hosseingmn

Members
  • تعداد محتوا

    1,314
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

تمامی ارسال های hosseingmn

  1. با سلام به نظر شما در صورت حمله هوایی امریکا به ایران پاسخ نیروی هوایی و پدافند هوایی ایران تاچه حد می تواند کار ساز باشد :D: با تشکر
  2. رویارویی ناوچه جاویدان جوشن و ناوگان متخاصم آمریکایی در خلیج فارس 28 فروردين ماه 1367 ناوچه جوشن مأموريت يافت تا تعدادي از نفتكش هاي ايراني را از جزيره خارك تا دهانه خليج فارس اسكورت كند. اين ناوچه عمليات مذكور را بعدازظهر همان روز آغاز كرد و اين عمليات تا ساعت 5 صبح روز بعد يعني 29 فروردين ادامه يافت. در طول اين مسير در چندين مرحله هواپيماهاي دشمن قصد تعرض به اين نفتكش ها را داشتند ولي هر بار با تيراندازي و پدافند ايذايي ناوچه جوشن مجبور به ترك منطقه شدند و سرانجام تمام نفتكش ها به سلامت از دهانه خليج فارس خارج شدند. ناوچه جوشن در حال برگشت به منطقه يكم دريايي بندرعباس، مأموريتي تازه يافت و آن اطلاع يافتن از حمله نظاميان متجاوز آمريكايي به سكوهاي نفتي نصر و سلمان بود. چگونگي اين عمليات شكوهمند را كه به جاودانگي ناوچه جوشن و پرسنل غيور و جان بركف اين ناوچه منجر شد، از زبان ناخدا يكم بازنشسته «عباس ملك» فرمانده ناوچه جاويد جوشن مي خوانيم: س: ناخدا ملك! چگونه از حمله آمريكا به سكوهاي نفتي كشورمان اطلاع يافتيد؟ رويارويي ناوچه جوشن با نيروي دريايي آمريكا چطور آغاز شد؟ ج: پس از اتمام عمليات اسكورت نفتكش ها، به پايگاه خود در منطقه يكم دريايي بندرعباس بازمي گشتيم كه حدود ساعت هفت صبح از طريق پايگاه خبردار شديم كه در نزديكي هاي جزيره كيش، ناوهاي آمريكايي به سكوهاي نفتي «نصر و سلمان» كه در جنوب غربي جزيره سيري قرار دارند، حمله كرده اند. طبق دستوري كه به ما داده بودند آماده شديم و مسير خود را به طرف منطقه موردنظر عوض كرديم. حدود ساعت يازده و ربع بود كه افسر عمليات و افسر مخابرات به من اطلاع دادند كه دستگاه هاي مخابراتي ما عمل نمي كنند و از كار افتاده اند. بلافاصله به اتفاق افسر مخابرات و الكترونيك به اتاق مخابرات رفتيم. تمام سيستم هاي مخابراتي را بررسي كرديم و متوجه شديم كه ايراد از خود دستگاه ها نيست. چون تا آن زمان جنگ هاي الكترونيكي براي ما پيش نيامده بود، متعجب بوديم كه چگونه دستگاه ها از كار افتاده اند. در همين وضعيت بسر مي برديم و حدوداً ده دقيقه اي از اين موضوع گذشته بود كه 5 يا شش فروند هواپيما و هلي كوپتر در اطراف ناوچه ظاهر شدند كه البته هواپيماها در سطح بالايي پرواز مي كردند. در آن زمان حدوداً 20 مايل از جزيره سيري دور شده بوديم و تقريباً 30 تا 35 مايل با سكوهاي «نصر و سلمان» فاصله داشتيم. در اين موقع يكي از هلي كوپترها سعي كرد كه به ما نزديك شود. ما در اين شرايط سيستمي به نام گارد داشتيم كه از طريق آن با خلبان هلي كوپتر تماس گرفتيم و به او يادآور شديم كه طبق قوانين بين المللي و با توجه به شرايط جنگي منطقه و ناشناس بودن هلي كوپتر بيشتر از 5 مايل نمي تواند به ما نزديك شود. خلبان هم در جواب گفت: من هلي كوپتر ناشناس نيستم. من هلي كوپتر نيروي دريايي آمريكا هستم و به شما اخطار مي دهم ناوچه را متوقف كنيد و تمام افراد را به روي قايق هاي نجات منتقل كنيد. بعد از شنيدن پيام بلافاصله، آژير محل جنگ را به صدا درآوردم و بچه ها به محل هاي از پيش تعيين شده خود رفتند. البته بچه ها از قبل هم آماده بودند ولي با اين اعلام، آمادگي صد درصد براي موقعيت جنگي پيدا كردند كه اين مسئله حدود هفت، هشت دقيقه به طول انجاميد. دراين زمان متوجه شدم كه كسي بر روي مدار، من را با گويش انگليسي صدا مي كند و مي گويد: من فرمانده ناوگان نيروي دريايي آمريكا هستم و به شما اخطار مي كنم كه متوقف شويد و كشتي را از نفرات تخليه كنيد. من در جواب با لحني جدي به او گفتم: اينجا خليج فارس است ومن از شما دستور نمي گيرم و طبق برنامه اي كه دارم بايد براي نجات نفراتي كه بر روي سكو قرار گرفته اند به سوي سكوهاي نفتي بروم. آنها گفتند: شما درمحاصره كامل هستيد و بهتر است كه به حرف ما گوش بدهيد. من مجدداً در جواب گفتم: اينجا خليج فارس است و شما حق هيچگونه دخالتي در امور كشور مرا نداريد و لازم است كه شما منطقه را ترك كنيد. یکی دیگر از ناوچه های کلاس کمان نیروی دریایی ارتش مشابه ناوچه همیشه جاوید جوشن اين صحبت ها حدود يك ربع طول كشيد. جو عجيبي به وجود آمده بود. براي درگيرشدن و يا ادامه مسير و يا هر اقدام ديگري نياز به برقراري ارتباط بود و ما متأسفانه حتي با جزيره سيري كه در نزديكي ما قرار داشت ارتباطي نداشتيم. دراين شرايط حساس با پرسنلم مشورت كردم و با اينكه همه مي دانستند تنها هستيم و از هر طرف مورد محاصره آمريكايي ها قرار داريم، باكمال شجاعت گفتند كه حاضرند تا پاي جان ازكشتي حفاظت كنند. ناوگان نيروي دريايي آمريكا دست بردار نبود ومرتب اخطار مي داد و ما هم به راه خود ادامه مي داديم تا اينكه مكالمه من با فرمانده ناوگان نيروي دريايي آمريكا به مشاجره لفظي كشيد و من به او گفتم: «شما بايد منطقه را ترك كنيد ومن مأموريت خودم را انجام خواهم داد.» در اين زمان، از آن طرف خط يك نفر پشت دستگاه بي سيم آمد و به زبان فارسي شروع كرد به صحبت كردن، گفت: «هرچه كه به شما دستور داده مي شود اجرا كنيد، اگر شما تسليم شويد آن دسته از نفرات كه مايل باشند مي توانند با ما به آمريكا بيايند تا ما در آنجا به آنها كار و امكاناتي كه مي خواهند بدهيم و آن دسته از افراد هم كه مايل به اين كار نيستند مي توانند به ايران برگردند.» من هم در جواب مجدداً گفتم: ما به مأموريت خود ادامه خواهيم داد. دراين شرايط آمريكايي ها از متوقف كردن ناوچه جوشن نااميد شدند و اولين موشك بلافاصله بعداز آخرين مكالمه ما يعني حدود ساعت 30/12 به طرف ما شليك شد. با سيستم هاي چفي كه داشتيم، توانستيم اين موشك را حدود 200 ياردي از ناوچه منحرف كنيم. با نزديك شدن اولين هلي كوپتر به ناوچه، دستور آتش دادم كه مورد اصابت قرارگرفت و سقوط كرد. بقيه هلي كوپترها با ديدن اين موقعيت از ناوچه فاصله گرفتند وهواپيماهايي هم كه در اطراف ما بودند، فاصله خود رابا ما بيشتر كردند. در اين موقع متوجه شدم كه ناوهاي آمريكايي ازطرف غرب جزيره سيري ما را قفل موشكي كردند و بعد بار ديگر با ما تماس برقراركردند و گفتند: سرسختي به خرج ندهيد، درغير اين صورت نابود خواهيدشد. من در جواب گفتم: من مي دانم كه ما را درجهت غربي قفل موشكي كرده ايد و بهتر آن است كه ما را به حال خود رها كنيد تا ما مأموريت خود را ادامه دهيم. كاپيتان آمريكايي ازمن پرسيد: هنوز سيستمهاي شما كار مي كند؟ براي آنها شگفت آور بود كه چطور با اين شرايط سيستم هاي الكترونيكي ما هنوز از كار نيفتاده است، چرا كه ما توانسته بوديم سمت و جهت قفل موشكي آنها را تشخيص دهيم. دربين اين صحبت ها بود كه آنها دومين موشك خود را به سوي ما پرتاب كردند. با ديدن موشك دستور شليك بسوي آن را دادم ولي به خاطر سرعت بالايي كه داشت عملا اين كار بيفايده بود. موشك وارد بدنه ناوچه شد، از بين چهار لانچه پرتاب موشك گذشت و دست آخر در موتورخانه منفجر شد. با اين انفجار 25 تركش به بدن من اصابت كرد. اولين چيزي كه بعداز اين اصابت ديدم روي كفشم بود كه حدود 5 سانتي متر شكافته شده بود ولي متوجه زخم خوردگي بقيه جاهاي بدنم نشدم. شهيد ناو سروان زارع نعمتي كه جانشين من بود از ناحيه گردن مورد اصابت تركش قرار گرفت، دست خود را به بغل ناوچه گرفت، روي پله نشست و در همانجا به لقاالله پيوست، خدا رحمتش كند. من وارد پل فرماندهي شدم تا اوضاع ناوچه را بررسي كنم. با اتاق مخابرات تماس گرفتم، تماس قطع بود، بعد با اتاق عمليات تماس گرفتم اما تمام ارتباط ها قطع شده و موتورخانه از كار افتاده بود. از پل فرماندهي بيرون آمدم و در سينه ناوچه در كنار توپ ايستادم. خدا رحمت كند افسر عمليات ناوچه جوشن را (شهيد ابراهيم حرآبادي)، ايشان از راه رسيد و گفت: ناوچه از ناحيه موتورخانه مورد اصابت موشك قرار گرفته است. به او گفتم: به افسر مهندس بگو ميزان صدمات وارده را اعلام كند تا بتوانيم از ادامه خسارت به ناوچه جلوگيري كنيم. سومين موشك كه از نوع استاندارد بود به سوي ما شليك شد و پرسنل قهرمان ناوچه جوشن با اجراي آتش سعي در انهدام آن داشتند ولي موفق نشدند و موشك به پل فرماندهي اصابت نمود. من و چند نفر از پرسنل به داخل آب پرتاب شديم. بلافاصله موشك هاي چهارم و پنجم هم به ناوچه اصابت كرد و دود و آتش آن را فراگرفت. به پرسنلي كه روي ناوچه بودند گفتم تا خود را داخل آب بيندازند. تعدادي از بچه ها كه رمقي در تن داشتند به دوستانشان كمك مي كردند تا خود را به داخل آب بيندازند، ولي آنهايي كه شهيد شده بودند با ناوچه جوشن به دل خليج هميشه فارس رفتند تا حماسه جاويد جوشن براي هميشه ماندگار باقي بماند. زماني كه در داخل آب بوديم به كمك تعدادي از پرسنل ناوچه جوشن سعي كرديم تا كليه عوامل را كه داخل آب پريده بودند دور هم جمع كنيم. افسر برق ناوچه كه در يك مايلي من بود توانسته بود هشت نفر را جمع كند و من هم هفده، هجده نفر را در كنار خود جمع كرده بودم. براي اينكه جريان آب ما را از يكديگر جدا نكند به بچه ها دستور دادم تا كمربندهاي خود را باز كنند و به يكديگر گره بزنند تا بتوانيم جمع خود را حفظ كنيم. بيشتر نگراني ما از اين بود كه در آن منطقه كوسه خيز باتوجه به مجروح بودن تعداد زيادي از پرسنل، از خطر حمله كوسه ها در امان بمانيم. س: در مورد تصميم گيري بعد از پيشنهاد پناهندگي آمريكايي ها به پرسنل ناوچه جاويد جوشن چگونه عمل شد؟ ج: اگرچه من فرمانده اين واحد بودم ولي اين مهم بود كه همه عوامل با يكديگر همسو و موافق باشند و خوشبختانه پرسنل من همه متعهد و مؤمن بودند. طي تحقيقاتي كه بعد از اين حادثه انجام دادم متوجه شدم كه من در اين مأموريت با پرسنل نمونه نيروي دريايي همراه بودم. و اما آمريكايي ها به ما پيشنهاد كردند كه هركدام از ما مي تواند پناهنده سياسي بشود و حتي اگر بخواهد مي تواند همراه خانواده خود در آمريكا زندگي كند. با پرسنل ناوچه در همان پل فرماندهي يك كميسيون تشكيل داديم و همگي به اتفاق گفتند: به هيچ وجه تسليم نخواهيم شد و غيرت و شكوه و جوانمردي ايراني و عزت و پرچم سه رنگ ايران اسلامي را فداي ترس و زندگي در غرب نخواهيم كرد و مكتبي كه در آن شهادت دارد اسارت ندارد. س: از خاطراتتان با پرسنل غيور ناوچه جوشن كه براي سرافرازي ايران اسلامي از جان خود گذشتند براي ما بگوييد. ج: آن روز (29فروردين) اولين روز ماه مبارك رمضان بود و همه روزه دار بودند. شب قبل از آن را هم به دليل شركت در عمليات تا صبح تلاش مي كردند و بيدار بودند. بعد از آن هم حمله ناوهاي آمريكايي پيش آمد. با اينكه بيشتر افراد مجروح بودند و چندتايي هم شهيد اطراف ما بود، همگي روحيه بالايي داشتند. در طول پنج تا شش ساعتي كه ما در داخل آب بوديم، تمام مدت با خداي خود نجوا مي كردند و شور و حالي الهي داشتند. در مورد شهيد ابراهيم حرآبادي بعدها فهميدم كه اين شهيد گرانقدر خود به تنهايي سرپرستي چندين خانوار محروم و بدون سرپرست را به عهده داشته است. اين شهيد يك نمونه بارز از افسران لايق بدنه ارتش مردمي ما بود. س: در مورد نحوه نجات خود تان و پرسنل ناوچه جوشن توضيح بدهيد. ج: دم دماي غروب يك فروند از هلي كوپترهاي نيروي دريايي محل ما را پيدا كرد و به همراه يك فروند هاور كرافت براي نجات ما آمد. موقع عمليات نجات بقدري هوا تاريك بود كه بعد از جمع آوري افراد در پايگاه متوجه شدم 3 نفر از پرسنل داخل آب جا مانده اند. فرداي آن روز هلي كوپتر مجدداً به سراغ همان ناحيه رفت و توانست آن 3 نفر را پيدا كند. پس از انتقال به پايگاه بلافاصله پيش آنها رفتم، وضعيتشان را جويا شدم و پرسيدم كه در خلوت و تنهايي شب و سكوت دريا، زمان برايشان چگونه گذشته است. در جوابم گفتند، تا صبح قرآن و دعا مي خوانديم. برايم لحظه غيرقابل تكراري بود و از آن زمان با خودم عهد بستم كه نگذارم خون شهداي ناوچه جوشن و حماسه جاودان پرسنل متعهد و غيور اين ناوچه از خاطرها پاك شود. س: از حضورتان در اين مصاحبه سپاسگزاريم. ج: من هم از شما به خاطر تلاش براي زنده نگاه داشتن ياد شهيدان بزرگوار دفاع مقدس تشكر مي كنم. روزنامه کیهان ۲۸ فروردین سال ۱۳۸۴ www.artesh-iran.blogfa.com
  3. تانک لئوپارد اولین بار در سال 1963توسط شرکت کراوس مافی آلمان غربی طراحی وتولید گردید بیش از 6000 دستگاه از این تانک که به لئوپارد1 معروف شد،به بسیاری از کشورهای عضو ناتو همچون بلژیک، دانمارک،یونان،ایتالیا،کانادا،هلند،نروژ،ترکیه،واسترالیا صادر گردید که از بعضی از این کشورها هنوز در حال خدمت می باشد.تانک لئوپارد1 به یک تانک بسیار موفق دردهه 60و70میلادی تبدیل شد.جنگ افزارهای تانک لئوپارد1را یک توپ 105 میلیمتری ودو قبضه مسلسل MG-3کالیبر 7.62ملیمتری تشکیل می داد که یکی موازی با توپ ودیگری روی برجک نصب شده بود.یکی از دلایل اصلی پرطرفدار بودن این تانک توانایی آن در درگیری با آتش موثر حین حرکت بود.در اوخر دهه 1970،در آلمان غربی فعالیت های فشرده ای برای تولید یک تولید یک تانک رزمی جدید آغازشد.هدف از طراحی و تولید این تانک جدید تقویت ارتش آلمان غربی درمقابل ارتش آلمان شرقی ودیگر کشورهای عضو پیمان ورشو بود که به تانک های پشرفته روسی همچون سـری تانک های T-64 و T-72 مجهز شده بودنـد.این تانک به سفارش وزارت دفاع آلـمان غـربی وتوسط کارخانجات کراوس مافی وگمان(Krauss-Maffei Wegmann)(KMW) طراحی و تولید گردید وبه لئوپارد2 معروف شد.تولید تانک لئوپارد 2 از سال 1979 میلادی آغاز شد.تانک لئوپارد2 از نظر خصوصیات ظاهری و مشخصات فیزیکی از تانک لئوپارد 1بزرگتراست و از لحاظ سیستم های ناوبری وکنترل آتش نیز تفاوت عمده ای با تانک لئوپارد1 دارد. بدنه تانک از سه بخش تشکیل شده است: 1-اتاقک راننده که در جلوی بدنه قراردارد، 2- بخش فرماندهی و کنترل که در وسط بدنه قرار دارد، 3-بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد. اتاقک راننده به سه عدد پریسکوپ مجهز شده است و فضای سمت چپ راننده برای ذخیره سازی مهمات درنظر گرفته شده است.یک دوربین با زاویه دید 65 درجه افقی وعمودی درپشت تانک نصب شده که به کمک یک صفحه نمایشگر تلویزیونی به راننده کمک می کند تابتواند در جهت عکس نیز حرکت کند.به کمک این سیستمها راننده میتواند بدون کاستن از سرعت تانک ویا تعویض دنده سریعاٌ تغییر مسیر بدهدودر زمینهای ناهموار سرعت خود را حفظ کند.برجک در وسط تانک قرار گرفته است.طبق اصلاحات وبرنامه های بهینه سازی انجام گرفته برروی تانک،نسل سوم زره های کامپوزیتی(زره مرکب)بر روی تانک نصب شده وزره قسمت جلویی و جانبی برجک به کمک تکه هایی از زره پیش ساخته تقویت شده است که این تکه هابرروی زره اصلی نصب شده اند.تقویت زره تانک موجب حفاظت بیشتر در مقابل در مقابل حملات راکتهای ضد تانک وگلوله های ثاقب APFSDS و گلوله های HEATبا خرج شکلدار، گردیده است.همچنین این تکه ها مثل یک عایق صوتی وحرارتی برای تانک ایفای نقش میکنند. جایگاه فرمانده تانک مجهز به یک پریسکوپ مستقل PERI-R 17 A2 میباشد.پریسکوپ PERI-R 17 A2یک پریسکوپ متعادل با میدان دید وسیع می باشد که مجهز به سیستم های پیشرفته ی دید درشب وتعیین هدف است.این پریسکوپ قابلیت گردش 360درجه ای دارد.یک نمایشگر ویژه تصویر ارسالی از پریسکوپ را نمایش می دهد. در صورت به خدمت گرفتن سیستم کنترل آنش می توان از این پریسکوپ برای شلیک نیز استفاده کرد.جایگاه توپچی به یک سیستم نشانه روی اولیه ومتعادل از نوع EMES 15 با قدرت بزرگنمایی دو برابر مجهز است. این سیستم نشانه روی به یک سیستم مسافت یاب لیزری ویک دوربین نشانه روی حرارتی از نوع آشکار ساز مادون قرمز مجهز است.ازسیستم مسافت یاب لیزری می توان درماموریت های ضد بالگرد نیز استفاده کرد. اتاقک خدمه به یک سیستم آشکار ساز انفجار و یک سیستم اطفا مجهز شده است .یک دیوار ضد آتش ، اتاقک را از بخش جدا می کند تادر صورت آتش سوزی ویا انفجار احتمالی بخش موتوربه خدمه تانک آسیبی وارد نشود. تانک به یک سیستم مکانیاب جهانی(GPS)و یک سیستم ناوبری خودکار تشکیل شده است.بعلت افزایش قطر زره برجک ،وزن برجک افزایش یافته است بنابر این سیستم الکترو هیدرولیکی گرداننده برجک با یک سیستم الکتریکی قویتر و مطمئن تر جایگزین شده است. سلاح اصلی تانک لئوپارد 2 یک توپ 120 میلیمتری لوله کوتاه وبدون خان بنام L-44است.مدل A6EXبه یک توپ 120 میلیمتری فاقد خان بنام L-55مجهز شده اند که طول لوله آن افزایش یافته است. افزایش طول لوله به توپ این قابلیت را داده است تا درصد بیشتری انرژی موجود در لوله را برای بالا بردن سرعت ونفوذوبردگلوله،صرف کند.این توپ مجهز به به سیستم فشنگ پران اتوماتیک می باشد.تانک M1A2 آمریکایی دقیقا از توپ تانـک لئـوپـارد 2 استـفاده میکند وایالت متحده این توپ 120 میلیمتری راتحت لیسانس آلـمان تولید می کند.این خود از توان بالای این صلاح حکایت میکند.این توپ تقریبا باتمامی مهماتهای فعلی 120 میلیمتری و مهمات جدید نفوذ کننده ی APFSDSسازگار میباشد.با افزایش قدرت آتش توپ اصلی،تانک قادر است تا با اهداف پروازی در ارتفاع پایین نیز درگیر شود.تانک برای هدف قرار دادن اهداف کوتاه پرواز از گلوله های ویژای استفاده می کند که ایالات متحده آنها را طراحی کرده و ساخته است. علاوه بر توپ اصلی تانک به دو قبضه مسلسل MG3کالیبر7.62 میلیمتری مجهز میباشد که یک مسلسل بصورت موازی با توپ و دیگری روی برجک تانک نصب شده است. موتو تانک یک موتو دیزلی بنام MTU MB 873 است که 1500 اسب توان تولید میکند. لازم به ذکر است که یک موتور دیزلی دیگر به نام MTU MT 883 نیز بر روی تانک آزمایش شده است که توانی معادل 1650اسب دارد.با کمک این موتورها تانک می توند بیشینه سرعتی معادل 72 کیلو متر بر ساعت دست پیدا کند. تا کنون بیش از 3200 دستگاه از این تولید شده که علاوه بر ارتش آلمان به کشورهایی همچون اتریش، دانمارک، هلند،نروژ،سوئیس و اسپانیا صادر گردیده است. تانک لئوپارد2 تنوع گسترده ای دارد.مدلهایA1تا A4 این تانک تفاوت اندکی باهم دارند ولی مدل های A5و A6EXبا دیگر مدلها متفاوتند.مدل A5 تانک زره قطورتری داردو زره بخش جلوی برجک و بخش جانبی تانک تقویت شده است.مدل A6EXکه جدید ترین وپیشرفته ترین مدل تانک می باشد به سیستم کنترل آتش وسیسمتم شلیک پیـشـرفته تری مجهز شـده اسـت.مدل A6EXهمچنین به یک موتور کمکی،یک سیستم حفاظتی ضد مین جدید و یک سیس تهویه مطبوع مجهز میباشد.پس اصلاحات انجام گرفته برروی تانک وورود مدلهای جدیدتر سفارشات بیشتری برای خریدویا ارتقای تانک به شرکت(KMW) آلمان ارائه گردید.ارتش فنلاند 124 دستگاه و ارتش لهستان128 دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4را از آلمان تحویل گرفتند.درماه آگوست سال 2005 میلادی یونان نیز خواهان خرید 183 دسگاه تانک لئوپارد 2 مدل A4و150 دستگاه تانک لئوپارد 1مدل A5مازاد ارتش آلمان شد.ارتش آلمان نیز عملیات بهینه سازی 225 دستگاه لئوپارد 2مدل A5 خود رابرای ارتقا به مدل A6،به مقامات آلمان ارائه کرده است.اولین سری ازاین تانکها درماه فوریه سال2003 میلادی به ارتش هلند تحویل داده شد. ارتش اسپانیا نیز 219 دستگاه تانک لئوپارد2 مدل Eسفارش داده بودو قرار بود که 30دستگاه را تحویل گرفته ومابقی را تحت لیسانس آلمان درداخل اسپانیا تولید کند که اولین سری از این تانکها درماه ژوئن سال2004میلادی به ارتش اسپانیا تحویل داده شد.درماه مارس سال 2003 میلادی ارتش یونان 170 دستگاه تانک تانک لئوپارد 2 مدل HEL که نسخه ای از مدل A6EXرا سفارس داد که قرار است این تانکهارا به تدریج طی سالهای 2006 الی 2009میلادی تحویل بگیرد.گونه ی دیگر تانک لئوپارد 2مدل Sدر ماه مارس میباشد که دارای سیستم فرماندهی کنترل ویک زره غیر عامل جدید میباشد.120دستگاه تانک لئوپارد 2 مدل S در ماه مارس سال 2002 میلادی به ارتش سوئد تحویل داده شد که این تانک با نام STRV-122 در ارتش سوئد مشغول خدمت میباشد. تانک مدرنیزه شده ی لئوپارد 2 یکی از بهترین وپیشرفته ترین تانکهای جهان از لحاظ قدرت تحرک،قدرت آتش وسیستم دفاعی میباشد.با این حال وزن62 تنی این تانک،حمل و نقل ونگهداری آنرا مشکل کرده است.بزرگترین هنر طراحان و سازندگان تانک این نکته بوده که افزایش وزن تانک هیچ تاثیری بر قدرت تحرک ومانور پذیری تانک نگذاشته است. درسال 1998 میلادی مجله بسیار معروف MilitaryOrdnance تانک لئوپارد 2مـدل A5را بعنوان بهترین تانک رزمی جهان انتخاب نمود.لازم به ذکر است که تانک M1A2 ایالات متحده در رده دوم و تانک T-90روسها دررده هفتـم قرارگرفتند.قدرت تحرک بالا وقدرت آتش سهمگین به همراه زره قطور و مستحکم تانک لئوپاردیاد هیولاهای زرهی گذشته آلمانها همچون سری تانکهای TIGERرادر ذهن زنده می کند. مشخصات : خدمه: 4 نفر وزن: 62تن طول تانک: 7.7 متر عرض: 3.7 متر ارتفاع از سطح زمین: 3 متر جنگ افزارهای موجود روی تانک:یک توپ 120 ملیمیتری Rheinmetall 120 mm L55 smoothbore gun یک مسلسل 7.62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7.62 میلیمتری نصب شده روی برجک ظرفیت گلوله: توپ:آماده شلیک: 15 گلوله -------ذخیره شده: 27 گلوله----مسلسل :4750 فشنگ نواخت گلوله در دقیقه: 1200 گلوله در دقیقه مادون قرمز:دارد شلیک در حین حرکت: بله موتور: MTU MB 873 با 1500 اسب بخار قدرت حداکثر سرعت:72 کیلومتر بر ساعت جاده ای--45 کیلومتر برساعت غیر جاده ای حداکثر برد عملیاتی:500 کیلو متر با لوله هواکش:4 متر--بدون لوله هواکش 1 متر -------------------------------------------------------------------------------- منبع:ماهنامه جنگ افزار شماره 14 wardlove.blogfa.com
  4. جنگنده پنهانکار و مافوق صوت شفق که طراحی آن از چندین سال پیش شروع شد و در سال 2004 نیز تکمیل نمونه اولیه آن گزارش شده که چندین آزمایش موفقیت امیز را پشت سر گذازده که آزمایشات به صورت کاملا سری در یک پایگاه دور افتاده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی انجام گرفته است ، این جنگنده در سه نوع آموزشی دو نفره، جنگنده دو نفره و جنگنده یک نفره طراحی شده است. پروژه طراحی شفق توسّط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پس از فرمان رهبری ایران پس از جنگ مبنی بر خودکفایی در ساخت تسلیحات سرمایه گزاری شده و بوسیله مجتمع دانشگاهی هوایی (Aviation University Complex) که زیر مجموعه ای از دانشگاه صنعتی مالک اشتر می باشد پس از هزاران ساعت کار مداوم دانشمندان و دانشجویان ایرانی طراحی و ساخته شده است ( البته در ابتدای ساخت این جنگنده دو شرکت روسی میگ و سوخو نیز با ایران همکاری میکردند که ظهور مونیتور های دیجیتالی موجود در کاک پیت هواپیما که از جنس روسی هستند گواه بر این مدعا است ولی به دلیل افزایش فشار سیاسی ناشی از پرونده هسته ای از سوی آمریکا به روسیه این شرکتها از مشارکت در ادامه این طرح صرف نظر کردند)لازم به ذکر است که دانشگاه بزرگ صنعتی مالک اشتر که یکی از بزرگترین مراکز علمی و طراحی ایران می باشد وابسته و زیر نظر کامل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جموری اسلامی ایران است . بسیاری از کارشناسان شفق را از حیث توانایی و نوع طراحی با طرح هواپیمای MiG-I-2000 روسیه که جنگنده ای است شکاری و رهگیر مقایسه کرده اند. البته لازم به ذکر است در طراحی شفق به ویژگی پنهانکاری (رادارگریزی) آن توجه زیادی شده، بویژه که طرح بدنه آن از حیث RCS به جنگنده اف/ای-22 رپتور ساخت آمریکا که یک جنگنده پنهانکار است نیز تا اندازه ای شباهت دارد و بدنه آن از مواد جاذب امواج رادار (Radar Absorbing Materials) ساخته شده است،که توانایی ایجاد RCS کمتر از یک متر مربع را به جنگنده میدهد در واقع می توان شفق را اولین جنگنده پنهانکار ایرانی دانست. بنا به اظهارات بعضی رسانه ها طراحی نمونه ثانویه شفق که شامل بسیاری اصلاحات و بهبود ها در قسمتهای بالها و نیز دهانه خروجی موتور و همچنین سیستم های راداری پیشرفته تر می باشد تا سال 2008 بطول خواهد انجامید. با توجه به سرمایه گذاری های بسیار بالای ایران در صنایع هوایی و موشکی خود احتمال میرود که این پرنده کمی زودتر از موعد مقرر وارد خدمت در نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی ایران شود شفق دارای هفت جایگاه برای حمل تسلیحات مختلف می باشد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد. که در زیر هر بال سه جایگاه و یک جایگاه نیز در زیر بدنه قرار دارد. توانایی شلیک موشک اسپاروو و ساید وایندر و نیز موشک های سری R روسی از جمله R-73 و R-77.ونیز موشکهای KH-29 و KH-31 به همراه موشک هدایت تلوزیونی ماوریک توانایی به خصوصی به این پرنده ساخت ایران در نبردهای چند منظوره میدهد . همچنین استفاده از سه نمایشگر چند کاره رنگی پیشرفته در کاکپیت آن موجب شده تا در جنگنده از نمایشگرهای آنالوگ کمتر استفاده شود . این نمایشگرها که به صورت سری و در کنار هم قرار دارند وظایفی از قبیل کنترل صفحه رادار برای رهگیری پرنده های مشکوک / مدیریت تسلیحات موجود در جنگنده / کنترل سیستم های دفاع الکترونیک برای استفاده در نبردهای الکترونیکی و نیز سیستم هدایت و کنترل شلیک انواع موشکها و بمبهای هدایت راداری و یا لیزری را به این جنگنده داده است . علاوه بر این در این پرنده جدید به راحتی خلبان توجه زیادی شده است به همین منظور دارای شیشه (درب کابین) بزرگتری هست و از نظر میدان دید دارای بهترین کارایی لازم در میان جنگنده های معروف دنیا است که دلیل آن هم کشیدگی بیشتر شیشه کابین خلبان به سمت جلو و نیز پهنای بیشتر ان به سمت اطراف است که بیشترین دید ممکن را در اختیار خلبان و یا خلبانان این جنگنده ساخت ایران قرار خواهد داد ، همچنین در شفق از صندلی های پرتاب شونده K-36D ساخت روسیه نیز استفاده شده است که بنابه تاکید کارشناسان امریکایی بهترین صندلی پرتاب موجود در جهان می باشد ( آمریکا با صرف یک هزینه تحقیقاتی بالا در حال ساخت یک نمونه مشابه از این صندلی پرتاب پیشرفته برای جایگزینی ان با صندلی های پرتاب اف 22 و اف 35 است ). وزن این جنگنده حدود 5 تن است که از این لحاظ یک جنگنده سبک بحساب می آید. پیشرانه این جنگنده یک و یا دو دستگاه موتور توربوجت RD-33 کلیموف روسی یعنی همان موتور بکار رفته در جنگنده MiG-29 است برخی منابع آگاه نیز از امکان استفاده از موتور های AL- 31F در این پرنده ساخت ایران خبر دادند . ( البته برخی گمانه زنی ها . بنا به گفته بعضی رسانه ها ایران برنامه هایی نیز برای تولید موتور کلیموف RD-33 و نمایشگر های تحت امتیاز روسیه در ایران دارد.) از دیگر ویژگی های بارز شفق می توان به طراحی آیرودینامیکی و سرعت فراصوتی آن که دو تا دو ونیم برابر سرعت صوت است اشاره کرد، در طراحی شفق مساحت ریشه بالها بسیار بیشتر از نوک بال است( بالهای قیفی شکل : این نوع شکل بال از پایداری نسبتا خوبی نسبت به باله های دلتا شکل در سرعت های پایین و بالا برخوردار است ) و این امر موجب می شود تا جنگنده شفق در نبرد های هوایی تن به تن (داگ فایت) بتواند به سرعت زاویه حمله را بسوی هدف تغییر دهد، همچنین بواسطه طراحی ویژه بدنه آن توانایی پیچش، غلتش و قابلیت مانور پذیری شفق تا حد زیادی افزایش یافته و آن را به جنگنده ای برای استفاده در موقعیت های خاص تبدیل کرده است. کارشناسان در مورد شفق به گمانه زنی هایی پرداخته اند از جمله اینکه جنگنده شفق از توانایی پرواز در ارتفاع پایین نیز بخوبی برخوردار است و از لحاظ اویونیک یا سیستم های الکترونیک پروازی نیز بسیار پیشرفته می باشد . از پس از سال 2000 طرحی محرمانه در دانشگاههای ایران در حال تهیه است که به موجب آن راداری پیشرفته و بروز برای این جنگنده در حال ساخت است . این رادار که در نحوه عملکرد از رادار AWG-9 تامکت الهام گرفته دارای توانایی فوق العاده و قابل قبولی در بکارگیری در انواع موقعیتهای ضروری است . اصول استفاده از طراحی مهندسی به خصوص در این جنکنده برای افزایش قابلیت پنهان کاری در این پرنده به خوبی رعایت شده است . حتی بسیاری از کارشناسان ویژگی پنهانکاری شفق را حاصل ترکیب طراحی ویژه و استفاده از مواد جاذب امواج رادار دانسته و توانایی پنهانکاری شفق را با جنگنده آمریکایی F-117 Nighthawk که جنگنده ای بسیار پیشرفته می باشد مقایسه می کنند. :wink:
  5. يك مقام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي: هيچ فعاليت ممنوع هسته‌اي در ايران وجود ندارد خبرگزاري فارس: مدير امور آسيا و اقيانوسيه برنامه همكاري فني آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تأكيد كرد: بازرسان آژانس تا كنون به هيچ نشانه‌اي كه حاكي از فعاليت‌هاي ممنوع هسته‌اي يا برنامه محرمانه براي ساخت سلاح هسته‌اي در ايران باشد دست نيافته‌اند. به گزارش خبرگزاري فارس، "ماناسا پيتر ساليما" با تأكيد بر صلح‌آميز بودن برنامه هسته‌اي ايران، گفت: مسؤولان در شوراي حكام آژانس نسبت به مسائل جاري و تحولاتي كه براي اطمينان‌يابي از به‌كارگيري انرژي هسته‌اي براي اهداف مسالمت‌آميز در ايران در جريان است، بيشتر از ديگران اطلاع و آگاهي دارند. وي كه در حاشيه نشست اول كميته مقدماتي همايش بين‌المللي بازبيني پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (ان‌پي‌تي) با خبرنگار خبرگزاري رسمي ايتاليا (آكي) گفت‌وگو مي‌كرد، پايبندي ايران به تعهدات خود را مبنايي اساسي براي اعتمادسازي و اطمينان از مسالمت‌آميز بودن برنامه هسته‌اي تهران خواند و افزود: البته نمي‌توان بين غني‌سازي اورانيوم با غناي بالا و به‌كارگيري مسالمت‌آميز آن با به‌كارگيري انرژي هسته‌اي در كاربري نظامي فاصله‌اي قائل شد. ساليما ابراز عقيده كرد: هنوز مسائلي باقي مانده كه نگراني و ترديد جامعه جهاني را بر انگيخته است. اين مقام مسؤول آژانس گفت: همكاري آشكار ايران با آژانس براي حل‌وفصل همه مسائل باقي‌مانده و اطمينان‌يابي از مسالمت‌جويانه و توسعه‌اي‌بودن اين برنامه، يك ضرورت است. وي افزود: من همه آنچه را در گزارش‌هاي "محمد البرادعي" مديركل آژانس به آن اشاره شده تأييد مي‌كنم فارس نیوز
  6. چند روز پیش پس از مطالعه مقاله سعید خان در مورد تاریخچه نیروی دریایی ایران در مورد آن قسمتهایی که مربوط به خشایارشاه و یونانیها بود جوابیه ای بلند بالا تهیه کنم که مشغله,میگرن و تنبلی نگذاشت ولی پس از اتفاقات پند روز اخیر تصمیم گرفتم تا نظر دوستان را به چند نکته در مورد تاریخ پرابهام کشورمان جلب کنم.اکثر منابع تاریخی ما در حمله مغول نابود شد و آنهایی که باقی ماند در صدههای گذشته توسط غربی ها به غارت رفت و بعد ملت ایران باقی ماند و تاریخی که غربی ها بر اساس کتابهای تاریخ هرودوت دروغ پرداز یونانی برایش نوشته بودند وظاهرا کسی هم قصذ این را نداشته و ندارد که از تاریخ پرافتخاز کشورمان چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام گرته برداری کند با اجازه دوستان من بجای پر حرفی فقط چند سوال مطرح میکنم: -به نظر شما 2500 سال پیش در شرایطی که نه هواپیما وجود داشت ونه هلیکوپتر وما شین و....وحتی جاده درست وحسابی آیا امکان دارد داریوش اول با یک میلیون سرباز به اروپا حمله کند.این ارتش عظیم چگونه تدارک میشد.آیا میشود غذای این همه سرباز را از دهکده های در پیت سر راه مهیا کرد؟ -آیا امکان دارد که300 سرباز یونانی به مدت 3 روز در برابر ارتشی 120 هزار نفری مقاومت کند؟ -اگر واقعا خشایارشاه به اروپا لشگرکشی کرده باشد وآتن را تصرفکرده با شد به چه دلیل باید جایی که دیگر متعلق به خودش است(آتن) را به آتش بکشد؟ -آیا منطقه ای به نام آرکه لائوس(مقدونیه سابق) ویونان استعداد مهیا کردن بیش از 40 هزار سرباز برای الکساندر مقدونی را دارد؟ -الکساندر درصورتی که توانسته باشد 40 هزار سربازتهیه کرده باشد چگونه میتواند از پس ارتش یک میلیون نفری داریوش سوم برآید؟ -اگر واقعا الکساندر پس از تصرف ایران تخت جمشید را به تلافی شکستهای یونانی ها به آتش کشیده باشد سوال اینجاست که کدام شکستها؟ مگر نه اینکه طبق ادعای یونانی ها ایشان در جنگهای ماراتون,سالامیس و.....پدر ایرانی ها را درآوردند پس دیگر کدام تلافی؟ خب اگر شما هم مثل من ما بین جوابهایی که در ذهن خود دارید و جوابهایی که از منابع غربی کسب کردید دچار پارادکس شدید توصیه میکنم که کتابهای زیر را مطالعه کنید مخصوصا کتاب اولی را: 1-کارنامه به دروغ نوشته پوران فرخ زاد (انتشارات علمی) 2-سفر جنگی الکساندر به درون ایران وهندوستان بزرگترین دروغ تاریخ 3-پیشگفتار کتاب امپراتوری ایران نوشته دان ناردو(انتشارات ققنوس) 4-فصل چهارم کتاب انحطاط و فروپاشی امپراتوری رم نوشته دان ناردو(انتشارات ققنوس) بی دلیل نیست که بیشتر آیات قرآن فقط به نقل تاریخ پرداخته و رهبر معظم انقلاب هم در گفتاری حکیمانه گفته است: ملتی که گذشته خود را نداند مجبور است آن را تکرار کند.
  7. شايد در زمان کنونی اين موضوع يک خيالپردازی تلقی گردد اما در دهه های ۶۰ و ۷۰ ميلادی ايران يکی از نزديکترين همپيمانان ايالات متحده آمريکا محسوب ميشد . زمانی که در اوائل دهه ۷۰ ميلادی ايران در جستجوی يک هواپيمای شکاری رهگير بود روابط خوب اين کشور با ايالات متحده اين امکان را در اختيار ايران قرار می داد تا بهترين وسائل موجود در زرادخانه آمريکا را انتخاب کند . در عين حال ايرانيها تقاضای مخصوصی داشتند . خلبان رئيسی که در آنزمان با درجه سروانی در نيروی هوائی خدمت ميکرد چنين ميگويد : نيروی هوائی ايران در آن سالها يک سلسله بررسيهائی را تحت عنوان « تقويت ايستگاههای رادار » انجام داد . اما آنچه دراين ميان محسوس بود فقدان راه حلهای پيشنهادی در جهت رفع معضل مناطق کور راداری بود .مناطق کوهستانی ايران بزرگترين معضل نيروی هوائی محسوب ميشود و ما قادر نبوديم حريم هوائی کشور را حتی با وجود شبکه های خوب راداری پوشش مناسب دهيم . در نهايت ما متوجه شديم که تنها راه حل ما جهت رفع اين مشکل , ايستگاههای رادار پرنده که همزمان قادر به دفاع از خود باشند می باشد . بر اين اساس ايران در جستجوی هواپيماهای رادار پرنده و شکاری رهگيرهای محافظ بر آمد . در سال ۱۹۷۲ ما از ۲ طرح جديد برای هواپيماهای شکاری ـ رهگير در ايالات متحده با خبر شديم . اين ۲ نوع جنگنده که مأموريت ويژه رهگيری هواپيماهای دشمن را بر عهده داشتند عبارت بودند از هواپيمای « اف ـ ۱۵ ايگل » ساخت کمپانی مک دانل داگلاس و هواپيمای « اف ـ ۱۴ تامکت » ساخت کمپانی گرومان . هواپيمای اف ـ ۱۵ مجهز به موشکهای هوا به هوای Aim - 7 Sparrow ترکيب مرگباری را در آسمان بوجود ميآورد اما با اينحال توانائی هواپيمای اف ـ ۱۴ راکه به موشکهای دوربرد Aim - 54 Phoenix و رادار Pulse - Doppler AWG - 9 مجهز بود نداشت . اين رادار قدرتمند توانائی شناسائی همزمان ۲۴ هدف و انتخاب ۶ هدف مهمتر از ميان آنها و شليک همزمان به طرف آنها را داشت . همچنين اين هواپيما قادر بود موشکهای Aim - 9 Sidewinder و Aim - 7 Sparrow را از فاصله دورتری نسبت به هواپيمای اف ـ ۱۵ پرتاب کرده و دشمن را مورد اصابت قرار دهد . خلبان سابق نيروی هوائی ايران سرهنگ فرهاد اعتقاد راسخ دارد که تامکت انتخاب بهتری برای ايران بود . او ميگويد « هر دوی اين شکاريها از کابين جاداری برخوردارندکه امکان ديد عالی در اختيار خدمه پروازی قرار می دهد . همچنين اين شکاريها قدرت رهگيری بالائی دارند و قادرند انواع وسائل پرنده متخاصم را تعقيب و منهدم کنند و در اين مورد هيچ محدوديتی ندارند بخصوص شکاری تامکت که هدايت آن بسيار راحت است و قادر به انجام مانورهای هوائی است که در ذهن ما تا آنزمان غير ممکن تصور ميشد . تنها در کمتر از ۱۰۰ ساعت پرواز من قادر بودم تا دماغه هواپيمای خود را تا ۷۵ درجه به سمت بالا هدايت کرده و سپس با گردشی ۱۰۰ درجه ای هدف خويش را با موشکهای سايدويندر و يا توپ قدرتمند ۲۰ ميليمتری M - 61A Vulcan مورد اصابت قرار دهم » . بعدها در مقابل کنگره آمريکا چنين وانمود گشت که حريم هوائی ايران پيوسته از جانب اتحاد جماهير شوروی بوسيله هواپيماهای سريع و بلند پرواز ميگ ـ ۲۵ مورد تجاوز قرار ميگيرد و ايران جهت دفاع از خود به هواپيمای تامکت نياز مبرم دارد . اما چنين استدلالی برای متقاعد کردن کنگره آمريکا ( که با اين قرارداد زياد موافق نبود ) واقعی نبودهر چند که تا امروز اين مسئله در محافل گوناگون بعنوان دليل اصلی مطرح ميگردد . واقعيت اين بود که ايران در آن سالها به دنبال قويترين ومجهزترين هواپيمای شکاری موجود در جهان بود که در نهايت هم آنرا دريافت کرد . در سال ۱۹۷۴ ميلادی ايران با اطمينان از توان بالای هواپيمای اف ـ ۱۴ , تعداد ۸۰ فروند از اين نوع هواپيما به همراه ۷۱۴ فروند موشک هوا به هوای Aim - 54 به آمريکا سفارش داد . اين قرارداد به ارزش ۲ ميليارد دلار شامل ساير سلاحها وقطعات يدکی برای مدت ۱۰ سال خدمت فعال و تجهيزات زمينی به همراه کارگاههای تعميراتی وآموزش پرسنل زمينی و کادر پروازی تحت نام « پروژه پادشاه ايرانی » به امضاء رسيد . اين قرارداد بزرگترين قراردادی بود که تا آنزمان بشکل انفرادی با يک شرکت آمريکائی منعقد ميشد .نکته جالب اينجاست که تنها چند ماه پس از امضاء قرارداد , کنگره آمريکا بودجه تکميل اين طرح را حذف و با اينکار شرکت گرومان را عملأ در آستانه ورشکسنگی قرارداد. در اين زمان بانک ملی ايران وامی به مبلغ ۲۵۰ ميليون دلار در اختيار کمپانی گرومان قرار داد تا تکميل پروژه تامکت و تحويل آن به ايران ميسر گردد. در حقيقت بعد از اعطاء اين وام بود که ساير سرمايه گزاران آمريکائی علاقمند به سرمايه گزاری در اين پروژه گشتند و عملأ شرکت گرومان و پروژه تامکت از خطر نابودی نجات يافتند . امروزه اين موضوع يک شوخی تاريخی تلقی ميگردد اما واقعيت اينست که بدون کمک مالی ايران , نيروی دريائی آمريکا هيچگاه قادر به در اختيار گرفتن اين پرنده افسانه ای نميگرديد . بدين ترتيب يکی از وقايع نادر در تاريخ هوانوردی مدرن بوقوع پيوست و اين رخداد با گذشت زمان دستمايه شايعات و داستانهای ضد ونقيض گوناگون گرديد . در حقيقت تاريخ واقعی و قدرت حقيقی هواپيماهای اف ـ ۱۴ که در خدمت نيروی هوائی ايران ميباشند تا به امروز به حد زيادی از افکار عمومی جهان پنهان مانده است .به اين موضوع بايد عدم تمايل خلبانان سابق نيروی هوائی ايران ( که اکنون سالهاست در خارج ازکشور زندگی ميکنند ) به حضور در انظار عمومی و ارائه اطلاعات و همچنين پرسنل شاغل در کشور که از درج هرگونه خبر به رسانه های جمعی جلوگيری ميکنند را هم افزود . اين افراد عمومأ از ترس اقدامات تلافی جويانه گروهک تروريستی مجاهدين خلق که در خاک عراق مستقر بوده و از حمايت آمريکا و اسرائيل برخوردار ميباشند وحشت دارند زيرا در ۲۰ سال گذشته تعدادی از خلبانان بدست اين گروه تروريستی به قتل رسيده اند . در مواردی استثنائی و نادر خلبانان ايرانی حاضر به ارائه اطلاعاتی اندک شده اند که البته ناشناس باقی ماندن اين افراد جزو شروط اوليه بوده است .تعدادی از آنان حتی از شناسائی همکاران سابق خود که اکنون در قيد حيات هستند در عکسها و تصاوير عمدأ خودداری می کنند . پنهان کاری در مورد اف ـ۱۴ ها عملأ از روزهای اوليه تحويل تامکتها به ايران آغاز گشت . برخلاف گزارشهای دروغين معلم خلبانهای آمريکائی , آموزش پرسنل ايرانی بخوبی و منظم پيش ميرفت . تا پايان سال ۱۹۷۸ تعداد ۱۲۰ نفر خلبان و افسر کنترل تسليحات ( WSO = Weapon System Officer ) دوره های آموزشی را با موفقيت پشت سر گذاشتند . در مرحله بعدی تعداد ۱۰۰ نفر پرسنل بايد به آنان ملحق ميشدند. همزمان تعداد ۲۰۰ نفر تکنسين متخصص تعميرات موتور در شرکت Pratt & withney و متخصص تسليحات در شرکت Hughes دوره آموزشی را گذراندند . سروان جواد در مورد آموزشهای نظامی خود در آمريکا چنين ميگويد : ما در نيروی دريائی آمريکا آموزش ميديديم. معلمين ما در وهله اول خلبانان آمريکائی بودند که در جنگ ويتنام تجربيات گرانبهائی اندوخته بودند . اين خلبانان جزو مجرب ترين خلبانانی بودند که حتی خلبانان نيروی هوائی آمريکا و نيروی هوائی اسرائيل قادر به مبارزه با آنان در جنگهای هوائی نبودندو آنان براستی ما را به نحو احسن آموزش دادند . اين آموزشها ما را دارای چنان مهارتی ساخت که بعدها در سالهای دهه ۹۰ ميلادی ما قادر بوديم هواپيماهای ميگ ـ۲۹ را که از روسيه خريداری شده بود , در جنگهای تمرينی هوائی سرنگون سازيم . در حقيقت اين موضوع يکی از دلايلی بود که ايران از سفارش تعداد بيشتری ميگ ـ ۲۹ خودداری نمود . تنها نقطه ضعف هواپيماهای F - 14 A موتورهای TF - 30 P 414 آن بود . پيچيدگی و غير قابل اعتماد بودن اين توربينها ما را وادار ميساخت که بيشتر وقت خود را به جای تمرکز روی پروازها , صرف فراگيری کار با اين موتورها کنيم . سرگرد فرهاد در ادامه چنين ميگويد : موشکهای Aim - 54 سلاحی استثنائی و موثر بود که تا به امروز سلاحی ساخته نشده است که قابل مقايسه با آن باشد . در هنگام آزمايشات گوناگون در ايران اين موشک قبل از اصابت به هدف به ارتفاع غير قابل تصور ۲۴۰۰۰ متری و سرعت ۴.۴ ماخ دست يافت . اين موشک بزرگ و سنگين هيچ محدوديتی در مقابله با اهدافی که چه در ارتفاع بالا و چه در ارتفاع پائين پرواز ميکردند نداشت و قادر به تحمل ۱۷ g فشار بود . ما اين موشکها را از فواصل ۷.۵ تا ۲۱۲ کيلومتری هدف شليک کرديم ونتايج آزمايشات مافوق تصور ما بود . تنها نگهداری و آماده نکهداشتن اين سلاح پيچيده گاهی خواب را بر ما حرام ميکرد . اولين زوج تامکت در تاريخ ۱۶ ژانويه سال ۱۹۷۶ ميلادی به ايران تحويل شد . به علت آماده نبودن پايگاه هشتم شکاری اصفهان ( که در آنزمان بنام خلبان جانباخته آن نيرو پايگاه خاتمی و بعدها پايگاه شهيد بابائی نامگزاری شد ) اين هواپيماها تحويل اسکادران ۷۲ شکاری تاکتيکی مستقر در پايگاه هفتم شکاری شيراز شدند . باقی هواپيماهای تحويلی به اسکادران ۷۳ ملحق شدند و تا سال ۱۹۷۷ که اسکادرانهای ۸۱ و ۸۲ شکاری پايگاه هشتم اصفهان تشکيل شد , به خدمت در آن يگان ادامه دادند . تا پايان سال ۱۹۷۸ ايران تعداد ۷۹ فروند شکاری F - 14 A به همراه ۲۷۴ فروند موشک AIM - 54 A و۱۰ فروند موشک ATM - 54 تحويل گرفت . هشتادمين و در حقيقت آخرين تامکت ايران در آمريکا باقی ماند تا آزمايشهای گوناگون و طرحهای تکميلی روی آن اجرا گردد. همزمان نيروی هوائی ايران مذاکراتی را با شرکتهای Grumman و Pratt & withney را آغاز کرد که هدف از آن سفارش ۷۵ فروند ديگر از اين جنگنده چالاک بود . البته ايرانيان مايل به تعويض توربينهای TF - 30 در هواپيماهای موجود و هواپيماهای سفارشی جديد بودند. وقوع انقلاب وتغییر سیاست ها با شروع ناآراميها در ايران که از طرف احزاب کمونيستی و نيروهای مذهبی در ايران آغاز گشت , اوضاع سياسی در ايران رو به وخامت گذاشت . در تابستان ۱۹۷۸ اين فعاليتها شديدتر و بحران سراسر ايران را فرا گرفت به نحوی که نيروهای مسلح دچار چند دستگی در داخل خود شدند . در فوريه ۱۹۷۹ نيروهای انقلابی قدرت را در دست گرفتند و شاه مدتها بود که از ايران خارج شده بود . در نتيجه اين تغييرات و روی کار آمدن دولت موقت اسلامی , روابط ايران و آمريکا دچار تغييرات اساسی گشت . بعد از پيروزی انقلاب چندين هزار مستشار نظامی آمريکائی مجبور شدند تنها ظرف چند روز خاک ايران را ترک کرده و با ايران وداعی هميشگی کنند. دولت انقلابی جديد به سرعت قراردادهای نظامی منعقد شده در رژيم سابق که ارزشی درحدود ۱۲ ميليارد دلار را داشت بطور يکجانبه فسخ کرد . در ميان اقلام سفارش شده ميتوان از ۷۵ فروند جنگنده اف ـ ۱۴ جديد و ۵۰۰ فروند موشک فونيکس به همراه ۳۰۰ فروند شکاری سبک اف ـ ۱۶ و رادارهای پرنده آواکس نام برد .دولت آمريکا در آن زمان به خاطر ترس از آينده سياسی ايران و شرايط ژئوپولتيک منطقه از تحويل سلاحهايی که آماده تحويل به ايران بودند نيز جلوگيری کرد که از ميان آنها يک محموله شامل ۴۰ فروند موشک فونيکس و ۳ محموله قطعات يدکی هواپيمای اف ـ ۱۴ ميتوان اشاره کرد . پنتاگون حتی مذاکراتی را با دولت موقت به منظور استرداد هواپيماهای تامکت آغاز کرد . قراربود اين هواپيماها پس از تعميرات اساسی به انگلستان و يا عربستان سعودی فروخته شود . اين مذاکرات البته ناتمام ماند . در تاريخ ۴ نوامبر ۱۹۸۰ گروهی از دانشجويان مسلمان موسوم به خط امام سفارت آمريکا را اشغال و ۹۰ نفر از پرسنل سفارت وتفنگداران دريائی آمريکا را به گروگان گرفتند . بعد از اين حادثه روابط ديپلماتيک ايران و آمريکا بطور کامل قطع گرديد . سرنوشت گربه های ايرانی بعد از اشغال سفارت آمريکا در حاله ای از ابهام قرار داشت . تعداد زيادی از خلبانان ايرانی کشور خود را برای هميشه ترک کردند و غربت نشينی را برگزيدند . شايعاتی مبنی بر عدم توانائی ايران در به پرواز در آوردن تامکتها به سرعت در محافل خبری پخش شد . علاوه بر اينها اخبار مجعولی دال بر خرابکاری عوامل CIA در ايران و وارد شدن خسارت جدی به اف ـ ۱۴ ها هم در غرب شدت گرفت . اما برخلاف تمام اين شايعات تنها در مجموع ۲۷ نفر از کادر پروازی تامکتها کشور را ترک کردند . قبل از پيروزی انقلاب بطور کلی در نيروی هوائی کليه کادر پروازی هواپيماهای اف ـ ۱۴ از ميان افسرانی که بر روی ديگر مدلهای هواپيما ( بطور عمده مدل اف ـ ۴ فانتوم ) تجربه زيادی داشتند و يا از ميان جوانان باهوش و مستعد انتخاب ميشدند . اين افسران جوان که حس وطن دوستی قوی داشتند اکثرأ در ايالات متحده , اسرائيل ويا انگلستان دوره های تخصصی خود را پشت سر گذاشته بودند . شايد به همين علت بود که حکومت جديد به اين افراد با ديده شک و ترديد می نگريست . بلافاصله پس از پيروزی انقلاب تعدادی از خلبانان تامکتها دستگير و زندانی شدند . در ميان اين افراد ميتوان از سپهبد هاشمی نخعی نژاد که معاون ارتشبد طوفانيان ( رئيس پروژه تامکتهای ايران و فرمانده پايگاه هشتم شکاری که با وقوع انقلاب به آمريکا فرار کرد ) بود اشاره کرد .اين امير ارتش به همراه سرهنگ ربيعی دردادگاه انقلاب به اعدام محکوم گرديدند . با اين وجود اکثر خلبانان نيروی هوائی مصمم بودند که در کشور خود بمانند وخدمت به وطن را بر فرار ترجيح دادند . سرهنگ جواد که در آنروزها بوسيله يکی از همسايگان خود لو رفته بود و او را دستگير کرده بودند اوضاع آن دوره را چنين ترسيم ميکند : زمانی که نيروهای آمريکائی ايران را ترک کردند به همراه آنان تعدادی از خلبانان و همچنين تعداد زيادتری از تکنسينها نيز جلای وطن کردند. تنها حدود ۱۰۰ نفر از خلبانان و تعدادی در حدود ۸۰ نفر تکنسين باقی ماندند . اين تعداد خلبان در حقيقت کافی بود تا تعداد زيادی تامکت را به پرواز در آوريم ولی برای سرويس و آماده پرواز کردن هواپيماها به هيچ عنوان کافی نبود . در کنار اين مسئله مشکل ديگری گريبان ما را گرفت و آن عدم پروازهای آموزشی و متوقف شدن دوره های آموزشی از اکتبر ۱۹۷۸ تا پائيز ۱۹۷۹ بود . از اين زمان به بعد به آرامی نيروی هوائی که به تازگی تغيير نام داده بود تحت فرماندهی حکومت مرکزی فعاليتهای خود را آغاز کرد . به همين علت پرسنل نيروی هوائی مجبور بودند که مجددأ دوره های آموزشی را تکرار کنند . مشکل ديگروجود افسران جزء بود که از فرماندهان مافوق خود اطاعت نميکردند . اين افراد که به « همافر » معروف بودند بارها و بارها از دستورات مافوق سرپيچی می کردندو فرماندهان خود را «خلبانان شاه » و يا جاسوسان اسرائيل و يا ضد انقلاب خطاب ميکردند. بارها در پايگاهها اتفاق می افتاد که همافران افسران مافوق را به دفتر فرمانده پايگاه ميکشاندندو با طرح اتهاماتی عملأ يگان را به هرج و مرج می کشيدند. گذشت زمان رفته رفته نظم و انضباط را به نيروهای نظامی باز گرداند . يکی از مشکلات نيروی هوائی پس از پيروزی انقلاب از هم گسستن زنجيره کادر وعدم اعتماد پرسنل پروازی به يکديگر بود . در حالی که اکثر افسران مايل به ادامه خدمت به شيوه گذشته بودند , گروهی از آنان که به خلبانان حزب اللهی معروف بودند وابستگی عميق خود را به حکومت مرکزی انکار نميکردند .اين افسران جوان زمان بيشتری را صرف به جا آوردن آداب مذهبی و مراسم دينی ميکردند. يکی از معروفترين اين افراد سروان خلبان عباس بابائی بود . او پس از بازگشت از آمريکا در سال ۱۹۷۸ جزو اولين افسرانی بود که ديگر پرسنل نيروی هوائی را به بيعت با امام خمينی دعوت کرد . در بحبوحه انقلاب سيستم کامپيوتری لجستيک نيروی هوائی دچار اشکالات جدی شد و همين امر کمبود لوازم يدکی در نيروی هوائی را بدنبال داشت .کارشناسان معتقد بودند که لوازم يدکی خريداری شده بايد برای سرپانگهداشتن و آماده پروازبودن کليه وسايل پرنده حداقل تا اواسط دهه ۸۰ ميلادی کافی باشد اما موفق به يافتن آنها نميشدند . حداقل در ۲ مورد ناپديد شدن چند نفر از افسران مسئول نگهداری انبارهای عظيم زير زمينی به اثبات رسيده است . اين افراد که رمز ورودی درهای انبارها را در اختيار داشتند بطور مرموزی ناپديد شدندو همين امر باعث شد تا چند سال محل انبار قطعات رادارهای AWG - 9 بسته بماند و دسترسی به آنها ناممکن شود . در مورد خرابکاری آمريکائيها قبل از خروج از ايران سرهنگ جواد ميگويد : تکنسينهای کمپانی هيوز که در اصفهان مستقر بودند در يک مورد قبل از خروج از ايران ۱۶ فروند موشک فونيکس را که در انبارهای زيرزمينی آماده برای سوار شدن بر روی اف ـ ۱۴ هائی که در حالت آماده باش دائم بودند دستکاری کرده و آنها را غير قابل استفاده کردند . البته بعدها با استفاده از قطعات يدکی که بصورت قاچاق از آمريکا وارد شد ما قادر به تعمير مجدد آنها شديم تمام ۱۶ موشک يادشده به حالت عملياتی در آمدند .اما در مورد رادارهای AWG - 9 بر خلاف گزارش منابع غربی هيچ آسيبی به آنها وارد نشد . با توجه به مطالب بالا می توان چنين نتيجه گرفت که تامکتها دوران گذار از انقلاب را با کمترين خسارات سپری کردند . با اينکه در سال ۱۹۸۰ تعداد هواپيماهای آماده پرواز ايران حداکثر به ۸ فروند بالغ ميگشت ولی همين تعداد کم ستون فقرات دفاع هوائی ايران محسوب ميشدند وقادر به حفاظت از حريم هوائی کشور بودند . زمانی که در اوائل سپتامبر ۱۹۸۰ اولين درگيری مرزی بين ايران و عراق رخ داد رئيس جمهور وقت بنی صدر دستور داد تا تعداد بيشتری هواپيمای اف ـ ۱۴ آماده پرواز گردندو بدين ترتيب تا اواخر اين ماه هر کدام از ۴ پايگاه عملياتی که تامکتها در آنها حضور داشتند ( پايگاه يکم شکاری مهرآباد پايگاه ششم شکاری بوشهر پايگاه هفتم شکاری شيراز و پايگاه هشتم شکاری اصفهان ) صاحب ۶ فروند تامکت آماده پرواز بودند و موشکهای فونيکس هم آماده شده بود . اولين پيروزی تامکت در نيروی هوائی ايران مربوط به قبل از حمله سراسری عراق در ۲۲ سپتامبر ميباشد . در تاريخ ۷ سپتامبر ۱۹۸۰ تعداد ۵ فروند بالگرد ميل ـ ۲۵ عراقی ( مدل صادراتی ميل ـ ۲۴ ) به يک پست مرزی ايران حمله ور شدند .در اين زمان يک فروند تامکت به سرعت به منطقه اعزام و با توپ قدرتمند ولکان يکی از بالگردها را متلاشی کرد . بعد از گذشت ۷ روز از اين واقعه دوباره اف ـ ۱۴ ها وارد صحنه درگيری شدند و برای نخستين بار از موشکهای مرگبار فونيکس خود استفاده کردند . آنهم در زمانی که بين اعضاء دولت مرکزی و فرماندهان نظامی بحث شديدی بر سر هزينه گزاف نگهداری تامکتها و موشکهای فونيکس در جريان بود . اين بحثها زمانی پايان گرفت که سرگرد محمد رضا عطايی يک فروند سوخوی SU - 22 M عراقی را از فاصله ۴۰ کيلومتری مورد اصابت قرارداد بدون اينکه عراقيها متوجه اين موضوع شوند . تا به امروز عراقيها نام خلبان اين سوخو را که سرگرد نوبر عبدالحميد است را بعنوان مفقود شده ثبت کرده اند . عراقيها هيچگاه باور نکردند که خلبان عبدالحميد که فرمانده اسکادران ۴۴ عملياتی بود از چنين فاصله ای می توانست بوسيله يک موشک فونيکس مورد اصابت قرارگيرد .با سرنگون ساختن يک فروند ميگ ـ ۲۱ توسط سروان خلبان عظيمی بفاصله يک روز پس از آن بحث بر سر ضرورت وجود تامکتها برای هميشه فروکش کرد وديگر صدای مخالفی در دستگاه حکومتی وجود نداشت . در تاريخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ عراق آغازگر جنگی خونين شد . در اين روز عراق با حداقل ۱۸ فروند هواپيمای شکاری بمب افکن فرودگاههای تبريز همدان و دزفول را مورد حمله قرار داد و همزمان پايگاه مهرآباد تهران مورد تهاجم هواپيماهای توپولف ۱۶ و ۲۲ اسکادران ۱۰ نيروی هوائی عراق در ۲ نوبت قرار گرفت . اين حمله گسترده برای ايرانيان با وجود درگيريهای محدود مرزی تا آن تاريخ غافلگيرکننده بود . در طی اين حمله گسترده تنها يک فروند ميگ ـ۲۱ عراقی به خلبانی رائد حميد بر فراز سنندج سرنگون شد . علت سقوط هم مورد اصابت قرار گرفتن هواپيما توسط ترکش بمبهای پرتاب شده توسط خود هواپيما که احتمالأ در ارتفاع پست پرواز ميکرده بوده است . در اين روز هيچکدام از تامکتهای ايران نتوانستند به موقع به پرواز در آيند . اولين هواپيماهائی که به مقابله با عراقيها برخاستند ۲ فروند اف ۴ ئی فانتوم متعلق به اسکادران ۱۱ مستقر در پايگاه يکم شکاری مهرآباد بودند و آنهم در زمانی که موج دوم حمله توپولف های عراقی به تهران صورت گرفت . در اين عمليات يک فروند هواپيمای هرکولس سی ـ ۱۳۰ ايران بر روی زمين هدف قرار گرفت و منهدم شد . خلبانهای ايرانی از سرنگونی تعداد زيادی هواپيمای عراقی گزارش دادندو شاهدان عينی از آتش گرفتن و سقوط تعداد معتنابهی هواپيما خبر دادند . اما واقعيت امر اين بود که تنها يک فروند توپولف ۱۶ به پايگاه خود مراجعت نکرد نام خلبان اين هواپيما بعنوان مفقود الاثر در عراق به ثبت رسيده است . عراقيها بر اين باورند که اين هواپيما در راه بازگشت به عراق به کوه برخورد کرده و هواپيما متلاشی گشته است . با توجه به آموزشهای خوب وتجهيزات مدرن , اکثر پرسنل نيروی هوائی ايران از پيروزی سريع وقاطع ايران اطمينان داشتند . سروان جواد خاطره اولين پرواز عملياتی خود را چنين بازگو ميکند : ساعت ۱۳ روز ۲۴ سپتامبر در پايگاه هشتم شکاری اصفهان تعداد ۶ فروند هواپيمای اف ـ ۱۴ جمعی اسکادران ۸۱ در انتظار ابلاغ دستور برای عمليات بودند. مأموريت ما مقابله با هواپيماهای عراقی در صورت حمله آنان به فرودگاه مهرآباد تهران بود و طبق دستور ميبايست در صورت عزيمت از هواپيماهای تانکر در آسمان سوخت دريافت ميکرديم .. اما در اين زمان موشک فونيکس به تعداد کافی نداشتيم .به همين علت چند ساعت بعد با حمله عراقيها تنها ۲ فروندهواپيمای اف ـ ۱۴ مسلح به موشک فونيکس برای انجام مأموريت به پرواز در آمديم . در اين عمليات ما موفق به سرنگونی يک فروند ميگ ـ ۲۱ و متواری ساختن ۴ فروند ميگ ـ ۲۳ شديم . درآن هنگام که به تعقيب ميگهای عراقی مشغول بوديم و به مرزهای مشترک نزديک می شديم , از مرکز به ما خبر دادند که تعداد زيادی هواپيمای عراقی مجددأ به حريم هوائی کشور تجاوز کرده اند . با اين وجود ما موفق به کشف آنها نشديم . تنها چند دسته هواپيمای اف ـ ۵ خودی که از پايگاه دزفول و تعدادی اف ـ ۴ که از پايگاه همدان به پرواز در آمده بودند را شناسائی کرديم . پس از گذشت ۴۰ دقيقه صفحه رادار هواپيمای همراه من موفق به کشف ۸ فروند هواپيمای عراقی شد .ارتفاع خود را به سطح ۷۰۰۰ متری کاهش داديم و خود را به فاصله ۱۲ کيلومتری هدف رسانديم. در اين زمان هر يک از ما يک موشک اسپارو به طرف هواپيماهای عراقی شليک کرديم . خلبانان عراقی هيچ عکس العملی از خود نشان ندادند. موشک اسپارو من يک ميگ ـ ۲۱ عراقی را متلاشی کرد اما موشک هواپيمای همراه من به خطا رفت . به همين خاطر من دستور حمله مجدد دادم . در ارتفاع ۳۵۰۰ متری ضمن استفاده از پس سوز چرخش کمی به سمت راست کرده و به آنان حمله کردم . ۲ هواپيمای ميگ ـ ۲۱ متوجه قصد من شدند و با چرخش سعی داشتند که در پشت سر ما قرار بگيرند.اما آنها فرصتی برای اينکار پيدا نکردند.من با استفاده از حداکثر قدرت موتور دماغه هواپيما را به سمت بالا برده , با زاويه حمله بالا چرخشی ۷۰ درجه ای انجام دادم و تامکت همراه هم به دنبالم آمد . درست در زمانی که من موشک سايدويندر خود را شليک کردم صدای خلبان تامکت همراهم را شنيدم که فرياد زد : Engine Stall . موتور سمت راست او زمانی که در تعقيب هواپيماهای عراقی بود با سرعت ۵۲۰ ناتيکال مايل وزاويه حمله ۴۵ درجه از کار افتاد . هواپيمای او دچار لرزش شديد و افت سريع سرعت تا حد ۸۲ ناتيکال مايل شد . در اين هنگام او بطرز معجزه آسائی قادر به کنترل هواپيما شد و از سقوط حتمی نجات يافت .بعد از فرود در پايگاه ما متوجه شديم که در هنگام مانور هوائی سيستم سوخت رسانی به موتور دچار اشکال شده بود . هدايت شکاری اف ـ ۱۴ در اين حالت ودر چنين ارتفاعی يکی از شاهکارهائی است که فقط خلبانان زبده از عهده آن برمی آيند . آنروز من در نهايت دومين ميگ ـ ۲۱ را گم کردم وتا به امروز هم نميدانم بر سر او چه آمد . بقيه هواپيماها هم به سرعت پا به فرار گزاشتند. پس از فرود در پايگاه خدا را شکر کردم که مأموريت به سلامتی به پايان رسيد . نظير مشکل ياد شده در بالا را ديگر خلبانان تامکت در ساير مأموريتها تجربه کردند ودر بعضی از موارد خسارات سنگينی به آنان وارد شد . در ژانويه ۱۹۸۱ سرگرد هوشيار موفق شد به سختی اف ـ ۱۴ خود را به زمين بنشاند آنهم پس از آنکه موتور سمت راستش از کار افتاد . در ماه مارس ۱۹۸۲ تامکت ديگری هنگام برخاستن از باند دچار آسيب جدی شد . در زمان تيک آف هر ۲ موتور هواپيما دچار POP شدند. در اين حالت مقدار بنزين اضافه در محفظه پس سوزمنفجر شده و کمپرسور به حالت Stall ( واماندگی ) ميافتد. سرتيپ حزين در طول جنگ حداقل ۲ بار از حوادث مشابهی جان سالم بدر برد . همچنين سرتيپ هوشيار در سالهای پس از جنگ ۲ بار اين اتفاق را تجربه کرد .در سال ۲۰۰۴ ميلادی در اثر تلاش متخصصان ايرانی راه حل مشکل ياد شده پيدا شد . کارشناسان نيروی هوائی ايران با کوشش و پشتکار زياد موفق به توليد قطعات يدکی موتور TF - 30 وبهبود سيستم سوخت رسانی آن شدند و با غرور خاصی از اين موفقيت خود ياد ميکنند . پس از مشکلات فنی و نارسائی در سازماندهی نيروها در ابتدای جنگ نيروی هوائی ايران خود را به سرعت برای حملات مقابله به مثل آماده کرد . اما با حمله گسترده نيروی زمينی عراق و پيشروی سريع آنها در استان خوزستان نيروی هوائی موفق به انجام اينکار نشد . نيروی زمينی ايران که پس از پيروزی انقلاب به شدت توان خود را از دست داده بود , از بيشترين کمبودها رنج ميبرد و به تنهايی قادر به مقاومت در برابر عراقيها نبود . هفته ها طول کشيد تا نيروهای ذخيره و کمکی به مناطق عملياتی اعزام شدند. در طول اين مدت وظيفه دفاع در برابر حملات نيروی زمينی عراق را نيروی هوائی بر عهده داشت . همزمان با حملات هواپيماهای اف ـ۴ و اف ـ ۵ به مواضع نيروهای عراقی و بمباران آنها ,تامکتها مشغول پاکسازی آسمان از وجود هواپيماهای عراقی بودند و با موفقيت اين وظيفه را به انجام رساندند. هر ۲ کشور ايران و عراق در ابتدای جنگ تقريبأ به يک تعداد هواپيمای جنگی داشتند اما از تظر کيفی کارت برنده در دست ايرانيها بود . البته دستيابی به اين برتری مدتی طول کشيد زيرا ايرانيان برای سازماندهی و بسيج نيروهای خود احتياج به زمان داشتند. نيروی هوائی ايران در ابتدای جنگ دارای ۷۷ فروند هواپيمای F - 14A و ۱۶۰ فروند F - 4E و ۲۸ فروند F - 4D و ۱۶۰ فروند F - 5 E/F بود که از آنها در نقش شکاری رهگير و شکاری بمب افکن استفاده ميکرد .در طرف مقابل عراقيها هيچ وسيله قابل مقايسه با اين امکانات را نداشتند .توانايی شکاريهای اف ـ۴ و اف ـ ۱۴ در سوختگيری هوائی که به برد و مدت پرواز آنها به مقدار زيادی می افزود , برتری هوائی ايرانيان را بخوبی نشان ميداد . همچنين يک اسکادران هواپيمای تانکر KC - 707 3J9C و بوئينگ KC - 747 2J9 بطور دائم برای سوخترسانی در آسمان آماده بودند . حداقل ۲ فروند بوئينگ ۷۴۷ و يک فروند بوئينگ ۷۰۷ بعنوان مرکز فرماندهی پرنده در طول جنگ بکار برده شدند . برای انجام اين مأموريت اين هواپيماها به تجهيزات مخصوصی مجهز بودند . همچنين يک فروند بوئينگ ۷۰۷ و چهار فروند هرکولس سی ـ ۱۳۰ به تجهيزات شنود و استراق سمع مجهز بودند که بدينوسيله ارتباطات مخابراتی دشمن را تحت کنترل داشتند . همين عامل سبب شد تا خلبانان ايرانی به راحتی تا عمق خاک دشمن نفوذ کرده بدون آنکه مورد شناسائی قرار گيرند . اما در ميان تمام اينها وجود يک سيستم فوق سری در نيروی هوائی ايران از همه مهمتر بود . هاپيماهای اف ـ۴ و اف ـ۱۴ مجهز به سيستم خاصی بودند که آنها را قادر ميساخت سيستم IFF ( شناسائی دوست از دشمن ) عراقيها را مختل کنند . اين سيستم که تحت عنوان ( Combat Tree/ Clear Horizont / Second View ) شناخته ميشد ايرانيها را قادر ميساخت که به راحتی و خيال آسوده در آسمان به شکار و تعقيب هواپيماهای عراقی بپردازند . پس از گذشت اندک زمانی ايرانيها متوجه شدند بدون دريافت قطعات يدکی و وسايل جايگزين بايد با حداقل امکانات به دفاع بپردازند زيرا ايالات متحده که اولين تأمين کننده نيروی هوائی ايران بود از ارسال وسايل مورد نياز ايرانيان امتناع ميکرد . از اين رو اصل صرفه جويی در نيروهای مسلح به بالاترين اصل تبديل شد . عراق در طول جنگ از برتری مهمی برخوردار بود و آن عدم نگرانی جهت تأمين لوازم يدکی و وسايل جديد بود . آنها قادر بودند هواپيماهای جديد از فرانسه و اتحاد جماهير شوروی دريافت کنند هر چند که اين هواپيماها قادر به تغيير موازنه به نفع عراقيها نبود . طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ ميلادی حدود ۱۰۰۰ نبرد هوائی بين طرفين درگير بوقوع پيوست اما هيچکدام از آنها نقش قابل توجهی در مسير کلی جنگ نداشتند . ايران از اين موضوع بخوبی آگاه بود که خسارات طرف مقابل به راحتی قابل جبران بود و عراق کوچکترين مشکلی در اين زمينه نداشت . سرنگونی هواپيماهای عراقی تنها در حکم هشداری برای نيروی هوائی آنها محسوب ميشد . اکثرأ پس از وقفه ای يک يا ۲ هفته ای مجددأ به حملات خود در مناطق عملياتی ادامه ميدادند . پس از آنکه عراقيها متوجه شدند که ايران قادر به جايگزينی هواپيماهای ساقط شده خود نيست , حملات خود را بر روی تامکتها متمرکز کردند . در پايان سال ۱۹۸۲ يک سلسله درگيريهای هوائی بين ايرانيها و طرف مقابل صورت گرفت . اکثر اين درگيريها از نوع « درگيری نزديک هوائی » ( dogfight ) مابين تامکتها و هواپيماهای Mirage F. 1 EQ و MIG - 23 ML صورت گرفت و اين خود حاکی از مشکل ايران در تأمين موشکهای دوربرد هوا به هوا بود . ايرانيها در اين دوره از کمبود شديد قطعات يدکی وتعداد محدود موشکهای فونيکس رنج ميبردند . در سال ۱۹۸۷ کمبود باتری موشکهای فونيکس استفاده از اين سلاح کارآمد را به پائين سطح رساند . ادامه دارد......... به نقل از وبلاگ هوانوردی قرن 21 مترجم: فریبرز
  8. در دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دوبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت، حامل ۲90 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند. در میان سرنشینان هواپیما، 66 کودک زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه های جنگ و به زانو در آوردن مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران بود. پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند. اما با توجه به مجهز بودن کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته ترین سیستم های راداری و رایانه ای و هم چنین مشخص بودن نوع هواپیمای درحال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، کاملاً خصمانه بوده است. با این حال مقام های آمریکایی پس از چندی، در توهینی آشکار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام نمودند. به هر تقدیر، این جنایت نیز در کنار جنایات بی شمار دولت آمریکا، در پرونده سیاه استکبار جهانی ثبت شد و لکه ننگ دیگری بر تارک آن جنایت پیشگان نقش بست. شرح حادثه: یک سال پس از تجاوز رژیم عراق علیه ایران در سال 1360 حمله به کشتی های تجاری در خلیج فارس شروع شد و با اعلام مین گذاری سواحل بندر امام خمینی (ره) و حمله به دو کشتی تجاری در تاریخ 31 دی ماه 1360 امنیت خلیج فارس به وسیله عراق مختل شد و پس از آن که فرانسه هواپیماهای "سوپر اتاندارد" و موشک های "اگزوسه" را به عراق تحویل داد، ابعاد این حملات افزایش یافت. در برابر این حملات که عراق به صراحت مسئولیت آن را برعهده می گرفت، شورای امنیت عکس العمل مناسبی نشان نداد ولی در قبال انتساب به دور از واقعیت چند حمله به ایران و شکایت شورای همکاری خلیج فارس، شورای امنیت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 میلادی مبادرت به صدور قطعنامه 533 کرد و در آن خواستار توقف این حملات شد. از آغاز جنگ تا 10 ژوئیه 1984 میلادی، 113 کشتی در خلیج فارس مورد حمله موشکی قرار گرفت. جمهوری اسلامی ایران در ژانویه 1985 میلادی به دبیر کل وقت سازمان ملل اعلام کرد که از هر گونه اقدامی برای تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس حمایت و استقبال خواهد کرد، اما حملات به کشتی ها ادامه یافت. تا تیرماه 1366 حدود 5/8 میلیون تن کالا از محموله های کشتی ها در خلیج فارس به زیر آب رفت. 41 کشتی کاملا نابود شدند و به 34 تن محموله کالا آسیب وارد شد و بیش از 300 تن از ملوانان کشورهای گوناگون به قتل رسیدند و به همین تعداد نیز مجروج شدند. بدین ترتیب عراق در هدف خود مبنی بر بین المللی کردن جنگ خلیج فارس تا اندازه زیادی موفق شد و قدرت های غربی و در راس آنها آمریکا حضور گسترده و تهدیدآمیزی در خلیج فارس یافتند و سرانجام کشتی های نفت کش کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس حرکت کردند و اسکورت نظامی نفتکش ها و کشتی های تجاری مورد نظر آمریکا در خلیج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر کشتی ایرانی مورد حمله نیروهای نظامی آمریکا قرار گرفت. همچنین حملات نظامی آمریکا به سکوهای نفتی ایران دخالت آشکار آن دولت در منطقه به نفع عراق و علیه جمهوری اسلامی ایران را به وضوح نشان داد. یکی از نتایج شوم تشنج آفرینی وسیع رژیم عراق و دامن زدن ایالات متحده به ناامنی درخلیج فارس حمله به هواپیما مسافربری جمهوری اسلامی ایران بود. در مورخه 1۲ تیر 1367 مطابق با 3 ژوئیه 1988 میلادی هواپیمای مسافربری که بر فراز آب های سرزمین ایران و در آب های حوالی جزیره "هنگام" حرکت می کرد به وسیله دو موشک از ناو آمریکایی وینسنس که خود به آب های سرزمینی ایران تجاوز کرده و در آن مستقر بود مورد اصابت قرار گرفت. همه مسافران و خدمه هواپیما با وضع اسفناکی به شهادت رسیدند. متعاقب این تجاوز آشکار، جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 طی نامه ای به رئیس شورای امنیت خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد. 25 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 میلادی، شورا تشکیل جلسه داد. از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت ایران و از جانب آمریکا "جرج بوش" معاون وقت رئیس جمهوری در جلسه حضور داشتند. وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در فرازی از سخنان خود عنوان کرد: "حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها منادی مرگ و بی قانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است. عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست." قطعنامه 616 شورای امنیت (1988) شورای امنیت پس ازاستماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 طرح قطعنامه ای پیشنهادی را تصویب کرد. متن قطعنامه به شرح زیر است: "شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، ( وزیر امور خارجه وقت علی اکبر ولایتی ) و سخنان نماینده ایالات متحده آمریکا (معاون رئیس جمهوری جرج بوش )، با ابراز تاسف عمیق از این که یک هواپیمای غیرنظامی "ایران ایر" در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا (وینسنس) منهدم گردیده است بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بی طرفانه درمنطقه خلیج [فارس] تاکید داشته و اظهارات خود را به شرح زیر اعلام نمود: 1- تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیرنظامی ایران به وسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگیز جان انسان های بی گناه ابراز می دارد. 2- همدردی صمیمانه خود را به خانواده های قربانیان سانحه غم انگیز و دولت ها و کشورهای آنان اعلام می دارد. 3- از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود همچنین از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیم شان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال می کند. 4- از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو، درخواست می کند که در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری به ویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیش آمدهایی را دقیقاً مراعات نمایند. 5- لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار، منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیر کل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیر کل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی او می نماید." جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شورای امنیت و شورای ایکائو، شکایت خود را در دیوان بین المللی دادگستری لاهه نیز مطرح کرد. عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو (سازمان هواپیمایی کشوری بین المللی) نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تاسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت. رضا رحمانی www.iran-airforce.blogfa.com
  9. هواپیمای شکاری تایگر اف-5 نویسنده:چازان در سال 1954 میلادی، شرکت نورث روپ تحقیقاتی را برای طراحی و ساخت جنگنده ای سبک وزن، کاملاً ارزان قیمت و با نگهداری آسان که بتواند حتی از فرودگاه های بسیار کوتاه نیز تیک آف نماید، آغاز کرد. پس از مدتی، برای اولین بار هواپیمای چست و چابک شکاری جنگنده ی فوق سبک اف-5 دو موتوره، با لقب جنگنده آزادی متولد شد. این جنگنده، با وزنی خالی حدود 4 تن، می توان گفت که سبک ترین هواپیمای جنگنده امروزی به شمار می رود. مدل A این هواپیما توانایی های هوا به هوای بسیار کمی داشت و بیشتر قدرت خود را در بمباران و حمله به اهداف و مواضع زمینی نشان می داد. پس از این مدل، مدل B این جنگنده عرضه شد که قدرت نبرد هوا به هوای آن نیز افزایش یافته و بهبود هایی نیز پیدا کرده بود. این مدل، گونه ی دو سرنشینه این هواپیما بود که به منظور انجام ماموریت ها با دقت بیشتر توسط دو خلبان و همچنین امکان انجام تمرینات مدرسه های زمینی هوایی عرضه شد. این هواپیما، بیشتر برای منظورهای تمرینی معلم خلبان و دانشجو به وجود آمده بود که سال ها نیز در این نقش باقیمانده و خدمت نمود. همچنین، هدف دیگر طراحی این هواپیما، طراحی شکاری جنگنده ای با نقش برتری هوایی بود که در مقابل هواپیماهای تازه تولید شده میگ 21 که مشکلاتی را برای بعضی از کشورها ایجاد می نمودند، مقاومت نموده و آنان را به خوبی از صحنه نبرد به در کند. این جنگنده به دلیل وزن فوق العاده سبکش، توانایی بسیاری در انجام مانورهای هوایی دارد و به دلیل طراحی ویژه اش، هزینه به پرواز در آوردن این جنگنده تقریباً برابر با یک سوم هزینه وارد عمل کردن یک جنگنده اف ای-18 هورنت است. مدل F-5E گونه ای بسیار بهبود یافته تر و قدرتمند تر است که بعدها طراحی و به کشورهای مختلفی از جمله ایران عرضه گردید و این هواپیما، هم اکنون نیز در نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران مشغول به خدمت بوده و در طی سال های جنگ تحمیلی استفاده های گسترده ای از آن به عمل آمد. این جنگنده از دو موتور توربوجت جنرال الکتریک J-58 با قدرت 4.080 پوند تراست استاتیک بهره می جوید که این میزان کشش، در نمونه Tiger II افزایش یافته است. حداکثر سرعت این هواپیما حدود 4/1 ماخ یا سرعت صوت بوده و دارای سرعت گشت زنی و کروزی معادل 97/0 ماخ می باشد. همچنین، حداکثر برد این جنگنده حدود 900 کیلومتر می باشد که این مقدار نیز با افزایش یا کاهش تسلیحات تغییر می یابد. طول این هواپیما حدود 15 متر و فاصله ی دو سر بال آن نیز 5/7 متر می باشد. این هواپیما در هنگام برخاست قادر است حداکثر وزنی معادل 9.300 کیلوگرم را با خود به پرواز در آورده و حمل نماید. همچنین این هواپیما می تواند تعداد 2 موشک حرارتی کوتاه برد سایدوایندر AIM-9 را در در دو نوک بال حمل کند در حالی که پنج مقر تسلیحاتی دیگر نیز در زیر بال ها و بدنه وجود دارد که انواع بمب های خوشه ای، موشک های هوا به هوای اضافی، تانک های بنزین و راکت های هدایت نشده می تواند در این پایلون ها لود یا نصب شود. همچنین این جنگنده، دارای قلاب مخصوص عملیات از روی ناو هواپیمابر نیز هست که امکاناتی گسترده تر به آن می بخشد. به نقل از وبلاگ هوانوردی ایر
  10. میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید : MiG-31A کشور سازنده : شوروی سابق هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15 تعداد سرنشین : 2 نفر ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی طول : 21.5 متر طول بال : 14 متر ارتفاع : 6.6 متر حداکثر سرعت : 3 ماخ وزن خالی : 22 تن وزن استاندارد : 37 تن حداکثر وزن : 47 تن نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی حداکثر برد : 3300 کیلومتر شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟ مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر) نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73 MiG-31BM این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم. نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد. توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است. نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77 موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58 قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 : R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟ R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h R-172 با برد 400 کیلومتر, حداکثر سرعت هدف؟ چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM : A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73 6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73 C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73 D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73 منبع : وبلاگ میلیتاری
  11. سخنگوي ناتو : طالبان ‪ ۱۵‬سرباز پليس افغان را در جنوب كشور سربريدند "ماريا كارل" سخنگوي نظامي سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در افغانستان روز چهارشنبه گفت: ‪ ۱۵‬سرباز پليس افغان در شهرستان ميوند ولايت قندهار در جنوب اين كشور بدست طالبان به طرز وحشيانه‌اي سربريده شدند. وي روز چهارشنبه در آخرين نشست مطبوعاتي خود در گفت وگو با خبرنگاران بدون اشاره به زمان تلخ اين رويداد ، اين اقدام تروريستي را محكوم كرد. وي اضافه كرد: مبارزه عليه افراطيون طالبان در افغانستان ادامه دارد. "ماريا كارل" با اشاره به عمليات تروريستي در ولايات ارزگان، قندهار و بلخ طي هفته جاري افزود: انجام اين اعمال ضد بشري نشان مي‌دهد شورشيان ، مردماني رياكار و آدمكش هستند. وي در ادامه انتشار آمار تلفات غيرنظاميان در حملات هوايي ناتو از سوي رسانه‌ها را غيرواقعي دانست و گفت: طالبان خود را در ميان مردم پنهان و آنان را با خطر مواجه مي‌سازنند. وي طالبان را به دروغ گويي متهم كرد و گفت: طالبان در ارايه اخبار نادرست و تحت نفوذ قراردادن رسانه‌هاي عمومي ، رسمي و خبري خوب شناخته شده اند. كارل اضافه كرد : دستيابي به حقايق در عمليات‌هاي نظامي كاري مشكل است و ناتو يگانه نيرويي است كه در جستجوي حقايق مي‌باشد، درحاليكه طالبان آگاهانه از حقايق چشم پوشي مي‌كند. سخنگوي ناتو گفت : دوشنبه هفته جاري نيروي هوايي افغانستان براي اولين بار از هواپيماي جنگي در يك عمليات واقعي استفاده كرده است. وي بدون اشاره به محل اين رويداد اين حركت را در ارتقاء ظرفيت ارتش ملي افغانستان مهم دانست. هم‌اكنون طالبان با نيروهاي دولتي و خارجي در ولايات جنوب و جنوب غرب و شرق كشور درحال جنگ هستند. ایرنا
  12. hosseingmn

    MiG-1.42/1.44

    پروژه 1.44/1.42 میکویان نمونه اولیه جنگنده برتری هوایی نسل پنجم نیروی هوایی روسیه است. جدا از انواع مطرح شده، این هواپیما با نام MiG-MFI و بطور غیر رسمی MiG-35 و حتی MiG-39 نیز شناخته می شود. ناتو نیز نام "Flatpack" را برای آن برگزیده است. در واقع ارتباط بین 1.44 و 1.42 هنوز هم مبهم مانده است که در این مقاله برای راحتی از 1.44 استفاده می شود. 1.44 بعنوان ورود دفتر طراحی میکویان- گورویچ به برنامه طراحی جنگنده خط مقدم روسیه بود. کاری که در سال 1980 طرح ریزی شده و شبیه برنامه جنگنده تاکتیکی پیشرفته ایلات متحده بود. در واقع 1.44 برای مقابله با F/A-22 و کنار زدن آن از هر لحاظ طراحی شد. این جنگنده که قابل مقایسه با F/A-22 و یوروفایتر تایفون است دارای ویژگی های طراحی بسیار شبیه جنگنده های نسل پنجم غربی که شامل تغییر بردار رانش، پنهانکاری، حرک کروز مافوق صوت و سیستمهای پیشرفته الکترونیکی می باشد، است. نگاه به توسعه 1.44 نشان می دهد که این پروژه بیشتر برای زمینه سازی و دسترسی به فناوریهای مورد نظر و طراحی های بعدی توسعه یافت تا اینکه یک جنگنده برتری هوایی باشد. طراحی میگ 1.44/1.42 همواره در هاله ای از ابهام باقی مانده است. در سال 1997 دولت روسیه پروژه MFI را به خاطر هزینه های بالا ( 70 میلیون دلار به ازای هر فروند) لغو کرد. با این حال توسعه پروژه با انجام آزمایش پروازی در 29 فوریه سال 2000 و در ادامه با دو پرواز آزمایشی تایید شده در سال 2001 ادامه یافت. با کنار گذاشتن پروژه MFI، پروژه دیگری تحت عنوان PAK FA ( مجتمع هوایی آینده برای نیرو های هوایی تاکتیکی) برای ساخت هواپیمایی با قابلیت جنگنده F/A-22 رپتور و قیمت و اندازه ای شبیه جنگنده ضربتی مشترک F-35 آغاز شد. در سال 2001 هند با روسیه توافق توسعه و ساخت برنامه PAK FA را با همکاری دو کشور حاصل نمود. دو شرکت میکویان-گرویچ(با نمونه به روز شده پروژه 1.44) و سوخوی طرحهای خود را به وزارت دفاع روسیه ارایه دادند که اینبار میکویان موفق نبود و این وزارت دفتر طراحی سوخوی را انتخاب نمود. طرح پیشنهادی سوخوی هواپیمای بال متمایل به جلو هم خانواده Su-47 )S-37) برکوت بود. شروع تولید این طرح جاه طلبانه برای سال 2010 طرح ریزی شده است. این درحالی است که میگ و یاکولوف بعنوان پیمانکار ثانویه در نظر گرفته شده و میگ 1.44 نیز بعنوان نمایشگر فناوری پروژه PAK FA مورد استفاده قرار می گیرد. موتور Al-41F میگ 1.44 نیز برای این پروژه در نظر گرفته شده است. طراحی بالهای میگ 1.44 بصورت دلتا بوده، خدمه یک نفر و دارای کانارد متحرک می باشد. طراحی ظاهری میگ 1.44 بسیار شبیه جنگنده یوروفایتر تایفون است. این هواپیما از دو موتور Al-41F لیولکا با پس سوز و سیستم تغییر بردار رانش هرکدام با قدرت 175 کیلو نیوتون نیرو می گیرد ( این موتور همچنان در حال توسعه و تکمیل است). ورودی موتور ها در یک جا و در زیر بدنه هواپیما قرار گرفته است. میگ 1.44 35 تنی از نظر تئوری دارای حداکثر سرعت 2.6 ماخ بوده --که نسبت به جنگنده F/A-22 بیشتر است- و قادر به پرواز دراز مدت مافوق صوت است. ارابه فرود میگ 1.44 شامل یک ارابه فرود دو چرخه در جلو و دو ارابه تک چرخ در پشت می باشد. اویونیک(الکترونیک) هواپیما مطابق با آخرین استاندارد های غرب مانند کابین شیشه ای، رادار پالس داپلر با آنتن آرایه ای مرحله ای هوایی می باشد. سیستم رادار با سیستم کنترل آتش مرتبط بوده که به هواپیما اجازه ردگیری 20 هدف و درگیری همزمان با 6 فروند از آنها را می دهد. البته ادعاهای در خصوص درگیری همزمان با 20 هدف نیز وجود دارد که غیر واقعی به نظر می رسد همچنین این سیستم عالی اجازه درگیری فراتر از میدان دید (فامد) با هواپیماهایی مانند F/A-22 را به میگ 1.44 می دهد. کنترل و مانور پذیری آن نیز با دارا بودن کنترل با سیم، سیستم تغییر بردار رانش و دو موتور قوی چیزی کمتر از F/A-22 نداشته و با آن برابر ارزیابی می شود. همچنین میگ 1.44 دارای گشتره وسیعی از سلاحهای قابل حمل هوا به هوا مانند موشک R-77 و R-73 آرچر و هوا به زمین و یک توپ 30 میلیمتری است. می باشد در آخر انتظار می رود که در آینده جنبه های آزموده شده در میگ 1.44 و MiG-29SMT در یک طرح جدید جنگنده نسل پنج و نیم به کار گرفته شود. زیرا بی تردید روسیه با مرزهای طولانی خود به چنین جنگنده دوربرد و کارآمدی نیاز خواهد داشت.
  13. hosseingmn

    AH-1W/Z Super Cobra

    با نگاهی به داخل کابین خلبان این پرندة سپاه تفنگداران دریایی آمریکا یعنی هلیکوپترAH_IJ ساخت شرکت هلیکوپترسازی بل در می یابیم که این هلیکوپتر یکی از پسرخاله های کم شباهت هلیکوپتر جنگ ویتنام یعنی هلیکوپتر کبرا می‌باشد. در این مقاله با ویژگیهای پروازی این هلیکوپتر توسط خلبانی که با آن پرواز نموده آشنا می‌شویم : وقتی انسان بمدت 40 دقیقه با این هلیکوپتر پرواز می کند و هدایت آنرا بعهده می‌گیرد، احساسی حاکی از علاقمندی در وی نشأت می‌گیرد. باور نداشتم که چنین باشد. در مواجهه با چنین هلیکوپتری انسان نه تنها دستپاچه می شود که حتی احساس دلهره هم می‌کند. همه جای این هلیکوپتر مملو از سخت افزار است. اما کار نیکو کردن از پر کردن است. این ضرب‌المثل را می‌توانیم در مورد رئیس خلبانهای آزمایشی شرکت هلیکوپترسازی بل تکسترون «« جان هونیکر»» بکار ببریم. بمن گفتند که هیچکس با این هلیکوپتر ««سوپرکبرا»» همانند او آشنایی ندارد. وقتی برای انجام ارزیابی های پروازی این هلیکوپتر در ماه ژوئن وارد تأسیسات شرکت هلیکوپترسازی بل در ««فورت ورث»» تگزاس شدم دریافتم که هلیکوپترAH_IWرا بنام ««ویسکی»» هم می‌خوانند. سپاه تفنگداران دریایی امریکا این هلیکوپتر سوپرکبرا را برای تعقیب فرماندة مبارزان سومالی (محمدفرح‌عیدید) به بهانة تلافی مرگ 22 نفر از افراد پاکستانی حافظان صلح سازمان ملل در آن کشور برگزید. توانایی های هلیکوپتر کبرا ( که تعداد زیادی از مدل AH-IJ آن در ناوگان هلیکوپتری ایران به پرواز درمی‌آید) به دوران جنگ ویتنام بازمی گردد. از آن روز تاکنون این هلیکوپتر راهی بس طولانی را پیموده است، بخصوص اینکه نیروی دریایی تصمیم گرفت ابتدا با استفاده از موتور‌های دوقلوی 400(PT-6 )-T ساخت شرکت پرات اندویتنی (هلیکوپتر AH-IJ و هلیکوپترAH-IT ) و سپس با نصب موتورهای 700-T ساخت شرکت جنرال الکتریک (هلیکوپترAH-IW )، آنرا به یک هلیکوپتر دوموتوره تبدیل نماید. آنچه فاصله این هلیکوپتر را با بل تعیین می کند تغییر هلیکوپتر فوق با نصب موتور 700-T بر روی آن می‌باشد. موتور قبلی یعنی موتور400-T نمی توانست نیازهای وزنی و پروازهای این هلیکوپتر مجهز به سیستم موشکی ««تاو»» ( Tow ) را برآورده سازد. بنابراین هلیکوپتر ویسکی کبرا (AH-IW ) به موتور 700-T مجهز گردید. این هلیکوپتر با این موتور پرقدرت و با جعبه دنده ای با حداکثر قدرت 2032 اسب بخار می تواند تسلیحات سنگینتر از موشک های فوق، از جمله موشک لیزری «« هل فایر»»ساخت راکول را با خود حمل نماید. توان بالای موتور، به این هلیکوپتر اجازه می دهد در ارتفاعی بمراتب بالاتر و در هوایی بمراتب گرمتر پرواز نماید. ویژگیهایی که در عملیات طوفان صحرا حیاتی بودن آن به اثبات رسید. از لحاظ جنبه های خرید و فروش، تعداد 160 فروند هلیکوپتر ««ویسکی»» به خطوط پروازی سپاه تفنگداران دریایی آمریکا راه یافت و هیچگونه مانع مشهودی بر سر راه خرید نهائی 230 فروند از این ماشین پرنده ( برای نیروی مذکور ) وجود ندارد. مقامات کمپانی بل حتی از توسعه و تکامل بیشتر این هلیکوپتر جنگی کهنه کار سخن می گویند. رئیس مهندسی هلیکوپتر کبرا ««جان نورول»» می گوید: ««روزی خواهد رسید که تمام تجهیزات داخل کابین خلبان و کمک خلبان این هلیکوپتر را کلا دیجیتالی نماییم.»» یکی از قدمهای بعدی ما ««کبرا-2000»» نام دارد که شامل یک برنامه سیستم تسلیحاتی یکپارچه (EWS ) می باشد. این برنامه به این منظور طراحی گردیده تا کابین خلبان و کمک خلبان (متصدی اسلحه ) این هواپیما از حالت شلوغی فعلی خارج گردد. اگر مسائل و مشکلات بودجه ای وجود نداشته باشد، علاوه بر نصب سیستم تسلیحاتی یکپارچه پیشنهاداتی مطرح است که سیستم روتور این هلیکوپتر چهار ملخه و یا حتی این هلیکوپتر دو سرنشینه به یک هلیکوپتر جنگی تک‌سرنشینه تبدیل گردد. وقتی که با هلیکوپتر ویسکی پرواز می کردم، بیشتر توجه خود را به ویژگیهای پروازی آن معطوف نمودم تا به تجهیزات داخل کابین ( که قراراست در معرض تعویض قرارگیرد ). با این همه انسان می تواند در کابین جلوی این هلیکوپتر بنشیند و تجهیزات نشانه روی موشکهای ««تاو»» (TSU ) موجو در آن (همان سخت افزار حجیمی که برای شلیک موشکهای ««هل فایر»» و ««سایدویندر»» بکار می رود) نظرش را بخود جلب نکند. این وسیله نشانه روی ترجیحاً برای شلیک مسلسل (توپ) چرخان و سه لوله ای 20 میلیمتری (197-M ) نیز مورد استفاده قرار می گیرد. از طرف دیگر کابین جلو دارای دو فرمان جانبی ««سایدآرم»» در سمت چپ و فرمان ««سایکلیک»» در سمت راست قراردارد. وقتی کمربند ایمنی و دریچة کاناپی کابین را بستم احساس کردم در داخل یک هواپیمای جنگنده تک سرنشینه قرار دارم. بمن پیشنهاد کردند تا سیستم نشانه روی ««تو»» (TOW ) را که دارای تعادل ژیروسکوپی می باشد بکار اندازم. هنگامی که هلیکوپتر از روی زمین بلند می شد و با زاویة 90 درجه دور می زد علامت (خط) نشانه روی داخل دستگاه (دوربین ) را بر روی یکی از اشیایی که در آن حوالی بود میزان کردم و آن را هدف گرفتم. وقتی از قسمت چشمی دستگاه نگاه می کردم بسیار شگف زده شدم چرا که هلیکوپتر به جهتی دیگر می رفت ولی دستگاه نشانه روی (TSU ) همچنان هدف را نشانه گرفته بود. هنگام پرواز احساس سفتی غیرمعمول در فرمان کلکتیو می کردم. این نیروی مقاوم مخصوصاً به این فرمان داده شده تا ارتباط نزدیکی بین عملکرد موتور و مشخصه های پروازی آن برقرارگردد. بعد از اینکه یکی دوبار به یکی از میدان های آن حوالی نزدیک شدیم تصمیم گرفتم هدایت آنرا بعهده بگیرم. احساس کردم هلیکوپتری قابل انعطاف و چالاک است، عکس العملی که در مقابل فرامین نشان می داد بیانگر دقت بالای ماشین پرنده ای بود که برای مأموریتهای تهاجمی طراحی شده‌است. دستگاه کنترل ارتعاش ««فعال»» ( سیستمس که ارتعاشات حاصل از ملخ را مستهلک می سازد) وظیفه خود را بخوبی انجام می داد و لرزشهای حاصل از ملخکهای (باپهنای) 33 اینچی(84 سانتی متری) این هلیکوپتر را مستهلک می نمد. این لرزشها از ویژگی ذاتی هلیکوپترهای دوملخه (تک روتوره) می‌باشد و از نوع ارتعاشات ««دوبار لرزش در هر دوران»» بحساب می آید. این دستگاه دارای وزنی معادل 51 پاوند(23 کیلوگرم) می باشد که با نیروی الکتریکی در مسیری منحنی شکل جابجا می شود تا در سیکل چرخشی ملخ لرزش را در نقطة صحیح آن خنثی نماید. دستگاه کنترل ارتعاش هلیکوپتر سوپر کبرا حتی در سرعتهای نسبتاً زیاد نیز پروازی نرم و راحت را برای انسان فراهم می سازد. من از نظر احساس لرزش در روی صندلی هلیکوپتر می توانم مشخص کنم که سرعت مستقیم هواپیما باید بین 120 تا 130 نات می باشد ( سرعت تصحیح نشدة هوا یا هواپیما که سرعت سنج نشان می دهد). آگر سرعت تصحیح نشدة هوا (هواپیما) از این فراتر رود هلیکوپتر شروع به لرزش ( با فرکانس بالا) خواهد نمود. اما در هلیکوپتر ««ویسکی»» چنین نبود. وقتی به پانل ادوات جلوی خود نگاه کردم دیدم عقربة سرعت سنج روی 160 نات قراردارد. علاوه بر مسئله سرعت، موضوع قدرتی است که موتور این هلیکوپتر دارا می باشد، ما با خاموش کردن یک موتور توانستیم با سرعت 1500 پا در دقیقه اوج بگیریم. باید خاطرنشان کنم که پرواز را در تگزاس آنهم در ماه ««ژوئن»» (تیرماه) انجام می دادیم. درجه های این هلیکوپتر نشان می دهد که محدودة گشتاور پیچشی (ترک) موتور بمراتب از محدودة جعبه دندة اصلی هلیکوپتر فراتر می رود، بهمین دلیل است که وجود یک مکانیزم محدودکنندة گشتاوری پیچشی در هلیکوپتر اجباری می باشد. ««هونیکر»» هنگامی که با یک موتور خاموش به پرواز نمایشی خود ادامه می داد، توانائی روشن کردن مجدد موتورها و هم آهنگی مداوم موتورهای این هلیکوپتر را ( وقتی موتور خاموش مجدداً روشن و وارد مدار گردید) نیز برای ما بنمایش گذاشت. ««هونیکر»» برای اینکه نشان دهد سیستم موتورهای ««الاکلنگی»» (تک روتوره و دوملخه) هلیکوپترهای کمپانی بل دارای قابلیت مانور بیشتری نسبت به یک سیستم روتور صلب می باشد، شروع به دور زدن های تند و دور زدن در پروازهای صعودی و نزولی نمود و مانورهای برگشتی تهاجمی به هدف را به نمایش درآورد. عدم مشکل جی منفی پرواز کاملا نزدیک به سطح زمین با این هلیکوپتر چگونه است؟ آیا می‌توان با این هلیکوپتر دوملخه خطر وارد آمدن ««جی منفی) را پذیرفت؟ آیا در این صورت هلیکوپتر به نقیصة ««کوبش دیرک عمودی روتور»» دچار نمی شود؟ در پاسخ به این سئوالات هونیکر میگوید: ««برای اجتناب از این نقیصه شما در تمام طول پرواز باید بار(آیرودینامیکی) روتور را حفظ کنید و انجام این کار چندان هم مشکل نیست. در هلیکوپترهای خانوادة کبرا هرگز کسی مشکلی بنام ««بارهای جی منفی»» نخواهد داشت. وی برای اثبات این مدعا هلیکوپتر را با سرعت زیاد از میان دره های کوچک و درختان بصورت مارپیچی عبور داد و سپس مانور جنگ های هوا به هوا را بمرحلة اجرا گذاشت. برای شبیه سازی جنگ هوابه هوا سیستم موشکی ««سایدویندر»» هلیکوپتر (ویسکی) را برروی یک هواپیمای ««توین استار»» اجرا نمود. در تمام طول پرواز یکساعتة خود تقریباً بطور مداوم ««جی»» فوق العاده زیادی را بر هلیکوپتر وارد می کردیم. اما ««هونیکر»»، این هنرمند هلیکوپترهای تهاجمی، همیشه حقه ای را بکار می بست و در این نمایش پروازی برتری خود را به اثبات می رساند. بنابراین، این بار مانوری را به مرحله اجرا گذاشت که در آن معمولا خلبان باید برای فرار از موشک تعقیب کنندة تشعشعات مادون قرمز(برای فرار از مورد اصابت قرارگرفتن)، چنین مانوری را انجام دهد. در ارتفاع دوهزار پایی هر دو موتور را خاموش نمود تا هرگونه علایم گرمایی را (که موجب تعقیب موشک فرضی مذکور بسمت هلیکوپترها می باشد) از بین ببرد و سپس شرع به مانور فرار از معرکه نمود و تقریباً با شدت زیاد اقدام به شیرجه ( فرود) هلیکوپتر نمود. یستم هشداردهندة صوتی بطور اضطراری خاموش بودن موتور را اعلام می نمود. بسرعت فرود می امدیم، مبهوت برروی صندلی خود نشسته بودم و زمین اطراف ما بزرگتر و بزرگتر می شد. آنگاه هونیکر بدون هیچگونه هشداری به موتور قدرت داد تا به حد طبیعی سرعت دورانی روتور هلیکوپتر برسد و سپس هلیکوپتر را از حالت شیرجه ای دراورد و آنرا تراز نمود. تمام این عملیات برای من نمایشی جالب بود. مشخصات فنی هلیکوپتر سوپرکبرا موتور: دو دستگاه موتور، ساخت جنرال الکتریک مدل 401-700-T حداکثر قدرت مداوم موتور: 1437 اسب بخار ( 1071 کیلووات ) ظرفیت مخازن سوخت داخلی: 2081 پاوند (4627 کیلوگرم ) وزن خالی هلیکوپتر: 10200 پاوند (6690 کیلوگرم ) حداکثر میزان اوج گیری: 2090 پا در دقیقه (637 متر در دقیقه) سرعت مستقیم: 132 نات سقف پرواز ایستا ( با استفاده از اثر بالشتکی هوا بر روی زمین) 8100 پا برد پروازی : 318 مایل دریایی مداومت پروازی: 2/3 ساعت منبع: مجله صنایع هوایی عکس:راعی برگرفته از وبلاگ http://flightland.blogfa.com/ iriaa.blogfa.com
  14. در 27 آگوست سال 2005 ، نيروي هوايي امريكا پرده از سلاح جديدي برداشت. بمب كم قطر (Small Diameter Bomb) سلاحي بود كه محققين شركت بوئينگ در پاسخ به نيازهاي آينده نيروي هوايي امريكا ، دست به توليد آن زدند. هدف از ساخت اين سلاح كه به اختصار آنرا SDB مي نامند ، كاهش اندازه بمب است تا هواپيما قادر باشد تعداد بيشتري از اين بمب ها را حمل نمايد. علاوه بر اين مزيت ، اين بمب ها دقت عمل بيشتري داشته و به عنوان نسل جديدي از سلاح هاي تاكتيكي مورد توجه قرار گرفته اند. توليد SDB در حال حاضر شروع شده و پيش بيني مي شود كه تا اوايل سال 2006 ، نگارش هاي مناسب اين سلاح براي هواپيماي F-15E در سطح انبوه توليد گردد. SDBها جزو سلاح هاي هدايت شونده قرار مي گيرند و براي انهدام كنترل شده اهداف زميني بخصوص خودروها و ماشين آلات زرهي ، بسيار موثر ظاهر شده اند. در 25 اگوست سال 2005 ، دو فروند هواپيماي F-15E كه هركدام دو SDB را حمل مي كردند ، به چهار هدف زميني كه سه مورد آنها خودروهاي نظامي بودند حمله ور شدند و هر چهار هدف را با موفقيت منهدم نمودند. مارك مك گراو (Mark MacGraw) رئيس مركز توسعه تسليحات شركت بوئينگ ، اين پروژه را بسيار موفقيت آميز ارزيابي نمود و آن را سرآغاز توليد نسل جديدي از بمب هاي تاكتيكي دانست. در يكي از آزمايش هاي غيررسمي SDB ، توانايي انهدام كنترل شده اين سلاح به نمايش گذاشته شد. در اين آزمايش ، هدفي در زير يك پل مورد اصابت قرار گرفت بدون آنكه صدمه قابل توجهي به پل وارد گردد كه اين انقلابي در تسليحات است. براي انهدام ادوات دشمن ، ديگر نيازي به تخربي گسترده ساختمان ها ، پل ها و تآسيسات نيست. در حال حاضر ، مشخصات دقيق اين بمب ها در دسترس نيست.
  15. با توجه به نظرات مختلف دوستان برآن شدیم که با برگزاری یک نظر سنجی در مورد بهترین جنگنده ها با نظرات کاربران سایت میلیتاری بیشتر آشنا شویم. 1- کدام جنگنده با توجه قیمت و مشخصات در حال حاضر بهترین گزینه ممکن برای کشورها میباشد؟ 2- اگر نیروی هوایی قصد به خدمت گرفتن 250 فروند جنگنده جدید را داشته باشد پیشنهاد شما خرید است یا تولید؟ با این حساب که اگر تولید کنیم تجارب بسیار ارزشمندی در صنعت هوافضا کسب خواهیم کرد. در هر صورت کدام جنگنده ها؟ 3- اگر در سوال دوم شرایط بحرانی منطقه را دخیل کنیم پیشنهاد شما چیست؟ 4- کدام جنگنده بیشتر از همه به درد نیروی هوایی میخورد؟ با تشکر icon_biggrin
  16. hosseingmn

    يادي از قديمي ها

    [right]سلام درست شش روز پس از شروع به کار انجمن عضو شدم و برای بیش از دو سال میلیتاری خانه من و اعضای محترمش خانواده من بودند تا اینکه به دلیل پاره ای از مشکلات از سایت جدا شدم. و امروز در حال جستجو در گوگل بودم که تصادفا این مطلب را دیدم و یاد تمام آن لحظات برایم زده شد. یاد آن روزها بخیر، چقدر انرژی داشتیم، چقدر با دوستان کل کل می کردیم. که البته اگه جسارتی شده به بزرگی خودشون می بخشن. با تشکر از دوستانی که به یاد این بنده حقیر بودند جا داره تا از زحمات همه اعضا و مدیران این انجمن تشکر کرده باشم از جمله مصطفی، سعید، رضا، احمد، کریم، لیچ، کرکس، واریور، ابراهیم، و تمام دوستانی که اگه اسمی ازشون نبردم نه از کم لطفی، که از درد دیسک گردنم(تایپ برام سخته) بوده!! ولی برای همتون بهترین آرزوها رو دارم و امیدوارم موفق و پیروز باشید. به امید دیدار[/right]
  17. hosseingmn

    VSSK Vychlop

    VSSK - Vychlop .50 caliber silenced sniper rifle كايبر و مهمات : 7 / 12 م م مدل مخصوص زير سرعت صوت عمل : نيمه اتوماتيك وزن : 7 كيلو گرم با ساكت كننده و دوربين طول : 795 م م با ساكت كننده كامل سيستم تغذيه : خشاب هاي 5 تيره اين اسلحه يكي از جديدترين تجهيزات توليدي شركت طراحي وسايل روسيه يعني KBP است. نام VSSK مخفف (Vintovka Snayperskaya Spetsialnaya Krupnokalibernaya) به زبان روسي است كه به معني اسلحه دوربين دار مخصوص كاليبر بزرگ است و كلمه Vychlop هم به معني Exhaust يا خروج مي باشد... در حدود سال 2002 و به دستور سازمان امنيت فدرال روسيه ( FSB ) كه همان KGB سابق مي باشد توليد شد و اولين بار در سال 2005 در نمايشگاه سلاح INTERPOLITEX 2005 در مسكو به نمايش در آمد. اين اسلحه فقط توسط نيروهاي مخصوص FSB استفاده مي شود و بيشترين كاربرد آن هم در عمليات هاي ضد تروريستي و ضد جنايتي مهم استو اطلاعات هم در مورد اين سلاح بسيار كم و ناياب است . اين اسلحه 7 / 12 ميلي متري براي عمليات هايي طراحي شده است كه در آن ها نياز به يك شليك با قدرت نفوذ بالا ولي بي صدا احساس مي شود...اهداف اسن اسلحه مي تواند شامل ماشين ... افراد داخل يك ماشين....افرادي كه لباس زرهي سنگين پوشيده اند و يا افرادي كه پشت بدنه خودرو و يا غيره سنگر گرفته اند باشد. مهمات اين سلاح به گونه اي است كه مرمي را با سرعتي زير سرعت صوت شليك مي كند ( حدود 290 متر بر ثانيه ) . طول پوكه مهمات جديد اين سلاح هنوز معلوم نيست ولي مهمات قبلي اين سلاح كه معرفي شدند طولي معادل 97 م م دارند كه كمتر از مهمات استاندارد 7/12 م م روسيه است. دقت اين سلاح حدود 1 MOA در 100 متر تخمين زده شده است ( با مهمات شليك دقيق ) برد موثر آن هم 600 متر است. گلوله هاي نفوذ بالاي اين سلاح توانسته است زره هاي كلاس 5 روسي كه بسيار سخت و سنگين مي باشد را از 100 متري سوراخ كند ( معادل زره هاي تايپ III آمريكايي US-NIJ ) و از 200 متري هم ورقه فولادي 16 م م را سوراخ كرده است. VSSK Vychlop داراي يك ساكت كننده كامل بسيار بزرگ است كه براي امور حمل و نقل و نگهداري و غيره مي توان آن را از سلاح جدا كرد. تيپ و ظاهر اصلي خود سلاح بولپاپ است و در بالاي قبضه روي سلاح ريل هاي دوربين تعبيه شده است و داراي مگسك آهني تاشوي ضروري هم هست كه در صورت ناكارآمدي دوربين مي توان از آن استفاده كرد.... اين اسلحه همچنين به دوپايه هاي تاشوي كامل هم مجهز شده و ظاهرا عمل آن نيمه اتوماتيك مي باشد ولي اطلاعات مربوط به مكانيزم شليك آن در دسترس نيست. iranmilitary.blogfa.com
  18. hosseingmn

    موشک حوت

    در سال 1385 و در رزمايش پيامبر اعظم(ص) موشكي را ازمايش كرد كه باعث حيرت بيش از پيش جامعه جهاني گشت.ايران در اين رزمايش موشكي با سرعت 100 متر بر ثانيه را ازمايش كرد.موشك انداز هاي اين موشك كامل رادار گريز بوده و از ديد رادارهاي دشمن مخفي ميمانند.توان رزمي اين موشك برابر با موشك VA-111 Shkval ساخت روسيه است و تنها دو كشور ايران و روسيه فناوري لازم را براي ساخت چنين موشك هاي به دست اورده اند.هنوز مشخص نيست كه آيا "حوت" بر پايه shkval ساخته شده است يا خير.سرعت متوسط اين موشك 4 برابر اژدر معمولي زير ابي است. اين موشك با توليد حبابهاي بخار كه از نوك دماغه و پوسته خود خارج مي كند لايه اي از گاز در اطراف خود شكل مي دهد و بدين ترتيب خود را از تماس مستقيم با آب و پساي قابل ملاحظه ناشي از آن دور مي كند. اين موشك قابليت پرتاب از روي شناور و يا زيردريايي در عمق 100 متري را دارد. با سرعت حدود 50 نات (93 كيلومتر بر ساعت) كپسول پرتاب خود را ترك مي كند. با فرو رفتن در آب و رسيدن به عمق مناسب، موتور خود را روشن كرده و به سمت هدف راهي مي شود. از چالش هاي فني توسعه چنين موشكي مي توان به كاويتاسيون اشاره نمود كه لازم است ميزان حبابهاي كاويتاسيون براي حفظ و پايدار نگهداشتن لايه گاز اطراف موشك ونيز رسيدن به كمترين پسا كنترل شود. در همين رابطه توجه به تداخل گازهاي خروجي از راكت و نيز سطوح كنترل موشك با لايه گاز ايجاد شده در اطراف آن، پيچيدگيهاي اين مساله را روشن تر مي سازد. به ويژه زمان شروع به كار موتور و شرايط گذار (Transision) ناشي از آن از اين حيث قابل توجه است. سيستم هدايت چنين موشكي نيز با چالشهاي خود روبرو است. تغيير محيط سيال اطراف موشك، شكست امواج و نيز سرعت خودموشك از مواردي است كه هدايت آن را با مشكلات عديده اي مواجه مي سازد
  19. در مطلب زير به تاريخچه كوتاهي از نبرد ها و درگيري هاي هواپيماي تامكت در زمان خدمت سي و چند ساله اين جنگنده مي پردازيم: 1975-1974، جنگ ويتنام: اگر چه تامكت بسيار ديرتر از آنچه كه مي بايست به جنگ ويتنام رسيد، اما اين جنگنده در اسكادران هاي VF-1 و VF-2 به تدريج پروازهاي پاترول يا گشت هوايي خود را از سپتامبر 1974 آغاز كرد و اين گشت ها تا مي 1975 ادامه داشت. اين گشت هاي هوايي به عنوان بخشي از عمليات Frequent Wind انجام مي شد، با وجود موفقيت هاي عمده فانتوم در مقابل جنگنده هاي ويتنامي، در طي اين عمليات تامكت ها موفق به شكار هواپيماهاي ميگ نشدند، يعني همان شكارهاي آماده اي كه در ماموريتهاي تن به تن با فانتوم به راحتي از مزرعه آسمان درو مي شدند. 1974 تا به حال، اسكورت بمب افكن هاي شوروي: يكي از بازي هاي مورد علاقه تامكت (!) اسكورت بمب افكن هاي شوروي بود كه در حال عبور بر فراز ناوهاي هواپيمابر آمريكا شناسايي مي شدند. از آن جا كه يكي از ماموريت هاي اصلي تامكت حفاظت از ناوهاي هواپيمابر بود، ماموريت هاي موسوم به «Catch that bomber» از ماموريت ها و كارهاي تقريباً روزانه خدمه تامكت به شمار مي رفتند. هر گاه كه جنگنده يا بمب افكن هاي دوربرد و استراتژيك شوروي مسلح به موشك هاي كروز ضد كشتي به محدوده خطر ناوهاي آمريكايي مي رسيدند، اف-14 هاي نيروي دريايي به منطقه خطر اعزام مي شدند تا به اصطلاح به آن ها «خوش آمد» بگويند. اين ماموريت ها در حقيقت براي سرنگون ساختن جنگنده ها يا بمبرهاي دشمن انجام نمي شد، بلكه صرفاً هدف از انجام ان ها اسكورت بمب افكن تا منطقه دور از خطر و البته در صورت امكان نگاهي انداختن به تسليحات محمول اين هواپيما ها بود. 1988-1980، جنگ تحميلي ايران-عراق: مي دانيم كه ايران تنها كشور بعد از آمريكا بود كه به جنگنده افسانه اي تامكت مجهز بود. در 22 سپتامبر سال 1980 مقارن با سي و يكم شهريور ماه 1359 شمسي، رژيم بعثي عراق با هدف اشغال منطقه موسوم به شط العرب و جزاير استراتژيك خليج فارس كه داراي چاه هاي نفتي بسيار غني بودند، با حمله به چندين پايگاه هوايي ايران به منظور فلج ساختن قواي هوايي ايران، آتش جنگ تحميلي هشت ساله را بر افروخت. تامكت هاي ايران با 270 موشك فوق پيشرفته فينيكس در آن زمان و تعداد نا معلومي موشك هاي اسپارو و سايدوايندر به جنگ هواپيماهاي عمدتاً روسي عراق رفتند. هيچ يك از طرف هاي درگير در جنگ آمار صحيح و درستي از شكارهاي خود در نبرد هاي هوايي به جامعه جهاني ارائه ندادند، اگرچه وقايع مشهود دال بر ساقط شدن بيش از هشتاد فروند هواگرد عراقي به وسيله اف-14 هاي ايراني است. عمده اين هواگردها شامل هواپيماهاي ميگ 21، ميگ 23، ميگ 25، سوخو 20، سوخو 22، جنگنده هاي ميراژ اف-1 و تعدادي هليكوپتر هاي ميل مي باشد كه از شوروي سابق خريداري شده بودند. 1981، ساقط شدن دو فروند سوخو 22 ليبيايي توسط تامكت هاي USN: در اوايل دهه هشتاد ميلادي، كشور ليبي مشكلاتي را در زمينه مرزهاي آبي بين المللي ايجاد كرده بود. بنا بر قوانين بين المللي، كشورهاي ساحلي حق دارند تا دو مايل حاشيه دريا را جزو مرزهاي خود به شمار آورند در حالي كه كشور ليبي اين قانون را قبول نداشته و تا 12 مايل آن طرف تر از مرزهاي خشكي خود، دريا را جزو مرز هاي كشورش مي دانست. نيروي دريايي آمريكا در نقش نيروي پليس بين المللي روزانه گشت هايي را بر فراز حريم هوايي بين المللي كه از آن سو ليبي جزو مرزهاي خود مي دانست انجام مي داد كه اكثر اين پرواز به درگيري هاي مانوري بين جنگنده هاي روسي ليبي و جنگنده هاي آمريكايي مي انجاميد. صبح نوزدهم آگوست سال 1981 بود. دو فروند F-14A از ناو هواپيمابر نيميتز برخاسته و به قصد انجام ماموريت گشت هوايي يا CAP در حال پرواز بودند كه هواپيماي پيش اخطار آواكس E-2 آن ها را از وجود دو فروند سوخو 22 فيتر در منطقه آگاه كرد كه مستقيماً به سمت تامكت ها در حال حركت بودند. با نزديك شدن سوخوها به هواپيماهاي تامكت، آتشي از زير بال هواپيماي سوخو 22 ليدر پيدا شد كه بعد ها معلوم شد كه اين آتش مربوط به روشن شدن موشك AA-2 آتول بوده كه به سمت اولين تامكت شليك شده بود. اين موشك به تامكت ها برخورد نكرد و با اين اتفاق، چون به سمت تامكت ها شليك شده بود خلبان ها مي توانستند به سوخو 22 هاي ليبي شليك نمايند. پس خلبان ليدر تامكت مسير خود را به سمت سوخو 22 وينگ من تغيير داد و با رها شدن از اشعه مستقيم آفتاب صبحگاهي كه چشم فرمانده تامكت را آزار مي داد، يك فروند موشك سايدوايندر از بال تامكت جدا شده و مستقيماً به درون اگزوز موتور سوخو 22 رفت و از قسمت كابين به بعد سوخو به طور كلي منهدم شد اما خلبان با موفقيت از هواپيماي نيمه سوخته خود اجكت كرد. دومين فروند سوخو 22 هم با شليكي عالي به سرنوشت سوخو 22 ديگر دچار شد و بدين ترتيب بار ديگر برتري تامكت اثبات گرديد. 1983، نبرد بر فراز لبنان و درگيري با ميگ ها و موشك هاي SAM: در اواخر سال 1983، نيروهاي حافظ صلح آمريكا در منطقه لبنان، كشوري كه درگير جنگ هاي داخلي است، مورد تهديد حملات نيروهاي گروه هاي نظامي لبنان و نيروهاي سوريه قرار گرفتند. در نتيجه اين حملات، اسكادران هاي VF-11 و VF-31 از روي ناو هواپيمابر جان اف كندي به انجام عمليات پرداختند. در طي اين عمليات، هواپيماهاي تامكت به شدت مورد تهاجم موشك هاي زمين به هواي SAM و موشك هاي AAA قرار گرفتند، هر چند كه هيچ از آن ها به تامكت ها برخورد نكرد. يكي از خلبانان اسكادران VF-11 مي گويد: «در يكي از پروازهاي خود بر فراز لبنان كه در اصل ماموريت شناسايي به وسيله سيستم TARPS بود، به طور همزمان رادار تامكت من بر روي هشت هواپيماي ميگ قفل نمود، اما ميگ ها با انجام مانورهاي سپليت اس مانع از قفل صحيح و شليك مي شدند، هر چند كه نهايتاً هواپيماهاي دشمن به سمت سوريه عقب نشيني كردند.» در اين عمليات هيچ هواپيماي تامكتي ساقط نشده و حتي آسيبي به آن ها نرسيد، در حالي كه در حملات بعدي دو هواپيماي A-6 و A-7 سرنگون شدند. 1985، نجات هواپيماي مسافربري از بند ربايندگان توسط تامكت ها: در سال 1985، هواپيماي مسافربري متعلق به خطوط هوايي مصر در پرواز مصر به ليبي توسط هواپيما ربايان سازمان آزادي بخش فلسطين براي در فشار گذاشتن دولت اسرائيل به منظور آزادي زندانيان سياسي ربوده شد. به منظور آزادي هواپيماي مسافربري از بند ربايندگان، هفت هواپيماي اف-14 تامكت مامور رهگيري هواپيماي بوئينگ 737 شدند كه سه فروند از اين هواپيما ها براي دفع خطر احتمالي تهاجم هواپيماهاي ليبيايي در نظر گرفته شدند. يك هواپيماي پيش اخطار E-2 از قبل موقعيت دقيق هواپيماي قرباني را مشخص كرده و تامكت ها را بدان سمت هدايت نمود. هواپيماهاي تامكت در شرايط سخت پرواز شبانه و سكوت كامل راديويي و همچنين در حالتي كه تمام چراغ هاي بيروني هواپيماها خاموش شده بود، به بوئينگ 737 قرباني نزديك شدند. هواپيماهاي F-14 به گونه اي جالب در جلو، عقب و طرفين هواپيماي بوئينگ 737 قرار گرفتند و پس از ثبات موقعيت، تامكت ها تمام چراغ هاي خود را روشن كرده و ارتباط راديويي خود را با خلبان بوئينگ 737 برقرار نمودند. هواپيماي تروريست ها به شيوه اي بسيار غافلگير كننده رهگيري شده و تا فرودگاهي در ايتاليا اسكورت شد. پس از فرود، گروه هاي پليس هواپيما را احاطه كرده و تروريست ها را با موفقيت دستگير نمودند. 1989، ساقط شدن دو فروند ميگ 23 ليبيايي توسط تامكت هاي USN: روز چهارم ژانويه سال 1989، بار ديگر نيروي هوايي ليبي مغلوب نيروي دريايي آمريكا شد. دو فروند F-14 تامكت كه از ناو هواپيمابر جان اف كندي برخاسته بودند، بار ديگر در حريم بين المللي هواپيماهاي ليبيايي را مشاهده كردند. يك روال كاملاً معمولي اين بود كه همانند اكثر اوقات رادار قدرتمند AN/AWG-9 هواپيماهاي تامكت روي هواپيماي دشمن قفل مي شد تا هواپيماهاي دشمن از وجود قفل راداري آگاه شده و امكان بازگشت بدون درگيري براي آن ها به وجود مي آمد. معمولاً همين اقدام براي دور كردن هواپيماهاي دشمن كافي بود، چرا كه صداي قفل رادار مسلح AWG-9 به اندازه كافي ترسناك است كه هواپيماهاي نسل سوم روسي را بترساند. اما انگار اين بار خلبانان ليبيايي شجاع تر از اين حرف ها بودند چرا كه به نزديك تر شدن به تامكت هاي آمريكايي ادامه دادند. پس از هشت دقيقه مانورهاي دو طرف براي يافتن موقعيت خوب شليك، سرانجام دستور درگيري از سوي مركز فرماندهي ناو صادر شد. نخستين تامكت روي هدف قفل كرده و موشك اسپاروي خود را شليك كرد، اما موشك به هدف برخورد نكرد. اين در حالي بود كه موشك دوم شليك شده از همين هواپيما هدف خود را پيدا كرده و با موفقيت به آن اصابت نمود. تامكت دوم نيز به دليل فاصله نزديك استفاده از موشك سايدوايندر خود را ترجيح داده و موشك را شليك كرد. اين موشك نيز به هدف اصابت نموده و به داخل اگزوز موتور هواپيماي دشمن رفت. 1991، جنگ خليج و آزادسازي كويت: در سال 1991، شش ماه بعد حمله نيروهاي عراق بعث به كويت به منظور اشغال چاه هاي نفت آن كشور، نيروهاي متحد حملات گسترده اي را عليه عراق صورت دادند. نيروي هوايي كشورهاي متحد كاملاً بر نيروي هوايي عراق پيروز بود و اين مسئله از تعدد هواپيماهاي نيروهاي متحد و همچنين عدم پشتيباني غرب از عراق و فرسوده بودن جنگنده هاي عمدتاً روسي عراقي ناشي مي شد. تعداد فراواني از جنگنده عراقي براي جلوگيري از نابودي و انهدام به ايران پناه آوردند، به طوري كه حتي در حال حاضر جنگنده هايي چون سوخو 24، ميگ 21، سوخو 22 و A-50 هاي عراقي در ايران مشغول به خدمت اند. در اين جنگ حادثه كلاسيك «شكار ميگ» رخ نداد و اين بدان دليل بود كه اكثر جنگنده هاي عراقي با مشاهده جنگنده هاي نيروهاي متحد در فواصل نزديك اقدام به عقب نشيني و حتي فرار مي كردند. اف-14 هاي نيروي دريايي عمليات مختلفي را در اسكورت ناوهاي هواپيمابر و هواپيماهاي آواكس در اين جنگ انجام دادند. شايعه ها دال بر آن بود كه خلبانان عراقي كاري مشابه آن چه در مقابل اف-14 هاي ايران در جنگ تحميلي انجام دادند را صورت مي دادند، بدين ترتيب كه به محض آگاهي از قفل شدن رادار تامكت روي هواپيمايشان، مسير كاملاً مخالف را پيش رو گرفته و تقريباً از منطقه خطر تنها مي گريختند. تنها شكار تامكت در اين جنگ سرنگوني يك فروند هليكوپتر ميل-8 هيپ با موشك سايدوايندر بود كه از فاصله نزديك صورت گرفت. در ششم فوريه 1991، يك فروند F-14B از اسكادران VF-103 از بين رفت كه در طي اين حادثه، يكي از خلبانان نجات يافت و ديگري به اسارت گرفته شده و در پايان جنگ آزاد گرديد. 2000-1999، جنگ يوگسلاوي سابق: در طي جنگ يوگسلاوي، شايد F-14 بزرگترين و موثر ترين نقش هاي عمر خدمتي خود را ايفا كرد. در اين نبرد هواپيماهاي تامكت از اسكادران هاي مختلف براي پرواز در ماموريت هايي چون پشتيباني نزديك، بمباران دقيق با بمب هاي ليزري و ماموريت هاي شناسايي به كمك سيستم پيشرفته TARPS شركت داشتند. از ناو هواپيما بر يو اس اس تئودور روزولت كه به جنگ يوگسلاوي و خصوصاً نبرد كوزوو فرستاده شده بود، در بين ماه هاي آورين و ژوئن همان سال تعداد 4270 سورتي پرواز انجام شد كه از اين تعداد 3055 عدد آن ها پروازهايي عملياتي بودند كه در آن ها هواپيماهاي تامكت از اسكادران VF-14 و F/A-18 نقش موثري داشتند. در اين عمليات تعداد 477 هدف تاكتيكي و حدود 80 هدف ثابت نابود گرديد در حالي كه آمار سقوط يا سرنگوني هواپيماهاي خودي هنوز صفر بود. 2001، عمليات عليه تروريسم پس از حادثه يازدهم سپتامبر: در يازدهم سپتامبر سال 2001 ميلادي، تروريست هاي گروه هاي وابسته با ربودن هواپيماهاي مسافربري در بين راه و هدايت آن ها به سمت شهر نيويورك و برخورد كردن آن ها با دو ساختمان تجارت جهاني، موجب كشته شدن هزاران انسان بيگناه شدند. در اين حادثه دو ساختمان برج هاي دوقلوي تجارت جهاني به شدت آسيب ديدند، به همين دليل تعمير آن ها مقرون به صرفه تشخيص داده نشده و هر دو ساختمان براي هميشه از آن منطقه حذف شدند. بلافاصله در دوازدهم سپتامبر، ناتو بيانيه ي جديدي صادر كرد كه به موجب آن حمله يك كشور عضو اين سازمان، حمله به تمام كشورهاي عضو آن بود و همه مي بايست در دفع تهاجم شركت كرده و كشور متجاوز را به عقب نشيني وادار كنند. به زودي تروريست ها شناسايي شدند. اين تروريست ها تحت فرماندهي شخصي به نام اسامه بن لادن كه در افغانستان زندگي مي كرد و مورد حمايت رژيم طالبان بود به فعاليت مي پرداختند. چند هفته پس از تهاجم به ساختمان هاي تجارت جهاني، نيروهاي آمريكايي و انگليسي عمليات گسترده اي را عليه شبكه تروريست ها و نيروهاي آن ها در افغانستان آغاز كردند. در اين عمليات هواپيماهاي F-14 كاملاً مسلح به همراه هواپيماهاي F/A-18 از روي ناوهاي هواپيمابر به انجام عمليات پرداختند و هدف هاي زيادي چون پايگاه ها، تسليحات، كمپ هاي تمرين نبرد و همچنين واحد هاي نيروي رژيم طالبان را نابود كردند. در نهم اكتبر 2002، هواپيماي F-14 متعلق به اسكادران VF-14 مسير 1700 مايلي خليج فارس تا مزار شريف را براي عمليات بمباران دقيق طي كرد كه در اين عمليات، هواپيماهاي رژيم طالبان به كلي منهدم شدند. wardlove.blogfa.com تهیه کننده:امیر
  20. این بار در مورد سلاح ایکس ام ۸ که جدیدترین سلاح ساخت امریکاست...به زودی وارد عرصه جهانی میشه وامتحانشو پس میده. تفنگ XM8 که از پیشرفته ترین تفنگهای ۵/۵۶در۴۵ میلی متر در خدمت ناتو بشمار میرود.این اسلحه با همکاری مدیریت پروژه های جنگ افزار فردی در دفتر نیروی زمینی ایالات متحده امریکا و مرکز پیاده نظام این نیرو تکمیل شده از سه ماهه چهارم سال ۲۰۰۵ برای جنگ افزار های نیروی زمینی ارتش امریکا انتخاب شد.اگر اکنون با نمونه کارابین XM8 موافقت شود میتواند جایگزین خانواده جنگ افزارهای M16/M4 شود.کارابین XM8 بیست در صد سبکتر از کارابینM4 هست. در حال حاضر ۳ نوع اسلحه XM8 در دست تکمیل میباشند: نمونه کارابین که نمونه پایه آن به شمار میرود. نمونه خودکار ویژه تک تیر اندازان ماهر یا dmar و یک نمونه کارابین جمع و جور و بسیار کوچک. اینم تصویری از انواع مختلف سلاح ایکس ام ۸ آمریکایی: XM8 در داخل دارای گلنگدن چرخشی میباشد.این سلاح طوری طراحی شده که افراد چپ دست و راست دست به راحتی بتوانند بیشترین کنترل را در مورد این سلاح داشته باشند..از جمله این کنترلها میتوان به تنظیم برگه ناظم اتش،دکمه ازاد کننده خشاب،چفت گلنگدن،ضامن ازاد کننده قنداق اشاره کرد. XM8 دارای خشاب نیمه شفاف ۱۰ تا ۳۰ تیری و خشاب دوقلوی مدور ۱۰۰تایی برای افزایش توان وپایداری شلیک میباشد. کاملا با فناوری و اجزای سرباز اینده امریکا و برنامه لند واریور سازگار میباشد. XM8 امریکایی در صورت موافقت با تولید ان میتواند جایگزین اسلحه های ام ۴ و ام ۱۶ شود و بهای ان کتر از بهای کنونی ام ۴ خواهد بود. مشخصات آن: نوع سلاح:اسلحه هجومی و انفرادی باقابلیت تبدیل به نمونه بلند و نمونه تک تیر انداز. کشور سازنده:آمریکا و شرکت هکلر اند کخ. مهمات:۵/۵۶.۴۵ ناتو. وزن:نمونه آزمایشی۲/۹ کیلو گرم و نمونه عملیاتی ۲/۶ کیلو گرم. طول:۸۳۸ م. م نمونه کوتاه با قنداق کشویی. طول لوله ۳۱۷/۵ م.م نمونه کارابین.۲۲۸م.م نمونه کوتاه.۵۰۸ م.م نمونه بلند و نمونه تک تیر اندازی. قنداق:با قابلیت تنظیم در ۵ حالت طولی. گام خان:۱ دور گردش در ۱۷۷/۸ م.م. ظرفیت خشاب:۱۰ تا ۳۰ تیر خشاب معمولی و ۱۰۰ تیردر خشاب دوقلوی مدور. نواخت تیر علمی:۷۵۰ تیر در دقیقه با قابلیت انتخاب ۲۱۰ الی ۸۵ تیر بیشتر. دستگاه نشانه روی:دوربین رفلکس ۱/۱ و نشانه روی رد دات. مکانیزم:فشار غیر مستقیم با گلنگدن چرخشی مثل جی ۳۶. hmsepehr.blogfa.com
  21. با سلام از دوستان عزیز دعوت می کنم که در این تاپیک پیرامون اهرم های مهم ایران مخصوصا اهرم انرژی در جنگ احتمالی صحبت بفرمائید. لطفا نظرات دوستان بر مبنای واقعیات باشد و از ذکر مطالبی که غیر قابل استناد و اثبات است خودداری کنید.
  22. بمب اتمی و انرژی اتمی بمب اتمی چگونه ساخته می‌شود؟ این سوالی است که امروز برای بیشتر ایرانی ها پرسشی شده است. در ابتدا به این پرسش پاسخی داده و سپس نگاهی به طرز کار رآکتور هسته‌ای می اندازیم. تمامی اشیاء و موجودات پیرامون ما از ذرات ریزی بنام اتم ویا ترکیبی از اتمها یعنی مولکول ها تشکیل شده است. اتمها ساختمانی شبیه به منظومهٔ شمسی دارند که در آنها خورشید هستهٔ اتم و الکترونها سیارات آن می باشند. هستهٔ اتم شامل چندین ذره است که از آن میان دو تایش در این بحث مهم هستند. این دو تا پروتن ها و نوترون ها می باشند. پروتن ها دارای بار الکتریکی مثبت و نوترون ها دارای بار الکتریکی خنثی هستند. بار الکتریکی الکترونها منفی است. از میان تمامی اتمها تنها هیدروژن است که نوترون ندارد. هستهٔ هیدروژن تنها یک پروتن دارد. در اتمهای خنثی تعداد پروتن ها و الکترونها برابر است ولی تعداد نوترون ها می تواند متفاوت باشد. برخی از اتمها دارای تعداد پروتن و الکترون یکسان ولی دارای نوترون های متفاوت اند. این نوع اتمها را ایزوتوپ همدیگر میگویند. طول عمر برخی از این ایزوتوپ ها بسیار کوتاه است. چنانکه پس از بوجود آمدن بزودی نابود می شوند. ولی برخی دیگر عمری طولانی دارند. در ساختن بمب و رآکتور اتمی از دو ایزوتوپ استفاده میکنند. یکی ایزوتوپ هیدروژن بنام دوتریم که هسته اش شامل یک پروتن و یک الکترون است و دیگری ایزوتوپ های اورانیم می باشند. ایزوتوپ های اورانیم شامل U235 و U238 که اولی دارای 143 و دومی دارای 146 نوترون می باشد در حالی که هردو به اندازهٔ یکسان یعنی 92 پروتن دارند. ایزوتوپ U235 در ساختن بمب و رآکتور اتمی بسیار مهم است. در طبیعت از هر 100% اتم اورانیم تنها 0.7% آن اتم U235 است که مقدار زیادی نیست. برای بدست آوردن یک کیلو گرم اورانیم U235 چندین تن سنگ معدن اورانیم لازم است. لازم به یادآوریست که برای کاراندازی یک رآکتور اتمی برای انرژی گیری از آن نیاز به اورانیم 1 تا 5 درصد غنی است. منظور از غنی کردن اورانیم اینست که مقدار اورانیم 235 آنرا بیشتر کنند. برای اینکار بایستی چندین عملیات انجام شود. در شروع کار سنگ معدن را در اسید حل می‌کنند (کیک زرد همان اکسید اورانیم است)و سپس آنرا از صافی می گذرانند و پس از آن با گاز فلور ترکیب می‌کنند تا گازی به اسم هگزافلورید اورانیم UF6 بدست آورند. این گاز را از صفحه‌های فلزی متخلخل که قطر سوراخ هایش 25 میلیاردم سانتیمتر است عبور می دهند، این عمل را دیفوزیون میگویند. در اثر این عمل گازهایی که سبکترند سریع تر از گازهایی که سنگین تر هستند از روزنه ها عبور می کنند. از این خاصیت گاز ها جهت غنی کردن، یعنی بالا بردن مقدار اورانیم 235 استفاده می کنند. پس از این عمل با سانتریفوژهایی که ویژهٔ این کار ساخته شده‌اند تصفیهٔ مواد شروع می‌شود. حال چگونه از این ماده انرژی می گیرند؟ برای انرژی گیری باز سلسله مراتبی فیزیکی صورت میگیرد. در ابتدا یک نوترون که باری خنثی دارد وارد هستهٔ اورانیم 235 می‌شود. این عمل به این سادگی صورت نمی‌پذیرد بلکه برای اینکه نوترون وارد هسته شود بایستی بر خلاف تصور سرعت آن کم باشد. برای کم کردن سرعت نوترونها آنها را از آب سنگین عبور می دهند. چنانکه پیشتر اشاره شد. آب سنگین یا دوتریم از ایزوتوپ های آب سبک و یا به قول متعارف آب معمولی است. آب معمولی نمی‌تواند بدان مقداری که لازم است جلو سرعت نوترون را بگیرد. گیر آوردن این آب بود که آلمانی ها را به سوی نروژ کشاند و همین نیز باعث لو رفتن آلمانی ها به وسیلهٔ انگلیسی ها شد. انگلیسی ها در یافتند که آلمانی ها از نروژ آب سنگین می برند. بنابراین فهمیدند که آلمانی ها در صدد تولید بمب اتمی هستند. لذا با عملیاتی متهورانه مرکز تولید آب سنگین را در نروژ ویران کردند. در برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235، هسته برانگیخته شده و سپس به دو و یا چند هستهٔ سبکتر تجزیه میشود. به این عمل شکافت هسته‌ای می گویند. در یکی از این پروسه ها پس از برخورد نوترون به هستهٔ اورانیم 235 دو عنصر باریم 138 و کریپون 95 و 3 تا نوترون ( در حقیقت برای هر 100 اتم اورانیم 235، تعداد 247 نوترون بوجود میآید) و حدود 200 میلیون الکترون ولت انرژی انتشار می یابد. هر نوترون جدید تولید شده به اورانیم 235 برخورد کرده سه نوترون بهمراه انرژی و همچنین موجب سه شکافت جدید می‌شود. انرژیی که از این شکافت ها برای یک کیلو گرم اورانیم انتشار مییابد برابر صد ها میلیون مگاوات است. این مقدار انرژی نبایستی بیک باره آزاد شود. چرا که موجب انفجاری شدید می‌شود. در انفجار بمب اتمی آمریکا روی هیروشیما بمبی از همین جنس اورانیم 235 استفاده شد که قدرت تخریبی 13 کیلوتن داشت. با در نظر گرفتن اینکه هر کیلوتن برابر 1000،000 کیلو انفجار دینامیت (TNT) است. در حقیقت انفجاری معادل 13 میلیون کیلو دینامیت رخ داد. فاجعه بزرگی است، نه؟ اگر بخواهید از این فاجعه و ننگ بشریت تصویری بهتر بدست آورید. جریان بدین شرح است: زمانیکه بمب اتمی آمریکا به هیروشیما افتاد، جمعیت آنجا 350000 نفر بود. 200000 نفر از این جمعیت بطور مستقیم و یا غیر مستقیم جان باختند. 90% هیروشیما به ویرانه مبدل شد. ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا خواسته بود که عکسی از این انفجار تهیه شود تا نتیجهٔ این آزمایش را که تلی از آتش و کباب انسان است به چشم ببینند. هیروشیما تنها جائی بود که آنجا باران کم می بارد. صخره‌ای بودن ژاپن نیز مهم بود که بمب سریع به آب ننشیند. پس قرعه به اسم هیروشیمای فلک زده افتاد. عکس یادگاری این جنایت لابد یکی از اسناد افتخارآمیز آمریکاست! برگردیم روی بخش فنی جریان ، چنانکه پیشتر گفتیم اورانیم 238 با انفجار کاری ندارد ولی آنقدر ها هم بی خاصیت نیست. اورانیم 238 بر عکس اورانیم 235 در زیر بمباران نوترونهای سریع تر آنها را جذب کرده و نخست با گسیل یک ذرهٔ بتا (الکترون) به نپتونیم Np239 (23.5 دقیقه) و سپس با گسیل یک ذرهٔ بتای دیگر به پلوتونیم Pu239 که به ترتیب پلوتونیم یک نوترون از نپتونیم و نپتونیم یک نوترون از اورانیم 238 بیشتر دارند. این ایزوتوپ پلوتونیم چون هم با نوترونهای کند و هم با نوترونهای تند شکافت‌پذیر است. نقش بسزائی در ساختن بمب اتمی دارد. از همین نوع بمب بود که سه روز پس از بمب اتمی هیروشیما به تاریخ 9 اگوست روی سر ناکازاکی فرو ریخته شد. قدرت تخریبی آن برابر 22 کیلوتن بود. قدری کمتر از دو برابر بمب اتمی هیروشیما. در این فاجعه 122000 نفر از مردم بی گناه به زغال تبدیل شده و یا پودر گشتند. تقریبا تمامی بمب های اتمی کنونی از پلوتونیم ساخته شده است. مقدار بمب پلوتونیمی در سال 1994 در جهان بود 250000 برابر بمب اتمی هیروشیماست. هر 19.84 کیلو گرم پلوتونیم یک لیتر حجم دارد و از هر 1 تا 8 کیلوگرم پلوتونیم میتوان یک بمب ساخت ولی این رقم برای اورانیم 3 تا 25 کیلوگرم است. حال بمب اتمی چگونه منفجر می‌شود؟ در بخشی از کپسولی که بمب تویش است لوله‌ای که «لوله توپی» نامگذاری شده وجود دارد. از این لوله اولین نوترونها بیرون می آیند. در بر خورد این نوترونها به هسته ها چنانکه پیشتر رفت شکافت هسته‌ای و سه عدد نوترون و مقدار متنابهی انرژی خارج می‌شود. این را رآکسیون هسته‌ای نیز می گویند. این رآکسیون ها در داخل بمب در مدت تقریبا یک میلیونیم ثانیه رخ می دهند. دلیلش روشن است. اگر فرض کنید که در درون حوض آبی جلبکی روئیده باشد و با فرض اینکه یک ماه طول بکشد که حوض پر شود و هر روز این جلبک ها دو برابر خودشان را تولید کنند. یک روز پیش از اینکه حوض پر شود، یعنی روز 29 ام تنها نصف حوض پر است. فردای آن روز یعنی روز 30 ام تمامی حوض پر می‌شود. این عمل در رآکسیونهای هسته‌ای نیز صادق است. نوترون اول سه نوترون و سه نوترون جدید 9 نوترون و سپس 27 و 81 و ... و سرعت این عمل آنقدر زیاد است که انفجار اجتناب ناپذیر می‌شود. دما از 27 درجهٔ هوای هیروشیما به 100 درجه و سپس 1000، 5000، 6000 (دمای سطح خورشید) و بالاخره به چندین میلیون درجه می رسد که گرمائی معادل گرمای درون خورشید است. این انرژی گرمائی بایستی هر چه زودتر خارج شود که در ابتدا به صورت اشعهٔ X و پس از یک لحظه آرامش تبدیل به کوهی از آتش و گرما می‌شود. این حالتی است که ما تازه قادر به مشاهدهٔ انفجار می شویم. نیم ثانیه بعد دما به بالاترین حد خود میرسد که سه ثانیه پس از آن خاموش می‌شود. این حرارت باعث حرکت سریع هوا شده و یک خلاء تقریبا مطلق در مرکز انفجار بوجود میآورد. بازگشت مجدد هوا آنقدر سریع است که از هر توفانی قوی تر است و باعث ویرانی تمامی بنا ها، جاده ها، اتوموبیلها، پارکها و بویژه نابودی آدمیان می‌شود. در رآکتورهای هسته‌ای این راکسیونها را مهار می کنند. بطوری که با فرو کردن صفحه هایی که بتواند نوترونها را جذب کند (مثلا کادمیم) در داخل محلول اورانیم و آب قرار می دهند تا اینکه انرژی به سرعت آزاد نشود و انفجار صورت نگیرد. در حقیقت رآکتور را کنترل می کنند. ولی انرژی آزاد شدهٔ لازم آب موجود در رآکتور را به جوش می آورد و بخار حاصل از آن از طریق لوله‌ای به توربین منتقل می‌شود و باعث چرخش توربین شده و الکتریسیته تولید می‌شود. بخار موجود در این پروسه و همچنین با عبور لوله‌های سرد از درون آن سرد شده و مجددا وارد رآکتور می‌شود. www.hmsepehr.blogfa.com
  23. جنگنده ي F.26 (يا stalma) اين پروژه در اصل براي بازار هاي تجاري و فروش به ناتو توسعه يافت اين جنگنده در واقع به عنوان جايگزيني براي جنگنده هاي F.16 در نظر گرفته شده بود جنگنده اي كه در عين داشتن مضامين پنهانكاري داراي قدرت مانور بالا براي نبرد هاي داگ فايت باشد(چون همانطور كه ميدانيد جنگنده هاي فالكن معمولا براي نبرد هاي داگ فايت در ارتفاع پايين در نظر گرفته مي شوند) اين طرح از سوي Stavatti Tactical Air Warfare Systems ارائه گرديد (شايان ذكر است تايوان بطور خواصي به اين پروژه تمايل داشت) اين شركت برنامه اين براي تكميل اين جنگنده ارائه داد كه بر اساس آن تا سال 2004 تعداد 100 فروند از آن را وارد خدمت نمايد(شايان ذكر است اين طرح يكي از رقباي جانبي طرح جنگنده ي ضربتي مشترك بود) هدف اوليه تكميل اين پروژه طراحي جنگنده اي براي دفاع هوايي كوتاه برد براي فرودگاه ها و ناوهاي هواپيما بر بود اين جنگنده قرار بود از يك موتور F119-PW-100 استفاده كند كه سرعت در حدود 2.3 ماخ را به آن مي بخشيد و برد آن در حدود 1200 كيلومتر و بيشينه وزن Take off برابر 22680 كيلوگرم بود شكل بدنه ي F.26 را شايد بتوان يكي از پيچيده ترين اشكال آيروديناميكي نيم قرن اخير دانست سكان ها و دم عمودي بشكلي خاص و جالب توجه ساخته شده بودند شكلي نيم دايره و هلالي شكل بالها نيز بجاي استفاده از بالهاي متحرك از از بالهاي با پسگرايي زياد(حالت نيمه بسته) و بالچه هاي جلوي پيشگرا و بزرگ اين امكان را به اين جنگنده ميداد كه بتواند مانور پذيري زياد و جلو گيري از واماندگي در سرعت هاي پايين را داشته باشد با تمام خواص پنهانكاري كه در بدنه بكار رفته براي افزايش توان حمل صلاح از جايگاه هاي خارجي براي حمل صلاح در نظر گرفته شده بود و جايگاه هاي داخلي نداشت بعدها با پيشرفت پروژه و تغيير برنامه ها نياز به جنگنده هاي چند منظوره ي ضربتي باعث گرديد تا سيستم جنگ افزاري و راداري آن هم تغيير كند براي نبرد هاي از تمام جنگ افزار هاي استاندارد نبرد هوايي بهره مند بود از سايدوايندر و پوپ والكان تا موشك هاي ميانبرد امرام براي حملات ضربتي نيز مي توانست از سير گسترده اي از جنگ افزار هاي هوابه زمين از هارپون تا انواع بمب ها استفاده نمايد گفته مي شد براي هر فروند از اين جنگنده هزينه اي در حدود 25 ميليون دلار نياز بود تا توليد گردد در نهايت اين پروژه در رقابت با پروژه هايي همچون X.35 و X.32 شانس چنداني نداشت و در نهايت ميدان را واگذار كرد ولي تايوان همچنان به پروژه علاقه مند بود با اين وجود گفته هايي از فروش طرح به تايوان وجود دارد البته رسما چيزي اعلام نگرديده چون چين شديدا مخالف است طرح جنگنده در واقع با تفكراتي قديمي و تكنولوژي مدرن ساخته شده بود جنگنده اي كه اصولا بتواند در تمامي نبرد هاي داگ فايت پيروز بيرون آيد و بيشترين قدرت مانور را دارا باشد مشخصات: مساحت بال: 41.81 متر طول: 15.18 متر ارتفاع:4.173 شعاع عملياتي:1200 كيلومتر سرعت: 2.3 ماخ موتور:F119-PW-100 نويسنده:محمد حسين جهان پناه www.aerospacetalk.com
  24. گفتگويی که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتيرانی، روی کانال ۱۰۶ سواحل (Finisterra (Galicia ميان اسپانيايی ها و آمرييکایی ها در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ ضبط شده است. اسپانيايی ها (با سر و صدای متن) : A-853 با شما صحبت می کند. لطفا ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا از تصادف اجتناب کنید. شما داريد مستقيما به طرف ما می آييد. فاصله ۲۵ گره دريايی. آمرييکایی ها (با سر و صدای متن) : ما به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به شمال بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد. اسپانيايی ها : منفی. تکرار می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا تصادف نکنيد. آمرييکایی ها (يک صدای ديگر): کاپيتان يک کشتی ايالات متحده آمريکا با شما صحبت می کند. به شما اخطار می کنيم ۱۵ درجه بشمال بچرخيد تا تصادف نشود. اسپانيایی ها: اين پيشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد. آمريکایی ها (با صدای عصبانی): کاپيتان ريچارد جیمس هاوارد، فرمانده ی ناو هواپيمابر يو اس اس لينکلن با شما صحبت می کند. ۲ رزم ناو، ۵ ناو منهدم کننده، ۴ ناوشکن، ۶ زيردريايی و تعداد زيادی کشتی های پشتيبانی ما را اسکورت می کنند. به شما پيشنهاد نمی کنم، به شما دستور می دهم راهتان را ۱۵درجه به شمال عوض کنيد. در غير اينصورت مجبور هستيم اقدامات لازمی برای تضمين امنيت اين ناو اتخاذ کنيم . لطفا بلافاصله اطاعت کنيد و از سر راه ما کنار رويد !!! اسپانيایی ها : خو آن مانوئل سالاس آلکانتارا با شما صحبت می کند. ما دو نفر هستيم و يک سگ، ۲ وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و يک قناری که فعلا خوابيده ما را اسکورت می کنند. پشتيبانی ما ايستگاه راديویی زنجيره ی ديال ده لا کورونيا و کانال ۱۰۶ اضطراری دريایی است. ما به هيچ طرفی نمی رويم زيرا ما روی زمين قرار داريم و در ساختمان فانوس دريايی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گاليسيا هستيم و هيچ تصوری هم نداريم که اين چراغ دريايی در کدام سلسله مراتب از چراغ های دريایی اسپانيا قرار دارد. شما مي توانيد هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنيد و هر غلطی که می خواهيد بکنيد تا امنيت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی می شود تضمين کنيد. بنابراين بازهم اصرار می کنيم و به شما پيشنهاد می کنيم عاقلانه ترين کار را بکنيد و راه خودتان را ۱۵ درجه ی جنوبی تغيير دهيد تا از تصادف اجتناب کنيد. آمريکایی ها: آها. باشه. گرفتيم. ممنون. حالا خودتون فکر کنید این نیروی دریایی بزرگترین قدرت جهانه :!: icon_biggrin :| دانشجو
  25. [b]saeghe_1[/b] قابل نداشت [b]reza-m[/b] خواهش می کنم بعد از 3 سال هنوز برای خودم هم خنده دار است