hosseingmn

پرواز655 ، جنایت عمدی ، اشتباه انسانی یا تلفات جانبی جنگ !!!!!

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

در دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دوبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت، حامل ۲90 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند. در میان سرنشینان هواپیما، 66 کودک زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه های جنگ و به زانو در آوردن مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران بود. پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند. اما با توجه به مجهز بودن کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته ترین سیستم های راداری و رایانه ای و هم چنین مشخص بودن نوع هواپیمای درحال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، کاملاً خصمانه بوده است. با این حال مقام های آمریکایی پس از چندی، در توهینی آشکار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام نمودند. به هر تقدیر، این جنایت نیز در کنار جنایات بی شمار دولت آمریکا، در پرونده سیاه استکبار جهانی ثبت شد و لکه ننگ دیگری بر تارک آن جنایت پیشگان نقش بست. شرح حادثه: یک سال پس از تجاوز رژیم عراق علیه ایران در سال 1360 حمله به کشتی های تجاری در خلیج فارس شروع شد و با اعلام مین گذاری سواحل بندر امام خمینی (ره) و حمله به دو کشتی تجاری در تاریخ 31 دی ماه 1360 امنیت خلیج فارس به وسیله عراق مختل شد و پس از آن که فرانسه هواپیماهای "سوپر اتاندارد" و موشک های "اگزوسه" را به عراق تحویل داد، ابعاد این حملات افزایش یافت. در برابر این حملات که عراق به صراحت مسئولیت آن را برعهده می گرفت، شورای امنیت عکس العمل مناسبی نشان نداد ولی در قبال انتساب به دور از واقعیت چند حمله به ایران و شکایت شورای همکاری خلیج فارس، شورای امنیت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 میلادی مبادرت به صدور قطعنامه 533 کرد و در آن خواستار توقف این حملات شد. از آغاز جنگ تا 10 ژوئیه 1984 میلادی، 113 کشتی در خلیج فارس مورد حمله موشکی قرار گرفت. جمهوری اسلامی ایران در ژانویه 1985 میلادی به دبیر کل وقت سازمان ملل اعلام کرد که از هر گونه اقدامی برای تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس حمایت و استقبال خواهد کرد، اما حملات به کشتی ها ادامه یافت. تا تیرماه 1366 حدود 5/8 میلیون تن کالا از محموله های کشتی ها در خلیج فارس به زیر آب رفت. 41 کشتی کاملا نابود شدند و به 34 تن محموله کالا آسیب وارد شد و بیش از 300 تن از ملوانان کشورهای گوناگون به قتل رسیدند و به همین تعداد نیز مجروج شدند. بدین ترتیب عراق در هدف خود مبنی بر بین المللی کردن جنگ خلیج فارس تا اندازه زیادی موفق شد و قدرت های غربی و در راس آنها آمریکا حضور گسترده و تهدیدآمیزی در خلیج فارس یافتند و سرانجام کشتی های نفت کش کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس حرکت کردند و اسکورت نظامی نفتکش ها و کشتی های تجاری مورد نظر آمریکا در خلیج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر کشتی ایرانی مورد حمله نیروهای نظامی آمریکا قرار گرفت. همچنین حملات نظامی آمریکا به سکوهای نفتی ایران دخالت آشکار آن دولت در منطقه به نفع عراق و علیه جمهوری اسلامی ایران را به وضوح نشان داد. یکی از نتایج شوم تشنج آفرینی وسیع رژیم عراق و دامن زدن ایالات متحده به ناامنی درخلیج فارس حمله به هواپیما مسافربری جمهوری اسلامی ایران بود. در مورخه 1۲ تیر 1367 مطابق با 3 ژوئیه 1988 میلادی هواپیمای مسافربری که بر فراز آب های سرزمین ایران و در آب های حوالی جزیره "هنگام" حرکت می کرد به وسیله دو موشک از ناو آمریکایی وینسنس که خود به آب های سرزمینی ایران تجاوز کرده و در آن مستقر بود مورد اصابت قرار گرفت. همه مسافران و خدمه هواپیما با وضع اسفناکی به شهادت رسیدند. متعاقب این تجاوز آشکار، جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 طی نامه ای به رئیس شورای امنیت خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد. 25 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 میلادی، شورا تشکیل جلسه داد. از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت ایران و از جانب آمریکا "جرج بوش" معاون وقت رئیس جمهوری در جلسه حضور داشتند. وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در فرازی از سخنان خود عنوان کرد: "حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها منادی مرگ و بی قانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است. عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست." قطعنامه 616 شورای امنیت (1988) شورای امنیت پس ازاستماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 طرح قطعنامه ای پیشنهادی را تصویب کرد. متن قطعنامه به شرح زیر است: "شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، ( وزیر امور خارجه وقت علی اکبر ولایتی ) و سخنان نماینده ایالات متحده آمریکا (معاون رئیس جمهوری جرج بوش )، با ابراز تاسف عمیق از این که یک هواپیمای غیرنظامی "ایران ایر" در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا (وینسنس) منهدم گردیده است بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بی طرفانه درمنطقه خلیج [فارس] تاکید داشته و اظهارات خود را به شرح زیر اعلام نمود: 1- تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیرنظامی ایران به وسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگیز جان انسان های بی گناه ابراز می دارد. 2- همدردی صمیمانه خود را به خانواده های قربانیان سانحه غم انگیز و دولت ها و کشورهای آنان اعلام می دارد. 3- از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود همچنین از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیم شان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال می کند. 4- از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو، درخواست می کند که در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری به ویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیش آمدهایی را دقیقاً مراعات نمایند. 5- لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار، منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیر کل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیر کل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی او می نماید." جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شورای امنیت و شورای ایکائو، شکایت خود را در دیوان بین المللی دادگستری لاهه نیز مطرح کرد. عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو (سازمان هواپیمایی کشوری بین المللی) نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تاسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت. رضا رحمانی www.iran-airforce.blogfa.com

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ساعت شمار

یکشنبه 1367/03/12 بندرعباس.

هواپیمای ایرباس 300 متعلق به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و طبق برنامه پیش‌بینی شده, قرار بود این هواپیما با شماره پرواز 655 با دویست و نود سرنشین (156 مرد 53 زن 57 کودک 2 تا12ساله و8 کودک زیر دو سال و 42 نفر با ملیتهای یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و 16 خدمه پروازی) در ساعت 10 صبح به مقصد دوبی پرواز کند.


ناوجنگی آمریکایی «وینسنس» در تاریخ هفتم خرداد از بندر «سان دیه گو» وارد خلیج‌فارس شده بود. «ایچنرمارک» قلب این رزم‌ناو به شمار می‌رفت. وظیفه اصلی آن، کشف هدفهای پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور همزمان و کنترل آتش آنها بود، هم‌چنین این رزم‌ناو به موشک‌های زمین به هوا با برد 408 کیلومتر نیز مجهز بود.

ساعت ۷:۱۱ صبح

ناو یو‌اس‌اس مونتگمرى گزارش وقوع ۵ تا ۷ انفجار در یک کشتى نفتکش لیبریایى را به مرکز عملیات نیروى دریایى ایالات متحده در خلیج فارس واقع در بحرین مخابره کرد. در این مرکز کاپیتان ریچارد مک کنیا دستور داد تا مونتگمرى مسیر خود را به سمت جنوب ادامه دهد و از قایق‌هاى مسلح ایرانی فاصله گیرد. در همین حال کاپیتان مک کنیا به کاپیتان ویل راجرز فرمانده ناوشکن موشک انداز وینسنس دستور داد تا یکى از بالگردهای خود را براى شناسایى قایق هاى مسلح اعزام کند، اما خود ناو در موقعیت قبلى آن در جنوب ناحیه مذکور به منظور پشتیبانى از ناو مونتگمرى باقى بماند.

کمى دورتر در تنگه هرمز و در کاروان نفتکش‌هاى کویتى اسکورت شده به وسیله شناور‌هاى جنگى نیروى دریایى آمریکا، ناو یواس‌اس سایدز به فرماندهى کاپیتان دیوید کارلسون، دستور گرفت تا در اسرع وقت خود را به ناو وینسنس برساند.

ساعت ۷:۴۲ صبح

ساعت ۷:۴۲ خلبان بالگرد ناو وینسنس گزارش داد که قایق‌هاى ایرانی با حالتى خصمانه به دور یک کشتى بازرگانى آلمانی گردش مى‌کنند. راجرز در واکنش به این خبر در وینسنس اعلام وضعیت فوق العاده مى کند و خود به مرکز جنگى ناو مى‌رود و دستور مى‌دهد که کشتى به سرعت به سوى محل شناور آلمانى رهسپار شود. اما بنا به گزارش‌هاى رسمى پیرامون حادثه ایرباس ایرانی، هیچ کشتى بازرگانى در محل مورد بحث، درخواست کمک نکرده بود. با نزدیک شدن وینسنس به آب‌هاى عمان، گارد ساحلى این کشور گزارش داد که قایق یا قایق‌هاى مسلح ایرانی آب‌هاى عمان را ترک کرده‌اند. اما به رغم گزارش گارد ساحلى عمان در مورد عدم وجود هرگونه خطر، ناو وینسنس مسیر خود را در کنار مونتگمرى به سوى شمال تنگه هرمز و به سمت قایق‌هاى ایرانی دنبال مى‌کند. چند دقیقه بعد، کاپیتان مک کنیا از اینکه ناو وینسنس ۴۰ مایل (۶۴ کیلومتر) بالاتر از محلى قرار دارد که مى‌بایست در آن مستقر باشد، متعجب شد. در تماس‌هاى رادیویى پس از آن، مک کنیا به طور موکد از فرماندهان هر دو ناو وینسنس و مونتگمرى مى‌خواهد که مجدداً به سوى جنوب خلیج فارس بازگردند.

دیوید ایونز، خبرنگار امور نظامى روزنامه شیکاگو تریبیون در این باره مى‌گوید:

روشن بود که در فرماندهى عملیات واقع در بحرین، کسى میل ندارد که کاپیتان راجرز وارد معرکه مذکور شود. کاپیتان مک کنیا در بحرین مى دانست که در چنین صورتى باید انتظار پیش آمدن مشکل را داشته باشد.

در این حال راجرز دستور پیشین خود مبنى بر اعلان حالت جنگى در ناو را لغو کرد و دستور داد تا وینسنس به سمت جنوب باز گردد. اما با این همه از بالگرد خود خواست تا پشت ناو باقى بماند و به زیر نظر گرفتن قایق‌هاى ایرانی ادامه دهد

ساعت ۹:۱۰ صبح

با نزدیک شدن شناور های ایرانی به آب‌هاى سرزمینى خود، خلبان بالگرد ناو وینسنس گزارش کرد که شناور های ایرانی به سوى او تیراندازى کرده‌اند. در واکنش به این گزارش، راجرز بار دیگر در ناو حالت جنگى اعلام مى‌کند و مجدداً راهى شمال تنگه هرمز مى‌شود تا به شناور هایى که به سوى بالگردش تیراندازى کرده‌اند، پاسخ گوید. اما ایونز، مفسر نظامى روزنامه شیکاگو تریبیون اعتقاد دارد که این بالگرد آمریکایى بود که با کم کردن فاصله‌اش باشناور های ایرانی، بیش از حدى که بدان مجاز بوده، قوانین درگیرى را نقض کرده و دست به انجام اقدامى خصمانه نسبت به واحد‌هاى سطحى ایرانی زده است.

کاپیتان کارلسون نیز در این مورد مى‌گوید:

«وقتى بخواهیم منطقى به موضوع نگاه کنیم، مى‌بینیم، بالگرد مورد اصابت قرار نگرفته بود و مى‌توانست منطقه را با سرعت ترک کرده و ظرف چند دقیقه به ناو وینسنس باز گردد. هیچ ضرورتى نبود که ناو وینسنس با سرعت تمام به سمت شناور های ایرانی حرکت کند.»

کاپیتان راجرز حال آماده استقبال از دردسر است، اما هیچ دردسرى پیش روى وى وجود ندارد. در همین لحظات ناو وینسنس از میان دوشناورایرانی عبور مى‌کند ولى هیچ اتفاقى نمى‌افتد. راجرز در پى گرفتن اجازه از مرکز فرماندهى مستقر در بحرین بود تا با شناور های ایرانی درگیر شود. به گفته ایونز، در تمامى این دوره که در حدود ۳۰ دقیقه به طول انجامیده بود، بالگرد بدون آنکه آسیبى دیده باشد به ناو بازگشته بود و هیچ شاهد و مدرک محکمى دال بر انجام اقدامى خصمانه از سوى شناور های ایرانی علیه وینسنس یا بالگرد آن وجود نداشت.

به اعتقاد ایونز، در آن روز کاپیتان راجرز هدفى جز درگیرى با ایرانی ها را نداشت و در حال اجراى مانور‌هاى تحریک آمیزى بود تا زمینه را براى درگیر شدن با شناور های ایرانی به وجود آورد

ساعت ۹:۳۷ صبح

کاپیتان راجرز پس از آنکه به بحرین گزارش مى‌کند که قایق‌هاى ایرانى به کشتى وى نزدیک‌تر شده‌اند بر سرعت آنها افزوده شده و آرایشى خصمانه گرفته‌اند، درخواست اجازه براى درگیرى و آتش گشودن بر روى آنها را مى‌کند. فرماندهى عملیات این درخواست را مى‌پذیرد. کاپیتان کارلسون در این مورد تاکید مى‌کند که از دیدگاه او و افسرانش بر روى ناو سایدز، وینسنس به هیچ وجه در شرایطى قرار نداشت که لزوم درگیر شدن با آن قایق‌هاى کوچک ایرانى را توجیه کند. ایونز نیز در همین زمینه مى‌افزاید:

«وینسنس دست به مانور‌هایى زد که در موقعیت حمله به قایق‌ها قرار گیرد در حالى که اجازه انجام چنین مانور‌هاى تحریک کننده‌اى را نداشت و این عمل به طور آشکار با اقدام در دفاع از خود» متفاوت بود»

در حقیقت تحرکات جنگى کاپیتان راجرز، پوششى بود براى گرفتن اجازه حمله به قایق‌هاى ایرانى بود.

ساعت ۹:۴۲ صبح

سرانجام در ساعت ۹:۴۲ قایق‌هاى ایرانى به سوى ناو وینسنس که در حال تعقیب آنها بود نزدیک شدند و یک دقیقه پس از آن توپ‌هاى ناو آمریکایى به سوى قایق‌هاى ایرانى شلیک کردند. وینسنس با غرق کردن دو قایق ایرانى و صدمه‌زدن به سومى تعدادى از دریانوردان ایرانى را به قتل مى‌رساند.

مقامات نظامی ایران واقعه را این‌گون گزارش می‌کنند:

تعدادی از قایق‌های تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مشغول گشت‌زنی در جنوب قشم بودند, با تهاجم نیروهای آمریکایی مواجه شدند. رزمندگان ایرانی نیز به مقابله با نیروهای آمریکایی مستقر در ناوها می‌پردازند. در جریان این درگیری چند فروند چرخبال آمریکایی برفراز قایق‌های تندرو به پرواز درآمده و به سوی آنها شلیک می‌کنند. رزمندگان ایرانی، همزمان با مقابله با ناوهای آمریکایی به آتش چرخبالها نیز پاسخ می‌دهند و در این درگیری یک فروند چرخبال آمریکایی مورد هدف قرار گرفته و در آب‌های خلیج‌فارس سقوط می‌کند.

ساعت 10 صبح (بندرعباس)

هواپیمای جمهوری اسلامی ایران پرواز 655 با 15دقیقه تأخیر در ساعت ۱۰:۰۵ از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی 30 دقیقه و حداکثر 14 هزار پا تعیین شد. در ساعت ۱۰:۱۷ دقیقه، هواپیمای ایرباس 300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‌گیری تا ارتفاع 12 هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راههای هوایی ایران و امارات تماس داشت.

چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس 300 به منطقه کنترل هوایی امارات, در محلی به نام «مولبیت‌», خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به 14 هزارپایی صعود کند.

ساعت ۱۰:۲۲ دقیقه (خلیج فارس)

در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز»، فرمانده ناو، موشک استاندارد 2 به سوی پرواز 655 شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شده و در آبهای خلیج‌فارس سقوط کرد. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز 655 شده ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد. با شناسایی دقیق محل سقوط, چرخبالها و شناورها به موقعیت 26و42 عرض شمالی و56 درجه و3 دقیقه طول شرقی منتقل شدند.

بلافاصله پس از این واقعه, مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف 14 جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرارداده‌اند. پس از روشن ‌شدن نوع هواپیما, آمریکاییها ادعا نمودند در این مورد مرتکب اشتباه شده‌اند, اما شواهد بعدی, این نظر آنان را مردود جلوه داد. مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌کرده و رزم‌ناو آمریکایی نیز هفت‌بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!

کاپیتان کارلسون، فرمانده سابق ناو سایدز در این مورد معتقد است که ایرباس ایرانى علاوه بر علائمى که مبنى بر غیرنظامى بودن خود مى‌فرستاده با سرعتى کم در حال اوج گرفتن بود و حتى اگر در چنین شرایطى نیز آن را به عنوان یک جت اف 14 شناسایى مى‌کردند باز من تردید دارم که یک هواپیماى اف 14 می‌توانست تهدید سطحى را متوجه ناو وینسنس یا سایدز یا هر شناور دیگرى کند. اپراتور‌هاى رادار ناو هواپیمابر فورستال نیز هواپیماى مزبور را به عنوان یک هواپیماى بازرگانى شناسایى کردند. جت‌هاى جنگنده اف 14 مستقر بر روى ناو فورستال مى‌توانستند در صورتى که کاپیتان راجرز درخواست مى‌کرد، با شناسایى چشمى هواپیماى ایرانى از فاصله نزدیک از غیرنظامى بودن آن اطمینان حاصل کنند، ولى زمان براى این کار هم سپرى شد.

ادعاهای رسمی دولت امریکا مبنی بر غیرعمدی بودن ماجرا و دلایل رد آن

این ادعا به دلایل زیر, غیر قابل قبول بود, زیرا:

1ـ قطعات متلاشی شده هواپیما و اجساد سرنشینان آن در سطح وسیعی از آب‌های سواحل جنوبی جزیره هنگام, درست در داخل آب‌های ایران پراکنده شده بودند. این محل درست در زیر مرکز دالان هوایی بین‌المللی بندرعباس دوبی (آمبر56) قرار دارد و نشان می‌دهد که هواپیما درست در مسیر پیش‌بینی شده درحال پرواز بوده است و همانطورکه چهارسال بعد روزنامه «نیویورک تایمز», در گزارشی که حاوی چندین نکته تازه بود, گفت که ناو وینسنس در آب‌های فلات قاره ایران بوده است نه در آب‌های بین‌المللی و پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) در آن زمان بر این حقیقت سرپوش گذاشته است. همچنین دریاسالار «ویلیام کراو» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دوره زمامداری ریگان در گفتگو با شبکه «بی بی سی» تأکید کرد, ناو وینسنس بدون هیچ دلیل روشنی با وجود برخورداری از توپها و موشک‌های دوربرد به کمانه آبهای ایران آمده بود. این نشان دهنده آن است که ناو به عمد برای عمل سوء آماده شده بود.

2ـ هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم, شکل, اندازه و توانایی پرواز کاملاً با هواپیمای F-14 متفاوت است.

3ـ با توجه به ارتباط کلامی و ارتباط ناوبری هر هواپیمای بازرگانی و مسافربری, ناو آمریکایی می‌توانست به راحتی با شنیدن مکالمات خلبان به ماهیت هواپیمای مسافربری پی‌ببرد.

4ـ مقامات ناو آمریکایی ادعا کرده‌اند که سه اخطار روی باند نظامی فرستاده‌اند ولی پاسخی دریافت نکرده‌اند. مسلماً اخطار نظامی ارسال شده به گوش خلبان 655 نرسیده است, ولی سه اخطار روی باند غیرنظامی (اضطراری) را هیچ منبع غیر‌نظامی دریافت نکرده است و از آنجا که کلیه خلبانان دو منطقه همیشه در این باند به گوش هستند, این ادعایی واهی می‌نماید. مقامات آمریکایی (که سرنگونی یک هواپیمای مسافربری کره‌جنوبی در سال 1362 را «بربریت» نامیدند و خواستار تحریم بین‌الملل خطوط هواپیمایی شوروی سابق شدند.[۱]) پس از ارتکاب حمله به هواپیمای مسافربری ایران، سعی کردند با طرح ادعاهایی, فاجعه را کوچک و کشتار 290 انسان را (که در نوع خود در تاریخ هواپیمایی غیرنظامی بی‌سابقه است), امری عادی جلوه دهند.

نظرات مخالف بعضی کارشناسان نظامی آمریکا

کاپیتان دیوید کارلسون فرمانده ناو سایدز در این مورد نظر دیگرى دارد. به اعتقاد او هیچ راهى وجود نداشته که خلبان ایرباس ایرانى بداند که بر روى ناحیه‌اى پرواز مى‌کند که فرمانده یک ناو آمریکایى تصمیم مى‌گیرد با چند قایق کوچک تندرو وارد زورآزمایى شود. کارلسون اضافه مى‌کند: «من اعتقاد دارم که چنانچه وینسنس با قایق‌هاى تندرو درگیر نمى‌شد، در شرایطى قرار نمى‌گرفت که علائم رسیده از یک هواپیماى مسافربرى را به عنوان یک جت جنگنده تلقى کند و ما امروز درباره این حادثه سخن نمى‌گفتیم‌‌‌‌‌.» دریادار بازنشسته یوچین لاروک از مرکز اطلاعات دفاعى نیز با اظهار نظرى مشابه مى‌گوید: «ناو وینسنس اصولاً نمى‌بایست براى عملیات به خلیج فارس اعزام مى‌شد. ما در حال جنگ با ایران نبودیم و هیچ اعلان جنگى میان دو کشور وجود نداشت. هواپیماى ایرانى در یک محدوده هوافضاى بین‌المللى بر فراز آب‌هاى بین‌المللى بود و آمریکا حق نداشت آن را براى هر هواپیماى مشکوک یا غیر‌مشکوک منطقه جنگى اعلام کند، زیرا رسماً با ایران در حال جنگ نبود. دلیلى هم وجود نداشت که ایرباس ایرانى به پیام‌هاى هشدار ما پاسخ دهد.» دریادار بازنشسته، یوجین کارول پیرامون عواملى که موجب تصمیم‌گیرى اشتباه و سرنگون‌سازى ایرباس ایرانى شد، معتقد است که حادثه هدف قرار گرفتن ناو یواس‌اس استارک به وسیله یک جت جنگنده عراقى چند ماه پیش از آن، و عدم اتخاذ تدابیر دفاعى کافى و به موقع از سوى خدمه استارک به تصور آنکه خلبان عراقى آنها را هدف قرار نخواهد داد، نوعى فشار عصبى را براى خدمه وینسنس به وجود آورده بود. ذهنیت ناخداى کشتى این بوده که با تهدیدى روبه‌رو است و قبل از دیر شدن مى‌بایست درباره اقدامى مقتضى تصمیم گیرد. کاسپار واینبرگر، وزیر دفاع وقت ایالات متحده نیز با ابراز نظرى مشابه مى‌گوید: «کمبود وقت از لحظه اى که هواپیما به عنوان هدفى تهدید کننده شناسایى شد تا زمانى که خدمه باید تصمیم به شلیک یا عدم شلیک به آن را مى گرفتند، موجب شتابزدگى در اخذ تصمیم شد.» دریادار کارول در ادامه سخنان خود تاکید مى کند که کاپیتان راجرز هرگز ایرباس ایرانى را ندیده بود، او تنها علائم الکترونیکى و اطلاعات نقل قول شده به وسیله خدمه اش را براى تصمیم گیرى نهایى در اختیار داشت که روشن است اطلاعاتى اشتباه و نادرست بود. در مقابل کاپیتان کارلسون، ضمن آنکه تائید مى کند، راجرز بر پایه اطلاعاتى که در اختیارش گذاشته شده بود تصمیم به سرنگون سازى ایرباس ایرانى گرفت، این سئوال را مطرح مى کند که چرا اطلاعات مذکور اینچنین و تا این حد اشتباه بوده است. جان مک کین، سناتور جمهورى خواه از ایالت آریزونا و خلبان سابق نیروى دریایى و اسیر جنگى سابق در ویتنام که عضو کمیسیون تحقیق پیرامون حادثه سرنگون سازى ایرباس ایرانى نیز بود، عقیده دارد: «ترکیب تکنولوژى پیشرفته و خطاى انسانى تصمیم گیرندگان کم تجربه، خطرناکترین سناریو ممکن را به وجود مى آورد. زیرا بدون در اختیار داشتن توانایى «سیستم اجیس» که ناو وینسنس داراى آن بود، مسلماً با عواقبى که دچار آن شد، مواجه نمى شد.» کاپیتان کارلسون با تائید این نظر تاکید مى کند، وقتى که به اندازه کافى روى کیفیت آموزش و تمرین شرایط خاص، نظیر آنچه در ۳ جولاى ۱۹۸۸ رخ داد، تاکید نداشته باشیم و آدم هاى آموزش ندیده را مسئول کار با سیستم هاى بسیار پیچیده و مرگبار سازیم، شرایط بسیار خطرناکى پدید مى آید. دیوید ایونز، مفسر نظامى شیکاگو تریبیون نیز معتقد است که سیستم شناسایى و هدایت آتش ناو وینسنس، در آن روز سوم جولاى، روى کنترل خودکار نبود و خطاى انسانى و قضاوت نادرست موجب سرنگونى ایرباس ایرانى شده و چنانچه کنترل در حالت اتوماتیک بود، دلیلى براى اشتباه در شناسایى هواپیما وجود نداشت و این فاجعه انسانى رخ نمى داد. به عقیده ایونز، برگزارى یک دادگاه نظامى براى ناخدا راجرز و عملکرد او در حادثه سرنگون کردن یک جت مسافربرى با ۲۹۰ سرنشین بى گناه امرى عادلانه محسوب مى شد، ولى ایالات متحده در مقابل دیدگان ایرانیان، در پایان خدمت راجرز به وى مدال اعطا کرد و هیچکدام از خدمه وینسنس تحت پیگرد قانونى قرار نگرفتند.

بعد از فاجعه
* هیچ‌کدام از خدمه جنگی ناو متخاصم تحت پیگیرد قرار نگرفتند و حتی فرمانده ناو نیز در پایان خدمت خود مدال گرفت.
* ایالات متحده آمریکا هیچ‌گاه بخاطر این حادثه تاسف‌بار رسماً از ایران عذرخواهی نکرد.
(ویکی پدیا)

لعنت خدا بر امریکا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

img633822130971718750.jpg

[align=justify]بديهي است كه تهديد يك هواپيماي مسافربري از جانب هركسي براي هر مقصودي كاري غيرانساني و ناپسند است، هدف قراردادن آن توسط ناوگان پيشرفته،آنهم در شرايطي كه هواپيما در دالان هوايي مطابق با استانداردهاي جهاني پرواز مي‌كرده است،كاريست پليد و توجيه ناپذير.
پس سردمداران خبيث كاخ سفيد براي چه هدفي وچرا مرتكب اين جنايت هولناك شدند؟! براي روشن شدن اين توطئه شوم، لازم است ابتدا نگاهي گذرا به شرابط سياسي جهان وجنگ ايران وعراق بكنيم.
آمريكا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي‌از لحاظ سياسي در سطح جهاني مخصوصاً در برابر بلوك شرق متزلزل شد . ايران از چند لحاظ براي او اهميت حياتي داشت. اولاً ايران بعنوان يكي از حلقه‌هاي مهم كمربند امنيتي بلوك غرب در برابر شوروي بود. دوماً موقعيت ايران از لحاظ سياسي و استراتژيك در خاورميانه و خليج فارس بسيار حائز اهميت بود.ثالثاً آمريكا در ايران داراي منافع اقتصادي بسيار زياد ، و ايران بعنوان يكي از بازارهاي مهم كالاهاي آمريكايي بود.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، آمريكا نه تنها همه اين امتيازات را از دست داد، مهمتر از همه هم اينكه ايران خود بعنوان يك قدرت بزرگ در برابر آمريكا قدعلم كرد و به زورگوييها وخواسته‌هاي نامشروع آمريكا «نه» گفت.
صداي سيلي كه آمريكا از انقلاب اسلامي‌خورده بود، كوس رسوايي او شد. پس شروع به توطئه عليه انقلاب اسلامي‌كرد .تمامي‌دستگاههاي تبليغاتي‌اش را بكار گرفت،محاصره اقتصادي كرد، جنگهاي داخلي وترور راه انداخت و نهايت صدام ابله را خام كرد تا جنگ تمام عيار را عليه ايران آغاز كند.در ابتداي شروع جنگ پيروزيهاي موقتي نصيب صدام شد. اما بيش از يكسال از شروع جنگ نگذشته بود كه ورق برگشت و لشكريان متجاوز صدام در جبهه‌هاي گوناگون متحمل شكستهاي سنگيني شدند تا جايي كه خطر سقوط صدام جدي شد.تلاشهاي مستمر وفراوان آمريكا و اياديش در صحنه‌هاي بين الملل تنها سقوط صدام را به تأخير مي‌انداخت .سردمداران آمريكا در محاسباتشان به اين نتيجه رسيدند كه ديگر جنگ صدام منافع و خواستهاي آنها را تأمين نمي‌كند .پس در صدد راهي بودند تابطريقي كه ايران احساس پيروزي نكند،به جنگ خاتمه بدهند.مزيد براينها آمريكا دنبال آن بود تا در مرزهاي ايران وعراق حالت نه جنگ و نه صلح را براي سالهاي متمادي حاكم كند.
بعد از عمليات غرور آفرين كربلاي 5 در حاليكه صداي شكستن استخوانهاي صدام بگوش ميرسيد،با تلاش وشيطنت آمريكا ،قطعنامه 598 در شوراي امنيت تصويب شد. اين قطعنامه درحاليكه همه خواستهاي ايران را در برداشت ، اما ترتيب مواد اجرايي بسيار شيطنت‌آميز و حساب شده بود.بعنوان مثال اولين بند آن آتش‌بس بود و دومين بند،برگشت به مرزهاي بين المللي و همينطور سومين بند تبادل اسراي جنگي . در آخر تعيين و تنيه متجاوز بود. آمريكا با اين قطعنامه چند هدف را دنبال ميكرد . ابتدا اينكه همين قطعنامه حرهب قانوني او براي انجام خيلي كارهاي غيرانساني عليه جمهوري اسلامي‌بود كه اگر ايران نمي‌پذيرفت . در مرحله بعد و در صورت پذيرفتن ايران ، در مرزها حالت نه جنگ ونه صلح براي سالها حاكم ميشد و كارهاي ديپلماسي هم به اين زوديها به نتيجه نمي‌رسيد. مسئولين نظام جمهوري اسلامي‌ايران با توجه به شناختي كه از صدام و خيانتهاي آمريكا داشتند ، اعلام كردند درصورتي قطعنامه را مي‌پذيرند ، كه بندهاي آن جابجا شود.
آمريكا فرصت را غنيمت شمرد و با تمسك به قطعنامه علناً وارد ميدان شد . دست صدام را براي هرگونه عمل غيرانساني باز گذاشت. به او تسليحات نظامي‌داد و ناوگان متجاوز خودش هم در خليج‌فارس شروع به تعرض عليه تأسيسات جمهوري اسلامي‌كردند و در آخرين اقدام جنايتكاران ، يك هواپيما مسافربري جمهوري اسلامي‌را با تمامي‌سرنشينانش هدف قرار دادند. اين هولناكترين خيانتبود كه آمريكا انجام داد .آمريكا با اين اقدام وحشتناك در پي چند هدف بود: اول ، به ايران فهماند كه او براي خاتمه جنگ دست به هر اقدام غيرانساني خواهد زد. دوم ،اذهان جهانيان را بسنجد. بعد از سرنگوني هواپيماي مسافربري، منتظر عكس العمل جهانيان شد. با كمال تأسف آمريكا در تلاش براي متقاعد كردن اينكه ايران جنگ طلب است و با هر وسيله وعملي اين كشور را بايد وادار به صلح كرد، تا حد زيادي موفق شده بود. در تمام دنيا يك اعتراض جدي عليه اين اقدام ضد بشري آمريكا صورت نگرفت.
امام (ره)‌بعنوان سكاندار انقلاب اسلامي‌، با ديده حق‌بين خود ، عمق و وسعت توطئه را دريافت . او به روشني فهميد كه اين توطئه جز با خود قطعنامه باطل نمي‌شود. پس در سخت‌ترين شرايط براي حفظ اسلام و نظام جمهوري اسلامي‌جام زهرآگين پذيرفتن قطعنامه را سركشيد. زمان زيادي طول نكشيد كه خداوند مهربان، بخاطر اين ايثارگري وتعبد ، رحمتهايش را بر سر اين ملت باريد. قطعنامه‌اي كه مكارانه براي تضعيف و شكستن ايرن طراحي شده بود،كيد خداوند شد ودركمين مكاران قرار گرفت. آنها را خوار كرد وحقانيت ما را عملاً به جهان ثابت نمود.
بيانات امام (ره)
درباره هدف قرارگرفتن هواپيماي مسافربري ايران توسط ناوگان آمريكا
1 – انفجار هواپيماي مسافربري زنگ خطري است باري تمامي‌مسافرتهاي هوايي و بايد با تمام وجود تلاش كنيم تا چنين صحنه‌هاي دردناكي پيش نيايد.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
2 – مردم شريف ايران بدانند كه اين روزها دستهاي ناپاك شرق وغرب براي هدم اسلام ومسلمين در يكديگر گره خورده است.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
3 – مردم آزاده جهان هميشه از ابرقدرتها خصوصاً آمريكاي جنايتكار صدمه ديده‌اند و تا عزم خود را براي رويارويي با كفر وشركت جهاني جزم ننمايند، هر روز شاهد جنايتي تازه خواهند بود.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
4 – اينجانب به تمامي‌بستگان اين فاجعه تسليت عرض نموده و خود را در غم و اندوه از دست دادن عزيزان شريك ميدانم.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
بيانات مقام معظم رهبري
درباره هدف قرارگرفتن هواپيماي مسافربري ايران توسط ناوگان آمريكا
1 – شخص رئيس جمهور آمريكا ودولت آمريكا مسئول عواقب بعدي سرنگوني هواپيماي مسافربري ايران است.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
2 – صحنه مبارزه با شيطان بزرگ را ترك نخواهيم كرد و حسرت غلبه براسلام را به دل دشمن خواهيم گذاشت.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
3 – كشتار مظلومانه صدها مرد وزن و كودك مسافر، نشان دهنده آن است كه شيطان بزرگ در رويارويي با اسلام ، تا سقوط در لجن‌زار وحشيانه‌ترين جنايت پيش رفته است.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
4 – ما به دنيا اعلام مي‌كنيم كه ملت ما براي حفظ استقلال خود آماده است كه همچنان با زورگيري‌هاي دنياي استكباري وتجاوزگري آمريكا مبارزه كند
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
5 – مردم انقلابي و مصمم ايران خونخواهي كودكان معصوم، زنان ومردان بي‌گناه را حق مسلم خود ميداند.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
6 – حادثه عظيم و فاجعه‌آميز حمله به هواپيماي مسافربري و ... نشان دهنده خشم وكينه ديوانه‌وار امريكا نسبت به انقلاب و نظام اسلامي‌است.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
7 – حادثه عظيم و فاجعه‌آميز حمله به هواپيماي مسافربري و ... نشان دهنده عمق فاجعه‌اي است كه امروز بشريت با آن روبروست.
8 – ما با اطمينان كامل ميگوييم كه رژيم استكباري آمريكا با آسيب ‌پذيريهاي خود، تاب مقابله با يك ملت مؤمن ،شجاع ،فداكار و خداجوي را نخواهد داشت و ناگزير به عجز و عقب نشيني خود اعتراف خواهد كرد.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
9 – حمله به هواپيماي مسافربري از طرف آمريكا وكشتار مظلومانه صدها مرد وزن و كودك نشان‌دهنده آن است كه دستگاه استكبار پليد از ترفندهاي سياسي وتبليغاتي ونظامي‌خود عليه ايران اسلامي‌طرفي نبسته و اكنون براي دشمني كردن راهي جز تروريسم خشن وفضاحت بارنمي‌شناسد.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
10 – اينجانب حادثه غم‌انگيز شهادت جمعي از مسافرين بي‌دفاع را به ... و نيز به همه ملت ايران بويژه خانواده‌هاي مصيبت ديده تسليت مي‌گويم و از خداوند براي آنان صبر ومقاومت و آرامش قلبي وروحي مسئلت ميكنم.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
بيانات حجه الاسلام‌هاشمي‌رفسنجاني
درباره هدف قرارگرفتن هواپيماي ايران توسط ناوگان آمريكا
1 – اين كه هواپيما مسافربري ايران هدف قرارميگيرد، چندان بي دليل نيست، زير آمريكا از ملت ايران خشمگين است.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»
2 – ايران از حق انتقام نخواهد گذشت.
«روزنامه اطلاعات 14/4/67»[/align]

عکس های شهدای این پرواز:

thumb_img633822128811406250.jpg


thumb_img633822128928281250.jpg

thumb_img633822129048593750.jpg

thumb_img633822129662968750.jpg

thumb_img633822129950156250.jpg

thumb_img633822130507968750.jpg

thumb_img633822130154687500.jpg

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
شرح حادثه

یکشنبه ۱۲/۳/۱۳۶۷بندرعباس.

هواپیمای ایرباس A300 متعلق به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست و طبق برنامه پیش‌بینی شده, قرار بود این هواپیما با شماره پرواز ۶۶۵ با دویست و نود سرنشین (۱۵۶ مرد، ۵۳ زن، ۵۷ کودک ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ کودک زیر دو سال و ۴۲ نفر با ملیتهای یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و ۱۶ خدمه پروازی) در ساعت ۱۰ صبح به مقصد دوبی پرواز کند.
ناوجنگی آمریکایی «وینسنس» در تاریخ هفتم خرداد از بندر سن دییگو وارد خلیج‌فارس شده بود. «ایچنرمارک» قلب این رزم‌ناو به شمار می‌رفت. وظیفه اصلی آن، کشف هدفهای پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور هم‌زمان و کنترل آتش آنها بود، هم‌چنین این رزم‌ناو به موشک‌های زمین به هوا با برد ۴۰۸ کیلومتر نیز مجهز بود.
ساعت ۱۰ صبح (بندرعباس)
هواپیمای جمهوری اسلامی ایران پرواز 655 با ۱۵ دقیقه تأخیر در ساعت ۱۰:۰۵ از برج مراقبت فرودگاه بندرعباس تقاضای پرواز کرد، مدت پرواز تا دوبی ۳۰ دقیقه و حداکثر ۱۴هزار پا تعیین شد. در ساعت ۱۰:۱۷ دقیقه، هواپیمای ایرباس A300 به پرواز درآمد. دقایق نخستین پرواز و مراحل اوج‌گیری تا ارتفاع ۱۲هزارپایی مطابق طرح پرواز انجام شد و خلبان به طور پیوسته با برج مراقبت فرودگاه بندرعباس و مرکز کنترل راههای هوایی ایران و امارات تماس داشت.
چند لحظه پیش از ورود هواپیمای ایرباس A300 به منطقه کنترل هوایی امارات، در محلی به نام «مولبیت‌»، خلبان به مرکز کنترل هوایی کشور اطلاع داد که قصد دارد به ۱۴هزار پایی صعود کند.
[ویرایش]ساعت ۱۰:۲۲ دقیقه (خلیج فارس)
در این لحظه ناو وینسنس که خود را به بهترین و نزدیکترین موقعیت رسانده بود، به دستور ناخدا «ویل راجرز»، فرمانده ناو، موشک استاندارد 2 به سوی پرواز 655 شلیک کرد. ناگهان هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شده و در آبهای خلیج‌ فارس سقوط کرد. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دوبی، پیگیر سرنوشت پرواز 655 شده ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند. بلافاصله ستاد تأمین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد. با شناسایی دقیق محل سقوط، بالگردها و شناورها به موقعیت ۲۶ و ۴۲ عرض شمالی و ۵۶ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی منتقل شدند.
بلافاصله پس از این واقعه، مقامات آمریکایی اعلام کردند که یک فروند هواپیمای اف-۱۴ جمهوری اسلامی ایران را مورد هدف قرارداده‌اند. پس از روشن شدن نوع هواپیما، آمریکاییها ادعا نمودند در این مورد مرتکب اشتباه شده‌اند، اما شواهد بعدی این نظر آنان را مردود جلوه داد. مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند که هواپیمای ایرباس در خارج از دالان هوایی پرواز می‌کرده و رزم‌ناو آمریکایی نیز هفت‌بار اخطار رادیویی برای هواپیمای ایران مخابره کرده ولی جوابی دریافت نکرده است!
کاپیتان کارلسون، فرمانده سابق ناو سایدز در این مورد معتقد است که ایرباس ایرانی علاوه بر علائمی که مبنی بر غیرنظامی بودن خود می‌فرستاده با سرعتی کم در حال اوج گرفتن بود و حتی اگر در چنین شرایطی نیز آن را به عنوان یک جت اف ۱۴ شناسایی می‌کردند باز من تردید دارم که یک هواپیمای اف ۱۴ می‌توانست تهدید سطحی را متوجه ناو وینسنس یا سایدز یا هر شناور دیگری کند. اپراتورهای رادار ناو هواپیمابر فورستال نیز هواپیمای مزبور را به عنوان یک هواپیمای بازرگانی شناسایی کردند. جت‌های جنگنده اف ۱۴ مستقر بر روی ناو فورستال می‌توانستند در صورتی که کاپیتان راجرز درخواست می‌کرد، با شناسایی چشمی هواپیمای ایرانی از فاصله نزدیک از غیرنظامی بودن آن اطمینان حاصل کنند، ولی زمان برای این کار هم سپری شد.

گزارش گروه حقیقت یاب ایکائو

هواپیمای ایرباس A300 متعلق به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در ساعت ۱۰:۱۷ به وقت محلی با حدود بیست دقیقه تأخیر از فرودگاه بندرعباس به مقصد دوبی برخاست. در ساعت ۱۰:۲۴ خلبان هواپیما گزارش داد که هواپیما به ارتفاع ۳۶۰۰ متری رسیده است. هواپیما در ساعت ۱۰:۲۸ دقایقی بعد هواپیما در ارتفاع بیش از چهار هزار متری با موشک زمین به هوای رزمناو ونسان سرنگون شد. در جلسه فوق العاده شورای ایکائو (سازمان بین المللی هواپیمائی کشوری) در روز ۱۴ ژوئیه ۱۹۸۸ تصمیم گرفته شد که یک تیم حقیقت یاب برای بررسی عواملی که منجر به نابودی هواپیما شده است، تشکیل شود. نمایندگان ایران و آمریکا آمادگی خود را برای همکاری با تیم تحقیق اعلام کردند. در گزارش این کمیته در مورد اتفاقات منجر به سرنگونی آمده است:
هفت دقیقه پس از بلند شدن از فرودگاه بندر عباس، ۱۱ مورد اخطار از سوی کشتیهای جنگی ایالات متحده به هواپیمای ایرانی اعلام شد. ۷ مورد توسط ناو جنگی ونسان بر روی فرکانس ۲۴۳ مگاهرتز، یک اخطار توسط ناو سایدز بر روی همین فرکانس و ۳ اخطار دیگر بر روی فرکانس اضطراری ۱۲۱/۵ مگاهرتز به هواپیمای ایرباس داده شد. از این ۱۱ مورد، ۷ مورد بر روی طول موج ۲۴۳ مگاهرتز بود که مخصوص هواپیمای نظامی است و ایرباس تجهیزات لازم برای شنیدن آن ها را نداشت (طبق دستور ایران ایر همه هواپیماها باید در مدت پرواز در منطقه خلیج فارس بر روی فرکانس ۱۲۱/۵ مگاهرتز به گوش باشند). در این هنگام بحث زیادی میان بخشهای اطلاعات جنگی سه ناو امریکایی ونسان، مونتگمری و سایدز درگرفت. گزارش تیم تخصصی ایکائو مشخص می‌کند که در دقایق آخر حمله به هواپیما، عده ای هواپیما را یک هواپیمای مسافری و عده ای دیگر یک هواپیمای جنگی مهاجم تلقی نمودند. دو دقیقه بعد کارکنان مرکز گزارشی را مبنی بر اینکه هواپیمای مزبور اف-۱۴ می‌باشد، دریافت کردند. در همین حال کارکنان ناو سایدز فریاد زدند: هواپیما تجاری است، صبرکنید. در همین زمان یکی از افسران ونسان نیز گفته است که هواپیما احتمالا تجاری است. در همان حالی که گفتگوهای میان ۳ ناو ادامه داشه ناخدای ونسان تصمیم می‌گیرد که موشک خود را پرتاب کند.
از مسائل دیگری که در این گزارش به آن اشاره نشده بود ارتباط میان مسئولان پروازهای کشوری و واحدهای نظامی است. ضمیمه ۱۱ معاهده شیکاگو (که هر دو کشور ایران و امریکا به آن ملحق شده اند) به ارتباط مسئولان خدمات ترافیک هوایی و واحدهای نظامی اشاره کرده است.

ادعاهای رسمی دولت امریکا مبنی بر غیرعمدی بودن ماجرا و دلایل رد آن

ادعاهای دولت آمریکا
دولت ایالات متحده امریکا معتقد است که ناو ونسان به اشتباه هواپیمای مورد نظر را یک هواپیمای جنگی تشخیص داده و برای دفاع از خود به سوی آن شلیک نمود. فرودگاه بندر عباس در آن هنگام به طور دوگانه برای هواپیماهای نظامی و مسافری مورد استفاده قرار می‌گرفت و هواپیماهای اف-۱۴ تام کت ایرانی این فرودگاه را مرکز عملیاتی خود قرار داده بودند. به همین جهت هر هواپیمایی که از بندرعباس پرواز می‌کرد به طور خودکار هواپیمای دشمن فرض می‌شد مگر آن که خلافش ثابت شود. هیچ سیستم هشدار هوایی نیروی هوایی و یا هواپیمای اکتشافی در منطقه وجود نداشت، بنابراین کشتی برای تصمیم گیری تنها به وسایل ارتباطی و درک غریزی خود متکی بود.
نماینده ایالات متحده در سازمان بین المللی هواپیمائی در جلسه فوق العاده شورای ایکائو گفته بود که در روزهای دوم و سوم جولای منطقه خلیج فارس بسیار ناامن بود و کشتیهای مختلفی از جمله یک کشتی پاکستانی و یک کشتی لیبریایی مورد حمله قرار گرفته بودند. در همان روز یک هواپیمای اف-۱۴ ایران از فرودگاه بندرعباس پرواز کرده بود و قصد حمله به کشتی امریکایی را داشت. با توجه به اخطارهای مکرری که بی پاسخ مانده بود، فرمانده مزبور برای دفاع از کشتی خود در برابر خطر احتمالی دست به حمله زده بود.
در گزارش نهایی هیئت حقیقت یاب پنتاگون به سرپرستی دریادار ویلیام فوگارتی علت وقوع حادثه فشار روانی ناشی از قرار گرفتن در وضعیت جنگی برای نخستین بار اعلام شد و تصدیق شد که هواپیمای ایرباس در خطوط هوایی تجاری بین المللی پیش بینی شده پرواز می‌کرده و در زمان حادثه در ارتفاع دوازده هزار پایی (بیش از ۳۵۰۰ متر) قرار داشت و از لحظه پرواز به روند صعودی خود ادامه داده بود.

دولت امریکا هیچگاه مسئولیت وقوع حادثه را برعهده نگرفت و غرامت قربانیان حادثه و بازماندگان و دولت ایران تحت عنوان مساعدت پرداخته و بر این نکته که ناخدای ناو جنگی چون خود را در معرض خطر می دید، از خود دفاع نموده است تأکید کرد.

امکان پیش گیری

ناو ونسان می‌توانست که با ارسال علائم هشدار دهنده بر روی گیرنده های خودکار رادیویی فرمانده هواپیما را متوجه این امر کند که با او صحبت می‌شود (نه یک هواپیمای دیگر) البته استفاده از این علائم معمول نیست.

نظرات مخالف بعضی کارشناسان نظامی آمریکا

کاپیتان دیوید کارلسون فرمانده ناو سایدز در این مورد نظر دیگری دارد. به اعتقاد او هیچ راهی وجود نداشته که خلبان ایرباس ایرانی بداند که بر روی ناحیه‌ای پرواز می‌کند که فرمانده یک ناو آمریکایی تصمیم می‌گیرد با چند قایق کوچک تندرو وارد زورآزمایی شود. کارلسون اضافه می‌کند:
«من اعتقاد دارم که چنانچه وینسنس با قایق‌های تندرو درگیر نمی‌شد، در شرایطی قرار نمی‌گرفت که علائم رسیده از یک هواپیمای مسافربری را به عنوان یک جت جنگنده تلقی کند و ما امروز درباره این حادثه سخن نمی‌گفتیم‌.»
دریادار بازنشسته یوچین لاروک از مرکز اطلاعات دفاعی نیز با اظهار نظری مشابه می‌گوید:
«ناو وینسنس اصولاً نمی‌بایست برای عملیات به خلیج فارس اعزام می‌شد. ما در حال جنگ با ایران نبودیم و هیچ اعلان جنگی میان دو کشور وجود نداشت. هواپیمای ایرانی در یک محدوده هوافضای بین‌المللی بر فراز آب‌های بین‌المللی بود و آمریکا حق نداشت آن را برای هر هواپیمای مشکوک یا غیرمشکوک منطقه جنگی اعلام کند، زیرا رسماً با ایران در حال جنگ نبود. دلیلی هم وجود نداشت که ایرباس ایرانی به پیام‌های هشدار ما پاسخ دهد.»
دریادار بازنشسته، یوجین کارول پیرامون عواملی که موجب تصمیم‌گیری اشتباه و سرنگون‌سازی ایرباس ایرانی شد، معتقد است که حادثه هدف قرار گرفتن ناو یواس‌اس استارک به وسیله یک جت جنگنده عراقی چند ماه پیش از آن، و عدم اتخاذ تدابیر دفاعی کافی و به موقع از سوی خدمه استارک به تصور آنکه خلبان عراقی آنها را هدف قرار نخواهد داد، نوعی فشار عصبی را برای خدمه وینسنس به وجود آورده بود.

ذهنیت ناخدای کشتی این بوده که با تهدیدی روبه‌رو است و قبل از دیر شدن می‌بایست درباره اقدامی مقتضی تصمیم گیرد. کاسپار واینبرگر، وزیر دفاع وقت ایالات متحده نیز با ابراز نظری مشابه می‌گوید:
«کمبود وقت از لحظه‌ای که هواپیما به عنوان هدفی تهدید کننده شناسایی شد تا زمانی که خدمه باید تصمیم به شلیک یا عدم شلیک به آن را می‌گرفتند، موجب شتابزدگی در اخذ تصمیم شد.»
دریادار کارول در ادامه سخنان خود تاکید می‌کند که کاپیتان راجرز هرگز ایرباس ایرانی را ندیده بود، او تنها علائم الکترونیکی و اطلاعات نقل قول شده به وسیله خدمه‌اش را برای تصمیم‌گیری نهایی در اختیار داشت که روشن است اطلاعاتی اشتباه و نادرست بود. در مقابل کاپیتان کارلسون، ضمن آنکه تائید می‌کند، راجرز بر پایه اطلاعاتی که در اختیارش گذاشته شده بود تصمیم به سرنگون سازی ایرباس ایرانی گرفت، این سئوال را مطرح می‌کند که چرا اطلاعات مذکور اینچنین و تا این حد اشتباه بوده‌است. جان مک‌کین، سناتور جمهوری‌خواه از ایالت آریزونا و خلبان سابق نیروی دریایی و اسیر جنگی سابق در ویتنام که عضو کمیسیون تحقیق پیرامون حادثه سرنگون سازی ایرباس ایرانی نیز بود، عقیده دارد:
«ترکیب تکنولوژی پیشرفته و خطای انسانی تصمیم گیرندگان کم‌تجربه، خطرناکترین سناریو ممکن را به وجود می‌آورد. زیرا بدون در اختیار داشتن توانایی «سیستم اجیس» که ناو وینسنس دارای آن بود، مسلماً با عواقبی که دچار آن شد، مواجه نمی‌شد.»
کاپیتان کارلسون با تائید این نظر تاکید می‌کند، وقتی که به اندازه کافی روی کیفیت آموزش و تمرین شرایط خاص، نظیر آنچه در ۳ ژوییهٔ ۱۹۸۸ رخ داد، تاکید نداشته باشیم و آدم‌های آموزش ندیده را مسئول کار با سیستم‌های بسیار پیچیده و مرگبار سازیم، شرایط بسیار خطرناکی پدید می‌آید.
دیوید ایونز، مفسر نظامی شیکاگو تریبیون نیز معتقد است که سیستم شناسایی و هدایت آتش ناو وینسنس، در آن روز سوم ژوییه، روی کنترل خودکار نبود و خطای انسانی و قضاوت نادرست موجب سرنگونی ایرباس ایرانی شده و چنانچه کنترل در حالت اتوماتیک بود، دلیلی برای اشتباه در شناسایی هواپیما وجود نداشت و این فاجعه انسانی رخ نمی‌داد. به عقیده ایونز، برگزاری یک دادگاه نظامی برای ناخدا راجرز و عملکرد او در حادثه سرنگون کردن یک جت مسافربری با ۲۹۰ سرنشین بی گناه امری عادلانه محسوب می‌شد، ولی ایالات متحده در مقابل دیدگان ایرانیان، در پایان خدمت راجرز به وی مدال اعطا کرد و هیچکدام از خدمه وینسنس تحت پیگرد قانونی قرار نگرفتند.

بعد از فاجعه

هیچ‌کدام از خدمه جنگی ناو وینسنس تحت پیگیرد قرار نگرفتند و حتی فرمانده ناو نیز در پایان خدمت خود مدال گرفت.
دولت آمریکا مبلغ ۵۵ میلیون دلار به خانواده‏های قربانیان و نیز مبلغ ۴۰ میلیون دلار برای غرامت ناشی از سقوط هواپیمای مسافربری پرداخت. این مبالغ به طور داوطلبانه و بدون قبول مسئولیت حادثه پرداخته شد.

منبع :http://fa.wikipedia.org/wiki/پرواز_شماره_۶۵۵_ایران_ایر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
برای شادی روح شهدای از دست رفته در این سانحه غمانگیز دوستانی که از این تاپیک دیدن می کنند یک فاتحه و صلوات نثار روح آن عزیزان کنند.ممنون

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
روحشان شاد و يادشان گرامي باد.جعفر عزيز زحمت كشيدي. تشكر
واقعا عم بزرگي براي ملت ايران است. غمي كه فراموش كردن آن كار آساني نيست.
خانواده من با خانواده يكي از خدمه پرواز آشنايي دارند. چند سال قبل كه آنها براي سفري به
بوشهر ( منزل ما ) آمده بودند ُ تصميم گرفتيم براي تفريح به لب ساحل برويم. خانواده آن شهيد بزرگوار با ديدن آبهاي نيلگون خليج هميشه پارس به گريه افتادند. اين صحنه را هيچوقت فراموش نميكنم. زماني كه مادر پير آن شهيد زنده ياد محل شهادت فرزند خود را ديد با صداي بلند هق هق ميكرد. صحنه بسيار تكان دهنده اي بود. خدا نصيب هيج مادري نكند. icon_cheesygrin icon_cheesygrin icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
روحشون شاد

ادم تا چه حد پست ميتونه باشه كه يه عده بي گناه رو قتل عام كنه؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]روحشون شاد

ادم تا چه حد پست ميتونه باشه كه يه عده بي گناه رو قتل عام كنه؟[/quote]

دوست عزیز پستی اونها سر به فلک میزنه و محدود به این جنایت ها نیست نمونه بارز اون عراق و افغانستان هستند خدایا امام زمانمان را برسان.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

یک سال دیگر هم گذشت و ما همچنان انتقام خون برادران و خواهران خود را که در آب های نیلگون خلیج همیشه فارس در عین بی گناهی و مظلومیت به شهادت رسیدند را نگرفته ایم.
هر سال به این ایام که می رسد بغضی گلویم را خراش می دهد و دلم می خواهد از اعماق وجود فریاد بزنم:


مرگ بر امریکا

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

بازخواني پرونده يك جنايت
مروري بر عملكرد پدافند هوايي "وينسنس " در حمله به ايرباس ايراني

خبرگزاري فارس: ناو وينسنس علاوه بر در اختيار داشتن رادارهاي مختلف، از وجود سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي ايجس (AEGIS) و استاندارد (STANDARD) كه از پيشرفته‌ترين سامانه‌هاي پدافند هوايي موشكي درياپايه آن زمان محسوب مي‌شد، بهره مي‌برد.

يكشنبه دوازدهم تير ماه 1367، مصادف با سوم ژوئيه 1988،جهان شاهد جنايتي باور نكردني از سوي آمريكا بود كه تاكنون آمريكايي‌ها را شرمسار افكار عمومي كرده است. هدف قرار دادن هواپيماي مسافربري ايراني كه 66كودك درآن حضور داشتند، توسط ناو جنگي "وينسنس " آمريكا و به وسيله موشك‌هاي پيشرفته استاندارد "SM2 " آن‌قدر تنفّرآميز بود كه در بيشتر مطالب منتشر شده در اين خصوص به ابعاد عاطفي ماجرا پرداخته شده و در تعداد كمي از مطالب و مقالات نيز به ابعاد فني ماجرا اشاره شده است، اما از اصل مطلب كه عملكرد ناو وينسنس در بخش پدافند هوايي مي‌باشد، غفلت شده است. اين مقاله با بررسي سامانه‌هاي پدافند هوايي ناو وينسنس و عملكرد پدافند هوايي ناو يادشده، سعي در بررسي دقيق‌تر ماجرا و نشان دادن عمق جنايت دارد.

تجسس، كشف، شناسايي، رهگيري و انهدام، وظايف "پايه " و اصلي هر مجموعه پدافند هوايي را تشكيل مي‌دهند. گاه وظايف فوق به صورت مجزّا و توسط دستگاه‌هاي مختلف كه روي هم سوار شده‌اند، انجام مي‌شود و گاه، همه وظايف در غالب يك سامانه پدافند هوايي انجام مي‌گيرد؛ يعني ابتدا هواگرد توسط رادار تجسس مورد اكتشاف قرار مي‌گيرد و سپس عمل شناسايي و تفكيك هواگرد از نظر دوست يا دشمن انجام مي‌شود.

برخي از سامانه‌ها به صورت مستقل و با استفاده از دستگاه " IFF " Identification Friend Or Foe كه تعبير فارسي آن "شناسايي دوست از دشمن " است، اقدام به شناسايي هواگرد مي‌نمايند. برخي از سامانه‌هاي پدافند هوايي نيز اطّلاعات لازم در خصوص دوست يا دشمن بودن هدف را از طريق رادارهاي پيش اخطار (EW) و در مواردي از سُك‌ها (SOK) و حتي سي‌پي‌ها (cp) دريافت مي‌كنند. در خصوص سامانه‌هاي پدافند هوايي دريا پايه نيز استعلام از مركز فرماندهي يا ناو سرفرماندهي، رادارهاي پرنده و حتي رادارهاي موجود در منطقه و استفاده از كتابچه برنامه زمان‌بندي پروازها مي‌تواند در تشخيص درست هدف مؤثر باشد.

در صورتي كه هدف، "ناشناس " تشخيص داده شود، هواپيماهاي شكاري و رهگير با هدفِ مشاهده از نزديك هواگرد و شناسايي و در صورت متخاصم بودن، درگيري با آن به پرواز در مي‌آيند. در واقع هواپيماهاي رهگير و شكاري اوّلين لايه مرسوم در پدافند هوايي محسوب مي‌شوند و موشك‌هاي پدافند هوايي سطح به هوا (زمين پايه ودريا پايه) لايه‌هاي بعدي پدافند هوايي محسوب مي‌شود.

در صورتي كه به هر دليل ، لايه‌هاي فوق موفق به انهدام هدف مهاجم نشوند، لايه‌هاي آخر كه توپ‌هاي ضدهوايي در كنار دوش پرتاب‌ها با كاليبرهاي مختلف مي‌باشند، به دفاع از نقطه يا منطقه آسيب‌پذير مي‌پردازند. اما درخصوص عملكرد ناو وينسنس، ابهاماتي وجود دارد كه به آن پرداخته خواهد شد.

هواپيماي ايرباس A-300-B2-203 ايراني به شماره پرواز 655 و شناسه IR655 به خلباني كاپيتان "محسن رضاييان " 38 ساله، به مقصد دبي با 290 مسافر كه 39 مسافر غير ايراني و 66 كودك را نيز دربر مي‌گرفت به پرواز درآمد. در آن ايّام، هر هفته دو پرواز از تهران به مقصد دوبي از سوي شركت "ايران اير " انجام مي‌شد. مطابق برنامه مدوّن، پروازهاي فوق پس از برخاستن از تهران، جهت سوخت‌گيري و دريافت برخي خدمات در فرودگاه بندر عباس به زمين مي‌نشست و پس از انجام موارد فوق به مقصد دوبي پرواز مي‌كرد.

روز يك‌شنبه 12تير ماه 1367، مطابق برنامه قبلي، هواپيماي فوق مرحله اول پرواز -تهران- بندر عباس- را در ساعت 05:10 به وقت يوتي‌سي (UTC)، به پايان رساند. اما مرحله دوم پرواز - بندرعباس- دوبي- به دليل مشكل گمركي يكي از مسافران با 20 دقيقه تأخير انجام شد. مسير پروازي هواپيماي فوق با مشخصات "A5q,A5qw "پيش‌بيني شده بود. كاپيتان محسن رضاييان با 7 هزار ساعت پرواز كه 2 هزار ساعت آن با هواپيماي ايرباس صورت گرفته بود، از باند فرودگاه بندرعباس و در جهت 206 درجه، با هماهنگي برج مراقبت در ساعت 06:47 به وقت يوتي‌سي (UTC) به پرواز در مي‌آيد. پس از تيك آف ( Take Off)،1 كاپيتان رضاييان ضمن تماس با دفتر ايران‌اير در بندرعباس، فركانس 8/131 مگاهرتز اعلام وضعيت مي‌كند. در ساعت 06:49 به وقت يوتي‌سي ( UTC) در تماس با برج مراقبت ارتفاع خود را 3 هزار و 500 پا گزارش مي‌دهد. ضمن اينكه خلبان رضاييان در فركانس 4/133 مگاهرتز ودر ساعت 06:51 به وقت يو‌تي‌سي (UTC) با برج مركزي كنترل تهران( Tehran ACC) تماس برقرار كرده و حضور درارتفاع هفت هزار پايي را اطلاع مي‌دهد.آخرين تماس ثبت شده هواپيماي ايرباس با برج بندرعباس و هفت ثانيه پس از تماس با برج مركزي كنترل تهران، انجام مي‌شود.

انهدام هواپيما نيز در ساعت 06:54 دقيقه به وقت يوتي‌سي (UTC) و در حال صعود از ارتفاع 12 هزار پا به 14 هزار پا انجام شد. اولين اكو (ECHO) يا بليپ (BLIP) هواپيماي مسافربري ايرباس برروي اسكوپ رادار تجسس (SEARCH) در ساعت 10:17 به وقت تهران توسط اپراتور رادار تجسس هوايي ناو وينسنس مشاهده مي‌شود. در حالي كه شناسايي آن هنوز انجام نشده بود. به دليل شرايط خاص منطقه‌اي، اپراتور رادار سرچ (جست‌وجو) بلافاصله افسر مسئول، بخش پدافندهوايي ناو را مطلع مي‌سازد. او نيز كاپيتان راجرز، فرمانده ناو جنگي 2/1 ميليارد دلاري را مطلع مي‌كند. حضور يك فروند اف14 ايراني در منطقه و وحشت آمريكايي‌ها از شرايط خاص حاكم بر منطقه، تصميمات فرمانده راجرز را با بي‌تدبيري همراه مي‌كند.

* شرايط خاص منطقه چيست؟

جنگ ايران و عراق، حضور ده‌ها ناو جنگي آمريكايي در خليج فارس و درياي عمان، درگيري نابرابر قايق‌هاي توپ‌دار سپاه با بالگردهاي آمريكايي و نيز ناوچه اسكورت وينسنس، حضور يك فروند اف14 ايراني در منطقه از جمله مواردي بود كه شرايط را غير عادي به نظر مي‌رساند.

تقابل مابين آمريكا و ايران نيز به مرحله نظامي رسيده بود. حمله به كشتي "ايران اجر "، حمله به سكوهاي نفتي رسالت و رشادت در تاريخ 27 مهر سال 1366، سكوهاي نفتي نصر، سلمان و مبارك، در 29 فروردين سال 1367، درگيري با قايق‌هاي توپ‌دار ايراني و... سرانجام منجر به اين شد كه آمريكايي‌ها در خليج فارس آرامش نداشته باشند؛ ضمن اينكه در همان ايام حوادثي همچون حمله به ناو "استارك " از سوي هواپيماي عراقي ترس شديدي را بر آمريكايي‌ها مستولي ساخته بود. به ويژه اينكه آنها انتظار حمله از سوي دوست خود عراق را نيز نداشتند؛ هرچند كه عراقي‌ها با عذرخواهي و پرداخت غرامت سعي در جبران داشتند، اما مجموع اين حوادث بر آمريكايي‌ها تأثيرگذار بود.

آنها هزاران كيلومتر دورتر از كشور خود و در آب‌هاي سرزميني كشورهاي در حال جنگ، خود را همچون طعمه اي براي طرفين جنگ مي‌دانستند و اين، با برنامه‌ريزي و اهداف سياستمداران آمريكايي تناقض داشت؛ زيرا سياستمداران آمريكايي، سربازان خود را به‌منظور حفظ منافع آمريكا به خليج فارس و درياي عمان فرستاده بودند، ولي نظاميان آمريكايي به فكر جان خود بودند و نه تأمين منافع كشور خود. از اين رو، نظاميان نامبرده شده متأثر از شرايط آن زمان، تصميم‌هاي غيرعقلاني و شتاب‌زده را تجربه مي‌كردند. از جمله تصميم‌هاي غيرمنطقي و شتاب‌زده كه توسط فرمانده راجرز، فرمانده ناو وينسنس اعمال شده بود، تنظيم تمام كانال‌هاي ارتباطي ناو بر روي فركانس‌هاي نظامي از جمله فركانس 243 مگاهرترز بود. در حالي كه ارتباط با هواپيماي مسافربري ايراني از روي يك فركانس غير نظامي ممكن بود.

* آشنايي مختصر در خصوص سامانه‌هاي پدافند هوايي ناو وينسنس

ناو وينسنس علاوه بر در اختيار داشتن رادارهاي مختلف با كاربري‌هاي گوناگون و سامانه‌هاي پدافندهوايي توپخانه‌اي از وجود سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي ايجس (AEGIS) و استاندارد (STANDARD) كه از پيشرفته‌ترين سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي درياپايه آن زمان محسوب مي‌شد، بهره مي‌برد.
سامانه پدافندهوايي ايجس كه سلاحي سطح به هوا و در ياپايه جهت مقابله با موشك‌هاي ضدكشتي و انواع هواگرد مي‌باشد، داراي يك رادار چند منظوره، سامانه‌هاي كنترل سلاح و كنترل آتش، رايانه مخصوص تجزيه و تحليل، سكوي پرتاب موشك، موشك و... مي‌باشد.

موشك RIM2 (استاندارد) كه از هدايت دستوري همراه با امكان ناوبري خودكار و با استفاده از هدايت اينرسي در بخش مياني مسير و هدايت آشيانه يابي در بخش نهايي مسير مي‌باشد، داراي اشتراكاتي در نوع بهره گيري در سامانه پدافندهوايي استاندارد نيز مي‌باشد. در واقع استاندارد تلاشي در جهت نوسازي سامانه پدافندهوايي كشتي‌هاي مجهز به ايجس نيز محسوب مي‌شودكه بعدها به‌صورت كامل جايگزين ايجس مي‌گردد. رادار AN/SPY-1A نيز راداري است كه مراحل كشف وتعقيب هدف را انجام مي‌دهد.

سامانه پدافند هوايي درياپايه استاندارد نيز كه در اكثر فريگيت‌ها و رزمناوهاي غربي از آن استفاده مي‌شود و در دو نوع برد متوسط (داراي موتور سوخت جامد ) و برد افزايش يافته يا بلند (داراي موتور دوتراستي سوخت جامد همراه با بوستر سوخت جامد) شناخته مي‌شود. اين سامانه قابليت هماهنگي عملياتي با سامانه ايجس را دارا مي‌باشد.آن دسته از موشك‌هايي كه قابليت بهتري در هماهنگي با ايجس دارند و با سامانه آدابتور جهت به كارگيري عليه موشك‌هاي كروز ضد كشتي استفاده مي‌شوند، با عنوان "RIM-66C-SM2 " شناخته مي‌شوند. اين موشك‌ها مشابه موشك‌هاي "RIM-66B " مي‌باشند.

موشك‌هاي سري "RIM " عموماً داراي سقف پرواز 20 هزار متر (60 هزار پا)، سرعت حدود دو ماخ الي 5/2 ماخ مي‌باشند. برد (RIM-66B) حدود34 كيلومتر و برد (RIM-67B) حدود 125 كيلومتر است. سرجنگي موشك‌هاي يادشده، عموماً متعارف و حاوي مواد انفجاري شديد همراه با فيوز "ضربتي " يا "مجاورتي " مي‌باشد.

* عملكرد پدافند هوايي ناو وينسنس در مواجه با ايرباس ايراني

فرمانده راجرز پس از اطلاع از مشاهده اكوي هدف برروي اسكوپ رادار سرچ(جست‌وجو) اعلام "آماده‌باش " مي‌كند و به اپراتور ارتباط راديويي ناو دستور مي‌دهد كه به هواپيماي مشاهده شده در رادار، پيغام اخطار مبني بر عدم ورود به حريم ناو داده شود. پيغام‌هاي اخطار شامل: 3 اخطار، در عرض كمتر از پنج دقيقه براي هواپيماي ايرباس فرستاده شده بود. با توجه به عدم پاسخ‌گويي ايرباس ايراني به اخطارهاي ناو و همچنين عدم دريافت پاسخ از سوي IFF (دستگاه شناسايي دوست از دشمن) و همزماني وقايع رخ داده با اين موضوع و شرايط خاص منطقه‌اي سرانجام منجر به اين شد كه سامانه‌هاي پدافند هوايي موشكي ناو وارد عمل شده و دو فروند موشك سطح به هوا به سمت هواپيماي مسافربري شليك كنند.

در اينجا چند سوال مطرح مي‌شود:

1- آيا اقدامات انجام شده از سوي فرمانده راجرز براي شناسايي و تفكيك اهداف و اطمينان از متخاصم بودن هدف كافي بود؟
2-آيا كاپيتان رضاييان، تعمّدي در عدم پاسخ‌گويي به پيام‌هاي ارسالي از سوي ناو وينسنس داشت؟
3-آيا كاركنان پدافند هوايي ناو از طرق ديگر نمي‌توانستند به نوع هواپيما يا هواگرد مشاهده شده در اسكوپ و نوع عمل- خصمانه يا عدم خصمانه- پي ببرند؟
4-آيا تفاوت بين اف14 و هواپيماي مسافربري ايرباس از طريق اطّلاعات دريافتي از رادار سرچ (جست‌وجو) و تراك قابل درك نيست؟
5-آيا اصلاً هواپيماي مسافربري ايراني عمل خصمانه‌اي از خود نشان داده بود؟
6- چرا به استعلام از ناوهاي مستقر در منطقه اهميّت كافي داده نشد وآيا نمي‌شد از هواپيماهاي شكاري و رهگيرآمريكايي مستقر در منطقه جهت شناسايي استفاده كرد ؟

* پاسخ به سؤال‌ها

در بررسي اقدامات انجام شده از ناو وينسنس كوتاهي فرمانده راجرز غير قابل انكار به نظر مي‌رسد كه در عمدي يا سهوي بودن اين كوتاهي مطالبي نوشته خواهد شد.

اولين اقدام مؤثر راجرز كه مي‌توانست از اين جنايت هولناك جلوگيري كند، مراجعه به كتابچه "راهنماي پروازهاي زمان‌بندي شده " كه از سوي "ايكائو " تهيه شده و در اختيار راجرز بود، مي‌باشد. او به كتابچه فوق كه حاوي اطلاعات مفيدي در خصوص پروازها، نوع هواپيماهاي مسافربري ،كريدور پروازي، مبدأ و مقصد، زمان پرواز و... مي‌باشد، مراجعه نكرد؛ چراكه اگر نگاه مختصري نيز به دفترچه يادشده مي‌كرد، متوجه مي‌شد كه درآن زمان مطابق برنامه مندرج در كتابچه فوق پرواز 655 مي‌بايستي با عبور از آسمان خليج فارس انجام مي‌شد. مسئله دوم، موضوع فركانس مورد استفاده در ارسال پيام ناو وينسنس است. همان‌گونه كه اشاره شد، اين فركانس نظامي و غير قابل استفاده براي هواپيماي مسافربري بود. راجرز مي‌توانست ارسال پيام در فركانس‌هاي غير نظامي را نيز بيازمايد.

با توجه به اين مطلب و عدم دريافت پيام‌هاي ارسالي از سوي ناو وينسنس به هواپيماي مسافربري ايرباس، تعمدّي در پاسخ‌گويي از سوي هواپيماي ايراني ايرباس وجود نداشت؛ زيرا ايرباس پيامي از سوي ناو وينسنس دريافت نكرده بود. البته راجرز بي‌تدبيري ديگري نيز از خود نشان داد. او مي‌توانست به استعلام انجام شده با ساير ناوها و كشتي‌هاي حاضر در منطقه توجه بيشتري داشته باشد؛ استعلامي كه در آن ناوهاي "مونتگمري " و "سايدز " هواپيما را با احتمال بالا تجاري اعلام مي‌كنند. يا اينكه با مركز فرماندهي خود و يا ساير ناوهاي حاضر در منطقه مكالمه‌اي داشته باشد. براساس گزارش كميته حقيقت ياب- ايكائو- اپراتورهاي رادار ناو هواپيمابر "فورستال " نيز هواپيماي مزبور را به عنوان يك هواپيماي تجاري شناسايي كرده بودند.

مسئله بعدي، تشخيص نوع هواپيما از اكوي روي اسكوپ (صفحه نشان‌دهنده علائم راداري) مي‌باشد. با بليپ مشاهده شده از هدف، رايانه رادار اطلاعاتي نظير سمت، برد، ارتفاع و سرعت هواگرد را نشان مي‌دهد. (اطلاعات مشاهده شده پس از رديابي يا TRACK دقيق‌تر محاسبه مي‌شود).

بنابراين با توجه به اينكه هواپيماي ايرباس در حال اوج گرفتن بود، هر لحظه ارتفاع نشان داده شده توسط رادار بيش از لحظة قبل مي‌باشد. پس احتمال حمله انتحاري و انجام عمل خصمانه نيز منتفي مي‌شود. ضمن اينكه با مقايسه سرعت هواپيما مي‌توان متوجه غير نظامي بودن هواپيما و تفاوت آن با اف‌14 شد. تفاوت ابعاد اف14 و ايرباس نيز از طريق رادار قابل مشاهده مي‌باشد؛ گفتني است طول اف14، 82 فوت و 8 اينچ و طول ايرباس فوق 177فوت و 5 اينچ مي‌باشد.

ديگر اينكه پس از قفل راداري بر روي هدف (LOCK ON) و انجام عمل رديابي (Track)، صداي خاص ناشي از انعكاس امواج ارسالي ( اثرداپلر يا Doppler effect) مشخص كننده نوع هواگرد مي‌باشد و تفاوت ميان صداي حاصل از امواج برگشتي از بالگرد، هواپيماي ملخ‌دار، موشك، هواپيماي مسافربري توربوجت، هواپيماي جنگي و... هر كدام به تفكيك، قابل تشخيص توسط اپراتور رادار رديابي (Track) مي‌باشد. نكته مهم‌تر اينكه مدت‌ها بعد از اين فاجعه روزنامه نيويورك تايمز فاش كرد كه ناو وينسنس و هواپيماي مسافربري ايرباس هر دو در آب‌هاي فلات قاره ايران و آب‌هاي سرزميني ايران به سر مي‌بردند. با توجه به اينكه كاپيتان رضاييان يقيناً ازحضور در آسمان ايران مطّلع بود، انتظار دريافت اخطار و حتي مورد هدف قرار گرفتن بر فراز درياي خودي (Territorial sea ) را نداشت.

* ساير امكانات راداري ناو وينسنس

سامانه‌هاي راداري (SPYA)، رادار شناسايي دشمن (SLQ-32 )، مركز راداري تحليل و شناسايي دشمن و هدف‌نما (IR GMT)، دستگاه كامل شناسايي دوست از دشمن (IFF)، دستگاه شناسايي و تفكيك امواج مختلف دريافتي (از نظر طول موج ،نوع دستگاه فرستنده و...)، دستگاه‌هاي مخصوص شنود مكالمات راديويي و... از ديگر امكانات راداري ناو جنگي وينسنس به شمار مي‌رفت. در خوشبينانه‌ترين حالت بايد بگوييم كه فرمانده راجرز نتوانست از آنها به خوبي بهره ببرد و يا با بي‌تدبيري و ضعف آموزش خود منجر به بروز فاجعه‌اي بزرگ شد. اما اگر چنين مسئله‌اي صحيح باشد و راجرز با بي‌تدبيري در اين رخداد ظاهر شده باشد، اين سؤال مطرح مي‌شود كه: "اگر اين حادثه بر اثر بي‌تدبيري فرمانده راجرز و عدم تشخيص نوع هواپيما رخ داد، پس چرا راجرز پس از پايان مأموريت به دريافت مدال نائل شد؟! "

دريافت اين مدال فقط با يك دليل توجيه پذيراست. فرمانده راجرز در مأموريت محوله موفق ظاهر شد و به‌دليل موفقيت در مأموريت يادشده مورد تقدير قرار گرفت. مأموريت محوّله راجرز چه بوده كه او از پس آن با موفقيت بر مي‌آيد؟

در بررسي عملكرد ناو وينسنس هيچ نكته غير عادي و خارق‌العاده صرف‌نظر از يك مورد مشاهده نمي‌شود كه منجر به كسب مدال و تقدير شود. تمام اقدامات انجام شده ناو وينسنس از قبيل: هدايت و برنامه‌ريزي ميداني براي ساير ناوچه‌ها، هدايت و برنامه‌ريزي اسكورت برخي از كشتي‌ها، حضور در رزمايش‌هاي دريايي و... از وظايف اوليه هرناوي در حد و اندازه ناو وينسنس محسوب مي‌شود. فقط يك نكته باقي مي‌ماند.

ناو وينسنس در اجراي مأموريت انهدام هواپيماي مسافربري ايراني كه از رده‌هاي بالاتر فرماندهي ارتش آمريكا ابلاغ شده بود، موفق ظاهر شد. با بررسي مسائل رخ داده در آن سال‌ها متوجه مي‌شويم كه آمريكا از حمايت پنهان رژيم بعثي فراتر رفته و به جنگ "رودررو " با ايران وارد شده بود. اعزام 30 ناو جنگي آمريكا به منطقه خليج فارس و درياي عمان، حمله به كشتي "ايران اجر " (IRAN AJR)، حمله به سكوهاي نفتي رسالت، رشادت در تاريخ 27 مهر سال 1366، سكوهاي نفتي نصر، سلمان و مبارك در 29 فروردين سال 1367، درگيري با ناوها و حتي قايق‌هاي توپدار ايراني و... كه اكثرموارد نامبرده شده در آب‌هاي سرزميني ايران صورت مي‌گرفت، نشانه‌هاي آشكار حمايت آمريكا از عراق و قرار گرفتن رودرروي ايران بود. اما براي اينكه افكار عمومي دنيا از اين جنايت آمريكا، بيش از پيش تحت تأثير قرار نگيرد، آمريكايي‌ها ادعّا كردند كه ناو وينسنس يك فروند هواپيماي اف14 ايراني را ساقط نمود! ادعايي كه كذب آن در عرض 24 ساعت براي جهانيان ثابت شد و شرمساري ابدي را نثار آمريكايي‌ها كرد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8904130464

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

[align=justify]خبرگزاري فارس: ناو وينسنس علاوه بر در اختيار داشتن رادارهاي مختلف، از وجود سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي ايجس (AEGIS) و استاندارد (STANDARD) كه از پيشرفته‌ترين سامانه‌هاي پدافند هوايي موشكي درياپايه آن زمان محسوب مي‌شد، بهره مي‌برد.

يكشنبه دوازدهم تير ماه 1367، مصادف با سوم ژوئيه 1988،جهان شاهد جنايتي باور نكردني از سوي آمريكا بود كه تاكنون آمريكايي‌ها را شرمسار افكار عمومي كرده است. هدف قرار دادن هواپيماي مسافربري ايراني كه 66كودك درآن حضور داشتند، توسط ناو جنگي "وينسنس " آمريكا و به وسيله موشك‌هاي پيشرفته استاندارد "SM2 " آن‌قدر تنفّرآميز بود كه در بيشتر مطالب منتشر شده در اين خصوص به ابعاد عاطفي ماجرا پرداخته شده و در تعداد كمي از مطالب و مقالات نيز به ابعاد فني ماجرا اشاره شده است، اما از اصل مطلب كه عملكرد ناو وينسنس در بخش پدافند هوايي مي‌باشد، غفلت شده است. اين مقاله با بررسي سامانه‌هاي پدافند هوايي ناو وينسنس و عملكرد پدافند هوايي ناو يادشده، سعي در بررسي دقيق‌تر ماجرا و نشان دادن عمق جنايت دارد.

تجسس، كشف، شناسايي، رهگيري و انهدام، وظايف "پايه " و اصلي هر مجموعه پدافند هوايي را تشكيل مي‌دهند. گاه وظايف فوق به صورت مجزّا و توسط دستگاه‌هاي مختلف كه روي هم سوار شده‌اند، انجام مي‌شود و گاه، همه وظايف در غالب يك سامانه پدافند هوايي انجام مي‌گيرد؛ يعني ابتدا هواگرد توسط رادار تجسس مورد اكتشاف قرار مي‌گيرد و سپس عمل شناسايي و تفكيك هواگرد از نظر دوست يا دشمن انجام مي‌شود.

برخي از سامانه‌ها به صورت مستقل و با استفاده از دستگاه " IFF " Identification Friend Or Foe كه تعبير فارسي آن "شناسايي دوست از دشمن " است، اقدام به شناسايي هواگرد مي‌نمايند. برخي از سامانه‌هاي پدافند هوايي نيز اطّلاعات لازم در خصوص دوست يا دشمن بودن هدف را از طريق رادارهاي پيش اخطار (EW) و در مواردي از سُك‌ها (SOK) و حتي سي‌پي‌ها (cp) دريافت مي‌كنند. در خصوص سامانه‌هاي پدافند هوايي دريا پايه نيز استعلام از مركز فرماندهي يا ناو سرفرماندهي، رادارهاي پرنده و حتي رادارهاي موجود در منطقه و استفاده از كتابچه برنامه زمان‌بندي پروازها مي‌تواند در تشخيص درست هدف مؤثر باشد.

در صورتي كه هدف، "ناشناس " تشخيص داده شود، هواپيماهاي شكاري و رهگير با هدفِ مشاهده از نزديك هواگرد و شناسايي و در صورت متخاصم بودن، درگيري با آن به پرواز در مي‌آيند. در واقع هواپيماهاي رهگير و شكاري اوّلين لايه مرسوم در پدافند هوايي محسوب مي‌شوند و موشك‌هاي پدافند هوايي سطح به هوا (زمين پايه ودريا پايه) لايه‌هاي بعدي پدافند هوايي محسوب مي‌شود.

در صورتي كه به هر دليل ، لايه‌هاي فوق موفق به انهدام هدف مهاجم نشوند، لايه‌هاي آخر كه توپ‌هاي ضدهوايي در كنار دوش پرتاب‌ها با كاليبرهاي مختلف مي‌باشند، به دفاع از نقطه يا منطقه آسيب‌پذير مي‌پردازند. اما درخصوص عملكرد ناو وينسنس، ابهاماتي وجود دارد كه به آن پرداخته خواهد شد.

هواپيماي ايرباس A-300-B2-203 ايراني به شماره پرواز 655 و شناسه IR655 به خلباني كاپيتان "محسن رضاييان " 38 ساله، به مقصد دبي با 290 مسافر كه 39 مسافر غير ايراني و 66 كودك را نيز دربر مي‌گرفت به پرواز درآمد. در آن ايّام، هر هفته دو پرواز از تهران به مقصد دوبي از سوي شركت "ايران اير " انجام مي‌شد. مطابق برنامه مدوّن، پروازهاي فوق پس از برخاستن از تهران، جهت سوخت‌گيري و دريافت برخي خدمات در فرودگاه بندر عباس به زمين مي‌نشست و پس از انجام موارد فوق به مقصد دوبي پرواز مي‌كرد.

روز يك‌شنبه 12تير ماه 1367، مطابق برنامه قبلي، هواپيماي فوق مرحله اول پرواز -تهران- بندر عباس- را در ساعت 05:10 به وقت يوتي‌سي (UTC)، به پايان رساند. اما مرحله دوم پرواز - بندرعباس- دوبي- به دليل مشكل گمركي يكي از مسافران با 20 دقيقه تأخير انجام شد. مسير پروازي هواپيماي فوق با مشخصات "A5q,A5qw "پيش‌بيني شده بود. كاپيتان محسن رضاييان با 7 هزار ساعت پرواز كه 2 هزار ساعت آن با هواپيماي ايرباس صورت گرفته بود، از باند فرودگاه بندرعباس و در جهت 206 درجه، با هماهنگي برج مراقبت در ساعت 06:47 به وقت يوتي‌سي (UTC) به پرواز در مي‌آيد. پس از تيك آف ( Take Off)،1 كاپيتان رضاييان ضمن تماس با دفتر ايران‌اير در بندرعباس، فركانس 8/131 مگاهرتز اعلام وضعيت مي‌كند. در ساعت 06:49 به وقت يوتي‌سي ( UTC) در تماس با برج مراقبت ارتفاع خود را 3 هزار و 500 پا گزارش مي‌دهد. ضمن اينكه خلبان رضاييان در فركانس 4/133 مگاهرتز ودر ساعت 06:51 به وقت يو‌تي‌سي (UTC) با برج مركزي كنترل تهران( Tehran ACC) تماس برقرار كرده و حضور درارتفاع هفت هزار پايي را اطلاع مي‌دهد.آخرين تماس ثبت شده هواپيماي ايرباس با برج بندرعباس و هفت ثانيه پس از تماس با برج مركزي كنترل تهران، انجام مي‌شود.

انهدام هواپيما نيز در ساعت 06:54 دقيقه به وقت يوتي‌سي (UTC) و در حال صعود از ارتفاع 12 هزار پا به 14 هزار پا انجام شد. اولين اكو (ECHO) يا بليپ (BLIP) هواپيماي مسافربري ايرباس برروي اسكوپ رادار تجسس (SEARCH) در ساعت 10:17 به وقت تهران توسط اپراتور رادار تجسس هوايي ناو وينسنس مشاهده مي‌شود. در حالي كه شناسايي آن هنوز انجام نشده بود. به دليل شرايط خاص منطقه‌اي، اپراتور رادار سرچ (جست‌وجو) بلافاصله افسر مسئول، بخش پدافندهوايي ناو را مطلع مي‌سازد. او نيز كاپيتان راجرز، فرمانده ناو جنگي 2/1 ميليارد دلاري را مطلع مي‌كند. حضور يك فروند اف14 ايراني در منطقه و وحشت آمريكايي‌ها از شرايط خاص حاكم بر منطقه، تصميمات فرمانده راجرز را با بي‌تدبيري همراه مي‌كند.

* شرايط خاص منطقه چيست؟

جنگ ايران و عراق، حضور ده‌ها ناو جنگي آمريكايي در خليج فارس و درياي عمان، درگيري نابرابر قايق‌هاي توپ‌دار سپاه با بالگردهاي آمريكايي و نيز ناوچه اسكورت وينسنس، حضور يك فروند اف14 ايراني در منطقه از جمله مواردي بود كه شرايط را غير عادي به نظر مي‌رساند.

تقابل مابين آمريكا و ايران نيز به مرحله نظامي رسيده بود. حمله به كشتي "ايران اجر "، حمله به سكوهاي نفتي رسالت و رشادت در تاريخ 27 مهر سال 1366، سكوهاي نفتي نصر، سلمان و مبارك، در 29 فروردين سال 1367، درگيري با قايق‌هاي توپ‌دار ايراني و... سرانجام منجر به اين شد كه آمريكايي‌ها در خليج فارس آرامش نداشته باشند؛ ضمن اينكه در همان ايام حوادثي همچون حمله به ناو "استارك " از سوي هواپيماي عراقي ترس شديدي را بر آمريكايي‌ها مستولي ساخته بود. به ويژه اينكه آنها انتظار حمله از سوي دوست خود عراق را نيز نداشتند؛ هرچند كه عراقي‌ها با عذرخواهي و پرداخت غرامت سعي در جبران داشتند، اما مجموع اين حوادث بر آمريكايي‌ها تأثيرگذار بود.

آنها هزاران كيلومتر دورتر از كشور خود و در آب‌هاي سرزميني كشورهاي در حال جنگ، خود را همچون طعمه اي براي طرفين جنگ مي‌دانستند و اين، با برنامه‌ريزي و اهداف سياستمداران آمريكايي تناقض داشت؛ زيرا سياستمداران آمريكايي، سربازان خود را به‌منظور حفظ منافع آمريكا به خليج فارس و درياي عمان فرستاده بودند، ولي نظاميان آمريكايي به فكر جان خود بودند و نه تأمين منافع كشور خود. از اين رو، نظاميان نامبرده شده متأثر از شرايط آن زمان، تصميم‌هاي غيرعقلاني و شتاب‌زده را تجربه مي‌كردند. از جمله تصميم‌هاي غيرمنطقي و شتاب‌زده كه توسط فرمانده راجرز، فرمانده ناو وينسنس اعمال شده بود، تنظيم تمام كانال‌هاي ارتباطي ناو بر روي فركانس‌هاي نظامي از جمله فركانس 243 مگاهرترز بود. در حالي كه ارتباط با هواپيماي مسافربري ايراني از روي يك فركانس غير نظامي ممكن بود.

* آشنايي مختصر در خصوص سامانه‌هاي پدافند هوايي ناو وينسنس

ناو وينسنس علاوه بر در اختيار داشتن رادارهاي مختلف با كاربري‌هاي گوناگون و سامانه‌هاي پدافندهوايي توپخانه‌اي از وجود سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي ايجس (AEGIS) و استاندارد (STANDARD) كه از پيشرفته‌ترين سامانه‌هاي پدافندهوايي موشكي درياپايه آن زمان محسوب مي‌شد، بهره مي‌برد.
سامانه پدافندهوايي ايجس كه سلاحي سطح به هوا و در ياپايه جهت مقابله با موشك‌هاي ضدكشتي و انواع هواگرد مي‌باشد، داراي يك رادار چند منظوره، سامانه‌هاي كنترل سلاح و كنترل آتش، رايانه مخصوص تجزيه و تحليل، سكوي پرتاب موشك، موشك و... مي‌باشد.

موشك RIM2 (استاندارد) كه از هدايت دستوري همراه با امكان ناوبري خودكار و با استفاده از هدايت اينرسي در بخش مياني مسير و هدايت آشيانه يابي در بخش نهايي مسير مي‌باشد، داراي اشتراكاتي در نوع بهره گيري در سامانه پدافندهوايي استاندارد نيز مي‌باشد. در واقع استاندارد تلاشي در جهت نوسازي سامانه پدافندهوايي كشتي‌هاي مجهز به ايجس نيز محسوب مي‌شودكه بعدها به‌صورت كامل جايگزين ايجس مي‌گردد. رادار AN/SPY-1A نيز راداري است كه مراحل كشف وتعقيب هدف را انجام مي‌دهد.

سامانه پدافند هوايي درياپايه استاندارد نيز كه در اكثر فريگيت‌ها و رزمناوهاي غربي از آن استفاده مي‌شود و در دو نوع برد متوسط (داراي موتور سوخت جامد ) و برد افزايش يافته يا بلند (داراي موتور دوتراستي سوخت جامد همراه با بوستر سوخت جامد) شناخته مي‌شود. اين سامانه قابليت هماهنگي عملياتي با سامانه ايجس را دارا مي‌باشد.آن دسته از موشك‌هايي كه قابليت بهتري در هماهنگي با ايجس دارند و با سامانه آدابتور جهت به كارگيري عليه موشك‌هاي كروز ضد كشتي استفاده مي‌شوند، با عنوان "RIM-66C-SM2 " شناخته مي‌شوند. اين موشك‌ها مشابه موشك‌هاي "RIM-66B " مي‌باشند.

موشك‌هاي سري "RIM " عموماً داراي سقف پرواز 20 هزار متر (60 هزار پا)، سرعت حدود دو ماخ الي 5/2 ماخ مي‌باشند. برد (RIM-66B) حدود34 كيلومتر و برد (RIM-67B) حدود 125 كيلومتر است. سرجنگي موشك‌هاي يادشده، عموماً متعارف و حاوي مواد انفجاري شديد همراه با فيوز "ضربتي " يا "مجاورتي " مي‌باشد.

* عملكرد پدافند هوايي ناو وينسنس در مواجه با ايرباس ايراني

فرمانده راجرز پس از اطلاع از مشاهده اكوي هدف برروي اسكوپ رادار سرچ(جست‌وجو) اعلام "آماده‌باش " مي‌كند و به اپراتور ارتباط راديويي ناو دستور مي‌دهد كه به هواپيماي مشاهده شده در رادار، پيغام اخطار مبني بر عدم ورود به حريم ناو داده شود. پيغام‌هاي اخطار شامل: 3 اخطار، در عرض كمتر از پنج دقيقه براي هواپيماي ايرباس فرستاده شده بود. با توجه به عدم پاسخ‌گويي ايرباس ايراني به اخطارهاي ناو و همچنين عدم دريافت پاسخ از سوي IFF (دستگاه شناسايي دوست از دشمن) و همزماني وقايع رخ داده با اين موضوع و شرايط خاص منطقه‌اي سرانجام منجر به اين شد كه سامانه‌هاي پدافند هوايي موشكي ناو وارد عمل شده و دو فروند موشك سطح به هوا به سمت هواپيماي مسافربري شليك كنند.

در اينجا چند سوال مطرح مي‌شود:

1- آيا اقدامات انجام شده از سوي فرمانده راجرز براي شناسايي و تفكيك اهداف و اطمينان از متخاصم بودن هدف كافي بود؟
2-آيا كاپيتان رضاييان، تعمّدي در عدم پاسخ‌گويي به پيام‌هاي ارسالي از سوي ناو وينسنس داشت؟
3-آيا كاركنان پدافند هوايي ناو از طرق ديگر نمي‌توانستند به نوع هواپيما يا هواگرد مشاهده شده در اسكوپ و نوع عمل- خصمانه يا عدم خصمانه- پي ببرند؟
4-آيا تفاوت بين اف14 و هواپيماي مسافربري ايرباس از طريق اطّلاعات دريافتي از رادار سرچ (جست‌وجو) و تراك قابل درك نيست؟
5-آيا اصلاً هواپيماي مسافربري ايراني عمل خصمانه‌اي از خود نشان داده بود؟
6- چرا به استعلام از ناوهاي مستقر در منطقه اهميّت كافي داده نشد وآيا نمي‌شد از هواپيماهاي شكاري و رهگيرآمريكايي مستقر در منطقه جهت شناسايي استفاده كرد ؟

* پاسخ به سؤال‌ها

در بررسي اقدامات انجام شده از ناو وينسنس كوتاهي فرمانده راجرز غير قابل انكار به نظر مي‌رسد كه در عمدي يا سهوي بودن اين كوتاهي مطالبي نوشته خواهد شد.

اولين اقدام مؤثر راجرز كه مي‌توانست از اين جنايت هولناك جلوگيري كند، مراجعه به كتابچه "راهنماي پروازهاي زمان‌بندي شده " كه از سوي "ايكائو " تهيه شده و در اختيار راجرز بود، مي‌باشد. او به كتابچه فوق كه حاوي اطلاعات مفيدي در خصوص پروازها، نوع هواپيماهاي مسافربري ،كريدور پروازي، مبدأ و مقصد، زمان پرواز و... مي‌باشد، مراجعه نكرد؛ چراكه اگر نگاه مختصري نيز به دفترچه يادشده مي‌كرد، متوجه مي‌شد كه درآن زمان مطابق برنامه مندرج در كتابچه فوق پرواز 655 مي‌بايستي با عبور از آسمان خليج فارس انجام مي‌شد. مسئله دوم، موضوع فركانس مورد استفاده در ارسال پيام ناو وينسنس است. همان‌گونه كه اشاره شد، اين فركانس نظامي و غير قابل استفاده براي هواپيماي مسافربري بود. راجرز مي‌توانست ارسال پيام در فركانس‌هاي غير نظامي را نيز بيازمايد.

با توجه به اين مطلب و عدم دريافت پيام‌هاي ارسالي از سوي ناو وينسنس به هواپيماي مسافربري ايرباس، تعمدّي در پاسخ‌گويي از سوي هواپيماي ايراني ايرباس وجود نداشت؛ زيرا ايرباس پيامي از سوي ناو وينسنس دريافت نكرده بود. البته راجرز بي‌تدبيري ديگري نيز از خود نشان داد. او مي‌توانست به استعلام انجام شده با ساير ناوها و كشتي‌هاي حاضر در منطقه توجه بيشتري داشته باشد؛ استعلامي كه در آن ناوهاي "مونتگمري " و "سايدز " هواپيما را با احتمال بالا تجاري اعلام مي‌كنند. يا اينكه با مركز فرماندهي خود و يا ساير ناوهاي حاضر در منطقه مكالمه‌اي داشته باشد. براساس گزارش كميته حقيقت ياب- ايكائو- اپراتورهاي رادار ناو هواپيمابر "فورستال " نيز هواپيماي مزبور را به عنوان يك هواپيماي تجاري شناسايي كرده بودند.

مسئله بعدي، تشخيص نوع هواپيما از اكوي روي اسكوپ (صفحه نشان‌دهنده علائم راداري) مي‌باشد. با بليپ مشاهده شده از هدف، رايانه رادار اطلاعاتي نظير سمت، برد، ارتفاع و سرعت هواگرد را نشان مي‌دهد. (اطلاعات مشاهده شده پس از رديابي يا TRACK دقيق‌تر محاسبه مي‌شود).

بنابراين با توجه به اينكه هواپيماي ايرباس در حال اوج گرفتن بود، هر لحظه ارتفاع نشان داده شده توسط رادار بيش از لحظة قبل مي‌باشد. پس احتمال حمله انتحاري و انجام عمل خصمانه نيز منتفي مي‌شود. ضمن اينكه با مقايسه سرعت هواپيما مي‌توان متوجه غير نظامي بودن هواپيما و تفاوت آن با اف‌14 شد. تفاوت ابعاد اف14 و ايرباس نيز از طريق رادار قابل مشاهده مي‌باشد؛ گفتني است طول اف14، 82 فوت و 8 اينچ و طول ايرباس فوق 177فوت و 5 اينچ مي‌باشد.

ديگر اينكه پس از قفل راداري بر روي هدف (LOCK ON) و انجام عمل رديابي (Track)، صداي خاص ناشي از انعكاس امواج ارسالي ( اثرداپلر يا Doppler effect) مشخص كننده نوع هواگرد مي‌باشد و تفاوت ميان صداي حاصل از امواج برگشتي از بالگرد، هواپيماي ملخ‌دار، موشك، هواپيماي مسافربري توربوجت، هواپيماي جنگي و... هر كدام به تفكيك، قابل تشخيص توسط اپراتور رادار رديابي (Track) مي‌باشد. نكته مهم‌تر اينكه مدت‌ها بعد از اين فاجعه روزنامه نيويورك تايمز فاش كرد كه ناو وينسنس و هواپيماي مسافربري ايرباس هر دو در آب‌هاي فلات قاره ايران و آب‌هاي سرزميني ايران به سر مي‌بردند. با توجه به اينكه كاپيتان رضاييان يقيناً ازحضور در آسمان ايران مطّلع بود، انتظار دريافت اخطار و حتي مورد هدف قرار گرفتن بر فراز درياي خودي (Territorial sea ) را نداشت.

* ساير امكانات راداري ناو وينسنس

سامانه‌هاي راداري (SPYA)، رادار شناسايي دشمن (SLQ-32 )، مركز راداري تحليل و شناسايي دشمن و هدف‌نما (IR GMT)، دستگاه كامل شناسايي دوست از دشمن (IFF)، دستگاه شناسايي و تفكيك امواج مختلف دريافتي (از نظر طول موج ،نوع دستگاه فرستنده و...)، دستگاه‌هاي مخصوص شنود مكالمات راديويي و... از ديگر امكانات راداري ناو جنگي وينسنس به شمار مي‌رفت. در خوشبينانه‌ترين حالت بايد بگوييم كه فرمانده راجرز نتوانست از آنها به خوبي بهره ببرد و يا با بي‌تدبيري و ضعف آموزش خود منجر به بروز فاجعه‌اي بزرگ شد. اما اگر چنين مسئله‌اي صحيح باشد و راجرز با بي‌تدبيري در اين رخداد ظاهر شده باشد، اين سؤال مطرح مي‌شود كه: "اگر اين حادثه بر اثر بي‌تدبيري فرمانده راجرز و عدم تشخيص نوع هواپيما رخ داد، پس چرا راجرز پس از پايان مأموريت به دريافت مدال نائل شد؟! "

دريافت اين مدال فقط با يك دليل توجيه پذيراست. فرمانده راجرز در مأموريت محوله موفق ظاهر شد و به‌دليل موفقيت در مأموريت يادشده مورد تقدير قرار گرفت. مأموريت محوّله راجرز چه بوده كه او از پس آن با موفقيت بر مي‌آيد؟

در بررسي عملكرد ناو وينسنس هيچ نكته غير عادي و خارق‌العاده صرف‌نظر از يك مورد مشاهده نمي‌شود كه منجر به كسب مدال و تقدير شود. تمام اقدامات انجام شده ناو وينسنس از قبيل: هدايت و برنامه‌ريزي ميداني براي ساير ناوچه‌ها، هدايت و برنامه‌ريزي اسكورت برخي از كشتي‌ها، حضور در رزمايش‌هاي دريايي و... از وظايف اوليه هرناوي در حد و اندازه ناو وينسنس محسوب مي‌شود. فقط يك نكته باقي مي‌ماند.

ناو وينسنس در اجراي مأموريت انهدام هواپيماي مسافربري ايراني كه از رده‌هاي بالاتر فرماندهي ارتش آمريكا ابلاغ شده بود، موفق ظاهر شد. با بررسي مسائل رخ داده در آن سال‌ها متوجه مي‌شويم كه آمريكا از حمايت پنهان رژيم بعثي فراتر رفته و به جنگ "رودررو " با ايران وارد شده بود. اعزام 30 ناو جنگي آمريكا به منطقه خليج فارس و درياي عمان، حمله به كشتي "ايران اجر " (IRAN AJR)، حمله به سكوهاي نفتي رسالت، رشادت در تاريخ 27 مهر سال 1366، سكوهاي نفتي نصر، سلمان و مبارك در 29 فروردين سال 1367، درگيري با ناوها و حتي قايق‌هاي توپدار ايراني و... كه اكثرموارد نامبرده شده در آب‌هاي سرزميني ايران صورت مي‌گرفت، نشانه‌هاي آشكار حمايت آمريكا از عراق و قرار گرفتن رودرروي ايران بود. اما براي اينكه افكار عمومي دنيا از اين جنايت آمريكا، بيش از پيش تحت تأثير قرار نگيرد، آمريكايي‌ها ادعّا كردند كه ناو وينسنس يك فروند هواپيماي اف14 ايراني را ساقط نمود! ادعايي كه كذب آن در عرض 24 ساعت براي جهانيان ثابت شد و شرمساري ابدي را نثار آمريكايي‌ها كرد.

....................................................................
1- كنده شدن و برخاستن هواپيما از زمين.
2- ظاهر شدن انرژي بازتاب شده از هدف بر صفحه رادار كه BLIP هم ناميده مي‌شود.
منابع و ماخذ:
* فرهنگ نوين صنايع هوايي، علي محمد خان محمدي هزاوه، نشر سازمان صنايع هوايي نيروهاي مسلح، چاپ اول، تهران، 1378.
* راكت و موشك‌هاي استرانژيك (جلد ششم)، يعقوب اصلاني، نشر سازمان عقيدتي سياسي ارتش، چاپ اول- تهران- 1380.
* صد جنگ بزرگ تاريخ، علي غفوري، نشر هيرمند- چاپ دوم- تهران- 1386.
* راكت و موشك‌هاي استراتژيك، جلد هفتم، يعقوب اصلاني، نشر سازمان عقيدتي سياسي ارتش، چاپ اول، تهران: 1381.
* WWW.JANES.COM
* WWW.SAJED.IR
* نشريات صنايع هوايي، صف، صنايع هوا و فضا و....

* نويسنده: ستوان‌يكم رضا جهان‌فر

لينك خبر : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8904130464[/align]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[b]با سلام.
ناو وينسنس آمريكايي به راحتي هواپيماي ايراني مسافري را زد! مثل آب خوردن! خدايي ببينين ما به كجا رسيديم كه دلمان ميخواهد فرياد بزنيم مرگ بر آمريكا!!!!
1- دلمان ميخواهد!
2- يعني حتي نمي توانيم!؟
3- جايي براي گفتن داريم؟
4- آيا به ما چپ چپ يا به چشم امل نگاه نميكنند؟
5-... اين هم بزودي فراموش مي شود!
6- فردا ها ميگويند در فلان سال فلان دولت 4 ميليون براي پاسداشت مراسم و گلريزان روي آب و .. خرج كرد!!!
7- اصلا هواپيما چرا رفت توي تيررس ناو؟
8-اصلا چرا فقط به ناخدا مدال دادند؟ مگر خدمه بيكار بودن؟ اقا چرا عدالت انجام نمي شه پس؟؟؟ :lol:
===============================================
امام پس از اين حادثه وقتي از ايشون براي راه حل پرسيدن گفتن: اگر من بودم ميزدم!!! شما خود دانيد!!!
ما نزديم!!!! شايد پدافند مان اينطور ايجاب ميكرد!!!!
حالا خليج فارس جولانگاه ناوها و ناوچه ها و .. آمريكاس!!!!
شايدم خوب شد كه نزديم!!! شايد دودستي امام رو تحويل امريكا و موساد ميداديم!!! icon_cheesygrin [/b]
===============================================
[b]جز عصبانيت كاري ديگر از دست ما برنمي اد! بعدشم فراموشي و فراموشي و ..!
اميد به انتقام! دقيقا با چي ميخواهيم انتقام بگيريم؟ ماهم مقابله به مثل ميكنيم؟ هواپيماي مسافري امريكايي ميزنيم؟ :lol:
فعلا كه همه آقايون و آقازاده ها دارند دسته دسته پناهنده ميشن همون آمريكا و انگليس!!!!
جنگ رواني چه پاسخي مي تواند داشته باشد آنهم بعد از نمي تونم حتي بگم چند سال!!!؟؟؟ :lol:
پس تا اون موقع ما هم همچنان با جناب hosseingmn همصدا ميشويم و دلمان ميخواهد كه فريادمان را بزنيم و بگوييم
[color=red]مرگ بر آمريكا!!!![/color]
اما ميترسيم كسي صداي ما را نشنود !!! يكبار سعي مان را كرديم، آخر ديگران مدام در فكر كشتار روسيه، چين و غزه بودند!!!! ما پرچم ايرانمان را بدست داشتيم كه آن را هم برايمان جلوي چشممان شكستند!!!
ولي باز دلمان ميخواهد همچنان بگويد
[color=red]مرگ بر آمريكا![/color][/b]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[b]فریاد زدیم
فریاد می زنیم
و فریاد خواهیم زد
و فریاد مظلوم بالاخره ظالم و ظلم را در هم می پیچید.

نقل فریاد نبود.
بلکه هدف یادآوری جنایات آمریکای خبث است.
وگرنه امریکا چنان سیلی از ملت ما خورده و خواهد خورد که برقش چشم فلک را کور کند.
با کمی تامل صدای در هم شکستن استخوان های پوسیده نظام سرمایه داری شنیده می شود.
اندکی صبر سحر نزدیک است.[/b]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
سلام

همین یه نمونه که حتی آمریکایی ها حاضر به عذرخواهی هم نشدن برای دشمنی هر ایرانی وطن پرستی کفایت می کنه ولی بعضی ها از توی خاک آمریکا و با پول همین دولت فریاد وطن پرسیتشون و ایران ، ایران گفتنشون جهان رو پر کرده

مهم نیست که بهشون مدال دادن یا نه چون یه حرفی هست که می گه « خدایی هم هست »

واقعا این آمریکایی ها حتی اون کاپیتانشون که به اصطلاح منتقد بود ( کاپیتان دیوید کارلسون ) هم تنها می خواست خودشون رو بی گناه جلوه بدن

این فواره ی آمریکا زیادی رفته بالا ،، اینها هم مثل مغول ها بدجوری می خورن زمین و تنها یه اسم و خاطرات بد ازشون باقی می مونه

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[b]باسلام.
از قديم گفتن مثل درخت باش!!! چون هرچي بالاتر ميره سر به زير تر ميشه!!! نه مثل آبشار كه در اوج سقوط ميكنه!!!
اما يه اصل هم هست كه ميگه:
وقتي همه در يك سطح هستند يا تقريبا مساويند، چه طور بايد بالا رفت؟
1- تلاش، پيشرفت و سخت كوشي همراه با قناعت و تعهد!
2- ....سوخته بازي! روش:
اينقدر محيط را به لجن بكشي تا بقيه توش فرو برن پايين!!!!
كافيه شما خودتو به شاخه محكمي گره بزني و سرجات بموني!
اينطوري شما از همه بالاتري!!!! دقيقا تو همون لجن!!!! كه پاي خودتم گيره!!! ديگه هم لازم نيست به خودت فشار بياري و شاخه هاي درخت رو بگيري و دستات زخمي بشه و خودتو بالا بكشي!!!!
شما كدوم راه رو انتخاب ميكني؟[/b]
:evil:
[b]تازه شما اين قدرت رو داري كه هروقت خواستي از ديگري مالي يا سواري چيزي بگيري...، يه برگ از اون شاخه رو بزار جلوش!!! اون واسه 5 دقيقه كه اون برگ به درخته وصله به شاخه و اونو كمي راحت بالا مياره، سواريشو ميده و بعد از مدتي با كنده شدن برگ ميره پايين و گدايي براي داشتن برگ بعدي!!![/b]

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط alavi373
      بسم الله الرحمن الرحیم
      ==========
      تاپیک منفک شده از مطالب اخبار دفاعی
      1399/11/6
       
       
       
      خصوصیات موشک‌های حاج قاسم
      جانشین وزیر دفاع: 
      موشک حاج قاسم دارای برد ۱۴۰۰ کیلومتر و مایل پرتاب و کاملا تاکتیکی است. 
      موشک‌ شهید حاج قاسم قابل رهگیری توسط سامانه‌های پدافندی نیست.
      موشک کروز دریایی برد بلند شهید ابومهدی در ارتفاع چند متری پرواز می‌کند و از موتور هوا تنفسی بهره می‌برد.
      http://s10.picofile.com/file/8406222084/قااااااااااااااسم.mp4.html
       
       

       
    • توسط zax_01001
      معاون وظیفه عمومی فرماندهی انتظامی استان خراسان رضوی گفت: متقاضیان اخذ امریه باید دو ماه قبل از تاریخ اعزام به سازمان یا ارگان موردنظر مراجعه کنند.
      به گزارش ایسنا «سرهنگ امان الله تفضلی» گفت: تمامی کسانی که خواهان انجام خدمت در ارگان ها و یا نهادهای دولتی هستند، پس از انجام کارهای اولیه و تکمیل و ارائه دفترچه های اعزام به مراکز پلیس+10 پس از مشخص شدن تاریخ اعزام، دوماه قبل از اعزام با مراجعه به این ارگان ها چنانچه شرایط امریه شدن را دارا باشند، این ارگان ها آنان را جذب خواهند کرد.
      وی با بیان اینکه افراد دارای کف پای صاف نیز نیاز به گذراندن خدمت سربازی ندارند، به وجود پاهای پرانتزی اشاره کرد و اضافه کرد: در این خصوص نیز اگر بین دو پای افراد بیش از 10 سانتی متر باشد و پزشکان نیز این موضوع را تایید کنند، فرد موردنظر از خدمت وظیفه عمومی معاف خواهد بود.سرهنگ تفضلی تاکید کرد: برای بقیه موارد و بیماری ها نیز اگر شرایط فرد پس از بررسی های لازم به گونه ای باشد که گذراندن دوران خدمت در افزایش و یا شدت بیماری فرد تاثیر داشته باشد، معافیت شامل حال آن ها می شود.معاون وظیفه عمومی پلیس خراسان رضوی با بیان اینکه برای حمایت از معلولان نیز تمهیداتی برای معافیت فرزندان این افراد در نظر گرفته شده است، خاطر نشان کرد: اگر در خانواده ای پدر یا مادری دارای معلولیت و تحت پوشش سازمان بهزیستی باشد یک پسر بالای 18 سال آن ها نیز نیاز به انجام خدمت سربازی نخواهد داشت.وی با اشاره به اینکه طبق ماده 44 قانون وظیفه عمومی بند الف چنانچه سن پدری زیر 59 سال باشد ولی به علت بیماری نتواند از خود مراقبت و نگهداری کند نیز یک فرزند پسر آن ها از خدمت معاف خواهد شد، ادامه داد: در این خصوص نیز پس از بررسی لازم در کمیسیون پزشکی سازمان وظیفه عمومی، این ادعا برای اخذ موافقت نهایی به هیات اصلی سازمان نظام وظیفه ارجاع داده می شود و در صورت تایید ناتوانایی پدر و نیز از کار افتادگی وی، اقدام های لازم برای معافیت یک فرزند وی انجام خواهد شد.سرهنگ تفضلی درباره افرادی که دارای سابقه حضور و فعالیت مفید در بسیج هستند نیز با بیان اینکه افراد مذکور می توانند در نیروی سپاه خدمت کنند، گفت: این افراد نیز دو ماه قبل از اعزام به مراکز گزینش سپاه و یا نیروی مقاومت مراجعه کنند تا در صورت امکان در این نهاد خدمت کنند.وی اظهار داشت: طبق قانون فقط برای خدمت در ارگان های سپاه این امکان وجود دارد و برای انجام خدمت در ارتش و یا نیروی انتظامی توسط معاونت وظیفه عمومی تصمیم گیری خواهد شد.تفضلی در ادامه با تاکید بر اینکه از زمان کاهش مدت خدمت سربازی به 18 ماه با افزایش چشمگیر معرفی و درخواست مشمولان برای اعزام به خدمت روبه رو شده ایم، افزود: بسیاری از جوانان متوجه شده اند که طبق ماده 10 قانون وظیفه عمومی افراد فراری و غایب از خدمت، از حقوق اجتماعی مانند دریافت پاسپورت، گواهینامه، تحصیل، استخدام در مراکز دولتی و غیردولتی محروم می شوند و لذا برای انجام خدمت وظیفه عمومی مراجعه می کنند.
      منبعhttp://www.ro-defa.ir
    • توسط babak1985
      نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، از سال 1991 به بعد، تعداد 18 فروند میگ MiG-29A و 7 فروند گونه دوسرنشینه میگ MiG-29UB را تحویل گرفته است. این هواپیماها پس از قراردادی که در ژوئن 1990 بین دولت ایران و روسیه به امضا رسید، تحویل نیروی هوایی ایران داده شد. میگ MiG-29 نخستین و تنها جنگنده رهگیری است که پس از جنگ ایران و عراق خریداری شد و براساس برنامه قرار بود که به‌عنوان جایگزین برای F-14 تامکت‌های از دست رفته درطی جنگ و زمین‌گیر شده به‌علت در دسترس نبودن قطعات یدکی، وارد خدمت شوند. این قرارداد به‌عنوان بخشی از برنامه بزرگ نیروی هوایی برای بازسازی قدرت جنگنده‌های نیرو، پس از جنگ، در زمان فرماندهی سرتیپ «منصور ستاری» بر نیروی هوایی بسته شد و اجرایی گردید. دراصل و براساس همان برنامه بزرگ، قرار بود 48 فروند فالکروم برای ایجاد پوشش دفاع هوایی شهرهای بزرگ «تهران»، «شیراز» و «تبریز» وارد کشور شوند اما این روند به‌علت کمبود بودجه ایران، با تحویل همان ارقامی که در ابتدا ذکر شد به پایان رسید.

      میگ MiG-29 پس از ورود به ایران، لباس دو گردان شکاری تاکتیکی و گردان 11 شکاری تاکتیکی در پایگاه یکم شکاری تهران و گردان 23 شکاری تاکتیکی در پایگاه دوم شکاری تبریز وارد خدمت شدند. براساس مفاد قرارداد، تعداد 400 نفر از مستشاران، متخصصان فنی و معلم روس وارد ایران شدند تا عملیات جنگنده‌های میگ MiG-29 را درطی 7 سال پشتیبانی کنند. برهمین اساس، روس‌ها متعهد گردیدند که نیروی هوایی ایران را برای کاربری فالکروم درطی 25 سال یا 25 هزار ساعت پرواز، از لحاظ قطعات یدکی و کمک‌های فنی، پشتیبانی کنند.

      هواپیماهای میگ MiG-29 تحویل داده شده به ایران درواقع هواپیماهای کارکرده نیروی هوایی روسیه بودند که تقریبا نیمی از آنها به آخرین ساعات پروازی تعیین شده توسط شرکت سازنده رسیده بودند. با اتمام این ساعت پرواز، براساس تخمین منابع نظامی، حداقل 2 فروند میگ MiG-29A و 4 فروند میگ MiG-29UB به‌علت به پایان رسیدن زندگی عملیاتی‌شان، زمین‌گیر شده و وارد انبارها گردیدند. در ادامه، شرکت سازنده روس موفق نشد که دستورالعمل‌های فنی را برای افزایش ساعت و سیکل پروازی میگ MiG-29 به ایران و نیروی هوایی ارتش تحویل دهد. درنتیجه نبود این دستورالعمل‌ها، متخصصان فنی نیروی هوایی نتوانستند در زمان استاندارد و با طی ساعت کار فنی تعیین شده، کار تعمیرات اساسی و بهسازی فالکروم‌های مزبور را به پایان برسانند و درنتیجه، این فرایند مقداری به درازا کشید.

      فرماندهان نیروی هوایی که برای راه‌اندازی فالکروم‌های زمین‌گیر شده خود، وجود دستورالعمل‌ها را ضروری و اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند، تلاش خود را برای به‌دست آوردن این کتاب‌ها از تمام منابع موجود و در دسترس در سراسر دنیا به‌کار بستند.

      با این‌حال از اواسط دهه 90 تاکنون، ایران توانسته است بدون کمک مستشاران روس و با تکیه بر توان داخل کشور و متخصصان زبده در درون نیروی هوایی، چک‌های دوره‌ای و سبک این جنگنده را انجام دهد. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در راستای تجهیز و تکمیل وسایل زمینی ناوگان فالکروم‌های خود، با توجه به عدم توانایی روس‌ها در تامین این تجهیزات، دست به خرید آن از دیگر کشورهای صاحب میگ MiG-29 زدند.



      همزمان کوشش‌هایی برای بهسازی و ارتقای قابلیت‌های فالکروم در نیروی هوایی ایران به جریان افتاد. یکی از این بهسازی‌ها، تجهیز میگ MiG-29 به لوله سوخت‌گیری هوا به هوا بود که در افزایش برد عملیاتی این جنگنده تاثیر به‌سزایی داشت. وجود لوله سوخت‌گیری هوایی، درحالی که هواپیما به مخازن سوخت خارجی مجهز نیست و متکی به مخازن سوخت داخلی است از تاثیر عملیاتی پایینی برخوردار است. پس می‌بایست بر روی میگ MiG-29های ایرانی که توانایی حمل مخازن سوخت خارجی نداشتند، این قابلیت ایجاد می‌شد. با توجه به این‌که تصمیم فرماندهان نیروی هوایی ایران بر افزودن مخازن سوخت خارجی به جنگنده، این توان صنعتی در داخل ایران موجود نبود، کشور بلاروس به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کاربران میگ MiG-29، مورد توجه قرار گرفت و پس از مذاکرات انجام شده بین مسوولان ذی‌ربط دو کشور و دو نیروی هوایی، تعدادی مخازن سوخت خارجی 1520 لیتری که در قسمت مرکزی زیر بدنه نصب می‌شد، از بلاروس خریداری گردید.

      همان‌طور که قبلا ذکر شد، طبق دستورالعمل‌های این جنگنده، با به پایان رسیدن عمر هواپیماهای میگ MiG-29 ایرانی، برخی از این هواپیماها از فهرست جنگنده‌های عملیاتی خارج شده و به درون انبارها هدایت شدند. نخستین گونه فالکروم که از رده پروازی خارج شد، یک فروند میگ MiG-29UB متعلق به گردان 23 شکاری بود که در سال 2006 سیکل پروازی خود را به پایان رساند. در ادامه، یک فروند UB دیگر، به‌همراه یک فروند میگ MiG-29A از همان گردان در سال 2007 به رده هواپیماهای بازنشسته پیوست. در تابستان سال 2008، یک فروند گونه UB از گردان 11 شکاری در مهرآباد با رسیدن زمان انجام تعمیرات اساسی، از فهرست هواپیماهای عملیاتی خارج شد تا در ادامه، در بهار 2009 هم یک فروند دیگر از هواپیماهای آموزشی میگ MiG-29UB به وی بپیوندد.

      با زمین‌گیر و غیرعملیاتی شدن این تعداد فالکروم بود که نیروی هوایی به فکر آغاز برنامه سنگین تعمیرات اساسی میگ MiG-29 به‌صورت بومی افتاد. درنتیجه این تصمیم فرماندهان نیروی هوایی، تاسیسات تعمیر و نگهداری میگ MiG-29 در تهران و تبریز با همکاری نزدیک با شرکت «صنایع هواپیمایی ایران» (IACI) بهسازی، انجام تعمیرات اساسی و بازگردان به رده پروازی هواپیماهای زمین‌گیر را به‌عهده گرفتند.



      «ولادیمیر پوتین» که در اکتبر 2007 و با هدف انجام مذاکره با دولت ایران برسر مسایل حقوقی دریای خزر وارد تهران شد، درکنار چانه زدن‌های سیاسی و دیپلماتیک، یک قرارداد به ارزش 150 میلیون دلار که به موجب آن، می‌بایست 50 دستگاه موتور توربوفن RD-33 ساخته شده توسط شرکت «ماشین‌سازی چرنشیف مسکو» تحویل نیروی هوایی ایران داده می‌شد. ایران در مذاکرات برای خرید این تعداد موتور، به طرف روس توضیح داد که این موتورها را برای پروژه داخلی توسعه و ساخت جنگنده «آذرخش» نیاز دارد. ولی گمان می‌رود که ایران از موتورهای خریداری شده برای راه‌اندازی هواپیماهایی که ساعت پرواز موتورشان به پایان رسیده و زمین‌گیر شده‌اند، بهره‌برداری نموده است. تحویل این موتورها از سال 2008 آغاز شده است.

      آغاز برنامه

      با در دستور کار قرار گرفتن کار بهسازی و تعمیرات اساسی در برنامه جاری مرکز تعمیر و نگهداری میگ MiG-29 در تهران، این مرکز درخواست ارسال یک فروند میگ MiG-29UB غیرپروازی گردان 23 شکاری که مدت‌ها بود در انبار قرار داده شده بود را به تبریز ارسال کرد و مسوولیت انجام تعمیرات اساسی آن را به‌عهده گرفت. با ورود میگ مزبور به تهران، کار بر روی آن به‌همراه آغاز برنامه راه‌اندازی دو فروند میگ MiG-29A وارد مرحله اجرایی شد.

      دو فروند میگ MiG-29A درحالی به مرکز تعمیرات فالکروم تهران تحویل داده شدند که در شرایط فنی بسیار بدی به‌سر می‌بردند. با این‌حال، تلاش برای بازگرداندن این هواپیماها به شرایط پروازی آغاز گشت. با اتمام عملیات تعمیر و نگهداری مرکز تهران و تکمیل برنامه بهسازی بر روی یک فروند فالکروم گونه A، خلبان آزمایشگر در سپتامبر 2008 هواپیما را از مرکز مزبور تحویل گرفت و «پرواز عملکردی» (FCF) 30 دقیقه‌ای میگ MiG-29 مزبور را با موفقیت به پایان رساند.

      فالکروم دیگر از مرکز مزبور در تهران بیرون آمد و در بهار 2010 به خدمت در نیروی هوایی بازگشت. هم‌زمان، مرکز تعمیر و نگهداری فالکروم در تبریز نیز خبر اتمام انجام تعمیرات اساسی بر روی یک فروند میگ MiG-29UB را به اطلاع فرماندهان نیروی هوایی رساند. تبریزی‌ها در این میان فعال‌تر ظاهر شده و دومین فالکروم تعمیر اساسی شده را نیز در ژوئن 2010 وارد خط پرواز کردند. این هواپیما در سال 2001 صدمات عمده دیده بود و به‌علت نبود قطعات یدکی، به‌مدت بیش از 8 سال از پرواز دور مانده بود.



      هم‌اکنون نیز شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها)، با همکاری مراکز فنی نیروی هوایی در تبریز و تهران، بهسازی، ارتقا و تعمیراساسی فالکروم‌های ایرانی را ادامه می‌دهد. گزارش‌های تاییدنشده‌ای از کمک روس‌ها به شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها) در مهرآباد برای انجام تعمیرات اساسی میگ MiG-29 وجود دارد. با وجود کمبود قطعات یدکی، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از سال 2008 تاکنون موفق شده است تعداد 5 فروند فالکروم را از انبارها بیرون کشیده و روانه خط پرواز کند. براساس برنامه‌ای بلندمدت، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران تصمیم دارد هواپیماهای زمین‌گیر موجود را تنها با تکیه بر توان فنی متخصصان نیروی هوایی و شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها)، به شرایط پروازی بازگرداند.

      منبع: ganjejang.com (به نقل از ماهنامه Air Force Monthly شماره 269)
    • توسط Commandant
      یکی از زمینه هایی که علاقه مندان به دنیای نظامی گری و تسلیحات به آن توجه می کنند ، سلاح های تخریب انبوه یا همان سلاح های کشتار جمعیست. از آن جایی که به کار گیری این سلاح ها در دکترین ارتش های کشورهای مختلف جزء آخرین حلقه های دفاعی – تهاجمی محسوب می شود و امروزه بیشتر جنبه ی بازدارندگی دارد ، تدابیر امنیتی شدیدی برای به کار گیری این تسلیحات اندیشه شده است. چرا که به کار گیری اشتباه ممکن است جنگی به راه بیاندازد که حتی باعث نابودی تمدن بشری شود.
       
       
      یکی از بزرگ ترین و پیشرفته ترین زرادخانه های اتمی دنیا در اختیار ایالات متحده ی امریکاست. در این مقاله سعی می کنیم تا به سلسله مراتب به کار گیری این تسلیحات در امریکا بپردازیم.
       
      فوتبال
       
      حتما ماجرای کیف دستی ای که همیشه همراه رئیس جمهور است و تنها از طریق این کیف است که به کار گیری یک سلاح اتمی تایید می شود را شنیده اید. این کیف "فوتبال" نام دارد! جرقه ی ایجاد فوتبال به ماجرای بحران موشکی کوبا برمی گردد. رئیس جمهور جان اف. کندی نگران بود که شاید یک فرمانده ی جسور زیردریایی اتمی شوروی بدون تایید مسکو اقدام به شلیک موشک اتمی به خاک امریکا کند شاید هم یک فرمانده ی خودی به شوروی. بعد از ختم بحران موشکی کوبا ، رئیس جمهور کندی دستور داد تا یک بازبینی کلی در سیستم فرماندهی و کنترل تسلیحات اتمی ایالات متحده صورت بگیرد. ماحصل این بازبینی یک سیستم فوق محرمانه ی امنیتی به نام "فوتبال" بود. (حتی نام این سیستم هم محرمانه است و فوتبال لقبیست که عوام به آن داده اند). اسم فوتبال از آن جایی انتخاب شد که ماهیت این کیف درست مانند یک شوت سرضرب (Dropkick) در فوتبال است.
       
       

       
       
      سر دفتر سابق اتاق نظامی کاخ سپید ، بیل گالی ، در شرح فوتبال می نویسد:
       
      " در فوتبال 4 چیز وجود دارد. "کتاب سیاه" که شامل اهداف احتمالی حمله ی اتمیست ، یک کتاب که شامل مکان های سیلوهای محرمانه است، یک جزوه با 8 تا 10 برگ که برگه ها بهم منگنه شده اند و شرح راهنمای سیستم اضطراری هشدار است و یک کارت 3 در 5 اینچی که تمامی کد های تصدیق حمله در آن موجود است. کتاب سیاه 9 در 12 اینچ است و 75 برگ دارد که نوشته های آن برنگ سیاه و قرمز چاپ شده اند. کتاب سیلوهای محرمانه هم در همین اندازه بود و در آن اطلاعاتی وجود دارد که سایت های امن در سراسر کشور را معرفی می کند ، مکان هایی که رئیس جمهور در زمان های بحرانی باید به آن ها برود."
       
      یانکی سفید (Yankee White)
       
      وظیفه ی حمل فوتبال بر عهده ی یانکی سفید است. کسانی که در ارتش امریکا خدمت می کنند ، همگی توسط سازمان امنیت ملی امریکا (NSA) برای بررسی سوء سابقه بررسی می شوند. طبیعیست که هرچقدر شغل یک نظامی مهم تر باشد ، پاک بودن ، وفادار بودن و فرمانبرداری او نیز درجه ی اهمیت بالاتری دارد. شخصی که از شدید ترین بررسی ها در پس زمینه ی خود و خانواده اش سر بلند بیرون می آید "یانکی سفید" لقب می گیرد.
       
      از جمله ملاک های مهم انتخاب یانکی سفید می توان به شهروند امریکایی بودن ، وفاداری بی چون و چرا و عدم تاثیرپذیری و وابستگی فرد ، اطرافیان و خانواده ی وی به کشورهای خارجی اشاره کرد.
       
      یانکی سفید توسط زنجیری که به مچش متصل است ، به طور فیزیکی به فوتبال متصل است و وظیفه ی او آماده ی استفاده نگه داشتن فوتبال در تمامی زمان هاست. یانکی سفید حامل فوتبال باید همیشه در نزدیکی رئیس جمهور باشد ، اگر رئیس جمهور ایستاده است ، اوهم می ایستد ، همراه با رئیس جمهور راه می رود و با او در تمامی وسایل نقلیه همراه می شود.
       
      شخصی که به عنوان یانکی سفید انتخاب می شود باید از درجه ی O-4 باشد ، یعنی حداقل سرگرد نیروی هوایی ، نیروی زمینی ، تفنگدار دریایی ویا ناوسروان نیروی دریایی یا گارد ساحلی باشد.
       
      گفتنیست که اولین زنی که به این درجه رسید ، ناخدادوم ویوین کری از گارد ساحلی بود. وی برای مدتی فوتبال را برای رئیس جمهور ریگان حمل می کرد.
       

      ویوین کری  
      رئیس جمهور ریگان و کارتر دو شخصی بودند که برگه ی کدهای تاییده را همیشه در لباسی که به تن داشتند حمل می کردند و یک سرهنگ تفنگدار دریایی ، جان کلاین ، فوتبال را برایشان حمل می کرد.
       

      سرهنگ کلاین ، رئیس جمهور ریگان ، بازی گلف
       
      حمل کدهای تایید حمله توسط رئیس جمهور، بعد از حمله ای که به رونالد ریگان انجام شد ممنوع شد ، زمانی که وی را به اتاق اورژانس بردند و لباس هایش را از تنش در آوردند لیست کدها گم شد و بعدا درون یکی از کفش های ریگان پیدا شد و بر سرزبان ها افتاد که ریگان لیست را در جورابش نگه می دارد!
       
          
      سوء قصد به جان ریگان
       
      زمانی که نیکسون رئیس جمهور بود ، در یکی از بازدیدهای رئیس جمهور شوروی لئونید برژنف ، باهم دیگر سوار به اتومبیل لینکلن ریاست جمهوری شدند و به گشت و گذار پرداختند! بعدا مشخص شد که یانکی سفید جا مانده است ! نیکسون 30 دقیقه از فوتبال جدا بود !
       
      جداماندن از فوتبال در زمان فورد ، کارتر ، بوش پسر و کلینتون هم اتفاق افتاده است!
       
      کدهای طلایی
       
      کدهای تایید پرتاب سلاح های اتمی ، کدهای طلایی نام دارند. این کدها به طور روزانه توسط آژانس امنیت ملی صادر شده و به کاخ سپید ، پنتاگون ، هواپیمای تاکامو (Take Charge and Move Out) و مراکز استراتژیک فرماندهی فرستاده می شود. به منظور امنیت بالاتر ، همراه با کدهای اصلی کدهای دیگری هم بر روی لیست و بینابین کدهای اصلی چاپ می شوند که هیچ معنی ای ندارند. رئیس جمهور هر روز صبح باید این لیست را مرور کند و به خاطر بسپارد که کدامین یک از کد ها صحیح هستند.
       
        
      تاکاموی فعلی و پیشین ، تاکامو هواپیماییست که در صورت وقوع حمله ی اتمی به خاک ایالات متحده ، وظیفه ی رساندن رئیس جمهور و سایرمسئولین نظام را به سرپناه امن بر عهده دارد
       
      زنجیره ی عمل
       
      اگررئیس جمهور یا شخص دیگری که در آن لحظه فرماندهی را بر عهده دارد ، تصمیم به صادر کردن دستور استفاده از سلاح اتمی بگیرد باید شخص حامل فوتبال را مطلع کرده و با او به محلی خلوت برود. حامل فوتبال کیف را باز خواهد کرد. یک سیگنال فرماندهی توسط فوتبال به ستادمشترک فرستاده می شود. سپس رئیس جمهور به کمک راهنماهایی که توسط یانکی سفید در اختیارش قرار می گیرد  سناریوهای مختلف ممکن برای حمله را مرور می کند و یک برنامه ی پیشنهادی را انتخاب می کند که ممکن است شامل استفاده از یک تک موشک کروز یا یک برنامه ی ترکیبی از پرتاب چندین موشک قاره پیما ، بمب ها و کروزها باشد. این برنامه های حمله به فراخور زمان توسط OPLAN 8010 چیده می شود.
       
      سپس از طریق ابزار ارتباطی محرمانه ای که در کیف موجود است ، یانکی سفید با مرکز فرماندهی ملی نیروهای نظامی تماس می گیرد یا در زمانی که خاک امریکا مورد حمله قرار گرفته باشد با مراکز متعدد هوابرد که در بوئینگ های E-4B و زیر دریایی های اتمی مستقر هستند تماس گرفته می شود.
       

      مراکز استراتژیک هوابرد امریکا ، امریکا 4 فروند از این هواپیما را در خدمت دارد
       
      قبل از این که امکان صادر کردن دستور ممکن شود ، رئیس جمهور باید هویت خود را برای ارتش محرز کند ، این کار توسط قرائت یک کد از روی یک کارت پلاستیکی (به نام بیسکوییت ) انجام می گردد.
       
      در زمانی که رئیس جمهور زنده باشد ، صدور دستور حمله فقط توسط رئیس جمهور ممکن است ولی دستور حمله باید توسط وزیر دفاع تایید شود. پس از طی مراحل بالا و تایید شدن کد ها توسط ارتش دستورها با توجه به برنامه ای که خواستده شده است به واحد های مربوطه داده می شود و یک بار دیگر برای تایید صحت دوباره بررسی می شوند.
       
      تایین هدف استراتژیک
       
      گفته می شود که کتاب سیاه 75 برگ دارد که همگی از مختصات اهداف پر شده اند. اهدافی که در این کتاب لیست شده اند در چهار دسته طبقه بندی می شوند:
       
      - نیروهای هسته ای روسیه (Russian Nuclear Forces)
      - نیروهای نظامی متعارف (Conventional military forces)
      - پایتخت های نظامی و سیاسی (Military and political leadership)
      - اهداف اقتصادی/صنعتی (Economic/Industrial targets)
       
      هر کدام از این بخش ها نیز به 3 زیرگروه تقسیم می شوند:
       
      - گزینه های حمله ی اساسی (MAO)
      - گزینه های حملی ی انتخابی (SAO)
      - گزینه های حمله ی محدود (LAO)
       
      همچنین این دستورالعمل به رئیس جمهور اجازه ی انتخاب اهداف منطقه ای برای مقابله با نیروهای مهاجم متعارف در برابر نیروهای ایالات متحده را نیز می دهد. این راهنما اجازه ی اجرای دستور در هر شرایطی را می دهد.
       
      رئیس جمهور دو انتخاب در پیش رو دارد ، فعال سازی پرتاب بر پایه ی اخطار (Launch on Warning) یا فعال سازی پرتاب در زمان تحت حمله ی اتمی بودن (Launch under Attack).
       
      مسئولیت توزیع روزانه ی کدهای طلایی بر عهده ی آژانس امنیت ملی (NSA) قرار دارد. این کدها به طور روزانه در اختیار کاخ سپید ، پنتاگون ، STRATCOM و هواپیمای تاکامو قرار می گیرد تا در صورت نیاز توسط NCA مورد استفاده قرار گیرد. NCA شامل رئیس جمهور ، وزیردفاع ، معاونان و جانشین های انتخابی آن ها می شود.
       
      سامانه ی عمل اجازه دهنده
       
      تمامی کدها و مراحل امنیتی در نهایت به سلاح اتمی ختم می شوند ، سلاحی که باید کد امنیتی به آن خورانده شود تا مسلح شده و اجازه ی انفجار را داشته باشد. این سامانه چندین قفل برروی مهمات هسته ای اعمال می کند تا از عدم قابلیت استفاده از آن بدون داشتن کد های امنیتی اطمینان حاصل شود ، برای مثال ممانعت از مسلح شدن ، ممانعت از روشن شدن موتور و شلیک ، مسدود کردن حفره ی انفجار و جلوگیری از شروع واکنش هسته ای ، مسدود کننده ی مدارهای الکترونیکی، ممانعت از دسترسی انسانی به کنترل پنل بمب و ...
      توسعه ی این سیستم در سال 1951 شروع شد و در ابتدا سامانه ای بسیار ساده و عموما فیزیکی بود. و تا سال 1981 تنها نیمی از زرادخانه ی امریکا به این سامانه ها مجهز بودند که در نهایت بادستور وزیردفاع وقت تا سال 1987 تمامی زرادخانه با این استاندارد ارتقاء پیدا کردند.
      سامانه ی فعلی حداقل تا سال 2025 عملیاتی خواهد بود و با صرف هزینه های چندصدمیلیون دلاری ، ارتش امریکا سالانه سیستم های قدیمی را نوسازی می کند.
      در سال 2001 امریکا پیشنهاد نصب این سامانه را به پاکستان ارائه کرد ولی مقامات پاکستان که می ترسیدند این سیستم ها با داشتن حفره ی امنیتی و اصطلاحا "kill-switch"  این قابلیت را به امریکایی ها بدهد که سامانه های آن ها را کنترل و یا در مواقع لزوم از استفاده ی آن ها جلوگیری کنند ، این پیشنهاد را رد کردند.
       

      2 قفل فیزیکی پال
       

      اولین پال
       
      مرد دقیقه ها (Minuteman)
       
      در ایالات متحده ، پنجاه سیلویی که موشک های اتمی قاره پیمای آن ها دائما آماده پرتاب است مرد دقیقه ها نام دارند. شاید جالب باشد که بدانید کد پرتاب این سیلو ها به مدت تقریبی 20 سال در دوران جنگ سرد 00000000 بود ! این عمل که عامدانه انجام شده بود البته محرمانه بود.
       

       
      تمامی سلاح های اتمی ایالات متحده برای به کار گیری نیاز به تایید و طی مراحل و پروسه های ذکر شده دارند، شامل موشک های قاره پیما ، تسلیحات حمل شده توسط B-52 و سایر هواگردها ، موشک های ترایدنت زیردریایی ها و سایر بمب ها و موشک ها و ...
       
         
       

      یک بمب اتمی B61 امریکایی همراه با تمام محتویات ، من جمله سامانه ی امنیتی PAL که استفاده ی این بمب بدون کد تایید را غیرممکن می کند
       
      شاید ارتش امریکا برای استفاده از سلاح های هسته ای خود بسیار سخت گیر بوده و پروتکل های پیچیده ای برای آن ها وضع کرده باشد ولی با وجود ارتش های بی در و پیکری به مانند پاکستان و بمب های اتمی بریتانیا که همچنان تنها توسط یک کلید فیزیکی فعال می شوند و زیردریایی های اتمی آن ها که تنها با دستور فرمانده امکان شلیک سلاح اتمی دارند (بدون نیاز به تایید مقامات) ، باید دعا کنیم که دیگر جنگی بین کشورهای بزرگ اتفاق نیفتد !
       
      حسن ختام

      رئیس جمهور سابق فدراسیون روسیه، دیمیتری مدودف ، در حال بازی با فوتبال خود !
       
       
       
       
      نویسنده: آرمان مجدی (Commandant)
       
      کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع
      copyright © Military.ir
    • توسط afand
      شرکت بوئینک در 23 ژوئن 2010 موشکی را با نام jagm را تست کرد ، این موشک هوا به سطح است و جزو برنامه نظامی آمریکا برای توسعه و جایگزینی موشک های BGM-71 TOW ، AGM-114 Hellfire و AGM-65 Maverick میباشد ارتش آمریکا ونیروی دریایی هردو خریداران هزاران فروند از این موشک هستند.

      ویدئو :
      http://www.aparat.com/public/public/user_data/flv_video/59/80f574901087b9588ad46e4e4b0aa832174897.flv
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.