امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote]من گفتم هواپیماداشت از زمین بلند میشد بعد هم تلویزیون اون کلیپ رو پخش نکرده.اون رو تو یک مراسمی که سپاه برگزار کرده بود گذاشته بودند.حالا که اینطوری شده اگه بتونم اون کلیپ رو هر جور شده گیر میارم و عکسش رو میذارم تا ببینید[/quote]

اينکه کليپ چي رو نشون ميده مهم نيست .متاسفانه کساني که اين کليپ ها رو تهيه ميکنند از کوچکترين سواد نظامي برخوردار نيستند, بارها شده در اين کليپ ها شاهد نمايش تصوير مات f-15 و f-16 بوديم ,هيچ بعيد نيست f-22 هم نشون بدند ! چيزي که مهم است اينکه ما هيچ سوخوي يا بالاتر از اون رو نداريم !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این هم کشورهای دارنده سوخوی 30 فعال:

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/800px-Operators_of_the_Su-30.png][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_800px-Operators_of_the_Su-30.png[/img][/url]

نکته جالب ونزوئلاست که دارای Su-30MK2 هست.
خلبانهامون هر وقت بخوان میتونن برن اونجا یه دوری با سوخوی 30 ها بزنن icon_arrowd

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واقعا دوستان فکر میکنن اگر ما مثلا سوخو 27 یا 30 داشته باشیم توی چند عکس می زنن تا ما متوجه بشیم؟ icon_eek icon_arrowd

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name="interceptor"]با توجه به سفر مشاور امنیت ملی روسیه به تهران و سفر وزیرخارجه به مسکو احتمال خرید سو-30 یا سو-27 یا حتا سو-35 توسط ایران وجود داره یا نه؟[/quote

امکان خرید هیچ جنگنده ای از هیچ کشوری دیگه وجود نداره و ما بعد از قطعنامه ای که پارسال برامون صادر شد از هیچ جا نمی تونیم جنگنده بخریم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یه سوال؟
قیمت این جنگنده نسبت به اف15 بالاست یا پایینه و ضمنا هزینه خدمات و قطه ات کدومش کمتره واستحلاک کدومش پایینه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]یه سوال؟
قیمت این جنگنده نسبت به اف15 بالاست یا پایینه و ضمنا هزینه خدمات و قطه ات کدومش کمتره واستحلاک کدومش پایینه؟[/quote]

قیمتهایی که میگم حدودی هستند و بر اساس دلار آمریکا:

[color=blue]سوخوی 30:[/color]
از 33 تا 45 میلیون دلار

[color=blue]Su-30MKI:
[/color]36 lمیلیون دلار

[color=blue]Su-30MKK:
[/color]53 میلیون دلار



[color=blue]F-15A/B:
[/color]28 میلیون دلار

[color=blue]F-15C/D:
[/color]30 میلیون دلار

[color=blue]F-15E Strike Eagle:
[/color]31 میلیون دلار

[color=blue]F-15SE:
[/color]100 میلیون دلار!!!

[color=blue]F-15K اختصاصی کره جنوبی!!:
[/color]100 میلیون دلار!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سوخوی 30 نمیخوایم بابا همون اس 300 رو بدن تا ما یه فکری واسش کنیم icon_arrowd

همون پولی که تو حلق اینا میخوایم بریزیم بریم رو یه طرح داخلی سرمایه گذاری کنیم تا یه جنگنده بهتر از این بسازیم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام
فروش جنگنده به ایران با قطعنامه 1929 کاملا منتفی شده
متاسفانه تاخیر زیاد مونتاژ جنگنده MIG29 که چند بار قرارگذاشته و بعد لغو شد منجر شد ما تاکنون هیچ خط تولید جدیدی نسبت به سال 1979 نداشته باشیم تا حداقل رو آن کارکنیم (هرچه هست مال خودمونه)
الان خرید جنگنده نسل چهار دیگه توجیه نداره و اصولا وضعیت نبرد کاملا نابرابره - متاسفانه اگر هم به ما چیزی بدن مطمئنا امکانات جنگ الکترونیکش ضعیفه
مثلا همین ارتقاء روی MIG21 هند موجب شده علاوه بر استفاده از موشک آمرامسکی با برد 80 کیلومتر - امکان اخلال راداری اون حتی امکان دیدنش رو برای هواپیمای مقابل به شدت کاهش بده- یعنی مثلا ما اگه سوخو27 قبلا خریده باشیم الان دیگه به راحتی نمیتونه حتی MIG21 رو شکار کنه-
من تاکید میکنم که نبرد جدید بین نسلهای ارتقاء یافته مهاجم با ما اصولا در محدوده فامد اتمام خواهد یافت
مگر اینکه ما از تکنیکهای جدید استفاده کنیم که بعدا درفرصت دیگری نظراتم رو که حتما اساتید فن میدونن عرض میکنم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]سلام
فروش جنگنده به ایران با قطعنامه 1929 کاملا منتفی شده
متاسفانه تاخیر زیاد مونتاژ جنگنده MIG29 که چند بار قرارگذاشته و بعد لغو شد منجر شد ما تاکنون هیچ خط تولید جدیدی نسبت به سال 1979 نداشته باشیم تا حداقل رو آن کارکنیم (هرچه هست مال خودمونه)
الان خرید جنگنده نسل چهار دیگه توجیه نداره و اصولا وضعیت نبرد کاملا نابرابره - متاسفانه اگر هم به ما چیزی بدن مطمئنا امکانات جنگ الکترونیکش ضعیفه
مثلا همین ارتقاء روی MIG21 هند موجب شده علاوه بر استفاده از موشک آمرامسکی با برد 80 کیلومتر - امکان اخلال راداری اون حتی امکان دیدنش رو برای هواپیمای مقابل به شدت کاهش بده- یعنی مثلا ما اگه سوخو27 قبلا خریده باشیم الان دیگه به راحتی نمیتونه حتی MIG21 رو شکار کنه-
من تاکید میکنم که نبرد جدید بین نسلهای ارتقاء یافته مهاجم با ما اصولا در محدوده فامد اتمام خواهد یافت
[color=red]مگر اینکه ما از تکنیکهای جدید استفاده کنیم که بعدا درفرصت دیگری نظراتم رو که حتما اساتید فن میدونن عرض میکنم[/color][/quote]

کمی تا قسمتی موافقم/گرچه ما هنوزم اسپارو و سایدوایندر و فونیکس و افید و آلامو و آرچر و پی ال 7 و فاطر و سجیل رو داریم......البته بعضی هاشون دقیقا هوا به هوا نیستن یا خیلی قدیمی هستند.
و اما در مورد اون قسمتی که قرمز کردم اگر میشه کمی بیشتر توضیح بدید.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]یه سوال؟
قیمت این جنگنده نسبت به اف15 بالاست یا پایینه و ضمنا هزینه خدمات و قطه ات کدومش کمتره واستحلاک کدومش پایینه؟[/quote]

قیمتهایی که میگم حدودی هستند و بر اساس دلار آمریکا:

[color=blue]سوخوی 30:[/color]
از 33 تا 45 میلیون دلار

[color=blue]Su-30MKI:
[/color]36 lمیلیون دلار

[color=blue]Su-30MKK:
[/color]53 میلیون دلار



[color=blue]F-15A/B:
[/color]28 میلیون دلار

[color=blue]F-15C/D:
[/color]30 میلیون دلار

[color=blue]F-15E Strike Eagle:
[/color]31 میلیون دلار

[color=blue]F-15SE:
[/color]100 میلیون دلار!!!

[color=blue]F-15K اختصاصی کره جنوبی!!:
[/color]100 میلیون دلار!![/quote]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مقایسه کیفی نیروی هوایی با دیگران مسخره به نظر میرسه.
و فقط مقایسه اسمی صورت میگیره.مثلا ما فقط اسمی از اف14 رو داریم و اف14 واقعی با ما بای بای کرده.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

دوستان توجه داشته باشید به این که ممکنه تاریخ قیمت هایی که ذکر شده با هم متفاوت باشه مثلا یکی مال 20 سال پیش و یکی مال دو سه سال پیش ,در این صورت ممکنه قیمت اف 15 سی امروز بیش از 50 میلیون دلار باشه!
 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این مطلب رو ببینید http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&p=188130#188130
پیشنهاد من گسترده است یکیش شکار خاموشه ما باید روی موشک با حد اقل تشعشع حرارتی و بدنه پنهانکار و سر جستجوگر نزدیک به نور مرئی کار کنیم و این سیستم تو مقاله رو که تازه ساختیم روی پهباد های پنهانکارمون یا حد اقل روی زمین تو مرز مستقر کنیم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
      سرکوب پدافند هوایی دشمن
        (Suppression of Enemy Air Defenses /SEAD)
       

       
      بدون شرح !!!
       
       
      یکی از ماموریتهای اصلی واحدهای پروازی نیروی هوایی پس از ظهورسه عنصرجدید در نبردهای معاصر (رادار/ توپخانه ضدهوایی هدایت راداری و نهایتا" موشکهای هدایت شونده زمین به هوا)، کنترل و ازکارانداختن و نابودی این  سامانه ها  می باشد .
       بررسی دقیق نبردهای به وقوع پیوسته پس از جنگ دوم جهانی نشــــــان می دهد که هرکدام از این نبردها ، جنبه های نوینی از فناوری را با بکارگیری تجهیزات ، تسلیحات و تاکتیک ها به نمایش گذاشته و نشان داده اند که گاهی استفاده از  وجود برتری کمی تسلیحات غیر پیشرفته در مقابل برتری کیفی تسلیحات پیشرفته و یا برعکس ، پیروزی های نظامی خیره کننده ای را به ارمغان آورده است. در کنار این مساله و به موازات افزایش توانایی های رزمی یک سامانه تسلیحاتی ، توسعه تاکتیکهای مورد نیاز نیز یک اصل غیر قابل اجتناب بشمار می رود . در چنین شرایطی ، سامانه های پدافند هوایی نیز از این قاعده مستثنی نبوده ، چــنانکه این نوع از سیستم های جــــنگ افــــزاری می بایست دارای قابلیت های پدافندی مناسبی باشند تا در مرحله آغازین تهاجم دشمن ، بتوانند ایمنی مناطق مسکونی ، مراکز ثقل سیاسی ، نظامی و اقتصادی را از گزند بمباران و آسیب حفظ نمایند و با ایجاد لطمات عمده به پیکره  و استخوان بندی قدرت هوایی دشمن ، باعث لغو ماموریت های تهاجمی وبه احتمال زیاد تغییر نتیجه جنگ شوند . بنابراین، به صورت طبیعی ،  نیروی هوایی مهاجم سعی خواهد نمود تا تهاجم خود را با انجام ماموریت های سرکوب پدافند هوایی آغاز نماید . برهمین اساس و بنا به تعریف وزارت دفاع ایالات متحده ، سرکوبی پدافند هوایی دشمن عبارتند از :
      " انجام هرگونه فعالیتی به منظور خنثی سازی ، نابود سازی و ایجاد اختلال موقت یا دائم در سامانه های پدافند هوایی زمین و دریاپایه دشمن بوسیله تجهیزات مخرب یا اخلالگرها "
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-105G ، یکی از مهمترین جنگ افزارهای ارتش ایالات متحده برای مقابله با آتشبارهای سام ارتش ویتنام شمالی بشمارمی آمد .
      این پرنده در تصویر فوق در حال تیک آف از روی باند پایگاه هوایی "کورات"(تایلند) است ، در حالی که برای اجرای ماموریتهای موسوم به وایلدویزل به مهمات ماوریک و شرایک مسلح می باشد .
       
       

       
       
      پچ سینه اسکادارن های وایلدویزل
       
       
       

       
      جنگنده / بمب افکن F-4G  در حال تیک آف از فرودگاهی در عربستان
      در حالی که برای اجرای ماموریت SEAD ، به مهمات متنوعی شامل مشکهای هوا به زمین ماوریک و مهمات ضد تشعشع شرایک و غلاف جنگ الکترونیک مجهز شده است .
       
       

       
      ارتش ایالات متحده برای ایجاد برتری هوایی بر فراز منطقه نبرد ، تاکید زیادی بر استفاده از اسکادارن های وایلد ویزل دارد .
      تصویر فوق یکفروند جنگنده / بمب افکن A-7E را بر روی عرشه فوقانی ناو هواپیمابر USS AMERICA نشان میدهد که برای اجرای عملیات بر علیه آتشبارهای دفاع هوایی لیبی (عملیات دره الدورادو ) آماده می شود . به نظر می رسد پرنده فوق برای اجرای این ماموریت به مهمات ضد رادار شرایک و مهمات هوابه زمین راک آی مارک II مجهز شده است .
       

       
      ارتش های اروپایی نیز پس از مشاهده تاثیر تسلیحات ضد رادار ، بسرعت خود را به قابلیت های ضد رادار مجهز نمودند .
      تصویر فوق یک فروند تورنادو ECR نیروی هوایی آلمان را که به مهمات ضدرادار هارم مجهز شده است را نشان میدهد
       

       
      مهمات ضد تشعشع AGM-88 HARM، جنگنده / بمب افکنF/A-18 C
       

       
      نیروی هوایی بریتانیا ، به شکل وسیعی از مهمات ضد رادار درسازمان رزم نیروی هوایی خود بهره می برد .
      تصویر فوق ، یک تیر موشک ضد تشعشع آلارم را بروی یکفروند جنگنده/ بمب افکن تورنادو GR4 نشان می دهد .
       

       
      در حال حاضر پرنده ویژه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده برای اجرای ماموریتهای سرکوب پدافند هوایی ، جنگنده/بمب افکن F-16 CJ بشمار می آید .
       
      پرنده فوق ، یکفروند F-16 CJ بلاک 50 سری D است که برای اجرای ماموریت SEAD ، به طیف متنوعی از مهمات شامل ، AIM-120 آمرام ، AIM-9 M سایدویندر در جایگاه های دو وهشت  ، مهمات ضد رادار AGM-88 هارم در جایگاه های سه و هفت ، و برای هدفیابی به یک غلاف AN/ASQ-213 ، مسلح شده است .
      با این حال و براساس نظرات خلبانان شرکت کننده در جنگ ویتنام ، قابلیتهای تاندرچیف و فانتوم به مراتب افزون تر از این نمونه فالکون بشمار می آمد .
       
       
      نویسنده و مترجم : کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی - MR9
      Military.ir Copyright
      تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است
      منابع  :
      1- Davis, Larry and Menard, David, Republic F-105 Thunderchief
      2- Bill Siuru, Bill Holder-General Dynamics F-16 Fighting Falcon
      3-F-4 PHANTOM II IN ACTION
      4- "MODERN MILITARY AIRCRAFT "THUD"
      5- A-7 IN ACTION
      6- ویکی
      7- مطالعات شخصی اینجانب از منابع گوناگون
    • توسط adelkhoje
      بسم الله الرحمان الرحیم
       
       

       

       
       
      مقدمه-طي دهه گذشته، موشك اسكاد به معروفترين موشك جهان تبديل شده است. اگرچه نخستين باري كه در جنگ از اين موشك استفاده شده به بيش از 30 سال پيش برمي گردد، تنها در دهه گذشته و با آغاز جنگ اول خليج فارس در 1991 اين موشك مورد توجه عموم قرار گرفت.
      از زمان شروع دوره تسليحات V آلمان تاكنون، تعداد موشكهاي اسكاد شليك شده در جنگها از ساير موشكها بيشتر بوده است،تاريخچه اسكاد پژواكي از كابوسي است كه تنها اخيرا به دست فراموشي سپرده شده است؛ موشك اسكاد،مهره اصلي در برنامه شوروي سابق براي جنگ هسته اي در قلب اروپا بود.
      پديده عجيب و متناقضي كه وجود دارد آن است كه هرچه چنين تسليحاتي مرگبارتر باشد، احتمال به كارگيري آنها نيز كمتر خواهد بود. نه ناتو و نه پيمان ورشو آنقدر احمق نبودند كه در چنين نبردي شركت كنند، و در نهايت، اسكاد هرگز در نقش مربوط به خود در جنگ افزار هسته اي به كار گرفته نشد. در عوض، اين موشك به نماد تغيير ماهيت تسليحات در دوران پس از جنگ سرد تبديل شد.
       
       

       
       
       
      در بي نظمي نوين جهاني، توجه جهان به جنگهاي كوچك و ناموزون منطقه اي معطوف شده است. در اين منازعات، موشكهاي اسكاد به سلاح برتري تبديل شد كه مي توانست اثرات تخريبي را در جايي كه ساير سلاحها موثر نيست ايجاد كند.
      نيروهاي مسلح پرمدعاي عراق در دوره صدام حسين، كه در آن زمان به عنوان چهارمين ارتش بزرگ جهان تبليغ مي شد، در مواجهه با نيروهاي ائتلاف در جنگ 1991 خليج فارس ناتوان مانده بود. تنها سلاحي كه عراق توانست با آن به نيروهاي ائتلاف آسيب بزند، موشك اسكاد بود. موشك اسكاد گرفتار مجادله بر روي تسليحات كشتار جمعي نيز شد، چراكه اين تسليحات بدون آنكه بر روي هدف مورد نظر رسانده شوند، كارآيي نخواهند داشت.
       
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك تاكتيكي البروس با كد 8K72 ، كه در غرب با نامهاي SS-1C ، اسكاد بي شناخته مي شود، در دهه 5590 براي حمل كلاهكهاي هسته اي تاكتيكي توسعه داده شد. اين سامانه با به كارگيري در منازعات منطقه اي در دهه هاي 5590 و 5550 شهرت يافت
       
       

       
      سامانه موشك بالستيك اوليه R-11 نيازمند تعداد قابل توجهي خودرو تجهيزات و تداركات بود كه در تصوير قابل مشاهده مي باشد.با توجه به تحرك پذيري پايين اين سامانه، تعداد كمي از آن توسعه يافت
       
       
      موشك اسكاد مدت زيادي است كه از چرخه توليد خارج شده است، اما نسل آن با مجموعه اي از نسخه ها و مشابه هاي توليد شده در كره شمالي، چين و پاكستان ادامه يافته است. روسيه نزديك به نيم قرن پس از نخستين پرتاب اسكاد دو مرتبه تلاش كرده تا اين موشك را با موشك جديد اسكندر جايگزين كند.
       
       
      R-11 اسکاد A


      اگرچه موشك اسكاد غالبا اندكي بيشتر از مولود موشك V-2 آلمان در جنگ جهاني دوم توصيف مي شود، ريشه هاي آلماني آن پيچيده تر و غيرشفافتر از آنچه در وهله اول به نظر مي آيد، مي باشد. در دوران پس از جنگ جهاني دوم، ارتش شوروي گروههايي از متخصصان را براي اخذ فناوريهاي پيشرفته آلمان، از جمله موشك V-2 اعزام كرد.
       
      سرگئي كورولف رياست گروه V-2 شوروي را بر عهده داشت و تلاش وي هسته برنامه هاي موشكي و فضايي آينده شوروي را تشكيل داد. مهندسان كورولف آزمون شليك موشكهاي V-2 را با كمك پرسنل اسير شده آلماني، در سال 1947 در پايگاه كاپوستين يار، منطقه اي نزديك استالينگراد آغاز كردند. توليد نسخه روسي ملقب به R-1 )راكت- 5 يا موشك5 ) در سال 1948 آغاز شد و سامانه موشكي R-1 براي به كارگيري در ارتش در نوامبر 1950 پذيرفته شد.
       
       

       
      موشك R-1 از سوي ژنرالهاي ارشد روسي مورد استقبال واقع نشد. رييس فرماندهي اصلي توپخانه ) GAU ( ارتشبد ان دي ياكولوف، ابراز كرد كه موشكها به طور نامتعارفي گران قيمت بوده، براي كاربرد بسيار طاقت فرسا است و به لحاظ نظامي نيز اثربخش نيست. يكي از ژنرالها عنوان كرد كه اگر سوختي كه براي يك فروند موشك R-1 به كار مي رود را به سربازانش مي داد، آنها مي توانستند هر شهري را تسخير كنند.
      شكايتهاي زياد ديگري نيز مطرح شد. موشك V-2 و نسخه R-1 آن از سوخت الكل استفاده كرده و از اكسيژن مايع به عنوان اكسيدايزر بهره مي برد كه به تركيب آنها سوخت كرايوژنيك گفته مي شود. توليد و ذخيره سازي اكسيژن مايع در شرايط ميدان نبرد بسيار دشوار است، چراكه بايد تا دماهاي بسيار سرد خنك سازي شود.
       
       
       

       
      علاوه بر اين، موشك را نمي توان به صورت شارژ شده با اكسيژن مايع براي مدت نه چندان زيادي نگه داشت، زيرا اكسيژن مايع به سرعت شروع به جوشيدن مي كند. از همه مهمتر، عملكرد V-2 / R-1 بسيار بد بود – به طور متوسط، نيمي از موشكهاي شليك شده، شكست مي خورد و حتي آنهايي كه به ناحیه هدف می رسید،خطایی متوسط 7 تا 17 کیلومتر از هدف مورد نظر داشت.
       
      عليرغم همه اين مشكلات،ارتش شوروي، با آگاهي از اين موضوع كه اين كار تنها گام كوچكي به سمت هدف بلندپروازانه تسليحات موشكي دوربرد است، برنامه موشكي را با قدرت پيش مي برد. گام تكاملي بعدي، موشك R-2 بود، نسخه اي با برد بيشتر از R-1 با همان سوخت دردسرساز كرايوژنيك و دقت پايين. شش تيپ موشكي ويژه براي به كارگيري از اين تسليحات شكل گرفت. اما در حداكثر توان، تنها 24 لانچر در خدمت وجود داشت كه نقطه ضعف اين موشكها به شمار مي رفت.

      از ديدگاه فني، ظهور سيستمهاي سوخت جايگزين به نام سوختهاي هايپرگوليك يك جهش كليدي در فناوري موشكي محسوب مي شود. در سال 1945 ، لوفواف آلماني موشك ضدهواپيمايي با نام واسرفال توسعه داد كه به جاي اكسيژن مايع از اسيد نيتريك قرمز-فومينگ به عنوان اكسيدايزر استفاده مي كرد. مزيت اصلي اين سوخت آن بود كه مي توان بدون نياز به خنك سازي در دماهاي معمولي آن را به كار گرفت. عيب آن اين بود كه تركيب اكسيدايزر اسيد نيتريك با سوخت پايه كراسين(نفت) به اندازه تركيب الكل/ اكسيژن مايع انرژي زا نبود.

      عيب ديگر آن اين بود كه اسيد نيتريك بسيار خورنده بود و در تماس با هيدروكربنها، بهبنامد. در اوايل دهه 1950 ، فناوريهاي » زهر شيطان « ويژه بافت بدن انسان، به شدت واكنش مي داد، كه باعث شد كرولف آن را سوخت بهبود يافت و تركيب اسيد نيتريك قرمز-فومينگ محدود شده ( IRFNA )جديد و مشتقات بهبود يافته كراسين تقريبا انرژي بر واحد وزني معادل تركيب الكل/ اكسيژن مايع ارايه كرد.

      توسعه موشك بالستيك تاكتيكي با استفاده از سوختهاي جديد در نوامبر 1951 با همكاري OKB-1 ) )موسسه طراحي ويژه - 5 كرولف با مسئوليت طراحي كلي موشك R-11 و OKB-2 اي. ام. ايسايف، با مسئوليت توسعه موتور S2.253 مربوطه، كه بهبودي از موتور واسرفال آلماني بود، آغاز شد. موشك جديد از سوخت TG-02 تونكا كه مخلوط يكساني از دي متيلانالين و تري اتيلامين بود استفاده مي كرد.

      به دليل سادگي نسبي، توسعه موشك R-11 به سرعت انجام شد و آزمايش آن در آوريل 1953  شروع شد. بهينه سازيها به تدريج بر روي آن انجام شد و در سال 1953 موشك R-11 الزامات دقت اصابت خود را با محدوده خطاي متوسط 1190 متر در راستاي برد و خطاي متوسط آزيموت 660  متر برآورده كرد. پس از يك سري پرتابهاي آزمايشي نهايي از دسامبر 1954 تا فوريه 1955 موشك R-11 در تاريخ 13 جولاي 1955 براي خدمت در ارتش شوروي پذيرفته شد. اين موشك با شناسه نظامي آن يا 8A61 نيز شناخته مي شد.

      نخستين واحد R-11 ، تيپ 233 ام مهندسي فرماندهي عالي ) RVGK ( در مه 1955 تشكيل شد. در اين مرحله، موشك R-11 تنها مجهز به كلاهكهاي حاوي مواد منفجره بود، كه البته كار توسعه بر روي نوع هسته اي آن نيز در حال انجام بود. آرايش اوليه سكوي پرتاب به نحو چشمگيري با موشكهاي بالستيك تاكتيكي- عملياتي آتي شوروي متفاوت بود، كه يك گام مياني پس از سكوهاي كِشنده پرزحمت نوع V-2 / R-1 تا سكوهاي خودكششي بعدي موشكها به شمار مي رفت. موشك با استفاده از نوعي كِشنده سنگين AT-T ، كه با شناسه 8U227 شناخته مي شد و مجهز به جرثقيل كوچكي براي عمودسازي موشك بود، به سايت پرتاب يدك كشيده مي شد.
       
       

      موشك اوليه R-11 كه با استفاده از كِشنده 8U227 مبتني بر كِشنده سنگين AT-T ( به موقعيت پرتاب يدك كشيده شده و عمود شده است)، در اين تصوير بر روي قنداق پرتاب 8U22 ديده مي شود
       
      پایان قسمت اول...
       
      ادامه دارد...
       
      فهرست (اسکاد A R11 -  نام اسكاد  -اسكاد در دريا - B اسكاد :R-17 - بهينه سازي اسكاد - كلاهكهاي اسكاد  -انواع مخفي اسكاد-  سازمان دهي اسكاد-  پرتاب اسكاد -اسكادهاي پيمان ورشو  -گسترش اسكاد  -اسكاد در جنگ: مصر-  اسكاد در جنگ: عراق  -اسكاد در جنگ: ساير منازعات - اسكاد در جنگ: افغانستان - گسترش اسكاد: كره شمالي)
       
      منابع در پایان مطلب قرار خواهد گرفت...
       
      copy right :میلیتاری،بدون ارجاع به این لینک و نام نویسنده ،کپی این مطلب خلاف قانون سایبری می باشد.
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم
       
       

       

       
       
      از آغاز ورود هواپیما به میادین نبرد ،  واژه جدیدی با عنوان تکخال  خلبان نیز وارد فرهنگ واژه های نیروهای مسلح شد که عمدتا" به خلبانانی  اطلاق  می گردید که  موفق می شدند در طول  نبردهای هوایی ، جنگنده های دشمن را سرنگون و یا  اینکه در جریان اجرای ماموریتهای پشتیبانی نزدیک هوایی ، تجهیزات نیروی زمینی  حریف را منهدم نمایند .
       

       
      اریش هارتمان ، خلبان تکخال آلمانی با 352 پیروزی هوایی
       
      در لیست بلند بالای این تکخال های پرنده از سال 1916تا کنون ،  اسامی کسانی نظیر اریش هارتمان ، هانس اولریش رودل ، ایوان کاژداب ، اتو پولمن ، ماکس ایملمان  ، گئورگی رچکالف  ، فرانک لوک ، فرانسیسکو باراکا ، هیروشی نیشیزاوا  ،ورنر مولدرز ،  محمد رایان ، جلیل زندی ( خلبان پرافتخار گربه افسانه ای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  ) و... دیده می شود که در دوره های مختلف ، واجد شرایط اطلاق تکخال خلبان بوده اند .
       
      تولد یک تکخال :
       
      سیف الاعظم ، در سال 1941 ،در خانواده ای از طبقه متوسط در پاپنا (pabna) بنگلادش ، چشم به جهان گشود  و تا نوجوانی در مهمترین شهر بندری هند (کلکته ) زندگی نمود . در سال 1947، خانواده سیف الاعظم به شرق هند ( بنگلادش در جغرافیای سیاسی امروز ) ، یعنی جایی که اکثر مردم آنجا مسلمان بودند مهاجرت نموده و در آنجا ساکن شدند . هشت سال بعد ، یعنی در سال 1955 ، سیف الاعظم برای ادامه تحصیلاتش در دوره دبیرستان به پاکستان غربی مهاجرت نمود و پس از اتمام تحصیلات ، در سال 1958  وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی ارتش پاکستان (PAF) شد و دو سال بعد یعنی در سال 1960 ، از این دانشکده فارغ التحصیل گردید و بعنوان افسر خلبان ، دوران خدمت خود را در این نیرو آغاز نمود .
       
      وی تنها خلبانی در ارتش پاکستان بشمار می رفت که در طول دوران خدمت خود ، در نیروی هوایی سه کشور ( نیروی هوایی پاکستان ، نیروی هوایی سلطنتی اردن و نیروی هوایی عراق ) خدمت کرد  و به شکل متمایزی در برابر دو حریف قدرتمند ، یعنی نیروی هوایی هند (جنگ 1965) و نیروی هوایی رژیم صهیونیستی (1967) قرارگرفت  .
       
       

       
       
      از راست به چپ
       
      نیروی هوایی پاکستان  ، نیروی هوایی عراق و نیروی هوایی سلطنتی اردن
      سه نیرویی که سیف الاعظم در طول دوران خدمت خود در آن به فعالیت پرداخت .
       
       
      وی در سال 2001 ، توسط نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ، به این کشور دعوت گردید و طی مراسمی بعنوان یک قهرمان ، در ردیف 22 عقاب زنده دنیا قرار گرفت . وی دارای رکورد طولانی ترین شلیک در جریان یک نبرد هوایی است که آن را در جریان جنگ شش روزه 1967 و با انهدام دو فروند پرنده نیروی هوایی رژیم صهیونیستی بدست آورد . نام و تصویر  وی بعنوان یک خلبان تکخال ، در بهترین دانشکده پرواز نیروی هوایی در سطح بین المللی ، یعنی مدرسه تاپ گان (TOP GUN) نیروی دریایی ارتش ایالات متحده می درخشد .
       
       
      ظهور یک تکخال :
       
      نبردهای هوایی میان اعراب و رژیم صهیونیستی ، یکی از جالب توجه ترین نبردهایی است که در تاریخ نظامی مدرن به وقوع پیوسته است . با این وصف ، یکی از جالب توجه ترین  مواردی که در این نبردها ، قابل بررسی است ، حضور خلبانانی با ملیت های متفاوت در سازمان رزم طرفهای درگیر بشمار می آید
       
       چنانکه نیروی هوایی رژیم صهیونیستی از بدو تشکیل در سال 1948 ، از ملیتهای گوناگونی در ساختار رزمی خود بهره می برد و در آنسوی ماجرا نیز ، اعراب از خلبانان کشورهای گوناگونی نظیر آلمان شرقی ، پاکستان ، لهستان و لیبی استفاده می نمود  .
      اما یکی از مشهورترین این خلبانان ، ستوان سیف الاعظم ، جمعی نیروی هوایی ارتش پاکستان بشمار می رود . وی در سپتامبر 1965 و با آغاز  جنگ با هند ، در اسکادران هفدهم نیروی هوایی پاکستان مستقر در پایگاه هوایی سارگودها ، که به جنگنده های اف-86 مجهز بود ، خدمت می نمود و نخستین پرواز رزمی خود را در همین اسکادران تجربه نمود .
       
      در جریان این جنگ ، اجرای حملات هوا به زمین علیه اهداف زمینی ، بخش عمده ای از ماموریتهای محوله به این اسکادران را تشکیل می داد و در مجموع ، سیف الاعظم ، 12 ماموریت رزمی را در عمق خاک هند علیه اهداف دشمن در کاسیور ، واقا و سیالکوت به انجام رساند .
       

       
      جنگنده اف-86 نیروی هوایی پاکستان
       
       

       
      جنگنده فولند- گانت ، نیروی هوایی ارتش هند
       
       
      اما آنچه که موجب شد تا نام وی در صدر خبرها قرار گیرد  ، واقعه ای بود که در 19 سپتامبر 1965 روی داد . در این تاریخ ، وی به همراه سه فروند از سابرهای اسکادران 17 ، به رهبری  فرمانده اسکادران ، عظیم دادپوتا ، ماموریت یافت تا یک هدف را در  عمق خاک هند بمباران نماید . اما پس از اجرای ماموریت و در راه بازگشت به خانه ، این فرمیشن توسط دو فروند رهگیر فولند گانت نیروی هوایی هند ، رهگیری شد و نبرد سختی میان دو طرف در گرفت .
      در جریان این نبرد هوایی ، پرنده فرمانده اسکادران سرنگون گردید ، اما ستوان سیف الاعظم ، موفق شد تا یکی از دو رهگیر هندی را با آتش توپهای خود سرنگون نماید و قربانی وی ، سروان  " وی . مایادف " پس از خروج موفق از پرنده رزمی آسیب دیده خود ، به اسارت ارتش پاکستان در آمد .
       
      این شکار ، یک شاهکار باور نکردنی برای نیروی هوایی ارتش پاکستان بشمار می رفت ، چرا که تجربه نیروی هوایی پاکستان نشان داده بود که جنگنده های فولند گانت هندی  به سختی  در جریان رزم هوایی سرنگون می شوند .
       

       
      ستوان سیف الاعظم در زمان دریافت نشان از نیروی هوایی ارتش پاکستان
       
       
      با پایان جنگ ، ستوان سیف الاعظم ، در نوامبر 1966 ماموریت یافت تا با یکی دیگر از همکارانش در نیروی هوایی پاکستان ، یعنی ستوان "سروار شاد" ، به اردن رفته و تجربیات خود را به خلبانان جنگنده های هاوکر هانتر نیروی هوایی سطنتی اردن منتقل نماید . در جریان این ماموریت ، جنگ شش روزه 1967 آغاز گردید و  ستوان سیف الاعظم به شکل ناخواسته ، درگیر یک جنگ دیگر شد .
       
      در 5 ژوئن 1967 ، وی به همراه 3 خلبان اردنی ، در قالب یک فرمیشن 4 فروندی از جنگنده های هاوکر هانتر از پایگاه هوایی المفرق به پرواز در آمد ، غافل از اینکه یک صورتبندی تهاجمی از بمب افکن های داسو سوپر مایستر نیروی هوایی رژیم صهیونیستی ، به قصد بمباران این پایگاه هوایی ، بدان نزدیک می شوند . بلافاصله ، فرمان آغاز درگیری صادر شد و در بدو امر ، سیف الاعظم توانست تعداد پیروزی های هوایی خود را به عدد 4 رسانده و دو فروند سوپر مایستر مهاجم را سرنگون نماید . از این تاریخ به بعد ، بتدریج توانایی های وی در رزم هوایی در کانون توجه قرار گرفت .
       

       
      سوپرماژیستر نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       
       
      به فاصله 24 ساعت ، یعنی در هفتم ژوئن 1967، پس از نخستین حملات نیروی هوایی عراق به اهداف مد نظر در سرزمین های اشغالی ، نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی یک حمله سنگین هوایی را علیه مجموعه پایگاه های الولید (H-3) ترتیب داد و براساس طرح های برنامه ریزی شده ، قرار شد تا یک فرمیشن تهاجمی شامل 4 فروند بمب افکن واتور و دو فروند میراژ-3 بعنوان اسکورت ، به الولید حمله نمایند .
       
       

       
      بمب افکن واتور نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       

       
      جنگنده MIRAGE III CJ  نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی
       
       
      همزمان با پرواز این فرمیشن بسمت الولید ، ستوان سیف الاعظم درون یک هاوکر هانتر عراقی به رجیستر 702 ، موفق شد تا به همراه دو هاوکر هانتر دیگر ، این فرمیشن را رهگیری نماید . اما میراژهای محافظ که انتظار چنین واکنش سریعی را از سوی نیروی هوایی عراق نداشتند ، بلافاصله برای دور نمودن هانترها ، از دسته پروازی جدا شده و همین کار ، آغاز درگیری هوایی را موجب گردید.
       
      درجریان یک نبرد هوایی طاقت فرسا ، یکی از دو فروند هاوکر هانتر همبال سیف الاعظم توسط یکی از میراژهای مهاجم به هدایت سروان "گیدئون درور" ساقط گردید . سیف الاعظم نیز با مشاهده ساقط شدن همکاراش ، برای انتقام وارد یک درگیری سخت با میراژهای محافظ شد و موفق شد تا یکی از دو میراژ را سرنگون نماید . اینک بمب افکن های واتور مهاجم بدون محافظ ، آماده بودند تا شکار سیف الاعظم شوند . بنابراین وی بسرعت به سراغ بمب افکن ها رفت و با ساقط کردن یکی از واتورها ، دومین شکار خود را به ثبت رساند .
       
      هر دو قربانی وی ، یعنی سروان گیدئون درور خلبان میراژ و سروان گولان که با بمب افکن واتور پرواز می نمود ، پس از خروج موفقیت آمیز از پرنده های خود ، به اسارت نیروی های عراقی در آمدند .
       

       
      صحنه بازسازی شده حمله سیف الاعظم به واتور اسراییلی
       
       
      یکی از خدمه زمینی که شاهد این نبرد هوایی بود ، بعدها چنین به یاد می آورد که سیف الاعظم بقدری نزدیک به بمب افکن واتور مهاجم پرواز می نمود که پس از شلیک و انفجار بمب افکن مزبور ، هاوکر هانتر او  به درون دریایی از قطعات منهدم شده پرنده مهاجم وارد شد و بسیاری بر این باور بودند که وی نیز سرنگون شده است .
       

       
       
      هاوکر هانتر سیف الاعظم و دوKILL MARK که نشاندهنده دو شکار وی محسوب می گردد .
       
       
      به گفته سرگرد " مردخای هود " ، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش رژیم صهیونیستی ، از دست دادن سه فروند هواپیما در یک درگیر هوایی ، موجب شد تا وی احساس کند که جنگ را باخته است .
       
       
      پس از سرنگونی این دو پرنده ، دو KILL MARK به نشانه سرنگونی دو پرنده دشمن در سمت راست این جنگنده حک گردید . این هاوکر هانتر تا اواسط دهه 70 میلادی در حالی که دماغه و سکان های عمودی آن به رنگ قرمز در آمده بود ، بعنوان رهبر تیم آکروجت نیروی هوایی عراق به خدمت خود در نیروی هوایی عراق ادامه داد .
       

       
       
      این هاوکر هانتر با پایان یافتن دهه هشتاد میلادی، در پایگاه هوایی حبانیه بازنشسته شد و بدنه این پرنده افسانه ای در همان پایگاه  قرار گرفت .
      سرهنگ خلبان سیف الاعظم ، در طول خدمت خود موفق شد تا سه نشان شجاعت از سه نیروی هوایی ، بصورت جداگانه دریافت نماید . وی در سال 1972 ، به نیروی هوایی بنگلادش پیوست .
       
       
      نویسنده و مترجم : MR9
      Military.ir Copyright
      :rose: :rose: تمامی حقوق برای انجمن میلیتاری محفوظ است :rose: :rose:
       
       
      منابع :
       
       
       
      1 - IRAQI FIGHTERS 1953-2003
      2-ISRAEL AIR FORCE 1948-1967  BY RAY BALL
      3-پاک دیفنس
      4- ویکی
    • توسط RedArmy
      معرفي هواپيماي عمود پرواز Yak-141


      مشخصات
      ساخته شده براي رقابت با هواپيماي AV-8B Harrier II ناتو
      وزن : 15.9 تن (حداكثر وزن 19.5 تن)
      سرعت : 1.7 ماخ (1800 كيلومتر)
      ابعاد :
      18.30 متر طول
      5 متر ارتفاع
      10.10 متر فاصله دو سر بالها
      حداكثر ارتفاع پروازي : 15500 متر
      برد : با يك مخزن سوخت خارجي و takeoff كوتاه 2100 كيلومتر ، برد بدون مخزن سوخت خارجي و با takeoff قائم 1400 كيلومتر
      خدمه : 1 نفر
      تسليحات :
      يك توپ 30 ميلي متري
      AA-11 Archer / R-73
      AA-12 AMRAAMski / R-77 RVV-AE
      AA-10A/B/C/D/E Alamo-A/B/C/D/E / R-27R/T/RE/TE/AE
      AA-8 APHID / R-60
      AS-14b Kedge / Kh-29L
      AS-10 KAREN / Kh-25
      AS-17 Krypton / Kh-31
      AS-14b Kedge / Kh-29T
      و انواع بمب هاي هدايت تصويري و خوشه اي و همچنين غلاف هاي شليك راكت


      هواپيماي چند منظوره yak-141 دومين نسل از هواپيماهاي عمود پرواز روسي است كه قرار بود جايگزين هواپيماي yak-38 بشود اما به دليل مشكلات مالي هيچ وقت اين اتفاق روي نداد.
      اولين بار نمونه آزمايشي اين هواپيما در سال 1980 توسط يك ماهواره جاسوسي غربي در مركز تست Zhukovsky روسيه ديده شد اما تا سال 1988 تعداد اين هواپيما همين يك فروند بود تا اينكه در اين سال 2 فروند از اين جنگنده به طور همزمان به پرواز درآمدند.
      گفته مي شود هواپيماي yak-141 از همان رادار mig-29 بهره مي برد استفاده از رادار mig-29 توانايي خوبي براي شليك انواع بمب ها و موشك هاي پيشرفته به yak-141 مي دهد.
      از جمله مشتريان اين هواپيما مي توان به ايتاليا ، آرژانتين ، هند و تعدادي از كشورهاي خاورميانه اشاره كرد.
    • توسط Sorena_Noshad
      به نام ایزد توانا



      شن یانگ J-11 (نام کامل:Jianji-11 یا Jian-11) کپی چینی جنگنده برتری هوایی Su-27 (نام گذاری ناتو:فلانکر) ساخت روسیه است که توسط شرکت هواپیمایی شن یانگ چین توسعه داده شده است.نمونه های اولیه جنگنده J-11 از کیت ها و تجهیزات روسی به کار رفته در جنگنده Su-27SK استفاده می کند.نمونه چند منظوره و بهینه سازی شده این جنگنده که با نام J-11B شناخته می شود بر اساس بدنه جنگنده های Su-27SK و نمونه اولیه یعنی Jian-11 طراحی و ساخته شده است اما از سامانه ها و سیستم های خودکار الکترونیکی و همینطور تسلیحات ساخت چین بهره می برد.به احتمال زیاد به غیر از نمونه های اولیه دیگر نمونه های جنگنده J-11 از موتور جت توربوفن بومی FWS-10A (تایهانگ) استفاده می کنند.

      J-11



      در سال 1992 چین به جمع کاربران جنگنده سوخوی Su-27 پیوست.در سال 1995 روسیه و چین بر سر تولید تحت لیسانس جنگنده تک سرنشینه Su-27SK در چین به توافق دست یافتند.در همان سال شرکت های سوخو و شن یانگ قراردادی را به ارزش 2.5 میلیارد دلار به منظور تولید تحت لیسانس 200 فروند جنگنده Su-27SK با نام J-11 امضا کردند.بر اساس شرایط این توافق نامه شرکت های سوخو و KnAAPO مسئول ساخت و تحویل کیت ها به شرکت شن یانگ هستند و این شرکت نیز مسئولیت مونتاژ آن ها را دارد.روسیه و چین همچنین توافق کرده اند که روسیه اجازه دهد که به صورت تدریجی از برخی سامانه ها و سیستم های چینی در جنگنده J-11 استفاده شود.طبق گزارشات شرکت شن یانگ توانسته است با استفاده از شرایطی که در قرارداد ذکر شده است به این توانایی دست یابد تا جنگنده های J-11 را به صورت مستقل و با تجهیزات چینی تولید کند.اولین جنگنده J-11 در سال 1998 پس از مونتاژ در چین وارد خدمت شد اما به دلیل مشکلات فنی تولید انبوه آن از سال 2000 شروع شد.منابع روسی تایید کرده اند که تا سال 2002 ، 48 فروند جنگنده J-11 تولید شده بود و یک منبع دیگر اظهار می دارد که 48 فروند دیگر در بین سال های 2002 و 2003 تولید شده است.با این حال شرکت شن یانگ اعلام کرد به زودی همه 200 فروند ساخته و تحویل ارتش چین می شود.در نوامبر 2004 رسانه های روسی گزارش دادند که تولید جنگنده J-11 پس از ساخت حدود 100 فروند از آن متوقف شده است.در این گزارشات آورده شده است که طرف چینی از شرکت سوخوی درخواست کرده است که ارسال کیت های این جنگنده را برای مونتاژ متوقف کند.بر اساس گفته های یک منبع در داخل نیروی هوایی چین این توقف به آن دلیل است که جنگنده Su-27SK یاJ-11 نمی تواند الزامات و خواسته های نیروی هوایی چین را بر آورده کند.



      تعدادی از فرضیه ها می تواند به درک چرایی توقف تولید جنگنده J-11 کمک کند.اول این که قراداد امضا شده بین روسیه و چین باعث شده است چین نتواند از موتورهای ساخت داخل بر روی این جنگنده استفاده کند و به همین دلیل برای تامین موتور جنگنده های خود به روسیه وابسته است.فرضیه دوم سیستم کنترل آتش روسی جنگنده J-11 است که با موشک های چینی سازگار نیست ، در نتیجه چین مجبور به واردات موشک های روسی R-27 و R-73 به منظور پشتیبانی از جنگنده های J-11 خود می شود.فرضیه سوم این است که جنگنده Su-27SK یا J-11 صرفا به منظور انجام ماموریت های برتری هوایی و درگیری های هوایی ساخته شده است و به همین دلیل توانایی پایینی در انجام عملیات های ثانویه مانند حمله به اهداف زمینی دارد ، این موضوع زمانی بیشتر محرز می شود که بدانیم این جنگنده تنها می تواند بمب های سقوط آزاد یا راکت های غیر هدایت شونده را به منظور حمله به اهداف زمینی با خود حمل کند.شرکت سوخو در سال 2003 توانست موفقیت های چشمگیری در بازار صادرات با هواپیمای Su-27SKM به دست آورد.در مدل Su-27SKM که بر اساس مدل Su-27SK ساخته شده است این جنگنده به یک جنگنده چند منظوره تبدیل شده و توانایی های آن بهبود چشمگیری داشته است.از جمله این بهینه سازی ها می توان به بهبود رادار کنترل آتش Zhuk-27 (یا در نوع بعد N001VEP) و به روز رسانی کابین خلبان با نمایشگر های چند منظوره مانند جنگنده Su-30MK اشاره کرد.با این حال این جنگنده توسط نیروی هوایی چین و به نفع جنگنده J-11 رد شد.



      J-11B



      در اواسط سال 2002 شرکت شن یانگ از تصمیم خود برای ساخت نمونه ای چند منظوره و بهینه شده از جنگنده J-11 با نام J-11B که توانایی حمل طیف وسیعی از تسلیحات هوا به هوا و هوا به زمین را داشت پرده برداشت.در این هنگام منابع روسی نیز تایید کردند که شرکت شن یانگ در حال کار بر روی نمونه ای از جنگنده J-11 با نام J-11B است که اکثر سامانه ها و سیستم های آن چینی هستند.حداق سه نمونه از این جنگنده (با کدهای:#523 - #524 - #525) تولید شده است.در سال 2006 نمونه های ساخته شده آزمایش های پروازی مختلفی را پشت سر گذاشتند.این جنگنده بر اساس جنگنده Su-27SK یا J-11 ساخته شده است اما دارای تفاوت هایی است مانند:

      - استفاده از رادار کنترل آتش پالس داپلر چند منظوره بومی با توانایی رهگیری 6 تا 8 هدف و درگیری همزمان با 4 هدف

      - سیستم کنترل پرواز دیجیتال بومی

      - کپی چینی سامانه جست و جو و ردیابی اپتیکی OEPS-27

      - سامانه ناوبری INS و GPS

      - کابین خلبان دارای چهار نمایشگر چند منظوره (MFD) ، دید عالی و نمایشگر سر بالا (HUD)



      این جنگنده می تواند موشک هوا به هوای کوتاه برد PL-8 (کپی چینی موشک اسرائیلی Python-3) و موشک هوا به هوای برد متوسط PL-12 با هدایت آشیانه فعال راداری را با خود حمل کند.در حالی که نیروی هوایی چین با جنگنده های Su-27/-30 خود می تواند به صورت همزمان تنها با 2 هدف و به وسیله موشک های R-77 درگیر شود ترکیب موشک های PL-12 و جنگنده J-11B باعث می شود که این جنگنده ها بتوانند به صورت همزمان با اهداف بیشتری درگیر شوند.علاوه بر توانایی های خوب جنگنده J-11B در نبردهای هوایی ، انتظار می رود این جنگنده توانایی های خوبی نیز در حملات دقیق به اهداف زمینی با استفاده از طیف وسیعی از تسلیحات هوا به زمین شامل : بمب هدایت لیزری LT-2 ، بمب هدایت شونده LS-6 ، موشک ضد رادار YJ-91 (کپی چینی Kh-31P) و موشک هوا به زمین KD-88 داشته باشد.در جریان ششمین نمایشگاه هوایی Zhuhai در چین که بین 31 اکتبر تا 5 نوامبر 2006 برگزار شد ، چین به صورت رسمی جزئیاتی را از موتور توربوفن بهینه سازی شده بومی FWS-10A منتشر کرد.این موتور در گذشته با موفقیت بر روی جنگنده جنگنده Su-27K و احتمالا J-11 تست شده است.از این موتور چنان بر می آید که دارای طراحی و عملکرد مشابهی با موتور توربوفن روسی AL-31F است و احتمال می رود که از آن الگوبرداری شده باشد.با این حال هنوز مشخص نیست که از موتور FWS-10A در جنگنده J-11 استفاده می شود یا نه.

      J-11BS

      حدس زده می شود که شرکت شن یانگ در حال توسعه نمونه دو سرنشینه جنگنده J-11B با نام احتمالی J-11BS است.این جنگنده از طراحی و ساختاری شبیه جنگنده Su-27UBK برخوردار است اما دارای موتور و سامانه های الکترونیکی و خودکار و تسلیحات ساخت چین است.



      مشخصات

      خدمه: 1 نفر (خلبان)

      طول :21.9 متر

      عرض : 12.9 متر

      طول بال ها: 14.70 متر

      ارتفاع: 5.92 متر

      وزن خالی: 16,380 کیلوگرم

      بیشینه وزن بارگذاری شده: 23,926 کیلوگرم

      رادار: رادار کنترل آتش روسی Zhuk-27 یا رادار پالس داپلر چینی

      موتور: موتورهای توربوفن روسی AL-31F یا چینی FWS-10A (دو عدد)

      بیشینه سرعت: 2.35 ماخ (2,500 کیلومتر در ساعت)

      برد:3,350 کیلومتر

      سقف ارتفاع پروازی: 18,500 متر

      تسلیحات:

      موشک های هوا به هوای PL-12 و PL-8 یا R-77 ، R-27 و R-73

      بمب های هدایت شونده LT-2 و LS-6 و راکت ها و بمب های غیر هدایت شونده

      موشک ضد رادار YJ-91 (کپی چینی Kh-31P)

      موشک هوا به زمین KD-88

      کاربران : نیروی هوایی چین - نیروی دریایی چین

      =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

      مترجم : سورنا نوشاد

      =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

      منبع


      هرگونه برداشت از مطلب تنها با ذکر نام مترجم و منبع امکان پذیر است!

      منتقل شده به " هواپيماهاي نظامي "
      REZAT1980
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.