امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

با سلام

CV90 یک نفربر سوئدی است که توسط کمپانی BAE Systems Hägglunds طراحی و ساخته شده است نام دیگر این نفربر Stridsfordon 90 است که بیشتر به همان نام CV90 شناخته می شود . تولید نفربر CV 90 از سال 1993 آغاز شد و هم اکنون هم در حال خدمت است . این نفربر هم یک نفربر عملیاتی هست و هم یک نفربر حمل نیرو چراکه این نفربر قادر است به توپ های 40 م م و 30 م م تجهیز شود . یکی دیگر از سلاح های اصلی این نفربر این است که به یک کالیبر 7.62 mm و موشک های ضد تانک و نفربر قابل تجهیز است . این نفربر علاوه بر اینکه قادر است به سلاح هایی گوناگونی تجهیز شود می تواند بیش از 11 نفر را حمل کند . حدود 17 کشور از این نفربر نیز استفاده می کنند . اين نفربر وبيشرفته به بيش از 13 دستگاه مخابراتي و ارتباطي مجهيز هست كه مي توان از جمله اين دستگاه ها را سيستم ويشرفته و مخابراتي ANTIM LIKETEN نام برد . يكي ديگر از ويژگي هاي اين نفربر سيستم ضد هوايي آن هست . اين نفربر با بهره گيري از سيستم ضد هوايي larekn مي تواند جنگنده ها و هواويما ها را تا برد 5 كيلومتر رهگيري كند . سيستم light snow اين نفربر يك وسيله ديگر شناساپي هست كه قادر است تا ده كيلومتر را مورد بررسي و جست و جو قرار دهد . 5700دستگاه از اين نفربر هم اكنون در جهان كاربرد دارد كه بيش از 500 نمونه از آن براي شناساپي استفاده مي شود و بقيه آن براي حمل نفر . اين نفربر در كشور هاي ژاپن و ايالات متحده بيشتر كاربرد براي پليس دارد تا نيروي نظامي و البته اشايان ذكر است كه بيش از دو سوم نيروي نفربر هاي زميني هلند را اين نفربر قدرتمند تشكيل مي دهد . نمونه اخر اين نفربر كه به تازگي در نيروي زميني سوپيس به خدمت در امده اند نفربر هاي دو منظوره آبي خاكي هستند كع قادر هستند با بهره گيري از برجك جديد و با بهره گيري از سيستم HGFT-32 ‌‌‌ در آب با سرعتي معادل 10 كيلومتر در ساعت حركت كنند . اين نفربر همانطور كه گفته شد به برجك جديد تجهيز شده است كه قادر است با استفاده از اين برجك بيش از 2 راكت زمين به هوا و 4 راكت ضد تانك و نفربر بر روي آن نصب كرد . و همينطور قادر خواهد بود كه برد رهگيري جنگنده و هواپيما ها را تا برد 1 كيلومتر افزايش دهد . البته از اين سيستم رهگيري ضد هوايي زياد در نفربر ها مورد استفاده قرار نمي گيرد چراكه كاربرد زيادي در نيروي زميني ندارد و در حال قيمت بالايي براي نيروي زميني خواهد داشت . بيش از این نفربر به 12 نمونه مختلف تقسیم می شود که انها را بیشتر به نام های :
CV9040
CV9030
CV9035
CV90105
CV90120
CV9040
CV90
CV90B
CV90C
CV90D
CV9040B
CV9040C
CV9056
تصویر



کشور سازنده : سوئد
سال ساخت : 1993
وزن : 26 تن
طول : 6.471 m
عرض : 3.01 m
ارتفاع : 2.5 م
سرنشینان : 10 نفر
سلاح ها :
توپ 40 م م
توپ 30 م م
موشک ضد تانک و نفربر
کالیبر 7.62
اسب بخار : 550 hp
نیروی حرکت : 320 km بدون سوختگیری
سرعت : 70 کیلومتر در ساعت
کشور های استفاده کننده از این نفربر :
دانمارک
فنلاند
هلند
نروژ
لهستان
سوئیس
سوئد
اتریش
اسپانیا
انگلستان
آلمان
ایتالیا
ژاپن
روسیه
اکراین
سنگاپور
ایالات متحده آمریکا
تصویر
تصویر
در فیلم زیر شما با کاربرد های این نفربر بیشتر آشنا می شوید .
http://video.google.ca/videoplay?docid=-2183503996258860586


عیدتون هم مبارک rose

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظر سريع و چابك مياد البته كمي هم شبيه نفر برهاي روسيه است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

زرهپوش سی.وی-90 خانواده ای از خودروهای زرهی سبک را تشکیل می دهد که حاصل کوشش مشترک شرکتهای "بی.آ.ئی سیستمز" و "سآب-بوفورس" می باشد. در تقسیم کاری که این دو شرکت عظیم تسلیحاتی برعهده گرفته اند ساخت بدنه به بی.آ.ئی سیستمز و ساخت برجک به سآب-بوفورس واگذار شده است.

توسعه این زرهپوش با اعلام نیاز نیروی زمینی سوئد به یک زرهپوش با توانایی تحرک بالا در ابعاد استراتژیکی و تاکتیکی در سال 1984 آغازشد. هدف این برنامه ساخت زرهپوشی بود که قابلیت بقا و حفاظت بالایی داشته باشد و بتواند نقش های دفاع هوایی و ضدتانک را نیز برعهده بگیرد. در آن زمان شرکت "هاگلنودز" ،که بعدها توسط بی.آ.ئی سیستمز خریداری شد، در پی توسعه یک زرهپوش پیشرفته بود. 5 پیش نمونه آزمایشی از زرهپوشهای ساخت هاگلنودز در طی سالهای 1988 تا 1991 تحت آزمایشهای گسترده ای از سوی ارتش سوئد قرارگرفتند.

تولید انبوه سی.وی-90 در سال 1993 آغاز شد و تا کنون بیش از 1170 دستگاه از انواع گوناگون آن سفارش داده شده است. تا کنون کشورهای سوئد(509دستگاه)، نروژ(104دستگاه)، سویس(186دستگاه)،هلند(192دستگاه)،دانمارک(45دستگاه) و فنلاند(102دستگاه) این خودرو را به خدمت گرفته اند. لهستان برای ساخت یک نمونه آزمایشی از نفربر زرهی "بی.دابیلو.پی-40" یک برجک سی.وی-90 را خریداری کرد که البته طرح لهستانی ها از نمونه آزمایشی فراتر نرفت. کشورهای کانادا و بریتانیا نیز این زرهپوش را برای
خدمت در ارتشهای خود مورد ارزیابی قرارداده اند.

حفاظت

زره سی.وی-90 می تواند خدمه این خودرو را در برابر گلوله های زره شکاف 14.5 میلیمتری محافظت کنند. در هنگام ضرورت، زره تمام جوشکاری شده سی.وی-90 را می توان با انواع زره های اضافی تقویت کرد. این زره تقویتی می تواند سی.وی-90 را در برابر گلوله های 30 میلیمتری ضدزره محافظت کند. این زرهپوش سطح مقطع راداری کوچکی دارد و امضای حرارتی و صوتی آن اندک می باشد. سی.وی-90 به سیستمهای آتش خاموش کن خودکار و مقابله با حملات ش.م.ه مجهز شده است. فضای داخلی سی.وی-90 با یک لایه کولار پوشانده شده است تا حفاظت بیشتری برای خدمه تأمین شود.

انعطاف پذیری

از دید تسلیحاتی سی.وی-90 زرهپوشی فوق العاده انعطاف پذیر است که می توان آن را به انواع مختلف برجکها، تسلیحات، دستگاه های نشانه روی و سیستمهای هدایت آتش مناسب با نوع اهداف و عملیات مجهز کرد. خدمه سی.وی-90 عبارتند از فرمانده، راننده و توپچی. علاوه بر خدمه، هر دستگاه سی.وی-90 می تواند 8 سرباز را در درون خود جای دهد.

نمونه اصلی سی.وی-90 ،که در خدمت ارتش سوئد می باشد، به یک قبضه توپ 40 میلیمتری ال-70 ساخت بوفورس مجهز شده است. نمونه های صادراتی اغلب به یک قبضه توپ 30 میلیمتری مجهز شده اند. سوئد تعدادی از زرهپوشهای خود را به یک دستگاه دید در شب با دقت بالا مجهز کرده است.


در ماه مارس 2005 شرکت سآب سیستم توسط ارتش سوئد به عنوان مقاطعه کار اصلی توسعه یک سیستم مدیریت صحنه نبرد برگزیده شد. تحویل این سیستمها از سال 2008 آغازشده است.

تاریخچه عملیاتی

با آنکه سی.وی-90 اولین بار در سال 1993 وارد خدمت شد اما تا سال 2007 در یک رزم واقعی شرکت نکرد. در ماه نوامبر 2007 گردان دوم ارتش نروژ در افغانستان ،تحت نظارت سازمان ملل، وارد نبرد سنگینی با مهاجمین طالبان شدند و توانستند آنها را به عقب برانند. منابع نروژی تلفات طالبان را در حدود 45 تا 65 کشته و تعداد بیشتری مجروح ذکر می کنند. کمی بعد در استان بادقیس این نیروها در کمین طالبان گرفتار شدند که این درگیری بدون تلفات برای نیروهای نروژی گزارش شده است. در ژانویه سال 2010 یک دستگاه سی.وی-90 ارتش نروژ در افغانستان بر روی مین رفته و راننده آن کشته شد.



ارتش سوئد سی.وی-90 هایش را در جنگهای داخلی لیبریا به خدمت گرفته است. سوئد در بهار 2009 چهار دستگاه سی.وی-90 به افغانستان اعزام کرد. این خودروها دست کم دو بار با شورشیان درگیر شده اند.


در فوریه 2010 دانمارک 10 دستگاه سی.وی-90 به استان هلمند افغانستان اعزام کرد. این زرهپوشها در کنار زرهپوشهای پیرانها و تانکهای لئوپارد-2 دانمارکی عملیات می کنند. در آوریل همان سال، 2 دستگاه از سی.وی-90 های دانمارکی در اثر انفجار مینهای کنار جاده ای هدف قرارگرفتند. در هر دو مورد خدمه و سربازان درون زرهپوشها جان سالم به در بردند ولی زرهپوشها ،که چرخها و زنجیرشان آسیب دیده بود، برای بررسی بیشتر به کارخانه سازنده در سوئد فرستاده شدند. در روز هفتم آگوست 2010 یک دستگاه دیگر از زرهپوشهای دانمارک توسط مین کنار جاده ای کاملا منهدم شد. 2 نفر از خدمه آن کشته و 3 نفر مجروح شدند.

انواع

سی.وی-9030
ارتش نروژ از سال 1995 زرهپوش سی.وی-90 را به خدمت گرفته است. زرهپوشهای این ارتش به توپهای 30 میلیمتری خودکار بوشمستر مسلح شده اند. در سال 2003 قرار شد که 17 دستگاه از این زرهپوشها به روز شوند و با کیتهای ضدمین، دوربین دید عقب و سیستم خنک کننده هوای جدید مجهز شوند.
ارتش سویس سی.وی-90 های خود را با عنوان "تانک نارنجک انداز 2000" می شناسد. 186 دستگاه سی.وی-90 این نیرو بین سالهای 2002 تا 2005 وارد خدمت این ارتش شده اند. این زرهپوشهای به یک قبضه توپ 30 یا 40 میلیمتری بوشمستر مارک 44 مسلح شده اند و از یک دستگاه نشانه روی ضدهواپیما ساخت سآب و یک سیستم هدایت آتش دیجیتال بهره می گیرد. این سیستم هدایت آتش دارای یک نمایشگر برای هر یک از خدمه می باشد و می توان آن را با سیستم مدیریت صحنه نبرد کامل کرد.
فنلاند از سی.وی-90 هایی استفاده می کند که برجک آنها توسط شرکت "پاتریا"ی فنلاند ساخته شده است. قیمت هر یک از این زرهپوشها 2.67 میلیون یورو برآورد شده است.

در سال 2004 ارتش هلند 184 دستگاه سی.وی-90 مارک3 سفارش داد که قرار شد نصب برجک و مونتاژ نهایی آنها در شرکت "وان هالترن متال" هلند انجام شود. این زرهپوشها به یک قبضه توپ بوشمستر 35 میلیمتری، یک جایگاه فرمانده بر روی سقف برجک، و دستگاه نشانه روی دید در شب/روز نسل سوم مجهز شده است. حفاظت این زرهپوشها در برابر حملات از بالا و مینها تقویت شده است. در سال 2005 شرکت تالس برای ساخت دوربینهای دید در شب زرهپوشهای ارتش هلند انتخاب شد. هر زرهپوش برای ارتش هلند 5.06 میلیون یورو هزینه دربرداشته است.

خمپاره انداز
پاتریای فنلاند توانسته است در مقاطعه ای برنده شود که به موجب آن باید تعدادی از زرهپوشهای سی.وی-90 سوئد را به خمپاره انداز پیشرفته "آموس" مسلح کند. آموس از دو خمپاره انداز 120 میلیمتری هم محور تشکیل شده است که برجک آن می تواند 360 درجه بچرخد. سیستم هدایت آتش کامپوتری آموس به آن اجازه می دهد که به صورت مستقیم و غیرمستقیم شلیک کند. انواع گوناگونی از مهمات را می توان در آموس بکارگرفت. مهمترین آنها، گلوله های باهوش "استریکس" هستند که توسط شرکت ساب-بوفورس سوئد ساخته شده اند. گلوله های استریکس دارای یک سنسور مادون قرمز هستند و می توانند پس از شلیک به جستجوی هدف خود بپردازند. برد این گلوله ها 5000 متر است.خمپاره انداز آموس در سال 2002 یکی از گزینه های اصلی ارتش آمریکا برای "برنامه سیستم رزمی آینده" این نیرو بوده است. در جولای 2006 قرارداد ارتش سوئد و پارتیا بسته شد و قرار است که سی.وی-90 های مسلح شده به خمپاره انداز آموس در سال 2011 تحویل این نیرو داده شوند. این خمپاره انداز بر روی زرهپوش فنلاندی "اکس.آ-200" نیز نصب شده است.

تانک سی.وی-90
آخرین نمونه های زرهپوش سی.وی-90 به برجکهای ساخت هاگلنودز مجهز شدند. این برجکها دارای یک قبضه توپ 120 میلیمتری ساخت سویس می باشند. ساخت سیستم هدایت آتش این توپها برعهده سآب گذشته شده است. این تانک به سیستم اخطار قفل و نزدیک شدن موشکهای راداری یا لیزری می باشد. یک سیستم اختلال الکترونیک فعال و یک سیستم راداری کشف پرتابه های با مسیر منحنی حفاظت تانکهای سی.وی-90 را تکمیل می کنند. برجک این تانکها از طرحی رادارگریز بهره می گیرند. نواخت شلیک این توپ بدون خان به 14 تیر در دقیق بالغ می شود. گونه دیگری از سی.وی-90 به یک قبضه توپ 105 میلیمتری خان دار مجهز شده است تا به عنوان شکارچی تانک بکارگرفته شود.

زرهپوش ضدهوایی
از سال 1995 ارتش سوئد تعداد 27 دستگاه زرهپوش سی.وی-90 مجهز به توپ ضدهوایی را به خدمت گرفته است. این زرهپوشها به یک دستگاه رادار اکتشافی ساخت تالس مجهز شده اند که می تواند اهداف را ارزیابی و بر اساس میزان تهدیدشان آنها را اولویت بندی کند. این زرهپوش می تواند با اهداف در ارتفاع پست و حداکثر تا فاصله 4000 متر درگیر شود. سیستم نشانه روی "یو.تی.آ.آ.اس" ساخت سآب به همراه یک نمایشگر گرمایاب، فاصله یاب لیزری و سیستم هدایت آتش کامپیوتری می تواند توپ ال-70 را بر روی اهداف قفل کند.

زرهپوش شناسایی
یک سیستم نشانه روی دقیق به همراه فاصله یاب لیزری و تجهیزات بهبود یافته ارتباطی و ناوبری سی.وی-90 را به یک زرهپوش شناسایی خط مقدم درجه یک تبدیل کرده اند. این زرهپوش به برجکی با یک قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری مسلح شده است.

زرهپوش فرماندهی
یک گونه دیگر سی.وی-90 زرهپوش فرماندهی است که به انواع تجهیزات ارتباطی "سی-3" مجهز شده است. این زرهپوش نیز از یک قبضه مسلسل چندمنظوره 7.62 میلیمتری بهره می گیرد.

زرهپوش تعمیراتی
زرهپوش تعمیراتی سی.وی-90 دارای 4 نفر خدمه بوده و می تواند تا باری به وزن 72 تن را به همراه خود یدک بکشد. برجک این زرهپوش نیز به یک قبصه مسلسل 7.62 میلیمتری مسلح شده است. سی.وی-90 در نقش زرهپوش تعمیراتی به دو دستگاه وینچ هیدرولیک وی یک جرثقیل مجهز شده و یک بیل مکانیکی در جلوی آن نصب شده است.

سی.وی-90 مشخصات
وزن 26تن
طول 6.47
عرض 3.01
ارتفاع 2.5
خدمه 3نفر+8 سرباز
تسلیحات 1 قبضه توپ 40 میلیمتری بوفورس
یا 1 قبضه توپ 30 میلیمتری بوشمستر
1 قبضه مسلسل 7.62 میلیمتری
موتور 1 دستگاه موتور 8 سیلندر اسکانیا
قدرت 550اسب بخار
نسبت قدرت به وزن 23 اسب بخار/تن
برد عملیاتی 320 کیلومتر
سرعت 70 کیلومتر بر ساعت

300px-Swedish_CV9040.JPG


220px-Swedish_CV9040_AAV_-_Anti-Air_Vehi
سی وی 90-40 ضدهوایی

220px-Cv90afghanistan.jpg
سی.وی-90 ارتش نروژ در حال گشت در افغانستان

120px-CV90120%2C_MSPO_2007%2C_photo_2.JP
سی.وی 90 مجهز به توپ 120 میلیمتری

cv90_6.jpg
سی وی 90 شناسایی

cv90_2.jpg
سی.وی 90 مهجزب به توپ 105 میلیمتری ضدتانک

cv90_5.jpg
سی.وی90 در نقش خودرو فرماندهی

cv90_4.jpg
سی.وی 90 به عنوان خودرو تعمیراتی با جرثقیل و بیل مکانیکی

cv90amos.jpg
سی وی 90 به همراه خمپاره انداز آموس

منبع ماهنامه جنگ افزار شماره 71
رضاکیانی موحد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

نقطه عطف نوسازی خودروهای زرهی Strf90

IMG_20200830_135555.jpg

 

در تاریخ 27 آگوست سال 2020 ، ارتش سوئد صدمین خودرو رزمی cv90  (Combat Vehicle 90  به سوئدی:  Stridsfordon 90 مخفف Strf90 ) نوسازی شده را تحویل گرفت.  وزرات دفاع سوئد قرار داد بروز رسانی 288 دستگاه خودرو رزمی cv90 را با شرکتهای  BAE Systems Bofors و BAE Systems Hägglunds در سال 2016 منعقد کرد. تولید اولین سری خودروهای نوسازی شد cv90 در سال 2019 اغاز شد و پیش بینی میشود این روند تا سال 2022 ادامه خواهد داشت. در اوت سال 2020 نیروهای مسلح سوئد آموزش واحدهای که خودرو رزمی Strf90 نوسازی شده را  تحویل گرفته اند را آغار کرده است. این برنامه نوسازی و بهینه سازی شامل زیر سیستم های فرعی خودرو و سیستم های پشتیبانی فرمان میباشد. شرکت Bofors مسئول نوسازی  بخش برجک و شرکت Hägglunds نوسازی بخش شاسی را انجام میدهد.  خودروهای رزمی Strf90 از اواسط دهه 90 وارد ارتش سوئد شدند در نتیجه برای ادامه خدمت نیاز به نوسازی و بهینه سازی برخی قطعات خودروهای رزمی Strf90 ضروری است. لنا جانسون ، مدیر پروژه در وزرات دفاع دراین باره می گوید: خوشحال کننده است که ما اکنون به یکی از مهمترین اهداف در پروژه رسیده ایم ، نیروهای مسلح هم اکنون می توانند آموزش سربازان و واحدها با وسایل نقلیه نوسازی شده را انجام دهند ، که گامی مهم در برنامه ارتش است."  توماس کارلسون  مدیر پروژه  در هر دو شرکت Bofors  و Hägglunds  می گوید : " عامل موفقیت این پروژه همکاری نزدیک  بین شرکت ها با وزارت دفاع  و نیروهای مسلح سوئد است."

 

IMG_20200830_135558.jpg IMG_20200830_135602.jpg

 

IMG_20200830_135606.jpg

پروژه نوسازی خودروهای زرهی Strf90  نتیجه همکاری موثر نیروهای مسلح ها، وزرات دفاع و شرکتهای BAE Systems Bofors و BAE Systems Hägglunds است.

 

  • Like 1
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      تلاش برای معرفی  گونه اولیه  نسلی جدید از خودروهای رزمی
       

      به گفته مدیر پروژه  مهندسی  مرکز تحقیقات خودروهای رزمی ارتش ایالات متحده این مرکز   در تلاش است تا قابلیتهای متفاوتی از گونه اولیه نسل  آینده  خودروهای رزمی که  هم  اکنون  طرح اولیه آن  در جریان یک تلاش مشترک میان  صنایع نظامی و بکارگیرندگان آن در حال شکل گیری است را به نمایش گذارد .
       
       

       
      ژنرال تد توماس
       
      ژنرال تد توماس ، میان شرکتهای تسلیحاتی و ارتش ایالات متحده ، تلاش مشترکی در جریان است که یک مسیر استاندارد برای نمونه سازی اولیه  خودروی رزمی آینده تعیین گردد . طبق برنامه های تدوین شده ، این نمونه پس از اصلاحات لازم در سال  2022  رونمایی شده و بدنبال ارزیابی های عملیاتی در سال 2023 به سازمان یگانهای عملیاتی اضافه خواهد شد . به گفته وی ، این تلاش مشترک ، مجموعه ای بهترین قابلیتها را برای آنچه که وی پروژه  NGCV می خواند ، فراهم خواهد آورد .
       
       

       
       
      به گفته این افسر ارشد ارتش ، مرکز تحقیق ، توسعه و مهندسی  زرهی ارتش (TARDEC )  پس از بررسی طرح های اولیه ، بهترین گزینه را در سپتامبر 2017 انتخاب و قرار داد را با شرکت برنده  منعقد خواهد نمود . پس از انعقاد قرار داد ، دو طرف (  TARDEC  و شرکت برنده  قرارداد )  ، با همکاری  هم  نمونه نخست را در یک بازه زمانی 7 ساله  تولید خواهند نمود . این قرارداد، گستره وسیعی از فناوری ها را پوشش خواهد داد و این نیاز  ارتش را در آینده تامین خواهد نمود . هر اندازه دو طرف  درگیر این پروژه  ، بیشتر همکاری نمایند ، خودروی رزمی آینده  ارتش ایالات متحده ،  با قابلیتها بیشتری  در خط تولید قرار خواهد گرفت .
       
       

      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) 
       
       
      سرهنگ ویلیام  ناکولس  ، مدیر بخش تعیین نیازمندی های نیروی زمینی  مستقر در مرکز  ارزیابی های مانوری ارتش ( فورت بنینگ  / جورجیا) ، در این زمینه می گوید :
       
      " در اواخر سال گذشته میلادی ، این مرکز نیازمندی های ارتش را مورد بررسی قرار داد و در نهایت این مساله مورد بررسی قرار گرفت که نسل بعدی خودروی رزمی ارتش صرفاً یک خودروی رزمی است یا می بایست بعنوان یک خودوری رزمی پیاده نظام  تعریف گردد که در یک بازه زمانی مشخص ، باید جایگزین  تانک اصلی میدان نبرد آبرامز ، نفربرهای برادلی و همچنین پلت فرم هایی نظیر نفربر استرایکر ( مجموعه ای از قدرت آتش و تحرک)  شود .

      ژنرال توماس در این زمینه معتقد است :
      " طراحی این خودرو در مرحله نخست براساس مفهوم سنتی  خودروی رزمی پیاده نظام (IFV) صورت پذیرفته  که می بایست حداقل دو خدمه و شش سرباز را با تمام تجهیزات محمول ، در پیچیده ترین شرایط رزمی حمل نماید "
       
       
      با تمام این تفاسیر ، هدف ارتش ، بکارگیری عملیاتی NCGV ، تا سال  مالی 2035 است و در این مسیر ، سال مالی 2022 یک نقطه عطف در این برنامه  بشمار می رود که آیا رکود فعلی دامنگیر  این پروژه خواهد شد یا اینکه سرمایه لازم برای ادامه آن جهت ارتقاء یا جایگزینی همه ناوگان فعلی ، فراهم خواهد گردید !!!!
       
      پی نوشت :
       
      این تاپیک از تجمیع اخبار مرتبط در تاریخ 20مهرماه سال 1399 خورشیدی ایجاد گردید
       
       
      صرفاً برای میلیتاری / مترجم : MR9
    • توسط MR9
      مقدمه :
       
      هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع  (  Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از  جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد:
       
      """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح  حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است ."""""
       
         
       
      راست : اتو فون مانتوفل  چپ : هانس گودریان 
       
      شروع طوفان : 
      در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن  شکاف ایجاد شده  حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد  ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند  که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب  خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام  در مقایسه با یک زره کوب  نشان می داد  .
       
          
       
      زره کوب اشتوگ-3 سری جی 
      راست : نمای روبرو  چپ : بخش نگهداری مهمات 
       
      با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه  درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه  Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت .
       
       در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه  و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م  و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م  به شاسی فوق الذکر ،   یک توپ خودکششی  ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی  برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد .
       

       
      اشتوگ-3 جی  . ایتالیا - 1943 
       
      بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون  درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود  38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک  بطور مداوم جابه جا میشد .
       
       اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده  ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود  واین  برای صنایع زمان جنگ آلمان  که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل  کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت .
       

       
      پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ،  اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت 
       
      همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش  ،  روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به  تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد .  اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه  و پیمانکاران فرعی تولید تانک  از همان ابتدای امر با این تصمیم  به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش  از حد صنعت خودروسازی آلمان  مرتبط نمود . 
       
       

       
      موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف 
       
       
      از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به  مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها  می بایست به گونه ای جلو می رفت که  حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی  برای ارتش فراهم گردد .
       
        
       
      راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف  چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه 
       
       

      با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو  و تانک  ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد .
       

       
      درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت  یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م  که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد .
       

       
      راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود .
       نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد .
       
       در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که  آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م  با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره  را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود .
       
       توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت )  وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به  بدنه و سامانه رانشی پورشه  به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود  و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند .
       این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن  ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند .
       
         
         
       
      راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت  چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند 
       
      اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این  سخت افزارهای زرهی  بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب  توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت .
       
       
      ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود .
       

       
      ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، 
      گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !!
       

       
      موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس 
       
      بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ  ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی  (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با  سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت  وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید .
       
       
      با این حال ، در عدم  تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت .
       

       
      پانزر4-سری اچ 
      روسیه .. زمستان سال 1943 
       
       مضاف براین ، افزایش اندازه تانک  بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های  آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی  به علم مواد درصدد بودند تا  راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند .
       
       
      با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا  برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات  پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ،
       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط FLANKER
      بد نديدم حالا كه اينقدر جريان اين خودروي زرهي گرونقيمت داغه در موردش تاپيك بنويسم .پروژه جدید استریکر ارتش ایالات متحده تلاشی برای یافتن تعادلی کارامد بین قدرت و توانایی جابجبایی است و خودرویی است که به اندازه یک تانک مهلک و همانند یک هامر پر سرعت است و میتواند در کمتر از 96 ساعت در هر کجای دنیا اماده سرویس دهی باشد استریکر توسط کنسرسیومی از کمپانیهای جنرال داینامیک لند سیستمز و جنرال موتورز دیفنس رهبری میشد
      این خودرو یک طراحی دوباره از پروژه lan است این کنسرسیوم ترکیب و اشکال مذکور را برای استریکر در ساخته است و یادر دست ساخت دارد
      MGS سیستم تسلیحاتی متحرک


      ICV نفر بر استریکر

      MC مخصوص حمل خمپاره

      CV خودروی فرماندهی

      FSV پشتیبان اتش

      ESV خودروی دسته مهندسین
      MEV امبولانس نظامی
      ATGM خودروی موشک انداز موشکهای هدایت شونده ضد تانک

      NBCRV خودروی شناسایی

      ادامه دارد...
    • توسط Azarakhsh
      سيستم RBS-70 متشكل از يك موشك درون محفظه­ي پرتاب، يك سه پايه­ ي پرتاب كه بطور عمودي قرارگرفته و يك دوربين نوري است. پرتاب اين موشك توسط يك نفر انجام مي‌شود و مي‌توان آن را بوسيله سه خدمه حمل و جابجا كرد.

      موشك RBS-70 داراي يك آشكار ساز با شعاع ليزري است كه در قسمت عقب موشك نصب مي‌گردد. اين موشك مجهز به يك موتور Booster و موتور Sustainer و خرج پرتاب جامد مي‌باشد. زماني كه اپراتور موشك را شليك مي‌كند، موتور بوستر درون لوله­ ي پرتاب مشتعل مي‌شده و موشك با سرعت هرچه بيشتر به خارج از لوله پرتاب مي‌شود سطوح كنترل و 4 گيره ي نگهدارنده ­ي موشك به طرف موقعيتي كه موشك لوله را ترك مي‌كند، باز مي‌شوند. موتور Sustainer پس از آنكه موشك به فاصله­ ي ايمن از نقطه­ ي پرتاب رسيد، آتش مي‌گيرد و پس از آن موتور Booster از كار مي‌افتد.


      دوربين ديد شبانه در RBS-75

      يك دوربين مادون قرمز به نام Cond كه در باند 8 تا 12 ميكرون عمل مي‌كند، قابليت ديد درشب و روز را به موشك داده است . اين دوربين داراي حوزه­ ي ديد 8×12 مي‌باشدو براساس تكنولوژي تصويربرداري حرارتي ساخته و طراحي شده است.

      كارد

      RBS-70 داراي سيستم هدايت ليزري و يك سيگنال ليزري است كه از ايستگاه پرتاب موشك ساطع مي‌شود و پس از برخورد باهدف تعيين شده، انعكاس آن به موشك باز مي‌گردد.

      هدف دشمن را مي‌توان بطور چشمي توسط اپراتور پرتاب موشك تعيين كرد و يا مي‌توان اين كار را توسط يك جستجوگر انجام داد. وقتي هدف مشخص شد، اپراتور مي‌تواند آن را رديابي كند و توسط سيستم تشخيص IFF8000 ، يا سيستم تشخيص هدف‌هاي دوست از دشمن، آن را شناسايي نمايد. زماني كه هدف مورد نظر متلعق به نيروهاي خودي باشد، يك چراغ اعلام خطر در دوربين روشن مي‌شود و سيستم توالي شليك از كار مي‌افتد. اپراتور، موشك را بطرف هدف نشانه‌روي مي كند و به كمك سيستم هدايت نيروي موشك، هدف را تا زماني كه موشك به نقطه اصابت به هدف برسد، رديابي نمايد.

      موشك RBS-70 داراي يك آشكارساز ليزري است كه در قسمت عقب موشك نصب شده است. انوار خارج شده از اين آشكارساز كه از دم موشك نمايان است توسط يك پروسسور نصب شده روي موشك مورد استفاده قرار مي‌گيرند تا سيگنالهاي اصلاح مسير و گيره‌هاي كنترل موشك را هدايت نمايد. طول مسير پرواز موشك به لحاظ ژيروسكوپي نمايان مي‌گردد.

      اين موشك داراي جستجوگر در قسمت جلو نمي باشد و سيستم هدايت ليزري در قسمت عقب جايگزين سيلكر Seeker شده است.

      چنانچه موشك از شعاع ليزري منحرف شود و هيچ سيگنال هدايت كننده‌اي دريافت نكند، طبق برنامه‌اي از پيش تعيين شده و در زمان پرواز خود به خود منهدم مي‌شود.

      اين موشك مجهز به كلاهك 1/1 كيلوگرمي با قدرت انفجاري بالا، يك ماسوره­ ي مجاورتي ليزري و يك ماسوره­ ي ضربتي مي‌باشد.





      RBSTO MK1+Missile

      اين سيستم براي ارتش سوئد طراحي شده و مجهز به جستجو­گر ليزري پيشرفته با حوزه­ ي ديد گسترده است. بطوري كه حوزه­ ي ديد آن نسبت به مدل MK1 كه 40درجه مي‌باشد، افزايش چشمگيري يافته و به 57 مي رسد. وقتي كه چند هدف مدنظر باشد؛ حوزه­ ي ديد وسيع تر و زوايه وسيع تري را بين مسير پرواز موشك و شعاع هدايت ليزري فراهم مي‌سازد.



      RBS70 MK2

      موشك MK2 در مقايسه با مدل MK1، تا صددرصد افزايش، در منطقه ي تحت پوشش داشته است. موشك MK2 داراي دستگاه كنترل ديجيتالي كوچكتر، موتور Sustainer بزرگتر و كلاهك سنگين‌تري است كه سرعت آن به 590 متر برثانيه افزايش يافته و برد آن به 7 كيلومتر مي رسد.

      كلاهك اين موشك 50 درصد سنگين‌تر از مدل MK1 و قدرت نفوذي آن در برابر هدف‌يابي مثل هلي‌كوپتر و غيره به مراقبت بيشتر مي‌باشد.



      BOLIDE

      موشك BOLIDE، مدل پيشرفته­ي RBS70 MK2 مي‌باشد.حداكثر سرعت آن بيش از 2 ماخ مي‌باشد و نسبت به MK2 كه 6/1 ماخ سرعت دارد، سريع تر است. اين مدل از موشك ضدهوايي RBS70، مجهز به كلاهك انفجاري با وزن 1/1 كيلوگرم است.

      موشك Bolide متشكل از تعدادي سيستم جديد از جمله ژيروسكوپ فيبرنوري، ماسوره ­ي مجاورتي (كه قابليت انهدام هدف‌هاي كوچك و تاريك را به موشك داده است) موتور sustainer جديد و سيستم‌هاي جديد الكترونيكي است. موتور sustainer جديد موجب كوتاه‌تر شدن زمان پرواز موشك و قدرت مانور بيشتر آن شده است.

      يك سوئيت تجهيزات الكترونيكي كوچك و از پيش قابل برنامه‌ريزي، به موشك امكان داده است تا به نرم افزارهاي جديد مجهز شود. اين موشك براي پدافند هوايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد و حداكثر ارتفاع رهگيري آن بيش از 5000 متر است، اما مي‌توان آن را براي مقابله با هدفهاي سطحي نيز به كار گرفت . برد اين موشك از 250 تا 8000 متر مي‌باشد.


      این هم عکس موشک در اختیار ارتش پاکستان!!


      شنیدم تو جنگ خودمونم یه نمونه ایش بوده!!

      یه فیلم ازش دارم ولی حیف که خیلیه نمی تونم آپلود کنم!!
      منبع:

      naser.ofogh.net
    • توسط MR9
      مقدمه :
      با اولین شلیک موشک وی-2 به قلب فضا در اکتبر 1942 ، عرصه جدیدی به صحنه نبرد اضافه شد ، با این حال   توسعه فناوری نظامی در فضا را میتوان عاملی موثر در ایجاد تغییرات شگرف در ماهیت رزم مانوری بحساب آورد . تغییر صحنه عملیات نظامی در فضا ، همزمان با کاهش قابل توجه و ناگهانی درهزینه های مربوط به دسترسی به مدارهای ماوراء جو  و همچنین توسعه سریع ماهواره های کوچکتر و ارزان تر  برای ایجاد مجموعه حسگرهای پایش عملیات نظامی ،  قابلیتی فراتر از ماهواره های بزرگتر و گران قیمت تر را در اختیار ارتش ها ، نسبت به  گذشته ، قرار خواهد داد . سرعت شگرف این تحولات  و پیامدهای قطعی آن بر عملیات رزمی در آینده موضوعی است که جامعه کارشناسان رو به گسترش فضایی  در سازمان های نظامی تلاش می کند تا  قبل از ایجاد تهدید ، فرآیند توسعه این قابلیتهای جدید در حوزه فضایی را درک کرده  و تغیرات سازمانی ناشی از این امر را بخصوص در حوزه جنگ مانوری مورد بررسی عمیق قرار دهد .
      با توجه به این موضوع پراهمیت  ، قابلیتهای فضا پایه موجود تاثیر قابل توجهی را بر تاکتیکهای رزم  زرهی مدرن در دو سطح تاکتیکی و عملیاتی برجای گذاشته است.
       
       

       
       
      از یکسو ، ارتباطات راه دور ، دسترسی به شبکه های مخابرات نظامی  ، استفاده گسترده از  سامانه موقعیت یابی جهانی (GPS)  و درنهایت مخابرات رمز گذاری شده ، سرفصل های مهم این حوزه بشمار آمده  و از سویی دیگر نیز کاربرد این پتانسیل در حوزه هایی با اهمیت کمتر نظیر عملیات ضد شورش نیز امکان پذیر گردیده است  ،اما پرکاربردترین  ماموریت محوله به حسگرهای فضاپایه را می توان در جنگ سرد و ماهواره های مجهز به حسگرهای مادن قرمز برای تشخیص زمان شلیک موشکهای بالستیک و همچنین رهگیری گونه های بالستیک تاکتیکی بر علیه  واحدهای زمینی جستجو کرد .
       
      در مجموع ، برای یک  آینده قابل پیش بینی ، قابلیتهای فوق الذکر ، البته در پهنای باند بیشتر و دقت افزون تر همچنان به پشتیبانی از عملیات رزمی ادامه خواهند داد . با این وصف ، یکی از مهمترین پیشرفتهایی که فناوری فضایی برای افزایش عملکرد مطلوب واحدهای زرهی پدید آورده ، قابلیت استفاده از تصاویر ماهواره ای در زمان واقعی (near-real-time satellite imagery) بخصوص بر علیه دشمنی است که از این پتانسیل محروم است .
       

       
       
      غافلگیری با ضربه به جناحین :
       
      از یک نظر ، نقطه شروع  استفاده از حسگرهای فضاپایه را می توان با آغاز جنگ نخست خلیج پارس که در جریان آن ، واحدهای ارتش ایالات متحده  با ایراد یک ضربه شدید به جناحین  یگانهای عراقی ، مدافعان را غافلگیر نموده  و بسرعت بر آنها غلبه نمودند، همزمان دانست . ارتش عراق که تحت حملات شدید هوایی  قرار داشت ، ناگهان با ضربه غافلگیرکننده واحدهای زرهی ائتلاف در جناحین خود روبرو شد که این موجبات یک فاجعه نظامی  را برای سرفرماندهی ارتش بعث فراهم آورد .
       
      اما نکته اصلی در این مساله نهفته بود  که موفقیت این  مانور  ، مدیون  چند عامل مهم  ، از جمله فناوری های جدید بخدمت گرفته شده ، بود . از یکسو ، سامانه مکان یاب جهانی  (GPS) تازه به دنیای فناوری نظامی وارد شده بود و به یگان های رزمی اجازه میداد تا در صحنه عملیاتی باز ( صحرا ) با دقت بیشتری دست به عمل زنند و از سویی دیگر به فرماندهان ائتلاف ، بخصوص رسته آماد و پشتیبانی ( لجستیک ) امکان می داد تا بدون نگرانی از آتش دشمن ، ذخیره سوخت و سایر سامانه های لجستیکی را بدون آنکه  نیازی به هزینه کرد بیش از اندازه منابع  داشته باشند ، موقعیت یابی و مستقر سازند . 
       

       

       
      با این وجود ، شاید مهمترین عامل موفقیت در افزایش و تاثیر گذاری واحدهای ائتلاف در این جنگ را می توان در پتانسیل این نیرو در  محرمانه نگاه داشتن نقل و انتقالات و به معنای تخصصی ، "تحرک" این یگان ها  از دید نیروهای عراقی  دانست .
       
      فرماندهان ائتلاف با ایجاد پایش شدید هوایی ، مسیر هرگونه اجرای عملیات شناسایی هوایی از سوی ارتش عراق را مسدود نمودند ، چرا که حتی اجرای یک سورتی ( پرانه ) پرواز شناسایی از سوی نیروی هوایی عراق در ارتفاع ، برد و گستره  مشخص می توانست نیات ارتش ائتلاف را در حوزه محورهای  عملیات آفندی ، افشاء کرده و متقابلا" ارتش عراق قادر می ساخت  تا با تغییر سازمان رزم واحدهای خط مقدم  خود ، تدابیر مناسبی برای حفظ جناحین خود از ضربه زرهی مهاجمان   ، بیاندیشد.
      در این میان ، برخی تحلیلگران براین اعتقاد قرار دارند که حتی در صورت اطلاع ارتش عراق از محورهای عملیاتی ائتلاف ، بسیار بعید بود که توان رزمی کافی برای جلوگیری از موفقیت  نزد مدافعان ، موجود بوده باشد ، اما یقینا" دستیابی به اطلاعات ، هر چند محدود و مختصر ، می توانست هزینه  پیروزی  را برای مهاجمان ، افزایش دهد .  در واقع ، بسیار بعید به نظر می رسد که  ضربه کاری و موفقیت خیره کننده  ارتش ائتلاف ، که  بر قابلیتهای فضاپایه ، قرار داشت  و صورتبندی بسیار بزرگتر مدافع را فریب داد  ، بدون این ستون اصلی ، قابل تکرار باشد .
       

       
      شیوه اجرای مانور توسط واحدهای رزمی درمقیاس گروهان و گردان  که به هردلیلی ممکن بود از صورتبندی اصلی جدا شوند را می توان با تدبیر درست ، جبران نمود ، اما  بدون وجود نظارت دائم بر صورتبندی اصلی ، دستیابی به موفقیت در چنین صحنه های از منازعه ، تقریبا" امکان پذیر نبود .
      از سویی دیگر، نیروی هوایی ایالات متحده  بدلیل ماهیت ماموریت خود ، گرچه  پتانسیل زیادی برای ایجاد برتری هوایی محلی و جلوگیری از اجرای عملیات شناسایی توسط هواگردهای سرنشین دار یا بدون سرنشین در اختیار داشت ، اما واضح بود که فاقد  توانایی جلوگیری از عبور ماهواره های دشمن از فراز منطقه نبرد بوده  و این به معنای یک شکاف عمیق دربکارگیری  اصل غافلگیری توسط فرماندهان محسوب می گردید . به معنای روشن تر ، درصورت برخورداری عراق از  قابلیتهای فضاپایه ، بطور قطع ، ضربه قاطع طوفان صحرا ، هرگز قابلیت اجرایی شدن پیدا نمی نمود . به همین دلیل ، تکثیر گسترده  ماهواره های سنجش از دور که می بایست بستر لازم برای تولید تصاویر دقیق ماهواره ای در اندازه ها و کیفیتهای متفاوتی را پدید آورد ،  پارادایم  " پشتیبانی فضایی " و به تبع آن ، تاثیر حسگرهای فضا پایه بر ماهیت رزم مانوری را به صورت چشمگیری دچار دگرگونی عمیقی نموده است .
       

       

       
      سامانه مکان یاب جهانی 
       
      راست : 1990  چپ : آزمون های اولیه 1978
       
      با این وصف ، ارتش ایالات متحده تا همین اواخر ، به استفاده از تصاویر ماهواره ای در عملیات رزمی چندان تمایلی نداشت ، چرا که تاثیر آن را در سطوح تاکتیکی و عملیاتی ، ناکافی ارزیابی می نمود ، به همین دلیل صرفا" تعداد مشخص و محدودی از ماهواره  های تصویر برداری مستقر در مدار لئو (LEO)  که  قابلیت تصویر برداری از بخش های محدودی از کره زمین را ارائه می کردند  ، در اختیار این نیروها قرار داشت ، در حالی که  برخلاف ماهواره های مستقر در مدار ژئوسنکرون (GEO)  که نسبت به زمین در نقطه ثابتی قرار دارند ، ماهواره های مدار لئو (LEO)  در ارتفاعی میان 250 تا 400 مایلی مستقر هستند که هر 90 تا 120 دقیقه ، یکبار به دور زمین چرخیده  و به همین دلیل  انعطاف پذیری بیشتری به  ماهواره های موجود در  ارتفاع  22300 مایلی که تقریبا" سرعت چرخشی مشابه با سرعت چرخش سیاره داشته  و با کمی اغراق ، نسبت به خط استوا ، روی نقطه ثابتی قرار دارند ، به کاربر ارائه می کنند . با این وصف ، علیرغم مزیتهای بی شمار ، ماهواره های مستقر در مدار GEO برای اجرای عملیات تصویر برداری تاکتیکی غیر مفیدترین ابزار بشمار می آید ، به همین دلیل ماهواره هایی که برای نظارت بر صحنه عملیات رزمی به فضا ارسال میشوند ، عمدتا" در مدارهای پایین تر قرار داده می شوند و به همین دلیل نیز در هر زمان ، صرفا" می توانند بخشی از سطح زمین را مورد شناسایی قرار دهند . بطور طبیعی ، جایگیری در ارتفاع مداری پایین در کنار هزینه های مرتبط با تولید و اعزام  این سخت افزارها به فضا ، سودمندی تاکتیکی محدودی را فراهم می کند ، چرا که صرفا" امکان تصویر برداری یک محدوده کوچک را در روز فراهم می نماید  .
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.