Eurofighter

متن نامه های مبادله شده میان تهران و بغداد

امتیاز دادن به این موضوع:

44 ارسال ها در این موضوع

با عرض سلام خدمت دوستان در این تاپیک قصد دارم متن نامه های رد و بدل شده بین صدام و هاشمی رفسنجانی رو براتون بگذارم.


متن نامه ی صدام حسین مورخ ۲ اردیبهشت ۱۳۶۹

به نام خداوند بخشنده و مهربان

جناب اقای علی خامنه ای
جناب اقای هاشمی رفسنجانی

السلام علیکم

پیش از این در مناسبت های مختلف در طول جنگ به طور مستقیم از طریق رسانه های جمعی عراق که تنها وسیله ی ممکن برای اعلام انچه می خواستیم به شما بگوییم بود شما را مورد خطاب قرار دادم.همچنان که متقابلا سخنان شما را از طربق رسانه های جمعی خودتان می شنیدم.اخرین ابتکاری که با نیت بی شاءبه ای برای تحقق صلح کامل و فراگیر رو به روی شما قرار دادیم ابتکاری بود که در ۵ ژانویه ۱۹۹۰ عنوان کردیم.ولی تا کنون متفقا به صلح مورد علاقه ی دو کشورمان دست نیافته ایم تا با هم از بلایای و امکان شعله ور شدن مجدد ان فاصله بگیریم.بدیهی است که امر خیر و انچه می تواند پایه و اساسی برای امال و ارزوها باشد ممکن است در هاله ای از حدس و گمان ها و تفسیرهای شک بر انگیز قرار گیرد.

اینک بدون تکرار دیدگاه های قبلی خود که می تواند موجب طرح متقابل دیدگاه های شما شده و بحث را از محدوده و اهداف سازنده ی خویش دور نموده و به سوی جدلی سوق دهد که در ان عوامل اختلاف نمایان می گردد و برای اینکه چنین وضعی بر توافق مورد علاقه ی ما در زمینه ی تحقق صلح قابل اجرا فراگیر و فوری به خواست خدا نه تنها بین عراق و ایران بلکه میان امت عرب و ایران فایق نیاید این بار مستقیما شما را مخاطب قرار داده تا در این ماه مبارک که مسلمانان روزه دارند و به سوی نیل به رضای خدای سبحان و متعال روی می اورند پیشنهاد کنم ملاقات مستقیمی بین ما صورت گیرد که در ان از سوی ما بنده ی خدا فرستنده ی این نامه و اقای عزت ابراهیم به همراه مجموعه ای از دستیاران خودمان و از سوی شما اقایان علی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی به همراه گروهی از دستیاران شما شرکت کنند.همچنین پیشنهاد می کنم که این ملاقات در مکه ی مکرمه قبله گاه مسلمانان و بیت عتیق که مولایمان ابراهیم (ع) ان را بنا نهاد یا در هر مکان دیگری که بر ان توافق میکنیم بر پا شود.تا به یاری خدا برای تحقق صلحی که ملت هایمان و تمامی امت اسلام در انتظار ان به سر می برد بکوشیم و به این ترتیب خون هایی را که چه بسا بار دیگر به هر علت بر زمین ریخته شود محفوظ بداریم.زیرا از جمله احتمالات مترتب بر وضع موجود اینکه عوامل دست اندرکار وقوع فتنه میان ایران و عراق در گذشته بار دیگر برای شروع مجدد جنگ به نحوی که صلح را از دو کشورمان دور سازد تلاش کنند.شما قطعا اخبار تهدیدهایی را که از طرف صهیونیسم و برخی ابرقدرت ها و کشورهای بزرگ علیه عراق و امت عرب به عمل می اید دنبال می کنیدو بی شک میدانید که هدف اصلی این تهدیدها بازگذاردن دست رژیم صهیونیستی برای به فساد کشاندن جهان است تا بتواند هر طرفی را که سد راه باطل می شود و رژیم صهیونیستی را از نیات و اطماع شرارت بارش در منطقه باز می دارد و هر تلاش گر در راه ازادی سرزمین عربی فلسطین و قدس شریف را که برای هر مسلمان بلکه برای هر مومن به خدا و کتاب ها و پیامبران او و رستاخیز گرامی است سرکوبی کند.این نیروهای شرور که امیدواریم به یاری خدا ارزوهایشان نقش بر اب شود و تیر هایشان به خطا رود حتما برای از سر گیری ستیز مسلحانه و خونین بین ایران از یک طرف و امت عربی از طرف دیگر خواهند کوشید و اینان امکانات متعددی را برای تحقق این امر در اختیار دارند در ان صورت مسلمانان نه تنها فرصت به کارگیری امکانات و توانایی های خود را در جهت ازادسازی مقدساتشان در فلسطین از دست می دهند یلکه زیان های بیشماری را نیز متحمل خواهند شد.

به اعتقاد ما در ملاقات مستقیمی که با هم خواهیم داشت دستیابی به انچه عراق حق تلقی می کند و انچه ایران حق تلقی میکند قابل تحقق است ملاقاتی که راه را بر فرصت طلبان و انان که می کوشند محیط صلح و ارامش را الوده سازند خواهد بست مشروط بر اینکه نیت ها صادقانه متوجه صلح خداپسند و مورد رضایت ملت هایمان باشد.
تا انجا که به ما مربوط می شود این نیت توام با ایمانی عمیق و پایدار فراهم است و در ان بجز میل به دستیابی به حق ثابت خودمان که هم طراز با حق ثابت شماست چیز دیگری نیست.

من به شما پیشنهاد میکنم ملاقات مزبور با توجه به اصل شتاب در کار نیک پسندیده است در دومین روز عید مبارک فطر و یا در هر زمان دیگری که مورد توافق قرار می گیرد انجام شود.
در مورد سفر شما به مکه و تشریفات مربوطه از سوی کشور میزبان ما بر اساس رابطه ی برادری و احترام متقابلی که با برادرانمان در پادشاهی عربستان سعودی داریم از برادرمان ملک فهد بن عبدالعزیز خواهش خواهیم کرد انچه را که برای چنین مسءله ای ضروری و مناسب است فراهم کند.توضیح ما تا کنون وی را از مضمون این نامه مطلع نکرده ایم.
برای تسهیل و تدارک ملاقات شاید شما هم مانند ما بر این نظر باشید که فردی به نمایندگی از طرف ما در تهران و فردی به نمایندگی از شما در بغداد حضور داشته باشند و به منظور برقراری تماس های لازم بین دو پایتخت خطوط تلفنی مستقیم دایر گردد.

خدایا تو خود گواه باش که من ابلاغ کردم
والسلام علیکم

صدام حسین - بغداد ـ ۲۶ زمضان ۱۴۱۰ ه برابر با ۲۱ اوریل ۱۹۹۰ م
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جالب شد!!جواب ایران چی بود؟؟گمان نکنم رهبر عزیزمان و شخص آقای رفسنجانی فریب این نامه را بخورند 
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این نامه به قبل از اشغال کویت توسط صدام بر می گرده. اون زمونا وقتی عراق حوس کرده بود بره کویت از این می ترسید که ایران به ناگاه از جبهه ی دیگه این کشور را قیچی کنه. برا همین خیلی سعی کرد که از طرف ما مطمئن بشه و حتی روابط دوستی بر قرار بکنه. ما به این نامه پاسخ ندادیم ولی نامه ی دوم از طرف آقای هاشمی پاسخ دریافت می کنه. نهایتا صدام وقتی می بینه از طرف ایرانی به مطلوب نمیرسه، یک سری اقدامات انجام میده که خیال خودش رو راحت کنه مثل آزاد سازی یک جانبه ی یک سری از اسرا و... بعضی ها در مجلس شورای اسلامی در اون دوران و زمانی که صدام از سوی آمریکا تهدید می شد پیشنهاد می دادند که ما در کنار صدام قرار بگیریم و با آمریکا بجنگیم!!! موضوعی که به شدت با مخالفت حضرت آقا مواجه شد.
این هم یک متن تحلیلی در مورد نامه:

[b]تحلیل نامه اول صدام حسین به مقامات عالی جمهوری اسلامی ایران :[/b]

- اولین نکته ای که در بررسی این نامه جلب توجه می کند، تلاشی است که صدام حسین با مخاطب قرار دادن هم زمان رهبرمعظم انقلاب، و رییس جمهور اسلامی ایران برای ارتقاء جایگاه خود به کار می‌گیرد. در واقع صدام کوشیده است که طرف ایرانی را راضی کند هم زمان با مذاکره با آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله خامنه‌ای، نیز در این مذاکرات حضور داشته باشد .

- مضمون اصلی این نامه که در ماه رمضان سال 1410ه.ق ارسال شده، پیشنهاد برگزاری یک ملاقات مستقیم به عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی ایران است. صدام در این نامه پیشنهاد می‌دهد که در کوتاه ترین زمان ممکن، ملاقاتی بین او و عزت ابراهیم به نمایندگی از عراق و رهبر معظم انقلاب و آیت الله هاشمی رفسنجانی به نمایندگی از جمهوری اسلامی برگزار گردد. صدام حتی مکان مطلوب خود برای برگزاری این دیدار را هم پیشنهاد می‌دهد !

عجله آشکار صدام حسین برای برگزاری این جلسه از مسائلی است که حتماً باید به آن توجه کرد. صدام پیشنهاد داده است که این ملاقات در دومین روز عید فطر (یعنی تنها 5 روز پس از ارسال نامه) برگزار گردد.

شاید این شتاب در آن مقطع زمانی عجیب به نظر می ‌رسیده است اما حوادث بعدی به خوبی نشان داد که علت این موضوع چه بوده است چرا که حمله عراق به کویت که حدود 4 ماه پس از ارسال این نامه اتفاق افتاد نشان می‌ دهد که صدام در صدد بوده است که پیش از شروع جنگ با کویت، به مسئله خود با ایران ( حداقل در کوتاه مدت ) خاتمه دهد و با خاطری آسوده از مرزهای شرقی کشورش، به سوی جنوب لشگر کشی کند.

- به نظر می رسد که صدام با پیشنهاد دادن مکه مکرمه به عنوان محل ملاقات چند هدف را دنبال می‌کرده است. یاد آوری این نکته ضروری است که روابط ایران و عربستان در آن مقطع زمانی در پایین ترین سطح ممکن قرار داشته و در واقع صدام با ساده فرض کردن طرف مقابل، خواسته است که با دادن نقش میانجی به عربستان سعودی، موقعیت استراتژیک عربستان را در منطقه تقویت کند. ناگفته پیداست که در صورت محقق شدن این موضوع وزن طرف عراقی هم در مذاکرات احتمالی به نحو محسوسی افزایش می‌یافت . پیگیری این نامه ها مشخص می‌کند که طرف ایرانی با درک صحیح این موضوع، حاضر به پذیرش درخواست صدام نشده است.
صدام

- صدام در این نامه کوشیده است که خود را چهره ای خیرخواه و صلح طلب نشان دهد ؛ به عنوان مثال صدام نوشته است : " به اعتقاد ما در ملاقات مستقیمی که با هم خواهیم داشت، دستیابی به آنچه عراق حق تلقی می‌کند و آنچه ایران حق تلقی می‌کند، قابل تحقق است... مشروط بر اینکه نیت ها، صادقانه متوجه صلح خدا پسندانه و مورد رضایت ملت هایمان باشد. تا آنجا که به ما مربوط می شود، این نیت توأم با ایمانی عمیق و پایدار فراهم است ".

- استفاده صدام از واژه ها و المانهای اسلامی و مذهبی در این نامه به نحو چشمگیری دیده می شود که با توجه به سابقه رژیم بعث به عنوان یک نظام سکولار جالب به نظر می ‌رسد. توجه به عناصر اسلامی و مذهبی برای بهبود وجهه نظام بعثی عراق شاید از همین دوره آغاز شده باشد. این مسأله در سال های بعد، شکل پررنگ تری در تبلیغات نظام بعثی عراق پیدا کرد.

- اصرار صدام برای جاانداختن جنگ ایران و عراق به عنوان یک جنگ ایرانی ـ عربی که در سال های جنگ تحمیلی به شدت از سوی دستگاه تبلیغاتی رژیم بعثی عراق دنبال می‌شد ؛ بار دیگر در این نامه مورد توجه قرار گرفته است : " اینک بدون تکرار دیدگاههای قبلی خود... و برای اینکه چنین وضعی بر توافق مورد علاقه ما در زمینه تحقق صلح... نه تنها بین عراق و ایران، بلکه میان امت عرب و ایران فائق نیاید... پیشنهاد می‌کنم ملاقات مستقیمی بین ما صورت گیرد."... " این نیروهای شرور... حتما ً برای از سر گیری ستیز مسلحانه و خونین بین ایران از یک طرف و امت عربی از طرف دیگر خواهند کوشید."

ذکر این نکته لازم است که آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت ایران در پاسخی که به نامه دوم صدام داده است، در مورد این ادعای صدام نیز موضع گیری کرده اند .

اصرار صدام برای جا انداختن جنگ ایران و عراق به عنوان یک جنگ ایرانی ـ عربی که در سال های جنگ تحمیلی به شدت از سوی دستگاه تبلیغاتی رژیم بعثی عراق دنبال می‌شد ؛ بار دیگر در این نامه مورد توجه قرار گرفته است .

- آخرین نکته ای که می‌توان به آن اشاره کرد این است که صدام در این نامه با شانه خالی کردن از زیر بار اتهام شروع جنگ، به شکل مبهمی به عواملی اشاره می کند که به زعم او در گذشته دست اندر کار وقوع فتنه میان ایران و عراق بوده‌اند و ابرازنگرانی می کند که مبادا با به تأخیر افتادن صلح، این عوامل دوباره برای شروع جنگی تازه دست به کار شوند. هرچند که در ادامه و به صورت تلویحی منظور خود از این عوامل را غرب و به ویژه صهیونیست ها معرفی می‌کند. تأکید صدام بر داشتن دشمن مشترک صهیونیستی با ایران را می توان نشانه جدی شدن اختلافات صدام و غرب در آستانه جنگ با کویت دانست. حوادث بعدی که در نهایت به سرنگونی صدام انجامید به خوبی عمق این اختلافات را آشکار کرد.

بر گرفته از آفتاب

تنظیم برای تبیان :

بخش هنر مردان خدا - سیفی
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=121942
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
کلا ایران تا اونجا که اطلاع دارم به نامه هاشون جوابی نداد
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]کلا ایران تا اونجا که اطلاع دارم به نامه هاشون جوابی نداد[/quote]
نه ارنست جان.
اتفاقا پاسخ های جالبی هم دادند. بنا بر این شد که پاسخ نامه ها رو آقای هاشمی رفسنجانی بنویسه که در ادامه میتونید مطالعه بفرماید:

این اولین نامه آقای هاشمی به صدام حسین هست:
---------------------------------------------------

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین والصلوه والسلام علی محمد عبده و رسوله و علی اله الطیاب الاطهار



جناب آقای صدام حسین

نامه مورخ ۲۶ رمضان المبارک ۱۴۱۰ هـ شما را دیدم؛ به راستی اگر مطالبی که در این نامه آمده هشت سال پیش مورد توجه واقع می‌شد و ارسال پیام جای اعزام سرباز را می‌گرفت، امروز دو کشور ایران و عراق و شاید همه امت اسلامی با این همه خسارات و ضایعات مواجه نبود.

همه می‌دانند که انقلاب اسلامی از آغاز و همیشه نزدیکی کشورهای اسلامی و مجد و عظمت اسلام و مسلمین و مبارزه با دولت غاصب اسرائیل و آزادی فلسطین را وجهه همت ساخته است.

اگر همه دولتهای منطقه عربی همان طور که بعضی از آنان عمل کردند، قدر این انقلاب ضد صهیونیستی و ضد استکباری را شناخته، با آن همکاری می‌کردند، اکنون معادله قدرت در خاورمیانه به سود اسلام و مسلمین می‌بود و اسرائیل و استکبار این گونه فرصت بسط وجود و توسعه شرارت را نمی‌یافتند.

البته ما با امت عرب مشکلی نداریم و از همکاری صادقانه بعضی از دولتهای عربی بهره برده‌ایم. افسوس که فرصتی تاریخی در ده سال گذشته از کف رفته است. در همان آغاز انقلاب اسلامی جنگی نا‌خواسته و ویرانگر بر ما تحمیل شد و بخش بزرگی از سرزمین ما در مرزیهای غربی کشور اشغال گردید و بخش عظیمی از سرمایه‌های انسانی و اقتصادی و نظامی دو ملت بزرگ ایران و عراق که باید در راه مبارزه با کفر و الحاد به کار گرفته می‌شد، از میان رفت.

دشمنان اسلام و قدرتهای بزرگ، به ویژه آمریکای جهانخوار، از این جنگ بهره گرفتند و به بهانه حمایت از برخی از کشورهای منطقه به مداخله در امور داخلی آنها پرداختند و یا بر مداخلات خود افزودند، اسرائیل نیز توانست از این موقعیت سود جوید و قسمتی از برنامه های توسعه طلبانه و تجاوزگرانه خود را به مرحله اجرا درآورد. عادی سازی ننگ کمپ دیوید و سازش برخی از دولتهای منطقه با اسرائیل غاصب نتیجه این وضعیت است.

ما بارها گفته‌ایم که اگر جنگ آغاز نمی‌شد و امکانات دو ملت ایران و عراق در راه وحدت و حفظ منافع مسلمانان به کار گرفته می‌شد، استکبار غرب و صهیونیسم جرأت این همه گستاخی نمی‌یافتند. به هر حال باید از آنچه گذشته است، عبرت گرفت و توجه داشت که ادامه وضع نه صلح و نه جنگ و یا تجدید جنگ برای هردو کشور و هر دو ملت عراق و ایران ویرانی بیشتر و برای امت اسلام ناتوانی و برای کفر جهانی، شادمانی و فرصت کسب امتیاز به بار خواهد آورد.

البته تجربه جنگ تحمیلی به دیر باوران هم فهماند که تهاجم نظامی قادر نخواهد بود که پایه‌های انقلاب اسلامی متکی بر اراده مردم مسلمان را متزلزل سازد.

در اینجا لازم است تأکید نمایم همان گونه که رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری سالامی ایران حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف) بعد از پذیرش قطعنامه اعلام کردند که «ما با مردم خود با صداقت صحبت می‌کنیم، ما در چارچوب قطعنامه ۵۹۸ به صلحی پایدار فکر می‌کنیم و این به هیچ وجه تاکتیک نیست»، ما در کوشش برای رسیدن به صلح واقعی و جامع هیچ گونه تردیدی به خود راه نداده‌ایم و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، قاطعانه همان راه ترسیم شده توسط امام راحلمان را برای دستیابی به صلح جامع ادامه می‌دهند.

بر این اساس ما از هرگونه ابتکار و پیشنهادی که دو کشور را به صلح جامع برساند استقبال می‌کنیم. خصوصاً در موقعیت کنونی که حامیان اسرائیل غاصب در صدد بهره‌گیری از پراکندگی جهان اسلام در جهت کسب امتیاز بیشتر و تضعیف مسلمین و تقویت صهیونیسم فتنه گرند، وضعیت نه جنگ و نه صلح را مطلوب نمی‌دانیم و قاطعانه راه صلح واقعی و جامع را که در بردارنده مصالح امت اسلامی است، انتخاب می‌کنیم.

توجه شما را به این حقیقت جلب می‌کنم که ادامه اشغال بخشی از سرزمین اسلامی ما می‌تواند حرکت ما را در راه تحصیل صلح جامع کُند و یا بی ثمر کند و خود می‌دانید که ما پس از تصمیم به قطع جنگ، بلادرنگ تمامی نیروهای خودمان را از داخل خاک عراق به مرزها فرا خواندیم. مطمئن باشید که این وضع برای مردم مسلمان ایران که خود را وقف اسلام و انقلاب کرده‌اند، تردید جدی در حسن نیت طرف دیگر به وجود می‌آورد و ما مصممیم که در راه صلح همانند دوران دفاع، اعتماد مردم را همراه داشته باشیم.

نکته دیگر اینکه قبل از اقدام به تماس روسای جمهور دو کشور، لازم است نماینده‌ای از سوی من و نماینده‌ای از سوی شما در کشوری که روابط دوستانه‌ای با طرفین داشته باشد بنشینند و درباره آنچه باید انجام گیرد گفتگو کنند تا زمینه و مقدمات تصمیم نهایی را بدون فوت وقت فراهم سازند و از طرفی شیوه اقدام باید به گونه‌ای باشد که خللی به اعتبار قطعنامه ۵۹۸ که در چارچوب مناسبی برای حل و فصل اختلافات است، وارد نشود.

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت علیه توکلت و الیه انیب

والسلام علی من اتبع الهدی

اکبر هاشمی رفسنجانی

۶ شوال ۱۴۱۰ هجری قمری
12 اردیبهشت 69
------------------------------------------------------------------------------

و پاسخ صدام حسین هم در ادامه میخونید که فکر کنم فقط گزیده اش منتشر شده:

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای علی اکبر!! خامنه‌ای

آقای علی اکبر هاشمی‌رفسنجانی

نامه مورخ ۶ شوال ۱۴۱۰ [۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۹] شما را که در پاسخ به نامه مورخ ۲۶ رمضان ۱۴۱۰ هــ برابر با۲۱ آوریل ۱۹۹۰ ما ارسال شده بود، دریافت کردم و بیش از یک بار توسط من و برادرانم در کادر رهبری عراق مطالعه شد. گرچه برداشت ما از نامه مزبور این بود ک شما با پیشنهاد ما در زمینه برگزاری ملاقاتی در سطح سران برای حل و فصل قاطع و نهایی مشکلات موجود بین دو کشور که علت کشمکش و یا نتیجه آن بوده، موافقت دارید و ما از این امر خوشحال شدیم، ولی روح پیام شما آن چنان که ما امیدوار بودیم نبود، زیرا مقدمه پیام در هرجا که فرصتی داده، شامل عبارتهای دو پهلو و پایان آن خشن بوده است.

ما پیش از آنکه نخستین نامه را بنویسیم، این نکته را به یاد آوردیم که هر یک از طرفین دو طول ده سال گذشته، شدیدترین و خشن‌ترین عبارتها را علیه یکدیگر به کار گرفته و به سمع رسانده بود. لکن صرف نظر از آثار آن روش و چگونگی تأثیر آن که یکی از ابعاد کشمکش و جنگ بین ما بود، آن روش نتوانست صلح را محقق سازد. از جمله عباراتی که در نامه شما آمده «جنگ تحمیلی» و «کند – ذهنی» است و با جمله «والسلام علی من اتبع الهدی» به جای «والسلام علیکم» که قاعدتاً در چنین نامه‌هایی به کار گرفته می‌شود، ختم شده است....



والسلام علیکم

صدام حسین

بغداد ۲۴ شوال ۱۴۱۰ هــ

برابر با ۱۹ مه ۱۹۹۰ م

[۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۹]
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام.تصویری از اصل نامه ها در اختیار نداشتی؟
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تشکر رضاجان ، تو کتاب درباره جنگ و .. که اینجور نوشته بود ، حالا شاید حافظه من بدیاری کرده و تشکر مجدد
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]منبع رو باید ذکر کنید.[/quote]

سلام منبع اینترنتی نداره از روی کتاب دارم می نویسم

اقای rezat1980 پاسخ نامه اول صدام و همچنین نامه دوم صدام رو گذاشتند برای همین من پاسخ نامه دوم صدام رو که توسط هاشمی رفسنجانی نوشته شده رو براتون میذارم


به نام خداوند بخشنده و مهربان

جناب اقای صدام حسین

نامه ی دوم مورخ ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۶۹ شما را دریافت کردیم.چون احتمال جدی بودن دولت شما را در راه صلح در حد قابل توجهب از نامه بر می اید حواب نامه ی دوم را هم می دهیم ولی انتظار داریم بعد از این وقت را با مبادله ی نامه ها تلف نکنیم مگر در موارد ضروری و دو ملت و مردم منطقه تحت تاثیر حالت نه جنگ و نه صلح بیش از این رنج و خسارت نبینند و دعا می کنیم که این اخرین نامه باشد و شاهد گام های جدی عملی در راه صلح باشیم.

در نامه ی شما گله هایی از بخشی از عبارات و مضامین پاسخ ما مطرح شده بود.ما هم از اینکه در مکاتبات صلح مطالب رنجش اور مطرح شود راضی نیستیم ولی متاسفانه سنگ این بنا در نامه ی اول شما که به اظهار خودتان با قصد زدودن رسوبات نزاع خیز و هموار کردن راه دوستی تنظیم شده گذاشته شده بود از جمله :
در نامه ی اول به گونه ای ادعا شده بود که گویا طرف ما امت عرب است چیزی که در طول جنگ برای جا انداختن ان تلاش های فراوان بی نتیجه ای به کار رفت.
خود شما و حزب شما ان روزها که از موضع جریان پیشرو و جبهه ی مقابله حرف می زدید گفته اید که افرادی مقل بعضی از ملوک و شیوخ و امرایی که در طول جنگ پشت سر شما بودند امت عرب نیستند و به اندازه ی کافی در افشای ماهیت ان ها گفته و نوشته و اسناد گویا به جا گذاشته اید.
بعید است که از یادتان رفته باشد که بیشتر دولت های پیشرو و همسنگرانتان در موضع جبههی مقابله در این نزاع با ما بودند و یا لا اقل بی طرف و وضع مردم و باالاخص نیروهای مخلص اسلامی را هم به خوبی می شناسید.و نیز در نامه ی اول از موضع متولی امور فلسطین و نیروهای مقاوم در مقابل تهاجم امپریالیسم مورد دعوت قرار گرفته بودیم با اینکه تهیه کنندگان نامه بعید است که از دلسوزی و پیشتازی جمهوری اسلامی ایران نسیت به این مسءله اگاه نبوده باشند و ندانند که هدف اول تهاجم استکبار انقلاب اسلامی ایران است و خوب بود که این واقعیت مورد غفلت قرار نمی گرفت اگر نامه برای جلب اعتماد نوشته می شد.
علاوه بر اینکه در نامه ی شما اداب معمول در مکاتبات رسمی و رایج رعایت نشده عبارات و تعبیرات حاوی نکات منفی و رنجش اور دیگری نیز از قبیل انچه در نامه ی خرده گیری شده در مکتوب اول و دوم شما موجود است که بهتر است بگذاریم و بگذریم و اگر شما باب گله را نگشوده بودید همین ها را هم نمی نوشتیم زیرا اکنون به صلح می اندیشیم و نه مشاجره و جنگ نامه ها.
و در خصوص مقامات مذاکره کننده ی نهایی خوب است از هم اکنون روشن باشد که ایت الله خامنه ای مقام ولایت امر انقلاب اسلامی در مذاکرات شرکت نخواهند کرد البته رءیس جمهور و سایر مسءولان بر خلاف نظر رهبری اقدامی نمی کنند.و در این موضوع هم اگر رءیس جمهور در مذاکرات شرکت کند قطعا با اختیارات کامل خواهد بود که تصمیمات یقینا اجرا خواهد شد و جای نگرانی نیست.
برای اثبات حسن نیت و جدیت در راه صلح در نامه ی دوم مقایسه ای شده بود بین عقب نشینی نیروهای ما پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و وضعیت پس از عملیات بیت المقدس و باز پس گیری خرمشهر و عقب نشینی تاکتیکی اخر جنگ.
کاش وارد این بخث نمی شدید که احتیاجی به توضبح بیشتر نباشد.خودتان می دانید که حتی پس از فتح خرمشهر نیروهای نظامی شما در جبهه های میانی در بسیاری از مواضع خاک ایران باقی ماندند من جمله شهرهای نفت شهر و خسروی و مهران و ده ها روستا و ارتفاعات که شرایطی متفاوت با جبهه ی جنوب داشت که اکثر ان مناطق از اول جنگ تا امروز در اشغال نیروهای شماست و بعید است که فرماندهان شما حقیقت را از شما مکتوم داشته باشند.
با اینکه به طور مکرر تاکید بر لزوم اجتناب از اتخاذ مواضع بحث انگیز و عکس العمل زا در نامه ها شده در نامه دوم اشاراتی به بعضی ادعاها امده که با این تاکیدات ناسازگاذ است و توجه دارید که حقوق نه بر اساس دریافت ها و خواسته های شخصی بلکه بر مبنای قوانین و مقررات شناخته شده تعریف می شود به اعتقاد ما یکی از مهم ترین اصولی که متضمن برقراری صلحی با دوام و شرافت مندانه بین دو کشور می باشد اصل وفای به عهد و احترام به تعهدات بین المللی است.ما تاکید شما را بر اعتبار قطعنامه مثبت طلقی می کنیم ولی شایان ذکر است که این قطعنامه روشن و خالی از ابهام است و می تواند بر اساس روش های پیشنهادی دبیر کل که مسءولیت اجرای ان را به عهده دارد اجرا گردد.
تکرار موضع غیر مفید که در چند دوره مذاکرات زیر نظر دبیر کل عدم کارایی ان ها روشن شده مشکل جلوهه دادن تعیین طرف اغازگر جنگ که به موجب قطعنامه ی ۵۹۸ از وظایف کلیدی دبیر کل برای پایه گذاری صلحی جامع و پایدار بین دو کشور است و بستن راه بر اقدامات تدریجی و گام های عملی در جهت نیل به صلح جامع و نهایی و طرح ادعا های فاقد دلیل و هر چیزی از این قبیل را که منافات با حسن نیت داشته باشد با اهداف صلح طلبانه برای هیچ یک از دو کشور مناسب نمی دانیم.
متاسفانه اظهارات نامناسبی که در قطعنامهی اجتماع سران عرب در بغداد در رابطه با مساءل قطعنامه ی ۵۹۸ و حقوق عراق و ایران انعکاس یافت میتواند مشکلی در راه حصول اعتماد و اطمینان به حسن نیت و صلح دوستی گردد که نیاز به جبران دارد.
اقای سیروس ناصری به عنوان نماینده ی این جانب در مذاکرات با نماینده ی شما شرکت می کنند ماموریت ایشان مذاکره در مساءل محتوایی برای اجرای قطعنامه و مهیا کردن زمینه ی از سرگیری روابط صلح امیز بین دو کشور مسلمان ایران و عراق است.و لازم است که تاکید نمایم ملاقات روسای جمهوری فقط در صورتی مناسب و به صلاح است که از نتایج مثبت ان دو طرف مطمءن باشند.در غیر این صورت ممکن است اثار منفی ان از وضع موجود خسارت بار تر باشد.
به خاز مواضع منفی زمامداران سعودی نسیت به جمهوری اسلامی ایران در گذشته و حال قلمرو دولت عربستان در حال حاضر محل مناسبی برای مذاکرات صلح نیست و با توجه به وجود مکان های متعدد در راه انتخاب مکان مناسب برای دو طرف مشکلی نخواهیم داشت و بهتر است که نقط ی مورد نظر در استانه ی شروع مذاکرات مشخص شود و با پیشنهاد شما که نمایندگانمان در مذاکرات مقدماتی محل را مشخص کنند موافقیم.
طبیعی است در طول مذاکرات مقدماتی دبیر کل سازمان ملل متحد در جریان مذاکرات قرار خواهد گرفت و در مواقع و موارد لازم از نظرات و ابتکارهای ایشان در راه تحکیم صلح استفاده می شود و از انحصار راه صلح به مذاکره ی مستقیم پرهیز خواهد شد و راه های دیگر که قسمتی از ان پیموده شد را به روی خود نمیبندیم.
در خاتمه از پیشگاه خداوند متعال خواستارم که به ما توفیق کامل در جهت رفع خصومت و کندن ریشه های نزاع و هموار کردن راه دو ملت و سایر مردم و دولت های منطقه برای صلح و همکاری در جهت رفاه امت اسلامی و جهاد با دشمنان اسلام و مسلمانان و مخصوصا ازادی کامل سرزمین اسلامی فلسطین عنایت فرماید.

طهران - اکبر هاشمی رفسنجانی ـ ۲۸ خرداد ماه ۱۳۶۹
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]منبع رو باید ذکر کنید.[/quote]

سلام منبع اینترنتی نداره از روی کتاب دارم می نویسم

اقای rezat1980 پاسخ نامه اول صدام و همچنین نامه دوم صدام رو گذاشتند برای همین من پاسخ نامه دوم صدام رو که توسط هاشمی رفسنجانی نوشته شده رو براتون میذارم


به نام خداوند بخشنده و مهربان

جناب اقای صدام حسین

نامه ی دوم مورخ ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۶۹ شما را دریافت کردیم.چون احتمال جدی بودن دولت شما را در راه صلح در حد قابل توجهب از نامه بر می اید حواب نامه ی دوم را هم می دهیم ولی انتظار داریم بعد از این وقت را با مبادله ی نامه ها تلف نکنیم مگر در موارد ضروری و دو ملت و مردم منطقه تحت تاثیر حالت نه جنگ و نه صلح بیش از این رنج و خسارت نبینند و دعا می کنیم که این اخرین نامه باشد و شاهد گام های جدی عملی در راه صلح باشیم.

در نامه ی شما گله هایی از بخشی از عبارات و مضامین پاسخ ما مطرح شده بود.ما هم از اینکه در مکاتبات صلح مطالب رنجش اور مطرح شود راضی نیستیم ولی متاسفانه سنگ این بنا در نامه ی اول شما که به اظهار خودتان با قصد زدودن رسوبات نزاع خیز و هموار کردن راه دوستی تنظیم شده گذاشته شده بود از جمله :
در نامه ی اول به گونه ای ادعا شده بود که گویا طرف ما امت عرب است چیزی که در طول جنگ برای جا انداختن ان تلاش های فراوان بی نتیجه ای به کار رفت.
خود شما و حزب شما ان روزها که از موضع جریان پیشرو و جبهه ی مقابله حرف می زدید گفته اید که افرادی مقل بعضی از ملوک و شیوخ و امرایی که در طول جنگ پشت سر شما بودند امت عرب نیستند و به اندازه ی کافی در افشای ماهیت ان ها گفته و نوشته و اسناد گویا به جا گذاشته اید.
بعید است که از یادتان رفته باشد که بیشتر دولت های پیشرو و همسنگرانتان در موضع جبههی مقابله در این نزاع با ما بودند و یا لا اقل بی طرف و وضع مردم و باالاخص نیروهای مخلص اسلامی را هم به خوبی می شناسید.و نیز در نامه ی اول از موضع متولی امور فلسطین و نیروهای مقاوم در مقابل تهاجم امپریالیسم مورد دعوت قرار گرفته بودیم با اینکه تهیه کنندگان نامه بعید است که از دلسوزی و پیشتازی جمهوری اسلامی ایران نسیت به این مسءله اگاه نبوده باشند و ندانند که هدف اول تهاجم استکبار انقلاب اسلامی ایران است و خوب بود که این واقعیت مورد غفلت قرار نمی گرفت اگر نامه برای جلب اعتماد نوشته می شد.
علاوه بر اینکه در نامه ی شما اداب معمول در مکاتبات رسمی و رایج رعایت نشده عبارات و تعبیرات حاوی نکات منفی و رنجش اور دیگری نیز از قبیل انچه در نامه ی خرده گیری شده در مکتوب اول و دوم شما موجود است که بهتر است بگذاریم و بگذریم و اگر شما باب گله را نگشوده بودید همین ها را هم نمی نوشتیم زیرا اکنون به صلح می اندیشیم و نه مشاجره و جنگ نامه ها.
و در خصوص مقامات مذاکره کننده ی نهایی خوب است از هم اکنون روشن باشد که ایت الله خامنه ای مقام ولایت امر انقلاب اسلامی در مذاکرات شرکت نخواهند کرد البته رءیس جمهور و سایر مسءولان بر خلاف نظر رهبری اقدامی نمی کنند.و در این موضوع هم اگر رءیس جمهور در مذاکرات شرکت کند قطعا با اختیارات کامل خواهد بود که تصمیمات یقینا اجرا خواهد شد و جای نگرانی نیست.
برای اثبات حسن نیت و جدیت در راه صلح در نامه ی دوم مقایسه ای شده بود بین عقب نشینی نیروهای ما پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و وضعیت پس از عملیات بیت المقدس و باز پس گیری خرمشهر و عقب نشینی تاکتیکی اخر جنگ.
[color=red]کاش وارد این بخث نمی شدید که احتیاجی به توضبح بیشتر نباشد.خودتان می دانید که حتی پس از فتح خرمشهر نیروهای نظامی شما در جبهه های میانی در بسیاری از مواضع خاک ایران باقی ماندند من جمله شهرهای نفت شهر و خسروی و مهران و ده ها روستا و ارتفاعات که شرایطی متفاوت با جبهه ی جنوب داشت که اکثر ان مناطق از اول جنگ تا امروز در اشغال نیروهای شماست و بعید است که فرماندهان شما حقیقت را از شما مکتوم داشته باشند.[/color]
با اینکه به طور مکرر تاکید بر لزوم اجتناب از اتخاذ مواضع بحث انگیز و عکس العمل زا در نامه ها شده در نامه دوم اشاراتی به بعضی ادعاها امده که با این تاکیدات ناسازگاذ است و توجه دارید که حقوق نه بر اساس دریافت ها و خواسته های شخصی بلکه بر مبنای قوانین و مقررات شناخته شده تعریف می شود به اعتقاد ما یکی از مهم ترین اصولی که متضمن برقراری صلحی با دوام و شرافت مندانه بین دو کشور می باشد اصل وفای به عهد و احترام به تعهدات بین المللی است.ما تاکید شما را بر اعتبار قطعنامه مثبت طلقی می کنیم ولی شایان ذکر است که این قطعنامه روشن و خالی از ابهام است و می تواند بر اساس روش های پیشنهادی دبیر کل که مسءولیت اجرای ان را به عهده دارد اجرا گردد.
تکرار موضع غیر مفید که در چند دوره مذاکرات زیر نظر دبیر کل عدم کارایی ان ها روشن شده مشکل جلوهه دادن تعیین طرف اغازگر جنگ که به موجب قطعنامه ی ۵۹۸ از وظایف کلیدی دبیر کل برای پایه گذاری صلحی جامع و پایدار بین دو کشور است و بستن راه بر اقدامات تدریجی و گام های عملی در جهت نیل به صلح جامع و نهایی و طرح ادعا های فاقد دلیل و هر چیزی از این قبیل را که منافات با حسن نیت داشته باشد با اهداف صلح طلبانه برای هیچ یک از دو کشور مناسب نمی دانیم.
متاسفانه اظهارات نامناسبی که در قطعنامهی اجتماع سران عرب در بغداد در رابطه با مساءل قطعنامه ی ۵۹۸ و حقوق عراق و ایران انعکاس یافت میتواند مشکلی در راه حصول اعتماد و اطمینان به حسن نیت و صلح دوستی گردد که نیاز به جبران دارد.
اقای سیروس ناصری به عنوان نماینده ی این جانب در مذاکرات با نماینده ی شما شرکت می کنند ماموریت ایشان مذاکره در مساءل محتوایی برای اجرای قطعنامه و مهیا کردن زمینه ی از سرگیری روابط صلح امیز بین دو کشور مسلمان ایران و عراق است.و لازم است که تاکید نمایم ملاقات روسای جمهوری فقط در صورتی مناسب و به صلاح است که از نتایج مثبت ان دو طرف مطمءن باشند.در غیر این صورت ممکن است اثار منفی ان از وضع موجود خسارت بار تر باشد.
به خاز مواضع منفی زمامداران سعودی نسیت به جمهوری اسلامی ایران در گذشته و حال قلمرو دولت عربستان در حال حاضر محل مناسبی برای مذاکرات صلح نیست و با توجه به وجود مکان های متعدد در راه انتخاب مکان مناسب برای دو طرف مشکلی نخواهیم داشت و بهتر است که نقط ی مورد نظر در استانه ی شروع مذاکرات مشخص شود و با پیشنهاد شما که نمایندگانمان در مذاکرات مقدماتی محل را مشخص کنند موافقیم.
طبیعی است در طول مذاکرات مقدماتی دبیر کل سازمان ملل متحد در جریان مذاکرات قرار خواهد گرفت و در مواقع و موارد لازم از نظرات و ابتکارهای ایشان در راه تحکیم صلح استفاده می شود و از انحصار راه صلح به مذاکره ی مستقیم پرهیز خواهد شد و راه های دیگر که قسمتی از ان پیموده شد را به روی خود نمیبندیم.
در خاتمه از پیشگاه خداوند متعال خواستارم که به ما توفیق کامل در جهت رفع خصومت و کندن ریشه های نزاع و هموار کردن راه دو ملت و سایر مردم و دولت های منطقه برای صلح و همکاری در جهت رفاه امت اسلامی و جهاد با دشمنان اسلام و مسلمانان و مخصوصا ازادی کامل سرزمین اسلامی فلسطین عنایت فرماید.

طهران - اکبر هاشمی رفسنجانی ـ ۲۸ خرداد ماه ۱۳۶۹[/quote]



خب پس درسته که تا زمان حمله امریکا به کویت مناطقی از ایران تحت تصرف عراق بوده؟؟؟
یا من اشتباه فهمیدم البته در ویکی پدیا هم این موضوع رو گفته که :
بعد از برقراری آتش‌بس در ۲۹ مرداد ۶۷ کماکان ۲۳۶ کیلومتر مربع از اراضی ایران دراختیار عراق باقی ماند. این مناطق تا بعد از حمله عراق به کویت و شکست نظامی عراق، به ایران بازگردانده نشد. این اراضی بخشهایی از مناطق مهران، قصر شیرین، موسیان، شلمچه، فکه را شامل می‌شد.

می خواستم ببینم درسته ؟؟
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تا قبل از حمله عراق به کویت بخشهایی از خاک عزیزمون در دست عراق بود که عراق به جهت عجله ای که برای حمله به کویت و اشغال اون داشت بطور یکجانبه و بدون هیچ نوع مذاکراتی برای نشون دادن حسن نیتش به ایران عقب نشینی کرد .
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
درباره خسارت زده شده به ایران چیزی ننوشته :cry: :cry:
پس کی دکمه تشکر میاد icon_biggrin :mrgreen: :?
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
متن نامه ی سوم صدام حسین مورخ ۸ مرداد ۱۳۶۹

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

جنال اقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

السلام علیکم


پس از تفحص دقیق در انچه باید تفحص کرد و پس از بررسی دقیق تحول روابط و وضعیت فعلی میان عراق و ایران و خطراتی که منطقه را در بر گرفته و محیط بر ان شده است و به منظور ادامه ی نقش خود در اراءه ی ابتکار عمل هایی که فرصت های وسیع تری جهت تحقق صلح فراهم می سازد ما بر اساس مسءولیت انسانی که اصول اعتقادی عظیممان ان را بر دوشمان نهاده خود را در موقعیت اراءه پیشنهاد تازه ای یافته ایم و بر پایه ی تمام این مطالب به نکات ذیل مبادرت می ورزم :

۱- مجددا ایده ی انجام ملاقات قوری بین سران دو کشور را در محلی که مورد توافق قرار می گیرد مطرح می کنم تا موضوعاتی که با توافق بر سر ان ها صلح همه جانبه و دایمی محقق می شود را به بحث بگذارند.

۲- بحث و توافق تمام موضوعات معلق را در بر می گیرد و طرح هر موضوع جدید پس از دستیابی به توافق همه جانبه از سوی هر طرف بدون موافقت طرف دیگر امری مردود و به عنوان گریز از توافق تلقی می شود و عنوان های فرعی مطالب مورد توافق باید از بند های قطعنامه ی ۵۹۸ استخراج گردد و این توافق بر اساس این درک و با تاکید بر اینکه هدف اصلی قطعنامه ی ۵۹۸ تحقق صلح همه جانبه و دایمی از طریق گفت و گوست و نه هر چیز دیگر و بر مبنای اینکه پارامترهای توافق های کلی تجذیه ناپذیرند و به صورت یک معامله ی کامل و به هم پیوسته که اخلال در هر بند از بندهای ان به معنی اخلال در تمامی بندهای ان است صورت می گیرد.

۳- مهم نیست که گفت و گو و توافق بر سر موضوعات از کجا شروع می شود ولی توافق بر سر هر یک از پارامترها و یا تعدادی از پارامترهای موضوعات مورد بحث طبق مفاد بند ۲ این نامه ی ما منوط به توافق بر بندهای دیگر می باشد.

۴- عقب نشینی طی مدت زمانی که از دو ماه از تاریخ تصویب نهایی توافق همه جانبه ی طرفین فراتر نرود صورت می گیرد و هر چه زملن کوتاهتر شود بهتر است.همچنین بر سر رابطه ی ناگسستنی بین هر گامی که هر یک از طرفین نزاع در اجرای تعهدات قراردادی خود بر می دارد توافق شود به نحوی که با گام متناسب و یا هم طرازی از سوی طرف مقابل پاسخ داده شود.

۵- ما همچنان مسءله ی اسرا را مشمول موافقتنامه های ژنو دانسته و بر همین اساس فرض میکنیم که ازادی ان ها می بایست بر اساس بندهای موافقت نامه ی مزبور انجام می گرفت و اکنون دو سال از زمان ازادی اسرا بر مبنای موافقت نامه ی یاد شده گذشته است به این تعبیر که بین برقراری اتش بس و زمان حال دو سال سپری شده است.با این تفاسیر مانعی نمی بینیم که برای ازادی اسرا در چارچوب مدت تعیین شده در بند ۴ دو ماه از تاریخ تصویب نهایی توافق برنامه ریزی شود و هر چه این کار زودتر انجام گیرد بهتر است.

۶- بحث در خصوص شت العرب بر مبنای سه عنوان زیر انجام گیرد :
الف ) حاکمیت کامل بر رودخانه متعلق به عراق باشد زبرا که حق تاریخی و مشروع ان است.
ب ) حاکمیت عراق توام است با اجرای شیوه ی خط تالوگ در زمینه ی کشتیرانی یه طوری که عراق و ایران به طور مساوات از حق کشتیرانی و ماهیگیری و شرکت در تنظیم امور کشتیرانی در شط العرب برخوردار بوده و سود حاصله را تقسیم نمایند.
ج ) ارجاع مسءله ی شط العرب به حکمیت در چارچوب فرمولی که مورد توافق قرار می گیرد همراه با تعهد قبلی مبتنی بر پذیرش نتایج حکمیت و تا زمانی که مرجعیت جکمیت اعلان رای کند لاروبی شط العرب بر اساس فرمول مورد توافق طرفین به قصد مهیا کردن ان برای کشتیرانی و بهره برداری اغاز شود.

۷- توافق بر سر حذف بند ۶ قطعنامه ی ۵۹۸ از گفت و گوها و نادیده گرفتن قطعی ان.چرا که نه تنها هیچ سودی برای صلح در بر ندارد بلکه موانعی بر سر راه ان می گذارد و چه بسا عواقب ان دشمنی و انتقام جویی در اینده را موجب خواهد شد.

۸- اجرای هیچ یک از گام های مورد اشاره که در موافقت نامه ی اتی صلح میان عراق و ایران مندرج خواهد شد قبل از اتخاذ کلیه ی اقدامات قانونی لازم برای تصویب ان به موجب قانون اساسی هر یک از دو کشور به نحوی که از لحاظ حقوقی و قانونی قطعیت ان در سطوح جزیی و کلی کحرز و غیر قابل نقض گردد شروع نخواهد شد.

۹- موافقت نامه ی اتی صلح بین عراق و ایران در بر گیرنده ی همه ی موارد توافق خواهد بود و بعضی از موارد موافقت نامه های سابق را که در طول تاریخ روابط دو کشور به تصویب رسیده و هر انچه در گذشته مورد توافق قرار گرفته بدون اخلال در بندهای مندرج در این نامه نیز در بر میگیرد.

۱۰- توافق ها باید در بر گیرنده ی اصولی روشن در زمینه ی برقراری روابط حسن همجواری و عدم دخالت در امور داخلی و احترام هر کشور نسبت به حق هر کشور دیگر در انتخاب نظام سیاسی اقتصادی و اجتماعی مورد نظر خود و همچنین شناسایی قطعی و بی تردید حق انواع کشتیرانی در اب راه های بین المللی خلیج و تنگه ی هرمز باشد.

۱۱- شاید مناسب باشد یک مرجع بین المللی که مورد توافق قرار خواهد گرفت حسن اجرای موافقت نامه را تضمین کند ( مثلا شورای امنیت )

۱۲ - با علم به اینکه اوضاع بین المللی برای دل بستن به کمک های مربوطه به بازسازی مساعد نیست ما معتقدیم که کمک های بین المللی موضوع بند ۷ قطعنامه ۵۹۸ بالمناصفه میان عراق و ایران تقسیم گردد.

۱۳- برای تسهیل تماس های فی مابین ما معتقدیم سفارت خانه های ما در تهران و بعداد بازگشایی شود خاصه اینکه سفارت خانه ها در شرایط دایر بوده و تنها از ماه سپتامبر ۱۹۸۷ تعطیل شده اند.


اقای رءیس جمهور انچه به نظر ما صلح دایمی و همه جانبه را بین عراق و ایران محقق می سازد همین است که در این نامه امده است و رسیدن به ان با استمداد از تجربه و نیز گفتگوهای نمایندگان ما در ژنو اقایان ناصری و برزان ممکن گشته است.
بدین سان همه چیز روشن شده به نحوی که جایی برای تفسیر دیگری باقی نمانده و صلح حقیقی همه جانه و سریع را که خواستار ان هستیم همین است.

والله اکبر

همراه با ارزوهای خوب برای شما و از خلال شما برای کادر رهبری ایران

صدام حسین رءیس جمهور عراق-بغداد ـ در ۸محرم ۱۴۱۱ برابر با ۳۰ ژوءن ۱۹۹۰
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان توجه داشته باشند که این قضیه در دست عراق بودن بخشی از خاک ایران پس از جنگ به همین سادگی ها هم نیست. یعنی قضیه یه خرده پیچیده اس.
پس از اینکه قرار شد شاه و صدام سرقرارداد الجزایر مذاکره کنند صدام حاضر شد از بخشی از درخواستهاش مبنی بر اینکه کارون(شط العرب به قول خودش) یه آبراه کاملا عراقی باشه و هر شناوری با پرچم عراق وارد اونجا بشه عقب نشینی کنه. در عوض این عقب نشینی درخواست اون از ایران این بود که تعدادی از بلندی های سوق الجیشی در حدود مرز ایلام رو به عراق واگذار کنه. حقیقتش اینه که اگر نقشه رو خوب نگاه کنید می بینید که فاصله بغداد از مرز ایران در این ناحیه خیلی کمه و عراق همیشه از اینکه پایتخش عمق استراتژیک کافی در برابر حمله ایران رو نداشته نگران بودند. صدام می خواست با در اختیار گرفتن این ارتفاعات فرصت پیشگیری از حمله ایران رو داشته باشه. نتیجه این شد که ایران هم با درخواست عراق موافقت کرد و قرار شدکه با تقسیم کارون از خط وسط اون(خط تالوگ) ایران هم در بعضی نقاط مرزی عقب نشینی کنه و اونجا بعدا توسط یه هیئت مشترک مرز جدیدی بین دو کشور رسم بشه. این مرز جدید موند و موند تا جنگ ایران و عراق پیش اومد.
بعد از جنگ خیلی از نقاطی که در دست عراق بود همان نقاطی بود که طبق قرارداد الجزایر باید به عراق واگذار می شد و چون ایران رسما این قرارداد رو به عنوان پایه ای برای حل اختلافاتش با عراق معرفی کرده بود به ناچار باید به واگذاری این نقاط صحه می گذاشت. حالا اینکه بعدا برای تعیین مرزهای جدید هیئتی تشکیل شد یا نه رو من خبر ندارم.
تنها چیزی که هست این ادعای مزخرف بعضی آقایون سیاسی و فرماندهان نظامی هست که تا حرف می زنند می گن این جنگ تنها جنگ ایران در دویست سال گذشته بوده که ایران هیچ زمینی رو توش از دست نداده که کلا حرف چرتی هست. اگر عراق به کویت حمله نمی کرد اون قسمتهای مرز هنوزم که هنوزه در دست حزب بعث بود. مردم رو می شه گول زد ولی تاریخ رو نه. تا ببینیم این اقایون پرادعا دست از این سیاه کاری هاشون برمی دارند یا خیر؟
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم