crazyinventor

VIP
  • تعداد محتوا

    95
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    5

crazyinventor آخرین امتیاز شما در روز 30 مرداد 1398

crazyinventor شما بیشتری مطالب مورد علاقه کاربران را دارید!

اعتبار در انجمن

1,881 نشان شجاعت

3 دنبال کنندگان

درباره crazyinventor

  • رتبه حساب کاربری
    سرجوخه

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

2,381 نمایش های پروفایل
  1. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری جانشین موشک شفق اینطور که از تصاویر مشخصه ، عزیزان هوانیروز ارتش بالاخره بی خیال تغییرات در موشک های پدافندی و زمین به هوای خانواده یازهرا _ کروتال _ اف ام 80 ، در نقش ضد زره شدن و رفتن سراغ نوع اختصاصی + ریل پرتاب مختص خودش . این هم بهینه شده اش ، از نمای کناری از نمای پشتی + ریل پرتاب اون بنر اطلاعات اطلاعات بنر به صورت حدسی و گمانی * ویژگی : عدم دید * برد حداکثری : عدم دید * برد حداقلی : عدم دید * طول : 145 سانتی متر * قطر : 150 م م ( قطر بدنه ی اصلی بدون احتساب بالک ها ) * وزن : 40 کیلوگرم * سر جنگی : خرج گود ( احتمالا دو مرحله ایی ) * نوع فیوز : ضربتی ، چند منظوره * هدایت : جستجوگر گرمایاب غیر سرد شونده ، آشیانه یاب ، لیزری * برد دید جستجوگر در حالت قفل روی هدف : ناخوانا ( شبیه 4 کیلومتر هست ) نکته ها 1_ اعداد و اطلاعات ارایه شده در بالا غیر دقیق و برداشت حقیر از بنر و مطلب هست و امکان تغییرات داخلش زیاده . بنابراین در حد آشنایی اولیه ببینیدش تا رونمایی رسمی ازش بشه و اطلاعات دقیق برسه . 2_ این تصاویر از یه سایت خارجی گرداوری شده و چرایی اینطور رونمایی کردن و همینطور بیرون اومدن این تصاویر و اطلاعات بدون رونمایی اصولی و رسمی ، مشکل دار هست ( حتی اگر سر مسایل داخلی هست ) . 3_ اینجا میطلبه که به مطلب دوست عزیزمون جناب قیام بپردازیم . http://www.military.ir/forums/topic/21779-تاپیک-جامع-موشکهای-ضد-زره-ایران/?do=findComment&comment=535189 مدیران محترم ، اگر نیاز بود این مطلب به بخش خودش منتقل بشه .
  2. سلام علیکم لطف دارید ، اما در مورد سطوح مورد نظر شما یه مقداری تفاوت دیدگاه پیدا میکنیم . همینطور که دوست عزیزمون هم به اون اشاره داشتن ، این سطوح زیمریت هست ( و میشه گفت که یه جور بتونه بوده ) که توسط آلمانی ها برای فاصله انداختن بین سطوح فولادی تانک و مهمات ضد تانک چسبنده ی مغناطیسی ( دارای آهنربا ) ایجاد شده و کاربرد داشته . استفاده ازش هم تقریبا میشه گفت که مثل بتونه سنگی صافکاری بوده و بعد از اجرا ، روی سطوح محکم میشده و تا مدت نامعلومی روی سطوح حضور داشته . لینک ویکی در مورد زیمریت . https://www.google.com/url?sa=i&url=https%3A%2F%2Fen.wikipedia.org%2Fwiki%2FZimmerit&psig=AOvVaw0VKWqDmACE82VdwFaAIMOM&ust=1627682590814000&source=images&cd=vfe&ved=2ahUKEwitnaqmpInyAhVT9IUKHdkhDhQQr4kDegQIARAQ البته به نظرم مطلب و یا تایپک در مورد سطوح زیمریت داریم که بنده نتونستم پیداش کنم . مهمات ضد تانک چسبان آلمانی . ( مهمات خرج گود هست ، آهنرباهای ۳ گانه ی نعلی شکل اون علاوه بر وظیفه ی چسبوندن مهمات ، با ارتفاعی که دارن و فاصله هوایی که ایجاد میکنن ، کمک به شکل گرفتن جت _ نیزه ی مذاب خرج گود برای نفوذ صحیح به هدف میکردن ) نمونه ی ژاپنی . ( مین مغناطیسی چسبان ) پوشش زیمریت ایجاد شده بر سطوح که برای دفع مهمات چسبان مغناطیسی ایجاد و کاربرد داشته . بنده که هرچی دقت کردم به سطوح بدنه و سطوح تقریبا عمودی برجک ، شکل و فرم اجرای زیمریت و علم به بتونه بودن احتمالی اون و ... ، کارایی ایی برای سطوح زیمریت در سطح " سطوح زایونی " پیدا نکردم ، اما حتی اگر سطوح زیمریت هم در زمینه ی چنگ زنی ، کارایی جزیی داشتن ، به نظرم کارایی فرعی و غیر انتخابی براش بوده و نه اینکه مثل سطوح زایونی بابت لیز نخوردن ایجاد شده باشه .
  3. سلام علیکم شیار عادی نه ! عموما شیارهای طولی و عرضی ( و یا ترکیب این دو ) که حاصل براده برداری از سطح هستن ، فاقد سطوح چنگ زننده و خشن مثل سطوح زایونی هستن و نهایتا بتونن یه قسمتی از مایعات و سیالها رو از روی سطح کم کنن ، اما بازهم چیزی که در انتها میمونه و کف پوتین خدمه باید اون رو لمس کنه ، قسمت بیرونی و بدون شیار این سطوح با کستردگی بالا هست که هم میتونه لایه ی غبار روش سوار بشه و هم سیالات چرب روی اون سطوح باقی میمونن ، در مقابل سرما و گل و شل و برف هم کاری ازپیش نمیبره . شیار با ایجاد زواید چند وجهی ساده روی سطوح بله ! اما اگر بتونیم با ماشینکاری مناسب سطوحی رو مثل سطوح زایونی خشن ایجاد کنیم ، امکانش هست . این برجستگی سطوح مورد نظر ما میتونن به شکل اهرام باشن که در قسمت ریشه قطور و مستحکم هستن و در قسمت نوک ، تیز و برنده . نمونه ی دم دستی این این برجستگی رو میتونیم روی فک بعضی از گیره های آهنگری ببینیم . برجستگی های روی سطح مثل مخروط و هرم ، میتونن سطح خشن مناسبی رو برای استفاده ی خدمه در گستره ی 360 درجه ایی ایجاد کنن و کاربرشون نگران جهت حرکت و بالا و پایین رفتن از روی سطوح نباشه . از جذابیت های سطوح زایونی این هست که جدای از زره هست و این امکان رو به کاربر میده که این سطوح رو هر جایی که نیاز داره ایجاد کنه ، برای مثال میشه این سطوح رو روی زره های انفجاری و یا سطوح محدب هم ایجاد کرد . همینطور هزینه ی زیادی متوجه کاربر نیست و نیازی هم به ورق قطور بابت عملیات زمانبر ماشین کاری نداره . ============================================================================ یکی از نکاتی که در مورد تحرک و جسم انسان وجود داره اینه که تمامی وزن ما روی سطح به نسبت کوچکی ( کف پاها ) اعمال میشه و اگر به هر دلیلی کف پاها پایداری خودشون رو از دست بدن ، مشکل عدم تعادل به سرعت خودش رو نشون میده . در زمان تحرک ، دویدن ، جهیدن و ... ، نیروی وارده به سطوح کف پا مشخصا از حالت عادی هم فراتر میره و در مقاطعی این نیرو میتونه 2 الی چند برابر نیرویی باشه که توسط جرم بدنمون به کف پا منتقل میشه ، مشخصه که برای تامین پایداری پا ، پا افزار و پایداری روی سطوح تجهیزات مورد استفاده ، فکر کردن و عمل کردن ، کار پسندیده ایی میتونه باشه . در آخر هم دوباره اون چند نکته ایی که باعث سر خوردن از روی سطوح میشه رو دوره کنیم . این هم تصویر پایانی .
  4. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری سطوح زایونی !!! قریب به اتفاق عموم علاقمندان به تجهیزات نیروی زمینی ، احتمالا سطوح تانک و نفربر های ساخت عزیزان زایون باز ( صهیونیست ها ) رو دیدیم و این سطوح زیبا و چرایی ایجادش احتمالا برامون سوال بوده . این سطوح مدت مدیدی هم حقیر رو هم درگیر کرده بود و تو ذهنم چرخ میزد تا به شکل تجربی و تصادفی به چرایی ایجادش رسیدم . ماسه شسته !؟!؟ تا اونجایی که مشخصه ، این سطوح ، سطوح خود تانک هستن که با استفاده از ماسه ی شسته ی شکسته شکل گرفتن . یعنی اومدن ماسه ی شکسته ی شسته که سطوح تیز و خشنی داره رو سرند کردن و با ابعاد مناسب ( احتمالا 4 الی 6 میلیمتر ) جدا کردن و ( احتمالا با شستشوی مناسب و مورد نیاز ) با یه جور چسب یا رزین مناسب به سطوح مورد نظر چسبوندن . نکته جالب ماجرا اینجاست که که برای قسمت هایی که احتیاج داشتن ابزار بهش دسترسی داشته باشه و یا سطوحی رو که نیاز دیدن ، مثل اهرم بازکردن درب کوچک موتور ، روش تحرک داشته باشه رو بدون سطوح زایونی گذاشتن تا مشکلی برای کاربرش ایجاد نکنن و انصافا چقدر زیبا و تمیز این کار رو انجام دادن . خب این سطوح زیبا به چه کاری میان ؟ علاقمندی حقیر به تجهیزات ، عموما به شکل تجهیزات نوردی خودش رو نشون میده و نکته ی جالبی که تو این چند ساله و در این مورد خودش رو نشون داده ، این بود که در مواقع تجهیزات نوردی و سوار و پیاده شدن از تانک و نفربر و ... مختلف که عموما سطوح شیبداری دارن ، با هر نوع پای پوش ( کفش ، کتونی و ... ) که داشتم به طرز مسخره ایی روی این سطوح لیز میخوردم . هیچکدوم از این پا افزار ها با کفه ی خارجی نرم و یا سخت برتری ایی تو این زمینه به همدیگه نداشتن و باالطبع سر خوردن ها در جریان بود که تجهیزات نوردی رو نیازمند دقت و تجربه در مسیر و نوع سوار و پیاده شدن ( آموزش ) به اونها میکرد ، واگرنه همیشه باید به دنبال دست آویز برای سعود و فرود از تجهیزات باشیم . تا اونجایی که دقت کردم سر خوردنها بابت این موارد و یا ترکیب این موارد شکل میگیره . 1_شیب زیاد سطوح : یعنی با کمتر و یا بیشتر شدن شیب سطوح اجتمال لیز خوردن هم کمتر و یا بیشتر میشه . 2_ سطوح سیقلی : سطوح فلزی و یا رنگ شده ی شیبدار دارای کمترین سطح اسطکاک هستن . ۳_سرما : با سرد تر شدن محیط و بالاخص پاافزار نظامیان که همون پوتین باشه ، کف لاستیکی ( یا لاستیک مصنوعی ) پوتین ها حالت کشسانی و ارتجاعی خودش رو کم کم از دست میده و سفت و سخت میشه و احتمال سر خوردن بیشتر میشه . ۴_گرد و خاک : لایه ی نازکی از خاک و غبار خیلی راحت میتونه حکم لایه ی لغزنده ی بین پوتین و سطوح شیب دار رو بازی کنه . ۵_ باران : خود قطرات باران و یا لایه ی نازکی از آب میتونه سطح اسطکاک بین پوتین و سطوح شیبدار رو کم کنه . ۶_برف : برف سبک و لایه نازک یخ هم میتونه سطح اسطکاک رو بسیار کم کنه . ۷_ چرب شدن : روغنی و یا آغشته شدن به سیالات چرب مورد استفاده در این خودروها مثل روغن و یا گازوییل میتونه سطح تماس رو بسیار لغزنده کنه . ۸_ ترکیب موارد بالا ، مثل گل و شل یا گل و برف ، یا حتی ایستادن خودروهای زرهی در شیب های طولی یا عرضی و ... " تمامی موارد ذکر شده در بالا به راحتی میتونه باعث از دست رفتن تعادل خدمه ی اون تانک ، نفربر و یا خدمه ی بخش تعمیر و نگهداری بشه که در صورت شکل گرفتن حادثه ، بی برو برگرد باعث برخورد فیزیک فرد به سطوح سخت تانک و یا نفربر میشه و حتی امکان پرت شدن بعد از این حادثه ، علاوه بر برخورد ، امکان آسیب دیدگی بیشتر برای فرد مذکور رو در پی خواهد داشت ." خدمه در حال تمیز کردن نمایشی پریسکوپ راننده . تو این زمینه عزیزان زایون باز ! اومدن و این سطوح شیب دار رو که امکان حرکت توسط خدمه و یا خدمه تعمیر و نگهداری روشون میرفته رو به شکل جالبی خشن کردن که تقریبا تمامی احتمالات سر خوردن مذکور در بالا رو حذف کرده ( البته این سطوح در مقابل برف و یخ قطور نمیتونه کاری از پیش ببره ) این سطوح ، از نظر عزیزان دست اندرکار در زمینه ی طراحی وساخت تانک ذوالفقار هم دور نمونده و به نوعی در مورد این تانک هم پیاده اش کردن . اما مشکل قضیه اینجا خودش رو نشون میده که ابعاد ماسه ی مورد استفاده برای ذوالفقار رو بسیار ریز انتخاب کردن ( ماسه بادی هست به نظر ) که فاقد تاثیرگذاری لازمه برای ایجاد سطوح خشن مثل مرکاوا و ... زایون بازها هست و میشه گفت این سطوح رو بابت زیبایی ظاهری ذوالفقار ایجاد کردن . به خاطر رنگ شدن پیاپی برای رژه ها هم این ماسه ها تو رنگ گم و هضم شدن . ( تا اونجایی هم که لمس کردم مثل اینکه از چسبوندن ماسه ها به سطح خبری نبود و بابت اتصال به سطح ، ماسه رو قبل از خشک شدن رنگ و روی رنگ پایانی پاشیده بودن ) میشه گفت در مورد ذوالفقار فارغ از عملکرد و کارایی واقعی این سطوح ، بیشتر به کپی ظاهری این سطوح توجه شده . کارایی سطوح زایونی به چه شکل هست ؟ برای نزدیک شدن ذهنیت ، سنباده های زبری که تا حالا دستتون گرفتید رو به خاطر بیارید . حالا یکمی زبرتر ... یادتون میاد زمانی که انگشت مبارکتون رو روی سطح خشن سنباده میکشیدید ، چطور پوست دست تون گیر میکرد به سطح خشن اون سنباده ؟ سطوح زایونی دقیقا نقش سنباده ی خیلی زبر ( دانه درشت ) رو برای سطوح تانک و نفربر دارن !!! و پوست انگشت مبارکتون هم حکم زیره ی لاستیکی پوتین رو !!! و در قریب به اکثر موارد ، خشونت و زبری این سطوح به حدی هست که هیچکدوم از موارد گفته شده و موجود ( رنگ شدن ، گرد و خاک ، سرما ، لایه آب ، سیالات چرب و ... ) نمیتونن مانع چنگ زدن این سطوح به زیره ی لاستیکی پوتین خدمه ی این تجهیزات بشن ! ( به فلش سمت چپ و پوتین داغون خدمه دقت کنید که چطور با کمک وزن سرباز روی سطوح زایونی چسبیده ) . نکته ی جالب موجود هم اینکه ، عزیزان زایون باز تنها این سطوح رو روی بدنه ایجاد نکردن و جای جالبی مثل زیر درب کوچکتر موتور ( درب سرکشی و سرویس ) هم این سطوح رو ایجاد کردن . میتونید به فلش سمت راست که اشاره به سطوح زایونی زیر درب موتور داره دقت کنید . در این قسمت ، خدمه بابت سرکشی و چک موتور درب کوچیک موتور رو توسط پین و قطعه ی مربوطه ، تو زاویه ی تقریبا 90 درجه مهار کردن و میشه سطوح زایونی زیر درب موتور رو به وضوح دید . لولای درب کوچیک موتور ( در حال گریس کاری ) و قطعه ی سوراخ دار قابل تنظیم ( در زاویه 90 و همینطور قابل آزاد شدن برای خوابوندن درب موتور به سمت جلوی تانک ) که میشه به کمک اون و پین مربوطه درب موتور رو 90 درجه نگه داشت . حالا اینجا و در زمان تعویض و جابه جایی موتور کارایی این سطوح رو ببینید . ( برای تعویض موتور علاوه بر باز کردن قسمت بزرگی از زره اصلی برجک و برداشتن درب بزرگتر روی موتور ، برای دسترسی بیشتر درب کوچیک رو نیاز هست که بخوابونن روی بدنه ) نمونه های مورد استفاده از سطوح زایونی نفربر زرهی چرخ دار ایتان مجهز به سطوح زایونی . نفر بر زرهی شنی دار نمر مجهز به سطوح زایونی . تانک اصلی میدان نبرد مرکاوا 4 مجهز به سطوح زایونی . اینجا هم میشه یک پدر و فرزند رو دید که با دمپایی لا انگشتی !!! تو سیاحت مرکاوایی و بدون نگرانی از سر خوردن بر سطوح زایونی تکیه کردن . آیا سطوح زایونی ابدی محسوب میشه ؟ مشخصا خیر و با توجه به تصاویر موجود ، تحرک خدمه و ... روی این سطوح و کیفیت مواد مصرفی اولیه ( جنس سنگی که ازش ماسه ایجاد شده ، همینطور نوع و کیفیت چسب و یا رزین مورد استفاده ) و کیفیت اجرا ، بعد از مدت نامشخصی ، سطوح زایونی دچار ریزش میشه . البته در زمان اورهال که تجهیزات زرهی خارج از سرویس هستن ، میشه دوباره این سطوح رو با مواد اولیه ی مشخص و مرغوب خودش جایگزین کرد و بعد تجهیزات رو رنگ کرد و تحویل داد . شاید برامون این سوال هم سوال پیش بیاد که آیا سطوح زایونی به کار کشورمون میاد و ایجاد این سطوح بر روی تجهیزات داخلی موجود و یا تولید داخل نیازه ؟ بنده مشخصا نه سواد و نه جایگاهی برای اظهار نظر تو این زمینه دارم ، اما با توجه به چهار فصل بودن کشورمون و اون ۸ دلیل سر خوردن ( سطوح شیب دار ، سرما ، گرد و خاک ، برف ، باران ، سیالات چرب و ... ) و در صورت صلاحدید و اجرای صحیح و با کیفیت میتونه کمکی هر چند کوچیک به خدمه و یا خدمه ی تعمیر و نگهداری تجهیزات زرهی کشورمون باشه . کیفیت ظاهری تجهیزات زرهی نیروی زمینی زایون بازها زیاد هست . ای کاش مسولین عزیز کشورمون که با عزیزان لبنانی ارتباطات حسنه ایی دارن ، یک برنامه ایی ترتیب میدادن که در صورت موجود بودن ، تعداد مناسبی از تانک و نفربر های به غنیمت گرفته شده توسط حزب اا... در نبرد با صهیونیستها رو به کشورمون منتقل کنن ، حتی اگر نمونه های قدیمی تری هستن ، تا مهندسین مرتبط داخلی بتونن این تجهیزات زرهی و نقاط ضعف و قوتش رو برسی کنن ( شاید برای جنگ احتمالی ) تا تجارب بیشتری توسط شون کسب بشه برای ساخت تجهیزات بهتر . مسلما دیدن طرز فکر طراحان مختلف ( حتی دشمن ) از نزدیک و مشخصا از روی لمس! ساخته هاشون و همینطور دقت به استفاده از مواد اولیه مصرفی در نقاط مختلف این تجهیزات و همچنین نوع و کیفیت این مواد مصرفی ، میتونه تو باز شدن فکر و ذهن مهندسین و طراحان داخلی مثمر ثمر باشه . مشخصا دستیابی ، تجزیه و تحلیل سخت افزارهای نظامی کشورهای مختلف راهی هست که قدرت ها و ابرقدرت ها رفتن و میرن . بعد از برسی توسط مجموعه های مربوطه هم یه تعدادی رو به موزه ها اختصاص بدن که دست بچه های میلیتاری هم به ساخته ی زایون بازها برسه... . پایان بخش مطلب هم 2 تا ویدیو ببینیم. https://m.youtube.com/watch?v=t-i79kf-vfc https://m.youtube.com/watch?v=O_HBGbMAL3I https://m.youtube.com/watch?v=t-i79kf-vfc https://m.youtube.com/watch?v=O_HBGbMAL3I نوشته شده توسط مخترع روانی ، برای سایت وزین میلیتاری . پ ن 1_ این مطلب بر اساس علاقمندی شخصی و ... حقیر نوشته شده بنابراین امکان وجود خطا و یا اشتباه در آن وجود خواهد داشت . 2_ این مطلب با صرف زمان ایجاد شده ، در صورت استفاده ، آوردن نام سایت وزین میلیتاری و یا لینک دادن به مرجع در انتهای مطلب باعث خوشهالی است . 3 - مدیران محترم اگر این مطلب مرتبط با قسمت دیگری از سایت هست ، میتونید منتقل بفرمایید .
  5. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری توانایی انتقال سالها قبل ، استاد عزیز و شریفی داشتیم ( هر جا که هستن حق نگهدارشون باشه ) ، ایشون حین توضیحاتشون یه نکته ی قابل تامل رو گفتن که هنوز که هنوزه ، از ذهن حقیر پاک نشده و تا جایی که تونستم اون رو به افراد تاثیرگذار ( مثل دوستان میلیتاری ) توضیح دادم . استادمون نکته رو به این شکل توضیح داد ، عین فرمایش ایشون رو تقدیم میکنم : " ما هم استادای خوب و پری ( به لحاظ علمی و فنی ) داشتیم اما مشکلشون این بود که ( در عین پر بودنشون ) ، نمیتونستن اون چیزی که میدونن رو ( مطلب رو ) منتقل کنن " . خودمونیم اونجا بود که متوجه شدم تلاش و زحمت برای فهم و یادگیری و ... یه چیزه !!! و توانایی منتقل کردن اون فهم و یادگیری به دیگران یه چیزه دیگه !!! . تو این زمینه ( و تو چند شماره ی قبلی نآورد ) تا اونجایی که امکانش بود در این مورد توضیح ارایه شد . الان هم یه مقداری دیگه از توضیحات رو تقدیم میکنم . ۱_ به شکلی توضیح بدیم و یا مطلب بنویسیم که ... ببینید ، وقتی که فرد داره برای یه جمع مشخص به لحاظ سن و سال و یا سواد ، در مورد موضوعی صحبت و یا راهنمایی میکنه ، خب خیلی راحت میشه مطابق شرایط جمع سطح گفتگو رو بالا برد و یا پایین آورد . اما زمانی که مخاطب گفتگوهای گوینده ( مشخص نیست ) میشه افراد مختلفی با سطوح مختلف سن ، سواد و یا ... ، شرایط ایجاب میکنه که برای این جور گفتگو سعی بشه تا به شکلی سطح گفتگو رو تنظیم کنیم که حداکثر مخاطبین بتونن اون مطلب و یا راهنمایی رو متوجه بشن و باهاش ارتباط برقرار کنن . برای راحت تر شدن درک ماجرا ، مثال ساده میزنم : کاروان ها ( رو به شکل یه جامعه ی کوچیک ) رو تجسم کنید . داخل این کاروان ها افراد عالمی وجود دارن که به لحاظ تفکر ، درک و ... تو سطح بالایی هستن ، این افراد مشابه جوانان تنومند و سریع السفر کاروان هستن . کسانی که میان سال بودن و تو حد مناسبی میتونستن تحرک داشته باشن و بالاخره با توان متوسطی کارشون رو راه مینداختن ، اینها رو نمود افراد عادی تر جامعه ببینیم . تو این کاروان ها افراد کم سن و سال و یا افراد مسنی هم حضور داشتن که تا یه حدودی تحرک داشتن و سریعتر خسته میشدن ، که میشه گفت مثل جوون تر ها و یا افراد کم اطلاع تر جامعه ( مثل حقیر ) هستن . اما درکل ، حرکت کاروان به شکلی تنظیم میشد که همه ی کاروان بتونن اون مسیر رو برن و همینطور " همه با هم " به مقصد برسن . اینطور عرض کنم که اگر نیاز و یا علاقه داریم که جامعه مون هم تو شرایط مختلف و خصوصا تو بازی های رسانه ایی و روانی ( چه داخلی و چه خارجی ) گیر نکنه و انشاا... راحت به مقصد و مقصود برسه ، موقع نوشتن و توضیح دادن ، این نکته رو فراموش نکنیم که باید همه ی کاروان _ جامعه رو در نظر بگیریم و بعد شروع کنیم ... 2_قابل تجسم صحبت کنیم و یا مطلب بنویسیم ... یکی از مباحثی که کمک به فهم سریعتر موضوع میکنه ، قابل تجسم بودن اون موضوع و یا مطلب برای عموم هست . خیلی ساده اگر بخوام اشاره کنم ، میتونیم کتاب های داستانی که در گذشته خوندیم رو به خاطر بیاریم و دقت کنیم که نویسنده چطور با " نوشتار قابل تجسم " تونسته مطلب مورد نظرش رو تو ذهن ما تبدیل به تصویر و یا تصویر متحرک کنه . هر چقدر بتونیم قابل تجسم تر صحبت کنیم و یا مطلب رو بنویسیم ، به همون اندازه سخن ما تاثیر و مخاطب بیشتری پیدا میکنه . 3_ کامل توضیح بدیم ... آفت بسیار مهلک و کشنده ایی رو که عموما بین اهل تفکر و تدبر ، علمای علمی و دینی و ... دیدم ، و بسیار زشت و ناپسند هست و میدونم اون رو ، دادن جواب های بسیار کوتاه و راحت میشه گفت که از سر اجبار این عزیزان هست . توصیه ی حقیر به این عزیزان این هست که در ابتدای ساکن به این فکر کنید که دارید برای کل جامعه صحبت میکنید و در ثانی فراموش نکنید که باید به شکلی توضیح بدید و یا جواب سوال رو داده باشید که نه فقط خودتون رو از زیر بار جواب دادن نجات داده باشید ، بلکه باید طرف _ طرفین سوال کننده و یا مخاطبین ( حاضر و غایب به لطف رسانه های مختلف ) هم با اون جواب به فهم برسن ، نه اینکه خودمون و دیگران رو مسخره کنیم . پس فراموش نکنیم که به حجم مناسب صحبت کنیم ، بنویسیم و یا توضیح بدیم . ملاک علمای عزیز ، برای حرف زدن ، نوشتن و توضیح دادن ، روشن شدن و به فهم رسیدن مخاطب باشه. ( نه فرار کردن از بحث و توضیح به روش سامورایی ) 4_ آفت دوم ( بازی با الفاظ = کشتی با مانع !!! _ شطرنج با نیزه !!! ) ... آفت بعدی ایکه باهاش برخورد داشتم و زیادی ناثواب بوده ، بازی بعضی از افراد با الفاظ ( ی که معانی گسترده دارن به شکل کلی ) به شکل شطرنج توی گفتگو بوده . یعنی این دسته از افراد میان و موقع مباحثه و یا گفتگو با زبونشون کشتی میگیرن . خب عزیزان و بزرگواران ! روحتون رو که با جرثقیل از جسمتون بیرون نمیکشن اگر راحت تر ( ساده و صریح ) حرف بزنید ، مطلبتون رو برسونید و شطرنج بازی نکنید . این چه مدل حرف زدن یا مشارکت تو مباحثه هست ، انصافا اگر میخوایم تو حرف زدن ( مباحثه ، راهنمایی و یا تفهیم فرد یا گروه ) بنشینیم گنگ و مارپیچ حرف بزنیم ، توضیح بدیم و یا بنویسیم ، حرف نزنیم راحت تریم ... برای کمک به این دسته از افراد هم این راه حل رو تقدیم میکنم . تا اونجایی که حقیر دقت کردم ، علاقمندان و ... به مباحث نظری _ تئوریک و یا کلان به نسبت محدود و در اقلیت هستن ، پس اگر با هم رشته ایی ها و یا علاقمندان صاحب نظر تو اون رشته و یا علاقمندی هم کلام شدیم _ شدید ، اونجا آزاد هستیم _ هستید که با تکیه بر شطرنج کلامتون طرف مقابل رو بیچاره کنید ، اما فراموش نکنیم وقتی که داریم برای عموم صحبت میکنیم ، توضیح میدیم و یا راه حل و راهنمایی ارایه میکنیم ، چه از سایت وزین میلیتاری ، چه از صدا و سیما ، چه از هر جایی که سخنگاه _ تریبون دارید ، اسمش روش هست یعنی دارید برای عموم صحبت میکنید و " باید " سطح گفتگو ، راهنمایی و ارایه ی راه حل خودتون رو بیارید پایین و برسونید به سطح عموم افراد جامعه و ساده و قابل فهم مسیر رو روشن کنید . ۵_ انتقال یادگیری ... به شکل عامی ، یکی از مهم ترین تفاوت های بین آدم ها و حیوانات ، توانایی انتقال یادگیری ها ( ی آدم ها ) به افراد و نسلهای بعدی هست . اگه خیلی ساده بخوام بگم : زمان گذاشتن ، تمرکز کردن و به فهم و کمال رسیدن یه فرد که مشخصا نمونه ی مشابهی هم براش تو دنیا وجود نداره ، بسیار بسیار با ارزش و خواستنی هست . اما زمانی که اون فرد نخواد و یا نتونه اون سرمایه گذاریش رو که منجر به عالم شدنش ( نوع علم مثبتش مهم نیست ) در یک یا چند رشته و یا علاقمندی شده رو با افراد جامعه اش به اشتراک بزاره ، تمام اون هزینه ها ( شب بیداری ها ، مطالعات ، تلاش ها و ... ) نهایتا به درد اون یک نفر خواهد خورد و یا مستقیم تقدیم " قبرستون " میشه . امیدوارم علمای عزیز ، با هر نوع علم مثبتی که دارن ، به لحاظ توانایی انتقال دانسته و... به علاقمندان و نیازمندان ، جامعه شون رو غریبه فرض نکنن و یک زمانی رو هم به انتقال اون علمی که بدست آوردن و مطمعن هستن 100 در 100 صحیح هست ، اختصاص بدن ( زکات علم و آموزشش به دیگران ) تا همه بهره مند بشن _ بشیم ، این انتقال با نوشتن یک مقاله ، گفتگو و توضیح بین علاقمندان و یا ... میتونه شکل بگیره . این مطلب رو در کنار این موضوع ببینید ( که اولا عمر و زمان افراد محدود هست و رسیدن به برخی از ادراکات و فهم ها برای عموم شاید نشدنی باشه ) که یک مقداری از دانسته ها و فهم ما در مورد مسایل مختلف و یا مهم از دوران تحصیل نشات میگره ، یکمقداری از اون با مطالعات و تلاش های شخصی هر فرد و یکمقدار دیگه ی اون توسط گفتگو ها ، مباحثات و انتقال اون فهم و یا علم بین افراد شکل میگیره . پیشاپیش وضع سیستم آموزشی که معرف حضور هست ، در قسمت دوم هم با توجه به شرایط اقتصادی موجود و تلاش برای کسب درآمد بیشتر توسط فرد + ذهن درگیر و خستگی زیاد اون یکمقداری کمرنگ تر میشه ( البته این مورد دلیلی برای فرار از مطالعه نیست ، اما مشخصا تاثیرگذار هست ) ، در مورد قسمت سوم به نظرم یکمقداری جای کار هست . 6_ توضیح _ گفتگو _ نوشتار _ تدریس _ تفسیر _ تحلیل و مباحثه ی قابل فهم ... یادمه یک زمانی هر شخصی بیشتر با حروف و یا کلمات اختصاری ، غیر فارسی و در کل عجیب و غریب صحبت میکرد بیشتر مورد .... قرار داشت و یا میگرفت ، اما به شخصه معتقدم که امروز ، فرای سواد ، ظاهر ، عناوین ، جایگاه و غیره ، هر شخصی بتونه قابل فهم تر و فارسی تر صحبت کنه ، ( یعنی تلاش میکنه تا دانسته هاش رو با اطرافیان و جامعه اش به ساده ترین شکل تقسیم کنه ) در عین اینکه داره زحمت میکشه برای اون ( قابل فهم تر شدن ) گفتگو _ صحبت ، انسان وارسته و متعالی تری هست . بی رودرواسی اگر بخوام بگم ، عموم افراد شنوندگان ، مطالعه کنندگان و ... خوبی هستن و میشن ، به شرطی که هر عالمی بتونه علمش ( مثبت و درستش ) رو درست و اصولی چه با گفتار و یا نوشتار منتقل کنه ... ( و این نکته رو فراموش نکنیم که بعضی از شاگردان امروز ، اساتید فردای جامعه مون هستن و مشخصا مسیری رو میرن که درست دیدن و از استادشون یاد گرفتن ) ضمن تشکر بابت مطالعه ی ارسال حقیر ، نکته ی آخر رو هم بگم و عرضم تمام . تا اونجایی که دقت کردم عموم افراد ( خودم هم جزو این عموم هستم ) ، در مورد خدا و شناختش اطلاعات و درک بسیار بسیار جزیی داریم ، یا اگر بخوام واقعی تر بگم اصلا شناختی نداریم ( میشه گفت که به شکل عمومی اون کمتر کسی دنبال مطلب رو گرفته و یا میگیره و هر شخص بر اساس تعاریف مختلفی که به گوشش خورده و یا تصورات و ... خودش یه چیز _ تصویر ذهنی از خدا واسه خودش ردیف کرده و دنبال کارهاش و زندگی خودشه ) ، به شکلی که میشه گفت برای مثال در مورد اتوموبیل شخصی و یا علاقمندی های خودمون ، هم زمان بیشتری میزاریم و هم شناخت بیشتری ازشون داریم . وقتی آدم میشینه و دقت میکنه به این موضوع و همینطور به این مطلب که همه مون به سوی حق در حال حرکتیم ( انا الیه راجعون ) و دیر یا زود به سمت حق ارجاع داده میشیم ، این جاست که آدم ... پ ن مطالب بالا مشکلات یا کاستی ها + توضیحات و یا راه حل هایی هست که به نظر حقیر اومد و تقدیم کردم ، در ضمن اصراری هم بابت درست بودنشون ندارم . اگر به کار کسی اومد استفاده ازش آزاد هست .
  6. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری  پیشنهادات و تنظیمات رسانه ایی یه چند تا نکته رو در مورد رزمایش های موشکی میخوام بگم ، امیدوارم که به دست ، دست اندر کاران این حوزه برسه . لطفا به 3 تصویر پایین دقت کنید ، برای دیدن جزئیات هدف ها روشون زوم کنید ، چی میبینید .  آفرین ، خدا پر و مادرتون رو براتون نگه داره ، درست گرفتید قضیه رو ، این ها کانتینر های خالی ۴۰ فوتی ( ۱۲ متری ) هستن و مشخصا نمونه ی از رده خارج و ضایعاتی حساب میشن . اما مشکل قضیه کجاست ببینید ، خیلی ساده میگم مشکل رو ، مشکل از ظاهر درب و داغون و زنگ زده ی این کانتینر ها هست . یعنی مخاطب داخلی و یا خارجی اگر تصاویر رزمایش رو ببینه بی برو برگرد ، یاد انبارهای ضایعاتی و آشغالی های کر و کثیف میفته .  فراموش نکنیم که ما باید تو دوتا میدون بجنگیم : ۱_ میدون نبرد رسانه ایی ۲_ میدون نبرد واقعی تب فضای مجازی با توجه به اینکه تب فضای مجازی بالاهست و کلی کارشناس و کارنشناس نظامی ، در رسانه های مختلف داخلی و خارجی داریم ، مطمعنا برای کوبیدن توان موشکی به هر چیزی که دستشون برسه آویزون میشن ( بی بی سی و امثالهم که از تجهیزات باقر هم روی گردان نیستن ) ، باید و باید و باید پوشش رسانه ایی این رزمایش ها رو تا حد ممکن حرفه ایی و بدون اشکال انجام بدیم که هم خودمون با " حرفه ایی گری " آتو دست طرف مقابل نداده باشیم و هم راه رو برای سو استفاده ی طرف مقابل ببندیم . در کل وقتی یه رزمایش با اینقدر هزینه برگزار میشه ، اگر نتونیم اون رو حرفه ایی و تاثیرگذار رسانه ایی کنیم ، کلی از اموال ملی _ بیت المال رو حروم کردیم و بدهکار صاحب های اصلی جامعه ، یعنی مردم میشم و هم تو دنیا و هم تو آخرت شرمنده ... این نظر شخصی هست و بنده هست مطمئن هستم که نتیجه ی تلاش و زحمت درست و اصولی ما تو بحث کار رسانه ایی رو حق تعالی با برکت ( به دست آوردن قلوب هموطنان و به ترس یا محاسبه انداختن بیشتر دشمنان و همسایگان ) مضاعف همراه میکنه . خب راهکار چی هست راهکار بسیار ساده ، ایجاد تیم رنگ کاری برای رزمایش ها هست . این تیم - تیم ها متشکل از 1 راننده و 2 رنگ کار هستن . راننده در حین کار ، کمک رنگ کار تیم هست و 2 نفر رنگ کار هم برای سرعت بخشیدن به کار هست . لوازم مورد نیاز چی هست ۱_ کمپرسور هوای فشرده ی موتور بنزینی با مخزن حول و حوش ۱۰۰۰ لیتری یک عدد و یا در صورت نبود این مجموعه به شکل کامل و یکجا ، خرید مخزن 1000 لیتری . 2_ خرید و یا تعویض موتور برقی موجود با یک عدد موتور بنزینی تک سیلندر ( شبیه انجین موتور برق هستن که دینام نداره ) بنزینی که تو بازار موجوده و در دسترس . تقریبا میشه یه چیزی تو این مایه ها ، البته با مخزن بزرگتر . فقط یادتون نره که کمپرسور مجموعه 3 سیلندر باشه که تو رنگ کاری پر سرعت و یا دو نفره وقفه ایی بوجود نیاد . ۲_ کلاف شلنگ هوای بلند و با کیفیت ، حول و حوش ۳۰ الی 50 متر به تعداد 2 عدد . ۳_ پیستوله ی رنگ ( ترجیحا با خروجی بالا) حد اقل 2 عدد . و یا تجهیزات رنگ کاری حجم بالا که تو بازار به نام ارلس ( airless ) معروف هستن 2 عدد . تفاوت ایرلس با پیستوله ی معمولی اینه که پیستوله ی معمولی برای پاشیدن رنگ از هوای فشرده به شکل مستقیم استفاده میکنه ، اما تو مجموعه ی ایرلس هوای فشرده به شکل غیر مستقیم به کار میاد ، یعنی پیستون تزریق کننده ی رنگ به سمت تفنگ رنگپاش _ گان ، با هوای فشرده کار میکنه و این مجموعه ، رنگ آماده شده رو بدون حضور هوا و با حجم بالا اسپری میکنه ، در کل هوای فشرده موقع پاشش و به طور مستقیم به کار نمیاد . ۴_ نردبان آلومینیومی کشویی برای رفتن روی سقف کانتینر ( یا اهداف دیگه ) عدد . ۵_ یک دستگاه کامیونت باربند کانتینری _ فلزی 6 تن ایسوزو ، هیوندای ، اصلا همون کامیونت 911 بنز موجود تو نیرو و یا جهنم و ضرر خاور 608 . توضیحات مربوطه راهکار ساده اینه که ما یک عدد کامیونت مسقف نیاز داریم که بتونیم داخل باربند اون ( رو به حد نیاز قفسه بندی کنیم ) یه کمپرسور هوای مخزن بزرگ ببندیم و همینطور بشه یه چندتایی سطل رنگ + چند تا سطل حلال رو هم همراه خودمون ببریم + نردبان آلومینیومی کشویی و شلنگ هوای بلند پیستوله های رنگ و ابزار مختلف و مورد نیاز رو همراه ببریم . بعد از اینکه اهداف (مجموعه کانتینر ها ) تو منطقه ی هدف و به اشکال مورد نیاز چیده شدن ، با توجه به رزمایش و استفاده از رنگ مناسب ، هر هدف رو رنگ میکنیم . رنگ کاری واقعیتش نیاز نیست که کانتینر های هدف نو باشه و یا بیایم و همه جاشو رنگ کنیم ، همینکه اون قسمت های خارجی کانتینر ( سقف و دیواره ها ) که تو دید عکاس ها ، دوربین های زمینی و یا دوربین های هوایی هست رو یه دست رنگ غلیظ بزنیم کفایت میکنه . اهداف میتونن همشون به یک رنگ باشن و یا بابت تفکیک راحت اهداف مختلف ، از رنگهای مختلف استفاده کنیم .لازمه بگم که این رنگ کاری پر سرعت هست و نیازی به زیرسازی ( سنباده زدن ، بتونه کاری و یا شستشو ) نداره و راحت و بدون مشکل اجرا میشه . نکته ی مهم برای زیباتر شدن اصابت ها و انفجارها نیاز به تضاد رنگ روشن انفجار ( آتش و شعله ) با پس زمینه ی انفجار لازم داریم که میشه همون هدف ما . اگر اهداف رو به رنگ های تیره و براق تغییر رنگ بدیم عالی میشه . این رنگ ها عبارت هستن از مشکی براق ، سبز تیره براق ، قهوه ایی تیره براق ، خاکستری براق و یا رنگ های ترکیبی مورد نیاز . برای براق شدن اهداف جلوی دوربین میشه از رنگهای براق موجود تو بازار استفاده کنیم و یا میتونیم بعد از رنگ کاری از پاشش محدود کیلر روی رنگ استفاده کنیم ، البته کیلر پاشی میتونه یه مقدار زیاده روی محسوب بشه . نتیجه چی هست نتیجه ی اول نظم و آراستگی رزمایش و اهداف جلوی دوربین و پشت بندش جلوی چشمای همه در رسانه های مختلف هست ، همینطور ظاهر مناسب ( تر و تمیز و یک دست ) اهداف اجازه میده که اگر لازم شد برای ویدیوی تبلیغاتی بتونیم کنار اهداف با فرماندهان مصاحبه بگیریم . از همه مهمتر اینکه بتونیم در مکان مناسب و زاویه ی مناسب ، دوربین پرسرعت قرار بدیم تا از لحظه ی فرود موشک ها به روی هدف تصاویر عالی و با کیفیت ثبت کنیم . این ویدیو ها و تصاویر با کیفیت در نکته ی اول به کار دانشمندان عزیز موشکی کشورمون میاد ، تا بتونن دست پرورده ی خودشون رو تو میدون عمل مورد برسی بیشتر قرار بدن و بعدش اگر نکته ی حفاظتی نداشت داخل رسانه ها ( ویدیو کلیپ ها و یا اخبار سراسری ) بابت تاثیر بیشتر و همینطور رو کم کنی از دشمنان " خصوصا کشورهای همسایه " پخش کنیم . یه مطلبی جا افتاد که اینجا تقدیم میکنم ، از بین بردن یه هدف با شکل مشخص ( ماکت ساختمان ها و یا تجهیزات ) ، ظاهر رنگ شده ، نو و تروتمیز ، مشخصا نگاه های بیشتری رو به سمت خودش میکشه تا اینکه با موشک یه هدفی با ظاهر داغون ، کهنه و زنگ زده ( ضایعاتی _ آشغالی ) رو از بین ببریم . البته مشخصه که به لحاظ نظامی هدف ، هدف هست ( و خود برخورد و یا دقتش مهمه ) ، اما فراموش نکنیم که همه ی مخاطبین رسانه توی جامعه " نظامی نیستن" . عدد نویسی و یا توضیحات مناسب راستی تا فراموش نکردم بگم که میشه روی کانتینر ها و در قسمت های لازم اون ( یعنی چهار طرف هدف یا مجموعه ی هدف و همینطور روی سقف کانتینر یا مجموعه کانتینرها ) ، با ابعاد درشت و مناسب یه شماره بزنیم ( ۱ ، 2 ، 3 ، 4 ، 5) تا هم بتونیم برای تجزیه و تحلیل رزمایش توسط برنامه ریزان و فرماندهان ازش استفاده کنیم ، هم اینکه " منظم بودن رزمایش " به چشم بیاد و همینطور تفکیک کردن اهداف و اصابت ها برای مخاطبین ساده و کارشناسان جالب توجه میشه که میتونن این اصابت ها با ذکر اهداف و ... رو خوب توضیح بدن و خوراک رسانه ایی کامل تری فراهم بشه . فقط فراموش نشه که این عدد ها باید ابعاد بزرگی داشته باشن و ( رنگشون متضاد با پس زمینه ی تیره که همون هدف هست ) روشن باشه ( سفید باشه ) و در صورت امکان زیر عدد خط تیره داشته باشه . با اینکه شخصا خیلی دوست دارم این اعداد به فارسی روی اهداف حک بشن ، اما با توجه به نیازی که بابت تاثیرگذاری بین المللی رزمایش ها داریم ، این اعداد میتونن انگلیسی هم باشن . ویدیوهای کوتاه و یا تصاویر متحرک البته اگر اصابت مربوط به یک هدف میشه ، میتونیم روی هدف نکاتی مثل نوع موشک حمله کننده ، ابعاد هدف و همینطور فاصله ی شلیک تا برخورد ، سرعت تقریبی برخورد موشک به هدف و ... رو به صورت تقریبی و مورد نیاز حک کنیم ( روی یه بنر با ابعاد بزرگ _ مناسب چاپ کنیم و خیلی شیک و بدون چروک یا چسب دوطرفه بچسبونیم به روی کانتینر ) ، این روش برای ویدیوهای با کیفیت کوتاه و بدون گوینده و حتی تصاویر متحرک (gif ) بسیار جالب و تاثیر گذار هست . هزینه برای هدف شاید تو وهله ی اول این رنگ کاری و در کل هزینه کرد بابت هدف یه مقداری اضافه به نظر برسه ، اما فراموش نکنیم ، همونقدری که موشک اصابت کننده مهمه ، هدف منهدم شونده هم مهم هست و بابت نشون دادن هر منظوری ( منظور و هدف رزمایش که توسط تصاویر و ویدیوهای اون رزمایش به مخاطب خاص و عام منتقل میشه ) بایستی این دو یعنی موشک و هدف تو بهترین حالت خودشون دیده شده و نشون داده بشن . ببینید ما اونقدر که هزینه ی رزمایش میکنیم ، حتما و حتما بایستی برای هدف هم هزینه کنیم تا این پازل رسانه ایی کامل بشه . پرتابگرهای اختصاصی ، مشتی ، تر و تمیز . یکی از نکاتی که تو رزمایش قبلی خیلی خوب و زیبا به چشم اومد ، استفاده از پرتابگرهای اختصاصی ، جدید و نو بود . یادمون نره که دست کم بایستی جلوی دوربین و داخل تصاویر از پرتابگرهای اختصاصی نیرو استفاده بشه که برد رسانه ایی قابل توجهی داره . از اونور ماجرا استفاده از پرتابگرهای قدیمی و با ظاهر عهد دقیانوسی ، ذهن مخاطب رو به فرسودگی و داغون بودن تجهیزات سوق میده . این نکته فراموش نشه که تجهیزات اختصاصی مثل همین پرتابگر 8در 8 و یا 6 در 6 موجود توی رزمایش ها در ذهن مخاطب ، نشون دهنده ی کارایی ، کیفیت و تاثیرگذاری اون نیرو تو میدون عمل هست . این مطلب رو یادمون نره که پرتابگرهای موجود تو رزمایش رو قبل از استقرار شستشو داده باشیم تا نو بودن و تازگی رو نشون بدن و همینطور هم از رنگ آمیزی درست و مناسب استتار محیط استفاده کنیم . آسمون صاف و آفتابی بابت بالا بردن حداکثری کیفیت عکاسی و فیلم برداری لازم هست که قبل از تعیین زمان برای رزمایش ، از سازمان هواشناسی استعلام بگیریم که چه روزی آسمون صاف و آفتابی هست و بر اساس تفسیر هواشناسی روز و ساعت رزمایش رو انتخاب کنیم . تجهیزات مورد نیاز تیم رسانه ایی ویدیو های رزمایش رو که آدم نگاه میکنه ، حس میکنه که سخت افزار مورد استفاده زیاد جالب و توانا نیست . تو این زمینه نبایستی کوتاهی کنیم و تا حد ممکن سخت افزار ( دوربین فیلم برداری ، دوربین عکاسی و بالاخص دوربین های پرسرعت فیلم برداری ، فیلترهای موردنیاز تصویر برداری ، سیستم های مناسب مونتاژ و ادیت ، نرم افزارهای مناسب و ... ) با دست باز عمل کنیم . البته قبل از سفارش خرید ، حتما با تیم رسانه ایی مشورت بشه که بهترین انتخاب و اصولی ترین انتخاب انجام بشه که این سرمایه گذاری به نتیجه ی صحیح ختم بشه . ویدیوهای تاثیرگذار به شکل صحنه آهسته ( اسلو موشن ) . برای کارهای رسانه ایی تاثیر گذار کوتاه ، هیچ چیز جذابتر از ویدیوی صحنه ی آهسته از برخورد موشک ها و ... به اهداف نیست ( فرو رفتن موشک به داخل هدف ، لحظات شکل گرفتن موج انفجار ، پخش و پلا شدن قطعات هدف به اطراف ، نور انفجار و .. ) ، خصوصا اینکه این جور برخوردها تو فضای واقعی رزمایش ها و جنگ ها دیده نمیشه ، بنابراین هم مخاطب و هم تاثیر خودش رو داشته ، داره و خواهد داشت ( تصویر پایین از جنگاوران ) تیم رسانه ایی خیلی ساده بگم مطلب رو ، کار با کیفیت ، تیم با کیفیت رسانه ایی نیاز داره . اگر به هر دلیلی نمیتونیم از بیرون مجموعه های نظامی تیم توانایی رو برای رزمایش دعوت به کار کنیم ، خب آسمون که به زمین نمیرسه !!! همون افراد تیم رسانه ایی موجود رو که مورد اطمینان و دم دست هستن رو بفرستیم به آموزشگاه های معتبر داخلی تا به حد کفایت دوره های مناسبش رو بگذرونن و در اصطلاح عامی ، این کاره بشن . ارتباط پیوسته هر جوری نگاه کنیم ، نیاز هست که یک ارتباط پیوسته بین تیم موشکی و تیم رسانه ایی وجود داشته باشه . ببینید ما اینهمه اتاق جلسه و سالن جلسات و ... داخل مجموعه های نظامی داریم ، خب بیایم و ازشون در راه درستش استفاده کنیم . اینطور بگم که قبل از انجام رزمایش تیم رسانه ایی و نمایندگان تیم موشکی و عزیزان رده بالاتر تو یه سالن جلسه جمع میشن . عزیزان رده بالاتر هدف از رزمایش رو بیان میکنن و توضیح میدن که چه چیزی رو میخوان و باید به تصویر بکشیم . تیم رسانه ایی هم میاد و سوالات خودش رو میپرسه و نکته برداری میکنه که هیچ مجهولی براش وجود نداشته باشه . بعد از گفتگوی تیم رسانه ایی با عزیزان رده بالایی ، نوبت به گفتگوی تیم موشکی با تیم رسانه ایی میشه . به زبون ساده تیم رسانه ایی میپرسه که موشک های مورد استفاده چی هستن ، از چه جهتی ( شمال ، جنوب و ... ) قرار هست شلیک بشن . از چه جهتی و با چه زاویه ایی به اهداف میرسن ، ساعت شروع رزمایش چند هست ، شلیک ها با چه فاصله ایی انجام میشه ، موشک ها با چه اختلاف زمانی ایی به هدف و تیم رسانه ایی حاظر در اون نقطه میرسن . جایگاه تعریف شده برای تیم موشکی و تیم رسانه ایی و یا جایگاه عزیزان رده بالایی کجاست . همه ی این مطالب رو روی نقشه توضیح میدن و تفسیر میکنن ، سوالات پرسیده میشه ، ابهامات رفع میشن و این جلسه ادامه داره تا همه ی عوامل موجود توی اتاق تفهیم صد درصدی بشن . نکته ها  با توجه به اینکه جنگهای واقعی زیاد به وجود نمیان ، اصل جنگ تو زمونه ی ما داخل " فضای رسانه ایی " شکل میگیره . پس میشه گفت که با کار اصولی و باکیفیت رسانه ایی ، اول باید این میدون رو فتح کنیم . فراموش نشه که میدان جنگ رسانه ایی ، مهماتش از رسانه های ما سرچشمه میگیره و هر تصویر و یا ویدیویی رو که منتشر میکنیم رو دشمنان و رقبا " فریم به فریم " روش کار میکنن تا بتونن ازش یه چماق خرکی بسازن و ازش برای کوبیدن خودمون تو این میدون استفاده کنن . نا گفته نمونه که این میدون مین مانند ، رو اگر داخلش اشتباهی کنیم ( عمدی یا سهویش مهم نیست ) با توجه به اینکه اکثر رسانه های دنیا دست اون غیر عزیزان هست ، بی برو برگرد دخلمون رو میارن و آبرومون رو میبرن . در ضمن ، این آبرو ریزی قطعا دو سر باخت هست ، یعنی هم مخاطب خارجی رو با خودشون همراه میکنن و بین المللی آسیب میبینیم و هم مخاطب داخل کشور رو از سیستم نظامی نا امید میکنن . این یه میدون جنگ واقعی هست و شوخی بردار نیست ... .   اما با کار صحیح رسانه ایی ، علاوه بر اینکه جایی رو برای چنگ اندازی رقیب یا دشمن باقی نمیزاریم ، میتونیم مخاطب داخلی و همینطور مخاطب خارجی رو با خودمون همراه کنیم و به اون جا و یا منظوری که میخوایم راهنمایی کنیم . میشه گفت که به لحاظ رسانه ایی همه ی عالم منتظر و تشنه ی دیدن و جمع آوری تصاویر و یا ویدیوهای باکیفیت هستن تا به هر نحوی ازشون استفاده کنن و این ما هستیم که باید برای گرفتن بازخورد مناسب و ... بهشون خوراک مناسب بدیم . در آخر هم عرض کنم که تو زمینه ی رزمایش موشکی ، ریش و قیچی دست شما عزیزان نیروی هوافضای سپاه هست تا تو میدون عمل رسانه ایی تصاویر و ویدیو های زیبا ، با کیفیت ، آبرو دهنده و امیدوارکننده ، ثبت و ظبط کنید که کار درست رو انجام داده باشیم به امید حق تعالی ... پ ن 1_ برای دیدن نمونه کارهای به نسبت باکیفیت رسانه ایی ، میشه به بخش دفاعی و تسلیحات یوتیوب مراجعه کرد و یا ویدیو کلیپ های تبلیغاتی تسلیحات غربی و همچنین ویدیو کلیپ های محصولات نظامی ترکیه رو از نظر گذروند که مشخصا میتونه کمکی باشه برای پیدا کردن نگاه نو و جدید . 2_ رزمایش های مختلف ( و ضعف های رسانه ایی موجود در اونها که اذیت کننده هست ) رو تا یه حدودی دنبال میکنم و رزمایش موشکی اخیر و خصوصا تصاویرش حقیر رو درگیر کرد که بی رودرواسی نتونستم ازش رد بشم تا که این مطلب رو کامل تقدیم کنم . میدونم که این موضوع مورد مطالبه ی اکثر اعضای میلیتاری و علاقمندان هست . اگر این مطلب جای کار داشت ( بیشتر بابت پیشنهادات و توضیحات و لینک های ارزشمند دوستان فاضل انجمن عرض میکنم ) و اگر ارزش تایپک شدنش بود ، بعدا مدیران محترم تایپکش کنن ، اما اگر تکراری بود و مشابه داشت نیازی به تایپک شدنش نیست . 3_ اگه این مطلب به کار هر کدوم از خوانندگان یا عزیزان اومد ، استفاده ازش حلال و آزاده ... پایان
  7. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری صحبت از آماد و پشتیبانی شد ، شاید این فایل پی.دی.اف فارسی و موجود تو فضای مجازی ، با نام " تبیین ساختار مناسب سیستم آماد و پشتیبانی تیپهای نیرو مخصوص واکنش سریع " از فصلنامه ی علوم و فنون نظامی ، به کار دوستان علاقمند بیاد . ( ۲۶ صفحه با حجم تقریبی ۱ مگابایت ) https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=http://www.qjmst.ir/article_35682_67ef560916f4ceee11cde16dfa98475a.pdf&ved=2ahUKEwiTnMyd2JfvAhXQX8AKHaMPDxgQFjAWegQIDxAC&usg=AOvVaw06QGFxcjFuZIXlA_LlKhZ2 اگر مطلب به تایپک دیگه ایی مرتبط میشه ، منتقل بفرمایید .
  8. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری نکته ایی که از قلم افتاد رو الان تقدیم حضور میکنم ترور ، تروریست ، گردآورنده ( سرمایه گذار ، که عموما کشورهای مریض منطقه و دشمنان فرا منطقه ایی هستن ) و در نهایت گروه ترویستی و " علی الخصوص تجزیه طلب ها " که مد نظر حقیر هست رو بایستی با کار مناسب امنیتی زیر نظر داشت ، از تحرکاتشون خبر داشت و در زمان مناسب حلقه ی اصلی _ اول اونها رو که در آینده قرار هست تبدیل به رده های ارشد و فرماندهان اصلیشون بشن و امروزه در اسیب پذیرترین حالتشون هستن حذف کرد . فراموش نکنیم که اگر این گروه های تروریستی و تجزیه طلب ( علف های هرز وحشی و خون ریز ) و ... رو به حال خودشون بززاریم _ بمونن ، مطمعنا با روش های مختلف سعی میکنن شبکه سازی و ... کرده و در کل رشد کنن . مشخصا حذف کردن یه گروه جدید تروریستی که احتمالا متشکل از چند نفر هستن و شبیه به یه دسته ی متمایز و مشخص مثل علف هرز ، بسیار بسیار کم دردسر تر و کم هزینه تر از زمانی هست که کادر سازی و شبکه سازی کرده باشن . در ضمن ، مسلما زمانی که این گروه ها فرصت کنن و جون بگیرن به دنبال فرمایشات اربابشون ( که براشون کلی هزینه کرده ) و یا آرمان های هچل هفت و درب و داغون خودشون میرن که مشخصا هزینه ها و آسیب های بسیار زیاد اجتماعی ، امنیتی ، سیاسی ، اقتصادی و ... درست میکنن ، میبینید که این روند قابل پیش بینی ، اصلا و ابدا قابل قبون نیست . این کروه ها دانسته و یا ندانسته ( از روی فهم و یا نفهمی خودشون ) ، دارن تو بازی بزرگتر یکی دیگه بازی میکنن و مسیری رو میرن که آخرش میشه شر مطلق و آسیب ابدی برای کشور عزیزمون و همینطور سرافکندگی ابدی برای هممون . این مطالب رو گوشه ی ذهن داشته باشیم و فراموش نکنیم که جمع کردن ، حذف کردن و تو مشت گرفتن این علف های هرز مستلزم سرمایه گذاری و هزینه کرد هست . مشخصا این سرمایه گذاری نیازمند توجه رده های ارشد کشوری و بالاخص سیاستمدارا هست و جایی که این عزیزان باید دست به کار بشن و خودی نشون بدن ، بحث تامین این هزینه ها و همینطور قاطعیت در بخورد با تجزیه طلبی و گروه های تروریستی هست . به زبون ساده پول قدرت هست و مطمعنا هر هزینه ایی ( مادی و .. ) که امروز برای تامین امنیت کشورمون انجام بدیم میشه گفت که عین سرمایه گذاری هست که فردای روز با امنیت پایدار و رشد (و توسعه ی پایدار ) کشور میشه گفت میلیاردها برابرش به فرد فرد اجتماع برمیگرده. و اما اگر این هزینه ها امروز انجام نشه و یا به حد کافی اختصاص پیدا نکنه ، فردای روز با سرمایه گذاری عظیم و آسیب های بسیار زیاد بایستی این گروهک ها رو جمع و یا حذف کنیم که عقلانی نیست . سرمایه گذاری امروز عزیزان تبدیل میشه به چشم های باز بیشتر ، ذهن های متمرکز بیشتر ، تجهیزات کارامد تر ، گوش های بیشتر و شنونده های .... بهتر ، آگاه شدن های پیش از شکل گیری اتفاقات ، خریدن افراد تاثیرگذار تر ، حذف سرکرده ها و برنامه ریزان اونها بیرون از سرزمین اصلی و ... . البته فراموش نکنیم که این سرمایه گذاری رو اگر درست و به اندازه و به خصوص به موقع انجام بدیم ( و در قبالش نتیجه و کار صحیح طلب بشه ) ، همراه خودش امنیت پایدار به ارمغان میاره و این امنیت پایه ی توسعه ی همه جانبه ی کشور ، حتی جاذب سرمایه ی خارجی میشه . برایند رشد ، توسعه و سرمایه گذاری میشه درامدهای بیشتر برای کشور که علاوه بر پوشاندن هزینه _ سرمایه گذاری امنیتی ، زمینه و سلاحی میشه در دست سیاستمداران داخلی برای اعمال قدرت و نفوذشون در خارج از مرزها . یه نکته ی کوچیک رو هم بگم : بحث حقیر بالکل سیاسی و یا اقتصادی نیست و سعی کردم از دریچه ی نظامی به مطلب نگاه کنیم . پس این مطلب رو توش گیر نکنیم که اگر سیاست فلان بشود پول فلان میشود و غیره ، چیزی که واضح هست ( تا آینده ی نامعلوم ) اینه که تو منطقه ایی گیرافتادیم که اگر در زمینه ی امنیت هزینه _ سرمایه گذاری نکنیم ، بدا به حال ما .... نکته ایی رو تا فراموش نکردم بگم : افراد و گروه های تروریستی اگر نتونن سلاح ، مهمات ، تجهیزات انفرادی و یا مواد منفجره ی خودشون رو از کشورهای بیصاحب اطراف به داخل کشور منتقل کنن ، میتونن این تجهیزات رو از گروههای قاچاقچی داخلی تهیه کنن . شاید در نگاه اول تاثیر این گروه های قاچاقچی به اندازه ی گروه های تروریستی نباشه ، اما زمانی که پول ضخیم گروه های تروریستی رو در کنار توان تامین گروه های قاچاق ( مواد مخدر ، سلاح ، انسان و ... ) قرار بدیم ، اهمیتشون چند برابر میشه و میشه گفت در حد گروه های تروریستی تاثیرگذار میشن . بنابراین این گروه های قاچاق رو هم بایستی داخل یک شیب مناسب به سمت حذف شدن پیش ببریم . در مورد گروه های تروریستی و قاچاقچی های خطرناک هم این رو یه جور محبت و عشق به سرزمین مادری میدونم که در صورت شناختشون ، به هر شکلی مثلا در خفا ، اونها رو به سازمان های امنیتی معرفی کنیم ( با یه جستجوی ساده میشه شماره تلفن های سازمان های امنیتی رو دید و یا حتی میشه از باجه های تلفن عمومی مطلب یا مشاهدات رو به اونها رسوند ) . واقعیتش اینه که نیروهای نظامی ، انتظامی و یا امنیتی همیشه و در همه جا حضور ندارن ، اما شهروندان کشورمون همه جا و همیشه حضور دارن و اگر ما افراد جامعه ، بعنوان شهروندان این کشور احساس وظیفه کنیم مطمعنا میوه ی امنیت و یکپارچه موندن سرزمینمون رو همگی ازش بهره مند میشیم . ضمن تشکر بابت مطالعه ی ارسال حقیر ، در آخر بگم که مطالب ذکر شده ، ذهنیات منفجر حقیر بعنوان یه علاقمند هست و امیدوارم صحیح باشه .
  9. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری با دیدن مطالب این تایپک و ویدیوی عملیات رضوان ، نکته ی کوچیکی که در قیاس با عملیات حمله به حدکا به ذهن حقیر رسید این بود که ای کاش دقت الان راکت های توپخانه ایی و موشک ها و ... رو اون موقع داشتیم تا اردوگاه اشرف رو روی سر منافقین خراب میکردیم . میتونستیم با تحمیل آسیب فراتر توان تحمل به این مجموعه ( از بین رفتن اعضای ارشد و از هم گسیخته شدن رده های فرماندهی ، تامین و ... ) کاری بکنیم کارستان ، تا شاید کمتر با چیزی به اسم سازمان یا هرچی که بهش نسبت میدن روبرو بودیم و در آینده ایی که الان درش حضور داریم کمتر از منافقین ضربه میخوردیم و کشورمون هم کمتر آسیب میدید ، حیف... تصویر بالا محل اصابت موشک به مکان _ اتاق جلسه ی افراد ارشد این حزب موشک های هدایت شونده و معروف سری خانواده ی فاتح موشک از سقف وارد شده و سالن جلسه رو مورد عنایت خاص قرار داده ، سپس به طبقه ی پایینی وارد شده و کارش رو ادامه داده ، در ضمن مثل اینکه این تصویر دست کاری شده هست و تصویر برش خورده ی فرد مسلح ، مربوط به این مکان نیست و توسط خودشون به این تصویر اضافه شده تا این مطلب رو به بیننده ی تصویر القا کنه ( بگن که ) ما ضخیم هستیم و همه چیز تحت کنترل هست و از این حرف ها!! تصویر بهتر از سقف طبقه ی اول تصویر به روز تر از محل جلسه _ اصابت تصویر از تلفات این حمله تو فضای مجازی موجود بود ، اما به نظرم نیازی به نشون دادنشون نیست ، چرا که علاوه بر یادآوری عملیات حمله به حدکا ، خود " دقت حمله و نیاز به این دقت " دلیل ارسال حقیر هست . بابت یادآوری : عملیات رضوان برای انتقام گرفتن از منافقین به اجرا در اومد ، چرا که با عملیات تروریستی باعث شهادت مرد پولادین جبهه های نبرد ، سپهبد صیاد شیرازی شده بودن . در آخر یاد و خاطره ی شهید والامقام ، سپهبد علی صیاد شیرازی گرامی باد و راهشون پر رهرو .
  10. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری. نکته ایی که در گذشته یه چند باری بهش اشاره کردم رو به شکلی دیگه در موردش توضیح میدم . " ساده نویسی و آسان تر کردن فهم مطلب " از دوستان عزیز و مطلعم توی سایت ، خصوصا نویسندگان " گاهنامه ی وزین نآورد " خواهش میکنم تا حد ممکن مطالب خودشونو ساده و همه فهم کنن . برای راهنمایی بیشتر و ساده تر ، یکی از مطلب های قبلی تون رو بخونید و خودتون رو جای یک فرد معمولی جامعه بزارید و دقت کنید که آیا این مطلب قابل فهم توسط اکثریت هست و یا نیاز به برخی اصلاحات و ساده سازی بیشتر داره فراموش نکنیم که تخصصی کردن بیش از حد مطلب ، باعث گنگ شدن و خسته کننده شدن مطلب برای عامه ی مردم ( که برخی از عزیزان نشسته بر پشت میزها هم جزو اونها هستن ) میشه . پس اگر خیلی زیاد مطلب رو تخصصی کنید به درد افراد انگشت شماری خواهد خورد و الباقی اگر نگیم بی بهره ، بهره ی کمتری میبرن . مطلبی دردآوری که از نزدیک با اون زیاد برخورد کردم این بود که هر تخصصی فرای نوع و اهمیت اون ، پر شده از کلمات و اصطلاحات خاص و یا مخفف که برای عموم کمتر قابل فهم و هضم هست . این مورد تا زمانی که فرد در کنار هم رشته ایی ها و یا همکاران مرتبط با اون تخصص قرار داره ، درست و منطقی هست و کار رو ساده میکنه ، اما زمانی که قرار میشه مطلبی رو از اون رشته و یا علاقمندی خاص برای دوست داران ، علاقمندان و یا عموم افراد جامعه شرح بدیم ، مشکل زا میشه . برای مثال وزیر بهداشت میاد و در مورد ویروس کرونا برای اخبار سراسری عمومی مصاحبه میکنه که مخاطبش میشه عموم مردم و کاملا تخصصی حرف میزنه که اشتباه هست کار ایشون ، یا صدا و سیما ویدیویی از عالم دینی پخش میکنه که مشخصا مطالب ایشون پر از اصطلاحات خاص خودشون هست و از درک عموم افراد خارج که این هم درست نیست .. بگردیم مثال زیاده و به همین دوتا قناعت میکنیم .  بسیار دوست داشتنی و خواستنی هست که اعضای سایت _ اندیشکده _ گاهنامه ی میلیتاری ( به جز حقیر ) عموما سرآمد رشته و علاقمندی خودشون هستن و با مطالعات گسترده اشون چه در مورد رشته و علاقمندی شون و چه مطالعه ی آزادی که دارن ، میتونن بسیاری مباحث مرتبط و یا غیر مرتبط رو با اصطلاحات تخصصی اون درک کنن و همینطور شرح و توضیح بدن . این موضوع عالی هست و ارزشمند ، اما بیایم زمانی که داریم برای افراد علاقمند ، کمتر مرتبط و یا غیر مرتبط ، مطلبی رو توضیح میدیم ، مثل " یک معلم دلسوز " ، اون مطلب رو فارسی ، ساده و قابل فهم ارائه کنیم . شاید اون مطلب به ظاهر ساده ، کمک کرد تا مخاطبین با اون درگیر بشن و راه درست و نویی جلوشون باز بشه ، برای مطالعات بیشتر و داشتن هموطنانی داناتر .  بابت قابل لمس شدن راحت تر موضوع ، نظر شخصیم رو در این مورد خیلی ساده تر بگم  ببینید ، ما یکسری از عزیزان رو داریم که در زمانی ، دوره ایی و یا شرایطی وارد سیستم های مختلف شدن و یا احتمالا میشن ، مثل دوره ی ضرورت جنگ . بی رودرواسی ، از عموم این عزیزان نمیشه توقع عجیب و غریب داشت و باید تا اون موقعی که تو مجموعه شون مشغول هستن با ارائه دادن راه حل مناسب اونم به ساده ترین شکل ممکن ، کمک کرد تا مسیر صحیح رو پیدا کنن و ادامه بدن ، که یا در زمان مناسب پست رو به اهلش واگذار کنن و یا در انتهای خدمتشون که هستن ، دوره ی بازنشستگی ایشون سر برسه .  در مورد برخی از انتصابات هم میشه گفت که برخی ( شایدم عموم ) انتصابات در جاهای مختلف ، براساس گذشته ی فرد و درجه ی اعتماد مجموعه به ایشون هست و تخصص ها و سرآمد بودن ها یکمقداری کمرنگ تر . عموما سنین هم بالاست و درک مطالب خاص یکمقداری زیادی سخت هست براشون . بالاخره این قشر ( آشنایان عملیاتی بر سر کارهای مهم ) رو هم باید تا جایی که بازنشسته میشن کمک کنیم که بتونن مطالب رو درک کنن و کار درست ( ی که به نفع کشور و ملت مون هست ) رو انجام بدن ، واقعیتش با توجه به شرایط موجود ، برای کار درستی که دوستان میلیتاری بهش اشراف و ازش اطلاع دارن ، نیاز به دستور و خودکار این عزیزان داریم . یکسری علاقمند نوجوان ، جوان و نظامی رده پایین هم داریم که اطلاعات و درک خیلی وسیع از مباحث و رویداد ها ندارن و موقعی که متن خیلی تخصصی بزاریم جلوشون ، برای فرار از مطالعه اش به چپ و راست نگاه میکنن ، نمونه ی بارز اون فرد علاقمند میشه بنده . در مورد مطالبه ی عمومی ، مباحث ارزشمندی مثل : بهای بیشتر دادن به جان رزمندگان با استفاده از تجهیزات مناسبتر ، آموزش و دوره های آموزشی به روزتر و مستمر ، تربیت بدنی علمی ، صحیح و همینطور خوراک مناسب این تربیت ، کار کردن اصولی روی مباحث تاریخی و دینی برای بالا رفتن روحیه ی جنگاوری ، مدرن سازی تسلیحات و تجهیزات ، لزوم شرکت کردن نظامیان کشور عزیزمون در مسابقات و دوره های آموزشی فرا مرزی و ... ، نیاز هست که مخاطب علاقمند و عام هم این جور مباحث رو به ساده ترین شکل بفهمه و براش دغدغه ایی باشه تا شروع به مطالبه ی این خواسته ی صحیح کنه . این نکته رو هم بهش اشاره کنم که منظورم از ساده نویسی ، نوشتن مطلب به صورت کوچه بازاری _ محاوره ایی برای گاهنامه ی نآورد نیست . ( البته محاوره ایی نوشتن ، برای انجمن بد نیست و مشکلی رو ایجاد نمیکنه ) در کل منظورم این هست که نوشتار ، جمله بندی و استفاده از واژه ها تو مطلب به شکلی ساده شده باشه که خوندن و فهمیدن مغز اون مطلب یا انتقاد ، نیاز به تفکر زیاد و تخصص خاصی نداشته باشه و برای هر فرد علاقمند ، شدنی و راحت باشه . خصوصا برای عزیزان منتظر ، غذای جویده ی نرم و راحت ( منظور مطلب ساده شده هست ) بسیار خواستنی ، دوست داشتنی و از همه مهمتر راهگشا هست ، تا اینکه مواد اولیه ی غذا ( مطالب تخصصی پر از اصطلاحات که نیاز به مطالعه ، جستجو ، تفکر و در یک کلام تلاش !!! در راه صحیح اون ) رو در اختیار قرار بدیم تا آن عزیزان کم حوصله و شعار محور ، بدنبال پختن غذایی ( منظورم انجام دادن کار صحیح هست ) مطابق با ضرورت ها ، نیازها و در سریعترین زمان ممکن باشن . شاید دوستان پیش خودشون تصور کنن که این جور مطلب نوشتن و راهکار دادن ها توسط " انجمن وزین میلیتاری " زحمت اضافه و یا کاری بیهوده هست و کار فلان ... و فلان .... هست . پیشاپیش عرض میکنم که افراد علاقمند ، مطلع ، وطن پرست و دلسوزی که قضایا ( فوتبال ) رو از بیرون ( بالای استادیوم ) نظاره گر هستن ، در کل دید جالب توجه و عموما صحیحی ، نسبت به اون مجموعه و یا مسایل در جریانشون دارن ، و از اون سمت ماجرا ، شرایط امروز کشور ما به شکلی هست که انقدری نیاز به کمک توش احساس میشه که این ساده سازی مباحث میتونه در حد یه داروی شفابخش باشه تا زمان و موقعیت برای رشد بیشتر عزیزان ( برای برخی تا جایگزینی و یا بازنشستگی ) و مخاطبین فراهم بشه به امید حق تعالی . شاید کل مطلب نوشته شده ی بنده اشتباه باشه ، اما دوستان نویسنده و مترجم انجمن ، اون رو به عنوان یه اشتباه ۱۰۰ درصدی ، گوشه ی ذهن داشته باشن ، شاید کمکی کرد . ضمن تشکر بابت زمانی که گذاشتید و مطلب حقیر رو مطالعه کردید ، نکته ی آخر رو به شکل کلی بگم و عرضم تمام : اون روزی که همه ی هموطنانمون فارغ از تخصص و ... با هم به شکلی گفتگو کنیم که قابل فهم واسه همه مون باشه ، بسیاری از مشکلات قبل از اینکه بوجود بیان حل میشن و راه برای رشد علمی ، فنی ، سیاسی ، مادی ، معنوی ، دینی و در کل ، دنیوی و اخروی جامعه مون فراهم میشه .
  11. سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان میلیتاری در مورد موتور خوشه ایی مورد اشاره ، زمان برای پیدا کردن تصویر بهتر و یا از نمای دیگری از اون تو فضای مجازی اختصاص دادم ، اما به جز این تصویر که یه مقدار نمای بهتری داره ، تصویر بهتری موجود نبود . بنابراین تا بازگشایی پارک ملی هوافضا به روی مردم عادی و تا رسیدن دست حقیر و یا دیگر دوستان به اون مجموعه و تهیه ی تصاویر دلخواه ، تصویر بهتری نمیشه پیدا کرد . تصاویر شما هم ، اگر اشتباه نکنم همون موتور خوشه ایی سیمرغ هست که برادر عزیز و مطلعمون جناب bds110 به درستی بهش اشاره کردن . البته این تصویر شما کمک میکنه که دید بهتری به اون موتور پیدا کنیم خصوصا در مورد بازوهای بیرونی اتصال موتور به بدنه ی زیرین موشک ( در نمونه ی نمایشی بازوهای داخلی رو حذف کردن ) . تصور بنده این بوده که هر بازوی مثلثی شکل مربوط به یک موتور و بازوی بعدی مشترک با موتور بعدی هست و اون موتور 9 بازو داره . اما با جستجوی بیشتر متوجه شدم که هر موتور در قسمت بیرونی تعداد 2 بازوی اختصاصی داره و کل مجموعه ی نمایشی 8 بازو ، بنابراین اون موتور بایستی موتور خوشه ایی 4 موتوره ی سیمرغ باشه و اگر شما هم مثل بنده اون رو 6 موتوره تصور کردین بایستی عرض کنم که هر دو با خطای دیدی که از تصویر نامناسب ایجاد شده به اشتباه افتادیم ، اما اگر نظرتون از ابتدا این بوده که اون موتور خوشه ایی 4 موتوره بوده ، نظرتون درست بوده و اشتباه از حقیر . در کل از دوستان و علاقمندانی که زمان با ارزش خودشون رو صرف کردن ، پست حقیر رو مطالعه کردن و بر اساس اشتباه ناخواسته ی بنده دچار اشتباه شدن عذر خواهی میکنم ، امیدوارم حلال بفرمایید . ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ قسمت دوم برای اینکه دوستان وقت میزارن و به این ارسال حقیر مراجعه میکنن ، یکمقداری از مطالبی رو که قرار بوده ارسال کنم و امکانش پیش نیومده اینجا قرار میدم تا دست کم این ارسال ارزش مطالعه توسط دوستان رو داشته باشه . ____________________________________________________________________________________________________________________________ پرتابگرهای ایرانی در فضای باز مجموعه ی پارک ملی هوافضا تعداد 4 پرتابگر موشک قرار داره که یکی مربوط به ماهواره بر قاصد و 3 عدد دیگه مربوط به موشک زمین به زمین هست . میان اون 3 عدد پرتابگر ، پرتابگر دوم از سمت راست ، با تفاوت های جالبی که با پرتابگر سمت راستی خودش یعنی ماز 543 داره ، نگاه آدم رو جلب میکنه . ( برای اینکه بیشتر توضیح بدم نیاز هست به روزهای جنگ و مستندی که با نام خط مقدم از اون دوران و تلاش ها و مشکلات اولیه ی پیش روی صنعت موشکی داشته سری بزنیم ) پرتابگر داخلی ( میشه گفت تصویر نایاب از اولین پرتابگر ساخت داخل ) تصویر بالا ( احتمالا ) مربوط هست به زمانی هست که تعداد پرتابگر موشک اسکاد کشورمون کم بوده و نیاز موجود رو برطرف نمیکرده ، بنابراین عزیزان صنعت موشکی سعی کرده بودن با نزدیک ترین حامل ( از لحاظ ابعاد و کارایی ) که موجود بوده و نگاه به پرتابگر اصلی اون زمان کشورمون ( ماز 543 ) پرتابگر وطنی بسازن . این پرتابگر بر اساس شاسی جرثقیل میان وزن 8 در 4 ( به این معنی که این خودرو 4 محور داره اما دو محورش _ محورهای عقبی ، دارای دیفرانسیل هست که بتونه خودرو رو حرکت بده و دو محور بعدی _ جلویی ، بدون دیفرانسیل هستن که وظیفه ی حمل بار و فرمان پذیری دارن ) موجود توی کشورمون ساخته شده. از نمونه های احتمالی موجود که در رژه های سالهای پیشین نشان داده شده بود . ( با توجه به سطح تغییرات و تصاویر به شدت محدود، نمیشه سازنده ی شاسی مورد استفاده رو شناخت و معرفی کرد ) یکی از مشکلاتی که این پرتابگر وطنی داشت برمیگرده به شاسی مورد استفاده ی اون که 8 در 4 هست و همینطور برد کم موشک های اسکاد خریداری شده در اون زمان . اگر به گفته های فرماندهان در زمان جنگ دقت کنیم برد اسکادهای موجود حول و حوش 300 ( کمی کمتر و یا بیشتر ) کیلومتر بوده که برای هدف قرار دادن شهر های مهم دشمن کشورمون در اون زمان یعنی عراق ، نیاز بوده که تیم پرتاب کننده با اون پرتابگر تا حد ممکن به مرز عراق نزدیک بشن . دوستان مستحضر هستن که مرز کشورمون با عراق در قسمت غربی کشورمون قرار داره و نزدیک ترین مسیر شلیک به بغداد هم از سمت کردستان قابل دسترسی هست . محیط مرزی اون قسمت عموما محیط خشنی هست ( کوهستانی ، سنگلاخی ، پر از شیب و ... ) همینطور دست کم در 6 ماهه ی دوم سال که بارش هایی گاه و بیگاهی رو شاهد هستیم ، مشکلات تحرک وسایل نقلیه در اون محیط بیشتر و بیشتر میشه . فراموش نکنیم " محیط خشن ابدا اجازه ی عرض اندام به پرتابگری که دارای وزن بیش از حد ، تایر های نامناسب ، قدرت موتور پایین ، گیربکس بدون داشتن دنده هایی با ضرایب مناسب _ سنگین ، نداشتن قفل دیفرانسیل به صورت عرضی و قفل دیفرانسیل ها به صورت طولی ، سیستم تعلیق مناسب با بار و شرایط تعریف شده ی آفرود ، همینطور تمام متحرک نبودن محورها ، رو نخواهد داد " . ناگفته پیداست که احتمال گیر کردن و یا چپ کردن حامل های بدون حساب و کتاب بسیار زیاد هست و در شرایط جنگی به از دست رفتن حامل ، محموله و تیم پرتاب منجر خواهد شد که همین مسئله باعث کنار رفتن این حامل وطنی پس از ضرورت زمان جنگ شده . اما پرتابگر زمین به زمین که در موردش صحبت شد ( با نام احتمالی خیبر ) در نگاه اول اگر به جزئیات دقت نکنیم این حامل رو با ماز 543 اشتباه میگیریم ، اما بعد از دقت به جزئیاتی مثل شیشه های کناری کشویی ، سپر جلو با چراغ های پر تعداد و متفاوت ، فاصله ی بسیار کم اول و دوم همینطور محور سوم و چهارم از همدیگه ، زاویه ی رو به عقب رفته ی شیشه های جلوی کابین . تمامی موارد مذکور در ماز 543 متفاوت بوده و نکاتی دیگر که از حوصله ی مطالعه کنندگان خارج هست . پرتابگر ماز 543 ( تصویر زیر برای مقایسه با لانچر وطنی بالا هست ، نوع موشک متفاوت هست و خارج از بحث ) نمونه و یا از نمونه های اولیه ی این حامل پس از ساخت و قبل از رنگ آمیزی نهایی در این قسمت میتونید مجموعه ی موتور رو شاهد باشید که مشخصا تعویض شده ( نوع موتور مشخص نیست ، احتمالا از موتورهای تجاری خودروهای سنگین استفاده شده) حامل وطنی بر اساس قطعات ماز 537 شکل گرفته ( این حامل برای حمل ونقل ادوات زرهی طراحی و ساخته و عموما استفاده میشده ) ماز 537 در ایران _ در زمان جنگ تحمیلی ( مربوط به خریدهای پهلوی دوم از شوروی سابق ) حاج حسن و تیم همراهشون در کنار پرتابگر ساخته شده پرتابگر های دو قسمتی پرتابگر عراقی موشک بالستیک به صورت تریلر و با استفاده از کشنده ی 6 در 4 محبوب آن دوران اسکانیا 112 اچ البته صحبت هایی در مورد به کارگیری دانشمندان صنایع نظامی عراق وجود داره ، اما نظر شخصی حقیر در این مورد بر این هست : زمانی که ما تونستیم پرتابگر ماز 543 رو که با آسیب های عمدی از دور خارج شده به خط پرتاب برگردونیم و پرتابگرهای پیچیده تری مثل خیبر رو به مرحله ی عمل برسونیم ، دسته کم بایستی میتونستیم از عهده ی ساخت این ایده یا طرح که به نسبت ساده تر ساده تر هست بر بیایم ، حتی اگر ایده رو از تصاویر یا فیلمهای اون نمایشگاه عراقی گرفته باشیم . البته اگر همکاری ایی هم صورت گرفته باشه نه نادرست بوده و نه مشکلی داره چراکه مهم این هست که صنایع نظامی کشورمون تونسته این نیاز رو رفع کنه . به قول یکی از دوستان انجمن " در زمان جنگ کسی نمیپرسه سلاح دست شما ساخت کجاست ، در اصل کارایی اون سلاح مهم هست " و الباقی مباحث حاشیه ایی مال فضایی غیر از فضای واقعی هست . نمای کلی از پرتابگرهای در حال خدمت کشورمون میشه به سادگی دید که این پرتابگر تقسیم و ساده سازی شده به 2 بخش اصلی . بخش اول بخش کشنده ی اون هست که بسته به وزن پرتابگر بایستی توان مناسبی داشته باشه و همینطور اینکه بایستی برای بالا بردن توان کششی خودش حتما 6 در 6 باشه . بخش دوم به شکل کفی تریلی هست و مجموعه های هیدرولیکی برپا کننده ی موشک و ... ، همچنین هدایت آتش رو به عهده داره . این طرح نقاط مثبت و منفی ایی داره که میشه از نقاط مثبت به این نکته اشاره کرد : 1_ کشور به تولید کننده ، مشخصا محدودیتی در ساخت و به کارگیری این نوع پرتابگر نداره و این امکان رو به دست میاره که بتونه تعداد زیادی از قسمت پرتابگر ( که بیشتر شبیه کفی تریلی هست ) رو تولید کرده و برای آینده دپو کنه . 2_ برای بارگیری های اضطراری هم میشه قسمت دومی که شلیک رو انجام داده رو به صورت خالی تحویل بده و به سرعت پرتابگر بارگیری شده ی بعدی رو دریافت و حرکت کنه . 3_ برای زمان هایی که کشور در حاات صلح قرار داره ، کشنده ی این مجموعه و بنابر نیاز میتونه در قسمت های مورد نیاز اون نیرو خدمت رسانی کنه . 4_ در صورت آسیب دیدگی ( محدود و قابل کنترل ) پرتابگر میشه پرتابگر رو سریعتر تعویض کرد . 5_ هزینه ی تعمیر و نگهداری کشنده هم با توجه به غیر اختصاصی بودن اون پایین تر هست . 6_ با توجه به اینکه برد موشک های تولیدی کشورمون به حد مناسبی رسیده ، این پرتابگر میتونه از راه ها_ خیابان ها و مناطق از پیش تعیین و آماده شده موجود استفاده کنه . درکل شاید دیگه نیاز نباشه این پرتابگر به محیط های خشن وارد بشه . 7 _ با توجه به توانایی ساختی که بوجود اومده ، براحتی میشه برای موشک های مختلف سوخت مایع و یا جامد حال و آینده پرتابگر مختص اونها رو ساخت . 8_ با توجه به ساخت داخل بودن بیشتر تجهیزات ، تعمیر ونگهداری از این پرتابگر ها به نسبت ساده هست . نکات منفی 1_ اگر یک زمانی قرار به پراکندگی این نوع پرتابگرها در محیط های خشن بشه ، این نوع پرتابگر مشخصا دچار مشکل تو محیط های آفرود میشه . 2_ با توجه به اینکه تنها کشنده هست که پرتابگر رو حرکت میده ، اگر یک زمانی قرار به تحرک در محیط های یخ زده ، گلی و یا هردو + با شیب زیاد باشه ، در مورد موشک های دوربرد تر که متعاقبا پرتابگر سنگین تری دارن شاید دچار مشکل بشه ، ولو این مشکل با تجربه ی راننده قابل حل باشه . سالن مونتاژ پرتابگرهای وطنی دو تصویر زیر مربوط به مجموعه ی برپاگر پرتابگر هستند دو تصویر زیر مربوط به قسمت انتهایی برپاگر پرتابگر + جک هیدرولیکی تلسکوپی اون مجموعه هستن . در ضمن میتونید منحرف کننده های گاز و شعله ی خارج شده از موتور موشک به طرفین رو در این قسمت مشاهده کنید از مزایای ساخت این نوع پرتابگر ، همونطور که اشاره شد توانایی ساخت _ تحویل دهی _ دپو با تعداد بالای اون هست توانایی ساخت برای انواع موشک ها با ابعاد مختلف ( در اینجا مربوط به موشک خرمشهر هست که قطر بیشتر اما طول کمتری داره ) برای شرایط خشن زمستانی ناشی از بارندگی برف و باران ( گل و شل ) این محیط رو در زمستان تصور بفرمایید دو تصویر پایینی مرتبط هست به پرتابگر موشک شهاب 3 به همراه یار همیشگی خودش کشنده ی بنز 6 در 6 تیتان پرتابگر موشک سوخت جامد سجیل به همراه کشنده ی بروز تر بنز خودش در دو تصویر زیر ، در رزمایش ها این حجم از خودرو ، افراد و شلوغی که برای آماده سازی قبل از شلیک ، کنار پرتابگر ها جمع میشن آدم رو نگران میکنه ، امیدوارم که درون رزمایشها یکمقداری بیشتر شرایط واقعی نبرد احتمالی رو تمرین کنن پرتابگر موشک سری قدر تعداد قابل توجه این نوع پرتابگرها در رژه ی نیروهای مسلح تصویر زیبا از پرتابگر سجیل تصویر جالب از پرتابگر موشک سوخت مایع قیام پرتابگر های راکت های توپخانه ایی و سوخت جامد در زمان جنگ و به شکل غنیمتی به پرتابگر " 9 کی 52 لونا " و راکت سوخت مایع سری فراگ عراقی دست پیدا کردیم ( اگر اشتباه نکنم به کمک هوانیروز و خلبانان جان بر کف کبرا که با اون سامانه درگیر شده بودن ) که مشخصا از محصولات نظامی شوروی بود . خودروی حامل اون پرتابگر ، خودروی 8 در 8 زیل 135 بود که دارای دو محور فرمان پذیر در ابتدا و انتهای خودرو بود و 2 محور باربر در میان خودرو . اون پرتابگر برای آزمون ها و ... مورد استفاده قرار گرفت و راکت سوخت مایع اون هم با حذف پیچیدگی های غیر ضرور برای ساخت راکت های سوخت جامد توپخانه ایی استفاده شد ،همینطور خودروی حامل هم با کامیون های تجاری در دسترس جایگزین شد . کامیون تجاری 6 در4 بنز 2624 در نقش حامل پرتابگر راکت نازئات رژه ی پرتابگرهای سری نازئات ساخت راکت ها هم با خانواده ی نازعات شروع شد و بعد مدتی به سری توانمند تر زلزال ها رسید . نمونه احتمالی آزمایشی زلزال ، بر روی پرتابگر غنیمتی پرتابگر 6 در6 بنز و راکت توپخانه ایی زلزال پرتابگرهای سه فروندی زمینی (احتمالا مربوط به آزمایشات مورد نیاز ) نمونه ی پرتابگر 3 فروندی متحرک پرتابگری برای فاتح 110 پس از ساخت و به خدمت گرفتن راکت زلزال و متعاقب نیازی که برای انهدام دقیق اهداف بوجود اومده بود ، تلاش برای ساخت موشک هدایت شونده بر اساس توانایی ها و موجودی های در دسترس انجام شد که نتیجه اش رو میشه تو موشک سوخت جامد تک مرحله ایی فاتح 110 مشاهده کرد . نمونه های اولیه و در خدمت که الان هم موجود هستند و در حال خدمت بر اساس پرتابگر سری زلزال کاربری شدن ، اما با توجه به هدایت پذیر بودن موشک و همچنین عدم نیاز به ریل پرتاب بلندی که اون خانواده ی پرتابگر استفاده میکرد ، تلاش برای ساخت پرتابگر جدید شروع شد . از نمونه های اولیه و در حال خدمت پرتابگر فاتح 110 پرتابگری در دسترس پرتابگر موشک پدافندی " اچ کیو 2 گاید لاین " چینی ساخته شده بر اساس سام2 شوروی سابق پرتابگر سام 2 کشورمون در زمان جنگ تحمیلی این سامانه ی پدافندی رو دریافت کرده بود ، این مجموعه از نمونه های تولیدی چین و بر اساس سام 2 روسی هست ، نمونه های تولیدی چین با نام اچ کیو 2 گاید لاین شناخته میشن . به نظر برای آزمایشات ثانویه ی موشک فاتح از پرتابگر خانواده ی سام 2 استفاده شده . فاتح 110 بر روی پرتابگر خانواده ی سام 2 نمونه پرتابگر به روز و تکی خانواده ی فاتح که بر اساس پرتابگر سام 2 اما با تغیرات بسیار ساخته شد ( میشه گفت به جز ریل پرتاب و اونهم در ظاهر ، هیچ شباهتی ، حتی در مکانیزم برپاگر با پرتابگر سام 2 نداره ) که میتونن پذیرای خانواده ی موشکی فاتح باشن البته مثل اینکه مسئله ی هدایت راکت ها در جهت عکس جریان به خانواده ی راکت های زلزال در حال بازگشت هست پرتابگر 6 در 6 ان . جی بنز مربوط به موشک خلیج فارس با توجه به نیازی که بوجود آمد و توان مناسب حامل های به روز تر ، همینطور وزن مناسب مجموع موشک و پرتابگر برای ساخت پرتابگر 2 فروندی ، خانواده ی موشک های فاتح پرتابگر 2 فروندی رو هم به خدمت گرفتن پرتابگر 2 فروندی بر اساس شاسی تجاری کامیون 6 در6 موجود ( نام و مدل 2 کامیون زیر برای آسیب ندیدن نیروهای مسلح آورده نمیشود ) پرتابگر 2 فروندی خانواده ی فاتح براساس شاسی کامیون 8 در 8 تجاری در دسترس استفاده از پرتابگر 2 فروندی برای موشک های خاص تر خانواده ی فاتح پرتابگر سیلوهای زیر زمینی کمتر شخصی وجود داره که از سیلوخای زیرزمینی و شهرهای موشکی کشورمون خبر نداشته باشه . طبق تصاویر موجود پرتابگری که در این سیلوها و محفظه ی پرتاب اون قرار داره نمونه ایی از پرتابگرهای مرسوم و مورد استفاده در پرتابگرهای متحرک موشک های بالستیک هست که بنا به نیاز دچار تغییراتی شده تا بتونه در محیط و شرایط جدید خدمت کنه . به نظر درب ورودی محفظه ی پرتاب به صورت ضد انفجار هست و به صورت دو درب جداگانه ی کشویی ساخته شده . درب اول که مزین به پرچم کشور عزیزمون هست و درب دوم که منقش به آرم سپاه هست پرتابگر در حال برپاکردن موشک قیام پازل تصویر در مورد بارگذاری موشک قیام بر پرتابگر ثابت سیلو در مرحله ی شارژ موشک قیام در این تصویر میشه مشاهده کرد پس از تزریق سوخت و اکسید کننده به موشک ، با کمک پرتاب گر موشک رو برپا کردن و آماده ی شلیک در این تصویر میشه مشترک بودن این نوع پرتابگر با پرتابگرهای متحرک موجود رو دید سیلو در زمان باز شدن دریچه ی شلیک سخن پایانی اگرچه همیشه کاستی هایی وجود خواهد داشت اما چیزی که مشخص هست از این بعد ، یعنی طراحی ، ساخت ، به کارگیری ، نگهداری و تعمیر مشکلی رو پیش روی صنعت دفاعی کشورمون نمیشه دید . انشا ا... در اینده هم بتونیم برای زیردریایی های بزرگترمون پرتابگر اختصاصی موشک های بالستیک بسازیم و کاربری کنیم . از این تصویر میشه تنوع و تکثر پرتابگرهای راکت ها و موشک های مایل پرتاب تولیدی کشورمون مشاهده کرد از این تصویر هم میشه تنوع و تکثر رو در مورد موشک های قائم پرتاب تولیدی کشورمون مشاهده کرد تصویر جالبی از تیم موشکی کشورمون ، سفر کرده به سوریه برای فراگیری تخصص کاربری و شلیک موشک اسکاد در زمان جنگ تحمیلی و پایان بخش این موضوع که مطمعنا علاقمندان زیادی به دنبالش بودن و یا اون رو در گذسته تماشا کردن ، مجموعه مستندی هست که در ابتدای مطلب خدمت دوستان عرض شد . مستند خط مقدم قسمت اول https://www.aparat.com/v/tiBsg قسمت دوم https://www.aparat.com/v/WaJ1u قسمت سوم https://www.aparat.com/v/GeJgt قسمت چهارم https://www.aparat.com/v/wEQ3J قسمت پنجم https://www.aparat.com/v/CkQX9 قسمت ششم https://www.aparat.com/v/kbHUu نسخه ی کامل https://www.aparat.com/v/pA6Pw پایان شادی ارواح طیبه ی شهدای جنگ تحمیلی ، صنایع موشکی و همینطور سلامتی دست اندرکاران صنایع دفاعی کشورمون که خالصانه و در راه حق زحمت کشیدند و میکشند صلواتی عنایت بفرمایید . پ ن : این مطلب اختصاصا برای سایت وزین میلیتاری تهیه شده است ، اما استفاده از آن با ذکر نام میلیتاری و یا لینک دادن به مرجع باعث خوشهالی است . این مطلب براساس اطلاعات شخصی حقیر و با استفاده از تصاویر موجود در فضای مجازی ایجاد شده ، بنابراین احتمال وجود خطا و یا اشتباه در آن دور از ذهن نیست . برای دیدن تصاویر با ابعاد واقعی ، روی تصاویر کلیک بفرمایید .
  12. سلام و عرض ادب خدمت برادر عزیز و مطلعم جناب mr9 تشکر اول رو بابت ایجاد تایپک ارزشمندتون پذیرا باشید و تشکر ویژه رو بابت تلاشی که به خرج دادید تا این مطلب ساده سازی بشه و فارغ از سن و سال و ... مخاطب همه فهم باشه پایین تر قسمتی از زحمات شما رو که به چشمم اومد بابت نشون دادن مسیر نقل قول کردم . 1- دو نقل قول پایینی ، مربوط به پارسی _ فارسی نویسی و آوردن معنی اون واژه به فارسی ، تا حد امکان اون بوده . 2_ استفاده کردن از تصاویر مناسب برای شناسوندن اون افزار و همچنین استفاده ی همزمان از تصاویر برش خورده ی اون تجهیزات برای درک بیشتر از موضوع . 3_ تبدیل واحد های اندازه گیری کمتر قابل درک توسط عامه ی افراد به ( مثل پوند ، اینچ ، فوت ، مایل ) واحد های اندازه گیری مرسوم تو کشورمون ( میلیمتر ، سانتی متر ، متر ، کیلومتر ، گرم و کیلوگرم ) . 4_ به کار بردن نام تجهیزات به فارسی ، به جای استفاده از نام اصلی ( یا به کار بردن نام اصلی اونها در کنار نام فارسی در داخل پرانتز و یا به شکل عادی ) به زبان بین المللی و یا آلمانی که در مورد دوم تلفظ اون واژه ها هم مشکل میشه . 5_ هدفمندی تایپک و اینکه قرار هست چه چیزی رو بیان کنه ( این مطلب از سوالات جالب توجهی بوده که بهش پاسخ کامل و یا درخوری داده نشده و این یعنی کار ارزشمند ) و مخاطب در آینده قرار هست با چه روالی و یا با چه مطلبی روبرو بشه برای حقیر جالب بود پیشنهاد همونطور که در گذشته و در تایپک های مجله ی ناورد در مورد ساده نویسی و قابل فهم کردن مطلب برای مخاطب عام توضیحاتی محدودی رو ارائه کردم ، از دوستان محترم سایت بالاخص نویسندگان فاضل و خوش ذوق سایت وزین میلیتاری ، خواهش میکنم در صورت امکان و یا تمایل این موارد ساده و پیش پا افتاده رو در نظر بگیرن تا علاوه بر اینکه مخاطب خاص مطلبشون رو میخونه تعداد مطالعه کنندگان عام مطلبشون رو هم بیشتر کنن که علاوه بر تاثیرگذاری صحیح ، مزد زحمتی که میکشن رو با تعداد مطالعه کنندگان بیشتر که مساوی جامعه ی فهیم تر هست رو هم با حجم بیشتری دریافت کنن . چند تا نکته رو که قبلا تو تایپک گاهنامه ی ناورد شماره ی 4 ، ارسال کرده بودم اینجا کپی کردم ، اگه حسش بود بخونید 1_قابل فهم تر شدن برای عامه ی مردم ( افراد عادی ، علاقمندان کمتر مطلع و ... ) *در صورت امکان تاریخ های ارائه شده تو مطلب ( میلادی ) به تاریخ قابل لمس تری مثل تاریخ رسمی خودمون تغییر داده بشه (هم سال و هم ماه ) و یا هر دو باهم داخل متن بیاد ، به این شکل که تاریخ رسمی خودمون نوشته بشه و تاریخ میلادی داخل پرانتز بیاد . این شکلی برای مخاطب محاسبه ی فواصل و زمانها قابل لمس تر میشه و نیازی نیست که وسط مطلب بحث تبدیل تاریخ و حساب ، کتاب پیش بیاد . * کلمات تخصصی ( اختصاصی ) در صورت امکان ، واژه ها و کلمات فنی یا اختصاصی مطلب رو که برای عموم قابل درک اونم به راحتی نیست با معادل فارسی اون جایگزین کنیم . اگه معادل نداره براش معادل سازی کنیم و یا باز هم اگه نشد ، خود اون واژه ی خارجی رو با تلفظ اون " به فارسی " بنویسیم و خود اون واژه رو به زبان اصلیش داخل پرانتز بیاریم . *همه فهم با توجه به اینکه مخاطب مطالب دارای سنین مختلفی خواهند بود ، اگه بتونیم مطالب رو تا حد ممکن همه فهم ارائه کنیم تا همه ی ایشان بتونن مطلبی رو که براش زحمت کشیده شده ، به طور کامل جذب کنن و همینطور توی صحبتهاشون منتقل کنن به اطرافیانشون . برای نزدیک شدن ذهنیت ، مطلب نوشته شده بایستی طوری باشه که مخاطب دارای سواد ، از حداقل یه نوجوان و فرد دبیرستانی تا یه فرد میانسال و رو به پیری بتونن با کمترین مشکل ابتدا بخوننش و بعد بفهمنش ، همین . نکته " اونجور که خودتون دوست دارین ننویسین ، اونجور که مخاطب نیاز داره بنویسین " * مشکلاتش میدونم به این شکل مطلب نوشتن علی الخصوص برای دوستانی که سرآمد رشته و یا علاقمندی خودشون هستن یکمقداری سخت هست و مطمعنا مشکلات خودش رو داره ، اما اگه نیاز به رشد دادن و تاثیرگذاری درست روی جامعه هست ، اونم قبل از دیگران ( دشمن و خودی های مشکل دار ) ، میشه باهاش یه جوری کنار اومد . در ضمن مطمعنم این جور نوشتن مطالب تعداد مخاطب بیشتری رو جذب میکنه و اینکه بدونیم افراد تاثیر گذاری هم داخل این مخاطبین وجود خواهند داشت ( نظامیان جوانتر و رده پایین ، قشر درحال تحصیل و ... ) که در آینده تاثیرگذاریشون روی محیط و جامعشون بیشتر خواهد بود ، پیمودن این مسیر راحت تر میشه . تشکر بابت مطالعه ی ارسال این حقیر .
  13. سلام و عرض ادب خدمت برادر عزیز و مطلع جناب کیانی . تشکر بابت مطلب ارزشمند ، توضیحات مناسب و جالب توجهتون . یه چند تایی تصویر و ... هم بنده اضافه کنم به این تایپک ارزشمند . چند سال پیش که به این هواپیما و مطلبش تو فضای مجازی برخوردم ، برام چقدر جالب و غیر عادی بود . در مورد این هواپیما میشه گفت که موتور نیمه جت یا جت پیستونی داره . با دقت به این هواپیما میشه مراحل اولیه ی شکل گیری ذهنیت طراح و سازندگانش در مورد موتور جت رو دید که انصافا آدم رو سر ذوق میاره . داده نمای باحال ، میشه در مورد موتور هم اینطوری گفت که چیزی بین پیستونی و جت هست یا مرحله گذر از پیستونی به جت . این موتور ترکیبی از اونجا جالب توجه هست که موتور پیستونی ( از شکل ظاهری بهش میخوره 12 سیلندر وی و بدون پرخوران هست ) در نقش تامین کننده ی نیروی کمپرسور (که نقش مکش و فشرده سازی هوا رو به عهده داره ) عمل میکنه و قسمت پس سوز ( که وظیفه ی تولید رانش اضافی با استفاده از هوای فشرده ی در دسترس و اضافه کردن سوخت به صورت پاشش بر روی اون رو داره ) که در انتهای بدنه و تقریبا داخل دم قرار داره میشه گفت به لحاظ مکانیکی جدا از این دو بخش هست ، اما به نظر میاد پمپ سوخت قسمت پس سوز به موتور پیستونی متصل هست که در مواقع نیاز و توسط خلبان سوخت مورد نیاز رو تامین میکرده . ورودی هوای موتور کابین خلبانان _ کاکپیت سازه ی بدنه که تونل داخلی راه به در درونش هست و کابین خلبانان به شکل یه کپسول درون این تونل قرارگرفته . ( البته از این نوع پیکره بندی تو هواپیماهای مدرن تری مثل میگ 21 و خانواده ی سوخوی 20 ، 22 و ... هم استفاده شد ) . کاپرونی کامپینی ان 1 ( یه چند تایی تصویر باکیفیت برای کالیبره کردن جگرها ، برای دیدن تصویر با ابعاد حداکثری روی اونها کلیک بفرمایید ) چند تصویر هم احتمالا مربوط به نمونه ی پروازی اولیه هست که آسیب دیده و به صورت منفصل به موزه منتقل شده قسمت انتهایی مربوط به پس سوز ابتدایی موتور اون تصاویر تاریخی و زیبای اون عزیز سفر کرده سه نمای این طرح البته به نظر ایده های جالب دیگه ایی هم اون زمان ها ( به گفته ی سایت مرجع سال 1935 ) مطرح بوده ، مثل استفاده از موتور شعاعی در اون ، ورودی هوای کمکی موتور ( یا خروجی اگزوز و هوای گرم ی که موتور شعاعی رو خنک کرده ) زیر بال و پشت ارابه ی فرود ، دارا بودن کمپرسور دومرحله ایی و پس سوز بوده ، الباقی ایده مثل کابین خلبانان یکمقداری فضایی بوده . این لینک هم برای تصاویر استفاده شده با توضیحات بیشتر https://www.google.com/url?sa=i&url=http%3A%2F%2Faviadejavu.ru%2FSite%2FArts%2FArt8742.htm&psig=AOvVaw1hJhqB-0rMrST54Rn_AIBX&ust=1602246549212000&source=images&cd=vfe&ved=0CAkQjhxqFwoTCKCL49n_pOwCFQAAAAAdAAAAABAm اینم لینک بعدی https://www.google.com/url?sa=i&url=https%3A%2F%2Fwww.armedconflicts.com%2FCaproni-Campini-CC-2-t30296&psig=AOvVaw1hJhqB-0rMrST54Rn_AIBX&ust=1602246549212000&source=images&cd=vfe&ved=0CAkQjhxqFwoTCKCL49n_pOwCFQAAAAAdAAAAABBZ
  14. " پرچم ایران " سرباز سرافراز راه حق و آزادی ، هموطن غیور ارتشی ، انسان وارسته ، ایرانی وطن پرست ، ناخدا یکم تکاور " هوشنگ صمدی کلخورانی " تصویر اولیه ( قبل از اعمال تغییرات و تصویر نویسی ) از سایت گنج جنگ برداشته شده است . تصویر دوم از سایت دفاع پرس .
  15. سلام و عرض ادب اگر تصویر رو بزرگتر کنیم و یک مقداری هم بیشتر دقت کنیم ، ( خصوصا با دقت به تعداد بازوهای موتورها ، قطر بیشتر مجموعه ، چینش موتورها و همینطور جایگاه یک تکه ی سفید رنگ زیرین آن که به وضوح در قسمت پشتش مجوعه ی نمایشی دیگری وجود نداره ) به نظر با کلاستر 6 تایی ( مجموعه موتور یا موتور خوشه ایی 6 عددی ) از موتور شهاب مواجه هستیم که از آن تا به حال صحبت و یا رونمایی نشده . نظر شخصی حقیر این هست که این مجموعه موتور مربوط به مرحله ی اول موشک های ماهواره بر نامشخصی هستند که قرار بوده و یا هست ماهواره های نظامی و یا غیر نظامی کشورمون رو به مدارهای بالاتری منتقل کنن تا ماندگاری بیشتر و همینطور دوره ی سرویس بیشتری رو تجربه کنن _ کنیم . دو تصویر دم دستی برای آشنایی بیشتر موتور خوشه ایی ( از نمای زیرین ) موتور خوشه ایی (با استفاده از موتور آر دی 250 روسی ) البته فکر میکنم سکوی پرتاب و مجموعه ی اون به شکلی ساخته شده باشه که بتونه موشک های بزرگتری رو نسبت به موشک سیمرغ پذیرا باشه . ارواح طیبه ی شهدای صنعت موشکی کشورمون ، خصوصا حاج حسن و تیم همراهشون شاد .