onin

Members
  • تعداد محتوا

    68
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

پست ها ارسال شده توسط onin


  1. اين مسلسل ضدهوايي مانند برادر چهارلول خود ZSU-23.4 ، يكي از بعترين مسلسل هاي ضدهوايي مي باشد. مكانيزم آتش اين سلاح كه از مسلسل هاي بهينه سازي شده 2A14 بهره مي گيرد ، بسيار دقيق و بي نقص است. اين سلاح در سال 1960 وارد خدمت و توسط نيروهاي ارتش شوروي بكار گرفته شد. بيش از 20 كشور ديگر در جهان ، از اين سلاح استفاده مي كنند. مكانيزم هدفگيري اين سلاح از نوع ZAP-23 است كه براي نشانه روي به سوي اهداف هوايي ساخته شده ، ولي براي درگيري با اهداف زميني ، انواع ديگر دستگاه هاي نشانه براي آن طراحي شده است.

    [align=center]تصویر[/align]

    مكانيزم گلندگدن اين سلاح ، كاملآ مشابه سلاح هاي معمولي است و با فشار گاز باروت كار مي كند. نوار فشنگ اين سلاح ، معمولآ در دو نوع 50 و 100 تير ساخته شده و درون جعبه هاي مخصوصي كه در طرفين سلاح قرار دارند جاسازي مي شوند.
    نواخت تير اين سلاح ، حدود 2000 تير در دقيقه مي باشد (هر مسلسل 1000 تير در دقيقه). با اين سلاح مي توان با اهداف هوايي كه تا سقف 2 كيلومتري پرواز مي كنند درگير شد و آنها را با احتمال 0/023 منهدم كرد. سرعت گلوله اين سلاح در بدو خروج از لوله ، 970 متر بر ثانيه است كه خاصيت آسيب رساني گلوله را تا برد 2/5 كيلومتري تضمين مي كند.

    [align=center]تصویر[/align]

    اين سلاح به 6 نفر خدمه نياز دارد كه 2 نفر از آنها ، وظيفه نشستن در پشت سلاح را برعهده دارند. 1 نفر از خدمه ، مآمور تنظيم دستگاه نشانه روي است و ديگري متصدي شليك مسلسل هاست. 2 نفر از خدمه ، مآمور تعويض جعبه هاي فشنگ هستند. لوله هاي اين سلاح را مي توان در زماني كمتر لز 15 الي 20 دقيقه تعويض كرد. نوعي از اين سلاح را مي توان بر روي خودروهاي 4X4 يا 6X6 نصب كرد. گونه خودكشش آن نيز موجود است و براي استقرار آن بر روي زمين ، به 30 ثانيه وقت نياز داريد.

  2. http://www.quadcityairshow.com/performers/ww-ii_aircraft/p-38/400x279%20P-38.jpg جنگنده ای غير متداول در جنگ جهانی دوم. بيشتر جنگنده های ايالات متحده که مجهز به موتور آليسون بودند کارايی پايينی در ارتفاع زياد داشتند که در اين مدل جديد اين مشکل رفع شد. P-38 مجهز به دو توربوشارژر ( توربينی که به وسيله دود اگزوز های موتور به حرکت در می آيد و مخلوط بنزين و هوا را با فشار بيشتری به درون موتور هدايت می کند و سبب کارايی بيشتر موتور می شود.‌ ) در عقب موتورهای خود بود. اسلحه ها بيشتر در قسمت وسطی بدنه متمرکز شده بود. اين جنگنده خيلی مناسب جنگ در اروپا نبود ولی در اقيانوس آرام موفقيتهای زيادی کسب کرد. P-38F اولين مدل آماده جنگ بود. در P-38J رادياتورهای جديدی بکار برده شد و سبب رفع اشکال خنک کننده های موتور شد. ۱۰۰۳۷ فروند ساخته شد. http://www.loisann.com/photos/p38.jpg مدل: P-38F کشور سازنده: آمريکا سال ساخت: ۱۹۴۳ عملکرد: جنگنده خدمه: ۱ طول بال:۱۵.۸۵ متر پهنای بال: ۳۰.۵ مترمربع موتور: Engine 2*900KW Allison V-1710-49/53 طول:۱۱.۵۳ متر ارتفاع: ۳.۹۱ متر برد:۱۱۲۵ کيلومتر مينيمم وزن: ۵۹۰۲کيلوگرم ماکزيمم وزن: ۷۱۷۳کيلوگرم حداکثر سرعت: ۶۲۸کیلومتر/ساعت حدپرواز: ۱۱۹۰۰ متر اسلحه: ۱ توپ ۲۰ ميليمتری ۴ مسلسل ۱۲.۷ ميليمتری مدل: P-38J-25-LO کشور سازنده: آمريکا سال ساخت: ۱۹۴۳ عملکرد: جنگنده خدمه: ۱ طول بال:۱۵.۸۵ متر پهنای بال: ۳۰.۵ مترمربع موتور: Engine 2*Allison V-1710-89/91 طول:۱۱.۵۳ متر ارتفاع: ۳.۹۱ متر برد:۳۰۲۵ کيلومتر مينيمم وزن: ۶۴۰۱ کيلوگرم ماکزيمم وزن: ۹۸۰۶کيلوگرم حداکثر سرعت: ۶۶۶کیلومتر/ساعت حدپرواز: ۱۱۹۰۰ متر اسلحه: ۱ توپ ۲۰ ميليمتری ۴ مسلسل ۱۲.۷ ميليمتری ۲ بمب ۷۲۶ کيلوگرمی
    • Upvote 1

  3. بله دوست عزيز البته F-111 مدل B كه هرگز عملياتي نشد. این نمونه قرار بود تا بعنوان جنگنده رهگیر دوربرد نیروی دریایی در مقابل بمب افکن ها و موشک های ضد کشتی شوروی ایفای نقش کند . این نمونه با رادار قدرتمند AN/AWG-9 تجهیز شده بود و قابلیت حمل و شلیک 6 فروند موشک دوربرد هوا به هوای AIM-54 Phoenix را دارا بود . از آنجایی که شرکت جنرال داینامیکز تجربه ای در تولید جنگنده های ناونشین نداشت از شرکت گرومن برای ساخت این نمونه کمک گرفته شده بود . این مدل کمی کوچکتر از نمونه A بود ولی طول بالهای آن حدود 2 متر بیشتر از نمونه A بود . نیروی دریایی تقاضای جنگنده ای که قابلیت حمل راداری48 اینچی را داشت ولی ساختار اف 111 تنها توانایی حمل راداری 36 اینچی را داشت . همچنین حداکثر وزن برخاست مورد نیاز نیروی دریایی 50000 پوند بود ولی اف 111 در بهترین شرایط حداقل 55000 پوند وزن داشت . ولی در هر دو مورد وزیر دفاع وقت مک نامارا اعمال نفوذ کرد و نیروی دریایی را مجبور به کنار آمدن با شرایط اف 111 کرد . تلاشهایی برای حل مسئله وزن اضافی انجام شد ولی این تلاش ها تنها کار را خرابتر کردند . گذشته از وزن زیاد هواپیما برای یک ناو هواپیمابر ، اف 111 هنگام اپروچ به ناو برای فرود دید کمی داشت و فرود با آن بسیار خطرناک و سخت بود . با تلاشهای آدمیرال توماس کونولی (معروف به تامکت) پروژه F-111B لغو شد و مناقصه ای دیگری برای ساخت جنگنده مورد نیاز نیروی دریایی انجام شد . مناقصه ای که شرکت گرومن برنده آن شد و با استفاده از سیستم راداری و موشکی F-111B و همچنین سیستم بالهای متغیر اف 111 ، جنگنده جدیدی با نام F-14 Tomcat را طراحی و تولید کرد.

  4. زماني براي مردن

    [align=center]تصویر[/align]

    اين بار نه مي خوام در مورد هواپيمايي فوق العاده صحبت كنم نه چيزي در مورد جنگنده اي صحبت مي كنم كه هيچ كس سفارش اون نداد ولي ساخته شد.!!!
    در سال هاي اوليه دهه 1950 ارتش آمريكا در بدترين شرايط قرار داشت جنگ جهاني هنوز اثرات خود را داشت و ارتش در حال مرخص كردن نيرو بود كاهش نيرو كاهش امكانات و بوجه را در برداشت اين سالها ارتش آمريكا را بسيار شكننده وضعيف نشان ميداد ضعفي كه در طول جنگ هيچگاه ديده نشد گويي وقت مرگ ببر زخمي فرارسيده بود ديگر هيچ اثري از ابوهت 4 تا 5 سال پيش ارتش به واقع پيروز جنگ نبود در چنين شرايطي كره شمالي به جنوبي حمله كرد و آمريكا بايد دفاع مي كرد(اين جنگ غير مستقيم جنگ ابر قدرت ها بود) شروع جنگ كره هشداري بود براي آمريكايي ها كه بايد به ارتش رسيد در چنين شرايطي جنگنده هاي MIG.15 وارد نبرد شدند كه آمريكا و بخصوص نيروي هوايي را كه وضيفه ي مراقبت از اسكادران ها را داشت در شرايط بدي قرار داد
    اين جنگنده با سرعت زياد سرعت اوج گيري و مانور پذيري به اضافه ي سه توپ سنگين رقيب خطرناكي بحساب مي آمد بطوري كه هيچيك از هواپيماهاي آمريكايي در اون زمان قادر به مقابله با آن بنودند به جز جنگنده هاي F.86 كه آن هم بايد بهسازي مي شد براي همين تمام اسكادران ها ملزم به پرواز پوششي محدود شدند
    با وجودي كه نيروي هوايي سفارشي براي ساخت رهگيري همچون F.104 نداد اما اين طرح پيش رفت و بدليل كنسل شدن طرح XF.90 اعلام نياز فوري به رهگيري با سرعت بالا كرد كه اسكانس وركس (قسمتي از لاكهيد) طرح را ارائه داد اين جنگنده نخستين هواپيمايي بود كه به 2 ماخ سرعت دست يافت موتور آن در ابتدا پس سوز نداشت اما نهايتا با پس سوز جايگزين شد(در مورد پس سوز بعدا در فرصتي ديگر مي نويسم) اين طرح در زمان خود طرح جالبي بود جنجالي نبود اما جالب بود جالب اينكه در شرايطي كه بالهاي پسگرا رايج بود اين هواپيما داري بالهاي كوتاه و مستقيم بود(در واقع مثل موشك پرواز مي كرد) دم آن T شكل بود و مجراي موتور آن هم مشترك بود يعني دو دريچه به هم مرتبط بودند(اون موقع بسياري از مهندسان با اين طرح مخالف بودند ادامش بخونيد شايد حق داشتن چون اين هواپيما خيلي وقت ها بيشتر موشك بود تا هواپيما)
    اين هواپيما در آلمان غربي هم ساخته شد اما آلمان مثل اينكه بيشتر به موشك بودن آن علاقه داشتند براي مقابله با پرواز شناسايي هاي شوروي بايد در مناطقي پرواز مي كرد كه امكان باند نبود بايد پرواز مي كرد بنا بر اين هواپيما را بروي سكويي با زاويه 20 در جه قرار دادند زير آن راكتي قرار گرفت كه رانشي برابر با 65000 پوند ايجاد مي كرد اين هواپيما همچون موشك پرتاب مي شد البته اين روش به هوپيما كمي آسيب مي زد اما خوب بود(جالب اين كه در دومين آزمايش هواپيما به همراه بوستر همراهش منفجر شد به جز خلبان تعدادي از كادر زميني هم آسيب ديدند كه دليل آ، انفجار هواپيما نبود بلكه فرار از محل حادثه و تصادف ماشينها آن را بوجود آورد) براي درگيري هوايي به 4 فروند موشك اسپارو به همراه يك توپ 20 mm مجهز شد كه با يك رادار رهگيري هوايي ناسار تكميل شد
    در مورد لقبي كه هواپيما دادند بايد بدانيد اين هواپيما در فاصله سالهاي1961 تا 1968 بيش از 91 فروند از آ، سقوط كرد بطوري كه مردم به آن لقب تابوت پرنده را دادند ارتش هم بعد از مدتي (بعد از جنگ) تمام هواپيماها غير قابل اعتماد را به كشور هاي فقير همچون پاكشتان بخشيد
    واقعيت اين بود كه در همه جا تعريف اين هواپيما شنيده مي شد اما اينها حرفهاي سازندگان بود كه از كار خود تعريف مي كردند در واقع شهرت اين هواپيما در كاميابي نبود بلكه در ناكامي و شكست بود(از دست دادن كنترل و تعادل در اين جنگنده چيز عادي و روز مه اي براي خلبانان بود)
    به هر صورت پروزه موشك سرنشين دار يا همان F.104 طرح پيروزي نبود البته شكست هم نخورد

    [align=center]تصویر[/align]

    مشخصات:
    ابعاد:
    Length 54.75 ft (16.69 m)
    Height 13.50 ft (4.11 m)

    بيشينه سرعت: 2.2 ماخ

    موتور: يك دستگاه General Electric J79-19 با رانش 70.28 kN
    سلاح: AIM-9 Sidewinder, AIM-7 Sparrow, Apside و nuclear bombs, Mk 82/83 ...


  5. شاید در یک جنگ یک خودروی نظامی که کار یک تانک و یک ماشین پر سرعت را جهت شناسایی منطقه و موقعیت و جو و زمین و گشتی ها و کمین شناسایی کند

    وکسترا 105 یک خودروی شناسایی 8x8 است که علاوه بر سرعت مناسب با استفاده از یک توپ 105 میلیمتری مدل G-2 به عنوان یک شکارچی تانک مخوف نیز می تواند در میادین رزم وارد عمل شود. وکسترا 105 توسط شرکت صنایع جیات (GIAT) فرانسه طراحی و تولید شد. جیات در تولید این خودرو از تجربیاتش در زمینه ساخت وکسترا 25 استفاده نموده و با بهینه سازی و رفع نقاط ضعف این خودروی پر قدرت متولد شد. وکسترا 105 عملکرد شگفت انگیز خود را در مانور های صحرایی که در اکتبر سال 1997 در امارات متحده عربی انجام شد به نمایش گذاشت و نشان داد که در نوع خود بی نظیر است. در زمینه شناسایی این خودرو در سطوح استاندارد می تواند به سرعت نفس گیر 200 کیلومتر در ساعت برسد ودر جاده های معمولی 120 کیلومتر در ساعت را به راحتی پوشش می دهد.

    تسلیحات :واما سیستم ضد تانک این خودرو شگفتی دیگری دارد . توپ ضد تانک وکسترا 105 می تواند چه در حال حرکت و چه در وضعیت ساکن اهداف متحرک یا ساکن زرهی را هدف قرار دهد ومنهدم کند. علاوه بر آن این شکارچی روز و شب برایش مفهومی ندارد ودر هر شرایط و زمانی وظیفه خود را به نحو احسن انجام می دهد. در کنار توپی قدرتمند یک قبضه تیر بار 62/7 امکان در گیری با اهداف سبک و انسانی را فراهم می سازد.

    تصویر


    خدمه ونفرات:وکسترا به 4 خدمه نیاز دارد :راننده , فرمانده , توپچی و بارگذار توپ(برای پر کردن توپ)فرمانده این خودرو می تواند از همان سیستم مدیریت رزمی استفاده کند که در تانک فوق پیشرفته لکلرک نصب شده است. توسط سیستم مدیریت رزم (FINDERS) می تواند بر روی یک صفحه نمایش رنگی خودروهای زرهی خودی و دشمن را مشاهده و در صورت لزوم در ظرف 30 ثانیه در حالت تهاجمی قرار گرفته و آماده درگیری با 6 هدف شود.

    سیستم ها:سیستم FINDERS علاوه بر شناسایی اهداف اعمال زیر را نیز عهده دار است:نقشه دیجیتال/سیستم راهبردی وتعیین موقعیت / ارسال و دریافت پیام به صورت متنی و گرافیکی و تهیه گزارشهای وضعیت تاکتیکی تهیه گزارشهای لجستیکی و مدیریت شبکه مخابراتی و برجک این خودرو از نوع جیات TML-105 تقویت شده است که به توپ 105 میلیمتری CN-105 G2 NATO مجهز است این توپ از نوع کم لگد (LOW RECOIL) بوده وسیستم هدف گیری آن الکتریکی می باشد. سیستم محرکه برجک از نوع کاملا الکتریکی بوده و توسط شرکت SIG سوئیس ساخته شده است.برجک و توپ به دلیل مجهز بودن به کنترلهای الکتریکی کاملا تحت کنترل کامپیوتر وکسترا بوده و عملکردی فوق العاده را از خود به نمایش می گذارد.

    توپ و مهمات مختصات: توپ وکسترا قابلیت استفاده از طیف گسترده ایی از مهمات استاندارد ناتو را دارا می باشد و در ضمن این توپ قدرت شلیک مهمات APFSDS را داراست. این نوع گلوله ها قدرت نفوذ در زره های بسیار سخت و تقویت شده را دارند . ماکزیم ظرفیت حمل مهمات در واکسترا 36 گلوله است .زره تقویت شده وکسترا در مقابل گلوله تیربارهای سنگین 5/14 میلیمتری و ترکش گلوله های توپ و خمپاره سرنشینانش را به خوبی محافظت می نماید.علاوه بر آن استفاده از زره های ماجولا و منعکس کننده هم وجود دارد تا در مقابل موشک های ضد زره نیز بتواند مقاومت نماید. علاوه بر تجهیزات وسیستم های فوق الذکر وکسترا یک سیستم رزمی کارآمد دیگر نیز دارد. سیستم دفاع نزدیک گالیکس (GALIX) زمانی که دشمن در فواصل نزدیک به وکسترا قرار دارد وارد عمل شده وبه خوبی از آن حفاظت می نماید. این سیستم از 4 لانچر 80 میلیمتری تشکیل شده است این لانچرها قدرت شلیک مهمات ISS را دارند که برای ایجاد پوشش های دود فوری استفاده می گردنند. همچنین امکان استفاده از مهمات مانوری و منور و منحرف کننده های موشک های مادون قرمز نیز وجود دارد.

    سیستم نشانه روی:سیستم نشانه گیری وکسترا مشابه سیستم به کار رفته در تانک لکلرک است واز بهترین های جهان به شمار می رود این سیستم SAVAN 15 SAGEM نام دارد که از یک مسافت یاب فوق پیشرفته لیزری سیستم نمایش تصاویر حرارتی و نمایشگر تلویزیونی با وضوح بسیار بالا بهره میبرد با سیستم کنترل آتش مدرن وکسترا در ارتباط است تا محاسبات بالستیکی به بهترین نحو انجام گیرد.

    موتور: موتور وکسترا از نوع ساب اسکانیا DAN.M260 دیزل است وگیربکس تمام اتوماتیک آن توسط RENK آلمان تولید شده است. بسته به نوع زره و سیستم حفاظتی وزن وکسترا از 28تا 34 تن در نوسان است و برد عملیاتی آن در حدود 800 کیلومتر می باشد. در کل وکسترا 105 بهترین خودروی شناسایی است که در حال خدمت می باشد. تجهیزات الکترونیکی و رایانه ایی استثنایی آن در میان همتایانش بی نظیر بوده وآن را به تک خالی درخشان تبدیل نموده است.

  6. موشک دوربرد فینیکس

    [align=center]تصویر[/align]

    همان طوری که می دانیم، هواپیمای تامکت به دلیل دارا بودن ویژگی های منحصر به فرد به عنوان یکی از موفق ترین جنگنده های طول تاریخ هوانوردی به شمار می آید و هنوز نیز پس از بیش از سی سال خدمت در نیروی دریایی آمریکا، همانند هواپیمایی تازه طراحی و تولید شده می نماید.

    [align=center]تصویر[/align]

    این جنگنده نسبت به همقطاران خود دو ویژگی بسیار برجسته داشت، که یکی دارابودن سیستم بال های متغیر و دیگری سیستم موشکی فینیکس، که مورد آخری ویژگی بسیار جدید و تکنولوژی نوینی در عرصه نبرد های هوایی به شمار می آمد و صد البته قیمت این پرنده به دلیل داشتن چنین سیستم گران قیمتی بسیار بالاست. در واقع، به جرات می توان اظهار کرد که محبوبیت هواپیمای تامکت بیشتر به دلیل توانایی حمل موشک های فینیکس بوده و اف-14 بدون آن هیچ کاره است. این موشک های هوا به هوا، با بردی معادل 150 کیلومتر جزو دوربرد ترین موشک های هوا به هوا به شمار آمده و با کد AIM-54 و لقب فینیکس به معنای ققنوس شناخته می شود.

    [align=center]تصویر[/align]

    سیستم هدایتی این موشک از نوع فعال است، که این به این معناست که پس قفل روی هدف و شلیک موشک، دیگر نیازی به قفل ماندن رادار هواپیما روی هدف نیست و موشک می تواند مستقل از رادار هواپیما به عملیات ادامه دهد. در این سیستم راداری، پس از شلیک موشک، هدایت موشک و محاسبه زاویه مناسب برای برخورد به هدف، به عهده کامپیوتر درونی موشک سپرده شده و هواپیما می تواند به تعقیب اهداف دیگر برود. دلیل ایجاد این ویژگی نیز مشخص است، به دلیل برد بسیار آن، اگر هدف در حداکثر برد موشک باشد، نسبتاً زمان زیادی طول می کشد که موشک به 150 کیلومتری رسیده و به هدف اصابت نماید، در نتیجه، بدیهی است که فقل ماندن رادار هواپیما تا برخورد موشک به هدف آن را از انجام عملیات دیگر محروم ساخته و چه بسا به خاطر حفظ قفل روی هدف، هواپیمای پرتابگر خود طعمه هواپیمای دیگری شود.

    رادار فعال این موشک این امکان را به هواپیما می دهد که در هنگام برخورد به هدف، اف-14 پرتاب کننده حتی در آشیانه و خلبان های آن از آن خارج شده باشند. حداکثر سرعت عملیاتی این موشک پنج ماخ بوده و در بسیاری از موارد این موشک، پس از پیدا کردن هدف در نزدیکی آن منفجر شده و توان فوق العاده کلاهک جنگی آن هواپیمای هدف را منهدم نماید. طول این موشک حدود 4 متر بوده و قطر آن نیز به 30 سانتیمتر رسیده و وزن آن نیز حدود 450 کیلوگرم و وزن کلاهک جنگی آن در حدود 67 کیلوگرم است. این موشک از موتور توربوراکت با سوخت جامد استفاده می کند که به این موشک حداکثر سرعت را می بخشد. در هنگام شلیک این موشک، مستقیماً به دنبال هدف نمی رود بلکه مسیر احتمالی گذر آن را محاسبه کرده و به سمت آن جا می رود.

    در تست هایی که بر روی این موشک در مراحل اولیه آزمایش صورت گرفت، شش هدف مصنوعی که در روی رادار هواپیما به شکل هواپیماهای واقعی نمایش داده می شوند، از زمین پرتاب گردید که هر شش هدف توسط رادار قدرتمند تامکت شناسایی گردیده و شش موشک فینیکس با فاصله ی بسیار اندک، یکی پس از دیگر پرتاب گشتند. از شش موشک پرتاب شده، پنج فروند آنان به صورت مستقیم یا دایرکت هیت به اهداف برخورد کرده و آنان را به طور کامل منهدم نمودند، اما یکی از این موشک ها به دلیل کوچک بودن نسبی هدف مصنوعی و نیز اشکالی در رادار این موشک، از مسیر خود منحرف شد که اعلام گردید در صورت واقعی بودن هدف، امکان چنین اشتباهی وجود ندارد. میزان موفقیت این آزمایش، هشتاد درصد اعلام گردید که برای آزمایش یک موشک تازه طراحی شده و البته با هدف های مصنوعی، میزان موفقیتی بسیار عالی بود.

    در مورد این موشک، از بین بردن آن با انجام مانورهای شدید که در نتیجه موشک به دنبال هواپیما رفته و در اثر شتاب جی از بین می رود، امکان ندارد، چرا دیگر این حقه نیز قدیمی شده و این موشک توانایی تحمل شتاب جی، حداکثر دو برابر شتاب جی قابل تحمل توسط هواپیماهای جنگنده امروزی را دارد. در هواپیمای تامکت حداکثر شش موشک فینیکس می تواند حمل شود که شامل دو عدد زیر بال ها و چهار عدد در پایلون هایی زیر بدنه می شود. نا گفته نماند این موشک ساخت کمپانی هیوز بوده و در طی جنگ تحمیلی علیه ایران نیز نیروی هوایی کشورمان با استفاده از هواپیمای تامکت مجهز به این نوع موشک های قدرتمند هواپیماهای عراقی بسیاری را از فواصل بسیار دور و باور نکردنی، سرنگون ساخته و بار دیگر نیز برتری خود را به نمایش گذاشت.

    [align=center]تصویر[/align]

    جالب است بدانید که در یکی از نبردهای هوایی تامکت ایرانی توانست تنها با شلیک یک فروند موشک فینیکس چهار فروند میراژ عراقی را که در فرمیشن نزدیک به هم پرواز می کردند را ساقط سازد.

    • Upvote 1

  7. تفنگ کاليبر 50/0 اینچ فوق مدرن برت ، طراحي آقاي روني برت مي باشد و توانسته نياز ارتش امريکا مبني بر يک تفنگ 50/0 اينچي را برآورده کند. اين سلاح ، در اولين نگاه بيننده را جذب مي کند. اين اسلحه نه تنها در امريکا ، بلکه در سراسر دنيا به عنوان اسلحه کاليبر بزرگ شناخته مي شود. ساير محصولات مشابه با کاليبر 50/0 اينچ از کارخانه هاي ديگر نيز حرفي براي گفتن دارند. ولي در ميان آنها برت خوصوصآ در ارتش و نيروهاي ويژه امريکا از جايگاه خاصي برخوردار است و ملاک ارزشيابي ديگر موارد مشابه مي باشد. بيش از 35 ارتش در سراسر جهان از اين سلاح استفاده مي کنند (اکثرآ مدل M82A1M). دقت فوق العاده و قابل اطمينان بودن ، آن را سلاح مطلوب سربازان کرده است. اين اسلحه در جنگ خليج فارس توسط نيروهاي امريکايي با موفقيت آزمايش شد و اهدافي را از فاصله 2 کيلومتري را براحتي مورد هدف قرار مي داد.

  8. در یکی از عصرهای تابستان سال 1944، دکتر هانس وک به همراه همکارانش، در حال آماده کردن هواپیمایی در یکی از باند های نظامی برای آزمایش نخستین پرواز آن بودند. سرانجام پس از مدتی، عملیات چک های ابتدایی انجام شد. سپس دو نفر از خلبانان زبده نیروی هوایی آلمان نازی، سوار هواپیمای عجیب و غریب شدند. چند دقیقه بعد، غرش موتورهای جت Jumo 004 در فضا طنین انداز گردید و پرنده جدید و نا آشنایی به آرامی به سمت باند پرواز حرکت کرد و پس از مدتی، به آرامی از باند پرواز جدا شد و در آسمان به پرواز در آمد. لبخند روی لبان دکتر وک، حاکی از رضایت وی از نتیجه مدت ها تحقیق بود. http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/8/86/Junkers_Ju_287.jpg/250px-Junkers_Ju_287.jpg هواپیمای یونکر 287، عجیب ترین هواپیمای جنگ جهانی دوم هواپیمایی که آن روز برای نخستین بار به پرواز در آمد، هواپیمایی جز یونکر Ju-287 نبود. این هواپیمایی انقلابی، یکی از عجیب ترین هواپیماهایی بود که تا آن روز به چشم هر خلبانی آمده بود. طرح جالب بال های رو به جلوی آن، تا مدت ها برای بسیاری جای سوال بود. در کنار این طرح بی نظیر، صدای موتورهای جت آن نیز حاکی از وجود پیشرفت دیگری بود که تا آن زمان هیچ یک از کشورهای دیگر، بدان دست نیافته بودند. در ابتدای سال 1943 میلادی، یعنی در بحبوحه جنگ جهانی دوم دولت نازی آلمان، از نیروی هوایی و گروه طراحی آن نیرو، درخواست ساخت هواپیمای بمب افکنی را کرد که نیازی به جنگنده های دیگر برای اسکورت نداشته باشد بتواند با سرعت بالا و بدون دغدغه از رهگیری شدن توسط هواپیماهای جنگنده دشمن، عملیات خود را در ارتفاعات بالا انجام دهد و به منطقه خودی برگردد. در آن زمان، تقریباً چند سال بود که اولین نمونه های موتور جت توسط دکتر هانس فون اوهاین آزمایش شده بود. به همین دلیل، ابتداً گروه طراحی، بمب افکنی با موتورهای جت را طراحی کرد که دارای بال های به عقب برگشته همانند هواپیماهای امروزی بود. اما به زودی گروه متوجه شد که عملیات برخاست، بمباران و نشست هواپیما اکثراً در سرعت های کمی صورت می پذیرد. پس به کارگیری بال های به عقب برگشته که نیروی برای کمتری را در سرعت های پایین تولید می کردند، کاری عاقلانه نبود. سرانجام دکتر وک، سرپرست گروه طراحی، هواپیمایی با بال های رو به جلو را پیشنهاد کرد که تا آن زمان، هیچ گاه جهان هوانوردی چنین هواپیمایی به خود ندیده بود. در بال های معمولی، هنگامی که سرعت هواپیما به سرعت وامانده شدن یا استال می رسید، ابتداً نوک بال ها استال می شدند که نتیجه آن عمل نکردن شهپر ها و در نتیجه گرفتن قدرت انجام هر عملی از خلبان بود. اما در بال های جلوگرا، نخستین محلی که استال می شد ریشه بال ها بود و به همین دلیل، هواپیما هنوز به علت وجود شهپر ها کنترل پذیر بود. این ایده مورد قبول گروه طراحی قرار گرفت. http://www.kheichhorn.de/assets/images/ju287_03.jpg برای اینکه Ju-287 سریعاً آماده خدمت در نیروی هوایی بشود، گروه طراحی برای نخستین پرواز این جنگنده، بسیاری از قسمت ها را از هواپیماهای قبلی به عاریت گرفتند. برای مثال، بدنه این هواپیما همان بدنه بمب افکن هینکل 177، دم هواپیما همان دم یونکر 388 و چرخ های دماغه همان چرخ های بمب افکن B-24 بوند. ظاهراً، تنها چیزی که این هواپیما را از هواپیماهای قدیمی تر متمایز می کرد، طرح عجیب بال های رو به جلوی آن بود. شهپر ها و فلپ های بزرگی برای این هواپیما در نظر گرفته شده بود که بیشترین نیروی برا را برای برخاستن این پرنده جالب فراهم می کرد. اما اختلاف به همین جا ختم نمی شد. این بار گروه طراحی، دیگر از موتورهای پیستونی استفاده نکرد، بلکه ریسک به کارگیری موتورهای جت ناآزموده را پذیرفت. نهایتاً برای تامین نیروی پیشران این هواپیما، چهار موتور توربوجت Jumo 004 در نظر گرفته شد که هر یک قدرتی معادل 1984 پوند تراست تولید می کردند. اما جاگیری این موتورها در یونکر 287 هم عادی نبود. دو موتور از چهار موتور زیر بال ها و دو موتور دیگر به طرز عجیبی در دو سمت دماغه قرار می گرفتند. http://www.kheichhorn.de/assets/images/ju287-01.jpg سرانجام روز موعود فرا رسید. در 16 آگوست 1944، هواپیمای بی نظیر و تاریخی Ju-287 از آشیانه بیرون آورده شد و پس از مدتی، بال به سوی آسمان گشود. نتایج حاصل از پرواز، همه و همه حاکی از کنترل عالی و مانورپذیری بی نظیر این هواپیما داشتند. ظاهراٌ هیچ گونه مشکلی از نظر هدایت هواپیما بروز نیافته بود. خلبانان این هواپیما گفته بودند که هواپیما، بسیار به راحتی از شیرجه ها خارج شده و به حالت پرواز عادی باز می گشت. همچنین استفاده از فلپ ها نیز هیچ اثر نامطلوبی بر هدایت هواپیما نداشت. این هواپیما در نخستین پرواز، در یک شیرجه به سرعت بالای 404 مایل بر ساعت نیز دست یافت که در نوع خود و برای یک بمب افکن، سرعتی باورنکردنی بود. فرود هواپیما پس از پرواز آزمایشی نیز بسیار به آرامی و بدون هیچ مشکل خاصی انجام گرفت و برای نخستین بار، پرواز یک هواپیمای بال رو به جلو با موتورهای جت در تاریخ هوانوردی ثبت شد افتخاری دیگر را برای این علم گسترده به ارمغان آورد. پس از موفقیت نمونه ی اول هواپیما، نمونه دوم هواپیما نیز قرار بود که بر پایه همین هواپیما ساخته شود. اما این نمونه، دارای موتورهای نیرومندتر هینکل A011 بود که نیروی 2866 پوند تراست را تولید می نمود. همچنین، جاگیری موتورها نیز این بار با مدل نمونه اول تفاوت داشت. در نمونه دوم، تصمیم بر آن گرفته شده بود که هر چهار موتور برای بالانس و ایجاد تعادل در هواپیما زیر بال ها قرار بگیرند. همچنین، قرار بر آن بود که نمونه سومی نیز از این هواپیما ساخته شود که دارای شش موتور بود و هدف رسیدن به سرعت های بسیار بالا را دنبال می کرد. پیش بینی شده بود که نمونه سوم هواپیما در صورت ساخت قادر به رسیدن به سرعت هایی بالای 509 مایل در ارتفاع شانزده هزار پایی بود که در زمان خود، واقعاً یک «معرکه» به شمار می آمد. گفتنی است که این هواپیما، از سیستم کابین تحت فشار نیز بهره می برد. بدین معنی که خلبانان لازم نبود برای پرواز در ارتفاعات بالا، با خود اکسیژن حمل نمایند، بلکه سیستم های تعبیه شده در هواپیما، اکسیژن مورد نیاز را در کابین فراهم می آورد. در سال 1945 و همزمان با فروپاشی آلمان نازی، نمونه دوم یونکر 287 در حال ساخت بود که کارخانه یونکر توسط نیروهای شوروی اشغال شد و دکتر وک، تیم طراحی، هواپیمای نمونه اول و همچنین هواپیمای ناتمام نمونه دوم، همگی به اسارت نیروی های ارتش سرخ روسیه در آمده و به شوروی برده شدند. در سال 1947، یعنی دوسال پس از پایان جنگ، یونکر نمونه دوم هم در شوروی آماده شد. اما به دلیل اینکه روس ها هیچ علاقه ای به ساخت چنین هواپیماهایی نشان نمی دادند، این هواپیما دیگر هیچ گاه پرواز نکرد و ماجرای یونکر 287 به همان جا پایان یافت. http://www.kheichhorn.de/assets/images/ju287c.jpg هواپیمای یونکر 287، بمب افکن جت جنگ جهانی دوم سال ها بعد، آمریکایی ها به مدد سازمان هوافضایی ناسا و مدارکی که از آلمان نازی در مورد طراحی این گونه هواپیما ها به دست آمده بود، هواپیمای بال رو به جلوی X-29 طراحی و ساخته شد که همان موفقیت ها باز هم تکرار شدند ولی این طرح، این بار هم عملیاتی نشد. در چند سال اخیر، ظاهراً روس ها دوباره دفترچه خاطرات خود راورق زده و به یاد طرح های جاودانه ی دکتر وک افتاده اند و نتیجه تحقیقات آن ها در مورد این هواپیما ها، به صورت جنگنده عملیاتی Su-47 برکوت تحقق یافت. جالب این جاست که این هواپیماها که در چند دهه اخیر ساخته شده اند، همگی از سیستم های پیچیده کامپیوتری برای کنترل پروازشان استفاده می نمایند، در حالی که هواپیمای یونکر 287 تنها و تنها از همان سیستم های مکانیکی استفاده می کرد و این نکته، اوج دانش طراحان آلمان را تفهیم می کند که واقعاً خدمات بزرگی را در راه علم هوانوردی انجام دادند. http://www.diseno-art.com/images/x-29.jpg x 29 http://www.ural.ru/gallery/news/techno/air_mil/su-47.jpg su 47