جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'توان نظامی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
    • Send news
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 2 results

  1.     قابلیتهای تهاجمی  ارتش خلق چین  در اجرای حملات هوایی به پایگاه های هوایی شرق آسیا       ارزیابی نسبی  از قابلیتهای تهاجمی ارتش چین 2017-1996:   در طول دو دهه گذشته ، ارتش آزادیبخش خلق چین ، (PLA) بتدریج خود را از یک مجموع بزرگ از رده خارج به یک نیروی مسلح مدرن توانمند تبدیل نموده است . به همین دلیل  موسسه مطالعات استراتژیک RAND ، یک ارزیابی مقدماتی را در خصوص قابلیتهای نسبی متقابل ایالات متحده  و ارتش خلق چین  در حوزه های مختلف عملیاتی و در فواصل مختلف از سرزمین اصلی چین بین سالهای 1996 تا2017 را به انجام رسانده است .   در یک بررسی کلی ، این ارزیابی نشان می  دهد که اگر چه ارتش چین به مانند سه دهه گذشته ، بلحاظ دسترسی به فناوری پیشرفته سخت افزاری و مهارتهای عملیاتی  درست پشت سر ایالات متحده ،  با یک تاخیر قابل ملاحضه ، در حال حرکت است ، اما بتدریج توانایی های خود را در برخی از حوزه های حساس عملیاتی در جنوب و شرق آسیا بهبود می بخشد .   علاوه براین ، این گزارش پژوهشی نشان می دهد که ارتش چین بطور کامل از توانایی های ویژه ای برای به چالش کشیدن  کامل قدرت نظامی ایالات متحده به منظور اجرای عملیات موثر نظامی در نزدیکی سواحل خود برخوردار است .   آنچه که واضح به نظر می رسد ، هدف از این نوشتار ، جلوگیری از بروز یک درگیری نظامی تمام عیار  در شرق آسیا است که برای هر دو کشور یک  فاجعه بشمار خواهد رفت . همچنانکه این پژوهش ، براساس منابع دردسترس  ، تلاش های ایالات متحده  را در ایجاد ساختارهای دفاعی و بازدارندگی  بررسی می کند و زیرساخت مناسبی را برای تحلیل نظامند در آینده فراهم می نماید.             تمرکز بر ماهیت حملات احتمالی ارتش چین به پایگاه های هوایی ارتش ایالات متحده : آنچه که در حال حاضر ، ارتش خلق چین  به شکل قابل ملاحضه ای بر روی آن متمرکز شده است ، ایجاد پتانسیل ها و توانایی های لازم برای ایجاد اختلال و کاهش توان رزمی موثر نیروی هوایی ایالات متحده و متحدانش با اجرای حملات موثر برعلیه زیرساختهای هوایی این کشورهاست .   در سال 1996 ، ارتش چین تنها تعداد انگشت شماری از موشکهای بالستیک کوتاه برد (SRBM) را که قادر بود اهداف ارزشمندی را در تایوان و کره جنوبی مورد اصابت قرار دهد ، در اختیار داشت و به شکل مشخصی ، موشکهای چینی قادر به انهدام  پایگاه ها ی نیروی هوایی آمریکا در ژاپن نبوده و علاوه برآن ، CEP این موشکها آنچنان نبود که سرجنگی متعارف ، بتواند کاری از پیش ببرد .         اما امروز ، ارتش جمهوری خلق چین ، فعالترین برنامه  موشکهای بالستیک جهان را در اختیار دارد و در کنار بیش از 1200 فروند موشکهای بالستیک SRBM ، صدها موشک بالستیک میانبرد و موشکهای کروز زمین پایه آماده هستند تا زیرساختهای نظامی ایالات متحده در ژاپن و سایر کشورها را با دقت حیرت آوری منهدم نمایند .         این تهدید همچنان رو به گسترش به نظر می رسد ، چرا که موشکهای کروز هواپرتاپ چینی (ALCM) ، حداقل برای پایگاه نیروی هوایی در گوام که چیزی در حدود 3000 کیلومتر از ساحل این کشور فاصله دارد ، یک خطر عمده بشمار می روند . با این حال ، در صورتی که چین براساس آنچه که همواره ادعا نموده ، قصد داشته باشد از موشکهای  بالستیک قاره پیمای (ICBM) موجود در سازمان رزم نیروی موشکی اش استفاده کند ، آنگاه میزان آسیب پذیری پایگاه نیروی هوایی در گوام افزایش خواهد یافت . اگر اعداد و ارقام منتشر شده از سوی منابع مختلف  را مبنای تحلیل قرار دهیم ، این ارقام نشان دهنده بهبود چشمگیر دقت موشکهای چینی است که ارتش این کشور را در هدف قرار دادن تاسیسات حیاتی ایالات متحده ، یاری خواهد کرد.   روند تکامل این تهدیدات در نقشه های ارائه شده  ، قابل مشاهده است .    بررسی تاثیر حملات ارتش چین بر روند عملیات هوایی ارتش ایالات متحده :   کارشناسان نظامی ایالات متحده ، مدلهای حملات موشکی ارتش چین به پایگاه مستقر در خطوط مقدم  خود  و همپیانان خود را در فواصل مختلف از سرزمین اصلی چین مورد بررسی قراردادند و پس از یک بررسی بلند مدت ، به دو سناریو اصلی ، یعنی اجرای یک حمله مستقیم به تایوان و یا طرح ریزی برای اشغال مجمع  الجزایر اسپراتلی رسیدند .   براساس این بررسی ها ، اطلاعات برای سناریونویسی شامل موجودی ذخیره موشکهای چینی ، قابلیت اطمینان موشکهای ارتش چین ، دقت دایره ای آنها ، آمادگی یا عدم آمادگی ساختار دفاعی ارتش آمریکا در منطقه ، توانایی ارتش چین در ارزیابی خسارتهای ایجاد شده در منطقه هدف ، حداقل تعداد فرودگاه هایی که پس از حمله از حیز انتفاع ساقط خواهند شد و در آخر ، توانایی ارتش آمریکا در بازسازی سریع خزشراه های مورد استفاده برای انجام حملات مثقابل بود . در هردونوع حملات احتمالی ، در درجه نخست ، چینی ها باند و خزشراه های مورد استفاده و در درجه دوم ، پرنده های رزمی پارک شده در پایگاههای هوایی  را مورد هدف قرار خواهند داد. بنابریان ، در هر دو  حالت حملات ، محدود کردن توان عملیاتی فرودگاه  است که می تواند در درجه اول ، خروجی پایگاه و قدرت عکس العمل آن  و در درجه دوم ، تعداد روزهایی که  این شکل حملات منجربه  بسته بودن پایگاه را فراهم می سازد ، مد نظر است .   با این وصف ، نتایج بدست آمده توسط این پژوهش ، بطور کامل دقیق و منطبق بر واقعیات نخواهد بود . اما با توجه به اطمینان پذیری بالایی که نسبت به روش تحقیق وجود دارد ، نتایج بدست آمده بصورت یک شاخص خوب در یک بازه زمانی مشخص در آمده و می تواند بعنوان یک ایده ، برای بررسی چالشهایی که ایجاد شده و یا بوجود خواهد آمد ، مورد استفاده قرار گیرد . تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد ، چینی ها در قدم نخست برای حمله به تایوان ، پایگاه هوایی " کادنا" که تنها پایگاه عمده  نیروی هوایی آمریکا در منطقه بشمار می رود که پرنده های آن بدون سوخت گیری ، سراسر تنگه تایوان را زیر دید و تیر خود دارند ، را مورد تهاجم قرار می دهند .   با استفاده از فرضیات پایه ، تجزیه  و تحلیل ها نشان می دهد، ارتش جمهوری خلق چین در موج نخست تهاجم خود به پایگاه هوایی کادنا ، این توانایی را خواهند داشت که برای 4 تا 10 روز ، عملیات نظامی را در این موقعیت متوقف کنند که این مساله برای  وارد آوردن یک ضربت برای تصرف تایوان کافی به نظر میرسید. اما این  تجزیه و تحلیل با افزایش توان تهاجمی ارتش چین در سال 2017 ، دچار تغییرات گسترده ای خواهد شد . چنانکه در صورت اجرای این تهاجم در 2017 ، عملیات رزمی پایگاه هوایی کادنا برای 16 تا 43 روز متوقف خواهد شد . هرچند رقم دوم (43روز) با در نظر گرفتن یک سناریوی بدبینانه  ارتش آمریکا در تمرکز بیش از حد متعارف چینی ها بر این پایگاه  و یا نگاه داشتن ذخیره موشکها برای سایر اهداف است .   حملات موشکی برعلیه پایگاه های هوایی  ارتش آمریکا مشخصاً تاثیرات قابل توجهی را بر قابلیتهای برتری هوایی ارتش این کشور در شرق آسیا برجای خواهد گذاشت و با توجه به اهمیت قدرت هوایی در سناریوهای  پیش بینی شده در شرق آسیا ، اثرات دومینووار آن در سایر حوزه های یک درگیری احتمالی نیز شایان توجه است . تمرکز حملات ارتش چین روی مساله تایوان می تواند سبب شود تا از علاقه  فرماندهان چینی بر روی سناریوی اشغال مجمع الجزایر اسپراتلی  تا حد قابل قبولی کاهش یابد . با این وصف ، چالش های پیش بینی شده در خصوص عملیات تهاجمی برعلیه زیرساختهای هوایی ایالات متحده  در شرق آسیا بعنوان مقدمه ای برای اشغال جزیره تایوان ، همچنان در حال رشد است .   در سناریوی اشغال مجمع الجزایر اسپراتلی ، پایگاه های نیروی هوایی ایالات متحده در گوام و میندانائو بسیار پر اهمیت تر از پایگاه کادنا محسوب می شوند . این پایگاه ها در فاصله دورتری از چین قرار دارند به همین دلیل ، اهداف بسیار قابل توجهی برای بمب افکن های چینی حامل موشکهای کروز هوا-پرتاب محسوب می شوند . در این نوع حملات ، بخشی از  برد و دقت کم موشکهای کروز هوا-پرتاب چینی بواسطه شلیک  از حامل های هوایی ، قابل جبران خواهد بود . علاوه برآن ، به احتمال قریب به یقین ، IRBM های آینده نیروی موشکی ارتش خلق چین ، توانایی حمله به این پایگاه ها ( البته با غافلگیری و تاثیر تخریبی بیشتر) را بدست خواهند آورد .     گزینه های محدود ارتش ایالات متحده : تکامل تدریجی قدرت موشکی ارتش چین ، یک تهدید جدی روبه رشد برای عملیات هوایی ارتش آمریکا در هردو سناریوی تشریح شده ، محسوب می شود . با این حال ، اجرای یکسری اقدامات  متقابل می تواند این تهدید را تا حد قابل قبولی کاهش دهد . بعنوان مثال ، پراکنده کردن سازمان رزم نیروی هوایی در پایگاه ها که این امر منجر به تقسیم شدن توان موشکی چین برای حمله به این موقعیتها و در نتیجه کاهش قدرت تخریبی برای هر پایگاه هوایی خواهد شد . اجرای اقدامات فریب ، وجود تحرک ، ایجاد توانایی های  ضد اطلاعاتی ، ضد شناسایی و ضد نظارت می تواند کار را برای ارتش چین بسیار سخت نماید . این مساله موجب خواهد شد تا چینی ها مجبور شوند برای نابودی توان رزمی هر پایگاه ، به تک تک پناه گاه های هر پایگاه هوایی حمله کنند که این مساله هزینه ها را برای طرف چینی بشدت بالا خواهد برد . امکان استفاده از فریبنده ها در پایگاه های خط مقدم نیز از گزینه های مورد استفاده بشمار می رود . حتی در صورت وجود سرمایه گذاری لازم ، ایجاد یک طرح دفاع موشکی که چینی ها را مجبور به اختصاص دادن موشکهای بیشتر در هر مرحله از تهاجم کند که این به نوبه خود ، ذخیره موشکی آن را بسرعت کاهش خواهد داد ، از راه های موثر محسوب می گردد . این تغییرات ، به تلاش هماهنگ و زمان برای اجرا نیاز خواهد داشت ، هرچند با شروع یک درگیری تمام عیار ، برای تصمیم گیری ، بسیار دیر خواهد بود .   منبع :RAND       این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ، بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود .  در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .   :rose: مترجم : MR9     :rose:        پی نوشت :   دلایل مهمی که اثبات می کند ،  نیروی موشکی صرفاً مکمل یک نیروی هوایی آماده خواهد بود. در این سطور نهفته است . 
  2. بسم الله الرحمن الرحیم هفدهم سپتامبر 2010 بود که ژاپن با انتشار استراتژی جدید نظامی خود نخستین «نشانه های جدی» برای خروج از «انزوای نظامی» را نشان داد. ژاپن برای این استراتژی نظامی، رقمی بالغ بر 280 میلیارد دلار برای پنج سال (2010 تا 2014) اختصاص داده و اعلام کرد قصد دارد در این سال ها مواضع دفاعی خود در جنوب و غرب این کشور(مناطق مرزی چین) را تقویت کرده، روی پروژه های موشکی بالستیک سرمایه گذاری کند. در این استراتژی همچنین بر گسترش روابط با همپیمانان کلیدی از جمله آمریکا و افزایش شمار زیر دریایی‌ها و .... تاکید شده است. اکنون در سال 2014 هستیم و نزدیک به 5 سال از انتشار این استراتژی می گذرد که خبر می رسد، ژاپن برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم اعلام می کند ضمن شرکت در عملیات نظامی برون‌مرزی، به دنبال فروش تجهیزات نظامی در بازارهای بین المللی است. حضور ارتش ژاپن در عملیات جنگی برون مرزی نیز به رغم مخالفت‌های گسترده مردمی و محدودیت های قانونی گویا در حال عملیاتی شدن است. شاهد این ادعا اظهارات اخیر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن است که اخیرا از داشتن یک «ارتش قدرتمند» سخن رانده و گفته این ارتش حق دارد در جنگ های بین المللی حضور داشته باشد. طبق اعلام مقامات ژاپنی، این کشور در تلاش است محدودیت‌های قانونی در زمینه صادرات سلاح را نیز برداشته و به بهانه های مختلف از جمله گسترش فعالیت های اقتصادی، به جرگه صادرکنندگان تجهیزات جنگی بپیوندد و از قرار معلوم، آمریکا نخستین بازار ژاپن در این عرصه خواهد بود. قانون اساسی ژاپن در سال 1947 نوشته و با فشار نظامیان آمریکایی‌ها به این کشور تحمیل شده است. طبق این قانون، ژاپن اجازه داشتن «ارتش» به معنی مصطلح آن را ندارد و در مقابل می تواند نیروهای محدود نظامی موسوم به «نیروهای دفاع از خود» داشته باشد. البته بخشی از این محدودیت ها در ماه آوریل سال جاری( اواخر فروردین) برداشته شد و به احتمال قریب به یقین اواخر ماه جاری میلادی تصمیم نهایی در این زمینه نیز اتخاذ خواهد شد. اما سوالاتی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ژاپن حقیقتا به دنبال خروج از انزوای نظامی و احیای امپراتوری سابق است؟ موضع کشورهای غربی، چین و کشورهای آسیایی و همسایه به این تغییر استراتژی چگونه خواهد بود؟ به نظر می رسد، لا اقل بخشی از پاسخ این سوال را باید در روحیات خاص ژاپنی ها و در تاریخ این کشور جست و جو کرد. در طول تاریخ، برخي آيين ها و اعتقادات خاص مذهبي، همواره زمينه رشد افراط گونه روحيات ملي گرايانه و صد البته نظامي گري ژاپني ها بوده است. مقامات نظامي ژاپن به خصوص در دهه30 تحت تاثير فيلسوفي با نام «تويوما» به شدت اعتقاد داشتند كه خداوند ملت ژاپن را برگزيده و يكايك مردم اين كشور موظفند براي ايجاد «ژاپن بزرگ» بكوشند. براساس آيين معروف «شينتوي پاك» نیز امپراتور ژاپن خداي تمام دنيا معرفی شده و ملت ژاپن نيز «مأموريت» دارد سايرين را تحت هدايت بي چون و چراي این امپراتور درآورد. بحران شديد اقتصادي دهه 30 ژاپن نیز بر دامنه اين اعتقادات افزود و رشد شديد احساسات ملي گرايانه ايده توسعه ارضي و ايجاد جامعه بزرگ به زعامت ژاپن را در بين توده مردم اين كشور لازم و واجب نشان داد. ژاپن با چنین زمینه های تاریخی پس از پایان جنگ جهانی اول توانست یکی از پنج قدرت بزرگ نظامی و صنعتی جهان شده و در «شورای جامعه ملل» آن زمان، صاحب کرسی دائم بود. این کشور در همان ماه های نخست جنگ جهانی دوم توانست حدود 50 میلیون کیلومتر مربع از کره زمین(یک ششم جهان) را تحت استیلا و کنترل خود درآورد. اما به دنبال حملات ناجوانمردانه اتمی آمریکا، از حرکت باز ایستاد. البته نباید فراموش کرد، عده ای نیز معتقدند، ژاپن پیش از حمله اتمی آمریکا به این کشور شکست خورده بود و آمریکا با حمله به این کشور خواست هژمونی خود را به جهانیان تحمیل کند. این کشور به هر حال پس از جنگ جهانی دوم دیگر اجازه داشتن ارتش به معنی مصطلح امروز و اختیارات کامل را نداشت و خود نیز با وضع قوانینی، محدودیت هایی در ابعاد بین المللی حوزه نظامی وضع کرد. اما اکنون رشد اقتصادی بالا این کشور را از شرایط اسفناک پس از جنگ جهانی خارج کرده است و شرایطی که این کشور را به انزوای نظامی کشاند، دیگر وجود ندارد! پاسخ دومی نیز برای تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی چشم بادامی ها وجود دارد و آن چیزی نیست جز منافع اقتصادی و سیاسی. «جان ميرشاير» صاحب نظريه «رئاليسم تهاجمي» می گوید، قدرت‌هاي بزرگ هميشه مترصد فرصتي هستند تا قدرت خود را در برابر رقبا فزوني بخشند. وي سپس جمعيت و ثروت را به عنوان «پايه‌هاي اصلي قدرت نظامي» تعريف و تصريح مي كند چنانچه كشوري داراي اين مولفه ها باشد، فرصت لازم براي خروش مقابل قدرت ها را به دست آورده است. با توجه به مولفه هایی که در جامعه امروز ژاپن دیده می شود، هیچ بعید نیست که این کشور واقعا قصد خروش مقابل سایر قدرت‌ها را داشته باشد. ژاپن اگر چه به لحاظ سیاسی، استقلال لازم را هنوز کسب نکرده و مانند بسیاری از کشورهای غربی دیگر، پیرو سیاست های آمریکا است؛ اما این کشور حداقل در بعد نظامی، تحرکات جدی از خود نشان داده است. وجود پایگاه های متعدد نظامی آمریکا در ژاپن، همواره هزینه‌هایی برای توکیو داشته و این کشور با وجود تقاضاهای زیاد مردمی، هرگز نتوانسته آمریکایی ها را از این کشور بیرون کند. این ناتوانی حتی بعضا باعث سقوط رهبران این کشور شده، همان طور که گاهی شعار علیه حضور نظامی آمریکا، باعث روی کار آمدن رهبرانی در این کشور شده است. «یوکیو هاتویاما»، نخست وزیر اسبق ژاپن با شعار جمع آوری پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که توانست بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. اما همین فرد به دلیل ناتوانی در عمل به وعده انتخاباتی اش، خرداد ماه سال 89 استعفا کرد و جای خود را به «نائوتو کان» داد. «کان» نیز ماه ها جرئت نکرد راجع به پایگاه های آمریکایی که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین مشکلات مردم کشورش است، صحبتی به میان آورد. بنا بر این به نظر می رسد، ژاپن هنوز پیشرفتی را که در حوزه اقتصاد کسب کرده، در حوزه سیاسی به دست نیاورده است. «اقتصاد» نیز می تواند یکی از انگیزه های قوی برای ژاپنی ها جهت ورود جدی به عرصه نظامی باشد. ژاپن کشوری است که در حوزه اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد. تولید ناخالص ملی ژاپن نزدیک به 6 تریلیون دلار و جمعیت این کشور نیز حدود 128 میلیون نفر است. دو فاکتوری که به اعتقاد «میر شایر» برای خروش کافی است! همین چند سال پیش بود که خبر رسید، غول خودروسازی آمریکا یعنی جنرال موتورز، جای خود را به تویوتای ژاپن داده است. آمریکا امروز خود یکی از واردکنندگان اصلی محصولات ژاپنی است. ژاپن در عرصه تکنولوژی و تجهیزات الکترونیکی نیز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا است. کشوری با چنین مختصات اقتصادی و جمعتی طبیعتا نمی تواند خود را محصور نگاه دارد. بنابر این ورود ژاپن به فاز صادرات تجهیزات نظامی را می توان از این منظر به تحلیل نشست.