siavash75

Members
  • تعداد محتوا

    1,775
  • عضوشده

  • آخرین بازدید

  • Days Won

    9

تمامی ارسال های siavash75

  1. تانک T-90SM هستن ایشون. بسیار هم شیک و مجلسی. ولی اگه خدای نکرده یه وقت کرار رونمایی بشه واقعا روح تازه ای در کالبد زرهی ایران دمیده میشه که عواقب بدی مثل بروز شدن زرهی، تجهیز شدن با تانک های جدید، تسهیل در نابود سازی اهداف و خیلی موارد دیگه اتفاق می افته که دلاور مردان عرصه ی تلاش رو به این وا میداره که از همون تی 72 های احد عتیق استفاده بکنن. جدا هشدار میدم که این کرار ها هیچوقت عملیاتی نشن چراکه باعث ارتقاء سطح نیرو های مسلحمون میشه واین خیلی بد هست
  2. siavash75

    بررسی یک کیسه خواب

    میثم دستت درد نکنه. اتفاقا چند روز پیش بود حسین یه دونه از دیجی کالا داد تخفیف داشت 39 تومن :| :| بهش گفتم نخر.   فقط خدا کنه این مطلب تورو نبینه icon_cheesygrin icon_cheesygrin   حسین هر جا هستی خدا به همرات
  3. siavash75

    تاپیک جامع نمایشگاه داخلی

    بسیار عالی مهدی جان. کاش عکسی از فشار شکن فنر تخت های جلو هم میگذاشتی که سالم بود با وجود اینکه گفتن تست شده!!! درضمن همون فشار شکن با کاسه ای که براش قرار گرفته بود کلی فاصله داشت!!!
  4. siavash75

    تاپیک جامع نمایشگاه داخلی

    شش که هیچی، مورد هفت، کج و ماوج بودن طراحی کاملا مشخص هست! حتی با اینکه کیفیت عکس نسخه ی اصلی پایین هست! هشتمی هم که دستگیره باشه توی نسخه ی کانادایی کشیدنی هست! نه فشار دادنی و قابل قفل شدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نهمی رو هم که گفتم دستگیره کوتاه تر هست که توی هر دو تصویر مشخصه اینم که هیچی! دهمی هم که دستگیره هست که توی نسخه ی کاناداییش اصلا مشخص نیست نمیدونم شما از کجا دیدی، یازدهمی هم که جای آنتنه که بازم اونم توی نسخه ی کانادایی بالاتر قرار گرفته :|     این که دیگه باید وارد مباحث تخصصی شد و اینطوری نمیشه!   حفاظت استانگ سطح 2 و 3 ناتو رو یه مطالعه ی کوچک بفرمایید     چرا، تفاوت های زیادی دارن این دوتا
  5. siavash75

    تاپیک جامع نمایشگاه داخلی

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همگی! هیچ حاشیه نمیرم و میرم سر مبحث اصلی!!!!   من نتونستم عکس رو ببرم گالری، مدیران لطفا این کارو بکنن   خودروی نمایش داده شده در تصاویر به اصطلاح تایفون دارای تفاوت هایی با نسخه ی اصلی هست که توسط استریت گوپ کانادا طراحی شده. اولا این یک پلتفرم هست و نمیشه هر کشوری هر مدلی که دلش خواست بزنه و با توجه به اینکه استریت گروپ شعبه های زیادی داره، شعبه ها هم همه مدل های مونتاژ رو تولید می کنن. بگذریم. از راست دونه دونه تفاوت هارو میگم. - اولین و وحشتناک ترینش سپر جلو هست! این سپر باید از سمت جلو بیشترین تاب مقاومت رو داشته باشه و به اصطلاح گل سر سبد باشه! ولی اینطوری که در تصویر معلومه حلبی بیش نیست و بتونه جلوی پارابلوم رو بگیره خودش کلی شاهکار هست!   - دومیش اون قسمت به ظاهر هواکش هست، من در هیچ یک از عکس های منتشر شده چه در استریت گروپ آمریکا و چه کانادا چنین چیزی رو ندیدم و همه ی شکل جلو پنجره با هم یکسان بودن و انشاءالله اگه تونستم و در سفری که به ولایات تهران داشتم یک گزارش مفصل از این بازدید تهیه و تقدیم می کنم. همچنین حفاظ چراغ نا معلومه! حفاظ های تایفون 3 تا هست و شامل حفاظ راهنما و چراغ ها میشه ولی این به نظر اینطوری نمیاد!   - سومیش چرخ هاست! اینطوری که از چرخ های این معلومه 10 تا پیچ داره ولی نسخه ی کانادایی 12 تا! 2 تا پیچ به معنای نداشتن اکسل و محوری قوی هست که همین موجب میشه بزرگترین سوال در ذهن ما بشه و اونم اینه که آیا اصلا آفرود می تونه بره و محور ها تحمل چنین شرایطی رو دارن؟   - چهارمی آینه ها هست، این طرز قرار گرفتن آینه اصلا ربطی به تایفون نداره و گیره های نگهدارنده هم خیلی نزدیک به پنجره هستن و اینم یکی از تفاوت ها.   - پنجمی در و فریم در هست، این در رو با فریمش اگه با نسخه های کانادایی مقایسه بکنید متوجه میشید یک مقداری کوچک تر هست و دستگیره هم مثل اینکه مال خودرو های تولید داخل هست.   - ششمی هم در پایین در قرار داره، کلا قسمت پایین هم یکی دیگه از معایب این ماشینه! خودرو حفاظت شده بزرگترین وظیفه اش حفاظت از جان خدمه در برابر گلوله، مین و بمب کنار جاده ای تا حداکثر توان ممکن هست، ولی این اصلا چنین تصوری رو ایجاد نمی کنه و بلعکس! خیلی ضعیف و نا توان هست.   - هفتمی کنار پا دری هست، احتمالا جای جعبه ابزار هست! ماشین به اون عظمت داخلش یه قسمتی رو نذارن واسه این مسائل؟ این هم یه دلیل دیگه برای توخالی بودن زیر خودرو و در نتیجه حفاظت بشدت پایینش.   - هشتمی کمی بالاتر هست، به اصطلاح دستگیره بزرگی که زیر پنجره ها قرار داره که در نسخه ی کانادایی دراز تر هست. کلا مسائل هندسی اصلا رعایت نشده در این کپی ناقص! همه چیز با هم در تضاد هست.   - نهمی رو که یادم رفت خطش رو بکشم قسمت نگهدارنده ی آنتن بی سیم هست، توی نسخه ی ایرانی بالای گالن های سوخت قرار گرفته در حالی که در نسخه ی کانادایی کمی پایین تر از سقف و در عقب بدنه خودرو هست.   - دهمی دستگیره هست که در نسخه ی کانادایی اصلا وجود نداره.   - یازدهمی  قسمتی هست که مشخص کردم و فکر کنم در نسخه ی کانادایی محل قرار گرفتن موتور هیدرولیک رمپ باشه ولی در نسخه ی ایرانی معلوم نیست چیه!!!   - دوازدهمی و آخرین تفاوتی که به ذهن من رسید در هست! توی نسخه ی ایرانی باید با چتر بپرن بیرون چرا که رمپ پشتی رو حذف کردن که دارای پله بوده!!     من اینهارو در ظاهرش دیدم! داخل که بماند شده شبیه می نیبوس های فیات و مانیتور هایی که از بانه مارکت خریدن برای مشاهده فیلم هنگام گشت!!!! شما هم اگه تفاوت دیگه ای به ذهنتون رسید اون رو بنویسید و به آدرس پستی ما 19343-2323 پست کنید!! خدا یارو نگهدارتون تا تایفون ساخت وطن دیگر شمارو به مدیر های میلیتاری میسپارم :rose: :rose: :rose: icon_cheesygrin icon_cheesygrin icon_cheesygrin
  6. siavash75

    بروز رسانی جدید تانک های ارتش لهستان

    احسنت. در قالب متن نمیگنجه تشکر کردن ولی بعد مدتها آنلاین شدن لازم دیدم بگم. کارت خیلی درسته
  7. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    منظور توی این عکس یعنی سومین عکس از سری K2 Black Panther، هدفش سومین نسخه از این تانک نبوده
  8. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    بله میدونم، ولی بلک پانتر 3 نداریم. اسمش K2 Black Panther هست، اون پلنگ سیاه لقب هستش!
  9. بسم الله الرحمن الرحیم         موشک FGM-148 جاولین متعلق به ایالات متحده آمریکا     اختصاراتی نظیر ATM یا موشک ضد تانک، ATGM یا موشک ضد تانک هدایت شونده، ATGW یا سلاح ضد تانک هدایت شونده و یا سلاح ضد زره هدایت شونده همگی دارای یک معنی هستند و آن یعنی موشک هدایت شونده ای که از قصد برای مورد هدف قرار دادن خودرو های زرهی سبک یا در کل خودرو های نظامی است.   موشک های ضد تانک هدایت شونده به دو دسته ی کلی تقسیم بندی می شوند، موشک های سایز کوچک دوش پرتاب که توسط یک نفر اوپراور حمل می گردد و نیازی به کمک نیست، موشک های ضد تانک هدایت شونده ای که روی سه پایه قرار دارد و برای عملیاتی ساختن و همینطور حمل و نقل به یک جوخه یا یک تیم احتیاج است. این موشک ها برای شلیک به خودرو های در حال حرکت، ثابت و یا بالگرد هایی که در ارتفاع پست پرواز می کنند، مورد استفاده واقع می گردد.   با تعریف نبرد های مدرن امروزی و همینطور معرفی نوع جدیدی از تسلیحاتی که توسط نفر حمل می شود و قادر به نابودی ادوات زرهی دشمن است، سلاح های ضد تانک محبوبیت فراوانی یافتند. سلاح های ضد تانک هدایت شونده ای که توسط یک نفر حمل می شود  دارای سر جنگی بزرگی است که می تواند تانک های سبک و متوسط دشمن را در میان میدان نبرد مورد هدف قرار دهد. همینطور این سلاح ها برای نابود کردن تانک هایی که با زره های کامپوزیتی یا مکمل های زرهی واکنشگر انفجاری نیز کاربرد دارند. تفاوت سلاح های ضد تانک امروزی با سلاح های ضد تانک یا راکت های ضد تانک قدیمی و یا مین های مغناطیسی در این است که آنها حتما نیازمند این بودند که یک نفر سرباز به هدف نزدیک باشد تا بتوان عمکلرد تاثیر گذاری از خود نشان دهد. اما مشاهده می کنید که امروزه از فاصله های چند کیلومتری هدف را مشخص کرده و سپس به سمتش شلیک می کنند بدون آن که به آن نزدیک شوند یا محاسباتی را انجام دهند.   تاریخچه اولین سلاح های ضد تانک استفاده شده در میدان نبرد، سلاح های روستال X-7 آلمانی بودند که از هدایت سیمی برخوردار بودند و سلاح های ضد تانک Buzogányvető 44M ساخت لهستان که هدایتشان سیمی نبود و دارای لانچر بودند. سلاح های فوق همگی در جنگ جهانی دوم استفاده می شدند.     موشک آلمانی X-7 آلمانی سمت راست موشک لهستانی M44 سمت چپ   موشک آلمانی ضد تانک گستره فعالیتش به سال 1945 محدود می شود که دارای بال های هدایتی بود و همینطور این موشک توسط نوک بال به سمت هدف هدایت می شد. سر جنگی موشک از نوع استاندارد آلمانی ها یعنی 150 میلیمتری بود. این موشک شدید الانفجار دارای ترکش های بسیار زیادی است که قادر است تا در 205 میلیمتر زره همگن به صورت عمود نفوذ کند. موشک توسط یک پرتابگر که توسط پیاده نظام حمل می شد، جابجا می گردید و بعد از اینکه شلیک شد، توسط یک ماژول جوی استیک که درون یک جعبه قرار داشت کنترل می شد. این موشک از نوع هدایت سیمی بود و تا زمان برخورد این سیم فرمان هارا از اوپراتور به موشک منتقل می کرد. خدمه ی موشک ضد تانک آلمانی شامل سه نفر می شد، اوپراتور، شخص حمل کننده دستگاه و شخصی که موشک یدکی را با خود حمل می کرد. معمولا 2 عدد موشک توسط تیم موشک انداز حمل می شد و بیشتر از آن نبود. بعد از 100 متر، دید انسان توانایی آن را نداشت که موشک را هدایت کند، در نتیجه به یک دستگاه دیدبانی خوب جهت هدایت هرچه بهتر این موشک احتیاج بود. این موشک چون فاقد هر گونه تسلیحات و تجهیزات دیداری بود، در نتیجه هدایتش توسط خدمه آن هم با چشمان غیر مسلح بسیار سخت بود، به همین دلیل نمی توانستند با قاطعیت بگویند که موشک به هدف خورد یا نه.     موشک ضد تانک SS-10 ساخت فرانسه   موشک SS-10 اولین موشک ضد تانک هدایت شونده ی بدون سیم است. این موشک در سال 1955 به خدمت نیرو های نظامی ارتش فرانسه درآمد. همچنین این موشک اولین موشک های ضد تانکی بود که به خدمت نیرو های نظامی ارتش آمریکا و رژیم اشغالگر قدس در آمدند. موشک مالکارا (Malkara) که در زبان بومی به معنای سپر است یکی از اولین موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور (ATGW) بود. این موشک به صورت مشترک توسط استرالیا و انگلیس در سال های 1951 الی 1954 و از سال 1958 وارد خدمت گردید و جایگزین Vickers Vigilant شد. این موشک در زمان خود بسیار قدرمتند ظاهر شد به طوری که به نیرو های هوابرد تحویل داده شد و می توانست اغلب تانک های در حال خدمت زمان خویش را با استفاده از سر جنگی 26 کیلوگرمی نابود سازد.     موشک مالکارا سمت راست موشک ویکرز ویجیلانت سمت چپ   اولین نسل از موشک های دستی هدایت شونده با فرمان (MCLOS) شامل موشک هایی بود که نیاز مند وارد کردن داده توسط اوپراتور به وسیله ی ماژول جوی استیک یا چیزی شبیه به آن برای هدایت موشک به سمت هدف بود. بدی این نوع موشک انداز این بود که اوپراتور می بایست سایت دیدبانی را دائما دنبال می کرد تا موشک را به سمت هدف هدایت کند تا موقعی که به آن برخورد می کند و اصطلاحا این نوع هدایت هدایت LOS یا داخل خطوط دید بود. برای انجام همین کار، شخص اوپراتور می بایست صد ها ساعت آموزش را پشت سر می نهاد تا بتواند با آن شلیک کند و می بایست حتما تا زمان پرواز موشک در آسمان، اوپراتور می بایست هدف را دنبال کند تا برخورد را نظاره گرد باشد. این ها اولین سیستم های موشک ضد تانک هدایت شونده از راه دور بودند که توسط فرانسه و با نام Nord SS-10 در دهه ی 50 میلادی توسعه یافت.   دومین نسل موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور، مدل هدایت فرمانی نیمه خودکار یا SACLOS بود که این موشک ها نیازمند این بودند تا اوپراتور تا زمانی که موشک به هدف بر خورد می کند، سایت های دیدبانی را روی سرش نگه دارد. داده ها به صورت خودکار به موشک از طریق سیم یا بی سیم ارسال می شوند و یا اینکه همین موشک به صورت هدایت لیزری و یا با استفاده از دوربینی که در قست جلوی خود دارد به سمت هدف هدایت می شود. نمونه ی این موشک ها، موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور روسی کورنت یا 9M133 و یا موشک های هلفایر I آمریکایی هستند. این موشک ها نیز همانند قبلی ها باید تا زمانی که موشک در آسمان است، اوپراتور هدف را دائما روئیت کند.   موشک 9M133 کورنت   سومین نسل از موشک های هدایت شونده از راه دور، موشک های هدایت پذیر توسط لیزر است که توسط یک تصویر ساز الکترو-اپتیکال یا IIR و یا توسط باند W روی رادار که در نوک دماغه نصب می شود، هدایت می شوند. این نوع موشک ها نیازمند یک بار روئیت هدف هستند تا به سمت آن حرکت کنند، در اصطلاحات نظامی به چنین موشک هایی که روئیت دائم روی هدف لازم نیست را شلیک کن فراموش کن! (Fire And Forget) می گویند. در این نسل اوپراتور هدف را یک بار مشاهده می کند، به سمت آن نشانه گیری کرده و سپس شلیک می کند، موشک به صورت خودکار مسیر یابی کرده و راه را به سمت هدف باز می کند و دیگر نیازی به هدایت اوپراتور نیست. با این حال موشک های هدایت شونده ی شلیک کن فراموش کن امروزه بسیار مورد اقدامات متقابل قرار می گیرند تا موشک های MCLOS یا SACLOS. نمونه هایی از این امر شامل موشک های PARS 3 LR، موشک اسرائیلی لاهات و اسپایک و Nag های هندی هستند.     از سمت راست: PARS 3 LR، اسپایک و لاهات   اغلب موشک های ضد تانک دارای شکل خاصی از بدنه هستند که شامل سر جنگی شدید الانفجار و همینطور طراحی شده فقط برای نفوذ درون زره های خودرو های نظامی یا تانک های اصلی میدان نبرد می باشند. موشک های دارای خرج تاندوم برای از کار انداختن و نابود کردن زره های واکنشگر انفجاری ERA استفاده می شوند. نوع دیگری از موشک های ضد تانک هستند که در اصطلاح به آنها تاپ اتک گفته می شود. تاپ اتک یا Top-attack موشک های ضد تانکی هستند که از بالا به هدف حمله می کنند. معمولا خودرو ها و تسلیحات نظامی سنگین از سمت بالا حفاظت بسیار کمی دارند، به همین دلیل این موشک ها نقطه ضعفشان را هدف گرفته و سعی می کنند تا از آن قسمت نفوذ کنند. نمونه هایی از این موشک ها می توان به Nag هندی، جاولین آمریکایی و Bill سوئدی اشاره کرد.   موشک Nag هندی از نوع شلیک کن فراموش کن!     اقدامات متقابل اقدامات متقابل یکی از مهم ترین مسائلی است که مشک های ضد تانک با آن سر و کار دارند. تانک های جدید شامل دستگاه های جمر یا اخلال گری هستند که قادر است این دست از موشک ها را به راحتی منحرف یا نابود کند. موشک های ضد تانک برای نابود کردن زره های کامپوزیتی و یا زره های تقویتی واکنشگر انفجاری هستند، اما چه کسی حاضر است تا به راحتی تجهیزاتش را اینگونه از دست بدهد، آن هم تجهیزاتی که چندیدن میلیون دلار هزینه صرفش شده است. به همین دلیل سیستم های اقدامات متقابلی طراحی شده است تا بتواند تا حدودی این خطرات را از تانک دور نماید. سیستم هایی مانند اشتورای روسی و سیستم های دفاع فعال APS مانند تروفی اسرائیلی و آرنای روسی از جمله تجهیزاتی هستند که برای اخلال در کار موشک های ضد تانک استفاده می شوند.   سامانه اقدامات متقابل اشتورا-1   امروزه زره ها در دنیا روز به روز در حال پیشرفته تر شدن هستند و همگی سعی می شود تا بتوانند در برابر ATGM ها دوام بیاورند. اغلب زره های نسل جدید در برابر چنین موشک هایی تست و آزمایش شده اند تا بتوانند در برابر ضد تانک ها موثر واقع شوند. راه کار هایی همچون فریب موشک ها با اضافه کردن زره های سراشیبی و یا اضافه کردن زره های واکنشگر به مقابله با آنها می پردازند. همه ی این کار ها با مختل ساختن سر جنگی همراه می شود و تا حدودی از تاثیرات و قدرت ناشی از انفجار کاسته می گردد.   زره های واکنشگر همیشه خوب نیستند، اما می توان با یک سری زیر سازی ها این زره ها را موثر جلوه داد. اضافه کردن یک سیستم اقدامات متقابل خوب در کنار موتور قدرتمند که تحرک مناسبی را فراهم کند، حرکت خوبی در برابر موشک های ضد تانک است. البته امروزه زره ها سبک تر و در مقابل کاراییشان نیز بالا می رود. البته تانک هایی که در دهه ی های گذشته ساخته شده اند، ممکن است زره مقاومی جهت چنین ایمن سازی هایی نداشته باشند، مانند تانک های T-72 که در دهه ی 80 میلادی وارد خدمت شد و امروزه نیز توسط بسیاری از کشور ها از جمله جمهوری اسلامی ایران نیز به خدمت گرفته شده است.    این تانک ها سعی می کنند در برابر این موشک ها از زره های واکنشگر انفجاری ERA از نوع کنتاکت 1 روسی در برابر خطرات و تهدیدات استفاده کنند. ایمن سازی اطراف موتور که مهم ترین بخش نیرو محرکه ی تانک است با اضافه کردن زره های واکنشگر به اطراف آن یا استفاده از زره های قفسه ای راهکار مناسبی می باشد. این کار می تواند تا 20 درصد موتور را از خطر نابود شدن نجات دهد. زره های سراشیبی زره های سبک تر و همینطور می توانند روی اغلب خودرو ها و تجهیزات زرهی نصب شوند. البته زره های سراشیبی راه کار مناسبی هستند اما در مواقعی وقتی که نیاز به حمل و نقل هوایی است، این زره ها باز می شوند و بعد از استقرار دوباره روی تانک یا نفربر بسته می شوند. روش هایی که در بالا گفته شد هرگز 100 درصد موثر نیستند، زیرا هر روز تکنولوژی ضد تانک ها تغییر می کند و می بایست راه کار دیگری در پیش گرفته شود. اما می تواند تا حدودی موثر باشد و چنین خطراتی را از تانک یا وسایل نقلیه زرهی دور کند.   سامانه آرنا نصب شده روی تانک T-80UM1   دومین مورد از اقدامات متقابل که قصد دارم تا آن را برای شما تشریح کنم، مهم ترین قسمت است، یعنی اخلال (Jamming). اخلال یا جمینگ یکی از راه کار هایی است که در برابر موشک های ضد تانک به کار برده می شود و اصطلاحا به آن اقدامات متقابل در برابر تهدیدات نیز اطلاق می گردد. این راه کار در برابر موشک های هدایت شونده با هدایت راداری مناسب است اما با این وجود به عنوان یک راه کار دفاعی عمومی به کار برده می شود و کاربردی در برابر موشک های ضد تانک غیر هدایت پذیر ندارد. همچنین این سیستم نمی تواند به عنوان تنها راه کار در نظر گرفته شود.   جمینگ کردن یک موشک ضد تانک با هدایت راداری اگر به صورت مستمر صورت گیرد می تواند کار را برای اوپراتور بسیار سخت کند. زیرا در این شرایط کد گذاری و قفل کردن روی هدف بسیار سخت می شود و همینطور اوپراتور قادر به هدایت از طریق رادار نمی باشد. با این وجود موشک های ضد تانک دارای یک سیستم ترکینگ (ردیابی) بک آپ هستند که می تواند جمر را بشکند و راه خود را ادامه دهد.   سیستم های دفاع فعال امروزه نشان داده است که توانسته هم در برابر موشک های ATGM و هم سلاح های غیر هدایت شونده تا حدودی موثر واقع شود اما به طور کلی یک تکنولوژی اثبات شده نیست. در مقایسه با سیستم های زرهی، آنها بسیار سبک هستند و می توانند روی هر نوع وسیله ی نقلیه ای به همراه سیستم های کنترل کننده نصب شوند که در آینده تبدیل به یکی از بزرگترین و مهم ترین اجزایی می شوند که می تواند با موشک های سرگردان در هوا که هر لحظه موجودیت جسمی که سیستم روی آن نصب شده را تهدید می کنند، مقابله کند.   عملکرد سامانه آرنا   ضعف بزرگی که این سیستم ها دارند، این است که موشک های موجود روز به روز سیستم های راداریشان پیشرفته تر می گردد و به صورت بالقوه این گونه سیستم ها نمی توانند به طور جد با آنها مقابله کنند. همینطور اگر یک نقطه چندین بار مورد اصابت واقع گردد، شانس اینکه برای دفعه ی دوم به طور کل نابود شود نیز بسیار بالاتر است. البته این سیستم ها هنوز به صورت دقیق وارد بازار کار نشده اند و فقط روی یک سری از تانک ها و تجهیزات آن هم محدود نصب شده اند، اما به نظر می رسد که اگر این گونه سیستم ها جایشان را در میان ارتش های کشور ها باز کنند، با توجه به کارایشان، می توان نبرد های شهری را به نبرد هایی وحشتناک تبدیل کند، زیرا می تواند بسیاری از خطراتی که تهدید کننده است را دفع نماید. با این حال می توان گفت که هنوز هم گلوله های انرژی جنبشی KE یکی از مخرب ترین و در عین حال موثر ترین جنگ افزار هایی است که می تواند نابودی را تضمین کند، زیرا ضعف سیستم های جمینگ این است که روی گلوله ها نمی توانند تاثیری داشته باشند و این گلوله ها هنوز یکه تاز میدان های نبرد بر علیه اهداف زرهی می باشند.   به صورت سنتی، قبل از موشک های شلیک کن فراموش کن، موشک های ضد تانکی که اوپراتور باید آن را تا لحظه برخورد هدایت کند، یکی از راه کار های مقابله با برخورد، شلیک به جایی بود که موشک ضد تانک از آن جا شلیک شده بود. با این کار، اگر درست انجام می شد، می توان اوپراتور را از بین برد و موشک نیز به خطار می رفت چون شخص هدایت کننده از بین رفته بود. از دیگر راه کار های مقابله، استفاده از نارنجک های دودزا بود، زیرا با استفاده از این نارنجک های دودزا، اوپراتور دیگر قادر به مشاهده ی هدف نبود و نمی توانست در یک خط دید مستقیم موشک را به سمت هدف هدایت کند. اما امروزه دیگر موشک های شلیک کن فراموش کن این گونه مشکلات و تبعات را ندارند، تازه برخی از آنها تاپ اتک هستند و شانس برخورد با هدف بسیار بالا تر است. اما هنوز هم تعداد زیادی از موشک های شلیک کن فراموش کن قدیمی در سرتاسر دنیا مورد استفاده واقع می شوند که به علت قیمت پایین و همینطور هزینه ی کم تولیدشان در خدمت باقی مانده اند.     سری موشک های خانواده طوفان ایران   جمهوری اسلامی ایران کشور ما ایران نیز از جمله کشور های تولید کننده ی موشک های ضد تانک محسوب می شود که محصولاتش در یمن، سوریه، عراق و دیگر کشور ها مورد استفاده واقع می شود. البته از نیرو های شبه نظامی که موشک های ضد تانک ایرانی دریافت کرده نیز می توان به حزب الله لبنان و عراق اشاره کرد. موشک های ضد تانک ایرانی نیز شامل موشک رعد که مبتنی بر موشک ساگر روسی است، موشک طوفان، موشک طوفان 2، موشک طوفان 3، موشک های صاعقه 1 و 2، موشک طوسن و موشک دهلاوه اشاره کرد.       لطفا در صورت داشتن هر گونه اشکال فنی اطلاع رسانی کنید--- با تشکر :rose:   نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس jUST fOR mILITARY.IR کپی در هر صورت بلامانع است
  10. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    رضا داداش بلک پانتر 3 دیگه چه صیغه ای هست؟ :D
  11. دوست عزیز فکر کنم شما اصل یک بار هم با دقت این مطالب رو نخوندی! من کی نوشتم کورنت فایر ان فورگت هست؟ عزیز جان درست بخون دیگه، توی این تیکه ای که نقل قول کردی اصلا اثری از کورنت میبینی؟
  12. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    تی ۹۰ بهیشما هند
  13. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    منظورم به تنهایی یعنی ایران خودش تنها هست، هرچند ریسک بزرگی هست بخوایم زره رو از کسی بخریم یا با کسی بسازیم. 100 درصد جواب گو نیست، وقتی آبرامز با ضد تانک های درجه چندم ایرانی (مونتاژ) منفجر میشه، چه انتظاری از تانک های با زره بومی دارید؟ مگه اینکه مثل انگلیس یه زره خیلی مخوف بسازیم!
  14. siavash75

    گالری تصاویر تانک ها

    خیر آرمین خان، کشور ما هنوز به این سطح نرسیده که بخواد خودش به تنهایی زرهش رو تولید بکنه، مگر اینکه یه کشور دیگه بیاد زحمت زره رو برامون بکشه!!!!
  15. دوستان عزیز فارغ از هرگونه مسایل و همینطور مباحث متعصبانه اجازه بدین به عنوان یک حقیر در این زمینه یک سری مطالب رو براتون عنوان بکنم. جمهوری اسلامی ایران تصمیم داشت یک تانک بومی بسازه که حرکتی بسیار پسندیده و شایسته است و در دنیا هم دوباره تکرار شده (یعنی این فقط ما نبودیم که خواستیم تانک بومی بسازیم!!! دشمن ما ساخته اونم از نوع درجه 1) و ایران هم خواست این کار رو انجام بده. به هر تقدیر بودجه ای وضع شد و سازمانی هم براش ساخته شد به اسم جهاد خودکفایی تا دستاورد هایی که تولید میشن رو به عموم مردم ایران معرفی بکنه! حالا کاری ندارم که چه چیزای دیگه ای توی این جهاد ساخته شده، هدف من فقط تانک ذوالفقار هست.   در اینترنت و شبکه های اجتماعی، جمعی نادان 14 ساله دور هم جمع میشن و یه عکس از ارتقاء چیفتن میذارن و به به و چه چه که این کرار یا ذوالفقار 3A2 یا ... هست. این تیکه رو گفتم تا در ادامه با مباحثم ربطش بدم!!! تانک ذوالفقار 1 در دهه ی 70 شمسی در جهاد ساخته شد و توی بوق کرنا که ایران تانک بومی ساخته! اونم چه تانکی! کلا 6 تا از این تانک ساخته شد که بدنه مبتنی بر ام 60 و توپ هم نسخه ی 125 میلیمتری تی 72. ذوالفقار 2 هم یه نمونه ی آزمایشی بود که توش کمی به مسائل مربوط به بارگذار رسیدگی شده بود ولا غیر! و میرسیم به نسخه ی سوم که ذوالفقار 3 هست. این تانک همون ام 60 و تی 72 هست، با این تفاوت که کمی هیکلی تر شده. زرهی در این تانک مشاهده نمیشه که بتونه در برابر انرژی جنبشی دوام بیاره، سامانه اقدامات متقابل هارد کیل یا سافت کیل هم نداره، پس این یه نفربره؟ تانکه؟ خودرو شناساییه؟ چی هست؟ حالا این هم به هر جهت فاکتور می گیرم، ایران نمیتونه زره بسازه عزیزان جان، کشور ما توانایی ساخت زره رو نداره، وقتی ما با هر بدبختی دیگر وسایل رو جور بکنیم، وقتی نتونیم زره بسازیم، این چه فایده ای داره؟   حالا به کجا میرسیم؟ به اینکه ایران براش مقدور نیست تا این تسلیحات رو با قیمت بالا بخره و بذاره روی تانکی که زره نداره، یعنی همین سایت های دیدبانی و هدف گیری و کامپیوتر بالستیک و ...، پس میره یه چیزی به اسم تی 90 میخره. اونم نه نسخه ی SM، بلکه نسخه های A. حالا هی شما از صبح ساعت 5 تا شب ساعت 12 بگین ایران تانک کرار، ذوالفقار، عره، عوره شمسی کوره میسازه، وقتی توانایی ساخت زره نداره، یعنی هیچ! متاسفانه باید بگم تانک های ام 60 رو هم ایران فروخت به کشور سومالی، یعنی دیگه اون 150 تا ام 60 رو هم نداریم که بخوایم ارتقاشون بدیم، پرونده ذوالفقار همینجا به پایان میرسه و تا تانکی دیگه از این صنایع (البته تیام هست :)))) ) شمارو به خداوند منان می پسارم، مراقب خودتون باشید. :rose: :rose:
  16. بسم الله الرحمن الرحیم                 در خصوص توپ های نصب شده روی تانک ها ممکن است مطالب زیادی را شنیده باشید مانند اینکه کالیبرش چقدر است، خان دار است یا بدون خان، چقدر برد دارد و...، اما ممکن است در مورد گلوله هایی که شلیک می کند آشنایی نداشته باشید. این طبیعی است، زیرا همه که مایل به دانستن این گونه اطلاعات نیستند و این دست از اطلاعات بیشتر به درد علاقه مندان حوزه زرهی می خورد تا اینکه به صورت تفریحی آن را مطالعه کنند.   توپ نام آشنای 120 میلیمتری ساخت شرکت آلمانی رینمتال در دنیا طرفداران زیادی داشته و روی اغلب تانک های ناتو نصب شده است. تانک های ناتو از استاندارد 120 میلیمتری بهره می برند که همگی از یک توپ، یک لوله و یک نوع خاص از مهمات استفاده می کنند. البته تانک چلنجر 2 انگلیسی از این قائده مستثنی است چون این تانک از نسخه ی خان دار این توپ بهره می برد که طراحی شده توسط اوردنانس انگلیس می باشد، اما مدل آن 120 میلیمتری است.   برای توپ 120 میلیمتری ایالات متحده 8 نوع گلوله را طراحی و توسعه داده است که در ادامه به معرفی مختصری از آن ها ی پردازیم.   گلوله ی M829A1 APFSDS-T گلوله ی APFSDS-T نوعی از گلوله های ضد تانک است که دارای مزیت های: ضد زره، نفوذگر، تثبیت شده و هسته ی ثابوت به همراه پوسته جدا شونده می باشد. گلوله ی فوق یکی از 8 گلوله ی مورد استفاده در توپ 120 میلیمتری است که به عنوان پیشرفته ترین گلوله تانک در دنیا نیز شناخته می شود. توپ 120 میلیمتری دارای دو نوع L44 و L55 که در تانک آبرامز M1A1 و M1A2 از نوع L44 آن استفاده می گردد. همچنین در تانک های Leopard 2، تایپ 10 و K1A1 کره جنوبی مورد استفاده قرار می گیرد. گلوله های آموزشی 120 میلیمتری نیز برای آموزش خدمه ی تانک های فوق نیز تولید می گردند که هم قیمت پایینی دارند و هم به صرفه تر از استفاده گلوله ی 120 میلیمتری جنگی می باشند.       گلوله ی M829A1 انرژی جنبشی به عنوان جایگزینی برای گلوله ی M829 KE (KE به معنای همان انرژی جنبشی است) طراحی شد. گلوله ی M829A1 بهینه سازی های زیادی رویش صورت گرفت تا هم کارایی را افزایش دهند و هم اینکه در میدان نبرد ثبات بیشتری از خود نشان دهد. این گلوله هرگز به عنوان تخریب محدوده به کار نمی رود. گلوله های ضد تانک یا ضد زره بیشتر به صورت نفوذگر عمل می کنند و برای تخریب تانک ها و یا تجهیزات نظامی سنگین به کار برده می شوند. جنگ طوفان صحرا جنگی بود که ایالات متحده و ائتلاف برای آزاد سازی کویت به راه انداختند تا عراق را از کویت بیرون کنند. ارتش عراق به صورت تمام قد وارد کویت شد و آمریکا نیز در این جنگ از گلوله های ضد تانک برای اولین بار استفاده کرد که در این جنگ به عنوان گلوله ی نقره ای نیز شناخته شد. تانک های آمریکایی در این جنگ بسیار خوب عمل کردند. این تانک ها در برابر تانک های تی 72 گارد ریاست جمهوری عراق قرار گرفتند که اغلب تانک ها را نابود کردند. تنها تلفاتی که این تانک ها داشتند، شلیک به خودی نیرو های خودی بود.   گلوله 120 میلیمتری M829A3 APFSDS-T گلوله M829A3 مدل جدید تر گلوله های ضد تانک مدل APFSDS سابوت دار است که توسط توپ های 120 میلیمتری ناتو شلیک می شوند. این گلوله ها دارای ویژگی های بهبود یافته، سرعت عمل بالا، دقت بیشتر و همینطور پایداری در مقایسه با نمونه های قبلی و هم رده خود دارد که آن را تبدیل به 8 گلوله در اختیار توپچی کرده تا با استفاده از آن اقدام به نابود سازی تانک ها و دیگر اهداف سخت کند. گلوله ی فوق مناسب شلیک از طریق توپ های 120 میلیمتری مدل L44 و L55 است. تانک های اصلی میدان نبردی همچون سری آبرامز، لئوپارد 2، K1A1 کره جنوبی و تایپ 10 ژاپن از جمله تانک هایی هستند که از توپ 120 میلیمتری مدل L44 استفاده می کنند. همانند نمونه ی قبلی، از این مدل نیز نسخه های آموزشی تولید می گردد که برای استفاده ی خدمه تانک از آن بهره برده می شود.     گلوله M829A3 از جدید ترین و همینطور پیشرفته ترین گلوله های ضد تانک در دنیا به شمار می رود که دارای برد توسعه یافته و همینطور میزان نفوذ آن نیز تا حد بسیار زیادی افزایش داشته است. این گلوله ها توسط ایالات متحده آمریکا ساخته می شوند و از نوع انرژی جنبشی هستند. گلوله های M829A3 با بهره گیری از سابوت از جنس کامپوزیت و خرج گود و مواد بهسازی شده برای اطمینان خاطر از اینکه ارتش ایالات متحده آمریکا قادر باشد تا در نبرد های آینده از آن به عنوان یک گلوله یکپارچه استفاده نماید.   ممکن است کمی سردرگم شوید که گلوله یکپارچه اصلا به چه معناست؟! در دهه های گذشته چیزی به اسم یکپارچه وجود نداشت، ارتش های مختلف به ازای هر خرید نظامی که انجام می دادند، لجستیک هایی نیز برای آن ها فراهم می کردند. این لجستیک می بایست در میدان نبرد همواره به نیرو های تحت پشتیبانی خود مهمات می رساند. اما با تغییر و تحولاتی که ناتو انجام داد، یکپارچه سازی معنا  مفهومی جدید گرفت. کالیبر مشترک، شاسی، فریم، زره و ... همگی یکچارچه و مشترک تا ارتش های عضو بتوانند از همدگیر پشتیبانی کنند. در اینجا نیز آمریکا تصمیم دارد تا این گلوله ها را با یکپارچه سازی بیشتری همراه سازد تا نرخ کارایی را همواره بالا نگه دارد.   گلوله M830 HEAT-MP-T همه چیز که ضد تانک نیست! بقیه گلوله ها نیز جان دارند! نوع دیگر گلوله ی مورد استفاده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری گلوله های شدید الانفجار هستند. این گلوله ها دارای ویژگی انفجار شدید، ضد تانک بودن ، چند منظوره و رسام است که در کنار 8 گلوله ی دیگر مورد استفاده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری قرار می گیرد. همانند نسخه ی ضد تانک، این گلوله های شدید الانفجار جز پیشرفته ترین گلوله های دنیا هستند که توسط توپ های 120 میلیمتری شلیک می شوند. این گلوله نیز توانایی شلیک در تانک های آبرامز M1A1 و M1A2، تانک های لئوپارد 2، K1A1 کره جنوبی و تایپ 10 ژاپن هستند. این گلوله نیز نسخه ی آموزشی دارد که برای استفاده خدمه تولید می شوند، گلوله های آموزشی از قیمت بسیار پایین تری به مراتب نسبت به گلوله های جنگی برخوردار هستند.     گلوله های M830 دارای سر شکل دار (قسمت بالای این گلوله ها دارای یک حالت خاصی است که ممکن است در ظاهر شبیه به گلوله های انرژی جنبشی به نظر برسد، در حالی که اینگونه نیست) است و به گونه ای طراحی شده است تا هم بر علیه اهداف زرهی و هم اهداف نرم مورد استفاده قرار گیرد. گلوله از سمت جلو و از طریق همان شکلی که به شما گفتم فعال می گردد، این مورد باعث می شود تا تاثیر پذیری گلوله بالا رفته و شدت تخریب آن را نیز افزایش دهد. گلوله از طراحی منحصر بفردی بهره می برد. وقتی که به جسمی بر خورد می کند، نوک گلوله خرج اصلی را فعال کرده تا به فیوز برسد، سرانجام بعد از فعال سازی فیوز ماده منفجره به کار می افتد. این کار انفجار بزرگی را ایجاد می کند که صدها کیلوبار انرژی از آن آزاد می شود.         گلوله M830A1 HEAT-MP-T گلوله M830A1 HEAT- MP- T از جمله گلوله های شدید الانفجار است که برای جایگزین ساختن با گلوله M830 HEAT طراحی و تولید شد. این گلوله دارای 20 درصد قدرت تخریب بیشتر بر علیه سنگر ها (بانکر) و 30 درصد قدرت بیشتر بر علیه خودرو های زرهی سبک است. گلوله فوق جزء 8 گلوله ای است که تانک با خود حمل می کند.   گلوله M830A1 وقتی شلیک می شود، سابود های اطراف سر جنگی رها شده و یک سیستم چند منظوره فیوز کار انفجار را انجام می دهد. از ویژگی این گلوله، انفجار قبل از برخورد در هوا است (airburst) که به وسیله ی توپچی صورت می گیرد. فیوز منحصربفرد و آپشن دار موجب می شود تا شدت تخریب پذیری در جنگ شهری بیشتر نمایان شود. این گلوله ها، یعنی گلوله های M830A1- MP-T، همچنین به عنوان MPAT نیز شناخته می شوند که در عملیات آزاد سازی عراق در سال 2003 از آن استفاده گردید. جنگ عراق با نبرد های شهری بسیاری همراه بود.         گلوله 120 میلیمتری M831A1 TP-T گلوله ی M831A1 TP-T شدید الانفجار، از جمله گلوله های توسعه یافته برای توپ 120 میلیمتری است که دارای رسام می باشد. این گلوله در دسته ی 8 تایی گلوله های حمل شده با تانک است و در دنیا نیز جزء دسته ی پیشرفته ترین گلوله های شدید الانفجار قرار می گیرد. این گلوله ها با توپ های 120 میلیمتری تانک های M1A1 و M1A2 آبرامز، سری لئوپارد 2 سازگار است.   گلوله M831 TP-T به عنوان جایگزین گلوله ی M831A1 طراحی شده است. تکنولوژی به کار رفته در این گلوله یک نوع خاص از طراحی است که به تازگی به ثبت رسیده و موجب می شد تا انفجار های بالستیکی را به صورت کنترل شده به وجود آورد. این ویژگی موجب می گردد تا هم هزینه تولید کاهش یابد و هم بتوان از گلوله نهایت استفاده را برد. حداکثر برد این گلوله محدود است و برای تمرین های آموزشی که در آن ها فضای زیادی در دسترس نیست بسیار مناسب است.           گلوله120 میلیمتری M865 TPCSDS-T گلوله ی M865 TPCSDS-T از جمله 8 گلوله ی مورد استفاده در توپ 120 میلیمتری است که دارای باله های مخروطی ثبیتت شده با سابوت رها شونده که دارای رسام نیز می باشد (رسام برای تمرین هدف گیری) و از جمله گلوله های پیشرفته ی دنیا در زمینه ی شلیک به اهداف دور برد است. این گلوله با تمامی تانک های دارای توپ 120 میلیمتری از جمله M1A1 و M1A2 آبرامز و تانک های لئوپارد 2 توانایی شلیک شدن دارد.   گلوله M865 از باله های مخروطی شکلی استفاده می کند که موجب می شوند تا برد گلوله تانک بر علیه اهدافی که در دور دست قرار دارد افزایش یابد. این باله ها بعد از رسیدن به محدوده ی هدف، شروع به محدود کردن سرعت خود می کنند تا دقت آن افزایش یابد. برد این گلوله ها 8 کیلومتر است. این میزان هم قابل استفاده در اروپا و هم قابل استفاده در آمریکا است، زیرا میزان بیشتر از 8 کیلومتر اجازه ی استفاده شدن ندارند.   البته گلوله های آموزشی با قیمت بسیار پایین تر نیز تولید می شوند که صرفا به جهت آموزش خدمه تانک به کار برده می شوند و با نسخه ی جنگی آن تفاوت هایی نیز دارد.           گلوله 120 میلیمتری M908 HE-OR T گلوله ی M908 HE –OR –T جزء گلوله های شدید الانفجار و مانع شکن رسام است که از جمله ی گلوله هایی است که در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری مورد استفاده قرار می گیرد. این گلوله در دسته ی پیشرفته ترین گلوله های شدیدالانفجار OR دنیا قرار می گیرد. این گلوله با توپ های 120 میلیمتری نصب شده روی تانک های کشور های ناتو از جمله تانک M1A1 و M1A2 آبرامز و تانک لئوپارد 2 در اغلب مدل ها مورد استفاده قرار می گیرد و توانایی شلیک شدن را دارا می باشد. نسخه های آزمایشی این گلوله با قیمت پایین تر در مقایسه با نسخه ی جنگی تولید می شوند که برای آموزش خدمه به کار برده می شوند.   گلوله ی M908 از جمله گلوله های پر قدرتی است که برای تخریب و از بین بردن بتن، صخره ها، موانع و دیگر اجسام سخت طراحی شده است و به کار می رود. البته از این گلوله ها برای متوقف ساختن تانک ها نیز به کار برده می شوند. در اصل این گلوله نوع اصلاح شده ی گلوله ی M830A1 است که با نام MPAT نیز شناخته می شود که در آن یک نوک استیل مانند با فیوز جلویی جایگزین شده است. این استیل نفوذ به داخل مانع را قبل از انفجار فراهم می کند تا شدت انفجار افزایش یابد. با این کار علاوه بر افزایش میزان تخریب، میزان نابودی شئ نیز افزایش می یابد، چون فضای بیشتری نابود می گردد.   گلوله های M908 دارای میزان عملکرد و تاثیر گذاری به مراتب بهتری نسبت با گلوله ی M123A1 HEP مورد استفاده در توپ 165 میلیمتری دارند.       گلوله ی XM943 120mm از نوع STAFF گلوله ی XM943 STAFF یا گلوله ی هوشمند هدفیاب شلیک کن فراموش کن از نوع گلوله های استفاده شده در تانک های مجهز به توپ 120 میلیمتری است که وظیفه اش پیدا کردن و نابود کردن تجهیزات و تسلیحات زرهی دشمن در کوهستان ها و مناطق پر پیچ و خم است!. این گلوله تاپ اتک یا حمله از بالا است به طوری که در بالای سر هدف خود به پرواز در می آید و پس از آنکه آن را مشاهده کرد، به سمتش شیرجه زده و با سرعت هرچه تمام تر از بالا به آن یورش می برد. تقریبا هیچ یک از وسائط زرهی از بالا مقاوم نیست، به همین دلیل این گلوله تصمیم گرفته تا به صورت حمله از بالا عمل کند و می تواند از هر فاصله ای به سمت هدف شلیک گردد. گلوله ی فوق در واقع به عنوان مکملی برای گلوله ی M830A1 طراحی شد و می تواند بر علیه بالگرد هایی که در ارتفاع پست پرواز می کنند مورد استفاده واقع شود. گلوله ی XM943  با استفاده از سنسور هایی که دارد، می تواند محبط اطراف را بررسی کرده و پس از شناسایی هدف به آن حمله کند، به همین دلیل مشکلی در استفاده از آن در کوهستان ها نیست.   این گلوله به هیچ گونه آماده سازی های برجک و ... احتیاج ندارد و خدمه می توانند آن را به راحتی درون تانک شلیک کنند. این گلوله ها در داخل تانک شلیک می شوند و هدف گیری نیز درون تانک صورت می گیرد. البته به علت اینکه گلوله شلیک کن فراموش کن است، دیگر نیازی به هدایت آن نیست. در طی پرواز بالستیکی گلوله، یک منبع عمودی از سطح زمین ایجاد می کند و خودش را به سمت آن سوق می دهد. در لحظات پایانی پرواز، حالت جستجو فعال می شود. سپس یک اسکن به سمت جلو از طریق امواجی که حسگر ایجاد می کند، می گیرد و یک رد پای بزرگ از هدف را برای خود می سازد. در نهایت سر جنگی در آخرین مرحله از کار خود را آماده ی فعال کردن فیوز می کند و با سرعت تمام بر سر جسم فرود می آید. اینگونه است که یک انفجار عظیم آن هم از بالا بر روی یک شئ زرهی فرود می آید.   البته باید گفت که این گلوله توسط آیانت تکسیستم در سال 1990 به تولید رسید.       عکس یادگاری :)       دوستان عزیز و خوانندگان محترم! این مطلب 100 درصد خالی از اشکال نیست و سرتا پا اشتباه فنی و تخصصی در آن موج می زند! خواهشی برادرانه دارم، در صورتی که هر کجا مشاهده کردین اشکالی وجود داره چاره اش نوشتن این پایینه! میدونم زحمتتون میشه، اما باعث میشه تا من تصحیح کنم و کسانی که در آینده اون رو می خونن به ریش ما نخندن!!!     نویسنده و ترجمه: سیاوش سلطان ویس jUST fOR mILITRY.IR کپی در هر صورت بلا مانع است
  17. اسمشون رو شنیدم اما چیزی در خصوصشون نمیدونم، دوستان دیگه اگه لطف بکنن توضیح بدن خوشحال میشم
  18. بسم الله الرحمن الرحیم     اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی از جمله کشور هایی بود که توانست بعد از جنگ جهانی دوم خود را تا حدودی بالا بکشد و جزء کشور های ثروتمند دنیا شود اما متاسفانه عوامل مختلفی دست به دست هم دادند تا این کشور نتواند آنگونه که باید خود را هدایت کند و سرانجام پس از ۷۰ سال حکومت مستبدانه علیه مردم خویش و مردم سایر دنیا، در سال ۱۹۹۱ از پایه فروریخت و تبدیل به فدراسیون روسیه گردید. حال در این مطلب تصمیم داریم تا سومین نسخه از نفربر های جنگی هوابرد در اختیار نیروی های واکنش سریع این کشور را برای شما معرفی نماییم. در سلسله مطالبی که در گذشته برای شما ارائه کردیم، به شماره ی ۱ و ۲ این نفربر پرداختیم که چگونه توانستند نقاط ضعفشان را تا حدودی برطرف کنند و اینکه نسخه ی اول این نفربر با برجک مجهز به توپ ۷۳ میلیمتری نتوانست عملکرد خوبی از خود به نمایش بگذارد چرا که دارای سرعت فوق العاده پایینی بود و نمی توانست سرعتی را که یک توپ ۳۰ میلیمتری که روی نسخه ی دوم هم نصب شد، داشته باشد. چرا که توپ ۳۰ میلیمتری می تواند هم علیه اهداف هوایی و هم زمینی به کار گرفته شود. حال بهتر است تا به اصل مطلب رفته و نفربر جنگی هوابرد BMD-3 را برای شما تشریح کنیم. اختصار BMD از Boyevaya Mashina Desanta گرفته شده است و به معنای نفربر جنگ هوابرد می باشد. این نوع نفربر ها زیر مجموعه ی نفربر های جنگی پیاده نظام یا IFV قرار می گیرند که کاهش وزن و همینطور اندازه آنها را قادر می سازند تا درون هواپیما های ترابری جای گیرند و بتوانند آنها را از همان هوا به سمت بیرون پرتاب کنند. شایان ذکر است که اتحاد جماهیر شوروی اولین کشوری بود که فصل جدیدی از زرهی را وارد دانشنامه ی نظامی جهان کرد و آن هم IFV است. این اتحادیه با ساخت بی ام پی ۱ توانست این ایده را عملی کرده که یک نفربر هم دارای توپ باشد و هم اینکه بتواند تعدادی سرباز را با خود حمل کند. در آن زمان نفربر ها فقط می توانستند ۸ نفر را –یعنی یک جوخه کامل که شامل ۸ نفر است- با خود حمل کنند، اما امروزه شاهد این هستیم که برخی از نفربر های جنگی پیاده نظام حتی تا ۱۱ نفر را نیز با خود حمل می کند . نفربر جنگی هوابرد بی ام دی ۳ یکی از سبک ترین نسخه ها در کلاس خود می باشد که برای پشتیبانی های سبک و همینطور مورد استفاده نیرو های واکنش سریع تهاجم هوایی است و قادر است با توپ ۳۰ میلیمتری ۲A42 خویش تا حدود بسیار زیادی موثر واقع شود. توپ ۲A42 قادر است تا انواع مختلفی از گلوله ها که شامل گلوله های شدید الانفجار و ضد زره را شلیک نماید. نفربر BMD-3 از لحاظ چیدمان تسلیحاتی نسبتا خوب عمل کرده است و در کنار توپ اصلی ۳۰ میلیمتری، یک پرتابگر موشک ۹M113 کنکورس، نارنجک انداز AGS-17، مسلسل ۷٫۶۲ میلیمتری هم محور با توپ اصلی و در انتها نیز یک مسلسل سبک ۵٫۴۵ RPK-74 قرار گرفته اند تا هر کدام علیه هدفی به کار گرفته شوند.     نفربر فوق در دهه ی ۸۰ میلادی طراحی گردید. کمپانی طراحی کننده ی این نفربر، کارخانه تراکتور سازی ولگوگراد بود که BMD-3 را تحت عنوان Object 950 تولید کرد (منظور از تولید به معنای ساخت نمونه ی اولیه است و نه تولید انبوه). این نفربر در سال ۱۹۹۰ بود که به خدمت نیرو های هوابرد روسیه یا VDV (اختصار Vozdushno-desantnye voysk) درآمد که در ابتدا تنها ۱۳۷ دستگاه از آنها به تولید رسید. البته بعد از فروپاشی شوروی و خوابیدن اقتصاد برای مدت زمانی، این نفربر ها دیگر تولید نشدند. کشور آنگولا و روسیه در حال حاضر از دارندگان این نفربر به شمار می روند که بر اساس آمار سال ۲۰۱۳، نیرو های هوابرد روسیه ۱۲۳ دستگاه BMD-3 و ۶۰ دستگاه BMD-4 در اختیار دارد . توسعه ی نفربر پیشینیان از زمان پیدایش نیرو های هوابرد اتحاد جماهیر شوروی (از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۹۱ میلادی)، مهندسین و طراحان همواره به دنبال افزایش قدرت آتش و همینطور ثابت کردن این قضیه در میان تجهزات سازمانی و غیر سازمانی خود بوده اند. تجربه ی جنگ دوم جهانی نشان داده است که که ارتش این کشور اهمیت ویژه ای برای سواره نظام هوایی قائل بوده به طوری که نیرو هایی از پیاده نظام را برای انجام این کار آموزش می دیدند. با این وجود در شوروی وسیله ی مناسبی به جهت انجام این کار وجود نداشت و همینطور مشکل اینکه چگونه تجهیزات را درست در نقطه ی مورد نظر پرتاب نمایند از جمله مسائلی بود که با آن دست و پنجه نرم می کردند. سرانجام با تولید هواپیما های ترابری An-8 و An-12 انقلاب جدیدی در زمینه ی جمل و نقل هوایی شوروی ایجاد گردید به طوری که تبعات اقتصادی که دنبال آن ایجاد گردید بسیار به نفعشان گردید. با آغاز به کار این هواپیما ها، نحوه ی طراحی و توسعه جنگ افزار های زرهی هواپرتاب نیز دستخوش یک سری تغییرات شد تا بتواند مناسب قرار گیری درون آن هواپیما ها باشند. در سال ۱۹۶۹ میلادی، نفربر جنگی هوابرد BMD-1 وارد خدمت ارتش شد تا بتواند وظایف یک خودروی نظامی هواپرتاب را به انجام برساند. زمانی که این نفربر عملیاتی شد (BMD-1)، هیچگونه بورد یا پنل آنالوگی در اختیار نداشت تا وضعیت را نشان دهد. نسخه ی اولی دارای یک توپ ۷۳ میلیمتری به همراه مسلسل ۷٫۶۲ هم محور PKT بود. در کنار اینها یک پرتابگر موشک ضد تانک ۹M14 Malyutka نیز روی برجک نصب می شد. تجهیزات اضافی که روی این نفربر نصب می شدند عبارت اند از دو مسلسل ۷٫۶۲ میلیمتری PKT که در جلو و در سمت چپ و راست قرار می گرفتند. برای شلیک سرنشینان به اطراف نیز یک سری پورت های آتش به سمت بیرون تعبیه شده بود که افراد قادر بودند تا از طریق آنها به سمت بیرون در سمت چپ و راست، شلیک نمایند. خودروی فوق مجهز به یک سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک بود که فشار های ناشی از برخورد با زمین را به حداقل می رساند. همانطور که می دانید وقتی جسمی از هوا به زمین پرتاب شود، خواه ناخواه دارای یک شتاب می گردد که اگر کنترل نشود، می تواند شی پرتاب شده را به کلی تخریب نماید. این نفربر نیز با استفاده از چتر های بزرگ وقتی به بیرون پرتاب می شود، با یک سرعت نسبتا کم به طرف زمین می آید. با اینکه چتر ها از شتاب برخورد با زمین می کاهند اما خسارات جانبی اجتناب ناپذیر است. علت وجود سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک نیز به همین دلیل است تا فشار ناشی از برخورد با زمین را کاهش دهد.   به عنوان یک نفربر جنگی هوابرد، وزن ۷٫۵ تن برای این خودرو بسیار معقول به نظر می رسد و می تواند از طریق هر نوع هواپیمای ترابری نظامی به سمت بیرون پرتاب شود. این خودروی جنگی هوابرد در کنار یک سری نقاظ ضعف هایش دارای نسبت رانش به وزن فوق العاده ی ۳۲ اسب بخار در هر تن است که برای ۲۵۰ اسب بخار قدرت و ۷٫۵ تن وزن بسیار خوب به نظر می رسد. خودروی بی ام دی ۱ با زره آلومنیومی پوشیده شده است تا وزن آن را کاهش دهد. البته نسخه ی اول بی ام دی ۱ مقدمه ای شد برای تولید سایر نسخه ها از جمله BMD-1K و BTR-D که همگی مبتنی بر این نفربر ساخته شده اند. در طی جنگ افغانستان که شوروی در آن به مدت ۹ سال درگیر بود، قدرت آتش خودروی جنگی هوابرد بی ام دی ۱ بشدت ضعیف جلوه نمود. تیم طراحی خودروی جنگی هوابرد بی ام دی 1 در دهه ی 80 میلادی نسخه ی جدیدی از این نفربر را توسعه دادند که با جنگ افزار جدید همراه بود. خودروی جنگی پیاده نظام BMD-2 که در سال 1985 وارد خدمت نیرو های نظامی شوروی گردید. مهمترین تفاوت میان نسخه ی اول و دوم این نفربر جنگی، توپ اصلی است که در نسخه ی اول اندازه آن 73 میلیمتری و در نسخه ی دوم 30 میلیمتری 2A42 می باشد. نفربر بی ام دی 2 مجهز به پرتابگر 9P135M است که می تواند موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور فاگوت و کنکورس را شلیک نماید.   تا این مرحله شما با تاریخچه ای مختصر از نفربر بی ام دی و چگونگی ساختار آن آشنا و همینطور متوجه مزایا و معایب این نفربر که در زمان خود بسیار ایده ی نوآورانه و خوبی بود، شدید. حالا بهتر است تا با این مقدمات به سراغ سومین نسخه از این نفربر برویم که هم اکنون در خدمت نیرو های ویژه ی ارتش روسیه و آنگولا می باشد.   پروسه تولید طراحی و توسعه ی سومین نسل از خانواده ی نفربر های جنگی هوابرد BMD-3 تقریبا همزمان با ساخت سومین نسخه از نفربر های جنگی پیاده نظام BMP بود که با این وجود، به علت وزن بالای آن که حدود 20 تن است، حمل و نقل آن را با محدودیت همراه ساخته است که تنها یک دستگاه از آن می تواند درون هواپیمای ایلویشن Il-76 جای گیرد. در اوایل دهه ی 80 میلادی، شوروی تصمیم به ایجاد یک خودروی جنگی هوابرد را گرفت که بتواند در سطوح مختلف به عملیات بپردازد. هنگام طراحی نفربر جنگی هوابرد  بی ام دی 3، راهکار های مختلفی به ذهن طراحان رسید که در ادامه با آنها آشنا خواهید شد.  اولین مورد شامل استفاده کردن از یک شاسی با حداکثر وزن 18 تن به همراه یک توپ 100 میلیمتری2A70  و یک توپ خودکار 30 میلیمتری 2A72 می باشد. دومین گزینه شامل استفاده از یک توپ خودکار 30 میلیمتری 2A72 به عنوان توپ اصلی بود و توپ 100 میلیمتری کنار گذاشته شده بود. بنابراین، هواپیمای ترابری ایلوویشن 76 می توانست 2 دستگاه نفربر 18 تنی و یا 3 دستگاه نفربر 12.5 تنی را با خود حمل کند.آزمایشات و تحقیقات در خصوص این دو نوع نشان داد که نسخه ی دوم توانایی عملیاتی بیشتری دارد. بر همین اساس و بر طبق تجارب بدست آمده، کار ساخت و تولید این نفربر با نام کد "باخشا" در 20 می 1983 آغاز گردید. در نهایت وظیفه ی تولید انبوه آن نیز به کارخانه تراکتور سازی ولگاگراد داده شد.   سرانجام پس از گذشت یک ماه، توافقی مقرر شد تا بر اساس آن پشتیبانی های تکنیکی و تاکتیکی لازم برای نفربر زرهی جدید BMD به عنوان بخشی از مرحله ی طراحی، به عمل آید. در این کار تجربیات به دست آمده در ساخت نسخه ی اول خانواده BMD یعنی BMD-1 و همینطور Object 934 که یک تانک سبک بود و BMD-3 مبتنی بر آن طراحی شد، استفاده گردید. در سال 1985 اولین دسته از نمونه های آزمایشی که سه دستگاه بودند، تکمیل گردید. بر اساس این آزمایشات، مشخص شد که خودرو دارای یک سری اشکالات فنی است که این مشکل شامل اضافه بودن 190 الی 200 کیلوگرم وزن خودرو است که عمل حمل و نقل را با مشکل مواجه میسازد. بر همین اساس کارخانه تراکتور سازی ولگاگراد در پس حل این چالش برآمد و توانست بسیاری از مشکلات را برطرف سازد. در ماه می 1986، آزمایشات روی این نفربر با اضافه شدن 3 دستگاه دیگر که توسط کمپانی ولگاگراد توسعه یافته بود، تکمیل تر گردید. هر کدام از این نفربر ها در نقاط مختلفی از شوروی تست شدند. در نمونه ی جدید 400 کیلوگرم از حجم خودرو کاسته شد که با این کار، جعبه دنده عمل انتقال قدرت را بهتر انجام می دهد. آزمایشات بین ایالتی از 27 اکتبر سال 1986 تا 27 اکتبر سال 1987 به طول انجامید. سر انجام بعد از این آزمایشات، 2 تا 3 دستگاه از این نفربر ها را به بد آب و هوا ترین نقاط شوروی ارسال کردند تا نتیجه را مشاهده کنند که این کار از 10 جولای الی 19 نوامبر سال 1988 به طول انجامید.   نتیجه ی این آزمایشات در پایان موفقیت آمیز بود، چرا که در نهایت با قبول این نفربر به عنوان یک نفربر جنگی هوابرد همگی شرایط فنی لازم را دارا بود و در دهم ماه فوریه سال 1990، اتحاد جماهیر شوروی آن را به عنوان Object 950 تحت عنوان BMD-3 وارد خدمت نمود. نفربر فوق تولیدش  تا سال 1997 میلادی ادامه یافت که به غیر از 6 دستگاه ساخته شده به عنوان نمونه ی اولیه، 137 دستگاه دیگر در مجموع به عنوان BMD-3 تولید شد.       مشخصات فنی شاسی به علت قوانین سخت گیرانه ای که برای طراحی این خودروی جنگی هوابرد وضع گردید، وزن کلی BMD-3 نسبت به همتایان خود سبک تر است. خودرو به گونه ای طراحی شده تا بتواند 7 نفر شامل راننده، توپچی و فرمانده ی خودرو به علاوه 4 سرنشین دیگر را با خود حمل کند. در میانه ی خودرو صندلی هایی برای قرار گیری پیاده نظام (سرنشینان داخل خودرو) وجود دارد که درست در کنار صخره های ذخیره سازی (راک یا صخره به کمد های دیواری گفته می شود که متصل به دیوار هستند، معمولا در آزمایشگاه ها از این نوع راک ها فراوان است) موشک های هدایت شونده ی 9M111 یا 9M113 قرار دارند. در کنار راک تیره های هدایت شونده ی ضد تانک، دو عدد دیگر برای نگهداری مهمات توپ اصلی و توپ ثانویه و همینطور یک عدد دیگر به جهت نگهداری فیلتر هوای نفربر وجود دارد. همانطور که مستحضر هستید، فضا در خودرو های هوابرد بسیار محدود است، زیرا هر گونه فضای اضافی موجب حمل بار اضافی و در نهایت سبب سنگین شدن بیش از حد خودرو می گردد. در این گونه خودرو ها وزن معیار فوق العاده حساسی می باشد، زیرا خودرو های هوابرد تفاوتی که با خودرو های زرهی یا رزمی دیگر دارند این است که باید بتوانند بسرعت عملیاتی شوند بدون اینکه اتلاف وقتی ایجاد نمایند. شاید با خود بگویید دلیل این همه حساسیت نهایتان برای 100 یا 200 کیلوگرم است؟ باید گفت بله! چون همین 200 کیلوگرم مشکلاتی را برای نفربر به وجود می آورد که نبودش خیلی بصرفه تر است. هم اکنون علت محدود بودن فضای داخلی و همینطور خارجی نفربر های هوابرد را بهتر درک کردید.   حالا نوبت به پیکره بندی سرنشینان (به انگلیسی Configuration) می رسیم، فرمانده در سمت راست برجک قرار می گیرد که دارای دریچه ی مخصوص به خود است و به سمت جلو باز می گردد، توپچی نیز درست در سمت چپ فرمانده در برجک می نشیند و دارای دریچه ی مخصوص به خود می باشد. راننده نیز در جلوی نفربر در کنار 4 نفر سرنشین دیگر خودرو قرار می گیرد. البته یکی از سرنشینان هدایت مسلسل ثانویه که در سمت راست و در جلو قرار دارد را بر عهده می گیرد. دریچه های آتش نیز برای شلیک سرنشینان از داخل برای آنها تعبیه شده که می توان از طریق آن با اسلحه شلیک کرد. خدمه و سرنشینان می توانند در مواقع ضروری، اگر خروج از دریچه های تعبیه شده برایشان مقدور نبود، می توانند از دریچه های قرار داده شده در عقب خودرو استفاده کنند. تله های انفجاری کنار جاده ای یا IED بمب های دست سازی هستند که با موبایل یا کنترل از راه دور هدایت می شوند. این بمب ها در عراق و افغانستان خسارت های بسیار جدی هم به شوروی (در جنگ 9 ساله شوروی و افغانستان) و هم به آمریکا و نیرو های ناتو وارد کرد. به همین دلیل برای جلوگیری از صدمات ناشی از این انفجار ها، صندلی ها به سقف بسته شده اند تا امواج انفجار را کاهش داده و شدت آن روی خدمه را تا حد ممکن پایین آورند. موتور نفربر در عقب بدنه مجتمع شده که مدل 2V-06-02 دیزلی خنک شونده با آب که می تواند 450 اسب بخار نیرو تولید کند. در کنار موتور، متعلقات آن شامل جعبه دنده، کلاچ اصلی، ترمز ها و ... قرار دارد. همانند سایر نفربر ها، یک سری مجموعه حفاظت NBC (هسته ای، بیولوژیک، شیمیایی) نیر برای حفاظت از خدمه در برابر عوامل هسته ای و .. که با استفاده از فیلتر های مخصوص جهت تهویه مناسب با محیط در صورت اتفاق افتادن فاجعه های ذکر شده، روی نفربر نصب شده است. لازم به ذکر است که این کیت ها می تواند تا چند روز خدمه را در برابر چنین عواملی محافظت کنند.   جنگ افزار توپ اصلی (سلاح اصلی) توپ اصلی در نظر گرفته شده برای بی ام دی 3، توپ 30 میلیمتری اتوکانن 2A42 است که از نفربر BMP-2 به بعد روی اغلب نفربر های روسی به علت عملکرد خوبش نصب شد. این تنها نفربر ها نیستند که از این مدل توپ به عنوان جنگ افزار اصلی استفاده می کنند، بلکه بالگرد های کاموف 52 و میل می 28 نایت هانتر نیز از این توپ بهره می برند. توپ 2A42 یک توپ با توانایی تغذیه انتخابی است که با یک  نگهدارنده دهانه ی متمایز همراه است و سیستم تغذیه نیز می تواند هم بصورت دستی و هم خودکار انجام شود که این کار هم دقت را افزایش می دهد و هم موجب طول عمر سلاح می گردد.   در متن فوق کلمه ی نگهدارنده دهانه ذکر شد که در این قسمت تصمیم دارم تا کمی نیز در خصوص آن برای شما توضیح دهم. اگر شما در یک تانک یا یکی از این نفربر ها نشسته باشید و شلیک کردن با آن را تجربه کنید، مشاهده می کنید پس از شلیک های متوالی، گلوله ها به اطراف برخورد می کنند. در توپ های سنگین چیزی به نام استابیلایزر یا تثبیت ساز روی توپ نصب می شود تا در هنگام حرکت کردن توپ بالا و پایین نشود و این امر موجب می گردد تا دقت همواره پایدار بماند. البته هرگز دقت در هنگام حرکت پایدار نبوده و نخواهد بود، زیرا وقتی شما در حال حرکت هستید، تکان های جانبی اجتناب ناپذیر خواهد بود، پس بنابراین نمی توان گفت این توپ، این تانک یا این نفربر تماما تثبیت شده است. نگهدارنده دهانه توپ یا ترمز دهانه نیز همین کار را انجام می دهد و سعی می کند توپ زمانی که در حال شلیک های متوالی است، دقت را تا حد ممکن افزایش دهد.   نرخ عملی آتش توپ 200 الی 300 گلوله در دقیقه است در حالی که نرخ آتش دوره ای سلاح چیزی حدود 550 گلوله بر دقیقه است. هنگام شلیک سرعت دهانه توپ 960 متر بر ثانیه است. 500 گلوله به صورت آماده درون توپ قرار دارد که 360 گلوله دیگر نیز به صورت ذخیره در انبار قرار می گیرد. دو نوع گلوله برای توپ اصلی در نظر گرفته شده که یکی گلوله های ضد زره رسام یا AP-T با نهایت برد 2000 متر (2 کیلومتر) و دیگری گلوله ی شدید الانفجار آتشزا یا HE-I با نهایت برد 4000 متر (4 کیلومتر) است. بعد از توپ اصلی، یک قبضه مسلسل کالیبر 30 (7.62 میلیمتر) PKT نیز در جلو و در سمت راست نفربر نصب شده است که دارای نرخ آتش 800 گلوله بر دقیقه و همینطور 2000 گلوله می باشد. البته در حال حاضر شرکت KBP یک نسخه جدید نفربر را سفارش داده که فقط دارای یک سرنشین به همراه توپ استابیلایز شده 30 میلیمتری 2A72، چهار شاخه پرتابگر موشک کورنت، سایت های دیدبانی حرارتی، یک مسلسل هم محور 7.62 میلیمتری PKT و یک سیستم کنترل آتش جدید می باشد. هنوز این برجک آماده نشده است.       جنگ افزار ثانویه در کنار مسلسل سیک 7.62 میلیمتری، دو عدد جنگ افزار ثانویه نیز روی نفربر نصب می شوند که خدمه یا سرنشینان آن را هدایت می کنند. اولی نارنجک انداز 30 میلیمتری AGS-17 نصب شده در جلو در سمت چپ و دیگری مسلسل سبک 5.45x39 یا RPK است که از آنها بر علیه پیاده نظام دشمن استفاده می شود. هر یک از این سلاح ها توسط یکی از سرنشینان عملیاتی می گردد. برای نارنجک انداز AGS-17، تعداد 290 گلوله در نظر گرفته شده که به صورت مسلح روی نارنجک انداز قرار دارد و 261 گلوله نیز به صورت ذخیره در انبار قرار گرفته شده است. همینطور برای مسلسل RPK-74 نیز حدود 2160 گلوله در نظر گرفته شده که همگی در اختیار می باشند. نکته ای که لازم است ذکر کنم، میزان پایین تخریب مسلسل RPK است که دارای کالیبر 5.54 است که در مقایسه با مسلسل های 7.62 ملیمتری، میزان اثر گذاری پایینی دارد و فقط می توان برای اجرای آتش مستقیم از آنها بهره برد که در برد های 800 متر قابل استفاده است. نارنجک انداز AGS-17 نیز قادر است تا اهداف دشمن را در فاصله 1700 متری نابود سازد که این کار با گلوله های شدید الانفجار (نارنجک) صورت می پذیرد. در پایان نیز باید ذکر کرد که در هر صورت که نیاز باشد از آنها استفاده کرد و کاملا اختیاری است.           موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور موشک های ضد تانک هدایت شونده از راه دور یا ATGM می تواند روی نفربر جنگی هوابرد BMD-3 نصب شوند. پرتابگر های موشک 9P135M که موشک های فاگوت (ناتو به آنها نام AT-4 Spigot را داده است) یا کنکورس (AT-5 Spandrel) را شلیک کند.  پرتابگر های موشک 9P135M روی برجک نفربر BMD-3 نصب می شوند و می توان آنها را نیز باز کرد (یعنی از برجک جدا نمود). نکته ی حائز اهمیت این است که خدمه می توانند هم از داخل نفربر و هم از خارج به سیستم شلیک دسترسی داشته باشند. پرتابگر موشک دارای 5 شاخه موشک است که 3 شاخه آماده و 2 شاخه نیز در انبار ذخیره می گردد. موشک های فاگوت موشک های متوسط با برد 2 کیلومتر هستند که در حال پرواز سرعتشان به 186 متر بر ثانیه می رسد و قادر هستند تا در 480 میلیمتر زره RHA نفوذ کنند. موشک های فاگوت-M نسخه ی بهبود یافته با افزایش برد به 2.5 کیلومتر و توانایی نفوذ درون 550 میلیمتر زره RHA هستند. دیگر موشک مورد استفاده موشک کنکورس است که دارای 4 کیلومتر برد موثر است و می تواند با سرعت 206 متر بر ثانیه به سمت هدف حرکت کند. میزان نفوذ این موشک ها، 750 الی 800 میلیرمتر در زره RHA است که در نسخه ی بهبود یافته یعنی کنکورس-M این میزان به 750 الی 800 میلیمتر در زره RHA با نابود سازی زره ERA با سر جنگی اضافی است. البته برد موشک های کنکورس در شب به 2500 متر تقلیل می یابد. در اینجا نیز باید گفت که با افزودن یک کیت آلمانی فرانسوی Flame-V نفربر جنگی BMD-3 می تواند موشک های ضد تانک MILAN را شلیک کند.   سیستم کنترل آتش تثبیت ساز یا استابیلایزر 2E36-3 با دو روش توپ را تثبیت می کند، یکی ارتفاع و دیگری زاویه است. هم فرمانده و هم توپچی می توانند با توپ اصلی شلیک کنند و آنها قادر هستند تا برجک را 360 درجه به راست و چپ بچرخانند و توپ را نیز از -5 درجه تا +75 درجه بالا و پایین کنند. این میزان توپچی را قادر می سازد تا بالگرد ها، جنگنده هایی که در ارتفاع پست پرواز می کنندو همینطور هدف های در ارتفاقات را مورد آتش مستقیم قرار دهند. دنیای جنگ افزار ها روز به روز در حال پیشرفته شدن است. در گذشته تانک ها مجبور بودند تا از توپچی های فوق العاده ماهر بهره ببرند تا شلیک هایشان به هدف بخورد. این کار هزینه ی زیادی را برای آموزش خدمه ماهر صرف می کرد. اما امروزه همه چیز الکترونیکی شده و با یک دکمه کار سخت توپچی های قدیمی انجام میگیرد. سیستم های هدف گیری خودکار BPK-1-42 که مجهز به سایت دیدبانی که شامل کانال دید در روز، کانال فعال و غیر فعال دید در شب و یک سایت دیدبانی دید در روز PZU-8 می باشد. مجموعه سیستم های ارتباطی R-123M با طول موج فوق کوتاه (USW) برای ارتباط با بیرون است. همچنین سیستم TPU-124 نیز برای ارتباط برخط با خدمه در داخل نفربر، روی BMD-3 نصب شده است.   نفربر بی ام دی 3 دارای یک سری گزینه های اختیاری است که به سفارش یگان به کار گیرنده روی آنها نصب می شود از جمله سیستم دید حرارتی توپچی با نام SANOET-1 می باشد که قابل استفاده برای موشک های ضد تانک نیز هستند. سایت دیدبانی حرارتی Trakt 1PN65 نیز یک تصویر بردار حرارتی برای موشک انداز ضد تانک است که دارای 2.5 کیلومتر برد می باشد همچنین سایت دیدبانی حرارتی Mulat 1PN86 مخصوص دید در شب با قابلیت کشف در 3.5 کیلومتری و همینطور تشخیص هویت در 2.5 کیلومتری است که می توان روی نفربر آنها را استفاده نمود.   اقدامات متقابل در برابر تهدیدات نفربر جنگی هوابرد BMD-3 هماننده سلف هایش، سبک وزن است تا با این کار امور مربوط به حمل و نقل آن تسهیل گردد. برجکی از جنس استیل و بدنه نیز از آلیاژ آلومینیوم، خدمه را از سمت جلو و در مقابل گلوله های کالیبر 50 (12.7 میلیمتری) محافظت می نماید. سقف، طرفین، عقب و شاسی نیز در برابر آتش سلاح های سبک، ترکش ها و انفجار ناشی از خمپاره ها نیز محافظت شده اند. نفربر دارای سیستم مبارزه با آتش (اتفای حریق) و همینطور سیستم خودکار NBC می باشد. 3 عدد نارنجک انداز دودزا کاملا الکتریکی 81 میلیمتری نیز در طرفین برجک و به سمت جلو نصب شده اند تا در صورت لزوم آنها را پرتاب کنند و مانع از قفل لیزری سلاح های مادون قرمز شوند. در این بین نیز می توان با پاشش سوخت روی اگزوز داغ، یک ابر دود ایجاد نمود تا همان کار نارنجک انداز را انجام دهد. یک کیت حفاظتی ERA یا زره واکنشگر انفجاری ساخت فرانسه برای این نفربر ساخته شده که با نصب آن روی نقاطی از بدنه، می توان شانس سلامت خدمت را افزایش داد. این کیت ها جزء سیستم های اقدامات متقابل هارد کیل است که با پرتاب ترکش به سمت جلو، مانع از برخورد موشک با بدنه می شوند و قبل از تماس آن را منفجر می کنند. البته این عمل برای پیاده نظامی که در اطراف نفربر هستند فوق العاده مرگ آور است در صورتی وارد عمل شود.   نیرو محرکه و پیشرانه در طول مطلب به این قسمت اشاراتی شد که هم اکنون تصمیم دارم تا در خصوص آن توضیحات تکمیلی ارائه دهم. موتور و متعلقات همگی در بخش عقب خودرو مجتمع شده اند. موتور شامل یک دستگاه 2V-06-02 دیزل خنک شونده با آب که توانایی تولید 450 اسب بخار نیرو را دارا می باشد. در کنار موتور، جعبه دنده، سیستم انتقال قدرت، کلاچ، ترمز و ... قرار گرفته است. سیستم تعلیق نیز شامل 5 چرخ جاده با کفشک لاستیکی، یک خورشیدی که نیرو را تولید می کند و یک هرز گرد در جلو که نفربر را به حرکت در می آورند. در کنار اینها 4 رولر تثبیت ساز نیز وجود دارد که زیر شنی و در بالای چرخ های جاده نصب می شوند. نفربر بی ام دی 3 دارای یک سیستم انتقال قدرت هیدرومکانیکال با فرمان هیدرواستاتیک است. سیستم تعلیق این خودرو این امکان را می دهد تا بر اساس عوارض زمین ارتفاع را بین 130 تا 530 میلیمتر تنظیم کرد و مقدار پیشفرض 540 میلیمتر است.    علاوه براین، سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک به بی ام دی 3 اجازه می دهد تا توسط هواپیمای ترابری ایلویشن Il-76M حمل گردد. تنظیم ارتفاع توسط راننده صورت می پذیرد و این کار 10 ثانیه بیشتر زمان نمی برد تا از پایین ترین حد به بالاترین میزان رسانده شود.حداکثر سرعت این نفربر در جاده 70 کیلومتر و در آف رود (صحرایی) 45 کیلومتر است. نفربر فوق قادر است تا با یک باک سوخت میزان 500 کیلومتر را طی کند و همینطور قادر است تا از شیب 60 درصد و شیب جانبی 30 درصد نیز عبور  کند.   همانند اغلب نفربر های روسی این نفربر نیز دوزیست بوده و این کار به وسیله ی دو واترجت نصب شده در طرفین خودرو در قسمت عقب صورت می پذیرد. با استفاده از این واترجت ها نفربر قادر است تا با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت در آب تردد کند. برای مواقعی که نفربر وارد آب میشود، اسنورکلی تعبیه شده که به صورت خودکار شروع به کار می کند که در بخش راننده قرار دارد، همچنین یک صفحه ی منحرف کننده جریان آب نیز در جلوی نفربر قرار گرفته تا در صورت وارد شدن به آب، مانع از چپه شدن نفربر گردد.   باید در پایان اضافه کرد که نفربر جنگی هوابرد BMD-3 بر خلاف نسخه های پیشین خود دارای قابلیتی است که بر اساس آن سرنشینان می توانند هنگام پرتاب از هواپیما درون نفربر قرار گیرند که این کار در بی ام دی 1 و 2 امکان پذیر نبود. می بایست خدمه به صورت جدا گانه و نفربر نیز به همین شکل پرتاب می شدند که این کار نیازمند زمانبندی دقیقی بود.       نویسند و مترجم: سیاوش سلطان ویس برای مطالعه ی نسخه ی های اول و دوم نفربر جنگی هوابرد بی ام دی: نسخه اول نسخه دوم    
  19. استناد می کنم به بخشی از مطلب فوق:  
  20. خیلی ممنون برادر ارجمند   تانک های سری آبرامز از توپ 120 میلیمتری M256 که نسخه ی تولید شده تحت لیسانس توپ 120 میلیمتری رینمتال آلمان در آمریکا هست، استفاده می کنه. گلوله هایی که در این تاپیک ذکر شدن همگی تولید شده توسط ایالات متحده آمریکا برای سایر کشور های ناتو هست
  21. اوکراین روی اوپلوت های یاتاقان توپ 120 میلیمتری نصب کرد
  22. چرا برادر، هست، یه بار با دفت بخون! اولین عکس همون جاولین هست
  23. این چندمین بار هست! هرگز من خودم به شخصه در حضور استادی مثل شما اجازه حرف زدن به خودم نمیدم!   "الان میان میگن چه نونی به هم قرض می دن :D ، ولی در هر صورت محمد استاد ماست!"