پرش به


تصویر
* * * * * 1 رای

تک تیراندازان ورماخت یا اشباح مرگبار


  • لطفا وارد حساب کاربری خود شوید تا بتوانید پاسخ دهید
33 پاسخ برای این موضوع

#1 OFFLINE   jalalfalahi

jalalfalahi

    Master Sergeant

  • Members
  • 180 ارسال

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 02 July 2013 - 03:12 PM

*
پست محبوب

تصویر


با وارد شدن نیروهای متفقین به نورماندی، نبردی خونبار بین نیروهای ورماخت و اس اس با نیروهای انگلیسی و آمریکایی درگرفت. با وجود برتری مسلم متفقین، سربازان آلمانی با سرسختی مقاومت کرده و تلفات سنگینی بر دشمن وارد نمودند؛ اما پراکندگی نیروهای آلمان در جبهه های مختلف و تلفات سنگین ارتش آلمان در جبهه شرق باعث شد که متفقین در این نبرد پیروز شوند.
نیروهای آلمانی در نبرد نورماندی با سرسختی و تعصب مبارزه نمودند؛ اما شاخصترین سربازان آلمانی در این نبرد بدون هیچ شکی تک تیراندازان بودند.
وظیفه اصلی تک تیراندازان در نبرد نورماندی هدف قراردادن پرسنل مهم دشمن نظیر فرماندهان، دیده بانهای توپخانه، متصدیان بی سیم، خدمه تیربار و ... بود. درکنار این وظیفه ی اصلی از آنها به عنوان دیده بان و یا پستهای شنود و گرد آوری اطلاعات از میدان جنگ نیز استفاده می شد.

در این نبرد علاوه بر همه ی موارد فوق، تک تیراندازان آلمانی به طور موثری بر روحیه سربازان انگلیسی و آمریکایی اثر تخریبی گذاشته و سایه ای از ترس و وحشت بر میدان نبرد افکندند.
بعد از پایان نبرد مشخص شد که تقریباً 50% گردان های درگیر آمریکایی از طرف تک تیراندازان مورد حمله قرار گرفته و متحمل تلفات شدند. سرسختی و مقاومت شدید تک تیراندازان آلمانی موجی از ترس و نفرت در بین سربازان آمریکایی به وجود آورد که وصف آن به راحتی ممکن نیست. این امر به قدری گسترش یافت که سراسر جبهه ی متفقین را شایعات و افسانه های عجیب در مورد تک تیراندازان پر نمود.

جان هینتون در آن زمان یک سرباز نوزده ساله بود که در گروهان 3 گردان 116 پیاده نظام خدمت میکرد. او هنوز به روشنی خاطره برخورد با یک اسنایپر یا تک تیرانداز آلمانی را به یاد دارد و هنوز هم با گذشت سالها ترس در اعماق چشمانش قابل مشاهده است. زمانی که او و همرزمانش بر روی ساحل پیاده شدند، بلافاصله مشغول آماده سازی تیربار برای آتش باری به سمت نیروهای آلمانی شدند، غافل از اینکه در 800 متری آنها یک تک تیرانداز به انتظار نشسته است. اولین سربازی که پشت تیربار قرار گرفت از ناحیه دست مورد برخورد گلوله قرار گرفت، سرباز دوم نیز به همین سرنوشت دچار شد؛ یکی از سربازان که دچار خشم و اضطراب شده بود تصمیم گرفت با مسلسل دستی به سمت تیرانداز شلیک نماید؛ اما کمی سرش را بیش از حد لازم بالا برد و یک ثانیه بعد جسد او در کنار جان قرار گرفت. جان با وجود اینکه درجای خود بی حرکت قرار گرفته بود و حتی صدای نفسش نیز شنیده نمی شد، از گلوله های اسنایپر بی نصیب نماند و پایش هدف قرار گرفت. یادگاری دریافتی از تک تیرانداز آلمانی تا پایان عمر همراه او خواهد بود.

تصویر

تک تیرانداز آلمانی در حال هدف گیری با یک موزر ۹۸


گردان تفنگداران رویال اولستر نیز ملاقاتی با تک تیراندازان آلمانی داشتند که بهای آن بسیار سنگین بود. در ساعت 5 بعد از ظهر روز هفتم ژوئن سال 1944 به این گردان ماموریت داده شد که دهکده کمبز را که در ده کیلومتری محل پیاده شدن آنها قرار داشت تصرف نمایند. زمانی که آنها به دهکده رسیدند متوجه شدند که دور تا دور دهکده با دیواره ای از سنگ و چوب احاطه شده است و نیروهای مدافع به هیچ صورت قابل مشاهده نمی باشند. سربازان متفقین انتظار یک درگیری مختصر و کم دامنه را میکشیدند، غافل از اینکه آلمانیها در تدارک آشی داغ و سوزنده برایشان هستند.

برای پشتیبانی از سربازان پیاده نظام، کاپیتان آلدورد ماموریت یافت تا با یک واحد زرهی به سمت دهکده رفته و آنجا را تسخیر نماید. تانکها به همراهی سربازان پیاده نظام به سمت دهکده کمبز حرکت نمودند. هیچ صدا یا نشانه ای از دشمن نبود اما همین که تانکها به نزدیکی دیواره رسیدند جهنم به زمین آمد، خمپاره اندازهای آلمانی در کنار تک تیراندازان بارانی از آتش و سرب بر تانکها و سربازان دشمن فرو فرستادند.

به دستور کاپیتان آلدورد نیروها به دو دسته تقسیم شدند تا از دو طرف دیواره به سمت دهکده یورش برند؛ اما باز هم آتش سهمگین تیربار و خمپاره های آلمانی مانع از این حرکت شد. در این حین تک تیراندازان آلمانی با دقت کم نظیری سربازان پیاده نظام را هلاک می کردند. کاپیتان آلدورد تصمیم گرفت لحظه ای از تانک خارج شده و اطراف خود را بررسی کند. هنوز سر او کامل از برجک فرماندهی تانک خارج نشده بود که با زندگی وداع کرد. گلوله ی تک تیراندازی به زندگی او خاتمه داد.

فرمانده گروهان و چهارده سرباز دیگر نیز ظرف چند دقیقه به کاپیتان آلدورد پیوستند و هلاک شدند. یازده سرباز به سختی مجروح شدند و درهمان دقایق اولیه حمله، فرمان عقب نشینی صادر شد. جالب است بدانید که متفقین مجبور شدند برای تسخیر این دهکده کوچک دست به دامن توپهای سنگین رزمناوها شوند. بعد از اجرای یک آتشباری سنگین دریایی، دهکده به تصرف درآمد. تقریباً تمامی مدافعین کشته شده بودند؛ اما یکی از تک تیراندازها که زخمی شده بود به اسارت درآمد. در اینجا بود که سربازان متفقین با تعجب یک پسر هفده ساله را در مقابل خود دیدند.

تصویر

این عکس از Bruno Sutkus (تک تیرانداز زبده آلمانی) که 209 شکار تائید شده داشت، در سال 1944 گرفته شده است.


ارتش آلمان به صورت تصادفی صاحب این تک تیراندازان زبده و کارآمد نشده بود. بسیاری از تیراندازان نبرد نورماندی در سازمان جوانان هیتلری (HITLER JUGEND) به بهترین نحو آموزش داده شده بودند. آری به قول وینستون چرچیل "هیچ اتفاقی تصادفی نیست". سازمان جوانان هیتلری از آن ایده های موثر و کارآمد آدولف هیتلر، رهبر بزرگ حزب نازی بود. در این سازمان در سالهای قبل از جنگ نوجوانان و جوانان تحت آموزشهای عقیدتی قرار می گرفتند. علاوه بر این، ورزیدگی جسمی و کسب مهارتهای رزمی نیز جزء اهداف اصلی این سازمان به شمار می آمد. به طوری که یکی از شعارهای این سازمان می گفت : " ما جسم و روح را با هم میسازیم".

بسیاری از اعضا این سازمان تیر اندازی با سلاحهای کالیبر پایین آموزش دیده و به تیراندازانی بسیار سریع (SHARPSHOOTER) تبدیل شده بودند. کسب مهارت در تیر اندازی به قدری مورد تایید هیتلر و سران نازی بود که شخص پیشوا مدال ویژه ای را برای تیراندازان ماهر مورد تصویب قرار داد.

بعد از اینکه در سازمان جوانان هیتلری به همه اعضا، آموزشهای عمومی تیراندازی داده می شد، طی مسابقاتی افراد مستعد شناسائی و برای آموزش های تخصصی تک تیراندازان به مراکز ویژه ارتشی معرفی می شدند و این گونه بود که آلمان صاحب بهترین تیراندازان جهان در آن زمان گردید.

قبل از اینکه ادامه نبرد نورماندی را بررسی نماییم نکاتی چند قابل تعمق به نظر می رسد. اول اینکه هر کشوری که خواهان سربازانی باشهامت و کارا در جهت حفظ استقلال و تمامیت ارضی است باید آموزش قشر نوجوان و جوان را در سالهای صلح با دقت و پیگیری به انجام رساند و این امر نیازمند سرمایه گذاری در زمینه تامین تجهیزات و مهم تر از آن تربیت اساتید زبده و متعهد است.

زمانی بر روی نظام آموزشی ژاپن بررسی مختصری انجام شد و نکاتی حیرت انگیز در این ساختار آموزشی مشاهده شد. درس ورزش و کاردستی یکی از مهمترین دروس در مدارس ژاپنی است؛ حتی مهمتر از ریاضی و ... . آنها به این نکته واقف شده اند که تربیت یک جسم سالم و پرانرژی باعث پرورش روحی با نشاط و هدفمند می شود. حال این شخص میتواند به بهترین نحو ممکن از عهده همه دروس برآید. در مورد درس کاردستی نیز وضعیت به همین شکل است. توجه کرده اید که طراحان ژاپنی در همه عرصه ها یکه تازی میکنند. به نظر نگارنده این امر به دلیل تاکید بسیار زیاد سیستم آموزشی ژاپن بر روی درس کاردستی است که علاوه بر شکوفایی ذهن باعث ایجاد قدرت ساخت و تولید می گردد. ورزش در مدارس ژاپنی درسی نیست که در طی هفته، یک یا دو ساعت آنهم به صورت بی انگیزه و صرفاً در جهت رفع تکلیف به آن پرداخته شود؛ ساعت 7:30 همه دانش آموزان ژاپنی در صفوف منظم به همراه معلمان تا ساعت 8 ورزش صبحگاهی را انجام میدهند و این برنامه حتی برای یک روز هم کنار گذاشته نمیشود. این امر جدا از گروههای ورزشی هر مدرسه است که بعد از ساعات درسی بازهم به مدت 2 ساعت تمرینات ورزشی را به صورت تخصصی انجام میدهند، بله "فکر سالم در جسم سالم است."

اما نکته دوم این است که یک نیروی آموزش دیده که تجهیزات پیشرفته ای در اختیار دارد اگر فاقد یک ساختار عقیدتی محکم باشد، پشیزی ارزش رزمی نخواهد داشت. در سازمان جوانان هیتلری اولین قدم، آموزش عقیدتی جوانان در یک سیکل طولانی ولی با نشاط بود. از همه امکانات و منابع استفاده میشد تا مردانی عقیده مند به اهداف پیشوای بزرگ حزب نازی و نهایتاً آلمان تربیت شوند. در این راستا اردوهای تفریحی آموزشی، توزیع رایگان کتاب در سراسر آلمان، بین جوانان و هزاران برنامه ی دیگر باعث شد مردانی به ارتش آلمان تحویل شوند که در گرمای سوزان صحرای آفریقا و یا سرمای استخوان سوز روسیه، مصمم و با اراده تن به پیکاری سهمگین دهند.

تصویر
دیده بان و تک تیرانداز هر دو چشم به صحنه نبرد دارند.


در نبرد برلین که 16 آوریل سال 1945 آغاز شد، جوانان و نوجوانان مدافع این شهر مردانه با نیروهای روس به مبارزه پرداختند. با اینکه شکست آلمان حتمی و کلیه امیدها نقش بر آب شده بود؛ اما دامنه اثر آموزش های عقیدتی بر روی این سربازان کم سن و سال به گونه ای بود که سقوط برلین 3 هفته به تاخیر افتاد. در ابتدا نیروهای روس گمان می کردند که چون بسیاری از سربازان حرفه ای و جنگ آزموده آلمان در نبرد پروس و ویستولا کشته شده اند، میتوانند به راحتی برلین را فتح نمایند؛ اما 3 هفته نبرد سنگین و خونبار به آنان فهماند که تصورشان اشتباه بوده است. با وجودی که نسبت نیروهای روس به نیروهای مدافع برلین قابل مقایسه نبود و توپخانه سنگین روسیه بی وقفه برلین را با تمام قوا درهم میکوبید؛ اما این سربازان جوان شگفتی ساز تاریخ شدند.

در پایان این نبرد دهشتبار شهری که آنرا دومین نبرد شهری بزرگ تاریخ نامیده اند، دویست هزار مدافع آلمانی کشته شدند؛ ولی تلفات ارتش روسیه اعجاب آور بود. ششصد هزار سرباز، بهای پرداختی روسها برای تصرف برلین بود. این جنگ یک رزم تن به تن بین سربازان آلمانی و روس بود. آری حتی سدی از فولاد و آتش نمیتواند در مقابل مردانی هدفدار و عقیده مند پایداری کند.
اما به نورماندی بازگردیم. نیروی عمل کننده ی اصلی آلمانیها در نورماندی لشگر 12 زرهی اس اس بود. در بسیاری از واحد های این لشگر جوانانی که به تازگی از آموزش های سازمان جوانان هیتلری فارغ شده بودند، زیر نظر افسرانی با تجربه و جنگ دیده که بازمانده لشگر زرهی 1 اس اس (لشگر زرهی اس اس لیب استاندارته، گارد زرهی هیتلر) بودند، به انجام وظیفه مشغول بودند.

این جوانان در روز 9 ژوئن در شهر کین (CAEN) طعم نیش کشنده خود را به نیروهای انگلیسی و کانادایی چشاندند. ستوان برگس، وظیفه تصرف و پاکسازی این منطقه را بر عهده داشت. واحد تحت فرماندهی او با دقت و به آهستگی به سمت شهر پیشروی می کرد و هیچ مقاومتی به چشم نمی خورد. منطقه در سکوتی رخوت انگیز فرو رفته بود. ستوان برگس مطمئن شد که روز بی دردسری پیش رو دارد؛ اما در همان لحظه تیراندازان آلمانی شلیک به سمت نیروهای دشمن را آغاز کردند. گلوله ای سر ستوان برگس را هدف قرار داد. او با خوش شانسی از چنگ مرگ گریخت؛ اما طوری زخمی شد که تا پایان جنگ در بیمارستان بستری بود. سربازان بریتانیایی و کانادایی همانند ساقه درو شده گندم بر زمین می افتادند و هیچ کاری نیز از دستشان ساخته نبود. کار به جایی رسید که دستور عقب نشینی صادر شد. درگیری شهر کین نشان داد که نیروی تک تیرانداز اگر در مکانی مناسب موضع بگیرد به هیولایی مرگ آفرین تبدیل میشود.

از برجسته ترین تیراندازان آلمانی در زد و خورد کین می توان به گفریتر کورت اسپنگلر (GEFREITER KURT SPENGLER) اشاره نمود. اسپنگلر که از حرفه ای ترین تیراندازان شرکت کننده در نبرد نورماندی به شمار میرفت، چنان حماسه ای در درگیری شهر کین آفرید که قابل وصف نیست.

تصویر
تصویری از گفریتر کورت اسپنگلر که بدست یکی از همرزمانش کشیده شده است.


اسپنگلر در شمال شرقی شهر کین موضع گرفته بود. اطراف او را یک میدان مین احاطه کرده بود که دسترسی نیروهای زرهی دشمن را به او بسیار مشکل می ساخت. تیرهای اسپنگلر خطا نداشت. با هر شلیک او یک سرباز انگلیسی هلاک شده، به خاک می افتاد. غرش سلاح اسپنگلر آوای مرگ بود. او مصمم بود که تا زنده است از مواضع اش، از شهرش، از کشورش و از اعتقادش دفاع نماید. آری، از چنین مردی باید ترسید، هیچ سلاحی در جهان مرگبارتر از مردی نیست که در راه آرمانش پذیرای مرگ شده باشد.

زمانی که سربازان انگلیسی متوجه شدند حریف اسپنگلر نمیشوند، از نیروی توپخانه کمک گرفتند و طی یک آتشباری بسیار سنگین گفریتر کورت اسپنگلر کشته شد. اما نمیتوان از نبرد نورماندی صحبت به میان آورد و نامی از پلزمن نبرد. پلزمن یکی از دیده بانان مقدم از گروهان 4 لشگر 12 زرهی اس اس بود. او در زیر یک درخت کوچک سنگری حفر نمود و قسمت ورودی آنرا با تکه ای از زره یک تانک پانزر 4 پوشاند. او سپس سنگر خود را با دقت تمام توسط شاخ و برگ درختان استتار کرد. فقط یک سوراخ کوچک بود که به او اجازه دید و شلیک میداد. او به قدری دقیق و حرفه ای این سنگر را مخفی نموده بود که هیچ یک از نیروهای انگلیسی موفق به کشف آن نشدند و آن وقت بود که صدای دهشت بار سلاح پلزمن همچون عفریت مرگ در پهنه میدان جنگ طنین انداز گردید. پلزمن مردانه در سنگر کوچک خود تن به نبردی نابرابر داد. او به قدری شلیک کرد که مهماتش پایان یافت. حال دیگر وظیفه پلزمن به پایان رسیده بود. او از سنگرش خارج شد و تفنگ خود را به تنه درخت کوبید و آنرا شکست. او نمی خواست که سلاحش را به دشمن تقدیم نماید. در همین حال او فریاد زنان گفت "دیگر گلوله هایم تمام شده است و سلاحم نیز شکسته است، حالا می توانید مرا بکشید" در این زمان بود که یک سرباز انگلیسی به او نزدیک شد و با رولورش گلوله ای به سر پلزمن شلیک کرد. پلزمن کشته شد، اما داغی که پلزمن بر دل و روح انگلیسیها نهاد فراموش نشدنی است. تنها در نزدیکی سنگر او جسد سی سرباز انگلیسی دیده می شد اما آمار کل هلاک شدگان هیچ گاه مشخص نگردید.

آلمانیها در این نبرد تعداد زیادی از تک تیراندازان خود را در سراسر منطقه نورماندی پخش نموده بودند. این سربازان در مکانهایی که با دقت و کارشناسی مشخص شده بودند به بهترین نحو موضع گرفته و استتار نموده بودند. دقت انتخاب مکانها به قدری بالا بود که تیر اندازان میتوانستند مسافت بسیار زیادی را تحت پوشش قرار دهند، بدون اینکه محل اختفای آنها شناسایی گردد. بسیاری از سربازان آمریکایی این نبرد را به مبارزه وحشتناک گودال کانال تشبیه نمودند.

تا قبل از نبرد نورماندی معمولاً هدف اصلی فرماندهان نظامی از به کارگیری تک تیراندازان، تخریب روحیه سربازان و جوی از ترس و ناامنی در خطوط دشمن بود؛ اما در نبرد نورماندی تک تیرانداز به عنوان یک سلاح موثر جهت نابودی نیروهای دشمن و کند کردن پیشروی آنان به کار گرفته شد.

فرماندهان آلمانی قبل از شروع نبرد میدانستند که نورماندی را از دست داده اند اما آنها نیازمند زمان برای بازسازی ساختارهای رزمی بودند و تیراندازان نیز با فداکاری و از جان گذشتگی این زمان را در اختیار آنان قرار دادند. در بسیاری از موارد نیروهای آمریکایی یا انگلیسی زمانی در حدود یک روز را برای شناسایی و از بین بردن یک تک تیرانداز از دست دادند. در این شرایط بود که سربازان متفقین متوجه شدند که بایستی به سرعت رموز جنگ بر ضد تک تیرانداز را فرا گیرند و یا خود را برای مرگ آماده سازند. در اولین قدم سربازان نحوه حرکت خود را تغییر داده و در مناطق مشکوک تمامی آنها به صورت چمباتمه ای حرکت کرده و از حضور در مناطق بی حفاظ خودداری می کردند. در اقدامی دیگر سربازان ادای احترام نظامی به افسران مافوق را کنار گذاشتند تا اسنایپرها از این راه قادر به شناسایی فرماندهان نباشند و حتی به صورت لفظی نیز به درجه نظامی هیچ افسری اشاره نمی شد و در کل هرکاری که به تیراندازان آلمانی فرصت شناسایی و هدف قرار دادن آنها را میداد، کنار گذاشته شد.

اما با همه این تمهیدات، وحشت از تیراندازان آلمانی باعث شده بود که بسیاری از سربازان متفقین جرات و توانایی خود را از دست دهند. زمانی که گردان ضد تانک 653 متفقین به مناطق داخلی نورماندی وارد شد، افراد این گردان در مسیر حرکت به تعدادی جسد برخورد کردند. رعبی که تیراندازان آلمانی در منطقه گسترانده بود به حدی بود که خدمه این گردان بلافاصله این کشتار را به گردن تک تیراندازان گذاشته و حاضر به پیشروی نشدند.جالب است بدانید که یکی از شایعات رایج درباره تک تیراندازان این بود که بعضی از این اسنایپر ها، زنان فرانسوی هستند که به کمک سربازان آلمانی آمده اند!

اما در کنار مهارت، اعتقاد و سرسختی تیراندازان، یکی از عوامل مهم در موفقیت اسنایپرها در نبرد نورماندی، وضعیت جغرافیایی منطقه بود. نوع زمین و پوشش گیاهی نورماندی به صورتی بود که ایجاد سنگر و کمینگاهها و استتار آنها، با کمترین دردسر امکان پذیر بود.

با توجه به استتار کمینگاهها و توجه به این مطلب که حتی تیراندازان تازه کار آلمانی حاضر در نورماندی قادر به هدف قرار دادن سربازان دشمن در فاصله 400 متری بودند مشخص می گردد که سربازان متفقین برای یافتن و کشتن تک تیراندازان آلمانی چه مصیبتی پیش رو داشتند.

علاوه بر سنگرهای کوچک و کمینگاه های انفرادی استتار شده در منطقه، نقاطی وجود داشت که دارای پوشش گیاهی بسیار فشرده ای بود؛ این نقاط بهشت تک تیراندازان بود زیرا میتوانستند براحتی پس از هر شلیک، محل خود را تغییر داده و دشمن را گیج و سردرگم نمایند. سربازان متفقین جنگ در این نقاط را به جنگ در یک لابیرنت (مارپیچ هزارتو) تشبیه کرده اند.

تصویر
یک تک تیرانداز آلمانی در جبهه نورماندی سال 1944 که به نحوی حیرت آور استتار نموده است


در نهایت بسیاری از تک تیراندازان آلمانی حاضر در نورماندی زمانی دست از مبارزه برمی داشتند که مهماتشان به پایان می رسید. در این حالت برای آنان چاره ای نبود جز اینکه از کمینگاه خود خارج شوند و سربازان متفقین که از این اشباح جنگاور تنفری عمیق عمیق به دل داشتند، بلافاصله آنها را هدف گلوله قرار داده و یا اعدام میکردند. سربازان آمریکایی یا انگلیسی در مقابل مردانی که فاقد سلاح بودند شهامت فوق العاده ای از خود نشان می دادند!

نکته دیگری که در نبرد نورماندی در مورد تک تیراندازان تازگی داشت، این بود که این مردان که اکثر آنان را جوانان تشکیل میدادند رفتاری همانند نیروهای انتحاری از خود به نمایش گذاشتند. این تیراندازان با آگاهی از اینکه برگشتی برایشان متصور نیست، همچون خلبانان انتحاری ژاپنی (کامیکازه) از لحاظ فکری و روحی مرگ را پذیرفته و به همین دلیل بی محابا درگیر نبردی بی سرانجام شده بودند. ترس و مرگ برای این مردان معنی نداشت، زیرا خود ترسناک و مرگبار بودند. به جرات تک تیراندازان حاضر در نبرد نورماندی را میتوان کامیکازه های نیروی زمینی ارتش آلمان نامید. جالب است بدانید که سربازان آمریکایی به این مردان لقب "SUICIDE BOYS" یا پسران انتحاری داده بودند.

در ادامه بد نیست قسمتی از گزارش خبرنگار جنگی، ارنی پایل را که خود در نورماندی حضور داشت، مرور کنیم: "تک تیراندازان در همه جا هستند، به هرجا که پا می گذاری حضور شوم این سایه های دهشت آور را حس میکنی، در میان درختان، در ساختمان ها، در خرابه ها و در علفزار؛ اما بیشترین تجمع آنها در مناطق حاشیه و مرزی نورماندی است که پوشش گیاهی متراکمی دارد. در راهها و جاده ها، هرجا که مانع یا دیوار و یا ... وجود دارد انتظار دارید که یک تک تیرانداز آنجا باشد و همیشه هم هست. در هر کوره راهی نیز انتظار مواجه شدن با آنها را دارید، نورماندی اولین جایی است که میتوان از ترس دیوانه شد."

همانطور که در گزارش این خبرنگار خواندید، تیراندازان هیچ نقطه ای را بی نصیب نگذاشته بودند. بسیاری از اسنایپرها در تقاطع جاده ها موضع گرفته و رانندگان و پلیسهای نظامی را هدف قرار میدادند. پلها به نوعی محل پادشاهی تک تیراندازان به شمار می رفت، بر روی پل نیروهای دشمن همانند گوسفندانی بی دفاع به شمار می آمدند. در این حالت این معادله کاملاً صحیح بود؛ هر شلیک مساوی است با یک جسد. از دیگر مناطق مورد علاقه تیراندازان خانه های منفرد حاشیه شهرها بود. در این حالت تیرانداز در نزدیکی خانه در محلی مناسب کمین میکرد. در زمان شلیک معمولاً نیروهای دشمن به خانه مشکوک شده و تیرانداز برای مدتی از حملات زرهی و یا توپخانه ای دشمن حفظ می گردید. اما نقاط مرتفع نظیر برج کلیساها، مخازن آب و یا هر ساختمان مرتفع دیگر نیز محلی موثر برای کار تک تیراندازان بود؛ اما معمولا تک تیراندازان موضع گرفته در این نقاط بعد از انجام چند شلیک شناسایی و مورد اصابت گلوله توپ قرار گرفته و کشته می شدند.

این نکته نیز جالب است، یکی از معدود تک تیراندازانی که زنده اسیر شد مورد بازجویی قرار گرفت که چگونه موفق به شناسایی و هدف قرار دادن افسران از سایر سربازان می گردید، در حالی که اکثر افسران حتی نشانها و مدالهای نظامی را از یونیفرم خود حذف کرده بودند. جوابی که او داد بسیار جالب و ساده بود "سبیل". بله سبیل؛ واقعیت هم این بود که در بسیاری از مواقع تنها تفاوت یک افسر با سرباز در سبیل بود؛ زیرا به دلیل قانونی نانوشته اکثر افسران انگلیسی و آمریکایی دارای سبیل بودند.

بعد از نبرد نورماندی با بررسی تجارب افسران و سربازان مشخص گردید که یکی از اشتباهات سربازان در برخورد با تک تیراندازان، سینه خیز شدن بر روی زمین و بی حرکت شدن بود. در خاطرات یک سرجوخه که در لشگر 9 پیاده نظام متفقین خدمت میکرد، آمده است که "مرگبارترین اشتباه سربازان پیاده نظام این بود که به محض شنیدن صدای شلیک یک تک تیرانداز، خود را به زمین انداخته و بی حرکت می ماندند، گویا که منجمد شده اند. در این حالت به اسنایپر این فرصت داده میشد که در آرامش کامل و با حوصله به قتل عام سربازان بپردازد. جوخه تحت فرماندهی من در حال پیشروی بود که یکی از سربازان مورد اصابت گلوله یک تک تیرانداز قرار گرفت و به زمین افتاد. سایر سربازان جوخه با دیدن این وضعیت خود را به زمین انداخته و میخکوب شدند و آن وقت بود که تیرانداز حساب تمامی آنها را رسید. من خوش شانس بودم زیرا جسد یکی از سربازان مرا از دید او مخفی نمود، شاید هم دلش برایم سوخت، نمیدانم. "

تصویر
سرباز امریکایی کشته شده توسط تک تیراندازان المانی ,لایپزیگ ,المان, 18 آوریل 1945


به جرات می توان گفت که سال 1944 نقطه عطفی برای تک تیراندازان آلمانی بود. پس از نبرد نورماندی، دکترین جدیدی در رابطه با تربیت و به کارگیری گسترده نیروهای تک تیرانداز شکل گرفت. ارتش آلمان تحقیقاتی را برای ساخت تفنگهای تک تیرزن دوربرد آغاز نمود و یونیفرمهای مناسبی برای استتار و تجهیزاتی موثر برای نیروهای تیرانداز ارائه کرد. همچنین قرار بر این شد که تک تیراندازان در قالب تیم های چند نفره عمل نمایند. هاینریش هیملر که خود علاقه شخصی زیادی به تیراندازی سریع داشت، برنامه ای ارائه کرد تا تربیت نیروهای تیرانداز زبده در سطحی گسترده، میان لشگرهای وافن اس اس دنبال گردد.

حال به ده فرمان نیروهای تک تیرانداز آلمان نازی می رسیم:

1- در پیکار تعصب و پافشاری داشته باشید.
2- در هر وضعیت، سکوت و آرامش و در هدف گیری دقت و تمرکز داشته باشید.
3- بزرگترین دشمن شما، تک تیرانداز دشمن است، بر او پیش دستی نمایید.
4- برای اینکه شناسایی نشوید در هر موقعیت فقط یکبار شلیک نمایید.
5- یک سنگر مناسب، جان شما را برای مدتی طولانیتر حفظ می نماید.
6- در استتار و استفاده از عوارض زمینی حرفه ای عمل نمایید.
7- در تخمین فاصله ی اهداف مهارت و دقت داشته باشید.
8- همیشه در حال تمرین باشید؛ در صلح یا جنگ و یا در هر وضعیت دیگر. سعی در کسب مهارت بیشتری نمایید.
9- هیچ زمان دور از تفنگ خود نباشید، تفنگ شما جزئی از وجود شماست.
10- از هر 10 باری که جان سالم به در میبرید، 9 بارش را مدیون استتار و یک بارش را مدیون شلیک خوب هستید.


از لحاظ مهارتی اسنایپرها سطوح مختلفی داشته اند که آموزش و تجربه، عوامل تعیین کننده در این زمینه بودند. اسنایپرها مورد آموزشهای خاص قرار گرفته و به آنان ماموریت های خاصی نیز داده میشد. در بسیاری از مواقع سعی میشد که به همراه تک تیرانداز یک سرباز نیز به عنوان دیده بان همراه باشد. در بعضی مواقع تیمهای عملیاتی بزرگتری از تک تیراندازان تشکیل می گردید. در ماه های پایانی جنگ جهانی دوم، ارتش آلمان تعداد زیادی تفنگ تک تیرزن را در بین سربازان آموزش ندیده پخش نمود، تا به این وسیله بتواند صاحب تعداد زیادی تک تیرانداز تجربی گردد.

تصویر
تصویری از یک تک تیرانداز نازی و سرباز دیده بان همراهش


* بعد از پایان نبرد مشخص شد که تقریباً 50% گردان های درگیر آمریکایی از طرف تک تیراندازان آلمانی مورد حمله قرار گرفته و متحمل تلفات شدند.

* آماری که متفقین در پایان جنگ منتشر کردند نشان داد که میانگین شلیک مورد نیاز برای هلاکت هر سرباز بدست اسنایپرهای نازی، 1 تا 3 گلوله بوده است.


منبع
  • 43

#2 OFFLINE   arminheidari

arminheidari

    01- جنگ آور

  • VIP
  • Others: Members, Translation
  • 4069 ارسال

ارسالی 02 July 2013 - 03:26 PM

هرچی مثبت بدم بازم کمه
واقعا ممنون
------------------
به نظر من ارتش آلمان نازی همه چیز داشت جز یاری خدا
عقیده، تکنولوژی، مهارت ، ایمان
ولی تنها چیزی که من ندیدم یاری خدا بود که اگر کمی بود پیروز بودند، چرا را نمی دانم ولی می دانم تقدیر خدا به نفع آنها نبود
البته گاهی خدا آدم را زمین می زند تا بزرگش کند

ویرایش شده توسط arminheidari 02 July 2013 - 03:27 PM.

  • 0

#3 OFFLINE   polite66

polite66

    Master Sergeant

  • Members
  • 147 ارسال

ارسالی 02 July 2013 - 03:33 PM

مرسی ممنون. یاد بازی sniper elite افتادم :applause: . کسی از دوستان هست راجع به اسلحه های مورد استفادشون یه توضیحی بده؟

ویرایش شده توسط polite66 02 July 2013 - 03:34 PM.

  • 0

#4 OFFLINE   senaps

senaps

    Master Sergeant

  • Editorial Board
  • Others: Members, Translation, VIP
  • 3357 ارسال
  • خونمون

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 02 July 2013 - 04:57 PM

اسلحه های جنگ جهانی دوم برای اسنایپ فک کنم ماوزر(ادغام شده!) 98 باشه( تقریبا و فقط تقریبا همون برنوی خودمون!) و از اون ور هم موزین ناگات(روس ها)....
این دو اسلحه واقعا خیلی عالین! :|
  • 0

#5 OFFLINE   jalalfalahi

jalalfalahi

    Master Sergeant

  • Members
  • 180 ارسال

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 02 July 2013 - 06:05 PM

ممنون دوستان.اگه فیلم"دشمن پشت دروازه های شهر" رو دیده باشید به قدرت و توانایی های تک تیراندازان آلمانی پی می برید.

از مدیران بالا دست خواهش دارم که بعضی دست رسی هام رو که قفله رو بازکنن.ممنون میشم
  • 0

#6 OFFLINE   Life

Life

    Master Sergeant

  • Members
  • 364 ارسال
  • قم

ارسالی 02 July 2013 - 06:43 PM

تكراري بود اما خوندنش الي از لطف نبود
با خوندن اين مطلب ياد دوران آموزشي خودم افتادم
ما هم دقيقا همينجوري آموزش مي ديدم فقط يه ذره تسليحاتمون فرق داشت كه يه نمونشو مي گم دفعه اول يا دومي كه رفتيم براي ميدان تير براي شليك 11 گلوله اي كه به ما دادند 13 بار گلنگدن كشيدم و وقتي نتيجه تير اندازي رو ديدم واقعا به خودم اميدوار شدم فقط 3-4 تا گلوله توي سيبل خورده بود در حالي كه من قبل از خدمتم گاهي اوقات تمرين داشتم و تير اندازيم حداقل توي 100 متر خوب بود كلي با خودم كلنجار رفتم و پرس و جو كردم كه چرا اينچنينه به اين نتيجه رسيدم كه اكثر سلاح ها به دليل كاركرد زياد و عدم رسيدگي به اونها بر اثر تير اندازي بسيار زياد اون هم در مدت خيلي زياد اصطلاحا لوله هاشون تاب ورداشته و به هيچ عنوان قابليت نشانه روي دقيق رو ندارن حالا فرض كنيد خداي نكرده يك درگيري براي اين يگان رخ بده با اين سلاح چگونه مي خوان از خودشون دفاع كنن واقعا جاي سواله ؟
  • 1

#7 OFFLINE   behnamsniper

behnamsniper

    Master Sergeant

  • Editorial Board
  • Others: Members, Translation, VIP
  • 343 ارسال
  • کرج

ارسالی 02 July 2013 - 06:45 PM

منبعی که برای این مطلب ذکر کردید، منبع خودش رو اعلام نکرده
این مطلب توسط آقای یاشا محجمدی رفیع مدت ها پیش در مجله جنگ افزار به چاپ رسیده بود
  • 0

#8 OFFLINE   TALASH

TALASH

    Master Sergeant

  • VIP
  • Others: Members
  • 1739 ارسال
  • بافت

درجات دریافت شده:

نمایش تمام درجات کاربر

ارسالی 02 July 2013 - 07:48 PM

تكراري بود اما خوندنش الي از لطف نبود
با خوندن اين مطلب ياد دوران آموزشي خودم افتادم
ما هم دقيقا همينجوري آموزش مي ديدم فقط يه ذره تسليحاتمون فرق داشت كه يه نمونشو مي گم دفعه اول يا دومي كه رفتيم براي ميدان تير براي شليك 11 گلوله اي كه به ما دادند 13 بار گلنگدن كشيدم و وقتي نتيجه تير اندازي رو ديدم واقعا به خودم اميدوار شدم فقط 3-4 تا گلوله توي سيبل خورده بود در حالي كه من قبل از خدمتم گاهي اوقات تمرين داشتم و تير اندازيم حداقل توي 100 متر خوب بود كلي با خودم كلنجار رفتم و پرس و جو كردم كه چرا اينچنينه به اين نتيجه رسيدم كه اكثر سلاح ها به دليل كاركرد زياد و عدم رسيدگي به اونها بر اثر تير اندازي بسيار زياد اون هم در مدت خيلي زياد اصطلاحا لوله هاشون تاب ورداشته و به هيچ عنوان قابليت نشانه روي دقيق رو ندارن حالا فرض كنيد خداي نكرده يك درگيري براي اين يگان رخ بده با اين سلاح چگونه مي خوان از خودشون دفاع كنن واقعا جاي سواله ؟


یه مدت برای گرفتن کارت سبز برای کم کردن دوران سربازی زیاد با این مسائل روبه رو میشدیم مثلا کلاش های که قنداق چوبیشون انگار از جنگ جهانی 2 بود و کلا وحشتناک داغون بودن ی روز از یکی از کادرهای سپاه که بهمون اموزش میداد و اتفاقا توی دانشگاه هم همرا ما درس میخوند درباره این موضوع سوال پرسیدم اون بنده خدا هم گفت حتی توی اسلحه خونه هم سلاح هایی که برای آموزش هست با سلاح های عملیاتی یکجا نمیذارن منظورش این بود از سلاح های کهنه برای آموزش استفاده میکنن کاری به درست یا اشتباهش ندارم ولی خلاصه یه تفکری پشتش هست!
  • 0

#9 OFFLINE   arminheidari

arminheidari

    01- جنگ آور

  • VIP
  • Others: Members, Translation
  • 4069 ارسال

ارسالی 02 July 2013 - 07:57 PM


تكراري بود اما خوندنش الي از لطف نبود
با خوندن اين مطلب ياد دوران آموزشي خودم افتادم
ما هم دقيقا همينجوري آموزش مي ديدم فقط يه ذره تسليحاتمون فرق داشت كه يه نمونشو مي گم دفعه اول يا دومي كه رفتيم براي ميدان تير براي شليك 11 گلوله اي كه به ما دادند 13 بار گلنگدن كشيدم و وقتي نتيجه تير اندازي رو ديدم واقعا به خودم اميدوار شدم فقط 3-4 تا گلوله توي سيبل خورده بود در حالي كه من قبل از خدمتم گاهي اوقات تمرين داشتم و تير اندازيم حداقل توي 100 متر خوب بود كلي با خودم كلنجار رفتم و پرس و جو كردم كه چرا اينچنينه به اين نتيجه رسيدم كه اكثر سلاح ها به دليل كاركرد زياد و عدم رسيدگي به اونها بر اثر تير اندازي بسيار زياد اون هم در مدت خيلي زياد اصطلاحا لوله هاشون تاب ورداشته و به هيچ عنوان قابليت نشانه روي دقيق رو ندارن حالا فرض كنيد خداي نكرده يك درگيري براي اين يگان رخ بده با اين سلاح چگونه مي خوان از خودشون دفاع كنن واقعا جاي سواله ؟


یه مدت برای گرفتن کارت سبز برای کم کردن دوران سربازی زیاد با این مسائل روبه رو میشدیم مثلا کلاش های که قنداق چوبیشون انگار از جنگ جهانی 2 بود و کلا وحشتناک داغون بودن ی روز از یکی از کادرهای سپاه که بهمون اموزش میداد و اتفاقا توی دانشگاه هم همرا ما درس میخوند درباره این موضوع سوال پرسیدم اون بنده خدا هم گفت حتی توی اسلحه خونه هم سلاح هایی که برای آموزش هست با سلاح های عملیاتی یکجا نمیذارن منظورش این بود از سلاح های کهنه برای آموزش استفاده میکنن کاری به درست یا اشتباهش ندارم ولی خلاصه یه تفکری پشتش هست!

سلاح های رده خارج به موزش سپرده می شود
این سلاح ها به عنوان نمونه آزمایشی در رژه و کارهای آموزشی که نیاز به کار گرم نیست بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند
حتی بهتر می گویند با آنها تیراندازی نشود
در آن سو اسلحه های بهتر را در آموزش تیراندازی بکار می گیرند و بهترین اسلحه ها را آماده در گیری می کنند
البته عمر سلاح در کار آن کمتر مطرح است و بیشتر نگهداری، روغن کاری سلاح و میزان تیراندازی آن مهم است
  • 0

#10 OFFLINE   IRIAF

IRIAF

    Master Sergeant

  • Members
  • 862 ارسال
  • ایران عزیز

ارسالی 02 July 2013 - 08:54 PM

تو 100 متر از 11 گلوله 6 تا رو به هدف زدم که اگر درست یادم باشه 3 تا از اونها از سمت میانه سیبل به سمت مرکزی خورده بود.دراز کش و تک تیر شرایط خوبه.ز3 هم که رحم نداره اما 200 متر حالت نشسته هدف گیری خوبی نداشتم حتی اسلحه هم گیر کرد و یک پوکه گم شد و وسط بیابون لختمون کردن...


تشکر از تاپیک خیلی خوبتون


  • 0

#11 OFFLINE   k98

k98

    Master Sergeant

  • Members
  • 460 ارسال

ارسالی 02 July 2013 - 09:05 PM

یکی از این عروسکها (mauser k98 mod98) میخام بگیرن.طرف میگه8تومان
  • 0

#12 OFFLINE   soroushrazor2

soroushrazor2

    Master Sergeant

  • Members
  • 119 ارسال

ارسالی 02 July 2013 - 11:24 PM

هرچی مثبت بدم بازم کمه
واقعا ممنون
------------------
به نظر من ارتش آلمان نازی همه چیز داشت جز یاری خدا
عقیده، تکنولوژی، مهارت ، ایمان
ولی تنها چیزی که من ندیدم یاری خدا بود که اگر کمی بود پیروز بودند، چرا را نمی دانم ولی می دانم تقدیر خدا به نفع آنها نبود
البته گاهی خدا آدم را زمین می زند تا بزرگش کند

برادر مطمنی که اینا فقط یاری خدا رو کم داشتن؟
نازی ها یه خورده بیشتر از این حرفا مشکل داشتن....
یه سوال فرق عقیده و ایمان چیه؟
  • 0

#13 OFFLINE   arminheidari

arminheidari

    01- جنگ آور

  • VIP
  • Others: Members, Translation
  • 4069 ارسال

ارسالی 02 July 2013 - 11:53 PM

هرچی مثبت بدم بازم کمه
واقعا ممنون
------------------
به نظر من ارتش آلمان نازی همه چیز داشت جز یاری خدا
عقیده، تکنولوژی، مهارت ، ایمان
ولی تنها چیزی که من ندیدم یاری خدا بود که اگر کمی بود پیروز بودند، چرا را نمی دانم ولی می دانم تقدیر خدا به نفع آنها نبود
البته گاهی خدا آدم را زمین می زند تا بزرگش کند

برادر مطمنی که اینا فقط یاری خدا رو کم داشتن؟
نازی ها یه خورده بیشتر از این حرفا مشکل داشتن....
یه سوال فرق عقیده و ایمان چیه؟

عقیده منظور یک هدف بود
و ایمان خواست قلبی برای رسیدن به این هدف

خب چه چیزی کم داشتند؟
  • 0

#14 OFFLINE   soroushrazor2

soroushrazor2

    Master Sergeant

  • Members
  • 119 ارسال

ارسالی 03 July 2013 - 01:57 AM

عقیده منظور یک هدف بود
و ایمان خواست قلبی برای رسیدن به این هدف

خب چه چیزی کم داشتند؟

دستت درد نکنه برادر...
من همش فک می کردم اینا یکین
و اما چی کم داشتن؟
اول ضعف فرماندهی....اونم تو بالترین رده ها....یعنی دقیقا تو بالا ترین رده
فکر کنم دیگه ضعف شخص هیتلر برات واضح باشه...
دوم اینکه ضعف تکنولوژی به طور خفیف داشتن...البته این ضعف اونقدر نبود که باعث شکست بشه...ولی خوب برتری تکنولوژی هم نبود...
یه موردی دیگه هم که هست اینه که موارد تولیدی بخصوص بعد از 1942 با نیاز ها هم خوانی نداشت...
ساختن تانکهای فوق سنگین برای نبردی مثله کورسک
حذف برترین فیلد مارشال و جایگذینی با افراد نا لایق
مثلا:حذف بوک یا فون لییب جابجایی روندشتنت (3فیلد مارشال بزرگ نازی) یعنی مثلا از 12-13 ژنرالی که تو شروع عملیات بارباروسا بودن تا زمان عملیات آبی یا زمان نبرد استالین گراد فقط 4-5 نفر پست حیاتی داشتند....
نازک شدن وحشتناک خطوط دفاعی....مخصوصا بعد از حملات 1942...و فاجعه زمستان 1942...
تاثیر این قضیه وحشتناک بالا بود...فقط مقایسه نتایج عملیات های اورانوس و مارس که تو یک زمان انجام شدن می تونه اینو بتون نشون بده...
نداشتن استراتژی واضح برای نبرد...
مثلا در سال 1942 قسمت زیادی از توان آلمان ها صرف گرفتن سواستوپول شد...در حالی که این منطقه جایی تو نقشه های اولیه آلمان ها نداشت...
و....موارد خیلی زیادن...اگه بخواید رو تک تکشون میشه با دلیل بحث کرد
  • 1

#15 OFFLINE   nepton

nepton

    Master Sergeant

  • Members
  • 785 ارسال
  • کاش جایی داشتم

ارسالی 03 July 2013 - 11:22 AM

بسیار عالی بود. بعد از مدتها یه مطلب خیلی عالی خوندم.
  • 0


0 کاربر در حال بازدید از این انجمن است

0 عضو, 0 مهمان, 0 کاربر مخفی



آدرس پستی سایت:Admin@Military.ir


وب سایت میلیتاری در چارچوب قوانین کشور ایران فعالیت کرده و در ( ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی ) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به آدرس www.samandehi.ir به ثبت رسیده است.

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت میلیتاری هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.