daria

علت هاي سقوط ساسانيان

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[color=darkblue]سلام
با ديدن اين موضوع تو سايت همشهري گفتم از اون جايي كه اين بخش مدتيه غير فعاله و تا اطلاع ثانوي هم غير فعال مي مونه روي اين موضوع بحث كنيم
حالا دوستان اگه حوصله ي بحث روي اين موضوعو دارن كه هيچي اگه نه اين تاپيكو ادغام كنيم[/color]


[color=blue]25 ارديبهشت؛ پايان كار ساسانيان با قتل بزرگمهر آغاز شد[/color]
[color=darkblue]ايران- نوشيروان كيهاني زاده:
مورخان اروپايي ماه مي سال 590 ميلادي را به دلايل متعدد آغاز پايان كار دودمان ساسانيان ايران نوشته‌اند كه يكي از اين دلايل، كنار گذاشتن، بازداشت و احيانا قتل مديران مجرب و ايران‌دوست كشوري و لشكري بود
و يكي از اين رجال، «بزرگمهر (بوذرجمهر)» وزير معروف و با تدبير خسروانوشيروان بود كه در آن ماه (و به روايتي پانزدهم ماه مي) به دستور خسروپرويز كشته شد و ايرانيان از داشتن يك مدير شايسته، مدبر، انديشمند و ميهن‌دوست عاري شدند. يك سال پس از قتل بزرگمهر، خسروپرويز به توصيه دلسوزان ايران- كه اسپهبد بهرام چوبين را ببخشد و اين نابغه نظامي را از دست ندهد- اعتنا نكرد و در سال 594 هم نقشه قتل سپهبد بستام ساساني (بيستام، امروزه: بسطام) را كشيد كه فرار كرد و در غربت درگذشت. در عهد خسروپرويز كه فردي خوشگذران هم بود، بسياري از ژنرال‌هاي برجسته ايران در جنگ‌هاي غيرضروري كشته يا قرباني سوء ظن وي شده و جان باختند. مديران اداري شايسته هم از گزند او در امان نماندند. بنابراين، ديگر شخصيتي باقي نمانده بود كه امپراتوري كهنسال ما را با تدبير و نيرو حفظ كند و اين قلمرو پهناور ظرف چند دهه از هم گسيخت.[/color]
http://hamshahrionline.ir/News/?id=114579
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته يزدگرد سوم شاه لايقي بوده.......اما در شرايطي كاملا بحراني شاه شد
اگر در زماني كه ثبات بوده شاه ميشد ميتونست در حد شاهان بزرگ قرار بگيره

راستي از ميان بردن حكومت عربي حيره هم از دلايل سقوط ايران بوده.......چون تا زماني كه حيره وجود داشت از هجوم اقوام بيابانگرد عرب به داخل خاك ايران جلوگيري ميكرد

شاه معروف حيره هم اسمش نعمان ابن منظر بوده.......تو يه فيلم قديمي كه بر مبناي داستان پهلوان قديم عرب ها....عنتره .....بوده ........دربار حكومت حيره رو نشون ميده

عنتره كسي بوده كه قبل از اسلام بين عرب ها به عنوان پهلواني جوانمرد معروف بوده
فيلمش هم خيلي خيلي قديميه
البته الان عرب ها جديدترش رو ساختن
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ساسانیها بسیار به مردم ایران ظلم میکردن پس خداوند هم نابودی حکومت انها را توسط ظالمی دیگر نابود کرد .حالا الحمد والله همه ایران دوستار و شیعه علی
  • Upvote 3
  • Downvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در بی لیاقتی آخرین پادشاهان ساسانی شکی نیست ولی به یاد داشته باشیم بخش عظیمی از تاریخ ما در مورد ساسانی ها به وسیله افکاری غلط بنا شده است که نشات گرفته از اعراب بوده است
[b]
به عنوان مثال گفته می شود سپاه ایرانیان در برابر اعراب به زنجیر کشیده شده بود تا این سپاه فرار نکند. حال اینکه این مطلب به کل غلط بوده و خلاف واقع است.

دلیل آنکه این اعراب تا آنزمان سپاهی که به صورت منظم و مرتب به صف شده باشند و به صورت کاملا کلاسیک آماده نبرد باشند ندیده بودند و در تصور احمقانه خود پنداشتند که سپاهیان ایرانی به زنجیر کشیده شده اند. و بعد هم به رسم اعراب که در گفتن لات و الات استادند این را دلیل بر ترس ایرانیان گذاشته اند[/b]

اعراب از سپاهیان چندین هزار نفره در برابر خود سخن می گویند حال آنکه با در نظر گرفتن آنکه شالوده ارتش ایران که از 4 فرماندهی بزرگ تشکیل می شده به دلیل قتل فرماندهان و جنگ های فرسایشی با روم از هم پاشیده بوده چنین امکان ارایش نیرویی وجود نداشته است

باید توجه کرد که بعضی از بخش های ایران دیگر از حکومت مرکزی که بسیار ضعیف شده بود فرمان نمی برده اند و سپاهی هم در اختیار پادشاهی قرار نمی داده اند

به یاد داشته باشیم از نظر اعراب یک سپاه 30000 نفری سپاهی بی پایان و بی شمار بوده است. که پیش از آن اعراب مانند آن را ندیده بوده اند. در تاریخ شبه جزیره عرب چنین سپاهی پیش از آن دیده نشده بود

از این مسائل در تاریخ ایران بسیار است. مانند تاریخی که هرودوت نوشته است و در آن سپاهیان هخامنشی را میلیونی نقل کرده است، حال آنکه امروز ثابت شده است امکان اعزام چنین سپاهی به منطقه ای کوهستانی با دره های تنگ مانند یونان غیر ممکن بوده ، و حداکثر در آن مناطق مورد ادعا برای نبرد میان ما و یونانی ها می توان نیرویی حداکثر برابر با 6000 نفر را در میدان نبرد داشت

به یاد بیاوریم که کتاب های ما را سوزاندند و تاریخ ما را برای ما نوشتند

یهودیان همواره بر فرهنگ و تاریخ ما دست داشته اند تا آنجا که بسیاری از اساطیر یهودی تبدیل به داستان ها و خرافات ما شده است . اگر با دقت بنگرید بسیاری از خرافات و دیو های داستانی ایران بر گرفته از خرافات و اساطیر یهودی است. دلیل آنکه یهودیان تا این حد دیو پرور بوده اند برای همگان مشخص است زیرا آنها همواره می خواستند در برابر قدرت ناب پروردگار نیرویی قرار دهند و بگویند که در برابر پروردگار قدرت هایی برابر یا متخاصم وجود دارد. در حال حاضر هم دست به اقداماتی مشابه می زنند و برای پروردگار قدرت رقیب در فیلم های خود ایجاد می کنند( فیلم کنستانتین). و در همه جا قوم یهود خود را افرادی اهل قلم و مطالعه جا زده اند تا بتوانند خرافات و شرک خود را بر مردم غالب کنند و مردم هم با نادانی به تصور اهل قلم بودن ایشان از این فاسقان پیروی کرده اند.

نمی توان درباره آنچه در تاریخ ایران رخ داده با اطمینان صحبت کرد ولی بی شک آنچه که بیان شده است و نام تاریخ بر آن قرار گرفته با حقیقت فاصله ای بسیار دارد

ارادتمند شما محمد
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اسلام دين قلب ها ست...........كاش اسلام از راه شمشير وارد ايران نميشد...بلكه مثل مسيحيت كه با وجود فشار روحانيون زرتشتي و دشمني با مسيحيان باز هم اين دين در ميان ايرانيان منتشر ميشد

دين زرتشت در زمان ساسانيان جزيي از قدرت سياسي كشور محسوب ميشد......و حكومت رو مجبور به واكنش در برابر دين هاي ديگر مانند دين هاي تازه مثل مانويت و مسيحيت ميكرد
  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به قول معروف تاريخ را طرف پيروز مينويسد. اين عربها همان هايي هستند كه فرش بي نظير ايران را در جنگ با ساسانيان تكه تكه كردند.
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پادشاه اينقدر مغرور بود كه اعراب و حساب نمي كرد وفقط يك ارزتشو به جنگ با انها فرستاد بعدشم كه شكست خوردن ديگه دير شده بود براي در خواست كمك
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
شما رو به خدا این چه جور تحلیل تاریخه.

دریغ از یه قطره مطالعه.

1- کی گفته که ایران فقط یه لشکر به جنگ اعراب فرستاد؟ حداقل ایرانی هابا اعراب 5 جنگ بزرگ و تعداد زیادی زدو خورد کوچک داشتند. فتح ایران برای اعراب مسلمان در حدود 20-30 سال طول کشید. البته وقتی می گم ایران همین ایران امروزی رو می گم . فتح ماوراء نهر و حوزه سند و قفقاز امروزی که در آن زمان یا قسمتی از ایران بودند و یا متحد ایران سالهای بیشتری به طول انجامید.

2- کی گفته که اعراب سپاه بزرگ ندیدند؟ در جنگ موته که به کشته شدن پسر ناتنی پیامبر منجر شد سپاه 3000 نفری مسلمانان با سپاهی به مراتب بزرگتر از خودش مواجه شد. در جنگ احزاب سپاه قریش و متحدینش در حدود 10000 نفر و در فتح مکه سپاه مسلمین در حدود 10000 نفر و در جنگ حنین سپاه هوازن و ثقیف در حدود 30000 نفر برآورد شده که شاید الان کم تعداد به نظر برسد ولی در زمان خودش با توجه به مسائل لجستیکی و موقعیت جغرافیایی و... سپاه های بزرگی به شمار می آمده اند.

3- کی گفته که اعراب در هنگام جنگیدن بدون آرایش و گله ای حمله می کردند. اتفاقا اگر تاریخ جنگهای پیامبر رو بخونید می بینید که بر خلاف اغلب قبایل بدوی پیامبر وسپاه مسلمین بسیار منظم و در ردیف می جنگیده اند. همیشه قبل از حرکت از سپاه سان دیده می شد و سعی می شد که نظم و انضباط در این سپاه تزریق بشه. اصولا اگه در یه سپاه نظم نباشه که سنگ روی سنگ بند نمی شه. حالا شما می گی درباره فتح ایران غلو شده درباره جنگ یرموک که خالدبن ولید سپاه بسیار قوی تر روم و متحدینش رو شکست داد چی؟ اونجا هم اعراب گله ای حمله می کردند؟

4- غرور داشتن و افتخار به تاریخ خوبه ولی مواظب باشید تا این غرور چشمان حقیقت بین شما رو کور نکنه.

5- اما درباره علل سقوط ساسانیان به طور خلاصه می شه گفت:

الف- از بین رفتن اعراب حیره (همانجور که اشاره شد) که به عنوان یه سپر دفاعی در برابر اعراب بدوی عمل می کردند.

ب- جنگهای کمرشکن خسروپرویز با روم که خزانه کشور رو خالی کرده بود.

ج جنگهای داخلی ایران در زمان خسروپرویز

د- اختلاف بین خاندان های اشرافی و بزرگ ساسانی که هر کدوم سعی می کردند پادشاه مورد نظر خودشون رو بر تخت بنشانند. نتیجه این شد که در یه زمان خیلی کم تعداد زیادی شاه شدند بدون اینکه بتونند به امور نظم و ترتیبی بدهند. زمانی که یزدگرد سوم رو بر تخت نشوندند اون بنده خدا دیگه عملا نمی تونست به چیزی حکومت کنه. زنجیره فرمانده و نظم همه چی از بین رفته بود.

ه- قدرت گرفتن و اتحاد اعراب مهاجم و درنده خو تحل لوای اسلام همزمان با ضعف ساسانیان. اگر اعراب 100 سال زودتر متحد شده بودند محال بود که در اوج قدرت ساسانیها بتونند اون رو به زانو دربیاورند.

د- استفاده از سربازان روستایی _(میلیشیا) و آموزش ندیده در سپاه های ساسانی به دلیل کمبود سرباز حرفه ای و با تجربه.

و- دست کم گرفتن حریف و غرور بی جای فرماندهان ساسانی.

ز- نداشتن یه استراتژی جامع و مدون برای مقابله با اعراب.

ح- استفاده اعراب از تاکتیکهای متحرک و سرعت عمل در جابجایی از یک نقطه به نقطه دیگر و نداشتن راه کار تاکتیکی توسط سپاه ساسانی برای مقابله با این تحرک. در بسیاری از موارد سرعت سپاه مسلمانان انقدر زیادبوده که تا مردم یه شهر بخواهد برای مقابله با آنها آماده بشوند سپاه مسلمین رو در مقابل دروازه های خود می دیدند.

ط- استفاده مناسب اعراب از جاسوسان. خالدبن ولید از اعرابی که در حوزه های مرزی دولت ساسانی ساکن بودند یه شبکه جاسوسی کارآمد درست کرده بود که هر تحرک و نقطه ضعف سپاهیان ساسانی رو به موقع بهش اطلاع می دادند در صورتیکه دولت ساسانی نتونسته بود به صورت درست و حسابی رد سپاه اعراب نفوذ کنه.
و و و.... به هرحال باید یادتون باشه که این فتح درخشان در زمان خلیفه ابوبکر و خلیف عمر تنها به شانس بستگی نداشته و نظم وبرنامه ریزی و حساب و کتابی پشت سرش بوده.

به هرحال....
  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=darkblue]سلام
با تشكر از همه ي دوستان به خصوص آقا رضا
الآن كه دارم فكر مي كنم يادم نمياد رو چه حسابي اين تاپيكو زدم ولي به هر حال
آهان لطفا به جاي اين كه بيش تر روي خود جنگ هاي ايرانو اعراب بحث كنيد در مورد چيزاي ديگه بحث كنيد مثل همين كشتن بزرگمهر دين هاي مختلف فشار هاي روي جامعه همسايه ها (منظورم اعراب و روميا نيستن) اقتصاد و چيزايي مثل اين.
كسي از دوستان كتاب كمك هاي اقتصادي در دوران باستانو خونده؟؟؟
يه جايي خوندم اگه بهرام چوبيت نبود و جلوي حمله ي هپتالارو نمي گرفت حكومت ساسانيا 50 سال زود تر منقرض مي شد
به هر حال رو اين جور چيزا بحث كنيد هر چند شايد زياد نظامي نباشن[/color]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمترين علت سقوط ساسانيان كشتن خسروپرويز بود،،،،
خسروپرويز خارج از همه اون بحث ها و حرف هاي نامربوطي كه در موردش ميزنن شاهنشاهي مقتدر بود ،،،در زمان پادشاهي وي خزانه هاي ايران مملو از سكه و جواهرات بود كه نه با ماليات بلكه بواسطه موقعيت تجاري ايران كه مابين چين و روم بود،،،
در زمان پادشاهي و قبل از كشته شدنش توانسته بود از قدرت بزرگان و مؤبد ان براي افزايش قدرت مركزي كم كند ( ديديم كه بعد از مرگ وي قدرت دست بزرگان كشور افتاد و چه بلاي سره كشور امد)
در واقع با كشته شدن خسروپرويز كشور وارد يك هرج و مرج بزرگ شد و بزرگان كشور بجاي همبستگي به فكر منابع خود بودند بطوري كه در چند سال چندين شاه عوض كردن و باعث سقوط يك امپراطوري عظيم از يك مشت عرب پا برهنه شدند،،،
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یاحق

 

به همتون مثبت دادم چون در تک تکشون رگه هائی از حقیقت نهفته بود . حالا برید ذوق کنید . فقط در جهت حقیقت ناب تلاش کنید حتی اگر به ضررتون باشه .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به اذعان بسیاری از مورخان مهم ترین علت نابودی ساسانیان ساختار طبقاتی جامعه و نبود عدالت در جامعه ایرانی بود.در حالی که دین زرتشتی هم این ساختار طبقاتی رو تایید می کرد و مردم ایران که حرفهایی در مورد عدالت و برابری در دین اسلام شنیده بودند چندان مقاومت نکردند و فقط سپاه ساسانی و باقیمانده هاش چند بار با مسلمانان درگیر شد و عموم مردم چندان مقاومت نکردند.

  • Upvote 3
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به اذعان بسیاری از مورخان مهم ترین علت نابودی ساسانیان ساختار طبقاتی جامعه و نبود عدالت در جامعه ایرانی بود.در حالی که دین زرتشتی هم این ساختار طبقاتی رو تایید می کرد و مردم ایران که حرفهایی در مورد عدالت و برابری در دین اسلام شنیده بودند چندان مقاومت نکردند و فقط سپاه ساسانی و باقیمانده هاش چند بار با مسلمانان درگیر شد و عموم مردم چندان مقاومت نکردند.



دوست عزيز خواهشا اين اسم اين مؤرخين رو ذكر كنيد( البته اگه مورخ مورد نظر يك طرفه نباشه)
در دوره ساسانيان مردم ايران جزو ثروتمند ترين و متمدن ترين مردم روي اين كره ي خاكي بودند ( منبع كتاب شاهنشاهي ساسانيان نوشته دكتر امير حسين خنجي)
اتفاقا يكي از عادل ترين حكومت ها در زمان خودش ساسانيان بودند بطوري كه حتي يك كشاورزي ساده هم ميتوانست شكايت خود را پيش شخص شاهنشاه ببرد و اين در حالي است كه در همان زمان در روم جوانان و حيوانات وحشي رو به عنوان گلادياتور به جون هم مي انداختن كه باعث سرگرمي قيصران رومي بشه ( سند كلوسيوم روم)
،،،و در مورد سأختار طبقاتي
ببين دوست من سأختار طبقاتي در نگاه امروزي شايد يك چيز بد باشد،،،اون ساختاري طبقاتي كه ساسانيان داشتند با ساختار طبقاتي كه الان تعريف شده فرق ميكنه،،،
مثال ميزنم،،،در زمان ساسانيان اگر فردي كشاورزي بود پسرش هم بايد راه پدر رو ميرفت مگر اينكه لياقت خودش رو به بزرگان و موبدان. و سپهداران نشون بده
يعني اگر شخصي لياقت درس خوندن داشته باشه و لياقت خودش رو نشون بده ميتونست درس بخونه،،،خيلي ها براي انتقاد داستان شاهنامه و كفاش رو ميارن
تو همين داستان چنتا نكته بزرگ هست،،،همه ميدونيم كه بزرگترين قسمت سپاه ساساني سواره نظامش بود،،
حال اون كفاش ميخواست با تامين علوفه سپاه اجازه درس خوندن پسرش رو بگيره كه انوشيروان نگذاشت،،
يعني يك كفاش اونقدر ثروت و مايه داشت كه ميتونست كل علوفه سپاه مركزي رو تأمين كنه!!!! اين يك نكته
نكته دوم در اين داستان اگر انوشيروان اين درخواست رو انجام ميداد يعني اون پسر كفاش بدون هيچ از موني و نشان دادن لياقتش با رشوه ي پدرش ميتونست درس بخونه خب اگه شاهنشاه اين اجازه رو ميداد الان ميگفتين شاه رشوه گير بود و در حق بقيه جوانان اجهاف كرد،،،،،
در مورد اينكه ميگيد مردم مقاومتي نميكردن واقعا جاي خنده داره،،،،موقعي كه تيسفون محاصره شده بود مردم اينقدر مقاومت كرده بودند و مدت طولاني از محاصره
ميگذشت كه به خوردن گوشت سگ و گربه روي اورده بودند بخاطر إتمام اذوقه،،،،،
در سيستان و فارس و اصفهان هم همينطور شد،،،،كازرون صحنه شديد ترين مقاومت شد،،،نهاوند و صدها شهر ديگه،،،،
(منبع فروپاشي شاهنشاهي ايران توسط اعراب نوشته دكتر امير حسين خنجي، كتاب يزدگرد سوم نوشته بهرام داهيم ،تاريخ يعقوبي و طبري، دو قرن سكوت زرينكوب)
  • Upvote 5
  • Downvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوست عزيز خواهشا اين اسم اين مؤرخين رو ذكر كنيد( البته اگه مورخ مورد نظر يك طرفه نباشه)
در دوره ساسانيان مردم ايران جزو ثروتمند ترين و متمدن ترين مردم روي اين كره ي خاكي بودند ( منبع كتاب شاهنشاهي ساسانيان نوشته دكتر امير حسين خنجي)
اتفاقا يكي از عادل ترين حكومت ها در زمان خودش ساسانيان بودند بطوري كه حتي يك كشاورزي ساده هم ميتوانست شكايت خود را پيش شخص شاهنشاه ببرد و اين در حالي است كه در همان زمان در روم جوانان و حيوانات وحشي رو به عنوان گلادياتور به جون هم مي انداختن كه باعث سرگرمي قيصران رومي بشه ( سند كلوسيوم روم)
،،،و در مورد سأختار طبقاتي
ببين دوست من سأختار طبقاتي در نگاه امروزي شايد يك چيز بد باشد،،،اون ساختاري طبقاتي كه ساسانيان داشتند با ساختار طبقاتي كه الان تعريف شده فرق ميكنه،،،
مثال ميزنم،،،در زمان ساسانيان اگر فردي كشاورزي بود پسرش هم بايد راه پدر رو ميرفت مگر اينكه لياقت خودش رو به بزرگان و موبدان. و سپهداران نشون بده
يعني اگر شخصي لياقت درس خوندن داشته باشه و لياقت خودش رو نشون بده ميتونست درس بخونه،،،خيلي ها براي انتقاد داستان شاهنامه و كفاش رو ميارن
تو همين داستان چنتا نكته بزرگ هست،،،همه ميدونيم كه بزرگترين قسمت سپاه ساساني سواره نظامش بود،،
حال اون كفاش ميخواست با تامين علوفه سپاه اجازه درس خوندن پسرش رو بگيره كه انوشيروان نگذاشت،،
يعني يك كفاش اونقدر ثروت و مايه داشت كه ميتونست كل علوفه سپاه مركزي رو تأمين كنه!!!! اين يك نكته
نكته دوم در اين داستان اگر انوشيروان اين درخواست رو انجام ميداد يعني اون پسر كفاش بدون هيچ از موني و نشان دادن لياقتش با رشوه ي پدرش ميتونست درس بخونه خب اگه شاهنشاه اين اجازه رو ميداد الان ميگفتين شاه رشوه گير بود و در حق بقيه جوانان اجهاف كرد،،،،،
در مورد اينكه ميگيد مردم مقاومتي نميكردن واقعا جاي خنده داره،،،،موقعي كه تيسفون محاصره شده بود مردم اينقدر مقاومت كرده بودند و مدت طولاني از محاصره
ميگذشت كه به خوردن گوشت سگ و گربه روي اورده بودند بخاطر إتمام اذوقه،،،،،
در سيستان و فارس و اصفهان هم همينطور شد،،،،كازرون صحنه شديد ترين مقاومت شد،،،نهاوند و صدها شهر ديگه،،،،
(منبع فروپاشي شاهنشاهي ايران توسط اعراب نوشته دكتر امير حسين خنجي، كتاب يزدگرد سوم نوشته بهرام داهيم ،تاريخ يعقوبي و طبري، دو قرن سكوت زرينكوب)

ساسانیان واضع و ادامه دهنده بسیاری از اولینها بوده اند. تعصب را نباید به جایی ببریم که کور بشویم.

در زمان ساسانی چندین کتابخانه عظیم در ایران بوده که بعد از سقوط، اعراب از کتب ایرانی سالهای سال به عنوان هیزوم استفاده می کردند.

در زمان ساسانی مانند هخامنشی کارفرما ملزم به ایجاد باغ کودک (مهد کودک امروزی) در محلی که در دید مادر باشد بوده.

در زمان ساسانیان که خود را احیا کننده هخامنشیان می دانسته اند، نامچه (شناسنامه امروزی) وجود داشت و هر آن کس که پنجاه سالگی می رسید بازنشست می شده است و مقرری ماهیانه دریافت می کرده است.

در زمان ساسانیان اسب، قاطر و فیل که برای ارتش خدمت کرده بودند نیز بازنشست می شده اند در دوران پیری و دهاتی در ایران بوده مخصوص نگاهداری از حیوانات بازنشسته. (در ایران معاصر فقط در زمان رضا شاه یک قاطر که مفتخر به دریافت مدال ذوالفقار شده بوده (چون یکی از 3 مسلسل موجود در کل ارتش را بعد از به غنیمت گرفته شدن توسط اشرار دوباره به ارتش بازگردانده بوده است) بازنشست شد و تا آخر عمرش 2 درجه دار به صورت نوبتی از او نگاهبانی می کردند)

البته من فسیل شده بعد از سالها کار وقتی به بیمه مراجعه کردم دیدم که سوابق بیمه ام ناقص هست و حتی یکی از شرکتهای دولتی هم جزو متقلبین در نریختن پول به حساب بیمه بوده است!!!!!!!!!!! که معنی آن می شود این که باید سالهای بیشتری کار بکنم تا با حقوقی ناچیز بازنشست بشوم. بعد از مدتها فهمیدم که به اندازه یک قاطر ساسانی هم نیستم.

متون حسابداری ساسانیان موجود است یک سنگ صاب تازه کار در کرمانشاه هفته ای یک سکه طلا و یک گوسپند حقوق می گرفته که امروز خیلی از مردم ماهی یک دهم اون سکه را نمی گیرند به عنوان حقوق.

در زمان ساسانیان در ایران بر خلاف کل دنیا دانشگاه و بیمارستان وجود داشت

در زمان ساسانیان پزشکان بسته به میزان اقامت بیماران در بیمارستان به آنها پول پرداخت می کردند و برای هیچ پزشکی سودی نداشت که مریض را الکی در بیمارستان نگه بدارد و همه پزشکان دنبال این بودند که اساسا کسی مریض نشود. اتوبوس راه نمی انداختند تا برای عوام فریبی درمان مجانی بکنند و از آنطرف حسابهای بانکی نجومی داشته باشند.

در زمان ساسانیان پزشکان ابتدا دارو ساز بودند و سپس پزشک نه مثل الان که دارو هایی که تجویز می کنند با هم ناسازگار است و شما حتما قبل از مصرف باید با یک دارو ساز مشورت بکنی وگرنه احتمال مرگ وجود دارد!!!!

در زمان ساسانیان مبنای ریاضی ما 12 بود (12 عدد مقدس ایرانیان باستان بوده است و به همین دلیل سال هم 12 ماه دارد) و ما در اعداد دارای صفر هم بودیم (بعضی ها گفته اند که از هندی ها گرفته ایم ) به هر روی اگر اعراب معاند ریاضی یونانی را به جای ریاضی ما نمی نشاندند، ما امروز 500 سال در مهندسی مکانیک جلوتر بودیم زیرا حل مشکلات اعداد اعشاری در مبنای 10 500 سال به طول انجامید. خیلی از ریاضی دانها آرزو داشتند که انسان 12 انگشتی بود تا مبنای ریاضی 12 می شد و امروز ما 500 سال جلوتر بودیم.

سیستم طبقاتی ساسانی بسیار هم مفید بوده است. این سیستم باعث می شد که هوش در بین طبقات مختلف تقسیم بشود و همه باهوش ها نروند دانشگاه و مهندسی برق بخوانند و بعدش استخدام بشوند با حقوق ماهی .... سیستم طبقاتی باعث می شد که این همه دانشجوی بی انگیزه نداشته باشیم، یک ادم هیز و خائن در امانت پزشک نشود، یک فرو مایه خائن نظامی نشود (مثل رئیس ستاد ارتش شاهنشاهی که جاسوس شوروی بود) در سیستمی که یک پزشک جد اندر جد پزشک بود، تجربیاتی سر سفره ناهار منتقل می شد که در هیچ دانشگاهی تدریس نمی شود. بی هیچ تردیدی سیستم طبقاتی ساسانی از سیستم امروزی 100 پله پیشرفته تر بوده است. در ضمن افراد کاهش طبقه و افزایش طبقه هم داده می شدند که هم یک نوع تعزیر بدون نیاز به ساخت زندان بوده و هم راه کاری برای ایجاد انگیزه در همه مردم.

علت سقوط ساسانیان هم به نظر من مجموعه ای از دلایل است که عبارتند از:

تنبل شدن مردم ناشی از رفاه زیاد، قدر امنیت را ندانستن (همینطور که امروزه قدر همین میزان امنیت موجود را نمی دانیم)، استفاده از اعراب به عنوان مزدور برای جنگ با روم و فرستادن قسمت اصلی سپاه برای نبرد با چین، عدم رعایت شان پارتیان بین پارسها و مادها و حذف فیزیکی سرداران لایق پارتی(هدف این جوکهای مسخره کننده ملیتها هم ایجاد دوباره همین اختلافات است) و مهمتر از همه عدم نو آوری در روش جنگی و استفاده نکردن از روشهای نوین بوده که این باز می گردد به استفاده از اقمار ایران برای نبرد با دشمنان و در نتیجه کند شدن تیغ ارتش مرکزی.

در جنگ با عراق هم در ابتدا که ما از امواج انسانی استفاده کردیم عراق غافلگیر شد و شکست خورد اما چون نوآوری نداشتیم عراقی ها با مهندسی زمین به شکل جنگ اول جهانی کار ما را گره زدند و دست آخر طوری شد که خدا خودش اومد پایین و نجاتمون داد. حالا خوبه آیندگان بیایند بگویند که پاسدارها از جنگ و رهبری خسته شده بودند، عاشق عدل و تدبیر صدام بودند و با عراقی ها خوب نمی جنگیدند؟ خیر پاسدارها خیلی هم بیش از اول جنگ جان فشانی کردند ولی مرتب با روش تکراری که دشمن کاملا آن را می شناخت با نیروی کمتر به نیرویی که هم از نظر تعداد و هم از نظر تجهیزات برتر بود حمله می کردند که خوب نتیجه از قبل مشخص بود.

خیلی از سرداران شهید هم همین موضوع را قبل از شهادت گفته بودند.

 

اینکه می گویند مردم از شاه ساسانی ناراضی بودند و در نتیجه کشور را تقدیم اعراب کردند دروغ محض است. اینکه می گویند مردم عاشق اسلام بودند هم دروغ است برای اینکه آن موقع که صدا و سیما نبوده که تبلیغ کند برای اسلام اینها چه می دانسته اند که اسلام چیست؟ مردم مگر به این سادگی از دین نیاکان هر چقدر هم که بد باشد جدا می شوند؟ مردم اساسا از شهر کناری هم به زور خبر داشتند چه برسد به یک دینی در یک صحرایی.

اتفاقا مردم خیلی هم دلیرانه مقاومت کردند. در ایران هیچ ارتش بزرگی جلو اعراب نجنگید زیرا که چنین چیزی وجود نداشت. وقتی شما دشمن نداری ارتشت ضعیف می شود وقتی که اقمارت برای تو می جنگند و تو به فکر روزی که سلاح آنها بر علیه تو بکار رود نیستی آسیب پذیر می شوی. همانطور که اگر وجود بمبهای هیدروژنی عبری ها راست باشد، همین الان آمریکا باید از قمرش اسرائیل احساس خطر بکند. اما مردم در هر جا همه مقاومتی که می توانستند کردند. سپید جامگان، سبز جامگان، حتی سیاه جامگان مردم عادی بودند نه نظامی. عیاران هم نوعی مبارزان ضد اعراب بودند. شکست اعراب از مردم دست خالی گرگان که معروف است. شکست اعراب در یزد هم که اجسادشان در جایی به نام مشهد یزد انباشته است هم که سند غیر قابل انکاراست. مردم عادی که راه فرار نداشتند، تصمیم به مقاومت گرفتند و با هر چه داشتند به جان اعراب افتادند و همه آنها را کشتند تا فرصت فرار به سمت جنوب برای بقیه بوجود آید. (در پروس شرقی هم یکی از شهر ها شاهد مقاومت مرد و زن و بچه غیر نظامی بود زیرا شنیده بودند که روسها به صورت سیستماتیک به مردم شهر های فتح شده تعرض می کنند که این مقاومت پدر شوروی را در آورد و راه برای فرار جمعیت زیادتری به غرب فراهم شد) اصولا اعراب می دانستند که در ایران ارتشی وجود ندارد که دفاع بکند برای همین جرات حمله پیدا کردند. مثل امروز که اسم اسرائیل را ببری پوشک لازم می شوند اما چون فکر می کنند ما نه پدافند داریم و نه نیروی هوایی و نه نیروی دریایی قابل رقابت با متفقین پس بهترین موقع است که ما را دوباره سنی بکنند. به زبان هم می آورند. یکیشون شیراز را می خواهد یکیشون اهواز را یکیشون جزیره می خواهد وشیخ شارجه بندر عباس را می خواهد!!! بد بختانه تاریخ دوباره تکرار شده و حداقل در عراق که پایتخت ساسانی در آنجا است جنایات جنگی اعراب دوباره در حال تکرار شدن است.

اگر مردم مقاومت نمی کردند ما هم مثل مردم مصر و سودان و لیبی و لبنان و فلسطین و عراق و ... امروز عربی حرف می زدیم و ملیت خودمان را از دست می دادیم اما مقاومت کردیم و ایرانی باقی ماندیم.

یک ذره تاریخ را بخوانید می بینید که خلاء قدرت ناشی از انهدام ساسانیان توسط اعراب باعث 1400 سال جنگ و غارت و وحشی گری از شمال آفریقا تا هندوستان شده است. هجوم مغولها و جانشینهای آنها، ایجاد امپراطوری های مغول در هندوستان و انهدام تمدن کهن هندی، ایجاد امپراطوری ازبکستان و عثمانی که فقط عثمانی هم در آسیا و هم در اروپا میلیونها نفر را نسل کشی کرد و کماکان مشغول است همه از آثار انهدام امپراطوری متمدن ساسانی و خلاء قدرت ناشی از آن است و همه گناهش هم بر گردن آن متجاوزین 1400 سال پیش سنگینی خواهد کرد. اعراب حتی پای پرتغالی ها را به خلیج پارس باز کردند تا با صفویه تعادل ایجاد بکنند. این دزدان دریایی عرب بودند که عبور از دماغه امید نیک را به پرتغالی ها آموختند و راه آبراه پارس را به آنها نشان دادند. اگر ساسانیان بد بودند نبودنشان باید باعث خیر و برکت می شد نه 1400 سال غارت جان و مال و ناموس مردم منطقه توسط هر آن کس که قدرتی دارد.

 

 

 

 

  • Upvote 15
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ساسانیان واضع و ادامه دهنده بسیاری از اولینها بوده اند. تعصب را نباید به جایی ببریم که کور بشویم.

در زمان ساسانی چندین کتابخانه عظیم در ایران بوده که بعد از سقوط اعراب از کتب ایرانی به عنوان هیزوم استفاده می کردند.

در زمان ساسانی مانند هخامنشی کارفرما ملزم به ایجاد باغ کودک (مهد کودک امروزی) در محلی که در دید مادر باشد بوده.

در زمان ساسانیان که خود را احیا کننده هخامنشیان می دانسته اند، نامچه (شناسنامه امروزی) وجود داشت و هر آن کس که پنجاه سالگی می رسید بازنشست می شده است و مقرری ماهیانه دریافت می کرده است.

در زمان ساسانیان اسب، قاطر و فیل که برای ارتش خدمت کرده بودند نیز بازنشست می شده اند در دوران پیری و دهاتی در ایران بوده مخصوص نگاهداری از حیوانات بازنشسته. (در ایران معاصر فقط در زمان رضا شاه یک قاطر که مفتخر به دریافت مدال ذوالفقار شده بوده (چون یکی از 3 مسلسل موجود در کل ارتش را بعد از به غنیمت گرفته شدن توسط اشرار دوباره به ارتش بازگردانده بوده است) بازنشست شد و تا آخر عمرش 2 درجه دار به صورت نوبتی از او نگاهبانی می کردند)

البته من فسیل شده بعد از سالها کار وقتی به بیمه مراجعه کردم دیدم که سوابق بیمه ام ناقص هست و حتی یکی از شرکتهای دولتی هم جزو متقلبین در نریختن پول به حساب بیمه بوده است!!!!!!!!!!! که معنی آن می شود این که باید سالهای بیشتری کار بکنم تا با حقوقی ناچیز بازنشست بشوم. بعد از مدتها فهمیدم که به اندازه یک قاطر ساسانی هم نیستم.

متون حسابداری ساسانیان موجود است یک سنگ صاب تازه کار در کرمانشاه هفته ای یک سکه طلا و یک گوسپند حقوق می گرفته که امروز خیلی از مردم ماهی یک دهم اون سکه را نمی گیرند به عنوان حقوق.

در زمان ساسانیان در ایران بر خلاف کل دنیا دانشگاه و بیمارستان وجود داشت

در زمان ساسانیان پزشکان بسته به میزان اقامت بیماران در بیمارستان به آنها پول پرداخت می کردند و برای هیچ پزشکی سودی نداشت که مریض را الکی در بیمارستان نگه بدارد و همه پزشکان دنبال این بودند که اساسا کسی مریض نشود. اتوبوس راه نمی انداختند تا برای عوام فریبی درمان مجانی بکنند و از آنطرف حسابهای بانکی نجومی داشته باشند.

در زمان ساسانیان پزشکان ابتدا دارو ساز بودند و سپس پزشک نه مثل الان که دارو هایی که تجویز می کنند با هم ناسازگار است و شما حتما قبل از مصرف باید با یک دارو ساز مشورت بکنی وگرنه احتمال مرگ وجود دارد!!!!

در زمان ساسانیان مبنای ریاضی ما 12 بود (12 عدد مقدس ایرانیان باستان بوده است و به همین دلیل سال هم 12 ماه دارد) و ما در اعداد دارای صفر هم بودیم (بعضی ها گفته اند که از هندی ها گرفته ایم ولی صفر داشته ای%

سلام

فعلا دو تا موضوع :

اول این که جناب امیر حسین خنجی تاریخ دان خوبی هستند ولی بیطرف نیستند و این کمی مشکل ساز میشه .

در مورد کتابسوزی ایران بعد از فتح هم که تا به حال خیلی ها بحث کرده اند و دروغ بودنش رو توضیح داده اند ولی ظاهرا دوستان هنوز همان عقیده قدمای خودشان را دارند.

 

لازم است توضیح دهم کسی منکر شیوه حکومتداری و شهربانی دوران قبل از اسلام و روشهایی که برای اداره کشورهای تحت سلطه پادشاهی داشته اند ، نیست . طبیعتا بی عرضگی در اداره امور کشورداری منجر به سقوط سیستم می شود و این که سیستمی بتواند سالها دوام بیاورد ، یعنی عقلانیت در چهارچوب آن وجود دارد . طبیعت داستان این است که با زوال عقلانیت در حکومت ، سیستم پادشاهی دوران قبل از اسلام هم افول پیدا کرد و سیستمی با عقلانیتی بهتر سر کار آمد. این گذار که زوال عقلانیت در سیستم باعث مسلط شدن سیستم جدید می شود ، به دفعات قبل از اسلام هم اتفاق افتاده بود و سیستم جدیدی بر سر کار آمده بود. این گذار هم هیچگاه به راحتی و به شکل مدارا نیوده است و همواره با جنگ و خونریزی همراه بوده است. فکر می کنید گذار از اشکانیان به ساسانیان با جنگ و کشتار همراه نبود ؟ یا گذار از هخامنشیان به اکساندر و جانشینان آن با مدارا و صلح صورت گرفت ؟

 

پی نوشت : اتفاقی که این روزها در عراق که روزگاری زیر پوشش پادشاهی بزرگ ایران بود ، اتفاق می افتد هم یک مرحله گذار است ولی بر خلاف تصور شما الان مردمی که در هر دو طرف جنگ هستند ، اسم عرب را بر خود یدک می کشند و ظاهرا ارتباطی با سلسله ساسانیان به غیر از زمینی که بر روی آن می جنگند ، ندارند.

  • Upvote 3
  • Downvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.