امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

اولا :اون military.ir های وسط متن چیه ؟
ثانیا : کدوم اقتدار سازمان ملل ؟ ویرایش شده در توسط bigbang

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='bigbang' timestamp='1378561383' post='337043']
اولا :اون military.ir های وسط متن چیه ؟
ثانیا : کدوم اقتدار سازمان ملل ؟
[/quote]
۱- یه جور واترمارکه!
۲- احتمالا منظورشون همون اقتداریه که غربی‌ها ازش دم میزنن ولی دوزار حسابش نمیکنن... :)
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='mearaji' timestamp='1378565134' post='337063']
۱- یه جور واترمارکه!
۲- احتمالا منظورشون همون اقتداریه که غربی‌ها ازش دم میزنن ولی دوزار حسابش نمیکنن... :)
[/quote]
شاید هم از اقتدار منظورشون همون چماقیه که به اسم شورای امنیت درست کردن و میزنن تو سر کشور های بدبخت بی چاره که دستشون به هیچ کجا بند نیست
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
نه جناب بیگ بنگ! اقتدار یه چیز نسبیه که به حوزه عمل و اختیار و نفوذ هر فرد و یا سازمان عمل کننده اطلاق میشه!

مثلا اقتدار آمریکا در مجامع بین المللی بیشتر از سایر کشورهاست و حتی سازمان هاست! مثلا حوزه تاثیرگذاری ایران(اقتدار) در خاورمیانه بیشتر از پاکستانه و ..... حالا اینجا نهادهای دخیل رو بر اساس اقتدار عملشون(تاثیر گذاریشون) ناتو، سازمان ملل و آمریکا تفکیک کرده!

البته اگه من منظور شما رو درست گرفته باشم!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='bigbang' timestamp='1378561383' post='337043']
اولا :اون military.ir های وسط متن چیه ؟
ثانیا : کدوم اقتدار سازمان ملل ؟
[/quote]

اقتدار همون قدرت هست ، منتها تفاوتش با قدرت در داشتن مشروعیت هست ، وقتی میگوییم دولت یا سازمان و یا نهاد و یا فردی اقتدار دارد قدرت وی به شکلی مشروع به وی اعطا گشته یا قدرتمند بودن وی " پذیرفته شده " و مقبول واقع گشته است ، ...

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='worior' timestamp='1378589169' post='337181']
اقتدار همون قدرت هست ، منتها تفاوتش با قدرت در داشتن مشروعیت هست ، وقتی میگوییم دولت یا سازمان و یا نهاد و یا فردی اقتدار دارد قدرت وی به شکلی مشروع به وی اعطا گشته یا قدرتمند بودن وی " پذیرفته شده " و مقبول واقع گشته است ، ...
[/quote]
با این توصیف مگر قدرت سازمان ملل به صورت مشروع هست که اینجا اسمشو گذاشته اقتدار ؟ ثانیا قدرت هم نداره که اگر داشت اوضاع جهان این نبود

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='bigbang' timestamp='1378641722' post='337266']
با این توصیف مگر قدرت سازمان ملل به صورت مشروع هست که اینجا اسمشو گذاشته اقتدار ؟ ثانیا قدرت هم نداره که اگر داشت اوضاع جهان این نبود
[/quote]

سلام
اوضاع جهان تا حدود بسیار زیادی مطابق میل 5 عضو دائم شورای امنیت هست ...

کلا سازمان ملل یک نوع پوشش برای مشروعیت بخشی به شورای امنیت هست و شورای امنیت هم در اصل هدفش تامین منافع اعضای اصلیش هست ...
  • Upvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='bigbang' timestamp='1378641722' post='337266']
با این توصیف مگر قدرت سازمان ملل به صورت مشروع هست که اینجا اسمشو گذاشته اقتدار ؟ ثانیا قدرت هم نداره که اگر داشت اوضاع جهان این نبود
[/quote]

مسئله درست جا نیفتاد ..

یکی از منابع مشروعیت قدرت ، قانون هست ، دیگری مقبولیت جمعی و از این دست موارد .... نکته مهم اینه که منبع قدرت در سازمان ملل متعلق به کجاست ؟ طبیعتا اگر مراد شورای امنیت باشه ، میشه 5 کشور اعضای اون ، اعضای این شورا از اقتدار قانونی برخوردار هستند اما از مقبولیت عمومی خیر ، و وقتی در این نهاد تصمیمی نمیتونه اخد بشه ، صاحبان قدرت در اون رو به یافتن اقتدار در مکان هایی میکنند که بهشون این امکان رو میده ، بنابراین آمریکا براحتی شورای امنیت رو دور میزنه و حدود 20 الی 30 کشور رو همراه میکنه تا بتونه فراتر از اقتدار قانونی با منبعی دیگر یعنی مقبولیت جهانی ، در سوریه اعمال قدرت کنه ،...
  • Upvote 3

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
بحث واقعا جدید و حرفه ای بود ممنون
منتظر بقیشیم :rose: ویرایش شده در توسط evin

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      مقدمه :
      با اولین شلیک موشک وی-2 به قلب فضا در اکتبر 1942 ، عرصه جدیدی به صحنه نبرد اضافه شد ، با این حال   توسعه فناوری نظامی در فضا را میتوان عاملی موثر در ایجاد تغییرات شگرف در ماهیت رزم مانوری بحساب آورد . تغییر صحنه عملیات نظامی در فضا ، همزمان با کاهش قابل توجه و ناگهانی درهزینه های مربوط به دسترسی به مدارهای ماوراء جو  و همچنین توسعه سریع ماهواره های کوچکتر و ارزان تر  برای ایجاد مجموعه حسگرهای پایش عملیات نظامی ،  قابلیتی فراتر از ماهواره های بزرگتر و گران قیمت تر را در اختیار ارتش ها ، نسبت به  گذشته ، قرار خواهد داد . سرعت شگرف این تحولات  و پیامدهای قطعی آن بر عملیات رزمی در آینده موضوعی است که جامعه کارشناسان رو به گسترش فضایی  در سازمان های نظامی تلاش می کند تا  قبل از ایجاد تهدید ، فرآیند توسعه این قابلیتهای جدید در حوزه فضایی را درک کرده  و تغیرات سازمانی ناشی از این امر را بخصوص در حوزه جنگ مانوری مورد بررسی عمیق قرار دهد .
      با توجه به این موضوع پراهمیت  ، قابلیتهای فضا پایه موجود تاثیر قابل توجهی را بر تاکتیکهای رزم  زرهی مدرن در دو سطح تاکتیکی و عملیاتی برجای گذاشته است.
       
       

       
       
      از یکسو ، ارتباطات راه دور ، دسترسی به شبکه های مخابرات نظامی  ، استفاده گسترده از  سامانه موقعیت یابی جهانی (GPS)  و درنهایت مخابرات رمز گذاری شده ، سرفصل های مهم این حوزه بشمار آمده  و از سویی دیگر نیز کاربرد این پتانسیل در حوزه هایی با اهمیت کمتر نظیر عملیات ضد شورش نیز امکان پذیر گردیده است  ،اما پرکاربردترین  ماموریت محوله به حسگرهای فضاپایه را می توان در جنگ سرد و ماهواره های مجهز به حسگرهای مادن قرمز برای تشخیص زمان شلیک موشکهای بالستیک و همچنین رهگیری گونه های بالستیک تاکتیکی بر علیه  واحدهای زمینی جستجو کرد .
       
      در مجموع ، برای یک  آینده قابل پیش بینی ، قابلیتهای فوق الذکر ، البته در پهنای باند بیشتر و دقت افزون تر همچنان به پشتیبانی از عملیات رزمی ادامه خواهند داد . با این وصف ، یکی از مهمترین پیشرفتهایی که فناوری فضایی برای افزایش عملکرد مطلوب واحدهای زرهی پدید آورده ، قابلیت استفاده از تصاویر ماهواره ای در زمان واقعی (near-real-time satellite imagery) بخصوص بر علیه دشمنی است که از این پتانسیل محروم است .
       

       
       
      غافلگیری با ضربه به جناحین :
       
      از یک نظر ، نقطه شروع  استفاده از حسگرهای فضاپایه را می توان با آغاز جنگ نخست خلیج پارس که در جریان آن ، واحدهای ارتش ایالات متحده  با ایراد یک ضربه شدید به جناحین  یگانهای عراقی ، مدافعان را غافلگیر نموده  و بسرعت بر آنها غلبه نمودند، همزمان دانست . ارتش عراق که تحت حملات شدید هوایی  قرار داشت ، ناگهان با ضربه غافلگیرکننده واحدهای زرهی ائتلاف در جناحین خود روبرو شد که این موجبات یک فاجعه نظامی  را برای سرفرماندهی ارتش بعث فراهم آورد .
       
      اما نکته اصلی در این مساله نهفته بود  که موفقیت این  مانور  ، مدیون  چند عامل مهم  ، از جمله فناوری های جدید بخدمت گرفته شده ، بود . از یکسو ، سامانه مکان یاب جهانی  (GPS) تازه به دنیای فناوری نظامی وارد شده بود و به یگان های رزمی اجازه میداد تا در صحنه عملیاتی باز ( صحرا ) با دقت بیشتری دست به عمل زنند و از سویی دیگر به فرماندهان ائتلاف ، بخصوص رسته آماد و پشتیبانی ( لجستیک ) امکان می داد تا بدون نگرانی از آتش دشمن ، ذخیره سوخت و سایر سامانه های لجستیکی را بدون آنکه  نیازی به هزینه کرد بیش از اندازه منابع  داشته باشند ، موقعیت یابی و مستقر سازند . 
       

       

       
      با این وجود ، شاید مهمترین عامل موفقیت در افزایش و تاثیر گذاری واحدهای ائتلاف در این جنگ را می توان در پتانسیل این نیرو در  محرمانه نگاه داشتن نقل و انتقالات و به معنای تخصصی ، "تحرک" این یگان ها  از دید نیروهای عراقی  دانست .
       
      فرماندهان ائتلاف با ایجاد پایش شدید هوایی ، مسیر هرگونه اجرای عملیات شناسایی هوایی از سوی ارتش عراق را مسدود نمودند ، چرا که حتی اجرای یک سورتی ( پرانه ) پرواز شناسایی از سوی نیروی هوایی عراق در ارتفاع ، برد و گستره  مشخص می توانست نیات ارتش ائتلاف را در حوزه محورهای  عملیات آفندی ، افشاء کرده و متقابلا" ارتش عراق قادر می ساخت  تا با تغییر سازمان رزم واحدهای خط مقدم  خود ، تدابیر مناسبی برای حفظ جناحین خود از ضربه زرهی مهاجمان   ، بیاندیشد.
      در این میان ، برخی تحلیلگران براین اعتقاد قرار دارند که حتی در صورت اطلاع ارتش عراق از محورهای عملیاتی ائتلاف ، بسیار بعید بود که توان رزمی کافی برای جلوگیری از موفقیت  نزد مدافعان ، موجود بوده باشد ، اما یقینا" دستیابی به اطلاعات ، هر چند محدود و مختصر ، می توانست هزینه  پیروزی  را برای مهاجمان ، افزایش دهد .  در واقع ، بسیار بعید به نظر می رسد که  ضربه کاری و موفقیت خیره کننده  ارتش ائتلاف ، که  بر قابلیتهای فضاپایه ، قرار داشت  و صورتبندی بسیار بزرگتر مدافع را فریب داد  ، بدون این ستون اصلی ، قابل تکرار باشد .
       

       
      شیوه اجرای مانور توسط واحدهای رزمی درمقیاس گروهان و گردان  که به هردلیلی ممکن بود از صورتبندی اصلی جدا شوند را می توان با تدبیر درست ، جبران نمود ، اما  بدون وجود نظارت دائم بر صورتبندی اصلی ، دستیابی به موفقیت در چنین صحنه های از منازعه ، تقریبا" امکان پذیر نبود .
      از سویی دیگر، نیروی هوایی ایالات متحده  بدلیل ماهیت ماموریت خود ، گرچه  پتانسیل زیادی برای ایجاد برتری هوایی محلی و جلوگیری از اجرای عملیات شناسایی توسط هواگردهای سرنشین دار یا بدون سرنشین در اختیار داشت ، اما واضح بود که فاقد  توانایی جلوگیری از عبور ماهواره های دشمن از فراز منطقه نبرد بوده  و این به معنای یک شکاف عمیق دربکارگیری  اصل غافلگیری توسط فرماندهان محسوب می گردید . به معنای روشن تر ، درصورت برخورداری عراق از  قابلیتهای فضاپایه ، بطور قطع ، ضربه قاطع طوفان صحرا ، هرگز قابلیت اجرایی شدن پیدا نمی نمود . به همین دلیل ، تکثیر گسترده  ماهواره های سنجش از دور که می بایست بستر لازم برای تولید تصاویر دقیق ماهواره ای در اندازه ها و کیفیتهای متفاوتی را پدید آورد ،  پارادایم  " پشتیبانی فضایی " و به تبع آن ، تاثیر حسگرهای فضا پایه بر ماهیت رزم مانوری را به صورت چشمگیری دچار دگرگونی عمیقی نموده است .
       

       

       
      سامانه مکان یاب جهانی 
       
      راست : 1990  چپ : آزمون های اولیه 1978
       
      با این وصف ، ارتش ایالات متحده تا همین اواخر ، به استفاده از تصاویر ماهواره ای در عملیات رزمی چندان تمایلی نداشت ، چرا که تاثیر آن را در سطوح تاکتیکی و عملیاتی ، ناکافی ارزیابی می نمود ، به همین دلیل صرفا" تعداد مشخص و محدودی از ماهواره  های تصویر برداری مستقر در مدار لئو (LEO)  که  قابلیت تصویر برداری از بخش های محدودی از کره زمین را ارائه می کردند  ، در اختیار این نیروها قرار داشت ، در حالی که  برخلاف ماهواره های مستقر در مدار ژئوسنکرون (GEO)  که نسبت به زمین در نقطه ثابتی قرار دارند ، ماهواره های مدار لئو (LEO)  در ارتفاعی میان 250 تا 400 مایلی مستقر هستند که هر 90 تا 120 دقیقه ، یکبار به دور زمین چرخیده  و به همین دلیل  انعطاف پذیری بیشتری به  ماهواره های موجود در  ارتفاع  22300 مایلی که تقریبا" سرعت چرخشی مشابه با سرعت چرخش سیاره داشته  و با کمی اغراق ، نسبت به خط استوا ، روی نقطه ثابتی قرار دارند ، به کاربر ارائه می کنند . با این وصف ، علیرغم مزیتهای بی شمار ، ماهواره های مستقر در مدار GEO برای اجرای عملیات تصویر برداری تاکتیکی غیر مفیدترین ابزار بشمار می آید ، به همین دلیل ماهواره هایی که برای نظارت بر صحنه عملیات رزمی به فضا ارسال میشوند ، عمدتا" در مدارهای پایین تر قرار داده می شوند و به همین دلیل نیز در هر زمان ، صرفا" می توانند بخشی از سطح زمین را مورد شناسایی قرار دهند . بطور طبیعی ، جایگیری در ارتفاع مداری پایین در کنار هزینه های مرتبط با تولید و اعزام  این سخت افزارها به فضا ، سودمندی تاکتیکی محدودی را فراهم می کند ، چرا که صرفا" امکان تصویر برداری یک محدوده کوچک را در روز فراهم می نماید  .
       
       
      پی نوشت :
       
      1- ادامه دارد .................
      2- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                           مترجم : MR9
    • توسط HRA
      هوش مصنوعی و آینده منازعات
      بخش اول

       
      مقدمه
      پيش‌ بيني تاثير دقيق و خط سير فناوري ‌هاي به کار رفته توسط هوش مصنوعي دشوار است. با اين حال اين تکنولوژي ‌ها ممکن است يک تحول تمدني قابل ‌مقايسه با اختراع برق را ايجاد کنند. برنامه‌ هاي هوش مصنوعي ، جنبه‌ هاي زيادي از اقتصاد جهاني، امنيت ، ارتباطات و حمل و نقل را به وسيله تغيير نحوه کار انسان ‌ها ، برقراري ارتباط ، تفکر و تصميم ‌گيري تغيير خواهند داد. دستگاه هاي هوشمند در فعاليت هاي انسان ها مشارکت کرده يا جايگزين انسان‌ها در گستره وسيعي از فعاليت‌ها مي‌شوند . چنين تغيير شديدي ، تاثير اجتماعي ، اقتصادي و سياسي دارندگان اين مولفه ها را افزايش خواهد داد ، در حالي که طرف بدون بهره ممکن است با چالش‌هاي چشمگيري مواجه شوند.
      انقلاب هوش مصنوعي و فناوري هاي همراه آن در حال تغيير رقابت هاي ژئوپليتيکي هستند. از آنجا که توسعه هوش مصنوعي ، يادگيري ماشين و سيستم هاي خود مختار به عواملي از قبيل داده ها ، نيروي کار ، توان محاسباتي و نيمه هادي ها متکي است ، اختلافات در چگونگي استفاده کشورهاي مختلف از اين فناوري ها در آينده گسترش مي يابد. اين امر به اين دليل است که تسلط دولت ها بر هوش مصنوعي ، اثربخشي استراتژيک آينده آنها در امور نظامي و همچنين عملکرد آن ها ، رقابت و توانايي بازدارندگي در مقابل دشمنان را تعيين مي کند.
      هوش مصنوعي از استفاده از سيستم‌هاي خود مختار تا تحول در فرماندهي ، کنترل ، ارتباطات ، کامپيوترها، اطلاعات ، نظارت و شناسايي (C4ISR)  و از پردازش اطلاعات تا امنيت شناختي، نحوه برنامه ‌ريزي و جنگ را تغيير خواهد داد. سيستم ‌هاي هوش مصنوعي براي مقابله با چالش‌هاي يکپارچه تر متعارف ، هيبريدي و چالش هاي زمان صلح حياتي خواهند بود. از آنجا که تکنولوژي‌هاي مختل کننده ابزارهاي جديدي را براي رژيم‌ هاي توتاليتر و گروه‌هاي افراط‌ گرا فراهم مي‌کنند، جامعه هاي دو طرف اقيانوس اطلس نياز به توسعه راه‌ حل‌ هايي براي کاهش استفاده هاي مخرب از دستگاه هاي هوشمند دارند.
       
       
      ناتو از لحاظ منطقي به خوبي با اين چالش مقابله مي کند. تلاش هاي اخير در ايجاد توانايي هاي نظامي ، پروژه هاي تحقيقاتي مشترک و مشاوره هاي داخلي در اين اتحاد ، آگاهي از فرصت ها و چالش هاي ناشي از پيشرفت سريع هوش مصنوعي را نشان مي دهد. تمرينات هم پيمانان شامل سيستم هاي خودمختار ميان حوزه اي ، تاکتيک هاي فعال شده در فضاي مجازي و سناريو هاي خصمانه و همچنين قابليت هاي جديد C4ISR است. سازمان هاي مختلف ، مانند سازمان علوم و فناوري ناتو و مراکز برتر علمي به گسترش دانش، ايجاد آگاهي، تحريک تحقيقات و حمايت از توسعه و جذب متخصصان ملي کمک مي‌کنند.
      با اين حال ناتو هنوز نياز به توسعه يک ديدگاه جامع براي توسعه و سازگاري با هوش مصنوعي دارد. اعضاي اين پيمان بايد نابرابري هاي داخلي و بيروني در توانايي‌ هاي هوش مصنوعي را بر طرف کنند. در بعد داخلي ، ناتو نيازمند مکانيسم‌ هاي جديدي است ، به طوري که کشورهاي کوچک ‌تر عضو توانايي حمايت از سازمان را از دست ندهند . از نظر بيروني ، ناتو به عنوان يک کل بايد سازگاري و چابکي خود را در يک محيط بين المللي بسيار رقابتي حفظ کند. تمام کشورهاي عضو بايد در آماده‌سازي براي گذار به يک دنياي متصل به هوش مصنوعي مشارکت داشته باشند ، زيرا چنين دنيايي تحمل پيوندهاي ضعيف در امور دفاعي را ندارد.
       
       
      هوش مصنوعي و فضاي نبرد يکپارچه
      جنگ هاي مدرن بر اساس پيوند بي سابقه ميان و در داخل سه ميدان نبرد مي باشند که در کنار هم فضاهاي نبرد هاي پيچيده را ايجاد مي کنند . دسته اول حوزه فيزيکي است که در آن از موشک هاي بالستيک ، تانک هاي اصلي ميدان نبرد ، هواپيما ها ، سلاح هاي پياده نظام و ساير تجهيزات نظامي براي تخريب يا از بين بردن منابع فيزيکي دشمن استفاده مي شوند.
      دومين ميدان نبرد ، فضاي فناوري اطلاعات است. در اينجا ، هر طرف تلاش مي کند با بهبود نحوه اشتراک اطلاعات ، اتصال اطلاعاتي فضا پايه به سيستم هاي تسليحاتي يا محاسبه مسير موشک بالستيک ورودي ، برتري کسب کند. به عنوان مثال ، يک جنگجو ممکن است از جنگ الکترونيکي براي کور کردن رادارهاي اکتساب دشمن قبل از حمله هوايي استفاده نمايد .
      سومين ميدان نبرد ، فضاي شناختي است که در آن عمليات ‌هاي اطلاعاتي و جنگ سياسي رخ مي‌دهند. فضاي سايبر در ميدان هاي اطلاعاتي و شناختي قرار مي‌گيرد. هواپيماهاي نسل پنجم  مانند اف 35 و عمليات‌هاي نفوذ روسيه ،  از فضاي مجازي براي توليد، انتشار، کنترل و نظارت بر اطلاعات استفاده مي‌کنند.
       

       
      در آينده، پيروزي‌ ها به طور فزاينده ‌اي به هماهنگ سازي سيستماتيک ميدان ‌هاي فيزيکي ، اطلاعاتي و شناختي، که همگي به وسيله جنگ الگوريتمي تقويت ‌شده اند ، بستگي خواهند داشت. اين سه‌ گانه مفاهيم اساسي نظامي مانند مرکز ثقل، ابهام در جنگ و تراکم  نيروها را بازتعريف خواهند کرد. در عصر هوش مصنوعي ، داده هاي بزرگ و رباتيک، توسعه مفهوم از هميشه اهميت بيشتري خواهد داشت . اين عمل يک کار بدون پايان خواهد بود، زيرا بايد مفاهيم جديد به طور مداوم تغيير پيدا کنند تا از اقدامات متقابل مانند الگوريتم هاي خصمانه و تلاش براي مسموميت داده ها ، که شامل تغذيه داده هاي معکوس به سيستم هاي هوش مصنوعي است ، جلوگيري کنند. چنين حملاتي سعي مي کنند که آنچه هوش مصنوعي از داده هاي طبقه بندي شده فرا مي گيرد  يا چگونگي حل مشکلات دسته بندي يا پيش بيني  توسط آن ها را تغيير دهد .
       
       
      در آينده نزديک ، پيشرفت‌هاي بيشتري حتمي  به نظر مي ‌رسند. پيشرفت‌ها در علوم اعصاب ، زيست‌ شناسي رفتاري و در زمينه‌ هاي ديگر باعث مي شود جهش تکنولوژيکي نويني مانند يکپارچه سازي انسان - ماشين و افزايش استقلال در سيستم‌ هاي نظامي  ممکن شوند . سوارم هاي رباتيک زمينه ديگري را شکل مي دهد که علوم کامپيوتر و رباتيک با بيولوژي احيا شوند .
      همکاري انسان و ماشين به احتمال زياد تصميم ‌گيري بهتر و سريع تر را با فعال ساختن مديريت پيشرفته جريان ‌هاي داده هاي حجيم ، به ارمغان مي‌آورد. انسان ‌ها و سيستم‌ هاي هوش مصنوعي ، مکانيسم‌ هاي تصميم ‌گيري متفاوتي دارند که در صورت عدم موفقيت آنها ، انواع مختلفي از خطاها به وجود مي آيد. با ترکيب نقاط قوت انسان‌ ها و ماشين‌ ها ممکن است بتوان ضعف ‌هاي موجود را از بين برد. در حال حاضر چنين آزمايشاتي در حوزه نظامي انجام شده ‌است.
      فناوري هاي جديد ، مردم ، گروه ها و دولت ها را ترغيب مي کند تا عمليات مقابله و دستکاري در مقادير سنجش ها را انجام دهند. به گفته رند والتزمن ، معاون ارشد فناوري در شرکت RAND ، ماشين هاي هوشمند مي توانند گروههاي آسيب پذير را شناسايي کرده و واکنش  افراد و جمعيت ها ، به تلاش ها براي تأثيرگذاري بر آنها را اندازه گيري کنند. هک کردن شناختي ، شکلي از حمله است که مي خواهد ادراکات و رفتار مردم را دستکاري کند و بر روي مجموعه متنوعي از بستر ها از جمله رسانه هاي اجتماعي و اشکال جديد کانال هاي خبري سنتي صورت مي گيرد. وسايل به طور فزاينده اي متنوع مي شوند تا متن ، تصاوير ، فيلم و صداهاي تحريف شده و نادرست براي دستيابي به تاثيرات  مورد نظر مسلح شوند. امنيت شناختي زمينه اي جديد و چند منظوره است که بازيگران مختلف در آن فعاليت مي کنند که والتزمن آن را يک رقابت تسليحاتي مداوم براي تأثيرگذاري و محافظت از تاثيرپذيري گروه هاي بزرگي از مردم آنلاين مي نامد.
       
       
      هوش مصنوعي مي‌تواند موجب تغييرات شديدي در جنگ هيبريدي شود که نگراني عمده ناتو مي باشد . دولت‌ها و بازيگران غير دولتي مي ‌توانند از فضاي مجازي براي نفوذ بر گروه‌ هاي بزرگي از غير نظاميان و نيروهاي مخالف استفاده کنند. از فعاليت‌هاي شناسايي و پروفايل کاربران هدف گرفته تا درک نادرست يا جعلي اطلاعات و عمليات ‌هاي رواني، هوش مصنوعي مي تواند پتانسيل عمليات ‌هاي اطلاعاتي را گسترش ‌دهد.
      علاوه بر اين ، تعامل انسان و ماشين به احتمال زياد به بخشي از درگيري هاي نظامي تبديل خواهد شد که با پيامدهاي اخلاقي و حقوقي که همچنان ناشناخته و مجهول مانده اند مواجه است . معرفي اين فناوري نياز به نظارت دارد تا از سوءاستفاده هاي احتمالي و عواقب ناخواسته جلوگيري شود .
       
       
      ادامه دارد ... 
       
      بن پایه : 
      NEW PERSPECTIVES ON SHARED SECURITY: NATO’S NEXT 70 YEARS - Carnegie EUROPE
    • توسط MR9
      مقدمه  :
      در میانه سال 1394 خورشیدی ، بحثی در استاتوس سابق با محوریت کار بر روی ارتشهای باستان و تاکتیکهای مورداستفاده آنها در انجمن میلیتاری  میان دوستان انجام شد که در این میان ، قول ایجاد یک تاپیک ویژه برای صورتبندی ( فرمیشن/ سازند ) فالانکس / فالانژ به برادر فاضل و دانشمند ، @mostafa_by و دوست گرامی @Arash  داده شد .متاسفانه بدلایلی ، این امر تا امروز صورت نپذیرفت ، ولی علی الحساب ، پس از پیدا شدن یک DVD قدیمی از فایل های بک آپ گرفته شده  ، فایل متن برگردان شده ، پیدا شد که بصورت کاملا" اتفاقی ، با 5600 پست بنده در بزرگترین انجمن نظامی وب فارسی مصادف گردید . با تمام این موارد ، این تاپیک ، نخستین کار در حوزه تاکتیکهای رزمی ارتش های باستان توسط بنده بشمار میرود و بدون هیچ شکی ، نواقص و اشکالات زیادی را بلحاظ فنی خواهد داشت ولی امیدوارم که با مشارکت دوستان ، این مشکلات تصحیح گردد .
       

       
      با این مقدمه کوتاه ، و نقل قولی از پلوتارک ( میانه های سال 100 میلادی )  به سراغ اصل مطلب خواهیم رفت ...
       

       
      به دیوی وحشی می ماند ، هنگامی که با دشمن روبرو می شود و نیزه هایش را برای نبرد ، راست می گیرد 
       
       
      فالانکس یک صورت بندی (فرمیشن/ سازند ) رزمی مسطتیل شکل بشمار می آمد که به شکل متعارف از پیاده نظام سنگین اسلحه مسلح به نیزه ، شمشیر های دسته چوبی ، نیزه بلند و یا جنگ افزارهای شبیه به آن ، سازماندهی شده بود . این اصطلاح بویژه ( و در اصل ) برای توصیف این صورتبندی رزمی در نبردهای یونان باستان مورد استفاده قرار می گرفت ، با این وصف ، نویسندگان این عصر ، این واژه را برای تشریح صورتبندی رزمی هر یگان پیاده نظام ، صرف نظر از ماهیت تجهیزات و تسلیحاتی که در اختیار آنها بود ، بکار می بردند . بعنوان مثال ، آریان (لوسیوس فلاویوس آریان گزنفون ، فیلسوف و مورخ یونانی ) این اصطلاح را برای تشریح نظم موجود در ارتش ایران مورد استفاده قرار می داد . در متون یونانی ، اصطلاح  فالانکس ممکن بود برای گسترش رزمی یک ارتش در میدان نبرد ، برای توصیف شکل راهپیمایی یا رژه یک یگان نظامی  پیاده یا سوار ، برای توصیف شکل استقرار یک واحد نظامی در زمان استقرار دریک موقعیت نظامی و یا تشریح تاکتیکهای واحدهای پیاده نظام/ سواره نظام در جریان یک نبرد ، نیز مورد استفاده قرار بگیرد ، چرا که این واحدها به طور معمول ، به صورت یک واحد نخبه به میدان نبرد اعزام می شدند .
       

       
      پیشینه اصطلاح فالانکس را میتوان از واژه یونانی فالانگوس به معنای " انگشت" مورد بررسی قرار داد .   اگر چه این اصطلاح یک واژه نظامی بسیار قدیمی بشمار می آید ، اما کاربرد خود را تا به امروز همچنان حفظ نموده است . امروزه ، کلید واژه  فالانکس ، اگر چه بعنوان یک تقسیم بندی (مقیاس )نظامی مدرن ، بشمار نمی آید ( بعنوان مثال ، لژیون های رُمی یا معادل معاصرآن در  سیستم نظامی غربی "گردان") اما ، اغلب بعنوان یک صورتبندی کُلی برای شناسایی ماهیت دستجات یگان های ارتشها ، در متون تخصصی ، کاربردهایی برای آن مورد تصور خواهد بود . بنابراین ، یک یگان (واحد) فالانکس ، فاقد  توان رزمی / ترکیب  استاندارد خواهد بود  ، اما می تواند بعنوان یک واحد  مشخص که تعداد مشخصی از عناصر پیاده نظام که یک " تک صورتبندی فالانکس" را بوجود می آورند ، بشمار آیند .
      علاوه براین ، در طول تاریخ نظامی مدّون ، بسیاری از ارتشها ، واحدهای پیاده نظام مسلح به تجهیزاتی نظیر " نیزه بلند" را بعنوان یک یگان نظامی به مانند فالانکس در نظر گرفته و در سازمان رزم خود ، از آن بهره می بردند .  در ادبیات انگلیسی ، این اصطلاح ، بعنوان " گروهی که به شکل ایستاده و نزدیک به هم ، به جلو حرکت می کنند " توصیف شده است .
      با این وصف ، این سطور ، بیشتر بر روی  شکل گیری صورتبندی رزمی فالانکس در یونان باستان ، دنیای هلنیک و سایر واحدهای سیاسی باستانی که تحت تاثیر تمدن های یونان باستان ، قرار داشتند ، متمرکز خواهد بود .  نخستین تصویری که شباهت زیادی به صورتبندی فالانکس داشت ، در یک ستون سنگی متعلق به سومری ها در قرن 25 قبل از میلاد ، شناخته شده است . در این تصویر ، سربازان به نیزه ، کلاهخود و سپرهای بزرگی که تمام بدن آنها را تحت پوشش قرار می داد ، مسلح شده بودند . علاوه بر آن ، واحدهای پیاده نظام مصر باستان نیز در صورتبندی های مشابهی ، سازماندهی و بکارگیری می شدند . از سویی دیگر ، اصطلاح فالانکس را می توان در یادداشتهای هومر ، که نبرد های  هوپلیتها ( پیاده نظام سنگین اسلحه مجهز به کلاهخودهای فلزی  ارتشهای یونان باستان و واحدهای سیاسی مدیترانه شرقی )  را مورد بررسی قرار داده و تشریح نموده ، می توان یافت . به این ترتیب ، هومر ، در اشعارش ، از این اصطلاح برای وجه تمایز قرار دادن میان تاکتیک های مرسوم مبتنی بر صورتبندی های رزمی جمعی از نبردهای انفرادی ، بهره گرفت .
       

       
      مورخان تاریخ نظامی ، تاکنون ، دریک اجماع جالب توجه ، ارتباط میان شکل گیری میان این صورتبندی رزمی یونان با آنچه که هوپلیتها ، آن را بکار می بردند ، وارد نشده اند ، چرا که اصل و پایه این صورتبندی رزمی ، " ایجاد یک دیواره انسانی با استفاده از سپر و نیزه " تقریباً در همه ارتش های  آن زمان ، شناخته شده بود و به همین دلیل ، امکان همگرا بودن تکامل این صورتبندی رزمی در میان تمدن های آن روز جهان ، بسیار بیشتر مورد توجه به نظر می رسد . به شکل سنتی و پذیرفته شده ، مورخین ، تاریخ و منشاء اصلی صورتبندی فالانکس هوپلیتها را از یونان باستان ، بخصوص ، در سده هشتم قبل از میلاد بررسی می نمودند . اما این نظریه در دست تجدید نظر است ، چرا که این احتمال که ریشه اصلی این صورتبندی در قرن هفتم و پس از معرفی aspis ( سپرچوبی بسیار سنگین که در دوره های مختلف توسط ارتشهای یونان باستان  مورد استفاده قرار می گرفت) توسط دولت شهر آرگوس می دانند . بنابراین ، این احتمال این فرضیه که صورتبندی فالانکس توسط این دولت / شهر پدید آمده باشد ، بسیار زیاد بود .
      علاوه براین ، مدارک و شهود بیشتری از جمله نقاشی مشهور Chigi vase به تاریخ سال 650 قبل از میلاد وجود دارد که هوپلیتها را مسلح به سپرهای چوبی سنگین فوق الذکر ، نیزه و پیکربندی زرهی کامل ، به تصویر کشیده است . یکی دیگر از نظریات که ممکن است ، تاریخ دقیق ظهور صورتبندی رزمی فالانکس را تئوریزه کند ، در این ایده خلاصه شده است که برخی از ویژگی های اساسی صورتبندی فالانکس ، از زمان های قدیم تر ، وجود داشته ولی بدلیل عدم وجود فناوری لازم ، مورد توجه قرار نگرفته است .
       

       
      بعنوان مثال ، دو راهبرد اصلی که در ارتش های  نخستین همواره  رعایت می گردید ، اصل " انسجام" و استفاده از سربازان در دستجات بزرگ ، بود. این مساله اثبات می کند که فالانکس یونانی ، ، صرفاً نقطه اوج و تکامل یک ایده جذاب و موثر نظامی بشمار می رفت که به آرامی ، از سالها قبل ، در حال توسعه بود و براثر گسترش فناوری نظامی ، ازجمله ، جنگ افزارها و زره در دولت/ شهرهای مختلف ، فالانکس ، روند تکامل خود را پیمود تا اینکه در نهایت به شکل اصلی و موثر خود ، تبدیل گردید .
       
      بررسی اجمالی :
      صورتبندی فالانکس هوپلیتها ، در دوره کلاسیک یونان باستان ( سال 750 تا 350 قبل از میلاد ) به شکل صفوف به هم فشرده ای از سربازان مسلح از ابتدای سازند تا انتهای آن ، مورد استفاده قرار می گرفت . سربازان در این صورتبندی ، سپرهای خود را به هم قفل کرده و نخستین صف از پیاده نظام سنگین اسلحه ، نیزه های خود را درست در جلوی خود و بسمت دشمن ، می گرفتند . در نتیجه ، صورتبندی فالانکس ، یک دیواره مستحکم متشکل از یک توده ترسناک از نیزه های به هم فشرده را پدید می آورد و شکستن این صفوف به هم فشرده ، در زمان اجرای عملیات آفندی ، به سختی امکان داشت . علاوه بر آن ، استفاده از این صورتبندی ، به فرماندهان این اجازه را می داد که از همه سربازان به شکل فعال ،  منسجم  (نه فقط  سربازان مستقر در خطوط تماس با دشمن ) و در یک زمان مشخص  در نبرد ، استفاده نمایند .
       

       
      درگیری  میان دو یگان با صورتبندی فالانکس ، عمدتاً در زمینهای مسطح (دشت ) صورت می گرفت، چرا که  تجمیع عناصر پیاده نظام و سازماندهی آن ، بسیار آسانتر بشمار می آمد . طبیعتاً توپوگرافی ناهموار و متراکم ، استفاده از این صورتبندی را بسار مشکل می نمود ، چراکه حفظ شکل بندی سربازان به صورت یک خط ثابت و شکستن خط دفاعی حریف با استفاده از فالانکس ، یک عملیات نظامی دشوار محسوب می گردید . در نتیجه ، جنگ میان دولت/ شهرهای یونان باستان ، در هر موقعیتی ، امکان پذیر نبود و درگیری ها ، عمدتاً به نقاط استراتژیک زمین عملیات ، محدود می گردید . در عوض ، برای مرتبه های متعدد ، دو طرف درگیر ، نقاط مناسب برای مانور فالانکس را شناسایی نموده تا درگیری در آن راحتر ، صورت پذیرد و در اغلب موارد ، نبرد میان دو طرف ، با عقب نشینی ایمن (عقب روی در اصلاح نظامی مدرن ) ، پایان می پذیرفت .
      صورتبندی رزمی  فالانکس ، عمدتاً همگام با سایر یگانهای پیاده نظام ، پیشروی می نمود ، ( اگرچه احتمالاً وبا توجه به زره و تجهیزات سنگین ، تفاوت سرعت چندانی وجود نمی داشت ) هر چند این امکان نیز وجود داشت که چند متر آخر برای رسیدن به برد جنگ افزارهای محمول  با سرعت بیشتری طی گردد .
       

       
      شاید یکی از دلایل اصلی این رویکرد واحدهای فوق را بتوان در تاکید فرماندهان میدانی در حفظ صورتبندی دقیق رزمی با هدف بیشترین بهره وری از این یگان ها دانست . در صورتیکه واحد فالانکس ، شکل خودش را در جریان نبرد ویا قبل از آن ، از دست می داد ، در زمان رسیدن به صفوف مقدم دشمن ، کمترین تاثیر را بر روند میدان نبرد ، برجای می گذاشت .با این وجود  ، در صورتی که  فالانکس مورد استفاده هوپلیتها ، از سرعت بیشتری برای اجرای پیشروی در میدان رزم  استفاده می کردند ،  دلیل آن  را می بایست در شتاب آنها برای زودتر رخ دادن درگیری جستجو نمود .
       
      هرودوت (مورخ) می گوید :" ارتش یونان در نبرد ماراتن ، درست در زمانی که  برای اولین بار به دشمن خود یورش بردند ، از صورتبندی فالانکس استفاده نمودند "
       
      با این وصف ، بسیاری از مورخان براین باور هستند که این نوآوری (ایجاد صورتبندی های فالانکس ) در ارتش ایران باستان و با هدف  به حداقل رساندن تلفات ناشی از واحدهای کماندار ارتش امپراتوری پارس ، بوجود آمد .
       
      در آن سوی جبهه ، واحدهای دشمن پس از برخورد با این صورتبندی ، بسیاری از پیاده نظام خود را بعلت مواجهه با نیزه های بلند این واحدها ازدست می دادند ، که این خود موجب درهم شکستن استخوان بندی دشمن می گردید .در مقابل ، شجاعت صفوف اولیه واحدهای فالانکس ، نقطه اتکاء این یگان ها بشمار می آمد ، در حالی که  سایر سربازان مستقر در فرمیشن ، براین سعی بودند که با استفاده از سپرهای سنگین خود ، سربازان مستقر در ردیفهای  مقدم را به جلو برانند .در زمان نبرد ، کل یگان فالانکس ، به شکل مداوم رو به جلو رانده می شد تا سرانجام سازمان رزم  واحد مقابل درهم شکسته شود ، بنابراین ، زمانی که دو صورتبندی با یکدیگر ، وارد جنگ   می شوند ، تلاش دو طرف بیشتر برای هُل دادن هم صرف می شد .
       
       
      پی نوشت : 
      1- ادامه دارد .............
      2- منابع در انتهای مطلب معرفی خواهد شد ...
      3- استفاده از مطالب برگردان شده به پارسی در انجمن میلیتاری ، براساس قاعده " رعایت اخلاق علمی " منوط به  ذکر دقیق  منبع است . امیدواریم مدعیان رعایت اخلاق ( بخصوص رسانه های مدعی ارزشمداری )  بدون احساس شرمندگی از رفرنس قرار گرفتن بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران ، از مطالب استفاده نمایند . 
       
      برگردان به پارسی ، اختصاصی برای بزرگترین مرجع مباحث نظامی در ایران  ( MILITARY.IR) 
       
                                                                                                                                                             مترجم : MR9
    • توسط hamed_713
      در پی پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل دولت های دست نشانده شوروی در اروپای شرقی ، این دولتها اقدام به توسعه صنعت هوانوردی خود به منظور ارائه نمایشی از پیشرفت و ترقی ، علیرغم کمبودها و نارسایی های فراوان اجتماعی و اقتصادی داخلی این کشورها- نمودند. یوگوسلاوی نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نبود، بلکه در طی این سالها ، موفق تر از سایر کشورهای اروپای شرقی اقدام به طراحی و ساخت چندین هواپیمای رزمی درجه دو نمود.
      در نخستین سالهای دهه 80 میلادی (60 شمسی) و همزمان با آغاز مشکلات داخلی اجتماعی و سیاسی در این کشور،که در دهه بعد به فروپاشی و تجزیه آن انجامید ، دولت یوگسلاوی برنامه جاه طلبانه ای را آغاز کرد.طراحی یک هواپیمای رزمی درجه یک با معیارهای جهانی.این هواپیما که « نووی آویون » (Novi Avion) یا «هواپیمای نو» نامیده می شد،بزرگترین و بلند پروازانه ترین برنامه در میان کشورهای اروپای شرقی تا کنون بوده است.برنامه ای که با فروپاشی یوگوسلاوی به فراموشی سپرده شد.
      دراین گزارش به داستان کوتاه این هواپیمای نو ، از آغاز تا انجام نافرجام آن می پردازیم.

      زمینه تاریخی

      در سال 1990 و همزمان با اوجگیری بحران داخلی یوگوسلاوی،تصاویری از ماکت یک هواپیمای جدید با نشان نیروی هوایی این کشور در نشریات هوافضای غرب منتشر شد.این هواپیمای کوچک یک موتوره شباهت عجیبی به جنگنده رافال فرانسه داشت که از خاستگاه و میراث فنی آن خبر می داد.با اینکه این هواپیما در آن زمان هنوز فاصله ای طولانی با پرواز داشت، با اینحال برنامه آن یک دهه قبل از آن آغاز شده و تا آن هنگام صدها میلیون دلار برای آن هزینه شده بود.
      در پی اعلام نیاز نیروی هوایی یوگوسلاوی به یک جنگنده تازه برای جانشینی میگ 21 در پایان قرن ، دولت این کشور نیز با اعتقاد به اینکه برنامه های توسعه هوانوردی به پیشرفت تمامی کشورها کمک می کند و نیز به امید کسب سهمی از درآمد هواپیماهای جنگنده ، بویژه بخشی که پس از لغو برنامه « اف 20» رها شده بود ، برنامه طراحی و ساخت جنگنده جدیدی را آغاز کرد که نووی آویون نامیده شد.
      هدف از این برنامه، تکمیل یک هواپیمای پیشرفته رزمی چند منظوره یک موتوره مافوق صوت بود که قادر به انجام ماموریتهای پدافند هوایی، حمله به مواضع زمینی و اکتشافی ، در دهه نخست قرن بیست و یکم باشد.این هواپیما در ضمن ، می بایستی دارای قابلیت مانور زیاد و توانایی پرواز ما فوق صوت در هر ارتفاع پروازی بوده و در سازه آن از مواد پیشرفته کامپوزیتی به نحو گسترده ای استفاده می شد.
      برای پاسخگویی به چنین چالش های فنی بزرگی،مطالعات اولیه و امکان سنجی در ابتدای دهه80 میلادی (60 شمسی)با یاری چند شرکت اروپایی آغاز شد و علیرغم وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی ، که از سرعت برنامه می کاست ، فعالیتها در این زمینه ادامه یافت و در نیمه دوم دهه 80 پایان گرفت.درضمن از شرکتهای خارجی درخواست شد که پیشنهادات خود را برای پشتیبانی تکنولوژیکی از پروژه نووی آویون ارائه کنند.ظاهراً بهترین پیشنهاد از سوی شرکت «داسو» فرانسه ارائه شد و این شرکت به عنوان شریک تجاری انتخاب گردید.

      برنامه ریزی و ایجاد زیرساخت

      انستیتو نیروی هوایی یوگسلاوی به عنوان مرجع اصلی در پروژه نووی آویون، بیش از 50 فعالیت تحقیق و توسعه مرتبط با برنامه را انجام داد و تجهیزات پیشرفته ای را برای تعدادی از آزمایشگاه ها به منظور نوسازی و آماده شدن برای اجرای برنامه خریداری و نصب کرد.این موارد شامل آزمایشگاه تحقیقات مواد،با تاکید به مواد پیشرفته کامپوزیت؛یک تونل باد ماورای صوت با توانایی عملکرد تا سرعت 4 ماخ که در سال 1986(1365) عملیاتی شد و یک تونل باد مادون صوت با محفظه آزمایش 2.5 در 2.5 متر و قادر به انجام آزمایشات آیرودینامیکی تا سرعت 0.95 ماخ


      شرکت «سوکو» (Soko) سازنده هواپیمای رزمی یوگوسلاوی، که پیش از آن هواپیمای «اورائو» (Orao)، «گالب»(Galeb) و «سوپر گالب» (Super Galeb) را طراحی و ساخته بود یک «اتوکلاو» (AutoClave) (محفظه پخت و عمل آوری مواد کامپوزیت در دما و فشار زیاد) را خریداری کرده و یک کارگاه مواد کامپوزیت ساخته بود.با اینکه این امکانات برای ساخت برخی از قطعات هواپیمای ایرباس – 340، به عنوان پیمانکار فرعی تهیه شدند، با اینحال سوکو قصد داشت که از آن برای ساخت اجزای نووی آویون استفاده کند.


      مقدورات پروازی

      از طراحان نووی آویون خواسته شد که این هواپیما را با مقدورات پروازی مشابه رقبای جهانی آن طراحی کنند. به طوریکه در زمان ورود به خدمت در زمره پیشرفته ترین جنگنده ها در کلاس خود باشد.در همین ارتباط، انستیتو نیروی هوایی یوگوسلاوی، تکنولوژی های در دست توسعه را مطالعه کرده و هواپیمای رزمی جدید را با کمک شرکتهای مهم هواپیما سازی طراحی کرده و تاثیر آن را بر تاکتیک های رزم هوایی بررسی نمود.
      فرمانده وقت نیروی هوایی یوگوسلاوی طی مصاحبه ای در سال 1990 اظهار داشت:« ما یک هواپیمای رزمی چند منظوره یک موتوره مافوق صوت طراحی کردیم که مقدورات پروازی آن پاسخگوی نیازهای ما برای ماموریت های هوا به زمین و پدافند هوایی خواهدبود. اینها نیازهای عملیاتی و تاکتیکی و شرایط منطقه ما هستند.
      مقدورات پروازی مورد نیاز اعلام شده برای نووی آویون عبارت بودند از :
      - نسبت کشش به وزن بیش از 1
      - سرعت پیوسته(با حداکثر پس سوز) در محدوده 1.4 تا 1.6 ماخ در حین مانور با شتاب 4 جی در ارتفاع 20هزارفوت (6100 متر)
      - حداکثر سرعت در سطح دریا بیش از 1.1 ماخ و در ارتفاع 36 هزار فوت(11هزار متر) 1.8 ماخ
      - سرعت گردش لحظه ای (کوتاه مدت) نووی آویون در ارتفاع 3هزارمتری(9800 فوت) می بایستی 24 درجه بر ثانیه و سرعت گردش پیوسته آن در همان ارتفاع ، مابین 13 تا 15 درجه بر ثانیه باشد.
      - قطر دایره گردش لحظه ای این هواپیما با سرعت مادون صوت و در ارتفاع پایین نمی بایستی از 500 تا 600 متر بیشتر باشد.


      ویژگی های نووی آویون

      برای دستیابی به مقدورات پروازی اشاره شده در بالا، طراحان یوگوسلاو با کمک و راهنمایی طراحان داسو فرانسه ، هواپیمایی با بال دلتا و کانارد ، شبیه جنگنده فرانسوی « رافال »طراحی کردند.ورودی های هوا نیز همانند نمونه بزرگترفرانسوی آن ، بصورت مایل در دو طرف بدنه قرار داشتند.
      به منظور کاستن از وزن و دستیابی به مقدورات پروازی مورد نیاز ، استفاده گسترده ای از مواد پیشرفته کامپوزیت در بدنه هواپیما پیش بینی شده بود و قرار بود که از آخرین دستاوردهای تکنولوژی غربی، شامل رادار و سیستمهای کنترل آتش ، ناوبری،جنگ الکترونیک،نمایشگرهای داخل کابین و .... در این هواپیما استفاده شود.


      نمايي از كاكپيت نووي آويون

      موتور

      دستیابی به ، نسبت کشش به وزن بیش از یک برای جنگنده سبک وزن یوگوسلاوی نیازمند استفاده از موتوری پیشرفته با حداکثر وزن رانش 9 تن(با پس سوز) بود.
      چندین موتور برای این هواپیما از سوی سازندگان موتورهای غربی پیشنهاد شدند که عبارت بودند از:
      - موتور اف-404 ساخت جنرال الکتریک آمریکا
      - آر بی -199 ساخت کنسرسیوم اروپایی توربو یونیون
      - ام 88 ساخت اسنکما فرانسه
      - پی دبلیو-1122 ساخت پرات اند ویتنی آمریکا
      به همراه هریک از آنها هم ، سطوح متفاوتی از مشارکت صنعتی در این پروژه به یوگوسلاوی پیشنهاد شد.
      با اینکه تا زمان لغو پروژه در پی آغاز جنگ داخلی ، هیچ یک از این موتور ها رسماً به عنوان برنده رقابت اعلام نشد، با اینحال به نظر می رسید که با توجه به سطح مشارکت فرانسه در این برنامه ، ام 88 موتور منتخب برای نووی آویون باشد.

      موتور ام 88 ساخت شركت اسكنما فرانس

      آرزوهای بزرگ

      یوگوسلاوی برنامه هواپیمای نو را با آرزوهای بزرگی آغاز کرد.فرمانده وقت نیروی هوایی این کشور، زمانی اظهار داشت که « این هواپیما می رود که پیچیده ترین تولید علمی و صنعتی کشور ما باشد.درنتیجه،پیشرفت های تکنولوژیکی بسیاری را ایجاد و تقویت خواهد کرد.ما از حدود 180 تکنولوژی و مواد جدید صحبت می کنیم که به زودی از صنعت هوانوری به سایر بخش های صنعتی انتقال خواهند یافت.»
      یوگوسلاوی در ضمن به فروش هواپیمای سبک وزن رزمی آینده اش در بازار جهانی، بویژه به دلیل عدم وجود رقیبی در آن بخش از بازار، نیز امید بسته بود.این کشور نیاز جهانی به یک هواپیمای رزمی سبک وزن چند منظوره یک موتوره مافوق صورت را در حدود 400 تا 600 فروند برآورد کرده بود و انتظار داشت که از فروش هواپیمای خود سود کلانی بدست آورد. مقامات یوگوسلاو در مصاحبه های خود عنوان می کردند که « تقریباً تمامی نسل جدید هواپیماهای رزمی جهان بزرگتر از نووی آویون هستند و بهای آنها نیز تقریباً 2 برابر است. لذا منطقی است که اگر انتظار داشته باشیم که این هواپیما مورد علاقه بسیاری از کشورهای کوچک و متوسط باشد.با اینحال ، نووی آویون می تواند نظر بعضی از کشورهای بزرگ را نیز به خود جلب کند.»
      از سوی دیگر، از دیدگاه دولتمردان صرب یوگسلاوی، «هواپیمای نو» نمایانگر عزم ملی،اقتدار دولتی و نشان دهنده توانایی این کشور در غلبه بر بحران های حاد و عمیق سیاسی،اجتماعی و فرهنگی اش بود.کشوری که تنها 2 سال پس از اعلام رسمی برنامه نووی آویون و در پی جنگ داخلی از هم فرو پاشید.در پی این فروپاشی ، برنامه این هواپیما هم علیرغم صرف هزینه سالانه 150 تا 200 میلیون دلار در طی یک دهه ، به فراموشی سپرده شد و تنها یادگار باقی مانده از آن، صفحاتی در مجلات هوانوردی و ماکتهایی بود که معلوم نیست به چه سرنوشتی دچار شدند.

      مشخصات فنی
      ]

      طول : 13.75 متر(45 فوت و 1.5 اینچ)
      پهنای بال (بدون موشک) : 8 متر (26 فوت و 3 اینچ)
      ارتفاع : 4.87 متر (16 فوت)
      پهنای کانارد : 3.55 متر (11 فوت و4 اینچ)
      سطح بال : 30 متر مربع (323 فوت مربع)
      وزن خالی : 6247 کیلوگرم (13770 پوند)
      حداکثر وزن برخاستن : 13400 کیلوگرم(29500 پوند)
      حداکثر وزن سوخت داخلی : 2565 کیلوگرم (5655 پوند)
      حداکثر سرعت : 1.88 ماخ
      حداکثر سرعت اوجگیری : 15000 متر(49200 فوت) بر دقیقه
      شعاع عمل رزمی(پشتیبانی نزدیک هوایی) : 216-539 ناتیکال مایل(400 – 1000 کیلومتر)
      برد عبوری : 2031 ناتیکال مایل (3765 کیلومتر)

      =
      تصويري از جنگنده سويدي JAS-39_Gripen كه شباهت فراواني به Novi Avion دارد.


      تصوير جنگنده رافال فرانسه


      تهیه و تنظیم :Hamed_713
      منبع : دوماهنامه هواپیما - شماره 5
    • توسط Lord-Soldier
      بسم الله

      سلام
      انشا الله توی این تاپیک همه راههایی رو که به ذهنمون میرسه برای اینکه آمریکابتونه با تاکتیک سوارم ایران مقابله کنه بنویسیم. گذاشتن خود جای دشمن یکی از مهمترین کارها برای بررسی تاکتیکهای خودیست.

      شرایط رو هم اینها در نظر می گیریم.

      آمریکا :
      یک ناوگروه شامل
      یک ناو هواپیما بر + هواپیماهاش
      چهار ناوشکن + هلیکوپترها
      یک زیردریایی
      بقیه ناوشکنها و ناوهای محافظ حاظر در منطقه (؟)
      هواپیماهای P3

      گزارش ویکی پدیا:
      [align=left]
      Task Force 50, Battle Force (~1 x Forward Deployed Car[align=left]rier Strike Group)
      Task Force 51, Amphibious Force (~1 x Expeditionary Strike Group)/Expeditionary Strike Group Five/TF 59 (Manama, Bahrain)
      Task Force 52, mining/demining force
      Task Force 53, Logistics Force[5]/Sealift Logistics Command Central, Military Sealift Command (MSC replenishment ships plus USN MH-53E Sea Stallion helicopters and C-130 Hercules, C-9 Skytrain II and/or C-40 Clipper aircraft)
      Task Force 54, (dual-hatted as Task Force 74) Submarine Force
      Task Force 55, Operation Iraqi Freedom: Constellation Carrier Strike Force; June 2003: mine clearing force, including elements from the U.S. Navy Marine Mammal Program
      Task Force 56, Navy Expeditionary Combat Command force.[6]
      CTG 56.1 Explosive Ordnance Disposal / Expeditionary Diving and Salvage[7]
      CTG 56.2 Naval Construction Forces
      CTG 56.3 Expeditionary Logistics Support; Provides logistics support for USN/USA/USMC, cargo movement and customs throughout AOR
      CTG 56.4 Riverine; Provides riverineprotection of waterways from illegal smuggling of weapons, drugs and people
      CTG 56.5 Maritime Expeditionary Security; Provides anti-Terrorism/Force Protection of land/port/littoral waterway operations for USN and Coalition assets, as well as point defense of strategic platforms and MSC vessels
      CTG 56.6 Expeditionary Combat Readiness; Provides administrative “Sailor support” for all Individual Augmentees, and administers the Navy Individual Augmentee Combat Training Course and Warrior Transition Program
      Task Force 57, (dual-hatted as Task Force 72) Patrol and Reconnaissance Force (P-3 and EP-3 Maritime Patrol and Reconnaissance Aircraft)
      Task Group 57.1
      Task Group 57.2 - in October 2006, consisted of VP-8, VP-9, VP-16, and VP-46.[8]
      Task Force 58, Maritime Surveillance Force (Northern Persian Gulf)
      Task Force 59, Expeditionary Force/Contingency Force (when required, e.g. July–August 2006 Lebanon evacuation operation, in conjunction with Joint Task Force Lebanon) In February 2007 it was conducting Maritime Security Operations[9] and as of Nov. 2, 2007, it was running a crisis management exercise.
      [/align]
      ----------------------------------------------------------------------------------
      ایران :
      موشک خلیج فارس
      موشک اندازهای ساحلی (کروز)
      قایقهای عاشورا
      قایقهای تندرو سراج
      قایقهای کلاس پیکاب و مشابه
      ناو محافظ جماران و بقیه کلاس الوند
      3 هواپیمای p3

      اگر دوستان نظری در مورد تجهیزات و آرایش طرفین دارند زودتر بگن
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.