ahmad1361

Editorial Board
  • تعداد محتوا

    1,767
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    40

تمامی ارسال های ahmad1361

  1. بسم الله الرحمن الرحیم در این دو هفته اخیر درگیر این ماجرا بودیم بخصوص این چند روز اخیر بازی دیگه صورت جدی تر به خودش گرفته ما که یک جان بیشتر نداریم تقدیم وطن کنیم بعد جنگ میخواندند در باغ شهادت را نبندید البته این در بسته نشد حتی در سازمان انرژی هسته ایی فقط مدام اندازش تغییر کرد .....................
  2. بسم الله الرحمن الرحیم   مقدمه : جوک چيست ؟ مردم براي چه جوک ميگويند ؟ جوک گفتن يا شنيدن فقط براي خنديدن است يا نوعي انتقاد تند در الفاظ خنده دار ؟ به بهانه اين مقاله ميخواستم عرض کنم اونهايي که به زمينه هاي امنيتي و اطلاعاتي علاقه دارند بايد بدانند که توليد اين نوع محتوا براي بسياري از موارد فوق العاده کارامد ميباشد در عصر جديد که ارسال پيامک امري عادي و روزمره محسوب ميشود امکان بررسي اين مقوله بيشتر خواهد بود فرض کنيد شما در راس سازمان امنيتي و اطلاعاتي هستيد و ميخواهيد حساسيت موضوعي را بسنجيد ابتدا يک جوک يا شايعه را بصورت کاملا هدفمند ايجاد ميکنيد يا مترصد فرصت ميمانيد کسي دراين مقوله شروع به جوک سازي يا شايعه سازي نمايد و از يک نقطه انتشار سرعت انتشار و بازخوردها مربوط به آنرا پيگيري ميکنيد مثلا اگر مقوله ايي که مطرح کرده ايد درد عمومي اکثر جامعه باشد بهمني از جوک ها يا شايعات جديد از روي همان جوک و شايعه شما ساخته خواهد شد و شما با کمترين هزينه علاوه برسنجش حساسيت موضوع  گاها به زواياي بسيار متفاوت و ناديده گرفته شده توسط سازمان خود ميرسيد مورد ديگر استفاده حکومت  از ابزار جوک بعنوان سلاحي براي سرکوب يک قوميت در يک مليت و باور اون مضمون به اون قوميت هستش مثلا اگر توجه بفرماييد در کشور ما قوميت گيلک و ترک در معرض اين سرکوب قرار گرفته اند البته نه از جانب اين حکومت بلکه حکومت قبلي نکته جالب اينه که قوميتي که به عدم غيرت و شهامت متهم ميشند که اسلام داشت اروپا رو فتح ميکرد هنوز گيلان ومازندران رو نميتونست فتح کنه البته استفاده هاي محلي هم براي مردم هر منطقه دارد مثلا دو شهر نزديک بهم براي هم جوک ميسازند تا بعنوان سلاحي براي تحقير هم از آن استفاده کنند در جامعه امروز ما هم نمونه هاي زيادي از انواع جوک ها وجود دارد مثل سن بعضي سياسيون يا حمله به روشنکفران قديمي و.... واما مقاله   سازمان امنیت آلمان غربی برای پی‌بردن به ذهیت و افکار عمومی در آلمان شرقی نسبت به حکومتشان سی سال تمام به طور محرمانه جوک‌های رایج در این کشور را گرد‌آوری می‌کرد. این بخش از فعالیت سازمان امنیت آلمان غربی تا همین سال پیش محرمانه مانده بود. حالا کتابی تحقیقی در این باره منتشر شده با مقدمه‌ای روشنگر و شماری از جوک‌های گرد‌آوری شده. در نظام‌های ایدئولوژیک، بسته و دیکتاتوری یا در نظام‌هایی که اندیشه و اقدام حاکمان تناسبی با خواست و گرایش عمومی جامعه ندارد (البته در کل نظام ها خلاصه از نظر هر اقلیتی انسدادی وجود داره- توضیح شخصی ) و انتقاد و اعتراض هم بی‌عواقب نیست، جوک‌سازی و جوک‌گویی به ابزار مقاومت در دست مردم بدل می‌شود. این جوک‌ها ابهت و اقتدار کاذب زمامداران و پر سر و صداترین تبلیغات و عوامفریبی‌های رسمی را به سخره می‌گیرند و پایه‌های مشروعیت حاکمان را متزلزل می‌کنند. جوک‌ها اگر حکومتگران را متاثر نکنند، شاید این تاثیر را داشته باشند که شوخ‌طبعی و نفی خشونت و عبوست اجتماعی را به حدی برسانند که در تحولات و برآمدهای معطوف به گشایش‌‌ها هم مایه‌هایی از طنز و هجو در کار آید و مانع بروز خشونت و برخوردهای سخت شود. کم نیستند محققانی در آلمان که خصلت‌ صلح‌آمیز اعتراضات و تظاهرات در کشورهای اروپای شرقی و به خصوص در آلمان شرقی را از جمله با رواج پدیده شوخ‌طبعی و جوک‌گویی در این نظام‌ها مرتبط می‌دانند. آنها از جمله به شعارهای طنز‌آمیزی اشاره می‌کنند که با الهام‌گیری از محتویات همین جوک‌ها در جریان تظاهرات‌های وسیع منتهی به فروپاشی دیوار برلین بر روی پارچه‌نوشته‌ها نقش بست یا به سخنرانی‌های عمومی مخالفان راه یافت. این نظر البته مخالفانی هم دارد که می‌گویند ساخت و اشاعه جوک‌های سیاسی اغلب همچون سوپاپ اطمینانی برای حکومت‌های استبدادی عمل می‌کند و مردم با تعریف و بازتعریف این جوک‌ها «دل خنک می‌کنند» و با دلخوش‌کردن به همین سطح از مقاومت، به فکر تدابیر و اقدامات عملی بیشتری برای تغییر اوضاع نمی‌افتند یا دیر به چنین راهی قدم می‌گذارند. هر کدام از این درک و دریافت‌ها که صائب‌تر باشد، واقعیت پدیده عمومی جوک‌سازی و جوک‌گویی در نظام‌های بسته و دیکتاتوری که دمکراسی را به بهانه عدالت قربانی کرده‌اند یا در نظام‌های ایدئولوژیکی که حاکمان با ضرورت‌های زمانه و خواست آزادی و گشایش در میان عمومی اکثریت مردم در ستیزند را نفی نمی‌کند.(البته تصور بنده اینه که در کشورهای غربی هم که ادعای دموکراسی و ازادی دارند جوک سازی متوقف نشده -توضیح شخصی ) و طرفه این که سال ۱۹۸۹، وقتی که دیوار برلین فروریخت بساط جوک و جوک‌گویی در بخش شرقی آلمان هم یک شبه برچیده شد و کمتر کسی، حتی به عنوان تحقیق، سراغ آن جوک‌ها را گرفت.     سازمان امنیت و گردآوری و تحلیل جوک‌ها سال ۲۰۱۴ در تدارکات برای بیست و پنجمین سالگرد فروپاشی دیوار برلین، هانس ویلهلم زاوره، روزنامه‌نگار آلمانی به هنگام تحقیق متوجه شد که از جمله فعالیت‌های سازمان امنیت آلمان غربی در مورد آلمان شرقی گردآوری جوک‌ها در این کشور بوده است. در واقع، مقام‌های امنیتی آلمان غربی جوک‌های رایج در آلمان شرقی را یک مهمترین دماسنج‌های اجتماعی و سیاسی در آن کشور می‌دیده‌اند و سخت در پی جمع‌آوری آنها و تحلیل و آنالیزشان بوده‌اند. فعالیت سازمان امنیت آلمان غربی در گردآوری جوک‌های مردم آلمان شرقی از سال ۱۹۶۹ آغاز می‌شود و تا چند ماه بعد از فروپاشی دیوار برلین در نوامبر ۱۹۸۹ ادامه می‌یابد. در سال‌های آخر سالانه شماری از این جوک‌ها به صورت پرونده‌ای محرمانه برای صدراعظم وقت آلمان غربی (هلموت کهل) هم ارسال می‌شده است. این بخش از فعالیت سازمان امنیت آلمان غربی حتی تا ۲۵ سال پس از فروپاشی دیوار برلین و انقراض آلمان شرقی هم مهر محرمانه خورده بود. زاوره سال ۲۰۱۴ به صرافت می‌افتد که با مکاتبه با سازمان امنیت آلمان غربی، هم از ابعاد فعالیت این نهاد در زمینه گردآوری جوک‌ها سر دربیاورد و هم بر پدیده جوک و جوک‌گویی در آلمان شرقی نوری بتاباند. در این راستا مکاتبات با سازمان امنیت آلمان غربی شروع می‌شود و دامنه تحقیق به اسناد خود سازمان امنیت آلمان شرقی هم کشیده می‌شود. در این کار، یک تاریخدان به نام هانس- هرمان هرتله هم با زواره همکاری را شروع می‌کند. حاصل کار کتابی ۱۴۴ صفحه‌ای شده است با نام Ausgelacht که هم می‌توان آن را «سیرخندیدن» ترجمه کرد هم «خنده پایان یافته» که با توجه به موضوع کتاب به نظر ترجمه دوم مصداق بیشتری دارد. در مقدمه‌ای جستارگونه و روشنگر که زاوره و هرتله بر کتاب نوشته‌اند توضیح می‌دهند که سازمان امنیت آلمان غربی برای جمع‌آوری جوک‌ها هم از جاسوسان خود در آلمان شرقی استفاده می‌کرده و هم بخشی از پرسش‌هایش از کسانی که از آلمان شرقی فرار می‌کرده‌اند یا اخراج می‌شده‌اند این بوده که «جوک تازه چه شنیدید» و این جوک‌ها در میان مردم چه بازتابی داشته‌اند. تهیه‌کنندگان کتاب منتقی نمی‌دانند که استراق سمع تلفن‌های مردم و حاکمان در آلمان شرقی هم در جمع‌آوری این جوک‌ها به کمک سازمان امنیت آلمان غربی آمده باشد. آن طور که در مقدمه آمده تهیه‌کنندگان کتاب این سوال را با مسئولان سابق سازمان امنیت آلمان غربی مطرح می‌کنند که آیا خود این نهاد هم احیانا در چارچوب جنگ روانی علیه آلمان شرقی در ساخت و اشاعه جوک در جامعه این کشور مشارکتی داشته است؟ پاسخ آنها صرفا یک نه بوده است، بدون هیچ توضیح بیشتری. از مجازات زندان برای جوک تا شراکت احتمالی در جو‌ک‌سازی مقدمه کتاب شرحی هم به دست می‌دهد از دوره‌های متفاوت برخورد حاکمان آلمان شرقی با پدیده جوک‌سازی و جوک‌گویی. در ابتدای تشکیل آلمان شرقی برخوردها سختگیرانه بوده و حتی مجازات زندان برای جوک‌گویی وضع کرده بودند. در همین چارچوب، در دهه پنجاه قرن گذشته دو کارگر یک کارخانه کشتی سازی در آلمان شرقی بازداشت و به یک سال و نیم زندان محکوم شدند، چون در میان همکارانشان جوکی را در باره رابطه استالین با مقام‌های آلمان شرقی تعریف کرده بودند.     ولی یک دهه بعد رهبری آلمان شرقی متوجه می‌شود که با بگیر و ببند نمی‌شود جلوی جوک‌گویی را گرفت، چرا که خود کادرها و اعضای حزب حاکم هم بعضا از تعریف این جوک‌ها امتناع نمی‌کنند، به گونه‌ای که اریش میلکه، رئیس وقت سازمان امنیت آلمان شرقی، سال ۱۹۷۸ در نامه‌ای به کمیته مرکزی شکایت می‌کند که حالا دیگر کادرهای حزب هم جوک‌ها در باره حزب و حکومت را بازتعریف می‌کنند.(تاره داشتن عاقل میشدنند- توضیح شخصی) در سال‌های آخر موجودیت آلمان شرقی حتی این شایعه قوت زیادی داشت که خود حزب برای ایجاد سوپاپ و ممانعت از انباشت خشم و نارضایتی به تولید و اشاعه جوک در میان مردم دست می‌زده است، امری که زاوره و هرتله در تحقیقات خود سندی در تایید آن نیافته‌اند. کتاب «خنده پایان‌یافته» بعد از مقدمه حاوی ۲۵۶ جوک و ۳۵ نوشته روی پلاکات‌ها در جریان تظاهرات معطوف به فروپاشی دیوار برلین است که عمدتا به ۵ سال آخر موجودیت آلمان شرقی مربوط می‌شوند، همان سال‌هایی که جوک‌ها هم تیز و تندتر شده‌اند. محققان و تهیه‌کنندگان جاهایی که لازم بوده توضیحاتی هم در باره حکمت ساخته‌شدن‌ و اشاعه‌یافتن جوک‌ها داده‌اند. در زیر ترجمه برخی از جوک‌های کتاب را می‌توان خواند: «همه آزمایش‌ها را اول روی حیوانات انجام می‌دهند، ولی معلوم نیست که چرا برای آزمایش سوسیالیسم یک راست سراغ ما آمده‌اند». «به زودی کارت‌های ملی بزرگ‌تر می‌شود تا عکس‌های چهره آویزان مردم در آن جا بشود»     «گورباچف و هونکر (رهبران شوروی و آلمان شرقی) پیش خدا می‌روند. گورباچف می‌پرسد کی ما در تولید گندم خودکفا و بی‌نیاز از واردات می‌شویم. خدا می‌گوید سی سال دیگر. گورباچف می‌گوید که افسوس که به عمر من قد نمی‌دهد. سوال هونکر هم این است که آلمان شرقی به لحاظ تکنولوژیک کی از غرب جلو می‌افتد، خدا کمی فکر می‌کند و می‌گوید که به عمر من قد نمی‌دهد.» «اریش هونکر، رهبر آلمان شرقی می‌بیند که مردم در صف ایستاده‌اند. او هم در صف می‌ایستد و از فرد جلویی می‌پرسد که این صف برای چیست. جلویی جواب می‌دهد که مردم می‌خواهند اجازه سفر بگیرند و از کشور بروند. هونکر متوجه می‌شود که با ایستادن او در صف مردم پراکنده می‌شوند. از مخاطب می‌پرسد که حالا چرا یک دفعه صف به هم خورد. جلویی هم می‌گوید که وقتی که تو بروی دیگر لازم نیست که ما برویم.» «آن چیست که ۸۰ دندان و ۴ پا دارد؟ جواب: تمساح. آن چیست که ۸ دندان دارد و ۵۲ پا؟ جواب: هیئت سیاسی حزب» (کنایه‌ای به پیری و کهولت اعضای هیئت سیاسی حزب حاکم) «یک شهروند آلمان شرقی به اداره پست شکایت می‌کند که چرا می‌خواهند تلفن خانه‌اش را قطع کنند. پاسخ می‌شوند: «شما در گفت‌وگوی تلفنی به سازمان امنیت تهمت زده‌اید که این سازمان تلفن‌های شما را استراق سمع می‌کند». «چرا مردم آلمان شرقی همیشه این قدر خسته هستند؟ جواب: چون ۴۰ سال است که در راه "فتح قله‌ها" هستند و به آن نمی‌رسند». لبخند       منبع ---------------------------------------------------   در نهایت میتوان گفت از جوک میتوان بعنوان یک سنسور سنجش حساسیت اجتماعی نسبت به موضوعات مختلف یک سلاح سرکوب یک اقلیت قومی یا فکری یا سپری برای کاهش انتقادات تند و رادیکالیزه شدن افراد و تبدیل آنها به مشتی کلام و خنده در حقیقت جوک یک سلاح دفاعی و تهاجمی موثر میباشد که اگر استفاده کننده از آن تبحر لازم را داشته باشد پیروزیهای بزرگی با کمترین هزینه بدست خواهد آورد البته جوک سلاحی هستش که توسط دشمن هم به راحتی قابل استفاده میباشد و مسئله دفاع در برابر اون هم مهم هستش
  3. بسم الله الرحمن الرحیم در تایید فرمایشات جناب MR9 "روزنامه اسرائیلی هاآرتص گزارش داده که دیدار مقامات ارشد روسیه و اسرائیل حدود دو ساعت طول کشیده و در جریان آن طرفین به جزئیات حضور نظامی ایران در سوریه پرداخته اند. هاآرتص می گوید مقامات روس به اسرائیل پیشنهاد داده اند که نیروهای ایران به ۱۰۰ کیلومتری منطقه جولان نزدیک نشوند اما طرف اسرائیلی اصرار دارد که راکت ها و موشک های با برد بیشتر از ۱۰۰ کیلومتر ایران هم از سوریه برچیده بشود. یک مقام اسرائیلی ناشناس به هاآرتص گفته است که اسرائیل ترجیح می دهد پیش از آن که ایران "صدها هزار موشک" در سوریه مستقر بکند دست به اقدام بزند. او گفت اسرائیل اجازه نخواهد داد که سوریه به یک "لبنان دیگر" تبدیل بشود." حالا هرچقدر دوست دارند بمباران کنند نتایجش چند سال دیگر مشخص خواهد شد (البته اگر این مشکلات داخلی حکومت را دچار چالش جدی ننماید)
  4. بسم الله الرحمن الرحیم بزرگواران چه سریع سوریه را با یک کلام جناب پوتین خالی کردند بنظرم خروج ایران از سوریه به این راحتی ها نیست حداقل جناب بشار اسد میداند ما بهترین ابزارهایمان را برای دفاع از سوریه به آنجا منتقل کرده ایم (و صد البته منافع خودمان) نه مانند روسها که گاها با داشتن ابزارهای بسیار پیشرفته از واگذاری آنها به سوریه خوداری مینمایند (حتی s300 ) البته در نهایت ما باید با یک کار فرهنگی وسیع در صورت امکان مدل حزب الله و حشد الشعبی را در سوریه نگه داشته و به حضور حداقلی اکتفا کنیم (این امر نه بواسطه توپ و تشر دیگران بلکه بواسطه راهبرد حقیقی جهت ایجاد یک همپیمان دائم با حداقل هزینه میباشد) البته نظر اعضای بزرگوار سایت جهت تحلیل آخر زمانی قضایا محترم میباشد اما کسانی که دراین چند سال با قضیه سوریه دراین سایت آشنا هستند میدانند که در اواخر سال 2014 که دولت سوریه بشدت تحت فشار بود احادیثی در جهت سقوط بشار اسد و ظهور سفیانی رو میشد در زمان فعلی هم که دولت سوریه دست بالا را دارد احادیث دیگر و البته محترم بنظرم همانطور که جناب MR9 گرامی فرموند این سیب تا به زمین برسد گردش زیاد دارد و راه فراوان ----------------------------------------------------------- روزی دلسوزان آرزوی محاصره حلب را داشتند (هنوز بخوبی به خاطر دارم نزدیک شدن نیروهای سوری به دیواره های شهرک شیخ نجار را و شعف دلسوزان ) امروز ما حلب را آزاد وغوطه غربی و شرقی را پس گرفته ایم جنوب دمشق را آزاد و مرکز سوریه را کاملا به کنترل دراورده ایم در ضمن راه زمینی با عراق را هم تامین نموده ایم از نظر منطقی با توجه به توان ما و توان دیگر بازیگران این صحنه نتیجه بسیار خوبی گرفته ایم -------------------------------------------------------- هرچند بنده از ابتدا نظرم به عدم هماهنگی سازمان رزم ما و برداران عزیز حزب الله با این نوع نبرد بود که زمان نشان داد بیراه نبوده است اولین پست بنده در سایت میلیتاری ولی بحمدالله ما به چند کامپیوتر خود درمیدان رزم رسیدیم و حتی در سوریه به وضعیتی رسیده ایم که ابتدا با یک کوادکوپتر منطقه را شناسایی و باز بینی و برای فرماندهان آنلاین تشریح میکنند (البته نه در همه موارد و صد البته اگر روزهای اول به سوریه تشریف میبردید این چیزها در حد خواب و رویا تصور میشد و از نظر بسیاری از فرماندهان وسایل غیر ضروری و دست و پا گیر ، میتوانید به فیلم شهادت سردار اسماعیل حیدری مراجعه بفرمایید ) و این لازمه جنگ شهری و دشمن چریکیست اتاق فرماندهی (هرچند در یک چادر با دو کامیپوتر معمولی تجاری بسیار ساده ) و اطلاعات شناسایی هوایی (حداقل با یک کواد کوپتر تجاری ارزان قیمت)
  5. بسم الله الرحمن الرحیم جناب oldmagina اگر منظورتان خبر مربوط به تصمیم نظام در حوزه اقتصادی میباشد باید عرض کنم در زمینه امنیتی و نظامی هم تصمیماتی اتخاذ شده است ان شالله که اجرا شود درمورد بهانه غنی سازی کاملا با جنابعالی همنظر میباشم به همین دلیل عرض میکنم با صبر باید پیش رفت و بفرمایش جنابعالی در مجرای درست که حواشی کمتری داشته باشد ولی در نهایت هدف اصلی بنظرم خرید امنیت میباشد ولی با کمترین هزینه
  6. بسم الله الرحمن الرحیم بزرگوارید لطفتان عالیست یک نکته را هم در مباحث قبل از برجام زیاد تکرار میکردم عرض میکردم گاو شاخ بلندی دارد هیکل درشت اما عقل ندارد امریکا گاها برای بنده تداعی کننده همین موضوع میباشد (البته نه از باب بی احترامی بلکه از باب تمثیل ) البته آمریکا بوش و ترامپ بیشتر آمریکا اوباما کمتر بزرگی گاهی توهم میاورد توهم وزن زیاد توان زیاد شاخ بلند بعدش آن میشود که در عراق شد البته روسها هم در دوره ابرقدرتی این تجربه را داشته اند امیدوارم به فکر گاوبازی باشیم تا شاخ به شاخ شدن با این جانور چند تنی
  7. بسم الله الرحمن الرحیم جناب MR9 با تشکر از حسن توجه جنابعالی با نظر جنابعالی که فرمودید جناب ترامپ در حال استفاده از دیپلماسی ارعاب میباشد موافقم بنظر از حدود سه ماه پیش برای ارکان نظام تا 95 درصد محرز شده بود که جناب ترامپ قصد خروج از برجام را دارند البته این احتمال در تیم جناب روحانی رئیس جمهور محترم و عزیز از یک احتمال 30 درصدی شروع شد تا 3 ماه پیش به 80 تا 85 درصد رسید با توجه به میزان احتمال خروج از برجام ، جلسات فوق العاده ایی در سطوح مختلف نظام برگزار و راههای متعددی بررسی شد (تا اینجا فکر کنم در اخبار آمده است ) نتیجه این جلسات چه بود (الله اعلم) البته بقول بزرگواری که فرمودند عجب مقنیهای بتن کنی پیدا کردیم البته فکر کنم اگر نظام تصمیم بگیرید برگشت به چند برابر وضعیت قبلی مقدور باشد و این فرمایش جناب صالحی بی مقدمه نیست مقدماتش را گشته اند و پیدا کرده اند و اما در مورد نظر این دو عزیز بزرگوار آقاسید محمد عزیز ظاهرا معتقدند همه چیز از دست رفته و حرکت بعدی قورت دادن غصه ها میباشد یکی از مسیرها میتواند اینگونه باشد باید دید جنگ در شمیران بقول جناب واریور به کجا میرسد و جناب oldmagina گرامی ظاهرا نظرشان بازی تا آخرین مرحله هستش که بنده نیز با ایشان هم عقیده ام ولی ظاهرا درمورد نیات ما از غنی سازی تفاوت فکری بینمان موجود است بنظرم ما غنی سازی نمینماییم تا انرژی بدست بیاوریم غنی سازی مینماییم تا امنیت بخریم (البته نظر ایشان بسیار محترم میباشد)
  8. بسم الله الرحمن الرحیم جنابoldmagina زمان فعلی را عرض نکردم نهایت برجام بعد از طی زمان ایجاد بستر غنی سازی اورانیوم بصورت صنعتی میباشد که معنی این بستر یعنی در آستانه بمب هسته ایی در اولین پست بعد از خروج آمریکا هم عرض کردم بازی ، بازی صبر است و لاغیر ولی صبری که درنهایت با کمترین هزینه ما را به فرجام برجام برساند نه فرجامی که جناب ترامپ مد نظرش میباشد قراردادی بدون بندهای غروب ، همانی که جناب ترامپ میخواهد به کار ما نمیاید در زمینه اسلام هم فتوی علما متفاوت میباشد بسیار متفاوت
  9. بسم الله الرحمن الرحیم جنابoldmagina بنظرتان جمهوری اسلامی هدفی برای در آستانه بودن ساخت بمب هسته ایی ندارد ؟ اگر جنابعالی تصور میفرمایید ندارد باید عرض کنم نظرتان محترم است ولی تفاوت دیدگاه عمیقی دراین زمینه با یکدیگر داریم
  10. بسم الله الرحمن الرحیم فرصت همان ساخت بمب هسته ایی و بازدارندگی هسته ایی بود که ظاهرا اسلام ، در زمان فعلی دست و پای ما را بسته اگر مسیر نساختن را در پیش گرفته ایم باید بازی را ادامه بدهیم برنامه نفت در برابر غذا ، صدام جنگ زده ، زیر ساخت ویران شده را از پا درنیاورد و رژیم وی ، اگر حمله ایی صورت نمیگرفت به حیاتش ادامه میداد پس احتمالا ما را هم از پا درنیاورد (البته اگر اختلاس ها اجازه دهد) بقول جناب واریور جنگ در شمیران شروع میشود اگر جنگ شمیرانات حکومت را ساقط نکند از امریکا کاری ساخته نیست -------------------------------------------------- بنظر جمهوری اسلامی برای تضمین بقا با باید بمب هسته ایی بسازد یا در آستانه آن باشد والا با این دشمن تراشی که ما انجام میدهیم در نهایت بما حمله خواهند کرد
  11. بسم الله الرحمن الرحیم بنظرم هرکه در این بازی صبر بیشتری داشته باشد برد بیشتری خواهد داشت از سه ماه قبل و رفتارهای جناب ترامپ کلیت نظام امادگی برخورد اینگونه را داشته پس ازاین زمان هر اختلاف شدیدی در این زمینه بین جناح های پرطرفدار در مملکت محل فرصت دشمن خواهد بود مخصوصا عزیزان اصولگرا برای خروج از برجام و شدت عمل نشان دادن به طرف مقابل و عزیزان اصلاح طلب جهت دادن امتیاز های بیشتر
  12. بسم الله الرحمن الرحیم هرنوع عملیات نظامی شفاف و وسیع با توجه به وضعیت نیروهای سیاسی و نظامی مقابل در برهه فعلی اشتباه میباشد دشمن حساب بسیار ویژه ایی بر روی غوطه شرقی باز نموده بود که سقوط کرد با سرعت زیادی مرکز سوریه در حال یکپارچه شدن و قطعات پراکنده در حال پاکسازی هستند کاری که ایران در حال انجام آن در سوریه میباشد با چند صد بمباران هم قابل عقیم کردن نیست این را طرف اسرائیلی و آمریکایی خوب میداند تنها دلیل اینکارها توسط اسرائیل ایجاد عصبانیت در ما و اقدام عجولانه توسط ماست بنظرم برای ما فعلا باید تمرکز بر ازادسازی مناطق ادامه کادر سازی و.... باشد تا به نتیجه مطلوب برسیم ان شالله
  13. بسم الله الرحمن الرحیم به همه دوستان فتح غوطه شرقی را تبریک عرض میکنم یادم هست دوستانی بیان فرموده بودند غوطه ، حلب نیست درست فرموده بودند اما تایگر فروس هم چیز دیگریست
  14. بسم الله الرحمن الرحیم در اکثریت قریب به اتفاق گزارش هایی که تاکنون در مورد جنگ ویتنام منتشر شده، شامل معروف‌ترین مستندهای شبکه های تلویزیونی جهان، ردپایی از آمار واقعی تلفات یگان های هوایی آمریکا وجود ندارد در جریان جنگ ویتنام، به طور مشخص از ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳، حداقل۸۵۰۰ هواپیما و هلیکوپتر ایالات متحده نابود شدند، آماری که به زحمت ممکن است بتوان اثری از آن را در گزارش‌های رسانه ها پیدا کرد. بی‌مناسبت نیست یادآوری شود در جریان اشغال افغانستان از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹، شوروی در مجموع ۴۵۱ هواپیما و هلیکوپتر را بر اثر عوامل مختلف -از سوانح طبیعی گرفته تا اصابت موشک استینگر- از دست داد، و تلفات آمریکایی ها در جریان حمله آمریکا و متحدانش به عراق در ۱۹۹۱ -عملیات موسوم به "آزادسازی کویت"- ۵۴ هواپیما و هلیکوپتر بود. البته ازآنجا که مجاهدین افغانستان بر خلاف ویتنام شمالی ارتش کلاسیک نداشتند، و نیز با توجه به دوره بسیار کوتاه تر جنگ ۱۹۹۱ عراق، طبیعتا این دو نبرد را نمی توان با جنگ ویتنام مقایسه کرد و آمار آنها، تنها برای داشتن تصویری کلی از تلفات هوایی دیگر جنگ های معاصر مفید خواهد بود. شاید با توجه به همین تصویر کلی باشد که در اکثریت قریب به اتفاق گزارش هایی که تاکنون در مورد جنگ ویتنام منتشر شده، شامل معروف‌ترین مستندهای شبکه های تلویزیونی جهان، ذکری از مجموع تلفات یگان های هوایی آمریکا وجود ندارد. رسانه های ایرانی نیز از این قاعده جهانی مستثنی نبوده اند. به عنوان -تنها- یک نمونه، می توان به "پرونده ویژه" کاملی اشاره کرد که زمانی خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، تحت عنوان "فرار بزرگ/طولانی‌ترین جنگ آمریکا" در مورد ویتنام منتشر کرد، اما در بخشی از آن آمده بود که در این جنگ "نیروی هوایی ارتش آمریکا ۷۵ فروند از جنگنده‌های خود را از دست داد." تفاوت گزارش رسانه ها با آمار واقعی تلفات آمریکا، در رسانه های ایرانی نیز مشهود است، تا جایی که مثلا خبرگزاری تسنیم، تلفات چند هزار فروندی نیروی هوایی آمریکا در ویتنام را ۷۵ فروند گزارش کرده است (عکس لاشه یک ب-۵۲) سالگرد عملیات هوایی بزرگ آمریکا ۴۵ سال پیش، در چنین روزهایی، ایالات متحده آمریکا در میانه عملیات "خط شکن ۲" علیه ویتنام شمالی بود. خط شکن ۲، که از ۱۸ تا ۲۹ دسامبر ۱۹۷۲ (۲۷ آذر تا ۸ دی ۱۳۵۱) به طول انجامید، بزرگترین عملیات بمب افکن‌های سنگین آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم بود و در جریان آن، از جمله ۱۵ بمب افکن استراتژیک ب-۵۲ سقوط کردند. این تعداد، شامل تقریبا نیمی از مجموع تلفات ب-۵۲ های آمریکایی در طول جنگ ویتنام می شد، بمب افکن های عظیم الجثه و بلندپروازی که در زمان ورودشان به خدمت، تصور می شد زدن آنها از روی زمین تقریبا محال است. در کتاب "جنگجوی جنگ سرد بوئینگ: قلعه استراتژیک ب-۵۲"، نوشته رابرت دُر و لیندزی پیکاک (۱۹۹۵) مجموع ب-۵۲ های سقوط کرده در زمان جنگ ویتنام ۳۱ فروند (۱۸ فروند در نتیجه اصابت موشک ویتنامی ها و ۱۳ فروند بر اثر سانحه) ذکر شده است. همین آمار، در کتاب "دروغ های کوچک کثیف" نوشته جیمز دانینگن (۲۰۰۰) هم ذکر شده است. برای درک اهمیت این رقم کافی است توجه شود که در جریان عملیات ایالات متحده و متحدانش در عراق در سال ۱۹۹۱، که به نابودی ارتش قدرتمند عراق منتهی شد، میگ ها و موشک های ضدهوایی عراقی -که سه سال بعد از پایان جنگ با ایران در بهترین وضعیت قرار داشتند- موفق نشدند هیچ یک از ب-۵۲ های آمریکایی را هدف قرار دهند، و تنها یکی از این بمب افکن ها در هنگام بازگشتن از عملیات به پایگاه خود، بر اثر نقص فنی در اقیانوس هند سقوط کرد. با احتساب تلفات ویتنام جنوبی که متحد واشنگتن بود، مجموع کل تلفات یگان هوایی آمریکا و متحدانش در جریان جنگ ویتنام از ۱۱ هزار فروند تجاوز می کند (عکس موشک زمین به هوای ویتنام شمالی) مجموع تلفات واحدهای هوایی آمریکا تلفات هواپیماهای آمریکایی در دسامبر ۱۹۷۲، در چارچوب تلفات کلی یگان های هوایی ایالات متحده در طول جنگ ویتنام قابل فهم است. گزارش اکتبر ۱۹۷۳ "اداره اطلاعات عملیاتی" وزارت دفاع ایالات متحده، تعداد کل تلفات هواپیماها و هلیکوپترهای آمریکایی در جنگ ویتنام را در فاصله سال های ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳، معادل ۸۵۸۸ فروند - به تفکیک ۳۷۱۹ هواپیما و ۴۸۶۹ هلیکوپتر- محاسبه کرده. کتاب "نبرد برای خروج: سال های پایانی جنگ آمریکا در ویتنام، ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۳" نوشته رابرت استافی (۲۰۰۸)، همین آمار را به تفکیک تلفات ناشی از درگیری با ویتنامی ها -اعم از تلفات اصابت توپ ضدهوایی، موشک سام و میگ- و تلفات ناشی از سوانح طبقه بندی کرده است. در برخی منابع آمریکایی، آمار تلفات ایالات متحده بیش از اینها ذکر شده است. به عنوان نمونه، سایت "انجمن خلبانان هلیکوپتر در ویتنام"، که اطلاعات مربوط یه خلبانان هلیکوپترهای آمریکایی حاضر در جنگ ویتنام را جمع آوری می کند، تعداد کل هلیکوپترهای آمریکایی از بین رفته در جریان جنگ ویتنام را ۵۰۸۶ فروند ذکر کرده است. آماری که با توجه به آن، تعداد کل هواپیماها و هلیکوپترهای نابود شده آمریکا در زمان جنگ ویتنام به ۸۸۰۵ فروند می‌رسد. مطابق جداول آماری ارائه شده در کتاب "ویتنام در آمار نظامی: تاریخ جنگ های هندوچین از ۱۷۷۲ تا ۱۹۹۱" نوشته مایکل کلادفلتر (۱۹۹۵)، از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۳، ایالات متحده مجموعا ۷۸۱۰ هواپیما و هلیکوپتر خود را در ویتنام شمالی و ویتنام جنوبی از دست داده است. این آمار، شامل هلیکوپترها و هواپیماهای پرتعداد آمریکایی که در جریان جنگ ویتنام در خاک لائوس و کامبوج سقوط کرده اند نمی شود. در نتیجه این رقم، که با آمار ۸۵۸۸ فروندی ذکر شده در گزارش اکتبر ۱۹۷۳ وزارت دفاع ایالات متحده در مورد تلفات یگان هوایی ایالات متحده در جنگ ویتنام همخوانی دارد. مجموعه این آمار، البته فقط در مورد تلفات ایالات متحده است و شامل متحدان آن - به ویژه ویتنام جنوبی- نمی شود. در جریان جنگ ویتنام، ارتش ویتنام جنوبی نیز حدود ۲۵۰۰ هواپیما و هلیکوپتر عمدتا آمریکایی خود را از دست داد. تلفاتی که با افزودن آمار آن به آمار تلفات ایالات متحده، مجموع کل تلفات یگان هوایی آمریکا و متحدانش در جریان جنگ از ۱۱ هزار فروند تجاوز می کند. در مقابل، ارتش ویتنام شمالی که به همراهی چریک های کمونیست جنوب ویتنام -ویت کنگ ها- در حال جنگ با آمریکا بود، بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هواپیما و هلیکوپتر را از دست داد. ویتنام شمالی نیروی هوایی کوچکی داشت و برای هدف قرار دادن هواپیماهای آمریکایی، بیش از هرچیز به پدافند ضدهوایی به‌شدت کارآمد خود متکی بود. آمریکا به اندازه حدود ۴۲۰ بمب اتم هیروشیما روی ویتنام بمب ریخت (عکس خلبان اسیر آمریکایی) پیچیدگی استخراج آمار تلفات مقام های دولتی ایالات متحده، در زمان جنگ ویتنام و پس از آن، تمایل چندانی به برجسته شدن آمار هواپیماها و هلیکوپترهایی که از دست داده بودند نداشته‌اند و به همین نسبت، دسترسی رسانه ها به این آمار هم آسان نبوده است. اما بخشی دیگر از انعکاس ناچیز تلفات یگان های هوایی آمریکا در این جنگ، به دشواری استخراج آمار و اطلاعات مرتبط با این تلفات مربوط است. درواقع، حتی در جداول آماری معتبر آمریکایی در این ارتباط هم، که بعضا بعد از سال‌ها از طبقه بندی محرمانه خارج شده اند، پیچیدگی های عجیبی به چشم می خورند که محققان و روزنامه نگاران را به‌شدت به اشتباه می‌اندازند. پیش از هر چیز، اگر یک پژوهشگر دنبال آمار "تلفات نیروی هوایی آمریکا در ویتنام" بگردد و آمار درست را هم پیدا کند، تنها به بخشی از تلفات هواپیماها و هلیکوپترهای ایالات متحده در جنگ دست یافته است. چرا که در آمار نیروهای مسلح ایالات متحده، معمولا آمار مربوط به تلفات "نیروی هوایی"، "نیروی دریایی"، "تفنگداران دریایی" و "نیروی زمینی" در جداول جداگانه ذکر شده اند و بنابراین، آمار تلفات نیروی هوایی تنها بخشی از تصویر کلی را تشکیل می دهد. لازم به ذکر است که ارتش ایالات متحده، از پنج نیروی زمینی و هوایی و دریایی، تفنگداران دریایی و گارد ساحلی تشکیل شده است. گذشته از همه اینها، بخشی از تلفات هوایی ایالات متحده در جنگ ویتنام، اساسا به ارتش این کشور ارتباط ندارند و به سیا مربوط هستند. چرا که در طول جنگ ویتنام، برخی از آژانس های "غیرنظامی" از قبیل شرکت هواپیمایی "ایرآمریکا" -که برای سیا کار می کرد- هم درگیر عملیات بودند و هواپیماهایشان هدف قرار می گرفت؛ که پیدا کردن آمار دقیق تلفات آنها، تقریبا غیرممکن است. دومین پیچیدگی استخراج آمار صحیح تلفات ایالات متحده، ناشی از این واقعیت است که تعداد هواپیماها و هلیکوپترهای از بین رفته در "ویتنام"، به معنی تعداد تلفات "جنگ ویتنام" نیست. در حقیقت، تمام هلیکوپترها و به ویژه هواپیماهای آمریکایی سقوط کرده در زمان جنگ، در ویتنام -شمالی یا جنوبی- از بین نرفته اند و بخشی از آنها در کشورهای هم مرز ویتنام یعنی کامبوج و لائوس نابود شده اند که تعداد آنها، در جداول مربوط به تلفات آمریکا در خاک ویتنام ذکر نشده است. از آنجا که ویتنامی ها از خاک لائوس و کامبوج برای حمله به نیروهای دشمن و انتقال تجهیزات به ویتنام جنوبی استفاده می کردند، خاک آن دو کشور صحنه عملیات بی شمار هوایی آمریکایی ها و طبیعتا، محل سقوط بسیاری از هواپیماهای آنها بود. سومین عاملی که - البته در ابعادی کوچکتر - باعث پیچیدگی دستیابی به آمار کامل تلفات هواپیماها و هلیکوپترهای آمریکایی می شود، آن است که همه تلفات ایالات متحده بر اثر هدف قرار گرفتن از سوی ویتنامی ها ایجاد نشده و بخشی از آنها، در نتیجه سوانح از بین رفته اند. سوانحی که وقوع آنها، به ویژه با توجه به انجام چند میلیون ماموریت هوایی در طول جنگ ویتنام، اجتناب ناپذیر بوده است. آمار تلفات نیروی هوایی آمریکا، کل خسارات واحدهای هوایی آن را نشان نمی دهد؛ چون این کشور معمولا آمار تلفات هواپیماها و هلیکوپترهای"نیروی هوایی"، "نیروی دریایی"، "تفنگداران دریایی" و "نیروی زمینی" خود را به طور جداگانه منتشر کرده حجم عملیات هوایی آمریکا در ویتنام در طول جنگ ویتنام، تنها نیروی هوایی آمریکا حدود ۵،۲ میلیون نوبت پرواز انجام داد که حدود ۲،۲ برابر رقم مشابه در جنگ جهانی دوم بود. وزن بمب هایی که هواپیماهای آمریکا در طول جنگ بر روی نیروها و مناطق مسکونی ویتنام ریختند، حدود دو برابر کل بمب هایی بود که متفقین در جنگ جهانی دوم در اروپا، آسیا و اقیانوسیه مورد استفاده قرار دادند. به طور مشخص، درطول جنگ ویتنام آمریکایی ها ۶۷۰۰ هزار تن بمب بر روی ویتنام شمالی و جنوبی و مناطق مرزی کشورهای همجوار ریختند که معادل حدود ۴۲۰ بمب اتم، از نوع به کار رفته در هیروشیما بود. این در حالی است که متفقین در طول جنگ جهانی دوم -با احتساب بمب های اتمی هیروشیما و ناکازاکی- حدود ۳۴۰۰ هزار تن بمب بر روی مناطق مختلف اروپا، آسیا و اقیانوسیه ریختند. این حجم بالا از عملیات هوایی آمریکا در جنگ ویتنام، علیه کشوری صورت گرفت که دو بخش شمالی و جنوبی آن، مجموعا ۳۳۰ هزار کیلومتر مربع - یک پنجم مساحت ایران- وسعت داشتند. اغلب تصاویر منتشر شده از جنگ ویتنام در جریان و پس از پایان این جنگ، تصویر نوعی جنگ چریکی میان ویتنامی های کمونیست و نیروهای آمریکایی و متحدانشان را به نمایش می گذارند. تصویری که در بسیاری از مخاطبان، این برداشت را ایجاد می کند که شکست آمریکا در ویتنام، اتفاقی از جنس شکست سایر قدرت ها در جنگ زمینی با گروه های چریکی بوده است. این در حالی است که ایالات متحده نه تنها با چریک های ویت کنگ، که با ارتش منظم ویتنام شمالی و سلاح های سنگین آن هم درگیر بود که به تلفات گسترده و از جمله سرنگونی هزاران هواپیما و هلیکوپتر آمریکایی منجر شد. واقعیتی که بی تردید، با تصویر ارائه شده از این جنگ - به ویژه در هالیوود- کاملا متفاوت است. منبع : حسین باستانی ---------------------------------------------------------------------------------------------------- نکته اول اینکه آمریکایی خوب بلدند از شکست هاشون پیروزی بسازن اگر به زور اسلحه نشد با زور هالیوود اینکارو میکنند همینکه طرف موشک خورده به فرودگاه عربستان و توی هواپیما میگه ما زدیمش و اخرشم مشخص میشه موشک را نزدن مشخص کننده باقی چیزهاست نکته دوم اینکه توی این مدت درمورد اینکه موشک های ایرانی کارائی ندارند و از پس سپر موشکی عربستان برنمیاند بحث زیاد شد فقط برام سئوال پیش اومده که اگراین سیستم موشکی ما اینقدر ناکارامده چطور غربیها تلاش مضاعفی برای محدود کردن همین چیزهای بی خاصیت دارند؟ آمریکایی این هنر رو ظاهرا دارند که بما بقبولانند که مرغ های همسایه غازه ولی ازاین خبرا نیست در هرصورت
  15. بسم الله الرحمن الرحیم اشتباه دفعه قبل را انجام ندادند که هادی از صنعا متواری شد زنده ماندن ایشان و در اسارت بودنشان هم مشکلی را حل نمیکرد همانطور که اسارت اقای هادی هم مشکلی را حل نکرد بلکه در نهایت منجر به این حوادث شد در مورد انصارالله هم باید میزان رشد این گروه مد نظر قرار بگیرد که در شروع کار چه بود و الان چگونه هستند ؟
  16. بسم الله الرحمن الرحیم کل مسئله کره شمالی در یک کلام هستش از کسی که چیزی برای باختن ندارد بترس و ظاهرا آمریکای ترامپ این موضوع را متوجه نشده
  17. بسم الله الرحمن الرحیم جناب میثم عزیز و گرامی لطفتان عالیست بزرگواری فرمودید پاسخ دادید چند نکته که بنظر میرسد را خدمتتان ارائه مینمایم درمورد بازی بزرگان فرمودید احتمالا سفر سردار باقری به ترکیه فراتر از مسائل مرز مشترک دو کشور بوده هرچند طرف مقابل با رندی خاصی این بخش از مذاکرات را برجسته نمود و اصل مذاکرات هم محرمانه باقی ماند هم تحلیل خاصی روی آن صورت نگرفت بنظرم آسیب استقلال کردستان عراق و سوریه و اتحاد آنها با یکدیگر برای ترکیه بسیار فراتر از ما میباشد آنچنان که در نقشه ها مشخص میباشد در حالت فعلی در شرق و مرکز سوریه ما سه جبهه فعال داریم که در حقیقت همچون ارواره ایی برای خرد کردن داعش متصور میباشند شمال فرات از سمت عراق که در دست کردهاست بنظرم نقطه مشترکی که ما میتوانیم به آن تکیه کنیم جنوب بوکمال تا ایستگاه T2 میباشدکه هرچه سریعتر این بخش تکمیل گردد (فارق از خود شهر بوکمال ) ساخت یک مرز امن بین عراق و سوریه محتمل تر خواهد بود و سرعت هضم سیستم داعش در بین این فک ها با توجه به محاصره ایی که در آن قرار گرفته اند بیشتر میباشد بنظرم بیشترین تمرکز ما در زمان فعلی باید بر افزایش مناطق تحت کنترل ما در مرز عراق و سوریه باشد چون این مرز برای ما اهمیت حیاتی دارد حتی بسیار مهمتر از حلب
  18. بسم الله الرحمن الرحیم جناب میثم عزیر و گرامی با تشکر از زحمات جنابعالی پیشروی در امتداد رود بعلت تراکم جمعیتی بسیار بیشتر از مناطق بیابانی باعث درگیر شدن منابع ارتش سوریه و نیروهای مقاومت به شکل گسترده خواهد شد و مسئله دیگر اهمیت زمانبندی فتح مرز سوریه با عراق میباشد در روش فعلی با رسیدن به دیرالزور عملا نیروهای داعش بین نیروهای ما و کردها در محاصره قرار خواهند گرفت و فتح مناطق تحت محاصره بسیار کم هزینه تر خواهد بود و در زمان بسیار کوتاهتری مرز عراق و سوریه رادر اختیار ما قرار میدهد
  19. بسم الله الرحمن الرحیم   ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه می‌گوید دشمنان بشار اسد در حال برنامه‌ریزی برای حملات شیمیایی دیگری هستند تا دولت سوریه را بدنام کنند. آقای پوتین  این گفنه را روز سه‌شنبه ۱۱ آوریل در یک کنفرانس خبری در کرملین مطرح کرد.
  20. بسم الله الرحمن الرحیم     رهبری عزیز حمله اخیر آمریکا به یک پایگاه هوایی در سوریه را "خطایی راهبردی" دانسته که به تقویت داعش و گروه‌های مشابه منجر می‌شود و هشدار داده اند که "خطر این گروه‌ها در آینده گریبان آمریکایی‌ها را خواهد گرفت". "اروپا امروز به خاطر غلطی که در تقویت تکفیری ها انجام داد گرفتار است و مردم در خانه و خیابان امنیت ندارند و آمریکا نیز در حال تکرار همان غلط است" ------------------------------------------------------------- رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا می‌گوید که اولویت اول و استراتژیک کشورش در مورد سوریه، شکست دادن داعش است و تعیین سرنوشت بشار اسد به فرایند سیاسی و مذاکرات میان دولت و مخالفان موکول می‌شود. او گفته جنگ با گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) از نظر او به خوبی پیش می رود و هرگاه این جنگ به پایان رسید، آمریکا تمرکز خود را بر روند مذاکرات ژنو خواهد گذاشت و تلاش خواهد کرد با همکاری روسیه، به حصول توافقنامه آتش بس میان دولت اسد و مخالفان مسلحش کمک کند. به گفته او، سرنوشت اسد در این مذاکرات معلوم خواهد شد. آقای تیلرسون در مصاحبه با ای‌بی‌سی، وضعیت لیبی پس از سقوط حکومت معمر قذافی را یادآوری کرده و گفته که سرنگون کردن یک حکومت خشن، ممکن است به هرج و مرجی شبیه وضعیت لیبی بینجامد. او همچنین با اشاره به حملات موشکی اخیر آمریکا به یک پایگاه هوایی در سوریه، گفت: "رئیس جمهور (ترامپ) در پیامش به مردم آمریکا روشن کرد که این حمله تنها به استفاده دهشتبار اخیر از سلاح شیمیایی مربوط بوده است." لبخند
  21. بسم الله الرحمن الرحیم بارها عرض کردم بازم عرض میکنم با گاوی که شاخ بلندی داره و عقل کم نباید شاخ به شاخ شد مخصوصا گاوی که اینقدر شاخش بلنده که 59 تا موشک چند میلیون دلاری فقط یک بخش از توانایی های لحظه ایش حساب میشه از سناریو نویسیشون و از عملکردشون مشخصه راههای قبلی جواب نداده به راههای جدید دارن متوسل میشند کافیه نیروهای سوری و عراقی در شرق سوریه و غرب عراق در یک باریکه کوچک (حتی یک کیلومتری ) دست بدهند بقیه ماجرا داستان های گذراست مگر اینکه جناب ترامپ عملیات دامنه داری را شروع کند که بعد از آن ماجرا دیدنی خواهد بود
  22. بسم الله الرحمن الرحیم   در واکنش به اظهارات اخیر رئیس جمهوری آمریکا، فرانسه بر اهمیت ادامه تلاش دیپلماتیک برای حل بحران سوریه تاکید نهاده است. روز پنجشنبه، ۱۷ فروردین  ژان-مارک ارو، وزیر خارجه فرانسه، با اشاره به گزارش‌های مربوط به حملات شیمیایی اخیر در سوریه، گفت که دولت او همچنان در صدد کسب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در این مورد است. وزیر خارجه فرانسه گفت که برای این منظور با کشورهای عضو شورا، به خصوص روسیه در تماس است و می‌کوشد توافق آنها را برسر پیش‌نویس یک قطعنامه جدید جلب کند. آقای ارو در پاسخ به سئوالی در مورد موضعگیری فرانسه در صورت اقدام نظامی آمریکا در سوریه، گفت که فرانسه هنوز هم در واکنش به "حمله شیمیایی دولت سوریه" و همچنین پایان دادن به جنگ داخلی آن کشور "برای تلاش‌های دیپلماتیک ولویت قایل است." وی گفت: "اولین مرحله باید شامل تصویب قطعنامه شورای امنیت در این زمینه و مهمتر از همه، از سرگیری مذاکرات صلح سوریه در ژنو باشد." وزیر خارجه فرانسه در مورد اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا گفته است که "نباید به این بهانه که ممکن است رئیس جمهوری آمریکا خونش به جوش آمده باشد، خودمان وارد معرکه بشویم و حالت جنگ بگیریم."   -------------------------------------------------------- تا دیروز یکی باید فرانسه رو میگرفت کار به جایی رسیده که فرانسه داره آمریکا رو نصحیت میکنه یعنی قانون جنگلی هستش برای خودش
  23. بسم الله الرحمن الرحیم   شبكه خبری سی‌ان‌ان نوشت: ترامپ در حال بررسی گزینه  نظامی علیه بشار اسد در واکنش به حمله شیمیایی در ادلب است.   ---------------------------- به جنگ جهانی سوم خوش آمدید سپاه رو که میخواد تروریست اعلام کنه احتمالا قصدش حمله به نیروهای ما و حزب الله و سوریها در سوریه هم هست پس جناب ترامپ باید منتظر قدرت مجدد داعش و انتحاری هاش باشه ظاهرا حماقت قابل برنامه ریزی نیست
  24. بسم الله الرحمن الرحیم   وزارت دفاع روسیه در اطلاعیه‌ای گفته است که نیروی هوایی سوریه مسئول حمله روز گذشته به شهرک خان شیخون، از مناطق تحت تسلط نیروهای مخالف حکومت بشار اسد در استان ادلب بوده است. همزمان، مقامات آمریکایی سیاست دولت سابق آن کشور را مسبب وقوع چنین وقایعی دانسته‌اند. (ظاهرا با حضور دولت جدید در آمریکا ادبیات سیاستمداران کاخ سفید به ادبیات سیاست مداران ما نزدیک شده است لبخند) در اطلاعیه وزارت دفاع روسیه که صبح چهارشنبه، ١٦ فروردین منتشر شد، آمده است که هدف این حمله هوایی یک انبار مهمات و کارگاهی بوده که شورشیان در آن به تولید مین دست‌ساز "پر شده با گاز شیمیایی" مشغول بودند.
  25. بسم الله الرحمن الرحیم   جناب armagdon طبق نقشه این پست بیشتر استان حمص در سوریه مهم میباشد تا دیرالزور چون از یک سمت به لبنان متصل است از یک سمت به مدیترانه و از یک سمت به عراق استان الانبار هم بخش زیادیش خالی از سکنه هستش در بخش های شرقی استان الانبار هم عشایر شیعه سمت کربلا وجود دارند که قابل تزریق به منطقه میباشند براساس وجود همین عشایر قرار بود استان الانبار را تقسیم کنند که البته فعلا به جایی نرسیده