Recommended Posts

7 hours قبل , M-ATF گفت:

حالا فعلا اجازه بدین یک هواپیمای جت آموزشی رو به معنای واقعی به تولید انبوه برسونن، 

ما هنوز تولید انبوه یک نمونه جت آموزشی رو هم‌ ندیدیم، کوثر هم هنوز که به مرحله تولید انبوه واقعی نرسیده

کدوم کوثر ..کوثر صاعقه اینا همش همون اف ۵ که بعضی قطعاتش نوسازی شده مثل بدنه و برخی تجهیزات داخل کابین حتی امریکاهم نمیتونه تمام قطعات جنگندهاشو خودش تولید کنه بعد ایران با این همه تحریم باید تمام قطعات خودش بسازه زیر ساخت های لازم برای تولید جنگنده رو از کجا اورده 

  • Like 1
  • Upvote 4
  • Downvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 hours قبل , 00amir گفت:

کدوم کوثر ..کوثر صاعقه اینا همش همون اف ۵ که بعضی قطعاتش نوسازی شده مثل بدنه و برخی تجهیزات داخل کابین حتی امریکاهم نمیتونه تمام قطعات جنگندهاشو خودش تولید کنه بعد ایران با این همه تحریم باید تمام قطعات خودش بسازه زیر ساخت های لازم برای تولید جنگنده رو از کجا اورده 

 

با درود

چند سال پیش تو این فروم اگه کسی چنین چیزی میگفت توسط برادران محاکمه صحرایی میشد

الان آزادی بیان بیداد میکنه:P

  • Like 2
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

آقایی که گفتی کوثر همون هواپیماهای قدیمی آمریکا هستش ولی قطعات اون عوض شده درست میگید ولی من یه دلیل برای این کار دارم

ویرایش شده در توسط smj
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 27 خرداد 1398 در 08:02 , 00amir گفت:

کدوم کوثر ..کوثر صاعقه اینا همش همون اف ۵ که بعضی قطعاتش نوسازی شده مثل بدنه و برخی تجهیزات داخل کابین حتی امریکاهم نمیتونه تمام قطعات جنگندهاشو خودش تولید کنه بعد ایران با این همه تحریم باید تمام قطعات خودش بسازه زیر ساخت های لازم برای تولید جنگنده رو از کجا اورده 

 

به نام خدا 

 

الان بهترین کار برای ایران ارتقای تجهیزاتی هستش که از زمان قدیم به دست ایران رسیده است، چون اگر قرار باشه یک سری تجهیزات جدید درست بشه

 

واینا دور ریخته بشه  ما هم مثل آمریکا میشم و ارگان های نظامی مون به طور وحشتناک بدهکار می شنوند.

  • Upvote 2
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
6 hours قبل , smj گفت:

 

به نام خدا 

 

الان بهترین کار برای ایران ارتقای تجهیزاتی هستش که از زمان قدیم به دست ایران رسیده است، چون اگر قرار باشه یک سری تجهیزات جدید درست بشه

 

واینا دور ریخته بشه  ما هم مثل آمریکا میشم و ارگان های نظامی مون به طور وحشتناک بدهکار می شنوند.

بله بنده هم مخالف این موضوع نیستم که تجهیزاتمونو ارتقا بدیم اما اینکه از ارتقا به عنوان ساخت جدید یک سلاح نام ببریم اونم ارتقاعی که مشخص نیست تا چه حدانجام شده درست نیست

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بر 30 خرداد 1398 در 19:22 , 00amir گفت:

بله بنده هم مخالف این موضوع نیستم که تجهیزاتمونو ارتقا بدیم اما اینکه از ارتقا به عنوان ساخت جدید یک سلاح نام ببریم اونم ارتقاعی که مشخص نیست تا چه حدانجام شده درست نیست

 

به هر حال باید یه اسم بومی شده جای اون اسم آمریکایی یا هر اسمی رو از یه طریق بگیره

ویرایش شده در توسط smj

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به نام خدا 

 

 

یک خبر امید وار کننده بلاخره یک اسلحه ایرانی به تولید انبوه می رسد 

 

 

تفنگ مصاف به نیروهای نوهد داده می شود

 

 

http://www.defapress.ir/fa/news/345395/تکاوران-نوهد-به-سلاح-انفرادی-مصاف-مجهز-می‌شوند

  • Like 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

رونمایی از سامانه مخابرات تاکتیکی سپهر-110

 

1132398_672.jpg

 

رونمایی از چنین سامانه هایی به مراتب اهمیت بیشتری از رونمایی تسلیحات آتشین دارد ، مخابرات ، سلسله اعصاب یک نیروی مسلح محسوب میشود و بدون آن ، یگان نظامی ، معنای اصلی اش را از دست میدهد

 

 

 

 

  • Like 1
  • Upvote 13

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 hours قبل , MR9 گفت:

رونمایی از سامانه مخابرات تاکتیکی سپهر-110

 

رونمایی از چنین سامانه هایی به مراتب اهمیت بیشتری از رونمایی تسلیحات آتشین دارد ، مخابرات ، سلسله اعصاب یک نیروی مسلح محسوب میشود و

 

خبری منتشر شده بود مبنی بر اخلال در سامانه های ارتباطی ایران توسط آمریکا بعد از سرنگونی پهپاد متجاوز

امیدوارم در شرایط حساس این سامانه ها کارایی خودشان را حفظ کنند . 

( در جریان درگیریهای روسیه و اوکراین بود که روس ها به صورت کاملا موفق توانستند ارتباطات رادیویی نیروهای پیاده اکراین را مختل کنند و پس از این تجربه ، غرب با برگزاری همایش ، کنفرانس و ... از صاحبان صنایع درخواست کمک کرد . )

  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
2 minutes قبل , warjo گفت:

خبری منتشر شده بود مبنی بر اخلال در سامانه های ارتباطی ایران توسط آمریکا بعد از سرنگونی پهپاد متجاوز

امیدوارم در شرایط حساس این سامانه ها کارایی خودشان را حفظ کنند . 

( در جریان درگیریهای روسیه و اوکراین بود که روس ها به صورت کاملا موفق توانستند ارتباطات رادیویی نیروهای پیاده اکراین را مختل کنند و پس از این تجربه ، غرب با برگزاری همایش ، کنفرانس و ... از صاحبان صنایع درخواست کمک کرد . )

 

قبلا یک منبعی در این زمینه معرفی کرده بودم  

 

مخابرات در جنگ 

 

large_Front_shiraninejad~0.jpg

  • Like 2
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

فکر کنم مصاحبه سردار کوهستانی جالب هست پس به نظرم درج بشه اینجا کامل بد نیست:

 

نقل قول

سردار علی کوهستانی خدمت خود در سپاه پاسداران را از دوران دفاع مقدس آغاز کرده و از اولین نیروهایی است که در سال 64 و پس از فرمان امام(ره) برای تشکیل نیروهای سه گانه در سپاه، به نیروی زمینی می‌پیوندد. از همان بدو ورود به نیروی زمینی سپاه در معاونت عملیات مشغول به کار می‌شود. بعد از آن، مدتی به معاونت اطلاعات می‌ رود و مجددا به معاونت عملیات بر می‌گردد و نهایتا در سال 96 و زمانیکه جانشین معاونت عملیات نیروی زمینی سپاه بود، به مسئولیت سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی این نیرو برگزیده می‌شود.

با تشکر از وقتی که در اختیاز ما گذاشتید بفرمایید با توجه به سرمایه گذاری‌ای که نظام جمهوری اسلامی به دلیل شرایط خارجی و تحریم‌ها بر روی خودکفایی و اتکا به توان داخل گذاشته، این جهاد خود کفایی به چه معناست و این سازمان  به طور خاص چه وظیفه‌ای در نیروی زمینی دارد؟

-سردار کوهستانی: سه کلمه خیلی مهم در عنوان سازمان تحقیقات و جهاد خود کفایی وجود دارد که تکلیف ما را روشن می‌کند. در حوزه تحقیقات ما باید یک رصد فناوری و نگاهی به آینده داشته باشیم و به دنبال این باشیم که قرار است به کجا برسیم که این در حوزه تحقیقات معنی پیدا می‌کند.

معنی خودکفایی هم به قول حضرت امام(ره) یعنی عدم وابستگی. یعنی کاری کنیم که دستمان روی زانوی خودمان باشد. جهاد هم روش رسیدن ما به این هدف است که باید جهادی و انقلابی کار کنیم.

در صحبت‌های خودتان موضوع تحقیقات را مطرح کردید که قطعا این تحقیقات باید پاسخگوی نیاز یگانهای عملیاتی باشد. آیا ارتباط مستقیمی بین رده‌های عملیاتی و جهاد خودکفایی وجود دارد؟

-سردار کوهستانی: ما به خاطر اینکه کار را هدفمند کرده باشیم و صرفا برای تحقیقات تحقیق نکنیم، آمدیم تغییراتی در سازمان دادیم البته بخشی از آن وجود داشت. یعنی متناظر رده‌های عملیاتی نیروی زمینی را در سازمان تحقیقات ایجاد کردیم.

برای مثال ما در نیروی زمینی، مرکزی تحت عنوان مرکز توپخانه، پدافند هوایی و موشکی داریم. این مرکز متولی بحث های مربوط به گروه‌های توپخانه است. از طرفی رده‌های کاربر هم داریم مانند گروه‌های توپخانه و هم چنین دانشکده‌ توپخانه و پدافند هوایی و موشکی.

ما در سازمان خودمان متناظر با آن مرکز تحقیقات توپخانه، موشکی و پدافند هوایی را ایجاد کردیم. مرکز توپخانه نزسا اصل پروژه و نیاز را تعریف می‌کند. مثلا می‌گوید ما می‌خواهیم برد موشک‌ها یا اثرگذاری مهمات را بالا ببریم. بعد سازمان تحقیقات و جهاد خود کفایی نزسا کار تحقیقاتی را انجام می‌دهد و بازخورد را هم دانشکده توپخانه می‌دهد.

یا مثلا گردان ادوات ضد زره و یا فرماندهی پهپاد داریم. متناظر با آنها مرکز تحقیقات ضد زره و مرکز تحقیقات سامانه‌های هوایی را شکل دادیم که در سه حوزه بالگرد، پهپاد و پرنده های فوق سبک کار می‌کند. همین الان محصول تحقیقاتی داریم که در جریان سیل توسط بالگردهای ما مورد استفاده قرار گرفت.

این محصول پمپ سوخترسان بالگرد است که تاکنون در کشور وجود نداشته است. کار این پمپ این است که زمانیکه شما به فرودگاه یا دستگاه‌های سوخترسان دسترسی ندارید و می خواهید از یک مخزن همراه مانند بشکه که سیستم انتقال ندارد به بالگرد سوخترسانی کنید. از آن استفاده می‌کنید.

الحمدلله کاری که ما انجام دادیم به زعم خود نیروهای هوانیروز بهتر از نمونه خارجی است زیرا نمونه خارجی فقط با برق بالگرد کار می‌کند اما پمپی که ما ساختیم هم با برق بالگرد هم با باتری و هم با برق شهری کار می‌کند. اگر برق نباشد به صورت دستی هم می‌تواند کار کند. قیمت نمونه ای که ما تولید کردیم نصف نمونه خارجی آن است.

البته دلیل اینکه این کار خوب جواب داده این بود که تیم تحقیقات در کنار تیم کاربر کار می‌کردند و نیازهای کاربر را درک کرده و در طول تحقیقات ایرادات آن توسط نیروهای هوانیروز گرفته و در تحقیقات لحاظ می‌شد. الان اکثر جاها از این پمپ سوخترسان ما خواسته‌اند که قرار شده ما به آنها کمک کنیم.

نتیجه ایجاد رده متناظر در سازمان تحقیقات با رده‌های عملیاتی و کنارهم قرار گرقتن نیروهای دانشگاهی و عملیاتی موجب ارتقا کار تحقیقات و کیفیت محصولات شده است.

حوزه تجهیزات رزم انفرادی بسیار گسترده است و از لباس یک رزمنده تا تسلیحات و وسایل ارتباطی آن را شامل می‌شود. در این حوزه مشکلاتی در خصوص تسلیحات انفرادی و حتی لباس رزمنده‌ها نیز وجود دارد. آیا محصولی که متناسب با نیاز نیروهای زمینی و شرایط جغرافیایی کشور باشد تولید شده است؟

-سردار کوهستانی: ما در سازمان جهاد خودکفایی مرکزی داریم تحت عنوان مرکز تحقیقات تسلیحات و تجهیزات انفرادی و گروهی. این مرکز روی نیازهای کاربران پیاده که شامل یگان‌های پیاده، تکاور، نیرو مخصوص و یگان‌ویژه ما می‌شود کار می‌کند. هم اکنون در این مرکز روی یک تیربار هجومی سبک بومی کار می‌کنیم.

در نیروی زمینی 5 یگان واکنش سریع ایجاد شده که تجهیزات مخصوص به خود را نیاز دارد و ما باید به دنبال سبک سازی تجهیزات این رزمنده باشیم. مثلا اینکه بخواهیم در حوزه خمپاره‌اندازها سراغ خمپاره‌اندازهای قدیمی مانند تامپلا برویم خیلی منطقی به نظر نمی‌رسد.

خوب ما در زمینه خمپاره‌اندازهای 60 میلیمتری چریکی و دوش پرتاب‌های ضد زره طرح‌های خوبی‌ در دست اجرا داریم. البته پروژه‌های دیگری هم در دست اجرا داریم که برخی از آنها به عنوان پروژه سطح یک تعریف شده‌اند. پروژه‌های سطح یک باید در ستاد کل تصویب شود. خوب خود قانع کردن فرماندهان در ستاد کل کار سختی است که توانستیم این کار را بکنیم و امسال 3 پروژه سطح یک تعریف کنیم.

ما در حوزه تجهیزات انفرادی به دلیل گستردگی کار که بعضا یک رزمنده 150 تا 200 قلم تجهیزات و ملزومات نیاز دارد، از 105 هسته رشد بسیج کمک گرفتیم و برخی پروژه‌ها مانند کار روی کلاه، پوتین و برخی ملزومات رزمنده را به این هسته‌های رشد که گروه‌ها و شرکت‌های کوچک دانش بنیان هستند سپرده‌ایم.

این هسته‌های کوچک بعد از مدتی که کارهای کوچک را انجام دادند و به بلوغ رسیدند، کم کم به یک شرکت دانش بنیان تبدیل می‌شوند و آماده اجرای پروژه‌های بزرگ می‌شوند.تنها به این صورت می‌توان پروژه های تحقیقاتی را به سرانجام رساند و الا اگر ما بخواهیم همه پروژه‌ها را خودمان انجام دهیم توان این کار را نداریم.

 زمانیکه شما به یک محصول جدید می‌رسید، برای تولید انبوه نیاز به زیرساخت‌های جدید صنعتی دارید و زیرساخت‌های جدید باید تغییر پیدا کنند. مثلا ما در حوزه کشف و آشکارسازی به محصولی دست یافته‌ایم که در دنیا فقط آمریکایی‌ها روی آن کار کرده‌اند و هنوز هم به محصول نرسیده‌اند اما ما به محصول رسیدیم و قرار شد تا به عنوان مبنا در نیروهای مسلح مورد استفاده قرار گیرد.  امروزدر حوزه زرم زمینی از لحاظ فنی و دانشی هیچ مشکلی نداریم.

ما الان در حال تقویت هسته‌های رشد و در حال استفاده از هسته های رشد بسیج هستیم. همچنین برنامه‌ای برای ایجاد دفاتری در مراکز استان‌ها و قرارگاه‌های عملیاتی داریم که فعلا اولویت با 5 قرارگاه عملیاتی است. در شهرهایی که توان علمی خوبی دارند هم احتمال دارد برخی پروژه‌ها را به رده‌های عملیاتی واگذرا کنیم.

در حوزه لباس هم کارهایی شده مثلا الان لباسی در دانشگاه امام حسین طراحی شده است که پوشش آبگریز دارد و آب را به خود جذب نمی‌کند.

چرا این لباس‌ها عملیاتی نمی‌شود؟

-سردار کوهستانی: خوب ما مرکز تحقیقاتی هستیم و در نهایت مجوز تولید محدود را داریم. این که قرار باشد تولید انبوه شود با کسان دیگری است.

 بارها شاهد بودیم که وزارت دفاع و سپاه سلاح‌های انفرادی ساخته‌اند و حتی طی مراسمی رونمایی هم شده و کارکرد آن را هم خوب اعلام کردند اما عملیاتی نمی‌شود. علت چیست؟

-سردار کوهستانی: شما باید از فاز امکان سنجی در حوزه طراحی شروع کنید تا به فاز مهندسی برسید. نمونه مهندسی که تولید می‌شود به این معنا نیست که شما می‌توانید از آن در صحنه رزم استفاده کنید. این نمونه اثبات می‌کند که شما می‌توانید سلاحی با این قابلیت داشته باشید. تا این صنعتی سازی نشود نمی‌توانید از آن در صحنه عملیات استفاده کنید.

مثلا ما الان دوش پرتابی را تولید کرده‌ایم این باید برود تست مقاومت روی کامپوزیتی که ما استفاده کرده‌ایم بشود. الان گلوله‌ای که در این سلاح استفاده‌کرده ایم در مرحله صنعتی سازی باید توان چهاربرابری نسبت به نمونه تحقیقاتی داشته باشد. اگر یک محصول استانداردها را پاس کرد رزمنده می‌تواند از آن استفاده کند. مرحله صنعتی سازی مرحله‌ای پیچیده و طولانی است. مگر در شرایط خاص که پیش آمده در شرایطی ما محصول را از همین مرحله تحقیقات برده‌ایم و در صحنه رزم استفاده کرده‌ایم وگرنه چه سلاح مصاف که وزارت دفاع کار کرده و یا سلاح فاتح که خود نیروی زمینی کار کرده بود تسلیحات خوبی هستند و تقریبا از یک مکانیزم استفاده می‌کنند. اما برای تولید انبوه نیازمند طی مراحل خود هستند.

اگر این دو اسلحه برمبنای نیاز یگان عملیاتی ساخته شده‌اند چرا بکارگیری نمی‌شوند؟

-سردار کوهستانی: این دو اسلحه بر مبنای نیاز یگان عملیاتی ساخته شده‌اند اما در حال طی کردن مراحل تست و صنعتی سازی خود هستند. مشکل این است که دوستان یک مقدار زود برخی محصولات را رونمایی می‌کنند. وقتی نمونه مهندسی ساخته می‌شود آن را رونمایی می‌کنند.

در حوزه سامانه‌های نشانه روی و دوربین برای تسلیحات انفرادی هم کاری انجام داده‌اید؟

-سردار کوهستانی: دوربین در رده‌ها وجود دارد. هم دوربین دید در روز و هم دوربین‌های دید در شب و حرارتی. اما اینکه بخواهیم روی همه سلاح‌ها دوربین ترمال نصب کنیم هزینه‌های بسیار زیادی دارد. هرچند اگر لازم باشد این کار را می‌کنیم. در حوزه اپتیک مشکل نداریم هم در صنایع دفاع و هم شرکت‌های دانش بنیان کارهای خوبی انجام شده است.

یکی از مشکلات ما که در زمان جنگ هم با آن مواجه بودیم توان زرهی نیروی زمینی است. بعد از جنگ البته یکسری تانک خریداری شد اما با توجه به تجربه جنگ‌هایی که در منطقه رخ داده به ویژه جنگ در سوریه، به نظر می رسد هنوز جای کار زیادی داریم. ضمن اینکه ماهنوز تانک بومی هم در رده‌های به شکل عملیاتی وارد نکرده‌ایم. از نظر شما امروز بزرگترین نیاز توان زرهی ما چیست؟

-سردار کوهستانی: در زمان جنگ یکی از دلایلی که در هور عملیات انجام می‌دادیم این بود که ما از توان زرهی خوبی برخوردار نبودیم. خوب بعد از جنگ وقتی فرماندهان آسیب شناسی کردند دیدند که ما در حوزه زرهی ضعف‌هایی داریم لذا اقدام به خریداری تانک‌های تی-72 کردند. با خرید این تانک‌ها توان خوبی به زرهی ما اضافه شد.

یکی از موضوعات در حوزه زرهی این است که از یک تانک به جا استفاده شود. همه جا نیاز نیست روی تانک‌ها تجهیزات ویژه نصب شود. ما باید متناسب با ماموریت از تجهیزات استفاده کنیم. ما نیاز به تانکی داریم که از زره مقاوم و ابزار خود حفاظتی برخوردار باشد. اما آیا نیاز است مثلا زمانی که در شمالغرب از توان زرهی استفاده می‌کنیم از چنین تانکی استفاده کنیم؟

 آیا استفاده از تانک در منطقه کوهستانی شمالغرب صحیح بود؟

-سردار کوهستانی: بله قدرتی که در توپ تانک است در هیچ توپخانه‌ای نیست و مستقیم زنی به توپخانه آسیب می‌زند. باید برای هرماموریتی از تجهیزات مناسب استفاده کرد. استفاده از تجهیزات گران قیمت برای ماموریت‌های عادی به صرفه نیست.

 چقدر به سیستم‌های حفاظتی پیشرفته مانند تروفی برای تانک اهمیت داده می‌شود؟

-سردار کوهستانی: ما الان به این سیستم‌ها دست پیدا کرده‌ایم و در مرحله تحقیقات هم نتایج خوبی داشتیم. تست تحقیقاتی آن انجام شده و پاسخ خوبی گرفته شده است.

  در حوزه اخلالگرها چطور؟

-سردار کوهستانی: در این حوزه هم به دستاوردهای خوبی رسیده‌ایم. امسال در حوزه جنگال یک پروژه های‌تک داریم که فعلا نام آن را نمی‌برم تا بعدا رونمایی شود.

 در حوزه زرهی به خودروهای زرهی تخصصی مانند خودروهای دوزیست و خودروهای رزمی پیاده نظام یا پشتیبانی آتش نیاز است در این حوزه‌ هم برنامه ای تعریف شده است؟

-سردار کوهستانی: در حوزه زرهی عمدتا دنبال بهنیه سازی هستیم تا پروژه جدیدی برای ساخت تعریف کنیم. ما در حوزه زرهی باید به سراغ بهینه سازی برویم. مثلا نفربرهای بی ام پی 2 را در حوزه برجک، سیستم کنترل آتش، زره، دید در شب و تسلیحات ارتقا دهیم.

 ما در حوزه ضد زره پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم و محصولات خوبی هم تولید شده است. در این زمینه چه اقدامات دیگری در دستور کار دارید؟

-سردار کوهستانی: در حوزه ضد زره هم صنعت و هم حوزه تحقیقات خوب کار کرده‌ایم. ما بیشتر در حوزه دوش پرتاب‌ها کارهای خوبی انجام داده‌ایم. برخی انتظار دارند ما با آر پی جی خداحافظی کنیم اما اینطور نیست و باید این سلاح را بهینه کرده و از آن در جای خودش استفاده کرد. ما نباید برای اهداف ارزان قیمت از سلاح گران قیمت استفاده کنیم. در حوزه دوش پرتاب‌ها هم سراغ راکت های ارزان قیمت با دقت بالا می‌رویم هم سراغ موشک‌های گران قیمت بستگی دارد که سلاح را برای چه ماموریتی تعریف می‌کنیم.

مثلا ساخت مهمات ترموباریک برای آر پی جی کار همین جهاد خود کفایی نیروی زمینی بود اما اخیرا به دستاوردی در حوزه ضد استحکامات رسیده‌ایم که در لبه تکنولوژی دنیا قرار دارد. نمونه خارجی آن تک مرحله‌ای بود اما این نمونه دو مرحله‌ای است و قدرت نفوذ بیشتری دارد و حتی برخلاف نمونه خارجی قابل شلیک از فضای بسته است. در جریان آزمایشی که در یک کانکس 6 متری انجام دادیم حتی شیشه‌های کانکس هم بر اثر شلیک نشکست.

در حوزه تسلیحات ضد زره اقدامی برای افرایش برد و نفوذ قدرت سرجنگی آن انجام داده‌اید؟

-سردار کوهستانی: الان پروژه داریم برای سلاح ضد زره قابل حمل توسط نفر که برد 100 تا 150 کیلومتر دارد که دارای هدایت هوشمند است. الان در حوزه برد دقت و سرجنگی مشکلی نداریم. در حوزه کلاهک‌های تاندم شارژ هم به دستاوردهای خوبی رسیده‌ایم.

در حوزه توپخانه دنیا بیشتر به سمت استفاده از توپ‌های 155 و متحرک با پیشرانه‌های راکتی رفته است. در توپخانه نیروی زمینی سپاه کارهای خوبی در حوزه دقت شده است. اما در حوزه ساخت خود توپ و ساخت مهمات و متحرک سازی آن کاری انجام داده اید یا نه؟

-سردار کوهستانی: ما در حوزه توپخانه به دنبال چند منظوره کردن تجهیزات هستیم. یعنی ما خودرویی داریم که روی آن راکت 240، فجر 5 و راکت 122 هم وجود دارد. در حوزه محمول کردن توپخانه‌هم الان دارای محصول هستیم و توپهای‌155، 122 و 130 محمول شده‌اند.

این محمول شدن هم یعنی اینها دارای گلوله گذار خودکار و سیستم هدایت آتش هستند. در حوزه سیستم هدایت آتش مجوز تولید محدود برای توپ‌های استقراری را هم گرفته‌ایم. البته این‌ها هرکدام یک حوزه متفاوت است. محمول کردن، هدایت آتش و مهمات هر کدام یک پروژه است. مثلا در حوزه هدایت آتش برای هدایت گلوله‌های بصیر از پهپاد استفاده می‌کنیم و پهپادها به عنوان نشان گذار لیزری عمل می‌کنند. در نیروی زمینی سپاه در حوزه توپخانه کار سرعت بیشتری نسبت به سایر حوزه‌ها در حال حرکت هستیم.

برای مثال روی نرم افزاری کار کرده‌ایم که محاسبات توپخانه را زمانی که بین آتش بار و هدف ارتفاعاتی وجود دارد را به سرعت انجام می‌دهد. قبلا این محاسبات در توپ‌های برد بلند حدود 6 ساعت طول می‌کشید که این نرم  افزار ما در عرض 5 تا 6 دقیقه این محاسبات را انجام می‌دهد. یک نمونه از این نرم افزار را تحویل توپخانه داده‌ایم و در صورتی که جواب دهد آن را برای تمام‌ گروه‌های توپخانه تولید می‌کنیم.

 در حوزه راکتی وضعیت چگونه است؟

-سردار کوهستانی: پروژه‌هایی برای هدایت پذیر کردن این راکت‌ها داریم. مثلا یک قفسه هدایت برای راکت‌های 122 آرش طراحی کرده‌ایم که درصد خطای این راکت‌ها را به 5 متر می‌رساند که کار مشترک بین ما و هوافضا است.

 نیروی زمینی در حوزه موشکی چه اقداماتی داشته و چه برنامه هایی برای توسعه آن دارید؟

-سردار کوهستانی: نیروی هوافضا در حوزه موشک‌های راهبردی کار می کند. اما برد مورد نیاز برای نیروی زمینی، برد تاکتیکی است. چون عرض و طول نبرد زمینی محدود است، موشک‌های ما هم در همین برد تعریف می‌شوند. مثلا برای هدف قرار دادن اهداف زرهی نیاز نیست از موشک‌های دوربرد استفاده کنیم. من در صحبت‌هایم گفتم پروژه برد بلند ضد زره داریم، منظور من این بود که اگر زمانی بخواهیم، از فاصله 100 کیلومتری هم می‌توانیم تانک را بزنیم. اما واحدهای زرهی یگان‌های رزمی هستند نه یگان‌های پشتیبانی رزم و تانک در یک فاصله نزدیک با شما می‌جنگد.

یگان پهپادی یک یگان تازه تاسیس در نیروی زمینی است. در حوزه پهپادی فعلا بهترین پهپاد رزمی نیروی زمینی پهپاد مهاجر 6 است اما گویا این پهپاد میزان قابل توجهی مهمات نمی‌تواند با خود حمل کند. برای رفع مشکلاتی از این دست چه اقدامی کرده‌اید؟

-سردار کوهستانی: ما در حوزه تحقیقات به موضوع پهپادی ورود کرده‌ایم و پروژه تعریف شده و در مرحله امکان سنجی است. چون این ضعف در عملیات هم دیده شده است. از زمان ورود من به جهاد خود کفایی هم یکی از خواسته‌های سردار پاکپور انجام تحقیقات در حوزه پهپادی بود. ایشان به ما ماموریت داد تا وارد حوزه ساخت پهپاد بشویم و ان‌شاءالله اولین محصول ما هم در مهرماه تست‌های خود را پشت سر می‌گذارد. برای ساخت این پهپاد دو فاز عمود پرواز و پرواز افقی تعریف کرده‌ایم. در این حوزه زیرساخت خوبی داریم و با ارتقا نیروی انسانی متخصص می‌توانیم در حوزه پهپادی حرفی برای گفتن داشته باشیم.

حوزه بالگردی قبلا در نیروی هوافضای سپاه بود و آنها وارد ساخت بالگردهای شاهد شدند. اما امروز حوزه بالگردی به نیروی زمینی منتقل شده است. آیا شما هم اقدامی در حوزه ساخت بالگرد داشته‌اید؟ یا برای حفاطت از بالگرد کاری کرده‌اید؟

-سردار کوهستانی: برای حفاظت از بالگردها در حوزه‌هایی مثل خود حفاظتی و هشدار برخورد با موانع برنامه‌هایی در دست اقدام داریم. یک توپ 20 میلیمتری برقی هم برای بالگردهای کبری ساخته‌ایم که رونمایی هم شد و مزیت این توپ به توپ متداول بالگرد کبری این است که موقع شلیک دیگر گیر نمی‌کند.

 

 

مشرق

 

  • Like 2
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع نسبت به پاسخ بیشتر بسته شده است.

  • مطالب مشابه

    • توسط Skyhawk
      اژدر والفجر:
       


    • توسط Blaze
      \

      ميراژ 5 يك هواپيماي ضربتي مافوق صوت است كه در فرانسه و در خلال دهه 1960 توسط صنايع هوايي داسو طراحي شد و علاوه بر اين كشور در جند كشور ديگر هم توليد يا مونتاژ شد.
      طرح اين جنگنده از سلفش يعني جنگنده موفق ميراژ 3 الهام گرفته شد و در اغاز خود يكي از نمونه هاي ميراژ3 به حساب ميامد اما بعدا از اين جنگنده چند نوع مختلف توليد شد.
      اين جنگنده وجود خود را مديون يشنهادي است كه از طرف نيروي هوايي رژيم صهيونيستي در سال 1966 به شركت داسو ارائه شد چون عملا بعد از پيشنهاد بود كه كار طراحي و نمونه سازي اين پرنده در اين شركت سرعت گرفت.



      از آنجا كه آب و هواي خاور ميانه برعكس اكثر نقاط اروپا در بيشتر روزها صاف و آفتابي است اسراييلي ها پيشنهاد كردند كه جايگاه افسر تسليحات شامل كاكپيت و ساير متعلقات از روي نمونه اصلي ميراژ 3 حذف شود تا هم هزينه تعمير و نگهداري كاهش يابد و هم به جاي آن بتوانند ظرفيت مخازن اصلي سوخت را براي حملات ضربتي و برد بلند افزايش دهند.
      سر انجام اولين نمونه از اين جنگنده كه تنها تفاوتش با ميراژ3 دماغه قلمي تر و جايگاه عقب رفته تر خلبان بود و مانند اكثر محصولات شركت داسو بالهايي دلتا شكل داشت در 19 مي سال 1967 به پرواز درآمد.
      اين پرنده مسلسل دو لول ميراژ3 را حفظ كرده بود اما براي حمل ميزان بيشتري سوخت و مهمات دو پايلون به آن اضافه شده بود كه تعداد آنها را به 7 عدد ميرساند و اين عمل خود موجب گشت تا ميزان حمل مهمات در اين جنگنده به 4000 كيلوگرم برسد.




      افزايش تنش ها در خارميانه ميان اسراييل و اعراب باعث شد تا شارل دو گل رئيس جمهور وقت فرانسه تصميم خود ميبني برعدم تحويل ميراژ ها به رژيم صهيونيستي را در سوم ژوئن سال 1967 اعلام نمايد.
      اما با وجود اينكه اسراييل به عنوان مشتري درجه يك ميراژ5 تحريم بود خط توليد اين جنگنده كماكان به فعاليت خود ادامه ميداد و نهايتا تا اواخر سال 1968 توانست بسته 50 فروندي انها را اماده نمايد و در اين هنگام بود كه اسراييلي ها توانستند با پيشنهاد پرداخت اخرين مبالغ به اين هواپيما دستيابي پيدا كنند.
      در سال 1969 و در حالي كه هنوز مبالغي از قرارداد توسط اسراييلي ها پرداخت نشده بود مسئولان نيروي هوايي اين رژيم از دولت فرانسه تقاضا كردند كه خلبانان و تكنيسين ها اين رژيم كه در فرانسه مشغول ديدن دوره هاي اموزشي بودند براي ادامه دوره خود به جزيره كورسيكا واقع در درياي مديترانه منتقل شوند و استدلالشان هم اين بود كه چون چون خاورميانه بر عكس مناطق اروپايي زمستانهاي سرد و برفي ندارد و اين جزيره نيز داراي اب و هوايي مانند خاور ميانه ميباشد بهتر است براي اينكه خلبانان ساعات بيشتري را اموزش ببينند به اين جزيره منتقل شوند.
      در اغاز دولت فرانسه مخالفتي نداشت اما هنگامي كه از قصد اسراييلي ها براي نصب مخازن سوخت خارجي روي جنگنده ها در راه انتقال به اين جزيره خبر دار شد به قضيه مشكوك شد و جلوي انتقال ها را گرفت كه در نهايت باز اين اسراييل بود كه به سبب نيازش به اين جنگنده تسليم شد و مابقي مبالغ را نيز پرداخت كرد.
      اما عليرغم تمامي اين شرايط همكاري ها بين فرانسه و اسراييل ادامه پيدا كرد اما اينبار نه به طور عادي بلكه به صورت مخفي و غير علني و در اين زمان بود كه نيروي هوايي اسراييل در حالي 50 فروند از جنگنده هاي جديد ميراژ5 خود را دريافت كرد كه اين جنگنده ها بر طبق استاندارد نيروي هوايي فرانسه و به منظور خدمت در اين كشور ساخته شده بودند.



      در نهايت و در خلال سالهاي 1971 تا 1974 اين جنگنده ها به نيروي هوايي اسراييل تحويل شدند و به اين علت كه متخصصين اسراييلي به خوبي در فرانسه آموزش ديده بودند و كاملا با قابليت ها و نكات فني مربوط به تعمير و نگهداري از اين پرنده اشنا بودند دولت اسراييل تصميم گرفت تا با بدست اوردن نقشه هاي فني اين پرنده اقدام به توليذد بومي ان كند و نهايتا با استفاده از شيوه هاي مختلف موفق به بدست اوردن اين نقشه ها شد و دست به توليد بومي ميراژ5 كرد كه اكنون ان را به نام نشر ميشناسيم.



      اما بهتر است نگاهي به ساير جوانب اين جنگنده بندازيم.
      اين جنگنده نيز مثل ميراژ3 با استقبال گسترده اي روبرو شد به طوري كه گونه هاي مختلفي از ان ساخته و بعضا صادر شدند كه داراي طيف هاي وسيعي از ايونيك پروازي بودند كه در بعضي موارد امكان انجام عمليات رهگيري را به اين جنگنده ضربتي ميدادند.
      مثلا در مورد ميراژهاي بلژيكي ميتوان گفت كه اين جنگنده ها ازسيستمهاي پروازي امريكايي استفاده ميكردند يا ميراژهاي مصري كه از ايونيك هواپيماي الفا جت بهره ميبردند.
      نمونه هايي از اين جنگنده نيز به منظور انجام ماموريت هاي شناسايي و اموزشي طراحي و ساخته شدند كه به ترتيب Mirage 5R و Mirage 5D نامگذاري شدند كه البته با يك مقايسه كوچك ميان نمونه هاي شناسايي و تمريني ميراژ3 و ميراژ5 ميتوان دريافت كه اين نامگذاري بيشتر تبليغاتي بوده و به منظور بازاريابي براي صادرات انجام شده چرا كه در بسياري از موارد و قطعات نمونه هاي تمريني و شناساي ميراژ 3 و 5 در حقيقت يكي هستند.
      در نهايت تعداد 582 فروند از اين جنگنده ساخته شد كه شامل 51 فروند نشر نيز ميشود.




      اما گونه هاي مختلف اين جنگنده:

      Mirage 5 : جنگنده ضربتي تك سرنشينه
      Mirage 5AD : نمونه صادراتي اين جنگنده به امارات (تنها 12 فروند ساخته شد)
      Mirage 5EAD: جنگنده تك سرنشينه مجهز به رادار براي حمله به هوا يا زمين. ساخته شده براي امارات(14 فروند)
      Mirage 5BA : جنگنده تك سرنشينه ساخته شده براي بلژيك و مجهز به ايونيك امريكايي(63 فروند ساخته شد كه62 فروند ان تحت ليسانس در SABCA توليد شد)
      Mirage 5COA: ساخته شده براي كلمبيا(14 فروند)
      Mirage 5D: ساخته شده براي ليبي(53 فروند)
      Mirage 5DE: جنگنده تك سرنشينه داراي رادار حمله به هوا و زمين. ساخته شده براي ليبي
      Mirage 5F: نمونه استاندارد براي نيروي هوايي فرانسه.
      Mirage 5G: نموئنه صادراتي براي گابون(3 فروند)
      Mirage 5G-2 : نمونه ارتقا داده شده براي گابون.
      Mirage 5J: نمونه هاي تحويل شده به اسراييل
      Mirage 5M: نمونه صادراتي براي زئير(از 14 فروند فقط 8 تا تحويل شد)
      Mirage 5MA Elkan: نمونه ارتقا يافته از 5BA براي صادرات به شيلي
      Mirage 5P: نمونه صادراتي به پرو(22 فروند)
      Mirage 5P Mara: نمونه ارتقا يافته Mirage 5P براي صادرات به ارژانتين
      Mirage 5P3: نمونه ارتقا يافته براي پرو(10 فروند)
      Mirage 5P4: نمونه ارتقا يافته باز هم براي پرو(2 فروند)
      Mirage 5PA: جنگنده تك سرنشينه ضربتي بدون رادار براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA2: نمونه ارتقا يافته همراه با رادار Cyrano IV براي پاكستان(28 فروند)
      Mirage 5PA3: نمونه ارتقا يافته براي پاكستان داراي رادار Agave براي شليك موشك ضد كشتي اگزوست



      Mirage 5SDE: نمونه مجهز به رادار براي مصر
      Mirage 5E2 : نمونه ضربتي بدون رادار براي مصر(16 فروند)
      Mirage 5V: نمونه صادراتي براي ونزوئلا(6 فروند)


      Mirage 5R: نمونه تك سرنشينه براي مقاصد شناسايي
      Mirage 5BR : نمونه شناسايي براي بلژيك( از 27 فرودن در كل 23 فروند در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COR : نمونه صادراتي به كلمبيا
      Mirage 5DR: نمونه صادراتي براي ليبي(10 فروند)
      Mirage 5RAD: نمونه صادراتي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5SDR: نمونه صادراتي براي مصر(6 فروند)


      Mirage 5Dx: نمونه اموزشي دو سرنشينه
      Mirage 5BD: نمونه بلژيكي(15 فروند از 16 تا در بلژيك توليد شد)
      Mirage 5COD: نمونه اي براي كلمبيا(2 فروند)
      Mirage 5DAD: نمونه اي براي امارات(3 فروند)
      Mirage 5DD: نمونه اي براي ليبي(15 فروند)
      Mirage 5DG: نمكونه اي براي گابون(2 فروند در سال 1978 و 2 فروند در سال 1984 تحويل شدند)
      Mirage 5DM: نمونه اي براي زئير(3 فروند)
      Mirage 5DP:نمونه اي براي پرو(4 فروند)
      Mirage 5DP3: نمونه ارتقا يافته Mirage 5DP براي پرو



      Mirage 5DPA2: نمونه اي براي پاكستان(2فروند)
      Mirage 5MD Elkan : نمونه ارتقا يافته 5BD (به شيلي فروخته شد)
      Mirage 5SDD: نمونه اي براي مصر(6 فروند)

      Mirage 50 :
      در دهه 1960 شركت داسو موتور توربو جت Atar 09C كه موتور استاندارد جنگنده ميراژ 5 بود را با موتور جديدتر Atar 09K-50 تعويض كرد كه نتيجه اين امر نرخ صهود بهتر و همچنين بهتر شدن ويژگيهاي برخاست اين جنگنده بود و همين طور براي اين جنگنده ار ايونيك پيشرفته تر و رادار Cyrano IV نيز استفاده شد و شركت داسو اسم اين پرنده را ميراژ50 گذاشت اما بر خلاف نمونه قبلي( ميراژ5) اين جنگنده با استقبال خوبي روبرو نشد و فقط به شيلي و ونزوئلا صادر شد.


      http://gallery.military.ir/albums/userpics/mirage_5.jpg

      Mirage 50C: نمونه صادراتي به شيلي
      Mirage 50FC: 8 فروند از نمونه هاي Mirage 5F كه موتورشان با موتور جديد تعويض شده بود و به شيلي فروخنه شدند.
      Mirage 50DC: نمونه تمريني دو سرنشينه براي شيلي.(از كل 3 فروند 2 فرودن انها از موتور كم توان تر Atar 9C-3 بهره ميبردند)
      Mirage 50EV :نمونه ارتقا يافته Mirage 5V براي ونزوئلا مجهز به موتور Atar 9K-50 و ايونيك پيشرفته تر و كانارد.
      Mirage 50DV: نمونه هاي ارتقا يافته Mirage IIIDV/5DV براي ونزوئلا . شبيه به استاندارد 50EV




      اما كاربران اين جنگنده:
      امارات: اين كشور پس از بازنشسته كردن جنگنده هاي خود انها را به پاكستان فروخت.
      ارژانتين: در سالهاي 1978 تا 80 اين كشور 38 فروند نشر به همراه 4 فروند از نمونه تمريني از اسراييل دريافت كرد كه به دشنه(dagger) معروف شدند.
      البته اين كشور 2 فروند از نمونه هاي فرانسوي و 12 فروند از نمونه هاي اسراييلي(دشنه) خود را در جنگ فالكلند از دست داد كه در ان زمان كشور پرو براي اثبات اتحاد خود با اين كشور 10 فروند از ميراژهاي خود را تحت عنوان Mirage Mara جهت جبران خسارت وارده به ارژانتين صادر كرد.
      بلژيك: پس از بازنشسته كردن ميراژهاي خود انها را به شيلي فروخت.
      شيلي:اين كشور ميراژهاي خود را در سالهاي 2006 و 2007 بازنشسته كرد.
      كلمبيا:اين كشور در حال جايگزيني ميراژهاي خود با كفير ميباشد.
      اكوادور:ونزوئلا ميراژهاي خود را به اين كشور بخشيد.
      فرانسه و زئير و ليبي و ونزوئلا : ميراژهاي خود را بازنشسته كرده اند.
      پاكستان: قصد دارد تا سال 2015 انها را بازنشست كند.
      گابون:هنوز اين هواپيما ها را در اختيار دارد.

      مشخصات فني:

      نقش: ضربتي
      شركت سازنده: داسوبرگه(فرانسه)
      خدمه:1 نفر
      طول:15.55 متر
      عرض بالها:8.22 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت بالها: 35.00 متر مربع
      وزن خالي:7.150 تن
      حداكثر وزن برخاست:13.700 تن
      پيشرانه: يك موتور توربو جت 9C SNECMA Atar با كشش 41.97 كيلو نيوتن در حالت خشك و 60.80 كيلو نيوتن در حالت يس سوز
      حداكثر سرعت: 2.2 ماخ معادل 2350 كيلو متر بر ساعت
      سرعت كروز: 956 كيلومتر بر ساعت
      برد رزمي: 1250 كيلومتر(با حداكثر ميزان سوخت داخلي و مخازن خارجي به همراه 800 كيلوگرم بمب)
      برد گذري:4000 كيلومتر
      سقف پروازي: 18 كيلومتر
      نرخ صعود: 186 متر بر ثانيه

      تسليحات:
      2 مسلسل 30 ميلي متري DEFA 552 با 125 فشنگ براي هركدام
      دو غلاف راكت يا سوخت Matra JL-100 با توان حمل 250 ليتر سوخت يا 19 راكت 68 ميلي متري SNEB
      دو موشك حرارت ياب سايدوايندر يا R550 Magics
      4 تن بمب


      منبع: ماهنامه جنگ افزار شماره 60
    • توسط 12312333
      آشنايي با جنگنده ميراژ 3

      جنگنده میراژ 3 داسلت میراژ فرانسه


      زمانی که فرانسوی ها از مشتاق ترین و بهترین خلبانان در جنگ جهانی اول بودند,و این علاقه آنها به هوانوردی باعث شد که در زمان صلح به این صنعت توجه بیشتری کنند.این درحالی بود که آنها در زمان جنگ جهانی دوم کشورشان به عنوان یک کشور اشغال شده بود و دربرابرکشورهای دیگر که در این صنعت پیشرفت هایی کرده بودند. اما پس از جنگ آنها درصدد ساخت یک هواپیمای بال دلتایی بودند. آنها به مقصود خود رسیدند وتوانستند که داسلت میراژ 3 و مشتقهایی که ببرگرفته از او بود را بسازند.در نهایت داسلت میراژ 2000 اساسا یک جنگنده کاملا جدیدی بود که در واقع ترکیب عمومی میراژ 3 را داشت اما از لحاظ فنی با میراژ 3 فرق داشت که این خود جای بحث دارد, را بسازند. این الگو گیری از میراژ 3 تا حدی بود که میراژ IV ( میراژ 5) یک بمب افکن بود مثل میراژ 3 با این تفاوت که از آن بزرگتر و بهتر بود.
      خانواده میراژ-3 در خارج از دولت فرانسه رشد کرد.در سال 1952 قرار شد که مطالعات در مورد ساخت یک هواپیمای رهگیر و لایق که توانایی اوج گیری 18000 متر در 6 دقیقه را داشته باشد و همچنین توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در سطوح پایین داشته باشد. این خواسته ها در سال 1953 شروع شد. داسلت به مشخصه های"Mystere-Delta 550" جواب داد. به این هواپیما به عنوان یک هواپیمای تفریحی نگاه میشد! نیروی پیشرانه این جت را 2 موتور توربو جت که توانایی پس سوز هم داشتند. موتور ها بنام MD30 R بودند.هرکدام 9.61 کیلو نیوتن قدرت داشتند. توان موتور ها با فراهم شدن سوخت مایع به 14.7 کیلو نیوتن یا 3300 پوند رسید. این هواپیما بالهای دلتایی ترکیب شده با زاویه 60 درجه داشت
      .
      تصویری از میراژ I

      البته بالهایی دلتایی یک سری محدودیت هایی دارند, هواپیماهای بال دلتایی برای تیک اف می باست که یک مسیر طولانی تری رو طی کنند. چون فلپ ها کار نمی کنند,باعث میشود که عملکرد ها سنگین تر باشد,باعث میشود که سرعت فرود بالا برود و همجنین قدرت مانور پایین بیاید. در ارتفاعات پایین به علت سطح زیاد بالها کوبش ضربات زیاد میشود. اما به هرحال دلتا بالها و ساخت آنها ساده است,به آسانی به سرعت های بالا در مسیر های مستقیم دست پیدا میکنند و به اندازه کافی فضایی برای ذخیره سوخت بوجود می آید . اولین مدل میستر دلتا که بدون پس سوز موتور ویا اینکه موتور راکت نداشت, در 25 ژوئن 1955 پرواز کرد. بعد از مقداری طراحی مجدد و تغییراتی در این هواپیما و نیز تغییراتی در موتور ومحل نصب آن این هواپیما به میراژ 1 تغییر نام پیدا کرد. این مدل صنعنی و اولیه توانایی پرواز با سرعت 1.3 ماخ را در ارتفاع پایین بدون داشتن راکت و سرعت 1.6 ماخ با داشتن راکت رسید.به هر حال اندازه کوچک میراژ1 تسلیحاتش را تنها به داشتن موشک های AAM ( هوا به هوا) محدود کرد.البته قبل از این تصمیم گرفته شد که هواپیما بار جنگی نیز حمل کند. پس از این داسلت تصمیم گرفت که یک گونه بزرگتر از میراژ 1 به نام میراژ 2 را تولید کند. میراژ 2 قرار بود که موتور های Turbomeca Gabizo را داشته باشد,اماهیچ یک از این هواپیما ها ساخته نشد. میراژ 2 خیلی بزرگتر از میراژ 1 بود,این هواپیما 30% سنگینتر از میراز 1 بود. پیشرانه جدیدی داشت که قدرتی برابر 43.2 کیلونیوتن که برابر 9700 پوند بود را داشت. این موتور ها توسط اسنکما ساخته شد و همگی قابلیت پس سوز را داشتند. این موتور شفت محور توربو جت از یک هواپیمای آلمانی که در جنگ جهانی دوم بود ساخته شد. موتور آلمانی ساخت BMW بود. این طرح جدید از جنگنده میراژ 3 نامیده شد. میراژ 3 مثل میراژ 1 یک موتور راکت کمکی SEPR را داشت.
      [/align/]
      مدل اولیه میراژ 3 در 17 نوامبر 1956 سرعت 1.52 ماخ را در هفتمین پروازش بدست آورد. مدل اولیه در آن زمان بوسیله موتور راکت SEPR متناسب شد. ورودی های موتور میراژ 3 طوری متناسب شد که هرگونه اغتشاشات هوای ورودی را برطرف کند,در نهایت در سپتامبر 1957 میراز 3 به سرعت 1.8 ماخ دست پیدا کرد. موفقیت میراژ 3 باعث شد که 10 فروند از آن به عنوان میراژIII A سفارش داده شود.این مدل تقریبا 2 متر بلند تر بودند.الگوی اولیه میراژ های 3 17.3 % وسعت بال بیشتری را بذستآورده بودند و همچنین وتر باله ها به اندازه 4.5 % کاهش داده شد.قدرت موتور در حالت پس سوز به 13230 پوند یا 58.9 کیلونیوتن رسد. موتور راکت SEPR در میراژ 3 باقی ماند و این جنگنده با آیونیک و رادار رهگیر تامسون CSF تجهیز شد. جنگنده میراژ 3 به یک چتر فرود مجهز شد که باعث شد که مسافت فرود کوتاه تر شود.
      اولین میراژ 3 در می 1958 پرواز کرد. این جنگنده به سرعت 2.2 ماخ دست پیدا کرد. میراژ 3 به عنوان اولین هواپیمای جمگی اروپا بود که به سرعت بیشتر از 2 ماخ دست پیدا کرده بود. میراژ 3 با داشتن موتور رولز رویس آون به قدرت 71.1 کیلونیوتن دست پیدا کرد.قدرتی برابر با 16000 پوند! این نمونه که به عنوان نمونه آزمایشی به استرالیا داده شده بود با نام میراژ III O شناخته شد. این مدل در فوریه 1961 پرواز کرد اما طرح جاسازی موتور رولز رویس روی این مدل فسخ شد!
      در فرانسه دو جنگنده میراژ-3 و میراژ-5 هردو با تعداد زیاد تولید شدند و در عین حال در کشور های دیگر نیز زیاد به خدمت گرفته شدند.این دو جنگنده اساسا یکی هستند اما میراژ-5 دارای دماغه بلند تر است.این جنگنده دارای بالهای دلتایی شکل است.دارای یک موتور جت دردرون هواپیما با دو ورودی هوای نیم دایره ایی در کناربالها و یک اگزوز بزرگ در پشت است.بدنه جنگنده باریک و بلند است و کابین خلبان به اضافه یک لوله که نزدیک آن است مثل یک حباب نما میدهد. اولین میراژ3 در سال 1959 پرواز کرد این میراژ به سفارش ارتش فرانسه ساخته شد.

      میراژ3 چندین مدل داشت اولین مدل که به طور رسمی ساخته شد میراژ 3 مدل (سی) بود که در یکم اکتبر 1960 پرواز کرد مدل های (سی)اکثرا مشابه گونه(آ) بودند فقط کمی بلند تر بودند واز لحاظ عملیاتی قویتر.
      میراژ-3 (سی)تک نفره بود ویک جنگنده رهگیر با یک موتورجت قطره پاش (منظورش همون پس سوز-آفتر بارنراست)همچنین شکل اگزوزش هم عوض شده بود.میراژ-3 (سی)با دو توپ 30 میلیمتری در زیر هواپیما مسلح شده بود.میراژ-3 سه نقطه داشت برای حمل موشک های هوا به هوا یکی زیر بدنه و دوتا دیگر در کنار بالها. اما در یک دوم بالها نیز محل نصب تسلیحات وجود داشت.لانچر های کناری میتوانستند که سایدویندر را حمل کنند.
      95 میراژ-3 عملیاتی درژوییه سال 1961 تحویل ارتش فرانسه شد.یک نوع از میراژهم به سویس صادر شد تا با نظارت فرانسه تولید کند وبفروشد.میراژها به اسراییل وآفریقای جنوبی هم صادر شدند.البته یه سری مشخصات آنها تغییر پیدا کرده بود.مثلا میراژهای ارسالی به سویس از نوع (سی-اس)بودند.برای اسراییل با کد (سی-جیی)و برای آفریقای جنوبی با کد (سی-زد) تعیین شدند.
      کاکپیت میراژ-3

      اسراییلی ها در جنگ های هوایی با میراز برای شکار میگ های 17 سوریه در 20 اوت 1963 اول بودند وتوانستند امتیازاتی بگیرند.همچنین شدت شات داون کردن در درگیری ها با انهدام شدید میگ های 21 هولناک تر شد.اسراییلی ها در جنگ 6 روزه در سال 1967 از میراژهایشان به نحو احسن استفاده کردند.به عنوان نمونه در صبح روز 5 ژوئن سال 1967 نیروی هوایی اسراییل با انجام یک عملیات هوایی سنگین توانست وارد مصر و اردن بشود و بعد وارد آسمان سوریه وهواپیماهایشان را روی زمین نابود کند انها توانستند با بمب های فرانسوی باند فرودگاه دیبر را بمباران کنند.
      قیمت ارزان وساده و انعطاف پذیر بودن همچنین دارا بودن بالهای دلتا شکل بر افزودن صادرات میراژ-3 به فرانسه کمک کرد.
      مشخصات میراژ-3
      خدمه:یک نفر
      جنگنده های مشابه:کفیر-میگ 21 فیشبد-آ-4 اسکای هاوک-فانتان آ
      طول بالها:8.22 متر
      طول جنگنده:15.03 متر
      ارتفاع:4.50 متر
      مساحت باله ها:34.80 متر
      وزن خالی:5.2 تن
      ماکزیمم وزن برای تیک-آف:13.7 تن
      پیشرانه:یک موتور ساخت شرکت اسنکما -توربوجت-پس سوز
      ماکزیمم قدرت موتور:13223 پوند
      حداکثر وزن قابل حمل مهمات روی باله ها:393.68 کیلوگرم
      حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.1 ماخ ودر ارتفاع پایین 1.14 ماخ
      تسلیحات:
      2 توپ 30 میلیمتری-موشک هوا به هوای ماترا (آر-511) و سایدویندر-موشک های آر-550 آر-530- آس-37 ماترا
      همچنین بمب های 450 کیلوگرمی (ایی-یو-3) و بمب اتمی (آ ان-52)
      قابلیت حمل سوخت خارجی:دارد وبه مقدار 2350 کیلوگرم
      کشور های دارنده:
      آرژانتین-برزیل-کلمبیا-مصر-فرانسه-لبنان-لیبی-پاکستان-پرو-آفریقای جنوبی-اسراییل- سویس-زئیر



      منبع:
      www.faqs.org
    • توسط worior
      بسمه تعالی
      عقب نشینی از برجام چشم انداز راهبردی مبهم.
       

       
      همزمان با عقب نشینی مرحله به مرحله از برجام و طی شدن گام چهارم کاهش تعهدات، زمزمه هایی مبنی بر بازگشت توان تولیدات هسته ای به قبل از برجام به گوش میرسد، اما اینبار با کیفیت و بلوغ فناوری بسیار وسیع تر. سانتریفیوژ های نسل جدید، با توان های 20 تا 50 برابر اجداد خود که طی توافق هسته ای  برچیده شدند، همچنین بهینه سازی های مختلف خطوط تولید و بهره برداری، کاهش وسیع ضایعات و پیشرفت های بسیار دیگر در تجهیزات جانبی و وابسته به صنعت هسته ای.
      در کنار توصیفات فوق، و در ابتدای همه نشست های خبری مسئولان در برنامه هسته ای با رسانه ها این حرف که؛ " اگر اروپایی ها به تعهداتشان عمل کنند، ایران نیز به تعهدات خود در برجام بازخواهد گشت" مکررا گفته شده است. در این یک بام و دو هوای کاهش گام به گام تعهدات، ایده هایی ذهن را به خود مشغول میسازد؛
      - نخست اینکه پیش فرض مسئولان این بوده است که غرب در مسیر دروغ پردازی و بی عملی خود پیش خواهد رفت و اقدامی برای بازگشت به عقب و انجام تعهدات خود نخواهد کرد، در این صورت توجیه منطقی برای کاهش تعهدات و حتی رها سازی برجام وجود دارد. و این اقدامات میتوانند توازنی منطقی در برابر این بی عملی به زعم ما برقرار کنند. 
      - دوم اینکه، در دورنمای مسیر پیش گرفته توسط ایران نیز مذاکره مجدد، جایگاهی نخواهد داشت و احتمال اینکه ایران به مذاکرات جدید روی بیاورد از صفر نیز کمتر است. در این صورت هزینه های جدید و اقدامات در مسیر هسته ای بازگشت پذیر نخواهد بود.
      با دو فرض فوق کاهش تعهدات منطقی مینماید. و این کاهش تا سطح ملغی شدن برجام در عمل که هم اکنون نیز اتفاق افتاده است ادامه خواهند یافت، اما یک سوال منطقی:
      روند نخست آن است که؛ اگر روزی قرار باشد اروپا در هر سطحی به تعهداتش عمل کند، دولت های بعدی آمریکا و سایر طرفهای درگیر در مسئله هسته ای مشوق های بسیار در کنار تهدیدات جدی وضع کنند، و ما هم نه از موضع ضعف، که از موضع برابر و یا قویتر از زمان امضای برجام، بخواهیم به مذاکراتی جدید با موضوع هسته ای وارد شویم، آن وقت چگونه حاضریم، هزینه های انجام شده کنونی و این فناوری فوق پیشرفته و بالغ کنونی را مجدد کنار بگذاریم؟!
      روند دیگری که در افق پیش رو بر اساس رویکردهای در پیش گرفته شده کنونی بخوبی دیده میشود، عدم مذاکره با غرب، اتخاذ رویکرد تقابلی حتی در یک یا دو دهه آینده و تحمل شرایط شکننده تحریمی-تهدیدی بدون چشم انداز توقف است. با چنین رویکردی ایران باید با سرعت هر چه تمام به سمت پوشش ضعف های واقعی خود برود و برنامه هسته ای نه در تقابل شکلی کنونی با غرب که در یک راهبرد حل مسئله داخلی (کسب قوت یا کاهش ضعف) دیده شود، در چنین شرایطی شاید بمب اتمی راهشگا تر از برق و داروی اتمی باشد.
      آیا منطقی نیست با قدم گذاشتن در هر یک از دو روند، راهبرد هسته ای ایران مجددا باز تعریف شود ؟
      از دید موافقت با مذاکرات جدید با غرب، در روند نخست آنچه از خواهش های طرف غربی انتظار میرود، آن است که در صورت مذاکره، سطح محدودیت ها بخصوص در حوزه توسعه زیرساخت و اشاعه فناوری کاهش یابد. فلذا اقداماتی که تا آنزمان در پاسخ به عدم اجرای برجام توسط غرب از سوی ایران صورت خواهد گرفت، منجمله گام های دیگر، از موضعی بازگشت ناپذیر باید به آن نگریست. با این رویکرد هرچه گام های ایران، سریعتر، عظیم تر و محکم تر برداشته شود، چشم انداز بازگشت به عقب و وضع محدودیت های پیشین از امکانپذیری کمتر تا مرز دستنیافتنی شدن برخوردار خواهد شد.
      برای مثال اگر همه 6هزار سانتریفیوژ موجود به نسل 6 و 8 ارتقا یابند، تا ظرفیت 120هزار سویی مورد نیاز ایران تحقق یابد، آنگاه محدودیت تنها برای فراتر نرفتن از ظرفیت قابل مذاکره خواهد بود و نه بازگشت به توانایی های گذشته. این بسیار مضحک است که ایران بخواهد در زمانی تکنولوژی پیشرفته و اقتصادی در اختیار دارد به سطحی مادون آن تنزل کند.
      دیگر محدودیت مهم موجود در برجام، مسئله راکتور هسته ای آب سنگین اراک است. گرچه فناوری این راکتور حتی پیش از برجام نیز منسوخ بوده و صرفا با اهداف تحقیقاتی راه اندازی شده است، اما ایران میتواند با راه اندازی مجدد اراک با متدهای پیشرفته تر، اراک را به مرکزی برای توسعه پیشران های هسته ای با غنای بالا در نظر بگیرد. و این کار همپوشانی کافی با نیازهای آینده نیروی دریایی و کشتی رانی تجاری ایران، ایضا صادرات تجهیزات خواهد داشت.
       
      اما از دید مخالفان مذاکره مجدد که هم اکنون بیشترین توافق در کشور بر روی آن است، مسئله هسته ای به حوزه های مرتبط با انرژی نباید محدود بماند. و از ظرفیت آن در امنیت کشور هم باید بهره جست. مسئله امنیت نه صرفا در معنای نظامی، که در معنای استفاده از صنعت هسته ای بعنوان راهکار موجود و در دسترس برای حل مسائل کشور، از فروش اورانیوم با غنای سفارشی بدون محدودیت، صادرات برق هسته ای، تا صادرات خدمات و دانش فنی هسته ای به همه کشورهایی که آن را برای خود حیاتی بدانند، بدون توجه به محدودیت های اشاعه فناوری هسته ای NPT.
      غرب در برابر میتواند، تمامی تحریم های ایران که پیشتر همه آنها را ترامپ به شکلی قویتر بازگردانده از طریق سازمان ملل بازگرداند که این اقدامی بیهوده خواهد بود، در وضعیت کنونی رفتار طرف آمریکایی و نبود استقلال سیاسی طرف اروپایی، و بی عملی مطلقی که نشان داده اند، وضعیت برای ایران یکسان خواهد بود و این اقدام تقریبا خنثی و سوخته محسوب میشود، تنها اتفاق جدید برای ایران از این راه آن است که مجدد وارد فصل 7 منشور ملل متحد شود و ائتلافی برای پیگیری آن تا مرز یا اجرای اقدام نظامی علیه ایران وارد عمل شود. نتیجه این اقدام اوضاع امنیتی ایران را تشدید خواهد کرد و نه تنها تسریع کننده برنامه هسته ای خواهد بود، بلکه راهبرد موشکی کنونی کشور را بطور همزمان خواهد تغییر خواهد داد. در اثر چنین اقدامی، مرز های تهدید علیه ایران توسعه میابد، و نیازهای موشکی ایران نیز به سطحی فراتر مقدار کنونی ارتقا خواهد یافت، به نحوی که ایران میبایست از آن پس کشورهای اروپایی و هر کشوری که میخواد ذیل ائتلاف در اقدام فصل هفتی علیه ایران وارد شود تحت دسترسی موشکی قرار دهد.
      این راهبرد به طرف اروپایی گوشزد میکند که خطای راهبردی کنونی آنها در حل دوستانه مسئله ایی که بخوبی حل شده بود چگونه میتواند به بحران موشکی عظیمی بدل شود، که از قضا اتفاقا بسیار به مذاق سیاستمدار معامله گر آمریکایی و چک هایی که برای فروش پدافند موشکی برای آنها خواهد کشید خوش خواهد آمد، در حالی که ایران مثل همیشه راهی برای عبور از سد پیشرفته ترین تجهیزات نظامی آمریکا خواهد یافت. بدین ترتیب تهدید نظامی علیه اتحادیه با دست خود اتحادیه به سطحی جدید وارد خواهد شد، آنهم در زمانی که ترامپ با خروج از همه پیمان های موشکی پیش قراقل بی نظمی نظامی و رقابت های جدید شده است. کسی نمیداند پیروزی و شکست طرفها در آن دوره چه عواقبی در پی خواهد داشت.

       
      تقدیم به دانشمندان شهید برنامه هسته ای.
      نویسنده worior@military.ir
      اقتباس از مطلب با ذکر نام کاربری نویسنده و یا آدرس سایت آزاد است.
      مطلب فوق با زبان انگلیسی:
      http://msai.ir/2019/12/15/jcpoas-future-shrouded-in-doubt-as-iran-keeps-stepping-away/
       
       
      این مطلب رو پس از گام چهارم نوشتم، و امروز گام پنجم و خروج کامل ایران از تعهدات ذیل برجام اعلام شد:
      به گزارش خبرگزاری تسنیم، مشروح بیانیه دولت جمهوری اسلامی ایران به قرار زیر است:
      بیانیه دولت جمهوری اسلامی ایران
      جمهوری  اسلامی ایران در گام پنجم کاهش تعهدات خود، آخرین مورد کلیدی از محدودیت های عملیاتی خود در برجام، یعنی «محدودیت در تعداد سانتریفیوژها» را کنار می گذارد. بدین ترتیب برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران دیگر با هیچ محدودیتی در حوزه عملیاتی (شامل ظرفیت غنی سازی، درصد غنی سازی، میزان مواد غنی شده، و تحقیق و توسعه) مواجه نیست و منبعد برنامه هسته ای ایران صرفا بر اساس نیازهای فنی خود پیش خواهد رفت. همکاری ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی کمافی السابق ادامه خواهد یافت. در صورت رفع تحریم ها و منتفع شدن ایران از منافع برجام، جمهوری اسلامی ایران آماده بازگشت به تعهدات برجامی خود می باشد. سازمان انرژی اتمی موظف است در این چارچوب اقدامات و تمهیدات لازم را با هماهنگی رئیس جمهور اتخاذ نماید.
      15 دی 1398 
      نکته آخر اینکه همچنان ادبیات سابق بدون هیچ منطق راهبردی حتی در گام پنجم ادامه تکرار شده است،...
       


  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.