siavash75

Members
  • تعداد محتوا

    1,775
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    9

تمامی ارسال های siavash75

  1. siavash75

    تانک مدرن T-90 روسیه

    بسم الله الرحمن الرحیم       تانک T-90، یکی از سومین نسل تانک های مدرن روسیه است که به صورت اساسی، نمونه ی مدرنیزه شده ی تانک T-72B به شمار می رود. در کل، بهبود رسانی و همینطور ارتقاء هایی روی این تانک نصب شده است که اغلب آنها نمونه های ارتقاء یافته ی تانک T-80U هستند. در اصل، این تانک T-72BU نامگذاری شد، اما بعد ها آن را تانک T-90 نامیدند. در حال حاضر این تانک، مدرن ترین و همینطور پیشرفته ترین تانک روسیه محسوب می گردد که در خدمت نیروی زمینی روسیه و همینطور سایر یگان ها می باشد. روی هم رفته، توسعه هایی روی T-72 صورت گرفت که آن را به T-90 امروزی تبدیل کرد. برخی ویژگی ها نظیر استفاده از توپ 125 میلیمتری 2A46 بدون خان، سایت دیدبانی 1G46 توپچی، پرتاب کننده های نارنجک های دودزا، زره واکنشگر فعال کنتاکت 5، گیزنده های هشدار دهنده ی لیزری، استتار ناکیلدا و همینطور سامانه های جیمینگ مادون قرمز اشتورا که برای منحرف کردن موشک های ضد تانک هدایت شونده به کار می رود، روی تانک نصب شده است. منتشر کننده ی های EMP یا الکترونیک- مغناطیس پالس هم روی این تانک آزمایش شده اند، اما تا کنون خبری از نصب آنها روی تانک های در حال خدمت T-90 نشده است. تانک T-90 در کمپانی Uralvagonzavod نیزانی تگیل روسیه ساخته می شود. از سال 2011، به نیرو های زمینی ارتش روسیه گفته شد که قرار است با تانک های جدید Armata که ساخت فدراسیون روسیه هستند، مجهز شوند، اما از قرار معلوم، یگان های روسی در سال 2016 به این تانک ها مجهز خواهند شد.   یک دستگاه تانک T-90A در رژه روز پیروزی، میدان سرخ مسکو، 2009   تانک T-90A روسی   توسعه در سال 1992، وزارت دفاع روسیه تصمیم گرفت تا به صورت موازی، دو طرح ساخت تانک های اصلی میدان نبرد، به جهت تامین نیاز های بخش زرهی ارتش را در کشورش آغاز کند. وزارت دفاع تصمیم گرفت تا دو طرح، اولی ساخت T-80U و دومی نیز تانک T-72B بود را اجرایی کند. این دو هر کدام در شهر مختلفی ساخته می شدند و برای روسیه به لحاظ اقتصادی بسیار درآمد زا و پر سود بود. دولت تصمیم گرفت تا بخش کوچکی از درآمد این تانک ها به شهر هایی اختصاص دهد که تانک ها در آن ساخته می شوند. در کمپانی Omsk 5 دستگاه تانک T-80U و Uralvagonzavod نیز 15 دستگاه تانک T-72 ساخته شد. هر دو کمپانی امیدوار بودند تا بتوانند تانک ها را برای یک سفارش بزرگ خارجی آماده کنند. نیزانی تگیل یک مقدار بیشتر تانک T-72BA ساخت. تانک های T-72B با زره های واکنشگر انفجاری نسل سوم که در روسیه کنتاکت 5 نامیده می شدند، پوشیده شد که هم اکنون و در حال حاضر در تانک T-80U نیز مورد استفاده قرار می گیرد.   نمایی از بالای برجک این تانک   نسخه های بهبود یافته ی تانک T-72 که برای صادرات در نظر گرفته شده بودند، چشم انداز بهتری در مقایسه با تانک T-80U داشتند. همینطور نیزانی تگیل انتظار داشت تا توسط وزارت دفاع این تانک ها خریداری شوند و خط تولید انبوهشان نیز راه اندازی گردد. تانک T-80U دارای یک سیستم کنترل آتش تا حدودی غیر تخصصی بود که به عنوان سیستم کنترل آتش تانک T-72BU نیز در نظر گرفته شد و در طراحی این تانک به کار رفت. تانک T-90 توسط دفتر Kartsev-Venediktov، زیر مجموعه ی Uralvagonzavod طراحی و توسعه داده شد که در در نیزانی تگیل روسیه واقع شده است. مدل های ساخته شده ی T-90 مبتنی بر پایه و اساس تانک T-72BM بود که برخی از تجهیزاتش را از تانک T-80 به ارث برده بود.   تانک T-90 با یک موتور 830 اسب بخاری وارد خط تولید کارخانه به صورت تولید سطح پایین گردید که این اتفاق در سال 1993 میلادی رخ داد و تعدادی نمونه ی اولیه ساخته شد. از ویژگی های تانک جدید می توان به وجود زره واکنشگر انفجاری کنتاکت 5 بر روی بدنه و برجک اشاره کرد. ظاهر این تانک تا حدودی معمولی و بدور از پیچیدگی ساخته شده و نشان دهنده ی یک ارتقاء سنگین و همه جانبه در سیستم های تانک T-72 به شمار می رود که می توان در این خصوص به توپ این تانک اشاره کرد. نسخه ی T-90S برای مدل صادراتی در نظر گرفته شد. تانک T-90 دارای 3 خصیصه ی جدید و مدرن برای حفاظت می باشد که می توان به این موارد اشاره کرد: 1- زره کامپوزیتی روی برجک 2- نسل جدید زره های حفاظتی کتاکت 5 3- سامانه های حفاظت فعال جیمینگ اشتورا-1 در دو طرف برجک.   تاریخچه ی خدمتی تانک T-90 وزارت دفاع روسیه در خصوص انتخاب یک تانک به عنوان تانک اصلی میدان نبرد در کشورش دچار شک و دودلی شد. در سال 1995 قرار بر این شد که یکی از آن دو نوع را به عنوان تانک اصلی میدان نبرد برگزیند، اما در این راه مشکلاتی نیز وجود داشت. از جمله آنها می توان به کمی گران بودن تانک T-80 و همینطور ضعیف بودنش اشاره کرد. این تانک به علت وجود موتور توربینی، سوخت بسیار زیادی مصرف می کرد و نیروی لجستیک دائما می بایست در میدان نبرد سوخت مورد نیاز این تانک را تامین کند، اشاره کرد. همینطور عملکرد ضعیف و بد این تانک در جنگ اول چچن (البته در این خصوص مقصر اصلی تانک ها نبودند، به علت اینکه تازه شوروی فروپاشی شده بود، خدمه و همینطور فرماندهان از متد های جدید جنگی استفاده نمی کردند، به همین علت در جنگ چچن، در برابر فرماندهان چچنی که اکثرا در جنگ افغانستان شرکت کرده بودند، شکست خوردند) وزارت دفاع را از انتخاب این تانک منصرف کرد.   نشان ناحیه نظامی سیبری، روسیه   نقشه ی ناحیه نظامی سیبری، روسیه   در سپتامبر سال 1995، 107 دستگاه از تانک های T-90 در ناحیه نظامی سیبری به وسیله ی روسیه ساخته شد. در اواسط سال 1996، 107 دستگاه تانک ساخته شده، به خدمت شرقی ترین ناحیه نظامی ارتش روسیه درآمد. در سال 1999، کارایی ها و همینطور عملکرد این تانک برای ارتش تا حدودی مورد تایید قرار گرفت و مدل جدید را با برجک تانک Object 187 (تانکی که در زمان شوروی قرار بود تا ساخته شود، اما به دلایل مشکلاتی ساختش کنسل شد) در عوض برجک از طریق ریخته گری یا Casting مجهز گردد. نسخه ی جدید ساخته شده را به افتخار سرپرست طراحان و توسعه دهندگان این تانک، Vladimir Potkin، Vladimir نامیدند. این شخص در سال 1999 فوت کرد. هنوز نامعلوم است که چه کسی دیگر طراحی ها و توسعه ها را روی این تانک بعد از فوت ولادمیر پوتکین، چه از لحاظ حفاظت زرهی و چه از لحاظ طراحی ظاهری بر عهده گرفته است.   در سال 1999 و در طی جنگ های چچن و داغستان، وزارت دفاع روسیه اعلام کرد که حین نبرد با دشمنان، یک دستگاه تانک T-90A به وسیله ی 7 عدد راکت RPG مورد اصابت قرار گرفت، اما بدون هیچ مشکلی و پس از یک سری باز سازی ها، دوباره به خدمت بازگشت. روزنامه ها و همینطور ژورنال های آن زمان در طی نتیجه گیری هایشان، از تانک T-90A ، به عنوان یکی از بهترین و همینطور حفاظت شده ترین تانک موجود در ارتش روسیه یاد کردند که با استفاده از سامانه های حفاظت فعال، اللخصوص سامانه ی Shtora-1 و Arena حفاظت تانک در برابر راکت ها و موشک های ضد تانک به صورت محسوسی بالا رفته است.   یک دستگاه تانک T-90A در یک فستیوال در کشور روسیه، می 2013   در سال 2007، گارد پنجم تانک های محفاظ واقع در ناحیه نظامی سیبری، تعداد 334 دستگاه تانک T-90 و همینطور 7 دستگاه نیز به نیروی دریایی ارتش تحویل داده شد. در همان سال، 31 دستگاه تانک جدید به خدمت ارتش درآمد. در سال 2008 نیز نیز تعداد 60 دستگاه تانک T-90 وارد خدمت گردید.   سازمان فدرال روسیه که بر قرارداد ها نظارت دارد، در جولای سال 2008، قراردادی با کمپانی Uralvagonzavod عقد کرد تا تانک جدید T-95 را که در دسته ی تانک های نسل چهارم روسیه قرار داشت، تولید نماید. در سال 2009 این تانک برای بررسی ها و همینطور توسعه های مورد نیاز به Uralvagonzavod نیزانی تگیل رفت اما در می سال 2010 بنا به دلایلی کنسل شد.   روسیه بعد از شکست پروژه ی T-95، تصمیم گرفت تا پلتفرم جنگی یکپارچه ی T-99 که با نام Armata نیز شناخته می گردد را در سال 2015 عملیاتی کرده و به نیرو های ارتش تحویل دهد. این تانک در بسیاری از موارد به صورت اساسی توسعه داده شده و از این موارد می توان به موتور قدرتمند، زره بهبود یافته، توپ جدید با یک بارگذار خودکار و در انتها افزایش فضای ذخیره سازی مهمات و قرار گیری خدمه اشاره کرد.   صادرات تانک T-90 به دیگر کشور ها   تانک T-90M Bhishma ارتش هند که با زره های نسل سوم کنتاکت 5 پوشیده شده اند هند در سال 2001، کشور هند تصمیم گرفت تا از روسیه تعداد 310 دستگاه تانک T-90 مدل S خریداری نماید. از این 310 دستگاه، 120 دستگاه به صورت کامل تحویل هند داده شد و 90 دستگاه نیز به صورت کیت های نیمه کامل و 100 دستگاه نیز به صورت کیت های کامل به هند تحویل داده شد. تانک T-90 به این دلیل به خدمت ارتش درآمد و این کشور آن را خریداری نمود که هند خود دارای یگان بزرگی از تانک های T-72 می باشد و این تانک با T-90 در 60 درصد موارد، از لحاظ لجستیکی و آموزش و نگهداری مشترک می باشد. هند این تانک ها را از روسیه بعد از تاخیر و مشکل به وجود آمده در ساخت تانک Arjun خریداری کرد و مهمترین علت خرید هند، مقابله با کشور پاکستان بود که به تازگی تانک های T-80UD را از اوکراین در بین سالهای 1995 الی 1997 خریداری کرده بود. تانک های فروخته شده به هند، فاقد سامانه ی غعال/غیرفعال Shtora-1 است و حفاظت از این تانک ها فقط توسط زره های کنتاکت 5 صورت می گیرد. البته هند به تازگی در حال صحبت با روسیه در خصوص مدرنیزه کردن تانک های T-90 خود با تجهیزات و امکانات مناسب میدان نبرد است و ممکن است در این بروزرسانی هایی که به هند فروخته می شود، سامانه ی shtora-1 نیز به چشم بخورد.   تانک T-90S Bhishma ارتش هند   تانک T-90M Bhishma، نمونه ی مدرنیزه ی T-90S خریداری شده از روسیه است که کشور هند با کمک متخصصین روسی و فرانسوی، یک سری برورسانی های تقریبا سنگینی را روی آن اجرا کردند. (Bhishma نام یک استوره ی شکست ناپذیر هندی در افسانه ی مهاباراتا است)  تانک های جدید با سایت های حرارتی ساخت تالس فرانسه به نام Catherin-FC است و همچنین زره کنتاکت 5 روسها K5 مجهز می شوند. کنتاکت 5 روسها در T-90 های صادراتی حفاظت سطح 1.2 (20 درصد) در برابر گلوله های انرژی جنبشی (APFSDS) و 1.7- 1.8 (70 درصد) نیز در برابر گلوله های انرژی شیمیایی (Tandem HEAT) فراهم می کند. البته لازم به ذکر است که لایه های نیمه فعال زره سرامیکی با نرخ بالای حفاظت روی این تانک ها به عنوان پوشش زرهی نصب می شوند. در نسخه های داخلی، یک ترکیب خاص و تقریبا پیشرفته از زره ها روی برجک نصب می شوند که در نسخه ی موجود در هند یعنی T-90 Bhishma نیز نصب شده اند. در برخی از آزمایشات انجام شده روی این تانک، با حضور یک سری نمایندگان دولت و ارتش، در فاصله ی 250 متری، یک گلوله ی M829A2/KEW-A2 APFSDS بر روی تانک T-90S قفل کرد و به سمتش شلیک شد که روی این تانک ها با وجود اینکه زره های توکار ERA کناکت 5 موجود نمی باشد، با احتساب اینها، باز هم به داخل تانک نفوذ نکرد و حفاظت خوبی را برای تانک فراهم نمود. البته این کار بزرگترین دلیل هند برای خریدن تانک های T-90 Bhishma برای ارتش محسوب می گردد.   در آپریل سال 2008، ارتش هند برای مهندسین کمپانی های Rafael، BAE Systems، Raytheon، Rosoboronexport، Saab،  و  IBD Deisenroth درخواستی مبتنی بر کمک در ساخت یک سیستم حفاظت فعال برای تانک T-90S Bhishma به آنها ارسال کرد. هند میان این شرکت ها مزایده ای برگذار نمود که برنده می توانست آن سیستم را برای تانکهای هندی با ارزش قرارداد 270 میلیون دلار، بسازد. کمپانی سوئدی Saab با سیستم حفاظت LEDS-150 پیروز این مزایده گردید.   سیستم حفاظت LEDS-150 سوئدی   سیستم حفاظت فعال LEDS-150 سیستم LEDS-150 یا سیستم دفاعی الکترونیکی زمینی، یک سامانه ی حفاظت فعال ساخته شده و توسعه یافته توسط کمپانی SAAB سوئد است که توسط کمپانی های آفریقای جنوبی و دیگر زیرمجموعه های SAAB طراحی شده است. این سیستم قادر است تا اغلب خطرات و همینطور تهدیداتی که به سمت وسیله ی نقلیه ای که سیستم رویش نصب شده است را شناسایی کرده و با توجه به نوعشان،  از متد ها و شیوه های برخورد نرم و یا سخت علیه آنها به کار گیری کند. این سامانه شامل یک سری سنسور ها و حسگر های هشدار لیزری ADC-150 کنترل کننده فعال، تعدادی حسگر تشخیص نوع مهمات و همینطور حسگر های تجزیه و تحلیل کننده می باشد. از دیگر سنسور ها می توان به HSDL یا پرتابه های هدایت شده با سرعت بالا که به سیستم اجازه میدهد با توجه به نوعش با آن برخورد نرم و یا سخت انجام دهد و این قابلیت را دارد که نتایج تجزیه و تحلیل و همینطور داده ها را به پلتفرم و از پلتفرم به یک صفحه نمایش درون تانک منتقل کند. این سیستم از یک دستگاه Mongoose-1 ساخت Denel Dynamics استفاده می کند که اجسام شلیک شده به سمتش را از 5 الی 15 متر تشخیص می دهد و پس از تشخیص، با آن برخورد می کند. سامانه ی حفاظت فعال LEDS-150 یک پوشش 360 درجه به اطراف تانک را فراهم می سازد و از -15 الی +65 نیز می تواند هر شیئ که به سمت آن در حال حرکت است را تشخیص دهد.     ادامه... سومین قرارداد به ارزش 1.23 میلیارد دلار در دسامبر 2007 برای ارتقاء و بروز رسانی 347 دستگاه تانک T-90M بسته شد که ارتش در نظر دارد تا با انجام این بروزرسانی ها، 21 هنگ متشکل از تانک های T-90 و 40 هنگ نیز شامل تانک های T-72 تشکیل دهد. ارتش هند اولین دسته از تانک های T-90M (M در انتهای نام این تانک به معنای مدرنیزه سازی می باشد) را در پایان 2009 توسط متخصصین Uralvagonzavod در نیزانی تگیل به صورت کیت های مونتاژی در داخل هند، دریافت کردند.   تانکهای T-90 ارتش هند در طی یک مانور در صحرای Thar- Rajasthan، در این تصویر دو نوع استتار این تانک کاملا واضح است   در T-90M جدید، از زره جدید K-6 یا کاکتوس-6 استفاده شده که از خانواده زره های واکنشگر انفجاری یا ERA است و به صورت بلوک های زرهی در قسمت جلوی بدنه و همینطور بالای برجک مورد استفاده قرار می گیرند. (لازم به ذکر است که این چیدمان در تانک T-90S به صورت زره های کنتاکت 5 است) اسرائیل نیز از یک نوع ماده ی خاص جهت گرم نشدن سیستم های دیداری و بصری تانک استفاده کرده است که به صورت محیطی آنها را سرد نگه میدارد. این پدیده را سرما کاری می نامند که بحث بسیار مفصل و پیچیده ای دارد و از حوصله ی این موضوع خارج است. سیستم های نسل جدید تصویر برداری حرارتی THALES فرانسه به نام کاترین FC نیز از این ماده استفاده می کنند. در مجموع کشور هند در نظر دارد تا سال 2018 الی 2020، تعداد 1640 دستگاه تانک را در حال سرویس و آماده باش نگهدارد.   اولین دسته از تانک های تولید شده ی T-90M در هند به صورت تحت لیسانس در 24 آگوست 2009 وارد خط تولید شد. این دسته از تانک ها را ارتش هند در صنایع تسلیحات سازی Avadi در Tamil Nadu تولید کرد. هند بعد از این، تعداد 354 دستگاه تانک جدید T-90MS برای 6 هنگ ارتش خود در نزدیک مرز چین خریداری نمود که در مجموع با احتساب تمامی انواع و مدل های مختلف تانک T-90 در ارتش این کشور، 4500 دستگاه تانک (شامل تانک های T-90، T-72 و آرجون) در حال سرویس، هند سومین کشور بزرگترین دارنده ی تانک در دنیا محسوب می گردد.   کشور هند در نظر دارد تا 21 هنگ از تانک های T-90 تا سال 2020 تشکیل دهد که در هر هنگ، 45 تانک عملیاتی و 17 تانک آموزشی وجود داشته باشد که در مجموع هر هنگ شامل 62 تانک می گردد. در 17 سپتامبر 2013، وزارت دفاع هندوستان قبول کرد تا 235 دستگاه تانک T-90 به صورت تحت لیسانس کشور روسیه را در کشور خودش تولید نماید.   دیگر استفاده کنندگان کمیته ی دفاعی کشور قبرس در ژانویه 2009 طی سلسله جلساتی پذیرفت که 41 دستگاه تانک T-90 ساخت روسیه را خریداری و به ارتش تحویل دهند. پول خرید این تانک ها از بودجه ی تخصیص یافته به وزارت دفاع این کشور تامین گردید که در همان سال به این نیرو داده شد. قبرس در حال حاضر از تانک های T-80 استفاده می کند که ساخت کشور روسیه می باشند. در مارس 2010 خبری منتشر شد مبتنی بر اینکه قبرس در نظر دارد تا 41 دستگاه تانک T-80 بهبود یافته  در عوض تانک های T-90 دریافت نماید که بروزرسانی های سنگینی روی آنها صورت گرفته بود.   یک منبع آگاه ونزوئلایی در وزارت دفاع این کشور ازعان داشت که در زمان ریاست جمهوری هوگو چاوز، تصمیم داشت تا تانک های اصلی ارتش را که AMX-30 فرانسوی بودند با 50 الی 100 دستگاه تانک T-90 ساخت روسیه جایگزین نماید. این نوشته ها بر اساس گفته های Jack Sweeney در یک مقاله ی تجزیه و تحلیلی منتشر شده در اکتبر 2008 است. در سپتامبر 2009، قراردادی مبتنی بر دریافت 92 دستگاه T-72 میان روسیه و ونزوئلا بسته شد که به جای T-90، T-72 دریافت کردند. عربستان سعودی نیز در سال 2008 تصمیم داشت تا از تانک های T-90 روسی خریداری نماید که تعداد این تانک ها 150 دستگاه بود. وزیر دفاع کشور لبنان، Elias El Murr با وزیر دفاع کشور روسیه، Anatoly Serdyukov در دسامبر 2008 دیدار هایی داشت که در این دیدار ها قرار شد تا این کشور از روسیه تجهیزات نظامی خریداری نماید و تانک های T-90 نیز جزء این خرید ها بودند.   در فوریه سال 2010، قرادادی مابین روسیه و لیبی بسته شد. بر اساس جزئیات این قرارداد که هرگز منتشر نشد، لیبی از روسیه 20 جنگنده، سیستم های پدافند هوایی و همینطور خرید تعدادی تانک T-90 را کرده بود که در کنار این T-90 ها، تعداد 140 دستگاه T-72 مدرنیزه شده نیز وجود داشت. با این وجود، بعد از فروپاشی دولت لیبی توسط شورشیان و از هم پاشیدن این کشور در سال 2011، سازمان ملل هرگونه ارسال تسلیحات و مهمات به هر نحوی را ممنوع اعلام کرد و قرارداد روسیه نیز از اعتبار ساقط گردید.     معرفی تخصصی T-90   جنگ افزار توپ و همینطور سلاح اصلی تانک T-90، یک توپ 2A46M با کالیبر 125 میلیمتر است. روی این توپ بهینه سازی های سنگینی صورت گرفت تا بتواند انواع مختلف موشک های ضد تانک را شلیک کند و اینکه از این توپ در سری T-80 نیز به عنوان سلاح اصلی مورد استفاده قرار گرفت. این توپ به راحتی می تواند تعویض گردد و همینطور قادر است تا گلوله های مختلف از جمله APFSDS، گلوله های شدیدالانفجار ضد تانک HEAD و شدیدالانفجار ترکش دار HE-FRAG مانند 9M119 رفلکس ضد تانک هدایت شونده که از طریق این توپ شلیک می شوند. رفلکس روسی یک موشک نیمه خودکار هدایت لیزری با سر جنگی خرج گود است که می تواند از فاصله ی 100 متر الی 6 کیلومتر تاثیر گذار باشد، همچنین این گلوله به 17.5 ثانیه زمان برای رسیدن به حداکثر برد نیازمند است. گلوله ی رفلکس می تواند تا 950 میلیمتر یا 37 اینچ درون زره از جنس استیل نفوذ کند. از این گلوله می توان برای هدف قرار دادن بالگرد هایی که در ارتفاع پایین پرواز می کنند نیز استفاده نمود. سلاح ثانویه این تانک، یک مسلسل سنگین 12.7 میلیمتری کالیبر 50 NSV هدایت خودکار ضد هوایی است که می تواند روی جایگاه مخصوص فرمانده نصب شود و همینطور تا برد 2 کیلومتر اجرای آتش موثر نماید به صورتی که هدف از بین برود. نرخ آتش این مسلسل 700 الی 800 گلوله در دقیقه است که 300 گلوله برای این مسلسل در تانک T-90 در نظر گرفته شده است. این مسلسل سنگین، یعنی NSV، در دهه ی 90 میلادی با مسلسل Kord جایگزین شد و از آن به بعد از همین مسلسل به صورت گسترده استفاده گردید. در کنار این کالیبر 50، یک PKMT کالیبر 30 یا 7.62 میلیمتری به صورت هم محور با توپ اصلی که دارای وزنی معادل 10.5 کیلوگرم می باشد، قرار می گیرد و هر جعبه ی این مسلسل توانایی حمل 250 عدد گلوله را داراست که در مجموع 7 هزار فشنگ برای آن در نظر گرفته شده است.   توپ 2A46M در یک موزه ی نظامی   همانند سایر تانک های مدرن روسی، توپ 2A46M تانک T-90 نیز از بارگذار خودکار استفاده می کند. روس ها با افزودن بارگذار خودکار به تانک هایشان، بارگذاری دستی را کنار گذاشتن و با این کار یک نفر از خدمه کاسته می شود و ترتیب خدمه در تانک ها به این صورت است: فرمانده، توپچی و راننده. این بارگذار خودکار قادر است تا 22 گلوله را به صورت آماده در خود نگهداری کند، کنسول مخصوص بارگذار خودکار، الکترونیکی است و می تواند در 5 الی 8 ثانیه گلوله ی مورد نظر را بارگذاری نماید. پیشنهادی ارائه گردید مبتنی بر اینکه بارگذار خودکار تانک T-90 به گونه ای بهینه سازی شود تا بتواند ویژگی مهم و همینطور اساسی را برای این تانک به ارمغان بیاورد و آن شلیک مهمات ضد زره آمریکایی همچون M828A3 در کنار 3BM-44M بود. گلوله های شدیدالانفجار نظیر 3BK21B (با لایه اورانیوم ضعیف شده)، 3BK29 (با توانایی نفوذ 800 میلیمتری درون زره) و 3BK29M (با سر جنگی سه مرحله ای) توانایی شلیک شدن از طریق توپ 2A46M را دارا می باشند. از دیگر ویژگی های این تانک می توان به سیستم تنظیمات فیوز اشاره کرد که به تانک این اجازه را میدهد تا گلوله های 3OF26 شدیدالانفجار ترکش دار را در فاصله ای خاص منفجر کند. این خاصیت را می توان با استفاده از سیستم مسافت یاب لیزری تانک بهبود بخشید، برای مثال این گلوله زمانی که به سمت یک بالگرد شلیک می شود، 2 متر قبل از اینکه به بالگرد اصابت کند، منفجر می شود و با این کار ترکش ها به تمامی نقاط بالگرد خواهند رسید. حداکثر برد این گلوله ها 10 کیلومتر است.   تانک T-90 در یک مانور نظامی که قرار است از آب عبور کند   سیستم کنترل آتش تانک T-90 دارای یک سری ویژگی های خاص و همینطور منحصر به فرد است که در ادامه آنها را برای شما توضیح خواهم داد. این سیستم توانایی شلیک هنگام حرکت را دارد. با استفاده از این سیستم می توان اهداف جنگی سخت در فاصله ی 5 کیلومتری در حال حرکت با سرعت 30 کیلومتر را هدف قرار داد که این میزان به حدی دقیق است که اکثر اوقات در اولین شلیک به هدف برخورد می کند. در یکی از سلسله آزمایشات تانک T-90، 24 دستگاه پرتابگر یا اصطلاحا لانچر موشک در اطراف این تانک قرار داده شد که هر کدام فاصله ای به میزان 4 یا 5 کیلومتر داشتند و این تانک توانست تمامی 24 دستگاه را مورد هدف قرار دهد. یک توپچی با تجربه می تواند 54 هدف را با سرعت 25 کیلومتر در ساعت با فاصله ی 1.5 الی 2.5 کیلومتر به درستی مورد هدف قرار دهد، یه گونه ای که در انتخاب هدف و همینطور شلیک برنامه ریزی دقیقی صورت گیرد.   مسلسل سنگین NSV   سیستم کنترل آتش تانک T-90، دارای سامانه های دید در شب و روز PNK-4S/SR AGAT که روی برجک و جلوی جایگاه فرمانده نصب می شوند که عمده کار این سامانه تشخیص اندازه و ابعاد یک تانک در شب و همینطور تشخیص فاصله اش با تانک است که می تواند تخیص دقیق از 700 الی 1100 متر باشد. (این میزان بستگی به نوع سامانه دارد و ممکن است در دیگر سامانه ها این میزان متفاوت باشد) در مدل های اولیه تانک T-90، سامانه های TO1-KO1 BURAN روی تانک ها نصب می شدند، اما در نسخه های جدید تر (T-90S) این سامانه به مدل ESSA ارتقاء داده شد که به کاربر اجازه می داد تا فاصله ی 5 الی 8 کیلومتر، به هدف ها شلیک کند، این سامانه ساخت شرکت THALES است که Catherine FC نام دارد. همچنین برای توپچی نیز سایت بصری تعبیه شده با نام 1G46 که می تواند در روز اطراف را مشاهده کند و علاوه بر آن شامل یک مسافت یاب لیزری، کانال هدایت موشک که به توپچی اجازه می دهد تا ابعاد و اندازه هدف را تعینن کرده و از فاصله ی 5 الی 8 متری به آن شلیک کند.         پیشرانه ی تانک T-90     نیروی محرکه یکی از جذاب ترین مباحث زرهی، نیروی محرکه ی وسیله ی نقلیه است، اغلب خوانندگان بیشتر وقت خود را صرف دانستن نیروی محرکه و همینطور حفاظت از خودرو، تانک و یا نفربر می کنند که در نوع خود شیرین است! اما برویم به سمت پیشرانه ی این تانک مدرن روسی که یک موتور دیزل B-92C (V-92S) است که در کمپانی Chelyabinsk Tractor Plant روسیه ساخته شده است.  در دیگر مدل های این تانک روسی از موتور های مختلفی استفاده می شود، همانند موتور V-84MS که توانایی تولید 840 اسب بخار قدرت را دارا می باشد و از موتور های 12 سیلندر 4 زمانه می باشد که به 1000 و 1250 اسب بخار نیز توسعه داده شده اند و توسط کمپانی Uralvagonzavod ساخته شده اند. تانک های T-90S با یک موتور 1000 اسب بخاری می توانند به نهایت سرعت در جاده ی 60 کیلومتر در ساعت دست بیابند که این مقدار در جاده های خاکی و نا هموار 45 ک م است. پیکره بندی T-90 های قدیمی یا کلاسیک شامل سیستم انتقال قدرت با قرار گیری موتور در بخش عقب تانک بود. موتور 1000 اسب بخاری V-92 4 زمانه با 12 سیلندر، چندگانه سوز دیزل از موتور های اصلی این تانک به شمار می رفت تا زمانی که موتور 1250 اسب بخاری (V-96) ساخته شد. T-90 های صادراتی که T-90S نامیده می شدند، موتورشان به 1000 اسب بخار محدود و دارای قابلیت توربوشارژ بودند. همچنین تانک هایی که برای مناطق گرمسیر استفاده می شدند، دارای یک خنک کننده بودند که در درجه حرارت بالای هوا می توانستند کار کنند.   تانک T-90A در حال شلیک در نمایشگاه مهندسین سال 2012     حفاظت تانک T-90 با سه مرحله از جدیدترین سیستم های حفاظت دنیا، حفاظت می شود. اولین گام استفاده از زره کامپوزیتی روی برجک است که شامل تکه ها و قطعات زرهی درون مواد و همینطور لایه های آلومنیومی و پلاستیکی، شکل برجک را به صورت کنترل شده ای طراحی کرده اند.   دومین بخش استفاده از زره نسل سوم کنتاکت 5 که جزء خانواده زره های واکنشگر انفجاری قرار دارد که با توجه به طراحی منحصر بفرد این زره، توانایی این را دارد که بصورت قابل توجهی مانع از نفوذ گلوله های انرژی جنبشی یا به اختصار APFSDS شود همنیطور بلوک های زرهی ERA به تانک این خاصیت را می بخشند که شکل برجک به صورت خاصی زاویه دار گردد و از دیگر تانک ها به راحتی متمایز شود. زره های ERA روی سقف برجک مجتمع شده اند که حفاظت نسبتا خوبی را در برابر سلاح هایی که از هوا به زمین می آیند (مانند جاولین) را فراهم می سازد. روی برجک، زره های خاصی تعبیه شده است که که از جنس استیل می باشند که شامل مواد توپُر کامپوزیتی روسی است که به صورت ساندویچی میان زره لایه بالایی و لایه پایینی نصب می شوند. با بررسی های صورت گرفته روی زره کامپوزتیتی، به این نتیجه رسیده اند که این زره علاوه بر وزن سبکی که دارد، حفاظت نسبتا خوبی را فراهم می سازد که در برابر استفاده ی فقط آلومنیومی بسیار موثر و کاربردی است.   تانک T-90A مجهز به نسل سوم زره کنتاکت 5     سومین و مهمترین قسمت حفاظت از T-90، استفاده از سامانه ی اقدامات متقابل Shtora-1 یا اشتورا 1 روسی است که توسط کمپانی Elektromashina روسیه طراحی و توسعه یافته است. این سیستم شامل دو دازلر Dazzler الکترو-اپتیکال روی جلوی برجک است که برخی ها به اشتباه آنها را چراغ فرض می کنند، زیرا رنگ آنها در هنگام روشن شدن قرمز است و به آنها Red Eyes نیز گفته می شود. 4 گیرنده ی هشدار دهنده ی لیزری، دو سیستم نارنجک انداز 3D6 و یک سیستم کامپیوتریزه ی کنترلی به همراه اشتورا روی تانک قرار می گیرند. این سامانه زمانی که تانک به اصطلاح توسط سلاح های هدایت لیزیری رنگ شود یا مورد هدف قرار گیرد، خدمه را از این رخ داد آگاه می سازد، سپس خدمه می توانند با انتخاب بهترین راهکار توسط خودشان، تانک را نجات دهند. جیمر های مادون قرمز TShU1-7 EOCMDAS، خطوط فرماندهی درون خط دید سیستم های هدایت پذیر را مختل می کنند تا موشک های ضد تانک هدایت شونده به تانک برخورد نکند. لانچر های نارنجک انداز های دودزا نیز دقیقا درست پس از آنکه اشتورا فهمید که توسط لیزر علامت گذاری شده، به سمت اطراف پرتاب می شوند تا دود حاصله مانع از ادامه ی هدف گیری گردد. تانک های T-90S کشور هند فاقد این سامانه های اقدامات متقابل هستند اما در عوض با سیستم های الکترونیکی دفاع زمینی LEDS-15 کمپانی SAAB سوئدی مجهز می شوند.   علاوه بر حفاظت های فعال و غیر فعال تانک T-90، این تانک با سیستم های حفاظت خودکار NBC (هسته ای، بیرولوژیکی، شیمیایی) مجهز می شوند، همچنین سیستم های ضد مین KMT و یک سیستم ضدآتش خودکار نیز روی تانک نصب می گردد. سیستم الکترومغناطیسی EMT-7 نیز می تواند روی تانک های T-90 نصب شوند. این سیستم، یک سری پالس های الکترومغناطیسی را به اطراف ساطع می کند تا با غیر فعال کردن مین های مغناطیسی، مانع از فعال شدن آنها قبل از چسبیدنشان به بدنه ی تانک شود.   جدیدترین نسخه ی تانک T-90 مدل MS   براساس گفته های مقامات روسی، در طی آزمایشات میدانی تانک T-90 در سال 1999، نمونه های مختلفی از RPG ها، موشک های ضد تانک و گلوله های APFSDS به سمت تانک شلیک شد، اما هیج یک نتوانستند به آن آسیب برسانند. زمانی که روی تانک زره های ERA نصب بود، مقاومت این تانک دو چندان شده و به همین دلیل در طی این سلسله آزمایشات، تانک توسط هیچ سلاح نتوانست مورد هدف قرار بگیرد. البته این را مقامات روسی می گویند و از صحت آن کسی مطمئن نیست، به همین دلیل نمی توان به عنوان منبع جهت نفوذناپذیری این تانک به آن استناد کرد. البته همانطور که در مطلب عنوان شد، در جنگ داغستان به سمت یک دستگاه T-90، 7 راکت RPG شلیک شد که نتوانست به آن آسیب برساند و هم اکنون نیز در حال خدمت است. تانک های جدید T-90MS دارای زره واکنشگر انفجاری Relict می باشند. این زره های جدید می تواند در برابر پرتابه های با سرجنگی پشت سر هم و همینطور گلوله های انرژی جنبشی APFSDS تا 50 درصد مقاومت نماید و همچنین در عوض زره های کنتاکت 1 الی 5 روی تانک ها نصب شوند.   تانک T-90SA و T-72UMG در بیستمین سالگرد استقلال ترکمنستان               نمایشگاه تکنولوژی مهندسی، سال 2012     منبع: http://en.wikipedia.org/wiki/T-90   برای مطالعه: تانک T-90MS ، افسانه ی ویرانی نمایش عمومی تانک T-90C برای اولین بار  تاپیک جامع مقایسه تانک M1A2 - ABRAMS آمریکایی با تانک T 90 روسی (به روز شده)     نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس Military.IR Copyright تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است
  2. siavash75

    تانک کرار

    تانک T-90SM هستن ایشون. بسیار هم شیک و مجلسی. ولی اگه خدای نکرده یه وقت کرار رونمایی بشه واقعا روح تازه ای در کالبد زرهی ایران دمیده میشه که عواقب بدی مثل بروز شدن زرهی، تجهیز شدن با تانک های جدید، تسهیل در نابود سازی اهداف و خیلی موارد دیگه اتفاق می افته که دلاور مردان عرصه ی تلاش رو به این وا میداره که از همون تی 72 های احد عتیق استفاده بکنن. جدا هشدار میدم که این کرار ها هیچوقت عملیاتی نشن چراکه باعث ارتقاء سطح نیرو های مسلحمون میشه واین خیلی بد هست
  3. siavash75

    تانک کرار

    انصافا میلیتاری خیلی عوض شده!!
  4. siavash75

    بررسی یک کیسه خواب

    میثم دستت درد نکنه. اتفاقا چند روز پیش بود حسین یه دونه از دیجی کالا داد تخفیف داشت 39 تومن :| :| بهش گفتم نخر.   فقط خدا کنه این مطلب تورو نبینه icon_cheesygrin icon_cheesygrin   حسین هر جا هستی خدا به همرات
  5. بسیار عالی مهدی جان. کاش عکسی از فشار شکن فنر تخت های جلو هم میگذاشتی که سالم بود با وجود اینکه گفتن تست شده!!! درضمن همون فشار شکن با کاسه ای که براش قرار گرفته بود کلی فاصله داشت!!!
  6. شش که هیچی، مورد هفت، کج و ماوج بودن طراحی کاملا مشخص هست! حتی با اینکه کیفیت عکس نسخه ی اصلی پایین هست! هشتمی هم که دستگیره باشه توی نسخه ی کانادایی کشیدنی هست! نه فشار دادنی و قابل قفل شدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نهمی رو هم که گفتم دستگیره کوتاه تر هست که توی هر دو تصویر مشخصه اینم که هیچی! دهمی هم که دستگیره هست که توی نسخه ی کاناداییش اصلا مشخص نیست نمیدونم شما از کجا دیدی، یازدهمی هم که جای آنتنه که بازم اونم توی نسخه ی کانادایی بالاتر قرار گرفته :|     این که دیگه باید وارد مباحث تخصصی شد و اینطوری نمیشه!   حفاظت استانگ سطح 2 و 3 ناتو رو یه مطالعه ی کوچک بفرمایید     چرا، تفاوت های زیادی دارن این دوتا
  7. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همگی! هیچ حاشیه نمیرم و میرم سر مبحث اصلی!!!!   من نتونستم عکس رو ببرم گالری، مدیران لطفا این کارو بکنن   خودروی نمایش داده شده در تصاویر به اصطلاح تایفون دارای تفاوت هایی با نسخه ی اصلی هست که توسط استریت گوپ کانادا طراحی شده. اولا این یک پلتفرم هست و نمیشه هر کشوری هر مدلی که دلش خواست بزنه و با توجه به اینکه استریت گروپ شعبه های زیادی داره، شعبه ها هم همه مدل های مونتاژ رو تولید می کنن. بگذریم. از راست دونه دونه تفاوت هارو میگم. - اولین و وحشتناک ترینش سپر جلو هست! این سپر باید از سمت جلو بیشترین تاب مقاومت رو داشته باشه و به اصطلاح گل سر سبد باشه! ولی اینطوری که در تصویر معلومه حلبی بیش نیست و بتونه جلوی پارابلوم رو بگیره خودش کلی شاهکار هست!   - دومیش اون قسمت به ظاهر هواکش هست، من در هیچ یک از عکس های منتشر شده چه در استریت گروپ آمریکا و چه کانادا چنین چیزی رو ندیدم و همه ی شکل جلو پنجره با هم یکسان بودن و انشاءالله اگه تونستم و در سفری که به ولایات تهران داشتم یک گزارش مفصل از این بازدید تهیه و تقدیم می کنم. همچنین حفاظ چراغ نا معلومه! حفاظ های تایفون 3 تا هست و شامل حفاظ راهنما و چراغ ها میشه ولی این به نظر اینطوری نمیاد!   - سومیش چرخ هاست! اینطوری که از چرخ های این معلومه 10 تا پیچ داره ولی نسخه ی کانادایی 12 تا! 2 تا پیچ به معنای نداشتن اکسل و محوری قوی هست که همین موجب میشه بزرگترین سوال در ذهن ما بشه و اونم اینه که آیا اصلا آفرود می تونه بره و محور ها تحمل چنین شرایطی رو دارن؟   - چهارمی آینه ها هست، این طرز قرار گرفتن آینه اصلا ربطی به تایفون نداره و گیره های نگهدارنده هم خیلی نزدیک به پنجره هستن و اینم یکی از تفاوت ها.   - پنجمی در و فریم در هست، این در رو با فریمش اگه با نسخه های کانادایی مقایسه بکنید متوجه میشید یک مقداری کوچک تر هست و دستگیره هم مثل اینکه مال خودرو های تولید داخل هست.   - ششمی هم در پایین در قرار داره، کلا قسمت پایین هم یکی دیگه از معایب این ماشینه! خودرو حفاظت شده بزرگترین وظیفه اش حفاظت از جان خدمه در برابر گلوله، مین و بمب کنار جاده ای تا حداکثر توان ممکن هست، ولی این اصلا چنین تصوری رو ایجاد نمی کنه و بلعکس! خیلی ضعیف و نا توان هست.   - هفتمی کنار پا دری هست، احتمالا جای جعبه ابزار هست! ماشین به اون عظمت داخلش یه قسمتی رو نذارن واسه این مسائل؟ این هم یه دلیل دیگه برای توخالی بودن زیر خودرو و در نتیجه حفاظت بشدت پایینش.   - هشتمی کمی بالاتر هست، به اصطلاح دستگیره بزرگی که زیر پنجره ها قرار داره که در نسخه ی کانادایی دراز تر هست. کلا مسائل هندسی اصلا رعایت نشده در این کپی ناقص! همه چیز با هم در تضاد هست.   - نهمی رو که یادم رفت خطش رو بکشم قسمت نگهدارنده ی آنتن بی سیم هست، توی نسخه ی ایرانی بالای گالن های سوخت قرار گرفته در حالی که در نسخه ی کانادایی کمی پایین تر از سقف و در عقب بدنه خودرو هست.   - دهمی دستگیره هست که در نسخه ی کانادایی اصلا وجود نداره.   - یازدهمی  قسمتی هست که مشخص کردم و فکر کنم در نسخه ی کانادایی محل قرار گرفتن موتور هیدرولیک رمپ باشه ولی در نسخه ی ایرانی معلوم نیست چیه!!!   - دوازدهمی و آخرین تفاوتی که به ذهن من رسید در هست! توی نسخه ی ایرانی باید با چتر بپرن بیرون چرا که رمپ پشتی رو حذف کردن که دارای پله بوده!!     من اینهارو در ظاهرش دیدم! داخل که بماند شده شبیه می نیبوس های فیات و مانیتور هایی که از بانه مارکت خریدن برای مشاهده فیلم هنگام گشت!!!! شما هم اگه تفاوت دیگه ای به ذهنتون رسید اون رو بنویسید و به آدرس پستی ما 19343-2323 پست کنید!! خدا یارو نگهدارتون تا تایفون ساخت وطن دیگر شمارو به مدیر های میلیتاری میسپارم :rose: :rose: :rose: icon_cheesygrin icon_cheesygrin icon_cheesygrin
  8. siavash75

    بروز رسانی جدید تانک های ارتش لهستان

    احسنت. در قالب متن نمیگنجه تشکر کردن ولی بعد مدتها آنلاین شدن لازم دیدم بگم. کارت خیلی درسته
  9. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    منظور توی این عکس یعنی سومین عکس از سری K2 Black Panther، هدفش سومین نسخه از این تانک نبوده
  10. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    بله میدونم، ولی بلک پانتر 3 نداریم. اسمش K2 Black Panther هست، اون پلنگ سیاه لقب هستش!
  11. بسم الله الرحمن الرحیم         موشک FGM-148 جاولین متعلق به ایالات متحده آمریکا     اختصاراتی نظیر ATM یا موشک ضد تانک، ATGM یا موشک ضد تانک هدایت شونده، ATGW یا سلاح ضد تانک هدایت شونده و یا سلاح ضد زره هدایت شونده همگی دارای یک معنی هستند و آن یعنی موشک هدایت شونده ای که از قصد برای مورد هدف قرار دادن خودرو های زرهی سبک یا در کل خودرو های نظامی است.   موشک های ضد تانک هدایت شونده به دو دسته ی کلی تقسیم بندی می شوند، موشک های سایز کوچک دوش پرتاب که توسط یک نفر اوپراور حمل می گردد و نیازی به کمک نیست، موشک های ضد تانک هدایت شونده ای که روی سه پایه قرار دارد و برای عملیاتی ساختن و همینطور حمل و نقل به یک جوخه یا یک تیم احتیاج است. این موشک ها برای شلیک به خودرو های در حال حرکت، ثابت و یا بالگرد هایی که در ارتفاع پست پرواز می کنند، مورد استفاده واقع می گردد.   با تعریف نبرد های مدرن امروزی و همینطور معرفی نوع جدیدی از تسلیحاتی که توسط نفر حمل می شود و قادر به نابودی ادوات زرهی دشمن است، سلاح های ضد تانک محبوبیت فراوانی یافتند. سلاح های ضد تانک هدایت شونده ای که توسط یک نفر حمل می شود  دارای سر جنگی بزرگی است که می تواند تانک های سبک و متوسط دشمن را در میان میدان نبرد مورد هدف قرار دهد. همینطور این سلاح ها برای نابود کردن تانک هایی که با زره های کامپوزیتی یا مکمل های زرهی واکنشگر انفجاری نیز کاربرد دارند. تفاوت سلاح های ضد تانک امروزی با سلاح های ضد تانک یا راکت های ضد تانک قدیمی و یا مین های مغناطیسی در این است که آنها حتما نیازمند این بودند که یک نفر سرباز به هدف نزدیک باشد تا بتوان عمکلرد تاثیر گذاری از خود نشان دهد. اما مشاهده می کنید که امروزه از فاصله های چند کیلومتری هدف را مشخص کرده و سپس به سمتش شلیک می کنند بدون آن که به آن نزدیک شوند یا محاسباتی را انجام دهند.   تاریخچه اولین سلاح های ضد تانک استفاده شده در میدان نبرد، سلاح های روستال X-7 آلمانی بودند که از هدایت سیمی برخوردار بودند و سلاح های ضد تانک Buzogányvető 44M ساخت لهستان که هدایتشان سیمی نبود و دارای لانچر بودند. سلاح های فوق همگی در جنگ جهانی دوم استفاده می شدند.     موشک آلمانی X-7 آلمانی سمت راست موشک لهستانی M44 سمت چپ   موشک آلمانی ضد تانک گستره فعالیتش به سال 1945 محدود می شود که دارای بال های هدایتی بود و همینطور این موشک توسط نوک بال به سمت هدف هدایت می شد. سر جنگی موشک از نوع استاندارد آلمانی ها یعنی 150 میلیمتری بود. این موشک شدید الانفجار دارای ترکش های بسیار زیادی است که قادر است تا در 205 میلیمتر زره همگن به صورت عمود نفوذ کند. موشک توسط یک پرتابگر که توسط پیاده نظام حمل می شد، جابجا می گردید و بعد از اینکه شلیک شد، توسط یک ماژول جوی استیک که درون یک جعبه قرار داشت کنترل می شد. این موشک از نوع هدایت سیمی بود و تا زمان برخورد این سیم فرمان هارا از اوپراتور به موشک منتقل می کرد. خدمه ی موشک ضد تانک آلمانی شامل سه نفر می شد، اوپراتور، شخص حمل کننده دستگاه و شخصی که موشک یدکی را با خود حمل می کرد. معمولا 2 عدد موشک توسط تیم موشک انداز حمل می شد و بیشتر از آن نبود. بعد از 100 متر، دید انسان توانایی آن را نداشت که موشک را هدایت کند، در نتیجه به یک دستگاه دیدبانی خوب جهت هدایت هرچه بهتر این موشک احتیاج بود. این موشک چون فاقد هر گونه تسلیحات و تجهیزات دیداری بود، در نتیجه هدایتش توسط خدمه آن هم با چشمان غیر مسلح بسیار سخت بود، به همین دلیل نمی توانستند با قاطعیت بگویند که موشک به هدف خورد یا نه.     موشک ضد تانک SS-10 ساخت فرانسه   موشک SS-10 اولین موشک ضد تانک هدایت شونده ی بدون سیم است. این موشک در سال 1955 به خدمت نیرو های نظامی ارتش فرانسه درآمد. همچنین این موشک اولین موشک های ضد تانکی بود که به خدمت نیرو های نظامی ارتش آمریکا و رژیم اشغالگر قدس در آمدند. موشک مالکارا (Malkara) که در زبان بومی به معنای سپر است یکی از اولین موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور (ATGW) بود. این موشک به صورت مشترک توسط استرالیا و انگلیس در سال های 1951 الی 1954 و از سال 1958 وارد خدمت گردید و جایگزین Vickers Vigilant شد. این موشک در زمان خود بسیار قدرمتند ظاهر شد به طوری که به نیرو های هوابرد تحویل داده شد و می توانست اغلب تانک های در حال خدمت زمان خویش را با استفاده از سر جنگی 26 کیلوگرمی نابود سازد.     موشک مالکارا سمت راست موشک ویکرز ویجیلانت سمت چپ   اولین نسل از موشک های دستی هدایت شونده با فرمان (MCLOS) شامل موشک هایی بود که نیاز مند وارد کردن داده توسط اوپراتور به وسیله ی ماژول جوی استیک یا چیزی شبیه به آن برای هدایت موشک به سمت هدف بود. بدی این نوع موشک انداز این بود که اوپراتور می بایست سایت دیدبانی را دائما دنبال می کرد تا موشک را به سمت هدف هدایت کند تا موقعی که به آن برخورد می کند و اصطلاحا این نوع هدایت هدایت LOS یا داخل خطوط دید بود. برای انجام همین کار، شخص اوپراتور می بایست صد ها ساعت آموزش را پشت سر می نهاد تا بتواند با آن شلیک کند و می بایست حتما تا زمان پرواز موشک در آسمان، اوپراتور می بایست هدف را دنبال کند تا برخورد را نظاره گرد باشد. این ها اولین سیستم های موشک ضد تانک هدایت شونده از راه دور بودند که توسط فرانسه و با نام Nord SS-10 در دهه ی 50 میلادی توسعه یافت.   دومین نسل موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور، مدل هدایت فرمانی نیمه خودکار یا SACLOS بود که این موشک ها نیازمند این بودند تا اوپراتور تا زمانی که موشک به هدف بر خورد می کند، سایت های دیدبانی را روی سرش نگه دارد. داده ها به صورت خودکار به موشک از طریق سیم یا بی سیم ارسال می شوند و یا اینکه همین موشک به صورت هدایت لیزری و یا با استفاده از دوربینی که در قست جلوی خود دارد به سمت هدف هدایت می شود. نمونه ی این موشک ها، موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور روسی کورنت یا 9M133 و یا موشک های هلفایر I آمریکایی هستند. این موشک ها نیز همانند قبلی ها باید تا زمانی که موشک در آسمان است، اوپراتور هدف را دائما روئیت کند.   موشک 9M133 کورنت   سومین نسل از موشک های هدایت شونده از راه دور، موشک های هدایت پذیر توسط لیزر است که توسط یک تصویر ساز الکترو-اپتیکال یا IIR و یا توسط باند W روی رادار که در نوک دماغه نصب می شود، هدایت می شوند. این نوع موشک ها نیازمند یک بار روئیت هدف هستند تا به سمت آن حرکت کنند، در اصطلاحات نظامی به چنین موشک هایی که روئیت دائم روی هدف لازم نیست را شلیک کن فراموش کن! (Fire And Forget) می گویند. در این نسل اوپراتور هدف را یک بار مشاهده می کند، به سمت آن نشانه گیری کرده و سپس شلیک می کند، موشک به صورت خودکار مسیر یابی کرده و راه را به سمت هدف باز می کند و دیگر نیازی به هدایت اوپراتور نیست. با این حال موشک های هدایت شونده ی شلیک کن فراموش کن امروزه بسیار مورد اقدامات متقابل قرار می گیرند تا موشک های MCLOS یا SACLOS. نمونه هایی از این امر شامل موشک های PARS 3 LR، موشک اسرائیلی لاهات و اسپایک و Nag های هندی هستند.     از سمت راست: PARS 3 LR، اسپایک و لاهات   اغلب موشک های ضد تانک دارای شکل خاصی از بدنه هستند که شامل سر جنگی شدید الانفجار و همینطور طراحی شده فقط برای نفوذ درون زره های خودرو های نظامی یا تانک های اصلی میدان نبرد می باشند. موشک های دارای خرج تاندوم برای از کار انداختن و نابود کردن زره های واکنشگر انفجاری ERA استفاده می شوند. نوع دیگری از موشک های ضد تانک هستند که در اصطلاح به آنها تاپ اتک گفته می شود. تاپ اتک یا Top-attack موشک های ضد تانکی هستند که از بالا به هدف حمله می کنند. معمولا خودرو ها و تسلیحات نظامی سنگین از سمت بالا حفاظت بسیار کمی دارند، به همین دلیل این موشک ها نقطه ضعفشان را هدف گرفته و سعی می کنند تا از آن قسمت نفوذ کنند. نمونه هایی از این موشک ها می توان به Nag هندی، جاولین آمریکایی و Bill سوئدی اشاره کرد.   موشک Nag هندی از نوع شلیک کن فراموش کن!     اقدامات متقابل اقدامات متقابل یکی از مهم ترین مسائلی است که مشک های ضد تانک با آن سر و کار دارند. تانک های جدید شامل دستگاه های جمر یا اخلال گری هستند که قادر است این دست از موشک ها را به راحتی منحرف یا نابود کند. موشک های ضد تانک برای نابود کردن زره های کامپوزیتی و یا زره های تقویتی واکنشگر انفجاری هستند، اما چه کسی حاضر است تا به راحتی تجهیزاتش را اینگونه از دست بدهد، آن هم تجهیزاتی که چندیدن میلیون دلار هزینه صرفش شده است. به همین دلیل سیستم های اقدامات متقابلی طراحی شده است تا بتواند تا حدودی این خطرات را از تانک دور نماید. سیستم هایی مانند اشتورای روسی و سیستم های دفاع فعال APS مانند تروفی اسرائیلی و آرنای روسی از جمله تجهیزاتی هستند که برای اخلال در کار موشک های ضد تانک استفاده می شوند.   سامانه اقدامات متقابل اشتورا-1   امروزه زره ها در دنیا روز به روز در حال پیشرفته تر شدن هستند و همگی سعی می شود تا بتوانند در برابر ATGM ها دوام بیاورند. اغلب زره های نسل جدید در برابر چنین موشک هایی تست و آزمایش شده اند تا بتوانند در برابر ضد تانک ها موثر واقع شوند. راه کار هایی همچون فریب موشک ها با اضافه کردن زره های سراشیبی و یا اضافه کردن زره های واکنشگر به مقابله با آنها می پردازند. همه ی این کار ها با مختل ساختن سر جنگی همراه می شود و تا حدودی از تاثیرات و قدرت ناشی از انفجار کاسته می گردد.   زره های واکنشگر همیشه خوب نیستند، اما می توان با یک سری زیر سازی ها این زره ها را موثر جلوه داد. اضافه کردن یک سیستم اقدامات متقابل خوب در کنار موتور قدرتمند که تحرک مناسبی را فراهم کند، حرکت خوبی در برابر موشک های ضد تانک است. البته امروزه زره ها سبک تر و در مقابل کاراییشان نیز بالا می رود. البته تانک هایی که در دهه ی های گذشته ساخته شده اند، ممکن است زره مقاومی جهت چنین ایمن سازی هایی نداشته باشند، مانند تانک های T-72 که در دهه ی 80 میلادی وارد خدمت شد و امروزه نیز توسط بسیاری از کشور ها از جمله جمهوری اسلامی ایران نیز به خدمت گرفته شده است.    این تانک ها سعی می کنند در برابر این موشک ها از زره های واکنشگر انفجاری ERA از نوع کنتاکت 1 روسی در برابر خطرات و تهدیدات استفاده کنند. ایمن سازی اطراف موتور که مهم ترین بخش نیرو محرکه ی تانک است با اضافه کردن زره های واکنشگر به اطراف آن یا استفاده از زره های قفسه ای راهکار مناسبی می باشد. این کار می تواند تا 20 درصد موتور را از خطر نابود شدن نجات دهد. زره های سراشیبی زره های سبک تر و همینطور می توانند روی اغلب خودرو ها و تجهیزات زرهی نصب شوند. البته زره های سراشیبی راه کار مناسبی هستند اما در مواقعی وقتی که نیاز به حمل و نقل هوایی است، این زره ها باز می شوند و بعد از استقرار دوباره روی تانک یا نفربر بسته می شوند. روش هایی که در بالا گفته شد هرگز 100 درصد موثر نیستند، زیرا هر روز تکنولوژی ضد تانک ها تغییر می کند و می بایست راه کار دیگری در پیش گرفته شود. اما می تواند تا حدودی موثر باشد و چنین خطراتی را از تانک یا وسایل نقلیه زرهی دور کند.   سامانه آرنا نصب شده روی تانک T-80UM1   دومین مورد از اقدامات متقابل که قصد دارم تا آن را برای شما تشریح کنم، مهم ترین قسمت است، یعنی اخلال (Jamming). اخلال یا جمینگ یکی از راه کار هایی است که در برابر موشک های ضد تانک به کار برده می شود و اصطلاحا به آن اقدامات متقابل در برابر تهدیدات نیز اطلاق می گردد. این راه کار در برابر موشک های هدایت شونده با هدایت راداری مناسب است اما با این وجود به عنوان یک راه کار دفاعی عمومی به کار برده می شود و کاربردی در برابر موشک های ضد تانک غیر هدایت پذیر ندارد. همچنین این سیستم نمی تواند به عنوان تنها راه کار در نظر گرفته شود.   جمینگ کردن یک موشک ضد تانک با هدایت راداری اگر به صورت مستمر صورت گیرد می تواند کار را برای اوپراتور بسیار سخت کند. زیرا در این شرایط کد گذاری و قفل کردن روی هدف بسیار سخت می شود و همینطور اوپراتور قادر به هدایت از طریق رادار نمی باشد. با این وجود موشک های ضد تانک دارای یک سیستم ترکینگ (ردیابی) بک آپ هستند که می تواند جمر را بشکند و راه خود را ادامه دهد.   سیستم های دفاع فعال امروزه نشان داده است که توانسته هم در برابر موشک های ATGM و هم سلاح های غیر هدایت شونده تا حدودی موثر واقع شود اما به طور کلی یک تکنولوژی اثبات شده نیست. در مقایسه با سیستم های زرهی، آنها بسیار سبک هستند و می توانند روی هر نوع وسیله ی نقلیه ای به همراه سیستم های کنترل کننده نصب شوند که در آینده تبدیل به یکی از بزرگترین و مهم ترین اجزایی می شوند که می تواند با موشک های سرگردان در هوا که هر لحظه موجودیت جسمی که سیستم روی آن نصب شده را تهدید می کنند، مقابله کند.   عملکرد سامانه آرنا   ضعف بزرگی که این سیستم ها دارند، این است که موشک های موجود روز به روز سیستم های راداریشان پیشرفته تر می گردد و به صورت بالقوه این گونه سیستم ها نمی توانند به طور جد با آنها مقابله کنند. همینطور اگر یک نقطه چندین بار مورد اصابت واقع گردد، شانس اینکه برای دفعه ی دوم به طور کل نابود شود نیز بسیار بالاتر است. البته این سیستم ها هنوز به صورت دقیق وارد بازار کار نشده اند و فقط روی یک سری از تانک ها و تجهیزات آن هم محدود نصب شده اند، اما به نظر می رسد که اگر این گونه سیستم ها جایشان را در میان ارتش های کشور ها باز کنند، با توجه به کارایشان، می توان نبرد های شهری را به نبرد هایی وحشتناک تبدیل کند، زیرا می تواند بسیاری از خطراتی که تهدید کننده است را دفع نماید. با این حال می توان گفت که هنوز هم گلوله های انرژی جنبشی KE یکی از مخرب ترین و در عین حال موثر ترین جنگ افزار هایی است که می تواند نابودی را تضمین کند، زیرا ضعف سیستم های جمینگ این است که روی گلوله ها نمی توانند تاثیری داشته باشند و این گلوله ها هنوز یکه تاز میدان های نبرد بر علیه اهداف زرهی می باشند.   به صورت سنتی، قبل از موشک های شلیک کن فراموش کن، موشک های ضد تانکی که اوپراتور باید آن را تا لحظه برخورد هدایت کند، یکی از راه کار های مقابله با برخورد، شلیک به جایی بود که موشک ضد تانک از آن جا شلیک شده بود. با این کار، اگر درست انجام می شد، می توان اوپراتور را از بین برد و موشک نیز به خطار می رفت چون شخص هدایت کننده از بین رفته بود. از دیگر راه کار های مقابله، استفاده از نارنجک های دودزا بود، زیرا با استفاده از این نارنجک های دودزا، اوپراتور دیگر قادر به مشاهده ی هدف نبود و نمی توانست در یک خط دید مستقیم موشک را به سمت هدف هدایت کند. اما امروزه دیگر موشک های شلیک کن فراموش کن این گونه مشکلات و تبعات را ندارند، تازه برخی از آنها تاپ اتک هستند و شانس برخورد با هدف بسیار بالا تر است. اما هنوز هم تعداد زیادی از موشک های شلیک کن فراموش کن قدیمی در سرتاسر دنیا مورد استفاده واقع می شوند که به علت قیمت پایین و همینطور هزینه ی کم تولیدشان در خدمت باقی مانده اند.     سری موشک های خانواده طوفان ایران   جمهوری اسلامی ایران کشور ما ایران نیز از جمله کشور های تولید کننده ی موشک های ضد تانک محسوب می شود که محصولاتش در یمن، سوریه، عراق و دیگر کشور ها مورد استفاده واقع می شود. البته از نیرو های شبه نظامی که موشک های ضد تانک ایرانی دریافت کرده نیز می توان به حزب الله لبنان و عراق اشاره کرد. موشک های ضد تانک ایرانی نیز شامل موشک رعد که مبتنی بر موشک ساگر روسی است، موشک طوفان، موشک طوفان 2، موشک طوفان 3، موشک های صاعقه 1 و 2، موشک طوسن و موشک دهلاوه اشاره کرد.       لطفا در صورت داشتن هر گونه اشکال فنی اطلاع رسانی کنید--- با تشکر :rose:   نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس jUST fOR mILITARY.IR کپی در هر صورت بلامانع است
  12. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    رضا داداش بلک پانتر 3 دیگه چه صیغه ای هست؟ :D
  13. دوست عزیز فکر کنم شما اصل یک بار هم با دقت این مطالب رو نخوندی! من کی نوشتم کورنت فایر ان فورگت هست؟ عزیز جان درست بخون دیگه، توی این تیکه ای که نقل قول کردی اصلا اثری از کورنت میبینی؟
  14. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    تی ۹۰ بهیشما هند
  15. بسم الله الرحمن الرحیم         ممکن است یک بار هم که شده، نام تانک Leopard به گوشتان خورده باشد، تانک Leopard 2 همان تانکی است که توسط کمپانی Krauss-Maffei آلمان غربی طراحی و توسعه یافت که این امر تقریبا در دهه ی 1970 میلادی صورت گرفت. برای اولین بار این تانک در سال 1979 به نمایش همگان در آمد که نشان دهنده ی نسخه ی جدید تر تانک موفق و خوشنام Leopard 1 کشور آلمان بود. تانک Leopard 2، دارای عملکردی خارق العاده و فرا تر از حد تصورات بود، تانکی که هر کشوری را مجذوب به خودش می کرد و فرماندهان نظامی را وادار می کرد تا آن را برای کشورشان بر گزینند. تقریبا حدود 4 هزار دستگاه از تمامی نسخه های تانک لئوپارد ساخته شد که با دارا بودن بیش از 12 اوپراتور و دارنده یکی از پر طرفدار ترین تانک های دنیا به شمار می رود. در جنگ Kosovo برای اولین بار تانک لئوپارد 2 مشاهده گردید که بعد ها نیز توسط چند کشور دیگر در افغانستان به خدمت گرفته شدند.     نمونه های اولیه تانک Leopard 2 با طراحی متفاوت. کلا 17 نمونه ای اولیه با برجک و سیستم تعلیق و بدنه ای متفاوت از هم ساخته شدند.   در تاریخچه ی ساخت تانک Leopard2 دو نسخه ی بهبود یافته ی معروف وجود دارد که از مدل اصلی به این نسخه ها ارتقاء داده شده اند. اولی Leopard 2A4 که دارای یک برجک کشیده و زاویه دار و برجکی با زره بهبود یافته و دومی نیز Leopard 2A5 که جدیدترین نسخه ی این سری است و برجک اش به زره گوه ای شکل مجهز است و به زره های اضافه شونده مجهز است که دارای بروز رسانی های متعدد و فراوانی است که در ادامه به توضیح آنها خواهیم پرداخت. تمامی مدل ها به سیستم کنترل آتش دیجیتال به همراه مسافت یاب لیزری، یک پایدار کننده ی توپ، مسلسل هم محور با توپ و یک نسخه ی بسیار پیشرفته ی سیستم دید در شب که اولین نسخه های این تانک از مدل Low Light Level TV یا به احتصار LLLTV استفاده می کردند و در بروزرسانی های بعدی این نسخه به مدل های پیشرفته تر ارتقاء یافت. همچنین این تانک ها برایشان قابلیت فراهم گردیده که بتوانند در هنگام راهپیمایی یا حرکت شلیک بکنند.   تانک لئوپارد 2 نسخه ی ویرانگر- نمونه ی اولیه   توسعه تانک Leopard 1 تقریبا در سال 1965 وارد خدمت گردید. پس از آن کارخانه ی رینمتال آلمان توپ L44 که جدید ترین تکنولوژی توپ سازی آن دوران به شمار می رفت را در کالیبر 120 میلیمتر طراحی کرد که قرار بود در طی یک برنامه ی صلح جویانه با شوروی ها وارد همکاری شود اما این پروژه بعد ها با وارد شدن MBT-70 کنسل شد. تانک MBT-70 یک سوپر تانک بود که توسط آلمان غربی و ایالات متحده ی آمریکا طراحی شده بود و همینطور یک طرح فوق العاده بی نقص که با ساخته شدنش انقلابی به تمام معنا در صنعت تانک سازی در دنیا به شمار می رفت اما به علت کمبود بودجه و همینطور تامین نشدن اعتبار مورد نیاز برای طراحی این تانک، این پروژه در سال 1969 کنسل شد.   کمپانی خوش نام کراس مافی در سال 1970 یک پروژه ی ملی میهنی جدیدی را آغاز کرد که در یک سال بعدش موجب ساخته شدن Keiler شد و در اواخر دهه ی شصت میلادی این پروژه به vergoldeter یا Leopard تغییر نام پیدا کرد. این پروژه در اصل جایگزینی بود برای تانک کنسل شده ی MBT-70 که به علت برخی مشکلات ساختش کنسل شد. پس از گذشت مدت زمانی کوتاه، در سال 1971، این تانک را Leopard 2 نامیدند به دلیل اینکه با نسخه ی پیشین خود یعنی Leopard 1 اشتباه گرفته نشود. تعداد 17 نمونه ی اولیه تقریبا یک سال بعد از شروع پروژه ساخته شد که در آن زمان ماکزیمم یا نهایت وزنشان به 55 تن می رسید.   در 11 دسامبر 1974، آلمان برای کشور آمریکا پیامی فرستاد که این کشور می تواند در پروژه ی جدید کراس مافی وارد همکاری شود، بعد از آن آمریکا نیز تعداد 7 نسخه ی اولیه را خریداری کرد و آن ها را مورد بررسی قرار داد. بعد از بررسی کلی جنگ یوم کیپور، یک سری از تانک ها که دارای حفاظت سنگینی بودند، با وجود زره قوی، اما باز هم مورد اصابت قرار گرفتند. 14 دستگاه از نسخه های نمونه ی اولیه به زره سراشیبی سنگین مجهز شدند که تقریبا برجک را بزرگ تر نشان می داد. بعد از اینکه زره به تانک اضافه شد، این تانک در کلاس وزنی 60 تن قرار گرفت. همانطور که گفتم، تعداد 14 نسخه به زره سنگین که سراشیبی نامیده می شد، مجهز شدند، این تانک ها را بعد از افزودن زره مورد بررسی دوباره قرار دادند تا تجربه ی تانک با زره سراشیبی را نیز کسب کنند. برجک تانک جدید بسیار بزرگ تر از نسخه ی سلف خود یعنی Leopard 1 بود، زیرا هم زره به تانک اضافه شده بود و هم اینکه محل ذخیره سازی مهمات نیز به پشت برجک منتقل شد و فضای بیشتری برایش در نظر گرفته شد. تانک Leopard 2 در ابتدا از زره perforated استفاده می کرد، در حالی که در برخی منابع استفاده از زره چابهام عنوان شده که این موضوع اصلا واقعیت ندارد. نمونه ی اولیه ی PT-14 از توپ 120 میلیمتری رینمتال استفاده می کرد که بعد از آن، دو نمونه ی اولیه دیگر ساخته شد که دارای برجک های جدیدی بودند. یکی از آنها که PT-20 نام داشت، از توپ L7A3 انگلیس که دارای کالیبر 105 میلیمتری بود و از سیستم کنترل آتش Hughes استفاده می کرد. نسخه ی دیگر PT-19 نام داشت که از نسخه ی سیستم کنترل آتش مشابه استفاده می کرد اما این نسخه قابلیت این را داشت که با توپ 120 میلمیتری رینمتال مجهز گردد، نسخه ی دیگری که PT-21 نام داشت از سیستم کنترل آتش Hughes Krupp Atlas Elektronik که EMES13 نام داشت، استفاده می کرد، البته این سیستم بر روی توپ 120 میلیمتری رینمتال نصب می شد.     در اواسط دهه ی 70 (1976)، تعداد 19 دستگاه نمونه ی اولیه مونتاژ گردید و به آمریکا فرستاده شد. در کل با تعداد 20 دستگاه نمونه ی اولیه که دارای برجک اختصاصی بودند برای تست زره آماده شدند. نسخه های اولیه تانک Leopard 2AV نامیده می شدند که دو حرف A و V مخفف Austere Version هستند که به معنای نسخه ی مقاوم است. این نسخه ها دارای سیستم های کنترل آتش ساده ای بودند. این تانک ها در اواخر آگوست 1976 به آمریکا رسیدند و آزمایشات میان تانک Leopard 2 و تانک XM1 (تانک XM1 همان نمونه ی اولیه ی M1 Abrams است.) آغاز گردید و محل برگزاری این آزمایشات در زمین آموزشی Aberdeen آمریکا بود که تقریبا مدت زمان کا آزمایشات تا آخر دسامبر 1976 به طول انجامید. بعد از بررسی نتایج بدست آمده از آمزایشات میان این دو تانک، آمریکا به آلمان اعلام کرد که این دو تانک، یعنی Leopard 2 و XM1 در قدرت آتش و همینطور جابجایی و مانور دادن تقریبا با هم قابل مقایسه هستند، اما تانک XM1 از لحاظ حفاظت زرهی نسبت به تانک Leopard 2 برتری دارد.  اما امروزه کاملا قابل لمس و مشاهده است که میزان حفاظت زرهی تانک Leopard 2 در برابر گلوله های دارای خرج گود و گلوله های KE به مراتب بسیار بسیار قوی تر از تانک M1 Abrams است و این مسئله انکار ناپذیر است. در تانک Leopard 2 بر خلاف M1 آمریکایی از موتور چند گانه سوز توروبو دیزل استفاده می شود که هم قابلیت اعتماد بسیار بالایی دارد و هم اینکه تعمیر و نگه داری اش بسیار آسان تر است. این موتور تقریبا همان قدرت و کارایی را برای تانک فراهم می کند اما در عوض سوخت کمتری نیز مصرف می کند.   البته این موتور دارای یک سری اختلالات می باشد اما به حدی نیست که بتوان آنها را مشکل نامید. این گونه موتور ها اجازه می دهند تا به سرعت روشن و یا خاموش شوند و در میدان نبرد این قابلیت برای تانک مشکلی ایجاد نخواهد کرد. تعداد 12 نسخه از نمونه ها با وزن مشابه به هم بودند، بعد از آن کشف شد که این وزن تنها برابر است با وزن برجک بدون هیچ ماژول اضافه شونده ای که تمامی کار ها را بی اعتبار و بدون نتیجه باقی می گذاشت. البته بعد از تست تانک های Leopard 2، تعداد 19 دستگاه تانک به آلمان برای مابقی کار ها و آزمایشات بازگردانده شد که از آن 19 دستگاه، تعداد 7 دستگاه به توپ 120 میلیمتری رینمتال مجهز گردید. پس از اینکه تانکها در آلمان دوباره مورد آزمایش قرار گرفت، کارشناسان متوجه شدند که توپ جدید یعنی 120 میلمتری رینمتال بسیار قدرتمند تر و همینطور پایدار تر است نسبت به نسخه ی L7 105 میلیمتری که روی تانک های آبرامز نصب شده اند و آزمایشات تا مارس سال بعد یعنی 1977 ادامه یافت  و این توپ توسط ناتو نیز پذیرفته شد و بر روی تانکها نیز نصب گردیدند.   قبل از شروع کردن دوباره آزمایشات، ایالات متحده تانک XM1 شرکت کرایسلر را به عنوان یک نسخه ی کامل برای ارتش خودش پذیرفت. در ژانویه سال 1977 آلمان نیز تعداد سه نسخه ی اولیه و همینطور 2 برجک دیگر را نیز سفارش داد که در 1978 تحویل داده شد. این تانک ها از لحاظ حفاظت زرهی افزایش یافته بودند و زره جلوی تانک بسیار قوی تر نسبت به قبل شده بود. در سپتامبر 1978 ارتش آلمان تعداد 1800 دستگاه از این تانک را برای خود سفارش داد که قرار شد در سه مرحله تحویل داده شود.  اولین گروه در 25 اکتبر 1979 تحویل داده شد. ارتش هلند نیز آماده بود تا درخواست آمریکایی ها برای خرید M1 Abrams را رد کند، این کار چند دلیل داشت، یکی اینکه قیمت بسیار بالای عملیاتی نگه داشتن این تانک ها و دیگری امتناع آمریکایی ها از فروش تانک های آبرامز با توپ 120 میلیمتری به هلند که این کشور را از خرید تانک های آبرامز منصرف کرد و در عوض تعداد 445 دستگاه تانک Leopard 2 را در مارس 1979 سفارش داد. کشور سویس نیز تعداد 35 دستگاه لئوپارد 2A4 را در 24 آگوست 1983 سفارش داد و سپس در دسامبر 1987 نیز خط تولید 345 دستگاه نمونه ی سفارشی سازی شده را در کشورش تحت لیسانس کراس مافی آلمان برقرار کرد. این تانک در دهه ی 80 از لحاظ صادرات فوق العاده عمل کرد و این نسخه از تانک به یکی از محبوب ترین تانک های دنیا در دهه ی 80 تبدیل شد، البته همه ی اینها به لطف کاهش قیمت این تانک از سوی ارتش این کشور صورت گرفت و در اروپا به کشور های بسیار زیادی صادر گردید. حتی کارخانه های تانک سازی تحت لیسانس آلمان شروع به مونتاژ این تانک محبوب کردند. این تانک به کشور هایی مانند انگلیس، فرانسه و ایتالیا صادر شد اما نسخه ی جدید این تانک د اروپا با نام Global Leopard در حال تولید است.     تولید و صادرات در سپتامبر 1977، وزارت دفاع آلمان وارد شروع طرحی شد تا 1800 دستگاه از نسخه های مختلف این تانک تولید کند. این 1800 دستگاه در 5 مرحله تحویل ارتش داده شد. پس از این قرارداد باز هم دوباره شرکت کراس مافی  پیمان کار اصلی بود ولی کمپانی Maschinenbau Kiel نیز با دارا بودن 45 درصد از سهام، پیمان کار ثانویه به شمار می رفت. تحویل تانک ها از سال 1979 آغاز شد و در سال 1982 اولین سری از تانک ها که شامل 380 دستگاه Leopard 2 بود تحویل داده شد. در سری بعدی 209 دستگاه توسط کراس مافی که از شماره 10001 الی 10210 بودند. سری سوم نیز توس شرمت MaK که 171 دستگاه بودند با شماره های 20001 الی  20172 تحویل داده شدند. تانک های جدیدالتحویل دارای سیستم دیداری بهتری بودند، 80 دستگاه آخری با جدید ترین سیستم های دید حرارتی و دید در شب مجهز بودند که بعد ها دیگر مدل های نیز به آنها دسترسی یافتند.   تانک Leopard 2A4 آلمان   اولین مشتری خارجی این تانک کشور هلند بود که 445 دستگاه از این تانک ها را در بین جولای 1981 الی 1986 تحویل گرفت. هلند بعدها تعداد 114 دستگاه از این تانک ها را به استرالیا و 80 دستگاه نیز در سال 2007 به کانادا فروخت. همچنین این کشور 52 دستگاه را به نروژ و 100 دستگاه باقی مانده را نیز به فنلاند فروخت. کشور سوئد نیز 280 دستگاه از مدل های مختلف لئوپارد، 160 دستگاه Leopard 2A4 از آلمان خرید که خودش ارتقاء هایی بر روی آنها انجام داد که به لحاظ ظاهری بیشتر تداعی گر Leopard 2A5 هستند. اسپانیا نیز در اولین خرید تعداد 108 دستگاه مدل 2A4 را خریداری کرد و بعد از آن لایسنس و مجوز تولید 219 دستگاه مدل 2A6 را دریافت کرد که پس از ساخته شدن با مدل های قدیمی جایگزین کند. کشور سوئیس بین سالهای 1987 الی 1993 تعداد 380 دستگاه از این تانک ها را خریداری نمود. بسیاری از کشور های دیگر نیز از مدل های مختلف این تانک استفاده می کنند، مانند لهستان، دانمارک، فنلاند، یونان، ترکیه و شیلی. کشور آلمان نیز خود به عنوان بزرگترین استفاده کننده ی این تانک با دارا بودن 2125 دستگاه در نسخه های مختلف، در دنیا به شمار می رود.   تانک Leopard 2A4 سری هفتم   طراحی     حفاظت تانک Leopard 2 از یک زره چند لایه کامپوزیتی برای حفاظت استفاده می کند. تانکهای 2A5 و 2A6 نیز علاوه بر تقویت زره تانک، از یک سری زره های اضافه شونده بر روی برجک، جلوی تانک و اطراف بدنه استفاده می کنند. میزان سطح زره به کار رفته در تانک لئوپارد 2 در برجک مقدار 590 الی 690 RHAe، 600 میلیمتر RHAe در قسمت Glacis جلویی تانک و 920 الی 940 RHAe در جلوی برجک است که حفاظت تانک را در برابر برتاپه های انرژی جنبشی تامین می کند، البته شایان ذکر است که بیشترین حفاظت زرهی در میان مدل های لئوپارد 2، نسخه ی 2A6 آن است که به سختی می توان به آن آسیب رساند. نسخه های حفاظت شده در برابر مین 2A4M و 2A6M، زره های اضافه شونده ی مقاوم در برابر مین به آنها افزوده می شود که در برابر مین های کنار جاده و بمب ها به اندازه ی زیادی مقاوم است. تمامی نسخه های لئوپارد بعد از 2A6 دارای زره درونی لاله لاله هستند که از خدمه در برابر شلیک های خارج از تانک محافظت می کند. البته باید گفت که نسخه ی 2A6M نیز می تواند با اضافه کردن زره Slat یا  Slat Armor از تانک در برابر راکت های RPG از خود مقاومت نشان دهد.   دو گروه از نارنجک انداز های دودزای Wegmann که اندازه شان 76 میلیمتر است، در دو طرف برجک نصب می شوند که به صورت الکترونیکی می توان به آنها دستور شلیک داد که در هر شلیک قادر است تا 4 نارنجک دودزا به بیرون پرتاب کند. این نارنجک انداز ها در اغلب مدل های لئوپارد نصب شده اند، البته هلند از این قائده مستثنی است  و خود نارنجک انداز هایی با طراحی مد نظر خود روی تانک نصب کرده است که هر کدام قادر اند تا 6 نارنجک در هر دو طرف تانک به بیرون پرتاب کنند. سوئیس نیز از سیستم های بهینه سازی شده ی  فرانسوی GALIX استفاده می کند که نمونه اش را می توان در Leclerc فرانسوی پیدا کرد. با نصب سیستم NBC، می توان خدمه را در برابر حمله های هسته ای، بیولوژیکی و شیمیایی محافظت کرد. تانکهای لئوپارد 2، اکثرا قریب به اتفاق یک دیگر دارای سیستم حفاظت NBC آلمانی overpressurization هستند که می تواند خدمه را برای مدت زمان زیادی در برابر این گونه حمله ها، نگهداری کند. تانک لئوپارد 2 با سیستم های اتفای حریق مجهز می شوند که 4 کپسول 9 کیلوگرمی Halon درون تانک و در سمت راست کنار جایگاه راننده نصب می شوند. این کپسول ها به دو صورت مورد استفاده قرار می گیرند. اول اینکه می توان با نصب شیلنگ مخصوص مانند سایر کپسول های اتفای حریق از آنها استفاده کرد، دوم اینکه می توان به صورت خودکار پس از تشخیص سیستم تشخیص آتش، فعال شوند و موجب خاموشی آتش گردند. این سیستم ها وقتی که دمای درون اتاقک را 82 درجه ی سانتی گراد یا 180 درجه ی فارنهایت مشاهده کنند، به صورت خودکار فعال می گردند و یا اینکه می توان به صورت دستی و توسط صفحه ی کنترل راننده که جزء مولفه های در اختیار اوست، فعال گردند. یک کپسول اضافی اتفای حریق 2.5 کیلوگرمی نیز در زیر توپ نصب می شود.     تجهیزات     توپ 120 میلمیتری L44 رینمتال آلمان نصب شده روی تانک Leopard 2   توپ اصلی توپ اصلی به کار گرفته شده در این تانک، یعنی لئوپارد 2، توپ 120 میلیمتری بدون خان ساخت شرکت رینمتال آلمان است و بر روی آن سیستم کنترل WNA-H22 electro-hidraulic نصب می شود. این توپ در دو نسخه ساخته شده، L44 و L55 که در نسخه های قدیمی از L44 و در نسخه های جدید از L55 استفاده می گردد. نسخه های A1 الی A5 از L44 و نسخه های A6 به بعد از L55 استفاده می کنند. این توپ ها 27 گلوله را در خشاب مخصوص خود در بخش جلوی توپ ذخیره می کنند در بخش جلوی بدنه قرار دارد و در سمت چپ جایگاه راننده قرار می گیرد. همچنین 15 گلوله ی ذخیره نیز در در قسمت چپ برجک نصب می شود که با استفاده از اختیارات زمان جنگ می توان با دستورات مخصوص آنها را از برجک جدا کرد. این کار با استفاده از در های الکترونیکی صورت می پذیرت که گلوله ها در آن ذخیره می شوند. اگر برجک به وسیله ی راکت یا موشکی هدف قرار گرفت و بخش مورد هدف قرار گرفته مکانی است که مهمات در آن ذخیره می شوند، با استفاده از خاصیت blow-off موجود روی صفحه ی کنترل می توان آن را به سمت دیگر هدایت نمود. این توپ دارای استابیلایزر ها یا سیستم های تثبیت ساز بسیار قوی است که توپ را به صورت بهینه ای در جایش تثبیت می کنند و می تواند انواع و اقسام گلوله ها را شلیک کند. گلوله هایی مانند گلوله DM33 APFSDS-T ضد تانک ساخت آلمان که قادر است تا درون 560 میلمیتر زره آلومنیومی در فاصله ی 2 کیلومتری نفوذ کند. دیگری DM12 چند منظوره پرتابه ضد تانک است. برای توپ L55، گلوله های جدید APFSDS-T که به خاطر مزیت بزرگ بودن لوله می توانند با اثر پذیری بیشتری شلیک شوند، گلوله های DM-53 هستند که قادر اند تا در 750 میلمیتر زره RHAe که در فاصله ی 2 کیلومتری قرار گرفته، نفوذ کند.   توپ L44 در کنار توپ L55 رینمتال آلمان   لوله ی این توپ دارای Bore Evacuator است که برای کاهش حرارت لوله هنگام شلیک برای در امان ماندن از دوربین های حرارتی بسیار موثر است و حرارت لوله را به گونه ای تنظیم می کند که موجب فرسودگی زود هنگام لوله نگردد. لوله های این توپ ها به وسیله ی کروم پوشش داده شده اند یا به اصطلاح کروم اندود شده اند تا طول عمر لوله را افزایش دهند. در انتها لازم به ذکر است که لوله ی توپ می تواند تا +20 درجه به بالا و -9 درجه به پایین جابجایی داشته باشد. رینمتال آلمان به تازگی موشک جدید ضد تانک هدایت لیزری LAHAT (Laser Homing Attack or Laser Homing Anti-Tank) را برای این تانک توسعه داده است که می توان قابلیت خارق العاده ی شلیک در فاصله ی زیاد را به تانک ببخشد و با این موشک ها می توان اهدافی در 6 کیلومتری را مورد هدف قرار داد.     سلاح ثانویه تانک لئوپارد 2 با دو مسلسل مجهز می گردد، یکی هم محور با توپ و دیگری روی برجک که برای نابود سازی اهداف پرنده به کار برده می شود. در مدل های آلمانی، دو مسلسل MG 3 که کالیبر 30 (7.62) می باشند، در مدل های هلندی و سنگاپور، دو مسلسل FN MAG کالیبر 30 (7.62) نصب می شود و در مدل های سوئیسی، دو مسلسل MG 87 7.5 میلیمتری روی تانک نصب می شوند. در تانک، 4750 گلوله نیز برای هر دو مسلسل مهمات موجود است.     محل ذخیره سازی مهمات در تانک Leopard 2A4     سیستم کنترل آتش سیستم کنترل آتش استاندارد نصب شده بر روی تانکهای لئوپارد 2، سیستم آلمانی EMES 15 است که قابلیت بزرگنمایی در چند حالت را دارا می باشد و دارای سایت هدف گیری است. سایت هدف گیری دارای یک سیستم یکپارچه ی Nd:YAG (Neodymium Yttrium Aluminium Garnet) است که دارای مسافت یاب و 120 المان مختلف جیوه و تلوراید و کادمیوم می باشد که به اختصار CMT نامیده می شود. سیستم دید حرارتی  Zeissنیز به کامپیوتر سیستم کنترل آتش تانک متصل می باشد. یک دوربین دید تلسکوپی با قابلیت بزرگنمایی 8 برابر FERO-Z18 نیز برای راننده در نظر گرفته شده که می تواند با استفاده از آن جلو را به خوبی مشاهد کند و موانع را تشخیص دهد. فرمانده ی تانک دارای یک پریسکوپ اختصاصی که توسط شرکت رینمتال و Zeiss برای تانک طراحی شده و PERI-R 17 A2 نام دارد. این پریسکوپ دارای یک میدان دید پایدار پانارومیک تلسکوپی است که قابلیت مشاهده در روز و شب را دارا می باشد. همچنین این پریسکوپ می تواند اهداف را تشخیص داده و قابلیت دید 360 درجه به اطراف داشته باشد. فرمانده می تواند از این پریسکوپ به عنوان دوربین حرارتی نیز استفاده کند و آنها را درون برجک و بر روی مانیتور مخصوص به خودش مشاهده کند.   سیستم کنترل آتش تانک قابلیت این را دارد که 4 مقدار مسافت مختلف در 4 ثانیه را فراهم کند. داده های مسافت یاب به کامپیوتر سیستم کنترل آتش ارسال می شوند و برای در اختیار گرفتن توپچی مورد محاسبه قرار می گیرند. همچنین به دلیل این که مسافت یاب لیزری به صورت یکپارچه در اختیار توپچی و سایت دیدبانی اش قرار دارد، قادر است تا داده های فرآوری شده از مسافت یاب را به صورت مستقیم بخواند. این مسافت یاب می تواند فاصله های کمتر از 10 هزار متر را با دقت خطای 20 متر اندازه گیری کند. این سیستم به تانکهای لئوپارد 2 اجازه می دهد تا اهداف متحرک با فاصله ی 5 کیلومتر را مورد هدف قرار دهند.   سایت دیدبانی تانک Leopard 2   سایت دیدبانی فرمانده ی تانک Leopard 2A4 استرالیایی   نیروی محرکه تانک قدرتمند لئوپارد 2 با موتور MTU MB 873 دیزل نیرومی گیرد و قادر است تا 1500 اسب بخار قدرت فراهم کند که این معادل تولید 1103 کیلووات انرژی است. موتور دیزل نصب شده روی تانک دارای عملکردی 4 زمانه، 47.6 لیتر حجم، 12 سیلندر چندگانه سوز و دارای قابلیت توربو-شارژ است. موتور این تانک خنک شونده با مایع است و همینطور دارای یک بهینه ساز سوخت است که مصرف تانک در هر 100 کیلومتر در جاده را به 300 لیتر و در 100 کیلومتر در مسیر های بیابانی و صحرایی به 500 لیتر می رساند. این تانک از جعبه دنده ی Renk HSWL 354 استفاده می کند که دارای سیستم انتقال قدرت 4 دنده به جلو 2 دنده به عقب است که می تواند به صورت خودکار نیز مورد استفاده قرار گیرد که راننده تعیین می کند در چه میزان مسافتی می تواند از جعبه دنده ی خودکار استفاده شود یا دستی. تانک لئوپارد 2 دارای 4 مخزن سوخت به میزان ظرفیت جایگیری 1160 لیتر در حالت پر می باشد که اجازه می دهد تا تانک با حداکثر برد 500 کیلومتر با یک باک کامل سوخت به هر کجا که می خواد، جابجا شود. سیستم نیروی محرکه تانک این اجازه را به راننده می دهد تا با سرعت 68 کیلومتر در جاده براند که این میزان در مواقع صلح بر اساس قانون به 50 کیلومتر کاهش می یابد. همچنین می تواند با نهایت سرعت 31 کیلومتر به سمت عقب حرکت کند. بسته ی نیروی محرکه ی تانک می تواند در طی 35 دقیقه تعویض گردد و موتور و سیستم انتقال قدرت تانک با یک لایه بسیار قوی از خدمه جا شده تا نتواند در صورت هدف قرار گرفتن به آنها آسیبی وارد کند. بسته ی جدید Euro Power Pack با توان تولید 1600 اسب بخار قدرت به اسم MTU MT883 روی تانک های لئوپارد 2 در حال گذراندن آزمایشات مختلف است که در صورت تایید، روی تانکها نصب خواهند شد.   موتور MTU  تانک Leopard 2   تانک لئوپارد 2 از سیستم تعلیق torsion bar استفاده می کند و از سیستم تعدیل بسیار پیشرفته ای استفاده می کند. چرخ های جاده ی این تانک 7 عدد است که دارای کفشک های پلاستیکی مخصوص می باشند و 4 غلطک تثبیت ساز نیز آنها را کنترل می کنند. دو چرخ تنظیم کننده، یک خورشیدی در عقب و یک چرخ معمولی در جلو نیز شنی ها را در دو طرف کنترل می کنند.  شنی های به کار رفته در لئوپارد از نوع Diehl 570F است با لاستیک های مخصوص پوشانده می شوند که به راحتی قابل تعویض هستند و در کل روی هم رفته 82 قطعه لاستیک مخصوص روی شنی ها نصب می شوند. برای استفاده روی خیابان ها یا سطوح یخ زده، می توان از یک سری لاستیک های مخصوص به تعداد 18 عدد استفاده کرد که می توان در مواقع ضروری از آنها استفاده کرد و زمانی که به آنها نیازی نیست در تانک باقی بمانند. طرفین شنی ها در قسمت بالا با پوشش های مخصوص که Side Skirts محافظت می شوند و در برخی مواقع از نسخه ی زرهی آنها استفاده می شود.   این تانک بدون آماده سازی های اولیه می تواند درون آب با عمق 1.2 متر تردد کند، اما در صورتی که قرار است از آبی با عمق بیشتر عبور کند، می تواند درون آب های با عمق 4 متر به وسیله ی Snorkel های مخصوص درون آب تردد کند. همچنین می تواند از شیب بیش از یک متر نیز به راحتی عبور کند. آلمانی ها یک سری بهینه سازی روی تانکهایشان انجام داده اند که نیروی محرکه و قابلیت مانورش را به صورت بسیار زیادی بهبود بخشیده اند که این تانک را در میان دیگر هم نوع های خویش یکی از سریع ترین تانک ها ساخته است.   تانک Leopard 2A4 نیروی زمینی آلمان   تاریخچه ی نبرد در اکتبر سال 2003، کانادا تصمیم گرفت تا Leopard C2 هایش را با نسخه های استرایکر Mobile Gun System جایگزین کند. با این وجود هنوز در افغانستان در حال خدمت بودند و همینطور در جریان عملیات چند قسمتی Medusa بود و در طی همین عملیات کانادا فهمین که نیاز به یک تانک به جای نفربر جنگی در افغانستان احساس می کرد، یک تانک میدان نبرد که بتواند نیاز های ارتش را در این کشور برطرف سازد. در دسامبر 2007 تانکهای لئوپارد C2 به قندهار ارسال شدند. اما مشکلی وجود داشت این بود که عمر این تانک ها حدود 30 سال برآورد شدند و تقریبا اواخر دوران عملیاتی بودنشان را سپری می کردند. دولت کانادا تصمیم گرفت تا 20 دستگاه نسخه ی 2A6 و سه دستگاه نسخه ی ریکاوری یا بازیابی را از آلمان برای حضور در افغانستان قرض بگیرد. تقریبا در اواخر آگوست 2007، اولین سری از تانک های لئوپارد وارد محدوده ی Lord Strathcona's Horse ارتش سلطنتی کانادا شدند. در طی یک حجوم در دوم نوامبر 2007، یک دستگاه لئوپارد 2A6 به وسیله ی مین های کنار جاده مورد اصابت قرار گرفت که بدون هیچ گونه تلفاتی همه ی خدمه جان سالم به در بردند. "خدمه ی من درست بر روی یک IED قرار گرفتند و منفجر شدند! اما هیچ اتفاقی برای آنها رخ نداد و در امتحان بسته ی M لئوپارد 2A6 تاریخ ساز شدند." اینها را افسر فرمانده ی تانک کانادایی در طی یک ایمیل به وزارت دفاع آلمان فرستاد. فرمانده ی ستاد کل ارتش کانادا، ژنرال Rick Hillier اعلام کرد که تانک لئوپارد 2 در افغانستان مورد اصابت یک IED قرار گرفت و به جز خدمه تانک کمی خسارت دید، اما به وسیله ی نیروی های خودمان در همانجا تعمیر شد و دوباره مورد استفاده قرار گرفتند. طالبان در طی یک حمله ی غافلگیرانه به برخی از نیرو های کانادایی مجهز به لئوپارد 2 دریافت که این تانک ها بسیار سریع تر از آنچه که فکر می کردند هستند و قدرت مانورشان بسیار بیشتر از دیگر تانک های موجود در افغانستان است.     در اکتبر سال 2007، دانمارک نیز تعدادی از تانکهای لئوپارد نسخه ی 2A5 اش را برای حفاظت از نیرو هایش به قسمت جنوبی افغانستان ارسال کرد. تانکهای دانمارکی در طی عملیات " Jutland Dragoons Regiment" به همراه یک نفربر M113 و یک خودروی بازیابی زرهی به همراه دیگر تانک های آماده برای عملیات مجهز شدند. نسخه ی دانمارکی تانکهای لئوپارد 2A5 با استتار Barracuda ی سوئدی پوشیده شده بودند که بتواند حرارت را به خود جذب کند و مانع از لو دادن محل تانک شود. بنابراین این تانک با چنین استتاری می توانست به راحتی از مقابل دید دوربین های مادون قرمز پنهان بماند. در بخش راننده یک کمربند ایمنی نیز وجود داشت که در بسته ی حفاظت در مقابل مین لئوپارد های 2A6M کانادایی به آن اضافه شده بود و راننده بر روی یک صندلی به نام "صندلی داینامیک امن" است که راننده ی تانک در سمت راست بدون هیچ گونه نگرانی می تواند روی آن بنشیند. صندلی راننده 6 کمربند ایمنی دارد که او را محکم روی صندلی نگه می دارد، همچنین تدبیراتی اندیشیده شده تا وقتی که تانک روی مین می رود، به راننده کمترین شوک و آسیب را وارد کند.     در ژانویه 2008، نیرو های ارتش دانمارک، در کنار رود هلمند، به وسیله ی طالبان غافلگیر شدند و در این نبرد تانک های دانمارکی و توپ خانه های ارتش انگلیس آنها را از نقاط مختلفی پوشش می دادند. در 26 فوریه 2008 یک دستگاه لئوپارد 2 دانمارک به وسیله ی مواد منفجره مورد اصابت واقع گردید که یکی از شنی هایش آسیب دید. در این اتفاق هیچ یک از خدمه ی تانک آسیب ندیدند و تانک برای تعمیرات به محل پایگاهش بازگشت. اولین خسارتی که برای تانکهای لئوپارد مرگ و میر بر جای گذاشت در 25 جولای 2008 بود. یک دستگاه Leopard 2A5 دانمارک در حوزه ی رود هلمند به وسیله ی بمب های کنار جاده ای مورد اصابت قرار گرفت. تانک بعد از اصابت به میزان 200 متر به حرکتش ادامه داد، پس از آن 3 خدمه ای که درون برجک بودند، از تانک خارج شدند اما راننده روی صندلی درون جایگاهش نشسته بود. پزشک های حاضر در صحنه سعی کردند تا راننده را نجات دهند اما جراحات وارد شده به حدی بود که راننده پس از آن ماجرا جان خود را از دست داد. این تانک نیز به پایگاه FOB Attal و پس از آن به FOB Armadillo  منتقل شد تا با نمونه ی دیگری جایگزین شود. در یک درگیری دیگر همین تانکها با افراد طالبان رودرو شدند و تانک به وسیله ی IED ها مورد اصابت قرار گرفت اما هیچ یک از خدمه مجروح نشدند. در 7 دسامبر 2008، تانکهای Leopard 2 برای پشتیبانی از نیرو های ائتلاف نزدیک به 31 گلوله در طی عملیات Operation Red Dagger شلیک کردند تا بتوانند شهر Nad Ali District را باز ستانند. بر اساس گزارش های وزارت دفاع انگلیس، تانکهای Leopard 2A5 ارتش دانمارک از چالاکی و قدرت مانور فوق العاده بالایی بر خوردار هستند و در طی این عملیات های پشتیبانی توانسته اند بار ها و بارها برای ارتش این کشور افتخار آفرین باشند، به خاطر اینکه در اکثر مبارزه ها سربلند میدان بوده اند. البته هم اکنون نیز تانکهای Leopard 2 دانمارک بر اساس گزارشات در سال 2013 هنوز در افعانستان باقی مانده اند و در حال پشتیبانی نیرو های انگلیسی و واحد های عملیاتی NATO هستند.     نسخه های مختلف تانک Leopard 2   نمونه ی اولیه تانک Leopard 2   تانک Leopard 2 تانک اصلی و پایه ی Leopard 2، گاهی اوقات A0 نیز نامیده می شود و از همه ی نسخه های این سری متفاوت تر و قدیمی تر است و در اصل اولین مدل این خانواده می باشد که توسط کارخانه ساخته شده است. این تانک از اکتبر 1979 تا مارس 1982 در خط تولید کارخانه برای آلمان و دیگر کشور ها تولید شده که در کل 380 دستگاه از آن ساخته شد. 209 دستگاه توسط کراس مافی و 171 دستگاه دیگر نیز توسط MaK تولید شدند. تجهیزات و امکاناتی مانند سیستم هیدرولیک الکترونیکی WNA-H22، یک دستگاه کامپیوتر کنترل آتش، مسافت یاب لیزری، سنسور های تشخیص سرعت باد، یک تلسکوپ چند منظوره ی EMES-15، یک پریسکوپ پانارومیک PERI R17، یک برج دیدبانی FERO Z18، بر روی برجک نیز مجموعه سیستم های کنترلی متصل به کامپیوتر تانک که RPP 1-8.200 نامیده می شوند قرار دارد و یک دستگاه تقویت نور PZB 200 برای مشاهده ی دید حرارتی از اطراف روی تانک نصب می شود. دو شاسی نیز در این تانک برای تردد و جابجایی بدون دردسر روی تانک سوار شده اند.   تانک Leopard 2 با توپ 140 میلیمتری   تانک Leopard 2A1 در این نسخه  یک سری تغییرات جزئی به تانک اضافه شدند و همینطور نصب سایت دیدبانی مخصوص برای توپچی که بر روی سری دوم 450 دستگاه تانکهای Leopard 2 که آنها را A1 نامیدند، روی 248 دستگاه بعدی کراس مافی با شماره شاسی 10211 الی 10458 و 202 دستگاه بعدی توسط MaK با شماره شاسی های 20173 الی 20347 نصب شدند. تحویل مدل های 2A1 در مارس 1982 آغاز و در نوامبر 1983 خاتمه یافت. دو نسخه ی قابل توجهی که در برابر راکت های ضد زره مقاوم شدند و در تانکهایی همچون M1 Abrams نیز دیده شدند، در این تانکها ایجاد شد. سری سوم شامل 300 دستگاه تانک Leopard 2 که 165 دستگاه توسط کراس مافی به شماره شاسی های 10459 الی 10623 و 135 دستگاه توسط MaK به شماره شاسی های 20375 الی 20509 ساخته شدند. نسخه های 2A1 که در سری سوم تحویل داده شدند در بین نوامبر 1983 الی نوامبر 1984 ساخته شدند که شامل یک سری تغییرات که در نسخه های بعدی بهبود یافتند، شد.   تانک Leopard 2 با اسنورکل (برای عبور از آب با عمق زیاد)   تانک Leopard 2A2 تانکهای اصلاح شده که در سری اول ساختشان برای تحویل به 3 دسته تقسیم شدند. در این نسخه یک سری بروز رسانی ایجاد شد که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد. مدرنیزاسیون ها به تدریح با نسخه های اصلی سایت های دیدبانی PZB 200 و سامانه های دید حرارتی EMES 15 در اولین سری برای تانک قابل استفاده بودند. نسخه ی جدید تر بروزرسانی تانک شامل نصب یک دهانه ی بزرگ تر برای انتقال سوخت از خارج بدنه به داخل مخزن که سوختگیری برای تانک را راحت می کرد، نصب یک سری تجهیزات اضافی روی پریسکوپ و همینطور نصب یک سیستم حفاظت NBC (هسته ای، بیولوژیکی، شیمیایی) که بر روی دسته ی دوم تانک ها قابل استفاده بود.  در دسته ی سوم تانک با یک سری کابل جدید طویل تر که با حالت قبلی فرق داشت تجهیز گردید.  برنامه ی آغاز ساخت تانکها از 1984 آغاز و در 1987 خاتمه یافت. البته این تانک در دسته های چهارم و پنجم نیز ساخته شد که دارای یک سری تغییرات دیگر شدند که یکی از آنها حذف سنسور تشخیص باد برای سیستم کنترل آتش بود.   تانک Leopard 2A3   تانک Leopard 2A3 در چهارمین دسته از تحویل 300 دستگاه تانک، کمپانی کراس مافی 165 تانک به شماره شاسی 10624 الی 10788 و کمپانی MaK 135 تانک به شماره شاسی 20510 الی 20644 در بین سالهای 1984 الی 1985 ساخته شدند. تغییرات اصلی این تانک شامل یک مجموعه ی رادیویی اضافه شونده ی SEM80/90 (البته این دستگاه بر روی یک سری از تانکهای Leopard 1 نیز نصب شدند) و دریچه های بارگذاری برای زمانی که ورقه ی نصب شده آسیب دیده است. با وجود این تغییرات جزئی اما این تانک به اسم Leopard 2A3 شناخته شده است.     تانک Leopard 2A4 پرطرفدار ترین نسخه ی تانکهای سری Leopard 2، تانک Leopard 2A4 است که دارای یک سری تغییرات اختصاصی و بروز رسانی ها برای این تانک شامل سیستم خودکار توقف آتش، سیستم کنترل آتش دیجیتالی که قادر است نوع جدید مهمات را نیز شلیک کند و یک برجک بهبود یافته با روکشی از تیتانیوم و زره تنگستن که حفاظت برجک را بیشتر از نسخه های قبلی کرده بود.   تانک Leopard 2A4 در 8 دسته بین سالهای 1985 الی 1992 ساخته شد. تمامی نسخه های قدیمی نیز به تانک Leopard 2A4 استاندارد ارتقاء یافتند. تا سال 1994، آلمان حدود 2125 دستگاه تانک Leopard 2A4 را مدیریت می کرد (تعداد 695 دستگاه تانک جدیدالساخت و مابقی نسخه های قدیمی ارتقاء یافته) در حالی که هلند تعداد 445 دستگاه تانک Leopard 2 داشت. نسخه های 2A4 جدید توانستند تحت لیسانس در سوئیس با نام Panzer 87 یا Pz 87 تولید شوند. نسخه های ساخته شده در سوئیس دارای یک مسلسل Mg 87، تجهیزات ارتباطی مدرن و سیستم حفاظت NBC بهبود یافته بودند که در کل سوئیس 380 دستگاه تانک Pz 87 (Leopard 2A4) در حال خدمت را استفاده می کرد.   در سال 2000 میلادی، آلمان و هلند پس از پایان جنگ سرد دریافتند که به تانک هایشان نیازی ندارند، به همین دلیل آنها را به NATO و هم پیمانانشان در گوشه و کنار جهان فروختند. یکی از این کشور ها استرالیا بود که تعداد 114 دستگاه تانک دریافت کرد، کانادا 107 دستگاه، شیلی 140 دستگاه، دانمارک 51 دستگاه، فنلاند 139 دستگاه، یونان 183 دستگاه، نروژ 52 دستگاه، لهستان 128 دستگاه، پرتغال 37 دستگاه، سنگاپور 96 دستگاه، اسپانیا 108 دستگاه، سوئد 160 دستگاه و در آخر ترکیه با 354 دستگاه از خریداران تانک Leopard 2A4 در دنیا به شمار می روند.   تانک Leopard 2A4   تانک Pz 87WE طرحی از سوی کشور سوئیس بود که موجب بروز رسانی این تانکها و ارتقاء Pz 87 ها می شد. این بروزرسانی ها شامل بهبود حفاظت زرهی تانک با افزودن بسته ی اضافه شونده ی 2A6M که برای حفاظت در مقابل مین به کار می رفت، زره ضخیم تر بروی بخش جلویی تانک و همینطور یک بسته ی حفاظت زرهی ساخت سوئیس که به برجک اضافه می شد و شامل آلیاژ تیتانیوم برای حفاظت بیشتر از برجک به کار می رفت. روی برجک نیز از لحاظ حفاظت بهبود یافته بود و نارنجک انداز ها که برای اختفای تانک به کار می رفتند به صورت دوباره طراحی شدند. در نسخه ی جدید تر کارایی ها و قابلیت های تانک دارای کیفیت مناسبی شدند و قابلیت هایش برای شرکت در میدان نبرد نیز بیشتر شده بود؛ مانند چرخش الکترونیکی برجک همانند Leopard 2A5، دید عقب تانک برای راننده، یک مسلسل مستقل برای بارگذار، سیستم ارتقاء یافته ی مدیریت و فرماندهی میدان نبرد، سیستم کنترل آتش ارتقاء یافته Carl Zeiss- Gmbh PERI-R17A2 و در آخر یک مسلسل خودکار کالیبر 50 Mg 64 که بر روی برجک تانک نصب می شود از جمله ارتقاء هایی بود که سوئیس در این طرح ارائه داد. تانک Pz 87-140 نیز یک نسخه ی آزمایشی سوئیسی بود که بر روی تانک Pz 87 توپ 140 میلیمتری با زره اضافه شونده نصب می شد که برخی از ویژگی های این تانک روی نسخه های بعدی اعمال شد.   تانک Leopard 2A4 CHL، یک نسخه ی بروز رسانی شده  از طرف کشور شیلی است که در سال 2007 در این کشور صورت گرفت. این ارتقاء شامل سیستم های الکترونیکی جدید، ساید دیدبانی و سیستم اطلاع رسانی جدید که قابلیت شبکه شدن با دیگر تانک های Leopard 2A4 وجود دارد و از این سیستم نیز می توان برای Leopard 2A6 نیز استفاده کرد، سیستم تعلیق جدید و همینطور ارتقاء توپ این تانک به نسخه ی L55 که در Leopard 2A6 وجود دارد، ارتقاء دیگر اضافه کردن مسلسل خودکار به جایگاه فرمانده و توپچی است که بر روی دریچه های مخصوص به خودشان نصب می شوند، این توپ ها MG 3 و HK GMG هستند. تانک Leopard 2A4 CHL زره بخش بالای برجک را به صورت بهینه ای بهبود بخشیده و می تواند درون نبرد ها با دیگر تانک های حاضر در میدان نبرد و همینطور با تانک فرمانده به صورت مستقیم در ارتباط باشد.     تانک Leopard 2A4M CAN نیز یک بروزرسانی از سوی کانادایی ها برای این تانک است که توسط متخصصین ارتش سلطنتی هلند صورت گرفت. تانک Leopard 2A4M CANبه صورت بهینه ای برای حضور در میدان های نبرد افغانستان برورسانی شده که بر اساس دیگر تانک های لئوپارد دارای یک سری ویژگی های مخصوص به خود می باشد. اولین تحویل تانکهای بروز رسانی شده در اکتبر 2010 بود که تعداد 20 دستگاه تحویل داده شدند که فقط 5 دستگاه از آنها تا پایان سال 2010 وارد افغانستان شدند و تا پایان سال 2011 که عملیات به طول انجامید، باقی ماندند. کانادایی ها تصمیم گرفتند تا در طی یک برنامه ای توپ را مورد دستکاری قرار دهند، به همین منظور تصمیم داشتند تا طول لوله را بیشتر کنند، طول لوله های L44 را به L55 تغییر دهند تا بهینه سازی جنگ افزاری روی تانک های Leopard 2 ی انجام دهند. اما تجربه ی کانادا در جنگ افغانستان نشان داد که لوله ی طویل تر مناسب چنین درگیری هایی نیست، مخصوصا اینکه نبرد در کوهستان ها باشد. البته کانادایی ها یک سری تدابیر حفاظتی برای تانک هایشان اندیشیدند، از جمله  اقدامات به کار گرفته شده توسط کانادایی ها اضافه کردن زره قفسه ای به تانک بود که برای جلوگیری از نفوذ راکت های RPG بسیار مناسب بودند. در طی این بروز رسانی ها، کانادا تصمیم گرفت تا زره های مخصوصی همانند نسخه ی 2A7+ به تانکهایش اضافه کند، اما شکل برجک را تغییر نداد و همانند پیکره بندی تانکهای نسخه ی 2A4 باقی مانندند. همانطور که در پیش گفته شد، کانادا 42 دستگاه تانک Leopard 2A4 از هلند خریداری کرد که بتواند نیاز های زرهی ارتشش را برطرف سازد، اما با این وجود ارتقاء تانک های خریداری شده به نسخه ی 2A4M هنوز نا معلوم است و خبری از آن توسط کانادا منتشر نشده است. البته باید گفت که کانادا 18 دستگاه از این تانک ها را به خودرو های مهندسی تبدیل کرد و تعداد 15 دستگاه Leopard 2A4 دیگر از آلمان به عنوان تانک های لجستیک در میدان نبرد برای ارتشش خریداری نمود. در فوریه 2011 کانادا از سوئیس تعداد 12 دستگاه تانک Leopard 2A4 یا Pz 87 خریداری کرد تا آنها را به خودرو های بازیابی زرهی یا پشتیبانی زرهی تبدیل کند.   تانک Leopard 2A4 استرالیایی       تانک لئوپارد NG ترکیه   تانک Leopard 2NG (تانک نسل آینده) توسط کشور ترکیه ارتقاء و بروزرسانی شد و توسط Aselsan این ارتقاء به تانک افزوده شد. ویژگی هایی همچون زره ماژولار کامپوزیتی، سیستم های اپتیکی ارتقاء یافته، ارتقاء مسلسل های روی برجک و افزودن سیستم کنترل آتش جدید که از سال 1995 تا 2011 در حال خدمت بودند و با ورود تانک Altay جایگزین این تانک ها شدند. این بروز رسانی از طرف ارتش ترکیه نبود، اما ممکن است یک سری تغییرات برای مدرنیزاسیون های تانک های Leopard 2A4 ترکیه ای باشند. توپ قدیمی L44 و متعلقاتش در تانک باقی مانده اند اما وزنش به 65 تن افزایش یافته است. بر اساس اخبار منتشر شده از منابع ترکیه ای، کشور فنلاند علاقه مند شده است تا این بروز رسانی ترکیه را برای تانک های Leopard 2A4 اش سفارش دهد.   تانک Leopard 2A5 ارتش آلمان   تانک Leopard 2A5 تانک Leopard 2A5 با شمایلی متمایز از دیگر نسخه های Leopard 2 در حالی با عرصه ی وجود نهاد که آلمان تانک های Leopard 2A4 قدیمی اش را مدیریت می کرد. این تانک دارای برجکی کاملا متفاوت با دیگر نسخه ها است، یک زره گوه ای شکل (V شکل) به جلوی برجک اضافه شده که زیبایی خاصی به این تانک می بخشد. البته دیگر نقاط تانک نیز دستخوش تغییر و تحولات نیز گشته اند . مانند افزوده شدن زره به بخش جلویی تانک و همینطور تقویت دیگر نواحی به لحاظ مقاومت زرهی برای مقابله با گلوله های انرژی جنبشی که از توان نفوذ آنها به داخل تانک بکاهد. توپ موجود در این تانک نیز دوباره طراحی شد تا بتواند با زره جدید همخوانی داشته باشد. البته در این تانک بروز رسانی های دیگری در زمینه ی زرهی وجود دارد که قصد بررسی تک تک آنها را در این مطلب نداریم. داخل تانک نیز با زره های لایه لایه مخصوص پوشیده شده تا از خدمه در برابر گلوله ها و موشک های شلیک شده به سمت تانک محافظت کند. پوشش های کناری و جلوی تانک با انواع جدید تر و مقاوم تر تعویض شده اند. سایت دیدبانی فرمانده تغییر مکان داده و به محلی جدید تر منتقل شده که درست در کنار دریچه اش قرار گرفته و می تواند از طریق همان سایت دیدبانی، دید حرارتی نیز داشته باشد. سایت دیدبانی توپچی نیز در مکانی بر خلاف محل قبلی اش قرار گرفته و به کنار دریچه ی مخصوص به خودش منتقل شده است. برای راننده نیز دریچه ی مشاهده ای متفاوت با قبلی تعبیه شده است. کنترل برجک تماما الکترونیکی است و اطمینان پذیری و اعتماد پذیری بیشتر برای امنیت خدمه به ارمغان آورده است. توپ جدید L55 نصب شده بر روی تانک و همینطور سیستم کنترل توپ، کارایی و قدرت آتش توپ را دو چندان کرده به گونه ای که قادر است تا گلوله های DM-33 APFSDS را شلیک کند. تانک Leopard 2A5 از سال 1998 تا کنون توسط آلمان در حال خدمت است.   تانک Leopard 2A5 تانک Stry-122 سوئدی   تانک Leopard 2S ساخت ارتش سوئد نسخه ای از تانک Leopard 2A5 است که تقریبا طراحی های پایه و اصلی 2A5 را دارد و در سوئد با نام Stry-122 شناخته می شود. این تانک را Leopard 2 بهبود یافته نیز می نامند که ویژگی هایی همچون زره ارتقاء یافته روی برجک و جلوی بدنه، سیستم فرماندهی بهبود یافته و سیستم کنترل آتش جدید که روی این نسخه از تانک نصب شده اند. این تانک از سیستم نارنجک انداز دودزای GALIX فرانسه استفاده می کند که با نسخه ی اصلی اش متفاوت است. نحوه ی ذخیره سازی مهمات نیز تغییر کرده و دریچه های تعبیه شده برای خدمه ضخیم تر شده اند. نسخه ی B این تانک سوئدی با یک زره ماژولار کامپوزیتی پوشیده می شود که حفاظت 360 درجه را از اطرف برای تانک به ارمغان می آورد که می تواند در برابر RPG ها و مین ها و بمب های کنار جاده ای از خود مقاومت نشان دهد. البته Leopard 2A5 DK نیز نسخه ای از همین تانک Leopard 2A5 است که به تانک Leopard 2A6 شابهت دارد و در برخی از مولفه ها با هم یکسان هستند و توسط ارتش دانمارک مورد استفاده قرار می گیرد.     تانک Leopard 2A6   تانک Leopard 2A6 نسخه ی افسانه ای شرکت کراس مافی آلمان، تانک Leopard 2A6 است که دارای جدید ترین توپ 120 میلمیتری L55 رینمتال آلمان است. تمامی نیرو های ضد خرابکرای، ضد ضورش و ضد بهران آلمان که نیاز مند واکنش سریع و قدرتمند هستند، به این تانک مجهز اند. کاندار در طی جنگ افغانستان تعداد 20 دستگاه از این تانک ها را از هلند خرید که در سال 2007 تحویل ارتش کانادا داده شد و توانست به حد غیر قابل تصوری در پشتیبانی از نیرو های انگلیسی خوش بدرخشد.  کشور پرتغال نیز از ارتش هلند در همان سال، یعنی 2007 تعداد 37 دستگاه تانک لئوپارد Leopard 2A6 خرید که در سال 2008 تحویل این کشور داده شدند. در ژانویه 2014، فنلاند 100 دستگاه تانک Leopard 2A6 به همراه شبیه ساز هایش سفارش داده که توسط هلند 10 سال گارانتی شده اند. این تانک ها قرار است طی سالهای 2015 الی 2019 تحویل ارتش فنلاند داده شوند.   تانک Leopard 2A6M نسخه از از تانک 2A6 است که بخش تحتانی تانک شامل شاسی و سیستم تعلیق در مقابل مین ها و بمب های کنار جاده ای محافظت شده است. همچنین برای حفاظت از جان خدمه این قسمت دارای زره قوی تری می باشد. کانادا در سال 2007 تعداد 20 دستگاه Leopard 2A6 را از آلمان به صورت قرض در اختیار گرفت تا بتواند آنها را در جنگ افغانستان در عوض تانکهای قدیمی Leopard 2A4 اش به کار ببرد و بعد ها آنها را از آلمان خریداری کرد. لازم به ذکر است که این تانک ها درای برجک تمام الکترونیک می باشند.       Leopard 2A6M Can کانادایی   تانک های Leopard 2A6M CAN نسخه های بهبود یافته ی کانادایی 2A6M هستند. یک سری تغییرات اساسی شامل افزوده شدن جعبه ی سیا به عقب برجک، افزوده شدن یک واحد تهویه هوای قدرتمند برای راحتی هرچه تمام تر خدمه ی تانک که در مناطق گرم و یا سرد بتواند هوای داخل برجک را معتدل نگه دارد و در انتها افزوده شدن زره های قفسه ای برای محفاظت در برابر راکت های RPG به تانک اضافه شده است. تعداد 20 دستگاه از این تانک ها به لحاظ افزایش قدرت و همینطور افزایش میزان حفاظت برای خدمت در جنوب افغانستان توسط آلمان برای کانادا به صورت اختصاصی ارتقاء یافت. این تانک ها از مسلسل های MG 3 آلمانی استفاده می کردند، اما این تانک ها به FN MAG های دانمارکی برای حفاظت مجهز شدند. دستگاه تهویه هوا در این سری قرار بود نصب شود اما به دلایلی قابلیت نصب ها آنها وجود نداشت، بنابر این در عوض جلیقه های خنک کننده برای خدمه و برجک تمام الکترونیکی برای این تانک در نظر گرفته شد، همینطور سیستم های هیدرولیک نصب شده روی تانک به نسخه های جدید تری به روز شدند. تانک های آلمانی در خدمت کانادا هم اکنون در حال سرویس هستند و ممکن است در آینده دوباره ارتقاء داده شوند. هم اکنون تانک های Leopard 2 کاندایی در حال خدمت در افغانستان به واحد تهویه هوا مجهز شدند و با استتار مخصوص سوئدی که با استفاده از سولار، حرارت تانک را تا 50 درصد کاهش می دهند و موجب می شوند تا در دوربین های مادون قرمز و حرارتی این تانک به سختی تشخیص داده شود.     تانک Leopard 2HEL یونان   تانک Leopard 2 HEL یونان در خیابان های این کشور   تانک Leopard 2 Hel نیز نسخه ای از تانک Leopard 2A6 به شمار می رود. این تانک توسط ارتش یونان در سال 2003 سفارش داده شد. در انتهای نام تانک، Hel مخفف واژه ی Hellenic است که یک کلمه ی یونانی است. تعداد 170 دستگاه تانک در بین سالهای 2006 الی 2009 تحویل ارتش یونان داده شدند. در کل، از مجموع Leopard 2Hel های یونان، تعداد 140 دستگاه از آنها توسط کارخانه ی یونانی ELBO ساخته شدند که اولین سری آنها در سال 2006 ساخته شدند. تانک Leopard 2E نسخه ای از تانک Leopard 2A6 به حساب می آید. این تانک از لحاظ زرهی قدرتمند تر است و در طی پروژه ای در بین کارخانه ی متعلق به وزارت دفاع اسپانیا و آلمان تولید شد. توسعه ی این تانک و نظریه ای ساختش در سال 1995 آغاز شد و در همان سال وزارت دفاع هر دو کشور در طی قراردادی تصمیم گرفتند تا تعداد 104 دستگاه از Leopard 2A4 از آلمان به اسپانیا واگذار شود. با این وجود، قراداد تا سال 2016 تمدید شد و بعد از آن تانکها به ارتش اسپانیا تحویل داده می شوند. این تانک ها از 24 ژانویه 2006 کار ساختشان آغاز شده است و قرار بر این شد تا در طی 10 سال مقدار 15 میلیون یورو به آلمان بابت خرید تانک ها پرداخت شوند. اسپانیا در سال 1998 تصمیم گرفت تا قردادی با آلمان ببندد تا در طی آن 219 دستگاه Leopard 2E خط تولیدشان در اسپانیا راه اندازی شود و تعداد 16 دستگاه نیز خودروی بازیابی زرهی Leopard 2ER بوفالو و 4 دستگاه تانک آموزشی وارد کشور شوند. اسپانیا Santa Bárbara Sistemas را به عنوان رایط خود در این قرارداد انتخاب کرد، بر اساس این پروژه مقرر شد تا خودرو های پشتیانی لجستیک، دوره های آموزشی متعدد برای خدمه و مهندسین و راننده ها، شبیه ساز برجک، بارگذاری و فرماندهی، هدف گیری دقیق و دیگر موارد که در قراداد همگی ذکر شدند. اولین سری از این تانک ها در سال 2004 تحویل داده شدند و تا سال 2008 تکمیل شدند.       Leopard 2E اسپانیا       تانک Leopard 2 PSO تانک Leopard 2 PSO یا پشتیبان صلح به صورت اختصاصی برای نبرد های شهری طراحی شدند که برای پشتیبانی و حمایت از ماموریت های صلح طلبانه به صورت اختصاصی ویژگی ها و قابلیت هایش تغییر یافت. بنابراین توضیحات، تانک Leopard PSO با یک سری زره های واکنشگر بیشتر از حد معمول که در تمامی طرف های تانک پوشیده می شوند، یک جایگاه اسحله ی حفاظتی ثانویه، قابلیت های شناسایی بهبود یافته، یک تیغه ی بولوزر برای تخریب (برای مانور دهی در خیابان های شهری که با انواع تهدیدات همراه است) یک جنگ افزار غیر کشنده، قابلیت مشاهده ی نزدیک، قابلیت جستجو ی اهداف و یک سری ویژگی های بهبود یافته ی دیگر که این تانک را از همه لحاظ برای عملیات شهری مناسب می کند. این ویژگی ها و بروز رسانی هایی که روی این تانک نصب شده اند هیچ گونه شباهتی با کیت اختصاصی TUSK که برای تانک M1A2 SEP آمریکایی صادر شده است، ندارد.   تانک Leopard PSO         برای رفتن به مطلب Leopard 2A7 روی تصویر بالا کلیک کنید.       مطالب مرتبط: LEOPARD 2 NG .......... تانکی برای نسل آینده لئوپارد های کانادایی در افغانستان     منابع: http://www.fprado.com/armorsite/leo2.htm http://en.wikipedia.org/wiki/Leopard_2     نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس Military.IR Copyright تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است.
  16. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    منظورم به تنهایی یعنی ایران خودش تنها هست، هرچند ریسک بزرگی هست بخوایم زره رو از کسی بخریم یا با کسی بسازیم. 100 درصد جواب گو نیست، وقتی آبرامز با ضد تانک های درجه چندم ایرانی (مونتاژ) منفجر میشه، چه انتظاری از تانک های با زره بومی دارید؟ مگه اینکه مثل انگلیس یه زره خیلی مخوف بسازیم!
  17. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    خیر آرمین خان، کشور ما هنوز به این سطح نرسیده که بخواد خودش به تنهایی زرهش رو تولید بکنه، مگر اینکه یه کشور دیگه بیاد زحمت زره رو برامون بکشه!!!!
  18. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    دوستان عزیز فارغ از هرگونه مسایل و همینطور مباحث متعصبانه اجازه بدین به عنوان یک حقیر در این زمینه یک سری مطالب رو براتون عنوان بکنم. جمهوری اسلامی ایران تصمیم داشت یک تانک بومی بسازه که حرکتی بسیار پسندیده و شایسته است و در دنیا هم دوباره تکرار شده (یعنی این فقط ما نبودیم که خواستیم تانک بومی بسازیم!!! دشمن ما ساخته اونم از نوع درجه 1) و ایران هم خواست این کار رو انجام بده. به هر تقدیر بودجه ای وضع شد و سازمانی هم براش ساخته شد به اسم جهاد خودکفایی تا دستاورد هایی که تولید میشن رو به عموم مردم ایران معرفی بکنه! حالا کاری ندارم که چه چیزای دیگه ای توی این جهاد ساخته شده، هدف من فقط تانک ذوالفقار هست.   در اینترنت و شبکه های اجتماعی، جمعی نادان 14 ساله دور هم جمع میشن و یه عکس از ارتقاء چیفتن میذارن و به به و چه چه که این کرار یا ذوالفقار 3A2 یا ... هست. این تیکه رو گفتم تا در ادامه با مباحثم ربطش بدم!!! تانک ذوالفقار 1 در دهه ی 70 شمسی در جهاد ساخته شد و توی بوق کرنا که ایران تانک بومی ساخته! اونم چه تانکی! کلا 6 تا از این تانک ساخته شد که بدنه مبتنی بر ام 60 و توپ هم نسخه ی 125 میلیمتری تی 72. ذوالفقار 2 هم یه نمونه ی آزمایشی بود که توش کمی به مسائل مربوط به بارگذار رسیدگی شده بود ولا غیر! و میرسیم به نسخه ی سوم که ذوالفقار 3 هست. این تانک همون ام 60 و تی 72 هست، با این تفاوت که کمی هیکلی تر شده. زرهی در این تانک مشاهده نمیشه که بتونه در برابر انرژی جنبشی دوام بیاره، سامانه اقدامات متقابل هارد کیل یا سافت کیل هم نداره، پس این یه نفربره؟ تانکه؟ خودرو شناساییه؟ چی هست؟ حالا این هم به هر جهت فاکتور می گیرم، ایران نمیتونه زره بسازه عزیزان جان، کشور ما توانایی ساخت زره رو نداره، وقتی ما با هر بدبختی دیگر وسایل رو جور بکنیم، وقتی نتونیم زره بسازیم، این چه فایده ای داره؟   حالا به کجا میرسیم؟ به اینکه ایران براش مقدور نیست تا این تسلیحات رو با قیمت بالا بخره و بذاره روی تانکی که زره نداره، یعنی همین سایت های دیدبانی و هدف گیری و کامپیوتر بالستیک و ...، پس میره یه چیزی به اسم تی 90 میخره. اونم نه نسخه ی SM، بلکه نسخه های A. حالا هی شما از صبح ساعت 5 تا شب ساعت 12 بگین ایران تانک کرار، ذوالفقار، عره، عوره شمسی کوره میسازه، وقتی توانایی ساخت زره نداره، یعنی هیچ! متاسفانه باید بگم تانک های ام 60 رو هم ایران فروخت به کشور سومالی، یعنی دیگه اون 150 تا ام 60 رو هم نداریم که بخوایم ارتقاشون بدیم، پرونده ذوالفقار همینجا به پایان میرسه و تا تانکی دیگه از این صنایع (البته تیام هست :)))) ) شمارو به خداوند منان می پسارم، مراقب خودتون باشید. :rose: :rose:
  19. بسم الله الرحمن الرحیم                 در خصوص توپ های نصب شده روی تانک ها ممکن است مطالب زیادی را شنیده باشید مانند اینکه کالیبرش چقدر است، خان دار است یا بدون خان، چقدر برد دارد و...، اما ممکن است در مورد گلوله هایی که شلیک می کند آشنایی نداشته باشید. این طبیعی است، زیرا همه که مایل به دانستن این گونه اطلاعات نیستند و این دست از اطلاعات بیشتر به درد علاقه مندان حوزه زرهی می خورد تا اینکه به صورت تفریحی آن را مطالعه کنند.   توپ نام آشنای 120 میلیمتری ساخت شرکت آلمانی رینمتال در دنیا طرفداران زیادی داشته و روی اغلب تانک های ناتو نصب شده است. تانک های ناتو از استاندارد 120 میلیمتری بهره می برند که همگی از یک توپ، یک لوله و یک نوع خاص از مهمات استفاده می کنند. البته تانک چلنجر 2 انگلیسی از این قائده مستثنی است چون این تانک از نسخه ی خان دار این توپ بهره می برد که طراحی شده توسط اوردنانس انگلیس می باشد، اما مدل آن 120 میلیمتری است.   برای توپ 120 میلیمتری ایالات متحده 8 نوع گلوله را طراحی و توسعه داده است که در ادامه به معرفی مختصری از آن ها ی پردازیم.   گلوله ی M829A1 APFSDS-T گلوله ی APFSDS-T نوعی از گلوله های ضد تانک است که دارای مزیت های: ضد زره، نفوذگر، تثبیت شده و هسته ی ثابوت به همراه پوسته جدا شونده می باشد. گلوله ی فوق یکی از 8 گلوله ی مورد استفاده در توپ 120 میلیمتری است که به عنوان پیشرفته ترین گلوله تانک در دنیا نیز شناخته می شود. توپ 120 میلیمتری دارای دو نوع L44 و L55 که در تانک آبرامز M1A1 و M1A2 از نوع L44 آن استفاده می گردد. همچنین در تانک های Leopard 2، تایپ 10 و K1A1 کره جنوبی مورد استفاده قرار می گیرد. گلوله های آموزشی 120 میلیمتری نیز برای آموزش خدمه ی تانک های فوق نیز تولید می گردند که هم قیمت پایینی دارند و هم به صرفه تر از استفاده گلوله ی 120 میلیمتری جنگی می باشند.       گلوله ی M829A1 انرژی جنبشی به عنوان جایگزینی برای گلوله ی M829 KE (KE به معنای همان انرژی جنبشی است) طراحی شد. گلوله ی M829A1 بهینه سازی های زیادی رویش صورت گرفت تا هم کارایی را افزایش دهند و هم اینکه در میدان نبرد ثبات بیشتری از خود نشان دهد. این گلوله هرگز به عنوان تخریب محدوده به کار نمی رود. گلوله های ضد تانک یا ضد زره بیشتر به صورت نفوذگر عمل می کنند و برای تخریب تانک ها و یا تجهیزات نظامی سنگین به کار برده می شوند. جنگ طوفان صحرا جنگی بود که ایالات متحده و ائتلاف برای آزاد سازی کویت به راه انداختند تا عراق را از کویت بیرون کنند. ارتش عراق به صورت تمام قد وارد کویت شد و آمریکا نیز در این جنگ از گلوله های ضد تانک برای اولین بار استفاده کرد که در این جنگ به عنوان گلوله ی نقره ای نیز شناخته شد. تانک های آمریکایی در این جنگ بسیار خوب عمل کردند. این تانک ها در برابر تانک های تی 72 گارد ریاست جمهوری عراق قرار گرفتند که اغلب تانک ها را نابود کردند. تنها تلفاتی که این تانک ها داشتند، شلیک به خودی نیرو های خودی بود.   گلوله 120 میلیمتری M829A3 APFSDS-T گلوله M829A3 مدل جدید تر گلوله های ضد تانک مدل APFSDS سابوت دار است که توسط توپ های 120 میلیمتری ناتو شلیک می شوند. این گلوله ها دارای ویژگی های بهبود یافته، سرعت عمل بالا، دقت بیشتر و همینطور پایداری در مقایسه با نمونه های قبلی و هم رده خود دارد که آن را تبدیل به 8 گلوله در اختیار توپچی کرده تا با استفاده از آن اقدام به نابود سازی تانک ها و دیگر اهداف سخت کند. گلوله ی فوق مناسب شلیک از طریق توپ های 120 میلیمتری مدل L44 و L55 است. تانک های اصلی میدان نبردی همچون سری آبرامز، لئوپارد 2، K1A1 کره جنوبی و تایپ 10 ژاپن از جمله تانک هایی هستند که از توپ 120 میلیمتری مدل L44 استفاده می کنند. همانند نمونه ی قبلی، از این مدل نیز نسخه های آموزشی تولید می گردد که برای استفاده ی خدمه تانک از آن بهره برده می شود.     گلوله M829A3 از جدید ترین و همینطور پیشرفته ترین گلوله های ضد تانک در دنیا به شمار می رود که دارای برد توسعه یافته و همینطور میزان نفوذ آن نیز تا حد بسیار زیادی افزایش داشته است. این گلوله ها توسط ایالات متحده آمریکا ساخته می شوند و از نوع انرژی جنبشی هستند. گلوله های M829A3 با بهره گیری از سابوت از جنس کامپوزیت و خرج گود و مواد بهسازی شده برای اطمینان خاطر از اینکه ارتش ایالات متحده آمریکا قادر باشد تا در نبرد های آینده از آن به عنوان یک گلوله یکپارچه استفاده نماید.   ممکن است کمی سردرگم شوید که گلوله یکپارچه اصلا به چه معناست؟! در دهه های گذشته چیزی به اسم یکپارچه وجود نداشت، ارتش های مختلف به ازای هر خرید نظامی که انجام می دادند، لجستیک هایی نیز برای آن ها فراهم می کردند. این لجستیک می بایست در میدان نبرد همواره به نیرو های تحت پشتیبانی خود مهمات می رساند. اما با تغییر و تحولاتی که ناتو انجام داد، یکپارچه سازی معنا  مفهومی جدید گرفت. کالیبر مشترک، شاسی، فریم، زره و ... همگی یکچارچه و مشترک تا ارتش های عضو بتوانند از همدگیر پشتیبانی کنند. در اینجا نیز آمریکا تصمیم دارد تا این گلوله ها را با یکپارچه سازی بیشتری همراه سازد تا نرخ کارایی را همواره بالا نگه دارد.   گلوله M830 HEAT-MP-T همه چیز که ضد تانک نیست! بقیه گلوله ها نیز جان دارند! نوع دیگر گلوله ی مورد استفاده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری گلوله های شدید الانفجار هستند. این گلوله ها دارای ویژگی انفجار شدید، ضد تانک بودن ، چند منظوره و رسام است که در کنار 8 گلوله ی دیگر مورد استفاده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری قرار می گیرد. همانند نسخه ی ضد تانک، این گلوله های شدید الانفجار جز پیشرفته ترین گلوله های دنیا هستند که توسط توپ های 120 میلیمتری شلیک می شوند. این گلوله نیز توانایی شلیک در تانک های آبرامز M1A1 و M1A2، تانک های لئوپارد 2، K1A1 کره جنوبی و تایپ 10 ژاپن هستند. این گلوله نیز نسخه ی آموزشی دارد که برای استفاده خدمه تولید می شوند، گلوله های آموزشی از قیمت بسیار پایین تری به مراتب نسبت به گلوله های جنگی برخوردار هستند.     گلوله های M830 دارای سر شکل دار (قسمت بالای این گلوله ها دارای یک حالت خاصی است که ممکن است در ظاهر شبیه به گلوله های انرژی جنبشی به نظر برسد، در حالی که اینگونه نیست) است و به گونه ای طراحی شده است تا هم بر علیه اهداف زرهی و هم اهداف نرم مورد استفاده قرار گیرد. گلوله از سمت جلو و از طریق همان شکلی که به شما گفتم فعال می گردد، این مورد باعث می شود تا تاثیر پذیری گلوله بالا رفته و شدت تخریب آن را نیز افزایش دهد. گلوله از طراحی منحصر بفردی بهره می برد. وقتی که به جسمی بر خورد می کند، نوک گلوله خرج اصلی را فعال کرده تا به فیوز برسد، سرانجام بعد از فعال سازی فیوز ماده منفجره به کار می افتد. این کار انفجار بزرگی را ایجاد می کند که صدها کیلوبار انرژی از آن آزاد می شود.         گلوله M830A1 HEAT-MP-T گلوله M830A1 HEAT- MP- T از جمله گلوله های شدید الانفجار است که برای جایگزین ساختن با گلوله M830 HEAT طراحی و تولید شد. این گلوله دارای 20 درصد قدرت تخریب بیشتر بر علیه سنگر ها (بانکر) و 30 درصد قدرت بیشتر بر علیه خودرو های زرهی سبک است. گلوله فوق جزء 8 گلوله ای است که تانک با خود حمل می کند.   گلوله M830A1 وقتی شلیک می شود، سابود های اطراف سر جنگی رها شده و یک سیستم چند منظوره فیوز کار انفجار را انجام می دهد. از ویژگی این گلوله، انفجار قبل از برخورد در هوا است (airburst) که به وسیله ی توپچی صورت می گیرد. فیوز منحصربفرد و آپشن دار موجب می شود تا شدت تخریب پذیری در جنگ شهری بیشتر نمایان شود. این گلوله ها، یعنی گلوله های M830A1- MP-T، همچنین به عنوان MPAT نیز شناخته می شوند که در عملیات آزاد سازی عراق در سال 2003 از آن استفاده گردید. جنگ عراق با نبرد های شهری بسیاری همراه بود.         گلوله 120 میلیمتری M831A1 TP-T گلوله ی M831A1 TP-T شدید الانفجار، از جمله گلوله های توسعه یافته برای توپ 120 میلیمتری است که دارای رسام می باشد. این گلوله در دسته ی 8 تایی گلوله های حمل شده با تانک است و در دنیا نیز جزء دسته ی پیشرفته ترین گلوله های شدید الانفجار قرار می گیرد. این گلوله ها با توپ های 120 میلیمتری تانک های M1A1 و M1A2 آبرامز، سری لئوپارد 2 سازگار است.   گلوله M831 TP-T به عنوان جایگزین گلوله ی M831A1 طراحی شده است. تکنولوژی به کار رفته در این گلوله یک نوع خاص از طراحی است که به تازگی به ثبت رسیده و موجب می شد تا انفجار های بالستیکی را به صورت کنترل شده به وجود آورد. این ویژگی موجب می گردد تا هم هزینه تولید کاهش یابد و هم بتوان از گلوله نهایت استفاده را برد. حداکثر برد این گلوله محدود است و برای تمرین های آموزشی که در آن ها فضای زیادی در دسترس نیست بسیار مناسب است.           گلوله120 میلیمتری M865 TPCSDS-T گلوله ی M865 TPCSDS-T از جمله 8 گلوله ی مورد استفاده در توپ 120 میلیمتری است که دارای باله های مخروطی ثبیتت شده با سابوت رها شونده که دارای رسام نیز می باشد (رسام برای تمرین هدف گیری) و از جمله گلوله های پیشرفته ی دنیا در زمینه ی شلیک به اهداف دور برد است. این گلوله با تمامی تانک های دارای توپ 120 میلیمتری از جمله M1A1 و M1A2 آبرامز و تانک های لئوپارد 2 توانایی شلیک شدن دارد.   گلوله M865 از باله های مخروطی شکلی استفاده می کند که موجب می شوند تا برد گلوله تانک بر علیه اهدافی که در دور دست قرار دارد افزایش یابد. این باله ها بعد از رسیدن به محدوده ی هدف، شروع به محدود کردن سرعت خود می کنند تا دقت آن افزایش یابد. برد این گلوله ها 8 کیلومتر است. این میزان هم قابل استفاده در اروپا و هم قابل استفاده در آمریکا است، زیرا میزان بیشتر از 8 کیلومتر اجازه ی استفاده شدن ندارند.   البته گلوله های آموزشی با قیمت بسیار پایین تر نیز تولید می شوند که صرفا به جهت آموزش خدمه تانک به کار برده می شوند و با نسخه ی جنگی آن تفاوت هایی نیز دارد.           گلوله 120 میلیمتری M908 HE-OR T گلوله ی M908 HE –OR –T جزء گلوله های شدید الانفجار و مانع شکن رسام است که از جمله ی گلوله هایی است که در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری مورد استفاده قرار می گیرد. این گلوله در دسته ی پیشرفته ترین گلوله های شدیدالانفجار OR دنیا قرار می گیرد. این گلوله با توپ های 120 میلیمتری نصب شده روی تانک های کشور های ناتو از جمله تانک M1A1 و M1A2 آبرامز و تانک لئوپارد 2 در اغلب مدل ها مورد استفاده قرار می گیرد و توانایی شلیک شدن را دارا می باشد. نسخه های آزمایشی این گلوله با قیمت پایین تر در مقایسه با نسخه ی جنگی تولید می شوند که برای آموزش خدمه به کار برده می شوند.   گلوله ی M908 از جمله گلوله های پر قدرتی است که برای تخریب و از بین بردن بتن، صخره ها، موانع و دیگر اجسام سخت طراحی شده است و به کار می رود. البته از این گلوله ها برای متوقف ساختن تانک ها نیز به کار برده می شوند. در اصل این گلوله نوع اصلاح شده ی گلوله ی M830A1 است که با نام MPAT نیز شناخته می شود که در آن یک نوک استیل مانند با فیوز جلویی جایگزین شده است. این استیل نفوذ به داخل مانع را قبل از انفجار فراهم می کند تا شدت انفجار افزایش یابد. با این کار علاوه بر افزایش میزان تخریب، میزان نابودی شئ نیز افزایش می یابد، چون فضای بیشتری نابود می گردد.   گلوله های M908 دارای میزان عملکرد و تاثیر گذاری به مراتب بهتری نسبت با گلوله ی M123A1 HEP مورد استفاده در توپ 165 میلیمتری دارند.       گلوله ی XM943 120mm از نوع STAFF گلوله ی XM943 STAFF یا گلوله ی هوشمند هدفیاب شلیک کن فراموش کن از نوع گلوله های استفاده شده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری است که وظیفه اش پیدا کردن و نابود کردن تجهیزات و تسلیحات زرهی دشمن در کوهستان ها و مناطق پر پیچ و خم است!. این گلوله تاپ اتک یا حمله از بالا است به طوری که در بالای سر هدف خود به پرواز در می آید و پس از آنکه آن را مشاهده کرد، به سمتش شیرجه زده و با سرعت هرچه تمام تر از بالا به آن یورش می برد. تقریبا هیچ یک از وسائط زرهی از بالا مقاوم نیست، به همین دلیل این گلوله تصمیم گرفته تا به صورت حمله از بالا عمل کند و می تواند از هر فاصله ای به سمت هدف شلیک گردد. گلوله ی فوق در واقع به عنوان مکملی برای گلوله ی M830A1 طراحی شد و می تواند بر علیه بالگرد هایی که در ارتفاع پست پرواز می کنند مورد استفاده واقع شود. گلوله ی XM943  با استفاده از سنسور هایی که دارد، می تواند محبط اطراف را بررسی کرده و پس از شناسایی هدف به آن حمله کند، به همین دلیل مشکلی در استفاده از آن در کوهستان ها نیست.   این گلوله به هیچ گونه آماده سازی های برجک و ... احتیاج ندارد و خدمه می توانند آن را به راحتی درون تانک شلیک کنند. این گلوله ها در داخل تانک شلیک می شوند و هدف گیری نیز درون تانک صورت می گیرد. البته به علت اینکه گلوله شلیک کن فراموش کن است، دیگر نیازی به هدایت آن نیست. در طی پرواز بالستیکی گلوله، یک منبع عمودی از سطح زمین ایجاد می کند و خودش را به سمت آن سوق می دهد. در لحظات پایانی پرواز، حالت جستجو فعال می شود. سپس یک اسکن به سمت جلو از طریق امواجی که حسگر ایجاد می کند، می گیرد و یک رد پای بزرگ از هدف را برای خود می سازد. در نهایت سر جنگی در آخرین مرحله از کار خود را آماده ی فعال کردن فیوز می کند و با سرعت تمام بر سر جسم فرود می آید. اینگونه است که یک انفجار عظیم آن هم از بالا بر روی یک شئ زرهی فرود می آید.   البته باید گفت که این گلوله توسط آیانت تکسیستم در سال 1990 به تولید رسید.       عکس یادگاری :)       دوستان عزیز و خوانندگان محترم! این مطلب 100 درصد خالی از اشکال نیست و سرتا پا اشتباه فنی و تخصصی در آن موج می زند! خواهشی برادرانه دارم، در صورتی که هر کجا مشاهده کردین اشکالی وجود داره چاره اش نوشتن این پایینه! میدونم زحمتتون میشه، اما باعث میشه تا من تصحیح کنم و کسانی که در آینده اون رو می خونن به ریش ما نخندن!!!     نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس jUST fOR mILITRY.IR کپی در هر صورت بلا مانع است
  20. اسمشون رو شنیدم اما چیزی در خصوصشون نمیدونم، دوستان دیگه اگه لطف بکنن توضیح بدن خوشحال میشم
  21. بسم الله الرحمن الرحیم     اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از جمله کشور هایی بود که توانست بعد از جنگ جهانی دوم خود را تا حدودی بالا بکشد و جزء کشور های ثروتمند دنیا شود اما متاسفانه عوامل مختلفی دست به دست هم دادند تا این کشور نتواند آنگونه که باید خود را هدایت کند و سرانجام پس از ۷۰ سال حکومت مستبدانه علیه مردم خویش و مردم سایر دنیا، در سال ۱۹۹۱ از پایه فروریخت و تبدیل به فدراسیون روسیه گردید. حال در این مطلب تصمیم داریم تا سومین نسخه از نفربر های جنگی هوابرد در اختیار نیروی های واکنش سریع این کشور را برای شما معرفی نماییم. در سلسله مطالبی که در گذشته برای شما ارائه کردیم، به شماره ی ۱ و ۲ این نفربر پرداختیم که چگونه توانستند نقاط ضعفشان را تا حدودی برطرف کنند و اینکه نسخه ی اول این نفربر با برجک مجهز به توپ ۷۳ میلیمتری نتوانست عملکرد خوبی از خود به نمایش بگذارد چرا که دارای سرعت فوق العاده پایینی بود و نمی توانست سرعتی را که یک توپ ۳۰ میلیمتری که روی نسخه ی دوم هم نصب شد، داشته باشد. چرا که توپ ۳۰ میلیمتری می تواند هم علیه اهداف هوایی و هم زمینی به کار گرفته شود. حال بهتر است تا به اصل مطلب رفته و نفربر جنگی هوابرد BMD-3 را برای شما تشریح کنیم. اختصار BMD از Boyevaya Mashina Desanta گرفته شده است و به معنای نفربر جنگ هوابرد می باشد. این نوع نفربر ها زیر مجموعه ی نفربر های جنگی پیاده نظام یا IFV قرار می گیرند که کاهش وزن و همینطور اندازه آنها را قادر می سازند تا درون هواپیما های ترابری جای گیرند و بتوانند آنها را از همان هوا به سمت بیرون پرتاب کنند. شایان ذکر است که اتحاد جماهیر شوروی اولین کشوری بود که فصل جدیدی از زرهی را وارد دانشنامه ی نظامی جهان کرد و آن هم IFV است. این اتحادیه با ساخت بی ام پی ۱ توانست این ایده را عملی کرده که یک نفربر هم دارای توپ باشد و هم اینکه بتواند تعدادی سرباز را با خود حمل کند. در آن زمان نفربر ها فقط می توانستند ۸ نفر را –یعنی یک جوخه کامل که شامل ۸ نفر است- با خود حمل کنند، اما امروزه شاهد این هستیم که برخی از نفربر های جنگی پیاده نظام حتی تا ۱۱ نفر را نیز با خود حمل می کند . نفربر جنگی هوابرد بی ام دی ۳ یکی از سبک ترین نسخه ها در کلاس خود می باشد که برای پشتیبانی های سبک و همینطور مورد استفاده نیرو های واکنش سریع تهاجم هوایی است و قادر است با توپ ۳۰ میلیمتری ۲A42 خویش تا حدود بسیار زیادی موثر واقع شود. توپ ۲A42 قادر است تا انواع مختلفی از گلوله ها که شامل گلوله های شدید الانفجار و ضد زره را شلیک نماید. نفربر BMD-3 از لحاظ چیدمان تسلیحاتی نسبتا خوب عمل کرده است و در کنار توپ اصلی ۳۰ میلیمتری، یک پرتابگر موشک ۹M113 کنکورس، نارنجک انداز AGS-17، مسلسل ۷٫۶۲ میلیمتری هم محور با توپ اصلی و در انتها نیز یک مسلسل سبک ۵٫۴۵ RPK-74 قرار گرفته اند تا هر کدام علیه هدفی به کار گرفته شوند.     نفربر فوق در دهه ی ۸۰ میلادی طراحی گردید. کمپانی طراحی کننده ی این نفربر، کارخانه تراکتور سازی ولگوگراد بود که BMD-3 را تحت عنوان Object 950 تولید کرد (منظور از تولید به معنای ساخت نمونه ی اولیه است و نه تولید انبوه). این نفربر در سال ۱۹۹۰ بود که به خدمت نیرو های هوابرد روسیه یا VDV (اختصار Vozdushno-desantnye voysk) درآمد که در ابتدا تنها ۱۳۷ دستگاه از آنها به تولید رسید. البته بعد از فروپاشی شوروی و خوابیدن اقتصاد برای مدت زمانی، این نفربر ها دیگر تولید نشدند. کشور آنگولا و روسیه در حال حاضر از دارندگان این نفربر به شمار می روند که بر اساس آمار سال ۲۰۱۳، نیرو های هوابرد روسیه ۱۲۳ دستگاه BMD-3 و ۶۰ دستگاه BMD-4 در اختیار دارد . توسعه ی نفربر پیشینیان از زمان پیدایش نیرو های هوابرد اتحاد جماهیر شوروی (از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۹۱ میلادی)، مهندسین و طراحان همواره به دنبال افزایش قدرت آتش و همینطور ثابت کردن این قضیه در میان تجهزات سازمانی و غیر سازمانی خود بوده اند. تجربه ی جنگ دوم جهانی نشان داده است که که ارتش این کشور اهمیت ویژه ای برای سواره نظام هوایی قائل بوده به طوری که نیرو هایی از پیاده نظام را برای انجام این کار آموزش می دیدند. با این وجود در شوروی وسیله ی مناسبی به جهت انجام این کار وجود نداشت و همینطور مشکل اینکه چگونه تجهیزات را درست در نقطه ی مورد نظر پرتاب نمایند از جمله مسائلی بود که با آن دست و پنجه نرم می کردند. سرانجام با تولید هواپیما های ترابری An-8 و An-12 انقلاب جدیدی در زمینه ی جمل و نقل هوایی شوروی ایجاد گردید به طوری که تبعات اقتصادی که دنبال آن ایجاد گردید بسیار به نفعشان گردید. با آغاز به کار این هواپیما ها، نحوه ی طراحی و توسعه جنگ افزار های زرهی هواپرتاب نیز دستخوش یک سری تغییرات شد تا بتواند مناسب قرار گیری درون آن هواپیما ها باشند. در سال ۱۹۶۹ میلادی، نفربر جنگی هوابرد BMD-1 وارد خدمت ارتش شد تا بتواند وظایف یک خودروی نظامی هواپرتاب را به انجام برساند. زمانی که این نفربر عملیاتی شد (BMD-1)، هیچگونه بورد یا پنل آنالوگی در اختیار نداشت تا وضعیت را نشان دهد. نسخه ی اولی دارای یک توپ ۷۳ میلیمتری به همراه مسلسل ۷٫۶۲ هم محور PKT بود. در کنار اینها یک پرتابگر موشک ضد تانک ۹M14 Malyutka نیز روی برجک نصب می شد. تجهیزات اضافی که روی این نفربر نصب می شدند عبارت اند از دو مسلسل ۷٫۶۲ میلیمتری PKT که در جلو و در سمت چپ و راست قرار می گرفتند. برای شلیک سرنشینان به اطراف نیز یک سری پورت های آتش به سمت بیرون تعبیه شده بود که افراد قادر بودند تا از طریق آنها به سمت بیرون در سمت چپ و راست، شلیک نمایند. خودروی فوق مجهز به یک سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک بود که فشار های ناشی از برخورد با زمین را به حداقل می رساند. همانطور که می دانید وقتی جسمی از هوا به زمین پرتاب شود، خواه ناخواه دارای یک شتاب می گردد که اگر کنترل نشود، می تواند شی پرتاب شده را به کلی تخریب نماید. این نفربر نیز با استفاده از چتر های بزرگ وقتی به بیرون پرتاب می شود، با یک سرعت نسبتا کم به طرف زمین می آید. با اینکه چتر ها از شتاب برخورد با زمین می کاهند اما خسارات جانبی اجتناب ناپذیر است. علت وجود سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک نیز به همین دلیل است تا فشار ناشی از برخورد با زمین را کاهش دهد.   به عنوان یک نفربر جنگی هوابرد، وزن ۷٫۵ تن برای این خودرو بسیار معقول به نظر می رسد و می تواند از طریق هر نوع هواپیمای ترابری نظامی به سمت بیرون پرتاب شود. این خودروی جنگی هوابرد در کنار یک سری نقاظ ضعف هایش دارای نسبت رانش به وزن فوق العاده ی ۳۲ اسب بخار در هر تن است که برای ۲۵۰ اسب بخار قدرت و ۷٫۵ تن وزن بسیار خوب به نظر می رسد. خودروی بی ام دی ۱ با زره آلومنیومی پوشیده شده است تا وزن آن را کاهش دهد. البته نسخه ی اول بی ام دی ۱ مقدمه ای شد برای تولید سایر نسخه ها از جمله BMD-1K و BTR-D که همگی مبتنی بر این نفربر ساخته شده اند. در طی جنگ افغانستان که شوروی در آن به مدت ۹ سال درگیر بود، قدرت آتش خودروی جنگی هوابرد بی ام دی ۱ بشدت ضعیف جلوه نمود. تیم طراحی خودروی جنگی هوابرد بی ام دی 1 در دهه ی 80 میلادی نسخه ی جدیدی از این نفربر را توسعه دادند که با جنگ افزار جدید همراه بود. خودروی جنگی پیاده نظام BMD-2 که در سال 1985 وارد خدمت نیرو های نظامی شوروی گردید. مهمترین تفاوت میان نسخه ی اول و دوم این نفربر جنگی، توپ اصلی است که در نسخه ی اول اندازه آن 73 میلیمتری و در نسخه ی دوم 30 میلیمتری 2A42 می باشد. نفربر بی ام دی 2 مجهز به پرتابگر 9P135M است که می تواند موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور فاگوت و کنکورس را شلیک نماید.   تا این مرحله شما با تاریخچه ای مختصر از نفربر بی ام دی و چگونگی ساختار آن آشنا و همینطور متوجه مزایا و معایب این نفربر که در زمان خود بسیار ایده ی نوآورانه و خوبی بود، شدید. حالا بهتر است تا با این مقدمات به سراغ سومین نسخه از این نفربر برویم که هم اکنون در خدمت نیرو های ویژه ی ارتش روسیه و آنگولا می باشد.   پروسه تولید طراحی و توسعه ی سومین نسل از خانواده ی نفربر های جنگی هوابرد BMD-3 تقریبا همزمان با ساخت سومین نسخه از نفربر های جنگی پیاده نظام BMP بود که با این وجود، به علت وزن بالای آن که حدود 20 تن است، حمل و نقل آن را با محدودیت همراه ساخته است که تنها یک دستگاه از آن می تواند درون هواپیمای ایلویشن Il-76 جای گیرد. در اوایل دهه ی 80 میلادی، شوروی تصمیم به ایجاد یک خودروی جنگی هوابرد را گرفت که بتواند در سطوح مختلف به عملیات بپردازد. هنگام طراحی نفربر جنگی هوابرد  بی ام دی 3، راهکار های مختلفی به ذهن طراحان رسید که در ادامه با آنها آشنا خواهید شد.  اولین مورد شامل استفاده کردن از یک شاسی با حداکثر وزن 18 تن به همراه یک توپ 100 میلیمتری2A70  و یک توپ خودکار 30 میلیمتری 2A72 می باشد. دومین گزینه شامل استفاده از یک توپ خودکار 30 میلیمتری 2A72 به عنوان توپ اصلی بود و توپ 100 میلیمتری کنار گذاشته شده بود. بنابراین، هواپیمای ترابری ایلوویشن 76 می توانست 2 دستگاه نفربر 18 تنی و یا 3 دستگاه نفربر 12.5 تنی را با خود حمل کند.آزمایشات و تحقیقات در خصوص این دو نوع نشان داد که نسخه ی دوم توانایی عملیاتی بیشتری دارد. بر همین اساس و بر طبق تجارب بدست آمده، کار ساخت و تولید این نفربر با نام کد "باخشا" در 20 می 1983 آغاز گردید. در نهایت وظیفه ی تولید انبوه آن نیز به کارخانه تراکتور سازی ولگاگراد داده شد.   سرانجام پس از گذشت یک ماه، توافقی مقرر شد تا بر اساس آن پشتیبانی های تکنیکی و تاکتیکی لازم برای نفربر زرهی جدید BMD به عنوان بخشی از مرحله ی طراحی، به عمل آید. در این کار تجربیات به دست آمده در ساخت نسخه ی اول خانواده BMD یعنی BMD-1 و همینطور Object 934 که یک تانک سبک بود و BMD-3 مبتنی بر آن طراحی شد، استفاده گردید. در سال 1985 اولین دسته از نمونه های آزمایشی که سه دستگاه بودند، تکمیل گردید. بر اساس این آزمایشات، مشخص شد که خودرو دارای یک سری اشکالات فنی است که این مشکل شامل اضافه بودن 190 الی 200 کیلوگرم وزن خودرو است که عمل حمل و نقل را با مشکل مواجه میسازد. بر همین اساس کارخانه تراکتور سازی ولگاگراد در پس حل این چالش برآمد و توانست بسیاری از مشکلات را برطرف سازد. در ماه می 1986، آزمایشات روی این نفربر با اضافه شدن 3 دستگاه دیگر که توسط کمپانی ولگاگراد توسعه یافته بود، تکمیل تر گردید. هر کدام از این نفربر ها در نقاط مختلفی از شوروی تست شدند. در نمونه ی جدید 400 کیلوگرم از حجم خودرو کاسته شد که با این کار، جعبه دنده عمل انتقال قدرت را بهتر انجام می دهد. آزمایشات بین ایالتی از 27 اکتبر سال 1986 تا 27 اکتبر سال 1987 به طول انجامید. سر انجام بعد از این آزمایشات، 2 تا 3 دستگاه از این نفربر ها را به بد آب و هوا ترین نقاط شوروی ارسال کردند تا نتیجه را مشاهده کنند که این کار از 10 جولای الی 19 نوامبر سال 1988 به طول انجامید.   نتیجه ی این آزمایشات در پایان موفقیت آمیز بود، چرا که در نهایت با قبول این نفربر به عنوان یک نفربر جنگی هوابرد همگی شرایط فنی لازم را دارا بود و در دهم ماه فوریه سال 1990، اتحاد جماهیر شوروی آن را به عنوان Object 950 تحت عنوان BMD-3 وارد خدمت نمود. نفربر فوق تولیدش  تا سال 1997 میلادی ادامه یافت که به غیر از 6 دستگاه ساخته شده به عنوان نمونه ی اولیه، 137 دستگاه دیگر در مجموع به عنوان BMD-3 تولید شد.       مشخصات فنی شاسی به علت قوانین سخت گیرانه ای که برای طراحی این خودروی جنگی هوابرد وضع گردید، وزن کلی BMD-3 نسبت به همتایان خود سبک تر است. خودرو به گونه ای طراحی شده تا بتواند 7 نفر شامل راننده، توپچی و فرمانده ی خودرو به علاوه 4 سرنشین دیگر را با خود حمل کند. در میانه ی خودرو صندلی هایی برای قرار گیری پیاده نظام (سرنشینان داخل خودرو) وجود دارد که درست در کنار صخره های ذخیره سازی (راک یا صخره به کمد های دیواری گفته می شود که متصل به دیوار هستند، معمولا در آزمایشگاه ها از این نوع راک ها فراوان است) موشک های هدایت شونده ی 9M111 یا 9M113 قرار دارند. در کنار راک تیره های هدایت شونده ی ضد تانک، دو عدد دیگر برای نگهداری مهمات توپ اصلی و توپ ثانویه و همینطور یک عدد دیگر به جهت نگهداری فیلتر هوای نفربر وجود دارد. همانطور که مستحضر هستید، فضا در خودرو های هوابرد بسیار محدود است، زیرا هر گونه فضای اضافی موجب حمل بار اضافی و در نهایت سبب سنگین شدن بیش از حد خودرو می گردد. در این گونه خودرو ها وزن معیار فوق العاده حساسی می باشد، زیرا خودرو های هوابرد تفاوتی که با خودرو های زرهی یا رزمی دیگر دارند این است که باید بتوانند بسرعت عملیاتی شوند بدون اینکه اتلاف وقتی ایجاد نمایند. شاید با خود بگویید دلیل این همه حساسیت نهایتان برای 100 یا 200 کیلوگرم است؟ باید گفت بله! چون همین 200 کیلوگرم مشکلاتی را برای نفربر به وجود می آورد که نبودش خیلی بصرفه تر است. هم اکنون علت محدود بودن فضای داخلی و همینطور خارجی نفربر های هوابرد را بهتر درک کردید.   حالا نوبت به پیکره بندی سرنشینان (به انگلیسی Configuration) می رسیم، فرمانده در سمت راست برجک قرار می گیرد که دارای دریچه ی مخصوص به خود است و به سمت جلو باز می گردد، توپچی نیز درست در سمت چپ فرمانده در برجک می نشیند و دارای دریچه ی مخصوص به خود می باشد. راننده نیز در جلوی نفربر در کنار 4 نفر سرنشین دیگر خودرو قرار می گیرد. البته یکی از سرنشینان هدایت مسلسل ثانویه که در سمت راست و در جلو قرار دارد را بر عهده می گیرد. دریچه های آتش نیز برای شلیک سرنشینان از داخل برای آنها تعبیه شده که می توان از طریق آن با اسلحه شلیک کرد. خدمه و سرنشینان می توانند در مواقع ضروری، اگر خروج از دریچه های تعبیه شده برایشان مقدور نبود، می توانند از دریچه های قرار داده شده در عقب خودرو استفاده کنند. تله های انفجاری کنار جاده ای یا IED بمب های دست سازی هستند که با موبایل یا کنترل از راه دور هدایت می شوند. این بمب ها در عراق و افغانستان خسارت های بسیار جدی هم به شوروی (در جنگ 9 ساله شوروی و افغانستان) و هم به آمریکا و نیرو های ناتو وارد کرد. به همین دلیل برای جلوگیری از صدمات ناشی از این انفجار ها، صندلی ها به سقف بسته شده اند تا امواج انفجار را کاهش داده و شدت آن روی خدمه را تا حد ممکن پایین آورند. موتور نفربر در عقب بدنه مجتمع شده که مدل 2V-06-02 دیزلی خنک شونده با آب که می تواند 450 اسب بخار نیرو تولید کند. در کنار موتور، متعلقات آن شامل جعبه دنده، کلاچ اصلی، ترمز ها و ... قرار دارد. همانند سایر نفربر ها، یک سری مجموعه حفاظت NBC (هسته ای، بیولوژیک، شیمیایی) نیر برای حفاظت از خدمه در برابر عوامل هسته ای و .. که با استفاده از فیلتر های مخصوص جهت تهویه مناسب با محیط در صورت اتفاق افتادن فاجعه های ذکر شده، روی نفربر نصب شده است. لازم به ذکر است که این کیت ها می تواند تا چند روز خدمه را در برابر چنین عواملی محافظت کنند.   جنگ افزار توپ اصلی (سلاح اصلی) توپ اصلی در نظر گرفته شده برای بی ام دی 3، توپ 30 میلیمتری اتوکانن 2A42 است که از نفربر BMP-2 به بعد روی اغلب نفربر های روسی به علت عملکرد خوبش نصب شد. این تنها نفربر ها نیستند که از این مدل توپ به عنوان جنگ افزار اصلی استفاده می کنند، بلکه بالگرد های کاموف 52 و میل می 28 نایت هانتر نیز از این توپ بهره می برند. توپ 2A42 یک توپ با توانایی تغذیه انتخابی است که با یک  نگهدارنده دهانه ی متمایز همراه است و سیستم تغذیه نیز می تواند هم بصورت دستی و هم خودکار انجام شود که این کار هم دقت را افزایش می دهد و هم موجب طول عمر سلاح می گردد.   در متن فوق کلمه ی نگهدارنده دهانه ذکر شد که در این قسمت تصمیم دارم تا کمی نیز در خصوص آن برای شما توضیح دهم. اگر شما در یک تانک یا یکی از این نفربر ها نشسته باشید و شلیک کردن با آن را تجربه کنید، مشاهده می کنید پس از شلیک های متوالی، گلوله ها به اطراف برخورد می کنند. در توپ های سنگین چیزی به نام استابیلایزر یا تثبیت ساز روی توپ نصب می شود تا در هنگام حرکت کردن توپ بالا و پایین نشود و این امر موجب می گردد تا دقت همواره پایدار بماند. البته هرگز دقت در هنگام حرکت پایدار نبوده و نخواهد بود، زیرا وقتی شما در حال حرکت هستید، تکان های جانبی اجتناب ناپذیر خواهد بود، پس بنابراین نمی توان گفت این توپ، این تانک یا این نفربر تماما تثبیت شده است. نگهدارنده دهانه توپ یا ترمز دهانه نیز همین کار را انجام می دهد و سعی می کند توپ زمانی که در حال شلیک های متوالی است، دقت را تا حد ممکن افزایش دهد.   نرخ عملی آتش توپ 200 الی 300 گلوله در دقیقه است در حالی که نرخ آتش دوره ای سلاح چیزی حدود 550 گلوله بر دقیقه است. هنگام شلیک سرعت دهانه توپ 960 متر بر ثانیه است. 500 گلوله به صورت آماده درون توپ قرار دارد که 360 گلوله دیگر نیز به صورت ذخیره در انبار قرار می گیرد. دو نوع گلوله برای توپ اصلی در نظر گرفته شده که یکی گلوله های ضد زره رسام یا AP-T با نهایت برد 2000 متر (2 کیلومتر) و دیگری گلوله ی شدید الانفجار آتشزا یا HE-I با نهایت برد 4000 متر (4 کیلومتر) است. بعد از توپ اصلی، یک قبضه مسلسل کالیبر 30 (7.62 میلیمتر) PKT نیز در جلو و در سمت راست نفربر نصب شده است که دارای نرخ آتش 800 گلوله بر دقیقه و همینطور 2000 گلوله می باشد. البته در حال حاضر شرکت KBP یک نسخه جدید نفربر را سفارش داده که فقط دارای یک سرنشین به همراه توپ استابیلایز شده 30 میلیمتری 2A72، چهار شاخه پرتابگر موشک کورنت، سایت های دیدبانی حرارتی، یک مسلسل هم محور 7.62 میلیمتری PKT و یک سیستم کنترل آتش جدید می باشد. هنوز این برجک آماده نشده است.       جنگ افزار ثانویه در کنار مسلسل سیک 7.62 میلیمتری، دو عدد جنگ افزار ثانویه نیز روی نفربر نصب می شوند که خدمه یا سرنشینان آن را هدایت می کنند. اولی نارنجک انداز 30 میلیمتری AGS-17 نصب شده در جلو در سمت چپ و دیگری مسلسل سبک 5.45x39 یا RPK است که از آنها بر علیه پیاده نظام دشمن استفاده می شود. هر یک از این سلاح ها توسط یکی از سرنشینان عملیاتی می گردد. برای نارنجک انداز AGS-17، تعداد 290 گلوله در نظر گرفته شده که به صورت مسلح روی نارنجک انداز قرار دارد و 261 گلوله نیز به صورت ذخیره در انبار قرار گرفته شده است. همینطور برای مسلسل RPK-74 نیز حدود 2160 گلوله در نظر گرفته شده که همگی در اختیار می باشند. نکته ای که لازم است ذکر کنم، میزان پایین تخریب مسلسل RPK است که دارای کالیبر 5.54 است که در مقایسه با مسلسل های 7.62 ملیمتری، میزان اثر گذاری پایینی دارد و فقط می توان برای اجرای آتش مستقیم از آنها بهره برد که در برد های 800 متر قابل استفاده است. نارنجک انداز AGS-17 نیز قادر است تا اهداف دشمن را در فاصله 1700 متری نابود سازد که این کار با گلوله های شدید الانفجار (نارنجک) صورت می پذیرد. در پایان نیز باید ذکر کرد که در هر صورت که نیاز باشد از آنها استفاده کرد و کاملا اختیاری است.           موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور یا ATGM می تواند روی نفربر جنگی هوابرد BMD-3 نصب شوند. پرتابگر های موشک 9P135M که موشک های فاگوت (ناتو به آنها نام AT-4 Spigot را داده است) یا کنکورس (AT-5 Spandrel) را شلیک کند.  پرتابگر های موشک 9P135M روی برجک نفربر BMD-3 نصب می شوند و می توان آنها را نیز باز کرد (یعنی از برجک جدا نمود). نکته ی حائز اهمیت این است که خدمه می توانند هم از داخل نفربر و هم از خارج به سیستم شلیک دسترسی داشته باشند. پرتابگر موشک دارای 5 شاخه موشک است که 3 شاخه آماده و 2 شاخه نیز در انبار ذخیره می گردد. موشک های فاگوت موشک های متوسط با برد 2 کیلومتر هستند که در حال پرواز سرعتشان به 186 متر بر ثانیه می رسد و قادر هستند تا در 480 میلیمتر زره RHA نفوذ کنند. موشک های فاگوت-M نسخه ی بهبود یافته با افزایش برد به 2.5 کیلومتر و توانایی نفوذ درون 550 میلیمتر زره RHA هستند. دیگر موشک مورد استفاده موشک کنکورس است که دارای 4 کیلومتر برد موثر است و می تواند با سرعت 206 متر بر ثانیه به سمت هدف حرکت کند. میزان نفوذ این موشک ها، 750 الی 800 میلیرمتر در زره RHA است که در نسخه ی بهبود یافته یعنی کنکورس-M این میزان به 750 الی 800 میلیمتر در زره RHA با نابود سازی زره ERA با سر جنگی اضافی است. البته برد موشک های کنکورس در شب به 2500 متر تقلیل می یابد. در اینجا نیز باید گفت که با افزودن یک کیت آلمانی فرانسوی Flame-V نفربر جنگی BMD-3 می تواند موشک های ضد تانک MILAN را شلیک کند.   سیستم کنترل آتش تثبیت ساز یا استابیلایزر 2E36-3 با دو روش توپ را تثبیت می کند، یکی ارتفاع و دیگری زاویه است. هم فرمانده و هم توپچی می توانند با توپ اصلی شلیک کنند و آنها قادر هستند تا برجک را 360 درجه به راست و چپ بچرخانند و توپ را نیز از -5 درجه تا +75 درجه بالا و پایین کنند. این میزان توپچی را قادر می سازد تا بالگرد ها، جنگنده هایی که در ارتفاع پست پرواز می کنندو همینطور هدف های در ارتفاقات را مورد آتش مستقیم قرار دهند. دنیای جنگ افزار ها روز به روز در حال پیشرفته شدن است. در گذشته تانک ها مجبور بودند تا از توپچی های فوق العاده ماهر بهره ببرند تا شلیک هایشان به هدف بخورد. این کار هزینه ی زیادی را برای آموزش خدمه ماهر صرف می کرد. اما امروزه همه چیز الکترونیکی شده و با یک دکمه کار سخت توپچی های قدیمی انجام میگیرد. سیستم های هدف گیری خودکار BPK-1-42 که مجهز به سایت دیدبانی که شامل کانال دید در روز، کانال فعال و غیر فعال دید در شب و یک سایت دیدبانی دید در روز PZU-8 می باشد. مجموعه سیستم های ارتباطی R-123M با طول موج فوق کوتاه (USW) برای ارتباط با بیرون است. همچنین سیستم TPU-124 نیز برای ارتباط برخط با خدمه در داخل نفربر، روی BMD-3 نصب شده است.   نفربر بی ام دی 3 دارای یک سری گزینه های اختیاری است که به سفارش یگان به کار گیرنده روی آنها نصب می شود از جمله سیستم دید حرارتی توپچی با نام SANOET-1 می باشد که قابل استفاده برای موشک های ضد تانک نیز هستند. سایت دیدبانی حرارتی Trakt 1PN65 نیز یک تصویر بردار حرارتی برای موشک انداز ضد تانک است که دارای 2.5 کیلومتر برد می باشد همچنین سایت دیدبانی حرارتی Mulat 1PN86 مخصوص دید در شب با قابلیت کشف در 3.5 کیلومتری و همینطور تشخیص هویت در 2.5 کیلومتری است که می توان روی نفربر آنها را استفاده نمود.   اقدامات متقابل در برابر تهدیدات نفربر جنگی هوابرد BMD-3 هماننده سلف هایش، سبک وزن است تا با این کار امور مربوط به حمل و نقل آن تسهیل گردد. برجکی از جنس استیل و بدنه نیز از آلیاژ آلومینیوم، خدمه را از سمت جلو و در مقابل گلوله های کالیبر 50 (12.7 میلیمتری) محافظت می نماید. سقف، طرفین، عقب و شاسی نیز در برابر آتش سلاح های سبک، ترکش ها و انفجار ناشی از خمپاره ها نیز محافظت شده اند. نفربر دارای سیستم مبارزه با آتش (اتفای حریق) و همینطور سیستم خودکار NBC می باشد. 3 عدد نارنجک انداز دودزا کاملا الکتریکی 81 میلیمتری نیز در طرفین برجک و به سمت جلو نصب شده اند تا در صورت لزوم آنها را پرتاب کنند و مانع از قفل لیزری سلاح های مادون قرمز شوند. در این بین نیز می توان با پاشش سوخت روی اگزوز داغ، یک ابر دود ایجاد نمود تا همان کار نارنجک انداز را انجام دهد. یک کیت حفاظتی ERA یا زره واکنشگر انفجاری ساخت فرانسه برای این نفربر ساخته شده که با نصب آن روی نقاطی از بدنه، می توان شانس سلامت خدمت را افزایش داد. این کیت ها جزء سیستم های اقدامات متقابل هارد کیل است که با پرتاب ترکش به سمت جلو، مانع از برخورد موشک با بدنه می شوند و قبل از تماس آن را منفجر می کنند. البته این عمل برای پیاده نظامی که در اطراف نفربر هستند فوق العاده مرگ آور است در صورتی وارد عمل شود.   نیرو محرکه و پیشرانه در طول مطلب به این قسمت اشاراتی شد که هم اکنون تصمیم دارم تا در خصوص آن توضیحات تکمیلی ارائه دهم. موتور و متعلقات همگی در بخش عقب خودرو مجتمع شده اند. موتور شامل یک دستگاه 2V-06-02 دیزل خنک شونده با آب که توانایی تولید 450 اسب بخار نیرو را دارا می باشد. در کنار موتور، جعبه دنده، سیستم انتقال قدرت، کلاچ، ترمز و ... قرار گرفته است. سیستم تعلیق نیز شامل 5 چرخ جاده با کفشک لاستیکی، یک خورشیدی که نیرو را تولید می کند و یک هرز گرد در جلو که نفربر را به حرکت در می آورند. در کنار اینها 4 رولر تثبیت ساز نیز وجود دارد که زیر شنی و در بالای چرخ های جاده نصب می شوند. نفربر بی ام دی 3 دارای یک سیستم انتقال قدرت هیدرومکانیکال با فرمان هیدرواستاتیک است. سیستم تعلیق این خودرو این امکان را می دهد تا بر اساس عوارض زمین ارتفاع را بین 130 تا 530 میلیمتر تنظیم کرد و مقدار پیشفرض 540 میلیمتر است.    علاوه براین، سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک به بی ام دی 3 اجازه می دهد تا توسط هواپیمای ترابری ایلویشن Il-76M حمل گردد. تنظیم ارتفاع توسط راننده صورت می پذیرد و این کار 10 ثانیه بیشتر زمان نمی برد تا از پایین ترین حد به بالاترین میزان رسانده شود.حداکثر سرعت این نفربر در جاده 70 کیلومتر و در آف رود (صحرایی) 45 کیلومتر است. نفربر فوق قادر است تا با یک باک سوخت میزان 500 کیلومتر را طی کند و همینطور قادر است تا از شیب 60 درصد و شیب جانبی 30 درصد نیز عبور  کند.   همانند اغلب نفربر های روسی این نفربر نیز دوزیست بوده و این کار به وسیله ی دو واترجت نصب شده در طرفین خودرو در قسمت عقب صورت می پذیرد. با استفاده از این واترجت ها نفربر قادر است تا با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت در آب تردد کند. برای مواقعی که نفربر وارد آب میشود، اسنورکلی تعبیه شده که به صورت خودکار شروع به کار می کند که در بخش راننده قرار دارد، همچنین یک صفحه ی منحرف کننده جریان آب نیز در جلوی نفربر قرار گرفته تا در صورت وارد شدن به آب، مانع از چپه شدن نفربر گردد.   باید در پایان اضافه کرد که نفربر جنگی هوابرد BMD-3 بر خلاف نسخه های پیشین خود دارای قابلیتی است که بر اساس آن سرنشینان می توانند هنگام پرتاب از هواپیما درون نفربر قرار گیرند که این کار در بی ام دی 1 و 2 امکان پذیر نبود. می بایست خدمه به صورت جدا گانه و نفربر نیز به همین شکل پرتاب می شدند که این کار نیازمند زمانبندی دقیقی بود.       نویسند و مترجم: سیاوش سلطان ویس برای مطالعه ی نسخه ی های اول و دوم نفربر جنگی هوابرد بی ام دی: نسخه اول نسخه دوم    
  22. استناد می کنم به بخشی از مطلب فوق:  
  23. خیلی ممنون برادر ارجمند   تانک های سری آبرامز از توپ 120 میلیمتری M256 که نسخه ی تولید شده تحت لیسانس توپ 120 میلیمتری رینمتال آلمان در آمریکا هست، استفاده می کنه. گلوله هایی که در این تاپیک ذکر شدن همگی تولید شده توسط ایالات متحده آمریکا برای سایر کشور های ناتو هست
  24. اوکراین روی اوپلوت های یاتاقان توپ 120 میلیمتری نصب کرد