Recommended Posts

دوستان هرکسی نظری در این رابطه داره بیان کنه . بستن تنگه هرمز کاری استراتژیک یا عملی اشتباست.؟ توان ایرا ن دربستن این تنگه با وجود نیروی دریایی امریکا چقدر است؟ چند ماه یا روز یاساعت این کار امکان پذیره ؟ راهکار شما استفاده از کدام سلاح هاست؟ این کار درصورت وقوع جنگ احتمالی برضد ایران چند ساعت به طول خواهد انجامید ؟سرعت عمل.. آیا بستن این تنگه راهگشای جنگ احتمالی است یا فقط عملی پرهزینه واشتباه ؟ آیا این کار باعث فشار براسرائیل می شود ؟ برغرب چه طور؟ اگر فشار ایجاد شود چه قدره ؟آیا مانع از ادامه جنگ میشه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بيشتر از 15 ميليون نفر از گشنگى گوشت ننه باباشونو ميخورن :oops: اين عربارو ميگما icon_cheesygrin اگه تنگه هرمز باسه يك هفته بسته بشه اينجوري ميشه. شايد يك هفته هم زياد باشه icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از نظر من به عنوان اهرم سياسي كاربرد داره البته فقط لازم يك نفتكش در پيت منفجر كنيم icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بايد از سلاح اصلي ايران در برابر ناو ها يعني قايق هاي تند رو حامل مواد منفجره استفاده كنيم!!!!! يه طرح هاي قشنگي براي اين كار هست كه ما نبايد دستمون رو رو كنيم!!!! icon_cheesygrin icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تا زمانيكه ناوگان ايالات متحده تو خليج فارس مستقره اونها نميزارن كار به بستن تنگه هرمز بكشه . يادمون نره كه همسايه اونوري تنگه هرمز عمان است و بايد اون هم همكاري كنه . اگه تنگه رو ببنديم خودمون نفت چطور صادر كنيم . در كل اگه ما بتونيم پيامدهاي بستن آبراهه رو تحمل كنيم بقيه كشور هاي ذينفع بيشتر از ما ضرر ميكنن فكر كنم اروپا و ژاپن فلج بشن و قيمت نفت سر به فلك بكشه ولي شايد امريكا در چاههاي نفتشو باز كنه و باعث تعادل بازار نفت بشه و بتونه نتيجه احتمالي رو به نفع غرب رقم بزنه . با همه اينها بستن تنگه حربه خوبي و بايد آخرين تير تركش ما باشه البته اگه اين كار رو روي زمين انجام بديم بهتره يعني استفاده از موشك چون فكر نميكنم هواپيماهاي ما در حال حاضر توانايي مقابله با هواپيماهاي عربستان كويت امارات و... رو داشته باشن . در ضمن بايد پي درگير شده با كل كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس رو به تنمون بماليم چون اونها بد جوري متضرضر ميشن . نهايتا اميدوارم كار با گفتمان برطرف بشه چون اگه مجبور به اين كار بشيم خومون هم خيلي ضرر ميبينم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
فراموش نکنید که ما اقتصاد بسیار ضعیفی داریم با اینهمه ثروت رتبه پنجم تورم در دنیا رو داریم تازه تورمی که مسکن توش حساب نشده مسکن 400% با بستن تنگه هرمز من موندم خودمون چکار باید بکنیم هر چند که اگرم ما نبندیم باز برامون فرق نمیکنه چون آمریکا نمیزاره نفتکشای ما به اقیانوس برسن.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
يه مثال مستهجن داريم ولي چه كنيم كه بالاخره هست: ميگن ديگي كه كه برا ما نجوشه بهتره سر سگ توش بجوشه ! يا يه چيزي شبيه اين!!! وقتي ما نتونيم نفت صادر كنيم ميخوام هفتاد سال سياه كسي ديگه نتونه! درگيري ما با آمريكا مثل درگيري دو تا كشتي گير مثبت 120 كيلوي كه توي يه اتاق 2*2 با هم درگيري خونيني پيدا كردن و توي اين اتاق دو در دو چند تا بچه چند ماه كوچيك هم هست ( ميني كشور هاي عرب : به بزرگي جسه بعضي هاشون نگاه نكنيد غيرت...) خوب خودتون فكر كنيد چي ميشه! ما 2000 كيلومتر مرز آبي داريم با استفاده از مين پخش كن هاي جديد اين قابليت وجود داره كه در ظرف 24 ساعت هزاران هزار مين رو - روي فرش مين ها توي خليج فارس و درياي عمان قرار بديم . ترسي از بستن تنگه نداشته باشين! همين الان كه هيچي نشده - نفت بشكه اي 120 دلار شده( اوپك) در صورت بسته شدن تنگه هرمز همه اقتصاد متذلزل جهان از هم ميپاشه !

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
خيلي خوشحالم كه بسياري از دوستان جواب واقع بينانه اي به اين سوال دادند ، اجازه بديد اول كمي بيشتر با اين آبراه آشنا بشويم .

آبراه يا تنگه هرمز
تصویر

اين آبراه بطول 35 كيلومتر گذرگاه 25 درصد نفت مورد نياز آمريكا ، اروپا و ژاپن بوده و دو مسير رفت و برگشت به عرض تقريبي 3 كيلومتر را در بر ميگيره ، همانطور كه ميبينيد سه جزيره استراتژيكي تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي سينه به سينه اين آبراه قرارگرفته و ظاهرا اين موقعيت را دراختيار ايران قرار داده كه تردد كشتي راني در اين تنگه حياتي را كنترل كنه . فراموش نكنيم كه اين آبراه شاهرگ حياتي خود ما هم هست ، چه از نظر صادرات نفت كه نان مردم ما به آن وابسته است و چه از نظر واردات ( با توجه به اينكه مرزهاي زميني ما كاملا در كنترل آمريكا است ،مرز با تركيه ، مرز با عراق ، مرز با آذربايجان ، مرز با افغانستان و مرز با پاكستان ) ، در واقع در صورت وقوع در گيري نظامي آمريكا قادر خواهد بود كه ايران را كاملا ايزوله كرده و كل واردات و صادرات هرنوع كالائي را كنترل نمايد .
با توجه به اهميت اين آبراه براي كشورهاي صنعتي و با توجه به تهديدات دائم ايران داير بر مسدود نمودن تنگه در صورت حمله آمريكا به ايران اين آبراه نه تنها از سوي آمريكا و ساير كشورهاي منطقه بلكه از سوي تمام كشورهاي ذينفع از جمله كشورهاي اروپائي با دقت و وسواس بينظيري زير نظر بوده و مراقبت ميشود .
توجه داشته باشيد كه در صورت آغاز مخاصمه نظامي و بسته شدن مرزهاي زميني و هوائي ما با جهان خارج تنگه هرمز شاهرگ حياتي ما خواهد بود و مطمئن باشيد كه آمريكا اين تنگه را كنترل كرده و تنها راه ارتباطي ما با جهان خارج قطع خواهد كرد ، بستن اين آبراه توسط ايران درست به اين ميماند كه كسي بر شاخي از درخت نشسته و همان شاخ را اره كند .
كسانيكه مسدود كردن اين گذرگاه توسط ايران را محتمل ميدانند اولا از ميزان وابستگي ايران به جهان خارج غافلند و ثانيا برداشت بسيار اغراق آميزي از توانائي نظامي ايران براي مسدود نمودن و بخصوص مسدود نگاه داشتن اين آبراه دارند.
ادامه دارد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان توجه داشته باشند در صورتی که ده ها یا شایدم صدها نفتکش مورد هدف قرار بگیره چه فاجعه زیست محیطی برای خلیج فارس پیش میاد ، گرچه در بحبوحه جنگ کسی دلش به حال ماهی های دریا نمیسوزه ولی به یاد داشته باشیم که بالاخره یک روزی این جنگ تموم میشه و ما میمونیم و میلیون ها بشکه نفت که سرتاسر خلیج فارس رو الوده کرده و باید میلیارد ها دلار خرج بشه تا بتونیم این الودگی رو از بین ببریم! حالا مشکلات دیگه بماند (از بین رفتن شغل ماهیگیری و بیکاری هزاران نفر و ...!) به نظر من به جای حمله به نفتکش ها باید به پالایشگاه ها و خطوط انتقال نفت حمله کنیم تا دیگه نفتی برای بارگیری وجود نداشته باشه و حداقل خیالمون از این بابت راحته که تا مدت ها بدون نیاز به درگیری با نفت کش ها و احتمالآ ناوهای محافظ نیروهای اعتلاف از انتقال نفت به بازار های جهانی جلوگیری شده. یه راه دیگه ای که وجود داره حمله شیمیایی یا عملیات کماندویی به ناو ها و نفت کش هاست تا بعد از از بین بردن خدمه تمام تجهیزات و نفت و حتی کشتی های اونها رو به غنیمت بگیریم!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
Parviz, تنگه هرمز آبراهی است که تمام آن در کنترل نیروی دریایی ایران است. از نظر دفاع طبیعی هم تنگه هرمز یک عرض قابل مشخص و محدود برای عبور کشتیهای بزرگ و نفتکش دارد. از بعد نظامی هم تنگه هرمز مکانی است محدود که امکان مانور را از ناوهای بزرگ میکند و بهترین شناور جنگی در این آبراه قایقهای کوچک میباشد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ادامه

بخصوص توجه آقا سعيد را به اين قسمت جلب ميكنم
تنگه هرمز بشدت و با دقت توسط ناوگان نيروي دريائي آمريكا كنترل ميشود ، حتما به خاطر داريد كه چندي قبل يكي از قايق هاي سپاه پاسداران بانزديك شدن بيش از حد به ناوهاي آمريكائي نزديك بود كه موجب واكنش اين نيروها بشود ، در اين روز قايق ايراني در تنگه هرمز به سه ناو USS Hopper ، ناو
USS Port Royal و ناو USS Ingrham كه مشغول گشت در تنگه هرمز بودند نزديك شده بود .


USS Hopper

USS Port Royal

USS Ingraham

قايق سپاه در گير در ماجرا
در واقع عبور هيچ يك از ادوات دريائي نيروهاي مسلح ايران از تنگه هرمز بدون گذر از تير رس كشتي هاي نيروي دريائي آمريكا امكانپذير نيست و با جستجو در اينتر نت ميتوانيد ليست كاملي از كشتي هاي نيروي دريائي آمريكا در تنگه هرمز را بيابيد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته پرویز جان باید به شما خاطرنشان کنم که این منطقه ماست و آمریکا اگر 400 ناو هم داخل خلیج فارس داشته باشد باز هم برتری با ماست! و نیازی هم به بستن تنگه نیست یک تیر هم کافی هست که بهای نفت تکان بخورد! و باید باز هم به شما خاطرنشان کنم که سپاه نیازی به نزدیک شدن با ناوها رو نداره با وجود اژدرها، موشک ها، پهبادها در نوع انتهاری و جنگنده و مین های پرتاب شونده از راه دور که قابلیت کار گذاشتن 300 مین در ساعت رو دارند! و... و اون خبری هم که فرمودید یک جوسازی آمریکایی بیشتر نبود! یک طوری می گید واکنش اینگار چه غلطی هم می خواستن بکنن به فرض اینکه حقیقت داشته باشه؟! ظرف چندین دقیقه تمام ناوگان دریایی آمریکا در خلیج فارس به قراضه های آهنگی برای محل سکونت ماهی ها تبدیل می شد! icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

از نظر دفاع طبیعی هم تنگه هرمز یک عرض قابل مشخص و محدود برای عبور کشتیهای بزرگ و نفتکش دارد.

از بعد نظامی هم تنگه هرمز مکانی است محدود که امکان مانور را از ناوهای بزرگ میکند و بهترین شناور جنگی در این آبراه قایقهای کوچک میباشد.

قویاً تایید میشه.
اما صادرات نفت فکر میکنند ایران پس برای چیه خط لوله صلح رو مایل هست که زود راه بندازه حتی بدون حضور هند
چون راحت میتونه از طریق بنادر شرقی مثل چابهار نفت رو (البته نه مثل خارک) صادر کنه

اما فاجعه زیست محیطی. وقتی تنگه بسته میشه و نفتکش نمیتونه رد بشه .دیگه چه لزومی به زدن اونها هستش.
منم هم بیشتر با زدن پالایشگاه و خط لوله موافقم فرقی هم نمیکنه کجا باشه! خلیج فارس،آمریکا،کانال سوئز ومصر،اروپا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
پس با این اوصاف بستن تنگه هرمز باید به عنوان اخرین راهکار مطرح بشه. ولی به نظر من بهتره که ما با امریکا معامله کنیم! یعنی نفتکش در برابر نفتکش! ما باید به امریکا پیام بدیم تا زمانی که کشتی های نفتکش و پالایشگاه های ما در خلال جنگ مورد حمله قرار نگیره ما هم حملات متقابل رو بر علیه تاسیسات نفتی و نفتکش ها انجام ندیم یا به عبارتی اونها به ما اجازه تولید و ارسال نفت رو بدن تا ما هم همین اجازه رو به دیگران بدیم!(باز کردن تنگه هرمز) اینطوری هم ما اسیب کمتری می بینیم و میتونیم در حین جنگ از فروش نفت منبع درامد داشته باشیم و هم غرب! گرچه امریکایی ها یک خیانت کار بزرگ هستند و به هیچ پیمانی پایبند نیستند مگر تا زمانی که منافع شون ایجاب کنه ولی به هر حال این پیمان میتونه از اسیب های جدی به کشور ما جلوگیری کنه (دقت داشته باشید که فقط در تاسیسات نفتی و پالایشگاهی موجود در منطقه پارس جنوبی چند صد میلیارد دلار سرمایه گذاری شده!!!)

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط EBRAHIM
      IRIS و پدید آمدن برنامه فضایی ایران (قسمت اول )

      مدتیست که از رسانه های جهانی،خبرهایی به گوش میرسد که ایران در حال تولید موشکی است که توانایی حمل ماهواره به فضا دارد.آيا چنين چيزي امكان دارد؟آيا اين ماجرا يك بلوف سياسيست يا حقيقت دارد؟
      دوستان از نظرات مفيد خودشون دريق نكنند امیدوارم مبحث جالبی شود.
      با تشكر



      چند نکته قبال از خواندن مقاله :مطمئنا نظرات نویسنده با نظرات مترجم یکی نیست!!!
      در این مقاله موشک IRIS معادل موشک شهاب 3 دی فرض شده که آن هم به نوبه خود معادل موشک نو دونگ کره شمالی را در اختیار گرفته
      موشک IRIS ویا شهاب 3 دی اولین موشک ماهواره بر سبک ایران فرض شده اند (پراکنده بودن اطلاعات اجازه سخن قطعی را نمیدهد )
      موشک شهاب پنج معادل تائه دو پونگ دو کره شمالی فرض شده (البته از سوی نویسنده آن که آمریکایی هستند ) و عنوان اولین ماهواره بر سنگین ایران را بر دوش میکشد
      =============================================

      نخستین ظهور موشک ماهواره بر IRIS/IRSL-X-1

      با وجود ادعاهای ایران مبنی بر عدم بالابردن برد شهاب 3 دولت ایران در حال حاضر مشغول به ساخت و توسعه نخستین ماهواره بر خود موسوم به IRIS میباشد .
      پرتابگر ماهواره IRIS در ظاهر دارای ترکیب ساختمانی از موشک بالستیکShahab3 است که در مرحله اول از طراحی
      ان بهره میبرد و در مرحله دوم پرتابگر دارای دوقسمت موتور جامد و نیز محل حمل ماهواره (قسمت سوم) توسط پرتابگر است که قطر این مرحله از مرحله اول کمی بیشتر است و میتواند ماهواره های مخابراتی و علمی را در مدار زمین قرار دهد .
      .پرتابگر IRIS با پیکر بندی انجام شده بر روی آن پرتابگریست ایده آل به عنوان کاوشکر یا موشک اکتشافی که میتواند برای حمل کلاهک جنگی و یا توسعه کلاهک های فضایی قابل بازگشت و یا در نهایت برای ارسال محموله های علمی به فضا مورد استفاده قرار گیرد .البته این پرتابگر درحال حاضر نمیتواند ماهواره ها و یا محموله های با جرم بالا را به سمت مدار پرتاب کند . مگر اینکه مرحله سومی نیز به آن اضافه شود تا تبدیل به یک پرتابگر سنگین گردد .
      با توجه به آزمایش موشک چند مرحله ای شهاب 3 نویسنده بر این عقیده است که در صورتی که پرتاب آز مایشی موشک Shahab-3D نخستین پرواز آزمایشی پرتابگر IRIS باشد در آن صورت پرتابهای موشک های
      Shahab - 5 دومین و سومین مرحله از برنامه ساخت یک پرتابگر ماهواره ای است که ایران ادعا دارد در حال توسعه آن است .
      اولین تصویر از موشک IRIS در یکی از نمایشگاههای هوا و فضای ایرانیان در اندازه یک ماکت یک متری به نمایش گذاشته شد . نویسنده ادعا دارد که تستهای ناموفق پرتابی این موشک علت اصلی به تاخیر افتادن توسعه موشک حامل پرتابگر شهاب 5 تا کنون بوده است ولی با تردید بیان میکند که فقط زمان قادر به روشن ساختن این مطلب میباشد .

      نویسنده مقاله ادعا دارد که اختمال توسعه نوع جدیدی از موشک های بالستیک از روی این نسخه پرتابی با نامهای جدیدتر از Shahab - 3d وجود دارد ، ونیز باتوجه به موتور سوخت جامد مورد استفاده در مرحله فوقانی و نیز تمام اطلاعاتی که از موشک شهاب 3 در اختیار است ، طراحی نمایش داده شده از IRIS یقینا طرحی مناسب با استفاده از طراحی موشک بالستیک شهاب 3 است . هرچند که پرتاب این سیستم آزمایشی پیشرفته که پیش از این در غرب و شرق مورد استفاده قرار گرفته و از متدهای غربی و شرقی نیز برای توسعه استفاده کرده برای ملل چیز چندان غیر عادی نخواهد بود ، ولی به سرعت بخشیدن برای توسعه اولین ماهواره بر سنگین ایران قبل از پرتاب کمک شایانی خواهد کرد .
      نویسنده در ادامه با بیان شباهت موجود بین شهاب 3d و نسخه های دوم و سوم موشک تائه دو پونگ کره شمالی این پرسشها
      را مطرح میکند که آیا شهاب 3D میتواند نسخه اصلاح شده از ماهواره بر ایرانی IRIS باشد که تست نخست خود را سپری کرده است ؟ آیا این موشک همان نسخه بالستیک فضایی از موشک تائه دو پونگ 2 کره شمالی وترکیب ماهواره بر شهاب 5 است و یا اینکه موشک بالستیکی ساخت ایران است ؟
      شاید تاحد زیادی بتوان گفت که ایران در حال همکاری با کره شمالی برای ساخت نسخه دوم و سوم ماهواره بر شهاب 5 است و هر دو در انجام این طرح مشارکت جدی دارند. کره شمالی که در سال های پایانی قرن 20 نسخه جدید و بهسازی شده ای از موشک تائه دو پونگ 1 را آزمایش کرده بود در بین 26 Juan و 2 Julay سال 2001 نخستسن نمونه پرتابی از موشک تائه دو پونگ دو را برای پرتاب بر روی سکوی تاسیسات پرتاب خود قرار داده بود .
      این کاملا واضح است که موشک شهاب 3 دی چند ثانیه پس از پرتاب و قبل از پایان مرحله اول در اولین تست خود در آسمان منفجر شد . با وجود طراحی متناسب موتور سوخت جامد آن و نیز پوشش آیرو دینامیک موشک متاسفانه انفجار باعث جلوگیری از آزمایش این قسمت ها گردید . در کل باید به این نتیجه رسید که در صورت تداوم برای ساخت و تکمیل شهاب 5 گلی به یاد ماندنی برای مردم ایران در بخش فضا به ثمر خواهد رسید .


      ========================================
      اما مشخصات موشک IRIS

      حد اکثر بار قابل حمل توسط کلاهک موشک (کیلوگرم ): 760-987-1,158 بار فضایی و یا کلاهک جنگی .
      حداکثر برد ( کیلومتر ) : 1500
      تعداد مراحل : 2
      قطر موشک (متر ) : 1.32 - 1.35 – 1.85
      ارتفاع موشک : 17.1 متر
      وزن در حالت پرتابی سبک : 16000 کیلوگرم
      وظیفه : برای پرتاب محموله های فضایی علمی و تحقیقاتی و نیز ماهواره ها

      اطلاعات مربوط به مرحله اول موشک
      ارتفاع : 14 متر
      قطر : 1.32 – 1.35 – 1.85 متر
      جرم :15092 کیلوگرم
      تراست : موثر 26051 کیلوگرم بر فوت مربع - واقعی 26,760-26,600 کیلوگرم بر فوت مربع
      زمان سوخت : 110 ثانیه
      نوع سوخت : TM-185 (20% Gasoline + 80% Kerosene)
      نوع اکسید کننده : AK-27I (27% N2O4 + 73% HNO3 + Iodium Inhibitor)
      جرم سوخت :12912 کیلو گرم

      اطلاعات مربوط به مرحله دوم موشک
      ارتفاع : 3 الی 4 متر در کل
      قطر : 1.3 ای 2 متر
      وزن : نا معلوم
      تراست موتور : نامعلوم
      مدت زمان سوخت : 100 ثانیه
      نوع سوخت : جامد

      لطفا اگر کسی تصویری از این پرتابگر داره در تاپک قرار بده

      ادامه دارد ..........
      ======================
      منبع خبر:وبلاگ هوانوردی قرن 21
    • توسط farmandekoll
      F-117 نایت هاوک (شاهین تاریکی) نخستین هواپیمای عملیاتی است که به منظور استفاده از فناوری پنهانکاری طراحی شد. طراحی منحصر بفرد این هواپیمای تک سرنشینه تواناییهای استثنایی را به این هواپیمای تهاجمی می افزاید. اندازه این هواپیما در حدود F-15 ایگل می باشد که دو موتور توربو فن F404 که هرکدام نیرویی معادل 48 کیلو نیوتون (10800 پوند) ایجاد می کنند دارد. هم چنین دارای کنترل با سیم می باشد. قابلیت سوختگیری هوایی برد نایت هاوک را افزوده و آن را به یک سلاح بازدارنده و ترساننده ی ایالات متحده تبدیل کرده است. توانایی حمل انواع سلاح ها با سیستمهای ناوبری و حمله یکپارچه و سیستمهای الکترونیک پروازی ( اویونیک) موثر بودن این هواپیما را در عملیات مختلف اثبات می کند و بار کاری خلبان را کم می کند. کشیدن نقشه های با جزییات ریز برای عملیات روی نقاط با پدافند سنگین و قوی با استفاده از سیستم طراحی نقشه خودکار به ارزشهای این هواپیمای منحصر بفرد می افزاید.اولین F-117 در سال 1982 تحویل داده شد و آخرین تحویل در سال 1990 بود. تصمیم تولید F-117 در سال 1978 گرفته شد. اولین پرواز آن در سال 1981 انجام شد.

      جزییات :


      وظیفه : هواپیمای تهاجمی پنهانکار

      سازنده : لاکهید

      استفاده کننده : نیروی هوایی ایالات متحده

      موتور : دو موتور توربو فن بدون پس سوز F404-GE-F1D2 با قدرت 48 کیلو نیوتن (10800پوند)

      ابعاد : طول 10.08 متر، ارتفاع 3.78 متر، دهنه بال 13.20 متر

      اوزان: وزن خالی آن 13.381 کیلوگرم برآورد شده است، حداکثر وزن برخاست 13.814 کیلوگرم

      اجرا : حداکثر سرعت 0.98 ماخ یا 1040 کیلومتر بر ساعت(656 مایل بر ساعت)، سقف پرواز 15.240 متر برآورد شده است ( 50000 پا)

      سلاحها : تا 2268 کیلوگرم (5000 پوند) انواع بمب های هدایت شونده، موشکهای هوا به زمین، موشکهای زد رادار یا موشکهای هوا به هوای AIM-9 که در یک جایگاه درونی حمل می شوند.




    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.