جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'جنگ دوم'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
    • Send news
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 4 results

  1. با سلام خدمت همه کاربران گرامی   در این تاپیک مطالبی در مورد جنایات جنگی ارتش امپراتوری ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم همراه با تصاویر تقدیم دوستان میکنم...(امیدوارم زیاد تکراری نباشه)   اطلاعاتی در مورد کشور ژاپن :      مجمع الجزایر ژاپن کشوری است در اقیانوس آرام واقع در آسیای شمال شرقی است و سومین اقتصاد بزرگ جهان را از نظر تولید ناخالص داخلی دارد. ژاپن یک کشور پادشاهی است که برمبنای قانون اساسی اداره می‌شود.ژاپن کشوری است کاملاً محصور شده در آب که از طریق مرز آبی با کشورهای چین، کره جنوبی و کره شمالی و روسیه همسایه‌است. ژاپن با جمعیتی در حدود ۱۲۸ میلیون نفر دهمین کشور پرجمعیت جهان است.ژاپنی‌ها کشورشان را «نیپون کوکو» خطاب می‌کنند که به معنی خاستگاه خورشید است.   امپراتور ژاپن در جنگ جهانی دوم  :      هیروهیتو یا امپراتور شووا (زادهٔ ۲۹ آوریل ۱۹۰۱ ) یکصد وبیست وچهارمین امپراتور ژاپن بود که پس از مرگ پدرش به مقام امپراتوری نایل گردید، وی بین سالهای ۱۹۲۶ تا ۱۹۸۹ امپراتور این کشور بود و تا قبل از پایان جنگ جهانی دوم وی را پسر آسمان می‌خواندند . طبق قوانین ژاپن در آن موقع امپراتور را پسر آسمان می‌نامیدند و بجز افراد خاص هر کس به امپراتور چشم می دوخت و به او نگاه می‌کرد، فوراً با شمشیر سرش از تن جدا می شد . به این دلیل عده ای از تاریخنگاران او را فردی خودخواه و نادرست می‌دانند. در زمان حکومت وی ارتش ژاپن منچوری را اشغال کرد . او با آدولف هیتلر و بنیتو موسولینی پیمان اتحاد بست و با آغاز جنگ جهانی دوم دستور حمله به مستعمرات انگلستان و فرانسه در جنوب شرقی آسیا را صادر کرد همچنین در سال ۱۹۴۱ فرمان بمب باران بندر پرل هاربر آمریکا را داد .   پرچم آفتاب تابان (نماد ارتش ژاپن)    نواحی اشغال شده توسط امپراتوری ژاپن در جنگ جهانی دوم     اشغال شهر نانجينگ ‌ در روز 13 دسامبر سال 1937 میلادی سربازان ارتش ژاپن پس از 3 روز بمباران بی وقفه شهر نانجینگ یا نانکینگ (نانکن آن روزگار) در مرکز چین وارد این شهر می شوند.ورود سربازان ژاپنی به شهر نانجینگ برای اهالی فاجعه بار بود. ژاپنی ها بلافاصله پس از تصرف شهر دست به قتل عام های گسترده و بی رحمانه می زنند. سربازان ژاپنی انبوه مردان ، زنان ، کودکان و سالمندان شهر نانجینگ را با سرنیزه یا شمشیر به قتل می رساندند. آنها با توسل به وحشیانه ترین شیوه ها مردم نانجینگ را قتل عام کردند. سربازان ژاپنی دست به تجاوزهای جمعی زده و برای تفریح دست و پای مردم بی گناه را قطع کرده و با سر نیزه شکم زنان باردار را دریده و جنین آنها را بیرون کشیده و به هوا پرتاب می کردند. قتل عام نانجینگ در میان جنایات علیه بشریت که در قرن بیستم رخ دادند دارای جایگاه ویژه ای است . همه چیز از سال 1931 میلادی آغاز شد. هنگامی که با موافقت هیروهیتو ، امپراتور ژاپن یک گروه از ژنرال های ملی گرای افراطی در توکیو به قدرت رسیدند. آنها از جنگ داخلی چین سود جسته و ابتدا منطقه منچوری را تصرف کرده و آن را به عنوان یک کشور تحت قیمومت ژاپن به نام منچوکوئو درآورند.  ژاپنی ها، امپراتور سابق چین ، پویی «بی اختیار» را حاکم این کشور پوشالی کردند. از آن پس نیروهای ارتش ژاپن شروع به پیشروی در شمال چین کردند. در روز 7 ژوییه سال 1937میلادی ژاپنی ها از یک حادثه در پل مارکوپولو در نزدیکی شهر پکن بهانه ای ساختند تا دست به یک هجوم ناگهانی و گسترده برای اشغال سراسر خاک چین بزنند. در چند ماه ، سربازان ژاپنی بیش از یک میلیون کیلومتر مربع از خاک چین که بیش از 60 میلیون جمعیت داشت را تصرف کردند. سربازان ژاپنی برای سرکوب هرگونه مقاومت داخلی به طور سیستماتیک مرتکب وحشیانه ترین اعمال علیه غیرنظامیان بیگناه چینی می شدند. قتل عام ها به صورت یک قاعده درآمد. پس از تصرف شهر نانجینگ ، پایتخت سابق کشور چین و مقر موقت دولت چیانگ کای چک ، قتل عام ها ابعاد گسترده ای یافتند. چیانگ کای چک ، رهبر کومینتانگ با رقیبان کمونیست علیه دشمن مشترک متحد شد و مبارزه علیه اشغالگران را از مناطق جنوبی چین رهبری می کرد. این وضع تا شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم در سال 1945 میلادی و خروج ژاپنی ها از خاک چین ادامه داشت.   در جریان حمله ژاپن به چین، ژاپنی‌ها در مجموع ده میلیون چینی را مستقیم و یا غیر مستقیم کشتند. هنوز نسل سالخورده چین خاطره این دوران وحشت بار را فراموش نکرده اند و هر سال برای بیش از 300 هزار نفر از قربانیان بیگناه شهر نانجینگ مراسم دعا برگزار می کنند.     اجساد غیر نظامیان چینی که توسط ارتش ژاپن کشته شده اند       سرباز ژاپنی در کنار اجساد کشته شدگان چینی       یکی دیگر از جنایات جنگی ژاپنی‌ها مسابقه قطع سر صد اسیر بود. روزنامه‌های ژاپنی با آب و تاب گزارش‌هایی را پخش می‌کردند که در آن یکی از افسران ژاپنی، مثلاً در فیلیپین، موفق شده بود رکورد قطع کردن سر صد اسیر را چند صدم ثانیه بهبود ببخشد.   گردن زدن غیر نظامیان چینی   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/ui0_19.jpg][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/q8tp_24.jpg][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/0hr_18.jpg][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/vf6o_26.jpg][/url]   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/5sjp_58.jpg][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/lb9_57.jpg][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/djap_40.jpg][/url]     اعدام مرد چینی توسط سرباز ژاپنی   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/xr03_22.jpg][/url]   اعدام مرد چینی توسط سر نیزه   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/zmbr_23.jpg][/url]     زنده به گور کردن عیرنظامیان چینی   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/zcmt_25.jpg][/url]     کودک چینی بر بالای سرنیزه سربازان ژاپنی   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/mi8_39.jpg][/url]   فرو کردن سر نیزه یر سینه جسد مرد چینی   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/jgw_56.jpg][/url]   برای زنان سرزمینهای اشغال شده فاشیسم ژاپنی در شکل بردگی جنسی ظهور می کرد.زنان و دختران جوانی که از چین،اندونزی،کره،استرالیا بعنوان برده جنسی در خدمت سربازان ژاپنی بودند با وعده کار در کارخانه ها فریفته شده و به مکانهای خدمات جنسی انتقال داده می شدند.این زنها در روز 20 تا 30 بار مورد تجاوز قرار گرفته شده و از خشونتهای جنسی و جسمی و بارداری های ناخواسته از رنج می بردند.پس از جنگ بسیاری از این زنان توسط ژاپنی ها برای جلوگیری از رسوایی ملی کشته شدند.   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/tq9v_29.jpg][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/6ru2_28.jpg][/url]   واحد 731 جنبه دیگری از جنایت جنگی ژاپن بود که در شهر هاربین چین برای پژوهش در مورد سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی  برای کشتار جمعی و در راستای توسعه طلبی امپراتوری ژاپن تاسیس شد.   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/6cx5_30.jpg][/url]   برای نمونه در این واحد جراحی بدون بیهوشی روی اسیران جنگی انجام می شد. در مجموع تخمین زده می‌شود که ژاپنی‌ها روی ۲۷۰۰ اسیر جنگی، از جمله ۱۷ خلبان اسیر آمریکایی عمل جراحی بدون بیهوشی انجام داده‌اند و نتایج آن را در محافل علمی گزارش کرده‌اند. دکتر شیرو ایشی پزشک ژاپنی به تنهایی روی بیش از ۷۰۰ اسیر جنگی سلاح‌های بیولوژیکی، قطع عضو بدون بیهوشی، و عمل جراحی بدون بیهوشی تست کرد.   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/11i_33.jpg][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/bbsr_32.jpg][/url]   در سال ۱۹۴۸ سی پزشک و یک پرستار زن به جرم آزمایش سلاح‌های بیولوژیکی روی صدها غیر نظامی چینی محاکمه شدند. آنها به اعدام و احکام بلند مدت محکوم شدند اما کم‌کم آزاد شدند و در سال ۱۹۵۸ دیگر هیچ‌کدام از آنها در زندان نبود. به شیرو ایشی امان‌نامه داده شده در صورتی که اطلاعات خود از آزمایش روی اسرا را تحویل بدهد، او محاکمه نخواهد شد و نشد.   ژاپنی‌ها روشی به اسم راهپیمایی مرگ داشتند که در آن اسیران را اینقدر پیاده راه می‌بردند تا بیش از ۹۰ درصد آنها می‌مردند. در بین ده درصدی که زنده می‌ماندند هم تعدادی کشته می‌شدند.   [url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/ai4j_757px-na_127-n-114541.jpg][/url][url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/10299/ifda_march_of_death_from_bataan_to_the_prison_camp_-_dead_soldiers.jpg][/url]   در نهایت بعد از کشته شدن حدود 10 میلیون چینی و با اعلام شکست آلمان در بهار ۱۹۴۵ هیروهیتو برای حفظ تاج و تخت خود و دفاع از جزیرهٔ ژاپن دستور عقب نشینی ارتش ژاپن از شرق و جنوب شرقی آسیا را صادر کرد . ایالات متحده آمریکا بارها از ژاپن خواست تسلیم شود ولی هیرو هیتو و مقامات نظامی ژاپن نپذیرفتند. سرانجام آمریکا دو بمب اتم در شهرهای هیروشیما و ناگازاکی ژاپن پرتاب کرد . این اقدام آمریکا ضربهٔ سختی بر پیکرهٔ امپراطوری ژاپن وارد آورد، هیرو هیتو با مشاهدهٔ این اوضاع به فکر تسلیم شدن افتاد . عده‌ای از نظامیان خواستند علیه وی کودتا کنند اما موفق نشدند و سرانجام هیروهیتو در ماه اوت ۱۹۴۵ شرایط ایالات متحدهٔ آمریکا را پذیرفت و ژاپن تسلیم شد . چند روز بعد هیروهیتو طی نطق رادیویی از مردم ژاپن خواست تا این شکست را بپذیرند و در راه ترمیم و پیشرفت کشورشان قدم بردارند همچنین اعلام کرد که از امروز دیگر پسر آسمان نیست و از هیچ قداستی نیز بر خوردار نمی‌باشد و از این پس همه می‌توانند به او نگاه کنند . در محاکمهٔ سران ژاپن توسط ایالات متحده آمریکا، هیروهیتو جان سالم به دربرد و محاکمه نشد اما از آن پس مجبور شد تا منزوی شود و در مسائل سیاسی کشور به هیچ عنوان دخالت نکند و به یک مقام تشریفاتی مبدل گردید . پس ازمرگ وی در سال ۱۹۸۹ بر اثر سرطان پسرش جای او را گرفت.
  2. هنگ 503 چترباز نیروی زمینی آمریکا در حال فرود در گینه ی نو 1943 چتربازان نقش قاطعی در جنگ جهانی دوم بازی کردند. آنها در حمله آلمان به جزیره کرت، حملات آغازین در نرماندی و حمله نافرجام به پل آرنهایم نقشی حیاتی داشتند. چتربازان به عنوان نیروهایی نخبه توسط دو طرف درگیر در جنگ توسعه یافتند. شجاعتی که چتربازان انگلیسی در آرنهایم نمایش دادند به تقویت این تصویر -حتی در هنگام شکست حملات هوابرد- کمک کرد. حمله چتربازان آلمانی به جزیره کرت نیز همان اثر را بر روی دیدگاه آلمان ها داشت. آرزوی ارسال سربازان به پشت خطوط دشمن، پیشینه ای چندصدساله دارد. پیاده شدن چتربازان متفقین در عملیات مارکت گاردن برای تصرف پل استراتژیک آرنهایم در جنگ جهانی اول، وینستون چرچیل پیشنهاد کرد که ستون های پرنده را برای نابود کردن پل ها، کارخانه ها و وسایل ارتباطی از آسمان فروریزند. یک افسر آمریکایی به نام سرهنگ بیلی میچل نقشه ای کشید بر این پایه که سربازان را توسط چتر از بمب افکن های هندلی-پیچ انگلیسی بر روی شهر متز بریزند. این طرح به خاطر ظهور نشانه های متارکه جنگ کنارگذاشته شد. چتربازان انگلیسی در عملیات ورسیتی پیاده شدن با گلایدر توسط آمریکایی ها در کنار رودخانه ی راین در فاصله بین دوجنگ، تمام قدرت های نظامی جهان با فکر عملیات هوابرد مشغول بودند. روس ها در این حوزه پیشگام بودند. در سال 1936، 1200سرباز ارتش سرخ در طی مانوری درنزدیکی کیف با چتر فرود آمدند. وابسته های نظامی کشورهای خارجی کاملاً تحت تاثیر قرارگرفتند. روس ها این سربازان را "ملخ های جنگجو" می نامیدند. به صورتی طعنه آمیز، با وجود پیشگامی روس ها در دوران قبل از جنگ در استفاده از چترباز، آنها در جنگ به سختی از نیروی چترباز استفاده کردند. روس ها در جنگ بر علیه فنلاند از چتربازان در پشت خطوط دفاعی فنلاند استفاده کردند، هرچند که عملیات نظامی ارتش سرخ در فنلاند فاجعه ای بیش نبود. پس از آن، افرادی که برای هدایت پارتیزان های روس انتخاب شده بودند در پشت خطوط آلمان فروریخته شدند. اسطوره های ارتش سرخ بیان می کنند که سربازان را بدون چتر و در ارتفاعی کم از هواپیما به میان توده برفها پرتاب می کرده اند! چتربازان روسی در حال پرش از توپولوف تی.بی-3 در سال 1930 هنگامی که صدای طبل جنگ بلندشد، بریتانیا و ایالات متحده هیچکدام دارای نیروی چترباز نبودند. هر دو کشور روش خود را بر پایه حمل کامل واحدهای نظامی، سربازان، توپخانه وتدارکات توسط هواپیما بنا کردند. این روش را پیاده سازی از طریق هوا نام دادند. فرانسوی ها یک گردان چترباز را در سال 1939 سازمان دادند اما به زودی آن را منحل کردند. اما این آلمان ها بودند که ایده استفاده از توان بالقوه نیروی چترباز را قاپیدند. این چنین نیرویی در دیدگاه گودریان از جنگ برق آسا به خوبی دیده می شد. گورینگ -که فرماندهی لوفت وافه را بر عهده داشت- اولین هنگ چترباز را در سال 1935 سازمان دهی کرد. آنها با یک گردان چترباز شروع کردند و در سال 1938 استعداد نیروهای چترباز خود را به یک لشکر و بعدتر به یک سپاه افزایش دادند. سپاه چترباز لوفت وافه شامل چتربازان، سربازان گلایدرسوار و پیاده های نخبه بود. این سپاه مستقل تاکتیک ها و تکنیک های جدیدی را توسعه داد که بعدها تاثیر خود را نشان دادند. یک سرتیپ لوفت وافه به نام کورت اشتودنت وظیفه آموزش و سازماندهی نیروی چترباز را برعهده گرفت. در طی جنگ های داخلی اسپانیا، آلمان ها تجربیاتی در مورد حمل و نقل هوایی -ابتدا با یونکرس-52- انجام دادند. این هواپیما اسب کاری نیروهای چترباز آلمان شد. هر هواپیمای یونکرس-52 می توانست 17 نفر چترباز را با خود حمل کند یا یک فروند گلایدر که قادر به حمل 1 تن تجهیزات سنگین تربود به دنبال خود بکشد. آلمانها حمله ای را که آن را می توان اولین حمله هوابرد تاریخ نامید در دوازدهم مارس 1938 انجام دادند. چتربازان آلمانی در آن روز یک فرودگاه در واگرام اطریش را -در طی اشغال بدون خونریزی اطریش- تصرف کردند. در سپتامبر 1939، هنگامی که آلمانها به لهستان یورش آورند و دنیا اولین نگاه خود را به تاکتیک حمله برق آسای آلمانها انداخت، چتربازها جز شایعه اینکه اشغال چند نقطه از لهستان توسط آن ها قرار است انجام شود نقشی بازی نکردند. به هرحال، آلمان ها درحمله به نروژ -می 1940- از چتربازان استفاده کردند و فرودگاه های اسلو و استاوانگر را تصرف کردند تا دیگر نیروها بتوانند به سلامت در این فرودگاه ها پیاده شوند. درحمله به هلند، چتربازان آلمانی نقشی مهم در جداکردن شهرها داشتند. در بلژیک نیز آنها چند پل حیاتی و دژ استراتژیک ابن مائل را تصرف کردند. این قلعه دارای 18 موضع توپخانه بود و 1000سرباز به همراه مواضع مسلسل، میادین مین، سیم های خاردار و خندق ، از آن حفاظت می کردند. در روز10می 1940، 78 چترباز آلمانی بر روی سقف این دژ فرود آمدند و با منفجرکردن توپ ها و تیراندازی از بالا به سمت سربازان بلژیکی به مدافعین اجازه ندادند تا از امکانات دفاعی این دژ استفاده کنند. این چتربازان قبلاً در یک ماکت به اندازه اصلی دژ، تمرین های خود را انجام داده بودند. نتیجه حیرت آور بود؛ تلفات چتربازان تنها 6کشته و 20مجروح بود. روز بعد که نیروی زمینی آلمان سررسید صدها تن از مدافعین بلژیکی درون دژ مجبور شدند تسلیم شوند. چتربازان آلمانی در حال پریدن از یونکرس-52 یک سال بعد، آلمانها برای حمله به جزیره کرت از نیروی چترباز استفاده کردند. این برای اولین بار در تاریخ بود که چتربازان وظیفه حمله و نابود کردن دشمن و رسیدن به تمام اهداف حمله را برعهده می گرفتند. در آن زمان، این بزرگترین عملیات هوابردتاریخ به حساب می آمد. اگرچه کرت پس از نبردی سنگین سقوط کرد و این حمله به افسانه های نظامی پیوست اما آلمانها تلفات سنگینی دادند -در حدود25%- و بدین سبب هیتلر علاقه خود را به این روش تهاجم از دست داد. به دستور هیتلر، چتربازان آلمانی را به روسیه فرستادند تا مانند سایر نیروهای پیاده نظام بجنگند. چتربازان آلمانی پس از پیاده شدن در کرت موضع گیری می کنند به هرحال، بریتانیا این نبرد را به دقت مطالعه کرد و با پشتیبانی چرچیل بریتانیا به زودی صاحب یک لشکر هوابرد شد. در ژوئن1940، چرچیل به کابینه جنگ نوشت: "ما باید نیرویی شامل حداقل 5000نفر چترباز داشته باشیم... من قبلا چیزهایی در مورد این نیرو شنیده ام اما من باور دارم که آنها در مقیاسی کوچک عمل می کنند. در تابستان با تمرین دادن به چنین نیرویی باید برتری بوجود آید که کسی نتواند آنها را نادیده بگیرد و در ضمن تکانی به نیروهای مدافع از وطن نیز وارد شود." سرگرد جان راک از گروه مهندسی رزمی سلطنتی موظف شد تا یک واحد هوابرد انگلیسی را بوجود آورد. برخلاف آلمانها، چتربازان بریتانیایی قسمتی از نیروی زمینی بودند. پایگاه واحدهای سرگرد راک در رینگ وی منچستر بود و او مجبور بود که با کمترین تدارکات کارخود را پیش ببرد. اولین هواپیماهایی که او از آنها بهره برد، بمب افکنهای وایتلی بودند که برجک مسلسل انتهایی آنها را برداشته بودند و چتربازان می توانستند از آنجا بیرون بپرند. بریتانیایی ها اولین نمایش چتربازان خود را در نوامبر 1940توسط 4 فروند بمب افکن وایتلی که 50 چترباز را حمل می کردند انجام دادند. درهمان ماه، ژنرال برونینگ به عنوان افسر فرمانده نیروهای هوابرد منصوب شد. درانتهای دسامبر1940، همه چیز آماده بود تا اولین لشکرهوابرد بریتانیا تشکیل شود. مشخصه آنها کلاه قرمز شان بود. در سال1939،در آمریکا بحث از ایجاد یک تیپ چترباز در سرفرماندهی پیاده نظام شروع شده بود. در ژوئن1940 یک آزمایش از چتربازان، تحت کنترل پیاده نظام انجام شد. سرگرد ویلیام لی هدایت آنها را برعهده داشت. در پاییز1940، یک گردان چترباز در ایالات متحده تشکیل شد و در فورت بنینگ جورجیا یک مدرسه چتربازی ایجاد شد. آمریکایی ها نیز مانند بریتانیایی ها استفاده از گلایدر برای رساندن چتربازان به منطقه پرش را تجربه کردند. لشکرهای هوابرد بریتانیا و آمریکا به استعداد 9000 سرباز بودند. بیشتر تمایل بود که چتربازان تجهیزات سبکی داشته باشند که توانایی حرکت آنها در میدان افزایش یابد. این امر آنها را در هنگامی که بر روی زمین با تانک یا ادوات زرهی برخورد می کردند در وضعیت بدی قرار می داد. تلفات چتربازان در حال فرود آلمان در حمله به کرت به آنها این درس را داده بود که در مکانهایی که برای مقابله با حملات هوابرد آمادگی دارند باید منتظر تلفات سنگینی باشند. چتربازان آلمانی در عملیات "مرکوری" فتح جزیره کرت چتربازان در روز حمله به نرماندی در مقایسه با دیگر نیروهایی که در ساحل پیاده شدند -به غیراز ساحل اوماها- تلفات بی اندازه نامناسبی داشتند در حالیکه در آرنهایم ثابت شد که حمله به شکست انجامیده است. موفقیت متفقین در تصرف یک فرودگاه در برمه ناشی از استفاده همزمان از نیروهای زمینی و هوابرد بود. در غرب اروپا سرعت پیشروی متفقین به اندازه ای زیاد بود که زمان کافی برای کشیدن نقشه و همکاری حجم انبوهی از حملات هوابرد انجام پذیر نبود. ژنرال آیزنهاور در حال بازدید از چتربازانی که قرار است در نرماندی پیاده شوند. بسیاری از فرماندهان ارشد، نقش نیروی چترباز را به سادگی در تصرف نقاط استراتژیک -مانند پلها- و نگهداری از آنها تا لحظه رسیدن قوای کمکی زمینی می دانند. از نیروی چترباز زمانی استفاده می شود که بمباران هوایی نتواند اهداف نظامی مورد نیاز را تامین کند. نگه داشتن یک پل برای عبور نیروهای خودی درمقایسه با منفجر کردن آن، امکانات بهتری در اختیار نیروهای نظامی می گذارد. در عملیات وارسیتی چتربازان ارتفاعات مشرف به رود راین را نگه داشتند تا پشتیبانی نیروهای پیاده که از رود عبور می کردند را انجام دهند. دراین نمونه، از چتربازها انتظار می رفت که همچنین با هر حمله آلمان که سرعت عبور از رودخانه را کم کند مقابله کنند. پیاده شدن چتربازان آلمانی در کرت در وسط تصویر یک یونکرس آلمانی در حال سقوط دیده می شود. در چند مورد نیز -هم در اروپا و هم در اقیانوس آرام- از چتربازان مانند نیروهای معمولی پیاده نظام استفاده شد. در طی نبرد «بولگه» ژنرال آیزنهاور از 3 گردان چترباز برای مقابله با ضدحمله آلمان ها چون نیروهای پیاده نظام استفاده کرد. در فیلیپین، لشکر11هوابرد آمریکا مانند سربازان معمولی جنگیدند. پس از جنگ جهانی دوم و با اختراع هلیکوپتر، استفاده از هواپیماهای گلایدر در عملیات هوابرد منسوخ شد. هلیکوپترها می توانستند در مکانی کوچک فرود آمده و با سرعت به سوار یا پیاده کردن نفرات بپردازند در صورتی که هواپیماهای گلایدر را باید توسط هواپیمایی دیگر تا منطقه فرود یدک می کشیدند و نیاز به یک باند یا زمینی مسطح برای فرود آمدن داشتند. اما بر خلاف عملیات هوابرد توسط گلایدر، نیروهای چترباز در اکثر نیروهای نظامی مدرن جهان گسترش پیداکردند. به کارگیری چترباز در عملیات واقعی ، گاه قرین موفقیت و گاه فاجعه آمیز بود. فرانسه نیروهای چترباز خود را در دین بین فو بکارگرفت که نتیجه آن تلفات و اسرای زیاد و شکستی فاحش بود. پس از شکست در دین بین فو برای فرانسه چاره ای جز ترک ویتنام باقی نمانده بود. پس از آن هم، فرانسه در جنگ استقلال الجزایر از نیروهای چترباز بهره برد. آمریکا در اکتبر سال 1950و در جریان جنگ کره تعداد 4100 سرباز به همراه ماشین های سبک و تجهیزات را در 40کیلومتری پایتخت کره شمالی پیاده کرد. در جنگ سوئز کشورهای انگلیس، فرانسه و اسرائیل به صورت گسترده از نیروی چترباز استفاده کردند. این عملیات را می توان بزرگترین عملیات هوابرد پس از جنگ جهانی دوم دانست. سربازان گردان دوم چترباز در حال اشغال فرودگاه الجمیل در پورت سعید چتربازان لژیون خارجی فرانسه در پورت سعید اسرائیل نیروی چترباز خود را با 50 سرباز -که به صورت کاملاً محرمانه در پایگاهی در چکسلواکی آموزش دیدند- شروع کرد. در سال 1956 و با آغاز جنگ سوئز استعداد این نیرو به یک لشکر چترباز شامل 4 تیپ رسید. لشکر 202چترباز اسرائیل دارای گردان مهندسی، خمپاره اندازهای 120میلیمتری، 40 خودرو نیم شنی بودند و می توانستند به صورت مستقل عملیات کنند. آن ها در جنگ سوئز -29 اکتبر 1956- یک گردان چترباز -شامل 395 چترباز- را توسط 16 فروند هواپیمای داکوتا در گذرگاه استراتژیک «متیلا» پیاده کردند. هواپیماهای انگلیسی و فرانسوی شبانه در کنار چتربازان اسرائیلی فرود آمدند و دو تفنگ ضد تانک 106 میلیمتری 2 قبضه توپ 120 میلیمتری و 8 جیپ را برای آن ها پیاده کردند. این گردان با ایجاد سنگر منتظر ماند تا بقیه لشکر به صورت زمینی به آن ها ملحق شود. موفقیت چتربازان اسرائیلی بیشتر مدیون عکس العمل کند و نامناسب مدافعین مصری بود تا توان رزمی و تاکتیکی خود آن ها. پس از آن از چتربازان اسرائیلی بیشتر به عنوان پیاده مکانیزه و یا در عملیات هلی بورن استفاده شد. سربازان اسرائیلی در حال حفر سنگرهای انفرادی در سینا چترباز اسرائیلی در نزدیک گذرگاه متیلا بریتانیا در عملیات بازپس گیری جزایر فالکلند در سال 1982، به صورتی مؤثر از چتربازان خود استفاده کرد اما عملیات پیاده شدن آن ها در جزایر نه به صورت هوابرد بلکه عملیات آبی-خاکی بود. چتربازان بریتانیایی در فالکلند هنگ سوم چترباز نیروی زمینی ارتش بریتانیا در افغانستان 70 سال پس از تشکیل اولین واحد هوابرد، امروزه نیز کشورهای پیشرفته با درس گرفتن از تاریخ نبردها سعی در ایجاد و بکارگیری نیروهای نخبه چترباز و استفاده از آنها در نقاط حساس و تعیین کننده نبردها می باشند. «درتمام حملات هوابرد اجرا شده در طی جنگ دوم جهانی تنها یک حمله را می توان قاطع دانست و آن تهاجم آلمان به جزیره کرت بود؛ ناگزیر این سوال مطرح می شود که آیا نیروی چترباز برای ارتش های مدرن ضروری اند یا تجملاتی غیرضروری؟» سرهنگ مک دانل رضا کیانی موحد منبع
  3. نقشه های عملیاتی المان برای حمله ی تابستانی المان سال 1942 به طور باورنکردنی نه روز قبل از تهاجم به دست روسها افتاد. اما روسها به جای تقویت جبهه در ان قسمتها اجازه ی حمل سربازان را از ان ناحیه داد. علت اینکه روسها این فرصت طلایی برای جلوگیری از تهاجم المانها را از دست دادند این بود که استالین اصلا حاظر نبود به ژنرالهایش باور کند. سرهنگ هسه (Hesse) از تیپ بیست و سوم تیپ زرهی المان پس از شنیدن مکالمه ی زیر قرمز و زرد میشود و در گوشی تلفن داد مزند. او با خودش چه چیزی داشت؟ نقشه ها؟ چی؟ نقشه ها با اسناد؟ چطور او توانسته است با چنین چیزهایی با واحد شناسایی پرواز کند؟ شب نوزدهم ژوئن 1942 بود که ژنرال جورج استومه (Georg Stumme) از سپاه چهلم موتوری المان , افسران ارشد خود را به یک مهمانی شام در یک ویلا در خارکف دعوت کرده بود . یکی از مهمانها انها سرهنگ هسه بود. ژنرال استومه جنگ در مرزهای شرقی در سال دوم قرار داشت . ارتش المان خساراتی که از شکست در تهاجم زمستانی به روسیه خورده بود را جبران کرده بود. هیتلر با یک نیروی نظامی توانمند و گسترده در صدد گسترش جبهه ی شرقی خود با نام عملیات ابی( Unternehmen Blau یا operation blue) بود. عملیات ابی قرار بود در تاریخ بیست و هشتم ژوئن 1942 اغاز شود و در این شبها ژنرال استامه میخواست از این فرصت برای استراحت با برخی از افسران همکار خود استفاده نمیاد و پس از ان زمان زیادی برای استراحت و تفریح نبود. شامپاینهای سفارشی از کریمه (منطقه ای خودمختار در جنوب اوکراین). استامه فکر میکرد که مردان او لایق این را دارد. سپاه چهلم موتوری ژنرال استومه که بخشی از ارتش ششم المان نازی به فرماندهی ژنرال وون پاولوس (von Paulus) قرار بود در این تهاجم بزرگ نقش مهمی را ایفا کند . تهاجمی که هیتلر امیدوار بود در نهایت به شکست اتحاد جماهیر شوروی منجر شود. وقتی که همه چیز به اوج خود رسید , یک تماس تلفنی بد اقبال از طرف سپاه زرهی بیست و سوم انجام شد. مسئول عملیات سپاه زرهی بیست و سوم سرگرد ریچل (Major Reichel) در یک پرواز نزدیک مرز مفقود شده بود. ساعت دو بعد از ظهر سرگرد ریچل به یک هواپیمای شناسای مدل Fieseler Storch سوار شده بود . خلبان سرهنگ هرمان دوکانت (Hermann Dochant) از بخش شناسایی ششم پرواز را با فرمان رساندن سرگرد به مرکز فرماندهی سپاه اغاز کرد.اما زمانی که ساعت ده شب شد هیچ چیز از افراد حاظر در هواپیما به گوش نرسید . بدترین قسمت از این ماجرا این بود که سرگرد ریچل نقشه های تهاجم و تمام طرحهای حمله ی سپاه چهلم در عملیات ابی را با خود برداشته بود. اگر این اطلاعات به دست شوروی میرسید و در صورت شروع عملیات این امر میتوانست یک فاجعه برای المانیها باشد. هواپیمایی که سرگرد ریچل به ان سوار شد از نوع Fieseler Storch بود. افسران جمع شده سعی میکردند با فرض کردن اینکه شرائط میتواند به این حادی نباشد , گول بزنند. شاید هواپیما اشکالی در هواپیما پیدا کرده است و یا در جایی مناسب و در مرز طرف درست از مرز فرود اضطراری کرده است. اما یک گزارش از جبهه تمام امیدها را خاک کرد. دقیقا بعد از ساعت سه بعد از ظهر سربازان لشگر 336(سیصد و سی و شش ) صدای موتور بر بالای سر خود در اسمان را شنیدند که در حال حرکت به سوی ناحیه ی تحت کنترل روسیه از مرز بود.پس از همه ی قضاوتها خلبان با توجه به هوای بارانی دچار اشتباه در محاسبه ی گراها شده است. مدت کوتاهی پس از ان سربازان دیدند که چطور سربازان شوروی به طرف هواپیما که به اهستگی در حال حرکت بود شروع به گشودن اتش کردند و بلافاصله هواپیما به طرف پایین کشیده و از دید خارج شد. پس از ان چیز دیگری دیده نشد. با این اتفاقات وحشتی که بر سپاه چهلم سایه افکنده بود , سپاه چهلم دستور داد تا یک گردان پشتیبانی به دهکده ی Nezjegol محلی که هواپیما سقوط کرده بود اعزام شود.تقریبا در سی کیلومتری شهربلگرود( Bjelgorod.). افراد در این گردان هواپیما را در بالای بیشه ی جنگلی در حالی پیدا کردند که مخزن سوخت به وسیله ی گلوله سوراخ و به حال خود رها شده بود. دو قبر تازه کنده شده سرنوشت سرگرد ریچل و سرهنگ دوکانت را روشن ساخت اما هیچ رد پایی از اسناد به دست نیامد. بنابراین روسها اسناد را به راحتی به دست اورده اند و اکنون نیز در حال حمل به طرف کرملین بودند. فرماندهان المانی مستقر بین خارکف و بایرن جایی که هیتلر بود از خشم نزدیک به انفجار بودند( اصطلاح بهتری پیدا نکردم). ژنرال استومه تیپ بیست و سوم زرهی را به خاطر اینکه به سرگرد اجازه داده بود با اسناد مهم پرواز کند سرزنش کرد. و سپس به فرمانده ی عمومی ارتش ششم المان ژنرال ارتور اشمیت(Arthur Schmidt) اطلاع داد و سپس ژنرال اشمیت در حالی که از این وضع خشمگین بود اجازه داد این گزارش به دست فرمانده اش ژنرال وون پاولوس برسد. ژنرال فیلد مارشال فدور وون بوک (Fedor von Bock) , فرمانده ی سابق گرو ارتش جنوب به سختی به گوشهای خود باور کرد زمانی که اخبار را شنید. اما هیچکس به اندازه ی هیتلر از این وقعایع خشمگین نشد زمانی که او هنگام وقوع حادثه در ویلای خود در Berghof بود. او تصمیم خود را گرفته بود و اکنون برای تغییر طرح اصلی تهاجم بسیار دیر بود. ژنرال استومه و فرمانده ی تیپ بیست و سوم زرهی المان ژنرال ارشد هانس فریهر (Hans Freiherr von Boineburg-Lengsfeld) از مقامهای خود محروم شدند و در دادگاه جنگی دادگاهی شد. دادگاه برای ژنرال استومه پنج سال و برای ژنرال هانس فریهر دو سال حکم زندان صادر کرد. اینکه از این بدتر اتفاق نیافتاد و یا سرهای بیشتر بر روی زمین نیافتاد میتواند دلیلش این باشد که روسها هرگز متوجه دستاورد خود از طرح حمله ی المانها نشدند.(فرضیه ) ژنرال هاسن اما چه اتفاقی در طرف دیگر یعنی شوروی افتاد؟ اسناد مهم و سری المانها بلافاصله به دست ژنرال فیلیپ گولیکوف بریانسک فرونت (Filipp Golikovs Brjanskfront) در مرکز فرماندهی رسید. گولیکوف متوجه شد همانطور که اسناد نشان میداد سپاه چهلم موتوری , برای پیشروی از Voltjansk که جزئی از تهاجم به Voronezj میباشد ,نقشه ای را طراحی کرده است و این چیزی نمیتواند باشد به جز بخشی از یک حمله ی بزرگ از طرف المان.او بلافاصله هواپیمای شناسایی را برای بررسی پیشروی فرستاد و داده های به دست امده از پرواز یک دسته ی بزرگ نیروهای زرهی را نشان داد که در منطقه ی کورسک (Kursk) متمرکز شده بودند. اما استالین حاظر به باور چنین چیزی نبود. او به طور محکمی عقیده داشت که المانها فکر حمله به مسکو را دارد و این اتفاقات و اسناد فقط یک رد گم کنی هستند. زمانی که گولیکوف برای پشتیبانی و نیروهای تقویتی برای مقابله با حمله ی المانها اسرار ورزید , به او دستور داده شد تا خود را در مقابل دیکتاتور (استالین) در کرملین حاظر کند. او در حالی استالین را ملاقات کرد که او عصبانی بود و نقشه های ریچل بر روی میز او بود . <
  4. به نام خدا و با سلام خدمت دوستان گرامی در این تاپیک می خواهیم درباره نبردی صحبت کنیم که در جهان کمتر مطرح شده است ولی در عین حال یکی از اثر گذار ترین جنگ های جهان به شمار می رود که توانست چهره جهان را تغییر دهد. جنگ شوروی و مغولستان از یک سو و امپراتوری ژاپن از سویی دیگر در کنار رودخانه KHALKHIN GOL و شکست امپراتوری ژاپن در این جنگ که تنها چند هفته پیش از آغاز جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد ، باعث شد که سرنوشت جنگ جهانی دوم تغییر کند. تا پیش از قرن بیستم میلادی ، کشور ژاپن در شمار عقب مانده ترین و بدبخت ترین کشورهای جهان به شمار می رفت. این کشور که فاقد هر گونه منابع قابل توجه بود از دیرباز طمع هیچ یک از کشورهای استعمارگر ، جهت تسخیر و استعمار این کشور را بر نمی انگیخت. از این رو در طول تاریخ ، کشورهای استعمار گر کوچکترین توجهی به ژاپن نداشتند. مردم ژاپن در این دوره مردمی بودند که به شدت دچار سستی و رخوت شده بودند. با آغاز قرن بیستم مردم ژاپن نیز به مرور نسبت به وضع نابسامان کشور خود اظهار نارضایتی می کردند. مردم ژاپن معتقد بودند که علت اصلی گرفتاریها و بدبختی های مردم ژاپن ناشی از روش حکومت امپراتوری این کشور است. کم کم اعتراضات مردمی بالا گرفت و مردم از امپراتور این کشور خواستند مجلسی متشکل از نمایندگان مردم را تشکیل دهد که کار اداره امور کشور را بر عهده داشته باشد. 124 امین امپراتور ژاپن (امپراتور میی جی تنو) به ناچار با درخواست مردم موافقت کرد و مجلس نمایندگان را تشکیل داد. از زمان تشکیل این مجلس و تبدیل حکومت ژاپن به سلطنتی مشروطه ، ارتش این کشور (به موازات سیاست های توسعه طلبانه سران ژاپن) رشد صعودی را به خود گرفت و به سرعت تبدیل به یکی از ارتش های بزرگ جهان گردید. ژاپن که از نظر اراضی و منابع طبیعی ، کشوری کوچک و فقیر به حساب می آمد ، چشم طمع به اراضی و منابع مناطق غربی ژاپن دوخته بود. در سال 1902 ارتش ژاپن بسیار نیرومند گردیده بود. به طوریکه اکثر دول قدرتمند آن زمان مثل اسپانیا ، انگلستان ، شوروی و فرانسه ناگهان از بروز این قدرت جدید و جوان که آماده بلعیدن اراضی و منابع شرق آسیا بود به وحشت افتاند. در 7 فوریه سال 1904 ارتش ژاپن به بندر بسیار مهم و استراتژیک پورت آرتور که در شمال شرق چین واقع شده بود حمله کرد. این بندر که متعلق به روسها بود ، به عنوان پایگاهی برای حفظ منافع روسیه در اقیانوس آرام به شمار می رفت و در واقع مرکز فرماندهی دریایی روسیه تزاری در اقیانوس آرام به شمار می رفت. این بندر مهم و استراتژیک به سرعت به تصرف ارتش ژاپن درآمد و ناوگان روسیه در شرق این کشور در برابر ناوگان دریایی ژاپن به سختی شکست خوردند و این شکست به شدت باعث تحقیر روسیه در مجامع بین المللی شد. در 27 می 1905 ناوگان دریایی امپراتوری ژاپن با ناوگان روسیه در تنگه معروف تسوشیما درگیر شد و ناوگان روس ها را تارومار کرد. شکست های پی در پی شوروی در این سالها از ژاپن باعث شد که این شکست ها به صورت عقده ای برای افکار عمومی مردم روسیه در بیاید. تا سال 1912 ارتش دو کشور درگیری های پراکنده ای با یکدیگر داشتند که بیشتر این درگیری ها به نفع ژاپن به پایان می رسید. مدتی نیز با وساطت انگلستان بین این دو کشور صلح و آتش بس برقرار می شد ولی چندان دوام نمی آورد و به سرعت درگیریهای بین این دو کشور ادامه پیدا می کرد. پس از پیروزی بلشویک ها در روسیه و سرنگون کردن حکومت تزار ها و تاسیس اتحاد جماهیر شوروی و حزب کمونیسم به رهبری لنین ، ورق بخت ژاپنی ها بازگشت. ژاپنی ها که به مدت 15 سال به طور مداوم و مستمر سواحل و متعلقات روسیه را در شرق این کشور مورد ترکتازی خود قرار می دادند ناگهان با ارتشی منظم و قدرتمند مواجه شدند. با سرنگون شدن حکومت تزارها و روی کار آمدن بلشویک ها ، ارتش روسیه (شوروی) دچار تحولات اساسی شد و شروع به بازسازی مجدد خود کرد. امپراتور میی جی تنو امپراتور هیروهیتو [/color]