IRINavy

سایت سوباشی، کینه هشت ساله صدام و نیروی هوایی عراق - (فیلم مستند)

امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

تشکر از شما بسیار عالی بود مثل همیشه دست اول البته کمتر از این هم از شما انتظار نمیره!

متاسفانه این واقعه موقعی اتفاق افتاد که فرصتی برای انتقام نبود

این سایت توسط میراژ اف-1 و بوسیله موشک KH-29L مورد اصابت قرار گرفت که متاسفانه تعدادی از خبره ترین افسران رادار کشور در این حادثه به شهادت رسیدن و مهری ننگین دیگری در کارنامه حزب بعث کوبیده شد.
  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

با تشکر از جناب IRINavy گرامی :rose:

(مانند اتفاقی که در قرارگاه گرگ هیتلر رخ داد و موج انفجار او را به بیرون پرتاب کرد و زنده ماند)



ربطی به تاپیک نداره و انحراف است اما با عرض معذرت باید عرض کنم که خیر! اینطور نبوده و دلیل زنده ماندن هیتلر چیز های دیگری بود! اگر خواستید در پیام خصوصی عرض میکنم!

  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به علت اتمام مثبت برای امروز، از این طریق ازتون تشکر می کنم. بسیار جالب و ناب بود.
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

متاسفانه هنوز که هنوزه وضعیت پدافند ما زیاد پیشرفت چشمگیری نکرده البته ارتقا های داده شده رو نیز نمیشه رد کرد اما در حد مطلوبی هم نبوده
درضمن ... به این نقشه که در زیر مشاهده میکنید اسکوپ نمیگند ! رادار هم نمیگند ! اسم این سامانه سامانه ی plotting board هست
که در آن میشود تعداد زیادی هواپیما اعم از خودی و غیر خودی رو ثبت کرد و هر چند ثانیه 1 بار این صفحه refresh میشود و اطلاعاتی نظیر
سمت هدف / ارتفاع هدف و مسیری که در حال پرواز هست رو sort میکنه برای سامانه های پدافند موشکی
ScSh04.JPG

 

  • Upvote 2

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
با تشکر از لطف همه دوستان و سروران :rose: :rose: :rose:
جناب ای ام پی، با اجازتون من هم چند نکته به مطلب واقعا مفیدتون اضافه میکنم و متشکرم که به غنای تاپیک کمک کردید. :rose:
[quote name='EMP' timestamp='1374733474' post='323852']
سایت سوباشی در ارتفاع 8888 پا قرار دارد و بیشتر سال دمای پایینی دارد. در نزدیکی سایت یک آبگیر عمیق خطرناک برای شنا وجود دارد که نام سایت از نام آن گرفته شده است.
[/quote]
سایتهای رادار مادر در کشور ما اغلب در ارتفاع بین 2500 تا 2700 متر از سطح دریا قرار دارند که معادل همانیست که شما فرمودید. علت اینکه پایینتر نیستند خب تاحدودی معلومه ولی چرا بالاتر نداریم، برای من سواله؟ شاید امکان دسترسی و شرایط آب و هوایی مناسب نیست یا شاید علت دیگه!
البته در نزدیکی همان آبگیر روستایی هم به نام سوباشی داریم.
[quote]
با توجه به روش دفاعی ایران و تعداد بسیار کم هواپیماهای CAP که در سال 1367 داشتیم ومعمولا در این سایت در هر لحظه کمتر از 4 نفر در اتاق عملیات بودند و شیفتها هم 24 ساعت کار 48 ساعت استراحت بود. چیزی شبیه به یگان پاسدار پادگانها که استمرار این مدل کارکرد بسیار خرد کننده اعصاب و روان پرسنل بود و هست. حالا در زمان بمباران چرا بهترین پرسنل پدافند آنجا جمع شده بودند و هر کس که در پایگاه سوم شکاری بود را به سایت فراخوانده بودند دلیل خود را دارد که ....
[/quote]
در سایت همواره دو شیفت حضور داشتند. تعداد نرمال نفرات در اتاق عملیات هم 9 نفر بوده که حداقل آن در ساعتی که خطری نیست 4 نفره. هنوز هم این قاعده 4 نفر رعایت میشه، این 4 نفر هم وظیفه مراقبت هوایی و هم کنترل تردد هواپیماهای تجاری رو بعهده دارن.
در اون روز خاص که همزمان با عملیات مرصاد و تلاش گسترده نیرو هوایی عراق برای نفوذ به آسمان منطقه غرب کشور بوده، هر دو شیفت در سایت حضور داشتند به اضافه فرمانده سایت که جمعا می شدند 19 نفر که همگی به شهادت میرسن. نکته هم همینجاست که هیچکس حاضر نمیشه اتاق عملیات رو ترک کنه در حالیکه همه میدونستن چه خبره و چه سرنوشتی خواهند داشت، اما اگر اتاق عملیات رها میشد، آسمان غرب جولانگاه بعثی ها میشد.
[quote]
محل شغلی افسر فایترکنترلری که در این سایت شیفت میداد به دلیل اهمیت آن از حفاظت از 75% جمعیت ایران، [b]سرلشکری بو[/b]د و احتمالا هنوز هم هست. اما حقوقی که دریافت می کردند معادل همان درجه روی شانه اشان اگر در تهران کار اداری انجام بدهد بود (حدود ماهی 7000 تومان برای یک سروان و 6000 تومان برای یک ستوان دوم) به همین دلیل خیلی از افسران پدافند که از ثروت پدری محروم بودند قادر به تشکیل خانواده هم نبودند.
[/quote]
جناب ای ام پی جسارت بنده رو ببخشید اما این قضیه درجه سرلشگری رو من ابتدا باور نکردم به دلایلی که عرض خواهم کرد اما باز پرس و جو کردم و کسی تایید نکرد!
دلیل هم اینه که در آن زمان فرماندهی پدافند هوایی که از زیر مجموعه های نیروهوایی بود، دارای محل شغل سرلشگری بود پس چطور فرمانده سایت میتوانست دارای این محل شغل باشد. حتی اگر دلیلی که شما فرمودید یعنی اهمیت حفاظت از هفتاد و پنج درصد جمعیت رو هم بپذیریم، این محل شغلی باید به فرمانده گروه پدافند هوایی همدان داده میشد که علاوه بر مسئولیت سایت سوباشی، مسولیت سایتهای راداری دیگه و همچنین موشکی و توپخانه ای رو هم بعهده داشته. پس این مسئله نمی تونه صحیح باشه.
فرمانده فعلی سایت رو هم که بنده در اون سفر ملاقات کردم (از نخبگان کنترل شکاری ایران بودند و از برندگان و برگزیدگان مسابقات رهگیری هوایی). درجه سرگردی داشت و این یعنی نهایتا محل شغلی اونجا سرتیپ دومی است. (سه درجه بالاتر)
[quote]
اتاق عملیات سایت یک کانکس موقت بود که آمریکایی ها نصب کرده بودند تا ببینند که محل سایت از نظر پوشش بهینه هست یا خیر. شیفت دادن دراین کانکس در دمای 45 درجه زیر صفر زمستان سوباشی یک نبرد با طبیعت بود. حتی حاضر شدن در محل شیفت بسیار مشکل و پر مخاطره بود زیرا جاده ماشین رو به سمت سایت در زمستان کاملا بسته می شد و بارها می شد که یک افسر به جای 24 ساعت 72 ساعت شیفت بدهد. حتی تعویض شیفت با هلی کوپتر هم به دلیل نبود دید بسیار کار مشکلی بود و در یک مورد خلبانی که حاضر شده بود با دید 0 بر سوباشی فرود آید به دلیل برخورد با توده برف و امداد غیبی توانسته بود جان خود و پرسنل شیفت جدید را نجات بدهد. در کوهپایه این سایت هم به تعداد بسیار فراوان گرگ وجود داشت و اگر پرسنل قاطی می کردند و قصد پایین آمدن از کوه را در دمای 40 درجه زیر صفر می کردند، باید علاوه بر تله های برفی موجود در چنین ارتفاعی با گرگهای گرسنه نیز مواجه می شدند. غذایی که به پرسنل داده می شد معمولا آب گوشتی بسیار بد بو و بد مزه بود که آن را دور می ریختند و نان خشک می خوردند. جالب است که این آبگوشت بسیار مورد توجه گرگها بود و می رفتند به توده های یخ زده آن در دره لیس می زدند. در این ارتفاع بادی می وزید که تعویض شیفت سربازان نگهبان و کارکرد پاس بخش را کاملا مختل می کرد و باید بارها به محل نگهبانها سر می زدی تا خیالت راحت باشد که جوان مردم نخوابیده و یخ نزده باشند. در فاصله اتاق افسر نگهبان تا اتاقک سربازهای نگهبان هم باید مسلح حرکت می کردی چون معلوم نبود که با گرگهای گرسنه روبرو می شوی یا نه.
[/quote]
بله مهمترین مشکل تمامی سایتهای رادار مسئله زمستان و برف و کولاک شدیده. واسه همین در زمستان اغلب یه گروه راهداری با تجهیزات برف روبی در محل حضور دارن که حتی بعضی مواقع از اونها هم کاری بر نمی آد!
یک مشکل دیگه سوباشی هم بادهای فوق العاده شدیدیست که اغلب اونجا میاد. بنده خودم شدیدترین بادی که در عمرم دیدم اونجا بود؛ به حدی که دریک جا یادم هست خودروی ما که حداقل سه تن وزن داشت، چنان تکانی خورد که همه ما به خیال اینکه الان باد ماشین رو به دره میندازه ناخودآگاه پیاده شدیم!!!
[quote]
فیلمی که شما معمولا در تلویزیون یا فیلمهای سینمایی از اسکوپهای رادار [b](که پرسنل پشت انها نشسته اند)[/b] و اون تابلوی شیشه ای (پلاتینگ برد) [b]که پرسنل بر روی آن با گریس پنسیل برعکس نویسی[/b] می کنند می بینید، در واقع مربوط به اتاق آموزش رسته فایتر کنترلر در پادگان دوشان تپه در جنب ستاد نیروی هوایی در تهران است و اتاق عملیات واقعی و اون تابلو شیشه ای خیلی بزرگتر بوده و اسکوپهای بیشتری دارند.
[/quote]
امروزه این پلاتینگ بردها دیگه منسوخ شده اند و جاشون رو به نمایشگرهای بسیار بزرگ دادن و کاملا بصورت رایانه ای و دیجیتال هستند. به طوری که بصورت آنلاین تمامی دیتاها برای همه افسران قابل نمایش است.
[quote]
این گونه سایتها برای این طراحی شده بود که بتوان همزمان صدها هواپیمای خودی را کنترل کرد اما با توجه به توان نیروی هوایی در سال 67 و اینکه کسی نمی دانست جنگ چند سال دیگر ادامه خواهد داشت در پرواز هواپیماها به شدت دقت می شد و بیشتر اسکوپها خالی بود و نیازی به افسر فایتر کنترلر نداشت.
در بازدیدی که یکی از علمای بزرگ از سایت داشتند، بعد از دیدن اوضاع سایت ایشان 15 میلیون تومان پول در اختیار نیروی هوایی گذاشتند تا دور تا دور اتاق عملیات یک دیوار بتونی به قطر یک متر کشیده شود و در جنب آن یک اتاق استراحت امن ولی کوچک نیز ساخته شود. بعد از این کمک وضع شیفت کمی بهتر شد ولی کماکان کل سقف همان سقف کانکس پوسیده قبلی بود. علت این بود که بعد از انقلاب واحد رکن دوم ارتش به کل منهدم شده بود و در ساخت مجدد آن هم اقدام درستی نشده بود و کل اطلاعات ما از نیروی هوایی عراق بر می گشت به بازجویی افسران خلبان عراقی که یا چیزی نمی دانستند یا نم پس نمی دادند یا اینکه خیلی گنده گویی می کردند. بنابراین نیروی هوایی از رفتار عراق و اطلاعاتی که داشت تصور می کرد که "نیروی هوایی عراق فاقد توان حمله به هدف نقطه ای است" اما پرسنل پدافند می دانستند که عراقی که با بمب مخصوص ضد بتون مغز راکتور اتمی آلمانی بوشهر را می زند و سوراخ می کند و یا سایت بوشهر را به راحتی می زند، حتما می تواند سایت سوباشی را هم بزند. تنها تعجب پرسنل این بود که چرا هنوز زنده هستند!؟ و سایت بمباران موثری نشده است. با این حال هیچ سایت پدافند موشکی موثری در نزدیکی سوباشی موضع دفاعی نگرفت و.... .(شاید نقاط مهمتری برای استفاده از معدود سایتهای موشکی وجود داشته است)
فقط دور تا دور اتاق عملیات دیوار کشیده شد.
[/quote]
منظورتون رو از اینکه رکن دوم ارتش به کل منهدم شده بود نفهمیدم.
اما همواره در طول جنگ سایتهای اطلاعاتی نیروهوایی (فاشا) فعال بودند و به جمع آوری اطلاعات می پرداختند و اتفاقا اطلاعات گرانبهایی هم بعضا به دست می آمد.
[quote]
به هر حال پرسنل همیشه مظلوم پدافند را در آن دوران حتی سوار اتوبوس نمی کردند. خودشان باید برای ترابری خودشان فکری می کردند و از حقوق ناچیز خود خرج این موارد را هم می پرداختند. یادم میآید که یکی از اینها می خواست بلیط تهران همدان بگیرد ، می گفتند نداریم فقط به رزمندگان می دهیم وقتی ایشان گفت که محل خدمت جنگی من همدان است، مسئول ترمینال گفت جوجه سروان چرا دروغ می گی همدان جبهه نیست!!!!! بعضی ها هم که از کرمانشاه باید به همدان می آمدند وقتی که کرمانشاه بمباران شده بود، مردم اینها را سوار نمی کردند و می گفتند شما تهرانی ها از ما دفاع نمی کنید!!! (حالا طفلکی بچه غرب بود)

حالا ما انتظار داریم چند تا افسری که ساده ترین مشکلات معیشتی و درمانی آنها حل نشده با چند تا وسیله قدیمی آسمان ایران را در مقابل ابر قدرتها ایمن بکنند و اگر نتوانند انتظار داریم که دادگاهی بشوند. در بین همین شهدای سوباشی تعدادی از بهترین فایترکنترلرهای خاورمیانه و بلکه جهان وجود داشت که به دلیل آنکه دستور شلیک موشک داده بودند وموشک به هدف نخورده بود یا اینکه در نبرد یک هواپیما با 25 شکاری دشمن آن یک هواپیما را از دست داده بودند، برایشان پرونده درست شده بود.
..... این آخری حتی می گفتند اگر موشک به هدف نخورد باید پولش را خودتان بدهید و ...... . البته تشویقهایی هم می شدند مثلا اگر موفق به شکار میراژ می شدند یک سکه بهار آزادی به آنها می دادند. حالا مقایسه کنید با پرسنل مراقبت پرواز اسپانیا (کشوری فلک زده) که بدون داشتن استرسی معادل یا قابل مقایسه با فایتر کنترلرها، درآمد سالانه 300 هزار یورو دارند و تازه مرتب به دلیل سختی شغل و حقوق کم اعتصاب می کنند و بعضی از کوریدور های اروپا بسته می شود.
[/quote]
حرف دل ما رو زدی برادر، واقعا کارشون از بقیه سختتر و پراسترستره و حتی در زمان صلح هم ادامه داره وهیچگاه تعطیلی بردار نیست.
محل خدمتشون هم که هرچی نوک قله و جای صعب العبور و برهوته، هست. دور از خانواده و با کمترین امکانات.
خطرات فراوانی هم داره، از حمله هوایی بگیر تا همین معضلات امواج رادار که دائما با اون سروکار دارن و غیره.
حمایت چندانی هم نمیشن، بین مردم هم چندان خودشون و کارشون شناخته شده نیست. اغلب فکر میکنن یه عده (عرض میخوام اینو میگم) مفت خور توی یه جای گرم و نرم نشستن و تخمه میشکونن! (اینو که میگم بسیار شنیده شده متاسفانه!)
خلاصه اینکه از خودشون شنیدم که قدیما و زمان جنگ بهشون میگفتن [b]بسیجیان نیروهوایی[/b]! به خاطر همین مسائل بوده.

یاعلی
  • Upvote 6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
درود به جناب IRINAVY
از لطف شما سپاسگذارم.
در پاسخ شما باید موارد کوچکی را عرض کنم تا موضوع روشن تر بشه.
اولا اطلاعات من از پدافند بر میگردد به زمان جنگ و بعد از آن دیگر خبری ندارم اما چون در فیلم ها مرتب افرادی را نشان می دهند که با گریس پنسیل دارند بر روی پلاتینگ برد برعکس نویسی می کنند، خواستم برای بیننده این فیلمها روشن بشود که موضوع این برعکس نوشتنها چیست.
البته اطلاعات من خیلی قدیمی و به درد نخور است و حتما شما درست تر می گوئید اما تا جایی که من میدونستم بعد از انقلاب خیلی از رکن دومی ها را بی کار کردند زیرا تصور می شد اینها شاخه ساواک هستند در ارتش و ... وظیفه اصلی رکن دوم داشتن اطلاعات از درون خاک دشمن به وسیله عوامل ویژه بوده و وظیفه گروه اطلاعات و شناسایی (گاشا که الان احتمالا چون ارتقا پیدا کرده شده "فاشا") که شما فرمودید بهره برداری از سیستمهای الینت و ... بود و هرچند ممکن است که گاشا زیر مجموعه رکن دوم بوده ولی کاراصلی رکن دوم بدست آوردن اطلاعات و جزئیات از طریق رابطهای درون خاک دشمن بوده بقیه روشهای جمع آوری داده (مثلا الینت(10 سال پیش نرم افزار یک سیستم الینت را در یک شرکت خصوصی بهینه کردم تا به سرعت مناسب برسد)) فقط در مسیر ارزیابی اطلاعات دریافتی از درون خاک دشمن بوده است. پرسنل گاشا کار مهمی که برای سوباشی می کردند این بود که تعداد هواپیما ها را و نوع آنها را به سایت گزارش می کردند و این برای انتخاب روش درگیری و قرمز کردن مناطق مورد هدف احتمالی برای سایتی که از رادار قدیمی استفاده می کرد و توده هواپیما ها را فقط در یک بلیپ پر رنگ می دید بسیار حیاتی بود. اما پرسنل گاشا نمی توانستند که بگویند هواپیما چه شماره دمی دارد و این شماره دم در حال حمل چه سلاحی است و برای چه هدفی که این وظیفه رکن دوم باید می بود.
یک سایت گاشا هم در ایلام بود که خیلی قبل از سوباشی به شدت بمباران شد و خساراتی به مراتب بیشتر از سوباشی دریافت کرد. در واقع این سایت مثل ناوچه سهند مقاومت کرد و توپهای پدافند آن تا آخرین لحظه به دشمن شلیک کردند بر خلاف سوباشی که یک ضربه دقیق و تکنیکی توسط بمب هوشمند دریافت کرد توسط چندین فروند هواپیما به شدت کوبیده شد(اینجا اهمیت و قدرت رکن دوم عراق مشخص می شود). البته پرسنل گاشا از پدافند هم مظلوم تر بودند زیرا هنوز نامی از آنها برده نمی شود. در واقع اگر پدافندی ها بسیجی بودند سربازان گمنام که می گویند همین گاشا ایها بودند.
یکی از عزیزانم از بازماندگان همان سایت سوباشی است. ایشان در تمام طول جنگ یا در سایت موقت روی اسکله بندر امام بود یا در سوباشی. وقتی که در سوباشی بود، معمولا شیفت را که تحویل می داد مستقیم به تهران می آمد زیرا در همدان امکان زندگی نداشت (یک اتاقی در یکی از هتل H های متروکه پایگاه سوم به ایشون داده بودند بدون هیچ امکان حیات و دریغ از یک لامپ قابل روشن شدن در کل H به آن عظمت) برای همین وقتی از سایت با پایگاه تماس گرفتند و همه را فراخوان کردند ایشان در تهران بوده وگرنه ایشان هم شهید می شد. اکثر کسانی که شهید شدند از دوستان نزدیکش بودند و ضربه روحی که ایشان دریافت کرد شدید بود. ایشان یکی دو سال بعد از نیرو خارج شد و 10 سال طول کشید تا دوباره بتواند در یک جایی کار بکنند. از خاطرات شیفت قبل از بمباران می گوید که ما یک F-4 داشتیم و یک F-14 و عراقی ها با بیش از 100 فروند در آسمان از منافقین پشتیبانی می کردند. ایشان میگفت که F-14 هدف چندین موشک از چندین سمت قرار گرفت که فقط یکی از موشکها که عمل نکرد باعث شد رادوم به کل کنده شود ولی خلبان با مهارت توانست به پایگاه بازگردد. پایگاه سوم را هم با بمب خوشه ای بمباران کردند که سطح باند پر شده بود از بمبهای عمل نکرده و سربازان وظیفه با شجاعتی خود جوش بمبها را با دست از روی باند جمع کردند!!!!!!! خلبانها نیز به سرعت به پرواز درآمدند تا بمباران پایگاه را تلافی بکنند.
جالب است که بدانید حتی واحد های نیروی زمینی که در سرپل ذهاب و قصر شیرین توسط عراقی ها منهدم می شدند و ارتباطشان با نیروی زمینی قطع شده بود با سوباشی در ارتباط بودند!!! و یک درجه داری در سرپل ذهاب که تا آخرین لحظه در حال مقاومت بود پشت همین بی سیم از طریق بچه های سایت برای خانواده اش پیام خداحافطی فرستاد که در سایت همه را به گریه انداخت.
در مورد محل شغلی باید بگویم این چیزی است که در آن زمان به پرسنل ابلاغ شده بود. می دانید که قبل از انقلاب خیلی وقتها سرتیپ ها و سرلشکرها (مانند نادر جهانبانی) کماکان پرواز می کردند (شاید اطلاع محل شغلی قدیمی بوده(درجه سرتیپ دومی هم اختراع بعد از جنگ است)) و در زمان جنگ هم بسیاری از سرهنگ های عالی رتبه (مثل سپید موی آذر و ...) عملیات انجام می دادند که باید وقتی در آسمان قرار می گرفتند مطلقا از دستورات افسر فایتر کنترلر پیروی بی چون و چرا می کردند که این محل شغلی را قابل توجیه می کند صرفنظر از اینکه افسر سایت عملا فرمانده پدافند 75% کشور است زیر اوست که تعیین می کند چه کسی به چه چیزی شلیک بکند و آن فرماندهی پدافند منطقه ای که شما می فرمایید در صدور فرمان تیر اندازی کاری نمی تواند انچام بدهد مگر اینکه در سایت باشد و به نظرم بیشتر وظیفه پشتیبانی و مدیریتی دارد. به هر حال این چیزی بود که به پرسنل گفته شده بود و بنده مدرک کتبی ندارم. اما در کل قضیه فرقی نمی کند چه سرهنگی چه سرتیپ دومی چه سرلشکری هرچه بود حقوق و مزایای پرسنلی که روزانه و برای تمام عمر خدمتی باید جان خود را ریسک بکنند و با انواع دشمنهای طبیعی و مصنوعی و خطرات ناشی از فرکانسهای مضر بجنگند آنقدر کم بود که اکثرا بعد از تحویل شیفت کارهای جنبی می کردند.(که غم انگیز است) [b]یک افسر باید در شان یک افسر بتواند خرچ بکند[/b] یک درجه دار هرگز نباید کمبود مالی را احساس بکند اما در عمل در حد یک کارگر ساده هم نبودند. خیلی که روی ماشینهای دیگران رانندگی می کردند(حالا از همیت قسمتی آنها چه باقی می ماند خدا می داند). اما یکی از این کارهای جنبی داستان جالبی دارد:
یکی از با تجربه ها و افسران ماهر سایت که اهل خراسان بود و فکر کنم شهید هم شده باشند(روحشان شاد)، می رفت به روستای خود و از آنجا مار می گرفت داخل گونی می گذاشت به تهران می رفت و دانه ای 200 تومان به انستیتو پاستور می فروخت (البته قیمت مار 500 بود ولی بیش از 200 به ایشان نمی دادند!!) چند وقت بعد از ستاد نیروی هوایی ایشان را احضار کردند و طفلکی فکر کرده بود که دوباره پرونده دادگاه نظامی اش در مورد خطا رفتن یکی از موشکها یا از دست رفتن یکی از هواپیما ها فعال شده. وقتی به ستاد می رود ایشان را به انستیتو پاستور دلالت می دهند و در آنجا یک دکتری به ایشان می گوید این مار را شما گرفته اید؟ می گوید بله. دکتر می گوید که از کجا؟ می گوید از زیر یک سنگ در نزدیکی روستای خودمان. دکتر می گوید این مار نا شناخته است و برای اولین بار است که در جهان کشف شده و برابر گزارش یک انجمن سم شناسی در فرانسه، سم آن 70 برابر از سمی ترین مار کشف شده در خشکی، سمی تر است. به این گونه بود که چند ماه قبل از بمباران سایت ایشان کار دوم خود را هم به کل کنار گذاشت. حالا اگر جای دیگری بود حداقل یک پاداش افسانه ای به ایشان می دادند (این نوع سم بی نهایت گرانبها است برای مثال یک گرم سم مار کبرای 60 سانتی خوزستان که نا شناخته هم نیست 60000 دلار قیمت دارد) ولی آن دکتر انستیتو پاستور فقط می خواست که اقلیم زیست مار را مجانی مشخص بکند.
در مورد مظلومیت پدافندی ها هرچه بگوییم کم است. من در ابتدا می خواستم کل متن را حذف کنم زیرا می ترسیدم حساسیت ایجاد بکنه ولی بعد از کلی ویرایش آن را باقی گذاشتم زیرا یک نفر باید از این پرسنل محروم پدافند حمایت می کرد. البته من مخالف این هستم که ما از رزمندگان زنده یا شهدا افرادی بسازیم که بی نقص بوده اند مثل فیلم شوق پرواز اما خیلی ها با من مخالفند و شهدا را بی نقص می دانند. در مظلومیت پرسنل فعلی پدافند همین کافی است که برای سفر به مناطق مانور هم با وجود صندلی خالی بلیط هواپیما گیر نمی آورند و اگر آشنایانشان که سابقا در نیرو کار می کرده اند در شرکتهای هوایی نباشند، یک ماموریت رفتنشان هم با دردسرهای فراوان همراه است.
راستی یادم رفت که بگویم که ترافیک هوایی عبوری از ایران به مدد وجود این سایت تسهیل می شود و ایران در گذشته از این راه درآمد درشتی داشته که امروز را نمی دانم اما پرسنل رادار که زحمت فراوانی در این باب می کشند هرگز سهمی از این درآمد ندارند!!! ویرایش شده در توسط EMP
  • Like 1
  • Upvote 11

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

امروز سالگرد این حادثه تلخ است. یادشان گرامی

 

normal_so5.jpg

 

عکس با کیفت اصلی 2.93 مگابایت

http://uupload.ir/files/s1sl_s5.jpg

 

  • Upvote 8

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      بسم ا...
       
      گسیل پدافند هوایی مدرن باور-373 به سوریه/ ایران اجازه زدن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسراییلی را در آسمان سوریه دریافت کرده است
       
       
      منابع اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می گویند، ارتش روسیه اجازه هدف قرار دادن بدون هشدار قبلی هواپیماهای اسرائیلی را در سرتاسر آسمان سوریه به ایران داده است.
       

       
      سفررییس ستاد کل نیروهای مسلح به سوریه
       
       
    • توسط hans
      موشک ضد زره صاعقه 2

      دوستان امیدوارم تکراری نباشد من جستجو کردم چیزی پیدا نکردم.
      موشک ضد زره صاعقه 2 بهینه سازی شده ی موشک ضد زره دراگون امریکایی است که توسط مهندسین و متخصصین صنایع دفاع مهندسی معکوس و بهینه شده است و توسط نیروی زمینی ارتش مورد استفاده قرار می گیرد.این موشک از نظر برد بهینه سازی شده است به طوری که برد نهایی دراگون امریکایی 500 متر است ولی برد موشک صاعقه 1000 تا 1090 متر بهینه شده است,همچنین سر جنگیه ان سنگین تر و نافذتر شده است.در اصل باید گفت این موشک مهندسی معکوس شده موشک سوپر دراگون است که اوایل دهه ی 90 بهینه شده بود.

      توضیحی مختصر در باره ی دراگون امریکایی
      این موشک ضد تانک هدایت شونده توسط کمپانی مک دانل داگلاس در امریکا ساخته شده است.سیستم هدایت موشک شامل سیستم دید در شب و سیستم گرما یاب که بر روی لانچر پرتاب نصب شده . همچنین این لانچر مجهز به یک دو پایه و یک باتری میباشد.این موشک قابل شلیک توسط یک نفر است و هدایت ان سیمی است.در دهه ی 90 سوپر دراگون 1 ساخته شد و پس از ان سوپر دراگون 2 که نسبت به نمونه ی اولیه خیلی کارامدتر و توانایی بیشتری دارد.


      دراگون امریکایی

      دراگون امریکایی


      spike-360
      Hans
    • توسط EBRAHIM
      از سال 1986 گزارشهاي دريافتي از ايران حاکي از برنامه توسعه و پيشرفت موشک بالستيکي ميان بردي بود که نامهاي مختلفي از قبيل Shahab 3،Shihab 3،Shehob 3 و يا Zelzal براي آن برگزيده شده بود.در سال 1993 ايران و کره شمالي همکاريهاي بسيار نزديکي را در جهت برنامه توسعه و پيشرفت موشکهاي سوخت مايع يک مرحله اي No-dong 1 و No-dong 2 آغاز کردند و احتمالا در همان زمان پاکستان نيز براي توسعه و پيشرفت موشکهاي Ghauri1/2 خود به اين برنامه ملحق شد. طراحي موشک No-dong کره شمالي بر اساس تکنولوژي ساخت موشک روسي SCUD B بنا نهاده شده بود که بعدها نيز امتياز ساخت موشکهاي SCUD B و SCUD C را نيز در اختيار کره شمالي قرار داد و آنها نيز نسخه بعدي آن را به ايران فروختند.

      موشکهاي No-dong و شهاب ٣ که به نظر مي‌آيد طراحي آنها بر اساس موشکهاي SCUD مدل B و C باشد شايد تنها در مقياس (کوچکتر يا بزرگتر بودن) تفاوت اندکي با هم داشته باشند.

      گزارشهاي ارسالي از ايران حاکي از آن است که ايران در حال بررسي خريد امتياز موشک شهاب No-dong کره شمالي و مجموع 150 فروند از اين موشکها مي‌باشد. همچنين ايران در نظر دارد که تمامي مراحل آزمايش برد و پرتاب اين نوع موشکها را در داخل خاک ايران انجام دهد،زيرا کره شمالي با شرايط سختي براي اين آزمايشها از قبيل :عدم صدور مجوز براي پرواز اين موشکها بر فراز خاک ژاپن از سوي اين کشور و فشار وارده از سوي چند کشور جهان از جمله آمريکا به کره شمالي براي ترک سريع برنامه‌هاي موشکي ايران روبه رو است .

      در سال 1997 ايران مشغول انجام آزمايش و تست هفت موتور براي توسعه ي برنامه هاي موشکي خود بود که اين موشک شهاب ٣ ناميده ميشد. منابع خبري معتقدند که کره شمالي در فاصله سالهاي 1994 تا 1995 تعداد اندکي موشک احتمالا 5 تا 12 فروند No-dong به همراه 4 خودروي مخصوص حمل موشک به ايران تحويل داده است و اين تحويل‌ها به علت فشار چندين کشور به کره از جمله آمريکا متوقف شد و بار ديگر از سال 1997 از سر گرفته شد. آنچه به نظر مي‌رسد اين است که توسعه و ظهور موشک شهاب ٣ ابتدا با مجوز صنايع هوافضاي ايران ودر نهايت مجلس به انجام رسيد و وظيفه آزمايش و نگهداري و عملياتي نگاه داشتن آن به صنايع موشکي همت در تهران سپرده شد که اين مرکز با در اختيار داشتن موتورهاي موشک و تانکرهاي سوخت ساخته شده در يک مرکز بزرگ و وسيع زير زميني واقع در خوجان به خوبي از انجام ماموريت محوله برآمده است.
      ======================================================


      در آوريل 1998 برنامه پرواز آزمايشي موشک بالستيکي ميان برد خود را که نام Ghauri 1 يا Hatef برآن نهاده شده بود به اجرا گذاشت که به نظر مي‌رسيد بسيار شبيه موشکهاي شهاب ٣ ايران و No-dong کره شمالي باشد که در نهايت باعث امضاي توافقنامه اي مشترک براي ساخت کمپاني‌اي واحد جهت برنامه‌هاي موشکي ميان سه کشور مزبور شد. به نظر مي‌رسد که تکنولوژي ساخت موشکهاي No-dong 1 و No-dong 2 از کره شمالي به ايران و پاکستان فرستاده شده است و به همين دليل موشکهاي شهاب ٣ و Ghauri 1 يا Hatef 5 بسيار به هم شبيه هستند. اولين برنامه پرواز آزمايشي موشک شهاب ٣ در ژولاي 1998 انجام شد دو فروند از اين نوع موشک نيز در سپتامبر 1998 به نمايش عمومي در آمد. يک منبع وابسته به منابع اسرائيلي گزارش کرد که ايران در حال ساخت و توسعه يک کلاهک هسته اي براي موشک شهاب ٣ مي‌باشد ، اما اين گزارشات از سوي مقامات ايراني تائيد نشده است. در سپتامبر 2000 يک موشک شهاب 3 مدل D آزمايش شد که ايرانيها عنوان کردند که از آن به عنوان نخستين وسيله پرتاب ماهواره در ايران استفاده خواهند کرد. اين موضوع نشان مي دهد که موتور استاندارد شهاب ٣ ابتدا يک موتور با سوخت جامد دو مرحله اي بود.

      برد موشك‌هاي نسل جديد «شهاب ۳»، در مقايسه با سري قبلي حدود ۱۰۰ درصد ارتقا پيدا كرده و از ۱۳۰۰ كيلومتر به ۲۵۰۰ كيلومتر افزايش يافته و خطاي هدف‌گيري که در نسل قبلي نسبت به برد آن ۸ در ده‌هزار بوده، در نسل جديد، به ۲ در ده‌هزار كاهش يافته است. نكته ديگر، سيستم اختصاصي ناوبري موشك‌هاي شهاب است كه موجب شده كساني كه ادعا دارند ايران اين موشك ها را از كشورهاي ديگر تهيه كرده است، اما اين سيستم ناوبري و الكترونيكي ساخته شده توسط متخصصان ايراني، جاي شبهه اي را باقي نگذاشته است. اين سيستم علاوه بر آنكه قدرت شناسايي و اصابت به اهداف را به گونه اي بسيار دقيق در اختيار ايران قرار داده است كه علاوه بر اطمينان از برخورد موشك به هدف موردنظر، در صورت خروج از مسير تعيين شده نيز مي تواند آن را تصحيح كرده و درصد اطمينان از برخورد را به نحو چشمگيري افزايش دهد. نكته ديگر در خصوص بهينه سازي استفاده از موشك هاي شهاب، تغيير زاويه شارژ موشك شهاب است كه از اين پس با زاويه صفر با سطح افق مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تغيير موجب مي شود تا فواصل آماده سازي شليك موشك ها كمتر شده و قدرت متحرك سازي شليك ها را افزايش مي دهد تا شليك هايي نامحدود در زمانهاي كوتاه را شاهد باشيم.


      مشخصات:

      عملكرد: موشك بالستيك ميان برد
      سازنده:سازمان هوا و فضاي ايران
      طول:16.58 متر
      وزن:1780 كيلوگرم در مدل اوليه و 2.180 كيلوگرم در مدل هاي بعدي
      قطر: 1.38 متر
      برد: 1300 كيلومتر در مدل اول و 2500 كيلومتر در مدل هاي بعدي
      موتور: موتور تك مرحله اي با سوخت مايع در مدل اوليه و سوخت جامد در مدل بعدي
      وزن پرتاب: 17480 كيلوگرم
      كلاهك:بين 700 تا 1200 كيلوگرم
      دقت: 190m CEP
      زمان ساخت: ۱۹۹۷
      ==============================================================



      =========================
      منبع
    • توسط yavarrr
      موشک نقطه‌زن سپاه 750 کیلومتری شد http://s6.uplod.ir/i/00822/vo2nsl4fkdv2.jpg
        موشک فاتح که به نظر میرسد موشک ذوالفقار از بسیاری جهات شبیه به آن باشد، دقیقترین موشک بالستیک ایرانی با میزان خطای زیر 5 متر است.   این موشک با سوخت جامد می‌تواند اهداف را در فاصله حدود 750 کیلومتری مورد اصابت قرار دهد.   به نظر می‌رسد طول موشک ذوالفقار 8.9 متر، وزن مسلح آن حدود 4هزار کیلوگرم، قطر آن 68 سانتی متر و وزن سرجنگی آن نیز حدود500 کیلوکرم باشد که با سرجنگی بارانی گزینه مناسبی برای هدف قرار دادن مواضع دشمن و نیز باندهای فرودگاهی است.   البته در جریان این دو رژه، سامانه های مهم دیگری هم بعضا برای اولین بار به نمایش درآمدند که در آینده بیشتر از آنها خواهیم گفت.  
       
       
      http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950631000684#relatedVideoPane
       
      http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/09/21/alalam_636100525480727839_25f_4x3.jpg
      http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/09/21/alalam_636100525481327899_25f_4x3.jpg
      http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/09/21/alalam_636100525483298096_25f_4x3.jpg
      http://i.alalam.ir/news/Image/original/2016/09/21/alalam_636100525483868153_25f_4x3.jpg
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.