Recommended Posts

تاريخچه هواپيما
مدل Il-76 که ناتو آن را «کاندید» نامید یک هواپیمای باری است که برای جایگزینی با توربوپراپ های قدیمی تر An-12 تولید شد تا بتواند در پروازهای نظامی و غیر نظامی ایفای نقش کند. پس از طراحی هواپیما در اواخر دهه 1960 اولین ایلیوشین 76 در 25 مارس 1971 به پرواز درآمد. پس از انجام تست های موفق پروازی تولید رسمی Il-76 در سال 1975 آغاز شد و اولین هواپیما در همان سال به آئروفلوت تحویل شد. Il-76 دارای بال های بسیار بلند، چهار موتور، بالچه های سه شکافه لبه فرار، دم T شکل و درب بزرگ در عقب هواپیماست که انجام عملیات بارگیری را آسان می کند. همچنین یکی از معیارهای طراحی Il-76 این بود که نیازی به عملیات زمینی نداشته باشد تا بتواند در فرودگاه و حتی باندهای کوچک نیز کارایی داشته باشد. این نکته به ویژه در ماموریت های نظامی از اهمیت زیادی برخوردار است. انواع مختلفی از Il-76 ساخته شده است. بعضی از این مدلها عبارتند از: Il-76T با ظرفیت حمل سوخت بیشتر، Il-76TD با موتورهای D30KP2 و وزن برخاست بالاتر و وزن بار بیشتر و پرواز در ارتفاع بالاتر، Il-76MF نیز از کشیده شدن مدل پایه به دست آمده است که اولین پروازش را در 1 آگوست 1995 انجام داد. مشتری اصلی این مدل نیروی هوایی روسیه است. ایلیوشین همچنین استفاده از موتورهای غربی CFM56 را برای مدلهای قدرتمندتر در نظر گرفته است. از ایلوشین 76 برای ماموریت های مختلفی همچون آتش نشانی، کنترل و پیش اخطار هوابرد و سوخت رسان نیز استفاده می شود.

مشخصات فني
موتور:
چهار موتور توربوفن آویاویگاتل(سولیف) D30KP
چهار موتور توربوفن آویاویگاتل PS90AN برای Il-76MF

بیشترین رانش موتور:
117.7kN :D30KP معادل 26,455lb
156.9kN :PS90AN معادل 35,275lb

عملکرد:
بیشترین سرعت کروز: 780km/h
برد: 5,200km معادل 2,805nm با 40 تن بار

اوزان:
وزن خالی عملیاتی: 101,000kg معادل 222,665lb
بیشترین وزن برخاستن: 200,000kg معادل 440,925lb

ابعاد:
طول: 53m معادل 174ft
ارتفاع: 14.76m معادل 48ft
دهانه بال: 50.50m معادل 165ft
مساحت بال: 300m² معادل 3,229.2sq ft

گنجایش:
خدمه پرواز: شامل 5 نفر از جمله دو خلبان، مهندس پرواز، ناوبر و کاربر ارتباطات رادیویی.
بار: قادر به حمل 44 تن بار.

سفارش و تولید:
بیش از 900 فروند Il-76 ساخته شده است.
تصویر

منبع:takeoff

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/ilyushin_il76_candid_l4.jpg[/img][/align]
[color=blue]هواپیمای ایلوشین 76 یا کاندید(اسمگذاری ناتو)هواپیمای ترابری و چند منظوره استراتژیک و 4موتوره ای است که در سال 1967 به عنوان یک هواپیمای باربری در نظر گرفته شده بود و به عنوان جایگزینی برای هواپیمای آنتونوف 12 محسوب می شود.این هواپیما اصلا به منظور انتقال ماشین آلات سنگین به دورترین و فقیر ترین مناطق روسیه طراحی شده بود.گونه های نظامی آن نیز به طور وسیع در آسیا اروپا و آفریقا استفاده میشود.از بدو ورود به خدمت تاکنون ایلوشین 76 به عنوان نقطه ی عطفی در زمینه ی باربری هوایی و حمل بارهای حجیم و سنگین شناخته میشود.همچنین این هواپیما در مواقع اضطراری توانایی حمل افراد و همچنین کمک رسانی در مواقع حادثه را به سرتاسر نقاط دنیا خصوصا کشورهای در حال توسعه و فقیر که دارای باندهای فرود ناهموار می باشند را داراست.نوع اطفای حریق آن نیز توانایی حمل مقدار زیاد مواد ضد اشتعال و اب را نیز دارست.ازین هواپیما در تمرین های بی جاذبگی Zero G استفاده میشود.[/color]
[align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1291805.jpg[/img][/align]
[size=18][color=green]طراحی و توسعه[/color][/size]
[color=blue]این هواپیما در سال 1967 توسط ایلوشین به عنوان هواپیمایی که توانایی حمل 40 تن بار در 5000 کیلومتر و کمتر از 6 ساعت را داشته باشد و بتواند در باندهای نا آماده و تمام شرایط اب و هوایی خصوصا شرایط روسیه و سیبری عملیات داشته باشد معرفی شد.این هواپیما بیشتر جایگزین هواپیمای مستعمل An-12 بود تا هواپیمایی مسافربری;زیرا طرحی که قرار بود این هواپیما به عنوان یک هواپیمای مسافربری دو طبقه با ظرفیت 250 نفر تبدیل شود لغو شد.اولین پرواز این هواپیما در ماه مارس 1971 انجام شد.تولید این هواپیما در تاشکند ازبکستان که در ان زمان جزوی از قلمرو شوروی بود آغاز شد و 860 فروند ازین هواپیما تولید شد.در سالهای 1990 نوع مدرنیزه شده ی این هواپیما تحت عنوان Il-76MF/TF با فضای بار بیشتر و اویونیک بهتر طراحی شده بود که به علت مشکلات مالی نیروی هوایی روسیه به تولید انبوه نرسید و فقط پیش نمونه این هواپیما در سال 1995 پرواز کرد.عاقبت در سال 1997 به علت رو به زوال گذاشتن کارخانه تولید این هواپیما متوقف شد.بعضی از شرکت های هواپیمایی برای به روز کردن و همسو شدن با استانداردهای آلودگی صوتی اروپا از سال 2004 موتورهای PS-90 را بروی هواپیماهای ایلوشین 76 نصب کردند.این سری به Il-76TD-90VD معروف شده است.در سال 2005 چین 34 فروند هواپیمای Il-76MD و 4فروند تانکر Il-78 به روسیه سفارش داد.کارخانه ی تاشکند نیز 16 بدنه ی هواپیما را که ناتمام مانده بودند کامل کرد.[/color]
[align=center][color=green]کابین [/color]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1502676.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1869829.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1505415.jpg[/img][/align]
[size=18][color=green]سابقه عملیاتی[/color][/size]
[color=blue]اولین هواپیما به سال 1974 به نیروی هوایی شوروی داده شد و تبدیل به ستون فقرات ترابری نیروی هوایی شوروی شد.بین سالهای 1979 تا 1991 شوروی با این هواپیما 14700 سورتی پرواز به سمت افغانستان انجام داده بود.786200 سرباز جابه جا کرد و حدود 315800 تن بار حمل نمود.میتوان گفت که ایلوشین 76 89 درصد سربازان شوروی و 74 درصد محموله های هوایی ارتش شوروی را جابه جا کرد.تا سال 2006 نیروی هوایی روسیه حدود 200 فروند ازین هواپیما ها را در اختیار دارد که کمتر از نصف آنها مناسب برای پرواز هستند.اپراتور های غیر نظامی نیز 108 فروند ازین تایپ را در روسیه در اختیار دارند.Il-76 به عنوان تانکر سوخت رسان نیز فعالیت میکند و 50 فروند ازین نوع نیز ساخته شده است.همچنین بدنه ی این هواپیما در تولید هواپیمای آواکس Beriev A-50 Mainstay که 25 فروند از این مدل نیز تولید شده بکار رفته است.با این حال هنوز هم این هواپیما پروازهای منظمی به قطب جنوب دارد و اصلی ترین شبیه ساز بی وزنی برای فضانوردان روس نیز همین هواپیما است.Beriev و NPO Almaz برنامه هایی برای تبدیل این هواپیما به عنوان لیزر هوایی را دارند.این هواپیما که به عنوان A-60 شناخته میشود و دو فروند از آن نیز ساخته شده است,هنوز هم بسیاری از زوایایش برای همگان روشن نیست و عملا به عنوان طرحی سری به شمار می آید.[/color]

[align=center][color=green]پیشرانه Soloviev D-30KP [/color]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/Solowjow_D-30_III.jpg[/img][/align]
[color=green]کودتای مالدیو 1988[/color]
[color=blue]عملیات کاکتوس در نوامبر سال 1988 انجام گرفت که طی آن سربازان چتر باز هندی بوسیله ی Il-76MD به سمت جزایر مالدیو برای بر اندازی کودتا چیان فرستاده شدند.[/color]
[color=green]طوفان کاترینا[/color]
[color=blue]فدراسیون روسیه در راستای کمکهای بشر دوستانه به طوفان زدگان آمریکایی در نیو اورلئان آمریکا دو فروند هواپیمای ایلوشین 76 را برای کمک به آسیب دیدگان اعزام کرد.هند نیز همچنین برای کمک به آسیب دیدگان از هواپیمای ایلوشین 76 استفاده کرد.در اکتبر سال 2009 مقامات روسی به استرالیایی ها پیشنهاد به خدمت گیری هواپیماهای آتشنشان ایلوشین 76 را جهت مبارزه با آتش سوزی جنگلها که به شنبه سیاه معروف بود را مطرح کردند.اما کمیته ی حفاظت منابع طبیعی سلطنتی استرالیا این پیشنهاد را نپذیرفت.[/color]

[align=center][color=green]قسمت بار[/color]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/0057803.jpg[/img][/align]
[size=18][color=green]پیش نمونه ها[/color][/size]
[color=red]Izdeliye-176
Izdeliye-576
Izdeliye-676
Izdeliye-776 به عنوان مسافت سنجی و ارتباطات برای استفاده در بقیه پیش نمونه ها
(IZdeliye-976 (SKIP ردیابی موشک ها و فواصل.بیشتر برای آزمایشات موشک KH-55 ساخته شد.
Izdeliye-1076 عملیات ویژه
Izdeliye-1176 جاسوسی الکترونیک
Il-76TD-90 / Il-76MD-90 با موتورهای PS-90
Il-76 firebomber آتشنشان که میتواند کپسول های انفجاری حاوی مواد ضد اشتعال را حمل نماید.
Il-76PSD جستجو و نجات
Il-96 مدل با قابلیت تبدیل سریع(این فقط طرح بود و ارتباطی با Il-96 مسافری ندارد)
Il-150 این مدل همان A-50 بود که از موتورهای PS-90 استفاده میکرد.
Beriev A-60 لیزر هوایی[/color]
[size=18][color=green]گونه های نظامی[/color][/size]
[color=red]Il-76-Tu160 tailplane transporter مربوط به برنامه های طراحی Tu-160
Il-76D به همراه یک قبضه توپ ضد هوایی در عقب هواپیما
Il-76K / Il-76MDK/Il-76MDK-II نمونه ی تمرینی برای شرایط بی وزنی
Il-76LL تست موتور
Il-76M حمل و نقل نظامی
Il-76MD حمل و نقل نظامی با برد بیشتر
Il-76MD Skal'pel-MT بیمارستان سیار
Il-76MD-90 با موتورهای PS-90
Il-76MF با بدنه ی کشیده تر(حدود 6.6متر)با موتورهای PS-90 بیشترین وزن تیک آف 210 تن و حمل بار 60 تن.به تولید نرسید.
Il-76PP جنگ الکترونیک
Il-76MD PS گشت دریایی و جستجو و نجات
Il-76T/Il-76TD به عنوان هواپیمایی نظامی مطرح بود اما بیشتر کاربرانش غیر نظامی هستند.
Il-78 / Il-78M تانکر سوخترسان
Il-82 هواپیمای پست فرماندهی
Beriev A-50/Beriev A-50M/Beriev A-50I/Beriev A-50E هواپیمای هشدار زود هنگام هوابرد[/color]

[align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/ilyushin_il76_candid_l6.jpg[/img][/align]
[size=18][color=green]گونه های غیر نظامی[/color][/size]
[color=red]Il-76MGA مدل تجاری باری
Il-76MD to Il-76TD در این مدل تمامی وسایل نظامی برداشته شده است.
Il-76P / Il-76TP / Il-76TDP / Il-76MDP هواپیمای آتش نشان.1.5 تا 2 ساعت طول میکشد تا کیت تانکر به آن نصب گردد.قادر به حمل 49000 لیتر آب است که 3.5 برابر هرکولس سی-130 است.
Il-76T گونه باربری غیر نظامی.ملقب به Candid A[/color]
[size=18][color=green]نمونه های خارجی[/color][/size]
[color=red]Il-76 Phalcon برای نیروی هوایی هند است که مجهز به رادار اسرائیلی Phalcon است.
Il-76MD tanker برای نیروی هوایی عراق که قابلیت سوخت رسانی هوا به هوا دارد.[/color]
[color=red]KJ-2000 نمونه چینی A-50 است و هم اکنون در خدمت نیروی هوایی خلق چین است.به رادار آرایه فازی فعال AESA که توسط چین تولید شده مجهز شده است[/color]
[color=red]عدنان 1 و عدنان 2 اواکس های عراقی دارای رادار Thomson-CSF Tiger G با برد 350 کیلومتر که یکی از آنها در جنگ خلیج فارس نابود شد اما دو فروند دیگر به ایران فرار کردند(عدنان 1 و عدنان 2).یکی از آنها به سیمرغ تغییر نام داد و در 22 سپتامبر 2009 در رژه ی ارتش سقوط کرد.دیگری نیز فعلا در شرایط پروازی نیست[/color]
[size=18]
[align=center][color=green]ایلوشین های ایران[/color]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1693292.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1559177.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1527611.jpg[/img][/align]
[color=green]مشخصات کلی :[/color][/size]
[color=red]کشور سازنده : اتحاد جماهیر شوروی
سال ورود به خدمت : 1974
خدمه : 7 نفر
طول : 46.59 متر
فاصله نوک دو بال : 50.5 متر
ارتفاع : 14.76 متر
وزن : 75 تن
وزن با حداکثر بارگذاری : 190 تن
پیشرانه : 4 عدد موتور جت توربوفن مدل Soloviev D-30KP با حداکثر توان 472 کیلو نیوتون
حداکثر سرعت : 850 کیلومتر در ساعت
برد (با حمل 20 تن بار) : 7300 کیلومتر
برد (با حداکثر بارگذاری) : 3650 کیلومتر
حداکثر بارگذاری: 50 تن[/color]

[url=http://www.aerospacetalk.ir/vb/showthread.php?t=33460]منبع[/url]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون از مقاله .
هواپیمایی یاس هم از این نوع هواپیما استفاده می کنند .
نمیدانید سپاه از این هواپیما دارد ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]ممنون از مقاله .
هواپیمایی یاس هم از این نوع هواپیما استفاده می کنند .
نمیدانید سپاه از این هواپیما دارد ؟[/quote]

در حال حاضر بنابر گزارشات ، سپاه پاسداران حداقل 2 تا 3 هواپیمای ترابری IL-76 در اختیار دارد . در سال 1381 یکی از IL-76 های سپاه پاسداران به دلیل پرواز در ارتفاع پایین (خطای خدمه) دچار سانحه شد و از بین رفت . در جریان اتش سوزی سال گذشته ی جنگل های گلستان ، از کاندید های سپاه در نقش اطفای آتش سوزی گلستان استفاده شد . پس از این آتش سوزی ، دو فروند از IL-76 های سپاه پاسداران به مخازن حمل آب 40 تنی و تجهیزات اطفای حریف مجهز شدند .

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/54_891118_L600.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_54_891118_L600.jpg[/img][/url]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جدا از كاربري اين هواپيما ظاهربسيار زيبايي هم داره .
تقريبا همه نوع كاربري رو ميشه براي اون متصور بود . كه انواع اون در نوشته هاي بالا قابل مشاهده است .
يا علي

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اون كابين شيشه اي دماغه مگه مال بمب افكن هاي قديمي نيست؟چرا واسه اين گذاشتن؟منظورم اون پنجره هاي پايينه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام

در مورد زیبا بودنش باهاتون موافقم ...


قیمتش چنده ...


یه سوال > یعنی دیگه ازش تولید نمی کنند icon_rolleyes

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote] در سال 1381 یکی از IL-76 های سپاه پاسداران به دلیل پرواز در ارتفاع پایین (خطای خدمه) دچار سانحه شد و از بین رفت [/quote]

سانحه شهدای غدیر در بهمن ماه 81

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]سلام

در مورد زیبا بودنش باهاتون موافقم ...


قیمتش چنده ...


یه سوال > یعنی دیگه ازش تولید نمی کنند[/quote]

با سلام قیمت هر فروند این هواپیما در نمونه های جدید در حدود 50 میلیون دلار و دیگر هم تولید نمیشه یا حداقل تولید این هواپیما برای یک مدتی است که متوقف شده
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اين از همون هواپيماهاي نيست كه چند وقت پيش در روسيه ي
سقوط كرد؟
ظاهر زيبايي داره و خوبيش اينه كه ميشه ازش در موارد بسيار زيادي استفاده كرد. ترابري، سوخت رسان، آواكس ، حمل ونقل مسافر و ....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]اين از همون هواپيماهاي نيست كه چند وقت پيش در روسيه ي
سقوط كرد؟
ظاهر زيبايي داره و خوبيش اينه كه ميشه ازش در موارد بسيار زيادي استفاده كرد. ترابري، سوخت رسان، آواكس ، حمل ونقل مسافر و ....
[/quote]

احتمالا از انواع مسافربری بوده نه این مدل

از جمله ماموریت های قابل توجه این مدل برای ایران ارسال محموله دارویی و غذایی به سومالی بود

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]سلام

در مورد زیبا بودنش باهاتون موافقم ...


قیمتش چنده ...


یه سوال > یعنی دیگه ازش تولید نمی کنند[/quote]

با سلام قیمت هر فروند این هواپیما در نمونه های جدید در حدود 50 میلیون دلار و دیگر هم تولید نمیشه یا حداقل تولید این هواپیما برای یک مدتی است که متوقف شده[/quote]

تولید این هواپیما متوقف نشده ، فقط بخاطر برخی مسایل انتقال خط تولید و محدودیت های کارخانه ی هواپیماسازی Chkalov مستقر در تاشکند ازبکستان که تنها شرکت اصلی مونتاژ هواپیماهای ترابری IL-76 تا سال 2007 بود و در زمان شوروی پایه گذاری شد ، کند شده . بعد از سفارش 1.5 میلیارد دلاری ارتش چین در سال 2006 برای خرید 34 فروند هواپیمای ترابری IL-76 و 4 فروند سوخترسان IL-78 ، مشخص شد که شرکت ازبکستانی توانایی بر عهده گرفتن این سفارش را ندارد . بهمین دلیل مسکو تصمیم گرفت خط تولید این هواپیما رو از ازبکستان به روسیه انتقال بده .

در حال حاضر روند انتقال خط مونتاژ اصلی IL-76 از کارخانه ی Chkalov به کارخانه ی Aviastar-SP (تحت سرپرستی شرکت Ilyushin) مستقر در منطقه ی Ulyanovsk در روسیه مرکزی در حال انجام هست که طبق برنامه ریزی ، تا سال 2012 ، خط تولید اصلی هواپیمای فول مونتاژ در کارخانه ی Aviastar-SP عملیاتی خواهد شد و کارخانه ی Chkalov با پیوستن به مجموعه ی کارخانه های هواپیماسازی روسی ، به کارخانه ی تولید قطعات یدکی هواپیمای IL-76 تبدیل میشود . با این حال ، تولید Il-76 در جریان انتقال خط تولید متوقف نشده است .

[img]http://www.aviastar-sp.ru/aviastar_ru/images/logoavia_ru.gif[/img]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]تولید این هواپیما متوقف نشده ، فقط بخاطر برخی مسایل انتقال خط تولید و محدودیت های کارخانه ی هواپیماسازی Chkalov مستقر در تاشکند ازبکستان که تنها شرکت اصلی مونتاژ هواپیماهای ترابری IL-76 تا سال 2007 بود و در زمان شوروی پایه گذاری شد ، کند شده . بعد از سفارش 1.5 میلیارد دلاری ارتش چین در سال 2006 برای خرید 34 فروند هواپیمای ترابری IL-76 و 4 فروند سوخترسان IL-78 ، مشخص شد که شرکت ازبکستانی توانایی بر عهده گرفتن این سفارش را ندارد . بهمین دلیل مسکو تصمیم گرفت خط تولید این هواپیما رو از ازبکستان به روسیه انتقال بده .

در حال حاضر روند انتقال خط مونتاژ اصلی IL-76 از کارخانه ی Chkalov به کارخانه ی Ulyanovsk (تحت سرپرستی شرکت Ilyushin) در حال انجام هست که طبق برنامه ریزی ، تا سال 2012 ، خط تولید اصلی هواپیمای فول مونتاژ در کارخانه ی Ulyanovsk عملیاتی خواهد شد و کارخانه ی Chkalov با پیوستن به مجموعه ی کارخانه های هواپیماسازی روسی ، به کارخانه ی تولید قطعات یدکی هواپیمای IL-76 تبدیل میشود . با این حال ، تولید Il-76 در جریان انتقال خط تولید متوقف نشده است .[/quote]

این تولید نصف و نیمه و محدود که تولید نیست هر موقع کارخانه جدید را ساختن بعد میشه تولید درست وحسابی در متن هم به همین دلیل توقف تولید گفته شد چون تولید ناچیزه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
میگم یک نکته چرا اینقدر حادثه هوایی تو ایران زیاده این چیز ها رو که روسها می دادند تا چند وقت پیش خیلی هم قدیمی نیستن

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط KOLAHSABZ
      قهرمان جنگ ملقب به «گرگ آسمان»


      سرتیپ خلبان علی اشرف بهرامی پناه در دوران جنگ ملقب به گرگ آسمان و از مجاهدان سال‌های دوران دفاع مقدس بود.


      او تنها شاگرد ممتاز ، تمام دوره های حرفه ای آکادمیک خلبانی ایالات متحده امریکا با نمره شگفت انگیز 100 Perfect بوده و تنها کسی است که از استاد سختگیر امریکا James Silicon نمره 100 گرفته است.



      پس از رد کردن پیشنهاد ایالات متحده امریکا مبنی بر اقامت و دریافت امتیازات بسیار در آن کشور به ایران باز می گردد.
      او دارنده رکورد بیشترین ساعات انجام عملیات جنگی در زمان 8ساله ی جنگ بدون کوچکترین صدمه است. همچنین یکی از دارندگان با ارزشترین عنوان خلبانی و رزم خلبانی یعنی “TOP GUN" تاریخ نیروی هوایی ایران است.
      دارنده دومین رکورد ساعت‌های پرواز پیاپی بدون توقف عملیاتی در جنگ که پس از زدن این رکورد بسیار سخت و سنگین 40% شنوایی گوش راست خود را از دست داد.
      منبع:
      فاتحان _ پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس

    • توسط hans
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/normal_McDonnell-Douglas-F-4E-IIAF-2_unknown.jpg

      درسال 1328 در روستای "بصل کوه" شهرستان رامسر، در خانواده "خلعتبری مکرم" پسری به دنیا آمد که نام او را حسین گذاشتند و به راستی این نام برازنده او بود. کسی که بعدها در بین بعثیون به "حسین ماوریک" شکارچی ناوهای اوزای عراقی معروف شده بود و برای خود او یا پیکرش، جایزه تعیین کرده بودند. شخصی که مهارت او در خلبانی و شلیک موشک ماوریک (نوعی موشک هوا به سطح) در نیروی هوایی شهره بود.
      حسین دوران کودکی و جوانی را در رامسر سپری نمود و بعد از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در سال 1349 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد.
      پس از گذراندن دوران سربازی، در سال 1351 به دلیل علاقه وافری که به فن خلبانی داشت وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و بعد از گذراندن دوره مقدماتی، پرواز جهت طی نمودن دوره پیشرفته به کشور آمریکا اعزام شد.
      قبل از سفر به آمریکا، حسین خلعتبری به دیدار خانواده می شتابد و به مادرش وکالت می دهد که:
      "مادر تمام حقوق ماهیانه‌ام را براى رفع مشکلات نیازمندان هزینه کن"
      در کشور آمریکا حسین ابتدا دوره خود را در دانشگاه شپارد آغاز کرد و سپس به دانشگاه تگزاس منتقل شد.
      استعداد خیره کننده او در یاد گیری و درپی آن هدایت هواپیما، باعث شده بود به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شود و نام او را تمامی اساتید به عنوان یک دانشجوی برجسته بر زبان آورند.
      در همین حین حسین به خاطر مهارت خاصی که درخلبانی داشت، دوره شلیک موشک ماوریک که یک موشک هوا به سطح است و به وسیله آن می توان انواع شناورها را هدف قرار داد، را با موفقیت طی کند.
      سرانجام دوره خلبانی حسین پایان می یابد و او با دریافت گواهینامه خلبانی در هواپیمای اف 4 به ایران باز می گردد و در پایگاه ششم شکاری بوشهر با درجه ستواندومی مشغول به خدمت می شود
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/21dpzpd.jpg
      با شروع جنگ، ببر مازنداران به دشمن می تازد
      در 31 شهریور ماه سال 1359 کشور بعثی عراق با تهاجمی همه جانبه به ایران حمله می کند. نیروی هوایی عراق در اولین ساعات بعدازظهر همین روز 10 مرکز مهم نظامی از جمله پایگاه های هوایی ایران را به شدت بمباران می کند و در خیال خود این گونه می پندارد که نیروی هوایی ایران را به طور کامل از بین برده است.

      البرز، ضرب شست حسین و یارانش در کم تر از دو ساعت
      بلافاصله بعد از حمله عراقی ها، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران دست به کار شده و ترتیب انجام دو عملیات را در همان روز می دهد که بر اساس آن یکی از عملیات ها با رمز البرز به پایگاه هوایی بوشهر می رسد.
      تعدادی از بهترین ها انتخاب می شوند که حسین یکی از آنهاست. 4 فروند فانتوم مسلح به خلبانی تعدادی از بهترین های نیروی هوایی از جمله شهیدان:
      شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری، شهید سرلشکر خلبان سیدعلیرضا یاسینی، شهید سرلشکر خلبان داوود اکردای، شهید سرگرد خلبان حسن طالب مهر و تعدادی دیگر از تیزپروزان نیروی هوایی به پرواز در می آیند.
      هدف پایگاه شعیبیه در استان بصره بود. با رسیدن به هدف، حسین با مهارت خاصی که در شیرجه زدن با هواپیما دارا بود تمامی اهداف از پیش تعیین شده را بمباران می کند و سالم بازمی گردد.

      حمله 140 عقاب به عراق
      در روز یکم مهر ماه سال 1359 عملیات گسترده ای از سوی نیروی هوایی با نام کمان -99 آغاز می شود که طی آن 200 فروند هواپیما به پرواز در می آیند و 140 فروند از مرز عبور کرده و به عراق حمله می کنند.
      در این عملیات باز هم حسین نقش عمده ای دارد. او از پایگاه ششم شکاری به پرواز درآمده و به عنوان فرمانده یک دسته 8 فروند به بغداد حمله می کند. مانورهای عالی از میان ساختمان ها و پرواز با ارتفاع بسیار پایین او و تعدادی دیگر از خلبانان در شهر بغداد، باعث می شود خبرگزاری ها لب به تحسین از مهارت خلبانان ایرانی باز کنند.
      2 روز بعد از این عملیات از سوی روزنامه کیهان با حسین مصاحبه شد و او این گونه گفت:
      "خلبانان نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران عملا ثابت کردند که از هیچ صدامی واهمه ندارند و روحیه شان بسیار عالی است. ایشان در مورد نبرد با عراق گفتند: از چندی پیش هواپیماهای عراقی به خاک ما تجاوز می کردند و ما تنها به تعقیب آنها می پرداختیم ولی بعد از آن به ما ماموریت هایی داده شد که پایگاه های نظامی عراق را بمباران کنیم و این پایگاه ها درست در قلب عراق قرار داشتند و ما ماموریت خود را با نهایت موفقیت بدون این که کوچک ترین ضربه ای به ما وارد شود، در خاک عراق انجام دادیم. ایشان همچنان یادآور شدند در حمله روز یکم مهر ماه (کمان99) مواضع حساس و مهم عراق در چند منطقه از جمله بغداد، بصره، ام القصر و... منهدم شد و این ضربه محکمی بود که بر ارتش عراق وارد کردیم ."
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/21dpw9g.jpg
      حسین خود درباره این عملیات چنین می گوید:
      اولین ماموریت برون مرزی من به عنوان خلبان، اول مهرماه سال 59 بود. (شهید خلعتبری در عملیات روز 31 شهریور به عنوان کمک یا همان افسر ناوبری شرکت کردند )، پس از بمباران مهرآباد توسط عراق، به ما دستور داده شد بلافاصله با هشت فروند هواپیما به بغداد حمله کنیم. در طول مسیر در هر پنج مایل ما را هدف قرار می دادند و به طرف ما موشک می زدند ولی ما همچنان در دل آسمان پیش می رفتیم تا سرانجام به هدف رسیدیم و پایگاه « الرشید» و « المثنی» را در قلب بغداد درهم کوبیدیم. خاطره جالب من در این ماموریت دیدن یک گنبد طلائی در بخش جنوبی بغداد بود. از طریق رادیو به هواپیماهای همراه گفتم من یک گنبد طلائی می بینم. جناب سرهنگ "محققی" در جوابم گفتند: زیارتتان قبول، آن جا مقبره امام موسی کاظم (ع ) است.
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/0000khalatbery.jpg
      ماموریت، پایگاه شعیبه
      ماموریتی برای انهدام تاسیسات پایگاه شعیبه به پایگاه ششم شکاری محول شد. خلعتبری برای این ماموریت انتخاب می شود. ماموریت را با موفقیت انجام می دهد و خسارات جبران ناپذیری به پیکره بعثیون وارد می کند. در راه بازگشت خلبان کمک می گوید:
      - حسین، مثل این که نوک مگسک این موشک ها کج است.
      شهید خلعتبری می گوید:
      - چطور؟
      و کمک جواب می دهد: تا حالا 28 موشک برای ما شلیک کرده اند ولی هیچ کدام به ما اصابت نکرده است. واقعا معجزاتی بوده که ما شاهدش بوده ایم.

      حماسه هفت آذر 59 ( مروارید)
      در روزهای ابتدایی آذر ماه سال 1359 طبق هماهنگی های به عمل آمده از سوی نیروهای هوایی و دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، قرار می شود در روز هفتم آذر ماه، نیروی دریای و هوایی به دو اسکله البکر و الامیه حمله کنند.
      روز عملیات فرا می رسد و حسین این دلاور مازنی، سواربر اسب آهنین خود می شود و به همراه تعدادی دیگر از خلبانان شجاع نیروی هوایی همچون شهید سرلشکر خلبان عباس دوران و شهید سرلشکر خلبان سیدعلیرضا یاسینی در دل آسمان جای می گیرند.
      این جاست که حسین کاری می کند که تا مدت ها حتی بعد از شهادتش افسران نیروی هوایی و دریایی عراق از شنیدن نام او لرزه به اندام شان می افتاد.
      پرواز آغاز شده و حسین با مانورهای دیدنی، خود را در بهترین موقعیت ها قرار می دهد و یکی پس از دیگری ناوچه های عراقی را غرق می کند.

      شهید سرلشکر خلبان یاسینی در این خصوص این گونه نقل می کند:
      در قسمتی از این عملیات چند فروند از ناوچه های اوزای عراقی از ترس شکارنشدن توسط خلبانان شجاع نیروی هوایی در کنار کشتی های تجاری پنهان شده بودند که خلبانان ما متوجه آنها می شوند. با هماهنگی انجام شده توسط خلبانان قرار شد یک سری از طرف خاک کویت و یک سری هم از دهانه فاو و خور جلوی ناوچه های اوزا را بگیرند. درحالی که مشغول بررسی موضوع بودیم، خلبان کابین عقب من را متوجه ناوچه اوزای عراق کرد که به آرامی از بغل یک کشتی تجاری جدا شده و به سمت دهانه خور درحال حرکت بود. به طرفش شیرجه می رفتم که ناوچه اوزا متوجه حضور من شد و بلافاصله خود را به کشتی بازرگانی رساند. در همین حین شهید خلتعبری فریاد زد:
      - رضا ناوچه را در رادار دارم و آماده شلیک موشک به آن هستم.
      که در جوابش گفتم:
      - دقت کن طوری بزنی که آسیبی به کشتی تجاری وارد نشود. زیرا ممکن است بهانه دست سایر کشورها بیفتد و بگویند که ایران کشتی های تجاری را در خلیج فارس هدف قرار می دهد.
      شهید خلعتبری اطمینان داد که ناوچه را طوری بزند که هیچ آسیبی به کشتی تجاری نرسد و سپس با یک فروند موشک ماوریک، چنان دماغه ناوچه را زد که چندین متر آن را از کشتی تجاری جدا کرد و آن را به قعر آب های خلیج فارس فرستاد. که به شوخی به او گفتم:
      - حسین لقمه آماده مرا گرفتی. آماده باش تا برای هدف بعدی بریم.
      همین طور ادامه دادیم. هدف بعدی ایستگاه راه آهن ام القصر بود که به همراه شهید خلتعبری آن جا را به تلی از آتش تبدیل نمودیم.
      شهید خلتعبری به همراه دیگر خلبانان شرکت کننده در این عملیات توانستند ناوهای اوزا، ناوهای مین جمع کن، ناو نیروبر و چندین اژدر افکن به ارزش کلی 240 میلیون دلار را هدف قرار دهند و نیروی دریایی عراق را منهدم کنند. بعد از این عملیات بود که به شهید خلعتبری لقب "حسین ماوریک" شکارچی ناوهای اوزا را دادند.
      لازم به ذکر است که در این عملیات شهید خلتعبری به همراه شهیدان یاسینی و دوران، در مجموع بیش از 25 سورتی پرواز عملیاتی داشتند که این تعداد پرواز فقط از عهده خلبانان ماهری همچون این شهیدان بزرگ بر می آمد.
      بر اساس گفته کارشناسان، شهید حسین خلعتبری در استفاده از هواپیماى اف 4،‌ انجام مانورها و عملیات‌ جنگی،‌ انهدام هدف و شلیک موشک ماوریک همتا نداشت. به قدری مهارت داشت که در هر شیرجه به چندین هدف می توانست حمله کند.
      بعد از پایان این عملیات، با توجه تخصصی که حسین در شلیک موشک ماوریک از خود نشان داد، مدتى را در هوانیروز جهت آ‌موزش خلبانان بالگرد جنگنده‌ کبرى براى شلیک و کاربرد موشک ماوریک سپرى کرد.

      حسین خود درباره این عملیات این چنین می گوید:
      شهید یاسینی به اتفاق ناخدا بزرگی به سراغم آمدند. شهید یاسینی گفت:
      - خلعتبری، می خواهم بروی زیر آب !!
      بلند شدم و به طرف اسکله «البکر» و «الامیه» پرواز کردم. در همین زمان جناب همتی فرمانده شهید ناوچه «پیکان» فریاد می زد:
      - ای هابیلیان آسمان، در 12 مایلی ما چهار فروند ناوچه عراقی مشاهده می شود نابودشان کنید.
      به محض شنیدن صدا، به طرف آن سمت گرفتیم. دیدم سه فروند ناوچه اوزا و یک فروند اژدر افکن عراقی به حالت تدافعی موضع گرفته اند تا از خودشان دفاع کنند. هواپیماهای عراقی نیز در همه جا پخش بودند ولی جرات نزدیک شدن به ما را نداشتند. به محض این که روی ناوچه های عراقی شیرجه رفتم، یکی از ناوچه ها یک موشک به طرف ناوچه ایرانی هدف گیری کرد. به ناوچه خودی گفتم:
      - مواظب خودتان باشید.
      و بلافاصله دو فروند موشک به طرف ناوچه های عراقی رها کردم. تصمیم گرفتم دو فروند دیگر موشک رها کنم ولی آنها درحال غرق شدن بودند. موشک ها را بر روی دو فروند دیگر فرستادم و سریع برگشتم و با رادیو پیام دادم که هواپیماهای گشت ضدسطحی فورا به منطقه بیایند و گفتم یک ناوچه مانده بروید و کارش را تمام کنید.
      سروان ساجدی بود که با وجود درد شدید کمر و گردن، علاوه بر آن ناوچه، سه فروند دیگر از ناوچه های عراقی را منهدم کرد.
      افتخار می کنم که مردانه جنگیدیم. در آشیانه می خوابیدیم تا لحظه ای که نیاز باشد آماده باشیم.

      در این عملیات هواپیمای خود را تعویض و دوباره پرواز می کرد
      امیرسرتیپ خلبان "عباس جلالی یار" درباره این شهید و عملیات مروارید می گوید:
      از ویژگی های این شهید بزرگوار این بود که به ایشان می گفتند: «قاتل اوزا» حالا نمی دانم چقدر شما از ناوچه های اوزا عراق اطلاعات دارید. از آن قایق های موشک اندازی بود که به علت برد بلند موشک و قابلیت مانورش، به راحتی ناوهای ما را در خلیج فارس مورد هدف قرار می داد.
      این شهید بزرگوار آن زمان که در بوشهر خدمت می کرد و زمان عملیات از هواپیمای خودش پیاده می شد و سوار هواپیمای دیگر می شد و با موشک های "ماوریک تلویزیونی" این ناوها را مورد هدف قرار می داد و به همین سبب بنام قاتل اوزا معروف شد.
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/0khalatberi.jpg
      حمله به اچ 3 بی نظیر ترین حمله هوایی و حضور پر رنگ حسین
      در اواخر سال 1359 با توجه به این که عراق تمامی هواپیماهای ذخیره خود را به دلیل سالم ماندن از حملات تیزپروازان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه پایگاه های الولید در نزدیکی مرز اردن انتقال داده بود، نیروی هوایی تصمیم می گیرد که این پایگاه ها را به هر طریق ممکن هدف قرار دهد. طرح اولیه آماده می شود و تعدادی از برجسته ترین خلبانان نیروی هوایی برای این عملیات انتخاب می شوند و دلیل آن این بود که اگر فرمانده دسته پروازی مورد هدف قرار گرفت، خلبانان حاضر مهارت این را داشته باشند که خود هدف را پیدا و آن را منهدم کنند.
      پس جمعی از بهترین ها انتخاب شدند که در بین آنها نام حسین خلعتبری نیز به چشم می خورد.
      سرانجام روز پانزدهم فروردین ماه سال 1360 تعداد 8 فروند هواپیمای فانتوم از پایگاه هوایی همدان به پرواز در آمدند و با چهار بار سوخت گیری هوایی و طی مسافتی بالغ بر 1000 کیلومتر، پایگاه های الولید را بمباران کردند و همگی سالم برگشتند.
      نقش حسین در این عملیات هم خیره کننده بود. در هنگام رسیدن به یکی از پایگاه ها، حسین خلعتبری ارتفاع را زیاد می کند و با شیرجه ای زیبا و مانورهای پی در پی تمامی بمب های خود را بر روی اهداف فرو می ریزد و افتخار دیگری برای خود و میهن عزیزمان خلق می کند.
      ماموریت، زدن پل العماره
      از سوی فرماندهی به پایگاه ششم شکاری ماموریت داده می شود تا پل العماره را بزنند. خلعتبری و چند تن از خلبانان شجاع این پایگاه انتخاب می شوند. پل درست وسط شهر بود. خلعتبری وقتی روی پل می رسد، حملات ضدهوائی دشمن به اوج خود رسیده بود. اتومبیل های مختلف که مشخص بود شخصی است، روی پل درحال حرکت بودند. او با قبول خطر دور می زنند و پس از عبور آنها، پل را منهدم می کنند. وقتی از او سوال کردند که چرا چنین کردی؟ گفت:
      - فرزندی یک ساله ای دارم، یک لحظه احساس کردم که ممکن است توی ماشین بچه ای مثل «آرش» من باشد. چطور قبول کنم که پدری بچه سوخته اش را در آغوش بگیرد؟

      بچه سوخته دزفولی
      یادم نمی رود در دزفول بودم. زن لری بچه سوخته اش را گذاشت بغل من و گفت:
      - بی غیرت تو خلبان مائی؟ بگیر!!
      خواستم به او بگویم مادر! ما بی غیرت نیستیم ولی اسلام به ما اجازه چنین کارهائی را نمی دهد لکن دیدم زن خیلی عصبانی است.
      هنگامی که خبر سقوط خرمشهر را شنیدم و مطلع شدم که به پیرها و بچه ها رحم نکرده و به زن ها هم تجاوز کرده اند، به خدای لایزال و به شرفم قسم خوردم که این بار اگر وارد خاک عراق شدم شهرک «صفوان» را درهم بکوبم ولی وقتی وارد خاک عراق شدم، ابتدای شهر یک مدرسه بود. با چشم خود دیدم مادری بچه اش را در زیر شکم گرفت و روی بچه خوابید در همان لحظه به خود آمدم و بمب هایم را رها نکردم. وقتی رد شدم از شدت خشم چند فشنگ هوائی خالی کردم و به سمت گمرک صفوان پرواز کردم و کامیون های حامل مهمات را منهدم نمودم.
      با این که بیش از هفتاد مرتبه به خاک عراق حمله کرده ام، ولی قانع نیستم. من باید بجنگم و مرگ برای من افتخار است. در وصیت نامه ام هم ذکر کرده ام که در ولایت خودمان «شیرود» کوهی است که می گویند «میرزا کوچک خان» در آن جا علیه روسیه می جنگیده است. اگر افتخار شهادت پیدا کردم، آن چه از من باقی ماند حتی اگر ذره ای از گوشت بدنم باشد، را در کنار قله آن کوه دفن کنید تا روح من هم پاسدار این مرزوبوم باشد.

      نماینده ایران در دادگاه لاهه
      مدتی از جنگ گذشته بود که خلتعبری برای دفاع از حقوق ایران که درگیر جنگی ناخواسته شده بود، به عنوان نماینده ویژه ایران در دادگاه بین المللی لاهه حضور می یابد تا در برابر دولتمردان غربى و عربى، از حقوق کشور عزیزمان دفاع کند و در این امر خطیر با ابتکار عملى که در آن جا بروز داد، حقانیت ایران را در جنگ ثابت کرد.
      با وجود این که مدت ماموریت او در دادگاه لاهه 2 ماه بود، به همه وعده‌ها و وسوسه‌هاى سران کشورهاى آمریکا و انگلیس پشت پا زد و ادامه امور را به کاردار ایران در سوئیس سپرد و پس از 15 روز به کشور بازگشت و در پاسخ به این سوال که چرا تا پایان ماموریت در آن جا نمانده است، می گوید:
      - نمی توانم شب‌ها و روزها را در سوئیس با آرامش طى کنم درحالی که جنگنده‌هاى دشمن آرامش را از هموطنانم گرفته‌اند.

      دولتمردان عراق با بودن او آرامش ندارند
      حسین بلافاصله بعد از بازگشت به ایران پروازهای جنگی خود را از سر می گیرد.
      با توجه به مهارت او در اکثر عملیات به عنوان فرمانده دسته پروازی به دفاع از میهن می پردازد.
      تاسیسات نفتی، یگان‌هاى دریایی،‌ پل الاماره و پالایشگاه کرکوک بارها توسط او مورد حمله و تخریب قرار گرفت که تنها قسمتی از دلاوری های این مرد بزرگ است.

      ماموریت حیاتی
      از سوی فرماندهی نیروی هوایی ماموریتی به پایگاه ابلاغ می شود و خلعتبری برای انجام این ماموریت انتخاب می شود. ماموریت بدین شکل بود که:
      هدفی پشت سر نیروهای پشتیبانی عراق بمباران شدید شود. ماموریت حیاتی بود. جنگنده ها می بایست 460 مایل از وسط پدافند قوی عراق در ارتفاع بالا پرواز کنند. در حین ماموریت لحظه به لحظه به سمت اف 4 های نیروی هوایی موشک می زدند. فانتوم ها درست روی هدف رسیده بودند که ناگهان یک موشک سام ـ 6 از بالای کاناپی خلعتبری رد شد. هواپیما لرزید. در وسط نیروهای عراقی تعدادی از خانه های متحرک دیده می شود. خلعتبری متوجه این خانه ها می شود و گویا به او الهام شده بود که این خانه ها را بزند. هدف بمباران تانک های دشمن بود ولی خلعتبری ارتفاع هواپیما را زیاد می کند و در یک آن به سمت خانه ها شیرجه می رود. با توجه به مهارتی که او در این کار داشت، خانه ها را هدف گرفته و دقیقا با یک شیرجه تمام آنها را منهدم می کند. در این هنگام ساعت شش و نیم صبح را نشان می دهد. خلعتبری بلافاصله بعد از ماموریت با سرعت به پایگاه برمی گردد و در گزارش پس از پرواز خود این گونه می نویسد که تعدادی از خانه های متحرک را دیدم و بجای اهداف از پیش تعیین شده آنها را مورد هدف قرار دادم. روز بعد از اطاق ویژه اطلاع دادند که:
      - به خلعتبری بگوئید دیدت عالی بود. زمانی که آن جا را زدی 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی داخل این خانه ها بودند که به درک واصل شدند.

      پزشکان: نباید پرواز کنی
      هید خلعتبری در طول حضورش در دوران جنگ تحمیلى بیش از 70 پرواز برون ‌مرزى برفراز خاک دشمن انجام می دهد. البته این فقط پروازهای عمقی به خاک عراق می باشد و پروازهایی که او بر روی خلیج فارس از جمله در عملیات مروارید انجام می داد، بسیار بیشتر از این تعداد می باشد .
      با این که پزشکان او را به خاطر پروازهاى متعدد و پى ‌در پى و فشارهایى که بر جسم او وارد شده بود از ادامه پرواز منع کرده بودند، اما خلعتبرى کسى نبود که جسمش را بر خاک و مردم کشورش ترجیح دهد و از این رو توصیه پزشکان و فرماندهان جنگى‌اش را براى توقف پروازهاى جنگى نپذیرفت.

      خلعتبری در یکی از مصاحبه‌هاى خبرى این گونه می گوید:
      - اینها را مى‌گویم که تاریخ بنویسد و آیندگان بدانند که ما در اوج مظلومیت جنگیدیم و هیچ باکى نیست اگر یک میلیون نفر از ما شهید شوند. اگر خود و فرزندان مان هم کشته شویم بازهم تسلیم نمى‌شویم تا دنیا بفهمد ایرانى با غیرت هرگز در مقابل تجاوز سکوت نمى‌کند و تا نابودى متجاوز دست از دفاع نمى‌کشد.

      مردم قطب اصلی جنگ هستند
      مردم قطب اصلی جنگ هستند. یادم هست که در بوشهر به گردان تلفن زدند که یک پیرزن آمده و اصرار دارد خلبان ها را ببیند. وقتی به گردان آمد، چهار عدد تخم مرغ که کل موجودی او بود به همراه داشت و با لهجه بوشهری می گفت:
      - اینها را آورده ام که خلبان ها بخورند و چاق شوند و خوب بجنگند.
      پیرمرد روستایی دیگری تنها گوساله اش را آورده بود و در جلوی هواپیما سر برید. به قول یکی از نویسندگان، ملت ها را باید همیشه در جنگ شناخت و من در این جنگ واقعا ملت خودم را شناختم که چقدر فداکار و ایثارگرند.
      اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم.

      خنده از روی لب هایش محو نمی شد
      سرتیپ "قاسم محمد امینی" درباره او می گویند:
      - خنده هیچ وقت از روی لب های شهید خلعتبری محو نمی شد. در بدترین شرایط به همه روحیه می داد. هر وقت که به مازندارن سفر می کرد، در هنگام بازگشت صندوق ماشینش را پر از میوه های فصل مثل پرتقال و نارنگی می کرد و به پایگاه می آورد. سهم همه را می داد. از نگهبانی شروع می کرد و میوه می داد ودر آخر کمی برای خودش می ماند. وقتی در پایگاه همدان بودیم، به رودخانه های اطراف پایگاه می رفت و ماهی صید می کرد. ماهی های بزرگ تر را بین فقرا تقسیم می کرد. ماهی های کوچک تر را به خانه می برد و یا به پایگاه می آورد.

      قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود
      تعطیلات نوروز سال 1364 در پیش است، ولی گویا حسین هوس سفری دیگر را در سر دارد. او در پایگاه می ماند و به زادگاهش نمی رود. در جواب دوستانش هم که می گویند چرا به دیدن خانواده نمی روی؟ می گوید:
      - در این شرایط بحرانی مردم هر لحظه به کمک ما نیاز دارند. وجدانم اجازه نمی دهد که این مردم را تنها بگذارم.
      روز یکم فروردین ماه سال 1364، خلعتبری و ستوان محمد زاده به عنوان شیفت آلرت پایگاه سوم شکاری همدان هستند. ناگهان صدای آژیر بلند می شود و در پایگاه اعلام اسکرامبل (حالت آماده باش) می شود.
      حسین خلعتبری مکرم به همراه کمک خود ستوان "عیسی محمدزاده عروس محله" یا یک فروند هواپیمای فانتوم دی با نام رمز سلیمان 31 برای مقابله با هواپیماهای دشمن به پرواز در می آید. در کردستان در منطقه سقز با دو فروند میگ 23 عراقی و یک فروند میگ 25 عراقی درگیر می شود. سریعا به سمت یکی از هواپیما گردش کرده و به پرواز ادامه می دهد و در ارتفاع 35000 پایی یکی از میگ های 23 را مورد هدف قرار می دهد که پس از برخورد موشک، میگ منهدم می شود. در همین حین از ایستگاه های رادر زمینی مرزی به اطلاع خلعتبری می رسانند که یک فروند میگ 25 پی دی، در تعقیب آنها می باشد. در این نبرد که حتی تعقیب و گریز آن نابرابر می باشد، میگ 25 اقدام به شلیک یک تیر موشک r-40 می کند موشک با فانتوم برخورد می کند. ستوان محمد زاده موفق می شود اجکت کند و به سختی از ناحیه دست راست آسیب می بیند و توسط نیروهای امداد و نجات نیروی هوایی نجات پیدا می کند. ولی سرلشکر خلبان حسین خلعتبری فرصت اجکت پیدا نمی کند و بدین شکل قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود و به معراج ابدی می رود.
      بدن قطعه قطعه شده اش را همچون رهبر و مولایش حضرت حسین بن علی (ع) به عنوان سند افتخاری به این امت همیشه بیدار تقدیم می کند و پیکر مطهرش در میان اندوه انبوه کثیری از مردم منطقه که می گفتند تاکنون در منطقه سابقه نداشته تشییع شد و طبق وصیت خودش در قله میرزا کوچک خان (گلزار چهل شهیدان رامسر) به خاک سپرده می شود تا آن گونه که خود می خواست، روحش نیز پاسدار مرز و بوم وطن اسلامی مان باشد.
      از این شهید بزرگوار دو فرزند به یادگار مانده است.
      تلویزیون عراق با اعلام این خبر با آب و تاب اعلام کرد که موفق شده یکی از بهترین خلبانان ایرانی را از بین ببرد (شهید کند). ولی آنها نمی دانستند که با شهید شدن خلعتبری و خلعتبری ها، هزاران خلعتبری دیگر از بین مردم سلحشور ایران به پا می خیزد و سلاح بدست می گیرد و علیه آنها دلاورانه می جنگند که این چنین هم بود.

      نام او هنوز بر سر زبان هاست
      در هنگام حیات و تا مدتی بعد از شهادت در مجله‌هاى جنگى آمریکا بارها از شهید خلعتبرى به عنوان یک نابغه جنگى و خلبان توانمند درهدایت هواپیماى اف 4، در پروازها و مانورهاى حساس نظامى و عملیاتى نام برده شد.
      همچنین نام او به عنوان یکى از شاگردان موفق وممتاز دانشگاه شپارد و تگزاس در فراگیرى علوم خلبانى اف 4 طى دوران آموزشش در مصاحبه‌ها و گفتگوهاى اساتید این دانشگاه برده شد است.
      در سال 2006 یکى از مجلات جنگى آمریکا ویژه‌نامه‌اى در مورد مهارت‌هاى پروازى و ابتکار عمل‌ها و خلاقیت‌هاى شهید خلعتبرى منتشر کرد.
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/normal_okbi44.jpg
      و اما جاودانه ...
      بعد از شهادت او وقتی که وصیت نامه او قرائت شد، غیرت و دلاوری اش برهمگان دوباره اثبات شد. در این هنگام تمامی حاضرین متوجه این موضوع شدند که ایران یکی از فرزندان غیورش را از دست داده. در قسمتی از وصیت نامه این شهید بزرگوار مطلبی آمده که همه وجود و مرام و مردانگی خلعتبری در آن پیداست:
      - اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن می شویم و مرگ در این راه را افتخار می دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم.
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/hossein_khalatbari.jpg



      منبع:ساجد

      سرلشکر خلبان شهید حسین خلعتبری
      یادوخاطره ان عزیزان گرامی باد.







      luftwaffe
    • توسط F14AA
      این بار سخن از رادمردی است که در سراسر زندگی پرافتخارش چونان عقابی تیزچنگ پاسدار حریم هوایی این کشور اهورایی بود و آن زمان که روح بی قرارش راه پروازی بلندتر را در پیش گرفت، کالبد خاکیش را به آغوش گرم آبی نیلگون خلیج فارس سپرد تا ترجمان پیوندی معنادار بین آسمان و دریا باشد. او که طنین صدای مردانه اش، آرامش بخش و قوت قلب خلبانان اف-4 و اف-5 و هواپیماهای ترابری بود. عقاب سرفراز آسمان ایران زمین، سرلشکر خلبان شهید هاشم آل آقا.

      زندگی نامه

      نام: محمد هاشم

      نشان: آل آقا

      تاریخ تولد: 27 آبان 1324

      تاریخ ورود به نیروی هوایی: 1344

      تاریخ تکمیل دوره عالی پرواز در آمریکا: 1349

      شروع به خدمت به عنوان خلبان فانتوم: 1349

      اعزام به امریکا جهت طی دوره خلبانی هواپیمای تامکت: 1356

      برخی از مسئولیتهای مهم :

      1.افسر خلبان کابین جلو گروه یکم گردان 12 پایگاه یکم شکاری تهران

      2.معاونت عملیات پایگاه هشتم شکاری اصفهان

      3.معاونت عملیات پایگاه هفتم شکاری شیراز

      4.جانشین فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان

      5.طراح جنگی دفتر مخصوص نیروی هوایی

      6.مسئول پست فرماندهی معاونت عملیات نیروی هوایی

      تاریخ شهادت: 20 مرداد 1363

      محل شهادت: خلیج فارس





      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» که از خانواده‌های سرشناس شهر کرمانشاه می‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصیل خود در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر کرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقی که به پرواز داشت از این کار منصرف شد اما علاقه وافر وی به ارتش که همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد که نهایتا به جمع نیروهای مسلح بپیوندد. به دنبال آن وی پس از شرکت در آزمون ورودی، موفق به راهیابی به دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش شده و با توجه به عطش درونی‌اش در میل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضایت مادر گام بر می‌دارد.

      پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه افسری اصرار وی کارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضی می‌شود. هاشم که گویی در ابتدای راه قرار دارد با نیروی مضاعفی بلافاصله اقدام کرده و با شرکت در آزمون دانشکده خلبانی از این امتحان نیز سربلند بیرون آمده و با رسیدن به آرزوی دیرینه خود به جرگه دانشجویان خلبانی نیروی هوایی ارتش می‌پیوندد.

      با اتمام کلاسهای زمینی و آموزش مقدماتی پرواز، طبق روال آن روز نیروی هوایی برای تکمیل دانش پرواز خود راهی ایالات متحده می‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دریافت وینگ خلبانی شده و راه بازگشت به وطن را در پیش می‌گیرد.



      سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به کشور بازگشته و با امریه ستاد فرماندهی نیروی هوایی به عنوان کمک خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پایگاه هفتم شکاری شیراز منتقل می‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امریه دیگری برای ادامه انجام وظیفه به پایگاه یکم شکاری تهران فرستاده می‌شود.

      هاشم در همین سال با دختری در همان محله سکونت پدر و مادرش در شهر کرمانشاه آشنا شده و این آشنایی به ازدواج این دو ختم می‌شود. شهید محمدهاشم آل‌آقا فردی آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصی داشت و همسرش عامل اخیر را مهمترین علت ازدواجش با وی می‌داند.
      آنها زندگی مشترکشان را در تهران آغاز کرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفری طولانی می‌شوند.

      سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحدید فرماندهان وقت به همراه تنی چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هایشان برای آموزش هدایت پرنده پیچیده، انقلابی و جدید نیروی هوایی ارتش، گرومن F-14 تامکت عازم پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده در ایالت ویرجینیا می‌شوند.

      برای خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و کاربری تسلیحاتش کار آنچنان سختی نبود. زیرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا برای نیروی دریایی ایالات متحده طراحی و ساخته شده و بدیهی است که از یک استاندارد یکسان برای طراحی و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشک هوا به هوای مورد استفاده تامکت‌های ایران، فانتوم قابلیت شلیک دو موشک آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سایدوایندر) را دارد. با توجه به اینکه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگی استفاده از این دو موشک تجربه کافی و وافی داشتند، فقط می‌بایست اسلحه اصلی تامکت، موشک اسطوره‌ای هیوز AIM-54 فینیکس و رادار آن هیوز AWG-9 را به‌طور کامل بشناسند. اگر عوامل مذکور را به اضافه هوش و جسارت ایرانی کنیم می‌شود حدس زد که تمام نفرات اعزامی به راحتی بتوانند دوره خلبانی F-14 را با موفقیت و سربلندی طی کنند.

      پس از پایان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جدید جنگنده جدید در آبان 57 به سرزمین اجدادی خود باز می‌گردند. با توجه به اینکه کانون فعالیت F-14 در ایران پایگاه هشتم شکاری می‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مکان می‌کند. سکونت آنها در اصفهان مصادف می‌شود با اوج‌گیری تظاهرات مردمی علیه حکومت پهلوی که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در کشورمان سنگ محک بسیار جالبی برای تعیین عیار عرق ملی و حس وطن‌پرستی کارکنان نیروهای مسلح بود و چه زیبا که آل‌آقا و همرزمان میهن‌پرستش در این آزمون کوچکترین ناخالصی از خود نشان ندادند.
      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا که در زمان پیروزی انقلاب از افسران ارشد نیرو محسوب می‌شد و مدتها بود که به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پیروزی انقلاب امر آموزش را با جدیت بیشتری پیگیر شد. آری او نیز می‌دانست آموزش صحیح و کامل مهمترین رمز پیروزی بر دشمنان ملت است.
      با شروع جنگ تحمیلی فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عین حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اینکه به علت رشادت، جدیت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهی وقت نیرو به سمت جانشین فرماندهی عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌شود.
      رسیدن به پست معاونت عملیات نیرو بهانه خوبی بود تا هاشم در کنار سرهنگ خلبان «عباس بابایی» خود را هرچه بیشتر درگیر جنگ کرده و تواناییهای خود را در این عرصه، عرضه دارد. بابایی و آل‌آقا همواره پیش از انجام هر عملیاتی ابتدا خود مبادرت به شناسایی و ارزیابی هدف از لحاظ موضع پدافندی، سمت حمله و غیره کرده تا عملیات اصلی با خطر کمتر و دید بازتری صورت گیرد. نکته جالب توجه در این مطلب این است که آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به این مساله که در کجا می‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند.


      خاطره‌ای از سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در مورد نقش شهید آل آقا در نجات فانتوم شهید یاسینی

      سرهنگ مسعود اقدام در اوایل جنگ در پروازی به همراه شهید بزرگوار «علیرضا یاسینی» به قصد انهدام سه سایت موشکی زمین به دریا که از پشت پایگاه هوایی شعیبیه کشتیهای کشورمان را مورد اصابت قرار می‌داد در یک جنگنده F-4 عازم ماموریت می‌شود. طبق برنامه برای درامان ماندن از ردیابی توسط رادارهای دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مایلی «خورموسی» و پرواز بر فراز باتلاقهای «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعیت مناسب به روی هدف برسانند. با عبور از مرز، اقدام به عنوان خلبان کابین عقب تمام حواس خود را معطوف بررسی سامانه‌های مختلف هواپیما و تهدیدات موشکی دشمن می‌کند تا در صورت شلیک موشک دشمن بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف کنند.
      خطری احساس نمی‌شد و جنگنده با سرعت بسیار بالا در ارتفاع پایین بر فراز نیزارها به حرکت خود ادامه می‌داد که ناگهان زمین و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تیره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانیه بعد به هوش آمده و مشاهده می‌کند که جنگنده در یک صعود 50 درجه‌ای در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامین هواپیما را در اختیار گرفته و از طریق رادیوی هواپیما سعی در برقراری ارتباط با یاسینی می‌کند. خلبان کابین جلو هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌داد. اقدام در همین زمان به بررسی شرایط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقی افتاده است. تکه‌های گوشت و پر اطراف کابین نشان از برخورد دسته‌ای از پرندگان دریایی (که در آن سرعت، حکم یک گلوله ضدهوایی را دارد) به جنگنده داشت.
      هواپیما در کنترل بود اما تمام سامانه‌های ناوبری از کار افتاده بود. تعیین مسیر درست بازگشت تنها با کمک رادار کنترل زمین میسر بود که تماسهای متعدد اقدام با رادار هیچ نتیجه‌ای دربر نداشت. اقدام برای چندمین بار در رادیوی هواپیما گفت:
      ـ از ابابیل به رادار. اگر صدای مرا می‌شنوی جواب بده.
      ناگهان صدای مبهمی به گوش رسید. بلافاصله تکرار کرد:
      ـ از ابابیل به رادار.
      ناگهان صدای روشن و واضحی در رادیو طنین‌انداز می‌شود.
      ـ ابابیل، من عقابم، به گوشم.
      این پیام که در واقع نوید زندگی برای فانتوم و خلبانانش محسوب می‌شد، صدای خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهید والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه می‌گوید:
      ـ مشکلی برایتان پیش آمده؟
      ـ هواپیمایمان صدمه دیده. نمی‌دانم خلبان کابین جلو بیهوش شده یا به شهادت رسیده.
      ـ خونسردی خودت را حفظ کن. سعی کن کنترل هواپیما را به دست بگیری. دارم به سمت شما حرکت می‌کنم.
      وقتی که آل‌آقا به بالای سر فانتوم زخمی رسید گفت:
      ـ ابابیل. همین‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگیره صندلی‌پران استفاده نکنی. چون چتر صندلی باز شده و بالای هواپیما رهاست. هواپیمایتان شبیه «آواکس» شده است.
      ـ متشکرم. سعی می‌کنم هواپیما را هدایت کنم. ولی نمی‌دانم چه بلایی سر یاسینی آمده است.
      ـ خونسردی خودت را حفظ کن و همین‌طور به پرواز ادامه بده. من پشت سرت در حرکت هستم، نگران نباش.
      موتورها با آن که با قدرت صد در صد در حال پیشراندن جنگنده بودند با این حال فانتوم صدمه دیده سرعتی حدود 180 نات داشت که برای جنگنده سرعت کمی است. پس از مدتی یاسینی نیز به هوش آمده و با اعلام این که می‌تواند جنگنده را هدایت کند، فرمان را در دست می‌گیرد. نهایتا هواپیما به سلامت در پایگاه فرود آمده و بدین وسیله هاشم آل‌آقا جنگنده باارزش F-4 و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز می‌گرداند.

      خاطره ای از سرتیپ خلبان فضل الله جاویدنیا در مورد مهارت شهید آل آقا در خلبانی تامکت

      در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۱ من به همراه ستوان بهروز پاشاپور به عنوان کابین عقب در یک پرواز دو فروندی از پایگاه شکاری اصفهان به پرواز در آمدیم.
      در این پرواز من شماره ۲ پرواز و سرتیپ خلبان شهید هاشم آل آقا شماره یک پرواز بودند. ما ماموریت داشتیم در غرب اهواز، جنوب حمیدیه و هورالهویزه پوشش سنگین هوایی ایجاد کنیم تا حمله گسترده زمینی در این منطقه انجام شود و هواپیماهای عراقی نتوانند نیروهای ما را بمباران کنند.





      ناگهان متوجه اشکالی در هواپیما شدم. در حال بررسی بودم که متوجه شدم هند گریپ (قسمت پلاستیکی دسته استیک که تمام فرامین بر روی آن قرار دارد) لق است. این قسمت حدود ۱۵ سانتی متر است که به قسمت فلزی استیک که حدود ۳۵ سانتی متر طول دارد وصل است.
      در حال تکان دادن آن بودم که ناگهان هند گریپ جدا شد و از جای خودش خارج گردید. کنترل هواپیما به طور کلی از دست رفته بود . هیچ کنترلی روی جنگنده نداشتم. تصمیم گرفتم تا تمام حواسم را به حرکات هواپیمای شماره یک جلب نمایم . شهید آل آقا با فاصله ای حدود ۱۰ متر بالای سر من پرواز می کرد، طوری که من فقط می توانستم قسمت انتهایی هواپیمای ایشان را ببینم. باید هر چه زودتر فرود می آمدم. نزدیکترین فرودگاه اهواز بود که امنیت لازم را دارا نبود. برای رفتن به اصفهان نیز باید از کوههای اطراف آن می گذشتیم که این کوهها بیشتر از ۱۲۰۰۰ پا ارتفاع داشت که با شرایطی که من داشتم این امکان نیز وجود نداشت. با همفکری که با شهید آل آقا داشتیم تصمیم گرفتیم به دزفول برویم و در آنجا فرود اضطراری داشته باشیم.
      شهید آل آقا گفت به دزفول که رسیدیم من حالت فرود می گیرم و شروع به نشستن مجازی می کنم در این حالت من می توانستم با نگاه کردن به ایشان و تقلید حرکات بر روی باند به زمین بنشینم. به قدری به شهید آل آقا اعتماد داشتم که مطمئن بودم می توانم از پس این فرود خطرناک برآیم، چون او یکی از برجسته ترین خلبانان اف ۱۴ نیروی هوایی بود. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا این که زمان باز کردن چرخها رسید . شهید آل آقا با مهارت مثال زدنی که در هدایت هواپیما داشتند شرایط فرود را برای من مهیا می کردند. به این شکل که باید ایشان باند پرواز را ده متر بالاتر برای خودش تصور می کرد و روی آن باند خیالی اقدام به نشستن می کرد تا من به تبع ایشان بتوانم روی باند فرود بیایم. انصافا ًاو به قدری این کار را دقیق انجام می داد که گویی خود در حال نشستن بود. سرانجام امیر جاویدنیا موفق شد با همکاری شهید آل آقا هواپیما را به سلامت بر زمین بنشاند.

      نحوه شهادت شهید آل آقا

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور که ذکر شد از فرماندهان ارشد نیرو بود و در درجه دوم مشغله‌های فراوانی به عنوان طراح عملیات داشت و این دو مورد کافی بود تا نتواند پروازهای عملیاتی انجام دهد، با این حال فعالانه در پروازهای گشتی و اسکورت نفتکش‌ها و کشتیهای تجاری شرکت می‌کرد و این‌چنین بود تا به خواست خدا خلیج نیلگون و همیشه فارس ایران، مشهد شهید سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.




      تقویمها روز 20 مرداد 1363 را نشان می‌داد و آسمان آبی خلیج فارس یکی از گرمترین روزهای خود را سپری می‌کرد. هاشم آل‌آقا و کمک خلبانش در یک تامکت طی ماموریتی مشغول اسکورت نفتکش‌ها و کشتیهای تجاری کشورمان بود. در همین اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده میراژ F1 عراقی قرار می‌گیرد. درگیری آغاز و پس از مدتی جنگ و گریز تامکت‌ آل‌آقا مورد اصابت موشک شلیک شده از طرف جنگنده عراقی قرار گرفته و به درون آب سقوط می‌کند. شاهدان عینی حادثه که دورادور ناظر درگیری آنها بودند خطر شلیک شدن موشک سوپر 530F-1 به سمت تامکت را به آل‌آقا گوشزد می‌کنند اما آل‌آقا در جواب آنها می‌گوید هیچ نشانه‌ای دال بر حمله موشک به سمتشان در سامانه‌های هشداردهنده مشاهده نمی‌کند. این مطلب گویای آن است که عراقی‌ها با استفاده از اطلاعات فنی که امریکایی‌ها در اختیار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 کاملا موفق عمل کرده‌اند.
      همسر هاشم که از چند روز پیش برای دیدن اقوام به کرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران که مصادف می‌شود با روز شهادت هاشم با شکسته شدن دیوار صوتی شهر کرمانشاه توسط جنگنده‌های عراقی مواجه می‌شود. با مشاهده این اتفاق گویی به وی الهام می‌شود که برای هاشم اتفاقی افتاده اما با ذکر و یاد خدا آرامش یافته و به خود تلقین می‌کند که انشاءا... اتفاقی نیفتاده. پس از رسیدن به تهران هرچه منتظر می‌ماند از تلفن هاشم خبری نمی‌شود. صبرش لبریز شده و با پایگاه هشتم تماس می‌گیرد. دیسپچ پایگاه با توجه به اینکه تامکت آل‌آقا بازنگشته و هیچ خبر دقیقی دال بر شهادت یا زنده بودنش در دست نیست با جوابهای سربالا به همسر وی می‌گوید: «همین الان دوباره برای ماموریتی دیگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت می‌گوییم با شما تماس بگیرد.» با شنیدن این جوابها و طولانی شدن انتظار، همسر شهید از وقوع سانحه برای هاشم یقین حاصل می‌کند. با سقوط تامکت آل‌آقا با توجه به اینکه از اسارت به دست عراقی‌ها و یا شهادتش اطلاعی در دست نبود به اضافه اینکه وی به عنوان جانشین عملیات نیرو در جریان تمام عملیاتهای آتی و استراتژی جاری نیروی هوایی بود به همین علت بلافاصله تمامی طرحهای نیرو دستخوش تغییراتی اساسی شد. این قضیه گذشت و نیروی هوایی با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وی افزود.
      همسر هاشم که همچنان منتظر بازگشت وی به خانه بود چندین سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در یکی از شبهای قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها می‌خواهد وجود یا عدم وجود هاشم را برای وی معلوم کنند. توسل وی جواب داده و همان شب خواب شهید بزرگوار را می‌بیند. هاشم که در سبزه‌زارمانندی با لباس خلبانی به دیدن همسرش آمده بود در جواب سوال وی که پرسید: «هاشم، می‌خواهم بدانم که تو هستی یا نیستی؟» می‌گوید: «من نیستم.» پس از مدت کوتاهی گفتگو، شهید اظهار می‌دارد «من سردم است و باید بروم». همسر شهید صبح فردا خوابی که دیده بود را با یکی از علما در میان می‌گذارد. در جواب می‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهید، پیکر پاک وی در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از این واقعه از شهادت همسرش یقین حاصل می‌کند و جالب آنکه مدت کوتاهی بعد از طریق نامه رسمی نیروی هوایی اعلام شهادت همسرش را دریافت می‌دارد. هاشم هیچ‌گاه از اسرار شغلی خود با همسرش صحبتی به میان نمی‌آورد و این مورد تا بدانجا پیش رفته بود که همسر وی پس از شهادتش به پست واقعی هاشم در نیروی هوایی پی می‌برد.
      ناگفته نماند شهید آل‌آقا تا پیش از آرام گرفتن در قعر آبهای خلیج فارس چندین بار از جمله حدود سه ماه پیش از شهادت، در بهار سال 1363 در درگیری با جنگنده‌های عراقی، هواپیمایش به شدت صدمه دیده و تا مرز شهادت پیش رفته بود.
      همسر قهرمان شهید از آن زمان که هاشم دیگر به خانه بازنگشت، نگهداری و پرورش دو یادگار شهید (بابک و بهزاد) را به تنهایی به عهده گرفت و نشان داد که از حماسه‌سازان میدانهای نبرد حق علیه باطل چیزی کم ندارد. وی که برای فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشی خستگی‌ناپذیر توانست آنها را به سمت مدارج بالای علمی رهنمون شود. دکتر «بابک آل‌آقا» فرزند ارشد شهید با ارایه پایان‌نامه دکترای خود با عنوان «بررسی تاثیر محیط هوا ـ فضا بر فیزیولوژی بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورمیانه مقام اول را کسب و به دریافت لوح تقدیر از دست رییس‌جمهور وقت جناب آقای «خاتمی» مفتخر شود.

      نحوه شهادت هاشم آل آقا به نقل از مقاله "گربه های ایرانی"

      تام کوپر و فرزاد بیشاپ در مقاله گربه های ایرانی، درگیری هوایی را که به شهادت شهید آل آقا منجر شد چنین روایت کرده اند:
      "در تاریخ ۹ اوت ۱۹۸۴ قرار بر این بود که یک کاروان از کشتیهای حامل سلاح و مهمات مورد نیاز ایران از مبدأ سوریه با گذشت از تنگه هرمز به مقصد بوشهر و بندر امام خمینی حمل گردد . عراقیها که قصد حمله به این کاروان را داشتند تصمیم به استفاده از هواپیماهای سوپراتندارد خود را گرفتند ولی از اینکار خود منصرف شدند، زیرا با وجود تامکتهای ایرانی و گشتزنی مداوم آنها بر فراز خلیج فارس این طرح غیر ممکن بود .

      صبح روز ۱۱ آگوست ۲فروند MIG - 23 ML که مجهز به موشکهای هوا به هوای R 24 R و R - 60 MK بودند جهت حمله به چند فروند کشتی ایرانی در نزدیکی جزیره خارک به پرواز در آمدند . این دو هواپیما با پرواز در ارتفاع خیلی پائین به یکدسته اف ـ ۱۴ ایرانی نزدیک شدند.

      در این زمان مرکز کنترل زمینی عراق دستور افزایش ارتفاع پرواز تا سقف ۴۰۰۰ متر را صادر کرد .خلبانان میگها که فاصله ای ۱۵۰ کیلومتری با مرکز داشتند فرمان را دیر دریافت کردند . در این اثناء فرمانده دسته عراقی ناگهان خود را در مقابل تامکتهای ایرانی دید و هواپیمای همراه او به خلبانی ستواندوم خلبان عامر به فاصله ۶۰۰ متر از او ودر پشت یک فروند اف ـ ۱۴ ایرانی پرواز می کرد . فاصله کم میگ ـ ۲۳ عراقی تا تامکت ایرانی ، امکان شلیک موشک هوا به هوا را غیرممکن میساخت و او به مسافت بیشتری نیاز داشت . تنها کاری که از عهده فرمانده دسته عراقی برآمد این بود که با مانور چرخش فاصله خود را افزایش دهد . همزمان هواپیمای ستواندوم عمار موفق شد تا با استفاده از اوضاع نامساعد جوی کماکان بطور ناشناخته به تعقیب تامکت دیگر بپردازد . در همین موقع خلبان عمار در صفحه رادار خود علامت مثبت جهت شلیک موشکهای خود را دریافت کرده و در نتیجه یک فروند موشک R - 60 MK بطرف تامکت ایرانی پرتاب کرد.

      افسر کنترل رادار ( RIO ) هواپیمای اف ـ۱۴ به خلبانی هاشم آل آقا در اینروز ستواندوم خلبان محمد رستم پور بود . رستم پور صحنه درگیری آنروز را چنین ترسیم میکند: هاشم از هواپیمای همراه ما ( Wingman ) درخواست کرد که با تغییر موقعیت خود اطراف ما را جستجو کرده و مطمئن شود که هواپیمایی در پشت ما نیست . سپس ما گردشی به سمت چپ انجام دادیم . پس از این گردش هاشم احساس عجیبی داشت و مجددأ از هواپیمای همراه درخواست کرد که دوباره از وضعیت پشت سر ما اطمینان حاصل کند . در این لحظه تنها چیزی که هواپیمای همراه ما دید ، دود حاصل از موشک شلیک شده عراقی بطرف ما بود . این موشک به موتور سمت راست ما برخورد کرد ودر نتیجه این برخورد و انفجار ناشی از آن من به حالت بیهوشی دچار شدم . زمانی که من بهوش آمدم آلات دقیق پروازی هنوز کار میکرد اما هواپیما در آتش میسوخت و با سرعت به سمت آب پیش میرفت . من با استفاده از چتر نجات به بیرون پریدم و لحظاتی بعد خود را در آب یافتم . هوا مه آلود بود و چند دقیقه ای طول کشید تامن قایق نجات خود را باز کردم . در این موقع چندین بار صدای هاشم را شنیدم و من هم در جواب او فریاد کشیدم اما هیچگاه موفق به دیدار مجدد او نشدم."

      همرزمان آل آقا از طریق بی‌سیم و رادار عملیات آنها را پیگیری می‌کردند. به یک باره نفسها در سینه حبس شد. آنها دیگر هواپیمای هاشم را در صفحه رادار نمی‌دیدند. هواپیما در منطقه‌ای در شمال خلیج فارس که حالت باتلاقی داشت سقوط کرد.
      ساعتها و روزها تلاش گروه تجسس هوایی بی‌فایده بود. دیگر نه از هاشم خبری شد نه از لاشه هواپیما. سرتیپ آل آقا مزد زحمات شبانه‌روزی خود را گرفت. حیف بود که او به مرگ طبیعی از دنیا برود. خداوند او را انتخاب نمود و او به جرگه شهدای گمنام و جاویدالاثر دفاع مقدس پیوست.
      با شهادت هاشم آل آقا که تعدادی از بهترین خلبانان نیروی هوایی ایران را آموزش داده بود، ایران یکی از بهترین خلبانان و متفکران نظامی خود را از دست داد. او شخصی بود که طنین صدای او جزو خوشایندترین صداها در گوش خلبانان اف ـ ۴ و اف ـ ۵ بود که بر فراز عراق پرواز می کردند. تحت فرماندهی او همه احساس آرامش و امنیت میکردند .
      شهید سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا که از باتجربه‌ترین و ارزشمندترین خلبانان تامکت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش، درون کابین ماند تا پیکر پاکش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج کند. ... و برای خلیج همیشه فارس چه افتخاری از این بالاتر که چنین مروارید نابی را در دل خود جای داده است.

      روحش شاد




      http://newcoy.persianblog.ir/post/469/
    • توسط sina12152000
      سرلشگر خلبان شهید "سیدعلیرضا یاسینی"
      رئیس ستاد و معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی
       



       
       
      آبادان شهری به بزرگی یک حماسه

      آبادان شهری کوچک با مردمی بزرگ. آبادان جایی که می شد پیش بینی کرد که روزی مورد تهاجم عراق قرار می گیرد. آبادان مهد دلیران و شیرمردان.
      بهار بود و سالی جدید آغاز شده بود و خانواده یاسینی منتظر تولد فرزندی بودند که خداوند او را در تاریخ 15 فروردین 1330 به آنها بخشید. نام او را "سید علیرضا" گذاشتند.
      سال ها پشت سر هم سپری می شد و علیرضا روزبه روز بزرگ تر می شد و هر روز به روز موعود نزدیک می شدیم. بعد از طی شدن دوران طفولیت، علیرضا تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان مهرگان آبادان با موفقیت سپری کرد و درحالی که خانواده اش در فقر و تنگدستی بسر می بردند، تحصیلات متوسطه خود را با سختی در دبیرستان دکتر فلاح آبادن به پایان رسانید.
      حالا او جوانی است 18 ساله که رویای پرواز را در سر می گذراند. پس باتوجه به علاقه شدیدی که به خلبانی داشت، در سال 1348 وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندان دوران مقدماتی پرواز با هواپیماهای "تی 33"، به منظور گذراندن دوره تکمیلی خلبانی و پرواز با هواپیماهای پیشرفته شکاری، به آمریکا اعزام شد. در مدت حضور در آمریکا دوره های آموزش پیشرفته خلبانی را ابتدا با پرواز با هواپیمای "تی 37" و سپس با پرواز با هواپیمای پیشرفته "اف 4" با موفقیت کامل به پایان رسانید و موفق به اخذ کارنامه خلبانی با هواپیمای فانتوم گردید.
      پس از بازگشت به ایران، علیرضا با درجه ستواندومی در پایگاه ششم شکاری نیروی هوایی در بوشهر مشغول به خدمت شد. به محض بازگشت خلبانان از آمریکا ابتدا خلبانان در گردان های تاکتیکی تقسیم می شدند و اکثر خلبانان شکاری مشغول تمرینات هوایی بودند. این روند تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. شهید یاسینی هم از این قاعده مستثنی نبود.

      انقلاب و شهید

      سال 1357 با اوج گیری حرکت انقلابی مردم، شهید یاسینی هم علیرغم فشارهای همه جانبه رژیم، با پخش اعلامیه در بین پرسنل متعهد دست به افشاگری زد و جزو خلبانانی بود که با انتقال هواپیماهای این پایگاه به پایگاه چابهار، مخالفت کرد. زیرا طبق اطلاعاتی که به پایگاه بوشهر رسیده بود، قرار بود اگر اوضاع کشور بدتر شد هواپیماها به روی ناوهای آمریکایی انتقال پیدا کنند که تعدادی از خلبانان شجاع این پایگاه از جمله شهید یاسینی و شهید "طالب مهر" با عنوان کردن این نکته که این هواپیماها اموال بیت المال است، از این کار سرپیچی کردند که در نهایت هم با مقاومت خلبانان این طرح منتفی شد.
      با پیروزی انقلاب اسلامی و خروج مستشاران خارجی از کشور، که به قول خود شهید یاسینی "بعضی از آنها حتی فرصت بستن چمدان های شان را نیز پیدا نکردند" پرسنل متعهد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران توانایی های خود را بروز دادند و نشان دادند که از چه استعداد و نیروی علمی و عملی بالایی برخوردار هستند.

      جنگی ناخواسته آغاز شد

      سرانجام 31 شهریور سال 1359 ساعت 45/13 دقیقه بعدازظهر، نیروی هوایی عراق با حمله همه جانبه به پایگاه های هوایی ایران، جنگ را آغاز نمود و اکثر پایگاه های هوایی ایران را بمباران کرد که خوشبختانه خسارت وارده به آن شکل که عراق فکر می کرد، نبود.
      در آن زمان شهید یاسینی در پایگاه هوایی بوشهر مشغول به خدمت بود. بلافاصله بعد از بمباران پایگاه ها در بوشهر، غوغایی به پا بود و هرکس شایعه ای را عنوان می کرد. یکی می گفت آمریکا حمله کرده است دیگری عنوان می کرد که کودتا شده و دیگری هم می گفت رادیو همه چیز را مشخص می کند.
      شهید یاسینی بلافاصله بعد از این ماجرا، با مراجعه به گردان پرواز پایگاه به همراه تنی چند از خلبانان این پایگاه، مشغول طرح ریزی یک پاسخ مناسب می شوند و در بعداز ظهر همین روز شهید یاسینی به همراه تعدادی از خلبانان تیزپرواز پایگاه ششم شکاری، پاسخی دندان شکن به عراق می دهند تا آنها متوجه این نکته شوند که نیروی هوایی ایران همیشه یک نیروی قدرتمند است.
      در روز اول جنگ (یکم مهرماه1359) با توجه به دستوری که از قبل برای انجام عملیاتی گسترده داده شده بود، تعداد زیادی جنگنده بمب افکن "اف 4" از پایگاه ششم شکاری به پرواز در می آیند. شهید یاسینی به همراه سرتیپ خلبان "مسعود اقدام" هدایت یکی از فانتوم ها شرکت کننده در این عملیات را برعهده می گیرد. آنها در این عملیات در آسمان شهر بغداد با مانورهایی زیبا، هواپیما را از لابه لای ساختمان ها عبور می دادند. روز بعد خبرنگاران خارجی گزارش دادند که خلبانان ایرانی با مهارت خاصی هواپیما را از بین ساختمان ها عبور می دادند.
      در تاریخ هفتم آذر سال 1359 شهید یاسینی به همراه شهیدان بزرگوار سرلشکر خلبان شهید "عباس دوران"، سرلشکر خلبان شهید "حسین خلتعبری" و سرگرد خلبان شهید "حسن طالب مهر"، در عملیاتی مشترک با نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به نام "عملیات مروارید" توانستند نیروی دریایی عراق را نابود کنند. در این عملیات بزرگ، شهید یاسینی به تنهایی 8 سورتی پرواز داشت.
      جنگ، بیشتر از آن چیزی که پیش بینی می شد ادامه پیدا کرد و در طول این مدت شهید یاسینی حتی در موقعی که به سمت فرماندهی پایگاه هم منسوب شد، در انجام عملیات برون مرزی پیش قدم بود. در طول مدت دفاع مقدس، وی بیش از 90 پرواز عمقی به خاک عراق داشت که این تعداد عملیات برون مرزی او بود، و ماموریت های بسیاری در جبهه ها جنوب و بر روی نیروهای دشمن نیز انجام داد به طوری که بعد از تیمسار "محققی" با 2759 ساعت پرواز با هواپیمای فانتوم بیشترین پرواز را با این هواپیما داشت.

      رشادت

      شهید یاسینی مهارت خاصی در هدایت هواپیمای اف 4 داشت در یکی از ماموریت ها هواپیمای وی در هنگام بازگشت از عملیاتی برون مرزی مورد تعقیب یک فروند "میگ 23" عراقی قرار می گیرد که در اروندرود مورد اصابت موشک قرار می گیرد به محض برخورد، سیستم اجکت خلبان خود به خود فعال می شود و خلبان اجکت می کند ولی شهید سرلشکر یاسینی که به عنوان افسر کابین عقب در این پرواز بود، با مهارت خاصی هواپیما را درحالی که تقریبا سیستم هیدرولیک خود را از دست داده بود، در پایگاه ششم به زمین می نشاند.
      [align=center][/align]

      عملیاتی دیگر

      در یکی دیگر از عملیات، وی از پایگاه ششم شکاری برای زدن هدفی در عراق به پرواز درمی آید و بعد از عبور از اروندرود، در محدوده "خورموسی" با ارتفاع پایین و با سرعت بالا درحال پرواز بود که ناگهان هواپیما با یک دسته پرندگان برخورد می کند. در این هنگام به دلیل شکستن کانپه کابین جلو، شهید یاسینی بیهوش می شود. سرتیپ اقدام که به عنوان کمک در این پرواز بود، بعد از چند لحظه بیهوشی حالت عادی پیدا کرده و به تصور این که یاسینی اجکت کرده، سعی در بازگردادندن جنگنده می کند ولی به دلیل مشکلاتی که در سیستم ناوبری بوجود آمده بود، راه خود را گم می کنند. بعد از دقایقی که با ناامیدی درحال گشتن به دنبال راه بودند، ناگهان صدای دلنشینی را که اکثر خلبان های فانتوم با آن آشنا بودند،از طریق رادیوی هواپیما می شنوند و این صدای شهید سرهنگ خلبان "هاشم آل آقاگ بود که بعد از تماس رادیویی از طریق ایشان، اعلام می شود که یاسینی اجکت نکرده و فقط چترش باز شده و بر روی صندلی می باشد آل آقا جلو تر حرکت می کند و اقدام با کمک شهید آل آقا، راه پایگاه را پیش می گیرد در این هنگام شهید یاسینی به هوش می آید و درحالی که تمام صورت او آغشته به خون بود، به دلیل دید بهتر تصمیم می گیرد تا هدایت هواپیما را بعهده بگیرد و درحالی که مجروح بود، هواپیما را به سلامت در پایگاه بوشهر به زمین می نشاند.


      جانباز بود ولی کسی نمی دانست

      شهید یاسینی با این که چند بار به دلایل مختلف از هواپیما اجکت (خارج شدن اضطراری از هواپیما) داشت و از ناحیه کمر جانباز 55 درصد بود، ولی هیچ گاه درد کمر و مسئولیت های فراوانی که داشت مانع از پروازهای جنگی او نمی شد. به قدری متواضع بود که حتی برادرش خبر نداشت که او جانباز می باشد.
      شهید یاسینی عاشق پرواز بود. او با انواع مختلف هواپیما از جمله اف 4 – اف 5 – میگ 29 – سوخو 24 و پی 3 اف پرواز کرد که از این حیث، از خود یک رکورد بجای گذاشت ولی هواپیمای محبوب شهید یاسینی، اف 4 (فانتوم ) بود.
      یاسینی تا زمان شهادت با این که به عنوان یکی از فرماندهان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی بود و تمام فعالیت های ستادی را انجام می داد در کنار آن به عنوان یکی از استادان خلبان مشغول آموزش دانشجویان خلبانی بود.


      مسئولیت های شهید

      این شهید بزرگوار در طول دوران حیات خود بجز این که همواره به عنوان افسر خلبان کابین جلو اف 4 خدمت می کرد، مسئولیت های فروانی هم داشتند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :

      - فرمانده عملیات پایگاه سوم شکاری همدان
      - فرمانده پایگاه های شکاری همدان و چابهار از سال های 1363 تا 1365
      - افسر هماهنگ کننده آموزش خلبانان ایرانی در پاکستان در سال 1364
      - فرمانده پایگاه ششم شکاری بوشهر در سال 1367
      - فرمانده منطقه هوایی شیراز در سال 1371
      - معاون هماهنگ کننده و رئیس ستاد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی از 10/12/1372 تا زمان شهادت


      شهادت:

      در تاریخ 15/12/73 در ساعت 30/6 صبح هواپیمای جت استار حامل فرماندهان ارشد نیروی هوایی، از تهران به سمت کیش پرواز کرد تا فرماندهان در جلسه شورای هماهنگی نیروی هوایی در کیش شرکت کنند. بعداز ظهر قرار می شود که هواپیما قبل از عظیمت به تهران، در پایگاه هوایی اصفهان توقفی کوتاه نماید. بعد از بازدیدی کوتاه از این پایگاه، هواپیما در ساعت 30/8 شب آماده پرواز به سمت تهران می شود و پس از دقایقی هواپیما به پرواز درمی آید. ناگهان در ساعت 42/8 شب از سوی خلبان اعلام می شود که به علت بازشدن پنجره کابین خلبان، هواپیما مجبور به فرود اضطراری می باشد. لحظاتی بعد هواپیما در حال گردش برای نشستن بر روی باند در 64 کیلومتری جنوب پایگاه اصفهان، سقوط می کند و چراغ زندگی سید علیرضا یاسینی برای همیشه خاموش می شود و او به درجه رفیع شهادت نائل می آید. ازوی سه فرزند پسر و یک دختر به یادگار مانده ولی یاد و خاطره دلاوری ها و رشادت هایش، هیچگاه از ذهن مردم ایران و به خصوص پرسنل نیروی هوایی ارتش، پاک نخواهد شد.


      مقام معظم رهبری: شهید یاسینی مردی مومن بود پرتلاش بود صادق بود صمیمی بود

      مقام معظم رهبری در مراسم این شهید بزرگوار، در وصف او فرمودند:
      - فقدان بزرگی بود، نه فقط برای شما برای من هم این طور بود. ولی خب چاره ای نیست باید تحمل کرد. شهید یاسینی مردی مومن بود، پرتلاش بود، صادق بود، صمیمی بود و خود همین ها موجب شده بود که به ایشان امیدوار باشم. در این حوادث سخت است که جوهر ما آشکار می شود و نیروها و توانایی های درونی ما آشکار می شود.

      مقام معظم رهبری در جمع خانواده این عزیز نیز فرمودند:
      - من به شهید یاسنی خیلی امیدوار بودم من همین حالا به ایشان (سرتیپ بقایی فرمانده سابق نیروی هوایی ارتش) می گفتم خیلی به این جوان امید داشتم برای آینده، ولی حالا خداوند متعال این جوری مقدر کرده بود، چاره ای نیست باید تحمل کرد و این تقدیرات الهی است.
      [align=center][/align]
      منبع

      زندگی نامه و خاطرات خلبانان ارتش جمهوری اسلامی ایران
    • توسط EBRAHIM
      پس از جنگ جهانی دوم و با کاهش قدرت کشورهای انگلیس و فرانسه انها نیروهای حود را از بخش هایی از خاورمیانه و از جمله سوریه خارج کردند. با خارج شدن نیروهای بیگانه و پس از فارغ التحصیل شدن اولین سری خلبانان اموزش دیده در مدرسه پرواز(در انگلستان) در سال 1948 نیروی هوایی این کشور تاسیس شد.

      در سال 1950 دو کشور سوریه و مصر در صدد ان شدند تا در هم ادغام شده و ایالات جموری عربی(United Arab Republic) را پایه ریزی کنند. در نتیجه این تصمیم نیروی هوایی سوریه شروع به رشد کرد این نیرو با استخدام پرسنل بیشتر و به خدمت در اوردن هواپیماهای بیشتر توان خود را افزایش داد. با این حال حافظ اسد( رییس جمهور سابق سوریه) تنها به این قرارداد اکتفا نکرد و سوریه در پیمان ورشو نیز عضو شد. هدف از این اقدام نزدیک تر شدن هر چه بیشتر به اتحاد جماهیر شوروی( سابق) بود. پس از این اقدام سیل تسلیحات روسی وارد ارتش سوریه شد که نیروی هوایی این کشور نیز از این موضوع مستثنی نماند.

      علی رغم دریافت این امکانات نیروی هوایی سوریه هیچ وقت در مقابل نیروی هوایی اسراییل خوش اقبال نبود( چه از لحاظ مهارت خلبانان و چه از لحاظ توانمندی)
      در جنگ 6 روزه نیروی هوایی سوریه مرتب از نیروی هوایی اسراییل شکست میخورد و در نهایت نیز دو سوم نیروی خود را از دست داد و مجبور شد از بعضی از پایگاه های خود عقب نشینی کند. شکست نیروی هوایی سوریه بعدها زمینه ساز شکست نیروی زمینی این کشور شد و جنگ را به نفع اسراییل به پایان رساند.
      در جنگ یوم کپور نیروی های مصری و سوری در ابتدا با موفقیت هایی رسیدند ولی مجددا نیروی هوایی اسراییل توانست بر نیروی هوایی سوریه غلبه کند و نتیجه جنگ مجددا به نفع اسراییل رقم خورد. پس از پایان این جنگ نیروی هوایی این کشور همچنان از تسلیحات روسی استفاده کرد. در حالیکه نیروی هوایی مصر از تجهیزات روسی ناامید شده و به تجهیز خود به وسیله تجهیزات غربی روی اورد.

      در جریان این جنگ نیروی هوایی پاکستان 16 نفر از خلبانان خود را به سوریه و مصر فرستاد تا در این جنگ از انها پشتیبانی کند. ولی زمانی که این خلبانان رسیدند مصر قرارداد اتش بس را امضا کرده بود. با این حال سوریه همچنان به جنگ ادامه میداد. 8 تن از خلبانان پاکستانی پروازهای جنگی خود را با هواپیماهای Mig-21 اغاز کردند. اولین موفقیت خلبانان پاکستانی توسط خلبان ستار علوی (Sattar Alvi) به دست امد. وی موفق شد در یک نبرد هوایی یکی از میراژهای اسراییلی را نابود کند. به خاطر این اقدام او دولت سوریه از او تقدیر به عمل اورد. خلبانان عراقی در جریان جنگ یوم کپور موفق شدند تعدادی F-4 Phantom اسراییلی را نیز نابود کنند. هیچ یک از خلبانان پاکستانی در این جنگ کشته نشدند و انها هیچ هواپیمایی را از دست ندادند. با این حال این خلبانان موفق ترین خلبانان نیروی هوایی سوریه نبودند و خلبانان البانیایی و چکسلواکیایی و بلغاری که در خدمت نیروی هوایی سوریه بودند موفق شدند تعداد بیشتری هواپیمای اسراییلی را ساقط کنند
      خلبانان پاکستانی و البانیایی و چکسلواکیایی و بلغاری تا سال 1976 در نیروی هوایی سوریه باقی ماندند و به تربیت خلبانان سوری و اموختن هنر رزم در هوا به انان مشغول بودند.

      این اموزش ها به همراه خرید تجهیزات جدید باعث شد تا نیروی هوایی سوریه در جنگ لبنان(1980) موفق تر عمل کند :
      87 هواپیمای از دست رفته در مقابل نابودی 64 فروند هواپیمای اسراییلی.
      نیروی هوایی سوریه بعد از جنگ لبنان نیز به تجهیز خود به وسیله تجهیزات شرقی ادامه داد. پس از این جنگ اطلاعات کمی در مورد این نیرو منتشر شده و حتی در مورد تعداد بعضی از مدل ها هم تردید وجود دارد. اما بعضی از اخبار که اعلام شده اند نشان میدهد نیروی هوایی این کشور تعدادی MIG-29 , Su-24 خریداری کرده است. همچنین گزارشاتی وجود دارد که از تمایل دمشق به خرید Su-27 حکایت دارد. اخرین و شاید مهمترین خرید این نیرو نیز سفارش 8 فروند رهگیر Mig-31 است.

      پایگاه های هوایی نظامی سوریه
      1-Abu ad Duhor
      2-Afis
      3-Al Qusayr
      4-An Nasiriya
      5-As Suwayda
      6-Dumayr
      7-Hamah
      8-Jirah
      9-Khalkhalah
      10-Marj As Sultan
      11-Marj Ruhayyil
      12-Minakh
      13-Qabr as Sitt
      14-Saiqal
      15-Shayrat
      16-Tiyas
      متاسفانه نتونستم اطلاعات خوبی در مورد این پایگاه ها به دست بیارم. به همین دلیل فقط به بیان نام اونها بسنده میکنم

      دارایی های نیروی هوایی سوریه:

      متاسفانه عکسی از هواپیماهای این کشور در اختیار ندارم...دوستانی که دارند ارسال کنند.

      جنگنده ها:
      Mikoyan-Gurevich MiG-29:
      مجموعا 56 فروند( مدل B: چهل و دو فروند و مدل SMT: چهارده فروند)

      Mikoyan-Gurevich MiG-23:
      173 فروند

      Mikoyan-Gurevich MiG-25:
      37 فروند

      Mikoyan-Gurevich MiG-21:
      142 فروند

      هواپیماهای پشتیبانی زمینی:
      Sukhoi Su-24
      20 فروند

      Sukhoi Su-22
      50 فروند

      هواپیماهای اموزشی:
      Aero L-39 Albatros
      23 فروند

      MBB 223 Flamingo:
      35فروند

      MFI-17 Mushshak:


      6 فروند


      هواپیماهای ترابری و VIP:
      Antonov An-26:
      4 فروند

      Ilyushin Il-76:
      4 فروند

      Dassault Falcon 20:
      2 فروند

      Dassault Falcon 900:
      1 فروند

      Tupolev Tu-134:
      4 فروند

      Yakovlev Yak-40:
      6 فروند

      هلیکوپتر های هجومی:
      Mil Mi-24:
      46 فروند

      Aérospatiale SA-341 Gazelle:
      42 فروند

      Mil Mi-2:
      20 فروند


      هلیکوپترهای ترابری:


      Mil Mi-8:
      55فروند

      Mil Mi-17:
      45 فروند

      موشک ها:

      هوا به هوا:
      Vympel AA-2 Atoll
      Bisnovat AA-6 Acrid (بازنشسته شده است)
      Vympel AA-7 Apex
      Molniya AA-8 Aphid
      Vympel AA-9 Amos (برای MIG-31 های سفارش داده شده است/ هنوز تحویل نشده است)
      Vympel AA-10 Alamo

      هوا به زمین:
      Zvezda AS-7 Kerry
      Zvezda AS-10 Karen
      Raduga AS-11 Kilter
      Zvezda AS-12 Kegler
      Molniya AS-14 Kedge
      Euromissile HOT


      زمین به هوا(SAM
      Lavochkin SA-2 Guideline:
      275 لانچر

      Isayev SA-3 Goa:
      143 لانچر(در حال ارتقا یافتن هستند)

      Almaz SA-5 Gammon:
      48 لانچر

      SA-7 Grail
      200 لانچر

      SA-8 Gecko :
      60 لانچر

      ___________
      منبع: دانشجو
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.