hosseingmn

پرواز655 ، جنایت عمدی ، اشتباه انسانی یا تلفات جانبی جنگ !!!!!

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

ان شا الله این صورتحساب بلند بالا رو به وقتش دو لا با امریکا و غرب حساب می کنیم که ما متتظر منتقم فاطمه ایم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
مروري بر عملكرد پدافند هوايي "وينسنس " در حمله به ايرباس ايراني
خبرگزاري فارس: ناو وينسنس علاوه بر در اختيار داشتن رادارهاي مختلف، از وجود سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي ايجس (AEGIS) و استاندارد (STANDARD) كه از پيشرفته‌ترين سامانه‌هاي پدافند هوايي موشكي درياپايه آن زمان محسوب مي‌شد، بهره مي‌برد.
يكشنبه دوازدهم تير ماه 1367، مصادف با سوم ژوئيه 1988،جهان شاهد جنايتي باور نكردني از سوي آمريكا بود كه تاكنون آمريكايي‌ها را شرمسار افكار عمومي كرده است. هدف قرار دادن هواپيماي مسافربري ايراني كه 66كودك درآن حضور داشتند، توسط ناو جنگي "وينسنس " آمريكا و به وسيله موشك‌هاي پيشرفته استاندارد "SM2 " آن‌قدر تنفّرآميز بود كه در بيشتر مطالب منتشر شده در اين خصوص به ابعاد عاطفي ماجرا پرداخته شده و در تعداد كمي از مطالب و مقالات نيز به ابعاد فني ماجرا اشاره شده است، اما از اصل مطلب كه عملكرد ناو وينسنس در بخش پدافند هوايي مي‌باشد، غفلت شده است. اين مقاله با بررسي سامانه‌هاي پدافند هوايي ناو وينسنس و عملكرد پدافند هوايي ناو يادشده، سعي در بررسي دقيق‌تر ماجرا و نشان دادن عمق جنايت دارد.

تجسس، كشف، شناسايي، رهگيري و انهدام، وظايف "پايه " و اصلي هر مجموعه پدافند هوايي را تشكيل مي‌دهند. گاه وظايف فوق به صورت مجزّا و توسط دستگاه‌هاي مختلف كه روي هم سوار شده‌اند، انجام مي‌شود و گاه، همه وظايف در غالب يك سامانه پدافند هوايي انجام مي‌گيرد؛ يعني ابتدا هواگرد توسط رادار تجسس مورد اكتشاف قرار مي‌گيرد و سپس عمل شناسايي و تفكيك هواگرد از نظر دوست يا دشمن انجام مي‌شود.

برخي از سامانه‌ها به صورت مستقل و با استفاده از دستگاه " IFF " Identification Friend Or Foe كه تعبير فارسي آن "شناسايي دوست از دشمن " است، اقدام به شناسايي هواگرد مي‌نمايند. برخي از سامانه‌هاي پدافند هوايي نيز اطّلاعات لازم در خصوص دوست يا دشمن بودن هدف را از طريق رادارهاي پيش اخطار (EW) و در مواردي از سُك‌ها (SOK) و حتي سي‌پي‌ها (cp) دريافت مي‌كنند. در خصوص سامانه‌هاي پدافند هوايي دريا پايه نيز استعلام از مركز فرماندهي يا ناو سرفرماندهي، رادارهاي پرنده و حتي رادارهاي موجود در منطقه و استفاده از كتابچه برنامه زمان‌بندي پروازها مي‌تواند در تشخيص درست هدف مؤثر باشد.

در صورتي كه هدف، "ناشناس " تشخيص داده شود، هواپيماهاي شكاري و رهگير با هدفِ مشاهده از نزديك هواگرد و شناسايي و در صورت متخاصم بودن، درگيري با آن به پرواز در مي‌آيند. در واقع هواپيماهاي رهگير و شكاري اوّلين لايه مرسوم در پدافند هوايي محسوب مي‌شوند و موشك‌هاي پدافند هوايي سطح به هوا (زمين پايه ودريا پايه) لايه‌هاي بعدي پدافند هوايي محسوب مي‌شود.

در صورتي كه به هر دليل ، لايه‌هاي فوق موفق به انهدام هدف مهاجم نشوند، لايه‌هاي آخر كه توپ‌هاي ضدهوايي در كنار دوش پرتاب‌ها با كاليبرهاي مختلف مي‌باشند، به دفاع از نقطه يا منطقه آسيب‌پذير مي‌پردازند. اما درخصوص عملكرد ناو وينسنس، ابهاماتي وجود دارد كه به آن پرداخته خواهد شد.

هواپيماي ايرباس A-300-B2-203 ايراني به شماره پرواز 655 و شناسه IR655 به خلباني كاپيتان "محسن رضاييان " 38 ساله، به مقصد دبي با 290 مسافر كه 39 مسافر غير ايراني و 66 كودك را نيز دربر مي‌گرفت به پرواز درآمد. در آن ايّام، هر هفته دو پرواز از تهران به مقصد دوبي از سوي شركت "ايران اير " انجام مي‌شد. مطابق برنامه مدوّن، پروازهاي فوق پس از برخاستن از تهران، جهت سوخت‌گيري و دريافت برخي خدمات در فرودگاه بندر عباس به زمين مي‌نشست و پس از انجام موارد فوق به مقصد دوبي پرواز مي‌كرد.

روز يك‌شنبه 12تير ماه 1367، مطابق برنامه قبلي، هواپيماي فوق مرحله اول پرواز -تهران- بندر عباس- را در ساعت 05:10 به وقت يوتي‌سي (UTC)، به پايان رساند. اما مرحله دوم پرواز - بندرعباس- دوبي- به دليل مشكل گمركي يكي از مسافران با 20 دقيقه تأخير انجام شد. مسير پروازي هواپيماي فوق با مشخصات "A5q,A5qw "پيش‌بيني شده بود. كاپيتان محسن رضاييان با 7 هزار ساعت پرواز كه 2 هزار ساعت آن با هواپيماي ايرباس صورت گرفته بود، از باند فرودگاه بندرعباس و در جهت 206 درجه، با هماهنگي برج مراقبت در ساعت 06:47 به وقت يوتي‌سي (UTC) به پرواز در مي‌آيد. پس از تيك آف ( Take Off)،1 كاپيتان رضاييان ضمن تماس با دفتر ايران‌اير در بندرعباس، فركانس 8/131 مگاهرتز اعلام وضعيت مي‌كند. در ساعت 06:49 به وقت يوتي‌سي ( UTC) در تماس با برج مراقبت ارتفاع خود را 3 هزار و 500 پا گزارش مي‌دهد. ضمن اينكه خلبان رضاييان در فركانس 4/133 مگاهرتز ودر ساعت 06:51 به وقت يو‌تي‌سي (UTC) با برج مركزي كنترل تهران( Tehran ACC) تماس برقرار كرده و حضور درارتفاع هفت هزار پايي را اطلاع مي‌دهد.آخرين تماس ثبت شده هواپيماي ايرباس با برج بندرعباس و هفت ثانيه پس از تماس با برج مركزي كنترل تهران، انجام مي‌شود.

انهدام هواپيما نيز در ساعت 06:54 دقيقه به وقت يوتي‌سي (UTC) و در حال صعود از ارتفاع 12 هزار پا به 14 هزار پا انجام شد. اولين اكو (ECHO) يا بليپ (BLIP) هواپيماي مسافربري ايرباس برروي اسكوپ رادار تجسس (SEARCH) در ساعت 10:17 به وقت تهران توسط اپراتور رادار تجسس هوايي ناو وينسنس مشاهده مي‌شود. در حالي كه شناسايي آن هنوز انجام نشده بود. به دليل شرايط خاص منطقه‌اي، اپراتور رادار سرچ (جست‌وجو) بلافاصله افسر مسئول، بخش پدافندهوايي ناو را مطلع مي‌سازد. او نيز كاپيتان راجرز، فرمانده ناو جنگي 2/1 ميليارد دلاري را مطلع مي‌كند. حضور يك فروند اف14 ايراني در منطقه و وحشت آمريكايي‌ها از شرايط خاص حاكم بر منطقه، تصميمات فرمانده راجرز را با بي‌تدبيري همراه مي‌كند.

* شرايط خاص منطقه چيست؟

جنگ ايران و عراق، حضور ده‌ها ناو جنگي آمريكايي در خليج فارس و درياي عمان، درگيري نابرابر قايق‌هاي توپ‌دار سپاه با بالگردهاي آمريكايي و نيز ناوچه اسكورت وينسنس، حضور يك فروند اف14 ايراني در منطقه از جمله مواردي بود كه شرايط را غير عادي به نظر مي‌رساند.

تقابل مابين آمريكا و ايران نيز به مرحله نظامي رسيده بود. حمله به كشتي "ايران اجر "، حمله به سكوهاي نفتي رسالت و رشادت در تاريخ 27 مهر سال 1366، سكوهاي نفتي نصر، سلمان و مبارك، در 29 فروردين سال 1367، درگيري با قايق‌هاي توپ‌دار ايراني و... سرانجام منجر به اين شد كه آمريكايي‌ها در خليج فارس آرامش نداشته باشند؛ ضمن اينكه در همان ايام حوادثي همچون حمله به ناو "استارك " از سوي هواپيماي عراقي ترس شديدي را بر آمريكايي‌ها مستولي ساخته بود. به ويژه اينكه آنها انتظار حمله از سوي دوست خود عراق را نيز نداشتند؛ هرچند كه عراقي‌ها با عذرخواهي و پرداخت غرامت سعي در جبران داشتند، اما مجموع اين حوادث بر آمريكايي‌ها تأثيرگذار بود.

آنها هزاران كيلومتر دورتر از كشور خود و در آب‌هاي سرزميني كشورهاي در حال جنگ، خود را همچون طعمه اي براي طرفين جنگ مي‌دانستند و اين، با برنامه‌ريزي و اهداف سياستمداران آمريكايي تناقض داشت؛ زيرا سياستمداران آمريكايي، سربازان خود را به‌منظور حفظ منافع آمريكا به خليج فارس و درياي عمان فرستاده بودند، ولي نظاميان آمريكايي به فكر جان خود بودند و نه تأمين منافع كشور خود. از اين رو، نظاميان نامبرده شده متأثر از شرايط آن زمان، تصميم‌هاي غيرعقلاني و شتاب‌زده را تجربه مي‌كردند. از جمله تصميم‌هاي غيرمنطقي و شتاب‌زده كه توسط فرمانده راجرز، فرمانده ناو وينسنس اعمال شده بود، تنظيم تمام كانال‌هاي ارتباطي ناو بر روي فركانس‌هاي نظامي از جمله فركانس 243 مگاهرترز بود. در حالي كه ارتباط با هواپيماي مسافربري ايراني از روي يك فركانس غير نظامي ممكن بود.

* آشنايي مختصر در خصوص سامانه‌هاي پدافند هوايي ناو وينسنس

ناو وينسنس علاوه بر در اختيار داشتن رادارهاي مختلف با كاربري‌هاي گوناگون و سامانه‌هاي پدافندهوايي توپخانه‌اي از وجود سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي ايجس (AEGIS) و استاندارد (STANDARD) كه از پيشرفته‌ترين سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي درياپايه آن زمان محسوب مي‌شد، بهره مي‌برد.
سامانه پدافندهوايي ايجس كه سلاحي سطح به هوا و در ياپايه جهت مقابله با موشك‌هاي ضدكشتي و انواع هواگرد مي‌باشد، داراي يك رادار چند منظوره، سامانه‌هاي كنترل سلاح و كنترل آتش، رايانه مخصوص تجزيه و تحليل، سكوي پرتاب موشك، موشك و... مي‌باشد.

موشك RIM2 (استاندارد) كه از هدايت دستوري همراه با امكان ناوبري خودكار و با استفاده از هدايت اينرسي در بخش مياني مسير و هدايت آشيانه يابي در بخش نهايي مسير مي‌باشد، داراي اشتراكاتي در نوع بهره گيري در سامانه پدافندهوايي استاندارد نيز مي‌باشد. در واقع استاندارد تلاشي در جهت نوسازي سامانه پدافندهوايي كشتي‌هاي مجهز به ايجس نيز محسوب مي‌شودكه بعدها به‌صورت كامل جايگزين ايجس مي‌گردد. رادار AN/SPY-1A نيز راداري است كه مراحل كشف وتعقيب هدف را انجام مي‌دهد.

سامانه پدافند هوايي درياپايه استاندارد نيز كه در اكثر فريگيت‌ها و رزمناوهاي غربي از آن استفاده مي‌شود و در دو نوع برد متوسط (داراي موتور سوخت جامد ) و برد افزايش يافته يا بلند (داراي موتور دوتراستي سوخت جامد همراه با بوستر سوخت جامد) شناخته مي‌شود. اين سامانه قابليت هماهنگي عملياتي با سامانه ايجس را دارا مي‌باشد.آن دسته از موشك‌هايي كه قابليت بهتري در هماهنگي با ايجس دارند و با سامانه آدابتور جهت به كارگيري عليه موشك‌هاي كروز ضد كشتي استفاده مي‌شوند، با عنوان "RIM-66C-SM2 " شناخته مي‌شوند. اين موشك‌ها مشابه موشك‌هاي "RIM-66B " مي‌باشند.

موشك‌هاي سري "RIM " عموماً داراي سقف پرواز 20 هزار متر (60 هزار پا)، سرعت حدود دو ماخ الي 5/2 ماخ مي‌باشند. برد (RIM-66B) حدود34 كيلومتر و برد (RIM-67B) حدود 125 كيلومتر است. سرجنگي موشك‌هاي يادشده، عموماً متعارف و حاوي مواد انفجاري شديد همراه با فيوز "ضربتي " يا "مجاورتي " مي‌باشد.

* عملكرد پدافند هوايي ناو وينسنس در مواجه با ايرباس ايراني

فرمانده راجرز پس از اطلاع از مشاهده اكوي هدف برروي اسكوپ رادار سرچ(جست‌وجو) اعلام "آماده‌باش " مي‌كند و به اپراتور ارتباط راديويي ناو دستور مي‌دهد كه به هواپيماي مشاهده شده در رادار، پيغام اخطار مبني بر عدم ورود به حريم ناو داده شود. پيغام‌هاي اخطار شامل: 3 اخطار، در عرض كمتر از پنج دقيقه براي هواپيماي ايرباس فرستاده شده بود. با توجه به عدم پاسخ‌گويي ايرباس ايراني به اخطارهاي ناو و همچنين عدم دريافت پاسخ از سوي IFF (دستگاه شناسايي دوست از دشمن) و همزماني وقايع رخ داده با اين موضوع و شرايط خاص منطقه‌اي سرانجام منجر به اين شد كه سامانه‌هاي پدافند هوايي موشكي ناو وارد عمل شده و دو فروند موشك سطح به هوا به سمت هواپيماي مسافربري شليك كنند.

در اينجا چند سوال مطرح مي‌شود:

1- آيا اقدامات انجام شده از سوي فرمانده راجرز براي شناسايي و تفكيك اهداف و اطمينان از متخاصم بودن هدف كافي بود؟
2-آيا كاپيتان رضاييان، تعمّدي در عدم پاسخ‌گويي به پيام‌هاي ارسالي از سوي ناو وينسنس داشت؟
3-آيا كاركنان پدافند هوايي ناو از طرق ديگر نمي‌توانستند به نوع هواپيما يا هواگرد مشاهده شده در اسكوپ و نوع عمل- خصمانه يا عدم خصمانه- پي ببرند؟
4-آيا تفاوت بين اف14 و هواپيماي مسافربري ايرباس از طريق اطّلاعات دريافتي از رادار سرچ (جست‌وجو) و تراك قابل درك نيست؟
5-آيا اصلاً هواپيماي مسافربري ايراني عمل خصمانه‌اي از خود نشان داده بود؟
6- چرا به استعلام از ناوهاي مستقر در منطقه اهميّت كافي داده نشد وآيا نمي‌شد از هواپيماهاي شكاري و رهگيرآمريكايي مستقر در منطقه جهت شناسايي استفاده كرد ؟

* پاسخ به سؤال‌ها

در بررسي اقدامات انجام شده از ناو وينسنس كوتاهي فرمانده راجرز غير قابل انكار به نظر مي‌رسد كه در عمدي يا سهوي بودن اين كوتاهي مطالبي نوشته خواهد شد.

اولين اقدام مؤثر راجرز كه مي‌توانست از اين جنايت هولناك جلوگيري كند، مراجعه به كتابچه "راهنماي پروازهاي زمان‌بندي شده " كه از سوي "ايكائو " تهيه شده و در اختيار راجرز بود، مي‌باشد. او به كتابچه فوق كه حاوي اطلاعات مفيدي در خصوص پروازها، نوع هواپيماهاي مسافربري ،كريدور پروازي، مبدأ و مقصد، زمان پرواز و... مي‌باشد، مراجعه نكرد؛ چراكه اگر نگاه مختصري نيز به دفترچه يادشده مي‌كرد، متوجه مي‌شد كه درآن زمان مطابق برنامه مندرج در كتابچه فوق پرواز 655 مي‌بايستي با عبور از آسمان خليج فارس انجام مي‌شد. مسئله دوم، موضوع فركانس مورد استفاده در ارسال پيام ناو وينسنس است. همان‌گونه كه اشاره شد، اين فركانس نظامي و غير قابل استفاده براي هواپيماي مسافربري بود. راجرز مي‌توانست ارسال پيام در فركانس‌هاي غير نظامي را نيز بيازمايد.

با توجه به اين مطلب و عدم دريافت پيام‌هاي ارسالي از سوي ناو وينسنس به هواپيماي مسافربري ايرباس، تعمدّي در پاسخ‌گويي از سوي هواپيماي ايراني ايرباس وجود نداشت؛ زيرا ايرباس پيامي از سوي ناو وينسنس دريافت نكرده بود. البته راجرز بي‌تدبيري ديگري نيز از خود نشان داد. او مي‌توانست به استعلام انجام شده با ساير ناوها و كشتي‌هاي حاضر در منطقه توجه بيشتري داشته باشد؛ استعلامي كه در آن ناوهاي "مونتگمري " و "سايدز " هواپيما را با احتمال بالا تجاري اعلام مي‌كنند. يا اينكه با مركز فرماندهي خود و يا ساير ناوهاي حاضر در منطقه مكالمه‌اي داشته باشد. براساس گزارش كميته حقيقت ياب- ايكائو- اپراتورهاي رادار ناو هواپيمابر "فورستال " نيز هواپيماي مزبور را به عنوان يك هواپيماي تجاري شناسايي كرده بودند.

مسئله بعدي، تشخيص نوع هواپيما از اكوي روي اسكوپ (صفحه نشان‌دهنده علائم راداري) مي‌باشد. با بليپ مشاهده شده از هدف، رايانه رادار اطلاعاتي نظير سمت، برد، ارتفاع و سرعت هواگرد را نشان مي‌دهد. (اطلاعات مشاهده شده پس از رديابي يا TRACK دقيق‌تر محاسبه مي‌شود).

بنابراين با توجه به اينكه هواپيماي ايرباس در حال اوج گرفتن بود، هر لحظه ارتفاع نشان داده شده توسط رادار بيش از لحظة قبل مي‌باشد. پس احتمال حمله انتحاري و انجام عمل خصمانه نيز منتفي مي‌شود. ضمن اينكه با مقايسه سرعت هواپيما مي‌توان متوجه غير نظامي بودن هواپيما و تفاوت آن با اف‌14 شد. تفاوت ابعاد اف14 و ايرباس نيز از طريق رادار قابل مشاهده مي‌باشد؛ گفتني است طول اف14، 82 فوت و 8 اينچ و طول ايرباس فوق 177فوت و 5 اينچ مي‌باشد.

ديگر اينكه پس از قفل راداري بر روي هدف (LOCK ON) و انجام عمل رديابي (Track)، صداي خاص ناشي از انعكاس امواج ارسالي ( اثرداپلر يا Doppler effect) مشخص كننده نوع هواگرد مي‌باشد و تفاوت ميان صداي حاصل از امواج برگشتي از بالگرد، هواپيماي ملخ‌دار، موشك، هواپيماي مسافربري توربوجت، هواپيماي جنگي و... هر كدام به تفكيك، قابل تشخيص توسط اپراتور رادار رديابي (Track) مي‌باشد. نكته مهم‌تر اينكه مدت‌ها بعد از اين فاجعه روزنامه نيويورك تايمز فاش كرد كه ناو وينسنس و هواپيماي مسافربري ايرباس هر دو در آب‌هاي فلات قاره ايران و آب‌هاي سرزميني ايران به سر مي‌بردند. با توجه به اينكه كاپيتان رضاييان يقيناً ازحضور در آسمان ايران مطّلع بود، انتظار دريافت اخطار و حتي مورد هدف قرار گرفتن بر فراز درياي خودي (Territorial sea ) را نداشت.

* ساير امكانات راداري ناو وينسنس

سامانه‌هاي راداري (SPYA)، رادار شناسايي دشمن (SLQ-32 )، مركز راداري تحليل و شناسايي دشمن و هدف‌نما (IR GMT)، دستگاه كامل شناسايي دوست از دشمن (IFF)، دستگاه شناسايي و تفكيك امواج مختلف دريافتي (از نظر طول موج ،نوع دستگاه فرستنده و...)، دستگاه‌هاي مخصوص شنود مكالمات راديويي و... از ديگر امكانات راداري ناو جنگي وينسنس به شمار مي‌رفت. در خوشبينانه‌ترين حالت بايد بگوييم كه فرمانده راجرز نتوانست از آنها به خوبي بهره ببرد و يا با بي‌تدبيري و ضعف آموزش خود منجر به بروز فاجعه‌اي بزرگ شد. اما اگر چنين مسئله‌اي صحيح باشد و راجرز با بي‌تدبيري در اين رخداد ظاهر شده باشد، اين سؤال مطرح مي‌شود كه: "اگر اين حادثه بر اثر بي‌تدبيري فرمانده راجرز و عدم تشخيص نوع هواپيما رخ داد، پس چرا راجرز پس از پايان مأموريت به دريافت مدال نائل شد؟! "

دريافت اين مدال فقط با يك دليل توجيه پذيراست. فرمانده راجرز در مأموريت محوله موفق ظاهر شد و به‌دليل موفقيت در مأموريت يادشده مورد تقدير قرار گرفت. مأموريت محوّله راجرز چه بوده كه او از پس آن با موفقيت بر مي‌آيد؟

در بررسي عملكرد ناو وينسنس هيچ نكته غير عادي و خارق‌العاده صرف‌نظر از يك مورد مشاهده نمي‌شود كه منجر به كسب مدال و تقدير شود. تمام اقدامات انجام شده ناو وينسنس از قبيل: هدايت و برنامه‌ريزي ميداني براي ساير ناوچه‌ها، هدايت و برنامه‌ريزي اسكورت برخي از كشتي‌ها، حضور در رزمايش‌هاي دريايي و... از وظايف اوليه هرناوي در حد و اندازه ناو وينسنس محسوب مي‌شود. فقط يك نكته باقي مي‌ماند.

ناو وينسنس در اجراي مأموريت انهدام هواپيماي مسافربري ايراني كه از رده‌هاي بالاتر فرماندهي ارتش آمريكا ابلاغ شده بود، موفق ظاهر شد. با بررسي مسائل رخ داده در آن سال‌ها متوجه مي‌شويم كه آمريكا از حمايت پنهان رژيم بعثي فراتر رفته و به جنگ "رودررو " با ايران وارد شده بود. اعزام 30 ناو جنگي آمريكا به منطقه خليج فارس و درياي عمان، حمله به كشتي "ايران اجر " (IRAN AJR)، حمله به سكوهاي نفتي رسالت، رشادت در تاريخ 27 مهر سال 1366، سكوهاي نفتي نصر، سلمان و مبارك در 29 فروردين سال 1367، درگيري با ناوها و حتي قايق‌هاي توپدار ايراني و... كه اكثرموارد نامبرده شده در آب‌هاي سرزميني ايران صورت مي‌گرفت، نشانه‌هاي آشكار حمايت آمريكا از عراق و قرار گرفتن رودرروي ايران بود. اما براي اينكه افكار عمومي دنيا از اين جنايت آمريكا، بيش از پيش تحت تأثير قرار نگيرد، آمريكايي‌ها ادعّا كردند كه ناو وينسنس يك فروند هواپيماي اف14 ايراني را ساقط نمود! ادعايي كه كذب آن در عرض 24 ساعت براي جهانيان ثابت شد و شرمساري ابدي را نثار آمريكايي‌ها كرد.


به نقل از خبرگذاری فارس

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به گزارش مشرق، فاجعه ای که 12 تیر1367 به دست نظاميان آمريکايي در آب‌های خلیج فارس رخ داد، لکه ننگی است که هیچ‌گاه از دامان مدعیان حقوق بشر پاک نخواهد شد. متن زیر مروری بر آن حادثه دلخراش است که از نظر شما می‌گذرد:

یکشنبه دوازدهم تیرماه 1367 بندرعباس

هواپیمای ایرباس 300 متعلق به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و طبق برنامه پیش‌بینی شده، قرار بود این هواپیما با شماره پرواز 655 با 290 سرنشین (156 مرد، 53 زن، 57 کودک 2 تا 12ساله و هشت کودک زیر دو سال و 42 نفر با ملیت‌های یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و 16 خدمه پروازی) در ساعت 10 صبح به مقصد دبی پرواز کند.

ساعت 9صبح (خلیج فارس)
تعدادی از قایق‌های تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مشغول گشت‌زنی در جنوب قشم بودند، با تهاجم نیروهای آمریکایی مواجه شدند. رزمندگان دریادل اسلام بلافاصله به مقابله با نیروهای آمریکایی مستقر در ناوها می‌پردازند. در جریان این درگیری چند فروند بالگرد آمریکایی برفراز قایق‌های تندرو به پرواز درآمده و به سوی آنها شلیک می‌کنند.

نيروهاي سپاه، همزمان با مقابله با ناوهای آمریکایی به آتش بالگردها نیز پاسخ می‌دهند و در این درگیری یک فروند بالگرد آمریکایی هدف قرار گرفته و به قعر آب‌های نیلگون خلیج‌فارس سقوط می‌کند.

ساعت 10 صبح (بندرعباس)
هواپیمای جمهوری اسلامی ایران پرواز 655 با 15 دقیقه تأخیر در ساعت 10 و 5 دقیقه از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی 30 دقیقه و حداکثر 14هزار پا تعیین شد. در ساعت 10و 17 دقیقه، هواپیمای ایرباس 300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‌گیری تا ارتفاع 12 هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راه های هوایی ایران و امارات تماس داشت.

خلیج فارس
ناو جنگی آمریکایی «وینسنس» که در تاریخ هفتم خرداد از بندر «سن‌دیه‌گو» وارد خلیج‌فارس شده بود، به قصد یک ماجراجویی هوایی به آب‌های مرزی ایران نزدیک شد. «ایچنرمارک» قلب این رزمناو به شمار می‌رفت. وظیفه اصلی آن، کشف هدف‌های پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور همزمان و کنترل آتش آنها بود، هم‌چنین این رزمناو به موشک‌های زمین به هوا با برد 408 کیلومتر نیز مجهز بود.
چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس 300 به منطقه کنترل هوایی امارات، در محلی به نام «مولبیت‌» خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به 14 هزارپایی صعود کند.

ساعت 10 و 22 دقیقه (خلیج‌فارس)
در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز» فرمانده ناو، موشک استاندارد2 به سوی پرواز 655 شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شده و در طوفانی از دود و آتش به پهنه آب‌های نیلگون خلیج‌فارس فرو رفت. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دبی، پیگیر سرنوشت پرواز 655 شده ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد.
با شناسایی دقیق محل سقوط، بالگردها و شناورها به موقعیت 26 و 42 عرض شمالی و 56 درجه و 3 دقیقه طول شرقی منتقل شدند.
بلافاصله پس از این جنایت هولناک، مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف 14 جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرارداده‌اند. پس از روشن ‌شدن نوع هواپیما، آمریکایی ها سعی کردند تا به نحوی وانمود کنند که در این مورد مرتکب اشتباه شده‌اند، اما شواهد بعدی، این نظر آنان را کاملاً مردود جلوه داد.
مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌کرده و رزمناو آمریکایی نیز هفت‌بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!
این ادعا به دلایل زیر، غیر قابل قبول بود زیرا:
1ـ قطعات متلاشی‌شده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آب‌های سواحل جنوبی جزیره هنگام، درست در داخل آب‌های ایران پراکنده شده بودند. این محل درست در زیر مرکز دالان هوایی بین‌المللی بندرعباس دوبی (آمبر56) قرار دارد و نشان می‌دهد که هواپیما درست در مسیر پیش‌بینی‌شده درحال پرواز بوده است و همان طور که چهارسال بعد روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی که حاوی چند نکته تازه بود، گفت که ناو وینسنس در آب‌های فلات قاره ایران بوده است نه در آب‌های بین‌المللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمان بر این حقیقت سرپوش گذاشته شده است.
دریاسالار «ویلیام کراو» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفت‌و‌گو با شبکه «بی‌بی‌سی» تأکید کرد: ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپ‌ها و موشک‌های دوربرد به کمانه آب‌های ایران آمده بود. این نشان‌دهنده آن است که ناو به عمد برای عمل سوء آماده شده بود.
2ـ هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم، شکل، اندازه و توانایی پرواز کاملاً با هواپیمای اف 14 متفاوت است.
3ـ با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری، ناو آمریکایی می‌توانست به راحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمای مسافربری پی‌ببرد.
4ـ مقامات ناو آمریکایی ادعا کرده‌اند که سه اخطار روی باند نظامی فرستاده‌اند ولی پاسخی دریافت نکرده‌اند. مسلماً اخطار نظامی ارسال شده به گوش خلبان 655 نرسیده است، ولی سه اخطار روی باند غیرنظامی (اضطراری) را هیچ منبع غیر‌نظامی دریافت نکرده است و از آنجا که کلیه خلبانان دو منطقه همیشه در این باند به گوش هستند، این ادعایی واهی بیش نبود.
مقامات آمریکایی که سرنگونی یک هواپیمای مسافربری کره‌جنوبی در سال 1362 را «بربریت» نامیدند و خواستار تحریم بین‌الملل خطوط هواپیمایی شوروی سابق شدند. پس از ارتکاب جنایت حمله به هواپیمای مسافربری ایران سعی کردند با توسل به تبلیغات کذب و طرح ادعاهای بی‌اساس، فاجعه را کوچک و کشتار 290 انسان بی‌گناه را که در نوع خود در تاریخ هواپیمای غیرنظامی بی‌سابقه است، امری عادی جلوه دهند.
در شهریور 62 یک هواپیمای بوئینگ 747 شرکت هواپیمایی کره‌جنوبی (ک.ال.ال) در حالی‌ که با 269 مسافر از مسیر عادی خود منحرف شده بود و حدود 500 کیلومتر مسافت را زمانی نزدیک به دو ساعت در داخل خاک شوروی سابق طی کرده بود، به دلیل بی‌توجهی به اخطارهای مکرر هواپیماهای شکاری این کشور توسط سیستم دفاع موشکی شوروی سرنگون شد.
در این ماجرا ریگان ابراز عقیده کرد که هیچ مطلبی نمی‌تواند توجیه‌کننده سرنگون ساختن یک هواپیمای غیرمسلح باشد. وی اعلام کرد: شوروی (سابق) با حمله به یک هواپیمای مسافربری، دست به یک عمل تروریستی زده است و یکی از اعضای کمیته امور خارجه مجلس آمریکا، دولت این کشور را به مقابله به مثل ترغیب کرد.
تبلیغات وسیع آمریکا در این خصوص‌، دست کم برای مدت شش‌ماه ادامه داشت. شورای امنیت پیرامون این واقعه و جهت محکوم‌کردن عمل شوروی (سابق) چهاربار تشکیل جلسه داد و متحدان اروپایی آمریکا پیرامون این موضوع شدیداً واکنش نشان دادند.
آمریکا برای رسیدن به اهدافش از به‌کارگیری هیچ وسیله‌ای ابا ندارد؛ حقوق بشر، حقوق بین‌الملل، وجدان بین‌الملل و افکار عمومی در راستای اهداف مذبور توجیه و یا سرکوب می‌شوند. در فاجعه ایرباس‌، اساسی‌ترین حقوق بشر پایمال گردید و حقوق بین‌الملل به بازیچه گرفته شد؛ وجدان بین‌المللی مجبور به سکوت شد و افکارعمومی منحرف گردید؛ سایر دولت های جهان با بی‌تفاوتی خود، میدان را برای ارائه چنین بازی‌ای از سوی آمریکا بازگذاشتند و این گویای این حقیقت تلخ است که حقوق بشر تحریف شد و حقوق بین‌الملل به‌راحتی قابل نقض است. واشنگتن هنوز هم واقعیت نقض حقوق بشر در مورد ایرباس را رد می‌کند. در حالی‌که با تعریف‌های خاص خود حتی در امور داخلی دیگر کشورهای جهان از ایران گرفته تا چین دخالت کرده و هیچ‌گونه انتقادی در مورد اقدامات سبوعانه پنتاگون را نمی‌پذیرد.
فاجعه ایرباس مهم‌ترین مورد نقض حقوق هواپیمای کشوری در تاریخ محسوب می‌شود. فرمانده ناو وینسنس به خاطر جنایتش نشان لیاقت گرفت و پرصداترین محافل سیاسی غرب در مقابل این فاجعه سکوت اختیار کردند و یا آن را در چارچوب اخبار کذب پنتاگون ارزیابی و تحلیل نمودند.
هرگونه کوتاه آمدن یا به فراموش سپردن این حادثه و یا موضع‌گیری نکردن در مقابل چنین حوادثی در عرصه جهانی‌، پیامدهای بسیار دردناکی را برای بشریت خواهد داشت. اگر آن روز، مردم ژاپن «قانون تسلیم زورشدن» را نپذیرفته بودند، پس از آن مردم جهان این همه تاوان تسلیم زورشدن را نمی‌پرداختند، ولی این قانون باید روزی شکسته شود. گویا تحولات امروزه جامعه بشری‌، زمینه مساعدی را در کشورهای تحت ستم برای درهم شکستن این قانون و ساختن نظام نوین برپایه اخلاق و عدالت فراهم ساخته است.
بزرگترین عامل ماندگاری و جاودانگی قیام امام حسین(ع‌) درهمین اصل «تسلیم زور نشدن» بوده است. هرچند او بهای گرانی را برای آن پرداخت‌، اما درس بزرگی به انسانها آموخت‌، درسی که امروزه درچهره انقلاب اسلامی در سراسر جهان خودنمایی می‌کند. انقلابی که با تکیه بر «ارزش‌های دینی واخلاقی» در صدد نجات بشر امروز است و بشر امروز نیز با ناامیدی از تمدن مادی غرب به سوی آن آغوش گشوده است.
در مورد ایرباس، واشنگتن مدعی است همه چیز با قرار پرداخت خسارت پایان یافته است اما پرداخت خسارت شاید بتواند بخشی از ضایعات مادی جنایت را جبران کند، ولی ضایعات معنوی آن جبران ناپذیراست.
نکته آخر اینکه آنها که هنوز چشم به سوی غرب دارند و فکر می‌کنند در سایه تمدن غرب و رابطه با آمریکا، زندگی راحتی خواهند کرد باید بدانند که اساس تمدن غرب بر «تسلیم و ذلت دیگران» پایه‌ریزی شده است و آنها جهان را به ورطه نیستی و نابودی کشانده‌اند. ما نه‌تنها باید به نجات خویش بیندیشیم بلکه باید به نجات همه جهان فکر کنیم و این امر تنها در سایه مبارزه و مقاومت درمقابل این منطق مخرب غرب ممکن است.
حقوق بشر، دموکراسی، صلح و ثبات، علم و فناوری، رشد و توسعه... اینها همه خوبند و شایسته که همه به دنبال آن باشند‌، اما همه اینها امروز به دست سردمداران غرب گرفتارند و وسیله‌ای برای سرکوب جهان سومی‌ها شده است.
وینسنس هرچه بود، ماشین بود و فاقد اراده انگشت «ویل راجرز» فرمانده وینسنس اگرچه ماشه را چکاند اما به تیمارستان روانه شد. او هیچ‌کاره بود‌ و فقط یک آدمک بود. فرمان حمله از واشنگتن صادر شده بود و موشک‌های وینسنس از پنتاگون دستور آتش گرفتند.
بدون شک این روسیاهی‌، همیشه بر چهره کریه آمریکای جنایتکار باقی خواهد ماند و سقوط ایرباس سند محکمی بر این حقیقت است که آمریکا سردمدار تروریسم درعصر ماست و امروز 25 سال پس از آن حادثه غیرانسانی و موحش‌، خوی و خصلت تجاوزگر و خود‌محور آمریکا هیچ تغییری نکرده است.
25 سال از فاجعه‌ای سخت که قلب هر انسانی را به درد می‌آورد گذشته است و ملت ایران همچنان سوگوار کودکان و زنانی است که در حادثه ضدبشری جان باختند.

  • Upvote 9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، وزارت جنگ ایالات متحده ی آمریکا، در مورخه ی 28 آگوست 1981، سفارش ساخت ناو جنگی «یو اس اس وینسنس(سی‌جی-۴۹) USS Vincennes (CG-49)» را به صنایع جنگ افزار سازی این کشور داد. این ناو، به تاریخ 14 آوریل 1984، به آب اندازی شد و پس از طی مراحل آزمایشی و تجهیز، در روز، 6 جولای 1985، به ناوگان جنگی نیروی دریایی ایالات متحده پیوست. این ناو جنگی،با 173 متر، طول و 17 متر پهنا، مجهز به مدرن ترین انواع جنگ افزارهای «دریا به زمین»، «دریا به هوا» و «دریا به دریا» بود.
ناو جنگی «یو اس اس وینسنس» که تحت فرماندهی، کاپیتانِ 50 ساله ی آمریکایی «ویلیام سی. راجرز سوم»، از هفتم خرداد ماه1367، در آب های خلیج فارس حضور داشت، به تاریخ 3 ژوئیه ی 1988(12 تیر1367) ، حدود ساعت 10 و 15 دقیقه ی صبح، به حریم آب های ایران وارد شد و راس ساعت 10 و 22 دقیقه، یک فروند موشکِ «استاندارد2» به سوی هواپیمای مسافربری «ایرباس A۳۰۰ »ایرانی (پرواز شماره 655) شلیک کرد. این هواپیما که در ارتفاع 12هزارپایی از سطح دریا، به سوی «دبی» پرواز می کرد، حامل۲۹۰ سرنشین، شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک بود. بر اثر اصابت موشکِ «استاندارد2» و انفجار هواپیمای مسافربری ایرانی، تمامی سرنشینان آن کشته شدند و بقایای اجساد آنان، در منطقه ی وسیعی از دریا پراکنده شد.
ناو جنگی «یو اس اس وینسنس»، تا 17 سال بعد، در نیروی دریایی ایالات متحده باقی ماند و در 29 ژوئن سال 2005، از رده خارج گردید و به تاریخ 9 جولای 2010 میلادی، در ایالت تگزاس، اوراق شد.
گرچه این آلتِ قتاله ی چند میلیارد دلاری، امروز دیگر وجود ندارد، اما کاپیتان «ویلیام سی. راجرز سوم» با 75 سال سن، هنوز در قید حیات است و نه تنها تاوانی برای کشتارِ تاریخی خود را پرداخت نکرد، بلکه، در پایان سال های خدمت خود به‌خاطر «رفتار بسیار شایسته و انجام خدمات برجسته بین تاریخ آوریل ۱۹۸۷ تا مه ۱۹۸۹ به عنوان افسر فرماندهٔ ناو وینسنس » به دریافت مدالِ «لژیون لیاقت» از دستان رییس جمهور وقت آمریکا مفتخر شد و هر ساله در روزِ «کهنه سرباز» این مدال را بر سینه می آویزد و به آن می بالد.
تصاویر زیر، متعلق است به ناو جنگی «یو اس اس وینسنس»:

360019_317.jpg



360020_887.jpg



منبع

  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر



هم‌چنین این رزمناو به موشک‌های زمین به هوا با برد 408 کیلومتر نیز مجهز بود.



جانم؟؟؟؟!!!! icon_eek :surprised: موشک پدافندی با برد 408 کیلومتر اونم تو سال 1988!!!!!!
این خبرگزاری معظم مشرق نفرمودن که نوع موشک چی بوده؟؟؟؟ یعنی اصلا فرض میکنیم که یه بنده خدایی عدد رو اشتباهی دیده و یا یکی دیگه اونو اشتباهی تایپ کرده باشه. بالاخره یه نفر از جمله ویراستار علمی یا سردبیر تو اون .... وجود داره که مقاله ها رو یه بررسی نهایی بکنه یا نه؟؟

موشک های پدافندی ناو وینسنس فقط و فقط شامل موشک های استاندارد-2 ام آر بلاکII میشده (SM-2MR BLOCK II) که در اون زمان حداکثر بردی معادل 140 کیلومتر داشتن. حالا این موشک 408 کیلومتری از کجا اومده فقط مشرقیا میدونن احتمالا .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
این متن و کلا شرح این اتفاق باید در جاهایی مثل فیس بوگ قرار بگیره تا جوونای این نسل یه سری چیزایی از سیاست بهتر دستشون بیاد.بعلاوه باید ترجمه بشه و لینکش در سایتهای پرمخاطب آمریکایی مثل یاهو به کرّات قرار داده بشه.فقط تصور کنید اگر بر فرض محال ایران یک هواپیمای مسافربری آمریکا رو با این تعداد مسافر میزد چه قیامتی به پا میکردن.اما ما عرضش رو نداریم که صدای حقانیتمون رو به درستی حتی به گوش همین نسل جوون خودمون برسونیم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر




جانم؟؟؟؟!!!! icon_eek :surprised: موشک پدافندی با برد 408 کیلومتر اونم تو سال 1988!!!!!!
این خبرگزاری معظم مشرق نفرمودن که نوع موشک چی بوده؟؟؟؟ یعنی اصلا فرض میکنیم که یه بنده خدایی عدد رو اشتباهی دیده و یا یکی دیگه اونو اشتباهی تایپ کرده باشه. بالاخره یه نفر از جمله ویراستار علمی یا سردبیر تو اون .... وجود داره که مقاله ها رو یه بررسی نهایی بکنه یا نه؟؟

موشک های پدافندی ناو وینسنس فقط و فقط شامل موشک های استاندارد-2 ام آر بلاکII میشده (SM-2MR BLOCK II) که در اون زمان حداکثر بردی معادل 140 کیلومتر داشتن. حالا این موشک 408 کیلومتری از کجا اومده فقط مشرقیا میدونن احتمالا .


هم‌چنین این رزمناو به موشک‌های زمین به هوا با برد 408 کیلومتر نیز مجهز بود.



اصلا 4 میلیون و 800 کیلومتر تو سال 1889!!!
اصل مطلب درباره کشته شدن 290 نفر آدم بیگناه هست بعد شما چسبیدی به این نکته غلط املایی؟
روشن فکری بازی و افاضات فضل هم حد و حدودی داره برادر گرام!
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


اصلا 4 میلیون و 800 کیلومتر تو سال 1889!!!
اصل مطلب درباره کشته شدن 290 نفر آدم بیگناه هست بعد شما چسبیدی به این نکته غلط املایی؟
روشن فکری بازی و افاضات فضل هم حد و حدودی داره برادر گرام!



داداش من این چه طرز صحبت کردنه؟؟؟ مگه من گفتم جون اون شهدای مظلوم ما ارزشی نداره که شما این جوری میگی؟؟ یعنی واقعا به نظر شما به سادگی گذشتن از کناراین اشتباهات مسخره سایت مشرق که مکررا و نان استاپ داره تکرار میشه و هیچ کس هیچی نمیگه، مساوی میشه با ارج نهادن به شهدای این حادثه و گفتن اشتباه به این احمقانه گی میشه روشن فکری بازی و افاضات فضل؟؟

اصلا من از این به بعد هر غلطی تو این مقالات سایت مشرق ببینم به بدترین و تحقیر کننده ترین شکل ممکن بازتابش میدم تا اون 4 نفر آدمی که اون جا نشستن و مقاله مینویسن حساب کار دستشون بیاد.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


یک کمی زود باز نشسته و ارواقش نکردند؟؟
شاید می خواستند این لکه ننگ را زود از یاد ها ببرند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

روایت هنرمندان از حادثه ایرباس655 +فیلم پرویز پرستویی، علی نصیریان، مهتاب کرامتی، پرویز شیخ طادی و رویا تیموریان در مستند «موج زنده» از حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی ایرباس ایرانی می‌گویند.

361135_880.jpg


به گزارش سرویس فرهنگی مشرق به نقل از فارس، مستند «موج زنده» به کارگردانی «حبیب احمدزاده» در گونه موضوعی «مستند جنگ» که به شهادت تعدادی از هموطنانمان در حادثه حمله ناو آمریکایی به هواپیمایی ایرباس ایرانی می‌پردازد. در این فیلم مستند، بازیگر معروفی پس از بازی در فیلمی با موضوع شهدای ایرباس، سعی می‌کند تا در واقعیت نیز ماجرا را دنبال کند. پرویز پرستویی، علی نصیریان، حسن پورشیرازی، مهتاب کرامتی، پرویز شیخ طادی و رویا تیموریان به همراه جمعی از هنرمندان و خانواده شهدای این حادثه حضور دارند. بر پایه این گزارش، عوامل تولید فیلم مستند 34 دقیقه‌ای «موج زنده» که با گویندگی «پرویز پرستویی» در سیمافیلم تهیه شده، به این شرح هستند: پژوهشگر و کارگــردان: حبیب احمدزاده، تصویربردار: عادل معمارنیا، صـداگـذار و تدوینگر: مجید شتی، نویسنده گفتار متن: حبیب احمدزاده، گوینده: پرویز پرستویی، مدیر تولید: حمید آخوندی، مجری طرح و تهیه‌کننده: محمدرضا شرف‌الدین، تهیه شده در: سیمافیلم در کارنامه سینمایی «حبیب احمدزاده» که دارای مدرک تحصیلی دکترای پژوهش هنر است،‌ تندیس بهترین فیلم مستند و بهترین فیلمنامه جشن خانه سینما برای کارگردانی فیلم مستند «آخرین تیر آرش» (1383) و نویسندگی فیلمنامه «اتوبوس شب» (1385) به چشم می‌خورد. در ذیل این مستند در دو بخش به صورت کامل می‌آید: http://www.mashreghn...-ایرباس655-فیلم

mohammadarea51 :

حبیب احمدزاده article-big-100620043719-imageitem-big-1 داستان‌نویس، فیلمنامه نویس و مستندساز معاصر ایرانی است. و همچنین نویسنده کتابهای داستانهای شهر جنگی و شطرنج با ماشین قیامت
کتاب شطرنج با ماشین قیامت
شطرنج با ماشین قیامت، رمانی است از حبیب احمدزاده در مورد جنگ ایران و عراق. این کتاب نوشته سال ۱۳۷۵ است که به سال ۱۳۸۴ توسط انتشارات سوره مهر به چاپ می‌رسد. پال اسپراکمن نایب رئیس مرکز مطالعات دانشگاهی خاورمیانه در دانشگاه راتجرز امریکا این رمان را به انگلیسی ترجمه کرده است. هم اکنون این رمان در رشته زبان و ادبیات فارسی برخی از دانشگاههای آمریکا تدریس می‌شود. برخی جوایز: برنده جایزه ادبی اصفهان (۱۳۸۵)، تنها رمان تقدیر شده در کتاب سال دفاع مقدس(۱۳۸۵) کاندید کتاب سال انجمن نویسندگان و منتقدان مطبوعات کشور(۱۳۸۵) کاندید قلم زرین و کاندید کتاب سال جمهوری اسلامی ایران(۱۳۸۵)

حبیب احدزاده همچنین نویسنده نامه معروف به ویل راجرز هست که این نامه را در ادامه قرارمیدم
«آقای ویل راجرز! افسر ارشد نیروی دریایی آمریکا و ناخدای سابق ناو پاسور وینسنس اوایل غروب دیشب، ناوچه جنگی ما در این سوی کره زمین و در آب‌های خلیج فارس، که شما و نیروهای تحت امرتان، شرجی بودن و رطوبت بالای آن را حتماً هنوز به یاد دارید، آرام و با سرعتی کمتر از دو گره دریایی از مختصات (3،56،42،26) در ساحل جزیره هنگام عبور کرد. در آن لحظات، سکوت همه ما را فراگرفت و صفحه سونار (رادار زیر دریا) امواج الکتریکی برگشتی از قطعات منهدم شده ایرباس را که بر سطح مرجان‌های دریایی آرام گرفته اند، نشان داد. به طور حتم، هنوز اجزایی از یکصد و چند شهید مفقودالاثر غیر نظامی درمیان آنان یافت می‌شود. آقای ویل راجرز، برای هر فردی غیر از شما، شاید توجه به واقعه‌ای که سال‌ها از آن می‌گذرد، کمی عجیب باشد، ولی به طور حتم برای فرد شما، چنین نخواهد بود و اگر تعجبی در کار باشد، این است که چرا یک نظامی ایرانی، هم درجه شما از این سوی کره زمین و هزاران کیلومتر بعدمسافت، تصمیم به چنین تماسی گرفته، تا مکنونات قلبی خود را به شما بازگو کند. آقای ویل راجرز، این گفته را به یاد دارید؟ «من سنگینی این بار را تا پایان عمر به دوش خواهم کشید»، جمله‌ای که فردای انهدام هواپیمای ایرباس، خبرگزاری‌ها از زبان شما بازگو کردند. این کلمات، سال هاست که من را به عنوان یک ناخدای مسلمان شرقی، به فکر واداشته که اگر در آن لحظه فاجعه‌آمیز در موقعیت شما قرار می‌گرفتم و دستور چنین شلیکی را می‌دادم، مسیر تفکرات، وجدان و آسایش روحی من در آینده، به کدامین سمت سوق داده می‌شد؟ برای شما هم که چنین تجربه دهشت زایی را پشت سر گذارده‌اید، به عنوان یک انسان غربی، تنها مجبور به حدس و گمان هستم. آقای ویل راجرز، صراحت و صداقت، مبنای یک گفت‌وگوی واقعی را تشکیل می‌دهد. آیا شما همچون میلیون‌ها انسان دیگر، که برای فرار از رودررویی با مشکلات خرد و کلان به مسکن‌ها پناه می‌برند، برای فراموشی آن لحظه، به زیاده‌روی در مصرف قرص‌های خواب‌آور، الکل و یا حتی موادمخدر پرداخته‌اید؟ و یا نه، دچار تفریط شده و برای نادیده گرفتن مسئولیت بزرگتان در چنین واقعه‌ای، کنج انزوا را برگزیده‌اید و به یاری مکاتب مردم‌گریزی همچون بودائیسم، ذن و... به عالم «نیروانا» پناه برده‌اید؟ و یا شاید همچون یکی دیگر از افراد ارتش آمریکا، که در جنگ ویتنام، دستور بمباران مردم غیرنظامی روستایی را به وسیله بمب‌های ناپالم صادر کرد، کشیش شده و هم‌اکنون در برابر صلیب آهنین و پیکر رنجور حضرت مسیح(ع)، زانوزده و به دعا مشغولید؟! آقای ویل راجرز، اگر آن جمله از صمیم قلب ادا نشده یا با گذشت زمان، به فراموشی نسبی سپرده شده باشد، شما اکنون در کنار خانواده‌تان، به راحتی زندگی می‌کنید و آن مدال شجاعت را که در برگشت از آن ماموریت دردناک، رئیس جمهور ریگان، در جلوی چشمان همگان، در اسکله به سینه‌تان دوخت، در قابی مخصوص در بهترین نقطه منزلتان قرار داده (با آن که هرگز دوست ندارم این جمله را در مورد هیچ انسان دیگری به کار ببرم) و بدان مدال خونین افتخار می‌کنید!... آقای ویل راجرز، سعی خواهم کرد، با مثالی مسئله را برایتان روشن کنم. شما حتما به عنوان یک دریانورد در شبی صاف، ماه و ستارگان چشمک زنش را در آسمان بی‌انتها دیده‌اید که چگونه جشنی آرام و زیبا برپا کرده‌اند، ولی باید این را بپذیرید که بیشتر ملت شما، سال هاست که جهان را تنها از دریچه اینچ‌های تلویزیون رنگی می‌بینند و از این دریچه، تغذیه فکری می‌‌شوند. همین باعث شده است تا جهان با عظمت خداوندی در چشمانشان خوار جلوه کند. آیا ساعتی دچار بی‌برقی شده‌اید؟ تا در شب و با نور فانوس، خانه را روشن کنید و تازه بفهمید که برای نخستین‌بار و پس از مدت‌ها بدون واسطه‌ای به نام تلویزیون، چشم در چشم عزیزانتان دوخته‌اید؟ این نگاه با واسطه به جهان، یکی از دلایل عمده ترس و وحشت شما از مرگ و آینده است، یعنی ارتباط نداشتن صحیح با طبیعت و بالطبع خداوند، به همین علت، لحظه‌ای تنهایی و در خود رفتن را بر نمی‌تابید. این ترس از مرگ و نگاه مادی، که جزو اصلی دیگری از رویای آمریکایی است، خمیر مایه شلیک ناو وینسنس به هواپیمای مسافربری است... لحظه‌ای که نفرات شما در پل فرماندهی وینسنس، از اصابت موشک‌های رها شده هواپیمای مسافربری مطمئن شدند، دقیقا چنین جیغی کشیدند yohoo. آیا این شیهه شباهتی به صدای سواره نظام آمریکا در قتل عام سرخ پوستان و یا به دار کشیدن سیاه پوستان توسط گروه‌های کوکلاس کلان ندارد؟ بله yohoo. آقای ویل راجرز، مجموع این تجربیات، به من و دوستانم آموخت که برخلاف افراط کارانی همچون شما و تفریط‌کاری همچون بودا، تنها به دین و مذهب خود بیاویزیم و پیش از هر شلیک، تفکر کرده و بعد ماشه را بچکانیم، تا پس از هشت سال حضور در جبهه دفاع، که به حق مقدسش می‌شماریم، احتیاج به هیچ قرص خواب‌آوری نداشته باشیم. در زمان جنگ، چهار میلیون داوطلب به جبهه‌ها رهسپار شدند و در زیر سایه توجه به مذهب، کشور مقابل ما نتوانست، حتی یک مورد هتاکی جنسی به نوامیس خود را ابراز نماید و این یکی از بزرگ ترین دستاوردهای بشری در دفاع است، ولی در مقابل، با خروج سربازان آمریکایی از شرق دور، بنابر آمار رسمی دستگاه‌های سازمان ملل، 20.000 فاحشه در کامبوج باقی ماندند و این یک رکورد واقعی توسط ارتش شما بود که برجای ماند. آقای ویل راجرز، اکنون من در ساحل خلیج فارس و به یاد 290 شهید بی‌گناه، که اجساد بیش از صد تن آنان، هنوز در اعماق دریا آرمیده، این مطالب را برای شما می‌نویسم، به گرامیداشت قربانیانی که به یقین، هرگز هالیوود به یادبوشان «تایتانیک» دیگری نخواهد ساخت. من در هر گذر از این مختصات که چشمم به صفحه سونار می‌افتد، به شما فکر می‌کنم و کاری که می‌‌توانید برای کاستن از این بار گران انجام دهید. شاید بپرسید چگونه؟ به نظر من، کافی است، به تک تک افراد نظامی آمریکا، به دور از غریو و هیاهوی شهرها و چراغ نئون و سیاستمداران تو خالی و پرمدعا، آسمان پرستاره و طبیعت، خداوند را نشان داده و تنها ابراز کنید که خدای این طبیعت، بسیار بزرگ تر از آن صفحه تلویزیون و یا رادار است و در زیر سایه این خدا، انسان‌های دیگری نیز هستند که قلب و احساس دارند و دلشان برای ابنای بشر، همچون خود می‌تپد، ولی دوست ندارند، حقیقت زندگی را در لذت‌جویی افراطی فراموش کنند. اگر این گونه پنداشته شود، هرگز ناو دیگری از سان دیه‌گو (مهد ساخت هواپیمای چارلز لیندنبرگ مشهور) به حرکت در نمی‌آید، تا به جای پرواز فراموش نشدنی لیندنبرگ بر فراز اقیانوس، یکی از بزرگ‌ترین فجایع هوایی تاریخ را رقم زند. و بدین ترتیب، یقیناً روزی فرا خواهد رسید که به انجام این رسالت عظیم، سنگینی این بار بر دوش تک تک انسان‌ها قرار گیرد، تا مردی به نام «ویل راجرز» نیز، در زندگی‌‌اش لختی احساس آسودگی وجدان کند. پس به امید آن روز، خداحافظ»

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یک مستند خارجی می دیدم در مورد حمله به این هواپیما
در این مستند گفته شده بود که آمریکایی ها واقعیت روبروی خود در سیستمهای روبروی خود را انکار کردند و موجب این اتفاق شدند
حال در این مستند گفت علت ترس و فشار روانی از درگیری بوده است
در حالی که خود من احتمال عمد بودن آن به دلایل سیاسی در ذهن دارم

به هر حال و هر دلیلی آمریکایی ها در آن لحظه حقیقت روبروی خود را انکار کردند که این جمله خیلی تامل برانگیز است
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
حیف تاپیک منحرف میشه وگرنه یه چندتا فحش پدر مادر دار به این جناب مفسر میدادم. بدبختی ماست تا اسم فلان پادشاه میاد رگ غیرت گردنشون میزنه بیرون ایران ایران میکنند . اما وقتی که پای دفاع واقعی از ایران میاد . از صدتا دشمن بدتر هستند . فقط بلدند شعاربدند .

حالا مقصر ماهستیم ما چکار کنیم بعضی خودشون نمیخواند شامل جذب حداکثری بشند.


دوستان بحث من رو جناحی و یا غیره قرار ندند. موضوع فقط ایران و حمایت از کشورمون هست اون هم به صورت عملی نه تنها در شعار. ویرایش شده در توسط aminor
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
یه روز باید انتقام این کار رو از امریکا بگیریم باید....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم