worior

سالهای آخر حکومت ساسانی همراه با باستانی پاریزی

امتیاز دادن به این موضوع:

60 ارسال ها در این موضوع

[quote name='Pishva' timestamp='1391786430' post='364019']
عناصرِ مزدَیَسنا یکتاپرستانه‌اند و از [url="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C"]یکتاپرستی[/url] سرچشمه می‌گیرند. البته در برخی منابع از ایشان به نامِ [url="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js"]دوگانه‌پرست[/url] هم یاد شده که بیشتر در اثر اشتباهی است که در شناختِ درستِ مزدیسنا و بر اساسِ برداشت‌هایی از دو کتابِ [url="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF"]دینکرد[/url] و [url="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%B4%D9%86"]بندهشن[/url] انجام شده[sup][url="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7#cite_note-3"][۳][/url][/sup] و مزدیسنان با [url="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86"]زروانیان[/url] به اشتباه یکی پنداشته شده‌اند زیرا اعتقاد به دوگانگیِ آفرینشی در میان [url="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86"]زروانیان[/url] نیرومند است[sup][url="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7#cite_note-4"][۴][/url][/sup] نه مزدیسنان.
در تاپیک سالروز جانسپاری زرتشت که این لینکش باشه : [url="http://www.military.ir/forums/topic/26684-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1/"]http://www.military....ی-زرتشت-پیامبر/[/url] به کلی راجع به یکتا پرست بودن زرتشت و زرتشتی ها گفتگو شده.....لطفا مباحث رو قاطی نکنید...
[/quote]
بنده مبحثی رو مخلوط نکردم ، به نقل از کتاب شهید بود .

برای شما حقیقت رو بیان می کنم ولی چنان گرفتار باستان گراییتون شدید که نمی خواید بپذیرید . متاسفانه فعلا وقتی برای مصاحبه ی طولانی ندارم ، در وقت مناسب همین پست رو ویرایش می کنم و جواب کامل می دهم .

البته یک نکته رو که در کتاب شهید بود ولی من بیان نکردم این بود که زرتشتیان می پندارند که این دو نیروی متضاد توسط خالقی واحد به وجود آمده اند . پس بعضی از افراد می تونند با دستاویز به چنین مطلبی زرتشتیان رو یکتا پرست بدانند ( همان گونه که مسلمانان صدر اسلام آن ها را « اهل کتاب » می دانستند ) ولی نکته اینجاست که در این میان آن ها خالق اصلی رو کنار گذاشتند و به سپنت مئینو و انگره مئینو اعتقاد راسخ پیدا کردند .

البته یک جایی خواندم که بعضی مسیحیان می گویند که لوسیفر ( شیطان ) و حضرت مسیح (ع ) هر دو پسر خدا هستند ( نعوذبالله ) . زمانی که این مطلب رو خوندم دقیقا یاد همین مطلب افتادم . ذاتا دین یکتا پرست هست ولیکن اینجوری به انحراف کشیده شده و شرک درونش نفوذ کرده . البته فکر می کردم که جنابان مسیحی این نظریه رو تحت تاثیر افکار زرتشتیان وارد دینشان کردند که جای تحقیق دارد و بنده وقتی برای این کار ندارم ولی اگر شیر پاک خورده ای پیدا بشه و این موضوع رو تحقیق کنه خوب می شه . ویرایش شده در توسط blender
-4

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

ارسال شده در · مخفی شده توسط worior، 18 بهمن 1392 - دلیلی ارایه نشده است · گزارش پست

منفی های از روی [color=#ff0000]درماندگی[/color] !

بشخصه هر منفی اینجوری برام ارزش ده مثبت داره

چقدر گوش فلفک رو با ایران ایران کردنشون کر کردن و لاف زدن ولی وقتی با بخشی از حقایق روبرومبشن نشون میدن هیچ ارزشی برای ایران قائل نیستن و راضی به هرگونه عقب ماندگی و فلاکت ایران هستن تنها به بهای اینکه اونها راضی باشن و ایران مظلوم رو بهانه کردن

بنظرم این سئوال جای پرسیدن داره که آیا حق دارن حتی اسم ایران رو بزبون بیارن !!!!!!!!!!!

جدا برخی ها ارزش وقت تلف کردن ندارن

با این تاپیک خدا حافظی میکنم هر چقدر دوست دارید فحاشی کنید و منفی بدید و رجز بخونید و خوش باشید
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
[quote name='blender' timestamp='1391789721' post='364029']
بنده مبحثی رو مخلوط نکردم ، به نقل از کتاب شهید بود .

برای شما حقیقت رو بیان می کنم ولی چنان گرفتار باستان گراییتون شدید که نمی خواید بپذیرید . متاسفانه فعلا وقتی برای مصاحبه ی طولانی ندارم ، در وقت مناسب همین پست رو ویرایش می کنم و جواب کامل می دهم .

البته یک نکته رو که در کتاب شهید بود ولی من بیان نکردم این بود که زرتشتیان می پندارند که این دو نیروی متضاد توسط خالقی واحد به وجود آمده اند . پس بعضی از افراد می تونند با دستاویز به چنین مطلبی زرتشتیان رو یکتا پرست بدانند ( همان گونه که مسلمانان صدر اسلام آن ها را « اهل کتاب » می دانستند ) ولی نکته اینجاست که در این میان آن ها خالق اصلی رو کنار گذاشتند و به سپنت مئینو و انگره مئینو اعتقاد راسخ پیدا کردند .

البته یک جایی خواندم که بعضی مسیحیان می گویند که لوسیفر ( شیطان ) و حضرت مسیح (ع ) هر دو پسر خدا هستند ( نعوذبالله ) . زمانی که این مطلب رو خوندم دقیقا یاد همین مطلب افتادم . ذاتا دین یکتا پرست هست ولیکن اینجوری به انحراف کشیده شده و شرک درونش نفوذ کرده . البته فکر می کردم که جنابان مسیحی این نظریه رو تحت تاثیر افکار زرتشتیان وارد دینشان کردند که جای تحقیق دارد و بنده وقتی برای این کار ندارم ولی اگر شیر پاک خورده ای پیدا بشه و این موضوع رو تحقیق کنه خوب می شه .
[/quote]

اتفاقا اینکه بیایید وسط یک مبحثی که درباره ی تاریخ ساسانیان است بحث جدید مثل دوگانه پرست بودن زرتشتیان رو مطرح کنید عین مخطوط کردن بحث هست....
اگه شما اون تاپیک رو مطالعه کنید دو دلیل محکم در جهت نشان دادن یکتا پرست بودن زرتشتیان هست......
بنده باستان گرا نیستم....ولی دنبال حقیقت و واقعیت هستم...اینکه چون زرتشت و ایران باستان قبل از اسلام بوده بیاییم روش یه خط قرمز بکشیم که یعنی این باطله این غلط....من مخالف اینم...
شما بهتر است یه سری به فروم نازی سنتر بزنید تا متوجه بشید باستان گرا کیست.....
تاریخ ایران.... چه باستان چه بعد اسلام و همچنین دین زرتیشت یکی از علاقه مندی های منه.....این دلیل بر باستان گرا بودن نیست.....
یعنی هر باستان گرایی ، باستان دوست هست ولی هر باستان دوستی ، باستان گرا نیست
مثل این میمونه هر سلفی مسلمان هست ولی هر مسلمانی سلفی نیست....

موفق و پیروز باشید..... ویرایش شده در توسط Pishva
9

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
چندین و چند نکته توی نوشته های دوستان هست و چون میبحث مبحث تاریخی هست باید با احتیاز حرکت کرد و در دام افراط و تفریط و حب و بغض نیفتیم.
چند کتاب خوب در این زمینه هست اول تاریخ ادیان دکتر شریعتی جلد 1 فصل 7 اشاراتی داره به موضوع ایران بعد و قبل از اسلام. دوم خدمات متقابل ایران و اسلام شهید مطهری هست سوم کتاب کارنامه اسلام دکتر زرین کوب.
اما خوندن برخی کتب رو هم توصیه می کنم اول خود کتاب ایران در زمان ساسانیان نوشته آرتور کریستنسن که کتاب بدی نیست.
دوم کتاب از اسطوره تا تاریخ دکتر مهرداد بهار پسر ملک شعرای بهار که یکی از بزرگترین اطوره شناسان و تاریخ شناسان ایران هستن و منبع صائبی هست.
کتاب تاریخ کتابداری رو هم مطالعه کنید بد ینست منبع دانشگاهی رشته کتابداری در کارشناسی هست اون موقع با تاریخ کتاب و کتابداری آشنا میشین می فهمید وزن تمدن ها و کشورها چقدر بوده در موضوع مکتوبات.

اما یک سوال:
بی شک اگر تمدنی مورد تاخت و تاز قرار بگیره و منابع مکتوب اون از دست بره و بسوزه و... حافظه اون ملت رو نمیشه پاک کرد و بالاخره در فرهنگ و انتقال سینه به سینه تاریخ آثاری از اون باقی خواهد ماند و نابودی کتاب ها هم دوام خیلی بالایی نداره و همین تاریخ شفاهی می تونه بعد از مدتی دوباره تبدیل به کتاب بشه اونم در زمانی که اعراب ایران رو می گیرن و بعد سواد آموزی و نوشتن و خواندن آزاد میشه.
حال س.ال بنده این هست ما بیایم یک کاری بکنیم و اون اینکه اگر ما کتابی از اون زمان نداریم اما بالاخره حداقل باید اسم صاحب کتاب ها و یا علمای بزرگ اون زمان رو داشته باشیم.
اسم چند متکلم، فیلسوف، متاله، شاعر، صنعتگر، و...... رو تهیه کنیم. ببینیم در آینه اسم اینها میشه به تعداد علما و به تبع اون میزان علم اون روزگار پی ببریم؟
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='fath' timestamp='1391882150' post='364222']
چندین و چند نکته توی نوشته های دوستان هست و چون میبحث مبحث تاریخی هست باید با احتیاز حرکت کرد و در دام افراط و تفریط و حب و بغض نیفتیم.
چند کتاب خوب در این زمینه هست اول تاریخ ادیان دکتر شریعتی جلد 1 فصل 7 اشاراتی داره به موضوع ایران بعد و قبل از اسلام. دوم خدمات متقابل ایران و اسلام شهید مطهری هست سوم کتاب کارنامه اسلام دکتر زرین کوب.
اما خوندن برخی کتب رو هم توصیه می کنم اول خود کتاب ایران در زمان ساسانیان نوشته آرتور کریستنسن که کتاب بدی نیست.
دوم کتاب از اسطوره تا تاریخ دکتر مهرداد بهار پسر ملک شعرای بهار که یکی از بزرگترین اطوره شناسان و تاریخ شناسان ایران هستن و منبع صائبی هست.
کتاب تاریخ کتابداری رو هم مطالعه کنید بد ینست منبع دانشگاهی رشته کتابداری در کارشناسی هست اون موقع با تاریخ کتاب و کتابداری آشنا میشین می فهمید وزن تمدن ها و کشورها چقدر بوده در موضوع مکتوبات.

اما یک سوال:
بی شک اگر تمدنی مورد تاخت و تاز قرار بگیره و منابع مکتوب اون از دست بره و بسوزه و... حافظه اون ملت رو نمیشه پاک کرد و بالاخره در فرهنگ و انتقال سینه به سینه تاریخ آثاری از اون باقی خواهد ماند و نابودی کتاب ها هم دوام خیلی بالایی نداره و همین تاریخ شفاهی می تونه بعد از مدتی دوباره تبدیل به کتاب بشه اونم در زمانی که اعراب ایران رو می گیرن و بعد سواد آموزی و نوشتن و خواندن آزاد میشه.
حال س.ال بنده این هست ما بیایم یک کاری بکنیم و اون اینکه اگر ما کتابی از اون زمان نداریم اما بالاخره حداقل باید اسم صاحب کتاب ها و یا علمای بزرگ اون زمان رو داشته باشیم.
اسم چند متکلم، فیلسوف، متاله، شاعر، صنعتگر، و...... رو تهیه کنیم. ببینیم در آینه اسم اینها میشه به تعداد علما و به تبع اون میزان علم اون روزگار پی ببریم؟
[/quote]

تنها حکیمی که داریم بزرگمهر بوده که به جرم به مسیحیت گرویدن اعدام می شه و شرح اعدامش هم هست که ...

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D9%85%D9%87%D8%B1

به پیشوا :
مبحث کلام بنده این بود که دین رسمی ایران شهر ساسانی به انحراف کشیده شد و حتی فلسفه ی یونانی 1000 سال پیشش هم می تونست به چالش بکشش و از نظر من یکی از دلایل ممنوعیت تحصیل همین مورد بود .
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
من حقیقتا توصیه میکنم اون تاپیک رو مطالعه کنید.... این شد سه بار :)))
اگه خونده بودید متوجه عقاید من میشدید..... :))))
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]اسم چند متکلم، فیلسوف، متاله، شاعر، صنعتگر، و...... رو تهیه کنیم. ببینیم در آینه اسم اینها میشه به تعداد علما و به تبع اون میزان علم اون روزگار پی ببریم؟ [/quote]
باربد
نكيسا
سركش
رامتين
بامشاد
ماني
ازادوار
اذرباد
برزويه
برازه
بزرگمهر
تنسر
روزبه
شيده
فرغان
البته ليست خيلي طولاني اينا رو هم چك نكردم شايد يكي دو تا غلط باشه ولي اگه واقعا سوال شما سوال هست وقصد دونستن هست من توضيح بدم در ضمن اين سوال از كسي كه اون كتاب هايي كه معرفي كرده خونده واقعا بعيده واقعا!
5

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
البته اين صحبت که در زمان ساسانيان اکثريت قريب به اتفاق مردم بي سواد بودند
هم درست هست ولي مغلطه هست! پس از اسلام هم در اوج دوران علمي در قرون
چهارم و پنجم اکثريت قريب به اتفاق مردم بي سواد بودند.... در واقع درصد باسوادي از
زمان ساسانيان تا زمان پهلوي اول که آموزش اجباري شد تغيير خاصي نکرد!


تا همين زمان قاجار تنها باسوادان يا دولتي ها بودند يا ملاي شهر و ده همين!
زمان ساسانيان هم همينطور بود طبقات بالا....
پيشرفت علمي قرون چهارم و پنجم هجري هم صدها دليل داره که در اين ميان
تغيير دين يعني مسلمان شدن و يا رفع نظام طبقاتي در قعر جدول عوامل مهم قرار
ميگيرند..

در ضمن شما در بحث تاريخي مجاز به مقايسه دو دوره تاريخي با فواصل چند صد سال
يعني ساسانيان و قرون چهارم و پنجم هجري نيستيد و تنها مجاز به مقايسه
با [b]هم عصر[/b] هستيد اينکه بياييم بگيم که در زمان ساسانيان دانشمند خاصي نداريم
و بعد دوره چند صد سال بعد از بگيم که اين همه دانشمند داشتيم يک نوع مغلطه
هست که جالبه کساني مثل شريعتي کاملا به دام اون افتادند.

مغلطه مشابهي به دوران رنسانس اروپا هست که پيشرفت اروپا زماني شروع
شد که کليسا رو اروپاييان محدود کردند که کاملا مردود هست.
در واقع اتفاقات ديگري افتاد که باعث پيشرفت علمي شد و کليسا خود بخود محدود شد.
در واقع خيلي از پيشرفت هاي علمي در اوج قدرت کليسا انجام شد..
و محدود شدن کليسا نسبت به ديگر عوامل وزنه کمتري داره همونطور که اسلام
آوردن ايراني در زمينه پيشرفت علمي قرون چهارم و پنجم وزنه خيلي کمتري نسبت
به عوامل ديگه داره....

يا مثلا اينکه سقوط اجتماعي و نظامي و ديني ايران در زمان قاجار رو به گردن بي عرضگي
شاههاي قاجار انداخته ميشه غافل از اينکه کلا ارتباط خاصي با شاه هاي قاجار
نداره و شاه هاي قاجار خودشون محصول اين سقوط بودند نه اينکه پديد آورنده اون....



و در آخر اينکه خيلي ها به دام مغلطه ديگري که
اتفاقا بسيار هم معروف هست افتادند و اون چيزي جز مغلطه معروف:

[b] [/b]
[quote]
[b] مغلطه تعاقب:[/b]


مغلطه تعاقب همچنین با نام «علت شمردن امر مقدم» یا در لاتین با نام
«Post hoc ergo propter hoc» و خلاصه آن «Post Hoc» شناخته میشود
که ترجمه تحت اللفظی آن «پس از [b]این[/b]، پس به [b]این[/b] علت» میباشد.

فرض میشود که بین دو اتفاق e1 و e2 تعاقب وجود دارد و اتفاق e2 پس از اتفاق e1 رخ داده است
(t2 > t1)نتیجه گرفته میشود که e1 علت و e2 معلول است و رابطه علیت بین این دو برقرار است.

[b]دلیل مغالطه بودن[/b]
همانطور که گفته شد روشن است که تعاقب شرط لازم برای برقراری علیت است
اما شرط کافی نیست، شروط دیگری را نیز میتوان برای علیت در نظر گرفت از
جمله تقارن (مجاورت فضایی) یا سنخیت و رابطه نومولوژیکال و غیره. روشن است
که وقتی شرط لازم شرط کافی پنداشته میشود مغالطه ای رخ میدهد و
«مغلطه تعاقب» نیز دقیقاً از همین جهت مغالطه آمیز است.
نشان دادن مغالطه آمیز بودن «مغلطه تعاقب» بسیار روشن و ساده است زیرا
رویدادها و چیزهای متعددی را میتوان در نظر گرفت که نسبت به یکدیگر دارای
تعاقب هستند ولی در رابطه علّی قرار نمیگیرند و روشن است که این عدم قرار گیری
بخاطر عدم تصدیق سایر شروط لازم برای برقراری رابطه علیت است. برای نمونه دو واقعه زیر را در نظر بگیرید.

کل موارد زير جزو اين مغلطه هست:



من فکر میکنم اسلام به ایران علم آورده است
چه شواهدی برای این ادعا داری؟
اینکه پس از اسلام در ایران دانشمندانی وجود دارند و ما خبری از دانشمندان پبش از اسلام نداریم!!!!



من فکر میکنم شاه باعث تمام پیشرفتهای اقتصادی ایران قبل از انقلاب 57 بود
چرا این فکر را میکنی؟
چون با رفتن شاه این پیشرفتها از بین رفتند!


من فکر میکنم تو تلویزیون را خراب کردی
چرا اینطور فکر میکنی؟
چون این تلویزیون همیشه درست کار میکرد تا اینکه هفته قبل تو به اینجا آمدی!!!

[/quote]


پيشرفت و سقوط يک ملت به هزاران دليل بستگي داره که حتي خيليهاش
ميتونه تصادفي باشه....

اينکه پيشرفت علمي ايران در قرون چهارم و پنجم رو دليلش مهمش رو اسلام
آوردن ايراني ها و پيشرفت اروپايي ها رو در رنسانس کنار گذاشتن کليسا بدونيم
کاملا از واقعيت تاريخي نتنها بدور هست بلکه حتي گاهي در تناقض کامل هست.


پس هرجا ديديد که گفته شد آقا ما اين همه دانشمند بعد از اسلام داريم
دانشمندهاي قبل از اسلام کجان? نيازي به جواب نيست... چون در اينجا دو مغلطه
اتفاق افتاده: يکي مغلطه مقايسه دو دوره تاريخي
با چند صد سال فاصله و ديگري که مهتر هم هست مغلطه
[b]تعاقب[/b].
7

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
اینکه یک دین بگه اطلبوا العلم من المهد الی اللحد و یا اینکه طلب دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب شرعی هست کجا و اینکه بیسواد بودن مردم واجب دینی باشه و نه تنها این دین هیچگونه واکنشی نشون نده بلکه با شدیدتر ین وجه ازش حمایت کنه کجا !!!!!
دین زرتشتی و نظام پوسیده و فاسد اون دوران ایران اگه تا هزار سال بعد هم ادامه می یافت اچازه هیچگونه حرکتی رو نمیداد و هرگز ما با هیچ کتاب و دانشمندی مواجه نمیشدیم

ابن سینا و ابوریحان در قرن چهارم هجری در زمان خودشون در قله دانش جهان بودن و کتابهای اونها تا 700 سال بعد از خودشون و کتابهای فلسفیشون تا همین امروز مورد استناد هست . بنا بر این اینکه ملت و مردم ایران در قرن چهارم در قله دانش و فضیلت جهان قرار گرفت نشوندهنده اینه که این حرکت از اولین دوران خیزش ایرانی ها و دور انداختن دین منحرف زرتشتی و عقاید نظام طبقاتی و سازمان و سیستم منحط قبلی شروع شده و بمدت کوتاهی نه تنها همه عقب موندگیهای هزاران ساله قبل از خودش رو جبران کرده بلکه حتی تونسته بشریت رو به جلو هدایت کنه و حرفی برای بشریت ارائه بده

تنها در صورتی بوجود آمدن ابن سیناها و ابوریحان ها ممکن می بوده که هزاران مدرسه برپا شده و افراد بیشماری تحت عناوین استاد و شاگرد با سیستم و نظام مشخص مشغول به کار بودن و کتابخانه های متعدد و کافی در دسترس بوده و مطلقا مانعی بر سر راه هر کسی که خواهان دانش بوده وجود نداشته . و بعلاوه اونهایی که خواهان دانش بودن کاملا از طرف سیستم حکومتی و دینی حمایت شدن و هزینه تحصیل و مطالعه اونها از حکومت و موقوفات و مردم کاملا تامین شده

یک شبکه بسیار گسترده و جامع و کامل و منظم و دقیق و حسابشده

اینها ابتدا همه کتابهای درخور توجه زمان خودشون رو از زبانهای متعدد ترجمه کردن . سپس یاد گرفتن و آموزش دادن . در مرحله بعد نقد کرده . و در مرحله چهارم بر اون افزودن و قافله علم بشر رو پیش بردن و در قله علم جهان قرار گرفتن . ابن سینا در این مرحله چهارم هست و تا به این مرحله برسیم چند قرن زمان برده


به این معنی که در قرن چهارم شکوفا شده . ولی قرار گرفتن در قله علم جهان از قرن های پیش حرکتش آغاز شده با ورود اسلام


ما بعنوان ایرانی تنها و تنها فقط در یک برهه از زمان تونستیم بر قله دانش جهان بنشینیم و بر دانش جهان اضافه کنیم و درصدر ملت های پیشرو قرار بگیریم و اون هم در همین دوران هست .

در قرن چهارم دانستن زبان فارسی برای هر علم آموزی مثل دانستن زبان انگلیسی در زمان فعلی شده بود اگر کسی میخواست بفهمه دانش زمانش رو می باید زبان علمی ایرانی ها رو میفهمید و زانوی ادب میزد

اینکه بگیم در قرن چهارم تعداد باسوادها باندازه دوران ساسانی بوده از اون دروغ های شاخداره . دین اسلام طلب علم رو واجب کرده و هر کسی از مردم اگر میخواست بر سنت رسول الله رفتار کنه می باید حداقل سواد رو میداشت
مثلا اینکه یک فرد معمولی مثل ابن سینا و یا حتی شاگردانش که افکار و دانشش رو رواج دادن از طبقات معمولی اجتماع بودن نشون میده اولا دانش اندوزی رواج داره و ثانیا دانش و دانشمندان مورد تکریم هستن و مردم اگر فرزند لایقی رو داشته باشن با بهره خوب ذهنی ترجیح میدن باسواد بشه چون دانشمندان از بالاترین مرتبه اجتماعی برخوردار بودن

مثلا این سئوال که ابن سینا یا ابوریحان هرگز کار فیزیکی و یا شغل تجارت نداشتن چطور روزگار گزروندن خودش نکته فهم ماجرا هست .
سلاطین وقت مجبور بودن به دانشمندان احترام بزارن و با افتخار اونها رو تامین مالی میکردن و بعلاوه اونقدر موقوفات از جانب مردم و سیستم حکومتی وقت بوده که دانشمندان در زندگی خودشون لنگ نمونن

در همین قرن چهارم هجری عضد الدوله دیلمی که شاه مقتر آل بویه هست میاد شیخ مفید رو که هیچ طبقه ممتازی نداره و صرفا یکی از علمای بزرگ شیعه محسوب میشه رو سوار بر اسب میکنه و خودش پیاده میشه و زمام اسب رو میگیره و در بازار میچرخه و به همه نشون میده که عالم سواره هست و شاه پیاده و با افتخار هم اینکار رو میکنه

و یا وقتی یک دانشمند در همین دوران وارد شهری میشده اون شهر رو آذین میبستن و مردم با شادمانی به استقبال می رفتن

این رو مقایسه کنید با شاهان بیسواد ساسانی و رفتارشون با مردمشون که اگر هم خواستن تنها یک مدرسه بسازن اومدن در جندی شاپور برای دانشمندان خارجی پناه آورده به دولت ساسانی میسازن ولی به مردم خودشون اجازه تحصیل و استفاده نمیدن

نکته دیگه اینه که به مجرد شروع کار اسلام در ایران و مسلمان شدن مردم ابتدا مساجد ساخته شده و در همون مساجد شروع کردن به سوادآموزی بعنوان یک وظیفه و واجب و تکلیف دینی و اونقدر این کار رواج پیدا کرده و استقبال شده و گسترش پیدا کرده که مجبور میشن بخاطر کمبود فضا ابتدا مدرسه رو از داخل مسجد به جنب مسجد منتقل کنن و بعد مجبور میشن کتابخانه رو هم بخاطر گسترشش از مدرسه جدا کنن و مکان اون رو هم مستقل ولی باز کنار مسجد بسازن
و بعد این مسجد با این وضعیت میشه مرکز همه شهرهای ایران و تمام معماری پس از اون اینگونه در شهرها اجرا میشه


این رو با بیسوادی مطلق ساسانی و عقب نگهداشتن مردم مقایسه کنید

ساسانی ها مطلقا از دانش زمانشون اطلاعی نداشتن چون هیچگونه مدرسه و مرکز علمی وجود نداشته . اون افرادی هم که بعنوان حکیم ازشون یاد شده مطلقا کار علمی نکردن بلکه اونها بضرورت راهی هندوستان و یا اسکندریه کردن تا بتونن با حداقل سواد آشنا بشن ولی مطلقا هیچگونه کتابی ننوشتن و یا مطلقا هیچگونه چیزیث و کمترین سطری رو بر دانش اضافه نکردن و کارشون صرفا حفظ و یادگیری بخشی کوچک از علم زمان خودشون و یا ترجمه تنها چند کتاب از زباه سریانی و یونانی بوده و السلام


اما درباره دوران قرون وسطی ، این رو اگر کسی ندونه که رنسانس اروپا بخاطر دین تحریف شده مسیحیت و نظام طبقاتی و فئودالیته حاکم بر اروپا و حمایت دستگاه کلیسا از اون و همچنین بی توجهی به دانش و محکوم کردن دانشمندان خودشون و در حهل نگه داشتن اونها اتفاق افتاده نشون میده اطلاع کافی نداره

نمونه برخورد اونها با دانشمندان و سوزاندن اونها و کتابهاشون رو میشه با برخورد کلیسا با امثال گالیله و کشتن اون فهمید

ویا نوع برخورد ولتر و امثالش بعنوان روشنفکران اون زمان با کلیسا و دین مسیحیت و مسخره کردن مسیحیت فهمید
جالب اینکه همین ولتر که در مسخره کردن مسیحیت مشهوره درباره اسلام با احترام حرف میزنه

مسیحیت و نقشش در دوران تاریک اروپا با دستگاه انگیزاسیون و سوزاندن کتابها و دانشمندان هیچ نیازی به توضیح نداره . علت تنفر غرب از مسیجحیت و کنار زدنش از مصدر کار هم بهمین خاطره و این رو هر بچه دانشگاهی هم میدونه

این وضعیت دقیقا شباهت های بساری با دوران ساسانی داره یعنی یک دین تحریف شده و خرافاتی و مجعول ، مخالفت با دانش و دانشمندان ، سنت های غلط و ضد بشری ، نظام طبقاتی و جهل و بیخبری و عقب نگه داشته شدن مردم . در این دوران سلطه کامل رو کلیسا داره چون اگر شاهی رو پاپ نایید نمیکرد و یا تکفیر میکرد از هستی ساقط میشد و اصولا مشروعیت شاهان بستگی به حمایت کلیسا داشته .

مشابه همین وضعیت رو موبدان زرتشتی داشتن . نمیشه اونها و نقششون رو در جهالت مردم و عقب موندگیهای زمانشون کناز گزاشت و ندید .اگر شاه ساسانی نمیتونست حمایت دستگاه دینی زرتشتیت رو بدست بیاره نمیتونست حکومت موفقی داشته باشه و شورش های اون دوران بر علیه برخی شاهان در تاریخ موجوده
این دستگاه اجازه هیچگونه اصلاحاتی رو هم نداه . برخی شاهان میخواستن کارهایی ولو اندک هم صورت بدن که موفق نشدن و دستگاه دینی زرتشتیت تونسته وضعیت رو برگردونه به نفع خودش


منتها نکته در اینجاست که حتی دستگاه ظالم کلیسایی هم خودش مدرسه و آکادمی علمی تاسیس کرده و کتابهایی ولو اندک نوشته شده و یا مخالفتی با سواد خواندن و نوشتن نکرد و هرکسی اراده میکرد میتونست حداقل خواندن و نوشتن یاد بگیره و یا بره کلیسا و از خود کشیشان یاد بگیره . اما دستگاه دینی زرتشتیت و نظام حکومتی ساسانی مطلقا اجازه تاسیس هیچگونه مدرسه ای رو برای مردم نداد .


کاملا طبیعیه که مردم از رنسانس و تغییر های بنیادین جدید استقبال کنن و خواهان آشنا شدن با فضای جدید ، کتب علمی ، دانش زمان و آگاهی از علوم روز ، آزادی بیشتر و تخریب نظام طبقاتی و دستگاه دین زرتشتی بشن
همین مردمی که صدها سال با رومی ها جنگیدن در عرض 20 سال کاملا عوض شدن . مردمی که یونانی ها رو نپذیرفته و بیرون کردن اینبار حاضر شدن حتی دینشون رو کنار بزارن و دین جدید و اصیل با مبنای واقعی و حقیق و دارای کتاب الهی واقعی نه تحریف شده رو با آغوش باز و در کمترین زمان ممکن بپذیرن

اصلا مقایسه پیامبر ما با زرتشت و قرآن بعنوان کلام اصیل خدا با اوستای تحریف شده نوشته شده توسط موبدان قابل مقایسه نیستن و نمیتونسه ایستادگی کنه و از خودش دفاع کنه .

حتی اگر مسلمونها حکومت ایران رو ساقط نمیکرد ایرانی ها منطقا خواهان آشنا شدن با فضای جدید و دین جدید و اصیل میشدن . همین ایرانی ها از دین تحریف شده مسیحیت استقبال کردن و اونو نسبت به زرتشتیت برتر دیدن تا چه برسه به اسلام و کتاب الهی قرآن ویرایش شده در توسط rasoolmr
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote]
دین زرتشتی و نظام پوسیده و فاسد اون دوران ایران اگه تا هزار سال بعد هم ادامه می یافت اچازه هیچگونه حرکتی رو نمیداد و هرگز ما با هیچ کتاب و دانشمندی مواجه نمیشدیم
[/quote]

رسول جان اآن همه مغلطه معروف ديگري هست که اگر در زمينه تاريخي اگر چنان نميشد
چنان ميشد يا اگر چنان ميشد چنان نميشد در بحث تاريخي اين مغلطه مردود هست
ممکن بود اگر حکومت ساساني باقي ميماند ايران از نظر علمي پيشرفت بيشتري ميکرد
ممکن هم بود اصلا نابود ميشد!
ساده اينکه اين نوع پيش بيني که اگر چنان ميشد چنان نميشد يا برعکس جزو مغالطات
زباني هست....

اتفاقا و اتفاقا استارت اين پيشرفت و دوران طلايي رو دو خليفه عباسي که خيلي هم
به اسلام اعتقاد چنداني ندشتند زدند که هارون و مامون باشند.
حرکتي که دو خليفه عباسي شروع کرده بودند و بعدش روي کار آمدن پادشاهان
علم و فرهنگ دوست ساماني که اينها اتفاقا مثل اون دو تا خليفه چندان اسلامي نبودند.


در مورد پيشرفت هاي قرون چهارم و پنجم, وزن اسلام شايد پانزده درصد باشه!
عواملي ديگه بودند که باعث اون پيشرفت بودند که درواقع بيشتر تصادفي و نوعي تير
و تخته به هم جور شدن بودند...

کما اينکه دوران بعد از اسلام چهارده قرن هست و تنها دويست پنجاه تا سيصد سال اون
دوران پيشرفت هست. قرون چهارم نجم و ششم و پيشرفت جوامع اسلامي حتي قبل از
حمله مغول هم کاملا کند شده بود و ديگه جوامع اسلامي نتونستند چيز خاصي از نظر
علمي توليد کنند.



[quote]
در قرن چهارم دانستن زبان فارسی برای هر علم آموزی مثل دانستن زبان انگلیسی در زمان فعلی شده بود اگر کسی میخواست بفهمه دانش زمانش رو می باید زبان علمی ایرانی ها رو میفهمید و زانوی ادب میزد

[/quote]

زبان عربي زبان علمي بود و تقريبا نود درصد کتاب هاي دانشمندان ما به عربي هست.
نه فارسي گسترش زبان فارسي در زمينه ادبيات و شعر و هنر هست.

[quote]نمونه برخورد اونها با دانشمندان و سوزاندن اونها و کتابهاشون رو میشه با برخورد کلیسا با امثال گالیله و کشتن اون فهمید[/quote]

گاليله به مرگ طبيعي مرد.
6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
درسته که زبان علمی رو بخاطر قرآن و پیامبر عربی انتخاب کردن و به عربی نوشتن ولی زبان انتقال دانش و تعلیم و تربیت همون فارسی بوده

اما در مورد گالیله حق با شماست . ایشون رو نسوزوندن بلکه همعصر او رو بنام جوردانو برونو که اتفاقا کشیش هم بوده و طرفدار نظریه کوپرنیک زنده زنده سوزوندن و گالیله با توبه نامه نوشتن عفو شد ولی از فعالیت علمی ممنوع شد



ساده هست نظام ساسانی اگه میخواست اجازه نشر دانش رو بده می باید خودش رو محکوم میدید چون با گسترش دانش افراد فهیم زیر بار حکومت ظالمانه طبقاتی و یا دین تحریف شده نوشته موبدان زرتشتی نمیرفتن . یک طبقه نوظهور دانشمند نمیتونه زیر دست یک بیسوادفقط بخاطر طبقه اشرافیش بمونه و لذا باسواد شدن مساوی بود با شورش اجتماعی
اگه میخواست نظام طبقاتی رو بهم بزنه کاملا فرو می پاشید .

اینکه ظهور ابن سینا و صدها دانشمند طراز اول و صدها هزار جلد کتاب علمی رو محصول اتفاق بدونیم فقط حمل بر شوخی میکنم تا توهین نشه . مثل این هست که بگیم ظهور انیشتین اتفاقی بوده !!!!!
اگر کشوری سیستم منظم و منسجم در زمینه دانش نداشته باشه ظهور انیشتین ازش محاله

اینکه ما با پشت کردن به اسلام و بازگشت مرحله به مرحله به دوران اشرافیت طبقاتی و دگم اندیشی دینی دوباره به همون وضع سابق برگشتیم حرف و مجال دیگه میطلبه
اما ما هرگز به دوران بیسوادی مطلق برنگشتیم حتی با ظهور مغول و کشتار مردم و خرابی مدارس و کتابخانه ها بلکه اونها رو داخل آدم کردیم
ما در تمام تاریخ پس از اسلاممون حتی اگر در برهه ای رشدمون کند شده ولی ایستای دوران ساسانی و قبل اون نشده حتی در شرایط اشغال

حتی در زمان قاجار که بدترین دوره پس از اسلامه باز ما اگه در هر زمینه ای عقب بودیم ولی مثلا در فلسفه نبودیم و باز رشد متوقف و ایستا نشده

مشکل ساسانی ها و زرتشتیت ساختاری هست و مشکل با رفع ساختار و عوض کردنش حل میشه . بعکس اسلام که ساختار درسته و مشکل از عدم توجه به تعالیم اون درست میشه

دقیقا ما به هر میزان به دورانی که بیسوادی افتخار باشه و سواد طبقاتی بشه برگردیم به همون میزان عقبگرد میکنیم و به هر میزانی که عالمان دینی از اصالت اسلام فاصله بگیرن دچار مشکلات دستگاه مسیحیت و زرتشتیت میشیم . به میزان از دستور اسلام مبنی بر واجب بودن علم آموزی و تلاش در راه علم و تکریم عالمان فاصله بگیریم و بجای هموار کردن زحمت علم و تلاش برای پیشرفت ، تنبلی و تن آسایی و پول بدون زحمت بدست آوردن رو پیشه کنیم از دنیا عقب میمونیم


همونطوریکه ساسانی ها از پیشرفت دنیای زمان خودشون غافل بودن و ایستای کامل بودن و محو شده ، این سرنوشت برای هر ملت دیگه قابل تکراره

نمونه توجه به اسلام انقلاب ایرانه که رنسانی دوباره برای بازگشت به اصالت و پاسخ به عقب موندگیهای ناشی از استبداد و استعمار بود و جواب گرفت و ایرانی ها بعد از اصلاحات مشروطه و دولت مصدق و .. و جواب نگرفتن ، کل ساختار رو عوض کردن تا جواب بگیرن و با بازگشت به اسلام جواب گرفتن و هم استبداد رو کنار زدن و هم از شر استعمار خلاص شدن و هم راه پیشرفت رو بطور ساختاری برای خودشون فراهم کردن البته هزینه سنگینش رو هم دادن

زرتشتیت بارها تلاش کرد برگرده ولی هرگز با اقبال مواجه نشد . نمیشه صدای قورباغه رو با بلبل مقایسه کرد و لو اینکه زرتشتیت تحریف شده در حد همون صدای قوباغه هم نیست
مگه میشه امام علی (ع) رو با چیزی مقایسه کرد و یا امام حسین رو . مگه میشه برای پیامبر بدیلی ساخت ؟؟؟؟
مگه میشه کتاب خدا قرآن که بدون تحریف و اصیل هست و کلام خداست و معجزه پیامبره و بشر تا کنون از آوردن مثلش (با اینکه قرآن رسما و با صراحت تاکید کرده هر کسی شک داره مثل قرآن رو بیاره و همه بشر با همه داشته هاش و دانشش و عقلشون اگه میتونن اینکار رو بکنن و مع الوصف بشر عاجزه که یکبار برای همیشه این ادعای قرآن رو جواب بده و اسلام رو بپایان برسونه ) اظهار عجز میکنه رو با زرتشتیت نوشته موبدان زرتشتی که همیشه در حال کم و زیاد شدن توسط موبدان هست مقایسه کرد

زرتشتی ها حتی در زمان اواخر صفویه ببینید که فرصت رو مناسب دیدن و برای بازگشت دوباره و محو اسلام فرصت رو مناسب دیدن و در قتل عام مردم و اشغال کشور توسط افغانها شرکت کردن و مردم اصفهان و جاهای دیگه رو قتل عام کردن ولی باز هرگز ایرانی ها روی خوش به اونها نشون ندادن

در حال حاضر هم همینطوره . زرتشتیت و نظام باستانی فقط بعنوان جزئی از تاریخ میتونه برای ایرانی ها بهش نگاه بشه و نه بازگشت به اون سیستم ویرایش شده در توسط rasoolmr
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
[quote name='Stuka' timestamp='1391907448' post='364290']
البته اين صحبت که در زمان ساسانيان اکثريت قريب به اتفاق مردم بي سواد بودند
هم درست هست ولي مغلطه هست! پس از اسلام هم در اوج دوران علمي در قرون
چهارم و پنجم اکثريت قريب به اتفاق مردم بي سواد بودند.... در واقع درصد باسوادي از
زمان ساسانيان تا زمان پهلوي اول که آموزش اجباري شد تغيير خاصي نکرد!


تا همين زمان قاجار تنها باسوادان يا دولتي ها بودند يا ملاي شهر و ده همين!
زمان ساسانيان هم همينطور بود طبقات بالا....
پيشرفت علمي قرون چهارم و پنجم هجري هم صدها دليل داره که در اين ميان
تغيير دين يعني مسلمان شدن و يا رفع نظام طبقاتي در قعر جدول عوامل مهم قرار
ميگيرند..

در ضمن شما در بحث تاريخي مجاز به مقايسه دو دوره تاريخي با فواصل چند صد سال
يعني ساسانيان و قرون چهارم و پنجم هجري نيستيد و تنها مجاز به مقايسه
با [b]هم عصر[/b] هستيد اينکه بياييم بگيم که در زمان ساسانيان دانشمند خاصي نداريم
و بعد دوره چند صد سال بعد از بگيم که اين همه دانشمند داشتيم يک نوع مغلطه
هست که جالبه کساني مثل شريعتي کاملا به دام اون افتادند.

مغلطه مشابهي به دوران رنسانس اروپا هست که پيشرفت اروپا زماني شروع
شد که کليسا رو اروپاييان محدود کردند که کاملا مردود هست.
در واقع اتفاقات ديگري افتاد که باعث پيشرفت علمي شد و کليسا خود بخود محدود شد.
در واقع خيلي از پيشرفت هاي علمي در اوج قدرت کليسا انجام شد..
و محدود شدن کليسا نسبت به ديگر عوامل وزنه کمتري داره همونطور که اسلام
آوردن ايراني در زمينه پيشرفت علمي قرون چهارم و پنجم وزنه خيلي کمتري نسبت
به عوامل ديگه داره....

يا مثلا اينکه سقوط اجتماعي و نظامي و ديني ايران در زمان قاجار رو به گردن بي عرضگي
شاههاي قاجار انداخته ميشه غافل از اينکه کلا ارتباط خاصي با شاه هاي قاجار
نداره و شاه هاي قاجار خودشون محصول اين سقوط بودند نه اينکه پديد آورنده اون....



و در آخر اينکه خيلي ها به دام مغلطه ديگري که
اتفاقا بسيار هم معروف هست افتادند و اون چيزي جز مغلطه معروف:

[b] [/b]



پيشرفت و سقوط يک ملت به هزاران دليل بستگي داره که حتي خيليهاش
ميتونه تصادفي باشه....

اينکه پيشرفت علمي ايران در قرون چهارم و پنجم رو دليلش مهمش رو اسلام
آوردن ايراني ها و پيشرفت اروپايي ها رو در رنسانس کنار گذاشتن کليسا بدونيم
کاملا از واقعيت تاريخي نتنها بدور هست بلکه حتي گاهي در تناقض کامل هست.


پس هرجا ديديد که گفته شد آقا ما اين همه دانشمند بعد از اسلام داريم
دانشمندهاي قبل از اسلام کجان? نيازي به جواب نيست... چون در اينجا دو مغلطه
اتفاق افتاده: يکي مغلطه مقايسه دو دوره تاريخي
با چند صد سال فاصله و ديگري که مهتر هم هست مغلطه
[b]تعاقب[/b].
[/quote]
اشتوکای عزیز جواب موضعات مطرح شده رو می دونم بخصوص مبحث مغالطات ولی...
اما از بحث منطقی و زیبای شما و جناب رسول استفاده بردم کما اینکه نوشته های جناب رسول با جرح و تعدیل هایی هر کدوم می تونن یک مقاله خوب باشن.
1

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

اینکه یک دین بگه اطلبوا العلم من المهد الی اللحد و یا اینکه طلب دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب شرعی هست کجا و اینکه بیسواد بودن مردم واجب دینی باشه و نه تنها این دین هیچگونه واکنشی نشون نده بلکه با شدیدتر ین وجه ازش حمایت کنه کجا !!!!!
دین زرتشتی و نظام پوسیده و فاسد اون دوران ایران اگه تا هزار سال بعد هم ادامه می یافت اچازه هیچگونه حرکتی رو نمیداد و هرگز ما با هیچ کتاب و دانشمندی مواجه نمیشدیم

ابن سینا و ابوریحان در قرن چهارم هجری در زمان خودشون در قله دانش جهان بودن و کتابهای اونها تا 700 سال بعد از خودشون و کتابهای فلسفیشون تا همین امروز مورد استناد هست . بنا بر این اینکه ملت و مردم ایران در قرن چهارم در قله دانش و فضیلت جهان قرار گرفت نشوندهنده اینه که این حرکت از اولین دوران خیزش ایرانی ها و دور انداختن دین منحرف زرتشتی و عقاید نظام طبقاتی و سازمان و سیستم منحط قبلی شروع شده و بمدت کوتاهی نه تنها همه عقب موندگیهای هزاران ساله قبل از خودش رو جبران کرده بلکه حتی تونسته بشریت رو به جلو هدایت کنه و حرفی برای بشریت ارائه بده

تنها در صورتی بوجود آمدن ابن سیناها و ابوریحان ها ممکن می بوده که هزاران مدرسه برپا شده و افراد بیشماری تحت عناوین استاد و شاگرد با سیستم و نظام مشخص مشغول به کار بودن و کتابخانه های متعدد و کافی در دسترس بوده و مطلقا مانعی بر سر راه هر کسی که خواهان دانش بوده وجود نداشته . و بعلاوه اونهایی که خواهان دانش بودن کاملا از طرف سیستم حکومتی و دینی حمایت شدن و هزینه تحصیل و مطالعه اونها از حکومت و موقوفات و مردم کاملا تامین شده

یک شبکه بسیار گسترده و جامع و کامل و منظم و دقیق و حسابشده

اینها ابتدا همه کتابهای درخور توجه زمان خودشون رو از زبانهای متعدد ترجمه کردن . سپس یاد گرفتن و آموزش دادن . در مرحله بعد نقد کرده . و در مرحله چهارم بر اون افزودن و قافله علم بشر رو پیش بردن و در قله علم جهان قرار گرفتن . ابن سینا در این مرحله چهارم هست و تا به این مرحله برسیم چند قرن زمان برده


به این معنی که در قرن چهارم شکوفا شده . ولی قرار گرفتن در قله علم جهان از قرن های پیش حرکتش آغاز شده با ورود اسلام


ما بعنوان ایرانی تنها و تنها فقط در یک برهه از زمان تونستیم بر قله دانش جهان بنشینیم و بر دانش جهان اضافه کنیم و درصدر ملت های پیشرو قرار بگیریم و اون هم در همین دوران هست .

در قرن چهارم دانستن زبان فارسی برای هر علم آموزی مثل دانستن زبان انگلیسی در زمان فعلی شده بود اگر کسی میخواست بفهمه دانش زمانش رو می باید زبان علمی ایرانی ها رو میفهمید و زانوی ادب میزد

اینکه بگیم در قرن چهارم تعداد باسوادها باندازه دوران ساسانی بوده از اون دروغ های شاخداره . دین اسلام طلب علم رو واجب کرده و هر کسی از مردم اگر میخواست بر سنت رسول الله رفتار کنه می باید حداقل سواد رو میداشت
مثلا اینکه یک فرد معمولی مثل ابن سینا و یا حتی شاگردانش که افکار و دانشش رو رواج دادن از طبقات معمولی اجتماع بودن نشون میده اولا دانش اندوزی رواج داره و ثانیا دانش و دانشمندان مورد تکریم هستن و مردم اگر فرزند لایقی رو داشته باشن با بهره خوب ذهنی ترجیح میدن باسواد بشه چون دانشمندان از بالاترین مرتبه اجتماعی برخوردار بودن

مثلا این سئوال که ابن سینا یا ابوریحان هرگز کار فیزیکی و یا شغل تجارت نداشتن چطور روزگار گزروندن خودش نکته فهم ماجرا هست .
سلاطین وقت مجبور بودن به دانشمندان احترام بزارن و با افتخار اونها رو تامین مالی میکردن و بعلاوه اونقدر موقوفات از جانب مردم و سیستم حکومتی وقت بوده که دانشمندان در زندگی خودشون لنگ نمونن

در همین قرن چهارم هجری عضد الدوله دیلمی که شاه مقتر آل بویه هست میاد شیخ مفید رو که هیچ طبقه ممتازی نداره و صرفا یکی از علمای بزرگ شیعه محسوب میشه رو سوار بر اسب میکنه و خودش پیاده میشه و زمام اسب رو میگیره و در بازار میچرخه و به همه نشون میده که عالم سواره هست و شاه پیاده و با افتخار هم اینکار رو میکنه

و یا وقتی یک دانشمند در همین دوران وارد شهری میشده اون شهر رو آذین میبستن و مردم با شادمانی به استقبال می رفتن

این رو مقایسه کنید با شاهان بیسواد ساسانی و رفتارشون با مردمشون که اگر هم خواستن تنها یک مدرسه بسازن اومدن در جندی شاپور برای دانشمندان خارجی پناه آورده به دولت ساسانی میسازن ولی به مردم خودشون اجازه تحصیل و استفاده نمیدن

نکته دیگه اینه که به مجرد شروع کار اسلام در ایران و مسلمان شدن مردم ابتدا مساجد ساخته شده و در همون مساجد شروع کردن به سوادآموزی بعنوان یک وظیفه و واجب و تکلیف دینی و اونقدر این کار رواج پیدا کرده و استقبال شده و گسترش پیدا کرده که مجبور میشن بخاطر کمبود فضا ابتدا مدرسه رو از داخل مسجد به جنب مسجد منتقل کنن و بعد مجبور میشن کتابخانه رو هم بخاطر گسترشش از مدرسه جدا کنن و مکان اون رو هم مستقل ولی باز کنار مسجد بسازن
و بعد این مسجد با این وضعیت میشه مرکز همه شهرهای ایران و تمام معماری پس از اون اینگونه در شهرها اجرا میشه


این رو با بیسوادی مطلق ساسانی و عقب نگهداشتن مردم مقایسه کنید

ساسانی ها مطلقا از دانش زمانشون اطلاعی نداشتن چون هیچگونه مدرسه و مرکز علمی وجود نداشته . اون افرادی هم که بعنوان حکیم ازشون یاد شده مطلقا کار علمی نکردن بلکه اونها بضرورت راهی هندوستان و یا اسکندریه کردن تا بتونن با حداقل سواد آشنا بشن ولی مطلقا هیچگونه کتابی ننوشتن و یا مطلقا هیچگونه چیزیث و کمترین سطری رو بر دانش اضافه نکردن و کارشون صرفا حفظ و یادگیری بخشی کوچک از علم زمان خودشون و یا ترجمه تنها چند کتاب از زباه سریانی و یونانی بوده و السلام


اما درباره دوران قرون وسطی ، این رو اگر کسی ندونه که رنسانس اروپا بخاطر دین تحریف شده مسیحیت و نظام طبقاتی و فئودالیته حاکم بر اروپا و حمایت دستگاه کلیسا از اون و همچنین بی توجهی به دانش و محکوم کردن دانشمندان خودشون و در حهل نگه داشتن اونها اتفاق افتاده نشون میده اطلاع کافی نداره

نمونه برخورد اونها با دانشمندان و سوزاندن اونها و کتابهاشون رو میشه با برخورد کلیسا با امثال گالیله و کشتن اون فهمید

ویا نوع برخورد ولتر و امثالش بعنوان روشنفکران اون زمان با کلیسا و دین مسیحیت و مسخره کردن مسیحیت فهمید
جالب اینکه همین ولتر که در مسخره کردن مسیحیت مشهوره درباره اسلام با احترام حرف میزنه

مسیحیت و نقشش در دوران تاریک اروپا با دستگاه انگیزاسیون و سوزاندن کتابها و دانشمندان هیچ نیازی به توضیح نداره . علت تنفر غرب از مسیجحیت و کنار زدنش از مصدر کار هم بهمین خاطره و این رو هر بچه دانشگاهی هم میدونه

این وضعیت دقیقا شباهت های بساری با دوران ساسانی داره یعنی یک دین تحریف شده و خرافاتی و مجعول ، مخالفت با دانش و دانشمندان ، سنت های غلط و ضد بشری ، نظام طبقاتی و جهل و بیخبری و عقب نگه داشته شدن مردم . در این دوران سلطه کامل رو کلیسا داره چون اگر شاهی رو پاپ نایید نمیکرد و یا تکفیر میکرد از هستی ساقط میشد و اصولا مشروعیت شاهان بستگی به حمایت کلیسا داشته .

مشابه همین وضعیت رو موبدان زرتشتی داشتن . نمیشه اونها و نقششون رو در جهالت مردم و عقب موندگیهای زمانشون کناز گزاشت و ندید .اگر شاه ساسانی نمیتونست حمایت دستگاه دینی زرتشتیت رو بدست بیاره نمیتونست حکومت موفقی داشته باشه و شورش های اون دوران بر علیه برخی شاهان در تاریخ موجوده
این دستگاه اجازه هیچگونه اصلاحاتی رو هم نداه . برخی شاهان میخواستن کارهایی ولو اندک هم صورت بدن که موفق نشدن و دستگاه دینی زرتشتیت تونسته وضعیت رو برگردونه به نفع خودش


منتها نکته در اینجاست که حتی دستگاه ظالم کلیسایی هم خودش مدرسه و آکادمی علمی تاسیس کرده و کتابهایی ولو اندک نوشته شده و یا مخالفتی با سواد خواندن و نوشتن نکرد و هرکسی اراده میکرد میتونست حداقل خواندن و نوشتن یاد بگیره و یا بره کلیسا و از خود کشیشان یاد بگیره . اما دستگاه دینی زرتشتیت و نظام حکومتی ساسانی مطلقا اجازه تاسیس هیچگونه مدرسه ای رو برای مردم نداد .


کاملا طبیعیه که مردم از رنسانس و تغییر های بنیادین جدید استقبال کنن و خواهان آشنا شدن با فضای جدید ، کتب علمی ، دانش زمان و آگاهی از علوم روز ، آزادی بیشتر و تخریب نظام طبقاتی و دستگاه دین زرتشتی بشن
همین مردمی که صدها سال با رومی ها جنگیدن در عرض 20 سال کاملا عوض شدن . مردمی که یونانی ها رو نپذیرفته و بیرون کردن اینبار حاضر شدن حتی دینشون رو کنار بزارن و دین جدید و اصیل با مبنای واقعی و حقیق و دارای کتاب الهی واقعی نه تحریف شده رو با آغوش باز و در کمترین زمان ممکن بپذیرن

اصلا مقایسه پیامبر ما با زرتشت و قرآن بعنوان کلام اصیل خدا با اوستای تحریف شده نوشته شده توسط موبدان قابل مقایسه نیستن و نمیتونسه ایستادگی کنه و از خودش دفاع کنه .

حتی اگر مسلمونها حکومت ایران رو ساقط نمیکرد ایرانی ها منطقا خواهان آشنا شدن با فضای جدید و دین جدید و اصیل میشدن . همین ایرانی ها از دین تحریف شده مسیحیت استقبال کردن و اونو نسبت به زرتشتیت برتر دیدن تا چه برسه به اسلام و کتاب الهی قرآن


بنام خداي يكتا
دوست عزيز موقعي در تاريخ به حقيقت ميرسي كه عينك امروزي رو از چشمت و از ديد امروزي به گذشته نگاه نكني،،،،اينكه ميگي اسلام همه رو به دعوت به علم ميكنه كجا و اون دين كه منظورتون زرتشتي ها هستند كجا ،،،،،بنده يك ايراني مسلمان شيعه هستم ولي اگه يك زرتشتي بودم اينطور جوابت ميدادم : اينموقع كه دين زرتشتي هزاران سال درس يكتا پرستي ميداد اسلام كجا بود؟
يك استاد تاريخي داشتيم خدا بهش عمر بده حرف قشنگي زد،،،فرمود : كلمات در طول زمان تغيير ميكنند و حتي از بين ميروند،،،،مثلا الان اگه اسم نظام طبقاتي بياد در ضمير همه پايين شهر و فقر و غيره بوجود مياد در صورتي كه اين كلمه در اون دوران يك معني ديگه داشت،،،،،
نظام طبقاتي ساسانيان شايد از نگاه امروزي پر از عيب و إيراد و بعضا ظالما نه باشه ولي در دوران خودش يكي از بهترين شيوه حكومت داري بود،،،
مثلا اگه يكي پدرش كشاورز خودش هم بايد كشاورز ميشد ولي!! ولي اگه لياقت خودش رو در هر زمينه اي به اثبات ميرسوند ميتونست به جاهاي بالاتر برسه
مثلا اگه يكي نشون ميداد كه لياقت درس خوندن داره و لياقت خودشو به موبدان يا بزرگان نشون ميداد ميتونست درس بخون،،،،،و در نتيجه اين سياست كار دست كاردان مي افتاد و مثل الان نبود كه طرف رييس سوخت ميشه مدير عامل باشگاه،،،،شما زندگي نامه سرداران سپاهيان ساساني رو مطالعه كنيد،،،،هر كدام تو هر سمت يك نخبه نظامي بودند و الكي كه به اين سمت نرسيدند و همشون هم إشراف زاده نبودند
در مورد علم : اتفاقا تعداد دانشمندان ايران قبل اسلام خيلي بيشتر از بعد از ان بود و در واقع مسلمانان فاتح دستاورد هاي اونها رو به اسم خودشون ثبت كردن،،،،شما يك نگاه به تخت جمشيد بكنيد،،،أوج علم معماري و هنر رو ميرسونه،،،بعد اسلام هم همچين بنايي داريم؟؟؟ تيسفون رو ببينيد،،،كأخ اردشير بابكان،،،و خيلي جاهاي ديگه،،،،،
چرا هيچ بناي شكوه مند تاريخي در عربستان كه زادگاه اسلام هست رو نمي بينيم ،،، طبق ايه اي كه شما اورديد چرا دانشمندي از اعراب مسلمان نداشتيم؟؟؟
دوست عزيز اسلام دين مبيني هست درست ، همه قبول داريم ولي اينو بگم چرا بايد باستان رو بكوبيد؟؟؟ ميفرماييد حكومت فاسد!!! ساساني ،،،،والا حكومت هاي اسلامي مثل عباسيان و ،،،، صد مرتبه فاسد تر بودن،،،،،اون دانشمند هايي هم كه ذكر كرديد همه ايراني هستند،،،، پس همان طور كه گفتم در تحليل تاريخ عينك امروز بيني رو از چشمتان برداريد
6

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر
هخامنشیان وساسانیان غیر از ایران بخش زیادی ازمعماران و پزشکاشون خارجی بودن که عیبی هم نداره
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

هخامنشیان وساسانیان غیر از ایران بخش زیادی ازمعماران و پزشکاشون خارجی بودن که عیبی هم نداره

 

 

دوست عزیز منظور از خارجیا کیا هستن؟

در زمان هخامنشیان جهان متمدن زیر پرچم شاهان هخامنشی بودن و جز ایالات ایران بودند

مثل مصر بابل سومر و غیره

درسته مثلا پزشک های مصری خیلی توانا بودند ولی شاید تک و توک به دربار ایران می آمدند . ولی مطِن باش ایرانی ها در خیلی از زمینه ها و علم سرتر بودن ..چرا ؟

ساختن امپراطوری های عظیم و اداره کردن اونها نشان دهنده واقعیت هست....مثلا الان چرا یک کشور مثل آمریکا ابرقدرت هست؟ چون در هر زمینه علمی از بقیه سرتر هست و همین موضوع در مورد ایران باستان هم صدق میکنه

در مورد اشکانیان و ساسانیان  هم همینطور

موفق باشید

ویرایش شده در توسط Mohsen7719
0

به اشتراک گذاشتن این پست


لینک به پست
اشتراک در سایت های دیگر

لطفا وارد سیستم شوید برای ارسال نظر

شما قادر خواهید بود بعد از ورود به سیستم این نظر را ترک نمایید



ورود به سیستم