزش ‌دیده ، با استفاده از تکنیک ها ، تاکتیک‌ها و اسلوب های غیر متعارف به کار گرفته می‌شوند . این فعالیت‌ ها ممکن است در محدوده کامل عملیات ‌های نظامی، به طور مستقل و یا با نیروهای متعارف انجام شوند تا به رسیدن به هدف نهایی مطلوب کمک نمایند . ملاحظات سیاسی - نظامی ممکن است نیاز به تکنیک‌ های پنهانی یا زیرزمینی داشته باشد و پذیرش درجه ‌ای از ریسک سیاسی یا نظامی موجود با عملیات نیروهای متعارف مورد پذیرش نباشد . عملیات‌های ویژه منجر به ایجاد نتایج استراتژیک یا عملیاتی می‌شوند و یا در جایی اجرا می‌شوند که ریسک سیاسی قابل ‌توجهی وجود داشته باشد . شاید یکی از ژرف ترین اظهارات مربوط به این تعریف ناتو این است که عملیات ویژه یک ابزار نظامی است که برای کمک به رویکرد امنیتی جامع بسیار مناسب است . در تعاریف موجود در کتاب Force of Choice: Perspectives on Special Operations از دریاسالار بازنشسته ارتش آمریکا، ویلیام مکراون William McRaven ، اشاره شده که ایده کلی استفاده از SOF ، به عنوان یک ابزار استراتژیک ملی و بین المللی است و مکراون این نکته را بیان می کند که بهترین نوع استفاده از SOF در فضای ضعیف بین دیپلماسی و جنگ متعارف می باشد . از این رو ، در سناریوی قبل از ماده 5 ، بهترین منبع و استراتژی ملی و بین‌المللی برای مقابله با نیروهای هیبریدی استفاده از SOF البته نه به تنهایی بلکه در ترکیب با ابزارهای دیپلماتیک و منابع متعارف است . یک راه ، برای برجسته کردن این اصل همکاری که در استراتژی ضد جنگ های هیبریدی در NORSOF 2025 پیشنهاد شده ، از طریق یک رویکرد جامع یا همه جانبه دولتی با اعضای جامعه SOF در یک نقش موثر یا استراتژیک مرکزی است . تمام مقالاتی که در این مساله خاص وجود دارند، SOF را به عنوان یک قطعه از پازل در کنار دیگر قطعات قرار می دهند که لازم است که با نیروها ، عناصر، نهادها، مفاهیم و منابع دیگر چه داخلی و چه بین‌المللی ، هماهنگ شود تا یک استراتژی کلان برای مقابله با هر حریفی ، چه هیبریدی و یا غیر هیبریدی را تکمیل نمایند . این نقش ، به عنوان یک عامل منحصر به فرد و پیشتاز در یک محیط عملیاتی مشترک ، یکی از مهمترین مأموریت های SOF می باشد که توسط ناتو مشخص شده است. علی ‌رغم برخی اختلافات در جزئیات ، تمام کشورهای غربی دارای نیروی SOF ، ماموریت های نسبتا مشابهی را برای این نوع نیرو تعریف کرده اند . سه وظیفه عمومی در هر ساختار SOF وجود دارد : کمک نظامی (MA - Military Assistance) ، شناسایی ویژه (Special Reconnaissance - SR) و اقدام مستقیم (Direct Action - DA) به اضافه عملیات‌های ویژه در یک محیط مشترک عملیاتی . کمک نظامی شامل آموزش ، تربیت و حمایت از متحدان نظامی معمولا در محل (on-site) یا در صحنه نبرد در خارج از مرزهای ملی است . هدف کلاسیک MA ، انجام وظایف فرعی خاص در ماموریت است تا زمانی که نیروهای نظامی متحد قادر به انجام آن به تنهایی باشند . فعالیت های MA اغلب بینش اضافی و داده ها / اطلاعات (information/intelligence) جدیدی را در داخل و اطراف حوزه مسئولیت ایجاد می‌کند و منجر به شکل گیری وظایف مستقل یا مشترک SR و DA در عملیات های آینده می شود. مفهوم کنونی جنگ غیر متعارف را می توان ، به عنوان نسخه ‌ای پیشرفته تر و جامع ‌تر از MA ، که وظیفه اصلی آن حمایت از جنبش‌ های مقاومت در یک کشور در حال جنگ می باشد ، در نظر گرفت. این موضوع شامل تضعیف مشروعیت داخلی و بین‌المللی از قدرت هدف و نیز خنثی‌ سازی قدرت رسمی آن و انتقال قدرت به مقاومت است . علاوه بر مجموعه ماموریت های امروزی و رایج SOF یعنی (MA ، SR وDA) ، مفهوم جنگ نامنظم (که جایگزین جنگ غیر متعارف است) ، به ویژه در مورد MA بسیار برجسته است . جنگ نا منظم شامل حمایت از عملیات شورش و تسهیل روند سیاسی است که در آن SOF می تواند از دیپلماسی ، عملیات اطلاعاتی و اقدامات اقتصادی حمایت کند. در مقابل شناسایی ویژه یا SR به طور مشخص در مورد جمع‌ آوری اطلاعات از طریق ابزارهای مختلف ، در امتداد فضا و زمان و به ویژه برای زمینه‌ ها یا مجموعه ماموریت هایی که بسیار خطرناک ، خصمانه یا دارای حساسیت های بالای سیاسی هستند، طراحی شده ‌است . همچنین اقدام مستقیم یا DA شامل ماموریت‌های دقیق (تهاجمی) ، محدود به فضا و زمان و به وضوح به سمت یک جاه ‌طلبی استراتژیک تعریف ‌شده هدایت می‌شود که می‌تواند منجر به یک پارادایم جدید در عملیات‌های جاری گردد . با توجه به طبیعت متفاوت این سه مجموعه ماموریت منحصر به فرد ، گاهی اوقات آنها ، به صورت مستقیم (SR و DA) و غیر مستقیم (MA) طبقه‌ بندی می‌شوند. این روش‌های مستقیم و غیر مستقیم را می توان ین و یانگ عملیات های ویژه در نظر گرفت. در ایالات متحده این اصطلاحات با اندکی تفاوت برای تفکیک بین رویکردهای مستقیم و غیر مستقیم SOF استفاده می گردند : حمله جراحی (surgical strike) برای SR و DA (همچنین به عنوان قدرت سخت) و جنگ ویژه (special warfare) برای MA (همچنین به عنوان قدرت نرم) به کار برده می شوند . همان طور که در ین و یانگ نشان داده می شود ، SOF بیش‌ ترین تاثیر را در زمانی دارد که تعادل مناسب بین قابلیت‌ های آن وجود دارند اما این تعادل به طور مداوم در صورت تغییر شرایط ، تغییر می‌کند . این ویژگی‌ها و همچنین واریانس و تعادل در وظایف و مجموعه‌ های ماموریت ، یک منبع بسیار خوب برای مبارزه با تاکتیک‌ های جنگی هیبریدی ایجاد می نمایند . واژه رایج دیگر مربوط به جنگ هیبریدی منطقه خاکستری gray zone است که اغلب به عنوان فضای مفهومی بین جنگ و صلح توصیف می‌شود . واژه‌های دیگری مانند جنگ‌ های کوچک small wars ، درگیری با شدت کم low-intensity conflict و عملیات‌های نظامی غیر جنگی نیز برای توصیف درگیری‌ ها در منطقه خاکستری مورد استفاده قرار گرفته‌ اند . اما اگر منطقه خاکستری واقعا به توصیف درک ما از مناقشه قبل از اعلام جنگ ادامه دهد ، باید آن را به عنوان یک شرایط محیطی برای بهترین استفاده از SOF ، نه به عنوان یک استراتژی ، مورد بررسی قرار داد ، درست همانطور که بیل مکراون Bill McRaven آن را زمانی ارائه داد که جنگ نامنظم ، استراتژی نظامی برای دستیابی به بهترین نتایج در مرحله مفهومی بین دیپلماسی و جنگ بود . بن پایه : در این بخش علاوه بر بن پایه های بخش های قبل از منبع زیر هم استفاده شده است : THE COVERT USE OF THE GLOBAL SPECIAL OPERATIONS NETWORK AND THE MILITARIZATION OF COVERT ACTION IN POLITICAL WARFARE AND THE GRAY ZONE انشاالله ادامه خواهد داشت ...
  6. مقدمه ای بر جنگ های هیبریدی – تئوری ، تاریخچه و حال بخش چهارم دکترین گراسیموف : استفاده از تمام ابزارهای لازم - محتوا موقعیت فیزیکی روسیه در کریمه و گسترش مستمر روابط اقتصادی، جنبش‌های طرفدار روسیه و وابستگی متقابل دولت اوکراین به مسکو اجازه داد تا به سرعت از جنبش Euromaidan برای حفاظت از اتباع روس ، تصرف کریمه و ایجاد اختلاف در شرق اوکراین استفاده کند . در سال ۲۰۱۳ ، ژنرال گراسیموف مقاله‌ ای را منتشر و مدلی را در آن ارائه کرد که مشخصا قصد و اقدامات مرحله ای روسیه برای برآورده کردن منافع ملی خود را توصیف می نمود . این مدل اکنون به عنوان استراتژی گراسیموف شناخته می‌شود . گراسیموف در این مقاله ، جهانی را توصیف کرد که در آن نقش ابزارهای غیر نظامی برای دستیابی به اهداف سیاسی و استراتژیک افزایش یافته است و در بسیاری از موارد این ابزار ها از قدرت سلاح ها در کارآیی فراتر رفته اند . ابزارهای غیر نظامی شامل عوامل سیاسی ، اقتصادی ، اطلاعاتی ، بشر دوستانه و سایر بخش‌ها در هماهنگی با پتانسیل اعتراضی مردم است . گراسیموف به روشنی بیان کرد که استفاده از عملیات ویژه و نیروهای نظامی ممکن است لازم باشد، اما اغلب تحت پوشش سایر ماموریت ‌ها برای پنهان کردن اهداف واقعی از جمله خرابکاری ، اجبار و تاکتیک ‌های جنگی غیرمتعارف کلاسیک انجام می‌شوند. مدل آورده شده در شکل زیر که از یک نسخه ترجمه ‌شده از مقاله اصلی است ، به وضوح نشان می‌دهد که فازهای اولیه بسیج هیبریدی ، بر روش‌های غیر نظامی تمرکز دارند و مرحله ‌ای را که بر جامعه مدنی و حوزه انسانی تاکید دارد را برجسته می نماید . گراسیموف مفهوم جدید عملیاتی را با برخی از اصول مشابه با اصول گئورگی ایسرسون Georgii Isserson ، متفکر پیشین نظامی شوروی در 60 سال پیش و قبل از جنگ جهانی دوم توضیح داد . ایسرسون هنر عملیاتی را به عنوان توانایی جهت دهی و سازماندهی تعریف می کرد که در آن عملیات ها ، زنجیره ای از تلاش ها در تمام عمق منطقه عملیاتی است که با اصول شوک ، سرعت ، کارایی ، تحرک ، همزمانی ، پشتیبانی فنی و در لحظه تعیین کننده مرحله نهایی انجام می پذیرد . گراسیموف به مفهوم ایسرسون ، اعمال اقدامات نامتقارن و غیرمستقیم توسط اجزای نظامی - غیر نظامی ، نیروهای عملیات ویژه و سلاح های تکنیکی technical به منظور تضعیف اقتصاد و نابودی کلیدی زیرساخت ها در یک منطقه بالقوه عملیاتی را افزود. بنابراین مفهوم عملیاتی جدید یک تداوم صرف از هنر عملیاتی فعلی روسیه با ابزارهای مختلف، نه تنها در حوزه فیزیکی بلکه در حوزه اطلاعاتی است. روسیه از نیروهای پروکسی ، هم شبه‌ نظامی و هم سایبری با پشتیبانی موسسات و رسانه ها حمایت می کند تا انواع مختلفی از عملیات ‌ها مانند عملیات های غیر متعارف ، اطلاعاتی ، روانشناختی و سایبری و همچنین کمک به نیروهای امنیتی و ارتباطات استراتژیک را هدایت کنند. روسیه این ابزار های نظامی و غیر نظامی را از طریق شرکت‌ ها و سازمان ‌های تحت کنترل دولت در زیر یک ساختار فرماندهی سیاسی متمرکز مدیریت می‌ نماید . این ساختار همراه با این واقعیت که نیروهای نیابتی از ترکیبی از روس‌ها و افرادی با قومیت روسی در خارج کشور تشکیل شده‌اند روسیه را قادر می سازد که نه تنها از شرایط اجتماعی بهره‌ برداری کند بلکه از عوامل فرهنگی و زبانی در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و در خانه برای ایجاد نیروهای نیابتی هم بهره ببرد . همانطور که این مدل نشان می‌دهد ، تشکیل ائتلاف ها ، اتحادیه‌ ها و گروه‌های مخالف سیاسی و اعمال و استفاده از فشارهای سیاسی ، اقتصادی و دیپلماتیک ، ابزارهایی هستند که می‌توانند با استفاده از همه ابزارهای قدرت ملی برای نفوذ بر حوزه انسانی (جامعه مدنی) مورد استفاده قرار گیرند . دکترین نظامی رسمی روسیه که توسط شورای امنیت روسیه و رئیس جمهور این کشور ، ولادیمیر پوتین در دسامبر 2014 تصویب شد ، نشان می دهد که روسیه چگونه به این مدل درگیری ها نگاه می کند . بر اساس این نظریه ، درگیری های مدرن نیازمند استفاده از شیوه های غیرمستقیم و اقدامات نامتقارن ، از جمله اقدامات غیر نظامی است که با استفاده گسترده از پتانسیل اعتراضی مردم و نیروهای سیاسی و جنبش های اجتماعی که توسط نیروی خارجی تامین می شوند ، اجرا می گردد . بن پایه : در این بخش علاوه بر مقاله اصلی بخش هایی از مقاله زیر هم آورده شده است : Russia’s Perception Warfare - MILITAIRE SPECTATOR JAARGANG 185 NUMMER 4 – 2016
  7. سلام تقابلی را که هم زمین بازی و هم قوانین آن را طرف مقابل مشخص می کند ، صد در صد به ضرر ما تمام خواهد شد . ما در برجام بسیاری از چیزهایی را که می توانستیم به وسیله آنها راه های خودمان را پیاده کنیم از دست دادیم . حالا باید رنج بازپس گیری آنان و یا موارد جدید را به جان بخریم . نکته مهم این است که کسی با اصل مذاکره مخالف نیست اما انجام مذاکره قواعدی دارد که باید رعایت شوند پس به جای صغری کبری چیدن درباره اصل مذاکره ، بیایید راجع به قواعد درست آن بحث کنیم .
  8. ورود سلاح های لیزری جدید به ارتش روسیه رئیس‌جمهور روسیه ولادمیر پوتین می‌گوید که انواع جدیدی از سلاح‌ های لیزری که در روسیه توسعه یافته ‌اند ، قابلیت های نظامی این کشور را به طرز قابل‌ توجهی افزایش خواهند داد .پوتین در طی نشست روز جمعه با مقامات ارشد روسیه ، به طور خاص به Peresvet ، اولین سلاح لیزری ارتش که در پاییز گذشته وارد خدمت شده است ، اشاره کرد. Peresvet یک لیزر با انرژی بالا است که اطلاعات و هدف خاص آن مخفی باقی مانده‌ است اما اعتقاد بر این است که این سلاح توانایی کور کردن تجهیزات الکترو-اپتیکال دشمن و همچنین واژگون کردن هواپیماهای بدون سرنشین را دارا می باشد . پوتین به مقامات گفته است که برخی دیگر از سلاح‌ های جدید لیزری که در حال توسعه هستند تا همین اواخر فقط در داستان ‌های علمی‌ تخیلی یافت می شده اند . وی افزود که چنین سلاح‌هایی پتانسیل جنگی ارتش و نیروی دریایی روسیه را چند دهه جلوتر خواهد برد . صرفاً برای میلیتاری / بن پایه : Navy Times خبر مرتبط با این پست :
  9. لیدل هارت در استراتژی طولانی ترین مسیر ، کوتاه ترین راه برای رسیدن به خانه است بیش از پیش آشکار شده که یک رویکرد مستقیم و در امتداد انتظارات طبیعی دشمن ، بیشترین گرایش را به خود جلب کرده اما این راه نتایج منفی به بار می آورد به هم ریختن توازن فیزیکی و روانی دشمن مقدمه ای حیاتی برای تلاش موفقیت آمیز در سرنگونی او است
  10. سلام بهتر است یکبار دیگر از ابتدای بحث را یک نگاه بیندازیم تا روند پست ها را بهتر متوجه شوید . ابتدای بحث از این پست جناب arminheidari آغاز شد که بنده عملا این سناریو را شکست خورده انگاشته و برای مشخص شدن دیدگاهم چند سوال از ایشان پرسیدم (البته مقداری از صحبت های دوستان و اساتید در بروزرسانی انجام شده بود) . در مورد وضعیت بدتری که در زلزله فرمودید به نظر فتح تهران به مراتب تخریب گسترده تری را ایجاد خواهد کرد و همچنین زلزله فقط تهران و نواحی اطراف آن را تحت تاثیر قرار می دهد اما شرایطی که در پست قبلی خود ترسیم کرده بودید کل کشور را درگیر کرده بود . در هر صورت بنده هر گونه عملیات هلی برن در داخل خاک ایران برای تحقق اهداف فراتر از تاکتیکی را شکست خورده می دانم . موفق باشید
  11. این یعنی بدترین حالت ممکن دیگه ؟ (ته خیال) آمریکایی ها برای ایجاد یک چنین وضعیتی چقدر باید هزینه کنند و چه مقدار پیش از آن آسیب دیده اند ؟ بقیه دنیا چطور ؟ به نظر شما چقدر عقلانی هستش که در یک چنین شهر و کشوری نیرو وارد کنید ؟ چگونه می خواهید اوضاع را کنترل کنید ؟ اگر حرکت ها به سمت سر پل های فرضی شما نه از جانب نیروهای نظامی و شبه نظامی بلکه از جانب مردم گرسنه باشد چه اتفاقی رخ می دهد ؟ و ... در ضمن یک چنین حالتی مطمئنا به یکباره ایجاد نخواهد شد و در نتیجه بر اثر گذر زمان مردم به تدریج یا از بین خواهد رفت و یا با شرایط انطباق خواهند یافت . در هر صورت پیاده کردن نیرو نظامی که هیچ ، نیروی امدادی هم در میان یک چنین اوضاعی ممکن نخواهد بود یا به راحتی صورت نخواهد گرفت . اگر تاریخ جنگ ها هم یک بررسی بشود عملا مشاهده خواهد شد که به وقوع پیوستن این فرضیات لااقل به آسانی شکل نخواهد گرفت . در این شرایط دیگه تبلیغات دشمن چاره ساز نمی باشد ، شکم گرسنه را نمی توانید در مدت زمان طولانی با بروشور خوش نمایید .
  12. سلام چند سوال داشتم : سطح یک عملیات هلی برن چی هستش و سطح هدفی مثل تهران چی ؟ آمریکایی ها چگونه از نیروهایشان پشتیبانی می کنند ؟ حتی اگر فکر کنیم از سمت تهران نسبت به فیروزآباد هیچ تحرکی صورت نگیرد آمریکایی ها چگونه با موج های کمک و هجوم از شهرهایی مانند ورامین ، شهریار ، واوان ، پیشوا ، اسلام شهر ، قرچک ، خاور شهر ، حسن آباد ، قیامدشت و ... به عنوان موج اول و شهرهای دیگری مثل سمنان ، قم ، ساوه ، کرج ، پرند و ... برخورد می کنند (نیروی بدون عقبه) . ... یک بحث دیگر اینکه فرضا آمریکایی ها خواستند نیرو هلی برن کنند بهتر نیست هدف اولشان فرودگاه امام باشد ؟ (حالا یا مستقیم یا بعد از آمدن به فیروز آباد)
  13. آیا جنگ نیابتی جدید در خاورمیانه می تواند قیمت نفت را تکان دهد تحریم های جدید آمریکا بر علیه ایرhن اکنون در حال تاثیر گذاری هستند . ترامپ هنوز هم می گوید که صادرات ایران ، به صفر خواهد رسید ، با این وجود هنوز شکاف هایی وجود دارند ، اما تجارت نفت خام غیر قانونی تقریبا ناچیز خواهد بود ، چرا که مشتریان اصلی ایران متوجه شده‌ اند که خشم واشنگتن واقعی است . به نظر می‌رسد که خط قوی تری که توسط واشنگتن اتخاذ می‌ شود ، توسط متحدان عرب مورد حمایت قرار ‌گیرد . در این شرایط تحلیلگران نفتی هنوز از تاثیر منفی تحریم‌ ها نگران نیستند ، چرا که نفت در بازارهای جهانی هنوز بخوبی عرضه می‌شود . با این حال ، اگر عواملی که تاثیر آنها دست ‌کم گرفته شده اند وارد بازی شوند ، این تصویر به سرعت می‌تواند تغییر کند . گزارشات کلی می گویند که ایران و آمریکا در حال یک رویارویی مستقیم هستند اما واقعیت نشان می‌دهد که خطر غافل گیر کننده در عراق نهفته ‌است. تحلیلگران بر روی خلیج فارس تمرکز کرده اند ، اما با توجه به اعلام واشنگتن مبنی بر اینکه نیروی کافی در حال اعزام به این منطقه است ، تا حدی به قدرت نظامی آمریکا افزوده شده و مقابله با اقدام احتمالی ایران برای مسدود کردن تنگه هرمز ادامه خواهد یافت . اما جنگ واقعی می‌تواند در عراق اتفاق افتد . واشنگتن تایید کرده که در مورد حملات احتمالی ، توسط شبه نظامیان عراقی یا گروه‌های نیابتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عراق بر علیه نیروهای آمریکایی هشدار داده ‌است . همچنین همانطور که مقامات تهران بیان کرده اند ، نه تنها در عراق بلکه بطور بالقوه در کل منطقه حضور دارند . این رویکرد نیابتی از سوی تهران برای مدتی طولانی مورد انتظار بوده‌ است ، چرا که ایران درک می‌ کند که یک رویارویی نظامی تمام‌ عیار با آمریکا و هم پیمانان عرب بالقوه آن به خوشی برای آنها پایان نخواهد یافت. حتی اگر این مناقشه برای هر دو طرف هزینه ‌بر باشد، نتیجه واضح است. با این حال تسکین این استراتژی که در حال حاضر توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در سوریه ، لبنان ، یمن و بخش‌هایی از عراق به کار گرفته شده ‌است ، بسیار دشوار خواهد بود. نه تنها آمریکا مجبور به گسترش نیروهای خود خواهد شد، بلکه عملیات نظامی شدید درمناطق غیر نظامی نیز واکنش آمریکا را محدود خواهد نمود . همچنین برای واشنگتن بسیار دشوار خواهد بود که متحدان اروپایی و جامعه بین‌المللی را وادار به تشکیل جبهه متحد علیه ایران نماید . تعدادی از تحلیلگران بر این عقیده هستند که احتمالا اولین تقابل این مناقشه در عراق صورت خواهد گرفت . نیروهای آمریکایی مستقر در عراق ، راحت ‌ترین اهداف برای حمله هستند . شبه نظامیان شیعه عراقی در سراسر این کشور پراکنده اند و بیشترآنها تحت لوای دولت عراق عمل نمی‌کنند . با توجه به حضور گروه‌های بنیاد گرا در منطقه ، تهران می‌تواند بدون حضور رسمی ، با ایجاد یک نیروی قوی آمریکا را مورد تهاجم قرار دهد . به همین شکل ایران می تواند در سوریه یا یمن نیروهای آمریکایی و هم پیمانانش در منطقه را هدف قرار دهد . همچنین با استفاده از حزب‌الله یا حماس ، تهران حتی می‌تواند یک جنگ تمام‌ عیار منطقه ای را برانگیزد و اسرائیل را مجبور نماید تا در این درگیری حضور یابد . جنگ‌های نیابتی در کشورهای مختلف خاورمیانه می‌توانند تاثیر منفی بر بازارهای جهانی نفت و گاز داشته باشند . هر گونه اختلال در جریان نفت و گاز را نمی توان با افزایش خروجی اوپک و یا حتی نفت شیل آمریکا حل کرد . بازار ممکن است خوب به نظر برسد و موجودی هنوز در سطوح نسبتا بالایی قرار داشته باشد ، اما این واقعیت ممکن است به زودی تغییر کند . تا به حال بازار به مانند یک کبک رفتار نموده و با قرار دادن سر خود در زیر برف خود را متقاعد کرده است که منبع نفت خام کافی وجود دارد و یا با باز کردن شیر های نفت مشکل از بین خواهد رفت . جنگ قریب ‌الوقوع در خلیج‌ فارس تنها از زاویه مزایای حمله نظامی آمریکا به ایران ارزیابی می‌شود که بعید است اتفاق بیفتد . اگر ایران متوجه شود که در خطر قرار دارد ، بازیگران نیابتی آن ، کار خود را انجام خواهند داد . در بازار جهانی نفت ، مقدار نفت دیگر تنها عامل تعیین کننده نیست و درجه و کیفیت نفت خام مهم است . این دو عامل به رسمیت شناخته نمی‌شوند و به نظر می‌رسد که تجار و تحلیلگران باور دارند که تنها نسخه ترامپ در حال حاضر وجود دارد. ظرفیت تولید اضافی اوپک کافی نیست ، زیرا در تامین نفت خام ایران و ونزوئلا کمبود وجود دارد . ایالات متحده قادر به جایگزینی هیچ کدام از این موارد در کوتاه‌ مدت نیست. هنگامی که بازار در پایان سال جاری به بن بست برخورد کند ، این مشکل کیفی، در ترکیب با افزایش بی ‌ثباتی در خاورمیانه ، نه تنها یک سناریوی کابوس وار برای مصرف کنندگان ایجاد می‌کند بلکه می‌تواند نفت خام را بالاتر از قیمت فعلی یعنی ۷۰ تا ۸۵ دلار در هر بشکه افزایش دهد . جنگ‌ های نیابتی و تحریم‌ ها می‌تواند موجب ایجاد یک طوفان تمام عیار برای نفت شوند . به نظر می‌رسد که افزایش قیمت به 90 دلار به راحتی شدنی باشد . ترجمه و تلخیص صرفاً برای میلیتاری / بن پایه : Oil Price
  14. مطلب این پست سیاسی نیست پس لطفا بحث را سیاسی نفرمایید سلام هنوز حرف هایی که بعد از 11 سپتامبر 2001 و همچنین حمله آمریکا به عراق گفته می شد توی گوشم هست. صحبت هایی از جماعتی که اگر همان موقع هم ، کسی می خواست به حرفشان گوش کند آمریکا بدون هیچ دردسری بر منطقه و کشور ما مستولی شده بود . جماعتی که فکر می کرد اگر پره بال آمریکا ایران را بگیرد ، ما کلهم از روی زمین نیست خواهیم شد . اینجا صحبتم از کوچک شمردن دشمن و عدم توجه به تهدید های او نیست . اینجا صحبت از خوی عده ای هست که حاضرند خود را نه به بها بلکه به ادعا بفروشند . اینها جماعتی هستند که بقای خود را با ایجاد دوگانه های یا ما یا نابودی شما حفظ کرده اند . اینها ساده لوح های سیاسی هستند . پس بیایید هر چه که هستیم ، مخالف یا موافق جمهوری اسلامی ، با هر رنگ و عقیده ای ، نه ساده لوح باشیم و نه سودایی مزاج متعصب . و السلام
  15. مقدمه ای بر جنگ های هیبریدی – تئوری ، تاریخچه و حال بخش سوم دکترین گراسیموف : استفاده از تمام ابزارهای لازم - تاریخچه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، فدراسیون روسیه اعلام کرد که ممکن است در داخل به کندی به سمت اصلاحات دموکراتیک لیبرال و همچنین اصلاحات اقتصادی بازار حرکت کند . در خارج از روسیه سیاست جنگ سرد اتحادیه جماهیر شوروی به صادرات به سمت مناطق تحت نفوذ نزدیک به این کشور ، یعنی به کشورهای تازه‌ استقلال ‌یافته که زمانی اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل می‌دادند ، معطوف شد . این سیاست موقعیت روسیه را بالا برد و به روسیه سکویی برای ادامه قدرت و نفوذ در خارج از مرزهای خود داده و به ناچار این کشور را در تضاد با اصول دموکراسی غربی قرار داد . زمانی که کشورهای حوزه بالتیک استقلال خود را در سال ۱۹۹۱ اعلام کردند ، حفاظت از مهاجران روس تباری که در داخل مرزهای آن‌ ها قرار داشتند ، دلیلی منطقی برای مداخله به روسیه می داد . در لیتوانی، روسیه حزب کمونیست لیتوانی و جنبش Yedinstvo را که علیه استقلال لیتوانی با تاکتیک ‌های سنتی شوروی از قبیل تبلیغات و تظاهرات کارگران سازمان ‌یافته مبارزه می‌کرد ، کنترل می نمود . ارتش روسیه در نهایت توانست به بهانه حفظ نظم و قانون برای شهروندان روس ، که یک چهارم جمعیت لیتوانی را تشکیل داده بودند ، به این کشور اعزام شود. در همان زمان ، روسیه داوطلبان را برای کمک به جدایی طلبان روس در مولداوی فرستاد و ارتش روسیه از این داوطلبان پشتیبانی می کرد . در اوایل دهه ۲۰۰۰ ، لتونی و لیتوانی با شایعات مربوط به دخالت سازمان ‌های سیاسی با سرمایه روسیه ، کمپین های اطلاعاتی دروغ و رشوه خواری به چشم انداز مشخصی از نفوذ روسیه در خارج از این کشور نزدیک شدند . انقلاب‌های رنگی در اوکراین ، گرجستان و قرقیزستان بر قاطعیت و عزم روسیه برای اجرای روایت های ضد غربی خود ، در حوزه اطلاعاتی جنگ ‌های سیاسی تاثیر گذار بوده اند . در دهه های اخیر ، استفاده روسیه از تاکتیک های نظامی و غیر نظامی در گرجستان و اوکراین موفقیت آمیز بوده است. پس از تصویب مجوز سازمان ملل متحد برای ورود به موضوع گرجستان از طریق عملیات های حفظ صلح در هر دو منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی (1992 - 2008) ، روسیه به صورت نظامی و دیپلماتیک موضع گرفته تا قدرت نفوذ خود را نسبت به گرجستان تقویت نماید . این امر به طور واضح با قرار دادن افرادی از قومیت های روس در جایگاه های کلیدی وزارت های اوستیای جنوبی و آبخازیا برای به وجود آوردن نفوذ دیپلماتیک صورت گرفت . تاکتیک‌های جنگ سایبری روسیه که در جریان درگیری نظامی صورت پذیرفتند شامل حملات DDOS برای رد دسترسی یا اخلال درارتباطات و فعالیت‌های اطلاعاتی به منظور جمع‌ آوری اطلاعات نظامی و سیاسی از شبکه ‌های گرجستان انجام گرفتند . پس از پنج روز عملیات نظامی ، دیمیتری مدودف ، رئیس جمهور وقت روسیه ، به نیروهای روسی دستور داد تا تمام عملیات های نظامی در گرجستان را متوقف سازند و طرح صلحی را پذیرفت که اساسا اجازه می داد روسیه به تسلط خود بر گرجستان ادامه دهد . تاثیر گذاری بر اوکراین که بخش‌های صنعتی و منابع با ارزش انرژی را دارا است ، از زمان انقلاب ۱۹۱۷ برای اهداف ملی شوروی و روسیه حیاتی بوده‌ است. این دو کشور نه تنها یک مرز طولانی بلکه اقتصاد های وابسته ، یک مشارکت نظامی - صنعتی و تبارهای قومی بزرگ یکسانی را در بر دارند. مسکو روایت‌های دوستار روسیه و فعالیت‌ های اطلاعاتی را در جنوب و شرق اوکراین تداوم داده‌ و از شبکه گسترده منابع و پرسنل طرفدار روسیه در اوکراین برای بهره‌ برداری از فرصت‌ها و ایجاد انشقاق در اوکراین در زمانی که فعالیت ‌های سیاسی داخلی اوکراین به نفع اهداف روسیه نباشد بر ضد دولت اوکراین که به دنبال روابط بیشتر با غرب بوده ، استفاده کرده ‌است . تنوع و پیچیدگی بازیگران وابسته به مسکو، شدت اقدامات و تاکتیک ‌های روس ها را نشان می‌دهد . این اقدامات هماهنگ شامل : استفاده از NGO ها برای ترویج احساسات ضد غربی ، ضد ناتو و ضد دموکراتیک ایجاد شک و تردید در مورد وضعیت ارضی کریمه استفاده از زبان و آموزش و پرورش به عنوان ابزار سیاسی - از جمله سوء استفاده از کتاب های درسی و مدارس انتشار و توزیع روزنامه‌ های آزاد ضد دولتی تغییر نام خیابان‌ ها ، شهرها و مراکز فرهنگی آویزان کردن پرچم‌های روسیه و ایجاد دیوار نوشته‌ ها بر روی ساختمان ‌های اوکراین استفاده از مذهب به عنوان ابزار سیاسی و ترویج کلیسای ارتدوکس روسیه و تغییر حافظه مشترک جمعی می شوند . انشاالله ادامه خواهد داشت ...
  16. سلام فکر کنم حداقل درباره بخشی از صحبت شما اشاراتی در چند پست بالا شد . وقتی صحبت از کانالیزه شدن افکار عمومی میشود یعنی انفعال نخبگان و مردم عادی در برابر رهبران ، به همان شکل که گاهی این انفعال از جانب رهبران سیاسی صورت می پذیرد و این صحبت منافاتی با عدم پاسخگو بودن این عناصر ندارد . همچنین در مورد بازخواست مسئولان که باز هم کم کاری یا سهل انگاری آن دو عنصر دیگر برای ایجاد شرایط این موضوع هستش . در کل هر کدام از این سه عنصر منفعلانه رفتار کنند و یا کم کاری نمایند خواست عناصر دیگر غالب خواهد شد . در ضمن هر تصمیمی مبتنی بر یکسری مبانی فکری هستش که البته فشار های بیرونی می تواند به آن شکل دهد اما تصمیم بدون مبنا نخواهیم داشت .
  17. سلایق مختلف سیاسی هم وجود دارد اما منظورم از مبانی متفاوت ، موارد دیگری است که به نظرم جو انجمن اجازه ورود به آنها و مصادیقشان را نمی دهد . البته همان مبانی متفاوت هم وجودشان در اتاق های فکر و بعضا تصمیم سازان ضروری می باشد تا جنبه های متفاوت یک موضوع خود را نمایان کند . درباره دسترسی به اطلاعات هم ، من خودم به اندازه اطلاعات در درسترس نظرم را بیان می کنم و تا وقتی بحث ها به سمت جدل نرود به این کار ادامه خواهم داد و به همین شکل سعی خواهم نمود تا شرایط مطالبه گری را ایجاد کنم . شما بزرگوارید . بالاخره بحثی بود ما هم آمدیم به موضوع کمی جو بدهیم مساله مهمی نبود . سربلند و پیروز باشید
  18. سلام حالا شما می گویید 3 خط فکری سیاسی من می گویم برآیند حداقل 4 جریان فکری و عقیدتی می باشد (اگر ملاحظه فرمایید عرض کردم که حداقل دو پاره شده – به دلیل قدرت بیشتر فردی که دولت در اختیارش است) . صحبت بنده هم در بحث جریان تصمیم گیر فارغ از جناح سیاسی بود و اگر دقت کنید ابتدا اشتباهات دولت را ذکر کردم (از منظر خودم) و بعد درباره نمودار تصمیم گیری به صورت کلی بحث نمودم . من هم اکثریت تصمیم گیران و تصمیم سازان نظام را افراد منطقی قلمداد می کنم اما این افراد دارند با مبانی بنیادین متفاوت فکری تصمیمات را اتخاذ می کنند . اینجا بحث دعواهای حیدری – نعمتی نیست بلکه بحث سر این است که افراد با مبانی فکری متفاوت ، منافع ملی متضاد و یا راه های متفاوتی برای رسیدن به آنها را مد نظر قرار می دهند . سوال اصلی این است که واقعا این منافع ملی چیست ؟ چه نگاه آینده نگرانه ای باید به آن داشت (کوتاه مدت ، میان مدت یا بلند مدت)؟ اصلا آیا منبعث از مبانی فکری است یا خیر ؟ اینکه بیاییم دیگران را با یک مفهومی که ابعاد آن را هنوز مشخص نکرده ایم مورد هجمه قرار دهیم می شود یک بحث علمی و فارق از دیدگاه های جناحی و حزبی ؟ اینجا بنده مدعی هستم که چرا بر بحث بنیادین تر من بر چسب جناحی زده می شود ؟ اگر شما درباره مجموعه ای از نهاد ها در تصمیم گیری پا می فشارید (و صد البته که درست هم هست) بنده نگاهی جامع تر داشته و حتی مردم عادی را هم به صورت غیر مستقیم در این تصمیم گیری ها دخیل می بینم و به نظرم دیدگاه خودم درست تر می باشد و به این شکل تصمیم گیران باید شرایط را برای اجرای تصمیمات در جامعه فراهم آورند و نه اینکه جزیره ای عمل کنند و یا در برخورد با مردم منفعلانه . البته من هم موافق صحبت شما هستم که عدم موفقیت ما در به سرانجام رساندن پرونده هسته ای نه تنها شکستی برای حاکمیت و تمام مردم ایران هست بلکه فراتر از آن می تواند شکستی تاثیرگذار در کل تاریخ ایران باشد . با تشکر
  19. سلام دقیقا یکسال پیش تصویر زیر را در انجمن قرار دادم و گفتم که آمریکایی ها خود را از تصمیمات گروهی خارج کرده اند . ما باید به گونه ای عمل کنیم که خودمان از این حالت خارج و اگر بتوانیم آمریکایی ها را دوباره وارد تصمیمات گروهی نماییم . و این موضوعی بود که رهبری در تاریخ 2 خرداد 1397 به مسئولان اعلام کردند . در این راستا : اشتباه اول ما (البته به غیر از خود برجام) این بود که اجازه دادیم آمریکایی ها در یک بازه زمانی شرایط خروج از برجام را برای خودشان به وجود آورند . اشتباه دوم دلخوش کردن به اروپایی ها و انفعال در برابر خروج آمریکایی ها بود . اگر همان موقع سعی میشد آمریکایی ها به نحوی دوباره به حالت تصمیمات گروهی بازگردند (و در شرایط بهتر خود ما از این حالت خارج شویم) الان این همه زمان و شرایط بهتر از زمان حال را ، از دست نداده بودیم . اگر آن موقع آمریکایی ها مقاومت می کردند همین قدم هایی که اکنون بر می داریم را آن زمان بر می داشتیم . و ... همچنین با کمال احترامی که برای جناب @MR9 عزیز قائل هستم بنده نمی توانم مبتنی بر نمموداری که ایشان از ساختار اطلاعات در شرایط بحران می گذارند خروجی ها را به کل ساختار تصمیم گیر منتسب کنم . البته آن نمودار یک نمودار مکمل در تصمیم سازی دارد که نسخه انگلیسی آن به شکل زیر است : همانگونه که بارها گفتم بنده یک کشور را متشل از سه عنصر رهبران ، نخبگان و افراد تاثیر گذار بر عامه مردم و سرانجام خود عامه مردم می دانم . بسیاری از تصمیم هایی که در کشور صورت می پذیرد منعکس کننده خواست بخشی از این سه عنصر است . یعنی عملا نظام تصمیم گیر ما حداقل به دو پاره تبدیل شده که در مسائلی به شکل متضاد از هم عمل می کنند . حال هر کدام پشتیبانی قوی تری از نخبگان و عامه مردم داشته باشند (و در طرف مقابل ، عدم پشتیبانی درست از آن دو عنصر ) خواست آن گروه به کرسی می نشیند . با این رویکرد اگر تحلیلی می شود باید مشخص شود نتیجه کدام نگاه است و همچنین نه تنها بخش خاصی از تصمیم گیران مورد نقد واقع شوند بلکه تمام پشتیبانان آنها هم نقد شوند و اجازه این به آنها داده نشود که خود را جدا کرده و بر مسند قضاوت بنشینند . لینک پست پارسال خود را هم قرار می دهم تا دوستان توضیحات بیشتر را در آنجا مطالعه کنند . با تشکر و موفق باشید
  20. مده بر دست دیو از سادگی دست ** کدامین دست را بگرفت و نشکست مکن بی فکرتی تدبیر کاری ** که دارد هر قماشی پود و تاری به وقت شخم گاوت در گرو بود ** چو باز آوردیش وقت درو بود بله ما هم دقیقا به همین فکر هستیم که مذاکره به آن شکلی که صورت گرفت تنها توانایی های ایران را محدود کرد و زمان به طرف مقابل داد تا استراتژی هایش را پیاده نمایداما الان دیگر زمان صحبت راجع به گذشته و نقش قبر وقایع نیست و تنها باید از آن درس گرفت . بنده امیدوارم که ما با یک تغییر رویکرد واقعی مواجه باشیم و نه یک بازی جدید برای از بین بردن زمان .
  21. سلام واقعیت این هست که ما بسیار منفعلانه عمل کردیم . یعنی عملا دیگه هیچ چیزی از آن مرحوم باقی نمانده و به همین خاطر گفتن حالا بزار یک حرکتی هم بزنیم . امیدوارم از این به بعد بیشتر از این دولت مردان ما بازی نخورند (یا توی بازی نروند) . به وقت شخم گاوت در گرو بود چو باز آوردیش وقت درو بود موفق باشید
  22. سلام متنی که شما نقل قول آن را آوردید در ادامه پست زیر و در جواب سوالی بود که جناب MR9 پرسیده بودند . البته شما ابتدای عرایض بنده را نیاورده اید یعنی آنجایی که جملات زیر را گفته بودم : درباره اینکه طرف های خارجی هم به دنبال منافع خود هستند چیز جدیدی نیست و این ما هستیم که باید برای رسیدن به مقاصدمان بر روی طناب راه برویم . از نظر خود من مسئله ایران بالذات خارج از مباحثی از نظیر ایدئولوژی حکومتی هستش یعنی هر حکومتی در کشور به سمت استقلال سیاسی و اقتصادی ، نظامی و ... رود تحت فشار و حجمه قرار خواهد گرفت (البته در نحوه رویکرد و قوام ساختاری ایدئولوژی مهم است) . همانگونه که در بالا هم عرض شد این ما هستیم که باید بر روی طناب راه برویم و از کمترین روزنه ها بیشترین بهره ها را ببریم . اگر می خواهیم جایگاه گذشته خود را به دست آوریم فارغ از هر نوع مدل حکومتی باید توانایی بازیگری خود در عرصه بین الملل را افزایش دهیم . صبر خالی یعنی انفعال مطلق و حرکت به سمت نابودی (نه تنها نظام حکومتی بلکه تمامیت ارضی ایران) . ما باید در بعضی حوزه ها رویکرد تهاجمی بگیریم (از حوزه دیپلماسی گرفته تا حوزه امنیتی) تا بتوانیم از اشتباهات دشمن و یا ضعف هایش روزنه و راه هایی بیابیم و آنگاه دامنه فعالیت هایمان را گسترش دهیم (البته در کنار این مسئله رویکرد های صحیح داخلی هم باید اتخاذ شود) . موقف باشید
  23. سلام در ادامه پست قبل از جناب @MR9 شما در اتخاذ استراتژی ها و اقدامات در رابطه خود با دیگر کشور ها و گروهای های مختلف برای مقابله با تهدیدات و فرصت ها می توانید از طیف زیر بهره ببرید . نکته مهم این است که این مساله در حوزه های مختلف از اقتصادی تا سیاسی و نظامی و ... امکان پذیر است . از دیدیگاه هیبریدی شما می توانید در حوزه های مختلف استراتژی و اقدامات متفاوتی را اتخاذ کنید که جمع برآیند آنها دوباره در بازه نمودار بالا قرار بگیرد تا شما به هدف از پیش تعیین شده خود برسید .
  24. HRA

    " جنگ در قاب دوربین "

    جنگ جهانی اول در قاب نقشه های کارتونی پی نوشت 1 - نقشه اول برای پیش از جنگ و حدود سال های 1900 می باشد . پی نوشت 2 - اغلب این نقشه ها به عنوان ابزاری برای پروپاگاندا استفاده می شده است .