siavash75

Members
  • تعداد محتوا

    1,777
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    9

تمامی ارسال های siavash75

  1. [center][color=#008000][size=7]بسم الله الرحمن الرحیم[/size][/color][/center] [center][b]با سلام خدمت شما دوست عزیز و همینطور خواننده گرامی.[/b][/center] [center][b]جا داره از دو عزیز که در بعضی از قسمت ها واقعا به من کمک کردن در اینجا تشکر کنم، اولی که خیلی خیلی اصرار کرد که نامی ازش نبرم و خودش میدونه که بنده خیلی ارادتم دارم بهشون.[/b][/center] [center][b]دومی دوست خوب و عزیزم [/b][b]Crash[/b][b] است که در بخش مکانیزم واقعا کمک بزرگی کرد و منبعی معرفی کرد تا من با استفاده از اون بتونم بخش مکانیزم رو کامل کنم. ممنونم ازش.[/b][/center] [center][b]نکته ی دیگه ای که باید خدمتتون عرض کنم اینه که این مطلب دارای نکات ریز رو درشت و در بیشتر موارد مباحث بسیار پیچیده ای هست که من تا اونجا که تونستم و دایره ی دانشم یاری می کرد توضیح داده ام، هر کجا که دیدید کمی و کاستی هست به بزرگی خودتون ببخشید و بزارید به حساب سواد ناچیز بنده ی حقیر.[/b][/center] [center][b]از شاخ و برگ دادن اضافی به مطلب پرهیز کردم و تا اونجا که تونسته ام ساده بیان کرده ام.[/b][/center] [center][b]امیدوارم که مورد قبلوتون واقع بشه.[/b][/center] [center][b]یا علی[/b][/center] [center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/M256.png[/img][/center] [b]مختصر توضیحی در مورد توپ 120 میلیمتری[/b] توپ سنگین رینمتال 120 میلیمتری که یکی از توپ های بدون خان معروف دنیا به شمار می رود، توسط شرکت بزرگ Rheinmetall-DeTec AG آلمان غربی ساخته شد که ساختش بیشتر رو کم کنی کارحانه های اسلحه سازی شوروی بود که در آن زمان تسلیحات نسبتا پیشرفته و خوبی می ساختند و عملاً تهدیدات زرهی خود را به تمامی کشور ها من جمله آمریکا نشان می دادند. در سال 1974 میلادی ساخت این توپ آغاز شد و اولین نمونه ای که از آن وارد خط تولید شد توپ L/44 بود که دارای کالیبر 44 بود و تانک لئوپارد 2 آلمان تحت لیسانس این توپ را بر روی تانک های خوش ساختش نصب کرد، پس از کارایی موفقیت آمیزش آمریکا نیز بر روی آبرامز های افسانه ای اش که مدل M1A1 است را تحت عنوان M265 نصب کرد و به جای سیستم هیدرولیک از سیستم فنر و پس زدن استفاده می کند. توپ 120 میلیمتری رینمتال دارای 5.28 متر طول دارد و به همراه سیستمش که بر روی آن نصب شده 3.317 تن وزن دارد. در سال 1990 توپ L/44 ایده ی مناسب و قدرتمندی در برابر زرهی نسل جدید شوروی به حساب نمی آمد، رینمتال با آزمایش های زیاد و شبیه سازی های بسیار تلاش کرد تا این توپ را توسعه بدهد و یک توپ همه فن حریف و بهتر جنگی بسازد که بتواند در برابر صنایع زرهی شوروی بایستد. با شروع اولین توسعه یک توپ 140 میلیمتری جدید که نامش نیو پانزرکانون140 «توپ جدید 140 میلیمتری تانک»بود، اما بعد از مدتی تصمیم بر این شد که همین پروژه را با عنوان توپ پیشرفته 120 میلیمتری که با نام L/55 شروع شد و مبتنی بر توپ L/44 بود، برخی از معادلات هندسی داخلی فرق کرده و در انتها و بالای توپ تغییراتی ایجاد شد. این توپ جدید کمی طویل تر از قبلی بود و با 1.3 متر افزایش، قدرت آتش دهانه تا حد زیادی افزایش یافته و مهمات و گلوله ها را با سرعت بسیار زیادی شلیک می کند. بر اساس برخی از تغییرات هندسی توپ، اما L/55 برخی از شباهت هایش را با L/44 حفظ کرده و میتواند برخی از مهماتی که برای L/44 طراحی شده اند را نیز استفاده بکند. [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/LAHAT-01.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_LAHAT-01.jpg[/img][/url][/center] [center]گلوله/موشک لاهات اسرائیلی[/center] توپ L/55 در آلمان و هلند برای لئوپارد های 2s مورد تعمیر اساسی قرار گرفت، همینطور برای لئوپارد های 2E اسپانیا به عنوان توپ اصلی قرار گرفت، تانک های لئوپارد 2hel یونان نیز از این قائده مستثنی نبوده و دستخوش تغییر شد. این توپ بر روی تانک چلنجر 2 انگلیس نیز نصب شد و تست های زیادی از کارکردش گرفته شد و به عنوان جایگزین بالقوه و مناسبی برای توپ L30 120 mm فعلی چلنجر است اما با وجود چنین مشخصه های خوبی تست هایش لغو شد و دیگر آنها را ادامه ندادند. تنوع مهمات و گلوله ها در L/44 بسیار زیاد و است رینمتال سعی کرده تا به صورت انحصاری مبتنی بر همین توپ باشد. این مهمات شامل گلوله ی زره پوش انرژی جنبشی مانند سری M829 آمریکایی و گلوله های دارای سر جنگی ضد تانک انرژی شیمیایی هستند که به صورت اختصاصی برای همین توپ ساخته شده اند. به تازگی نیز مهمات جدیدی از نظیر گلوله های جدید ضد نفر بُرد بلند و گلوله های تخریبی بسیار قوی است که با توپ L/44 تطبیق پذیری فوق العاده بالایی دارند و در میدان های نبرد مزیت های بسیار زیادی برای تانک به ارمغان خواهد آورد. رژیم صهیونیستی نیز با توسعه ی موشک LAHAT (که از توپ تانک شلیک می شود) ، از طرف آلمان و دیگر دارندگان لئوپارد مورد تقدیر بسیار قرار گرفت و آنها نیز علاقه ی خود را به این موشک که هم قادر است برای اهداف زمینی به کار برود و هم علیه اهداف هوایی، با نصب آن بر روی لئوپارد ها نشان دادند. در حال حاضر اسرائیل، آلمان، هند و شیلی از لاهات برای تانک های خود استفاده می کنند. همچنین اسرائیل اقدام به معرفی یک گلوله ی ضدنفر جدید کرد که با قطعه قطعه شدن می تواند افراد را زمینگیر کند. [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/800px-Leopardo_2E__zaragoza_1.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_800px-Leopardo_2E__zaragoza_1.jpg[/img][/url] [url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/L7_105_mm_tank_gun_cut_model_on_display_at_the_Deutsches_Panzermuseum_~0.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_L7_105_mm_tank_gun_cut_model_on_display_at_the_Deutsches_Panzermuseum_%7E0.jpg[/img][/url][/center] [center]در سمت راست لئوپارد 2E اسپانیا و در سمت چپ لئوپارد 2EHL یونان[/center] [center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_800px-Rheinmetall_120_mm_gun-Leoaprd_2E.jpg[/img][/center] [center]لئوپارد 2E اسپانیا با لوله ی L/55 120 میلمیتری[/center] [b]پس زمینه[/b] نگرانی در مورد ناتوانی های توپ 105 میلیمتری L7 که از استانداردهای ناتو پیروی می کرد و در برابر توپ جدید شوروی از خودش عجز و کم کاری نشان داد، رینمتال را به اینکار وادار کرد تا یک توپ جدید با قابلیت های بالا بسازد و مشکلات قبلی را نیز در خودش حل کند. در نتیجه در سال 1965 صنایع رینمتال به فکر ساخت این توپ افتاد. اولین نمونه ی توپ مدرن ساخت شوروی در سال 1961 بر روی شاسی تانک t-55 قرار گرفت. در سال 1965 تانک معروف اتحاد جماهیر شوروی T-62 برای اولین بار عموم ظاهر شد و با یک توپ 115 میلیمتری بدون خان در معرض دید همگان قرار گرفت. شوروی تصمیم گرفت تا این اندازه را افزایش دهد و بر کارآیی اش نیز بیافزاید، یک فرمانده تانک ایرانی در سال 1960 با تانک های جدید M60 پاتون آمریکایی به مرز های شوروی گریخت و این ام 60 ها با توپ های L7 سلطنتی انگلیس مجهز بودند. با وجود معرفی تانکی مثل T-62، شوروی در سال 1969 تانک جدید T-64 را که با توپ 125 میلیمتری مجهز بود را رونمایی کرد، در طی سالهای 1972 نیز کمپانی نیزانی تِگیل شوروی آغاز ساخت تانک های T-72 را اعلام کرد که این هم با توپ 125 میلمیتری بدون خان مجهز می شد. برای مثال در جنگ سلطان یعقوب در طی جنگهای 1982 لبنان، دولت رژیم منحوس اسرائیل ادعا کرده که که تانک های تی 72s سوری را با تانک های مرکاوایش که از توپ m68 105 میلیمتری آمریکایی استفاده می کرده مورد اصابت قرار داده که در حقیقت اینها همان توپهای L7 ارتش سلطتنی انگلیس بوده اند! [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/US_M1A1_Abrams_main_battle_tank2C_edited_to_identify_features_28glacis_plate_highlighted_in_green29.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_US_M1A1_Abrams_main_battle_tank2C_edited_to_identify_features_28glacis_plate_highlighted_in_green29.JPG[/img][/url][/center] [center]تانک آبرامز آمریکایی با Front section Plate (قسمت سبز رنگ)[/center] راست یا دروغش معلوم نیست اما شوروی با تعدادی از گلوله های M111 Hetz اسرائیلی که جزء گلوله های ضدزره محسوب می شوند، در کوبینای روسیه (کوبینا شهری در روسیه است که در گذشته محل آزمایشات متعدد نظامی بوده اما امروزه به موزه تبدیل شده است) آزمایشات و تست هایی انجام داد و فهمید که با توپ 105 میلمیتری قادر هستند تانک های T-72 را از ناحیه جلو مورد اصابت قرار دهند به همین دلیل در قسمت جلوی تانک از زره Front section Plate استفاده کرد. در پاسخ به این گلوله های اسرائیلی شوروی نیز T-72M1 را توسعه و طراحی کرد. پس از این اتفاق اسرائیل نیز مرکاوای 3 را با توپ 120 میلیمتری طراحی و توسعه داد که بسیار موفق عمل کرد. این عمل بسیار مشابه تصمیم یانکی ها در خصوص تعویض توپ های 105 میلمیتری M68 با توپ های 120 میلیمتری رینمتال است که در سال 1976 اتفاق افتاد، البته شوروی با معرفی T-64A سؤالی را در ذهن غربی ها به وجود آورد که با وجود چنین زره به کار رفته ای در تانک T-64A آیا گلوله ای می توان ساخت که توانایی نفوذ به داخل تانک را داشته باشد؟ [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/800px-M1-A1_Abrams_Fire.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_800px-M1-A1_Abrams_Fire.jpg[/img][/url][/center] [center]تانک آبرامز آمریکایی با توپ M256[/center] [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/800px-Leopard_2A6_with_new_smoke_dispenser.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_800px-Leopard_2A6_with_new_smoke_dispenser.jpg[/img][/url][/center] [center]لئوپارد های 2A6 آلمان با توپ L/55s[/center] [center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_M68_28American-licenced_L729_105-millimetre_284_1_in29_mounted_on_an_M1_Abrams.jpg[/img][/center] [center]تانک آبرامز آمریکایی با لوله ی M68[/center] در سال 1963 آلمان و آمریکا برنامه ای مشترک با همکاری یکدیگر تحت عنوان MBT-70 آغاز کردند که شروع ساخت یک تانک جدید بود. تانک جدید دارای 3 نفر خدمه با قرارگیری راننده تانک در درون برجک بود و یک بارگذار خودکار برای توپ اصلی، یک توپ 20 میلمیتری Auto Cannon به عنوان توپ ثانویه، یک سیستم تعلیق فعال آبی و زرهی که در اطراف تانک و در جلو و همینطور در سراشیبی شاسی و برجک قرار داشت، عنوان شد. تانک جدیدی که قرار بود ساخته شود دارای یک توپ 152 میلمیتری با قابلیت شلیک موشک طراحی شد تا بتواند موشک های MGM-51 Shillelagh ضد تانک را شلیک کند. با این وجود علاقه ی طراحان آلمانی به شلیک مهمات نا متعارف بسیار زیاد بود. آلمانی ها سعی کردند تا بتوانند توپ 152 میلیتری را به صورت بهینه ای طراحی کنند اما طراحی چنین توپی با این اندازه بسیار سخت بود و با وجود چنین مشکلاتی سرانجام تصمیم گرفتند تا پروژه ی آینده ی رینمتال 120 میلیمتری را شروع کنند. در سال 1967 وزارت دفاع آلمان تصمیم گرفت تا پروژه ی لئوپارد 1 را به جریان بیاندازد و توسعه و طراحی اش را با نام لئوپارد طلاکاری شده آغاز کند اما بعداً نام پروژه به گراز تغییر یافت. کمپانی کراس مافی به عنوان پیمانکار و مسئول این پروژه انتخاب شد و دو نمونه ی اولیه ساخت که اولی در سال 1969 بود و دومی در سال 1970. پروژه بعد از مدتی به پروژه ی لئوپارد 2 ارتقاء یافت. اولین نمونه ی اولیه تانک جدید در سال 1972 همزمان با تانک T-72 ارائه شد. لئوپارد 2 مجهز به یک توپ 105 میلیمتری بدون خان بود. در مدت سالهای 1972 تا 1975 سر جمع 17 نمونه ی اولیه ساخته شد. اولین نمونه ی توپ جدید 120 میلیمتری بعد از 10 سال تلاش که در سال 1964 ساختش آغاز شده بود سرانجام در سال 1974 کار ساختش به پایان رسید. 10 نمونه از 17 نمونه ی اولیه با توپ 120 میلیمتری مجهز شدند. بعد از برنامه ی توپ 120 میلیمتری آلمان به سراغ توسعه ی توپ 152 میلیمتری موشک انداز رفت که تا حدودی کار را پیش برد اما به دلایل اقتصادی از انجام آن سر باز زد و پروژه کنسل شد. آلمان موفق شد تا توپ 120 میلیمتری L/44 را بسازد که واقعاً شاهکار صنایع تانک سازی دنیاست. [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/800px-Model_of_the_final_design_MBT-70.JPG"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_800px-Model_of_the_final_design_MBT-70.JPG[/img][/url][/center] [center]تانک MBT-70 که قرار بود توسط آلمان و آمریکا ساخته شود.[/center] [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/735px-Leo2Br80.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_735px-Leo2Br80.jpg[/img][/url][/center] [center]نمونه ی اولیه لئوپارد 2 آلمان[/center] توپ رینمتال L/44 دارای کالیبر 120 میلیمتر است که طولش چیزی حدود 5.28 متر است. وزن لوله ی این توپ 1.910 کیلوگرم است که تانک آبرامز M1A1 وقتی که توپ بر رویش نصب می شود وزنی به چیزی حدود 3317 کیلوگرم است که توپ جدید L/55 از نمونه ی قبلی اش کمی طویل تر است و با 1.30 متر بیشتر از قبلی طولش به 6.5 متر می رسد. bore evacuator و ترمال حرارتی نصب شده بر روی توپ، طراحی شده برای اینکه درجه حراری توپ را تنظیم کند و بیش از اندازه داغ نشود، داغی بیش از حد به صورت مداوم موجب پوسیدگی لوله و در نتیجه عمر پایینش می گردد. این قسمت از شیشه ی مقاوم شده ی پلاستیکی ساخته شده است و داخل لوله نیز کروم اندود شده که همین باعث افزایش طول عمر لوله توپ شده است. در اصل عمر لوله چیزی بین 400 الی 500 گلوله است و در حال حاضر با تغییرات به وحود آمده این تعداد به 260 کاهش یافته است. در برخی از موارد معدود پیش آمده حتی بعد از 50 شلیک لوله تعویض شده است. مکانیزم مهار کننده عقب نشینی توپ از 2 کُند کننده ی هیدرولیک و یک سیستم نیمه فعال پنومتیک تشکیل شده است. [b]مکانیزم پس زنی چیست؟[/b] [center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/pl11.jpg[/img][/center] مکانیزم پس زنی این توپ هیدرولیکی است که یک راه برای افزایش دقت و قدرت آتش توپ های توپخانه محسوب می گردد. این مکانیزم دارای محاسبات بسیار سخت و پیچیده ای است که از حوصله ای این بحث و همینطور دایره ی دانش بنده خارج است، تا آنجا که بتوانم توضیح ساده ای از این سیستم برای شما خواهم داد. یک سیستم پس زنی متداول در توپ های سریع الانفجار امروزی سیستم پس زنی هیدرو پنوماتیک یا آبی است. در این سیستم لوله بر روی ریل هایی نصب می شود که می تواند به سمت عقب پس زنی کند و این پس زنی توسط یک سیلندر که بسیار به سیستم شارژ گاز در وسایل نقیله که به وسیله ی کمک فنر صورت می گیرد، شبیه است و به صورت متداول و عمومی میتوان آن را در حالی که به صورت موازی در کنار لوله ی توپ اصلی نصب شده است مشاهده کرد اما بسیار کوچکتر و کوتاه تر. عملکرد سیلندر ها به این شکل است؛ سیلندر دارای یک کمپرس هوا است و هیدرولیک نیز از روغن تغذیه می کند، در هنگام عملیات، انرژی لوله توسط کمپرس های هوا گرفته می شود و لوله به سمت عقب پس زنی می کند، سپس سیستم هیدرولیک لوله را تعدیل کرده و مانع از به جلو رفتنش می شود تا زمانی که به عقب برگردد، سپس لوله که در جای خود قرار گرفت سیستم هیدرولیک از کار می ایستد. سیستم پس زنی با ضربه زدن منتشر می شود و زمانی که کمپرس هوای سیلندر در لوله جای گرفت، فاصله اش با پرتابه کمتر می شود و پس از آن گلوله یا پرتابه را شلیک می کند، ای عمل بسیار دقیق باعث می شود تا اوج نیروی انتقالی به جلوی لوله هدایت شود یا اینکه با انتقال آن به اطراف تانک از فشار آوردن به لوله اجتناب کند. این سیستم طرز کار ساده ای دارد، با توجه به عکسی که برای شما قرار داده ام، امیدوارم طرز کار آن را بهتر و مفهومی تر درک کنید. [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/Leopold36.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_Leopold36.jpg[/img][/url][/center] [center]مقایسه دو توپ 120 میلیمتری L/44 و L/55[/center] [right][b]Rheinmetall L44 120mm[/b][/right] آغاز تولید انبوه تانک آلمانی لئوپارد 2 و توپ جدید 120 میلیمتری در سال 1979 میلادی شروع شد و کارخانه ها سعی می کردند هرچه سریعتر آنرا به ارتش آلمان تحویل دهند. اگرچه تانک آمریکایی آبرامز M1 در اصل در آن زمان از توپ M68A1 105 میلیمتری استفاده می کرد که نسخه ای از L7 ارتش سلطنتی انگلیس بود. آمریکا بعد از مشاهده ی عملکرد فوق العاده ی این توپ بر روی لئوپارد 2، برنامه ای وضع کرد تا بتواند آبرامز را به توپی بزرگ تر طراحی کند و پس از آن، برنامه بزرگ کردن برجک تا بتواند این توپ بزرگ را درون خود جای دهد. اولین تانکی که از خط تولید کارخانه در آمد یعنی در سال 1985 مجهز به این توپ بود و از آن به بعد آبرامز به توپ 120 میلیمتری رینمتال بر روی تانک های آبرامز نصب شدند و با نام M256 که مبتنی بر توپ L/44 بود، تولید شد. کمپانی واترولیت آرسنال که شرکت توپ سازی در نیویورک آمریکا واقع در کنار رودخانه هادسون این توپ ها را بهینه سازی کرده و سعی کرده تا حدودی از شکستگی آنها بکاهد. این کارخانه توپ های رینمتال 120 میلیمتری را تحت لیسانس با عنوان M256 در ایالات متحده تولید می کند. تانک تایپ 90 ژاپن و K1A1 کره جنوبی نیز از این توپ ها استفاده می کنند و به نوعی این توپ در تاریخ ماندگار شد، به دلیل اینکه چنین تانک های قدرتمندی از آن استقبال کردند و آن را به عنوان سلاح اصلی تانکشان برگزیدند. [right][b]Rheinmetall L55 120mm[/b][/right] ظاهر جدید تانک های شوروی مانند T-80B در قبل از سالهای 1970 میلادی و بعد از 1980 دارای تغییراتی شده اند و طراحانشان آنها را توسعه داده اند و با تکنولوژی و سلاح های جدید سعی کرده اند همواره پا به پای تانک های غربی پیش بروند. تانک T-80B قدرت آتشش را افزایش داده و با افزودن یک زره کامپوزیتی جدید به تانک همینطور قدرت مقاومتش در برابر راکت ها و گلوله های دشمن بیشتر کرده است. در برنامه ی مدرنیزاسیون کردن T-72B نیز سعی شد تا همانند تانک T-80B ویژگی های جدیدی به این تانک افزوده شود و نسخه ی جدید تانک T-72 با افزودن حرف B به انتهای نامش وارد خط تولید کارخانه شد. تانک جدید دارای سیستم محافظت زرهی، زره برجک و قابلیت مقابله با موشک های ضد تانک همانند تانک های T-80B را داشت. دولت آلمان تصمیم گرفت تا برنامه ساخت تانک لئوپارد 3 را شروع کند و تا ابتدای کار پیشرفت اما زمانی که اتحاد جماهیر شوروی از هم فروپاشید این برنامه نیز کنسل شد. در 29 اکتبر 1991 دولت های کشور های سوئیس، هلند و آلمان برنامه ای مشترک تحت عنوان توسعه و مدرنیزاسیون کردن تانک های لئوپارد 2 را در دستور کار خود قرار دادند و با آن موافقت کردند. بخشی از این برنامه شامل افزودن یک توپ اصلی 120 میلمیتری با لوله ای بزرگ تر، تانکی ارزان تر و افزایش 1.5 کیلومتری برد تانک بود. در کل این توپ طویل تر شده و اجازه می دهد تا با حد اکثر فشاری که می تواند گلوله ها را شلیک کند، شکل هندسی قبلی باقی مانده و تغییری نکرده است و همین اجازه می دهد تا مهمات و گلوله های نسخه ی قبلی را به راحتی استفاده کند. دلیل طویل شدن لوله این است که بتوان گلوله هارا با سرعت بیشتری به بیرون شلیک کند. برای مثال، شلیک گلوله های انرژی جنبشی ضد زره می توانند با سرعت 1750 m/s به سمت جلو شلیک شوند. در ضمن وزن لوله ی جدید حدود 1347 کیلوگرم است. با ساخت لوله ی جدید یعنی همین L/55 تانک های لئوپارد 2 دستخوش تعمیرات اساسی شدند. با افزودن توپ جدید و همینطور برخی امکانات دیگر، تانک لئوپارد 2A6 ساخته شد همینطور تانک های لئوپارد 2E اسپانیا، لئوپارد های 2HEL یونان و لئوپارد 2A6 های آلمان همگی از توپ L/55 120 میلیمتری استفاده می کنند. [b]مهمات[/b] گلوله ها و مهمات مخصوص این توپ با تنوع زیادی برای رینمتال توسعه و طراحی شده اند. برای مثال، برای مدت طولانی گلوله های ضد زره سابوت(Sabot) که اختصاراً APDS نامیده میشود توسط کارخانه رینمتال توسعه و ساخته شدند. در اصل، تانک های لئوپارد 2 همگی مجهز به گلوله های انرژی جنبشی DM23 بودند که بُن مایه اصلی شان مبتنی بر گلوله ی اسرائیلی M111 Hetz بود. پس از گذشت مدتی سرانجام گلوله های انرژی جنبشی DM23 با مدل DM33 تعویض شدند. از این جایگزین کردن کشورهایی مثل ژاپن، سوئیس، هلند و کره جنوبی استقبال بسیاری کردند. گلوله ی DM33 دارای 3 بخش آلومینیومی سابوت و دو قسمت تنگستن زره پوش شده است و قادر است تا عمق 560 میلیمتری (22 اینچ) از فاصله ی دو کیلومتری به داخل زره استیل نفوذ کند که واقعاً خارق العاده است. کمی پس از آن گلوله ی DM43 مشترکاً توسط آلمان و فرانسه توسعه و طراحی شد. با معرفی لوله ی جدید تر و اینکه لوله ی جدید طولش بیشتر بود نمونه ی جدید گلوله ی انرژی جنبشی DM53 معرفی شد. وزنش 8.35 کیلوگرم یا 38 سانتی متر طول با 1750 متر بر ثانیه سرعت دهانه بود. برد مؤثر این پرتابه چیزی حدود 4 کیلومتر بود. گلوله ی بعدی که توسعه ی همان نمونه ی قبلی بود، با نام DM63 صدا زده می شد. این گلوله به ویژگی های جدیدی دست یافته بود که یکی از آنها نیروی محرکه مستقل از حرارت بود که به گلوله اجازه می داد تا با استفاده از نیروی محرکه از یک الگوی ثابت پیروی کند و درجه حرارت داخلی اش را که در داخل لوله است، از -47 درجه سانتی گراد به +71 درجه سانتی گراد برساند. پودرهای سوختی جدید که با نام SCDB شناخته می شوند به گلوله ی DM63 اجازه می دهند تا در هر آب و هوایی استفاده شود و نتیجه ای اثر بخش و خوبی را ارائه کند. مهمات جدید در کشورهای هلند و سویئس و خود آلمان به کار می روند و بسیار از آنها استقبال شد. [center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_PARS_3_LR_with_HEAT_warhead_of_the_German_Army_.jpg[/img][/center] [center]گلوله ی PARS 3 LR آلمانی با سر جنگی HEAT[/center] ایالات متحده آمریکا نیز با توسعه گلوله های انرژی جنبشی خود که اختصارا APFSDS نامیده می شوند، از ماده ی اورانیوم رقیق شده که از آلیاژ ضد زره بهره می برد تحت عنوان گلوله های M829 تولید انبوه کرده که در نسخه های متعددی بهینه سازی شده است. یک نسخه ی بهینه سازی شده ی فوری، گلوله ی M829A1 نام دارد که بعد از عملکرد درخشانش در نبرد خلیج فارس، در برابر تانک های T-55s، T-62s و T-72 عراقی، نام گلوله ی نقره ای را برای خود برگزید. سری گلوله های M829 آمریکایی هسته ی مرکزیشان اورانیوم رقیق شده ضد زره است و طراحی شده اند برای اینکه با استفاده از از انرژی جنبشی بتواند به داخل زره وسایل نقلیه دشمن نفوذ کرده و مقاومت برجکشان را بشکند و خسارت های بسیار زیادی به تانک وارد کند. در سال 1998 ارتش ایالات متحده آمریکا گلوله ی M829A2 را معرفی کرد که مملو از اروانیوم رقیق شده ضدزره و تکه های سابوت درون گلوله بودند. در سال 2002 گلوله های M829A3 که قیمت تمام شده هر کدام 10.000 دلار بود، با خواص ضدزره بالاتر و موثرتر، سابوت بیشتر و همینطور 800 میلمیتر طویل تر و 10 کیلوگرم سنگین تر است که به گفته ی سازندگان می تواند آخرین نمونه ی زره واکنشی انفجاری کنتاکت 5 روس هارا به طرز فجیعی در هم شکند. بازی های قدرت میان روسیه و آمریکا همچنان ادامه دارد و خواهد داشت. بعد از اینکه خدمه ی آبرامز به آخرین نمونه ی سری M829 مجهز شدند و وقتی که سازندگان خبر از بی دفاع بودن کنتاکت 5 در برابر این گلوله ی آمریکایی دادند، روس ها نیز دست به کار شده و زره رِلکیت را ساختند که یکی از مدرن ترین زره های واکنشی انفجاری روسی است که اختصارا ERA نامیده می شود. این زره جدید روسیه بسیار قوی تر و جدیدتر است نصبت به کنتاکت 5 که به راحتی تفاوت میان دو زره کاملاً مشهود است. با مشاهده زره جدید روسی یانکی ها نیز دست به کار شده و نمونه ی M829E4 را ساختند که از سال 2011 تا کنون تحت توسعه و طراحی است و قرار شد تا در سال 2015 تحت عنوان M829A4 به میدان فرستاده شود اما کار های ساخت این گلوله به علت کمبود بودجه ی مورد نیاز کنسل شد. [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/French_anti-tank_round_with_its_sabot.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_French_anti-tank_round_with_its_sabot.jpg[/img][/url][/center] [center]گلوله ی ضدتانک فرانسوی به همراه سابوت[/center] [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/A_partially_cut-away_30_x_173_mm_APFSDS-T_round.jpg"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_A_partially_cut-away_30_x_173_mm_APFSDS-T_round.jpg[/img][/url][/center] [center]گلوله های APFSDS[/center] [center][url="http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/American_M829A2_APFSDS_DU_round.gif"][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/thumb_American_M829A2_APFSDS_DU_round.gif[/img][/url][/center] [center]گلوله های M829A2 آمریکایی[/center] هر دو کشور آمریکا و آلمان گلوله های متعددی برای این توپ طراحی و ساختند و بعضی موفق عمل کرد و بعضی فاجعه آفرید. در این میان گلوله ی DM12 چند منظوره ضد تانک آلمانی که از تکنولوژی سر جنگی HEAT بهره مند است بسیار خوب عمل کرده است. با وجود کارایی فوق العاده خوب این پرتابه باز هم دارای محدودیت هایی است و آلمان سعی می کند که برخی از کارآیی اش را بهبود ببخشد تا بتواند در برابر مستحکم ترین زره ها نیز همچنان کارساز باشد. آمریکا نیز نوع MPAT را دارد که با نام M830 شناخته می شود. این گلوله بعد از نمونه ی M830 طراحی شد و گلوله ی جدید M830A1 نام داشت که به خدمه ی آبرامز اجازه می داد تا علیه بالگرد ها از آن استفاده کنند. تانک آبرامز M1 همچنین از گلوله های M1028 کانیستر استفاده کنند که هم علیه اهداف ضدنفر به کار گرفته می شود و هم علیه ضدبالگرد که شامل هزاران ترکش تنگستن هستند که وقتی در نزدیکی هدف منفجر می شوند از خود ترکش های زیادی پرتاب می کنند و همین موجب می شود تا اگر حداکثر خسارات وارد نشود باز هم ترکش ها حداقل خسارتی را به وجود بیاورند. آمریکا پس از این مهمات استفاده شده به تازگی گلوله ی M908 ODR را به عنوان گلوله ی تانک آبرامز انتخاب کرده که بن مایه اصلی اش مبتنی بر گلوله ی M830A1 MPAT است. فیوز مجاورتی گلوله به صورت کلاهک در نوک گلوله نصب شده که هنگام برخورد درون محفظه منفجر شده و خسارت های وحشتناکی را به بار می آورد. (درون محفظه منظور جایی است که منفجر می شود) ارتش رژیم صهیونیستی نیز به تازگی گلوله ی جدید معرفی کرده که نامش لاهات مخفف موشک های لیزری ضد تانک است که به صورت پرتابه شلیک می شوند. موشک لاهات از لیزر نیمه فعال بهره می برد که از متدهای هدایت لیزری جهت کنترل موشک استفاده می کند، هدایت موشک می تواند توسط خدمه ی تانک یا تیم هایی بر روی سطح زمین صورت گیرد که موشک هنگام اوج گرفتن، کاربر آن را هدایت می کند که از بالا با هدف برخورد کند یا اینکه از زیر برود و هدف را مورد اصابت قرار دهد، هدایت از زیر بیشتر برای بالگرد های در حال پرواز است. نکته ی دیگر این است که موشک لاهات می تواند هم با توپ 105 میلیمتری و هم با توپ 120 میلیمتری شلیک شود و محدودیتی در این زمینه ندارد. [center]کشور هایی که تانک هایشان مجهز به توپ L/44 هستند[/center] [center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/users-L-44.jpg[/img][/center] [center]کشور هایی که تانکهایشان مجهز به توپ L/55 هستند[/center] [center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10263/users-L-55.jpg[/img][/center] [center][b]نویسنده و مترجم: [color=#b22222]سیاوش سلطان ویس[/color][/b][/center] [center][url="http://www.military.ir/forums"]Military.ir[/url] Copyright[/center] [center]تمامی حقوق برای [url="http://www.military.ir/forums"]انجمن میلیتاری[/url] محفوظ است[/center] [center][url="http://en.wikipedia.org/wiki/Rheinmetall_120_mm_gun"]منبع[/url][/center] [color=#008080][size=2]=================[/size][/color] [color=#008080][size=2]با تشکّر از زحمتتون، همگی![/size][/color] [color=#008080][size=2]اندکی ویرایش و سپس منتقل شد[/size][/color] [color=#008080][size=2]PersianKing[/size][/color]
  2. یکی دیگه از موارد صرفه اقتصادی داشتن هویتزر های خودکششی کامیونی اینه که دیگه نیازی نیست مقر های توپخانه ثابت یا فصلی درست بشه و میشه در مراکز دیگه نگهداری و در صورت نیاز به منطقه ماموریت اعزام بشه. البته این جابجایی خودش دردسری هست برای خودش اما حداقلش دیگه نیاز به احداث پایگاه و مقر براش نیست
  3. به نام خدا مقدمه بعد از مدت های مدید تصمیم گرفتم یه چرخی در فضای مجازی بزنم و ببینم قضیه از چه قراره، همونطور که معلومه کشور چک یه مدل جدید هویتزر خودکششی (هویتزر خودکششی: به اون دسته از توپ های کالیبر سنگین گفته میشه که به خودی خود دارای پیشرانه و سیستم تعلیق مستقل هست و نیازی نیست توسط کشنده، حمل بشه) به اسم Dita معرفی کرده که نسخه ی توسعه داده شده ی DANA M2 هست. تا اونجا که یادم هست داخل انجمن مطلب بخصوصی بجز یه سری توضیحات در مورد این هویتزر (DANA) نیست و اگه عمری باقی باشه در مورد اون هم خواهم نوشت. هویتزر خودکششی Dita با توپ 155 میلیمتری، یک سیستم نوین توپخانه با برجک ارتقاء یافته و شکل و شمایلی نوین است که توسط شرکت Excalibur Army جمهوری چک توسعه یافته تا بتواند با افزایش سطح مقاومت زرهی و به طبع افزایش کارایی، در نبرد های مدرن امروز، تقریبا حرفی برای گفتن داشته باشد. شاکله و ساختار این سیستم توپخانه متحرک، از کشنده 8x8 تاترا شکل گرفته که هویتزر DITA را به یک ویژگی منحصربفرد، یعنی کاربری ساده و آسان برای خدمه تبدیل می کند و می توان این حجم از آتش متحرک را تنها با استفاده از 2 نفر به نقاط مختلف صحنه ی نبرد منتقل کرد. در دی ماه سال گذشته (ژانویه سال میلادی جاری) هویتزر DITA با تکمیل کردن نمونه ی اولیه خود، وارد فاز نهایی آزمایشات میدانی شد و این نمونه اولیه قرار است تا تحت همین آزمون ها، کارایی و عملکرد خود را به صورت میدانی به اثبات برساند. اولین نمایش عمومی این هویتزر در نمایشگاه IDEX 2021 که در امارات متحده عربی و در شهر ابوظبی برگزار شد، بود. ویژگی های ظاهری و طراحی هویتزر DITA هویتزر خودکششی DITA دارای ابعادی به طول 13.02 متر، عرض 3.08 متر و ارتفاع 3.12 متر با وزنی معادل 29 تن می باشد. یکی از نقاط ضعفی که این سیستم توپخانه را ناقص می سازد، بنای آن روی یک سیستم چرخدار می باشد. البته ذکر این نکته نیز لازم است که شاسی این خودرو پلتفرم مناسبی می باشد اما نمی تواند دارای قدرت تحرک پذیری مانند پلتفرم های شنی دار باشد اما تجربه ی هویتزر DANA در دهه 80 میلادی توسط چک و اسلواکی، نشان دهنده نا موفق بودن پروژه مذکور بوده و انتظار می رفت این سیستم روی یک شاسی شنی دار طرح ریزی می گردید. به لطف ماژولار بودن ساختار هویتزر، قابلیت نصب روی یک پلتفرم شنی دار را نیز دارا می باشد اما تا کنون این کار صورت نگرفته است. همچنین دستگاه با تنها 2 نفر خدمه که یکی از آنها وظیفه هدایت و دیگری فرماندهی وسیله را در اختیار دارند، عملیاتی می گردد. اجزاء و بدنه به گونه ای طراحی شده که بتوان در مواقع لزوم و نیاز کاربر، علاوه بر 2 نفر، 1 نفر دیگر نیز به عنوان سرنشین در این سیستم قرار گیرد. برخلاف هویتزر های چرخدار امروزی مانند قیصر فرانسه که از شاسی کامیون استفاده می کنند، Dita با استفاده از پلتفرم مخصوص می تواند کارآمد تر با قابلیت های بیشتر باشد. به منظور راحتی سرنشینان، کابین هویتزر با سیستم های تهویه مطبوع، گرمایشی و سرماشی مجهز شده و همچنین در مواقع بحران و یا استفاده یکی از سه عامل هسته ای، بیولوژیکی و شیمیایی (NBC)، این کابین مجهز به سیستم های فیلتر کننده بوده تا سرنشینان از این مخاطرات در امان بمانند. همچنین به منظور بهبود حفاظت بدنه، استاندارد STANG 4569 سطح I ناتو با توانایی دفاع در برابر سلاح های سبک با کالیبر 5.56 و 7.62 میلیمتر، روی این هویتزر پیاده سازی شده است. برجک Dita به همراه توپ جنگ افزار هویتزر Dita با یک توپ 155 میلیمتری استاندارد ناتو به اسم L45 مسلح می شود که می تواند با استفاده از پرتابه های شدید الانفجار Base Bleed دارای حداکثر برد آتش 39 کیلومتر باشد. نرخ آتش پایدار این توپ 5 گلوله در دقیقه است اما می تواند در برخی مواقع این مقدار را به 6 گلوله در دقیقه افزایش داد و به طبع میزان عمر عملیاتی توپ و تجهیزات مرتبط نیز کاهش می یابد. طراحان با نصب یک بارگذار خودکار روی این توپ، قابلیت های مسلح سازی و آتش خودکار در وضعیت هایی مثل تمام اتوماتیک، بارگذار دستی و بارگذار اورژانسی را به آن اضافه کرده اند. این بارگذار همچنین قادر به پشتیبانی از حالت های مختلف مانند بارگذار تکی، بارگذار سریع، برنامه ریزی شده و MRSI (چندین شلیک به صورت همزمان) نیز می باشد. برجک Dita می تواند در دمای -3 الی 70 درجه و توپ L45 نیز قادر است تا در -60 الی 60 درجه سانتی گراد تغییر زاویه دهد. بار همراه این توپ مقدار 40 گلوله است که در داخل نوار نقاله های تعبیه شده در داخل برجک قرار می گیرد. کابین راننده و سیستم ناوبری سیستم کنترل آتش امروزه سرعت رشد تکنولوژی به بالاترین میزان خود در دهه های اخیر رسیده به طوری که رد آن را در هر زمینه ای از زندگی چه نظامی گری و چه شخصی، می توان دید. سیستم کنترل آتش یکپارچه توپ متحرک چک ها از یک دستگاه مدرن کنترلگر در دسترس (OCS) تشکیل شده که می تواند شامل زیر سیستم هایی مانند خطایاب، سامانه ناوبری، هدایت خودکار سلاح، محاسبه گر دقیق مولفه های تیر اندازی و همچنین سیستم مدیریت مهمات باشد. در خصوص سیستم کنترلگر در دسترس یا OCS می توان گفت که توانایی افزودن قابلیت حالت گیری سریع آماده به کار سلاح را فراهم سازد. این بدین معناست که جهت آماده سازی دیگر نیازی به خدمه های فراوان برای بررسی و کنترل سیستم ها نمی باشد و این رایانه است که این کار را برای شما انجام می دهد و همین امر به خودی خود موجب می شود تا تلفات انسانی کاهش و در عوض سرعت عمل افزایش یابد. یک سایت هدف گیری دیداری (اوپتیکال) نیز برای هدف گیری اشیاء در خط دید برای فرمانده تعبیه شده است. از دیگر مزیت های این سیستم، علاوه بر افزایش سرعت آماده به کار نمودن دستگاه، استفاده از کنترل پنل M4 است که دارای یک نمایشگر دیجیتال بوده و می تواند در تجزیه و تحلیل داده ها، خطایابی سلاح و شاسی، کمکیار فرمانده بوده و به لطف قابل حمل یا پرتابل بودن این سیستم، می توان آن را از بیرون نیز هدایت کرد. کامیون Tatra که از شاسی آن به عنوان بدنه اصلی این هویتزر استفاده شده نیرو محرکه و موتور هویتزر Dita نیروی محرکه خود را از موتور Tatra T3c-928-90 تهیه می کند که قادر است تا نیرویی معادل 402 اسب بخار (300 کیلووات) فراهم سازد. علاوه بر موتور اصلی، یک موتور کمکی هیدرولیکی 24V جهت آماده به کار نمودن برجک و توپ روی خودرو تعبیه شده که با استفاده از آن سلاح و برجک بدون نیاز به قدرت موتور اصلی، مسلح می گردد. با استفاده از موتور تاترا T3c هویتزر Dita قادر است تا به حداکثر سرعت 90 کیلومتر بر ساعت در جاده آسفالته و 25 کیلومتر بر ساعت در جاده خاکی یا Off-Road تردد نماید. همچنین میزان برد عملیاتی این جنگ افزار 600 کیلومتر است. با استفاده از تایر های سایز رینگ 20 این هویتزر قادر است تا در سربالایی به میزان 30 درجه و در دامنه ها به میزان 15 درجه بدون انحراف از مسیر، تردد نماید. علاوه بر این، این هویتزر قابلیت عبور از موانع با ارتفاع 470 میلیمتر و ترانشه های به عمق 2 متری را نیز دارا می باشد و می تواند از آب های به عمق 1.2 متر نیز عبور نماید. منبع: www.army-technology.com کپی با ذکر نام انجمن میلیتاری بلامانع است.
  4. بسم الله الرحمن الرحیم           یک مهندس معروف آمریکایی به نام J Walter Christie ، یک نوع سیستم تعلیق برای تانک ها طراحی کرد که با نام خودش، یعنی سیستم تعلیق Christie نام گذاری شد. این سیستم به تانک ها اجازه می داد تا بسیار بهتر و بیشتر از نمونه هایی که از Leaf spring استفاده می کردد، تحرک داشته باشد. همچنین به تانک اجازه می داد تا از سیستم کراس کانتری برای سرعت بهتر و راحتی بیشتر خدمه بهره ببرد. این سیستم اولین سیستمی بود که با نام M1928  وارد خط تولید شد و تقریبا از سال 1944 تا کنون در اکثر طراحی های مربوط به تانکها مورد استفاده قرار گرفته است.   شمای فنی سیستم تعلیق کریستی   سیستم تعلیق کریستی به صورت گسترده در تانک های سبک مورد استفاده قرار گرفت، به خاطر این که این سیستم هم برد بیشتری داشت و هم اینکه سرعت تانک را افزایش می داد و می توانست خیلی راحت در زیر ساخت های دشمن نفوذ کند و قابلیت های لجستیکی آنها را نابود کند. اولین طراحی این سیستم به دهه 20 میلادی بر می گردد که توسط یک سری موانع بسیار ساده، قابلیت کراس کانتری آنها امتحا شد و در طی آزمایش های محدود قابلیت هایش مشخص گردید. بعد از دهه ی 20 میلادی، کریستی راه حل بهتر و جدید تری ارائه کرد. اما مشکل او تعبیه فضای عمودی بیشتر برای حرکت فنر ها بود، برای مثال اگر قرار بود از یک مانع 25 سانتی متری، سیستم تعلی عبور کند، احتیاج به 50 الی 75 سانتی متر فضای عمودی برای جابجایی فنر ها بود که این طراحی کوچک پاسخگوی چنین نیازی نبود.   تانک T-34   سرانجام این مشکل با اضافه کردن بلبرینگ به این سیستم حل شد. این عمل باعث شد تا جهت حرکت از عمودی به افقی تغییر پیدا کند. چرخ های جاده به صورت جداگانه بر روی یک لوله نصب می شدند که می توانست تنها به صورت عمودی تحرک داشته باشد. در بالا که بلبرینگ ها نصب شده بودند، به سمت جهت خاصی به سمت عقب حرکت می کردند. فنر ها نیز بر روی انتها بلبرینگ ها نصب شده بودند و می توانستند تا هر زمانی که می خواهند کوتاه و دراز شوند. این سیستم بر روی تانک M1928 نصب شد، نتایج بسیار قابل توجهی بدست آمد که محدوده ی حرکت تانک را به صورت ویژه ای از فقط 10 سانتی متر (که در طراحی اصلی اش 10 سانتی متر در نظر گرفته شده بود)، به 25 سانتی متر افزایش داد، پس از آن، بر روی M1930 به 35 سانتی متر و در تانک M1932 به 60 سانتی متر افزایش یافت. در دنیا، تانک های معروفی از سیستم تعلیق کریستی استفاده کردند که از تانکهای اتحاد جماهیر شوری از جمله ی آنها بودند، تانکهایی مانند BT Tank، T-34 نمونه ای از تانکهایی بودند که از این سیستم ها استفاده می کردند. در تانک BT از یک فنر نصب شده به صورت عمودی بر روی سیستم، بهره می برد و در تانک T-34 از یک فنر با زاویه ای خفیف که به صورت عمودی نصب شده بود، استفاده می کرد.     بلبرینگ نوعی میل لنگ است که جهت حرکت را از طریق زاویه دار کردن، تغییر می دهد. این زاویه می تواند از 0 درجه شروع شود تا 360 درجه ادامه یابد اما متداول ترین زاویه از 90 الا 180 است. نام بلبرینگ از اولین استفاده ی این محصول نشات گرفته است، زمانی که ناقوس کلیسا هارا می خواستند تکان بدهند، با استفاده از یک طناب، که یک سمت آن را به ناقوس و سمت دیگرش را فردی در دست می گرفت، انجام می دادند که با کشیدن طناب، ناقوس تکان می خورد و طناب از طریق بلبرینگ تحرک پیدا می کند.   بلبرینگ L شکل   نمونه ی متداول 90 درجه ای بلبرینگ ها از یک حال L شکلی بهره می برند که با استفاده از یک محور و دو بازو، حالت L شکل را تشکیل میدادند. میله که حرکت می کرد (یا کابل یا طناب) به انتهای دو بازی L شکل متصل می شد، زمانی که یکی از بازو ها به حول محور می چرخید، دیگری را نیز حول میداد تا بچرخد. نمونه های متداول 180 درجه نیز شامل یک نوار مستقیم است که بر روی یک محور بر در مرکز چرخش می کند. زمانی که یکی از بازو ها کشیده یا حول داده می شود، نوار اطراف نقطه ی خاصی می چرخد، دیگری را نیز می کشد یا حول می دهد.     در سمت راست، تانک BT شوروی که با استفاده از سیستم تعلیق کریستی (که در آن زمان در شوروی تحت لیسانس تولید می شد) و برجک بومی در سال 1932 مشاهده می کنید. در سمت چپ تانک T3E2 را در جریان آزمایشاتش در سال 1939 مشاهده می کنید که از سیستم تعلیق کریستی استفاده می کرد.   یکی دیگر از خصیصه ها یا ویژگی های سیستم تعلیق کریستی، طراحی  تبدیل پذیر بود، این قابلیت اجازه میداد تا زمانی که قرار است در جاده تردد کنیم یا مسافت طولانی را بپیماییم، چرخ هایی را که می خواهیم از کار بی اندازیم. این ویژگی موجب می شود هم سرعت و هم برد تانک یا هر چیزی که از این سیستم استفاده می کند بالا برود. اولین تست در سال 1931 و در لیندن صورت گفت که تانک مجهز به شاسی کریستی توانست با سرعت باور نکردنی 104 مایل در ساعت براند، رکوردی که امروزه نیز در دنیا هنوز شکسته نشده و باعث شد تا این تانک را یکی از سریع ترین تانک های دنیا بسازد. بعد آن، کریستی بر روی چرخ های تانک یک پوشش لاستیکی کشید و این کار را بدون غلطک های بازگشتی انجام داد. روی هم رفته، در طول جنگ روش های زیادی امتحان شد، حتی از چرخ جاده استیل نیز استفاده شد که تجربه رانندگی ناراحت کننده ای را برای خدمه به ارمغان آورد. در طراحی بسیاری از تانک ها، یک چرخ دنده به عنوان چرخ دنده ی هدایت مرکزی مورد استفاده قرار می گیرد که می توان از دو چرخ استفاده کرد، به طوریکه این چرخ دنده ی مرکزی در بین آنها حرکت می کند. در سال 1939 شوروی به این نتیجه رسید که قابلیت تبدیل پذیری برای تانک BT یک ویژگی نامناسب غیر ضروری است که می توان بدون آن فضای درون تانک را افزایش داد، بعد از آن این ویژگی نیز در تانک T-34 حذف گردید.   تانک انگلیسی Cruiser MK III   با توجه به این که چرخ جاده ی بزرگ یکی از ویژگی های سیستم تعلیق کریستی است، به همین دلیل در برخی از طراحی ها تمامی ویژگی ها به درستی منتقل نشده اند و تنها بخشی از آنها مورد استفاده قرار گرفته اند. سیستم واقعی تعلیق کریستی، به درستی در تنها برخی از طراحی ها به کار گرفته شده که از جمله ی آنها؛ BT Tank و T-34، تانک انگلیسی Cruiser، شامل نسخه های A13، کروزر مارک 3، مارک 4، Covenanter، Cromwell و Comet، و نیز در برخی از کشور هایی همچون لهستان و ایتالیا و همچنین تانک های مدرنی مانند سری های مختلف تانک اسرائیلی مرکاوا مورد استفاده قرار گرفت.     تانک منهدم شده ی T-34 که ستون های فنر سیستم تعلیق را در اطراف تانک به خوبی قابل مشاهده هستند. این تانک از سیستم تعلیق کریستی استفاده می کرد.           نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس Military.IR Copyright تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است.     منابع: http://en.wikipedia.org/wiki/Christie_suspension http://en.wikipedia.org/wiki/Bellcrank
  5. تانک T-90SM هستن ایشون. بسیار هم شیک و مجلسی. ولی اگه خدای نکرده یه وقت کرار رونمایی بشه واقعا روح تازه ای در کالبد زرهی ایران دمیده میشه که عواقب بدی مثل بروز شدن زرهی، تجهیز شدن با تانک های جدید، تسهیل در نابود سازی اهداف و خیلی موارد دیگه اتفاق می افته که دلاور مردان عرصه ی تلاش رو به این وا میداره که از همون تی 72 های عهد عتیق استفاده بکنن. جدا هشدار میدم که این کرار ها هیچوقت عملیاتی نشن چراکه باعث ارتقاء سطح نیرو های مسلحمون میشه واین خیلی بد هست
  6. کاری به اقارب و .... ندارم، منتها متاسفام که نظامی های ایران شدن مسخره دست شما و امسال شما که 24 ساعته پای تلگرام و اینستاگرام و ... در حال بافتن جفنگیات هستید. این میاد میگه کرار خوب نیست اونو به جاش بسازید، این میگه فلان خوب نیست اونو به جاش بسازید! همه ی جوانان غیور ایران زمین هم شدن متخصص صنایع نظامی! اونم به واسطه تلگرام و اینستاگرام!   انصافا اگه یک نفر نظامی بود که خبره ی این کار و واقعا از جون و دل مایه گذاشته بود حرفاشو قبول می کردم، نه اینکه از طریق ویکیپدیا انگلیسی بشه متخصص اسلحه و متخصص هوایی و متخصص زرهی!!!! من خودم فکر میکردم قبلا خیلی حالیمه! کلی از همین کسایی که توی اینترنت قبلا و الان ادعای نظامی گری داشتن من جمله خودم از همین انجمن شروع کردن! ولی واقعیت چیز دیگری هست! به قول هوت توی سقوط بلک هاوک: اولین گلوله که از کنار گوشت رد بشه همه ی این سیاست و ... از یادت میره! سعی کن افرادت رو زنده بر گردونی، حالا دوست خوب و عزیزم، توی میدان جنگ چه با اقارب، چه با استرایکر آمریکایی چه با دست خالی باید جون خودت و دور و وریاتو حفظ کنی! یا علی!
  7. siavash75

    بررسی یک کیسه خواب

    میثم دستت درد نکنه. اتفاقا چند روز پیش بود حسین یه دونه از دیجی کالا داد تخفیف داشت 39 تومن :| :| بهش گفتم نخر.   فقط خدا کنه این مطلب تورو نبینه icon_cheesygrin icon_cheesygrin   حسین هر جا هستی خدا به همرات
  8. بسیار عالی مهدی جان. کاش عکسی از فشار شکن فنر تخت های جلو هم میگذاشتی که سالم بود با وجود اینکه گفتن تست شده!!! درضمن همون فشار شکن با کاسه ای که براش قرار گرفته بود کلی فاصله داشت!!!
  9. شش که هیچی، مورد هفت، کج و ماوج بودن طراحی کاملا مشخص هست! حتی با اینکه کیفیت عکس نسخه ی اصلی پایین هست! هشتمی هم که دستگیره باشه توی نسخه ی کانادایی کشیدنی هست! نه فشار دادنی و قابل قفل شدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نهمی رو هم که گفتم دستگیره کوتاه تر هست که توی هر دو تصویر مشخصه اینم که هیچی! دهمی هم که دستگیره هست که توی نسخه ی کاناداییش اصلا مشخص نیست نمیدونم شما از کجا دیدی، یازدهمی هم که جای آنتنه که بازم اونم توی نسخه ی کانادایی بالاتر قرار گرفته :|     این که دیگه باید وارد مباحث تخصصی شد و اینطوری نمیشه!   حفاظت استانگ سطح 2 و 3 ناتو رو یه مطالعه ی کوچک بفرمایید     چرا، تفاوت های زیادی دارن این دوتا
  10. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همگی! هیچ حاشیه نمیرم و میرم سر مبحث اصلی!!!!   من نتونستم عکس رو ببرم گالری، مدیران لطفا این کارو بکنن   خودروی نمایش داده شده در تصاویر به اصطلاح تایفون دارای تفاوت هایی با نسخه ی اصلی هست که توسط استریت گوپ کانادا طراحی شده. اولا این یک پلتفرم هست و نمیشه هر کشوری هر مدلی که دلش خواست بزنه و با توجه به اینکه استریت گروپ شعبه های زیادی داره، شعبه ها هم همه مدل های مونتاژ رو تولید می کنن. بگذریم. از راست دونه دونه تفاوت هارو میگم. - اولین و وحشتناک ترینش سپر جلو هست! این سپر باید از سمت جلو بیشترین تاب مقاومت رو داشته باشه و به اصطلاح گل سر سبد باشه! ولی اینطوری که در تصویر معلومه حلبی بیش نیست و بتونه جلوی پارابلوم رو بگیره خودش کلی شاهکار هست!   - دومیش اون قسمت به ظاهر هواکش هست، من در هیچ یک از عکس های منتشر شده چه در استریت گروپ آمریکا و چه کانادا چنین چیزی رو ندیدم و همه ی شکل جلو پنجره با هم یکسان بودن و انشاءالله اگه تونستم و در سفری که به ولایات تهران داشتم یک گزارش مفصل از این بازدید تهیه و تقدیم می کنم. همچنین حفاظ چراغ نا معلومه! حفاظ های تایفون 3 تا هست و شامل حفاظ راهنما و چراغ ها میشه ولی این به نظر اینطوری نمیاد!   - سومیش چرخ هاست! اینطوری که از چرخ های این معلومه 10 تا پیچ داره ولی نسخه ی کانادایی 12 تا! 2 تا پیچ به معنای نداشتن اکسل و محوری قوی هست که همین موجب میشه بزرگترین سوال در ذهن ما بشه و اونم اینه که آیا اصلا آفرود می تونه بره و محور ها تحمل چنین شرایطی رو دارن؟   - چهارمی آینه ها هست، این طرز قرار گرفتن آینه اصلا ربطی به تایفون نداره و گیره های نگهدارنده هم خیلی نزدیک به پنجره هستن و اینم یکی از تفاوت ها.   - پنجمی در و فریم در هست، این در رو با فریمش اگه با نسخه های کانادایی مقایسه بکنید متوجه میشید یک مقداری کوچک تر هست و دستگیره هم مثل اینکه مال خودرو های تولید داخل هست.   - ششمی هم در پایین در قرار داره، کلا قسمت پایین هم یکی دیگه از معایب این ماشینه! خودرو حفاظت شده بزرگترین وظیفه اش حفاظت از جان خدمه در برابر گلوله، مین و بمب کنار جاده ای تا حداکثر توان ممکن هست، ولی این اصلا چنین تصوری رو ایجاد نمی کنه و بلعکس! خیلی ضعیف و نا توان هست.   - هفتمی کنار پا دری هست، احتمالا جای جعبه ابزار هست! ماشین به اون عظمت داخلش یه قسمتی رو نذارن واسه این مسائل؟ این هم یه دلیل دیگه برای توخالی بودن زیر خودرو و در نتیجه حفاظت بشدت پایینش.   - هشتمی کمی بالاتر هست، به اصطلاح دستگیره بزرگی که زیر پنجره ها قرار داره که در نسخه ی کانادایی دراز تر هست. کلا مسائل هندسی اصلا رعایت نشده در این کپی ناقص! همه چیز با هم در تضاد هست.   - نهمی رو که یادم رفت خطش رو بکشم قسمت نگهدارنده ی آنتن بی سیم هست، توی نسخه ی ایرانی بالای گالن های سوخت قرار گرفته در حالی که در نسخه ی کانادایی کمی پایین تر از سقف و در عقب بدنه خودرو هست.   - دهمی دستگیره هست که در نسخه ی کانادایی اصلا وجود نداره.   - یازدهمی  قسمتی هست که مشخص کردم و فکر کنم در نسخه ی کانادایی محل قرار گرفتن موتور هیدرولیک رمپ باشه ولی در نسخه ی ایرانی معلوم نیست چیه!!!   - دوازدهمی و آخرین تفاوتی که به ذهن من رسید در هست! توی نسخه ی ایرانی باید با چتر بپرن بیرون چرا که رمپ پشتی رو حذف کردن که دارای پله بوده!!     من اینهارو در ظاهرش دیدم! داخل که بماند شده شبیه می نیبوس های فیات و مانیتور هایی که از بانه مارکت خریدن برای مشاهده فیلم هنگام گشت!!!! شما هم اگه تفاوت دیگه ای به ذهنتون رسید اون رو بنویسید و به آدرس پستی ما 19343-2323 پست کنید!! خدا یارو نگهدارتون تا تایفون ساخت وطن دیگر شمارو به مدیر های میلیتاری میسپارم :rose: :rose: :rose: icon_cheesygrin icon_cheesygrin icon_cheesygrin
  11. احسنت. در قالب متن نمیگنجه تشکر کردن ولی بعد مدتها آنلاین شدن لازم دیدم بگم. کارت خیلی درسته
  12. منظور توی این عکس یعنی سومین عکس از سری K2 Black Panther، هدفش سومین نسخه از این تانک نبوده
  13. بله میدونم، ولی بلک پانتر 3 نداریم. اسمش K2 Black Panther هست، اون پلنگ سیاه لقب هستش!
  14. رضا داداش بلک پانتر 3 دیگه چه صیغه ای هست؟ :D
  15. دوست عزیز فکر کنم شما اصل یک بار هم با دقت این مطالب رو نخوندی! من کی نوشتم کورنت فایر ان فورگت هست؟ عزیز جان درست بخون دیگه، توی این تیکه ای که نقل قول کردی اصلا اثری از کورنت میبینی؟
  16. منظورم به تنهایی یعنی ایران خودش تنها هست، هرچند ریسک بزرگی هست بخوایم زره رو از کسی بخریم یا با کسی بسازیم. 100 درصد جواب گو نیست، وقتی آبرامز با ضد تانک های درجه چندم ایرانی (مونتاژ) منفجر میشه، چه انتظاری از تانک های با زره بومی دارید؟ مگه اینکه مثل انگلیس یه زره خیلی مخوف بسازیم!
  17. خیر آرمین خان، کشور ما هنوز به این سطح نرسیده که بخواد خودش به تنهایی زرهش رو تولید بکنه، مگر اینکه یه کشور دیگه بیاد زحمت زره رو برامون بکشه!!!!
  18. دوستان عزیز فارغ از هرگونه مسایل و همینطور مباحث متعصبانه اجازه بدین به عنوان یک حقیر در این زمینه یک سری مطالب رو براتون عنوان بکنم. جمهوری اسلامی ایران تصمیم داشت یک تانک بومی بسازه که حرکتی بسیار پسندیده و شایسته است و در دنیا هم دوباره تکرار شده (یعنی این فقط ما نبودیم که خواستیم تانک بومی بسازیم!!! دشمن ما ساخته اونم از نوع درجه 1) و ایران هم خواست این کار رو انجام بده. به هر تقدیر بودجه ای وضع شد و سازمانی هم براش ساخته شد به اسم جهاد خودکفایی تا دستاورد هایی که تولید میشن رو به عموم مردم ایران معرفی بکنه! حالا کاری ندارم که چه چیزای دیگه ای توی این جهاد ساخته شده، هدف من فقط تانک ذوالفقار هست.   در اینترنت و شبکه های اجتماعی، جمعی نادان 14 ساله دور هم جمع میشن و یه عکس از ارتقاء چیفتن میذارن و به به و چه چه که این کرار یا ذوالفقار 3A2 یا ... هست. این تیکه رو گفتم تا در ادامه با مباحثم ربطش بدم!!! تانک ذوالفقار 1 در دهه ی 70 شمسی در جهاد ساخته شد و توی بوق کرنا که ایران تانک بومی ساخته! اونم چه تانکی! کلا 6 تا از این تانک ساخته شد که بدنه مبتنی بر ام 60 و توپ هم نسخه ی 125 میلیمتری تی 72. ذوالفقار 2 هم یه نمونه ی آزمایشی بود که توش کمی به مسائل مربوط به بارگذار رسیدگی شده بود ولا غیر! و میرسیم به نسخه ی سوم که ذوالفقار 3 هست. این تانک همون ام 60 و تی 72 هست، با این تفاوت که کمی هیکلی تر شده. زرهی در این تانک مشاهده نمیشه که بتونه در برابر انرژی جنبشی دوام بیاره، سامانه اقدامات متقابل هارد کیل یا سافت کیل هم نداره، پس این یه نفربره؟ تانکه؟ خودرو شناساییه؟ چی هست؟ حالا این هم به هر جهت فاکتور می گیرم، ایران نمیتونه زره بسازه عزیزان جان، کشور ما توانایی ساخت زره رو نداره، وقتی ما با هر بدبختی دیگر وسایل رو جور بکنیم، وقتی نتونیم زره بسازیم، این چه فایده ای داره؟   حالا به کجا میرسیم؟ به اینکه ایران براش مقدور نیست تا این تسلیحات رو با قیمت بالا بخره و بذاره روی تانکی که زره نداره، یعنی همین سایت های دیدبانی و هدف گیری و کامپیوتر بالستیک و ...، پس میره یه چیزی به اسم تی 90 میخره. اونم نه نسخه ی SM، بلکه نسخه های A. حالا هی شما از صبح ساعت 5 تا شب ساعت 12 بگین ایران تانک کرار، ذوالفقار، عره، عوره شمسی کوره میسازه، وقتی توانایی ساخت زره نداره، یعنی هیچ! متاسفانه باید بگم تانک های ام 60 رو هم ایران فروخت به کشور سومالی، یعنی دیگه اون 150 تا ام 60 رو هم نداریم که بخوایم ارتقاشون بدیم، پرونده ذوالفقار همینجا به پایان میرسه و تا تانکی دیگه از این صنایع (البته تیام هست :)))) ) شمارو به خداوند منان می پسارم، مراقب خودتون باشید. :rose: :rose:
  19. بسم الله الرحمن الرحیم                 در خصوص توپ های نصب شده روی تانک ها ممکن است مطالب زیادی را شنیده باشید مانند اینکه کالیبرش چقدر است، خان دار است یا بدون خان، چقدر برد دارد و...، اما ممکن است در مورد گلوله هایی که شلیک می کند آشنایی نداشته باشید. این طبیعی است، زیرا همه که مایل به دانستن این گونه اطلاعات نیستند و این دست از اطلاعات بیشتر به درد علاقه مندان حوزه زرهی می خورد تا اینکه به صورت تفریحی آن را مطالعه کنند.   توپ نام آشنای 120 میلیمتری ساخت شرکت آلمانی رینمتال در دنیا طرفداران زیادی داشته و روی اغلب تانک های ناتو نصب شده است. تانک های ناتو از استاندارد 120 میلیمتری بهره می برند که همگی از یک توپ، یک لوله و یک نوع خاص از مهمات استفاده می کنند. البته تانک چلنجر 2 انگلیسی از این قائده مستثنی است چون این تانک از نسخه ی خان دار این توپ بهره می برد که طراحی شده توسط اوردنانس انگلیس می باشد، اما مدل آن 120 میلیمتری است.   برای توپ 120 میلیمتری ایالات متحده 8 نوع گلوله را طراحی و توسعه داده است که در ادامه به معرفی مختصری از آن ها ی پردازیم.   گلوله ی M829A1 APFSDS-T گلوله ی APFSDS-T نوعی از گلوله های ضد تانک است که دارای مزیت های: ضد زره، نفوذگر، تثبیت شده و هسته ی ثابوت به همراه پوسته جدا شونده می باشد. گلوله ی فوق یکی از 8 گلوله ی مورد استفاده در توپ 120 میلیمتری است که به عنوان پیشرفته ترین گلوله تانک در دنیا نیز شناخته می شود. توپ 120 میلیمتری دارای دو نوع L44 و L55 که در تانک آبرامز M1A1 و M1A2 از نوع L44 آن استفاده می گردد. همچنین در تانک های Leopard 2، تایپ 10 و K1A1 کره جنوبی مورد استفاده قرار می گیرد. گلوله های آموزشی 120 میلیمتری نیز برای آموزش خدمه ی تانک های فوق نیز تولید می گردند که هم قیمت پایینی دارند و هم به صرفه تر از استفاده گلوله ی 120 میلیمتری جنگی می باشند.       گلوله ی M829A1 انرژی جنبشی به عنوان جایگزینی برای گلوله ی M829 KE (KE به معنای همان انرژی جنبشی است) طراحی شد. گلوله ی M829A1 بهینه سازی های زیادی رویش صورت گرفت تا هم کارایی را افزایش دهند و هم اینکه در میدان نبرد ثبات بیشتری از خود نشان دهد. این گلوله هرگز به عنوان تخریب محدوده به کار نمی رود. گلوله های ضد تانک یا ضد زره بیشتر به صورت نفوذگر عمل می کنند و برای تخریب تانک ها و یا تجهیزات نظامی سنگین به کار برده می شوند. جنگ طوفان صحرا جنگی بود که ایالات متحده و ائتلاف برای آزاد سازی کویت به راه انداختند تا عراق را از کویت بیرون کنند. ارتش عراق به صورت تمام قد وارد کویت شد و آمریکا نیز در این جنگ از گلوله های ضد تانک برای اولین بار استفاده کرد که در این جنگ به عنوان گلوله ی نقره ای نیز شناخته شد. تانک های آمریکایی در این جنگ بسیار خوب عمل کردند. این تانک ها در برابر تانک های تی 72 گارد ریاست جمهوری عراق قرار گرفتند که اغلب تانک ها را نابود کردند. تنها تلفاتی که این تانک ها داشتند، شلیک به خودی نیرو های خودی بود.   گلوله 120 میلیمتری M829A3 APFSDS-T گلوله M829A3 مدل جدید تر گلوله های ضد تانک مدل APFSDS سابوت دار است که توسط توپ های 120 میلیمتری ناتو شلیک می شوند. این گلوله ها دارای ویژگی های بهبود یافته، سرعت عمل بالا، دقت بیشتر و همینطور پایداری در مقایسه با نمونه های قبلی و هم رده خود دارد که آن را تبدیل به 8 گلوله در اختیار توپچی کرده تا با استفاده از آن اقدام به نابود سازی تانک ها و دیگر اهداف سخت کند. گلوله ی فوق مناسب شلیک از طریق توپ های 120 میلیمتری مدل L44 و L55 است. تانک های اصلی میدان نبردی همچون سری آبرامز، لئوپارد 2، K1A1 کره جنوبی و تایپ 10 ژاپن از جمله تانک هایی هستند که از توپ 120 میلیمتری مدل L44 استفاده می کنند. همانند نمونه ی قبلی، از این مدل نیز نسخه های آموزشی تولید می گردد که برای استفاده ی خدمه تانک از آن بهره برده می شود.     گلوله M829A3 از جدید ترین و همینطور پیشرفته ترین گلوله های ضد تانک در دنیا به شمار می رود که دارای برد توسعه یافته و همینطور میزان نفوذ آن نیز تا حد بسیار زیادی افزایش داشته است. این گلوله ها توسط ایالات متحده آمریکا ساخته می شوند و از نوع انرژی جنبشی هستند. گلوله های M829A3 با بهره گیری از سابوت از جنس کامپوزیت و خرج گود و مواد بهسازی شده برای اطمینان خاطر از اینکه ارتش ایالات متحده آمریکا قادر باشد تا در نبرد های آینده از آن به عنوان یک گلوله یکپارچه استفاده نماید.   ممکن است کمی سردرگم شوید که گلوله یکپارچه اصلا به چه معناست؟! در دهه های گذشته چیزی به اسم یکپارچه وجود نداشت، ارتش های مختلف به ازای هر خرید نظامی که انجام می دادند، لجستیک هایی نیز برای آن ها فراهم می کردند. این لجستیک می بایست در میدان نبرد همواره به نیرو های تحت پشتیبانی خود مهمات می رساند. اما با تغییر و تحولاتی که ناتو انجام داد، یکپارچه سازی معنا  مفهومی جدید گرفت. کالیبر مشترک، شاسی، فریم، زره و ... همگی یکچارچه و مشترک تا ارتش های عضو بتوانند از همدگیر پشتیبانی کنند. در اینجا نیز آمریکا تصمیم دارد تا این گلوله ها را با یکپارچه سازی بیشتری همراه سازد تا نرخ کارایی را همواره بالا نگه دارد.   گلوله M830 HEAT-MP-T همه چیز که ضد تانک نیست! بقیه گلوله ها نیز جان دارند! نوع دیگر گلوله ی مورد استفاده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری گلوله های شدید الانفجار هستند. این گلوله ها دارای ویژگی انفجار شدید، ضد تانک بودن ، چند منظوره و رسام است که در کنار 8 گلوله ی دیگر مورد استفاده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری قرار می گیرد. همانند نسخه ی ضد تانک، این گلوله های شدید الانفجار جز پیشرفته ترین گلوله های دنیا هستند که توسط توپ های 120 میلیمتری شلیک می شوند. این گلوله نیز توانایی شلیک در تانک های آبرامز M1A1 و M1A2، تانک های لئوپارد 2، K1A1 کره جنوبی و تایپ 10 ژاپن هستند. این گلوله نیز نسخه ی آموزشی دارد که برای استفاده خدمه تولید می شوند، گلوله های آموزشی از قیمت بسیار پایین تری به مراتب نسبت به گلوله های جنگی برخوردار هستند.     گلوله های M830 دارای سر شکل دار (قسمت بالای این گلوله ها دارای یک حالت خاصی است که ممکن است در ظاهر شبیه به گلوله های انرژی جنبشی به نظر برسد، در حالی که اینگونه نیست) است و به گونه ای طراحی شده است تا هم بر علیه اهداف زرهی و هم اهداف نرم مورد استفاده قرار گیرد. گلوله از سمت جلو و از طریق همان شکلی که به شما گفتم فعال می گردد، این مورد باعث می شود تا تاثیر پذیری گلوله بالا رفته و شدت تخریب آن را نیز افزایش دهد. گلوله از طراحی منحصر بفردی بهره می برد. وقتی که به جسمی بر خورد می کند، نوک گلوله خرج اصلی را فعال کرده تا به فیوز برسد، سرانجام بعد از فعال سازی فیوز ماده منفجره به کار می افتد. این کار انفجار بزرگی را ایجاد می کند که صدها کیلوبار انرژی از آن آزاد می شود.         گلوله M830A1 HEAT-MP-T گلوله M830A1 HEAT- MP- T از جمله گلوله های شدید الانفجار است که برای جایگزین ساختن با گلوله M830 HEAT طراحی و تولید شد. این گلوله دارای 20 درصد قدرت تخریب بیشتر بر علیه سنگر ها (بانکر) و 30 درصد قدرت بیشتر بر علیه خودرو های زرهی سبک است. گلوله فوق جزء 8 گلوله ای است که تانک با خود حمل می کند.   گلوله M830A1 وقتی شلیک می شود، سابود های اطراف سر جنگی رها شده و یک سیستم چند منظوره فیوز کار انفجار را انجام می دهد. از ویژگی این گلوله، انفجار قبل از برخورد در هوا است (airburst) که به وسیله ی توپچی صورت می گیرد. فیوز منحصربفرد و آپشن دار موجب می شود تا شدت تخریب پذیری در جنگ شهری بیشتر نمایان شود. این گلوله ها، یعنی گلوله های M830A1- MP-T، همچنین به عنوان MPAT نیز شناخته می شوند که در عملیات آزاد سازی عراق در سال 2003 از آن استفاده گردید. جنگ عراق با نبرد های شهری بسیاری همراه بود.         گلوله 120 میلیمتری M831A1 TP-T گلوله ی M831A1 TP-T شدید الانفجار، از جمله گلوله های توسعه یافته برای توپ 120 میلیمتری است که دارای رسام می باشد. این گلوله در دسته ی 8 تایی گلوله های حمل شده با تانک است و در دنیا نیز جزء دسته ی پیشرفته ترین گلوله های شدید الانفجار قرار می گیرد. این گلوله ها با توپ های 120 میلیمتری تانک های M1A1 و M1A2 آبرامز، سری لئوپارد 2 سازگار است.   گلوله M831 TP-T به عنوان جایگزین گلوله ی M831A1 طراحی شده است. تکنولوژی به کار رفته در این گلوله یک نوع خاص از طراحی است که به تازگی به ثبت رسیده و موجب می شد تا انفجار های بالستیکی را به صورت کنترل شده به وجود آورد. این ویژگی موجب می گردد تا هم هزینه تولید کاهش یابد و هم بتوان از گلوله نهایت استفاده را برد. حداکثر برد این گلوله محدود است و برای تمرین های آموزشی که در آن ها فضای زیادی در دسترس نیست بسیار مناسب است.           گلوله120 میلیمتری M865 TPCSDS-T گلوله ی M865 TPCSDS-T از جمله 8 گلوله ی مورد استفاده در توپ 120 میلیمتری است که دارای باله های مخروطی ثبیتت شده با سابوت رها شونده که دارای رسام نیز می باشد (رسام برای تمرین هدف گیری) و از جمله گلوله های پیشرفته ی دنیا در زمینه ی شلیک به اهداف دور برد است. این گلوله با تمامی تانک های دارای توپ 120 میلیمتری از جمله M1A1 و M1A2 آبرامز و تانک های لئوپارد 2 توانایی شلیک شدن دارد.   گلوله M865 از باله های مخروطی شکلی استفاده می کند که موجب می شوند تا برد گلوله تانک بر علیه اهدافی که در دور دست قرار دارد افزایش یابد. این باله ها بعد از رسیدن به محدوده ی هدف، شروع به محدود کردن سرعت خود می کنند تا دقت آن افزایش یابد. برد این گلوله ها 8 کیلومتر است. این میزان هم قابل استفاده در اروپا و هم قابل استفاده در آمریکا است، زیرا میزان بیشتر از 8 کیلومتر اجازه ی استفاده شدن ندارند.   البته گلوله های آموزشی با قیمت بسیار پایین تر نیز تولید می شوند که صرفا به جهت آموزش خدمه تانک به کار برده می شوند و با نسخه ی جنگی آن تفاوت هایی نیز دارد.           گلوله 120 میلیمتری M908 HE-OR T گلوله ی M908 HE –OR –T جزء گلوله های شدید الانفجار و مانع شکن رسام است که از جمله ی گلوله هایی است که در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری مورد استفاده قرار می گیرد. این گلوله در دسته ی پیشرفته ترین گلوله های شدیدالانفجار OR دنیا قرار می گیرد. این گلوله با توپ های 120 میلیمتری نصب شده روی تانک های کشور های ناتو از جمله تانک M1A1 و M1A2 آبرامز و تانک لئوپارد 2 در اغلب مدل ها مورد استفاده قرار می گیرد و توانایی شلیک شدن را دارا می باشد. نسخه های آزمایشی این گلوله با قیمت پایین تر در مقایسه با نسخه ی جنگی تولید می شوند که برای آموزش خدمه به کار برده می شوند.   گلوله ی M908 از جمله گلوله های پر قدرتی است که برای تخریب و از بین بردن بتن، صخره ها، موانع و دیگر اجسام سخت طراحی شده است و به کار می رود. البته از این گلوله ها برای متوقف ساختن تانک ها نیز به کار برده می شوند. در اصل این گلوله نوع اصلاح شده ی گلوله ی M830A1 است که با نام MPAT نیز شناخته می شود که در آن یک نوک استیل مانند با فیوز جلویی جایگزین شده است. این استیل نفوذ به داخل مانع را قبل از انفجار فراهم می کند تا شدت انفجار افزایش یابد. با این کار علاوه بر افزایش میزان تخریب، میزان نابودی شئ نیز افزایش می یابد، چون فضای بیشتری نابود می گردد.   گلوله های M908 دارای میزان عملکرد و تاثیر گذاری به مراتب بهتری نسبت با گلوله ی M123A1 HEP مورد استفاده در توپ 165 میلیمتری دارند.       گلوله ی XM943 120mm از نوع STAFF گلوله ی XM943 STAFF یا گلوله ی هوشمند هدفیاب شلیک کن فراموش کن از نوع گلوله های استفاده شده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری است که وظیفه اش پیدا کردن و نابود کردن تجهیزات و تسلیحات زرهی دشمن در کوهستان ها و مناطق پر پیچ و خم است!. این گلوله تاپ اتک یا حمله از بالا است به طوری که در بالای سر هدف خود به پرواز در می آید و پس از آنکه آن را مشاهده کرد، به سمتش شیرجه زده و با سرعت هرچه تمام تر از بالا به آن یورش می برد. تقریبا هیچ یک از وسائط زرهی از بالا مقاوم نیست، به همین دلیل این گلوله تصمیم گرفته تا به صورت حمله از بالا عمل کند و می تواند از هر فاصله ای به سمت هدف شلیک گردد. گلوله ی فوق در واقع به عنوان مکملی برای گلوله ی M830A1 طراحی شد و می تواند بر علیه بالگرد هایی که در ارتفاع پست پرواز می کنند مورد استفاده واقع شود. گلوله ی XM943  با استفاده از سنسور هایی که دارد، می تواند محبط اطراف را بررسی کرده و پس از شناسایی هدف به آن حمله کند، به همین دلیل مشکلی در استفاده از آن در کوهستان ها نیست.   این گلوله به هیچ گونه آماده سازی های برجک و ... احتیاج ندارد و خدمه می توانند آن را به راحتی درون تانک شلیک کنند. این گلوله ها در داخل تانک شلیک می شوند و هدف گیری نیز درون تانک صورت می گیرد. البته به علت اینکه گلوله شلیک کن فراموش کن است، دیگر نیازی به هدایت آن نیست. در طی پرواز بالستیکی گلوله، یک منبع عمودی از سطح زمین ایجاد می کند و خودش را به سمت آن سوق می دهد. در لحظات پایانی پرواز، حالت جستجو فعال می شود. سپس یک اسکن به سمت جلو از طریق امواجی که حسگر ایجاد می کند، می گیرد و یک رد پای بزرگ از هدف را برای خود می سازد. در نهایت سر جنگی در آخرین مرحله از کار خود را آماده ی فعال کردن فیوز می کند و با سرعت تمام بر سر جسم فرود می آید. اینگونه است که یک انفجار عظیم آن هم از بالا بر روی یک شئ زرهی فرود می آید.   البته باید گفت که این گلوله توسط آیانت تکسیستم در سال 1990 به تولید رسید.       عکس یادگاری :)       دوستان عزیز و خوانندگان محترم! این مطلب 100 درصد خالی از اشکال نیست و سرتا پا اشتباه فنی و تخصصی در آن موج می زند! خواهشی برادرانه دارم، در صورتی که هر کجا مشاهده کردین اشکالی وجود داره چاره اش نوشتن این پایینه! میدونم زحمتتون میشه، اما باعث میشه تا من تصحیح کنم و کسانی که در آینده اون رو می خونن به ریش ما نخندن!!!     نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس jUST fOR mILITRY.IR کپی در هر صورت بلا مانع است
  20. اسمشون رو شنیدم اما چیزی در خصوصشون نمیدونم، دوستان دیگه اگه لطف بکنن توضیح بدن خوشحال میشم
  21. بسم الله الرحمن الرحیم     اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از جمله کشور هایی بود که توانست بعد از جنگ جهانی دوم خود را تا حدودی بالا بکشد و جزء کشور های ثروتمند دنیا شود اما متاسفانه عوامل مختلفی دست به دست هم دادند تا این کشور نتواند آنگونه که باید خود را هدایت کند و سرانجام پس از ۷۰ سال حکومت مستبدانه علیه مردم خویش و مردم سایر دنیا، در سال ۱۹۹۱ از پایه فروریخت و تبدیل به فدراسیون روسیه گردید. حال در این مطلب تصمیم داریم تا سومین نسخه از نفربر های جنگی هوابرد در اختیار نیروی های واکنش سریع این کشور را برای شما معرفی نماییم. در سلسله مطالبی که در گذشته برای شما ارائه کردیم، به شماره ی ۱ و ۲ این نفربر پرداختیم که چگونه توانستند نقاط ضعفشان را تا حدودی برطرف کنند و اینکه نسخه ی اول این نفربر با برجک مجهز به توپ ۷۳ میلیمتری نتوانست عملکرد خوبی از خود به نمایش بگذارد چرا که دارای سرعت فوق العاده پایینی بود و نمی توانست سرعتی را که یک توپ ۳۰ میلیمتری که روی نسخه ی دوم هم نصب شد، داشته باشد. چرا که توپ ۳۰ میلیمتری می تواند هم علیه اهداف هوایی و هم زمینی به کار گرفته شود. حال بهتر است تا به اصل مطلب رفته و نفربر جنگی هوابرد BMD-3 را برای شما تشریح کنیم. اختصار BMD از Boyevaya Mashina Desanta گرفته شده است و به معنای نفربر جنگ هوابرد می باشد. این نوع نفربر ها زیر مجموعه ی نفربر های جنگی پیاده نظام یا IFV قرار می گیرند که کاهش وزن و همینطور اندازه آنها را قادر می سازند تا درون هواپیما های ترابری جای گیرند و بتوانند آنها را از همان هوا به سمت بیرون پرتاب کنند. شایان ذکر است که اتحاد جماهیر شوروی اولین کشوری بود که فصل جدیدی از زرهی را وارد دانشنامه ی نظامی جهان کرد و آن هم IFV است. این اتحادیه با ساخت بی ام پی ۱ توانست این ایده را عملی کرده که یک نفربر هم دارای توپ باشد و هم اینکه بتواند تعدادی سرباز را با خود حمل کند. در آن زمان نفربر ها فقط می توانستند ۸ نفر را –یعنی یک جوخه کامل که شامل ۸ نفر است- با خود حمل کنند، اما امروزه شاهد این هستیم که برخی از نفربر های جنگی پیاده نظام حتی تا ۱۱ نفر را نیز با خود حمل می کند . نفربر جنگی هوابرد بی ام دی ۳ یکی از سبک ترین نسخه ها در کلاس خود می باشد که برای پشتیبانی های سبک و همینطور مورد استفاده نیرو های واکنش سریع تهاجم هوایی است و قادر است با توپ ۳۰ میلیمتری ۲A42 خویش تا حدود بسیار زیادی موثر واقع شود. توپ ۲A42 قادر است تا انواع مختلفی از گلوله ها که شامل گلوله های شدید الانفجار و ضد زره را شلیک نماید. نفربر BMD-3 از لحاظ چیدمان تسلیحاتی نسبتا خوب عمل کرده است و در کنار توپ اصلی ۳۰ میلیمتری، یک پرتابگر موشک ۹M113 کنکورس، نارنجک انداز AGS-17، مسلسل ۷٫۶۲ میلیمتری هم محور با توپ اصلی و در انتها نیز یک مسلسل سبک ۵٫۴۵ RPK-74 قرار گرفته اند تا هر کدام علیه هدفی به کار گرفته شوند.     نفربر فوق در دهه ی ۸۰ میلادی طراحی گردید. کمپانی طراحی کننده ی این نفربر، کارخانه تراکتور سازی ولگوگراد بود که BMD-3 را تحت عنوان Object 950 تولید کرد (منظور از تولید به معنای ساخت نمونه ی اولیه است و نه تولید انبوه). این نفربر در سال ۱۹۹۰ بود که به خدمت نیرو های هوابرد روسیه یا VDV (اختصار Vozdushno-desantnye voysk) درآمد که در ابتدا تنها ۱۳۷ دستگاه از آنها به تولید رسید. البته بعد از فروپاشی شوروی و خوابیدن اقتصاد برای مدت زمانی، این نفربر ها دیگر تولید نشدند. کشور آنگولا و روسیه در حال حاضر از دارندگان این نفربر به شمار می روند که بر اساس آمار سال ۲۰۱۳، نیرو های هوابرد روسیه ۱۲۳ دستگاه BMD-3 و ۶۰ دستگاه BMD-4 در اختیار دارد . توسعه ی نفربر پیشینیان از زمان پیدایش نیرو های هوابرد اتحاد جماهیر شوروی (از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۹۱ میلادی)، مهندسین و طراحان همواره به دنبال افزایش قدرت آتش و همینطور ثابت کردن این قضیه در میان تجهزات سازمانی و غیر سازمانی خود بوده اند. تجربه ی جنگ دوم جهانی نشان داده است که که ارتش این کشور اهمیت ویژه ای برای سواره نظام هوایی قائل بوده به طوری که نیرو هایی از پیاده نظام را برای انجام این کار آموزش می دیدند. با این وجود در شوروی وسیله ی مناسبی به جهت انجام این کار وجود نداشت و همینطور مشکل اینکه چگونه تجهیزات را درست در نقطه ی مورد نظر پرتاب نمایند از جمله مسائلی بود که با آن دست و پنجه نرم می کردند. سرانجام با تولید هواپیما های ترابری An-8 و An-12 انقلاب جدیدی در زمینه ی جمل و نقل هوایی شوروی ایجاد گردید به طوری که تبعات اقتصادی که دنبال آن ایجاد گردید بسیار به نفعشان گردید. با آغاز به کار این هواپیما ها، نحوه ی طراحی و توسعه جنگ افزار های زرهی هواپرتاب نیز دستخوش یک سری تغییرات شد تا بتواند مناسب قرار گیری درون آن هواپیما ها باشند. در سال ۱۹۶۹ میلادی، نفربر جنگی هوابرد BMD-1 وارد خدمت ارتش شد تا بتواند وظایف یک خودروی نظامی هواپرتاب را به انجام برساند. زمانی که این نفربر عملیاتی شد (BMD-1)، هیچگونه بورد یا پنل آنالوگی در اختیار نداشت تا وضعیت را نشان دهد. نسخه ی اولی دارای یک توپ ۷۳ میلیمتری به همراه مسلسل ۷٫۶۲ هم محور PKT بود. در کنار اینها یک پرتابگر موشک ضد تانک ۹M14 Malyutka نیز روی برجک نصب می شد. تجهیزات اضافی که روی این نفربر نصب می شدند عبارت اند از دو مسلسل ۷٫۶۲ میلیمتری PKT که در جلو و در سمت چپ و راست قرار می گرفتند. برای شلیک سرنشینان به اطراف نیز یک سری پورت های آتش به سمت بیرون تعبیه شده بود که افراد قادر بودند تا از طریق آنها به سمت بیرون در سمت چپ و راست، شلیک نمایند. خودروی فوق مجهز به یک سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک بود که فشار های ناشی از برخورد با زمین را به حداقل می رساند. همانطور که می دانید وقتی جسمی از هوا به زمین پرتاب شود، خواه ناخواه دارای یک شتاب می گردد که اگر کنترل نشود، می تواند شی پرتاب شده را به کلی تخریب نماید. این نفربر نیز با استفاده از چتر های بزرگ وقتی به بیرون پرتاب می شود، با یک سرعت نسبتا کم به طرف زمین می آید. با اینکه چتر ها از شتاب برخورد با زمین می کاهند اما خسارات جانبی اجتناب ناپذیر است. علت وجود سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک نیز به همین دلیل است تا فشار ناشی از برخورد با زمین را کاهش دهد.   به عنوان یک نفربر جنگی هوابرد، وزن ۷٫۵ تن برای این خودرو بسیار معقول به نظر می رسد و می تواند از طریق هر نوع هواپیمای ترابری نظامی به سمت بیرون پرتاب شود. این خودروی جنگی هوابرد در کنار یک سری نقاظ ضعف هایش دارای نسبت رانش به وزن فوق العاده ی ۳۲ اسب بخار در هر تن است که برای ۲۵۰ اسب بخار قدرت و ۷٫۵ تن وزن بسیار خوب به نظر می رسد. خودروی بی ام دی ۱ با زره آلومنیومی پوشیده شده است تا وزن آن را کاهش دهد. البته نسخه ی اول بی ام دی ۱ مقدمه ای شد برای تولید سایر نسخه ها از جمله BMD-1K و BTR-D که همگی مبتنی بر این نفربر ساخته شده اند. در طی جنگ افغانستان که شوروی در آن به مدت ۹ سال درگیر بود، قدرت آتش خودروی جنگی هوابرد بی ام دی ۱ بشدت ضعیف جلوه نمود. تیم طراحی خودروی جنگی هوابرد بی ام دی 1 در دهه ی 80 میلادی نسخه ی جدیدی از این نفربر را توسعه دادند که با جنگ افزار جدید همراه بود. خودروی جنگی پیاده نظام BMD-2 که در سال 1985 وارد خدمت نیرو های نظامی شوروی گردید. مهمترین تفاوت میان نسخه ی اول و دوم این نفربر جنگی، توپ اصلی است که در نسخه ی اول اندازه آن 73 میلیمتری و در نسخه ی دوم 30 میلیمتری 2A42 می باشد. نفربر بی ام دی 2 مجهز به پرتابگر 9P135M است که می تواند موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور فاگوت و کنکورس را شلیک نماید.   تا این مرحله شما با تاریخچه ای مختصر از نفربر بی ام دی و چگونگی ساختار آن آشنا و همینطور متوجه مزایا و معایب این نفربر که در زمان خود بسیار ایده ی نوآورانه و خوبی بود، شدید. حالا بهتر است تا با این مقدمات به سراغ سومین نسخه از این نفربر برویم که هم اکنون در خدمت نیرو های ویژه ی ارتش روسیه و آنگولا می باشد.   پروسه تولید طراحی و توسعه ی سومین نسل از خانواده ی نفربر های جنگی هوابرد BMD-3 تقریبا همزمان با ساخت سومین نسخه از نفربر های جنگی پیاده نظام BMP بود که با این وجود، به علت وزن بالای آن که حدود 20 تن است، حمل و نقل آن را با محدودیت همراه ساخته است که تنها یک دستگاه از آن می تواند درون هواپیمای ایلویشن Il-76 جای گیرد. در اوایل دهه ی 80 میلادی، شوروی تصمیم به ایجاد یک خودروی جنگی هوابرد را گرفت که بتواند در سطوح مختلف به عملیات بپردازد. هنگام طراحی نفربر جنگی هوابرد  بی ام دی 3، راهکار های مختلفی به ذهن طراحان رسید که در ادامه با آنها آشنا خواهید شد.  اولین مورد شامل استفاده کردن از یک شاسی با حداکثر وزن 18 تن به همراه یک توپ 100 میلیمتری2A70  و یک توپ خودکار 30 میلیمتری 2A72 می باشد. دومین گزینه شامل استفاده از یک توپ خودکار 30 میلیمتری 2A72 به عنوان توپ اصلی بود و توپ 100 میلیمتری کنار گذاشته شده بود. بنابراین، هواپیمای ترابری ایلوویشن 76 می توانست 2 دستگاه نفربر 18 تنی و یا 3 دستگاه نفربر 12.5 تنی را با خود حمل کند.آزمایشات و تحقیقات در خصوص این دو نوع نشان داد که نسخه ی دوم توانایی عملیاتی بیشتری دارد. بر همین اساس و بر طبق تجارب بدست آمده، کار ساخت و تولید این نفربر با نام کد "باخشا" در 20 می 1983 آغاز گردید. در نهایت وظیفه ی تولید انبوه آن نیز به کارخانه تراکتور سازی ولگاگراد داده شد.   سرانجام پس از گذشت یک ماه، توافقی مقرر شد تا بر اساس آن پشتیبانی های تکنیکی و تاکتیکی لازم برای نفربر زرهی جدید BMD به عنوان بخشی از مرحله ی طراحی، به عمل آید. در این کار تجربیات به دست آمده در ساخت نسخه ی اول خانواده BMD یعنی BMD-1 و همینطور Object 934 که یک تانک سبک بود و BMD-3 مبتنی بر آن طراحی شد، استفاده گردید. در سال 1985 اولین دسته از نمونه های آزمایشی که سه دستگاه بودند، تکمیل گردید. بر اساس این آزمایشات، مشخص شد که خودرو دارای یک سری اشکالات فنی است که این مشکل شامل اضافه بودن 190 الی 200 کیلوگرم وزن خودرو است که عمل حمل و نقل را با مشکل مواجه میسازد. بر همین اساس کارخانه تراکتور سازی ولگاگراد در پس حل این چالش برآمد و توانست بسیاری از مشکلات را برطرف سازد. در ماه می 1986، آزمایشات روی این نفربر با اضافه شدن 3 دستگاه دیگر که توسط کمپانی ولگاگراد توسعه یافته بود، تکمیل تر گردید. هر کدام از این نفربر ها در نقاط مختلفی از شوروی تست شدند. در نمونه ی جدید 400 کیلوگرم از حجم خودرو کاسته شد که با این کار، جعبه دنده عمل انتقال قدرت را بهتر انجام می دهد. آزمایشات بین ایالتی از 27 اکتبر سال 1986 تا 27 اکتبر سال 1987 به طول انجامید. سر انجام بعد از این آزمایشات، 2 تا 3 دستگاه از این نفربر ها را به بد آب و هوا ترین نقاط شوروی ارسال کردند تا نتیجه را مشاهده کنند که این کار از 10 جولای الی 19 نوامبر سال 1988 به طول انجامید.   نتیجه ی این آزمایشات در پایان موفقیت آمیز بود، چرا که در نهایت با قبول این نفربر به عنوان یک نفربر جنگی هوابرد همگی شرایط فنی لازم را دارا بود و در دهم ماه فوریه سال 1990، اتحاد جماهیر شوروی آن را به عنوان Object 950 تحت عنوان BMD-3 وارد خدمت نمود. نفربر فوق تولیدش  تا سال 1997 میلادی ادامه یافت که به غیر از 6 دستگاه ساخته شده به عنوان نمونه ی اولیه، 137 دستگاه دیگر در مجموع به عنوان BMD-3 تولید شد.       مشخصات فنی شاسی به علت قوانین سخت گیرانه ای که برای طراحی این خودروی جنگی هوابرد وضع گردید، وزن کلی BMD-3 نسبت به همتایان خود سبک تر است. خودرو به گونه ای طراحی شده تا بتواند 7 نفر شامل راننده، توپچی و فرمانده ی خودرو به علاوه 4 سرنشین دیگر را با خود حمل کند. در میانه ی خودرو صندلی هایی برای قرار گیری پیاده نظام (سرنشینان داخل خودرو) وجود دارد که درست در کنار صخره های ذخیره سازی (راک یا صخره به کمد های دیواری گفته می شود که متصل به دیوار هستند، معمولا در آزمایشگاه ها از این نوع راک ها فراوان است) موشک های هدایت شونده ی 9M111 یا 9M113 قرار دارند. در کنار راک تیره های هدایت شونده ی ضد تانک، دو عدد دیگر برای نگهداری مهمات توپ اصلی و توپ ثانویه و همینطور یک عدد دیگر به جهت نگهداری فیلتر هوای نفربر وجود دارد. همانطور که مستحضر هستید، فضا در خودرو های هوابرد بسیار محدود است، زیرا هر گونه فضای اضافی موجب حمل بار اضافی و در نهایت سبب سنگین شدن بیش از حد خودرو می گردد. در این گونه خودرو ها وزن معیار فوق العاده حساسی می باشد، زیرا خودرو های هوابرد تفاوتی که با خودرو های زرهی یا رزمی دیگر دارند این است که باید بتوانند بسرعت عملیاتی شوند بدون اینکه اتلاف وقتی ایجاد نمایند. شاید با خود بگویید دلیل این همه حساسیت نهایتان برای 100 یا 200 کیلوگرم است؟ باید گفت بله! چون همین 200 کیلوگرم مشکلاتی را برای نفربر به وجود می آورد که نبودش خیلی بصرفه تر است. هم اکنون علت محدود بودن فضای داخلی و همینطور خارجی نفربر های هوابرد را بهتر درک کردید.   حالا نوبت به پیکره بندی سرنشینان (به انگلیسی Configuration) می رسیم، فرمانده در سمت راست برجک قرار می گیرد که دارای دریچه ی مخصوص به خود است و به سمت جلو باز می گردد، توپچی نیز درست در سمت چپ فرمانده در برجک می نشیند و دارای دریچه ی مخصوص به خود می باشد. راننده نیز در جلوی نفربر در کنار 4 نفر سرنشین دیگر خودرو قرار می گیرد. البته یکی از سرنشینان هدایت مسلسل ثانویه که در سمت راست و در جلو قرار دارد را بر عهده می گیرد. دریچه های آتش نیز برای شلیک سرنشینان از داخل برای آنها تعبیه شده که می توان از طریق آن با اسلحه شلیک کرد. خدمه و سرنشینان می توانند در مواقع ضروری، اگر خروج از دریچه های تعبیه شده برایشان مقدور نبود، می توانند از دریچه های قرار داده شده در عقب خودرو استفاده کنند. تله های انفجاری کنار جاده ای یا IED بمب های دست سازی هستند که با موبایل یا کنترل از راه دور هدایت می شوند. این بمب ها در عراق و افغانستان خسارت های بسیار جدی هم به شوروی (در جنگ 9 ساله شوروی و افغانستان) و هم به آمریکا و نیرو های ناتو وارد کرد. به همین دلیل برای جلوگیری از صدمات ناشی از این انفجار ها، صندلی ها به سقف بسته شده اند تا امواج انفجار را کاهش داده و شدت آن روی خدمه را تا حد ممکن پایین آورند. موتور نفربر در عقب بدنه مجتمع شده که مدل 2V-06-02 دیزلی خنک شونده با آب که می تواند 450 اسب بخار نیرو تولید کند. در کنار موتور، متعلقات آن شامل جعبه دنده، کلاچ اصلی، ترمز ها و ... قرار دارد. همانند سایر نفربر ها، یک سری مجموعه حفاظت NBC (هسته ای، بیولوژیک، شیمیایی) نیر برای حفاظت از خدمه در برابر عوامل هسته ای و .. که با استفاده از فیلتر های مخصوص جهت تهویه مناسب با محیط در صورت اتفاق افتادن فاجعه های ذکر شده، روی نفربر نصب شده است. لازم به ذکر است که این کیت ها می تواند تا چند روز خدمه را در برابر چنین عواملی محافظت کنند.   جنگ افزار توپ اصلی (سلاح اصلی) توپ اصلی در نظر گرفته شده برای بی ام دی 3، توپ 30 میلیمتری اتوکانن 2A42 است که از نفربر BMP-2 به بعد روی اغلب نفربر های روسی به علت عملکرد خوبش نصب شد. این تنها نفربر ها نیستند که از این مدل توپ به عنوان جنگ افزار اصلی استفاده می کنند، بلکه بالگرد های کاموف 52 و میل می 28 نایت هانتر نیز از این توپ بهره می برند. توپ 2A42 یک توپ با توانایی تغذیه انتخابی است که با یک  نگهدارنده دهانه ی متمایز همراه است و سیستم تغذیه نیز می تواند هم بصورت دستی و هم خودکار انجام شود که این کار هم دقت را افزایش می دهد و هم موجب طول عمر سلاح می گردد.   در متن فوق کلمه ی نگهدارنده دهانه ذکر شد که در این قسمت تصمیم دارم تا کمی نیز در خصوص آن برای شما توضیح دهم. اگر شما در یک تانک یا یکی از این نفربر ها نشسته باشید و شلیک کردن با آن را تجربه کنید، مشاهده می کنید پس از شلیک های متوالی، گلوله ها به اطراف برخورد می کنند. در توپ های سنگین چیزی به نام استابیلایزر یا تثبیت ساز روی توپ نصب می شود تا در هنگام حرکت کردن توپ بالا و پایین نشود و این امر موجب می گردد تا دقت همواره پایدار بماند. البته هرگز دقت در هنگام حرکت پایدار نبوده و نخواهد بود، زیرا وقتی شما در حال حرکت هستید، تکان های جانبی اجتناب ناپذیر خواهد بود، پس بنابراین نمی توان گفت این توپ، این تانک یا این نفربر تماما تثبیت شده است. نگهدارنده دهانه توپ یا ترمز دهانه نیز همین کار را انجام می دهد و سعی می کند توپ زمانی که در حال شلیک های متوالی است، دقت را تا حد ممکن افزایش دهد.   نرخ عملی آتش توپ 200 الی 300 گلوله در دقیقه است در حالی که نرخ آتش دوره ای سلاح چیزی حدود 550 گلوله بر دقیقه است. هنگام شلیک سرعت دهانه توپ 960 متر بر ثانیه است. 500 گلوله به صورت آماده درون توپ قرار دارد که 360 گلوله دیگر نیز به صورت ذخیره در انبار قرار می گیرد. دو نوع گلوله برای توپ اصلی در نظر گرفته شده که یکی گلوله های ضد زره رسام یا AP-T با نهایت برد 2000 متر (2 کیلومتر) و دیگری گلوله ی شدید الانفجار آتشزا یا HE-I با نهایت برد 4000 متر (4 کیلومتر) است. بعد از توپ اصلی، یک قبضه مسلسل کالیبر 30 (7.62 میلیمتر) PKT نیز در جلو و در سمت راست نفربر نصب شده است که دارای نرخ آتش 800 گلوله بر دقیقه و همینطور 2000 گلوله می باشد. البته در حال حاضر شرکت KBP یک نسخه جدید نفربر را سفارش داده که فقط دارای یک سرنشین به همراه توپ استابیلایز شده 30 میلیمتری 2A72، چهار شاخه پرتابگر موشک کورنت، سایت های دیدبانی حرارتی، یک مسلسل هم محور 7.62 میلیمتری PKT و یک سیستم کنترل آتش جدید می باشد. هنوز این برجک آماده نشده است.       جنگ افزار ثانویه در کنار مسلسل سیک 7.62 میلیمتری، دو عدد جنگ افزار ثانویه نیز روی نفربر نصب می شوند که خدمه یا سرنشینان آن را هدایت می کنند. اولی نارنجک انداز 30 میلیمتری AGS-17 نصب شده در جلو در سمت چپ و دیگری مسلسل سبک 5.45x39 یا RPK است که از آنها بر علیه پیاده نظام دشمن استفاده می شود. هر یک از این سلاح ها توسط یکی از سرنشینان عملیاتی می گردد. برای نارنجک انداز AGS-17، تعداد 290 گلوله در نظر گرفته شده که به صورت مسلح روی نارنجک انداز قرار دارد و 261 گلوله نیز به صورت ذخیره در انبار قرار گرفته شده است. همینطور برای مسلسل RPK-74 نیز حدود 2160 گلوله در نظر گرفته شده که همگی در اختیار می باشند. نکته ای که لازم است ذکر کنم، میزان پایین تخریب مسلسل RPK است که دارای کالیبر 5.54 است که در مقایسه با مسلسل های 7.62 ملیمتری، میزان اثر گذاری پایینی دارد و فقط می توان برای اجرای آتش مستقیم از آنها بهره برد که در برد های 800 متر قابل استفاده است. نارنجک انداز AGS-17 نیز قادر است تا اهداف دشمن را در فاصله 1700 متری نابود سازد که این کار با گلوله های شدید الانفجار (نارنجک) صورت می پذیرد. در پایان نیز باید ذکر کرد که در هر صورت که نیاز باشد از آنها استفاده کرد و کاملا اختیاری است.           موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور یا ATGM می تواند روی نفربر جنگی هوابرد BMD-3 نصب شوند. پرتابگر های موشک 9P135M که موشک های فاگوت (ناتو به آنها نام AT-4 Spigot را داده است) یا کنکورس (AT-5 Spandrel) را شلیک کند.  پرتابگر های موشک 9P135M روی برجک نفربر BMD-3 نصب می شوند و می توان آنها را نیز باز کرد (یعنی از برجک جدا نمود). نکته ی حائز اهمیت این است که خدمه می توانند هم از داخل نفربر و هم از خارج به سیستم شلیک دسترسی داشته باشند. پرتابگر موشک دارای 5 شاخه موشک است که 3 شاخه آماده و 2 شاخه نیز در انبار ذخیره می گردد. موشک های فاگوت موشک های متوسط با برد 2 کیلومتر هستند که در حال پرواز سرعتشان به 186 متر بر ثانیه می رسد و قادر هستند تا در 480 میلیمتر زره RHA نفوذ کنند. موشک های فاگوت-M نسخه ی بهبود یافته با افزایش برد به 2.5 کیلومتر و توانایی نفوذ درون 550 میلیمتر زره RHA هستند. دیگر موشک مورد استفاده موشک کنکورس است که دارای 4 کیلومتر برد موثر است و می تواند با سرعت 206 متر بر ثانیه به سمت هدف حرکت کند. میزان نفوذ این موشک ها، 750 الی 800 میلیرمتر در زره RHA است که در نسخه ی بهبود یافته یعنی کنکورس-M این میزان به 750 الی 800 میلیمتر در زره RHA با نابود سازی زره ERA با سر جنگی اضافی است. البته برد موشک های کنکورس در شب به 2500 متر تقلیل می یابد. در اینجا نیز باید گفت که با افزودن یک کیت آلمانی فرانسوی Flame-V نفربر جنگی BMD-3 می تواند موشک های ضد تانک MILAN را شلیک کند.   سیستم کنترل آتش تثبیت ساز یا استابیلایزر 2E36-3 با دو روش توپ را تثبیت می کند، یکی ارتفاع و دیگری زاویه است. هم فرمانده و هم توپچی می توانند با توپ اصلی شلیک کنند و آنها قادر هستند تا برجک را 360 درجه به راست و چپ بچرخانند و توپ را نیز از -5 درجه تا +75 درجه بالا و پایین کنند. این میزان توپچی را قادر می سازد تا بالگرد ها، جنگنده هایی که در ارتفاع پست پرواز می کنندو همینطور هدف های در ارتفاقات را مورد آتش مستقیم قرار دهند. دنیای جنگ افزار ها روز به روز در حال پیشرفته شدن است. در گذشته تانک ها مجبور بودند تا از توپچی های فوق العاده ماهر بهره ببرند تا شلیک هایشان به هدف بخورد. این کار هزینه ی زیادی را برای آموزش خدمه ماهر صرف می کرد. اما امروزه همه چیز الکترونیکی شده و با یک دکمه کار سخت توپچی های قدیمی انجام میگیرد. سیستم های هدف گیری خودکار BPK-1-42 که مجهز به سایت دیدبانی که شامل کانال دید در روز، کانال فعال و غیر فعال دید در شب و یک سایت دیدبانی دید در روز PZU-8 می باشد. مجموعه سیستم های ارتباطی R-123M با طول موج فوق کوتاه (USW) برای ارتباط با بیرون است. همچنین سیستم TPU-124 نیز برای ارتباط برخط با خدمه در داخل نفربر، روی BMD-3 نصب شده است.   نفربر بی ام دی 3 دارای یک سری گزینه های اختیاری است که به سفارش یگان به کار گیرنده روی آنها نصب می شود از جمله سیستم دید حرارتی توپچی با نام SANOET-1 می باشد که قابل استفاده برای موشک های ضد تانک نیز هستند. سایت دیدبانی حرارتی Trakt 1PN65 نیز یک تصویر بردار حرارتی برای موشک انداز ضد تانک است که دارای 2.5 کیلومتر برد می باشد همچنین سایت دیدبانی حرارتی Mulat 1PN86 مخصوص دید در شب با قابلیت کشف در 3.5 کیلومتری و همینطور تشخیص هویت در 2.5 کیلومتری است که می توان روی نفربر آنها را استفاده نمود.   اقدامات متقابل در برابر تهدیدات نفربر جنگی هوابرد BMD-3 هماننده سلف هایش، سبک وزن است تا با این کار امور مربوط به حمل و نقل آن تسهیل گردد. برجکی از جنس استیل و بدنه نیز از آلیاژ آلومینیوم، خدمه را از سمت جلو و در مقابل گلوله های کالیبر 50 (12.7 میلیمتری) محافظت می نماید. سقف، طرفین، عقب و شاسی نیز در برابر آتش سلاح های سبک، ترکش ها و انفجار ناشی از خمپاره ها نیز محافظت شده اند. نفربر دارای سیستم مبارزه با آتش (اتفای حریق) و همینطور سیستم خودکار NBC می باشد. 3 عدد نارنجک انداز دودزا کاملا الکتریکی 81 میلیمتری نیز در طرفین برجک و به سمت جلو نصب شده اند تا در صورت لزوم آنها را پرتاب کنند و مانع از قفل لیزری سلاح های مادون قرمز شوند. در این بین نیز می توان با پاشش سوخت روی اگزوز داغ، یک ابر دود ایجاد نمود تا همان کار نارنجک انداز را انجام دهد. یک کیت حفاظتی ERA یا زره واکنشگر انفجاری ساخت فرانسه برای این نفربر ساخته شده که با نصب آن روی نقاطی از بدنه، می توان شانس سلامت خدمت را افزایش داد. این کیت ها جزء سیستم های اقدامات متقابل هارد کیل است که با پرتاب ترکش به سمت جلو، مانع از برخورد موشک با بدنه می شوند و قبل از تماس آن را منفجر می کنند. البته این عمل برای پیاده نظامی که در اطراف نفربر هستند فوق العاده مرگ آور است در صورتی وارد عمل شود.   نیرو محرکه و پیشرانه در طول مطلب به این قسمت اشاراتی شد که هم اکنون تصمیم دارم تا در خصوص آن توضیحات تکمیلی ارائه دهم. موتور و متعلقات همگی در بخش عقب خودرو مجتمع شده اند. موتور شامل یک دستگاه 2V-06-02 دیزل خنک شونده با آب که توانایی تولید 450 اسب بخار نیرو را دارا می باشد. در کنار موتور، جعبه دنده، سیستم انتقال قدرت، کلاچ، ترمز و ... قرار گرفته است. سیستم تعلیق نیز شامل 5 چرخ جاده با کفشک لاستیکی، یک خورشیدی که نیرو را تولید می کند و یک هرز گرد در جلو که نفربر را به حرکت در می آورند. در کنار اینها 4 رولر تثبیت ساز نیز وجود دارد که زیر شنی و در بالای چرخ های جاده نصب می شوند. نفربر بی ام دی 3 دارای یک سیستم انتقال قدرت هیدرومکانیکال با فرمان هیدرواستاتیک است. سیستم تعلیق این خودرو این امکان را می دهد تا بر اساس عوارض زمین ارتفاع را بین 130 تا 530 میلیمتر تنظیم کرد و مقدار پیشفرض 540 میلیمتر است.    علاوه براین، سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک به بی ام دی 3 اجازه می دهد تا توسط هواپیمای ترابری ایلویشن Il-76M حمل گردد. تنظیم ارتفاع توسط راننده صورت می پذیرد و این کار 10 ثانیه بیشتر زمان نمی برد تا از پایین ترین حد به بالاترین میزان رسانده شود.حداکثر سرعت این نفربر در جاده 70 کیلومتر و در آف رود (صحرایی) 45 کیلومتر است. نفربر فوق قادر است تا با یک باک سوخت میزان 500 کیلومتر را طی کند و همینطور قادر است تا از شیب 60 درصد و شیب جانبی 30 درصد نیز عبور  کند.   همانند اغلب نفربر های روسی این نفربر نیز دوزیست بوده و این کار به وسیله ی دو واترجت نصب شده در طرفین خودرو در قسمت عقب صورت می پذیرد. با استفاده از این واترجت ها نفربر قادر است تا با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت در آب تردد کند. برای مواقعی که نفربر وارد آب میشود، اسنورکلی تعبیه شده که به صورت خودکار شروع به کار می کند که در بخش راننده قرار دارد، همچنین یک صفحه ی منحرف کننده جریان آب نیز در جلوی نفربر قرار گرفته تا در صورت وارد شدن به آب، مانع از چپه شدن نفربر گردد.   باید در پایان اضافه کرد که نفربر جنگی هوابرد BMD-3 بر خلاف نسخه های پیشین خود دارای قابلیتی است که بر اساس آن سرنشینان می توانند هنگام پرتاب از هواپیما درون نفربر قرار گیرند که این کار در بی ام دی 1 و 2 امکان پذیر نبود. می بایست خدمه به صورت جدا گانه و نفربر نیز به همین شکل پرتاب می شدند که این کار نیازمند زمانبندی دقیقی بود.       نویسند و مترجم: سیاوش سلطان ویس برای مطالعه ی نسخه ی های اول و دوم نفربر جنگی هوابرد بی ام دی: نسخه اول نسخه دوم    
  22. استناد می کنم به بخشی از مطلب فوق: