Recommended Posts

تصویر

يك مقام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي:

هيچ فعاليت ممنوع هسته‌اي در ايران وجود ندارد

خبرگزاري فارس: مدير امور آسيا و اقيانوسيه برنامه همكاري فني آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تأكيد كرد: بازرسان آژانس تا كنون به هيچ نشانه‌اي كه حاكي از فعاليت‌هاي ممنوع هسته‌اي يا برنامه محرمانه براي ساخت سلاح هسته‌اي در ايران باشد دست نيافته‌اند.


به گزارش خبرگزاري فارس، "ماناسا پيتر ساليما" با تأكيد بر صلح‌آميز بودن برنامه هسته‌اي ايران، گفت: مسؤولان در شوراي حكام آژانس نسبت به مسائل جاري و تحولاتي كه براي اطمينان‌يابي از به‌كارگيري انرژي هسته‌اي براي اهداف مسالمت‌آميز در ايران در جريان است، بيشتر از ديگران اطلاع و آگاهي دارند.
وي كه در حاشيه نشست اول كميته مقدماتي همايش بين‌المللي بازبيني پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (ان‌پي‌تي) با خبرنگار خبرگزاري رسمي ايتاليا (آكي) گفت‌وگو مي‌كرد، پايبندي ايران به تعهدات خود را مبنايي اساسي براي اعتمادسازي و اطمينان از مسالمت‌آميز بودن برنامه هسته‌اي تهران خواند و افزود: البته نمي‌توان بين غني‌سازي اورانيوم با غناي بالا و به‌كارگيري مسالمت‌آميز آن با به‌كارگيري انرژي هسته‌اي در كاربري نظامي فاصله‌اي قائل شد.
ساليما ابراز عقيده كرد: هنوز مسائلي باقي مانده كه نگراني و ترديد جامعه جهاني را بر انگيخته است.
اين مقام مسؤول آژانس گفت: همكاري آشكار ايران با آژانس براي حل‌وفصل همه مسائل باقي‌مانده و اطمينان‌يابي از مسالمت‌جويانه و توسعه‌اي‌بودن اين برنامه، يك ضرورت است.
وي افزود: من همه آنچه را در گزارش‌هاي "محمد البرادعي" مديركل آژانس به آن اشاره شده تأييد مي‌كنم


فارس نیوز

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center]رئيس مركز تحقيقات استراتژيك ژاپن:

آمريكا براي پاكسازي جهان از سلاح‌هاي هسته‌اي بايد از خود شروع كند

رئيس مركز تحقيقات استراتژيك ژاپن با بيان اينكه آمريكا براي استقرار امنيت در جهان بايد از خود شروع كند، افزود: 11 سپتامبر ثابت كرد كه احتمال دارد سلاح‌هاي هسته‌اي آمريكا در اختيار تروريست‌ها قرار گيرد.


تصویر[/align]

به گزارش خبرنگار سياست خارجي فارس،‌ بعداز ظهر امروز (چهارشنبه) در كنفرانسي خبري در مركز تحقيقات استراتژيك آريا، آنا اوكي تاناكا رئيس مركز تحقيقات استراتژيك ژاپن ضمن اشاره به رويكردهاي كشور متبوعش درخصوص برنامه هسته‌اي ايران و مخالفت‌هاي آمريكا با ايران در اين مسئله، به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت.
رئيس مركز تحقيقات استراتژيك ژاپن در پاسخ به اين سوال كه آيا تقابل غرب براي جلوگيري از فعاليت هسته‌اي ايران، از سر دلسوزي براي دنياست يا مي‌خواهند مانع ايران براي رسيدن به فعاليت هسته‌اي شوند؟ اظهار داشت: در حال حاضر كشور ژاپن 55 نيروگاه اتمي دارد و از سال 1934 غني‌سازي خود را شروع كرده و هر وقت بخواهد آن را كامل كند، به لحاظ فني امكان اين كار را دارد، اما اين كار را نمي‌كند. البته غني‌سازي در كشور ما در سال 1993 به اتمام رسيد ولي آژانس پس از 30 سال بازرسي‌هاي مداوم به ما اطمينان پيدا كرد.
وي با بيان اينكه ژاپن به مدت 30 سال تحت بازرسي‌هاي آژانس قرار داشت، تصريح كرد: البته تمام هزينه‌هاي اين بازرسي‌ها نيز توسط خود ژاپن تامين شد. 30 سال از ماليات كشور ژاپن برداشتند و به بازرسان آژانس پول دادند تا آن‌ها بعد از اين مدت به نتيجه صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي ما برسند.
تاناكا افزود: البته من درخصوص فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران، قبول دارم كه آمريكايي‌ها ذهن آژانس را نسبت به فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران منفي كردند و القا نمودند كه ايران انحراف داشته است.
اين مقام ژاپني همچنين يادآور شد: مي‌دانم كه ايران حق داشتن غني‌سازي را دارد ولي شما بايد تمام اختيارات خود را بر جامعه بين‌المللي بدهيد تا كارهاي خود را در مورد شما انجام دهند. همانطور كه در مورد ژاپن اين كار را كردند.

* نيمي از مردم ژاپن رفتار آژانس را نسبت به فعاليت‌هاي هسته‌اي كشورشان شرم‌آور مي‌دانستند

رئيس مركز تحقيقات استراتژيك ژاپن در پاسخ به سوال خبرنگار فارس مبني بر اينكه آيا نحوه برخورد آژانس با فعاليت هسته‌اي ژاپن به معني تحقير ملت ژاپن نبوده كه بعد از قرباني شدن توسط اين سلاح‌ها، پروژه صلح‌آميز هسته‌اي شما را 30 سال مسدود نمايند، درحالي كه دولتي مثل آمريكا روز به روز به سمت توليد سلاح‌هاي هسته‌اي جديد مي‌رود، اظهار داشت: ما براي هسته‌اي شدن هزينه‌هاي زيادي متحمل شديم. همان زمان كه هزينه‌هاي مالي بازرسان آژانس را به مدت 30 سال مي‌پرداختيم، نيمي از مردم ژاپن اين مسئله را براي دولت ژاپن شرم‌آور مي‌دانستند و مي‌گفتند كه هم بايد از نظر مالي تامينشان كنيم و هم اجازه دهيم ما را به عنوان قربانيان بازرسي كنند.
وي ادامه داد: من هم معتقدم كه جامعه بين‌المللي عادل نيست و هميشه اشتباهات زيادي داشته و دارد اما به نظر من تنها راه اين است كه ما وظيفه خود را فراموش نكنيم و بايد با فراموش كردن اشتباهات جامعه بين‌الملل، چشم خود را به آينده بدوزيم.
تاناكا با بيان اينكه آمريكا براي استقرار صلح و امنيت جهاني، ابتدا بايد از خود شروع كند، اظهار داشت: آمريكا تا زماني كه پاكسازي را از خود شروع نكند، به كشورهاي ديگر نمي‌تواند حرفي بزند. به نظر من رسانه‌هاي بين‌المللي بايد در خصوص قانع نمودن آمريكا به پاكسازي كشورش از سلاح‌هاي هسته‌اي فعاليت گسترده‌اي انجام دهند.
وي با اشاره به ضررهايي كه ژاپن و ديگر كشورها در نتيجه تهديد ايران توسط آمريكا متقبل مي‌شوند، اظهار داشت: اگر در ايران صلح برقرار باشد، اقتصاد ژاپن و هر كشور ديگري در مسير شكوفايي پيش مي‌رود.

* آمريكا بعد از اتفاق هيروشيما و ناكازاكي، در برابر غرور شكسته شده ملت ژاپن واكنش مناسبي نشان نداد

تاناكا با بيان اينكه حمله اتمي به شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي آسيب‌هاي بزرگي به كشور ايران وارد كرد، اظهار داشت: اين مساله براي مردم كشور ما بسيار غم‌انگيز بود اما آمريكا نسبت به اين حادثه تاسف‌بار تاريخي عكس‌العمل‌ خاصي نشان نداد.
وي با بيان اينكه بعد از اين فاجعه اتمي كشورها متوجه شدند كه سلاح‌ هسته‌اي پديده‌اي بسيار خطرناك است،‌اظهار داشت: به نظر من همه كشورها و به خصوص كشورهاي دارنده سلاح‌هاي هسته‌اي موظفند نسبت به قوانين پاكسازي جهان از سلاح‌هاي هسته‌اي احساس مسئوليت كنند و سلاح‌هاي كشتار جمعي خود را نابود نمايند. چرا كه حادثه 11 سپتامبر نشان داد اين سلاح‌ها نمي‌تواند براي كشورها بازدارندگي ايجاد كند و حتي اين خطر وجود دارد كه تروريست‌ها نيز به اين سلاح‌ها دست پيدا كنند و كشورها را مورد حمله قرار دهند.
تاناكا با بيان اينكه كشور ايران در رابطه با گسترش فعاليت‌هاي هسته‌اي اقدامات زيادي انجام داده، تصريح كرد: از طرف ديگر، مقامات آمريكايي به خوبي مي‌دانند كه ايران براي گسترش فعاليت‌هاي هسته‌اي خود محدوديت‌هايي قائل است و نمي‌خواهد آن‌ها را تا حد سلاح‌هاي هسته‌اي گسترده كند.

* ژاپن براي حل مسئله هسته‌اي ايران طرحي آماده كرده است

وي با بيان اينكه ژاپن براي حل مسئله هسته‌اي ايران طرحي آماده كرده، اظهار داشت: البته اين طرح مربوط به همه كشورهايي است كه تمايل دارند از انرژي هسته‌اي بهره ببرند.
رئيس مركز تحقيقات استراتژيك ژاپن با بيان اينكه طبق اين طرح، سازماني در ژاپن با نام سازمان محو سلاح‌هاي هسته‌اي به وجود آمده، خاطرنشان كرد: هدف اول اين سازمان، محو كامل سلاح‌هاي هسته‌اي است و هدف دوم آن نيز فراهم آوردن امكان دستيابي كشورها به فعاليت‌هاي صلح‌آميز اين انرژي است.
تاناكا اظهار داشت: اگر دولت ايران موافقت كند و از اين طرح استقبال نمايد، كشور ما نيز با ايران همفكر مي‌شود و ما مي‌توانيم همكاري‌هاي خود را با هم تحقق ببخشيم. البته اين طرح براي همه كشورهاست و كشورهايي مثل آمريكا، هند و پاكستان كه داراي سلاح‌هاي هسته‌اي هستند، بايد به اين برنامه بپيوندند و اگر نپيوندند برنامه ما محقق نمي‌شود.
رئيس مركز تحقيقات استراتژيك ژاپن در پاسخ به اين سوال كه اين پيشنهاد چه ضمانت اجرايي همراه خود دارد كه همه كشورهاي دارنده سلاح هسته‌اي از آن تبعيت كنند، اظهار داشت: ضمانت خاصي وجود ندارد. كشورهاي هسته‌اي بايد به آن بپيوندند تا جهان را از خطر فجايع هسته‌اي نجات دهند. چرا كه ممكن است مثلاً سلاح‌هاي هسته‌اي آمريكا در حمله‌اي مشابه 11 سپتامبر در اختيار تروريست‌ها قرار بگيرد و همين كشور توسط سلاح‌هاي خودش به تسخير درآيد.
وي با بيان اينكه تنها احتمال دارد آمريكا و روسيه در درجه اول با اين طرح موافقت نكنند، افزود: اين به ضرر آن‌ها و به ضرر جامعه جهاني است.

* كشورم به عنوان عضوي در كمپ آمريكا از قطعنامه ضدايراني احتمالي حمايت مي‌كند

اين مقام ژاپني در پاسخ به اين سوال كه آيا ژاپن در صورت ايجاد يك قطعنامه ضدايراني در برابر آن محالفت مي‌كند، افزود: به هرحال كشور من در كمپ ايالات متحده است و در چارچوب تصميمات اين كشور، تصميم‌گيري مي‌كند.
تاناكا با بيان اينكه چندي قبل با ريچارد هاوس دعوت كننده رئيس جمهور ايران به سخنراني در دانشگاه كلمبيا ديداري داشته است، افزود: هاوس كه زمينه صحبت رئيس جمهور ايران با ملت آمريكا را فراهم كرده بود، بعد از سخنراني، شديداً تحت فشار لابي اسرائيلي قرار گرفت.

تصویر

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
روزنامه کيهان در سرمقاله امروز خود به قلم محمد ايماني به موضوع جوسازيهاي حاميان متهم پرونده جاسوسي هسته اي پرداخت:


حدود 7 ماه پس از تشكيل پرونده و بازداشت آقاي حسين موسويان (عضو سابق تيم مذاكره كننده هسته اي و معاون مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام)، سخنگوي قوه قضائيه روز سه شنبه از تبرئه وي در دادسرا از 2 اتهام جاسوسي و نگهداري اسناد محرمانه خبر داد و تنها اتهام وي را كه از سوي دادسرا رد نشده، «تبليغ عليه نظام» عنوان كرد. وي همچنين اعلام كرد «پرونده در مرحله دادسرا بايد به تأييد دادستان برسد و اگر موافقت نشد و پرونده به دادگاه ارجاع شد، پرونده مجدداً با كيفرخواست در دادگاه بررسي خواهد شد.»



درباره اين پرونده و حواشي آن چند نكته شايسته تأمل است:



1- همان گونه كه از اظهارات سخنگوي قوه قضائيه هم برمي آيد، پرونده هنوز در مرحله بررسي مقدماتي است و بنابراين استفاده از واژه «تبرئه» از لحاظ حقوقي و قانوني نادرست است. در مرحله دادسرا صرفاً قرار مجرميت يا منع تعقيب صادر مي شود و تبرئه مربوط به دادگاه است. بنابراين اگر برخي جريان هاي سياسي از تعبير تبرئه استفاده مي كنند، حاكي از نوعي فرار به جلو و سياست «راه بينداز، جا بينداز» است. نفس همين اقدام شاهدي بر اين مدعاست كه برخي حاميان «متهم» مي كوشند پيش از نهايي شدن پرونده و رفتن به دادگاه، قاضي و محكمه را تحت فشار و مقابل عمل انجام شده قرار دهند.



2- سخنگوي محترم قوه قضائيه سه شنبه (پريروز) در جمع خبرنگاران و در واكنش به اين سؤال كه چرا دادگاه را علني برگزار نمي كنيد، استدلال كرده است «پرونده هاي قضايي و امنيتي كه داراي حساسيت ويژه اي هستند نبايد پيشاپيش در مجامع، مسائل به اين شكل مطرح شود.» اين سخن در جاي خود درست است همچنان كه استدلال سخنگوي مذكور درباره استقلال قاضي. اما اگر چنين است پس چگونه است كه دو روز پيش از انتشار رسمي خبر «تبرئه»(!؟)، برخي روزنامه ها (مثل اعتماد) و سايت ها از تبرئه آقاي موسويان خبر داده بودند. مگر نمي فرمايند پرونده امنيتي و داراي حساسيتي ويژه است. پس اين روزنامه ها و سايت ها، چگونه پيش از اعلام حكم! فضاسازي مي كنند؟ اگر اين حساسيت ويژه را بپذيريم و آن را دليلي منطقي بر غير علني و محرمانه كردن رسيدگي بدانيم، چگونه است كه دو هفته قبل (22آبان86) آقاي محمد عطريانفر عضو مركزيت حزب كارگزاران خبر مي داد «موسويان هيچ مشكلي نداشته و تبرئه شده است». (مصاحبه با روزنامه سرمايه)



همين آقا -كه قطعاً نه دلش براي آقاي موسويان مي سوزد و نه براي آقايان هاشمي رفسنجاني و حسن روحاني و به همراه طيفي ديگر دنبال سوءاستفاده از اختلافها هستند - در مصاحبه با روزنامه انگليسي فايننشال تايمز (13 ارديبهشت 86) اعلام مي كند «متحدان و دوستان موسويان انتظار دارند هاشمي رفسنجاني و حسن روحاني به دفاع از وي برآيند» و جالب اينكه پريروز در گفت وگو با سايت آفتاب- نزديك به برخي عناصر در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع- مدعي مي شود «تبرئه موسويان يكي از موارد افتخارآميز دستگاه قضايي است و نشان داد اين قوه تحت تأثير فشارهاي سياسي جريان هاي راديكال قرار نمي گيرد. ضمن تقدير از اقدام شجاعانه و داوري درست قاضي پرونده بايد از دستگاه اطلاعاتي كشور كه نهاد تخصصي بررسي حوزه اتهامي مربوطه بوده نيز تشكر كرد». همزمان با وي، محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب هم به آفتاب مي گويد «قاضي موسويان مقابل فشارها ايستاد.»



سؤال اينجاست كه بسيج چهره ها و شخصيت ها براي دفاع از يك متهم در برابر محكمه- فارغ از اينكه اتهام او ثابت يا تبرئه شود- كجا و قدرداني از شجاعت قاضي كجا؟ اگر قاضي مستقل است- كه قطعاً همين گونه است و بايد به آن احترام گذاشت و اجازه داد بدون فشار به رسيدگي پرونده بپردازد- پس چگونه دو شخصيت سرشناس و متنفذ، روز دوشنبه 21 آبان 86 به هنگام حضور در همايش «اتحاد ملي، سياست ها و راهبردها» كه از سوي مركز تحقيقات استراتژيك برگزار شد، متهم پرونده را به همراه خود آوردند و تصاوير اين اقدام هم در خبرگزاري ها و مطبوعات چاپ شد. مگر غير از اين بود كه متهم با وثيقه از بازداشت آزاد شده بود؟ آيا اقدام مذكور جز جانبداري و فشار رواني بر دستگاه قضايي، پيام ديگري هم مي توانست داشته باشد به ويژه اينكه متهم بلافاصله پس از پايان سخنراني يكي از 2 شخصيت مورد اشاره، به همراه همان دو چهره سياسي محل نشست را ترك كرد.
همچنين وزير اطلاعات 23 آبان 86 در جمع خبرنگاران اعلام كرد «تاكنون چندين بار افراد متنفذ، قاضي پرونده را خواسته و براي تبرئه او تلاش كرده اند... پشت سر آقاي موسويان جريانات و افراد متنفذي وجود دارند كه مايلند او را از اتهامات وارده تبرئه كنند... آقاي موسويان مسائلي را برخلاف مصالح و امنيت كشور در اختيار بيگانگان از جمله سفارت انگليس قرار داده است. اين مطلب از ناحيه سيستم وزارت اطلاعات محرز و قابل اثبات است.»



شايان ذكر است كه رئيس كل دادگستري تهران 27 آبان 86 در گفت وگو با خبرگزاري دانشجويان بدون آن كه به شخصي اشاره كند گفت: «يك واقعيت انكارناپذير است كه ممكن است قضات در خصوص پرونده اي مهم مورد توصيه و سفارش قرار گيرند، اما اغلب همكاران ما به وظايف خود در جهت حق و عدالت عمل مي كنند و شرافت قضايي را پاس مي دارند.»



3- دستگاه قضايي و قاضي، محترم و مستقل هستند و البته برخلاف موضع رياكارانه و مذبذب برخي سياسي كاران و سياست بازان، اين استقلال و احترام هميشگي و همه جايي است نه صرفاً آنجا كه به نفع، نظر و حكم داده شود. افكار عمومي از خاطر نبرده اند كه در ماجراي محاكمه شهرام جزايري، همين ها چه معركه اي گرفتند و چه كولي بازي ها كردند و سرانجام هم نگذاشتند حاميان و مرتبطين و آلودگان به مفاسد وي، پايشان به محكمه باز شود. دير زماني از ماجراي تخلفات شركت نفتي پتروپارس (به مديريت آقاي بهزاد نبوي) نگذشته و مردم هنوز فراموش نكرده اند كه چه كساني به دستگاه قضايي فشار آوردند تا نگذاشتند دادگاه برگزار شود. دولت اصلاحات با فشارهاي سياسي، پرونده را از دستگاه محترم قضايي بازستاند با اين ادعا كه كارشناسان دولت بررسي و اعلام نظر كنند اما گزارش تيم رسيدگي كننده هرگز منتشر نشد چرا كه تخلفات، عديده و محرز بود. ماجراي دادگاه آقاي كرباسچي و چندين پرونده مشابه نيز بحث مشابه و مفصلي است خارج از حوصله اين نوشتار.



4- قاضي رسيدگي كننده در مرحله دادسرا به هر دليل اعلام كرده كه 2 اتهام جاسوسي و نگهداري اسناد محرمانه را احراز نكرده است و فقط مي ماند اتهام تبليغ عليه نظام. بنابراين اكنون كه دادستان محترم بايد درباره ادامه رسيدگي به پرونده اعلام نظر كند، طبيعتاً بايد عنايت داشته باشد كه پرونده از آن حالت محرمانه، حساس و امنيتي كه موردنظر سخنگوي محترم قوه قضاييه مي باشد خارج شده است. اكنون حق افكار عمومي است كه در محكمه اي علني بدانند آقاي موسويان عضو ارشد تيم مذاكرات هسته اي پس از سلب مسئوليت قانوني در خلوت با سفارت دولت انگليس- دولتي كه باني فني و سياسي صدور قطعنامه هاي شوراي امنيت بوده- چه گفته كه از نگاه قاضي محترم، حمل بر «تبليغ عليه نظام» شده است.



وزير اطلاعات، هم قاضي با سابقه اي است و هم مسئول دستگاه رسمي امنيتي كشور. او ديروز مجدداً اعلام كرده «از نظر وزارت اطلاعات، نگهداري اسناد طبقه بندي شده و ارائه اطلاعات به افراد بيگانه كاملاً در پرونده موسويان روشن است. وزارت، كار كاملاً تخصصي و جمع آوري بسيار خوبي در اين زمينه داشته است. آقاي موسويان برخلاف مصالح و امنيت كشور اطلاعاتي را به افراد بيگانه از جمله سفارت انگلستان ارائه كرده است. اگر دستگاه قضايي اجازه دهد مستندات را منتشر مي كنيم». بنابراين هم به تشخيص قاضي اوليه رسيدگي كننده، پرونده ديگر محرمانه نيست و صرفاً اتهام «تبليغ عليه نظام» باقي مانده كه نمي تواند عنوان مجرمانه محرمانه اي باشد و هم وزير مربوطه منعي براي انتشار اسناد و اطلاعات جمع آوري شده نمي بيند. بنابراين دستگاه قضايي- اگر دادستاني در نظر اوليه قاضي تجديد نظر نكند- براي پايان بخشيدن به بحث هاي نه چندان مفيد به منافع كشور و مصالح ملي و رفع ابهام هم كه شده، بايد دادگاه مورد بحث را علني كند تا هركس از ظن و گمان خود حرف نزند.



نهايتاً اينكه بايد معلوم شود آقاي موسويان پس از كنار رفتن از يك مسئوليت حساس، با سفارت انگليس و برخي محافل ديگر درباره پرونده هسته اي ايران چه مراوده و تماسي داشته است كه از نظر قاضي محترم پرونده حمل بر «تبليغ عليه نظام» شده است. آيا آن چنان كه گفته مي شود او به برخي اختلاف هاي موجود اشاره داشته؟ تبليغ عليه نظام در «خلوت» يعني چه؟ يعني شعار مي داده؟! پوستر پاره مي كرده؟! آيا قصدش دادن اطلاعات نبوده اما عملاً با گرفتار شدن در فرايند رقابت هاي مبتذل جناحي و سياسي تلاش داشته فشار خارجي را عليه رقيب -بخوانيد كشور- برانگيزد و بنابراين، «گرا» داده و ازضعف هاي احتمالي گفته؟ يا... اين ابهامات، در هر حدي كه صحت و سقم داشته باشد، بايد مرتفع شود.



قطعاً هر ايراني مستقلي، قلبش به درد مي آيد از امكان وقوع چنين تخلفاتي. خدا كند واقعيت نداشته باشد. كاش اطلاعات و اسناد وزارت اطلاعات اشتباه بود. اين اشتباه دلنشين تر است تا اثبات اتهامات يك چهره ارشد سياسي كشور. نه، اثبات اتهامات آقاي موسويان كسي را دلشاد نمي كند. كاش او در پايان رسيدگي قضايي «تبرئه» شود و... خدا كند جريان هاي سياسي با هر سليقه و اختلافي كه دارند مرز خود را با بيگانگان محفوظ بدارند، همچنان كه بايد قانون را پاس بدارند.



5- اشاره به اين نكته نيز ضروري است كه داوري پيشاپيش درباره اين پرونده چه به حمايت از متهم و چه عليه او اقدام پسنديده اي نيست مخصوصاً اگر اين داوري هاي زودهنگام از سوي شخصيت هاي برجسته نظام و در تريبون هاي عمومي صورت گرفته باشد، چرا كه نتيجه آن تنش آفريني و ايجاد خدشه در اتحاد ملي است، يعني چيزي كه اين روزها بيشتر از هميشه به آن نياز داريم و صد البته حساسيت ويژه نسبت به پرونده هايي از اين دست نيز قابل انكار نيست- صرف نظر از آن كه نتيجه نهايي چه باشد- اين حساسيت و دقت نظر مي تواند از مجاري رسمي اعمال شود.

منبع : رجا نيوزWeb Page Name

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بابا جاسوسي چي بوده؟‌همه ي اينا سياسي بازي هست. دوستان متوجه ميشيد يا نه؟ اگه واقعا جاسوس بود كه اولا به اون مراحل بالا نمي رسيد بعد هم تاحالا صد بار پدرشو در اورده بودن و همه چي مسلم شده بود. اين ها فقط تسويه حساب احمدي نژاد با هاشمي هست. مگه همين طوري كشكيه كه تو مذاكرات هسته اي كسي به كسي اطلاعات بده. هر دو گروه ديدار هاشون زمان بندي شده هست. مثل فيلم هاي زمان جنگ سرد نيست كه اقا وسط مذاكره پاشه بره دستشويي و اونجا هم يه غربي وايساده باشه و يواشكي كاغ بده دستشون. اينا هميشه چند نفر ادم همراهشونه و گروهي همه جا ميرن.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
قرار بود در این مورد بحثی نشود. دوستان ادامه ندهند.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
وقتی وزارت اطلاعات می گه جاسوسه جاسوسه و باید در اصرع وقت اعدام شه! icon_cheesygrin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[align=center]متن كامل برآورد اطلاعات ملي آمريكا درباره ايران

تصویر

برآورد‌هاي جاسوسي ملي آمريكا كه به تأييد 16 آژانس جاسوسي اين كشور رسيده اذعان مي‌كند آنچه اين سازمان‌ها برنامه تسليحات هسته‌اي ايران مي‌خوانند از سال 2003 متوقف شده و تا اواسط 2007 از سرگرفته نشده است.[/align]

به گزارش فارس، آژانس‌هاي جاسوسي آمريكا اعلام كردند: «ايران بر خلاف آنچه كه دولت واشنگتن ادعا كرده است، چندان به توسعه برنامه سلاح اتمي علاقه نشان نمي‌دهد.»
بر اساس برآورد جاسوسي ملي آمريكا، بر سر توقف برنامه سلاح اتمي در اواخر سال 2003 اعتماد فراوان تصور مي‌شود و به ممانعت تهران از ادامه اين برنامه تا اواسط سال 2007 اطمينان متوسط وجود دارد.
اين گزارش كه بر اساس منابع جاسوسي در 31 اكتبر تهيه شد، همچنين مي‌افزايد كه تصور مي‌شود، ايران هنوز گزينه توسعه سلاح اتمي را در سر داشته باشد.
به دليل اهميت اين گزارش اقدام به ترجمه متن كامل آن كرده كه به شرح زير است:

نوامبر 2007
دفتر مدير اطلاعات ملي
مدير اطلاعات ملي به عنوان رئيس جامعه اطلاعاتي عمل مي‌كند و اجراي برنامه اطلاعات ملي را مديريت و نظارت كرده و به عنوان مشاور اصلي رئيس جمهور، شوراي امنيت ملي و شوراي امنيت داخلي در امور اطلاعاتي عمل مي‌كند.
دفتر مدير اطلاعات ملي مسئوليت‌هاي زير را به عهده دارد:
0 يكپارچه كردن ابعاد خارجي و داخلي اطلاعات آمريكا به منظور آنكه هيچ اختلافي در درك ما از تهديدها عليه امنيت مليمان نباشد؛
0 ايجاد عمق و صحت بيشتر در تحليل‌هاي اطلاعاتي؛ و
0 اطمينان از اينكه منابع اطلاعاتي آمريكا نشان‌دهنده توان آينده و نتايج كنوني باشد.
شوراي اطلاعات ملي
شوراي اطلاعات ملي از زمان ايجاد در سال 1973 به عنوان پلي بين جوامع سياسي و اطلاعاتي و منبع اطلاعات عميق حقيقي درباره مسائل مهم امنيت ملي و نقطه مركزي همكاري جامعه اطلاعاتي عمل كرده است. هدف اصلي شوراي اطلاعات ملي آمريكا فراهم كردن بهترين، غيرمتعصبانه‌ترين و صريح‌ترين اطلاعات براي سياستگذاران بدون توجه به اينكه آيا قضاوت‌هاي تحليلي با سياست آمريكا هم‌خواني دارد يا خير، است. عملكردهاي اوليه اين شورا عبارتند از:
0 حمايت از مديريت اطلاعات ملي در نقش خود به عنوان مشاور اصلي امنيتي رئيس جمهوري و ديگر سياستگذاران ارشد.
0 رهبري تلاش جامعه اطلاعاتي براي توليد ارزيابي‌هاي اطلاعاتي و ديگر محصولات شوراي اطلاعات ملي كه شامل نگراني‌هاي امنيت ملي مهم مي‌شود.
0 ايجاد نقطه‌اي مركزي براي سياستگذاران، مخالفان جنگ و رهبران كنگره به منظور ارائه پاسخ‌هايي براي سوالات مهم در جامعه اطلاعاتي.
0 دسترسي به كارشناسان غيردولتي در بخش‌هاي دانشگاهي و خصوصي و استفاده از تحليل‌هاي جايگزين و ابزارهاي جديد تحليلي براي گستردگي و تعميق چشم‌انداز جامعه اطلاعاتي.

ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي و روند آن
ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي معتبرترين قضاوت‌هاي مكتوب جامعه اطلاعاتي درباره مسائل امنيت ملي است و به منظور كمك به رهبران غيرنظامي و نظامي آمريكا براي تدوين سياست‌هايي به منظور حفاظت از منافع امنيت ملي آمريكا طراحي مي‌شود.
ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي معمولا اطلاعاتي را درباره وضعيت كنوني مسائل ارائه مي‌دهد و ارزيابي اوليه‌اي است كه آنها به وسيله آن قضاوت‌هايي درباره احتمال حوادث آينده و تشخيص پيچيدگي‌هاي سياست آمريكا انجام مي‌دهند.
ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي آمريكا به طور نمونه از سوي سياستگذاران ارشد نظامي و غيرنظامي و رهبران كنگره درخواست شده و از سوي شوراي اطلاعات ملي تهيه مي‌شود.
پيش از آنكه پيش‌نويس ارزيابي اطلاعات ملي تهيه شود، شوراي اطلاعات ملي مسئول فراهم كردن برگه‌اي مفهومي يا فهرست منابع و انتشار آن از طريق جامعه اطلاعاتي براي اظهارنظر است. فهرست منابع سوالات اصلي ارزيابي‌شده را تعريف كرده، درباره مسئوليت‌هاي پيش‌نويس‌شده تصميم مي‌گيرد و برنامه كاري انتشار و تهيه پيش‌نويس را فراهم مي‌كند. يك يا دو تحليل‌گر شوراي اطلاعاتي معمولا مسئول نوشتن متن اوليه هستند. شوراي اطلاعات ملي پس از آن به منظور بررسي اين پيش‌نويس پيش از آنكه در سطح گسترده‌تر شوراي اطلاعاتي منتشر شود، ديدار مي‌كند. نمايندگان آژانس‌هاي مربوطه شوراي اطلاعات به منظور هماهنگي خط به خط متن كامل ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي ديدار مي‌كنند.
گزارشگراني كه با آژانس‌هاي خود كار مي‌كنند همچنين سطح اعتمادي كه به هر قضاوت اصلي دارند را تعيين مي‌كنند.
گزارشگران شوراي اطلاعاتي درباره كيفيت منابع و جمع‌آوري‌كنندگان و منابع نيروهاي باتجربه سرويس مخفي اطلاعاتي مورد استفاده، براي اطمينان از اينكه اين پيش‌نويس شامل اطلاعات مورد سوال جدي نباشد، بحث مي‌كند.
همه ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي از سوي هيات اطلاعات ملي كه رياست آن را مديريت اطلاعات ملي به عهده دارد و شامل روساي آژانس‌هاي شوراي اطلاعاتي مي‌شود، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. هنگامي كه اين اطلاعات از سوي هيات اطلاعات ملي تاييد شد، ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي به اطلاع رئيس جمهور و سياستگذاران ارشد مي‌رسد. كل روند توليد ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي معمولا دستكم چند ماه طول مي‌كشد.
شوراي اطلاعات ملي گام‌هايي را به منظور بهبود روند ارزيابي اطلاعات ملي تحت مديريت اطلاعات ملي برداشته است.
اين گام‌ها در هماهنگي با اهداف و توصيه‌هاي گزارشات كميسيون عدم گسترش تسليحات و اصلاحات اطلاعاتي 2004 و پيمان جلوگيري از تروريسم انجام مي‌شود. گفتني است در يك سال و نيم گذشته شوراي اطلاعاتي اقدامات زير را انجام داده است:
0 روش‌هاي جديدي را براي جمع‌آوري ارزيابي‌هاي رسمي گزارشات منابع و قضاوت‌هاي فني ايجاد كرده است. مديران سرويس مخفي ملي، انجمن ملي فرمانداران، سازمان امنيت ملي و سازمان اطلاعات دفاعي و مشاور وزير/INR لازم است ارزيابي‌هاي رسمي را ارائه دهند كه نشان‌دهنده اعتبار كلي، ضعف و قوت منابع مورد استفاده آنها در قضاوت‌هاي مهم ارزيابي اطلاعات ملي است.
0 معيارهاي قوي‌تري را اتخاذ كرده است. كتابچه‌اي را به همه ارزيابي‌هاي اطلاعات ملي پيوست كرده كه توضيح مي‌دهد عباراتي مانند «ما قضاوت مي‌كنيم» چيست و تفاوت بين قضاوت‌ها و اطمينان به يك مسئله را نشان مي‌دهد. ما تلاش منسجمي نه تنها براي نشان‌ دادن اختلافات ميان سازمان‌ها انجام داده‌ايم بلكه تلاش كرديم دلايل اين اختلافات را توضيح دهيم و آن را در قضاوت‌هاي اصلي خود استفاده كنيم.

يادداشت

اين ارزيابي اطلاعات ملي به ارزيابي وضعيت برنامه هسته‌اي ايران و وضعيت آن در 10 سال آينده مي‌پردازد. اين چارچوب زماني براي ارزيابي توان مناسب‌تر از مقاصد و واكنش‌هاي خارجي است كه ارزيابي آنها در طول يك دهه دشوارتر است. ارزيابي اطلاعات ملي در ارائه ارزيابي جامعه اطلاعاتي از مقاصد و توان هسته‌اي ايران همه اطلاعات موجود درباره اين مسائل را به دقت بررسي كرده، تعداد سناريوهاي منطقي منطبق با اين اطلاعات را مد نظر قرار داده و عوامل اصلي كه ما قضاوت مي‌كنيم منجر يا مانع پيشرفت هسته‌اي در ايران مي‌شود را توصيف كرده است.
اين ارزيابي اطلاعات ملي بازنگري گسترده‌اي از مسائل در ارزيابي ماه مه 2005 است.
اين ارزيابي بر مسائل اصلي زير تمركز دارد:
0 مقاصد ايران از دستيابي به تسليحات هسته‌اي چيست؟
0 چه عوامل داخلي بر تصميم‌گيريهاي ايران درباره توليد تسليحات هسته‌اي تاثير مي‌گذارد؟
0 ميزان اقدامات بالقوه ايران درباره توليد تسليحات هسته‌اي و عوامل تعيين‌كننده‌اي كه منجر به انتخاب يك راه خاص از سوي ايران مي‌شود، چيست؟
0 توان كنوني برنامه‌ريزي شده و كنوني ايران براي توليد تسليحات هسته‌اي چيست؟ فرضيه‌هاي اصلي ما و نقاط آسيب‌پذير اصلي ايران چيست؟
اين ارزيابي اطلاعات ملي اينگونه فرض نمي‌كند كه ايران قصد دستيابي به تسليحات هسته‌اي را دارد و تنها به ارزيابي اطلاعات براي تخمين توان ايران و تمايل آن براي دستيابي به تسليحات هسته‌اي با در نظر گرفتن چرخه سوخت اورانيومي با استفاده دوگانه ايران و آن فعاليت‌هاي هسته‌اي كه دستكم در بخش‌هايي ماهيت غيرنظامي دارند، مي‌پردازد.
اين ارزيابي بر اين فرض نيست كه اهداف راهبردي و ساختار اصلي رهبري ارشد ايران و دولت آن مشابه زماني باقي مانده كه از زمان درگذشت آيت‌الله خميني در سال 1989 بوده است.
ما احتمال اين تغيير در جريان چارچوب زماني اين ارزيابي را اعلام مي‌كنيم اما نمي‌توانيم با اطمينان اين تغييرات يا پيچيدگي‌هاي آن را پيش‌بيني كنيم.
اين ارزيابي تخمين نمي‌زند ايران چگونه ممكن است مذاكرات آينده با غرب درباره مسئله هسته‌ايش را انجام دهد.
اين ارزيابي گزارش اطلاعاتي موجود تا 31 اكتبر 2007 را بررسي مي‌كند.
منظور ما چيست هنگامي كه مي‌گوييم: توضيح زبان ارزيابي
ما از عبارت‌هايي مانند ما قضاوت مي‌كنيم، ما ارزيابي مي‌كنيم، ما تخمين مي‌زنيم و عبارات مشكل‌آفريني مانند احتمالا و احتمال دارد- براي انتقال ارزيابي‌هاي تحليلي و قضاوت‌هاي خود استفاده مي‌كنيم. اين ارزيابي‌ها و قضاوت‌ها به طور كلي بر اساس اطلاعات جمع‌آوري‌شده هستند كه اغلب ناقصند.
برخي ارزيابي‌ها بر اساس قضاوت‌هاي قبلي صورت گرفته است. در همه موارد، ارزيابي‌ها و قضاوت‌ها به منظور گفتن اينكه ما «دليلي» در دست داريم و نشان دهد مسئله‌اي يك واقعيت است يا قطعا دو مسئله يا مورد را به هم ارتباط مي‌دهد، نيست. علاوه بر ارائه قضاوت‌ها و نه قطعيت‌ها، زبان ارزيابي ما همچنين اغلب 1) احتمال ارزيابي‌شده ما از يك حادثه و 2) سطح اطميناني كه ما به قضاوت خود داريم، نشان مي‌دهد.
ارزيابي‌هايي مانند احتمال. چون قضاوت‌هاي تحليلي قطعي نيستند، ما از زبان احتمال استفاده مي‌كنيم تا ارزيابي‌هاي جامعه اطلاعاتي را از احتمال تحولات يا حوادث نشان دهيم.
عباراتي مانند احتمالا، احتمال دارد، بسيار احتمال دارد يا تقريبا قطعي است نشان‌دهنده احتمالاتي بيش از شانس وجود چيزي است.
عباراتي مانند محتمل نيست و دور از ذهن است نشان‌دهنده آن است كه شانس وقوع آن كمتر از آن است كه رخ دهد؛
آنها به اين نكته اشاره ندارند كه يك حادثه رخ نمي‌دهد. عباراتي مانند ممكن است و امكان آن وجود دارد، نشان‌دهنده وضعيت‌هايي است كه در آن ما قادر به ارزيابي احتمال آن نيستيم عموما به خاطر اينكه اطلاعات مربوطه در دسترس نيست يا ناقص و فاقد جزئيات است.
عباراتي مانند نمي‌توان رد كرد يا نمي‌توانيم رد كنيم نشان‌دهنده يك حادثه غيرمحتمل يا دور از ذهن است كه تبعات آن ارزش گفتن را دارد.
اطمينان به ارزيابي‌ها: ارزيابي‌ها و برآوردهاي ما با اطلاعاتي مورد حمايت قرار گرفته است كه از نظر ابعاد، كيفيت و منابع متفاوت هستند. از اين رو ما ميزان اطمينان از ارزيابي‌هاي خود را به سه دسته زياد،‌ متوسط و كم و به طريق زير دسته بندي كرده‌ايم.

0 "اطمينان زياد" بطور كلي نشان دهنده اين است كه برداشت ما بر اساس اطلاعات با كيفيت زياد است و يا اين كه ماهيت اين اطلاعات امكان رسيدن به نتيجه‌‌گيري محكم را فراهم آورده است. يك برداشت با اطمينان زياد با اين حال با قطعيت و واقعي نيست و چنين قضاوتي همچنان امكان خطا را با خود به همراه دارد.

0 "اطمينان متوسط" بطور كلي به معني اين است كه اطلاعات از منابع موثق و باوركردني (محتمل) به دست آمده است اما از كيفيت كافي برخوردار نيست و يا به اندازه كافي اثبات نشده است كه سطح اطمينان به اين اطلاعات را افزايش داد.

0 "اطمينان كم" بطور كلي به معني اين است كه اعتبار اطلاعات و يا محتمل بودن آنها زير سوال است و اين اطلاعات به اندازه فراواني شكننده بوده و از استناد ضعيف برخوردار است كه بتوان نتيجه‌گيري تحليلي محكمي از آن به دست آورد. يا اين كه ما گراني‌‌ها و مشكلات عمده‌‌اي درباره منابع آن دارند.

برداشت‌هاي مهم:
الف- ما با اطمينان زياد قضاوت مي‌كنيم كه در پائيز سال 2003 تهران برنامه تسليحات هسته‌اي خود را متوقف كرد (پاورقي 1) ما همچنين با اطمينان متوسط و زياد ارزيابي مي‌كنيم كه تهران همچنان گزينه توسعه تسليحات هسته‌اي را در سطح حداقل دنبال مي‌كند. برداشت ما با اطمينان زياد اين است كه اين توقف و اعلاميه تهران مبني بر تصميم آن براي تعليق برنامه غني‌سازي اورانيوم و امضاي پروتكل الحاقي به توافقات پادمان معاهده منع گسترش تسليحات هسته‌اي در درجه اول در واكنش به بازرسي‌هاي بين‌المللي و فشارهايي بوده است كه بخاطر افشاي فعاليت‌هاي هسته‌اي اعلام نشده پيشين ايران بر اين كشور وارد شده بود.

0 ما با اطمينان زياد ارزيابي مي‌كنيم كه تا پائيز 2003 نهادهاي نظامي ايران تحت هدايت حكومت مشغول توسعه تسليحات هسته‌اي بوده‌اند.

0 ما با اطمينان زياد قضاوت مي‌كنيم كه توقف اين برنامه دستكم براي چندين سال دوام يافته است. به هر حال، بخاطر كاستي‌هاي اطلاعاتي كه در ديگر بخش‌هاي اين برآورد به آن اشاره شده وزارت انرژي و شوراي اطلاعات ملي تنها با اطمينان متوسط ارزيابي مي‌كنند كه توقف اين فعاليت‌ها بيانگر توقف در كل برنامه تسليحات هسته‌اي ايران است.

0 ما با اطمينان متوسط ارزيابي مي‌كنيم كه تهران برنامه تسليحات هسته‌اي خود را تا اواسط سال 2007 از سر نگرفته اما نمي‌دانيم كه مقاصد كنوني آن توسعه تسليحات هسته‌اي است يا خير.

0 ما همچنان با اطمينان متوسط و زياد ارزيابي مي‌كنيم كه ايران در حال حاضر داراي سلاح هسته‌اي نيست.
0 تصميم تهران به توقف برنامه تسليحات هسته‌‌اي نشان دهنده اين امر است كه اين كشور اراده كمتري براي توسعه تسليحات هسته‌اي نسبت به آنچه كه از سال 2005 پيش‌بيني مي‌كرديم، دارد. ارزيابي ما اين است كه اين برنامه در درجه اول بخاطر فشارهاي بين‌الملل متوقف شده است و اين امر نشانه آن است كه تهران بيش از آن چه كه ما پيشتر تصور كرده‌ايم، تحت تاثير اين فشارها است.

ب- ما با اطمينان اندك ارزيابي مي‌كنيم كه ايران ممكن است دستكم برخي از مواد شكافت‌پذيري را وارد كرده باشد كه مي‌توان آنها در تسليحات هسته‌اي به كار برد. ما نمي‌توانيم اين امر را منتفي بدانيم كه ايران بتواند در آينده يك سلاح هسته‌اي و يا مواد شكافت‌پذير كافي براي توليد آن را از خارج از كشور به دست نياورد. بجز دستيابي از اين طريق، اگر ايران بخواهد كه سلاح هسته‌اي داشته باشد نياز است كه ميزان كافي از مواد شكافت‌پذير را به صورت بومي توليد كرده و برداشت ما با اطمينان زياد اين است كه اين كشور تاكنون اين كار را نكرده است.

ج- ما ارزيابي كرده‌‌ايم كه غني‌سازي با استفاده از سانتريفيوژ روشي است كه ايران احتمالا مي‌تواند مواد شكافت‌پذير اوليه را براي تسليحات خود توليد كند البته در صورتي كه تصميم به اين كار گرفته باشد. ايران با وجود ادامه توقف برنامه تسليحات هسته‌اي، در ژانويه 2006 فعاليت‌هاي سانتريفيوژي اعلام شده خود را از سرگرفت. ايران در سال 2007 و پيشرفت مهمي در نصب سانتريفيوژها در نطنز به دست آورد اما برداشت ما با اطمينان متوسط اين است كه اين كشور هنوز با مشكلات فني در عملكرد آنها مواجه است.

0 ما با اطمينان متوسط نتيجه مي‌گيريم زودترين زمان ممكن براي ايران كه بتواند از نظر فني توانايي توليد اورانيوم با غناي بالا براي يك سلاح هسته‌اي را داشته باشد اواخر سال 2009 است اما اين امر بسيار بعيد به نظر مي‌رسد.

0 برداشت ما با اطمينان متوسط اين است كه ايران ممكن است از نظر فني قادر به توليد اورانيوم با غناي بالاي كافي براي توليد سلاح طي سال‌هاي 2010 الي 2015 باشد (برداشت سازمان INR [وابسته به وزارت خارجه آمريكا] اين است كه بعيد است ايران بتواند تا قبل از سال 2013 به اين توانايي دست پيدا كند زيرا همانگونه كه پيش‌بيني مي‌شد مشكلات فني و برنامه‌اي پيش آمده است). همه نهادها به اين تشخيص رسيده‌اند كه امكان اين امر وجود دارد اين توانايي حتي پس از سال 2015 به دست آيد.

د- نهادهاي ايراني به توسعه توانايي‌هايي ادامه مي‌ دهند كه مي‌‌تواند در صورت تصميم‌گيري لازم، براي توليد تسليحات هسته‌اي به كار روند. به عنوان مثال، برنامه غني‌سازي اورانيوم غيرنظامي ادامه دارد. ما همچنين با اطمينان زياد ارزيابي كرده‌ايم كه از پائيز 2003 ايران تحقيقاتي را براي توسعه پروژه‌هايي كه كاربرد تجاري و متعارف دارند انجام داده است كه برخي از آنها مي‌توانند همچنين كاربرد محدود در زمينه تسليحات هسته‌اي داشته باشند.

ه- ما اطلاعات كافي براي قضاوت در اين باره در اختيار نداريم كه آيا تهران تمايل به ادامه توقف برنامه تسليحات هسته‌‌اي خود براي مدت نامعلوم دارد يا خير با اين حال اين كشور مشغول انديشه درباره راهكارها است و يا (اطلاعات كافي درباره اين امر در اختيار نداريم) كه اين كشور مهلت زماني مشخصي و معيارهايي براي آغاز مجدد اين برنامه تدوين كرده يا خير.

0 ارزيابي ما اين است كه ايران در واكنش به فشارهاي بين‌المللي برنامه خود را در سال 2003 متوقف كرده است و اين امر نشان مي‌دهد كه تصميمات تهران بر اساس حساب و كتاب سود و زيان است تا اينكه دستيابي به سلاح را به هر قيمت سياسي، سياسي و نظامي بخواهد. در عوض، اين امر نشان مي‌دهد برخي از تهديدهاي متعدد و تشديد بازرسي‌هاي بين‌المللي و فشارها در كنار فرصت‌هايي كه پيش روي ايران براي رسيدن به اهداف امنيتي و حيثيتي و به عبارت ديگر توسعه نفوذ منطقه‌اي وجود دارد، در صورتي كه از نظر سران ايران محكم باشد. آنگاه ممكن است تهران را به ادامه توقف برنامه هسته‌‌اي وادارد.

0 ما با اطمينان متوسط ارزيابي مي‌كنيم كه ترغيب سران ايران براي صرف‌نظر كردن از توسعه نهايي تسليحات هسته‌اي با توجه به ارتباطي كه سران ايران ميان توسعه تسليحات هسته‌اي و اهداف مهم امنيت ملي و سياست خارجي بخصوص مشكل قائل هستند، دشوار است. با توجه به اين كه ايران دستكم از اواخر دهه 80 تا 2003 براي توسعه چنين تسليحاتي تلاش‌هاي قابل توجهي انجام دادند از نظر ما تنها تصميمات سياسي ايراني‌ها براي دست برداشتن از اهداف توسعه چنين تسليحاتي مي‌تواند مانع ايران از دستيابي نهايي به تسليحات هسته‌اي شود و چنين تصميمي ذاتاً برگشت‌پذير است.

و- ما با اطمينان متوسط ارزيابي كرده‌ايم ايران ممكن است از تاسيسات سري نه مراكز هسته‌اي اعلام شده خود براي توليد اورانيوم با غناي بالا استفاده كند. نشانه‌‌هاي فزاينده اطلاعاتي نشان مي‌دهد كه ايران در فعاليت‌هاي سري تبديل اورانيوم و غني‌سازي آن وارد شده است اما برداشت ما اين است كه اين تلاش‌ها شايد در سال 2003 متوقف شده باشد و اين تلاش‌ها احتمالاً دستكم تا اواسط 2007 از سرگرفته نشده است.
ز- برداشت ما با اطمينان زياد اين است كه ايران از نظر فني قادر نيست پلوتونيوم كافي را براي توليد سلاح تا سال 2015 بازفرآوري كند.
ح- ما با اطمينان بالا ارزيابي مي‌كنيم كه ايران توانايي فني،‌علمي و صنعتي لازم را در صورتي كه تصميمي در اين رابطه اتخاذ كند،‌ در اختيار دارد.


تفاوت‌هاي مهم ميان برداشت‌هاي مهم مندرج در برآورد كنوني از برنامه هسته‌اي ايران و ارزيابي پيشين در ماه مي 2005

برآورد جامعه اطلاعاتي سال 2005:
با اطمينان زياد ارزيابي مي‌شود كه ايران در حال حاضر با وجود تعهدات بين‌المللي و فشارهاي بين‌‌المللي مصمم به توسعه تسليحات هسته‌اي است اما ارزيابي نكرده‌ايم تصميم ايران برگشت ناپذير باشد.

برآورد اطلاعات ملي سال 2007:
با اطمينان زياد اعلام مي‌شود كه تهران در پائيز 2003 برنامه تسليحات هسته‌اي خود را متوقف كرده و با اطمينان زياد قضاوت مي‌شود كه اين توقف دستكم به مدت چندين سال ادامه داشته است. وزارت انرژي و شوراي اطلاعات ملي اطمينان متوسطي به اين دارند كه توقف اين فعاليت‌ها نشان دهنده توقف كل برنامه هسته‌اي ايران باشد. با اطمينان متوسط ارزيابي مي شود كه تهران برنامه هسته‌‌اي خود را تا اواسط سال 2007 از سرنگرفته است. ما از مقاصد كنوني هسته‌اي ايران براي توسعه تسليحاتي خبر نداريم. با اطمينان زياد برداشت مي‌كنيم كه توقف اين برنامه در درجه اول بخاطر تشديد بازرسي‌هاي بين المللي و فشاري بوده كه پس از افشاي فعاليت‌هاي اعلام نشده هسته‌اي ايران اعمال شد. با اطمينان زياد و متوسط ارزيابي مي‌شود كه تهران گزينه توسعه تسليحات هسته‌اي را در ميزان اندك مدنظر دارد.
ما اطمينان متوسطي در پيش‌بيني زمان ساخت احتمالي بمب از سوي ايران داريم. ما آن را تا اوايل و يا اواسط دهه بعد بعيد مي‌دانيم.

برآورد سال 2005:
ما اطمينان متوسطي در پيش‌بيني اين امر داريم كه ايران احتمالاً خواهان ساخت بمب اتمي است. ما ارزيابي مي‌كنيم كه بعيد است تا اوايل الي اواسط دهه آينده به اين امر دست پيدا كند.

برآورد اطلاعات ملي 2007:
برداشت ما با اطمينان متوسط آن است كه زودترين زمان ممكني كه ايران از توانايي فني توليد اورانيوم با غناي بالاي كافي براي توليد بمب دست پيدا كند در اواخر 2009 است اما اين امر بعيد است. برداشت ما با اطمينان متوسط آن است كه شايد ايران بين 2010 الي 2015 از توانايي فني براي توليد اورانيوم با غناي بالا براي توليد سلاح برخوردار خواهد بود. (برداشت سازمان INR [وابسته به وزارت خارجه آمريكا] اين است كه بعيد است ايران بتواند تا قبل از سال 2013 به اين توانايي دست پيدا كند زيرا همانگونه كه پيش‌بيني مي‌شد مشكلات فني و برنامه‌اي وجود دارد).

برآورد جامعه اطلاعاتي سال 2005:
ايران تا پايان اين دهه قادر خواهد بود مقدار كافي از مواد شكافت‌پذير براي سلاح توليد كند در صورتي كه بتواند پيشرفت سريع و موفقي به نسبت آنچه كه تاكنون شاهد بوده‌‌ايم،‌ داشته باشد.

برآورد اطلاعات ملي 2007:
برداشت ما با اطمينان متوسط آن است كه زودترين زمان ممكن كه ايران بتواند از نظر فني اورانيوم با غناي بالاي كافي براي توليد بمب داشته باشد در اواخر 2009 است اما اين امر بسيار بعيد است.


پاورقي 1: در تدوين اين برآورد منظور ما از برنامه تسليحات هسته‌‌اي فعاليت ايران در زمينه تسليحات و طراحي سلاح هسته‌اي و فعاليت سري تبديل اورانيوم و غني‌سازي اورانيوم است و منظور ما فعاليت اعلام شده غيرنظامي ايران در زمينه تبديل و غني‌سازي اورانيوم نيست.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
موضع پريزدنت بوش نسبت به اين گزارش: ((عليرغم گزارش اطلاعاتی تازه آمريکا، که می گويد تهران برنامه سری توليد سلاح های اتمی اش را سال ها پيش از اين متوقف کرده بود، پرزيدنت بوش ديروز (سه شنبه) در کاخ سفيد گفت جمهوری اسلامی هنوز خطرناک است. بوش گفت يافته های گزارش اطلاعاتی مبنی بر توقف برنامه جمهوری اسلامی برای توليد سلاح اتمی «زنگ خطری» است دال بر اينکه تهران می تواند دوباره آن را از نو براه بياندازد. وی گفت اطلاعات تازه فرصتی برای آمريکا فراهم آورده است تا جامعه بين المللی را برای فشار بر ايران به منظور تعليق غنی سازی اورانيوم دور هم جمع کند. رئيس جمهوری آمريکا هشدار داد که جمهوری اسلامی ايران مسلح به بمب اتم برای جهان خطرناک است. بوش گفت: اگر جمهوری اسلامی دانشی را فرابگيرد که بعدا بتواند آن را در راه اندازی يک برنامه سری توليد سلاح منتقل سازد، آنگاه خواهد توانست برای جهان توليد خطر کند)) نكته: متن بالا عينآ ترجمه سخنان بوش مي باشد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
به ارسال اقا سعيد اين را اضافه ميكنم. گزارش اطلاعاتی آمريکا: برنامه توليد بمب اتمی جمهوری اسلامی در ۲۰۰۳ متوقف شد ((استيون هدلی: يک گزارش اطلاعاتی در آمريکا می گويد که تهران برنامه سری توليد سلاح های اتمی اش را ۴ سال پيش متوقف کرد، لاکن از توانايی آغاز دوباره آن برخوردار است. اين گزارش می گويد اراده جمهوری اسلامی ايران به توليد سلاح های اتمی از آنچه که پيش از اين تصور می رفت کمتر است. مشاور امنيت ملی آمريکا، استيون هدلی دوشنبه گفت: که طبق آخرين برآورهای امنيت ملی، جمهوری اسلامی برنامه توليد سلاح های اتمی اش را در نيمه دوم سال ۲۰۰۳ متوقف کرد. هدلی گفت اما تهران به غنی سازی اورانيوم ادامه داده است، و اين فرآيندی است که همواره می تواند در توليد بمب اتم بکار رود. دولت بوش از قدرت های جهانی خواسته است تا با افزايش فشار بر تهران، جمهوری اسلامی را به توقف برنامه هسته ايش وادار کنند. مقامات جمهوری اسلامی امروز از انتشار اين گزارش استقبال کردند، و گفتند اين گزارش اصرار جمهوری اسلامی را مورد تائيد قرار داد که برنامه هسته ای ايران تنها اهداف صلح جويانه را دنبال می کند. وزير دفاع اسرائيل، اهود باراک، گفت اسرائيل اعتقاد دارد که جمهوری اسلامی همچنان در تلاش برای توليد سلاح های اتمی است. نخست وزير اسرائيل، اهود اولمرت، گفت کشور متبوع وی به همکاری با آمريکا در جهت جلوگيری از دستيابی جمهوری اسلامی به سلاح های اتمی ادامه خواهد داد. ارزيابی امنيتی آمريکا اين است که جمهوری اسلامی ايران احتمالا خواهد توانست تا سال های بين ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵ به اندازه لازم برای توليد بمب اتم اورانيوم غنی کند. رهبر اکثريت مجلس سنای آمريکا، هاری ريد گفت: بنا بر اين گزارش به اعتقاد وی واشنگتن می بايست آغازگر «موج بلندی از ديپلماسی» با تهران باشد. استيون هدلی گفت: اين بر عهده جمهوری اسلامی است تا تصميم بگيرد و راه حل صلح آميز را در پيش بگيرد. وی گفت، «خبر خوش» اين است که يافته های گزارش اطلاعاتی تازه آمريکا نشان می دهد جمهوری اسلامی نسبت به فشار های بين المللی حساس است.)) نكته: متن بالا عينآ ترجمه موضع هاي مختلف نسبت به اين گزارش مي باشد.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بسم الله الرحمن الرحیم هدف این سناریو هر چه باشد به نفع ایران نیست.عجیب است که رسانه های داخلی اینگونه دیوانه وار از این گزارش ابراز خرسندی می کنند. واقعیت آن است که مردم آمریکا پس از رسوایی عراق به رئیس جمهور ایالت متحده آمریکا و سازمان های جاسوسی این کشور بی اعتماد شده بودند.حال این سوال پیش می آید که چگونه دستگاه های اطلاعاتی آمریکا که کاملا در راستای منافع کاخ سفید حرکت می کنند و عملا در موضوع عراق و سلاح های کشتار جمعی آن پا به پای جورج بوش اسناد جعلی ارائه می نمودند هم اکنون در تقابل با سخنان بوش حرکت می کنند؟! مسئله زیاد پیچیده نیست.این گزارش یک تناقض به حساب نمی آید.تنها راه حلی است برای به دست آوردن اعتماد مردم برای ماجراجویی دیگر. در این سناریو جناب بوش نقش آدم بده را بازی می کند که باید قربانی شود.اگر سری به وب سایت های آمریکا که عملا تحت کنترل صهیونیست ها هستند بزنید مشاهده خواهید کرد که اینها به شدت در حال کوبیدن بوش و دروغگو خواندن وی هستند! اما در طرف دیگر سازمان جاسوسی این کشور در ذهن مردم به عنوان نهادی معرفی می شود که مستقل و بی طرف در حال انجام وظیفه است.حتی جالب است بدانید جورج بوش در سخنان دیروز خود باتمجید از این عملکرد آن را نشانه پیشرفت دانست: در واقع می خواهم از دست اندرکاران دستگاههای اطلاعاتی خودمان به علت کار ارزشمندشان قدردانی کنم. در پی ناکامی اطلاعاتی در باره عراق به بازسازی و اصلاح دستگاه اطلاعاتی خودمبادرت کردیم چون نگرانی های فراوانی در باره براورد اطلاعات ملی وجود داشت و تلاش ما بر ان بود تا بتوانیم به اطلاعاتی که در اختیارمان قرار می گیرد اعتماد کنیم و گزارشی که اکنون در اختیار داریم کار اطلاعاتی اررزشمندی است که نتیجه اصلاحاتی است که در دستگاههای اطلاعاتی خود بعمل اوردیم. واقعیت آن است که از سال 1979 تا کنون حضور چندانی در ایران نداشته ایم. به همین علت بود که از دست اندر کاران مسائل امنیتی خواستم که اطلاعات خود در باره ایران را در اختیار ما قرار دهند تا بدانیم که ایرانی ها چگونه می اندیشند و سرگرم چه کاری هستند. گزارشی که اکنون در اختیار داریم نتیجه اصلاحاتی است که بعمل امده و تلاش دستگاههای اطلاعات است . نکته جالب این گزارش این است که این سازمان ابدا به دفاع ایران نپرداخته و تنها این گونه وانمود کرده که ایران در سال 2003 به دلیل فشار آمریکا برنامه تولید بمب اتم را رها کرده .احتمال اینکه ایران بخواهد آن برنامه های سری را دوباره از سر بگیرد نیز ابدا منتفی نیست بلکه به دلیل انتخاب شدن یک مرد رادیکال به نام احمدی نژاد کاملا افزایش یافته.یعنی آش نپخته و نخورده و دهن سوخته.داستانی که هیچ وقت واقعیت نداشته اما برای زیر سوال بردن آینده برنامه صلح آمیز ایران زیر سوال بردن گذشته آن لازم و ضروری است.یعنی اثبات این ادعا که ایران برنامه اتمی خود را برای کسب بمب آغاز کرده و نه انرژی. این دقیقا همان چیزی است که بوش زور زد به آن اشاره کند اما حیف که این مرد حتی از روی متن نوشته شده هم نمی تواند درست بخواند icon_cheesygrin اما مطمئن باشید در آینده رسانه های صهیونیستی از شرمندگی ما در می آیند. نکته حساس دیگر در این گزارش این است که گفته شده ایران برای حل دانش فنی در زمینه غنی سازی به 3 یا 8 سال دیگر زمان احتاج دارد.این نکته کاملا بی اهمیت است زیرا این سازمان در گزارش بعدی خود می تواند این گونه وانمود کند که ایران با سرعت قابل توجهی این مشکلات را پشت سر گذاشت و تا رسیدن به بمب چیز دیگری باقی نمانده. این گزارش چیزی نبود بجز راهی برای کسب اعتبار برای این سازمان.نکته این است که وقتی بتوان اعتماد مردم آمریکا و جهان را به این سازمان جلب کرد دیگر برای شروع ماجراجویی سوم و حمله به تنها عضو باقی مانده از محور شرارت مانعی وجود ندارد.این سناریو یک حرکت بسیار جذاب برای مردم آمریکاست که در آن با خیمه شبازی بوش بدکار و با حرکت هوشمندانه رسانه ای آنها را به سوی راهی از پیش تعیین شده ببرد بدون آن که خود بفهمند.اعتبار رئیس جمهوری که فقط نزدیک 1 سال به پایان دوره اش باقی مانده با اعتبار سازمانی که همیشه و در هر دوره ای وجود دارد قابل مقایسه نیست پس چه بهتر که گناهان را بر گردن بوش انداخت تا دیگران مبرا شوند. به زودی شاهد تمام زوایای این طرح خواهید بود چون دیوانگی آمریکایی حد و مرز ندارد. پس زیاد خوشحال نباشید :| :|

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من كاملا با پيام موافقم چه لوزومي دارد جاسوسي كشور ديگر از ما بعنوان پيروزي ياد شود واقعا شرم انگيزه در هر صورت ما بازنده اين گزارش ايم زمان مشخص ميكند

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

من كاملا با پيام موافقم چه لوزومي دارد جاسوسي كشور ديگر از ما بعنوان پيروزي ياد شود واقعا شرم انگيزه در هر صورت ما بازنده اين گزارش ايم زمان مشخص ميكند


بسم الله الرحمن الرحیم

بله قبول دارم....تیتر اکثر خبرگزاری های ایران کاملا عوام فریبانه بوده.به نظر من بهتر است مردم را با واقعیت گزارش آشنا کنن.خیلی بامزه بود وقتی شنیدم رئیس جمهورمان این گزارش را پیروزی ایران خوانده وقتی که صد در صد یک گزارش بر ضد منافع ایران است.متاسفانه وضع بجایی رسیده که سخنگوی دولت این گزارش را یک گزارش خوب می خواند!! یا این برادران نمی فهمند یا خودشان را زده اند به اون راه! icon_cheesygrinشاهنامه آخرش خوش است..
البته من بر این عقیده ام که در صورت دیپلماسی فعال و کار رسانه ای قوی در سطح بین الملل این گزارش می تواند کمی در روند این پروژه ما را یاری دهد.اما به هر صورت این گزارش کاملا منفی است .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

البته من بر این عقیده ام که در صورت دیپلماسی فعال و کار رسانه ای قوی در سطح بین الملل این گزارش می تواند کمی در روند این پروژه ما را یاری دهد.اما به هر صورت این گزارش کاملا منفی است


فکر کنم ایران در نظر دارد همین کار را انجام دهد. باید منتظر بود و دید چه میشود؟ چون این پروژه جدید غرب شاید بعد از چهار پنج سال اثرات منفی و خطرناک خود را نشان دهد. زمانی که نه بوش رئیس جمهور است نه مسئولان کنونی سیا و وزارت دفاع و ... و مشکلات جنگ عراق هم شاید رفع شده باشد. پس باید با یک برنامه ریزی زیرکانه از این سوتی دشمن برای خودمان بهره برداری کنیم.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
در اين گزارش امده كه ايران ساخت بمب اتم را در سال 2003 متوقف كرده و ممكن است دوباره ان را از سر بگيرد پس بايد به طور كل از غني سازي ايران جلوگيري كرد چون ممكن است دوباره ان را را از سر بگيرد. در نتيجه راه را براي قطعنامه سوم باز ميكند تا ايران را وادار به تعليق غني سازي كند. پس در كل پيامد خوبي براي ايران نخواهد داشت

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

البته من بر این عقیده ام که در صورت دیپلماسی فعال و کار رسانه ای قوی در سطح بین الملل این گزارش می تواند کمی در روند این پروژه ما را یاری دهد.اما به هر صورت این گزارش کاملا منفی است


فکر کنم ایران در نظر دارد همین کار را انجام دهد. باید منتظر بود و دید چه میشود؟ چون این پروژه جدید غرب شاید بعد از چهار پنج سال اثرات منفی و خطرناک خود را نشان دهد. زمانی که نه بوش رئیس جمهور است نه مسئولان کنونی سیا و وزارت دفاع و ... و مشکلات جنگ عراق هم شاید رفع شده باشد. پس باید با یک برنامه ریزی زیرکانه از این سوتی دشمن برای خودمان بهره برداری کنیم. باید آنقدر این موضوع را که ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست بزرگ کنیم تا خودشان هم باور کنند!


بله صد البته آمریکائیها برای کارهای آینده از سالها قبل برنامه ریزی می کنند اما این طرح نمی تواند تنها برای آینده دور باشد به دلیل اینکه کاملا با قطعنامه سوم تحریم ها مرتبط است.و همین طور جنگ علیه ایران در آینده دور.... آمریکا اگر می خواهد به ایران حمله کند نزدیک به 6 سال دیگر زمان دارد.بعد از آن طبق برآوردها ایران به توانایی کافی نظامی برای مقابله لازمه با آمریکا رسیده است.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط zax_01001
      معاون وظیفه عمومی فرماندهی انتظامی استان خراسان رضوی گفت: متقاضیان اخذ امریه باید دو ماه قبل از تاریخ اعزام به سازمان یا ارگان موردنظر مراجعه کنند.
      به گزارش ایسنا «سرهنگ امان الله تفضلی» گفت: تمامی کسانی که خواهان انجام خدمت در ارگان ها و یا نهادهای دولتی هستند، پس از انجام کارهای اولیه و تکمیل و ارائه دفترچه های اعزام به مراکز پلیس+10 پس از مشخص شدن تاریخ اعزام، دوماه قبل از اعزام با مراجعه به این ارگان ها چنانچه شرایط امریه شدن را دارا باشند، این ارگان ها آنان را جذب خواهند کرد.
      وی با بیان اینکه افراد دارای کف پای صاف نیز نیاز به گذراندن خدمت سربازی ندارند، به وجود پاهای پرانتزی اشاره کرد و اضافه کرد: در این خصوص نیز اگر بین دو پای افراد بیش از 10 سانتی متر باشد و پزشکان نیز این موضوع را تایید کنند، فرد موردنظر از خدمت وظیفه عمومی معاف خواهد بود.سرهنگ تفضلی تاکید کرد: برای بقیه موارد و بیماری ها نیز اگر شرایط فرد پس از بررسی های لازم به گونه ای باشد که گذراندن دوران خدمت در افزایش و یا شدت بیماری فرد تاثیر داشته باشد، معافیت شامل حال آن ها می شود.معاون وظیفه عمومی پلیس خراسان رضوی با بیان اینکه برای حمایت از معلولان نیز تمهیداتی برای معافیت فرزندان این افراد در نظر گرفته شده است، خاطر نشان کرد: اگر در خانواده ای پدر یا مادری دارای معلولیت و تحت پوشش سازمان بهزیستی باشد یک پسر بالای 18 سال آن ها نیز نیاز به انجام خدمت سربازی نخواهد داشت.وی با اشاره به اینکه طبق ماده 44 قانون وظیفه عمومی بند الف چنانچه سن پدری زیر 59 سال باشد ولی به علت بیماری نتواند از خود مراقبت و نگهداری کند نیز یک فرزند پسر آن ها از خدمت معاف خواهد شد، ادامه داد: در این خصوص نیز پس از بررسی لازم در کمیسیون پزشکی سازمان وظیفه عمومی، این ادعا برای اخذ موافقت نهایی به هیات اصلی سازمان نظام وظیفه ارجاع داده می شود و در صورت تایید ناتوانایی پدر و نیز از کار افتادگی وی، اقدام های لازم برای معافیت یک فرزند وی انجام خواهد شد.سرهنگ تفضلی درباره افرادی که دارای سابقه حضور و فعالیت مفید در بسیج هستند نیز با بیان اینکه افراد مذکور می توانند در نیروی سپاه خدمت کنند، گفت: این افراد نیز دو ماه قبل از اعزام به مراکز گزینش سپاه و یا نیروی مقاومت مراجعه کنند تا در صورت امکان در این نهاد خدمت کنند.وی اظهار داشت: طبق قانون فقط برای خدمت در ارگان های سپاه این امکان وجود دارد و برای انجام خدمت در ارتش و یا نیروی انتظامی توسط معاونت وظیفه عمومی تصمیم گیری خواهد شد.تفضلی در ادامه با تاکید بر اینکه از زمان کاهش مدت خدمت سربازی به 18 ماه با افزایش چشمگیر معرفی و درخواست مشمولان برای اعزام به خدمت روبه رو شده ایم، افزود: بسیاری از جوانان متوجه شده اند که طبق ماده 10 قانون وظیفه عمومی افراد فراری و غایب از خدمت، از حقوق اجتماعی مانند دریافت پاسپورت، گواهینامه، تحصیل، استخدام در مراکز دولتی و غیردولتی محروم می شوند و لذا برای انجام خدمت وظیفه عمومی مراجعه می کنند.
      منبعhttp://www.ro-defa.ir
    • توسط babak1985
      نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، از سال 1991 به بعد، تعداد 18 فروند میگ MiG-29A و 7 فروند گونه دوسرنشینه میگ MiG-29UB را تحویل گرفته است. این هواپیماها پس از قراردادی که در ژوئن 1990 بین دولت ایران و روسیه به امضا رسید، تحویل نیروی هوایی ایران داده شد. میگ MiG-29 نخستین و تنها جنگنده رهگیری است که پس از جنگ ایران و عراق خریداری شد و براساس برنامه قرار بود که به‌عنوان جایگزین برای F-14 تامکت‌های از دست رفته درطی جنگ و زمین‌گیر شده به‌علت در دسترس نبودن قطعات یدکی، وارد خدمت شوند. این قرارداد به‌عنوان بخشی از برنامه بزرگ نیروی هوایی برای بازسازی قدرت جنگنده‌های نیرو، پس از جنگ، در زمان فرماندهی سرتیپ «منصور ستاری» بر نیروی هوایی بسته شد و اجرایی گردید. دراصل و براساس همان برنامه بزرگ، قرار بود 48 فروند فالکروم برای ایجاد پوشش دفاع هوایی شهرهای بزرگ «تهران»، «شیراز» و «تبریز» وارد کشور شوند اما این روند به‌علت کمبود بودجه ایران، با تحویل همان ارقامی که در ابتدا ذکر شد به پایان رسید.

      میگ MiG-29 پس از ورود به ایران، لباس دو گردان شکاری تاکتیکی و گردان 11 شکاری تاکتیکی در پایگاه یکم شکاری تهران و گردان 23 شکاری تاکتیکی در پایگاه دوم شکاری تبریز وارد خدمت شدند. براساس مفاد قرارداد، تعداد 400 نفر از مستشاران، متخصصان فنی و معلم روس وارد ایران شدند تا عملیات جنگنده‌های میگ MiG-29 را درطی 7 سال پشتیبانی کنند. برهمین اساس، روس‌ها متعهد گردیدند که نیروی هوایی ایران را برای کاربری فالکروم درطی 25 سال یا 25 هزار ساعت پرواز، از لحاظ قطعات یدکی و کمک‌های فنی، پشتیبانی کنند.

      هواپیماهای میگ MiG-29 تحویل داده شده به ایران درواقع هواپیماهای کارکرده نیروی هوایی روسیه بودند که تقریبا نیمی از آنها به آخرین ساعات پروازی تعیین شده توسط شرکت سازنده رسیده بودند. با اتمام این ساعت پرواز، براساس تخمین منابع نظامی، حداقل 2 فروند میگ MiG-29A و 4 فروند میگ MiG-29UB به‌علت به پایان رسیدن زندگی عملیاتی‌شان، زمین‌گیر شده و وارد انبارها گردیدند. در ادامه، شرکت سازنده روس موفق نشد که دستورالعمل‌های فنی را برای افزایش ساعت و سیکل پروازی میگ MiG-29 به ایران و نیروی هوایی ارتش تحویل دهد. درنتیجه نبود این دستورالعمل‌ها، متخصصان فنی نیروی هوایی نتوانستند در زمان استاندارد و با طی ساعت کار فنی تعیین شده، کار تعمیرات اساسی و بهسازی فالکروم‌های مزبور را به پایان برسانند و درنتیجه، این فرایند مقداری به درازا کشید.

      فرماندهان نیروی هوایی که برای راه‌اندازی فالکروم‌های زمین‌گیر شده خود، وجود دستورالعمل‌ها را ضروری و اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند، تلاش خود را برای به‌دست آوردن این کتاب‌ها از تمام منابع موجود و در دسترس در سراسر دنیا به‌کار بستند.

      با این‌حال از اواسط دهه 90 تاکنون، ایران توانسته است بدون کمک مستشاران روس و با تکیه بر توان داخل کشور و متخصصان زبده در درون نیروی هوایی، چک‌های دوره‌ای و سبک این جنگنده را انجام دهد. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در راستای تجهیز و تکمیل وسایل زمینی ناوگان فالکروم‌های خود، با توجه به عدم توانایی روس‌ها در تامین این تجهیزات، دست به خرید آن از دیگر کشورهای صاحب میگ MiG-29 زدند.



      همزمان کوشش‌هایی برای بهسازی و ارتقای قابلیت‌های فالکروم در نیروی هوایی ایران به جریان افتاد. یکی از این بهسازی‌ها، تجهیز میگ MiG-29 به لوله سوخت‌گیری هوا به هوا بود که در افزایش برد عملیاتی این جنگنده تاثیر به‌سزایی داشت. وجود لوله سوخت‌گیری هوایی، درحالی که هواپیما به مخازن سوخت خارجی مجهز نیست و متکی به مخازن سوخت داخلی است از تاثیر عملیاتی پایینی برخوردار است. پس می‌بایست بر روی میگ MiG-29های ایرانی که توانایی حمل مخازن سوخت خارجی نداشتند، این قابلیت ایجاد می‌شد. با توجه به این‌که تصمیم فرماندهان نیروی هوایی ایران بر افزودن مخازن سوخت خارجی به جنگنده، این توان صنعتی در داخل ایران موجود نبود، کشور بلاروس به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین کاربران میگ MiG-29، مورد توجه قرار گرفت و پس از مذاکرات انجام شده بین مسوولان ذی‌ربط دو کشور و دو نیروی هوایی، تعدادی مخازن سوخت خارجی 1520 لیتری که در قسمت مرکزی زیر بدنه نصب می‌شد، از بلاروس خریداری گردید.

      همان‌طور که قبلا ذکر شد، طبق دستورالعمل‌های این جنگنده، با به پایان رسیدن عمر هواپیماهای میگ MiG-29 ایرانی، برخی از این هواپیماها از فهرست جنگنده‌های عملیاتی خارج شده و به درون انبارها هدایت شدند. نخستین گونه فالکروم که از رده پروازی خارج شد، یک فروند میگ MiG-29UB متعلق به گردان 23 شکاری بود که در سال 2006 سیکل پروازی خود را به پایان رساند. در ادامه، یک فروند UB دیگر، به‌همراه یک فروند میگ MiG-29A از همان گردان در سال 2007 به رده هواپیماهای بازنشسته پیوست. در تابستان سال 2008، یک فروند گونه UB از گردان 11 شکاری در مهرآباد با رسیدن زمان انجام تعمیرات اساسی، از فهرست هواپیماهای عملیاتی خارج شد تا در ادامه، در بهار 2009 هم یک فروند دیگر از هواپیماهای آموزشی میگ MiG-29UB به وی بپیوندد.

      با زمین‌گیر و غیرعملیاتی شدن این تعداد فالکروم بود که نیروی هوایی به فکر آغاز برنامه سنگین تعمیرات اساسی میگ MiG-29 به‌صورت بومی افتاد. درنتیجه این تصمیم فرماندهان نیروی هوایی، تاسیسات تعمیر و نگهداری میگ MiG-29 در تهران و تبریز با همکاری نزدیک با شرکت «صنایع هواپیمایی ایران» (IACI) بهسازی، انجام تعمیرات اساسی و بازگردان به رده پروازی هواپیماهای زمین‌گیر را به‌عهده گرفتند.



      «ولادیمیر پوتین» که در اکتبر 2007 و با هدف انجام مذاکره با دولت ایران برسر مسایل حقوقی دریای خزر وارد تهران شد، درکنار چانه زدن‌های سیاسی و دیپلماتیک، یک قرارداد به ارزش 150 میلیون دلار که به موجب آن، می‌بایست 50 دستگاه موتور توربوفن RD-33 ساخته شده توسط شرکت «ماشین‌سازی چرنشیف مسکو» تحویل نیروی هوایی ایران داده می‌شد. ایران در مذاکرات برای خرید این تعداد موتور، به طرف روس توضیح داد که این موتورها را برای پروژه داخلی توسعه و ساخت جنگنده «آذرخش» نیاز دارد. ولی گمان می‌رود که ایران از موتورهای خریداری شده برای راه‌اندازی هواپیماهایی که ساعت پرواز موتورشان به پایان رسیده و زمین‌گیر شده‌اند، بهره‌برداری نموده است. تحویل این موتورها از سال 2008 آغاز شده است.

      آغاز برنامه

      با در دستور کار قرار گرفتن کار بهسازی و تعمیرات اساسی در برنامه جاری مرکز تعمیر و نگهداری میگ MiG-29 در تهران، این مرکز درخواست ارسال یک فروند میگ MiG-29UB غیرپروازی گردان 23 شکاری که مدت‌ها بود در انبار قرار داده شده بود را به تبریز ارسال کرد و مسوولیت انجام تعمیرات اساسی آن را به‌عهده گرفت. با ورود میگ مزبور به تهران، کار بر روی آن به‌همراه آغاز برنامه راه‌اندازی دو فروند میگ MiG-29A وارد مرحله اجرایی شد.

      دو فروند میگ MiG-29A درحالی به مرکز تعمیرات فالکروم تهران تحویل داده شدند که در شرایط فنی بسیار بدی به‌سر می‌بردند. با این‌حال، تلاش برای بازگرداندن این هواپیماها به شرایط پروازی آغاز گشت. با اتمام عملیات تعمیر و نگهداری مرکز تهران و تکمیل برنامه بهسازی بر روی یک فروند فالکروم گونه A، خلبان آزمایشگر در سپتامبر 2008 هواپیما را از مرکز مزبور تحویل گرفت و «پرواز عملکردی» (FCF) 30 دقیقه‌ای میگ MiG-29 مزبور را با موفقیت به پایان رساند.

      فالکروم دیگر از مرکز مزبور در تهران بیرون آمد و در بهار 2010 به خدمت در نیروی هوایی بازگشت. هم‌زمان، مرکز تعمیر و نگهداری فالکروم در تبریز نیز خبر اتمام انجام تعمیرات اساسی بر روی یک فروند میگ MiG-29UB را به اطلاع فرماندهان نیروی هوایی رساند. تبریزی‌ها در این میان فعال‌تر ظاهر شده و دومین فالکروم تعمیر اساسی شده را نیز در ژوئن 2010 وارد خط پرواز کردند. این هواپیما در سال 2001 صدمات عمده دیده بود و به‌علت نبود قطعات یدکی، به‌مدت بیش از 8 سال از پرواز دور مانده بود.



      هم‌اکنون نیز شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها)، با همکاری مراکز فنی نیروی هوایی در تبریز و تهران، بهسازی، ارتقا و تعمیراساسی فالکروم‌های ایرانی را ادامه می‌دهد. گزارش‌های تاییدنشده‌ای از کمک روس‌ها به شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها) در مهرآباد برای انجام تعمیرات اساسی میگ MiG-29 وجود دارد. با وجود کمبود قطعات یدکی، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از سال 2008 تاکنون موفق شده است تعداد 5 فروند فالکروم را از انبارها بیرون کشیده و روانه خط پرواز کند. براساس برنامه‌ای بلندمدت، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران تصمیم دارد هواپیماهای زمین‌گیر موجود را تنها با تکیه بر توان فنی متخصصان نیروی هوایی و شرکت صنایع هواپیمایی ایران (صها)، به شرایط پروازی بازگرداند.

      منبع: ganjejang.com (به نقل از ماهنامه Air Force Monthly شماره 269)
    • توسط MR9
      مقدمه : 
      به بهانه حمله مجدد اسراییل به سوریه  ( دی 1399 خورشیدی ) که گفته میشود نزدیک به 40 نفر تلفات را در پی داشته ، بصورت گذار ، روند عملکرد IDF به سال 2020 در سوریه مورد بررسی قرار می گیرد  ، جایی که ماهیت عملکرد طرفهای درگیر از ابتدای شروع مخاصمات در سوریه ، همواره به نوعی با شوک و بُهت ، همراه بوده است . 
       
      ایران و رژیم عبری ، نبرد برای کسب برتری نظامی :
      در طول نزدیک به 9 سال از آغاز جنگ داخلی بین المللی در سوریه ، نیروی هوایی ارتش اسراییل(IAF) بیشتر از 300 حمله هوایی را بر علیه اهداف ادعایی متعلق به سپاه پاسداران و شبکه نیروهای شبه نظامی وابسته به آن ( موسوم به شبه نظامیان فراملی شیعه / شبکه تهدید ایرانی ITN) در سوریه انجام داده است . با این حال برخی تحلیلگران جنگ داخلی سوریه  براین اعتقادند که حملات هوایی مستمر اسراییل با یک هدف اصلی ، یعنی جلوگیری از تثبیت حضور ایران در سوریه  و جلوگیری از ایجاد یک مسیر امن به منظور انتقال تسلیحات پیشرفته به حزب ا... و سایر نیروهایی که امنیت رژیم عبری را مورد تهدید قرار میدهد ، صورت می گیرد .
       

       
      پل لجستیکی ایران به سوریه و گذرگاه ابوکمال
      برخی ناظران براین باورند که  این مسیر به یک نقطه تعادل در منطقه برای ایران تبدیل شده است 
       
      با توجه به این مساله و براساس اطلاعات موجود ، از ابتدای سال 2020 تا ماه مه همین سال ،نیروی هوایی عبری 14 عملیات هوایی را در سوریه انجام داده  که در جریان این حملات ، چیزی در حدود 23 موقعیت مختلف در سراسر خاک سوریه به غیر از شمال شرقی این کشور را مورد هدف قرار گرفته است . از میان 14 حمله فوق ، 5 حمله در یک بازه زمانی دو هفته ای میان 20 آوریل تا 4 ماه مه رخ داده  که این امر نشاندهنده افزایش فعالیت شبکه تهدیدات ایران بوده است .
       
      هر قدر هم شرایط تغییر کند ، عکس العمل به آن  مشابه  خواهد بود ...
       
      بررسی روند حملات هوایی اسراییل به استان های قنیطره ،سویدا ، درعا و دمشق ، بخوبی  این تحلیل را در اختیار کارشناسان نظامی قرار میدهد که شاخه عملیات خارجی سپاه پاسداران ( سپاه قدس /  IRGC-QF) علیرغم اطلاعات طرف روسی ، همچنان در نزدیکی مرزهای شمالی اسراییلی با شدت هرچه تمام تری ، به فعالیت خود ادامه می دهند و اسراییل نیز با کاهش یا افزایش این تحرکات ، حملات هوایی خود را تنظیم می کند .
       
         
       
      به اعتقاد منابع اطلاعاتی غربی ، گستره وسیعی از نیروهای شبه نظامی ، استخوان بندی قدرت ایران در سوریه را تشکیل میدهد 
       
       
      در واقع ، سراسر بخش جنوبی سوریه در طول 9 سال گذشته ، به منطقه اصلی عملیات هوایی ارتش اسراییل تبدیل شده ، چرا که مبداء قریب به اکثر محموله های تسلیحاتی سپاه که به قصد تحویل به حزب ا... درلبنان یا حماس در غزه ارسال می شود ، از اطراف دمشق صورت می گیرد . این درحالی است که اگر چه بلندی های جولان همچنان در اشغال IDF قرار دارد ، اما تل آویو در طول این 9 سال ، نگرانی خود را از اینکه در کنار جولان ، محور جنوبی سوریه تبدیل به یک سکوی پرش دوم برای ایران جهت هرگونه عملیات غافلگیرانه شود ، پنهان نکرده است .
       

       
      نگرانی اسراییل از گسترش سریع نظامی ایران در سوریه  آنچنان عمیق است که فرودگاه بین المللی دمشق  (DAI) جایی که هواگردهای ترابری سنگین نیروی هوا- فضای سپاه ، خطوط هوایی غیرنظامی وابسته به این نیرو و گاهی هواگردهای نیروی هوایی ایران ، موشک ، سلاح ، مهمات و اقلام نظامی را به یگانهای مستقر در سوریه  تحویل می دهند نیز از حملات مستمر IAF در امان نمانده است . اما در حالی که  فرودگاه دمشق به یک هدف روتین برای نیروی هوایی رژیم عبری تبدیل شده ، حمله هوایی 13 فوریه 2020 به برجسته ترین و درواقع نقطه اوج این بمباران ها  تبدیل گردید ، چرا که  پس از چند سال تردید ، IAF یکی از قرارگاه های سپاه پاسداران ( بنا بر ادعای نویسنده . م )  را در ساختمانی سه طبقه در نزدیکی بخش ورودی فرودگاه را مورد حمله قرار داد که به دلیل اهمیت آن ، زیر پوشش گسترده رسانه ها قرار گرفت .
       
       
      ابوکمال ، نقطه جدید فشار اسراییل علیه ایران :
      حدود مرزی میان سوریه و عراق پس بازپسگیری شهر ابوکمال توسط سپاه پاسداران از عناصر داعش در اواخر سال 2017 به نقطه جدیدی برای حملات نیروی هوایی اسراییل تبدیل گردید . این شهر بدلیل موقعیت ژئواستراتژیک ، یک نقطه پراهمیت  در پل لجستیکی ایران است که تا لبنان ادامه پیدا می کند وگفته می شود که تمامی تسلیحات ایرانی ارسال شده به مقصد جنوب لبنان یا غزه ، می بایست از این گذرگاه عبور نماید . در سال 2019 ، ایران پس از مدتها بررسی شرایط منطقه ، یک ابر انبار زیرزمینی با شناسه پادگان امام علی (ع)  را برای ذخیره محموله هایی که بصورت مستمر وارد سوریه می شد ، تاسیس نمود ، در حالی که همزمان با این تحرکات ، واحدهای بسیج مردمی سوری به همراه یک نیروی 60 نفری از شبه نظامیان عراقی متمایل به ایران ، مسئولیت حفاظت از این مجموعه و تمامی محور مرزی میان  سوریه و عراق را برعهده گرفته بودند . گسترش ماموریتهای محوله به این نیروها ، بعدها موجب شد تا عناصری از کتائب حزب ا.. ، سازمان بدر ، النجباء ، عصائب اهل الحق و گردان های امام علی (ع) در قالب بسیج مردمی ، نیز وارد عمل شده و نقش بسیار مهمی را در حفظ منطقه بسود ایران بازی کنند . سایر شبه نظامیان تحت حمایت ایران نیز شامل تیپ 313 (سوری ) ، لواء فاطمیون ( هزاره های شیعه افغانستانی ) ، لواءزینبیون ( شیعیان زیدی پاکستانی ) نیز حضور بسیار فعالی را از خود به ثبت رسانده اند  . بدین ترتیب سازمان های اطلاعاتی عبری تخمین می زنند که شبکه شبه نظامیان ایران شامل 6200 نیروی رزمنده است که در حوزه جغرافیایی دره رودخانه فرات مستقر و ان را  تحت کنترل کامل دارند .
       

       
      موقعیت پادگان امام علی (ع) بنا بر ادعای منابع اطلاعاتی عبری 
      آیا این موقعیت ، یک نقطه محوری برای ایران محسوب میشود یا اینکه تنها یک سیبل ثابت فریب دهنده  برای جذب حملات IAF و منحرف نمودن اذهان تحلیلگران اطلاعاتی اسراییل است!!!!
       
      بطور طبیعی ، این منطقه ، شامل گذرگاه ابوکمال ، به کانون تمرکز برنامه ریزان نیروی هوایی عبری درآمده و در سال 2020 ، در سه بازه زمانی متفاوت ( ژانویه ، مارس و مه )  مواضع سپاه پاسداران را در شرق سوریه مورد هدف قرار دادند . در ژانویه 2020 ( بطور دقیق حدود یک سال پیش . م )  جنگنده های عبری یک کاروان ناشناس را در حومه ابوکمال بمباران کردند که در نتیجه این حمله ، 8 شبه نظامی عراقی کشته (شهید) شدند ، در حالی که به ادعای تل آویو ، این کاروان موشکهای خاصی را می بایست به حزب ا... تحویل می داد . در همان زمان نیز،یک انبار دپوی سلاح در منطقه فوق بشدت بمباران گردید . در 11 مارس 2020 ، زیرساختهای بسیج مردمی سوریه در حومه ابوکمال مجدداً مورد حمله قرار گرفت که به شکل خاص ، پادگان امام علی(ع) هدف از قبل برنامه ریزی شده ای بود که در مجموع سه حمله به این منطقه ، چیزی در حدود 48 شبه نظامی عراقی و ایرانی کشته (شهید ) شدند .
      در واقع ، ستاد مشترک ارتش عبری ، به این نتیجه رسیده بود  که حفظ فشار بر گذرگاه  لجستیکی ابوکمال برای محدود کردن آزادی مانور واحدهای ایرانی در سوریه بسیار ضروری است و برای نمایش اراده معطوف به هدف ( کاهش مانور عناصر ایرانی در این منطقه )  نیروی هوایی فارغ از بُعد مسافت ، موظف است تا  منطقه را تحت پوشش خود قرار دهد . به همین دلیل در بازه زمانی سال 2020 ، حداقل 5 بار مواضع ایران در منطقه فوق مورد هدف قرار گرفت .
       
         
       
      شیوه کاربرد مهمات اسپایس محصول رافائل 
      رافائل مدعی است که این مهمات جدید قابلیت شلیک در شرایط همه گونه آب و هوایی ( روز / شب ، آب و هوای نامطلوب ) را با استفاده از دو جستجوگر CCD / IIR و همچنین الگوریتم های پیشرفته  تطبیق منظر ، را در اختیار کاربران خواهد گذاشت . به گفته مقامات این شرکت ،  جستجوگر Spice در نزدیکترین فاصله ممکن ، هدف را شناسایی و آن را به شکل کاملا هوشمند با دیتای موجود در حافظه خود ، مطابقت داده  و به همین دلیل ، خطای احتمالی ناشی از اخلال در GPS را تا حد ممکن ، کاهش دهد .
       
       
      سپاه قدس ، انتقال زیرساختها به زیرزمین :
      برخی ناظران نظامی براین اعتقادند که  حملات فزاینده IAF به زیرساختهای سپاه پاسداران موجب شده تا فرماندهان این نیرو بسرعت تسهیلات و تاسیسات حیاتی خود را برای محاظت در برابر حملات هوایی به زیرزمین منتقل کنند  . بدین معنی که پادگان امام علی (ع) در حالی بعنوان یک هدف ثابت تقویت شده برای نیروی هوایی عبری ،  به بزرگترین مرکز دپویی سپاه در سوریه تبدیل شده که بسرعت مراکز پیشرفته تری در سراسر خاک سوریه  در حال ایجاد است .
      آنچه که ارزیابی های خسارت منطقه نبرد (BDA)  از بمباران های آوریل 2020 نشان میدهد ، نیروی هوایی عبری ، چیزی در حدود 9 مرکز ذخیره سازی را در شمال منطقه پالمیرا بمباران نموده  که به احتمال بسیار زیاد مقصد نهایی جنگ افزارهای ارسال شده  زمینی از طریق ابوکمال یا پایگاه هوایی تیاس بوده است .
       
       

       
      در حدود یکهفته بعد ، در بیست و هفتم آوریل 2020 ، اسراییل تاسیسات مشابهی را در پایگاه هوایی مِزِه در دمشق مورد هدف قرار داد که تحلیل ها حاکی از آن بود ورودی این تاسیسات آسیب دیده ولی اینکه بخش زیرزمینی آن نیز آسیب دیده یا خیر ، مشخص نگردید. پایگاه هوایی مِزِه تحت کنترل کامل دپارتمان اطلاعات نیروی هوایی ارتش سوریه است که مهمترین شریک نیروی قدس سپاه در عملیات بر ضد شورشیان مسلح و اسراییل بشمار می رود .
      ناظران نظامی بر این اعتقادند که  درصورت ادامه ساخت دپوهای زیرزمینی توسط ایران ، نیروی هوایی اسراییل بتدریج بسوی مهمات سنگرشکن سنگین خواهد رفت . از انجا که برد این نوع پرتابه ها ، نسبت به  موشکهای کروز کمتر است ، جنگنده های نیروی هوایی اسراییل بالاجبار می بایست به هدفهای خود نزدیکتر شوند و همین امر ،  آنها را در برابر سامانه های دفاع هوایی سوری قرار خواهد داد.
       
         
       
      مهمات نفوذ کننده  جی بی یو-39 
       
      بعنوان مثال ، براساس شیوه استاندارد نیروی هوایی عبری ، موشکهای کروز دلیله از فاصله 250 کیلومتری قابل شلیک است و درمقایسه ، مهمات GBU-39  علیرغم قطر کمتر ، بدلیل حمل یک سرجنگی بزرگتر (4 برابر)، در شرایط ایده آل ، می تواند از فاصله 64 کیلومتری رها شود . از سویی دیگر ، مهمات نفوذ کننده BLU-109 با کلاهکی به وزن 874 کیلوگرم ، نیازمند رها سازی از بردی نزدیکتر را دارد ، ضمن اینکه حمل این مهمات ، سطح مقطع راداری جنگنده حامل را افزایش خواهد داد و ضمن کاهش قدرت مانور و برد پروازی ، شبکه دفاع هوایی سوریه را برای رهگیری آن در موقعیت بهتری قرار می دهد .
       

       
      جنگنده F-16I  مسلح به مهمات دوهزار پاوندی  BLU-109 سنگرشکن ، سلاح اصلی نیروی هوایی عبری برای اجرای حملات علیه تاسیسات زیر زمینی 
       
       
      اما برخلاف تصور ایده آل سطور بالا ، حملات غیر قابل باور نیروی هوایی عبری بر علیه اهدافی در نزدیکی حمص و شعیرات و درست در محدوده برد سامانه اس-300 سوری ، باردیگر ، برتری هوایی ارتش عبری را در آسمان سوریه ، به رُخ دوطرف کشاند . با این وصف ، در حالی که  عوامل توپولوژیک و تاکتیکی در آنالیز عملکرد شبکه دفاع هوایی سوریه دخیل هستند ، اکنون مشخص شده که روسها اگر چه سیستم اس-300 را به سوریها ، هدیه داده اند ، اما کاربرد آن را بر علیه جتهای عبری ممنوع نموده اند .
       

       
       
      بعنوان مثال ، در 31 مارس 2020 ، نیروی هوایی عبری ، فرودگاه نظامی شعیرات را مورد حمله قرار داد که در جریان آن ، بخشی از باند پرواز تخریب ، سامانه های کنترل ترافیک هوایی پایگاه منهدم و یک انبار که ستاد ارتش اسراییل مدعی استفاده از آن بعنوان انبار سلاح توسط نیروهای ایرانی بود ، منهدم شد ، هر چند سوریها بلافاصله باند فرودگاه را ترمیم و با جایگزینی سیستم های ترافیک هوایی ، ظرف دو هفته رفت و آمد هوایی در شعیرات از سرگرفته شد .
       

       
      اما این پایان کار نبود ، در یکم ماه مه ، حمله دیگری از سوی اسراییل ، این بار در نزدیکی حُمص موجبات تخریب یک مجموعه دپویی نظامی ( به ادعای IDF) را فراهم آورد که در پی آن یک زنجیره انفجارات صورت پذیرفت و محوطه بطور کامل نابود شد .
       
         
       
       
      مسلح سازی و تجهیز حزب ا... ، همچنان ادامه دارد :
       

       
       
      سه روز بعد از حمله به حُمص ، در چهارم ماه مه 2020 ، نیروی هوایی عبری به یک مرکز تولید موشک در الصفیره ( منطقه ای در جنوب حلب) حمله بردند  که براساس ادعای مقامات اطلاعاتی IDF ، یکی از سه مورد تاسیساتی است که متعلق به مرکز مطالعات علمی و تحقیقاتی سوریه بوده و احتمال می رود که مرکز توسعه تسلیحات WMD ارتش سوریه باشد . این مرکز از دهه ها پیش ، به شکل سنتی ، تولید موشکهای اسکاد و عوامل شیمیایی را برای ارتش سوریه ، برعهده داشته  و مقامات تل آویو اکنون معتقدند که این مرکز بطور کامل تحت هدایت ایران ، مسئولیت تولید انبوه  مهمات هدایت دقیق برای حزب ا... و سایر گروه های نظامی قرار دارد .
       

       
      بر همین اساس ، گفته می شود که در سال 2016 ، ایران در پاسخ به حملات مستمر نیروی هوایی عبری به سوریه ، یک طرح بسیار گسترده را برای انتقال فناوری مهمات هدایت دقیق به حزب ا... آغاز نمود ، بدین معنی که به جای قبول ریسک تحویل موشکهای آماده به حزب ا... ، خط تولید کیت های بروزرسانی به منظور بهینه سازی موشکهای سازمانی این گروه نظامی را در سوریه ایجاد نمود . در نتیجه ، با هدایت و کنترل عملیاتی ایران ، مهندسان حزب ا.. شیوه تولید تسلیحات پیشرفته را دریافت می کردند . این گروه با استفاده از این فناوری ها ، بیشتر از 150 هزار تیر موشک قدیمی خود را در قالب یک برنامه از قبل تعیین شده ، به مهمات هدایت دقیق تبدیل کرده ومی کنند . خطر این برنامه برای تل آویو چنان بود که در سال 2019 ، ارتش اسراییل ، اطلاعات مربوط به 4 سایت تولید موشک را منتشر کرده و معتقد بودند که برنامه ایران در حال رسیدن به نتیجه نهایی است .
       

       
      بخش اطلاعاتی ارتش اسراییل در آن زمان معتقد بود که تمامی فعالیتهای مربوط به برنامه گسترده  ایران برای توسعه نفوذ خود در  سوریه ، بویژه ساخت تاسیسات نظامی زیرزمینی ، تحت هدایت ژنرال سلیمانی ( سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی ) است و به احتمال زیاد ، ترور وی در فرودگاه بغداد ، با هدف ایجاد اخلال در این  برنامه صورت گرفته است .
      با این وصف ، حملات هوایی اسراییل پس از این دوره زمانی ، شاهدی بر ادامه دار بودن  برنامه موشکی ایران در سوریه است . اگر این تحلیل واقعیت داشته باشد ، ارتش اسراییل ، روزهای سختی در آینده پیش روی خود خواهد داشت ، اگر چه احتمالاً گزینه های قابل تاملی را نیز برای پاسخ ، در اختیار خواهد گرفت . 
       
      پی نوشت : 
      استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
       
    • توسط jarmenkill
      دوستان چیزی راجع به این ناو میدونن؟
      عکس:
      http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M618363.jpg
    • توسط LostSky
      منفک شده از تاپیک جامع نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران 
      1399/10/23 خورشیدی
       
      =================
       
       
       
      پروژه ناو بندر کار بسیار داره و در آینده نزدیک نباید انتظار رونمایی داشته باشیم.
       
      این پروژه تغییر اساسی و تبدیل یک ابر تانکر نفتکش به یک ناوبندر نظامی با قابلیت ها و امکانات فراوان هست.
      یک نفتکش دارای مخازن بسیار بزرگ ذخیره نفت هست که باید به کلی تغییر کنه و دارای بخش های متعدد نگهداری و انبار داری و اسکان و غیره خواهد شد.
      از طرفی کار بخش اضافه کردن روسازه جدید جهت آشیانه های بالگرد و بخش های وابسته که همین الان هم بخشیش مشخصه اجرا شده.
      بخش تسلیحات و رادارها و دیگر سامانه های مخابراتی و غیره هم زمان بسیار بالایی خواهد گرفت.
      با وجود سرعت بسیار پایین ساخت فریگیت های کلاس موج و همچنین اعلام زمانهای به آب اندازی و عملیاتی کردن این شناورها که بارها به عقب افتاده بسیار بعید هست که این شناور عظیم به این زودی ها حتی جهت تست به آب انداخته بشه ، مگر اینکه نیرو به شدت روی این پروژه تمدکز هزینه و انرژی بزاره تا زودتر به نتیجه برسه.
      البته با روند مشاهده شده به نظر میاد که اینگونه باشه و فرماندهان نیرو خواهان الحاق سریع یک شناور بزرگ و دوربرد جهت پشتیبانی همه جانبه ناوگروه های اعزامی به مناطق دوردست هستند و روند فعلاً با سرعت خوبی دارد پیش میرود.
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.