FLANKER

تحلیل و پیگیری تحولات قفقاز ( آذربایجان- ارمنستان -گرجستان )

Recommended Posts

سلام 

دوستان اهل فن هستن به نظرم سناریو های ممکن و نقشه ها رو بررسی کنیم بهتر از اما و اگر هاست برگ های برنده ایران و آذربایجان رو بررسی کتیم بهتره از اما اگر به نظرم تاپیک نظامیه یا سیاسی ؟؟؟ همتون اهل فن هستین ولی بهتره روی بعد نظامی امنیتی پیش بره این تاپیک .

یا علی 

  • Like 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

در مدت کمتر از چند ماه حداقل چندین رزمایش در مناطق حساس و چسبیده به کشور ما برگزار کردند اون هم با کشورهای بی قرار! و بحث حضور جدی مشتی تکفیری به عنوان دشمن شماره یک ایران در بیخ گوش مرزهای ما را رقم زدند و بعد چند انتقال ساده توپ و تانک سپاه و رزمایش محلی را کردند تو بوق و کرنا و پروپاگاندا و منشا سخنان بسیار تند و ضد تمامیت ارضی یک کشور که تازه اون هم برملا کننده عمق بی سیاستی و کودنیشون هست که مشخصه حتی نمایندگان سیاسیشون هم چیزی از دنیای سیاست و منافع کشورها و جنگها نمیدونند.

 

مشخصا سیاستمداران آذربایجان و رهبرانشون تقریبا به جرات هیچ کاره هستند. مشتی نهایتا مزدور و عروسک خیمه شب بازی جهت کسب قدرت و ثروت در کشوری با سیستم بیمار که چشمشون یا به ترکیه است یا از مسیر دیگه ای اعم از صهیونیستها یا افکار ملی گرایانه بیات شده نشات میگیره.

 

لازمه ما در دام این فضاسازیها اولا نیفتیم (برای اونها فعلا در پروژه فشار حداکثری که دیگران دخیلشون کردن استفاده از فضای رسانه ای و مجازی و روانی و تهیه تدارکات برای یک ناامنی روانی و نهایتا اگر شد حرکت محلی هدفی در قدم اول هست تا مثل پیمانکاران دیگه این پروژه در ابعاد مختلف مزد خدماتشون را ذیل این پروژه بزرگ (فشار حداکثری) بگیرند)  و ثانیا اقدامات عملیشون را بتونیم در کوتاه مدت/میان مدت/طویل مدت پاسخ بدیم.

 

فعلا ما نیاز هست دستمون را پر کنیم. افزایش قیمت نفت برای اذربایجان و وضعیت اردوغان که اون را به رفتارهای افراطی و هیجانی نیازمند کرده ( برای حفظ مشروعیت و قدرت در داخل با توجه به مشکلات داخلی) باعث شده که قبول پیمانکاری در پروژه فشار حداکثری را با اهداف محلی و منطقه ای قبول کنند. ما نباید اجازه بدیم هوشمندانه که این پروژه تقویت بشه.

 

در بحث آذربایجان فعلا بهترین روش اقدامات امنیتی و سیاسی بی سرو  صدا هست تا به وقتش. کریدوری که اردوغان خودش را داره تکه تکه میکنه شکل بگیره و همه این فتنه ها هم به خاطر فشار به ایران هست نهایتا از بیخ مرز ما میگذره. ما اگر از همین حالا تدارکات در مرزهای شمال غربی را تدارکات با یک کشور با مخاطرات امنیتی/نظامی جدی تنظیم کنیم و زیرساختها را ایجاد کنیم میتونیم به وقتش دستمون باز باشه. الان وقتش هست هم اردوغان در جبهات دیگه مشغول بشه تا بفهمه نیش زدن در جبهات فرا مرزی به کشوری دیگه برای دستیابی به منافع یعنی چه و هم اینکه اذربایجان بفهمه که اگر قلاده برخی سیاسیون مزدور که به منافع ترکیه بیش از منافع اذربایجان اهمیت میدن نکشه چه اتفاقی رخ میتونه بده.

 

پ ن: به محورهای مختلفی میشه فکر کرد. همیشه دشمنان سعی میکنند از اسیب پذیری و نقاط حساس کشورها دست به اقدام بزنند. برای مثال فضای رسانه ای و مجازی در این سالها نقطه ضعف و پاشنه اشیل ما بوده و دشمن به خوبی ازش در راستای بحران سازی و تقویت فشار حداکثری استفاده کرده. حالا در مورد باکو بخش نفت و بندرش از نقاط اسیب پذیرش هستند در صورتیکه ما در در دریای خزر هنوز تاسیسات نفتی نداریم تا حدی و در بنادر هم چندان مثل بنادر جنوب تاسیسات حیاتی. اگر کار به جایی برسه که گردن کشی ها تبدیل بشه به اقدامات عملی ضد تمامیت ارضی دیگه تعارفات کنار گذاشته میشه و اقدامات امنیتی در قدم اول مشروع ترین پاسخ هست. از همین حالا باید در سواحل شمال تمهیدات لازم امنیتی (پنهان) اندیشیده بشه تا مثلا اگر خزر روزی خواست باز گل افشان کنه دغدغه ای! نداشته باشه. الان قیمت نفت بالا رفته و خب زمان بدمستی است ولی خب تجربه ما در جنوب کشور و تا دریای سرخ در یک جنگ نابرابر دریایی و پنهان و امنیتی جایی میتونه به درد بخوره.

 

 

 

ویرایش شده در توسط alala
  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نقل قول

الهام علی‌اف افزود: «تا زمان جنگ دوم قره باغ ، هواپیماهای بدون سرنشین در هیچ جایی در چنین مقیاسی و با چنین کارآمدی مورد استفاده قرار نگرفته بودند. ما خرید پهپاد را از مدت‌ها پیش -بیش از ۱۰ سال پیش-آغاز کرده بودیم. این سلاح‌ها ساخت اسرائیل بود. ما بر آنها تسلط داشتیم و در جنگ‌های کوتاه مدت در آوریل ۲۰۱۶ از آنها استفاده کردیم. این برای طرف ارمنی غافلگیرکننده بود.»

او گفت که باکو به طور گسترده از اسرائیل پهپادهای موسوم به «مهاجم آسمان» (Sky Striker) و هاروپ خریداری کرده و این موضوع دیگر بر کسی پوشیده نیست؛ پهپادهایی که هم برای شناسایی و هم نبرد کاربرد دارند.

 

نقل قول

الهام علی‌اف در خصوص خرید پهپادهای بیرقدار ترکیه نیز گفت: «در آن زمان [۲۰۱۶] مجتمع نظامی-صنعتی ترکیه هنوز تولید پهپادها را آغاز نکرده بود. اما به محض این که این اتفاق افتاد، ما اولین خریداران خارجی پهپاد Bayraktar TV2 شدیم که بسیار هم از نظر شناسایی و هم از نظر حملات دقیق مؤثر بود.»

فرمانده کل نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان در این خصوص توضیح داد: «در مورد Bayraktar TV2 ، آنها در طول جنگ ۴۴ روزه دائماً در حال پرواز بودند. البته گاهی اوقات شرایط آب و هوا موانعی ایجاد می‌کرد اما از آنجایی که هوا عمدتا صاف بود این پهپادها تقریباً روزانه شاید با وقفه‌های کوچک مورد استفاده قرار می‌گرفتند. اما برای هماهنگ‌سازی و همگام‌سازی استفاده همزمان از پهپادهای اسرائیلی و ترکیه‌ای البته مهارت زیادی لازم بود و فهرست اهدافی که آنها داشتند متفاوت بود.»

علی‌اف در خصوص دقت بالای پهپادهای بیرقدار ترکیه گفت که این پهپادها یکی از عوامل اصلی پیروزی در جنگ بودند، به طوریکه ارتش ارمنستان از لحاظ روانی فروپاشید و بسیاری از خدمه تانک‌ها به علت ترس از هدف قرار گرفتن، تانک‌ها را رها کرده و فرار می‌کردند. او مدعی شد که دقت پهپادهای بیرقدار بی‌نظیر است.

 

نقل قول

او در پاسخ به سؤال نشریه «دفاع ملی روسیه» درباره استفاده گسترده از پهپادها در جنگ قره‌باغ گفت که تا آن زمان در هیچ جنگی تا این مقیاس از پهپادها استفاده نشده بود.

الهام علی‌اف افزود: «تا زمان جنگ دوم قره باغ ، هواپیماهای بدون سرنشین در هیچ جایی در چنین مقیاسی و با چنین کارآمدی مورد استفاده قرار نگرفته بودند. ما خرید پهپاد را از مدت‌ها پیش -بیش از ۱۰ سال پیش-آغاز کرده بودیم. این سلاح‌ها ساخت اسرائیل بود. ما بر آنها تسلط داشتیم و در جنگ‌های کوتاه مدت در آوریل ۲۰۱۶ از آنها استفاده کردیم. این برای طرف ارمنی غافلگیرکننده بود.»

او گفت که باکو به طور گسترده از اسرائیل پهپادهای موسوم به «مهاجم آسمان» (Sky Striker) و هاروپ خریداری کرده و این موضوع دیگر بر کسی پوشیده نیست؛ پهپادهایی که هم برای شناسایی و هم نبرد کاربرد دارند.

 

ویرایش شده در توسط alala
  • Like 1
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
12 minutes قبل , alala گفت:

 

 

 

آخ یه جا دهنی ازت سرویس کنیم الیوف که ندونی جدت مریخی بوده یا از لپ لپ در اومدی. مردک هنوز درک نکرده اون عکس خانوادگیش از توی اسکوپ سربازای ایرانی چه معنی میده.

ویرایش شده در توسط ldmdff
  • Like 5
  • Upvote 10
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

خراب کاری در تاسیسات نفتی و حیاتیشون می تونه افسارشون رو تا حدی بکشه

  • Like 2
  • Upvote 5
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

من فکر میکنم بحران های اخیر بین ایران و اذربایجان سر مسائل زیر است.

ارمنستان توافق کرده که گذرگاهی بین نخجوان و جمهوری باکو باز کنه ولی عملا تا الان این کار رو نکرده. اخیرا رییس جمهور ارمنستان گفته بود این گذرگاه را باز نخواهیم کرد. شاید در پس پرده ایران بهش گفته باز نکن ما حمایت می کنیم. ترکیه حس میکنه در زمینه تسلط به مجاری های ترانزیت کالا داره از ایران عقب می افته. ایران به پیمان اوراسیا پیوست و تلاش میکنه مجاری جنوب به شمال و راه ایران به مدیترانه از طریق عراق و سوریه و بندی چابهار رو فعال کنه. ترکیه و اذربایجان تصمیم گرفتن این مجرا را با زور باز کنن و کلا جنوب ارمنستان را اشغال کنند. و راه ایران رو به قفقاز ببندن. برای این کار دارن جنگ روانی ایجاد می کنند و ایران رو میترسونن تا اقدام نظامی نکنه. برای امتحان عزم ایران اقدام به بستن راه های ترانزیت ایران به ارمنستان کردن و جند مانور انجام دادن. پاکستان داره از طالبان حمایت میکنه. اخیرا ایران با بدبینی به افغانستان نگاه میکنه چون گروه هایی از طالبان که کمی به ایران نزدیک بودند سهم زیادی از قدرت نگرفته اند. پاکستان داره با اذربایجان و ترکیه هم نوایی میکنه تا ورق هایی برای باج خواهی از ایران در افغانستان داشته باشه و با گسترش بحران در شمال غرب ایران، ایران وادار به مصالحه در افغانستان بشه. اسراییل هم طبق معمول اتش بیار منطقه است. 

ویرایش شده در توسط sasasasa
  • Like 2
  • Upvote 10

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 hours قبل , sasasasa گفت:

من فکر میکنم بحران های اخیر بین ایران و اذربایجان سر مسائل زیر است.

ارمنستان توافق کرده که گذرگاهی بین نخجوان و جمهوری باکو باز کنه ولی عملا تا الان این کار رو نکرده. اخیرا رییس جمهور ارمنستان گفته بود این گذرگاه را باز نخواهیم کرد. شاید در پس پرده ایران بهش گفته باز نکن ما حمایت می کنیم. ترکیه حس میکنه در زمینه تسلط به مجاری های ترانزیت کالا داره از ایران عقب می افته. ایران به پیمان اوراسیا پیوست و تلاش میکنه مجاری جنوب به شمال و راه ایران به مدیترانه از طریق عراق و سوریه و بندی چابهار رو فعال کنه. ترکیه و اذربایجان تصمیم گرفتن این مجرا را با زور باز کنن و کلا جنوب ارمنستان را اشغال کنند. و راه ایران رو به قفقاز ببندن. برای این کار دارن جنگ روانی ایجاد می کنند و ایران رو میترسونن تا اقدام نظامی نکنه. برای امتحان عزم ایران اقدام به بستن راه های ترانزیت ایران به ارمنستان کردن و جند مانور انجام دادن. پاکستان داره از طالبان حمایت میکنه. اخیرا ایران با بدبینی به افغانستان نگاه میکنه چون گروه هایی از طالبان که کمی به ایران نزدیک بودند سهم زیادی از قدرت نگرفته اند. پاکستان داره با اذربایجان و ترکیه هم نوایی میکنه تا ورق هایی برای باج خواهی از ایران در افغانستان داشته باشه و با گسترش بحران در شمال غرب ایران، ایران وادار به مصالحه در افغانستان بشه. اسراییل هم طبق معمول اتش بیار منطقه است. 

 

البته زیاده خواهی های طرف اردوغانی هم هست.

ارمنستان به خاطر پذیرش شروط در پیمان مجبوره این کار را بکنه ولی حتی روس ها هم اعلام کردند بحث کریدور مطرح نیست و فقط باز شدن راه های مواصلاتی بسته شده مدنظر هست (همین هم برای ما مطلوب نیست ولی خب فعلا برگی نداریم رو کنیم) در حالیکه اردوغان اصرار داره که ماجرا کریدور باید باشه و دسترسی بدون شرط و حاکمیتی ترکیه به اذربایجان (اتصال خاک دو طرف نخجوان و اذربایجان حالا به شکل حداقلی یا حداکثری)

 

حالا این وسط قطعا ایران منافع خودش را قبلا هم تاکید کرده که با تغییرات ژئوپلوتیکی در منطقه نخواهد گذاشت خدشه دار بشه ولی طرف ارمنستانی (جناح مشکوک و غربگرا و واداده پاشینیان) به نظرم داره بازی درمیاره و براش درگیر شدن ایران با ترکیه و اذربایجان فایده هایی داره برای همین هم با عدم ایجاد مسیر مستقل در خاک خودش که ایران را در مقطع فعلی با اذربایجان درگیر کرده داره سطح اختلافات را بیشتر میکنه و از اون طرف مدام به اردوغان پیام میده بیا مشکلات را حل کنیم و تمام روابط ترانزیتی و اقتصادی را برقرار.

 

پاکستان هم به درستی اشاره کردید که به هر حال مثل هر کشوری در حال ایجاد برگهای بنرده و ابزار چانه زنی برای خودش هست خصوصا گاهی در مورد ایالت بلوچستان خودش در پاکستان هم هستند که مدام ایران را متهم میکنند و بعضا دوست داره یک توازنی هم اونجا ایجاد کنه.

 

همه هم اطلاع دارند در شرایط تحریم دست ما خیلی بسته است و به مرزها و مبادلات همساگی نیاز داریم و همین صدامون و گاردمون را به شدت پایین اورده و در حال سواستفاده هستند همسایگان.

 

نهایتا به نظرم فعلا نباید مجادلات یک مشت سیاسی/رسانه ای جوزده اذربایجانی را که توسط این و اون تحریک شدند را پر و بال داد ( یارو سردبیر خبرگزاری در مصاحبه تلویزیونی میگه نماینده خامنه ای به ما گفته با دم شیر بازی نکن، شیری که دمش اذیت میکنه را باید کشت! و از این لفاظی های متعدد که جالبه خیلیهاش به این خاطر هست که چرا ایران اصطلاح شیر را برای خودش به کار برده)

 

بله به شدت در مسیر ترانزیت ایران دارند سنگ اندازی میکنند و قلدری ولی اونجا را یکطور مدارا باید بکنیم و با ضربات امنیتی و اقتصادی هوشمند این ازار امنیتی و اقتصادیشون را پاسخ بدیم. چه اردوغان وچه علیف. در رسانه با هم نوایی رسانه های اجتماعی و براندازان (که براشون مهم نیست بحران مربوط به ایران ضدیت داره با خاک و تمامیت ارضی و بقای کشور یا نه فقط هدفشون ضربه زدنه ولو همدستی با شیطان و برای تجزیه کشور باشه چون نهایتا ابزاری هستند در این راستا نه بیشتر) ما با ضعفهای شدیدی که داریم عقبیم و بستر مناسبی برای ما نیست.

  • Like 2
  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ریتم صفر

 

EvWAgokXMAcAycZ.jpeg

 

مهم: این مطلب را اکثر افراد خوانده اند ولی مطالعه مجدد این داستان در باب انفعال و صبر استراتژیک توصیه میشود.

 

در سال ۱۹۷۴، مارینا ابروموویچ یک اجرای هنری به مفهوم مدرن داشت: او اعلام کرده بود که در طی اجرای ۶ ساعته، مانند یک شیء بی حرکت و بدون هر گونه واکنش خواهد بود. در این مدت شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند.این اجرا «ریتم ِ صفر» نام داشت.روی میز یادداشت زیر به چشم می‌خورد: راهکار: -۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آنها را روی من بکار ببرید. تعهد: - من برای مدت ۶ ساعت صرفاً یک ابژه خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم. -۶ ساعت از ۸ شب تا ۲ صبح می باشد. روی میز هم ادوات لذت مانند پر، دستمالهای ابریشمی، گل، آب و ... بود و هم ابزار شکنجه: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم... و حتی یک اسلحه ی پُر! در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گلها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیء دیگر بست، دیگری قلقلکش داد... کمی بعد او را بلند کردند و جایش را تغییر دادند! کم کم زنجیرها را بکار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمی‌دهد رفتارها حالت تهاجمی‌تر گرفت. منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این پرفورمنس شرکت کرده بود به خاطر می‌آورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشن‌تر شد. «اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد... دیگری به نقاط خصوصی بدنش دست زد...» مردی جلو آمد و با تیغ ریش تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید. یک نفر تفنگ را به دستش داد و دستش را تا بالای گیجگاهش برد. یک نفر دیگر آمد تفنگ را گرفت و از پنجره به بیرون پرت کرد. با این پرفورمنس آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال می‌کنند.

 

2468561.jpg

 توجه شود که نخستین همخوانی این تصویر در قره باغ و عراق نمایان شده است. در ایران و پاکستان و ترکیه هم زمینه هایش بوضوح آشکار است.

 

بعد از پایان ۶ ساعت پرفورمنس، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت. همه از نگاه کردن به صورت او اجتناب می‌کردند. بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می کردند که انگار اصلاً از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و اینکه چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده. این اثر نکته ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار می‌کند. به ما نشان می‌دهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی می‌تواند به همنوع خود آسیب برساند، به چه سادگی می‌شود از شخصی که از خود دفاع نمی‌کند یا نمی‌جنگد بهره‌کشی کرد و این که اگر بسترش فراهم باشد اکثریت افراد به ظاهر «نرمال» جامعه می توانند در چشم برهم زدنی به موجودی حقیقتاً وحشی و خشن تبدیل شوند.

مارینا بعدها اعلام کرد که وقتی که شب به هتل خود برگشته بود، دید که یک دسته از موهایش در عرض چند ساعت سفید شده بود. خودداری و عدم واکنش او چنین هزینه‌ای به او تحمیل کرده بود

  • Like 6
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
16 hours قبل , alala گفت:

همه هم اطلاع دارند در شرایط تحریم دست ما خیلی بسته است

ریشه بیشتر مشکلات ظاهرا همین تحریم هاست ایا راهی برای بیرون رفتن از این مخمصه هست؟

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آیا کریدور زنگزور، دالان نفوذ ناتو در منطقه می‌شود؟

تسنیم:
مسئله احداث کریدور زنگزور که دو بخش، جمهوری آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان و در نزدیکی مرز جمهوری اسلامی ایران به یکدیگر وصل می کند با توجه به یک سری تبعات و پیامدهای آتی می تواند به موضوع بسیار جدی برای برخی از کشورهای منطقه از جمله روسیه، ایران و حتی خود ارمنستان تبدیل شود.
پس از پایان جنگ دوم قره باغ و توافقاتی که بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان با میانجیگری روسیه حاصل شد در محافل رسانه ای گمانه زنی هایی درباره احداث کریدور و یا کریدورهایی از طریق خاک ارمنستان مطرح شد که هر چند برخی از طرف ها در مواقعی به تکذیب این مسئله پرداختند و ادعا کردند که ایجاد چنین کریدور و یا کریدورهایی از طریق خاک ارمنستان مطرح نیست، اما با گذشت چند ماه از جنگ و بروز برخی نشانه ها بنظر می رسد که احداث این کریدور بشدت مورد توجه طرف‌هایی نظیر جمهوری آذربایجان، ترکیه و رژیم صهیونیستی است.
هر کدام از این کشورها و طرفین بنا به منافع خودشان حامی ایجاد چنین کریدوری هستند. رژیم صهیونیستی از طریق این کریدور براحتی خواهد توانست وسایل و تجهیزات مورد نیاز خود برای جاسوسی از کشورهای منطقه را منتقل کند.
رژیمی که اخیراً الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان به استفاده از پهپادها و جنگ افزارهای خریداری شده از آن در جریان جنگ قره باغ به آن اذعان کرد.
به بیان دیگر، موافقت ارمنستان با احداث چنین کریدوری در واقع نوعی خودزنی محسوب خواهد شد؛ هرچند که ممکن است جمهوری آذربایجان و ترکیه با مشارکت دادن ارمنستان در یک سری از پروژه های اقتصادی و یا حتی تامین انرژی مورد نیاز این کشور با قیمت ارزان، رضایت ایروان را جلب کنند.
شاید پس از احداث چنین کریدوری تامین امنیت آن به نیروهای روسی و یا نیروهای مشترک واگذار شود تا از این طریق خیال روسیه نسبت به خطرات احتمالی این کریدور برای مسکو آسوده شود. اما باید گفت که قرار نیست نیروهای روسیه تا آخر در این کریدور حضور داشته باشند و پس از مدت معینی شاید 5 سال و شاید هم بیشتر در نهایت نیروهای روسی از این کریدور خارج می شوند.
دسترسی سریع، ارزان، کم هزینه، کم خطرتر و راحت تر ترکیه به جمهوری های قفقاز و آسیای میانه و همچنین احداث کریدور مذکور از آرزوهای بلندمدت تقریباً همه رهبران جمهوری ترکیه بوده است که هر کدام به نوبه خود تلاش کرده اند که در اجرای این پروژه طولانی مدت نقش داشته باشند و به نوعی بخش هایی از این پروژه را تکمیل کنند.
در شرایط کنونی نیز بنظر می رسد که ترکیه به تحقق این آروزی رهبران خود بیش از پیش نزدیک تر شده است. 
ایجاد کریدور زنگزور علاوه بر اینکه خطراتی را متوجه استقلال و تمامیت ارضی ارمنستان خواهد کرد، پیامدهای بسیار جدی برای روسیه نیز خواهد داشت؛ چرا که هیچ تضمینی نیست که این کریدور با گذشت زمان به کریدور نفوذ ناتو در  منطقه قفقاز و آسیای میانه تبدیل نشود تا از این طریق محاصره روسیه توسط ناتو تکمیل تر شود.
احداث کریدور  علی رغم برخی منافع اقتصادی می تواند برای چین هم خطراتی در پی داشته باشد. چرا که یک کشور مهم عضو ناتو قرار است از طریق این کریدور به کشورهای آسیای میانه دسترسی سریع تر و آسان تر داشته باشد.
احداث و تکمیل کریدور زنگزور بدون شک قدرت نفوذ ترکیه در کشورهای قفقاز و جمهوری آسیای میانه را افزایش خواهد داد که این مسئله به نوبه خود قدرت چانه زنی ترکیه در برابر روسیه را نسبت به تحولات منطقه ای از جمله شبه جزیره کریمه و اوکراین افزایش خواهد داد که این سیاست ترکیه با سیاست های ناتو همخوانی کامل دارد.
به معنای دیگر کلمه، احداث کریدور زنگزور به اندازه ای که به نفع ترکیه و جمهوری آذربایجان است، به همان اندازه برای دیگر کشورهای منطقه نظیر روسیه، ایران و حتی چین می تواند آسیب هایی در پی داشته باشد.

  • Like 2
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
8 hours قبل , hexman گفت:

ریشه بیشتر مشکلات ظاهرا همین تحریم هاست ایا راهی برای بیرون رفتن از این مخمصه هست؟

 

مشخصا در تلاش برای رفع تحریم ها هستیم ولی همزمان باید طوری رفتار نکنیم که نه تنها تحریم ها را رفع نکنند بلکه شرایط را بدتر هم بکنند و به موضوعات دیگه هم بکشونند. 

از طرفی ما یکبار تقریبا به نسخه مدنظر غرب عمل کردیم (مذاکره  یک توافق به قول اونها برد-برد ولی برخی منتقدان ایرانی ضرربار برای ایران) ولی دیدیم باز هم زدند زیرش و همون توافقی که خودشون کرده بودند را گذشاتند کنار بدون هیچ دلیلی به قول دولت وقت امریکا فقط به خاطر اینکه خوششون نمیومد.

 

تحریم ها دو راه داره:

1.تقویت و اصلاح اقتصاد داخلی تا حد قابل قبولی که آثار تحریم را لااقل کمرنگ تر کنه و به عنوان یک ابزار موثر از ارزشش کم کنه.

یا

2. توافقی هوشمند ( که در حال حاضر برای ما همون بازگشت صریح به برجام هست چون تعهدات ما برای این توافق انجام شده و تعهدات غرب باقی مونده و چیز بیشتری هم نمیخواهیم ولی طرف غربی زیر بار نمیره )

 

ایران باید هر دو مسیر را پیش ببره موازی و به هیچ وجه یکیش را به خاطر دیگری کنار نزاره

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نقل قول

«الهام علی‌اف» رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان در مصاحبه جدید خود با خبرگزاری «آناتولی» ترکیه، ایران را مورد اتهام قرار داده است.

وی مدعی شده است که کامیون‌های ایرانی از قبل از آن‌که کنترل منطقه قره‌باغ کوهستانی در پاییز سال گذشته از ارمنستان در اختیار جمهوری آذربایجان قرار گیرد، به طور منظم به صورت غیرقانونی وارد قره‌باغ می‌شدند.

رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان با اتهام‌زنی به ایران گفت: «این اولین باری نیست که کامیون‌های ایرانی به صورت غیرقانونی به منطقه قره باغ سفر می‌کنند. این چیزی است که به طور مداوم در جریان دوران اشغال (قره باغ توسط ارمنستان) رخ می‌داده است».

وی ادامه داد: «ما اطلاعاتی داشتیم اما قطعاً مثل زمان حال، اطلاعاتمان واضح نبود. با توجه به این موضوع، ما از کانال‌های مختلف نارضایتی خود را از عبور غیرقانونی ابراز داشتیم اما این رویه ادامه داشت».

آناتولی مدعی شده است که حدود ۶۰ کامیون ایرانی بدون مجوز در بازه زمانی ۱۱ آگوست (۲۰ مردادماه) تا ۱۱ سپتامبر (۲۰ شهریورماه) وارد قلمرو قره باغ کوهستانی شده‌اند.

وی سپس با اظهار اینکه آذربایجان از ایران خواسته بود که کامیون‌ها وارد خاک قره‌باغ نشوند، گفت: «ما کنترل جاده‌ای را از طریق سرزمین (جمهوری) آذربایجان آغاز کردیم و ارسال کامیون‌های ایران به منطقه قره باغ متوقف شد».

علی‌اف ادامه داد در صورتی که ورود کامیون‌های ایران به قره باغ ادامه پیدا کند، باید مالیات پرداخت کنند.

اتهام‌زنی رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان علیه جمهوری اسلامی در حالی مطرح شده است که پیش از این در اردیبهشت ماه سفارت ایران در باکو ارسال هرگونه کالا از سوی کامیون‌های ایران به قره باغ از مسیر لاچین را رد کرده بود و انتشار فیلم‌های منتسب به حضور کامیون‌های ایران در قره‌باغ در شبکه‌های اجتماعی را نادرست خوانده بود.

رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان همچنین در خصوص رزمایش‌ نظامی ایران در مرز جمهوری آذربایجان اظهارنظر کرد و گفت: «این یک رویداد بسیار تعجب‌آور است. هرکشوری می‌تواند هرگونه رزمایش نظامی را در قلمرو خود انجام دهد. این حق حاکمیتی آن‌ها است اما چرا حالا و چرا در مرز ما؟ چرا زمانی که ارامنه در جبرائیل، فضولی و زنگلان بودند، چنین رزمایش‌هایی در کار نبود؟ چرا پس از آزادسازی این زمین‌ها پس از ۳۰ سال اشغال برگزار می‌شود؟»

جالبه مسیر ترانزیتی ما را بسته و رسما وارد جنگ با اقتصاد ما شده بعد میگه من تعجب میکنم چرا حالا رزمایش گذاشته و نه در گذشته. ابله مگه کشو ما بعد این همه کمک به اذربایجان (خیلیها از کمک ایران در جنگ اول و همچنین کمکهای بعد به منطقه رسما به شدت فقیر نخجوان در دورانی که مردمانش با عبور از مرز تمام مایحتاج خوراکیشون را از ایران به قیمت یارانه ای تهیه میکردند خبر ندارند) در گذشته اونجا به جنگ اقتصادی مواجه شده بود که رزمایش کنه، الانه که مواجه شده با کارشکنی و قلدری یک طرف که اون هم شما بواسطه اردوغان باشید.

 

 

 جناب سفیر ما شاید کار درستی کرد در آرام کردن فضا ولی الان باید ببینیم که علیف تصمیم خودش را با توجه به دستورات ترکیه گرفته و بازی خودشون در مواردی که ذکر شد را شروع کردند (عمدتا میدونند ایران رضایت از باز شدن چیزی به اسم کریدور نداره و در نتیجه مقدمات فشار به ایران (شما حساب کنید تحریکات قومیتی و بعد یک بحران در مناطق اذری نشین و ورود اردوغان به عنوان رهبر ترکان و لفاظی هاش و سعی بر ورود به موضوعات تمامیت ارضی ایران همانطور که در سوریه و عراق به این بهانه ورود کرد (ترکمان ها)) که در این شرایط سخت ایران، ایران را در تنگنا میزاره و میتونند ماهیشون را از اب بگیرند در سایر موضوعات و شاید حتی پیشتر هم برند.

 

حالا ایران هم باید جنس اقداماتش را در مورد علیف عوض کنه. قبلا موضوع بازگشت مناطق اشغالی یک کشور بود و در نتیجه تحریکات قومیتی و شیطنت های مدام اذربایجان تحمل میشد ولی حالا بحث حمله به تمامیت ارضی خود ایران و مسیرهای ترانزیتیش هست (جالبه میخوان برای تردد کامیون های ایرانی به شمال قفقاز و روسیه و گرجستان مانع تراشی کنند یک چیزی علم کردند به نام ورود کامیون های ایرانی به قره باغ)

 

ولی در این مورد هم باید هوشمند بود. اونها انتظار دارند ایران در شکل سادش مثلا مقابله به مثل ترانزیتی کنه که خب موضوع دوست داشتنی اونها یعنی بحث ترانزیت را داغ میکنه. ایران باید همکاری بیشتری با روسها بکنه و به ارمنستان هم فشار بیاره بازی درنیاره و مسیر جایگزین را فعلا ایجاد کنه تا بعد. به ترکیه هم باید در جای خودش فشار اورد که بنشینه سرجاش. به هر حال اینکه مثل سگ هار پاچه لیبی را ول کنی بچسبی به یونان، یونان را ول کنی بچسبی به عراق بعد سوریه بعد قبرس و حالا هم ایران  راه حل مشکلات داخلیت نیست.در مورد اقدامات قومیتی در ایران هم به شدت نهادها ورود کنند و مماشاتی که تا حالا میشد را کنار بزارند ولی عمدتا سرشاخه ها را. اگر امکان فراهم کردن برگه های دیگه هم باشه که باید فعال کرد.

  • Like 1
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
11 minutes قبل , alala گفت:

ولی در این مورد هم باید هوشمند بود. اونها انتظار دارند ایران در شکل سادش مثلا مقابله به مثل ترانزیتی کنه که خب موضوع دوست داشتنی اونها یعنی بحث ترانزیت را داغ میکنه. ایران باید همکاری بیشتری با روسها بکنه و به ارمنستان هم فشار بیاره بازی درنیاره و مسیر جایگزین را فعلا ایجاد کنه تا بعد. به ترکیه هم باید در جای خودش فشار اورد که بنشینه سرجاش. به هر حال اینکه مثل سگ هار پاچه لیبی را ول کنی بچسبی به یونان، یونان را ول کنی بچسبی به عراق بعد سوریه بعد قبرس و حالا هم ایران  راه حل مشکلات داخلیت نیست.در مورد اقدامات قومیتی در ایران هم به شدت نهادها ورود کنند و مماشاتی که تا حالا میشد را کنار بزارند ولی عمدتا سرشاخه ها را. اگر امکان فراهم کردن برگه های دیگه هم باشه که باید فعال کرد.

اتفاقن باید یک رزمایش دیگه چسبیده به مرز آذربایجان برگزار بشه موشکی هوانیروزی هوایی هرچی اگه تو این هفته انجام بشه خیلی خوبه یه تو دهنی کامله بهش اعلام هم نکنیم بزاریم صدای انفجار ها خودشون حرف بزنن ترکیه هم فقط باید تو کشورهای دیگه درگیری شدید براش پیش بیاریمتو همون سوریه چند تا از گشتیاش برن هوا یا تو آفریقا و لی این الیوف باید حالشو جا بیاریم.

  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 minutes قبل , ldmdff گفت:

اتفاقن باید یک رزمایش دیگه چسبیده به مرز آذربایجان برگزار بشه موشکی هوانیروزی هوایی هرچی اگه تو این هفته انجام بشه خیلی خوبه یه تو دهنی کامله بهش اعلام هم نکنیم بزاریم صدای انفجار ها خودشون حرف بزنن ترکیه هم فقط باید تو کشورهای دیگه درگیری شدید براش پیش بیاریمتو همون سوریه چند تا از گشتیاش برن هوا یا تو آفریقا و لی این الیوف باید حالشو جا بیاریم.

 

الان مشکل ما متاسفانه یک کم کاری یکی دو دهه ای است و البته شبکه های اجتماعی (انسجام سازی و هماهنگی و موج سازی مجازی به واقعی) و سرمایه گذاری سنگین عربستان روی رسانه های قومیتی به عنوان بازیگری جدید. ما نگرانی های امنیتی از تحریکات در شمال غرب داریم کشور داریم چون حتی کوچکترین بحران هم در اون مناطق برای ما هزینه ساز و برای طرف مقابل یک برگ برنده حسابی است.

 

البته قطعا این بار نباید کوتاه بیایم. در بحث گذشته پان ها به بهانه دفاع از اذربایجان در مقابل ارمنستان هر کاری میخواستند کردند که به فضای واقعی هم کشوندند ولی حالا بحث انتخاب بین ایران و آذربایجان یعنی منافع ایران و یک کشور بیگانه است و طبیعتا هرکس در طرف دیگه قرار بگیره خائن محسوب میشه.(هرچند ما که میدونستیم همون موقع هم بحث خیانت و حماقت هست)  اولا این باید تبیین بشه به خوبی ثانیا موضع تهاجمی گرفت. شوربختانه براندازان و سلبریتهیا و لشگر سیاسیون افراطی در این مواقع به جای اینکه پشت تمامیت ارضی ایران بایستند به بهانه های عقده گشایی و اینکه موضعشون همسان با موضع نظام قرار نگیره یا سکوت میکنند یا اتفاقا در کمال تعجب اب به اسیاب تجزیه طلبان میریزند با بهانه های کودکانه .( چرا با هاشون برخورد کردید، اصلا شما مقصرید نه اذربایجان، چرا خشن و نظامی هستید شما و باز زور همه چیز را میخواهید حل کنید و از این دست اباطیل! که همه چیز نهایتا تقصیر ایران هست نه یکی دیگه)

 

ولی به نظرم همچنان در مورد علیف اقدامات امنیتی پنهان در خزر بیشتر جواب میده و در مورد اردوغان هم به قول شما جبهه اول عراق و بعد سوریه و برگ برنده مهاجران. (هرچند استفاده ابزاری از مهاجران اخلاقی نیست ولی اجازه به مهاجران برای عبور از مرزهای ایران بدون سخت گیری و برخورد سخت باهاشون به هزینه ما و به نفع جیب ترکیه دیگه ضروری نیست، هرچند نباید فراموش کرد ترکیه هم بگر های خودش را داره، دیدیم از بمبارانمستقیم ما در سوریه (وقتی حسابی دردش اومد) تا ترور افراد حشد در عراق (وقتی حملات به پایگاه های عراقش را دید) ابایی نداره و خصوصا اینکه در بحث ترانزیت متاسفانه با توجه به موقعیت استراتژیک ترکیه و دسترسی به اروپا ما دستمون زیر تیغه.

 

باید تا میتونیم در هر عرصه ای که فکرش را میکنیم برگ های قدرت تولید کنیم و البته فضای مجازی را هم رها نکنیم به دست ارتش تجزیه طلبان و پان ها. همین چند روز پیش شادی صدر همکار شیرین عبادی و دوستانشون در کانون وکلا خیلی شیک (به عنوان کانون مدافعان حقوق بشر ایران و دلسوز مثل ایران و ایرانی ) در نشست تجزیه طلبان الاهوازیه در اروپا در کنار پرچم جعلی تجزیه طلبان داشت با افتخار سخنرانی میکرد. یعنی حتی ادعاشون در مورد خود ایران هم اینطور سست هست و هدف وسیله را براشون توجیه میکنه حتی اگر وسیه تجزیه ایران و جنگ داخلی و از این دست ضربات باشه.

 

در حالیکه در ایران حمایت از تجزیه طلبان و گروه های تروریستی بر خلاف تمام جهان گویا هیچ محدودیت و قبح و قانونی نداره. در ایران نه ما یه لیست مدون و مشخص از گروه های تروریستی داریم نه یک قانون مشخص که همکاری و همراهی باهاشون را (مثل ترکیه مثلا) جرم تلقی کنه. نهایتا میزاریم رف کلاشینکوف که دستش گرفت و سی چهل نفر را به رگبار بست یا با ماشین انتحاری صد نفر را تکه تکه کرد اون هم خودش را دستگیر میکنیم نه خیلی از افراد موثر و همراه و حامی اون شخص و جریان را.

 

 

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

وجود گرایش های قوم گرایانه در شمال غرب ایران غیرقابل انکار است ولی به نظر می آید در الهام علی اف نوعی توهم غیرواقعبینانه نسبت به این گرایش ها وجود دارد. مثلا می گوید آذربایجانی های جهان؟؟؟ حق دارند بدانند چرا ایران دارد مانور برگزار می کند. زمان آن رسیده که مردم اذری با این نوع گرایش ها بین منافع ملی و گرایش های قومی یکی را انتخاب کنند. هر کس هم گرایش قومی را ترجیح داد صلاحیت داشتن هویت و شناسنامه ایرانی ندارد. باید با این گونه افراد به شدت برخورد کرد. به نظر من حتی اگر تجمعی از طرف این گرایش ها برگزار شود باید خوشحال بود و تک تک ادم ها را شناسایی کرد تا حداقل برای دستگاه های اطلاعاتی شناخته شده باشند. ما در ایران خائن و وطن فروش و عامل باکو و اسراییل  نمی خواهیم. کسی که به هویت و تاریخ ایران احترام نمی گذارد برود باکو زندگی کند

  • Like 5
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      بسمه تعالی
      مقدمه
      نگارنده متن ذیل از دیدگاه راهبردی به مسئله قره باغ و احتمالات و پیامد های مربوط به آینده منطقه نگاشته است. هر جنگی در هر منطقه از دنیا بدون حمایت و عزم ملی یا مردمی که در حال جنگ هستند محکوم به شکست خواهد بود. از این رو جنگ در قره باغ امری بسیار وابسته به مسائل جمعیتی و افکار عمومی ست و از برای آن انجام میشود.
       
      مسئله فتح سرزمینی
       
      جنگ های فتح سرزمینی به سبک دوره فئودالی مدتهاست منسوخ شده، سازمان ملل و جوامع بین المللی بسختی با تغییرات در مرزها از طریق حملات نظامی کنار می آیند. پذیرفتن تغییر مرزهای کشورها از طریق تهاجم نظامی امریست که میتواند عواقب متقابلی برای کشورهایی که آن تغییرات را میپذیرند داشته باشد، این عواقب از تروریسم گرفته تا رفتن این پذیرش به حافظه تاریخی جهانی وبدل شدن به عرفی که امکان رخداد مجدد برای همان کشور پذیرنده نیز بوجود می آورد. صرف نظر از اینکه حق و باطل تاریخی این منازعات مرزی چگونه باشد، برنده منازعه، بعد از پیروزی باید هزینه های بسیاری در عرصه روابط بین الملل برای جلب افکار عمومی، سیاستمداران کشورهای مختلف جهت پذیرش رسمی مرزهای جدید پرداخت کند، علی الخصوص به اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل و شاید واکنش این اعضا در پذیرش این مرز جدید آنقدر طولانی شود که فرصت واکنش متقابل و بروز جنگی دیگر را رقم بزند.
       
      راهبرد نظامی جاری آذربایجان در قره باغ
       
      شیوه های رزمی طرفین این درگیری هرچه باشد از قواعدی قابل شمارش پیروی خواهد کرد، نه از آن جهت که بسادگی قابل پیش بینی هستند، بلکه تجربیات تاریخی زیادی نسبت به چنین درگیری هایی وجود دارد. از نظر جمعیت شناختی منطقه ناگورنوقره باغ جمعیت ساکنی عمدتا ارمنی تبار دارد، آذری ها بدون حمایت افکار عمومی ساکن در منطقه و پشتیبانی مردمی قادر پیشروی نخواهند بود، حتی در صورت پیشروی موفقیت آمیز قادر به حفظ سرزمین های فتح شده نخواهند شد. بنابراین بدیهی است که ترکیب جمعیتی منطقه ابتدا تغییر کند و این امر نه به یکباره امکانپذیر است و نه در یک نبرد کوتاه مدت. بلکه جنگی طولانی مدت، همراه با زیرآتش گرفتن مستقیم شهرها، کشتار ارمنی ها و مهاجرت دادن اجباری جمعیت ساکن در این مناطق میتواند راهبرد انتخابی طرف آذری باشد و این شکل از درگیری پیوسته و همراه با سکونت دادن آذری ها در منطقه ادامه پیدا کند تا ترکیب جمعیتی از ارمنی به آذری و ترک تغییر کند، تا در یک نبرد قاطع احتمالی بسیار بزرگ شرایط برای اشغال دایم فراهم شود و یا دست کم از طریق یک روند دمکراتیک مثلا رای گیری و تعیین سرنوشت از سوی ساکنان به نفع دولت باکو تغییرات مورد نظر آن دولت بدست آید. روشهای مورد بحث در بالا پیشتر از سوی اسراییل به کار گرفته شده اند، سبقه تاریخی طولانی دارند تا جایی که ماکیاوولی در شهریار به صراحت در مورد مهاجرت اجباری و تغییر جمعیت سرزمینی توسط حکام سخن رانده است. و شاید بتوان دلیل نزدیکی آذربایجان به اسراییل در گرفتن تجهیزات نظامی و مشاوره در خصوص بازسازی ارتش خود را در سطور بالا یافت.
       
      راهبرد دفاعی ارمنستان در برابر تهاجم آذربایجان
      تاکنون آنچه آذربایجان نشان داده، اتکا به تاکتیک سنتی رزمی در مناطق کوهستانی، نظیر استقرار توپخانه، ورود به شهرها، استفاده از موشک های کوتاه و میانبرد و همچنین داد و فریاد پروپگاندای خویش در سراسر دنیا پیرامون حقانیت و نبرد علیه تروریسم آذربایجانی ست، چنین سیاستی بدلیل وجود پایگاه جمعیتی در آرتساخ(قره باغ) و مورد تهاجم قرار گرفتن امری بدیهی است. ارمنستان با سرعت بسیار به سمت مظلوم نمایی وشکست پذیری احتمالی و نیاز به کمک پیش میرود. چنین وضعیتی به ارمنستان کمک میکند تا به جلب کمک های بین المللی از دولت های نسبتا ثروتمند مسیحی بپردازد، همچنین با توجه به در اختیار داشتن مناطق مورد مناقشه، به تحریک فشارهای بین المللی به سمت آذربایجان در جهت پایان جنگ بپردازد.
       
      تدریج گرایی منطقی
      در هیچ جنگی نمیتوان نتایج را از ابتدا به دقت بر شمرد، گفته اند آنچه در مورد آینده میتوان با دقت گفت، عدم پیشبینی درست آن است. اما بر اساس شواهد،  تجربیات و دانش های موجود و نسبت به گذشته تمرین های نظامی آذربایجان و خریدهای نظامی های دو کشور؛ از دید نگارنده، پیش بینی میشود جنگی میان مدت و سپس یک نبرد تعیین کننده راهبرد آغازین جمهوری آذربایجان بوده باشد، گرچه ممکن است هیچ وقت چنین رخدادی به حقیقت نپیوندد. ولیکن، این یک الزام برای داشتن یک تفسیر راهبردی منطقی درآغاز جنگ است، گرچه یک گرند استراتژی(راهبرد فراگیر) محسوب نمیشود.  هر راهبردی برای ورود به هر درگیری نیازمند راهبردی برای ادامه خروج از آن نیز خواهد بود. راهبردهایی که در ادامه اتخاذ میشود آنهایی هستند که در جبهه های نبرد آموخته میشوند، و جملگی خرده راهبردهایی هستند که ظهور کرده و دور از مسیر اصلی و هدف کلی نیستند. در موقعیت کنونی بدین دلیل که تشدیدگر این نبرد در این مقطع جمهوری آذربایجان است، این کشور ابتکار عمل را در اختیار دارد و تدریجا ارمنستان خود را در برابر ابتکارهای آذربایجان واکنش گر میبینید،  آذربایجان تصمیم گیرنده اصلی در پایان دادن به نبرد یا تغییر شکل ماهیت جنگ خواهد بود.
      نیازمندی به راهبردی برای خروج و پایان دادن به جنگ در ابتدا، بدلایل پیشگری از ورود به جنگ دایمی، فرسایشی و یا بیرون کشیدن از درگیری در زمان مناسب طرح میشود، سپس در ادامه بر اساس موفقیت ها یا شکست هایی که کسب میشود تحت اثرات جبهه ها و افکار عمومی تغییر خواهد کرد. بنابراین بزرگترین رکن اصلی جبهه دو طرف نه روی زمین بلکه در رسانه ها و پروپگاندای جهانی آنان است. این موفقیت ها در پروپگاندای طرفین است که جنگ را به پیش خواهد برد و حتی سطح بروز خشونت ها و یا اقدام علیه اشغال سرزمینی و حتی میزان زیر آتش گرفتن پایتخت های یکدیگر تنظیم خواهد کرد.
       
      پیشبینی نسبت به رویه های آینده درگیری در قره باغ:
       
      آذربایجان در جبهه جنوبی پیشروی خوبی صورت داده است اما نکات زیر حائز اهمیت است؛
      -          همانطور که عرض شد، برای آذربایجان در مناطقی که پشتیبانی جمعیتی ندارد امکان پیشروی موفق بسختی ممکن است و در صورت پیشروی امکان حفظ و بهره برداری از پیشروی پیچیده تر خواهد بود. بنابراین انتخاب پیشروی از جنوب از این جهت منطقی است که ؛
      o        ممکن است بخواهد خود را با حمله سریع به نخجوان برساند، به دو دلیل 1- تکمیل اتصال سرزمینی 2-جلوگیری از ورود ارمنستان به نخجوان در برابر یک سناریوی پاسخ احتمالی به تهاجمات در غره باق.
      o        این نکته حائز اهمیت است که در شمال ایران آذریها و ترک ها درصد تجمعی بیشتری نسبت به آذریهایی منطقه غره باق وجود دارد. بنابراین این احتمال وجود دارد که ارتش آذربایجان و ترکیه از طریق منطقه نخجوان بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در منطقه به یکدیگر دست بدهند.(پشتیبانی هوایی ترک، پیاده نظام هایی شامل نیرومخصوص ترک در لباس تروریست های پانترک و نوعثمانی، و ارتش آذربایجان از شرق)
      o        امکان تهاجم سریع در مناطق کوهستانی بسادگی میسر نیست و تنها با سرعت بالا از طریق عبور از مسیر رودخانه ارس ممکن است،با توجه به این امر، روستاهای مرزی ایران مانند عاشقلو، اوزان، کرانلو و ... در معرض تهدید تهاجم آذریها و احتمال پاسخ ارمنی ها در آن مناطق هستند
      o        در صورت وقوع شورش های ساختگی و بحران کمبود منابع و تظاهرات، شرایط برای نفوذ نیروهای اطلاعاتی امنیتی هر سه کشور ترکیه، آذربایجان و ارمنستان جهت بهره برداری از آشوب ممکن است. و در ادامه پاسخ ایران در سرکوب تظاهرات و یا شورش، عواقبی نظیر نفوذ و دخالت بیگانه در حتی کوتاه هم خواهد داشت.
      o        آنچه فضای بحران برای ورود به نبردهای چریکی و شورشهای اجتماعی تقویت میکند، آن است که دو کشور بزودی بسیاری از تسلیحات زرهی خود را از دست میدهند، سازمان نیروهای مسلح این کشورها اقدام به جذب نیروی مردمی خواهد کرد. این امر سبب میشود تا ارتش های منظم تبدیل به ارتش های پراکنده با ابعاد بالای استفاده از نیروی شبه نظامی شوند و به تجهیزات شبه نظامیان نظیر وانت های مسلح، موشک های دوشپرتاب و ضد تانک قابل حمل توسط نفر روی بیاورند.
      o        وضعیت جنگ با استفاده از شبه نظامیان، سبب میشود تا حجم انبوهی از تجهیزات انفرادی جنگی وارد مناطق شمالی کشورمان شود.
      o        جنگ با استفاده از شبه نظامیان نیز به تلاش های وسیعی از عملیات روانی و پروپگاندای سیاسی نیازمند است.
      o        در میان مدت ممکن است جمیع موارد فوق ایران را وادار به ورود به  یک جنگ هیبریدی با محوریت ترکیه و آذربایجان کند.
       
      اقدامات پیشنهادی در بخش تاکتیکی و سیاستگذاری برای ایران:
       
      در بخش تاکتیکی: اجرای مانور ترکیبی.
      -          اقدام به اجرای سریع مانور ضد چریکی و ضد شورشی در مناطق مرزی کشور به سبک زیر؛
      o        تمرین استقرار و حرکت به سمت پاکتی از 5 تا 10 روستای مرزی در یک مسیر، به شکلی که  چند  تیم متحرک، به روستاهای در مناطق مرزی در بخش بندی های جغرافیایی مشخص وارد میشوند، و استقرار تیم های ثابت را امکان سنجی و مدیریت میکنند؛
      1-      تیم های متحرک در دو بخش ابتدا بدون ظاهر نظامی به سپس به قصد تمرین تامین نظامی و سپس بصورت کاملا نظامی به قصد فراهم آوری امکان استقرار تیم های ثابت با تجهیزات وارد مناطق روستایی میشوند، با جمعیت پل ارتباطی ایجاد میکنند، و به ترتیب متوالی پس از استقرار تیم های ثابت به قصد روستای بعدی خارج میشوند.
      2-      سپس تیم های ثابت با استقرار تجهیزات بیمارستانی، امدادی، هلال احمر و کمک به مناطق روستایی وارد میشوند، در مدت زمان مشخص فعالیت های ارتباطات انسانی و اجتماعی  را تمرین کرده و منتظر ورود دوم تیم های متحرک در تاریخ مقرر میشوند.
      3-      سپس تیم های متحرک دیگری به ترتیبی موازی به قصد کمک به جمع آوری تجهیزات ثابت وارد میشوند. و در پایان مانور اسکرت را تا فاصله ایمن را تمرین میکنند.
       
      دلایل اجرای مانور تاکتیکی فوق؛
      -          جدایی طلبها، شبه نظامیان، چریک ها و ارتش های دارای ابعاد هیبریدی که قادرند از طریق اجرای عملیات روانی، پروپگاندای سیاسی و پشتیبانی مالی در کنار ارتش های منظم خود اجرای طرح عملیاتی ترکیبی کنند، ابتدا با نفوذ، سپس ایجاد پل های ارتباطی و پس از آن شروع در نا امن کردن محیط های روستایی، اقدام به ایجاد معضلات  روانی کرده، و در ادامه از ساکنان عدم همکاری با دولت مرکزی را طلب خواهند، ابتدا با تحریک و سپس با تهدید. در فضای ناامنی مردم روستایی از همکاری اطلاعاتی و امنیتی با دولت های مرکزی پرهیز میکنند و حتی ممکن است جذب این گروه ها شوند، مگر در شرایطی که احساس کنند فضای ایمن و قدرت غالبی توسط دولت مرکزی قادر به حمایت از آنان یا نابود سازی تحرکات ضد دولتی ست.
      -          از طرفی دیگر در صورت بروز خشونت، و نفوذ بیگانه در مناطق مرزی ای که امروز نسبتا امن هستند، نیروی آموزش ندیده یا نیرویی که منطقه عملیاتی خود را تجربه نکرده باشد، بسختی میتواند با مردم ارتباط برقرار کرده و قادر نخواهد بود اقدامی که در شرایط عادی تمرین نشده است را در شرایط حاد بحران به اجرا بگذارد.
      -       آن بخش از  جریانهای فکری که در مناطق روستایی مرزی و در معرض تهدیدات مختلف امنیتی هستند، در صورتی که با هسته های خفته عملیاتی چریک های دشمن سمپاتی و هماهنگی برای روز شورش داشته باشند(آنچه در شهرهای عراق مانند رمادی، موصل و تکریت اتفاق افتاد) بسرعت دچار خطا، واکنش و یا تغییر نقشه خواهند شد، و در نتیجه اجرای این مانور این اقدامات قابل ردیابی خواهند بود.
      -          بنیاد عملیات هیبریدی مرزی ضد کشور، از طریق کشتار و تروربه نام حکومت (مانند اقدام چریک های فدایی خلق در کردستان علیه پادگان های ارتش) و سپس ایجاد هسته های مقاومت علیه دولتها انجام میگیرد، جذب نیرو تنها در صورت خلاء قدرت و واکنش نابهنگام دولت مرکزی ممکن است، و از طرفی در صورت اقدام تند، سلطه آمیز و نابخردانه نیروهای نظامی دولتی، اوضاع از کنترل خارج و یا تشدید میشود.(مانند اقدامات دیر هنگام بشار اسد در شمال و غرب سوریه)
      -           ولیکن این اقدام تند و سلطه آمیز برای هسته های نفوذی تا حدودی لازم و رعب آور است و محاسبات شانس، بخصوص بهره برداری از نفوذ های پیشین یا پل ارتباطی برقرار شده قبلی آنها را پایین می آورد، بنابراین حضور پیشدستانه و ایمن سازی جهت ایجاد قوت قلب برای ساکنان و دادن اطمینان برای اجرای مجدد وسریع چنین پاسداری مرزی، سبقه ای برای تحکیم قدرت حاکمیت کشور در مناطق مرزی ایجاد خواهد و فرصت بهره برداری از متجاوزان به اقتدار کشور را خواهد گرفت.
       
       
      در بخش راهبردی؛
      اگر مناقشه امروز آذربایجان – ارمنستان را به ابعاد نظامی و روانی تقسیم کنیم، باید گفت این رابطه 20-80 خواهد بود. اقدامات نظامی که به شکست منجر شوند عواقب وخیم سیاسی بسیاری خواهند داشت با این وجود آنچه روی زمین رخ میدهد سهم 20 درصدی از واقعیت های آینده خواهد شد، و داشتن یک فیلم 5 دقیقه از حضور در مناطق تحت سیطره رقیب در افکار عمومی اثری به مراتب بیشتر از خود نشان خواهد داد.
      دولت پاشینیان با استفاده از اعتراضات گسترده و اجرای شورش خیابانی به قدرت رسیده است و شکست در صحنه نظامی برای وی شکست در صحنه سیاست و افکار عمومی نیز خواهد بود، آنچه وی روی زمین و در مانور نظامی در برابر باکو انجام میدهد در عمل در حکم اجرای مانور سیاسی برای بقای وی  نیز هست، از طرفی باکو نیز تفاوت چندانی ندارد، اگر دولت تک حزب و شبه پادشاهی علی اف نتواند در جبهه ها پیشروی مناسبی داشته باشد، در صحنه افکار عمومی نیز شکست و بی تفاوتی مردم نسبت به دولت مرکزی را تجربه خواهد کرد. اگر بخواهیم ملاک های اقتصادی و راهبردی فتح سرزمینی در قره باغ را در نظر بگیریم، آنچه پس از این جنگ به هر نحوی باقی بماند برتری خاصی از این دو منظر ایجاد نخواهد کرد. بنابراین جنگ در قره باق امری کاملا سیاسی و برای کسب افتخارات سیاسی انجام میشود تا مبنایی نظامی و یا اقتصادی داشته باشد.
       
      در حین و پس از این جنگ:
       
      ارمنستان:
      -          پاشینیان به شکل فزاینده ای خود را پلیس ضد تروریسم، و ضد شورش و بنیاد گرایی اسلامی در منطقه قفقاز معرفی خواهد کرد.
      -          وی خواهد توانست از کشورهای ثروتمند مسیحی و از طریق کلیساهای بسیار، سرمایه لازم در حد لازم برای ادامه جنگ را فراهم کند. و شاید این جنگ راهی برای ورود تفکرات اوانجلیستی به ارمنستان باز کند.
      -          دولت ایروان در محاصره ترکیه و آذربایجان است و بشدت احساس ناامنی خواهد کرد، بنابراین به دنبال ایران و روسیه خواهد دوید، نیروی هوایی، موشکی و پدافندی خود را بشدت تقویت خواهد کرد.
      -          هر دو کشور تسلیحات بسیار زیادی در بخش زمینی از دست داده اند و خواهند داد، تمایل برای جبران تجهیزات زرهی و تقاضا برای تجهیزات دورایستا و موشکی به شکل فزاینده ای بازار تسلیحاتی بزرگی در منطقه قفقاز ایجاد خواهد شد. هر دو کشور به سمت بومی سازی تسلیحات و تبدیل شدن به قدرت های موشکی پیش خواهند رفت، و این امر مزیت موشکی ایران را تحت تاثیر شدید قرار خواهد داد.
      -          ایروان مزیت های ذاتی بزرگی از نظر اقتصادی ندارد، و اگر امنیت خود را از دست رفته ببیند بشدت با آسیب های اجتماعی فراوان روبرو خواهد شد بنابراین دولت پاشینیان هرکاری برای جلوگیری از این وضعیت خواهد کرد، منجمله اجاره دادن پایگاه های نظامی به آمریکا و ناتو، و قرارگیری بجای ترکیه امروز. چنین اقدامی سبب خواهد شد تا هم امنیت لازم را بدست آورد و هم به مکانی امن برای سرمایه گذاری خارجی بدل شود. چه بسا امروز آمریکا به دنبال تنبیه ترکیه و خروج از اینجرلیک و پیمان اجاره تسلیحات اتمی ست، و ممکن است به سمت ایروان روی بیاورد. ایروانی که دولت پاشینیان با تکیه بر شعارهای ضد روسی در آن به قدرت رسیده است.
      -          این امر برای روسیه بسیار آسیب زا خواهد بود بخصوص با توجه به مشکلات با گرجستان، بنابراین روسیه اجازه نخواهد داد و این اجازه ندادن به معنای گسترش وسیع ارتباطات با ارمنستان و حضور پیوسته در آن است. از طرفی برای ایران هم معضلات فراوانی ایجاد خواهد کرد بخصوص اینکه اسراییل در آذربایجان نفوذ گسترده ای پیدا کرده و اگر ارمنستان نیز به سمت آمریکا متمایل شود، محوز ضد ایرانی اسراییل و آمریکا میدان صلح، جنگ و کلیه تحولات منطقه قفقاز تا سالهای بسیار خواهند بود.
       
      آذربایجان:
      -          آذربایجان از توان کشورهای اسلامی نظیر پاکستان، تروریست های اسلامگرا در سراسر دنیا استفاده خواهد کرد، بنابراین به تجربه ترکیه در اداره و مجتمع کردن این چریک ها نیازمند است، تا جایی که ممکن است ادامه جنگ را مستقیما ترکیه اداره کند.
      -          این کشور تا پایان جنگ حجم بالایی تسلیحات مصرف خواهد کرد، و پس از جنگ وارد یک تقابل سرد تسلیحاتی با ارمنستان خواهد شد. اگر ارمنستان قدرت هوایی خود را تقویت کند، آذربایجان در برابر قادر به چنین کاری نخواهد بود.
      -          آذربایجان هم اکنون نیروی هوایی ضعیف و قدیمی دارد که  نمیتواند آنچنان قدرت تهاجمی و عملیاتی کافیاز خود نشان دهد.  بعید است روسها بخواهند آذری ها را در سطح راهبردی مانند نیروی هوایی در برابر ارمنی ها تقویت کنند، آنها قبلا به ارمنستان جنگنده های گرانقیمت و راهبردی سوخوی 30 فروخته اند و ارمنستان را مشتری خود کرده اند، کشورهای غربی نیز بعید به نظر میرسد که بخواهند به آذربایجان در برابر یک دولت مسیحی دیگر اسلحه بفروشند، با این وجود جنگنده های غربی نیز بسیار گرانقیمت تر از گونه های روسی هستند و بعید آذری ها از عهده تهیه آنها بر بیایند.
      -          با توجه به دو مورد فوق به نظر میرسد که آذریها به دنبال تهیه تسلیحات موشکی زمین به زمین کوتاه و میانبرد به شکل وسیع و در قالب راه اندازی خط تولید بروند. آنها از ترکیه موشکهای کروز و بالستیک خریداری خواهند کرد.
      ایران:
      -          سیاست ایران هر چه باشد، در معرض اقدامات پیچیده دو کشور برای ورود به درگیری یا حمایت از یک طرف خواهد بود، هم برای ارمنستان بسیار مفید است که ایران را جلب کند وهم برای آذربایجان، ایران دچار وضعیتی انتخابی میشود، با اینکه این انتخاب حتی در اندیشه بسیار دشوار، ایران باید از آن اجتناب کند.
      -          نخبگان سیاسی آذربایجان و ترکیه به صراحت از چشم داشت خود به خاک ایران سخن میگویند، اما از نظر اقدام در حال حاضر در جایگاهی نیستند که بتوانند کاری از پیش ببرند مگر در صورت ضعف شدید سیاسی و خلاء قدرت در ایران. به همین دلیل ایران هم به جلوگیری از شکل گیری یک اتحاد ضد ایرانی با محوریت "ارتش تورک" که در صورت موفقیت آذربایجان میرود به یک ایدولوژی نظامی سیاسی غالب تبدیل شود، باید بسرعت اقدام کند.
      -          ایران و ارمنستان میتوانند برای شکل گیری یک نیروی نظامی محدود جهت عملیات ضد تروریسم در مناطق مرزی مشارکت کنند.
       
      ویراست نشده است، اگر ایرادی دیدید تذکر بدین تا اصلاح کنم:
      نسخه فارسی تهیه شده برای میلیتاری  http://www.military.ir/
      نسخه انگلیسی :https://msai.ir/
       
       
       
    • توسط karkas
      با سلام


      طی چند هفته اخیر شاهد تصاویر نیروی هوایی المان و فرانسه بودید که تصمیم به ادامه تصاویر گرفتم . در این تاپیک هم تصاویر تمام جنگنده های ترکیه و اساسا نیروی هوایی ترکیه هست . نیروی هوایی ترکیه نیروی بسیار قدرتمندیه و می شه گفت نیروی هوایی کشور های منطقه رو می زاره تو جیب . البته اطلاعاتی از مقاله اقا سعید در مورد استعداد های هوایی ترکیه رو گذاشتم . نيروي هوايي ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگي مدرنيزه شده و در شرايط كاملا عملياتي قرار دارند.
























      موفق باشید .
  • مرور توسط کاربر    1 member