جستجو در انجمن

مشاهده نتایج برای برچسب های 'جنگنده'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بوسیله برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


انجمن ها

  • بخش داخلی
    • اخبار و قوانین
    • ماهنامه میلیتاری
    • گالري عكس و فيلم
    • کتابخانه میلیتاری
    • مقالات برتر
  • War and History - بخش جنگ و تاریخ
    • مباحث جامع نظامی
    • پیمان ها - قراردادها و معاملات تسلیحاتی
    • دکترین و استراتژی
    • عملیات های نظامی
    • جنگ تحمیلی
    • تحولات روز امنیتی نظامی بین الملل
    • General Military Discussions
  • Air force Forum - بخش نیروی هوایی
    • هواپیماهای نظامی
    • بالگردهای نظامی
    • تسلیحات هوایی
    • متفرقه در مورد نیروی هوایی
    • سایر بخشهای نیروی هوایی
    • Airforce - English
  • Army Forum - بخش نیروی زمینی
    • ادوات و تسلیحات زمینی
    • خودروهای نظامی و زره پوش ها
    • مباحث جامع زرهی
    • توپخانه زمینی
    • موشک های زمین پایه
    • الکترونیک زمینی
    • تجهیزات و تسلیحات انفرادی
    • متفرقه نیروی زمینی
    • سایر بخشهای زمینی
    • Ground forces - English
  • Navy Forum - بخش نیروی دریایی
    • شناورهای سطحی
    • شناور های زیرسطحی
    • هوا دریا
    • تسلیحات دریایی
    • سایر بخش های نیروی دریایی
    • علوم و فنون دریایی
    • راهبردها و راهکنش های دریایی
    • تاریخ نیروی دریایی
    • اخبار نیروی دریایی
    • Navy - English
  • News Section - بخش خبر
    • اخبار روز ایران و جهان
    • اخبار صفحه اول
    • رایانه و شبکه
    • English News
  • Non-Military Forums - سایر بخشها
    • دیگر موضوعات و مطالب

پیدا کردن نتایج در ...

یافتن نتایج که ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروز رسانی

  • شروع

    پایان


Filter by number of...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


Website URL


Yahoo


Skype


Location


Interests

پیدا کردن 14 results

  1. سلام اینها تصاویری از همه جنگنده هستند خواهشا برادر ها مرا همراهی بفرماین و شماها هم تصاویری بگذارید تا همه از انها استفاده کنند
  2. يك شركت آمريكايي ساخت هواپيما اعلام كرد مقام‌هاي اسراييلي تمايل دارند يكصد هواپيماي جنگي از نوع اف - ۳۵جديد را خريداري كنند. روزنامه اسراييلي معاريو روز پنج شنبه با اعلام اين خبر افزود، برخي مديران شركت لاكهيد مارتين به تازگي به تل‌آويو سفر كرده‌اند تا با اليعايزر شكيدي فرمانده نيروي هوايي اسراييل و برخي مقام‌هاي عالي رتبه ارتش اسراييل درباره اين معامله گفت و گو كنند. بر پايه اين خبر، هواپيماهاي اف ۳۵كه جديدترين در نوع خود است ، هواپيماي جنگي اصلي در نيروي هوايي آمريكا در آينده خواهد بود. روزنامه ياد شده نوشت : اگر اين معامله صورت گيرد، نيروي هوايي ارتش اسراييل ، اولين هواپيما از اين نوع را در سال۲۰۱۴ميلادي دريافت خواهد كرد. آمريكاطي سالهاي گذشته هر سال ميلياردها دلار كمك بلاعوض به سردمداران اسراييلي اهدا كرده كه بخش مهمي از آنها در قالب انواع تجهيزات پيشرفته نظامي ، سلاح‌هاي جديد و غير متعارف بوده است. بخشي از اين سلاحها را اسراييل در جنگ اخير خود عليه لبنان استفاده كرد و هزاران تن از مردم بي‌گناه اين كشور را با آنها به خاك و خون كشيد. irna.ir
  3. این خبر که خیلی وقته شنیده میشه دیگه مثل اینکه قطعی شده و در همین سایت هم در بخش خبرها اومده منم یه مشخصاتی ازش میزارم تا بچه ها نظرشون روبدن. J-10 یا جیان-10 جنگنده برتری هوایی چینی است که بر پایه طرح لغو شده صنایع هوافضای اسرائیل موسوم به لاوی بوجود آمده است. هدف اصلی از طراحی و ساخت این جنگنده اولا ایجاد جنگنده ای برای برابری با جنگنده های جدید شرقی نظیر میگ-29 و سوخو-27 و غربی نظیر اف-16 و اف-15 و دوما کسب تکنولوژی های نوین در زمینه ساخت هواپیماهای جنگنده بود. پروژه ساخت این جنگنده با کد 8610 در دهه هشتاد توسط موسسه چنگدو شروع شد، در مراحل ساخت این جنگنده علاوه بر اسرائیلی ها روس ها و پاکستانی ها نیز به کمک چینی ها شتافتند، طرح اصلی بدنه جیان-10 بر پایه لاوی اسرائیلی بوجود آمده است. موتور توربوفن AL-31FN جنگنده جیان-10 سیستم راداری هواپیما (موسوم به Type 1473) به احتمال زیاد همان سیستم مورد استفاده در لاوی است که ممکن است در چین در حال ساخت کامل یا مونتاژ باشد، این سیستم تقریبا با رادار F-16C/D برابری کرده و حتی برتر از آن خوانده می شود، این سیستم با موشک حرارت یاب PL-8 که کپی چینی پایتون-3 می باشد و موشک نیمه فعال PL-11 و با موشک هدایت فعال مدرن PL-12 مطابقت داده شده و می تواند در نبرد های هوا به هوا از این تسلیحات استفاده کند، در نبرد های هوا به زمین نیز این جنگنده می تواند به انواع بمب های هدایت شونده و فاقد هدایت و احتمالا برخی موشک های هوا به زمین چینی مجهز شود. گفتنی این رادار بردی حدود 100 کیلومتر دارد و توانایی تعقیب 10 هدف بطور همزمان را داشته و می تواند همزمان با دو فروند از آنها درگیر شود. از دیگر تجیزات موجود می توان به سیستم گیرنده اخطار راداری ARW-9101 اشاره کرد. در مورد موشک PL-12 لازم به ذکر است که این موشک برپایه موشک زمین به هوای HQ-61 تولید شده و با انجام اصلاحاتی مانورپذیری آن بسیار افزایش یافته، در زمینه هدایت نیز باید گفت طراحی سیستم هدایتی آن توسط شرکت روسی آگات که پیش از این سیستم هدایتی موشک توانمند R-77 را نیز طراحی کرده بود انجام شده، موشک PL-12 گاها (SD-10 (Shen Dian-10 نیز خوانده می شود. FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT=" جیان-10 مجهز به PL-8 و PL-11 و PL-12 در کنار Su-30MKK علاوه بر تسلیحات مدرن، هدایت جنگنده و بکارگیری سیستم های تسلیحاتی نیز در جیان-10 بسیار ساده است، سیستم پرواز با سیم بکار رفته در جیان-10 بصورت رایانه ای فرامین پروازی صادره از سوی خلبان را کنترل نموده و در صورت وجود اشتباهی در این فرامین (مانند فرامینی که با وارد آوردن فشار به خلبان موجب بیهوشی و یا در مواردی مرگ خلبان شده و یا فرامینی که به از دست رفتن کنترل هواپیما می انجامد) آنها را اصلاح می نماید، بعلاوه سیستم های رایانه ای کنترل تسلیحات موجود در جیان-10 این امکان را برای خلبان فراهم می کنند که در حین نبرد کمتر در میان کلید های مختلف سردرگم شده و بار فکری خود را به تناسب بین هدایت هواپیما و کنترل تسلیحات تقسیم نموده و بدین ترتیب در شرایط مناسب تری از لحاظ فکری به نبرد ادامه دهند. علاوه بر سیستم های رایانه ای طراحی آیرودینامیکی جیان-10 نیز بسیار مناسب بوده و در نبرد های نزدیک هوایی ترکیب مانورپذیری و موشک بسیار دقیق PL-8 می تواند این هواپیما را پیروز میدان گرداند. بنا به ادعای وبسایت های چینی این جنگنده توانسته در یک آزمایش سه مرحله ای در تمام مراحل جنگنده J-11/Su-27SK را شکست دهد. با تمام این اوصاف جیان-10 دارای مشکلاتی نیز می باشد که اصلی ترین آنها برد 1300 کیلومتری (بدون مخازن اضافی و سوختگیری هوایی) است، کارشناسان چینی علاقه مندند جنگنده ای در اختیار داشته باشد که بتواند بدون نیاز به سوختگیری هوایی عملیات های دوربردتری را انجام دهد که این امر نیازمند ایجاد تغییراتی در جیان-10 است، این احتمال وجود دارد که چینی ها در آینده دست به اصلاح موتور جنگنده به منظور کاهش مصرف سوخت بزنند و یا مخازنی مانند مخازن سوخت تطبیقی اف-16 را بر روی جیان-10 تطبیق دهند منبع:www.aerospacetalk.com و به نظر خودم يه سو استفاده از وضع ايران و انداختي بيشتر نيست.
  4. فکور90 ، در اصل ، یک پروژه داخلی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (IRIAF) بشمار می رفت که تاریخ آغاز آن به اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم ( 2000 میلادی ) برمی گردد . به اعتقاد برخی ، در آن زمان هیچ موشک هوا به هوای عملیاتی AIM-54A فونیکس در فهرست موجودی نیرو وجود نداشت ، در نتیجه متخصصان نیروی هوایی پیشنهاد دادند تا قطعات و اجزاء فونیکس ها را با قطعات موشکهای تغییر یافته هاوک ( پروژه سجیل ) بهبود دهند و موشکهای موجود را بحالت عملیاتی بازگردانند . با کلید خوردن این پروژه ، به شکل همزمان نیروی هوایی یک قرارداد همکاری را با صنایع شهید بابایی وابسته به وزارت دفاع و پشتبانی نیرو های مسلح با هدف بازگرداندن چند تیر موشک فونیکس بحالت عملیاتی در یک بازه زمانی یکساله (2007-2006) به امضاء رساندند و برای اطمینان از صحت کار ، چند کارشناس بازنشسته فنی نیروی هوایی ارتش نیز به این پروژه پیوسته و این ایده دنبال شد. براساس گزارشهای تایید نشده ، در اوایل کار ، موشکهای از رده خارج فونیکس با استفاده از جستجوگر موشک MIM-23B دوباره عملیاتی شدند . با این حال ، در سالهای بعد (2009-2008) ، زمانی که صنایع شهید بابایی ، یک نسخه بهبود یافته از موشک پدافند هوایی MIM-23B را با رادار و اویونیک جدید برای نیروی هوایی توسعه داد ، این ایده برای کارشناسان بوجود آمد که تمامی موشکهای فونیکس باقی مانده را با اویونیک جدید و رادار موشک شلمچه ، ( نسخه بهبود یافته MIM-23B) به حالت عملیاتی درآورند . این موشک با موفقیت کامل مابین سالهای 2009 تا 2010 آزمایش شد ، اما علی الظاهر در خط تولید انبوه قرار نگرفت . نسخه جدید سجیل / شلمچه با جستجوگر و اویونیک پیشرفته با شناسه سجیل هوابرد برای تجهیز تامکتهای نیروی هوایی ، فانتوم ومیراژهای اف-یک در حال توسعه است . پی نوشت : این تحلیل ، صرفاً یک نظر بشمار می رود و نه تایید و نه رد می گردد . با این حال امیدواریم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، بیش از پیش ، از قابلیتهای تدافعی ، تهاجمی برخوردار گردد .
  5. جغد شب پرواز لوفت وافه بدون شک ، بهترین جنگنده - شکاری رزم شبانه لوفت وافه در طول جنگ جهانی دوم ، پرنده دوموتوره HE-219 UHU ( جغد ) بشمار می آمد که بلحاظ برخی از مشخصات فنی بسیار با جنگنده بلندپرواز ماسکیتو بریتانیایی قابل مقایسه و در برخی از مشخصات نیز از آن عملکرد بهتری داشت . در این شکاری شب پرواز بطور معمول از دو سری آنتن رادار استفاده می گردید ، آنتن های SN-2 و FUG-212 . در نخستین پرواز عملیاتی اسکادران این پرنده در دو شب پیاپی یعنی در شبهای 11و12 ژوئن 1943 ، یک فروند HE-219 A موفق به سرنگون نمودن 5 بمب افکن سنگین چهارموتوره لانکاستر بریتانیایی در کمتر از 30 دقیقه گشت . با وجود این بیلان موفق ، این جنگنده کار آمد هرگز وارد تولید انبوه نگردید و تنها 300 فروند از آن وارد سازمان رزم لوفت وافه شد . مجموعه کابین خلبان و خدمه کنترل کننده رادار در اواخر سال 1944 ، بدلیل حساسیت های موجود نسبت به خدمه این هواپیما ، لوفت وافه درصدد بود تا این جنگنده شب پرواز را به صندلی های پرتاب شونده مجهز نماید ، با این حال فقط یکفروند از این هواپیما ( تصویر فوق ) برای گذراندن آزمایشهای زمینی به صندلی های پرتاب شونده (EJECTION SEAT) مجهز شدند . LUFTWAFFE HE-219 A.1 VS ROYAL AIR FORCE LANCASTER جنگنده شب پرواز HE-219 A.1 مجهز به رادار FUG-220 مونستر - هندورف 45-1944 جنگنده شب پرواز HE-219 A1 - فرودگاه کپنهاگ ، دانمارک ( این تصویر پس از تسلیم شدن واحدهای لوفت وافه در دانمارک برداشته شده است )
  6. در ۲۵ فوريه ۵(۱۹۲۵ اسفند ۱۳۰۴) اولين خلبان ايراني كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت يك هواپيماي برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ايران از فرانسه به پايگاه قلعه مرغي تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره ديده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدين ترتيب در اين تاريخ اولين هواپيماي نيروي هوايي ايران با خلباني يك ايراني مرزهاي بين المللي را درنورديد و به فضاي پروازي ايران رسيد. در اين زمان ديگر خلبانان ايراني تحت نظارت يك استاد خلبان آلماني به نام «شفر» در ايران دوره مي ديدند. خريد هواپيما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان براي پرواز كردن با آنها، نفرات پشتيباني زميني براي نگهداري و تعمير آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم مي برد. در همين دوره زماني نيروي هوايي ايران از قالب يك اداره كوچك در ستاد فرماندهي ارتش خارج شده و به يك نيروي جداگانه تبديل شده بود كه «نيروي هوايي ارتش شاهنشاهي ايران» نام گرفته بود؛ اولين فرمانده نيروي هوايي ايران هم كسي نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان. در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولين گروه از دانشجويان دوره خلباني و تكنسين پرواز به روسيه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ايران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ايستر فرانسه و ۹ نفر ديگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسيه آموزش خلباني ديده بودند. در اين سال IIAF مخفف Imperial Iranian Air Force داراي ۳۳ فروند هواپيما از ۹ مدل مختلف بود. طي ۱۵ سال به يعني تا آغاز جنگ جهاني دوم بيش از ۳۰۰ هواپيما از ۱۸ مدل مختلف در اختيارنيروي هوايي ايران بود. در همان زمان هشت پايگاه هوايي كه مدارس آموزش خلباني و يك مركز آموزش تعميرات و نگهداري را شامل مي شدند ساخته شده بود. يك كارخانه مونتاژ هواپيما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپيما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهريور ۱۳۲۰) بي طرفي ايران در جنگ جهاني دوم نقض شد و نيروهاي هوايي و دريايي انگليس و روسيه از شمال و جنوب به ايران حمله كردند. نيروي هوايي جوان ايران كه به تازگي به ساختن ساختارهاي اساسي خود مشغول شده بود، تحت هيچ شرايطي توانايي رويارويي با اين نيروي عظيم و توانمند را نداشت. با اين وجود تعدادي از پرسنل جوان اين نيرو تصميم به مقابله با بيگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغي دو هواپيما از اين پادگان به خلباني سروان وثيق و استوار شوشتري كه با شليك ضدهوايي مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نيروهاي ائتلاف انگليس و روسيه كنترل دو پايگاه هوايي ايران را در دست گرفتند. آنها به ترتيب در مهرآباد و قلعه مرغي مستقر شدند. از نيروي هوايي جوان ايران تقريباً هيچ چيز باقي نماند. پس از پايان جنگ ارتش بريتانيا ايران را ترك گفت اما ارتش روسيه از ترك ايران سر باز مي زد و كنترل شمال ايران را در اختيار داشت. سه ماه پس از اين اتفاق نيروهاي سرخ روسيه ايران را ترك گفتند. پس از اين نيروي هوايي ايران هميشه به عنوان نيروي برتر در خاورميانه شناخته مي شود. موقعيت استراتژيك ايران توسط آمريكا ناديده گرفته نشد و آمريكا از اوايل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زيادي از هواپيماهاي پيشرفته خود به ايران كرد. در سال ۱۹۶۵ ميلادي ايران اولين هواپيماجت خود با نام اف - ۸۴ جي جت ثاندر دريافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپيماهاي اف-۵ فريدم توسط ايران خريداري شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ايران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ايران داراي قوي ترين نيروي نظامي در منطقه بود. قبول فروش هواپيماهاي فوق پيشرفته اف-۱۴ اي تام كت به همراه موشك هاي پيشرفته اي آي ام - ۵۴ فينيكس از سوي آمريكا به ايران نشان دهنده روابط بسيار گرم بين ايران و آمريكا بود. در پي وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۹۷۹ دكترين و استراتژي نظامي ايران تغيير يافت و ايران ديگر به خريد تسليحات پيشرفته و گرانقيمت علاقه نشان نداد و همين باعث ايجاد نوعي تغيير قدرت در منطقه شد. ايران ديگر نه تنها دوست صميمي آمريكا نبود، كه به خاطر سياست هاي امپرياليستي و ضد انساني آمريكايي به دشمن اصلي آن تبديل شد. آمريكا و ديگر كشورهاي غربي تحريمي نظامي عليه ايران اتخاذ كردند. كمك هاي آمريكا قطع شده بود و نيروي هوايي ايران از فرار و بركناري افسران زمان شاه رنج مي برد كه همين امر به پايين آمدن سطح سرويس دهي در نيروي هوايي منجر شده بود. به دليل تحريم تسليحاتي ايران و نرسيدن قطعات مورد نياز، آمار عملياتي نيروي هوايي ايران سريعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نيروي هوايي به «نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران» كه خود ارتشيان به آن «نهاجا» مي گويند تغيير نام داد. نام انگليسي آن هم Islamic Republic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده مي شود. در همين اوضاع و احوال عراق با مناسب يافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ايران قسمت هاي وسيعي از خاك ايران را ضميمه قلمرو خود كند؛ به همين خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهريور ۱۳۵۹) با يورشي عظيم به خاك ايران از طريق هوا، زمين و دريا جنگ تحميلي هشت ساله را عليه ايران آغاز كرد. جنگ با حمله هوايي نيروهاي عراقي به شش پايگاه نيروي هوايي ايران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تيپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كيلومتر مرز مشترك با ايران به عمق خاك ايران يورش بردند. اولين حمله هوايي عراق چندان موفقيت آميز نبود. دلايل آن را مي توان به برنامه ريزي ناكافي و نادرست عمليات، نداشتن اطلاعات كافي از اهداف و استفاده نامناسب از بمب هاي جي پي(بمب هايي كه هدف خاصي ندارند و براي انهدام كلي به كار مي روند) برشمرد. در مهرآباد يك هواپيماي اف-۴ اي در هنگام جابه جايي براي در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هايي در مورد خسارت يك فروند اف-۴ رسيد. اولين عمليات هوايي ايران در پاسخ اين حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقيت آميز بود. در اين عمليات چهار فروند هواپيماي اف-۴ به پايگاه دريايي الشعبيه در نزديكي بندر ام القصر حمله بردند. اين چهار فروند هواپيما كه ۴۵۰ كيلوگرم بمب بر سر اين پايگاه ريختند عمليات خود را از پايگاه بوشهر شروع كردند. در ميان اهداف چندباطري موشك ضد كشتي وجود داشت. اين عمليات تلافي جويانه نيروي هوايي ايران به قدري سريع بود كه خط پدافند عراق در طول مسير پرواز دچار غافلگيري شده بود. روز بعد در عملياتي غيرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن هاي ايران به ويژه اف-۴ و اف-۵هاي پايگاه هاي بوشهر، همدان و تبريز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگيني به پايگاه ها و تاسيسات نظامي عراق وارد كنند. در اولين روزهاي جنگ چندين حمله هوايي ديگر به تاسيسات نظامي عراق از قبيل ام القصر انجام شد. در يكي از اين حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جي پي ۳۴۰ كيلوگرمي حمل مي كردند به تاسيسات نظامي دريايي و كشتي هاي موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقيقه بعد يك فروند هواپيماي آر اف-۴ اي عكس هاي شناسايي از منطقه گرفت كه نشان مي داد كشتي ها و تاسيسات بندري دچار صدمات و خسارات سنگيني شده اند. تاكتيك كلي در طول انجام چنين عمليات هايي رسيدن به هدف از راههاي مختلف، انجام يك پاپ -آپ بيش از رسيدن به هدف و شيرجه زدن روي هدف براي انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ يكي از آنها توسط يك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسيب ديدن برخي از سيستم هاي آن شد اما همچنان مي توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزديك ترين پايگاه هوايي هم به دليل هجوم اوليه ارتش عراق براي فرود مناسب نبود و به همين خاطر مجبور به فرود در يك باند ناآماده با سرعت بالا شد. چرخ ها تركيدند و هواپيما در حالي كه سرنشينان آن اجكت كرده بودند از انتهاي باند خارج شد. بعدها اين هواپيما با تعويض بال و ديگر تعميرات دوباره به جنگنده هاي مورد استفاده در جنگ پيوست. اين تعويض بال كه اولين بار در ايران انجام مي شد را مي توان نقطه آغاز انجام كارهاي غيرممكن در نيروي هوايي دانست. در اولين ماههاي جنگ «نهاجا» تلاش هاي خود را به جلوگيري پيشرفت نيروي زميني ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده هاي ايراني براي اين كار با استفاده از راكت هاي ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش هاي عراق را شكار مي كردند و حتي گاهي اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمين هم پايين مي آمدند. در مقابل عراق هم از هواپيماهاي ميگ-۲۱ و ميگ-۲۳ براي پوشش نيروي زميني خود استفاده مي كرد كه اين پوشش به ناچار منجر به درگيري هوايي بين ايران و عراق مي شد كه مي توان پيروزي هاي ايران در اين زمينه را بيشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوايل جنگ كه آنها در مقابل هواپيماهاي اف-۱۴ ايران توانايي انجام هيچ عملي را نداشتند كه در اواخر جنگ با خريد ميراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمي جنگ هاي هوايي را متعادل كنند. جنگ تحميلي عليه ايران علاوه بر خسارات و تلفات جانبي بسيار، دستاوردهاي ارزنده اي براي نيروي هوايي ايران داشت. نيروي هوايي در اين هشت سال توانست به تكنولوژي ساخت بسياري از قطعات مورد نياز خود دست يابد و در برخي موارد به خودكفايي برسد.
  7. بسمه تعالی با سلام جنگنده ي تجاس دروازه ي ورود هند به صنعت هوانوردي معرفي و تاريخچه : هندوستان کار بر روي ساخت جنگنده ي تهاجمي سبک ( Light Combat Aircraft LCA ) را از سال 1983 آغاز نمود .در سال 2003 اين هواپيما تجاس ( به معناي تششع و پرتو ) نام گذاري شد و اعلام گشت به عنوان جنگنده ي تهاجمي و چندمنظوره ي سبک و ارزان قيمت ، جايگزين ناوگان قديمي ميگ 21 ها مي شود .صنايع هواپيماسازي هندوستان ( HAL ) و آژانس توسعه ي هوانوردي هندوستان ( ADA ) به عنوان مشارکت کنندگان اصلي ، طراحي و ساخت اين هواپيما را بر عهده گرفتند .تجاس اولين پرواز رسمي خود را در 4 جولاي 2001 انجام داده و برنامه ريزي ورود به خدمت آن براي سال 2010 در نظر گرفته شده است . برخي از قسمت هاي اصلي و ويژگي هاي طرح : _ انتخاب بال دلتا _ سيستم کنترل ديجيتالي پرواز با سيم fly by wire _ اويونيک توسعه يافته _ استفاده ي گسترده از مواد سبک کامپوزيتي _ نمايشگر هاي ديجيتالي چند منظوره ي کابين _ رادار چند حالته multi - mode _ FLIR system , laser designator pod _ سيستم هاي ناوبري اينرسيايي ring laser gyro _ سيستم هاي ارتباطي مقاوم در برابر جمينگ روند آغاز طرح : برنامه ي ساخت تجاس با تاخير هاي زيادي مواجه شد که باعث شد تکميل آن يک دهه ي ديگر تمديد شود .اولين بار در سال 1990 مشکلات ناشي از نبود تکنولوژي ساخت برخي از قسمت هاي حساس هواپيما ، باعث توقف پروژه شد .اينگونه شد که هندي ها به منظور به دست آوردن و تثبيت تکنولوژي هاي اوليه ي ساخت جنگنده ، شروع به ساخت 2 جنگنده ي ساده تر و در واقع تثبيت کننده ي توانايي اين کشور کردند( همانند آنچه که نيروي هوايي ايران انجام داد که طي آن جنگنده هاي آذرخش و صاعقه تنها به جهت تثبيت تکنولوژي براي ساخت يک جنگنده ي پيشرفته در کلاس اف18 انجام داده است ) اولين نمونه از اين هواپيما در سال 1995 رونمايي شد ولي اندکي نگذشت که به دليل مشکلات ناشي از سيستم هاي کنترل پرواز و استفاده ي نامطلوب از مواد کامپوزيتي در بدنه ، هواپيما زمينگير شد .مشکل بعدي سر راه اين هواپيما در سال 1998 رخ داد . در اين زمان بود که آزمايشات هسته اي هند ، آمريکا را وادار کرد تا مجازاتي را عليه هندوستان وضع کند و اين چنين شد که موتور هاي جنرال الکتريک توربوفن انتخابي براي تجاس با نام F-404 به هند صادر نشد . همچنين شرکت لاکهيد مارتين هم از همکاري در رابطه با سيستم کنترل پرواز اين هواپيما منع شد .اين تنبيه ها سبب شد هندي ها به جهت دستيابي به فناوري هاي مورد نياز و بومي سازي آن ها ، سرمايه گذاري هاي زيادي کنند و در نهايت تلاش ها به ساخت موتور داخلي kaveri انجاميد . اولين نمونه از سري جنگنده هاي اثباتگر فناوري هند با نام ( TD-1 (Technology Demonstrator در سال 2001 به پرواز در آمد . مدل بعدي آن TD-2 و مدل هاي ديگر نظير PV-1 / 2 / 3 نيز پس از آن آزمايش شدند . آزمايشات ديگر به سرعت ادامه يافت و در نهايت نمونه ي درياپايه ( PV-4 ) و آموزشي( PV-5 ) نيز تست شدند .قرار است آزمايشات تسليحات سري جنگنده هاي تجاس نيز امسال انجام پذيرد اما به نظر نمي رسد تجاس به طور کامل تا سال 2010 ، رسما وارد خدمت شود . انواع مدل هاي تجاس : _ LCA-TD-1:اولين پيش نمونه ي توليدي با موتور جنرال الکتريک F404-F2J3 _ LCA-TD-2:دومين پيش نمونه ي اثباتگر فناوري _ LCA-PV-1 and PV-2:مدل اوليه ي تک سرنشينه _ LCA-PV-3:نمونه ي بسيار شبيه به مدل اصلي که قابليت سوخت گيري هوا به هوا را دارد . _ LCA-PV-4:نوع درياپايه ي تک سرنشينه _ LCA-PV-5:پيش نمونه ي دو سرنشينه و آموزشي _ Tejas:مدل اصلي ساخته شده براي نيروي هوايي هند _ Navy model:مدل دريايي با بهينه سازي هايي مثل تقويت ارابه ي فرود و طراحي مجدد بدنه به جهت انطباق با ناوهواپيمابر _ MCA:طرح ابتدايي ساخت جنگنده ميان وزن با قابليت هاي پنهانکاري و داراي موتور مجهز به تغيير دهنده هاي بردار رانش مشخصات اصلي : خدمه : يک نفر قيمت پايه : 21 ميليون دلار طول : 13.20 متر عرض : 8.20 متر ارتفاع : 4.40 متر مساحت بال : 38.4 متر مربع وزن خالي : 5500 کيلوگرم وزن معمولي : 8500 کيلوگرم وزن حداکثر هنگام برخاست : 12500 کيلوگرم وزن سوخت : 3000 ليتر ( داخلي ) 4000 ليتر ( خارجي ) حداکثر وزن تسليحات در هنگام بارگذاري : 4000 کيلوگرم نيروي محرکه : يک دستگاه موتور General Electric F404-F2J3 يا F404-IN20 turbofan ( مدل اوليه ) GTRE GTX-35VS Kaveri turbofan ( مدل اصلي ) کشش : (F404-F2J3 : 18,100 lb (80.50 kN (F404-IN20 : 18,700 lb (83.18 kN (GTX-35VS : 20,200 lb (89.86 kN حداکثر سرعت : 1.8 ماخ در ارتفاع 11 کيلومتري سقف پرواز : 15250 متر برد : 850 کيلومتر نرخ اوجگيري : نامعلوم آستانه ي محدوديت g جي : 9+ / 3.5- تسليحات : يک عدد مسلسل 23 ميليمتري GSh-23 داراي 220 تير فشنگ موشک هاي هوا به هوا شامل R-77/AA-12 Adder, R-73/AA-11 Archer, BVRAAM موشک هاي هوا به زمين شامل بيش از 2 موشک کروز يا موشک ضد کشتي بمب ها شامل انواع بمب هاي هدايت ليزري ، سقوط آزاد ، سنگر شکن داراي 8 مقر خارجي براي نصب انواع موارد فوق کاربران : نيروي هوايي هند / اسکادران دريايي نيروي هوايي هند منبع: دوست خوبم سهیل عزیز http://www.partizan.parsiblog.com نظریه: با توجه به رقابت تسلیحاتی بین دو کشور هند و پاکستان به نظر میرسد که پروژه جیان اف-17 تندر که مشترک بین چین و پاکستان است نیز در راستای این رقابت صورت گرفته است . از نظر سطح و کلاسبندی نیز دو جنگنده تجاس و تندر هر دو برای پشتیبانی نزدیک و علیه اهداف زمینی در نظر گرفته شدند ولی در مقایسه سطح به سطح به نظر میرسد که جنگنده تندر چینی،پاکستانی در کل نسبت به رقیب هندی خود برتری تکنولوژیکی بیشتری داشته باشد. یا علی مدد. نجف47
  8. برای حرکت یک هواپیما به جلو یک نیروی جلوبرنده بنام "تراست" باید توسط یک پیشران تولید شود. بیشتر هواپیماهای جنگنده ی مدرن از یک پس سوز در موتور خود(چه توربوجت و چه توربوفن با ضریب گذرگاهی پایین ) استفاده میکنند. طبق قانون طبیعت، هواپیماهای جنگنده برای پرواز در سرعتی بالاتر از سرعت صوت (supersonic)، مجبورند به یک نیروی drag یا همان نیروی پسا که در جهت مخالف حرکت است، غلبه کنند. در طول کل پرواز از ابتدا تا انتها پای این نیرو در کار است ولی در سرعت صوت این نیرو تغییرهایی دارد. در سرعت صوت این نیرو با شتابی افزایش پیدا کرده و مانع از افزایش بیشتر سرعت هواپیما میشود. پس برای غلبه بر این نیرو به نیروی تراست بیشتری احتیاج است. یک راه ساده برای بالابردن تراست به میزان قابل توجه، اضافه کردن یک پس سوز به هسته ی توربوجت است. در یک توربوجت اساسا مقداری از انرژی گازهای محترق و خروجی برای چرخاندن توربین یا توربینها مورد استفاده قرار میگیرد. در واقع پس سوز برای بالا بردن نیروی تراست تولیدی، از طریق تزریق سوخت به این گازهای محترق استفاده میکند. در شکل بنیادی توربوجت پس سوزدار شما متوجه خواهید شد که بخش نازل کمی طویل شده و حلقه هایی از نگه دارنده ی شعله با رنگ نارنجی را در کنار نازل خواهید دید. در پس سوزها وقتی بخش پس سوز روشن است، سوخت اضافی از میان حلقه ها به گازهای محترق اگزوز تزریق میشود. سوخت میسوزد و با افزایش حرارت و انبساط، تراست بیشتری را تولید مینماید ولی این سوخت با بازدهی که سوخت در محفظه ی احتراق میسوزد، نمیسوزد. شما تراست بیشتری با یک پس سوز خواهید داشت ولی مقدار خیلی بیشتری سوخت خواهید سوزاند. نکته ی دیگر اینکه هنگامیکه پس سوز خاموش است کارایی موتور، به همان میزان کارایی ثابت توربوجت است. در تصویر زیر نمونه ی یک پس سوز دست ساز را میبینید که سوخت پاش و حلقه ی نگه دارنده ی شعله به وضوح دیده میشود. [align=center][/align] گازهایی که به قسمت پس سوز میرسند هنوز مقدار زیادی اکسیژن مصرف نشده دارند. بطور میانگین چیزی در حدود 25 درصد از اکسیژن هوای مورد استفاده ی موتور، در محفظه ی احتراق به مصرف میرسد. پس اگر به مقدار اکسیژن باقیمانده (تقریبا 75 درصد) مقداری سوخت اضافه شود توانایی احتراق آنرا را دارد که نتیجه ی آن بالاتر رفتن حرارت و افزایش سرعت گازهای اگزوز و در نهایت افزایش تراست خواهد بود. بیشتر پس سوزها در حدود 50 درصد نیروی تراست را، افزایش میدهند. قابل توجه است، پس سوز فقط در مدت زمان محدودی قابل استفاده است چون هیچ فلزی توان تحمل دماهای بسیار بالا را ندارد. به همین خاطر فقط در زمان برخاستن هواپیما از زمین یا در هنگام گذر از دیوار صوتی یا در هنگام صعود به بالا با زاویه ی زیاد و یا سایر حالت های ویژه مورد استفاده قرار میگیرد. البته میتوان این مدت محدود را افزایش داد و حتی آنرا دائمی کرد. برای این منظور میتوان با یک خنک کاری ویژه ی مداوم یا گاه به گاه آنرا متعادل نگاه داشت. یک راه برای افزایش زمان استفاده از پس سوز این است که دیواره ی انتهایی موتور را دو جداره کنیم و یک انشعاب از هوای کمپرس شده را که از خنک کننده (دستگاهی است برای جذب گرمای هوا به میزان بالا) عبور کرده، از آن میگذرانیم که باعث کاهش پیشرفت حرارت دیواره ی موتور به میزان زیادی میشود و در نهایت این هوا به گازهای داخلی و داغ ملحق میشود. امروزه در بیشتر موتورهای توربوجت مختص جنگنده ها این فناوری وجود دارد. راه دیگر استفاده از گازهای خنک کننده ی قوی است که به میزان خیلی خیلی زیادی دمای موتور را کاهش میدهند، اما به هر حال این روش و روشهای دیگر معایب زیادی دارند و گذشته از معایب هزینه ی بسیار بالایی نیز دارند. [align=center][/align] منبع:http://jet.blogfa.com/cat-10.aspx
  9. ميتوان به جرات اظهار کرد که ديگر همانند گذشته توانايي ساخت هواپيماهاي جنگنده تنها تحت سلطه کشور بخصوصي مانند ايالات متحده نيست و کشورهاي ديگر نيز همگام با صنعت روز هوانوردي با جديت مشغول به طراحي و توليد هواپيماهاي جنگندهي بومي هستند.اما در اين ميان دو کشور اروپايي يعني انگليس و فرانسه البته تا حدودي نيز آلمان گوي سبقت را از ديگران ربوده و به سرعت در حال توليد جنگنده هايي هستند که به خوبي از پس حريفان امريکايي خود بر آمده و انان را از ميدان نبرد به در ميکنند.کشور فرانسه با سابقه ي زياد در طراحي و ساخت هواپيماهاي مسافربري و نظامي هم اکنون در حال طراحي مدل هاي جديدي از هواپيما هاي جنگنده بوده که نمونه شاخص آن جنگنده رافالRafale با کدM09است در ادامه به بررسي اين هواپيماي مدرن ميپردازيم. اين جنگنده که در حقيقت ادامه دهنده راه اسلاف خود يعني جنگنده هاي مشهور ميراژ جگوار سوپر اتاندارد و... است به منظور جايگزيني جنگنده هاي قديمي توسط نيروي هوايي فرانسه سفارش داده شده. اين جنگنده که ميتوان آن را تا حدودي جنگنده اي جوان وجديد ناميد در سال 2001 و در عمليات جنگ افغانستان عملکرد و برتري آشکار خود را بر شناخته شده ترين هواپيما هاي ناو نشين يعني f-18 و f14 به جهانيان ثابت نمود.رافال هواپيمايي دو موتوره با قابليت حمل بازه گسترده از تسليحات هوا به هوا و هوا به زمين بوده که در عين حال هواپيمايي بي نهايت تغير پذير است و به سرعت ميتواند نقش خود را از برتري هوايي به شناسايي حملات دريايي و يا زميني تغير دهد.در کاکپيت اين جنگنده از سيستم هاي اويونيک يا سيستم هاي الکترونيکي بسيار پيشرفته اي بهره برداري شده است مانند سيستم HUDهولوگرافيک با زاويه ديد بالا ساخت شرکت تالس اويونيک که اطلاعات ماموريت را به وفور در جلوي ديد خلبان حاضر مي نمايد.دوربين هاي CCDو همچنين صفحه نمايش هاي لمسي در طرفين خلبان که اطلاعات تاکتيکي موقعيت حاضر را ارايه کرده و به او امکان تصميم گيري به موقع را ميدهد. در مورد تسليحات اين جنگنده بايد اظهار نمود که اين هواپيما قادر به حمل بيش از 9 هزار کيلوگرم جنگ ابزار هوا به هوا و هوا به زمين از انواع مختلفي چون موشکهاي ميکا ما÷يک سايدوايندر آپاچي اگزوست ماوريک هارپون و بمب هاي هدايت ليزريGBU-12 بسته به نوع ماموريت است.چنانکه پيش بيني نيز ميشود قرار بر اين است که اين جنگنده مدرن از سال 2006 به بمب هاي فوق دقيق هدايت ليزري يا GPSماهواره اي سا÷مAASM نيز براي منهدم کردن هدف هاي دشوار زميني مجهز گردد.اين جنگنده همچنين از دو توپ مسلسل با قدرت آتش 2500گلوله در دقيقه ساختGIAT نيز براي نبرد هاي هوايي نزديک نيز بهره مي جويد. اين جنگنده از نظر جنگ الکترونيک نيزبرتري خود را حفظ کرده است ،چه،با در اختيار داشتن سيستم هاي هشدار تهاجم،گيرنده و آشکار سازي ليزري و سيستم هاي مغشوش کننده رادار هاي دشمن از توانايي قابل قبولي برخوردار است.با مجهز شدن اين هواپيما به سيستم راداريRBE2،اين جنگنده از قابليت هايي چون نگاه به پايين شليک به پايين نيز بهره مند شده قابليت شناسايي همزمان 8 هدف وشناسايي تهديدات هوايي را به نحو احسن را نيز دارا است.طول بال هاي دلتا شکل اين جنگنده حدود 11متر و طول خود هواپيما حدود 10 متر است و در عين حال، از مساحت بالي به ميزان 45 متر مربع بهره ميبرد. اين جنگنده مدرن از دو موتور M88-2ساخت سنکنما،براي فراهم آوردن نيروي پيشران خود استفاده مينمايد ک هالبته هر يک نيروي کشش استاتيکي معادل 75کيلو نيوتون را با پس سوز فراهم مي آورد که در اصل ورودي هاي اين موتور ها ، در زير سکان افقي هواپيما واقع شده است!البته تعجب نکنيد.واقه شدن ورودي هاي هوا زير سکان افقي، به اين دليل است که اين هواپيما از نوع کانارد مي باشد،يعني سکان افقي ان که غلتش حول محور عرضي را کنترل ميکند،به صورت دو بالچه در جلو واقع شده است و در عوض، در قسمت انتهاي هواپيما هيچ گونه سطح کنترلي مشاهده نشده و بال ها تا خروجي هاي موتور ادامه يافته اند. موتور هاي قدرتمند اين جنگنده،رسيدن ان را به سرعتي معادل1/8ماخ و داشتن سقف پروازي برابر با 55 هزار پا را امکان پذير ساخته اند که توانايي هاي بهينه براي جنگنده اي در اين کلاس محسوب مي شود. ناگفته نماند که اين جنکنده در انواع گوناگوني براي ماموريت هاي متواوت عرضه ميشود.اين مدل ها عبارت اند از:مدلBاين جنگنده در اصل براي استفاده نيروي هوايي طراحي گشته و هواپيمايي دو نفره شامل سرخلبان و افسر تسليحات نظامي است.مدلCنيز مانند مدل قبل براي نيروي هوايي توليد شده و در چندي موارد داراي بهبود يافتگي هايي نيز نسبت به مدل قبلي مشاهده ميشود.مدل Mنيز جنگنده تک نفره و مدل ناونشين رافال محسوب ميشود که به منظور انجام ماموريت هاي حفاظتي از ناوهاي هواپيمابر توليد گشته است.قابل توجه است که باز هم سازنده اين هواپيما،يعني شرکت داسالت،سنت شکني نکرده و هواپيماي رافال را نيزهواپيمايي با بال هاي دلتا شکل طراحي نموده است،يعني همان سنتي که در هواپيما هاي پيشين فرانسوي مانند ميراژ4000 رعايت شده است.جنگندهي رافال اولين هواپيماي نظامي جهان است که به منظور انجام ماموريت هاي هوا به هوا و هوا به زمين به صورت همزمان طراحي شده است. به علاوه توانايي هاي اين هواپيما براي انجام عمليات در حالت هاي ماوراي ديد بصري(BVR)و ارتفاع بسيار پايين نسبت به سطح زمين،امکانات گسترده اي را به آن،براي جنگنده اي جند ماموريته بودن و قابليت بقاي فراوان در مقابل دشمن را داده است،و به هر سخن،اين هواپيما قادر است که نه تنها نيروي هوايي فرانسه،بلکه کشور هاي زيادي در جهان را که بعد ها از سفارش دهنده گان اين هواپيما خواهند بود،به سهلوت و با شايستگي هر چه تمامتر مرتفع نمايد. ماهنامه نوآور
  10. [align=center] [/align] SU-27 فلانکر , بی شک , از نظر آیرودینامیکی از دو طرح برتر در قرن بیستم به شمار می رود.البته در کنار مکدانل داگلاس F-15 ایگل.هر دو این هواپیماها بر پایه اصل ساده بودن و در عین حال , طراحی بال بسیار کار آمد و یکپارچگی بال / بدنه با کمترین میزان تکیه بر برآرافزارهای پیچیده تکمیل شده اند.SU-27 در واقع آخرین جنگنده ای است که "پاول سوخوی" به طور مستقیم در تکمیل آن شرکت داشت و در واقع نقطه اوج نیم قرن تجربه وی در طراحی هواپیماهای جنگنده بود. SU-27 که گستره وسیعی از زیر نمونه ها را در خانواده خود جای داده است , با عنوان SU-27SK با توانایی حملات هوا به سطح به چین و ویتنام و با عنوان SU-35 با توانایی چند منظوره به کره جنوبی و برزیل پیشنهاد شد.SU-27 یک سرنشینه همچنین موفقیت اندکی در فروش به اتیوپی و آنگولا به دست آورده , اگر چه در هر دو مورد هواپیماهای به فروش رسیده , از نمونه ارتقاء یافته تا استاندارد SU-27SK و UBK بوده اند , چین حدود 200 فروند SU-27SK تحت امتیاز و با نام J-11 خواهد ساخت و 46 فروند نیز (36 فروند SK و 10 فروند UBK) به طور مستقیم از KnAAPO (در سالهای 1992 و 1996) خریداری نمود.نیروی هوایی چین برای افزایش توانایی خود 28 فروند SU-27UBK که تحویل آنها در ژانویه 2001 آغاز شده است.ویتنام نیز 12 فروند SU-27SK (هفت فروند SK و پنج UBK) در خدمت دارد و برای خرید شمار بیشتری از این جنگنده ها از روسیه برنامه ریزی می کند.KnAAPO دوازده فروند SU-35 نیز برای ارزیابی توسط نیروی هوایی روسیه تولید کرده است که مشاری از آنها در مرکز آمزمایش پروازی آختوبینسک در برنامه های آموزشی گوناگون شرکت داشته می کنند. SU-27 و نمونه های مختلف آن دارای بدنه کاملا یکپارچه , با سکان عمودی ثابت دو تایی و طرح بال / بدنه یکپارچه نسبت باریکی (finaness ratio) استثنایی می باشد.موتورهای پهن این جنگنده , فضایی خالی بین دو ورودی هوا برای نصب پایه های حمل جنگ افزار و بهبود کارایی آیرودینامیکی هواپیما فراهم می کنند.جنگنده های طراحی شده در شوروی (پیشین) به طور متوسط دارای چهار نقطه سخت سازی شده (hardpoint) برای حمل تجهیزات خارجی بوده اند.اما SU-27 با تخطی از سنت رایج حدود 10 نقطه سخت دارد.برد زیاد این جنگنده بدون نیاز مخازن سوخت اضافی , از دیگر نقاط بتری آن به شمار می رود. عوامل یاد شده در کنار چابکی رزمی بالا , فلانکر را به یک جنگنده رهگیر و اسکورت دوربرد بسیار مانور پذیر با توانایی حملات زمینی افزایش یافته تبدیل می کنند.تمامی این برتریها , در نمونه چند منظوره SU-35 که نمونه صادراتی تک سرنشینه استاندارد فلانکر می باشد نیز به چشم می خورند.SU-35 ضمن حفظ ترکیب اصلی SU-27 , دارای سطوح پیشبال , کنترلهای پرواز با فرامین الکترونیکی دیجیتال چهارگانه , به جای سامانه آنالوگ SU-27 , می باشد.گنبد دماغه باریک و بزرگ شده این نمونه , رادار چند حالته فازاترون N-110M بارس را دربر دارد که سامانه آرایه فازی آن در دست تکمیل می باشد. یک نمونه تکمیل شده از سامانه جستجو و ردیابی فروسرخ و مسافت یابی لیزری نیز در قسمت راست آسمانه جای داده شده است و یک رادار عقب نگر جدید در عقب بدنه و بین خروجیهای موتور قرار خواهد گرفت.این "سامانه هشدار راداری فعال" پرتاب موشک های فروسرخ شلیک شونده به سمت عقب (احتمالا نمونه تکمیل شده R-74 از موشک چابک AA-11 آرچر) را ممکن می سازد. [align=center][/align] کابین خلبان دارای سه صفحه نمایش چند کاره رنگی بزرگ , صفحه نمایش سربالا و چیدمانی بهسازی شده تجهیزات می باشد. SU-35 دارای غلاف سوختگیری جمع شونده در سمت چپ جلوی بدنه است و مخزن سوخت اضافی در داخل سکان عمودی ثابت کمی بزرگتر شده آن جای دارد.صندلی پرتاب شونده دارای شیب 30 درجه می باشد تا میزان شتاب گرانش قابل تحمل برای خلبان افزایش یابد.12 نقطه خت سازی شده SU-35 , امکان حمل موشک های هوا به هوا میانبرد AA-10 آلامو یا AA-12 آدر و چهار موشک کوتاهبرد AA-11 آچر را فراهم می سازد.اما در زمینه جنگ افزارهای هوا به سطح , SU-35 از رقبای خود پیشی می گیرد و از توانایی حمل 8000 کیلوگرم جنگ افزار از جمله موشک های هدایت تلویزیونی AS-14 کج و AS-18 کازو , موشک های ضد کشتی و ضد رادار AS-17 کریپتون , بمب های هدایت لیزری و تلویزیونی و هدایت ناپذیر با کالیبرهای مختلف و وزن 500 تا 100 کیلوگرم برخوردار می باشد.پخش کننده های زیر مهمات KMGU و انواع راکت های هدایت ناپذیر (که همچنان برای حمله به اهداف نرم , مورد توجه نیروهای نظامی روسیه هستند) , نیز تکمیل کننده مجموعه تسلیحات SU-35 می باشند. واضح است که هواپیمایی همچون SU-35 با توانایی چند منظوره خود , نی تواند رقیبی سرسخت برای همتاهای غربی خود باشد , به ویژه اگر خطوط انتقال داده که قرار بود در نمونه های صادراتی به کار گرفته شوند نیز به این جنگنده افزوده گردند.دو موتور توربوفن لیولکا - ساترن AL-35F هر یک با پس سوز 28218 پاوند وظیفه تامین نیروی رانش این جنگنده را بر عهده دارند.
  11. \ ميراژ 5 يك هواپيماي ضربتي مافوق صوت است كه در فرانسه و در خلال دهه 1960 توسط صنايع هوايي داسو طراحي شد و علاوه بر اين كشور در جند كشور ديگر هم توليد يا مونتاژ شد. طرح اين جنگنده از سلفش يعني جنگنده موفق ميراژ 3 الهام گرفته شد و در اغاز خود يكي از نمونه هاي ميراژ3 به حساب ميامد اما بعدا از اين جنگنده چند نوع مختلف توليد شد. اين جنگنده وجود خود را مديون يشنهادي است كه از طرف نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در سال 1966 به شركت داسو ارائه شد چون عملا بعد از پيشنهاد بود كه كار طراحي و نمونه سازي اين پرنده در اين شركت سرعت گرفت. از آنجا كه آب و هواي خاور ميانه برعكس اكثر نقاط اروپا در بيشتر روزها صاف و آفتابي است اسراييلي ها پيشنهاد كردند كه جايگاه افسر تسليحات شامل كاكپيت و ساير متعلقات از روي نمونه اصلي ميراژ 3 حذف شود تا هم هزينه تعمير و نگهداري كاهش يابد و هم به جاي آن بتوانند ظرفيت مخازن اصلي سوخت را براي حملات ضربتي و برد بلند افزايش دهند. سر انجام اولين نمونه از اين جنگنده كه تنها تفاوتش با ميراژ3 دماغه قلمي تر و جايگاه عقب رفته تر خلبان بود و مانند اكثر محصولات شركت داسو بالهايي دلتا شكل داشت در 19 مي سال 1967 به پرواز درآمد. اين پرنده مسلسل دو لول ميراژ3 را حفظ كرده بود اما براي حمل ميزان بيشتري سوخت و مهمات دو پايلون به آن اضافه شده بود كه تعداد آنها را به 7 عدد ميرساند و اين عمل خود موجب گشت تا ميزان حمل مهمات در اين جنگنده به 4000 كيلوگرم برسد. افزايش تنش ها در خارميانه ميان اسراييل و اعراب باعث شد تا شارل دو گل رئيس جمهور وقت فرانسه تصميم خود ميبني برعدم تحويل ميراژ ها به رژيم صهيونيستي را در سوم ژوئن سال 1967 اعلام نمايد. اما با وجود اينكه اسراييل به عنوان مشتري درجه يك ميراژ5 تحريم بود خط توليد اين جنگنده كماكان به فعاليت خود ادامه ميداد و نهايتا تا اواخر سال 1968 توانست بسته 50 فروندي انها را اماده نمايد و در اين هنگام بود كه اسراييلي ها توانستند با پيشنهاد پرداخت اخرين مبالغ به اين هواپيما دستيابي پيدا كنند. در سال 1969 و در حالي كه هنوز مبالغي از قرارداد توسط اسراييلي ها پرداخت نشده بود مسئولان نيروي هوايي اين رژيم از دولت فرانسه تقاضا كردند كه خلبانان و تكنيسين ها اين رژيم كه در فرانسه مشغول ديدن دوره هاي اموزشي بودند براي ادامه دوره خود به جزيره كورسيكا واقع در درياي مديترانه منتقل شوند و استدلالشان هم اين بود كه چون چون خاورميانه بر عكس مناطق اروپايي زمستانهاي سرد و برفي ندارد و اين جزيره نيز داراي اب و هوايي مانند خاور ميانه ميباشد بهتر است براي اينكه خلبانان ساعات بيشتري را اموزش ببينند به اين جزيره منتقل شوند. در اغاز دولت فرانسه مخالفتي نداشت اما هنگامي كه از قصد اسراييلي ها براي نصب مخازن سوخت خارجي روي جنگنده ها در راه انتقال به اين جزيره خبر دار شد به قضيه مشكوك شد و جلوي انتقال ها را گرفت كه در نهايت باز اين اسراييل بود كه به سبب نيازش به اين جنگنده تسليم شد و مابقي مبالغ را نيز پرداخت كرد. اما عليرغم تمامي اين شرايط همكاري ها بين فرانسه و اسراييل ادامه پيدا كرد اما اينبار نه به طور عادي بلكه به صورت مخفي و غير علني و در اين زمان بود كه نيروي هوايي اسراييل در حالي 50 فروند از جنگنده هاي جديد ميراژ5 خود را دريافت كرد كه اين جنگنده ها بر طبق استاندارد نيروي هوايي فرانسه و به منظور خدمت در اين كشور ساخته شده بودند. در نهايت و در خلال سالهاي 1971 تا 1974 اين جنگنده ها به نيروي هوايي اسراييل تحويل شدند و به اين علت كه متخصصين اسراييلي به خوبي در فرانسه آموزش ديده بودند و كاملا با قابليت ها و نكات فني مربوط به تعمير و نگهداري از اين پرنده اشنا بودند دولت اسراييل تصميم گرفت تا با بدست اوردن نقشه هاي فني اين پرنده اقدام به توليذد بومي ان كند و نهايتا با استفاده از شيوه هاي مختلف موفق به بدست اوردن اين نقشه ها شد و دست به توليد بومي ميراژ5 كرد كه اكنون ان را به نام نشر ميشناسيم. اما بهتر است نگاهي به ساير جوانب اين جنگنده بندازيم. اين جنگنده نيز مثل ميراژ3 با استقبال گسترده اي روبرو شد به طوري كه گونه هاي مختلفي از ان ساخته و بعضا صادر شدند كه داراي طيف هاي وسيعي از ايونيك پروازي بودند كه در بعضي موارد امكان انجام عمليات رهگيري را به اين جنگنده ضربتي ميدادند. مثلا در مورد ميراژهاي بلژيكي ميتوان گفت كه اين جنگنده ها ازسيستمهاي پروازي امريكايي استفاده ميكردند يا ميراژهاي مصري كه از ايونيك هواپيماي الفا جت بهره ميبردند. نمونه هايي از اين جنگنده نيز به منظور انجام ماموريت هاي شناسايي و اموزشي طراحي و ساخته شدند كه به ترتيب Mirage 5R و Mirage 5D نامگذاري شدند كه البته با يك مقايسه كوچك ميان نمونه هاي شناسايي و تمريني ميراژ3 و ميراژ5 ميتوان دريافت كه اين نامگذاري بيشتر تبليغاتي بوده و به منظور بازاريابي براي صادرات انجام شده چرا كه در بسياري از موارد و قطعات نمونه هاي تمريني و شناساي ميراژ 3 و 5 در حقيقت يكي هستند. در نهايت تعداد 582 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه شامل 51 فروند نشر نيز ميشود. اما گونه هاي مختلف اين جنگنده: Mirage 5 : جنگنده ضربتي تك سرنشينه Mirage 5AD : نمونه صادراتي اين جنگنده به امارات (تنها 12 فروند ساخته شد) Mirage 5EAD: جنگنده تك سرنشينه مجهز به رادار براي حمله به هوا يا زمين. ساخته شده براي امارات(14 فروند) Mirage 5BA : جنگنده تك سرنشينه ساخته شده براي بلژيك و مجهز به ايونيك امريكايي(63 فروند ساخته شد كه62 فروند ان تحت ليسانس در SABCA توليد شد) Mirage 5COA: ساخته شده براي كلمبيا(14 فروند) Mirage 5D: ساخته شده براي ليبي(53 فروند) Mirage 5DE: جنگنده تك سرنشينه داراي رادار حمله به هوا و زمين. ساخته شده براي ليبي Mirage 5F: نمونه استاندارد براي نيروي هوايي فرانسه. Mirage 5G: نموئنه صادراتي براي گابون(3 فروند) Mirage 5G-2 : نمونه ارتقا داده شده براي گابون. Mirage 5J: نمونه هاي تحويل شده به اسراييل Mirage 5M: نمونه صادراتي براي زئير(از 14 فروند فقط 8 تا تحويل شد) Mirage 5MA Elkan: نمونه ارتقا يافته از 5BA براي صادرات به شيلي Mirage 5P: نمونه صادراتي به پرو(22 فروند) Mirage 5P Mara: نمونه ارتقا يافته Mirage 5P براي صادرات به ارژانتين Mirage 5P3: نمونه ارتقا يافته براي پرو(10 فروند) Mirage 5P4: نمونه ارتقا يافته باز هم براي پرو(2 فروند) Mirage 5PA: جنگنده تك سرنشينه ضربتي بدون رادار براي پاكستان(28 فروند) Mirage 5PA2: نمونه ارتقا يافته همراه با رادار Cyrano IV براي پاكستان(28 فروند) Mirage 5PA3: نمونه ارتقا يافته براي پاكستان داراي رادار Agave براي شليك موشك ضد كشتي اگزوست Mirage 5SDE: نمونه مجهز به رادار براي مصر Mirage 5E2 : نمونه ضربتي بدون رادار براي مصر(16 فروند) Mirage 5V: نمونه صادراتي براي ونزوئلا(6 فروند) Mirage 5R: نمونه تك سرنشينه براي مقاصد شناسايي Mirage 5BR : نمونه شناسايي براي بلژيك( از 27 فرودن در كل 23 فروند در بلژيك توليد شد) Mirage 5COR : نمونه صادراتي به كلمبيا Mirage 5DR: نمونه صادراتي براي ليبي(10 فروند) Mirage 5RAD: نمونه صادراتي براي امارات(3 فروند) Mirage 5SDR: نمونه صادراتي براي مصر(6 فروند) Mirage 5Dx: نمونه اموزشي دو سرنشينه Mirage 5BD: نمونه بلژيكي(15 فروند از 16 تا در بلژيك توليد شد) Mirage 5COD: نمونه اي براي كلمبيا(2 فروند) Mirage 5DAD: نمونه اي براي امارات(3 فروند) Mirage 5DD: نمونه اي براي ليبي(15 فروند) Mirage 5DG: نمكونه اي براي گابون(2 فروند در سال 1978 و 2 فروند در سال 1984 تحويل شدند) Mirage 5DM: نمونه اي براي زئير(3 فروند) Mirage 5DP:نمونه اي براي پرو(4 فروند) Mirage 5DP3: نمونه ارتقا يافته Mirage 5DP براي پرو Mirage 5DPA2: نمونه اي براي پاكستان(2فروند) Mirage 5MD Elkan : نمونه ارتقا يافته 5BD (به شيلي فروخته شد) Mirage 5SDD: نمونه اي براي مصر(6 فروند) Mirage 50 : در دهه 1960 شركت داسو موتور توربو جت Atar 09C كه موتور استاندارد جنگنده ميراژ 5 بود را با موتور جديدتر Atar 09K-50 تعويض كرد كه نتيجه اين امر نرخ صهود بهتر و همچنين بهتر شدن ويژگيهاي برخاست اين جنگنده بود و همين طور براي اين جنگنده ار ايونيك پيشرفته تر و رادار Cyrano IV نيز استفاده شد و شركت داسو اسم اين پرنده را ميراژ50 گذاشت اما بر خلاف نمونه قبلي( ميراژ5) اين جنگنده با استقبال خوبي روبرو نشد و فقط به شيلي و ونزوئلا صادر شد. http://gallery.military.ir/albums/userpics/mirage_5.jpg Mirage 50C: نمونه صادراتي به شيلي Mirage 50FC: 8 فروند از نمونه هاي Mirage 5F كه موتورشان با موتور جديد تعويض شده بود و به شيلي فروخنه شدند. Mirage 50DC: نمونه تمريني دو سرنشينه براي شيلي.(از كل 3 فروند 2 فرودن انها از موتور كم توان تر Atar 9C-3 بهره ميبردند) Mirage 50EV :نمونه ارتقا يافته Mirage 5V براي ونزوئلا مجهز به موتور Atar 9K-50 و ايونيك پيشرفته تر و كانارد. Mirage 50DV: نمونه هاي ارتقا يافته Mirage IIIDV/5DV براي ونزوئلا . شبيه به استاندارد 50EV اما كاربران اين جنگنده: امارات: اين كشور پس از بازنشسته كردن جنگنده هاي خود انها را به پاكستان فروخت. ارژانتين: در سالهاي 1978 تا 80 اين كشور 38 فروند نشر به همراه 4 فروند از نمونه تمريني از اسراييل دريافت كرد كه به دشنه(dagger) معروف شدند. البته اين كشور 2 فروند از نمونه هاي فرانسوي و 12 فروند از نمونه هاي اسراييلي(دشنه) خود را در جنگ فالكلند از دست داد كه در ان زمان كشور پرو براي اثبات اتحاد خود با اين كشور 10 فروند از ميراژهاي خود را تحت عنوان Mirage Mara جهت جبران خسارت وارده به ارژانتين صادر كرد. بلژيك: پس از بازنشسته كردن ميراژهاي خود انها را به شيلي فروخت. شيلي:اين كشور ميراژهاي خود را در سالهاي 2006 و 2007 بازنشسته كرد. كلمبيا:اين كشور در حال جايگزيني ميراژهاي خود با كفير ميباشد. اكوادور:ونزوئلا ميراژهاي خود را به اين كشور بخشيد. فرانسه و زئير و ليبي و ونزوئلا : ميراژهاي خود را بازنشسته كرده اند. پاكستان: قصد دارد تا سال 2015 انها را بازنشست كند. گابون:هنوز اين هواپيما ها را در اختيار دارد. مشخصات فني: نقش: ضربتي شركت سازنده: داسوبرگه(فرانسه) خدمه:1 نفر طول:15.55 متر عرض بالها:8.22 متر ارتفاع:4.50 متر مساحت بالها: 35.00 متر مربع وزن خالي:7.150 تن حداكثر وزن برخاست:13.700 تن پيشرانه: يك موتور توربو جت 9C SNECMA Atar با كشش 41.97 كيلو نيوتن در حالت خشك و 60.80 كيلو نيوتن در حالت يس سوز حداكثر سرعت: 2.2 ماخ معادل 2350 كيلو متر بر ساعت سرعت كروز: 956 كيلومتر بر ساعت برد رزمي: 1250 كيلومتر(با حداكثر ميزان سوخت داخلي و مخازن خارجي به همراه 800 كيلوگرم بمب) برد گذري:4000 كيلومتر سقف پروازي: 18 كيلومتر نرخ صعود: 186 متر بر ثانيه تسليحات: 2 مسلسل 30 ميلي متري DEFA 552 با 125 فشنگ براي هركدام دو غلاف راكت يا سوخت Matra JL-100 با توان حمل 250 ليتر سوخت يا 19 راكت 68 ميلي متري SNEB دو موشك حرارت ياب سايدوايندر يا R550 Magics 4 تن بمب منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 60
  12. در پی پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل دولت های دست نشانده شوروی در اروپای شرقی ، این دولتها اقدام به توسعه صنعت هوانوردی خود به منظور ارائه نمایشی از پیشرفت و ترقی ، علیرغم کمبودها و نارسایی های فراوان اجتماعی و اقتصادی داخلی این کشورها- نمودند. یوگوسلاوی نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نبود، بلکه در طی این سالها ، موفق تر از سایر کشورهای اروپای شرقی اقدام به طراحی و ساخت چندین هواپیمای رزمی درجه دو نمود. در نخستین سالهای دهه 80 میلادی (60 شمسی) و همزمان با آغاز مشکلات داخلی اجتماعی و سیاسی در این کشور،که در دهه بعد به فروپاشی و تجزیه آن انجامید ، دولت یوگسلاوی برنامه جاه طلبانه ای را آغاز کرد.طراحی یک هواپیمای رزمی درجه یک با معیارهای جهانی.این هواپیما که « نووی آویون » (Novi Avion) یا «هواپیمای نو» نامیده می شد،بزرگترین و بلند پروازانه ترین برنامه در میان کشورهای اروپای شرقی تا کنون بوده است.برنامه ای که با فروپاشی یوگوسلاوی به فراموشی سپرده شد. دراین گزارش به داستان کوتاه این هواپیمای نو ، از آغاز تا انجام نافرجام آن می پردازیم. زمینه تاریخی در سال 1990 و همزمان با اوجگیری بحران داخلی یوگوسلاوی،تصاویری از ماکت یک هواپیمای جدید با نشان نیروی هوایی این کشور در نشریات هوافضای غرب منتشر شد.این هواپیمای کوچک یک موتوره شباهت عجیبی به جنگنده رافال فرانسه داشت که از خاستگاه و میراث فنی آن خبر می داد.با اینکه این هواپیما در آن زمان هنوز فاصله ای طولانی با پرواز داشت، با اینحال برنامه آن یک دهه قبل از آن آغاز شده و تا آن هنگام صدها میلیون دلار برای آن هزینه شده بود. در پی اعلام نیاز نیروی هوایی یوگوسلاوی به یک جنگنده تازه برای جانشینی میگ 21 در پایان قرن ، دولت این کشور نیز با اعتقاد به اینکه برنامه های توسعه هوانوردی به پیشرفت تمامی کشورها کمک می کند و نیز به امید کسب سهمی از درآمد هواپیماهای جنگنده ، بویژه بخشی که پس از لغو برنامه « اف 20» رها شده بود ، برنامه طراحی و ساخت جنگنده جدیدی را آغاز کرد که نووی آویون نامیده شد. هدف از این برنامه، تکمیل یک هواپیمای پیشرفته رزمی چند منظوره یک موتوره مافوق صوت بود که قادر به انجام ماموریتهای پدافند هوایی، حمله به مواضع زمینی و اکتشافی ، در دهه نخست قرن بیست و یکم باشد.این هواپیما در ضمن ، می بایستی دارای قابلیت مانور زیاد و توانایی پرواز ما فوق صوت در هر ارتفاع پروازی بوده و در سازه آن از مواد پیشرفته کامپوزیتی به نحو گسترده ای استفاده می شد. برای پاسخگویی به چنین چالش های فنی بزرگی،مطالعات اولیه و امکان سنجی در ابتدای دهه80 میلادی (60 شمسی)با یاری چند شرکت اروپایی آغاز شد و علیرغم وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی ، که از سرعت برنامه می کاست ، فعالیتها در این زمینه ادامه یافت و در نیمه دوم دهه 80 پایان گرفت.درضمن از شرکتهای خارجی درخواست شد که پیشنهادات خود را برای پشتیبانی تکنولوژیکی از پروژه نووی آویون ارائه کنند.ظاهراً بهترین پیشنهاد از سوی شرکت «داسو» فرانسه ارائه شد و این شرکت به عنوان شریک تجاری انتخاب گردید. برنامه ریزی و ایجاد زیرساخت انستیتو نیروی هوایی یوگسلاوی به عنوان مرجع اصلی در پروژه نووی آویون، بیش از 50 فعالیت تحقیق و توسعه مرتبط با برنامه را انجام داد و تجهیزات پیشرفته ای را برای تعدادی از آزمایشگاه ها به منظور نوسازی و آماده شدن برای اجرای برنامه خریداری و نصب کرد.این موارد شامل آزمایشگاه تحقیقات مواد،با تاکید به مواد پیشرفته کامپوزیت؛یک تونل باد ماورای صوت با توانایی عملکرد تا سرعت 4 ماخ که در سال 1986(1365) عملیاتی شد و یک تونل باد مادون صوت با محفظه آزمایش 2.5 در 2.5 متر و قادر به انجام آزمایشات آیرودینامیکی تا سرعت 0.95 ماخ شرکت «سوکو» (Soko) سازنده هواپیمای رزمی یوگوسلاوی، که پیش از آن هواپیمای «اورائو» (Orao)، «گالب»(Galeb) و «سوپر گالب» (Super Galeb) را طراحی و ساخته بود یک «اتوکلاو» (AutoClave) (محفظه پخت و عمل آوری مواد کامپوزیت در دما و فشار زیاد) را خریداری کرده و یک کارگاه مواد کامپوزیت ساخته بود.با اینکه این امکانات برای ساخت برخی از قطعات هواپیمای ایرباس – 340، به عنوان پیمانکار فرعی تهیه شدند، با اینحال سوکو قصد داشت که از آن برای ساخت اجزای نووی آویون استفاده کند. مقدورات پروازی از طراحان نووی آویون خواسته شد که این هواپیما را با مقدورات پروازی مشابه رقبای جهانی آن طراحی کنند. به طوریکه در زمان ورود به خدمت در زمره پیشرفته ترین جنگنده ها در کلاس خود باشد.در همین ارتباط، انستیتو نیروی هوایی یوگوسلاوی، تکنولوژی های در دست توسعه را مطالعه کرده و هواپیمای رزمی جدید را با کمک شرکتهای مهم هواپیما سازی طراحی کرده و تاثیر آن را بر تاکتیک های رزم هوایی بررسی نمود. فرمانده وقت نیروی هوایی یوگوسلاوی طی مصاحبه ای در سال 1990 اظهار داشت:« ما یک هواپیمای رزمی چند منظوره یک موتوره مافوق صوت طراحی کردیم که مقدورات پروازی آن پاسخگوی نیازهای ما برای ماموریت های هوا به زمین و پدافند هوایی خواهدبود. اینها نیازهای عملیاتی و تاکتیکی و شرایط منطقه ما هستند. مقدورات پروازی مورد نیاز اعلام شده برای نووی آویون عبارت بودند از : - نسبت کشش به وزن بیش از 1 - سرعت پیوسته(با حداکثر پس سوز) در محدوده 1.4 تا 1.6 ماخ در حین مانور با شتاب 4 جی در ارتفاع 20هزارفوت (6100 متر) - حداکثر سرعت در سطح دریا بیش از 1.1 ماخ و در ارتفاع 36 هزار فوت(11هزار متر) 1.8 ماخ - سرعت گردش لحظه ای (کوتاه مدت) نووی آویون در ارتفاع 3هزارمتری(9800 فوت) می بایستی 24 درجه بر ثانیه و سرعت گردش پیوسته آن در همان ارتفاع ، مابین 13 تا 15 درجه بر ثانیه باشد. - قطر دایره گردش لحظه ای این هواپیما با سرعت مادون صوت و در ارتفاع پایین نمی بایستی از 500 تا 600 متر بیشتر باشد. ویژگی های نووی آویون برای دستیابی به مقدورات پروازی اشاره شده در بالا، طراحان یوگوسلاو با کمک و راهنمایی طراحان داسو فرانسه ، هواپیمایی با بال دلتا و کانارد ، شبیه جنگنده فرانسوی « رافال »طراحی کردند.ورودی های هوا نیز همانند نمونه بزرگترفرانسوی آن ، بصورت مایل در دو طرف بدنه قرار داشتند. به منظور کاستن از وزن و دستیابی به مقدورات پروازی مورد نیاز ، استفاده گسترده ای از مواد پیشرفته کامپوزیت در بدنه هواپیما پیش بینی شده بود و قرار بود که از آخرین دستاوردهای تکنولوژی غربی، شامل رادار و سیستمهای کنترل آتش ، ناوبری،جنگ الکترونیک،نمایشگرهای داخل کابین و .... در این هواپیما استفاده شود. نمايي از كاكپيت نووي آويون موتور دستیابی به ، نسبت کشش به وزن بیش از یک برای جنگنده سبک وزن یوگوسلاوی نیازمند استفاده از موتوری پیشرفته با حداکثر وزن رانش 9 تن(با پس سوز) بود. چندین موتور برای این هواپیما از سوی سازندگان موتورهای غربی پیشنهاد شدند که عبارت بودند از: - موتور اف-404 ساخت جنرال الکتریک آمریکا - آر بی -199 ساخت کنسرسیوم اروپایی توربو یونیون - ام 88 ساخت اسنکما فرانسه - پی دبلیو-1122 ساخت پرات اند ویتنی آمریکا به همراه هریک از آنها هم ، سطوح متفاوتی از مشارکت صنعتی در این پروژه به یوگوسلاوی پیشنهاد شد. با اینکه تا زمان لغو پروژه در پی آغاز جنگ داخلی ، هیچ یک از این موتور ها رسماً به عنوان برنده رقابت اعلام نشد، با اینحال به نظر می رسید که با توجه به سطح مشارکت فرانسه در این برنامه ، ام 88 موتور منتخب برای نووی آویون باشد. موتور ام 88 ساخت شركت اسكنما فرانس آرزوهای بزرگ یوگوسلاوی برنامه هواپیمای نو را با آرزوهای بزرگی آغاز کرد.فرمانده وقت نیروی هوایی این کشور، زمانی اظهار داشت که « این هواپیما می رود که پیچیده ترین تولید علمی و صنعتی کشور ما باشد.درنتیجه،پیشرفت های تکنولوژیکی بسیاری را ایجاد و تقویت خواهد کرد.ما از حدود 180 تکنولوژی و مواد جدید صحبت می کنیم که به زودی از صنعت هوانوری به سایر بخش های صنعتی انتقال خواهند یافت.» یوگوسلاوی در ضمن به فروش هواپیمای سبک وزن رزمی آینده اش در بازار جهانی، بویژه به دلیل عدم وجود رقیبی در آن بخش از بازار، نیز امید بسته بود.این کشور نیاز جهانی به یک هواپیمای رزمی سبک وزن چند منظوره یک موتوره مافوق صورت را در حدود 400 تا 600 فروند برآورد کرده بود و انتظار داشت که از فروش هواپیمای خود سود کلانی بدست آورد. مقامات یوگوسلاو در مصاحبه های خود عنوان می کردند که « تقریباً تمامی نسل جدید هواپیماهای رزمی جهان بزرگتر از نووی آویون هستند و بهای آنها نیز تقریباً 2 برابر است. لذا منطقی است که اگر انتظار داشته باشیم که این هواپیما مورد علاقه بسیاری از کشورهای کوچک و متوسط باشد.با اینحال ، نووی آویون می تواند نظر بعضی از کشورهای بزرگ را نیز به خود جلب کند.» از سوی دیگر، از دیدگاه دولتمردان صرب یوگسلاوی، «هواپیمای نو» نمایانگر عزم ملی،اقتدار دولتی و نشان دهنده توانایی این کشور در غلبه بر بحران های حاد و عمیق سیاسی،اجتماعی و فرهنگی اش بود.کشوری که تنها 2 سال پس از اعلام رسمی برنامه نووی آویون و در پی جنگ داخلی از هم فرو پاشید.در پی این فروپاشی ، برنامه این هواپیما هم علیرغم صرف هزینه سالانه 150 تا 200 میلیون دلار در طی یک دهه ، به فراموشی سپرده شد و تنها یادگار باقی مانده از آن، صفحاتی در مجلات هوانوردی و ماکتهایی بود که معلوم نیست به چه سرنوشتی دچار شدند. مشخصات فنی ] طول : 13.75 متر(45 فوت و 1.5 اینچ) پهنای بال (بدون موشک) : 8 متر (26 فوت و 3 اینچ) ارتفاع : 4.87 متر (16 فوت) پهنای کانارد : 3.55 متر (11 فوت و4 اینچ) سطح بال : 30 متر مربع (323 فوت مربع) وزن خالی : 6247 کیلوگرم (13770 پوند) حداکثر وزن برخاستن : 13400 کیلوگرم(29500 پوند) حداکثر وزن سوخت داخلی : 2565 کیلوگرم (5655 پوند) حداکثر سرعت : 1.88 ماخ حداکثر سرعت اوجگیری : 15000 متر(49200 فوت) بر دقیقه شعاع عمل رزمی(پشتیبانی نزدیک هوایی) : 216-539 ناتیکال مایل(400 – 1000 کیلومتر) برد عبوری : 2031 ناتیکال مایل (3765 کیلومتر) = تصويري از جنگنده سويدي JAS-39_Gripen كه شباهت فراواني به Novi Avion دارد. تصوير جنگنده رافال فرانسه تهیه و تنظیم :Hamed_713 منبع : دوماهنامه هواپیما - شماره 5
  13. [align=center]معرفی و بررسی کامل رادارهای قدرتمند Zhuk روسی Жук Радары قسمت اول [/align] تعریف یک سری از رادارهای روسی تمام آب و هوایی هواپایه است که توسط کمپانی NIIR Phazotron برای جنگنده های چند منظوره ای مانند MiG-29 و Su-27 طراحی و ساخته شده است. معرفی رادارهای باند X پالس داپلر سری N010 ژوک امکان و نوع استفاده را برای جنگنده فراهم میکند، هوا به هوا و هوا به سطح. رادار N010 در حالت هوا به هوا قادر به شناسایی اهداف هوایی و جمع آوری اطلاعاتی درباره آنها مانند مختصات، فاصله و سرعت است. رادار دارای قابلیت نگاه به پائین / شلیک به پائین در برابر اهداف هوایی بوده (حتی هدفهایی که در سطح آب پرواز میکنند) و انواع مختلفی از جستجو را مهیا میکند. این رادار میتواند اهداف را بصورت تک تک یا چند تایی در یک مرحله شناسایی و رهگیری کند در حالیکه مشغول جستجو برای شناسایی اهداف جدید است. رادار ژوک میتواند اهداف را بر اساس کلاس و درجه اهمیت برای منهدم کردن شناسایی کند. یک نوع حالت اسکن در نبرد نزدیک با امکان جستجوی عمودی، زاویه دید HUD و لوله توپ با کیفیت بسیار زیاد برای تعقیب هدف در فاصله دید بصری در این رادار پیش بینی شده است. همچنین رادار N010 توانایی قفل کردن بر روی بالگردهایی را که نزدیک سطح زمین پرواز میکنند و انهدام آنها را دارد. رادار N010 ژوک توانایی سازگاری با انواع مختلفی از تسلیحات هوا به هوا از جمله موشکهای هدایت راداری R-77 و R-27 برای هدفگیری، نشانه گذاری و ارتباط رادیویی را دارد و میتواند موشکهای هدایت مادون قرمز R-73 را نیز برای شلیک آماده (یعنی جستجوگر مادون قرمز موشک را بر روی هدف قفل کند) و امکان استفاده از توپ هواپیما را نیز فراهم میکند (یعنی هدفگیری با توپ بوسیله قفل شدن رادار بروی هدف و مشاهده مشخصات در HUD). در حالت هوا به زمین رادار N010 توانایی نقشه برداری از عوارض زمین با امکان تهیه نقشه مصنوعی از هدف ، نقشه برداری با امواج ثابت یا متغیر و دقتی تا 3 در 3 متر و زوم دقیق و عکسبرداری دارد. رادار میتواند اهداف را شناسایی و سرعت و فاصله آنها را تشخیص دهد (هم دریایی و هم زمینی). رادار ژوک میتواند عوارض زمینی را در ارتفاع پائین تعقیب کرده و همچنین مناطق آب و هوایی خطرناک را در حین پرواز شناسایی کند. رادار تسلیحات هوا به زمین متنوعی شامل موشکهای هوا به سطح Kh-29 و ضد رادار Kh-31 دارد. رادار N010 طراحی انعطاف پذیری داشته و مدلهای قبلی آن مانند Zhuk-M و Zhuk-MS امکان ارتقا به سطح رادار پیشرفته Zhuk-A را دارند. قابلیت های رادارهای چند منظوره ژوک: حالت عملیاتی هوا به هوا: امکان نگاه به بالا/پائین و شلیک به بالا/پائین شناسایی اهداف هوایی و اندازه گیری فاصله ، سرعت مختصات زاویه ای رهگیری اهداف تنها یا در کنار هم رهگیری اهداف در کنار هم و حمله به خطرناکترین آنها رهگیری و قفل اهداف بصری در داگفایت شناسایی و رهگیری بالگردها و بالگردهای نزدیک سطح زمین تعیین نوع و کلاس هدف مورد نظر تشخیص اهداف نزدیک هم و تعیین ترکیب رزمی آنها شناسایی پدیده های خطرناک جوی قفل بر روی چندین هدف مجزا با یا بدون اسکن هوایی شناسایی و تعقیب اهداف مهم هوایی شناسایی و تعقیب و قفل بر روی یک هدف قفل بر روی چندین هدف مجزا با یا بدون اسکن هوایی کاربرد در نبردهای نزدیک هوایی با اسکن افقی و نمایش در شیشه کاکپیت هدفگیری و نشانه گذاری با استفاده از سیستم هلمت نصب شده در کلاه خلبان جستجوی ماورای دید خلبان تخمین حجم و قدرت هدف های ترکیبی حالت عملیاتی هوا به زمین: نقشه برداری زمینی با دقت 3 در 3 متر توانایی زوم و ثابت نگاه داشتن دوربین بر روی هدف رهگیری همزمان چندین هدف زمینی و سطحی شناسایی و رهگیری هدفهای متحرک زمینی و سطحی اندازه گیری زاویه نسبت به هدفهای بصری زمینی و سطحی پشتیبانی از پرواز در ارتفاع پائین و اطلاع دادن به خلبان نقشه برداری از عوارض زمین با استفاده از امواج راداری ، استفاده از امواج باریک با اثر دوپلر ، متمرکز کردن همزمان امواج ، بزرگ کردن مقیاس نقشه و تهیه نقشه نهایی. مسافت یابی سطحی نظارت دریایی و سطحی هشدار دهنده نزدیکی به سطح زمین اندازه گیری سرعت ناوهای هواپیمابر آشنایی با رادارهای مختلف ژوک رادار Zhuk نسل اول رادارهای ژوک با کد N010 است که برای استفاده در جنگنده MiG-29M و مدل ارتقا یافته MiG-23 طراحی شد. این رادار مخصوص نبردهای هوا به هوا ساخته شده و با لغو شدن طرح MiG-29M امکان استفاده از آن وجود نخواهد داشت. مشخصات: وزن: 220 کیلوگرم قطر آنتن: 680 میلیمتر توان خروجی: 5 کیلووات زاویه جستجو: 90± افقی و 55+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف و حمله به 4 تای آنها برد هوا به هوا: (RCS=5m²) 90 کیلومتر (RCS=3m²) 65 کیلومتر رادار Zhuk-8-ll مدل صادراتی رادار پایه ژوک بوده و برای استفاده در جنگنده چینی F-8-llM ساخته شده است. بجز چند مورد داونگرید در سایر موارد مشابه رادار اصلی است. مشخصات: وزن: 240 کیلوگرم قطر آنتن: 680 میلیمتر توان خروجی: 5 کیلووات زاویه جستجو: 85± افقی و 55+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف و حمله به 2 تای آنها برد هوا به هوا: (RCS=5m²) 90 کیلومتر (RCS=3m²) 65 کیلومتر لازم به ذکر است که چینی ها یک رادار پالس داپلر بومی (البته با کمک اسرائیل) طراحی و ساخته اند به نام KLJ-1 که برد آن در برابر سطح مقطع راداری 3 متر مربع 75 کیلومتر است. با توجه به اینکه رادار ژوک روسی به علت داونگرید توان رزمی کمتری نسبت به رادار چینی دارد ، احتمالا رادار مذکور در جنگنده های جدید اف8 بجای رادار روسی استفاده خواهد شد. رادار Zhuk-27 این رادار برای استفاده در جنگنده سوخو27 طراحی شده و از سیستم شناسایی و هدفگیری مشابه رادار ژوک استفاده میکند ولی توان رزمی آن به مراتب بیشتر از مدل پایه است. مشخصات: وزن: 300 کیلوگرم قطر آنتن: ؟ توان خروجی: ؟ زاویه جستجو: 90± افقی و 55+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف هوایی و حمله به 2 الی 4 تای آنها برد هوا به هوا: 200 کیلومتر (RCS=16m²) 130 کیلومتر (RCS=5m²) 100 کیلومتر (RCS=3m²) برد در حالت نگاه و شلیک به پائین: 200 کیلومتر (RCS=5m²) 150 کیلومتر (RCS=3m²) حداکثر برد برد این رادار 240 کیلومتر بوده و نکته جالب درباره آن توانایی رهگیری تمامی 10 هدف از فاصله 185 کیلومتری است! به عبارت دیگر برد رهگیری این رادار 77% برد شناسایی آن میباشد که نسبت فوق العاده ای است. [align=center][/align] رادار Zhuk-M مدل پیشرفته رادار ژوک با کد N010M میباشد که به آن امکان نقشه برداری و تعقیب عوارض زمین اضافه شده است. این رادار یکی از بخشهای ارتقا یافته جنگنده MiG-29SMT میباشد و تضمینی است برای صادرات میگ29 به کشورهای مختلف مانند هند. کیفیت این رادار با بهبود پردازش سیگنالهای دریافتی افزایش یافته است و برد آن با وجود کوچک و سبکتر بودن از رادار ژوک بیشتر است! Zhuk-M از سیستم پردازشی الکترونیکی استفاده میکند. نکته توجه درباره این رادار دقت بسیار زیاد و برد رهگیری 83 الی 85 درصدی برد شناسایی است! مشخصات: وزن: 180 کیلوگرم قطر آنتن: 624 میلیمتر توان خروجی: ؟ زاویه جستجو: 85± افقی و 56+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف هوایی و حمله به 4 تای آنها شناسایی چندین هدف زمینی و حمله به 2 تای آنها برد هوا به هوا (RCS=5m²): در مدل پایه: 120 الی 150 کیلومتر به جلو و 45 الی 50 کیلومتر به عقب در مدل نهایی: تا 200 کیلومتر به جلو و بیش از 50 کیلومتر به عقب برد هوا به زمین: گروه تانک: 25 کیلومتر پل ریلی: 120 کیلومتر قایق موتوری: 150 کیلومتر ناوشکن: 300 کیلومتر [align=center][/align] رادار Zhuk-MS این رادار پیشرفته برای استفاده در جنگنده سوخو27 و مدلهای مشتق شده از آن طراحی شده و نوع صادراتی آن به نیروی هوایی چین برای نصب در جنگنده های Su-30MKK پیشنهاد شده است. آنتن این رادار اسکن الکترونیکی آرایه ای شیاردار برنامه ریزی شده است. توان شناسایی این رادار نسبت به مدل M افزایش یافته و در برابر هدفهای زمینی کارایی بهتری دارد. (برد آن در برابر تانک 5 کیلومتر بیشتر شده است.) مشخصات: وزن: 255 کیلوگرم قطر آنتن: 960 میلیمتر توان خروجی: 6 کیلووات زاویه جستجو: 85± افقی و 56+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 10 هدف هوایی و حمله به 4 تای آنها شناسایی چندین هدف زمینی و حمله به 2 تای آنها برد هوا به هوا: 190 کیلومتر (RCS=5m²) 150~ کیلومتر (RCS=3m²) برد در حالت نگاه و شلیک به پائین: تا 250 کیلومتر (RCS=5m²) [align=center][/align] رادار Zhuk-F بر پایه رادار اصلی ژوک و بصورت آرایه اسکن الکترونیکی غیرفعال (PESA) ساخته شده است. برای جنگنده سوخو27 طراحی شده و توان فوق العاده ای در نبردهایی هوایی دارد. این رادار به علت غیرفعال بودن توانایی شناسایی اهداف پنهانکار را داشته و فاصله شناسایی سوخو27 توسط رادارهای دشمن را بیشتر کرده است. مشخصات: وزن: 300 کیلوگرم قطر آنتن: ؟ توان خروجی: ؟ زاویه جستجو: 70± افقی و 70+/40- عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 24 هدف و حمله به 8 تای آنها برد هوا به هوا (RCS=5m²): 130 الی 200 کیلومتر برد نهایی این رادار اعلام نشده است ولی با توجه به برد آن در برابر هدف مذکور احتمالا برد نهایی این رادار 300 کیلومتر برسد. رادار Zhuk-MF نسخه ارتقا یافته مدل M با آنتن بزرگتر و غیرفعال PESA است. در حالت هوا به زمین کارایی مشابهی با رادار قبلی دارد. مشخصات: وزن: 285 کیلوگرم قطر آنتن: 700 میلیمتر توان خروجی: ؟ زاویه جستجو: 70± افقی و 70± عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 20 هدف هوایی و حمله به 4 تای آنها شناسایی چندین هدف زمینی و حمله به 2 تای آنها برد هوا به هوا (RCS=5m²): 110 کیلومتر به جلو و 50 کیلومتر به عقب برد هوا به زمین: گروه تانک: 25 کیلومتر پل ریلی: 120 کیلومتر قایق موتوری: 150 کیلومتر ناوشکن: 300 کیلومتر [align=center][/align] رادار Zhuk-MSF جدیدترین نسخه ارتقا یافته مدل M بوده و برد شناسایی آن تقریبا 50% بیشتر از مدل پایه است. توانائیهای هوا به زمین آن مشابه مدل MS بوده و برد شناسایی تانکها 5 کیلومتر افزایش و به 30 رسیده است. از یک آتن غیرفعال PESA با قطر و توان خروجی بیشتر و 16 فرکانس مختلف استفاده میکند. این رادار قابلیت نصب و استفاده در رهگیر میگ31 را دارد و از این بابت رقیبی است برای رادار مشهور زاسلون. مشخصات: وزن: 305 کیلوگرم قطر آنتن: 980 میلیمتر توان خروجی: 8 کیلووات زاویه جستجو: 70± افقی و 70± عمودی قدرت درگیری: شناسایی همزمان 30 هدف هوایی و حمله به 6 تای آنها شناسایی چندین هدف زمینی و حمله به 4 تای آنها برد هوا به هوا (RCS=5m²): 180 کیلومتر به جلو و 60 کیلومتر به عقب برد هوا به زمین: گروه تانک: 30 کیلومتر پل ریلی: 130 کیلومتر قایق موتوری: 150 کیلومتر ناوشکن: 300 کیلومتر توان درگیری این رادار با هدفهای زمینی تا 2 برابر سایر مدلها میباشد. [align=center][/align] در قسمت بعدی مقاله به بررسی کارایی رادارهای فوق در جنگهای قرن 21 و معرفی چند مدل دیگر از رادارهای ژوک خواهیم پرداخت. ادامه دارد ... نویسنده: سعید ، سایت میلیتاری هرگونه استفاده بدون ذکر نام سایت میلیتاری مجاز نیست.
  14. آشنايي با جنگنده ميراژ 3 جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود. خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت . تصویری از میراژ I البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت. [/align/] مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود. اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد! در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد. میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر. میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند. 95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند. کاکپیت میراژ-3 اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند. قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد. مشخصات میراژ-3 خدمه:یک نفر جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ طول بالها:8.22 متر طول جنگنده:15.03 متر ارتفاع:4.50 متر مساحت باله ها:34.80 متر وزن خالی:5.2 تن ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ تسلیحات: 2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52) قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم کشور های دارنده: آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر منبع: www.faqs.org