Recommended Posts

تاريخچه هواپيما
مدل Il-76 که ناتو آن را «کاندید» نامید یک هواپیمای باری است که برای جایگزینی با توربوپراپ های قدیمی تر An-12 تولید شد تا بتواند در پروازهای نظامی و غیر نظامی ایفای نقش کند. پس از طراحی هواپیما در اواخر دهه 1960 اولین ایلیوشین 76 در 25 مارس 1971 به پرواز درآمد. پس از انجام تست های موفق پروازی تولید رسمی Il-76 در سال 1975 آغاز شد و اولین هواپیما در همان سال به آئروفلوت تحویل شد. Il-76 دارای بال های بسیار بلند، چهار موتور، بالچه های سه شکافه لبه فرار، دم T شکل و درب بزرگ در عقب هواپیماست که انجام عملیات بارگیری را آسان می کند. همچنین یکی از معیارهای طراحی Il-76 این بود که نیازی به عملیات زمینی نداشته باشد تا بتواند در فرودگاه و حتی باندهای کوچک نیز کارایی داشته باشد. این نکته به ویژه در ماموریت های نظامی از اهمیت زیادی برخوردار است. انواع مختلفی از Il-76 ساخته شده است. بعضی از این مدلها عبارتند از: Il-76T با ظرفیت حمل سوخت بیشتر، Il-76TD با موتورهای D30KP2 و وزن برخاست بالاتر و وزن بار بیشتر و پرواز در ارتفاع بالاتر، Il-76MF نیز از کشیده شدن مدل پایه به دست آمده است که اولین پروازش را در 1 آگوست 1995 انجام داد. مشتری اصلی این مدل نیروی هوایی روسیه است. ایلیوشین همچنین استفاده از موتورهای غربی CFM56 را برای مدلهای قدرتمندتر در نظر گرفته است. از ایلوشین 76 برای ماموریت های مختلفی همچون آتش نشانی، کنترل و پیش اخطار هوابرد و سوخت رسان نیز استفاده می شود.

مشخصات فني
موتور:
چهار موتور توربوفن آویاویگاتل(سولیف) D30KP
چهار موتور توربوفن آویاویگاتل PS90AN برای Il-76MF

بیشترین رانش موتور:
117.7kN :D30KP معادل 26,455lb
156.9kN :PS90AN معادل 35,275lb

عملکرد:
بیشترین سرعت کروز: 780km/h
برد: 5,200km معادل 2,805nm با 40 تن بار

اوزان:
وزن خالی عملیاتی: 101,000kg معادل 222,665lb
بیشترین وزن برخاستن: 200,000kg معادل 440,925lb

ابعاد:
طول: 53m معادل 174ft
ارتفاع: 14.76m معادل 48ft
دهانه بال: 50.50m معادل 165ft
مساحت بال: 300m² معادل 3,229.2sq ft

گنجایش:
خدمه پرواز: شامل 5 نفر از جمله دو خلبان، مهندس پرواز، ناوبر و کاربر ارتباطات رادیویی.
بار: قادر به حمل 44 تن بار.

سفارش و تولید:
بیش از 900 فروند Il-76 ساخته شده است.
تصویر

منبع:takeoff

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/ilyushin_il76_candid_l4.jpg[/img][/align]
[color=blue]هواپیمای ایلوشین 76 یا کاندید(اسمگذاری ناتو)هواپیمای ترابری و چند منظوره استراتژیک و 4موتوره ای است که در سال 1967 به عنوان یک هواپیمای باربری در نظر گرفته شده بود و به عنوان جایگزینی برای هواپیمای آنتونوف 12 محسوب می شود.این هواپیما اصلا به منظور انتقال ماشین آلات سنگین به دورترین و فقیر ترین مناطق روسیه طراحی شده بود.گونه های نظامی آن نیز به طور وسیع در آسیا اروپا و آفریقا استفاده میشود.از بدو ورود به خدمت تاکنون ایلوشین 76 به عنوان نقطه ی عطفی در زمینه ی باربری هوایی و حمل بارهای حجیم و سنگین شناخته میشود.همچنین این هواپیما در مواقع اضطراری توانایی حمل افراد و همچنین کمک رسانی در مواقع حادثه را به سرتاسر نقاط دنیا خصوصا کشورهای در حال توسعه و فقیر که دارای باندهای فرود ناهموار می باشند را داراست.نوع اطفای حریق آن نیز توانایی حمل مقدار زیاد مواد ضد اشتعال و اب را نیز دارست.ازین هواپیما در تمرین های بی جاذبگی Zero G استفاده میشود.[/color]
[align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1291805.jpg[/img][/align]
[size=18][color=green]طراحی و توسعه[/color][/size]
[color=blue]این هواپیما در سال 1967 توسط ایلوشین به عنوان هواپیمایی که توانایی حمل 40 تن بار در 5000 کیلومتر و کمتر از 6 ساعت را داشته باشد و بتواند در باندهای نا آماده و تمام شرایط اب و هوایی خصوصا شرایط روسیه و سیبری عملیات داشته باشد معرفی شد.این هواپیما بیشتر جایگزین هواپیمای مستعمل An-12 بود تا هواپیمایی مسافربری;زیرا طرحی که قرار بود این هواپیما به عنوان یک هواپیمای مسافربری دو طبقه با ظرفیت 250 نفر تبدیل شود لغو شد.اولین پرواز این هواپیما در ماه مارس 1971 انجام شد.تولید این هواپیما در تاشکند ازبکستان که در ان زمان جزوی از قلمرو شوروی بود آغاز شد و 860 فروند ازین هواپیما تولید شد.در سالهای 1990 نوع مدرنیزه شده ی این هواپیما تحت عنوان Il-76MF/TF با فضای بار بیشتر و اویونیک بهتر طراحی شده بود که به علت مشکلات مالی نیروی هوایی روسیه به تولید انبوه نرسید و فقط پیش نمونه این هواپیما در سال 1995 پرواز کرد.عاقبت در سال 1997 به علت رو به زوال گذاشتن کارخانه تولید این هواپیما متوقف شد.بعضی از شرکت های هواپیمایی برای به روز کردن و همسو شدن با استانداردهای آلودگی صوتی اروپا از سال 2004 موتورهای PS-90 را بروی هواپیماهای ایلوشین 76 نصب کردند.این سری به Il-76TD-90VD معروف شده است.در سال 2005 چین 34 فروند هواپیمای Il-76MD و 4فروند تانکر Il-78 به روسیه سفارش داد.کارخانه ی تاشکند نیز 16 بدنه ی هواپیما را که ناتمام مانده بودند کامل کرد.[/color]
[align=center][color=green]کابین [/color]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1502676.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1869829.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1505415.jpg[/img][/align]
[size=18][color=green]سابقه عملیاتی[/color][/size]
[color=blue]اولین هواپیما به سال 1974 به نیروی هوایی شوروی داده شد و تبدیل به ستون فقرات ترابری نیروی هوایی شوروی شد.بین سالهای 1979 تا 1991 شوروی با این هواپیما 14700 سورتی پرواز به سمت افغانستان انجام داده بود.786200 سرباز جابه جا کرد و حدود 315800 تن بار حمل نمود.میتوان گفت که ایلوشین 76 89 درصد سربازان شوروی و 74 درصد محموله های هوایی ارتش شوروی را جابه جا کرد.تا سال 2006 نیروی هوایی روسیه حدود 200 فروند ازین هواپیما ها را در اختیار دارد که کمتر از نصف آنها مناسب برای پرواز هستند.اپراتور های غیر نظامی نیز 108 فروند ازین تایپ را در روسیه در اختیار دارند.Il-76 به عنوان تانکر سوخت رسان نیز فعالیت میکند و 50 فروند ازین نوع نیز ساخته شده است.همچنین بدنه ی این هواپیما در تولید هواپیمای آواکس Beriev A-50 Mainstay که 25 فروند از این مدل نیز تولید شده بکار رفته است.با این حال هنوز هم این هواپیما پروازهای منظمی به قطب جنوب دارد و اصلی ترین شبیه ساز بی وزنی برای فضانوردان روس نیز همین هواپیما است.Beriev و NPO Almaz برنامه هایی برای تبدیل این هواپیما به عنوان لیزر هوایی را دارند.این هواپیما که به عنوان A-60 شناخته میشود و دو فروند از آن نیز ساخته شده است,هنوز هم بسیاری از زوایایش برای همگان روشن نیست و عملا به عنوان طرحی سری به شمار می آید.[/color]

[align=center][color=green]پیشرانه Soloviev D-30KP [/color]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/Solowjow_D-30_III.jpg[/img][/align]
[color=green]کودتای مالدیو 1988[/color]
[color=blue]عملیات کاکتوس در نوامبر سال 1988 انجام گرفت که طی آن سربازان چتر باز هندی بوسیله ی Il-76MD به سمت جزایر مالدیو برای بر اندازی کودتا چیان فرستاده شدند.[/color]
[color=green]طوفان کاترینا[/color]
[color=blue]فدراسیون روسیه در راستای کمکهای بشر دوستانه به طوفان زدگان آمریکایی در نیو اورلئان آمریکا دو فروند هواپیمای ایلوشین 76 را برای کمک به آسیب دیدگان اعزام کرد.هند نیز همچنین برای کمک به آسیب دیدگان از هواپیمای ایلوشین 76 استفاده کرد.در اکتبر سال 2009 مقامات روسی به استرالیایی ها پیشنهاد به خدمت گیری هواپیماهای آتشنشان ایلوشین 76 را جهت مبارزه با آتش سوزی جنگلها که به شنبه سیاه معروف بود را مطرح کردند.اما کمیته ی حفاظت منابع طبیعی سلطنتی استرالیا این پیشنهاد را نپذیرفت.[/color]

[align=center][color=green]قسمت بار[/color]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/0057803.jpg[/img][/align]
[size=18][color=green]پیش نمونه ها[/color][/size]
[color=red]Izdeliye-176
Izdeliye-576
Izdeliye-676
Izdeliye-776 به عنوان مسافت سنجی و ارتباطات برای استفاده در بقیه پیش نمونه ها
(IZdeliye-976 (SKIP ردیابی موشک ها و فواصل.بیشتر برای آزمایشات موشک KH-55 ساخته شد.
Izdeliye-1076 عملیات ویژه
Izdeliye-1176 جاسوسی الکترونیک
Il-76TD-90 / Il-76MD-90 با موتورهای PS-90
Il-76 firebomber آتشنشان که میتواند کپسول های انفجاری حاوی مواد ضد اشتعال را حمل نماید.
Il-76PSD جستجو و نجات
Il-96 مدل با قابلیت تبدیل سریع(این فقط طرح بود و ارتباطی با Il-96 مسافری ندارد)
Il-150 این مدل همان A-50 بود که از موتورهای PS-90 استفاده میکرد.
Beriev A-60 لیزر هوایی[/color]
[size=18][color=green]گونه های نظامی[/color][/size]
[color=red]Il-76-Tu160 tailplane transporter مربوط به برنامه های طراحی Tu-160
Il-76D به همراه یک قبضه توپ ضد هوایی در عقب هواپیما
Il-76K / Il-76MDK/Il-76MDK-II نمونه ی تمرینی برای شرایط بی وزنی
Il-76LL تست موتور
Il-76M حمل و نقل نظامی
Il-76MD حمل و نقل نظامی با برد بیشتر
Il-76MD Skal'pel-MT بیمارستان سیار
Il-76MD-90 با موتورهای PS-90
Il-76MF با بدنه ی کشیده تر(حدود 6.6متر)با موتورهای PS-90 بیشترین وزن تیک آف 210 تن و حمل بار 60 تن.به تولید نرسید.
Il-76PP جنگ الکترونیک
Il-76MD PS گشت دریایی و جستجو و نجات
Il-76T/Il-76TD به عنوان هواپیمایی نظامی مطرح بود اما بیشتر کاربرانش غیر نظامی هستند.
Il-78 / Il-78M تانکر سوخترسان
Il-82 هواپیمای پست فرماندهی
Beriev A-50/Beriev A-50M/Beriev A-50I/Beriev A-50E هواپیمای هشدار زود هنگام هوابرد[/color]

[align=center][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/ilyushin_il76_candid_l6.jpg[/img][/align]
[size=18][color=green]گونه های غیر نظامی[/color][/size]
[color=red]Il-76MGA مدل تجاری باری
Il-76MD to Il-76TD در این مدل تمامی وسایل نظامی برداشته شده است.
Il-76P / Il-76TP / Il-76TDP / Il-76MDP هواپیمای آتش نشان.1.5 تا 2 ساعت طول میکشد تا کیت تانکر به آن نصب گردد.قادر به حمل 49000 لیتر آب است که 3.5 برابر هرکولس سی-130 است.
Il-76T گونه باربری غیر نظامی.ملقب به Candid A[/color]
[size=18][color=green]نمونه های خارجی[/color][/size]
[color=red]Il-76 Phalcon برای نیروی هوایی هند است که مجهز به رادار اسرائیلی Phalcon است.
Il-76MD tanker برای نیروی هوایی عراق که قابلیت سوخت رسانی هوا به هوا دارد.[/color]
[color=red]KJ-2000 نمونه چینی A-50 است و هم اکنون در خدمت نیروی هوایی خلق چین است.به رادار آرایه فازی فعال AESA که توسط چین تولید شده مجهز شده است[/color]
[color=red]عدنان 1 و عدنان 2 اواکس های عراقی دارای رادار Thomson-CSF Tiger G با برد 350 کیلومتر که یکی از آنها در جنگ خلیج فارس نابود شد اما دو فروند دیگر به ایران فرار کردند(عدنان 1 و عدنان 2).یکی از آنها به سیمرغ تغییر نام داد و در 22 سپتامبر 2009 در رژه ی ارتش سقوط کرد.دیگری نیز فعلا در شرایط پروازی نیست[/color]
[size=18]
[align=center][color=green]ایلوشین های ایران[/color]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1693292.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1559177.jpg[/img]
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/1527611.jpg[/img][/align]
[color=green]مشخصات کلی :[/color][/size]
[color=red]کشور سازنده : اتحاد جماهیر شوروی
سال ورود به خدمت : 1974
خدمه : 7 نفر
طول : 46.59 متر
فاصله نوک دو بال : 50.5 متر
ارتفاع : 14.76 متر
وزن : 75 تن
وزن با حداکثر بارگذاری : 190 تن
پیشرانه : 4 عدد موتور جت توربوفن مدل Soloviev D-30KP با حداکثر توان 472 کیلو نیوتون
حداکثر سرعت : 850 کیلومتر در ساعت
برد (با حمل 20 تن بار) : 7300 کیلومتر
برد (با حداکثر بارگذاری) : 3650 کیلومتر
حداکثر بارگذاری: 50 تن[/color]

[url=http://www.aerospacetalk.ir/vb/showthread.php?t=33460]منبع[/url]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنون از مقاله .
هواپیمایی یاس هم از این نوع هواپیما استفاده می کنند .
نمیدانید سپاه از این هواپیما دارد ؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]ممنون از مقاله .
هواپیمایی یاس هم از این نوع هواپیما استفاده می کنند .
نمیدانید سپاه از این هواپیما دارد ؟[/quote]

در حال حاضر بنابر گزارشات ، سپاه پاسداران حداقل 2 تا 3 هواپیمای ترابری IL-76 در اختیار دارد . در سال 1381 یکی از IL-76 های سپاه پاسداران به دلیل پرواز در ارتفاع پایین (خطای خدمه) دچار سانحه شد و از بین رفت . در جریان اتش سوزی سال گذشته ی جنگل های گلستان ، از کاندید های سپاه در نقش اطفای آتش سوزی گلستان استفاده شد . پس از این آتش سوزی ، دو فروند از IL-76 های سپاه پاسداران به مخازن حمل آب 40 تنی و تجهیزات اطفای حریف مجهز شدند .

[url=http://gallery.military.ir/albums/userpics/54_891118_L600.jpg][img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/thumb_54_891118_L600.jpg[/img][/url]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
جدا از كاربري اين هواپيما ظاهربسيار زيبايي هم داره .
تقريبا همه نوع كاربري رو ميشه براي اون متصور بود . كه انواع اون در نوشته هاي بالا قابل مشاهده است .
يا علي

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اون كابين شيشه اي دماغه مگه مال بمب افكن هاي قديمي نيست؟چرا واسه اين گذاشتن؟منظورم اون پنجره هاي پايينه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام

در مورد زیبا بودنش باهاتون موافقم ...


قیمتش چنده ...


یه سوال > یعنی دیگه ازش تولید نمی کنند icon_rolleyes

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote] در سال 1381 یکی از IL-76 های سپاه پاسداران به دلیل پرواز در ارتفاع پایین (خطای خدمه) دچار سانحه شد و از بین رفت [/quote]

سانحه شهدای غدیر در بهمن ماه 81

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]سلام

در مورد زیبا بودنش باهاتون موافقم ...


قیمتش چنده ...


یه سوال > یعنی دیگه ازش تولید نمی کنند[/quote]

با سلام قیمت هر فروند این هواپیما در نمونه های جدید در حدود 50 میلیون دلار و دیگر هم تولید نمیشه یا حداقل تولید این هواپیما برای یک مدتی است که متوقف شده
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اين از همون هواپيماهاي نيست كه چند وقت پيش در روسيه ي
سقوط كرد؟
ظاهر زيبايي داره و خوبيش اينه كه ميشه ازش در موارد بسيار زيادي استفاده كرد. ترابري، سوخت رسان، آواكس ، حمل ونقل مسافر و ....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]اين از همون هواپيماهاي نيست كه چند وقت پيش در روسيه ي
سقوط كرد؟
ظاهر زيبايي داره و خوبيش اينه كه ميشه ازش در موارد بسيار زيادي استفاده كرد. ترابري، سوخت رسان، آواكس ، حمل ونقل مسافر و ....
[/quote]

احتمالا از انواع مسافربری بوده نه این مدل

از جمله ماموریت های قابل توجه این مدل برای ایران ارسال محموله دارویی و غذایی به سومالی بود

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote][quote]سلام

در مورد زیبا بودنش باهاتون موافقم ...


قیمتش چنده ...


یه سوال > یعنی دیگه ازش تولید نمی کنند[/quote]

با سلام قیمت هر فروند این هواپیما در نمونه های جدید در حدود 50 میلیون دلار و دیگر هم تولید نمیشه یا حداقل تولید این هواپیما برای یک مدتی است که متوقف شده[/quote]

تولید این هواپیما متوقف نشده ، فقط بخاطر برخی مسایل انتقال خط تولید و محدودیت های کارخانه ی هواپیماسازی Chkalov مستقر در تاشکند ازبکستان که تنها شرکت اصلی مونتاژ هواپیماهای ترابری IL-76 تا سال 2007 بود و در زمان شوروی پایه گذاری شد ، کند شده . بعد از سفارش 1.5 میلیارد دلاری ارتش چین در سال 2006 برای خرید 34 فروند هواپیمای ترابری IL-76 و 4 فروند سوخترسان IL-78 ، مشخص شد که شرکت ازبکستانی توانایی بر عهده گرفتن این سفارش را ندارد . بهمین دلیل مسکو تصمیم گرفت خط تولید این هواپیما رو از ازبکستان به روسیه انتقال بده .

در حال حاضر روند انتقال خط مونتاژ اصلی IL-76 از کارخانه ی Chkalov به کارخانه ی Aviastar-SP (تحت سرپرستی شرکت Ilyushin) مستقر در منطقه ی Ulyanovsk در روسیه مرکزی در حال انجام هست که طبق برنامه ریزی ، تا سال 2012 ، خط تولید اصلی هواپیمای فول مونتاژ در کارخانه ی Aviastar-SP عملیاتی خواهد شد و کارخانه ی Chkalov با پیوستن به مجموعه ی کارخانه های هواپیماسازی روسی ، به کارخانه ی تولید قطعات یدکی هواپیمای IL-76 تبدیل میشود . با این حال ، تولید Il-76 در جریان انتقال خط تولید متوقف نشده است .

[img]http://www.aviastar-sp.ru/aviastar_ru/images/logoavia_ru.gif[/img]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]تولید این هواپیما متوقف نشده ، فقط بخاطر برخی مسایل انتقال خط تولید و محدودیت های کارخانه ی هواپیماسازی Chkalov مستقر در تاشکند ازبکستان که تنها شرکت اصلی مونتاژ هواپیماهای ترابری IL-76 تا سال 2007 بود و در زمان شوروی پایه گذاری شد ، کند شده . بعد از سفارش 1.5 میلیارد دلاری ارتش چین در سال 2006 برای خرید 34 فروند هواپیمای ترابری IL-76 و 4 فروند سوخترسان IL-78 ، مشخص شد که شرکت ازبکستانی توانایی بر عهده گرفتن این سفارش را ندارد . بهمین دلیل مسکو تصمیم گرفت خط تولید این هواپیما رو از ازبکستان به روسیه انتقال بده .

در حال حاضر روند انتقال خط مونتاژ اصلی IL-76 از کارخانه ی Chkalov به کارخانه ی Ulyanovsk (تحت سرپرستی شرکت Ilyushin) در حال انجام هست که طبق برنامه ریزی ، تا سال 2012 ، خط تولید اصلی هواپیمای فول مونتاژ در کارخانه ی Ulyanovsk عملیاتی خواهد شد و کارخانه ی Chkalov با پیوستن به مجموعه ی کارخانه های هواپیماسازی روسی ، به کارخانه ی تولید قطعات یدکی هواپیمای IL-76 تبدیل میشود . با این حال ، تولید Il-76 در جریان انتقال خط تولید متوقف نشده است .[/quote]

این تولید نصف و نیمه و محدود که تولید نیست هر موقع کارخانه جدید را ساختن بعد میشه تولید درست وحسابی در متن هم به همین دلیل توقف تولید گفته شد چون تولید ناچیزه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
میگم یک نکته چرا اینقدر حادثه هوایی تو ایران زیاده این چیز ها رو که روسها می دادند تا چند وقت پیش خیلی هم قدیمی نیستن

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط kingraptor
      نمایي كلي از هواپيماي ميگ29 : هواپيماي ميگ 29 (نامگذاری ناتو: فالكرومFulcrum ) با هدف ايجاد برتري هوايی توسط اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شد . طراحي و ساخت اين هواپيما توسط شركت ميكويان از سال1970 آغاز و اولين فروند از اين هواپيما در سال1983 وارد خدمت شد . هواپيماي ميگ 29 از بهترين محصولات صادراتي براي شوروي در زمان خود و براي روسيه در حال حاضر بوده و توانسته سود قابل توجهي را نصيب سازندگان خود كند . http://www.farmboyzimsflightsims.com/MiG29_03.jpg تاریخچه ي هواپيماي ميگ29 : برنامه ي ساخت هواپيماي ميگ 29 به سال1969 بازمیگردد و در آن زمان شوروی برنامه FX ایالات متحده را زیر نظر داشت و برنامه ي FX كه به ساخت هواپيماي اف15 ( F-15 EAGLE) منجر گرديد دليل تصميم شوروي براي طراحي و ساخت هواپيما ميگ 29 بود و درك كردن اين موضوع از سوي شوروي بود كه هواپیماهای جديد ساخت آمريكا تا حد قابل توجهي داراي برتري نسبت به هواپيماهاي شوروي هستند و از تکنولوژی پيشرفته تري نسبت به اين كشور برخوردار هستند . هواپيماي ميگ 21(MiG-21 Fishbed) با وجود چالاكي زياد و قدرت مانور خوب خود در طول روز در شب قادر به انجام ماموریت نبود و از كم بودن برد عملياتي خود و عدم توانايي استفاده از جنگ افزارهاي گوناگون در حد قابل ملاحظه اي رنج میبرد . هواپيماي ميگ23 (MiG-23 Flogger) كه با هدف مقابله با هواپيماي اف4 فانتوم (F-4 Phantom II) طراحي و ساخته شده بود با وجود سرعت و برد عملياتي مناسب و داشتن فضاي كافي براي حمل سوخت و جنگ افزارهاي مختلف ولي از قدرت مانور كمي دارد و در نبردهاي داگفايت تا حد زيادي ناموفق نشان ميداد در اين شرايط شوروي به وجود يه يك هواپیما كه ضمن داشتن چالاكي و قدرت مانور خوب داراي برد عملياتي كافي و امكان استفاده از جنگ افزارهای گوناگون در حد خوبي را داشته باشد احساس ميكرد و در كنار اين موارد اين هواپيما بايد از سیستمهای پیشرفته اي براي رقابت با هواپیماهای ساخت امريكا هم استفاده ميكرد.در واكنش به اين نياز ستاد فرماندهي شوروي درخواست ساخت هواپيما پشرفته تاكتيكي را ارائه داد و اين درخواست را در طرح PFI (Perspektivnyi Frontovoi Istrebitel ) كه مخفف هواپيماي پيشرفته تاكتيكي به زبان روسي است را ارائه داد . مشخصات خواسته براي اين طرح از سوي شوروي تا حد زيادي افراطي و جاه طلبانه بود هواپيماي مورد درخواست آنان بايد برد عملياتي زياد / داراي قابليت خوب براي نبردهاي نزديك / چالاكي و مانور عالي / داراي حداقل سرعت2 ماخ / داراي قابليت حمل تسليحات سنگين / به همراه استفاده از آيروديناميك پيشرفته كه اين مورد آخر توسط موسسه آيروديناميك روسيه به همراهي شركت سوخو در حال انجام مراحل تحيقياتي بود . (طرح آيروديناميك مورد نظر شوروي توسط موسسه آيروديناميك روسيه و شركت سوخو در حال انجام مراحل تحقيقاتي بود و شركت ميكويان از نتايج اين تحقيقات در ساخت هواپيماي ميگ29 استفاده كرد). در سال1971 شوروي اعلام كرد طرح هواپيماي PFI يا همان هواپيماي پيشرفته تاكتيكي پر هزينه است و با قابليت برآورده نمودن نيازهاي آمريكا براي ساخت هواپيماي جنگنده سبك وزن به مانند اف16 (F-16 Fighting Falcon) و اف17(YF-17 Cobra) بود و شوروي دو طرح جديد با نامهاي LPFI و TPFI براي ساخت ارائه داد طرحLPFIساخت يك هواپيماي تاكيكي پيشرفته سبك وزن و طرح TPFI ساخت يك هواپيماي تاكتيكي سنگين وزن بود و تفاوت طرح PFI ابتدايي شوروي و طرح دوم PFI در تخصصي تر شدن آن است . طرح كلي PFI هواپيماي پيشرفته تاكتيكي اوليه به دو طرح تخصصي تر تبديل شد كه در هر كدام به روي بعضي از مشخصات بيشتر از ساير مشخصات با توجه به هدف ساخت و نوع ماموريت تاكيد شده بود . طرح هواپيماي تاكتيكي پيشرفته سبك وزن يا همان LPFI به شركت ميكويان سپرده شد و سرانجام به ساخت هواپيماي ميگ29 منجر شد و طرح هواپيماي پيشرفته تاكتيكي سنگين وزن و يا همان TPFI براي مقابله با هواپيماي اف15 به شركت سوخو سپرده شد كه اين طرح نيز با ساختن هواپيماي سوخو 27 به پايان رسيد . طراحي هواپيماي LPFI با مشخصات جديد در سال1974 شروع گرديد و به ساخت هواپيماي ميگ29 اي MiG-29A)) منجر گرديد اولين پرواز اين هواپيما در 6 اكتبر 1977 صورت گرفت .هواپيماي ميگ29 تنها يك ماه بعد از اولين پرواز خود در نوامبر 1977 ازسوي ماهوارهاي جاسوسي آمريكا مورد شناسايي قرار گرفت اين هواپيما هنگامي كه در مركز آزمايش پرواز ژوكوفسكي(Zhukovsky) در نزديكي شهرك رامنسكوي(Ramenskoye) حضور داشت مورد شناسايي قرار گرفت و ايالات متحده هواپيمايي با مشخصات شبيه به هواپيماي اف17(YF-17 Cobra) مشاهده كرد . ميگ25بي(MiG-29B) با تاخيري كه به دليل حادثه در دو نمونه اوليه ميگ29 اي(MiG-29A) بدليل ايراد در موتورها بود در ژوئن سال1983 وارد خدمت شد و ناتو هواپيماي ميگ29 بي (MiG-29B) را فالكروم اي(Fulcrum-A) نامگذاری كرد. به طور منطقي بايد ميگ 29 A بايد فالكروم اي(Fulcrum-A) ناميده ميشد ولي بدليل آنكه تا قبل از آن ناتو ميگ29 A (MiG-29A) را مشاهده نكرده بود ميگ29بي را نمونه ابتدايي ميگ فرض كرد و فالكروم اي(Fulcrum-A) نامگذاری كرد هواپيماي ميگ29 يا همان (Fulcrum-A) در مجموع به تعداد 840 فروند توليد شد .اولين باري كه هواپيماي ميگ 29 به در غرب به نمايش عمومي درآمد در جولاي 1986 در فنلاند بود و بعد از آن در سپتامبر 1988 در نمايشگاه هوايي فارنبورو (Farnborough Air Show) در بريتانيا بود و غربيها تحت تاثير قدرت زياد و چالاكي اين هواپيما قرار گرفتند . ميگ 29 در زمان شوروي مورد توجه اين شوروي قرار داشتند اما بعد از شوروي با وجود مجهز شدن به سيستمهاي آيونيكي پيشرفته و چند منظوره بودن و قابليت حمل مخازن سوخت خارجی و امکانات گسترده ديگر مورد توجه روسيه قرار نگرفتند كه اين به دليل سياست نامناسب مسئولان شركت ميكويان نسبت به شركت سوخو در شناخت خواست و تمايل مسئولان روسيه است با اين وجود مسئولان شركت ميكويان با گسترش اين هواپيما سعي در صادرات آن به خارج از كشور را دارند البته به نقل از منابع غير رسمي دستيابي غرب به اطلاعات هواپيماي ميگ29 از دلايل مهم اين تصميم از جانب مقامات روسيه است . اين هواپيما تاكنون به كشورهايي شامل : الجزاير /بنگلادش/بلغارستان/كوبا/چك /اتيوپي/اريتره/آلمانشرقي/مجارستان/عراق/ايران/هند/مالزي/برمه/ پرو/لهستان/روماني/صربستان/اسلواكي/سوريه و يمن فروخته شده است اين كشورها به همراه اقمار سابق شوروي به مانند بلاروس/قزاقستان/مولداوي/تركمنستان/اكراين و ازبكستان از استفاده كنندگان از اين هواپيما هستند . هواپيماي ميگ 29 در حال حاضر تحت پروژه های مختلف توسعه و بهينه سازي قرار دارد و آخرين نمونه هاي اين هواپيما ميگ29 اس ام تي (MiG-29) و ميگ29ام 2(MiG-29 M2) هستند .نمونه جديد ناو نشين هواپيماي با نام ميگ29 كي(MIG-29K) براي استفاده در نيروي دريايي هند كه به تازگي ناوهواپيمابر درياسالار گورشكوف را از روسيه خريداري كرده در حال توليد است . سوابق نبرد هواپيماي ميگ29: http://fozz.tac2.se/files/mig29.jpg اين هواپيما به وسيله خلبانان عراقي در جنگ1991 خليج فارس و پيش آن نيز در جنگ اين كشور با ايران حضور داشت و بعد از آن از سوي صربستان به عنوان بزرگترین دارنده اين هواپيما در بلوك شرق در برابر انبوهي از جنگندهاي غربی از نظر تعداد و نوع قرار گرفته است و در جنگ ميان دو كشور اريتره و اتيوپي از سوي اريتره در برابر هواپيماهاي سوخو27 اتيوپي مورد استفاده قرار گرفت و در همه آنان يك شكست خورده بزرگ بوده چه در برابر هواپيماهاي غربي و چه در برابر هواپيماي سوخو27 و كارنامه موفقي از خود به جاي نگذاشت اما اين امر نه به دليل ضعف اين هواپيما بلكه بيشتر به دلايل خارجي به مانند استفاده كنندگان اين هواپيما و كيفيت هاي پايين نمونه صادراتي نسبت به نمونه اصلي بوده است كه باعث شده اين هواپيما ناموفق و غير قابل اعتماد جلوه كند . هواپيماهاي تحت اختيار عراق در جنگ اول خليج فارس در برابر هواپيماهاي ايالات متحده و متحدانش كه با تعداد زياد و پشتيباني مناسب هوايي آسمان را در اختيار خود قرار داشتند نتواستند كاري از پيش برند و در حقيقت فرصتي براي اينكه خود را نشان دهند بدست نياوردند ودر جنگ دوم خليج فارس نيز هواپيماهاي ميگ29 عراق حتي از زمين نيز برنخواستند . فالكرومهاي عراق در جنگ با ايران نيز بيشتر با استفاده بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها در نقش يك بمب افكن ظاهر شدند تا يك جنگنده براي انجام ماموریت تخصصي خود باشند. هواپيماهاي تحت اختيار صربستان نيز با تكنولوژي و سلاحهاي مربوط به 15 سال قبل و مربوط به زمان جنگ سرد و شوروي سابق در برابر كه هيچگونه بهينه سازي نشده بودند و از كمبود قطعات يدكي رنج ميبردند در برابر انبوه جنگدهاي متعلق به ناتو كه در بهترين شرايط به سر ميبردند كاري از پيش نبردند . اين هواپيما در جنگ افغانستان در مقابل هواپيماهاي22 افغانستان و و در نبرد كارگيل كشمير از سوي هندوستان هم مورد استفاده قرار گرفته و در چند نبرد كوچك ديگر هم شركت داشته است . مشخصات عمومي هواپيماي ميگ29: به دليل طرحهاي بسياري كه براي گسترش و بهينه سازي هواپيماي ميگ 29 بروي اين هواپيما صورت گرفته هواپيماي ميگ 29 فعلي با نمونه اصلي كه در قالب طرح LPFI توليد شد متفاوت است ميگ29 در حال حاضر از سيستم آيروديناميكي شبيه هواپيماي سوخو27 استفاده ميكند اگر چه داراي تفاوتهاي مشخص با سيتستم آيروديناميكي سوخو27 ميباشد . در ساختمان ميگ29 از آلومينيوم تا حد زيادي استفاده شده و در بعضي از نقاط نيز از تركيبات کامپوزیت نيز بهره گيري شده است . بالهاي اين هواپيما در بالاترين نقطه بدنه و بصورت يكپارچه و با زاويه 40 درجه به بدنه متصل هستند و دو بال افقي نيز در جوانب خروجي موتور هواپيما رو به بیرون نصب قرار گرفته اند . در هواپيماي ميگ29 از دو موتور توربوفن كليوف آر دي33 با پس سوز(Klimov RD-33) استفاده ميشود .ظرفيت مخازن سوخت داخلي ميگ29 بي (MiG-29B) تنها 3200 كيلوگرم است كه اين ظرفيت كم باعث شده است تا برد عملياتي اين هواپيما محدود باشد البته اين هواپيما ميتواند از تانكرهاي خارجي نيز استفاده كند http://www.xp-office.de/mig-29/Bilder/MiG-29SMT-in-flight-refuelling_jpg.jpg در نمونه هاي جديدتر ميگ29 از فضاي ميان بالها و بدنه و ساير فضاها نيز براي حمل سوخت بيشتر استفاده شده است و تمام نمونه هاي ميگ29 داراي توانايي سوختگيري در آسمان هستند كه اين امر به گسترش محدوده عملياتي و افزوده شدن به كارايي اين هواپيما كمك مينمايد نمونه هاي جديد ميگ29 ساختار آنان بهينه سازي شده و به ساختار (Fatback) تغيير يافته است اين ساختار با استفاده از فضاي داخلي و گسترش آن امكان افزودن به ظرفيت مخازن داخلي فراهم ميكند كه به صورت واضح در برامدگي كوهان مانند پشت هواپيما قابل ديدن است . http://www.b-domke.de/AviationImages/Fulcrum/Images/3535.jpg براي كنترل ميگ29 از كنترل هيدروليك استفاده ميشود اين سیستم هيدروليك شبيه سيستم هيدروليك سوخو27 (fly-by-wire) نيست اما اين هواپيما بسيار چالاك و از قدرت مانور خوب و پايداراي مناسبي برخوردار است و خلبان در هنگام چرخش به اطراف ميتواند به خوبي هواپيما را كنترل كند با توجه به اين عوامل و ساختار اين هواپيما هواپيماي ميگ29 ميتواند فشاري معدل9 جي را تحمل كند. به وسيله سيستمهاي كنترل نرم افزاري موجود هواپيما خلبان را از انجام حركاتي كه فشاري بيشتر از حد استاندارد باز ميدارد كه اين سيستم ميتواند توسط خلبان غير فعال شود . كابين خلبان در نمونه هاي عادي داراي صفحه نمايشگر HUD هستند و فاقد HOTAS هستند و به طور كلي آنالوگ هستند بنابراين وسايل عقربه اي فراواني در ان به چشم ميخورد و نكته اي كه در اولين نگاه به كاكپيت ميگ29 جلب توجه ميكند اين است كه اين كاكپيت بسيار شبيه به كابين خلبان هواپيماي ميگ23 است كه قابليت تغيير كاكپيت و سفارشي نمودن آن به سادگي ممکن است و به طور كلي نمونه هاي ابتدايي ميگ29 از نظر تكنولو‍ژي برتري چنداني نسبت به ساير هواپيماي ساخت شوروي ندارد . در نمونه هاي ارتقا يافته شده ميگ29 كاكپيتهاي شيشه اي به همراه صفحه پيشرفته نمايشگر CRT چندمنظوره و HOTAS به اين هواپيما افزوده شده است و از صندلي پران Zvezda K-36D كه داراي كارايي خوبي است در كاكپيت ميگ29 استفاده ميشود . http://www.aeronautics.ru/m/mig29smtcockpit.jpg در نمونه هاي ابتدايي ميگ29 از سيستم رادار تهاجمي فازترون آر ال پي كي(Phazotron RLPK-29 ) كه شامل رادار پالس داپلر N-019 ( نامگزاري ناتو: S-29 Slot Back ) است كه قابلیت نگاه به پايين و شليك به هدف را دارا است و در كنار آنها كامپيوتر ديجيتال Ts100.02-02 نيز وجود دارد . نمونه اصلي رادار N-019A كه با هدف مقابله با نمونه هاي غربي طراحي شده بود و اميد بسياري بدان ميرفت ولي نتوانست اين خواسته شوروي را براورده كند و باعث ناميدي شد . اين رادار داراي اشكالات جدي در زمينه كارايي در(BVR) در محدوده خارج از ديد (beyond-visual-range) است اين رادار براي رهگيري هدف يا همان تراك كردن (Track) اهدافي به اندازه يك جنگده تا شعاع 70 و در اندازه يك بمب افكن تا شعاع 90 كيلومتر بيشتر توانايي ندارد و براي اهداف كوچكتر و يا اهداف از پشت سر اين مقدار به35 كيلومتر كاهش ميابد . رادار N-019A توانايي شناسايي 10 هدف را در محدوده عملياتي خود در اختیار دارد اما تنها قادر به هدف قرار دادن بيش از يك هدف به وسيله موشك هاي هدايت شونده خود نيست از نقاط ضعف ديگر اين رادار در سيستم پردازش سيگنال آن است كه در شناسايي اهداف زميني و يا اهدافي كه ارتفاع كم هستند و در برابر اهداف بسيار يا اشباع هدف داراي ضعف است و استعداد خوبي براي جيمينگ شدن در برابر جنگ الكترونيك دارد و به سادگي از كار مي افتد . اين مشكلات باعث شده هواپيماي ميگ29 قادربه استفاده موثر از موشك هاي جديد هدايت شونده دوربرد آر27(R-27) در حداكثر برد عملياتي آنان نباشد اين اطلاعات در پي تباني و خيانت طراح وسازنده رادار فازترون آدولف تولكاچف(Adolf Tolkachev) و افشاي اين اسرار در سال1985 به سازمان CIA بدست امده بود . در پي ضعف زياد رادار(N-019A) شوروي با شتاب تصميم به اصلاح نمودن آن گرفت و براي رفع اين نواقص اقدام به بهينه و به روز رساني اين رادار كرد و نمونه ساخته شده توپاز (N-019M Topaz) نامگزاري شد و در هواپيماهاي ميگ29 اس (MiG-29S) مورد استفاده قرار گرفت اما اين اصلاح نيز مقامات شوروي را راضي نكرد و آنها خواستار ارتقا دوباره اين رادار و گسترش بيشتر قابليتهاي آن شدند و جديدترين نمونه ساخته شده رادار ژوك (N-010 Zhuk-M) بود كه برد عملياتي آن گسترش يافته بود كه از نظر ظاهري نيز تغييراتي نسبت به نمونه پيشين در آن اعمال شده بود كه شامل آنتن گيرنده مسطح بود و از پردازشگرهاي قدرتمند و مطمئن با قابلیتهای چند منظوره نيز بهره ميبرد و استعداد استفاده از موشكهاي هوا به هواي RW-AE ( نامگزاري ناتو: AA-12 Adder ) براي هواپيماي ميگ29 را فراهم ميكند . در نمونه جديدتر ميگ29 از S-31E2 KOLS كه يك مسافت ياب ليزري و(IRST) جستجو گير مادون قرمز است (infrared search and track) مدل (S-31E2 KOLS) كه بصورت چشم كروي در جلوي كاناپه خلبان نصب شده نيز بهره گرفته شده اين سيستم (IRST) ميتواند مستقل از رادار عمل كند و از دقت زيادي نيز برخوردار است . جنگ افزار موجود در ميگ29 شامل يك توپ 30 ميلي متري (GSh-30-1) نصب شده در كنار بالها و در نزديكي بدنه است و با خشاب 149 تير است كه در نمونه هاي جديدتر به 100 تير كاسته شده نمونه اصلي هواپيماي ميگ29 در حالت استفاده از تمام ظرفيت مخزن سوخت خود توانايي استفاده از توپ خود را نداشتند اما در نمونه هاي جديدتر اين مشكل تصحيح شد . سه جايگاه حمل سلاح در زير بالهاي هواپيماي ميگ29 وجود دارد و در مجموع 6 جايگاه در زير بالها وجود كه در نمونه مختلف امكان افزودن 2 جايگاه ديگر ودر مجموع 8 جايگاه وجود دارد ميتوان در فضاي مابين دو موتور اين هواپيما به جاي مخزن سوخت 1500 ليتري از يك موشك هوا به هواي ميانبرد آر 27(AA-10 ALAMO) و يا بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها استفاده كرد و ظاهرا امكان استفاده از اين فضا براي حمل و استفاده از سلاحهاي گوناگون براي استفاده در نبردهاي هوايي وجود ندارد برخلاف هواپيماهايي مانند ميگ31 كه از اين فضا بيشترين بهره را گرفته اند . تعدادي از هواپيماي ميگ29 شوروي امكان حمل يك موشك هسته اي را دارا هستند . بيشتر نمونه هاي اين هواپيما امكان استفاده از موشك آر 73 (AA-11 ARCHER) براي نبردهاي داگفايت را دارند البته نمونه هاي قديمي تنها قادر به استفاده از موشكهاي آر 60((AA-8 APHID هستند . به طور كلي نمونه هاي اصلي و ابتدايي ميگ29 قابليت چنداني براي حمله به اهداف زميني برخودار نيستند و تنها ميتوانستند از بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها استفاده كنند و تنها در نقش يك هواپيما براي برتري هوايي و رهگيري در مسافتهاي كوتاه انجام وظيفه كند اما سازندگان هواپيماي ميگ در نمونه هاي بهينه سازي شده امكان بكارگيري بمبهاي هدايت شونده ليزري با دقت زياد و بمبهاي الكترونيكي را به اين هواپيما افزوده اند . http://www.military.cz/russia/air/mig/Mig_29/images/mig29SMT_vyzbr_1.jpg نمونه هاي مختلف هواپيماي ميگ 29 : ميگ29ايMiG-29A (Fulcrum A ): نمونه ابتدايي ساخته شده از اين هواپيما كه در سال1982 وارد خدمت شد. ميگ29بي MiG-29B-Fulcrum A: نمونه صادراتي اين هواپيما فاقد امكانات لازم براي حمل تسليحات اتمي است و داراي رادار اصلاح شده براي افزايش قابليت هاي آن و سيستم (ECM) براي مقابله با جنگ الكترونيك و سيستم (IFF) براي شناسايي دوست از دشمن كه اين عبارت مخفف(Identification Friend or Foe) است . هواپيماهاي ميگ29 ايران از اين نوع هستند . ميگ29 يوبي MiG-29UB-Fulcrum B: نمونه آموزشي اين هواپيما با كد UB كه مخفف آموزشي رزمي(Uchebno-Boevoi / trainer-combat) شناخته ميشود و دو سرنشينه و فاقد رادار است و بنا به ساختار خود ميتواند كارايي هاي زيادي برايش در نظر گرفت ميتوان در امور آموزش و يا يك سوخت رسان استفاده كرد هر چند كه با توجه به برد عملياتي محدود از قابليت منحصر به فردي برخوردار نيست و پسوند رزمي آن با كارايي آن سازگار به نظر نميرسد مگر آنكه با افزودن امكانات اين قابليت را براي اين نمونه فراهم كنيم در ضمن يك توپGSh-30 30 ميلي متري نيز در آن بكار رفته است . ميگ29 اس MiG-29S-Fulcrum C اولين نمونه : اين نمونه مانند ميگ29 بي است اما بدنه هواپيما بزرگتر است داراي ساختار(FatBack) است كه براي افزودن حجم مخازن داخلي است و از سيستم ضد جيمينگ استفاده ميكند. ميگ29 اس MiG-29S -Fulcrum Cدومين نمونه : در اين نمونه هواپيما ميتواند مقدار بيشتري از تسليحات را حمل كند به علاوه ي استفاده از دو تانكر خارجي از تغييرات ظاهري هواپيما است . رادار اين نمونه را NO19ME انتخاب كرده اند اين رادار ميتواند 10 هدف را شناسايي كند و همزمان از دو موشك آر 77(AA-12 Adder) براي نابود كردن اهداف استفاده كند . ميگ29 اس ام MiG-29SM-Fulcrum C : اين نمونه از تمام قابليتهاي ميگ29 اس برخوردار است و امكان استفاده از موشكهاي هوا به زمين هدايت شونده و بمبهاي هدايت شونده تلويزيوني و ليزري را دارد . ميگ29 ام يا همان ميگ33 MiG-29M/MiG-33 -Fulcrum E: نمونه پيشرفته و چند منظوره هواپیمای ميگ29 است كه ساختمان آن از آلياژ مقاوم و سبك الومينيوم_ليتيوم ساخته شده و سيستم كنترل پرواز مكانيكي را جايگزين سيستم كنترل fly-by-wire كرده اند . در آن از موتورهاي RD-33K با قدرت تراست بيشتر استفاده شده و رادار ژوك (N010 Zhuk) با امكان شناسايي عوارض زمين را براي اين مدل در نظر گرفته اند . در زير هر بال 4 جايگاه( در مجموع 8 جايگاه) براي تسليحات آماده شده است كه در صورت استفاده از فضاي ميان دو موتور اين مقدار باز هم بيشتر خواهد شد . كاكپيت نيز بهينه سازي شده و دو صفحه نمایشگر جديد به آن افزوده شده است و اين هواپيما كاملا قادر به استفاده از موشک آر77(AA-12 Adder) است. ميگ يو بي ام MiG-29UBM : نمونه دو نفره آموزشي چند منظوره كه هرگز توليد نشد . ميگ29 اس ام تي MiG-29SMT : اين نمونه در حقيقت همان نمونه بهينه سازي ميگ29 اس است كه در آن قطعات قديمي هواپيما با قطعات نرم افزاري و سخت پيشرفته تر ميگ 29 ام يا همان ميگ33 جايگزين شده اند . با افزودن به حجم مخازن داخلي اين هواپيما بدون استفاده از مخازن خارجي تا برد 2100 كيلومتر و شعاع 1050 كيلومتر ميتواند ماموريت انجام دهد . كابين اين هواپيما با افزوده شده دو نمايشگر بزرگ مسطح كرستال مايع((LCDتمام رنگي و دو نمايشگر مسطح تك رنگ كوچك بهينه سازي شده و رادار بهينه سازي شده N019MP را براي اين نمونه در نظر گرفته اند كه به برد و قابلیتهای هوا به زمين آن افزوده شده و اين تغييرات با استفاده از موتورهاي توربوفن كليموف (RD-43 turbofans ) كامل ميشود . در مجموع مقدار حمل سلاح در اين مدل 500 KG افزوده شده و به عدد4500 KG رسيده است . اين نمونه قادر نيز به مانند ميگ29 ام(ميگ33) داراي حداقل 8 جايگاه تسليحات است و ميتواند از تمامي تسليحاتي كه در ميگ29 ام استفاده ميشود استفاده كند . كشور روسيه و يمن از استفاده كنندگان اين نمونه از اين نمونه از اين هواپيما هستند . ميگ 29 كي MiG-29K-Fulcrum D اولين نمونه : نمونه ساخته شده براي نيروي دريايي براي استفاده در ناو هواپيما بر است كه از تمامي امكانات نرم افزاري و سخت افزاري ميگ29 ام (ميگ33) استفاده ميكند و از ساختار محكمتري برخوردار است و مجهز به ارابه فرود بروي عرشه ناوهواپيمابر و تجهيزات ديگر است و براي استفاده در ناوهاي هواپيمابر كلاس درياسالار كوزنتسف طراحي شد ولي اين طرح لغو شد . ميگ 29 كي MiG-29K -Fulcrum D دومين نمونه : اين نمونه براي نيروي دريايي هند ساخته و سفارشي سازي شده و به حجم مخازن داخلي افزوده اند و براي دماغه اين هواپيما از پوشش لاستيكي استفاده ميشود و از سيستم پرواز جديد(fly-by-wire) بجاي سيستمهاي آنالوگ قديمي استفاده شده است و مابقي مشخصات اين هواپيما به مانند هواپيماي ميگ29 ام و اس ام است . ميگ29 يو بي تي MiG-29UBT : اين مدل نمونه بهينه سازي هواپيماي ميگ29 يو بي( آموزشي/نظامي) است كه در بروي آن تغييراتي را كه بروي ميگ 29 بي(MiG-29B) انجام داده اند و هواپيماي ميگ29 بي را به ميگ29 اس ام تي (MiG-29 SMT)تبديل كرده اند اين تغييرات را هواپيماي ميگ 29 يو بي انجام داده اند و به نمونه ميگ29 يو بي تي (MiG-29UBT)تبديل كرده اند . اين طرح لغو شده . ميگ29 ام2 MiG-29M2 : نمونه چند منظوره و دو نفره كه در آن از ساختار وسايل مورد استفاده در هواپيماي ميگ29 ام استفاده شد و تنها تفاوت آن استفاده از يك LCD بزرگ و استفاده از سيستم پرواز ديجيتال است و نمونه تك نفره ميگ 29ام 2 (Mig-29 M2) هم ميگ29 ام1 (Mig-29 M1) هست كه با مقداري تفاوت با نام ميگ29 كي(Mig-29 K) يا همان نمونه دريايي ميگ29 شناخته ميشود . ميگ29 او وي تي يا همان ميگ35 MiG-29OVT/MiG-35-Fulcrum F : آخرين نمونه ساخته شده از ميگ 29 است كه از تمام نمونه هاي قبلي پيشرفته تر است و مجهز به سيستم تغيير بردار رانش هست كه براي كنترل آن از سيستم fly-by-wire استفاده ميشود . اين نمونه از بدنه هواپيماي ميگ29 ام 1 استفاده ميكند و از آيونيك خيلي پيشرفته اي برخوردار است و از امكانات خوب دفاعي و سيستمهاي خوكار براي تهاجم استفاده ميكند و از HOTAS هم استفاده ميكند و به دليل استفاده از سيستم CGI ميتواند مستقلانه به انجام ماموريت اقدام كند . اين نمونه از هواپيماي ميگ29 خيلي چالاك است و شعاع عملياتي آن بدون مخازن خارجي1100 كيلومتر است (برد عملياتي 2200 كيلومتر) و در اين نمونه امكان استفاده از 3 مخزن خارجي وجود دارد كه در صورت استفاده از اين 3 مخزن خارجي برد عملياتي اين هواپيما بيشتر خواهد شد . قادر به استفاده از اكثر موشكهاي هوا به هوا و هوا به زمين مختلف و بمبهاي و موشكهاي هدايت شونده با تلويزيون و ليزر است و مجهز به هشت جايگاه اسلحه است . روسيه سعي در صادرات اين هواپيما به خارج دارد و خاورميانه از مهمترين مشتريان اين هواپيما است روسيه در حال مذاكره براي فروش اين هواپيما به كشورهاي سوريه / ليبي/ايران/الجزاير/سودان/هند/مالزي/برزيل/پرو و چند كشور ديگر است . مشخصات فني هواپيماي ميگ29 : خدمه : يك نفره در مدل نظامي / دو نفره آموزشي/رزمي طول هواپيما: 17.37 متر طول بال: 11.4 متر ارتفاع: 4.7 متر مساحت بالها : 38 مترمربع وزن خالص (بدون سوخت و....): 11.000كيلوگرم (11تن) وزن قابل حمل ( شامل سلاح و سوخت و.....): 16800 كيلوگرم(16.8تن) حداکثر وزن برخاست : 21000كيلوگرم(21تن) نيروي محركه : در نمونه هاي جديد دو موتور كليموف Klimov RD-33K و Klimov RD-43 توربوفن با پس سوز و نمونه هاي قديمي دو موتور كليموف Klimov RD-33 توربوفن با پس سوز حداكثر سرعت : 2.45 ماخ شعاع عملياتي : در حالت نبرد شعاع700 تا 900 كيلومتر (بسته به مدل هواپيما) در يك خط سير بدون بازگشت 2900 كيلومتر حداكثر ارتفاع پرواز : 18000 متر (59100پايي) سرعت صعود: 330 متر در ثانيه تجهيزات : يك توپ30 ميلي متري GSh-30-1 و موشكهاي هوا به هوا / هوا به زمين و انواع مختلف بمبها شامل: R-60(AA-8 Aphid)/ R-27(AA-10 Alamo)/ R-73(AA-11 Archer)/FAB 500-M62/ FAB-1000/TN-100/ S-24/AS-12/ AS-14 http://airspace.cz/img/mig29a_weap.jpg
    • توسط TAHA-SH
      به گزارش جهان به نقل از تسنیم، سردار محمد حجاری معاون آماد و پشتیبانی ستاد‌ کل نیروهای مسلح در همایش سلاح‌های هواپایه که صبح امروز در دانشگاه امام حسین(ع) برگزار شده، طی سخنانی گفت: پروژه موشک برد بلند و هوا به هوای "مقصود" در آینده نزدیک به بهره برداری می‌رسد.

      وی همچنین به مواضع اخیر رئیس جمهور آمریکا اشاره کرد و افزود: فاصله لبخند و اخم دشمن خیلی کوتاه است و فکر نکنیم با یک لبخند همه چیز حل می‌شود چرا که این لبخند خیلی سریع به اخم تبدیل می‌شود همانطور که دیدیم که لحن رئیس جمهور آمریکا طی دو روز متفاوت شد.

      معاون ستاد‌ کل نیروهای مسلح همچنین تاکید کرد: در سال ۹۲، ۶۰درصد تحقیقات ما به حوزه هواپایه و سلاح های هواپایه اختصاص یافته است.

      سردار حجازی تأکید کرد: ۱۷ پروژه عمده و سطح یک در هوافضا در دست تولید داریم که در واقع سامانه هستند و ۱۱ پروژه سطح یک در صنایع هوایی نیز در دست تولید داریم.
      http://www.jahannews.com/vdcdx90s9yt0fj6.2a2y.html



      منتظر گمانه زنی دوستان راجع به این موشک هستم
      دقت کنید که این موشک بعنوان برد بلند معرفی شده است یعنی چقدر؟؟؟؟
    • توسط KOLAHSABZ
      قهرمان جنگ ملقب به «گرگ آسمان»


      سرتیپ خلبان علی اشرف بهرامی پناه در دوران جنگ ملقب به گرگ آسمان و از مجاهدان سال‌های دوران دفاع مقدس بود.


      او تنها شاگرد ممتاز ، تمام دوره های حرفه ای آکادمیک خلبانی ایالات متحده امریکا با نمره شگفت انگیز 100 Perfect بوده و تنها کسی است که از استاد سختگیر امریکا James Silicon نمره 100 گرفته است.



      پس از رد کردن پیشنهاد ایالات متحده امریکا مبنی بر اقامت و دریافت امتیازات بسیار در آن کشور به ایران باز می گردد.
      او دارنده رکورد بیشترین ساعات انجام عملیات جنگی در زمان 8ساله ی جنگ بدون کوچکترین صدمه است. همچنین یکی از دارندگان با ارزشترین عنوان خلبانی و رزم خلبانی یعنی “TOP GUN" تاریخ نیروی هوایی ایران است.
      دارنده دومین رکورد ساعت‌های پرواز پیاپی بدون توقف عملیاتی در جنگ که پس از زدن این رکورد بسیار سخت و سنگین 40% شنوایی گوش راست خود را از دست داد.
      منبع:
      فاتحان _ پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس

    • توسط hans
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/normal_McDonnell-Douglas-F-4E-IIAF-2_unknown.jpg

      درسال 1328 در روستای "بصل کوه" شهرستان رامسر، در خانواده "خلعتبری مکرم" پسری به دنیا آمد که نام او را حسین گذاشتند و به راستی این نام برازنده او بود. کسی که بعدها در بین بعثیون به "حسین ماوریک" شکارچی ناوهای اوزای عراقی معروف شده بود و برای خود او یا پیکرش، جایزه تعیین کرده بودند. شخصی که مهارت او در خلبانی و شلیک موشک ماوریک (نوعی موشک هوا به سطح) در نیروی هوایی شهره بود.
      حسین دوران کودکی و جوانی را در رامسر سپری نمود و بعد از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در سال 1349 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد.
      پس از گذراندن دوران سربازی، در سال 1351 به دلیل علاقه وافری که به فن خلبانی داشت وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و بعد از گذراندن دوره مقدماتی، پرواز جهت طی نمودن دوره پیشرفته به کشور آمریکا اعزام شد.
      قبل از سفر به آمریکا، حسین خلعتبری به دیدار خانواده می شتابد و به مادرش وکالت می دهد که:
      "مادر تمام حقوق ماهیانه‌ام را براى رفع مشکلات نیازمندان هزینه کن"
      در کشور آمریکا حسین ابتدا دوره خود را در دانشگاه شپارد آغاز کرد و سپس به دانشگاه تگزاس منتقل شد.
      استعداد خیره کننده او در یاد گیری و درپی آن هدایت هواپیما، باعث شده بود به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شود و نام او را تمامی اساتید به عنوان یک دانشجوی برجسته بر زبان آورند.
      در همین حین حسین به خاطر مهارت خاصی که درخلبانی داشت، دوره شلیک موشک ماوریک که یک موشک هوا به سطح است و به وسیله آن می توان انواع شناورها را هدف قرار داد، را با موفقیت طی کند.
      سرانجام دوره خلبانی حسین پایان می یابد و او با دریافت گواهینامه خلبانی در هواپیمای اف 4 به ایران باز می گردد و در پایگاه ششم شکاری بوشهر با درجه ستواندومی مشغول به خدمت می شود
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/21dpzpd.jpg
      با شروع جنگ، ببر مازنداران به دشمن می تازد
      در 31 شهریور ماه سال 1359 کشور بعثی عراق با تهاجمی همه جانبه به ایران حمله می کند. نیروی هوایی عراق در اولین ساعات بعدازظهر همین روز 10 مرکز مهم نظامی از جمله پایگاه های هوایی ایران را به شدت بمباران می کند و در خیال خود این گونه می پندارد که نیروی هوایی ایران را به طور کامل از بین برده است.

      البرز، ضرب شست حسین و یارانش در کم تر از دو ساعت
      بلافاصله بعد از حمله عراقی ها، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران دست به کار شده و ترتیب انجام دو عملیات را در همان روز می دهد که بر اساس آن یکی از عملیات ها با رمز البرز به پایگاه هوایی بوشهر می رسد.
      تعدادی از بهترین ها انتخاب می شوند که حسین یکی از آنهاست. 4 فروند فانتوم مسلح به خلبانی تعدادی از بهترین های نیروی هوایی از جمله شهیدان:
      شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری، شهید سرلشکر خلبان سیدعلیرضا یاسینی، شهید سرلشکر خلبان داوود اکردای، شهید سرگرد خلبان حسن طالب مهر و تعدادی دیگر از تیزپروزان نیروی هوایی به پرواز در می آیند.
      هدف پایگاه شعیبیه در استان بصره بود. با رسیدن به هدف، حسین با مهارت خاصی که در شیرجه زدن با هواپیما دارا بود تمامی اهداف از پیش تعیین شده را بمباران می کند و سالم بازمی گردد.

      حمله 140 عقاب به عراق
      در روز یکم مهر ماه سال 1359 عملیات گسترده ای از سوی نیروی هوایی با نام کمان -99 آغاز می شود که طی آن 200 فروند هواپیما به پرواز در می آیند و 140 فروند از مرز عبور کرده و به عراق حمله می کنند.
      در این عملیات باز هم حسین نقش عمده ای دارد. او از پایگاه ششم شکاری به پرواز درآمده و به عنوان فرمانده یک دسته 8 فروند به بغداد حمله می کند. مانورهای عالی از میان ساختمان ها و پرواز با ارتفاع بسیار پایین او و تعدادی دیگر از خلبانان در شهر بغداد، باعث می شود خبرگزاری ها لب به تحسین از مهارت خلبانان ایرانی باز کنند.
      2 روز بعد از این عملیات از سوی روزنامه کیهان با حسین مصاحبه شد و او این گونه گفت:
      "خلبانان نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران عملا ثابت کردند که از هیچ صدامی واهمه ندارند و روحیه شان بسیار عالی است. ایشان در مورد نبرد با عراق گفتند: از چندی پیش هواپیماهای عراقی به خاک ما تجاوز می کردند و ما تنها به تعقیب آنها می پرداختیم ولی بعد از آن به ما ماموریت هایی داده شد که پایگاه های نظامی عراق را بمباران کنیم و این پایگاه ها درست در قلب عراق قرار داشتند و ما ماموریت خود را با نهایت موفقیت بدون این که کوچک ترین ضربه ای به ما وارد شود، در خاک عراق انجام دادیم. ایشان همچنان یادآور شدند در حمله روز یکم مهر ماه (کمان99) مواضع حساس و مهم عراق در چند منطقه از جمله بغداد، بصره، ام القصر و... منهدم شد و این ضربه محکمی بود که بر ارتش عراق وارد کردیم ."
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/21dpw9g.jpg
      حسین خود درباره این عملیات چنین می گوید:
      اولین ماموریت برون مرزی من به عنوان خلبان، اول مهرماه سال 59 بود. (شهید خلعتبری در عملیات روز 31 شهریور به عنوان کمک یا همان افسر ناوبری شرکت کردند )، پس از بمباران مهرآباد توسط عراق، به ما دستور داده شد بلافاصله با هشت فروند هواپیما به بغداد حمله کنیم. در طول مسیر در هر پنج مایل ما را هدف قرار می دادند و به طرف ما موشک می زدند ولی ما همچنان در دل آسمان پیش می رفتیم تا سرانجام به هدف رسیدیم و پایگاه « الرشید» و « المثنی» را در قلب بغداد درهم کوبیدیم. خاطره جالب من در این ماموریت دیدن یک گنبد طلائی در بخش جنوبی بغداد بود. از طریق رادیو به هواپیماهای همراه گفتم من یک گنبد طلائی می بینم. جناب سرهنگ "محققی" در جوابم گفتند: زیارتتان قبول، آن جا مقبره امام موسی کاظم (ع ) است.
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/0000khalatbery.jpg
      ماموریت، پایگاه شعیبه
      ماموریتی برای انهدام تاسیسات پایگاه شعیبه به پایگاه ششم شکاری محول شد. خلعتبری برای این ماموریت انتخاب می شود. ماموریت را با موفقیت انجام می دهد و خسارات جبران ناپذیری به پیکره بعثیون وارد می کند. در راه بازگشت خلبان کمک می گوید:
      - حسین، مثل این که نوک مگسک این موشک ها کج است.
      شهید خلعتبری می گوید:
      - چطور؟
      و کمک جواب می دهد: تا حالا 28 موشک برای ما شلیک کرده اند ولی هیچ کدام به ما اصابت نکرده است. واقعا معجزاتی بوده که ما شاهدش بوده ایم.

      حماسه هفت آذر 59 ( مروارید)
      در روزهای ابتدایی آذر ماه سال 1359 طبق هماهنگی های به عمل آمده از سوی نیروهای هوایی و دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، قرار می شود در روز هفتم آذر ماه، نیروی دریای و هوایی به دو اسکله البکر و الامیه حمله کنند.
      روز عملیات فرا می رسد و حسین این دلاور مازنی، سواربر اسب آهنین خود می شود و به همراه تعدادی دیگر از خلبانان شجاع نیروی هوایی همچون شهید سرلشکر خلبان عباس دوران و شهید سرلشکر خلبان سیدعلیرضا یاسینی در دل آسمان جای می گیرند.
      این جاست که حسین کاری می کند که تا مدت ها حتی بعد از شهادتش افسران نیروی هوایی و دریایی عراق از شنیدن نام او لرزه به اندام شان می افتاد.
      پرواز آغاز شده و حسین با مانورهای دیدنی، خود را در بهترین موقعیت ها قرار می دهد و یکی پس از دیگری ناوچه های عراقی را غرق می کند.

      شهید سرلشکر خلبان یاسینی در این خصوص این گونه نقل می کند:
      در قسمتی از این عملیات چند فروند از ناوچه های اوزای عراقی از ترس شکارنشدن توسط خلبانان شجاع نیروی هوایی در کنار کشتی های تجاری پنهان شده بودند که خلبانان ما متوجه آنها می شوند. با هماهنگی انجام شده توسط خلبانان قرار شد یک سری از طرف خاک کویت و یک سری هم از دهانه فاو و خور جلوی ناوچه های اوزا را بگیرند. درحالی که مشغول بررسی موضوع بودیم، خلبان کابین عقب من را متوجه ناوچه اوزای عراق کرد که به آرامی از بغل یک کشتی تجاری جدا شده و به سمت دهانه خور درحال حرکت بود. به طرفش شیرجه می رفتم که ناوچه اوزا متوجه حضور من شد و بلافاصله خود را به کشتی بازرگانی رساند. در همین حین شهید خلتعبری فریاد زد:
      - رضا ناوچه را در رادار دارم و آماده شلیک موشک به آن هستم.
      که در جوابش گفتم:
      - دقت کن طوری بزنی که آسیبی به کشتی تجاری وارد نشود. زیرا ممکن است بهانه دست سایر کشورها بیفتد و بگویند که ایران کشتی های تجاری را در خلیج فارس هدف قرار می دهد.
      شهید خلعتبری اطمینان داد که ناوچه را طوری بزند که هیچ آسیبی به کشتی تجاری نرسد و سپس با یک فروند موشک ماوریک، چنان دماغه ناوچه را زد که چندین متر آن را از کشتی تجاری جدا کرد و آن را به قعر آب های خلیج فارس فرستاد. که به شوخی به او گفتم:
      - حسین لقمه آماده مرا گرفتی. آماده باش تا برای هدف بعدی بریم.
      همین طور ادامه دادیم. هدف بعدی ایستگاه راه آهن ام القصر بود که به همراه شهید خلتعبری آن جا را به تلی از آتش تبدیل نمودیم.
      شهید خلتعبری به همراه دیگر خلبانان شرکت کننده در این عملیات توانستند ناوهای اوزا، ناوهای مین جمع کن، ناو نیروبر و چندین اژدر افکن به ارزش کلی 240 میلیون دلار را هدف قرار دهند و نیروی دریایی عراق را منهدم کنند. بعد از این عملیات بود که به شهید خلعتبری لقب "حسین ماوریک" شکارچی ناوهای اوزا را دادند.
      لازم به ذکر است که در این عملیات شهید خلتعبری به همراه شهیدان یاسینی و دوران، در مجموع بیش از 25 سورتی پرواز عملیاتی داشتند که این تعداد پرواز فقط از عهده خلبانان ماهری همچون این شهیدان بزرگ بر می آمد.
      بر اساس گفته کارشناسان، شهید حسین خلعتبری در استفاده از هواپیماى اف 4،‌ انجام مانورها و عملیات‌ جنگی،‌ انهدام هدف و شلیک موشک ماوریک همتا نداشت. به قدری مهارت داشت که در هر شیرجه به چندین هدف می توانست حمله کند.
      بعد از پایان این عملیات، با توجه تخصصی که حسین در شلیک موشک ماوریک از خود نشان داد، مدتى را در هوانیروز جهت آ‌موزش خلبانان بالگرد جنگنده‌ کبرى براى شلیک و کاربرد موشک ماوریک سپرى کرد.

      حسین خود درباره این عملیات این چنین می گوید:
      شهید یاسینی به اتفاق ناخدا بزرگی به سراغم آمدند. شهید یاسینی گفت:
      - خلعتبری، می خواهم بروی زیر آب !!
      بلند شدم و به طرف اسکله «البکر» و «الامیه» پرواز کردم. در همین زمان جناب همتی فرمانده شهید ناوچه «پیکان» فریاد می زد:
      - ای هابیلیان آسمان، در 12 مایلی ما چهار فروند ناوچه عراقی مشاهده می شود نابودشان کنید.
      به محض شنیدن صدا، به طرف آن سمت گرفتیم. دیدم سه فروند ناوچه اوزا و یک فروند اژدر افکن عراقی به حالت تدافعی موضع گرفته اند تا از خودشان دفاع کنند. هواپیماهای عراقی نیز در همه جا پخش بودند ولی جرات نزدیک شدن به ما را نداشتند. به محض این که روی ناوچه های عراقی شیرجه رفتم، یکی از ناوچه ها یک موشک به طرف ناوچه ایرانی هدف گیری کرد. به ناوچه خودی گفتم:
      - مواظب خودتان باشید.
      و بلافاصله دو فروند موشک به طرف ناوچه های عراقی رها کردم. تصمیم گرفتم دو فروند دیگر موشک رها کنم ولی آنها درحال غرق شدن بودند. موشک ها را بر روی دو فروند دیگر فرستادم و سریع برگشتم و با رادیو پیام دادم که هواپیماهای گشت ضدسطحی فورا به منطقه بیایند و گفتم یک ناوچه مانده بروید و کارش را تمام کنید.
      سروان ساجدی بود که با وجود درد شدید کمر و گردن، علاوه بر آن ناوچه، سه فروند دیگر از ناوچه های عراقی را منهدم کرد.
      افتخار می کنم که مردانه جنگیدیم. در آشیانه می خوابیدیم تا لحظه ای که نیاز باشد آماده باشیم.

      در این عملیات هواپیمای خود را تعویض و دوباره پرواز می کرد
      امیرسرتیپ خلبان "عباس جلالی یار" درباره این شهید و عملیات مروارید می گوید:
      از ویژگی های این شهید بزرگوار این بود که به ایشان می گفتند: «قاتل اوزا» حالا نمی دانم چقدر شما از ناوچه های اوزا عراق اطلاعات دارید. از آن قایق های موشک اندازی بود که به علت برد بلند موشک و قابلیت مانورش، به راحتی ناوهای ما را در خلیج فارس مورد هدف قرار می داد.
      این شهید بزرگوار آن زمان که در بوشهر خدمت می کرد و زمان عملیات از هواپیمای خودش پیاده می شد و سوار هواپیمای دیگر می شد و با موشک های "ماوریک تلویزیونی" این ناوها را مورد هدف قرار می داد و به همین سبب بنام قاتل اوزا معروف شد.
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/0khalatberi.jpg
      حمله به اچ 3 بی نظیر ترین حمله هوایی و حضور پر رنگ حسین
      در اواخر سال 1359 با توجه به این که عراق تمامی هواپیماهای ذخیره خود را به دلیل سالم ماندن از حملات تیزپروازان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به مجموعه پایگاه های الولید در نزدیکی مرز اردن انتقال داده بود، نیروی هوایی تصمیم می گیرد که این پایگاه ها را به هر طریق ممکن هدف قرار دهد. طرح اولیه آماده می شود و تعدادی از برجسته ترین خلبانان نیروی هوایی برای این عملیات انتخاب می شوند و دلیل آن این بود که اگر فرمانده دسته پروازی مورد هدف قرار گرفت، خلبانان حاضر مهارت این را داشته باشند که خود هدف را پیدا و آن را منهدم کنند.
      پس جمعی از بهترین ها انتخاب شدند که در بین آنها نام حسین خلعتبری نیز به چشم می خورد.
      سرانجام روز پانزدهم فروردین ماه سال 1360 تعداد 8 فروند هواپیمای فانتوم از پایگاه هوایی همدان به پرواز در آمدند و با چهار بار سوخت گیری هوایی و طی مسافتی بالغ بر 1000 کیلومتر، پایگاه های الولید را بمباران کردند و همگی سالم برگشتند.
      نقش حسین در این عملیات هم خیره کننده بود. در هنگام رسیدن به یکی از پایگاه ها، حسین خلعتبری ارتفاع را زیاد می کند و با شیرجه ای زیبا و مانورهای پی در پی تمامی بمب های خود را بر روی اهداف فرو می ریزد و افتخار دیگری برای خود و میهن عزیزمان خلق می کند.
      ماموریت، زدن پل العماره
      از سوی فرماندهی به پایگاه ششم شکاری ماموریت داده می شود تا پل العماره را بزنند. خلعتبری و چند تن از خلبانان شجاع این پایگاه انتخاب می شوند. پل درست وسط شهر بود. خلعتبری وقتی روی پل می رسد، حملات ضدهوائی دشمن به اوج خود رسیده بود. اتومبیل های مختلف که مشخص بود شخصی است، روی پل درحال حرکت بودند. او با قبول خطر دور می زنند و پس از عبور آنها، پل را منهدم می کنند. وقتی از او سوال کردند که چرا چنین کردی؟ گفت:
      - فرزندی یک ساله ای دارم، یک لحظه احساس کردم که ممکن است توی ماشین بچه ای مثل «آرش» من باشد. چطور قبول کنم که پدری بچه سوخته اش را در آغوش بگیرد؟

      بچه سوخته دزفولی
      یادم نمی رود در دزفول بودم. زن لری بچه سوخته اش را گذاشت بغل من و گفت:
      - بی غیرت تو خلبان مائی؟ بگیر!!
      خواستم به او بگویم مادر! ما بی غیرت نیستیم ولی اسلام به ما اجازه چنین کارهائی را نمی دهد لکن دیدم زن خیلی عصبانی است.
      هنگامی که خبر سقوط خرمشهر را شنیدم و مطلع شدم که به پیرها و بچه ها رحم نکرده و به زن ها هم تجاوز کرده اند، به خدای لایزال و به شرفم قسم خوردم که این بار اگر وارد خاک عراق شدم شهرک «صفوان» را درهم بکوبم ولی وقتی وارد خاک عراق شدم، ابتدای شهر یک مدرسه بود. با چشم خود دیدم مادری بچه اش را در زیر شکم گرفت و روی بچه خوابید در همان لحظه به خود آمدم و بمب هایم را رها نکردم. وقتی رد شدم از شدت خشم چند فشنگ هوائی خالی کردم و به سمت گمرک صفوان پرواز کردم و کامیون های حامل مهمات را منهدم نمودم.
      با این که بیش از هفتاد مرتبه به خاک عراق حمله کرده ام، ولی قانع نیستم. من باید بجنگم و مرگ برای من افتخار است. در وصیت نامه ام هم ذکر کرده ام که در ولایت خودمان «شیرود» کوهی است که می گویند «میرزا کوچک خان» در آن جا علیه روسیه می جنگیده است. اگر افتخار شهادت پیدا کردم، آن چه از من باقی ماند حتی اگر ذره ای از گوشت بدنم باشد، را در کنار قله آن کوه دفن کنید تا روح من هم پاسدار این مرزوبوم باشد.

      نماینده ایران در دادگاه لاهه
      مدتی از جنگ گذشته بود که خلتعبری برای دفاع از حقوق ایران که درگیر جنگی ناخواسته شده بود، به عنوان نماینده ویژه ایران در دادگاه بین المللی لاهه حضور می یابد تا در برابر دولتمردان غربى و عربى، از حقوق کشور عزیزمان دفاع کند و در این امر خطیر با ابتکار عملى که در آن جا بروز داد، حقانیت ایران را در جنگ ثابت کرد.
      با وجود این که مدت ماموریت او در دادگاه لاهه 2 ماه بود، به همه وعده‌ها و وسوسه‌هاى سران کشورهاى آمریکا و انگلیس پشت پا زد و ادامه امور را به کاردار ایران در سوئیس سپرد و پس از 15 روز به کشور بازگشت و در پاسخ به این سوال که چرا تا پایان ماموریت در آن جا نمانده است، می گوید:
      - نمی توانم شب‌ها و روزها را در سوئیس با آرامش طى کنم درحالی که جنگنده‌هاى دشمن آرامش را از هموطنانم گرفته‌اند.

      دولتمردان عراق با بودن او آرامش ندارند
      حسین بلافاصله بعد از بازگشت به ایران پروازهای جنگی خود را از سر می گیرد.
      با توجه به مهارت او در اکثر عملیات به عنوان فرمانده دسته پروازی به دفاع از میهن می پردازد.
      تاسیسات نفتی، یگان‌هاى دریایی،‌ پل الاماره و پالایشگاه کرکوک بارها توسط او مورد حمله و تخریب قرار گرفت که تنها قسمتی از دلاوری های این مرد بزرگ است.

      ماموریت حیاتی
      از سوی فرماندهی نیروی هوایی ماموریتی به پایگاه ابلاغ می شود و خلعتبری برای انجام این ماموریت انتخاب می شود. ماموریت بدین شکل بود که:
      هدفی پشت سر نیروهای پشتیبانی عراق بمباران شدید شود. ماموریت حیاتی بود. جنگنده ها می بایست 460 مایل از وسط پدافند قوی عراق در ارتفاع بالا پرواز کنند. در حین ماموریت لحظه به لحظه به سمت اف 4 های نیروی هوایی موشک می زدند. فانتوم ها درست روی هدف رسیده بودند که ناگهان یک موشک سام ـ 6 از بالای کاناپی خلعتبری رد شد. هواپیما لرزید. در وسط نیروهای عراقی تعدادی از خانه های متحرک دیده می شود. خلعتبری متوجه این خانه ها می شود و گویا به او الهام شده بود که این خانه ها را بزند. هدف بمباران تانک های دشمن بود ولی خلعتبری ارتفاع هواپیما را زیاد می کند و در یک آن به سمت خانه ها شیرجه می رود. با توجه به مهارتی که او در این کار داشت، خانه ها را هدف گرفته و دقیقا با یک شیرجه تمام آنها را منهدم می کند. در این هنگام ساعت شش و نیم صبح را نشان می دهد. خلعتبری بلافاصله بعد از ماموریت با سرعت به پایگاه برمی گردد و در گزارش پس از پرواز خود این گونه می نویسد که تعدادی از خانه های متحرک را دیدم و بجای اهداف از پیش تعیین شده آنها را مورد هدف قرار دادم. روز بعد از اطاق ویژه اطلاع دادند که:
      - به خلعتبری بگوئید دیدت عالی بود. زمانی که آن جا را زدی 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی داخل این خانه ها بودند که به درک واصل شدند.

      پزشکان: نباید پرواز کنی
      هید خلعتبری در طول حضورش در دوران جنگ تحمیلى بیش از 70 پرواز برون ‌مرزى برفراز خاک دشمن انجام می دهد. البته این فقط پروازهای عمقی به خاک عراق می باشد و پروازهایی که او بر روی خلیج فارس از جمله در عملیات مروارید انجام می داد، بسیار بیشتر از این تعداد می باشد .
      با این که پزشکان او را به خاطر پروازهاى متعدد و پى ‌در پى و فشارهایى که بر جسم او وارد شده بود از ادامه پرواز منع کرده بودند، اما خلعتبرى کسى نبود که جسمش را بر خاک و مردم کشورش ترجیح دهد و از این رو توصیه پزشکان و فرماندهان جنگى‌اش را براى توقف پروازهاى جنگى نپذیرفت.

      خلعتبری در یکی از مصاحبه‌هاى خبرى این گونه می گوید:
      - اینها را مى‌گویم که تاریخ بنویسد و آیندگان بدانند که ما در اوج مظلومیت جنگیدیم و هیچ باکى نیست اگر یک میلیون نفر از ما شهید شوند. اگر خود و فرزندان مان هم کشته شویم بازهم تسلیم نمى‌شویم تا دنیا بفهمد ایرانى با غیرت هرگز در مقابل تجاوز سکوت نمى‌کند و تا نابودى متجاوز دست از دفاع نمى‌کشد.

      مردم قطب اصلی جنگ هستند
      مردم قطب اصلی جنگ هستند. یادم هست که در بوشهر به گردان تلفن زدند که یک پیرزن آمده و اصرار دارد خلبان ها را ببیند. وقتی به گردان آمد، چهار عدد تخم مرغ که کل موجودی او بود به همراه داشت و با لهجه بوشهری می گفت:
      - اینها را آورده ام که خلبان ها بخورند و چاق شوند و خوب بجنگند.
      پیرمرد روستایی دیگری تنها گوساله اش را آورده بود و در جلوی هواپیما سر برید. به قول یکی از نویسندگان، ملت ها را باید همیشه در جنگ شناخت و من در این جنگ واقعا ملت خودم را شناختم که چقدر فداکار و ایثارگرند.
      اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم.

      خنده از روی لب هایش محو نمی شد
      سرتیپ "قاسم محمد امینی" درباره او می گویند:
      - خنده هیچ وقت از روی لب های شهید خلعتبری محو نمی شد. در بدترین شرایط به همه روحیه می داد. هر وقت که به مازندارن سفر می کرد، در هنگام بازگشت صندوق ماشینش را پر از میوه های فصل مثل پرتقال و نارنگی می کرد و به پایگاه می آورد. سهم همه را می داد. از نگهبانی شروع می کرد و میوه می داد ودر آخر کمی برای خودش می ماند. وقتی در پایگاه همدان بودیم، به رودخانه های اطراف پایگاه می رفت و ماهی صید می کرد. ماهی های بزرگ تر را بین فقرا تقسیم می کرد. ماهی های کوچک تر را به خانه می برد و یا به پایگاه می آورد.

      قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود
      تعطیلات نوروز سال 1364 در پیش است، ولی گویا حسین هوس سفری دیگر را در سر دارد. او در پایگاه می ماند و به زادگاهش نمی رود. در جواب دوستانش هم که می گویند چرا به دیدن خانواده نمی روی؟ می گوید:
      - در این شرایط بحرانی مردم هر لحظه به کمک ما نیاز دارند. وجدانم اجازه نمی دهد که این مردم را تنها بگذارم.
      روز یکم فروردین ماه سال 1364، خلعتبری و ستوان محمد زاده به عنوان شیفت آلرت پایگاه سوم شکاری همدان هستند. ناگهان صدای آژیر بلند می شود و در پایگاه اعلام اسکرامبل (حالت آماده باش) می شود.
      حسین خلعتبری مکرم به همراه کمک خود ستوان "عیسی محمدزاده عروس محله" یا یک فروند هواپیمای فانتوم دی با نام رمز سلیمان 31 برای مقابله با هواپیماهای دشمن به پرواز در می آید. در کردستان در منطقه سقز با دو فروند میگ 23 عراقی و یک فروند میگ 25 عراقی درگیر می شود. سریعا به سمت یکی از هواپیما گردش کرده و به پرواز ادامه می دهد و در ارتفاع 35000 پایی یکی از میگ های 23 را مورد هدف قرار می دهد که پس از برخورد موشک، میگ منهدم می شود. در همین حین از ایستگاه های رادر زمینی مرزی به اطلاع خلعتبری می رسانند که یک فروند میگ 25 پی دی، در تعقیب آنها می باشد. در این نبرد که حتی تعقیب و گریز آن نابرابر می باشد، میگ 25 اقدام به شلیک یک تیر موشک r-40 می کند موشک با فانتوم برخورد می کند. ستوان محمد زاده موفق می شود اجکت کند و به سختی از ناحیه دست راست آسیب می بیند و توسط نیروهای امداد و نجات نیروی هوایی نجات پیدا می کند. ولی سرلشکر خلبان حسین خلعتبری فرصت اجکت پیدا نمی کند و بدین شکل قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود و به معراج ابدی می رود.
      بدن قطعه قطعه شده اش را همچون رهبر و مولایش حضرت حسین بن علی (ع) به عنوان سند افتخاری به این امت همیشه بیدار تقدیم می کند و پیکر مطهرش در میان اندوه انبوه کثیری از مردم منطقه که می گفتند تاکنون در منطقه سابقه نداشته تشییع شد و طبق وصیت خودش در قله میرزا کوچک خان (گلزار چهل شهیدان رامسر) به خاک سپرده می شود تا آن گونه که خود می خواست، روحش نیز پاسدار مرز و بوم وطن اسلامی مان باشد.
      از این شهید بزرگوار دو فرزند به یادگار مانده است.
      تلویزیون عراق با اعلام این خبر با آب و تاب اعلام کرد که موفق شده یکی از بهترین خلبانان ایرانی را از بین ببرد (شهید کند). ولی آنها نمی دانستند که با شهید شدن خلعتبری و خلعتبری ها، هزاران خلعتبری دیگر از بین مردم سلحشور ایران به پا می خیزد و سلاح بدست می گیرد و علیه آنها دلاورانه می جنگند که این چنین هم بود.

      نام او هنوز بر سر زبان هاست
      در هنگام حیات و تا مدتی بعد از شهادت در مجله‌هاى جنگى آمریکا بارها از شهید خلعتبرى به عنوان یک نابغه جنگى و خلبان توانمند درهدایت هواپیماى اف 4، در پروازها و مانورهاى حساس نظامى و عملیاتى نام برده شد.
      همچنین نام او به عنوان یکى از شاگردان موفق وممتاز دانشگاه شپارد و تگزاس در فراگیرى علوم خلبانى اف 4 طى دوران آموزشش در مصاحبه‌ها و گفتگوهاى اساتید این دانشگاه برده شد است.
      در سال 2006 یکى از مجلات جنگى آمریکا ویژه‌نامه‌اى در مورد مهارت‌هاى پروازى و ابتکار عمل‌ها و خلاقیت‌هاى شهید خلعتبرى منتشر کرد.
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/normal_okbi44.jpg
      و اما جاودانه ...
      بعد از شهادت او وقتی که وصیت نامه او قرائت شد، غیرت و دلاوری اش برهمگان دوباره اثبات شد. در این هنگام تمامی حاضرین متوجه این موضوع شدند که ایران یکی از فرزندان غیورش را از دست داده. در قسمتی از وصیت نامه این شهید بزرگوار مطلبی آمده که همه وجود و مرام و مردانگی خلعتبری در آن پیداست:
      - اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن می شویم و مرگ در این راه را افتخار می دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم.
      http://usera.imagecave.com/luftwaffe/hossein_khalatbari.jpg



      منبع:ساجد

      سرلشکر خلبان شهید حسین خلعتبری
      یادوخاطره ان عزیزان گرامی باد.







      luftwaffe
    • توسط F14AA
      این بار سخن از رادمردی است که در سراسر زندگی پرافتخارش چونان عقابی تیزچنگ پاسدار حریم هوایی این کشور اهورایی بود و آن زمان که روح بی قرارش راه پروازی بلندتر را در پیش گرفت، کالبد خاکیش را به آغوش گرم آبی نیلگون خلیج فارس سپرد تا ترجمان پیوندی معنادار بین آسمان و دریا باشد. او که طنین صدای مردانه اش، آرامش بخش و قوت قلب خلبانان اف-4 و اف-5 و هواپیماهای ترابری بود. عقاب سرفراز آسمان ایران زمین، سرلشکر خلبان شهید هاشم آل آقا.

      زندگی نامه

      نام: محمد هاشم

      نشان: آل آقا

      تاریخ تولد: 27 آبان 1324

      تاریخ ورود به نیروی هوایی: 1344

      تاریخ تکمیل دوره عالی پرواز در آمریکا: 1349

      شروع به خدمت به عنوان خلبان فانتوم: 1349

      اعزام به امریکا جهت طی دوره خلبانی هواپیمای تامکت: 1356

      برخی از مسئولیتهای مهم :

      1.افسر خلبان کابین جلو گروه یکم گردان 12 پایگاه یکم شکاری تهران

      2.معاونت عملیات پایگاه هشتم شکاری اصفهان

      3.معاونت عملیات پایگاه هفتم شکاری شیراز

      4.جانشین فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان

      5.طراح جنگی دفتر مخصوص نیروی هوایی

      6.مسئول پست فرماندهی معاونت عملیات نیروی هوایی

      تاریخ شهادت: 20 مرداد 1363

      محل شهادت: خلیج فارس





      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» که از خانواده‌های سرشناس شهر کرمانشاه می‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصیل خود در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در شهر کرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقی که به پرواز داشت از این کار منصرف شد اما علاقه وافر وی به ارتش که همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد که نهایتا به جمع نیروهای مسلح بپیوندد. به دنبال آن وی پس از شرکت در آزمون ورودی، موفق به راهیابی به دانشکده افسری نیروی زمینی ارتش شده و با توجه به عطش درونی‌اش در میل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضایت مادر گام بر می‌دارد.

      پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه افسری اصرار وی کارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضی می‌شود. هاشم که گویی در ابتدای راه قرار دارد با نیروی مضاعفی بلافاصله اقدام کرده و با شرکت در آزمون دانشکده خلبانی از این امتحان نیز سربلند بیرون آمده و با رسیدن به آرزوی دیرینه خود به جرگه دانشجویان خلبانی نیروی هوایی ارتش می‌پیوندد.

      با اتمام کلاسهای زمینی و آموزش مقدماتی پرواز، طبق روال آن روز نیروی هوایی برای تکمیل دانش پرواز خود راهی ایالات متحده می‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دریافت وینگ خلبانی شده و راه بازگشت به وطن را در پیش می‌گیرد.



      سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به کشور بازگشته و با امریه ستاد فرماندهی نیروی هوایی به عنوان کمک خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پایگاه هفتم شکاری شیراز منتقل می‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امریه دیگری برای ادامه انجام وظیفه به پایگاه یکم شکاری تهران فرستاده می‌شود.

      هاشم در همین سال با دختری در همان محله سکونت پدر و مادرش در شهر کرمانشاه آشنا شده و این آشنایی به ازدواج این دو ختم می‌شود. شهید محمدهاشم آل‌آقا فردی آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصی داشت و همسرش عامل اخیر را مهمترین علت ازدواجش با وی می‌داند.
      آنها زندگی مشترکشان را در تهران آغاز کرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفری طولانی می‌شوند.

      سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحدید فرماندهان وقت به همراه تنی چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هایشان برای آموزش هدایت پرنده پیچیده، انقلابی و جدید نیروی هوایی ارتش، گرومن F-14 تامکت عازم پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده در ایالت ویرجینیا می‌شوند.

      برای خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و کاربری تسلیحاتش کار آنچنان سختی نبود. زیرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا برای نیروی دریایی ایالات متحده طراحی و ساخته شده و بدیهی است که از یک استاندارد یکسان برای طراحی و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشک هوا به هوای مورد استفاده تامکت‌های ایران، فانتوم قابلیت شلیک دو موشک آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سایدوایندر) را دارد. با توجه به اینکه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگی استفاده از این دو موشک تجربه کافی و وافی داشتند، فقط می‌بایست اسلحه اصلی تامکت، موشک اسطوره‌ای هیوز AIM-54 فینیکس و رادار آن هیوز AWG-9 را به‌طور کامل بشناسند. اگر عوامل مذکور را به اضافه هوش و جسارت ایرانی کنیم می‌شود حدس زد که تمام نفرات اعزامی به راحتی بتوانند دوره خلبانی F-14 را با موفقیت و سربلندی طی کنند.

      پس از پایان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جدید جنگنده جدید در آبان 57 به سرزمین اجدادی خود باز می‌گردند. با توجه به اینکه کانون فعالیت F-14 در ایران پایگاه هشتم شکاری می‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مکان می‌کند. سکونت آنها در اصفهان مصادف می‌شود با اوج‌گیری تظاهرات مردمی علیه حکومت پهلوی که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در کشورمان سنگ محک بسیار جالبی برای تعیین عیار عرق ملی و حس وطن‌پرستی کارکنان نیروهای مسلح بود و چه زیبا که آل‌آقا و همرزمان میهن‌پرستش در این آزمون کوچکترین ناخالصی از خود نشان ندادند.
      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا که در زمان پیروزی انقلاب از افسران ارشد نیرو محسوب می‌شد و مدتها بود که به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پیروزی انقلاب امر آموزش را با جدیت بیشتری پیگیر شد. آری او نیز می‌دانست آموزش صحیح و کامل مهمترین رمز پیروزی بر دشمنان ملت است.
      با شروع جنگ تحمیلی فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عین حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اینکه به علت رشادت، جدیت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهی وقت نیرو به سمت جانشین فرماندهی عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌شود.
      رسیدن به پست معاونت عملیات نیرو بهانه خوبی بود تا هاشم در کنار سرهنگ خلبان «عباس بابایی» خود را هرچه بیشتر درگیر جنگ کرده و تواناییهای خود را در این عرصه، عرضه دارد. بابایی و آل‌آقا همواره پیش از انجام هر عملیاتی ابتدا خود مبادرت به شناسایی و ارزیابی هدف از لحاظ موضع پدافندی، سمت حمله و غیره کرده تا عملیات اصلی با خطر کمتر و دید بازتری صورت گیرد. نکته جالب توجه در این مطلب این است که آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به این مساله که در کجا می‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند.


      خاطره‌ای از سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در مورد نقش شهید آل آقا در نجات فانتوم شهید یاسینی

      سرهنگ مسعود اقدام در اوایل جنگ در پروازی به همراه شهید بزرگوار «علیرضا یاسینی» به قصد انهدام سه سایت موشکی زمین به دریا که از پشت پایگاه هوایی شعیبیه کشتیهای کشورمان را مورد اصابت قرار می‌داد در یک جنگنده F-4 عازم ماموریت می‌شود. طبق برنامه برای درامان ماندن از ردیابی توسط رادارهای دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مایلی «خورموسی» و پرواز بر فراز باتلاقهای «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعیت مناسب به روی هدف برسانند. با عبور از مرز، اقدام به عنوان خلبان کابین عقب تمام حواس خود را معطوف بررسی سامانه‌های مختلف هواپیما و تهدیدات موشکی دشمن می‌کند تا در صورت شلیک موشک دشمن بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف کنند.
      خطری احساس نمی‌شد و جنگنده با سرعت بسیار بالا در ارتفاع پایین بر فراز نیزارها به حرکت خود ادامه می‌داد که ناگهان زمین و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تیره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانیه بعد به هوش آمده و مشاهده می‌کند که جنگنده در یک صعود 50 درجه‌ای در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامین هواپیما را در اختیار گرفته و از طریق رادیوی هواپیما سعی در برقراری ارتباط با یاسینی می‌کند. خلبان کابین جلو هیچ عکس‌العملی از خود نشان نمی‌داد. اقدام در همین زمان به بررسی شرایط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقی افتاده است. تکه‌های گوشت و پر اطراف کابین نشان از برخورد دسته‌ای از پرندگان دریایی (که در آن سرعت، حکم یک گلوله ضدهوایی را دارد) به جنگنده داشت.
      هواپیما در کنترل بود اما تمام سامانه‌های ناوبری از کار افتاده بود. تعیین مسیر درست بازگشت تنها با کمک رادار کنترل زمین میسر بود که تماسهای متعدد اقدام با رادار هیچ نتیجه‌ای دربر نداشت. اقدام برای چندمین بار در رادیوی هواپیما گفت:
      ـ از ابابیل به رادار. اگر صدای مرا می‌شنوی جواب بده.
      ناگهان صدای مبهمی به گوش رسید. بلافاصله تکرار کرد:
      ـ از ابابیل به رادار.
      ناگهان صدای روشن و واضحی در رادیو طنین‌انداز می‌شود.
      ـ ابابیل، من عقابم، به گوشم.
      این پیام که در واقع نوید زندگی برای فانتوم و خلبانانش محسوب می‌شد، صدای خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهید والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه می‌گوید:
      ـ مشکلی برایتان پیش آمده؟
      ـ هواپیمایمان صدمه دیده. نمی‌دانم خلبان کابین جلو بیهوش شده یا به شهادت رسیده.
      ـ خونسردی خودت را حفظ کن. سعی کن کنترل هواپیما را به دست بگیری. دارم به سمت شما حرکت می‌کنم.
      وقتی که آل‌آقا به بالای سر فانتوم زخمی رسید گفت:
      ـ ابابیل. همین‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگیره صندلی‌پران استفاده نکنی. چون چتر صندلی باز شده و بالای هواپیما رهاست. هواپیمایتان شبیه «آواکس» شده است.
      ـ متشکرم. سعی می‌کنم هواپیما را هدایت کنم. ولی نمی‌دانم چه بلایی سر یاسینی آمده است.
      ـ خونسردی خودت را حفظ کن و همین‌طور به پرواز ادامه بده. من پشت سرت در حرکت هستم، نگران نباش.
      موتورها با آن که با قدرت صد در صد در حال پیشراندن جنگنده بودند با این حال فانتوم صدمه دیده سرعتی حدود 180 نات داشت که برای جنگنده سرعت کمی است. پس از مدتی یاسینی نیز به هوش آمده و با اعلام این که می‌تواند جنگنده را هدایت کند، فرمان را در دست می‌گیرد. نهایتا هواپیما به سلامت در پایگاه فرود آمده و بدین وسیله هاشم آل‌آقا جنگنده باارزش F-4 و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز می‌گرداند.

      خاطره ای از سرتیپ خلبان فضل الله جاویدنیا در مورد مهارت شهید آل آقا در خلبانی تامکت

      در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۱ من به همراه ستوان بهروز پاشاپور به عنوان کابین عقب در یک پرواز دو فروندی از پایگاه شکاری اصفهان به پرواز در آمدیم.
      در این پرواز من شماره ۲ پرواز و سرتیپ خلبان شهید هاشم آل آقا شماره یک پرواز بودند. ما ماموریت داشتیم در غرب اهواز، جنوب حمیدیه و هورالهویزه پوشش سنگین هوایی ایجاد کنیم تا حمله گسترده زمینی در این منطقه انجام شود و هواپیماهای عراقی نتوانند نیروهای ما را بمباران کنند.





      ناگهان متوجه اشکالی در هواپیما شدم. در حال بررسی بودم که متوجه شدم هند گریپ (قسمت پلاستیکی دسته استیک که تمام فرامین بر روی آن قرار دارد) لق است. این قسمت حدود ۱۵ سانتی متر است که به قسمت فلزی استیک که حدود ۳۵ سانتی متر طول دارد وصل است.
      در حال تکان دادن آن بودم که ناگهان هند گریپ جدا شد و از جای خودش خارج گردید. کنترل هواپیما به طور کلی از دست رفته بود . هیچ کنترلی روی جنگنده نداشتم. تصمیم گرفتم تا تمام حواسم را به حرکات هواپیمای شماره یک جلب نمایم . شهید آل آقا با فاصله ای حدود ۱۰ متر بالای سر من پرواز می کرد، طوری که من فقط می توانستم قسمت انتهایی هواپیمای ایشان را ببینم. باید هر چه زودتر فرود می آمدم. نزدیکترین فرودگاه اهواز بود که امنیت لازم را دارا نبود. برای رفتن به اصفهان نیز باید از کوههای اطراف آن می گذشتیم که این کوهها بیشتر از ۱۲۰۰۰ پا ارتفاع داشت که با شرایطی که من داشتم این امکان نیز وجود نداشت. با همفکری که با شهید آل آقا داشتیم تصمیم گرفتیم به دزفول برویم و در آنجا فرود اضطراری داشته باشیم.
      شهید آل آقا گفت به دزفول که رسیدیم من حالت فرود می گیرم و شروع به نشستن مجازی می کنم در این حالت من می توانستم با نگاه کردن به ایشان و تقلید حرکات بر روی باند به زمین بنشینم. به قدری به شهید آل آقا اعتماد داشتم که مطمئن بودم می توانم از پس این فرود خطرناک برآیم، چون او یکی از برجسته ترین خلبانان اف ۱۴ نیروی هوایی بود. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا این که زمان باز کردن چرخها رسید . شهید آل آقا با مهارت مثال زدنی که در هدایت هواپیما داشتند شرایط فرود را برای من مهیا می کردند. به این شکل که باید ایشان باند پرواز را ده متر بالاتر برای خودش تصور می کرد و روی آن باند خیالی اقدام به نشستن می کرد تا من به تبع ایشان بتوانم روی باند فرود بیایم. انصافا ًاو به قدری این کار را دقیق انجام می داد که گویی خود در حال نشستن بود. سرانجام امیر جاویدنیا موفق شد با همکاری شهید آل آقا هواپیما را به سلامت بر زمین بنشاند.

      نحوه شهادت شهید آل آقا

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور که ذکر شد از فرماندهان ارشد نیرو بود و در درجه دوم مشغله‌های فراوانی به عنوان طراح عملیات داشت و این دو مورد کافی بود تا نتواند پروازهای عملیاتی انجام دهد، با این حال فعالانه در پروازهای گشتی و اسکورت نفتکش‌ها و کشتیهای تجاری شرکت می‌کرد و این‌چنین بود تا به خواست خدا خلیج نیلگون و همیشه فارس ایران، مشهد شهید سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.




      تقویمها روز 20 مرداد 1363 را نشان می‌داد و آسمان آبی خلیج فارس یکی از گرمترین روزهای خود را سپری می‌کرد. هاشم آل‌آقا و کمک خلبانش در یک تامکت طی ماموریتی مشغول اسکورت نفتکش‌ها و کشتیهای تجاری کشورمان بود. در همین اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده میراژ F1 عراقی قرار می‌گیرد. درگیری آغاز و پس از مدتی جنگ و گریز تامکت‌ آل‌آقا مورد اصابت موشک شلیک شده از طرف جنگنده عراقی قرار گرفته و به درون آب سقوط می‌کند. شاهدان عینی حادثه که دورادور ناظر درگیری آنها بودند خطر شلیک شدن موشک سوپر 530F-1 به سمت تامکت را به آل‌آقا گوشزد می‌کنند اما آل‌آقا در جواب آنها می‌گوید هیچ نشانه‌ای دال بر حمله موشک به سمتشان در سامانه‌های هشداردهنده مشاهده نمی‌کند. این مطلب گویای آن است که عراقی‌ها با استفاده از اطلاعات فنی که امریکایی‌ها در اختیار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 کاملا موفق عمل کرده‌اند.
      همسر هاشم که از چند روز پیش برای دیدن اقوام به کرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران که مصادف می‌شود با روز شهادت هاشم با شکسته شدن دیوار صوتی شهر کرمانشاه توسط جنگنده‌های عراقی مواجه می‌شود. با مشاهده این اتفاق گویی به وی الهام می‌شود که برای هاشم اتفاقی افتاده اما با ذکر و یاد خدا آرامش یافته و به خود تلقین می‌کند که انشاءا... اتفاقی نیفتاده. پس از رسیدن به تهران هرچه منتظر می‌ماند از تلفن هاشم خبری نمی‌شود. صبرش لبریز شده و با پایگاه هشتم تماس می‌گیرد. دیسپچ پایگاه با توجه به اینکه تامکت آل‌آقا بازنگشته و هیچ خبر دقیقی دال بر شهادت یا زنده بودنش در دست نیست با جوابهای سربالا به همسر وی می‌گوید: «همین الان دوباره برای ماموریتی دیگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت می‌گوییم با شما تماس بگیرد.» با شنیدن این جوابها و طولانی شدن انتظار، همسر شهید از وقوع سانحه برای هاشم یقین حاصل می‌کند. با سقوط تامکت آل‌آقا با توجه به اینکه از اسارت به دست عراقی‌ها و یا شهادتش اطلاعی در دست نبود به اضافه اینکه وی به عنوان جانشین عملیات نیرو در جریان تمام عملیاتهای آتی و استراتژی جاری نیروی هوایی بود به همین علت بلافاصله تمامی طرحهای نیرو دستخوش تغییراتی اساسی شد. این قضیه گذشت و نیروی هوایی با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وی افزود.
      همسر هاشم که همچنان منتظر بازگشت وی به خانه بود چندین سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در یکی از شبهای قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها می‌خواهد وجود یا عدم وجود هاشم را برای وی معلوم کنند. توسل وی جواب داده و همان شب خواب شهید بزرگوار را می‌بیند. هاشم که در سبزه‌زارمانندی با لباس خلبانی به دیدن همسرش آمده بود در جواب سوال وی که پرسید: «هاشم، می‌خواهم بدانم که تو هستی یا نیستی؟» می‌گوید: «من نیستم.» پس از مدت کوتاهی گفتگو، شهید اظهار می‌دارد «من سردم است و باید بروم». همسر شهید صبح فردا خوابی که دیده بود را با یکی از علما در میان می‌گذارد. در جواب می‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهید، پیکر پاک وی در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از این واقعه از شهادت همسرش یقین حاصل می‌کند و جالب آنکه مدت کوتاهی بعد از طریق نامه رسمی نیروی هوایی اعلام شهادت همسرش را دریافت می‌دارد. هاشم هیچ‌گاه از اسرار شغلی خود با همسرش صحبتی به میان نمی‌آورد و این مورد تا بدانجا پیش رفته بود که همسر وی پس از شهادتش به پست واقعی هاشم در نیروی هوایی پی می‌برد.
      ناگفته نماند شهید آل‌آقا تا پیش از آرام گرفتن در قعر آبهای خلیج فارس چندین بار از جمله حدود سه ماه پیش از شهادت، در بهار سال 1363 در درگیری با جنگنده‌های عراقی، هواپیمایش به شدت صدمه دیده و تا مرز شهادت پیش رفته بود.
      همسر قهرمان شهید از آن زمان که هاشم دیگر به خانه بازنگشت، نگهداری و پرورش دو یادگار شهید (بابک و بهزاد) را به تنهایی به عهده گرفت و نشان داد که از حماسه‌سازان میدانهای نبرد حق علیه باطل چیزی کم ندارد. وی که برای فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشی خستگی‌ناپذیر توانست آنها را به سمت مدارج بالای علمی رهنمون شود. دکتر «بابک آل‌آقا» فرزند ارشد شهید با ارایه پایان‌نامه دکترای خود با عنوان «بررسی تاثیر محیط هوا ـ فضا بر فیزیولوژی بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورمیانه مقام اول را کسب و به دریافت لوح تقدیر از دست رییس‌جمهور وقت جناب آقای «خاتمی» مفتخر شود.

      نحوه شهادت هاشم آل آقا به نقل از مقاله "گربه های ایرانی"

      تام کوپر و فرزاد بیشاپ در مقاله گربه های ایرانی، درگیری هوایی را که به شهادت شهید آل آقا منجر شد چنین روایت کرده اند:
      "در تاریخ ۹ اوت ۱۹۸۴ قرار بر این بود که یک کاروان از کشتیهای حامل سلاح و مهمات مورد نیاز ایران از مبدأ سوریه با گذشت از تنگه هرمز به مقصد بوشهر و بندر امام خمینی حمل گردد . عراقیها که قصد حمله به این کاروان را داشتند تصمیم به استفاده از هواپیماهای سوپراتندارد خود را گرفتند ولی از اینکار خود منصرف شدند، زیرا با وجود تامکتهای ایرانی و گشتزنی مداوم آنها بر فراز خلیج فارس این طرح غیر ممکن بود .

      صبح روز ۱۱ آگوست ۲فروند MIG - 23 ML که مجهز به موشکهای هوا به هوای R 24 R و R - 60 MK بودند جهت حمله به چند فروند کشتی ایرانی در نزدیکی جزیره خارک به پرواز در آمدند . این دو هواپیما با پرواز در ارتفاع خیلی پائین به یکدسته اف ـ ۱۴ ایرانی نزدیک شدند.

      در این زمان مرکز کنترل زمینی عراق دستور افزایش ارتفاع پرواز تا سقف ۴۰۰۰ متر را صادر کرد .خلبانان میگها که فاصله ای ۱۵۰ کیلومتری با مرکز داشتند فرمان را دیر دریافت کردند . در این اثناء فرمانده دسته عراقی ناگهان خود را در مقابل تامکتهای ایرانی دید و هواپیمای همراه او به خلبانی ستواندوم خلبان عامر به فاصله ۶۰۰ متر از او ودر پشت یک فروند اف ـ ۱۴ ایرانی پرواز می کرد . فاصله کم میگ ـ ۲۳ عراقی تا تامکت ایرانی ، امکان شلیک موشک هوا به هوا را غیرممکن میساخت و او به مسافت بیشتری نیاز داشت . تنها کاری که از عهده فرمانده دسته عراقی برآمد این بود که با مانور چرخش فاصله خود را افزایش دهد . همزمان هواپیمای ستواندوم عمار موفق شد تا با استفاده از اوضاع نامساعد جوی کماکان بطور ناشناخته به تعقیب تامکت دیگر بپردازد . در همین موقع خلبان عمار در صفحه رادار خود علامت مثبت جهت شلیک موشکهای خود را دریافت کرده و در نتیجه یک فروند موشک R - 60 MK بطرف تامکت ایرانی پرتاب کرد.

      افسر کنترل رادار ( RIO ) هواپیمای اف ـ۱۴ به خلبانی هاشم آل آقا در اینروز ستواندوم خلبان محمد رستم پور بود . رستم پور صحنه درگیری آنروز را چنین ترسیم میکند: هاشم از هواپیمای همراه ما ( Wingman ) درخواست کرد که با تغییر موقعیت خود اطراف ما را جستجو کرده و مطمئن شود که هواپیمایی در پشت ما نیست . سپس ما گردشی به سمت چپ انجام دادیم . پس از این گردش هاشم احساس عجیبی داشت و مجددأ از هواپیمای همراه درخواست کرد که دوباره از وضعیت پشت سر ما اطمینان حاصل کند . در این لحظه تنها چیزی که هواپیمای همراه ما دید ، دود حاصل از موشک شلیک شده عراقی بطرف ما بود . این موشک به موتور سمت راست ما برخورد کرد ودر نتیجه این برخورد و انفجار ناشی از آن من به حالت بیهوشی دچار شدم . زمانی که من بهوش آمدم آلات دقیق پروازی هنوز کار میکرد اما هواپیما در آتش میسوخت و با سرعت به سمت آب پیش میرفت . من با استفاده از چتر نجات به بیرون پریدم و لحظاتی بعد خود را در آب یافتم . هوا مه آلود بود و چند دقیقه ای طول کشید تامن قایق نجات خود را باز کردم . در این موقع چندین بار صدای هاشم را شنیدم و من هم در جواب او فریاد کشیدم اما هیچگاه موفق به دیدار مجدد او نشدم."

      همرزمان آل آقا از طریق بی‌سیم و رادار عملیات آنها را پیگیری می‌کردند. به یک باره نفسها در سینه حبس شد. آنها دیگر هواپیمای هاشم را در صفحه رادار نمی‌دیدند. هواپیما در منطقه‌ای در شمال خلیج فارس که حالت باتلاقی داشت سقوط کرد.
      ساعتها و روزها تلاش گروه تجسس هوایی بی‌فایده بود. دیگر نه از هاشم خبری شد نه از لاشه هواپیما. سرتیپ آل آقا مزد زحمات شبانه‌روزی خود را گرفت. حیف بود که او به مرگ طبیعی از دنیا برود. خداوند او را انتخاب نمود و او به جرگه شهدای گمنام و جاویدالاثر دفاع مقدس پیوست.
      با شهادت هاشم آل آقا که تعدادی از بهترین خلبانان نیروی هوایی ایران را آموزش داده بود، ایران یکی از بهترین خلبانان و متفکران نظامی خود را از دست داد. او شخصی بود که طنین صدای او جزو خوشایندترین صداها در گوش خلبانان اف ـ ۴ و اف ـ ۵ بود که بر فراز عراق پرواز می کردند. تحت فرماندهی او همه احساس آرامش و امنیت میکردند .
      شهید سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا که از باتجربه‌ترین و ارزشمندترین خلبانان تامکت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش، درون کابین ماند تا پیکر پاکش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج کند. ... و برای خلیج همیشه فارس چه افتخاری از این بالاتر که چنین مروارید نابی را در دل خود جای داده است.

      روحش شاد




      http://newcoy.persianblog.ir/post/469/
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.