امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

تانک رزمی چلنجر 2


Challenger 2 Main Battle Tank



تانک چنلجر2 جدید ترین تانک زراد خانه ارتش انگلستان بحساب می آید که جایگزین سری تانک های چلنجر1 این کشور شده است.زره چابهام نسل جدید این تانک شهرت فراوانی دارد و در نتیجه مقاومت زیاد این زره، این تانک لقب مقاوم ترین تانک ناتو را یدک می کشد. تانک چلنجر2 علاوه بر ارتش انگلستان در ارتش عمان نیز عملیاتی است.
طراحی و ساخت تانک چلنجر نخستین بار توسط کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان (ROF) انجام شد.
طراحی تانک چلنجر نتیجه سفارشی از سوی ایران برای ساخت نمونه ی بهسازی شده ای از تانک چیفتن با نام پروژه ی شیر ایران بود. پس از درخواست ایران مبنی بر ساخت تانکی پیشرفته مشابه تانک چیفتن که در ارتش آن کشور در حال خدمت بود، کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان کار ساخت تانک را بصورت دو پروژه مجزا با مشخصه های FV4030/2(شیر1) و 4030/3(شیر2) آغاز کرد.اما در پی سقوط رژیم شاهنشاهی ایران عملاٌ سفارش ساخت این تانک از سوی ایران منتفی گردید. ظاهراٌ روند ساخت تانک جدید متوقف شده و پایان یافته بود ولی بعد ها وقایعی به وقوع پیوست که روند ساخت تانک را مجدداٌ احیا نمود.پس توقف پروژه ی مشترک تانک MBT-70 بعلت مشکلات مالی، ارتش انگلستان که به نتایج این پروژه بسیار امیدوار بود تصمیم گرفت تا پروژه تانک شیر ایران را از کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی خریداری کند و آن را به عنوان گزینه ی اصلی خود برای ساخت یک تانک رزمی جدید ادامه دهد. با خرید این پروژه از سوی ارتش انگلستان این پروژه به پروژه چلنجر تغییر نام داد.
تانک چلنجر1 دارای یک طراحی انقلابی بود که در آن از جدیدترین فناوری های نظامی عصر خود استفاده شده بود. یکی از معروفترین این فناوری ها زره چابهام بود که حفاظت به مراتب بیشتر از دیگر تانک ها به تانک چلنجر می بخشید. این زره هموژن نورد خورده (RHA) که ساختار آن بسیار پیچیده و محرمانه بود آنقدر پر قدرت بود که بعد از آن بعنوان استانداردی برای سنجش مقاومت زره دیگر تانک ها استفاده گردید. لازم به ذکر است که این زره در پروژه های دیگری همچون تانک آبرامز ایالات متحده نیز به کار گرفته شد که این امر توانایی بالای آن را ثابت می کند. اما زره خوب بتنهایی عامل برتری یک تانک رزمی به حساب نمی آید. این ادعا در مورد تانک چلنجر دقیقاٌ به اثبات رسید. در سال 1987 میلادی و طی رقابت زرهی اترش کانادا برای خریداری یک تانک زرمی جدید، تانک چلنجر در مقایسه با دیگر رقبای غربی اش آنچنان عملکرد وحشتناکی از خود بجا گذاشت که ارتش انگلستان نیاز خود را به یک تانک رزمی جدید را مطرح کرد. طی مراحل سنجش تانکهای رزمی شرکت کننده در مناقصه، تانک چلنجر1 در بین دیگر تانک های شرکت کننده بیشترین اصابت مستقیم در اثر گلوله ی دشمن را ثبت کرد که این امر مصیبت بار بود.این نقص به همراه سیستم های کنترل آتش و هدف یابهای ضعیف تانک باعث شد تا این تانک در بین دیگر رقابایش کند ترین سرعت آتش را داشته باشد.بدین ترتیب تانک چلنجر1 در انتهای جدول رده بندی تانک های رزمی شرکت کننده قرار گرفت. بعلت این حضور ضعیف، پیشنهاد ها به سوی بکار گیری ویژگی های منحصر به فرد تانکهای آبرامز ایالات متحده،لکلرک فرانسه و لئوپارد2 آلمان منعطف شد. سر انجام بخش طراحی سیستم های دفاعی شرکت ویکرز طراحی جدیدی از تانک را با نام چلنجر برگزید.اگرچه نام تانک جدید مشابه تانک قبلی بود ولی این تانک تنها چهار درصد با تانک قبلی وجه تشابه داشت و 150 مورد عملیات بهسازی بر روی آن انجام گرفته بود.
علیرغم همه ی این مشکلات تانک چلنجر1 در نبردهایی همچون جنگ خلیج فارس و نبردهای بالکان بکار گرفته شد و عملکرد قابل قبولی در مقابل نمونه تانک های بلوک شرق از خود بر جای گذاشت. طی جنگ خلیج فارس 180 دستگاه تانک چلنجر1 به عربستان سعودی منتقل شد و در خطوط مقدم نبرد بکار گرفته شد. مقامات ارتش انگلستان ادعا کرده اند که واحدهای زرهی ارتش انگلستان توانسته اند تا 300 دستگاه خودروهای زرهی عراقی را بدون آسیب دیدگی حتی یک تانک چلنجر1 نابود نمایند.همچنین تانک چلنجر1 طی جنگ خلیج فارس از خود رکوردی بر جای گذاشت که در تاریخ نظامی تانکهای رزمی بی نظیر بوده است. این تانک موفق شد تا از فاصله چهار هزار متری یک دستگاه تانک عراقی را هدف قرار داده و منهدم نماید. لازم به ذکر است که تانک چلنجر1 در راستای ماموریت صلح بانی در بوسنی نیز بکار گرفته شده است. از سال 1998 روند جایگزینی تانک چلنجر1 با مدل بهسازی شده ی آن یعنی چلنجر2 آغاز گردید و تا سال 2002 میلادی به اتمام رسید.

روند طراحی تانک چلنجر2 در آگوست 1989 میلادی به اتمام رسید و در فوریه سال 1990، اولین نمونه آزمایشی آن تکمیل گردید. در این نمونه ی آزمایشی ، از جدید ترین فناوری آنزمان استفاده شده بود.در اوایل آگوست سال 1990 هفت دستگاه نمونه آزمایشی و پس از آن دو دستگاه دیگر آماده گرید.از نه دستگاه نمونه آزمایشی، هفت دستگاه آن در لیدز و دو دستگاه دیگر در نیوکاسل ساخته شدند. همچنین یک برجک اضافی در لیدز ساخته شد تا از آن برای آزمایشات شلیک و اثر برخورد گلوله ی دشمن بر روی زره استفاده شود. این نمونه های آزمایشی از جهاتی با یکدیگر تفاوت داشتند ولی در همه ی آنها 156 مورد بهینه سازی انجام شده بود.عملیات بهسازی طوری طرح ریزی شده بود تا امکان انجام برخی از این بهسازی ها بر روی تانکهای چلنجر1 در محلهای نگهداری آنها امکانپذیر باشد.

شرکت سیستمهای دفاعی ویکرز که در آنزمان مسئولیت پروژه را بر عهده داشت در سپتامبر سال 1990 تانک چلنجر2 را در معرض نمایش گذاشت. (لازم به ذکر است که بعد ها سرکت بی ای ایی سیستمز با خریداری شرکت ویکرز مسئولیت پروژه راعهده دار شد).

پس از بررسی های انجام شده از سوی ارتش سلطنتی انگلستان این تانک برای خدمت در ارتش مناسب تشخیص داده شد. در ژوئن سال 1991 میلادی دولت انگلستان درخواست خرید 127 دستگاه تانک چلنجر 2و 13 دستگاه تانک آموزشی به ارزش 520 میلیون پوند را ارائه کرد.در سال 1993 تولید تانک در کارخانجات ویکرز در لیدز آغاز شد و اولین مرحله ی سفارش در جولای سال 1994 آماده تحویل گردید. در 16می سال 1994 ارتش انگستان آزمایشات تکمیلی تانک چلنجر2 را آغاز کرد. پس از اتمام آزمایشات متفاوت مقامات ارتش از عملکرد تانک ابراز رضایت کردند.در جولای سال 1994 وزارت دفاع انگلستان سفارش دیگری را برای خرید تانک ارائه کرد. این سفارش که ارزش آن بالغ بر یک میلیارد و دویست میلیون پوند بود شامل 259 دستگاه تانک چلنجر2،نه دستگاه آموزشی بعلاوه ی پشتیبانی آموزشی و لجستیکی میشد.فرآیند تولید از همان سال آغاز شد.
تولید تانک در کارخانجات لیدز تا سال 1999 به اتمام رسید ولی کار تولید در نیوکاسل همچنان ادامه پیدا کرد تا آنکه در سال 2002 آخرین سری از تانکهای تولید شده نیز به ارتش انگلستان تحویل داده شد.در سال 1993 سلطان نشین عمان هجده دستگاه تانک چلنجر2 را سفارش داد و در سال 1997 سفارش خدید بیست دستگاه تانک دیگر را ارائه کرد. ارزش این معاله 240 میلیون پوند برآورد شده است.

تصویر
در سال 1999 وزارت دفاع انگلستان تایید کرد که تانک چلنجر2 توانسته است طی سخت ترین آزمایشات مطابق شرایط میدان نترد بهتر از هرتانک دیگری در سراسر جهان به اهداف مورد نظر دست یابد.با این حال برخی از کارشناسان مسائل نظامی معتقد بودند که این ادعا بیشتر بمنظور بازاریابی برای فروش تانک مطرح شده است. با روشن شدن جزئیات بیشتری از این آزمایشات، توانمندیهای تانک چلنجر2 بر همه گان آشکار گردید و از آن بعنوان یکی از بهترین تانکخای رزمی تام برده شد.

جزئیات از این قرار بود:
یک اسکادران مرکب از از دوازده دستگاه تانک چلنجر2 که خدمه ی آنها گلچینی از بهترین و با تجربه ترین پرسنل ارتش انگلیس بودند، موفق شدند تا آزمایشات زرهی تکمیلی واحدها موسوم بهATDU را با موفقیت به اتمام برساند.این اسکادران با پوشش دادن 5040 کیاومتر طی 84 نبرد شبیه سازی شده و شلیک 2856 گلوله از انواع مختلف مهمات 120 میللیمتری و 84000 گلوله ی کالیبر 7.62 میلیمتری مسلسل کار خود را به اتمام رساند. هر روز نبرد شبیه سازیس شده 33 کیلومتر پیشروی در زمینهای ناهموار، 27 کیلومتر حرکت در سطوح جاده ای و شلیک 34 گلوله ی توپ 120 میلیمتری و 1000 گلوله مسلسل موازی با توپ اصلی را شامل میشد.

این آزمایشات اعتبار از دست رفته ی تانک چلنجر را به آن بازگرداند ولی با این حال در بازار فروش جهانی توفیق چندانی نصیب تانک نشد.علیرغم آزمایش تانک توسط کشورهای قطر ، عربستان سعودی و یونان هیچکدام از انی کشورها تمایلی به خرید تانک چلنجر2 از خود نشان ندادند. علت این امر رقابت فشرده در بازار جهانی و حضور رقبای سرسختی همچون سری تانکهای ابرامز ، لئوپارد2 ولکلرک بود. بدین ترتیب عمان به عنوان تنها مشتری خارجی تانک چلنجر2 باقی ماند و آخرین سری از سفارشات عمان در سال 2001 میلادی به ارتش آن کشور تحویل داده شد.

بدنه تانک چلنجر2 از سه بخش تشکیل شده است: اتاقک راننده که در جلوی بدنه قرار دارد، بخش فرماندهی و کنترل که در برجک قرار گرفته و بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.بدنه و قطعات موتوری تانک چلنجر1 در تانک چلنجر2 نیز مورد استفاده قرار گرفته است که علت آن کارایی بالای آنها بوده اما برجک تانک کاملاٌ از طراحی تازه ای بهره می برد و با تانک قبلی تفاوت دارد.برجک تانک به زره چابهام نسل دوم مجهز شده است. این زره از ساختار محرمانه ای مرکب از لایه های سرامیک مخلوط در داخل زره فولادی تشکیل شده است و به آن زره ساندویچی نیز گفته می شود.این زره جدید به شدت مقاوم است و در مقابل سلاحهای هدایت شونده ی ضد تانک (ATGM) و مهمات انفجاری شدید ضد تانک (HEAT) که به خرجهای شکلدار مجهزند، از تانک مخوبی محافظت مینماید. علاوه بر تانک چلنجر، در تانک ابرامز ایالات متحده نیز ازفناوری این نوع زره استفاده شده است.برجک تانک توسط یک سیستم گرداننده الکتریکی حرکت میکند و در آن از سیستم الکترو هیدرولیکی استفاده نشده است.
تانک چهار نفر خدمه دادر که عبارتند از:فرمانده، راننده، توپچی، و گلوله گذار.علت استفاده از چهار نفر،بالا بردن قابلیتهای رزمی و توان درگیری بیست و چهار ساعته تانک بوده است زیرا در اینگونه ماموریتهای سنگین تعداد نفرات تاثیر گذار خواهد بود (لازم به ذکر است که تانکهایی همچون لکرک یا T-72 از سه خدمه استفاده می کنند که این امر موجب افزایش خستگی روحی و جسمی نفرات در ماموریتهای طولانی خوهد شد).

اتاقک راننده به یک پریسکوچ غیر فعال (PDP) مجهز اشت. این پریسکوچ از یک سیستم تقویت کننده تصاویر بهره میبرد در نتیجه حرکت در شب برای راننده امکان پذیر شده است. در نتیجه استفاده از این سیستم ها تانک میتواند در شب با سرعتی معدل سرعت روز خود حرکت کند و از وسایل روشنایی خارجی نیز استفاده ننماید.
جایگاه فرمانده ی تانک که در سمت راست برجک واقع شده به هشت عدد پریسکوپ با قابلیت پوشش 260 درجه ای مجهز است. در زیر هر پریسکوچ کلید قرمز رنگی تعبیه شده است که در صورت فشار دادن آن برجک به سرعت با پریسکوپ هم سو خواهد شد.فرمانده تانک به یک هدف یاب متعادل با میدان دید وسیع به نام
VS580-10 مجهز می باشد یک مسافت یاب لیزری نیز در آن تعبیه شده است.این هدفیاب قادر است تا دامنه +35 الی -35 درجه عمودی را پوشش دهد. کار طراحی و ساخت این هدف یاب را شرکت ساژم بر عهده داشته است.
جایگاه توپچی که در جلوی فرمانده قرار دارد به یک سیستم تصویر ساز حرارتی مجهز است که شرکت تیلز اپتروسیس سازنده ای آن است. این سیستم که از حسگر UKTICM2 استفاده مینماید امکان دید در شب را برای توپچی فراهم کرده است. تصویر حرارتی با بزرگنمایی 4 الی 11.5 برابر در هدفیاب ها و نیز نمایشگرهای دیجیتالی فرمانده و توپچی تانک قابل رویت است.
توپچی تانک به یک هدفیاب اصلی متعادل مجهز است که از یک مجرای نشانه روی بصری، یک مسافت یاب لیزری چهار هرتزی با دقتی در حدود 5 متر و بردی بین 200 الی 10000 مترو همچنین یک صفحه نمایش تشکیل شده است.کار طراحی این هدفیاب نیز توسط شرکت تلیز اپتروسیس انجام شده است.علاوه بر هدفیاب اصلی، تانک به یک هدفیاب فرعی نیز مجهز است که بصورت موازی با توپ نصب شده است تا در صورت نیاز توسط توپچی مورد استفاده قرار گیرد.خدمه گلوله گذار نیز به یک پریسکوپ روزانه مجهز است و در صورت نیاز می تواند از آن استفاده نماید.

تانک چلنجر2 به یک سیستم کنترل آتش دیجیتالی ساخت شرکت جنرال داینامیکس کانادا(سابقا شرکت کامپیوتیگ دیوایسس) مجهز است.این سیستم از یک کامپیوتر تشکیل شده که بصورت خودکار محاسبات مربوط به فرآیند شلیک را انجام می دهد.سیستم کنترل آتش تانک قادر است تا شش هدف متفاوت را بصورت یکجا ردیابی کند. تانک های چلنجر2 ارتش انگمستان به یک سیستم کاربردی اطلاعات میدان نبرد (PBISA) مجهز شده اند که شرکت جنرال داینامیکس انگلستان کار طراحی آنرا بر عهده داشته است.این سیستم برای جمع آوری از دیگر تانک ها به منظور هماهنگی بیشتر و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار میرود.اطلاعات این سیستم پس از پردازش کامپیوتری در نمایشگرهای فرمانده و راننده تانک به نمایش در می آید تا آخرین اطلاعات صحنه نبرد و آرایش نیروهای خودی یا دشمن را در اختیار آنها قرار دهد. همچنین برای تانکهای ارتش انگلستان یک سیستم تاکتیکی ارتباطات دیجیتالی به نام بومن (کماندار) در نظر گرفته شده که علاوه بر امکانپذیر کردن ارتباطات امن، به طور خودکار موقعیت جغرافیایی تانک را نیز نمایش می دهد تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان که در عراق خدمت می کنند در سال 2006 به این سیستم مجهز شدند.

سلاح اصلی تانک چلنجر2 را یک توپ 120 میلیمتری خاندار بنام ال-30 تشکیل میدهد که از فولاد تصفیه شده ESR ساخته شده است. این نوع فولاد جزو مرغوبترین انواع فولاد در جهان بحساب می آید و استحکام بسیار بالایی دارد.این توپ به یک روکش عایق حرارت، یک سیستم مرجع نصب شده در دهانه لوله و همچنین یک سیستم تخلیه کننده دود مجهز است.

سطح داخلی توپ ال-30 با روکشی از فلز کروم پوشیده شده تا ساختاری محکمتر و سطحی نرم تر به آن ببخشد.
این روکش باعث می شود تا گلوله سایش کمتری با سطح لوله داشته باشد، دقت بیشتری پیدا کند، سرعت آن افرایش یابد و در نتیجه قدرت نفوذ آن بالاتر برود.توپ ال-30 دارای زاویه حرکت عمودی 10- الی 20+ درجه است و از آنجا که برجک تانک قابلیت حرکت 360 درجه ای دارد، توپنیز دارای زاویه گردش 360 درجه ای است و از یک سیستم کنترل و تثبیت کننده برقی استفاده مینماید.این توپ تفریباٌ با تمامی مهمات های فعلی 120 میلیمتری سازگار می باشد و می تواند گلوله های ثاقب ضد زره APFSDS-T مجهز به میله ی نفوذ کننده از جنس اورانیوم ضعیف شده ، گلوله های دودزا و انواع دیگری از گلوله های دیگری از جنس اورانیوم ضعیف شده نیز شلیک نماید از جمله چارم-1(CHARM-1) و چارم-3 (CHARM-3) که جزو مهمات اصلی تانک بحساب می آیند.در سال 2004 میلادی بخش سیستمهای زمینی شرکت بی ای ایی سیستمز طبق قراردادی متعهد شد تا تانکهای چلنجر2 ارتش انگلیس را به یک توپ 120 میلیمتری بدون خان مجهز کند.دین ترتیب تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان به توپ بسیار معروف و پر قدرت ال-55 ساخت شرکت راین متال آلمان مجهز شدند.این توپ که یکی از بهترین و قابل اعتماد ترین سلاحهای جهان بشمار می آید تاکنون بر روی سری تانکهای ابرامز ایالات متحده و ائوپارد2آ6 آلمان نصب گردیده است. این توپ قدرتمند از ژانویه سال 2006 تاکنون مضغول گذراندن مراحل آزمایشی بر روی تانک چلنجر2 می باشد.
علاوه بر توپ اصلی تانک به یک مسلسل کالیبر 7.62 موازی با توپ و یک مسلسل GPMGL37A کالیبر 7.62 بر روی برجک برای دفاع هوایی مجهز میباشد.
موتور تانک یک موتور دیزلی دوازده سیلندر پرکینز کاترپیلار با نام CV12 می باشد که 1200 اسب توان تولید میکند. همچنین تانک چلنجر2 به یک سیستم تعوض دنده ی اتوماتیک به نام TN54 مجهز است که شش دنده ی جلو و دو دنده ی عقب دارد.حداکثر سرعت جاده این تانک 59 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار 40 کیلومتر بر ساعت است.برد عملیاتی تانک نیز 450 کیلومتر در حالت معمول و 250 کیلومتر در مناطق ناهموار میباشد.
لازم به ذکر است که مدل صادراتی تانک چلنجر2 به یک موتور دیزلی جدید به نام MTUMT883 مجهز شده است که به آن قدرتی معادل 1500 اسب میدهد. حجم کم این موتور باعث میشود که فضای بیشتری برای دخیره سوخت بوجود بیاید که این امر باعث افزایش برد عملیاتی تانک تا شعاع 550 کیلومتری شده است.

تانک چلنجر2 به یک سیستم حفاظتی شیمیایی- میکروبی-هسته ای (ش م ه) مجهز است که از خدمه تانک در برابر عوامل غیر متعارف حفاظت می کند.سیستمهای الکترونیکی تانک نیز در برابر امواج الکترومغناطیس ناشی از انفجارات هسته ای مقاوم هستند. این خصوصیات باعث شده است تا تانک برای نبردهای غیر متعارف نیز آمادگی داشته باشد.قابل ذکر است که تانک چلنجر2 یکی از معدود تانکهایی است که از فناوری پننهانکاری استفاده مینماید. شکل خاص بدنه و برجک باعث گردیده تا اثر راداری تانک به حداقل برسد.
علیرغم عدم شهرت زیاد تانک چلنجر این تانک واقعاٌ یکی از بهترین تانکهای امروز جهان است.زره مستحکم، قدرت آتش خوب ، قابلیت تحرک مناسب و ایمنی بالا از تانک چلنجر2 تانکی مناسب و قابل اطمینان ساخته است که توانمدندی هایش را در عرصه نبرد و نه روی کاغذ به اثبات میرساند.

مشخصات تانک رزمی چلنجر 2
خدمه : 4 نفر
جرم کلی تانک : 62500 کیلو گرم
طول بدنه تانک :8،3 متر
عرض تانک : 3،5 متر
ارتفاع تانک از سطح زمین : 2،5 متر

جنگ افزار های موجود روی تانک : یک توپ 120 میلیمتری + یک مسلسل 7،62 میلیمتری موازی با توپ + یک مسلسل با کالیبر 7،62 نصب شده روی برجک
ظرفیت گلوله توپ : 50 گلوله از انواع مختلف
ظرفیت گلوله مسلسل : 4000 گلوله
قابلیت دید در شب : دارد
قابلیت شلیک در حین حرکت : دارد
موتور : CV12 دیزلی با 1200 اسب بخار قدرت
حداکثر سرعت : 59 کیلومتر بر ساعت : جاده ای -- 40 کیلو متر بر ساعت : غیر جاده ای
حداکثر برد عملیاتی : 250 الی 450 کیلومتر
سیستم استتار : بهمراه دو سری پنج تایی نارجک دودزا، تخلیه کننده دود از اگزوز ال-8


منبع : ماهنامه جنگ افزار شماره 29

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
http://www.defence.gov.au/news/armynews/editions/1071/images/4challenger2apr10.jpg جدید ترین تانک زراد خانه ارتش انگلستان بحساب می آید که جایگزین سری تانک های چلنجر1 این کشور شده است.زره چابهام نسل جدید این تانک شهرت فراوانی دارد و در نتیجه مقاومت زیاد این زره، این تانک لقب مقاوم ترین تانک ناتو را یدک می کشد. تانک چلنجر2 علاوه بر ارتش انگلستان در ارتش عمان نیز عملیاتی است. طراحی و ساخت تانک چلنجر نخستین بار توسط کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان (ROF) انجام شد. طراحی تانک چلنجر نتیجه سفارشی از سوی ایران برای ساخت نمونه ی بهسازی شده ای از تانک چیفتن با نام پروژه ی شیر ایران بود. پس از درخواست ایران مبنی بر ساخت تانکی پیشرفته مشابه تانک چیفتن که در ارتش آن کشور در حال خدمت بود، کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی انگلستان کار ساخت تانک را بصورت دو پروژه مجزا با مشخصه های FV4030/2(شیر1) و 4030/3(شیر2) آغاز کرد.اما در پی سقوط رژیم شاهنشاهی ایران عملاٌ سفارش ساخت این تانک از سوی ایران منتفی گردید. ظاهراٌ روند ساخت تانک جدید متوقف شده و پایان یافته بود ولی بعد ها وقایعی به وقوع پیوست که روند ساخت تانک را مجدداٌ احیا نمود.پس توقف پروژه ی مشترک تانک MBT-70 بعلت مشکلات مالی، ارتش انگلستان که به نتایج این پروژه بسیار امیدوار بود تصمیم گرفت تا پروژه تانک شیر ایران را از کارخانجات اسلحه سازی سلطنتی خریداری کند و آن را به عنوان گزینه ی اصلی خود برای ساخت یک تانک رزمی جدید ادامه دهد. با خرید این پروژه از سوی ارتش انگلستان این پروژه به پروژه چلنجر تغییر نام داد. تانک چلنجر1 دارای یک طراحی انقلابی بود که در آن از جدیدترین فناوری های نظامی عصر خود استفاده شده بود. یکی از معروفترین این فناوری ها زره چابهام بود که حفاظت به مراتب بیشتر از دیگر تانک ها به تانک چلنجر می بخشید. این زره هموژن نورد خورده (RHA) که ساختار آن بسیار پیچیده و محرمانه بود آنقدر پر قدرت بود که بعد از آن بعنوان استانداردی برای سنجش مقاومت زره دیگر تانک ها استفاده گردید. لازم به ذکر است که این زره در پروژه های دیگری همچون تانک آبرامز ایالات متحده نیز به کار گرفته شد که این امر توانایی بالای آن را ثابت می کند. اما زره خوب بتنهایی عامل برتری یک تانک رزمی به حساب نمی آید. این ادعا در مورد تانک چلنجر دقیقاٌ به اثبات رسید. در سال 1987 میلادی و طی رقابت زرهی اترش کانادا برای خریداری یک تانک زرمی جدید، تانک چلنجر در مقایسه با دیگر رقبای غربی اش آنچنان عملکرد وحشتناکی از خود بجا گذاشت که ارتش انگلستان نیاز خود را به یک تانک رزمی جدید را مطرح کرد. طی مراحل سنجش تانکهای رزمی شرکت کننده در مناقصه، تانک چلنجر1 در بین دیگر تانک های شرکت کننده بیشترین اصابت مستقیم در اثر گلوله ی دشمن را ثبت کرد که این امر مصیبت بار بود.این نقص به همراه سیستم های کنترل آتش و هدف یابهای ضعیف تانک باعث شد تا این تانک در بین دیگر رقابایش کند ترین سرعت آتش را داشته باشد.بدین ترتیب تانک چلنجر1 در انتهای جدول رده بندی تانک های رزمی شرکت کننده قرار گرفت. بعلت این حضور ضعیف، پیشنهاد ها به سوی بکار گیری ویژگی های منحصر به فرد تانکهای آبرامز ایالات متحده،لکلرک فرانسه و لئوپارد2 آلمان منعطف شد. سر انجام بخش طراحی سیستم های دفاعی شرکت ویکرز طراحی جدیدی از تانک را با نام چلنجر برگزید.اگرچه نام تانک جدید مشابه تانک قبلی بود ولی این تانک تنها چهار درصد با تانک قبلی وجه تشابه داشت و 150 مورد عملیات بهسازی بر روی آن انجام گرفته بود. علیرغم همه ی این مشکلات تانک چلنجر1 در نبردهایی همچون جنگ خلیج فارس و نبردهای بالکان بکار گرفته شد و عملکرد قابل قبولی در مقابل نمونه تانک های بلوک شرق از خود بر جای گذاشت. طی جنگ خلیج فارس 180 دستگاه تانک چلنجر1 به عربستان سعودی منتقل شد و در خطوط مقدم نبرد بکار گرفته شد. مقامات ارتش انگلستان ادعا کرده اند که واحدهای زرهی ارتش انگلستان توانسته اند تا 300 دستگاه خودروهای زرهی عراقی را بدون آسیب دیدگی حتی یک تانک چلنجر1 نابود نمایند.همچنین تانک چلنجر1 طی جنگ خلیج فارس از خود رکوردی بر جای گذاشت که در تاریخ نظامی تانکهای رزمی بی نظیر بوده است. این تانک موفق شد تا از فاصله چهار هزار متری یک دستگاه تانک عراقی را هدف قرار داده و منهدم نماید. لازم به ذکر است که تانک چلنجر1 در راستای ماموریت صلح بانی در بوسنی نیز بکار گرفته شده است. از سال 1998 روند جایگزینی تانک چلنجر1 با مدل بهسازی شده ی آن یعنی چلنجر2 آغاز گردید و تا سال 2002 میلادی به اتمام رسید. روند طراحی تانک چلنجر2 در آگوست 1989 میلادی به اتمام رسید و در فوریه سال 1990، اولین نمونه آزمایشی آن تکمیل گردید. در این نمونه ی آزمایشی ، از جدید ترین فناوری آنزمان استفاده شده بود.در اوایل آگوست سال 1990 هفت دستگاه نمونه آزمایشی و پس از آن دو دستگاه دیگر آماده گرید.از نه دستگاه نمونه آزمایشی، هفت دستگاه آن در لیدز و دو دستگاه دیگر در نیوکاسل ساخته شدند. همچنین یک برجک اضافی در لیدز ساخته شد تا از آن برای آزمایشات شلیک و اثر برخورد گلوله ی دشمن بر روی زره استفاده شود. این نمونه های آزمایشی از جهاتی با یکدیگر تفاوت داشتند ولی در همه ی آنها 156 مورد بهینه سازی انجام شده بود.عملیات بهسازی طوری طرح ریزی شده بود تا امکان انجام برخی از این بهسازی ها بر روی تانکهای چلنجر1 در محلهای نگهداری آنها امکانپذیر باشد. شرکت سیستمهای دفاعی ویکرز که در آنزمان مسئولیت پروژه را بر عهده داشت در سپتامبر سال 1990 تانک چلنجر2 را در معرض نمایش گذاشت. (لازم به ذکر است که بعد ها سرکت بی ای ایی سیستمز با خریداری شرکت ویکرز مسئولیت پروژه راعهده دار شد). پس از بررسی های انجام شده از سوی ارتش سلطنتی انگلستان این تانک برای خدمت در ارتش مناسب تشخیص داده شد. در ژوئن سال 1991 میلادی دولت انگلستان درخواست خرید 127 دستگاه تانک چلنجر 2و 13 دستگاه تانک آموزشی به ارزش 520 میلیون پوند را ارائه کرد.در سال 1993 تولید تانک در کارخانجات ویکرز در لیدز آغاز شد و اولین مرحله ی سفارش در جولای سال 1994 آماده تحویل گردید. در 16می سال 1994 ارتش انگستان آزمایشات تکمیلی تانک چلنجر2 را آغاز کرد. پس از اتمام آزمایشات متفاوت مقامات ارتش از عملکرد تانک ابراز رضایت کردند.در جولای سال 1994 وزارت دفاع انگلستان سفارش دیگری را برای خرید تانک ارائه کرد. این سفارش که ارزش آن بالغ بر یک میلیارد و دویست میلیون پوند بود شامل 259 دستگاه تانک چلنجر2،نه دستگاه آموزشی بعلاوه ی پشتیبانی آموزشی و لجستیکی میشد.فرآیند تولید از همان سال آغاز شد. تولید تانک در کارخانجات لیدز تا سال 1999 به اتمام رسید ولی کار تولید در نیوکاسل همچنان ادامه پیدا کرد تا آنکه در سال 2002 آخرین سری از تانکهای تولید شده نیز به ارتش انگلستان تحویل داده شد.در سال 1993 سلطان نشین عمان هجده دستگاه تانک چلنجر2 را سفارش داد و در سال 1997 سفارش خدید بیست دستگاه تانک دیگر را ارائه کرد. ارزش این معاله 240 میلیون پوند برآورد شده است. در سال 1999 وزارت دفاع انگلستان تایید کرد که تانک چلنجر2 توانسته است طی سخت ترین آزمایشات مطابق شرایط میدان نترد بهتر از هرتانک دیگری در سراسر جهان به اهداف مورد نظر دست یابد.با این حال برخی از کارشناسان مسائل نظامی معتقد بودند که این ادعا بیشتر بمنظور بازاریابی برای فروش تانک مطرح شده است. با روشن شدن جزئیات بیشتری از این آزمایشات، توانمندیهای تانک چلنجر2 بر همه گان آشکار گردید و از آن بعنوان یکی از بهترین تانکخای رزمی تام برده شد. جزئیات از این قرار بود: یک اسکادران مرکب از از دوازده دستگاه تانک چلنجر2 که خدمه ی آنها گلچینی از بهترین و با تجربه ترین پرسنل ارتش انگلیس بودند، موفق شدند تا آزمایشات زرهی تکمیلی واحدها موسوم بهATDU را با موفقیت به اتمام برساند.این اسکادران با پوشش دادن 5040 کیاومتر طی 84 نبرد شبیه سازی شده و شلیک 2856 گلوله از انواع مختلف مهمات 120 میللیمتری و 84000 گلوله ی کالیبر 7.62 میلیمتری مسلسل کار خود را به اتمام رساند. هر روز نبرد شبیه سازیس شده 33 کیلومتر پیشروی در زمینهای ناهموار، 27 کیلومتر حرکت در سطوح جاده ای و شلیک 34 گلوله ی توپ 120 میلیمتری و 1000 گلوله مسلسل موازی با توپ اصلی را شامل میشد. این آزمایشات اعتبار از دست رفته ی تانک چلنجر را به آن بازگرداند ولی با این حال در بازار فروش جهانی توفیق چندانی نصیب تانک نشد.علیرغم آزمایش تانک توسط کشورهای قطر ، عربستان سعودی و یونان هیچکدام از انی کشورها تمایلی به خرید تانک چلنجر2 از خود نشان ندادند. علت این امر رقابت فشرده در بازار جهانی و حضور رقبای سرسختی همچون سری تانکهای ابرامز ، لئوپارد2 ولکلرک بود. بدین ترتیب عمان به عنوان تنها مشتری خارجی تانک چلنجر2 باقی ماند و آخرین سری از سفارشات عمان در سال 2001 میلادی به ارتش آن کشور تحویل داده شد. بدنه تانک چلنجر2 از سه بخش تشکیل شده است: اتاقک راننده که در جلوی بدنه قرار دارد، بخش فرماندهی و کنترل که در برجک قرار گرفته و بخش موتور که در انتهای بدنه قرار دارد.بدنه و قطعات موتوری تانک چلنجر1 در تانک چلنجر2 نیز مورد استفاده قرار گرفته است که علت آن کارایی بالای آنها بوده اما برجک تانک کاملاٌ از طراحی تازه ای بهره می برد و با تانک قبلی تفاوت دارد.برجک تانک به زره چابهام نسل دوم مجهز شده است. این زره از ساختار محرمانه ای مرکب از لایه های سرامیک مخلوط در داخل زره فولادی تشکیل شده است و به آن زره ساندویچی نیز گفته می شود.این زره جدید به شدت مقاوم است و در مقابل سلاحهای هدایت شونده ی ضد تانک (ATGM) و مهمات انفجاری شدید ضد تانک (HEAT) که به خرجهای شکلدار مجهزند، از تانک مخوبی محافظت مینماید. علاوه بر تانک چلنجر، در تانک ابرامز ایالات متحده نیز ازفناوری این نوع زره استفاده شده است.برجک تانک توسط یک سیستم گرداننده الکتریکی حرکت میکند و در آن از سیستم الکترو هیدرولیکی استفاده نشده است. تانک چهار نفر خدمه دادر که عبارتند از:فرمانده، راننده، توپچی، و گلوله گذار.علت استفاده از چهار نفر،بالا بردن قابلیتهای رزمی و توان درگیری بیست و چهار ساعته تانک بوده است زیرا در اینگونه ماموریتهای سنگین تعداد نفرات تاثیر گذار خواهد بود (لازم به ذکر است که تانکهایی همچون لکرک یا T-72 از سه خدمه استفاده می کنند که این امر موجب افزایش خستگی روحی و جسمی نفرات در ماموریتهای طولانی خوهد شد). اتاقک راننده به یک پریسکوچ غیر فعال (PDP) مجهز اشت. این پریسکوچ از یک سیستم تقویت کننده تصاویر بهره میبرد در نتیجه حرکت در شب برای راننده امکان پذیر شده است. در نتیجه استفاده از این سیستم ها تانک میتواند در شب با سرعتی معدل سرعت روز خود حرکت کند و از وسایل روشنایی خارجی نیز استفاده ننماید. جایگاه فرمانده ی تانک که در سمت راست برجک واقع شده به هشت عدد پریسکوپ با قابلیت پوشش 260 درجه ای مجهز است. در زیر هر پریسکوچ کلید قرمز رنگی تعبیه شده است که در صورت فشار دادن آن برجک به سرعت با پریسکوپ هم سو خواهد شد.فرمانده تانک به یک هدف یاب متعادل با میدان دید وسیع به نام VS580-10 مجهز می باشد یک مسافت یاب لیزری نیز در آن تعبیه شده است.این هدفیاب قادر است تا دامنه +35 الی -35 درجه عمودی را پوشش دهد. کار طراحی و ساخت این هدف یاب را شرکت ساژم بر عهده داشته است. جایگاه توپچی که در جلوی فرمانده قرار دارد به یک سیستم تصویر ساز حرارتی مجهز است که شرکت تیلز اپتروسیس سازنده ای آن است. این سیستم که از حسگر UKTICM2 استفاده مینماید امکان دید در شب را برای توپچی فراهم کرده است. تصویر حرارتی با بزرگنمایی 4 الی 11.5 برابر در هدفیاب ها و نیز نمایشگرهای دیجیتالی فرمانده و توپچی تانک قابل رویت است. توپچی تانک به یک هدفیاب اصلی متعادل مجهز است که از یک مجرای نشانه روی بصری، یک مسافت یاب لیزری چهار هرتزی با دقتی در حدود 5 متر و بردی بین 200 الی 10000 مترو همچنین یک صفحه نمایش تشکیل شده است.کار طراحی این هدفیاب نیز توسط شرکت تلیز اپتروسیس انجام شده است.علاوه بر هدفیاب اصلی، تانک به یک هدفیاب فرعی نیز مجهز است که بصورت موازی با توپ نصب شده است تا در صورت نیاز توسط توپچی مورد استفاده قرار گیرد.خدمه گلوله گذار نیز به یک پریسکوپ روزانه مجهز است و در صورت نیاز می تواند از آن استفاده نماید. تانک چلنجر2 به یک سیستم کنترل آتش دیجیتالی ساخت شرکت جنرال داینامیکس کانادا(سابقا شرکت کامپیوتیگ دیوایسس) مجهز است.این سیستم از یک کامپیوتر تشکیل شده که بصورت خودکار محاسبات مربوط به فرآیند شلیک را انجام می دهد.سیستم کنترل آتش تانک قادر است تا شش هدف متفاوت را بصورت یکجا ردیابی کند. تانک های چلنجر2 ارتش انگلستان به یک سیستم کاربردی اطلاعات میدان نبرد (PBISA) مجهز شده اند که شرکت جنرال داینامیکس انگلستان کار طراحی آنرا بر عهده داشته است.این سیستم برای جمع آوری از دیگر تانک ها به منظور هماهنگی بیشتر و گرفتن دستورات لازم از ستاد فرماندهی مرکزی بکار میرود.اطلاعات این سیستم پس از پردازش کامپیوتری در نمایشگرهای فرمانده و راننده تانک به نمایش در می آید تا آخرین اطلاعات صحنه نبرد و آرایش نیروهای خودی یا دشمن را در اختیار آنها قرار دهد. همچنین برای تانکهای ارتش انگلستان یک سیستم تاکتیکی ارتباطات دیجیتالی به نام بومن (کماندار) در نظر گرفته شده که علاوه بر امکانپذیر کردن ارتباطات امن، به طور خودکار موقعیت جغرافیایی تانک را نیز نمایش می دهد تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان که در عراق خدمت می کنند در سال 2006 به این سیستم مجهز شدند. http://unsd.macrossroleplay.org/challenger2.jpg سلاح اصلی تانک چلنجر2 را یک توپ 120 میلیمتری خاندار بنام ال-30 تشکیل میدهد که از فولاد تصفیه شده ESR ساخته شده است. این نوع فولاد جزو مرغوبترین انواع فولاد در جهان بحساب می آید و استحکام بسیار بالایی دارد.این توپ به یک روکش عایق حرارت، یک سیستم مرجع نصب شده در دهانه لوله و همچنین یک سیستم تخلیه کننده دود مجهز است. سطح داخلی توپ ال-30 با روکشی از فلز کروم پوشیده شده تا ساختاری محکمتر و سطحی نرم تر به آن ببخشد. این روکش باعث می شود تا گلوله سایش کمتری با سطح لوله داشته باشد، دقت بیشتری پیدا کند، سرعت آن افرایش یابد و در نتیجه قدرت نفوذ آن بالاتر برود.توپ ال-30 دارای زاویه حرکت عمودی 10- الی 20+ درجه است و از آنجا که برجک تانک قابلیت حرکت 360 درجه ای دارد، توپنیز دارای زاویه گردش 360 درجه ای است و از یک سیستم کنترل و تثبیت کننده برقی استفاده مینماید.این توپ تفریباٌ با تمامی مهمات های فعلی 120 میلیمتری سازگار می باشد و می تواند گلوله های ثاقب ضد زره APFSDS-T مجهز به میله ی نفوذ کننده از جنس اورانیوم ضعیف شده ، گلوله های دودزا و انواع دیگری از گلوله های دیگری از جنس اورانیوم ضعیف شده نیز شلیک نماید از جمله چارم-1(CHARM-1) و چارم-3 (CHARM-3) که جزو مهمات اصلی تانک بحساب می آیند.در سال 2004 میلادی بخش سیستمهای زمینی شرکت بی ای ایی سیستمز طبق قراردادی متعهد شد تا تانکهای چلنجر2 ارتش انگلیس را به یک توپ 120 میلیمتری بدون خان مجهز کند.دین ترتیب تانکهای چلنجر2 ارتش انگلستان به توپ بسیار معروف و پر قدرت ال-55 ساخت شرکت راین متال آلمان مجهز شدند.این توپ که یکی از بهترین و قابل اعتماد ترین سلاحهای جهان بشمار می آید تاکنون بر روی سری تانکهای ابرامز ایالات متحده و ائوپارد2آ6 آلمان نصب گردیده است. این توپ قدرتمند از ژانویه سال 2006 تاکنون مضغول گذراندن مراحل آزمایشی بر روی تانک چلنجر2 می باشد. علاوه بر توپ اصلی تانک به یک مسلسل کالیبر 7.62 موازی با توپ و یک مسلسل GPMGL37A کالیبر 7.62 بر روی برجک برای دفاع هوایی مجهز میباشد. موتور تانک یک موتور دیزلی دوازده سیلندر پرکینز کاترپیلار با نام CV12 می باشد که 1200 اسب توان تولید میکند. همچنین تانک چلنجر2 به یک سیستم تعوض دنده ی اتوماتیک به نام TN54 مجهز است که شش دنده ی جلو و دو دنده ی عقب دارد.حداکثر سرعت جاده این تانک 59 کیلومتر بر ساعت و حداکثر سرعت آن در مناطق ناهموار 40 کیلومتر بر ساعت است.برد عملیاتی تانک نیز 450 کیلومتر در حالت معمول و 250 کیلومتر در مناطق ناهموار میباشد. لازم به ذکر است که مدل صادراتی تانک چلنجر2 به یک موتور دیزلی جدید به نام MTUMT883 مجهز شده است که به آن قدرتی معادل 1500 اسب میدهد. حجم کم این موتور باعث میشود که فضای بیشتری برای دخیره سوخت بوجود بیاید که این امر باعث افزایش برد عملیاتی تانک تا شعاع 550 کیلومتری شده است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چند نکته تکميلي در مورد اين تانک بر گرفته از مصاحبه بي بي سي با چند تن از خدمه تانک :

1) همه چراغهاي استفاده شده در داخل تانک به رنگ قرمز هستند تا در شب از دور ديده نشوند . از اين رو به گفته خدمه ، درون تانک تاريک بوده و در هنگام حرکت ، دايماً مواظب هستند تا سرشان به جايي بر نخورد !

2) با وجود سيستم تهويه مطبوع ، همه سرنشينان از گرماي طاقت فرساي درون آن ، مخصوصاً وقتي در معرض تابش شديد نور آفتاب قرار ميگيرند ، شاکي هستند . آنها معتقدند که اين سيستم از پس گرماي کوير بر نمي آيد .

3) فضاي درون اين تانک بسيار تنگ است و چهار مرد بالغ با لباسها و تجهيزات همراه ، نميتوانند به آساني حرکت کنند . ابعاد درون تانک 4.5 متر در 3 متر و با ارتفاعي در حدود 1.8 متر ميباشد .

4) در يک نظر سنجي انجام شده توسط بي بي سي معلوم شد که اغلب فرماندهان ترجيح ميدهند تا از برجک ، مراقب فضاي اطراف خود باشند تا استفاده از پريسکوپ و دوربين .

5) قسمت مهمات توسط فيلتر هوا از قسمت خدمه به دليل مسايل ايمني جدا شده است . تا خدمه هواي سالم و عاري از مواد خطرناک استنشاق کنند .

6) به گفته خدمه رابطه آنها با هم مثل رابطه خانوادگي است که در آن فرمانده ، پدر خانواده است .

در زير چند لينک از فيلمهاي اين تانک :

http://www.youtube.com/watch?v=hcMVpY4SoO8

http://www.youtube.com/watch?v=TZ_PrD-ge1E&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=xF3faiNsiow&feature=related

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان لطفا توجه كنند كه مطلب تكراري ارسال نشه. http://www.military.ir/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&t=331 منبع را هم كه خودتون حذف مي كنيد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
راستش همیشه از وزن دهشتناک تانک‌ها تعجب میکنم... باورم نمیشه که وسیله‌ی به اون کوچیکی، بیاد مثلا 100 تن یا 60 تن وزن داشته باشه.... :(

تابیک بسیار عالیی بود، شخصا منتظر قسمت های بعدی میباشم...(ببخشید که بین قسمت‌ها، اخلال وارد کردم با پستم! :) )
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
تشکر به خواطر مقاله زیبا شما :rose:
من تعجب میکنم که چرا کاربران میلیتاری تاپیک هایی که موضوع علمی نظامی و تکنولوژی دارند (نمونه همین تاپیک) در اون بحثی نمیشه اما برخی تاپیک ها که مثلا خبر از فلان انفجار یا ترور شخصی داره سر اونها بحث میکنند تا جایی میکشه که کار به درگیری لفظی و قفل تاپیک میرسه؟؟؟ icon_frown

زحمتی کشیده میشه و زمانی صرف میشه تا اینگونه تاپیک های کامل آماده بشه اما دریغ از 1 نظر و بحث گویا کاربران بیشتر به مسائل سیاسی علاقه دارند تا نظامی علمی!
شما یه نگاه به فروم F-16.net بندازید حتی در جزئی و ساده ترین تسلیحات نظامی هوانوردی نیز بحث هایی چندین صفحه ای دارند

دوستان سعی کنید با شرکت در تاپیک های این چنینی بار علمی سایت رو ببرید بالا!
  • Upvote 4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
متشکر بابت این مقاله.
من منتظرم مدیر مربوطه عکسها رو به گالری منتقل کنه تا بخونمش و در بحث شرکت کنم. اینجوری هیچی نمیفهمم! :mrgreen:

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
علیکم السلام

با تشکر از خواهر هلیا.

لطفا درباره اوتولودر این تانک و روش حفاظت از مهمات هم توضیح بدید
تشکر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر

برخلاف تبلیغاتی که در مورد زره چابهام میشه در عراق ، زره تانک های چلنجر 2 که به ERA هم مجهز بودند ، در مقابله با تهدیدات ضد زره جدید مثل RPG-29 و IED عملکرد مناسبی نداشتند که حداقل در یک مورد رسمی زره واکنشی به درستی عمل نکرده و موشک حتی تا بخش خدمه هم نفوذ داشته . در مورد توپ هم تا جایی که بنده میدونم دلیل اصلی مطرح شده برای تعویض توپ ، استفاده از مهمات قویتر طراحی شده توسط آلمان و آمریکاست تا کاهش هزینه ها (ناسلامتی اسم خود پروژه ی تعویض توپ چلنجر هم Challenger Lethality Improvement Programme هست!) وگرنه تانکهای قبلی انگلیس معمولا توپ استاندارد ناتو نداشتند
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


با تشکر

برخلاف تبلیغاتی که در مورد زره چابهام میشه در عراق ، زره تانک های چلنجر 2 که به ERA هم مجهز بودند ، در مقابله با تهدیدات ضد زره جدید مثل RPG-29 و IED عملکرد مناسبی نداشتند که حداقل در یک مورد رسمی زره واکنشی به درستی عمل نکرده و موشک حتی تا بخش خدمه هم نفوذ داشته . در مورد توپ هم تا جایی که بنده دیدم دلیل اصلی مطرح شده برای تعویض توپ ، استفاده از مهمات موثر تر طراحی شده توسط آلمان و آمریکاست تا کاهش هزینه ها (شاید منظور کاهش هزینه ی طراحی پرتابه های بهتر بوده ؟) وگرنه تانکهای قبلی انگلیس معمولا توپ استاندارد ناتو نداشتند



در ادامه فرمایشات برادر چکا

چلنجر منهدم شده توسط آرپی جی 29 در عراق:


<
  • Upvote 11
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

باتشکر از بانو هلیا.

مدل 2E این تانک، مدل صادراتی اون هم به حساب میاد که مخصوص آب و هوای بسیار بد ساخته شده و بسیار در یونان، قطر و عربستان مورد آزمایش قرار گرفته.



آب و هوای بسیار بد یعنی دقیقا چه آب و هوایی ؟ یونان تااونجا که ما شنیدیم خیلی هم خوش آب و هواست ...
در ضمن چکای کبیر ! آیا تی 90 پکیجی برای آب و هوای بسیار بد از نوع روسی داره ؟
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


با تشکر

برخلاف تبلیغاتی که در مورد زره چابهام میشه در عراق ، زره تانک های چلنجر 2 که به ERA هم مجهز بودند ، در مقابله با تهدیدات ضد زره جدید مثل RPG-29 و IED عملکرد مناسبی نداشتند که حداقل در یک مورد رسمی زره واکنشی به درستی عمل نکرده و موشک حتی تا بخش خدمه هم نفوذ داشته . در مورد توپ هم تا جایی که بنده میدونم دلیل اصلی مطرح شده برای تعویض توپ ، استفاده از مهمات قویتر طراحی شده توسط آلمان و آمریکاست تا کاهش هزینه ها (ناسلامتی اسم خود پروژه ی تعویض توپ چلنجر هم Challenger Lethality Improvement Programme هست!) وگرنه تانکهای قبلی انگلیس معمولا توپ استاندارد ناتو نداشتند



ممنون جناب چکا. ولی همونطور که توی متن هم مشاهده میکنید، به هیچ عنوان مقایسه ای بین اینها انجام ندادم. گفتم توپ قبلی این بوده و توپ جدید این هست. از اونجایی که توی تاپیک علی آقا بسیار در مورد L55 بحث شده، نیازی ندیدم دوباره مطلبی اضافه کنم. در مورد زره هم اگه اجازه بدید، توی قسمت سوم تاپیک انالیزش کنیم که خوبی ها و بدی هاش واضح تر بشه.

ممنونم از توضیحتون و همینطور همه دوستان
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مقایسه ای انجام ندادید اما گفتید ارتقا به توپ رینمتال صرفا بدلیل استفاده از مهمات ناتو برای [b]کاهش هزینه ها [/b]بوده ، در حالیکه در اصل ، پروژه برای استفاده از مهمات مرگبارتر و موثرتر ساخته شده برای توپ آلمانی توسط کشورهای آمریکا و آلمان و... بوده است

جناب sedmammad

تانک های T-90 بطور پیش فرض به سیستمهای air conditioning مجهز هستند که ظاهرا برای شرایط آب و هوایی روسیه جواب میده (حداقل تا الان کسی اعتراضی نکرده :mrgreen: ) اما ورود این تانک به هند با دمای بالای 60 سانتیگراد در برخی نقاط نه تنها سیستم تهویه ی تانک رو ناتوان نشان داد بلکه حتی مشکلاتی در سیستم خنک کننده ی cyrogenic اشکارسازهای حرارتی تانک هم ایجاد کرد . برای رفع این مشکل ، شرکت kinetic ltd رژیم صهیونیستی پکیج جدیدی کنترل شرایط محیطی (enviromental controll system) برای ارتقا T-90M این تانک ساخته است
  • Upvote 5
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='cheka' timestamp='1368131684' post='312056']
مقایسه ای انجام ندادید اما گفتید ارتقا به توپ رینمتال صرفا بدلیل استفاده از مهمات ناتو برای [b]کاهش هزینه ها [/b]بوده ، در حالیکه در اصل ، پروژه برای استفاده از مهمات مرگبارتر و موثرتر ساخته شده برای توپ آلمانی توسط کشورهای آمریکا و آلمان و... بوده است
[/quote]

اشتباه از من بوده که طوری نوشتم که اینطوری برداشت میشه. ممنونم از تذکرتون




[color=#222222][font=Helvetica Neue', Arial, Verdana, sans-serif][size=4][background=rgb(255, 255, 255)][quote name='sedmammad' timestamp='1368131158' post='312053']
باتشکر از بانو هلیا.
[quote][size=4][font=tahoma, geneva, sans-serif]مدل 2E این تانک، مدل صادراتی اون هم به حساب میاد که مخصوص آب و هوای بسیار بد ساخته شده و بسیار در یونان، قطر و عربستان مورد آزمایش قرار گرفته.[/font][/size]
[/quote]
آب و هوای بسیار بد یعنی دقیقا چه آب و هوایی ؟ یونان تااونجا که ما شنیدیم خیلی هم خوش آب و هواست ...
در ضمن چکای کبیر ! آیا تی 90 پکیجی برای آب و هوای بسیار بد از نوع روسی داره ؟
[/quote][/background][/size][/font][/color]

ممنون از تذکرتون. جواب اینه که [background=rgb(255, 255, 255)]همون چیزی که برای جناب چکا نوشتم :) منظورم این بوده که مخصوص آب و هوای بد بوده. همچنین در این کشورها هم امتحان شده. این قسمت اول و دوم رو شما از هم بخونید! من درست ننوشتم[/background]


[color=#222222][font=Helvetica Neue', Arial, Verdana, sans-serif][size=4][background=rgb(255, 255, 255)][quote name='hosm' timestamp='1368123924' post='311992']
علیکم السلام

با تشکر از خواهر هلیا.

لطفا درباره اوتولودر این تانک و روش حفاظت از مهمات هم توضیح بدید
تشکر
[/quote]

سلام، ممنون. توی قسمت دوم به اون میپردازیم.[/background][/size][/font][/color]
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      مقدمه :
       
      هانس گودریان ( 1954- 1888 ) ، ملقب به هانس سریع  (  Schneller Heinz ) یکی از مشهورترین ژنرال های ورماخت بشمار می آید که نامش در تاریخ نظامی عصر مدرن ، با استخوان بندی یگان های نیروی زمینی ( واحدهای زرهی ) به شکل عجیبی عجین شده تا جایی که یکی از  جوان ترین ، مشهورترین و در عین حال از اخرین فرماندهان واحدهای پانزر در جنگ دوم جهانی ، ژنرال ژنرال اتو فون مانتوفیل روایت جالبی از فرمانده ارشدش ، دارد:
       
      """"" او گودریان بود ، در آغاز یکّه و تنها ، اما او بود که تانک و کاربردش را بعنوان یک سلاح ارزشمند رزمی به ارتش شناساند . این کار ، مطمئناً از ستاد کل ارتش برنمی آمد ، باید گفت ، نام و مُهر شخصیت وی به مفهوم واقعی کلمه بر بدنه این سلاح  حک شده است و حقیقتاً ، این جنگ افزار ، موفقیت عملیاتی خود را به او مدیون است ."""""
       
         
       
      راست : اتو فون مانتوفل  چپ : هانس گودریان 
       
      شروع طوفان : 
      در میانه جنگ دوم جهانی ، کمیسیون تولید تانک به سرپرستی ژنرال هانس گودریان به منظور پر کردن  شکاف ایجاد شده  حاصل از روند طولانی طراحی ، تولید انبوه و تحویل سوپرتانک 1944 ((پانتر )) به ارتش توصیه کرد تا بر روی آنچه که درآن زمان ، توپهای تهاجمی ( assault guns ) نامیده می شد متمرکز شده و طرح های موجود را به نمونه های ارتقاء یافته ، تبدیل کند. برای نیل به این هدف ، چیزی در حدود 120 دستگاه پانزر-3 از گونه F با مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L/43 به سال 1942 وارد خدمت شد  ، به همین دلیل برخی مورخان براین عقیده اند  که ارتش در آن زمان ، تمایل بیشتری برای توسعه یک توپ تهاجمی در قالب  خودروی ویژه پشتیبانی از پیاده نظام  در مقایسه با یک زره کوب  نشان می داد  .
       
          
       
      زره کوب اشتوگ-3 سری جی 
      راست : نمای روبرو  چپ : بخش نگهداری مهمات 
       
      با توجه به این مساله ،براساس یک قاعده نانوشته ، هر اندازه  درازای لوله توپ بیشتر می بود ، تاثیر کاربرد مهمات شدید الانفجار کاهش می یافت ولی از دید افسران واحدهای پیاده ، این معامله به نسبت قابل قبول می آمد ، به همین دلیل گونه  Sturmgeschütz IIIG پس از مسلح شدن به یک قبضه توپ 75 م.م  L-48 بصورت غیر قابل باوری از سوی این واحدها مورد استقبال قرار گرفت . برد موثر توپ فوق الذکر ( PAK-43) به بیشتر از 7000 فوت می رسید که دراین فاصله قابلیت نفوذ به درون زرهی به ضخامت 100 م.م با شیب 30درجه را در اختیار کاربر می گذاشت .
       
       در واقع ، زره کوب اشتوگ-3 با نیم رخ بسیار کوتاه  و بهبود ضخامت زره های بخش جلویی با اضافه شدن زره هایی به ضخامت 80 م.م  و همچنین با قرار گرفتن در کلاس وزنی کمتر از 25 تن ، انقلابی اساسی را در واحدهای زرهی و پیاده ارتش آلمان در جنگ دوم ایجاد نمود . این طرح چنان برای ورماخت جذاب شد که بعدها با اضافه شدن یک قبضه توپ کالیبر 105 م.م  به شاسی فوق الذکر ،   یک توپ خودکششی  ابداع گردید که بنا بر برخی ملاحضات ، به هر گردان سه قبضه این توپها تعلق گرفت تا پوشش آتش کافی  برای پشتیبانی از پیاده نظام فراهم گردد .
       

       
      اشتوگ-3 جی  . ایتالیا - 1943 
       
      بدین سان ، فرزند ناتنی واحدهای زرهی ارتش ، اکنون  درست در پیشانی یگانهای رزمی قرار گرفته بود و تا ماه مه 1941 ، نزدیک به 19 گردان مستقل از این توپهای تهاجمی (زره کوب) تشکیل شد . دوسال بعد ، یعنی در سال 1943 این تعداد به دو برابر یعنی حدود  38 گردان مستقل رسید و برای پشتیبانی از عملیات پیاده نظام در قالب یگانهای کوچک  بطور مداوم جابه جا میشد .
       
       اهمیت این جنگ افزار به نسبت انقلابی در میان واحدهای نیروی زمینی چنان افزایش یافت که پس از کسب تجارت ذیقیمت در نبردهای گسترده  ، افسران پیاده نظام برای انهدام توان زرهی دشمن و همچنین اجرای ضد حملات ، به شکل خاص بر روی این واحدها حساب جداگانه ای باز می کردند . از سویی دیگر ، توپهای تهاجمی جدید ، در مقایسه با تانکهای متعارف ، از هزینه طراحی وتولید کمتری برخوردار بودند ، چرا که مکانیزم پیچیده وگران قیمت برجک گردان در آنها وجود نداشت ، تولید انبوه آن به نسبت ساده تر بود  واین  برای صنایع زمان جنگ آلمان  که نیروی انسانی با مهارت کمتر شامل  کارگران خارجی ، اسرای جنگی را در برمی گرفت ، یک گزینه جذاب بشمارمی رفت .
       

       
      پانزر-4 علیرغم معرفی طرح های گوناگون و متنوع زرهی ،  اسب کاری و استخوان بندی واحدهای زرهی ورماخت تا پایان جنگ دوم جهانی بشمار می رفت 
       
      همزمان با افزایش جذابیت توپهای تهاجمی برای ارتش  ،  روند تولید تانک بتدریج دچار رکود میشد . بعنوان مثال ، از رده خارج بودن تانکهای پانزر-3 آنقدر واضح شده بود که خط تولید آن بعنوان یک خودروی رزمی سرعت به  تکمیل یک شاسی برای نصب توپ تبدیل گردید . از سویی دیگر ، در اکتبر سال 1942 تولید پانزر-4 به 100 دستگاه در ماه کاهش پیدا کرد به همین دلیل در همان زمان ، ستاد کل ارتش پیشنهاد داد تا برنامه تولید انبوه پانزر-4 بعنون اسب کاری واحدهای زرهی متوقف و در عوض همه منابع برای تولید سریعتر پانترها و تایگر ها متمرکز گردد .  اما در کمال تعجب ، شرکتهای قدیمی تری نظیر پورشه  و پیمانکاران فرعی تولید تانک  از همان ابتدای امر با این تصمیم  به مشکل برخوردند . دلیل این امر را نیز می توان به محافظه کاری بیش  از حد صنعت خودروسازی آلمان  مرتبط نمود . 
       
       

       
      موقعیت قرارگیری مهمات پانزر-3 سری اف 
       
       
      از طرفی دیگر ، طراحان غیر نظامی خودروهای زرهی سنگین ،به شکل نامتناسبی ، شیفته یافتن راه حل برای چالشهای مربوط به  مدلهای جدید ارتش نظیر تایگر و پانتر شده بودند و از دید آنها ، حل مشکلات فنی این سخت افزارها  می بایست به گونه ای جلو می رفت که  حتی در شرایط سخت نیز امکان تعمیرات صحرایی  برای ارتش فراهم گردد .
       
        
       
      راست : نمای گرافیکی تانک پانزر3 سری اف  چپ : پانزر3 سری اف .. جمعی هنگ پانزدهم زرهی ، لشکر 11 پانزر .. روسیه 
       
       

      با توجه به این پیچیدگی بیش از حد روند طراحی و تولید تانک درآلمان ، تا سال 1942 یک هم افزایی با رویه منفی میان دوصنعت هم خانواده تولید خودرو  و تانک  ایجاد گردید و هر کدام ازاین دو در تلاش بود تا به شیوه مخصوص به خود که تصویرگر پیشگام بودن را در اختیار مشتری قرار میداد ، فرآیند تولید را به پیش ببرد .
       

       
      درواقع ، پیش از جریانات فوق الذکر ، دخالت سرفرماندهی ارتش در روند اعلام نیازمندی و طراحی خودروهای زرهی بسیار محدود بود و بیشتر بصورت  یکسری توصیه ها و پیشنهادات عمدتا" منطق صورت می پذیرفت . بعنوان مثال ، براساس درخواست شخص هیتلر ، یکی از شرکتهای پیمانکاری موفق شد تا از ترکیب شاسی تانک پانزر-3 با توپ L-71 کالیبر 88 م.م  که عمدتا" برای تانک تایگر توسعه یافته بود ، توپ خودکشی هامل را به نیروی زمینی تحویل دهد .
       

       
      راست : فوریه 1943 ... نمونه پروتوتایپ توپ خودکششی هامل در جریان یک بازدید به هیتلر نشان داده می شود .
       نمونه های اولیه این توپ به فشار شکن دهانه مجهز بودند ولی در نمونه های بعدی تصمیم گرفته شده تا این قطعه حذف گردد .
       
       در این زمینه ، گرچه شاسی مورد استفاده ، به گونه ای بود که  آسیب پذیری قابل توجهی را در برابر آتش تانکهای پیاده نظام یا توپهای تهاجمی دشمن نشان میداد ، اما توپ قدرتمند و دوربرد 88 م.م  با سرعت دهانه بالا پتانسیل بالایی به اندازه 50 درصد سازمان رزمی یک گردان ضد زره  را به کاربر ارائه می داد و با تصویب تولید حداقل 500 دستگاه از این توپ ، قدرت تهاجمی و تدافعی ورماخت تا حد قابل قبولی افزایش پیدا می نمود .
       
       توپ تهاجمی فردیناند که بعدها با لقب "فیل" ( الفانت )  وارد خدمت شد ، در واقع پاسخی ناخواسته / خواسته به  بدنه و سامانه رانشی پورشه  به منظور تولید یک زره کوب سنگین مسلح به توپ 88 م.م بود  و بدلیل شرایط جنگ ، بسرعت نزدیک به 90 دستگاه ازاین زره کوب تولید و در بهار سال 1943 در یک هنگ مستقل زرهی سازماندهی شدند .
       این خودروی زرهی ، بدون برجگ گردان ، در بهترین حالت ، یک تانک تایگر ناقص بشمارمی رفت که همان مشکلات فنی و بدون هیچ مزیت قابل توجه را ارائه میداد ، ضمن اینکه با وزنی در حدود 65 تن  ، بلحاظ ابعاد تفاوتی با تایگر نداشت . علاوه براین ، حذف غیرضروری تیربار که برای دفاع از خود درمیدان نبرد بسیار اهمیت داشت ، موجب گردید که روسها در جبهه شرقی ، با هرنوع سلاح ضد زرهی که درسازمان رزمی آنها وجود داشت ( بخصوص در عملیات کورسک ) به تهدید قابل توجهی برای این هیولاهای فلزی تبدیل شوند .
       
         
         
       
      راست : نمای گرافیکی زره کوب 65 تنی ورماخت  چپ : نمای درونی موقعیت قرار گیری مهمات زره کوب فردیناند 
       
      اگرچه براساس تحلیل فوق الذکر ، این  سخت افزارهای زرهی  بیلان قابل توجهی را از خود برجای نگذاشتند ، اما ترکیب  توپ88 م.م و شاسی تانک های متعارف ، تنها پیش مقدمه ای برای معرفی طرح های آینده بشمارمی رفت .
       
       
      ،به همین دلیل ، وی در ژوئن 1942 ، به فردیناند پورشه اجازه داد تا طراحی یک تانک فوق سنگین را کلید بزند که در نهایت با شناسه کنایه آمیز موش ( Mouse) در تاریخ خودروهای زرهی شناخته می شود .
       

       
      ماوس . فیل سفید هیتلر در جنگ ، 
      گرچه روی کاغذ به تقریب رقیبی نداشت ، اما بدلایل مختلف ، سرنوشت محتومی در انتظارش بود !!
       

       
      موقعیت نگهداری مهمات مورد استفاده در پانزر-8 ماوس 
       
      بر اساس اطلاعات موجود ، زره بخش جلویی این ابرتانک ، به 10 اینچ  ( 25 سانتی متر ) می رسید و در حالی به یک توپ 6 اینچی  (150 م.م ) مسلح شده بود که وزن هرپرتابه آن به 150 پاوند می رسید و در طرح نهایی ، وزن عملیاتی آن 188 تن ثبت شده بود که می بایست با  سرعت جاده ای 12.5 مایل در ساعت  وارد صحنه رزمی شود .صرف نظر از هزینه و پیچیدگی های طراحی ، تکمیل دو نمونه نخست این ابرتانک بیشتر از یکسال بطول انجامید .
       
       
      با این حال ، در عدم  تاثیر رزمی این ابرتانک آلمانی بعنوان یک جنگ افزار زرهی بر روی روند جنگ و همچنین اتلاف منابع مادی و مهارت مهندسی اختصاص داده شده به این پروژه به تقریب هیچ شکی وجود ندارد ، با این وجود ، ابرتانک ماوس ، نشانه ای فراموش ناشدنی از نیروی زرهی ورماخت در جنگ دوم جهانی بشمار میرفت . بدین معنی که صرف نظر از حمایت مستقیم هیتلر ، ماوس درواقع نشان دهنده مسابقه ای میان برتری فنی و نیازهای رزمی میدان نبرد بشمار می رفت .
       

       
      پانزر4-سری اچ 
      روسیه .. زمستان سال 1943 
       
       مضاف براین ، افزایش اندازه تانک  بصورت خودکار ، تاثیر قابل توجی را بر روی میزان تحرک و قابلیت اطمینان رزمی این خودرو برجای گذاشت که این خود نیز بخوبی نشاندهنده فلسفه طراحی خودروهای زرهی و سلاح در آن زمان بود . اما با ورود جنگ به سال 1943 و سخت تر شدن شرایط نبرد در جبهه شرقی ، تکنیسن های  آلمانی با تغییر رویکرد از حوزه مهندسی  به علم مواد درصدد بودند تا  راه حل مناسبی را برای غلبه بر مشکلات کاربرد واحدهای زرهی در جنگ پیدا نمایند .
       
       
      با تمامی این تفاسیر ، داستان طراحی وتولید ماوس ، در زمان خود ، روندی طولانی و نفس گیر محسوب میشد که در آن ترکیبی از تنش های میان نهادی ، پیچیدگی های فنی مربوط به ایجاد خط تولید و درنهایت کاهش توان رزمی ورماخت باعث گردید تا  برخی کارشناسان (نظامیان ) نزدیک به سرفرماندهی عالی ارتش خواستار تعیین یک داور ( نظیر هانس گودریان ) برای رفع مشکلات  پیش آمده شدند . در این خصوص ، گودریان ، ماوقع یک ملاقات خصوصی با هیتلر در 20 فوریه 1943 با محوریت برطرف کردن سوء تفاهامات متعدد در این خصوص را شرح می دهد که با تعیین یکسری شروط ، موجبات وسوسه سرفرماندهی عالی ارتش را فراهم نمود . براساس انچه که در تاریخ نظامی ورماخت به ثبت رسیده ،
       
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- برای اینکه بدونید چرا ورماخت در طول جنگ دوم جهانی علیرغم ارائه طرح های فوق العاده زرهی ، همیشه دچار مشکل بود ، این تاپیک را دنبال کنید .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
       
    • توسط nasirirani
      پرونده مختومه لاکربی ، ابزار جدیدی برای جوسازی علیه ایران
      یکی از اسناد که تیم دفاعی «عبدالباسط» قرار است به دادگاه ارائه کند حاوی یادداشتی از سازمان DIA به تاریخ سپتامبر 1989 است. در این یادداشت آمده است: وزیر کشور پیشین ایران مغز متفکر و حمایت کننده مالی بمب گذاری خط هوایی پان آمریکن بود.

      عصر ایران- هفته نامه ساندی تایمز از احتمال ارائه اسنادی توسط وکلای عامل بمب گذاری لاکربی برای متهم کردن ایران به دخالت در این حادثه خبر داد.

      به گزارش عصر ایران (asriran.com) در حالی که گزارش ها حاکی از آزادی قریب الوقوع عامل لیبیایی حادثه لاکربی است این هفته نامه انگلیسی گزارش داد: "چنانچه محکوم لیبیایی حادثه لاکربی از درخواست تجدیدنظر خود در دادگاه منصرف نشود ، مجموعه ای از اسناد اطلاعاتی آمریکا حاوی دخالت ایران در این بمب گذاری که در اختیار تیم وکلای دفاعی او قرار دارد به دادگاه عرضه خواهد شد."
      براساس این گزارش «عبدالباسط علی محمد المقراحی»، یک افسر اطلاعاتی سابق لیبی و محکوم بمب گذاری لاکربی که قرار است هفته جاری آزاد شود ، از وکلای خود درخواست کرده اسناد و مکاتبات سازمان های جاسوسی آمریکا را در اختیار دادگاه بگذارند.
      این اسناد در جریان محاکمه این لیبیایی در سال 2000 در اختیار تیم وکلای دفاعی او قرار گرفت.

      به نوشته ساندی تایمز، در اسناد و مکاتبات مربوط به آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) ادعا شده که ایران پشتیبان حمله به هواپیمای بوئینگ 747 خطوط هوایی «پان آمریکن» بر فراز شهر لاکربی اسکاتلند در سال 1988 بوده است.

      همچنین در این اسناد ادعا شده است: "ایران در واکنش به حمله یک ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرباس خود که پنج ماه قبل از حادثه لاکربی رخ داد ، این بمب گذاری را ترتیب داد."

      برپایه این گزارش، یکی از اسناد که تیم دفاعی «عبدالباسط» قرار است به دادگاه ارائه کند حاوی یادداشتی از سازمان DIA به تاریخ 24 سپتامبر 1989 است. در این یادداشت آمده است: "وزیر کشور پیشین ایران، علی اکبر محتشمی پور، مغز متفکر و حمایت کننده مالی بمب گذاری خط هوایی پان آمریکن بود."

      این سند مدعی است: "اجرای این عملیات طی قراردادی به ارزش یک میلیون دلار به احمد جبرئیل، دبیرکل جبهه خلق برای آزادی فلسطین واگذار شد که یکصد هزار دلار از این مبلغ از سوی سفیر ایران در دمشق به عنوان هزینه اولیه اجرای عملیات به جبرئیل پرداخت شد و مابقی پول نیز پس از پایان ماموریت به او پرداخت شد."

      این سند مندرج در یک گزارش منتشرنشده «کمیسیون بازنگری پرونده های جنایی اسکاتلند» است و به یک گزارش DIA در دسامبر 1989 با عنوان «پرواز پان آمریکن 103؛ همکاری مرگ بار» استناد می کند که از ایران به عنوان حمایت کننده احتمالی این بمب گذاری یاد کرده است.

      رابرت بیر یک مامور ارشد بازنشسته سیا که ادعای دخالت ایران در این حمله را مطرح کرده مدعی است: "آمریکایی ها نگران بودند تعقیب ایران در این پرونده به اخلال در عرضه نفت و آسیب رسانی به اقتصاد این کشور بیانجامد."

      هواپیمای بوئینگ 747 شرکت هواپیمایی "پان آمریکن" در دسامبر 1988 از لندن به مقصد نیویورک در پرواز بود که بر فراز آسمان شهر لاکربی اسکاتلند منفجر شد. در این حادثه کلیه 259 سرنشینان هواپیما و 11 نفر در شهر لاکربی کشته شدند.

      عبد الباسط علی مقراحی که به عنوان عامل این واقعه دستگیر و به حبس ابد محکوم شده بود، در زندان گرینوک در اسکاتلند زندانی است.

      خبر آزادی قریب الوقوع عبدالباسط پس از آن اعلام شد که وزیر دادگستری اسکاتلند با وی در زندان دیدار کرد.

      بر اساس گزارش ها، دولت های بریتانیا و لیبی در مورد آزاد کردن وی با هم مذاکره کرده اند. لیبی در ماه مه امسال از بریتانیا درخواست کرد عبد الباسط را به این کشور تحویل دهد. قرار است این شهروند لیبیایی تا پیش از شروع ماه رمضان به لیبی منتقل شود.

      دولت های آمريکا و بريتانيا ، ليبی را مسئول بمب گذاری در اين هواپيما معرفی کردند. در سال 2003 لیبی پذیرفت به خانواده های قربانیان حادثه لاکربی، 3 میلیارد دلار غرامت پرداخت کند و اینک به نظر می رسد بعد از این که غربی ها توانستند با پرونده لاکربی ، لیبی را تحت فشار قرار دهند و 3 میلیارد دلار از این کشور غرامت بگیرند ، بدشان نمی آید که این پرونده مختومه را به ابزاری علیه ایران تبدیل کنند.

      http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=81149
    • توسط babak1985
      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-040.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic041F5.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-046F4.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-061.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-066.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-079.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic0162.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture00-19.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture00-16.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture00-72m.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture02.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture003-f16.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture004-.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture005-f5.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture0006.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture006-f16.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture129.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture0391.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/picture0451.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/piicture00-102f5.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/sl4awg.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/sl47xl.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/sl474n.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/sl487s.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-039.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-032f4.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-024.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-005.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-01f4.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/pic-001.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/Ph.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/mig29-5.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/iiaff-14a.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/F-163.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/F-162.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/f-149.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/F5-02.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/f-72.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/F-16.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/f5-037.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/c3725927.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/101.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/1picture033.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/1picture024.jpg[/img]

      [img]http://gallery.military.ir/albums/userpics/10237/1picture008.jpg[/img]

      روحش شاد.
    • توسط rezatizi
      تانک میدان نیرد اصلی الیفانت ( Olifant یاهمان Elefant به معنای فیل ) محصول کمپانی سازنده الیفانت و شرکت مهندسی OMC در کشور آفریقای جنوبی است .
      طرح ساخت و گسترش این تانک به سال 1974 بر میگردد و در اواخر همان دهه اولین نسل از آن وارد خدمت در یگانهای زرهی ارتش آفریقای جنوبی گردید .
      طراحی تانک الیفانت مارک 1 بسیار شبیه به تانک قبلی ساخت آفریقای جنوبی ، سمل بود که نمونه ارتقا داده شده تانک انگلیسی سنتوریون میباشد . الیفانت به صورت مداوم و مستمر تحت گذراندن برنامه های ارتقا و به روز رسانی بوده و هست . نمونه مقیاس کامل الیفانت مارک A1 در سال 1983 تولید شد و اولین نمونه از آن نیز در سال 1985 وارد خدمت گردید .
      در همان سالی کهMK 1A ( مارک یک ) وارد مرحله تولید میشد ، کار گسترش بر روی نمونه MK 1B نیز آغاز گشت و تانک اخیر در دهه نود میلادی در ارتش آفریقای جنوبی عملیاتی شد .
      ارتش آفریقای جنوبی تعداد 172 دستگاه تانک الیفانت از هر دو نمونه MK1A و MK1B را به صورت عملیاتی در اختیار دارد . الیفانت 1B سال 1991 وارد خدمت شد . زره تانک MK1B اساسا دگرگون شده است که موجبات ارتقای کیفیت زره را فراهم آورده . تانک الیفانت از چهار خدمه بهره میبرد که شامل فرمانده ، توپچی ، بارگذار و راننده می باشد . برنامه های ارتقایی که این نمونه از الیفانت تا به حال پشت سر گذاشته است شامل نصب توپ پر قدرت تر 105 میلیمتری L7 ، مسافت یاب خودکار لیزری و سیستم تصویرساز نسل اول میباشد . برد عملیاتی تانک به واسطه نصب موتورهای دیزلی جدید و مخازن حمل سوخت اضافی افزایش چشمگیری پیدا کرده .
      در سپتامبر 2003 BAE Systems Land Systems OMC موفق به عقد قرارداد با آرمسکور ( آژانس تدارکات در وزارت دفاع آفریقای جنوبی ) برای ارتقای سیزده دستگاه الیفانت مارک 1B گردید . موارد ارتقا شامل بسته ای برای افزایش قدرت محرکه تانک که نیروی آن را تا 15% افزایش می داد ، یک توپ مدرن تر و ارتقای سیستم گرداننده برجک تانک ، سیستم کنترل آتش جدید و ردیابی هدف و سامانه درگیری با دشمن با قابلیت تصویر سازی گرمایی . به دنبال این ، قرار داد ارتقای سیزده دستگاه تانک بعدی به سطح اولیفانت مارک 2 در سپتامبر 2005 منعقد گشت . موعد تحویل تانکها نیز بین سالهای 2005 تا 2006 پیش بینی شده بود .
      تسلیحات :
      تانک الیفانت 1B مسلح به توپ 105 میلیمتری L7 به عنوان سلاح اصلی است که برای افزایش دقت آتش با پوشش حرارتی مجهز شده است .
      تانک همچنین یک مسلسل 7.62 میلیمتری به منظور مقابله با اهداف کوچکتر و پیاده نظام و یک مسلسل ضد هوایی 7.62 م ل دارا میباشد .
      کنترل آتش :
      جایگاه راننده تانک با سیسیتم دید در روز و شب تجهیز شده ، همچنین توپچی تانک نیز به سیستم مشابه دید در روز و شب و علاوه بر آن سامانه یکپارچه مسافت یاب لیزری مجهز است .
      حفاظت از خود :
      صفحات محافظ و جداره پیشانی تانک با زره غیر عامل تقویت شده و برجک آن نیز به زرهی مقاوم تجهیز شده . نصب زره دولایه در کف تانک ، حفاظ بسیار مناسبی برای خدمه در مقابل مین های ضدتانک ایجاد میکند . همچنین زنجیرهای تانک با صفحات جانبی جدید در مقابل موشکهای HEAT محافظت شده .
      در مواقع ضروری یک پرده کامل دود تانک الیفانت را در مقابل دشمن پوشش میدهد .
      پیشران :
      موتور توربو دیزل خنک شونده با هوا نیرویی معادل 900 اسب بخار را برای الیفانت ایجاد میکند . تانک نیروی محرکه خود را از یک موتور دیزلی توربو شارژ که برای تانک نیروی معادل 900 اسب بخار را تامین میکند ، بهره میبرد . برد عملیاتی تانک با نصب موتور دیزلی و مخازن سوخت اضافی بیشتر شده است . ذکر این نکته خالی از لطف نیست که موتور الیفانت MK1 با بنزین کار میکرد . محور تعلیق تانک نیز در مدل MK1B دگرگون شده است . همچنین کاهش وزن کلی نسبت به مدلهای پیشین موجب قناعت تانک در مصرف سوخت شده است .
      تحرک :
      الیفانت موفق شده است که به حداکثر سرعت 58 کیلومتر در ساعت بر روی جاده و حداکثر برد 380 کیلومتر و فقط با اتکا به مخزن داخلی سوخت خود دست یابد . الیفانت توانایی گذر از آبهای با عمق یک و نیم متر و سطوحی با شیب 30 الی 60 در صد و موانعی با ارتفاع یک متر را دارا میباشد.
      مشخصات تانک الیفانت مارک 1 :
      Olifant Mk.1B سال ورود به خدمت 1991
      خدمه 4 نفر
      وزن 58 تن
      طول ( به اضافه توپ ) 10.2 متر
      پهنا 3.38 متر
      ارتفاع 2.94 متر
      تسلیحات
      توپ اصلی 105-mm
      مسلسل ها :2x 7.62-mm
      گردش لوله توپ 360 درجه
      حمل مهمات :
      توپ اصلی 68 گلوله
      مسلسلها: 2x 7.62-mm
      تحرک
      نیروی موتور 900 hp
      حداکثر سرعت در جاده 58 km/h
      بیشترین برد تانک 500 km





      این تصویر نسل آخر از تانکهای الفانت ، olifant_mk2می باشد که همانطور در تصویر مشاهده میکنید از لحاظ ظاهری بسیار شبیه به تانکهای سطح اول جهان است.
      http://mefna.blogfa.com/post-287.aspx

      منتقل شد

      گوبلز
    • توسط hosseinvahdat
      سلام دوستان

      در این تاپیک به معرفی و بررسی تانک اسد بابل میپردازیم.lمن تاپیکشو پیدا نکردم در سایت اگه هست مدیران اخراج بن ادغام یا هرکاری خواستند بکنن
      http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/b2/T-72-Fort_Hood.jpg/800px-T-72-Fort_Hood.jpg

      تانک اسد بابل یک نمونه از تانک تی72 روسی است و تولید آن از دهه 1980در عراق و کارخانه تاجی آغاز شد.تولید این تانک از بلندپروازانه ترین تلاشهای رژیم صدام برای ایجاد تانک بومی بود.آنهم در زمانی که دول غربی تحریمهایی را برای پایان جنگ تحمیل کرده بودند(آره جون باباشون )
      به گفته منابع روسی تولید این تانک نتیجه توافق پنهانی عراق و یک شرکت لهستانی در سال 1982 بود.این توافق جهت وارد شدن 250 تی72 در پوشش واردات برای اجتناب از تحریم بود بنابر این تانک مذکور تنها مونتاژ بود و نه تولید عراق.در سپتامبر سال82شوروی به طور پنهانی و استفاده از پوشش لهستان اقدام به ارتقای تانکهای تی72 عراقی نمود.شایان ذکر است تنها تی72 اس از زمان ریاست جمهوری آقای حسن البکر وارد عراق شده بود و عراق در مدت جنگ با ایران بیش از 60 تانک خود را از دست داده بود.با آغاز به کار کارخانه تاجی چند صد تانک تی72اس وارد خدمت ارتش عراق گشت.شوروی نیز تی72ها را ارتقا داد.گفتنی است لهستان نیز همچنان در تولید تی72 به عراق کمک مینمود.(خوشبختانه ارتقای نهایی در سالهای 1989و 1990صورت گرفت)
      با وجود تحریمهای ظاهری یک شرکت آلمانی بخش فولاد کارخانه را در سال 1986راه اندازی نمود!این فولاد علاوه بر تانکهای تی72 در مقاوم سازی مخازن و زره تانکهای تی54تی55 و تی62 نیز مورد استفاده قرار گرفت.تولید تانک در سال 89 شدت بیشتری یافته و رسمی شده بود اما ااعمال تحریم سازمان ملل در سال 90 عرصه را بر عراقیها تنگ کرده بود.گفته میشددر آن سالها با افزودن مقاومت زره و....استاندارد این تانک با تانک T-72M1Aبرابری میکرد.هر چند عکس این عمل بعدها ثابت شد.همچنین یک مسافت یاب لیزری برای توپ 125 میلیمتری بدون خان و نیرومند اسد بابل نصب شده بود.منابع اطلاعاتی آمریکا بر این باور بودند که این تانک حفاظت مناسبی در برابر گرد و خاک و گرما دارد همچنین مطمئن بودند چین نیز به کمک عراق شتافته است!

      اما در نبرد وقعی:
      این تانک در جنگ 1991در حالی به مقابله با رفقای غربی خود برخواست که آنها از زره اورانیومی بهره میبردند.بنابراین در مقابل این تانکها رسما یک بازنده بود.در سومین روز جنگ در حالیکه نیروهای عراقی از کویت خارج میشدند اکثر و یا شاید تمام تانکهای لشکر گارد ریاست جمهوری عراق توسط لشکرهای زرهی دشمن نابود شدند!باقیمانده ها هم شدیدترین آسیبها را دیده بودند.

      در این نبرد تانک اسد بابل 15 الی 20 سال از حریفانش عقب تر بود.این تانک مقابل آبرامز کاری از پیش نبرد و مقابل برادلی به 3 پیروزی دست یافت!

      تصویری از تانک برادلی پس از هدف قرار گرفته شدن توسط شیر بابل

      http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/9/90/Bradley_on_fire.jpg

      در جنگ2003شیرهای باقی مانده گارد ریاست جمهوری برای آخرین نبرد خود آماده شدند.در ابتدا یک شیر عراقی موفق به نابودی یک برادلی شد که جهت شناسایی آمده و گرفتار شده بود.گفته میشود تانک مورد نظر از تیپ69 عراق بود که توسط اسلحه گرینوف(همون حاجی گرینوف اخراجیها ) بسته شده روی آن موفق به نابودی برادلی بی دفاع شده بود(برخی منابع ادعا دارند دوشکا قاتل برادلی بوده است)در حالیکه آمریکا فشارهای نهایی را بر عراق وارد مینمود آپاچی ها و آ10ها تعداد بسیار زیادی از شیرها را زده بودند.پس از زده شدن شیرها مقاومت ارتش مدینه بسیار کم شده بود.سرانجام عراق در حالی اشغال شد که امواج حملات آمریکا آخرین شیرها را نیز نابود کرده بود....

      عدم قدرت مناسب مانور پذیری مناسب و فقیر بودن از نظر قطعات موجب نابودی این تانک گردید البته گفتنیست عراق تصمیم گرفته است با کمک آمریکا و با تجهیزات جدیدتر این تانک را مجددا تولید نمایند.
      شیر عراقی پس از حمله آمریکا و آسیبهای فراوان
      http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/b/b1/DerelictAsadBabil.JPEG/800px-DerelictAsadBabil.JPEG
      http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/5/55/DerelictAsadBabil-2010-28-01.JPEG

      اما حکایت زره ضعیف!

      اسد بابل نمونه صادراتی تی72 بود و به همین جهت از نبود تجهیزات اصلی رنج میبرد و این اشکال آنرا هدف آسانی برای تانکهای مدرن کرده بود.همینطور زره 300میلیمتری آن(که در نواحی کنار به 60 و30میلی نیز میرسید)از اشکالات اسد بابل بود.اسد بابل مقابل هلفایر و تاو حرفی برای گفتن نداشت.

      و در پایان خلاصه ای از خصوصیات اسد بابل:

      طراح:آقای Venediktov

      تعداد ساخته شده:250الی500دستگاه

      وزن:41تن

      ابعاد(طول×عرض×ارتفاع):6.9×3.6×2.2

      سرنشینان:3 نفر شامل راننده فرمانده و اسلحه چی

      زره:300میلی متر

      جنگ افزار اصلی:توپ125میلی بدون خان

      جنگ افزار دوم:گرینوف7.6میلی یا دوشکا12.6میلی

      موتور:12سیلندر دیزلی با 580کیلووات قدرت

      رنج عملیاتی:600کیلومتر

      حداکثر سرعت:68کیلومتر بر ثانیه

      ترجمه و تحقیق:حسین وحدت(منبع اصلی http://en.wikipedia.org/wiki/Lion_of_Babylon )

      لطفا با ذکر نام میلیتاری بعنوان منبع استفاده شود

      فقط برای میلیتاری
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.