Skyhawk

مخترع ايراني مسلسل

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

مخترع ايراني مسلسل

[b]آزیتا لقائي[/b]

در سالهاي پاياني حکومت و زندگي مظفر‌الدين ‌شاه اجحافات‌‌، تبعيضها‌، اعطاي امتيازات گوناگون به خارجيها‌، فقر و گرسنگي‌، بيکاري و مهاجرت مردم به ممالک همسايه به اميد يافتن کاري که قوت‌لا‌يموتشان را تأمين کند و مشکلات ريز و درشت ديگر، نوعي بيزاري در اقشار مختلف مردم ايران نسبت به مناسبات اجتماعي‌، اقتصادي و فرهنگي در کشور به وجود آورد که سير منطقي آن به چيزي جز انقلاب نمي‌انجاميد‌.


انقلاب مشروطۀ ايران در اين بستر به جريان افتاد و با حوادثي در منطقه مصادف شد که بر ‌روند شکل‌گيري و پيشرفت آن تأثير مي‌گذاشت‌‌‌. از جملۀ اين حوادث جنگ روسيه با ژاپن بود‌.

از زمان جنگهاي ايران و روسيه که به جدا شدن بخشهاي مهمي از ايران منجر شد ايرانيان به همسايۀ شمالي به چشم ابرقدرتي قلدر مي‌نگريستند که بايد در کنارش به آهستگي گام بر‌‌دارند تا خوابش را آشفته نسازند‌. ترس از قدرت روسيه‌، ايرانيان را کاملاً مرعوب ساخته بود اما ناگهان در گوشه‌اي ديگر از آسيا کشوري کوچک در مقابل روسيه سر برافراشت و نه‌ تنها در مقابلش مقاومت کرد بلکه طعم تلخ شکست را به آنها چشاند. ايرانيان با حيرت شاهد مقاومت‌‌ و پيشروي ژاپن و شکست روسيه بودند.

بازتاب تأثير اين جنگ در نشريات فارسي زبان مطرح سالهاي 1323-1324‌ق مشهود است‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. تقريباً در تمام شماره‌هاي برخي نشريات معتبر و تأثير‌گذار آن دوره اخبار مفصلي دربارۀ جبهه‌هاي جنگ و پيروزيهاي ژاپن به چشم مي‌خورد‌‌‌. به علاوه مقالات متعددي نيز به بررسي ابعاد مختلف آن اختصاص دارد‌‌ که در آنها ضمن مقايسۀ ايران و ژاپن به بررسي علل عقب‌ماندگي يکي و پيشرفت و ترقي ديگري و انتقاد از اوضاع ايران پرداخته‌اند‌.

نگاهي به نمونه‌اي از اين قبيل مقالات بي‌فايده نخواهد بود‌‌. در نشريۀ چهره‌نما مقاله‌ايست که به مقايسۀ شرح حال دو مخترع ژاپني و ايراني به نامهاي کيمورا و مشهدي جعفر تبريزي مي‌پردازد‌. اين مقاله را محمد تبريزي نوشته و در دو شمارۀ چهره‌نما چاپ شده است‌.1 نويسنده ابتدا با حسرت از ترقيات ژاپن و عقب‌ماندگي ايران ياد مي‌کند و مي‌نويسد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌:

‌‌‌‌چگونه همجنسان ما به معارج عاليه مدنيت و مدارج متعاليه انسانيت ارتقا يافتند و بدبختانه ما به درکات سافله ذلت انحطاط جستيم (‌يا رب آن قوم کيانند چنين زنده و هشيار ‌يا که ماها چه کسانيم چنين مرده و بيکار‌‌) آنها ژاپونيانند که در پيش بردن اختراعات محير‌العقول گوي مسابقت از اوروپاويان ربوده و در هر علم و تجارت و اختراعات جديده و تتبعات عديده دست رد بر سينه مخترعين و متتبعين عالميان زده‌اند و همه را مبهوت اختراعات بهت‌زاي خود کرده ديگران نکشته آنها مي‌دروند و سايرين نبريده آنها مي‌پوشند ما هم در خرافات مجعولانه سرودن و هذيانهاي بوالهوسانه گفتن ترقي کرده‌ايم و در صنعت گفتن اراجيف و اباطيل و بستن سجع و قافيه به خود مي‌باليم‌)‌‌. 2

نويسنده در ادامه به معرفي کيمورا مهندس دريايي ژاپن مي‌پردازد که با «‌تليفون بدون مفتول خود سلسله علماء اوروپا و مخترعين عالم را محو اختراع خود ساخته» و کشورش را سربلند کرده است‌. ميکادو نيز به پاس خدماتش جوايزي به او داده و دولت ژاپن به او امتياز مخصوص چندين ساله در کليۀ کشور ژاپن را داده است‌. نويسنده نتيجه مي‌گيرد که اين گونه برخورد‌ها ساير مخترعين و مکتشفين را دلگرم مي‌کند‌. 3

نويسنده پس از معرفي مخترع ژاپني به معرفي مخترع ايراني‌ مي‌پردازد و مي‌نويسد مشهدي جعفر خياطباشي، قراباغي‌الاصل و ساکن تبريز است‌، در طفوليت به مدرسه و مکتب نرفته و به کار خياطي مشغول بوده و اکنون سرآمد خياطان تبريز است‌. او بدون دانستن الفبا در علوم سياسي و ادبي وحل مسائل شرعيه و عرفيه و تصحيح شعر و مباحثه با اهالي مذاهب جديده و رد آنها با دلايل عقلي توانا است‌‌.

مشهدي جعفر علاوه ‌بر محاسن فوق اختراعاتي هم دارد‌. او ده سال قبل با وجود بضاعت مالي پايينش ماشين نخ‌ريسي به عنوان نمونه در خانه‌اش ساخت و نخي بسيار صاف و نازک و لطيف به دست آورد‌‌، ولي براي تکميل و گسترش کارش نيازمند سرمايه و حمايت بود از اين‌رو از مردم خواست شرکتي براي گسترش کارگاههاي نخ‌ريسي تأسيس کنند زيرا اين کار مي‌تواند عامل افزايش ثروت ملي و کاهش وابستگي به خارجيان شود. 4

ميرزا‌ علي‌خان ‌امين‌الدوله حاکم آذربايجان در 1314ق که نمونه‌اي از نخ ساخت کارگاه خانگي مشهدي‌جعفر را ديده و پسنديده بود براي حمايت از او پا پيش نهاد. امين‌الدوله پذيرفت که سرمايۀ لازم جهت راه‌اندازي کارخانه را تأمين کند و از دولت هم براي مشهدي‌ جعفر امتياز بگيرد، اما پيش از شروع کار امين‌الدوله به تهران احضار شد‌. ظاهراً پس از رفتن به تهران وعده‌هايش به مخترع تبريزي را به فراموشي سپرد‌‌. مشهدي جعفر هم که نه سرمايه داشت و نه حامي کارش پيش نرفت‌ در نتيجه وسايل اوليۀ کارخانه‌ به زير‌زمين خانه‌اش منتقل شد و پوسيد‌. 5

پس از اين ناکامي چند سالي مشهدي ‌‌جعفر به کار خياطي‌اش ادامه داد تا اينکه در اوايل ذيقعده 1323ق توپ جديدي به نام مسلسل را در نمايشگاه معرفت و هنر عرضه کرد که تحسين همگان را بر‌انگيخت‌. 6 «‌تماشائيان از ملاحظه آن انگشت حيرت به دندان مبهوت و متحير و وطن‌پرستان از شعف و انبساط نزديک بود روحشان از قفس تن پرواز کند در حقيقت اگر ما هم مثل ساير ملل و دولت ژاپون وطن‌پرست و ملت دوست بوديم همان روز اختراع را عيد ملي قرار مي‌داديم بلکه مجسمۀ اين شخص غيرتمند وطن‌پرست که باعث افتخار و سر‌بلندي ايرانيان است محض احترام و يادگار ساخته در مملکت، محترمانه نگاهداري مي‌نمائيم عوض اين مخترع مورد توبيخ و سرزنش بعضي هموطنان بي‌غيرت گرديد و بس‌«‌. 7

نويسنده سپس شرحي دربارۀ مشخصات فني اسلحۀ مذکور مي‌دهد و مي‌نويسد‌ که ‌طول لولۀ آن 60 سانتيمتر و قطر ته لوله‌اش 20 سانتيمتر است و با دو حرکت پر و خالي مي‌شود و فقط براي کار با آن به دو نفر احتياج است. در موقع تير‌اندازي لوله‌اش مي‌تواند به هرطرف بچرخد‌‌. اين توپ به سهولت قابل جابه جايي است و وزن توپ و صندوق آن حدود 250 مثقال است‌‌‌. 8 مشهدي جعفر مدعي است که توپهاي کهنه را مي‌توان از ته بريد و توپ مسلسل ساخت‌. 9 که اين کار هزينۀ توليد مسلسل را کاهش مي‌‌‌دهد‌.

در نمايشگاه بعضي علما و صاحبمنصبان کشوري و نظامي آن را امتحان کردند‌. مفاخر‌الدوله رئيس کارگزاري آذربايجان آن اختراع را به رؤيت محمد‌علي ميرزا وليعهد ‌رساند که مورد توجهش واقع شد. وليعهد وعده داد که هنگام رفتن به تهران نمونه‌اي از مسلسل را به تهران ببرد و به شاه نشان دهد. 10 ولي «‌‌‌بديهي است در موقع تشريف‌فرمائي به دار‌الخلافه با آن مشغله‌اي که وجود مقدس از قبيل دستور‌العمل به حکام و ولايات و اداره‌جات شهر و سر‌حدات و غيره در نظر مبارکشان نخواهد ماند اين بود به سلامتي و ميمنت تشريف فرماي دار‌الخلافه آن زمان گرديدند و توپ مزبور زينت‌بخش طاقچه اوطاق مخترع گرديد». 11

از شواهد چنين بر‌مي‌‌آيدکه بر‌خلاف ادعاي چهره‌نما مشهدي جعفر از تلاش براي معرفي توپش نا‌اميد نشد و خود را در آستارا به موکب مظفر‌الدين‌شاه ‌رساند «‌‌‌و توپش را نيز از لحاظ نظر انور مبارک شهرياري گذرانده تيري هم از آن توپ خالي کرده خيلي طرف توجه و التفات ملوکانه واقع گرديده بود‌. از آنجا حسب‌الامر ملوکانه به انزلي آمده مقرر شده بود در آنجا به توسط جناب وزير دربار مفصلاً شرفياب و توپ او امتحان کامل بشود‌. توپش را هم در صندوقخانۀ مبارکۀ همايوني نگاه داشته‌اند»‌. 12 اما مشهدي جعفر در انزلي بيمار شده و موفق به ديدار شاه نمي‌شود و قرار ملاقات با شاه به رشت يا تهران موکول مي‌شود‌. 13 مشهدي جعفر خود را به تهران مي‌رساند‌. حبل‌المتين ما را از سر‌نوشت مخترع در تهران آگاه مي‌سازد و مي‌نويسد‌: «‌ايجاد توپ حيرت‌بخشي نموده که نظيرش در فرنگستان هم ديده نشده‌. معلوم است چه قدر زحمت کشيده و چه قدر پول از سوزن‌‌‌‌زني اندوخته و خرج آلات و ادوات آن نموده‌، پس از آني که صنعت خود را در حضور اقدس اعلي عرضه داشت اجر و مزدش چند دوجين آفرين شد و سيصد تومان هم حواله حاکم تبريز دادند که خرج راه کرده و روانه تهران شود‌. آن را هم اول گفتند محل ندارد‌، پس از فرياد‌هاي دو سالۀ حبل‌المتين تازه آن سيصد تومان را داده تا خرج راه کرده روانه تهران شود»‌. 14 اما اين که چه بلايي بر‌سر مسلسلش آمد به يقين چيزي نمي‌توان گفت مگر اينکه پس از رفتن به صندوقخانۀ مبارکۀ همايوني به فراموشي سپرده شد‌.

مشهدي‌ جعفر‌ ‌خياطباشي ‌تبريزي پس از ساخت مسلسل با وجود تمام بي‌مهريها از پا ننشست و يک تفنگ ده تيري به نام عجم و باروتي مانند باروت فشنگ پنج تير روسي را هم اختراع کرد‌‌‌. 15

دربارۀ سر‌نوشت مشهدي جعفر خياطباشي تبريزي و باقي اختراعاتش اطلاع چنداني در دست نيست‌‌‌، فقط اينکه در شعبان 1324‌ق کوتاه مدتي پس از انقلاب مشروطه مقاله‌اي به امضاي مشهدي جعفر خياطباشي در حبل‌المتين به چاپ مي‌رسد که او ضمن برشمردن معايب و مظالم مملکت مي‌نالد که:

‌افعال ما ملت نقل و مضحکۀ مجالس اروپائيان و غيره شده است‌، اين است که ما ملت لگد‌کوب جميع ملل روي زمين شده‌ايم‌، اين است که ما ملت از سوزن تا چراغ از زنده تا مرده محتاج خارجه شده‌ايم‌، اين است که ما ملت از عدم عقل و ثروت مملکت را با دست خود به خارجه تقديم خودمان را فقير کرده‌ايم‌، اين است که ما ملت قابل هيچ‌گونه اختراع و صنايع نشده‌ايم‌، اين است ما ملت به همديگر امنيت نداشته به من چه را شعار خود کرده‌ايم‌، اين است که ما ملت از گوش شنونده کر و از ديدۀ بيننده اعمي و از قلب مطمئن مريض هستيم‌، که نيک و بد را تشخيص نمي‌دهيم‌، اين است ما ملت تقلب را از درستکاري فرق نمي‌دهيم و شرافت و وجدان نمي‌شناسيم که در باديۀ حيرت سر‌گردانيم‌، اين است که ما ملت بر‌ظالم مظلوميم و بر‌ مظلوم ظالم‌‌‌. 16

مشهدي جعفر پس از ذکر مصائبي که دامنگير کشور شده به ارائۀ راهکار مي‌پردازد و مي‌نويسد که:

‌اين رفتار که ما ملت گرفته‌ايم اگر هزاران سال بر‌دامن همت شاه و بر‌همت اولياء دولت و بر‌علماي ملت چسبيده ملتجي شويم پر کاهي ثمر نخواهد بخشيد مگر اين که کليه به جان و دل و از اعمال قبيحه و افعال فضيحۀ خودمان نادم و مطابق احکام الهي و اوامر محمدي و ائمۀ طاهرين رفتار و پيروي نکنيم اتحاد و اتفاق نورزيم کلمۀ مساوات را مجري نداريم کبر و نخوت را کنار نگذاريم دست اخوت به همديگر ندهيم همين آش است همين کاسه بايد همه يک حال يک جهت به هيأت اجتماع با نهايت خضوع و خشوع رو به آستان مبارکۀ حضرت حجت ارواحنا فداه آورده استدعاي استخلاص خودمان را از شر ظالمان نموده بديهي است بدين حالت وخلوص نيت بر‌گشت با آن حضرت عرايضمان مقرون به اجابت خواهد بود والا بعد از چند صباحي در زير لگد اجحافات خارجه دچار هر‌‌گونه مذلت و خواري خواهيم گرديد‌.‌‌‌17

شرح حال مشهدي جعفر خياطباشي تبريزي حديث تمام آن چيز‌هايي است که ايران را در سراشيب افول قرار داد و موجب دلسردي ايرانياني شد که مي‌توانستند چرخهاي پيشرفت و آباداني مملکت را به حرکت در‌آورند.‌

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. محمد تبريزي در نشريۀ حبل‌المتين، س12، ش26، صص17-19، مورخ 27 محرم 1323 مقاله‌اي دربارۀ مخترع تبريزي مسلسل نوشته است‌ که بر مقالۀ او در چهره‌‌نما مورخ 1 صفر 1324 مقدم است‌.
2. چهره‌نما‌، س 2، ش 13، ص 4 .
3. همان، صص 4 - 5 .
4. همان، صص 5 - 6 .
5. چهره‌نما، س 2، ش 14، ص 12 .
6. در متن مقاله تاريخ نمايش توپ اول ذيقعدۀ 1323 ق است ولي با توجه به اينکه در نشريۀ حبل‌المتين مورخ اول محرم 1323 ق نويسنده به نمايش اين توپ اشاره کرده بايد تاريخ عرضۀ آن قبل از محرم 1323ق باشد.
7. چهره‌نما، س2، ش 14، صص 12- 13 .
8. همان‌، ص 13‌.
9. ايران سلطاني، س 58، ش 15، ص 4 .
10. چهره‌نما‌،‌‌ س 2‌، ش 14‌، صص 13‌- 14 .
11. همان‌. صص 12- 13‌.
12. ايران سلطاني، س 58 ، ش 15، ص3 .
13. ايران سلطاني، ص4‌.
14. حبل‌المتين، س 13، ش 38، ص 5 .
15. چهره‌نما، س 2، ش 14، ص 13 .
16. حبل‌المتين‌، س 14‌، ش 8‌، صص13- 14‌.
17. همان، ص 14.

منبع:
http://www.iichs.org/index.asp?id=1593&doc_cat=1
  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
از ماست که بر ماست ! ما ذاتا و اصالتا نخبه کشیم !

نیست الان مخترعین مارو حلوا حلوا میکنن این مسئولین محترم !!! -_-

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اینجانب ده سال پیش طرح یک سفینه فضایی رو دادم که با برخورد فوتون های خورشید به صفحه ای خاص حرکت میکرد و احتیاج به هیچ سوختی نداشت .اما فکر میکنید چیشد .معلومه هیچی
دو سال پیش دقیقا همون ژاپنی ها که اشاره شد به مخترعان بها میدن دقیقا همین سفینه با همون نوع سیستم کارکردو فرستادن فضا و کلی هم کیفشو بردنو کلاس گذاشتن .
الان من کلی طرح دیگه دارم که اگر پیشنهاد داشته باشم با کمال میل میفروشم چون اعتقادم اینه اگر این استعداد عملی نشه کفران نعمته .
تمام مسئولین باید برن خدارو شکر کنن که من توی ایران به دنیا اومدم چون طرح بمب من اگر دست آمریکا بود حتی یک دقیقه معطل نمیکرد و به ایران حمله میکرد .
اگر طرحو خواستن مسئولین محترم به قیمت پایه 1000000000 تومان میفروشم .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حالا نمیشه قیمت کمتری بدی تا مشتری شیم؟
............................................................
جدای از شوخی اگه واقعا این کاره ای نباید یه همچین جایی میگفتی

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='Salem' timestamp='1352891706' post='282498']
حالا نمیشه قیمت کمتری بدی تا مشتری شیم؟
............................................................
جدای از شوخی اگه واقعا این کاره ای نباید یه همچین جایی میگفتی
[/quote]

بهتره که یه همچین جایی گفته بشه تا مسئولین زیربط بفهمن اگر از مخترعین حمایت نکنن کشورهای خارجی براشون سرودست میشکنن و با قیمتهای خیلی بالاتر حاضرن اونارو به خدمت بگیرن .

نباید کسی فکر کنه یه بچه یا یه مکانیک ساده نمیتونه طرح های بزرگ بده .در بالا خوندید که یک خیاط چه طرحهای بزرگی داد .
ما داریم در مورد طرح صحبت میکنیم و نه تکنولوژی طرح .یک مخترع و یک طراح و یا نظریه پرداز با یک تکنسین فرق میکنن .من طرح رو میدم و متخصصان اون حوزه اون طرح رو تکمیل میکنن .همه اختراعات بشر از یک طرح ساده شروع شده .اگر طراح نباشه هیچ مهندسی نمیتونه کاری انجام بده .این بمب هم یک طرحه .ولی یک طرح دقیق و کارآمد .
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
واقعا تاسف آوره.

جالبه بدونید شيخ علي شريعتمدار استرآبادی هم درست در زمان همین ناصرالدین شاه ملعون چندین اختراع (از جمله یک تفنگ ته پر که شاید اولین در تاریخ بوده) انجام داد ولی بخاطر خریت بیش از حد شاهان قاجار و وضع به هم ریخته کشور نتونست هیچ کاری از پیش ببره و کلا خودش و اختراعاتش فراموش شدن. قفل رمزدار با زنگ امنیتی، تفنگ ته پر، کالسکه ای که کوک میشد و نیازی به اسب نداشت، طرح تولید یخ از آب تهران در توچال به وسیله لوله کشی و .... از ابداعات این بنده خدا بود که هیچ کدوم به تولید انبوه نرسید. میگن وقتی ناصرالدین شاه تفنگ ته پر رو دید اول متوجه فرقش با تفنگهای عادی نشد و وقتی خرفهمش کردن تفنگ رو گرفت و برای خارجیها فرستاد تا مثلا این رو به رخشون کشیده باشه(هوش قبله عالم رو دارید در حد جلبک) و بعد از مدتی از اونطرف آب دوتا از این ته پرها براش فرستادن که نشون میداد کاری که نباید بشه شده! شیخ علی هم زد تو سرش که من میخواستم مملکت اسلام رو نجات بدم، چوب به دست دشمن دادم. یا مثلا وقتی کالسکه کوک شونده مجهز به توپ رو به اعلیحضرت نشون داد، به شاه گفت اگر قصد آزادسازی سرزمینهای از دست رفته در جنگ با روسها رو داشته باشی از این میسازم و انشاالله پیروز میشیم ولی ناصر خان فرمودن ما فقط با رعیت خودمان جنگ داریم و به تعداد آنها هم توپ داریم در ثانی شما به عنوان یک عالم دینی چرا عمرتون رو در ساختن این چیزها هدر میدید؟ حالا قیافه شیخ علی بنده خدا دیدنیه! بالاخره آخرین اقدام شیخ علی نوشتن قانون مقدس اسلامی(قانون ناصری) بود که حقوق شاه، وزرا و مردم رو در مقابل هم مشخص میکرد و همونطوری که از اسمش پیداست بر اساس شرع مقدس نوشته شده بود. امروزه فقط مقدمه قانون وجود داره و خودش از بین رفته(یا از بین بردنش). در نهایت شیخ علی استرآبادی در تنگدستی از دنیا رفت ولی راضی نشد اختراعاتش رو به خارجیها واگذار کنه.
اگر کتاب تاریخ بیداری ایرانیان (از ناظم الاسلام کرمانی) جلوی دستتونه حتما برید سرگذشت این بنده خدا رو تو صفحه 114 بخونید. واقعا گریه داره!
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
لینک این مطلب رو دوست و برادرم جناب سینا (Goebbels) ارائه کردن که جا داشت ازشون تشکر کنم.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[right]با سلام[/right]
[right]واقعا برای خودمان متاسفم فکر میکنید الان به نوابغ بها داده میشه[/right]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
متاسفانه الان خيلي وضع بدتر از زمان قاجار شده بواسطه وجود نفت ما كه روي نفت خوابيديم نفت به هند صادر ميكرديم و بنزين وارد ميكرديم و ... و حتي مجسمه هاي ميادين شهرها را برداشتن و دارند از چين وارد ميكنند
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این هم یه نمونه امروزی تر از داستان دانشجویی که اقایون طرحش رو دزدیدن
http://tabnak.ir/fa/news/285028/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم