ali_64

بمب افکن بی 2 : اژدهای خاموش !!!

Recommended Posts

Parviz, خیانت شاخ دم ندارد این هرگز یادت نرود. کمک به دشمن یعنی خیانت این را در تمام دنیا قبول کرده اند در عجبم چرا عده ای همچنان در صدد تغییر حقیقت هستند! لابد فردا یه ایرانی بره ژنرال ارتش آمریکا بشه و بین ایران و آمریکا هم جنگ شود و این ژنرال فرمانده حمله باشد باید بهش افتخار کنیم که ایرانی است؟! icon_cheesygrin شایدم باید به استقبال بمبها و هواپیماهای آمریکایی بریم چون به دستور یه ایرانی رو سر ما فرود میان؟! :| چنین افرادی ایرانی نیستند و خائن وطن ندارد. هر کس به دشمن کمک کند خائن قلمداد شده و سزایش مرگ است. icon_cheesygrin این افراد دانشمندنما با منافقین چه تفاوتی دارند؟ ما به همچین انسای پست و فرو مایه ای احتیاج نداریم همان به که هرگز به ایران برنگردند کسی که بخاطر پول کشورش رو به دشمن بفروشد ایرانی نیست. :|

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اون دكتر توي آلمان خيانتكاره اون پرفوسور در ناسا خيانتكاره و .... اينا فكر چرا رفتند خارج به خاطر پول دكتره تو آلمان مثلا ريه مصنوعي اختراع همون آلمانها ميان هرچي تهمت توهين به همه ي اعتقادات كه شامل مليي و مذهبي يا اون دكتر تو آمريكا يكي نيست بهش بگه آخه بي غيرت تو فيلم سيصد همه چيي ايران به لجن كشيدند سالي6 تا فيلم بر ضد ما ميسازند تهديدمون مي كنند به بمب باران به دينمون توهين مي كنند به شاهامون توهين مي كنند به زنامون توهين مي كنند آخه بي غيرتي هم حدي داره

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقا پرویز من واقعا متوجه نمی شم که شما از چی متاسف شدید!! بهتر یکمی واقع بین باشیم و موضوع رو بدون شاخ و برگ اضافی ببینیم. یک ایرانی در طراحی مهمترین بمب افکن استراتژیک دشمن دخالت داشته. حالا حق ما نیست که ناراحت بشیم؟ جدا اگه دانشمندان ایرانی در غرب موفق باشند و ثمره این موفقیت رو هم همون غربی ها ببینن چه سودی برای ایران داره؟ چه قدر سعی کردند که نتیجه این تحقیقات رو به کشور مادریشون ایران برگردونن؟ اون 4000 استاد ایرانی که شما گفتید در امریکا هستند چه سودی برای کشورمون داشتند؟ جدا باید اون ها رو ایران بدونیم در حالی که هیچ تلاشی برای پیشرفت کشورشون نمی کنن و خاسته یا نا خواسته در حال تقویت دشمن هستند؟ از نظر من ایرانی به کسی گفته میشه که در حال تلاش برای پیشرفت ایرانه و بقیه هم به نوعی خائن محسوب می شوند. به هر حال من امیدوارم که هیچ وقت بی2 ها روی کشور عزیزمون به پرواز در نیان، ولی اگه این اتفاق بیفته اون وقت همه ما با هم متاسف می شیم!!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من هم با شما موافقم.در خيانت اين خودفروخته شكي نيست.اما بايد اونطرف ماجرا رو هم ببينيم.وقتي كسي واقعا دانشمنده و اينجا هيچ كسي نيست كه ازش استفاده كنه مشخصه كه اينطوري ميشه. اما بايد به فكر باشيم كه شاهد تكرار اين اتفاقات نباشيم.چند روز پيش ديدار اقاي خامنه اي و (نخبگان) بود.واقعا كه اگر (نخبگان) ما اينا باشن كار ما تمومه. ايا تنها رتبه ي كنكور ميتونه ملاك نبوغ باشه ؟؟ يكنفر هم نبود بگه شما براي كشورتون چيكار كرديد كه اينطوري طلبكار هستيد.ميدونم كه وقتي ازشون دعوت بشه با سر به سوي خوشبختي پرواز ميكنن.البته تقصيري هم ندارن.فكر كنيد از شما دعوت بشه به دانشگاه X بياييد.چه حالي پيدا ميكنيد؟ از خودتون نپرسيديد چرا توي ايران دانشجوها عاشق پرزدن به اونور اب هستن؟؟ من جوابشو ميدم ولي نه با جواب هميشگي خودباختگي.تا زماني كه دانشجوها به جاي درس خوندن ميتينگ سياسي ميدن و تا زماني كه ماسرمايه هاي ملي رو توي فوتبال خرج ميكنيم(تا مثلا نسل سوم الگوي داخلي داشته باشه)و تا وقتي كه دانشگاههاي ما تنها چيزي كه توليد نميكنن دانشه (وزير علوم به راحتي گفت دانشگاههاي ما حتي در رده بندي500 دانشگاه برتر دنيا قرار نداره) و تا زماني كه افراد نالايق خيلي جاهايي كه نبايد باشند هستن(البته به بعضي افراد زحمتكش توهين نشه) و تا وقتي كه ما رو با دموكراسي كه بزرگترين دروغ تاريخه عاشق غرب ميكنن(به مناسبت فرار جاسوسان امريكايي و اون پيرزن جهود... از ايران)و تا زماني كه ما به جهاني شدن (از نوع امريكايي) اعتقاد داشته باشيم و خيال كنيم كار براي بيگانه كار براي پيشرفت جهانه و تا وقتي كه به اصل و نژاد خودمون برنگشتيم

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من باحرفهای شما موافقم ولی من حاضرم قسم بخورم نخبه های داخل ایران چند برابر نخبه های وطن فروش خارج از کشوره ولی هر کی رفت پیش دشمن پس دشمن ماست یک دانشمند ایرانی تو تلویزیون نشان می داد که نوعی کود اختراع کرده بود که انقلابی در این صنعت کانادا یک پیشنهاد میلیونی بهش داده بود به همراه ویزا و......... گفته بود اگه اشغالدان بندازم به شما نمی دم ایم میهن پرسته

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ولي به نظر من٬ اينا (حداقل بعضي از مواردي كه دوستان فرمودن) خيانت محسوب نمي‌شن. البته درمورد طراح B-2 صحبت نمي‌كنم! به عقيده‌ي من، كساني كه Bomberها رو مي‌سازن، انسان نيستن! چرا كه كسي كه وسيله‌اي براي كشتن ديگران اختراع و يا طراحي مي‌كنه، هدفش كاملاً مشخصه! انيشتين وقتي شكافت اتم رو تبيين كرد، براي مقاصد علمي بود. به همين خاطرم كسي خرده نگرفت كه چرا از اين اختراع سوء استفاده كردن و Fat Man و Little Boy رو ساختن و ژاپن رو ويران كردن! هرچند كه خود انيشتين هم از اين اختراع، اظهار پشيموني كرد! ولي كساني كه مثلاً ميان جديدترين سلاح‌هاي كشتار جمعي رو مي‌سازن و يا مثلاً ميان هواپيمايي مي‌سازن كه مي‌تونه 20، 30 تن بمب رو در چند ثانيه روي سر مردمي كه مسلماً اكثرشون بايد شهروند و غيرنظامي باشن خالي كنه، مسلماً‌ همچين فردي انسان نيست! برام جاي تأسف داره كه ايشون، وقتي فهميدن كه امريكا قصد حمله به ايران رو داره، ناراحت شدن و زندگي‌شون به كابوس تبديل شده! ولي وقتي كه اين جنگنده، خاك عراق و افغانستان رو داشت شخم مي‌زد، كوچكترين ناراحتي براشون بوجود نيومده! انسانيت فقط اين نيست كه براي ملت و كشور خودت دل بسوزوني! كاش ما آدما، براي يه بارم كه شده، باورمون مي‌شد كه همگي انسانيم و حق زندگي كردن داريم!! متأسفانه يه سري سياست‌هاي غلط، باعث نخبه‌گريزي از كشور شد! البته زمان انقلاب، بيشتر نخبه‌گريزي‌ها، به علت تبليغات سوء بود! همه فكر مي‌كردن كه سرنوشتي مثل انقلاب روسيه، در انتظارشون هست و قراره ايران هم همه رو بكشه! خيلي از اين نخبه‌ها، چند سال بعد برگشتن. عده‌اي هم ترجيح دادن تو امريكا هات داگ بفروشن تا بيان اينجا دكتري كنن! ولي هركس مختاره كه سرنوشتش رو خودش تعيين كنه. البته كسائي كه حاضرن با شرايط فعلي، بيان و به كشورشون خدمت كنن، حقيقتاً انسان‌هاي بزرگواري هستن. استاد خود من، پروفسور حسين‌دوست (كه Post-Ph.D رياضيات داره! دوستاني كه درمورد رياضيات محض، اطلاعات دارن مي‌دونن كه حتي فوق ليسانس گرفتنش هم چه چيز وحشتناكي هست، چه برسه به دكترا و فوق دكترا!!)، فقط 33 ساله كه داره تو ايران تدريس مي‌كنه (سابقه‌ي تدريس در امريكا رو هم داره). اين آدم، خيلي راحت مي‌تونست الان جزو اساتيد درجه يك امريكا باشه! اما اين انسان شريف (و البته بداخلاق :| )، حاضر شده كه همه‌ي كم و كاستي‌هاي كشورش رو تحمل كنه و عملش رو در اختيار كشورش قرار بده! متأسفانه الان دانشگاه‌هاي ما، با خرج‌هاي فراوون، ميان دانشجو تربيت مي‌كنن! اون‌وقت اكثر دانشجوهاي ما، بعد از دريافت اولين پيشنهاد از سوي كشورهاي بزرگ‌تر مثل امريكا، سريع بار و بنديل رو مي‌بندن و مي‌رن اونجآ! اين اصلاً درست نيست! حداقلش اينه كه اينهمه بودجه‌اي كه كشور خرجشون كرد كه از فلان شهرستان ايران بيان تو يه دانشگاه دولتي درس بخونن و با خرج‌هاي ميليوني، تبديل به يه نخبه و يه دانشمند شن، به همين سادگي حروم مي‌شه و مي‌ره؛ اون هم به اين دليل كه مي‌گن اينجا امكانات نيست! انگار كه امكانات رو قراره علي‌ آقا (سيگار فروش سر كوچه‌مون) بوجود بياره! با وجود اين، بهتره در بكار بردن واژه‌ي خائن، يه مقدار وسواس بيشتري به خرج بديم! اين واژه، واژه‌ي چندان مناسبي نيست! حتي اگه قانون به درستي اجرا مي‌شد، بار حقوقي داشت!

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من هم اعتقاد دارم در بكار بردن واژه خائن دوستان دقت بيشتري داشته باشند من نه مي گويم همه آنهايي كه اونور آب هستند خيانت مي كنند و نه اينهايي كه داخل كشور هستند. من خودم هم استادان زيادي داشتم كه تحصيل كرده خارج هستند ولي به كشور برگشتند و زكات علمشان را هم دادند و مي دهند. به نظر من اينكه مي گويند برخي از آنهايي كه خارج رفته اند مجبورند و نمي توانند برگردند چيز خنده داري است و بيشتر زاييده تخيلات آنهاست. چطور اينگونه افراد از ميهن پرستي دم مي زنند ولي حاضر نيستند لحظه اي بين همين مردم زندگي كنند و در خوشي و ناخوشي مردم شريك باشند. در مورد برخي نخبه !! هاي داخلي هم واقعا متاسفم اولا كه رتبه كنكور يا فلان المپياد اصلا ملاك نخبگي نيست ثانيا بيشتر اين افراد به محض اينكه پيشنهاد تحصيل در يك دانشگاه معتبر خارجي را مي گيرند اصلا به پشت سرشان نگاه هم نمي كنند و با كله !! مي روند بدبختانه ديگر بر هم نمي گردند انگار نه انگار كه اينهمه سال از زندگي شان را در ايران بوده اند .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
ممنونم آقا مصطفي ، شما منظور من رو از درج خبر درك كردي ، منظور من از درج خبر دفاع از آن دانشمند نبود و توضيح دوم من هم در ميان هياهوي شعارها گم شد ، وقتي وزير علوم كشور ما اعتراف ميكنه كه هشتاد در صد برندگان مدال طلاي المپياد هاي دانش آموزان جذب خارج شده و كشور را ترك ميكنند تمام اين شعارها مفهوم خودش رو از دست ميده ، سالهاست در مورد فرار مغزها از كشور بحث ميشه ولي بفرمائيد چه اقدامي براي پيش گيري شد ، البته پيش گيري نه اينكه به شيوه مرضيه اين سايت تهديد به مرگ بشن و با تهديد در كشور بمانند ، دوستان با خواندن خبر و نوشته دوم من ايكاش اشاره اي بدلايل خروج اين افراد از كشور ميكردند ، البته ما بلد شديم كه بگيم برن گمشن ، اصلا خائن هستند و مستحق مرگ ! و باز هم صد البته كشورهائي كه بدون سرمايه گذاري و خون دل خوردن صاحب اين مغزها ميشن از ته دل از اين برداشت كه مثلا چون دكتر بهبهاني رئيس بخش جراحي بزرگترين بيمارستان اروپا در آلمانه ، اگر در وطن خودش گير افرادي مانند بعضي از دوستان ما در اين سايت بيفته اعدام ميشه كلي كيف ميكنند ، اجازه بدين ماجرائي رو تعريف كنم ، از بخش بي ادبي اش عذر ميخوام ولي بايد عينا بنويسم ، عيت حقيقته ، در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي دولت دست به اقداماتي زد كه ايراني هاي متخصص خارج از كشور به ايران باز گردنند ، دوستي دارم كه استاد متالوژي دانشگاه تهران بوده و سالهاست كه ساكن آلمانه ، او به ايران بازگشت ، در فرودگاه آنقدر آزارش دادند كه دادش بلند شد و گفت پس براي چه آقاي رئيس جمهور اصرار دارند كه ايرانيان خارج از كشور به وطن برگردند ، تعريف ميكنه كه جوانكي كه كمي ريشكي هم داشت گفت ( ببخشيد ) آقاي رئيس جمهور گه خورد باشما ، دوستم ميگه چنان يكه اي از اين حرف خوردم كه قدرت حرف زدن نداشتم ، بخصوص كه چند نفر ديگر هم كه آنجا بودند با اين فرمايش آقا كلي خنديدند ، از اين نمونه ها زياد است و از حوصله اين نوشته خارج ولي باز هم تكرار ميكنم خائن كساني هستند كه زمينه خروج اين افراد را از كشور فراهم ميكنند ، معادله ساده ايست ، شما به آن دانشمند فحش بدهيد ، هرچه دلتان خواست ، نه به گوشش ميرسد و نه ككش ميگزد ، او تحصيلاتش را در كشور بقول شما دشمن تمام كرده و بكارش و نتيجه نبوغش افتخار ميكند ، ب-2 هم ساخته شد اين واقعيتي است ولي واقعيت بزرگ تر اينكه آمريكا ب-2 دارد و ما نداريم ، چرا ؟ در مورد اين ( چرا ) كمي صحبت كنيد و مصطفي جان سلاح كلا چيز بدي است و بكار كشتن انسانه ميايد حق با شماست ولي ما در حال حاظر براي دفاع از خودمان بشدت به اين چيز بد نيازمنديم ، و به نوع بسيار كشنده اش هم نيازمنديم ، ايكاش ما هم ب-2 داشتيم ، اينطور نيست . دوستي در يك سايت ديگر نوشته هاي دوستان را خوانده و از من خواهش كرده كه مطلبي را از قول ايشان در اينجا كپي كنم ، مطلب بجائي است و مسلما مورد توجه دوستان قرار خواهد گرفت ، در خانه بعدي ملاحظه فرمائيد .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اين مطلب به سفارش دوست عزيزي در اينجا كپي ميشود . ایران سرزمین پهناوری است که از دیرباز عظمت و بزرگی خود را همچنان حفظ کرده است . در این مطلب قصد کالبد شکافی تاریخی نداریم اما دانستن و اگاهی از گذشته پر فروغ ایران که پایه سربلندی ایران امروز ما است خالی از لطف نیست. هر فردی که در دنیای امروز زندگی می کند ارزوی سفر به روزگاران قدیم را در ذهن خود مرور کرده و در انجا قدم زده است . سفر به تاریخ پر عظمت ایرانیان و تصور بودن در دوران ناصر خسرو ، سعدی ، جامی ، مولانا ، ابن سینا ، ابو ریحان بیرونی و حافظ و یا پرسه زدن در کوچه پس کوچه های شهر های قدیمی ایران به ذهن هرکدام از ما خطور کرده است و امروز افتخار می کنیم مردمانی با پیشینه محکم واستوار علمی ، فرهنگی و اجتماعی هستیم. امروز می توانیم با افتخار بگوییم در روزگارانی که برخی اقوام در اروپا ، آسیا ، افریقا و امریکا زندگی بدوی داشتند و برای تعیین قلمرو زیستی با همتایان و همسایگان خود می جنگیدند، در ایران منشور زندگی اجتماعی تدوین شده بود و دانشمندان ایرانی به دنبال علوم مختلف و کشف راز کائنات بودند و پیچیده ترین معادلات ریاضی نقل محافل علمی شان بود . وقتی گردشگرانی که از سرزمین های آهن و فولاد به ایران سفر می کنند و از آثار باستانی به جا مانده از تاریخ پر شکوه و عظمت ایرانیان در تخت جمشید ، شوش ، بیشاپور و آذربایجان و سایر شهرهای کشور بازدید می کنند نمی توانند احساس تعجب و حیرت خود را از این همه عظمت پنهان کنند. هنوز راز تخته سنگ های به جا مانده از تخت جمشید و نحوه تراش خوردن و استقرار آنها برای همه پنهان است و کسی نمی داند چگونه در دورانی که بر اساس آثار تاریخی به دست امده از ان دوران که تکنولوژی برش و تراش سنگهای سخت و خارا وجود نداشت چنین شاهکارهایی چگونه خلق شده اند. امروز صیانت از میراث گذشته ایران بر عهده هر ایرانی است. نگرانی اصلی دیروز و امروز مردم و مسئولان کشور تهاجم فرهنگی است . سرقت مشاهیر:. برداشتن هر آنچه که صاحب آن دیگری باشد دزدی محسوب می شود. در فرهنگ همه ملل جهان این عمل ناپسند است و حتی مجازات های سنگینی نیز برای آن درنظر گرفته شده است . اما وقتی موضوع منافع نامشروع کلان مطرح می شود همین کشورها سرقت را مشروع و آن را حق خود می دانند . " سرقت مشاهیر " از جمله این اقدامات است . سرقت مشاهیر یکی دیگر از راهبردهای دشمنان به ویژه امریکا و رژیم صهیونیستی برای مقابله با ایران و پیشرفت های این کشور در عرصه بین المللی به شمار می آید. خلیج فارس ایرانی است ... آنهایی که در روزگاران دور و نزدیک خود جزئی از سرزمین پهناوری به نام پارس ( persia ) بودند امروز داعیه توقیف مشاهیر این سرزمین را به نام خود دارند. امروز تلاش های کشورهای عربی منطقه برای مصادره نام خلیج فارس با کمک موسسه هایی چون نشنال ژئوگرافی و موزه لوور برای جعل نام مکان جغرافیایی شناخته شده جهان که به هزاران دلیل و منطق متعلق به سرزمین پارس (فارس) ایران است بیش از پیش افزایش یافته است . کشورهایی که کمتر از نیم قرن پیش جزئی از سرزمین ایران بودند و در قوانین شان سرقت امری مذموم تلقی می شود ، امروز با کمک دلارهای نفتی خود به دنبال جعل و سرقت نام خلیج فارس و تبدیل آن به " خلیج عربی " هستند. استفاده از این نام جعلی برای اولین بار در سال 1383 در سایت اینترنتی « GOOGLE EARTH» که عکس‌هایی ماهواره‌ای از منطقه خلیج فارس منتشر کرده بود رخ داد . این سایت تصاویر ماهواره ای از این منطقه را با هویتی تحریف شده به نمایش در‌آورد؛ به گونه‌ای که در هنگام مشاهده تصاویر مربوط به این منطقه از ارتفاع‌های خاص از سطح زمین، نام واقعی «PERSIAN GULF» و در برخی فواصل دیگر عنوان مجعول «THE GULF» نمایش داده می شد. تلاش برای تحریف نام تاریخی خلیچ فارس، نه تنها با فشار اعراب و توسط برخی مؤسسات آمریکایی دنبال می‌شود، بلکه فرانسه نیز وارد این معرکه شده و بر روی نقشه هایی که در بخش ایران موزه لوور پاریس قرار دارد نام خلیج عربی را در کنار خلیج فارس قرار می دهد. برخی رسانه های کشورهای عربی از جمله شبکه الجزیره در پیروی از رسانه هایی که به اخلاقیات پایبند نیستند مدام از این نام جعلی استفاده می کند و حتی اعتراض های ایران را که از همان ابتدای این توطئه اغاز شد ، به تمسخر می گیرد. اما دانشمندانی از همین کشورها به روشنی شهادت داده اند که نام پهنه ابی که در جنوب ایران قرار دارد خلیج فارس است. جرجی زیدان دانشمند شهیر عرب در صفحه 43 جلد دوم از کتاب «تاریخ التمدن الاسلامی»، ضمن بیان ابعادی که " بحر فارس" در نظر جغرافیا نویسان قدیم داشت، استفاده از آن ترکیب را به قرون سوم، چهارم، پنجم و ششم هجری منتسب دانسته است و تعبیر امروزی نام دریایی جنوب ایران را "خلیج فارس" می‌داند. جرجی زیدان می‌‌گوید: « بحر فارس ـ ویراد به عندهم کل البحور المیحطه ببلاد العرب من مصب ماءدجله فی العراق الی ایله فیدخل فیه مانعبر عنه الیوم بخلیج فارس و بحرالعرب و خلیج عدن و البحر الاحمر و خلیج العقبه...» یعنی: « دریای فارس ـ نزد آنان متقدمین همه دریاهایی که سرزمین‌های عرب از مصب آب دجله گرفته تا ایله را احاطه می‌کند، به عنوان دریای فارس تعبیر می‌شده و از آن جمله است آنچه را که ما امروز از آن به " خلیج فارس" و دریای عرب و خلیج عدن و دریای سرخ و خلیج عقبه تعبیر می‌کنیم». امروز مستدل‌ترین آثار عربی در انتساب دریای جنوب ایران به سرزمین پارس، ترکیب "خلیج فارس" را به کار می‌گیرند و "بحر فارس" را تقریبا به دست فراموشی سپرده‌اند. از جمله معروفترین دائرةالمعارف دنیای عرب یعنی "المنجد" که به عنوان سندی محکم قابل استفاده است، در تسمیه دریای جنوب ایران از ترکیب "خلیج فارس" استفاده می‌کند. به عنوان مثال در صفحه 66 قسمت «الادب و العلوم» این کتاب چاپ نوزدهم ـ بیروت 1966، درباره بحرین آمده است: «البحرین: مجموعه جزربالقرب من شاطی الغربی للخلیج الفارسی اکبرها جزیره المنامه...» یعنی: «بحرین مجموعه جزایری است واقع در نزدیکی سواحل غربی «خلیج فارس» و بزرگترین آن جزیره منامه نام دارد...». گذشته از تألیفات، در ترجمه‌های قرن حاضر نیز استفاده از ترکیب مذکور مرسوم است و ما در اینجا به عنوان نمونه از دو نقشه که در سالهای اخیر به عربی ترجمه و منتشر شده است، یاد می‌کنیم: در ترجمه شماره اول کتاب "تاریخ تمدن" ویل دورانت به عربی توسط دکتر زکی نجیب محمود ـ چاپ قاهره 1965 ـ ترکیب «خلیج فارس» به کار رفته است. همچنین در ترجمه کتاب " المسوعه العربیه المیسره" نوشته دانشمند شهیر صبحی عبدالکریم، ترجمه به عربی، محمد شفیق غربال، چاپ قاهره 1965، از عبارت " خلیج فارس" استفاده شده است. محمد عبدالکریم صبحی، نیز در کتاب دانش کارتوگرافی " علم الخرائط" در نقشه‌هایی که با ترجمه عربی نقل کرده است، دریای جنوب ایران را جز در چند مورد که عبارت "بحر فارس" را به کار گرفته است اغلب «الخلیج‌الفارسی» نامیده است . همچنین دکتر انیس فریجه در ترجمه کتاب تاریخ اعراب اثر دکتر فیلیپ حتی ـ چاپ بیروت 1969 ـ نیز ترکیب "خلیج فارس" را به کار گرفته است. مطالبی از این قبیل بسیار است و اهل تحقیق می توانند با مراجعه به آنها به معلومات خویش بیافزایند. اما آنچه که در این جا ذکر ان ضروری به نظر می رسد دانستن این مطلب است که استفاده از نام جعلی ، برای هیچ کشوری هویت نمی آورد و حتی می تواند موجب سلب هویت انها شود زیرا سرقت، هویت نمی آورد. ابن سینا و ابوریحان بیرونی فرزندان ایران ، عرب خوانده می شوند:. عصر روز یکم دسامبر، سال 2006 دوحه قطر ، محل برگزاری مراسم پر خرج افتتاحیه بازی‌های آسیایی 2006 بود. آنچه در مراسم افتتاحیه سراسر حماسی و تاریخی 3 میلیارد دلاری بازی‌های آسیایی مورد توجه قرار نگرفت، جعل آشکار تاریخ و گذشته علمی ایران زمین در این مراسم بود. گذشته از آن ‌که در بخش آغازین مراسم و نمایش تصویری که الهام‌گرفته از داستان عربی‌شده سندباد بود و در آن، سیمرغ، یکی از پرندگان اسطوره‌ای ایرانیان مورد استفاده قرار گرفته بود، نکته عجیب، مصادره ابوریحان بیرونی و ابن‌سینا به نفع قطر بود که حتی درمراسم افتتاحیه و روی بزرگ‌ترین پرده LCD جهان که تصاویر را در این مراسم نشان می‌داد، نام بیرونی به صورت البیرونی نگارش شده بود! در بخش دیگری از این مراسم پرخرج، پدر قطری در حال تعریف گذشته خود برای پسر خردسالش بود که در آن به نام «ابن سینا» به عنوان پزشک و فیلسوف عرب اشاره می‌کند که در پزشکی و علوم زمان خود زبانزد خاص و عام بود. از نکات جالب دیگر در این مراسم، استفاده از اسطرلاب به عنوان سمبل این کشور بود که به خوبی قصد استفاده از تبحر مسلمانان در علوم جوی و نجومی را داشت. در حالی که استقلال قطر به 50 سال هم نمی‌رسد. قطری‌ها در حالی خود را وابسته به آب و دریا و موجودات آن می‌دانستند، که نه در نقشه گرافیکی و نه در گفتار، هیچ گاه نامی از خلیج فارس به میان نیاوردند و تنها ژست یک شهروند ساحلی را به خود گرفته اند. بازی های 3 میلیاردی دوحه 2006، مورد توجه و استقبال هزاران بیننده در ورزشگاهها و میلیون‌ها بیننده در سطح جهان قرار گرفت اما به خوبی نشان‌دهنده ضعف و نداشتن سابقه و تاریخچه ، در دنیای امروز بود. مولانا جلاالدین بلخی شاعر پارسی گوی، اهل ترکیه شد! سرقت مشاهیر ایران همچنان ادامه دارد . مولانا جلال الدین محمد بلخی که در سال 604 هجری قمری در شهر بلخ متولد شده است و تربیت یافته پدرش بهاالدین الولد سلطان العلما و پس از وی برهان الدین ترمذی ، عطار نیشابوری و شمس تبریزی است به سبب ترک دیار ، اقامت در ترکیه و سپس درگذشت و دفن در قونیه به یکباره مولانا رومی ( در دوران امپراتوری روم ترکیه را روم شرقی می گفتند ) و امروز هم اهل ترکیه می شود. سال 2007 به پیشنهاد ترکیه و به تایید سازمان یونسکو به نام سال جهانی مولانا نامگذاری شده است و سه کشور مصر ، افغانستان و ترکیه ( و صد البته ایران نه!!!) به طور رسمی از طرف یونسکو مجری طرحهای بزرگداشت این عارف نامی معرفی شده اند. ساختن شناسنامه جعلی برای مولانای ایرانی نه پدیده ای نوظهور بلکه با سرقت های فرهنگی از ایرانیان و در هیاهوهای دعواها و کشمکشهای سیاسی و اقتصادی به امری عادی تبدیل شده است. حرکت قطار مولانا از ترکیه تا اروپا (با هزینه 4 میلیون دلار)، برگزاری نمایشگاهی از دست نوشته های مولانا در استانبول،ترجمه نسخ مختلف مثنوی مولانا به زبانهای زنده دنیا (از زبان ترکی)!، برگزاری مراسم و جشنهای مختلف در ترکیه و تبلیغ و اطلاع رسانی وسیع از ترکیه در رسانه های مختلف دنیا در جهت جذب توریست فرهنگی و برگزاری جشنهای سنتی در ترکیه مثل رقص عرفانی سماع و ... اقداماتی بوده اند که ترکیه برای مصادره مولانا به نام خود کرده است . جالب اینکه هند نیز با سرمایه گذاری قطر (در حدود 22 میلیون دلار) برای مولانا فیلم جهانی با نام ( آتش هستی) می سازد. نقش تصویر دانشمندان شهیر ایرانی روی اسکناس های کشور تاجیکستان و ادعای تعلق این مشاهیر به تاجیکستان نمونه دیگری است.کشوری که مسئولین آن فردوسی و عمر خیام و ابن سینا را تاجیک میدانند. سید جمال الدین اسد آبادی ایرانی است:. نمونه ای دیگر از این سرقت ها را می توان در مورد سید جمال الدین اسد آبادی مبارز و اندیشمند شهیر کشورمان نام برد که به سبب نوع مبارزه اش با ظلم و استکبار در کشورهای مختلف به لباس مردم آن کشورها در می امد و امروز شاهد ان هستیم وی که متولد اسد اباد همدان است به عنوان سید جمال الدین افغانی مطرح می شود. سید جمال الدین از خانواده ای مشهور به علم و شرف و فضل و بزرگی است که در اسد آباد همدان بنام خانواده " شیخ الاسلامی " شناخته می شوند زیرا این ، منصب برخی از نیاکان سید بود . این خاندان در همدان بلند آوازه و قدیمی است. حال که وی بنا به احساس وظیفه دینی و شرعی برای کمک به مردم مظلوم افغانستان و خارج کردن انها از زیر یوغ ستم استکبار به این کشور سفر و عمری را برای خدمت و مجاهدت سپری می کند امروز به نام سید جمال الدین افغانی نامیده می شود. کلام پایانی:. تاریخ را نمی توان نادیده گرفت. تاریخ دروغ پذیر نیست ،در بزرگی و عظمت ایران و ایرانی هرگز تردیدی وجود نداشته است و نخواهد داشت . اگر دانشمندان و اندیشمندان دیروز ایران ابوریحان بیرونی ، خیام ، خوارزمی ، مولانا ، حافظ و سعدی و سید جمال الدین اسد ابادی بودند این راه امروز نیز ادامه دارد و ما شاهد صدها دانشمند و اندیشمند هستیم که پا در عرصه می گذارند. امروز دنیا از بزرگی ابوریحان بیرونی و دیگر اندیشمندان ایرانی آگاه شده است . یونسکو سال 2007 را نیز به نام مولانا نام گذاری کرده است ؛ سال 2003 نیز سال زرتشت فیلسوف نام گذاری شده بود . غرب به درستی می داند که ایران زادگاه فرهنگ و تمدن جهان است ولی از بیان درست آن خودداری می کند . ساخت فیلم موهن 300 آمریکا یا اسکندر مقدونی و جعل نام خلیج فارس توسط انگلستان و آمریکا و اعراب و برپایی نمایشگاه دروغین " امپراتوری شیطانی ایران " در انگلستان و غیره از موارد متجاوزانه در جهت تغییر چهره تمدن ایران بر پایه دروغ است . یکی از معضلات فرهنگی کنونی ایران زمین سرقت مشاهیر و فرهنگ و تمدن ماست . شاید کوتاهی و سهل انگاری ما مهم ترین عامل چنین وقایعی باشد . ترکیه ، امروز دست بر روی مولانا عارف بزرگ ایرانی گذاشته و مولانای بلخی را به دلیل آنکه در قونیه وفات یافته است از مشاهیر ترک می خواند ! زادگاه هر فرد معرف ملیت اوست ضمن انکه مولانا کتابش را نیز به پارسی برای جهان باقی گذاشت و مایه تاسف است که کسانی بخواهند برای کشور خود دست به سرقت فرهنگی و بزرگان ایران بزنند . اساتید مولانا همگی هم وطنانش ( عطار و صائب تبریزی ) بوده اند و هیچ سنخیتی با ترکان عثمانی وجود ندارد . شایسته است برای مقابله با این هجمه ضد ایرانی بیگانگان ، مسئولان کشور با تمام قدرت با این حرکات مبارزه فرهنگی کنند . ایجاد دانشگاه با نام مولانای بلخی - ابوریحان بیرونی - ابن سینا - فرهنگستان - بنیاد ها و حتی نامه به سازمانهای جهانی برای یادآوری ایرانی بودن این بزرگان و برخورد حقوقی با جاعلین این سرقت فرهنگی یکی از این راهکارهاست

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
دوستان.من به نظر شما احترام ميگذارم ولي منظور من چيز ديگريست:ايا نبايد قبل از تعليم به فكر تربيت باشيم؟؟ايا نبايد روحيه ي وطن دوستي و ميهن پرستي رو در سنين پايين به بچه هامون القا كنيم؟؟ اقايان هر كسي كه از ميهنش بيرون ميره خيانتكار نيست اما كسي كه ديگه برنميگرده خيانتكاره (مثالش هم پتر كبير)+. اما از اون طرف هم كساني هستن كه با اينكه ميدونن شايد در كشور خودشون ارزش اونا به درستي درك نشه ولي باز هم برميگردن تا حداقل به سود اجنبي كار نكنن(مثل كلنل پسيان خودمون). در جواب اقا مصطفي هم بايد بگم اگر اينشتين از كار خودش پشيمون بود پس چرا تا اخر با امريكاييها همكاري كرد؟؟ در ضمن به خاطر داشتن اين استاد ميهن پرست به شما تبريك ميگم. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ +پتر كبير براي اينكه ارزو داشت روسيه به نيروي دريايي مجهز باشد به همراه گروهي به عنوان كارگر كشتي سازي به اروپاي غربي رفت تا فن كشتي سازي را بياموزد وسپس به روسيه بازگردد.رهبري او مايه ي افتخار روسيه (حتي در زمان بلشويكها) بوده و خواهد بود.

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آقايان من نظر آخرمو. در اين زمينه ميدم و ميرم ايران كه امكانات علمي غرب ندارد پس دليل نميشه كشورت رو فقط به خاطر امكانات و پول بفروشي اسم اين عمل خيانت

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
توجه دوستان را به پاره اي از گزارشات در مورد فرار مغز ها از كشور جلب ميكنم .

1- بر اساس صندوق بين المللي پول سالانه بيش از 150 هزار نفر تحصيل كرده از ايران خارج مي شوند . طي سال 79 روزانه به طور متوسط 15 نفر با درجه ي كار شناسي ارشد و 3/2 نفر با درجه ي دكترا جلاي وطن كرده اند در سال 78 ، 5475 كارشناس ايران را ترك كرده اند همچنين در 6 ماهه ي اول سال 78 ، 1664 نفر از افراد داراي تحصيلات علوم پزشكي براي خروج از كشور اقدام كردند .
از مجموع 4300 نفر دانشجو كه براي ادامه ي تحصيل در سالهاي 64 تا72 به خارج از كشور رفته اند 12% هنوز به كشور باز نگشته اند همين طور از سال 69 تا 77 ، تعداد 151 نفر عضو هيئت علمي دانشگاههاي كشوراز كشور خارج شده و باز نگشته اند . تعداد كل اساتيد دانشگاههاي ايران 1500 نفر است در حالي كه ايرانياني كه در خارج كشور صاحب كرسي اند« با درجه ي پروفسوري »400 نفر مي باشند . 92 % دارندگان مدال المپياد هاي جهاني طي دو دهه ي اخير به خارج از كشور رفته اند . 155 هزار نفر ايراني با تحصيل ممتاز به امريكا مهاجرت كرده اند .
صر فه جويي امريكا در هزينه هاي اموزشي از اين بابت 10ميليارد و 500 ميليون دلار بوده است . در حالي كه ايران از بابت مهاجرت مغز ها 38 ميليارد دلار متضرر شده است . آمارها ي ارائه شده در ذهن ما اين سوال را ايجاد كرده است كه چه عواملي در بروز اين آسيب اجتماعي دخالت داشته است ؟
2- آمار ها نشان مي دهند در سال 1382،تعداد 240000 ايرانی دارای تحصيلات دانشگاهی در امريکا زندگی می کردندو ۱۸۲۶ عضو هيئت علمی تمام وقت ايرانی در امريکا و کانادا تدريس مي کردند. در حاليکه طبق آمار تا سال ۱۳۷۵ جمع استادان و دانشياران حاضر در ايران فقط ۲۲۰۰ نفر بود و جمع استادياران حاضر در ايران ۶۰۰۰ نفر بود. ۶۰۰۰ پزشک ايرانی و ۳۰۰۰ دانشجوی پزشکی ايرانی در امريکا زندگی می کردند.
در سال ۱۳۸۰ درآمد ساليانه کشور از محل صادرات نفت 2/16 ميليارد دلار اعلام شده بود در حاليکه ضرر ناشی از خروج مغز ها از کشور ۳۸ ميليارد دلار برآورد شده بود. در سال ۷۸ بطور قانونی ۵۴۷۵ فرد دارای درجه دکترا و فوق ليسانس از کشور مهاجرت کردند يعنی روزی ۱۵ نفر. بنا بر آمار اعلام شده در سال 1379 تعداد 250.000 نفر فارغ التحصيل دانشگاهی ايران را ترک کرده اند. بودجه سال ۱۳۸۲ کشور رقم 96.000 ميليارد تومان بود و از سال ۱۳۵۸ تا انتهای ۱۳۸۱ اعلام شد که ۵۰۰ ميليارد دلار نفت فروخته شده است

3- . سالانه بين 150 تا 180 هزار نفر از ايرانيان تحصيلكرده برای خروج از ايران اقدام می كنند و طبق آمار صندوق بين المللی پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام اول قرار دارد.

هفته نامه برنامه كه از سوی سازمان مديريت و برنامه ريزی ايران منتشر می شود به نقل از دكتر شهرام يزدانی استاد دانشگاه شهيد بهشتی تهران نوشته است: 90 نفر از 125 نفر دانش آموزی كه در سه سال گذشته در المپيادهای جهانی رتبه كسب كرده اند هم اكنون در دانشگاههای آمريكا تحصيل می كنند.

به گفته آقای يزدانی كه در جمع كاركنان سازمان مديريت و برنامه ريزی سخن می گفت، بيش 150 هزار نفر از جراحان و مهندسان ايرانی در آمريكا زندگی می كنند.

وی با اشاره به وضعيت كنونی ايرانيان مقيم آمريكا اضافه می كند: در حال حاضر 84 درصد از ايرانيان مقيم آمريكا كاملا به زبان انگليسی مسلط هستند. 46 درصد مدركی بالاتر از دكترا دارند، 43 درصد پستهای مديريتی دارند، 48 درصد دو شغله هستند كه در آمريكا يك افتخار به حساب می آيد و 92 درصد خانه مسكونی شخصی دارند

4- "فرار مغزها" (brain drain) پديده کهنى است که از ديرباز تاکنون به گونه هاى وسيع و چشمگيرى در کشورهاى جهان سوم ديده مى‌شود.
به گزارش بخش خبر سايت اخبار فن آوري اطلاعات ايران، به نقل از ايرنا، از اين رهگذر در اين کشورها صدمات جبران ناپذيرى در بخش هاى اقتصادى،اجتماعى و فرهنگى و تمام ابعاد مختلف جامعه وارد مى‌شود که شايد جبران آن يکى از دشوارترين کارها براى اين قبيل کشورها باشد.
ادبيات مربوط به پديده فرار مغزها از کانادا و کشورهاى اتحاديه اروپا نخستين بار در اوايل دهه ۱۹۶۰ ميلادى در جهان مطرح شد و اين پديده به عنوان يک آسيب اجتماعى از دهه چهل در ايران آغاز شد.
يعنى زمانى که کشورهاى اروپايى بازسازى خرابىهاى پس از جنگ را آغاز کردند و در پى فرايند صنعتى شدن با احساس نياز به متخصصين و نخبگان در اين زمينه به جذب نخبگان و متخصصين از کشورهاى جهان سوم پرداختند و اينگونه بود که مانع ديگرى بر سر راه توسعه اين کشورها پديد آوردند.
فرار مغزها به عنوان يک آسيب اجتماعى مختص کشورهاى جهان سوم ، بيش از يکربع قرن است که جوانان ايرانى را به دام خود گرفتار کرده است .
اين عارضه که از منظر آسيب شناسان به نوعى استثمار شدگى کشورهاى جهان سوم ، توسط کشورهاى توسعه يافته محسوب مى‌شود به عنوان مخربترين بحران اجتماعى شناخته و تعريف شده است .
از ميان کشورهايى که به دليل در اختيارگذاشتن امکانات پژوهشى و رفاهى به صاحبان انديشه بيشترين نخبگان ايرانى را به خود جذب کرده اند، آمريکا و کانادا به ترتيب رتبه اول و دوم را به خود اختصاص داده اند.
تحقيقات يک پژوهشگر ايرانى که در دانشگاه MIT آمريکا تدريس مى‌کرد ، نشان مى‌دهد که بيش از۴۵ درصد از ايرانيان مقيم کشور آمريکا داراى مدارک تخصصى يا فوق تخصصى هستند.
تحقيقات ديگرى که در سطح دانشگاه هاى معتبر ايران انجام شده نشان داده است که به طور متوسط از هر۱۸ نفرى که از سوى دانشگاه براى کسب تخصص به کشورهاى توسعه يافته اعزام شده اند، تنها۳ نفر به ايران بازگشته اند.
نخستين بارى که اصطلاح فرار مغزها در دهه ۱۹۶۰ ميلادى مطرح شد، هيچ کس انتظار نداشت که جهان شاهد چنين سيل خروشان مهاجرت نخبگان و مغزها از کشورهاى در حال توسعه به سوى کشورهاى غربى باشد اما ورق هاى بعدى تاريخ اين را به باور همگان رسانيد...تا امروز که ديگر نمىتوان جلودار اين معضل و فرار سرمايه هاى انسانى شد.
عوامل متعددى در بسترسازى براى فرار مغزها موثر است که مىتوان به سطح فرهنگ ، تحصيلات ، رضايت والدين ، نبود پيشرفت اجتماعى از نظر مالى و نبود تضمين شغلى و کمبود امکانات رفاهى اشاره کرد.
همچنين مىتوان گفت که نقش دافع هاى اجتماعى، امنيتى، سياسى و معنوى در زمينه فرار مغزها بيشتر از عوامل مادى و معيشتى است .

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
متاسفانه اكثر صحبتهاي آقا پرويز درسته و عوامل متعددي دست به دست هم داده اند كه حتي نفرات سطح پايين از لحاظ تحصيلي نيز بدشان نيايد به آن سوي مرزها حتي براي كارهاي پست بروند.؟؟ شما خود را جاي يكي از اين فازغ التحصيلان ارزشمند بگذاريد و كمي فارغ از انديشه ها ( مرده باد و زنده باد ) تفكر كنيد :| دارنده مدرك عالي هستيد ولي امكانات تحقيق وجود ندارد ، امكان ادامه تحصيل در بعضي رشته ها وجود ندارد ، وضعيت پرداختها براي مشاغل جالب نيست ، تورم بالاست و ارزش پول ملي در حال كاهش ، امكانات مناسب رفاهي در دسترس نمي باشد و شايد حتي امكان كار نيز وجود نداشته باشد و هزاران اما و اگر ديگر كه همگي از بنده بهتر مطلعيد . حال به نظر شما آيا بهتر نيست كه با كمي انديشه و واقعيت بيني بدون فرا افكني تمامي گناه را بر گردن مغزها و فرار كردگان نيندازيم و ريشه اين امر را پيدا كنيم و به فكر راه حل باشيم .. :|

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

[align=justify]نه اصلا اين خبرا که شما می گی نيست تو ناسا پر ايرانی يا ايرانی ها همه جا نابغه اند و از اين جور
چيزا من الان در آمريکا زندگی می کنم تو کانادا هم مدت ها بودم قبل از رفتن فکر می کردم آره ايرانی ها
همه جارو گرفتن ولی وقتی وارد شدم ديدم خيلی اشتباه می کردم .چند تا ايرانی تو ناسا کار ميکند
چند تا چينی ؟ يا حتی آمريکايی ؟خب معلومه تو هر کشوری که جهان سوم آدم تحيصيل کرده داره
مثلا تعداد ايرانی های تحصيل کرده زياده ولی چند تاشون موفق اند? چرا ما هيچ چهره مطرحی تو
دنيا نداريم بزرگترين دانشمند تو صد سال اخير حسابی بود بيشتر ايرانی ها وضشون تو ايران خيلی
بهتر بوده اونجا بيشتر بهشون احترام می ذاشتن نمی دونم چرا اومدن بيرون[/align]


موافقم....اونجوری که ما ایرانی ها مبالغه می کنیم هم نیست.
در ضمن در ایرن هم به نخبگان احترام می گذارند ولی برای تعداد خیلی کمی از آن ها امکانات برای پیشرفت وجود دارد....

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم