امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[align=justify]حكومت اسرائيل از مازاد بودجه سال قبل براي تأمين مالي جنگ در شمال استفاده خواهد كرد و درصورتي كه جنگ فقط به مدت يك ماه ادامه پيدا كند، دولت در بودجه 2007 مجبور نخواهد بود رديف بودجه براي جنگ اختصاص دهد. در ماه ژوئيه ميزان كسر بودجه به 300 ميليون شيكل رسيد...!!!


در كنفرانس مطبوعاتي برگزارشده در قدس به تاريخ اول آگوست سال 2006 ميلادي(نوزدهمين روز جنگ) پيامدها و ضررهاي سنگين اقتصادي كه اسرائيل پس از جنگ با لبنان متحمل مي شود،مورد بررسي قرار گرفت.
رئيس بانك مركزي اسرائيل "ستانلي فيشر" بيان كرد كه ضررهاي مستقيمي كه به فعاليت هاي اقتصادي وارد شده به ازاي هر هفته جنگ بين 750 ميليون و يك ميليارد و هشتاد ميليون شيكل*(1) مي باشد. وي در همين حال به اين نكته اشاره مي كند كه در صورت ادامه يافتن جنگ به مدت يك ماه توليد ناخالص ملي دچار زياني خواهد شد كه ميزان آن بين هفت تا نه دهم ميزان توليد خواهد بود كه اين مقدار معادل 4/2تا 5/4 ميليارد شيكل خواهد بود. در را بطه با گزارش بانك مركزي اسرائيل در خصوص ميزان تورم در نيمه اول سال 2006 كه به تاريخ 2 آگوست 2006 منتشر شد رئيس بانك مركزي اسرائيل گفت : جنگ در شمال تأثير منفي بر فعاليت اقتصادي از بعد عرضه و تقاضا خواهد داشت. همچنين نرخ تورم در آينده نزديك افزايش خواهد يافت.(هاآرتس:3 آگوست 2006"موطي باسوك" و "تسفي زرحيا").
اسرائيل در طول جنگ دوم لبنان(33روزه) زيان هاي اقتصادي سنگيني را متحمل شد كه اين خسارت ها در زمينه هاي مختلف اقتصادي از جمله بورس، سرمايه گذاري ها، گردشگري، صنايع، بازرگاني، صادرات و واردات متجلي گرديد. علاوه بر اين از پيامدهاي اين جنگ در بودجه 2007 نيز مشاهده مي شود. در اينجا زيان هاي اسرائيل در عرصه هاي مختلف اقتصادي بر اساس مطبوعات بزرگ اسرائيل يعني "هاآرتس"، "معاريف"، "يديعوت آحرونوت" و "هاتسوفيه"، را مورد بررسي قرار مي دهيم:

1*.رشد اقتصادي:
پس از آنكه اقتصاد اسرائيل دوران رشد و خروج از ركود سال 2004 را پشت سر مي گذاشت، جنگ با لبنان اين تحول در اقتصاد اسرائيل را متوقف كرد. به گزارش روزنامه "هاتسوفيه" در تاريخ 14/7/2006 و بر اساس بيانيه هاي منتشر شده از سوي دفتر مركزي آمار ، در دوره پيش از جنگ (آوريل-ژوئن) بخش هاي مختلف اقتصاد اسرائيل شاهد رشد بودند. به طوريكه در اين دوره حجم صادرات صنعتي 19.5% ، توليدات صنعتي 7.9% و بازرگاني و خدمات 9.45% رشد داشتند. همچنين اسكان در هتل هاي گردشگري به ميزان 19.5% افزايش داشت. در همين رابطه روزنامه هاتسوفيه در تاريخ 17/8/2006 به نقل از دفتر مركزي آمار مي نويسد كه رشد توليد ناخالص ملي پيش از شروع جنگ در 12ژوئيه 2006 5.1% بوده و اين رشد تا نيمه اول سال 2006 ادامه مي يابد. اما در دوره مشابه سال 2006 اين رشد 6.1% بوده است. اين رشد در سه ماهه دوم اين سال بسيار بيشتر بود به طوريكه اين ميزان به 6.2% رسيد در حاليكه در سه ماهه اول سال 2005 اين رشد5.9% به ثبت رسيده است. در سه ماهه آخر سال 2005 نيز اين ميزان 5.6% ثبت شده است. همچنانكه بخش كار شاهد رشد خوبي بود. به طوريكه توليد بخش كار در نيمه اول سال 2006 به ميزان 7.4% افزايش يافت و در نيمه دوم اين سال به ميزان 6.6% باقي ماند. همين امر در نيمه دوم سال 2005 به ميزان 7.6% ثبت گرديده است. همچنين دفتر مركزي آمار اطلاعات مهمي در رابطه با بالارفتن سطح معيشتي كه بيانگر هزينه هاي فردي مي باشد، ارائه نمود. به طوريكه بر اساس اين اظهارات هزينه هاي يك فرد در نيمه اول سال 2006 3.6% افزايش يافت درحاليكه در نيمه دوم سال2005 1.5% و در نيمه اول همين سال 2% افزايش داشته است. از سوي ديگر يك هفته پس از برقراري آتش بس ايكونوميست پيش بيني هاي خود از رشد اقتصادي اسرائيل را منتشر ساخت(معاريف20/8/2006 يوسي جرينشتاين و ديويد ليفكين)، اين پيش بيني ها خوش بينانه نبود به طوريكه كارشناسان اقتصادي اين مجله پيش بيني كردند كه رشد اقتصادي اسرائيل تا ميزان 4.5% در سال 2006 كاهش يابد و در سال 2007 اين ميزان به دليل زيان هاي ناشي از جنگ كه بر فعاليت هاي بازرگاني تحميل گرديده، به 3.6% برسد. اين پيش بيني ها نسبت به پيش بيني هاي رسمي كه در آستانه جنگ اعلام شد بسيار كمتر بود. چود در اين موضع گيري هاي رسمي، پيش بيني رشد 5.3% در سال 2006 و 4.1% در سال 2007 شده بود و به احتمال قوي وزارت دارايي نيز پيش بيني خود را تنها نزديك به 4% اعلام كرده بود؛

2*.گردشگري
روزنامه هاتسوفيه در تاريخ 14/7/2006 اعلام كرد كه به دليل شرايط امنيتي، در منطقه شمال بيشترين موارد لغو رزرو هتل ها به ثبت رسيده است. تورهاي مكان هاي مختلف گردشگري در شمال نيز به ميزان 100% كاهش يافته است. درحاليكه پيش از جنگ به دليل تعطيلات دانشجويان و مرخصي كارمندان گردشگري داخلي بيشترين ميزان را به خود اختصاص داده بود. يديعوت آحارونوت(تاني گولدشتاين26/7/2006) از توقف فعاليت در هتل هاي "نهاريا " خبر داد. البته فقط روزنامه نگاران و گزارشگران براي پوشش رويدادها در اين هتلها فعاليت مي كردند. اين وضعيت به گونه اي بود كه به گفته باشگاه گردشگري الجليل ، زيان هاي حوزه گردشگري در شمال(هتل ها، مراكز تفريحي و توريستي) تا تاريخ 26/7/2006 به ميزان 65 ميليون شيكل بود. احرنوت در تاريخ 16/8/2006 بر اساس اعلام دفتر مركزي آمار و بخش آمار و اطلاعات وزارت گردشگري به اين حقيقت اشاره مي كند كه گردشگري در دوره بين ژانويه تا ژوئيه 2006 بيشترين ميانگين را به خود اختصاص داده بود. به طوريكه 1212500 گردشگر وارد اسرائيل شدند و نسبت به دوره مشابه سال گذشته 13درصد افزايش داشته است. بر اساس اين بررسي ها گردشگري در هفته اول جنگ 33 روزه به دليل لغو رزرو هتل ها 36 ميليون شيكل و در هفته دوم 27زيان ديد. علت اين امر اين بود كه هتل ها و مراكز گردشگري در هفته اول براي پذيرش گردشگران و تورهاي گردشگري آمادگي كامل داشتند. اما لغو رزرو ها از قبل پيش بيني شده بود. به همين ترتيب زيان هاي ماهيانه بخش گردشگري نزديك به 123ميليون شيكل برآورد مي شود. شركت اطلاعات تجاري "دان آندبردستريت" پيش بيني مي كند كه ميانگين زيان ناشي از جنگ در مناطق تفريحي 40% از درآمد سالانه باشد. پيش بيني مي شد در صورت ادامه جنگ در ماه آگوست، اين مراكز تفريحي به تنهايي 116 ميليون شيكل زيان ببينند. همچنين از اطلاعات تهيه شده دراين شركت آشكار مي شود كه منطقه شمال به تنهايي به واسطه گردشگري روستايي نزديك به 290 ميليون شيكل يعني نزديك 80% از درآمد حاصل از اين بخش را تأمين مي كند. جمع درآمد حاصل از اين صنعت به 360 ميليون شيكل مي رسد.

*3.كشاورزي:
روزنامه "هاتسوفيه" 14/7/2006 مي نويسد كه فعاليت كشاورزي در اراضي واقع ميان شمال نهاريا در الجليل غربي تا "روش بينا" در قسمت بالاي الجليل به طور كامل متوقف گشته است. بر اساس برآوردهاي سازمان هاي كشاورزي پيش بيني مي شود كشاورزان در منطقه يادشده نزديك به دهها ميليون شيكل زيان ببينند. مدير كل اتحاديه كشاورزان، جيورا سيلع، مي گويد: "ميوه هاي تابستاني در اوج دوره برداشت قرار دارند اما در همين حال فعاليت هاي كشاورزي به طور كامل متوقف گشته است. در صورتيكه اين وضعيت امنيتي بي ثبات ادامه يابد و امكان كاشت نشا هاي جديد وجود نداشته باشد، اين ضرر ها به محصولات فصل آتي برداشت نيز وارد خواهد آمد." همچنين رئيس بخش اقتصاد جنبش موشافوت، ايتسيك كوهن، نسبت به وخامت اوضاع حاكم بر بخش مرغداري ها هشدار مي دهد :"مرغداران در شمال به دليل ضررهاي وارده به علوفه طيور، از وارد آمدن خسارت هاي جبران ناپذير به اين بخش بيمناك مي باشند. " . در همين راستا سايت نيوز ويرست كلاس 9/8/2006 اعلام مي كند كه آتش جنگ نزديك به 750 هزار درخت از درخت هاي بلوط، صنوبر، سرو، بنه و ديگر درختچه ها را در شمال از بين برده است. صندوق تأسيسي اسرائيل اعلام كرده كه ضرر مستقيم ناشي از سوختن درخت ها نزديك به 36 ميليون شيكل، و هزينه جبران اين ضرر و اصلاح زيرساخت جنگل نزديك به 60ميليون شيكل برآورد مي گردد. بدين ترتيب اسرائيل سرمايه اي بزرگ از چوب را از دست داد و با تخريب اين منطقه جنگلي زيان هاي سنگيني را متحمل گرديد. اين در حاليست كه روزنامه هاتسوفيه در تاريخ 16/8/2006 از اعلام آمار زيان هاي ناشي از آتش سوزي در جنگل ها از زمان شروع جنگ در لبنان از سوي صندوق تأسيسي اسرائيل خبر داده بود و در آن به سوختن نزديك به دوازده هكتار از جنگل هاي طبيعي و 40 هكتار از چراگاه ها به دليل اصابت موشك هاي كاتيوشا اشاره شده و هزينه لازم براي بازسازي اين مناطق و جبران خسارت ها نزديك به 200 ميليون شيكل نه 60 ميليون(به ادعاي سايت نيوز وايرست كلاس) برآورد شده است. همچنين اين جنگ به بخش كشاورزي ضررهاي غير مستقيم نيز وارد آورد. معاريف(عوفرا بارون21/8/2006) يادآوري مي كند كه مسئولان وزارت خارجه حجم زيان هاي غير مستقيم ناشي از جنگ به بخش كشاورزي را در هفته اول جنگ در شمال نزديك به 300 ميليون شيكل اعلام كرده اند. اين علاوه بر خسارت هاي مستقيمي است كه ميزان آن بين ده تا 15 ميليون شيكل برآورد شده است. زيان هاي غير مستقيم زيان هايي هستند كه از ممنوع بودن ورود به مزارع و مراقبت از محصولات ، همچنين توقف فعاليت كشاورزان و توقف برداشت ميوه و محصولات زراعي ناشي مي شوند. نيز از ديگر ضررهاي غير مستقيم جنگ عدم سم پاشي محصولاتي بود كه در آينده دچار آسيب خواهند شد.

*4.صنايع:
هاتسوفيه در تاريخ 14/7/2006 مي نويسد : در طول جنگ فعاليت در نهاريا و كريات شمونه، به طور كامل متوقف گرديد. از تحقيق انجام شده از سوي اتحاديه صنعتگران آشكار مي شود كه 260 كارخانه در شمال به دليل اصابت موشك هاي كاتيوشا به طور كامل به حالت تعطيلي درآمدند كه ضررهاي مالي فراواني بر آنها تحميل گرديد. اين زيان ها در روز اول از بيست تا 50 ميليون شيكل برآورد گرديد. اين برآورد زيان هاي مادي مستقيم كارخانه ها به دليل اصابت موشك ها و نيز ضررهاي غير مستقيم ناشي از عدم انعقاد قراردادهاي آتي را در بر نمي گيرد. در گفتگويي كه روزنامه معاريف با اوريئيل ليفين، رئيس اتحاديه اتاق هاي بازرگاني به تاريخ 13/8/2006 منتشر ساخت، اين مقام مسئول پيش بيني مي كند كه نزديك به ده هزار كارخانه در شمال به طول كامل منحل شوند. اين كارخانه ها به دليل مشكلات نقدينگي از ذخاير لازم نيز بهره مند نيستند. چراكه در طول يك ماه كامل هزينه هاي جاري اين كارخانه ها هيچ گونه درآمدي به دنبال نداشته است. هاتسوفيه در تاريخ 16/8/2006 اظهارات شرجا بروش، ريئس اتحاديه صنعتگران اسرائيل پس از برقراري آتش بس را منتشر ساخت و به نقل از وي نوشت: در طول جنگ 33 روزه لبنان زيان هاي وارده به طرح هاي صنعتي در حيفا و شمال به 4.6 ميليارد شيكل رسيده است. درحاليكه زيان هاي فوري ناشي از توليد در سطح تمامي بخش هاي اقتصادي نزديك به 1.9% يعني معادل 11.5 ميليارد شيكل اعلام شده بود.

*5.بورس و بازار مالي:
روزنامه معاريف در مقاله اي با عنوان "بورس در سايه حملات حزب الله" (13/7/2006) به كاهش شاخص تل آويو 25 به ميزان 4.25% يعني رسيدن بورس به سطح 748.84 سهم اشاره مي كند. همچنين شاخص تل آويو 100 نيز به ميزان 4.13% كاهش داشت و به سطح 763.31 سهم رسيد و شاخص فنآوري "تل تك 15" نيز 2.02% ارزش خود را از دست داد و به سطح 330.10 سهم رسيد. معاريف در تاريخ 14/7/2006 در مقاله اي تحت عنوان "شمال شعله ور است و سرمايه گذاران از تل آويو فرار مي كنند" اظهار داشت شاخص "معوف" نيز در دو روز اول شروع جنگ به ميزان 8.27% كاهش يافت و به سطح 748.84 رسيد و موجب گرديد سرمايه گذاران در فروش سهام خود شتاب كنند. در صدر اين سرمايه گذاران رئيس ستاد كل ارتش اسرائيل بود كه سهام خود را در روز چهارم از آغاز جنگ به فروش گذاشت. همين امر نيز موجب گرديد افكار عمومي را عليه خود بشوراند و در حال حاضر تحقيق در مورد اين مسأله ادامه دارد. درحاليكه پيش از اين در ماه مه يعني دو ماه پيش از شروع جنگ انبوه سرمايه گذاران براي خريد سهام در شاخص معوف به بازار بورس سرازير شدند. به طوريكه سطح اين شاخص در آن زمان به 900 سهم رسيد. بر اساس گزارش روزنامه هاتسوفيه 18/8/2006 قيمت ها در بوس به طور تدريجي به ميانگين طبيعي خود رسيد. به طوريكه همزمان با افزايش قيمت ها در بورس نيويورك آخرين هفته از تاريخ توزيع قيمت ها در بورس تل آويو ، افزايش يافت. اين گزارش در سه ماهه دوم سال 2006 منتشر گرديد. در پرتو آتش بس شاخص تل آويو 25 به ميزان 1.85% افزايش يافت و به سطح 838.55 سهم رسيد. و شاخص تل تك 15 نيز به ميزان 1.33% يعني تا سطح 346.68 % افزايش يافت. پس از موج افزايش قيمت ها شاهد كاهش اندك قيمت ها هستيم. بر اساس گزارش روزنامه يديعوت آحارونوت (22/8/2006) در قيمت ها كاهش رخ داد به طوريكه بورس تل آويو با كاهش قيمت ها بسته شد و شاخص معوف به ميزان .39% كاهش يافت و به سطح 812..55 رسيد. شاخص تل آويو 100نيز به ميزان .47% كاهش داشت و به سطح 350.09 رسيد. اين مسأله تنها به كاهش قيمت ها خلاصه نمي شود. بلكه جنگ در شمال موجب گرديد كل گردش سهام و مبادلات متأثر از اين جنگ گردد. به طوريكه با كاهش تقاضا براي سهام داخلي، سرمايه گذاران كه سهام خود را فروخته بودند و نيز بانك ها به مبادله ارز روي آوردند تا جاييكه سبد ارز به ميزان 1.32% افزايش يافت و به ارزش 5.0803 شيكل رسيد. روزنامه هاتسوفيه (16/7/2006) از افزايش 55 صدم درصدي قيمت دلار در برابر شيكل خبر داد به طوريكه در دو روز اول جنگ به 4.521 شيكل رسيد و ميزان افزايش آن 2.7درصد اعلام گرديد. اين قيمت بار ديگر كاهش يافت تا در سطح 4.366 ثابت ماند. (معاريف18/8/2006).

*6.بازرگاني
روزنامه "هاتسوفيه"(15/8/2006) به نقل از دفتر مركزي آمار اعلام كرد كه كسري بازرگاني در ژوئيه به 0.9 رسيد و ميزان واردات كالا به 3.8 و صادرات به 2.9 ميليارد دلار رسيد. در هفت ماهه اول سال 2006 حجم واردات كالا به 26.8 ميليارد دلار و صادرات به 22.5 ميليارد دلار رسيد. كسري بازرگاني در اين بازه زماني به طور متوسط ماهيانه 616ميليون دلار و به طور ساليانه 7.4 ميليارد دلار رسيد (اين ميزان در سال 2008 7.8 ميليارد دلار بود.). ميزان كسري بازرگاني(بدون هزينه كشتي ها و هواپيماها، الماس و سوخت) در ماههاي ژانويه-ژوئيه 2006 به 0.8 ميليارد دلار رسيد كه در مدت مشابه سال 2005 به ميزان 1.5 ميليارد دلار ثبت گرديده بود.

*7.واردات و صادرات
روزنامه يديعوت آحارونوت(2/8/2006) مي نويسد كه سازمان ماليات اسرائيل اعلام كرده جنگ موجب كاهش واردات كالاهاي با عمر بالا گرديده به طوريكه در ماه ژوئيه با كاهش 21درصدي واردات يخچال ،5درصدي ماشين لباسشويي، 29درصدي ماشين ظرفشويي،و 52درصدي دستگاه ويدئو مواجه مي باشيم. نيز ارزش واردات سيگار در ژوئيه افزايش و به ده ميليون دلار رسيد كه به نسبت مدت مشابه سال قبل 6.7 % افزايش ميزان واردات مشاهده مي شود. شايان توجه است كه ميزان كمي سيگار وارد شده در سال 2006 ، 17درصد بالاتر از سال گذشته مي باشد. اين نشانه واردات سيگارهاي ارزانتر و به تبع آن كاهش درآمد دولت از ماليات و عوارض دريافت شده از واردات سيگار و به طور خاص نشانگر كاهش درآمد دولت از ماليات و عوارض واردات كالا مي باشد. از سوي ديگر افزايش مصرف سيگار در اين دوره بيانگر روحيات و فشارهاي روحي فراوان، تنش و دغدغه زياد ميان عموم اسرائيلي ها مي باشد. از سوي ديگر روزنامه يديعوت احرونوت(2/8/2006) به مسأله كند بودن روند صادرات و مشكل شدن اين امر در بنادر و انبار كارخانه ها اشاره مي كند كه دليل اين امر را شرايط جنگ بر مي شمرد. به طوريكه در آنجا كالاهايي خاص براي صادرات آماده مي شوند و ارزش آنها دهها ميليون دلار مي باشد.

*8.ميزان پرداخت ها:
بر اساس تحقيقي كه از سوي نشريه "يديعوت احرونوت" در تاريخ (1/8/2006) منتشر شده ، به تأثير جنگ بر ميزان پرداختي هاي اسرائيل اشاره شده است. به طوريكه مدير كل گروه سرمايه گذاري BDI تهيلا يناي، مي گويد جنگ در شمال اسرائيل نقش خود را ايفا كرد. وي با اشاره به اجراي لايحه چارچوب اعتبار از آغاز ژوئيه و در دوره سازگاري با وضع جديد كه در مقياس هاي مختلف اثر منفي از خود برجاي گذاشت، اظهار مي كند كه در ماههاي آينده پيامدهاي جنگ در شمال را در مقياس هايي مشاهده خواهيم كرد كه بيانگر پايين بودن سطح مصونيت اقتصاد اسرائيل نيز مي باشد. مسئولان گروه BDI معتقدند كه به دليل توقف فعاليت در شمال ممكن است ميانگين تعداد روزهاي "اعتبار" در اقتصاد ، در ماههاي آينده به شكل قابل توجهي افزايش يابد. اين امر مي تواند بسياري از شركت ها و كارخانه ها را با بحران هاي شديد نقدينگي مواجه نمايد.
همچنين اعضاي اين گروه سرمايه گذاري معتقدند بخش هاي خدمات، گردشگري و توليد زراعي در ماههاي آينده به شدت از اين وضعيت تأثير خواهد پذيرفت اما در مقابل حوزه ساخت و ساز و معاملات رونق گرفته و وضعيت آنان بهتر خواهد شد.

*9.بخش حمل و نقل
روزنامه هاآرتس (حايي بيئور به تاريخ3/8/2006) مي نويسد شركت حمل و نقل همگاني اسرائيل "ايجيد" از شروع جنگ دچار زيان هاي سنگيني در حوزه درآمدها گرديده كه اين ميزان از 15ميليون شيكل فراتر مي رود. علت اين امر كاهش چشمگير شمار مسافران در منطقه شمال مي باشد.

*10.شركت ها و بخش كار:
سايه جنگ بر شركت هاي صادرات و وارداتي نيز افتاد و موجب تحمل زيان هاي هنگفتي در اين ماه گرديد. از جمله شركت "ترديان كيشر"، كه در زمينه تجهيزات و سيستم هاي ارتباطي نظامي و دستگاههاي بيسيم غير نظامي فعاليت مي كند و به گفته يديعوت آحارونوت(آفي شاؤول به تاريخ 1/8/2006) در سه ماهه دوم 2006 سود خالص اين شركت 10.9 ميليون دلار اعلام گرديد، اين شركت با كاهش 11درصدي نسبت به مدت مشابه سال قبل روبرو گرديد. همچنين حجم فروش شركت در همين سه ماهه دوم سال 2006 به ميزان 1.1درصد كاهش داشته و به 63.3 ميليون دلار رسيده است. مسئولان اظهار مي كنند كه علت اين كاهش تأخير در قرارداد بازرگانان و نمايندگان تجاري خارجي به ويژه اروپايي ها مي باشد كه اين امر از پيامدهاي وقوع جنگ مي باشد. اين مسئولان بيان مي كنند كه "نمايندگان تجار، ؟؟تجهيز شدن به توليدات اين شركت را به تأخير مي اندازند و اين امر در دوره پيش رو، بر قراردادها تأثير منفي خواهد گذاشت به طوريكه ارزش معاملات تا پايان ژوئن سال جاري نزديك به 307 ميليون دلار رسيد. از اين ميان 72درصد معاملات از خارج و نزديك به 38% از معاملات انجام شده در نيمه ژوئيه بايد قبل از پايان سال 2006 اجرا شوند." طبق آنچه هاآرتس (به قلم اورا كوهن1/8/2006) نقل مي كند، شركت اسرائيلي "يسكر" كه اخيراً بازرگان مشهور امريكايي" وارين باوت" به 4 ميليارد دلار آنرا خريداري كرده، در روزهاي اخير در انجام تعهدات صادراتي خود بر اساس برنامه زماني مشخص شده،با مشكلاتي مواجه شده است. اين درحاليست كه كار در كارخانه هاي اين شركت در الجليل به مدت سه روز تعطيل شد اما نمايندگان تجار خارجي پيش بيني مي كنند قراردادها در موعد معين انجام شوند. در صورتيكه جنگ ادامه پيدا كند اين شركت در عمل به قراردادهاي منعقد شده با شركت هاي خارجي با مشكل مواجه خواهد شد و در نتيجه آن بايد غرامت و جريمه هاي مالي سنگيني بپردازد. همچنين بسياري از شركت ها بسته شده و به دليل جنگ فعاليت خود را متوقف ساخته اند كه اين امر آنان را در معرض رويارويي با زيان هاي مستقيم و غيرمستقيم هنگفتي قرار خواهد داد. از سوي ديگر روزنامه معاريف(به قلم عوفرا بارون-20/8/2006) يادآوري مي كند كه بيشتر از يك چهارم شركت ها با خطر تعطيلي مواجه مي باشند. بر اساس برآوردي كه شركت D&B پيرامون خطراتي كه پس از پايان جنگ در شمال متوجه اقتصاد اسرائيل مي گردد، انجام داده ميزان كارهايي كه در تمامي فعاليت هاي اقتصادي با خطر تعطيلي روبرو مي باشند، به ميزان 3% افزايش داشته است. اين ميزان در عرصه كارها و پروژه ها در ژوئيه 23% بود كه در آگوست به 26% رسيده است. همچنين اين شركت پيش بيني مي كند كه در صورت عدم اقدام سريع مكانيسم كار در سازمان هاي جايگزين، وضعيت وخيم تر خواهد گشت. كارشناسان اقتصادي بيشتر بر اين باورند كه ميزان كارها و پروژه ها در بخش كشاورزي كه با خطر تعطيلي روبروست ، در بخش هاي شمالي اسرائيل در حال حاضر به 36% رسيده است به طوريكه بيش از نيمي از اين پروژه ها و كارها در شمال واقع گرديده اند. همچنين بخش گردشگري و مراكز تفريحي در طول اين جنگ به شدت آسيب ديدند و ميزان كارهايي كه با خطر تعطيلي مواجه مي باشند به 35%مي رسد.

*11.بودجه:
روزنامه يديعوت احرونوت (تاني گلدشتاين به تاريخ2/8/2006) بر اساس برآوردهاي كارشناسان اداره حسابرسي عمومي وزارت دارايي اسرائيل، مي نويسد دولت اسرائيل پيش از جنگ و در بازه زماني بين ماههاي ژانويه تا ژوئيه 2006 مازاد بودجه به ميزان 4.4 ميليارد شيكل را به ثبت رسانده است. اما در دوره مشابه سال گذشته 1.5 ميليارد شيكل بوده است. به گفته اين روزنامه رئيس بانك مركزي اسرائيل پيش بيني مي كند كه حكومت اسرائيل از مازاد بودجه سال قبل براي تأمين مالي جنگ در شمال استفاده خواهد كرد و درصورتي كه جنگ فقط به مدت يك ماه ادامه پيدا كند، دولت در بودجه 2007 مجبور نخواهد بود رديف بودجه براي جنگ اختصاص دهد. در ماه ژوئيه ميزان كسر بودجه به 300 ميليون شيكل رسيد...!!! همچنانكه هزينه هاي دولت از آغاز سال جاري 118 ميليارد شيكل بوده است هزينه هاي بخش هاي حكومت نسبت به سال گذشته به ميزان 2.5% بالاتر بوده است كه اين ميزان هزينه كمتر از پيش بيني مسئولان وزارت دارايي مي باشد. در ماه ژوئيه هزينه ها نسبت به دوره ماههاي آوريل تا ژوئن، به شدت افزايش يافت و به ميزان 2.2 ميليارد شيكل رسيد. درآمدهاي دولت از ماليات از آغاز سال تاكنون به 105.2 ميليارد شيكل مي رسد و نسبت به مدت مشابه سال گذشته 10.9% افزايش داشته است. اما اين درحاليست كه درآمد دولت از ماليات تنها در ماه ژوئيه به 15.1 ميليارد شيكل رسيده است. اين علاوه بر 1.5 ميليارد شيكل كمك امنيتي امريكا به اسرائيل مي باشد. اين جنگ ويژگيهاي بودجه را به هم ريخته است. پس از اينكه فضاي غالب از كاهش بودجه وزارت دفاع در برابر افزايش بودجه ديگر وزارت خانه ها سخن مي گفت، روزنامه يديعوت احرونوت(به قلم عيدو افراتي به تاريخ1/8/2006) منتشر ساخت كه وزارت دارايي در اول آگوست از تحويل 400 ميليون شيكل به وزارت دفاع براي تأمين هزينه هاي جنگ در شمال پرداخت كرده است. هزينه هاي جنگ تا اين تاريخ روزانه 100 ميليون شيكل برآورد شده است. اين ميزان علاوه بر ميلياردها شيكلي است كه به متضررين از جنگ به عنوان غرامت پرداخت شده است. شايان ذكر است اين هزينه ها از بودجه دولت آتي پرداخت خواهد شد و به اين ترتيب لغو و يا توقف عمل به تعهدات داده شده به احزاب ائتلافي در پيش از شروع جنگ صورت مي گيرد. همچنين پيش بيني مي شود بودجه وزارت دفاع نيز كه در سال 2006 به 46.1ميليارد شيكل رسيده بود، باز در معادله اي جديد افزايش يابد. هاآرتس (13/8/2006) مي گويد :بر اساس برآوردهاي منابع رسمي در اسرائيل، زيان هاي فراگير جنگ تا به امروز به 23ميليارد شيكل رسيده است. تأثر مستقيم جنگ بر بودجه 12 ميليارد شيكل بود(هفت ميليارد هزينه هاي دستگاههاي امنيتي و 5 ميليارد شيكل براي پوشش دادن خسارت هاي مستقيم و غير مستقيم ناشي از جنگ). وزارت دارايي معتقد است كه اين جنگ دست كم موجب فقدان 1.5درصدي حجم توليدات يعني معادل نزديك به 9 ميليارد شيكل شده است. (از اين جمله فقدان دو ميليارد شيكل از درآمدهاي مالياتي مي باشد). همچنين دولت دو ميليارد شيكل را به عنوان كمك هاي اضطراري به مقامات محلي در شمال و خدمات اورژانس تحويل خواهد داد.
پس از پرداختن به پيامدهاي جنگ بر اقتصاد اسرائيل و زيان هاي سنگيني كه بر اسرائيل وارد گرديده است، اين سؤال بار ديگر مطرح مي شود: دستاورد اسرائيل از جنگ چه بود؟ آيا آنگونه كه دولت اولمرت -بيرتس مدعي بودند، اهداف اسرائيل در جنگ محقق گرديد؟ يا اينكه دستاوردهاي دولت هاي قبلي را نيز به باد داد؟ آيا اسرائيل بار ديگر بدون محاسبه زيان هاي احتمالي ناشي از يك جنگ، وارد ماجراجويي هاي نظامي خواهد شد؟

*(1):"شيكل" واحد پول رژيم صهيونيستي مي باشد.

تهيه و ترجمه:خبرگزاري فارس [/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دستاوردهاي جنگ 33 روزه لبنان پس از سه سال

خبرگزاري فارس: رژيم صهيونيستي و آمريكا قصد داشتند از لبنان به عنوان يك دالان ورودي جهت ايجاد تغييرات در منطقه استفاده كنند، اما اينگونه نشد و استراتژي آمريكا در دنيا تغيير كرد.

به گزارش فارس، جنگ 33 روزه تابستان 2003 بين رژيم صهيونيستي و حزب‌الله لبنان و شكست اين رژيم بازتاب‌هاي گسترده‌اي از قدرت يافتن جبهه مقاومت در منطقه تا تغيير در طرح خاورميانه بزرگ آمريكا در منطقه به همراه داشت،
به طوريكه از ابتداي اشغال جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي تا خروج اين رژيم از جنوب لبنان در سال 2000 حزب‌الله لبنان يك فرايند تكاملي را طي كرد. اين جنبش در فرايند رشد و تكامل خود توانست مفاهيمي را تثبيت كند كه احياي فضاي منازعه عربي_اسرائيلي يكي از اين مفاهيم بود.
اگر اين دوره تكامل را با تحولات بعدي يعني فروپاشي شوروي و تمايل آمريكا براي تسلط بر دنيا و افزايش گفتمان حمله به ايران ارزيابي كنيم، درمي‌يابيم كه رهبران آمريكايي همواره در اين تفكر بوده‌اند كه در صورت برخورد با ايران، حزب‌الله كه در نزديكترين نقطه به رژيم صهيونيستي قرار دارد، مي‌تواند صدمات جدي به اين رژيم وارد كند. اين موضوع توان بازدارندگي را براي جمهوري اسلامي ايران تامين كرد به شكلي كه قبل از هرگونه حمله به ايران، بايد حزب‌الله نابود شود چراكه اين جنبش همواره مانند خنجري در پهلوي رژيم صهيونيستي قرار داشت. حزب‌الله در اين دوره هم به جهت كمي و هم كيفي توانايي‌هاي خود را ارتقاء داد. به موازات رشد حزب‌الله رژيم صهيونيستي نيز به دنبال افزايش توانايي‌هاي خود بود تا همانطور كه گروه‌هاي فلسطيني در بيروت را در سال 1983 از بين برد اين كار را در مورد حزب‌الله نيز انجام دهد.
اين فرآيند از هر دو سو به يك نقطه بلوغ و نقطه صفر رسيد كه آن نقطه تابستان 2003 بود. اگر چه بهانه رژيم صهيونيستي موضوع اسيرگيري حزب‌الله بود اما اين لطف خدا بود تا برنامه‌هاي رژيم صهيونيستي براي حمله به جنوب لبنان را چند ماه جلو اندازد و اين اتفاق شرايط خاصي را به دشمن تحميل كرد تا علي‌رغم نرسيدن به مرحله آمادگي كامل به حزب‌الله كه در شرايط آمادگي كامل قرار داشت حمله كند. بعدها ثابت شد كه اسارت سربازان صهيونيستي كه نقد و انتقادات زيادي بر حزب‌الله در قبال آن حتي در داخل ايران به وجود آورد كار درستي بود به طوريكه اخيرا موسسه تحقيقات امنيت ملي رژيم صهيونيستي اعلام كرد كه جنگ 33 روزه ارتباطي با اسارت سربازهاي صهيونيستي نداشت.

* استراتژي ناموفق «ضربه مرگبار»

دو استراتژي جنگي از گذشته وجود داشت يكي ضربه كشنده‌اي كه دشمن را مجبور به تسليم كند، كاري كه رژيم صهيونيستي در هنگام اشغال فلسطين انجام داد يعني پس از تصرف هر روستا تمام ساكنان آن را نابود مي‌كرد و اين موضوع خود باعث ايجاد رعب و وحشت در بين فلسطينيان شده و آن‌ها را مجبور به ترك خانه و سرزمين خود مي‌كرد.
استراتژي دوم ضربات نقطه‌اي و پراكنده براي سرگرداني دشمن و گرفتن امتيازات بيشتراست. رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه از استراتژي اول استفاده كرد و تلاش داشت تا با حملات ويرانگر هوايي حزب‌الله را مجبور به تسليم كند.
اجراي هر استراتژي در جنگ متكي به جمع‌آوري اطلاعات است بر همين اساس دشمن از قبل به دنبال اطلاعات مورد نياز خود جهت ضربه زدن در جنگ بود و اين طور تصور مي‌كرد كه مهمترين بخشي كه در حزب‌الله بايد روي آن تمركز كرد بخش موشكي حزب‌الله بود كه البته موفق نشد.
رژيم صهيونيستي در اجراي استراتژي خود تلاش كرد تا در بخش‌هاي اوليه جنگ زمينه‌هاي آسيب‌پذيري فلسطين اشغالي را از موشك‌هاي حزب‌الله كاهش دهد لذا تلاش كرد تا موشك‌هاي دور برد حزب‌الله را مورد هدف قرار دهد. بمباران‌هاي گسترده هوايي لبنان به همين دليل صورت گرفت. پس از اين حملات هوايي مقامات رژيم صهيونيستي تصور مي‌كردند 70 درصد از توان موشكي حزب‌الله را نابود كرده‌اند ولي بعدها مشخص شد كه آنها در اشتباه بوده‌اند.

*‌ تغيير استراتژي در هفته دوم جنگ و شكست اسطوره مركاوا

استراتژي ضربه مهلك هوايي رژيم صهيونيستي در هفته اول به بن‌بست رسيد و از اين پس رقابت توانايي مديريت جنگ از طريق جنگ رواني آغاز شد كه در اين دوره نيز رژيم صهيونيستي علي رغم استفاده از تمام توان نظامي و تكنولوژيكي و مخابراتي خود و حاميان غربي خود شكست خورد كه اوج اين غافلگيري و پيروزي حزب‌الله در مقابل رژيم صهيونيستي سخنراني سيد حسن نصرالله و نابودي ناو جنگي رژيم صهيونيستي در مقابل ديدگان همه بود.
رژيم صهيونيستي از آن پس به جنگ زميني روي آورد كه مصادف با هفته دوم جنگ بود چرا كه استراتژي جنگي نبرد هوايي به نتيجه‌اي نرسيد.
در حمله زميني تكيه بر نيروي انساني براي جنگيدن است. نيروي زميني رژيم صهيونيستي تجربه محدودي از مبارزه با مقاومت را داشت. نقطه تكيه‌گاه نيروي انساني بخش زرهي است و تكيه گاه استراتژيك نيروي زميني رژيم صهيونيستي تانك‌هاي مركاوا بود كه عاليترين حد آن مركاواي 4 است. هدف آنها رسيدن به رودخانه ليتاني بود و در اين راه بزرگترين عمليات‌ هلي‌برن خود را به همراه پشتيباني تانك‌هاي مركاوا انجام دادند تا به هدف خود برسند. اتفاق مهم در اين زمينه شكستن اسطوره مركاوا بود كه با نابودي اين تانك‌ها توسط رزمندگان مقاومت استراتژي جنگ زميني آنها نيز با شكست روبرو شد. در اين جنگ زمان به نفع دشمن نبود و رژيم صهيونيستي فاقد اطلاعات كافي و مفيد براي عمليات و اجراي استراتژي بود. همچنين غافلگيري كه از توانمندي‌ موشك حزب‌الله بروز كرد از عوامل شكست رژيم صهيونيستي در اين جنگ بود.

*‌ اعتقادات بر باد رفته صهيونيستي

شرايط داخلي لبنان طوري بود كه مردم چون به پيروزي اعتقاد داشتند براي خسارت سنگين اين جنگ آمادگي داشتند. اتحاد مردم با مقاومت در لبنان درست در زماني كه دولت لبنان فعاليتي نداشت و عملا منفعل بود نتايجي به بار داشت كه همراهي دولت با مقاومت علي‌رغم ميل باطني يكي از نتايج آن است.
رژيم صهيونيستي بر اساس اعتقاد ساكنان فلسطين اشغالي به قدرت ارتش شكل گرفت كه اولين بازتاب داخلي شكست رژيم صهيونيستي از بين رفتن اين اعتقاد بود. نكته ديگر اينكه همانطور كه ما يك جامعه ديني هستيم و از عنصر دين در مواقع بحراني همچون جنگ استفاده مي‌كنيم و معتقد هستيم كه امدادهاي غيبي نيز ياري گر ما هستند رژيم صهيونيستي هم سعي كرد از اين عامل در جنگ استفاده كرده و حتي خاخام‌هاي صهيونيستي تلاش كردند تا مشاركت جريان ديني در خلال جنگ را افزايش داده و پر رنگ كنند. صهيونيست‌ها بر اين اعتقاد هستند كه خدا با آنهاست و همواره پيروز هستند. اين شكست يك پارادوكس را در اعتقادات ساكنان فلسطين اشغالي ايجاد كرد كه چرا وقتي خدا با ماست ما شكست خورديم. عمق اين پارادوكس در اين بود كه پس از جنگ براي جلوگيري از بازتاب‌هاي آن در غرب پاپ در مقابل اسلام موضع‌گيري كرده و عنوان كرد كه اسلام بر پايه خشونت و خونريزي شكل گرفته تا حقانيت يهوديان مورد ترديد قرار نگيرد.
به سربازان صهيونيستي القاء شده بود كه به جبهه مي‌روند و پيروز برمي‌شوند در صورتيكه براي رزمندگان حزب‌الله مسئله خيلي متفاوت بود. اين نيرو مي‌دانست كه در صورت رفتن شايد برگشتي وجود نداشته باشد و به استقبال مرگ رفتن است با اين حال اين عزم جزم براي رسيدن به هدف وجود داشت.

*‌ بازتاب‌هاي پيروزي حزب‌الله

تثبيت لبنان يكي از بازتاب‌هاي اين جنگ بود. رژيم صهيونيستي و آمريكا قصد داشتند از لبنان به عنوان يك دالان ورودي جهت ايجاد تغييرات در منطقه استفاده كنند اما اينگونه نشد و با پيروزي حزب‌الله لبنان نيز تحكيم شد. استحكام جبهه پايداري و مقاومت در منطقه از بازتاب‌هاي ديگر اين جنگ بود. حكومت سوريه كه براي براندازي آن برنامه‌ريزي‌هايي شده بود، تثبيت شد و محور مقاومت يعني سوريه، لبنان، عراق و ايران قدرت گرفت.
وضعيت در عراق تغيير كرد و تصور حمله نظامي به ايران متوقف شد. حتي نوع تعامل روسيه با غرب نيز دچار تغييراتي شد و روسيه به اين فكر افتاد كه مي‌تواند به گذشته باشكوه خود از طريق كمك به گروه‌هاي مقاومت دست يابد.
اين جنگ مدلي از مقاومت را نشان داد كه در آن حزب‌الله آنچه در اختيار داشت در مقابل دشمن استفاده كرد و در كنار دولت ضعيف داخلي مخالف مقاومت نيز موفق عمل كرد. پس از جنگ 33 روزه غرب تمام تلاش خود را كرد تا با وارد كردن حزب‌الله به عرصه سياسي اين جريان را خلع سلاح كند اما حزب‌الله با در پيش گرفتن استراتژي گسترش هم پيماني جبهه مقاومت در لبنان تفكرات آنها را در هم ريخت.جنگ يعني فريب و غافلگيري. اساس غافلگيري بر اساس پنهان‌كاري است و ميزان پنهان‌كاري در توان و كارايي خود مي‌توان غافلگيري را بيشتر كرد.

*‌ ناكامي و شكست رژيم صهيونيستي

بازتاب‌هاي اين پيروزي از حد ارزيابي آنهايي كه در ميدان جنگ بوده‌اند فراتر است. تفكر مردم لبنان نسبت به رژيم صهيونيستي كه از آن وحشت داشتند كاملا تغيير يافته و در داخل خود فلسطين اشغالي نيز در ده‌ها كميته، سمينار و مقاله اذعان شده كه آنها كاملا شكست خورده‌اند و اين اولين جنگي بود كه در آن پرچم سفيد ديده نشد، موردي كه در جنگ‌هاي گذشته بين اعراب و رژيم صهيونيستي همواره مشاهده شده بود. در سطح كشورهاي عربي هم ده‌ها مقاله و شعر در خصوص پيروزي حزب‌الله سروده و نوشته شده است. اين احساس هنوز هم ادامه دارد و حتي دولت‌هاي عربي كه هيچ افتخاري در تاريخ جنگ‌هاي خود با رژيم صهيونيستي نداشتند كه قابل تعميم باشد و حتي آنهايي كه با مقاومت همراه نبودند هم‌اينك از موضع قدرت با طرف مقابل خود در حال مذاكره هستند. هرچند در اين پيروزي سهمي ‌نداشته‌اند كه اين موضوع نشانگر بازتاب‌هاي پيروزي مقاومت در كشورهاي عربي و منطقه است.
اين پيروزي تنها براي حزب‌الله نيست بلكه تمامي كشورهاي محور مقاومت در آن نقش داشته‌اند. اين پيروزي يك پيروزي براي مبارزان فلسطيني و همه مقاومان منطقه و جهاني بوده است چراكه پيروزي استراتژي مقاومت در برابر استراتژي سازش و گفتگو بود. مي‌توان آ‌ن‌را يك پيروزي براي جريان مقاومت در سراسر جهان دانست. حتي نيروهاي صهيونيستي كه به آموزش نيروهاي گرجي رفته بودند آنها را بر اساس تاكتيك‌هاي حزب‌الله آموزش مي‌دادند. هم اكنون در دانشگاه‌هاي نظامي 13 كشور اروپايي و 1 كشور عربي روش‌هاي جنگي حزب‌الله تدريس مي‌شود. نتايج اين پيروزي قطعا بر استراتژي آمريكا در منطقه تاثير گذاشت چرا كه طرح‌هاي آمريكا به صورت زنجيره‌اي بود و اين پيروزي همانند ضربه به يك جسم بود كه كل جسم را نابود كرد.
اين ضربه باعث شد كه آمريكا در بقيه نقاط هم دچار خساراتي شود. اين پيروزي در افغانستان و عراق هم تاثيرگذار بود. حتي استراتژي آمريكا در دنيا را تغيير داد. چرا كه آمريكا ديگر نمي‌تواند از روش حضور مستقيم نيرو براي سيطره خود در منطقه استفاده كند. اين پيروزي باعث شد كه آمريكا اگر درصدد حفظ منافع خود در منطقه باشد به روش‌هايي غير از حضور مستقيم نيرو و يا جنگ پيش‌دستانه متوسل شود و عملا روش ديپلماسي و جنگ نرم را در پيش گيرد كه البته اين موضوع براي منطقه خطرناكتر است و نياز به هوشياري بيشتر جريان مقاومت دارد.


* تحركات اخير رژيم صهيونيستي راهي براي جلب افكار عمومي و تقويت موضع سياسي

هر مانور نظامي يك هدفي را دنبال مي‌كند ولي همه مانورها به جنگ ختم نمي‌شوند. مانورهاي اخير رژيم صهيونيستي در نزديكي مرز لبنان را مي‌توان در اين راستا ارزيابي كرد البته در اين مانورها براي اولين بار ساكنان فلسطين اشغالي همراهي با ارتش از خود نشان نمي‌دهند. مانورهاي صورت گرفته بيشتر يك عمليات‌ روتين است شايد بيشتر براي جلب و انحراف افكار عمومي از موارد ديگر و نيز تقويت موضع سياسي رژيم صهيونيستي در برخي از پرونده‌ها همچون فشار به سوريه براي انجام گفتگوهاي سازش باشد. به نظر مي‌رسد اين مانورها در حد طبيعي است و هنوز به مرحله‌اي كه بتوان آن را جدي قلمداد كرد نرسيده است. همانطور كه نتانياهو گفت اين يك جنجال تبليغاتي است و جنگي در كار نيست. رژيم صهيونيستي در طول اين سال‌ها حاضر به قبول شكست خود نبوده و همواره به دنبال جبران اين شكست است. امروز با توجه به مشكلات و مسائل پيش روي رژيم صهيونيستي همچون شهرك‌سازي، طرح دو دولت، سياست‌هاي آمريكا در قبال اين رژيم و كاهش حمايت‌هاي كوركورانه آمريكا از رژيم صهيونيستي جبران شكست 2003 با آغاز جنگي جديد دور از انتظار است چراكه در صورت اقدام بايد پيروزي تضمين شده‌اي براي اين رژيم حاصل شود. شرايط منطقه‌اي، بين‌المللي، داخلي و نظامي نشانگر عدم توان رژيم صهيونيستي براي جنگ است كه اگر عاقل باشند جنگي در كار نخواهد بود.
اظهارات مسئولان صهيونيستي چيزي در حد تقويت موضع خود در برابر مطالباتي است كه از جوانب مختلف همچون آمريكا در برخورد با فلسطيني‌ها و صلح با سوريه از اين رژيم انتظار دارد و از آنجايي كه بهترين دفاع حمله است اين اظهارات را مي‌توان در اين چارچوب تفسير كرد. مي‌توان نتيجه گرفت كه اين نوع اظهارات براي كاهش خسارت و به حداقل رساندن امتيازدهي احتمالي به آمريكا و اعراب است و نه براي حمله به لبنان يا ايران.

منبع : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8805220476

آقا بابک دیدی در بخش کاربران ارسال کردم :?

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این است جهاد در راه خدا و نمود بارز و ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیلهی صفا کانهم بنیانا مرصوص.....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قال الله تعالی : وما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی
و آنگاه که تير می انداختی تو تير نمی انداختی خدا بود که می انداخت. (آیه 17 سوره انفال)

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر

جالب بود

ولی بازهم این اسراییلی ها نگذاشتند حقایق تصویری به طور کامل در زمان جنگ منتشر بشه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ایول به حزب ا...

دست مریزاد

این است ارتش تا دندان مسلح اسرائیل :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
باسلام
ممنون از نجف. فقط یه پیشنهادی داشتم خدمتتون.اونم اینکه : میتونیم این تاپیک یا شاید یه تاپیک جدید رو ایجاد کنیم و داخلش عکسها،فیلمها و مقاله هایی که مربوط به شکست و خسارات و تلفات اسراییلیها میشه رو داخلش قرار بدیم. نظرتون چیه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]لوح فشرده رمز عبور4و3و2و1 را که در آینده منتشر میشود راتهیه کنید و عکس های شهید عماد مغنیه را ببینید و کلی مطالب جالب بخوانید.

البته در این لینک هم قرار دادن
http://www.iran-newspaper.com/#[/quote]

آقا رضا سلام. اين كه يه لينك عمومي داداش. هر روز كه بري عكس همون روز رو ميذاره. ميتوني دقيقا بگي كدوم شماره هست يا لينك كاملش رو بذاري؟

در ضمن فكر كنم پيشنهاد قرار دادن عكس هاي مرتبط با اين موضوع در اين تاپيك خيلي پيشنهاد خوبي باشه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بسم رب شهدا

به به کیف کردم دستشون درد نکنه .

حزب الله این بلارو سرشون اورده بچه های خودمون چه کولاکی کنن!!! :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      مقدمه : 
      به بهانه حمله مجدد اسراییل به سوریه  ( دی 1399 خورشیدی ) که گفته میشود نزدیک به 40 نفر تلفات را در پی داشته ، بصورت گذار ، روند عملکرد IDF به سال 2020 در سوریه مورد بررسی قرار می گیرد  ، جایی که ماهیت عملکرد طرفهای درگیر از ابتدای شروع مخاصمات در سوریه ، همواره به نوعی با شوک و بُهت ، همراه بوده است . 
       
      ایران و رژیم عبری ، نبرد برای کسب برتری نظامی :
      در طول نزدیک به 9 سال از آغاز جنگ داخلی بین المللی در سوریه ، نیروی هوایی ارتش اسراییل(IAF) بیشتر از 300 حمله هوایی را بر علیه اهداف ادعایی متعلق به سپاه پاسداران و شبکه نیروهای شبه نظامی وابسته به آن ( موسوم به شبه نظامیان فراملی شیعه / شبکه تهدید ایرانی ITN) در سوریه انجام داده است . با این حال برخی تحلیلگران جنگ داخلی سوریه  براین اعتقادند که حملات هوایی مستمر اسراییل با یک هدف اصلی ، یعنی جلوگیری از تثبیت حضور ایران در سوریه  و جلوگیری از ایجاد یک مسیر امن به منظور انتقال تسلیحات پیشرفته به حزب ا... و سایر نیروهایی که امنیت رژیم عبری را مورد تهدید قرار میدهد ، صورت می گیرد .
       

       
      پل لجستیکی ایران به سوریه و گذرگاه ابوکمال
      برخی ناظران براین باورند که  این مسیر به یک نقطه تعادل در منطقه برای ایران تبدیل شده است 
       
      با توجه به این مساله و براساس اطلاعات موجود ، از ابتدای سال 2020 تا ماه مه همین سال ،نیروی هوایی عبری 14 عملیات هوایی را در سوریه انجام داده  که در جریان این حملات ، چیزی در حدود 23 موقعیت مختلف در سراسر خاک سوریه به غیر از شمال شرقی این کشور را مورد هدف قرار گرفته است . از میان 14 حمله فوق ، 5 حمله در یک بازه زمانی دو هفته ای میان 20 آوریل تا 4 ماه مه رخ داده  که این امر نشاندهنده افزایش فعالیت شبکه تهدیدات ایران بوده است .
       
      هر قدر هم شرایط تغییر کند ، عکس العمل به آن  مشابه  خواهد بود ...
       
      بررسی روند حملات هوایی اسراییل به استان های قنیطره ،سویدا ، درعا و دمشق ، بخوبی  این تحلیل را در اختیار کارشناسان نظامی قرار میدهد که شاخه عملیات خارجی سپاه پاسداران ( سپاه قدس /  IRGC-QF) علیرغم اطلاعات طرف روسی ، همچنان در نزدیکی مرزهای شمالی اسراییلی با شدت هرچه تمام تری ، به فعالیت خود ادامه می دهند و اسراییل نیز با کاهش یا افزایش این تحرکات ، حملات هوایی خود را تنظیم می کند .
       
         
       
      به اعتقاد منابع اطلاعاتی غربی ، گستره وسیعی از نیروهای شبه نظامی ، استخوان بندی قدرت ایران در سوریه را تشکیل میدهد 
       
       
      در واقع ، سراسر بخش جنوبی سوریه در طول 9 سال گذشته ، به منطقه اصلی عملیات هوایی ارتش اسراییل تبدیل شده ، چرا که مبداء قریب به اکثر محموله های تسلیحاتی سپاه که به قصد تحویل به حزب ا... درلبنان یا حماس در غزه ارسال می شود ، از اطراف دمشق صورت می گیرد . این درحالی است که اگر چه بلندی های جولان همچنان در اشغال IDF قرار دارد ، اما تل آویو در طول این 9 سال ، نگرانی خود را از اینکه در کنار جولان ، محور جنوبی سوریه تبدیل به یک سکوی پرش دوم برای ایران جهت هرگونه عملیات غافلگیرانه شود ، پنهان نکرده است .
       

       
      نگرانی اسراییل از گسترش سریع نظامی ایران در سوریه  آنچنان عمیق است که فرودگاه بین المللی دمشق  (DAI) جایی که هواگردهای ترابری سنگین نیروی هوا- فضای سپاه ، خطوط هوایی غیرنظامی وابسته به این نیرو و گاهی هواگردهای نیروی هوایی ایران ، موشک ، سلاح ، مهمات و اقلام نظامی را به یگانهای مستقر در سوریه  تحویل می دهند نیز از حملات مستمر IAF در امان نمانده است . اما در حالی که  فرودگاه دمشق به یک هدف روتین برای نیروی هوایی رژیم عبری تبدیل شده ، حمله هوایی 13 فوریه 2020 به برجسته ترین و درواقع نقطه اوج این بمباران ها  تبدیل گردید ، چرا که  پس از چند سال تردید ، IAF یکی از قرارگاه های سپاه پاسداران ( بنا بر ادعای نویسنده . م )  را در ساختمانی سه طبقه در نزدیکی بخش ورودی فرودگاه را مورد حمله قرار داد که به دلیل اهمیت آن ، زیر پوشش گسترده رسانه ها قرار گرفت .
       
       
      ابوکمال ، نقطه جدید فشار اسراییل علیه ایران :
      حدود مرزی میان سوریه و عراق پس بازپسگیری شهر ابوکمال توسط سپاه پاسداران از عناصر داعش در اواخر سال 2017 به نقطه جدیدی برای حملات نیروی هوایی اسراییل تبدیل گردید . این شهر بدلیل موقعیت ژئواستراتژیک ، یک نقطه پراهمیت  در پل لجستیکی ایران است که تا لبنان ادامه پیدا می کند وگفته می شود که تمامی تسلیحات ایرانی ارسال شده به مقصد جنوب لبنان یا غزه ، می بایست از این گذرگاه عبور نماید . در سال 2019 ، ایران پس از مدتها بررسی شرایط منطقه ، یک ابر انبار زیرزمینی با شناسه پادگان امام علی (ع)  را برای ذخیره محموله هایی که بصورت مستمر وارد سوریه می شد ، تاسیس نمود ، در حالی که همزمان با این تحرکات ، واحدهای بسیج مردمی سوری به همراه یک نیروی 60 نفری از شبه نظامیان عراقی متمایل به ایران ، مسئولیت حفاظت از این مجموعه و تمامی محور مرزی میان  سوریه و عراق را برعهده گرفته بودند . گسترش ماموریتهای محوله به این نیروها ، بعدها موجب شد تا عناصری از کتائب حزب ا.. ، سازمان بدر ، النجباء ، عصائب اهل الحق و گردان های امام علی (ع) در قالب بسیج مردمی ، نیز وارد عمل شده و نقش بسیار مهمی را در حفظ منطقه بسود ایران بازی کنند . سایر شبه نظامیان تحت حمایت ایران نیز شامل تیپ 313 (سوری ) ، لواء فاطمیون ( هزاره های شیعه افغانستانی ) ، لواءزینبیون ( شیعیان زیدی پاکستانی ) نیز حضور بسیار فعالی را از خود به ثبت رسانده اند  . بدین ترتیب سازمان های اطلاعاتی عبری تخمین می زنند که شبکه شبه نظامیان ایران شامل 6200 نیروی رزمنده است که در حوزه جغرافیایی دره رودخانه فرات مستقر و ان را  تحت کنترل کامل دارند .
       

       
      موقعیت پادگان امام علی (ع) بنا بر ادعای منابع اطلاعاتی عبری 
      آیا این موقعیت ، یک نقطه محوری برای ایران محسوب میشود یا اینکه تنها یک سیبل ثابت فریب دهنده  برای جذب حملات IAF و منحرف نمودن اذهان تحلیلگران اطلاعاتی اسراییل است!!!!
       
      بطور طبیعی ، این منطقه ، شامل گذرگاه ابوکمال ، به کانون تمرکز برنامه ریزان نیروی هوایی عبری درآمده و در سال 2020 ، در سه بازه زمانی متفاوت ( ژانویه ، مارس و مه )  مواضع سپاه پاسداران را در شرق سوریه مورد هدف قرار دادند . در ژانویه 2020 ( بطور دقیق حدود یک سال پیش . م )  جنگنده های عبری یک کاروان ناشناس را در حومه ابوکمال بمباران کردند که در نتیجه این حمله ، 8 شبه نظامی عراقی کشته (شهید) شدند ، در حالی که به ادعای تل آویو ، این کاروان موشکهای خاصی را می بایست به حزب ا... تحویل می داد . در همان زمان نیز،یک انبار دپوی سلاح در منطقه فوق بشدت بمباران گردید . در 11 مارس 2020 ، زیرساختهای بسیج مردمی سوریه در حومه ابوکمال مجدداً مورد حمله قرار گرفت که به شکل خاص ، پادگان امام علی(ع) هدف از قبل برنامه ریزی شده ای بود که در مجموع سه حمله به این منطقه ، چیزی در حدود 48 شبه نظامی عراقی و ایرانی کشته (شهید ) شدند .
      در واقع ، ستاد مشترک ارتش عبری ، به این نتیجه رسیده بود  که حفظ فشار بر گذرگاه  لجستیکی ابوکمال برای محدود کردن آزادی مانور واحدهای ایرانی در سوریه بسیار ضروری است و برای نمایش اراده معطوف به هدف ( کاهش مانور عناصر ایرانی در این منطقه )  نیروی هوایی فارغ از بُعد مسافت ، موظف است تا  منطقه را تحت پوشش خود قرار دهد . به همین دلیل در بازه زمانی سال 2020 ، حداقل 5 بار مواضع ایران در منطقه فوق مورد هدف قرار گرفت .
       
         
       
      شیوه کاربرد مهمات اسپایس محصول رافائل 
      رافائل مدعی است که این مهمات جدید قابلیت شلیک در شرایط همه گونه آب و هوایی ( روز / شب ، آب و هوای نامطلوب ) را با استفاده از دو جستجوگر CCD / IIR و همچنین الگوریتم های پیشرفته  تطبیق منظر ، را در اختیار کاربران خواهد گذاشت . به گفته مقامات این شرکت ،  جستجوگر Spice در نزدیکترین فاصله ممکن ، هدف را شناسایی و آن را به شکل کاملا هوشمند با دیتای موجود در حافظه خود ، مطابقت داده  و به همین دلیل ، خطای احتمالی ناشی از اخلال در GPS را تا حد ممکن ، کاهش دهد .
       
       
      سپاه قدس ، انتقال زیرساختها به زیرزمین :
      برخی ناظران نظامی براین اعتقادند که  حملات فزاینده IAF به زیرساختهای سپاه پاسداران موجب شده تا فرماندهان این نیرو بسرعت تسهیلات و تاسیسات حیاتی خود را برای محاظت در برابر حملات هوایی به زیرزمین منتقل کنند  . بدین معنی که پادگان امام علی (ع) در حالی بعنوان یک هدف ثابت تقویت شده برای نیروی هوایی عبری ،  به بزرگترین مرکز دپویی سپاه در سوریه تبدیل شده که بسرعت مراکز پیشرفته تری در سراسر خاک سوریه  در حال ایجاد است .
      آنچه که ارزیابی های خسارت منطقه نبرد (BDA)  از بمباران های آوریل 2020 نشان میدهد ، نیروی هوایی عبری ، چیزی در حدود 9 مرکز ذخیره سازی را در شمال منطقه پالمیرا بمباران نموده  که به احتمال بسیار زیاد مقصد نهایی جنگ افزارهای ارسال شده  زمینی از طریق ابوکمال یا پایگاه هوایی تیاس بوده است .
       
       

       
      در حدود یکهفته بعد ، در بیست و هفتم آوریل 2020 ، اسراییل تاسیسات مشابهی را در پایگاه هوایی مِزِه در دمشق مورد هدف قرار داد که تحلیل ها حاکی از آن بود ورودی این تاسیسات آسیب دیده ولی اینکه بخش زیرزمینی آن نیز آسیب دیده یا خیر ، مشخص نگردید. پایگاه هوایی مِزِه تحت کنترل کامل دپارتمان اطلاعات نیروی هوایی ارتش سوریه است که مهمترین شریک نیروی قدس سپاه در عملیات بر ضد شورشیان مسلح و اسراییل بشمار می رود .
      ناظران نظامی بر این اعتقادند که  درصورت ادامه ساخت دپوهای زیرزمینی توسط ایران ، نیروی هوایی اسراییل بتدریج بسوی مهمات سنگرشکن سنگین خواهد رفت . از انجا که برد این نوع پرتابه ها ، نسبت به  موشکهای کروز کمتر است ، جنگنده های نیروی هوایی اسراییل بالاجبار می بایست به هدفهای خود نزدیکتر شوند و همین امر ،  آنها را در برابر سامانه های دفاع هوایی سوری قرار خواهد داد.
       
         
       
      مهمات نفوذ کننده  جی بی یو-39 
       
      بعنوان مثال ، براساس شیوه استاندارد نیروی هوایی عبری ، موشکهای کروز دلیله از فاصله 250 کیلومتری قابل شلیک است و درمقایسه ، مهمات GBU-39  علیرغم قطر کمتر ، بدلیل حمل یک سرجنگی بزرگتر (4 برابر)، در شرایط ایده آل ، می تواند از فاصله 64 کیلومتری رها شود . از سویی دیگر ، مهمات نفوذ کننده BLU-109 با کلاهکی به وزن 874 کیلوگرم ، نیازمند رها سازی از بردی نزدیکتر را دارد ، ضمن اینکه حمل این مهمات ، سطح مقطع راداری جنگنده حامل را افزایش خواهد داد و ضمن کاهش قدرت مانور و برد پروازی ، شبکه دفاع هوایی سوریه را برای رهگیری آن در موقعیت بهتری قرار می دهد .
       

       
      جنگنده F-16I  مسلح به مهمات دوهزار پاوندی  BLU-109 سنگرشکن ، سلاح اصلی نیروی هوایی عبری برای اجرای حملات علیه تاسیسات زیر زمینی 
       
       
      اما برخلاف تصور ایده آل سطور بالا ، حملات غیر قابل باور نیروی هوایی عبری بر علیه اهدافی در نزدیکی حمص و شعیرات و درست در محدوده برد سامانه اس-300 سوری ، باردیگر ، برتری هوایی ارتش عبری را در آسمان سوریه ، به رُخ دوطرف کشاند . با این وصف ، در حالی که  عوامل توپولوژیک و تاکتیکی در آنالیز عملکرد شبکه دفاع هوایی سوریه دخیل هستند ، اکنون مشخص شده که روسها اگر چه سیستم اس-300 را به سوریها ، هدیه داده اند ، اما کاربرد آن را بر علیه جتهای عبری ممنوع نموده اند .
       

       
       
      بعنوان مثال ، در 31 مارس 2020 ، نیروی هوایی عبری ، فرودگاه نظامی شعیرات را مورد حمله قرار داد که در جریان آن ، بخشی از باند پرواز تخریب ، سامانه های کنترل ترافیک هوایی پایگاه منهدم و یک انبار که ستاد ارتش اسراییل مدعی استفاده از آن بعنوان انبار سلاح توسط نیروهای ایرانی بود ، منهدم شد ، هر چند سوریها بلافاصله باند فرودگاه را ترمیم و با جایگزینی سیستم های ترافیک هوایی ، ظرف دو هفته رفت و آمد هوایی در شعیرات از سرگرفته شد .
       

       
      اما این پایان کار نبود ، در یکم ماه مه ، حمله دیگری از سوی اسراییل ، این بار در نزدیکی حُمص موجبات تخریب یک مجموعه دپویی نظامی ( به ادعای IDF) را فراهم آورد که در پی آن یک زنجیره انفجارات صورت پذیرفت و محوطه بطور کامل نابود شد .
       
         
       
       
      مسلح سازی و تجهیز حزب ا... ، همچنان ادامه دارد :
       

       
       
      سه روز بعد از حمله به حُمص ، در چهارم ماه مه 2020 ، نیروی هوایی عبری به یک مرکز تولید موشک در الصفیره ( منطقه ای در جنوب حلب) حمله بردند  که براساس ادعای مقامات اطلاعاتی IDF ، یکی از سه مورد تاسیساتی است که متعلق به مرکز مطالعات علمی و تحقیقاتی سوریه بوده و احتمال می رود که مرکز توسعه تسلیحات WMD ارتش سوریه باشد . این مرکز از دهه ها پیش ، به شکل سنتی ، تولید موشکهای اسکاد و عوامل شیمیایی را برای ارتش سوریه ، برعهده داشته  و مقامات تل آویو اکنون معتقدند که این مرکز بطور کامل تحت هدایت ایران ، مسئولیت تولید انبوه  مهمات هدایت دقیق برای حزب ا... و سایر گروه های نظامی قرار دارد .
       

       
      بر همین اساس ، گفته می شود که در سال 2016 ، ایران در پاسخ به حملات مستمر نیروی هوایی عبری به سوریه ، یک طرح بسیار گسترده را برای انتقال فناوری مهمات هدایت دقیق به حزب ا... آغاز نمود ، بدین معنی که به جای قبول ریسک تحویل موشکهای آماده به حزب ا... ، خط تولید کیت های بروزرسانی به منظور بهینه سازی موشکهای سازمانی این گروه نظامی را در سوریه ایجاد نمود . در نتیجه ، با هدایت و کنترل عملیاتی ایران ، مهندسان حزب ا.. شیوه تولید تسلیحات پیشرفته را دریافت می کردند . این گروه با استفاده از این فناوری ها ، بیشتر از 150 هزار تیر موشک قدیمی خود را در قالب یک برنامه از قبل تعیین شده ، به مهمات هدایت دقیق تبدیل کرده ومی کنند . خطر این برنامه برای تل آویو چنان بود که در سال 2019 ، ارتش اسراییل ، اطلاعات مربوط به 4 سایت تولید موشک را منتشر کرده و معتقد بودند که برنامه ایران در حال رسیدن به نتیجه نهایی است .
       

       
      بخش اطلاعاتی ارتش اسراییل در آن زمان معتقد بود که تمامی فعالیتهای مربوط به برنامه گسترده  ایران برای توسعه نفوذ خود در  سوریه ، بویژه ساخت تاسیسات نظامی زیرزمینی ، تحت هدایت ژنرال سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی ) است و به احتمال زیاد ، ترور وی در فرودگاه بغداد ، با هدف ایجاد اخلال در این  برنامه صورت گرفته است .
      با این وصف ، حملات هوایی اسراییل پس از این دوره زمانی ، شاهدی بر ادامه دار بودن  برنامه موشکی ایران در سوریه است . اگر این تحلیل واقعیت داشته باشد ، ارتش اسراییل ، روزهای سختی در آینده پیش روی خود خواهد داشت ، اگر چه احتمالاً گزینه های قابل تاملی را نیز برای پاسخ ، در اختیار خواهد گرفت . 
       
      پی نوشت : 
      استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
    • توسط jarmenkill
      دوستان چیزی راجع به این ناو میدونن؟
      عکس:
      http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M618363.jpg
    • توسط LostSky
      منفک شده از تاپیک جامع نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران 
      1399/10/23 خورشیدی
       
      =================
       
       
       
      پروژه ناو بندر کار بسیار داره و در آینده نزدیک نباید انتظار رونمایی داشته باشیم.
       
      این پروژه تغییر اساسی و تبدیل یک ابر تانکر نفتکش به یک ناوبندر نظامی با قابلیت ها و امکانات فراوان هست.
      یک نفتکش دارای مخازن بسیار بزرگ ذخیره نفت هست که باید به کلی تغییر کنه و دارای بخش های متعدد نگهداری و انبار داری و اسکان و غیره خواهد شد.
      از طرفی کار بخش اضافه کردن روسازه جدید جهت آشیانه های بالگرد و بخش های وابسته که همین الان هم بخشیش مشخصه اجرا شده.
      بخش تسلیحات و رادارها و دیگر سامانه های مخابراتی و غیره هم زمان بسیار بالایی خواهد گرفت.
      با وجود سرعت بسیار پایین ساخت فریگیت های کلاس موج و همچنین اعلام زمانهای به آب اندازی و عملیاتی کردن این شناورها که بارها به عقب افتاده بسیار بعید هست که این شناور عظیم به این زودی ها حتی جهت تست به آب انداخته بشه ، مگر اینکه نیرو به شدت روی این پروژه تمدکز هزینه و انرژی بزاره تا زودتر به نتیجه برسه.
      البته با روند مشاهده شده به نظر میاد که اینگونه باشه و فرماندهان نیرو خواهان الحاق سریع یک شناور بزرگ و دوربرد جهت پشتیبانی همه جانبه ناوگروه های اعزامی به مناطق دوردست هستند و روند فعلاً با سرعت خوبی دارد پیش میرود.
    • توسط MR9
      بسم الله الرحمن الرحیم 
       

       
      در۱۲ اردیبهشت سال ۸۰ ، رهبر معظم انقلاب که به استان گیلان سفر کرده بودند، دیداری  با جوانان گیلانی داشتند . در آن جلسه دختر خانمی، نوشته‌ای را خواند و از احساساتش نسبت به جوانان حزب الله لبنان و فلسطین گفت و اینکه الگوی ما آنها هستند! رهبر انقلاب هم در صحبت‌های خود اشاره‌ای به این خانم کردند و به او گفتند آن جوان لبنانی و فلسطینی الگوی خودش را جوانان ایرانی می‌داند! و بعد خاطراتی را از لحظه شهادت حسین املاکی تعریف کردند که برای همه ما جالب و شنیدنی بود:
      «شهید املاکی شما؛ جانشین لشکر گیلان، که توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغل دستش ماسک نداشت، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این! البته هر دو شهید شدند. هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد، اما این قهرمانی ماند اینها که از بین نمی‌روند. زنده‌اند، هم پیش خدا زنده‌اند، هم دردل ما زنده‌اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده‌اند.»     با این مقدمه ، خدمت دوستان عرض می کنم که قصد دارم تا در این تاپیک ، شهدای 2920 روز دفاع مقدس را خدمت دوستان معرفی نمایم . شاید ، همین شهداء عزیز که امنیت امروز ما ، مدیون جانفشانی های آنان است ، سر پل صراط ، دست ما را هم بگیرند . البته همه دوستان می توانند در پربار شدن این تاپیک بنده را همراهی کنند ، فقط چند مساله بسیار مهم : - خواهشمندم از بحث های غیر مرتبط خودداری فرمایید . - معرفی شهدای عزیز ، چه از ارتش جمهوری اسلامی ایران ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، کمیته های انقلاب اسلامی ، شهربانی و ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران ، شهدای عزیز اقلیت های مذهبی و.... با ذکر مشخصات ( محل شهادت ) و در صورت امکان ذکر خاطره ای ، صورت گیرد . - البته چون بنده ارادت ویژه ای نسبت به شهدای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران  و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارم ، از دوستانی که می توانند در این زمینه کمک کنند ، متشکر خواهم شد .                                                                                                                                                 متشکرم از همکاری همه دوستان عزیز
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.