Recommended Posts

Reza6662 با تشكر از مطالبي كه بيان كردين ، واقعا هر يك از موارد مورد ذكر شما به تنهايي مي‌تونه در تصميم‌گيري جنگ سالاران غربي دخيل باشه .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
"شيمون پرز" روز يكشنبه در پارلمان رژيم صهيونيستي به عنوان نهمين رئيس اين رژيم سوگند ياد كرد. به گزارش خبرگزاري فرانسه از قدس، پرز ‪ ۸۴‬ساله جانشين "موشه كاتساو" شد كه اخيرا و در پي يك رسوايي جنسي به اجبار كناره‌گيري كرد. كاتساو براساس معامله‌اي جنجالي پذيرفت كه اتهام تجاوز به عنف از مجموعه اتهامات مطروحه عليه وي، در ازاي اعترافش به برخي از اتهامات همچون اذيت و آزار جنسي، حذف شود. "عزر وايزمن" سلف كاتساو نيز سال ‪ ۲۰۰۰‬ميلادي و پس از افشاي رشوه‌گيري ‪ ۴۵۰‬هزار دلاري‌اش از يك ميليونر فرانسوي، مجبور به كناره‌گيري شد. پرز كه دوبار به منصب نخست‌وزيري "اسرائيل" دست يافته و هيچگاه موفق به كسب اكثريت آرا در انتخابات ملي نشده است، پيشتر اعلام كرد كه رياست هفت ساله رژيم صهيونيستي احتمالا آخرين فعاليت سياسي‌اش خواهد بود. فساد دولتمردان اسرائيلي و رسوايي‌هاي مالي و جنسي آنها به علاوه‌ي شكست نظامي رژيم صهيونيستي در يورش سال گذشته‌اش به لبنان و نتايج گزارش اسرائيلي موسوم به "وينوگراد" در ارتباط با علل اين شكست، سرخوردگي و نارضايتي شديد ساكنان فلسطين اشغالي را به دنبال داشته است. "ايهود اولمرت" نخست وزير اسرائيل نيز در كانون تحقيقات مربوط به يك رسوايي مالي قرار دارد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
موعود:در روزهاي اخير شهرهاي صهيونيست‌‌نشين، آرايش شيميايي به خود گرفته‌اند. بنا بر گزارش بازتاب، به تازگي در اين شهرها، تعداد زيادي ماسك ضدشيميايي براي استفاده مردم پخش شده است. همچنين بخش زيادي از مواد ذخيره شيميايي كارخانه استراتژيك «حيفا» به نقاط نامعلومي برده شده است. كارخانه حيفا، همان كارخانه‌اي است كه در زمان جنگ 33 روزه اسرائيل از پيامدهاي انهدام آن با موشك‌هاي حزب‌الله به شدت نگران بود. اين اقدامات پس از دو تحول در دو هفته گذشته انجام مي‌گيرد كه مورد نخست، پرواز هواپيماهاي ارتش اسرائيل در فواصل زياد و تمرين سوخت‌گيري براي آمادگي تعرض به ايران بود و دومي آماده‌باش پدافند هوايي اسرائيل كه دامنه آن حتي به تمرينات پياپي آژير قرمز در شهرك‌ها نيز رسيده است. هنوز انگيزه واقعي رژيم صهيونيستي از اين اقدامات مشخص نيست، اما طبيعتا اين‌گونه تحركات، با هدف آمادگي براي حمله يا اقدام نظامي عليه ديگران و هم‌زمان ايجاد بازدارندگي نسبت به تحركات طرف مقابل انجام مي‌شود. برخي تعيين تسهيلات استثنايي براي يهوديان ايران به اندازه شش برابر يهوديان نقاط ديگر و ارايه وام‌هاي چند هزار دلاري براي خريد مسكن و خودرو را نيز با اين تحركات بي‌ارتباط نمي‌دانند. گفتني است، سال گذشته نيز پيش از آغاز حمله اسرائيل به جنوب لبنان، كه با مقاومت قهرمانانه حزب‌الله لبنان روبه‌رو شد، از مدتي پيش، تلويزيون اسرائيل به پخش مانورهاي نظاميان اين رژيم پرداخت

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بازتاب:در حالي که اين روزها لبنان شاهد جشن و پايکوبي شکست ارتش اسرائيل از گروه چريکي و مردمي حزب‌الله لبنان است، منابع رژيم اسرائيل ضمن ايراد اتهاماتي درباره جنگ لبنان، از آمادگي براي جنگ با ايران خبر دادند. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، معاون ستاد کل ارتش اسرائيل در تازه‌ترين کنفرانس مطبوعاتي خود ضمن رد احتمال بروز جنگي در منطقه بين اسرائيل و سوريه گفت، بعيد مي‌داند سوريه قصد داشته باشد در ماه‌هاي پيش رو به اسرائيل حمله کند، اما افزود: تلاش حکومت ايران به هدف بر هم زدن ثبات و آرامش در منطقه را نبايد از نظر دور داشت. کلنل کاپلينسکي در بخش ديگري از سخنان خود در کنفرانس مطبوعاتي، به برنامه‌هاي اتمي جمهوري اسلامي ايران پرداخت و گفت: تلاش حکومت ايران براي دستيابي به سلاح هسته‌اي، از ديدگاه جهانيان يک تغيير و تحول اساسي محسوب مي‌شود و گفت: تشکيلات دفاعي و امنيتي اسرائيل اين روند را با نگراني دنبال مي‌کنند. ارتش اسرائيل براي جبران کمبود تجهيزاتي، يک برنامه پنج ساله تنظيم کرده و به اجراي آن پرداخته است. در روزهاي اخير راديوها و تلويزيون‌هاي اسرائيل بيشترين بخش از برنامه‌هاي خبري خود را به سالگرد دومين جنگ لبنان اختصاص دادند. تلويزيون کانال ده اسرائيل مدعي شد ربودن سربازان اسرائيلي به دستور جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته بود. اين تلويزيون تصاويري از ديدار حسن خميني (نوه امام خميني) با بشار اسد رئيس جمهوري سوريه را که ده روز پيش از ماجراي اسارت گرفتن سربازان اسرائيلي انجام شد نشان داد که در آن سيدحسن نصرالله نيز حضور داشت. همچنين تصاويري نشان داده شد که علي لاريجاني دبير شورايعالي امنيت ملي يک روز پيش از اين عمليات با نصرالله ديدن کرد و احتمالا حتي در ساعاتي که اين عمليات رخ داد، او هنوز در بيروت به سر مي‌برد. در همين حال، «اويگدور ليبرمن» وزير سياست‌هاي راهبردي اسرائيل در واکنش به تصميم جمهوري اسلامي ايران پيرامون دادن اجازه به نمايندگان بين المللي براي بازديد از راکتور آب سنگين اراک، آن را وقت کشي دانست. او گفت: جهان نبايد در دام سران تهران بيفتد و لازم است براي عملي کردن تحريم‌هاي گسترده‌تري عليه حکومت ايران همچنان تلاش شود. حکومت اسلامي ايران ادعا مي‌کند که اين توافق نشان شفافيت سازي بيشتري است ولي در واقع مي‌کوشد با اين گونه اقدامات نمادين و بي محتوا، براي خود وقت بخرد. اويگدور ليبرمن، که به تازگي از سفري اروپايي به اسرائيل بازگشته، در مصاحبه‌اي با روزنامه ايتاليايي کوريرا دلا سرا گفت: اسرائيل براي دفاع از خود در برابر حکومت ايران آماده مي‌شود. وي که از او به عنوان وزير امور ايران اسرائيل نام برده مي‌شود، از رومانو پرودي نخست وزير ايتاليا که اخيرا در مصاحبه‌اي با روزنامه اسرائيلي «معاريو» از انرژي هسته‌اي غيرنظامي جمهوري اسلامي ايران با نظر مساعدي نام برده بود، شديدا انتقاد کرده گفت: طرز رفتار ايتاليا و برخي از کشورهاي اروپائي در اين رابطه با مواضع سازشکارانه چمبرلين، نخست وزير انگليس در دوران به قدرت رسيدن هيتلر در اروپا شباهت دارد که توافقنامه سال 1938 را در مونيخ با هيتلر امضا کرد و ظاهرا براي جلوگيري از بروز جنگ جهاني دوم به خواسته‌هاي توسعه طلبانه او تسليم شد. ليبرمن ضمن انتقاد از وزير امور خارجه ايتاليا که گفته بود نگران تحريم اقتصادي عليه ايران مي‌باشد و آن را بي‌تاثير مي‌داند، انتقاد کرد و آن را بيهوده و بي‌دليل ناميد و يادآوري کرد که تحريم‌هاي اقتصادي مشابه عليه ليبي و کره شمالي نتيجه مثبتي داده است. بنابراين نگراني ماسيمو دالما وزير خارجه ايتاليا در اين مورد معنايي ندارد. ليبرمن وزير امور راهبردي اسرائيل که مسئول رسيدگي به تهديدهاي استراتژيک عليه اسرائيل را به عهده دارد، ضمن انتقاد شديد از بعضي از کشورهاي اروپايي مي‌گويد: به جاي شدت بخشيدن به تحريم‌هاي اقتصادي و زير فشار گذاردن رژيم حاکم بر ايران، بعضي کشورهاي اروپايي به ديالوگ و گفت‌وگو با جمهوري اسلامي ادامه داده و عملا اعمال آن رژيم را کم اهميت جلوه مي‌دهند. ليبرمن در اين مصاحبه ابراز عقيده کرد که جدا تلقي کردن استفاده از انرژي هسته‌اي براي مصارف غيرنظامي و نظامي امکان پذير نيست، زيرا جمهوري اسلامي ايران همزمان با غني‌سازي اورانيوم به طراحي و توليد موشک‌هاي دوربردي مانند شهاب 3 و 4 مي‌پردازد که هدف از توليد آنها سوال‌برانگيز است. زيرا اگر ظاهرا نياز اصلي آنان توليد انرژي است، پس چرا همزمان با آن به ساخت موشکهاي باليستيک دست مي‌زنند؟ ليبرمن در پاسخ به پرسش خبرنگار ايتاليايي در مورد احتمال حمله نظامي اسرائيل به ايران گفت: ما قصد حمله به هيچ کشوري را نداريم ولي بايد خود را آماده دفاع کنيم و از اسرائيل و شهروندان آن در مقابل تهديدهاي احتمالي آمادگي کامل داشته باشيم. او مدعي شد: پرزيدنت احمدي نژاد در هر فرصتي ما را تهديد به نابودي مي‌کند و هولوکاست را افسانه مي‌خواند. حکومت ايران حماس را در مقابل اسرائيل ياري مي‌دهد و امکانات خود را در اختيار حزب‌الله لبنان قرار داده تا باعث برانداختن دولت اين کشور شود و در همان حال در پس پرده به حملات تروريستي در افعانستان به جان سربازان نيروهاي ناتو و همچنين سربازان آمريکايي در عراق ياري مي‌رساند. بنابراين طبيعي است که ما نگران اوضاع باشيم و خود را براي روز مبادا آماده کنيم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
:? :D :D اصلا اگر ايران با اسراييل جنگ به خودمون توهين كرديم اسراييل با 4 تا اف 16 يا 4 تا مركاوا :mrgreen: مي خواد با ايران جنگ كنه! احتمال آقاي وزير شام آبگوشت خورده :mrgreen:
آمريكا با اون ادعاش از اين جرىت ها نداره

دو پست ادقام شد
موفق باشيد

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
وقتي مطالب رو مطالعه مي‌كردم اين حرف نظرم رو به خودش جلب كرد

اگر ظاهرا نياز اصلي آنان توليد انرژي است، پس چرا همزمان با آن به ساخت موشکهاي باليستيک دست مي‌زنند؟


فكر مي‌كنم آقاي وزير از اين ناراحت بودن كه ايران براي ساخت و توليد سلاح‌هاي بازدارنده تلاش مي‌كنه ، يعني استدلالشون اينه كه اگه كشوري داره برق توليد مي‌كنه يا مي‌خواد توليد كنه حق تحقيق و ترميم و يا حتي داشتن ارتش رو نداره . :?

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
كيهان به نقل از سرباز اسرائيلي: آقايي كه خودش دو دست نداشته، با اسب سفيد آمد و دست هايم را با شمشير قطع كرد! گزارش سفر گروهي ازاعضاي انجمن قلم ايران به لبنان زهره يزدان پناه قره تپه بعد به يك چارچوب آهني اشاره مي كند كه روي تلي از خاك استوار است. مي گويد: «آنجا خانه سيدحسن نصرالله بوده و كوچه اي بوده شبيه به مسيري كه به بيت رهبري و يا جماران منتهي مي شود. اينجا هم همانطور بوده. كنارش هم خانه علامه محمد حسين فضل الله بوده. اينجا را، مربع امني حزب الله مي گفتند. يعني يك مكان مربع شكل، كه دفتر شوراي حزب الله، منزل سيدحسن، منزل علامه فضل الله، دفاتر اداري حزب الله، همه در اينجا بوده كه صددرصد تخريب شده اند. اما جالب اين است كه به رغم اين همه تخريب، اينجا يك شهيد هم نداده است. از بيست و هشت ماه مي هم، بازسازي رسمي اينجا را، آغاز مي كنند.» در خيابان سيدهادي نصرالله هستيم.عكاس ها، مي خواهند عكس بگيرند كه سرو كله يك موتورسوار با لباس سر تا پا مشكي پيدا مي شود. مانع عكس برداري و فيلم برداري مي شود. كارت شناسايي مي خواهد. زينت و احمد با او صحبت مي كنند و كارت شناسايي نشان مي دهند. بهشتي مي گويد: «از نيروهاي انضباط حزب الله است، شما در ضاحيه، نه ارتش لبنان را مي بينيد، نه پليس ملي لبنان را. انضباطش بر عهده نيروهاي انضباط حزب الله است كه لباس شان مشكي است. سعي كنيد از آنها عكس نگيريد. اينجا روي عكس گرفتن از چهره ها، حساس هستند.» موتورسوار حزب اللهي، هنوز مشغول صحبت با احمد است. چشمم به دنبال نيروهاي نامحسوس حزب الله مي گردد كه، سرمدي گفته بود تحت پوشش نامحسوس آنها هستيم. دلم مي خواهد، يكي شان محسوس شوند، بيايند با اين نيروي شان صحبت كنند و قال قضيه را تمام كنند. اما انگار حزب الله، با كسي تعارف ندارد. موتورسوار حزب الله چند مكان را نشان مي دهد و مي گويد كه از آنجاها، عكس و فيلم گرفته نشود. بعد كارت ها را پس مي دهد و با احمد دست مي دهد. خداحافظي مي كند و مي رود. ياد رزمنده هاي خودمان مي افتم. با همين شكل و شمايل و معصوميت، و با همين اقتدار و صلابت. زينب مي گويد: «شبكه المنار در همين منطقه بود. چند بار زدند. اما براي يك لحظه هم، برنامه تلويزيون متوقف نشد.» در خيابان شهيد شيخ راغب، درست روبروي خانه قبلي سيدحسن نصرالله قرار مي گيريم. ميله هاي آهني سياه انتهاي كوچه اي كه اكنون با خاك يكسان شده است را كه مي بينم، ياد حرف بهشتي مي افتم و كوچه اي كه در تهران به بيت رهبري منتهي مي شود، و آن كوچه بلندي كه به حسينيه جماران و بيت امام(ره) مي رسيد. زينب، ساختمان ويرانه اي را نشان مي دهد و مي گويد: «اينجا نه تا ساختمان بود كه همه اش از بين رفت. خانه خاله ام و دو پسرش در اينجا بود. بمباران شد و از بين رفت. خانه خاله ام در جنوب هم بمباران شد. الآن خانه اي در خيابان سيدهادي نصرالله گرفته اند.» بعد مي گويد: «اينجا قبلاً خيلي آباد بوده. خيلي.» بهشتي مي گويد: «حزب الله به كساني كه خانه شان ويران شده بود، كمك كرد تا براي خود، خانه و اسباب و اثاثيه تهيه كنند.» بهشتي، نمونه اي از امدادهاي غيبي را تعريف مي كند. او مي گويد: «يكي از شبكه هاي تلويزيوني اسرائيل كه گمان مي كنم شبكه ده يا يازده بود، اواخر جنگ برنامه اي مي سازد و مي پردازد به سربازهاي مجروح اسرائيلي كه از جنگ لبنان بازگشته و بنا به اظهار آنها، مشكل رواني پيدا كرده بودند. خبرنگارها به تيمارستان و يا درمانگاه رواني اسرائيلي ها مي روند و از دكترها در اين مورد، سؤال مي كنند. دكترها مي گويند: بله، يكي از سربازهاي مجروح اسرائيلي كه دستش هم از مچ قطع شده است، از زماني كه از جنگ لبنان برگشته، مشكل رواني پيدا كرده است. ادعا مي كند كه يك آقايي كه خودش دو دست نداشته، با يك اسب سفيد آمده و دست هاي او را با شمشير قطع كرده است. تلويزيون سرباز مجروح و دست هاي قطع شده او را نشان مي دهد. خبرنگارها سراغ همين سرباز مي روند و از او ماجرا را مي پرسند. او هم، همين مطلب را مي گويد. درحالي كه وقتي محل قطع دست او توسط پزشكان بررسي مي شود، مشخص مي شود كه محل قطع دست آن سرباز اسرائيلي، جاي تير و تركش نبوده، بلكه دقيقاً جاي بريدگي با يك شيء تيز بوده است. اين تصاوير را تلويزيون لبنان، از تلويزيون اسرائيل گرفت و پخش كرد.» از بهشتي مي پرسم: «درباره مقاومت سي وسه روزه لبنان، كتاب هايي هم در بيروت چاپ شده است؟» مي گويد: «بله، حتي فكر مي كنم زينك بندي اش را هم انجام داده بودند. چون واقعاً چند روز نگذشت كه كتاب هايي در اين مورد چاپ شد. امروز عصر، بخشي از كتاب هايي كه درباره لبنان چاپ شده است را در يك كتابفروشي بين المللي خواهيد ديد. عكس، مستند و سياسي و درباره سيدحسن نصرالله بيشتر از موضوع جنگ، كتاب چاپ شده است. حتي مسيحي ها هم، بعد از جنگ سي وسه روزه، نظرشان درباره سيدحسن نصرالله عوض شده است.» گوديني درباره معناي رنگ ها در لبنان از بهشتي سؤال مي كند. بهشتي مي گويد: «همانطور كه قبلاً گفتم رنگ ها در اينجا معني دارد. مثلاً رنگ زرد متعلق به حزب الله و نماد پرچم حزب الله است، آبي آسماني براي جريان المستقبل كه آرم تلويزيون شان هم، همين رنگ است. سبز براي حركت امل و قرمز براي كمونيست هاست. البته نيروهاي انضباط حزب الله، لباس فرم شان مشكي است. كتائبي ها هم، كه رهبرش امين جميل بوده، خيلي پرچم سفيد بالا مي برند، اما چندان الزامي ندارند. رنگ نارنجي هم، متعلق به ميشل عون و حزب طيارالوطن الحر است. ميشل عون بعد از بازگشت از تبعيد به فرانسه، در لبنان اين حزب را تأسيس كرد كه بيشتر مسيحي ها طرفدار اويند.» آرمين، از ميزان نفوذ كمونيست ها در لبنان مي پرسد. بهشتي مي گويد: «كمونيست ها، نفوذ خيلي كمي اينجا دارند.» بهشتي مي گويد: «اين قدر بحث رنگ ها، وارد بحث هاي سياسي شده است، كه شعار معارضين لبنان اينست: ما حكومت رنگها را مي خواهيم. يعني همه رنگ ها باشند.» عبدالرحيمي، هم از آثار جنگ، عكس و فيلم مي گيرد و هم، چپ و راست، از محمد صدرا. احمد، كساني كه براي عكاسي پراكنده شده اند را، صدا مي كند. همه، كم كم سوار ماشين مي شويم. وقتي ماشين حركت مي كند، بهشتي، ساختمان قبلي شبكه المنار را نشان مي دهد كه ويران شده است. زينب مي گويد: «اسرائيل، اين خياباني كه شبكه المنار در آن قرار داشت، حدود هزار بار زد. اما برنامه المنار، لحظه اي قطع نشد.» يكي از خانم ها از زينب مي پرسد: «موقع جنگ سي وسه روزه شما كجا بودي؟» مي گويد: «خانواده من كه در جنوب بودند، من، همراه يكي از فاميل هايمان به كوه لبنان رفتيم و اتاق اجاره كرديم. بعضي از افراد مثل دروزي ها هم، از اين وضعيت سوءاستفاده كرده بودند و قيمت اجاره اتاق ها و حتي بعضي مواد غذايي را گران كرده بودند. مثلاً اجاره اتاق، شبي صددلار و ليمو چهار برابر قيمت.» بهشتي مي گويد: «حزب الله، خيلي به داد مردمي كه در جنگ خسارت ديده بودند، رسيد. بعضي از دولت ها هم كمك مي كردند. مثل قطر و ايران كه در بازسازي كمك مي كنند.» و ما پلاكاردهايي را در خيابان ها مي بينيم كه از ايران و بعضي پلاكاردها هم از قطر تشكر كرده اند. به نقل از سايت مقاومت اسلامي

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
انتخاب: مصاحبه دنيس روس با "دی ولت" آلمان روزنامه « دی ولت» چاپ آلمان، که از جمله نشريات وابسته به بالاترين محافل اقتصادی- سياسی اين کشور می باشد، مصاحبه ای با "دنيس روس" متخصص امريکائی امور خاورميانه کرده است. اين مصاحبه بر محور رابطه استراتژی اسرائيل و تحرک ناچيز در مذاکرات جمهوری اسلامی با اتحاديه اروپا انجام شده است. نقطه نظراتی دراين مصاحبه مطرح شده که به آسانی نبايد از کنار آن گذشت و به همين دليل تقريبا تمامی اين مصاحبه را ترجمه کرده ايم که می خوانيد: س:«بنيامين نتانياهو» رئيس«حزب لهود» اسرائيل اعلام خطر کرده است که عقب نشينی اسرائيل از جنوب لبنان می تواند برای حماس و حزب الله لبنان اين امکان را فراهم آورد تا از اين منطقه جهت حمله به اسرائيل استفاده کنند. نظر خواهی ها در اسرائيل نشان می دهد که اعلام اين نظريه ازطرف «نتانياهو» باعث بالا رفتن ميزان طرفداری ازاو بين اسرائيلی ها شده است. اکنون اين سوال پيش می آيد: امکان به قدرت رسيدن مجدد «نتان ياهو» دراسرائيل چقدر است؟ و آياممکن است دولت او جمهوری اسلامی و مراکز اتمی آن را مورد حمله قرار دهد؟ ج: اگر امروز در اسرائيل انتخابات برگزار شود، «نتانياهو»انتخاب خواهد شد. در عين حال نتايج انتخابات فرضی نشان می دهد که« اهود المرت» و «حزب کار» از نظر افکارعمومی اسرائيل موقعيت ضعيفی دارد. پيروزی «نتانياهو» در عين حال منوط به اين است که«ايهود باراک» بعنوان وزير دفاع فعلی و نخست وزير و قهرمان جنگ آن دوره به دولت او رای اعتماد داده و رهبری او را تائيد کند. حدود 50 % نمايندگان کنست ـ پارلمان اسرائيل ـ صندلی های خود را ممکن است در انتخابات آينده از دست بدهند. بديهی است که«نتان ياهو» در مقايسه با ديگران به موضوع ايران توجه بيشتری نشان خواهد داد. من براين عقيده هستم که مراکز امنيتی اسرائيل معتقدند با حضور«نتانياهو» و يا بدون حضور او، اگر جمهوری اسلامی به بمب اتم دسترسی داشته باشد، موجوديت اسرائيل مورد تهديد کامل قرار خواهد گرفت. س: اما خط قرمز اين موضوع کجاست؟ ج: تهديدات «محمود احمدی نژاد» در اسرائيل کاملا جدی تلقی می شود. بويژه که او اخيرا گفت:«شمارش معکوس جهت نابودی رژيم صهيونيستی آغاز شده است» حتی"علی اکبر رفسنجانی" که بعنوان يک پراگماتيست شناخته می شود، يک سال قبل گفت که برای نابودی اسرائيل يک بمب اتم کافی است. اکثرجريانات سياسی اسرائيل معتقدند که سياستمداران دنيا بايد چه از طريق ديپلماتيک و چه از طريق نظامی بحران آفرينی های جمهوری اسلامی را متوقف کنند. اگرموضوع با مسالمت حل نشود ضرورت اعمال زور در دستور کار قرار خواهد گرفت. برای اسرائيل خط قرمزعدم دسترسی جمهوری اسلامی به موادی است که امکان ساخت سلاح اتمی را فراهم می آورد. جمهوری اسلامی تا 18 ماه ديگر سيستم موشکی خود را توسط روس ها تکميل و مدرن خواهد کرد، آنوقت ديگر حمله هوائی جهت از بين بردن تاسيسات اتمی ايران سخت تر خواهد شد. هر قدر که ما به پايان تکميل سازی و مدرن کردن سيستم موشکی جمهوری اسلامی نزديک تر می شويم، در شرايط حساس تری واقع می شويم، بدون آنکه اقدامی بر عليه آن انجام داده باشيم. عينيت خطر اين اجبار را برای اسرائيل فراهم می کند که خود راسا برای حل مشکل اقدام کرده و به موقع ضربه لازم را فرود آورد. در حال حاضرما مرتبا از خودمان سوال می کنيم، حمله هوائی، آری يا نه؟ مسئله اين است که زمان رسيدن به نتايج مثبت از طرق ديپلماتيک اصلا مشخص نيست. س: بنا براين تا 18 ماه آينده چه اقداماتی بايد انجام شود، تا از آغازاين جنگ جلوگيری به عمل آيد؟ ج: ضروری است در جبهه ديپلماتيک 3 موضوع اعمال شود تا سياست های اروپا جهت محاصره اقتصادی به تحرک بيفتد. اروپائی ها بويژه آلمان و ايتاليا با سياست گارانتی جهت وام اقتصادی عملا راه نجات حمهوری اسلامی را پيش گرفته اند. عربستان سعودی بايد اروپا را تحت فشار قرار دهد و اعلام کند که جمهوری اسلامی دارای سلاح اتمی خطری است بالقوه عليه اعراب. آنها بايد اعلام کنند که جمهوری اسلامی با تکيه بر سلاح اتمی می تواند تمام خاورميانه را مورد تهديد و تجاوز قرار دهد. سعودی ها می توانند در اين رابطه امکانات اقتصادی بی نظير خود را به کار اندازند. دوم اسرائيلی ها در تماس با اروپائی ها بايد رسما به آن ها گوشزد کنند: «اگر شما تصور می کنيد که می توانيد با اين روش ها جلوی يک جنگ را بگيريد، در اشتباه هستيد، ما اسرائيلی ها غير ممکن است با جمهوری اسلامی دارای بمب اتمی در آرامش زندگی کنيم.» سوم آمريکا بايد توسط اروپائی ها زمينه مذاکره با ايران را فراهم آورد. اغلب کشور های اروپائی مايلند تا جهت آغازمذاکره مطابق خواسته آمريکا، جمهوری اسلامی غنی سازی اورانيوم را متوقف کند. من با اين پيش شرط موافق نيستم. اگر اروپائی ها خدمات اقتصادی به جمهوری اسلامی را در عمل متوقف کنند، ديگر احتياج به شرط توقف غنی سازی ضروری نيست و جمهوری اسلامی ناچار اين عمل را انجام خواهد داد. خيلی از اروپائی ها نگران اين هستند که در صورت اعمال فشار های اقتصادی بيشتر اروپا بر جمهوری اسلامی امکان مذاکره جمهوری اسلامی و آمريکا فراهم شود و در عين حال آمريکا فرصتی برای حضور هيئت های اروپائی در جلسات فراهم نکند. آمريکا در اين رابطه بايد اعتماد اروپائی ها راجلب کند. س: بوش و پوتين اعلام کردند که در رابطه با مسئله ايران می خواهند همکاری مشترک داشته باشند. ج: اين موضوع البته می تواند مثبت باشد. جمهوری اسلامی روی مهره روسيه به عنوان يک امکان، جهت خنثی کردن محاصره اقتصادی حساب می کند. هر قدر روس ها به هيئت های اروپائی و آمريکائی در اين ارتباط نزديکتر باشند به همان اندازه محاصره اقتصادی سازمان ملل می تواند موثرترباشد. س: فکر می کنيد که محاصره اقتصادی شديد جمهوری اسلامی را از ادامه اقدامات اتمی خود باز می دارد؟ ج: جناح حاکم در ايران بر اين باور است که بدون ترديد می تواند بر انزوا و محاصر اقتصادی غلبه کند. می دانيد که آن ها با دستگير و آزاد کردن ملوانان انگليسی در چند ماه گذشته احساس قهرمانی می کنند. بايد توجه داشت که بروز يک جنگ می تواند به بحران اقتصادی و نا آرامی های اجتماعی منتهی شود. توجه کنيد که فقط سهميه بندی بنزين در ماه گذشته چه نا آرامی مهمی را در ايران بوجود آورد. ما در مسيری قرار داريم که ظاهرا به راه های خشونت آميز منتهی می شود. البته ما مايل نيستم که چنين اتفاقی بيفتد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اين مطلب چه ربطي به اخبار نظامي داره :? :D اين مطلب فقط باعث ايجاد اختلاف ميشه :D :mrgreen: :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تمام اسرائیل در تیررس موشک های حزب الله قرار دارد دبیرکل حزب الله لبنان بر آمادگی کامل مبارزان لبنانی برای دفع هرگونه تجاوز از سوی رژیم صهیونیستی تاکید کرد و گفت : تمام فلسطین اشغالی در تیررس موشک های حزب الله قرار دارد. سید حسن نصرالله در گفتگو با شبکه تلویزیونی الجزیره، تصریح کرد: موشکهای ما قادرند تمام نقاط فلسطین اشغالی را هدف قرار دهند. وی افزود: اماکنی را که جنگنده های رژیم صهیونیستی در نخستین روزهای جنگ در لبنان بمباران کردند شامل انبار موشکهای حزب الله نبود در واقع این انبارها هدف بمباران رژیم صهیونیستی قرار نگرفتند. نصرالله خاطرنشان کرد: سوریه تابستان سال گذشته آمادگی داشت که با رژیم صهیونیستی وارد جنگ شود. من به خوبی می دانم که سوری ها از طریق واسطه به اسرائیل پیام داه بودند که در صورت هجوم به مرزهای غربی سوریه و لبنان سکوت نخواهند کرد. وی در پاسخ به این پرسش که آیا حزب الله قصد داشت دایره جنگ با اسرائیل را گسترش دهد، گفت: حزب الله قصد انجام چنین کاری را نداشت، زیرا در این امر مصلحتی نمی دید. دبیرکل حزب الله درباره هدف قرار دادن ناو جنگی رژیم صهیونیستی موسوم به ساعر 2 که در نخستین روزهای جنگ انجام شد اظهار داشت: رژیم صهیونیستی سلاحی که با استفاده از آن ناو جنگی آنها را هدف قرار دادیم، نمی شناخت، لذا از پیش نیز نمی دانست ما چنین سلاحی را در اختیار داریم. وی افزود: من از طریق یک افسر اتاق عملیات حزب الله با هیئت مامور برای بمباران ناو جنگی اسرائیل در تماس بودم که اعلام انهدام این ناو با سخنرانی من همزمان شود به عبارتی دیگر این از جمله غافلگیری هایی بود که من در بحبوحه جنگ متعهد شده بودم آن را (اعلام انهدام ناو جنگی اسرائیل در خلال سخنرانی خود) انجام دهم. دبیرکل حزب الله در ادامه، شایعه پنهان شدنش در سفارت ایران یا سوریه در جریان جنگ اخیر را تکذیب کرد. وی درباره آمادگی مبارزان حزب الله برای عملیات به اسارت درآوردن 2 نظامی رژیم صهیونیستی گفت: مبارزان این حزب به مدت 3 ماه در انتظار بودند که یک گشتی رژیم صهیونیستی در نزدیکی شهرک زرعیت عبور کند تا این عملیات انجام شود. نصرالله تصریح کرد: اسرائیلی ها پس از اسارت 2 نظامی شان اقدام فوری انجام ندادند، بلکه در ابتدا تنها به حرکت درآوردن 3 تانکشان که یکی از آنها با بمب و دیگری با موشک مبارزان ما انهدام شدند و سومی نیز آسیب دید اکتفا کردند. به گفته وی، فرماندهی حزب الله پس از عملیات به اسارت گرفتن 2 نظامی اسرائیلی، مراکز فرماندهی و منازل رهبران حزب را تخلیه کردند. وی درباره صحت اظهارات وزیر امور خارجه فرانسه پس از برگزاری نشست گروه های لبنانی در پاریس که گفته بود از نمایندگان حزب الله در این نشست شنیده است 2 نظامی اسرائیلی در قید حیات هستند، گفت: من صحت این خبر را تکذیب می کنم زیرا فقط من اختیار سخن گفتن درباره این 2 نظامی را دارم. دبیرکل حزب الله در پایان درباره تاثیر سخنرانی های وی در جهان عرب و اسلام که در خلال جنگ 33 روزه انجام شد، اظهار داشت: من قصد ندارم یک رهبر عربی، اسلامی یا حتی لبنانی و یا شیعی باشم، بلکه هدف من از این سخنرانی ها، تنها کسب رضای خدا است آويا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
رژیم صهیونیستی یک گام مهم دیگر را به سمت ایجاد یک شبکه دفاع موشک بالستیک و مراقبت دوربرد برداشت . این شبکه شامل انواع حسگرها و موشکها و پهپاد ها می باشد و از سال 2000 در دست تکمیل بوده است .یکی از پهپادها ی مورد استفاده در شبکه مزبور تا کنون در چارچوب برنامه ای سری در دست تکمیل بوده .اما به تازگی تصاویری از نخستین پرواز ان در تابستان گذشته منتشر شده است . این در حالی است که صهیونیستها تا کنون تنها به ارایه اطلاعاتی در مورد ابعاد کلی این پهپاد و به ویژه دهنه بال 85 پایی ان و انواع تسلیحات هوا به هوا و هوا به سطح قابل حمل توسط ان اکتفا کرده بودند اما از چندی پیش چند تصویر گرفته شده از فیلم های ویدیویی ازمایش ان نیز منتشر شده است. این پهپاد تا کنون به نام های هرون 2 , ایتان و ماچاتز 2 شناخته میشود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برخي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري آمريكا در كنفرانس مطبوعاتي گروه غيرانتفاعي "پروژه اسرائيل"، مستقيماً و يا از طريق ارسال پيام شركت جسته و از طومار تند اين گروه عليه ايران حمايت كردند. در اين طومار، رژيم صهيونيستي به عنوان نماد صلح طلبي و رييس جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك تندرو مذهبي معرفي شده كه درصدد محو اسرائيل از روي نقشه جهان از طريق جنگ مذهبي می باشد. توقف غني سازي اورانيوم در ايران، دسترسي آژانس بين المللي انرژي هسته اي به كليه تاسيسات اتمي اين كشور، منع ايران از حمايت مالي از گروه هاي تروريستي و به رسميت شناختن حق زيست صلح آميز اسرائيل، چهار درخواست اصلي اين طومار اين طومار مي باشد. این گزارش از حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامي فلسطين به عنوان گروههاي تروريستي ياد كرده كه از حمايت ايران برخوردار بوده و در اروپا و آمريكا داراي هسته هاي تروريستي مي باشند. هيلاري كلينتون، نامزد حزب دمكرات آمريكا در انتخابات رياست جمهوري آينده در حمايت از اين طومار كه خطاب به دبير كل سازمان ملل متحد است، اظهار داشت: كه حمله حزب الله به اسرائيل در تابستان گذشته با سلاح هاي ايران به روشني نفوذ مخرب تهران در وراي مرزهايش را نشان مي دهد. وي افزود: او و سناتور "فرانك لوتنبرگ" (نماينده دمكرات از ايالت نيوجرسي) لايحه اي را در كنگره پيشنهاد كرده اند كه مانع از تخطي شركت هاي چند مليتي مانند "هاليبرتون" و شركت هاي اقماري آنان از قوانين مصوب كنگره آمريكا در مورد تحريم ايران مي شود. "اوباما باراك" نامزد ديگر دموكراتها در انتخابات آينده، در پيامش از ايران به عنوان يك تئوكراسي راديكال كه علناً همسايگانش را تهديد مي كند ياد نموده و مي گويد: لايحه اجرايي نمودن تحريم ها را در كنگره مطرح كرده ام كه مانع سرمايه گذاري هرگونه سرمايه آمريكايي در شركت هايي مي شود كه آنان در صنعت نفت و گاز ايران داراي پروژه هستند. از سوي ديگر، جان ادواردز در پيامي از موضوع مذاكره مستقيم آمريكا با ايران دفاع نموده و مطرح مي سازد كه براي منصرف كردن ايران از پيگيري سلاح هاي هسته اي، سياست چماق و هويج ضروري است. گروه موسوم به پروژه اسرائيل در وب سايت خود ادعا كرده كه طومار مزبور را براي رهبران كشورهاي عضو سازمان ملل متحد، واتيكان، رهبران معروف مانند دالايي لاما ارسال كرده و متجاوز از80 هزار امضا تاكنون از سراسر جهان در حمايت از آن جمع شده است. گفتني است گروه مزبور در اساسنامه خود براينكه گروهي غيرانتفاعي با دفاتري در واشنگتن و بيت المقدس است و هدف آن امنيت و صلح براي رژيم صهيونيستي از طريق تاثير بر افكار عمومي جهانيان است، تأكيد كرده است. منبع:رجا نیوز

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تصویب لوایح ضد ایرانی در مجلس نمایندگان آمریکا مجلس نمایندگان آمریکا دیشب لوایحی را به تصویب رساند که بر اساس آن از سرمایه گذاران و دولت هایی که سرمایه هایشان را از شرکت های سرمایه گذار در ایران و سودان خارج کنند، حمایت های حقوقی خواهد شد. به گزارش خبرگزاری مهربه نقل از آسوشیتدپرس، طبق این لوایح مدیران شرکت های سرمایه گذاری که سرمایه هایشان را از شرکت های سرمایه گذار بیش از 20 میلیون دلار در بخش انرژی ایران یا شرکت های حامی سیاست های سودان درباره دارفور خارج کنند، مشمول مصونیت در برابر دعاوی حقوقی خواهند شد. لایحه مربوط به ایران با 408 رأی موافق در مقابل 6 رأی منفی و لایحه مربوط به سودان با 418 رأی موافق در برابر یک رأی منفی در جلسه دیشب به تصویب رسید و به مجلس سنا برای تصویب ارائه شده است. طبق هر دو لایحه، دولت آمریکا به صورت دوره ای فهرستی از شرکت هایی را که با بخش انرژی سودان و ایران معامله کنند، به روزرسانی خواهد کرد. همچنین طبق این لوایح با این که شرکت های آمریکایی پیشتر از سرمایه گذاری در بخش انرژی سودان و ایران منع شده اند، اما بسیاری از آمریکایی ها از روابط تجاری با شرکت های خارجی که در این دو کشور سرمایه گذاری کنند، ناآگاه هستند. لوایح به دولت های کشوری و محلی اجازه می دهد سرمایه های شرکت های تحت کنترلشان را از شرکت های موجود در فهرست فوق بیرون بکشند. به گفته "باربارا لی"، نماینده جمهوریخواه و تهیه کننده لایحه مربوط به سودان، 59 دانشگاه و 19 کشور تاکنون اقداماتی برای خارج کردن سرمایه هایشان از شرکت های سرمایه گذار در سودان انجام داده اند. علاوه براین، دولت آمریکا از تمدید یا امضای قرارداد با شرکت های چندملیتی معامله کننده با دولت سودان منع شده است. لایحه مربوط به ایران بر آن دسته از شرکت های بین المللی تمرکز دارد که حداقل 20 میلیون دلار در بخش انرژی ایران سرمایه گذاری کنند، تسلیحات به ایران بفروشند یا اعتباری معادل 20 میلیون دلار یا بیشتر برای دولت ایران را تمدید کنند. علاوه براین، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه جداگانه ای را با 415 رأی موافق دربرابر 11 رأی منفی به تصویب رساند که بر اساس آن تحریم های کنونی علیه ایران شامل معاملات با صنایع پتروشیمی و گاز طبیعی نیز خواهد شد و شرکت های اعتباری، بیمه گذاران و سایر مؤسسات مالی به خاطر سرمایه گذاری در صنایع انرژی ایران مشمول تحریم خواهند شد. مهر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط worior
      بسمه تعالی
       
       
      عین الاسد، پایگاهی که باید انهدام کامل را تجربه میکرد.
       

       
       
      مقدمه
      آنچه پیوسته در اخبار و تحلیل های غربی پیرامون ایران میخوانیم، بدون غلو کردن، این است که ایران در منطقه پروکسی هایی دارد که از دید آنها هم تروریست و آدم کش هایی خون آشامند، که به صغیر و کبیر، نظامی و غیر نظامی رحم نمیکنند، گویی که این تروریست ها مدتی در فضا زندگی میکرده اند و ایران این بیگانگان فضایی را برای مقابله با ایالات متحده که در همسایگی خودش قرار دارد به کره زمین آورده  و حق حاکمیت این کشور در همسایگی خویش در ایالت های عراق و افغانستان و ولات عربی خلیج فارس را نقض نموده است. بنابراین لازم است تا با اقدامات بی ثبات کننده رژیمی که خود نیز بر ایالت ایران به غضب و با خشونت و تروریسم حاکم شده و البته با همین پروکسی های تروریست اش بشدت مقابله نمود، آنهم با هر ابزاری، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، سیاسی و ... گذشته از این دلایل بسیار محکم برای مقابله با ایران و شیعیان!، آمریکا دلایل اقتصادی محکمتری برای حفاظت از ایالت عراق دارد و آنهم نفت است که به حساب بنده با صادرات حدودا سالانه 80 میلیارد دلار نفت توسط عراق، این کشور اگر تمام فروش نفت خود را به ایالات متحده واگذار کند، میتواند هزینه 7 هزار میلیارد دلاری که آمریکا برای حفظ امنیت مردمش در عراق کرده جبران کند، البته پس از 90 سال.
      با این کمدی سیاه در مقدمه، سری به واقعیت های نظامی روی زمین بزنیم، موقعیت جئو استراتژیک عین الاسد. پایگاهی در مرکز عراق، 160 کیلومتری غرب بغداد در استان الانبار و در فاصله 300 کیلومتری از مرز ایران، با عنوان اصلی عربی القاعده الجوی القادسیه. یکی از 5 ابر پایگاه هوایی عراق در زمان صدام که در سال 1975 و با درس گرفتن از نبردهای اسراییل و اعراب بدست پیمانکاران یوگوسلاویایی با هزینه 280 میلیون دلار آمریکا ساخته شد. از خصوصیات این پایگاه مجهز بودن آن به شلتر های نگهدارنده هواپیما در برابر بمباران هوایی و پیشرفته ترین هواپیمای وقت یعنی میگ های 25 ساخت شوروی بود.
      در جنگ 2003 آمریکا بر علیه عراق، این پایگاه توسط نیروهای استرالیایی ائتلاف اشغال شد، و تا 2011 تبدیل به بزرگترین پایگاه نظامی نیروهای ائتلاف آمریکایی در غرب بغداد گشت. علت این امر نزدیکی به بغداد، قرارگیری در پشت رودخانه فرات، نزدیکی به مرز سوریه و همچنین وجود امکانات فراوان رفاهی در آن یاد شده است، در کنار نظامیان آمریکایی این پایگاه محلی برای نشست و برخاست ایرفورس وان، یا همان هواپیمایی اختصاصی دولت فدرال آمریکا که برای جابجایی ریاست جمهوری استفاده میشود بوده است. این پایگاه پذیرای روئسای جمهور و وزرای آمریکایی، جرج بوش، اوباما، ترامپ، جان بولتون، رابرت گیتس، کاندولیزا رایس، پیتر پیس، و از همه اینها مهمتر چاک نوریس وملانیا ترامپ بجای فرودگاه بین المللی بغداد بوده است. ترامپ در پرواز مخفیانه خود به این فرودگاه از ناراحتی رفیق قلدرش بولتون بخاطر خاموش کردن همه چراغ هوای هواپیما و بستن همه پنجره ها شکوه نموده.
      در زمان جنگ عراق این پایگاه محل استقرار نیروی اعزامی تکاوران دریایی دوم آمریکا به همراه چند اسکادران هوایی بود و تا سال سپتامبر  2011  که آخرین نیروهای بجا مانده از آن تخلیه شدند، عملا در آن سال بسته شد. تا اینکه مجدد در سال 2014 و شکل گیری ائتلاف آمریکایی مقابله با داعش، فعالیت این پایگاه با استقرار تکاوران دریایی آمریکا به همراه جنگنده های اف 18 مجددا آغاز شد و تاکنون ادامه دارد.
       
      چرایی اهمیت این پایگاه از نظر نظامی
      اهمیت اصلی این پایگاه که از لحاظ جئو استراتژی نظامی کمتر به آن پرداخته شده است، قرار گیری آن در مرکز یک حمله احتمالی از سوی رژیم صهیونیستی به سمت ایران است، آنقدر نزدیک به مرکز که اگر خطی راستی از تهران تا تلاویو بکشیم از روی این پایگاه عبور خواهد کرد:
       

       
      در همه نقشه ها و تحلیل های مختلفی در سراسر نت از تحلیل گران و اندیشکده مختلف مطالعات نظامی و راهبردی بدست آوردم، همین خط که کوتاه ترین مسیر ممکن است به عنوان کریدور اصلی پرواز جنگنده های صهیونیستی به سمت ایران و بالعکس مسیر پاسخ احتمالی از سوی ایران بدان اشاره شده است.
      حمله ای که در بسیاری از سناریوها موفقیت آمیز بودن آن به حضور تعداد وسیعی از هواگردهای رادار گریز، بمب افکن های بزرگ همراه با بمب های سنگرشکن و یا حملات با استفاده از موشک های بالستیک با سرهای جنگی هسته ای کم توان براورد شده است. ایالات متحده خود نیز در تهمید برای حمله احتمالی به تاسیسات هسته ایران، اشکال مختلفی از تسلیحات سنگر شکن مانند بمب 2.5تنی GBU-28  و بمب سنگین 13 تنی MOAB برای نفوذ به عمق 40 متری و بونکر های زیر زمینی طراحی کرده است، رها سازی چنین بمب های بسیار سنگینی مستلزم حضور بمب افکن در نزدیکی اهداف زمینی بصورت پنهانکار یا در نهایت اسکورت و پشتیبانی هوایی با تعداد بسیاری از جنگنده های مختلف به منظور ایجاد امنیت هوایی برای مهاجمین و انهدام همزمان شبکه های پدافندی ایران است. این حمله با این وسعت برای سرزمین های اشغالی که در فاصله 1300 کیلومتری در خط مستقیم از مرزهای ایران قراردارند (دست کم نزدیک به 3 تا 5 هزار کیلومتر عملیات پروازی یک هواگرد) حجم عظیمی از عملیات هوایی، شناسایی، سوخترسانی، پشتیبانی و همچنین امداد و نجات خلبانان در دوردست احتیاج دارد و بدین منظور زیرساخت های بسیاری در اطراف ایران برای پوشش چنین حمله ای نیاز است تا در صورت بروز نقص فنی، اقدام تقابلی پدافند و نیروی هوایی ایران در تعقیب و ضربه متقابل، تمهیدات لازم را پیش بینی کرده باشد.
       

       
      در یک اقدام هوایی برای طرح ریزی عملیات، مسافت نخستین فاکتوری است که به آن توجه میشود، مسافت و مسیر پرواز تعیین کننده میزان و چگونگی مدیریت مصرف سوخت و سوخترسانی، مقدار مهمات قابل حمل و میزان سنگینی وزن جت ها، پیچیدگی عملیات جمینگ و طرح و نقشه های مختلف برای مسیرهای هوایی ست. بدیهی است که یک حمله موفق بهتر است با کمترین میزان سوخت برای هر هواپیما و حجم مهمات زیاد، با تعداد کمتری از هواپیما تعداد کمتری از پرواز و مسیری کوتاه تر انجام شود. پرواز دسته های بزرگ، امکان غافلگیری را از بین میبرد، احتمال موفقیت پدافند حریف و تلفات هواگرد های مهاجم را بیشتر میکند، از طرفی مسافت های طولانی به مقدار سوخت بسیار بیشتری نیامندند که سبب میشود تا چند مرحله سوختگیری هوایی و در هر مرحله افزایش ریسک اتفاق افتد. مسیر طولانی و سوخت زیاد باعث قابلیت کمتری در حجم و تعداد بمب ها نسبت به هر جنگنده و یا بمب افکن می شود و احتمال موفقیت حمله را کمتر کرده و تعداد پروازهای لازم را بیشتر میکند. اگر به تجربه های نیروی هوایی بنگریم، نزدیک ترین تجربه در دسترس عملیات غرور آفرین حمله به اچ 3 توسط نیروی هوایی ایران در یک پرواز 3500 کیلومتری ست. گفتنی ست رادارهای پدافند عراق به مدت 67 دقیقه جنگنده های ایران را در کنسول های خود مشاهده کرده اند، اگر عراقی ها و ترکها جنگنده های ایران را بجای یکدیگر اشتباه نگرفته بودند، هر لحظه نیروی هوایی عراق یا ترکیه میتوانست جلوی ادامه حمله و یا بازگشت جنگنده ها به مبدا خود را بگیرد و تلفات سنگینی به نیروی هوایی کشورمان نیز وارد کند. فرماندهان وقت نیروی هوایی ایران بدلیل طولانی بودن مسیر پرواز، پایگاه هوایی پالمیرا در سوریه را به عنوان موقعیت اضطراری برای فرار جنگنده ها در صورت وقوع اقدام متقابل عراق در بستن مسیر بازگشت و یا بروز نقص فنی تدارک دیده بودند. سوخترسان های ایرانی از فرودگاه دمشق برخاستند تا در ارتفاع 100 متری از سطح زمین که مشابه ارتفاع پروازی یک موشک کروز است دوبار در رفت و برگشت در فاصله مرزهای هوایی عراق و سوریه به فانتوم های ایرانی سوخترسانی کنند، چنین عملیات پیچیده و بی نظیری که در دنیا تکرار نشده است،  با استفاده از 4 مرتبه سوخترسانی، 2 مرتبه در دور دست و خاک دشمن، دو مرتبه در آسمان ایران (ارومیه) به همراه عملیات الکترونیک و فریب هوایی وسیع برای گول زدن پدافند و نیروی هوایی عراق و ترکیه انجام شد.
       
      نقشه عملیات هوایی H3
       

       
       
      مشابه همین تمهیدات نیز برای هر حمله هوایی، نیاز است، گرچه جنگنده های امروزی نسبت به دهه 60 از بهره وری و قابلیت حمل سوخت بسیار بهتری بهره مند هستند، منجمله جنگنده های رژیم صهیونیستی، افزون بر آن امکانات پنهانکاری و تقابل الکترونیک پیشرفته تری را در اختیار دارند، و چنین مزایایی باعث میشود تا بتوانند از مسیر های کوتاه تر و مستقیم تر طرح عملیات را پیاده سازی کنند. اما همچنان تمهیدات برون مرزی نظیر پایگاه های هوایی و موقعیت های سوختگیری هوایی و شناسایی هوابرد در نزدیکی مرزهای ایران برای صهیونیست ها در صورت طراحی یک حمله به تاسیسات هسته ای ایران الزامی است و هیچ عملیاتی بدون پیش بینی چنین امکاناتی اجرایی نخواهد بود.
      اما چرا از دید من عین الاسد، در چنین حمله ای نقش بسیار وسیعی میتواند داشته باشد، موارد بسیاری را میتوان برشمرد، نخست، پشتیبانی هوایی، نظیر همان نقشی که پایگاه هوایی پالمیرا و فرودگاه دمشق در فراهم آوردن امکان نشست و برخاست اضطراری برای ایران در حمله به اچ3 فراهم آورد، دوم بستن دست ایران در تعقیب جنگنده های صهیونیست در آسمان عراق، سوم مشارکت مستقیم در حمله به تاسیسات هسته ای ایران بدلیل نزدیکی بسیار به مرزهای ایران در صورتی که آمریکا بخواهد خودش اقدام کند، چهارم ایجاد امکان رهگیری موشک های بالستیک شلیک شده از سوی ایران و فراهم ساختن هشدار زودهنگام برای اسراییل و یا حتی اقدام پدافندی علیه موشک های بالستیک و کروز ایران، فراهم آوردن عملیات فریب همانند همان اقدامی که ایران در فریب پدافند ونیروی هوایی عراق با استفاده از جنگنده های اف 14 در مشغول کردن فرودگاه بغداد و حمله با استفاده از اف5 ها برای زدن تاسیسات نفت کرکوک صورت داد، تا تصمیم گیران ارتش عراق نسبت به نوع تهاجم ایران به خطا بیفتند و اسکادران های بمب افکن اف 4 ایرانی بتوانند خود را به دوردست ترین پایگاه هوایی در مرز با اردن برسانند.
      و اما بیاییم و به تصاویر و نقشه های تحلیل گران غربی در مورد امکان پذیری حمله اسراییل از خاک سرزمین های اشغالی به ایران و کریدورهای پروازی بنگریم، کوتاه ترین و یا مسیر اصلی از عین الاسد میگذرد:
       


      در تصویر فوق CENTRAL ROUTE به دقت از بالای عین الاسد عبور میکند
       
       


       
       
       
       
       
       
       چرا آمریکا نباید در عین الاسد باقی بماند
      سوای جنبه های نظامی که ناامنی فراوانی برای کشورمان ایجاد کرده است، باقی ماندن آمریکا در عین الاسد به منظور مقابله با داعش البته دروغی بیش نیست، ایالات متحده یک پایگاه پهپادی عظیم در عین الاسد برای کشتار بی حساب مردم خاورمیانه و تامین امنیت اسراییل، ایجاد کرده اند. آنها از این پایگاه ها اقدام سیاسی خود در منطقه به ابزارهای نظامی تضمین میکنند، این پایگاه ها را باید ابزارهای لازم در جهت تشکیل طرح خاورمیانه بزرگ و تجزیه عراق و ایران بدانیم. هم اکنون به اذعان بسیاری از اندیشمندان، منجمله تحلیل گران برخی اندیشکده های آمریکایی، آنها لازم میدانند تا بلوک سنی-کردی و تجزیه عراق را صرفا به بهانه واهی مقابله با ایران شکل دهند، اما این آشکار است که آنها به دنبال قتل عام مردم منطقه، بخصوص مسلمانان خاورمیانه بدست یکدیگر و توسعه بیشتر اختلافات قومی و مذهبی صرفا برای امنیت اسراییل و وابستگان سیاسی خود در حکومت های غیر مردمی بخصوص پادشاهی های عربی هستند. سیاست مدیریت اختلافات برای حفظ جایگاه خود بعنوان پلیس باغ وحشی که حق اصلی استفاده از هرگونه قوه قهریه را برای خود تصور میکند. با استفاده از پکیج های نظامی-اقتصادی در اقساط نفتی بلند مدت. با ادعای تامین صلح، از بمباران هوایی و سازمان های امنیتی نظامی  یا همان  PMCs های خود برای تعمیق خشونت و تروریسم بهره گیری می کنند، این روشن است که کشتن مردم هیچ گاه راه حلی برای تروریسم نبوده و به توسعه و ترویج خوی انتقام دامن خواهد زد، بدیهی ست این انتقام و تروریسمی که بی دلیل توسط آمریکا شعله ور شده است، متوجه سیاستمداران وابسته و نظامیان آمریکایی خواهد بود همانهایی که در قوانینشان بدون محاکمه مردم را کشته و اقدام متقابل مردم مظلوم خاورمیانه در برابر خود را تروریسم قلمداد میکنند.

       
      در همان ابتدای شروع جنگ جنوب افغانستان پس از حملات یازده سپتامبر، عملیاتی در آسمان پاکستان توسط پهپادهایی که از عربستان! برخاسته بودند انجام شد، آنزمان برای من قابل پیش بینی بود که آمریکا القاعده را در سراسر خاورمیانه، از افغانستان تا یمن و عراق و سوریه و ... هر جا که بتواند برچسب تروریسم بزند تسری داده و خودش با پهپاد آن را دنبال خواهد کرد، در فاصله سالهای 2004 تا 2013 آمریکا با وجود اعتراض های بسیاری از مردم افغانستان و پاکستان، بیش از 375 حمله پهپادی انجام داده که به کشته شدن 2561 نفر مطابق با آمارهای اعلام شده رسمی منتهی شده، از سال 2002 تا 2013 نیز مشابه همین حملات پهپادی 99 مورد در یمن نیز صورت گرفته که به کشته شدن 552 نفر انجامیده، در سومالی، سوریه، عراق، و ... نیز چنین حملاتی انجام شده است، در تمامی این ترورهای هوایی غیر نظامیان بسیاری نیز کشته شده اند، مطابق با برخی آمارهای رسمی، در بیش از 6700 حمله پهپادی آمریکا در خاورمیانه رقمی بالغ بر 12هزار نفر ترور شده اند که دست کم 1200 نفر آنها غیر نظامی و از این میان نزدیک به 400 نفر کودک بوده اند. مبرهن است که هیچ یک از این ترورهای هوایی یا حکم مرگ های آمریکایی با استفاده از محکومیت قضایی متهمان صورت نگرفته است. تا کنون فقط در دو دولت اوباما و ترامپ 900 حمله پهپادی منجر به ترور انجام شده است، آنهم بر سر مردمی که حتی برای دفاع از خود شاید قادر به خواندن و نوشتن شکواییه نباشند چه رسد به پیگیری در سازمانهای بین المللی و کنوانسیون های حقوق بشر.
      از همه موارد فوق که بگذریم، ترور یک شخصیت رسمی نظامی، و نفر دوم جمهوری اسلامی ایران، از نظر محبوبیت در میان مردم، در کشوری ثالث و در زمان صلح با زیرپا گذاشتن تمام قواعد و رسوم بین المللی در حقوق دیپلماتیک، بیانگر آن است که این هیولای ترور هوایی دیگر حد و مرزی برای خود نمیشناسد. اگر امروز به فکر مقابله همه جانبه با فناوری تروریسم بی حد و حصر آمریکا در خاورمیانه نباشیم، باید منتظر روزگاری بمانیم که تمامی نخبگان، دانشمندان و حتی مردم عادی کشور ما ایران نیز منتظر بمبی باشند که پهپادهای آمریکایی از آسمان بر سرشان بی اندازد و در عوض بگوید آخ اشتباه شد، یا اینکه مشکوک بودیم!. 

       
       
      و برای آنهایی که باور ندارند حملات پهپادی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه ربطی به ایران ندارد:
       

       
      نویسنده WORIOR 
      اقتباس یا درج مطلب تنها با ذکر نام نویسنده و آدرس سایت مجاز است.
      تقدیم به ارواح پاک شهدای مقاومت.
       
       
    • توسط farzin
      دوستان خوبم من اين مطلب رو تو ويكي پديا پيدا كردم مي دونم كه مطالب اين سايت معتبر نيست ولي برام جالب بود كه واقعيت رو از زبان افراد مطلعي كه احتمالا اينجا هستن بدونم با اين هدف كه مطالب زير رو تو سايت ويكي پديا ويرايش كنم چون به عقيده من خيلي يك طرفه است به هر حال داره در مورد سه تا ناو مهم ايران حرف مي زنه نه سه تا لنج ماهيگري خواهش مي كنم در اين مورد نظر تون رو بگيد

      عملیات آخوندک (به انگلیسی: Operation Praying Mantis) حمله نیروی دریایی آمریکا به دو سکوی نفتی ایران در اواخر جنگ ایران و عراق است که به تلافی برخورد ناوچه آمریکایی ساموئل بی. رابرتز (به انگلیسی: USS Samuel B. Roberts) به یک مین دریایی رها شده از کشتی مین گذار ایران ارج انجام گرفت.به دنبال این حمله نیروی دریایی دو کشور با یکدیگر درگیر شدند که خسارات فراوانی به طرف ایرانی وارد آمد.
      در ۱۸ آوریل ۱۹۸۸ (میلادی) نیروهای آمریکایی با چندین گروه سطحی جنگ را آغاز کردند ٫ بعلاوه نیروی هوایی از ناو هواپیمابر انترپرایز (به انگلیسی: USS Enterprize) ٫ عملیات با هماهنگی دو گروه سطحی آغاز شد ٫ یک گروه به همراه دو ناوشکن و یک واحد تدارکاتی آبی خاکی به سکوی نفتی ساسان حمله کردند ٫ گروه دیگر که در برگیرنده یک ناو موشک انداز و دو ناوچه بود به سکوی نفتی سیری حمله کردند ٫ تفنگداران نیروی دریایی از شاخه واکنش سریع به سکوی نفتی ساسان حمله کردند و به جمع آوری مدارک و کارگزاری مواد منفجره جهت از کار انداختن آن پرداختند .
      نیروی دریایی آمریکا در حال بازرسی ادوات جنگی دریایی ایران بر روی سکوی نفتی ساسان
      ایران با اعزام قایق های تندروی بوقمار (به انگلیسی: Boghammar) و حمله به چندین هدف متفاوت در خلیج فارس به این حمله پاسخ گفت ٫ شامل کشتی تدارکاتی با پرچم آمریکا و یک کشتی با پرچم پاناما ٫ بعد از این حمله هواپیماهایA-6E با راهنمایی ناوچه های آمریکایی به سمت قایقهای تندرو هدایت شدند ٫ هواپیما ها با رها کردند بمبهای راکی کلاستر (به انگلیسی: Rockeye Cluster ) بر روی قایقهای تندرو باعث غرق شدن یکی و آسیب دیدن چندی دیگر شدند که بعد از خسارت دیدن به جزیره ابوموسی پناه بردند.
      برخورد با وارد شدن جوشن ٫ قایق توپ دار کلاس کمان ٫ ادامه پیدا کرد ٫ جوشن اقدام به پرتاپ موشکهای هارپون (به انگلیسی: Harpoon missle) خود به سوی وین رایت (به انگلیسی: USS Wainwright) کرد که این عمل با پرتاب چهار موشک استاندارد (به انگلیسی: Standard missle) از سوی سیمپسون (به انگلیسی: USS Simpson) پاسخ داده شد و در همین حین وین رایت هم با پرتاپ دو موشک استاندارد این حمله را ادامه داد ٫ این حمله سازه اصلی کشتی ایرانی را منهدم کرد ولی باعث غرق شدن فوری آن نشد٫ ‌بیگلی (به انگلیسی: USS Bagley) هم یک فروند از هارپون های خود را به سمت آن شلیک که البته به هدف نخورد٬ سه کشتی با نزدیک شدن به جوشن اقدام به غرق کردن آن با استفاده از آتشبار توپخانه کردند.
      در این حین دو عدد اف-۴ (به انگلیسی: F4) نیروی هوایی به وین رایت نزدیک شدند ٫ که با پرتاپ چند فروند موشک استاندارد از منطقه فراری شدند.
      نبرد ادامه پیدا کرد هنگامی که ناوچه سهند که از بندر عباس حرکت کرده بود وارد کش مکش با چندین واحد سطحی نیروهای دریایی آمریکا شد ٫ ناوچه به‌وسیله هواپیماهای اینترودر(به انگلیسی: Intruder A-6es) که مشغول گشت زنی مراقبتی برای جوزف استراس (به انگلیسی: Uss joseph struss) بودند ردیابی شد.
      ناوچه سهند چندین موشک به سمت هواپیماهای اینترودر شلیک کرد که هواپیماها با دو موشک هارپون و چهار بمب هدایت شونده لیزری اسکیپر (به انگلیسی: Laser-guided skipper bombs) پاسخ دادند ٫ جوزف استراس هم یک موشک هارپون به آن اضافه کرد ٫ اغلب ٫ اگرنه تمام سلاحهای شلیک شده با کشتی ایرانی برخورد کرد٫شعله های آتش از روی عرشه سهند به آسمان سر کشید و به تدریج به باطری کشتی (به انگلیسی: Magazine) رسید که باعث انفجاری شد که این انفجار به غرق شدن کشتی کمک کرد.
      ناوچه سهند در حال سوختن بعد از حمله در تاریخ ۱۸ آوریل سال ۱۹۸۸ میلادیبا وجود غرق شدن سهند یکی از پیشرفته ترین کشتیهای ناوگان ایران ٫ایرانیها همچنان به نبرد ادامه دادند ٫ کمی بعدتر در همان روز ٫ خواهر خوانده سهند ٫ ناوچه سبلان وارد معرکه شد و با آتش چند فروند موشک زمین به هوا به اینترودر ها آنها را مورد حمله قرار داد .خلبان اینترودر با پرتاپ یک بمب هدایت شونده لیزری بر روی سبلان کشتی را به طور کامل از کار انداخت به طوری که حتی قادر به حرکت هم نبود ٫ که البته بعدا به‌وسیله یدک کشهای ایرانی به بندرعباس بازگردانده شد ٫ در این حین مقامات ارشد در واشنگتن که در جریان امور بودند به واحدهای آمریکائی دستور دادند که نبرد را ترک کنند.
      با اتمام عملیات واحدهای ناوگان آمریکا خسارات فراوانی به نیروی دریایی ایران و تجهزات استراق سمع بر روی دو سکوی نفتی ایرانی وارد کردند ٫ سبلان البته در ۱۹۸۹ تعمیر شد و از آن زمان تا کنون به روز شده است و کماکان در خدمت نیروی دریای جمهوری اسلامی ایران قرار دارد ٫ آسیب رسیده به سکوهای نفتی هم همچنین تعمیر شد و کماکان در خدمت هستند.
      آمریکائی‌ها در این عملیات دو تن از خلبانان بالگرد کبری توپدار خود را از دست دادند . کبری ٫ از متعلقات ترینتون (به انگلیسی: USS Trenton) بود که در هنگام پرواز در اطراف وین رایت در ۱۵ مایلی جنوب غربی جزیره ابوموسی کمی بعد از تاریکی سقوط کرد ٫ جسد دو خلبان آن به‌وسیله غواصان نیروی دریایی در ماه می پیدا شد ٫ بدنه بالگرد هم کمی بعد تر در آن ماه از آب بیرون کشیده شد ٫ منبع رسمی نیروی دریایی گفته اند که هیچ نشانه ای از برخورد بر روی بدنه بالگرد به چشم نخورده است و احتمالاً بالگرد در حال مانور برای فرار از آتش نیروهای ایرانی سقوط کرده است
      ساموئل بی. رابرتز در حال جابجایی بعد از مورد اصابت قرارگرفتنیک ماه بعد ناو موشک انداز وینسنز(به انگلیسی: USS Vincennes) برای مراقبت برای خروج ساموئل بی رابرتز و افزایش توان نظامی آمریکا بعد از درگیریهای متناوب با ایران به منطقه احضار شد. تنش فوق العاده باعث شد تا خدمه وینسنز به سمت هواپیمای پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر در یک پرواز تجاری عادی شلیک کنند ٫ که باعث کشته شدن ۲۹۵ نفر سرنشینان غیرنظامی و خدمه این هواپیما در ۳ ژوئیه شد ٫ کمتر از دو ماه از رسیدن وینسنز به منطقه. بر اساس گفته های دولت آمریکا، ایرباس ایرانی به یک هواپیمای اف-۱۴ در حال حمله اشتباه گرفته شد٫ دولت ایران هرچند ٫ بر این مدعا تاکید دارد که وینسنز با علم بر اینکه هواپیمای غیر نظامی است آن را مورد هدف قرار داده است.
      در ۶ نوامبر ۲۰۰۳ (میلادی) دیوان دادگستری بین‌المللی ادعای ایران برای دریافت خسارت تحت این عنوان که ایالات متحده پیمان دوستی دو کشور در سال ۱۹۵۵ (میلادی) را زیر پا گذاشته را رد کرد . این دادگاه همچنین ادعای بر عکس ایالات متحده مبنی بر خیانت ایران به پیمان فوق را رد کرد
    • توسط alexandre
      دیمونا (در عبری: דימונה) نام یکی از شهرهای کشور اسرائیل است که در استان جنوبی اسرائیل و در صحرای نگب قرار گرفته است. شهر دیمونا در حدود ۳۴٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد(شهر دیمونا، مرکز یهودیان سیاه‌پوستی است که اکثرا از اتیوپی به اسرائیل مهاجرت کرده‌اند).
      مرکز تحقیقات اتمی نگب و نیروگاه اتمی دیمونا در ده کیلومتری جنوب شهر دیمونا قرار دارد
      -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

      اين تاپيك براي بررسي چگونگي حمله ايران به نيروگاه اتمي ديمونا در صورت آغاز جنگ بين ايران و ر‍ژيم اشغالگر ايجاد شده(دوستان فرض را بر اين بگذارند كه مسئولين ما به خاطر روند جنگ و بررسي تمامي مسائل تصميم به اين كار گرفتند)

      موارد كليدي كه مي توان مطرح كرد ميزان تاثيرات چنين اقدامي براي اسرائيل و تاكتيك هاي پيش روي ايران كه در انتها به موفقيت در عمليات فوق منجر بشود.(خرابكاري داخلي – حملات موشكي – بمباران هوايي و ...)
      منتظر ديدگاه دوستان اهل نظر هستم
      تاپيك مرتبط:
      آيا رژيم صهيونيستي توان حمله به تاسيسات اتمي بوشهر را دارد(تحليل اعضا)
    • توسط EBRAHIM
      پس از جنگ جهانی دوم و با کاهش قدرت کشورهای انگلیس و فرانسه انها نیروهای حود را از بخش هایی از خاورمیانه و از جمله سوریه خارج کردند. با خارج شدن نیروهای بیگانه و پس از فارغ التحصیل شدن اولین سری خلبانان اموزش دیده در مدرسه پرواز(در انگلستان) در سال 1948 نیروی هوایی این کشور تاسیس شد.

      در سال 1950 دو کشور سوریه و مصر در صدد ان شدند تا در هم ادغام شده و ایالات جموری عربی(United Arab Republic) را پایه ریزی کنند. در نتیجه این تصمیم نیروی هوایی سوریه شروع به رشد کرد این نیرو با استخدام پرسنل بیشتر و به خدمت در اوردن هواپیماهای بیشتر توان خود را افزایش داد. با این حال حافظ اسد( رییس جمهور سابق سوریه) تنها به این قرارداد اکتفا نکرد و سوریه در پیمان ورشو نیز عضو شد. هدف از این اقدام نزدیک تر شدن هر چه بیشتر به اتحاد جماهیر شوروی( سابق) بود. پس از این اقدام سیل تسلیحات روسی وارد ارتش سوریه شد که نیروی هوایی این کشور نیز از این موضوع مستثنی نماند.

      علی رغم دریافت این امکانات نیروی هوایی سوریه هیچ وقت در مقابل نیروی هوایی اسراییل خوش اقبال نبود( چه از لحاظ مهارت خلبانان و چه از لحاظ توانمندی)
      در جنگ 6 روزه نیروی هوایی سوریه مرتب از نیروی هوایی اسراییل شکست میخورد و در نهایت نیز دو سوم نیروی خود را از دست داد و مجبور شد از بعضی از پایگاه های خود عقب نشینی کند. شکست نیروی هوایی سوریه بعدها زمینه ساز شکست نیروی زمینی این کشور شد و جنگ را به نفع اسراییل به پایان رساند.
      در جنگ یوم کپور نیروی های مصری و سوری در ابتدا با موفقیت هایی رسیدند ولی مجددا نیروی هوایی اسراییل توانست بر نیروی هوایی سوریه غلبه کند و نتیجه جنگ مجددا به نفع اسراییل رقم خورد. پس از پایان این جنگ نیروی هوایی این کشور همچنان از تسلیحات روسی استفاده کرد. در حالیکه نیروی هوایی مصر از تجهیزات روسی ناامید شده و به تجهیز خود به وسیله تجهیزات غربی روی اورد.

      در جریان این جنگ نیروی هوایی پاکستان 16 نفر از خلبانان خود را به سوریه و مصر فرستاد تا در این جنگ از انها پشتیبانی کند. ولی زمانی که این خلبانان رسیدند مصر قرارداد اتش بس را امضا کرده بود. با این حال سوریه همچنان به جنگ ادامه میداد. 8 تن از خلبانان پاکستانی پروازهای جنگی خود را با هواپیماهای Mig-21 اغاز کردند. اولین موفقیت خلبانان پاکستانی توسط خلبان ستار علوی (Sattar Alvi) به دست امد. وی موفق شد در یک نبرد هوایی یکی از میراژهای اسراییلی را نابود کند. به خاطر این اقدام او دولت سوریه از او تقدیر به عمل اورد. خلبانان عراقی در جریان جنگ یوم کپور موفق شدند تعدادی F-4 Phantom اسراییلی را نیز نابود کنند. هیچ یک از خلبانان پاکستانی در این جنگ کشته نشدند و انها هیچ هواپیمایی را از دست ندادند. با این حال این خلبانان موفق ترین خلبانان نیروی هوایی سوریه نبودند و خلبانان البانیایی و چکسلواکیایی و بلغاری که در خدمت نیروی هوایی سوریه بودند موفق شدند تعداد بیشتری هواپیمای اسراییلی را ساقط کنند
      خلبانان پاکستانی و البانیایی و چکسلواکیایی و بلغاری تا سال 1976 در نیروی هوایی سوریه باقی ماندند و به تربیت خلبانان سوری و اموختن هنر رزم در هوا به انان مشغول بودند.

      این اموزش ها به همراه خرید تجهیزات جدید باعث شد تا نیروی هوایی سوریه در جنگ لبنان(1980) موفق تر عمل کند :
      87 هواپیمای از دست رفته در مقابل نابودی 64 فروند هواپیمای اسراییلی.
      نیروی هوایی سوریه بعد از جنگ لبنان نیز به تجهیز خود به وسیله تجهیزات شرقی ادامه داد. پس از این جنگ اطلاعات کمی در مورد این نیرو منتشر شده و حتی در مورد تعداد بعضی از مدل ها هم تردید وجود دارد. اما بعضی از اخبار که اعلام شده اند نشان میدهد نیروی هوایی این کشور تعدادی MIG-29 , Su-24 خریداری کرده است. همچنین گزارشاتی وجود دارد که از تمایل دمشق به خرید Su-27 حکایت دارد. اخرین و شاید مهمترین خرید این نیرو نیز سفارش 8 فروند رهگیر Mig-31 است.

      پایگاه های هوایی نظامی سوریه
      1-Abu ad Duhor
      2-Afis
      3-Al Qusayr
      4-An Nasiriya
      5-As Suwayda
      6-Dumayr
      7-Hamah
      8-Jirah
      9-Khalkhalah
      10-Marj As Sultan
      11-Marj Ruhayyil
      12-Minakh
      13-Qabr as Sitt
      14-Saiqal
      15-Shayrat
      16-Tiyas
      متاسفانه نتونستم اطلاعات خوبی در مورد این پایگاه ها به دست بیارم. به همین دلیل فقط به بیان نام اونها بسنده میکنم

      دارایی های نیروی هوایی سوریه:

      متاسفانه عکسی از هواپیماهای این کشور در اختیار ندارم...دوستانی که دارند ارسال کنند.

      جنگنده ها:
      Mikoyan-Gurevich MiG-29:
      مجموعا 56 فروند( مدل B: چهل و دو فروند و مدل SMT: چهارده فروند)

      Mikoyan-Gurevich MiG-23:
      173 فروند

      Mikoyan-Gurevich MiG-25:
      37 فروند

      Mikoyan-Gurevich MiG-21:
      142 فروند

      هواپیماهای پشتیبانی زمینی:
      Sukhoi Su-24
      20 فروند

      Sukhoi Su-22
      50 فروند

      هواپیماهای اموزشی:
      Aero L-39 Albatros
      23 فروند

      MBB 223 Flamingo:
      35فروند

      MFI-17 Mushshak:


      6 فروند


      هواپیماهای ترابری و VIP:
      Antonov An-26:
      4 فروند

      Ilyushin Il-76:
      4 فروند

      Dassault Falcon 20:
      2 فروند

      Dassault Falcon 900:
      1 فروند

      Tupolev Tu-134:
      4 فروند

      Yakovlev Yak-40:
      6 فروند

      هلیکوپتر های هجومی:
      Mil Mi-24:
      46 فروند

      Aérospatiale SA-341 Gazelle:
      42 فروند

      Mil Mi-2:
      20 فروند


      هلیکوپترهای ترابری:


      Mil Mi-8:
      55فروند

      Mil Mi-17:
      45 فروند

      موشک ها:

      هوا به هوا:
      Vympel AA-2 Atoll
      Bisnovat AA-6 Acrid (بازنشسته شده است)
      Vympel AA-7 Apex
      Molniya AA-8 Aphid
      Vympel AA-9 Amos (برای MIG-31 های سفارش داده شده است/ هنوز تحویل نشده است)
      Vympel AA-10 Alamo

      هوا به زمین:
      Zvezda AS-7 Kerry
      Zvezda AS-10 Karen
      Raduga AS-11 Kilter
      Zvezda AS-12 Kegler
      Molniya AS-14 Kedge
      Euromissile HOT


      زمین به هوا(SAM
      Lavochkin SA-2 Guideline:
      275 لانچر

      Isayev SA-3 Goa:
      143 لانچر(در حال ارتقا یافتن هستند)

      Almaz SA-5 Gammon:
      48 لانچر

      SA-7 Grail
      200 لانچر

      SA-8 Gecko :
      60 لانچر

      ___________
      منبع: دانشجو
       
    • توسط zed
      متن زير، آخرين سخنراني سردار شهيد حاج احمد متوسليان براي قواي محمد رسول الله در پادگان زبداني واقع در خارج از شهر دمشق است.كمتر از ده روز پس از ايراد اين سخنان، حاج احمد در جاده طرابلس به بيروت به همراه 3 تن از همراهانش به اسارت مزدوران مسيحي رژيم صهيونيستي در آمد.
      بسم‏الله الرحمن الرحيم
      بعد از انجام عمليات فتح‏المبين در ايران، روند مسايل سياسى جهان، تغييرات عمده‏اى پيدا كرد و كامل كننده اين تغييرات، عمليات پيروزمندانه الى بيت‏المقدس بود.
      در پى اين دو عمليات بود كه ابر قدرت آمريكا و امپرياليزم بين‏المللى به اين نتيجه رسيدند كه عراق نه تنها قادر نيست در مقابل انقلاب اسلامى ايران بايستد و آن را به زانو در بياورد، بلكه موجوديت خود او نيز در منطقه به خطر افتاده و هر آن بيم آن مى‏رود كه با سقوط جريان صدامى در منطقه امپرياليزم و منافع آن متحمل ضربات سنگينى بشوند. به همين دلايل، امپرياليزم به فكر افتاد كه بايد اين جريان بعثى را به نحوى از نابودى نجات دهد. بنابراين تصميم گرفتند تا هماهنگى خاصى در بين ايادى خودشان در منطقه ايجاد نمايند. شما عزيزان خودتان شاهد اين هماهنگى هستيد و سكوت سران مرتجع منطقه در مقابل تجاوز اسراييل، دليل اين مدعاست.
      ژنرال الكساندر هيگ - وزير خارجه آمريكا - گفته است: ما بايد سه مسأله جنگ ايران و عراق، بى‏ثباتى كشورهاى خليج فارس و بحران در جنوب لبنان را هر چه سريع‏تر حل كنيم! البته ما نيز بر اين اعتقاد هستيم؛ ولى بر طبق آن خط مشى‏اى كه اسلام به ما ارايه مى‏دهد. آمريكا آرام نمى‏نشيند و هر روز توطئه‏اى جديدتر و خدعه‏آميزتر از قبل را بر ملت‏هاى مسلمان تحميل مى‏نمايد؛ غافل از آنكه تا در اقصى نقاط جهان گوينده "لااله الا الله" هست، همان جا نيز مرز اسلامى ماست. ما اين هنرنمايى‏هاى فرسوده و نقاشى‏هاى از بين رفته در طول تاريخ بر روى صفحات لجن مالى شده‏اى را كه به نام مرزهاى جغرافيايى در بين ممالك اسلامى علم كرده‏اند، هرگز قبول نداريم.
      آقاى هيگ - وزير خارجه آمريكا - يك هفته قبل از حمله اسراييل به جنوب لبنان در روز سى‏ام مه 1982 مى‏گويد: ما تا هفته آينده، اين سه مسأله را حل خواهيم كرد.
      اسحاق شامير - وزير خارجه اسراييل - نيز براى آنكه اعتراضى به وزير خارجه آمريكا كرده باشد، بر آشفته مى‏گويد: شما آمريكايى‏ها، چرا طرح‏ها و برنامه‏هاى نظامى محرمانه ما را افشا مى‏كنيد؟!
      مجموعه اين بيانات، نشان‏دهنده توطئه‏اى است كه از قبل طرح‏ريزى شده است و ابرقدرت آمريكا و فرزند نامشروع و خلفش اسراييل، هر دو از اين تجاوز جنايتكارانه به لبنان، با خبر و همدست يكديگر بوده‏اند. آنها از اين تجاوز، چنين تحليلى نيز داشته‏اند كه اولين نتيجه اين حمله، ايجاد فشارهايى بر ايران است؛ به اين معنا كه پيام اين فشارها به ايران، اين خواهد بود كه جنگ با عراق را حل و فصل نماييد تا ايران و عراق دوش به دوش همديگر عليه اسراييل بجنگند!
      از سوى ديگر، اگر ايران فريب اين توطئه خدعه‏آميز را نخورد و ما به جنگ ادامه داديم، اذناب مرتجع و دست نشانده آمريكا در كشورهاى منطقه، ما را به‏عنوان كشورى ضداسلام! محكوم كنند؛ با اين تحليل مكارانه كه دشمن صهيونيستى به ممالك اسلامى لبنان و سوريه تجاوز نموده و عراق مايل است عليه اسراييل بجنگد؛ ولى ايران نمى‏خواهد! طبيعتا همين مسأله، ما را وا مى‏داشت كه به آتش بسى ننگين تن بدهيم. كما اينكه به احتمال 80 درصد قصد داشتند در عراق كودتايى انجام بدهند، صدام را بر كنار نمايند و آتش بس يكجانبه‏اى را در جنگ اعلام كنند و طى مقطعى پانزده روزه از سرزمين‏هاى اشغالى ايران خارج شده، آنگاه بحث شناسايى آغازگر جنگ و شناختن مجرم كه از اهم خواسته‏هاى ايران بوده و هست را به حكميت دو ارگان گرگ صفت محول كنند؛ يكى، شوراى امنيت سازمان ملل متحد و آن ديگرى، ديوان عالى عدالت بين‏المللى يا همان "دادگاه لاهه"! ما هم خوب مى‏دانيم كه سگ زرد برادر شغال است و هر دو با هم يكى هستند.
      آمريكا و اسراييل در نهايت ناباورى مشاهده مى‏كنند كه ايران، با آنكه در حال جنگ با عراق است، در جبهه ديگرى نيز وارد عمل مى‏شود و نيرويى تقويت شده و قدرتمند به لبنان اعزام مى‏نمايد و با اين اعزام نيرو، دشمنان انقلاب اسلامى در منطقه با حالتى بهت‏زده، همه نقشه‏هاى خود را نقش بر آب و تمامى معيارها و محاسباتشان را برعكس و وارونه شده مى‏بينند!
      وقتى كه در شب بيست و يك خرداد ماه، ما وارد فرودگاه بين‏المللى دمشق شديم، افرادى كه براى استقبال آمده بودند، فكر مى‏كردند كه ما براى بازديدى تشريفاتى و حضور در ضيافتى دو ساعته به سوريه آمده‏ايم!
      برادرها! تمامى مردم لبنان، شما را مرجع و ملجأ خود مى‏دانند و معتقدند كه فقط شما مى‏توانيد آنها را نجات دهيد. الان در لبنان مردم مدام مى‏پرسند: كى مى‏آييد؟ كى عمل مى‏كنيد؟! هر لبنانى را كه مى‏بينيم، اولين حرفش اين است كه آيا شما پاسداران انقلاب اسلامى ايران هستيد؟ وقتى پاسخ مثبت مى‏دهيم، بلافاصله مى‏پرسند: پس كى به اينجا مى‏آييد؟!
      عزيزان، ان‏شاءالله با به كار بردن تمام تاكتيك‏هايى كه تاكنون آموخته‏ايم و به كار بردن تمامى امكاناتى كه در اختيار داريم، با ايمان به الله و اعتقاد به خدا، تن به اين آتش‏بس‏ها نخواهيم داد. ما به آنچه كه برادرمان "رفسنجانى" در اين رابطه گفته است، صحه مى‏گذاريم كه گفت: "ما در آنجا سلاح و نيرو داريم و اراده و تصميم به دست ماست و خودمان نيز عمل مى‏كنيم و ما هرگز تن به سازش نخواهيم داد."
      با افراد و كشورها تا آن زمانى كه عليه كفر "يعنى اسراييل" بجنگند، ما نيز همراه و همكار خواهيم بود و اكنون برادران سورى‏مان در اين جهت هستند و ما هم در كنارشان هستيم و با اين برادران همكارى مى‏كنيم و مى‏جنگيم و اعتقاد داريم كه انقلاب اسلامى را بايد به جهان صادر كنيم.
      ان‏شاءالله خداوند به همه شما برادرها توفيق بدهد و به همه ما نيز اين توفيق را بدهد كه بتوانيم قوانين انفرادى و اجتماعى اسلام را هم درون خودمان و هم در اجتماع‏مان پياده كنيم... اين حركت جديد ما نيز در منطقه نه صرفا به عنوان يك حضور سمبليك و صورى است، بلكه حضور ما در اين منطقه، عمل نيز در پى دارد. با اسراييل وارد جنگ خواهيم شد و عمليات‏مان را عليه آنها شروع خواهيم كرد. هر كس با ماست؛ بسم‏الله! هر كس با ما نيست، خداحافظ!
      ما با ايمانمان مى‏جنگيم؛ جندالله با ايمانش مى‏جنگد. بگذار بوق‏هاى تبليغاتى رسانه‏هاى صهيونيستى و سران اسراييل به ما بگويند شما براى خودكشى آمده‏ايد! ما ثابت مى‏كنيم كه خون ما باعث خواهد شد كه سرزمين‏هاى مقدس اسلامى از دست امپرياليزم آمريكا و اين رژيم غاصب و فاسد صهيونيستى آزاد بشود.
      اينها - اسراييلى‏ها - وقتى باورشان شد كه نيروهاى ما به عزم جنگ با آنها دارند به سوريه مى‏آيند، فورا اعلام آتش بس كردند! آتش بس؟! الان تمام فشارها دارد وارد مى‏شود كه كشورهاى ديگر هم تن به آتش بس بدهند؛ آن هم در شرايطى كه ارتش اسراييل با تجاوز به لبنان، در منطقه‏اى به طول هشتاد كيلومتر و به عرض چهل كيلومتر پيش مى‏آيد و سرزمين مقدس اسلامى را اشغال مى‏كند.
      تا به امروز مؤمنين سخت‏ترين مقاومت‏ها را در مقابل اسراييل از خودشان نشان داده‏اند و هنوز ارتش صهيونيستى نتوانسته وارد شهر "صور" شود. چرا؟ چون در صور شيعيان سكونت دارند و آنها معتقدند كه نيروهاى ايرانى، امروز يا فردا از راه مى‏رسند و به همين دليل است كه اين چنين در مقابل ارتش سفاك اسراييل مقاومت كرده‏اند. تا اين لحظه نگذاشته‏اند كه آنها وارد صور بشوند. با آن كه برادران و خواهران ما در محاصره دشمن قرار گرفته‏اند، ولى بحمدالله هنوز دشمن نتوانسته است به مناطق شيعه‏نشين وارد بشود.
      سخت‏ترين مقابله‏هاو مبارزه‏ها توسط همين شيعيان محروم صورت گرفته؛ آن هم در موقعيتى كه ساير جريانات، حتى آن كسانى كه معتقدات ناسيوناليستى و ملى‏گرايى داشتند، در مقابل دشمن پا به فرار گذاشتند. اين مسلمانان واقعى هستند كه اكنون دارند در مقابل تجاوز صهيونيست‏ها ايستادگى مى‏كنند و ما نيز به يارى خدا هر شهرى را كه توسط اسراييلى‏ها محاصره شده، با در محاصره انداختن نيروهاى دشمن آزاد خواهيم كرد و اسراييل را به سقوط مى‏كشانيم! روزى را نزديك خواهيم نمود كه اسراييل چنان بترسد و در فكر اين باشد كه مبادا از لوله سلاحمان، به جاى گلوله، پاسدار بيرون بيايد. باشد كه ما شبانگاهان بر سرشان بريزيم؛ همچون عقابان تيزپروازى كه شب و روز برايشان معنا ندارد و باشد آنجايى به هم برسيم كه با گرفتن هزاران اسير از صهيونيست‏ها به جهانيان ثابت كنيم كه ما به اتكا به سلاح ايمان‏مان مى‏جنگيم؛ نه به اتكاى هواپيما، نه با موشك‏هاى سام، نه با تانك، نه با توپ، نه با آتش جنگ‏افزارهاى مادى‏مان، ان‏شاءالله."

      منبع : رجانيوز[/align]

      منتقل شد!
      sina12152000
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.