امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

چرا کانارد نداره معمولا هواپیماهای بال دلتا کانارد دارن حالا این هواپیما نه دم داره و نه کانارد این موضوع روی مانورپذیری تاثیر منفی نداره؟



اون تغییر زاویه لبه حمله بال ( اون شکستگی که در لبه بال می بینید و لبه بال بصورت خط مستقیم نیست) تقریبا کار کانارد رو براشون می کنه، هم هزینه اش کمتره و هم پسای یک کانارد کامل رو نداره، البته کارایی یک کانارد کامل رو هم نداره ولی خب کار راه انداز هست.

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

من شانسی مکافات ان شدم اینم تکه ی دیگر مدیران اینو ویرایش و بست اصلی منتقل کنند


سنسورها و رادار توسعه داده شده توسط شرکت علوم هوانوردی هندوستان (با مسئولیت محدود) (HAL)
موسسه تحقیق و توسعه الکترونیک (ERDE) و HAL رادار چند حالته هواپیما را به کمک یکدیگر توسعه داده اند. این رادار دارای قابلیت TWS بوده و قادر به جستجو و جستجو همزمان با ردیابی (قفل کردن) چند هدف است (به عبارت دیگر این یک رادار آرایه فازی است.م. ). علاوه بر این قادر به نمایش عوارض اصلی جغرافیایی نظیر ارتفاعات و رودخانه ها و ... بر روی صفحه خود می باشد. این رادار دارای قابلیت رادارهای پالس داپلر و شکل دهی پرتو داپلر(تصحیح داپلر برای حذف کلاتر زمینه هنگامی که رادار بر روی نقاطی با زاویه بیش از 15 درجه نسبت به ساعت 12 هواپیما تنظیم شده باشد
http://content.answc...on/f0222-01.gif) ، تشخیص هدف متحرک و توانایی نگاه به پایین و بالا است. رادار درون یک رادوم از جنس کولار (نوعی الیاف فیبری مقاوم که در لباسهای ضد گلوله و کلاه خود نظامی ها هم استفاده می شود) نصب شده است.
موتورهای توربوفن و کارایی Tejas جنگنده سبک نیروی هوایی هندوستان
نمونه مهندسی جنگنده ازموتورهای توربوفن F404-GE-F2J3 ساخت جنرال الکتریک استفاده می کرد اما نمونه تولیدی قرار است از موتور های توربوفن F404-GE-IN20 جنرال الکتریک با قدرت 85KN استفاده بکند و HAL سپارش 24 دستگاه از این موتورها را در سال 2007 به GE داده است. جنگنده با شماره LSP-2 (به معنی نسخه دوم تولید محدود) نخستین جنگنده ای بود که با این موتور تجهیز شده و پروازهای آزمایشی خود را از سال 2008 شروع کرده است.
در طرح اولیه قرار بود که برای جنگنده تولیدی از موتورهای توربوفن تولید داخل با نام کاوری GTX-35VS که توسط موسسه تحقیق و توسعه توربینهای گازی (GTRE) استفاده شود که به دلیل تاخیر در ساخت آنها خرید از GE در دستور کار قرار گرفت.
(البته پژوهشگاهها معمولا با تاخیر بیشتری در پروژه ها نسبت به شرکتها عمل می کنند اما دلیل دیگر استفاده نشدن از کاوری وزن زیاد آن و تراست کم بوده است .م.)
شرکت Snecma-Larzac به عنوان همکار صنعتی در توسعه موتور انتخاب شده است.
کاوری 52کیلو نیوتن را بدون پس سوز و 80.5 کیلو نیوتن را با پس سوز تامین می کند این موتور از قابلیت جهت دهی به بردار گازهای خروجی در چند محور و مسیر هوای ورودی Y شکل برای تامین هوای مورد نیاز استفاده می کند.
این جنگنده دارای مخزن سوخت درون بال و بدنه و دارای قابلیت سوخت گیری هوا به هوا از صندلی جلو بوده و پراب سوخت گیری در سمت راست قرار دارد همچنین قادر به نصب مخازن اضافی سوخت 4000 پوندی (قابل رها شدن) در نقاط مستحکم زیر بدنه و داخلی و میانه بال است. جنگنده به سیستم راه انداز توربین گازی مدل GTSU-100 مجهز شده است.
حد اکثر سرعت این جنگنده 2205 کیلومتر در ساعت و در ارتفاع ماکزیمم 15200 متر است. برد این جنگنده 3000 کیلومتر است. سقف پرواز خدمتی این جنگنده 16500 متر است (Service Ceiling) و وزن آن حدود 5450 کیلو و بیشینه وزن آن هنگام کنده شدن از زمین، 13500 کیلو گرم است.


مترجم:
EMP

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

شاید بخندید اما چقدر شبیه تصویر گرافیکی بود که در مورد شفق وجود داشت icon_eek icon_eek

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
3 hours قبل , MR9 گفت:

پی نوشت :

1- نکات جالبی در پروژه تجاس وجود دارد . صنعت هوایی هند ، اورهال گونه های مختلفی از جتهای غربی و شرقی را تجربه و حتی یک پروژه نیمه بومی را هم کلید زده ( مصداق اعتماد به توان داخلی )  ولی همچنان برای تقویت قدرت هوایی اش ( زمین پایه و دریاپایه ) ، اقدام به خرید خارجی کند .

2- نیروی هوایی هند ،علیرغم دریافت کمکهای متعدد در این برنامه از منابع خارجی ،  تجاس را همچنان یک جنگنده مکمل ( و نه مستقل ) تعریف نموده که این مساله در نوع خودش و در مقایسه با تلاش های داخلی ایران برای تعریف پروژه های موجود در قالب جتهای رزمی مستقل ، قابل توجه به نظر می رسد .

3- شاید مرور تجربه هندی ها در تعریف پروژه های بومی و در عین حال  ، توجه به بروزرسانی ناوگان هوایی اش با خرید خارجی، الگوی خوبی برای ما باشد

بگذارید همین ابتدا  از زحمتی که برای انتشار مطالب در جهت زنده نگه داشتن سایت میلیتاری می‌کشید تشکر کنم آن هم در فضایی که رسانه‌های جدید مجازی همه چیز را بلعیده‌اند 

 

در خصوص مطالب فوق اما بگذارید کمی دقیقتر و موجز با موضوع برخورد کنیم، نسخه‌ی ناونشین تجاس در واقع چیزی بیشتر از تکرار همان شکست شترگاوپلنگ نیروی هوایی نیست، سی سال توسعه برای چیزی که قیمت آن با یک Su-30mki بیشتر است و از پیچ و پرچ تا موتور و اویونیک و..... ساخت کشورهای دیگر است یک آبروریزی است و برای ما باید عبرت باشد تا الگو 

هند نمونه‌ی کامل یک شکست و نداشتن برنامه‌ریزی دقیق و نداشتن تعریف روشن از افق است، کشوری که از حدود نیم قرن پیش درگیر تولید جنگنده تحت لیسانس بوده با دریافت حجم بسیار زیادی کمک‌های فنی از شرق و غرب هنوز نمی‌تواند یک پلتفرم سبک آموزشی رزمی را به تنهایی پس از گذشت سی سال و صرف هزینه سرسام آور به نتیجه برساند و چیزی بسازد که از خودش در سطح جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد؟ 

 این وضعیت در مورد هواپیمابر ویکرام‌ هم صدق میکند و با وجود انواع و اقسام کمکها و هزینه فراوان هنوز از زمانبندی های عقب است 

  • Like 1
  • Upvote 8
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 ساعت پیش, MR9 گفت:

قلب تپنده این جت بومی ، یک دستگاه پیشرانه   F404 محصول شرکت جنرال الکتریک  است  که برای اولین بار ، در حدود 40 سال پیش (1978) به دنیای پیشرانه های هوایی معرفی شد ودر مقایسه با پیشرانه  F-110 جنگنده اف-16 و یا پیشرانه  AL-31 جت سوخو ،توان کمتری را تولید می کند ، ضمن اینکه ،تراست تولید شده توسط آن در کمال شگفتی ، چیزی کمتر از 40 درصد  پیشرانه  R-29 روسی است که از دهه هفتاد میلادی ، بر روی پیکربندهای هوایی نسل سوم هندی در خدمت رزمی قرار دارد .

 

با تشکر از زحمتی که بابت مطلب کشیدید

این پیشرانه بخاطر اینکه توسط هندی ها مونتاژ شده چنین توانی داره یا اساسا پیشرانه امریکایی نسبت به مدل روسی ضعیف تر هست؟ 

  • Like 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
1 minute قبل , NIX گفت:

با تشکر از زحمتی که بابت مطلب کشیدید

این پیشرانه بخاطر اینکه توسط هندی ها مونتاژ شده چنین توانی داره یا اساسا پیشرانه امریکایی نسبت به مدل روسی ضعیف تر هست؟ 

لطف دارید

تراست اف-404 : 48.9 کیلونیوتون بدون پس سوز ، 78/7 با پس سوز

تراست آر-29 : 78/4 کیلونیوتون بدون پس سوز  ، 112/8 با پس سوز

تراست آ.ال .31 : 74/5 کیلونیوتون بدون پس سوز ، 122/5 با پس سوز

تراست اف-110 : 78/4 کیلونیوتون

بطور طبیعی ، به نظرم ارتباطی به مونتاژ موتور در داخل هند ندارد ، پیشرانه اف-404 بالذات همین توان را تولید می کند

  • Like 1
  • Upvote 7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

البته تلاش هند و پاکستان برای نیل به تولید جنگنده بومی ستودنیه ولی بعد از 40 سال و انواع حمایت های خارجی از پیشرانه تا... تجاس رو تبدیل به محصول بازار مشترک چهل تیکه ای کرده که به نظرم مثل جی اف 17 پاکستانی ها نمی تونه کارایی و اثربخشی خاصی بر توازن نیروی هوایی کشور سازندشون داشته باشه ، صرفا به عنوان جانشین برای میگ 21 و اف 7  و بانشسته کردن اون جگنده ها مناسب اند . در مقام مقایسه بخصوص تجاس که انواع حمایت های خارجی و تکنولوژیکی رو پشت سرش داشته برتری چندانی نسبت به جنگنده کوثر 1 نیروی هوایی ایران نداره و در صورت تامین پیشرانه مناسبی ( مثلا آر-29، اف-110 و یا آ. ال .31)  و گردآوری تمام طرح های موازی در قالب یک پروژه واحد و البته توسعه اون حتی جنگنده ای بهتر از جی اف 17 و تجاس داشته باشیم.

  • Upvote 8
  • Downvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
18 hours قبل , aminf14 گفت:

. در مقام مقایسه بخصوص تجاس که انواع حمایت های خارجی و تکنولوژیکی رو پشت سرش داشته برتری چندانی نسبت به جنگنده کوثر 1 نیروی هوایی ایران نداره

با سلام ،

دوست گرامی مبنای مقایسه این دو هواپیما از اساس درست نیست .

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
4 hours قبل , 951 گفت:

با سلام ،

دوست گرامی مبنای مقایسه این دو هواپیما از اساس درست نیست .

سلام و درود بر شما دوست گرامی.  در صورت امکان لطفا بیشتر توضیح بدید تا بشه بحث رو ادامه داد. 

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
31 minutes قبل , aminf14 گفت:

سلام و درود بر شما دوست گرامی.  در صورت امکان لطفا بیشتر توضیح بدید تا بشه بحث رو ادامه داد. 

با سلام مجدد

دوست گرامی ، این دو جنگنده در موارد متعدد از قیبل :

  1. روند توسعه و تحقیق و طراحی اولیه
  2. نوع سرمایه گذاری برای ساخت
  3. شرکا و کارخانه های درگیر در ساخت
  4. نیازهای اولیه برای بکارگیری در زمان خدمت
  5. نیازهای ثانویه در بکارگیری
  6. نوع ماموریت
  7. چیدمان آیرودینامیک
  8. تعداد ، نوع و فناوری موتور
  9. اویونیک
  10. تسلیحات

و .......

با یکدیگر متفاوت بوده و با توجه به اینکه جنگنده تجاس به هر حال یک نمونه ساخته شده و عملیاتی و بومی محسوب میگردد ،  اما جنگنده کوثر بصورت نمونه سازی شده از جنگنده F-5 ، در حال تولید محدود و توانایی های آن غیر قابل اثبات و در حد حدس و گمان می باشد .

توانایی های این دو جنگنده بر روی کاغذ مشخص بوده و نظر شخصی بنده و جنابعالی و بحث کردن در این مورد تاثیری در این توانایی و مشخصات ندارد .

 

  • Like 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ممنون از توضیحات و نکات قابل تامل شما ولی اگه جایی صحبت از مقایسه کردم ، منظور نه بررسی جز به جز دو جنگنده بلکه بررسی سیاست گذاری برای تولید یک جنگنده ولو با هزینه قابل توجه برای برطرف کردن نیاز جدی روز و صد البته در صورت امکان عرضه برای صادرات است. از نمونه های موفق این سیاست گذاری،  طرح جنگنده اف ایکس در امریکا و موارد مشابه مثل توسعه اف 5 ( اف 17، اف 20 ) به جنگنده قدرتمندی مثل سوپر هورنت و در اتحاد جماهیر شوروی طرح PFI  بود که از دل اون جنگنده های کارا و با پتانسیل بالایی  در اومدند. وقتی طرحی جاه طلبانه و از ابتدا با برنامه و هدفمند باشه علاوه بر برداشتن گامی رو به جلو از نظر فناوری می تونه به خوبی با در دست گرفتن بازار صادرات به توسعه خودش ادامه بده مثل جنگنده های اف 15، اف 16، اف 18، میگ 29 ( در قالب جنگنده چند منظوره میگ 35) و سوخو 27 ( با خانواده متنوع و محبوب سوخو 30، سوخو34، سوخو35و...) و یا جنگنده رافال در فرانسه که جنگنده ای چند منظوره  نسل چهار و نیم است که به خوبی تونسته اکثر نیازهای نیروی هوایی فرانسه رو در قالب جنگنده ای چند منظوره پوشش بده. در حال حاضر طرح جی اف 17 از نظر جایگزینی جنگنده های قدیمی اف 7 و تجاس از نظر جانشینی میگ 21 خوبه ولی چه این دو جنگنده و چه کوثر 1 بیشتر از باب کمیت و پوشش نیاز حاد روز ساخته شدن تا پیش بینی اینده و دست یابی به سهمی در این آینده و تولید جنگنده چند منظوره قدری که قدرت رقابت با نمونه های خارجی رو داشته باشه  در حال حاضر عمده کاربرد اونها پشتیبانی نزدیک و... است. اگه در ادامه از کوثر 1 نام بردم به خاطر اینکه یکبار مسیر توسعه اف 5 به جنگنده  اف 18 طی شده و صد البته  متاسفانه دست ایران از لحاظ امکاناتی مثل پیشرانه برای رسیدن به این مهم بسته بوده و ناچارا دچار آزمون و خطا شده و این مشکلیه که هند نداشته و بخاطر همین  40 سال پشتیبانی و برنامه ریزی می تونست در قالب برنامه ای بلندپروازانه تر، نتیجه ای بهتر و با پتانسیل بالاتری رو در پی داشته باشه.

  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با سلام مجدد

نظر و تحلیل شما درسته اما باید به شرایط زمانی و مکانی مثالهایی که زدید توجه کنید .

توسعه جنگنده اف پنج در دهه پنجاه میلادی و در شرایط جنگ سرد و وجود کشورهای خریدار برای یک جنگنده ارزان قیمت انجام گرفت و فقط نیازهای همین طیف اc کاربران را تامین کرد . آیا در برهه زمانی دهه 2020 میلادی ، این نیاز همچنان وجود دارد ؟!

لازمه ی تولید جنگنده مدرن ، علاوه بر نیاز اولیه ، داشتن پتانسیل انسانی علمی ، وجود شرکتهای تولید دانش مرتبط و صنایع پایه و صنایع وابسته برای تولید در یک کشور است که ما در ایران فقط و فقط دو شرط اول ، یعنی نیاز اولیه و پتانسیل انسانی علمی را داریم .

مهمتر از همه این موارد ، موضوع اقتصادی موضوع را باید تحلیل و بررسی کرد . متاسفانه در زمینه اقتصادی اینقدر ضعف داریم که نیازی به گفتن نیست از طرف دیگر تولید یک جنگنده به سرمایه گذاری عظیم اقتصادی در زمینه های مختلف نیاز داره که اقتصاد بیمار ایران در برهه کنونی و حتی آینده نزدیک توان تامین این حجم از سرمایه گذاری را ندارد . بطور مثال فرانسوی ها بعد از ساختن جنگنده رافال اعلام کردند که این جنگنده آخرین جنگنده ساخته شده کاملا فرانسوی خواهد بود ، چون حتی کشوری مثل فرانسه و با این رتبه پیشرفته اقتصادی هم دیگر توان تامین هزینه های تولید یک جنگنده مدرن رو ندارد ، چه برسد به ایران که حتی در تامین هزینه های اولیه آماد و پشتیبانی نیروهای مسلح موجود هم به مشکل خورده است .

همه ما به  نیاز برای  نوسازی ناوگان نیروی هوایی ایران بخوبی واقفیم . اما اگر فرض را بر این بگیریم که سرمایه و صنایع لازم برای تولید جنگنده کوثر تامین شود و این جنگنده به تولید انبوه واقعی ( نه نمایشی ) برسد و توانایی عملیاتی پیدا کند . آیا پاسخگوی نیاز نیروهای مسلح برای تامین پشتیبانی هوایی خواهد بود ؟

آیا پلتفرم این جنگنده برای پشتیبانی نزدیک و یا حتی توسعه برای یک جنگنده پشتیبانی نزدیک مناسب خواهد بود ؟

آیا مشتری کافی در داخل کشور و یا صادرات برای جبران سرمایه گذاری اولیه برای توسعه و ساخت این جنگنده وجود دارد ؟

.

.

مثال مورد بحث در مورد جنگنده تجاس در هند برای نیازهای متفاوت و با شرایط متفاوت توسعه و تکمیل گردیده و با توجه به سابقه ناموفق هند در ساخت هواپیمای جنگنده در سالهای میانی قرن گذشته و همچنین توسعه زمانبر جنگنده تجاس ، بطور خاص این جنگنده ، مورد مناسبی برای الگو برداری و یا بحث در مورد روند ساخت ، نمی باشد .

با توجه به شرایط موجود الگو برداری از روند توسعه و تکمیل جنگنده JF - 17  برای کشور ما نتیجه بهتری خواهد داشت .

  • Like 1
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با فرمایشتون موافقم. فقط چند مورد برای تکمیل فرمایشتون:

در مورد توسعه اف 5 منظورم استفاده از خود اف 5 به عنوان یه هواپیمای آموزشی و یا جنگنده برای پشتیبانی نزدیک نبود که همانطور که فرمایش کردید، کاربردش برای همون دهه های 60 و 70  و قبل ظهور اف 16  و اف 20 بود. توسعه و تکامل اف 5 رو در  سوپر هورنت میدونم یعنی تبدیل یه جنگنده سبک با هدف پشتیبانی نزدیک به یک جنگنده مولتی رول تمام عیار. این جنگنده جدای از جانشینی اف 14 و انجام وظایف محوله به عنوان یه جنگنده صادراتی محبوبیت زیادی داره. اگه همچین برنامه ای داریم میتونه برنامه ای خوب باشه وگرنه یه اف 5 با اضافه کردن یک سکان و دو سکانه شدن تبدیل به اف 18 نمیشه.

در مورد نیازهای نیل به یک جنگنده بومی صحبت شما درسته ولی به نظرم قبل اون پیش نیاز اصلی یه برنامه استراتژیک و مشخصه. به نظرم چه در مورد هند، پاکستان و یا ایران این چنین برنامه مدونی وجود نداره، برنامه ای که مزایا و اهدافش کاملا مشخص و عینی (objective) باشه، چالش های آینده رو بشناسه و براش راهکار داشته باشه و در نتیجه بازار اصلی مصرف محصول و همچنین شرکت ها و طرف های مورد نظر در فرایند ساخت و توسعه محصول  رو در اون فرایند دخیل کنه. بخاطر نداشتن همین تفکر گسترده و آینده نگرانه برنامه این سه کشور بیشتر کمی نگره تا کیفی نگر یعنی میخواد از نظر تعداد نواقص ناوگانشو پوشش بده، مثل جایگزینی میگ 21 یا اف 7 یا تامین جنگنده های آموزشی یا پشتیبانی نزدیک و صرفا تامین نیاز داخلی. در مورد نیروی هوایی ما هم که با وضع تحریم ها و فرسوده بودنش اوضاع مشخصه  و نوع برنامه هامون هم به نظرم بیشتر مناسبتیه تا بلند مدت و مدون، بخاطر همین صرفا کوثر یک می تونه در نقش یک جنگنده پشتیبانی نزدیک  ( و نه بیشتر) مفید باشه و البته تکیه ما باز هم فعلا بر اف 14( جنگنده رهگیر)، اف 4 و سوخو24( بمب افکن) و میگ 29( جنگنده برتری هوایی) است. از اینجا شاید مثلا تیزهوشی فرانسه در برنامه ریزی برای ساخت رافال مشخص بشه: اونها با هوشمندی اکثر نیازهای نیروی هوایی شونو در قالب جنگنده ای  چابک و چندمنظوره که علی رغم جثه کوچکش بمب افکنی کارا هم هست ( برخلاف تجاس یا کوثر 1) ، طراحی کردن و روی یک محصول تمرکز دارن نه مثل مثلا هند، پاکستان یا ایران که از کشوری مثل امریکا، روسیه ، فرانسه، چین در ناوگانشون جنگنده دارن و این امر هزینه های زیادی رو از نظر پشتیبانی و نگهداری و تامین زیر ساخت ها می خواد. اگرچه هزینه طرح رافال فوق العاده سرسام آور بوده ولی با هدف گذاری برای صادرات و بازگشت هزینه در درازمدت می تونه تا سالها خیال نیروی هوایی فرانسه رو راحت کنه.

 

ویرایش شده در توسط aminf14
  • Like 1
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم