• مطالب مشابه

    • توسط afand
      شرکت بوئینک در 23 ژوئن 2010 موشکی را با نام jagm را تست کرد ، این موشک هوا به سطح است و جزو برنامه نظامی آمریکا برای توسعه و جایگزینی موشک های BGM-71 TOW ، AGM-114 Hellfire و AGM-65 Maverick میباشد ارتش آمریکا ونیروی دریایی هردو خریداران هزاران فروند از این موشک هستند.

      ویدئو :
      http://www.aparat.com/public/public/user_data/flv_video/59/80f574901087b9588ad46e4e4b0aa832174897.flv
    • توسط MR9
      ارزیابی توانایی های ارتش ایالات متحده و ارتش جمهوری خلق چین در حوزه برتری هوایی
       

       
       
      مقدمه :
      در یک تعریف جامع ، ( براساس  جدیدترین تعریف  نیروی هوایی ایالات متحده و نمونه کوچک شده آن در آسیای جنوب غربی ، IAF) سطح کنترل آسمان که بیانگر توانایی های هرواحد سیاسی در بکارگیری قدرت هوایی برای مقابله با تهدیدات نظامی مورد تصور تعریف می شود ، شش سطح کاملاً تخصصی را در بر می گیرد .
       

       
       
      بطور مشخص ، حوزه برتری هوایی به معنای ایجاد و تامین میزانی از توانمندی قدرت هوایی است که اجازه نمی دهد توانمندی های دشمن ، دخالت موثری در دسترسی به اهداف نظامی خودی داشته باشد .
       
      با این تعریف بسیار موجز و خلاصه ، که بایست تببین می گردید ، مبحث اصلی را آغاز می کنیم :
       
       
       

       
       
      ارزیابی مزیت های نسبی 2017-1996
       
      اگر چه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده همچنان در حال سرمایه گذاری برای حفظ برتری  بی سابقه خود در حوزه رزم هوایی است ، با این وصف ، روند رو به توسعه مدرنیزاسیون نیروی هوایی خلق چین و مشکلات ارتش آمریکا برای گسترش حوزه تسلط خود در حوزه ژئواستراتژیک شرق آسیا ، به شکل فزاینده ای برتری نیروی هوایی این کشور توسط چینی ها به  چالش کشیده  تا نتیجه یک  جنگ  احتمالی در روز یا هفته نخست مشخص گردد .
       
       
      در طول دو دهه گذشته ، ارتش آزادی بخش خلق چین ، ( PLA) بتدریج  سازمان رزم خود را از یک نیروی بزرگ اما منسوخ  به یک سازمان مسلح مدرن در چهار حوزه هوایی ، دریایی ، زمینی و سایبر تبدیل نموده است . به همین دلیل مجموعه  Project AIR FORCE از اندیشکده RAND  طی یک مقاله پژوهشی ، ارزیابی  جالبی در خصوص روند توسعه قابلیتهای نسبی ایالات متحده و چین در حوزه های عملیاتی متفاوت  و در فواصل مختلف از سرزمین اصلی چین میان سالهای 1996 تا 2017 به انجام رسانده است .
       
      برایند این گزارش نشان می دهد که اگر چه چین همچنان در حوزه های حیاتی رزم هوایی در دو بعد سخت افزار و نرم افزار و مهارتهای رزمی با ارتش آمریکا فاصله قابل توجهی دارد ، اما در همین حوزه ها در چند سال اخیر پیشرفتهای غیر قابل تصوری را به ثبت رسانده  است .
       
       

       
       
       
      علاوه براین ، گزارش فوق الذکر نشان می دهد که چینی ها نیازو قصدی  برای به  چالش کشیدن توانایی های ارتش آمریکا   در نزدیکی سواحل سرزمین اصلی چین ندارند و به شکل روشنی ، هدف نویسندگان این مقاله ، جستجوی جلوگیری از بروز یک فاجعه نظامی است ، چرا که در   صورت بروز هر حادثه ای هر دو کشور متضرر خواهند شد .
       
      در عوض ، این ارزیابی که با استفاده از منابع باز و غیر محرمانه صورت پذیرفته است ، روند توسعه توانایی های دفاعی و فرآیند  ایجاد بازدارندگی  ارتش آمریکا را بررسی نموده و یک پایه و بنیان اساسی برای تجزیه و تحلیل وقایع در آینده ایجاد می نماید .
       
       
      تمرکز بر روی مفهوم " برتری هوایی "
       
      به شکل خلاصه ارتش چین براساس تجزیه و تحلیل " توانایی های ارتش ایالات متحده در حوزه ایجاد و برقراری مفهوم برتری  هوایی " در شرق آسیا ، در حال برنامه ریزی جهت رسیدن به برابری نظامی با این کشور است .
       
      به شکل تاریخی ، نیروی هوایی ارتش خلق چین ، تهدید چندانی برای همسایگانش بشمار نمی رفت با این وصف در دو دهه گذشته ، این نیرو از یک یگان مسلح به فناوری های منسوخ دهه 50 و 60 ، بسرعت تبدیل به یک نیروی  هوایی مدرن شده است ، چنانکه  نیروی هوایی این کشور نخستین دسته 24 فروندی از جنگنده های نسل چهارم خود را به سال 1996 وارد سازمان رزم خود نمود ، در حالی که اکنون بیشتر از 700 فروند از این جنگنده ها را در اسکادران های رزمی خود مورد استفاده عملیاتی قرار می دهد . با این حال ، ایالات متحده ، بسرعت جنگنده نسل پنجم خود را به موجودی نیروی  هوایی اضافه نموده   و این بدان معنی است که ناوگان نیروی هوایی این کشور ، همچنان بزرگتر و پیشرفته از نیروی هوایی چین باقی خواهد ماند .
       
       
       

       
       
      با این وصف ، عوامل جغرافیایی ، بعنوان یک عامل متعادل کننده در برابر مزیت کمی و کیفی نیروی هوایی ایالات متحده همچون سد محکمی قرار دارد و به شکل طبیعی ، نیروی هوایی ارتش خلق چین از این مزیت قابل توجه در یک بحران احتمالی در جنوب شرقی وشرق آسیا بهره برداری خواهد نمود .
       
      بدین معنی که نیروی هوایی چین بدلیل وضعیت ژئو استراتژیک منطقه ، می تواند از پایگاه های هوایی بیشتری استفاده نموده و طبیعتاً از پرنده های رزمی بیشتری برای ایجاد برتری هوایی بهره ببرد . علاوه براین ، بدلیل پراکندگی این پایگاه ها ، حمله و انهدام زیرساختهای بشدت حفاظت شده نیروی هوایی چین برای پیکان تهاجمی ارتش آمریکا سخت تر بوده و در نهایت ، ریسک حمله پایگاه های هوایی چینی ها در داخل سرزمین اصلی چین ، موجب  عکس العمل غیر قابل انتظار مقامات ارشد پکن و استفاده از پتانسیل موشکی برای پشتیبانی از عملیات هوایی خواهد شد .
       
      حال سئوال این است که روند تکامل مفهوم برتری هوایی نیروی هوایی ارتش ایالات متحده و نیروی  هوایی خلق چین ، تحت تاثیر چه عواملی ( شرایط محیطی ) قرار گرفته است ؟؟
       
       
       

       
      برای پاسخ بدین سئوال ، پژوهشگران ، چهار پیش بینی را در قالب دو سناریو در یک بازه زمانی زمانی 22 ساله (2017-1996) در فواصل مختلفی از سرزمین اصلی چین مورد بررسی قرار دادند.
       
       
      1-   حمله ارتش چین به جزیره تایوان
       
      2-   جنگ بر سر تسلط بر مجمع الجزایر اسپراتلی
       
       
      برای نیل به هر کدام از این دو سناریو ، سازمان رزم نیروی هوایی ارتش ایالات متحده محاسبه گردید ( 72 وینگ هوایی )  . نخستین هدف بیشتر بر حفظ حضور مستمر نیروی  هوایی در آسمان منطقه واحدهای مدافع (تایوان) است که به نظر می رسد توان رزمی فوق الذکر برای به عقب راندن و از کار انداختن نوک پیکان تهاجمی نیروی  هوایی چین کافی باشد . دومین انتخاب ایالات متحده برای دستیابی به برتری هوایی ،انهدام تعداد مشخصی از جنگنده های رزمی نیروی هوایی چین به منظور متقاعد نمودن فرماندهان ارشد ارتش چین به ترک مخاصمه بوده  که طبق برآوردها ، این رقم به 50 درصد توان رزمی نیروی متخاصم می رسد که در شبیه سازی ها ، روی آن تمرکز شده است . در خصوص سناریوی دوم ، محققان معتقدند که ایالات متحده برای دسترسی به اهداف مورد نظر خود می بایست بدون تاخیر ، در یک بازه زمانی 7 روزه و 21 روزه ، برتری هوایی را برفراز میدان نبرد ایجاد نماید .
       

       
       
      داده های ورودی این شبیه سازی شامل پارامترهایی نظیر گونه های مختلف پرنده های رزمی در دسترس ، تعداد کل پرنده های رزمی در دسترس ، نوع و تعداد پرنده های رزمی درگیر ، ماهیت اثر بخشی موشکهای هوا به هوای مورد استفاده در  رزم هوایی ، تعداد و گونه های مورد استفاده ، موقعیت استقرار پایگاه های هوایی ، تعداد خدمه با مهارت بالای در دسترس  ، زمان پرواز از مبداء بسمت منطقه درگیری بود .
       
      البته این محققان تعدادی از داده های کمی مورد نیاز را پس از بررسی روند آموزش خدمه هوایی در نیروی  هوایی ارتش ایالات متحده در این معادله قرار دادند . نتایج بدست آمده  ، عمدتاً مزیت چندانی برای پیش بینی دقیق نتایج  یک درگیری تمام عیار هوایی در این منطقه در بر نداشت ، در عوض ، این داده ها یک  تصویر کامل را از وضعیت در حال تحول دو نیروی هوایی در اختیار پژوهشگران قرار داد و اثبات نمود که برای در اختیار داشتن یک برآورد  درست از توان رزمی دشمن ، بویژه جهت و سرعت تغییر توانایی ها ، شبیه سازی های خاصی می بایست هر ساله انجام پذیرد . 
       
      ادامه دارد ............... 
       
      پی نوشت :
       
      1- منابع درانتهای تاپیک معرفی خواهند شد .
       
      2- تاپیک مرتبط با این موضوع پایان خواب بلند اژدهای سرخ 
       
       
       
       
       
      این مجموعه با صرف زمان ترجمه  شده است ،
      بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود . 
      در غیر اینصورت ، برداشت کننده  ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .
       
      :rose: مترجم( با اندکی تلخیص)  : MR9      :rose:
    • توسط Reza6662
      [align=center]YF-23 Black Widow II[/align]
      [align=center]آشنایی با YF-23 یا Black Widow 2[/align]

      http://www.fantastic-plastic.com/YF-23%20ITALERI%20BOX%20ART.jpg

      پیش از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، دو براقدرت رقابتی فشرده و تنگاتنگ برای ساخت انواع جنگنده های پیشرفته باهم داشتند. اندیشهء به خدمت گیری یک جنگنده – بمب افکن مافوق صوت، رادار گریز با توان مانورپذیری بالا و توان انجام عملیات نظامی مستقل از اپراتورهای رادار زمینی، مدتها پیش از فروپاشی اتحاد شوروی، مدنظر مسئولین عالی وزارت دفاع ایالات متحده بود.

      مخفی بودن از رادار، مجهز بودن به رادار چند حالته ی بسیار پیشرفته و داشتن موتورهای بسیار قدرتمند، خصوصیاتی است که از ابتدا مد نظر طراحان YF-23 بوده است. هرچند که طراحی بسیار دقیق بدنه به صورت استلیث و قابلیت حفظ سرعت کروز و بدون استفاده از سیستم پس سوز در حدود 2 ماخ، ضمن حمل حداکثر میزان مهمات، اندکی باعث کاسته شدن از قدرت مانورپذیری این جنگنده ی فوق العاده شده بود. ولی مهندسین طراح، نمونه ی اولیه ی یک جنگنده ی بی نقص را به پنتاگون ارائه کرده بودند. شکل خاص بدنه با انحنا و خمیدگی های خاص، طرحی بسیار هوشمندانه بود که هیچ جنگنده ی شکاری رهگیری در ایالات متحده موفق به رهگیری آن نمی شد ضمن اینکه بازتابش بسیار محدود اثرات بدنه به اپراتور رادار زمینی، توسط سیستم های فوق پیشرفته ECM (ساخت هیوز) خنثا می شد و تقریبن هیچ اثری از این جنگنده در محدوده ی عملیات بر روی هیچ نوع راداری قابل مشاهده نمی بود.

      دو نمونه اولیهء این جنگنده با همکاری و مشارکت فنی دو شرکت نورثروپ و مک دانل داگلاس طراحی و ساخته شد. این دو جنگنده طبق قرارداد منعقده، به سال 1990 به مرکز تست و ارزیابی هواپیماهای نظامی ایالات متحده ارائه شدند.


      [align=center]YF-23 و بمب افكن سنگين B-2[/align]

      متاسفانه بنا به دلائل ناگفته، جنگندهء F-22 موسوم به RAPTOR از نظر نیروی هوایی به عنوان برندهء انتخاب شد. نیروی هوایی، با اعلام کلی و مبهم محاسن F-22 نظیر کارا بودن (maintainability) ؟ ، وجود عوامل بالقوهء بهتر جهت توسعهء طرح در آینده (Greater Potential for Future Development) ؟ و اندکی قیمت کمتر (Slightly Lower Cost) ! آن را (به جای YF-23) انتخاب کرد.

      در مدت زمان صرف شده برای انتخاب جنگنده برای نیروی هوایی، یک فروند YF-23 با دو موتور توربوفن ساخت پرات اند ویتنی YF-119 (نوعی که در F-22 به کار رفت) تجهیز شد. پیشتر بر روی YF-23 دوم، موتورهای YF120 ساخت جنرال الکتریک نصب شده بودند.

      [align=center]چهرهء ظاهری YF-23 بر اساس اشکال لوزی شکل طراحی شده است: دو سکان بزرگ عمودی که با زاویه زیاد کج شده اند، شکل قسمت انتهایی هواپیما، به شکل دندانه دار است.[/align]

      چهره ی ظاهری YF-23 بر اساس اشکال لوزی شکل طراحی شده است: دو سکان بزرگ عمودی که با زاویه زیاد کج شده اند، شکل قسمت انتهایی هواپیما، به شکل دندانه دار است. این شاهکار صنعت هواپیمایی، اندکی بزرگتر از F-15 ای است که برای جایگزینی آن طراحی شده بود. امروز در موزه های کالیفرنیا، YF-23 از شاهکارهای صنعت هواپیماسازی، با دارا بودن مشخصه های قوی استیلت (مخفی ماندن از رادار) و تطابق با پرواز کروز مافوق صوت و بدون استفاده از پس سوز، با نگاهی تاسف آور به گذشته خود می نگرد.

      http://www.airwar.ru/image/i/fighter/yf23-i.jpg

      برخی مشخصات فنی
      پیمانکار سازنده: شرکتهای نورثروپ گرومن و مک دانل داگلاس
      ماموریت: رقیب جنگنده ی YF-22 در جریان رقابت تولید جنگنده تحت پروژه ی ATF یا (The Advanced Tactical Fighter)
      طول: 67 فوت و 5 اینچ = 6/20 متر
      فاصله دو سر بالها: 43 فوت و 7 اینچ = 3/13 متر
      ارتفاع از سطح زمین: 13 فوت و 11 اینچ = 3/4 متر
      حداکثر وزن برای بلند شدن= 64000 پاوند = 20029 کیلوگرم

      نیروی محرکه:
      دو موتور توربوفن YF119 ساخت پرات اند ویتنی با کشش 15750 کیلوگرم
      یا دو موتور توربوفن YF120 ساخت جنرال الکتریک

      سرعت کروز: 2 ماخ (بدون استفاده از پس سوز)
      برد: 920 مایل = 800 ناتیکال مایل = 1480 کیلومتر (بدون سوخت گیری)

      تسلیحات:
      4 موشک AIM-9 (سایدوایندر) در محفظه های درونی حمل مهمات در جنب ورودی هوای موتورها
      4 موشک AIM-120 (آمرام) در محفظه ی مخفی حمل مهمات در زیر ورودی هوای موتورها
      خدمه: 1 نفر
      قیمت: نامعلوم

      پایان کار:
      به تاریخ 23 آوریل 1991 نمونه جنگنده ی ساخت شرکت لاکهید مارتین به عنوان برنده ی ATF انتخاب شد و YF-23 برای همیشه به تاریخ پیوست.

      موجودی YF-23 در ایالات متحده
      1 فروند در موزه ی غربی پرواز (Western Museum of Flight) در Hawthorne ایالت کالیفرنیا
      1 فروند در موزه ی نیروی هوایی ایالات متحده (موزه ی مرکز تست جنگنده ها) در پایگاه هوایی Edwards (کالیفرنیا)

      مبنع 1
      منبع 2
      منبع 3

      تهيه و تاليف: Reza6662

      عکس ها به لینک تبدیل شدند.
      Sina12152000
    • توسط worior
      بسمه تعالی
       
       
      روشهای مختلفی برای تخمین هزینه وجود دارد.
       
      مهمترین روش تخمین بر اساس روز استفاده و ابتناء بر میزان عملیات جنگی است که باید انجام شود.
       
      نمونه دفتر ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا برای اجرای جنگ عراق البته در 2006 که بصورت کلی و برای یک ارتش کامل در دو سناریوی شدید و ضعیف، در زمان جنگ پس از جنگ هست.
       
       

       
       
       
      اینم برای موشک البته از منبعی دیگر
       

       
       
       
      سعی کنیم در این تاپیک فقط اطلاعات مربوط به هزینه و تعداد و سناریوهای مقداری بررسی شوند. راهبردها و موضوعات مربوط به جنگ هوایی و عملیات فنی در جایی دیگر.
       
    • توسط MR9
      مجموعه استحکامات واگنر یا آتشبار واگنر ، بخشی از زنجیره یا محور دفاعی بندر چارلستون واقع در جزیره موریس ( کالیفرنیای جنوبی )  بشمارمی رفت که در جریان جنگ  داخلی ایالات متحده ، بخصوص نبردهای سال 1863 به ناگهان در محور توجهات قرار گرفت و براساس آنچه که در تاریخ نظامی این کشور به ثبت رسیده ، مستحکم ترین موضع دفاعی ارتش جنوب ( اتحادیه )  در برابر حملات متعدد ارتش کنفدراسیون ( شمال )  بشمار می آمد .
       

       
      دژ واگنر - نمای بازسازی شده هوایی
       
      این دژ ، به یاد  سرهنگ دوم  کشته شده ارتش اتحادیه  ، توماس. ام . واگنر نامگذاری شده بود ، با  ابعاد  250 متر در 91 متر ساخته شده و در منطقه ای میان ساحل اقیانوس آتلانتیک در شرق و یک زمین باتلاقی صعب العبور در غرب  قرار داشت . دیواره اصلی این دژ از جنس شن ، ماسه و خاک در ارتفاعی به اندازه 91 متر (30فوت )  از سطح دریا ساخته شده بود و با قرار گرفتن تنه درختان نخل و کیسه های شن  تقویت می گردید .
       

       
      سرهنگ توماس . ام .واگنر
       
      این دژ در دوران اوج فعالیت خود ، 14 قبضه توپ  که بزرگترین آن ، یک قبضه توپ 10 اینچی ( 250 م.م )  با قابلیت شلیک پرتابه هایی به وزن 128 پاوند ، در اختیار داشت . این دژ به گونه طراحی شد که می توانست چیزی در حدود 1700 سرباز را در خود جای دهد ، در حالی که برای 1000 نفر از این افراد ، مواضع دفاعی مستحکم شده ( پناهگاه ) دربرابر گلوله باران توپخانه زمین پایه یا شلیک ازسوی دریا را فراهم می آورد . این دژ در محیط اطراف خود ، یک خندق پر از آب ، به عرض 10 فوت ( 3 متر) و عمق 5 فوت ( 1.5 متر) بخود میدید که  درون آن به میخ های تیز چوبی و همچنین مین مجهز شده بود . عقبه این دژ نیز در جزیره موریس قرار داشت که توسط آن پشتیبانی می گردید .
       
       
       
      راست : پرچم ارتش کنفدرال ( شمال )   چپ : پرچم ارتش اتحادیه (جنوب)
       
      نخستین نبردی که برای تصرف این دژ صورت گرفت ، در 11 ژوئیه 1863 رخ داد که درجریان آن 12 سرباز کنفدراسیون و 339 سرباز اتحادیه کشته شدند . نبرد دوم برای در اختیار گرفتن این استحکامات ، که نزدیک به 7 روز بعد  در 18 ژوئیه 1863 درگرفت ، درتاریخ نظامی معاصر بیشتر شناخته شده بشمارمی رود ، که درآن یگان پنجاه و چهارم ماساچوست که یکی از نخستین یگانهای بزرگ ارتش کنفدراسیون ، متشکل از سربازان رنگین پوست محسوب می شد ، شرکت داشت . فرمانده این یگان ، در زمان وقوع این رویداد ، سرهنگ  رابرت گولد شاو بود که درجریان حمله این دژ کشته شد.

       
      نقشه محل استقرار دژ واگنر در جزیره موریس
       
      این نبرد  گرچه یک شکست تاکتیکی برای ارتش کنفدراسیون بود ، اما تبلیغات گسترده ای که برروی مشارکت رنگین پوستان ( بخصوص سیاه پوستان ) در جنگ داخلی آمریکا انجام شد ، موجب گردید تا در بازه انتهای این نبرد تا پایان جنگ ، ارتش شمال ، همواره برتری عددی را در اختیار داشته باشد .
      پس از حمله نخست در 11 ژوئیه ، یگانهای ارتش جنوب دست به تقویت این دژ زدند ، اما شدت حملات ارتش شمال در روزهای پس ازآن به اندازه ای بود که  تا 25 اوت ، یگانهای های سبک اسلحه  این ارتش تا 250 یاردی این استحکامات پیشروی نمودند ،اما این تلاش براثر آتشباری سنگین مدافعان شکست خورد . تلاش دوم یگان 54 ماساچوست ، در 26 اوت 1863 موفقیت آمیز تر بود و پس از گلوله باران شدید 60 روزه ای که توسط توپخانه ارتش شمال صورت پذیرفت ، سرانجام در شب ششم و هفتم سپتامبر 1863 این دژ تخلیه و تمامی تسلیحات قابل استفاده آن نیز به عقب برده شد .

      سرهنگ لاورنس .ام. کیت
       
      به اعتقاد مورخین نظامی  ، علت اصلی واگذار کردن این دژ به ارتش شمال ، نگرانی فرمانده این قلعه از تشدید آتش توپخانه و حمله سراسری قریب الوقوعی که میتوانست کل سازمان رزم ارتش جنوب  در این محور را برهم بزند ، بشمارمیرفت ، چنانکه در 6سپتامبر 1863 ، فرمانده وقت پادگان ، سرهنگ کیت ، به مافوق خود چنین نوشت :
       
      " پادگان باید بلافاصله پس از تاریک شدن هوا ، تخلیه شود ، در غیر اینصورت ، همه نیروها کشته یا اسیر خواهند شد . قابل انکار نیست که  پرتابه های سنگین توپخانه دشمن ، بتدریج در حال مضمحل کردن دیواره دژ بوده  ، برای همین باید قایقهایی برای تخلیه همه نیروها اعزام شود . همین الان ، تمامی مجروحین و نیروهای از کار افتاده ، به عقب اعزام شدند "
       
      با توجه به مندرجات این نامه و اذعان فرمانده پادگان واگنر که تنها 400 نیروی آماده رزم برای دفاع در اختیار دارد ، شورای جنگی چارلستون در تاریخ 4 سپتامبر به همین نتیجه رسید وتخلیه دژ براساس برنامه قبلی صورت پذیرفت .
       
      پس از پایان جنگ ، داستانی جدید در خصوص علت اصلی تخلیه دژ واگنر مطرح شد که براساس آن ، ادعا گردید که ارتش شمال ، بصورت عمدی ، تعدادی از اجساد یگان 54 ماساچوست را در نزدیکی دژ دفن کردند و تجزیه اجساد باعث شد تا در منابع آب شیرین مورد استفاده این موضع دفاعی ، مشکل ایجاد شود . بدین ترتیب ، آتشباری مستمر ارتش شمال ، در کنار مسدود شدن نسبی مسیر حمل مواد غذایی و آب تازه از عقبه ( چارلستون ) موجبات تخلیه آن را فراهم نمود . با این حال ، بررسی  مکاتبات رسمی ارتش کنفدارسیون با این داستان ، تضادهایی را نشان میدهد .
      بااین وصف ، بیست سال پس از پایان جنگ داخلی ، گروهی متشکل از سه سرباز سابق درماه مه سال 1885 به این منطقه رفتند تا گزارش دقیقی را تهیه نمایند ، اما در طی این 20سال ، تمامی این موقعیت بر اثر پیشروی آب اقیانوس ، شسته و از میان رفته بود .
       
       
       
      راست : سرهنگ شاو    چپ : گروهبان ویلیام کارنی
       
      اما سقوط استحکامات واگنر درزمان خود ، از اهمیت راهبردی فراوانی برخوردار می بود . با تصرف این موقعیت و اشغال دژ فورت گرگ ،جزیره موریس به طور کامل در اختیار ارتش کنفدراسیون قرار گرفت  . گرچه بندر چارلستون همچنان در دست ارتش جنوب باقی ماند ، اما مسیر پشتیبانی آن قطع گردید و براساس گزارش رسمی ووزیر وقت نیروی دریایی ، تجارت این بندر بسرعت به صفر رسید و متوقف شد .
       

       
       
      هنگ پنجاه و چهارم ماساچوست ، اسطوره یا تبلیغات نظامی ؟؟
      درواقع ، شهرت نبرد بر سر تصرف دژ واگنر ، بدلیل حضور نخستین یگان رنگین پوست ارتش کنفدرال در جنگ داخلی آمریکا بود . این مساله یکی از بحث برانگیز ترین اقدامات دولت شمال بشمار میرفت ، چرا که در عین اینکه برده داری بطور کامل در ایالات شمالی ملغی شده بود ، اما  همچنان آفریقایی تباران با رفتار متفاوتی از سوی سفید پوستان مهاجر روبرو بودند ، چرا که درآن زمان ، این ایده که ارزش جنگی سیاه پوستان ، کمتر از واحدهای سفید پوست است بشدت رواج داشت .
      با این حال ، گروهبان ارتش کنفدرال ، ویلیام کارنی ، به دلیل شجاعت خود در بازگرداندن پرچم ارتش شمال به اولین رنگین پوست دریافت کننده نشان افتخار تبدیل شد . پس از پایان نبرد ، کالبد سرهنگ شاو ، در یک گور  بی نام و نشان همراه با رنگین پوستان  یگان تحت فرمانش به خاک سپرده شد که گرچه از سوی برخی یک اهانت بشمارمی آمد ولی خانواده وی این امر را بشدت رد می نمودند .
       

       
      فیلم سینمایی GLORY که درسال 1989 ، بر اساس همین واقعه تاریخی ساخته شد
       
      جزیره موریس ، بعنوان محل وقوع این جنگ ، کمتر از 1000 هکتار وسعت دارد که بدلیل همجواری با اقیانوس آتلانتیک ، تحت فرسایش شدید قرار می گیرد . اجساد تمامی کشته شدگان ، از جمله بقایای احتمالی جسد سرهنگ شاو ، به قبرستان ملی بوفورت منتقل و مجددا دفن گردید .
       
      پی نوشت :
      1-بن پایه
      2-بن پایه
      3-استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.