copout

مقایسه تطبیقی ماجرای پرل هاربر و اعزام کشتی اسقاطی آمریکا به خلیج فارس

Recommended Posts

حضور رزمناوی که یک سال از عمر آن باقی است و در هنگام اسقاط، دفع زباله‌های هسته‌ای آن بسیار سخت خواهد بود، در منطقه‌ای سوق‌الجیشی همچون خلیج فارس مساله‌ای ساده نیست که به‌راحتی بتوان از کنار آن گذشت.

به گزارش آی‌پرس، اخیرا خبری منتشر شد که بر اساس آن، کهنه‌ترین رزمناو نظامی ایالات متحده تحت عنوان "یواس‌اس انترپرایز" راهی خلیج فارس شده و انگیزه این اعزام نیز مقابله با تهدیدهای ایران عنوان شده است.

بنابراین گزارش، بدیهی است که انتخاب یک رزمناو کهنه و پوسیده که سال آینده میلادی باید اسقاط شود، آن هم برای مقابله با یک قدرت بزرگ منطقه‌ای نمی‌تواند بی‌دلیل باشد. حضور رزمناوی که یک سال از عمر آن باقی است و در هنگام اسقاط، دفع زباله‌های هسته‌ای آن بسیار سخت خواهد بود، در منطقه‌ای سوق‌الجیشی همچون خلیج فارس مساله‌ای ساده نیست که به‌راحتی بتوان از کنار آن گذشت.

شاید بررسی یک واقعه تاریخی که در جنگ دوم جهانی رخ داد بتواند اندکی در تبیین این فقره رهگشا باشد. این واقعه در عین اینکه بسیار معروف است، به‌غایت نیز مبهم است: "حمله جنگنده‌های ژاپنی به بندر پرل هاربر".

* آمریکا چگونه به عرصه جنگ دوم جهانی پای نهاد؟

یقینا و بی‌هیچ تریدی، اگر ایالات متحده به عرصه جنگ دوم جهانی پا نگذاشته بود و جبهه نرماندی در غرب اروپا علیه آلمان نازی بازنگشته بود، نتیجه جنگ دوم جهانی چیزی غیر از آن می‌شد که شد. واقعیت آن است که پیروزی حاصله هم در جنگ بین‌الملل اول و هم در جنگ بین‌الملل دوم، نتیجه مستقیم دخالت ایالات متحده در جنگ بود.

سرآغاز این دخالت نظامی در جنگ دوم جهانی، واقعه مشکوک و مبهم پرل هاربر بود. علی‌الظاهر، جنگنده‌های ژاپنی با حمله به این بندر بیش از سه‌هزار آمریکایی را کشتند و خساراتی سنگین به ایالات متحده وارد ساختند. همین امر باعث شد که آمریکایی‌ها در اثر یک تجاوز نظامی (!) از سوی یکی از دول محور، به نفع متفقین وارد جنگ شوند.

تردیدی نیست که بزرگ‌ترین برنده جنگ دوم جهانی ایالات متحده آمریکا بود چرا که با توجه به تخریب کامل کشورهای اروپایی در این جنگ، ایالات متحده هم در جنگ پیروز شد و هم دولت هژمون نظام سرمایه‌داری! یقینا این ماجرا کم‌شباهت به ماجرای احتمالا مهندسی‌شده یازده سپتامبر هم نیست!

* ابهامات مطرح پیرامون حمله به پرل هاربر

توجیه رسمی عنوان شده برای حمله ژاپن به پرل هاربر، قطع صادرات نفت از سوی ایالات متحده به ژاپن در شرایط جنگی بود. ژاپن قطع صادرات نفت توسط ایالات متحده را در آن شرایط بغرنج، اقدام جنگی تلقی کرد.

هرچند این توجیه در ظاهر توجیه بدی نیست اما دو مطلب آن را شدیدا مبهم می‌سازد: اول اینکه، ژاپنی‌ها با کدام استدلال منطقی، کمبود نفت را به وارد کردن دشمنی قدرتمند به نام ایالات متحده به جنگ پیوند زدند؟ آیا با عقل سالم قابل توجیه است که چون کشوری در تامین انرژی دچار مشکل شده است، بر تعداد دشمنان خود بیفزاید و جنگ را تشدید کند؟

ثانیا، مدتی قبل از حمله به پرل هاربر، نیروهای آمریکایی تمام ناوهای جنگی نوساز خود را از پرل هاربر خارج می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که این کشتی‌ها طعمه حریق بمب‌های ژاپنی شوند. بنابراین، ایالات متحده پیش‌بینی لازم را از این حمله داشته است.

این ابهامات همچنان حول و حوش مساله پرل هاربر موج می‌زند و توجیه دقیقی نیز برای آنان وجود ندارد.

* باز هم یک کشتی کهنه آمریکایی...

خودبخود باید این سوال در ذهن مخاطبان ایجاد شده باشد که آیا شباهتی بین خالی کردن پرل هاربر از کشتی‌های جنگی نوساز و پیشرفته و ارسال یک کشتی بی‌ارزش اسقاطی به خلیج فارس وجود ندارد؟

این سوال هرچند تنها بیانگر یک احتمال است اما به هر حال یک سوال جدی است. سوالی که لابد و لاجرم، باید ذهن تحلیلگران را به خود مشغول دارد. آیا هژمونی سرخورده ایالات متحده، خواهد توانست بهانه ای همانند پرل هاربر پیدا کند؟

آیا قرار نیست بار دیگر این کشتی که بالاخره احتمالا باید جایی در دریاهای آزاد جهان و دور از سواحل آمریکا دفن شود، با یک حمله ساختگی در کرانه‌های خلیج همیشه فارس دفن شده و بهانه‌ای برای چنگ و دندان نشان دادن های مجدد آمریکایی‌ها شود؟

این تنها یک احتمال است اما لزوم هوشیاری بر کسی پوشیده نیست.


http://www.rajanews.com/detail.asp?id=119705
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یعنی امریکا می خواد تو این اوضاع بداقتصادی جهان ،جنگ جهانی سوم رو راه بیاندازه ؟این یه نوع خودکشی نیست؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote] اول اینکه، ژاپنی‌ها با کدام استدلال منطقی، کمبود نفت را به وارد کردن دشمنی قدرتمند به نام ایالات متحده به جنگ پیوند زدند؟ [/quote]

البته اين مورد تو منطق ژاپنيها بوده ها. زاپنيها در دوران كهن بسيار وحشي بودن. يكي از وحشيترين نژادهاي روي زمين هستند. قتل عامهاي كه از چينيها كردند هنوز بي مثاله. توي سايت خودمون هم در موردش مطلب هست. سرچ كنيد پيدا ميكنيد.
اما به هر حال بعيد نيست كه امريكا يا يكي از كشورهاي اروپايي كه خواستار ورود امريكا به جنگ بودند خودزني كرده باشند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مقاله جالبی بود از قضا با مطالعه تاریخ آمریکا می بینید که هر جا این کشور به یک بحران مالی فراگیر برخورده با ورود به جنگ اوضاع را به نفع خودش تغییر داده و عملا با ورود به جنگ صنایع نظامی این غول نظامی جان می گیره و با غارت منابع کشور مورد حمله هم سود زیادی بدست می آورند بعد هم با تامین همه جانبه کشور اشغال شده و دادن وام و فروش کالا هزینه ها را جبران و سود هم می کنند و البته حوزه نفوذشان را هم افزایش می دهند .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

ببخشید که تاپیک قدیمی را بالا می آورم اما داشتم کتاب عقاب علیه شیر : بررسی پیامد های احتمالی حمله آمریکا به ایران را می خواندم  یک مطلب درباره ماجرای پرل هاربر درونش بود که اینجا به صورت خلاصه قرار می دهم دوستان آگاه تر درباره جنگ جهانی دوم نظراتشان را بیان کنند .

 

آمریکا ... معتقد است در بحران های بزرگ می تواند دست به کارهای بزرگ بزند ... اهداف بزرگ را می توان در وضعیت کاملا نا آرام به دست آورد .

... مقاومت ارتش ژاپن در برابر ارتش شوروی و نیز چین ، توانی برای او باقی نگذاشته بود ... آمریکا جنوب شرق آسیا را منطقه آزاد و جایگاه خاص خود می دانست و تلاش می کرد آن را حفظ کند . حتی بحث حمله ژاپن به پرل هاربر ماجرایی ساختگی در تاریخ است که آمریکایی ها برای اینکه دلیلی برای حمله به ژاپن داشته باشند آن را بهانه قرار داده بودند ... اولین بار آمریکا به یک پایگاه بسیار مهم نیروی دریایی ژاپن حمله کرد و پس از این حمله ، ژاپن برای تلافی پایگاه پرل هاربر را هدف قرار داد . وقتی حمله متقابل ژاپن اتفاق افتاد روزولت به کنگره آمد و گفت : مردم آمریکا من به شما قول داده بودم که فرزندان شما را به جبهه نفرستم ولی امروز مجبور شدم این تصمیم را بگیرم چون ارتش ژاپن ... . معاون روزولت بعد ها در کتاب خاطراتش می گوید : ... روزولت گفت که در عمرش دروغی به این بزرگی نگفته ... ولی منافع اقتضا می کند که دروغ بگوید و به ژاپن حمله و آن منطقه را تصاحب کند .

جنگ چند ماه بین آمریکا و ژاپن برقرار بود . ژاپنی ها در عمل شکست خورده بودند ... و آمریکا می دانست آنها در حال تسلیم شدن هستند . بنابراین فرصت را برای اجرای آزمایشی هسته ای غنیمت دانست ... آنها می دانستند که با انفجار هسته ای در ژاپن می توانند نظام بین الملل را برای همیشه دگرگون کنند ... همه اینها این ها محصول محاسبه استراتژیک است . آمریکا می دانست اگر این حمله را در آن زمان انجام دهد ، وحشت ناشی از حمله هسته ای و نیز قدرت برتر آمریکا در دل و جان مردم جهان مستولی می شود .

آمریکا بدون دلیل کافی و لازم نظامی ، دست به این عملیات هسته ای زده بود . حتی اگر هم دلیل کافی برای انفجار بمب اول بر روی شهر هیروشیما وجود داشت ، انفجار بمب دوم چه دلیلی می توانست داشته باشد ... آمریکا می خواست به جهانیان بفهماند وقتی منفعتش ایجاب کند ، با ملل دیگر نیز همین کار را خواهد کرد .

 

پی نوشت - اینجا بحث داشتن یا نداشتن بمب هسته ای نیست و بحث درباره تصمیمات استراتژیک با اهداف بلند مدت می باشد . پس لطفا اگر احیانا دوستی خواست نظر دهد بحث بمب هسته ای را پیش نکشد .

 

با تشکر

  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

کلا از نظر بنده متحدین جنگ جهانی دوم سه اشتباه مرگبار رو مرتکب شدند:

1) تعلل ارتش نازی در درو کردن نیروهای آشفته متفقین در دونکرک

2) حمله  تمام عیار بارباروسا و گشودن جبهه ای عظیم در شرق و دشمن ساختن شوروی که با اندکی اغماض میشد باهاش رابطه ای هم سفرگی همراه با احتیاط داشت

3) حمله غافلگیرانه بندر مروارید و ورود سرنوشت ساز ایالات متحده به جنگ جهانی که مثل جنگ جهانی اول راهگشا بود و البته بازهم دست کم گرفته شده بود.

 

در مورد مرام  ژاپنی ها، باید گفت که ملت خورشید در ورطه استعمار دست کمی از بریتانیا و فرانسه و ایالات متحده نداشتد. اونها شرق آسیا رو قلمروی استعماری خودشون می دونستند و از این رو در فکر اخراج دیگر استعمارگران پیر بودند تا جای پای خودشون محکم شه. البته کلیات رو دوستان مستحضر هستند ولی عبرت های تاریکی یکی دست کم گرفتن دوباره ایالات متحده و نقشی که می تونست در جنگ جهانی داشته باشه بخصوص از جبهه نرماندی بود. همین امر به نظر تحت تاثیر عدم هماهنگی بین دول متحد بود، چیزی که متفقین در حد قابل قبول و مطلوبی وجود داشت ولی روابط آلمان و ژاپن در حدی هماهنگ نبود که در پیشبرد گام موثر در جنگ همگام و با توجه به موقعیت باشه. دشمنی با ایالات متحده و از سویی دیگر شوروی واقعا چیزی نبود که در شرایط عادی بتوان برای آن فرجامی مطلوب در نظر گرفت و در این موضوع عدم شناخت درست ژاپنی ها و آلمانی ها از توان خود و دشمن باعث شکست آنها شد: ژاپنی ها عدم در اختیار داشتن مهره های کارساز برای جنگی طولانی با ایالات متحده که نیاز بود در ادامه به تهاجم به عمق قلمرو ایالات متحده منجر شود را در اختیار داشت، از سوی دیگر رایش سوم هم شاید ارتش نازی را بیش از حد قوی پنداشته و ارتش ایالات متحده و توان انسانی عظیم این کشور را دست کم گرفته بود ( ایالات متحده در جنگ جهانی اول هم با دخالت دادن 2 میلیون سرباز نقشی تاثیر گذار در پایان جنگ داشت).

 

البته نمی توان این مورد را با قضایای خلیج پارس مقایسه کرد چون نیروهای نظامی ایران فاقد میل استعماری و تهاجمی و صرفا دارای کارکردی دفاعی هستند. 

ویرایش شده در توسط aminf14
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 minute قبل , aminf14 گفت:

کلا از نظر بنده متحدین جنگ جهانی دوم سه اشتباه مرگبار رو مرتکب شدند:

1) تعلل ارتش نازی در درو کردن نیروهای آشفته متفقین در دونکرک

2) حمله  تمام عیار بارباروسا و گشودن جبهه ای عظیم در شرق و دشمن ساختن شوروی که با اندکی اغماض میشد باهاش رابطه ای هم سفرگی همراه با احتیاط داشت

3) حمله غافلگیرانه بندر مروارید و ورود سرنوشت ساز ایالات متحده به جنگ جهانی که مثل جنگ جهانی اول راهگشا بود و البته بازهم دست کم گرفته شده بود.

 

در مورد مرام  ژاپنی ها، باید گفت که ملت خورشید در ورطه استعمار دست کمی از بریتانیا و فرانسه و ایالات متحده نداشتد. اونها شرق آسیا رو قلمروی استعماری خودشون می دونستند و از این رو در فکر اخراج دیگر استعمارگران پیر بودند تا جای پای خودشون محکم شه. البته کلیات رو دوستان مستحضر هستند ولی عبرت های تاریکی یکی دست کم گرفتن دوباره ایالات متحده و نقشی که می تونست در جنگ جهانی داشته باشه بخصوص از جبهه نرماندی بود. همین امر به نظر تحت تاثیر عدم هماهنگی بین دول متحد بود، چیزی که متفقین در حد قابل قبول و مطلوبی وجود داشت ولی روابط آلمان و ژاپن در حدی هماهنگ نبود که در پیشبرد گام موثر در جنگ همگام و با توجه به موقعیت باشه. دشمنی با ایالات متحده و از سویی دیگر شوروی واقعا چیزی نبود که در شرایط عادی بتوان برای آن فرجامی مطلوب در نظر گرفت و در این موضوع عدم شناخت درست ژاپنی ها و آلمانی ها از توان خود و دشمن باعث شکست آنها شد: ژاپنی ها عدم در اختیار داشتن مهره های کارساز برای جنگی طولانی با ایالات متحده که نیاز بود در ادامه به تهاجم به عمق قلمرو ایالات متحده منجر شود را در اختیار داشت، از سوی دیگر رایش سوم هم شاید ارتش نازی را بیش از حد قوی پنداشته و ارتش ایالات متحده و توان انسانی عظیم این کشور را دست کم گرفته بود ( ایالات متحده در جنگ جهانی اول هم با دخالت دادن 2 میلیون سرباز نقشی تاثیر گذار در پایان جنگ داشت).

سلام برادر

امیدوارم جسارت نباشه ولی وقتی چنین مطالبی ارسال می کنید داشتن منبع حیاتیه وگرنه چیزی جز تحلیل های بی پایه نیست ... حال که شما می فرمایید ژاپن کاملا شکست خورده بود درست بود اما هنوز آماده دفاع تا پای جان از خاکش در برابر آمریکایی ها در صورت وقوع عملیات المپیک بود بعد از مرگ روزولت ملت آمریکا میشه گفت از جنگ خسته شده بودن و دیگه آماده تحمل تلفات بیشتر را نداشتن به خصوص بعد از نبرد بالج که تلفات به شدت سنگین شده بود به همین دلیل ترومن به یک پیروزی سریع و بی تلفات لازم داشت حتی دریابد نیمیتز پیشنهاد محاصره دریایی ژاپن تا سال 1947-48 را داد اما خب سریع نبود و ترومن به دنبال برگ آسی در مذاکرات آتی بود و بیشتر میخواست شوروی را از دنبال کردن هدفش برای تصرف هوکایدو منصرف کند و اینکه شما می فرمایید امریکا مسئول حمله به پرل هاربر یا بندر مروارید بود کاملا اشتباهه ممکنه آمریکایی ها از طریق سازمان اطلاعات نیروی دریایی و یا حتی از طریق انگلیسی ها و سازمان اطلاعات دریایی آنها که Hot 4 بود بویی برده باشند ولی اینکه شما میفرمایید طراحی حمله بر عهده خود آمریکایی ها بود ....

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 minute قبل , amirhosaingh گفت:

سلام برادر

امیدوارم جسارت نباشه ولی وقتی چنین مطالبی ارسال می کنید داشتن منبع حیاتیه وگرنه چیزی جز تحلیل های بی پایه نیست ... حال که شما می فرمایید ژاپن کاملا شکست خورده بود درست بود اما هنوز آماده دفاع تا پای جان از خاکش در برابر آمریکایی ها در صورت وقوع عملیات المپیک بود بعد از مرگ روزولت ملت آمریکا میشه گفت از جنگ خسته شده بودن و دیگه آماده تحمل تلفات بیشتر را نداشتن به خصوص بعد از نبرد بالج که تلفات به شدت سنگین شده بود به همین دلیل ترومن به یک پیروزی سریع و بی تلفات لازم داشت حتی دریابد نیمیتز پیشنهاد محاصره دریایی ژاپن تا سال 1947-48 را داد اما خب سریع نبود و ترومن به دنبال برگ آسی در مذاکرات آتی بود و بیشتر میخواست شوروی را از دنبال کردن هدفش برای تصرف هوکایدو منصرف کند و اینکه شما می فرمایید امریکا مسئول حمله به پرل هاربر یا بندر مروارید بود کاملا اشتباهه ممکنه آمریکایی ها از طریق سازمان اطلاعات نیروی دریایی و یا حتی از طریق انگلیسی ها و سازمان اطلاعات دریایی آنها که Hot 4 بود بویی برده باشند ولی اینکه شما میفرمایید طراحی حمله بر عهده خود آمریکایی ها بود ....

برادر عزیز به نظر میاد این نقل قول و پاسخ شما در جواب نظرات دوست دیگه مون باشه.

منبع سخنان: ظهور و سقوط رایش سوم - ویلیام شایرر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

37 minutes قبل , aminf14 گفت:

...

ارتش ایالات متحده و توان انسانی عظیم این کشور را دست کم گرفته بود ( ایالات متحده در جنگ جهانی اول هم با دخالت دادن 2 میلیون سرباز نقشی تاثیر گذار در پایان جنگ داشت).

 

یک نکته مهم اینجاست که آمریکا هنگامی به صورت جدی وارد جنگ شد که توان کشور های متخاصم دیگر به صورت جدی تحلیل رفته بود . حال سوال این است که آیا اگر آمریکایی ها از ابتدا در یک جنگ جهانی حضور داشته باشند  به همان شکل می توانند بیشترین بهره را از نتایج آن ببرند یا همان بلایی سرشان خواهد آمد که بر گذشتگان آمد . 

 

33 minutes قبل , amirhosaingh گفت:

... حال که شما می فرمایید ژاپن کاملا شکست خورده بود درست بود اما هنوز آماده دفاع تا پای جان از خاکش در برابر آمریکایی ها در صورت وقوع عملیات المپیک بود بعد ...

 

حالا سئوال این است که چرا آمریکایی ها  دو بار از بمب اتم استفاده کردند آیا مثلا یکبار استفاده و تهدید استفاده دوباره از آن کفایت نمی کرد ؟ 

 

33 minutes قبل , amirhosaingh گفت:

... اینکه شما می فرمایید امریکا مسئول حمله به پرل هاربر یا بندر مروارید بود کاملا اشتباهه ممکنه آمریکایی ها از طریق سازمان اطلاعات نیروی دریایی و یا حتی از طریق انگلیسی ها و سازمان اطلاعات دریایی آنها که Hot 4 بود بویی برده باشند ولی اینکه شما میفرمایید طراحی حمله بر عهده خود آمریکایی ها بود ....

 

من یک خلاصه از بخشی از یک کتاب را آوردم و نقل قولی از معاون روزولت (متاسفانه در کتاب منبع اصلی این نقل قول مشخص نشده) . سوال دوم من این است که آیا یک همچنین صحبتی صحت دارد یا خیر ؟ 

نکته دیگر هم اینکه چرا آمریکایی ها نمی توانستند در برابر ژاپنی که توانش به شدت تحلیل رفته بوده بدون استفاده از سلاح اتمی  در مدت کوتاه برتری یابند ؟ 

 

با تشکر از مشارکت دوستان

ویرایش شده در توسط HRA
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
5 minutes قبل , HRA گفت:

یک نکته مهم اینجاست که آمریکا هنگامی به صورت جدی وارد جنگ شد که توان کشور های متخاصم دیگر به صورت جدی تحلیل رفته بود . حال سوال این است که آیا اگر آمریکایی ها از ابتدا در یک جنگ جهانی حضور داشته باشند  به همان شکل می توانند بیشترین بهره را از نتایج آن ببرند یا همان بلایی سرشان خواهد آمد که بر گذشتگان آمد . 

 

سلام. خواهش می کنم

با توجه به اقلیم ایالات متحده و دوری اش از اروپا  و مصون مونده اش از ضربات متحدین و نیروی انسانی عظیم اگر از ابتدا هم وارد جنگ میشد نتیجه همین بود فقط ممکن بود این نتیجه در زمان طولانی تری به سمت بیاد. آلمان تا حدودی خطر رو از جانب ورود ایالات متحده احساس کرد ولی اقدام اساسی رو که از ورودش بتونه با توجه به ضربه کاری بندر مروارید جلوگیری کنه، نتونست انجام بده.

اگه اشتباه نکنم ( در اثر گذر سالیان و فراموشی مطالب منبع اصلی) ایالات متحده زمانی که وارد جنگ جهانی دوم شد، ناوگان زیردریایی های آلمان رو قلع و قمع کرد پس ایالات متحده سوار بر موج جنگ جهانی نشد بلکه اون موج رو ایجاد کرد و این هوشمندی متفقین رو در پیدا کردن متحد و خامی آلمان در پیدا کردن کشور هم پیمان چه در جنگ جهانی اول و چه دوم می رسونه.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
18 minutes قبل , HRA گفت:

نکته دیگر هم اینکه چرا آمریکایی ها نمی توانستند در برابر ژاپنی که توانش به شدت تحلیل رفته بوده بدون استفاده از سلاح اتمی  در مدت کوتاه برتری یابند ؟ 

ب نظرم به خاطر آشنایی شون با فرهنگ ژاپنی و سخت کوشی و غرور قابل ستایش مردمان سرزمین آفتاب تابان بود. در ژاپن تسلیم شدن معنایی نداره تا دم مرگ تلاش و مبارزه می کنن و در صورت شکست، مرگ شرافتمندانه ای با نام هاراکیری یا خودکشی شرافتمندانه دارند. در اواخر جنگ نیروهای هوایی ژاپن به سمت استفاده از هواپیماهای انتحاری و کامیکازه رفت و در صورت ورود نیروهای ایالات متحده به خاک ژاپن و قصد تصرف کامل باید تلفات زیادی رو متحمل می شدند. پس خواستند با یک تاکتیک جنگ رو مغلوبه کنند( و بعد ژست بگیرند قصدمون جلوگیری از خونریزی بیشتر بود مثل جنایت حمله به هواپیمای مسافربری ایران در سال 1367) . امپراطور ژاپن هم وقتی دید اصلا توان مقابله نداره و شهر به شهر ممکنه گزینه بمب هسته ای برای تسلیمشون به کار بره ، ناچار متارکه و تسلیم شدن رو پذیرفت.

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
10 minutes قبل , HRA گفت:

سلام

 

یک نکته مهم اینجاست که آمریکا هنگامی به صورت جدی وارد جنگ شد که توان کشور های متخاصم دیگر به صورت جدی تحلیل رفته بود . حال سوال این است که آیا اگر آمریکایی ها از ابتدا در یک جنگ جهانی حضور داشته باشند  به همان شکل می توانند بیشترین بهره را از نتایج آن ببرند یا همان بلایی سرشان خواهد آمد که بر گذشتگان آمد . 

  

 

حالا سئوال این است که چرا آمریکایی ها  دو بار از بمب اتم استفاده کردند آیا مثلا یکبار استفاده و تهدید استفاده دوباره از آن کفایت نمی کرد ؟ 

  

 

من یک خلاصه از بخشی از یک کتاب را آوردم و نقل قولی از معاون روزولت (متاسفانه در کتاب منبع اصلی این نقل قول مشخص نشده) . سوال دوم من این است که آیا یک همچنین صحبتی صحت دارد یا خیر ؟ 

 نکته دیگر هم اینکه چرا آمریکایی ها نمی توانستند در برابر ژاپنی که توانش به شدت تحلیل رفته بوده بدون استفاده از سلاح اتمی  در مدت کوتاه برتری یابند ؟ 

  

با تشکر از مشارکت دوستان

سلام

میشه عنوان کرد که تاثیر گذار بود تحلیل رفتن طرف های متخاصم اما در نهایت نتیجه جنگ عوض نمی شد مگر دربازه زمانی کوتاهی که پس از آغاز عملیات بارباروسا که آلمان شانسی برای پیروزی داشت حتی میشه گفت آلمان قبل از آغاز عملیات بلاو ( بلو ) شکست خورده بود همنانطور که دوستان قبلا اشاره کردن آلمان اقتصاد جنگی فاجعه باری داشت که تحت نظارت و سازماندهی خوبی قرار نگرفت -

اما باید به توان صنعتی امریکا هم ارزش زیادی قائل شد ( آمریکا در پایان جنگ اواخر جنگ فقط در ناوگان سوم زیر نظر بزرگ دریابد هالزی 30 تا 40 تا ناو هواپیمابر داشت ! ) تقریبا نزدیک چهارصد هزار هواپیما ساختند !

اما درباره بمب اتم هشدار دادند بعد از هیروشیما اما فرماندهی نیروهای مسلح امپراطوری بر این باور بود هنوز که با ادامه جنگ بدون توجه به تلفات و تلفات سنگین از دشمن گرفتن صلحی شرافتمندانه به دست بیاورند !

می توانستند در نهایت پیروز شوند اما به شدت تلفات سنگینی متحمل می شدند که به دلایل سیاسی قابل قبول نبود . حالا برای عملیات المپیک ( عملیات حمله به ژاپن ) چهارصد هزار تا مدال قلب بنفش ساختند که به مجروحین اعطا میشه و تا الان از اون 400000 مدال استفاده می کنن ! 

حالا ژاپن اگر بدون متحمل شدن شکست فاجعه بارش در میدوی اگر با تمام ناوهای هواپیمابرش حدودا 7 تا و تمام نبرد ناو ها و یکی دوتا لشکر راه جنوبی متفقین را قطع میکرد و داروین را تصرف میکرد و در جزایر سلومون به عملیات می پرداخت شاید دوسال وقت اضافه به دست می اورد با طولانی کردن خطوط تدارکاتی و عملیاتی متفقین ولی بازم شکست میخوردن چون آمریکا و بریتانیا توانایی جایگزینی تلفاتشون را داشتند ولی ژاپن خیر 

ایتلیا که دبگر چی بگم :mrgreen: اصلا روحیه جنگ آوری در بیشتر موارد نداشتند به جز معدود افرادی مثل فیلد مارشال ماسه و دریاسالار زارا و ...

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

سلام

لینک زیر از سایت بریتانیکا به بررسی دو نظریه درباره ماجرای پرل هابر پرداخته است . یکی همان نظریه رایج می باشد و دیگری نظریه ای است که می گوید روزولت به صورت تدریجی این بهانه را برای ورود گسترده آمریکا به جنگ ایجاد کرده است .

https://www.britannica.com/topic/Pearl-Harbor-and-the-back-door-to-war-theory-1688287

 

لینک زیر هم گزارشی از نگاه دوم می باشد .

http://www.ihr.org/jhr/v12/v12p119_Stolley.html

 

پی نوشت - کاری به درست یا غلط روایت ها ندارم . بیشتر هدفم ایجاد نگاه چند جانبه به تاریخ می باشد .

 

 

 

ویرایش شده در توسط HRA
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر