امتیاز دادن به این موضوع:

Recommended Posts

138100107517067_F170_Antelope.jpg



ناوچه ی (Antelope) تیپ 21 نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا بود که در جنگ فالکلند شرکت کرد. در روز 23 مارس سال 1971 توسط ( Vosper Thornycroft) در بندر (Woolston) شهر ساوت همپتون، انگلستان به آب انداخته شد. هزینه های اولیه برای بودجه برای این کلاس 3.5 میلیون پوند بود که با هزینه ی سایر بخش ها در مجموع و با هزینه نهایی بیش از 14 میلیون پوند ساخته شد.ناوچه ی Antelope در تاریخ 17 ژوئیه 1975 عملیاتی شد، و تنها نمونه ای از ناوچه های بریتانیایی به حساب می آمد که به موشک Exocet مسلح نشد.ناوچه ی (Antelope) در سال 1977، او با حضور مراسم جشن نقره ای (جشن های طلایی و نقره ای) که برای مراسم های خاص و در بریتانیا و به نام شاهان و ملکه های این کشور راه اندازی میشود رژه رفت. در این رژه ی با شکوه ناوچه ی Antelope بخشی از اسکادران هفتم بود. لازم به ذکر است که این رژه از قرن 14 میلادی و بعد از پیروزی ادوارد سوم بر فرانسه در ماه ژوئن سال 1346 میلادی به این سو برای مراسم های خاصی مثل تولد ها و پیروزی در جنگها و تاجگذاری ها و حتی ازدواج های سلطنتی برگزار می گردد.



حضور در جنگ فالکلند



ناوچه ی (Antelope) در جنگ فالکلند بعد از ورود به منطقه عملیات در تاریخ 21 مه سال 1982 رسما وارد جنگ با ارتش آرژانتین شد.ناوچه ی (Antelope) دو روز قبل از نبرد سان کارلوس در 23 ماه مه 1982، در حالی که برای انجام ماموریت خود که دفاع از ساحل در برابر نیروی هوایی آرژانتین به منطقه اعزام شده بود به صورت ناگهانی توسط چهار فروند جنگنده ی (Skyhawks A-4B) نیروی هوایی آرژانتین به نام گروپو 5 مورد حمله قرار گرفت. اولین حمله از عقب کشتی با دو فروند از جتگنده ها انجام گرفت که با پاسخ موشک های(Sea Cat) قرار گرفتند و به برخورد موشکها به بال یکی از جنگنده ها که در واقع در زیر بال این جنگنده منفجر شده بود خلبان پابلو کاربالو را مجبور به فرود اضطرای در ریو گالگوس کردند اما هواپیمای دوم با رها کردن بمب 1000 پوندی (453 کیلوگرم) خود بر روی عرشه ی ناوچه منجر به کشته شدن تنها یک خدمه ناوچه ی (Antelope) شد زیرا چاشنی بمب رها شده عمل نکرده و تنها برخورد خود بمب با خدمه منجر به مرگ آن شد و همین امر خسارت خیلی جزئی به ناوچه ی(Antelope) وارد کرد.




138100107820713_GUERRA_DAS_MALVINAS_-_NA



در حمله ی دو فروند جنگنده ی بعدی که به فاصله ی چند دقیقه بعد از حمله ی اول روی داد سمت راست ناوچه مورد حمله قرار گرفت . در طی این حمله، یکی از جت های آرژانتینی، که توسط ستوان لوچیانو گوادانینی خلبانی می شد هدف سه توپ 20mm بر روی عرشه ناوچه قرار گرفت و با اصابت به دکل اصلی ناوچه ی(Antelope) خلبان آن کشته شد و بمب حمل شده ی جنگنده بدون انفجار باعث سوراخ شدن بدنه ناوچه شد و ناوچه ی Antelope نیز یک موشک Sea Cat دیگر برای دفع جنگنده ی مهاجم پنجم به خلبانی کاپیتان کاربالو که هنوز هم برای حمله ی مناسب به ناوچه در تلاش بود شلیک کرد اما این موشک از دست رفت و با کمتر از 10 متر فاصله از کابین خلبان کاربالو به خطا رفت.




138100108235103_HMS_Antelope_going_down.



پس از تلاش های زیاد برای کنترل خسارتهای اولیه، ناوچه ی (Antelope) اقدام به ارسال دو تن از خدمه ی خود برای دفع بمب که از مهندسان نیروی دریایی سلطنتی به حساب می آمدند بر روی عرشه و تلاش برای خنثی کردن دو بمب منفجر نشده را آغاز کرد. یکی ازاین بمب ها به دلیل خرابی غیر قابل دسترس بود و بمب دیگر آسیب دیده بود و در شرایط فوق العاده خطرناکی قرار داشت. با این حال سه بار تلاش توسط تیم خنثی سازی بمب به برداشت فیوز انفجاری این بمب ها از راه دور با شکست همراه شد . اما در تلاش چهارم یک انفجار کوچک باعث منفجر شدن بمب و قتل گروهبان جیمز پرسکات شد و استوار فیلیپس همراه وی و عضو دیگر تیم دفع بمب را به شدت مجروح کرد و بدنه ی ناوچه ی (Antelope) را از خط برخورد آب پاره کرد، با این انفجار آتش سوزی بزرگی در هر دو اتاق موتورشروع شد که بسیار سریع گسترش یافت و سمت راست ناوچه به وسیله ی آتش شکسته شد و کشتی تمام قدرت الکتریکی خود را از دست داد و افسر فرمانده به نام نیک توبین دستور رها کردن کشتی و خروج از آن را صادر کرد.




138100108240863_e9954d02ff0f4879a5b3a16a



فرمانده توبین آخرین کسی بود که به ترک کشتی مبادرت ورزید و حدود پنج دقیقه پس از خروج او بمب دوم نیز منفجر شد .انفجار در طول شب نیز ادامه یافت و ناوچه ی (Antelope) در روز بعد همچنان شناور بود، اما با ذوب شدن پرچ ها بدنه ی ناوچه از وسط شکست به تدریج غرق و به درون دریا فرو رفت . انتشارتصاویر غرق شدن این ناوچه در تلویزیون و مجلات یکی از تصاویر نمادین جنگ فالکلند شد و بارها و بارها بنا به یادمانها و مراسم های مختلف منتشر شد. بعدها کشتی پشتیبانی نیروی دریایی سلطنتی به فرماندهی سرجوخه آلن وایت مورد تقدیر دریاسالار (Fieldhouse) برای نقش خود را در نجات 41 خدمه ی ناوچه ی (Antelope) قرار گرفت. در تاریخ 27 ژانویه سال 2002 یک تیم غواصی از ناوگان نیروی دریایی سلطنتی محل غرق شدن کشتی را یک منطقه ممنوعه برای تردد اعلام کرد.




138100109127627_Ship_Sinking_Falklands_I



مشخصات و توانمندی ها



138100108629620_VT_Group.png


سازنده: Vosper تورنیکرافت



نام : ناوچه ی Antelope HMS



اپراتور: نیروی دریایی سلطنتی



آب اندازی : 23 مارس 1971



راه اندازی: 16 مارس 1972



عملیاتی : 19 جولای 1975



شعار: "جسورانه و مراقب"



سرنوشت: توسط نیروی هوایی آرژانتین در تاریخ 24 مه 1982 غرق شد



کلاس و نوع: تیپ 21 و ناوچه



جابه جایی: 3،250 تن بار در حالت بارگیری کامل



طول: 117 متر



عرض : 12.73 متر



آبخور: 5.94 متر



پیشرانه:2 × رولز رویس توربین گازی المپوس و 2 × رولز رویس تاین RM1A توربین گازی برای سرعت کروز



سرعت: 32 گره (59 کیلومتر در ساعت)



محدوده: 4،000 مایل دریایی با سرعت 17 گره (7،400 کیلومتر با 31 کیلومتر در ساعت)



1،200 مایل دریایی با سرعت 30 گره (2،220 کیلومتر با 56 کیلومتر در ساعت)



خدمه : 177 نفر



تسلیحات: 1 × تفنگ دریایی 4.5 اینچی (114 میلی متر)



2 × توپ OERLIKON بیست میلی متری



Sea Cat × 1 چهار تایی


2 × لوله اژدرسه گانه ASW



2 × پرتابگر Corvus



منبع : ارتشی دات کام / مجتبی کیا



لینک منبع : http://www.forum.art...ead.php?t=15723

  • Upvote 12

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
آیا نمونه جدید تر ناوچه های کلاس الوند نیروی دریایی خودمان است؟

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر


آیا نمونه جدید تر ناوچه های کلاس الوند نیروی دریایی خودمان است؟



بله
واسپر های ما در واقع ساخته شده بر پایه ی مارک 5 هستند ، که به اسم کلاس سام ساخته شدن ( به اسامی سام ، زال ، رستم ، فرامرز ) که بعد از انقلاب اسماشون به اسامی فعلی تغییر پیدا کرد .
  • Upvote 1
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[size=5]انشالله بشنویم"ببینیم هر چی انگلاساکسون مزدوره رفته ته آب غرق شدن [/size]
  • Upvote 3
  • Downvote 1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ایجاد یک حساب کاربری و یا به سیستم وارد شوید برای ارسال نظر

کاربر محترم برای ارسال نظر نیاز به یک حساب کاربری دارید.

ایجاد یک حساب کاربری

ثبت نام برای یک حساب کاربری جدید در انجمن ها بسیار ساده است!

ثبت نام کاربر جدید

ورود به حساب کاربری

در حال حاضر می خواهید به حساب کاربری خود وارد شوید؟ برای ورود کلیک کنید

ورود به سیستم

  • مطالب مشابه

    • توسط MR9
      فکور90 ، در اصل ، یک پروژه داخلی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (IRIAF)  بشمار می رفت که تاریخ آغاز آن به اوایل دهه نخست قرن بیست و یکم ( 2000 میلادی ) برمی گردد . به اعتقاد برخی ، در آن زمان هیچ  موشک هوا به هوای عملیاتی AIM-54A فونیکس در فهرست موجودی نیرو وجود نداشت ، در نتیجه  متخصصان نیروی هوایی پیشنهاد دادند  تا قطعات و اجزاء فونیکس ها را با قطعات موشکهای تغییر یافته هاوک ( پروژه سجیل ) بهبود دهند و موشکهای موجود را بحالت عملیاتی بازگردانند .
      با کلید خوردن این پروژه ، به شکل همزمان نیروی هوایی یک قرارداد همکاری را با صنایع شهید بابایی وابسته به وزارت دفاع و پشتبانی نیرو های مسلح با هدف بازگرداندن چند تیر موشک فونیکس بحالت عملیاتی در یک بازه زمانی یکساله (2007-2006) به امضاء رساندند  و برای اطمینان از صحت کار ، چند کارشناس بازنشسته فنی نیروی هوایی ارتش نیز به این پروژه پیوسته و این ایده دنبال شد.
      براساس گزارشهای تایید نشده ، در اوایل کار ، موشکهای از رده خارج فونیکس با استفاده از جستجوگر موشک MIM-23B دوباره عملیاتی شدند . با این حال ، در سالهای بعد (2009-2008) ، زمانی که صنایع شهید بابایی ، یک نسخه بهبود یافته از موشک پدافند هوایی MIM-23B را با رادار و اویونیک جدید برای نیروی هوایی توسعه داد ، این ایده برای کارشناسان بوجود آمد که تمامی موشکهای فونیکس باقی مانده را با اویونیک جدید و رادار موشک شلمچه ، ( نسخه بهبود یافته MIM-23B) به حالت عملیاتی درآورند .
      این موشک با موفقیت کامل مابین سالهای 2009 تا 2010 آزمایش شد ، اما علی الظاهر  در خط تولید انبوه قرار نگرفت . نسخه جدید سجیل / شلمچه  با جستجوگر و اویونیک پیشرفته با شناسه سجیل هوابرد برای تجهیز تامکتهای نیروی هوایی ، فانتوم ومیراژهای اف-یک در حال توسعه است .
      پی نوشت : 
      این تحلیل ، صرفاً یک نظر بشمار می رود و نه تایید و نه رد می گردد . با این حال امیدواریم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، بیش از پیش ، از قابلیتهای تدافعی ، تهاجمی برخوردار گردد . 
    • توسط Davood
      اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ ميلادي را مي توان نقطه عطف در پيشرفت صنايع موشكي در دنيا دانست زيرا زماني بود كه به تازگي جنگ جهاني تمام شده بود و كشورهاي درگير جنگ جهاني به خوبي ضرورت وجود موشك و جنگ افزارها را درك كرده بودند و با تجربياتي كه به هنگام جنگ كسب كرده بودند توانستند به دنياي جديدي از ساخت سلاح ، موشك و هواپيما قدم بگذارند.
      يكي از اين كشورها كه همواره ابرقدرتي موشكي محسوب مي شد شوروي بود. اتحاد جماهير شوروي با فاصله اي بسيار زياد از رقباي خود در حال پيشرفت بود به خصوص در صنعت هوافضا، ولي اين پيشرفت هنگام فروپاشي اتحاد جماهير شوروي با كمتر از نصف پتانسيل گذشته ادامه يافت.
      البته بايد به اين نكته نيز توجه كنيم كه با وجود چنين فروپاشي، روسيه هنوز هم در صنعت هوافضا از برترين هاست. صنايع موشكي روسيه كه همچون يكي از زيرشاخه هاي صنعت هوافضاست به تبع آن پيشرفت زيادي داشته است. رقابت بسيار جذابي بين كشورهاي روسيه و ايالت متحده آمريكا در زمينه هوافضا وجود دارد كه شايد يكي از دلايل پيشرفت سريع اين صنعت در اين كشورها و فاصله زياد آنها با كشورهاي ديگر همين باشد.
      در ليست موشك هاي روسيه مي توان انواع و اقسام موشك ها را از قبيل موشك هاي هوا به هوا، هوا به زمين، زمين به هوا، بالستيك، اتمي، ضد ماهواره ، ضد كشتي و ضد زيردريايي را ديد. در اين ميان يكي از سري هاي بسيار قوي و با اهميت سري موشك هاي S يا S-300 را مي توان جزو سومين نسل موشك هاي زمين به هوا دانست كه پروژه ساخت و طراحي آن در دهه ۱۹۷۰ شروع شد.
      اين موشك نسبت به موشك هايي كه در زمان هاي قبلش ساخته مي شد خصوصيات متفاوتي داشت. البته تنها در سيستم پرتاب (Launch) آن از سري موشك هاي ۴۸N6 نمونه برداري شده بود كه مي توانست ميان برد يا دوربرد باشد. توسعه و گسترش موشك هاي سري S-300 از سال ۱۹۶۹ آغاز شد كه در آن زمان اين موشك ها به برد ۷۵ كيلومتري رسيده بودند.
      شركت مجرب آلماز (Almaz) مسئوليت طراحي و ساخت را براي نيروهاي زميني و شركت بوكاتف وظيفه طراحي آن را براساس نيازهاي نيروي دريايي روسيه به عهده گرفتند.
      چندي بعد براي به كمال رسيدن اين موشك ها براساس آخرين تكنولوژي هاي راكتي شركت گرونيش (Grunish) نيز به اين جمع پيوست.
      هدف ساخت پروژه، موشكي با برد بالا، سرعت بسيار زياد و قدرت مانوري مطمئن بود. اين موشك بايد كمترين زمان عكس العمل و قابليت استفاده هاي نظامي گوناگون براي حمل كلاهك هاي مختلف و داراي كمترين زمان رسيدن به هدف و نيز قابل اعتماد در زمان پرواز باشد.
      منظور از قابل اعتماد بودن اين است كه هنگام پرواز از ديد رادارها محفوظ باشد و ضد موشك ها نتوانند آن را رديابي كنند،حتي از لحاظ حفاظت اوليه اين موشك ها قرار بود كه در كانتينرهايي جاسازي شوند كه از زمان ساخت در كارخانه به بعد در همان كانتينرها بمانند و حتي سيستم پرتاب آنها نيز در خود كانتينرها تعبيه شود تا بتوانند در كمترين زمان ممكن از هر نقطه اي قابل پرتاب باشند. اين پرتاب به صورت عمودي انجام مي شود. يك لانچر قوي كه مي تواند موشك را تا ارتفاع ۲۰ متري بلند كرده و پرتاب كند. براي اين امر يك جك هيدروليك مدل ۴M330 ساختند كه با سرعت بسيار بالايي اين موشك را آماده پرتاب مي كند.
      S-300P
      يكي از اولين موشك هاي اين سريS-300P است كه به سفارش وزارت دفاع روسیه توليد شد. اين موشك مي تواند كلاهكي را به اندازه ۱۳۳ كيلوگرم با بيشينه برد ۴۷ كيلومتر حمل كند. كمترين برد آن پنج كيلومتر است و مي تواند در ارتفاع ۳۰ متري پرواز كند. سرعتش به سه كيلومتر در ثانيه مي رسد و در ۲۸ ثانيه مي تواند از خود عكس العمل نشان دهد. زمان آماده پرتاب شدنش كمتر از پنج دقيقه است.
      S-300F
      در سال ۱۹۸۴ مدل S-300F ساخته شد. مدل F در اصل موشك متناسب با نيازهاي نيروي دريايي روسيه بود كه از سيستم پرتاب ۵V55RM استفاده مي كند. سرعت آن ۴۶۸۰ كيلومتر در ساعت است و مي تواند كلاهكي به اندازه كلاهك مدل P (۱۳۳ كيلوگرم) ولي با بردي دوبرابر (حدود ۹۰ كيلومتر) را با خود حمل كند. بيشينه سرعت آن ۶۱۲۰ كيلومتر در ساعت و طول خود موشك با كلاهك ۲۵/۷ متر است.كمترين برد آن هفت كيلومتر و سقف پروازش ۲۵هزارمتر است و با سوخت جامد نيروي پيشرانش را تامين مي كند. يك سيستم راداري معروف به ريف روي آن نصب كردند كه مي تواند در يك زمان شش هدف را شناسايي كند و به آنها هجوم برد.
      S-300FM
      مدل S-300FM در سال ۱۹۹۰ ساخته شد كه باز هم مدلي براي نيروي دريايي بود. بسيار مدرن و پيشرفته بود. بيشينه سرعت آن به ۱۰ هزار كيلومتر در ساعت مي رسد، وزن آن ۱۴۸۰ كيلوگرم است و اين تفاوت بيش از هزار كيلوگرمي را مي توان در وضعيت نيروهاي پيشران اين موشك دانست. طول آن ۵/۷ متر، قطرش ۵۲/۰ متر و فاصله دوسر بالچه هاي عقب ۰۳/۱ متر است.
      برد آن ۹۰ كيلومتر است و مي تواند ۱۵۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. بيشينه سرعتي معادل ۷۵۶۰ كيلومتر در ساعت دارد كه در ارتفاع ۲۵ هزارمتري پرواز مي كند.
      S-300PMU
      مدل ديگر S-300PMU است. اين موشك از لحاظ ظاهري بسيار شبيه مدل FM است حتي وزنش با آن يكي است. طول آن ۹۸/۶ متر، قطرش ۴۵/۰ متر و فاصله دوسر بالش ۰۴/۱ متر است. در ارتفاع ۲۷ هزار متري پرواز مي كند و سوختش از مواد جامد تشكيل مي شود. كمترين بردش پنج كيلومتر و بيشترين برد آن ۹۰ كيلومتر است. مدل بعد در سال ۱۹۹۷ ساخته شد كه در واقع يك نمونه برداري از مدل MU بود. اين موشك MU-2 نام داشت كه از لحاظ اندازه و ابعاد دقيقاً مانند مدل قبلي بود ولي بردش به ميزان ۱۰۵ كيلومتر افزايش يافته بود يعني برد كلي آن به ۱۹۵ كيلومتر رسيد. توانايي حمل آن نيز بيشتر شده است و مي تواند ۱۸۰ كيلوگرم كلاهك را با خود حمل كند. سري ساخت اين موشك ها تا سال اخير ادامه يافت.

      Avia.ir
    • توسط worior
      به نام حق
       
      پیشگفتار
      این تاپیک جهت بررسی و طرح ایده های مختلف در زمینه تهاجم موشکی کروز و پاسخ پدافند بصورت ارزان و گسترده ایجاد گشته است.
      سایر سناریو ها نظیر حملات موشک های بالستیک، و یا بمب های دورایستا(گلاید، بدون موتور)، همچنین موشک های هایپرسونیک موضوع این تاپیک نیست.
       
      طرح حمله:
      در دسترس بودن سامانه های موشکی کروز در خدمت بسیاری از ارتشهای منطقه و استفاده گسترده از این سامانه ها در منطقه خاورمیانه، لزوم دارا بودن یک سامانه مقاومت پدافندی موثر را گوشزد میکند، اما چنین سامانه ای با چه وضعیتی روبروست و چگونه باید پاسخ بدهد؟
       


       
      فرض کنیم، در تهاجم یک روزه 8 ساعته، با هدف گشایش مسیر پدافند و بدست گرفتن آسمان ایران، ائتلاف مهاجم، اقدام به اجرای تهاجمی با مشخصات ذیل بنماید:
      - 4000 موشک کروز، در برد های مختلف، بدون خطا(فرض میشود، این تعداد موشکی هست که به هدف خواهد رسید)
      - اهداف عمقی و مرزی
      - شانس اصابت موشک های پدافندی در صورت رهگیری 75 درصد.
      مشاهده میکنید که با شلیک 4000 موشک پدافندی، تنها قادر به انهدام 3000 موشک کروز مهاجم خواهیم بود، و این به معنای اصابت دست کم 1000 موشک به هدف و مشغولیت 8 ساعته پدافند بر روی تعداد بسیار زیادی هدف خواهیم بود. با توجه به تصویر فوق این رقم حتی بیش از موشک هایی ست که در سال 2003 به عراق شلیک شده است. 
      آیا چنین حمله ای از نظر هزینه ای و لجستیک برای ائتلاف مهاجم دشوار خواهد بود؟
      - قیمت هر موشک تاماهاوک کلاس 4 که از آخرین و بیشترین حجم امکانات مسیریابی بهره میجوید، 1.87 میلیون دلار با نرخ شناور 2017 محاسبه شده است، بنابراین 4000 موشک حداکثر 8 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت و این رقم حتی اگر به 10 یا 20 میلیارد دلار نیز برسد، با توجه بودجه نظامی کشورهایی مانند آمریکا و اعراب منطقه، همچنین تامین هزینه در چند سال مالی، رقمی دور از ذهن و دست نیافتنی نیست. هم اکنون نیز فقط دو کشور عربستان و امارات در حدود 1200 موشک کروز در اختیار دارند. اگر به دو کشور، سایرین چون ایالات متحده، فرانسه، انگلستان و ... اضافه شوند، مقدار 4000 موشک رقم کاملا دست یافتنی خواهد بود.
      - از نظر لجستیک نیز، با توجه به تعداد بسیار پایگاه های اجاره ای و تسخیری دشمن در منطقه، و گستردگی پهنه جغرافیایی مرزهای کشورمان، استقرار چنین موشک هایی فقط به ناوها محدود نمیشود، و تمامی پایگاه های زمینی میتوانند به عنوان محل پرتاب استفاده شوند، و میتوان این فرض را گرفت که طی سالهای اخیر این انبار سازی موشک های کروز صورت گرفته باشد و به زمان حمله موکول نگردیده است.
       
      هزینه مقابله؟
      - دفع موثر 4000 موشک بالستیک برای پدافند به تنهایی بسیار دشوار به نظر میرسد، و طبیعی ست که برای این منظور نمیتوان صرفا بر پدافند موشکی متکی بود. اگر خطای 0.75  برای پدافند را بپذیریم، به رقمی در حدود 5400 موشک پدافندی،مقدار بسیاری تجهیزات کشف و شناسایی و مقدار بالایی شانس نیاز است. فلذا عقلانه است که پایگاه ها و محل های شلیک دشمن پیش از اقدام یا در همان دقایق اولیه حمله شود (که این موضوع بحث این تاپیک نیست).
      - اخلال gps و حتی انهدام ماهواره های هدایت کننده نیز با توجه به تجهیزات مدرن ترکام و وجود عوارض طبیعی بسیار در ایران مزیتی در حدود بالابرد چند درصد خطا به سامانه های کروز وارد میکند. این میزان خطا را بدلیل عدم وجود اطلاعات کافی از کیفیت و دقت سامانه های مهاجم همچنین بروز پیشرفت های آینده باید فاکتور گرفت و به تنها به برخورد سخت پدافند متکی بود.
       
      با توجه به موارد فوق یک مجتمع پاسخ برای مقابله طراحی کنید، به نحوی که قادر باشد:
      - 100 درصد موج اول حمله که علیه پدافند و تجهیزات راداری ثابت است را از کار بی اندازد
      - 80 درصد کل موشک ها در موج های بعدی را منهدم کند
      - بعد از 8 ساعت تهاجم سنگین همزمان با انواع اخلال با دست خالی مواجه نشود.
      - اقدام سخت یا hard kill باشد.
      - این پاسخ در سامانه خلاصه شود. اقدامات غیر عامل نظیر استتار، تعدد و اخلال نادیده گرفته شود.
      - موج اول 800 موشک
      - موج دوم 1200 موشک
      - موج سوم 600 موشک
      - موج چهارم 1400 موشک
      - هر موج حمله 2 ساعت.
      - از همه مهمتر، سیستم بسیار ارزان و موثر باشد.
       

       
       
       
      دارایی کنونی پدافند موشکی ایران:

       
       
      با تشکر، از حضورتون در بحث
       
       
       
       
       
       
  • مرور توسط کاربر    0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.