ramtina

Members
  • تعداد محتوا

    308
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های ramtina

  1. نه اينكه ما دشمنمون رو خيلي دوست داريم و برادر ميدوينم .من گفتم بهتره با كاميون بهشون حال بديم . ولي به گفته شما با موتور بريم بهتر :mrgreen:
  2. با وجود شهاب 1و 2-موشك زلزال و... اين موشك چه ويژگي خاصي دارد؟ برد اين موشك هم كه كم هستش! يعني واقعا قابلت حمل كلاهك...را دارد؟
  3. ramtina

    اخبار عمومی منطقه و جهان

    عوامل موساد سالهاست در كردستان تاخت و تاز ميكنند. محدوده اي به بزرگي 200 كيلومتر مربع رو هم خريداري كردند و برادران آمريكايي دارن دمار از روزگار ما و تركيه و عراق و سوريه در ميارن! :mrgreen:
  4. *8-7- فتح 4 ،كربلاي 7،كربلاي 8و كربلاي 9 ؛حملات جديد ايرانيان به شمال: ايران در تلاش بود تا بصره را از نيروهاي عراقي بگيرديا حداقل ادعاي اين امر را اعلام كند.و به اين منظور حملاتي را ترتيب مي داد.در 12 فوريه و در حالي كه زمان اندكي از دستور خميني مبني بر ادامه جنگ تا پيروزي نهايي گذشته بود، ايران اعلام كرد كه عمليات فتح 4 را در ارتفاعات حاج عمران آغاز كرده و هدف نهايي آن حركت به سمت اربيل عراق است.در 14 فوريه ايران اعلام كرد كه عمليات با موفقيت انجام شده و آنها توانسته اند سايتي راداري را كه عراق از آن براي بمباران ايران استفاده مي كرده است، منهدم سازند.دليل اينكه چرا چنين عملياتي انجام شد، مبهم است. اما اين عمليات بيشتر از اينكه جنبه تبليغاتي داشته باشد، نوعي پيروزي روحيه بخش به حساب مي آمد. كرد هاي مخالف عراق حملاتي را از شمال به سمت بغداد ،ترتيب دادند، اما دستاوردهاي آنان نسبتا محدود بود.حملات كردها از سازماندهي كافي و مناسب برخوردار نبود و واثرات واقعي كمي در پي داشت .آنان نتوانست كاري كنند كه عراق مقدار زيادي نيروي انساني را به منطقه انتقال دهد. اين مسئله تا حدودي به خاطر وجود تركيه بود ،زيرا تركيه به شدت گروه «پ ك ك» را درهم شكسته بود . جنگ در تركيه منجر به كشته شدن 180 نفر از مردم و 260 نفر از شبه نظاميان شده بود.كه اين در گيري در سالها 1984 تا 1986 اتفاق افتاده بود.تركيه همچنين شروع به مسلح كردن روستاهاي خود در مقابل شبه نظاميان كرد كرده بود. همچنين تركيه گروه هاي كردحامي ايران را وقتي مي خواستند در داخل خاك عراق عمليات كنند ،در هم شكسته بود.در نوامبر سال 1986 دولت تركيه اعلام كرد كه دو عمليات زميني و بيست حمله هوايي را در خاك عراق و در مناطق كرد نشين با حمايت دولت عراق انجام داده است و هدف آن جلوگيري از تحركات نظامي گروه هاي كرد بوده است. در 4 مارس 1987 تركيه با حمايت عراق به شهر هاي كرد نشين ارا،سيراك و آلانيش حمله كرد تا به گروه هاي كرد عراقي فشار وارد آورد.ايران حملات خود را در روزهاي باقي مانده از ماه فوريه و در بيشتر روزهاي ماه مارس متوقف كرده بود و تاكيد خميني براي بدست آوردن پيروزي نهايي در هيچ جا مگر جبهه بصره، تحركاتي نظامي را در بر نداشت .واضح بود كه رژيم خميني تصميم هاي سختي را در مورد آينده اتخاذ كرده بود.مشكلات ايران در زمينه انتقال نيرو در حال رشد بود و از طرفي ايران از زمان اولين حمله اش در سال 1986 تلفات زيادي را متحمل شده بود.وضعيت آب و هوا نيز تهاجم ايران در جبهه هاي جنوبي و مركزي را بسيار مشكل ساخته بود. زيرا نيروي هوايي و توپخانه و سيستم هاي تدافعي عراق در هواي صاف و زمين هاي خشك ،برتري زيادي نسبت به نيرو هاي ايراني داشتند. در اين دوره ،ايران با هشت انتخاب نظامي روبرو بود كه هر كدام ريسك خاص خود را داشتند: *1-اول اينكه مي توانستند در راستاي نفوذ به حلقه هاي دفاعي عراق كه پيرامون بصره بود، تلاش هايي را انجام دهند. *2-ايران مي توانست از جزايري كه به تازگي در شط العرب تصرف كرده بو،د حملات جديدي را به سمت مناطق جديدي از عراق آغاز كند. *3-ايران ميتوانست به جنوب بصره نفوذ كرده و با نيروهايي كه در فاو داشتند، پيوند بخورند. *4-ايران مي توانست با توجه به موقعيت استراتژيك منطقه ،كماكان بوسيله موشك و آتش توپ به محاصره بصره ادامه داده و نيروهاي عراقي را با وارد آوردن تلفات سنگين ،تضعيف كند. *5-مي توانست با آغاز حملات جديد به شمال عراق از نيروهاي شبه نظامي كرد نيز استفاده كرده و علاوه بر تهديد صادرات نفت عراق موجب انتقال نيروها به شمال شود . همچنين در مناطق شمالي از عراق امتياز بگيرد. *6-مي توانست از جبهه سومار به سمت شمال بغداد حركت كند و از خطوط سخت دفاعي عراق عبور كند .در ضمن اين منطقه ،مرتفع و كوهستاني بود. *7-مي توانست از نيروهاي در حال رشد گارد دريايي خود استفاده كرده و بوسيله موشك هاي كرم ابريشم حملات عراق به كشتي هاي خود را متوقف ساخته و با توجه به تهديد قسمت جنوبي خليج، پشتيباني عراق را متوقف سازد. *8-مي توانست از اقدامات تروريستي براي فشار وارد كردن به كويت و عربستان استفاده كند تا آنها حمايت هاي خود از عراق را كاهش دهند. معلوم نيست كه ارتش و نيروهاي پاسداران كدام تركيب از اين گزينه ها را انتخاب كردند .اما معلوم بود كه روحانيون ايران كدام گزينه را انتخاب خواهند كرد.ايران ابتدا تلاش كرد تا به شمال عراق حمله كند ،شايد كه يك راه حل متفاوت در اين مرحله جواب دهد.سپس علي رغم شكست هاي قبلي كه در اين زمينه به ايران وارد شده بود ، ايران مجددا تلاش كرد تا بصره و جنوب عراق را محاصره كند. در تاريخ 2 مارس 1987 ايران يك حمله جديد را با نام كربلاي 7 آغاز كرد.اين تهاجم در منطقه اي كوهستاني در شمال با نام گردمند اتفاق افتاد كه اين منطقه نزديك به ارتفاعات حاج عمران بود .اين ارتفاعات در غرب پيرانشهر ايران و در شرق شهر راوندي در كردستان عراق بود.اين منطقه در سال 1983 نيز محل در گيري بود.اين منطقه از اين لحاظ اهميت داشت كه در عمق 18 كيلومتري خاك عراق بوده و اين اجازه را به ايران مي داد كه به جاده اصلي راوندي احاطه پيدا كندو با نيروهاي كرد ضد عراقي پيوند خورده و فشار خود را بر منطقه كركوك كه در 60 مايلي جنوب راوندي بود، افزايش دهد. 4000 نفر از نيروهاي ارتش ،پاسداران و نيروهاي تيپ 64 اروميه ارتش به همراه نيروهاي كرد حامي ايران،با مهارت خاصي توانستند به داخل استحكامات عراق كه 8300 فوت از سطح دريا ارتفاع داشت، نفوذ كنند .اين نيروهاي تدافعي از تيپ 96 و لشگر 5 عراق بودند.حمله ايران به صورت حركت نيروهاي پياده بود، اما بوسيله بلدوزر و گريدر يك جاده مستقيم براي آنها ايجاد مي شد تا پشتيباني و تقويت نيروها براحتي انجام پذيرد.عراق در اين مناطق توانايي دفاع و قدرت آتش را داشت اما نيروهاي عراقي براي عكس العمل نشان دادن بسيار نا آماده و ناكارآمد بودند.نيروهاي ايراني وكرد مهاجم ظرف مدت 24 ساعت اهداف خود را محاصره كردند.آنها همچنين توانستند مواضع ديگري را در نزديكي شهر شوما مصطفي در اختيار بگيرند.و علي رغم اينكه عراقي ها بارها در طول 5 تا 8 مارس پاتك مي كردند،اما تا روز 9 مارس، ايران تاعمق 20 كيلومتري عراق پيش رفته بود. پيروزي هاي ايران در اين منطقه هنوز به موقعيت خوب عراقي ها براي دفاع از كركوك آسيبي وارد نكرده بود ،اما تركيب اين عمليات با عمليات هايي كه در جنوب و بصره اتفاق مي افتاد، صدام حسين و نيروهاي حزب بعث را به شدت نگران ساخته بود.در 15مارس 1987 صدام حسين در بغداد جلسه اي 5 ساعته تشكيل داد كه در اين جلسه ژنرال عدنان خيرالله وزير دفاع ،علي حسيب الماجد عضو ارشد حزب بعث و لطيف نظيف جاسم ،وزير اطلاعات عراق حضور داشتند.با اينكه محتواي اين جلسه نا معلوم است، اما منابع عراقي اين احساس را داشند كه در اين جلسه شكست عراق در نبردي فرسايشي، موضوع نگراني فرماندهان عراقي بوده است. به نظر مي رسيد كه در اين جلسه تصميم گرفتند تا از نيروهاي گارد رياست جمهوري و نيروهاي ذخيره در سطح گسترده تري استفاده كنند و از نيروهاي مردمي نيز لشگري عظيم براي حمله متقابل تدارك ببينند.عراق همچنين تصميم گرفت كه جنگ نفتكش ها را آرام تر سازد و به اين نتيجه رسيد كه در حجمي زياد از گازهاي سمي استفاده كند.اين تصميمات همگي بيانگر ترس عراق از اين بود كه شايد جنگ فرسايشي منجر به شكست عراق شود.البته دلايل خوبي وجود داشت كه عراق از حمله ايران بترسد.در 6 آوريل، ايران مجددا حملاتي را به وسيله موجي از نيروهاي پياده به سمت بصره آغاز كرد كه اين عمليات در جنوب منطقه درياچه ماهي انجام شد.اين عمليات كربلاي 8 نام داشت و 30000 تا 35000 نيروي ايراني را شامل مي شد كه بيشتر آنها را پرسنل سپاه پاسداران تشكيل مي دادند.اين نيروها در يك جبهه باريك در مواضعي كه ايران قبلا در نبرد بصره فتح كرده بود، مي جنگيدند و حملات جديدي را بوسيله نيروهاي پياده آغاز كردند و بايد در مسير خود از كانال هايي دوتايي عبور مي كردند كه تنها موانع آبي بر سر راه آنها بود. عمليات ايران تنها 3 روز به طول انجاميد و در طي اين 3 روز حمام خون به راه افتاد . نيروهاي ايراني حمله خود را به استحكامات عراق آغاز كرده بودند، اما عراق هم قبلا متوجه شده بود و هم در آمادگي كامل به سر مي برد.كشته ها و زخمي هاي ايران در حدود 8000 تا 10000 نفر بود كه درصد بالايي از آنها كشته شده بودند و عراق نيز 2000 نفركشته و زخمي داده بود كه درصد كمي از آنها كشته شده بودند. تنها كاري كه ايراني ها در اين عمليات انجام دادند، عبور از اولين كانال آبي بود و توانسته بودند 1.5 كيلومتر در منطقه اي كه حداقل استحكامات را داشت ،پيشروي كنند.با اينكه فهميدن دليل اين مسئله مشكل است اما خميني در اين زمان به هشت نفر درجه سر لشگري اعطا كرد و به نظر مي رسيد كه علت اصلي، افزايش روحيه نيروها بود.*(2) با اين حال حملات ايران به عراق خاموش نماند و رفسنجاني در سخنراني خود در 8 آوريل اعلام كرد كه ما در سال جديد به پيروزي خواهيم رسيد. در روز بعد، ايران حمله جديدي را به جبهه مركزي آغاز كرد .اين عمليات كربلاي 9 نام داشت و در نزديكي قصر شيرين و در 110 مايلي شمال بغداد انجام مي گرفت.اين عمليات به استعداد 2 تيپ انجام شد و 4 روز به طول انجاميد. اهداف اين عمليات مانند عمليات كربلاي 7 ،دستيابي به ارتفاعاتي استراتژيك در شمال عراق ومشغول كردن نيروهاي عراقي در شمال بود .اما اين عمليات مانند كربلاي 7 به موفقيت قابل توجهي دست نيافت و تنها با پيشروي هاي اندكي همراه بود.عمليات هاي كربلاي 8 و 9 پاياني بر نبردهاي زميني ايران در سال 1987 و همچنين پاياني بر تلاش هاي ايران در جهت شكست عراق و پيروزي نهايي بر اين رژيم بود.اين عمليات ها نشان داد كه ايران مي تواند در حملات خود به اهداف كوچك دست پيدا كند،اما براي دست يابي به اهداف بزرگ استراتژيك، دچار كمبود هاي فراواني است ، مگر اينكه عراق در استفاده از سيستم دفاعي خود و برتري قدرت آتشي كه دارد، اشتباهات بزرگي مرتكب شود.ايران مرتبا از پيروزي نهايي سخن مي گفت ،اما استعداد تهيه نيروي انساني لازم را براي حمله به عراق در اختيار نداشت. مسئله كليدي تلفات ايران بود.در اواخر آوريل 1987 ايران و عراق از بابت تلفات متحمل شده خويش، ضربه هاي بسياري ديده بودند .به خصوص ايران كه در اين دو حمله اخير، 3 تا 6 برابر عراق متحمل تلفات شده بود اما ايران از اين بابت با سختي بيشتري مواجه گرديده بود. اينكه تخمين در مورد تلفات جنگ بسيار مشكل است، اما مي توان گفت ايران در طول 4 ماه يعني از اواخر دسامبر تا ماه آوريل 50000 كشته داده بود . و در كل از آغاز جنگ تا اين زمان 600000 تا 700000 نفر ايراني كشته و دو برابر اين مقدار زخمي شده بود.تقريبا 2 ميليون ايراني بي خانمان شده بودند و تقريبا هيچ گونه رشد اقتصادي اي از سال 1977 به بعد در ايران وجود نداشت. به طور قطعي معلوم نبود كه چرا بصره به نقطه عطف جنگ تبديل شده بود و چرا حملات ايران در سال 1987 از اين منطقه بر عراق وارد مي شد؟ اين مسئله بستگي زيادي به فضاي عمومي ،روحيه و ظرفيت هاي بازسازي در ايران داشت.اين مسئله واضح بود كه با توجه به تلفات سنگيني كه ايران متحمل شده بود تا حدي روحيه نيروها از بين برود .[...]ايران در اين زمان با شرايط ويژه سياسي و نظامي روبرو شده بود كه اين شرايط، روحيه و انگيزه مردم را براي ادامه جنگ كاهش مي داد.همچنين در اين زمان بحث ها به اين جا كشيده شد كه جنگ مهمتر است يا تاكتيك هاي مبتني بر نيروي انساني؟ با اينكه تلاش ميشد تا اين مسائل تنها به عنوان اختلاف نظر بين سپاه و ارتش ويا رفسنجاني و ملاها نگريسته شود، اما بيشتر سنگيني اين اعتراضات به سمت فرمانده سپاه پاسداران بود كه در پشت جبهه ها قرار داشت و دراكثر موارد ،دلايلي براي توجيه مسائل مطرح شده خود ، نداشت. اما مطلبي كه واضح است اين بود كه كربلاي 8 آخرين مرتبه اي بود كه ايران توانست چندين هزار نيرو را به جبهه هاي عراق كه از لحاظ دفاعي بسيار خوب بودند، بفرستد. همين طور در عراق نيز دليلي براي ادامه جنگ وجود نداشت .تلفات عراق در حملات ايران از ماه نوامبر به 65000 نفر رسيده بود كه از اين مقدار 8000 تا15000 نفر كشته شده بودند.تقريبا نيمي از بصره به كوير تبديل شده بود و تعداد زيادي آواره ، روي دست عراق باقي مانده بود.بنابر اين ديگر دليلي براي عراق باقي نمانده بود كه فكر كند مي تواند ايران را در جنگ شكست دهد. با اينكه نيروهاي عراقي در دفاع بهتر از سالهاي گذشته عمل كرده بودند اما باز هم در بكارگيري قدرت دفاعي خود با مشكل مواجه بودند.آنها همچنين كماكان با مشكل عدم بهره وري مناسب از توپخانه خود مواجه بودند.بيشتر آتش توپخانه عراق از بين مي رفت ،چراكه استقرار نيروهاي ايراني در هور و زمين هاي مرطوب بود و اين مسئله باعث مي شد كه بيشتر گلوله ها ،كارايي مناسب نداشته باشند.چراكه آنها را به صورت بي هدف و در مناطق مرطوب شليك مي كردند.بعضي از گزارشها حاكي از آن بود كه عراق در بعضي روزها 1 ميليون گلوله شليك مي كرد و مخارجش به ماهي 1 ميليارد دلار مي رسيد. تلفات هوايي عراق نيز از زمان آغاز كربلاي 4 بسيار زياد شده بود.عراق 70 جنگنده يا احتمالا 90 جنگنده را در اين مدت زمان از دست داده بود.عراق همچنين به دادن تلفات هوايي در مارس و آوريل نيز ادامه داد .و در اين صورت ،جذب و تربيت خلبان ها كار بسيار مشكلي بود. حتي در مواقعي كه جنگ اوج مي گرفت عراق از نيروي هوايي خود براي پشتيباني كمك مي گرفت و فرماندهان عراقي بارها مي گفتند كه از هليكوپتر هاي جنگي استفاده مي كنند .عراق معمولا از تاكتيك هاي هوايي استفاده مي كرد مثلا بالگرد ها را به راكت هايي مجهز كرده بود كه مي توانستند از داخل خطوط دفاعي عراق، نيرو هاي ايراني را مورد هدف قرار دهند. اما نيروهاي عراقي همچنان به شكست هاي خود در هماهنگي بين نيروها ادامه مي دادند.عراق هنوز از ساختار فرماندهي ضعيف خود رنج مي برد و حملات عراق بيشتر تجمعي از تكنولوژي جنگي در يك منطقه تا نمايش مناسبي از هماهنگي نظامي در جنگ بودند. **قسمت نهم: *گسترش جنگ نفتكشها در خليج و پيوستن ناوگان دريايي غرب؛ فرسايش تدريجي قواي زميني و هوايي و تحليل رفتن آنها(مارس تا دسامبر 1978) *9-0- اهميت فزايندي جنگ در دريا: درحالي كه درگيريها در اطراف بصره در تعيين سرنوشت و روند حركت نيروهاي زميني بسيار حساس و مهم بود، پيشرفتهاي نظامي در خليج ، جنگ را وارد مرحلي جديدي مي كرد. در ماه ژانويه 1987 خليج ، شاهد بيشترين ميزان درگيريها و حملات از سوي نيروهاي ايراني و عراقي نسبت به ماههاي قبل بود. نيروهاي عراقي به جزيري خارك، تأسيسات نفتي جزيري سيري، مخازن سوخت و تأسيسات نفتي ايران حمله كردند. اين حملات گرچه باعث توقف جريان صادرات نفت ايران نشد، اما اين كشور مجبور شد براي خريد 15 مخزن ذخيري نفت هيات هايي به يونان، لندن و نروژ اعزام نمايد. هواپيماهاي عراقي به حملات خود به ميدانهاي نفتي ايران دادند. در ماه مارس ميدانهاي نفتي اردشير، سيروس و نوروز را هدف قرار دادند. همچنين اين هواپيماها كشتي هايي را كه به سمت سيري در حركت بودند ،مورد حمله قرار مي دادند. با اين وجود عراق نتوانست به پيروزي خاصي دست يابد و صادرات نفت ايران همچنان حفظ شد. *9-1-تلاش ايران براي دستيابي به استراتژي هاي نو در جنگ نفتكشها: در جنگ نفتكشها، اين ايران بود كه نقش محوري داشت و تغييراتي را در روند آن ايجاد مي كرد. حملات نيروهاي عراقي به كشتيهاي عبوري در آبهاي ايران، اين كشور را بر آن داشت تا ازحملات ايذايي به كشتي هاي در حال حركت به سوي كشورهاي همسايه عراق نظير كويت و عربستان فراتر رود و آنها را هدف قرار دهد. طي اين حملات، ايران با مشكلاتي جدي مواجه شد. ايران قادر به اعزام تمامي نيروهاي هوايي خود نبود. نيروي هوايي ايران تنها در حدود 63 تا 90 جنگندي عملياتي داشت كه شامل 20 تا 35 فرونداف4، 30 تا 45 فرونداف5 و 7 تا 12 فرونداف14 بود. بيشتر اين جنگنده ها قادر به انجام تعداد پروازهاي محدودي بودند و اكثر آنها فاقد سيستمهاي ارتباطي و الكترونيكي قابل استفاده بودند. درحالي كه با رسيدن لوازم يدكي از منابع ناشناس، هواپيماهاي اف4ايران ارتقاء يافتند و به آمادگي بالاتري رسيدند اما هيچ كدام از اف14هاي اين كشور قادر به استفاده از موشكهاي فونيكس خود نبودند و تنها تعداد اندكي از آنها مجهز به رادارهاي قابل استفاده بودند. گرچه گزارشها حاكي از اين بود كه ايران 50 فروند از هواپيماهاي ميگ 19 و ميگ21 چيني و كره اي سفارش داده و تحويل گرفته، اما هيچ يك از آنها در اين نبردها مشاهده نشد. علاوه براين، ايران در استفاده منظم از بيشتر ناوگان دريايي خود، با مشكلات جدي روبرو بود. اين كشور طي تحولات صورت گرفته در زمان انقلاب و پاكسازي هاي انجام شده، بسياري از نيروهاي متخصص و زبده در نگهداري، تعمير و پشتيباني ناوگان دريايي خود را از دست داده بود. در همين شرايط، به تعدادي از ناوگان دريايي ايران از قبيل 2 ناو جنگي، 2 ناوچه مدل سام و 1 رزم ناو آمريكايي خسارات عمده اي وارد شده بود. منهدم شدن 2 ناوچي مين ياب، 2 فروند قايق گشت زني مدل كمان و تخريب كلي دو فروند ديگر از اين قايقها، از ديگرخساراتي بود كه در اين شرايط به نيروي دريايي ارتش ايران وارد شد. ايران نه تنها قادر به خريد كشتيهاي جنگي جديد براي جايگزيني ناوگان خود نبود،بلكه در نگهداري و حفظ سيستم رادار و تجهيزات كشتي هاي باقيمانده نيز مشكلات فراواني داشت و با كمبود جدي موشكهاي ضد هوايي و ضد دريايي مواجه بود. بسياري از رادارها و سيستم هاي الكترونيكي ايران ديگرعملياتي نبودند؛ تجهيزاتي چون: رادارهاي شكارچي دريايي SPG-34، سيستمهاي كنترل آتش مارك 31، 51 و 61، رادارهاي تاكتيكي و كنترل آتش WM-28 ، رادارهاي جستجوگر AWS-1 و SPS-6 كه بر روي ناوهاي جنگي اين كشور نصب بودند. ايران از نظر ذخيري مهمات كليدي چون ضد هوايي RIM-66 و ضد شناورهاي RGM-84 نيز با كمبود مواجه بود. بعلاوه بيشتر موشكهاي آنها پيش از سقوط شاه تحويل اين كشور شده بود و از زمان مفيد استفادي آنها گذشته بود و ديگر به قطعات و خدمات كشورهاي غربي نيز دسترسي نداشتند. با ا ين حال ايران قادر بود بسياري ازشناورهاي جنگندي مدل سام را- كه ساخت انگليس بود- بكار گيرد. بعلاوه ايران در حدود 7 فروند بالگرد AB-212 به همراه ده ها موشك MK2 و AS-12 را حفظ و بازيابي كرده بود كه در حملات ناگهاني بر ضد مخازن سوخت، نفتكشها، ميدانهاي نفتي و ناوهاي آمريكايي ميتوانست مورد استفاده قرار گيرد. نيروي دريايي ايران همچنين دو فروند هواپيماي مستقل PF-3 با موتور جت داشت كه براي گشت زني و پشتيباني مورد استفاده قرار مي گرفت. اين هواپيماها فاقد سيستم رادار و حس گرهاي قابل استفاده بودند، اما براي عمليات شناسايي موقعيت ميتوانست مورد استفاده قرار گيرد. 7 فروند بالگرد SH-3D ASW،دو فروند بالگرد مين-گذارRH-53D،هواپيماهاي هركولس سي130 و 4 فروند فوكر 400 براي گشت زني و عمليات مين گذاري، از ديگر تجهيزات قابل توجه ايران به شمار ميرفت. ايران با استفاده از باقيماندي نيروي دريايي خود اقدام به حمله به ناوهاي باربري، نفتكشهاي خليج و انجام عملياتهاي شبانه ميكرد. در بيشتر موارد، موشكهاي ايران، موشكهاي ساخت ايتاليا موسوم به سي كيلربودند. اين موشك ها براي اولين بار در سال 1984 در جنگ مورد استفاده قرار گرفت و پيش از سقوط شاه به ايران فروخته شده بود. موشكي نسبتا سبك به طول يك متر و قطر 26 سانتي متر به وزن تقريبي 300 كيلو، با كلاهك جنگي 70 كيلويي ضد زره - ثاقب - با قدرت انفجاري بسيار بالا. موشك هوا به سطح با برد حداقل 6 و حداكثر 25 كيلومتر كه در محيطهاي پر ترافيك، قابليت هدايت راديويي نيز دارد. در طول مدت حملات ايران وعراق به كشتيهاي باربري، تعداد كمي غرق شده و يا به شدت آسيب ديدند. اما از ابتداي ماه ژانويه تا اوايل فوريه، به 16 كشتي آسيب وارد شد كه تعداد كشتيهاي آسيب ديده از ابتداي جنگ را به 284 فروند افزايش داد. در اوايل ماه مارس و طي يك عمليات، موشك سي كيلر ثابت كرد كه مي تواند خسارات فاجعه آميزي برجاي بگذارد. اين موشك با هدف قرار دادن نفتكش 1000 تني صدراي عراق، آن را به جهنمي مبدّل ساخت و دست كم 7 نفر از خدمي كشتي كشته شدند. در نتيجه، نيروهاي دريايي روسيه و كشورهاي غربي وارد عمل شدند. روسيه با ارسال ناو مجهز به موشك كريواك، كشتيهاي حامل سلاح خود را كه از تنگي هرمز به سمت عراق در حركت بودند، اسكورت مي كرد. اين دومين ناو جنگي روسيه بود كه از سال 1982 وارد خليج شده بود - ناو اول زماني اعزام شد كه ايران درسپتامبر1986دو كشتي روسيه را توقيف كرد - و پيغام روشني به ايران،عراق و كشورهاي حاشيه خليج بود كه روسيه از كشتيهاي خود محافظت خواهد كرد. آمريكا هم نيروهاي خود در اقيانوس هند را افزايش داد و ناو 85000 تني سيتي هاوك و يازده كشتي اسكورت را راهي منطقه كرد. آمريكا ناو هواپيما بر خود را در شرق بندر مسيره در سواحل عمان مستقر كرد. بريتانيا و فرانسه هم تحركات دريايي خود را افزايش دادند و اسكادران بريتانيا مستقر در اقيانوس هند، از آن پس حضور فعالتري در خليج داشت. *9-2- استقرار ساماني موشكي كرم ابريشم ايران: تحركات نيروها و ناوهاي آمريكايي در خليج تنها پاسخ به استفادي ايران از موشكهاي سي كيلر نبود، بلكه آمريكا مطلع شده بود كه ايران پايگاه زميني بزرگي در نزديكي تنگي هرمز بنا كرده و موشكهاي ضدناو و ضد كشتي خود را در آن مستقر ساخته است و دست كم يك فروند آن را اواخر ماه فوريه در نزديكي جزيري قشم آزمايش كرده است. اين سيستم جديد از خانوادي ساماني موشكهاي چين بود؛ مدل چيني موشكهاي CSS-N-2 روسيه كه چين در تابستان 1986 به ايران تحويل داد. اين ساماني موشكي موسوم به كرم ابريشم بود و در دو حالت ثابت و متحرك استقرار مي يافت. اما ايران آن را با تلفيقي از ثابت و متحرك مستقر كرد و تجهيزات متحرك و ثابت آنرا توأمان بكار گرفت. در اين شكل از استقرار، بخش پرتابگر سامانه، حالت متحرك داشت تا قابل تشخيص دقيق و رديابي رادارها و موقعيت يابها نباشد. اين وضعيت باعث ميشد تا موشكها و سامانه هاي پرتاب آن در موقعيتهاي مختلفي نگه داشته شوند و ضريب ايمني آنها بالاتر رود و در صورت نياز به داخل پايگاه منتقل شوند. هر ساماني پرتاب از 2 موشك انداز و 4 موشك تشكيل مي شد. موشكهاي كرم ابريشم ساخت چين ساختار پيچيده اي نداشت و به مدت 20 سال بر روي كشتيهاي چيني قرار داشت. طول اين موشك 5/6 متر و قطر آن 75 سانتي متر بود و وزني بين 2500 تا 3000 كيلوگرم داشت. كلاهك جنگي آن نيز 500 كيلوگرم وزن داشت كه 7 برابر وزن كلاهك جنگي موشك سي كيلر بود. برد متوسط آن 95 كيلومتر بوده و قابليت هدايت از راه دور را نيز داشت. درحالي كه سلاح هاي ضد كشتي بندرت قدرت تهاجمي قابل توجهي به ايران ميبخشيد، اما تركيب موشكهاي سي كيلر و كرم ابريشم قدرت و قابليت ويژه اي به ايران بخشيد تا به كشتيهاي باري و نفتكشهاي خليج حمله كرده و بيش از آنكه به آنها خسارت وارد نمايند، آنها را به اعماق خليج مي فرستادند. افزايش تهديدات موشكي كشتيهاي شناور در خليج از سوي ايران، بسيار بيشتر از تهديداتي بود كه نيروي دريايي و هوايي اين كشور ايجاد مي كردند. آنها مسلح شده بودند تا به كشتيهاي كشورهاي ثالث كه از آبهاي بين المللي عبور ميكردند، حمله كنند. اين بدان معنا بود كه ايران تصميم داشت كشتي هاي بين المللي را كه به سمت كشورهاي جنوب خليج در حركت بودند، تهديد كرده و يا مورد حمله قرار دهد. در اين ميان تهديدات بوجود آمده براي كويت بسيار مهم و حساس بود. كويت تقريبا منابع نفتي برابر با مجموع منابع ايران و عراق دارد. ذخيري نفتي بيش از 100ميليارد بشكه يا 13 درصد از منابع نفت جهان كه آمريكا از اين ميزان ،تنها 9/3 درصد را در اختيار دارد و بيش از 100ميليارد دلار در صنعت نفت كويت سرمايه گذاري كرده است. *9-3-تصميم كويت براي تغيير پرچم نفتكشهاي اين كشور: در 13 ژانويه 1987 كويت از سفارت آمريكا درخواست كرد كه در برابر تغيير پرچم نفتكشهاي اين كشور به پرچم آمريكا، ناوگان دريايي آمريكا ازاين كشتي ها حفاظت كنند. كويتيها اعلام كردند پيشنهاد مشابهي را به روسيه هم داده اند. كويتيها بسيار نگران بوند و در برابر تهديدات زميني و هوايي و حملات ايران به نفتكشهاي با پرچم كويت، بدنبال نيروي خارجي براي حفاظت از نفتكش هايشان بودند. اگرچه جنگ نفتكشها بسيار مهم و جدي بود، اما تنها بخش بسيار كوچكي از 168 تا 196 نفتكشي را كه در هر ماه از خليج عبور مي كردند، تحت تأثير خود قرار مي داد. حركت نفتكشها به كويت حداقل به 1 فروند در هر روز و حداكثر به 80 فروند در ماه مي رسيد. در ابتداي سال 1987 تنها 7 كشتي از 284 كشتي با پرچم كويت مورد حمله قرار گرفتند. در 34 حمله اي كه ايران از كريسمس1985 تا سپتامبر 1986 داشت، هيچ كشتي با پرچم كويت هدف قرار نگرفت. كويت بدليل اجازه دادن به عراق براي استفاده از بندر الشعيب در انتقال تجهيزات نظامي روسيه به اين كشور، تحت فشارهاي سياسي ايران قرار داشت كه روز به روز بر آن افزوده مي شد. كويت با اجازه دادن به هواپيماهاي عراق براي استفاده از مرزهاي هوايي اين كشور در حمله به ايران و سواحل جنوبي خليج ، خطر حملي ايران را به كشتيهاي خود و ساير كشتي هايي كه به سمت كويت در حركت بودند ،بسيار افزايش مي داد. همچنين اينگونه به نظر مي رسيد كه كويت به نيروي دريايي عراق اجازه داده تا از آبراه السبيه بين كويت و جزيري بوبيان براي انتقال كشتي هاي كوچك خود استفاده كند و بعلاوه بالگردهاي عراقي هم از مرزهاي هوايي كويت بهره مي بردند. چهار عامل باعث مي شد تا دولت ريگان از پيشنهاد تغيير پرچم حمايت كند.اولين عامل اين بود كه ايالات متحده متوجه اين مسئله شده بود كه روسيه نيز با پيشنهاد مشابهي موافقت كرده است واكنون كويت پيشنهاد كرده بود كه ايالات متحده و روسيه بطور مشترك از 11 نفتكش كويت حفاظت كنند. ( 5 نفتكش تحت مراقبت روسيه و 6 فروند تحت حفاظت نيروهاي آمريكايي ) عامل دوم نياز آمريكا به تقويت حضور و نفوذ خود در منطقه بود كه پس از سقوط شاه و بروز مشكل در فروش سلاح به كشورهاي حاشيه خليج و خروج نيروهايش از لبنان، با تزلزل روبرو شده بود. عامل سوم استقرار موشكهاي كرم ابريشم ايران و تشكيل شاخه اي جديد در سپاه پاسداران اين كشور براي عمليات دريايي بود. و در نهايت دولت ريگان به اين نتيجه رسيده بود كه ايران پيش از اين به كشتيهاي تحت پرچم قدرتهاي بزرگ ،حمله نكرده است و اكنون نيز حمله آنها به كشتيهاي حامل پرچم آمريكا بعيد خواهد بود و همچنين ايران توان دريايي و هوايي كافي براي نبرد با نيروي دريايي آمريكا را نخواهد داشت. در راه عملي كردن اين تصميم، دولت ريگان خطايي مرتكب شد كه درس مهمي براي تمام برنامه ريزان و طراحان نظامي بود. در اين تصميم گيري تمام منافع آمريكا در نظر گرفته شده بود و قصد ونيات دشمن نيز در سطوح سياسي بررسي شده بود، اما قابليتها و تواناييهاي دشمن و تحليل كاملي از آنها در سطح تخصصي تر صورت نگرفته بود. دولت ريگان براي تصميم گيري در مورد تغيير پرچم، پروسي داخلي براي بررسي جوانب مختلف موضوع را طي نكرد. در واقع، فرمانده ستاد مشترك نيروهاي مسلح، فرمانده نيروي دريايي و اكثر دولتمردان ريگان در امور خليج ، هيچگاه در مورد جزئيات طرح گفتگو و مشورتي انجام ندادند. وزارت دفاع آمريكا طرح عمليات احتمالي براي حمله به موشكهاي كرم ابريشم را آماده كرده بود، اما طرحي براي استقرار نيروهايي كه توان مقابله با تهديدات احتمالي عليه آمريكا را داشته باشند ،تدارك نديده بود و پيش بيني نكرده بود كه استقرار نيروهاي عملياتي از خليج عمان تا بنادر كويت، قطعاً ميتواند تهديداتي جدي به همراه داشته باشد. دولت ريگان بدليل اينكه خطرات احتمالي موجود را دست كم گرفته بود، همچنين به واكنش احتمالي كنگري آمريكا در صورتي كه طرح تغيير پرچم منجر به درگيري شود، توجه نكرده بود و تهديدات بي شماري كه ايران مي توانست براي كشورهاي جنوب خليج ايجاد كند، از چشم آنها دور ماند. روز 7 مارس، آمريكا به كويت اعلام كرد كه نيروهاي اين كشور از هر 11نفتكش كويتي حفاظت خواهند كرد و در 10 مارس كويت بطور موقتي و آزمايشي، اين پيشنهاد را پذيرفت. كويت و آمريكا 2 آوريل 1987 قرارداد تغيير پرچم نفتكشها را رسما امضا كردند. پس از آن كويت همواره تأكيد كرد كه اين كشور نفت كشهاي روسي را اجاره كرده است. اين عمل در واقع به كلّ فعاليتهاي نفتكشها و اسكورت آنها ،وجهه اي بين المللي مي داد و موجب خنثي سازي مشكلات منطقه اي و داخلي ناشي از حمايتهاي آمريكا مي شد. كويت نيز همانند آمريكا،خطرات احتمالي تغيير پرچم نفتكشها را دست كم گرفته بود. كويت احساس مي كرد كه ايران هرگزبا ائتلاف دفاعي روسيه و آمريكا وارد درگيري نخواهد شد و از اين پس، حمايتهاي ضمني آمريكا و روسيه را براي دفاع از آنها در برابر حملات ايران ، به همراه خواهد داشت. به نظر نمي رسيد كه كويتي ها به اين نكته توجه كرده باشند كه در اين شرايط ايران براي از سرگيري روابط با روسيه تلاش خواهد كرد و يا با آمريكا (همانگونه كه در بحران گروگانها و مداخلي اين كشور در لبنان روبرو شد ) اين بار نيز به مقابله بپردازد. در ماههاي فوريه و مارس، ايران به حملات خود و پيشروي در بصره ادامه داد. رهبران ايران به مشورت هاي خود درباري حملي نهايي ادامه دادند، اما نيروهاي ايراني عملاً جز حملات محدودي در شمال و راه اندازي جنگي فرسايشي در جنوب، كاري انجام ندادند. در مقابل، عراق موقعيت دفاعي ثابتي برروي زمين داشت و نيروهاي هوايي خود را براي هدف قرار دادن نيروهاي زميني ايران، اهداف نفتي و شهرهاي اين كشور متمركز كرده بود. عراق تا اواسط ماه فوريه، به حملات هوايي خود به 13 شهر بزرگ غرب ايران ادامه داد. همچنين هواپيماهاي عراقي به حملات خود به تهران نيز ادامه دادند كه پس از حملات آنها در 1985 كه 30 بار تهران را بمباران كرده بودند، بي سابقه به نظر مي رسيد. در برابر اين حملات، ايران پاسخ چنداني نمي توانست بدهد. در واقع، يكي از افسران بركنار شدي نيروي هوايي ايران ادعا كرده بود كه تنها يك سوم از 65 فروند اف4 و 100 فروند بالگرد اين كشور،همچنان عملياتي مي باشند. تنها كاري كه ايران ميت وانست انجام دهد، پرتاب چند موشك اسكاد به سمت بغداد و درخواست از مردم براي خالي كردن اين شهر بود. اين مطلب از ميزان تلفات هر دو طرف نيز كاملا مشخص بود. ايران اعلام كرد كه حملات هوايي عراق به اين كشور 3000 كشته و 9000 مجروح برجاي گذاشته و از 9 ژانويه، 35 شهر اين كشور مورد حمله قرار گرفته است. عراق نيز گزارش داد كه از 9 ژانويه 11 حمله موشكي به بغداد صورت گرفته و تعدادي ديگر از شهرهاي عراق نيز بمباران شده كه در اين حملات تنها 300 نفر كشته و در حدود 1000 نفر زخمي شده اند. توانايي پدافند هوايي ايران نسبتاً محدود بود. حركت كشتيهاي آمريكايي و اسرائيلي به سوي ايران و انتقال تجهيزات موشكهاي هاوك، توانايي عراق در حمله به خارك، سيري، لارك، پلها و شاهراههاي ارتباطي مواضع ايران در فاو و بصره را كاهش مي داد. ايران نيز با استفاده از موشكهاي SA-2 كه ازچين خريداري كرده بود وهمچنين موشكهاي سطح به هواي ليزري كه بطور غيرقانوني از سوئد وارد كرده بود، تلفات سنگيني به نيروهاي عراقي وارد ساخت. بسياري از پايگاههاي راداري و موشك انداز سام ايران ديگر قادر به انجام عمليات نبودند و عملاًاز كار افتاده بودند. حملات هوايي به شهرها در 18 فوريه 1987 موقتاً خاتمه يافت( اگرچه هر دو طرف روز 22 فوريه مدعي شدندكه طرف مقابل آتش بس را نقض كرده است) و اين آتش بس تا ماه آوريل ادامه يافت. دلايل اين آتش بس هنوز كاملاً مشخص نيست. عراق مدعي شده بود كه مسعود رجوي از صدام حسين خواست تا حمله به شهرها متوقف شود. زيرا وي بر اين عقيده بود كه در اين حملات تنها مردم عادي كه در بين آنها مخالفان انقلاب هم هستند، آسيب مي بينند نه رهبران و دولت ايران. با اين وجود به نظر مي رسد علت اصلي هم تصميم دولت آيت ا... خميني براي توقف حملات توپخانه اي به بصره و هم افزايش تلفات نيروي هوايي عراق بود. عراق پس از 18 فوريه نه تنها حمله به شهرهاي ايران را متوقف كرد، بلكه پشتيباني هوايي از نيروي زميني خود را نيز كاهش داد. تلفاتي كه تا آن زمان عراقي ها به آن اعتراف كردند، از بين رفتن حداقل 5 درصد از نيروهايشان بود؛ و بر اساس منابع ايراني اين رقم در حدود 10 تا 15 درصد اعلام شده بود. نكتي حائز اهميت اين بود كه بيشتر اين تلفات از بين كادر خلبانان زبده و سطح بالاي عراق بود كه هزيني سنگيني براي آنها به شمار ميرفت. در حالي كه روسيه موافقت كرد تا هواپيماهاي از دست رفته را جايگزين كند، ا ما از دست دادن خلبانان با تجربي عراقي ، شرايطي بحراني را براي نيروي هوايي اين كشور رقم زده بود. حتي اگر تعداد اندك خلبانان خارجي استخدام شده را هم در نظر بگيريم، عراق تنها براي 15 تا 25 درصد از هواپيماهاي خود خلبان باتجربه و كارآزموده در اختيار داشت و از همين تعداد هم، تنها اندكي از آنها در سطح استانداردهاي بين المللي بودند. عراق قادر به پرداخت هزينه هاي غير قابل بازگشت اين جنگ نظير خلبانان زبدي و هواپيماهاي 15 تا 25 ميليون دلاري خود نبود.ارزش خساراتي كه عراق در هر حمله به اهداف ايراني وارد مي ساخت ،بسيار كمتر از هزيني هواپيماها و آسيبهاي احتمالي بوده و تأثير تاكتيكي - استراتژيكي اين حملات بر نيروهاي ايراني، بسيار ناچيز بود. *9-4- نبرد براي گسترش نفوذ در خليج ايران راههاي ديگري را براي حمله به عراق پيدا مي كند. ايران با افزايش فشارهايش به كويت براي توقف حمايت از عراق و حمله به تأسيسات نفتي ايران از سوي عراق، مسير جديدي را در پيش گرفت. شيعيان كويت هم با آغاز دور جديدي از اعتراضات خود، فشار بيشتري به دولت اين كشور وارد مي كردند. اين فشارها به حدي رسيد كه دولت كويت با شهروندان شيعي خود دچار مشكل شده بود و ديگر نمي توانست تمامي مشكلات بوجود آمده را به عوامل خارجي نسبت دهد. دولت كويت اذعان كرد كه 25 كويتي شيعه را به بهاني تروريسم بازداشت كرده است. دولت اين كشور نيز 1 وزير شيعي كابينه و 25 كارمند شيعي در مشاغل مهم صنعت نفت را از كار بركنار كرد. تهديد به خرابكاري در كويت زماني اوج گرفت كه در 22 مي، يكي از مخازن پروپان در پالايشگاه الاحمدي شهر فحاحيل طعمي حريق شد و به مدت 3 روز در آتش سوخت. اين عمليات، دومين عمليات خرابكارانه طي يكسال گذشته با هدف انهدام پالايشگاه الاحمدي بود. اين عمليات بگونه اي طراحي شده بود كه 450 هزار بشكه پروپان و بوتان منفجر شود و تمامي تأسيسات پالايشگاه و حتي بخش هايي از شهر را نيز در بر بگيرد. مهمتر از آن، ايران استقرار 2 تا 4 سكوي پرتاب موشكهاي كرم ابريشم را در نزديكي تنگي هرمز به پايان رساند. تا اواسط آوريل 1987، ايران دست كم 12 سكوي پرتاب موشك به همراه 20 موشك آمادي شليك و 28 موشك ذخيره را در منطقه مستقر كرده بود. تنها مشكل ايران در استقرار اين سامانه ها ،كمبود قطعات اصلي و حساس بود كه اين عمليات را با تأخير مواجه مي ساخت. يكي از اين سكوهاي پرتاب از جزيري قشم در تنگي هرمز، به پايگاه نيروي دريايي ايران در بندر عباس منتقل شد تا پدافند هوايي را در اين قسمت شكل دهد. در حالي كه برد اين موشكها با دقت مناسب و بار معمولي در حدود 64 كيلومتر بود، با دقت كمتر و بار انفجاري سبكتر برد آنها به 75 كيلومتر افزايش مي يافت. ايران ساخت يك پايگاه توپخانه اي ديگر را در قسمت جنوبي شبه جزيري فاو آغاز كرد. اين پايگاه به ايران اين امكان را مي داد تا شهرها و بنادر كويت را هدف قرار دهد و قدرت ايران را براي فشار بيشتر به كويت افزايش مي داد. 9-5- درگيريهاي زميني جزئي در اواسط سال 1987: علي رغم عقب نشيني و بازگشت ايراني ها به مواضع شان پس از عمليات كربلا، ايران عمليات ديگري را با نام كربلاي 10 در اواسط آوريل در شمال عراق آغاز كرد. پيش از آغاز اين عمليات، ايران از تهاجمات متعدد كردهاي بارزاني حامي ايران حمايت كرده بود. ايران مدعي شد كه در 18 آوريل، گردان هاي ايراني به همراه كردهاي عراقي، 1500 نظامي عراقي را كشته، 20 روستا را تحت كنترل خود قرار داده و 10 بلندي كليدي منطقي سليمانيه را تصرف كرده است. عمليات كربلاي 10 هجومي 3 جانبه و به شكل يك چنگال بود. اين عمليات در مناطق كوهستاني جنوب غربي بانه و شمال شرقي سليمانيه عراق پايه ريزي شد و به نظر مي رسيد كه هدف اوليه آن اشغال ارتفاعات و جاده هاي بين مائوت و چاوارتا باشد. در حاليكه مائوت چيزي جز روستايي كوچك نبود، اما يكي از پايگاههاي دفاعي اصلي عراق در مناطق مرزي بود كه دور تا دور آن مين گذاري شده بود و انبارهاي مهمات فراواني در آن وجود داشت. چاوارتا مركز اصلي و راه اصلي به سوي سليمانيه بود و جمعيت قابل توجهي هم داشت. عمليات شب جمعه، 23 آوريل 1987 آغاز شد و نيروهاي عراقي آمادگي و هوشياري لازم را نداشتند. اواخر آوريل ايران مدعي شد كه كنترل 11 شهر و روستا و 310 كيلومتر مربع را دست گرفته و 4000 نفر را كشته و 350 نفر را نيز اسير كرده است كه يك فرمانده عراقي نيز در بين آنها مي باشد. عراق نيز مدعي شد كه حملي 2 گردان از نيروهاي ايراني را دفع كرده است و 1500 نفر تلفات به آنها تحميل كرده و 66 دستگاه خودرو و نفربر را نيز منهدم كرده است. ايران به منطقه اي حمله مي كرد كه ماهها پيروزي هم در آن منطقه، يك برتري استراتژيك را نصيب ايران نمي كرد. در حقيقت عوارض طبيعي منطقه بگونه اي بود كه براحتي مي توانستند در آن پيشروي كنند و كسي نيز مانع آنها نمي شد. دولت ايران نيز به سادگي عمليات خود در شمال عراق را ادامه مي داد تا پيروزي هايي پياپي را به مردم ايران نشان دهند و حتي باعث مي شد كه رفسنجاني با ادامي عمليات، فداكاري همه جانبه خود را نسبت به جنگ ثابت كند و فشارها و اهرمهاي سياسي بر آقاي منتظري را حفظ نمايد. ايران فشار حملات خود راد منطقه اي متمركز كرده بود كه مي توانست از عداوت كردهاي عراقي با دولت اين كشور، بيشترين بهره را ببرد و عراق را مجبور سازد تا نيروهايش را به اين منطقه معطوف سازد و با كمترين تلفات نسبت به نيروهاي عراقي، پيروزيهاي اندكي را بدست آورد و تدريجاً نيروي دفاعي عراق را از پاي درآورد. البته با احتمال قطع به يقين،آنان به اهداف خود از اين حملات دست نيافتند. *9-6- حمله به كشتيهاي آمريكا و روسيه: در بهار 1987، بيشترين تحولات و پيشرفتها در خليج صورت گرفت. تلاش ايران براي مقابله با توانايي عراق در تسلط يافتن به جنگ نفتكشها، اقدامات كويت در تغيير پرچم نفتكش ها، مبحران خليج و كشتيهاي منطقه را به مسئله اي بين المللي مبدل ساخت. اين مسئله با مقابله و رويارويي ايران و روسيه آغاز شد ،اما اندكي پس از آن، تحت الشعاع تقابل بسيار جدي ايران و آمريكا قرار گرفت. در آوريل 1987، ايران به توافقات روسيه و كويت در مورد اسكورت 3 نفتكش استيجاري اين كشور ،واكنش هاي شديدتري نشان داد. 15 آوريل ،ايران هشدار داد كه نفتكشهاي روسيه كه تحت اجاري كويت در آمده اند ،مي توانند وضعيت بسيار خطرناكي براي منطقه بوجود آورند. 4 روز بعد - 19 آوريل - و در پي ديدار ولادمير پتروفسكي، معاون وزير امور خارجه روسيه با مقامات كويتي، ايران به روسيه هشدار داد كه خليج مي تواند به افغانستان دوم براي اين كشور تبديل شود.آقاي رفسنجاني نيز روز 20 آوريل هشدار مشابهي به آمريكا داد. روز بعد، ماموران اطلاعاتي آمريكا اعلام كردند كه ايران موشكهاي كرم ابريشم خود را در فاو مستقر كرده است.اما در اين موقعيت، تهديدات ايران بيشتر از طرف نيروي دريايي سپاه پاسداران اين كشور بود كه به تازگي سازمان يافته بود نه از جانب موشكهاي مستقر در فاو. آنگونه كه پيش از اين نيز احساس مي شد، ايران در پي ريزي و هدايت جنگ نفتكشها با عراق با مشكلاتي جدي روبرو بود. بر خلاف عراق،اين كشور مجبور بود به كشتي هاي كشورهاي ثالث نيز حمله كند. چرا كه هيچ كشتي عراقي اي در خليج وجود نداشت. اين شرايط خطر اقدامات تلافي جويانه از سوي ناوگان كشورهاي غربي و كشورهاي جنوبي خليج را نيز افزايش مي داد. البته خطري كه از جانب كشورهاي جنوبي خليج ، ايران را تهديد مي كرد،آنچنان قابل توجه نبود. ايران با وجود تلفات سنگين وارد شده به ناوگان دريايي اش، توان مقابله با تهديدات اين كشورها را داشت. پدافند دريايي و ناوشكن انگليسي آرتميز و ناوشكنهاي آمريكايي ببر و پلنگ كه در اختيار ايران بود ،ديگر عملياتي نبودند. اما با اين وجود، ايران 4 فروند ناوچي انگليسي مجهز به موشكهاي سام، زم، رستم و فرامرز در اختيار داشت. حداقل 4 فروند از 8 ناوچه جنگي اين كشور نيز همچنان عملياتي بود كه با توپهاي 40 و 76 ميلي متري، تجهيز شده بودند. ايران همچنين تركيبي از قايقهاي سبك را نيز در اختيار داشت. يك فروند كشتي مين گذار 320 تني به نام شاهرخ نيز داشت كه در درياي خزر مستقر بود. دو فروند نفتكش 5 هزار تني بندرعباس و بوشهر نيزدر سال 1984 اصلاح شده بودند تا توپهاي 40 ميلي متري و ديگر تجهيزات پدافندي بر روي آن نصب گردد. نيروي دريايي همچنين تعدادي هواناو(هاوركرافت) عملياتي و 150 قايق شناسايي داشت كه البته بسياري از آنها بشدت آسيب ديده بودند. ايران همچنين تعميرگاه كشتي چابهار و حوضچه هاي تعمير كشتي "40" و "دلفين" را با قدرت بالابري 28 هزار تن ،در دسترس داشت. همين نيروي دريايي به ظاهر منظم و قوي كافي بود تا عراق را از فكر حمله باز دارد؛ اما بندرت مي توانست با ناوگان دريايي كشورهاي غربي مقابله كند. ايران براي ايفاي نقش اصلي در منطقه بايد براي استفاده از نيروي دريايي اش، راه حل تازه اي مي انديشيد. اولين راه كار ايران در قبال اين مسئله، استفاده از هواپيماهاي پشتيباني براي مين گذاري به عنوان نوعي مبارزي غير مستقيم بود. نيروي دريايي ايران ذخيره اي از مين هاي آمريكايي و روسي و مين هاي ضد شناور KRAB و مين هاي ديگري ساخت كره شمالي، روسيه و چين را در اختيار داشت. در اين شرايط ايران ساخت مين هاي شناور غير مغناطيسي با قابليت كنترل از راه دور را آغاز كرده بود. اگرچه ايران تنها يك فروند مين گذار آن هم در درياي خزر داشت، اما تمام كشتيهاي كوچك اين كشور، توانايي كارگذاري مين را دارا بودند. راه حل دوم ايران، تشكيل شاخه اي ديگر از نيروي دريايي سپاه به فرماندهي محسن رضايي بود. ايران از دو سال قبل تلاشهاي بسياري را براي تشكيل چنين نيرويي آغاز كرده بود. دراواخر 1986 ،نيروي دريايي سپاه با نيرويي درحدود 20 هزار نفر شكل گرفت و از نيروي دريايي ارتش كلاسيك ايران، بزرگتر و قدرتمندتر بود. نيروي دريايي سپاه به تجهيزات گوناگوني چون شناورهاي كوچك، قايقهاي تندروي ره گيري و تعداد بسيار زيادي از قايقهاي توپدار مجهز شده بود. ره گيري بسياري از اين قايقها توسط رادار بسيار مشكل بود و مي توانستند تجهيزاتي چون راكتهاي پر سرعت، مسلسل و سلاحهاي سبك را حمل كنند. قايقهاي تندروي ره گيري به طول 48 پا، ساخت سوئد بودند و در سال 1985 خريداري شده بودند و قادر بودند 6 نفر به همراه 1000 پوند تسليحات را حمل نمايند. اين قايقها با سرعت 46 گره دريايي گشت زني مي كردند و سرعت آنها تا 69 گره قابل افزيش بود. براساس گزارشهاي موجود، سپاه پاسداران حداقل 40 تا 50 فروند از اين قايقها سفارش داده بود. نيروي دريايي سپاه همچنين لنچج هايي مجهز به دكل و جرثقيل داشت كه تشخيص آنها از لنچ هاي تجاري منطقه بسيار دشوار بود. اين لنچ ها قادر بودند تا 350 تن مين را حمل كنند. نيروي دريايي سپاه دست كم يك فروند ناو وتعدادي ناوچه و يك زير دريايي ساخت كره شمالي نيز در اختيار داشت. نيروي دريايي سپاه درجزاير و مناطق نفت خيز ايران و با تمركز بيشتر بر مناطق الفريصيه، سيري، ابوموسي، تنب هاي كوچك وبزرگ و لارك مستقر بودند.يگانهاي سپاه بصورت علني در قايقهاي انفجاري، تمرين عمليات انتحاري مي كردند. اين قايق هاي حامل مواد منفجري بسيار قوي براي اصابت به ناوها و كشتيهاي دشمن طراحي شده بودند. آنها همچنين مدعي شده بودند قايقهاي ديگري را بگونه اي ويژه آماده كرده اند تا در مواقع لزوم ،بنادر حساس وشاهراه هاي كشتيراني را مسدود نمايند. علاوه بر اين مشخص بود كه اين شاخه از سپاه، ذخاير بزرگي از تجهيزات غواصي و يك مركز آموزش نبرد زير آب در بندر عباس دارد. نيروي دريايي سپاه قابلتهاي موشكي و هوايي نيز داشت. آنها 35 تا 46 فروند هواپيماي جنگنده آموزشي پيلاتوس PC-7 داشتند كه از سوئيس خريداري كرده بود
  5. براي آدمهاي ترسو اسم اين بمب ها هم كافيه! :mrgreen:
  6. با نظر آقا سعيد موافقم ولي ! اول توضيح بدم كه يگان هاي ارتش ملي در همه كشور ها يا حداقل اكثريت كشورها وجود داره كه در اينجا اين يگان شبه نظامي اسم بسيج رو داره. مسعوليت هاي اين گروه زياده و در مواردي مثل بلاياي طبيعي و غير طبيعي مثل جنگ تعريف ميشه. چند روز پيش همزمان با همين مانور البته در قسمت برادران داشتم توي يكي جاده هاي اطراف شهر حركت ميكردم كه به چند اتبوس با اسكورت همين عزيزان برخوردم و حدس زدم دارن ميرن مانور. دوتا جوون كم سن وسال (حالا هركي ندونه فكر ميكنه پنجاه سالمه) پشت يك وانت نيسان نشسته بودند كه از قضا دستشون كلاش بود . ماشينمون ازشون كمي فاصله گرفت و رد شد كه صداي يك گلوله ما رو به وحشت انداخت . خنده دوستاشون كه جلوتر از ما حركت ميكردن نشون داد كه اينها اصلا نميدونند ديسيپلين نظامي يعني چي! وگرنه وسط جاده عمومي تير هوايي اونم از سر شوخي در نميكردند ! بگذريم . اين مانور خواهران براي موارد خاص شورش هاي خياباني با محوريت جنس مونث برگزار شده! تا حالا چند بار بخاطر درگير شدن گروه هاي ضد شورش با خواهران شورشي قاعله به پا شده بود كه مسعولين به فكر افتادن در نهايت بيسليقگي يگان ضد شورش خواهران درست كردند . البته وقتي توي كشور ما آتش نشان خانم-شوفر هيجده چرخ و اتبوس بين شهري وجود داره اين يكي تعجب برانگيز نبود . لااقل براي من تعجب برانگيز نبود. جون من بريد يه دور ديگه عكسها رو با دقت نگاه كنيد يكيشون داره با چشم بسته از ترس همينطور شليك ميكنه . اميدوارم مشقي باشه . بد بخت شوهري كه زنش آموزش ضد شورش ديده باشه! از من بشنويد وقتي رفتيد خواستگاري حتما شرط كنيد خانومتون هيچگونه آموزش نظامي-رزمي -رزم تن به تن-شليك آر پي جي-نصب بمب- تك تيراندازي و ... نديده باشه . حتما در اين مورد تحقيق كنيد وگرنه ! از ما گفتن بود. فردا كه نمكدون مستقيم خورد تو چشمت ميفهمي اين برادرت دوست داشته و خيرت رو ميخواسته :oops: خدا آخر عاقبت شوهراشون رو به خير كنه :lol: همه بگيد آمين. :lol: :mrgreen:
  7. فرمانده ارشد نیروی دریایی آمریکا: جنگ با ایران یعنی فاجعه وی افزود: "با هرکس صحبت کرده ام معتقد بود، ." عصر ایران- یک فرمانده ارشد نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس درگیری نظامی با ایران را «بسیار فاجعه بار» توصیف کرد. به گزارش عصر ایران (asriran.com) آدمیرال دوم کوین کاسگریف، فرمانده ناوگان پنجم آمریکا مستقر در بحرین در گفت و گو با شبکه خبری «ای.بی.سی نیوز» هشدار داد: "جنگ با ایران بسیار فاجعه آمیز خواهد بود و پیامدها و پس لرزه های آن در سراسر منطقه احساس خواهد شد." وی افزود: "با هرکس صحبت کرده ام معتقد بود، رفتن به جنگ با ایران اقدام خوبی نیست." این فرمانده آمریکایی خاطرنشان کرد: "واضح است که مسیر ارجح، مسیر دیپلماتیک و حفظ همکاری با جامعه بین المللی برای اعمال نوع صحیحی از فشار به جمهوری اسلامی است." این گزارش می افزاید: "طی سال های گذشته به واسطه اتهامات آمریکا علیه ایران درباره موضوع عراق، برنامه هسته ای و حمایت از تروریسم، حدسیاتی درباره چشم انداز جنگ بین دو کشور مطرح شده است." با این حال بوش و سایر مقامات آمریکایی بارها بر پیگیری مسیر دیپلماتیک در مورد ایران تاکید کرده و در عین حال گفته اند: "همه گزینه ها از جمله اقدام نظامی بر روی میز قرار دارد." ایران نیز تاکید کرده است هر نوع حمله را به شدت پاسخ خواهد داد.
  8. توي يكي از بخش هاي خبري صدا و سيما از مانور مشتركي بين آمريكا و بعضي از ميني كشورهاي خليج هميشه پارس خبر دار شدم! در يكي -دوهفته پيش هم بزرگترين مانور نظامي اسراييل از زمان تاسيسش اتفاق افتاد ! اينا يكي يكي هيچي نيستن - ولي باهم كه جمع بشن خيلي خطرناك به نظر ميرسه ! بخصوص با نااميد شدن اين كشورها از حل ديپلماتيك مسعله هسته اي ما !!! در ضمن من خبري در هيچ سايتي از اين مانور پيدا نكردم ! اگر برو بكس پيدا كردين بزارين ممنون ميشم !
  9. خیلی جالبه ! بعضی ها چنان در مورد اسراییل صحبت میکنند که انگار در مورد سرزمین مادریشون دارن صحبت میکنند. جنگ 33 روزه چرا و چطور شروع شد؟ قرار بود همین چند اسیری که آزاد شدند از جمله ( سید السرا سمیر قنطار) با سایر اسرا در مبادله قبلی آزاد بشن ولی (رژیم صهیونیستی) با کار شکنی اونها رو تا لب مرز آورد و آزاد نکرد. سید حسن هم بارها اعلام کرد که اونها از هر راهی ازاد خواهند شد ولی این تنها دلیل کلید خوردن جنگ 33 روزه نبود. خاورمیانه جدید و خاورمیانه بزرگ قرار بود با از بین رفتن حزب الله در لبنان شروع بشه و با فتح ایران پایان پیدا کنه! ولی از اونجا که سروویس های اطلاعاتی ایران در منطقه حرف اول رو میزنه از تحرکات گسترده دشمن - مانورها و تجمع نیروهای صهیونیستی در نزدیکی مرز با لبنان روشن شد حمله قریب الوقوعه ! چه میشد کرد ؟ 1) دست روی دست میگذاشتن تا فرزندان یهود به لبنان حمله کنند یا ... 2) بعد از دکترین جنگ پیشدستانه آقای جرج دبلیو سی بوش مبنی بر حمله و نابودی دشمن در خارج از مرزهای ایالات متحده و ... ایران هم طرحی رو که از نهج البلاغه مولامون علی علیه السلام تدوین کرده بود روی میز گذاشت ( دفاع پیشدستانه : هیچ ملتی ذلیل و خار نشد مگر در خانه خودش با دشمنش جنگید: علی علیه السلام) . از این روی عملیات حمله به یک پایگاه صهیونیستی صورت گرفت و با نابودی پایگاه و اسیر گرفتن صهیونیستها جنگ شروع شد . گرچه از نظر تبیین استراتژیک این مناقشه در حد یک نبرد بود ( عملیاتی) نه بیشتر. اگر جنگی صورت میگرفت رژیم صهیونیستی باقی نمیموند!!! همون روزهای اولیه جنگ صهیون ها فهمیدند که تواناییی درگیری و ادامه دادن رو ندارند ولی جنگ ( اصطلاح عامیانه) جنگ اونها با حزبالله نبود بلکه جنگ تمام صهیونها من جمله آمریکاییها و ... بود با ایران !!! حالا اگر لبنانی ها بخاطر حفظ منافع ام القرای جهان اسلام حاظر شدند خاکریز اول درگیری با صهیونها بشن باید ازشون تشکر کرد . لا اقل اینقدر غیرت داشتن که مثل بعضی ها موقع انقلاب و جنگ فرار نکنند و ملت و مردمشون رو تنها بزارن و برن آلمان!!! اونوقت بیان بشن وکیل مدافع اسراییل!!! اونم در سن پنجاه سالگی ! غیرت و جرعت چیز خوبیه ! البته بعضی ها این دو خصلت رو فقط در تایپیکها بکار میبرند و مرد عمل که نیستن هیچ مزخرف گفتنشون و طلبکاریشون هم که حد و حساب نداره! درسته پرویز جان؟! :!:
  10. ramtina

    اخبار عمومی منطقه و جهان

    [align=center]با حركات غيرقابل پيش ‌بيني و تاكتيك ‌هاي مبتكرانه؛ سرلشكر رشيد:ارتش و سپاه مي‌توانند تكليف آمريكاي متجاوز را روشن كنند خبرگزاري فارس: جانشين رئيس ستادكل نيروهاي مسلح گفت: ارتش و سپاه با حركات غيرقابل پيش ‌بيني و تاكتيك ‌هاي مبتكرانه مي‌‌توانند آنچنان ضربات مهلكي بر آمريكاي متجاوز وارد كنند كه تكليفمان براي هميشه با آمريكا روشن شود.[/align] به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار سرلشكر غلامعلي رشيد جانشين رئيس ستادكل نيروهاي مسلح كه صبح امروز پنج شنبه در گردهمايي مسئولين سياسي ارتش سخن مي‌گفت با اشاره به اينكه از زمان پايان جنگ تحميلي تاكنون با تدبير فرمانده معظم كل قوا و تاكتيك فرماندهان و كارشناسان زبده نظامي، از آغاز شش جنگ جلوگيري شده است، گفت: علاقه اي به جنگ نداريم و تلاش مي‌كنيم پس از پايان دفاع مقدس به گونه‌اي عمل ‌كنيم كه جنگي بر ايران اسلامي تحميل نشود. وي با اشاره به تهديدات مداوم دشمنان بر ضد كشورمان، با طرح اين سؤال كه آيا آمريكا مي‌تواند اقدام نظامي عليه ما انجام دهد يا خير؟، با يادآوري اينكه هيچ فرمانده و كارشناسي نمي‌تواند نظر قطعي درباره حمله دشمن داشته باشد، گفت: البته با توجه به بررسي‌هاي كارشناسي مي‌توان عواملي را كه زمينه اقدام نظامي آمريكا عليه ايران را به وجود مي آورد، احصا كرد. رشيد خاطرنشان كرد: پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله آمريكا به عراق، تهديدات عليه ايران به شكل جدي‌تري مطرح شد و آنها پيش‌زمينه‌هايي چون زمين، امكانات، تجهيزات و موقعيت را براي حمله فراهم كرده بودند و از طرف ديگر به دنبال اين هستند كه در داخل ايران ثبات، همدلي و وحدت را از بين ببرند. جانشين ستادكل نيروهاي مسلح در عين حال تأكيد كرد: اما حضور رهبري قاطع و شجاع به همراه نيروهاي مسلح متحد و مقتدر و نيز ملتي هوشيار و آگاه، مانع هر اقدام عليه ايران است. اين فرمانده عاليرتبه نيروهاي مسلح با بيان اينكه آمريكا از طريق دكترين عمليات پيش دستانه، دست به عملي كردن نقشه هاي خود مي‌زند، گفت: مسئله اصلي آمريكا،‌ ايران بوده است و حمله نظامي به عراق و افغانستان براي ترساندن ايران انجام شد، اما اكنون و پس از، از بين رفتن دشمنان كشورمان در افغانستان و عراق، جمهوري اسلامي ايران به يك برتري ويژه ژئوپليتيك در منطقه دست يافته است. وي با تاكيد بر اين كه توانايي ايران در پاسخ قاطع به هر متجاوز و بازدارندگي فعال ايران دو عامل بازدارنده در برابر تهاجم آمريكا به كشورمان است، گفت: به تعبير فرماندهي معظم كل قوا در مقابل دشمني كه اصل وجود ما را هدف قرار داده عقب ‌نشيني معنا ندارد و ايستادگي و مقاومت در برابر او پيروزي است. جانشين ستادكل نيروهاي مسلح كشورمان با اشاره به توانمندي بالاي ارتش و سپاه پاسداران گفت: اين دو نيرو با حركات غيرقابل پيش ‌بيني و تاكتيك ‌هاي مبتكرانه مي‌‌توانند آنچنان ضربات مهلكي بر آمريكا وارد كنند كه تكليفمان براي هميشه با آمريكا روشن شود. وي با تأكيد بر اينكه اگر آمريكا در محاسبه اشتباه كند، تكليفش براي ايران مشخص مي‌شود، گفت: قدرت امروز نيروهاي مسلح به ويژه ارتش جمهوري اسلامي ايران بي‌نظير است. رشيد در پايان خاطرنشان كرد: روش استفاده از تجربه جنگ و بررسي ضرورت‌هاي آينده در نيروهاي مسلح بسيار حائز اهميت است چون جنگ موضوعي پويا، خلاق و سيال است كه بر همين اساس بايد جنگ را با رويكرد نظامي استراتژيك بازخواني كنيم. پيش از سخنان سرلشكر رشيد، سيد محمود علوي رئيس سازمان عقيدتي سياسي ارتش در سخنان كوتاهي با اشاره به تأثير برگزاري نشست هاي مسئولين سياسي ارتش گفت: اجراي برنامه‌هاي جديد آموزشي در زمينه سياسي، راه اندازي سايت اينترنتي با نام پارسا و ايجاد رابطين سياسي با الگو گرفتن از طرح هاديان سياسي سپاه، در ارتش اجرا شده است.
  11. با انتساب سرلشگر جعفري به سمت فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تغييرات بسيار عميق و شگرفي در بدنه سپاه ايجاد شده و در آينده نزديك شاهد تولد سپاهي فوق العاده قوي تر از دل اين سپاه خواهيم بود كه انشاالله همه نيروهاي مسلح كشورمون جزع سربازهاي حقيقي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف باشند . صدقه سر همشون ما هم همينطور. انشاالله. :mrgreen:
  12. ramtina

    ارتش قوي تر است يا سپاه

    لطفا سوالاتي كه موجب تفرقه ميشه رو مطرح نكنيد. ارتشي - سپاهي دو لشگر الهي
  13. ramtina

    شناور تاكتيكال فوق سريع باور

    دوست عزيز ما با استينگر يك فروند چرخ بال كبري آمريكايي رو در خليج فارس زديم. موضوع هم بر ميگرده به زمان درگيري هاي ما با ناوگان هاي آمريكايي مستقر در خليج فارس در انتهاي جنگ!
  14. يه مثال مستهجن داريم ولي چه كنيم كه بالاخره هست: ميگن ديگي كه كه برا ما نجوشه بهتره سر سگ توش بجوشه ! يا يه چيزي شبيه اين!!! وقتي ما نتونيم نفت صادر كنيم ميخوام هفتاد سال سياه كسي ديگه نتونه! درگيري ما با آمريكا مثل درگيري دو تا كشتي گير مثبت 120 كيلوي كه توي يه اتاق 2*2 با هم درگيري خونيني پيدا كردن و توي اين اتاق دو در دو چند تا بچه چند ماه كوچيك هم هست ( ميني كشور هاي عرب : به بزرگي جسه بعضي هاشون نگاه نكنيد غيرت...) خوب خودتون فكر كنيد چي ميشه! ما 2000 كيلومتر مرز آبي داريم با استفاده از مين پخش كن هاي جديد اين قابليت وجود داره كه در ظرف 24 ساعت هزاران هزار مين رو - روي فرش مين ها توي خليج فارس و درياي عمان قرار بديم . ترسي از بستن تنگه نداشته باشين! همين الان كه هيچي نشده - نفت بشكه اي 120 دلار شده( اوپك) در صورت بسته شدن تنگه هرمز همه اقتصاد متذلزل جهان از هم ميپاشه !
  15. ramtina

    جنگ شش روزه 1967 اعراب و اسراييل

    اسراييل از اون سال تا به حال چقدر قويتر شده - پس چرا از پس يك گروه كوچك نظامي بر نيومد؟ چند تا حالت بيشتر نداره: 1) پس رفت كرده 2)حزب الله از اون چند كشور قويتره 3)پشتوانه اعراب اونموقع در جنگ تعصب بيجاي عربي و پشتگرمي به سلاح هاي بيفايده ( بدون ايمان ) بود و حكام بي غيرت مزدور ترسو! 4)خونشون 5)خونتون 6)خونمون 7) يه ربطي به اتاق تمساح ها داره!!! icon_cheesygrin
  16. تمام شواهد نشان دهنده اين موضوعه كه جنگي جديد - شديد و فراگير در منطقه در راه . هدف ايرانه و كار گروه دشمن فعلا از بين بردن برگهاي برنده ايران در جنگ !!! در ضمن حزب الله توانايي مقابله با هر ارتشي رو داره چه امريكايي چه اسراييلي! حرف وزير امور خارجه اسراييل رو در اواخر جنگ 33 روزه ياد آوري ميكنم مبني بر اينكه هيچ ارتشي در دنيا توانايي نابود كردن حزب الله رو نداره! بي 52 كه سهله اگه با تمام ناوگانشون هم جنوب لبنان رو شخم بزنند باز كاري از پيش نخواهند برد ! فان حزب الله هم الغالبون
  17. ramtina

    تنها راه حمله به ایران

    بيا چند تا راهكار بده ! حتي در سطح خيلي پايين و خيلي غير كارشناسي ! لااقل با مسعولين احساس همدردي ميكني ! با كشوري طرفي كه سي ساله تحريمه ! سيصدو شصت درجه محاصرست از نظامي گرفته تا اقتصادي ! هر روز تحديد به حمله ميشه ! درسته توي اين سي سال به خيلي چيزها رسيديدم ولي اين جايگذين عقب افتادگي هاي چند صد ساله از دنيا رو جبران نكرده و به اين راحتي ها نميكنه! هشت سال جنگ آنچه داشتيم و نداشتيم رو از بين برد كه مهمترينش فرزندان دلير و بي نظير كشورمون بود. شاهان بي لياقت دوره هاي مختلف قاجار و پهلوي پدر اين مردم رو در آوردن !!! با اين همه ما ايستاديم تا اخر ! لطف كنيد 22 بهمن يا روز انتخابات با چشم باز به مردم كشورت نگاه كني تا بفهمي هر سال بارها با وجود اين همه مشكل باز به جمهوري اسلامي ايران آري ميگن !!! فكر كرديد گفتيم مسلمونيم و تموم شد ! هرگز بايد هزينه بديم تا روز قيامت بتونيم حرفي براي گفتن داشته باشيم ! ايران كه هيچي تمام مردم زمين و هر آنچه هست فداي اسلام !!!!! من اين كلام مهندس بازرگان نشنيدم ولي اگر ( اگر ) چنين چيزي گفته باشه براي خودش آتش جهنم رو خريده !!!
  18. دستت درد نكنه خيل عالي بود منتظر مطالب مفيد بعديت هستيم!
  19. انشاالله در آينده اي كه چندان دور نيست ميتونيد ببينيد كه عدوات نظامي آمريكا در ايالات از هم تجزيه شدش در همچين قبرستانهايي به نمايش در مياد اونوقته كه مگيد بچه ها يادتونه چقدر درمورد اين بي 2 مطلب زديم و ...
  20. لحظه اول رو اينجوري تصور كنيد: تلاويو در خون و آتش ميسوزد - نيروگاه هاي هسته اي اسراييل و مراكز فرمانده اي اصلي آمريكا در كل منطقه با هزاران موشك و راكت و گلوله توپ شخم زده شده ( شايد بشه بعدا ازش در وزارت كشاورزي استفاده كرد :mrgreen: ) ناوهاي هواپيمابر مستقر در شمال اقيانوس هند در حال غرق شدن هستن و ... شوخي كردم انشا الله كه هيچ وقت جنگ نشه ولي اگه شد تا پاي جان ايستاده ايم !!! راه نيويورك و لس آنجلس و واشنگتن از كربلا و قدس ميگذرد : خودم :|
  21. ramtina

    تنها راه حمله به ایران

    1) همه ميدونند اونا وجود درگيري زميني رو ندارند - ولي قدرت پدافند هوايي و موشكي ما چه در دريا و چه در آسمان ميتونه درسي فراموش نشدني به دشمن متجاوز بده ! وقتي حيفا - ديمونا - زكريا رو زديم داغون كرديم متوجه ميشن با كي طرف هستند . من از اين زاويه نگاه ميكنم كه اونا بعد از حمله ايران به تاسيساتشون ميخوان چه خاكي بر سرشون بريزند!!! 2) اونا ميتونند ما رو بزنند ولي يه سوال چرا اين كار رو نميكنند ؟ 3)در مورد قدرت آمريكا گفتيد ولي نگفتيد اسراييل كدومشون رو نداشت ؟ موشكهاي هسته اي ! بمب هاي ضد سنگر! مركاوا؟ اف 16؟ نه همشون رو داشت ولي ديديم نتيجه جنگ جاي ديگه رقم ميخوره !!! شما گفتي ماليات 2000 ميلياردي ! ولي من ميگم اينا مثل زالو چسبيدن به تمام دنيا و دارن خون مردم بيگناه رو ميمكن ! در 117 كشور 374 پايگاه داشتن نشون از خوي خبيث و استعماري اونها داره ! شما اينجوري فرض بگير در يك درگيري با ايران يه جنگ بين دولت هاي استعماري با ملت ها اتفاق بيفته !!! 4) ما هم متقابلا از 2000 كيلومتر مرز ابي جنوب جوابي دندان شكن بهشون ميديم !!! يادتون نره كشور ما يك سوم اروپا خاك داره اونم در استراتژيك ترين منطقه دنيا !!! 5)مطمعن باش اگه از دفاع پيشدستانه استفاده نكنيم - غافلگير هم نخواهيم شد !!! تا به حال اين امر چندين بار به امريكاييها ثابت شده( خواستيد ميگم ) 6)ما هم همينطور فكر ميكنيم - اگر قرار باشه ايراني نابود بشه ( مردمي صلح طلب و بسيار دوست داشتني و مهمان نواز و....) كي زنده بمونه ؟ وايكينگهاي آدمخوار ؟ يا يهودي هاي خون خوار؟ ما يك كشور اتمي هستيم !!! 7)پس خودتون قبول كنيد اروپا - چين و روسيه به اين راحتي ها حاظر به دادن چراغ سبز براي جنگ با ايران نخواهند شد!!! ولي اوضاع افتضاح عمومي كشورش بيشتر شبيه طوفان زده هاست تا كساني كه سود كلان بردند؟؟؟!!! انبارهاشون بيشتر از 3 تا 6 ماه ذخيره ندارند و اين خودش يه عامل جنگ روانيه در صورت بروز جنگ و بسته شدن تنگه هرمز براي تموم شدن ذخيره نفتي شمارش معكوس شروع ميشه !!! شما اينجوري فرض بگير هيچ جنگ يا درگيري اتفاق نيفتاده كه نفت رسيد به 120 دلار !!! 8)وقتي قرار به جنگ باشه ديگه ما عملا نميتونيم نفت صادر كنيم پس اگر ما نتونيم هيچ كس نخواهد تونست! آمريكاييها اينقدر توي منطقه پلاس هستند كه ميشه با واحدهاي توپخانه هم هدفشون قرار داد ! نيازي به كشتار مردم منطقه نيست ! از كجا معلوم همين مردم آمريكاييها رو يكي يكي قتل عام نكنند !!! 9) اتفاقا به نكته خوبي اشاره كردي - الان قرن 18 يا 19 نيست كه بشه يه كشور به بزرگي ايران رو از طريق اقتصاد فلج كرد! مگه نتونستيم توي اين سي سال كشور رو اداره كنيم به تكنولوژي هاي جديدي مثل زيست فن آوري و هسته اي و نانو برسيم آخه درست كردن يا ريكاوري قطعات مربوط به شكرتهاي نفتي چيزي نيست! اگه تا حالا كاري نشده اشتباه بوده بايد روي پاي خودمون بايستيم !!! ميشود و ميتوانيم ( علم در ستاره ثريا باشه بايد بدست بياريمش) - انشا الله كشور اول منطقه كه هيچ ... . در مورد شوروي كه قول تسليحاتي دنيا بود هم حرفهايي اين چنين وجود داشت ولي ( والعاقبه للمتقين) شد . 10) ما روي كمك هيچ كس غير از خدا حساب باز نكرديم ! از مولامون حسين عليه السلام ياد بگيريم ! آب هم نداشت محاصره تا اين حد كه نميشه !!! هر كه فيل خواهد رنج هندوستان كشد . ميخواهيم در دنيا حرفي براي گفتن داشته باشيم بايد هزينه بديم !!! اگر مشكلي با انقلا ب ما داريد خواهشن با سياه نمايي و بزگنمايي حرف دشمنان رو تكرار نكنيد و روحيه ضعف رو در مردم به وجود نياريد اين خودش يه گناه بزرگه !!! ما نه عراقيم نه افغانستان نا هيچ جاي ديگه ما ايرانيم - ايران-- كشوري به وسعت كهكشان ها چه جوري ميشه يه كهكشان رو كوچك يا تحريم كرد با نفروختن ...
  22. ramtina

    QD-8708

    عجب سم كشنده اي!!! اين يعني از بمب اتم هم خطرناكتر!!! hypnotized
  23. ramtina

    تنها راه حمله به ایران

    اونم اينه كه يه مشت خاك برداريم بريزيم توي سرمون تا همه خيالشون راحت بشه :mrgreen: 3 تا قطعنامه دادن نتيجش رو بگين؟ نه بزاريد خودم بگم = گرون شدن نفت به صورت سرسام آور- بالارفتن قيمت فراورده هاي مرتبط در سطح دنيا مثلا بنزين توي خود آمريكا- سهميه بندي شدن حتي برنج توي آمريكا- مردم از شدت فقر اقتصادي دارن وسايل منزلشون رو ميفروشن ( به نقل از بي بي سي) توي آمريكا نه ايران!!! بي خانمان شدن افرادي كه نميتونند اقساط وامهاي خونشون رو بدن ( كجا؟ آمريكا) - بورسشون داره ميتركه از بدبختي = كجا ؟ امريكا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مگه كشكه بيان تحريم كنند ! متن همين سه تا قطعنامه رو بخونيد بعد بيايد ببينيد همون كشورها صادر كننده براي بستن قرار داد با شركت هاي ايراني دارن خودكشي ميكنند ! كجا ؟ ايندفعه ايران عزيمون! با عوض كردن ارض براي فروش نفت از دلار به يورو و ايجاد بورس نفتي و دومينو ( دو مينو) شدن اين قضيه مثلا در بعضي اعضاي اوپك و... به قول يه اقتصاد دان آمريكايي دلار شده دستمال توالت !!! كجا ؟ ... خودتون بگيد ! آخه مگه ما يه كشور نقطه اي هستيم توي امازون !!!؟؟؟ ما ايرانيم :| در اين سه تا قطعنامه هم مارو در تكنولوژي هاي موشكي و چيزهاي مرتبط با اون تحريم كردند ! كجا شما به ما اين تكنولوژي رو دادين كه حالا نميدين!!! مثلا همين روسيه و چين خودشون جزع بزرگترين فروشندگان سلاح به ايران هستند ( از تي- نود تا اس- سيصد) منبع نخوايد كه اين حرفها منبعش ... آره !!! كشورهاي اروپايي- نروژ- سوعد - همين سوسيس ببخشيد سوعيس جزع برزگترين شركاي تجاري ما هستند - همين ژاپن ... بازم بگم؟ بردار كركس جون هر كي دوست داري اينقدر فاكس نگاه نكن ! همين طور سي ان ان يا ... مخت از كار ميفته از تحصيلت جا ميموني ما رو هم بدبخت ميكني با اين همه تايپيك احتمال وقع جنگت ! (نگي توهين كردي ما نوكرتم هستيم).
  24. نيروهاي آمريكايي شامل : 1) نيروي زميني 2) نيروي هوايي 3) نيروي دريايي 4) گارد ملي ( بخشي از نيروهاي اسپيشال فورسز) تفنگدارهاي معروف به فكهاي دريايي كه حدود 180000 هزار نفرشون در عراق و افغانستان مستقرند. توجه داشته باشيد مثلا نيروي دريايي خودش داراي نيروهاي چند گانه هست مثلا : هوايي - زميني و زير سطحي و ... كه براحتي وسعت و پيچيدگي وحشتناك اين نيروها مشخص ميشه !!! :| البته دارم روي تعداد و عدوات مستقر روي منطقه تحقيق ميكنم اگه شد و تونستم ( اجازه داده شد) عمومي ميشه :mrgreen:
  25. ما با كشوري طرفيم كه در زاويه سيصد شصت درجه ما نيرو و عدوات نظامي داره كه مهمترين پايگا هاي نظامي آمريكا در منطقه عبارتند از: 1) سر فرمرماندهي مركزي پنجم نيروهاي دريايي آمريكا در منامه ( بحرين) 2) سر فرماندهي مركزي نيروهاي هوايي در منطقه اسكان ( عربستان سعودي) 3) سر فرماندهي مركزي ارتش در ( كويت) 4) تيپ تجهيزات سنگين زميني در ( كويت و قطر ) 5) تيپ تجهيزات نيروي هوايي معروف به { عقاب} در منطقه ( سيب) = ( عمان) 6)پايگاه سوخت رساني هوايي در ( امارات متحده عربي) 7) فرماندهي نيروهاي مشترك در (كابل افغانستان) كه با نيروهاي ناتو همكاري ميكنند . ( آمريكايي ها دستور ميدن ناتو همكاري ميكنه ) 8) لشگر 76 در (افغانستان) كه مسعوليت اجراي عمليات هجومي در سرتاسر افغانستان را بر عهده دارد. 9)لشگر عمليات مشترك در (شاخ آفريقا) كشور ( جيبوتي) 10) لشگر عمليات مشترك با شماره 150 - كه شامل فرماندهي چند مليتي در (منامه) است كه فعلا 9 ناو رو براي محافظت ( شما بخونيد صدور نا امني ) از درياي سرخ و اقيانوس هند در خود جاي داده است. 11)فرماندهي نيروهاي مشترك نيروي هوايي علاوه بر مركز عمليات هوايي در "عديد" (قطر). 12)مقر نيروهاي مركزي در اردوگاه "السيلية" در (قطر). 13)مقر فرماندهي مركزي عمليات ويژه در (قطر). 14)نيروهاي چند مليتي در عراق. 15)فرماندهي آموزش نيروهاي امنيت ملي، مقر نيروهاي چند مليتي.(اعتلاف) 16)هيئت نظامي ناتو براي آموزش كه بر روي آموزش افسران عراقي متمركز است. (كار بر روي بعثي هاي از خدا بي خبر يا همون مردان نقاب پوش ). 17)فرماندهي نيروهاي هم‌پيمان زميني در (كويت). 18)فرماندهي مركزي نشر و توزيع (كويت). 19)واحد اطلاعاتي، مراقبتي و نظرسنجي در پايگاه هوايي "الظفرة" در (امارات متحده عربي). 20)پايگاه هوايي نيروهاي آمركايي در شمال كابل با نام ( بگرام) = ( افغانستان). 21)پايگاه هوايي در (قندهار) = ( افغانستان). 22)پايگاهي امداد‌رساني و انتقال تجهيزات در شمال بغداد ( البلد ) = (عراق). 23)يكي از بزرگ‌ترين مراكز نظامي هوايي و امداد رساني اصلي براي نيروهاي موجود در "الانبار" با نام (الاسد)=(عراق). 24)پايگاه هوايي "التليل" در جنوب (عراق). 25)اردوگاه "التاجي" در 20 مايلي (شمال غرب بغداد) =(عراق). 26)پايگاه ارتش عراق در نزديكي شهر "نومي" ( عراق) = توجه داشته باشيد اسمش از ارتش عراقه وگرنه همه پايگاه در اختيار آمريكاييهاست!!! 27)پايگاه "الكسيك" در شمال (موصل)=( عراق). 28)پايگاه بسيار استراتژيك( انجرليك ) = ( تركيه). 29) پايگاه هوايي در جزيره استراتژيك ديوگوگارسيا ( يه جايي وسط هيچ جا) ! :| لازم به ذكره كه اين اطلاعات بخشي بسيار كوچك از پايگاه هاي موجود امريكا در منطقه هست كه فعلا مشخص شده ولي شما ميتونيد اينجوري در نظر بگيريد كه حدود 500 هزار نيروي آمريكايي در نزديكي ما دارن وول ميزنند !!! كه حدود سيصد هزار تا فقط در عراق مستقر هستند ! شايد بگيد نه اينطور نيست! ولي شما بايد شركت هاي به اصطلاح خصوصي مثل ( بلك واتر) رو هم آمركايي بدونيد چون زير نظر ارتش كار ميكنند!!! خوب حالا اين خوبه يا بد ؟ در نگاه اول اين هجم از نيرو و عداوات نظامي مستقر در اطراف كشورمون يك حالت ترس رو به آدم القا ميكنه ولي اين خودش دو چيز رو مشخص ميكنه : 1) آوردن و بردن چند تا فرودگاه متحرك ( ناو هواپيمابر) با چند نيروي زپرتي كاملا و دقيقا جنگ روانيه چون اونا توي منطقه مستقرند! 2) اگر قرار بود آمريكا اينجا نباشه و با ما بجنگه مجبور بوديم از موشك هاي دوربرود استفاده كنيم تا شايد بتونيم ضربه اي هرچند كوچك به غول بي شاخ و دمي مثل ايالات متحده بزنيم ولي حالا ميشه با يك كلاشينكف ساده از لب مرز شكارشون كنيم ! يا اينكه با راكت هاي برد كوتاه مثل برگ خزان بريزيمشون روي زمين ! اما در مورد تنگه هرمز و چگونه بستنش ! يه جوري صحبت ميكنيد انگار اين تنگه چقدره ( 50 كيلومتر عرضشه) با شليك توپ هم ميشه بستش يا شليك كاتيوشا يا حتي مينهايي كه جديدا رو شده ( مثل كاتيوشا شليك و باراني از مين در محل مورد نظر شما فرود مياد) ! اين چند ناوي هم كه در منطقه مستقر شده در زمان جنگ احتمالي از خليج پارس و درياي شيعه خارج ميشن و به شمال اقيانوس هند يا حتي دورتر نقل مكان ميكنند !!! ما هرگز خواهان جنگ نه بوديم و نه هستيم ( شايد هم ...) ولي اگر قرار باشه هر روز به حمله تهديد بشيم اين حق براي ما به عنوان يك كشور قدرتمند و اتمي محفوظه كه از دكترين خودمون يعني دفاع پيشدستانه استفاده كنيم كه اونوقت بايد يه فكر اساسي به حال سربازهاي بدبختشون بكنند چون مطمعنا تابوت كم ميارن !!! 1) ارتش 2) سپاه 3) ناجا 4) ارتش ملي ( بسيج) 5) وزارت دفاع پنج قسمت از زنجيره دفاعيه كشور هستند كه هر كدومشون به تنهايي شايد قدرت خيلي بزرگي محسوب نشن ولي وقتي اين پنج انگشت تبديل به مشت بشه ! واي به حال متجاوزين! براي ادامه بحث هم آمادگي دارم... منبع : سايت ميليتاري بدون اجازه مسعولين سايت اجازه انتشار وجود نداره!!!( :mrgreen: )