امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

جالب هست ولی مساله پدافند چک - لهستان موضوعی است که بیشتر از ایران به امنیت ملی روسیه و توان هجومی بالستیک آن مربوط بوده و روسها حق دارند از استقرار پدافند ضدموشکی در اروپای شرقی و نزدیک به مرزهای خود ابراز خطر و نگرانی کنند. اگر مسیر موشکهای فرضی شلیک شده از سوی ایران به آمریکا و حتی اروپای غربی را بر روی نقشه ترسیم کنیم با یک نگاه ساده متوجه خواهیم شد که چند صد کیلومتر پائین تر از برد پدافند چک - لهستان پرواز کرده و در این مسیر موشکها در ارتفاع حداکثر پروازی بوده که هیچ پدافندی قادر به رهگیری آنها نخواهد بود. پس بهانه تهدیدات موشکی ایران کاملا بی اساس و کذب است. اما درباره روسیه اینچنین نیست و موشکهای شلیک شده روسی به سمت اروپای غربی و بویژه انگلیس دقیقا از فراز پدافند مذکور عبور کرده و در ارتفاع مناسب برای رهگیری قرار خواهند داشت. آمریکا در نظر دارد مجموعه ای از پدافندهای پاتریوت و تاد به اضافه موشکهای تاکتیکی را در اروپای شرقی مستقر کند که علاوه بر امکان دفاع تا ارتفاع 150 کیلومتری قادر به زدن نقاط استراتژیک روسیه واقع در جنوب غربی این کشور خواهند بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سرعت و دقت در دفاع موشکی حرف اول را می زند. به همین دلیل، به ماهواره و یک سیستم رادار قدرتمند و موشک های ردیاب نیاز است. موشک های ردیاب، شبیه موشک های عادی است که در انبار نگهداری می شود. قسمت هوشمند این موشک ها، کلاهک ردیاب آنهاست. این کلاهک ها هیچ نوع مواد منفجره ای در خود ندارند و این یکی از استدلال های آمریکایی ها در اصرار بر "فقط دفاعی" بودن این موشک هاست. موشک های ردیاب، عمدتاً اتوماتیک هسستند و روند فرمان دهی و درگیری در آنها، باید بسیار هوشمندانه تعیین شود، چراکه در صورت پرتاب یکی از این موشک ها، وقت ناچیزی برای مشورت میان واشنگتن، ورشو و پراگ وجود خواهد داشت. تئوری این است که زمانی که یکی از این موشک ها شلیک شود، کلاهک هسته وارد موشک مهاجم شده و آن را در بالاتر از جو زمین، با استفاده از انرژی ناشی از حرکت متقابل نابود می کند. سرعت موشک ردیاب و موشک مهاجم در این لحظه به بیست و چهار هزار کیلومتر در ساعت می رسد، یعنی شش و نیم کیلومتر در ثانیه. بنابراین، هدف قرار دادن موشک مهاجم توسط موشک ردیاب، از هدف قرار دادن یک گلوله با گلوله دیگر هم سخت تر است. آمریکایی ها در بیست سال گذشته بیش از صد میلیارد دلار را خرج برنامه جنجالی توسعه سپردفاعی در مقابل موشک های بالستیک کرده اند. منتقدان می گویند با وجود این هزینه گزاف، پنتاگون - وزارت دفاع آمریکا- هنوز هم ثابت نکرده که این سیستم دفاعی، در شرایط واقعی کار خواهد کرد. اما حامیان این برنامه نه تنها بر کارآیی این سیستم تاکید دارند، بلکه می گویند با این سیستم، می توان یک نقطه بر روی یک گلوله را، با گلوله ای دیگر هدف قرار داد. منبع : نیک چایلدز

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بله سرمايه‌گذاري عجيبي شده! از جمله ساخت رادار قدرتمند sbx لینک: http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=5550#46141

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مقامات نظامي روسيه روز پنجشنبه خبر دادند كه اين كشور تا سال ‪ ۲۰۱۵‬ميلادي براي نفوذ به سپر موشكي آمريكا هشت زيردريايي هسته‌اي مجهز به موشكبولاوا خواهد ساخت. به گزارش خبرگزاري فرانسه از مسكو، دريادار الكساندر تاتارينوف معاون فرمانده نيروي دريايي روسيه به خبرنگاران گفت: براساس برنامه جديد تسليحاتي، ساخت هشت زيردريايي هسته‌اي مجهز به موشك‌هاي جديد راهبردي بولاوا پيش بيني مي‌شود. موشك بولاوا با برد هشت هزار كيلومتر را مي‌توان به كلاهك هسته‌اي مجهز كرد. مقامات روسيه تاكيد كردند كه اين موشك قادر به نفوذ به تمامي سيستم هاي ضدموشكي موجود است. دريادار خاطرنشان كرد كه اين موشك از سال ‪ ۲۰۰۹‬ميلادي بكار گرفته خواهد شد ولاديمير پوپوكين معاون وزير دفاع روسيه نيز در گفت وگو با يك روزناماه نظامي اظهار داشت: انبار تسليحات و تجهيزات نظامي دوران شوروي خالي شده اند. وي افزود: برنامه دولت در زمينه تسليحاتي براي دوره ‪ ۲۰۰۷‬تا ‪ ۲۰۱۵‬ميلادي ساخت سلاح‌هاي جديد از تمامي انواع است. اين مقام روس خاطرنشان كرد: ما تجهيز دوباره ارتش را از سال ‪ ۲۰۱۱‬تا ‪۲۰۱۲‬ آغاز خواهيم كرد اما بايد به اين روند سرعت داد زيرا ارتش بايد به سلاح هاي جديد مجهز شود. پوپوكين گفت: تحولات گرجستان و اوستياي جنوبي و آبخازيا ما را مجبور كرد تا وضعيت ارتش خود را دوباره ارزيابي كنيم. روسيه در مدت درگيري‌هاي گرجستان دستكم چهار هواپيماي نظامي را از دست داد. منبع: http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-156/8707117502211937.htm

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فرمانده نيروي مقاومت بسيج:

[b]ايران قفل سپر موشكي دشمن را شكسته است :oops: [/b][img]http://media.farsnews.com/Media/8704/Images/jpg/A0463/A0463695.jpg[/img]
خبرگزاري فارس: حجت الاسلام والمسلمين طائب تاكيد كرد: متخصصان كشورمان قفل سپر موشكي دشمن را شناسايي كرده و آن را شكسته‌اند.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي نيروي مقاومت بسيج، حسين طائب فرمانده نيروي مقاومت بسيج در بازديد از يكي از مراكز توليد علم و فناوري نظامي در حضور بيش از 200 نخبه بسيجي گفت: حمايت از توزيع علم از ضروريات اجتناب ناپذير انقلاب است و امروز جامعه به علوم انساني نياز جدي دارد.
وي كه به همراه هيئتي از مسئولين تخصصي جهاد علمي به اين بازديد رفته بود، اضافه كرد: جوانان بويژه نخبگان علمي بايد همچون پدران خود در دفاع مقدس براي ساختن كشور از هيچ تلاشي فروگذار نكنند و جهاد علمي را در سرلوحه كار خود قرار دهند.
معاون فرمانده كل سپاه تصريح كرد: موفقيتهاي بدست آمده در عرصه توليد علم در بخش هاي نانوتكنولوژي، مهندسي، فنآوري پزشكي و پيراپزشكي و همچنين در عرصه‌هاي دفاعي و نظامي قابل توجه است و همانگونه كه شاهد هستيم قفل سپر موشكي دشمن را شناسايي كرده و آن را شكسته است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من منظور این خبر رو نفهمیدم خیلی از سایتها اینو گفته بودن !!! یعنی چی آخه :oops:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=justify]طرح بلندپروازانه دفاع ملي موشكي آمريكا كه از سوي پنتاگون و با هدف مقابله با حملات كشورهاي ديگر طراحي و اجرا گرديده است با مخالفت‌هاي گسترده داخلي و خارجي روبه‌رو شده است. در اين طرح ضمن استقرار موشك‌هايي در خاك آمريكا، كليه موشك‌هاي بالستيك، پرتاب شده به سوي اهدافي در خاك ايالات متحده ره‌گيري و منهدم مي‌گردد. برنده اصلي اين طرح كه تاكنون صدها ميليارد دلار براي آن هزينه شده و پيش‌بيني مي‌شود كه در مجموع يك تريليون دلار هزينه خواهد داشت، ابرشركت‌هايي هستند كه در سايه اين پروژه، سودهاي هنگفتي به دست خواهند آورد. نويسنده اين مقابله با بررسي ابعاد مختلف اين طرح و كارايي احتمالي آن در صورت مواجهه با تهديدي واقعي، معتقد است كه مردم آمريكا در نهايت بازنده اصلي چنين طرح‌هاي بلندپروازانه و بي‌فايده‌اي هستند.

يك راز كوچك در مورد دفاع ملي موشكي ايالات متحده وجود دارد كه پنتاگون نمي‌خواهند شما آن را بدانيد. راز اين است: سيستم كنوني دفاع موشكي از پايه معيوب است". اين وضعيت نه تنها از بعد تكنولوژيكي ،‌بلكه از لحاظ منطق و مفهوم وجود دارد. چرا كه اين سيستم نبايد بنا مي گرديد حتي نبايد اين پروژه آغاز مي‌شد و نظير جنگ ما در عراق ،‌ اگر اين سيستم به كار گرفته شود ايالات متحده بي‌دفاع‌تر و خطرپذيرتر از وضعيتي خواهد بود كه اصولا اين سيستم وجود خارجي نداشت. اجازه بدهيد كه بيشتر در اين مورد بينديشيم .اصولا ايده دفاع ملي موشكي، ايده خوبي است يا خير؟ و نظير هر سيستم پيچيده ديگر كه بايد چهار مرحله توجيه فني و عملي را بگذارند. آيا اصولا اين آزمون‌ها ضروري‌اند؟ و آيا اين سيستم دفاعي، كارايي خواهد داشت؟‌ و آيا جايگزين‌هاي ديگري براي آن وجود دارد؟ و آيا منافع آن بيش از معايب آن است؟ اين موارد نكاتي ساده اما بسيار حايز اهميت هستند. مشكل سيستم دفاعي موشكي اين است كه اين سيستم در همه اين چهار مرحله شكست خواهد خورد.

اينك به اين نكات توجه نماييد:
الف) آيا اين سيستم دفاع ملي موشكي ضروري است؟
به خاطر داشته باشيد كه اين طرح بلندپروازانه، براي دفاع از امريكا در برابر پرتاب موشك‌هاي اتمي دولت‌هاي محور شرارت ايجاد شده است. اما اين طرح از ريشه مضحك است چرا كه حتي تصور اين حرف‌ها هم به سختي ممكن است . همچنين بايد دانست كه چهار كشور مورد نظر دولت امريكا (يعني كره شمالي ، سوريه، ايران و عراق) اصولا فاقد موشك‌هاي بالستيك هستند. اين سناريو در سال 1997 ميلادي طراحي شده بود كه بر مبناي آن ، كره شمالي در 8 سال آينده به اين موشك‌ها دست مي‌يافت. اما برنامه توسعه موشكي اين كشور، دو سال قبل از آن يعني سال 1995 ميلادي متوقف شده بود. به علاوه، درحالي كه كره شمالي توافقاتي با كره جنوبي به دست‌آورده، اما طرح دفاع موشكي همچنان تداوم يافته و بدون هيچ تغييري دنبال شده است.
ساير اين دولت‌هاي محور شرارت چه وضعيتي دارند؟ عراق كه با اشغال نظامي روبه رو شده و ديگر تهديدي عليه هيچ كس به جز سربازان بي‌دفاع ارتش امريكا محسوب نمي‌شود. ايران نيز داراي موشك‌هاي بالستيك و هسته‌اي نيست. همچنين ليبي حتي از ساخت يك ساعت معمولي كه بتواند همتراز با دقت مورد نياز در ساخت يك موشك بين قاره‌اي به كار رود ناتوان است. لذا حتي صحبت از دارا بودن موشك‌هايي كه بتواند نقاطي در چند هزار مايلي را مورد هدف قرار دهد بي‌معني مي‌باشد.

ب) آيا اين سيستم داراي كارايي مورد نظر پنتاگون خواهد بود؟
آزمون‌هايي كه تاكنون انجام شده است، بيش از آنكه با ارزش باشند، وضعيتي طنز‌آميز داشته‌اند. چرا كه بيشتر اين آزمايش‌ها باشكست روبه‌رو شده‌اند. البته بعدها دست‌اندركاران يكي از پروژه‌ها اعتراف نمودند كه براي دستكاري نتايج، تحت فشار بوده‌اند. به علاوه در آزمايش‌هاي اخير هدف مورد نظر، يك دستگاه فرستنده ردياب بوده است كه مسير حركت خود را اعلام مي‌كند. بدين ترتيب تنها يك قاطر كور قادر به يافتن اين هدف ها نخواهد بود. بايد دانست كه مشكلات مربوط به كارايي اين سيستم در چهار گروه قابل ذكر است:
نكته اول اينكه ، اصولا هدف قرار دادن يك گلوله با يك گلوله ديگر، كاري بسيار مشكل و تاحدودي غيرعملي است. در واقع بايد دانست كه اين موشك‌ها با سرعتي 10 برابر يك گلوله معمولي، به سوي مقصد پرتاب مي‌شوند.
نكته دوم نيز به آزمون‌هاي انجام شده باز مي‌گردد، چرا كه در يك سيستم كارا و عملياتي دفاع موشكي كه بزرگ‌ترين ماشين ساخته شده بشر تاكنون است، ميليون‌ها قطعه و صدها ميليون كد رايانه‌اي وجود دارد كه ميليون‌ها مايل از فضاي پيرامون زمين را در بر مي‌گيرد. به علاوه، اين سيستم بايد كاملا دقيق بوده و به صورتي موفق عمل نمايد اما سيستم كنوني، هيچ گاه در يك جهان واقعي در مورد آزمايش قرار نگرفته است.
در مورد اين مساله كمي بيشتر بيانديشيد. آيا شما نيز سيستم حسابداري شركت خود را بدين گونه مديريت مي‌كنيد؟ و آيا شما همه صورت‌ حساب‌هاي مربوط به يك هزينه را با چشماني بسته پرداخت مي‌كنيد؟ و آيا شما بايد همه هزينه‌هاي مربوط به سيستمي را كه تاكنون هرگز در دنياي واقعي آزمون نشده بپردازيد؟
سومين نكته نيز اين است كه اين سيستم فاقد توانايي در تشخيص ميان اهداف واقعي و اهداف گمراه‌كننده است. اما كاملا واضح است كه پرتاب اين موشك‌هاي گمراه كننده ، بسيار ارزان‌تر و ساده‌تر از منهدم كردن اين اهداف خواهد بود. لذا در رويارويي دو سيستم تهاجمي و تدافعي، پيروزي كشور مدافع، بسيار مشكل است. هر چند شكست فاجعه‌آميز اين دفاع موشكي، از هم اكنون قابل پيش‌بيني است. اما آخرين و مهم‌ترين مشكل اين است كه يك بمب قرارداده شده در بخش باريك كشتي و يا در بخش تحتاني يك كاميون، مي‌تواند كل اين سيستم را فلج كند. اين روشي است كه يك مهاجم واقعي مي‌تواند از آن بهره بگيرد. (به حوادث 11 سپتامبر توجه كنيد) اين روشي ساده‌تر ، سريع‌تر ،‌كم‌هزينه‌تر ،موفقيت‌آميزتر و عاقلانه‌تر در مقايسه با استفاده از موشك‌هاي بين قاره‌اي است كه گازهاي فراواني نيز از انتهاي آن خارج مي‌شود؛ چرا كه سيستم دفاعي موشكي ما در برابر اين گونه حملات كاملا ناكار است به علاوه اين روش نيازي به كار پيچيده مهندسي و سرمايه‌گذاري هنگفت مالي ندارد.

ج) آيا جايگزين‌هاي بهتري براي اين سيستم دفاع موشكي وجود دارد؟
پيش‌بيني‌هاي محافظه‌كارانه‌تر نشان مي‌دهد كه استقرار اين سيستم، صدها ميليارد دلار هزينه دارد(90 ميليارد دلار تاكنون در اين بخش هزينه گرديده و ما هنوز نتوانسته‌ايم بهره‌برداري از اين سيستم را آغاز كنيم.) منتقدان اين سيستم معتقدند كه استقرار كامل اين سيستم، به هزينه‌اي معادل يك تريليون دلار نيازمند خواهد بود. اگر هم به تاريخچه ولخرجي‌هاي پرهزينه پنتاگون نگاهي بياندازيد،دلايل خوبي وجود دارد كه اين پيش‌بيني دور از واقع نيست. (خريد چكش‌هاي 700 دلاري براي استفاده سربازان در مناطق جنگي از سوي پنتاگون در چند سال پيش را بسياري از ما به خاطر داريم.)
استفاده مناسب از اين بودجه‌ يك تريليون دلاري مي‌تواند بخش مهمي از بدهي ملي كنوني 7 تريليون‌دلاري دولت ما را پرداخت كند. همچنين مي‌تواند با اين بودجه، در برابر كشورهاي محور شرارت، علاوه بر پرداخت مشوق‌هاي مناسب مالي در جهت متوقف كردن برنامه‌هاي توسعه موشكي ،‌كشتي‌هاي جنگي نيروي دريايي ايالات متحده را نيز به صورت دايمي در سواحل اين دولت‌ها، مستقر نموده تا همه موشك‌هاي شليك شده از خاك اين كشورها را هدف قرار دهند. به علاوه امكان ارايه كمك‌هاي اقتصادي دولت امريكا جهت توسعه اين كشورها نيز در كنار امكان دستيابي آنان به بازار امريكا از جمله ساير راه‌حل ‌هاي ممكن خواهد بود.انجام همه اين اقدامات، هزينه‌اي بسيار كمتر در مقايسه با استقرار سيستم دفاع ملي موشكي، در بر خواهد داشت. مطمئنا اين راهكارها اثر بخش‌تر نيز خواهند بود. به ويژه اينكه همان طور كه دولت كره شمالي بارها اعلام نموده است، در صورت كمك‌هاي مالي و فني دولت ما، از برنامه‌هاي مربوط به توسعه سلاح‌هاي هسته‌اي خود چشم پوشي مي‌كند.

د) در نهايت نيز اين سوال مطرح مي‌شود كه آيا اين سيستم منافعي بيش از مضرات آن خواهد داشت؟
پاسخ به اين سوال مي‌تواند به مهم‌ترين شاخص سنجش موفقيت‌ سيستم دفاعي ملي موشكي ايالات متحده تبديل شود. چرا كه استقرار كامل اين سيستم، منجر به نابودي كليه فعاليت‌هاي پيشين در زمينه كنترل سلاح‌هاي كشتار جمعي در 50 سال اخير خواهد شد.
به علاوه بر اين سيستم نوين، امريكا به دولتي مهاجم و نابودكننده بدل مي‌شود. دو دولت چين و روسيه اعلام كردند كه در پاسخ به بكارگيري اين سيستم از سوي ارتش امريكا، با افزايش قابليت‌هاي تهاجمي خويش به مقابله خواهند پرداخت. بدين ترتيب، اين كار مي‌تواند به يك مسابقه جهاني در زمينه گسترش تسليحات جنگي به ويژه در منطقه حساس جنوب آسيا منجر شود.
متحدان اروپايي ما نيز در برابر اين طرح موضع‌گيري كرده‌اند، به ويژه اينكه آنان معتقدند، اين كار دنيا را ناامن‌تر خواهد كرد. رئيس جمهور فرانسه در ديدار خود با رئيس جمهور كشور ما و همزمان با اولين ديدار جرج بوش پس از اروپا، چنين گفته بود: «اين يك دعوت پرهزينه به گسترش تسليحات نظامي است. پاسخ كره شمالي به اشغال عراق نيز بايد مورد توجه شما قرار گيرد چرا كه دولت اين كشور سلاح‌هاي هسته‌اي را به عنوان يك عامل اطمينان‌بخش در برابر تهاجم به سرزمين‌ خويش برگزيده است و اين كار منطقي مي‌باشد.»

يك منطق مشابه نيز در بخش دفاع موشكي وجود دارد. اگر ايالات متحده خواهان ساخت آن بوده و ديگران معتقدند كه اين كار باعث تهديد امنيت آنهاست، آنان بي‌كار نخواهند نشست و به گسترش زرادخانه هسته‌اي خود مي پردازند تا در برابر اقدامات ايالات متحده به دفاعي موثر دست بزنند؛ لذا سلاح‌هاي هسته‌اي بيشتري در سراسر دنيا و در ميان دولت‌هايي بيشتر، گسترش خواهد يافت كه در مجموع به ناپايداري وضعيت جهان در مقايسه با دوره پيش از استقرار اين سيستم،منجر خواهد گرديد تا اينجا ما با 4 مرحله‌اي آشنا شديم كه براي توجيه فني و اجرايي يك سيستم تسليحاتي ضروري است چرا كه يك سيستم در مرحله اول بايد ضروري ودر مرحله بعد؛ منافعش بيش از معايبش باشد. ما معتقديم كه سيستم كنوني دفاع ملي موشكي ايالات متحده هيچ يك از اين مراحل را با موفقيت طي نخواهد كرد، لذا اين طرح برنامه‌اي خطرناك و بيمار است اما چرا با وجود همه اين مشكلات اين طرح همچنان در حال اجرا است؟

نكته اول را بايد در اين حقيقت جست‌‍‌وجو كرد كه اصولا اين سيستم به هيچ وجه رويكردي دفاعي نداشته است. حتي مدافعان اين سيستم نيز بيش از ساير مردم از اين امر آگاه هستند. چرا كه از ديرباز "دفاع موشكي" ،‌سيستمي تهاجمي و نه تدافعي بوده است. و در گام بعدي كنترل فضا به عنوان جبهه عملياتي آن برگزيده شده است و هيچ يك از نقاط دنيا از تيررس اين موشك‌ها در امان نخواهد بود. از روزهاي آغازين به وجود آمدن اين ايده كه به عنوان جنگ ستارگان شناخته مي‌شد، قلب دفاع موشكي در اشعه‌هاي ليزر هدايت سلاح‌هاي هسته‌اي قرار داشت. اين سيستم ارايه‌كننده يك طرح پيچيده بود كه بر اساس آن، سلاح‌هاي هسته‌اي ايالات متحده در فضا مستقر مي شد.
رودي وود روف فيزيكداني كه برنامه‌ اشعه ايكس را در آزمايشگاه "لاورنس ليورمور" مديريت كرد چنين گفته بود: « اگر اشعه ليزر اين قدرت را داشته باشد كه موشك‌هاي دشمن را نابود كند، مطمئنا مي‌تواند اهدافي را در سطح زمين نيز با سرعت و قدرتي بالا منهدم نمايد.»

براي پافشاري بر اين نكته، به اين خبر كه در وب‌سايت "اخبار فضايي و امنيتي "‌ منتشر گرديده است، توجه كنيد: " مطالعات انجام شده توسط بخشي دفاعي به اين نتيجه رسيده است كه پيش از آنكه سيستم مربوط به ايستگاه‌‌هاي نبرد ليزري به وضعيتي دست يابد كه واقعا در مقابله با موشك‌هاي بالستيكي مفيد باشد، اين سيستم به آن اندازه قدرتمند خواهد بود كه شهرها را در چند دقيقه نابود نمايد.»

همراه با دكترين راديكال بوش در مورد سياست‌ جنگ‌هاي پيش‌گيرنده، سيستم دفاع ملي موشكي به ايالات متحده اين قدرت را خواهد داد كه به توانايي اجراي اين عمليات‌هاي پيش‌دستانه، دست يابد. چرا كه توانايي يك كشور در انهدام تسليحات نظامي كشوري ديگر، حتي پيش از آنكه از اين سلاح‌ها استفاده كند به معناي دستيابي به قدرتي بلامنازع خواهد بود.

بدين ترتيب علي‌رغم همه تلاش‌هايي كه تاكنون در جهت ايمن‌تر نمودن دنيا از تهديدات هسته‌اي انجام شده است. استقرار اين سيستم ملي دفاع موشكي به افزايش ريسك اين حملات منتهي خواهد بود. چرا كه نظامي كردن فضا ارزان‌تر، اطمينان بخش‌تر و دقيق‌تر بوده و با موفقيت بيشتري نيز همراه است.

به‌علاوه، يكي از دلايل منطقي ايجاد اين دفاع موشكي، كمك به رشد مالي كارگزاران صنعتي - نظامي طرف قرارداد با پنتاگون مي‌باشد. به دنبال افول اقتصادي اين ابرشركت‌ها پس از پايان جنگ سرد، در سايه تحقق چنين طرح‌هايي، مطمئنا اين ابرشركت‌ها به منافع مالي قابل توجهي دست خواهند يافت. اين ابرشركت‌ها غول پيكرند. آنها قدرتمندند و ميليون‌ها دلار صرف خريد سياست‌مداران مي‌كنند، همان طور كه ما براي خريدهاي روزمره خويش به يك بقالي مي‌رويم. از ديدگاه آنان، دفاع موشكي، يك سيستم تسليحاتي كامل است . هر چند در واقع، اين مجموعه غيرضروري و ناكارآ بوده و صدها ميليارد دلار هزينه در برداشته است.

به علاوه، اين كار موجب جهت‌گيري و اقدامات تدافعي از سوي دولت‌هاي روسيه و چين شده است كه مي تواند به بروز يك مسابقه جهاني ديگر تسليحاتي منجر گردد كه بر اساس آن ، همه جنبه‌هاي درگير منازعات بين‌المللي تلاش مي‌كنند تا خود را در نيمه اول قرن بيست و يكم به تجهيزات كشتار جمعي مسلح كنند.

علي‌رغم شكست دولت امريكا در اشغال عراق، بايد اذعان كرد كه ما در جنگ سرد به پيروزي دست يافتيم. هم اكنون نيز دولت ما قدرتمندتر از هر زمان ديگري است . اما در كنار اين قدرت، بايد عاقلانه عمل نمود تا همه تلاش‌هاي انجام گرفته در جهت ايجاد صلح، به موفقيت منجر شود . ما در آستانه دوره‌اي حساس قرار گرفته‌ايم كه مي‌تواند به افزايش تعداد دشمنان ما منجر شود. سياست‌ كليدي ما بايد تلاش در جهت همكاري بيشتر صلح‌جويانه همه انسان‌ها و دولت‌ها در كنار يكديگر باشد. دفاع موشكي مي‌تواند منجر به بر هم زدن بسياري از معادلات جهاني گردد، چرا كه در سايه استقرار اين سيستم نامتعادل و پايان‌ناپذير در بخش صنايع تسليحاتي ايالات متحده بسياري از آرزوهاي صلح‌جويانه مردم دنيا كه همواره خواهان آن بوده‌اند ناكام خواهد ماند، وضعيتي كه مورد نظر و خواست دروني بسياري از ما نيست.
نويسنده:رابرت فريمن
منبع : خبرگزاري فارس[/align]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به نظر من اين دفاع موشكي ها لازم هست .

اگر بخوايم عادلانه حرف بزنيم بايد بگم كه با توجه به تهديدي كه روسيه با موشك هاي بالستيكش مي تونه به آمريكا وارد كنه ُ يك چنين دفاع موشكي خوبه ولي اينكه ايا معيوب هستند يا خير ديگه ....

ولي ايا اينكه ايا اين سيستم ها مشكل دارند يا خير ديگه به خودشون مربوطه .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در مورد دفاع موشکی آمریکا باید بگم زمانی که آمریکا یی ها دست به تولید انواع تجهیزات تهاجمی مثل ناوهای هواپیمابر زیر دریایی و هواپیماهای جنگنده جدید با آمار تولید بالا میزدند فکر نمی کردند که سرزمین اونها مورد تهاجم واقع بشه ولی روسها راه دیگری رو رفتند اونه روی آوردن به پدافند های موفق ضد موشک مثل اس200 و ... که متعاقبا منجر به توسعه سیستم موشکی تهاجمی روسیه هم شد میتوان گفت روسها در بعد موشکی از آمریکا چند یله جلوترند . در زمان جنگ سرد بود که ریگان از نبود هیچ گونه سیستم دفاعی ضد موشک شوکه شد درحالی که روسها اطراف موسکو را با سامانه های ضد موشک خود پوشش میدادند !
این آغازی شد تا آمریکا اهمیت استراتژیک پدافندهای ضد موشکی را درک نماید اما در این طرح مبنا بر این گذاشته شد که اگر در دنیا جنگ دیگری صورت گیرد آمریکا از تهاجم موشکهای طرفین در امان نخواهد بود به همین خاطر دست به چنین طرح بلند پروازانه ای زدند یعنی اماده سازی آمریکا برای جنگ جهانی دیگر !!!!تا این جزیره دور افتاده از تهاجم موشکهای هسته ای در امان باشد !

واقعیت امر این است که هیچ طرحی در این سامانه به موفقیت نرسیده است و همهگی به نحوی بلوف بوده اند هیچگاه موشکها را نتوانستند در فاز نهایی نابود کنند و هر اقدامی که صورت گرفته در فاز میانی و ابتدایی پرواز موشکهای دوربرد است !
بههمین خاطر در این طرح روی به ایده های جدیدی همچون پروژه ضربه برق آسای جهانی روی آورده اند که طرحهایی نظیر بلک سویفت از این جمله است از اینرو میتوان ناکامی محض این برنامه ضد موشکی را تایید کرد!

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/antimissile.png[/img]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جنگ ستارگان و طرح سپر موشکی آمریکا بیشتر یک شعار برای فریب اذهان عمومی این کشور در جهت سود بیشتر شرکتهای چند ملیتی است و قرار هم نیست به این زودیها نتیجه ای بدهد! تا زمانی که امکانش باشد این شرکتها طرح رو کش میدهند تا سود بیشتری به جیب بزنند! شاید یه دو دهه دیگه هم این مسخره بازی رو ادامه دهند تا اینکه با ورود تسلیحات پرتو افکن عملا طرح کنونی ناکارامد شود!

جالبه که روسها با هزینه خیلی کم پدافند ضد بالستیک اونم در چهل سال پیش راه اندازی کردند ولی آمریکا با هزینه چند صد میلیاردی هنوز نتونسته یه موشک اسکاد رو با دقت کامل بزنه! دلیل اصلی این نیست که نمیتونن! دلیل اصلی همین غارت مردم آمریکا هست و ثروتمندتر شدن چند تا کارتل بزرگ تا اونقدر بزرگ بشن که ان شاء ا... بترکن و دنیا از شر این غول امپریالیست غارتگر خون انسانها آسوده گردد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ببینید دوستان .

اساسا قدرت آمریکا دفاعی نیست بلکه بیشتر تهاجمی هست و حتی می شه با دیدن پدافند های آمریکایی به یک چنین موضوعی پی برد . و اگر دقت کنید می بینید که بیشتر سرمایه گذاری آمریکا بر روی سلاح ها و تسلیحات تهاجمی است .

روسیه تا کنون سرمایه گذاری عظیمی در صنعت پدافندی کرده که حاصلش هم پدافندی های عمودی هست مثل اس-300 و اس-400 .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center][size=18][color=darkred]گسترش نفوذ زیر چتر پدافند[/color][/size][/align]

من این مقاله را قبلا در همین بخش با مقاله ای تحت عنوان (دفاع ملی موشکی آمریکا) NMD بررسی کردم و الان بصورت تخصصی تر این مطلب را بخصوص بعد از تصمیم گیری مبنی استقرار رادار باند X در سرزمین های اشغالی بصورت تخصصی تر مطرح می کنم.

[color=red]مقدمه :[/color]
در دهه 1980 با روی کار آمدن دولت ریگان برنامه ابتکار دفاع استراتژیک (SDI) در دستور کار مقامات نظامی ایالات متحده قرار گرفت برنامه ای که به خاطر شباهت آن با موضوع فیلم سینمایی جنگ ستارگان معروف شد.
تفاوت عمده ابتکار دفاع استراتژیک با برنامه پدافند موشکی در این است که عمده فعالیت های پدافندی جنگ ستارگان در فضای خارج از جو و توسط ماهواره ها انجام می گرفت و بر اساس آن ماهواره های مسلح به سلاح لیزری و حتی هسته ای در سراسر فضای اطراف زمین به گردش پرداخته و علاوه بر انهدام موشک های متخاصم خارج شده از جو قادر به هدف قرار دادن اهداف مستقر بر زمین نیز بود.
ابتکار دفاع استراتژیک به خاطر هزینه های کلانی که طلب می کرد هیچ گاه از مرحله طرح جلوتر نرفت ولی صرف مطرح شدن آن کافی بود تا مقامات اتحاد شوروی را دچار تزلزل شدید کند و راه را برای فروپاشی بلوک شرق هموار سازد.
با وقوع 11 سپتامبر دوره ای جدید در طرح پدافند موشکی آمریکا آغاز شد. جورج دبیلیو بوش به چند اقدام در این زمینه دست زد نخست اینکه از کنگره 8/3 میلیار دلار بودجه برای پدافند موشکی در سال 2002 درخواست کرد در حالی که بودجه سال 2001 برای این کار 2/1 میلیار دلار بود دوم اینکه برنامه پدافند موشکی را به جای پدافند موشکی در صحنه (TMD) مطرح کرد.
شایان ذکر است این برنامه پدافند موشکی بر خلاف قبلی پدافندی چند لایه است و بالاخره اینکه آمریکا را از معاهده موشک های ضد بالستیک (ABM) خارج کرد.

[color=red]جزئیات طرح :[/color]
در این پدافند موشکی سه لایه پدافندی منظور شده است که عبارتند از
پدافند مرحله پرتاب(Boost Phase) ، پدافند لایه میانی(Midcourse) و پدافند مرحله نهایی (Terminal phase)
در پدافند مرحله پرتاب سامانه پدافندی اعم از رادار یا موشک رهگیر در نزدیکی خاک دشمن مستقر می شوند تا در فاصله کوتاهی پس از پرتاب موشک بالستیک دشمن آن را پیش از ورود به جو کشف رهگیری و منهدم کنند.
[align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/missile061599%7E1.gif[/img][/align]
[align=center][color=red]نمودار شماتیک طرح دفاع موشکی آمریکا[/color][/align]
در صورت موفقیت آمیز بودن این عملیات موشک مهاجم یا در آسمان منهدم می شود یا اینکه به زمین سقوط می کند و احیانا در همان جا منفجر می شود با وجود این کارایی این پدافند به ویژه در برابر کشورهایی با وسعت و عمق استراتژیک زیاد نظیر روسیه چین هند و ایران بسیار محدود است و تنها در مورد کشورهایی کوچک نظیر کره شمالی می تواند موثر واقع شود.
از این رو آمریکا با استقرار ناوهای مجهز به رادار باند X و موشک های رهگیر در دریای ژاپن و در نزدیکی کره شمالی قادر است به مقابله با پرتاب موشکهای بالستیک این کشور بپردازد.
در پدافند مرحله میانی ساماه پدافندی در نقطه ای در مسیر احتمالی پرواز موشک های مهاجم دشمن در خارج از خاک ایالات متحده (نظیر آنچه قرار است در لهستان و جمهوری چک اتقاق بیافتد) مستقر می شود در این مرحله موشک مهاجم که جو خارج شده و در مسیر رسیدن به هدف تعیین شده است توسط رادار باند X مستقر در زمین کشف و توسط موشک های رهگیر مورد هدف قرار می گیرد در این مرحله می توان از ماهواره های مجهز به موشک رهگیر یا سلاح لیزری یا حتی هواپیماهای بلند پرواز نیز برای هدف قرار دادن موشک مهاجم استفاده کرد.
مهمترین ایراد این نوع پدافند این است که ممکن است موشک مهاجم بدون اینکه به طور کامل در خارج از جو منهدم شده باشد در سرزمین کشورهای دوست سرنگون شود و به آنجا آسییب برساند.
در حال حاضر ایالات متحده سامانه هایی از این دست را در آلاسکا گرینلند بریتانیا و ژاپن مستقر کرده است و تا سال 2013 استقرار سامانه پدافندی این کشور در لهستان و جمهوری چک نیز خاتمه می یابد.
بالاخره در پدافند مرحله نهایی سامانه پدافندی مورد نظر در خاک ایالات متحده و در مناطق حساس و مورد هدف این کشور مستقر می شود تا پس از ورود آخرین بخش از موشک مهاجم به جو زمین و قبل از اصابت کلاهک های آن به اهداف تعیین شده آنها را کشف رهگیری و منهدم کند.
پدافند در این مرحله به مراتب دشوارتر از مراحل قبلی است زیرا احتمال هدف قرار نگرفتن تعدادی از کلاهک های پرتاب شده از یک موشک بالستیک دارای چند کلاهک زیاد است به ویژه آنکه در این گونه از موشک ها تعدادی از کلاهک ها فریب دهنده و بعضی واقعی اند.
پدافند چند لایه موشکی دارای 2 عنصر اصلی رادار باند X و موشک رهگیر است. اگر چه گفته شد عناصر دیگری همچون ماهواره ها سنسورها و هواپیماهای بلند پرواز نیز می توانند در تامین داده ها و همچنین هدف قرار دادن موشک بالستیک مهاجم به سامانه پدافند موشکی کمک کنند.
ماهواره های مستقر در فضا می توانند علایم اولیه از پرتاب موشک بالستیک مهاجم را دریافت و مخابره کنند. رادار FBX-T یا رادار متحرک باند X مستقر در پایگاه مقدم در مسیر میانی پروازی ، موشک مهاجم را کشف و رهگیری می کند و در این کار در صورت امکان از داده های حسگر Aegis ناوهای نیروی دریایی مستقر در نزدیکی سواحل کشور مهاجم سود می جوید.
رادار SBX-1 یا رادار دریا پایه باند X در طول مسیر حرکت موشک مهاجم می تواند آن را کشف و رهگیری کند و سرانجام در هر یک از این مراحل موشک رهگیر با اصابت مستقیم به هدف آن را منهدم می کنند.
رادار باند X که قرار است در سرزمین اشغالی فلسطین و همچنین در لهستان مستقر شود از نوع رادار FBX-T است که راداری متحرک دارد. ساخت این رادار یکی از بخش های اصلی برنامه کمپانی ریتیان در زمینه پدافند موشکی است. این نوع رادار برای گسترش نقش رادار در سامانه پدافند موشکی بالستیک طراحی شده است و عنصری مهم در استراتژی چند لایه محسوب می شود.
از جمله قابلیت های رادار FBX-T برخورداری از بسته های نرم افزاری کارآمدی است که از جمله آنها می توان به بسته نرم افزاری (CR-1) و (CR-2) اشاره کرد.
بسته نرم افزاری (CR-1) این رادار را قادر به ارسال پیام های پیچیده و همچنین ایجاد ارتباط با مدیریت جنگ در سامانه پدافند موشک بالستیک موسوم به C2BMC (ارتباط فرماندهی و کنترل مدیریت جنگ) می کند.
این نرم افزار قابلیت های مراقبت و جستجوی سریع در مسیر هدف را فراهم آورده است و مقابله سریع با تهدید را میسر می کند دیگر بسته مهم نرم افزاری رادار FBX-T موسوم به (CR-2) است که به این رادار قابلیت جستجو ردیابی و پردازش الگوریتم های اضافی می بخشد.
رادار باند X از پرتوهای ارتعاشی برای ردیابی موشک های بالستیک استفاده می کند. باند فرکانس این نوع رادار 8-12 مگا هرتز است و وضوح دید بالایی دارد به گونه ای که قادر به ردیابی حرکت یک شی به اندازه پرتقال از فاصله 2900 مایلی (4700کیلومتری) است.
ایالات متحده هدف عمده از استقرار سامانه های پدافند موشکی در سراسر جهان را مقابله با تهدیدات موشکی کشورهای به اصطلاح سرکش عنوان کرد در حالی که روسیه برداشت متفاوتی از این تلاش ها دارد از نظر روسیه توسعه فعالیتهای ناتو به فراتر از مرزهای اروپایی آن گسترش این پیمان به سراسر خاک اروپا و تلاش آن برای عضوگیری از میان کشورهای جدا شده از شوروی سابق نظیر کشورهای بالتیک اوکراین و اخیرا گرجستان تماما در جهت به محاصره در آوردن و کنترل تحرکات نظامی این کشور است.
کارشناسان نظامی نیز بر خلاف ادعای آمریکا که هدف از استقرار رادار باند X در سرزمین اشغالی را کمک به ایجاد صلح میان اعراب و رژیم صهیونیستی عنوان می کند آن را تقویت توان پدافندی این رژیم در برابر تهدیدات موشکی ایران می دانند.

منبع : همشهری دیپلماتیک و سایت میلیتاری

------------------------------------------------------
[color=red](متاسفانه عکس را در گالری نتوانستم آپلود کنم مثل اینکه گالری با پسوند gif مشکل دارد)[/color]






[color=brown]عکس به گالری انتقال یافت

Babakim1[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستت طلا.ولی توضیحاتت برای سطح ما بالا بود. معلومه که شما ادم با سوادی هستین. ادرس مطلب قبلی رو بذارین تا ما بخونیم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بابک عزیز
گالری عکس های متحرک با پسوند gif را نشان نمی دهد الان عکس بالا که متحرک بود ساکن نشان داده شده و مطلب را به خوبی نشان نمی دهد. من خودم عکس را در گالری آپلود نکردم. اگر شما و آقا سعید اجازه دهند من استثنا عکس را با آدرس اصلی بگذارم تا روش کار سیستم دفاع موشکی به خوبی نشان داده شود.
آقای airforce2009 اختیار دارید من سوادی ندارم لینک مقاله قبلی :
http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=4466

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[color=brown]ممنون که تذکر دادی sina12152000 جان . الان هم عکس تو گالریه سایته و هم متحرک . مشکلی نیست . :mrgreen:[/color]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      تسلیحات هایپرسونیک ، حوزه جدید برای رقابت
      اعطاء قرارداد توسعه جنگ افزارهای هواپایه فراصوت به لاکهید – مارتین

      واشنگتن : وزارت دفاع ایالات متحده در 13 اوت 2018  اعلام نمود که مناقصه  طراحی و توسعه دومین نمونه از تسلیحات فراصوت مورد نیاز ارتش این کشور را به ارزش 480 میلون دلار به  دپارتمان موشک و سامانه های کنترل شرکت لاکهید- مارتین اعطاء نموده است .
      خبر امضاء این قرارداد در حالی منتشر گردید که پیش از این گمانه زنی هایی در خصوص نیازمندی فوری ارتش این کشور برای طراحی و و تولید تسلیحات هوا- پایه واکنش سریع وجود داشت و گفته شده بود که پشتیبانی های لازم از برنده مناقصه نیز بخوبی انجام خواهد شد این قرارداد ، در واقع ، ایجاد بستر مناسب برای طراحی ، تست و آمادگی برای تولید مهمات واکنش سریع هواپایه (ARRW) بشمار  می آید .

      وزیر نیروی هوایی  ، هدر . ای . ویلسون در این زمینه می گوید :" ما قصد داریم تا بسرعت و با بهره گیری از بهترین فناوری در دسترس ، در کوتاه ترن بازه زمانی ممکن ، قابلیت رزم هایپرسونیک را در اختیار نیروی هوایی قرار دهیم "

      پروژه ARRW ، یکی از دو تلاش ارتش ایالات متحده  برای نمونه سازی تسلیحات ماوراء صوت است که به نیروی هوایی  در توسعه قابلیتهای رزمی کمک می کند . نیروی هوایی ارتش ایالات متحده  ، با استفاده از دسترسی های داده شده  بخش 804 از اجازه نامه FY16 قانون دفاع ملی ، مجاز است تا سرمایه گذاری لازم برای توسعه این تسلیحات تا سال 2021 را داشته باشد . این پروژه قرار است تا در شعبه اورلاندو (فلوریدا ) شرکت لاکهید- مارتین اجرا گردد و انتظار می رود تا اواخر نوامبر 2021 به نتیجه قطعی برسد .

      از سویی دیگر ، مدیران ارشد وزارت دفاع  ، آژانش دفاع موشکی ، نیروی هوایی ، نیروی دریایی ، و ارتش روز 28 ژوئن  سال جاری توافقنامه ای را بصورت مشترک به امضاء رساندند که در آن بر همکاری و توسعه فناوری مهمات هایپرسونیک سُرشی ، تاکید وجود داشت .

      ژنرال دیوید . ال . گلدفین ، رییس ستاد نیروی هوایی ، در این زمینه می گوید :
      " این تیم مشترک  برای رقابت نیازمند ایجاد چابک سازی سازمانی خواهد داشت ، مرزهای فناوری در این برنامه بطور قطع جابه جا میشود و ما می بایست سهم خود را از این رقابت جدید ، داشته باشیم "
      انعقاد این قرار داد ، به دولت اجازه می دهد تا به نیاز فوری نیروهای مسلح ، پاسخ مناسب دهد ، به همین دلیل شروع به کار این پروژه ، به فاصله 180 روز پس از امضاء تعیین شده است .

      برنامه دوم نیروی هوایی برای طراحی تسلیحات هواپایه  فراصوت ، سرمایه گذاری برروی پروژه  جنگ افزار ضربتی متعارف فراصوت (HCSW) نام دارد . در مجموع ، این دو برنامه ، قابلیتهای منحصربفردی را برای ارتش فراهم می کند ، گرچه  هرکدام ازاین دو طرح ، رویکردهای فنی متفاوتی را دنبال می کنند . چنانکه برنامه ARRW تلاشی است میان نیروی هوایی و دارپا برای توسعه فناوری که امکان ارتقاء آن وجود دارد ، در حالی که برنامه HCSW ، بیشتر بر روی استفاده از فناوری هایی که وارد دوره بلوغ خود شده ، متمرکز شده است .
      پی نوشت :
      1- در یک دهه اخیر ، مفهوم جدیدی واردسازمانهای مسلح شده و آن ، " چابک سازی " سازمان است ، طبیعتا" سازمان های به اصطلاح " تنبل" در چنین وضعیتی ، محلی از اِعراب ، نخواهند داشت .
      2- نکته جالب اینجاست که مدیریت حاضر نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ( بعنوان متولی این دوبرنامه ) ، آنچنان به این فناوری علاقه مند شده که روی دو برنامه مشابه ، همزمان سرمایه گذاری می کند ، طبیعتا" در اینجا ( و نه الزاما"در یک سازمان قرن بیست و یکمی نظیر پنتاگون )  پول به هیچ عنوان مطرح نیست ، بلکه ، پیش فرضها ، عملکرد و آینده نگری مدیریت سازمان ، تاثیر گذار خواهد بود .
       
      صرفاً برای میلیتاری / مترجم MR9
       
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم

       



      هفدهم سپتامبر 2010 بود که ژاپن با انتشار استراتژی جدید نظامی خود نخستین «نشانه های جدی» برای خروج از «انزوای نظامی» را نشان داد. ژاپن برای این استراتژی نظامی، رقمی بالغ بر 280 میلیارد دلار برای پنج سال (2010 تا 2014) اختصاص داده و اعلام کرد قصد دارد در این سال ها مواضع دفاعی خود در جنوب و غرب این کشور(مناطق مرزی چین) را تقویت کرده، روی پروژه های موشکی بالستیک سرمایه گذاری کند. در این استراتژی همچنین بر گسترش روابط با همپیمانان کلیدی از جمله آمریکا و افزایش شمار زیر دریایی‌ها و .... تاکید شده است.
       



      اکنون در سال 2014 هستیم و نزدیک به 5 سال از انتشار این استراتژی می گذرد که خبر می رسد، ژاپن برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم اعلام می کند ضمن شرکت در عملیات نظامی برون‌مرزی، به دنبال فروش تجهیزات نظامی در بازارهای بین المللی است.
      حضور ارتش ژاپن در عملیات جنگی برون مرزی نیز به رغم مخالفت‌های گسترده مردمی و محدودیت های قانونی گویا در حال عملیاتی شدن است. شاهد این ادعا اظهارات اخیر شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن است که اخیرا از داشتن یک «ارتش قدرتمند» سخن رانده و گفته این ارتش حق دارد در جنگ های بین المللی حضور داشته باشد.
      طبق اعلام مقامات ژاپنی، این کشور در تلاش است محدودیت‌های قانونی در زمینه صادرات سلاح را نیز برداشته و به بهانه های مختلف از جمله گسترش فعالیت های اقتصادی، به جرگه صادرکنندگان تجهیزات جنگی بپیوندد و از قرار معلوم، آمریکا نخستین بازار ژاپن در این عرصه خواهد بود.
      قانون اساسی ژاپن در سال 1947 نوشته و با فشار نظامیان آمریکایی‌ها به این کشور تحمیل شده است. طبق این قانون، ژاپن اجازه داشتن «ارتش» به معنی مصطلح آن را ندارد و در مقابل می تواند نیروهای محدود نظامی موسوم به «نیروهای دفاع از خود» داشته باشد.
      البته بخشی از این محدودیت ها در ماه آوریل سال جاری( اواخر فروردین) برداشته شد و به احتمال قریب به یقین اواخر ماه جاری میلادی تصمیم نهایی در این زمینه نیز اتخاذ خواهد شد.
      اما سوالاتی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا ژاپن حقیقتا به دنبال خروج از انزوای نظامی و احیای امپراتوری سابق است؟ موضع کشورهای غربی، چین و کشورهای آسیایی و همسایه به این تغییر استراتژی چگونه خواهد بود؟



      به نظر می رسد، لا اقل بخشی از پاسخ این سوال را باید در روحیات خاص ژاپنی ها و در تاریخ این کشور جست و جو کرد.
      در طول تاریخ، برخي آيين ها و اعتقادات خاص مذهبي، همواره زمينه رشد افراط گونه روحيات ملي گرايانه و صد البته نظامي گري ژاپني ها بوده است.
      مقامات نظامي ژاپن به خصوص در دهه30 تحت تاثير فيلسوفي با نام «تويوما» به شدت اعتقاد داشتند كه خداوند ملت ژاپن را برگزيده و يكايك مردم اين كشور موظفند براي ايجاد «ژاپن بزرگ» بكوشند. براساس آيين معروف «شينتوي پاك» نیز امپراتور ژاپن خداي تمام دنيا معرفی شده و ملت ژاپن نيز «مأموريت» دارد سايرين را تحت هدايت بي چون و چراي این امپراتور درآورد.
      بحران شديد اقتصادي دهه 30 ژاپن نیز بر دامنه اين اعتقادات افزود و رشد شديد احساسات ملي گرايانه ايده توسعه ارضي و ايجاد جامعه بزرگ به زعامت ژاپن را در بين توده مردم اين كشور لازم و واجب نشان داد.
      ژاپن با چنین زمینه های تاریخی پس از پایان جنگ جهانی اول توانست یکی از پنج قدرت بزرگ نظامی و صنعتی جهان شده و در «شورای جامعه ملل» آن زمان، صاحب کرسی دائم بود.
      این کشور در همان ماه های نخست جنگ جهانی دوم توانست حدود 50 میلیون کیلومتر مربع از کره زمین(یک ششم جهان) را تحت استیلا و کنترل خود درآورد. اما به دنبال حملات ناجوانمردانه اتمی آمریکا، از حرکت باز ایستاد. البته نباید فراموش کرد، عده ای نیز معتقدند، ژاپن پیش از حمله اتمی آمریکا به این کشور شکست خورده بود و آمریکا با حمله به این کشور خواست هژمونی خود را به جهانیان تحمیل کند.


       
      این کشور به هر حال پس از جنگ جهانی دوم دیگر اجازه داشتن ارتش به معنی مصطلح امروز و اختیارات کامل را نداشت و خود نیز با وضع قوانینی، محدودیت هایی در ابعاد بین المللی حوزه نظامی وضع کرد.

      اما اکنون رشد اقتصادی بالا این کشور را از شرایط اسفناک پس از جنگ جهانی خارج کرده است و شرایطی که این کشور را به انزوای نظامی کشاند، دیگر وجود ندارد!
      پاسخ دومی نیز برای تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی چشم بادامی ها وجود دارد و آن چیزی نیست جز منافع اقتصادی و سیاسی.
      «جان ميرشاير» صاحب نظريه «رئاليسم تهاجمي» می گوید، قدرت‌هاي بزرگ هميشه مترصد فرصتي هستند تا قدرت خود را در برابر رقبا فزوني بخشند. وي سپس جمعيت و ثروت را به عنوان «پايه‌هاي اصلي قدرت نظامي» تعريف و تصريح مي كند چنانچه كشوري داراي اين مولفه ها باشد، فرصت لازم براي خروش مقابل قدرت ها را به دست آورده است.
      با توجه به مولفه هایی که در جامعه امروز ژاپن دیده می شود، هیچ بعید نیست که این کشور واقعا قصد خروش مقابل سایر قدرت‌ها را داشته باشد.

       

      ژاپن اگر چه به لحاظ سیاسی، استقلال لازم را هنوز کسب نکرده و مانند بسیاری از کشورهای غربی دیگر، پیرو سیاست های آمریکا است؛ اما این کشور حداقل در بعد نظامی، تحرکات جدی از خود نشان داده است.
      وجود پایگاه های متعدد نظامی آمریکا در ژاپن، همواره هزینه‌هایی برای توکیو داشته و این کشور با وجود تقاضاهای زیاد مردمی، هرگز نتوانسته آمریکایی ها را از این کشور بیرون کند. این ناتوانی حتی بعضا باعث سقوط رهبران این کشور شده، همان طور که گاهی شعار علیه حضور نظامی آمریکا، باعث روی کار آمدن رهبرانی در این کشور شده است.
      «یوکیو هاتویاما»، نخست وزیر اسبق ژاپن با شعار جمع آوری پایگاه‌های نظامی آمریکا بود که توانست بر رقیب قدرتمند خود پیروز شود. اما همین فرد به دلیل ناتوانی در عمل به وعده انتخاباتی اش، خرداد ماه سال 89 استعفا کرد و جای خود را به «نائوتو کان» داد. «کان» نیز ماه ها جرئت نکرد راجع به پایگاه های آمریکایی که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین مشکلات مردم کشورش است، صحبتی به میان آورد.
      بنا بر این به نظر می رسد، ژاپن هنوز پیشرفتی را که در حوزه اقتصاد کسب کرده، در حوزه سیاسی به دست نیاورده است.
      «اقتصاد» نیز می تواند یکی از انگیزه های قوی برای ژاپنی ها جهت ورود جدی به عرصه نظامی باشد.
      ژاپن کشوری است که در حوزه اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد. تولید ناخالص ملی ژاپن نزدیک به 6 تریلیون دلار و جمعیت این کشور نیز حدود 128 میلیون نفر است. دو فاکتوری که به اعتقاد «میر شایر» برای خروش کافی است!
      همین چند سال پیش بود که خبر رسید، غول خودروسازی آمریکا یعنی جنرال موتورز، جای خود را به تویوتای ژاپن داده است. آمریکا امروز خود یکی از واردکنندگان اصلی محصولات ژاپنی است. ژاپن در عرصه تکنولوژی و تجهیزات الکترونیکی نیز یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا است.
      کشوری با چنین مختصات اقتصادی و جمعتی طبیعتا نمی تواند خود را محصور نگاه دارد. بنابر این ورود ژاپن به فاز صادرات تجهیزات نظامی را می توان از این منظر به تحلیل نشست.
       
    • توسط Phantom3
      موشکDelilah یک موشک الکترو اپتیکال می باشد که در اسرائیل و توسط صنایع نظامی این رژیم (IMI) به منظور هدف قرار دادن اهداف متحرک و غیر متحرک ساخته شده است.موشک Delilah نام سری موشک های گوناگون اسرائیل می باشد که توسط IMI ساخته شده اند.این موشک در اصل به عنوان یک تله هوایی ساخته شده بود، اما در دهه 1990 نوع تهاجمی و ضربتی از این موشک عرضه شد که توسط F-16 ها و F-4E های آپگرید شده ، که نقش جنگنده های هجومی را ایفا می کردند ، استفاده می شد.نوع ضد رادار این موشک از نوع هواپرتاب می باشد. این گونه از نیمه دهه 60 میلادی وارد خدمت شد. وظیفه این نمونه یافتن سایت های راداری در هنگامی بود که این رادار ها در حال کار بودند و با این کار آنها را یافته و نابود می کرد.

      Delilah-1
      این گونه از نوع هواپرتاب می باشد و در رده موشک های کروز قرار می گیرد . این موشک دارای یک موتور توربو جت بود و این موتور توربوجت به آن این امکان را می داد تا با درنگ کردن درست به خوبی هدف قرار دادن اهداف متحرک ، اهداف با استتار بسیار خوب را نیز مورد هدف قرار دهد.که این ویژگی این موشک را به یک موشک ایده آل برای نابودی سایت های سام تبدیل کرده است.این موشک دارای بردی برابر 150 کیلومتر است و توانایی نابود اهداف ، چه دریایی و چه زمینی را دارد.هدایت خودکار به کار رفته درآن به خوبی سیستم های هدایتی INS/GPS می باشد که به موشک امکان انجام ماموریت های خود اتکا را می دهد.این موشک توانایی تطبیق با سرهای جنگی گوناگون را دارد و نیز می تواند توسط بسیاری از هواگرد ها حمل شود.این موشک توانایی شلیک از هواگردها ، بالگردها یا لانچر های زمینی را دارد. اندازه جمع و جور این موشک به آن این امکان را می دهد که توسط بالگردهای سیکورسکی UH-60A و SH-60B حمل شود.این موشک سر جنگی کوچک ولی موثر حمل می کند که به آن امکان هدف قرار دادن و نابودی اهداف با کمترین خطر را می دهد.این موشک نخستین بار توسط اسرائیل در جولای و آگوست 2006 ، یعنی درجنگ با لبنان، استفاده شد.این موشک در این جنگ توسط F-16D پرتاب می شد.



       
       
       
      Delilah-2
      این موشک با سرمایه گزاری چین درحال توسعه و ساخت توسط اسرائیل می باشد .این موشک از موتور Bet Shemesh Sorek 4 استفاده می کند که تراستی معادل 800 پوند ایجاد می کند. این ویژگی به موشک این امکان را می دهد که برد بیشتر و سر جنگی بزرگتری داشته باشد.




      Delilah-GL
      این موشک یک موشک زمین پرتاب می باشد که در اصل نوع تغییر یافته موشک کروز Delilah است و بردی معادل 250 کیلومتر دارد که ممکن است برد واقعی آن نباشد ، یعنی امکان دارد این موشک بردی بیش از 300 کیلومتر داشته باشد .
      این موشک با سر انفجاری متعارف 30 کیلوگرمی مسلح می شود اما توانایی حمل انواع دیگری را نیز دارد. این موشک توسط GPS هدایت می شود و توانایی گشت در منطقه جنگی را قبل از تایید هدف دارد.

      مترجم :Phantom3
      استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و لینک به سایت Military.ir مجاز می باشد.
    • توسط farmandekoll
      F-117 نایت هاوک (شاهین تاریکی) نخستین هواپیمای عملیاتی است که به منظور استفاده از فناوری پنهانکاری طراحی شد. طراحی منحصر بفرد این هواپیمای تک سرنشینه تواناییهای استثنایی را به این هواپیمای تهاجمی می افزاید. اندازه این هواپیما در حدود F-15 ایگل می باشد که دو موتور توربو فن F404 که هرکدام نیرویی معادل 48 کیلو نیوتون (10800 پوند) ایجاد می کنند دارد. هم چنین دارای کنترل با سیم می باشد. قابلیت سوختگیری هوایی برد نایت هاوک را افزوده و آن را به یک سلاح بازدارنده و ترساننده ی ایالات متحده تبدیل کرده است. توانایی حمل انواع سلاح ها با سیستمهای ناوبری و حمله یکپارچه و سیستمهای الکترونیک پروازی ( اویونیک) موثر بودن این هواپیما را در عملیات مختلف اثبات می کند و بار کاری خلبان را کم می کند. کشیدن نقشه های با جزییات ریز برای عملیات روی نقاط با پدافند سنگین و قوی با استفاده از سیستم طراحی نقشه خودکار به ارزشهای این هواپیمای منحصر بفرد می افزاید.اولین F-117 در سال 1982 تحویل داده شد و آخرین تحویل در سال 1990 بود. تصمیم تولید F-117 در سال 1978 گرفته شد. اولین پرواز آن در سال 1981 انجام شد.

      جزییات :


      وظیفه : هواپیمای تهاجمی پنهانکار

      سازنده : لاکهید

      استفاده کننده : نیروی هوایی ایالات متحده

      موتور : دو موتور توربو فن بدون پس سوز F404-GE-F1D2 با قدرت 48 کیلو نیوتن (10800پوند)

      ابعاد : طول 10.08 متر، ارتفاع 3.78 متر، دهنه بال 13.20 متر

      اوزان: وزن خالی آن 13.381 کیلوگرم برآورد شده است، حداکثر وزن برخاست 13.814 کیلوگرم

      اجرا : حداکثر سرعت 0.98 ماخ یا 1040 کیلومتر بر ساعت(656 مایل بر ساعت)، سقف پرواز 15.240 متر برآورد شده است ( 50000 پا)

      سلاحها : تا 2268 کیلوگرم (5000 پوند) انواع بمب های هدایت شونده، موشکهای هوا به زمین، موشکهای زد رادار یا موشکهای هوا به هوای AIM-9 که در یک جایگاه درونی حمل می شوند.




  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.