امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[align=justify]راکتهای زونی 50 کیلو وزن و 20 کیلو خرج انفجاری دارند. شلیک اتفاقی این راکتها بر روی عرشه ناو هواپیمابر فارستال منجر به اتفاقی مهیب یعنی کشته شدن 134 نفر، زخمی شدن 161 نفر و از بین رفتن 21 هواپیما شد. حال تصور انفجار کلاهک 650 کیلویی موشک خلیج فارس چه میتواند باشد؟!

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، بهمن ماه 1389؛ موشک خلیج فارس با دقت تمام به هدف خود اصابت کرد و این یعنی شکست یک استراتژی؛ همان استراتژی که بر اساس آمریکایی ها تمام توان خود را در دریاها معطوف به حفظ و حراست ناوهای هواپیمابر از موشکهای کروز، توپخانه، قایق ها و هواپیماهای حریفان خود میدانستند و ناگاه سلاح جدید ایرانی با فرود از بلندای آسمان تقارن این معادلات را بر هم زد .

چین با موشک میانبرد دانگ فنگ 21 و ایران با تغییر در گونه های زمینی موشک فاتح 110 تنها کشورهایی در دنیا هستند که به ساختن موشک های بالستیک ضد کشتی اقدام کرده اند.
چشم بادامی ها با تغییر در فناوری موشک دانگ فنگ زمین به زمین با برد تقریبی تا 3000 کیلومتر توانستند نخستین موشک ضد کشتی بالستیک دنیا را ارایه دهند. هدف چین از ساخت چنین سلاحی پایان دادن به یکه تازی ناوگان دریایی ایالات متحده در اقیانوسها و حفاظت از تنگه تایوان عنوان شده است. چین برای عملیاتی کردن چنین طرحی، سرجنگی جداشونده هدایت پذیر برای موشک دانگ فنگ طراحی کرد که در هنگام بازگشت به زمین از فضای ماورای جو، توان انجام مانور هدایت پذیری به سمت اهداف خود را داشته باشد .

آنطور که اطلاعات بدست آمده در رسانه ها و منابع اطلاعات نظامی عنوان شده، موشک دی اف 21 نیازمند است تا اطلاعات هدف خود را از ماهواره های نظارت و شناسایی نظامی ( یئوگان ) ساخت چین که آخرین ها آنها برای پوشش توان اکتشاف اهداف دریایی سال گذشته میلادی توسط چینی ها به فضا فرستاده شد، استفاده کند بر همین اساس موشک دی اف 21 بدلیل برد زیاد در طول مسیر پرتاب خود توسط این ماهواره ها هدایت و هدف نهایی رو خود را پیدا می کند .

موشک خلیج فارس

این موشک نیز همانند سایر موشکها باید موقعیت اهداف خویش را پیش از پرتاب بدست آورده و پس از پرتاب مسیر یابی دقیق خود را به سمت آنها انجام دهد . اما با توجه به اینکه ایران هنوز امکان استفاده از ماهواره ساخت داخل مجهز به رادار و تجهیزات الکتروپتیک دست نیافته است، نیاز دارد تا از موشکهای مستقل از هدایت خارجی بهره گیرد . به همین دلیل فاتح 110 که یکی از دقیق ترین موشکهای بالستیک ساخت ایران است بدین منظور انتخاب شد چراکه این موشک با استفاده از توان هدایت داخلی خویش در یک مسیر پرتابه ای کمترین خطا را داراست و از زیرسیستم ها و سطوح کنترل برای سیر سرد درون جوی بهره می گیرد .

رادارهای زمینی و دریایی ماوراء افق و یا هواپیما ها و پهباد های نظارت هوایی پس از بدست آوردن طول و عرض جغرافیایی هدف ، این مختصات جغرافیایی را به واحد پرتاب موشک ارسال میکنند و پس از آن موشک به سمت موقعیت معلوم شده در سطح دریا روانه می شود.

78850_995.jpg


با توجه به شکل طراحی دماغه موشک خلیج فارس میتوان به تفاوت بین این موشک و فاتح پی برد . به نظر میرسد موشک خلیج فارس در نوک کلاهک خویش از یک سامانه الکترواپتیک پیشرفته برای کشف اهداف در هنگام بازگشت به جو بهره می جوید که این امکان را به موشک میدهد تا در زمان حمله مستقل بوده و خود اقدام به کشف هدف کرده و خود را به سمت هدف هدایت کند.

بنابراین میتوان گفت که موشک خلیج فارس پس از شلیک مستقل است و با اتکا بر سامانه های هدایت داخلی خود بدون نگرانی از اخلال رادیویی طی مسیر میکند .

کلاهک 650 کیلویی

هدف بزرگی که "خلیج فارس" مامور انهدام آن است بسیار بزرگ بوده و یک غول تمام فلزی با وزنی در حدود 90 تا 100 هزار تن و با ابعادی در حدود 300 متر طول و بیش از 70 متر عرض به شمار می رود .

ناوهای هواپیمابر از بزرگترین کشتی های موجود در دریاها بوده که علاوه بر ابعاد بسیار عظیم خویش کاملا زره پوش نیز هستند .

دستیابی به چنین هدفی که بسیار بزرگ و به لحاظ سرعت و مانور تنبل است امکانپذیر به نظر میرسد اما در نوع خود از آنچنان حفاظت و تدابیری بهره مند است که امکان دستیابی به خویش را برای موشکهای کروز و قایق های تند رو سخت کرده است .


78849_314.jpg

بعنوان مثال ناوهای هواپیمابر آمریکایی هر کدام با استفاده از تعداد زیادی کشتی های پشتیبانی دفاع هوایی و حتی زیردریایی های تهاجمی حفاظت میشوند که تعداد زیادی از آنها هم عرض با ناو حرکت نموده و مقابل مسیر موشکهای کروز قرار میگیرند تا اجازه ورود به حریم ناوهواپیمابر را نیابند.

علاوه بر آنکه خود ناو و ناوشکن های همراه آن هم به تعداد زیادی از سامانه های توپی و موشکی مقابله با موشکهای کروز مجهز هستند .اما در این میان موشک بالستیک خلیج فارس با عبور آسان از تمام این موانع با فرود مافوق صوت از ارتفاع بالا عملا چنین تدابیری را بلااستفاده می کند.

این موشک ایرانی برخلاف موشکهای کروز حجم سرجنگی بسیار قوی دارد که در ادامه به ذکر برخی از ویژگی های آن خواهیم پرداخت.

به طور خلاصه، این نکات را می توان به عنوان موارد مهم در تحلیل عملکرد موشک خلیج فارس بیان کرد:

موشکهای کروز مانند نور، تنها 160 کیلوگرم سرجنگی دارند اما کلاهک خلیج فارس معادل 7 بمب معمولی مارک 82 یا سه بمب مارک 83 خرج انفجاری در خود جای داده است.

انفجار یک بمب معمولی سه حالت برخورد، شوک و موج و نیز اثر حرارتی بوجود می آورد و تفاوت عمده بین موشک و بمب، در برخورد با سرعت بالا در موشکها است .لذا با سرعت برخورد بالایی که موشک خلیج فارس دارد پیش بینی می شود به مقدار نامعلومی بسته به نوع فیوز و طراحی سرجنگی در سطح عرشه ناو نفوذ کند.

البته نفوذ در عرشه ناو بسته به تکنولوژی و طراحی کلاهک خلیج فارس دارد که در گونه های مجهز به کلاهک بارانی برخلاف گونه های معمولی و سنگر شکن انفجار در سطح توزیع میشود .

ذکر این نکته نیز ضروری است که اثر حرارتی انفجار یک بمب 450 کیلویی قادر به ذوب فولاد زرهی با قطر بیش از 5 سانت پیش از نفوذ است. ( بدنه ناوهای هواپیمابر از استیل استراکچر و سطوح آن با آلومینیوم پوشیده شده است) .

در حالت عمومی قدرت انفجاری ناشی از برخورد چنین بمبی حدود 1.2 تا 8 متر در عمق زمین نفوذ میکند و دایره ای به قطر 7 تا 18 متر بوجود میاورد. کلاهک بارانی نیز میتواند تا 3000 قطعه انفجاری با سرعت متغییر بین 600 تا 2000 متر بر ثانیه به اطراف خود پرتاب کند که شوک ناشی از انفجار با سرعت متغییر از 500 تا 800 متر بر ثانیه از محدوده انفجار به بیرون خارج میشود و جریانی برابر با 1.8 تا 2.5 برابر صوت بوجود می آورد .

موج انفجار تولید شده در نوع بارانی به تنهایی قادر است سطح کل ناو را از هر جسم متحرکی تخلیه کند .

با داشتن چنین پیش فرض هایی، موارد زیر را باید به وضعیت پیش از انفجار افزود :

در عرشه هر ناو هواپیمابر تعدادی هواپیمای آماده به پرواز لود شده با بمب و موشک و سوخت کامل وجود دارند. همچنین بر روی عرشه این ناوها تجهیزات بسیار حساس مدیریت پرواز و کنترل فرود و برخاست مثل کاتابولت وجود دارد که بدون آنها عملا ناو توانایی خود را از دست میدهد و با یک قایق معمولی غیر نظامی برابری خواهد کرد !

ماجرای انفجار کلاهک 20 کیلویی در ناوهای هواپیمابر

شاید این موضوع کمتر مطرح شده باشد که انفجار یک راکت هواپرتاب کوچک با نام ام کا 32 زونی در ناوهای هواپیمابر یو اس اس اینترپرایز و فارستال منجر به آتش سوزی های پیوسته و بزرگی شد .

راکتهای زونی 50 کیلو وزن و 20 کیلوگرم خرج انفجاری دارند . شلیک اتفاقی و نابهنگام این راکتها بر روی عرشه ناو فارستال منجر به اتفاقی مهیب یعنی کشته شدن 134 نفر - زخمی شدن 161 نفر و از بین رفتن 21 هواپیما شد .



78851_626.jpg

انفجار در ناو هواپیمابر اینترپرایز

اتفاق مشابه به آن دو سال بعد در ناو هواپیمابریو اس اس اینترپرایز رخ داد و انفجار این راکت در اینترپرایز نیز منجر به مرگ 27 نفر و زخمی شدن 314 نفر همچنین نابودی 15 هواپیمای دیگر شد !

حال تصور برخورد و انفجار کلاهک 650 کیلویی موشک خلیج فارس چه میتواند باشد ؟!



78852_681.jpg

انفجار در ناو هواپیمابر فارستال


آیا خلیج فارس از پدافند دشمن عبور می کند؟

به طور عمومی سه فاز درگیری با موشک های بالستیک وجود دارد که فاز شلیک (شناسایی پیش از پرتاب) فاز میانی که در آن موشک های بلند و میانبرد در ارتفاع مداری مورد هجوم موشکهای استاندارد 3 و تاد قرار میگیرند و فاز شیرجه و بازگشت به جو که توسط سامانه های موشک پاتریوت با موشکهای بالستیک مقابله می شود .

از آنجایی که سامانه های پدافند ضد موشکی ناوگان ایالات متحده در سطح دریا فقط بر پایه رفع تهدیدات موشکهای بلند و میانبرد طراحی شده اند لذا موشکهای 9 میلیون دلاری استاندارد 3 بکار رفته در این ناوگان منحصرا توانایی درگیری با موشکهای میان و بلندبردی را دارند که ارتفاع پروازی آنان مداری است.

بر پایه این فناوری، موشک استاندارد 3 کلاهک رهگیر خود را در ارتفاع مداری رها میکند تا پس از رهگیری و برخورد با موشک در ارتفاع بالا آنرا منهدم سازد . پس میتوان گفت که این سامانه ها در برابر موشکهایی مانند دانگ فنگ که ارتفاع شیرجه آن مداری است میتواند موفق عمل کنند اما موشک خلیج فارس بخاطر ارتفاع پرواز کوتاه تر زیر مداری (بطور تقریبی 50 تا 70 کیلومتر سقف پرواز) در ارتفاع کمتری از توان درگیری این موشکها سیر می کند . با این قابلیت، موشک خلیج فارس میتواند بدون نگرانی از میان پدافندهای ضد موشک نیروی دریایی ایالات متحده بگریزد .

نتیجه گیری

بطور طبیعی روشهای مقابله روزبروز در حال پیشرفت هستند و نمیتوان بطور قطع بر یک ترکیب مواجهه با دشمن استوار ماند و باید پیوسته در تلاش بود تا بتوانیم به توازن کم هزینه و کاربردی برای مقابله با تهدیدات دشمنان انقلاب برسیم .

موشک خلیج فارس در کنار انبوهی از تسلیحات دیگر ضد کشتی ساخت ایران قادر به پوشش سخت ترین شرایط درگیری های دریایی هستند و میتوان با استفاده ترکیبی و هوشمندانه از تکنیک ها و ابزار های تولید داخل با اتکا به نفس و توان ملی مدت بسیار طولانی نبرد های دریایی را بدون داشتن پشتیبانی هوایی و دریایی مدیریت و ضربات سختی به دشمن متجاوز وارد کرد .

ناوگان متجاوز مجبور است تا ناوهای هواپیمابر خود را بجای درگیری از منطقه خطر دور کند که این امر نیز به نوبه خود باعث بوجود آمدن مشکلات بسیار بر سر راه نبرد هوایی از طریق دریا با ایران میشود .

بعنوان نمونه ساده ترین راه ممکن قرار گیری هواپیمابر دشمن در فاصله امن در محدوده فرضی 350 کیلومتری سبب می شود تا جنگنده های دشمن مجبور باشند 700 کیلومتر مسیر اضافه تر را برای دستیابی با آسمان ایران طی کند ! چنین عملیاتی نیازمند نسب پادهای سوخت زیر بال جنگنده هاست که آنها را سنگین تر کرده و امکان حمل تسلیحات و انجام مانورهای چرخش و سرعت را از آنان میگیرد و برای هر ماموریت نیاز به تعداد بیشتری جنگنده بوجود می آورد که این امر کار را برای پدافند هوایی ما ساده تر کرده و ریسک عملیات هوایی را برای دشمن بسیار بالاتر می برد .

با توجه به اخبار رسیده از رزمایش موشکی پیامبر اعظم (ع) 6 با شلیک موشکهای هدایت دقیق و کلاهک های پیشرفته بارانی و فیوزهای مجاورتی و یا اعلام رسمی خبر شلیک دو موشک با برد 1900 کیلومتر به اقیانوس هند میتوان امیدوار بود که با پیشرفت روز افزون ایران صنایع موشکی و ماهواره ای، موشکهای ضد کشتی برد بلندتر نیز تولید و وارد یگانهای نیروهای مسلج کشورمان شوند که بدین ترتیب، غول های آهنی دشمن باید حداقل 2 هزار کیلومتر از مرزهای آبی ایران اسلامی فاصله بگیرند.

لينك خبر : http://www.mashreghnews.ir/fa/news/57399/موشک-خلیج-فارس-چه-بلایی-بر-سر-ناوهای-هواپیمابر-آمریکا-خواهد-آورد؟ [/align]

تیتر ویرایش شد.
REZAT1980

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون، تحلیل خوبی بود، با اصلاح سامانه شیرجه خلیج فارس و افزایش زاویه شیرجه اون به بیش از 85 درجه، همون امکان قلیل سیستم فالانکس برای درگیری هم از بین میره.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با ديدن عكسها فهميدم قدرت تخريب خليج فارس به شرط برخورد بر روي عرشه چقدره ! حال كردم :rose:
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برد این موشک خیلی کم هست در زمان درگیری هیچ هواپیمابری در برد این موشک نخواهد بود ....
کرییر کیلر واقعی نمونه چینی هست با 2500 تا 4000 km برد ...
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]ممنون، تحلیل خوبی بود، با اصلاح سامانه شیرجه خلیج فارس و افزایش زاویه شیرجه اون به بیش از 85 درجه، همون امکان قلیل سیستم فالانکس برای درگیری هم از بین میره.[/quote]

البته استاندارد 2 به راحتی تو فاز میانی میتونه موشکو بزنه.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته در صورت برخورد دقيق و مستقيم خسارت واقعي از اين عكس ها خيلي بيشتر خواهد بود .
مخصوصا اگه موشك براي مقداري نفوذ ، مستحكم شده باشده ، از بخش عرشه پرواز عبور كرده ، طبقه زيرين كه پركينگ جنگنده هاست ، با كم خوش شانسي ،‌ ممكنه به انبار تسليحات و يا منبع سوخت جنگنده ها برخورد كنه ! و يك مدل با شكوه تخريب رو به يادگار ميذاره ! :rose:

در كل ايجاد آتش سوزي تنها ، بر روي عرشه چندان سودي نخواهد داشت ! چون سيستم هاي اطفاي حريق جديد ، براي اين منظور آمادگي دارن ، در واقع تمام سطح عرشه پرواز به آبپاش هاي مينياتوري مجهز هست كه هنگام آتش سوزي ، مثل آبياري تحت فشار مزارع ، تمام سطح ناو رو همزمان پوشش ميده !

استفاده از كلاهك هاي خوشه اي هم ميتونه خيلي مفيد باشه ، وارد كردن خسارت همزمان به تعداد زيادي هواپيماي روي باند !

ولي بنظرم بايد بيشتر روي دقت و قابليت اطمينان در هدف گيري اين موشك كار بشه ، و احتمال خطا به حد اقل برسه !
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با توجه به کلاهک 650 کیلویی و با در نظر گرفتن ماده منفجره ای مثل سمتکس و اینکه اگر واقعا موشک بتونه عرشه دوم ناو هواپیما بر رو هم سوراخ کنه ( که با توجه به سرعتش با کمی تدبیر فنی قابل دستیابیه) من به راحتی میگم میتونه ناو هواپیمابر رو به 2 نیم بکنه و در کمتر از 30 دقیقه اون رو به قعر دریا بفرسته.
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مرسی ..... اگر به بخش سینه ی شناور برخورد کنه آیا همچنان امکان برخواستن هواپیماها وجود خواهد داشت ؟ اگر بشه عرشه شناور را در بخش سینه تخریب کرد به شرط این که هواپیماها زمین گیر بشن خیلی خوبه ...... این مقدار دقت در موشک خلیج فارس وجود داره ؟
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فقط ضعف موشك خليج فارس اينه كه بردش كمه.اگه بردش زياد بشه عالي ميشه مثلا 2000 كيلمتر :rose:
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ميخوام يه ايده ي با شكوه فكر مشغول كن بهتون بدم :rose:
برا توهم زدن خيلي خوبه ! چون چندان عملي كردنش راحت نيست ، شايدم نشد باشه !
تا حالا همش تهديد مكرديم اگه به ايران حمله بشه تنگه هرمز رو ميبنديم !
تا حالا به بستن كانال سوئز فكر كردين ؟ icon_cheesygrin

يه موشك بالستيك خيلي دقيق با برد 2000 كيلومتر ميخواد كه به صورت خودكار بتونه هدف يابي كنه !
كانال هم كه باريكو كم عمق . هر كشتيي رو تو كانال تونست شناسايي كنه ،‌ زحمتشو بكشه !
خوب توهميه ! نصف دنيا فلج ميشه ! بايد برن آفريقا رو دور بزنن !
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بچه ها اگه ناوهای هواپیمابر در حرکت باشه میتونه بزنشون؟ icon_rolleye

ما که منتظریم آمریکا یا اسراییل یه کاری کنن اونوقت یه ار پی جی به ما بدن و یه قایق تندرو هم نبود نبود اونوقت نیروی دریایی آمریکا یعنی فاتحه
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برد این موشک با توجه به بالستیک بودن و اینکه برای زدن یه ناو هست زیادم هست
چون این موشک جز در فاز نهایی توانایی اصلاح حرکتشو نداره همین قدر هم که می تونه دقیق باشه خیلی
تا وقتی که هدایت ماهواره ای نداشته باشیم زیاد روی دقت موشک ها و افزایش بردش حساب نکنید
علت اینکه بردش کمه فقط به خاطر دقتشه وگر نه میشد موتور قوی تری نصب کرد و بدنه رو بزرگتر کرد ولی به دقتی که بتونیم یه ناو بزنیم نمی رسیم
مگه هدایت اینرسی چقدر دقت میده
ولی همین سیستم های اپتیکالی هم که نصب شده روی دماغه دقت بالایی داده به این موشک
کلا نمی تونیم خیلی روی افزایش بردش حساب کنیم دانگ فنگ از هدایت ماهواره ای بهره می بره
موشکی که بردش بره روی 2000 کیلومتری قطعا ارتفاع زیادتری میگیره و باهدایت اینرسی خالی خطاشم زیادتر میشه اونوقت فقط با تصحیح در فاز نهایی کافی نیست تا یه ناو بزنی چون باید در طول مسیر چندین بار اصلاح کنه خودشو

اگه بشه یه کلاهک 2 مرحله ای با فیوز تاخیری روش نصب کرد و به زیر بدنه نفوذ کنه خیلی خوب میشه
البته اگه به روی عرشه بخوره فکر نکنم بتونه زیاد نفوذ کنه ولی بدنه رو میشه نابود کرد البته به عرشه هم بخوره برای یه مدت می تونه کارو مختل کنه
و اگر بتونه اتاق فرماندهی رو بزنه دیگه ناو کارش تمومه خلاص به این راحتی هم درست بشو نیست
موشک اگزوست ببینید چه بلایی انگلستان آورد و همینطور سر آمریکا مصاحبه نفرات کشتی اینگلستانی هست ببنید چقدر از این موشک ترسیده بودن
تازه اگزوست فقط 165 کیلو سر جنگی داره خلیج فارس 650 کیلو حالا ببنید اگه بخوره چقدر تخریب می کنه
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]بچه ها اگه ناوهای هواپیمابر در حرکت باشه میتونه بزنشون؟[/quote]

بله, نخست محل ناو با کمک رادار يا پهپاد مشخص ميشه. بعد موشک به اون نقطه شليک ميشه. چون سرعت ناو زياد نيست ولي سرعت موشک بالاست مدت زمان کمي طول ميکشه, وقتي موشک به بالاي موقعيت مورد نظر رسيد جستجوگر اپتيکي موشک ناو رو پيدا ميکنه و موشک رو به سمتش هدايت ....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]البته استاندارد 2 به راحتی تو فاز میانی میتونه موشکو بزنه.[/quote]

من بیشتر منظورم محدوده دفاع CI ناو بود، بله، اس ام 2 بلاک 4 ( به نظر من فقط همین مدلش) می تونه این موشک رو بزنه، هر چند که گویا پروژه اش کنسل شده ( قال واریور )
[size=7]
(راستی نوشته های خودت رو در تاپیک موشك استاندارد 2 يا SM2 خوندی؟!)[/size]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      فکور90 ، در اصل ، یک پروژه داخلی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (IRIAF)  بشمار می رفت که تاریخ آغاز آن به اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم ( 2000 میلادی ) برمی گردد . به اعتقاد برخی ، در آن زمان هیچ  موشک هوا به هوای عملیاتی AIM-54A فونیکس در فهرست موجودی نیرو وجود نداشت ، در نتیجه  متخصصان نیروی هوایی پیشنهاد دادند  تا قطعات و اجزاء فونیکس ها را با قطعات موشکهای تغییر یافته هاوک ( پروژه سجیل ) بهبود دهند و موشکهای موجود را بحالت عملیاتی بازگردانند .
      با کلید خوردن این پروژه ، به شکل همزمان نیروی هوایی یک قرارداد همکاری را با صنایع شهید بابایی وابسته به وزارت دفاع و پشتبانی نیرو های مسلح با هدف بازگرداندن چند تیر موشک فونیکس بحالت عملیاتی در یک بازه زمانی یکساله (2007-2006) به امضاء رساندند  و برای اطمینان از صحت کار ، چند کارشناس بازنشسته فنی نیروی هوایی ارتش نیز به این پروژه پیوسته و این ایده دنبال شد.
      براساس گزارشهای تایید نشده ، در اوایل کار ، موشکهای از رده خارج فونیکس با استفاده از جستجوگر موشک MIM-23B دوباره عملیاتی شدند . با این حال ، در سالهای بعد (2009-2008) ، زمانی که صنایع شهید بابایی ، یک نسخه بهبود یافته از موشک پدافند هوایی MIM-23B را با رادار و اویونیک جدید برای نیروی هوایی توسعه داد ، این ایده برای کارشناسان بوجود آمد که تمامی موشکهای فونیکس باقی مانده را با اویونیک جدید و رادار موشک شلمچه ، ( نسخه بهبود یافته MIM-23B) به حالت عملیاتی درآورند .
      این موشک با موفقیت کامل مابین سالهای 2009 تا 2010 آزمایش شد ، اما علی الظاهر  در خط تولید انبوه قرار نگرفت . نسخه جدید سجیل / شلمچه  با جستجوگر و اویونیک پیشرفته با شناسه سجیل هوابرد برای تجهیز تامکتهای نیروی هوایی ، فانتوم ومیراژهای اف-یک در حال توسعه است .
      پی نوشت : 
      این تحلیل ، صرفاً یک نظر بشمار می رود و نه تایید و نه رد می گردد . با این حال امیدواریم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، بیش از پیش ، از قابلیتهای تدافعی ، تهاجمی برخوردار گردد . 
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
    • توسط worior
      به نام حق
       
      پیشگفتار
      این تاپیک جهت بررسی و طرح ایده های مختلف در زمینه تهاجم موشکی کروز و پاسخ پدافند بصورت ارزان و گسترده ایجاد گشته است.
      سایر سناریو ها نظیر حملات موشک های بالستیک، و یا بمب های دورایستا(گلاید، بدون موتور)، همچنین موشک های هایپرسونیک موضوع این تاپیک نیست.
       
      طرح حمله:
      در دسترس بودن سامانه های موشکی کروز در خدمت بسیاری از ارتشهای منطقه و استفاده گسترده از این سامانه ها در منطقه خاورمیانه، لزوم دارا بودن یک سامانه مقاومت پدافندی موثر را گوشزد میکند، اما چنین سامانه ای با چه وضعیتی روبروست و چگونه باید پاسخ بدهد؟
       


       
      فرض کنیم، در تهاجم یک روزه 8 ساعته، با هدف گشایش مسیر پدافند و بدست گرفتن آسمان ایران، ائتلاف مهاجم، اقدام به اجرای تهاجمی با مشخصات ذیل بنماید:
      - 4000 موشک کروز، در برد های مختلف، بدون خطا(فرض میشود، این تعداد موشکی هست که به هدف خواهد رسید)
      - اهداف عمقی و مرزی
      - شانس اصابت موشک های پدافندی در صورت رهگیری 75 درصد.
      مشاهده میکنید که با شلیک 4000 موشک پدافندی، تنها قادر به انهدام 3000 موشک کروز مهاجم خواهیم بود، و این به معنای اصابت دست کم 1000 موشک به هدف و مشغولیت 8 ساعته پدافند بر روی تعداد بسیار زیادی هدف خواهیم بود. با توجه به تصویر فوق این رقم حتی بیش از موشک هایی ست که در سال 2003 به عراق شلیک شده است. 
      آیا چنین حمله ای از نظر هزینه ای و لجستیک برای ائتلاف مهاجم دشوار خواهد بود؟
      - قیمت هر موشک تاماهاوک کلاس 4 که از آخرین و بیشترین حجم امکانات مسیریابی بهره میجوید، 1.87 میلیون دلار با نرخ شناور 2017 محاسبه شده است، بنابراین 4000 موشک حداکثر 8 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و این رقم حتی اگر به 10 یا 20 میلیارد دلار نیز برسد، با توجه بودجه نظامی کشورهایی مانند آمریکا و اعراب منطقه، همچنین تامین هزینه در چند سال مالی، رقمی دور از ذهن و دست نیافتنی نیست. هم اکنون نیز فقط دو کشور عربستان و امارات در حدود 1200 موشک کروز در اختیار دارند. اگر به دو کشور، سایرین چون ایالات متحده، فرانسه، انگلستان و ... اضافه شوند، مقدار 4000 موشک رقم کاملا دست یافتنی خواهد بود.
      - از نظر لجستیک نیز، با توجه به تعداد بسیار پایگاه های اجاره ای و تسخیری دشمن در منطقه، و گستردگی پهنه جغرافیایی مرزهای کشورمان، استقرار چنین موشک هایی فقط به ناوها محدود نمیشود، و تمامی پایگاه های زمینی میتوانند به عنوان محل پرتاب استفاده شوند، و میتوان این فرض را گرفت که طی سالهای اخیر این انبار سازی موشک های کروز صورت گرفته باشد و به زمان حمله موکول نگردیده است.
       
      هزینه مقابله؟
      - دفع موثر 4000 موشک بالستیک برای پدافند به تنهایی بسیار دشوار به نظر میرسد، و طبیعی ست که برای این منظور نمیتوان صرفا بر پدافند موشکی متکی بود. اگر خطای 0.75  برای پدافند را بپذیریم، به رقمی در حدود 5400 موشک پدافندی،مقدار بسیاری تجهیزات کشف و شناسایی و مقدار بالایی شانس نیاز است. فلذا عقلانه است که پایگاه ها و محل های شلیک دشمن پیش از اقدام یا در همان دقایق اولیه حمله شود (که این موضوع بحث این تاپیک نیست).
      - اخلال gps و حتی انهدام ماهواره های هدایت کننده نیز با توجه به تجهیزات مدرن ترکام و وجود عوارض طبیعی بسیار در ایران مزیتی در حدود بالابرد چند درصد خطا به سامانه های کروز وارد میکند. این میزان خطا را بدلیل عدم وجود اطلاعات کافی از کیفیت و دقت سامانه های مهاجم همچنین بروز پیشرفت های آینده باید فاکتور گرفت و به تنها به برخورد سخت پدافند متکی بود.
       
      با توجه به موارد فوق یک مجتمع پاسخ برای مقابله طراحی کنید، به نحوی که قادر باشد:
      - 100 درصد موج اول حمله که علیه پدافند و تجهیزات راداری ثابت است را از کار بی اندازد
      - 80 درصد کل موشک ها در موج های بعدی را منهدم کند
      - بعد از 8 ساعت تهاجم سنگین همزمان با انواع اخلال با دست خالی مواجه نشود.
      - اقدام سخت یا hard kill باشد.
      - این پاسخ در سامانه خلاصه شود. اقدامات غیر عامل نظیر استتار، تعدد و اخلال نادیده گرفته شود.
      - موج اول 800 موشک
      - موج دوم 1200 موشک
      - موج سوم 600 موشک
      - موج چهارم 1400 موشک
      - هر موج حمله 2 ساعت.
      - از همه مهمتر، سیستم بسیار ارزان و موثر باشد.
       

       
       
       
      دارایی کنونی پدافند موشکی ایران:

       
       
      با تشکر، از حضورتون در بحث
       
       
       
       
       
       
    • توسط TAHA-SH
      به گزارش جهان به نقل از تسنیم، سردار محمد حجاری معاون آماد و پشتیبانی ستاد‌ کل نیروهای مسلح در همایش سلاح‌های هواپایه که صبح امروز در دانشگاه امام حسین(ع) برگزار شده، طی سخنانی گفت: پروژه موشک برد بلند و هوا به هوای "مقصود" در آینده نزدیک به بهره برداری می‌رسد.

      وی همچنین به مواضع اخیر رئیس جمهور آمریکا اشاره کرد و افزود: فاصله لبخند و اخم دشمن خیلی کوتاه است و فکر نکنیم با یک لبخند همه چیز حل می‌شود چرا که این لبخند خیلی سریع به اخم تبدیل می‌شود همانطور که دیدیم که لحن رئیس جمهور آمریکا طی دو روز متفاوت شد.

      معاون ستاد‌ کل نیروهای مسلح همچنین تاکید کرد: در سال ۹۲، ۶۰درصد تحقیقات ما به حوزه هواپایه و سلاح های هواپایه اختصاص یافته است.

      سردار حجازی تأکید کرد: ۱۷ پروژه عمده و سطح یک در هوافضا در دست تولید داریم که در واقع سامانه هستند و ۱۱ پروژه سطح یک در صنایع هوایی نیز در دست تولید داریم.
      http://www.jahannews.com/vdcdx90s9yt0fj6.2a2y.html



      منتظر گمانه زنی دوستان راجع به این موشک هستم
      دقت کنید که این موشک بعنوان برد بلند معرفی شده است یعنی چقدر؟؟؟؟
    • توسط zed
      نكاتي درباره توان موشكي عراق

      يكي از كميته‌هاي وزارت دفاع، كميته تهيه و توسعه موشك‌هاي دوربرد به رياست سرتيپ ستاد «صلاح التكريتي» متخصص رشته موشكي (توپخانه) بود. حاصل فعاليت اين كميته پيش از جنگ، توليد سه نوع موشك به نام‌هاي موشك حسين، موشك عباس و موشك عابد يا ژوئيه بود. اين موشكها با رايزنيها و مساعدت‌هاي فراوان يكي از شركت‌هاي فرانسوي به مرحله توليد رسيده بود. حتي هيأت فرانسوي به رياست «بيار موللر» چندين بار به وزارت دفاع عراق آمد و آزمايش هايي بر روي اين موشكها انجام داد. اين موشكها برخلاف ادعاي عراق، صد در صد توليد مشترك فرانسه و شوروي است. البته شايان توضيح است كه توان موشكي عراق ابتدا با موشك‌هاي «اسكاد» شوروي با برد سيصد كيلومتر تقويت و توسعه يافت، آنگاه عراقيها با استفاده از تكنولوژي و تجربيات روسها و فرانسويها اقدام به توليد سه موشك مزبور كردند كه من درباره ويژگي‌هاي هر يك از آنها توضيح مي‌دهم:

      1- موشك «حسين»
      برد اين موشك، 650 كيلومتر و وزن كلاهك جنگي آن، 500 كيلوگرم است. اين كلاهك هاي جنگي، حاوي مواد انفجاري خطرناكي است كه استفاده از آن در جهان ممنوع است. شعاع اصابت اين موشك حدود هزار متر محاسبه شده است.
      در طي‌ سال‌هاي 1984، 85 و 88 (1363، 64،67) با اين موشك، شهر تهران را مورد حمله قرار داديم. البته مناطق و شهرهاي مرزي مانند اهواز و آبادان نيز از تيررس اين موشكها در امان نبودند.
      سرتيپ ستاد «ثابت سلطان» مدير توپخانه اصرار داشت از اين موشك براي كوبيدن مناطق مسكوني استفاده كنيم. وقتي از او علت اين اصرار را پرسيدم گفت:‌بايد مناطق مسكوني را هدف موشك قرار دهيم تا سربازان ايراني مجبور شوند به فكر خانواده هايشان بيفتند و آنگاه براي جوياشدن از حال آنان به پشت جبهه بازگردند و جبهه را خالي كنند.
      گفتم: اما اين اقدام ما آنان را به ادامه جنگ مصمم‌تر خواهد كرد.
      جواب داد: هرگز! اين كار به نارضايتي آنان نسبت به دولتشان كه حاضر به قبول آتش بس نيست دامن خواهد زد.

      2- موشك «عباس»
      برد اين موشك حدود 850 كيلومتر، وزن كلاهك جنگي آن نزديك به 350 كيلوگرم و شعاع اصابت آن تقريبا 1500 متر است. اين موشك چندين بار براي حمله به تهران، اصفهان، تبريز، يزد و نيز بندرهاي ايرن مورد استفاده قرار گرفت.
      هربار كه اقدام به پرتاب اين موشك به سوي يكي از شهرهاي ايران مي‌كرديم صدام با خوشحالي با ما تماس مي‌گرفت و مي‌گفت:‌ آفرين به شما غيور مردان! شما تاريخ را رو سفيد كرديد! شما روي «قعقاع» و «سعد» را سفيد كرديد!»
      عدنان خيرالله وزير دفاع استفاده از موشك عباس به دليل برد بيشتر آن نسبت به موشك حسين تأكيد داشت. دو موشك عباس و حسين، از قدرت انفجار بسيار بالايي برخوردارند. مردم عراق، اين موشكها را «زلزله» مي‌نامند؛ زيرا در هنگام اصابت اشتباهي يكي از اين موشكها به يكي از پلها در «گرمة علي» در بصره، روستاي مجاور با خاك يكسان و پل، به طور كامل منهدم شد و حفره بسيار بزرگي ايجاد گرديد كه به دليل شدت انفجار، محل پل قابل شناسايي نبود.

      3- موشك عابد «ژوئيه»
      طول اين موشك، 25 متر، وزن آن 48 تن و داراي سه مرحله است. اين موشك كه با مشاركت فرانسه و چين ساخته شده، قادر است يك كلاهك جنگي را به وزن حدود پانصد كيلوگرم تا مسافت حدود 1500 كيلومتر حمل كند. تفاوت اين موشك با دو موشك قبلي اين است كه آن دو براي پدافند و موشك «عابد» براي هجوم ساخته شده است. از اين موشك براي حمله به تهران، اصفهان و شهرهاي مرزي اهواز، آبادان، خرمشهر و.... استفاده شده است.
      تصاوير گرفته شده توسط هواپيماهاي شناسايي، نشان دهنده حجم وحشتناك خسارات ناشي از انفجار اين موشك در اوايل و در طول جنگ بود. اين تصاوير كه به صورت فيلم‌هاي ويديويي، در معرض ديد دانشجويان دوره‌هاي 30و 44 دانشكده ستاد قرار گرفت، به قدري هولناك بود كه عده اي از آنان دچار افسردگي و بيماري‌هاي روحي و رواني شدند. همچنين نسخه‌هايي از اين فيلمها براي سران دولت‌هاي حاشيه خليج فارس- از جمله امير كويت، ملك فهد و شاه حسين- ارسال شد.

      ماهواره‌هاي جاسوسي
      مشكلي كه اين موشكها داشتند چگونگي هدايت و تصحيح مسير حركت آنها براي اصابت به هدف بود.
      ابتدا بايد به اين نكته اشاره كرد كه موشك، وسيله‌اي با يك كلاهك جنگي است كه در قسمت فوقاني آن قرار دارد و در موقع اصابت ابتدا اين كلاهك منفجر مي‌شود.
      تفاوت موشك با هواپيما در اين است كه موشك تنها يك بار مورد استفاده قرار مي‌گيرد و عمر آن با همان يك پرتاب به پايان مي‌رسد اما هواپيما مي‌تواند پروازهاي متعددي انجام دهدو در هر پرواز چندين تن بمب و كلاهك جنگي فرو ريزد. هواپيما همچنين ممكن است پيش از سرنگون شدن توسط دشمن ده ها حمله هوايي انجام داده باشد كه بدين رو در مقايسه با موشك‌هاي زمين به زمين، ارزانتر محسوب مي‌شود.
      ما در هنگام استفاده از موشك يا هواپيما براي بمباران مناطق مسكوني ايران به ميزان تأثيرگذاري آنها توجه داشتيم. به همين دليل منطقي به نظر نمي‌رسيد كه مثلا يكصد ميليون دلار خرج موشكي كنيم كه خسارات مادي آن به ارتش ايران معادل يك ميليون دلار تخمين زده مي‌شد؛ به خصوص باتوجه به اينكه موشك‌هاي زمين به زميني كه برد يكصد كيلومتر دارند بسيار گران تمام مي‌شوند. بايد توجه داشت كه اينگونه موشك‌هاي يك بار مصرف براي حمل كلاهك‌هاي هسته‌اي ساخته شده اند؛‌ زيرا ارزش حجم انهدامي كلاهك هسته اي، صدها برابر ارزش موشك است. اما استفاده از اين موشكها به ويژه موشك هاي ميان برد براي حمل كلاهك‌هاي جنگي (كلاسيك)، كاري غيرعاقلانه است.
      به عنوان نمونه، قيمت يك موشك مدل «3-Df» از سري موشك‌هاي چيني فروخته شده به ما معادل چهل ميليون دلار بود. اين موشك در اصل براي اين طراحي شده است كه كلاهكي هسته‌اي با قدرت انفجاري 103 مگاتن (103 ميليون تن) مواد منفجره كلاسيك را حمل كند. اين موشك در آغاز جنگ براي حمله به شهر نوسود و تمامي شهرها ايران كه استحكامات بتوني داشتند مورد استفاده قرار گرفت.
      همانگونه كه گفته شد مشكل اينگونه موشكها چگونگي هدايت و تصحيح مسير حركت آنها بود اما بر اساس توافق عراق و دولت آمريكا در زمان رياست جمهوري كارتر و ريگان، قرار شد كه اين كشور به وسيله ماهواره‌هاي فضايي ما را در زمينه هدايت موشكها ياري دهد.
      از لحاظ فني اگر برد موشك بيش از سيصد كيلومتر باشد لازم است در طي حركت آن تا هدف مسير موشك دو يا سه بار تصحيح شود. اگر موشك بيشترين مسير خود را در داخل خاك خودي يا فضاي كشور دوست طي كند با فرمان‌هاي داده شده از ايستگاه‌هاي زميني يا هوايي موجود بر سر راه آن مسير خود را تصحيح مي‌كند؛ اما اگر بخش اعظمي از مسير موشك، در خاك دشمن باشد هدايت آن غيرممكن خواهد بود و تنها ماهواره‌هاي فضايي قادر به تصحيح خواهند بود.
      ما در طول جنگ حداكثر استفاده را از ماهواره‌هاي جاسوسي آمريكا در خليج فارس كرديم و به كمك آنها توانستيم حدود چهارصد موشك به طرف شهرهاي مرزي، مناطق مسكوني شهرهاي مختلف و يگان‌هاي عازم جبهه پرتاب كنيم.

      منبع :خبرگزاري فارس
      خاطرات سرلشكر عراقي«صبار فلاح اللامي»
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.