Moltke

نبرد رودخانه كالكا

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[b]نبرد رودخانه کالکا
تاریخ وقوع : 31 می 1223
محل وقوع : کنار رودخانه کالکا ، اوکراین امروزی
نتیجه :پیروزی مغولان
طرفین نبرد:
امپراتوری مغول
امیرنشین کیف، امیرنشین گالیسیا – وولینیا ، امیرنشین چرنیکوف ، ترکان قبچاقی
فرماندهان و رهبران:
مغولان : جبه ، سوبوتای
روسها و قبچاقان: ماستیسلاو ((طاس)) ، ماستیسلاو سوم ، دانیل گالیسیایی
توان طرفین :
مغولان : 20 هزار نفر
روسها و قبچاقان : 25 تا 30 هزار نفر
تلفات طرفین :
مغول ها : ناشناخته
روسها و قبچاقان: 20 هزار کشته و زخمی[/b]



نبرد رودخانه کالکا در 31 ماه می 1223 میلادی میان سپاهیان امپراتوری مغول ( به رهبری جبه و سوبوتای) و اتحادیه ای متشکل از چند امیرنشین روسی از جمله کیف و گالیسیا و ترکان قبچاقی تحت فرماندهی ماستیسلاو ((طاس)) و ماستیسلاو سوم امیر کیف درگرفت.ناحیه درگیری کرانه رودخانه کالکا در ناحیه دونتسک –اوبلاست در اوکراین کنونی بود که با پیروزی مغولان به پایان رسید.
در پی هجوم مغولان به آسیای مرکزی و سقوط پادشاهی خوارزمشاهی ، یک لشکر مغول تحت فرماندهی ژنرال های برجسته مغول ،جبه و سوبوتای به داخل عراق عجم (ناحیه مرکزی ایران کنونی ) پیشروی کرد.جبه از رهبر مغولان ، چنگیزخان ، درخواست کرده بود به مدت چند سال و تا پیش از ملحق شدن به اردوی اصلی مغول از راه قفقاز به تجسس و فتوحاتش ادامه دهد.
تا رسیدن جواب از طرف خاقان بزرگ ، پادشاهی گرجستان در قفقاز مورد هجوم قرار گرفت و پادشاهش کشته شد.
پس از گشوده شدن راهشان در قفقاز، مغولان پیش از درهم شکستن قبچاقان یک نیروی مشترک از قبایل ققفقاز را نیز در هم شکستند.خان قبچاق به دربار دامادش ، ماستیسلاو (( طاس)) گریخت تا از او برای جنگ با مغولان کمک بطلبد.در پاسخ ،ماستیسلاو یک نیروی مشترک از امرای روسی از جمله ماستیسلاو سوم امیرکیف را به کمک طلبید.
نیروی روس در ابتدا طلایه کم تعداد سپاه مغول را شکست داد.برای چندروز متوالی ، سپاه روس مغولان را تعقیب کرد و در ناحیه وسیعی پراکنده شد.مغولان توقف کردند و در کناره رودخانه کالکا برای نبرد موضع گرفتند.ماستیسلاو ((طاس)) و قبچاقان بدون انتظار برای رسیدن بقیه نیروهای روس به مغولان حمله کردند و شکست خوردند.در چند حمله نامنظم ، چند امیردیگر روس هم شکست خوردندو ماستیسلاو امیر کیف ناچار شد به یک اردوگاه دفاعی عقب بنشیند.پس از سه روز مقاومت ، سرانجام با دریافت این قول از مغولان که در ازای تحویل سلاح روسها می توانند به کشورشان برگردند ، ماستیسلاو کیفی تسلیم شد.به محض انجام این کار ،مغولان روسها را قتل عام کردند و ماستیسلاو را نیز کشتند.ماستیسلاو ((طاس)) از میدان گریخت و مغولان نیز به آسیا بازگشتند و به چنگیزخان پیوستند.
[b]پیش زمینه[/b]

در سال 1219 و در پاسخ به فتل سفیران ، چنگیزخان ، خاقان مغول ، امپراتوری خوارزمشاهی را مورد هجوم قرار داد.طی عملیاتی که سه سال طول کشید ، چنگیزخان و سردارانش ارتش خوارزمشاهی را شکست داده و این حکومت را منقرض کردند.
سلطان خوارزم ، علاالدین محمد در جزیره ای در دریای خزر درگذشت و پسرش جلال الدین را بی سرزمین ترک کرد.
هنگامی که جبه سردار مغول ( که در تعقیب خوارزمشاه بود) خبر مرگ سلطان را دریافت کرد،از چنگیز درخواست کرد فتوحات را تا دو سال دیگر و بازگشت به مغولستان از راه قفقاز ادامه دهد.در انتظار دریافت پاسخ از خان بزرگ ، جبه و سوبوتای لشکر 20 هزار نفری خود ( دو تومان ، هر تومان در سپاه مغول برابر 10 هزار سرباز بود) را از عراق عجم و آذربایجان گذراندند و تاراج و تخریب فراوانی به بار آوردند، از جمله غارت و انهدام شهرهای ری ، قزوین و زنجان. شهر همدان بدون مقاومت تسلیم شد .
ازبگ ، اتابک آذربایجان منطقه حاکمیتش را با هدیه دادن مقدار زیادی اسب،لباس و پول که مورد علاقه مغولان بود، از غارت و انهدام به دست آنان نجات داد.
از تبریز ، مغولان راهشان را به سوی شمال ادامه دادند و در فصل زمستان در دشت مغان اردو زدند. در اینجا بود که ارتش مغول با رسیدن داوطلبان کرد و ترکمن که به خدمت مغولان درآمدند تقویت شد.

[b]حمله به قفقاز[/b]

در این زمان توجه جبه و سوبوتای به جای دیگری جلب شده بود. در ژانویه و فوریه سال 1221 مغولان از رود کورا گذشتند تا یک عملیات تجسسی در گرجستان انجام دهند.هدف مغولان نه فتح گرجستان ، بلکه غارت آن بود.داوطلبان کرد و ترکمن به عنوان پیشقراول جلو فرستاده شدند.در این حال ، جورج پنجم شاه گرجستان با یک ارتش 10 هزار نفره مغولان را در نزدیکی تفلیس عقب راند.مغولان عقب نشستند اما به حملات پراکنده به ارتش گرجیان ادامه دادند.سپس یورشی گسترده بر ارتش گرجستان بردند و ارتش گرجستان را که برخی مورخان معتقدند از 70 هزار سرباز تشکیل شده بود شکست دادند.مغولان سپس به آذربایجان بازگشتند و در ماه مارس شهر مراغه را محاصره کردند و از اسرا به عنوان نیروی پیشقراول و حشر در حمله به شهر بهره بردند. در پایان ماه مغولان شهر را اشغال و بیشتر مردمش را قتل عام کردند.
جبه و سوبوتای تصمیم داشتند به جنوب رفته و شهر بغداد پایتخت خلافت عباسی را تصرف کنند و از آن به عنوان یک فدیه در بابر خلیفه که اکنون با ارتش کوچکی در عراق عجم به سر می برد استفاده کنند.اما نقشه تغییر کرد و مغولان به سوی همدان بازگشتند.شهری که مدافعانش پیش از اشغال و قتل عام مردم شهر تلفات قابل توجهی بر مغولان وارد کردند.
در پایان سال 1221 مغولان باز هم به گرجستان یورش بردند.این بار یک لشکر گرجی در نزدیکی تفلیس منتظر آنان بود .سوبوتای تظاهر به عقب نشینی کرد و سواران گرجی را به کمینگاهی که جبه و افرادش در آن مستقر بودند کشاند. گرجیان به سختی شکست خوردند و شاهشان به سختی زخمی شد و بعدا درگذشت.مغولان پس از این جنوب گرجستان را چپاول کردند.

[b]پیش درآمد[/b]

چنگیزخان به درخواست جبه پاسخ مثبت داد و سوبوتای را معاون او قرار داد.مغولان به سوی شهر دربند پیش تاختند، شهری که تسلیم نشد.جبه به اهالی شهر قول داد در ازای دادن ده نفر راهنما که آنان را از کوههای قفقاز بگذرانند شهر در امان خواهد بود.برای مطمئن شدن از عدم فریبکاری راهنماها، مغولان یکی از آنان را کشتند.گذشتن از قفقاز برای مغولان بی هزینه نبود،آنان ناچار به رها کردن سلاح های محاصره خود شدند و صدها تن از افراد به سبب سرما از دست رفتند.
پس از عبور از قفقاز ، مغولان با یک نیروی مشترک 50 هزار نفره از قبایل شمال قفقاز ( لزگیها ، آلان ها و چرکس ها )مواجه شدند.از جانب قبچاقان ( قبایل ترک نژادی که قلمروشان از دریاچه بالخاش تا دریای سیاه گسترده بود) نیز نیروهایی به کمک قبایل قفقاز گسیل شد.قبچاقان همچنین بلغارهای ولگا و خزرها را نیز متقاعد به همکاری کردند.
خان قبچاقان ، کوتیان، ارتشش را به برادرش یوری و پسرش دانیل سپرد.نبرد نخست میان نیروی متحد و مغولان نتیجه قاطعی نداشت.مغولان با این گفته فریبکارانه که میان ترکان و مغولان دشمنی وجود ندارد و این که غنایم نبرد را با آنان قسمت خواهند کرد قبچاقان را به ترک اردویشان ترغیب کردند.
پس از موفقیت این نقشه مغولان نیروی مشترک را به سرعت در هم شکستند.سپس، مغولان قبچاقان در حال بازگشت به سرزمینشان را مورد حمله قرار دادند و با انهدام ارتش آنان و اسارت و کشتار بسیاری از غیرنظامیان شهر آستراخان را چپاول کردند.مغولان به تعقیب قبچاقان در حال فرار در جهت شمال غربی ادامه دادند.
تجار ونیزی با ارسال پیامی به مغولان از آنان خواستند در ازای دریافت کمک از ونیزیان سایر تجارتخانه های اروپایی را غارت کنند .در همین حال ، جبه نیرویی به شیه جزیره کریمه فرستاد که شهر جنوایی نشین سولداییا را غارت و منهدم کرد.
کوتیان خان قبچاق نیز به دربار دادمادش ماستیسلاو (( طاس)) گریخت. او به ماستیسلاو هشدار داد مغولانی که اکنون سرزمین قبچاقان را گرفته اند به زودی بر روس ها نیز خواهند تاخت.قبچاقان به سبب حملات دامنه دار گذشته شان علیه روس ها برای روس ها متحدان خوشایندی نبودند.اما با رسیدن خبر نزدیک شدن مغولان به روخانه دنی یستر به شهر کیف روس ها این اتحاد را پذیرفتند.
امرایی از جمله ماستیسلاو سوم از کیف و یوری دوم از ولادیمیر-سوزدال قول حمایت دادند.امرای روس شروع به آماده سازی ارتش هایشان کردند تا در وعده گاهشان به هم ملحق شوند.

[b]نبرد[/b]
[b]حرکات آغازین:[/b]

شمار افراد حاضر در این نبرد موضوع روشنی نیست.یکی از دلایل این است که هیچ گزارش موثقی در این مورد وجود ندارد.این موضوع مورخان امروزی را ناچار به تخمین زدن می کند.برای مثال لئو دهارتوگ شمار سپاهیان روس را 30 هزار نفر و مورخانی مثل ریچارد گابریل و هکتور هاف مونرو 80 هزار نفر می دانند.دهارتوگ شمار مغولان را 20 هزار و گابریل 23 هزار نفر تخمین می زنند.با این حال جان فنل که در زمینه تاریخ روس کیف تخصص دارد و منابع فراوانی را در این باره بررسی کرده با توجه به این که منبع مغولی و قبچاقی در این باره وجود ندارد یا در دسترس نیست بسیاری از این تخمین ها را اغراق شده و یا ناشی از نظرات شخصی و نه کارشناسانه می داند.
تحرکات روس ها از سوی مغولان که اکنون در کرانه شرقی رود دنیپر اردو زده بودند و در انتظار نیروهای کمکی از جانب جوچی خان پسر ارشد چنگیز که در نزدیکی دریای آرال مستقر بود رصد می شد.جوچی اکنون بیمار بود و این بدین معنا بود که نیروی کمکی در کار نخواهد بود.
در همین زمان روسها در فکر فریب و به دام انداختن مغولان بودند.امرای گالیسیا و وولینیا ارتششان را در جهت جنوب رودخانه و امرای چرنیکوف و کیف قوایشان را در شمال رودخانه حرکت می دادند. و سپاه کورسک مستقیم حرکت می کرد.در همین حال قبچاقان به دنبال حمله به مغولها از پشت بودند.جبه با درک موضوع ده فرستاده نزد امیر کیف فرستاد تا به او بگویند مغولان به دنبال جنگ با قبچاقانند و نه روسها.آنها همچنین گفتند حرکتشان به سمت شرق بوده و نه به سوی قلمرو روس.مستیسلاو فرستادگان را اعدام کرد و مغولان با فرستادن گروه دیگری از سفرا اعلان جنگ دادند.
با اطلاع جبه و سوبوتای از تحرک روسها ، مغولان به سمت شرق حرکت کردند ، تنها مسیر پیش رویشان.در عین حال آنان یک طلایه هزار نفری تحت فرماندهی افسری به نام گمیابک به جا نهادند تا از تحرکات روسها مطلع باشند.ماستیسلاو (( طاس)) بدون هماهنگی سایر امرای مغول با طلایه مغولان درگیر شد که نشان از نبود فرماندهی واحد میان روسها داشت.طلایه مغولان به دلیل نابرابری شدید در تعداد، در جنگ با روس ها به طور کامل نابود و همه افرادش کشته شدند.

[b]حمله روس ها :[/b]

پس از نه روز کشاندن سپاه روس به دنبال خود در یک عقب نشینی تاکتیکی ، ارتش مغول در دامنه رود کالکا ( جایی ناشناخته، احتمالا رود خانه کالچیک کنونی که به دریای آزوف می ریزد) اردو زد.منابع روس از شرح نبرد خودداری کرده و تنها به گزارش اسامی امرای کشته شده و زنده مانده و نحوه بازگشت آنان پرداخته اند.تنها گفته شده که قبچاقان بدون جنگ گریختند و با مغشوش کردن صفوف روس ها باعث سردرگمی و شکست و کشتار آنان توسط مغولان شده اند.

[b]شکست روس ها [/b]

ارتش های وولینیا و کورسک برای ایجاد راه فرار برای قبچاقان در میان خود شکافی گشودند.سواره نظام سنگین مغول از راه همین شکاف آنان را مورد حمله قرار داد.ارتش چرنیکوف که از آغاز نبرد آگاه نبود با رسیدن قبچاقان در حال فرار دچار سردرگمی شد.مغولان از این سردرگمی بهره بردند و با حمله ای شدید شیرازه سپاه چرنیکوف را از هم پاشیدند و در این میان امیر ماستیسلاو چرنیکوفی کشته شد. جناحین سپاه مغول بقیه سپاه روس را دچار شکاف کرده و منهزم کردند.در حین هجوم گردان های مغول بر سپاه روس بخشی از سپاه به رهبری ماستیسلاو (( طاس)) تلاش کرد حلقه محاصره را شکسته و فرار کند .
امیر کیف در حالی با نیروی 10 هزار نفره اش سررسید که مابقی روسها در حال فرار بودند.او تصمیم گرفت به اردوگاه مستحکم شده ای که در تپه ای نزدیک دنیپر قرار داشت عقب بنشیند.ارتش مغول سررسید و اردوگاه را محاصره کرد.پس از سه روز مقاومت امیر کیف با گرفتن قول بازگشت سالم به کیف همراه افرادش تصمیم گرفت تسلیم جبه شود.پس از انجام این کار ، مغولان دست به کشتار روس ها زدند و چند تن از امرای روس از جمله امیر کیف را اسیر کردند.

[b]سرانجام[/b]

نبرد یک شکست هولناک برای امیرنشین های روس بود.ریچارد گابریل معتقد است آنان 50 هزار نفر تلفات داشتند در حالی که تلفات مغولان حداقل بود.گزارش های اولیه از تلفات 10 هزار نفری روس ها خبر می دهند در حالی که گزارش نیکون ( روحانی و مورخ روسی در حدود چند قرن بعد) آن را 60 هزار نفر می داند.
گزارش نووگورودیها که در همان زمان ثبت شده و قابل اتکاتر است آماری از تلفات نداده است.از میان شاهزادگان دانیل وولینیایی که مجروح شده بود و ماستیسلاو (( طاس)) موفق به فرار شدند.با توجه به این که اکثر امیرنشین های روسی سوای غیاب عجیب ولادیمیر-سوزدال در نبرد حاضر بودند شکست بسیار سختی نصیب روس ها شد. رابرت مارشال مورخ ، لشکرکشی جبه و سوبوتای را از بزرگترین تحولات و عملیات های تاریخ جنگ سواره می داند.مغولان طبق سنت خودشان شاهزادگان اسیر روسی را بدون ریختن خونشان به سبب نجیب زادگی اعدام کردند.آنان را زندانی کرده و به کرسی فرماندهان مغول برای شادی تبدیل کردند که خرد و خمیر شدند و جان دادند.ماستیسلاو (( طاس)) که موفق به فرار و رسیدن به کرانه غربی دنیپر شده بود برای جلوگیری از گذشتن مغولان از رودخانه هر قایقی را که یافت آتش زد.
آن چه روسها از آن هراس داشتند اتفاق نیفتاد و مغول ها پس از غارت چند روستا در جنوب به سوی شرق رفتند.مغولان از میان قلمرو بلغارهای ولگا گذشتند و در آنجا با کمینی مواجه شدند که در آن شکست خوردند.سپس در نبردی دیگر با بلغارها روبرو شدند و در آن بلغارها را شکست دادند.سپس با بقایای قبچاقان در نزدیکی اورال مواجه شدند و در نبردی با آنان خان قبچاق را که از دادن باج خودداری کرده بود کشتند.
سپاه جبه در کرانه شرقی سیردریا به نیروی اصلی مغولان تحت فرمان چنگیز پیوست.چنگیز از اقدامات و فتوحات جبه و سوبوتای به خوبی قدردانی کرد.جبه مدت کوتاهی پس از این درگذشت.اهمیت این عملیات بسیار زیاد بود.لشکرکشیجبه و سوبوتای که 8900 کیلومتر را درنوردیدند طولانی ترین لشکرکشی سواره در طول تاریخ محسوب می شود.سوبوتای جاسوسانی را در روسیه باقی گذاشت تا وقایع روسیه و اروپا را گزارش کنند.در سال 1237 سوبوتای به همراه باتوخان نوه چنگیز یورش دیگری را با یک سپاه 120 هزار نفره آغاز کرد که به تصرف کامل روس کیف انجامید.

تصاوير:
سواران كماندار مغول
[img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/2/26/MongolCavalrymen.jpg[/img]

وضعيت حكومت ها در اين دوره
[img]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/f/f8/PremongolEurasia.png[/img]

تصويري هنري از اين نبرد
[img]https://lh3.googleusercontent.com/_8WIjkzT4POU/TU2b5Q_8irI/AAAAAAAACZ4/NQp-D2qJ3hw/Batalla%20r%C3%ADo%20Kalka%201223.jpg[/img]


منبع:
[url=http://en.wikipedia.org/wiki/Battle_of_the_Kalka_River]Battle of Kalka river[/url]
اميدوارم دوستان خوششان بيايد
[b]فقط براي ميليتاري[/b]
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خیلی زیبا ممنونم فکر میکنم مغولاها جدا از جنگاورهای قوی استراتژیستها وسیاستمداران قوی داشته هم از عنصر جنگ روانی خوب بهره میبردن هم اینکه از تفرقه های موجود در حکومتهای اون دوره خوب استفاده کردن

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آفرین آفرین
با تشکر از شما.

اطلاعات تاریخی‌ شما واقعا بیست بیست هست.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تو موارد بالا اشاره به عراق عجم کردید یعنی هنوز بغداد یعنی عراق اصلی گرفته نشده بود؟
جالب بود ممنون

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر از شما مقاله خوبی بنظر میاد هر چند به علت ذیق وقت به موفق به مطالعه دقیق نشدم
انشالله در اینده نزدیک به خوبی بخونمش

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]تو موارد بالا اشاره به عراق عجم کردید یعنی هنوز بغداد یعنی عراق اصلی گرفته نشده بود؟
جالب بود ممنون[/quote]
خير دوست عزيز.
شهر بغداد در لشكر كشي هولاكو و در سال 1258 ميلادي تصرف شد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[b]واقعا عالی بود و جاش در تاپیکها خالی icon_twisted

همیشه یورش مغولها منو به فکر واداشته که اونها اینهمه نیروی اموزش دیده و جنگاور رو
چطور گرد آوری کرده و چطور ساماندهی و پشتیبانی میکردند و اینکه چرا با وجود حضور
کشورهایی با تشکیلات اداری و ارتش منظم مثل خوارزمشاهیان در مقابلشون شکسته نشده
و ضعیف نشدند متاسفانه مردمان سرزمینهای مورد هجوم بی پناه در چنگال این مهاجمین بی رحم
رها شده و ضربه ای بزرگ و کشتاری دهشتناک در تاریخ کشورهای جاده ابریشم ثبت شد ! [/b]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به جز حيله و نيرنگ و فداكاري شيوه ي خاص نبرد مغولها چي بوده كه تونستن بر هر تاكتيك و استزاژي دشمناشون غلبه كنن
چه در قلعه گيري چه در جنگ هاي كلاسيك

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]به جز حيله و نيرنگ و فداكاري شيوه ي خاص نبرد مغولها چي بوده كه تونستن بر هر تاكتيك و استزاژي دشمناشون غلبه كنن
چه در قلعه گيري چه در جنگ هاي كلاسيك[/quote]
براي آشنايي بيشتربا تاكتيك ها و استراتژى هاي مغول ها مي توانيد به مقاله (( گرگ آبي و سپاهيانش )) از آقاي رضا كياني موحد در شماره 30 ماهنامه جنگ افزار مراجعه كنيد.
حيف كه خود استاد كياني موحد در سايت حاضر نيستند كه درباره تاپيك نظر بدهند.جايشان الحق در سايت خالي است.
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مغولها با سرعت سر سام آوری در آن دوره حرکت میکردند در اکثر موارد حریفان غافلگیر میشدن مغولها همشه سوار بر اسب بودند حتی به صورت سواره غذا میخوردند وبرای خوردن غذا توقف نمی کردند و در مواردی ذکر شده سوار بر اسب می خوابیده اند جدا از اون تعداد بسیار زیادی کماندار در اختیار داشتند که به صورت سواره تیر میانداختند که به خاطر مهارت سوار کاری عالی وتیر اندازی خوب که از کودکی یاد گرفته میشده تعداد تیرهای که در دقیقه تیر انداز رها میکرده بسیار زیاد بوده وهمچنین از نظر کیفیت اصابت به هدف کشندگی بالا داشته است که ناشی از مهارت تیر اندازی و قدرت عالی کمانهای مغولی بوده است همچنین بخاطر لباس ابریشمی که جنگجویان مغول در زیر زره بر تن میکرده اند تیر های دشمن بر بدن جنگجویان مغول اثری نداشته ویا به شدت اثر کشندگی تیرهای دشمنان کاسته میشده است

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
عذر میخوام امکانش هست این پست حذف بشه اشتباهی ارسال شد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام دوست عزیز! مقاله خوبی ترجمه کردید. هم از این جهت که موضوع آن بکر و دست نخورده بود. هم این که ترجمه خوب و روانی داشت. به هرحال معلوم است که زحمت زیادی کشیدید و جای تشکر داره.
نکات جالبی درباره روشهای جنگی مغولها نوشتید. به بعضی از اونها اشاره می کنم و بعضی ها رو هم کامل می کنم:
یکی از دوستان درباره حیله و نیرنگ نوشته ند و اینکه مگر مغولها غیر از حیله ونیرنگ چه داشته اند. دوست عزیز مگر جنگ چیزی غیر از حیله ونیرنگ است؟ هدف از جنگ رسیدن به پیروزی و اون هم به هر وسیله است. بهترین پیروزی هم پیروزی هست که بدون خونریزی وتلفات به دست بیاد. مغولها در جنگ فقط و فقط بر پیروزی تمرکز می کردند اما به دنبال یه پیروزی موقت و مقطعی نبودند و همیشه به دنبال پیروزی بودند که کامل باشد. یکی از علتهایی که اینکه دشمنانشون رو (بیشتر مواقع) قتل عام می کردند همین است. در همین مقاله دوستمون می بینید که سپاه روس رو بعد از تسلیم شدن قتل عام می کنند. از نظر بنده و شما شاید وحشی گری باشه ولی از نظر منطق یه ژنرال کار درستی هست. اگر اون روسها زنده برمی گشتن شاید که بعد از تجدید قوا و اسلحه با سپاهی قوی تر دوباره به جنگ مغولهای می آمدند. اتفاقا همین مقاله نشون می ده که حدس جبه و سوباتای درست بوده چون روسها و اوکراینی ها بلافاصله با قبچاقی ها برعلیه مغول متحد شدند. حالا اگه اون ده هزار نفر زنده مونده بودند شاید توی جنگ بعدی همون ده هزار نفر به عنوان یه عامل تعیین کننده باعث شکست مغول می شدند.
چیز دیگه ای که دوستان باید در نظر داشته باشند اینه که سپاه مغول اسمش سپاه مغوله ولی از نظر نژادی افراد گوناگونی از چینی، نایمان، تاتار، ترکمن، ترک های ماوراالنهر و.... در این سپاه حضور داشتند. حتی تعداد زیادی از ترکهایی که به خدمت چنگیز درآمدند اصلا مسلمان بودند. در همین مقاله هم می بینید که تعدادی از کردها به سپاه مغول پیوستند. مغولها همیشه از اینکه بتوانند افراد مناسب و رزمی خوب را به سپاه خودشون راه بدن حمایت می کردند و اگر کسی وفاداری نشان می داد دیگه رنگ پوست و نژاد براشون مهم نبود و این خودش یکی از دلایل پیشرفت سریع مغولها در آسیا بوده. یعنی تعصب قومی یا دینی نداشتند. هر کسی که به درد جنگیدن می خورده و دلیر و شجاع بوده می تونسته به سپاه مغول ملحق بشه. این نکته خیلی مهمی هست که دوستان باید توجه کنند. مغولها با سیاستهای خودشون سعی می کردند تا حدامکان از دشمنان کم کنند و به تعداد دوستان اضافه کنند. اغلب کسانی که حاضر بودند به مغولها باج بدن و اجازه بدن تا سپاه مغول از سرزمین شون عبور کنند از شر حمله مغول در امان بودند. ژنرالهای مغول هم مثل هر آدم عاقل دیگه ای دوست نداشتن که هر روز با هزار تا دشمن روبرو بشن. دشمن هرچی کمتر بهتر.
به هرحال همین سیاستها و حیله های جنگی بود که در این جنگ کار دشمن رو ساخت.
مسئله دیگه در این جنگ عدم تمرکز فرماندهی در جبهه روسها بوده که کار مغولها رو ساده تر کرده بود. روسها و اوکراینی ها بدون توجه به روشهای جنگی مغول و مطالعه اون به صورت جدا جدا و بدون هماهنگی وارد کارزار شدند و همین هم سبب شد تا به نیروهای کم تعداد مغول اونها رو یکی یکی شکست بدن. اگر قبل از جنگ یه وحدت فرماندهی بر ارتش مشترک روس-اکراین حاکم شده بود شاید سپاه شون به این راحتی شکست نمی خورد. به هرحال این هم خودش یه درسی هست که از تاریخ آموخته می شه و باید بهش توجه کرد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.