امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

[quote]دوستان چرا ایران موشک هایی که تلاویو رو راحت بزنن به حزب الله نمیده ؟ راستی من یادمه تو جنگ 33 روزه فکر کنم یه f16 رو اوردن پایین درسته؟ کسی خبر داره بگه[/quote]

چنین موشکهایی رو حزب الله در اختیار داره قبلاً هم در اختیار داشت اما در جنگ 33 روزه استفاده نکردند و فقط تهدید کردن در صورتیکه بیروت رو بزنن تل آویو رو هم خواهند زد.

در مورد F16 هم بعید میدونم چنین اتفاقی افتاده باشه حداقل من که اخبار رو به طور کامل رصد کردم چنین چیزی ندیدم. تنها خبر موثق غرق کردن ناو ساعر بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دفاع هوایی لبنان به موشک های دوش پرتاب ( اصلا دارن؟؟ ) محدود میشه یا چیزای دیگه هم دارن؟؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با سلام
تنها مرداي با غيرتي كه تو جهان عرب وجود داره همين سيد حسن نصرالله و بشار اسد هستند كه اسمشون هم برازندشونه.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حزب الله هم ضد هوایی دارد و هم موشک های دوش پرتاب و هم به احتمال فروان سام 6 !
این هم آمار تلفات اسراییل در جنگ سی و سه روزه :

[quote]روز اول (۱۳۸۵‎/۴‎/۲۱)
ـ به اسارت گرفتن دو نظامى در عمليات «وعد الصادق» (شروع عمليات ۹:05 صبح)‎/
اقدامات اسرائيل
ـ انجام ۵۵ مورد حمله هوايى (۵۱ مورد به جنوب، ۳ مورد به بيروت و يك مورد به بقاع)، ۴۰ مورد به مناطق مسكونى، ۱۳ مورد مواصلاتى، يك مورد نظامى و يك مورد خدماتى.
ـ به شهادت رساندن ۳ نفر و زخمى كردن ۶ نفر ديگر.
روز دوم (۸۵‎/۴‎/۲۲)
ـ انتقال دو اسير نظامى اسرائيل به محل امن.
ـ اعلام مواضع حزب الله توسط سيدحسن نصرالله و اين كه اسارت دو سرباز اسرائيلى صرفاً براى آزادى اسراى لبنانى در بند اسرائيل انجام شده است.
ـ جلوگيرى از پيشروى نيروى زمينى اسرائيل.
ـ انهدام يك تانك و خودرو زرهى صهيونيست ها.
ـ گلوله باران و موشك باران شهرك هاى يهودى نشين و پايگاه هاى نظامى اسرائيل در مناطق شمال.
روز سوم (۸۵‎/۴‎/۲۳)
ـ موشك باران شهرهاى شمالى سرزمين هاى اشغالى فلسطين شامل شهرك هاى صهيونيست نشين صفد و الجليل (نهاريا)‎/


ـ كشتن ۴ غيرنظامى صهيونيست و زخمى كردن ۱۵ غيرنظامى.
روز چهارم (۸۵‎/۴‎/۲۴)
ـ هدف قراردادن يك فروند ناوچه (ساعر ـ ۵) نيروى دريايى اسرائيل با دو فروند موشك و متعاقباً عقب نشينى ناوچه هاى جنگى اسرائيل از سواحل لبنان.
ـ هدف قراردادن يك پايگاه نظامى صهيونيست ها در شمال فلسطين.
ـ شليك دوازده فروند موشك كاتيوشا به منطقه طبريه.
ـ تحميل ۸ كشته و ۲۵ زخمى به اسرائيل.
روزهاى پنجم و ششم (۲۵ و ۸۵‎/۴‎/۲۶)
ـ موشك باران شهرهاى شمالى اسرائيل شامل طبريه، عكا، حيفا، نهاريا، صفد، شفى تيسون، الجليل، شافى صيحون، العفوله و ناصره.
ـ تهديد به زدن كارخانه پتروشيمى اسرائيل در صورت ادامه حملات اسرائيل.
ـ دستور بسيج عمومى از سوى جنبش امل و اعلام همبستگى با حزب الله.
ـ تحميل ۹ كشته و ۹۷ زخمى به اسرائيل.
روز هفتم (۸۵‎/۴‎/۲۷)
ـ ساقط كردن دو بالن جاسوسى اسرائيل در بقاع غربى.
ـ مقابله با هواپيماهاى اسرائيلى در منطقه الفياضيه و الجمهور از طريق پدافند هوايى.
ـ سد كردن نفوذ زمينى اسرائيلى ها به شهرك هاى الغجير، شبعا، خلت ورده و عيتا الشعب.
ـ گلوله باران شديد شهرهاى ناصره، العفوله، عكا، حيفا، نهاريا، صفد و كرمئيل.
ـ استفاده از موشك هاى ضدهوايى براى اولين بار.
ـ افزايش برد موشك هاى حزب الله در نوزده منطقه جديد در شمال فلسطين اشغالى.
ـ زير موشك قراردادن دوميليون نفر از صهيونيست ها در مناطق شمالى و ميانى.
ـ به تعطيلى كشاندن بندر حيفا و نيز خطوط راه آهن شمال.
ـ كشتن يك نظامى و زخمى كردن ۱۴ غيرنظامى اسرائيلى.
روز هشتم (۸۵‎/۴‎/۲۸)
ـ انفجار يك دستگاه خودرو در شرق شهر تل آويو.
ـ هدف قراردادن تأسيسات حساس در حيفا.
ـ دستگيرى تعدادى از جاسوسان اسرائيل.
ـ شليك ۱۴۰ موشك.
ـ تشكيل يگان زنان شهادت طلب براى حمايت از مقاومت در فلسطين و لبنان.
ـ منهدم كردن دو تانك مركاوا در منطقه جبال بسط نزديك عيترون.
ـ كشتن ۹ نفر و زخمى كردن ۲۰ صهيونيست ديگر.
اقدامات اسرائيل


ـ ادعاى هدف قراردادن موشك دوربرد ساخت ايران.
ـ فراخوان نيروهاى احتياط پياده نظام به خدمت.
ـ بمباران پادگان «جمهور» ارتش لبنان در ده كيلومترى شرق بيروت طى چهار مرحله.
ـ حمله هوايى به يك كليسا در نزديكى «زحله» و زخمى شدن پنج نفر.
ـ حملات هوايى به شهرها و روستاهاى جنوب و شرق لبنان در چند مرحله.
ـ هدف قراردادن خودروهاى امداد و حامل دارو و سوخت در لبنان.
ـ خروج ارتش اسرائيل از شهر بيت حانون، واقع در شمال نوار غزه.
ـ تخريب ۲۵۰ پل و جاده در لبنان.
ـ بازداشت ۱۵۰ تن از نيروهاى امنيتى فلسطين در نابلس.
ـ تحميل ۳۸ شهيد و ۳۷ زخمى به لبنان.
روز نهم (۸۵‎/۴‎/۲۹)
ـ از سرگيرى دور جديد حملات موشكى به شهرهاى شمالى اسرائيل از جمله شهر حيفا كه سومين شهر استراتژيك اسرائيل است.
ـ حمله موشكى حزب الله به يك پايگاه هوايى در عمق پنجاه كيلومترى خاك اسرائيل.
ـ عقب نشاندن ارتش اسرائيل در منطقه مارون الرأس و انهدام دو دستگاه تانك آنها.
ـ دستگيرى يك گروه ۲۲ نفره به جرم جاسوسى و ارسال مختصات مقرهاى حزب الله به اسرائيل.
ـ سقوط يك فروند جنگنده اف ـ ۱۶ اسرائيل.
ـ كشتن ۸ نظامى و ۳ غيرنظامى و زخمى كردن 14 صهيونيست.
روز دهم (۸۵‎/۴‎/۳۰)

ـ ساقط كردن دو فروند بالگرد نظامى اسرائيل بر فراز آسمان جنوب لبنان.
ـ دستگيرى چند جاسوس اسرائيل در لبنان.
ـ شليك تعدادى موشك به طبريا، صفد، جليل عليا، جليل سفلى و كريات شمونه.
ـ كشتن ۱۲ نظامى و زخمى كردن ۳۷ نفر.
روز يازدهم (۸۵‎/۴‎/۳۱)
ـ شليك ۱۶۰ فروند موشك به سمت شهرهاى صهيونيست نشين فلسطين اشغالى.
ـ جلوگيرى از نفوذ ارتش اسرائيل توسط نيروهاى مقاومت در منطقه مارون الرأس و انهدام سه تانك.
ـ عقب راندن ارتش اسرائيل از منطقه مروحين.
ـ كشتن ۶ صهيونيست و زخمى كردن ۱۴ نظامى و ۴۸ غيرنظامى اسرائيلى.
روز دوازدهم (۸۵‎/۵‎/۱)
- ممانعت از انتقال اجساد به جاى مانده سربازان اسرائيلى، به رغم انجام دادن ۲۸ عمليات.
- متوارى كردن نيمى از صهيونيست هاى منطقه شمال فلسطين اشغالى با حملات موشكى.
- شليك ۱۶۰ موشك حزب الله به شهرك ها، مراكز نظامى و صنعتى و ايستگاه اصلى قطار حيفا.
- انجام عمليات زمينى به پايگاه نوريت در نزديكى مرز لبنان.
- مورد هدف قرار دادن شهر كرمئيل و مناطق الجليل، الاعى و عكا.
- پرتاب سه موشك به مناطق الجليل و الاعلى و شش موشك به منطقه عكا.
- انهدام سه دستگاه تانك مركاوا متعلق به ارتش اسرائيل در روستاى مارون الرأس.


- كشتن شش كماندوى صهيونيست و زخمى كردن ۷۰ تن از آنها.
اقدامات اسرائيل
- ادعاى حمله هوايى به ۱۵۰ هدف در ۲۴ ساعت گذشته.
- بمباران شهر الخيام در جنوب لبنان توسط جنگنده هاى هوايى با بمب هاى هوشمند يك تنى.
روز سيزدهم (۸۵‎/۵‎/۲)
- حمله نيروهاى مقاومت اسلامى از سه محور عليه اسرائيل در مارون الرأس.
- ساقط كردن دو بالگرد آپاچى متعلق به اسرائيل.
- انهدام پنج دستگاه تانك ارتش اسرائيل.
- شليك بيش از صد فروند موشك به حيفا و ساير شهرهاى شمالى فلسطين اشغالى.
- زخمى كردن فرمانده تيپ ۷ ارتش صهيونيستى در مارون الرأس.
- كم اهميت دانستن تسلط اسرائيل بر مارون الرأس از سوى سيد حسن نصرالله: رسانه هاى اسرائيلى درباره مارون الرأس طورى سخن مى گويند كه گويى استالينگراد است.
- كشتن ۷ نظامى و زخمى كردن ۲۸ صهيونيست ديگر.
روز چهاردهم (۱۳۸۵‎/۵‎/۳)
- حملات موشكى به شهرهاى حيفا، صفد، كرمئيل، كريات شمونه، نهاريا، جليل عليا، روش بينا، حتسور، على دبين، الخيام، المرجعين، شيحين و على باتوليه.
- درگيرى شديد بين نيروهاى حزب الله و ارتش صهيونيستى در محور مارون الرأس و بنت الجبيل.
- كشتن ۴ صهيونيست و زخمى كردن ۵۳ تن ديگر.
روز پانزدهم (۸۵‎/۵‎/۴)
- شليك ۱۲۵ موشك به چهارده شهر شمالى اسرائيل.
- انهدام ۲ تانك و دو خودرو نظامى درمنطقه مارون الرأس.
-درگيرى و مقابله شديد نيروهاى حزب الله با ارتش صهيونيستى در منطقه مارون الرأس.
روز شانزدهم (۱۳۸۵‎/۵‎/۵)
- موشكباران انبار پتروشيمى در كريات شمونه و الجليل.
- سرنگون كردن هواپيماى جاسوسى اسرائيل كه قادر به حمل موشك هوا به زمين بود.
- دستگيرى چهل نفر در بيروت و حومه جنوبى به اتهام جاسوسى براى دشمن.
- عقب راندن نظاميان اسرائيل با ده دستگاه زره پوش از تپه مسعود در نزديكى ورودى جنوبى بنت الجبيل به فاصله سه كيلومترى به سمت روستاى مارون الرأس.
- حملات موشكى به شهرهاى صفد،نهاريا، طبريا، حيفا، كريات شمونه، عيكا، كريات و.‎/‎/
- شليك نودموشك و شليك موشك «خيبر» به شهرك صهيونيست نشين عقوله در ده كيلومترى جنوب بندر حيفا و پنجاه كيلومترى مرز لبنان با فلسطين اشغالى. اين موشك قادر به حمل صد كيلو مواد منفجره است.
- اعلام اهداف «مابعد حيفا» از سوى نصرالله در آخرين پيام خود.
- به هلاكت رساندن ۱۳ صهيونيست و زخمى كردن ۲۲ تن ديگر از آنان.
روز هفدهم (۱۳۸۵‎/۵‎/۶)
- شليك صد فروند موشك به شهرك هاى صهيونيست نشين (نهاريا، كريات شمونه، كابرى، شولومى، يعرا، غشر هزيف، حيفا و ‎/‎/‎/) و مراكز نظامى و صنعتى در شمال فلسطين اشغالى.
-عقب راندن نظاميان اسرائيل از بنت الجبيل و مارون الرأس.
- موشك باران پايگاه اطلاعات نظامى ارتش صهيونيستى در دالتون.
- كشتن ۱۲ صهيونيست و زخمى كردن ۲۰ نظامى.
روز هجدهم (۱۳۸۵‎/۵‎/۷)


- شليك ۱۴۰ فروند موشك به شهرك هاى صهيونيست نشين و مراكز نظامى در شمال فلسطين اشغالى.
- مقابله با حمله ارتش صهيونيستى درمنطقه العديسه و شكست آنها و اسارت چند نظامى صهيونيست.
- انهدام يك دستگاه تانك مركاوا و يك دستگاه نفربر زرهى ارتش صهيونيستى.
- شهرك هاى مورد اصابت موشك هاى حزب الله: العباسيه، كفريوفال، معيان، كريات شمونه، باروخ سنير، كفرجلعا، للطه، مرگليوت، عكا، المطله، صفد، روش بينا و حيفا.
- كشتن ۴ صهيونيست و زخمى كردن ۱۹نظامى.
روز نوزدهم (۸۵‎/۵‎/۸)
- انهدام دومين ناوچه اسرائيل از نوع ساعر.
- مقاومت و عقب راندن نظاميان صهيونيست از چند نقطه و وارد آوردن صدمات و تلفاتى به آنها.
- انهدام پنج دستگاه تانك مركاوا و دو بولدوزر در منطقه العديسه، كفركلا و محور عيتا- العشب و الفوزح - راميا.
- فرار ساكنان شهر حيفا از بيم حملات موشكى حزب الله.
- كشتن ۷ صهيونيست و زخمى كردن ۲۲ تن ديگر.
روز بيستم (۱۳۸۵‎/۵‎/۹)
- انهدام يك دستگاه تانك و يك دستگاه بولدوزر اسرائيل در نزديكى منطقه عيتا الشعب.
- عقب راندن نظاميان صهيونيست از منطقه الطيبه در جنوب لبنان و نيز از محور كفركلا - العديسه.
- محاصره نيروهاى كماندو صهيونيستى در شرق بعلبك (اطراف بيمارستان دارالحكمه متعلق به حزب الله)‎/
- كشتن ۷ نظامى صهيونيست و زخمى كردن ۴۰ تن ديگر از آنان.
روزهاى بيست و يكم و بيست و دوم (۱۰ و ۱۳۸۵‎/۵‎/۱۱)
- درگيرى گسترده در مناطق جنوب لبنان.
- مورد هدف قرار دادن يك پايگاه نظامى در عمق خاك اسرائيل.
- انهدام شش تانك مركاواى اسرائيل و يك دستگاه بولدوزر.
- شكست نيروهاى اشغالگر در منطقه الصبح الجليل و عقب راندن آنان.
- نفوذ حزب الله لبنان به شبكه ارتباطى ارتش رژيم اشغالگر و سامانه تلفنى آن.
- محاصره كامل واحد كماندويى اسرائيل كه با بالگرد به منطقه بعلبك وارد شده بود. شايان ذكر است اين واحد كماندويى با پوشش هوايى شديد جنگنده ها و بالگردهاى آپاچى اسرائيل موفق به فرار شد.
- شليك ۳۰۰ موشك به ۱۵ شهرك صهيونيستى از جمله شهرك هاى تسوريل، صفد، گورين ايلون، معالوت، كفرسراديم و.‎/‎/ در منطقه شمال فلسطين اشغالى.
- پرتاب يك فروند موشك خيبر ۱ در نزديكى بيت شان واقع در ۷۰ كيلومترى مرز لبنان (دورتر از حيفا و عفوله)‎/
- به هلاكت رساندن ۲۱ صهيونيستى و زخمى كردن ۷۲ نظامى.
روز بيست و سوم (۱۳۸۵‎/۵‎/۱۲)
- انهدام هشت دستگاه تانك مركاوا و دو دستگاه بولدوزر.
- شليك دويست موشك به شهرهاى مختلف.
- درگيرى شديد با ارتش صهيونيستى در چندين محور و عقب نشينى دشمن كه تلفات زيادى داشت.


- اصابت ۱۴۰ فروند موشك به شهرك هاى صهيونيستى شمال فلسطين اشغالى.
- شليك چندين موشك خيبر ۱ به شهر الخضيره در عمق ۷۵ كيلومترى خاك فلسطين اشغالى.
- كشتن ۲ غيرنظامى و زخمى كردن ۱۹ نظامى و ۱۲۳ غيرنظامى.
روزهاى بيست و چهارم و بيست و پنجم (۱۳ و ۱۳۸۵‎/۵‎/۱۴)
- خنثى كردن عمليات هلى برد نظاميان اسرائيل در منطقه صور.
- جلوگيرى از پيشروى نيروهاى صهيونيستى در منطقه عيتاالشعب.
- شليك ۲۰۰ فروند موشك به شهرها و شهرك هاى صهيونيست نشين در شمال فلسطين اشغالى.
- حمله موشكى به مركز فرماندهى لشكر الجليل اسرائيل.
- كشتن ۴۵ نظامى صهيونيست و زخمى كردن 8 نظامى.
روز بيست و ششم (۱۳۸۵‎/۵‎/۱۵)
- شليك ۱۶۰ فروند موشك به شهرها و شهرك هاى صهيونيست نشين فلسطين اشغالى.
- اصابت موشك هاى حزب الله به پايگاه نظامى لشكر شمالى، واقع در منطقه كفر گلعادى.
- عقب نشاندن صهيونيست ها از محورهاى العديسه، عتياالشعب، رأس البياضه، مشروع الطيبه و الحبيب.
- انهدام هفت دستگاه تانك و دو دستگاه بولدوزر ارتش اسرائيل.
- كشتن ۱۳ غيرنظامى و زخمى كردن ۳ نظامى و 39 غيرنظامى.
روزهاى بيست و هفتم و بيست و هشتم (۱۶ و ۱۳۸۵‎/۵‎/۱۷)
- شليك ۲۸۰ فروند موشك به شهرها و شهرك هاى صهيونيست نشين شمال فلسطين اشغالى.
- درگيرى زمينى در محورهاى حولا، رب الثلاثين و العديسه كه به عقب نشينى صهيونيست ها منجر شد.
- جلوگيرى از پيشروى نظاميان صهيونيستى در مناطق ميسل جبيل، عيتانا، اللبونه و بنت الجبيل.
- حمله به يكى از پايگاه هاى نظامى ارتش اسرائيل در نزديكى رأس الناقوره.
- انهدام ۱۱ دستگاه تانك و سه دستگاه بولدوزر و به غنيمت گرفتن مقاديرى تجهيزات نظامى.
- كشتن ۲۵ صهيونيست و زخمى كردن ۱۱ نظامى.
روزهاى بيست و نهم و سى ام (۱۸ و ۱۳۸۵‎/۵‎/۱۹)
- شليك ۶۳۰ فروند موشك به شهرها و شهرك هاى صهيونيست نشين و پايگاه هاى نظامى.


- دفع حملات زمينى ارتش صهيونيستى در محورهاى مرجعيون، عيتاالشعب، العديسه، ناقوره و تحميل شكست سخت بر آنها كه به عقب تشينى منجر شد.
- انهدام يك دستگاه قايق توپدار پيشرفته ارتش صهيونيستى (به نام سوپرديفورا)‎/
- به هلاكت رساندن ۲۷ نظامى و ۳۱ غيرنظامى و زخمى كردن ۷۸ نظامى.
روزهاى سى و يكم و سى و دوم (۲۰ و ۱۳۸۵‎/۵‎/۲۱)
- انهدام ۳۷ دستگاه تانك مركاوا و دو دستگاه بولدوزر و چندين دستگاه ادوات.
- مقابله با پيشروى ارتش صهيونيستى در محورهاى الطيبه - القنطره - عشيت القصير به سوى وادى الحجير.
- شليك ده ها فروند موشك به شهرها و شهرك هاى صهيونيست نشين در شمال فلسطين اشغالى.
- انهدام يك فروند بالگرد ارتش صهيونيستى.
- به هلاكت رساندن ۱۰ نظامى و ۴ غيرنظامى و زخمى كردن ۶۶ نظامى.
روز سى و سوم (۱۳۸۵‎/۵‎/۲۲)
- انهدام ۱۴ دستگاه تانك مركاوا، پنج دستگاه بولدوزر و يك فروند هواپيماى جاسوسى ارتش صهيونيستى.
- مقابله با حمله ارتش صهيونيستى در چندين محور كه در تمام محورها دشمن با تحمل تلفات و خسارات سنگين، مجبور به عقب نشينى شد.
- شليك ۲۵۰ فروند موشك به شهرها و شهرك هاى صهيونيست نشين در شمال فلسطين اشغالى.
- به هلاكت رساندن ۲۵ صهيونيست و زخمى كردن حدود ۱۱۰ نفر.
منبع: ویژه نامه روزنامه ایران چهارشنبه 1386/12/15

www.sajed.ir/new/lebanon/33-days-war/6233.html[/quote]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دمت گرم عجب گزارش کاملی
در مورد موضع گیری رئیس جمهور .بنظرم بهتره که موضع گیری نکنه چون معمولا موضع گیری های اتشین ولی بی حساب می کنه.همچین موضع می گیره فکر می کنی قراره فردا اسرائیل نابود شه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آمار خیلی جالبی بود بخصوص تعداد تانکها قابل توجه .....پس حافظم خوب کار میکنه نگفتم f16 رو پایین اوردن :cry:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/normal_grad_%2812%29.jpg[/img]

این عکس رو من چند سال پیش از یکی از سایت های مقاومت گرفتم و چند سال پیش هم تو سایت گذاشتم که موضوع اش استتار بود کلنل جان گذاشته بود
این هم موشک میثاق 2 هست

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دمشون گرم حدايي
عين نقل و نبات موشك شليك كردن.با وجود اون همه ژوشش هوايي دشمن
ميگم تو ايم روزهاي اخر امار شكار مركاوا بيشتر شد.دليلش چي ميتونه باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]دمشون گرم حدايي
عين نقل و نبات موشك شليك كردن.با وجود اون همه ژوشش هوايي دشمن
ميگم تو ايم روزهاي اخر امار شكار مركاوا بيشتر شد.دليلش چي ميتونه باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟[/quote]

دلیلش این بود که نیروهای زرهی اسرائیل تا مناطقی در 10-20 کیلومتری لبنان وارد شدند !! حجم تانک های و نیروهای زمینی در روزهای آخر جنگ چندبرابر دیگر روزهای جنگ بود!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حرفهاي اقا اون روز خيلي حساس بود توي نماز جمعه. اولين بار در طي 33 سال هست كه اينچنين اعلام موضع رسمي شد. البته اگه ايشون نميگفت مطمين باشيد هيچ مسيولي يا هيچ كس ديگه اي جرات يا اجازه افشاي اين مطلب رو نداشت.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]Neutral
[/quote]
برادر اینگونه پستها اسپم محسوب میشن و حتما باهات برخورد میشه/برای افزایش تعداد پست ها از این کارا نکن/اینجا یه فروم تخصصیه نه سرگرمی و ...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من دلم واسه اون یک دونه چریکی می سوزه که اسیر شده
اسرائیلی ها هر بلایی سرش میارند که تا هر اطلاعاتی داره بده
بد نیست برای سلامتی و آزادیش دعا کنیم :oops:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تشكر :rose: :rose: :rose:

حيف نيست نبردي به اين سرنوشت سازي فقط ازش همين مقدار اطلاعات داشته باشيم

كاش از رو نقشه اي چيزي بيشتر درباره موقعيت جغرافيايي اون منطقه توضيح مي دادي

با عذر معذرت مي خوام تو تاپيك شما دخالت كنم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[center][size=5][color=#006400]بسم الله الرحمن الرّحیم[/color][/size]

[img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10176/ameer-al-mayadeen_medlebanon_com5B15D.jpg[/img][/center]

[center]مستند بسیار زیبای [color=#000080]( أمير الميادين – خالد بزي / The Prince of the Battlefields – Khaled Bazzi )[/color] را برای دانلود قرار دادم که مربوط به یکی‌ از مهمترین شهدای جنگ ۳۳ روزه است .[/center]

[center]===========================================[/center]

[center]اما ابتدا زندگی‌ نامه‌ای مختصر از شهید خالد بزی :[/center]

[center][b][size=3][color=#0000ff]سردار رشید سپاه اسلام٬شهید حاج خالد احمد بزی ( حاج قاسم)[/color][/size][/b][/center]


[center][b]هویت :[/b][/center]
[center][b]نام : خالد احمد بزي ( حاج قاسم )[/b][/center]
[center][b]محل تولد و تاريخ تولد: بنت جبيل ۱۵/۳/۱۹۶۶[/b][/center]
[center][b]وضعيت تاهل : متاهل ۳ فرزند[/b][/center]
[center][b]محل شهادت : بنت جبيل ۲۸/۷/۲۰۰۶[/b][/center]



[center][b]از اون شیر مردهایی که تا قبل از شهادتش هیچ نام و نشونی ازشون نبود و حتی براش مهم هم نبود كه اسمي ازش بمونه. به همین خاطر اطلاعات زیادی ازش بدست نیامد فقط می دونیم که اهل بنت جبیل و متولد سال 1969(1348). اسمش خالد بزی و عنوان جهادیش هم (قاسم). گفتنی است طائفه بزی از طوائف سر شناس بنت جبیل است که شهد ای زیادی را تقدیم مقاومت اسلامی کرده و در مبارزه و مسیر جهادی حزب ا... در جنوب لبنان نقش برجسته ای داشته و دارد.[/b][/center]
[center][b]پدر قاسم می گوید که: او در 21 سالگی به صفوف مقاومت ملحق شد و در چند عملیات شاخص حزب ا... شامل "عملیات اول بر عشیت" در سال 1986،" حولا" و "مرکبا" و "العباد" در سالهای 92،94،96،97 و 98 شرکت داشت.[/b][/center]


[center][b]مهمتر از همه اینها در عملیاتهای اعدام" اسحاق مردخای" یکی از فرماندهان ارتش اسرائیل و "عقل هاشم" معاون مزدورنیروهای آنطوان لحد در جاده مرکبا- حولا هم نقش داشت. "ایلی عمیتای" هم یکی دیگر از فرماندهان ارتش اسرائیل بودکه قبل از تجاوز نیسان 1996 اردیبهشت 1375 (جنگ 16 روزه) در نزدیک پایگاه "العباد" به سزای اعمالش رسید. طوری که "آلون بن دیوید" تحلیلگر تلویزیون رژیم صهیونیستی مجبور شد اعتراف کند:" ما با دشمنی قفط شجاع طرف نیستیم بلکه با دشمنی مواجهیم که از سطح برنامه ریزی و طراحی فوق العاده ای برای انجام عملیات برخوردار است."[/b][/center]
[center][b]وقتی صلاح غندور(ملاک) شیر مرد استشهادی مقاومت اسلامی، راهی عملیات شهادت طلبانه بر ضد مقر 17 نیروهای لحدی و عناصر اطلاعاتی واحد 504 اسرائیل می شد، حاج قاسم فرمانده اتاق جنگ محور بنت جبیل و اطراف آن بود و تا شهادتش هم این مسئولیت را داشت.رفیق صمیمی صلاح بود .البته باید گفت که صلاح هم اون موقع مسئول اطلاعات و عملیات محور بود.[/b][/center]

[center]حاج خالد عملیاتهایی را برای به اسارت گرفتن افرادی از دشمن طراحی و فرماندهی کرده بود که به دلایل مختلف توفیقی در انها حاصل نشد. یکی از این عملیاتها هم عملیات "الغجر"است که به تاریخ 21/11/2005 انجام شد و تا چند ساعت بعد از عملیات، رفقای خالد فکر می کردند که او شهید شده است.[/center]

[center][b]هشام بزی پدر او می گوید: روز عملیات به اسارت گرفتن دو سرباز ارتش اسرائیل، حاج قاسم و دو تن از رفقای فرمانده اش به نامهای ابو طعام و محمد قانصو(ساجد) هم توی این عملیات شرکت داشتند.[/b][/center]
[center]
[b]یکی از رفقای خالد در مقاومت می گوید: وقتی در جنگ سی و سه روزه نبرد در مربع مارون الرأس- بنت جبیل- عیترون- عبناتا شدت گرفت، قاسم فرمانده اتاق جنگ بود و به خاطر تأکید بسیارش در عدم استفاده از دستگاههی بیسیم، یافتنش سخت بود. روز شهادتش هم 29 جولای یعنی روز هفدهم جنگ (نهم مرداد) بود." سید ابو طعام" از دوستان فرمانده اش و "کفاح شراره" از رزمندگان مقاومت هم همراهش بودند که در یکی از منازل بنت جبیل مورد اصابت موشک هواپیما قرار گرفته و همگی به شهادت رسیدند و پیکرشان چهار روز پس از اتمام جنگ، از زیر آوار منازل بیرون کشیده و تشیع شد و آخر در کنار رفقای شهیدش سمیر مطوط، ابراهیم ملکی و محمد عطوی و بسام حمزه که دلش خیلی برای آنان تنگ شده بود، در گلزار شهدای بنت جبیل دفن شد.[/b][/center]

[center]================================================================[/center]

[center]کیفیت : HD 720p[/center]

[center]زمان : 48:15[/center]

[center]لینک‌های دانلود :[/center]

[center][url="http://medlebanon.com/uploads/videos/mokawama/ameer-al-mayadeen.flv"]با فرمت FLV و حجم ۴۵۱ مگا بایت[/url][/center]

[center][url="http://medlebanon.com/uploads/videos/mokawama/ameer-al-mayadeen.wmv"]با فرمت WMV و حجم ۹۰۰ مگا بایت[/url][/center]

[center]مشاهده آنلاین در [color=#b22222]یوتیوب[/color] :[/center]

[center][quote][url="http://youtu.be/OSYfGEX67x0"]http://youtu.be/OSYfGEX67x0[/url][/quote][/center]
  • Upvote 5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط Phantom3
      موشکDelilah یک موشک الکترو اپتیکال می باشد که در اسرائیل و توسط صنایع نظامی این رژیم (IMI) به منظور هدف قرار دادن اهداف متحرک و غیر متحرک ساخته شده است.موشک Delilah نام سری موشک های گوناگون اسرائیل می باشد که توسط IMI ساخته شده اند.این موشک در اصل به عنوان یک تله هوایی ساخته شده بود، اما در دهه 1990 نوع تهاجمی و ضربتی از این موشک عرضه شد که توسط F-16 ها و F-4E های آپگرید شده ، که نقش جنگنده های هجومی را ایفا می کردند ، استفاده می شد.نوع ضد رادار این موشک از نوع هواپرتاب می باشد. این گونه از نیمه دهه 60 میلادی وارد خدمت شد. وظیفه این نمونه یافتن سایت های راداری در هنگامی بود که این رادار ها در حال کار بودند و با این کار آنها را یافته و نابود می کرد.

      Delilah-1
      این گونه از نوع هواپرتاب می باشد و در رده موشک های کروز قرار می گیرد . این موشک دارای یک موتور توربو جت بود و این موتور توربوجت به آن این امکان را می داد تا با درنگ کردن درست به خوبی هدف قرار دادن اهداف متحرک ، اهداف با استتار بسیار خوب را نیز مورد هدف قرار دهد.که این ویژگی این موشک را به یک موشک ایده آل برای نابودی سایت های سام تبدیل کرده است.این موشک دارای بردی برابر 150 کیلومتر است و توانایی نابود اهداف ، چه دریایی و چه زمینی را دارد.هدایت خودکار به کار رفته درآن به خوبی سیستم های هدایتی INS/GPS می باشد که به موشک امکان انجام ماموریت های خود اتکا را می دهد.این موشک توانایی تطبیق با سرهای جنگی گوناگون را دارد و نیز می تواند توسط بسیاری از هواگرد ها حمل شود.این موشک توانایی شلیک از هواگردها ، بالگردها یا لانچر های زمینی را دارد. اندازه جمع و جور این موشک به آن این امکان را می دهد که توسط بالگردهای سیکورسکی UH-60A و SH-60B حمل شود.این موشک سر جنگی کوچک ولی موثر حمل می کند که به آن امکان هدف قرار دادن و نابودی اهداف با کمترین خطر را می دهد.این موشک نخستین بار توسط اسرائیل در جولای و آگوست 2006 ، یعنی درجنگ با لبنان، استفاده شد.این موشک در این جنگ توسط F-16D پرتاب می شد.



       
       
       
      Delilah-2
      این موشک با سرمایه گزاری چین درحال توسعه و ساخت توسط اسرائیل می باشد .این موشک از موتور Bet Shemesh Sorek 4 استفاده می کند که تراستی معادل 800 پوند ایجاد می کند. این ویژگی به موشک این امکان را می دهد که برد بیشتر و سر جنگی بزرگتری داشته باشد.




      Delilah-GL
      این موشک یک موشک زمین پرتاب می باشد که در اصل نوع تغییر یافته موشک کروز Delilah است و بردی معادل 250 کیلومتر دارد که ممکن است برد واقعی آن نباشد ، یعنی امکان دارد این موشک بردی بیش از 300 کیلومتر داشته باشد .
      این موشک با سر انفجاری متعارف 30 کیلوگرمی مسلح می شود اما توانایی حمل انواع دیگری را نیز دارد. این موشک توسط GPS هدایت می شود و توانایی گشت در منطقه جنگی را قبل از تایید هدف دارد.

      مترجم :Phantom3
      استفاده از این مطلب تنها با ذکر نام مترجم و لینک به سایت Military.ir مجاز می باشد.
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
    • توسط bell214
      مرواریدی در ژرفا
      مصاحبه با خانواده شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا»
      قهرمان شکاری (F-14)
      مقدمه:
      مدتها بود كه به صورت جسته و گريخته در محافل گوناگون كه از جنگ و نيروي هوايي صحبتي به ميان مي‌آمد و يادي از شهدا و همچنين شهيد سرهنگ خلبان «محمدهاشم آل‌آقا» مي‌شد، همرزمان و دوستانش در شجاعت، دلاوري، صداقت و خاكي بودن وي اتفاق نظر داشتند. ما نيز پيرو وظيفه‌مان مترصد فرصتي بوديم كه خدمت خانواده معظم شهيد رسيده و نسبت به احوالات وي معرفت بيشتري حاصل كنيم. اشاره كتاب «تامكت‌هاي ايران در جنگ تحميلي» به اين شهيد بزرگوار كه در شماره پيشين از نظرتان گذشت، بهترين بهانه براي اين منظور بود كه به لطف خداوند با دريافت اذن شرفيابي از خانواده شهيد مقصودمان حاصل شد.

      باز هم مثل هميشه خود را در آن‌قدر مرتبه‌اي نمي‌بينم كه رمز و راز شهداي ميهن را بنگارم و به تصوير بكشم، با اين حال براي رسالتي كه بر دوشم سنگيني مي‌كند بهانه خوبي دارم.

      سايلي را گفت آن پير كهن چند از مردان حق‌گويي سخن

      گفت خوش آيد زبان را بر دوام تا بگويد ذكر ايشان را مدام

      گر نيم زايشان از ايشان گفته‌ام خوشدلم كاين قصه از جان گفته‌ام

      محمدهاشم در 27 آبان سال 1324 در خاندان بزرگ «آل‌آقا» كه از خانواده‌هاي سرشناس شهر كرمانشاه مي‌باشد پا به عرصه وجود گذاشت. دوران تحصيل خود در مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در شهر كرمانشاه گذراند. با اعلام مخالفت مادرش با وجود عشقي كه به پرواز داشت از اين كار منصرف شد اما علاقه وافر وي به ارتش كه همانا عشق خدمت به وطن بود باعث شد كه نهايتا به جمع نيروهاي مسلح بپيوندد. به دنبال آن وي پس از شركت در آزمون ورودي، موفق به راهيابي به دانشكده افسري نيروي زميني ارتش شده و با توجه به عطش دروني‌اش در ميل به بال گشودن همزمان در جهت جلب رضايت مادر گام بر مي‌دارد. پس از فارغ‌التحصيلي از دانشگاه افسري اصرار وي كارگر افتاده و مادر به خلبان شدن فرزند راضي مي‌شود. هاشم كه گويي در ابتداي راه قرار دارد با نيروي مضاعفي بلافاصله اقدام كرده و با شركت در آزمون دانشكده خلباني از اين امتحان نيز سربلند بيرون آمده و با رسيدن به آرزوي ديرينه خود به جرگه دانشجويان خلباني نيروي هوايي ارتش مي‌پيوندد. با اتمام كلاسهاي زميني و آموزش مقدماتي پرواز، طبق روال آن روز نيروي هوايي براي تكميل دانش پرواز خود راهي ايالات متحده مي‌شود. با اتمام دوره، مفتخر به دريافت وينگ خلباني شده و راه بازگشت به وطن را در پيش مي‌گيرد. سروان خلبان هاشم آل‌آقا مقارن با سال 1350 به كشور بازگشته و با امريه ستاد فرماندهي نيروي هوايي به عنوان كمك خلبان جنگنده F-4، فانتوم، به پايگاه هفتم شكاري شيراز منتقل مي‌شود. در ادامه در سال 1351 برابر امريه ديگري براي ادامه انجام وظيفه به پايگاه يكم شكاري تهران فرستاده مي‌شود. هاشم در همين سال با دختري در همان محله سكونت پدر و مادرش در شهر كرمانشاه آشنا شده و اين آشنايي به ازدواج اين دو ختم مي‌شود.

      آنها زندگي مشتركشان را در تهران آغاز كرده و پس از حدود 4 سال، در سال 1356 آماده سفري طولاني مي‌شوند. سروان خلبان آل‌آقا براساس صلاحديد فرماندهان وقت به همراه تني چند از خلبانان فانتوم، با خانواده‌هايشان براي آموزش هدايت پرنده پيچيده، انقلابي و جديد نيروي هوايي ارتش، گرومن F-14 تامكت عازم پايگاه نيروي دريايي ايالات متحده در ايالت ويرجينيا مي‌شوند. براي خلبانان باتجربه فانتوم همچون هاشم آل‌آقا پرواز با گربه گرومن و كاربري تسليحاتش كار آنچنان سختي نبود. زيرا در درجه اول F-4 و F-14 هر دو اصلا براي نيروي دريايي ايالات متحده طراحي و ساخته شده و بديهي است كه از يك استاندارد يكسان براي طراحي و ساخت آنها استفاده شده است و در درجه دوم از سه موشك هوا به هواي مورد استفاده تامكت‌هاي ايران، فانتوم قابليت شليك دو موشك آن (AIM-7 اسپارو و AIM-9 سايدوايندر) را دارد. با توجه به اينكه آل‌آقا و همرزمانش در جنگنده فانتوم در چگونگي استفاده از اين دو موشك تجربه كافي و وافي داشتند، فقط مي‌بايست اسلحه اصلي تامكت، موشك اسطوره‌اي هيوز AIM-54 فينيكس و رادار آن هيوز AWG-9 را به‌طور كامل بشناسند. اگر عوامل مذكور را به اضافه هوش و جسارت ايراني كنيم مي‌شود حدس زد كه تمام نفرات اعزامي به راحتي بتوانند دوره خلباني F-14 را با موفقيت و سربلندي طي كنند. پس از پايان دوره در مدت حدود 18 ماه، خلبانان جديد جنگنده جديد در آبان 57 به سرزمين اجدادي خود باز مي‌گردند. با توجه به اينكه كانون فعاليت F-14 در ايران پايگاه هشتم شكاري مي‌باشد، هاشم به همراه خانواده خود از تهران به اصفهان نقل مكان مي‌كند. سكونت آنها در اصفهان مصادف مي‌شود با اوج‌گيري تظاهرات مردمي عليه حكومت پهلوي كه در نهايت به پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 منجر شد. وقوع انقلاب در كشورمان سنگ محك بسيار جالبي براي تعيين عيار ارق ملي و حس وطن‌پرستي كاركنان نيروهاي مسلح بود و چه زيبا كه آل‌آقا و همرزمان ميهن‌پرستش در اين آزمون كوچكترين ناخالصي از خود نشان ندادند.

      سروان خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه در زمان پيروزي انقلاب از افسران ارشد نيرو محسوب مي‌شد و مدتها بود كه به عنوان استاد خلبان، آموزش خلبانان را به عهده گرفته بود پس از پيروزي انقلاب امر آموزش را با جديت بيشتري پيگير شد. آري او نيز مي‌دانست آموزش صحيح و كامل مهمترين رمز پيروزي بر دشمنان ملت است.

      با شروع جنگ تحميلي فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در عين حال از آموزش جوانان غافل نشد تا اينكه به علت رشادت، جديت و جسارت در امور محوله در سال 1362 از طرف فرماندهي وقت نيرو به سمت جانشين فرماندهي عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران منصوب مي‌شود.

      رسيدن به پست معاونت عمليات نيرو بهانه خوبي بود تا هاشم در كنار سرهنگ خلبان «عباس بابايي» خود را هرچه بيشتر درگير جنگ كرده و تواناييهاي خود را در اين عرصه، عرضه دارد. بابايي و آل‌آقا همواره پيش از انجام هر عملياتي ابتدا خود مبادرت به شناسايي و ارزيابي هدف از لحاظ موضع پدافندي، سمت حمله و غيره كرده تا عمليات اصلي با خطر كمتر و ديد بازتري صورت گيرد. نكته جالب توجه در اين مطلب اين است كه آنها هرگز گرفتار جو پست و مقام نشده و فقط به اين مساله كه در كجا مي‌توانند منشا اثر باشند توجه داشتند «آري ما چنين جان بركفاني داشتيم».

      هاشم آل‌آقا در درجه اول همانطور كه ذكر شد از فرماندهان ارشد نيرو بود و در درجه دوم مشغله‌هاي فراواني به عنوان طراح عمليات داشت و اين دو مورد كافي بود تا نتواند پروازهاي عملياتي انجام دهد، با اين حال فعالانه در پروازهاي گشتي و اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري شركت مي‌كرد و اين‌چنين بود تا به خواست خدا خليج نيلگون و هميشه فارس ايران، مشهد شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا باشد.

      تقويم‌ها روز 20 مرداد 1363 را نشان مي‌داد و آسمان آبي خليج فارس يكي از گرمترين روزهاي خود را سپري مي‌كرد. هاشم آل‌آقا و كمك خلبانش در يك تامكت طي ماموريتي مشغول اسكورت نفتكش‌ها و كشتيهاي تجاري كشورمان بود. در همين اثنا ناگهان مورد حمله چند فروند جنگنده ميراژ F1 عراقي قرار مي‌گيرد. درگيري آغاز و پس از مدتي جنگ و گريز تامكت‌ها آل‌آقا مورد اصابت موشك شليك شده از طرف جنگنده عراقي قرار گرفته و به درون آب سقوط مي‌كند. شاهدان عيني حادثه كه دورادور ناظر درگيري آنها بودند خطر شليك شدن موشك سوپر 530F-1 به سمت تامكت را به آل‌آقا گوشزد مي‌كنند اما آل‌آقا در جواب آنها مي‌گويد هيچ نشانه‌اي دال بر حمله موشك به سمتشان در سامانه‌هاي هشداردهنده مشاهده نمي‌كند. اين مطلب گوياي آن است كه عراقي‌ها با استفاده از اطلاعات فني كه امريكايي‌ها در اختيار آنها قرار داده بودند در استفاده از نقاط ضعف F-14 كاملا موفق عمل كرده‌اند.

      همسر هاشم كه از چند روز پيش براي ديدن اقوام به كرمانشاه رفته بود در روز بازگشت به تهران كه مصادف مي‌شود با روز شهادت هاشم با شكسته شدن ديوار صوتي شهر كرمانشاه توسط جنگنده‌هاي عراقي مواجه مي‌شود. با مشاهده اين اتفاق گويي به وي الهام مي‌شود كه براي هاشم اتفاقي افتاده اما با ذكر و ياد خدا آرامش يافته و به خود تلقين مي‌كند كه انشاءا... اتفاقي نيفتاده. پس از رسيدن به تهران هرچه منتظر مي‌ماند از تلفن هاشم خبري نمي‌شود. صبرش لبريز شده و با پايگاه هشتم تماس مي‌گيرد. ديسپچ پايگاه با توجه به اينكه تامكت آل‌آقا بازنگشته و هيچ خبر دقيقي دال بر شهادت يا زنده بودنش در دست نيست با جوابهاي سربالا به همسر وي مي‌گويد: «همين الان دوباره براي ماموريتي ديگر به پرواز درآمد. به محض بازگشت مي‌گوييم با شما تماس بگيرد.» با شنيدن اين جوابها و طولاني شدن انتظار، همسر شهيد از وقوع سانحه براي هاشم يقين حاصل مي‌كند. با سقوط تامكت آل‌آقا با توجه به اينكه از اسارت به دست عراقي‌ها و يا شهادتش اطلاعي در دست نبود به اضافه اينكه وي به عنوان جانشين عمليات نيرو در جريان تمام عملياتهاي آتي و استراتژي جاري نيروي هوايي بود به همين علت بلافاصله تمامي طرحهاي نيرو دستخوش تغييراتي اساسي شد. اين قضيه گذشت و نيروي هوايي با اعلام مفقودالاثر شدن هاشم بر ابهامات و سوالات سقوط وي افزود.

      همسر هاشم كه همچنان منتظر بازگشت وي به خانه بود چندين سال پس از مفقودالاثر شدن همسرش در يكي از شبهاي قدر خالصانه دست به دامن ائمه اطهار شده و از آنها مي‌خواهد وجود يا عدم وجود هاشم را براي وي معلوم كنند. توسل وي جواب داده و همان شب خواب شهيد بزرگوار را مي‌بيند. هاشم كه در سبزه‌زارمانندي با لباس خلباني به ديدن همسرش آمده بود در جواب سوال وي كه پرسيد: «هاشم، مي‌خواهم بدانم كه تو هستي يا نيستي؟» مي‌گويد: «من نيستم.» پس از مدت كوتاهي گفتگو، شهيد اظهار مي‌دارد «من سردم است و بايد بروم». همسر شهيد صبح فردا خوابي كه ديده بود را با يكي از علما در ميان مي‌گذارد. در جواب مي‌شنود با توجه به اظهار سرما توسط شهيد، پيكر پاك وي در درون آب قرار دارد. همسر هاشم پس از اين واقعه از شهادت همسرش يقين حاصل مي‌كند و جالب آنكه مدت كوتاهي بعد از طريق نامه رسمي نيروي هوايي اعلام شهادت همسرش را دريافت مي‌دارد.

      ناگفته نماند هاشم آل‌آقا تا پيش از آرام گرفتن در قعر آبهاي خليج فارس چندين بار تا مرز شهادت پيش رفت. حدود سه ماه پيش از شهادت، در بهار سال 1363 صبح يك روز همسر شهيد با كمك مادرش بدون نيت قبلي گوسفندي را قرباني كرده و بين مردم تقسيم مي‌كنند. حوالي ظهر شهيد بابايي با منزل آل‌آقا تماس گرفته و جوياي احوال هاشم مي‌شود. با توجه به اينكه هاشم پس از ترك منزل تماس نگرفته بود، همسر شهيد از وضعيت وي اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند. شهيد بابايي از اينكه كسي به همسر هاشم اطلاعات ضد و نقيض نداده، آرام شده و در جواب نگراني وي مي‌گويد كه اتفاقي نيفتاده و هاشم تا ساعاتي ديگر به خانه مي‌رسد. پس از بازگشت شهيد به منزل، هاشم مي‌گويد كه در درگيري با جنگنده‌هاي عراقي، هواپيمايش به شدت صدمه ديده و هيچ اميدي به بازگشت نداشته است. شايد آن قرباني نطلبيده بلاگردانش شده بود!!!

      شهيد سرهنگ خلبان محمدهاشم آل‌آقا كه از باتجربه‌ترين و ارزشمندترين خلبانان تامكت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شد با مورد اصابت قرار گرفتن جنگنده‌اش درون كابين ماند تا پيكر پاكش به قعر آبها سقوط و روح بلندپروازش به اوج آسمانها عروج كند. براي خليج هميشه فارس چه افتخاري از اين بالاتر كه چنين مرواريدهاي نابي را در درون خود جاي داده است. مگر مي‌شود خليجي كه فرزندان اين ديار را در دل خود جاي داده نام مجعول عربي را پذيرا باشد، چه اين شيران خصم خروش براي مقابله با همين اعراب خودفروخته به پا خواستند.

      شهيد محمدهاشم آل‌آقا فردي آرام و صبور بود و نسبت به خانواده خود تعصب خاصي داشت و همسرش عامل اخير را مهمترين علت ازدواجش با وي مي‌داند. هاشم هيچ‌گاه از اسرار شغلي خود با همسرش صحبتي به ميان نمي‌آورد و اين مورد تا بدانجا پيش رفته بود كه همسر وي پس از شهادتش به پست واقعي هاشم در نيروي هوايي پي مي‌برد!

      جا دارد در اين جا خاطره‌اي كه سرهنگ خلبان «مسعود اقدام» در كتاب «انتخابي ديگر»1 بيان كرده را بياوريم. اقدام در اين مطلب كه با عنوان «برخورد با پرندگان سيگال» در كتاب مزبور به چاپ رسيده عنوان مي‌كند كه در اوايل جنگ در پروازي به همراه شهيد بزرگوار «عليرضا ياسيني» به قصد انهدام سه سايت موشكي زمين به دريا كه از پشت پايگاه هوايي شعيبيه كشتيهاي كشورمان را مورد اصابت قرار مي‌داد در يك جنگنده F-4 عازم ماموريت مي‌شود. طبق برنامه براي درامان ماندن از رديابي توسط رادارهاي دشمن قرار بود آنها با عبور از 30 مايلي «خورموسي» و پرواز بر فراز باتلاقهاي «فاو» و «ام‌القصر» خود را در موقعيت مناسب به روي هدف برسانند. با عبور از مرز اقدام به عنوان خلبان كابين عقب تمام حواس خود را معطوف بررسي سامانه‌هاي مختلف هواپيما و تهديدات موشكي دشمن مي‌كند تا در صورت شليك بتوانند به موقع با مانور مناسب آن را منحرف كنند.

      خطري احساس نمي‌شد و جنگنده با سرعت بسيار بالا در ارتفاع پايين بر فراز ني‌زارها به حركت خود ادامه مي‌داد كه ناگهان زمين و زمان در جلو چشمان هر دو خلبان تيره و تار شد. اقدام حدود 20 ثانيه بعد به هوش آمده و مشاهده مي‌كند كه جنگنده در يك صعود 50 درجه‌اي در حال گردش به راست است. بلافاصله فرامين هواپيما را در اختيار گرفته و از طريق راديوي هواپيما سعي در برقراري ارتباط با ياسيني مي‌كند. خلبان كابين جلو هيچ عكس‌العملي از خود نشان نمي‌داد. اقدام در همين زمان به بررسي شرايط پرداخت تا متوجه شود چه اتفاقي افتاده. تكه‌هاي گوشت و پر اطراف كابين نشان از برخورد دسته‌اي از پرندگان دريايي (كه در آن سرعت حكم يك گلوله ضدهوايي را دارد) به جنگنده را داشت.

      هواپيما در كنترل بود اما تمام سامانه‌هاي ناوبري از كار افتاده بود. تعيين مسير درست بازگشت تنها با كمك رادار كنترل زمين ميسر بود كه تماسهاي متعدد اقدام با رادار هيچ نتيجه‌اي دربر نداشت. اقدام براي چندمين بار در راديوي هواپيما گفت:

      ـ از ابابيل به رادار! اگر صداي مرا مي‌شنوي جواب بده!

      ناگهان صداي مبهمي به گوش رسيد. بلافاصله تكرار كرد:

      ـ از ابابيل به رادار!

      ناگهان صداي روشن و واضحي در راديو طنين‌انداز مي‌شود!

      ـ ابابيل، من عقابم، به گوشم!

      اين پيام كه در واقع نويد زندگي براي فانتوم و خلبانانش محسوب مي‌شد، صداي خلبان F-14 حاضر در منطقه، شهيد والامقام سروان خلبان «هاشم آل‌آقا» بود. آل‌آقا در ادامه مي‌گويد:

      ـ مشكلي برايتان پيش آمده؟!

      ـ هواپيمايمان صدمه ديده. نمي‌دانم خلبان كابين جلو بيهوش شده يا به شهادت رسيده.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن! سعي كن كنترل هواپيما را به دست بگيري! دارم به سمت شما حركت مي‌كنم.

      وقتي كه آل‌آقا به بالاي سر فانتوم زخمي رسيد گفت:

      ـ ابابيل! همين‌طور به پرواز ادامه بده. مراقب باش از دستگيره صندلي‌پران استفاده نكني! چون چتر صندلي باز شده و بالاي هواپيما رهاست. هواپيمايتان شبيه «آواكس»2 شده است.

      ـ متشكرم! سعي مي‌كنم هواپيما را هدايت كنم. ولي نمي‌دانم چه بلايي سر ياسيني آمده است.

      ـ خونسردي خودت را حفظ كن و همين‌طور به پرواز ادامه بده! من پشت سرت در حركت هستم، نگران نباش!

      موتورها با آن كه با قدرت صد در صد در حال پيشراندن جنگنده بودند با اين حال فانتوم صدمه ديده سرعتي حدود 180 نات داشت كه براي جنگنده سرعت كمي است. پس از مدتي ياسيني نيز به هوش آمده و با اعلام اين كه مي‌تواند جنگنده را هدايت كند، فرمان را در دست مي‌گيرد. نهايتا هواپيما به سلامت در پايگاه فرود آمده و بدين وسيله هاشم آل‌آقا جنگنده F-4 باارزش و دو خلبان ارزشمندتر را به دامان وطن باز مي‌گرداند.

      همسر قهرمان شهيد از آن زمان كه هاشم ديگر به خانه بازنگشت، نگهداري و پرورش دو يادگار شهيد (بابك و بهزاد) را به تنهايي به عهده گرفت و نشان داد كه از حماسه‌سازان ميدانهاي نبرد حق عليه باطل چيزي كم ندارد. وي كه براي فرزندان خود هم پدر بود و هم مادر با تلاشي خستگي‌ناپذير توانست آنها را به سمت مدارج بالاي علمي رهنمون شود. دكتر «بابك آل‌آقا» فرزند ارشد شهيد با ارايه پايان‌نامه دكتراي خود با عنوان «بررسي تاثير محيط هوا ـ فضا بر فيزيولوژي بدن هوانوردان» در سال 1379 توانست در سطح خاورميانه مقام اول را كسب و به دريافت لوح تقدير از دست رييس‌جمهور وقت جناب آقاي «خاتمي» مفتخر شود. لازم به ذكر است پايان‌نامه وي هم‌اكنون در تعدادي از خطوط هوايي به عنوان مرجع تدريس مي‌شود.



      افتخاري ديگر

      از افتخارات ديگر همسر سرافراز شهيد آل‌آقا اين است كه وي خواهر شهيد نيز مي‌باشد. شهيد سروان خلبان «مصطفي صغيري» كه از خلبانان جنگنده F-4، فانتوم نيروي هوايي بود در ماموريتي در روز 23 مهر 1359 كه از پايگاه سوم شكاري همدان به قصد هدفي در شهر سليمانيه عراق برخاسته بود، مركبش در خاك عراق مورد اصابت قرار گرفته و به فيض عظيم شهادت نايل مي‌آيد. متاسفانه باخبر شديم كه چندي پيش همسر اين دلاورمرد عرصه پيكار دارفاني را وداع گفته. ما نيز به نوبه خود با تسليت به خانواده آل‌آقا براي اين مرحومه علو درجات را از درگاه ايزد منان خواستاريم.

      هم‌اكنون براي بزرگداشت مقام والاي 70 تن از خلبانان شهيد نيروي هوايي ارتش كه پيكر پاكشان هرگز به آغوش وطن بازنگشت، يادماني در بهشت زهرا ساخته شده است.

      در پايان از خانواده معظم شهيد آل‌آقا به خصوص همسر بزرگوارشان كه ما را به گرمي پذيرفتند و با شكيبايي پاسخگوي سوالات ما بودند تشكر و قدرداني مي‌كنيم.


      منبع

      مدیران محترم لطفا منتقل کنن...
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.